برچسب: افغانستان

  • حتی یک دیکتاتور هم نمی تواند افغانستان را نجات دهد!

    حتی یک دیکتاتور هم نمی تواند افغانستان را نجات دهد!

    بعد از گذشت بیست سال از کنفرانس بن و قدم برداشتن افغانستان به سمت دموکراسی، دولت افغانستان با بحران‌های متعددی مواجه شده است. نه‌تنها که حدود ۴۰ درصد از خاک افغانستان در کنترل دولت نیست، بلکه بحران‌هایی دولت را تهدید می‌کند که مطمئنا باعث فروپاشی دولت می‌شود. دولت کنونی از بحران‌هایی رنج می‌برد که امید به بقای دولت، بدون حمایت دولت‌های قدرتمند خارجی صفر است و چنین دولتی، بدون حمایت سیاسی و اقتصادی دولت‌های خارجی نمی‌تواند حتا یک سال هم دوام بیاورد. از سویی بازخیزش طالبان و بیش‌ترشدن گروه‌های تروریستی تا پنجاه گروه، از دیگر مشکلات کنونی است. تمام این مشکلات باعث شده تا برخی از محافل سیاسی و برخی از صاحب‌نظران و نویسندگان، به ناکارآمدی و شکنندگی دموکراسی معتقد شده، آن را دموکراسی ناکارآمد بخوانند و به این باور تأکید کنند که دموکراسی، روایتی مطلوب برای ساختار اجتماعی افغانستان نیست. به باور این آگاهان، نظامی که برای افغانستان مطلوب است، یک نظام دیکتاتوری است که در آن یک دیکتاتور ملی‌گرا، خردمند و میهن‌پرست، بر سر کار آمده و بتواند افغانستان را به سمت رشد و توسعه ببرد. چه بسا که در برخی موارد، از سنگاپور و نخست‌وزیرِ دیکتاتور آن، (لی کوآن یو) به‌عنوان یک الگوی خوب نام برده می‌شود که توانست در عین منش دیکتاتورانه، مدت کوتاهی باعث شکوفایی اقتصادی سنگاپور شده و کشور سنگاپور را به یکی از قطب‌های اقتصادی شرق آسیا و منطقه بدل کند. به همین جهت سوالی که پرداختن به آن لازم می‌آید این است که آیا ظهور یک دیکتاتورِ ملی‌گرا و خردمند، می‌تواند باعث رشد و توسعه‌ی افغانستان بشود؟ آیا دیکتاتورِ ملی‌گرا می‌تواند افغانستان را نجات بدهد؟ این نوشته بر این باور است که چنین دیکتاتوری، بر فرض که اگر امکان ظهور داشته باشد، نه‌تنها باعث شکوفایی افغانستان نشده بلکه کشور را دچار عقب‌گرد و توسعه‌نیافتگی می‌کند. مدعای این نوشته این است که دیکتاتوری، به‌دلیل ناکارآمدیِ تمرکزگرایی و از سویی، مواجه‌بودن افغانستان با بحران هویت و نبود هویت ملی، نمی‌تواند در افغانستان کارآمد باشد.

    نظام دیکتاتوری دارای دو مشخصه است که می‌توان جمع میان این دو مشخصه را نظامی دیکتاتوری خواند؛ تمرکزگرایی و اختیارات فراقانونی برای شخص حاکم. این دو مولفه، مهم‌ترین مولفه‌های نظام‌های دیکتاتوری‌ است. در نظام‌های دیکتاتوری، تمام قدرت در دست یک شخص جمع می‌شود. حرف اول و آخر از یک مرجع صادر می‌شود و تمام جغرافیای سیاسی، تحت نظارت یک شخص است. در چنین نظامی، چیزی به‌نام تفکیک قوا و توزیع قدرت، به معنایی که در علوم سیاسی مطرح می‌شود، وجود ندارد. شاید در نظام‌های دیکتاتور در ظاهر تفکیک قوا وجود داشته باشد، اما تمام قدرت در دست یک نفر جمع می‌شود و تصمیم‌ اجرایی از آنِ شخص حاکم است. و مشخصه‌ی دیگر آن اختیارات فراقانونی دیکتاتور است؛ طوری که در ادبیات سیاسی، از حکومت دیکتاتوری به حکومت خودکامه تعبیر می‌کنند، حکومتی که شخص حاکم پابند به قانون نیست و یا این‌که قانون، تابع اراده‌ی شخص حاکم است. در چنین حکومت‌هایی، اراده‌ی شخص حاکم، بالاتر از هر مصلحت و هر قانون نوشته یا نانوشته‌ای می‌نشیند. حال با توجه به این دو مشخصه، به بررسی کارآمدی دیکتاتوری در جامعه‌ای مانند افغانستان می‌پردازیم.

    مهم‌ترین مشکلی که دیکتاتوری با آن مواجه است، تمرکزگرایی است. تمرکزگرایی همواره باعث ناکارآمدی می‌شود. هر اندازه که یک حکومت تمرکزگرا باشد، به همان اندازه ناکارآمد است. به همین جهت است که اندیشمندان سیاسی، به جای دولت تک‌ساخت، دولت‌ فدرال را پیشنهاد می‌کنند و به‌جای نظام ریاستی که تمام قدرت در دست رییس‌جمهور متمرکز می‌شود، از نظام‌های پارلمانی که قدرت در میان اعضای پارلمان و کابینه تقیسم می‌شود، دفاع می‌کنند. یکی از اصول پذیرفته‌شده برای اندیشمندان سیاسی و توسعه، ناکارآمدی تمرکزگرایی است. این‌که تمام تصامیم مربوط به یک جغرافیای سیاسی در مرکز گرفته شود، برعلاوه که ساختار دیوان‌سالاری حکومت را با مشکلات فراوان مواجه می‌کند، باعث می‌شود که سازوکار اداری دولت، نتواند پاسخ‌گوی نیازهای شهروندان باشد و در نتیجه ساختار دولت با بحران‌های متعددی مواجه شود. اصولا تصمیم سیاسی براساس یک سلسله اطلاعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گرفته می‌شود و حکومت‌های تمرکزگرا به‌دلیل این‌که نمی‌توانند از تمام جغرافیای سیاسی اطلاعات کافی داشته باشند، تصامیم سیاسی متناسب و کارآمدی گرفته نمی‌توانند. مشخصا در مورد افغانستان، فردی که در پایتخت نشسته است و در دیوار ارگ محصور است، اطلاعات کافی از بافت اجتماعی و فرهنگ روستاییان جنوب ندارد و به همین سبب، نمی‌تواند تصمیمی مناسب برای آن‌ها بگیرد و چه بسا که تصمیم او، از سوی روستانشینان جنوبی مشروع و مقبول تلقی نشود. به همین جهت است که اندیشمندان سیاسی بر این نکته تأکید می‌کنند که تصمیم سیاسی، باید تا حد امکان، در نزدیکی شهروندان گرفته شود و هر چه تصمیم‌گیرندگان، نزدیک‌تر به جغرافیای شهروندان باشند، میزان اطاعت و پیروی از آن تصمیم بیش‌تر است. نظیر همین مسأله را فردریک فون هایک، فیلسوف و اقتصاد دان اتریشی در کتاب «راه بردگی» در مورد اقتصاد مرکزگرا تبیین می‌کند. فون هایک معقتد است که اقتصادهای مرکزگرا مانند نظام اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی، به این دلیل با شکست مواجه می‌شوند که نمی‌توانند تمام اطلاعات مربوط به بازار، و بالا و پایین‌شدن قیمت‌ها را در یک مرکز جمع‌آوری کرده و براساس آن تصمیم بگیرند. به دلیل همین پراکندگی اطلاعات، اقتصاد مرکزگرا با مشکل مواجه می‌شود. به همین اساس می‌توان سخن هایک را به نظام سیاسی نیز تعمیم داد و بر این نکته تأکید کرد که نظام‌های مرکزگرا، به‌دلیل در دست‌نداشتن اطلاعات کافی، در تصامیم سیاسی خود دچار مشکل می‌شوند.

    برعلاوه، حتا اگر فرض کنیم که تمرکزگرایی در برخی کشورها بتواند کارآمد باشد، در جامعه‌ای مانند افغاسنتان هیچ‌گاه کارآمد نخواهد بود، و این به‌دلیل ساختارِ اجتماعی افغانستان است. جامعه‌ای افغانستان، جامعه‌ای به‌شدت مرکزگریز است و همواره تلاش می‌کند که خود را از زیر تصامیم دولت برهاند و از آن فرار کند. جامعه‌ی افغانستان که حدود هشتاد درصد آن را روستاییان تشکیل می‌دهند، همواره نسبت به دولت و مرکز دید نامناسبی دارند و به آن، به چشم یک بیگانه نگاه می‌کنند. این شکاف به حدی زیاد است که بسیاری از صاحب‌نظران، تحولات اخیر در افغانستان را معلول شکاف میان جامعه و دولت دانسته‌اند، به‌عنوان نمونه،‌ ظهور احزاب اسلام‌گرا، در حقیقت نمادی از شکاف میان جامعه و دولت بود، شکافی در نهایت باعث سقوط دولت کمونیستی داکتر نجیب شد. با توجه به این نکته، می‌توان تمرکزگرایی را در کشوری مانند افغانستان، به‌شدت ناکارآمد و محکوم به زوال دانست.

    از سویی دیگر، یکی دیگر از مشکلات دیکتاتوری تمرکزگرا، این است که چنین حکومتی، در جامعه‌ای مانند افغانستان که یک جامعه‌ی چندپارچه و دارای شکاف‌های قومی، زبانی، منطقه‌ای و مذهبی است، به هیچ وجه نمی‌تواند برای خود مشروعیت کافی کسب کند و شهروندان را مطیع خود سازد. حکومت مرکزی، از هر قومی که باشد، باز هم در میان اقوام دیگر مشروعیت و مقبولیت کافی ندارد. فرهنگ سیاسی افغانستان به گونه‌ای است که مشروعیت و اطاعت از فرد خارج از قوم را ناممکن می‌کند. به همین دلیل است که حکومت‌های تمرکزگرا در افغانستان، همواره با بحران مشروعیت مواجه می‌شوند و این بحران،‌ دیر یا زود حکومت را با فروپاشی مواجه می‌کند.

