برچسب: افغانستان

  • بند کمال خان، رویای فروش آب و دشت های سبز

    بند کمال خان، رویای فروش آب و دشت های سبز

    بند کمال‌خان، روی رودخانه هلمند در ولسوالی چهاربرجک ولایت نیمروز روز چهارشنبه، ۴ حمل به بهره‌‎برداری رسید. محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری افغانستان در مراسم افتتاح این بند شرکت کرد و گفت که رویایی ۷۰۰ سال برای تکمیل‌شدن بند کمال‌خان رنگ واقعیت به خود گرفته است. او اطمینان داده است که روند ساخت کانال‌های بند کمال‌خان نیز برای رشد اقتصاد و زراعت نیمروز تکمیل می‌شود.

    بین افغانستان و ایران در سال ۱۳۵۱ معاهده ای بر ای استفاده از آب رودخانه هلمند به امضا رسید و مقام‌های افغان بر متعهدبودن بر اجرای این معاهده تأکید کرده‌اند.

    محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری افغانستان گفت پس از این کلید رودخانه هلمند به دست‌ افغان‌ها است و آب بیشتر از تعهد معاهده ۱۳۵۱، نیاز به مذاکره با ایران دارد: «مشکل در معاهده هلمند نبود، بلکه مشکل در تطبیق این معاهده بوده است. آب را به کسی مفت نمی‌دهیم و پیداوار نیمروز را به ایران با افتخار می‌فروشیم. با ایران تعهد معاهده هلمند را اجرا می‌کنیم و بیشتر از تعهد باید مذاکره صورت بگیرد، تیل بدهید و آب بگیرید.»

    او از تداوم مذاکره با کشور ایران خبر داد که نیمروز نه‌تنها کندوی افغانستان، بل کندوی ایران هم باشد: «اقتصاد ایران و افغانستان متمم یکدیگر است و مخالف یکدیگر نیست. پیداوار نیمروز را با افتخار به ایران می‌فروشیم.» زمریالی احدی، والی نیمروز امیدوار است که با استفاده از آب بند کمال‌خان، اقتصاد و زراعت این مردم متحول شود. او تأکید دارد که باید آب به‌گونه‌ی درست مدیریت شود: «افتتاح بند کمال‌خان پرافتخارترین لحظه زندگی من است. این بند پروژه‌ی تاریخی و مهم است و دشت‌های نیمروز را سیرآب می‌کند.»

    رییس‌جمهور اشرف غنی
    محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری افغانستان در مراسم افتتاح این بند شرکت کرد و گفت که رویایی ۷۰۰ سال برای تکمیل‌شدن بند کمال‌خان رنگ واقعیت به خود گرفته است. عکس: ارگ

    بازمحمد ناصر، رییس شورای ولایتی نیمروز از حکومت می‌خواهد که آب شیرین به کشورهای همسایه به‌گونه‌ی رایگان قطع شود و هر لیتر آب به این کشورها فروخته شود.

    مسئولان در اداره امور تنظیم آب به روزنامه اطلاعات روز می‌گویند که بند کمال‌خان به هزینه‌ی بیش از ۲۰۰ میلیون دالر امریکایی از بودجه حکومت افغانستان تکمیل شده است.

    به روایت باشندگان نیمروز طی سال ۷۶۲ هجری شمسی با هجوم تیمور و متعاقبا ۳۰ سال بعد پسرش شاهرخ بند کمال‌خان و کانال‌های آن توسط دستگاه و اسیدهای پیشرفته از بین برده شده است.

    پس از تخریب بند کمال‌خان هفت قرن نیمروز در تشنگی مفرط به‌سر می‌برد و تا این‌که سردار محمدداوود خان، رییس‌جمهور پیشین افغانستان و محمدموسا شفیق، نخست‌وزیر وقت کار بند کمال‌خان در سال ۱۳۴۵ آغاز شد. اما انقلاب کمونیستی کار ساخت این بند را متوقف کرد و جنگ داخلی در افغانستان شعله‌ور شد.

    بند کمال‌خان
    مسئولان در اداره امور تنظیم آب به روزنامه اطلاعات روز می‌گویند که بند کمال‌خان به هزینه‌ی بیش از ۲۰۰ میلیون دالر امریکایی از بودجه حکومت افغانستان تکمیل شده است. عکس: ارگ

    شتاب در ساخت بندهای آبی

    حکومت افغانستان مرحله نخست کار ساخت بندکمال‌خهان را در ماه اسد سال ۱۳۹۱، مرحله دوم میزان سال ۱۳۹۴ و مرحله سوم ماه حمل ۱۳۹۶ آغاز شد. این بند در فاصله ۱۸ کیلومتری شمال ولسوالی چهاربرجک و در ۹۵ کیلومتری جنوب شهر زرنج مرکز ولایت نیمروز موقعیت دارد.

    بر بنیاد اطلاعات اداره امور تنظیم آب کشور بند کمال‌خان، صدها سال پیش توسط یک فرد به‌نام‌ «کمال‌خان» آغاز شد، اما کارش تکمیل نشد.  

    مسئولان در اداره امور تنظیم آب به اطلاعات روز می‌گویند که هم اکنون کار ۱۲ بند بزرگ آبی [کجکي، کمال خان، شاه و عروس، پاشدان، بخش‌آباد، مچلغو، دهنه دره، ۲ خان اباد، توری، پلتوني، شفلوغ، سراب…] جریان دارد و به‌زودی بندهای آبی شاه‌ و عروس و شورابک تکمیل می‌شود.

    محمد تکل، رییس عمومی این اداره می‌گوید که به‌زودی کار سروی و دیزاین ۲۲ بند دیگر تکمیل و کار ساخت آن سال آینده آغاز می‌شود.

    آرزوی دشت‌های سبز

    دشت‌های و زمین‌های نیمروز خشک و سوزان است و هرازگاهی سرازیرشدن سیلاب‌ها مزارع زراعتی را به خاک یکسان می‌کند. دهقانان در نیمروز با کمبود شدید آب مواجه بودند و سطح حاصلات زمین‌های‌شان در پایین‌ترین سطح ممکن بود.

    غلام‌محمد، ۴۵ سال دارد و یکی از مالکان ۵۰ جریب زمین در ولسوالی چهاربرجک است. او در صحبت با روزنامه اطلاعات روز، افتتاح بند کمال‌خان را گام مهم در بخش افزایش محصولات زراعتی خود می‌داند: «در نیمروز همیشه باد است و باد و کمبود آب همیشه حاصلات ما را خراب می‌کرد. همیشه هم که سیلاب می‌آمد، زمین‌های زراعتی خراب می‌شد.»

    او از حکومت می‌خواهد که در راستای ساخت کانال‌های آب بند کمال‌خان گام‌های جدی بردارد، تا آب به‌گونه‌ی منظم به زمین‌های زراعتی سرازیر شود.

    بهرام محمدی، ساکن ولسوالی کنگ نیمروز است. او ۴۰ جریب زمین تحت کشت گندم در این ولسوالی دارد، اما همیشه سطح حاصلات زمین‌هایش پایین بود: «ما خیلی خوشحالیم که بند کمال‌خان، رویای بزرگ ما به بهره‌برداری رسید. حالا از بند کمال‌خان زمین‌های زراعتی ما آبیاری می‌شود.»

    با آغاز آ‌ب‌گیری بند کمال‌خان زمینه‌ به مهاجرت گونه‌های مختلف پرندگان به شمول‌ «لک‌لک» به این بند فراهم شده است.

    محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری کشور مدیریت آب در نیمروز را زمینه‌ساز احیای جنگلات و جلوگیری از وزش ریگ بادها می‌داند: «بند کمال‌خان برای احیای زیست‌گاه حیوانات موثر است. ساکنان سیستان قدیم برای هزار سال در بخش مدیریت آب کار کرده‌اند. سیستانی‌ها ریگ را مدیریت کردند و مدیریت ریگ بدون احیای جنگلات نمی‌شود.»

    او می‌گوید که برای کاهش ضایعات آب باید سیستم آبیاری قطره‌ای در نیمروز مورد استفاده قرار بگیرد.

    او پیشنهاد می‌کند که مرکز تحقیقات زراعتی و آبیاری در نزدیکی بند کمال‌خان تکمیل شود، تا آب، وزش ریگ‌ها و احیای جنگلات مدیریت شود.»

    محمداشرف غنی، رییس‌جمهوری افغانستان مدالی تحت عنوان موسا شفیق، نخست‌وزیر پیشین کشور ضرب زده است و قرار است که این مدال به افرادی که در بخش مدیریت آب کار می‌کنند، تفویض شود.

    بند کمال‌خان
    با آغاز آ‌ب‌گیری بند کمال‌خان زمینه‌ به مهاجرت گونه‌های مختلف پرندگان به شمول‌ «لک‌لک» به این بند فراهم شده است.

    حکومت افغانستان بر مدیریت و مهار آب‌های جاری تأکید می‌کند. بند سلما در هرات، بخش‌آباد در فراه و کمال‌خان در نیمروز از مهم‌ترین پروژه‌های مدیریت آب در نزدیکی مرز با ایران است. بند سلما و کما‌ل‌خان به بهره‌برداری رسیده و کار بند بخش‌آباد نیز جریان دارد.

    با پیشرفت در روند ساخت بندهای آب، تهدیدهای امنیتی در اطراف این بندها افزایش یافته است.

    گل‌احمد نورزاد، نماینده نیمروز در پارلمان در گفت‌وگو با اطلاعات روز از حکومت می‌خواهد که تدابیر جدی برای محافظت از بند کمال‌خان روی دست بگیرد: «تمام تأسیسات ملی زیر تهدید دشمنان قرار داشته است. ما امیدواریم که تدابیر امنیتی خوبی برای بند کمال روی دست بگیرد تا از این پروژه حفاظت کنیم.»

    در ماه عقرب سال ۹۹ شش محافظ بند کمال‌خان کشته و دو تن دیگر زخمی شدند. پس از کشته‌شدن این شمار از نیروهای محافظت عامه، تدابیر امنیتی در اطراف این بند شدیدتر شد.

    اما بازمحمد ناصر، رییس شورای ولایتی نیمروز اطمینان می‌دهد که باشندگان نیمروز برای محافظت از بند کمال‌خان از جان خود تیر هستند، اما اجازه نمی‌دهند که کشورهای همسایه مشکل در این بند ایجاد نکنند: «ما برای ساخت بند کمال‌خان شهید و زخمی دادیم و مردم نیمروز وعده می‌دهند که برای محافظت این بند همچنان قربانی می‌دهند.»

    از سویی هم، محمداشرف غنی، رییس‌‎جمهوری کشور می‌گوید که باید تمام مردم و نیروهای امنیتی برای دفاع از بند کمال‌خان تلاش کنند: «اولین تشکری من از شهدای بند کمال‌خان است که به قیمت زندگی خود از این بند حفاظت کردند.»

    وزارت داخله اعلام کرد که طی دو سال گذشته ۳۵ حمله «تروریستی» بالای بند کمال‌خان ولایت نیمروز صورت گرفته است. طارق آرین، سخن‌گوی این وزارت می‌گوید که در نتیجه این حملات، ۳۹ نیروی امنیتی کشته و زخمی شدند و ۲۸ طالب نیز اسیر شده‌اند: «چهار حلقه ماین، ۹۸ مورد حمله تروریستی بالای بند کمال‌خان خنثا شده است.»

