برچسب: طالبان

  • مسافرین ربوده شده میدان وردک آزاد شدند

    مسافرین ربوده شده میدان وردک آزاد شدند

    محب‌الله شریف‌زی، سخنگوی والی میدان‌وردک امروز (سه‌شنبه، یازدهم قوس) گفت این مسافران شب گذشته از سوی طالبان آزاد شدند. آقای شریف‌زی می‌افزاید ادارۀ محلی میدان‌وردک و بزرگان قومی در آزادی این مسافران ربوده شده نقش داشته‌اند.

    جنگ‌جویان گروه طالبان حدود دو هفته پیش ۲۸ مسافر را از مسیر شاهراه نمبر دوم میدان وردک پیاده کرده و آنها را ربودند. این گروه هفده تن این مسافران را در روز نخست آزاد کردند و یازده تن آنان را تا شب گذشته نزد خود نگه‌داشتند. مسوولان محلی می‌گویند این مسافران، باشندگان ولسوالی‌های جلریز و به ولایت میدان‌وردک هستند.

    گفتنی است شاهراه «نمبر دوم» میدان‌وردک که کابل را به ولایت‌های مرکزی وصل می‌ کند هرازگاهی گواه تلفات افراد ملکی و گروگان‌گیری از سوی طالبان و برخی از ملیشه‌های محلی است. تلاش‌های نهادهای امنیتی برای تأمین امنیت این شاهراه متاسفانه تاکنون نتیجه‌‌ بخش نبوده است.

  • از سرنوشت ۱۱تن از مسافرانِ ربوده‌شده در راه جلریز-میدان وردک خبری نیست

    از سرنوشت ۱۱تن از مسافرانِ ربوده‌شده در راه جلریز-میدان وردک خبری نیست

    سرنوشت نا معلوم ۱۱مسافری که به گفته مقام‌های میدان وردک از سوی طالبان ربوده شده اند.

    محب‌الله شریف‌زی سخنگوی والی میدان وردک شمار این مسافران را ۲۸تن می خواند و می‌گوید از دیروز تاکنون با پادرمیانی بزرگان قومی ۱۷مسافر ربوده شده رها شده اند.

    او می‌افزاید “روز گذشته مخالفان مسلح ۲۸تن از مسافران را به جای نامعلومی بردند که هنوز ۱۱تن در نزد‌شان مانده و تلاش بر این است که آنان را میانجی گیری بزرگان رها شوند، شما می دانید طالبان هستند که پُل‌ها را ویران می کنند پروژه‌های دیگر عام المنفعه مانند مکتب، مدرسه و مسجد را تخریب می کنند و در برابر مردم عام ایستاد می شوند و تنها تلاش‌شان ایجاد موانع در برابر صلح است.”

    یک روز پیش فرماندهی پولیس میدان وردک گفت که طالبان موترهای غیرنظامیان را درساحه روستای سیاه پیتاب و پل مهراب ولسوالی جلریز توقف داده و ۲۸ غیرنظامی را با خود برده اند.

    او افزود: “این مسافران که تمام‌شان مردان بودند از ولسوالی حصه اول بهسود ولایت میدان وردک به سوی کابل می آمدند.”

    شماری از مسافران در شاهراه جلریز- کابل از مشکلات امنیتی در این شاهراه می گویند: “کارمند دولت و مردم عام نمی‌توانند از این راه رفت و آمد کنند، ما نیز در این راه رفت و آمد کرده ایم با مشکلات زیاد روبه رو شده ایم با بررسی طالبان روبه رو شده ایم، بسیاری‌ها را با خود برده اند یکی به نام دزد و دیگری به نام طالبان مشکلات در این شاهراه بزرگ وجود دارد.”

    “این راه یک راه رفت و آمد مسافران است، امنیت آن بسیار خراب است، مسئولیت دولت است که باید امنیت این راه را تامین کند، طالبان در چندین بخش شاهراه کابل‌جلریز و کندهار کمربند‌های تلاشی دارند.”

    شاهراه جلریز که کابل را با بامیان و دیگر مناطق مرکزی وصل می‌کند یکی از ناامن‌ترین منطقه میدان وردک خوانده می شود که بربنیاد ادعاها طالبان در آن حضور گسترده دارند.

    مقام‌های امنیتی این ولایت نیز تائید می‌کنند که طالبان دربخش‌هایی از این شاهراه‌ها حضور دارند و هر از گاهی مسافران را با خود می‌برند.

    درسال‌های پسین طالبان بارها مسافران را در شاهراه‌‏ها به ویژه شاهراه‌های شمال و غرب کشور با خود برده اند شماری را رها و برخی از مسافران را کشته اند.

    ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی نظامی این گروه در پاسخ به پیام‌های ما گفت درحال دریافت معلومات در باره این رویداد است و دیگر تا تهیۀ این گزارش به پیام‌های ما پاسخ نداد.

  • امریکا نصف کمک هایش را به پیشرفت مذاکرات صلح مشروط ساخته است

    امریکا نصف کمک هایش را به پیشرفت مذاکرات صلح مشروط ساخته است

    امريكا نصف كمك هايش به افغانستان را مشروط به پيشرفت ( بخوانيد امتياز دهى و كوتاه آمدن ) در ميز مذاكرات دوحه كرده است.

    اين مورد، ادامه روند تضعيف نظام مبتنى بر قانون اساسى در بعد اقتصادى آن توسط خارجى ها است.كاهش نيروها بخش اول اعمال فشار در زمينه نظامى بود.ما عملا در دو جبهه اقتصادى و نظامى درگير جنگ هستيم و در هر دو جبهه با فرسايش و عقب نشينى روبرو شده ايم.

    كسانى كه در ٢٠ سال گذشته، در راس نظام مالى افغانستان ( مديريت كلان مالى كشور در ارگ، وزارت ماليه و بانك مركزى ) قرار گرفتند، بخشى از برنامه نفوذ كشورهاى خارجى و پاكستانى ها بودند و بايستى محاكمه و بازخواست شوند زيرا آنان نتوانستند نظام كارآمد مالياتى و گمركى را حاكم سازند و مانع تقويت زيرساخت هاى مالى كشور شدند.

    چگونه با گذشت ٢٠ سال، نظم مالياتى و گمركى اين كشور، تامين نشده و در حالى كه كه حجم اقتصاد كشور بزرگتر شده، هنوز صرفا كمتر از يك سوم بودجه عادى كشور از همه درآمدهاى دولت، تامين مى شود. جمع آورى عوايد طالبان به مراتب شفاف تر و كارآمد تر از دولت است. طالبان همه اين كار را توسط يك كميسيون مالى انجام مى دهند اما يك بوروكراسى پيچيده و بزرگ مالى دولتى متشكل از چند وزارت با قدرت اجرايى در ٢٠ سال نتوانسته است تغيير مثبت در ميزان درآمد دولت وارد كند. فساد در كمك هاى خارجى و پول هاى رانت كه از راس تا ذيل حكومت گران در آن شامل هستند، ممكن است سازمان يافته نباشد اما فساد در نظام مالى كشور، كاملا سازمان يافته و مبتنى بر نفوذ است و جنبه تهديد امنيت ملى دارد.

    شجاع محسنی

  • تمام کشورهای اسلامی باید جنگ افغانستان را تحریم کنند

    تمام کشورهای اسلامی باید جنگ افغانستان را تحریم کنند

     وزارت امور خارجه کشور امروز یکشنبه(۹ قوس) در بیانیه‌ای با استقبال از حمایت سازمان همکاری‌های اسلامی و کشورهای عضو گفت جهان اسلام در جریان ۴۷مین نشست شورای وزرای خارجه این سازمان پشتیبانی قاطع خود را از مردم و دولت افغانستان اعلان کرد.
    در بیانیه آمده است: «سازمان همکاری اسلامی با اصدار قطع نامه‌های متعدد به شمول قطع نامه ۴/۴۷ در مورد وضعیت افغانستان، قطع‌نامه ۴۴/۴۷ در مورد جنایات داعش و قطع‌نامه ۵/۴۷ در مورد ابتکارات منطقه‌ای در حمایت از افغانستان که در جریان ۴۷مین نشست شورای وزرای خارجه سازمان همکاری اسلامی به تاریخ ۷ و ۸ قوس سال جاری در شهر نیامی کشور نایجیریا برگردیده بود، حمایت قاطعش را از مردم و دولت افغانستان اعلام نمود».
    سازمان همکاری اسلامی از علما و نهادهای مذهبی در سرتاسر کشورهای عضو این سازمان خواست تا جنگ در افغانستان را تحریم و در حمایت از مذاکرات صلح موضعگیری نمایند.
    این سازمان ضمن محکوم کردن حملات تروریستی اخیر در افغانستان، به خصوص مورد هدف قرار دادن افراد ملکی مانند حمله در بامیان، حمله بالای دانشگاه کابل، حمله بالای مرکز آموزشی کوثر و حمله بالای زایشگاه در دشت برچی، از طالبان خواست تا خشونت‌ها را کاهش داده و به تأمین عاجل آتش‌بس توافق نمایند.
    بر بنیاد این بیانیه، سازمان همکاری‌های اسلامی از کشورهای عضو این سازمان خواسته تا از روند صلح همه شمول افغانستان حمایت کند، تا به یک راه حل سیاسی منتج شود که مبنای آن قطع خشونت، قطع رابطه با گروه های تروریست، حفاظت و تقویت دستاوردهای دموکراتیک و پیشرفت ها در عرصه دموکراتیک، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ۱۹ سال گذشته و رعایت قانون اساسی-مفید برای تمام مردم افغانستان، باشد.
    حکومت افغانستان از صدور قطع‌نامه‌های سازمان همکاری اسلامی قدردانی کرده و گفته علاقمند است تا با سازمان همکاری‌های اسلامی از نزدیک در مورد محتوا و تطبیق این قطع‌نامه‌ها کار کند.
    گفتنی است که حنیف اتمر وزیر امور خارجه کشور پس از اشتراک در کنفرانس جنوا در رأس هیئتی برای شرکت در نشست وزرای خارجه سازمان همکاری‌های اسلامی به نایجیریا سفر کرده بود.

  • طالبان  مرگبارترین گروه های هراس افکن در جهان می باشد

    طالبان مرگبارترین گروه های هراس افکن در جهان می باشد

    انستیتوت اقتصاد و صلح مستقر در لندن با ارائه گزارشی از شاخص جهانی هراس‌افگنی، گروه طالبان را مرگ‌بارترین گروه هراس‌افگن در جهان معرفی کرد.
    در گزارش انستیتوت اقتصاد و صلح آمده است که در سال ۲۰۱۹ بالغ بر ۱۳ هزار و ۸۲۶ نفر در حملات هراس‌افگنانه کشته شده‌اند که اکثریت آن مربوط به کشورهای درگیر جنگ می‌باشد.
    در این گزارش با اشاره به کاهش آمار در مقایسه با سال گذشته آمده است، برای نخستین‌بار آمار کشته‌شده‌ها در افغانستان نسبت به سه سال گذشته کاهش یافته و ۱ هزار و ۶۴۵ مورد بوده است.