    همین‌طور ترکیب دیکتاتور ملی‌گرا، خود به‌گونه‌ای است که ناممکن‌بودن چنین حکومتی و ظهور چنین دیکتاتوری را ناممکن می‌کند. دیکتاتور ملی‌گرا زمانی می‌تواند ظهور کند که اول، ملت ساخته شده باشد و از درون چنین ملتی، دیکتاتوری ظهور کند که دغدغه‌ی تمام ملت را داشته باشد. اما در کشوری مانند افغانستان که روندهای ملت‌سازی آن در صد سال اخیر با مشکل مواجه شده و شهروندان جامعه نتوانسته‌اند خود را تحت هویتی واحد و ارزشی واحد تعریف کنند، ظهور یک رهبر ملی‌گرا ناممکن است. چگونه می‌توان توقع داشت شخصی ظهور کند که دغدغه‌ی تمام ملت را داشته باشد، درحالی‌که هنوز ملتی وجود ندارد!؟ زمانی می‌توان به امکان ظهور یک دیکتاتور ملی‌گرا امیدوار بود که اساسا چیزی به‌نام ملت وجود داشته باشد و در شرایط فعلی افغانستان، ظهور چنین دیکتاتوری، نه‌تنها که بعید است، بلکه ناممکن است. و اگر بر فرض دیکتاتوری از میان جامعه‌ی افغانستان سر برون آورد، یک فاشیست و دیکتاتور قوم‌گرا خواهد بود نه یک ملی‌گرا. دیکتاتور افغانستانی، بیش‌تر از آنکه یک لی‌کوان‌یو باشد، یک عبدالرحمن خان خواهد بود.

    مهر تأیید دیگری که بر ناکارآمدی دیکتاتوری صحه می‌گذارد، تجربه‌ی حکومت‌های دیکتاتور است. حکومت سردار داوود خان، حکومت حزب دموکراتیک خلق و حکومت طالبان، نمونه‌های بارزی از دیکتاتوری در صد سال اخیر هستند. هر سه حکومت، با زوال مواجه شدند و نتوانستند که مسیر توسعه را بپیمایند. حکومت سردار داوود خان گرچند دارای طرح‌های اقتصادی به ظاهر کارسازی بود و توانست تا حدودی در کشور رشد اقتصادی ایجاد کند، اما به‌دلیل منش تمرکزگرایی و دیکتاتوری شخص داوود خان، در کم‌تر از هشت سال به واسطه‌ی کودتایی که توسط مخالفینش ترتیب داده شده بود، سقوط کرد و کشور را به سمت بی‌ثباتی سیاسی و همین‌طور عقب‌ماندگی اقتصادی برد. همچنین حکومت‌های ترکی، حفیظ‌الله امین، کارمل و داکتر نجیب با همین مشکل مواجه شدند و به‌دلیل تمرکزگرایی‌ای که از مسکو و لنین آموخته بودند، نتوانستند به حیات خود ادامه بدهند. واضح‌ترین مثال ناکارآمدی دیکتاتوری هم پنج سال سلطه‌ی طالبان است که نه‌تنها هیچ توسعه‌ای را ایجاد نکرد، بلکه افغانستان را برای دهه‌ها با عقب‌گرد مواجه کرد. تجربه‌‌های تاریخی صد سال اخیر، مهر تأییدی است بر ناکارآمدی دیکتاتوری در افغانستان.

    در پایان باید به این نکته اشاره کرد که مقایسه‌ی سنگاپور با افغانستان، مقایسه‌ای اساسا اشتباه است. شاید بتوان گفت مهم‌ترین تفاوت این است که افغانستان با بحران‌هایی مواجه است که سنگاپور با آن‌ها مواجه نیست. مهم‌ترین بحرانی که مانع ظهور یک دیکتاتور ملی‌گرا می‌شود، بحران هویت است. افغانستان هنوز ملت نشده است که بتوان به ظهور یک دیکتاتور از درون آن امیدوار بود. بر علاوه، وسعت جغرافیای افغانستان که چندبرابر سنگاپور است، موقعیت ژئوپولیتیک افغانستان که آن را تبدیل به باتلاق امنیتی کشورهای منطقه کرده است، فرهنگ سیاسی محلی و ده‌ها عامل دیگر، مقایسه میان سنگاپور و افغانستان را ناممکن می‌کند.

    محمد هادی ابراهیمی

  • ضیاء: توانایی دفاع از افغانستان در برابر تهدیدات داخلی و خارجی را داریم

    ضیاء: توانایی دفاع از افغانستان در برابر تهدیدات داخلی و خارجی را داریم

    وزارت دفاع ملی از راه اندازی تمرینات نظامی نیروهای امنیتی افغان در ولسوالی گوشتۀ ولایت ننگرهار خبر می دهد.

    به گفتۀ این وزارت در این تمرینات نظامی، قوت‌های پیاده، کماندوها، قوت‌های ضربتی، نیروهای سرحدی و نیروهای هوایی افغان شرکت داشتند.

    در این تمرینات نظامی که روز جمعه ۱۴ اگست (۲۴ اسد) در منطقۀ “گوسرو” ولسوالی گوشته و در نزدیکی خط دیورند راه اندازی شده بود، نظامیان افغان توانایی‌های خود در استفاده از “سلاح‌های سبک و سنگین” را به نمایش گذاشتند.

    جنرال یاسین ضیا، لوی درستیز قوای مسلح افغانستان گفت راه اندازی این تمرینات نظامی آن هم در نقاط مرزی پیام‌های واضح به دوستان و دشمنان افغانستان دارد.

    او افزود: «کشورهایی که همراه ما دوست و همسایه هستند برای آن‌ها اطمینان خاطر می‌شود از توانایی‌ها و حفظ سرحد ما و در جاهایی که آن‌ها، تروریست‌ها را تمویل و تجهیز می‌کنند نیز پیام واضح می‌رساند که ما متوجه و مراقب شان هستیم.»

    آقای ضیا همچنان گفت نیروهای امنیتی و دفاعی افغان از قابلیت‌های بیشتری برخوردار اند و حالا می‌توانند از تمامیت ارضی افغانستان و در مقابل “حملات دشمنان بیرونی و داخلی” مستقلانه دفاع کنند.

    وزارت دفاع با راه‌اندازی این تمرینات نظامی در حالی از آمادگی‌ها برای مقابله با “دشمنان داخلی و بیرونی” کشور در نقاط مرزی با پاکستان خبر می‌دهد که در ماه‌های اخیر نظامیان دو کشور چندین‌بار با هم درگیر شدند.

  • پنتاگون: با توجه به شرایط نیروهای خود در افغانستان را کاهش می دهیم

    پنتاگون: با توجه به شرایط نیروهای خود در افغانستان را کاهش می دهیم

    وزارت دفاع امریکا یا پنتاگون می‌گوید دولت آن کشور با توجه به شرایط آماده است که به کاهش نیروهای خود در افغانستان ادامه دهد.

    پنتاگون گفت امریکا در تلاش است تا تعداد سربازان خود در افغانستان را در چهار ماه آینده به کمتر از ۵ هزار تن کاهش دهد؛ اما این امر وابسته به شرایط است.

    براساس اعلام وزارت دفاع امریکا این اقدام پس از مشوره با کنکره و در هنماهنگی با ناتو انجام خواهد شد.

    این در حالی است که پیش از این دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا گفته بود قبل از انتخابات شمار سربازان شان در افغانستان را به ۵ تا ۴ هزار تن کاهش می‌دهد.

    ایالات متحده امریکا در امضا توافق نامه صلح در دوحه پایتخت قطر تعهد کرده بود ظرف ۱۴ ماه تمامی نیروهای نظامی اش را از افغانستان خارج می‌کند.

  • طالبانِ پس از آشتی و خطر سیاسی شدن تروریزم

    طالبانِ پس از آشتی و خطر سیاسی شدن تروریزم

    طالبان اکنون، نه‌تنها یک واقعیت جنگی و وحشت‌‌آفرین، بلکه یک واقعیت سیاسی نیز است. واقعیت سیاسی طالبان، بزرگ‌‌ترین شکست دموکراسی در افغانستان می‌‌تواند تعبیر شود. توافق‌‌نامه‌ی دوحه به همان میزان که ما را به ختم جنگ امیدوار می‌‌کند؛ به خطر برگشت طالبان تروریست در قاموس یک حزب سیاسی نیز هشدار می‌‌دهد. اصلاح‌‌ناپذیری طالبان، تصور غالب در قبال این گروه است. این‌‌که چرا طالبان چنین موفقیتی را کسب کردند، شاید به علت‌‌های زیر بستگی داشته باشد.

    ۱. دوام ماشین جنگی

    جنگ، تنها تثبیت موقعیت در سنگر نیست، بلکه احراز قدرت در سیاست نیز است. در تاریخ سراسر جنگ افغانستان، طالبان تنها گروهی هست که پس از سقوط کامل، دوباره خود را با تاکتیک‌‌های جدید جنگی عیار کرد. ممکن این موفقیت، علت‌‌های بیرونی و داخلی دیگر نیز داشته باشند. ولی این علت‌‌ها فقط مختص به طالبان نیست، بلکه شامل حال احزاب چپی و جهادی نیز می‌‌شود.

    احزاب خلق و پرچم، با سقوط حکومت داکتر نجیب‌‌الله، توان تجدید قوا را در صحنه‌‌ی جنگ از دست داد. لذا، ماهیت سیاسی خود را نیز از دست داد. اعضای آن یا منزوی و متواری شدند و یا در احزاب دیگر منحل شدند. احزاب جهادی نیز، با شرایط جنگی جدید کنار آمده نتوانست. اما با ساختار حکومت پساطالبانی تعامل کرد. این تعامل، این احزاب را از دچار شدن به سرنوشت احزاب چپی نجات داد.

