برچسب: طالبان

  • غنی: طالبان هنوز با القاعده و شبکه های تروریستی ارتباط دارد

    غنی: طالبان هنوز با القاعده و شبکه های تروریستی ارتباط دارد

    محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور امروز چهارشنبه ( ۶ اسد) در نشست ویژه بورد مشترک نظارت و انسجام گفت که برای طالبان یگانه راه حل، توافق سیاسی است که از سوی شهروندان این کشور پذیرفته شود.
    او در این نشست، از جامعه جهانی درخواست کرد که تمایل طالبان و حامیان این گروه را برای رسیدن به راه حل سیاسی مرور کند.
    رییس جمهور غنی تاکید کرد که طالبان با گروه‌های تروریستی بین‌المللی ارتباط دارند.
    او افزود: «ورود شبکه‌های تروریستی بین‌المللی به ویژه جیش محمد، لشکر طبیه و داعش ابعاد جدید منطقه‌‌ای و بین‌المللی به جنگ می‌دهد».
    او بیان کرد که علمای اسلام در سراسر جهان گفتند، جنگی که طالبان در پیش گرفته‌اند، هیچ بعد دینی و مذهبی ندارد.
    این در حالی‌ست که از سه ماه قبل، جنگجویان طالبان حملات شان بر مواضع نیروهای دولتی را در اکثر نقاط کشور افزایش داده و این گروه موفق شده که مناطق مهم و استراتژیک مانند گذرگاه های مرزی را نیز تصرف کند.

  • نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو

    نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو

    ملا غنی برادر، معاون رهبر گروه طالبان، در راس هیأتی به چین سفر کرد و با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار نمود.

    به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار می‌رود این گروه” نقش مهمی در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.

    وزارت خارجه افغانستان با نشر اعلامیه‌ای گفته است چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته بود. در این اعلامیه همچنین آمده است افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه‌ و اعمال فشارهای بین‌المللی بر طالبان در جهت قطع خشونت‌ها، برقراری آتش‌بس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”

    سفر هیأت گروه طالبان به چین دو روزه اعلام شده است و نظر به اظهارات این گروه، محور بحث‌ها صلح و امنیت افغانستان بوده است.

    وزیر خارجه چین همچنین گفته است امیدوار است گروه طالبان بتوانند “جنبش اسلامی ترکستان شرقی” را که چین آن را تهدید برای امنیت ملی‌اش می‌داند، سرکوب کند.

    مرکز این گروه در زمان حاکمیت طالبان کابل پایتخت افغانستان بود و از همان زمان روابط نزدیکی با القاعده داشته است.

    جنبش اسلامی ترکستان یک سازمان افراط‌گرای اسلامی است که توسط تندروان اویغور در غرب چین تاسیس شده است و چین، اتحادیه اروپا، آمریکا، بریتانیا، روسیه و پاکستان آن را یک گروه “تروریستی” می‌دانند. اهداف اعلام شده این گروه ایجاد دولت مستقل به نام “ترکستان شرقی” در سین کیانگ چین است.

    طالبان در ماه‌های گذشته با تصرف ولایت بدخشان که مرز باریک با چین دارد خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که می‌تواند برای پکن نگران کننده باشد.

    در ماه‌های گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کرده‌اند.

  • سازمان ملل: بدون توافق صلح طالبان از سوی جامعه جهانی کنار گذاشته می شوند

    سازمان ملل: بدون توافق صلح طالبان از سوی جامعه جهانی کنار گذاشته می شوند

    بانو لاینز که روز چهارشنبه -۶ اسد-، در نشست ویژه‌ی بورد مشترک نظارت و انسجام صحبت می‌کرد، گفت: «اگر تعهدی به توافق صلح و حقوق بشر وجود نداشته باشد، طالبان به عنوان یک شریک عملی از سوی جامعه‌ی جهانی در نظر گرفته نخواهند شد.»

    به گفته‌ی او، برای رسیدگی به مسایل طولانی‌مدت در افغانستان، گفت‌وگوهای صلح باید به گونه‌ی جدی و صادقانه آغاز شود.

    او گفت که طالبان در سال‌های اخیر، از طریق گفت‌وگوها در قطر، مشروعیت یافتند؛ اما این مشروعیت، باید به تعهد آن‌ها به توافق سیاسی منجر شود؛ زیرا استراتژی جنگی، این گروه را زیر سوال می‌برد.

    بانو لاینز، افزود ازدست‌دادن کنترل مناطق مرزی، اهداف افغانستان برای تبدیل شدن به چهارراه منطقه را تضعیف می‌کند.

    او گفت؛ طالبان با اراضی‌ای که در اختیار گرفته اند، مسؤولیت زیادی را به عهده دارند و جهان عمل‌کرد آن‌ها را در قبال مردم نظاره می‌کند.

    نماینده‌ی ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، تأکید کرد تمویل‌کنندگان جهانی، از سرکوب زنان، تبعیض علیه اقلیت‌ها، ممانعت آموزش دختران و یک دولت استبدادی، حمایت نمی‌کنند.

    او افزود رهبران افغانستان، باید تصمیم بگیرند تا نسل‌های بعدی، درگیر جنگ نباشند.

    او هم‌چنان گفت در حال حاضر، به دلیل جنگ، خشک‌سالی و کرونا، ۱۸ میلیون تن از شهروندان افغانستان، به کمک‌های فوری بشردوستانه نیاز دارند و باید نیازهای آن‌ها در اولویت قرار بگیرد.

    بانو لاینز، گفت پایان فوری خشونت‌ها برای ارایه‌ی کمک‌های بشردوستانه به مردم، ضروری است.

  • رئیس جمهور غنی: طالبان برای قدرت می جنگند

    رئیس جمهور غنی: طالبان برای قدرت می جنگند

    رئیس جمهور غنی در نشست ویژه بورد مشترک نظارت و انسجام گفت، جنگی که گروه طالبان به پیش می‌برند، ریشه مذهبی ندارد و آنان برای کسب قدرت می‌جنگند.

    آقای غنی در این نشست، روز چهارشنبه، ششم اسد با حضور نمایندگان سازمان ملل و برخی از کشورهای دیگر در کابل گفت تمام علمای جهان به ویژه عالمان دینی پاکستان جنگ در افغانستان را ناروا دانسته‌ و گفته‌اند که جنگ در افغانستان برای قدرت است.

    غنی در این نشست تاکید کرد: «جنگی که طالبان به پیش می‌برند، هیج بعد مذهبی ندارد؛ این جنگ برای به‌دست آوردن قدرت و حاکمیت است.» در عین حال، او هم‌چنان خاطرنشان کرد که جنگ در افغانستان، جنگ داخلی نیست، بلکه جنگ میان شبکه‌های تروریستی است.

    رییس جمهور گفت که مردم صلح می‌خواهند و نفع همسایه‌گان ما نیز در صلح و ثبات افغانستان است. از جانب دیگر، آقای غنی افزود که حکومت افغانستان هیچ‌گاه از ناتو و امریکا نخواسته است که در تصمیم خروج‌شان از افغانستان تجدید نظر کنند.

    غنی هم‌چنان تصریح کرد که با خروج ناتو و امریکا افغانستان وارد یک فصل جدید روابط با جهان شده است و از این بابت خوشحال است.

    رییس جمهور با تاکید بر اسلامی بودن قانون اساسی افغانستان گفت: «قانون اساسی ما اسلامی‌ترین قانون اساسی در جهان است.» غنی افزود که طالبان در انتخابات اشتراک کنند تا دیده شود که مردم افغانستان چه کسی را انتخاب می‌کنند.

