برچسب: امریکا

  • هشدار پوتین به اروپا، از خط سرخ روسیه عبور نکنید

    هشدار پوتین به اروپا، از خط سرخ روسیه عبور نکنید

    ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه خطاب به غرب گفت از «خط سرخ» روسیه عبور نکنید، وگرنه سخت پیشمان خواهید شد.

    پوتین که روز چهارشنبه (۱ ثور/ ۲۱ اپریل)، در سخنرانی سالانه‌ی خود در مجمع فدرال این کشور صحبت می‌کرد، گفت مسکو به اقدامات تحریک‌آمیز واکنش قاطع نشان خواهد داد  و عاملان این اقدامات، چنان پشیمان خواهند شد که قبلا نشده‌ اند.

    آقای پوتین روسیه را با ببری در محاصره‌ی کفتارها تشبیه کرد و گفت: «امیدوارم هیچ کس این ایده به ذهنش نیاید که به اصطلاح خط سرخ روابط با روسیه را رد کند.»

    او در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: «برخی از کشورها عادت کرده‌ اند که به هر دلیلی از روسیه انتقاد کنند و در بسیاری موارد، این انتقادها بی دلیل است. این به یک ورزش تبدیل شده است. سازمان‌دهندگان هرگونه اقدام تحریک‌آمیز که امنیت ملی ما را به خطر بیندازد از اعمال خود پیشمان خواهند شد؛ چنان پیشمانی که قبلا نشده‌ اند.»

    در همین حال، گزارشگر بی‌بی‌سی در اروپا گفته اند که آقای پوتین در این سخنرانی، عملا به کشورهای عضو ناتو نیز هشدار داده  و گفته است که حساب کارشان را بکنند و عقب بنشینند.

    روابط میان روسیه با امریکا و اروپا در این اواخر بر سر مستقر کردن صدها نیرو از سوی روسیه در مرزهای اوکراین، برخورد حکومت با آلکسی ناوالنی، منتقد سرسخت آقای پوتین، وضع تحریم از سوی غرب علیه بلاروس، متحد روسیه، تیره شده است.

    در همین حال، هفته‌ی گذشته امریکا روسیه را به اتهام حملات ساییری و دخالت در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ این کشور، تحریم کرد و مسکو در اقدام مقابل، از ۱۰ دیپلمات امریکایی خواست مسکو را ترک کنند.

    جمهوری چک که عضو اتحادیه‌ی اروپا است، در آغاز هفته‌ی جاری ۱۸ دیپلمات را به اتهام دست داشتن در یک انفجار در انبار مهمات در سال ۲۰۱۴، از این کشور اخراج کرد و روسیه در اقدام تلافی‌جویانه تصمیم گرفته است که ۲۰ دیپلمات چک را از مسکو اخراج کند.

  • نشست سه جانبه افغانستان، ترکیه و پاکستان فردا در استانبول برگزار می شود

    نشست سه جانبه افغانستان، ترکیه و پاکستان فردا در استانبول برگزار می شود

    همزمان با اعلام تأخیر نشست استانبول در مورد روند صلح افغانستان، وزارت امور خارجه‌ی ترکیه می‌گوید قرار است فردا یک نشست سه‌جانبه میان افغانستان، ترکیه و پاکستان برگزار شود.

    وزارت خارجه‌ی ترکیه امروز (پنج‌شنبه، ۲ ثور) با نشر خبرنامه‌ای گفت این نشست در سطح وزیران خارجه‌ی افغانستان، ترکیه و پاکستان در استانبول برگزار می‌شود.

    به نقل از خبرنامه، طرف‌های اشتراک‌کننده در این نشست روی موضوعات صلح افغانستان، همکاری در بخش‌های امنیتی، اتصال، انرژی و مهاجرت‌های غیرقانونی بحث و گفت‌وگو می‌کنند.

    همزمان با این اعلام وزارت خارجه‌ی ترکیه، وزارت امور خارجه‌ی کشور اعلام کرده است که محمدحنیف اتمر، وزیر این وزارت به هدف شرکت در نشست سه‌جانبه میان افغانستان، ترکیه و پاکستان عازم ترکیه شده است.

    در خبرنامه آمده است که در این نشست روی موفقیت روند صلح افغانستان، از سرگیری مذاکرات صلح میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان، تقویه‌ی اجماع منطقه‌ای برای حمایت از صلح، نقش ترکیه و پاکستان و تقویت روابط سه‌جانبه گفت‌وگو می‌شود.

    از سویی هم، وزارت خارجه‌ی ترکیه گفته است که در حاشیه‌ی این نشست سه‌جانبه، مولود چاووش اوغلو، وزیر خارجه‌ی ترکیه با همتایان افغانی و پاکستانی‌ خود نیز دیدار و گفت‌وگو می‌کند.

    این نشست درحالی میان افغانستان، ترکیه و پاکستان برگزار می‌شود که پیشتر مولود چاووش اوغلو در مصاحبه با شبکه‌ی تلویزیونی خبر تُرک (Habertürk) گفته بود که پس از مشوره با سازمان ملل متحد و کشورهای قطر و امریکا، برگزاری نشست استانبول در مورد صلح افغانستان به بعد از ماه رمضان و عید سعید فطر موکول شده است.

    وزیر خارجه‌ی ترکیه افزوده بود که تصمیم در مورد تعویق برگزاری این نشست، به‌دلیل اعلام رسمی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان گرفته شده است.

    ترکیه، قطر و سازمان ملل متحد نیز روز گذشته با نشر اعلامیه‌ی مشترک تعویق نشست استانبول را تأیید کردند. آنان اعلام کردند که توافق کرده‌اند تا نشست استانبول به موعد بعدی تا زمانی که شرایط مطلوب برای پیشرفت معنادار فراهم شود، مول گردد.

    نشست استانبول قرار بود در تاریخ ۲۴ آپریل برگزار شود و تا چهارم ماه می ادامه یابد. پیشتر وزارت خارجه‌ی ترکیه گفته بود که این نشست با میزبانی مشترک ترکیه، قطر و سازمان ملل و در سطح بلند و فراگیر میان نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان برگزار می‌شود.

    هدف اصلی نشست استانبول تسریع روند صلح افغانستان، تکمیل مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه و دست‌یابی به یک توافق سیاسی عادلانه و پایدار است.

  • صهیونیزم در فلسطین

    صهیونیزم در فلسطین

    از آنجایی که بریتانیا، قصد سیطره و چنگ‌اندازی بر منطقه عربی اطراف کانال سوئز را داشت، مصر را اشغال و یهودیان را ترغیب کرد تا ادعای بی‌‏اساس خود را مبنی بر داشتن حق بازگشت، به کوه کذایی «صهیون» در قدس و برپایی دولت در فلسطین، مجدداً مطرح کنند دولتی که حامی منافع بریتانیا در منطقه بوده و از کمک‌های همه‌جانبه این کشور برخوردار باشد.

    بریتانیا در همین زمینه، مشوق تئودور هرتسل (خبرنگار یهودی‌‏تبار اتریشی) در امر دعوت از یهودیان جهان، برای تأسیس دولت صهیونیستی در فلسطین بود و عملًا نخستین کنگره صهیونیستی در شهر پازل سوئیس در سال ۱۸۹۷ میلادی با حضور صدها تن از شخصیت‌های یهودی سراسر جهان برگزار شد.

    در این اجلاس شرکت کنندگان موافقت کردند برای بازگرداندن یهودیان جهان به فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی، علیه ملت و صاحبان راستین آن، تلاش کنند و در همین راستا مؤسسات مالی چندی، برای تحقق این هدف شوم دایر کردند.

    هرتسل(هرتزل) هم به نوبه خود کوشید سلطان عثمانی (عبدالحمید دوم)، در مقابل پرداخت چند میلیون سکه طلا، با تسلیم فلسطین به یهودیان موافقت کند.

    سلطان عبدالحمید این پیشنهاد را رد کرد و تأکید نمود که سرزمین فلسطین، متعلق به مسلمانان بوده و حتی با پول همه یهودیان آن را نخواهد فروخت. بدین جهت یهودیان وی را در سال ۱۹۰۸ میلادی سرنگون ساختند.

    هرتسل که از این نیرنگ طرفی نبسته بود، راهی آلمان، ایتالیا و روسیه شد تا آنها، یهودیان را در اشغال فلسطین یاری رساند امّا آنها از این کار سر باز زدند زیرا فلسطین سرزمینی است که مردم خودش را داشته و تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بود.

    او که دست خالی از این کشورها بازگشته بود، به مشوق اصلی و مروّج ایده صهیونیستی (بریتانیا) روی آورد و این کشور تعهد داد از طرح تشکیل رژیم صهیونیستی حمایت کند.

    به دنبال شروع جنگ اول جهانی، بریتانیا در سال ۱۹۱۷ میلادی با موافقت فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای غربی، بیانیه‌ای را صادر کرد و به وسیله بالفور (وزیر خارجه وقت این کشور) به روچیلد (سرمایه‌دار یهودی) قول داد: ” وطن قومی برای یهودیان در فلسطین ایجاد خواهد!” این وعده به «بیانیه بالفور» موسوم شد.

    در سال ۱۹۱۸ میلادی (هم‌زمان با شکست ترکیه و اشغال فلسطین بوسیلهٔ بریتانیا)، کشورهای یادشده تلاش کردند زمینه برپایی دولت یهودی را در فلسطین مهیا سازند.

    در همین رابطه جامعهٔ ملل با قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، به منظور برپایی دولت یهودی در آن موافقت کرد.

    بریتانیا نیز نماینده‌ای یهودی تبار (هربرت صاموئیل) را در سال ۱۹۲۰ میلادی به فلسطین گسیل داشت تا مقدمات کوچ یهودیان سراسر جهان را به آنجا فراهم آورد.

    روباه مکار انگلیس که به استعار پیر نیز شهره بود به موازات این اقدام، به تجهیز و آموزش نظامی یهودیان پرداخت و زمین‌های وسیعی را در اختیار آنان قرار داد تا شهرک‌هایی را احداث کنند که امروزه تعداد آن به هزاران شهرک رسیده و تمام سرزمین فلسطین را در بر گرفته است.

    سیدعلی موسوی چکاوک

  • امریکا 300 میلیون دالر به افغانستان کمک می کند

    امریکا 300 میلیون دالر به افغانستان کمک می کند

    انتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا، چهارشنبه‌شب، یکم ثور، در توییتی گفت این کمک‌ها در بخش‌های غیرنظامی مصرف خواهد شد.

    وی تأکید کرد کمک ۳۰۰ میلیونی امریکا نشان‌دهنده حمایت و اشتیاق پایدار این کشور برای افغانستان است که براساس دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته بنا شده است.

    امریکا در حالی این مقدار پول را در بخش‌های غیرنظامی کمک می‌کند که قرار است نیروهای نظامی این کشور تا یازدهم سپتامبر سال جاری میلادی افغانستان را ترک کنند. پیش از این جو بایدن گفته بود با خروج نیروهای این کشور از افغانستان، کمک‌های بشردوستانه این کشور قطع نمی‌شود.

  • آیا طولانی ترین جنگ امریکا به پایان می رسد؟

    آیا طولانی ترین جنگ امریکا به پایان می رسد؟

    سرانجام، به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها به بازگشت به خانه تمایل دارند. آیا آن‌ها در آن‌جا می‌مانند؟

    رییس جمهور جو بایدن چهارشنبه گذشته اعلام کرد که تا ۱۱ سپتامبر – بیستمین سال‌گرد دودهه جنگ – همه نیروهای زمینی امریکا را از افغانستان خارج خواهد کرد. سپس وی از گورستان ملی آرلینگتون دیدار کرد. خبرنگاری از وی پرسید که آیا تصمیم‌گیری او برای خروج دشوار بوده است؟ بایدن پاسخ داد: «نه، این‌طور نبود. برای من کاملاً واضح بود.»

