برچسب: مذاکرات صلح

  • داکتر زکیه عادلی: هدف اصلی طالبان رسیدن به قدرت از طریق زور است

    داکتر زکیه عادلی: هدف اصلی طالبان رسیدن به قدرت از طریق زور است

    خانم عادلی در گفت و گو با سناتور آمریکایی پُل گروو ( Paul Grove)  از وی خواست تا واقعیت های تلخ امروز افغانستان را با مقامات و تصمیم گیرندگان آمریکایی شریک سازد.

    معین وزارت عدلیه تاکید کرد دستاوردهای دو دهه افغانستان، متاسفانه، به اساس محاسبه غلط همکاران بین المللی و مشروعیت بخشی به طالبان، در حال نابود شدن است.

    داکتر عادلی افزود  بعد از موافقت نامه آمریکا با طالبان و رهایی ۵۰۰۰ هزار زندانی طالب که در اثر فشار های بیرونی صورت گرفت، طالبان قدرت و روحیه ی بیشتر یافتند تیرباران کردن اسرای جنگی توسط طالبان و‌ دیگر جنایات آنان در مناطق تحت تصرفشان، نشانگر رویکرد خشن و غیر انسانی آنهاست.

    وی تاکید کرد در صفوف طالبان، وجود افسران و‌ جنگجویان پاکستانی، بیانگر مداخله آشکار ISI در امور جنگ و صلح افغانستان است. زیر بناها و تاسیسات عامه که ساخت و بازسازی آنها هزینه و زمان زیادی را در برگرفته است، به شدت در معرض تخریب هستند.

     خانم عادلی افزود بیشتر از میلیون ها نفر به خاطر جنگ و خشونت های طالبان آواره و مهاجر شده اند.

    معین وزارت عدلیه در بخش دیگری از گفت و گو با سناتور امریکایی تاکید کرد بسیاری از فعالین مدنی، مدافعین حقوق بشر و خبرنگاران بدلیل حفظ جان خود، سکوت را نسبت به بیان حقایق ترجیح داده اند و وضعیت آزادی بیان از این منظر، به شدت آسیب دیده است.

  • نشست صلح در مورد افغانستان با حضور داکتر عبدالله در قطر آغاز می شود

    نشست صلح در مورد افغانستان با حضور داکتر عبدالله در قطر آغاز می شود

    فریدون خزون در توییتی نوشته است اولین نشست با اشتراک وزیر خارجه قطر و نماینده‌های ویژه کشورها برای افغانستان برگزار می‌شود.

    او گفته است هیات جمهوریت پیام خود را به کشورهای منطقه و جهان ارایه خواهد کرد.

    قرار است طی سه روز آینده دو نشست در مورد صلح افغانستان در دوحه برگزار شود.

    گزارش شده در این نشست‌ها امریکا، قطر، سازمان ملل متحد، روسیه، چین، انگلستان، ایران، پاکستان، ترکیه و ازبکستان اشتراک می‌کنند.

    در این زمینه وزارت خارجه امریکا گفته است زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه این وزارت در امور صلح افغانستان برای اشتراک در این نشست‌ها به قطر رفته است و او در دوحه، طالبان را برای توقف جنگ و خشونت در افغانستان زیر فشار خواهد گرفت.

    این وزارت افزوده‌است: «زلمی خلیلزاد در جریان چندین جلسه که از قبل برنامه‌ریزی شده، روی کاهش خشونت‌ها، آتش‌بس و همچنین این تعهد که حکومت تحمیلی از راه زور قابل قبول نخواهد بود، تأکید خواهد کرد.»

    وزارت خارجه امریکا همچنین از کشتار غیرنظامیان و نقض حقوق بشر در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته‌است که تنها راه رسیدن به صلح در افغانستان گفتگو است و ایالات متحده در این زمینه برای رسیدن به توافق سیاسی به کارش با تمام طرف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه خواهد داد.

    این نشست‌ها همزمان با تشدید حملات طالبان بر مراکز شهرها برگزار می‌شود. این گروه با افزایش حملات در روزهای اخیر توانسته‌است چندین مرکز شهر را در غرب و شمال کشور تصرف کند.

  • امریکا به طالبان مشروعیت داد/حکومت جدید با حضور گسترده طالبان و حمایت پاکستان در افغانستان محتمل است

    امریکا به طالبان مشروعیت داد/حکومت جدید با حضور گسترده طالبان و حمایت پاکستان در افغانستان محتمل است

    اوضاع کنونی کشور تعریفی ندارد: از یک سو مذاکرات صلح دوحه به فرجامی نرسیده و از سوی دیگر حملات تهاجمی طالبان بیداد می کند و این گروه چندین مرکز ولایت را تحت کنترل خود درآورده است.

    در چنین شرایطی پیش بینی آینده کار واقعا سختی است.

    یکی از کاربران فیس بوکی به نام «فرهاد موسوی» در پیش بینی آینده افغانستان می نویسد امریکا با شناختن طالبان به عنوان یک گروه سیاسی در توافق صلح با این گروه به طالبان مشروعیت بخشید.

    به گفته این کابر فیس بوکی امرالله صالح از سیاستمداران سابق افغانستان و از همسنگران قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود است که در برخی از موارد تصمیمات و نظریات شان احساساتی بیان می شود.

    جناب صالح چندی قبل پس از سرو صدا های زیاد نسبت به سقوط پیهم مراکز ولسوالی ها بدست طالبان در یک پیام فیسبوکی نوشت که تروریستان طالب با ایجاد خط باریک به مراکز ولسوالی ها می رسند و این جای نگرانی نیست!

    جناب صالح فعلا طالبان از خط باریک عبور کرده به خط بزرگ رسیده اند و حداقل طی چند روز مراکز شش ولایت در شمال و شرق کشور را با اندک درگیری تصرف شده اند و مراکز چند ولایت دیگر کاملا در سقوط مواجه است اما شما هیچ خط و نشانی در فیسبوک ندارید.

    بیشتر از سیاستمداران افغانستان احساساتی عمل می کنند و در برخی از موارد این احساسات به واقعیت ها تبدیل می شود.

    در تازه ترین مورد فایل صوتی جنرال یاسین ضیاء در شبکه های مجازی دست بدست می شود و آقای ضیاء می گوید اشرف غنی با پاکستان و آمریکا معامله کرده و افعانستان را به طالبان واگذار می کند چیزی که بعدا جناب یاسین ضیاء اعلام کرد این صدا مربوط او نیست!!

    متاسفانه فعلا تمام مشکلات و گرفتاری ها دامنگیر ملت شده امروز افغانستان در بدترین شرایط ناگوار امنیتی قرار گرفته و همه در تلاش مهاجرت به خارج کشور هستند، در نمایندگی های سفارت خانه های خارجی نوبت ویزا گرفتن به هرکس نمی رسد و روزانه صدها تن از طریق زمینی و هوایی کشور را ترک می کنند.

    صف های طویل و ازدحام بیش از حد در مراکز اخذ تذکره الکترونیکی و پاسپورت در تاریخ ماموریت اداری وزارت امور داخله بی سابقه است، همه راه مهاجرت را در بیش گرفته اند و آنهاییکه توان مهاجرت به خارج از کشور را ندارند در ساحات جنگی از خانه و کاشانه شان آواره شده به مراکز و روستا های دیگر ولایات پناه برده اند.

    نیروهای امنیتی، بسیج های مردمی و مقاومت به رهبری شماری از فرماندهان جهادی در برخی از ولایات علیه طالبان می جنگند اما به نظر میرسد که مقاومت ها در درازمدت نتیجه مطلوب نخواهد داشت زیرا آمریکایی ها با رسمیت شناختن طالبان به نام یک گروه سیاسی در دوحه قطر به این گروه مشروعیت داد و حال میخواهد که با مداخله پاکستان حکومت جدیدی را به حضور گسترده طالبان در افغانستان شکل دهد، روی هم رفته و در مجموع براساس چشم دیدها و رفتار چند پهلوی آمریکایی ها با حمایت پاکستان جنگ در اینجا خاتمه پیدا نخواهد کرد و برای رسیدن به صلح واقعی راه دور و درازی در پیش رو داریم.

    ما در فضای مجازی از پاکستان به سازمان ملل شکایت کردیم که این کشور را تحریم کند در حالیکه باید مزدوران آمریکایی و پاکستانی را در داخل کشور تحریم و سرکوب نماییم، بیگانگان برای ما صلح و آرامش نخواهد آورد و یک چیز ناراحت کننده اینکه متاسفانه ما مسولین با مسولیت و وطن دوست واقعی نداریم همه در فکر دور و بر خود هستند و در این میان ملت مظلوم واقع شده و در میدان جنگ قربانی می شوند.

  • خلیلزاد برای شرکت در یک نشست سه روزه صلح به دوحه رفته است

    خلیلزاد برای شرکت در یک نشست سه روزه صلح به دوحه رفته است

    وزارت خارجه امریکا اعلام کرد زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه این کشور در امور صلح افغانستان برای اشتراک در یک نشست صلح به دوحه رفته است.

    این وزارت شام روز دوشنبه (۱۸ اسد،) با نشر خبرنامه‌ای گفت خلیلزاد در نشست سه روزه صلح دوحه اشتراک می‌کند. به گفته وزارت خارجه امریکا، در این نشست شرکت کنندگان منطقه و جهان برای کاهش خشونت، برقراری آتش‌بس و تعهد به رسمیت نشناختن دولت تحمیل شده با زور فشار خواهند آورد.

    این وزارت افزوده است خلیلزاد طالبان را تحت فشار قرار می‌دهد تا حملات نظامی‌شان را متوقف و برای حل و فصل مشکلات افغانستان، گفت‌وگو کنند.

    وزارت خارجه امریکا تصریح کرده است این سفر به منظور تدوین پاسخ مشترک بین‌المللی به وضعیت رو به وخامت افغانستان کمک خواهد کرد.

    از سوی دیگر وزارت خارجه امریکا افزاش حملات نظامی طالبان و جنایات ادعا شده در باره نقض بشر در افغانستان را نگران خوانده و گفته است تنها راه حل قضیه افغانستان گفت‌وگو است.

    این وزارت خاطر نشان کرده است امریکا برای پیش‌برد گفت‌وگوهای صلح و اجماع بر سر راه حل سیاسی ادامه خواهد داد.

    گفتنی است قرار است امروز دو نشست مهم پیرامون صلح افغانستان در دوحه برگزار شود. در این نشست‌ها امریکا، چین، روسیه، پاکستان، ایران، ازبکستان و ترکیه اشتراک دارند. این نشست برای سه روز ادامه دارد.

    گزارش شده در این نشست عبدالله عبدالله؛ رییس شورای عالی مصاحله نیز اشتراک می‌کند.

    این نشست در حالی برگزاری می‌شود، جنگ در کشور تشدید شده و طالبان حملات‌شان را بر مراکز ولایات متمرکز کرده و تاکنون شش شهر را تصرف کرده‌اند.

    در حال حاضر، شهرهای شبرغان، قندوز، سرپل، زرنج، تالقان و ایبک در کنترل طالبان است.