    بند کمال‌خان
    حکومت افغانستان بر مدیریت و مهار آب‌های جاری تأکید می‌کند. بند سلما در هرات، بخش‌آباد در فراه و کمال‌خان در نیمروز از مهم‌ترین پروژه‌های مدیریت آب در نزدیکی مرز با ایران است. عکس: ارگ

    رییس‌جمهور می‌گوید که بر بنیاد مطالعات مقدماتی افغانستان دست‌کم ۷۰ هزار میگاوات برق بادی و ظرفیت بلند تولید برق آفتابی دارد و هم‌اکنون با شرکت‌های «زیمنس» و «فورتسکیو» کار برای استفاده از انرژی بادی و آفتابی جریان دارد.

    او از ایران می‌خواهد که در آینده برای فروش برق افغانستان به کشورهای منطقه همکاری کند. او اطمینان می‌دهد که نیمروز به مرکز انرژی برقی و تجارت مبدل می‌شود و این پتانسیل با استفاده از انرژی بادی و بندر چابهار وجود دارد: «زرنج به بندر بین‌المللی تبدیل می‌شود و کلیدش چابهار است و همچنان خط آهن خواف – هرات، قدم اول وصل هرات به استانبول است. این خط آهن دوونیم برابر ارزان‌تر از کراچی است.»

  • اتحادیه اروپا: با امریکا در مورد صلح افغانستان همکاری می کنیم

    اتحادیه اروپا: با امریکا در مورد صلح افغانستان همکاری می کنیم

    وان برندت سفیر و رییس هیئت اتحادیه اروپا در افغانستان به تازگی در توییتی گفت این اتحادیه می‌خواهد همکاری‌ها را با ایالات متحده و سایر شرکا در روند صلح افغانستان تقویت کند.
    سفیر اتحادیه اروپا گفت: «اتحادیه اروپا و ایالات متحده قصد دارد همکاری‌ها را با سایر شرکای کلیدی در رابطه به افغانستان تقویت کند تا روند صلح پیشرفت کند و ثبات دایمی و رفاه این کشور تأمین گردد.»
    جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از دیدار با آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه امریکا گفت: «مشارکت ما برای ارزش‌های دموکراتیک، ثبات جهانی و منطقه‌ای، رفاه و حل درگیری‌ها حیاتی است.»
    وی با بیان اینکه روابط اتحادیه اروپا – ایالات متحده دوباره به حالت عادی برگشت، افزود: «ما روی همکاری‌های قوی‌تر روی مسائل کلیدی به توافق رسیدیم.»
    گفتنی است روابط اتحادیه اروپا و امریکا در زمان ریاست جمهوری ترامپ با تنش‌های زیاد همراه بود در حدی که مثلث اروپایی آلمان، بریتانیا و فرانسه نسبت به خروج امریکا از پیمان اقلیمی پاریس و برجام به شدت خشمگین بودند.

  • وزیر خارجه ترکیه: آماده برگزاری نشست صلح در مورد صلح افغانستان هستیم

    وزیر خارجه ترکیه: آماده برگزاری نشست صلح در مورد صلح افغانستان هستیم

    مولود چاوش اغلو وزیر امور خارجه ترکیه روز گذشته در حاشیه اجلاس وزرای خارجه کشورهای سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) به خبرنگاران گفت کشورش آماده برگزاری کنفرانس صلح افغانستان در ماه اپریل است و تاریخ دقیق آن را به زودی اعلان خواهد کرد.
    وزیر خارجه ترکیه گفت: «ما برای برگزاری کنفرانس صلح افغانستان در ماه اپریل در استانبول آماده هستیم. ما خواستار بستر جایگزین برای دوحه نیستیم، بلکه می‌خواهیم نشست حمایتی برگزار کنیم.»
    وی با بیان اینکه منتظر امضا شدن تفاهم‌نامه‌ای بین دولت افغانستان و طالبان است، افزود: «در این راستا با طرف‌ها گفت‌وگو می‌کنیم. معاون وزیر امور خارجه نیز دو هفته پیش در دوحه حضور داشت و با رهبران طالبان دیدار کرده است. می‌خواهیم با دیدار با تمام طرف‌ها تاریخ برگزاری کنفرانس را مشخص کنیم.»
    گفتنی است نشست وزرای امور خارجه کشورهای عضو ناتو به مدت دو روز در بروکسل پایتخت بلژیک برگزار شد. افغانستان در فهرست آجندای این نشست بود.

  • غنی چوب لای چرخ طرح امریکا می گذارد

    غنی چوب لای چرخ طرح امریکا می گذارد

    انتخابات زمینۀ مشارکت مردم در قدرت را فراهم می‌کند و در یک نظام مبتنی به قانون تاحدودی امکان سوء استفاده از قدرت را محدود می‌سازد. از این نظر تمسک به انتخابات در نظام‌های سیاسی دیدگاه پیش‌رو است، اما در افغانستان این داستان فرق می‌کند؛ این‌جا انتخابات فرایندی‌ست که دست برتر از طریق تقلب و فساد حضورش در قدرت را توجیه می‌کند. از نخستین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۳ تاکنون هرچند انتخابات که در افغانستان برگزار شده، همه با تقلب آمیخته بوده است. دوام حاکمیت قومی بارزترین انگیزه‌ برای اعمال تقلب در انتخابات‌های افغانستان به شمار می‌رود.

    در میان مجموعه انتخابات‌هایی که در کشور شده، اشرف غنی از طریق یکی از بدنام‌ترین و مضحک‌ترین انتخابات تاریخ به قدرت رسیده؛ زیرا از انتخاباتی که غنی پیروزی شد، گوسفندان به جای مردم نقش بازی کردند. دستگاه حاکم همواره تلاش کرده تا با دروغ این بدنامی را بزداید به همین دلیل پیوسته در مورد حضور واقعی مردم در قدرت دروغ‌گویی می‌شود و از راه تکرار سخن دروغ تلاش می‌شود تا خاطرۀ انتخابات تقلبی از اذهان پاک گردد. اما چون دروغ و جعل به عنوان سرشت نظام کنونی و به مثابه آب حیات است، سفیدکردن گذشتۀ دروغین محتمل نیست. انقطاع با جعل و دروغ در ناسیونالیسمی که نظام کنونی حامی آن است به معنی مرگ و نابودی‌ست.

    سلام وطن دار در مطلبی می نویسد اشرف غنی پس از حضور در قدرت دروغ و جعل را با حلیۀ نوگرایی آراست و به تعبیر مولوی به مثابه شغال که در خم رنگ افتاده و خویش را طاووس علین می‌پنداشت به جهان بیرون عرضه کرد. این ترفند در بعد خارجی بسیار کارگر افتاد و توانست به بقای غنی کمک کند، اما در بعد داخلی چون منازعۀ افغانستان را مردم درک می‌کنند این امر از توفیق کمتری برخوردار بود. گروه معدودی شامل کسانی که از خوان غنی بهره می‌برند، وانمود کرده‌اند شغالی که در خم رنگ غواصی کرده به یقین طاووس شده است.

    تمسک به جعل، باعث شده تا دموکراسی و انتخابات در افغانستان بدنام شود. به همین دلیل بسیاری از کسانی که به کارکرد واقعی دموکراسی واقف نیستند آن را تزویری در بازی سیاست دانسته‌اند. از جمله طالبان که خود را نسبت به غنی میراثدار ذی‌حق قدرت از لحاظ تباری می‌دانند. چون طالبان قدرت را در کانتکست دین و پشتون‌والی می‌سنجند، به امکان‌های خارج از فرمایش این دو ناسازگاراند، رویکرد غنی در تقلب آشکار، آنان را نسبت به انتخابات به گونۀ کامل مخالف ساخته است.

    هم‌زمان با طرح تشکیل «دولت انتقالی برای صلح» که از سوی آمریکا برای پایان جنگ در افغانستان پیش‌کش شده، غنی نیز طرح خود را ارائه کرده است. در طرح آمریکا عزل غنی از طریق تفاهم سیاسی میان گروه‌های ذی‌نفع داخلی و کشورهای ذی‌نفع خارجی و منطقه‌یی پیش‌بینی شده است. هرچند طالبان به عنوان یک طرف اصلی منازعه نسبت به این طرح ابراز نظر نکرده‌اند اما احتمال این که آنان زیر فشار حامیان‌شان به این طرح موافقت کنند وجود دارد. این طرح غنی و گروه محبوبش را از ارگ بیرون می‌کند و جای آنان را در قدرت به قبیلۀ رقیب واگذار خواهد کرد.

    بنابرین، مخالفت غنی به این طرح منطقی و منفعت‌اندیشانه است، اما پرسش این بود که مخالفت به چه شکلی صورت می‌گرفت تا چوب لای چرخ گذاشته شود. از آغاز روند مذاکرات صلح میان آمریکا و گروه طالبان، روند به زیان غنی بود و او تلاش کرده است تا موانعی در برابر آن قرار دهد. طرح غنی در واقع آنتی‌تز طرح آمریکاست و ماهیت خنثی‌کننده دارد.

    جهان غرب به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا مدعی حمایت از دموکراسی است و طرح غنی برای انتقال قدرت از طریق انتخابات بر ادارۀ آمریکا خلل ایجاد می‌کند. این طرح ممکن حمایت اخلاقی کشورهای غربی جلب کند و در کانفرانس استانبول اقبال طرح آمریکا را کاهش خواهد داد. غنی تأکید می‌کند که بدون انتخابات حاضر به انتقال قدرت نیست و یک فرصت زمانی شش ماهه در طرح او برای برگزاری انتخابات مطالبه شده است.

    ولی غنی به خوبی می‌داند که طرح برگزاری انتخابات در زمان کنونی قابل تحقق نیست، مگر به روش خاص که غنی پیش از این انتخابات را برگزار کرد و کمتر از یک میلیون رأی برای خود دست و پا کرد. از سوی دیگر طالبان به عنوان یک طرف اصلی منازعه هیچ‌گاه تن به چنین انتخابات نخواهند داد؛ زیرا در آن صورت بازی را خواهند باخت. این طرح یک کارکرد دارد و آن به چالش کشیدن طرح حکومت انتقالی برای صلح در نشست استانبول است. احیاناً این اگر نتواند به درستی کار کند، در فرجام کار می‌تواند از غنی به عنوان چهره‌یی که برای انتخابات و مردم‌سالاری تقلا کرد، قباحت‌زدایی کند.

  • نیروهای امریکایی دست کم شش ماه دیگر پس از ماه می در افغانستان می مانند

    نیروهای امریکایی دست کم شش ماه دیگر پس از ماه می در افغانستان می مانند

    به نقل از بی‌بی‌سی، آقای اسمیت، گفت: «دولت امریکا ضمن رسیدن به راه‌های توافق با طالبان، حفظ یک نیروی ضدتروریستی برای مقابله با داعش در افغانستان را نیز بررسی می‌کند.»