     غنی در این نشست هم‌چنان گفت که بیشترین منابع کشور را وزارت داخله و دفاع مصرف می‌کنند که برای مدیریت بیش‌تر قصد دارد مصارف اضافه این وزارت‌ها را کاهش دهد.

    از سویی هم، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی کشور در این نشست گفت که افزایش خشونت‌ها روی زنده‌گی مردم تاثیر منفی گذاشته است و روند مذاکرات صلح در دوحه آن‌چنان که انتظار می‌رفت به سرعت انجام نمی‌شود.

    عبدالله هم‌چنان بر اهمیت حقوق زنان از جمله حق تحصیل زنان و دختران در مذاکرات صلح تاکید کرد. عبدالله تصریح کرد که اگر یکی از طرف‌ها به این باور باشند که برای بحران افغانستان راه حل نظامی پیدا کنند، به چیزی دست نخواهند یافت.

  • ستاد فرماندهی مرکزی  امریکا: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان 95 درصد تکمیل شده است

    ستاد فرماندهی مرکزی امریکا: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان 95 درصد تکمیل شده است

    ستاد فرماندهی مرکزی امریکا (سنتکام) می‌گوید حدود ۹۵ درصد از نیروهای امریکایی از افغانستان خارج شده‌اند.

    سنتکام شام روز سه‌شنبه، پنجم اسد، با نشر توییتی گفت از آغاز روند خروجی نیروهایی امریکایی از افغانستان، وزارت دفاع این کشور ۹۸۴ بار هواپیمایی c-۱۷ را از افغانستان خارج کرده است و بیش از ۱۷ هزار و ۷۴ قطعه تجهیزات نظامی را برای تخریب به آژانس دفاع لجستیکی تحویل داده است.

    ستاد فرماندهی مرکزی امریکا هم‌چنان گفته است با خروج نیروهایی این کشور از افغانستان، هفت ساختمان را به ارتش افغانستان تحویل داده است.

    با این حال جنرال کنت مکنزی، فرمانده ستنکام در افغانستان گفته است امریکا طی چند روز گذشته، حملات هوایی خود را در حمایت از نیروهای امنیتی افغان افزایش داده است.

    به گفته او در صورت ادامه حملات طالبان، امریکا آماده است در هفته‌های آینده نیز حملاتش را بر مواضع این گروه ادامه دهد.

    کنت مکنزی تصریح کرده است او در دیدار با رییس جمهور غنی اطمینان داده است امریکا به حمایت از نیروهای امنیتی افغان حملات هوایی خود را ادامه می‌دهد.

    به همین ترتیب فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی امریکا گفته است که این کشور به پشیبانی لجیستکی، حمایت مالی، اشتراک اطلاعات و مشورت دهی با دولت و نیروهای امنیتی افغانستان ادامه می‌دهد.

    گفتنی است که روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان از اول ماه می آغاز شد. طبق اعلام کاخ سفید، قرار است که این روند تا آخر ماه آگست تکمیل شود.

  • واکنش کنشگران اجتماعی: سیلی طالبان به خاشه سیلی به فرهنگ و انسانیت است

    واکنش کنشگران اجتماعی: سیلی طالبان به خاشه سیلی به فرهنگ و انسانیت است

    در طی دو روز گذشته، ویدیوی سیلی‌خوردن نظرمحمد مشهور به «خاشه جوان» کندهاری، توسط چند جنگ‌جوی طالب در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌شود. کاربران شبکه‌های مجازی، می‌گویند؛ قتل کسی که جز خنداندن مردم کاری نداشت، اوج «بربریت» و «وحشی‌گری» گروه طالبان را به نمایش می‌گذارد.

    خاشه، کمیدین کندهاری بود که ویدیوهای طنزی‌ اش، علاقه‌مندانی نیز در شبکه‌های مجازی داشت؛ اما، او، چند روز پیش، توسط جنگ‌جویان طالب، تیرباران شده است. نوار تصویری‌ای که از دست‌گیری خاشه، در فضای مجازی درز کرده، نشان می‌دهد که چند جنگ‌جوی طالب، او را با دستان بسته در داخل موتری نشانده و سپس از او می‌پرسند که در کجا او را گرفته اند، خاشه می‌گوید که «روز عید در خانه ‌ام.» خاشه، می‌خواهد ادامه بدهد که جنگ‌جوی طالب به صورتش با سیلی می‌زند و می‌گوید که «خفه‌شو!» هم‌چنان ویدیوی دیگری از او، نشان می‌دهد که طالبان خاشه را تیرباران می‌کنند.

    سیلی‌زدن و تیرباران‌کردن خاشه، بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی داشته است و کاربران زیادی، به رفتار طالبان در برابر کمیدینی که گفته می‌شود، دچار بیماری نیز بوده، واکنش نشان داده اند.

    واکنش امرالله صالح و سرور دانش، معاونان ریاست‌جمهوری در مورد رفتار نامناسب طالبان با نظرمحمد خاشه، کمیدین کندهاری

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری، در واکنش به اعدام صحرایی خاشه، در صفحه‌ی فیسبوکش، نوشته است این ویدیو، نشان می‌دهد طالبان، نه به شریعت پابند اند، نه محکمه دارند و نه قانون و انسانیت. «این گروه جاهل و وحشت‌آفرین است.»

    همین‌ طور، سرور دانش، معاون دوم رییس‌جمهور، نوشته است که سیلی بر صورت نظرحمد خاشه، کمیدین مشهور کندهاری، سیلی بر صورت تمام مردم افغانستان و توهین به انسانیت و کرامت انسانی است. «سیلی دژخیم عبوس جوروجهل و جمود بر چهره‌ی خندان عدالت و دانایی و هنر است. تیرباران خاشه، یک‌ بار دیگر ماهیت ددمنشانه‌ی دشمنان این سرزمین و دشمنی آنان را با فرهنگ و هنر و آزادی و آزادگی به نمایش گذاشت.»

    هم‌چنان در فیسبوک منصوب به بسم‌الله محمدی، سرپرست وزارت دفاع، عکسی از جنگ‌جویی که به صورت خاشه سیلی می‌زند، نشر شده و از مردم خواسته شده در دست‌گیری این جنایت‌کار، نیروهای امنیتی را یاری کنند. آقای محمدی، نوشته است در بدل اطلاع‌ موقعیت و شناسایی او، انعام نقدی در نظر گرفته شده و هر کسی که هم‌کاری می‌کند، به شمار‌ه‌های ۱۱۹ و ۱۹۱۹ در تماس شود. در باره‌ی مقدار انعام چیزی گفته نشده است.

    شماری از نمایندگان مجلس، با نشر عکس‌هایی از خاشه و چند جنگ‌جوی طالب، نوشته اند رهبران دولت افغانستان، هزاران جانی طالب را از زندان رها کردند و اکنون هر روز شاهد فاجعه‌ی تازه استیم.

    عارف رحمانی، نماینده‌ی مجلس، در برگه‌ی فیسبوکش، نوشته است که جنگ‌جویان طالب به صورت خاشه سیلی‌ زدند و به طور وحشت‌ناکی او را کشتند. «دیدن این صحنه، تمام هست و بودم را ویران کرد و شدیداً تحقیر شدم. سیلی به صورت خاشه، سیلی به صورت، فرهنگ، هنر، نشاط، زندگی و انسانیت بود.»

    شماری از کاربران شبکه‌های مجازی، واکنش‌های تندی در برابر جنایت‌های طالبان و به خصوص رفتار آن‌ها در برابر خاشه‌ی‌ جوان، از خود نشان داده اند.