    سهل بودن تصمیم‌گیری برای بایدن از دلایلی که وی برای ختم ماموریت در افغانستان بیان کرد، روشن شد. بایدن با انتقاد از اهداف بزرگ و نامشخصی که توسط پیشینیان وی دنبال می‌شد، از دستور دادن سربازان امریکایی برای انجام هرگونه مأموریتی بدون دست‌آورد، امتناع ورزید. وی اذعان می‌کند که جنگ میان افغان‌ها احتمالاً ادامه خواهد یافت؛ اما تصمیم گرفت که امریکایی‌ها را از جنگ بیرون کند. این‌که تصمیم رییس جمهور بایدن عملی می‌شود یا نه، در ماه‌های آینده روشن خواهد شد. پیش از این، بایدن حاضر به تکمیل عقب‌نشینی در مهلت اول ماه می که از دولت قبلی به ارث برده بود، نشد.

    مهلت عقب‌نشینی اول ماه می مصادف با آغاز فصل کارزار خشونت تابستان در افغانستان است. اکنون طالبان آماده هدف قرار دادن امریکایی‌های در شرف خروج هستند. چه این اتفاق بیفتد و چه نیفتد، یک چیز مسلم است: کسانی که ایالات متحده را وارد جنگ‌های ابدی کردند، برای جلوگیری از خروج نیروها تمام تلاش خود را به خرج خواهند داد. به محض اعلام خروج بایدن، یک گروه هم‌صدا شد و حملات نقدآمیز خود را علیه وی به نمایش گذاشت. جمهوری‌خواهان این اقدام بایدن را به خطر انداختن امنیت ملی ایالات متحده دانستند و از آن به شدت انتقاد کردند.

    میچ مک کانل، رهبر جمهوری‌خواه سنا، ابراز داشت که حضور نیروهای امریکایی برای «کنترل تروریسم رادیکال اسلامی» در آن‌جا لازم بود. هرچند وی توضیح نداد که چرا تهدیدات در افغانستان بیش از تهدید در جاهای دیگر است. همکار وی، لیندزی گراهام تصور این‌که عقب‌نشینی نیروهای امریکایی سبب توطئه دیگر همانند یازدهم سپتامبر از خاک افغانستان خواهد شد را برانگیخته است. برخی دیگر احساساتی شدند و تصمیم بایدن را خیانت به شرکا و ارزش‌های امریکا دانستند.

    مکس بوت، کارشناس مسایل سیاسی در روزنامه واشنگتن‌پست، ابراز داشته است که در صورت خروج نیروهای امریکایی، کابل به دست طالبان سقوط می‌کند؛ درست همانند سقوط سایگون به دست ویتنام شمالی.

    برید جنرال مک ماستر که به عنوان مشاور امنیت ملی دونالد ترمپ خدمت کرده، اعلام عقب‌نشینی را با شرایطی که ممکن است یک قرن پیش از یک دفتر استعماری صادر شده باشد، تشبیه کرد. وی در توییتر خود نوشت: «ما افغان‌های شجاع را در مرز بین بربریت و تمدن رها می‌کنیم». چنین بحث‌هایی از زمان آغاز جنگ به اندازه کافی صورت گرفته است.

    مهم‌ترین این بحث‌ها، گزارش مبالغه‌آمیز از جزئیات جنگ است، بدون این‌که پرسیده شود که این اهداف قابل تعریف و یا واقعاً قابل تحقق است، مورد تحسین قرار گرفت. اما برای اولین بار یک رییس جمهور امریکا الزامیتی که این استدلال‌ها به صورت مشترک دارد را مشخص و رد کرده است: آن‌ها به دلیل عدم از بین رفتن کامل تروریست‌ها و طالبان در افغانستان جنگ دایمی را پیش‌بینی می‌کنند و هم‌چنین ارتش امریکا نمی‌تواند بنا به مفاهیم «تمدن» مک ماستر، کشور را بازسازی کند.

    پس از کشته شدن ۲۴۴۸ عضو خدمات و هزینه کردن ۲ میلیارد دالر، انتخاب، ادامه جنگ بود؛ اما بایدن تصمیم گرفت که همین حالا نیروها را بیرون کند. با وجود این‌که بایدن خود را متقاعد کرده است که باید جنگ پایان یابد، با این حال، نمایش حوادث موجود در زمین توسط حامیان ادامه جنگ‌های ابدی در واشنگتن، می‌تواند به امید جلوگیری از بلاهای قریب‌الوقوع، روند وی را کُند یا معکوس کند.

    با آغاز روند خروج ۳۵۰۰ سرباز امریکایی در ماه می از افغانستان، طالبان احتمالاً خود را پیروز اعلام می‌کنند و برای تصرف مناطق جدید حمله خواهند کرد. نیروهای آن‌ها آماده حمله و تصرف مناطق روستایی و حتا مراکز ولایات هستند.

    در سال ۲۰۱۵، هنگامی که باراک اوباما، رییس جمهور امریکا تلاش کرد یک مأموریت گسترده ضدشورش را به یک «مأموریت آموزشی» به رهبری ناتو تبدیل کند؛ طالبان، کندز، شهری با حدود ۲۵۰۰۰۰ نفر جمعیت را تصرف کردند و آن را برای مدت دو هفته در دست داشتند. دولت افغانستان برای بازپس‌گیری کنترل مناطق به نیروی‌های ضربتی هوایی امریکا احتیاج داشت. ممکن است تابستان امسال نیز شهرهای بزرگ در معرض حملات قرار بگیرد و سناریوهای مشابه رخ دهد. وقتی دولت افغانستان از امریکا درخواست حمایت مستقیم نظامی کند و اعضای کنگره با این خواست موافقت کنند، بایدن باید نه بگوید.

    طالبان موجب نقض حقوق بشر می‌شوند که مطمئناً به صورت گسترده از تلویزیون‌های امریکا پخش خواهد شد. نمونه بارز آن مناطقی است که قبلاً در دست طالبان بود. در ولسوالی سنگین ولایت هلمند، طالبان تقریباً همه جنبه‌های زنده‌گی روزمره را کنترل می‌کنند. آن‌ها مدارس غیردینی را بسته‌اند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که آیا افغان‌ها می‌توانند تلفن همراه داشته باشند یا خیر؟

    برای امریکایی‌ها، تماشای بازگشت حکومت طالبان بسیار آزاردهنده خواهد بود. برخی ممکن است از اقدامات نظامی ایالات متحده  برای جلوگیری از ضایع شدن دست‌آوردهایی که به سختی به دست آمده است، حمایت کنند.

    بایدن باید با منطق سخت‌گیرانه‌ای که هفته گذشته به کار گرفته است، سریع بایستد و عواقب طولانی‌مدت را نسبت به ترس فوری در اولویت قرار دهد. دفاع از یک شهر افغانستان برای مدت یک ماه تمام، متضمن دفاع از آن برای مدت نامحدود است. طوری که بایدن به مردم گفت، مبارزات نظامی ایالات متحده «هرگز موثر واقع نشد – نه زمانی که ۹۸۰۰۰ سرباز در افغانستان داشتیم و نه زمانی که به چند هزار نفر رسیده بودیم.»

    اگر خشونت در افغانستان ادامه یابد، به این دلیل است که تعهدات بسیار محکم امریکا در تحمیل صلح ناتوان بوده است. حتا آن‌ها ممکن است مانع دست‌یابی افغان‌ها به ثبات شده باشند. بایدن این اصل را به خوبی بیان کرد: «فقط افغان‌ها حق و مسوولیت دارند که کشور خود را رهبری کنند.» بنابراین، نیروهای امریکایی باید آن‌جا را ترک کنند.

    سرانجام، این بار، به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها مایل به آوردن نیروها به خانه هستند. همان‌طوری که بایدن از این امر  بدون شک قدردانی می‌کند، وی‌ در مورد عقب‌نشینی حمایت گسترده‌ مردم را نیز با خود دارد. طبق نظرسنجی بنیاد اوراسیا گروپ، بیش از ۶۰ درصد امریکایی‌ها از توافق‌نامه خروج با طالبان حمایت کردند؛ در حالی که تنها ۸ درصد با آن مخالف بودند. حتا کهنه سربازان پس از یازده سپتامبر که در جنگ‌های عراق و افغانستان شرکت کرده‌اند، از ادامه جنگ حمایت نمی‌کنند. هم‌چنین نسل‌های جدید رای‌دهنده‌گان علاقه‌ای به از سرگیری جنگ برای همیشه ندارند.

    یک بررسی انجام شده توسط مرکز پیش‌رفت‌ امریکا نشان می‌دهد که نسل آینده بیش‌تر از بزرگان خود جنگ در افغانستان ‌را اتلاف منابع و بدون منفعت برای امنیت ملی دانسته‌ است و آن را رد می‌کند. رهبران امریکایی متوجه آن شده‌اند. اگرچه مخالفت‌های سیاسی هم‌چنان به قوت خود باقی است؛ اما از اعلامیه بایدن استقبال خوبی صورت گرفت.

    اکثر دموکرات‌ها، مانند سناتور برنی سندرز و باربارا لی که مدت‌ها است خواستار پایان جنگ‌های بی‌پایان بودند، از این اقدام تحسین می‌کنند. چاک شومر، رهبر اکثریت سنا، با وجود مخالفت با برکناری رییس جمهور ترمپ، از اقدام بایدن استقبال کرد. شومر اظهار داشت: «من جنگ‌های بی‌پایان نمی‌خواهم و مردم امریکا نیز نمی‌خواهند.» جمهوری‌خواهان، نیز به نوبه خود دیگر از آن حمایت نمی‌کنند. در حالی که بزرگان حزب اعتراض کردند، تصمیم بایدن با استقبال سناتورها، از جمله تد کروز، جاش هالی و مایک لی روبه‌رو شد.

    به نظر می‌رسد که مدعیان بعدی ریاست جمهوری حزب جمهوری‌خواه، بایدن را به دلیل عقب‌نشینی خیلی زود انتقاد کنند. با تشدید خشونت در افغانستان، این ستایش‌ها ممکن است کم‌رنگ‌تر شود. سروصدای منتقدان بایدن بلندتر خواهد شد. اما اگر افغان‌ها بخواهند سرنوشت سیاسی خود را تعیین کنند، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین جنگ امریکا برای همیشه باید پایان یابد. امسال ایالات متحده می‌تواند از یازده سپتامبر در فضای صلح همراه با کشوری که حملات از آن‌جا برنامه‌ریزی شده بود، یاد بود به عمل آورد.

    منبع: گاردین

    ترجمه: سید جمال اخگر

  • جنرال مک کنزی: در مورد داشتن پایگاه با همسایه های افغانستان توافقی نکرده ایم

    جنرال مک کنزی: در مورد داشتن پایگاه با همسایه های افغانستان توافقی نکرده ایم

    جنرال مکنزی دیروز سه‌شنبه در پاسخ به این سوال اعضای کانگرس که آیا امریکا بعد از خروج قوایش از افغانستان برای مبارزه با تروریستان در منطقه کدام قرارگاهی دارد، توضیحات داد.

    او افزود وزارت دفاع امریکا در روزهای بعد یک پلان را در این رابطه خواهد سپرد. به گفته او طبق این پلان جلو فعالیت‌های تروریستان گرفته می‌شود.

    جنرال مکنزی به اعضای کمیته دفاعی مجلس نمایندگان کانگرس همچنان گفت بر طالبان همچون یک شریک در مذاکرات صلح اعتماد ندارد.

    او تاکید کرد طالبان باید تعهدات خود در موافقتنامه صلح با امریکا را عملی کنند.

  • جنرال مک کنزی: خروج از افغانستان یک روند پیچیده است

    جنرال مک کنزی: خروج از افغانستان یک روند پیچیده است

     جنرال کنث مک‌کنزی روز سه‌شنبه در کمیته خدمات نظامی مجلس نمایندگان اظهار کرد: ما بر روی همکاری نزدیک با دولت افغانستان متمرکز هستیم. متحدان ناتو با مسئولیت‌پذیری، عملیات پشتیبانی قاطع در افغانستان را به پایان می رسانند که  در حال حاضر این تلاش اصلی من است.