    با این حال، در این گزارش تأکید شده است افغانستان بیشتر از هر کشوری در دنیا از آثار منفی هراس‌افگنی رنج برده است.
    بربنیاد بررسی‌های انستیتوت، ۸۰ درصد شاخص جهانی هراس‌افگنی در ۱۰ کشور به وقوع پیوسته است که از این میان ۴۱ درصد آن مربوط افغانستان است.
    گروه طالبان تاکنون در پیوند به این گزارش موضع‌گیری خود را اعلام نکرده است.

  • القاعده افغانستان را ترک نمی کند

    القاعده افغانستان را ترک نمی کند

    القاعده هنوز در افغانستان هست. ایالات متحده باید در مورد آن چه کند؟ سطح نیروهای امریکایی به گونۀ گسترده کاهش می‌یابد، اما به صفر نمی‌رسد. آیا این اقدام درستی است؟
    به نظر می‌رسد که حضور کوچک اما هدفمند عملیات‌های ویژه و متخصصان اطلاعاتی ایالات متحده، موثرترین وسیله‌ای باشد که از طریق آن می‌توان از حملات تروریستی القاعده علیه امریکا و متحدانش در خارج جلوگیری کرد. اکنون به چند دلیل، هر نوع نیروی نظامی متعارف گسترده می‌تواند مشکوک باشد.

    طالبان هیچ نوع نیروی هوایی، دریایی، موشک‌های دوربرد یا تسلیحات‌ سنگین، زرادخانه‌های موشک، توپخانه یا خودروهای زرهی ندارند؛ واقعیتی که می‌تواند این سئوال واضح و بدیهی را مطرح کند … تهدید واقعی علیه ایالات متحده چیست؟
    جواب آن چیزی است که کاملاً معلوم و مستند است … القاعده. به رغم بیست سال حملات مسلحانه علیه طالبان و افراطیون مسلمان در افغانستان، القاعده هنوز آن‌جا هست.
    اما چقدر اهمیت دارد؟ این امر چه نوع تهدیدی را متوجه امریکا و متحدانش می‌کند؟‌ آیا القاعده این قابلیت را دارد تا برای حملات تروریستی بزرگ، هماهنگ و مرگبار علیه ایالات متحده آماده شود؟ با این حال، پاسخ این سئوالات هر چه که باشد، سئوالی که پیامد آن حتی بزرگ‌تر است این است که بهترین راه برای مقابله با آن چیست؟ ادامه جنگ مسلحانه متعارف علیه طالبان جواب نمی‌دهد. پاسخ، یافتن، مهار کردن، نظارت و از بین بردن القاعده است.
    یک مقام ارشد وزارت دفاع امریکا می‌گوید: «القاعده دهه‌ها در افغانستان بوده است و واقعیت این است که احمق باشیم اگر بگوییم فردا این جا را ترک می‌کند».
    موثرترین مجموعه راه‌حل‌ها یا رویکردهای نسبت به این شرایط، به طور کلی، می‌تواند در محدوده یک کلمه قرار گیرد. . . اطلاعات. اطلاعات الکترونیکی در شکل پهپادها، اطلاعات سیگنالی و هواپیماهای نظارت کننده و اطلاعات انسانی جمع‌آوری شده در افغانستان. معنی این امر این است که کمپ‌های آموزشی وابسته به القاعده، خانه‌های امن یا تمرکز گردهمایی‌های کوچک پیدا شوند، یا برنامه‌های عملیاتی کشف، حملات دقیق هوایی و زمینی از راه دور، یا عملیات ویژه بتواند آن‌ها را نابود کند. در صورت لزوم، نیروهای ایالات متحده و ناتو نیز می‌توانند با حملات هواپیماهای بدون سرنشین، موشک‌های کروز و حتی بمب‌افکن‌ها یا هواپیماهای جنگنده به تهدیدات القاعده و طالبان پاسخ دهند، همه این‌ها می‌تواند بدون قرار دادن نیروهای زمینی ایالات متحده در خط آتش طالبان انجام شود.
    رویکرد دیگر، احتمالاً انتقادی‌تر، می‌تواند استفاده از اطلاعات انسانی برای کشف، ردیابی و نظارت بر فعالیت‌های القاعده باشد. حفظ روابط مشترک و سودمند متقابل با افغان‌های دوست، رهبران قبایل، بزرگان و سایر افراد محلی ضد القاعده – طالبان، کلید این امر است، زیرا این امر امکان جریان مداوم اطلاعات حیاتی را در ارتباط با فعالیت‌ها و برنامه‌های احتمالی القاعده فراهم می‌کند؛ انگیزه‌هایی که ممکن است در منطقه وجود داشته باشد. این امر با توجه به توازن درهم تنیدۀ این رویکردها به نظر می رسد بسیار تأثیرگذارتر باشد تا حفظ هزاران جنگجوی مسلح در افغانستان.
    بخشی از این رویکرد تقریباً واضح است؛ فقط کارهایی را انجام دهید که در سال‌های اخیر موثر بوده و کارهایی که موثر نبوده، کم‌تر انجام دهید. جمع‌آوری موفقیت‌آمیز اطلاعات، ایجاد روابط و در صورت لزوم حملات دقیق برنامه‌ریزی‌شده دهه‌ها از سوی نیروهای ویژه ایالات متحده در افغانستان انجام شده است. این امر موثر بوده است. شاید به همین دلیل القاعده با وجود اینکه در افغانستان هنوز تا حدودی حضور دارد، نتوانسته کاری زیاد انجام دهد. صفوف آن‌ها یا دست‌کم توانایی برای انجام عملیات کاهش یافته یا از بین رفته است.

    درگیری مسلحانه علیه گروه‌های شبه‌نظامی طالبان، پاکسازی موقت محله‌ها از وجود نیروهای ضد امریکا، جنگنده‌ها و انجام حملات در مقیاس بزرگ‌تر موثر نبوده است. البته، این بدین معنا نیست که حملات چندین ساله علیه طالبان و آموزش نیروهای افغان نتایج خوبی نداشته، بلکه باید گفت که در بسیاری موارد مهم بوده‌اند و حملات تهاجمی متعارف حداکثر استفاده را داشته است. با این همه، در حالی که برخی آن موفقیت‌آمیز بوده، بسیاری آن تأثیری نداشته است. شاید با توجه به آنچه به دست آمده، دیگر لازم نباشد.
    یکی از مقامات ارشد پنتاگون می‌گوید: «تصمیم برای آوردن نیروها به خانه طبق هدایت رییس جمهور گرفته شد، زیرا بر بنیاد توصیه‌های جنرالان در صحنه و مقامات امنیت ملی، دو نگرانی بزرگ در مورد حفاظت از مردم امریکا و منافع مان و حفاظت از مرم افغانستان برآورده شده‌ است».

    نشنال اینترست

    سید طاهر مجاب

  • دولت وظیفه قانونی خود در تامین امنیت شهروندان را انجام دهد

    دولت وظیفه قانونی خود در تامین امنیت شهروندان را انجام دهد

    شورای علمای شیعه افغانستان حادثه تروریستی روز گذشته در بامیان را با لحنی شدید تقبیح کرد و خواستار صلح سراسری در افغانستان شد.

    در بیانیه این شورا آمده است:«در ادامه‌ی ارتکاب جنایات وحشتناک ضدبشری، این بار دستان پلید تروریستان کوردل، مردم فرهنگ‌پرور و صلح‌دوست بامیان را هدف جنایات وحشیانه‌ی خویش قرار داده، جمع زیادی از مؤمنین غیرنظامی (غالباً کارگر و دانشجو) را به خاک و خون کشیدند.»

    در ادامه اعلامیه تاکید شده است:«شوراي علمای شيعه افغانستان ضمن‌ تقبیح شدید این جنایت بزرگ و عرض تسلیت به خانواده‌های مظلوم شهدا، خواهان تأمین امنیت و صلح در سراسر کشور می‌باشد و از خدای منان (ج) برای شهدا علو درجات و برای مجروحان حادثه شفای عاجل را استدعا می‌نماید.»

    شورای علمای شیعه  افغانستان با تأکید بیشتر، از دولت خواست وظایف قانونی خویش را جهت تأمین امنیت شهروندان کشور به وجه احسن انجام دهد.

    قابل ذکر است در دو حادثه تروریستی جداگانه که روز گذشته در مرکز ولایت بامیان رخ  داد بیش از چهارده تَن کشته و ده ها تن دیگر زخمی شدند.

    تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حادثه را به عهده نگرفته اما دولت افغانستان همواره طالبان را پشت پرده چنین حوادثی دانسته است.

  • لاروف: فعالیت دوباره داعش در شمال افغانستان نگران کننده است

    لاروف: فعالیت دوباره داعش در شمال افغانستان نگران کننده است

    سرگی لاوروف، وزیر خارجۀ روسیه می‌گوید جنگ‌جویان گروه داعش در شمال کشور دوباره به فعالیت آغاز کرده‌ و امنیت آسیای مرکزی را تهدید می‌کنند.

    آقای لاوروف روز (سه‌شنبه، چهارم قوس) هنگام سخنرانی در نشست ژنوا از تحرک دوبارۀ جنگ‌جویان گروه داعش در شمال افغانستان ابراز نگرانی کرد. آقای لاوروف گفت جنگ‌جویان داعش دوباره در شمال افغانستان فعال شده‌اند و فعالیت‌های آنان امنیت آسیای مرکزی را تهدید می‌کند.

    وزیر خارجۀ روسیه فعالیت داعش در افغانستان را «چالش‌برانگیز» توصیف کرد و افزود روسیه برای سرکوب این گروه تروریستی آمادۀ همکاری‌های نظامی با دولت افغانستان است.

    آقای لاوروف اضافه کرد روسیه همچنان از روند صلح افغانستان به ویژه گفت‌وگوهای جاری میان دولت افغانستان و گروه طالبان حمایت می‌کند. او تأکید ورزید این گفت‌وگوها باید به تأمین صلح پایدار در افغانستان بینجامد.

    وزیر خارجۀ روسیه همچنان تولید مواد مخدر در افغانستان را چالش‌زا عنوان کرد و گفت تولید انبوه مواد مخدر در این کشور به منبع بزرگ تمویل تروریسم بدل شده است. سرگی لاوروف خاطرنشان می‌سازد که کشورش آماده است برای کاهش میزان تولید مواد مخدر نیز با دولت افغانستان همکاری کند.