    مکاریم داریوش، نوشته است نظرمحمد خاشه، کمیدین بود و مردم را می‌خنداند؛ امروز اما همه به خاطرش گریستیم، به خاطر سرنوشت تلخ و پایان دردناک زندگی ‌اش. هم‌چنان ابراهیم امینی، نوشته است که چه قدر وحشت‌ناک است قرارگرفتن در چنین سرنوشتی؛ امکان وقوع هر جنایتی را در برابر  انسان ممکن و متصور می‌سازد. « این هیولا فقط در جامعه‌ای جولان می‌دهد که در آن ‌جا خبری از از فهم و علاقه نیست و ظاهرش یک مشت پشم و چرک است و باطنش چند خط ورد و آیات پوسیده.»

    شماری از فعالان رسانه‌ای نیز واکنش نشان داده اند. مختار وفایی، نوشته است: «اگر با دیدن ویدیوی نظرمحمد خاشه –آن مرد عزیز کندهاری- به خود نلرزیده اید و از تفکر ترور و انتحار نفرت نکرده اید، بدانید که وجدان تان مرده است.»

    واکنش‌ شماری از کنش‌گران اجتماعی در مورد شکنجه و کشتن، نظرمحمد خاشه.

    برخی هم گفته اند که کشته‌شدن خاشه به شیوه‌ی «مجاهدان-طالبان» تازگی ندارد. محمد مبارز، نمونه‌های را از قتل‌هایی مانند قتل خاشه در برگه‌ی فیسبوکش آورده است. او، در اخیر اضافه کرده است؛ به خاطری که چند فرد، شهری شوند، باید به قیمت جان هزینه پرداخت.

    برخی از کاربران و فعالان رسانه‌ای، در کنار طالبان، شماری از رهبران حکومت را نیز مسؤول مرگ خاشه می‌دانند. تقی امینی، نوشته است که او فردی که خاشه را به سیلی زده و او را کشته، می‌شناسد. «کرزی، خلیل‌زاد و اشرف غنی بودند که دست در آستین یک طالب کرده بودند و به صورت این هنرمند سیلی زدند. اگر قبول ندارید، به دستان کرزی و خلیل‌زاد و غنی وقتی که با طالبان دست داده اند و به دست کسی که در تصویر سیلی می‌زند، نگاه کنید. دست همان دست است.»

    این همه در حالی است که هر از چندگاهی ویدیوهایی از جنگ‌جویان طالب در شبکه‌های مجازی، دست‌به‌دست می‌شود. در چند روز گذشته، بریدن گلوی یک فرد ملکی توسط گروه طالبان نیز در فضای مجازی دست‌به‌‍دست می‌شد و واکنش‌هایی را نیز به دنبال داشت.

  • هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    محمدنعیم، سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر می‌گوید هیأت نُه نفره این گروه به رهبری ملا برادر به چین رفته است.

    محمدنعیم با نشر سلسله توییتی گفته است این هیأت روز سه‌شنبه، پنجم اسد، به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.

    او تصریح کرد این هیأت با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، معاون وزیر خارجه و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان دیدار کرده است.

    به گفته محمدنعیم در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفت‌وگو شده است.

    سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان گفته است این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.

    او تأکید کرده است چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه می‌دهد. همین‌طور محمد نعیم افزوده است کشور چین اطمینان داده است به امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند.

    این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که طالبان حملات‌شان را بر نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش داده‌اند. جنگ‌جویان گروه طالبان در جریان ماه‌های اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کرده‌اند.

  • دوست داشتن علی(ع) بها می خواهد

    دوست داشتن علی(ع) بها می خواهد

    در آستانه عید غدیر خم که قرار بود سرنوشت مسلمانان به عدالت رقم بخورد که متاسفانه نشد.

    دوست داشتن علی بها می خواهد در کشوری که پیروی و دوستی علی جرم است، دوست داشتن و افتخار کردن از این دوستی مجرمانه جرمش سنگین ترهم می شود،

    ای علی جان! ما جرم این دوستی را به دادن خون و سر و ناموس دادیم. ای علی جان مردم هزاره افغانستان به جرم شیعه بودن و پیروی از تو دسته جمعی قتل عام شدند. ای علی جان به جرم دوستی شما در بیماستان زنانه بچه‌های تازه به دنیا آمده منفجر و تکه تکه شدند. به جرم دوستی با شما در مدرسه سیدالشهدا جوی خون راه افتاد. درمسیرراه کابل بامیان مسافرین شیعه هزاره، زنده زنده پوست شدند.  

    ای علی جان به ما رافضی گفتند، توهین کردند، تحقیرکردند، حق ما را خوردند.  علی جان به بدترین شکل کشته شدیم به بدترین شکل مورد تبعیض قومی نژادی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی قرارگرفتیم، دیگرظلمی نمانده که در درازای تاریخ افغانستان بر ما روا داشته نشده باشد.

    حتی ازدوستان و شیعیان دیگراقوام سخت مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتیم.

    استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • فرزند عضو هیات مذاکره کننده طالبان کشته شد

    فرزند عضو هیات مذاکره کننده طالبان کشته شد

    انس حقانی، عضو هئیت گفت‌وگوکننده‌ی طالبان، روز سه‌شنبه -۵ اسد-، در تویتی، این موضوع را تأیید کرد اما جزییاتی در این باره ارایه نکرد.

    پیش از این، منابع امنیتی، گفته بودند که عبدالحق عمری، پسر محمدنبی عمر، عضو هیئت گفت‌وگوکننده‌ی طالبان، معاون نظامی این گروه برای پکتیا بود و روز دوشنبه -۴ اسد-، در جریان درگیری با نیروهای امنیتی در خوست، کشته شده است.

  • صلیب سرخ انتقال اجساد طالبان از افغانستان به پاکستان را رد کرد

    صلیب سرخ انتقال اجساد طالبان از افغانستان به پاکستان را رد کرد

    کمیته‌ی صلیب سرخ، انتقال جسدهای جنگ‌جویان طالب از افغانستان به پاکستان را رد کرد.

    این کمیته، روز دوشنبه -۴ اسد-، در تویتی نوشت از پاکستان و افغانستان برای انتقال جسد پاکستانی‌هایی که در افغانستان کشته شده اند، درخواستی دریافت نکرده و در هیچ انتقالی نیز دست نداشته است.

    این در حالی است که ضیاالحق امرخیل، والی ننگرهار، روز دوشنبه -۴ اسد-، گفته بود که در جریان سه هفته‌ی گذشته، جسد ۳۹ شهروند پاکستانی که در جریان درگیری با نیروهای دفاعی و امنیتی کشته شده بودند، توسط هلال احمر به پاکستان منتقل شده است.

    پیش از این، شیخ‌رشید احمد، وزیر داخله‌ی پاکستان نیز گفته بود که جسدها و زخمی‌های جنگ‌جویان طالب، از افغانستان به پاکستان منتقل می‌شود.

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری نیز اخیرا، بارها گفته است که جسدهای طالبان پاکستانی، توسط نهادهای خیریه و هلال احمر، به پاکستان منتقل می‌شود.

  • ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است

    ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است

    در هفته های گذشته موضوع برگزاری مذاکرات بین الافغانی به میزبانی تهران در صدر تیترهای داغ رسانه های داخلی افغانستان و رسانه های خارجی بدل شده بود.

    چندی پیش نیز انتشار برخی مقالات در رسانه های ملی ایران در ارتباط با طالبان و مقاومت مردمی علیه این گروه در افغانستان واکنش های مثبت و منفی زیادی به ویژه در فضای مجازی از سوی شخصیت های سیاسی و کارشناسان افغانستانی و ایرانی به دنبال داشت.