    وی افزود: هدف واحد ما در افغانستان این بوده است که اطمینان حاصل کنیم القاعده و دیگر سازمان‌های خشونت‌طلب افراطی دیگر، هرگز نمی‌توانند علیه دولت‌های متحد و شرکای ما توطئه، آماده سازی و حمله کنند.

    فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا ادامه داد: این مبارزات در طول سال‌ها از نبرد فعال با تروریست‌ها تا تلاش‌های مشورتی که برای تقویت توانایی دفاع ملی و نیروهای امنیتی افغان در انجام مبارزات خود طراحی شده اند، به طور قابل توجهی تکامل یافته است.

    مک‌کنزی مدعی شد: اینکه ۱۱ سپتامبر دیگری رخ نداده است، تصادفی نیست. این محصول مجموعه این تلاش‌ها است. ما اکنون بیشتر در حال برنامه‌ریزی برای عملیات ضد تروریسم از داخل منطقه هستیم تا اطمینان حاصل کنیم که سازمان‌های افراطی خشونت‌طلب که برای حیات خود در مناطق حاشیه‌ای افغانستان می‌جنگند، تحت نظارت و فشار مداوم باقی بمانند.

    وی اضافه کرد: قدرت جنگی قابل توجه ایالات متحده برای جلوگیری از این احتمال که طالبان تصمیم بگیرد به هر طریقی در خروج منظم ما مداخله کند، به کار گرفته می‌شود.

    فرمانده سنتکام یادآور شد: خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان یک عملیات نظامی بسیار پیچیده و سخت است.

    مک‌کنزی در پاسخ سوالی درباره تهدید احتمالی و آینده تروریستی از جانب افغانستان هم گفت: من در واقع برنامه ریزی مفصلی را با دستور وزیر برای بررسی این گزینه‌ها انجام می‌دهم و تا پایان ماه با برخی از گزینه‌ها به او گزارش خواهم داد.

    وی افزود: به طور گسترده می‌توانم بگویم، اگر افغانستان را ترک کنید و بخواهید برای انجام این نوع عملیات دوباره به آنجا بروید، سه کار وجود دارد که باید انجام دهید؛ باید هدف را پیدا و برطرف  و باید بتوانید هدف را به پایان برسانید.

    فرمانده نیروهای آمریکا در خاورمیانه و آسیای غربی گفت: درباره مرحله نخست و دوم به پشتیبانی اطلاعاتی سنگینی نیاز دارد و اگر شما خارج از کشور هستید و اکوسیستمی را که اکنون در آنجا داریم، نداشته باشید، انجام این کار دشوارتر خواهد بود.

    مک‌کنزی تاکید کرد: انجام این کار غیرممکن نیست. همه گزینه‌ها را بررسی می‌کنیم. شما می‌توانید این کار را با حملات هوایی با سرنشین دار انجام دهید، گرچه اینها ذاتا خطرناک هستند اما هنوز هم کارایی دارند.

    وی خاطرنشان کرد: ما در حال حاضر این مشکل را با تمام منابع خود بررسی می‌کنیم تا راهی برای انجام آن در هوشمندترین روش بدون خطر بیابیم.

    این فرمانده آمریکایی همچنین از مکالمه خود با جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا سخن گفت و افزود: در مورد عقب نشینی از افغانستان، چندین فرصت داشتم تا با رئیس جمهوری مکالمه مفصلی داشته باشم و به او مشاوره بدهم. او توصیه های من را شنید.

    مک‌کنزی حاضر نشد از محتوای مکالمه چیزی بگوید.

    مک‌کنزی درباره طالبان هم گفت: اگر آنها هر نوع به رسمیت شناختن بین‌المللی را برای افغانستان بخواهند، اگر خواستار هر نوع حمایت بین‌المللی باشند، باید به توافقی که انجام داده‌اند، عمل کنند.

    وی درباره نقش پاکستان هم اینگونه گفت که به دلیل احتمال جریان پناهندگان غیرمجاز و افزایش احتمال حملات تروریستی جدید در پاکستان که می‌تواند در نتیجه آن باشد، بیشتر تحت تأثیر عقب‌نشینی آمریکا و ناتو از افغانستان قرار خواهد گرفت.

    رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا افزود: کشورهای شمال افغانستان همچون تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان هم نگران جریان پناهندگان و همچنین جریان جنگجویان هستند.

    عراق و سوریه

    این فرمانده نظامی آمریکا درباره عراق و سوریه هم گفت: در عراق و سوریه، کارزار از بین بردن تهدیدهای داعش وارد مرحله جدیدی شده است اما ایدئولوژی سمی داعش ادامه دارد.

    مک‌کنزی افزود: معتقدم چین و روسیه در خاورمیانه به تلاش برای بهبود موقعیت خود و کاهش جایگاه ایالات متحده در هر جای ممکن، ادامه خواهند داد.

    وی با بیان اینکه در عراق و سوریه هنوز بقایای داعش باقی است، اظهار کرد:  حفظ زمین برای آنها دشوار است. آنها هنوز هم می‌توانند حملات تروریستی در مقیاس کوچک انجام دهند اما در عراق ، نیروهای امنیتی به طور کلی قادر به حل این مشکل هستند.

    فرمانده نیروهای مرکزی ارتش آمریکا اضافه کرد: ما در حال گشت زنی با عراقی ها در منطقه نیستیم، در سوریه نیز همین‌گونه است و شرکای نیروی دموکراتیک سوریه در حال انجام عملیات هستند.

    مک‌کنزی با بیان اینکه “آینده در عراق و سوریه بدون خونریزی نخواهد بود”، تصریح کرد: داعش قرار نیست از بین برود. ادامه خواهد داشت. از این رو، فشار مداوم هنوز لازم است هرچند روندها به درستی حرکت می کنند.

    وی درباره خروج از عراق هم گفت من معتقدم که ما رابطه خوبی با دولت عراق داریم. نمی‌بینم که در آینده به طور کامل از عراق خارج شویم.

  • نشست استانبول به بعد از ماه رمضان به تأخیر افتاد

    نشست استانبول به بعد از ماه رمضان به تأخیر افتاد

    مولود چاووش اوغلو وزیر خارجه ترکیه می گوید کنفرانس صلح افغانستان که قرار است در ترکیه برگزار شود به بعد از ماه رمضان موکول شده است.

    آقای چاووش اوغلو در مصاحبه با شبکه تلویزیونی هابرترک گفت این گفت و گوها به دلیل مسائلی در مقدمه چینی عقب افتاده است، وی اما نگفت آیا طالبان شرکت در آن را پذیرفته است یا خیر

    نشست استانبول که ترکیه، قطر و سازمان ملل میزبان آن خواهند بود قرار بود ۲۴ آوریل شروع شود تا فرآیند تلاش برای رسیدن به توافق صلح میان دولت افغانستان و طالبان را تسریع کند.

    آقای چاووش اوغلو همچنین در توییتی نوشت: «ما با قطر، آمریکا و سازمان ملل رایزنی کرده ایم. ما تصمیم گرفته ایم کنفرانس استانبول در مورد فرآیند صلح افغانستان را به بعد از عید فطر موکول کنیم.»

    خبرگزاری رویترز پیشتر به نقل از سه منبع مطلع گزارش داد دلیل تاخیر در شروع گفت و گوها عدم مشارکت طالبان است.

    یک مقام بلندپایه دولت افغانستان که نخواست نامش فاش شود به رویترز گفت: «نشست استانبول در تاریخ مقرر برگزار نخواهد شد چون طالبان از شرکت در آن خودداری می کند.»

    ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، تاخیر در گفت و گوها را تایید نکرد اما گفت تلاش های وسیع تر دیپلماتیک ادامه می یابد.

    وی افزود ما همیشه روشن گفته ایم، که استانبول جایگزین دوحه نیست.

    استفان دوجاریک سخنگوی سازمان ملل پیشتر در این روز گفت نمی تواند تایید کند آیا نشست استانبول عقب افتاده است یا نه.

    وی تاکید کرد:«سازمان ملل در کنار دیگر برگزارکنندگان، قطر و ترکیه، به تعامل با نمایندگان افغانستان و طالبان در مورد راه های تقویت و افزودن بر نیروی محرکه مذاکرات بین الافغانی ادامه می دهد.«

    وزارت خارجه ترکیه قبلا گفته بود طالبان به دلیل عدم خروج نیروهای آمریکایی تا اول ماه مه، از شرکت در نشست استانبول انصراف داده است.

    با این حال محمد حنیف اتمر، وزیر خارجه افغانستان، هفته پیش از طالبان خواست نشست صلح استانبول را فرصتی بداند که “نباید از دست داد.”

    نشست استانبول یکی از مهمترین نشست ها در مورد آینده صلح افغانستان خوانده شده که جامعه بینالمللی انتظار دارد گروه های افغان در آن بتوانند بر سر پایان جنگ و “تشکیل دولت انتقالی صلح” در کشور به توافق برسند.

    جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، روز ۱۴ آوریل اعلام کرد نیروهای آمریکایی تا ۱۱ سپتامبر امسال به صورت کامل از افغانستان خارج خواهند شد.

    دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا در ماه فوریه سال پیش توافقی را با طالبان امضا کرد که هدف آن پایان دادن به طولانی‌ترین جنگ آمریکا بود.

    براساس آن آمریکا گفت کلیه نیروهایش را تا ماه مه ۲۰۲۱ از افغانستان خارج می کند و طالبان قول داد اجازه عملیات از خاک افغانستان را به گروه های افراط‌گرا ندهد.

    به دنبال این توافق، حملات شورشیان طالبان به نیروهای بین‌المللی متوقف شد اما حملات این گروه به نیروهای امنیتی افغانستان همچنان ادامه یافت.

    طالبان اکنون خروج دیرهنگام نیروهای آمریکایی را نقض توافق می دانند.

    بعد از سقوط طالبان در حمله سال ۲۰۰۱ آمریکا، این گروه دوباره به تدریج قوت گرفت، به طوری که تا سال ۲۰۱۸ در بیش از دو سوم افغانستان فعال و تهدیدی برای دولت بود. در این مدت هزاران نفر کشته شده اند، از جمله ۲۴۰۰ سرباز آمریکایی.

    در اوج جنگ در افغانستان، ۸۸ هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور داشتند و پس از خروج آخرین نیروهای آمریکایی از افغانستان، شمار این نیروها به ۲۰۰۰ هزار نفر کاهش خواهند یافت.

  • خروج نیروهای امریکایی به معنای قطع روابط آنها نیست

    خروج نیروهای امریکایی به معنای قطع روابط آنها نیست

    در این جلسه، ابتدا رئیس جمهور وزارت صنعت و تجارت را جهت تشویق و انسجام سکتور خصوصی به منظور کمک و مساعدت برای فقرا و مساکین در ماه پر برکت رمضان، توظیف کرد.

    همچنان طرح رادیو تلویزیون ملی مبنی بر تدویر برنامه تلویزیونی زیگنال (سنجش) به عنوان مصاحبه های ویژه و اختصاصی با مقام عالی ریاست جمهوری، وزرا، روسای ادارات واحد بودجوی و والیان مورد استقبال قرار گرفت و بر همکاری اعضای کابینه در این زمینه، تاکید شد.

    در مورد نشست قلب آسیا در کشور دوست تاجیکستان و اهمیت گسترش همکاری‌های متقابل افغانستان و تاجیکستان نیز معلوماتی ارائه شد و ریاست عمومی اداره امور ریاست جمهوری غرض تعقیب تعهدات مندرج اعلامیه نشست متذکره و سایر معاهدات دو جانبه، توظیف گردید.

