برچسب: افغانستان

  • ترکمنستان آماده است از نشست های صلح افغانستان میزبانی کند

    ترکمنستان آماده است از نشست های صلح افغانستان میزبانی کند

    وزارت امور خارجه اعلام کرد ترکمنستان برای میزبانی نشست‌های آتی صلح بین دولت افغانستان و طالبان اعلام آمادگی کرده است.

    این وزارت امروز(دوشنبه سیزدهم میزان) در یک اعلامیه گفت رشید مرادوف، وزیر خارجه ترکمنستان بامداد امروز در جریان یک گفت‌‌وگوی تلفنی با سرپرست وزارت خارجۀ افغانستان آمادگی کشورش را برای میزبانی از نشست‌های آتی صلح اعلام کرده است.

    در اعلامیه آمده است آقای مرادوف، آغاز گفت‌وگوهای مستقیم بین هیأت مذاکراتی دولت افغانستان و طالبان را گام مهم در راستای یافتن یک راه حل سیاسی برای ختم جنگ در کشور عنوان کرده است.

    به نقل از اعلامیه، وزیر خارجۀ ترکمنستان خاطر نشان ساخته این کشور برای میزبانی از نشست‌های آتی صلح افغانستان آمادگی کامل دارد و از پروسۀ صلح نیز به صورت جدی حمایت خواهد کرد.

    بر اساس معلومات وزارت خارجه، حنیف اتمر، سرپرست وزارت خارجۀ افغانستان نیز در این صحبت تلفنی ضمن قدردانی از حمایت ترکمنستان از پروسه صلح، خواستار کاهش تعرفه‌های گمرکی این کشور بر اموال تجارتی افغانستان شده است.

    گفتنی است روابط تجاری افغانستان و ترکمنستان اخیرا سیر صعودی را طی کرده است. در ۲۲ سپتمر امسال دو کشور چهار سند همکاری دربخش‌های ترانزیت تکنالوژی، گاز مایع و انرژی امضا کردند.

    انتظار می‌رود ترکمنستان در کنار سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی به شریک عمدۀ اقتصادی افغانستان در سالهای پی‌شرو تبدیل شود.

  • امریکا کار ویران کردن 400 پایگاه خود در افغانستان را آغاز کرد

    امریکا کار ویران کردن 400 پایگاه خود در افغانستان را آغاز کرد

    منابع دیپلماتیک بلندپایه امریکایی گفته اند این کشور برچیدن پایگاه‌های کوچک و بزرگ را در سراسر افغانستان آغاز کرده و ویران کردن نزدیک به ۴۰۰ پایگاه تا پایان ماه روان میلادی تکمیل خواهد شد.
    بر بنیاد این گزارش، بیشتر این ساختمان ها پیش از این از بین برده شده اند. پنتاگون تا کنون تصمیم خود را درباره پنج پایگاه بزرگ دیگر نگرفته است.
    واشنگتن در گذشته گفته بود در نظر دارد پایگاه‌های بزرگ خود را نیز تخلیه کند، اما تا کنون این تصمیم قطعی نشده است.
    ایالات متحده میلیاردها دالر روی این پنج پایگاه هزینه کرده و گرفتن کنترل این پایگاه‌ها برای نیروهای امنیتی افغانستان بسیار دشوار خوانده شده است.
    یادآوری می کنیم امریکا طبق توافق‌نامه صلح دوحه قرار است نیروهای خود را در افغانستان تا اواخر ماه نوابر به مرز ۴ هزار نفر کاهش دهد.

  • روسیه برای مبارزه با کرونا به افغانستان  کمک می کند

    روسیه برای مبارزه با کرونا به افغانستان کمک می کند

    روسیه اعلام کرد در راستای مبارزه با ویروس کرونا به وزارت صحت عامۀ افغانستان کمک می‌کند.

    طبق اعلامیۀ رسمی دولت روسیه، در یک اقدام بشردوستانه و مردمی 45 میلیون روبل برای خرید تجهیزات بهداشتی، از جمله ماسک و محصولات ضد عفونی به جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری آنگولا اختصاص داده است.

    بر اساس اطلاعات رسمی، دست‌کم 39 هزار نفر در افغانستان به کرونا مبتلا شده‌اند. از این میان، حدود 1500 تن جان باخته و 32 هزار تن بهبود یافته‌اند.

    مقامات افغانستان از موج دوم شیوع ویروس کرونا در فصل زمستان ابراز نگرانی 

    کرده و از مردم خواسته‌اند که مقررات بهداشتی را رعایت کنند.
  • از صلح در افغانستان پاکستان بیشترین سود را می برد

    از صلح در افغانستان پاکستان بیشترین سود را می برد

    عمران خان نخست وزیر پاکستان در دیدار با عبدالله عبدالله گفت از آتش بس در افغانستان حمایت می کند و تداوم جنگ بدترین سناریو برای مردم افغانستان است.

    دیدار عبدالله و خان در دومین روز سفر رییس شورای مصالحه به اسلام‌آباد صورت گرفته و نخست وزیر پاکستان در این دیدار ضمن اعلام حمایت کشورش از روند صلح افغانستان افزود با تأمین صلح و ثبات در افغانستان، پاکستان بیشترین سود را خواهد برد.

    خان تصریح کرد تأمین امنیت و برقراری صلح در افغانستان، مفاد اقتصادی زیادی برای پاکستان دارد.

    نخست وزیر پاکستان خاطرنشان کرد از کاهش خشونت و در ادامه، آتش‌بس پایدار و سراسری در افغانستان حمایت می‌کنند و تداوم جنگ را بدترین سناریو برای مردم افغانستان می داند.

    عبدالله عبدالله نیز در این دیدار تاکید کرد افزایش خشونت به روند صلح ضربه می‌زند و افغانستان ارادۀ لازم برای موفقیت روند صلح را دارد.

    عبدالله گفت از طالبان انتظار دارد برای ختم جنگ و دست‌یابی به توافق صلح، حسن نیت‌شان را نشان دهند.

    رییس شورای مصالحه با اشاره به موضع‌گیری‌های نخست وزیر پاکستان و حمایت اسلام‌آباد از روند صلح افغانستان خاطرنشان کرد در این سفر علاقمندی برای گشودن فصل جدید در روابط میان دو کشور را مشاهده کرده است.

    عمران خان درحالی بدترین سناریو در افغانستان را جنگ می خواند که علی رغم آغاز مذاکرات بین الافغانی خشونت و حملات طالبان در افغانستان شدت گرفته است.

    سفر عبدالله به پاکستان

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی و هیئت همراهش دو روز قبل در یک سفر رسمی سه‌روزه به پاکستان رفت.

    ریاست شورای مصالحه هدف این سفر آقای عبدالله را تلاش‌های صلح پایدار، با عزت و عادلانه در افغانستان گفته است.

    عبدالله تاکنون با عمران خان نخست وزیر، شاه محمود قریشی وزیر خارجه، صادق سنجنرانی، رئیس سنای پاکستان دیدار و نیز در مرکز مطالعات استراتیژیک اسلام آباد سخنرانی کرده است.

    اقای عبدالله قرار است در این سفر با قمرجاوید باجوه رییس ستاد ارتش پاکستان نیز دیدار کند.

    این سفر عبدالله برای صلح در حالی صورت گرفته است که تیم مذاکراتی حکومت و طالبان تاکنون نتوانسته اند بر موارد اختلافی نهایی سازی طرزالعمل مذاکرات به توافق برسد.

    زلمی خلیلزاد نیز دور تازه از سفرهایش برای صلح افغانستان در منطقه را آغاز کرده و نخست به دوحه می رود.

  • عارف علوی: پاکستان از جنگ افغانستان به شدت متضرر شده است

    عارف علوی: پاکستان از جنگ افغانستان به شدت متضرر شده است

    عارف علوی، رییس جمهور پاکستان در دیدار با عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی افغانستان گفت کشورش از جنگ افغانستان به شدت متضرر شده است.

    عبدالله عبدالله پیش از چاشت امروز با عارف علوی، رییس جمهور پاکستان دیدار کرد.

    آقای علوی در این دیدار خاطرنشان ساخت پاکستان از جنگ افغانستان متضرر شده است و از برقراری صلح در این کشور نفع خواهد برد. از همین‌رو اسلام‌آباد از تلاش‌های صلح در افغانستان حمایت می‌کند.

    رییس جمهور پاکستان در ادامۀ صحبت‌هایش اضافه کرد کشورش در عرصه‌های آموزش، تحصیلات عالی، فناوری معلوماتی و صحت آمادۀ افزایش همکاری با افغانستان است. به گفتۀ او، دادوستد تجارتی بین دو کشور باید افزایش یابد و افغانستان پس از برقراری صلح باید به نقطۀ وصل آسیای مرکزی و جنوبی تبدیل شود.

    همزمان با این، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی نیز موفقیت روند صلح را به همکاری کشورهای منطقه به ویژه پاکستان وابسته دانست.

    آقای عبدالله در این دیدار خاطرنشان ساخت تأمین صلح در افغانستان فرصت‌های طلایی را برای رشد و انکشاف اقتصادی در منطقه فراهم خواهد ساخت.

    سفر سه‌روزۀ عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی افغانستان به پاکستان دو روز پیش آغاز شد. آقای عبدالله در این سفر با مقام‌های ارشد دولت پاکستان دیدار و گفت‌وگو کرد. انتظار می‌رود که فصل جدیدی از همکاری‌های دو جانبه بین کابل و اسلام‌آباد آغاز شود.

  • جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    شیرزاد بولتیف با تن لرزان از در وارد شد و روی صندلی‌ای که رو به دیوار رنگ‌رفته بود، نشست. چراغ رومیزی‌ای که پرچم کوچک افغانستان را با نور سفیدش روشن کرده بود، اتاق کوچک زندان را بیش از پیش ناخوشایند نشان می‌داد. بولتی، ازبیک ۳۸ ساله و تنومند با ریش بلند و نازکش، مضظرب و کم‌حرف به نظر می‌رسید. او چنان نرم و آرام حرف می‌زد که حرف‌هایش در میان سکوت عمیق اتاق، به سختی قابل تشخیص بود.
    بولتیف برخلاف اعضای دیگر این زندان مخوف-که توسط امنیت ملی افغانستان اداره می‌شود-، تصمیم دل‌کندن از جنگ دارد. پس از آن‌که محمد‌اشرف‌ غنی، رییس‌جمهوری افغانستان به اعضای شاخه‌ی خراسان داعش وعده‌ی بخشش در صورت تسلیمی آن‌ها داد؛ بولتیف چنین فرصتی را غنیمت شمرد. او خسته از جنگ و ناامید از آینده ‌اش بود.
    در پاییز ۲۰۱۹ بود که شاخه‌ی خراسان دولت اسلامی (داعش)، آخرین سنگر خود را در کوه‌های ننگرهار افغانستان در نزدیکی مرز پاکستان، از دست داد. اعضای زیاد این گروه فرار کردند و شماری از آن‌ها مخفی شدند؛ اما شمار چشم‌گیر آنان، توسط ارتش افغانستان و ایالات متحده‌ی امریکا دست‌گیر و یا کشته شدند. بولتیف در آغاز نوامبر ۲۰۱۹ خود و خانواده‌ی شش‌نفری ‌اش را تحویل این ارتش در حال رشد، داد. خانم باردار و پنج فرزند او در بس جداگانه جابه‌جا شدند و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند؛ جایی که شیرزاد هنوز از آن نمی‌داند.
    شیرزاد بولتیف، مشهور به نجیب‌الله عبدالرحیم – نامی که هنگام پیوستن به «جهاد» انتخاب کرد- یکی از صدها شهروند ازبیک است که طی سال‌های گذشته به عنوان بخشی از جنبش اسلامی ازبیکستان(IMU) وارد افغانستان شده است. جنگ آن‌ها، از دهه‌ی ۱۹۹۰ در سرزمین مادری ‌شان آغاز شد. این جنگ، آن‌ها را طی سال‌های گذشته با گروه‌های مختلفی مثل طالبان، القاعده و دولت اسلامی (داعش) آشنا کرده است؛ آن‌ها به گروه‌های مختلف تقسیم شده و سرانجام سرنوشت‌ شان به نابودی کشانده شده است.
    هرچند جنبش اسلامی ازبیکستان، دیگر نمی‌تواند به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه‌ی پیچیده‌ی «جهاد جهانی» باشد و یا تهدید جدی برای کشورهای آسیای میانه به شمار برود؛ اما تا اکنون چنین قضاوتی زود است که بگوییم این جنبش به‌گونه‌ی کامل نابود شده است.
    شکل‌گیری در وضعیت آشفته
    در سال ۱۹۹۰ که اتحادیه‌ی جماهیر شوروی، آخرین روزهای خود را سر می‌کرد، گروهی از جوانان مذهبی از شهر ازبیک نامنگان در دره‌ی فرغانه، «عدالت» را- سازمانی که هدف آن بازگرداندن عدالت در اوضاع آشفته بود- اساس‌گذاری کردند. رهبری آن را یک آخوند جوان به نام طاهر یولداشف و جمعه نامنگانی، سرباز شوروی سابق به دست گرفتند و مسجد نوی برای پیکار عقیده‌ی شان ساختند. آن‌ها گشت‌زنی‌هایی را برای اجرای شرع در جاده‌ها شروع کردند و به تدریج به عنوان اجرا‌کننده‌ی قانون ظاهر شدند. این گروه با افزایش نفوذ شان، خواستار ازبیکستانی با معیارهای شریعت اسلامی شدند.
    مسوولان حکومتی، ابتدا برای پاسخ‌گویی در برابر افزایش این تندروی مذهبی در دره‌ی فرغانه، به کندی عمل کردند. تنها اقدام آن‌ها در سال ۱۹۹۲ بود که «عدالت» را بستند. با این حال اعضای آن سرکوب شد و به بیرون از کشور فراری شدند. نامنگانی به جنگ درون‌مرزی تاجیکستان پیوست و آن‌جا در کنار اسلام‌گراهای تندروتر دیگر جنگید؛ یولداشف اما، به گردش در کشورهای اسلامی شروع کرد.
    در سال ۱۹۹۷، زمانی که حکومت عرفی تاجیکستان روزهای آخرش را سپری می‌کرد، نامنگانی با توافق‌نامه‌ی صلح مخالفت کرد و متحدان تاجیکی ‌اش را که طرف‌دار صلح بودند، رها کرد. در آن‌زمان دولت اسلامی کریموف در ازبیکستان، در حال سرکوب گروه‌های اسلامی در دره‌ی فرغانه بود؛ جایی که شماری از جوانان مذهبی برای پیشبرد فعالیت‌های ‌شان برنامه‌ریزی می‌کردند.
    با این حال، جنبش اسلامی ازبیکستان (IMU) به‌گونه‌ی رسمی در سال ۱۹۹۸ توسط دو چریک و ایدیولوژیک مذهبی از جمله طاهر یولداشف و نامنگانی- کسی که در آن زمان به تجارت سودآورد قاچاق مواد مخدر درگیر شده بود و ارتباطش را با طالبان در افغانستان محکم کرده بود- بنیان گذاشته شد. هدف اصلی این جنبش، سرنگونی دولت‌های ازبیکستان و قرغزستان و هم‌چنان تبدیل‌کردن دره‌ی فرغانه به خواستگاه یک کشور اسلامی بود؛ دره‌ای که هردو کشور (ازبیکستان و قرغزستان) را با تاجیکستان وصل می‌کند. این گروه برای مدتی به دلیل جنگ‌های داخلی و مساله‌ی افغانستان، با لباس طالبان، در تاجیکستان به سر کردند.
    در اوایل ۱۹۹۹، تاشکند شاهد یک سری انفجارهایی بود که جنبش اسلامی ازبیکستان به دست داشتن در آن متهم شد؛ هرچند مشخص نشد که آن‌ها عامل اصلی این انفجارها بودند. در سال‌های بعد، جنبش اسلامی ازبیکستان برای باج‌گیری از حکومت‌های ازبیکستان و قرغزستان در مناطق مرزی این دو کشور و تاجکستان به گروگان‌گیری آغاز کرد. آن‌ها، از قاچاق مواد مخدر درآمد به ‌دست آوردند و به اساس گزارش‌هایی؛ بودجه‌ای از القاعده- متحد افغانستان‌نشین ‌شان- دریافت کردند.
    حمله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا به افغانستان برای سرنگونی رژیم طالبان در ۲۰۰۱، جنبش اسلامی ازبیکستان را در مسیر نوی قرار داد.
    پس از آن، این جنبش با تشکیل گروه منسجم‌تر، ارتباط شان را با القاعده و طالبان نزدیک‌تر کرد. در نوامبر ۲۰۰۱ به محض کشته‌شدن نمنگانی، این گروه به پاکستان در مناطق قبایلی تحت اداره‌ی فدرال (FATA) و به‌ ویژه در وزیرستان شمالی در نزدیکی مرز افغانستان انتقال کرد؛ جایی که آن‌ها می‌توانستند با قبایل محلی ارتباط برقرار کنند. جنبش اسلامی ازبیکستان در ۲۰۰۴، مسوولیت برخی از حمله‌ها را در تاشکند پذیرفت؛ کشوری که جنگ علیه اسلام به شدت در آن جریان داشت.
    در سال ۲۰۰۹ طاهر یلداشف در حمله‌ی هواپیمای بدون سرنشین کشته شد. با کشته‌شدن دو رهبر این حرکت، جنبش اسلامی ازبیکستان متلاشی شد و رهبران نوی برگزید؛ اما اعضای آن هم‌چنان به‌شکل فزاینده‌ا‌ی به «جهاد جهانی» متعهد ماندند.
    در جست‌وجوی وطن
    شیرزاد بولتیف در روستایی در منطقه‌ی شیردریا در شرق ازبیکستان، نزدیک مرز تاجیکستان، بزرگ شد. به گفته‌ی بولتیف خانواده‌ی او از مسایل مذهبی دور بودند. آیین اسلامی را در روستای ‌شان انجام می‌دادند؛ اما نه به شکل کامل. خود را مسلمان می‌خواندند؛ اما نماز نمی‌خواندند. بولتیف می‌گوید که زمینه‌ی همه‌ی «گناهان مدرن» در روستا به شمول ودکا، روسپی، سیگار و ساز مساعد بود. شیرزاد در سال ۲۰۰۸ به تشویق برادر کوچکش به اسلام گروید.
    اندکی بعد، بولتیف ازدواج کرد و مشکلات آغاز شد.
    در آن زمان، مبارزات علیه مسلمانان عقیدتی در ازبیکستان جریان داشت. کسانی که از کتاب مقدس دین اسلام پیروی می‌کردند، ریش می‌گذاشتند و یا پنج‌بار در روز نماز می‌خواندند توسط آژانس امنیتی نظم عامه دست‌گیر می‌شدند. بنابر این، دین‌داری می‌توانست برای خیلی افراد خطرناک باشد و آن‌ها را به زندان بیندازد؛ جایی که مکان ابدی برای خیلی از آدم‌ها می‌شد؛ اما نه برای همه. سخت‌گیری‌ها بر مسلمانان سبب شده بود که خانم بولتیف در پوشش ‌اش آزاد نباشد و برادر بولتیف ماه‌هایی از عمرش را در پشت میله‌های زندان بگذراند.
    شیرزاد بولتیف می‌گوید: « آژانس امنیت نظم عامه‌ی منطقه‌ی شیردریا که دوستانم را بازداشت کرده بود، آن‌ها را مجبور به نوشیدن ودکا کرده و اجازه‌ی ادای نماز را به آن‌ها نداده بود. وقتی دوستانم آزاد شدند، آژانس امنیت نظم عامه گفت که فیلم نوشیدن ودکای آن‌ها را دارد. وضعیت مسلمانان ازبیکستان این‌گونه بود.»
    وقتی برادر بولتیف از زندان بیرون آمد، دو خانواده تصمیم گرفتند به مسکو کوچ کنند. چند مدتی پس از زندگی در روسیه، اما به زودی مشخص شد که این کشور نیز جایی نیست که دو برادر به دنبال آن بودند. بولتیف در روسیه کار پخش جزوه‌ها و روزنامه‌ها را داشت؛ اما ترس اسلام‌ستیزی هم‌چنان ادامه داشت. سرانجام، مسلمانان مذهبی در آن‌جا نیز هدف قرار گرفتند. دو برادر ناچار بودند وطن نوی پیدا کنند.
    بولتیف می‌گوید: «برادرم از طریق انترنت با یکی از دوستانش در منطقه‌ی ما به تماس شد. برایش گفته شد که در افغانستان جمعیت بزرگی وجود دارد که در سایه‌ی شریعت اسلامی زندگی می‌کنند. آن‌جا هر روز جنگ است؛ اما شما می‌توانید آزادانه نماز بخوانید. همین بود که برادرم به طرف افغانستان حرکت کرد.»
    برادر بولتیف به او گفت که دوست ندارد بی‌دلیل بجنگد و بمیرد؛ اما کم از کم می‌تواند در یک مدرسه‌ی دینی حتا آشپزی کند و خدمتی برای اسلام کرده باشد. بولتیف می‌گوید: « برادرم گفت که می‌خواهد در مدرسه‌ی دینی کوچکی که در افغانستان است، آشپزی کند، ظرف بشوید؛ اما گفت که دین واقعی در آن‌جا [افغانستان] وجود دارد. بنا بر این، ما نیز تصمیم گرفتیم که «هجرت» کنیم. برادرم گفت که اگر ما این‌جا را ترک نکنیم، دیر یا زود زندانی خواهیم شد.»
    ورود به افغانستان
    در سال ۲۰۱۲، بولتیف و همسرش، هم‌راه با دو فرزند کوچک‎‌ شان، روسیه را ترک کردند. آن‌ها از طریق آذربایجان و ایران، وارد خاک افغانستان شدند و از آن‌جا به مناطق قبایل‌نشین پاکستان، نزدیک مرز افغانستان؛ جایی که بسیاری از جنگ‌جویان ازبیک مستقر بودند، راه یافتند. دو سال در آن‌جا ماندند.
    بولتیف می‌گوید که او در توزیع مواد غذایی به «مجاهدین» ازبیک که در آن زمان در کنار اسلام‌گرایان محلی علیه ارتش پاکستان می‌جنگیدند، کمک می‌کرد. (داستانی که بولتیف از «جهاد»ش تعریف می‌کند، ما نمی‌توانیم در مورد درستی و نادرستی آن، نظر دهیم.)
    در سال ۲۰۱۴، پس از چندین حمله‌ی تروریستی که شهرهای پاکستان را به لرزه درآورد، این کشور تصمیم گرفت که ضربه‌ی نهایی را به گروه‌های قبایل‌نشین که بیش‌تر آن‌ها غیرقانونی آن‌جا، جا خوش کرده بودند، وارد کند. درگیری‌ها سبب شد که یک میلیون تن از این مناطق آواره شوند. هزاران جنگ‌جو هم‌راه با خانواده‌های‌ شان از این مناطق فراری شدند و در همسایگی افغانستان پناه‌گاه امن یافتند. بیش‌تر آن‌ها در ننگرهار ساکن شدند؛ جایی که به آرامی توانستند، اجتماع شان را در میان هم‌پیمانان طالب ‌شان نوسازی کنند.
    ادامه دارد…

    دی دیپلمات

  • چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    شورای عالی مصالحه ملی، با نشر خبرنامه‌ی از سفر داکتر عبدالله عبدالله به اسلام آباد خبر داده است. در این خبرنامه که امروز دو شنبه (۷ میزان) به نشر رسیده، آمده است: «در این سفر، رییس شورای عالی مصالحه ملی در پیوند به تلاش‌های صلح پایدار، با عزت و عادلانه در افغانستان با رهبران ارشد جمهوری اسلامی پاکستان بحث و تبادل نظر می‌کند.» داکتر عبدالله در این سفر قرار است با عارف علوی، رییس‌جمهور پاکستان، عمران‌خان نخست وزیر، اسد قیصر رییس مجلس نمایندگان، محمد صادق سنجرانی رییس مجلس سنا، شاه‌محمود قریشی وزیر امور خارجه و جنرال قمر جاوید باجوه رییس ستاد ارتش این کشور ملاقات نماید.