  • طالبان و خلیلزاد، دو روی سکه جنگ در افغانستان

    طالبان و خلیلزاد، دو روی سکه جنگ در افغانستان

    غلام‌محمد اسحاق‌زی، نماینده‌ی دایمی افغانستان در سازمان ‏ملل، شام روز جمعه -۱۵ اسد-، در نشست فوق‌العاده‌ی ‏شورای امنیت این سازمان در رابطه به وضعیت افغانستان، گفت که وضعیت امنیتی ‏افغانستان رو به بدترشدن است و حمله‌های طالبان و جنایت‌های این گروه، در ‏تضاد با توافق‌نامه‌ی دوحه است. این نشان می‌دهد که طالبان هیچ ‏اراده‌ا‌ی برای صلح ندارند. نظر به رویداد‌های جاری در کشور، عدم تمایل ‏طالبان به صلح به وضوح آشکار است؛ اما، چرا زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی ‏وزارت خارجه‌ی امریکا در امور صلح افغانستان، با چشم‌پوشی از حقیقت، ‏مبارزه با طالبان را، راه حل برای بحران افغانستان نمی‌پندارد؛ یا خلیل‌زاد به ‏جنگ افغانستان، نگاه قومی دارد و با این‌ که نماینده‌ی سیاسی کشوری ‏دیگر است؛ اما از سنت‌های قبیله‌ای که با آن پیوند ذاتی دارد، جدا نشده ‏است؟‏

    تازه‌ترین اظهارنظر زلمی خلیل‌زاد، بیش‌تر از این که سیاسی‌سازی طالبان باشد، ‏چشم‌پوشی از جنایت‌هایی است که طالبان هر روز مرتکب آن می‌شوند. با این حال، ‏زلمی‌خلیل‌‍زاد، دیوانه‌وار از جنایت‌های طالبان چشم پوشیده و برای لاپوشانی ‏وضعیتی که به وجود آورده، در رابطه به جنگ هرات و ایستادگی مردم در برابر ‏طالبان، گفته است که گورهای بیش‌تر، صلح نمی‌آورد! این توصیه‌ی آقای ‏خلیل‌زاد نه تنها این شک ‌که او جنگ افغانستان را قومی می‌بیند، ‏به یقین نزدیک می‌کند، بل آشکار می‌سازد که این مرد بیش‌تر از آن‌ که ‏نماینده‌ی یکی از کشورهای ابرقدرت در امور جنگ و صلح افغانستان ‏باشد، مردی است از ساکنین چهاربولک ولایت بلخ و هنوز به رسوم قبیله‌ای ‏که سال‌هاست از آن جدا شده، باورمند است و بیش‌تر در هم‌سویی با طالبان ‏قرار دارد!‏

    داکتر سمیع حامد، نویسنده و مشاور ارشد قبلی رییس‌جمهور افغانستان، در ‏صفحه‌ی‌ فیسبوک خود دیروز در رابطه به خلیل‌زاد نوشته بود: «در جلساتی که با ‏رهبران شمال داشته‌ام، بیش‌تر شان می‌گویند که خلیل‌زاد به آن‌ها گفته ‏است: اگر حکومت را سقوط بدهید، طالبان با شما مصالحه می‌کنند!» اگر این ‏گفته‌ی داکتر حامد، حقیقت داشته ‏باشد، پنداری شکل می‌گیرد که گویا خلیل‌زاد برای برساخت حکومت ‏اشتراکی در افغانستان نیامده است؛ بل با حمایت طالبان، می‌خواهد امارت ‏طالبان را در افغانستان حاکم کند. اگر چنین باشد، خلیل‌زاد به خدمت ‏طالبان پرداخته و در کنار افغانستان، امریکا را نیز دور زده است؛ چرا که ‏صلح با طالبان، یکی از خواست‌های استراتژیست‌های امریکایی برای پایان‌دادن به ‏جنگ افغانستان بود؛ اما برخورد و طرف‌داری این نماینده‌ی امریکایی ‏قبیله‌گرا از طالبان، آبروی دیپلماسی ابرقدرت‌ترین کشور جهان را به پای ‏تروریستان ریخته است. با این برخورد دوگانه‌ی خلیل‌زاد، اگر دولت ‏افغانستان به سقوط مواجه شود، اعتبار امریکا در جهان خدشه‌دار خواهد ‏شد و پس از این، هیچ کشوری با امریکا متحد و متعهد نخواهد ماند. ‏

    مایکل روبن، یکی از نویسندگان امریکایی، مطلبی را در واشنگتن ایگزماینر به ‏نشر رسانده که در آن خلیل‌زاد را متهم شماره‌یک بحران افغانستان خوانده و گفته ‏است: «قضاوت‌های خلیل‌زاد در رابطه به افغانستان، اشتباه از آب درآمد و او، کنترل روند صلح را ‏از دست داده است. فرضیه‌های ضعیف و قضاوت‌های نادرستی که از ابتدا روند صلح را با ‏سرنوشت مبهمی رو‌به‌رو کرده بود، تحقیق شود.» او، هم‌چنان گفته است که باید خلیل‌زاد پس از ‏این به جای سفر در رابطه به صلح افغانستان، بنشیند و روزهایش را در پاسخ‌دهی به مجلس ‏سنای امریکا بگذراند. پیشنهاد این نویسنده‌ی امریکایی، می‌تواند بحران افغانستان را فروکش داده و ‏افغانستان را وارد مرحله‌ی تازه‌ای از گفت‌وگوهای صلح در قطر کند؛ اما وجود خلیل‌زاد، این ‏بحران را عمیق‌تر و خطرناک‌تر خواهد کرد! ‏

    تصور دولت ترامپ بر این بود که خلیل‌زاد از روابط و ضوابط در افغانستان، ریزبیانه معلومات ‏دارد و با برداشت جامعه‌شناسانه‌ای که از این کشور دارد، شاید بتواند دو طرف درگیر در جنگ را به ‏توافق نسبی برساند؛ اما دامنه‌ی اشتباه‌های خلیل‌زاد، جدا از آن‌ که زندانی‌های خطرناک طالبان ‏را آزاد کرد، با ریاست‌جمهوری کشور نیز سر ستیز را گرفت و رفته‌رفته افغانستان را وارد ‏بحرانی کرد که اکنون جزB52 ‎‏ راه حلی ندارد. دولت بایدن با این که اکنون طالبان را با حمله‌های ‏هوایی سرکوب می‌کند، نیاز است که خلیل‌زاد را نیز محدود کند تا یک قبیله‌گرا در رأس گفت‌وگوهای صلح ‏افغانستان نباشد و ارزش‌هایی که در این بیست سال به وجود آمده، با دید سنتی این مرد از میان ‏نرود!‏

    صبح کابل

  • تحلیل گر مسائل سیاسی: طالبان با گذشته فرقی چندانی نکرده اند

    تحلیل گر مسائل سیاسی: طالبان با گذشته فرقی چندانی نکرده اند

    اشاره: در ماه‌های گذشته، خشونت‌ها در افغانستان شدت یافته و به تازگی، جنگ از ولسوالی‌ها به دروازه‌ی شهرها رسیده است. پیش‌روی یک‌بارگی طالبان و تصرف ده‌ها ولسوالی، به این گروه، حس پیروزی داده و از گفت‌وگوهای صلح دست کشیده است. رییس‌جمهور غنی، به تازگی، اعلام کرده است که برنامه‌ی شش‌ماهه‌ی «استقرار» را در نظر گرفته و  تلاش دارد که در این مدت، با شناسایی نقاط ضعف، به ارتش افغانستان سروسامان دهد. روزنامه صبح کابل در اگفت‌وگویی با خانم فاطمه امان، تحلیل‌گر ارشد مؤسسه‌ی خاور میانه در واشنگتن، آینده‌ی جنگ و صلح افغانستان را بررسی کرده است:

    خانم امان! شما به عنوان کسی که مسئله‌ی جنگ و صلح افغانستان را از واشنگتن نظاره می‌کنید، به نظر تان چه گونه به یک‌بارگی در مدت چند ماه، خشونت‌ها به اوج خود رسید و طالبان تا دروازه‌های شهرها به پیش رفتند؟ 

    واقعیت این است که اگر همه‌ی جوانب در نظر گرفته می‌شد، شاید امکان جلوگیری از این واقعه وجود داشت. به نظر من، اختلاف‌های عمیق در میان حکومت‌داران و ارجحیت‌دادن منافع شخصی و قومی بر منافع ملی، همه در این زمینه، نقش بازی کرده است؛ به گونه‌ی مثال: پیش‌روی‌های اولیه‌ی طالبان را اگر در شمال در نظر بگیریم؛ اساسا بخشی از آن محصول قوم‌گرایی‌ها، جابه‌جایی‌های مسؤولان حکومتی و ارتش، احتمالا گماشتن افراد نامناسب به سمت‌ها و مقام‌ها، نبود سرمایه‌گذاری مؤثر برای رفع فقر و بی‌کاری و مهم‌تر از همه، نارضایتی عمومی از حکومت مرکزی بود که همه دست به دست هم داد. با این حال، طالبان از نبود مدیریت سالم، استفاده کردند و در مقابل مقاومت ضعیفی که در برابر آن‌ها صورت گرفت، توانستند مناطق بیش‌تری را اشغال کنند. به بیان دیگر؛ طالبان روی نقاط ضعف حکومت، برنامه‌ریزی کردند. از سویی هم، طالبان بر تبلیغاتی که آن‌ها را شکست‎‌ناپذیر جلوه می‌دهند، متمرکز شدند. اشغال مناطق مرزی و تلاش برای اطمینان‌دادن به همسایگان افغانستان که مراودات قطع نخواهد شد، همه بخشی از تبلیغاتی بود که طالبان را قدرت‌مند جلوه داد. از طرف دیگر، عمیق‌ترشدن اختلاف‌ها میان مسؤولان -به جای متحدشدن و یک‌صداشدن- نیز به طالبان کمک کرد.

    رییس‌جمهور غنی، در سخن‌رانی‌اش در پارلمان افغانستان، به وضاحت بیان کرد که روند صلح افغانستان، روند شتاب‌زده‌ی وارداتی است که سبب مشروعیت‌بخشی به طالبان و تضعیف مشروعیت سیاسی نظام جمهوری شده است؛ شما نیز به این باور استید؟ 

    متأسفانه، اظهارات رییس‌جمهور غنی، کاملا قابل پیش‌بینی و کلیشه‌ای شده است. او، از همان ابتدا، اصرار داشت که نیروهای نظامی افغانستان و دولت او، توانایی مقابله با طالبان و سایر گروه‌های دهشت‌افگن را پس از خروج نیروهای خارجی، خواهند داشت. سرعت و چگونگی خروج نیروهای خارجی از افغانستان، باید به توافق‌های «میان‌افغانان» وابسته می‌شد؛ به این معنا که این دو موضوع، می‌بایستی هم‌راه با هم و گام‌به‌گام اجرا می‌شد. به نظر من، این مسئله که کشورهای دیگر نیز در گسترش روابط خود با طالبان -بدون حضور حکومت افغانستان- از هم پیشی گرفتند، شاید به طالبان مشروعیت زیادی داد؛ اما، وقتی حکومتی خود را مشروع و نماینده‌ی مردم افغانستان می‌داند، نباید همه چیز را به دخالت خارجی نسبت دهد. مشروعیت را حکومت از طریق هم‌دلی با مردم و همه‌ی اقوام کسب می‌کند و موضوعی داخلی است.

    مقام‌های حکومت افغانستان، خروج نیروهای خارجی در رأس نیروهای امریکایی را، شتاب‌زده عنوان می‌کنند و می‌گویند که دلیل وضعیت فعلی افغانستان، این خروج «عجولانه» است.