    طالبان، در طول این سال‌‌ها نه‌تنها جنگ را دوام داد، بلکه خود را با شرایط جدید جنگی نیز همگام ساخت. سازگاری با شرایط جنگی، این گروه را خیلی خطرناک کرده است و احتمال دارد که حتا اگر با حکومت آشتی هم کند، باز هم رویکرد ایدئولوژیکی معطوف به خشونت خود را حفظ کرده و دوباره کشور را به کام جنگ فرو برد.

    طالبان به‌سبب ماهیت ایدئولوژیک داشتن، رابطه‌‌ی گسست‌‌ناپذیر با جنگ و خشونت دارد. این گروه برای بقای خود، تقریبا هیچ گزینه‌‌ای غیر از جنگیدن ندارد. قرار داشتن طالبان در موقعیت تک‌‌گزینه‌‌ای برای بقا، دورنمای صلح و ختم جنگ را در کشور، تیره و تار نموده است.

    ۲. دیپلماسی مبتنی بر دوام خشونت

    طالبان با زیرساخت خشونت‌‌پروری، رویکرد دیپلماتیک نیز دارد. هر انتحاری‌ای که خود را منفجر می‌‌کند، پشتوانه‌‌ای می‌‌شود برای منطق دیپلماتیک مبتنی بر خشونت طالبان، در پشت میز گفت‌‌وگوهای صلح.

    این گروه، دیپلماسی مبتنی بر خشونت را به گونه‌‌ی حساب‌‌شده به پیش می‌‌برد. بزرگ‌‌ترین مشکل حکومت افغانستان و جامعه‌‌ی بین‌‌المللی در مواجهه با طالبان این است که این گروه، به کم‌‌ترین ارزش‌‌های حقوق بشری پابند نیست و ابتدایی‌‌ترین حقوق جنگ‌‌جویان خود را رعایت نمی‌‌کنند. انتحارکردن، بارزترین نشانه‌‌ی عدم رعایت حقوق جنگ‌‌جویان است. طالبان از انتحارگران، به‌عنوان پیشرفته‌‌ترین و به‌صرفه‌‌ترین جنگ‌‌افزارها استفاده می‌‌کنند. در منطق طالبان، جنگ‌‌جویان، محموله‌‌های باروت‌اند که خوب‌‌ترین کاربرد را در مقابله با دشمن دارند.

    دیپلماسی مبتنی بر خشونت طالبان، قدرت‌‌مندترین کشور دنیا را مجبور به مذاکره با این گروه کرد. عمده‌ترین پیام منفی مذاکره‌‌ی امریکا با طالبان، نتیجه دادن وحشیانه‌‌ترین نوع خشونت از طرف طالبان در میدان جنگ است. مذاکرات صلح با طالبان چه به نتیجه برسد یا نرسد، دست‌آورد دوسره‌اش برای طالبان این است که از جنگ ۲۰ ساله‌‌ی خود دست‌آورد داشته است. نخستین دست‌آورد آن قباحت‌زدایی از جنایات این گروه در سطح بین‌‌المللی است.

    ۳. ناکامی حکومت

    حکومت افغانستان در طول ۲۰ ‌‌سال، در میدان نبرد با طالبان، موفقیت چندانی نداشته است. موفقیت‌‌های جنگی حکومت، معلول جان‌‌نثاری‌‌های سربازان ارتش و پولیس در جبهه‌‌های جنگی بوده و ناکامی‌‌ها بر می‌‌گردد به مدیریت جنگ در سطح وزارت‌‌خانه‌‌های جنگی و رهبری حکومت.

    حکومت همچنان دیپلماسی مبتنی بر جنگ را علیه طالبان با موفقیت پیش برده نتوانست. تعریف طالبان از دشمن مشخص بود: خارجی‌‌های کافر و داخلی‌‌های مزدور. اما حکومت، طالبان را گاه دشمن خطاب کرد، گاه برادران ناراضی و گاه مخالفان مصلح. عدم دقت، در تعریف روشن از دشمن، حکومت را در افکار عمومی، به دورویی و اهمال در قبال دشمن، مظنون کرد.

    حال آن‌که مردم پس از سقوط طالبان، کم‌‌ترین تردیدی به این نداشتند که نظام سیاسی پساطالبانی، به مراتب گزینه‌‌ی بهتر از طالبان است. اما حکومت به مرور زمان، این محبوبیت را در میان مردم از دست داد. فساد گسترده‌‌ی اداری، حیف و میل شدن کمک‌‌های خارجی، قوت‌‌گرفتن زورگویی‌‌های کسانی که با حکومت نسبتی داشتند، تبعیض سیستماتیک در برابر اقوام، حذف استعدادها به‌دلیل نسبت‌‌های قومی و یا شامل‌نبودن در تیم حاکم، رشد فقر و بیکاری و ریخت و پاش‌‌های بی‌‌رویه‌‌ی کارمندان بلندرتبه‌‌ی حکومتی، تجمع دارایی‌‌های مردمی در دستان چند نفر، سهمیه‌‌بندی‌شدن کانکور و ورود به ارتش و پولیس، عواملی‌اند که بهتر‌‌بودن حکومت را به‌جای طالبان، به شدت تضعیف کرده است.

    ۴. تضعیف بدون بدیل

    یکی از افتخارات حکومت پساطالبانی، به‌خصوص حکومت وحدت ملی این است که جزیره‌‌های قدرت را که همان احزاب سیاسی‌اند، تضعیف کرده‌اند. این اقدام حکومت به‌خصوص در میان جوانان و تحصیل‌کردگان طرفداران زیاد دارند و در جای خودش، یک رفورم به‌حساب می‌آید. اما مشکل در این است که حکومت، در راستایی اصلاحات سیاسی، رویکرد حذف بدون بدیل را در پیش گرفت. احزاب سیاسی را تضعیف کرد، بدون آن‌که روی احزاب جاگزین فکر کند یا فرهنگ سیاسی را در کشور رشد دهد. یکی از مهم‌‌ترین شعارهای حامد کرزی این بود که دانشگاه‌‌ها و دانشجویان باید غیرسیاسی باشند. منظور کرزی این بود که نهادهای تحصیلی، بازیچه‌‌ احزاب جهادی نباشند که این سخن درست بود؛ اما روی دیگر سکه که بدیل این احزاب باشد، نادیده گرفته شد. تعارض آشکاری که در این سیاست حکومت وجود داشت این بود که از یک طرف، به آزادی بیان اهمیت می‌‌داد و فضای عمومی تا حدودی زیادی باز بود. ولی از طرف دیگر، روی شکل‌‌گیری جریان‌‌های سیاسی که پاسخ‌‌گوی نیازهای نسل پساطالبانی باشد، کاری صورت نگرفت. لذا، ما یک آزادی بیانی در خلای اندیشیدن و فعالیت سیاسی داشتیم. نتیجه آن شد که آزادی بیان تبدیل شد به فرصتی برای لاابالی‌‌گری و روزمرّگی. یکی از علت‌‌هایی که گروه‌‌های افراطی از دانشگاه‌‌ها به سربازگیری پرداختند؛ همین خلای فعالیت سیاسی بود.

    اکنون از یک ‌‌طرف، احزاب سیاسی که معمولا جهادی‌اند، فرایند رو به زوال را می‌‌پیمایند و از طرف دیگر، حتا به اندازه‌‌ی همین احزاب در حال افول، ما حزب جدیدی که شکل‌‌گرفته‌ی ۲۰ ‌سال پسین باشد، نداریم. فرهنگ سیاسی در کشور، به حالتی رسیده است که کنش‌‌گران پیشین آن، در حال احتضارند و از طرفی، آلترنتیفی برای آن در جامعه، درنظر گرفته نشده است.

    بین نسل سیاسی پیشاطالبان و نسل پساطالبان، حفره‌‌ای عمیق وجود دارد. این گسست، معلول عدم تعامل بین این دو نسل است. تجربه‌‌های سیاسی رهبران، به نسل جوان منتقل نشد و جوانان، با سوءظن نسبت به رهبران می‌‌نگرند.

    از جانب دیگر، فامیلی‌‌شدن قدرت در اکثر احزاب سیاسی، سفره‌‌ی این احزاب را از دوره‌‌ی ایدئولوژیک اندیشی به مراتب تنگ‌‌تر کرده است. از این منظر اگر به موضوع نگاه کنیم؛ طالبان ظرفیت یک حزب ایدئولوژیک را داراست و بقیه احزاب، فرایند فامیلی‌‌شدن را طی می‌‌کند. گستره‌‌ی نفوذ طالبان به‌دلیل خصوصیت ایدئولوژیکی آن، بسی وسیع‌‌تر از بقیه احزاب سیاسی است.

    اکنون که در آستانه‌‌ی مذاکرات بین‌‌الافغانی قرار داریم تا تمهیدات صلح را فراهم کند، مهم‌‌ترین رسالت رجال سیاسی کشور، آوردن اصلاحات ساختاری در احزاب سیاسی است. این اصلاحات، هم ضامن بقای این احزاب شده می‌‌تواند و هم مانع گسترش تفکر طالبانی در قالب یک جریان سیاسی می‌‌شود.

    بزرگ‌‌ترین خطر طالبان پس از آشتی، تبدیل‌شدن آن گروه به یک حزب سیاسی است. طالبانی که در دهه‌‌ی هفتاد خورشیدی، با زور نظامی بیش‌‌تر از نود فیصد خاک کشور را تحت کنترل درآورد، در نبود احزاب سیاسی کارا، امکان تبدیل‌شدن به یک ابرایدئولوژی افراطی را نیز دارد. خطر تبدیل‌شدن تروریزم به یک حزب سیاسی دگم‌‌اندیش و سلفی‌‌گرا، جدی‌‌ترین خطر برای نهادهای مدنی شکل‌‌گرفته در طی بیست‌‌سال پسین، آزادی بیان، حضور زنان در جامعه، اقلیت‌‌های مذهبی و قومی است. جدی‌‌بودن این خطر را باید همه به‌عنوان یک معضل بالقوه بپذیرند.