    این در حالی است که بر اساس ارقام جهانی ۸۰ درصد مواد مخدر جهان در افغانستان تولید می‌شود. دولت افغانستان و جامعۀ جهانی باوجود تلاش‌های متعدد نتوانسته‌اند جلو کشت کوکنار و تولید مواد مخدر در کشور را بگیرند. گروه طالبان درصدی بلندی از عوایدشان را از فروش مواد مخدر تأمین می‌کنند.

  • رئیس کمیسیون مستقل افغانستان: جامعه جهانی حقوق زنان در مذاکرات صلح را تضمین کند

    رئیس کمیسیون مستقل افغانستان: جامعه جهانی حقوق زنان در مذاکرات صلح را تضمین کند

    شهرزاد اکبر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از افزایش خشونت‌ها در کشور انتقاد می‌کند و می‌گوید به منظور اعتباربخشی به روند صلح، باید آتش‌بس فوری در کشور اعلام شود.

    خانم اکبر که روز (دوشنبه، سوم قوس) در نشست بین‌المللی ژنوا از طریق ویدیوکنفرانس در مورد افغانستان صحبت می‌کرد، برقراری آتش‌بس را نیاز جدی برای پیشرفت در روند صلح عنوان کرد.

    خانم اکبر گفت اخیراً خشونت‌ها در کشور افزایش یافته و صدها غیرنظامی در پی این خشونت‌ها به کام مرگ کشیده شده‌اند. او افزود افزایش خشونت‌ها در کشور به اعتبار روند صلح صدمه وارد کرده است.

    رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر همچنان تأکید ورزید به منظور اعتباربخشی به روند جاری صلح نیاز است که آتش‌بس فوری در کشور اعلام شود.

    به سخن او، در سایۀ یک آتش‌بس فراگیر جان غیرنظامیان حفظ خواهد شد و روند صلح نیز به پیش خواهد رفت.

    خانم اکبر در ادامه، حفظ حقوق زنان، اقلیت‌ها و توجه به خواست قربانیان جنگ در روند صلح را نیاز اساسی عنوان کرد. به باور او، بدون توجه به خواست همۀ گروه‌های اجتماعی به شمول زنان در روند صلح و حفظ حقوق این گروه‌ها، تأمین صلح پایدار در کشور ممکن نخواهد بود.

    رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر از طرف‌های صلح و جامعۀ جهانی خواست تضمین‌های محکمی برای حفظ حقوق زنان و اقلیت‌ها در روند صلح ارایه کنند.

    گفتنی است نشست بین‌المللی ژنوا در مورد افغانستان برای دو روز در شهر ژنوای سویس برگزار شده است. نمایندگان بیش از ۱۰۰ کشور و سازمان بین‌المللی در این نشست اشتراک کرده‌اند.

  • رئیس مجمع ملی مردم افغانستان: طالبان نیت صلح ندارند

    رئیس مجمع ملی مردم افغانستان: طالبان نیت صلح ندارند

    سیدعلی‌رضا محمودی در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی طلوع‌نیوز گفت: «گروه طالبان ارداه و نیتی برای آمدن صلح در افغانستان ندارد. اگر کوچک‌ترین اراده‌ای برای صلح می‌داشتند؛ به آتش‌بس تن می‌دادند.»
    آقای محمودی تصریح کرد طالبان با کشتن و بستن مردم افغانستان به گلوله، می‌خواهند در مذاکرات صلح امتیاز به دست آورند.

    رییس مجمع ملی مردم افغانستان اضافه کرد:« سطح امتیاز‌دهی به طالبان بالا برده شد، زندانیان شان از زندان‌های دولت افغانستان و زندان‌های بین‌المللی آزاد شدند، برای همین، توقع آنان نیز بلند رفته است.»
    از جانب دیگر، مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا در دیدارهای جداگانه با هیئت مذاکره‌کننده دولت و طالبان در دوحه، آن‌ها را تشویق کرده‌ است که هرچه سریع‌تر روی یک نقشه سیاسی و آتش‌بس جامع توافق کنند.
    پیش‌تر از سفر پمپئو به قطر و دیدارش با هیئت مذاکره‌کننده دولت و طالبان گزارش شد که دو طرف روی کلیات کارشیوه مذاکرات صلح به توافق رسیده‌اند و بن‌بست این مذاکرات شکسته است.
    آقای محمودی با اشاره به توافق دو طرف روی کارشیوه مذاکرات میان‌افغانی، گفت امیدوار است این توافق در عمل پیاده شود و هرچه سریع‌تر مذاکرات میان دو طرف شروع شود.

  • یک مقام پیشین امریکا: امریکا می خواهد افغانستان را با جنگ تنها بگذارد

    یک مقام پیشین امریکا: امریکا می خواهد افغانستان را با جنگ تنها بگذارد

    مشاور وزیر خارجه جورج دابلیو بوش، توافق دولت ترامپ با طالبان را یک توافق بسیار ناقص توصیف کرد که در آن دولت افغانستان کنار گذاشته شده است.

    وی گفت: «کسی این توافق را توافق صلح نمی‌نامد.»

    ریچارد هاس روز یکشنبه در گفت وگو با شبکه خبری سی ان ان درباره توافق با طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان اظهار کرد: «من فکر می‌کنم آن یک توافق کاملا ناقض بود که با کنار گذاشتن دولت افغانستان که در طول ۲ دهه در کنار ما بود، صورت گرفت.»

    وی افزود: «کسی این را توافق صلح نمی‌نامد بلکه یک توافق برای خروج نیروهای آمریکایی است.  ما می‌خواهیم افغانستان را با جنگ تنها بگذاریم و دست طالبان را برتر نگه داریم.»

    رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا ادامه داد: «چیز دیگری که می‌بینیم این است که افغانستان بار دیگر بزرگراهی برای تروریسم می‌شود. هیچ کسی نباید فراموش کند که تروریست‌های ۱۱ سپتامبر (۲۰۰۱) در افغانستان آموزش می‌دیدند و این می‌تواند بار دیگر روی دهد. این پیشگیری شدنی است.»

    هاس با بیان اینکه چند هفته گذشته و دو ماه آینده بسیار دشوار بوده و است، اضافه کرد: «جدای از مشکلات دوره انتقال، دولت بایدن سیاست خارجی مواجه است که در طول چهار سال گذشته به جای بازسازی، از هم گسسته شد.»

    ریاکاری 

    وی درباره سفر مایک پمپئو به منطقه و سرزمین‌های اشغالی هم گفت: «حتی شخصی همچون نتانیاهو که یک متحد دموکراتیک آمریکا است، از وضعیت انتقال قدرت در آمریکا ابراز تاسف کرده است.»

    رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا افزود: «این دولت تنها کاری را انجام می‌دهد که مورد علاقه او (ترامپ) و مقامات اوست.»

    هاس با بیان اینکه اسرائیل پس از جنگ جهانی دوم خلق شد و برای مدت طولانی اشغالگری دارد، اظهار کرد: «باعث شکست شکل‌گیری دولت فلسطینی شد. از نظر من، اسرائیل دیر یا زود باید بین دولت یهود یا دولت دموکراتیک، یکی را انتخاب کند.»

    وی ادامه داد: «اشتباه نکنید، من از عادی سازی روابط کشورهایی چون امارات متحده عربی و بحرین با اسرائیل خرسندم و آن را یک مسیر درست می‌دانم اما فلسطینی‌ها طرف مغبون مذاکرات ما هستند.»

    رئیس دانشکده شورای روابط خارجی آمریکا، دیدار وزیر خارجه آمریکا از شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی را ارسال کننده این پیام دانست که آمریکا با این رفتار اسرائیل مشکلی ندارد.

    هاس اضافه کرد: «من فکر می‌کنم در طولانی مدت هم به نفع اسرائیل نیست و ما را هم در موضع ریاکارانه‌ای قرار می‌دهد که از یک طرف مدعی صلح‌آفرینی هستیم و از طرف دیگر جانب یک طرف را گرفته‌ایم.»

  • عبدالله عبدالله: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان شرایط محور است

    عبدالله عبدالله: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان شرایط محور است

    رئیس شورای عالی مصالحه ملی می‌گوید بیرون شدن کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان، باید مشروط به پیشرفت در روند صلح با طالبان باشد.

    عبدالله عبدالله تأکید می‌‎ورزد تصمیم دونالد ترامپ را برای کاهش سربازان آمریکایی به 2500 تن در افغانستان حرمت می‌گزارد اما به‌گفتۀ او حکومت و سیاست‌گران در امریکا وعده داده‌اند بیرون کشیدن نیروهای باقی ماندۀ امریکایی از این کشور، به پیشرفت در روند صلح با طالبان مشروط خواهد بود.

    وزارت دفاع آمریکا اخیرأ بربنیاد دستور دونالد ترامپ اعلام کرد نیروهای امریکایی را از 4500 تن به 2500 تن در افغانستان کاهش می‌دهد.

    عبدالله عبدالله که تازه با مقامات ترکیه دربارۀ روند صلح کشور گفت وگو کرده‌است، در گفت وگو با خبرگزاری اسوشیتدپرس می‌گوید اطمینان دارد حکومت تازۀ ایالات متحده نیز از روند صلح کنونی افغانستان پشتیبانی خواهد کرد.

    او افزود: «مذاکرات و حمایت ایالات متحده از ادامۀ مذاکرات ادامه خواهد یافت. این‌که این پشتیبانی چه شکلی خواهد داشت مربوط به ایالات متحده خواهد بود، اما مطمینا برای حل و فصل صلح آمیز فشار خواهد آورد. نوعی تفاهم دو جانبه در ایالات متحده در میان قانونگذاران و در میان سیاستمداران وجود دارد و آن این‌که فرصتی برای صحبت میان دولت افغانستان، جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان وجود دارد.»

    آقای عبدالله در بخش دیگر از مصاحبه‌اش دست داشتن نیروهای استرالیایی را در قتل غیرنظامیان افغان تآسف‌بار خواند و گفت«این تکان دهنده بود. گزارش استرالیا دربارۀ کشته شدن 39 افغان متأسفانه، مشابه به رویدادهایی هستند که از این پیش نیز اتفاق افتاده‌اند و نیروها در آن دخیل بوده‌اند، اما واقعیت دولت استرالیا بدون هیچ‌گونه شک در این باره عذرخواهی کرده‌اند.»

    یک گزارش تازۀ ارتش استرالیا نشان داده‌است 25تن از نیروهای ویژۀ این کشور در جریان مأموریت یازده ساله در افغانستان در قتل 39غیرنظامی افغان دست داشته‌اند.