    در این سفر عبدالله به پاکستان در حالی صورت می‌گیرد که مذاکرات صلح در روزهای اخیر در قطر هیچ پیشرفتی نداشته است، و همین‌طور در هفته‌ی گذشته (جمعه ۴ میزان) رییس‌جمهور غنی نیز از طریق تماس تلفنی با عمران‌خان در مورد پروسه صلح افغانستان گفتگو کرده بودند. چنانچه رییس‌جمهور غنی، در تماس تلفنی با عمران خان، در مورد پروسه صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان صحبت نموده بودند و در ضمن نخست وزیر پاکستان را به کابل دعوت کرده بود، که این دعوت از سوی عمران خان در آینده‌ی نزدیک پذیرفته شده است. در اعلامیه‌ی ارگ ریاست جمهوری از قول عمران خان ذکر شده است: «ما به طور کامل از برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کنیم.»

    پاکستان و پروسه صلح افغانستان

    عمران خان، در ۷۵مین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به صورت مجازی صحبت می‌کرد، گفته بود که کشورش نقش خود را برای تسهیلات در روند صلح افغانستان انجام داده است. وی در صحبت‌هایش گفته بود که رهبران حکومت افغانستان باید از این فرصت تاریخی برای برقراری صلح در این کشور استفاده کرده و طرف‌ها در مذاکرات بین‌الافغانی برای جستجوی یک راه حل سیاسی تلاش کنند. باآن‌که مسوولان و رهبران سیاسی پاکستان همواره از نقش منفی سازمان‌های نظامی و استخباراتی شان در جنگ و صلح افغانستان انکار می‌کند، و همین‌طور در گفتگوهای رسمی و رسانه‌ای از برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌نمایند، اما در عمل تاکنون پاکستان نقش مثبت در جنگ و صلح افغانستان نداشته است. چنانچه حمایت سازمان استخبارات این کشور از نظامیان طالبان و به‌خصوص شبکه تروریستی حقانی به رهبری سراج الدین حقانی که در جنگ افغانستان فعال است و بیش‌ترین حملات انفجاری و انتحاری را در خاک افغانستان انجام داده و می‌دهند، دلیلی بر این مدعا است. طوری‌که گروه طالبان با شبکه حقانی که رهبران آن در وزیرستان جنوبی زندگی می‌کنند، ارتباطات خیلی نزدیکی دارند، ولی یک گروه نیستند. شبکه حقانی بیش‌تر از شورای کویته یا دفتر سیاسی طالبان در قطر که اکنون جریان‌های اصلی طالبان به حساب می‌روند، با سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) در ارتباط است. و همین‌طور طالبان نیز همواره در وب‌سایت الاماره از جلال‌الدین حقانی، بنیان‌گذار شبکه حقانی به نیکی یاد کرده است.

    چرا پاکستان از برقراری صلح در افغانستان حمایت نمی‌کند؟

     پاکستان در مذاکرات صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان، در نقش تسهیل‌کننده و تشویق‌کننده طالبان برای مذاکره با آمریکایی‌ها، نقش اساسی بازی کرده است و تاکنون بر مبنای همین موضوع، در همسویی با سیاست‌های آمریکا در پروسه صلح با طالبان پیش رفته است. اما این مسئله به معنای حمایت از پروسه صلح افغانستان یا برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان نیست. بلکه این «بچه بدِ آسیای جنوبی» در تلاش این است تا با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، همچون گذشته طالبان را به نیابت از ارتش و استخبارات پاکستان در افغانستان به قدرت بازگرداند تا از این طریق منافع خودش را از جنگ و صلح افغانستان ببرد. چرا که پاکستان به مسئله جنگ و صلح افغانستان نگاه استراتژیکی دارد و در تداوم جنگ افغانستان و یا بازگشتِ طالبان به قدرت در کابل، چهار هدف عمده را دنبال می‌کند. چنانچه از جنبه ژئوپلیتیکی به ایجاد یک دولت همسو و ضعیف، نایده گرفتن خط دیورند، به چالش کشاندنِ قدرت ملی در افغانستان؛ از نظر ژئوکالچر بسط نفوذ ایدئولوژیک در افغانستان؛ از جنبه ژئواستراتژیک دسترسی مستقیم به منطقه آسیای میانه، سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان در برابر هند؛ و همین‌طور از نظر ژئواکونومیک گشایش راه ترانزیت میان پاکستان و آسیای میانه، امکان دسترسی به منافع نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی و تبدیل افغانستان به بازار کالای مصرفی، از جمله اولویت‌های سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان به شمار می‌رود.

    با این‌حساب، پاکستان نه تنها از روند صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت واقعی نمی‌کند، بلکه برعکس در ماه‌های اخیر با حمایت از گروه‌های تروریستی و به‌خصوص با حمایت و تجهیز شبکه تروریستی حقانی، جنگ افغانستان را شدت بخشیده و حملات تهاجی گروه‌های تروریستی را بالای نیروهای امنیتی افغانستان به خصوص در ولایت‌های شمال و شرق بیش‌تر نموده است. چنانچه در یک مورد در جریان درگیری‌های اخیر در ولایت فاریاب، به نقل از عبدالکریم یورش، سخنگوی قومندانی امنیه این ولایت؛ «یک جنرال بازنشسته پاکستانی مشهور به شیخ، به رهبران طالبان در فاریاب مشوره می‌دهد.»

    آیا پاکستان طرف اصلی جنگ افغانستان است؟

    جنگ در افغانستان پس از ۲۰۰۱م، در ظاهر دو طرف اصلی داشت، نیروهای ائتلاف بین‌المللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا و طالبان با پشتوانه‌ی گروه القاعده. اما به مروز زمان طرف سوم نیز بر این جنگ اضافه شد؛ حکومت افغانستان. از نظر طالبان عامل اصلی به وجود آمدن و دوام این جنگ، حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان است. اما رییس‌جمهور غنی بر این باور است که جنگ فعلی در افغانستان معلول مداخله‌ی پاکستان است. او بارها گفته است که پاکستان یک جنگ اعلان نشده علیه افغانستان به راه انداخته است؛ یعنی جنگ را به داخل افغانستان صادر می‌کند. با این‌حال، جنگ افغانستان زنجیره‌ای از منازعات است که به همدیگر وصل شده و در پیوستار حوادث و رویدادها تاکنون ادامه یافته است. طوری‌که افغانستان در چند مرحله جنگ را تجربه کرده است که در سه مرحله‌ی اخیر پاکستان نقش طرف اصلی را در جنگ افغانستان داشته است؛ چنانچه در مرحله جنگ تنظیم‌های جهادی با حکومت کمونیستی تحت عنوان جهاد که پاکستان ارباب آن جنگ بود. طوری‌که جنرال یوسف، رییس «بیروی افغان» یا بخش ویژه مدیریت جهاد افغانستان در سازمان آی‌اس‌آی، در مورد جنرال اختر عبدالرحمان، رییس اسبق سازمان استخبارات پاکستان می‌نویسد: «جنرال اختر عبدالرحمان طراح جهاد افغانستان بود. این جنرال اختر عبدالرحمان بود که استراتژی جهاد را طراحی کرد. او این استراتژی را موفقانه عملیاتی ساخت و موجب شکست شوروی ابرقدرت شد… پنجاه درصد وقت جنرال اختر عبدالرحمان در تنظیم مسایل مربوط به جهاد افغانستان سپری می‌شد.»(سپاهی گم‌نام، ۳۳) پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ در افغانستان چه می‌خواستند؟ این سوال را نیز جنرال یوسف به خوبی پاسخ داده است؛ «جنرال اختر عبدالرحمان همیشه خطاب به رهبران مجاهدین می‌گفت: کابل باید بسوزد. آرزوی بزرگ اختر عبدالرحمان این بود که با خروج شوروی‌ها از افغانستان و سقوط متحدان آنان، به کابل برود و در آن شهر نماز بگزارد.»(همان، ۴۳)

    در آخر جهاد یا مرحله‌ی جنگ تنظیم‌های جهادی علیه حکومت وقت، باآن‌که کابل را در آتش سوزاندند و به ویرانه تبدیل کردند، اما وقتی پاکستانی‌ها نتوانستند در کابل نماز شکرانه بخوانند و آن‌ دولتی وابسته‌ی کامل به اسلام‌آباد را درنظر داشتند، در کابل روی کار نیامد، – با درنظرداشت وضعیت داخلی و عوامل داخلی جنگ که یک مبحث دیگر است – جنگ افغانستان را وارد مرحله‌ی دیگری ساختند؛ حمایت از تحریک طالبان. چنانچه پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ افغانستان، طالبان را از جهات مختلف حمایت و همکاری کردند. چنانچه برعلاوه حمایت مالی و نظامی، بی‌شمار سرباز- طلبه‌های مدارس دیوبندی را نیز در جنگ افغانستان گسیل کردند. در این مرحله جنگ در افغانستان نقش مدارس زیرنظر جماعت العلمای اسلام پاکستان که پیرو مکتب دیوبند است، را نمی‌توانیم نادیده بگیریم. چنانچه بدنه‌ی نظامی تحریک طالبان تقریباً همه از مدارس دیوبندی که زیرنظر جمعیت العلمای اسلام بودند، تشکیل شده بود. در طول جنگ طالبان برای تسخیر مزار شریف، کابل و بامیان که با شکست‌های سنگین و تلفات بسیار مواجه شدند، در عین زمان مدارس در مناطق سرحدی بلوچستان تعطیل می‌شد و طلبه‌ها به خط مقدم جنگ در افغانستان فرستاده می‌شدند. چنانچه احمد رشید، نویسنده‌ی پاکستانی در کتاب «اسلام، نفت و بازی بزرگ بزرگ نو در آسیای میانه» برعلاوه حمایت مالی عرب‌ها، از نقش پاکستانی‌ها در جنگ طالبان با حکومت مجاهدین می‌نویسد: «طالبان بر پاکستان و عربستان فشار وارد نمود که به‌خاطر حمله و تسخیر شمال، برای شان کمک‌های تازه برسانند. رییس استتخبارات عربستان، شهزاده ترکی فیصل به قندهار در اواسط ماه جون سفر نمود و ۴۰۰ عراده موترهای پکپ و کمک‌های مالی زیاد به اختیار طالبان گذاشت. آی‌اس‌آی یک بودجه دو میلیون کلداری تهیه دید تا از آن وسایل لوجستیکی آماده شود. افسران آی‌اس‌آی به قندهار، به سفرهای رفت و برگشت آغاز کردند تا پلان حمله را آماده گردانند. هزاران افغان و پاکستانی تازه استخدام شده از کمپ‌های مهاجرین و مدارس، در کنار طالبان در جبهات جنگ قرار داده شد.»(رشید، ۱۰۹)

    پاکستان و بازتولید طالبان

    پس از پیروزی طالبان و تصرف کابل، تنها کشورهای پاکستان و عربستان سعودی بودند که رژیم طالبان را به رسمیت شناختند. در این مرحله آرزوی دیرینه‌ی پاکستانی‌ها برآورده شده بود و هر وقت می‌خواستند می‌توانستند بیایند در کابل نماز بگزارند. در واقع کابل بخشی از پاکستان شده بود و سیاست عمق استراتژیک پاکستان عملی شده بود. اما القاعده کاری کرد که پاکستان را در یک تنگنا قرار داد؛ دست برداشتن از کابل و رژیم طالبان یا شاخ به شاخ شدن با ایالات متحده آمریکا که سخت در خشم و به دنیال انتقام از القاعده و میزبان آن طالبان بود. بنابراین، پاکستانی‌ها همان‌طور که از حمایت مجاهدین دست کشید، از حمایت طالبان نیز به ظاهر دست کشید، اما واقعیت این‌گونه نبوده است.