    در مورد تصمیم اخیر رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر خروج نیروهای آن کشور تا ماه سپتامبر سال روان هم صحبت شد و تاکید صورت گرفت بیرون شدن نیروهای امریکایی به معنای قطع مناسبات دو کشور نبوده بلکه فصل جدید از روابط و همکاری ها میان دو کشور میباشد و همچنان در مورد اجرایی و الزامی بودن قراردادها و معاهدات دوجانبه و چند جانبه دو کشور بعد از خروج نیروهای امریکایی، معلومات ارائه گردید.

    به همین ترتیب در مورد آمادگی قبلی دولت در خصوص خروج نیروهای امریکایی از کشور با توانمند سازی نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در جهت دفاع مستقلانه از کشور و در رابطه به حرام دانستن جنگ در افغانستان توسط علمای کشورهای اسلامی معلومات ارائه گردید و بر تدویر لویه جرگه مبنی بر درخواست بی‌طرفی دایمی افغانستان بعد از خروج نیروهای خارجی، تاکید صورت گرفت.

    همچنان وزیر معادن و پترولیم در مورد پروسه تکمیل شدن داوطلبی سمنت جبل السراج و برنده آن (کنسرسیوم سمنت جبل السراج) که در آن ۱۷۰ میلیون دالر سرمایه گذاری میگردد و سالانه بیش از ۱۰ میلیون تن سمنت خشک تولید خواهد داشت و پیشنهاد اعطای قرارداد معدنکاری و تولید آن را به کابینه ارائه کرد که مورد تصویب قرار گرفت.

    کابینه طرح مقرره تنظیم سفرهای رسمی را با یک سلسله تغییرات و طرح مقرره مساعدت مالی صحی برای منسوبین ادارات دولتی را با یک سلسله تغییرات، مورد تصویب قرار داد.

    همچنان کابینه، طرح تعدیل ماده سی و پنجم قانون مالیه بر ارزش افزوده و تقاضای وزارت معادن و پترولیم مبنی بر منظوری اعلان (۲۰) ساحه به عنوان ساحات معدنکاری به مقیاس بزرگ و کوچک و گزارش بررسی مجدد ساحات تحت استملاک بند شاه و عروس و تصویب استملاک ساحات مذکور را تایید کرد.

  • خروج امریکا و ناتو از افغانستان تاثیر منفی چندانی بر اوضاع کشور ندارد

    خروج امریکا و ناتو از افغانستان تاثیر منفی چندانی بر اوضاع کشور ندارد

    با اعلام خروج کامل نیروهای امریکایی در یازده سپتامبر سال جاری میلادی از سوی  جو بایدن و نیز احتمال خروج نیروهای ناتو در تاریخ مشابه از افغانستان اماواگرهای زیادی مطرح شده است.

    عده ای این خروج را با آغاز یک جنگ داخلی دیگر مساوی دانسته و نسبت به پیامدهای ناگوار آن هشدار می دهند.

    در این میان اما محمد مختاری،  کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی، می گوید خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان تاثیر چندانی بر اوضاع کشور ندارد.

    وی در فیس بوک خود نوشته است:«خروج امریکا و ناتو از افغانستان تاثیر چندان مهم و قابل توجهی نخواهد داشت، چراکه، این پدیده مسبوق به سابقه می باشد ؛ به عنوان مثال، باخروج نیروهای شوروی سابق، حکومت داکترنجیب سال‌ها ادامه یافت ومجاهدین نتوانستند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کمائی کنند، تا اینکه حکومت داکترنجیب با پیوستن جنرال دوستم به صف مجاهدین، از درون متلاشی گردید.»

    همچنین درسال ۲۰۱۴ بیش از صد هزار نیروی جامعه‌ی جهانی از کشور خارج شدند، اما حکومت مستقر در کابل تاهم اکنون، استوار باقی مانده است، امروز هم خروج نیروهای باقی مانده خارجی خصوصا آمریکا، از این حیث تغییرات مهمی را باعث نخواهد شد، مگرآنکه دولت مردان و حاکمان پیش پابین، اختلافات داخلی را مهار ننموده زمینه فروپاشی و اضمحلال خویش را از درون فراهم سازند!

    به باور آقای مختاری: خروج نیروهای آمریکائیها وناتو، فرصت بسیار عالی و مناسب برای حکومت از یکسو و گروه طالبان از سوی دیگر خواهدبود، تا با دوراندیشی نقشه راه زندگی مسالمت آمیز و برادرانه را پس از سالها رنج و مصیبت، در افغانستان جنگ زده ترسیم نمایند.

    می طلبد که طالبان از توهمات کاذب و حکومت کابل از تعصبات باطل، دست برداشته واقعیتهای عینی جامعه مسلمان افغانستان را بپذیرند، باید در برابر تحولات مثبت و دست آورد های سازنده و تنوع جمعیتی کشور تمکین کنند، در غیر اینصورت چشمه جوشان خون از شهر و دیار ما خشک نگردیده پرچمهای سیاه مصیبت از فراز بام های این سرزمین، برچیده نخواهد شد.

    نکته مهم در نیل به اهداف مقدس صلح، مذاکرات جدی و اساسی با کشور پاکستان است، زیرا عامل اصلی دوام جنگهای ویرانگر افغانستان، پاکستان و مشخصا سازمان اطلاعات آن( isi) می باشد و طالبان ابزار دست همسایه جنوبی ما یعنی پاکستانی هاست.

  • جنرالان امریکایی با تصمیم بایدن برای خروج از افغانستان مخالفت کرده اند

    جنرالان امریکایی با تصمیم بایدن برای خروج از افغانستان مخالفت کرده اند

    روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده تصمیم جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان در تضاد با توصیه‌های فرماندهان آمریکایی بوده‌است.

    ژنرال فرانک مک کنزی فرمانده ارتش آمریکا در خاور میانه، اسکات میلر فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان و مارک میلی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خواهان حفظ ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان همزمان با پیگیری دپلماسی برای تقویت روند صلح بوده‌اند.

    در همین حال، مجلس نمایندگان افغانستان از طالبان خواسته با حضور در نشست استانبول خواسته‌هایش را مطرح کند.

    نشست استانبول در مورد صلح افغانستان در حالی قرار است چند روز دیگر برگزار شود که هنوز مقدمات سفر هیات مذاکره کننده حکومت به ترکیه فراهم نشده و بسیاری از کارشناسان برگزرای این نشست مهم در این تاریخ را غیر ممکن می دانند.

  • وزرای خارجه امریکا و هند در مورد صلح افغانستان گفت و گو کردند

    وزرای خارجه امریکا و هند در مورد صلح افغانستان گفت و گو کردند

    بلینکن گفته است: «ما در مورد موضوعات امنیتی منطقه‌ای مورد توجه دوجانب در افغانستان، میانمار و چالش‌های جهانی مانند تغییر آب و هوا صحبت کردیم.»

    در همین حال، جی‌شنکر نیز در توییتی گفته است: «مکالمه، تحولات اخیر در همسایگی نزدیک و گسترده هند را در بر داشت. در مورد آجندای شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین موضوعات مربوط به همکاری‌های صحی تبادل نظر کردیم.»

    ند پرایس سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا نیز در مورد گفت‌وگوی وزرای خارجه دو کشور گفته است که دو رهبر روی هماهنگی نزدیک و دوامدار در حمایت از صلح پایدار و توسعه مردم افغانستان توافق کردند.

    گفتنی است که این رایزنی در آستانه برگزاری کنفرانس صلح استانبول و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان صورت گرفته است.

  • برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است

    برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است

    برگزاری کنفرانس ترکیه در مورد افغانستان در تاریخ ۲۴ اپریل، از این جهت غیرممکن به نظر می رسد که طالبان عدم اشتراک خود را در آن اعلام کرده اند، امریکایی ها منتظر تصمیم طالبان هستند و آمادگی های لازم برای نشست نیز دیده نمی شود.

    در ابتدا گزارش هایی به نشر رسید که نشستی تحت مدیریت سازمان ملل در مورد صلح افغانستان، در تاریخ ۱۶ اپریل با حضور احزاب و سیاستمداران افغان و نمایندگان برخی کشورهای منطقه و جهان در ترکیه برگزار می شود؛ اما یک هفته قبل برگزار کنندگان کنفرانس، یک اعلامیه مشترک نشر کرده و گفتند ترکیه، قطر و سازمان ملل متحد، یک کنفرانس جامع در سطح بالا بین نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان را، از تاریخ ۲۴ اپریل تا چهارم ماه می، برگزار می کنند.

    فریدون خوځون سخنگوی شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز دو روز پیش (۲۹حمل) گفت برای آغاز این کنفرانس، ۲۴ اپریل انتحاب شده و این شورا برای اشتراک در آن، آمادگی کامل دارد.

    وی در این مورد که طالبان در کنفرانس یادشده اشتراک می کنند یا خیر؟ گفت: «خواست ما از دیگر این است که از هر فرصت برای صلح استفاده کنند.»

    طالبان، هفتۀ گذشته گفتند تا زمانیکه همه نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند، آنها در هیچ کنفرانسی که در مورد افغانستان تصمیم گرفته می شود، شرکت نمی کنند.

    اما پس از آن، ایالات متحدۀ امریکا و سازمان ناتو اعلام کردند خروج نیروهای خود را از افغانستان، از اول ماه می آغاز و به تاریخ ۱۱سپتمبر به پایان خواهند رساند.

    این در حالی است که به اساس توافقنامۀ صلح بین طالبان و امریکا، قرار بود نیروهای خارجی تا ماه می سال جاری، از افغانستان خارج شوند.

    طالبان، تمدید خروج نیروهای خارجی از ماه می تا ماه سپتمبر را نقض توافقنامه دوحه دانستند، و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نیز گفته است که تأخیر در خروج نیروهای خارجی، سرپیچی از توافقنامه دوحه است، این امر وضعیت را پیچیده کرده و موانع در برابر نشست استانبول نیز ایجاد نموده است.

    پژواک، به تاریخ ۲۹ حمل، از محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر پرسید که آیا این کنفرانس، به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر و طالبان در آن اشتراک می کنند یا خیر؟ وی با اختصار گفت: “تاکنون چیزی جدید در این مورد موجود نمی باشد.”

    یک منبع سفارت امریکا در کابل، که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، در این مورد که کنفرانس ترکیه به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر؟ گفت: “ما منتظر تصمیم نهایی در مورد اشتراک طالبان در کنفرانس استانبول هستیم، ما و سایر طرف های ذیدخل، از شرکت کنندگان افغان می خواهیم تا هر چه زودتر به دور یک میز بیایند. ”

    منبع افزود که به نظر ایالات متحدۀ امریکا، کنفرانس استانبول فرصتی را برای دولت افغانستان و مذاکره کنندگان طالبان فراهم می کند، تا تلاش های خود را برای یک توافق سیاسی صلح آمیز سرعت بخشند، در بخش صلح پیشرفت شود و نشست ترکیه به پروسۀ دوحه پیشرفت دهد.

    همچنان، حفیظ منصور عضو هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان در دوحه، در سخنان خود به بی بی سی ابراز نگرانی کرده که به اساس تاریخ اعلام شده، چند روز محدود به این کنفرانس باقیمانده؛ اما تاهنوز هم به هیئت مذاکراتی افغانستان در دوحه، سهولت هایی مانند ویزه، تست کرونا و دیگر امکانات سفر آماده نشده است.

    قرار بود کنفرانس ترکیه در تاریخ ۲۴ اپریل آغاز شود؛ اما طالبان گفتند تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان، آنها در کنفرانسی که در مورد این کشور فیصله صورت می گیرد، شرکت نمی کنند، امریکا نیز گفته است منتظر تصمیم طالبان در مورد کنفرانس است و درحالی چهار روز تا برگزاری کنفرانس باقی مانده تا کنون امکانات سفر برای هیئت مذاکره کننده، آماده نشده است.

  • چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    بیش از دو دهه است که طالبان با مردم و دولت افغانستان به خاطر برپایی نظام اسلامی در جنگ به سر می‌برند. به رغم آن‌که مشروعیت دینی و شرعی جنگ این گروه و خشونت‌های جاری، از سوی تمام کشورهای جهان، به ‌ویژه کشورهای اسلامی و علمای جهان اسلام ناروا و ناجایز خوانده شده ‌است‌؛ اما شعله‌های آن همه‌روزه در بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان انسان‌های بی‌گناه را به کام خود فرو می‌برد. هیچ روزی نیست که یک فقه و مفتی در یکی از کشورهای اسلامی، جنگ طالبان با مردم و دولت افغانستان را حرام و ناروا نداند و رسانه‌های کشورهای اسلامی در تکریم و نکوهش جنگ طالبان و کشتار انسان‌های مسلمان، فتوای روحانیون‌شان را پخش و نشر ‌نکنند. از زمانی‌ که طالبان در برابر دولت افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی دست به بغاوت زدند و جنگ در برابر نظام اسلامی را که در آن زمان نیز هیچ‌گونه توجیه شرعی و اسلامی نداشت، آغاز کردند، تلاش‌ها پیوسته برای آغاز گفت‌وگو و جلوگیری از تشدید جنگ و پایان خون‌ریزی صورت می‌گرفت؛ اما به دلیل لجاجت گروه طالبان و مواضع نامنعطف این گروه در برابر ریاست دولت جمهوری اسلامی آن‌ زمان که به ‌وسیله یک روحانی دینی رهبری می‌شد، به‌ ثمر ننشست و با شکست مواجه شد. گروه طالبان از همان آغاز به گفت‌وگو و مذاکره تن نمی‌داد و به خاطر استقرار نظام سیاسی مورد نظرش، لشکرکشی و پیروزی از راه جنگ و قوت نظامی را تنها راه ‌حل می‌دانست. هیچ‌کس به‌ یاد ندارد که رهبران این گروه در برابر خواست‌های مردم افغانستان و جامعه‌ جهانی تساهل و مدارا و به خواست مردم تمکین کرده باشند. این گروه با سقوط هر ولایت کشور خون ریخت و انسان‌های زیادی را سلاخی کرد. حتا در هیچ دوره‌ای از تاریخ اسلام، روایت نشده ‌است که اسیر توسط مسلمانان شکنجه، تیرباران یا کشته شود و دارایی عامه و کشت‌زارهای مسلمان و غیرمسلمان تخریب و تاراج گردد؛ اما جنگ‌جویان این گروه تا توانسته‌، انسان‌ها را سلاخی کرده‌اند و حتا در مواردی به حیوانات و پرنده‌گان رحم نکردند. اسیران نیروهای دفاعی و امنیتی کشور را اکثراً در میدان جنگ تیرباران کرده‌اند و کم‌تر پیش‌‌ آمده است که اسیر را زنده نگه ‌دارند. شقاوت و بی‌رحمی طالبان و عطش‌شان در ریختاندن خون انسان‌ها در بیش از دو دهه جنگ و کشتار، فرو ننشسته و با گذشت هر روز باعث افزایش خشم جمعی شده است. کارنامه‌ سیاه طالبان از زمان ظهور این گروه تاکنون چیزی نیست، جز جنگ، کشتار، ویرانی و ترویج افراطیت دینی و مذهبی با قرائت قشری از دین و آموزه‌های اسلامی.

    گروه طالبان پس از ‌آن‌که با ایالات متحده امریکا توافق‌نامه صلح امضا کرد، به هیچ پایگاه نیروهای خارجی حمله نکرد و هیچ سرباز امریکایی در این مدت توسط این گروه، کشته نشده ‌است. جنگ این گروه که جهاد علیه اشغال و نجات مردم افغانستان از سیطره اشغال‌گران عنوان می‌شد، پس از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا، علیه مردم افغانستان ادامه دارد. جنگ‌جویان این گروه هنوز هم با سازماندهی حملات انفجاری و ماین‌گذاری‌ها، افغان‌ها را سلاخی می‌کنند و ریختاندن خون آن‌ها را روا می‌دانند. گروه طالبان از زمانی‌ که با امریکا تفاهم‌نامه‌ صلح امضا کرد، افغان‌های بی‌گناه را زیر عنوان بقایایی اشغال هر روز می‌کشد. هرچند دولت افغانستان از طالبان خواست که در ماه رمضان آتش‌بس کنند؛ اما طالبان با رد آتش‌بس در ماه رمضان، کشتار انسان مسلمان افغان را در ماه رمضان، ثواب گفتند. سوال اصلی این است که چرا طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند و چرا دست از کشتار مردم مسلمان افغانستان برنمی‌دارند؟ چرا طالبان به گفت‌وگو و مذاکره مستقیم با دولت افغانستان حاضر نمی‌شوند و به بهانه‌های مختلف میز مذاکره را ترک می‌کنند؟ چنان‌چه طالبان در دوحه حاضر به ادامه‌ گفت‌وگو با هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلام افغانستان نشدند و میز مذاکره را ترک کردند. بن‌بست مذاکرات دوحه باعث شد که ایالات متحده امریکا کنفرانس استانبول را با مدیریت سازمان ملل متحد پیشنهاد کند. زمانی‌ که تاریخ آغاز نشست استانبول تعیین شد، طالبان از شرکت در این نشست نیز خودداری کردند. نگارنده در این مقاله تلاش کرده ‌است تا به این دو پرسش‌ پاسخ ارایه کند. بنابراین، گروه طالبان با درنظرداشت دلایل ذیل از صلح با دولت و مردم افغانستان و گفت‌وگو هراس دارد:

    ۱- طالبان در صلح محو می‌شوند

    یکی از دلایلی که طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند، این است که اگر تحت هر شرایطی این گروه با مردم و دولت افغانستان صلح کند و جنگ و خشونت‌ها را متوقف سازد، وجود و هستی‌‌اش را از دست می‌دهد و محو می‌شود. هستی طالبان با خشونت رابطه ناگسستنی دارد و این هستی در صلح قابل رویت نیست. طالبان به درستی‌ می‌دانند که جامعه امروز افغانستان، جامعه ۱۹۹۶ و سال‌‌های قبل از آن نیست و تغییرات ژرفی در افکار و باورهای مردم و طرز زنده‌گی ‌آن‌ها به استثنای جنگ‌جویان این گروه، به‌ وجود آمده است. رسانه‌های آزاد و همه‌گانی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری با فرایند جهانی شدن و تبادله اطلاعات، روی زنده‌گی مردم این کشور، به ‌ویژه زنان، تاثیر عمیق برجا گذاشته است. در شرایطی که مردم افغانستان قرار دارند، طالبان نمی‌توانند بدون خشونت، وجود و هستی‌شان را اثبات کنند. این گروه حضورش را در ادامه خشونت می‌بیند و فکر می‌کند که باید خشونت کند تا دیده شود و قابل رویت باشد و به جز خشونت و کشتار که با قرائت سطحی و تندروانه از دین صورت می‌گیرد، متاع دیگری برای عرضه به مردم افغانستان ندارد. طالبان با خشونت و جنگ، امتیاز سیاسی – مادی به ‌دست آورده‌اند و هرگز نمی‌خواهند در صلح این امتیاز را از دست بدهند. رهبران گروه طالبان اگر همین امروز جنگ را متوقف کنند و به جنگ‌جویان‌شان اجازه دهند که به مراکز شهرها بیایند و با مردم مراوده داشته باشند، دیگر هیچ جنگ‌جوی این گروه به میدان جنگ برنخواهد گشت. زیرا که جنگ طالبان، جنگ ایدیولوژی نیست و جامعه امروز، جامعه دیروز نیست؛ بلکه جامعه‌ای ‌است که همگام با جهان تغییر کرده‌ است. کثرت اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی به عنوان بخشی از واقعیت جامعه و نیاز کشوری در حال توسعه، پذیرفته شده ‌است. در جامعه‌ امروز افغانستان، رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری فعالیت دارند، نهادهای اجتماعی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف، به ‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان فعال هستند و بالاخره درک مردم از محیط اجتماعی و پیرامون‌شان، دچار دگرگونی ژرف شده ‌است که در چنین شرایطی طالبان اگر خشونت را متوقف کنند و دست از جنگ بردارند، محو می‌شوند.

    ۲- از دست دادن عواید نامشروع

    از اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی، کشت کوکنار و تولید تریاک در افغانستان سیر صعودی در پیش گرفت. از سال ۲۰۰۹ میلادی کشت کوکنار و تولید تریاک در مناطق تحت حاکمیت و نفوذ طالبان افزایش یافت و در سال ۲۰۱۷ میلادی به بیش از ۱۴۴ هزار هکتار زمین در مناطق تحت نفوذ طالبان کوکنار کشت شد و هشت تا ده هزار متریک تُن تریاک از آن به دست آمد. این در‌آمد ثابت مالی سبب تشدید جنگ از سوی طالبان و تعهد آنان به دوام جنگ در برابر دولت افغانستان شده است. تقریباً در اکثر بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان که این گروه تسلط دارد، مواد مخدر زرع، تولید و قاچاق می‌شود. افغانستان در حال حاضر بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است. تقریباً تمام مواد مخدر تولید شده در این کشور، در مناطق تحت تسلط طالبان زرع می‌شود. سالانه طالبان از این طریق میلیون‌ها دالر عاید نامشروع دارند. حتا پس از تفاهم‌نامه صلح طالبان با ایالات متحد که بیش از پنج هزار زندانی این گروه از زندان‌های دولت افغانستان آزاد شدند، در فهرست ارایه شده طالبان به جانب امریکا، بزرگ‌ترین قاچاقبران مواد مخدر شامل بودند که به اتهام قاچاق مواد مخدر بازداشت و محکوم به مجازات شده بودند. چنان‌که امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در صحبت‌هایش در حمایت از جمهوریت که در پروان برگزار شده‌ بود، این مسأله را نیز یادآوری کرد. بنابراین، طالبان به این دلیل از صلح هراس دارند که در نتیجه‌ آن میلیون‌ها دالر عواید نامشروع و ناشی از جنگ را از دست می‌دهند. جنگ طالبان، جنگ برای تصاحب کل قدرت و سرمایه و رونق تجارت‌شان است، نه جنگ ایدیولوژی و تحقق نظام اسلامی و احیای خلافت اسلامی. اصلاً این گروه برنامه‌‌ای برای نظام اسلامی که ادعا می‌کند، ندارد.

    ۳- ترس از‌ ادغام با جامعه

    طالبان از ادغام با جامعه‌ افغانستان که در شهرها و روستاهای آن خون ریختانده‌ و انسان‌های زیادی را کشته‌اند، هراس دارند. گذشته سیاه طالبان و هراس آنان از‌ آینده عاری از جنگ، یکی از عمده‌ترین دلایلی ‌است که باعث شده ‌است، این گروه از توقف خشونت‌ها و جنگ در هراس باشد. طالبان هرچند بیان نمی‌کنند؛ ولی در خفا از آنچه در حق مردم افغانستان، آن‌هم به دستور استخبارات بیرونی روا داشته‌ و جنایاتی که در این کشور مرتکب شده‌اند، شرمسار هستند. حتا اگر دولت افغانستان در نتیجه‌ هر نوع فشار خارجی این گروه را عفو کند؛ ولی زنان این کشور و فرزندان قربانیان نیروهای دفاعی و امنیتی به ساده‌گی رهبران و جنگ‌جویان آن‌ها را نخواهند بخشید. در فضای عاری از جنگ و خشونت، این گروه به چشم‌های بیوه‌زنان و کودکان یتیم و مادران سوگوار و پدران درد دیده، نگاه نمی‌تواند. از این جهت، هراس این گروه از مواجه شدن با مردم افغانستان در فضای عاری از جنگ و خشونت پس از تفاهم‌ صلح با ایالات متحده ‌امریکا، مضاعف شده‌ است.