    به گفته‌ی او، به هیچ وجه نمی‌توان بیش از ۱۰ هزار سرباز را در شش هفته از افغانستان خارج کرد.

    آقای اسمیت، افزود با جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا و لوید آستین، وزیر دفاع، درباره خروج از افغانستان صحبت کرده است.

    این در حالی است که اخیرا، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفته است خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می دشوار خواهد بود.

    از سویی هم، به تازگی لوید آستن، وزیر دفاع امریکا، گفت ایالات متحده تلاش دارد تا جنگ افغانستان را به گونه‌ی مسئولانه پایان دهد.

    گفتنی است اخیرا رسانه‌های امریکایی گزارش داده‌اند جو بایدن، تصمیم دارد تا حضور سربازانش در افغانستان را برای شش ماه دیگر تمدید کند.

  • کابلوف: حکومت موقت یگانه گزینه مناسب برای صلح در افغانستان است

    کابلوف: حکومت موقت یگانه گزینه مناسب برای صلح در افغانستان است

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه معتقد است ایجاد یک حکومت موقت در افغانستان، یگانه گزینه مناسب برای رسیدن به صلح دراین کشور است.

     ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه، مدیر بخش دوم آسیایی وزارت امور خارجه این کشور، در یک نشست مطبوعاتی، ضمن صحبت در خصوص نتایج کنفرانس “ترویکای توسعه یافته” در مورد حل و فصل صلح آمیز اوضاع افغانستان که  در تاریخ 18 مارچ در مسکو برگزار شد، گفت: «ایجاد یک حکومت موقت و ائتلافی در افغانستان در شرایط کنونی، به عنوان یگانه گزینه مناسب برای رسیدن به صلح در این کشور باقی می‌ماند.»

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه تصریح کرد: «روسیه، ایالات متحده و همچنین شرکای پاکستانی و چینی به خوبی درک می کنند که هیچ گزینه دیگری به جزء ایجاد یک دولت موقت در افغانستان وجود ندارد.»

    به گفته وی ، نیاز به ایجاد یک  حکومت موقت و ائتلافی به این دلیل است که طرفین درگیری ها در افغانستان باید کشتار یکدیگر را متوقف کرده و راهی را برای اداره کشور پیدا کنند.

    نماینده رئیس جمهور روسیه افزود: «”اما این به هیچ وجه به این معنا نیست که ما این راه حل را به افغانها تحمیل می کنیم. ما در مورد راه حل صحبت می کنیم – اگر کسی بتواند راه بهتری به ما پیشنهاد دهد، کاری که هیچ کس دیگری انجام نداد ، ما خوشحال خواهیم شد. بنابراین ، افغانها خودشان تصمیم می گیرند که کدام دولت و با چگونه ترکیب  توازن قوا در این دولت رویکار شود”.

    گفتنی است نمایندگان آمریکا، روسیه، چین و پاکستان (کشورهای ترویکا) اخیرا در پایان نشست مسکو با انتشار بیانیه ‌پایانی تاکید کردند که از احیای مجدد امارت اسلامی طالبان در افغانستان حمایت نمی‌کنند. از دولت افغانستان و شورای عالی مصالحه ملی این کشور نیز خواستند که به گونه علنی با نمایندگان طالبان درباره یک راه حل سیاسی از طریق مذاکره تعامل کنند.

  • بند کمال خان افتتاح شد

    بند کمال خان افتتاح شد

    حمداشرف غنی، رییس جمهور روز چهارشنبه، چهارم حمل در سفری به ولایت نیمروز، بند کمال‌خان را افتتاح کرد.

    در مراسمی که به همین مناسبت در ولسوالی چهاربرجک ولایت نیمروز برگزار شده بود علاوه بر محمداشرف غنی، امرالله صالح معاون اول و سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری و شماری از مقام‌های حکومتی حضور داشتند.

    بند کمال‌خان ۱۶ متر ارتفاع و ظرفیت ذخیره ۵۲ میلیون مترمکعب آب را دارد.

    این بند ظرفیت تولید نُه میگاوات برق را نیز دارد. بند کمال‌خان هم‌چنان ۱۸۰ هزار هتکار زمین را تحت آبیاری قرار می‌دهد.

    بند کمال‌خان در ۹۵ کیلومتری شهر زرنج، مرکز ولایت واقع شده است.

    کار دیزاین و ساخت بند کمال‌خان در حدود ۵۱ سال پیش در سال ۱۳۴۵ آغاز شد. مرحله اول ساخت این بند در سال ۱۳۹۱ توسط کمپنی «تدس» تاجیکستان تکمیل شد و ساخت فاز دوم آن در سال ۱۳۹۱ توسط شرکت‌های مشترک برایت پیریل و آسیابنا (ABCC, BPCC) آغاز و در سال ۱۳۹۴ تکمیل شده است.

    آب‌گیری بند کمال‌خان در ماه دلو سال گذشته آغاز شد. افتتاح این بند مورد استقبال گسترده مردم افغانستان روبه‌رو شده است.

  • حاضریم در ازای تل به ایران آب بدهیم

    حاضریم در ازای تل به ایران آب بدهیم

    رئیس جمهور غنی روز چهارشنبه، چهارم حمل در مراسم افتتاح بند کمال‌خان خطاب به ایران گفت افغانستان پس از این معاهده آب هلمند را تطبیق می‌کند و «مفت» آب نمی‌دهد.

    غنی در سخنانی گفت: «من می‌خواهم چند کلمه سر همسایه ما جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم. در گذشته هرچه بودیم، چه داشتیم و نداشتیم، گپ تاریخ است. اقتصاد ایران و افغانستان متمم یکدیگر است و مخالف یک دیگر نیست.»

    رییس جمهور غنی در ادامه گفت آب را «مفت» به کس نمی‌دهد و پیداوار ولایت نیمروز را با افتخار به ایران می‌فروشد.

    غنی افزود با ایرانی‌ها در مذاکره است تا ولایت نیمروز نه تنها «کندوی» افغانستان باشد، بلکه به کندوی ایران نیز تبدیل شود.

    محمداشرف غنی با یادآوری از معاهده آب هلمند که در زمان نخست‌وزیری محمدشفیق بین ایران و افغانستان امضا شد، گفت که این معاهده، معاهده همه مردم افغانستان با ایران است.

    به گفته محمداشرف غنی، مشکل در این معاهده نبود، اما مشکل در تطبیق این معاهده بود.

    غنی افزود پس از این افغانستان کلید هلمند را در دست خود دارد و تعهد خود را با ایران اجرا می‌کند. به گفته غنی، فرستادن آب اضافه‌تر از تعهد اما «گپ مذاکره» است.

    رییس جمهور تصریح کرد اگر ایران تیل داد، می‌تواند آب بخواهد.

    محمداشرف غنی هم‌چنان گفت با دو شرکت بین‌المللی و ایران روی مدیریت بادها و تولید برق از آفتاب کار خواهد کرد. به گفته غنی، مطالعات مقدماتی نشان می‌دهد که افغانستان ۷۰ هزار میگاوات برق از باد تولید می‌کند.

    غنی می‌گوید بادهایی که مردم نیمروز را آزار می‌دهد، به بزرگ‌ترین منبع انرژی تبدیل خواهد شد.

    به گفته غنی، افغانستان در بخش تولید برق از باد، آفتاب و گسترش بنادر با ایران صحبت خواهد کرد.

    غنی هم‌چنان گفت تغییرات اقلیمی مرزهای سیاسی را نمی‌شناسد. او بر همکاری‌های منطقه‌ای تأکید کرد و گفت اگر ۲.۵ درجه حرارت در جنوب آسیا افزایش یابد، سبب آوارگی ۱۰۰ میلیون نفر می‌شود.

    محمداشرف غنی در سفری به ولسوالی چهاربرجک ولایت نیمروز بند کمال‌خان را افتتاح کرد. افتتاح این بند با استقبال گسترده مردم و شهروندان کشور روبه‌رو شده است. ساخت بند کمال‌خان نگرانی‌ها را در محافل ایرانی نیز به وجود آورده است.

  • هند: اجماع بین المللی صلح افغانستان را تضمین می کند

    هند: اجماع بین المللی صلح افغانستان را تضمین می کند

    وزارت خارجۀ افغانستان روز (سه‌شنبه، سوم حمل) در خبرنامه‌یی آورد آقای دووال این مطلب را در دیدار با محمد حنیف اتمر، وزیر خارجۀ کشور در دهلی‌نو مطرح کرده است.

    در خبرنامۀ این وزارت آمده است که آقای دووال ضمن تأکید بر ادامۀ روابط استراتژیک میان کابل و دهلی‌نو می‌گوید که کشورش از روند صلح افغانستان به گونۀ همه‌جانبه حمایت می‌کند. مشاور امنیت ملی هند خاطرنشان می‌سازد که اجماع داخلی بین طرف‌های سیاسی در افغانستان و اجماع منطقه‌یی و بین‌المللی از عوامل مهمی در روند صلح افغانستان به شمار می‌رود.

    او یادآور می‌شود که تشکیل اجماع در سه سطح یاد شده موفقیت روند جاری صلح در افغانستان را تضمین خواهد کرد.

    این در حالی است که ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو نیز مشارکت همۀ بازی‌گران منطقه‌یی را در روند صلح افغانستان ضروری خوانده است؛ عاملی که به باور او، موفقیت روند صلح افغانستان را تضمین خواهد کرد.

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که بر اساس طرح تازۀ وزارت خارجۀ امریکا، در روزهای نزدیک قرار است یک نشست بین‌المللی در مورد صلح افغانستان در انقرۀ ترکیه دایر شود و سنگ‌بنای یک حکومت مشارکتی در افغانستان گذاشته شود.

    بر اساس این طرح، سازمان ملل متحد این نشست را مدیریت خواهد کرد و همۀ بازی‌گران منطقه‌یی به شمول ایران در آن حضور خواهند یافت.

  • از شیعیان پاکستان چه می دانید؟

    از شیعیان پاکستان چه می دانید؟

    تعداد دقیق جمعیت شیعیان در پاکستان به درستی معلوم نیست.

    مهم‌ترین دلیل این موضوع نادیده‌گرفتن مذهب در سرشماری‌های پاکستان است که خود ناشی از سیاست دولت پاکستان در عدم توجه به تفاوت فرقه‌ای با هدف حفظ وحدت دینی است.آنچه به عنوان آمار شیعیان این کشور در منابع مختلف ذکر شده بیشتر بر پایه تخمین و گمانه‌زنی است. منابع مختلف، نسبت شیعیان پاکستان به کل جمعیت این کشور را متفاوت و تا ۲۵ درصد ذکر کرده‌اند؛ آنچه از میان آمارهای مختلف صحیح‌تر به دست می‌آید رقم تقریبی ۲۰ درصد است.چند نفر نویسندهٔ شیعهٔ پاکستانی که با من دوست هستند، آمار واقعی شیعیان در پاکستان را تا ۸۰ میلیون نفر می دانند و اگر این رقم درست باشد، پاکستان بزرگترین جمعیت شیعه را در خود جا داده است و کشور دوم یا سوم ایران خواهد بود!