    در عقیم‌ساختن فضای سیاسی در کشور، تنها احزاب سیاسی مقصر نبودند؛ گرچند بخش عمده‌‌ی این کوتاهی متوجه آنان است. در کنار آن، حکومت (دوران حامدکرزی و حکومت وحدت ملی) نیز در عقیم‌سازی سیاسی، نقش دارند. فردمحوری در احزاب سیاسی و تضعیف‌‌ احزاب، بدون در نظرگرفتن بدیل، دست به دست هم داد تا در نتیجه به مرحله‌‌ای برسیم که حالا در صورت پیوستن طالبان به پروسه‌‌ی صلح، خطر سیاسی‌شدن آن، مجموعه ارزش‌‌های مدرن ۲۰ ‌‌سال اخیر را به گونه‌‌ی جدی تهدید می‌‌کند. در معرض خطر قرار گرفتن آزادی بیان، حقوق زنان، احترام به حقوق اقلیت‌‌ها و فرصت‌‌های تحصیلی و شغلی، میراثی است که احزاب سیاسی و حکومت پساطالبانی به گونه‌‌ی مشترک از خود به جا می‌گذارند. این بار در طالبانیزه‌کردن فضای سیاسی، رجال سیاسی و زمامداران، سهم مشترک دارند.

    نویسنده: محمد موسی شفق

  • سفیر افغانستان در پاکستان استعفا داد

    سفیر افغانستان در پاکستان استعفا داد

     شکرالله عاطف مشعل، سفیر افغانستان در پاکستان، استعفا داده است.

    آقای مشعل متن استعفانامه خود را در فیس‌بوکش همگانی کرده است.

    رییس جمهور غنی نیز استعفای او را منظور کرده است.

    مشعل در مورد دلیل استعفای خود نوشته است: «به دلیل استفاده نتوانستن از فرصت‌های تحصیلی و سایر معاذیری که دوام کار را برایم دشوار کرد، ناگزیر در ۲۵ام قوس سال گذشته استعفانامه خود را به رییس جمهور سپردم و دومین استعفانامه خود را نیز در ۲۵ سرطان ۱۳۹۹ امضا کردم.»

    استفعای آقای مشعل سال گذشته از سوی رییس جمهور غنی پذیرفته نشده بود.

    شکرالله عاطف مشعل که نماینده ویژه رییس جمهور در امور پاکستان نیز بود، در ماه عقرب سال ۱۳۹۷ به این سمت گماشته شده بود.

    به تازه‌گی، محمدعمر داوودزی به عنوان نماینده ویژه رییس جمهور در امور پاکستان تعیین شده است.

  • چین به حل مشکلات اقتصادی کرونا به افغانستان کمک می کند

    چین به حل مشکلات اقتصادی کرونا به افغانستان کمک می کند

    وزیر خارجۀ چین گفت پکن به حل چالش های اقتصادی ناشی از کرونا به افغانستان کمک می کند.

    وانگ یی، در اجلاس مشترک وزیران خارجۀ افغانستان، پاکستان، چین و نیپال که روز گذشته برگزار شد، گفت چین آماده همکاری با افغانستان است.

    گران هیواد سخنگوی وزارت خارجه در پیامی که به رسانه‌ها فرستاده گفته است وزیران خارجه چهار کشور تاکید کردند با برقراری آتش‌بس، شرایط برای کمک به آسیب دیده‌های ویروس کرونا مساعد می‌شود.

    وی افزود:«وزرای خارجه سه کشور بر مفید بودن کمک‌های‌شان در صورت تامین آتش‌بس بشردوستانه تاکید ورزیدند و از طالبان هم خواستند تا هر چه زودتر با حکومت افغانستان وارد مذاکرات صلح شوند.»

    آقای هیواد افزود، وزیران خارجه چهار کشور گفتند به همکاری‌های منطقه‌یی ‌شان در بخش‌های گوناگون به ویژه مبارزه با ویروس کرونا ادامه خواهند داد.

    چین از جمله کشور هایست که در حال حاضر روی ساختن واکسن برای بیماری کووید ۱۹ کار می‌کند. مقام‌های این کشور به افغانستان اطمینان داده اند که با پیروزی در عرصۀ ساختن واکسن، افغانستان را در اولویت‌های‌شان قرار خواهند داد.

  • محموله کمک بهداشتی ایران به افغانستان به مقامات در هرات تحویل داده شد

    محموله کمک بهداشتی ایران به افغانستان به مقامات در هرات تحویل داده شد

    محموله تجهیزات بهداشتی اتاق مشترک «هرات- مشهد» برای مقابله با کرونا امروز چهارشنبه به هرات رسید.

    در مراسم تحویل این تجهیزات به ارزش حدود سه میلیون افغانی( معادل چهل هزار دلار)، سرکنسول جمهوری اسلامی ایران و مسئول اتاق «هرات- مشهد» نیز حضور داشتند.

    «میرا سلیمان خیل»، مسئول اتاق‌های مشترک هرات – مشهد گفت: این کمک‌ها شامل یک هزار ماسک فیلتردار، ۲۰ هزار ماسک بهداشتی، ۴۰۰ دست لباس گروه درمانی، یک هزار و ۲۰۰ ژل ضد عفونی کننده و دیگر لوازم بهداشتی است.

    وی افزود با وجود اینکه ایران هم با مشکلات بحران کرونا مواجه بوده، بازهم با مردم افغانستان همکاری همه جانبه داشته است.

    «محمد صدیقی فر» سرکنسول سفارت ایران در هرات هم در مراسم تحویل این تجهیزات گفت: همسایه‌های اطراف ایران به ویژه افغانستان در اثر بحران کرونا نسبت به ایران کمتر با چالش مواجه بودند که علت آن هم همکاری‌های این کشور می‌باشد.

    صدیقی فر افزود: از آغازین روزهای بحران کرونا روابط میان افغانستان و ایران به خوبی ادامه داشته و مشکلات باعث قطع رابطه دو کشور نشده است.

    وی تأکید کرد که کنسولگری ایران در هرات در روزهای اوج کرونا تلاش‌های زیادی کرد تا برای بازرگانان افغان ویزا صادر کند.

    «سید وحید قتالی» والی هرات هم در این برنامه از اتاق مشترک دو کشور قدردانی کرد و گفت مسئولان افغان باید سرمایه‌گذاران ایرانی را تشویق کنند تا در افغانستان سرمایه گذاری کنند.

    قتالی تأکید کرد دولت افغانستان هم این توانایی را دارد که برای سرمایه گذاران ایران در داخل افغانستان فرصت‌هایی خوبی را ایجاد کند.

    در ششم جوزا(خرداد) ماه نیز هواپیمای حامل کمک های بهداشتی جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه کابل بر زمین نشست. این محموله شامل ماسک، موادضدعفونی کننده، دستکش و مواد شفاخانه ای بود که از طرف مردم و بخش خصوصی جمهوری اسلامی ایران به مردم افغانستان اهداء شده بود.

    جمهوری اسلامی ایران پیش از آن نیز دوهزار کیت تشخیص ویروس کرونا را به دولت افغانستان اهدا کرده بود که در ولایت غربی هرات مورد استفاده قرار گرفت.

  • پروازهای افغانستان و ایران به ترکیه تا اطلاع ثانوی لغو شد

    پروازهای افغانستان و ایران به ترکیه تا اطلاع ثانوی لغو شد

    براساس گزارشها از ایران با تصمیم وزارت حمل و نقل و بهداشت ترکیه مجوز پرواز هواپیماهای ایرانی و افغانستانی به ترکیه “لغو” شده است.

    دو شرکت‌های هواپیمایی ایران امروز یکشنبه (۲۹ تیرماه) از باطل شدن مجوز پروازهای تهران-استانبول-تهران خبر داد؛ این شرکتها گفته‌اند: “با تصمیم ترکیه مرز هوایی ایران و ترکیه مجددا بسته شد.”

    دو شرکت هواپیمایی ماهان و “قشم ایر” اعلام کرده‌اند: “با توجه به اعمال محدودیت‌های جدید کشور ترکیه و بسته‌شدن مرزهای این کشور، پروازهای تهران-استانبول-تهران تا اطلاع ثانوی لغو شد.”

    محدودیتهای جدید از صبح امروز اجرایی شده است.

    مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکت های هواپیمایی ایران گفت از امروز پروازهای ایران و افغانستان اجازه ورود به ترکیه را ندارند.

    آقای اسعدی سامانی گفته است: «پیش از این برنامه‌ریزی شده بود که پروازهای ترکیش ایرلاین به شهرهای ما بیاید همچنین پروازهای شرکت‌های هواپیمایی داخلی به ترکیه انجام شود اما شب گذشته ترکیه با صدور این پیام، اجازه انجام پرواز از ایران و افغانستان به ترکیه را صادر نکرد.»

    پیش از این مقرر شده بود شرکتهای هواپیمایی ایران پروازهای خود را به ترکیه از سر بگیرند و شرکت‌های ایرانی بلیت مسیرهای ترکیه را آغاز کرده بودند؛ اما با تصمیم جدید ترکیه، تمام بلیت‌های خریداری شده لغو شده است.

    مولود چاووش‌اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه حدود یک ماه پیش در دیدار با جواد ظریف، همتای ایرانی خود از برنامه‌ریزی برای برقراری پروازهای میان دو کشور از اول اوت خبر داد که با شروع موج دوم کرونا در ایران این تصمیم لغو شد.

    مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی پیش از اعلام تصمیم جدید ترکیه گفته بود: «به دلیل شرایطی که شیوع ویروس کرونا در کشور به وجود آورده و در این روزها شاهد تشدید این وضعیت هستیم، احتمال دارد پروازهای خارجی به مقصد استانبول که قرار بود از اول آگوست (۱۱ مرداد ماه) راه اندازی شود به تعویق بیافتد و در واقع همه چیز در این زمینه بستگی به شرایط شیوع و گسترش ویروس کرونا دارد.»

    از اوایل اسفند ماه پارسال و با آغاز تشدید شیوع کرونا در ایران، ترکیه کلیه پروازهای مسافری و باری میان دو کشور را متوقف کرد.

    ترکیه همواره یکی از مقاصد محبوب ایرانی‌ها برای سفر بوده است؛ بر اساس اعلام وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه در سال ۲۰۱۹ دو میلیون و صد هزار نفر به ترکیه سفر کردند.

    ممنوعیت ورود مسافران ایرانی به ترکیه در ماههای اخیر خسارت‌هایی را برای مسافران و برگزارکنندگان تورهای مسافرتی در پی داشته است.