    هشت صبح

  • چالش ها و فرصت های خروج امریکا از افغانستان تا 11 سپتامبر 1400

    چالش ها و فرصت های خروج امریکا از افغانستان تا 11 سپتامبر 1400

    جو بایدن، ریس‌جمهور ایالات متحده‌ی امریکا، تصمیم خود مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا ۱۱ سپتامیر سال روان را اعلام کرد.
    زمان گزینش خروج نیروهای امریکا، برابر است به بیستمین سال‌گرد حملات ۱۱ سپتامبر که منجر به فروپاشی ساختمان‌های دوقلوی تجارتی ایالت متحده آمریکا شده و این کشور را در گیر جنگ ۲۰ساله در افغانستان کرد.
    با توجه به مشخص کردن تاریخ خروج نیروهای ایالات متحده‌ی امریکا از افغانستان، لیدنسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه مریکا، بر این باور است که چنین خروجی، می‌تواند جو بایدن را مرتک اشتباه بزرگی کند و طرح‌ریزی حمله‌ی دوباره‌ از سوی گروه‌های تروریستی به امریکا را شکل خواهد داد.
    اعلام خروج نیروهای امریکایی در ۱۱ سپتامبر واکنش‌هایی را به بار آورده که این واکنش، می‌تواند آغاز دوباره جنگ را در افغانستان تسریع کند؛ زیرا تاریخ خروج، باعث نقص توافق‌نامه میان امریکا و طالبان شده است؛ نقضی که می‌تواند طالبان را به شدیددادن جنگ نسبت به گذشته، متمایل کند. گروه طالبان در واکنش به تعین زمان خروج امریکایی‌ها، گفته است که به اساس شورای رهبری، تصمیم بر این است که در نشست استانبول شرکت نکنند، تصمیمی که رابطه میان امریکا و طالبان را تیره‌تر و وضعیت موجود را مبهم‌تر می‌کند.
    به نوشته صبح کابل، این تصمیم طالبان، امریکایی‌ها را وادار خواهد کرد که در نشست استانبول، برای اقناع‌کردن کشورهای دخیل به خصوص پاکستان تلاش کنند؛ تا طالبان در نشست حاضر شوند و بتوانند تاریخ خروج را مشروعیت بدهند و پس از آن، وارد مرحله‌ی حل مشکل میان دوطرف؛ یعنی حکومت افغانستان و طالبان شوند.
    امریکایی‌ها زمان خروج شان را اعلام کردند تا روند صلح سرعت بگیرد و طرحی را برای پیش‌شرط خروج بر طالبان اعمال کنند و از سویی هم، تصمیم خروج در ۱۱ سپتمبر برای آن گرفته شده تا در داخل افغانستان انسجام برای صلح ایجاد شود. در این مدت، امریکایی‌ها از طریق ابزار‌های دیپلماتیک، فشارهای سیاسی و اقتصادی وارد مرحله‌ی منسجم‌سازی حکومت و اپوزیسیسون در روند صلح افغانستان شدند؛ تا هر دو طرف به نتیجه برسند و امریکایی‌ها در سطح منطقه و فرامنطقه‌ به خروج شان مشروعیت بدهند. با توجه به چنین رویکردها، تصمیم خروج نیروهای ایالت متحده‌ی امریکا در ۱۱ سپتمبر، می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌هایی را در پی داشته باشد.
    اولین چالش مربوط به تحریک طالبان است؛ اگر طالبان این تاریخ را نپذیرند و دید متضاد داشته باشند، پیامد آن جنگ شدیدی برای دولت افغانستان و در خطر افتیدن منافع امریکا خواهد بود. این می‌تواند نوعی مانور از طرف طالبان باشد تا امتیاز‌گیری‌های بهتری را برای آینده‌ی شان رقم بزنند، به خواست مهم شان که رهایی زندانیان و پیوستن دوباره‌ی شان به جنگ است، برسند؛ دومین چالش می‌تواند، به شدت‌گرفتن جنگ گروه‌های مخالف طالبان بینجامد؛ زیرا گروه‌های مخالف، برای شدیدکردن جنگ خود بر علیه طالبان و حکومت افغانستان که حامیانش، مخالف حضور امریکایی استند شکل دهند؛ سومین چالش می‌تواند رقابت منطقه‌ای در افغانستان باشد. این رقابت، می‌تواند کشورها را به بازنگری متوجه کرده و از ادغام در روند صلح افغانستان منصرف کند؛ زیرا کشورهای منطقه به دنبال اهداف استراتژیک خود استند و تعیین زمان خروج نیروهای امریکایی می‌تواند، وضعیت را چالش‌برانگیزتر کند؛ چهارمین چالش بر مبنای اعلام تاریخ خروج، می‌تواند نبود پیش‌شرط برای خروج باشد. این رویکرد می‌تواند گروه‌های بیشتر تروریستی را در بطن خود پرورش داده و جنگ را بیشتر استخباراتی کرده و کشورهای دخیل را بیشتر دچار چالش و ابهام کند.
    با این حال، خروج نیروهای ایالت متحده در ۱۱ سپتمبر، می‌تواند فرصت‌هایی را در بر داشته باشد؛ نخستین فرصت، می‌تواند برا ی حکومت افغانستان باشد؛ حکومت افغانستان درفرصت موجود در تلاش بازسازی روابط خود با پاکستان باشد؛ زیرا این کشور نقش کلیدی‌ای در اوضاع جاری افغانستان دارد. بنا بر این، بازسازی روابط دیپلماتیک، می‌تواند هر دو کشور را برای این که صلح در افغانستان به معنای ثبات در پاکستان است، قانع کنند ؛دومین فرصت می‌تواند فرصتی برای طالبان باشد. طالبان می‌توانند از این فرصت برای اعتباربخشی خود نزد کشورهای منطقه در موضوع افغانستان بکوشد و در سوی دیگر، برای امریکا و جامعه‌ی جهانی این را تفهیم کند که این گروه، آماده‌ی رسیدن به صلح از راه دیپلماتیک آن است؛ آخرین فرصت می‌تواند برای کشورهای دخیل در امور افغانستان باشد. کشورهای دخیل در امور افغانستان، می‌توانند با استراتژی پایدار و منافع‌محور برای شان، از طریق افغانستان روابط تجارتی اقتصادی خوبی با کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شکل بدهند.
    در نهایت، پیش از خروج ایالت متحده‌ی امریکا، باید ضمانت‌های بین‌المللی برای تامین صلح افغانستان روی دست گرفته شود. نوع حکومت باید بر مبنای مدل ملی‌محور بازسازی شود؛ تا افغانستان بار دیگر در صف کشورهای تهدید‌زا برای جهانیان به ویژه امریکا قرار نگیرد.

  • مشاور امنیت ملی امریکا: نمی توانیم آینده افغانستان را تضمین کنیم

    مشاور امنیت ملی امریکا: نمی توانیم آینده افغانستان را تضمین کنیم

    جک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا، گفته است پس از خروج سربازان امریکایی از افغانستان، هیچ کسی نمی‌تواند آینده‌ی این کشور را تضمین کند.

    آقای سالیوان، روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، گفته است او و هیچ کس دیگری نمی‌تواند تضمین کند که در داخل افغانستان چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

    او در پاسخ به این پرسش که اگر افغانستان به سرنوشت عراق دچار شود، ایالات متحده دوباره به این کشور سرباز می‌فرستد یا خیر؟ گفت: «جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، هیچ قصدی برای فرستادن دوباره‌ی سربازان امریکایی به افغانستان ندارد. ما نمی‌توانیم آینده‌ی این کشور را تضمین کنیم؛ اما امریکا بر تهدیدات تروریستی‌ای که از افغانستان منشا می‌گیرد، متمرکز باقی می‌ماند.»

    به گفته‌ی آقای سالیون، آن چه که در توان ایالات متحده بود، انجام داد، به ویژه جمع‌آوری کمک‌ها به دولت و مردم و آموزش و تجهیز سربازان افغانستان.

    او خاطرنشان کرد زمان آن فرا رسیده تا سربازان امریکایی به خانه‌های شان برگردند و مردم افغانستان از کشورشان دفاع کنند.

    چند روز پیش، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که روند خروج سربازان امریکایی در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. به دنبال آن، ناتو اعلام کرد که سربازانش را هم‌زمان با سربازان امریکایی از افغانستان خارج می‌کند.

    رییس‌جمهور غنی نیز، در واکنش به این موضوع، گفت که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان، توانایی دفاع از کشورشان را دارند و در دو سال اخیر، بیش از ۹۰ درصد عملیات نظامی را به تنهایی داده‌اند.

    گروه طالبان، ایالات متحده را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرد و گفت که عواقب آن به دوش امریکا خواهد بود.

    با این حال، منابع استخباراتی امریکا، هشدار داده‌ اند که طرح خروج سربازان امریکایی از افغانستان، ممکن است زمینه را برای احیای دوباره‌ی گروه‌های تروریستی به ویژه القاعده و داعش فراهم کند

  • اسماعیل خان: طالبان نمی توانند با زور به قدرت برسند

    اسماعیل خان: طالبان نمی توانند با زور به قدرت برسند

     اسماعیل خان روز یکشنبه(۲۹حمل) در مراسم تجلیل از بیست‌ونهم حمل، سالروز تصرف هرات توسط مجاهدین گفت در هر ولسوالی هرات‌ صدها مجاهد مسلح وجود دارند و آنان می‌توانند از مناطق خود دفاع کنند.
    این فرمانده پیشین جهادی گفت: «به مردم هرات اعلام می‌کنیم هرکس به آبروی این سرزمین دست ‌درازی کند، با او برخورد می‌کنیم و هرگز نمی‌گذاریم کسی به عزت و آبروی‌مان تعرض کند و ما از مردم هرات دفاع می‌کنیم».
    او در ادامه سخنانش خطاب به مردم هرات تصریح کرد: «امیدواریم صلح واقعی برقرار شود، اما اگر نشد، مردم تشویش نکنند، ما نمی‌گذاریم وضعیت بدتر شود؛ از آبرو و عزت مردم خود دفاع می‌کنیم و نمی‌گذاریم آنان پای‌مال شوند».
    محمداسماعیل ‌خان خطاب به طالبان گفت که اگر به قدرت رسیدن از طریق زور ممکن می‌بود، شوروی در افغانستان در قدرت باقی می‌ماند و امریکا و نیروهای خارجی هم نتوانستند از راه جنگ به پیروزی برسند.
    اسماعیل‌خان از جامعه جهانی برای حضور در جنگ‌ افغانستان سپاس‌گزاری کرد ‌و افزود که امیدوار است تا آخرین سرباز امریکایی بیرون شود، اما مانند شوروی امریکا با افغانستان دشمنی نکند و کمک‌هایش را برای حکومت‌داری خوب ادامه دهد.
    او پافشاری کرد که نیروهای امنیتی باید در جریان مذاکرات صلح و پس از آن حفظ شوند و مردم نباید اجازه دهند ارتش متلاشی شود.

  • ترک افغانستان و درس‌های طولانی‌ترین جنگ امریکا

    ترک افغانستان و درس‌های طولانی‌ترین جنگ امریکا

    اوایل سال ۲۰۱۰ میخائیل گورباچف، هشتمین و آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی به رییس‌جمهور باراک اوباما در مورد جنگ افغانستان مشوره داد. پس از آن‌که شوروی‌ها در سال ۱۹۷۹ به افغانستان حمله کردند و پس از مدتی خودشان را گرفتار جنگی غیرقابل‌پیروزی در برابر شورش مجاهدین اسلام‌گرای موردحمایت ایالات متحده و دیگران یافتند، گورباچف بر اعضای جنگ‌طلب پولیتبوروی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی مسلط شد و دستور عقب‌نشینی نظامی از افغانستان را صادر کرد. خروج شوروی‌ها در سال ۱۹۸۹ به پایان رسید. گورباچف به اوباما هشدار داد که امریکا خودش را در افغانستان در معرض خطر «ناکامی استراتژیک کلان» مشابه شوروی قرار داده است؛ او «راه‌حل سیاسی و خروج نیروها» را توصیه کرد. گورباچف توصیه کرد که این رویکرد «دو جانبه» ــ خروج مدیریت‌شده نیروها و گفت‌وگو با طالبان و سایر جناح‌های افغانِ درگیر جنگ ــ باید به دنبال «مصالحه ملی» در این کشور باشد.