    به نقل از احمد رشید، طالبان بعداز فروپاشی امارت اسلامی، در زمستان ۲۰۰۱م، به طور مخفیانه به سوی مرز پاکستان فرار نکردند؛ بلکه به صورت گروهی و به وسیله‌ی اتوبوس، تاکسی، تراکتور، سوار بر شتر و اسب و حتی پیاده به مرز پاکستان رسیدند. برای بسیاری از آن‌ها، این یک فرار نبود؛ بلکه بازگشت به خانه بود. بازگشت به اردوگاه‌های پناهندگان در بلوچستان، یعنی جایی که در آن رشد کرده بودند و خانواده‌های شان هنوز آنجا زندگی می‌کردند، بازگشت به مدارس مذهبی که روزگاری در آن درس می‌خواندند، مهمان مساجدی که زمانی در آن‌ها عبادت می‌کردند. آن‌های که خانواده‌ای نداشتند تا از آن‌ها استقبال کند، به وسیله‌ی گروه‌های شبه نظامی پاکستان و جمعیت علما، همراه با پتو، لباس‌های نو و بسته‌های پُر از پول مورد استقبال گرم قرار می‌گرفتند. مقامات «آی‌اس‌آی» برای طالبان دست تکان می‌دادند. پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، بر آن نبود تا طالبانی را که به مدت دو دهه به وسیله‌ی ارتش این کشور آموزش دیده بودند، ناامید یا دستگیر کند. برای پاکستان، طالبان تجسم آینده‌ی پاکستان بودند و باید تا زمان موعود پنهان می‌شدند. طالبان متواری که شامل رهبران ارشد شان هم می‌شد، در مناطق قبیله‌ای هم مرز با افغانستان پناه گرفتند. مناطقی که تا به حال برای بقا و فعالیت‌های طالبان بسیار حیاتی است. این مناطق قبیله‌ای مرزی واقع در خاک پاکستان، شامل بلوچستان، ایالت سرحد شمال غربی و مناطق قبیله‌ای آزاد(فتا) می شود. منطقه فتا‌ از شمال غرب با افغانستان هم‌مرز است که دارای هفت ناحیه قبیله‌ای می‌باشد. از نظر استراتژیک برای ادامه جنگ در افغانستان، از اهمیت بالایی برای طالبان برخوردار است.

    مشکل پاکستان با افغانستان چیست؟

    تاریخ روابط افغانستان و پاکستان از آغاز شکل‌گیری پاکستان به عنوان یک کشور مستقل تاکنون با فراز و نشیب‌های همراه بوده است. تا حالا در هیچ دوره‌ای تاریخی این دو کشور نسبت به همدیگر با دید مثبت و همگرایانه ندیده است. تجربه روابط گذشته دو کشور سراسر واگرایانه و توأم با منازعه بوده است. به عبارت دیگر، گذشته روابط دو کشور را می‌توان سراسر واگرایی و شکست دیپلماسی نامید. پاکستان نسبت به افغانستان، نگاه امنیتیدارد. بنابراین، همیشه تلاش نموده است تا در افغانستان حکومتی را روی کار بیاورد که تابع سیاست‌های امنیتی پاکستان باشد. چنانچه پیتر مارسدن، در کتاب «طالبان، جنگ، مذهب و نظم نوین در افغانستان» می‌نویسد: «ضیاء الحق آشکارا خواستار آن بود که در کابل حکومتی بر سر کار آید که زیر کنترول پاکستان باشد. استراتژی پشت سر این هدف از نظر دفاعی برای پاکستان بسیار اهمیت داشت؛ ایجاد یک قدرت استراتژیک در برابر هند از طریق تشکیل یک بلوک اسلام‌گرا که از پاکستان تا آسیای میانه گسترده باشد.»(مارسدن، ۵۲) و همین‌طور پرویز مشرف، رییس‌جمهور پیشین پاکستان نیز در سال ۲۰۰۵م، به صراحت اعلام کرده بود که اگر دولت طالبان به رسمیت شناخته می‌شد، شاید واقعه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، رخ نمی‌داد. بنابراین، دو مشکل عمده در مناسبات سیاسی میان این دو کشور وجود دارد؛ یکی مشکل سرزمینی و مرزی که بر محور «خط دیورند» شکل گرفته است. و دیگر این‌که پاکستان به دنبال سیاست عمق استراتژیک در افغانستان در رابطه به هند است.

    الف: خط دیورند

    افغانستان و پاکستان با ۲۲۴۰ کیلومتر مرز مشترک، در همسایگی همدیگر قرار دارند. این همسایگی و داشتنِ مرز مشترک اما برای افغانستان هزینه‌ی زیادی داشته است. این مرز مشترک که معروف به خط مرزی دیورند است، در سال ۱۸۹۳م، بین بریتانیای آن زمان که هند را تحت استعمار خود داشت و امیر عبدالرحمن خان، پادشاه افغانستان تأیید شد. اما در هیچ مقطعی از تاریخ مورد قبول حاکمان پشتون در افغانستان قرار نگرفته است. مسئله خط دیورند مورد قبول هیچ یک از رژیم‌های متفاوتی که تا حالا در افغانستان روی کار آمده‌اند، قرار نگرفته است. بنابراین، روابط این دو کشور تحث تأثیر دو عامل اختلاف‌های مرزی و ادعاهای قومی همواره تیره بوده است. چنانچه درگیری میان پاکستان و افغانستان به دلیل کوتاهی در عمل به مفاد موافقتنامه‌ای توسط اسلام‌آباد به اوج خود رسیده است که بر اساس آن مقرر شده بود که جنرال پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، صلح را در مناطق قبیله‌نشین پاکستان بر قرار کرده و از سرایت ناامنی به داخل خاک افغانستان جلوگیری کنند. در سال ۲۰۰۶م، حکومت پاکستان در مناطق وزیرستان، با طالبان توافق‌نامه صلح امضاء کردند، ولی در داخل آماده جنگ نظامی با این گروه شد. قرارداد آتش‌بس وزیرستان با توافق میان حکومت مشرف با بزرگان قبایلی که پشتیبانان اصلی القاعده و طالبان هستند، امضاء شد. امضای توافق‌نامه دولت پاکستان با سران قبایل و طالبان در وزیرستان، در واقع بسیج کردن طالبان افغان در پاکستان بود. این موافقتنامه با ۴۵ قبیله مرزنشین نواحی شمالی ایالت وزیرستان منعقد شده و در آن تصریح شده است که مبارزان القاعده از آن منطقه اخراج شده و گروه طالبان نباید بر هیچ منطقه‌ای از آن نواحی حاکمیت داشته و یا در آن مناطق دست به خشونت و درگیری بزنند. اما از سوی دیگر، دست این گروه‌ها را باز گذاشته بود که آزادانه در خاک پاکستان فعالیت کنند، که در واقع برای جنگ در افغانستان می‌کردند.

    منطفه سرحدی قبایلی آزاد، همان هفت ناحیه‌ی است که در اطراف خط دیورند واقع شده‌اند. منطقه‌ی وزیرستان شمالی به مرکزیت میرامشاه، وزیرستان جنوبی به مرکزیت وانا، مناطق باجور، مهمند، خیبر، اورکزی و کورم عبارت از هفت منطقه‌ی مهم در کنار خط مرزی دیورند هستند که ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارند. جمعیت مناطق قبایلی آزاد بیش از ۳ / ۱ میلیون نفر برآورد شده است، که بیش از ۴۰ میلیون پشتون در دو طرف خط مرزی دیورند زندگی می‌کنند. وزیرستان منطقه‌ی خودمختار در پاکستان هم‌مرز با افغانستان است، که پناهگاه اصلی نیروهای طالبان و القاعده محسوب می‌شود.

    ب: سیاست عمق استراتژیک

    یکی از عناصر ثابت رفتار استراتژیک پاکستان، اعتقاد به ضرورت عمق استراتژیک در افغانستان بوده است. علی‌رغم کاربرد وسیع این اصطلاح در گفتمان امنیت ملی پاکستان، بحث‌های ملموسی روی معانی واقعی آن، و اخیراً در مورد اهمیت آن وجود دارد. پژوهشگران، حکومت ضیاء الحق را آغازگر یافتن عمق استراتژیک می‌دانند. در این زمان پاکستان، ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی از مجاهدین افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی حمایت می‌کردند. در واقع علاقه‌ی پاکستان به عمق استراتژیک در جریان جنگ‌ افغانستان شکل گرفت که در آن زمان ضیاءالحق احساس می‌کرد که پاکستان با قرارگرفتن در خط اول نبرد، حق داشتن رژیم مورد نظر در کابل برایش محفوظ است. با این‌حال، کریستین فییر در کتاب «نبرد تا آخرین نفس» عمق استراتژیک را به عنوان یک مفهوم جغرافیایی توصیف می‌کند. از نظر او، جنرال میرزا اسلم بیگ، رییس ستاد ارتش پاکستان در زمان دوره نخست صدارت بی‌نظیر بوتو، عمق استراتژیک را؛ نصب یک رژیم دوست و اسلام‌گرا در کابل تعریف می‌کرد که تا به احساس ناامنی دایمی پاکستان نقطه پایان گذاشته و یا مانع نفوذ دولت‌های متخاصم در مناطق قبایلی در غرب این کشور شود و حکومت‌های افغانستان از روابط بسیار عمیق با هند پرهیز کنند. بنابراین، ارتش پاکستان در تلاش برای مهار تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم از ناحیه‌ی افغانستان، از منابع فراوان خود از جمله اسلام‌گرایان استفاده کرده است.(فییر، ۱۲۹- ۱۴۷)

    پاکستان همواره این نگرانی را داشته است که اگر هند پایگاهی در افغانستان داشته باشد، به تنهایی و یا با همکاری افغانستان می‌تواند اوضاع مناطق سرحدی غرب پاکستان را اخلال کند. پاکستان علی‌رغم ادعای قبلی‌اش، پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، به طور آشکار حمایت‌های خود را از جنگ‌جویانی مانند ملاعمر، رهبر طالبان افغانستان و شبکه‌ی جلال الدین حقانی ادامه داده است. پاکستان به طور پیوسته بالای نیروهای نیابتی خود که در افغانستان می‌جنگند، سرمایه‌گذاری می‌کند؛ چون ارتش پاکستان می‌خواهد که توانایی و نفوذ هند در افغانستان را محدود سازد. هر چند که نظامیان پاکستان به متهم ساختن هند به اجرای فعالیت‌های شوم، حمایت از جدایی‌طلبان بلوچ و تروریست‌ها در مناطق قبایلی تا بمب‌گذاری اهدافی در خود پاکستان عادت دارند، اما تلاش برای داشتن عمق استراتژیک در افغانستان را انکار می‌کنند.(همان، ۱۶۴) اما خیلی واضح و آشکار است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان، حمایت آگاهانه از طالبان است که از دشمنی‌ این کشور با هند نشأت گرفته است. از آغاز تأسیس پاکستان در ۱۹۴۷م، این کشور رقیب پُرچالش برای هند بوده است. این دو کشور ادعای مالکیت کشمیر را دارند و تا به حال سه بار با هم جنگیده اند. پاکستان برای مبنای سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان، همواره تلاش نموده تا با استقرار حکومت وابسته به پاکستان در کابل، از محاصره شدن توسط هند جلوگیری کند. پاکستان از روابط بین هند و افغانستان پس از سقوط طالبان همواره نگران بوده است؛ زیرا هند حضور چشم‌گیری در عملیات بازسازی افغانستان داشته، که این امر خیلی مورد تأیید پاکستان نبوده است. بنابراین، عوامل حمایت پاکستان از طالبان و تشدید جنگ در افغانستان به استراتژی و اهدافی همچون؛ تشکیل حکومت تحت الحمایه یا وابسته به پاکستان در کابل، تقویت عمق استراتژیک پاکستان در برابر هند در افغانستان و حل مسئله‌ی پشتونستان و به رسمیت شناخته‌شدنِ خط دیورند، برمی‌گردد. پس تا این مشکلات اساسی میان این دو کشور به طور ریشه‌ای حل نگردد، پاکستان هیچ‌گاه از پروسه صلح در افغانستان حمایت واقعی نخواهد کرد.