  • خروج نیروهای امریکایی و فرصت جولان طالبان

    خروج نیروهای امریکایی و فرصت جولان طالبان

    تحفه‌ی امریکایی‌ها به طالبان شدت‌گرفتن جنگ و کم‌رنگ‌شدن صلح است؟
    رییس‌جمهور ترامپ چگونه به صورت ناگهانی در هفته‌های اخیر تصمیم خروج زودهنگام نیروهای امریکایی را روی دست گرفت. هم‌زمان با این‌که هیئت مذاکره‌‌کننده‌ی دولت افغانستان و طالبان در قطر سرگرم گفت‌وگو استند. طالبان در میز مذاکره حضور دارند؛ اما حملات و جنگ ادامه دارد.
    پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری ۳ نوامبر در ایالات متحده‌ی امریکا؛ دونالد ترامپ در تویتی گفت: نیروهای امریکایی‌ای که در چارچوب نیروهای ناتو در افغانستان خدمت می‌کنند، تا اول کریسمس به خانه بر می‌گردند. یک هفته بعد از آن رییس‌جمهوری، مارک اسپیر وزیر دفاع را به دلیل مخالفت با خروج نیروها برکنار کرد. پنتاگون در ۱۷ نوامبر اعلام کرد که ۴۵۰۰ سرباز باقی‌مانده‌ی امریکایی در افغانستان را به ۲۵۰۰ تن کاهش خواهد داد. این روند تا۱۵ جنوری -۵ روز پیش از رسیدن جو بایدن به دفتر ریاست‌جمهوری- تکمیل خواهد شد.
    برای افغانستانی‌ها این آخرین انتظار است که چگونه سیاسیون امریکا می‌توانند روی تقسیم‌اوقات در میدان جنگ تاثیر بگذارند. جنگ با گروهی که امریکا در ۲۰۰۱ به دلیل پناه‌دادن القاعده آن را سرنگون کرد.
    برای برخی‌ها گفت‌وگوهای دوحه، تصمیم عجولانه برای پایان‌دادن به جنگ طولانی امریکا و نتیجه‌ی ناگوار برای آینده‌ی افغانستان است.
    فوزیه کوفی، عضو هیئت گفت‌وگوکننده، می‌گوید که در جریان گفت‌وگو فشار جدی‌ای از طرف امریکایی‌ها وجود دارد که هیچ کمکی به روند مذاکره نمی‌تواند. خانم کوفی گفته است که امریکایی‌ها، در این جنگ ماندنی نیستند؛ اما می‌دانیم خروج مسوولانه می‌تواند منجر به کاهش خشونت‌ شود.

    نگرانی ناتو
    ناتو نگرانی جدی خود را در این مورد ابراز کرده است. ینس ستونبرگ، منشی عمومی ناتو، هم‌زمان با اعلام خروج نیروها از افغانستان گفت: اکنون ما با یک تصمیم دشوار مواجه استیم، ما نزدیک به ۲۰ سال در افغانستان بودیم، شرکای ناتو می‌خواهند تا زمان نیاز در این‌جا باقی بمانند. خروج نابه‌هنگام هزینه‌ی هنگفتی به دنبال خواهد داشت.
    او افزود که نگرانی از تبدیل‌شدن دوباره‌ی افغانستان به پناگاه امن‌ تروریستان -که بالای ملت‌های ما حمله کنند- وجود دارد.
    خانم کوفی، می‌گوید که تاکید امریکا به خروج از افغانستان فضا را به طالبان طوری فراهم کرده است که آنان احساس می‌کنند در جنگ برنده شده ‌اند. طالبان باورمند شدند که در میز مذاکره چیزی به دست نمی‌آورند و میدان جنگ را داغ نگه ‌می‌دارند.
    ‌‌
    توافق‌نامه‌ی امریکا-طالبان
    پس از سال‌ها چانه‌زنی و گفت‌وگو، طالبان و امریکا در فبروری گذشته توافق‌‌نامه را امضا کردند. در متن این توافق‌نامه روی آزادی ۵۰۰۰ زندانی طالبان برای اعتمادسازی و تعهد طالبان برای جلوگیری استفاده از خاک افغانستان توسط گروه‌های تروریستی و هم‌چنان آغاز گفت‌وگوهای داخلی که یک ماده‌ی آن آتش‌بس است، تاکید شده است.
    امریکایی‌ها در این مورد پیش‌شرط‌های داشته اند و گفته اند؛ در صورتی که طالبان ۸۰ درصد خشونت‌ها را کاهش بدهند، نیروهای امریکایی به اساس تقسیم‌اوقات از پیش تعیین‌شده به بیرون‌شدن ادامه می‌دهند؛ اما زمانی خروج از افغانستان ادامه دارد که طالبان خشونت‌ها را در سراسر کشور افزایش داده اند که در نتیجه‌ هزار‌ها تن کشته و ده‌ هزار دیگر بی‌جا شدند.
    امریکایی‌ها شاهد حملات موتربمب طالبان بر افراد غیرنظامی بودند؛ اما روند خروج را تعطیل نکردند. در ماه اخیر، زمانی که طالبان حملات را برای تصرف لشکرگاه مرکز ولایت هلمند را راه‌اندازی کردند، از نیروهای بین‌المللی برای عقب‌زدن آنان درخواست شد.
    یکی دیگر از حملات شدید طالبان بر ولایت کندهار بود که نزدیک به ۳۵۰۰ طالب در آن اشتراک داشتند و از نیروهای امریکایی برای عقب‌زدن کمک خواسته شد. فرمانده‌ی پولیس گفته است؛ در صورتی که حملات هوایی نباشد، طالبان حملات را متوقف نمی‌کنند.

    همه‌ی طالبان ترامپ را دوست دارند
    مقامات غربی در کابل گفته اند؛ طالبان از این‌ که ترامپ در انتخابات ببازد، خیلی ناراحت به نظر می‌رسند؛ زیرا ترامپ خواهان خروج است و هیج توجهی به این موضوعات ندارد. آن‌ها ترامپ را دوست دارند و هردو طرف بدون درنظرداشت شرایط به خروج پافشاری می‌‌کنند. کاهش نیروها به ۲۵۰۰ سرباز امریکایی در افغانستان خیلی دشوار است. کاهش بیش از حد نیروها، نه تنها بحث کمکی دارد؛ اما برای کسی که در صفوف این نیروها کار می‌کند، هم‌کاری با نیروهای افغانستان را سخت می‌سازد. در حقیقت توافق‌نامه‌ی‌ شکننده‌ی قصر سپید با طالبان و خروج نیروهای امریکا، موقف اشرف غنی را در میز گفت‌وگوهای قطر ضعیف می‌کند. یکی از گزینه‌های که منجر به برکنای اسپر شد، همین موضوع بود. او به صورت مخفیانه گفته بود که خروج سریع منجر به افزایش حملات طالبان می‌شود.
    جان آلن، فرمانده‌ی پیشین نیروهای ناتو در ۲۰۱۳، گفته است که این (برکناری اسپر) سیاسی بوده و هیچ گزینه‌ی تخنیکی وجود نداشته است.

    بحث در میان طالبان
    رهبران طالبان در دوحه به ایجاد یک راه‌حل و توقف جنگ موقف روشن نداشته اند و بیش‌تر تاکید شان بر نظام است که پس از سال ۱۹۹۰روی دست داشتند. در آن زمان زنان در خانه‌ها قفل شدند و دختران از آموزش بازماندند. اکنون در میان رهبران طالبان باورمندی بر این است که توافق دوحه سند برنده‌شدن آنان در جنگ است.
    میشل سمبل، کارشناس افغانستانی در دانشگاه بلفاست، می‌گوید که طالبان هنوز به برنده‌شدن از طریق جنگ پافشاری دارند و هیچ قدمی برای ایجاد راه ‌حل سیاسی بر نداشته اند.
    او گفت؛ در صورتی که نیروهای امریکایی به ۲۵۰۰ تن کاهش بیابد در فصل تازه‌ی جنگ ( فصل بهار) طالبان برنده‌شدن از طریق جنگ را نسبت به گفت‌وگو ترجیح می‌دهند. یک گزینه‌ی روی دست طالبان، ایجاد حکومت عبوری است که ممکن با حمایت امریکا و اقشار مختلف باشد؛ اما ادامه‌ی جنگ به معنای تک‌روی طالبان است که مردم را فراموش کرده و در نهایت منجر به یک جنگ داخلی دیگر خواهد شد.
    میشل گفت که این فراموش نمی‌شود که در دوحه برای طالبان می‌گویند: حمله نکنید، این کار را نکنید؛ اما آنان چون فکر می‌کنند برنده استند، به حملات ادامه می‌دهند؛ اما امریکا به ‌جای سرعت‌دادن به خروج، می‌تواند از روش‌های متفاوت جنگ و صلح استفاده کرده و برای ایجاد یک راه ‌حل سیاسی معقول پیش بروند.

    منبع: مجله کریستین ساینس مانیتور

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • پاکستان، دو چهره در یک سر!/عمران خان و دولت ملکی پاکستان تعیین کننده نیستند

    پاکستان، دو چهره در یک سر!/عمران خان و دولت ملکی پاکستان تعیین کننده نیستند

    یک نگاه سطحی به نوع رفتارهای سیاسی پاکستان در قبال افغانستان به خوبی نشان می دهد این که کشور در یک طنز کلامی واضح درست عکس آنچه می گوید عمل می کند.

    اسلام آباد که با این سیاست سالهای سال است علاوه بر دریافت مبالغ هنگفت کمک های مالی امریکا به بهانه همکاری در مبارزه با تروریزم خیلی آرام اهداف خود در افغانستان را نیز به پیش برده است.

    براساس برخی تحلیل ها، پاکستان  تا به خواسته خود که همان روی کار آمدن یک حکومت موافق با سیاست های پاکستان در کابل است نرسد، دست از عمق استراتژیک خود در افغانستان بر نمی دارد.

    در مورد پروسه صلح افغانستان نیز پاکستان به دنبال منفعت خود است: اگر این پروسه موفق شود که چه بهتر! چون طالبان در قدرت شریک می شود. اگر پروسه صلح ناکام شود باز هم پاکستان طالبان را در اختیار دارد و همچنان با استفاده ابزاری از این گروه منافع خود در افغانستان را دنبال می کند.

    داکتر شفق خواتی، استاد دانشگاه و تحلیل گر برتر مسائل سیاسی، در این مورد می نویسد:«بار کج افغانستان با پاکستان هرگز به منزل نخواهد رسید. سخن پاکستان دقیقا عکس عملش است.»