    ۵ روز پیش، شرکت هواپیمایی ترکیه (ترکیش ایرلاینز) اعلام کرد که به دلیل ابتلای مسافران افغان به ویروس کرونا پروازهایش را به افغانستان متوقف کرده است.

    این شرکت بعد از توقف سه ماهه پروازش به افغانستان به دلیل شیوع ویروس کرونا اواخر ژوئن پروازهای خود را به کابل از سر گرفت و صدها مسافر را از کابل به ترکیه انتقال داد.

    ترکیش ایرلاینز پروازهایش را چهارشنبه چهارم تیر به افغانستان از سر گرفت و با پنج پرواز صدها مسافر را میان ترکیه و افغانستان جابجا کرد.

    حالا با تصمیم جدید دولت ترکیه کلیه پروازها لغو شده است.

  • افغانستان و تفاوت دیدگاه نظامیان و سیاسیون امریکا!

    افغانستان و تفاوت دیدگاه نظامیان و سیاسیون امریکا!

    سیاسیون و نظامیان امریکایی از دیر باز دربارۀ افغانستان و دیگر نقاط جهان اختلاف نظرهایی داشته‌اند. اما اختلاف میان سیاسیون و نظامیان امریکایی پس از ناکامی استراتژی جنوب آسیا و افغانستان دونالد ترامپ، امضای موافقت‌نامۀ صلح امریکا با طالبان و همچنان انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان روشن‌تر گردید.

    وقتی استراتژی دونالد ترامپ در قبال افغانستان و جنوب آسیا که زیر تأثیر و نفوذ نظامیان به‌ویژه جنرال ماتیس وزیر دفاع وقت امریکا تدوین شده بود و بر سرکوب طالبان و قلع‌وقمع کردن آنان از راه نظامی تأکید داشت ناکام گردید، کاخ سفید در جست‌وجوی راه‌وچارۀ تازه افتاد و بحث پایان درگیری از راه مذاکره و گفت‌وگو بالا گرفت. دونالد ترامپ اعتمادش را به مشاوران نظامی و کارگزاران امنیتی کشورش از دست داد. جنرال متیس و بعدتر جان بولتن کنار رفتند، اما این کناررفتن‌ها نقشی در تغییر دیدگاه نظامیان امریکایی در قبال جنگ افغانستان نداشت.

    نظامیان امریکایی بی‌پرده با طرح صلح کاخ سفید مخالفت کردند. پنتاگون و نهادهای استخباراتی یک دوره موفق شدند که مذاکره با طالبان را لغو کنند و از حضور سران طالبان به کمپ دیوید جلوگیری نمایند.

    دال مرکزی توافق صلح امریکا با طالبان که از سوی کاخ سفید و وزارت خارجۀ امریکا تعقیب و دنبال می‌شود، بحث خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و واگذاری مسوولیت جنگ با تروریزم به طالبان است. اما نظامیان امریکایی با صراحت با خروج از افغانستان مخالفت ورزیده‌اند.

    آنان در ملاقات‌های پشت درهای بسته در کابل اطمینان داده‌اند که ایالات متحده حضور نظامی و استخباراتی‌اش را در افغانستان حفظ می‌کند و تا سال‌های دور از نیروهای امنیتی افغان در مقابله با ترویزم پشتیبانی می‌کند. اما براساس آنچه جان بولتن مشاور پیشین امنیت ملی امریکا نوشته است: ترامپ بدین نتیجه رسیده که امریکا در افغانستان شکست خورده و تنها راه پیروزی در این جنگ بی‌پایان دیپلوماسی و مذاکره است.

    نظامیان امریکایی دربارۀ دلایل و اهمیت حضورشان در افغانستان و منطقه آگاه اند. دیدگاه‌های آنان درازمدت است و در عمق قضایا دخیل هستند. سلسله‌یی از معلومات دقیق، درازمدت و دست‌اول را در اختیار دارند.

    درحالی‌که سیاسیون بیشتر در حول مسایل سیاسی- انتخاباتی و مقطعی فکر می‌کنند. آنها به معلومات اصلی و عمیق دسترسی ندارند. اصرار ترامپ به حل بحران افغانستان ریشۀ داخلی دارد. ترامپ فکر می‌کند که حل بحران افغانستان، خروج نظامیان کشورش و تمرکز بر مسایل داخلی، می‌تواند در رأی شهروندان امریکایی تأثیر بگذارد. آنچه در اولویت ترامپ قرار دارد کسب اعتماد دوبارۀ امریکایی‌ها و راه‌یابی دوباره به کاخ سفید می‌باشد.

    از سوی دیگر، ترامپ با شعار «اول امریکا» به پیروزی رسید. او بیشتر متمرکز به امور داخلی است. نگاهش اقتصادمحور است. محاسبۀ او دربارۀ جنگ افغانستان اقتصادی است. ترامپ بارها گفته است که کشورش صدها میلیارد دالر را در افغانستان هدر داده است.

    اما نظامیان امریکایی باور دارند که قیمت جنگ در افغانستان کمتر از چیزی است که سیاسیون مطرح می‌کنند. نظامیان امریکایی می‌دانند که بخش بزرگ کمک‌های نظامی و غیرنظامی دوباره به کشور خودشان بر می‌گردد. بخش بزرگ پول را مشاوران به امریکا بر می‌گردانند. بخش دیگر هزینه‌ها، از طریق مصرف سلاح و تجهیزات جنگی به امریکا بر می‌گردد. تجارت سلاح درامد اصلی امریکا در منطقه به ویژه افغانستان است. هزینۀ سلاح و تجهیزات جنگی هم از پول کمکی تأمین می‌شود.

    تولیدات نظامی شامل سلاح، مهمات، وسایط، هلیکوپتر، هاموی، تانک و توپ در امریکا توسط شرکت‌های خصوصی به قرارداد گرفته می‌شود. به خاطر رونق سکتور خصوصی، نیاز به چنین جنگ‌هایی است تا از یک‌سو سلاح و تجهیزات نظامی به آزمایش و تجربه گرفته شود و از سوی دیگر، زمینه فروش و درآمدزایی آن فراهم گردد. نظامیان امریکایی در اکثر پروژه‌های بزرگ نظامی سهیم هستند. اگر جنگ قطع شود و نیروها بیرون شوند، پروژه‌ها قطع می‌شود و درامدها قطع می‌گردد. از این‌رو، نظامیان علاقمندی به خروج ندارند.

    از این رو، نظامیان امریکایی اهمیت جنگ افغانستان را می‌دانند و به سادگی در پی جمع‌کردن این درگیری نیستند.

    نظامیان امریکایی دیدگاه استراتژیک و طولانی‌مدت در قبال کشورهای منطقه و جهان دارند. حضور نظامی آنها به کشورها ارتباطی به جنگ و بحران امنیتی- سیاسی ندارد. نظامیان امریکایی هرجایی‌که رفته‌اند، برنگشته‌اند. حضور نظامی امریکا در عربستان سعودی و جرمنی مثال روشنی در این زمینه است.

    نظامیان امریکایی اعتقاد دارند که امنیت کشورشان را باید در بیرون از مرزهای‌شان تأمین کنند. یازدهم سپتمبر برای امریکا یک درس بود.

    تفاوت دیدگاه میان نظامیان و سیاسیون را در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری افغانستان مشاهده کردیم. کاخ سفید و وزارت خارجۀ امریکا اول مخالف برگزاری انتخابات بود. وقتی متوجه شدند که انتخابات هر طور شده برگزار می‌شود، تلاش کردند که انتخابات به نتیجه‌یی نرسد و زمینه به اجرای مفاد توافق‌نامۀ صلح با طالبان فراهم گردد. اما نظامیان با تمام توان از رییس‌جمهور غنی حمایت کردند. چون موضع نظامیان امریکایی و حکومت اشرف‌غنی دربارۀ صلح با طالبان بسیار نزدیک است. اشرف‌غنی مخالف توافق صلح امریکا با طالبان است و نظامیان امریکایی هم بدین باور هستند که اجرای بندهای توافق‌نامۀ صلح به سود طالبان است و وجهه نظامی و دیپلوماتیک امریکا را صدمه می‌زند. تأخیر پی‌هم در برگزاری مذاکرات بین‌الافغانی بخشی از راهبرد کابل است که از سوی نظامیان امریکایی پشتیبانی می‌شود.

    علی‌رغم امضای موافقت‌نامۀ صلح با طالبان، هم اکنون نظامیان امریکایی شانه به شانه با نیروهای امنیتی افغانستان در جنگ با طالبان شرکت می‌کنند. به تازگی با تشدید حملات طالبان برشهرها و ولایت‌ها، حمایت قاطع عملیات‌های هوایی را از سر گرفت. از سرگیری عملیات خشم طالبان را برانگیخت. طالبان نیروهای امریکایی را به نقض موافقت‌نامۀ صلح متهم کردند.
    نویسنده: آنیتا احمدی
  • فیصله های سفر اتمر به تهران پیگیری می شود

    فیصله های سفر اتمر به تهران پیگیری می شود

    سید عباس عراقچی، معین سیاسی وزارت امور خارجه ایران که در رأس یک هیأت بلندرتبه به کابل آمده با محمدحنیف اتمر، سرپرست وزارت خارجه‌ی کشور دیدار کرد.

    وزارت خارجه در اعلامیه‌ای گفت این دیدار شام روز گذشته (چهارشنبه، 25 سرطان) انجام شد.

    این وزارت همچنان گفت هیأت ایرانی تصامیم و فیصله‌هایی را که در جریان سفر هیأت افغان به تهران صورت گرفته بود، پی‌گیری می‌کند.

    قرار است هیأت ایرانی در نشست‌های مشترک کمیته‌های اقتصادی – ترانزیت و دفاعی – امنیتی نیز شرکت کند.

    همچنان قرار است دو طرف در مورد زمان‌بندی نهایی‌سازی موافقت‌نامه‌ی تنظیم استخدام و اعزام کارگران افغان به ایران و تجدید قرارداد کمیساران سرحدی در مطابقت به نیازها و همکاری سرحدی دو کشور در شرایط امروزی تفاهم کنند. مسوده‌ی‌های این موافقت‌نامه و قرارداد در جریان سفر هیأت افغان به تهران، به مقام‌های ایرانی سپرده شده بود.