     اینکه در شرایط کنونی افغانستان که طالبان از یک سو در میدان جنگ حملاتشان را برای تصرف مناطق بیشتر افزایش داده اند و از طرف دیگر سر میز مذاکره با حکومت افغانستان نشسته اند چه عاقبتی خواهد داشت را هیچ کس به درستی نمی تواند پیش بینی کند.

    در این میان اینکه ایران از ارتباط با طالبان که از سوی مقامات ایرانی هم انکار نشده به دنبال چیست، خود یک جنبه دیگر از معادلات پیچیده مربوط به تحولات در افغانستان است.

    استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر، استاد حوزه و کارشناس مسائل سیاسی، در این مورد می گوید پس از برخی ادعاها مبنی بر تطهیر طالبان از سوی ایران اینک موضوع تعامل ایران با طالبان یا تاثیر گذاری ایران بر این گروه مطرح هست.

    آقای بزرگمهر تاکید می کند ابتدا باید مشخص شود «آیا ایران طالبان را به عنوان یک جریان اسلامی تاثیر گذار مفید که توانایی تشکیل حکومت اسلامی که با حکومت جمهوری اسلامی ایران در تضاد نباشد را دارند، پذیرفته است یا نپذیرفته است و برای مصلحتی که خودشان می دانند درصدد تاثیر گذاری بر روند عملکرد و تغییرطالبان به نفع جبهة مقاومت است؟»

    به باور استاد بزرگمهر دولت جمهوری اسلامی ایران درصدد تاثیر گذاری و در نتیجه تغییر روکرد طالبان است که اگرموفق شوند می توانند طالبان را از زیرآوار تاثیرگذاری پاکستان، انگلیس و آمریکا خارج کند. مخصوصا از نظر اعتقادی ایرن بتواند طالبان را از عربستان جدا کند تا این گروه به فقه حنفی و سوفی گری گرایش بیشتر پیدا کند و از نظرسیاسی همسوشوند با مبارزین یمن، فلسطین، عراق، لبنان و سوریه.

    در تقابل قراردادن صد درصد طالبان با آمریکا و اسرائیل، سبب می شود ایران بتواند خاورمیانه را به نفع جبهه مقاومت تغییر بدهد و این یعنی خاورمیانه جدیدی که دست دشمنان درجه یک ایران از آن کوتاه شده است.

  • فرمانده قطعه سرخ طالبان در فاریاب کشته شد

    فرمانده قطعه سرخ طالبان در فاریاب کشته شد

    وزارت امور داخله اعلام کرد این فرمانده قطعه سرخ طالبان، قاری حیات‌الله نام و به اسامه شهرت داشت. این فرمانده قطعه سرخ طالبان روز دوشنبه، چهارم اسد، در منطقه «سبز» ولسوالی پشتونکوت ولایت فاریاب، کشته شده است.

    طبق اعلام این وزارت، علاوه این فرمانده قطعه سرخ گروه طالبان، هفت جنگ‌جوی دیگر این گروه نیز کشته شده‌اند.

     خبرنامه افزود در عملیات مشترک نیروهای امنیتی نه جنگ‌جوی دیگر طالبان زخمی شده‌اند.

    گروه طالبان در این مورد چیزی نگفته است.

  • طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    افزایش حمله‌های طالبان در کشور، باعث شده است بیش‌تر بندرهای افغانستان به دست این گروه بیفتد و راه‌های مواصلاتی مرکز از سوی این گروه بسته شود. به همین دلیل، بهای مواد اولیه در شهرهای افغانستان به ویژه در کابل سیر صعودی به خود گرفته است و این مهم، بسیاری از شهروندان کشور را نگران کرده است.

    پس از افزایش حمله‌های طالبان و بالارفتن نرخ مواد اولیه در شهر کابل، قیمت تیل نیز به ۶۳ افغانی رسیده. بالارفتن قیمت نفت در کابل و ولایت‌ها، نشان می‌دهد که ساختار نظامی گروه طالبان سنتی و فرسایشی است و از این طریق، دولت افغانستان را وادار به تمکین می‌کند.

    بیش‌تر و یا کم‌تر از دو ماه می‌شود که طالبان حملات سنگین خویش را به روستاها و ولسوالی‌های افغانستان آغاز کرده، پیش از آن ‌که حمله‌های شان جدی شود، هر روزه پایه‌های برق را توسط گروه‎‌های تحت فرمان شان منهدم می‌کردند که بدون شک با درنظرداشت ماشین جنگی طالبان و روش سنتی جنگ این گروه، بیش‌تر از هرچیز دیگر حمله بر روان شهروندان، مقدم است؛ بالارفتن نرخ مواد اولیه و قمیت تیل، ظرفیت آن را دارد که دولت افغانستان را زیر فشار بیاورد و بتواند خواسته‌های طالبان را در گفت‌وگوهای صلح اعمال و طالبان در در منزلت برتر ببرد.

    به نوشته صبح کابل نوعیت ساختار ذهنی طالبان و ایدیولوژی افراطی این گروه، باعث شده است که در درگیرهای شان با نیروهای امنیتی افغانستان، متوسل به جنگ روبه‌رو شوند و هیولا‌وار هجوم بیاورند؛ حقوق ‌بشردوستانه را که مربوط به غیرنظامیان در هنگام جنگ می‌شود در نظر نگیرند و به کوچ اجباری، قتل عام آن‌ها بپردازند و حتا از غیرنظامیان در مقابل نیروهای امنیتی سپر انسانی بسازند. طالبان با نوعیت جنگ متقارن، بیش‌تر از نیرو‌های نظامی شهروندان کشور را نشانه می‌روند تا به پیروزی در میدان نبرد دست یابند و این همان روشی است که در جنگ‌های کلاسیک، در نظر گرفته می‌شد.

    نبردهای کلاسیک در گذشته بر اساس عوامل مادی و معنوی، به پیش می‌رفت، در جنگ‌های کلاسیک معمولا طرفی به پیروزی دست می‌یافت که شناخت نسبی از دشمن می‌داشت و انگیزه‌ی بیش‌تر برای نبرد داشت. در جنگ‌های کلاسیک، زمانی که طرف حمله‌کننده نمی‌توانست قلعه‌ای را فتح کند، به محاصره‌ی آن می‌پرداخت و جنگ فرسایشی را شروع می‌کردند و با این روش، قلعه را به تسلیم وا می‌داشت. این روش جنگ بیش‌تر بر روان انسان‌های داخل قلعه تأثیر می‌گذاشت و قدرت داخل قلعه را مجبور می‌کرد که تن به تسلیمی دهد.

    منهدم‌کردن پایه‌های برق، حمله بر بنادر افغانستان، بستن راه‌های موصلاتی مرکز، صدمه‌زدن به زیربناهای اقتصادی، تجاوز بر زنان، روشی است که با پیروی از روش نبرد کلاسیک توسط دشمنان افغانستان به پیش برده می‌شود. دشمنان افغانستان در نخست می‌خواهند صدمه بر روان شهروندان افغانستان وارد کنند تا مردم را علیه دولت مردم‌سالار بشورانند و سپس به خواسته‌های خود دست یابند.