    عباس عارفی

    خبرنامه

  • عبدالله عبدالله: منتظر گام های عملی مشترک پاکستان در پروسه صلح افغانستان هستیم

    عبدالله عبدالله: منتظر گام های عملی مشترک پاکستان در پروسه صلح افغانستان هستیم

    آقای عبدالله که روز سه‌شنبه (۸ میزان)، در انستیتوت مطالعات استراتژیک اسلام‌آباد سخن می‌ گفت، در حالی‌ از پاکستان دیدن می‌کند که آینده‌ی صلح‌آمیزی، در افق برای افغانستان به چشم می‌خورد.

    به گفته‌ی او، پاکستان در زمینه‌سازی برای آغاز گفت‌وگوهای میان‌افغانی، نقش عمده‌ای بازی کرد و اکنون، نقش مهم‌تری نه تنها در کمک به پایان رسانیدن موفقانه‌ی این فرآیند؛ بلکه در ایستادن در کنار مردم و حکومت افغانستان برای ساختن منطقه‌ای صلح‌آمیز و مرفه دارد.

    آقای عبدالله، افزود، دولت افغانستان، قدردان تلاش‌های اسلام‌آباد در راستای تحقق صلح بوده و هم‌چنان، چشم به راه گام‌های عملی مشترک در این مسیر است.

    او تصریح کرد: «به نفع نیست تا وضعیت موجود را ادامه بدهیم. ما به روی‌کردهای تازه‌ای نیاز داریم. مردم ما این‌ را از ما توقع دارند و می‌خواهند. نیازمندیم تا به منطقه‌ی خود، به عنوان یک منطقه‌ی واحد ببینیم.»

    آقای عبدالله، گفت: «باید به واقعیت‌های منطقه در ۳۰ سال گذشته، ببینیم و تغییرات را در نظر بگیریم. باید درس‌های لازم را از سود و زیان خود و تهدیدها و فرصت‌ها در نظر بگیریم. اگر ما راه‌حل‌های استوار بر برد-برد، تنش‌زدایی، میانه‌روی، اتصال منطقه‌ای بیش‌تر، تجارت‌، ترانزیت، همگرایی اقتصادی و تعامل موثر و بیش‌تر میان تاجران و مردم را دنبال می‌کردیم، امروز در کجا قرار می‌داشتیم؟ بهای سیاست عدم همکاری و فرصت‌هایی‌ را که به این دلیل نوع روی‌کرد از دست داده‌ایم، قابل پرداخت نیست. ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است.»

    به گفته‌ی او، در حال حاضر، افغانستان و پاکستان، با چالش‌ها و تهدیدهای جدی‌ای به شمول لایه‌های مختلف دهشت‌افگنی، افراط‌گرایی، نابردباری و ویروس کرونا روبه‌رو اند و به همین دلیل، دو کشور، بیش‌تر از هر زمانی، به همکاری مشترک و تعامل بیش‌تر برای همز‌یستی مسالمت‌آمیز و مرفه، نیاز دارند.

    آقای عبدالله، گفت صلح و ثبات در افغانستان یا در هر کشوری در جغرافیای جنوب و مرکز آسیا، می‌تواند پیامد مثبتی برای همسایگان و همگرایی منطقه‌ای، داشته باشد.

    او، تأکید کرد افغانستان امروز، افغانستان ۱۹۹۶ یا ۲۰۰۱ نیست؛ بلکه افغانستان امروز، جوان و متکثر است و مردم این کشور نیز، بیش‌تر از هر زمانی، با یک‌دیگر وصل و در ارتباط اند و مصمم اند تا خود آزادانه درباره‌ی حکومت و نظام هم‌خوان با وحدت و تنوع جامعه‌ی خود، تصمیم بگیرند.

    او، تصریح کرد مردم افغانستان، متحول و دگرگون شده و می‌خواهند دست‌آوردهای بنیادین خود را به شمول حقوق و آزادی‌های فردی تمام گروه‌ها، حفظ کنند.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، گفت: «ما نمی‌خواهیم و اجازه نمی‌دهیم هیچ‌ دهشت‌افگنی در کشور ما حضور داشته باشد و اجازه نمی‌دهیم هیچ گروه و شبکه‌ای، تهدیدی برای ملت دیگری باشد. مذاکرت صلح، زمینه‌ی مناسب و امیدوارهایی را فراهم کرده تا با جنگ خداحافظی کنیم و با استفاده از صبر، گفت‌وگو و گذشت، به این توافق برسیم که کشور خود را، متحد سازیم.»

    او، تأکید کرد که پاکستان و افغانستان، هر دو به صلح و آینده‌ی بهتر نیاز دارند؛ زیرا هر دو بهای سنگینی در مقابله با گروه‌های مختلف تروریستی پرداخته‌اند که تا اکنون نیز، به عنوان خراب‌کار عمل می‌کنند.

    آقای عبدالله، گفت که دولت افغانستان، از گروه طالبان می‌خواهد تا خشونت را به گونه‌ی جدی کاهش داده و در حرکت به سوی یک آتش‌بس جامع و دائمی، از آسیب‌رسانیدن به غیرنظامیان، خودداری کند.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، در بخش دیگری از سخنان خود، از مردم و دولت پاکستان، به خاطر میزبانی از میلیون‌ها مهاجر افغان در چهار دهه‌ی گذشته، قدردانی کرد؛ اما گفت که می‌خواهد تا مهاجران، به صورت داوطلبانه و با عزت و امید تازه، در آینده‌ی جدید، به کشور خود برگردند.

  • وزیر خارجه پاکستان: دخالت در افغانستان به نفع ما نیست

    وزیر خارجه پاکستان: دخالت در افغانستان به نفع ما نیست

     شاه‌محمودی قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز سه‌شنبه(۸میزان) در نشست خبری مشترک با عبدالله در انستیتوت مطالعات راهبردی پاکستان، گفت صلح پایدار تنها از داخل افغاستان می تواند تامین شود.
    وزیر خارجه پاکستان افزود بعضی‌ها هستند که به خاطر منافع شان صلح را در افغانستان نمی‌خواهند، ولی اکثریت خواهان صلح هستند.
    به گفته آقای قریشی، صلح پایدار تنها از داخل افغانستان می تواند تامین شود و نمی تواند از بیرون تحمیل گردد.
    قریشی تاکید کرد برای یک افغانستان صلح‌آمیز و با سعادت باید مشترک کار کنیم و این آروزی پاکستان است.
    او گفت: «اگر می‌خواهیم پروژه برق عملی شود، اگر می‌خواهیم پاکستان از طریق افغانستان با آسیای میانه وصل شود، اگر می‌خواهیم همکاری دوجانبه اقتصادی داشته باشیم، لازمه‌اش این است که در افغانستان صلح حاکم گردد.»
    شاه‌محمود قریشی تصریح نمود «امنیت و ثبات ما وابسته به امنیت و ثبات در افغانستان است. ما سودی در امور داخلی شما نداریم و نمی‌خواهیم در امور داخلی شما دخالت کنیم».
    قریشی در آخر گفت مردم پاکستان از اراده مردم افغانستان پشتیبانی می‌کنند و آرزوی ما حاکمیت ارضی و استقلال افغانستان است.

  • بن بست در مذاکرات بین الافغانی دوحه و امیدها به سفر عبدالله به پاکستان!

    بن بست در مذاکرات بین الافغانی دوحه و امیدها به سفر عبدالله به پاکستان!