    شاید. دولت پیشین امریکا –اداره‌ی آقای ترامپ-، می‌خواست تا قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر خود، به وعده‌ی انتخاباتی که همانا فراخواندن همه‌ی نیروهای امریکایی از افغانستان و پایان‌دادن به حضور ۲۰ساله‌ی این نیروها در افغانستان بود، عمل کرده باشد. استدلال هم‌فکران آقای ترامپ این بود که امریکا، نمی‌تواند با حضور نظامی خود در مناطق مختلف جهان، کشورسازی کند. بنا بر این، آقای ترامپ با طالبان به توافق‌هایی دست یافت که در نهایت به نفع طالبان منتهی شد. از سوی دیگر، باید دقت کنیم که شخص بایدن هم در زمانی که معاون اوباما بود، با اعزام چندین برابر نیروهای نظامی امریکایی به افغانستان، شدیدا مخالفت می‌کرد.

    بایدن بر این نظر بود که اگر قرار باشد یک حکومت تنها به کمک و حضور نظامی امریکایی‌ها، موجودیت خود را حفظ کند؛ یعنی یک جای کار می‌لنگد. در پاسخ این استدلال که اگر نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند، گروه های شورشی با زنان و اقلیت‌های مذهبی و قومی چنان و چنین خواهند کرد، می‌گفت که در بسیاری از نقاط جهان، خشونت علیه زنان و نقض حقوق اقلیت‌ها صورت می‌گیرد و ما؛ قرار نیست نقش ناجی را برای همه بازی کنیم.

    می‌خواهم بگویم که بخش سخت کار را -که همانا توافق با طالبان باشد-، دولت ترامپ انجام داده بود. آقای بایدن هم بسیار به صراحت روشن کرد که به همان راه‌کار دولت پیشین را ادامه خواهد داد. نامه‌ی بلینکن به دولت افغانستان، در واقع نوعی اولتیماتوم بود که امریکا در این به اصطلاح توافق -میان امریکا و طالبان-، تجدیدنظر نخواهد کرد. اشکال شاید در اساس این بود که در توافق امریکا و طالبان در مورد خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، این نکته درج نشده بود که؛ اگر طالبان به خشونت‌های خود از جمله علیه غیرنظامی‌ها ادامه دهند، سرعت خروج نیروهای نظامی، کاهش خواهد یافت.

    با وضعیتی که اکنون افغانستان به پیش‌ می‌رود، شش ماه آینده را چه گونه پیش‌بینی می‌کنید؟

    وقت کوتاه است و راه‌های حل‌ محدود. من هنوز هم بر این عقیده استم که اختلاف‌های داخلی در افغانستان، زمینه‌ی پیش‌روی‌های اخیر طالبان را فراهم کرد. از این رو، به نظرم، آخرین شانس این است که سیاست‌مدران و مسؤولان، سرزنش‌کردن یک‌دیگر را کنار بگذارند و با یک صدا حرف بزنند. وضعیت شش ماه آینده، بستگی به میزان اجماع داخلی و منطقه‌ای بر سر صلح و گفت‌وگوهای صلح دارد. به نظر من، سراسر منطقه از آشوب و جنگ داخلی در افغانستان آسیب جدی خواهد دید. از دید من، گام نخست برای صلح، ازبین‌بردن تصور کاذب طالبان است؛ گزارش‌هایی وجود دارد که روسیه، ممکن پایگاه‌های نظامی خود را در آسیای میانه در اختیار امریکایی‌ها قرار دهد؛ اگر چنین شود، ممکن در تصور شکست‌ناپذیری طالبان تغییری ایجاد شود و گفت‌وگوهای صلح، جدی گرفته شود. از سویی هم، امریکایی‌ها چراغ سبز به چین نشان داده اند که همه‌ی تلاش‌های خود را برای متقاعد‌کردن طالبان به کار ببرد؛ این که خشونت‌ها را متوقف کنند و گفت‌وگو با حکومت را جدی‌تر و فوری‌تر انجام دهند. متأسفانه، وقت زیادی باقی نمانده و هر راه حلی، باید سریع‌تر به اجرا گذاشته شود.

    به عنوان کسی که در واشنگتن استید، اقدام و تصمیم‌های امریکا را در قبال افغانستان نیز زیر نظر دارید، آیا واشنگتن، برنامه‌ای برای بیرون‌کردن افغانستان از این آشفتگی دارد؟

    خشونت‌های اخیر طالبان در افغانستان، سبب شده که دولت بایدن هم از سوی موافقان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و هم مخالفان این روند، زیر فشار قرار بگیرد. با این حال، اعزام مجدد نیرو به افغانستان را، بعید می‌دانم؛ اما افزایش کمک‌های نظامی به افغانستان و حمایت‌های هوایی و هم‌چنین تلاش برای شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای بر سر توافق‌های صلح افغانستان، به خوبی امکان‌پذیر است.

    جنگ افغانستان، چه اندازه جنگ طالب و دولت است؛ از دید شما کدام کشورها در این جنگ دخیل استند؟ شایعه‌هایی نیز وجود دارد که امریکا برای مقابله با چین، روسیه و ایران به دنبال ایجاد گروه‌ دیگری -داعش- است؛ نظر شما در مورد این اطلاعات چیست؟

    نه! من این را در راستای تیوری توطئه می‌دانم. چرا، امریکا باید یک تریلیون دلار هزینه‌ای که را تا اکنون در افغانستان پرداخته و هزاران کشته‌ای که داده را نادیده بگیرد که بخواهد جلو ایران و چین را بگیرد؛ جلو ایران و چین را، از راه‌های دیگر می‌گیرد. داعش در افغانستان یک واقعیت است و عناصر اصلی آن را شبه‌نظامیان اسلام‌گرای افراطی تشکیل می‌دهند. متأسفانه هم دولت افغانستان و هم طالبان، هر وقت به نفع‌ شان بود، به داعش استناد یا وجود آن را انکار کرده اند؛ اما به دلیل چنددستگی در گروه طالبان، این امکان به خوبی وجود دارد که در درون این گروه نیز –به ویژه اگر پیش‌روی آن‌ها بیش‌تر شود-، جنگی در بگیرد و گروه‌های خشن‌تری از دل آن بیرون بیایند.

    از دید شما که مسائل افغانستان را به دقت دنبال می‌کنید، آیا طالبان تغییر کرده اند؛ آیا آن‌ها خواستار آمدن صلح در افغانستان استند؟ 

    به نظر من، طالبان با حمله بر شهرهای بزرگ، توافق دوحه را نقض کرده‌ اند. آرزو می‌کردم، بتوانم در پاسخ به این پرسش که آیا طالبان از گذشته‌ای که در حکومت بودند، فرق کرده‌ اند، بگویم بله؛ آن‌ها متمدنانه‌تر رفتار می‌کنند؛ اما با خشونت‌هایی که در مناطق زیر کنترل شان اعمال کردند، با آزارهایی که به زنان و دختران و مردم بی‌دفاع رسانده اند، به نظر می‌رسد که؛ متاسفانه فرق زیادی با گذشته نکرده اند.

    زنان افغانستان، چه تلاش‌هایی می‌توانند برای حفظ دست‌آوردهای شان در صورت بدترشدن وضعیت انجام دهند؟ آیا زمان آن رسیده که زنان برای حفظ آن چه که به دست آورده اند، وارد میدان جنگ شوند؟

    مردم افغانستان چندین دهه درگیر جنگ و خشونت استند. بر زنان مظلوم افغانستان که با وجود همه‌ی کم‌بودی‌ها، این‌گونه رشد کرده اند، ستم فراوان رفته است. با همه‌ی وجودم، آرزو می‌کنم که زنان افغانستان مجبور نباشند، سلاح به دست بگیرند و جامعه‌ی جهانی، زنان افغانستان را تنها نگذارد. باید ارتباط افغانستان را با جهان خارج با هر طریق ممکن حفظ کرد و از عمل‌کرد طالبان، به بیرون از افغانستان گزارش داد.

    از نظر شما، طالبان با اعمال چنین خشونت‌ها، چه می‌خواهند؛ حاکمیت کامل افغانستان، یا امتیازهای بیش‌تر در میز گفت‌وگو؟

    خب، طالبان یک جناح و یک‌دست نیستند. در این گروه، کسانی نیز استند که به طور کامل با هر نوع توافق صلح مخالف اند و کسانی نیز استند که به این کشور یا آن کشور همسایه، نزدیک استند. طالبان به احتمال زیاد، بر پایه‌ی پیروزی‌های اخیر خود، بر این گمان شده‌ اند که قادر به اشغال سراسر کشور استند. اگر چنین باشد، طالبان دو موضوع را دست‌کم گرفته اند؛ نخست این ‌که افغانستان با سال‌های حاکمیت طالبان، بسیار متفاوت است و دوم این‌ که؛ جهان امروز نیز، جهان متفاوتی است. در زمانی که طالبان در افغانستان به قدرت رسیدند، همه‌ی جهان یک‌صدا خواستار سرنگونی حکومت دکتر نجیب‌الله بودند و برای‌ شان مهم نبود که کی در افغانستان به قدرت برسد یا جنگ داخلی در این کشور در بگیرد. امروز اما مردم و جوانان افغانستان، در کنار همه‌ی آسیب‌هایی که در این سال‌ها دیده ‌اند، بامرام و بیزار از خشونت استند. پرسش من از طالبان این است: شما این نسل را نادیده می‌گیرید، دست‌آوردهایی را که در این سال‌ها حاصل شده به کنار می زنید. اگر مردم شما را از خود شان ندانند، بر چه کسی حکومت می‌کنید؟

    مقام‌های حکومت افغانستان، پاکستان را به حمایت مستقیم از طالبان متهم می‌کنند و می‌گویند که در کنار کمک تسلیحاتی به طالبان، روزانه، ده‌ها شهروند پاکستانی به خاطر جنگ در برابر نیروهای امنیتی افغانستان، وارد خاک این کشور می‌شوند؛ از دید شما پاکستان با پیش‌گرفتن این رویکرد، به دنبال چیست؟

    یاد مان باشد که جمعیت پشتون پاکستان میلیونی است و در مناطق مرزی با پاکستان، هم‌دردی برای طالبان زیاد است. سیاست‎‌های پاکستان که تا اکنون به طور کامل هندمحور بوده، به خودش هم آسیب زیادی زده و باعث ویرانی در این کشور شده است. با این حال، دود آتش‌افروزی در افغانستان به چشم همسایگان و به ویژه پاکستان نیز، خواهد رفت. امروز طرح‌های اقتصادی بزرگی در منطقه -با شرکت پاکستان و چین- جریان دارد که برای اجرای آن‌ها، به امنیت نیاز است. در نتیجه، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، می‌توان گفت که سیاست پاکستان در باره‌ی افغانستان، همان سیاست دوران جنگ سرد نیست و بسیاری از حمایت‌هایی که طالبان از طریق پاکستان دریافت می‌کنند، سازمان‌یافته و از سوی حکومت پاکستان انجام می‌شود. اگر چنین باشد که عذر بدتر از گناه است؛ چون، نشان می‌دهد که حکومت مرکزی بر سراسر کشور کنترل ندارد.

    فکر می‌کنید که طالبان و حکومت، به این زودی‌ها به توافقی برسند؟ اگر هر دو طرف، نتوانند دست‌کم تا چند ماه یا یک سال دیگر، به توافق برسند، وضعیت افغانستان را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

    من ذاتا انسان خوش‌بینی استم و آرزو می‌کنم که توافقی حاصل شود. این که در رسانه‌های اجتماعی از تلفات طرف مقابل می‌شنویم و آتش احساسات بالاست، من را نگران می‌کند؛ زیرا، یک جنگ داخلی تمام‌عیار را به سختی می‌توان پایان داد و آن چه می‌ماند، ویرانه‌ای بیش نخواهد بود. امیدوارم کشورهایی که منافع خود را در ثبات و صلح افغانستان می‌بینند، نگذارند اوضاع از کنترل بیرون شود.