    مذاهب و گرایش‌های فکری:

    مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین گروه شیعیان پاکستان فرقه اثناعشری‌ و پیروان فقه جعفری‌اند که یکی از مذاهب رسمی در پاکستان شناخته می‌شود. دیگر فرق شیعه که در پاکستان پیروانی دارند از این قرارند: بُهره که اسماعیلیه مستعلیه هستند. بهره‌ها بیشتر در شهر کراچی و حیدرآباد زندگی می‌کنند. خوجه‌های اثناعشری، پس از جدایی پاکستان و هند در ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷م، شماری از خوجه‌های اثناعشری به همراه دیگر مسلمانان، هند را به مقصد پاکستان ترک کردند. آنان از همان آغاز در کراچی سپس حیدرآباد ساکن شدند و بعدها در شهرهای دیگر این کشور نیز اقامت گزیدند. جمعیت خوجه‌های اثناعشری پاکستان حدود ۴۲،۰۰۰ تن است که بیشتر آنان در کراچی زندگی می‌کنند. این گروه سازمانی به نام«جماعت خوجه پیرهای اثنا عشری کراچی» دارند.

    آغاخانی این گروه نیز از اسماعیلیان نزاری هستند که منسوب به آغا خان اول(۱۸۰۰-۱۸۸۱م.) هستند. آغاخانیه پاکستان بیشتر در کراچی، حیدرآباد، ملتان، گلگت و هنزه ساکن‌اند.نوربخشیه منسوب به محمد نوربخش از علمای شیعیه صوفی مسلک زمان خود بود که در بلتستان رهبری شیعیان را بر عهده داشت.ذکری که به وسیله سید محمد جونپوری (۸۴۷-۹۱۰ق.) که ادعای مهدویت می‌کرد، بنیان گذارده شد. ذکری‌های پاکستان در ایالت بلوچستان در نواحی کیچ مکران، لسبیله، گوادر، تربت و پنج گور زندگی می‌کنند.در میان شیعیان امامیه پاکستان دو گرایش کلامی و اعتقادی عمده حضور بیشتری دارند:

    گرایش موسوم به «شیخیه» یا «موالیه» که منسوب به شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی است.گرایش موسوم به «شیعیت خاص» یا «موحدین» که در مقابل گرایش‌های شیخیه قرار گرفته و به نوعی نماینده مکتب اصولیان شیعه هستند و اصلا‌ح‌گران شیعی به شمار می‌آیند و مورد حمایت حوزویان و دانشگاهیان قرار دارند

    پراکندگی شیعیان:

    ویژگی جغرافیای تشیع در پاکستان، پراکندگی مناطق شیعه‌نشین در شهرها و روستاهای سراسر پاکستان و عدم تمرکز شیعیان در یک یا چند نقطه از این سرزمین است به طوری که در همه ایالات پاکستان جمعیت‌های کوچک و بزرگ شیعه زندگی می‌کنند.

    مهم‌ترین مناطق شیعه نشین پاکستان:

    مهم‌ترین مناطقی که جمعیت بیشتری از شیعیان را در خود جای داده چنین‌اند: بلوچستان – کویته و‌ جعفرآبادسند – کراچی و حیدرآبادپنجاب – لاهور، مولتان، راولپندی، کچئی و لَیهخیبر پختونخواه – کوهات، هنگو، دیره اسماعیل خان و پاراچنارگلگت بلتستان – بلتستان، گلگت و نگرکشمیر – مظفرآباد

    شیعیان در عرصه سیاست:

    به دلیل سیاست غیرفرقه‌ای در بیشتر دولت‌های پاکستان که از دخالت امور مذهبی در سیاست پرهیز دارند، امکان فعالیت سیاسی و شهروندی برای پیروان فرق مختلف فراهم است. از جمله سیاستمداران سرشناس شیعی که در استقلال این کشور نقش مهمی داشتند می‌توان به محمد علی جناح و ژنرال یحیی خان، رئیس جمهور سال‌های ۱۹۶۸-۱۹۷۱م. و ذوالفقار علی بوتو رئیس حزب مردم و نخست وزیر این کشور در سال‌های ۱۹۷۳- ۱۹۷۷م. اشاره کرد.عارف علوی رئیس جمهور فعلی پاکستان نیز شیعه است و خیلی از سیاستمداران، نخست وزیران ، وزرای کابینه، ژنرالان نظامی و نمایندگان این کشور در مجامع بین المللی در گذشته و حال شیعه مذهب بوده اند.

    احزاب و گروه‌های سیاسی:

    از نخستین نمونه‌های گروه‌های سیاسی شیعه می‌توان به «کنفرانس سراسری شیعیان هند» اشاره کرد که در سال ۱۹۰۷/ ۱۲۸۶ش. و پیش از استقلال پاکستان فعالیت خود را آغاز کرد. «اداره تحفظ حقوق شیعه»، «شیعه مطالبات کمیتی» (کمیته مطالبات شیعیان) و «حزب سیاسی شیعه» از جمله سازمان‌های شیعی است که در مقاطع مختلف فعالیت داشته‌اند.

    تحریک جعفریه:

    این سازمان که مهم‌ترین گروه سیاسی شیعه پاکستان بوده و فعالیت تاثیرگزاری در تاریخ پاکستان داشته در تاریخ ۱۳۵۸ش/۱۹۷۹م با نام تحریک نفاذ فقه جعفریه (نهضت اجرای فقه جعفری) آغاز به کار کرد و بعدها نام تحریک جعفریه پاکستان یافت. این حزب سیاسی در واکنش به سیاست مذهبی ژنرال ضیاء‌الحق رئیس‌ جمهور این کشور (۱۳۵۶-۱۳۶۷ش)/(۱۹۷۷-۱۹۸۷م) ایجاد شد که شعار حاکم کردن فقه حنفیه را مطرح کرد.در این دوران طرحی با نام نظام مصطفی برای اجرای جدی‌تری احکام اجرایی در پاکستان طرح و اجرا شد که برخی از برنامه‌های آن مانند اخذ زکات اجباری، یک شکل کردن نظام آموزش دینی و دولتی کردن اوقاف شیعه مورد مخالفت شیعیان قرار گرفت. در سال ۱۹۷۹م همایش بزرگی از شیعیان پاکستان در شهر بکر تشکیل شد و علامه مفتی جعفر حسین ریاست و رهبری شیعیان پاکستان را برعهده گرفت.[نیازمند منبع] پس از درگذشت مفتی جعفر حسین در سال ۱۳۶۲ش/۱۹۸۳م. علامه عارف حسین حسینی به رهبری نهضت رسید. در دوره رهبری وی فعالیت سیاسی این نهضت گسترش یافت و تبدیل به یک حزب سیاسی شد. عارف حسین حسینی در سال ۱۳۶۷ش/۱۹۸۸م به شهادت رسید و بعد از وی سید ساجد علی نقوی (عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت) جایگزین وی شد.

    نهضت اجرای فقه جعفری در آغاز برای معاف شدن شیعیان از پرداخت زکات، حفظ امنیت مراسم عزاداری، مستثنا شدن راهپیمایی عزاداری از نیاز به دریافت مجوز رسمی، آموزش تعلیمات دینی شیعی برای دانش‌اموزان و دانشجویان شیعه و مراعات فقه شیعه در قوانین حکومتی برای شیعیان، مبارزه می‌کرد و توانست با برگزاری تجمع‌های بزرگ و فشار به دولت به این خواسته‌ها دست یابد.

    در پی سختگیری بر گروه‌های مذهبی در پاکستان در سال ۲۰۰۲ میلادی این گروه غیرقانونی اعلام شد ولی تحت عنوان جدید تحریک اسلامی به کار خود ادامه داد اما بار دیگر در سال ۲۰۰۳ منحل شد و سپس با نام شیعه علما کونسل کار خودش را ادامه داد.

    خانواده‌های سیاسی شیعه:

    با توجه به ساختار سیاسی پاکستان که مبتنی بر نظام «جاگیرداری» و سرداری است برخی از خانواده‌های سیاسی به طور سنتی قدرت سیاسی را در دست داشته‌اند که در میان آنان خانواده سرشناس شیعه نیز وجود دارند. بدین‌ترتیب حضور خانواده‌های سیاسی شیعه مذهب یکی از زمینه‌های مهم مشارکت سیاسی شیعیان در پاکستان است.

    فهرست برخی از این خانواده‌ها که اعضای آنان، مناصبی در سطوح بالای سیاسی داشته‌اند،‌ به شرح زیر است:

    سادات شاه جیونه

    سادات قتال پور خانیوال

    خانواده تالپور

    خانواده قزلباش لاهور

    سادات گردیزی ملتان

    خانواده سردار یزدان خان کویته

    فعالیت‌های علمی و فرهنگی شیعیان پاکستان:

    نهادهای علمی و فرهنگی شیعی را به طور کلی می‌توان به حوزه‌های علمیه و نهادهای آموزشی و فرهنگی شیعی تقسیم کرد.

    حوزه‌های علمیه:

    پیش از اینکه پاکستان کشوری مستقل شود، لکنو مرکز اصلی آموزش علوم دینی شیعیان بود که بعد از استقلال پاکستان در کشور هند قرار گرفت و ارتباط شیعیان پاکستان با این مرکز قطع شد. بعد از آن، حوزه علمیه این کشور تحت نفوذ حوزه علمیه نجف درآمد. بعد از مدتی علمای پاکستانی شروع به تاسیس مدارس دینی در این کشور کردند. روند ساخت این مدارس از نیمه دهه هفتاد میلادی رشد چشم‌گیری یافت. بعد از انقلاب اسلامی ایران، حوزه علمیه پاکستان ارتباط زیادی با حوزه علمیه قم یافت. در این دوران پاکستانی‌های زیادی برای علم آموزی به ایران مسافرت کردند و برنامه‌ها و شیوه‌های علمی در مدارس پاکستان از حوزه علمیه ایران الگو برداری می‌شود.

    برخی از علمای مشهور پاکستانی که از فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه نجف بوده‌اند:‌

    سید صفدر نقوی (متولد ۱۹۳۳م.) مدیر مدرسه جامعه المنتظرضامن حسین حائری (۱۹۸۱-۱۹۶۴م.)

    غلام حسین (متولد ۱۹۳۹م.)

    سید ریاض حسین نقوی(متولد ۱۹۴۱م.)

    سید زوار حسین همدانی؛ سید احمد موسوی(متولد ۱۹۵۱م.)

    صادق علی نقوی (م۱۹۳۲م.)

    میرزا صفدر حسین مشهدی (م۱۹۱۰-۱۹۸۰م.)

    مفتی جعفر حسین (۱۹۱۴م.)