    داکتر خواتی دو روز پیش طی مطلبی در فیس بوک خود افزود نیم قرن است افغانستان به صورت مکرر از پاکستان فریب می خورد و بارها و بارها پاکستان را تحریک نیز کرده است.

    وی با استناد به ملا ضعیف، از چهره های سرشناس طالبان در زمان امارت اسلامی این گروه، که به تازگی گفته است «پاکستان دو زبان در یک دهان و دو چهره در یک سر دارد» تاکید کرد این سخن ملا ضعیف یک درک قوی از ماهیت پاکستان است.

    به باور داکتر خواتی تاکنون هیچ یک از کارگزاران سیاسی افغانستان چنین درکی از ماهیت پاکستان را ابراز نکرده است.

    این استاد دانشگاه به سفر هفته گذشته عمران خان به افغانستان  اشاره کرده تاکید می کند عمرا‌ن‌خان و دولت ملکی پاکستان هرگز تعیین‌کننده نیست، مگر این‌که پیام واقعی آی اس آی و جنرالان راولپندی را آورده باشد، که بعید است.

     به گفته خواتی این سخن عمران‌خان که برای “اعتمادسازی” آمده‌، هرگز قابل اعتماد نیست و تکرار ادعا و سخنان چهل ساله‌ی مقامات پاکستانی است، مگر این‌که تحولی بزرگی در پاکستان رخ داده باشد و پاکستان از آینده‌ی خود و تروریستان نگران باشد، که آن هم بعید است.

  • طالبان اراده یک ملت بزرگ برای همزیستی را نشانه رفته اند

    طالبان اراده یک ملت بزرگ برای همزیستی را نشانه رفته اند

    سید شاه حسین مرتضوی، مشاور ارشد رئیس جمهور غنی، در واکنش به حملات راکتی گسترده امروز تروریستان در کابل گفت طالبان اراده یک ملت بزرگ برای همزیستی را نشانه گرفته اند.

    وی در فیس بوک نوشت رویداد تروریستی امروز در نوع خود بی‌سابقه است. هرچند در یکی از روز‌های عید و همچنان همزمان با تحلیف رییس جمهور از این شیوه قبلا صورت گرفته بود.

    شاه حسین مرتضوی افزود قطعا مسوولان امنیتی در باره چگونگی وقوع رویداد و خلاهای امنیتی برای افکار عامه پاسخ‌های قناعت بخشی ارایه خواهند کرد.

     اما حمله کور تروریستان بالای مناطق ملکی به وسعت و پیمانه امروز نشان از رفتار ضد بشری این گروه دارد.

    مشاور رئیس جمهور تاکید کرد:«حمله به قلب کابل در آستانه نشست جنوا کاری غیر از طالبان نمی‌باشد. آنان همزمان با بیست ولایت خشونت‌ها را در شهر کابل نیز تشدید بخشیده اند.»

    وی افزود:«واقعیت این است که طالبان اراده یک ملت بزرگ را برای همزیستی مسالمت آمیز همراه با پیشرفت و توسعه نشانه گرفته اند. آنان مانع اصلی رشد و ترقی افغانستان، مانع همزیستی مسالمت‌آمیز یک ملت بزرگ اند. مانع حضور زنان در عرصه‌های مختلف اند. آنان با خلق وحشت و حمله‌های کور در قلب پایتخت امید به زندگی نسل امروز را نشانه گرفته اند. آنان می‌خواهند نسل امروز نیز خانه بدوش و افغانستان برای همیشه حیات خلوت همسایه و در فقر باشد.»

    آقای مرتضوی در ادامه تاکید کرد جنگ میان اراده ملت بزرگ افغانستان و طالبان تروریست ادامه خواهد یافت. در این راه قربانی‌های بی‌شماری داده شده است. طبیعی است که این جنگ به آسانی متوقف نخواهد شد. این جنگ ریشه‌های عمیقی دارد. این ریشه‌ها باید خشکانیده شود.

    به باور مشاور رئیس جمهور طالبان انتظار دارند تا با تداوم خشونت از بدخشان تا غزنی، فاریاب، هلمند، قندهار، ننگرهار ، کابل و… مردم را به تسلیمی وادار کنند. این آرزوی طالبان هرگز برآورده نخواهد شد. طالبان قطعا روزی به پیشگاه این ملت بزرگ سر تسلیم فرود آورده و از سال‌ها جنایت اظهار ندامت خواهند کرد.

  • صلحی که خود سبب جنگ شده است

    صلحی که خود سبب جنگ شده است

    فون کلاوزویتس در کتاب «در باب ماهیت جنگ» می‌نویسد «جنگ صرفا یک عمل سیاسی نیست، در حقیقت ابزاری برای به درازاکشاندن نزاع سیاسی یا چیزی شبیه آن است.» بارها گفت‌‌وگوهای صلح، خلاف ماهیت خود عمل کرده و منجر به ادامه جنگ شده است. تقریبا در همه موارد یا در برخی موارد، گفت‌‌وگو همراه با جنگ، تهدید و ارعاب بیشتر همراه شده و یا این روند، پوششی برای ادامه درگیری‌‌ها به‌کار گرفته شده است.

    بیشتر چنین گفت‌‌وگوهایی ظاهرا «موفق» نتوانسته منجر به ایجاد ثبات در کشور شود و یا از درگیری‌‌های بیشتر جلوگیری کند. شاید گفت‌‌وگو بتواند زمینه‌ی خاتمه جنگ را فراهم کند، اما زمینه‌ی کاهش عوامل جنگ مانند برخورداری از زیرساخت‌‌های موثر سیاسی، امنیتی، اقتصای، عدالت اجتماعی، حکومت‌داری خوب و حاکمیت قانون واقعی را فراهم نمی‌‌کند.

    حتا در مواردی ممکن است گفت‌‌وگو باعث بروز جنگ نشود، اما زمانی که در پایان گفت‌‌وگوها آنچه را که طرفین مد نظر داشته‌اند به‌دست نیاورده باشند، همان صلح ممکن است خود آغازگر جنگی دیگر باشد.

    گفت‌وگوهای صلح؛ پوششی برای خروج از افغانستان؟

    برنامه ترمپ برای ترک افغانستان ماه می ‌‌2021 بود و ممکن است گفت‌‌وگو‌‌های صلح پوششی برای خروج نیروهای امریکایی باشد؟

    از همان آغاز بحث مذاکرات صلح بین‌الافغانی در فبروری 2020 امریکا با موافقت خود این تصور را ایجاد کرد که بیشتر از این‌که به آن به‌عنوان راه حلی برای پایان‌دادن به درگیری‌‌های خونین در افغانستان بنگرد، آمدن صلح را فرصتی برای بیرون‌کشیدن نیروهای نظامی خود می‌دانست. هیچ‌گاه امریکا رسما خروج نیروهای خود را از اهداف اصلی مذاکرات ذکر نکرده است، اما تفاهم با طالبان به‌طور مشخص بایسته‌ها و یا تصویر دقیقی از صلح را ترسیم نکرده است. بیشترین تأکید این تفاهم‌نامه بر خروج 14ماهه نیروهای امریکایی است تا آماده‌سازی شرایط برای یک صلح واقعی.

    امریکا عملا حکومت مرکزی افغانستان را از روند مذاکرات مستقیم صلح این کشور با طالبان کنار گذاشته بود و بدون این‌که شرایط مشخصی برای یک آتش‌بس گسترده و در نهایت صلح پایدار پیش‌بینی کند، از گفت‌‌وگوهای میان افغان‌‌ها حمایت کرد و اما تمرکز خود را بیشتر بر روی خروج نظامیان خود تا زمان پیش‌بینی‌شده، معطوف کرد.

    حتا با توجه به شرایط جنگی و روند صلحی که امریکا در ویتنام با آن سروکار داشت، این کشور نتوانست پیش‌شرط‌هایی وضع کند که طالبان را وادارد تا بیش از یک صلح ظاهری را در پیش بگیرند. امریکا نتوانسته توان نظامی حکومت مرکزی افغانستان را به سطح نیروهای نظامی دولت ویتنام برساند تا با فشار نظامی بیشتر از طرف دولت مرکزی، بتواند طالبان را درحالی‌که نسبت به مخالفان نظامی وقت دولت جمهوری ویتنام در شمال این کشور، میزان اراضی خیلی بیشتری تحت اشغال خود دارند، از موضع‌شان سر میز مذاکره عقب‌نشینی کنند یا دست‌کم پایان درگیری‌‌های نظامی را بپذیرند.

    مهم‌تر از آن، حکومت مرکزی افغانستان نتوانست یک انتخابات موفق در کارنامه خود ثبت کند و حتا در ظاهر هم که شده اتحاد درونی را حفظ کند. از سر درماندگی مجبور شد تا به رقیبان انتخاباتی خود باج دهد. در عین حالی که بخش بزرگی از کشور که اصولا توسط حکومت مرکزی باید اداره شود، توسط گروه‌‌های قدرتمند شبه‌نظامی محلی اداره می‌شود.

    ترک یک کشور شکست‌خورده

    بیش از دو دهه تلاش حکومت نتوانسته چشم‌اندازی از خودکفایی را در افغانستان ترسیم کند. نظام سیاسی دولت افغانستان که با کمک امریکا در سال 2001 شکل گرفت، عمیقا دچار تقسیمات سیاسی میان رقبای جناحی و دولت شده است و بخش‌‌های عمده کشور توسط این سهامداران قدرت و یا طالبان کنترل می‌شود. در نتیجه تعیین تاریخ خروج و تمرکز روی ادامه مذاکرات برای امریکا حتا در صورت شکست سیاست‌هایش، منصفانه به‌نظر می‌‌رسد.

    ارزیابی‌‌های موسسه شفافیت بین‌الملل و بانک جهانی نشان می‌‌دهد که فساد در دولت افغانستان استثنا نیست، بلکه یک قاعده است. مذاکرات بین طالبان و امریکا در حالی برگزار شد که اختلافات شدیدی میان سران دولت وجود داشت و عملا امریکا مجبور به کنارگذاشتن رهبران سیاسی افغانستان در مذاکرات شد.

    در طول دهه اخیر توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور مانند بخش سیاسی بسیار محدود بوده است. ادعاهای اغراق‌آمیز بسیاری در زمینه انکشاف حکومت‌داری، خدمات اجتماعی، تعلیم و تربیت، صحت عامه، حاکمیت قانون و حقوق زنان وجود داشته است که بازرس ویژه امریکا در افغانستان (سیگار) در گزارش‌های زیادی بسیاری از این ادعاها را نادرست ارزیابی کرده است.