    از دید شما، بهترین راه حل منازعه‌ی فعلی افغانستان، کدام است؟ طالبان گفته اند، تا زمانی که اشرف غنی استعفا ندهد، به هیچ توافقی حاضر نخواهند شد. از دید شما، راهی که هر دو طرف منازعه، بتوانند بر آن توافق کنند و جنگ فعلی افغانستان فروکش کند، چیست؟

    راستش، با آن که طالبان را صاحب صلاحیتی نمی‌دانم که خواستار استعفای این یا آن مقام بشوند؛ اما، منافع مردم افغانستان و منافع ملی کشور، ایجاب می‌کند که برای جلوگیری از افتادن کشور به دامن خشونت و ویرانی، از هر تلاشی کار گرفته شود. به اطمینان؛ تاریخ با کسانی که منافع شخصی خود را بر منافع ملی ترجیح می‌دهند، عادلانه قضاوت نخواهد کرد.

  • خلیلزاد: طرف های جنگ در افغانستان به منافع ملی اهمیت دهند

    خلیلزاد: طرف های جنگ در افغانستان به منافع ملی اهمیت دهند

    نمایندۀ خاص امریکا برای صلح افغانستان می‌گوید، اگر افغان‌ها به یک توافق سیاسی دست نیابند، امکان دارد کشور به یک جنگ دوام‌دار فرو رود.

    زلمی خلیل‌زاد به رادیو آزادی گفت طرفین درگیر باید منافع ملی را اولویت دهند.

    او می‌گوید: «مذاکرات صلح که بعد از موافقتنامۀ (قطر) شروع شد، پیشرفت لازم را نکرده و دوطرف زیادتر توجه‌شان به حل نظامی متمرکز شده. وقت آن است که رهبران به جای این که فکر کنند از راه جنگ موضوع راحل کرده می‌توانند، مذاکرات را جدی‌تر و با سرعت بیشتری برای رسیدن به یک موافقه اولویت دهند.»

    آقای خلیل‌زاد می‌افزاید ادامه جنگ جزء وارد کردن تلفات و خسارات به افغان‌ها، کدام نتیجه ای نخواهد داشت.

    وی این اظهارات را درحالی ابراز می‌دارد که جنگ در هرات، هلمند، کندهار و شماری دیگر از ولایت‌ها شدت گرفته است.

  • هیات مذاکره کننده حکومت در دوحه با مقامات اتحادیه اروپا دیدار کردند

    هیات مذاکره کننده حکومت در دوحه با مقامات اتحادیه اروپا دیدار کردند

    در اعلامیه‌ای که از سوی تیم مذاکره کننده حکومت روز گذشته (۱۲ اسد) نشر شد، آمده است عبدالسلام رحیمی، مشاور رئیس جمهور و اعضای دیگر این تیم روز دوشنبه با انریک مورا، معاون اتحادیه اروپا و توماس نیکلسن، نماینده ویژه این اتحادیه برای افغانستان ملاقات کردند و از پیشرفت‌ها در مذاکرات معلومات داده شد.

    در اعلامیۀ گفته شده اعضای ارشد اتحادیه اروپا حمایت‌شان را از دستاورد های دو دهه گذشته افغانستان هم اعلام کردند.

    مذاکرات میان نماینده‌های دولت افغانستان و گروه طالبان در سپتمبر سال گذشته در قطر آغاز شد اما تا هنوز نتیجه این مذاکرات روشن نیست.

    با وصف تلاش‌ها برای صلح در افغانستان، نقاط مختلف این کشور شاهد تشدید درگیری‌هاست.

  • نیروهای امنیتی افغان و تلاش برای دفاع از زندان هایی با هزاران طالب

    نیروهای امنیتی افغان و تلاش برای دفاع از زندان هایی با هزاران طالب

    در یکی از همین شب‌ها که نور روشن همه ‌جا را در آغوش گرفته بود، صد‌ها زندانی، گروه دوازده‌نفری از نیروهای ویژه -که روی دیوارهای زندان کندز رفته بودند و بر دیوارها دور می‌زدند- را مسخره می‌کردند. ظاهر سربازان خبره، خبر از غیرمتعارف‌بودن اوضاع می‌داد؛ نشانه‌ای برای زندانیان که اتفاقی در حال رخ‌دادن است. آن‌ها، فریاد زدند: «چه گپ است؟ امشب قرار است آخرین شب ما در این جا باشد؟»

    بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط فرماندهان استخباراتی محلی، جنگ‌جویان طالب قصد داشتند عصر آن روز به محوطه حمله کنند. نیروهای دولتی به این امید بسته بودند که به‌نمایش‌گذاشتن قدرت، باعث شود زندانیان در تماس با طالبان –برخی از آن‌ها تلفن‌های هم‌راه قاچاق داشتند-، حمله را خنثا کنند. حرکت نیروهای ویژه، بدون این که رزمندگان کافی برای نگه‌داشتن خط مقدم شهر و تقویت زندان را داشته باشند، قماری تمام‌عیار بود؛ اما، به ظاهر این نقشه جواب داد: شب بدون هیچ حادثه‌ای سپری شد.

    با نزدیک‌شدن طالبان به مراکز ولایت‌های افغانستان، این گروه به زندان‌های مرکزی که نزدیک به ۵۰۰۰ هزار هم‌رزم شان را در خود جا داده است، نزدیک می‌شوند و دولت، می‌ماند و تقلایی برای تأمین امنیت بازداشت‌گاه‌ها. اگر تنها بخشی از بازداشت‌شدگان فرار کنند، این امر به مبارزان طالب در میدان جنگ –جایی که همین حالا هم دست‌آورد‌های پیوسته‌ای داشته اند-، می‌افزاید.

    به نقل از یک مقام امنیتی محلی در کندز، رهبران طالبان در این مورد به جنگ‌جویان خود می‌گویند: «بسیار مهم است که این افراد [زندانیان] را آزاد کنیم؛ زیرا، آن‌ها متخصص هستند و ما برای تقویت نیروهای خود به آن‌ها نیاز داریم.» او مانند دیگر مقام‌ها در این متن به شرط ناشناس‌ماندن صحبت کرد؛ چون صلاحیت صحبت با رسانه‌ها را نداشت.

    تضمین آزادی جنگ‌جویان طالبان، فریاد اعتراضی قدرت‌مندی است که در میان افراد رده‌ی نخست این جنبش، جذابیت زیادی دارد. مقام‌های دولتی افغانستان، می‌گویند که با افزایش سریع در کنترل‌درآوردن نواحی، شبه‌نظامیان برای حفظ دست‌آوردهای خود، به سربازان و فرماندهان بیش‌تری نیاز پیدا خواهند کرد.

    وزارت داخله و دفتر زندان‌های افغانستان، از انتشار تعداد مشخص جنگ‌جوی طالبان در بازداشت دولت، خودداری کرد؛ اما، مقام محلی کندز و یکی از مقام‌های ارشد امنیتی افغانستانی در کابل، گفتند که تعداد این سربازان به ۵۰۰۰ نفر می‌رسد.

    تلاش برای محافظت از زندانیان از زمانی آغاز شد که ده‌ها زندانی از زندان مرکزی بادغیس در زمان نفوذ طالبان به مرکز این ولایت در اوایل ماه جولای فرار کرد. به گفته‌ی حسام‌الدین شمس -والی ولایت بادغیس-، تحقیقات حمله، نشان داد که کارمندان زندان، با گرفتن پول از طالبان، در تسهیل حمله نقش داشته اند.

    شمس با توضیح‌دادن در مورد این که جنگ‌جویان طالبان در منطقه‌ی او برای حفظ روحیه و درجه‌ی خود، به سرباز و پوشش خبری نیاز داشتند، گفت: «زندان هدف اولی حمله‌ی طالبان بود. ما انتظار چنین سطح بالایی از خیانت را نداشتیم.»

    مقام امنیتی در کابل، گفت که حادثه‌ی اتفاق‌افتاده در زندان بادغیس –شبیه به گزارش‌های نشر‌شده‌ بین طالبان و نیروهای دولتی که سربازان امنیت ملی اجازه داده بودند ولسوالی‌ها با مقاومتی کم و یا هیچ مقاومتی به دست طالبان بیفتد-، باعث بازنگری در مدیریت زندان در سراسر کشور شد. به گفته‌ی او، مدیرهای زندان در ده‌ها ولایت به دلیل اتهام به فساد و سوء مدیریت، در نتیجه‌ی بازنگری اخراج شدند.

    مقام ارشد امنیتی در کابل، گفت: «این، یک مشکل بزرگ است.» او، افزود که هنوز کارهای درخور و شایسته‌ی بسیاری برای ریشه‌کن‌کردن فساد مانده. او با اشاره به کمک مالی خارجی، گفت: «میلیون‌ها دالر هدر رفت.»

    به گفته‌ی این مقام، پس از فرار بادغیس، تجهیزات ضدشورشی و سلاح‌های پیش‌رفته برای کمک به نگه‌بانان زندان فرستاده شد. در کندز -مرکز ولایتی در شمال افغانستان-، که توسط مناطق تحت کنترل طالبان محاصره شده، مجموعه‌ی خانه‌های متروکه‌ی غیرنظامی در اطراف زندان به لایه‌ی امنیتی بیرونی تبدیل شده.

    اقدامات مشابهی در کندهار، یکی دیگر از شهرهای کلیدی که توسط طالبان در جنوب کشور محاصره شده، انجام شد. محیط اطراف زندان کندهار، یکی از قوی‌ترین نقاط شهر است، با چندین ایست بازرسی ایجادشده توسط کماندوهای افغانستانی و واحدهای ویژه‌ی نیروهای امنیتی.

    یکی از افسران نیروهای ویژه‌‌ی پلیس مستقر در نزدیکی مجتمع، گفت: «طالبان بارها سعی کرده اند بر این زندان رخنه کنند.» او، گفت که چند هفته پیش، گروهی از جنگ‌جویان خارجی طالبان، در تلاش برای انجام یک حمله‌ی پیچیده که شامل بمب‌گذاری انتحاری در تانک زرهی بود، وارد پایگاه نزدیک زندان شدند.

    به گفته‌ی مقام امنیتی کندز، دیگر زندانیان -بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از چندین ولایت مختلف- که «ارزش بیش‌تری» داشتند، به زندان مرکزی کابل منتقل شدند. بیش از ۱۰۰ نفر از این زندانیان پس از فشار طالبان در چند صد متری زندان شهر در ماه جولای، به بیرون از کندهار منتقل شدند. ده‌ها تن دیگر از غزنی، بدخشان و تخار منتقل شدند.

    طالبان هدف‌ قراردادن زندان‌ها را تکذیب کردند.

    ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، گفت: «گاهی اوقات اگر در نزدیکی شهرها درگیری وجود داشته باشد، زندانیان نیز دست به شورش می‌زنند و نگه‌بانان فرار می‌کنند. این اجازه‌ی فرار به زندانیان را می‌دهد.»

    آزادی زندانیان اما، هم‌چنان یکی از خواسته‌های اصلی رهبری سیاسی گروه[طالبان] در دوحه است؛ جایی که گفت‌وگوهای صلح، ماه‌ها است که متوقف شده.