    پی‌گیری و در نظر گرفتن تدابیر لازم به‌منظور جلوگیری از تكرار حوادث ناگوار برای مهاجران افغان در ایران و تردد غیرقانونی در سرحد میان دو کشور و همچنان قانونمند سازی حضور شهروندان افغان مقیم ایران از دیگر موضوعاتی اند که قرار است مقام‌های دو کشور روی آن‌ها بحث و گفت‌وگو کنند.

    معین سیاسی وزارت خارجه ایران در این دیدار از آمادگی کشورش در مورد گسترش روابط با کابل سخن گفته و اطمینان داده است که توافقات و فیصله‌هایی قبلی که در جریان سفر هیأت افغان به تهران صورت گرفته بود، پی‌گیری می‌شود.

    محمدحنیف اتمر در اول ماه جاری خورشیدی در رأس یک هیأت بلندرتبه‌ی دولتی به ایران رفت. هدف از سفر هیأت افغان به ایران، پرداختن به رویدادهای ناگوار اخیر برای مهاجران، جستجوی راه‌حل برای جلوگیری از تکرار این رویدادها، تقویت و توسعه‌ی همکاری‌های همه‌جانبه و مذاکرات در مورد سند همکاری‌های جامع بین دو کشور اعلام شده بود.

    در یک بیانیه‌ی مشترک وزیران خارجه‌ی افغانستان و ایران آمده بود جانب ایران از پیشرفت تحقیقات در مورد حوادث اخیر برای مهاجران افغان به جانب افغانستان معلومات داده است. دو طرف همچنان توافق کرده بودند که تدابیری را به‌منظور جلوگیری از وقوع حوادث مشابه روی‌دست بگیرند.

  • معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران به کابل می آید

    معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران به کابل می آید

    معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران عصر امروز در رأس یک هیات عالی رتبه برای مذاکره درباره سند جامع همکاری‌های استراتژیک میان تهران و کابل، به افغانستان می آید.  

    «سید عباس عراقچی» معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران همراه یک هیات سیاسی، امنیتی و اقتصادی عصر امروز – چهارشنبه- به کابل سفر می کند.

    مذاکره درباره سند جامع همکاری‌های استراتژیک افغانستان و ایران از جمله اهداف سفر عراقچی به کابل عنوان شده است.  

    دیدار با مقامات دولت افغانستان از دیگر برنامه‌های معاون وزیر امور خارجه ایران در این سفر است.

    عراقچی همچنین عصر پنجشنبه در همایش «چشم‌انداز روابط افغانستان و ایران، چالش‌ها، فرصت‌ها» به همراه «جاوید لودین»، معاون سیاسی پیشین وزارت امور خارجه شرکت کرده و به سخنرانی می‌پردازد.  

    این نشست توسط انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان در کابل برگزار می‌شود.

  • جو بایدن: مسأله طالبان به امریکا ربطی ندارد

    جو بایدن: مسأله طالبان به امریکا ربطی ندارد

    یکی از نامزدان پیشتاز آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری پیشرو این کشور بار دیگر گفته طالبان مشکل داخلی افغانستان است و باید خود مردم این کشور این مشکل را حل کند.

    جو بایدن، نامزد پیشتاز دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در تازه‌ترین اظهارات خود گفت برای حل مشکل داخلی افغانستان نباید سربازان آمریکایی مصروف باشند.

    بایدن که نامزد دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است، تاکید کرد طالبان و حکومت باید مشکل خود را حل کنند و او نمی‌خواهد، نیروهای بیشتر را برای حل مشکل افغانستان بفرستد.

    گفتنی است دونالد ترامپ نیز پیش از این بارها بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تاکید کرده و در راستای همین موقف خود هم اکنون نیز سطح نیروهای امریکایی را تا 8500 نظامی کاهش داده است.

    این نامزد حزب دموکرات آمریکا پیش از این نیز  در یک مناظره انتخاباتی‌اش گفته بود به افغانستان چندین سفر داشته و به این نتیجه رسیده است که امکان ندارد این کشور متحد شود اما امکان این وجود دارد که حملات بیشتری در آنجا راه اندازی نشود. وی گفته بود که او پیش از این مخالف ملت سازی در افغانستان بوده است.

    این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا  نیز  بارها گفته نیروهای آمریکایی نمی تواند نقش پولیس را در افغانستان بازی کند.

    با این وجود، برخی آگاهان می گویند حضور و یا عدم حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان خوراک تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است و این کشور توجهی به پایان جنگ در افغانستان ندارد.

  • امریکا: پروسه کاهش نیروهای ما در افغانستان تکمیل شده است

    امریکا: پروسه کاهش نیروهای ما در افغانستان تکمیل شده است

    بر اساس توافق‌نامه صلح دوحه میان گروه طالبان و نمایندگان ایالات متحده، شمار نیرو های آمریکایی در افغانستان باید به 8 هزار و 600 تن کاهش یابد.

    شبکه تلویزیونی NHK گزارش داد بر اساس توافق نامه امضا شده میان ایالات متحده و طالبان در اواخر ماه فبروری، در قطر، شمار نیرو های آمریکایی در افغانستان به 8 هزار 600 نفر كاهش یافته است.

    نماینده نیروهای مسلح ایالات متحده در افغانستان در صحبت با این شبکه گفت که کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان بر طبق توافقنامه صلح با طالبان به اتمام رسیده است.

    او تاکید کرده که فرماندهان روند خروج نظامیان را از ترس ویروس کرونا، تسریع کرده اند.

    بر طبق این توافق نامه که در ماه فبروری توسط مقامات آمریکایی و نمایندگان طالبان  در دوحه، پایتخت قطر امضاء شد، شمار نیرو های آمریکایی در افغانستان تا تاریخ سیزدهم جولای سال روان باید از 13 هزار نفر به 8 هزار و 600 تن کاهش یابد.

     بر اساس توافقنامه صلح دوحه، شمار باقیمانده نیرو های آمریکایی باید ظرف 14 ماه از افغانستان خارج شوند.

      ایالات متحده امریکا در پایان ماه فبروری امسال موافقتنامه ای را با طالبان امضا کرد که مبتنی بر آن شمار نیروهای امریکایی تا میانه ماه جولای باید از 12 هزار به 8 هزار 600 نفر کاهش یابد. بنابراین توافقات، تا ماه می 2021 باید همه نیروها از افغانستان خارج شوند.

    دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده در اواخر ماه می خواستار برگشت سریع سربازان آمریکایی شد و از نیروهای افغانستان خواست که مسئولیت دفاع از کشورشان را به عهده بگیرند.

    او در یک توییت گفته بود سربازان آمریکایی به خانه برگشت داده شوند و وضعیت افغانستان از نزدیک زیر نظارت باشد تا در صورت نیاز حمله‌ای صورت گیرد که تا حالا هرگز وجود نداشته است.

    ترامپ به تکرار از هزینه بالای جنگ افغانستان شکایت کرده است و خارج ساختن نیروهای آمریکایی از این منازعه یکی از وعده‌های انتخاباتی‌اش بوده است.

  • برخی اعضای کنگره امریکا: ترامپ باید نیروهای امریکایی را از افغانستان و عراق خارج کند

    برخی اعضای کنگره امریکا: ترامپ باید نیروهای امریکایی را از افغانستان و عراق خارج کند

    دو عضو جمهوری خواه کنگره آمریکا با انتقاد از هزینه جانی و مالی ادامه جنگ در عراق و افغانستان، از رئیس جمهور ی این کشور خواستند سربازان آمریکایی را هر چه زودتر به خانه بازگرداند.

    به گزارش رسانه آمریکایی جاست د نیوز، “توماس مسی ریدز” نماینده کنتاکی و “اندی بیگز” نماینده آریزونا در نامه‌ای به “دونالد ترامپ” خواستار پایان دادن به حضور سربازان آمریکایی در افغانستان و عراق شدند و ادامه آن را غیرضروری و بی‌ربط به امنیت ملی آمریکا دانستند.

    این نامه تصریح می‌کند: « از شما درخواست می‌کنیم که فوری تمام نیروهای نظامی آمریکا را از افغانستان و عراق خارج کنید. عراق و افغانستان هیچ جنگ افزاری ندارند که برد آنها به قاره آمریکا برسد. علاوه بر این، هیچ یک از این دو کشور برای امنیت ملی ایالات متحده حیاتی نیستند.»

    این دو نماینده جمهوریخواه به ترامپ هشدار داده‌اند: اگر ما درگیر جنگ مداوم در عراق و افغانستان بمانیم، ایالات متحده قدرتی بزرگ باقی نخواهد ماند.

    آمریکا سال ۲۰۰۱ افغانستان و دو سال بعد عراق را اشغال کرد. هدف اصلی جنگ  افغانستان در سال ۲۰۰۱، به اصطلاح مبارزه با تروریسم، از بین بردن شبکه القاعده، طالبان و حامیان آن بود. اما با گذشت ۱۸ سال، تاکنون آمریکا و متحدان آن  در اهداف ادعایی دستاوردی نداشته‌اند.

     به باور ناظران آمریکا با ادامه سال‌ها جنگ و خونریزی در افغانستان به این نتیجه رسید که مشکل افغانستان راه حل نظامی ندارد و باید از طریق دیپلماسی به جنگ داخلی در این کشور پایان دهد، به همین منظور تاکنون ۹ دور با طالبان افغانستان وارد مذاکره شده است.

    در حال حاضر حدود پنج هزار نظامی آمریکایی در عراق مستقر هستند و از نگاه  برخی پس از شکست گروه تروریستی «داعش»، آمریکا برای ماندن در عراق توجیه ندارد.  

    آمریکا در جنگ افغانستان، سه هزار و ۱۹۰ نفر  و در جنگ عراق  نیز چهار هزار و ۷۶ نفر از نیروهای خود را از دست داد  که در مجموع  هفت هزار و ۲۶۶ آمریکایی در ۲ جنگ افغانستان و عراق کشته شده‌اند.