    در روزهایی که چانه‌زنی برای شروع گفت‌وگوهای صلح افغانستان میان هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان در دوحه جریان دارد، داکتر عبدالله ‌عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی، بنا به دعوت رسمی عمران‌خان، نخست‌وزیر پاکستان، روز دو شنبه (۷ میزان) سال روان، به اسلام‌آباد سفر می‌کند. دلیل عمده‌ی سفر آقای عبدالله، تقویت اجماع منطقه‌ای برای صلح افغانستان گفته شده است.
    فریدون خوزون، سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی، به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید که آقای عبدالله برای گسترش روابط میان دو کشور، تقویت اجماع منطقه‌ای و جلب حمایت پاکستان از روند صلح افغانستان، به پاکستان رفته است.
    عبدالله ‌عبدالله، در حالی به اسلام‌آباد می‌رود که از ۱۲ سال به این‌‌سو، به این کشور سفری نداشته است. او، آخرین‌بار در سال ۲۰۰۸ به ‌منظور شرکت در جرگه‌ی مشترک منطقه‌ای صلح، به اسلام‌آباد رفت. او، در آن سفر، ریاست «جرگه‌ی مشترک منطقه‌ای» را بر عهده داشت که به گونه‌ی مشترک در کابل و اسلام‌آباد راه‌اندازی شده بود. پس از آن، آقای عبدالله، دوشنبه (۷ میزان) با ریاست هیئت بلند‌رتبه‌ی دولتی به شمول دکتر عنایت‌الله بابر فرهمند، معاون نخست و اسدالله سعادتی معاون دومش، به اسلام‌آباد رفت.
    در این سفر آقای عبدالله، دیروز (دوشنبه ۷ میزان) با شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان و رییس مجلس سنای این کشور دیدار کرد. او، در دیدار با قریشی، گفت: «امیدوارم این سفر صفحه‌ی تازه‌ا‌ی در روابط دوجانبه، تقویت روابط بیش‌تر و درک مشترک در باره‌ی روند صلح افغانستان ایجاد کند.»
    عبدالله ‌عبدالله، قرار است امروز (سه شنبه، ۸ میزان) با عمران‌خان نخست‌وزیر پاکستان، رییس ستاد مشترک ارتش و رییس آی اس آی دیدار ‌کند.
    سفر عبدالله‌ عبدالله به اسلام‌آباد در حالی است که چشم جامعه‌ی جهانی به قطر؛ جایی که چانه‌زنی برای شروع گفت‌وگوهای صلح افغانستان جریان دارد، دوخته شده است.
    گفت‌وگوهای صلح افغانستان، شنبه (۲۲ سنبله) سال روان میان هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان در دوحه، گشایش یافت. در عصر همان‌روز گروه‌های تماس دو طرف، برای تعیین دستور‌جلسه و اصول کاری گفت‌وگوها، تشکیل شد. قرار بود دو روز پس از گشایش، گفت‌وگوهای رو در رو، میان هیئت‌های دولت افغانستان و طالبان شروع شود؛ اما به دلیل به‌نتیجه‌نرسیدن کار گروه‌های تماس، گفت‌وگوهای صلح افغانستان تا هنوز شروع نشده است.
    دنباله‌دارشدن کار گروه‌های تماس هيئت گفت‌وکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان روی دستور جلسه و اصول کاری تا حالا باعث شده است که هیئت‌های دو طرف تا هنوز هم وارد گفت‌وگوهای رو در رو نشوند. به باور برخی از کارشناسان و آگاهان سیاسی این وضعیت بیان‌گر به بن‌بست رفتن، گفت‌وگوهای صلح افغانستان است؛ بن‌بستی که دولت افغانستان فکر می‌کند با سفرهای هیئت بلندرتبه‌ی دولتی به کشورهای منطقه از میان برداشته خواهد شد.
    احمد سعیدی، تحلیل‌گر سیاسی و کارشناس مسایل پاکستان، به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید: «پس از به بن‌بست‌خوردن گفت‌وگوهای صلح، دولت افغانستان به دو چیز دل ‌بسته است؛ سفر داکتر عبدالله‌ عبدالله به پاکستان و سفر عمران‌خان- نخست‌وزیر پاکستان- به افغانستان.)
    آگاهان سیاسی، نقش اسلام‌آباد را در گفت‌وگوهای صلح و زیرفشار قراردادن گروه طالبان، مهم می‌دانند و می‌گویند که نقش پاکستان و اجماع منطقه‌ای برای این که طالبان از خواست‌های شان در دوحه کوتاه بیایند، موثر است. به باور آن‌ها، به دلیل نفوذ بر رهبری و بدنه‌ی نظامی و مالی طالبان، در روند صلح افغانستان، اگر نقش پاکستان بیش‌تر از امریکا نباشد، کم‌تر نیز نیست.
    سید ظاهر مطهری، استاد دانشگاه، می‌گوید که پاکستان در جنگ و صلح افغانستان نقش موثری دارد و سفر عبدالله‌ عبدالله، می‌تواند در تسهیل گفت‌وگوهای صلح افغانستان کمک کند: «از طریق پاکستان می‌شود به گروه طالبان فشار آورد تا از بعضی خواست‌های‌ شان کوتاه بیایند.» به گفته‌ی او، سفر عبدالله به پاکستان برای ایجاد اجماع منطقه‌ای مهم است.
    با این حال، برخی دیگر از آگاهان سیاسی باور دارند که اجماع منطقه‌ای شکل نمی‌گیرد، مگر این که منافع کشورهای منطقه و به ویژه پاکستان در روند صلح افغانستان، تامین شود. به گفته‌ی آن‌ها، روابط افغانستان و پاکستان از یک سال به این‌سو به خاطر حمله‌های توپخانه‌ی پاکستان در مناطق شرقی، درگیری در مرز سپین بولدک و حصارکشی از سوی پاکستان در امتداد خط دیورند، دچار بحران شده است. از این ‌رو، بارها مقام‌های بلند ‌رتبه‌ی دولتی، به شمول امرالله صالح، معاون نخست رییس‌جمهور، پاکستان را متهم به حمایت سیاسی و نظامی از طالبان کرده اند.
    احمد سعیدی می‌گوید که اجماع منطقه‌ای، منافع منطقه‌ای به دنبال دارد؛ کشورهای منطقه، اگر منافع درازمدت‌ شان در روند صلح افغانستان تامین نشود، اجماع منطقه‌ای نیز شکل نمی‌گیرد: «اگر این منافع به دامن پاکستان بیفتد، سخت است که به اجماع منطقه‌ای باور داشته باشیم.»
    از سویی هم پاکستان و طالبان روابط نزدیک داشته است. پاکستان، عربستان و امارات متحده‌ی عربی تنها کشورهایی بودند که امارت اسلامی طالبان را به رسمیت شناختند، در حالی که سازمان ملل متحد، آن را به رسمیت نشناخته ‌بود. در زمان امارت اسلامی، روابط دو کشور به دلیل این که رژیم طالبان هم‌سو و هم‌فکر با سیاست‌های پاکستان عمل می‌کرد، بسیار خوب بود؛ اما در زمان ریاست‌جمهوری حامد کرزی و پس از آن، از شروع حکومت وحدت ملی تا اکنون، روابط این دو کشور پرتنش بوده است.
    برخی افراد بلند‌رتبه‌ی دولت افغانستان و آگاهان سیاسی این کشور، باور دارند که بخش وسیعی از مشکل‌های ناامنی در افغانستان زیر سر سازمان‌ استخباراتی آی اس آی و مقام‌های بلندپایه‌ی‌ نظامی پاکستان است؛ در بیست سال گذشته، این کشور از گروه‌های تروریستی در خاک افغانستان پشتیبانی کرده است. محمد اشرف‌غنی، رییس‌‌جمهور افغانستان در سخن‌رانی‌هایش، بارها تاکید کرده است که سیاست‌های دوگانه‌ی پاکستان در برابر هراس‌افگنان نزد دولت افغانستان پذیرفتنی نیست و این کشور، باید در برابر هراس‌افگنان صادقانه و آگاهانه مبارزه کند.
    به باور کارشناسان سیاسی، اگر روابط پاکستان و طالبان تیره شده باشد، می‌توانیم به سفر آقای داکتر عبدالله به پاکستان امید ببندیم؛ اما این امید به دلیل این‌که پاکستان بارها به وعده‌هایی‌که داده است، عمل نکرده، می‌تواند مبدل به چالش دیگری فراروی صلح افغانستان شود.
    آقای سعیدی می‌گوید: «سفر عبدالله به پاکستان، می‌تواند با امید و چالش هم‌راه باشد؛ زیرا در این شرایط حساس تاریخی، سخت است که به نیت واقعی پاکستان پی برد.» به گفته‌ی او، اگر به گذشته‌ی پاکستان نگاهی بیندازیم، امیدی به بهبود روابط نمی‌رود؛ مگر این‌که در سیاست پاکستان در برابر افغانستان تغییری آمده باشد که احتمال آن اندک است.
    این‌ همه در حالی است که از دوحه؛ جایی که گفت‌وگوهای صلح افغانستان گشایش یافت، خبر امیدوارکننده‌ای به گوش نمی‌رسد. هم‌زمان با این که چشم‌ها به دوحه برای شروع گفت‌وگوهای صلح و چگونگی آن، دوخته شده است؛ باید منتظر بود که سفر ‌عبدالله به اسلام‌آباد چه نتیجه‌ای برای گفت‌وگوهای صلح افغانستان خواهد داشت.

  • در درگیری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه قره باغ، افغانستان از آذربایجان حمایت کرد

    در درگیری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه قره باغ، افغانستان از آذربایجان حمایت کرد

    یک روز پس از درگیری‌ها میان نیروهای ارمنستان و آذربایجان، وزارت خارجۀ افغانستان خواهان آتش‌بس فوری میان دو طرف شد و حمایت‌اش را از آذربایجان اعلام کرد.

    وزارت خارجۀ افغانستان روز دوشنبه ۲۸ سپتمبر (هفتم میزان) با نشر اعلامیه‌ای از درگیری میان نیروهای مرزی ارمنستانی و آذربایجانی در منطقهٔ‌ نگورنی کاراباخ (قره باغ) ابراز تاسف کرد و خواهان ختم اشغال این منقطه شد.

    در اعلامیه آمده است: «منطقهٔ نگورنی قره‌ باغ به عنوان بخشی از آذربایجان در سطح بین‌المللی به‌ رسمیت شناخته شده است. افغانستان خواهان ختم اشغال نگورنی – قرباغ بوده، در این راستا از تلاش‌های مردم و دولت آذربایجان و سایر ملل جهان پشتیبانی می‌کند.»

    این وزارت همچنان از ارمنستان و آذربایجان خواست هر چه زودتر آتش‌بس کرده و برای حل این بحران طولانی وارد مذاکره شوند.

    نیروهای ارمنی و آذربایجانی روز گذشته بار دیگر در ساحۀ نیگورنی قره‌باغ با هم درگیر شدند که براساس گزارش‌ها در این درگیری ده‌ها نفر به شمول غیرنظامیان کشته شده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر زخمی شده اند.

    این در حالی است که برخی از کشورها به شمول ایالات متحدۀ نیز خواهان توقف فوری جنگ و آغاز مذاکرات میان دو کشور شده اند.

    جدایی طلبان ارمنی، منطقه نگورنی قره باغ را در جنگ خونین سال‌های ۱۹۹۰ تصرف کردند که در آن ۳۰ هزار نفر کشته شد.

    اکثریت جمعیت این منطقه ارمنی اند، اما این قلمرو به گونهٔ کامل در داخل خاک آذربایجان موقعیت دارد.

  • عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    ما به یک لحظۀ مهم، توأم با امید برای افغانستان و منطقه رسیده‌ایم. هیأت‌های مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان و طالبان در تاریخ دوازدهم سپتامبر حاضر شدند مذاکرات را برای دست‌یابی به یک توافق سیاسی و ختم جنگ آغاز کنند.

    در کنار مردم افغانستان، ما (پاکستان) بهای این جنگ طولانی و سنگین را پرداخته‌ایم. طی چندین دهه درگیری، پاکستان مسئولیت مراقبت بیش از 4 میلیون پناهنده افغانستانی را بر عهده گرفته است. در این مدت، اسلحه و مواد مخدر نیز به کشور ما سرازیر شده است. درگیری‌های دوام‌دار در افغانستان، مسیر اقتصادی ما را به‌هم زده است. پاکستانی که در دهه‌های 1960 و 1970 وضعیت مطلوبی داشت، به صورت ناراحت‌کننده‌یی تغییر کرده است.

    این تجربه دو درس مهم را به ما آموخت. اول این‌که ما از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و خویشاوندی با افغانستان بسیار نزدیکیم و حوادثی که در افغانستان اتفاق می‌افتد، قطعاً بالای ما تأثیر دارد. ما فهمیدیم که پاکستان صلح واقعی را تجربه نخواهد کرد، تا زمانی که خواهران و برادران افغانستانی ما در صلح نباشند.

    ما هم‌چنین آموختیم که صلح و ثبات دایمی در افغانستان با استفاده از زور و خواست خارجی‌ها برقرار نمی‌شود. تنها فرایند آشتی میان مردمان افغانستان با رهبری خودشان که واقعیت‌ها و تنوع سیاسی افغانستان را به رسمیت بشناسند، به صلح پایدار می‌انجامد. بنا براین، هنگامی که رئیس‌جمهور ترامپ در اواخر سال 2018 از پاکستان خواست تا برای رسیدن به یک توافق سیاسی در افغانستان با امریکا کمک کند، ما هیچ‌گونه تردیدی نکردیم. ما تعهد کردیم که پاکستان تمام تلاش خود را برای تسهیل این روند انجام خواهد داد و ما این کار را کردیم. امریکا دشوارترین گفت‌وگوهای خود را با طالبان آغاز کرد و این گفت‌وگو منجر به امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان شد. امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان، زمینۀ آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را فراهم کرد.

    مسیری را که برای رسیدن به این‌جا طی کرده‌ایم، آسان نبود، اما به لطف، شجاعت و انعطاف‌پذیری دولت افغانستان و طالبان توانستیم به پیش برویم. ایالات متحده و متحدانش تبادل زندانیان بین دولت کابل و طالبان را تسهیل کردند. دولت افغانستان و طالبان به صدای صلح‌خواهی مردم افغانستان پاسخ مثبت دادند.

    مذاکرات بین‌الافغانی احتمالاً دشوار خواهد بود و همه طرف‌ها به صبر و مصالحه نیاز دارند. پیش‌رفت می‌تواند کُند و دشوار باشد، حتا ممکن است دو طرف به بن‌بست بخورند. در چنین موقعتی بهتر است همه‌چیر در پشت میز مذاکره حل شود تا در میدان‌های خونین جنگ.

    همه طرف‌های که در روند صلح افغانستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، باید در برابر خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی بایستند. خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی از افغانستان غیرعاقلانه است. ما هم‌چنین باید در برابر تخریب‌کاران پروسه صلح افغانستان بایستیم و از سرمایه‌گذاری‌یی که روی این روند شده است، محافظت کنیم.

    پاکستان به حمایت از مردم افغانستان و افغانستان مستقل ادامه خواهد داد. پاکستان معتقد است که مذاکرات صلح نباید با اجبار انجام شود و همه طرف‌ها باید خشونت‌ها را کاهش دهند. همان‌طور که دولت افغانستان، طالبان را به عنوان یک گروه سیاسی به رسمیت شناخته است، امید است طالبان نیز پیش‌رفت‌ها و دست‌آوردهای دولت و مردم افغانستان را به رسمیت بشناسند.