    مجاهد گفت: «ما می‌خواهیم زندانیان خود را آزاد کنیم؛ اما، نه [از طریق زور]؛ زیرا این امر جان آن‌ها را در خطر می‌اندازد.»

    بر اساس بیانیه‌های شورای امنیت ملی افغانستان، دولت افغانستان، سال گذشته، بیش‌تر از ۵۰۰۰ عضو طالبان را پیش از شروع گفت‌وگوهای صلح آزاد کرد؛ اما، حالا ادعاد می‌کنند که این حرکتِ ناشی از حسن نیت، تنها باعث تقویت شبه‌نظامیان در برگشت به میدان جنگ شد.

    مقام امنیتی در کندز، نام‌های جنگ‌جویان طالبان را که در میان هزاران نفر آزادشده بودند، ذکر کرد و مدعی شد که او، خود نزدیک به ۳۰ نفر را دو بار بازداشت کرده است. «من می‌دانم که آن‌ها مستقیما به جنگ بازگشتند.»

    رهبری سیاسی طالبان، دولت افغانستان را متهم کرده که «بسیاری» از اعضای طالبان که در جریان گفت‌وگوها آزاد شده بود را دوباره زندانی کرده است؛ اما، گفته است که ادعای بازگشت این افراد به میدان جنگ، «بی‌اساس» است.

    سهیل شاهین، سخن‌گوی دفتر سیاسی طالبان در دوحه، گفت که زندانیانِ دوباره-بازداشت‌شده در آرامی زندگی می‌کردند و بسیاری از آن‌ها در رخنه‌های شبانه‌ی نیروهای امنیتی، در خانه‌های شان بودند. او گفت: این نوع اعمال، «فرصت صلح» برای افغانستان را تخریب می‌کند.

    یک مقام محلی امنیتی در کندز که خواستار آوردن یکی از جنگ‌جویان طالب در دفترش بود، گفت: «طالبان همیشه تعهدات خود را خواهند شکست.»

    مرد [جنگ‌جوی طالب احضارشده] خسیس و کثیف بود. منشی مقام امنیتی، بشقابی خربوزه را به او داد و او با عجله آن را خورد. مسؤول، از او پرسید که در صورت آزادشدن، دوباره به میدان جنگ برمی‌گردد یا نه؛ مرد متعهد شد که این کار را انجام نمی‌دهد؛ مسؤول خندید.

    او گفت: «من توقع ندارم تغییر کنند. آن‌ها مانند حیوانات جنگل هستند.»

    منبع: واشنگتن پست

    ترجمه: مرتضی نیکزاد

  • سناتور اخلاقی: مردم از عقبه طالب در هراسند/ طالبان امروز خطرناک تر از دیروز است

    سناتور اخلاقی: مردم از عقبه طالب در هراسند/ طالبان امروز خطرناک تر از دیروز است

    اوضاع کنونی افغانستان متاثر از دو عامل «مذاکرات صلح دوحه و جنگ شدید در میدان» می باشد. هیات طالبان در مذاکرات بین الافغانی دوحه هنوز بر پیش شرط های قبلی خود برای آتش بس تاکید می کنند و در تازه ترین مورد آزادی هفت هزار زندانی خود از زندان های افغانستان و خروج نام رهبرانشان از لیست سیاه سازمان ملل» را خواستار شده اند.

    در میدان جنگ هم این گروه حملات تهاجمی شان را افزایش داده و مناطق و ولسوالی های زیادی را به تصرف خود درآورده اند.

    زور آزمایی حکومت و طالبان در میدان جنگ و میز مذاکره همچنان ادامه دارد و پیش بینی آینده در افغانستان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.

    غلام عباس اخلاقی، نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا، در این ارتباط به خبرگزاری رها می گوید یکی از عوامل تقویت کننده طالبان توافق نامه صلح امریکا با طالبان در دوحه قطر در زمان ترامپ بود. امریکا در این توافق نامه صلح که پشت درهای بسته و بدون حضور دولت افغانستان صورت گرفت به طالبان وعده سپرده بود زندانیان این گروه را از زندان های افغانستان آزاد می کند. در این راستا و تحت فشار امریکا پنج هزار زندانی طالبان که از خطرناک ترین جنگجویان طالبان بودند از زندان آزاد شدند. این زندانیان آزاد شده نه تنها خود به صفوف جنگ با نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان بازگشتند که در جلب و جذب نیرو برای این گروه نیز نقش مهمی ایفا نمودند. 

    به گفته آقای اخلاقی آزادی پنج هزار زندانی طالبان از لحاظ نیروی انسانی این گروه را در جنگ قوی تر ساخت.

    شمال و شمال شرق برای طالبان اهمیت زیادی دارد

    پیشروی های این روزهای طالبان در مقایسه با دیگر ولایات بیشتر در ولایات شمال و شمال شرق افغانستان صورت می گیرد و این گروه تمرکز ویژه ای به  تصرف ولایات شمالی دارند. 

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا در این مورد می گوید ولایات شمالی همواره در سقوط حکومت ها نقش داشته است: جهاد افغانستان در شمال پیروز شد، حکومت نجیب به واسطه نیروهای جهادی عمدتا از شمال سقوط کرد در زمان امارت اسلامی که طالبان نزدیک به نود درصد از خاک افغانستان را تصرف کرده بودند، این نیروهای ائتلاف شمال و ولایات شمالی بود که در مقابل طالبان مقاومت کردند. 

    خروج امریکا به طالبان اعتماد به نفس داد

    تشدید جنگ از سوی طالبان و تصرف مناطق متعدد از سوی این گروه درست همزمان با خروج نیروهای امریکا از افغانستان شروع شد.

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا می گوید خروج امریکا همان طور که بسیاری از مقامات خود امریکا نیز اعلام کرده اند از آنجایی که به یک باره و شتابزده صورت گرفت به طالبان اعتماد به نفس و روحیه کاذب داد. امریکا بیش از حد طالبان را بزرگ نمایی نمود. طالبان برخلاف مفاد توافق نامه صلح با امریکا نه تنها ارتباط خود با القاعده و دیگر گروه های تروریستی را قطع نکرده که ارتباط تنگاتنگی با آنها دارد: طالبان در شمال و شمال شرق و حتی سراسر افغانستان با القاعده مناسبات نزدیک دارد و در جنگ در کنار یکدیگر هستند.

    پایگاه های داعش و القاعده در سرپل و بدخشان

    حضور و فعالیت گروه های تروریستی در افغانستان در حال حاضر در مقایسه با گذشته افزایش یافته است و علاوه بر طالبان، داعش و القاعده نیز در افغانستان حضور و فعالیت دارند.

    عضو مجلس سنای افغانستان در این مورد می گوید داعش و القاعده در دو ولایت سرپل و بدخشان پایگاه دارند: داعش در این دو ولایت صدها نیروی خود از کودک هشت ساله گرفته تا بزرگ سال را آموزش می دهد، روی عقاید آنها برای انجام حملات انتحاری و انفجاری کار می کند، نیروهای خود آموزش نظامی می دهد و از تسلیحات پیشرفته ای برخوردار است. داعش از کودکان برای حملات انتحاری و از کهن سالان برای تبلیغ و جذب نیرو استفاده می کند.

    طالبان امروز خطرناک تر از دیروز

    طالبان در کنار تشدید جنگ برای تصرف ولسوالی ها و مناطق بیشتر در بخش تبلیغات نیز بسیار فعال عمل می کنند. فرماندهان این گروه مدعی ند بسیاری از مناطق را بدون جنگ و از طریق مذاکره با ریش سفیدان و بزرگان محلی تصرف کرده اند. این گروه سعی می کند این طور القا کند که نسبت به گذشته تغییر کرده اند.

    به گفته عضو مجلس سنای افغانستان عامل اصلی که سبب بسیج عمومی مردم علیه طالبان شده وجود داعش پشت سر طالب می باشد.

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا اما در این مورد می گوید طالبان امروز به مراتب خطرناک تر از طالبان دهه هفتاد هستند: در دهه هفتاد تاثیر القاعده بر طالبان بسیار ناچیز بود اما امروز داعش و القاعده تاثیر زیادی بر طالبان دارند. عملکرد و رفتار طالبان در مناطق تحت کنترل شان در افغانستان نشان می دهد که از داعش تقلید می کنند. اینکه طالب دختران جوان و زنان بیوه را شناسایی و به عقد فرماندهان و نیروهای خود در می آورد در همین راستا قابل توجیح است. طالبان در اعلامیه شان به مردم گفته اند که زنان بدون محارم از خانه خارج نشوند و حتی دکان داران به زنان بدون محارم حتی مایحتاج خانه را نفروشند. این گروه حتی به آزادی بیان آن طور که اسلام ناب محمدی گفته عمل نمی کنند و ترور ده ها خبرنگار از سوی این گروه موید خلق و خوی وحشیانه طالبان در برخورد با آزادی بیان نشان می دهد که تغییری در اندیشه این گروه رخ نداده است.

    آقای اخلاقی تاکید می کند طالبان تنها شعارهای خود را تغییر داده اند نه روش و برخورد خود را. طالبان از گذشته بدتر شده اند و اگر بر افغانستان مسلط شوند، فجایع به مراتب خطرناک تر از گذشته انجام خواهند داد.

    پاکستان، همچنان حامی طالبان

    به گفته داکتر محب الله محب مشاور امنیت ملی افغانستان قرار است پانزده هزار نیروی تازه از مدارس دینی پاکستان به صفوف جنگ در افغانستان ملحق شوند.

    نماینده ولایت بلخ در مجلس سنا در این مورد نیز می گوید در گذشته نیز براساس اسناد موجود نزدیک به ده هزار طالب از مدارس پاکستان به میادین جنگ طالبان در افغانستان پیوسته بود. کشته ها، زخمی ها و دستگیر شدگان طالبان در میادین جنگ به خوبی حضور پاکستانی ها در بین طالبان را تایید می کند.

    به گفته آقای اخلاقی پاکستان چندی پیش از انجام عملیات هواپیماهای قوای هوایی افغانستان در بندر سپین بولدک جلوگیری کردند، زخمی های طالبان در پاکستان تداوی می شوند و تقویت طالبان توسط طلبه های مدارس دینی پاکستان در آینده نیز ادامه خواهد یافت.

    این عضو مجلس سنا تاکید می کند تسلط طالبان بر بنادر، معادن و شاهراه های افغانستان که در شرایط کنونی بیشتر شده بیش از پیش این گروه را قوی می سازد. تصرف بزرگراه جوزجان-بلخ که به بندر آقینه منتهی می شود، حضور طالبان در چشمه شیر ولایت بغلان که سمنگان و نه ولایت دیگر را به یکدیگر متصل می کند و در نهایت به بندر حیرتان منتهی می شود، تسلط طالبان بر معادن زغال سنگ دره صوف و کنترل معادن ولایت بدخشان، تصرف گمرک اسلام قلعه و سپین بولدک همه و همه عواید مالی طالبان را افزایش می دهد.

    به گفته آقای اخلاقی در صورتیکه جامعه جهانی، همسایه های افغانستان و کشورهای منطقه برای جلوگیری از به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان اقدامات لازم را انجام ندهند، در آینده متحمل زیان های بزرگی خواهند شد.

  • رئیس جمهور غنی: تا وضعیت در میدان جنگ تغییر نکند طالبان به مذاکرات جدی روی نمی آورند

    رئیس جمهور غنی: تا وضعیت در میدان جنگ تغییر نکند طالبان به مذاکرات جدی روی نمی آورند

    رئیس جمهور غنی می‌گوید تا زمانی که وضعیت نظامی در میدان جنگ تغییر نکند، طالبان وارد گفت‌وگوهای جدی برای صلح نخواهند شد.