    بعدا در همان سال اوباما اجازه‌ی گفت‌وگوهای پنهانی صلح با طالبان را صادر کرد و از آن‌زمان به بعد ایالات متحده اساسا توصیه گورباچف را دنبال کرده است؛ البته به آرامی و از طریق سیاست‌های گاه متناقض و با هزینه‌ی بسیار هنگفت مالی و جانی (بیش از ۲۲۰۰ سرباز امریکایی در این جنگ کشته شده‌اند). حضور امریکایی‌ها در افغانستان در ماه آگست سال ۲۰۱۰ با حدود صدهزار سرباز به اوج خود رسید و تا پایان دوره ریاست‌جمهوری اوباما به کم‌تر از ۱۰ هزار سرباز کاهش یافت. مذاکرات حکومت اوباما با طالبان ناکام ماند اما وقتی دونالد ترمپ رییس‌جمهور ایالات متحده شد مذاکرات را احیا کرد. اوایل سال ۲۰۲۰، زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ترمپ، توافق‌نامه‌ای را با طالبان امضا کرد که شامل تعهد برای خروج همه نیروهای امریکایی تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ بود. ترمپ همچنین دستور داد که تا پایان ریاست‌جمهوری وی تعداد نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان به ۲۵۰۰ تن کاهش یابد (حدود ۷ هزار سرباز ناتو نیز باقی ماندند).

    آنچه رییس‌جمهور بایدن از پیشینیان خود در کاخ سفید به ارث برد، این است: یک دهه مذاکره ناموفق؛ یک توافق‌ناقض ناقض از جانب ترمپ که بیشتر از پیش به نفع طالبان واقع شد؛ استقرار نیروهای امریکایی در افغانستان که تعدادشان برای تغییر در بن‌بست جنگ بسیار اندک است؛ و یک مهلت نزدیک‌شونده برای خروج کامل از کشور، یا در غیر آن‌صورت، مواجهه با حملات تازه طالبان. بایدن گزینه‌های خوبی نداشت و فقط فهرستی از گزینه‌های پرخطر پیش رو داشت. او روز چهارشنبه در کاخ سفید پس از پایان بازنگری سیاست‌ امریکا در قبال افغانستان، رایزنی با متحدان ناتوی واشنگتن و آخرین تلاش برای تسریع گفت‌وگوهایِ به‌بن‌بست‌خورده صلح بین حکومتِ موردحمایتِ ناتو در کابل به رهبری اشرف‌ غنی و گروه طالبان، تصمیم خود را اعلام کرد: این‌که ایالات متحده به طولانی‌ترین جنگ تاریخ امریکا پایان می‌دهد و همه‌ی نیروهای امریکایی و ناتو تا تاریخ ۱۱ سپتامبر سال جاری از افغانستان خارج می‌شوند.

    بایدن گفت: «ما به خاطر حملات وحشتناکی که بیست سال پیش اتفاق افتاد به افغانستان رفتیم. این نمی‌تواند دلیل ماندن ما در سال ۲۰۲۱ در آن کشور باشد.» بایدن با اشاره به این‌که او چهارمین رییس‌جمهوری ایالات متحده است که بر مشارکت امریکا در این جنگ نظارت می‌کند، افزود: «من این مسئولیت را به عهده نفر پنجم نخواهم گذاشت.»

    اکنون نباید جای تعجب داشته باشد که ایالات متحده شکست خود را در طولانی‌ترین جنگ خود آشکارا پذیرفته است. دست‌کم از یک دهه بدین‌سو واضح بوده که این جنگ از راه نظامی غیرقابل پیروزی است. بن‌بست جنگی بین سربازان بیرونی و شورشیان محلی ــ مانند وضعیتی که امریکا از حدود سال ۲۰۰۶ تاکنون به خاطر طالبان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند و وضعیتی که شوروی‌ها را سی سال پیش مجبور به عقب‌نشینی کرد ــ زمانی که شورشیان لانه امن خارجی داشته باشند و در آن بتوانند سربازگیری کنند، آموزش ببینند، مجروحان خود را معالجه کنند و دوباره به میدان جنگ برگردند، مانند لانه‌های امن طالبان در پاکستان، اغلب نشان‌گر باخت هستند. ارتش پاکستان و «آی‌اس‌آی» توانسته‌اند عین استراتژی‌ای را که در دهه ۱۹۸۰ آی‌اس‌آی و سازمان «سیا» علیه نیروهای شوروی در افغانستان اجرا کردند، پس از سال ۲۰۰۱ علیه نیروهای ناتو در افغانستان موفقانه اجرا کنند و عین نتیجه را بگیرند.

    شگفت‌آورتر از آن، موفقیت گروه طالبان و دست بالاتر این گروه در مذاکرات با ایالات متحده با توجه به چشم‌انداز تاریک‌اندیشانه طالبان و تجربه نوپای این گروه از دیپلماسی بین‌المللی، بوده است. طالبان از نخستین گفت‌وگوهای خود با فرستادگان اوباما تا مذاکرات شدید این گروه با خلیل‌زاد، پیوسته دو خواسته را دنبال کرده‌اند: خروج نیروهای خارجی از افغانستان و آزادی زندانیان طالبان. این گروه اکنون به این اهداف دست یافته است (حکومت افغانستان پنج هزار زندانی طالبان را از زندان‌های خود در سال گذشته آزاد کرد) درحالی‌که امتیازات اندکی به جانب مقابل خود واگذار کرده است.

    ترمپ بدون درنظرگرفتن این‌که آیا طالبان در خصوص کاهش حملات‌شان علیه نیروهای افغان یا حمایت از مذاکرات، امتیازاتی داده‌اند یا خیر، با تهدید مداوم به خارج‌کردن تمام نیروهای امریکایی از افغانستان، به طالبان کمک کرد. و از آن‌جا که تهدیدهای ایالات متحده مبنی بر تنبیه شورشیان در میدان نبرد روز به روز توخالی از آب درآمد، بزرگ‌ترین مشوق طالبان برای سازش، کسب اعتبار به عنوان یک طرفِ مسئول بر روی صحنه جهانی بود؛ اما از نظر رهبران طالبان، این گروه یا آن امتیاز را تا آن‌زمان به دست آورده بود یا دیگر نیازی به آن نداشت.

    پنتاگون و بسیاری از جمهوری‌خواهان کنگره استدلال می‌کنند که بایدن باید خروج کامل سربازان امریکایی را تا زمان به دست آمدن توافق سیاسی بین طالبان و حکومت افغانستان، یا موافقت طالبان با آتش بس یا دست‌کم کاهش عمده در خشونت‌های این گروه علیه نیروهای افغان و غیرنظامیان، به آینده موکول کند. اما استدلال در برابر این نتیجه‌گیری بایدن که به قول خودش «ادامه چرخه گسترش حضور نظامی ما در افغانستان به امید ایجاد شرایط ایده‌آل برای خروج و توقع نتیجه متفاوت» دیوانگی است، دشوار است. پس از دو دهه خوش‌بینی رسمی و عدم صداقت آشکار در مورد تحولات و پیشرفت جنگ، پذیرفتن شکست نظامی توسط رییس‌جمهور به عنوان شکست، خود ارزشمند است.

    اما چرخه‌ای را که کاخ سفیدِ بایدن برای گرفتن بهترین نتیجه از یک تصمیم خوارکننده به چرخش درآورده است، دل‌سردکننده است. رییس‌جمهور به دلایل وضاح پایان جنگ را با سالگرد ۲۰ سالگی یازدهم سپتامبر تنظیم کرده است، اما به نظر همچون بازاریابی سیاسی در لحظه‌ای به نظر می‌رسد که باید لحظه تأمل درباره هزینه فاجعه‌بار غرور مفرط باشد (این ۲۰ سال جنگ نه‌تنها جان بیش از ۲۲۰۰ سرباز امریکایی را گرفته است، بلکه هزاران افغان نیز در آن کشته شده‌اند). کسانی که بالاترین هزینه را به خاطر بلندپروازی‌های ناکام ایالات متحده در کشورشان پرداخته‌اند، مسلما افغان‌ها هستند و اکنون با خطر بازگشت دوره تاریک طالبان، یا یک جنگ داخلی خون‌بار دیگر در کشورشان روبرو هستند؛ جنگ داخلی آن‌هم بعد از بیش از چهل سال درگیری مستمر که با تهاجمات و اقدامات پنهانی ملت‌های بیرونی آغاز و طولانی شد.

    حکومت بایدن اصرار دارد که به رهبری تلاش‌های بین‌المللی برای ارائه کمک دیپلماتیک، بشردوستانه و سیاسی به حکومتِ مبتنی بر قانون اساسی در کابل و به نسلی از افغان‌های شهری و به ویژه زنان که تحت چتر حمایتی و امنیتی ناتو رشد کردند، ادامه خواهد داد. با این‌حال این عادت مکرر دولت‌های امریکا بوده است که در میانه شکست‌های چندبرابر سیاست‌هاشان، تقصیر را به گردان متحدان افغان خود بیندازند، گویی فساد مزمن افغانستان ربطی به تزریق میلیون‌ها دالر امریکایی به اقتصاد درهم شکسته این کشور ندارد، یا انگار هروئین افغانستان از اعتیاد مصرف‌کنندگان غربی جداست. نامه وزیر امورخارجه آنتونی بلینکن به رییس‌جمهور غنی که اخیرا به رسانه‌ها درز کرده بود و به دلیل بی‌میلی غنی به پذیرفتن اولویت‌های امریکا در مذاکرات صلح افغانستان، مملو از سرخوردگی و تهدیدهای پوشیده بود، آخرین نمونه در این بایگانی نومیدکننده است. روز پنجشنبه، بلینکن برای نشان‌دادن «تعهد مداوم ایالات متحده به جمهوری اسلامی و مردم افغانستان» به کابل پرواز کرد.

    هنگامی که گورباچف رهبری خروج شوروی را از افغانستان برعهده داشت، سازمان سیا و بسیاری دیگر از تحلیل‌گران با اطمینان پیش‌بینی کردند که مجاهدین شورشی که توسط ایالات متحده، پاکستان و عربستان سعودی علیه شوروی مسلح شده و تمویل می‌شدند و صفوف‌شان شامل رهبران آینده طالبان نیز بود، به سرعت قدرت را در افغانستان بدست می‌گیرند. اما در واقع حکومتِ سکولارگرای وقت کابل که هنوزهم از نظر مالی موردحمایت مسکو بود و از مشوره مشاوران نظامی باقی‌مانده‌ی شوروی در افغانستان برخوردار بود، برای چند سال درحالی‌که گورباچف، همان‌طور که در سال ۲۰۱۰ گفت،  به دنبال «همکاری صادقانه و مسئولانه همه‌ی طرف‌ها» برای رسیدن به یک توافق سیاسی بود که بتواند از فاجعه انسانی جلوگیری کند و منطقه را به ثبات برساند، دوام آورد. گورباچف همکاری‌ای را که می‌خواست نیافت. پاکستان و ایالات متحده به دنبال پیروزی کامل بودند و بلافاصله پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، رژیم کابل نیز فروپاشید.

    با این‌حال اگر قرار باشد از تجربه شوروی در افغانستان درس بگیریم، آن درس باید این باشد که پیش‌بینی‌های بیرونی درباره افغانستان معمولا اشتباه از آب در می‌آید. گورباچف یازده سال پیش نوشت: «فرصت وجود دارد، اما برای استفاده از آن چیزهای زیادی لازم است: واقع‌گرایی، ایستادگی و آخر از همه صداقت در یادگیری از اشتباهات گذشته و توانایی عمل براساس آن دانش.» از صداقت دیریست خبری نیست، اما فرصت همچنان باقی‌ست.