    نیاز است تا دولت افغانستان پالیسی جنگی طالبان را بررسی و از حالت دفاعی بیرون شود؛ در نخست تمام نقاطی را بررسی کند که طالبان از طریق آن بر روان شهروندان حمله‌ور شده اند. دولت افغانستان مقدم‌تر از هر عملی دیگر، باید روی بنادر تمرکز کند تا طالبان نتوانند از طریق بنادر کشور، کنترل بر مواد اولیه داشته باشند. اگر طالبان بتوانند از شهروندان افغانستان نان را بگیرند، به راحتی می‌توانند پایه‌های حکومت افغانستان را سست کنند و توسط خود همین مردم، حکومت را به هم بریزند. اگر فرض بر آن بگیریم که افغانستان یک قلعه باشد و طالبان دورادور این قلعه را محاصره کرده باشند، بسیار به صورت طبیعی، دولت به هم می‌ریزد. هوشیاری نیروهای امنیتی و تغییر در پالیسی نظامی دولت در این زمینه، می‌تواند افغانستان را از محاصره‌ی کلاسیک طالبان بیرون کند. در غیر این صورت، منتظر فاجعه‌ا‌ی بسیار بزرگ در داخل کشور باشیم که با ۶۳افغانی‌شدن تیل در داخل کابل آغاز شده است.

  • اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    به راستی «صلح» چگونه به دست می‌آید؟ بر سر چه موضوعاتی باید توافق صورت بگیرد تا نتیجه آن قطع جنگ و صلح پایدار باشد؟ توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؟ توافق در جهت کنار رفتن رئیس‌جمهور غنی و ایجاد دولت توافقی جدید؛ آنگونه که طالبان گفته‌اند؟ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؟ یا توافق بر سر موضوعات و اصول اساسی‌تر دیگری که این‌همه، فرعی بر آن‌ اصول اساسی تلقی می گردد؟

    ماه‌ها است که نمایندگان دو طرف منازعه با هم بحث می‌کنند؛ اما تا هنوز، حتی فهم مشترک از مسئله اصلی به دست نیاورده‌اند. یا عامدانه بر مسئله اصلی چشم بسته‌اند. این چشم بستن بر مسئله اصلی را در اظهارات سهیل شاهین، از سخنگویان پیشین و عضو کنونی هیأت طالبان بیشتر می‌توان درک کرد. شاهین در گفتگویی با آسوشیتیدپرس، کنار رفتن رئیس جمهور غنی و ایجاد یک دولت توافقی جدید را چونان اصل مسئله صلح مطرح کرده است. درحالی‌که، کنار رفتن آقای غنی و ایجاد دولت توافقی جدید، حد اکثر می‌تواند برایند توافق بر سر مسائل بنیادین باشد؛ نه اصل مسئله.

    اصل مسئله چیست؟ تا آنجا که نگارنده درک می‌کند، اصل مسئله به سرچشمه‌های فکری و گفتمانی دو طرف، در سه مبحث بنیادین برمی‌گردد: ۱- در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ ۲- در مورد منبع و ماهیت قانون و ۳- در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند. بنابراین، دستیابی به صلح، مستلزم توافق بر سر اختلافات بنیادین، در سه حوزه یادشده است. نمی‌توان به صلح رسید؛ مگر اینکه مقدم بر همه چیز، اختلافات بنیادین در این سه حوزه سیاسی مهم، به صورت دقیق و روشن حل گردد.

    اسدالله سعادتی در مطلبی ارسالی به بی بی سی تاکید کرده در مبحث حاکمیت، پرسش اصلی این است که حق حاکمیت از آن کیست؟ تردیدی وجود ندارد که «حق حاکمیت»، از «حکومت» و «حاکمیت» متمایز و مجزا است و همواره چونان عنصر مجرد بر فراز شکل‌های تحقق حکومت و حاکمیت قرار دارد. «حاکمیت» به مفهوم ادعای داشتن اقتدار سیاسی نهایی، در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. اقتداری که در رابطه با اتخاذ و اجرای تصمیمات سیاسی، در عرصه داخلی و بین المللی، حرف آخر را می زند و تابع هیچ قدرت برتر نیست. حالا این حق از آن کیست؟ در دولت-ملت‌های جدید، این حق از آن ملت است. یعنی ملت‌ها حق دارند که در اداره زندگی سیاسی خود، مستقلانه و آزادانه تصمیم بگیرند و این تصمامیم را مستقلانه و بدون اینکه با ممانعت قدرت فرادست دیگر برخورد کند، به منصه اجرا بگذارند. این حق تصمیم‌گیری یا حق حاکمیت در دو بخش، یا در دو قالب مجزا نمود عینی پیدا می‌کند. اول در قالب حکومت یا نظام سیاسی؛ و دوم در قالب سرکرده یا شخص حاکم.

    در دنیای جدید، نظام سیاسی یا حکومت، اصولاً می‌تواند به انواع و اشکال مختلفی پدیدار گردد؛ اما تصمیم‌گیری در مورد انتخاب نوع و شکل آن -که فی‌المثل ریاستی باشد، یا پارلمانی؟ متمرکز باشد یا غیر متمرکز؟ بسیط باشد یا فدرال؟- در صلاحیت مرجعی است که حق حاکمیت از آن اوست. به همین ترتیب، شخصی که متولی اعمال حاکمیت، در رأس دولت یا حکومت قرار می‌گیرد نیز، در یک فرایند شفاف و آزاد و رقابتی توسط مرجعی انتخاب می‌شود که حق حاکمیت را به او متعلق می‌دانیم. براساس اعتقاد ما این مرجع فرادستی که حق انحصاری حاکمیت به آن تعلق دارد، ملت افغانستان است. این ملت افغانستان است که در مورد شکل و نوع حکومت و در مورد اینکه چه کسی و با چه شرایطی می‌تواند به نمایندگی از آن‌ها به اعمال حاکمیت بپردازد، تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند.

    دشواری کار این است که به باور طالبان، حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست. ملت نمی‌تواند در مورد نوع و شکل و محتوای نظام سیاسی تصمیم نهایی را اتخاذ کند. به همین ترتیب، در مورد اینکه چه کس، یا کسانی در رأس حکومت قرار گیرد نیز، تا هنوز طالبان به ملت حق انتخاب قائل نشده است. آن‌ها در هردو مورد نسخه از پیش تعیین شده دارند. افزون برآن، شخص حاکم از نظر طالبان، تام الاختیار، جامع القوا، غیر مسئول و نقدناپذیر است و به جز حالات استثنایی، مادام‌العمر در قدرت باقی می‌ماند.

    در مبحث قانون، مسئله این است که قانون بیان اراده کیست؟ به باور ما، قانون نیز بیان اراده همان مرجعی فرادستی است که حق حاکمیت سیاسی را در اختیار و انحصار خود دارد؛ و آن مرجع، مردم است. مردمی که حق و توانایی اداره زندگی سیاسی خویش را دارند و از طریق نمایندگان مشروع و منتخب خویش به وضع و تصویب قانون اقدام می‌کنند؛ و بدینسان زندگی سیاسی و اجتماعی خویش را سامان می‌بخشند.

    در مبحث قانون نیز اختلاف اساسی دقیقا از نقطه‌ای آغاز می‌شود که طالبان، قانون را نه بیان اراده مردم؛ بلکه بیان اراده شخص حاکم می‌دانند. حاکمی که نه در فرایند احراز قدرت وامدار مردم است و در فرایند اعمال قدرت خود را در برابر مردم مسئول و پاسخگو می‌داند.