    آقای غنی امروز (یک‌شنبه، دهم اسد) در مراسمی در ارگ گفت یک استراتژی نظامی برای تغییر وضعیت جنگ در شش ماه آینده روی دست گرفته شده است.

    آقای غنی افزود در چهارچوب این برنامه، در شش ماه آینده وضعیت جنگ به صورت اساسی تغییر خواهد کرد. به گفتۀ او، تا زمانی که وضعیت در میدان جنگ تغییر نکند، طالبان آمادۀ صلح نخواهند شد.

    رییس‌جمهور علاوه کرد در چهارچوب این استراتژی اولویت‌بندی باید صورت بگیرد و پولیس مکلف است امنیت شهرها و ولسوالی‌های مهم را بر عهده بگیرد. او اطمینان می‌دهد که در چوکات این برنامه استقرار به میان خواهد آمد.

    آقای غنی تصریح کرد افغانستان هم‌اکنون در یک هجوم سرتاسری قرار گرفته و طالبان، گروه‌های تروریستی و حامیان بیرونی این گروه روزانه بین ۵۰ تا ۱۵۰ عملیات را علیه نیروهای امنیتی کشور راه اندازی می‌کنند.  به بیان او، حمله‌های طالبان نسبت به درگیری‌های سه سال گذشته شدیدتر شده است.

    رییس‌جمهور گفت: «طالبان تروریست‌های سیاه بین‌المللی را در خاک افغاسنتان داخل کرده‌اند». رییس‌جمهور غنی از وزارت حج و اوقاف و وزارت عدلیه کشور می‌خواهد که فتنه را به مردم واضح بسازند.

    آقای غنی خاطرنشان ساخت به دلیل این تهاجم طالبان بسیج‌ سرتاسری صورت خواهد گرفت  و ریاست عمومی امنیت ملی مکلفیت بسیج را به عهده خواهد داشت.

    این در حالی است که طالبان به تازه‌گی حمله‌های خود را بالای سه شهر بزرگ هرات، قندهار و لشکرگاه مرکز ولایت هلمند افزایش داده‌اند. این حمله‌ها باعث شده که نیروهای سیاسی بیشتر از پیش در کنار نیروهای امنیتی متحد شوند.

  • اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    به راستی «صلح» چگونه به دست می‌آید؟ بر سر چه موضوعاتی باید توافق صورت بگیرد تا نتیجه آن قطع جنگ و صلح پایدار باشد؟ توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؟ توافق در جهت کنار رفتن رئیس‌جمهور غنی و ایجاد دولت توافقی جدید؛ آنگونه که طالبان گفته‌اند؟ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؟ یا توافق بر سر موضوعات و اصول اساسی‌تر دیگری که این‌همه، فرعی بر آن‌ اصول اساسی تلقی می گردد؟

    ماه‌ها است که نمایندگان دو طرف منازعه با هم بحث می‌کنند؛ اما تا هنوز، حتی فهم مشترک از مسئله اصلی به دست نیاورده‌اند. یا عامدانه بر مسئله اصلی چشم بسته‌اند. این چشم بستن بر مسئله اصلی را در اظهارات سهیل شاهین، از سخنگویان پیشین و عضو کنونی هیأت طالبان بیشتر می‌توان درک کرد. شاهین در گفتگویی با آسوشیتیدپرس، کنار رفتن رئیس جمهور غنی و ایجاد یک دولت توافقی جدید را چونان اصل مسئله صلح مطرح کرده است. درحالی‌که، کنار رفتن آقای غنی و ایجاد دولت توافقی جدید، حد اکثر می‌تواند برایند توافق بر سر مسائل بنیادین باشد؛ نه اصل مسئله.

    اصل مسئله چیست؟ تا آنجا که نگارنده درک می‌کند، اصل مسئله به سرچشمه‌های فکری و گفتمانی دو طرف، در سه مبحث بنیادین برمی‌گردد: ۱- در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ ۲- در مورد منبع و ماهیت قانون و ۳- در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند. بنابراین، دستیابی به صلح، مستلزم توافق بر سر اختلافات بنیادین، در سه حوزه یادشده است. نمی‌توان به صلح رسید؛ مگر اینکه مقدم بر همه چیز، اختلافات بنیادین در این سه حوزه سیاسی مهم، به صورت دقیق و روشن حل گردد.

    اسدالله سعادتی در مطلبی ارسالی به بی بی سی تاکید کرده در مبحث حاکمیت، پرسش اصلی این است که حق حاکمیت از آن کیست؟ تردیدی وجود ندارد که «حق حاکمیت»، از «حکومت» و «حاکمیت» متمایز و مجزا است و همواره چونان عنصر مجرد بر فراز شکل‌های تحقق حکومت و حاکمیت قرار دارد. «حاکمیت» به مفهوم ادعای داشتن اقتدار سیاسی نهایی، در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. اقتداری که در رابطه با اتخاذ و اجرای تصمیمات سیاسی، در عرصه داخلی و بین المللی، حرف آخر را می زند و تابع هیچ قدرت برتر نیست. حالا این حق از آن کیست؟ در دولت-ملت‌های جدید، این حق از آن ملت است. یعنی ملت‌ها حق دارند که در اداره زندگی سیاسی خود، مستقلانه و آزادانه تصمیم بگیرند و این تصمامیم را مستقلانه و بدون اینکه با ممانعت قدرت فرادست دیگر برخورد کند، به منصه اجرا بگذارند. این حق تصمیم‌گیری یا حق حاکمیت در دو بخش، یا در دو قالب مجزا نمود عینی پیدا می‌کند. اول در قالب حکومت یا نظام سیاسی؛ و دوم در قالب سرکرده یا شخص حاکم.

    در دنیای جدید، نظام سیاسی یا حکومت، اصولاً می‌تواند به انواع و اشکال مختلفی پدیدار گردد؛ اما تصمیم‌گیری در مورد انتخاب نوع و شکل آن -که فی‌المثل ریاستی باشد، یا پارلمانی؟ متمرکز باشد یا غیر متمرکز؟ بسیط باشد یا فدرال؟- در صلاحیت مرجعی است که حق حاکمیت از آن اوست. به همین ترتیب، شخصی که متولی اعمال حاکمیت، در رأس دولت یا حکومت قرار می‌گیرد نیز، در یک فرایند شفاف و آزاد و رقابتی توسط مرجعی انتخاب می‌شود که حق حاکمیت را به او متعلق می‌دانیم. براساس اعتقاد ما این مرجع فرادستی که حق انحصاری حاکمیت به آن تعلق دارد، ملت افغانستان است. این ملت افغانستان است که در مورد شکل و نوع حکومت و در مورد اینکه چه کسی و با چه شرایطی می‌تواند به نمایندگی از آن‌ها به اعمال حاکمیت بپردازد، تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند.

    دشواری کار این است که به باور طالبان، حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست. ملت نمی‌تواند در مورد نوع و شکل و محتوای نظام سیاسی تصمیم نهایی را اتخاذ کند. به همین ترتیب، در مورد اینکه چه کس، یا کسانی در رأس حکومت قرار گیرد نیز، تا هنوز طالبان به ملت حق انتخاب قائل نشده است. آن‌ها در هردو مورد نسخه از پیش تعیین شده دارند. افزون برآن، شخص حاکم از نظر طالبان، تام الاختیار، جامع القوا، غیر مسئول و نقدناپذیر است و به جز حالات استثنایی، مادام‌العمر در قدرت باقی می‌ماند.

    در مبحث قانون، مسئله این است که قانون بیان اراده کیست؟ به باور ما، قانون نیز بیان اراده همان مرجعی فرادستی است که حق حاکمیت سیاسی را در اختیار و انحصار خود دارد؛ و آن مرجع، مردم است. مردمی که حق و توانایی اداره زندگی سیاسی خویش را دارند و از طریق نمایندگان مشروع و منتخب خویش به وضع و تصویب قانون اقدام می‌کنند؛ و بدینسان زندگی سیاسی و اجتماعی خویش را سامان می‌بخشند.

    در مبحث قانون نیز اختلاف اساسی دقیقا از نقطه‌ای آغاز می‌شود که طالبان، قانون را نه بیان اراده مردم؛ بلکه بیان اراده شخص حاکم می‌دانند. حاکمی که نه در فرایند احراز قدرت وامدار مردم است و در فرایند اعمال قدرت خود را در برابر مردم مسئول و پاسخگو می‌داند.

    تعلق داشتن حق حاکمیت به مردم، در حوزه قانون‌گذاری به این معنا است که اگر در امر قانون‌گذاری بین نظر شخص حاکم -باوجودی که منتخب مردم است- و مرجع قانون‌گذار، اختلاف نظری به میان آمد، نظر قانون‌گذاران رجحان دارد. چرا؟ برای اینکه از جانب مردم به مثابه مرجعی که حق حاکمیت به آن تعلق دارد، بین شخص حاکم و مرجع قانون‌گذار، تقسیم کار صورت گرفته و حرف آخر را در مورد قانون‌، قانون‌گذاران می‌زنند. این در حالی است که در نظام مورد نظر طالبان حرف آخر را در همه عرصه‌های اجرایی، تقنینی و قضایی شخص حاکم می‌زند.

    در مبحث شهروندی مسئله این است که شهروند کیست؟ گستره کارکرد و فعالیتش کجا است؟ و از چه حقوقی برخوردار است؟ به نظر می‌رسد در منظومه فکری طالبان شهروند با تمام عرض و طول و حقوق وکارکرد و فعالیت خود غایب است. در نظام مورد نظر طالبان، نه انتخاب حاکم و انتخاب نوع و شکل نظام سیاسی از صلاحیت‌های شهروند است؛ نه نقد و نظارت بر حاکم حق شهروند است؛ و نه تأثیرگذاری شهروند بر سیاست‌ها و کارکردهای دولت عملاً فراهم می‌گردد.

    البته مفهوم شهروند، در مسیر رسیدن تا این‌جا، تحولات عظیمی را از سر گذرانده است. قرن‌های متمادی، حتی در غرب «شهروند فرد» نداشتیم. منظور از «شهروند فرد» این است که همه افراد یک جامعه اعم از زن و مرد و عالم و عامی و اشراف و کارگر و فرادست و فرودست، بتوانند به صورت برابر و بدون تبعیض، در امور سیاسی کشور خود سهیم باشند و آن حق حاکمیت را مطابق قوانین و قواعدی که بیان اراده خود شان است؛ بدون موانع اعمال کنند.

    «شهروند فرد» را در مبحث کیستی شهروند، به ترتیب تاریخ، در مقابل «شهروند تبار و نسب؛» در مقابل «شهروند دین و مذهب و کلیسا؛» در مقابل «شهروند مالک؛» و بالاخره در مقابل «شهروند مرد،» استفاده می‌کنیم. وقتی تاریخ تحول کیستی شهروند را در غرب مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که در گذشته‌ها، همه افراد بالغ بشر، شهروند نبودند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که شهروند کیست؟ مدت‌های زیادی گفته می‌شد که فقط اسقف‌ها، کشیشان، اشراف و نجیب زادگان، شهروند اند. یعنی تنها این طبقه از مردم حق دخالت در امور سیاسی را داشتند. انقلاب فرانسه، در سال ۱۷۸۹ تحولی در مفهوم شهروند به وجود آورد و همه مردانی را که مالک زمین بودند، فارغ از نسب و جایگاه دینی-مذهبی شان به درجه شهروندی -شهروند فعال- ارتقا داد؛ و بدینسان «شهروند مالک» پدید آمد.