    استیو کول

    اطلاعات روز

  • آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟

    تلاش های دولت آمریکا برای متقاعد نمودن طالبان جهت شرکت در نشست استانبول، کماکان ادامه دارد.طی چند روز گذشته تماس‌های متعددی در سطوح مختلف با دولت پاکستان به عمل آمده تا این کشوربا استفاده از نفوذ خود‌ بر روی طالبان، این گروه را برای شرکت در نشست استانبول متقاعد نماید. سایر متحدین آمریکا در ناتو قبل از این اعلام کرده بودند که اعضای ناتو با هم وارد افغانستان شده اند و با هم از افغانستان خارج می‌شوند و از این طریق نارضایتی خود را از خروج زود هنگام از افغانستان اعلام کرده بودند. ولی با اعلام آغاز خروج آمریکا، بر مبنای توافق قبلی با طالبان در طی روز گذشته اعلام کردند علیرغم نارضایتی از تصمیم آمریکا، ولی با این تصمیم همراهی نموده و آنها نیز نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهند کرد.

    این موضوع همچنین این واقعیت را آشکار کرد که اعضای ناتو فقط نقش تامین کننده سرباز و تجهیزات مورد نیاز آمریکا را بر عهده دارند و جایگاهی در تصمیم گیری های کلان آمریکا در قالب ناتو ندارند. در چنین شرایطی طالبان، پیروزی خود بر آمریکا را بیش از هر زمان دیگر مشاهده و حس می کنند. از این رو، هیچ امیدی به اینکه طالبان از خواسته‌های حداکثری خود کوتاه بیایند وجود ندارد.

    به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیرو‌های امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمی‌شود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد؛ و دور تازه‌ای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویت‌های دولت بایدن نیست.

    اینکه رئیس جمهور آمریکا قبل از اجلاس استانبول موضوع خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان را اعلام می نماید در واقع فشار به دولت افغانستان است که به راه حل ارائه شده از سوی دولت آمریکا که بارها توسط آقای خلیل زاد به سران دولت اعلام شده، رضایت بدهد. هدف آمریکا از تشکیل دولت موقت با مشارکت طالبان آن است که ارزیابی آنها بر این مبناست که بعد از خروج آمریکا دولت افغانستان فرو می ریزد و طالبان از طریق جنگ به قدرت می رسند. لذا تیم سیاست خارجی بایدن، می خواهند زمینه‌ای فراهم کنند که طالبان از طریق مسالمت آمیز وارد کابل شوند تا آمریکا اوضاع را از طریق نمایندگی طالبان در کنترل داشته باشد و پایگاه های مورد نظر خود را کماکان به منظور بهره برداری ژئوپلتیک حفظ نماید.

    به هر تقدیر،اعلام رسمی خروج بدون قید و شرط آمریکا از افغانستان را باید ثبت شکستی دیگر برای تاریخ لشکرکشی‌های ناموفق آمریکا به نقطه‌ای در خارج از مرزهای این کشور و همچنین مصداق دیگری بر باطل بودن افسانه شکست ناپذیر بودن نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات پیشرفته دانست.

    اما در عین حال بر این نکته نیز باید تاکید داشت که هرگونه خروج بدون توافق منجر به فاجعه ای دردناک در افغانستان خواهد شد که بی ثباتی سیاسی و آغاز جنگ داخلی قطعی ترین پیامد خروج غیر مسوولانه و پیش از توافق است؛ و فراموش نباید کرد که مسئولیت این جنگ بر عهده دولت آمریکا و سایر متحدین آن در ناتو می باشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • دورنمای سیاست خارجی چین

    دورنمای سیاست خارجی چین

    مهم‌ترین رویدادهای سیاست خارجی چین پس از اپیدمی کرونا، جنگ نرم چین و آمریکا برای تصویرسازی از یک الگوی حاکمیت مقتدر و کارآمد در عبور سریع و کامل از بحران‌ها بوده است. چین که بارها از سوی دولت‌های غربی به استبداد و نقض حقوق بشر در یک ساختار تمرکزگرای غیردموکراتیک متهم می‌شد، این بار توانست در برابر ناکارآمدی الگوهای لیبرال‌دموکراتیک در آمریکا و بریتانیا، در روایت رسانه‌ای، موفق‌تر عمل کند. به‌ویژه در مقابل این کارآمدی، آمار کرونا در ایالات متحده روزبه‌روز افزایش یافت و دولت ترامپ بی‌توجه به این امر، سیاست‌های متناقضی در پیش می‌گرفت. این رویداد، نقطه عطف مهمی در روند جنگ تجاری چین و آمریکا بود که از ۲۰۱۷ آغاز شد ولی در پایان ۲۰۱۹ با عقد قراردادی، آرام گرفت. ولی نبرد روایت‌ها در خصوص کرونا، آن روند را نیز به تنش واداشت، چنان‌که به نبردی دیپلماتیک و نهایتاً تعطیلی متقابل کنسولگری‌های‌شان انجامید.

    شیوع ویروس کرونا، فرصت‌هایی برای سیاست خارجی چین به همراه داشت. بازگشت زندگی عادی به چین پس از مهار کرونا، موفقیت بزرگی بود که می‌تواند مقدمه‌ای برای جلب توجه کشورهای در حال توسعه به سوی الگوی حکم‌رانی چینی بر مبنای تقدم توسعه بر دموکراسی، باشد. چین پس از عبور از بحران در داخل سعی کرد به مثابه منجی در خارج عمل کند. این موفقیت‌ها به ایجاد زمینه‌ای کمک کرد که چین با ارائه کمک‌های پزشکی و دارویی، دیپلماسی عمومی قدرتمندی از خود به نمایش بگذارد. این مسأله در تقویت نقش بین‌المللی چین به عنوان قدرتی مؤثر در کمک به عبور جهان از بحران‌های انسانی نقشی جدی داشت.

    چین هم‌زمان با رشد اقتصادی روزافزون درصدد گسترش روند توسعه عمق راهبردی در مناطق ژئوپلتیک جهان برآمده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های توسعه روابط چین در غرب آسیا، همکاری در چرخه سوخت هسته‌ای عربستان در سال گذشته بوده که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارشی پرده از آن برداشتند. مورد مهم دیگر فرآیند عقد قرارداد تجاری راهبردی با ایران است که پایه‌های حضور چین در آینده سیاسی منطقه را مستحکم‌تر کرده و امکانی برای میانجی‌گری در منازعات منطقه‌ای بازیگران درگیر ایجاد خواهد کرد. این دو رویداد سبب خواهد شد روند تعمیق حضور چین در آسیای غربی گسترش یابد. پکن به دلیل روابط اقتصادی با عمده بازیگران اعم از ایران، عربستان، ترکیه و حتی اسراییل، موقعیت بهتری برای گسترش نفوذ سیاسی‌اش در آینده نسبت به آمریکا دارد. به‌ویژه که ایالات متحده درصدد خروج تدریجی نیروهای نظامی‌اش از منطقه برآید و این زمین بازی را برای چین، بی‌رقیب‌تر خواهد ساخت.

    در اروپا چین توانسته است به توفیقاتی در گسترش سرمایه‌گذاری زیرساختی در اروپای شرقی و حوزه بالکان دست یابد. به همین دلیل هر چند که با شیوع کرونا، رسانه‌های اروپایی و آمریکایی بیش‌ازپیش بر طبل چین‌هراسی کوبیدند و توانستند افکار عمومی کشورهای اروپای مرکزی و غربی را تا حدی همراه کنند ولی در اروپای شرقی و جنوبی توفیق کمتری داشتند. علاوه بر اینکه عقد توافق سرمایه‌گذاری جامع چین و اروپا در زمستان سال گذشته نیز نشان داد که قدرت اقتصادی چین بر جنگ رسانه‌ای آمریکا و بعضی قدرت‌های اروپای غربی غلبه کرده است که یکی از دلایل آن را می‌توان در افزایش فاصله دو سوی آتلانتیک در دوران ترامپ جستجو کرد.

    چین در عین سیاست‌های توسعه‌طلبانه در عرصه دور، از عرصه جغرافیای نزدیک خود غافل نیست. در تابستان سال گذشته مانورهای نظامی متقابل آمریکا و چین در دریای چین جنوبی نشان داد که نبرد تجاری طرفین می‌تواند با تشدید اختلافات راهبردی به تقابل‌های نظامی نیز تسری یابد.

    توسعه همکاری‌های تجاری و مالی با آمریکای لاتین بخش دیگری از سیاست خارجی پکن در سال گذشته بود که نگرانی اتاق‌های فکر و نخبگان ایالات متحده را برانگیخت. توسعه روابط دولت چین در عمق راهبردی آمریکا را می‌توان پاسخی به مداخله‌جویی‌های واشنگتن در خاور دور و به‌ویژه حوزه پیرامونی چین قلمداد کرد. در این میان دولت‌های بولیوی، کوبا و ونزوئلا با گرایش‌های چپ‌گرایانه که تحت فشارهای تحریمی آمریکا و اروپا هستند، بیشتر به سمت جلب فرصت‌های سرمایه‌گذاری چین پیش رفته‌اند. در عین حال که چین در سال گذشته توانست بزرگ‌ترین شریک تجاری برزیل، پرو، آرژانتین، شیلی و اوروگوئه شود.

    تقویت روند روابط دوجانبه با روسیه به عنوان دو قدرت بزرگ مخالف هژمونی آمریکا، بُعد دیگری از سیاست خارجی چین در سال های اخیر بوده است. دو کشور که چندین سند همکاری در خصوص انتقال فناوری‌های نسل نوی اینترنت، تجارت الکترونیک، برنامه هسته‌ای و حوزه کشاورزی به امضا رسانده بودند، در سال گذشته گفت‌وگوهایی پیرامون انتقال انرژی از جمله احداث خطوط لوله گاز و انرژی‌های برق و زغال سنگ نیز به انجام رساندند. روند این ائتلاف که با سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ترامپ افزایش یافته بود، با تشدید تنش‌های چین با آمریکا در شرق دور و روسیه با کشورهای غربی در شرق اروپا، بیش‌ازپیش گسترش یافت. قدرت نظامی مسکو در کنار توان اقتصادی چین، دو مؤلفه‌ای بود که هژمونی اروپا و آمریکا را به چالش کشید و به دلیل برخی اختلافات دو سوی اقیانوس اطلس و هم‌چنین در میان کشورهای اتحادیه اروپا، سیاست مؤثری در مقابل آن اتخاذ نشد.

    کوتاه سخن این که تحولات سیاست خارجی پکن در سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد جمهوری خلق چین از سیاست خارجی «اول آمریکا»ی ترامپ و افتراق در جبهه دولت‌های غربی برای توسعه نفوذش در جهان و هم‌چنین ارتقای سطح نفوذش از حوزه اقتصادی به سیاسی و دیپلماتیک استفاده کرده است. ولی احتمال دارد که با استقرار دولت بایدن و تقویت اتحاد آمریکا و اروپا، سویه تدافعی در سیاست خارجی چین نسبت به سویه تهاجمی آن، مقداری تقویت شود. برای مثال افزایش تعداد کلاهک‌های هسته‌ای با احتیاط بیشتری دنبال خواهد شد. همچنین احتمال تشدید رویکردهای مداخله‌جویانه ایالات متحده در شرق دور و به‌ویژه مناطق پیرامونی چین مانند تایوان، هنگ کنگ و تقویت همکاری متحدانی مانند هند، کوریا، جاپان و استرالیا علیه پکن در دولت بایدن وجود دارد. به‌خصوص که تشدید فشارها بر چین از مسائلی است که اجماع نسبی در هر دو حزب در کنگره بر آن وجود دارد و به همین دلیل چین از فرصت رفتارهای نامتعارف و در مواردی تصمیم‌های شخصی ترامپ بی‌بهره است. این بار سیستم آمریکا با یکپارچگی بیشتری در برابر سیاست‌های داخلی، دیپلماتیک و تجاری چین خواهد ایستاد.

    داکتر عبداللطیف نظری