    تعلق داشتن حق حاکمیت به مردم، در حوزه قانون‌گذاری به این معنا است که اگر در امر قانون‌گذاری بین نظر شخص حاکم -باوجودی که منتخب مردم است- و مرجع قانون‌گذار، اختلاف نظری به میان آمد، نظر قانون‌گذاران رجحان دارد. چرا؟ برای اینکه از جانب مردم به مثابه مرجعی که حق حاکمیت به آن تعلق دارد، بین شخص حاکم و مرجع قانون‌گذار، تقسیم کار صورت گرفته و حرف آخر را در مورد قانون‌، قانون‌گذاران می‌زنند. این در حالی است که در نظام مورد نظر طالبان حرف آخر را در همه عرصه‌های اجرایی، تقنینی و قضایی شخص حاکم می‌زند.

    در مبحث شهروندی مسئله این است که شهروند کیست؟ گستره کارکرد و فعالیتش کجا است؟ و از چه حقوقی برخوردار است؟ به نظر می‌رسد در منظومه فکری طالبان شهروند با تمام عرض و طول و حقوق وکارکرد و فعالیت خود غایب است. در نظام مورد نظر طالبان، نه انتخاب حاکم و انتخاب نوع و شکل نظام سیاسی از صلاحیت‌های شهروند است؛ نه نقد و نظارت بر حاکم حق شهروند است؛ و نه تأثیرگذاری شهروند بر سیاست‌ها و کارکردهای دولت عملاً فراهم می‌گردد.

    البته مفهوم شهروند، در مسیر رسیدن تا این‌جا، تحولات عظیمی را از سر گذرانده است. قرن‌های متمادی، حتی در غرب «شهروند فرد» نداشتیم. منظور از «شهروند فرد» این است که همه افراد یک جامعه اعم از زن و مرد و عالم و عامی و اشراف و کارگر و فرادست و فرودست، بتوانند به صورت برابر و بدون تبعیض، در امور سیاسی کشور خود سهیم باشند و آن حق حاکمیت را مطابق قوانین و قواعدی که بیان اراده خود شان است؛ بدون موانع اعمال کنند.

    «شهروند فرد» را در مبحث کیستی شهروند، به ترتیب تاریخ، در مقابل «شهروند تبار و نسب؛» در مقابل «شهروند دین و مذهب و کلیسا؛» در مقابل «شهروند مالک؛» و بالاخره در مقابل «شهروند مرد،» استفاده می‌کنیم. وقتی تاریخ تحول کیستی شهروند را در غرب مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که در گذشته‌ها، همه افراد بالغ بشر، شهروند نبودند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که شهروند کیست؟ مدت‌های زیادی گفته می‌شد که فقط اسقف‌ها، کشیشان، اشراف و نجیب زادگان، شهروند اند. یعنی تنها این طبقه از مردم حق دخالت در امور سیاسی را داشتند. انقلاب فرانسه، در سال ۱۷۸۹ تحولی در مفهوم شهروند به وجود آورد و همه مردانی را که مالک زمین بودند، فارغ از نسب و جایگاه دینی-مذهبی شان به درجه شهروندی -شهروند فعال- ارتقا داد؛ و بدینسان «شهروند مالک» پدید آمد.

    تحول دوم در مبحث کیستی شهروند، با انقلاب دوم فرانسه در سال ۱۸۴۸ نمایان گردید. به این معنی که بعد از انقلاب، به همه مردان، قطع نظر از جایگاه اجتماعی و دینی شان؛ و قطع نظر از دارایی و مالکیت شان، حق رأی داه شد؛ و «شهروند مالک» جایش را به «شهروند مرد» خالی کرد. زنان، تا آن زمان شهروند به حساب نمی‌رفتند. سرانجام، با آغاز قرن بیست، زنان نیز به حیث شهروند، از حقوق برابر با مردان برخوردار گردیدند؛ و بدینسان، «شهروند فرد»، جانشین «شهروند مرد» شد. اکنون و در زمانه ما، همه انسان‌های بالغ، اعم از زن و مرد، عالم و عامی و مالک و بی‌زمین، قطع نظر از جنسیت و عقیده و جایگاه دینی-اجتماعی شان شهروند به حساب می‌روند و فعالانه در امور سیاسی کشور شان دخالت دارند.

    گستره حقوق و کارکرد و فعالیت شهروند امروز نیز، با شهروند دیروز قابل مقایسه نیست. حق آزادی بیان، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق تشکیل حزب سیاسی، حق نقد و اعتراض، حق تظاهرات و تجمعات و مارش‌های خیابانی، حق آزادی مذهب و عقیده، حق مسکن و محرمیت مکاتبات، حق دادرسی منصفانه، حق آموزش به زبان مادری و حقوق بسیار دیگری که در این‌جا مجال ذکر شان نیست، در زمره حقوق شهروندی قرار گرفته است که با گذشته‌ها تفاوت اساسی دارد. به لحاظ گستره کارکرد و فعالیت نیز، اگر شهروند دیروز، به اشکال مستقیم یا غیر مستقم در تعیین حاکم سهم می‌گرفت و یا حداکثر به کار صندوق رأی می‌آمد، شهروند امروز، با استفاده از حقوقی که در بالا اشاره شد، از طریق نقدها و دادخواهی‌ها و اعتراض‌ها و مارش‌های خیابانی، سیاست حکومت‌ها را کاملا به نفع عدالت، آزادی، تأمین امنیت، رفع تبعیض و ارائه خدمات رفاهی سمت-و-سو می‌دهد. مشکل طالبان اما این است که در منظومه فکری آن‌ها، نه کیستی شهروند روشن است؛ نه از گستره کارکرد و فعالیت و تأثیرگذاری‌های شهروند، حرفی در میان است؛ و نه از حقوق شهروندی -آنگونه که در دولت-ملت‌های مدرن بحث می‌شود- چیزی وجود دارد. آنچه تا اکنون می‌دانیم، در نظام مورد نظر طالبان، صندوق رأیی درکار نیست؛ مجال نقدی وجود ندارد؛ و به اعتراض و مارش‌های خیابانی نیز، مجالی داده نخواهد شد.

    از اتفاقاتی که توسط جنگ‌جویان طالبان در مناطق تحت کنترل شان رخ می‌دهد می‌گذریم. و الا اتفاقاتی که در اسپین بولدک رخ داد؛ اتفاقاتی که در مالستان رخداد و اتفاقاتی که در حواشی شهر غزنی و مناطق دیگر رخداد نشان می‌دهد که در نزد طالبان تا هنوز اساسی ترین حق انسانی و شهروندی که همان حق حیات و حق مصونیت مسکن است، رعایت نمی‌شود. در اسپین بولدک و مالستان غیر نظامیان را تیر باران کردند و حریم خانه‌ها را شکستند. در حواشی شهر غزنی نیز با شکستن حق مصونیت مسکن، در خانه‌های مردم سنگر گرفتند و عملاً از منازل فوقانی خانه‌ها به مثابه سنگر و محل بود-و-باش جنگ‌جویان شان استفاده کردند/می‌کنند.

    در خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر بپذیریم که در نظام فکری طالبان، نوعی از مفهوم شهروند وجود دارد؛ آن شهروند، شهروند دستگاه مدرسه و مذهب است؛ آنهم با قرائت سخت‌گیرانه خودشان. هدف از شهروند مدرسه و مذهب این است که به باور طالبان تنها عده معدودی از مردانی که در مدارس دینی درس خوانده اند، از طریق بیعت می‌توانند در تعیین حاکم نقش بازی کنند. با این توضیح که این نقش، نه از آن جهت است که حق حاکمیت از “آنِ” بیعت کنندگان دانسته شود و آنان از طریق بیعت این حق را به نماینده شان منتقل کنند؛ بلکه از آن جهت است که بیعت کنندگان، از طریق بیعت، تکلیف خویش را در قبال حاکم به انجام می‌رسانند.