    تحول دوم در مبحث کیستی شهروند، با انقلاب دوم فرانسه در سال ۱۸۴۸ نمایان گردید. به این معنی که بعد از انقلاب، به همه مردان، قطع نظر از جایگاه اجتماعی و دینی شان؛ و قطع نظر از دارایی و مالکیت شان، حق رأی داه شد؛ و «شهروند مالک» جایش را به «شهروند مرد» خالی کرد. زنان، تا آن زمان شهروند به حساب نمی‌رفتند. سرانجام، با آغاز قرن بیست، زنان نیز به حیث شهروند، از حقوق برابر با مردان برخوردار گردیدند؛ و بدینسان، «شهروند فرد»، جانشین «شهروند مرد» شد. اکنون و در زمانه ما، همه انسان‌های بالغ، اعم از زن و مرد، عالم و عامی و مالک و بی‌زمین، قطع نظر از جنسیت و عقیده و جایگاه دینی-اجتماعی شان شهروند به حساب می‌روند و فعالانه در امور سیاسی کشور شان دخالت دارند.

    گستره حقوق و کارکرد و فعالیت شهروند امروز نیز، با شهروند دیروز قابل مقایسه نیست. حق آزادی بیان، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق تشکیل حزب سیاسی، حق نقد و اعتراض، حق تظاهرات و تجمعات و مارش‌های خیابانی، حق آزادی مذهب و عقیده، حق مسکن و محرمیت مکاتبات، حق دادرسی منصفانه، حق آموزش به زبان مادری و حقوق بسیار دیگری که در این‌جا مجال ذکر شان نیست، در زمره حقوق شهروندی قرار گرفته است که با گذشته‌ها تفاوت اساسی دارد. به لحاظ گستره کارکرد و فعالیت نیز، اگر شهروند دیروز، به اشکال مستقیم یا غیر مستقم در تعیین حاکم سهم می‌گرفت و یا حداکثر به کار صندوق رأی می‌آمد، شهروند امروز، با استفاده از حقوقی که در بالا اشاره شد، از طریق نقدها و دادخواهی‌ها و اعتراض‌ها و مارش‌های خیابانی، سیاست حکومت‌ها را کاملا به نفع عدالت، آزادی، تأمین امنیت، رفع تبعیض و ارائه خدمات رفاهی سمت-و-سو می‌دهد. مشکل طالبان اما این است که در منظومه فکری آن‌ها، نه کیستی شهروند روشن است؛ نه از گستره کارکرد و فعالیت و تأثیرگذاری‌های شهروند، حرفی در میان است؛ و نه از حقوق شهروندی -آنگونه که در دولت-ملت‌های مدرن بحث می‌شود- چیزی وجود دارد. آنچه تا اکنون می‌دانیم، در نظام مورد نظر طالبان، صندوق رأیی درکار نیست؛ مجال نقدی وجود ندارد؛ و به اعتراض و مارش‌های خیابانی نیز، مجالی داده نخواهد شد.

    از اتفاقاتی که توسط جنگ‌جویان طالبان در مناطق تحت کنترل شان رخ می‌دهد می‌گذریم. و الا اتفاقاتی که در اسپین بولدک رخ داد؛ اتفاقاتی که در مالستان رخداد و اتفاقاتی که در حواشی شهر غزنی و مناطق دیگر رخداد نشان می‌دهد که در نزد طالبان تا هنوز اساسی ترین حق انسانی و شهروندی که همان حق حیات و حق مصونیت مسکن است، رعایت نمی‌شود. در اسپین بولدک و مالستان غیر نظامیان را تیر باران کردند و حریم خانه‌ها را شکستند. در حواشی شهر غزنی نیز با شکستن حق مصونیت مسکن، در خانه‌های مردم سنگر گرفتند و عملاً از منازل فوقانی خانه‌ها به مثابه سنگر و محل بود-و-باش جنگ‌جویان شان استفاده کردند/می‌کنند.

    در خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر بپذیریم که در نظام فکری طالبان، نوعی از مفهوم شهروند وجود دارد؛ آن شهروند، شهروند دستگاه مدرسه و مذهب است؛ آنهم با قرائت سخت‌گیرانه خودشان. هدف از شهروند مدرسه و مذهب این است که به باور طالبان تنها عده معدودی از مردانی که در مدارس دینی درس خوانده اند، از طریق بیعت می‌توانند در تعیین حاکم نقش بازی کنند. با این توضیح که این نقش، نه از آن جهت است که حق حاکمیت از “آنِ” بیعت کنندگان دانسته شود و آنان از طریق بیعت این حق را به نماینده شان منتقل کنند؛ بلکه از آن جهت است که بیعت کنندگان، از طریق بیعت، تکلیف خویش را در قبال حاکم به انجام می‌رسانند.

    با توجه به آنچه گفته شد، صلح پایدار قبل از همه در گرو توافق بر سر این موضوعات بنیادین است. بعد از اینکه دو طرف در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ در مورد منبع و ماهیت قانون؛ و در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند و چگونگی انعکاس آن در قانون اساسی به توافق رسیدند، فرصت طرح مسائل فرعی‌تر و مجال توافق بر سر آن‌ها فراهم می‌گردد. توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؛ توافق در جهت ایجاد دولت توافقی جدید؛ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؛ توافق بر سر تعدیلات قانون اساسی، در روشنایی توافقات به وجود آمده در سه حوزه یاد شده؛ توافق بر سر زمینه‌سازی تخنیکی و حقوقی یک انتخابات شفاف، عادلانه و سراسری؛ و توافق بر سر چگونگی خلع سلاح نیروهای مسلح طالبان و ده‌ها مورد دیگر، فرعی بر آن سه اصل اساسی است و بعضاً به مثابه نتیجه و برایند صلح مطرح است.

  • محب با همتای بریتانیایی خود دیدار کرد

    محب با همتای بریتانیایی خود دیدار کرد

    شورا امنیت ملی اعلام کرد مشاور امنیت ملی کشور با همتای بریتانیایی‌اش دیدار کرده است.
    آقایان محب و لاوگرو در دیدار روز گذشته خود، درباره ادامه‌ همکاری‌ها میان دو دولت در زمینه‌های صلح، امنیت و مبارزه با تروریزم گفت‌وگو کردند.
    مشاور امنیت ملی بریتانیا گفت کشورش مشتاق دوام حمایت از افغانستان است و برای شکل‌دهی حمایت‌ها به افغانستان همکاری خواهد کرد.
    مشاوران امنیت ملی دو کشور در این ملاقات تمایل بیش‌تر نشان دادند با کار مشترک با همتایان منطقه‌ای، اهداف امنیتی مشترک را تقویت و دست‌آوردهای مشترک را حفظ کنند.

  • طالبان: تا یک دولت جدید قابل قبول برای همه افغان ها سرکار نیاید آتش بس نمی کنیم

    طالبان: تا یک دولت جدید قابل قبول برای همه افغان ها سرکار نیاید آتش بس نمی کنیم

    شاهین این اظهارات را در مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتدپرس مطرح کرده است. شاهین در این مصاحبه که امروز (جمعه، ۱ اسد) منتشر شده، گفته است طالبان سلاح‌های خود را زمانی به زمین خواهند گذاشت که یک دولت جدید قابل قبول برای همه از راه مذاکره به میان آید.

    او گفته است: «من می‌خواهم روشن کنم که ما به انحصار قدرت باور نداریم؛ زیرا هر دولتی که در گذشته در صدد انحصار قدرت در افغانستان بوده، دولتی موفق نبوده است. ما نمی‌خواهیم آن فرمول را تکرار کنیم.»

    سخن‌گوی طالبان با اشاره به مذاکرات سطح بلند چند روز پیش میان این گروه و نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان در دوحه، گفته است خواسته‌های مکرر دولت برای آتش‌بس درحالی که غنی در قدرت باقی است، برابر با تسلیمی طالبان است: «آنان سازش نمی‌خواهند، اما می‌خواهند تسلیم شویم.»

    سهیل شاهین تأکید کرده است قبل از هر گونه آتش‌بس، باید توافق نامه‌ای در مورد دولت جدید مورد قبول طالبان و سایر افغان‌ها وجود داشته باشد.

    شاهین افزوده است که در دولت جدید زنان اجازه‌ی کار، مکتب رفتن و مشارکت در سیاست را دارند، اما مجبورند حجاب یا روسری بپوشند.

    به‌گفته‌ی او، زنان برای ترک خانه ملزم به داشتن یک مرد محرم نخواهند بود و فرماندهان طالبان در مناطق تازه تصرف شده اجازه داده‌اند که دانشگاه‌ها، مکاتب و بازارها مانند گذشته با حضور زنان و دختران فعالیت کنند.

    این عضو هیأت مذاکره‌کننده‌ی گروه طالبان به اسوشیتدپرس گفته است هیچ برنامه‌ای برای اعمال فشار نظامی بر کابل ندارند و برای تصرف مراکز ولایات نیز تا کنون اقدام نکرده‌اند.

    با این حال، سهیل شاهین گفته است بیشتر ولسوالی‌ها در نتیجه‌ی جنگ نه، بلکه از راه مذاکره به تصرف طالبان درآمده است. او تأکید کرده است تصرف ۱۹۴ ولسوالی در مدت هشت هفته از راهی غیر از مذاکره برای‌شان بسیار سخت بود.

    در همین حال، وحید عمر، مشاور رییس‌جمهور و رییس اداره ارتباطات عامه و استراتژیک ریاست‌جمهوری به اظهارات سهیل شاهین پاسخ داده است.

    آقای عمر در تویتی، گفته است تأکید دولت افغانستان بر قطع کشتار افغان‌ها پیش از هر نوع بحث جدی است. به‌گفته‌ی عمر، اولین چیزی که مردم افغانستان می‌خواهند قطع وحشت کنونی است.

    او خطاب به گروه طالبان نوشته است: «شما جنگ را قطع کنید، به میز مذاکره برگردید تا تمام موارد را بحث کنیم. تغییر حکومت آسان‌ترین بخش کار است، مردم در یک روز رأی می‌دهند و حکومت نو را تعیین می‌کنند.»

    طالبان پیش از این نیز خواستار کناره‌گیری اشرف غنی از قدرت شده بودند، اما در مقابل، رییس‌جمهور غنی بر انتقال قدرت از راه انتخابات تأکید کرده و حتا انتخابات زودهنگام را نیز پیشنهاد کرده است.

  • سفارت امریکا در کابل خطاب به طرف های درگیر، خشونت را فورا پایان دهید

    سفارت امریکا در کابل خطاب به طرف های درگیر، خشونت را فورا پایان دهید

    سفارت امریکا در کابل، روز پنج‌شنبه -۳۱ سرطان- در تویتی گفت: «ما از طالبان و همه طرف‌ها، می‌خواهیم به گونه‌ی فوری به خشونت‌ها پایان دهند، با آتش‌بس دایمی و همه‌جانبه موافقت کنند و به طور کامل در گفت‌وگوهای صلح برای پایان دادن به رنج مردم افغانستان شرکت کنند.»

    این سفارت افزود طالبان و طرف‌های درگیر، باید راه را برای توافق سیاسی‌ای هموار کنند که به نفع همه مردم افغانستان باشد و اطمینان حاصل شود که این کشور بار دیگر به پناه‌گاه امن برای تروریستان تبدیل نخواهد شد.