    پاکستان نیز مانند ایالات متحدۀ امریکا نمی‌خواهد که افغانستان پناه‌گا امن برای تروریستان باشد. پس از حملۀ 11 سپتامبر، بیش از 80 هزار نیروی امنیتی و غیرنظامی پاکستانی جان خود را در جنگ با تروریسم از دست دادند. پاکستان هنوز هم هدف گروه‌های فعال تروریستی مستقر در افغانستان است. این گروه‌های تروریستی برای صلح جهانی خطر جدی به حساب می‌آیند. ما امیدواریم که دولت افغانستان تدابیر جدی‌یی را برای کنترل مناطقی که تروریستان در آن خانه دارند و از آن‌جا حملات تروریستی را برنامه‌ریزی می‌کنند، روی دست گیرد. ما مانند ایالات متحده راضی به این نیستیم که سرمایه و جان نیروهای امنیتی خود را که در برابر تروریسم از دست داده‌ایم، به هدر برود.

    زمان آن فرارسیده است که برای «روز بعد» برنامه‌ریزی آغاز شود. جهان چه‌گونه می‌تواند به افغانستان پس از جنگ کمک کند؟ چه‌گونه شرایطی را ایجاد کنیم که میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستانی که در پاکستان و سایر کشورها زنده‌گی می‌کنند، دوباره بتوانند به کشور خودشان برگردند.

    تلاش ما از سرمایه‌گذاری و برنامه‌های اقتصادی، رشد و شکوفایی پاکستان و کشورهای منطقه است. سرمایه‌گذاری‌های اخیر ما در پروژه‌های مهم اتصال اقتصادی می‌تواند برای منطقه مهم باشد. گفت‌وگوهای نخستینۀ ما با شرکت مالی توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده در مورد این مسایل ارزش‌مند بوده است. این دل‌گرم‌کننده است که ایالات متحده و پاکستان در مورد اهمیت «سود صلح» و صلح پایدار در افغانستان توافق نظر دارند.

    برای پاکستان، صلح و ثبات منطقه‌یی کلید تحقق آرمان‌های جمعی برای آیندۀ بهتر است. ما برای دست‌یابی به این هدف، متعهد به همکاری چندجانبه هستیم. نخستین قدم برای رسیدن به صلح در دوحه برداشته شده است. نادیده‌گرفتن روند صلح افغانستان یا مهم نپنداشتن آن به هر دلیلی که باشد، مسخره است.

    نویسنده: عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان

    منبع: واشنگتن پست

    برگردان: مریم مهتر

  • عبدالله فردا به پاکستان می رود

    عبدالله فردا به پاکستان می رود

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی قرار است فردا دوشنبه(۷ میزان) در رأس یک هیئت بلندرتبه دولتی به اسلام‌آباد سفر کند.
    آقای عبدالله صبح امروز یکشنبه(۶ میزان) در توییتی گفت با تیم مذاکراتی جمهوری اسلامی افغانستان در دوحه از طریق کنفرانس ویدئویی صحبت و آخرین جزئیات از پیشرفت مذاکرات را بررسی نموده است.

    عبدالله عبدالله نوشت: «ما آخرین پیشرفت‌ها را در مذاکرات میان‌افغانی بررسی و ارزیابی کردیم. من بر تعهد کامل ما بر صلح عادلانه، پایدار و با عزت تأکید کردم.»
    سفر آقای عبدالله به اسلام‌آباد در حالی صورت می‌گیرد که عمران خان نخست‌وزیر پاکستان به تازگی طی تماس تلفنی با رییس جمهور غنی در مورد روند صلح رایزنی کرده و گفت‌وگوها بین تیم‌های مذاکراتی حکومت افغانستان و گروه طالبان در دوحه جریان دارد.

  • بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد

    بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد

    عمران خان، نخست وزیر پاکستان گفت کشورش از آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کند، خواهان یک راه حل سیاسی برای بحران افغانستان است و تلاش‌های زیادی در این راستا انجام داده است.

    آقای خان در پیام ویدیویی‌اش که در هفتادوپنجمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک پخش شد گفت هیچ راه حل نظامی برای بحران افغانستان وجود ندارد و تنها راه حل توافق سیاسی است. توافقی که به گفته او، همه جناح‌های سیاسی در آن شامل باشند.

    نخست وزیر پاکستان گفت او در دو دهه گذشته همواره روی این موضوع تاکید کرده است.

    افغانستان بارها پاکستان را به حمایت مالی و نظامی از گروه طالبان متهم کرده، اتهامی که همواره از سوی اسلام‌آباد رد شده است.

    عمران خان با اشاره به گفتگوهای صلح افغانستان گفت پاکستان نقشش را در تسهیل گفتگوها میان آمریکا و گروه طالبان به صورت کامل ایفا کرده و حالا که مذاکرات بین‌الافغانی آغاز شده، بر عهده رهبران افغانستان است که از این فرصت تاریخی استفاده کرده و صلح و امنیت را در افغانستان برقرار سازند.

    یک روز پیش زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان نیز هشدار داد که خراب‌کاران در تلاش اند تا مانع گفتگوهای صلح در دوحه شوند.

    نخست وزیر پاکستان نیز در پیام‌اش به همین موضوع اشاره کرد و گفت که پس از دو دهه جنگ نباید به عناصر مخرب در داخل و خارج افغانستان اجازه داده شود که روند صلح را مختل کنند. به گفته او، صلح و ثبات در افغانستان، فرصت‌های جدید را برای منطقه ایجاد می‌کند و سبب اتصال کشورهای منطقه نیز خواهد شد.

  • 4 بتی که باید در افغانستان شکسته شود

    4 بتی که باید در افغانستان شکسته شود

    فرانسیس بیکن نویسنده و متفکر معروف انگلیسی قرن شانزدهم میلادی در انگلستان در مورد اینکه چرا ما از نظر شناخت و تعامل با اطراف دچار خطا می شویم، معتقد است که انسانها در زندگی خویش چهار بت دارند که این بت ها عملا دست و پای عقل ما را در شناخت درست خود و محیط مان بسته و چشم ما را در دیدن حقایق و واقعیت‌ها می بندد. او معتقد است که تفکر ما عموما در مقابل این بت‌ها مطیع و پرستنده می شود. بیکن این بت ها را به ترتیب «بت غار، بت قبیله، بت بازار، تماشا خانه» نام گزاری می کند. نامگزاری این بت ها بیشتر استعاری اند و بر خلاف اسمی که بیکن روی آن‌ها گذاشته است، توضیح آنها ممکن است با نام این بت‌ها متفاوت باشد.

    «بت غار»، حاصل محدود بودن اندیشۀ ما و ناتوانی در درک و تجربه جهانی غیر از جهان تنگ خویشتن است. باورهایی که ما به دلیل تجربیات محدود مان در زندگی خود به آن مبتلا شده ایم، تبدیل به بت شده و ما در مقابل آن مطیع و خاضع می شویم. نمونه تسلط این بت در زندگی ما بسیار است. همانند کودکی که چون در خانه شاهد قوی بودن پدرش است، فکر می کند که پدرش قدرتمندترین ترین انسان روی زمین است. اغلب ما افغانها به چیزهایی دلمان خوش است که در دنیای واقعی، هیچ تغییری در زندگی ما نیاورده و عملا بود و نبود آن برای ما و جامعۀ ما هیچ فرقی ندارد. از نمونه‌های مشهور آن، افتخار به تاریخ پنج هزار ساله، چندین بار فتح فلان مملکت توسط یک پادشاه و جنگ با فلان امپراتورها است که عملا چه این افتخارات را داشته باشیم و چه نداشته باشیم، هیچ تاثیری در زندگی واقعی امروز ما ندارد. آیا ملت‌هایی چون استرالیا، امریکا و کانادا که تنها چند صدسال از عمر آنها می‌گذرد، از این منظر ضرری کرده اند؟ ایا کشورهایی چون سوئیس، چین و هند که در تاریخ خود پادشاهان کشورگشا و فاتح نداشته‌اند، حالا وضعیتی فلاکت‌بار تر از ما دارند؟

    اما متاسفانه چون ما به این بت معتقد شده‌ایم، به نوعی آن را مقدس شمرده و آن را می پرستیم. اگر کسی بیاید این عقاید ذهنی ما را زیر سوال ببرد، ناگهان جوش و خروشی در ما راه می افتد و با ایجاد هیاهو سعی می کنیم که جلوی زیر سوال رفتن بت‌هایی که برای خود درست کرده ایم‌ را بگیریم.

    بت قبیله، باورهایی است که ما صرف به خاطر اینکه عدۀ زیادی از اطرافیان ما به آن باور دارند، ما نیز به آن باورهای هرچند غلط، بها داده و به آن معتقد می شویم. شاید چندین بار دیده ایم که به خاطر دست کم گرفتن یا اهمیت دادن موضوعی از سوی اطرافیان، ما نیز قوی‌دل می شویم و آن باور هرچند غلط، در ذهن ما نیز تقویت می شود. ما فکر می کنیم که ممکن نیست که اینهمه آدم اشتباه کنند. از این رو به راحتی تن به آن باور نادرست می دهیم و بر اساس آن باور غلط زندگی می کنیم. در حالی که در دنیای واقع، اشتباه، اشتباه است ولو اینکه میلیاردها نفر به آن باور داشته باشند. نمونه این بت‌پروری در جامعه افغانستان کم نیست. متاسفانه اغلب ما حاضریم که حقایق مسلم دینی و واقعیت های اثبات شده و عینی علمی را به پای بت‌ قبیلۀ مان قربانی کنیم و هرگز نتوانسته ایم از دایره تفکرات قبیلوی و قومی خویش پا را فراتر بگذاریم. اگر کسانی پیدا شوند که این بت را بشکنند، با مخالفت سرسخت مواجه شده و مطرود جامعه می شوند.

    با وجودی که بیش از دو صد سال از ورود مبحث ناسیونالیسم و جا افتادن آن به عنوان اصلی ترین مساله وحدت بخش در سطح ملی، در میان کشورهای جهان می گذرد، افغانستان از معدود کشورهایی است که در آن بحث ملت سازی و ملی‌گرایی به دلایل گوناگون پا نگرفته و اکثر مردم این کشور نه تنها ملی نمی اندیشند، بلکه نتوانسته اند پا را از گلیم قوم و قبیله فراتر بگذارند. ملت یک واحد بزرگ انسانی است که عامل پیوند آن فرهنگ و آگاهی مشترک آن مردم است. عامل دیگر در این پیوند، سرزمین مشترک است. در افغانستان به تقلید از دیگر کشورها، شعارهای ما عموما ملی است، اما وقتی پای عملی کردن این شعارها پیش بیاید، چشم‌ها جز منافع شخصی و خانوادگی و فراتر از آن قوم و قبیله فراتر نمی بیند.

    رد پای مقدس‌سازی ها و بت‌سازی‌های ذهنی ما را می توان در حوادث اخیر به وضوح مشاهده کرد. چنانکه اگر کسی بیاید و عملکرد بزرگ قومی یا رهبر دلخواه ما را نقد کند،‌ ما هیچگاه به دنبال این نمیگردیم که آیا نقد و بررسی آن شخص بر اساس واقعیت‌های تاریخی است یا نیست، همینکه شاهد فروریختن بت ساخته شده در ذهن مان از سوی کسی می شویم، بدون سنجش واقعیت‌ها، احساسات مان غلیان کرده و بدور از هر گونه تعقل و انصاف‌ورزی، فرد ناقد را شایسته هر نوع مجازات می دانیم.