    با توجه به آنچه گفته شد، صلح پایدار قبل از همه در گرو توافق بر سر این موضوعات بنیادین است. بعد از اینکه دو طرف در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ در مورد منبع و ماهیت قانون؛ و در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند و چگونگی انعکاس آن در قانون اساسی به توافق رسیدند، فرصت طرح مسائل فرعی‌تر و مجال توافق بر سر آن‌ها فراهم می‌گردد. توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؛ توافق در جهت ایجاد دولت توافقی جدید؛ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؛ توافق بر سر تعدیلات قانون اساسی، در روشنایی توافقات به وجود آمده در سه حوزه یاد شده؛ توافق بر سر زمینه‌سازی تخنیکی و حقوقی یک انتخابات شفاف، عادلانه و سراسری؛ و توافق بر سر چگونگی خلع سلاح نیروهای مسلح طالبان و ده‌ها مورد دیگر، فرعی بر آن سه اصل اساسی است و بعضاً به مثابه نتیجه و برایند صلح مطرح است.

  • احمد ولی مسعود: بین طالب و حکومت تفاوتی نیست

    احمد ولی مسعود: بین طالب و حکومت تفاوتی نیست

    احمدولی مسعود، رئیس بنیاد احمدشاه مسعود، امروز در یک نشست خبری‌ در کابل با انتقاد از عمل‌کرد دولت می‌گوید به‌دلیل سوء‌مدیریت و بی‌برنامه‌گی دولت، وضعیت کشور به‌ شدت بحرانی شده است.

    به باور احمدولی مسعود، هم‌اکنون دولت میان برقراری صلح و مدیریت جنگ سرگردان است و طرح روشنی برای بیرون‌رفت از وضعیت ندارد.

    رئیس بنیاد احمدشاه مسعود ادعا می‌کند دولت و گروه طالبان تشابهات بسیاری در بخش تحکیم و کسب قدرت دارند و هر دو طرف در پی  انحصار قدرت و برپایی نظام استبدادی‌اند.

    او تأکید می‌کند که مشترکات بسیاری میان دولت و طالبان وجود دارد. به گفتۀ او، طالبان با نام دین جنگ را شعله‌ور کرده‌اند و دولت نیز با استفاده از دموکراسی عین کار را انجام می‌دهد.

    احمدولی مسعود می‌افزاید: «بین شما و طالب فرقی نیست. او زیر نام دین کار می‌کند، شما تحت نام دموکراسی عین کار را می‌کنید. نظام متمرکز استبدادی طالب هم می‌خواهد، شما هم می‌خواهید. انحصار قدرت طالب هم می‌خواهد و شما هم می‌خواهید. چشم امید به آمریکا شما هم می‌خواهید، طالب هم می‌خواهد. کارهای مافیایی شما هم می‌کنید، طالب هم می‌کند؛ یعنی بین طالب و شما مشترکات زیادی است.»

    به گفتۀ احمدولی مسعود، پیش از شدت حمله‌ها از سوی طالبان، دولت با تبلیغات سوء زمینۀ دست‌یابی آنان به بخش‌های مهم کشور را فراهم کرد.

    با این حال، ارگ ریاست‌جمهوری پاسخ روشنی دربارۀ ادعای آقای مسعود نمی‌دهد و اظهارات او را بیان‌گر دیدگاه فردی‌اش می‌خواند.

    در همین حال، احمدولی مسعود می‌افزاید که رهبری دولت با ادامۀ خشونت در پی ادامۀ قدرت خویش در کشور است؛ در حالی ‌که بیش‌ترین زیان آن به غیرنظامیان می‌رسد. «از بی‌تدبیری حکومت، از بی‌برنامه‌گی حکومت، از سوءمدیریت حکومت از این‌که نه صلح در دستش بود و نه جنگ، وضعیت را ببینید.»

    او تغییر ساختار سیاسی را پایان بحران در کشور می‌خواند و تأکید می‌کند که با ادامۀ این وضعیت، سقوط نظام حتمی‌ست.

  • فرزند احمد شاه مسعود: دولت از خیزش مردمی علیه طالبان حمایت کند

    فرزند احمد شاه مسعود: دولت از خیزش مردمی علیه طالبان حمایت کند

    آقای مسعود که در جریان یک نشست خبری سخنرانی می‌کرد گفت، وضعیت برحال افغانستان اسفناک است و بخش زیادی از آن به دلیل سوء مدیریت دولت و نبود برنامه مشخص برای بهبود وضعیت امنیتی است.

    وی در ادامه تاکید کرد اگر مردم دست به جنگ افزار نمی‌بردند و از مناطق خود دفاع نمی‌کردند شاید وضعیت امنیتی در کشور بدتر می‌شد.

    او همچنین خاطر نشان ساخت دولت افغانستان باید مقاومت مردمی و ملی را مورد حمایت جنگ افزاری و تجهیزاتی قرار بدهد چرا که مقاومت آن‌ها در برابر  پیکارجویان طالب موثر است.

    فرزند قهرمان ملی افغانستان در انتهای گفته‌های خود نسبت به چند دستگی نیروهای امنیتی انتقاد کرده و از نهادهای مسوول خواست تا میان نیروهای امنیتی و دفاعی توازن برقرار کنند.

    به باور وی، دولت باید برای مدیریت وضعیت کشور از افسران با تجربه و اقوام متنوع جامعه استفاده کند.

  • حملات هوایی امریکا علیه طالبان ادامه می یابد

    حملات هوایی امریکا علیه طالبان ادامه می یابد

    فواد امان، معاون سخن‌گوی وزارت دفاع امروز (دوشنبه، ۴ اسد) در صفحه‌ی رسمی فیسبوک خود نوشت مک‌کنزی در این دیدار از ادامه‌ی حملات هوایی نیروهای امریکایی در حمایت از نیروهای هوایی افغانستان خبر داده است.

    آقای امان همچنین نوشت فرمانده سنتکام از ادامه‌ی کمک و همکاری‌های کشورش به نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان، به‌ویژه نیروهای هوایی این کشور اطمینان داده است.

    به‌گفته‌ی امان، سرپرست وزارت دفاع ملی کشور از کمک و همکاری ایالات متحده‌ی امریکا به نیروهای دفاعی و امنیتی قدردانی کرده است. آقای محمدی تأکید کرده است که ادامه‌ی همکاری‌های امریکا با افغانستان در امر مبارزه با تروریسم بسیار موثر و مهم است.

    این درحالی است که فرمانده سنتکام روز گذشته نیز در صحبت با خبرنگاران گفته بود که اگر طالبان به حملات نظامی‌شان پایان ندهند، هدف حملات هوایی نیروهای امریکایی قرار خواهند گرفت.

    نیروهای امریکایی چند روز پیش مواضع طالبان را در بخش‌های مختلف قندهار و هلمند در جنوب افغانستان هدف قرار داده بودند.

    سخن‌گوی پنتاگون در یک نشست خبری گفته بود که این حملات هوایی در حمایت از نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان انجام شده است.

    گروه طالبان حملات هوایی نیروهای امریکایی را سرپیچی از توافق‌نامه‌ی دوحه دانسته و نسبت به عواقب آن هشدار داده بود.

  • امرالله صالح: قطعه سرخ طالبان توسط پاکستان اداره می شود

    امرالله صالح: قطعه سرخ طالبان توسط پاکستان اداره می شود

    معاون اول رییس جمهور روز دوشنبه، چهارم اسد، در صفحه فیس‌بوکش نوشته است که طرح تهاجم، رهنمایی استراتژیک، هماهنگی و هم خط‌سازی قطعات سرخ طالبان، توسط ستردرستیز پاکستان (رییس ستاد ارتش پاکستان) انجام می‌شود.