    محقق و نویسنده: سید علی موسوی چکاوک

  • جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست

    جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست

    در چند سال اخیر، همه ما در کنار هم روزهای دشوار و طاقت‌فرسایی را تجربه کرده‌ایم. از شمال تا جنوب این کشور زخمی با خود به همراه دارد که شاید هرگز مرهمی نیابد. روزگاری در کتاب‌ها می‌خواندیم و در فلم‌ها می‌دیدیم، زنده‌گی مردمانی را که در جنگ زاده شدند، در جنگ زیستند و در جنگ مردند. اکنون اما سرنوشت و زنده‌گی نسل ما همان‌گونه شده است: تُف به این زمانه‌ کریه، زشت و ناسازگار. شهرهای بزرگ افغانستان هر روز شاهد انفجار و انتحار است. هر روز صدها خانواده در این کشور عزیزان‌شان را از دست می‌دهند. جوانان بی‌شماری برای حفظ تمامیت ارضی کشور با شعار خدا، وطن، وظیفه در میدان‌های نبرد با گروه تروریستی طالبان می‌رزمند و عاشقانه جان‌های‌شان را در راه آزادی فدا می‌کنند. جنگ صدها کودک را یتیم ساخته است که اکنون در این خاکِ به ‌عزا نشسته بدون پدر و مادر روزگار می‌گذرانند و مادرانی در این کشور هستند که از غم از دست دادن عزیزان‌شان کور و دق‌مرگ شده‌اند. عدالت و برابری در این ملک ریسمانی شده است در دستان سیاست‌مداران بی‌سواد و فاقد احساس انسانی و ترفندی که با آن توده‌ها را تخدیر کنند. انسانیت در این‌جا به آه و شیون افتاده و آزادی با دیوارهای سمنتی محدود شده است. بیکاری، فقر و گرسنه‌گی بیداد می‌کند. کارگران بی‌شماری از گاه تا بی‌گاه بر فراز چهارراهی‌های شهر می‌نشینند تا یکی پیدا شود و لحظه‌ای آن‌ها را به‌ کاری استخدام کند، تا شب را با اعضای فامیل خویش گرسنه سپری نکنند. کودکان زیادی در خیابان‌ها پرسه می‌زنند و در بدل لقمه‌نانی کار می‌کنند.

    ‎نوع نظام ما با اندکی اغماض جمهوری و دموکراتیک است؛ ولی از حاکمیت مردم در آن خبری نیست و فقط در ایام انتخابات مردم سوژه کمپاین‌های انتخاباتی می‌شوند. دموکراسی را حاکمیت مردم بر مردم تعریف کرده‌اند؛ اما در افغانستان نه ‌تنها حاکمیت مردمی وجود ندارد که مردم با ابزارهای گوناگون سرکوب می‌شوند و یک حلقه‌ معلوم‌الحال خواست‌هایش را بر مردم تحمیل و به‌ نام مردم تجارت سیاسی می‌کند. دزدی، اختلاس و بی‌عدالتی تبدیل به‌ فرهنگ سیاسی شده است. وقتی بگوییم که اختلاس صورت گرفته، می‌گویند؛ حق‌مان بوده و نوش جان‌مان. اگر بگوییم بی‌عدالتی است، می‌گویند؛ شما به گورستان بروید! منتقدان را نخست تطمیع می‌کنند و اگر اهل تطمیع نبودند، یا با برچسب‌های استخباراتی مورد نوازش قرار می‌دهند و یا هم با ترورهای زنجیره‌ای برای ابد نابود می‌کنند.

    جنبش‌های اجتماعی که در راستای دست‌یافتن شهروندان به‌ عدالت و برابری از نقش بنیادی برخوردار هستند و با روی‌کرد منطقی و با از طریق گفت‌وگو با حکومت‌ها مواجه می‌شوند، در سال‌های اخیر به ‌بدترین شکل ممکن در افغانستان سرکوب شدند و خیابان تبدیل به ‌میدان‌ وحشت و ترور شده است. وقتی در اعتراض به‌ تغییر مسیر خط برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان از بامیان به ‌سالنگ به خیابان آمدیم و فریاد زدیم، ما را به گلوله بستند و با دیوارهای سمنتی مواجه شدیم. اگر در رسانه‌ها انتقاد کردیم، سخن‌گویان‌شان ما را به همکاران بین‌المللی‌شان ارجاع دادند و مردم ما را جاسوس فلان کشور همسایه خواندند. گفتیم، اگر خط برق از مسیر اصلی‌اش یعنی بامیان بیاید، مشکل برق کابل و چند ولایت دیگر حل می‌شود. گفتند که این‌ها برق نمی‌خواهند، سویچ برق می‌خواهند. گفتیم، سهمیه‌بندی کانکور اشتباه و تصمیم تبعیض‌آمیز است، بگذارید شایسته‌گان برمبنای شایسته‌گی بر صدر نشینند. ولی در پاسخ دانش‌آموزان را به گلوله بستند و غرور یک نسل را شکستند و آرزوهای بزرگ‌شان را در خاک دفن کردند.

    ‎به ‌این بحث نمی‌شود در این‌جا به‌ تفصیل پرداخت و از باب مقدمه به ‌همین قدر اکتفا می‌کنم. فقط به‌ اجمال یادآوری می‌کنم که عدالت در افغانستان از عرش به‌ فرش سقوط کرده و اکنون فقط نامی از آن باقی مانده است و بس. تا آ‌ن‌جایی که بضاعت اندک نگارنده اجازه داده است، آن‌چه تاکنون آمد، در حقیقت کوششی بود برای تبیین وضعیت اکنون و ارایه تصویری از افغانستان امروز. وضعیت کنونی کشور روز‌به‌روز بدتر و تاریک‌تر می‌شود. زمانه در شرایط فعلی برای تمام ما امتحان سخت و طاقت‌فرسایی تدارک دیده است. امتحانی که این ‌بار با سرنوشت جمعی همه ما گره خورده است و هزینه‌اش کم نخواهد بود. اگر بخواهیم سهل‌انگاری کنیم و آن‌را نادیده بگیریم، هزینه این سهل‌انگاری، از دست رفتن تمام داشته‌های فعلی‌مان خواهد بود و هر ‌آن‌چه را رشته‌ایم، پنبه خواهد کرد. صلح برای افغانستان قماری است که اگر از میدان بازی پیروز بیرون نیاید، بهای آن فروپاشی نظام و کشور خواهد بود.

    ‎نشست مسکو در حالی برگزار شد که حکومت مرکزی هم در میدان مبارزه و هم در سطح جامعه به‌ علت ناتوانی و ضعف در امر حکومت‌داری در نقطه مقابل مردم قرار گرفته است و حتا برخی از شهروندان افغانستان برای رهایی از این وضعیت خواهان عزل غنی و دار و دسته‌اش از حکومت هستند تا فرد دیگری جای‌گزین او شود و وضعیت اندکی بهبود یابد.

    محاسبات برخی از سیاست‌مداران نیز نشان‌ می‌دهد که سردمداران حکومت فعلی در نهایت بازنده است و بازی مبتنی بر برد‌‌‌ ـ ‌‌برد برای آ‌ن‌ها مقدور نیست. متأسفانه رییس حکومت از تعهدی که با مردم افغانستان داشت، شانه خالی کرد و تقریباً در ارگ تنها مانده است. تعداد محدودی هم که در کنارش باقی مانده‌اند، آدم‌هایی نیستند که آقای غنی بتواند روی آ‌ن‌ها حساب باز کند. در سطح روابط خود با منطقه نیز جناب غنی نتوانست رابطه استراتژیک با دولت‌های همسایه ایجاد کند. اگر روابطی هم با کشورها دارد، آن‌قدر شکننده است که با اندک فشاری از هم می‌گسلد. متحدان و شرکای بین‌المللی افغانستان نیز خواهان حضور غنی در دولت جدید نیستند و کماکان مردم متوجه این موضوع شده‌اند. در روزهای نخست روی کار آمدن دموکرات‌ها در کاخ سفید، اندک خوش‌بینی‌ای که در بخش تغییر در روی‌کرد امریکا نسبت به خروج و قطع کمک‌ها برای آقای غنی و حلقه ارگ به‌ وجود آمده بود، زیاد طول نکشید؛ زیرا بار دیگر خلیل‌زاد با طرح جدیدی وارد کابل شد. طرحی که با صحبت‌های تند و صریح وزیر خارجه حکومت بایدن چیزی جز خفت و سرشکسته‌گی برای دولت کنونی به همراه نداشت. کل حرف امریکایی‌ها این است که ما دیگر نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم هزینه جنگ شما را بپردازیم. طرح خلیل‌زاد چیزی شبیه آزادی پنج‌هزار زندانی طالبان، رهایی انس حقانی و… است که اگر دیر بجنبیم مثل گذشته بر کشور ما تحمیل خواهد شد. در این زمانه حساس اما بحث و دغدغه من و بسیاری از هم‌نسلان من، غنی و امثال او نیست. بحث من/ما آمدن طالبان و به دنبال آن روی‌ کار آمدن امارت است.

    منتقدان و مخالفان غنی از رهبران جهادی گرفته تا مردم عادی و اعضای شورای عالی مصالحه که اکثریت‌شان از مخالفان سرسخت و جدی غنی هستند، به این نتیجه رسیده‌اند که بایستی حکومت موقت در افغانستان شکل گیرد و بهتر است بگوییم تنها پیشنهاد جدی آن‌ها در برابر امارت‌خواهان همین مورد است. البته این پیشنهاد نیز با تردیدهای جدی‌ای همراه است. فرض را بر این می‌گذاریم که هیأت‌ صلح افغانستان روی تمام جزئیات با طالبان به ‌نتیجه برسد و طالبان هم قطع جنگ را بپذیرند؛ آیا روشن شده است که آن‌ها صلح را در بدل چه چیزهایی خواهند پذیرفت؟ شاید گفته‌ شود که شریک شدن در حکومت بعدی یا به ‌تعبیر دیگر همان حکومت موقت. این پاسخ اما نه‌ تنها  گرهی از مشکل باز نمی‌کند، بلکه بر تردیدها می‌افزاید. تردید دیگری که وجود دارد، این است که آیا همه باور نموده که طالبان تغییر کرده‌اند و با آمدن‌شان آب از آب تکان نمی‌خورد و افغانستان راهش را به ‌سوی توسعه و رفاه اجتماعی ادامه خواهد داد؟

    من اما چنین فکر نمی‌کنم؛ زیرا از نظر من طالبان حقیقت دنیای مدرن را نپذیرفته‌اند. آن‌ها به‌ خصوص جنگ‌جویان جوان‌شان با ایدیولوژی جهاد بزرگ شده‌اند و سال‌ها برای کسب ثواب در کوه و صحرا علیه کسانی ‌که مثل خودشان نمی‌اندیشیده، جنگیده‌اند. این گروه و همگنان‌شان تصوری از جهان کنونی ندارند، جز این‌که باور دارند که تمام جهان و آدم‌هایش به دو دسته مومن و کافر تقسیم می‌شوند. چندی پیش رییس امنیت ملی افغانستان در پارلمان گفت که افغانستان کشوری با جمعیت اکثراً جوان است و طالبان از میان همین جمعیت جوان سربازگیری می‌کنند. تصور کنیم آن‌عده از طالبانی را که پس از سال ۲۰۰۱ متولد شده و دوران حاکمیت طالبان را شاهد نبوده‌اند. این جوانک‌های طالب، اکنون ۲۰ ساله شده و ترانه‌های طالبان و افسانه افغانستان امن زمان طالبان افکار آن‌ها را تسخیر کرده است. پس از آن نیز فقط از قهرمانی‌های افسانه‌وار فرماندهان طالبان و عملیات‌هایی به‌ قول خودشان استشهادی شنیده‌اند.