  • عربستان 100 مدرسه دینی و 1 بیمارستان در کابل می سازد

    عربستان 100 مدرسه دینی و 1 بیمارستان در کابل می سازد

    سفیر عربستان سعودی در افغانستان، گفت بیمارستانی با هزینه ۳۰ میلیون دلار در شهر کابل ساخته می‌شود.

    وی در دیدار با فضل هادی مسلم‌یار، رئیس مجلس سنا، همچنین از ۳۵ برنامه توسعه‌ای و طرح تاسیس ۱۰۰ مدرسه دینی خبر داده است.

    جسیم محمدالخالدی، سفیر عربستان سعودی افزود کار اجرایی ساخت “دانشگاه بین‌المللی اسلامی افغانستان” در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان هم آغاز خواهد شد. جسیم محمدالخالدی همچنین وعده به کمک ۲۰۰ میلیون ریال سعودی به افغانستان در راستای مبارزه با کرونا داد.

    عربستان از گذشته رابطه سابقه‌دار و عمیقی با “مجاهدین افغان” که در دهه هشتاد میلادی علیه حکومت تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی می‌جنگیدند، داشته است.

    با روی کار آمدن گروه طالبان و کنترل کابل از سوی این گروه، عربستان در کنار پاکستان و امارات متحده عربی، تنها سه کشوری بودند که حاکمیت طالبان را در افغانستان به رسمیت شناختند و سفارت هایشان را در کابل گشودند.

    ترویج اندیشه‌های تندروانه اسلامی در مدرسه های بیرون از افغانستان در سال های پسین از نگرانی اصلی دولت افغانستان بوده است.

    در حال حاضر هزاران دانش آموز امور دینی افغان در مدرسه های مذهبی پاکستان درس می خوانند.

    برآورد می‌شود هم اکنون هزاران مدرسه مذهبی در پاکستان فعالیت دارد که بیش از دو میلیون طلبه را تحت آموزش دارند.

    در سال‌های گذشته دولت افغانستان مدارس مذهبی در پاکستان را خاستگاه گروه طالبان می‌خواند. بسیاری از رهبران این گروه از جمله ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان در مدرسه های مذهبی پاکستان آموزش دیده‌اند.

    در برخی مناطق پاکستان و افغانستان مدارس مذهبی، تنها نهادهایی هستند که کودکان خانواده‌های فقیر می‌توانند برای تحصیل به آنجا بروند.

    سفیر عربستان سعودی در کابل خاطرنشان کرده است کشورش علاقه‌مندی ویژه به ختم جنگ در افغانستان دارد و در کنار آن آماده همکاری در بخش توسعه است.

    در این نشست آقای مسلم‌یار نیز گفت سهم زائران حج برای افغانستان سالانه حدود ۳۰ هزار تن است و توقع می‌رود این رقم در سال‌های بعدی به ۵۰ هزار تن افزایش یابد.

    سفیر عربستان سعودی وعده داد سهم افغانستان از زیران حج در سال آینده افزایش خواهد یافت.

    دولت عربستان امسال برای سفر زائران حج به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا ممنوعیت وضع کرده است.

  • پنجمین کشتی حامل گندم هند به افغانستان در بندر چابهار پهلو گرفت

    پنجمین کشتی حامل گندم هند به افغانستان در بندر چابهار پهلو گرفت

    مقامات بندر چابهار افزودند این کشی حامل 300 کانتینر گندم است که در بندر شهید بهشتی چابهار پهلو گرفته و بلافاصله عملیات تخلیه آن آغاز شده است.

    باید گفت پارت اول تا چهارم محموله گندم اهدایی هند به افغانستان در مجموع به وزن ۳۱ هزار تن از روزهای پایانی حمل و در شرایطی که ویروس کرونا بر همه جهان غلبه کرده بود در بندر چابهار پهلو گرفته بود.  

    قابل ذکر است بندر چابهار در ایران علاوه بر دریافت گندم اهدایی هند به افغانستان برای صادرات و واردات دیگر کالاهای مهم تاجران افغان نیز مهم ارزیابی می شود.

    با افتتاح این بندر وابستگی عمده افغانستان به پاکستان برای واردات و صادرات تا حد زیادی کاهش یافته است.

  • رسانه هندی: هند باید نقش فعال تری در فرایند صلح افغانستان ایفا کند

    رسانه هندی: هند باید نقش فعال تری در فرایند صلح افغانستان ایفا کند

    پایگاه خبری هندی “ایندین اکسپرس” با انتشار گزارشی تحلیلی ضمن حمایت از پیشبرد فرایند صلح منسجم و پایدار در افغانستان تاکید کرد: دولت دهلی‌نو باید در فرایند منجر به صلح در افغانستان نقشی فعال ایفا کند.

    بر اساس این گزارش  که روز شنبه منتشر شده ؛ ماموریت زلمی خلیلزاد نماینده خاص آمریکا برای آشتی در افغانستان بخصوص درخواست آشکار او برای تعامل مستقیم هند با طالبان موج‌های قطبی‌سازی (دو قطبی کننده‌ای) در دهلی نو ایجاد کرده است. این حقیقت که به‌ندرت کسی فرض سخن او را مورد پرسش قرار داده، نشان دهنده وضعیت عادی جدید در جهان ترامپی است: یک دیپلمات ارشد آمریکا آشکارا به عنوان لابی‌کننده برای یک سازمان ترویستی سازمان ملل عمل می‌کند آن هم در کشوری که استفاده پاکستان از نظامی‌گری (جنگجویی) یک تهدید مهم امنیت ملی‌ می‌داند. این پیشنهاد در حال بحث و بررسی بین طرفداران پیشنهاد خلیلزاد از یک سو و بدبینان و شکاکان از سوی دیگر است که منافع و مضرات آن را برای هند بررسی می‌کنند.

    طبق این گزارش،در توجیهات مطرح شده برای این امر توسط طرفداران این پیشنهاد این مساله مطرح می‌شود که قدرت گرفتن طالبان اجتناب‌ناپذیر است و از این رو باید با پیروز جدید مماشات کرد. پیشنهاد خلیلزاد همچنین به علت نوعی احترام و تمکین در برابر اقتدار/درایت آمریکایی در میان بخش‌هایی از سیاست‌گذران هندی مورد استقبال واقع شده است.

    از سوی دیگر ، شکاکان توجهات را به پیچیدگی و ماهیت غامض مناقشه افغانستان جلب می‌کنند و خاطرنشان می‌سازند که دهلی‌نو باید بر موضع خود  در زمینه حمایت از نظم قانون اساسی پس از سال ۲۰۰۱ در افغانستان استوار بایستد ؛ نظمی که می‌تواند طالبان را هم به عنوان یک بازیگر سیاسی غیرخشونت‌آمیز وارد بازی کند. شکاکان مخالف گفت‌وگو با طالبان فی‌نفسه نیستند اما تعامل با گروهی که به طور کامل زیر قیمومت پاکستان است هرچند خلاف آن را تبلیغ می‌کند، واجد ارزش زیادی نمی‌دانند. شکاکان مطابق با سیاست اعلام شده دهلی نو مبنی بر حمایت از فرایندی تحت رهبری افغانستان ، توصیه می‌کنند که در تعامل با طالبان باید از دولت افغانستان پیروی کرد.

    نویسنده هندی این مطلب افزود: ماموریت خلیلزاد را باید در یک چهارچوب تاریخی از جمله با در نظر گرفتن سابقه و اولویت‌های آمریکا در جنوب آسیا ، سیاست‌های انتخاباتی آمریکا و سابقه و آمال شخصی ترامپ و همچنین پمپئو وزیر خارجه او و خلیلزاد مورد ارزیابی قرار داد.

    توافق دوحه بین طالبان و آمریکا به طور موثر وضعیت نظم قانون اساسی پس از سال ۲۰۰۱ را تغییر داده است.

    این گزارش تحلیلی در ادامه با ذکر مواردی از همراهی و همکاری آمریکا با پاکستان در ارتباط با افغانستان از زمان شوروی تا سرنگونی طالبان ، می‌افزاید: جایگزین کردن نظم سیاسی جمهوری اسلامی افغانستان با امارت اسلامی طالبان نقطه اوج دو دهه عزم و ثبات راهبردی پاکستان و غرور و ساده‌لوحی آمریکا است که شکاف‌ها و تفرقه‌های افغانستان و تردیدها و خودرضامندی هند نیز آن را تسهیل کرده است.

    دراین گزارش آمده است: افغانستان زمانی به صلح می‌رسد که سه ستون تقویت‌کننده یکدیگر وجود داشته باشند: یک دولت پایدار برای ارائه کالاها و اقلام مورد نیاز به مردم ،‌ کشورداری فراگیر دموکراتیک و یک محیط حامی برای محافظت از جایگاه افغانستان به عنوان اتصال دهنده منافع رقیب خارجی به جای صحنه نبرد برای نیروهای وابسته به منافع خارجی.

    یک فرایند صلح منسجم باید بر اساس چهار ستون توسعه ، دموکراسی ، دفاع و دیپلماسی استوار باشد. فراگیری و جامعیت هم باید به عنوان یک اصل مهم به رسمیت شناخته شود و نقش مالکیت را افغان‌ها داشته باشند.

    تحلیلگر ایندین اکسپرس نوشت: در دنیای کرونازده و با انتخابات نزدیک آمریکا ، چهارچوب فوق‌الذکر ممکن است اتهام آرمان‌گرایی را متوجه گوینده کند اما سناریوی جایگزین آن نیز منجر به تکه پاره شدن افغانستان خواهد شد. افغانستان دهه ۱۹۹۰ و سوریه و عراق و لیبی و یمن امروز نمونه‌های واضحی از سیاست‌های جناح‌گرایانه و کوته‌بینانه هستند.