    او افزود در عین حال، استخبارات پاکستان جنگ‌جویان طالب را به‌طور مداوم و بدون وقفه با کاروان‌های کوچک اکمال می‌کند. هم‌چنان صالح گفته است که صاحب منصبان پاکستانی دستورهای عملیاتی را با استفاده از وسایل ارتباطی و اتکا به نقشه‌های گوگل صادر می‌کنند و به این ترتیب نیاز ندارند که به صحنه جنگ حضور یابند.

    معاون اول رییس جمهور گفت: «اعضای قطعه سرخ طالبان نقاب دارند، زیرا از عواقب جنایات خود ترس دارند و چون محلی نیستند از افشای هویت خود بازهم می‌ترسند و به‌خاطر مراعات نمودن محرمیت عملیاتی، زیاد گشت‌وگذار نمی‌کنند.»

    او افزود ساحات که تصرف می‌شود، توسط گروه‌های محلی زیر نام کمیسیون نظامی حفظ می‌شود. به گفته او این طیف جنگ‌جویان طالب، تعلیمات و تجهیزات اساسی ندارند.

    صالح هم‌چنان گفت طالبان جنگ‌جویانی که تازه به این گروه پیوسته، بین مردم ترس و وحشت ایجاد می‌کنند. به باور او این طیف طالبان به غیر گذاشتن اسلحه روی شانه‌های‌شان، مهارت دیگر ندارند.

    معاون اول رییس جمهور در بخشی دیگر از نوشته‌هایش به سه کتگوری داوطلب خارجی در صفوف طالبان اشاره کرد.

    امرالله صالح شرح داد در کتگوری اول جنگ‌جویان لشکر طیبه حضور دارند. به گفته او این گروه تعلیمات اساسی و پیش‌رفته توسط اردوی پاکستان می‌بینند و از نظم بهتری برخورداراند.

    به همین ترتیب، به گفته صالح در کتگوری دوم، بقایای القاعده که به «جز کشتار و بی‌رحمی» خصلت دیگری ندارند، حضور دارند. به باور او، این جنگ‌جویان القاعده کشتار در افغانستان را دروازه بهشت می‌دانند.

    هم‌چنان معاون اول گفت در کتگوری سوم، گروه‌های متفرقه از منطقه و فرامنطقه که زیاد بزرگ نیستند حضور دارند. او گفته است که طالبان از حضور آن‌ها برای ایجاد ارعاب و بازکردن درب چانه زنی با استخبارات کشورها استفاده می‌کنند.

    او افزود: «بنابرین ترکیب قوای دشمن از دید استراتیژیک عبارت است از پاکستان ـ طالبان ـ گروه‌های افراطی و شبکه‌های عقده‌مند تروریستی است.»

    صالح تأکید کرد در هدف، ترکیب و ایدیولوژی طالبان هیچ تغییر به وجود نیامده است. او افزوده است که غفلت خطرناک است و اتحاد و هوشیاری شهروندان، اهداف طالبان را ناکام می‌کند.

  • یوناما: تلفات غیرنظامیان در شش ماه اول سال جاری میلادی 47 درصد افزایش داشته است

    یوناما: تلفات غیرنظامیان در شش ماه اول سال جاری میلادی 47 درصد افزایش داشته است

    دفتر کمک‌های سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش تازه خود اعلام کرده است از ماه جنوری تا ماه جون سال روان میلادی، تلفات غیرنظامیان ۴۷ درصد افزایش یافته است.

    فیونا فریزر، رییس بخش حقوق بشر یوناما، روز دوشنبه، چهارم اسد، گفت پس از آغاز روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان و شدت گرفتن حملات طالبان ، این نهاد رویدادهای امنیتی را بررسی و تعداد تلفات ناشی از این جنگ را به ثبت رسانده است.

    براساس معلومات یوناما، تنها در شش ماه نخست سال ۲۰۲۱ میلادی، پنج‌هزار ۱۸۳ غیرنظامی در افغانستان کشته و زخمی شده‌اند. از این میان یک هزار و ۶۵۹ تن کشته و سه هزار و ۵۲۴ تن دیگر زخمی شده‌اند.

    این نهاد گفته است که از زمان ثبت تلفات غیرنظامیان، این نخستین بار است که تلفات این طیف جامعه به بالاترین حد خود رسیده است. طبق معلومات یونان میزان تلفات غیرنظامیان در سال جاری ۴۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.

    با این حال، فریزر هشدار داده است که آسیب‌های ناشی از افزایش تلفات غیرنظامیان نگران کننده است و نگرانی بیش‌تر به باور او نزدیک شدن جنگ به مناطق پرجمعیت و شهرهای بزرگ است.

    دفتر کمک‌های سازمان ملل متحد در افغانستان، تعداد فزاینده تلفات افرادی ملکی را به همه جوانب درگیر، طالبان، داعش و نیروهای امنیت ملی کشور نسبت داده است.

    یوناما افزوده است که این شمار از غیرنظامیان طی شش ماه گذشته در نتیجه ماین‌های تعبیه شده، جنگ‌های زمینی، قتل‌های هدف‌مند و حملات هوایی کشته و زخمی شده‌اند.

    به گفته این نهاد، زنان و کودکان نزدیک نیمی از تلفات غیرنظامیان در افغانستان را تشکیل می‌دهند.

    یوناما هم‌چنان از افزایش حملات بر اقلیت‌های مذهبی، به ویژه از سرگیری حملات عمدی فرقه‌ای علیه اقلیت مذهبی مسلمان شیعه، به خصوص جامعه هزاره را را نگران کننده می‌داند.

    با این حال، فریزر تأکید کرد که طالبان و دولت باید به حقوق بشر و کرامت مردم احترام بگذارند و دولت افغانستان نیز برای بازداشت عاملان خشونت و بدرفتاری با مردم در این کشور بیش‌تر کار کند.

  • ملل متحد تداوم رابطه طالبان با القاعده را تایید کرد

    ملل متحد تداوم رابطه طالبان با القاعده را تایید کرد

    در گزارش تیم نظارت سازمان ملل متحد آمده است که گروه تروریستی القاعده حد اقل در ۱۵ ولایت شرقی، جنوبی و جنوب‌شرقی افغانستان تحت حفاظت طالبان حضور دارد و همچنان گروه القاعده شبه‌قارۀ هند در ساحات تحت تسلط طالبان در قندهار، هلمند و نیمروز فعالیت است.
    گزارش همچنان می‌افزاید طالبان در حملات اخیر خویش در شمال افغانستان، اعضای گروه‌های تروریستی آسیای مرکزی از جمله گروه جهاد اسلامی را نیز با خود همراه ساخته‌اند. جنبش اسلامی ترکستان شرقی که با القاعده همسویی دارد و علیه دولت چین می‌رزمد نیز در بدخشان حضور و فعالیت دارند.
    دولت افغانستان با تاکید بر قطع روابط طالبان با سایر گروه‌های تروریستی از مستندسازی تداوم روابط طالبان با سایر گروه‌های تروریستی منطقه‌‌ای و بین‌المللی در افغانستان توسط شورای امنیت سازمان ملل قدردانی کرده و فعالیت این گروه‌ها را در تبانی با طالبان، تهدیدی جدی برای منطقه و جهان می‌داند.
    وزارت خارجه کشور نیز با برگزاری نشست فوق‌العادۀ شورای عالی حقوق بشر و اعزام هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل به منظور بررسی و پیگیری تخطی‌ها و جنایات ضدبشری طالبان تأکید کرده است.