    این جوانک‌ها هر روز را با نجوای ایدیولوژی طالبانی و روایت خاص طالبان از اسلام گذرانده، با آن درد کشیده و رسیدن به خوشحالی و سعادت‌مندی را فقط در آن جست‌وجو و با آن رشد کرده‌اند. منطق آن‌ها دنیای فراتر از کشتار و فاقد توحش را تصور نمی‌تواند و حکم می‌کند که برای برگشت به‌ عهد امارت ملا عمر باید کودک تازه به دنیا آمده را سلاخی کنند، زن باردار و کودک سه ساله‌اش را در مسیر برگشت به خانه با ماین مقناطیسی از بین ببرند و دیگری را به گلوله ببندند و یا هم در عالم بی‌خیالی و رها از تعلق عاطفی با خانواده و عزیزان‌شان در میانه چهارراه و یا داخل صنف دانشگاه خودشان را منفجر کنند. منطق آن‌ها حکم می‌کند و پذیرفته‌اند که بزرگان‌شان محاکم صحرایی برگزار کنند و در آن به‌ راحتی حکم سنگ‌سار و تیر باران بدهند. منطق آن‌ها حکم می‌کند تا برخی از زنان محصور در کنج دیوارها گردند و زنان بی‌حجاب کشته شوند. حفیظ منصور، یکی از اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت افغانستان در دوحه در مصاحبه‌ای به صراحت گفت که از دید طالبان هرکسی که در کابل زنده‌گی می‌کند، کافر است. من شخصاً بعد از شنیدن این خبر دچار ترس و وحشت شدم. آیا پیام روشن‌تر از این برای شناخت نوع نگاه طالبان وجود دارد؟ داکتر امین احمدی، فوزیه کوفی، حبیبه سرابی و دیگران نیز بارها گفته که طالبان تغییر نکرده‌اند.

    با در نظرداشت همه این موارد، باز هم شماری از سیاست‌مداران از تشکیل حکومت موقت با مشارکت طالبان حرف می‌زنند و از این طرح دفاع می‌کنند. از دید این جماعت، جنگ افغانستان فقط بر سر قدرت است و اگر قدرت طوری تقسیم شود که اختلافات سیاسی میان سیاست‌مداران کنونی و رهبران طالبان مهار شود و رضایت هر دو جماعت حاصل گردد، مشکل حل است و تمام. زهی خیال باطل. البته در این‌که بخشی از جنگ افغانستان جنگ برای دست‌یافتن به قدرت است، شکی نیست؛ اما تمام این جنگ فقط جنگ برای قدرت نیست. چنین نگاهی به جنگ افغانستان نگاه بسیار کلاسیک و قدیمی است. به همین خاطر برخی از رهبران جهادی که سن‌شان از شصت و هفتاد گذشته است، از آن حمایت می‌کنند؛ زیرا بیش‌تر این رهبران جهادی متأسفانه تغییرات اجتماعی بیست سال اخیر را نپذیرفته‌اند و نگاه‌شان به نسل جدید و جوان افغانستان که در رده‌های مختلف تصمیم‌گیری در نهادهای امنیتی، ادارات حکومتی، نهادهای مدنی، رسانه‌ها، تجارت و سکتور خصوصی هستند، اصلاً دقیق و درست نیست و فکر می‌کنند که این نسل قدرت را از دست آن‌ها قاپیده‌ است. از این‌رو هم‌دیگر را در نقش بزرگان افغانستان تصور می‌کنند و دچار این توهم هستند که هر تصمیمی که بگیرند، نسل جدید کشور نیز آن‌ را خواهد پذیرفت و می‌توان این نسل را به‌ حاشیه برد. بی‌خبر از این‌که شکاف و تضاد بین این دو نسل از زمین تا آسمان است.

    با توجه به واقعیت‌های کنونی جامعه افغانستان می‌توان گفت که جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست؛ جنگ ارزش‌ها نیز است. ده‌ها‌ هزار جوان تحصیل‌یافته حاضر نیستند به گذشته برگردند و ارزش‌های‌شان به‌ هیچ وجه با اسماعیل خان و حکمتیار و… یا رهبران طالبان یکی نیست. آن‌ها به رغم این‌که به کارکردهای حکومت کنونی معترض هستند؛ اما حاضر نیستند تا سرحد فروپاشی تمامی شالوده‌های نظام کنونی پیش بروند. در چنین وضعیتی است که طرح حکومت موقت نگران‌کننده می‌شود؛ چون موقت‌خواهان تمامی مولفه‌های یک جنگ پیچیده اجتماعی و صد البته سیاسی را به جنگ برای قدرت خلاصه می‌کنند.

    در حالی‌ که طالبان دقیقاً برعکس این جماعت جهادی، حکومت موقت را نخستین قدم برای ایجاد جهان کوچک ایدیولوژیک‌شان در افغانستان می‌بینند. آن‌ها وقتی با سند آزادی افغانستان از اشغال امریکا و با دست‌آورد فتح کشور و پیروزی جهاد به مرکز قدرت و تصمیم‌گیری باز‌گردند، آن وقت به تکیه زدن بر مسند چند وزارت و ولایت بسنده نخواهند کرد؛ بلکه از همان فردای آمدن‌شان به کابل شروع می‌کنند به تحکیم قدرت خود و گسترش و تحمیل دیدگاه‌شان بر همه اقشار جامعه. آن‌گاه کدام گروه و جبهه‌‌ای وجود نخواهد داشت که در برابر روایت طالبانی از شریعت که در نتیجه توافق سیاسی جنبه رسمی نیز یافته است، بایستد. لذا همان‌گونه که داکتر احمدی، عضو هیأت مذاکره‌کننده بارها اشاره کرده است، ما بیش از هرچیزی نیاز به یک جبهه ضد طالب در شرایط فعلی داریم. البته نه لزوماً جبهه مسلحانه، بلکه به شکل‌دهی یک چتر فراگیر که از آدم‌ها و اقشار مختلف تشکیل شود و دارای ارزش‌های مشترک باشد، نیاز جدی داریم، تا بتواند در صورت اتخاذ هر تصمیمی در مورد آینده سیاسی افغانستان از مردم حمایت کند. چتری که در آن حکومت، احزاب سیاسی، جوانان و زنان همه در کنار هم یک‌بار و برای همیشه بایستیم و حافظ تمام ارزش‌های‌مان باشیم. همان‌گونه که همیشه در کنار هم‌دیگر بودیم و خواهیم ماند.

    ‎افغانستان و شهروندان آن شوربختی و مشکلات را کم ندیده‌اند. همین‌گونه، اختلاف نظر و سلیقه یا کینه و کدورت فردی جزو طبیعت هر فرد است. اگر زمانی روبه‌روی هم ایستادیم، اکنون هم‌دیگر را ببخشیم و برای آینده بسیج شویم. ما توانستیم بارها در این چند سال اخیر از باب مثال در جنبش‌ تبسم، فاجعه فرخنده و به ‌همین سیاق در اوایل جنبش روشنایی کنار هم بایستیم و با یک‌صدا خواست خود را مطرح کنیم. اکنون نیز ما می‌توانیم در کنار هم و با اعتماد به هم‌دیگر از این برهه تاریخی موفقانه و پیروزمندانه عبور کنیم و حافظ تمام ارزش‌های‌مان باشیم. می‌ارزد که به قانون اساسی، برابری زنان و مردان، آزادی بیان، حضور زنان در پارلمان، آزادی احزاب سیاسی و آزادی‌های مدنی اعتراف کنیم و ایمان بیاوریم و برایش بایستیم. تاریخ و نسل‌های بعدی بدون هیچ گذشتی و با بی‌رحمی تمام ما را قضاوت خواهند کرد. خوب است آینده‌گان وقتی درباره‌ ما قضاوت می‌کنند، از ما به‌ نیکی یاد کنند.

    هشت صبح

    روسله یاسینزی عثمانی

  • امریکا از افغانستان شناخت کافی ندارد

    امریکا از افغانستان شناخت کافی ندارد

    لوید آستین وزیر دفاع ایالات متحده امریکا در سفری از قبل اعلام نشده وارد کابل شد و با رییس جمهور غنی دیدار کرد. آقای آستین پس از سفر به دهلی نو وارد کابل شد و پس از دیدار با آقای غنی در توییتی نوشت که « آمده است تا بفهمد و بیشتر بشناسد».

    این نخستین سفر یک مقام بلندپایه دولت بایدن به افغانستان؛ جایی که بیست سال می‌شود نظامیان امریکایی در آن حضور دارند، است.

    توییت آستین قابل تامل و پرسش بر انگیز است، اینکه آیا امریکا در بیست سال گذشته شناخت و آگاهی از افغانستان نداشته یا گردآوری نکرده است و یا این که مقامات امریکایی بیرون از ساختار نظام آن کشور هر کدام به گونه فردی می خواهد به شناخت شخصی از افغانستان برسد.

    با توجه به این که ایالات متحده یکی از کشورهای جهان اول و در نتیجه پر از مراکز مطالعاتی است، انتظار می‌رود که شناخت دولت آن کشور از جامعه و کشور افغانستان در سطحی بسیار وسیع، عمیق و بنیادین باشد. اما توییت وزیر دفاع آستین، نامه وزیر خارجه بلینکن به رییس جمهور غنی و بازی دو دهه‌ای امریکا در افغانستان نشان داد که چنین نیست و هنوز ابهامات و تاریکی‌های زیادی در شناخت امریکا از افغانستان وجود دارد.

    هرچند این سفر می‌تواند حامل پیام جدی به جانب طالبان باشد مبنی بر این که اگر این گروه انعطافی در روند صلح، به ویژه نشست استانبول نشان ندهد، ایالات متحده می‌تواند به سرکوب دوباره آنان رو بیاورد و در کنار دولت افغانستان باشد، ولی متاسفانه حامل این پیام نیز است که ایالات متحده نسبت به افغانستان روند صلح و خروج از این کشور دچار نوعی سردرگمی برخاسته از شناخت نادقیق و سرسری کشورمان است.

    در نامه وزیر خارجه بلینکن به رییس جمهور غنی، توصیه شده که با داکتر عبدالله، کرزی و استاد سیاف کار صورت بگیرد که روند صلح به نتیجه مطلوب برسد، این توصیه که ناشی از عدم شناخت بلینکن نسبت به ساختار اجتماعی و سیاسی و فرهنگی افغانستان است، سبب انتقادات برخی جوانب نیز شد.

    اینک وزیر دفاع آستین با توییتی گفت که در پی دانستن و شناخت به کابل آمده است. باید پرسید که چرا مقامات امریکایی نسبت به افغانستان شناخت درست ندارند و در بیست سال گذشته همواره طوری بازی کردند که از یک طرف گروه‌های قومی مختلف را ناراضی کرد و از جانب دیگر در حرکتی نهایی به ضعف اداره‌ و نظامی انجامید که خود ساختند.

    به نظر می‌رسد امریکا از همان دوره جورج بوش روی یک تصادف به افغانستان لشکر کشی کرد و در دو دهه بعدی نیز در این باتلاق فرو رفت. در دو سال گذشته نیز امریکایی‌ها تلاش کردند که از افغانستان «فرار» کنند، ولی چنان گیر مانده‌اند که اکنون به اصطلاح «راه خود را گم کرده» و نمی‌دانند که چه کار کنتد.