    اگر شخصی در آزمونی به خاطر تلاش شخصی اش اول نمره شود، عدۀ زیادی پیدا می شوند که آن را پای قبیله و قومش می گذارند و موفقیت شخصی را به کل یک قبیله تعمیم می دهند. یا اگر بزرگ قبیله‌ای دچار لغزشی شود، ما بلافاصله آن اشتباه را به پای تمامی قوم و قبیله‌اش می نویسیم. غافل از اینکه در متون دینی ما و همینطور در قوانین مدنی کشور، به طور صریحی اشاره شده است که هر کسی مسئوول عملکرد خویش است و نه خدا و نه قانون کسی را به جای فرد دیگر مجازات نمی کند.

    برای گذر از این وضعیت اسفبار، باید بت‌های درونی مان را بشکنیم و دنیای وسیع تری را تجربه کنیم تا بلکه بتوانیم مسایل کوچک و بی ارزشی را که خود برای ذهن خویشتن ساخته ایم، حل کرده و به مسایل بزرگتر و مهم تر فکر کنیم. برای رسیدن به این وضعیت، هم دلیری لازم است و هم تلاش و انگیزه. این دو موضوع فقط در سایه رشد آموزش و پرورش ما میسر است.

    خامه پرس

  • پاکستان از پروسه صلح افغانستان حمایت می کند

    پاکستان از پروسه صلح افغانستان حمایت می کند

    رهبران افغانستان و پاکستان در ارتباط با روابط میان دو کشور، پروسه صلح و برقراری آتش بس در افغانستان، بحث و تبادل نظر کردند.

    رئیس جمهور غنی در این گفت و گوی تلفنی بر برقراری  آتش بس تاکید کرد و از نخست وزیر پاکستان برای سفر به کابل دعوت نمود.

    عمران خان صدراعظم پاکستان نیز گفت:«ما از آتش بس در افغانستان حمایت کامل می‌کنیم و با ابراز امتنان از دعوت ريیس جمهور، افزود در آینده نزدیک به کابل سفر خواهد کرد.»

    عمران خان در پیامی در تویترش نوشت عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز هفتۀ آینده(جاری) به پاکستان سفر خواهد کرد.

    عبدالله عبدالله به دعوت رسمی عمران خان به اسلام آباد می‌رود.

  • حکومت افغانستان و طالبان برای مذاکره مستقیم نیاز به میانجی ندارند

    حکومت افغانستان و طالبان برای مذاکره مستقیم نیاز به میانجی ندارند

    فرستاده ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان مذاکرات بین‌الافغانی را فرصت تاریخی خواند که می تواند هم به چهار دهه نزاع در کشور و هم به طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا پایان دهد.

    زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در اظهاراتی در یک مراسم برگزار شده از سوی انستیتوت صلح امریکا تاکید کرد، مذاکراتی که در جریان است قلب فرآیند صلح افغانستان است.

    او عنوان کرد: «مهم است که کاملاً به ابعاد مهم این زمان آگاه باشیم و اهمیت تاریخی آن را به رسمیت بشناسیم.»

    او با در پیش گرفتن خوش بینی محتاطانه عنوان کرد، امید وجود دارد اما در عین حال مسیری طولانی نیز در پیش است و مسائل پرمناقشه زیادی طی آن باید مورد مذاکره قرار بگیرند.

    این مسئول امریکایی بیان داشت، برای مردم افغانستان هزینه عدم حرکت به جلو بیش از حد زیاد خواهد بود و آنها بعد از چند دهه تحمل رنج خشونت و نزاع آنها آرزوی صلح را داشته و از طرق زیادی آن را ابراز می کنند.

    خلیلزاد در سخنرانی اینترنتی خود به این مراسم اظهار کرد: این اقدام کلیدی عاملیت را به افغانها سپرده که تنها راه موفقیت فرآیند صلح است.

    خلیلزاد با اشاره به اینکه امریکا به دنبال تعامل هم با طالبان و هم با دولت افغانستان به موازات هم است تاکید کرد: این بر پایه این فرض است که هیچ راه بادوامی که به پیروزی نظامی منجر شود وجود ندارد.

    به گفته خلیلزاد، توافقی که چند وقت پیش در ماه فبروری بین طالبان و امریکا منعقد شد و همچنین مذاکرات مستقیم افغانها در را به روی اینکه دو طرف برای اصلاح تاریخ با یکدیگر پشت یک میز بنشینند باز کرده است.

    او به شکست افغانها در گذشته در غنیمت شمردن فرصت برای برقرار کردن صلح بعد خروج نیروهای شوروی سابق در اواخر دهه ۱۹۸۰ از کشورشان اشاره کرد. او تصریح کرد، آن شانس از دست رفت امروز مسئولیت رهبران افغانستان را بیشتر می کند.

    فرستاده ویژه امریکا همچنین عنوان کرد: حضور نظامی داشتن در افغانستان خودش یک هدف نیست بلکه واشنگتن باید اطمینان حاصل کند که هیچ تهدید تروریستی علیه امریکا در خاک افغانستان وجود نداشته باشد.

    خلیلزاد همچنین گفت، امریکا معتقد است یک افغانستان با ثبات که هم در داخل و هم با همسایگانش در صلح باشد تنها یک اولویت برای افغانستان نیست بلکه به نفع امریکا، به نفع منطقه و به نفع جامعه بین المللی است.

    وی با اشاره به مثبت بودن روند مذاکرات افغانستان گفت دو طرف درگیر در افغانستان خواهان مذاکره بدون میانجی بین المللی هستند.

    این مسئول گفت: تاکنون شاخص های مثبتی وجود دارد و دو طرف دنبال مذاکره بدون وجود میانجی بین المللی هستند.

  • مشاور امنیت ملی پیشین امریکا: احتمال وقوع یک 11 سپتمبر دیگر وجود دارد

    مشاور امنیت ملی پیشین امریکا: احتمال وقوع یک 11 سپتمبر دیگر وجود دارد

    مک‌مستر در مصاحبه‌ای با روزنامه یو.اس.ای تودی که دوشنبه به وقت محلی منتشر شد، اظهار کرد که به نظر وی، گفت‌ وگوهای صلح در افغانستان که با حمایت آمریکا انجام می‌شود به «شکست» منجر خواهد شد و تهدیدهای تروریستی بزرگی ایجاد می‌کند.
    وی از عملکرد ترامپ در مقابله با کرونا و سیاسی شدن ارتش نیز انتقاد کرد.
    مک‌مستر در بخش دیگری از مصاحبه خود هشدار داد: آمریکا از بسیاری جهات بیش از ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ در معرض خطر است.
    وی قرار است کتاب جدید خود را با عنوان «میدان‌های نبرد؛ جنگ برای دفاع از دنیای آزاد» منتشر کند.
    این کتاب، نگاهی انتقادی به سیاست خارجی ترامپ دارد و عمدتاً بر موضوعات کره شمالی و افغانستان متمرکز شده است.
    وی در کتابش به مخالفت با خروج ترامپ از معاهده آب‌ وهوای پاریس و مذاکره با طالبان نیز پرداخته است. 
    مک‌مستر نخستین مشاور امنیت ملی در دولت ترامپ بود که به دلیل مخالفت با سیاست‌های رییس جمهوری در آوریل ۲۰۱۸ از سمتش کناره‌گیری کرد.

  • خشونت های میراثی چهل ساله باید با برقراری صلح پایان یابد

    خشونت های میراثی چهل ساله باید با برقراری صلح پایان یابد

    رییس‌جمهور اشرف غنی می‌گوید هدف دولت از برقراری صلح، ختم اساسی تمامی خشونت‌های میراثی ۴۰ سال گذشته می‌باشد.

    آقای غنی که روز (دوشنبه، ۳۱ سنبله) در مراسمی به مناسبت روز جهانی صلح در کابل صحبت می‌کرد، گفت: «مبارزه شبکه‌ی القاعده و شبکه‌های مخرب آن یک تهدید و موج پنجم جنگ بین‌الملی است. ما (افغانستان) به یک میدان جنگ ناخواسته تبدیل شدیم. جمع‌کردن این‌ها صلح است و هدف ما از صلح ختم اساسی تمامی خشونت‌ها است.»

    او همچنان تأکید کرد برای برقراری صلح پایدار باید روی «اعمار صلح» اقدام شود. رییس‌جمهور کشور رسیدن به صلح را «یک کمان رستم» خواند و تأکید کرد که کار اصلی باید «اعمار صلح» باشد.

    او افزود دولت افغانستان برای ادغام حداقل ۶۰ الی ۱۲۰ هزار جنگ‌جوی گروه طالبان برنامه و آمادگی دارد. همچنان به گفته‌ی او، پس از برقراری صلح لازم است که اعضای طالبان در اقتصاد رسمی و قانونی کشور جذب شوند و سرمایه‌های‌شان نیز از خارج به داخل افغانستان انتقال داده شود.

    او همچنان گفت خواست اصلی مردم افغانستان صلح است و تا مرحله‌ی آغاز مذاکرات به سختی رسیده است و دولت تمامی موانعی که طالبان ایجاد کرده بودند، را برداشته است.

    رییس‌جمهوری در ادامه خاطرنشان کرد برقراری صلح بدون هم‌پذیری، قربانی و سازش ممکن نیست. او مردم را به حوصله‌مندی فراخوانده، گفت طالبان از خدا می‌خواهند که دولت از میز مذاکره کنار برود.

    آقای غنی در ادامه تأکید کرد برقراری صلح برای رشد اقتصادی و محو فقر و ثبات سیاسی ضروری است.

    او گفت از زمان کودتای ثور تا نشست بُن، افغانستان ۲۴۰ میلیارد دالر را از دست داده است.

    رییس‌جمهوری کشور از گروه طالبان نیز خواست آتش‌بس را بپذیرند.

  • چین 806 میلیون افغانی به آسیب دیدگان سیل در افغانستان کمک می کند

    چین 806 میلیون افغانی به آسیب دیدگان سیل در افغانستان کمک می کند

    چین به آسیب دیدگان حوادث طبیعی اخیر در افغانستان 806 میلیون افغانی مواد غذایی و پول کمک می‌کند.

    تفاهم‌نامه کمک‌ غذایی چین امروز یکشنبه (30 سنبله)، میان وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث و سفارت چین در کابل امضا شد.

    غلام بهاءالدین جیلانی، وزیر دولت در امور رسید‌گی به حوادث گفت قرار است یک هزار و 286 تُن گندم و سه هزار و 982 تُن برنج چینایی که ارزش مجموعی آن 550 میلیون افغانی است، به آسیب‌‎دیدگان حوادث طبیعی ماه اخیر کمک شود.

    وی افزود که روند انتقال این کمک‌ها به افغانستان آغاز شده است و پس از انتقال به کشور، به گونه شفاف به آسیب‌دید‌گان توزیع خواهد شد.

    افزون بر این، چین تعهد کرده است که 256 میلیون افغانی را برای رسیدگی به افرادی که خانه‌های شان به گونه کامل یا قسمی تخریب شده است، اختصاص دهد.

    آقای جیلانی در ادامه از کمک‌های بشردوستانه چین و تعهد این کشور برای کمک‌ به بی‌جاشدگان قدردانی کرد.

    وانگ یو، سفیر چین در افغانستان تصریح کرد ارزش کمک‌های غذایی و مواد اولیه این کشور به افغانستان از 2018 بدین‌سو به 20 میلیون دالر می‌رسد.

    وی در ادامه گفت این کشور هم‌چنان وسایل طبی و کیت‌های تشخیصیه ویروس کرونا را به ارزش شش میلیون دالر با افغانستان کمک کرده است.

    گفتنی است که جاری‌شدن سیلاب‌ها در 15 ولایت کشور، آسیب‌های جانی و مالی به مردم وارد کرده است.

    این سیلاب‌ها در پنجم تا هشتم سنبله جاری شد و بر اساس آمارها، بیش از 200 تن در نتیجه آن کشته و بیش از 280 تن زخمی شدند.

    وزارت دولت در امور رسید‌گی به حوادث پیش‌تر تصریح کرده بود حدود پنج هزار خانه در این سیلاب‌ها به گونه کامل و قسمی تخریب شد و صدها خانواده نیز بی‌جا شدند.