    نهادهای دیگری چون بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و شفافیت بین‌الملل به صراحت اظهار کرده‌اند که پس از سال 2008، دولت افغانستان در نقاط بسیاری بی‌تأثیر بوده است و نتوانسته به‌رغم کمک‌‌های مالی دولت امریکا با فقر مبارزه کند. درحالی‌که تا امروز صنعت کوکنار تنها بخش خصوصی است که موفق بوده است.

    کمک‌‌های بی‌پایان نظامی و ملکی

    بانک جهانی به‌وضوح روشن کرده که هیچ دولتی در افغانستان نمی‌‌تواند بدون کمک‌‌های گسترده جامعه جهانی ــ حتا اگر دولت و طالبان بتوانند در مورد نوعی ترکیب اقتصادی به توافقی برسند ــ دوام بیاورد. براساس ارزیابی این نهاد، 75 درصد کل مصارف داخلی افغانستان توسط کمک‌‌های جامعه جهانی فراهم می‌‌شود که امریکا بزرگ‌ترین حامی مالی این کشور به‌شمار می‌‌رود.

    در حال حاضر کل بودجه ملکی و امنیتی حکومت مرکزی افغانستان سالانه بالغ بر 11 میلیارد دالر است، درحالی‌که درآمد داخلی افغانستان تنها 2.5 میلیارد دالر ارزیابی می‌‌شود. بانک جهانی همچنین یادآور می‌‌شود که کمک‌‌های سالانه به افغانستان حدود 8.5 میلیارد دالر می‌‌باشد که برابر با حدود 45 درصد تولید ناخالص داخلی آن کشور است، درحالی‌که برای کشورهای کم‌درآمد تقریبا 10 درصد می‌‌باشد. بنابراین این وابستگی، نشانگر فاصله زیاد بین درآمد و مصارف افغانستان است.

    برآورد نیازهای کشور افغانستان نیز در صورت کنارآمدن با طالبان بسیار دشوار خواهد شد. با این حال، با مطالعه اولیه‌ای که بانک جهانی انجام داده است هشدار می‌‌دهد که دولت افغانستان شدیدا وابسته به کمک‌‌های جهانی است، اما پس از به نتیجه‌رسیدن گفت‌‌وگوهای صلح بیشتر از هر زمانی به این کمک‌‌ها نیاز خواهد داشت. این شامل جذب یا تأمین مالی جنگ‌جویان طالبان و حفظ نیروهای امنیتی فعلی دولت افغانستان به‌طور همزمان نیز است تا با گذشت زمان زمینه ادغام آن‌ها در بدنه جامعه فراهم شود.

    صلح بدون ضمانت یا امنیت

    در گزارش سیگار و بازرس ارشد وزارت دفاع (LIG) در سال 2020، کاملا روشن است که نیروهای امنیتی افغانستان برای حفظ امنیت به‌گونه‌ی مستقل، به کمک‌‌های بیشتری نیاز دارند. دولت مرکزی هنوز هم در حال از دست‌دادن اراضی تحت کنترل خود است و نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان نیز بدون پشتیبانی هوایی و حمایت‌‌های مستشاری ایالات متحده از توان کمتری برخوردارند.

    امریکا در تعیین شرایط و ضمانت‌‌های امنیتی ایالات متحده در صورت عدم موفقیت مذاکرات صلح، یا ادامه جنگ توسط طالبان و یا نقض شرایط صلح که طالبان قبلا با آن موافقت کرده بودند، نیز شکست خواهد خورد. ایالات متحده دیگر گزارشی از این‌که چه مقدار از خاک افغانستان تحت کنترل طالبان است، و یا چه نقاطی از کشور امنیت دارند و تحت حاکمیت قانون یا حاکمیت محلی قرار دارند، ارائه نمی‌‌دهد.

    ادامه جنگ و توقف روند صلح

    با ختم ماه اکتبر 2020 هشت ماه از 14 ماه روند گفت‌‌وگوهای صلح سپری می‌‌شود و در تمام این مدت، هیچ پیشرفتی در راستای تحکیم و رسیدن به یک صلح واقعی و پیشرفتی در جهت پایان جنگ شکل نگرفته است. طالبان فشار خود بر نیروهای امریکایی و ناتو را در قبال قطع حملات بالای این گروه و پس از آزادی پنج‌هزار زندانیان خود از زندان‌‌های دولت افغانستان کاهش داده یا به کلی قطع کرده است. با وجود این، حملات این گروه بر اهداف اردو و دولت افغانستان در 24 ولایت از 34 ولایت افغانستان و گاهی در کابل همچنان ادامه دارد.

    جنگ هنوز به جدیت تمام ادامه دارد. سازمان ملل در 14 اکتبر 2020 گزارش داد که «چندین ولسوالی هلمند، از جمله مناطق نزدیک به لشکرگاه مرکز ولایت و بخش‌هایی از ولایت همسایه آن قندهار تحت تأثیر درگیری‌‌ها قرار گرفته است. شاهراه بین لشکرگاه و قندهار به‌دلیل وجود ماین‌‌های جاسازی‌شده، غیرقابل دسترسی است.»

    در هفته سوم اکتبر 2020، واشنگتن‌پُست گزارش داد که «طالبان 356 حمله، دو بمب‌گذاری انتحاری و 52 انفجار ماین در سراسر کشور انجام داده است که منجر به کشته‌شدن 51 شهروند و زخمی‌شدن 157 نفر شده است. آن‌ها گفتند که بیش از 400 شورشی طالب در این درگیری‌‌ها کشته شده‌اند، اما آمار تلفات نیروهای افغان را اعلام نکردند.»

    تلفات غیرنظامیان کاهش یافته است، اما بیشتر این تغییر در کانون جنگ مشاهده شده تا در مذاکرات صلح امتیاز بیشتری به‌دست آید. سازمان ملل در گزارشی که در 24 اکتبر ارائه می‌‌دهد، چنین اظهار می‌‌دارد:

    «سطح بالای خشونت‌‌ها با تأثیر کشنده‌ای بر غیرنظامیان در افغانستان ادامه دارد، این کشور همچنان در میان کشنده‌ترین مکان‌ها برای غیرنظامیان در جهان باقی مانده است. براساس گزارش جدیدی که توسط (یوناما) منتشر شده، نشان می‌‌دهد که اگرچه از آغاز گفت‌‌وگوهای صلح بین‌الافغانی، تعداد غیرنظامیان افغان که در درگیری‌‌ها کشته و زخمی می‌‌شوند، چندان کاهش نیافته است، با این هم آمار کلی تلفات غیرنظامیان در 9 ماه اول سال 2020 در مقایسه با مدت مشابه در سال 2019 حدود 30 درصد پایین‌تر است. آخرین گزارش سه‌ماهه از یک جنوری تا 30 سپتامبر 2020، پنج‌هزار و 939 تلفات غیرنظامی (دوهزار و 117 کشته و سه‌هزار و 822 زخمی) را ثبت کرده است.

    در بازه زمانی 12 سپتامبر – آغاز مذاکرات صلح بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان در دوحه – تا 30 سپتامبر، هیچ کاهشی در تعداد تلفات غیرنظامیان ناشی از اجرای عملیات‌‌های نظامی طرفین میز مذاکره، در مقایسه با هفته‌‌های گذشته دیده نمی‌‌شود. نگرانی‌‌های دفتر یوناما از تشدید نبردها در هلمند و همچنین چندین حمله خونبار در ننگرهار، لغمان و غور همراه با حمله هوایی در تخار و حمله انتحاری بر غیرنظامیان در کابل که بیش از 400 نفر کشته و زخمی برجای گذاشت، افزایش یافته است.»

    اخیرا تعداد قابل توجهی از نظامیان امریکایی و نیروهای ائتلاف کاهش یافت و بسیاری از تجهیزات منتقل و بعضی از پایگاه‌‌های نظامی تخریب شد. اما سطح دقیق این کاهش‌‌ها معلوم نیست، زیرا ایالات متحده دیگر گزارش معتبری در مورد سطح حضور نیروهای نظامی، ملکی و پیمانکاران خود ارائه نمی‌‌دهد.

    حضور نظامیان امریکایی از حدود 14هزار نفر در اواخر سال 2019 به 12هزار در اوایل سال 2020 کاهش یافت؛ همچنین هشت‌هزار و 600 سرباز در جولای سال 2020 افغانستان را ترک کردند و با این‌که رییس‌جمهور ترمپ اظهار کرده بود که دوهزار و 500 نفر را تا اوایل سال 2021 حفظ خواهد کرد، او اما در اوایل ماه اکتبر سال جاری فرمان داد تا تعداد نظامیان تا کریسمس به صفر برسد، بدون این‌که مشخص کند منظور او از همه نیروها، تمامی افرادی که دارای توان جنگی است یا قوای تهاجمی این کشور است. در ماه می‌‌2020 نیز امریکا ارائه گزارش‌های غیرمحرمانه از حملات هوایی و معلومات کشفی و نظارتی هوایی خود را متوقف کرد.

    به‌نظر می‌‌رسد که امریکا تا حد قابل توجهی حمایت، پشتیبانی و تلاش برای پیش‌بردن عملیات‌‌ها و همچنین بسیاری از ظرفیت‌‌های هدف‌گیری و حملات هوایی خود را بر علیه اهداف پراکنده طالبان، متوقف و یا کاهش داده است. این کشور بیشتر حضور خود در میدان نبرد، نظارت دقیق و درست بر برنامه‌‌های کمک‌‌های نظامی و ملکی‌اش در یکی از فاسدترین کشورهای جهان و همچنین ظرفیت انسانی استخباراتی خود را تا حد امکان متوقف کرده است. امریکا تا حدی تجهیزات و نیروهای خود را کاهش داده است که در صورت شکست مذاکرات یا پروسه صلح هزینه بازگشت به ظرفیت قبلی، بسیار سنگین باشد. با آغاز سال 2021 امریکا ممکن است در جایگاهی قرار بگیرد که بازگشت دوباره غیرعملی خواهد بود.

    نیازهای صلح واقعی چیست؟

    طالبان، دولت مرکزی و بسیاری از افغان‌‌ها به واقعیت‌‌های صلح واقفند. سوال این است که در این مقطع چه تغییرات اساسی برای ایجاد صلحی موفق باید صورت بگیرد؟ جواب مشخص نیست. برای مذاکره واقعی، زمان در صورت تحقق، بسیار محدود است و بین ایدئولوژی و ارزش‌های حکومت مرکزی افغانستان و طالبان فاصله بسیار زیادی نیز وجود دارد.

    ایالات متحده همچنین با دو انتقال مهم خارجی روبه‌روست که تمرکز بر افغانستان را دشوار می‌‌کند. یکی کنارآمدن با نتیجه‌ی انتخابات ایالات متحده است. مورد دیگر مقابله با تأثیرات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ویروس کرونا و همچنین نیاز آینده برای تخصیص کمک‌‌های امریکا و کمک‌‌های امنیتی این کشور در سطح جهانی است.