    از قراین بر می‌آید که هنوز توافقنامه امریکا-طالبان نیز از سوی کاخ سفید بررسی نشده، زیرا همان طور که نوشتم این کشور سر درگم است، دست و پا می‌زند که نجات یابد، ولی با دست و پا زدن، بیشتر در گل فرو می‌رود.

    گاهی از گزینه خروج گپ می‌زند، گاهی به طالبان هشدار می‌دهد و گاهی مقامات حکومت افغانستان را نصیحت اخلاقی می‌کند، اما خود نمی‌داند که روی کدام گزینه تکیه کند.

    در این وضعیت، چنین می‌پندارم که در روزهای آتی وزیر خارجه بلینکن نیز به افغانستان بیاید- شاید برای شناخت- و مقامات حکومت و سیاسیون افغانستان را تشویق به شرکت و اتخاذ تصامیم خطرناک در نشست استانبول کند، اما آنچه برای افغانستان و آینده سیاسی این کشور مهم است، اصلاً مورد توجه امریکا نیست و باید خود دست و آستین بالا بزنیم؛ زیرا امریکایی‌ها نشان داده‌اند که هنوز مطالعه شان در مورد افغانستان تمام نشده و در مراحل ابتدایی است.

    نویسنده: شکوهمند

  • فرانس 24: خروج غیرمسئولانه امریکا از افغانستان طالبان را به قدرت باز می گرداند

    فرانس 24: خروج غیرمسئولانه امریکا از افغانستان طالبان را به قدرت باز می گرداند

    کارشناس شبکه خبری فرانس 24 در گزارشی می‌گوید، خروج بدون برنامه‌ریزی ایالات متحده از افغانستان به معنی شکست و در نهایت زمینه ساز به قدرت رسیدن طالبان در این کشور خواهد بود.

    شبکه خبری فرانس 24 در مقاله‌ای می‌نویسد: «خروج بدون برنامه ریزی نیرو‌های آمریکایی از افغانستان به معنای شکست آمریکا و در نهایت زمینه ساز به قدرت رسیدن طالبان در این کشور خواهد بود.»

    این شبکه در گزارشی به سفر غیر منتظره لوید آستین وزیر دفاع امری آمریکا به افغانستان، به اهداف و انگیزه‌های این سفر پرداخت و اعلام کرد با نگاه اول به این سفر موضوع خروج نیرو‌های آمریکایی از این کشور مطرح می‌شود.

     آمریکا تا ماه می تنها دو هزار و 500 نظامی در خاک افغانستان داشته باشد. اما اکنون اوضاع تغییر کرده است، زیرا دولت جدیدی در آمریکا روی کار آمده است و بایدن اعلام کرده است اجرای این تعهد که در توافق با طالبان در دوحه به امضا رسیده است در شرایط کنونی افغانستان قابل انجام نیست.

    لوید آستین وزیر دفاع کنونی آمریکا که خود زمانی در افغانستان بوده است و حتی فرماندهی چندین عملیات نظامی در خاک کشور را علیه طالبان و دیگر گروه‌های مسلح برعهده داشته است با خروج نیرو‌های کشورش از افغانستان موافق نیست.

    متیو مبن گزارشگر فرانس 24 در در تحلیل این موضوع بسیار دشوار برای آمریکا می‌گوید اگر جیمز ماتیس وزیر پیشین دفاع آمریکا در زمان ریاست جمهوری ترامپ را استثنا کنیم لوید آستین بیشترین شناخت را از اوضاع امنیتی و نظامی در افغانستان دارد و اتفاقا جمیز ماتیس با توجه به مخالفتی که با طرح‌های ترامپ درباره خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان داشت از سمت خود کناره گیری کرد.

    به طور آشکار انگیزه مخالفت ترامپ با تعهدات نظامی آمریکا در کشور‌های خاورمیانه، کاستن از هزینه و بودجه پنتاگون بود. اگر نقل به مضمون کنیم ترامپ این گونه جنگ‌ها ر ا جنگ‌های بی پایان می‌دانست و از همین رو می‌خواست به هر قیمتی که شده است به آن‌ها پایان دهد.

    اما مشکلی که تیم ترامپ در اجرای این سیاست داشت این بود که هیچ گاه یک راه واقع گرایانه برای بیرون رفت از این معضل را پیدا نکرد. زیرا به باور بسیاری از کارشناسان نظامی خروج ناگهانی و برنامه ریزی نشده نظامیان آمریکایی از افغانستان، این کشور را به ورطه هرج و مرج و بحران جدیدی خواهد انداخت. همان طور که در سوریه و عراق این حالت روی داد.

    این کارشناس افزود باید به این واقعیت نیز اشاره کنیم که در افغانستان خروج نیرو‌های آمریکایی از این کشور اگر بر اساس توافق با طالبان باشد بی شک به معنای شکست آمریکا تلقی خواهد شد و از همه بدتر زمینه ساز به قدرت رسیدن طالبان و و گروه‌های شبه نظامی خواهد بود که با گروه تروریستی داعش بیعت کرده‌اند.

    روشن است لوید آستین در پایان این دیدار هیچ گونه اظهار نظری درباره خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان نخواهد کرد که قرار بود در اول ماه می آینده صورت گیرد. اما خود جو بایدن به تازگی اظهار نظری در این باره کرده و گفته است خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان در این شرایط به صلاح نیست. همین اظهار نظر بایدن، اکنون اساس و منطق روابط واشنگتن و کابل را تشکیل می‌دهد.

    در این شرایط محتمل‌ترین فرضیه این است که آمریکا به طور جزئی و بسیار حساب شده بخشی از نیرو‌های خود را از افغانستان خارج کند. در چنین حالتی بی شک آمریکا نیروی هوایی خود را در افغانستان حفظ خواهد کرد. چون بدون حضور نیروی هوایی آمریکا نیرو‌های نظامی افغان قادر به حفظ دستاورد‌هایی که در طول این سال‌ها به دست آورده اند؛ نخواهند بود.

  • دبیرکل ناتو: مذاکرات صلح ثبات افغانستان را تضمین می کند

    دبیرکل ناتو: مذاکرات صلح ثبات افغانستان را تضمین می کند

    ینس استولتنبرگ،‌ دبیر کل ناتو، افزود گفت‌وگوهای صلح، بهترین راه برای حفاظت از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته در افغانستان است.

    آقای استولتنبرگ، در آستانه‌ی نشست وزرای خارجه‌ی کشورهای عضو ناتو در بروکسل، گفت گفت‌وگوهای صلح، بهترین راه برای تضمین ثبات در افغانستان است.

    او گفت: «گفت‌وگوهای صلح، از مبدل شدن دوباره افغانستان به پناه‌گاه امن هراس‌افگنان جلوگیری می‌کند.»

    قرار است نشست وزرای خارجه‌ی کشورهای عضو ناتو، در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه هفته‌ی جاری در بروکسل برگزار شود.

    در این نشست، آنتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی امریکا نیز حضور داشته باشد.

    دبیر کل ناتو گفت در این نشست، در باره‌ی وضعیت افغانستان و حضور نظامی ناتو در این کشور بحث و مشوره خواهد شد.

    هرچند بر اساس توافق‌نامه‌ی قطر، دولت امریکا باید تا اول ماه می سال روان میلادی، سربازانش را به گونه‌ی کامل از افغانستان خارج کند؛ اما اخیرا رسانه‌های امریکایی گزارش داده‌اند که جو بایدن، رییس‌جمهور این کشور، قصد دارد تا حضور سربازانش را در این کشور تا شش ماه دیگر تمدید کند.

  • آستین: امریکا به دنبال خروج مسئولانه از افغانستان است

    آستین: امریکا به دنبال خروج مسئولانه از افغانستان است

    لوید آستین، وزیر دفاع امریکا، در دیدار با رییس جمهور غنی پیرامون مبارزه با تروریزم، روند صلح و کاهش خشونت‌ها تبادل نظر کرد.
    دو طرف با ابراز نگرانی نسبت به سطح خشونت‌ها در کشور، فداکاری‌های نیروهای امنیتی و دفاعی را در مبارزه با تروریزم ستودند.
    وزیر دفاع امریکا در ادامه گفت ایالات متحده در زمینه صلح عادلانه و پایدار با دولت افغانستان همکاری‌ می‌کند.
    در همین حال، وزیر دفاع امریکا گفت دولت بایدن می‌خواهد «پایان مسئولانه» طولانی‌ترین جنگ امریکا را ببیند، اما برای اینکه دیپلماسی نتیجه «ثمربخش» داشته باشد، باید سطح خشونت‌ها کاهش یابد.
    آستین که پس از سفر به هند، وارد کابل شده بود، گفت: «همیشه نگرانی‌ها در مورد این چیزها وجود دارد، اما فکر می‌کنم انرژی زیادی در این زمینه متمرکز شده است، می‌دانید، آنچه برای ختم مسئولانه و حل و فصل این جنگ لازم است.»

    در مورد خشونت‌ها در افغانستان، وزیر دفاع امریکا افزود:« واضح است که سطح خشونت‌ها در این کشور بسیار بلند است. ما واقعاً می‌خواهیم خشونت‌ها کاهش یابد و فکر می‌کنم اگر این اتفاق بیفتد، می‌تواند شرایط را برای برخی کارهای دیپلماتیک پربار فراهم کند.»

  • لوید آستین: امریکا به حمایت خود از نیروهای دفای افغان ادامه م یدهد

    لوید آستین: امریکا به حمایت خود از نیروهای دفای افغان ادامه م یدهد

    ارگ ریاست جمهوری می‌گوید ژنرال لوید آستین، وزیر دفاع جدید آمریکا در سفری از پیش اعلام نشده وارد کابل شده است.

    ژنرال آستین در اولین سفر به کابل به عنوان وزیر دفاع آمریکا، علاوه بر دیدار با نظامیان این کشور در پایگاه بگرام، احتمالا با مقام‌های افغان نیز گفتگوهایی خواهد داشت.

    دواخان مینه پال معاون، سخنگوی رئیس جمهور غنی به رسانه‌ها گفت در دیدار لوید آستین با محمداشرف غنی هر دو جانب از افزایش خشونت‌ها ابراز نگرانی کرده اند، وزیر دفاع آمریکا بر حمایت دوامدار کشورش از نیروهای افغان تاکید کرد.

    وزیر دفاع آمریکا در حالی وارد کابل می‌شود که آمریکا بنا به توافقنامه دوحه آماده خروج کامل نیروهای این کشور از افغانستان تا اول ماه می می‌شود.

    در روزهای اخیر، منابع دولت آمریکا به شبکه خبری ان‌بی‌سی گفته بودند جو بایدن، رئیس جمهور این کشور در حال ارزیابی تمدید شش ماهه نیروهای این کشور در افغانستان تا ماه نوامبر سال جاری است.

    آقای بایدن گفته خروج کامل نیروهای کشورش از افغانستان در ضرب الاجل تعیین‌شده، در اول مه سال جاری “خیلی سخت” خواهد بود.