    وی افزود: هند باید نقشی فعال در تعریف و ارتقا و پیشبرد فرایندی ایفا کند که منجر به صلح در افغانستان شود. نظم قانون اساسی پسا-۲۰۰۱ با وجود ضعف‌های ساختاری ، این ظرفیت و مشروعیت را دارد که به پایه و اساس یک فرایند صلح فراگیر تبدیل شود. هند باید ایده‌ها و ساختارهایی در حوزه‌های توسعه ، سیاست ، امنیت و دیپلماسی مطرح کند،دهلی نو هم می‌تواند و باید از یک فرایند صلح فراگیر و چندوجهی و با مرکزیت کابل حمایت کند. به رغم وسوسه‌های ماجراجویانه ،‌”افغانستان تکه تکه” نتیجه کابوس‌وار برای بسیاری از طرف‌های ذینفع و حتی تشکیلات نظامی پاکستان است.

  • ارگ: تعداد سربازان امریکایی مبنای مناسبات افغانستان با امریکا نیست

    ارگ: تعداد سربازان امریکایی مبنای مناسبات افغانستان با امریکا نیست

    صدیق صدیقی، سخن‌گوی ارگ ریاست‌جمهوری گفت مناسبات دولت جمهوری اسلامی افغانستان با ایالات متحده امریکا براساس تعهدات دوجانبه‌ی دو دولت استوار است و تعداد نیروهای امریکایی تعیین‌کننده‌ی مناسبات بین دو کشور نیست.

    آقای صدیقی این اظهارات را امروز (شنبه، ۷سرطان) در یک نشست خبری در کابل در واکنش به گزارش شبکه‌ی خبری «سی‌ان‌ان» مطرح کرد.

    او گفت رقم کنونی نیروهای امریکایی، پاسخگوی مأموریت آموزشی، مشورتی و همکاری به نیروهای امنیتی و دفاعی کشور است.

    او همچنان گفت مأموریت حمایت قاطع در افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت.

    در همین حال، آقای صدیقی گفت دولت افغانستان از اظهارات وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) که گفته شمار نیروهای امریکایی در افغانستان به‌گونه‌ی اوسط تا هشت‌هزار نفر باقی خواهد ماند و هر گونه کاهش بیشتر در شمار این نیروها به شرایط بستگی دارد، استقبال می‌کند.

    شبکه خبری «سی‌ان‌ان» به تازگی به نقل از دو مقام امریکایی گزارش کرده است که دولت دونالد ترمپ در حال نهایی‌سازی تصمیم خود برای خروج بیش از چهارهزار نیروی دیگر امریکایی از افغانستان است.

    در گزارش «سی‌ان‌ان» آمده است در حالی که این تصمیم هنوز نهایی نیست، مارک اسپر، وزیر دفاع ایالات متحده هفته‌ی گذشته درباره‌ی این طرح با متحدان ناتو گفت‌وگو کرده و این موضوع در جلسات او با مقام‌های ناتو در بروکسل مورد بررسی مجدد قرار گرفته است.

    براساس این گزارش، این کم‌ترین میزان حضور نیروهای امریکایی از زمان آغاز جنگ امریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی در افغانستان است.

    شمار نیروهای امریکایی در حال حاضر براساس توافق‌نامه‌ی صلح امریکا و طالبان به هشت‌هزار و ۶۰۰ نفر کاهش یافته است.

    طبق گزارش «سی‌ان‌ان»، با اجرایی شدن طرح خروج بیش از چهارهزار نیروی دیگر امریکایی از افغانستان تا خزان سال جاری، تعداد این نیروها در افغانستان از هشت‌هزار و ۶۰۰ نفر به چهارهزار و ۵۰۰ نفر کاهش خواهد یافت.

    از سوی هم، آقای صدیقی می‌گوید که دولت افغانستان تا کنون به‌عنوان بخشی از تلاش‌های صلح، نزدیک به سه‌هزار و ۹۰۰ زندانی طالبان را از زندان‌های مختلف کشور آزاد کرده است.

    همچنان به گفته‌ی او، دولت تا کنون گام‌های زیاد و بزرگی را در راستای صلح برداشته است، اما ادامه‌ی خشونت‌ها از سوی طالبان مردم را نگران کرده و فضای اعتماد برای آغاز گفت‌وگوهای صلح را نیز خدشه‌دار خواهد کرد.

    این در حالی است که براساس معلومات دفتر شورای امنیت ملی کشور، هفته‌ی آخر ماه جوزا، خونین‌ترین هفته‌ی ۱۹ سال پسین بوده و در یک هفته‌ی گذشته نیز خشونت‌ها و تحرکات جنگ‌جویان گروه طالبان از غیرنظامیان در کشور قربانی گرفته است.

  • سند همکاری های راهبردی افغانستان و ایران تا سه ماه دیگر امضا می شود

    سند همکاری های راهبردی افغانستان و ایران تا سه ماه دیگر امضا می شود

     وزیران خارجه‌ی افغانستان و ایران در یک بیانیه‌ی مشترک توافق کرده‌اند که مذاکرات برای نهایی کردن سند جامع همکاری‌های راهبردی دو کشور را ادامه داده و سند یادشده را ظرف سه ماه آینده برای امضای رییسان جمهور دو کشور آماده کنند.

    در این بیانیه‌ی مشترک آمده است جانب ایران از پیشرفت تحقیقات در مورد حوادث اخیر برای مهاجران افغان به جانب افغانستان معلومات داده است. دو طرف همچنان توافق کرده‌اند که تدابیری را به‌منظور جلوگیری از وقوع حوادث مشابه روی‌دست بگیرند.

    هیأت بلندرتبه‌ی افغانستان طی سفر دو روزه‌اش به ایران در هشت کمیته‌ی جداگانه با هیأت ایرانی در مورد موضوعات سند جامع، قانونمندسازی اقامت شهروندان، همکاری‌های مرزی، کار، آب، همکاری‌های فرهنگی، انرژی و صحت بحث و گفت‌وگو کرده‌اند.

    در نتیجه‌ی این گفت‌وگوها، به کمیته‌های امنیتی – مرزی و قانونمندسازی حضور شهروندان در خاک دو کشور وظیفه داده شده است تا در راستای تأمین امنیت و جلوگیری از تردد غیرقانونی و قاچاق انسان و کالا در سرحد مشترک تدابیر لازم را در نظر بگیرند.

    در این گفت‌وگوها، بر لزوم حضور نیروهای امنیتی افغانستان در پاسگاه‌های مرزی تخلیه شده نیز تأکید شده است.

    در بیانیه‌ی مشترک وزیران خارجه‌ی افغانستان و ایران آمده است که به‌منظور تسهیل تردد شهروندان و وسایل نقلیه و کالاها بین دو کشور، تفاهم‌نامه‌ی همکاری‌های مشترک امضا شده است.

    این تفاهم‌نامه بین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران و وزارت صحت عامه‌ی افغانستان برای رعایت مقررات بهداشتی بین‌المللی در گذرگاه‌های مرزی به‌شمول جاده‌ای، ریلی، هوایی و دریایی به امضا رسیده است.

    براساس این بیانیه‌ی مشترک، دو طرف اعلام کرده‌اند که در چارچوب سند جامع همکاری‌های راهبردی، با امضای یک توافق‌نامه‌ی دوجانبه، در کنار قانونی‌کردن حضور نیروی کار افغانستان در ایران، مجوزهای لازم را برای حضور فعالان اقتصادی و نیروهای متخصص در خاک دو کشور فراهم کنند.

    همکاری‌های اقتصادی – بازرگانی منطقه‌ای و چندجانبه، فراهم‌سازی تسهیلات رفاهی در بندرهای مرزی، هماهنگی در مورد موضوعاتی چون حقوق بشر و حمایت از شهروندان و دوام همکاری‌ها در حوزه‌ی انرژی از دیگر مواردی اند که جانب افغانستان و ایران روی آن به توافق رسیده‌اند.

    به نقل از بیانیه‌ی مشترک، جانب ایران از روند صلح با مالکیت و رهبری دولت و مردم افغانستان نیز استقبال کرده است. هیأت ایرانی تأکید کرده است که در صورت درخواست جمهوری اسلامی افغانستان، تهران آماده است که از ظرفیت و امکانات خود برای تسهیل روند مذاکرات بین‌الافغانی و میزبانی از این مذاکرات استفاده کند.

    هیأت‌های دو کشور بر تقویت همکاری‌ها و مشورت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و فعال‌شدن ظرفیت‌های موجود در منطقه به هدف تسهیل مذاکرات و حمایت از نظام جمهوری اسلامی افغانستان نیز تأکید کرده‌اند.

    دو طرف بر ضرورت شکل‌گیری یک ابتکار منطقه‌ای با محوریت افغانستان و اشتراک کشورهای همسایه و کشورهای تأثیرگذار و نقش سازمان ملل در حمایت از روند صلح بین‌الافغانی به تفاهم رسیده‌اند.

    محمدحنیف اتمر صبح روز یک‌شنبه، 1 سرطان در رأس یک هیأت بلندرتبه‌ی دولتی به ایران رفت و در جریان این سفرش با وزیر خارجه و دیگر مقام‌های ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

    هدف از سفر هیأت افغان به ایران، پرداختن به رویدادهای ناگوار اخیر برای مهاجران، جستجوی راه‌حل برای جلوگیری از تکرار این رویدادها، تقویت و توسعه‌ی همکاری‌های همه‌جانبه و مذاکرات در مورد سند همکاری‌های جامع بین دو کشور اعلام شده بود.

  • اتمر با همتای ایران اش دیدار کرد

    اتمر با همتای ایران اش دیدار کرد

    حنیف اتمر سرپرست وزارت خارجه که در راس یک هیات بلند پایه سیاسی، اقتصادی، امنیتی به تهران سفر کرده است، ساعتی قبل با محمد جواد ظریف دیدار و گفت و گو کرد.

    حنیف اتمر در طول دو روز حضور خود در ایران، ضمن ملاقات با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و سایر مقامات ایرانی در موضوعات مختلف و در چارچوب کار گروه‌های سند همکاری‌های جامع ایران وافغانستان، همکاری‌های اقتصادی، همکاری‌های مرزی، همکاری‌های مربوط به اتباع افغانستان، همکاری‌های رسانه ای، همکاری‌های امنیتی، همکاری‌های بهداشتی و کار گروه همکاری‌های آب و انرژی دیدار و گفت و گو خواهد کرد.