    این در حالی است که اخیرا، هیئت بلندرتبه‌ای به ریاست عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، برای ازسرگیری گفت‌وگوهای صلح با طالبان، به قطر رفته بود. نشست دو روزه‌ای که میان دو طرف در قطر برگزار شد، بدون هیچ نتیجه‌ای پایان یافت.

    پیش از این، محمد محقق، مشاور ارشد رییس‌جمهور غنی، گفته بود در سفر عبدالله عبدالله به قطر، با طالبان اتمام حجت خواهد شد و اگر این گروه با برقراری صلح موافقت کرد، صلح خواهد شد و در غیرآن، دامنه‌ی جنگ گسترش خواهد یافت.

  • غنی: نشست دو روزه اخیر دوحه اتمام حجت با طالبان بود

    غنی: نشست دو روزه اخیر دوحه اتمام حجت با طالبان بود

    محمداشرف غنی، رییس‌جمهور کشور در پیامش به مناسب عید قربان از طرح برنامه‌یی برای تغییر وضعیت جنگ در کشور خبر می‌دهد.

    آقای غنی امروز (سه‌شنبه، ۲۹ سرطان) در سخنرانی‌اش به مناسب عید قربان در ارگ می‌گوید طالبان نیت و اراده‌یی برای صلح ندارند. آقای غنی می‌افزاید دولت برای اتمام حجت هیأتی بلندپایه‌یی را برای مذاکره با طالبان به قطر فرستاد تا ثابت بسازد که دولت و ملت افغانستان خواهان برقراری صلح در کشورند.

    محمداشرف غنی به نقل از عبدالله عبدالله، رییس‌ شورای عالی مصالحۀ ملی تصریح کرد رهبران طالبان قصد دارند با زور قدرت سیاسی را به دست بگیرند و به گفت‌وگوهای صلح اهمیتی قایل نیستند.

    رییس‌جمهور خاطرنشان می‌سازد که طالبان در پی کسب قدرت سیاسی از طریق زور هستند و هیچ اراده‌یی برای صلح ندارند. به سخن او، نیروهای خارجی افغانستان را ترک کرده‌اند و هیچ بهانه‌یی برای طالبان باقی نمانده تا جنگ را زیر نام «جهاد» ادامه دهند.

    رییس‌جمهور غنی علاوه می‌کند که به تازه‌گی یک برنامۀ عملی و فوری جهت تغییر وضعیت جنگ در کشور آماده ساخته و این برنامه در جریان سه تا شش ماه آینده تطبیق خواهد شد.

    هرچند آقای غنی به طور واضح این برنامه را شرح نمی‌دهد، اما اشاره می‌کند که بسیج ملت و تمرکز نیروهای امنیتی به جنگ با طالبان بخش مهم این برنامه است.

    آقای غنی رهایی پنج هزار زندانی طالبان از زندان‌های دولت افغانستان را اشتباه کشورهای غربی می‌داند و می‌گوید که اکنون همۀ این جنگ‌جویان طالبان به میدان‌های نبرد حضور یافته‌اند.

    رییس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش از سربازان و خانواده‌های آنان سپاس‌گزاری می‌کند. او به سربازان و شهروندان اطمینان می‌دهد که قصد معامله با طالبان را ندارد و برای بقای نظام کنونی با طالبان مبارزه خواهد کرد. آقای غنی همچنان تأکید می‌ورزد که طالبان هنوزهم با گروه‌های تروریستی از جمله جیش محمد، القاعده و لشکر طیبه رابطه دارند و در تبانی با پاکستان در پی تخریب افغانستان هستند.

    آقای غنی در حالی تأکید دارند که طالبان اراده‌یی برای صلح ندارند که به تازه‌گی هیأت بلندپایۀ دولت به رهبری عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی برای مذاکره با رهبران طالبان به قطر رفت. آقای عبدالله در این سفرش با ملاعبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان دیدار کرد. دیدار آقای عبدالله با معاون سیاسی طالبان اما برای پیشرفت روند صلح هیچ سودی در پی نداشت. آقای عبدالله پس از دیدار با ملابرادر گفته است که او از رهبران طالبان شناخت بیشتری به دست آورده است.

    این همه در حالی است که انتظار می‌رفت با خروج نیروهای خارجی از کشور، جنگ طالبان با دولت پایان یابد و دو طرف از طریق گفت‌وگو به صلح دست یابند. اکنون اما دامنۀ جنگ بیش از پیش گسترش یافته و در حال حاضر جنگ در بیش از یازده ولایت کشور عملاً جریان دارد.

  • طالبان هنوز اهداف سیاسی خود را از راه نظامی دنبال می کنند

    طالبان هنوز اهداف سیاسی خود را از راه نظامی دنبال می کنند

    عبدالله عبدالله، رییس‌ شورای عالی مصالحه‌ی ملی، می‌گوید جنگ افغانستان راه حل نظامی ‏ندارد و هیچ گروهی، نمی‌تواند از راه جنگ به نتیجه‌ی دل‌خواه برسد.‌‎ ‎

    آقای عبدالله، روز دوشنبه -۲۸ سرطان-، در پیامی به مناسبت عید قربان، گفت تنها گزینه‌ ‏برای پایان جنگ و بحران ۴۳ساله‌ی افغانستان، گفت‌وگوی سازنده و معناداری است که منجر به ‏یک تفاهم سیاسی شود.‌‎ ‎

    او افزوده است: «جای تأسف است که هنوز هم مخالفان مسلح از راه نظامی و مسلحانه اهداف ‏سیاسی شان را دنبال می‌کنند. تأکید بر گزینه‌ی نظامی و مسلحانه، نشان‌دهنده‌ی این است که از ‏منازعه‌ی چهاردهه و اندی، درس لازم گرفته نشده است.»‌‎ ‎

    رییس‌ شورای عالی مصالحه‌ی ملی با اشاره به خروج نیروهای خارجی از افغانستان، تأکید کرده ‏است طالبان هیچ بهانه‌ای برای ادامه‌ی جنگ و خشونت‌ها ندارند.‌‎ ‎

    آقای عبدالله، تأکید کرده است که آخرین فرصت‌ها برای رسیدن به یک توافق سیاسی و تأمین ‏صلح عادلانه و پایدار باقی است و به همین دلیل، مردم افغانستان انتظار دارند با تسریع ‏گفت‌وگوها، از این فرصت استفاده شود‎.‎

    او هم‌چنان در مورد سفر اخیرش به قطر، توزیع داده و گفته است: «به دوحه رفتیم تا با طرف ‏طالبان برای بیرون‌رفت از مشکل گفت‌وگو کنیم. دیدگاه‌های خویش را در مذاکرات دوحه با طرف ‏طالبان با وضاحت و روشنی مطرح کردیم و از آنان نیز، خواستیم تا بیایند و مشکل را از طریق‌ ‏گفت‌وگو کنیم و به جنگ و خون‌ریزی در کشور پایان دهیم.»‏

  • تاکید بر تسریع مذاکرات صلح تنها دستاورد مهم

    تاکید بر تسریع مذاکرات صلح تنها دستاورد مهم

    شورای عالی مصالحه‌ی ملی، اعلام کرد گفت‌وگوهای صلح که در سطح بلندی میان هیئت دولت ‏به رهبری عبدالله عبدالله و طالبان برای دو روز در قطر برگزار شد، ناوقت روز گذشته -یک‌شنبه، ۲۷ ‏سرطان-، پایان یافته است.‌‎ ‎

    این نشست با صدور اعلامیه‌ی مشترک به پایان رسید. در اعلامیه‌‌ای که از سوی دو طرف به نشر ‏رسیده، آمده است آن‌ها بر «لزوم» تسریع گفت‌وگوهای صلح توافق کردند تا این گونه، به یک راه‌ ‏حل عادلانه و پایدار برای  پایان جنگ در افغانستان دست یابند.‌‎ ‎

    در اعلامیه، آمده است: «آن‌ها نیاز به یک توافقی را که پاسخ‌گوی منافع و خواسته‌های همه‌ی زنان ‏و مردان افغانستان در روشنای اصول اسلامی باشد، درک می‌کنند.»‏

    دو طرف هم‌چنان توافق کردند تا رسیدن به یک توافق سیاسی، گفت‌وگوها در سطح بلند باید ‏ادامه داشته باشد و چنین نشست‌هایی باز هم برگزار شود.‌‎ ‎

    در اعلامیه، آمده است همه‌ی طرف‌ها، اطمینان داده اند که در سراسر کشور از زیربناهای ‏غیرنظامی محافظت و از وارکردن تلفات بر غیرنظامیان نیز جلوگیری شود.‌‎ ‎

    هیئت مشترک دولت و سیاست‌مداران افغانستان به رهبری آقای عبدالله، پس ‏از چاشت روز جمعه ‌‏‌‏-۲۵ سرطان-، برای گفت‌وگو با طالبان، به قطر رفت. افزون بر عبدالله عبدالله، ‏یونس قانونی، ‌‏محمدکریم خلیلی، عطامحمد نور، محمد محقق، ‏سعادت‌منصور نادری، فاطمه گیلانی، باتور ‌‏‌‏دوستم و شماری دیگر از سیاست‌مداران افغانستان نیز، ‏در ترکیب این هیئت حضور داشتند‎.‎

  • تاکید طالبان برای آزادی زندانیان این گروه و تشکیل سه گروه کاری

    تاکید طالبان برای آزادی زندانیان این گروه و تشکیل سه گروه کاری

    دومین روز مذاکرات سطح بلند دوحه امروز یکشنبه(۲۷ سرطان) میان دو طرف ادمه یافت.
    برخی منابع گفته‌اند که دو طرف بر سر ایجاد سه گروه کاری کوچک برای بحث روی «قانون اساسی آینده، اعتماد سازی و نقشه راه سیاسی» چانه‌زنی دارند.
    براساس گفته‌های این منابع، رهایی زندانیان طالب و بیرون‌شدن نام رهبران گروه طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد در بخش «اعتمادسازی» و ایجاد حکومت گذار در بحث «نقشه راه سیاسی» می‌گنجد.
    منابع می‌افزایند: «می‌کوشند بر سر یک آجندای سه ماده‌ای روشن، تازه، موثر و سریع و همزمان با آن، ایجاد سه گروه مذاکراتی به توافق برسند. این سه گروه به صورت همزمان به کار آغاز خواهند کرد».
    پیشتر عطامحمد نور رهبر جمعیت اسلامی هم که در ترکیب هیئت حضور دارد، از مذاکرات فشرده و نفسگیر در دوحه خبر داده بود.

  • عبدالله: منتظر نتیجه مثبت هستیم

    عبدالله: منتظر نتیجه مثبت هستیم

     عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی کشور امروز یکشنبه(۲۷ سرطان) در چند رشته توییت گفت نشست‌های‌ بلندپایه بین تیم‌های مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی و طالبان در دوحه برای دومین روز ادامه یافت.

    وی نوشت: منتظر نتیجه مثبت و سازنده هستیم.
    در حاشیه گفت‌وگوهای دوحه، عبدالله عبدالله با سفیر هند مقیم قطر نیز دیدار داشته و در باره روند صلح و آخرین تحولات در افغانستان تبادل نظر کرد.

    داکتر عبدالله در مورد دیدارش گفت: ما در باره روند صلح، آخرین تحولات در افغانستان، نقش هند در روند صلح و راه پیشرفت برای دستیابی به توافق سیاسی بحث و تبادل نظر کردیم.
    گفتنی است که مذاکرات جدی صلح بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و هیئت طالبان در دوحه برای دومین روز ادامه یافت.