    رسیدن به صلح واقعی برای افغانستان به معنای پرداختن و حل و فصل مسائل کلیدی است که متأسفانه حکومت مرکزی افغانستان را تضعیف کرده است و این بدین معناست که روند صلح باید با اختلافات عمیق‌تر بین دولت و طالبان مقابله کند. این اختلافات که در آن هیچ نشانه‌ای از پرداختن بر سر یک موضوع واحد دیده نمی‌‌شود، عملا بر هر بخش از هر نوع دولت جدیدی که در نتیجه توافق صلح به‌دست آید، تأثیر می‌‌گذارد.

    با چند ماهی که در پیش داریم، دولت مرکزی و طالبان باید برای ایجاد موارد ذیل تلاش کنند:

    • یک ساختار سیاسی که به‌صورت یک دولت یکپارچه یا نوعی فدرالیسم با رویکرد جدید منطبق با سطوح مختلف حکومتداری، خدمات دولتی، امنیت و توسعه اقتصادی، شکل بگیرد؛

    • تمهیدات جدید برای ایجاد و تخصیص درآمد داخلی و کمک‌‌های خارجی به بودجه‌بندی ملی و مدیریت پلان‌‌های انکشافی و مالی در سطوح مختلف دولت؛

    • مدیریت ساختارها و تقسیم قدرت برای توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها، خدمات بانکی و مالی، تجارت، قانون تجارت و قانون استخدام و حمایت از کارگران منطبق با مسائل اسلامی؛

    • برای یکپارچه‌سازی یا ایجاد سیستم‌‌های امنیتی موازی و همچنین آمادگی پذیرش هرگونه حمایت و پشتیبانی نظامی خارجی باید گزینه‌هایی در نظر گرفته شود. سازوکارهایی نیز باید برای مقابله با حوادث احتمالی، درگیری‌ها، اختلافات و اختصاص منابع برای بازنشستگی و خدمات اجتماعی، ایجاد شود؛

    • برنامه‌هایی برای مقابله با نگهداری سلاح و تنظیم پلان‌هایی برای کاهش نیروهای نظامی با در نظرداشت راهکارهایی برای انتقال و فرصت‌‌های شغلی، روی دست گرفته شود؛

    • بر سر سیستم حقوقی، حقوق بشر، اجرای حاکمیت قانون، پولیس و امنیت محلی باید توافق صورت گیرد. با توجه به اهمیت مواد مخدر در اقتصاد افغانستان، باید در مورد درآمد و اجرای قانونی محدودیت‌‌های تولید و صادرات آن توافق حاصل شود؛

    • در مورد موضوع‌های مورد مناقشه ایدئولوژیکی مانند معارف، آزادی بیان، محدودیت در رفتارهای اجتماعی، سرگرمی‌‌ها و حقوق زنان باید از توجه ویژه برخوردار باشند و دیدگاه‌‌های دو طرف در نظر گرفته شود؛

    • دولت مرکزی باید نقشی را که زورمندان قومی بازی می‌‌کنند مد نظر داشته باشند و طالبان نیز باید این مسأله را برای گروه‌‌های خود مورد توجه قرار دهند.

    در حال حاضر، نشانه‌‌های اندکی وجود دارد که طالبان و دولت مرکزی می‌‌توانند به نوعی سازش اولیه برسند. بسیاری از موضوع‌های مورد اختلاف در دیگر مذاکرات ممکن است دلایل اصلی به‌شمار نروند، اما برعکس در افغانستان همان‌‌ها می‌‌تواند جرقه آغاز جنگی دوباره باشد.

    تلاشی دیگر از سوی امریکا برای شکست احتمالی مذاکرات صلح محتمل خواهد بود؟

    با نگاهی به تلاش‌‌های صلح از گذشته تا به امروز، آیا راهی برای دانستن این‌که رویکردی غیرمنتظره از سوی ایالات متحده در روند صلح وجود دارد؟ با توجه به روشی که در برخورد با طالبان در پیش گرفته بود و درحالی‌که نیاز دولت افغانستان به امریکا برای اتحاد و اصلاحات واقعی، بیشتر احساس می‌‌شد، دیدن عقب‌نشینی ایالات متحده نسبت به نقش دولت برای همه دور از انتظار بود.

    هنوز امکان ارائه کمک، اگرچه محدود، از سوی ایالات متحده با متحدان خود برای ایجاد کمک موثر بین‌المللی وجود دارد. در صورت عدم موفقیت در رسیدن به توافق صلح، امکان دارد ضمانت‌هایی به‌صورت پشتیبانی هوایی در جنگ مجدد با طالبان و سایر کمک‌‌ها به دولت افغانستان، فراهم شود.

    از طرفی ممکن است برای اعتماد به این امید که روند صلح به‌رغم تلاش طالبان برای بهره‌برداری از مذاکرات و همچنین استفاده مستمر از خشونت، به نتیجه‌ای برسد، دیر باشد.

    • نشانه‌‌های اندکی از این‌که حکومت مرکزی افغانستان در حال دستیابی به اثربخشی، اتحاد و توانایی کافی برای استفاده صادقانه از کمک‌‌ها برای انتقال به نوعی دولت مشترک یا فدرالیسم با طالبان است، وجود دارد. از طرفی هم وعده‌‌های بیشتر مرهم شکست سیاست‌‌ها در 20 سال گذشته نخواهد بود.

    • با این‌که قوای امنیتی افغان بهبود یافته، اما هنوز هم به بیش از حمایتی که امریکا می‌‌تواند در عدم کمک‌‌های آموزشی و پشتیبانی از نظامیان افغانستان، فراهم کند، نیاز است.

    • ویروس کرونا، مشکلات اقتصادی افغانستان و همچنین بسیاری از شرکای استراتژیک دیگر امریکا و خود این کشور را پیچیده کرده است و زمانی که پای استراتژی در میان باشد، ایالات متحده اولویت‌‌های بالاتری را در سایر نقاط جهان دارد.

    • ایالات متحده در حال حاضر حضور خود را تا آن حد کاهش داده است که دیگر نتواند به درستی از قوای امنیتی و حکومت مرکزی افغانستان حمایت کند، و سیاست‌‌های داخلی ایالات متحده و نیازهای رقابتی آن کشور مانع بازگشت یا وعده هرگونه ضمانت امنیتی می‌‌شود.

    • سایر شرکای امریکایی در کمک‌‌های نظامی و غیرنظامی در صورتی که آن کشور به اندازه کافی از حکومت مرکزی افغانستان حمایت و یا روند صلح را تضمین نکند، دلیل کمی برای ماندن خواهند داشت.

    • طالبان احتمالا بتوانند هرگونه کاهش یا افزایش شرطی در کمک‌‌های خارجی را تحمل کنند، اما در حال حاضر این دولت مرکزی است که به کمک‌های نظامی و غیرنظامی خارج وابسته است. با کاهش کمک‌‌ها مردم بیشتر دولت افغانستان را مقصر خواهند دانست.

    اما امیدواری‌هایی نیز وجود دارد

    اقدام به خروج نظامیان از افغانستان و پذیرفتن هر آنچه از یک روند صلح شکست‌خورده به‌دست آید، در حال حاضر بهترین گزینه است. به‌نظر می‌‌رسد تلاش برای حفظ حضور معنادار نظامی در قالب تیم‌‌های تعلیمی یا ارائه ضمانت‌‌های امنیتی خیلی دیر باشد.

    با این حال، ارائه کمک‌‌های مالی مشروط به بخش‌‌های ملکی و امنیتی با توجه به هر آنچه برآمد مذاکرات صلح باشد، نقش امریکا را کم نخواهد کرد. حمایت ایالات متحده از کمک‌‌های مشروط بین‌المللی، آموزش و پلان‌‌های تعلیمی چه در خود امریکا و چه در سایر کشورها، چه زمانی که توافقی از مذاکرات حاصل شود و چه قدرت جدیدی به‌وجود آید، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

    به‌رغم احتمال دست‌نیافتن به صلح و ثبات پایدار، اما امیدهایی نیز وجود دارد:

    • به احتمال قوی طالبان تقسیم خواهند شد. بسیاری از این چنین جنبش‌‌های ایدئولوژیک در صورتی که فاقد یک رهبر قدرتمند، متحد و کاریزما باشند، از بین خواهند رفت؛

    • قدرت طالبان ممکن است در استفاده از زور و خشونت باشد، اما از مؤلفه‌‌های محبوبیت گسترده، توانایی عملی برای اداره کشور و رهنمود افغانستان به سمت توسعه و پیشرفت، برخوردار نیست؛

    • احتمال تضعیف یا تقسیم طالبان وجود دارد. طالبان حتا اگر «پیروز شوند» برای ماندن در قدرت با چالش‌‌های بزرگی روبه‌رویند. ایدئولوژی طالبان جذب کمک، ایجاد یک ساختار برای اداره و اقتصاد یا ایفای نقشی به‌عنوان بازیگر عمده منطقه‌ای را برای‌شان دشوار خواهد کرد. با گذشت زمان، حکومت یا ساختاری جدید ممکن تکامل یابد؛

    • تمرکز اصلی مشکلات متوجه کشورهایی خواهد شد که ایالات متحده با وجود آن‌ها هیچ دلیلی برای حفظ این بار بر دوش خود نخواهد داشت. پس از خروج امریکایی‌ها، صحنه برای فعالیت‌‌های روسیه، چین، ایران و پاکستان فراهم می‌‌شود؛

    • با آن‌که طالبان، داعش را به‌عنوان رقیب می‌دانند اما به‌نظر می‌‌رسد روابط این گروه با القاعده مانند گذشته ادامه دارد. با وجود این کاملا واضح است که افغانستان همچنان منبع اصلی حملات احتمالی تروریستی به امریکا به‌شمار برود و با برنامه‌ریزی حساب‌شده و هدفمند در مورد کمک‌ها، ممکن است خطر حمایت طالبان از چنین گروهک‌هایی را محدود و موضع دشمنی طالبان بر علیه داعش را نیز حفظ کند.

    با روشن‌شدن همه جوانب برنامه خروج، پیشنهاد چنین کمک‌هایی در این بازه‌ی زمانی می‌‌تواند این واقعیت را که ایالات متحده مطابق با توافق‌نامه فبروری 2020 مذاکرات صلح را وسیله‌ای برای خروج نیروهایش قرار داده است، کمرنگ کند. واقعیتی که افغان‌‌ها نیز با آن روبه‌رویند این است که در نهایت مسئولیت سرنوشت‌شان را باید خود به عهده بگیرند و امید برقراری صلح، ثبات را برای کشورشان به ارمغان داشته باشند.

    مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی

    مترجم: علی احمد حبیبی

  • شکست از چند موترسایکل سوار برای شما باید ننگ باشد

    شکست از چند موترسایکل سوار برای شما باید ننگ باشد

    ادامه ناامنی ها در ولایات مختلف افغانستان از جمله قندهار، کندوز و فاریاب اعتراضات مردمی و شخصیت های سیاسی را به دنبال داشته است.

    یکی از شخصیت های برجسته معترض به ناکامی امریکا و ناتو در کمک به ثبات و امنیت در افغانستان به عنوان شرکای بین المللی افغانستان، مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی و معاون اول پیشین رئیس جمهور غنی می باشد.

    مارشال دوستم در اعتراض به افزایش حملات طالبان که سطح کشتار را در کشور افزایش داده به تازگی در جمع مردم ولایات شمالی گفته است:« تسلیت کافی ست! بایید کار را تمام کنیم با این روش یا روش های دیگر!»

    وی خطاب به نانو و امریکا گفت:«باید جنگ را ختم کرد. یا این سو کنید یا آن سو!»

    مارشال دوستم تاکید کرد طالبان از هم اکنون مدعی اند که امریکا و ناتو را شکست داده اند، این گروه اما باید بداند که افغان ها را نمی تواند شکست دهد.

    رهبر حزب جنبش ملی افغانستان گفت:«طالبان بدانند که مارشال دوستم را شکست داده نمی توانند.!»

    معاون اول پیشین رئیس جمهور غنی افزود ناتو و امریکا صدها جنرال دارد، یک زمانی این جنرال ها به خانه بر می گردند و زمانیکه فرزندانشان از آنها بپرسند که جنگ چه طور بود، آنها اگر در جواب بگویند که از چند موترسایکل سوار شکست خورده اند، این برایشان شرم آور است.

    مارشال دوستم گفت:«این ناتو را سَی کن! این هواپیماهای ناتو و امریکا را سَی کن! چند موتر سایکل سوار را نمی توانند نابود کنند.!»

    رهبر حزب جنبش ملی همچنین خطاب به رئیس جمهور غنی گفت:«ما بدون اجازه بالا جنگ کرده نمی توانیم، اگر ولایات شمال را به ما بسپارید طی مدت کوتاهی امنیت را برقرار می کنم.»

    وی گفت:«من مارشال افغانستان هستم! به طالب نشان می دهم که رتبه مارشال به من از روی بخشش نیست و حقم بوده است.»

    مارشال دوستم با لحنی انتقادی علیه ناتو و امریکا تاکید کرد:«تداوم جنگ در افغانستان و به ویژه ولایات شمالی صبر مردم را لبریز کرده است و ما به گروه های کوچک از حلقات تسلیم نمی شویم.»

  • برده ها ارباب خود را هدف نمی گیرند

    برده ها ارباب خود را هدف نمی گیرند

    همه می دانیم که پاکستان هنوز از سیاست عمق استراتژیک خود در قبال افغانستان که به مدد جنگجویان طالبان امکان پذیر شده دست برنداشته است.

    این گروه در حال حاضر با امضای توافق نامه صلح با امریکا که تا آستانه شریک شدن در قدرت سیاسی در افغانستان پیش رفته اند سرمست از امتیازات انبوهی که به کمک پاکستان از امریکا به دست آورده اند حملات تهاجمی و انتحاری خود در ولایات مختلف افغانستان به ویژه ولایات هلمند، کندوز و قندهار را افزایش داده اند.

    هیات مذاکره کننده طالبان از سوی دیگر از مذاکرات بین الافغانی دوحه نیز ناامید نیستند و خطاب به جو بایدن رئیس جمهوری احتمالی امریکا گفته اند که توافق نامه صلح آنها با ترامپ نباید فراموش شود.

    در چنین حال و هوایی قرار است امروز پنج شنبه عمران خان نخست وزیر پاکستان برای پاره ای از صحبت ها در مورد گسترش روابط دو جانبه و نیز پروسه صلح به کابل بیاید و با مقامات افغانستانی صحبت و گفت و گو کند.

    به این مناسبت امروز پنج شنبه در کابل رخصتی اعلام شده تا با کاهش رفت و آمدها احتمال حملات انتحاری و انفجاری کمتر شود. این تصمیم دلایل امنیتی دارد.

    به باور کارشناسان اما این اقدام دولت برای جلوگیری از حملات احتمالی نمی تواند عاقلانه باشد چراکه حملات انتحاری و انفجاری در افغانستان توسط گروه دست پرورده پاکستان انجام می شود و براساس عرف سیاسی هیچ گروهی ارباب و ولی نعمت خود را هدف قرار نمی دهد. به ویژه زمانی که ارباب برای حل خادمان خود سفر کرده باشد.

    عمران خان به احتمال زیاد در گفت و گو با رهبران افغان برای شکست بن بست صلح دوحه تلاش خواهد کرد. بنابراین برای تروریستان معنایی ندارد که بخواهند سفر عمران خان را مختل کنند یا سفر را به کام وی تلخ نمایند.

    با این وصف چه شهر شلوغ باشد و چه خلوت چیز خاصی از نوع حملات تروریستی در کابل اتفاق نخواهد افتاد. مگر اینکه گروه دیگری غیر از گروه های تروریستی بخواهد کاری انجام دهد. این گروه می تواند شامل کسانی باشد که ظاهرا در دولت هستند اما برای رسیدن به اهداف خود حملات تروریستی را علیه دولت طراحی می کنند.

  • طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    آمارها نشان می‌دهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشه‌ی اقتصادی داشته است.

    در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیله‌ی غول های اقتصادی دنیا صورت می‌گیرد. ایالات متحده‌ی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.

    کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازه‌ی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.

    مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیله‌ی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده می‌شود که سازمان های اقتصادی می‌توانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها می‌توانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.

    برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجه‌ی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشه‌ی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایه‌ی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطه‌ی جهانی خواهیم بود.

    اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری می‌میرند، کسی خم به ابرو نمی‌آورد، و این است داستان مستند قرن ما!

    خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره می‌بایست بر می‌آمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیره‌ی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره می‌کنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینه‌ی نفتی و به طبع آن کابینه‌ی جنگی بود.

    موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جمله‌ی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.

    احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه می‌کند و افغانستان می‌توانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر می‌آمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.

    آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آینده‌ی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را می‌خواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسه‌ی تولید گروهی به نام طالبان حمایت می‌کرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان می‌توانست از عهده‌ی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.

    اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکه‌ی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکه‌ی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت می‌کردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.

    گفته می‌شود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده می‌شویم و آنجا سنگر می‌گیریم و رافایل در ادامه ایضاح می‌کند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.

    معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبه‌ی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.

    شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغه‌ی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.‌

    می‌دانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی می‌کوشند.

    عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، می‌خواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.

    جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحه‌ی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکده‌ی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامه‌ی آن و بالاخره نمایاندن چهره‌ی زشت از اسلام نیز می‌تواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.

    در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجه‌ی کار آنها قضاوت می کنند.

    قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده می‌کردند و هم چنین کردند.

    صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود

    قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.

    تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجه‌ی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.

    استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.

    بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه می‌کنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.

    آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت می‌انجامید.

    اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.

    آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه می‌کند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.

    کارنامه سیاه طالبان

    بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقاله‌ی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:

    1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.

    2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.

    3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.

    4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائه‌ی چهره‌ی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمه‌ی سختی وارد نمود.

    5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.

    6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکننده‌ی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.

    7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانه‌ی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.

    8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.

    9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقه‌ی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیه‌ی نژادی.

    10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…

    سید علی موسوی چکاوک

  • اجماع منطقه ای قوی برای  مبارزه با تروریسم باید شکل گیرد

    اجماع منطقه ای قوی برای مبارزه با تروریسم باید شکل گیرد

     در این دیدار هر دوجانب در خصوص وضعیت جاری منطقه و جهان، پروسۀ صلح، فرصت‌های موجود همکاری میان ایران و افغانستان و کشورهای منطقه و تقویت آن، تاکید کردند.
    ابراهیم طاهریان نماینده خاص وزیر خارجه ایران برای افغانستان در رابطه به تقویت و گسترش همکاری‌ها و مناسبات میان ایران و افغانستان صحبت کرد و از پروسۀ صلح به رهبری و مالکیت دولت افغانستان حمایت نمود.
    در مقابل، ربیس جمهور غنی ضمن خوش آمدید به ابراهیم طاهریان، با اشاره به اجماع قوی افغانستان، ایران و کشورهای منطقه در خصوص برنامه‌های اقتصادی، گفت این اجماع باید در دستور کار ما قرار داشته باشد.
    رییس جمهور گفت افغانستان خواستار مناسبات نیک و حسنه با کشورهای همسایه است و بدون شک کشور ما به صلح متعهد می‌باشد. خشونت و تروریزم نه تنها برای افغانستان، بلکه برای کشورهای منطقه خطر است و باید اجماع قوی در زمینه مبارزه علیه تروریزم و قاچاق مواد مخدر ایجاد گردد.
    رییس جمهور کشور با اشاره به تحرکات تروریستان در افغانستان و منطقه، گفت به تروریستان به مثابه یک یا دو گروه دیده نشود، زیرا این ها یک نظام تروریستی و مجموعه گروپ‌های تروریستی به شمول القاعده، داعش و دیگر گروه‌ها هستند که منافع افغان‌ها و کشورهای منطقه را تهدید می‌کنند.

    وی افزود باید یک تعریف واضح از خطرات تروریزم در منطقه ایجاد گردد، زیرا شبکه‌های متذکره هم مفکوره بوده و تلاش می‌کنند که در منطقه برای خودشان مکان مصئون پیدا نمایند.
    رییس جمهور محمد اشرف غنی از تلاش‌های نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان یادآوری کرد که با داشتن ظرفیت بلند، از مردم خویش دفاع می‌کنند و برای امنیت منطقه و جهان قربانی می‌دهند. کشورهای منطقه نیز مانند افغانستان، صادقانه و با اراده راسخ، علیه تروریزم و شبکه‌های جرمی مواد مخدر، مبارزه نمایند.
    رییس جمهور غنی در اخیر سخنانش در خصوص فرصت‌های اقتصادی، تجارتی و ترانزیتی در افغانستان، صحبت کرده گفت افغانستان توانایی تطبیق دیدگاه اتصال آسیای مرکزی و منطقه را دارد و از این فرصت‌ها باید استفاده صورت گیرد.