    وزیر دفاع آمریکا، در سه روز گذشته در سفری به دهلی‌ با نارندا مودی، نخست وزیر و وزیران خارجه و دفاع هند دیدارهایی داشته است.

    به گفته خبرنگاران سفر ژنرال آستین از هند به افغانستان احتمالا در جهت همکاری‌ بیشتر هند با افغانستان پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ارزیابی می‌شود.

    روز گذشته، جایشانکار، وزیر امور خارجه هند در کنفرانس مشترک مطبوعاتی با آقای آستین گفت هند متعهد به تقویت همکاری‌های دفاعی با ایالات متحده است.

    آقای آستین گفته در این سفر، ملاقات‌های سازنده با مقام‌های هندی برای تقویت همکاری استراتژیک و گسترش همکاری‌ها با سایر همکاران منطقه‌ای برای حفظ صلح و رفاه در منطقه پاسفیک و غرب اقیانوس هند داشته است.

  • افغانستان از تعیین نماینده تازه سازمان ملل استقبال کرد

    افغانستان از تعیین نماینده تازه سازمان ملل استقبال کرد

    ارگ ریاست جمهوری از گماشته‌شدن جان آرنولت، دیپلمات فرانسوی به عنوان نمایندۀ شخصی سرمنشی سازمان ملل متحد در امور صلح افغانستان استقبال کرد.

    این نهاد امروز (پنج‌شنبه، ۲۸ حوت) با نشر خبرنامه‌یی ضمن استقبال از گماشته شدن آقای آرنولت در این سمت، نوشت افغانستان در محراق توجه جامعۀ جهانی قرار دارد. در خبرنامۀ ارگ آمده است که تعیین نمایندۀ ویژه از سوی سرمنشی سازمان ملل متحد برای افغانستان از توجه جدی جامعۀ جهانی به وضعیت افغانستان حکایت دارد.

    بر اساس خبرنامۀ ارگ، استعجالیت و اجماع بین‌المللی در پیوند به صلح افغانستان فرصت مناسبی را برای تأمین صلح در کشور فراهم ساخته است.

    گفتنی است که انتنیو گوتیرش، منشی عمومی سازمان ملل متحد جان آرنولت، دیپلمات فرانسوی را به عنوان نمایندۀ شخصی خود در امور صلح افغانستان برگزیده است.

    این دیپلمات فرانسوی بیش از ۲۰ سال سابقۀ فعالیت را در مأموریت‌های مختلف در چوکات سازمان ملل متحد دارد. آقای آرنولت قرار است روند صلح افغانستان را در همکاری با زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان و سایر طرف‌های دخیل در روند صلح به پیش ببرد.

  • چرا امریکا با نشست مسکو در مورد افغانستان مخالفت نکرد

    چرا امریکا با نشست مسکو در مورد افغانستان مخالفت نکرد

    نشست صلح افغانستان به ابتکار کشورهای ترویکا (روسیه، چین، امریکا + پاکستان)، امروز، ۱۸ مارچ در مسکو برگزار می‌شود.

    علاوه بر اشتراک نماینده‌گان کشورهای نامبرده، روسیه از بزرگان سیاسی افغانستان و نمایند‌گان تحریک طالبان برای شرکت در این نشست دعوت کرده است. با وجود این‌که کابل یک هیأت رسمی را به نشست مسکو معرفی کرده است؛ اما ارگ ریاست‌ جمهوری از برگزاری نشست مسکو، به‌ ویژه از ترکیب شرکت‌‌کننده‌گان این نشست راضی به نظر نمی‌رسد.

    روسیه با نظرداشت ترکیب اجتماعی، جایگاه احزاب و جریان‌های سیاسی در محاسبات داخلی، به ‌گونه جداگانه رهبران برجسته سیاسی افغانستان را به نشست مسکو دعوت کرده است. در فهرست شرکت‌کننده‌گان نشست، بیش‌تر چهره‌هایی دیده می‌شوند که با ارگ ریاست جمهوری میانه خوبی ندارند. نکته قابل توجه این‎‎که برخی چهره‌های سیاسی به دلیل نزدیک‌شدن با ریاست جمهوری در روزهای اخیر از شرکت در نشست مسکو باز ماندند. این در حالی است که آنان در نشست‌های پیش‌تر در مسکو نقش اثرگذار و فعال داشتند.

    این نشست در شرایطی تدویر می‌گردد که روابط روسیه و امریکا با تنش‌هایی همراه است. دو کشور پس از سال ۲۰۱۴  در مورد اکثر مسایل جهانی تفاوت دیدگاه دارند و با روی کارآمدن دولت جدید در واشنگتن، اختلافات وارد مرحله تازه شده است.

    اما نکته حایز اهمیت، هماهنگی روسیه و امریکا درباره صلح افغانستان است. در جریان برنامه‌ریزی نشست مسکو، دیدگاه غالب این بود که امریکا به نشست صلح افغانستان در مسکو روی خوش نشان نخواهد داد؛ اما برخلاف پیش‌بینی‌ها، امریکا نه تنها مخالف نشست نبود، بلکه در زمینه تدویر آن نیز همکاری کرد. پذیرفتن دعوت‌نامه روسیه از سوی داکتر عبدالله برای سیاسیون افغان به‌ معنای «چراغ سبز» امریکا درباره نشست مسکو بود. پس از آن‌که عبدالله عبدالله، رییس شورای مصالحه ملی، از شرکت در نشست مسکو خبر داد، چهره‌های دعوت شده یکی پی دیگر حضور خود را در نشست ۱۸ مارچ تأیید کردند. از این رو، داکتر عبدالله در برگزاری نشست نقش مثبت داشته است و نقش او در مشروعیت نتایج نشست نیز مهم خوانده می‌شود.

    چرا امریکا با برگزاری نشست صلح افغانستان در مسکو مخالفت نکرد؟

    علی‌رغم اختلاف نظر و آرای روسیه و امریکا در مسائل افغانستان، دو کشور درباره‌ روند صلح و تغییر رهبری در کابل و برپایی حکومت موقت با مشارکت طالبان دیدگاه مشترک دارند. زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ امریکا برای صلح افغانستان عملاً طرح حکومت انتقالی را با سیاسیون افغان مطرح کرده است و روی بارورسازی و به کرسی نشاندن آن کار می‌کند. اجرایی‌سازی طرح خلیل‌زاد به ‌معنای پایان بخشیدن به حکومت‌داری شش ساله محمد اشرف‌ غنی است. پس از همه‌گانی‌ شدن طرح خلیل‌زاد، وزارت خارجه روسیه نیز اعلام کرد که از حکومت موقت در افغانستان حمایت می‌کند. روسیه پیش‌تر میزبان طالبان در مسکو بود. رهبران طالبان برای نخستین‌بار در مسکو اعلام کردند که پیش‌رفت در روند صلح و امضای موافقت‌نامه مشروط به کناره‌گیری اشرف غنی از قدرت است.

    به نظر می‌رسد که تشکیل اداره ائتلافی – انتقالی در کابل و برداشتن موانع اصلی سد راه آن، حداقل در مرحله کنونی خواست مشترک واشنگتن – مسکو باشد.

    روابط بین افغانستان و روسیه بعد از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی در سال ۲۰۱۴ میلادی به پایین‌ترین سطح در دو دهه اخیر رسیده است. دیپلمات‌های روسی به این باور اند که با کنار رفتن اداره‌ فعلی در کابل، روابط میان افغانستان و روسیه احیا خواهد شد.

    از سوی دیگر، امریکا برای برداشتن گام‌های بعدی در روند صلح افغانستان، به ‌حمایت روسیه به ‌عنوان قدرت با نفوذ منطقه و عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل نیاز دارد. روسیه می‌تواند موافقت‌نامه صلح میان کابل و طالبان را ضمانت کند. روسیه در کسب حمایت کشورهای عضو سازمان همکاری‌ شانگهای از روند صلح افغانستان نقش اثرگذار خواهد داشت. در سطح داخلی، روسیه از نفوذ چشم‌گیر در میان جریان‌های سیاسی افغان برخوردار است.

    این نشست در حالی تدویر می‌شود که کشورهای منطقه از اقدامات تک‌روانه امریکا در روند صلح افغانستان، به ‌ویژه در اداره‌ دونالد ترمپ، رییس‌ جمهور پیشین امریکا ناراض بودند. منطقه فکر می‌کرد که به قدر لازم در جریان مذاکرات قرار ندارد. برخی کشورهای منطقه روند صلح را یک توطیه علیه خود تلقی می‌کردند. اما ظاهراً یکی از نکات کلیدی در بازنگری توافق‌نامه صلح امریکا با طالبان، برجسته‌سازی نقش کشورهای منطقه در این روند بوده است. از همین رو، امریکا مدیریت و رهبری نشست صلح در استانبول را به سازمان ملل متحد سپرد تا در زمینه اعتمادسازی و کسب حمایت کشورهای منطقه، به ویژه روسیه، ایران، هند، چین و آسیای مرکزی کمک کند. عدم مخالفت امریکا با نشست صلح مسکو نیز در همین راستا بوده است. اما بعید است که روابط میان روسیه و امریکا پس از توافق صلح بین کابل و طالبان، پابرجا بماند.

    8am

  • عمران خان: کلید امنیت منطقه در افغانستان است

    عمران خان: کلید امنیت منطقه در افغانستان است

    عمران خان نخست‌وزیر پاکستان روز گذشته در سخنرانی‌اش در نشست افتتاحیه «گفت‌وگوهای امنیتی اسلام‌آباد» از دولت هند خواست برای صلح در منطقه اقدام کند.
    نخست‌وزیر پاکستان در این نشست امنیتی با بیان اینکه اسلام‌آباد تمام تلاش‌ خود را برای تسریع روند صلح افغانستان انجام می‌دهد، گفته است: صلح افغانستان نیز برای امنیت ارتباطات منطقه‌ای به ویژه مسیر تجارت از چین به پاکستان تا آسیانه میانه از طریق افغانستان با اهمیت است.
    وی افزوده است که بدون صلح در منطقه و بهبود روابط تجاری با کشورهای همسایه، پاکستان نمی‌تواند از موقعیت جئواستراتژیک خود استفاده کند.
    عمران خان در رابطه به مسئله کشمیر گفته است: هند نیز از تجارت بیشتر و اتصال به آسیای مرکزی سود خواهد برد. این (کشمیر) است که ما را به عقب نگه می‌دارد. ما تمام تلاش خود را می‌کنیم، اما هند باید اقدامی انجام دهد. تا زمانی که آن‌ها کاری نکنند، ما نمی‌توانیم به پیش برویم.
    گفتنی است که نشست گفت‌وگوهای امنیتی اسلام‌آباد به مدت دو روز (چهارشبنه و پنجشنبه) با حضور مقامات بلندپایه ارتش پاکستان برگزار می‌شود.

  • بایدن: حضور نیروهای امریکایی در افغانستان اگر تمدید هم شود طولانی نخواهد بود

    بایدن: حضور نیروهای امریکایی در افغانستان اگر تمدید هم شود طولانی نخواهد بود

    جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفت خروج کامل سربازان امریکایی در ماه می از افغانستان، دشوار است؛ اما زمان‌گیر نیست.

    آقای بایدن، روز چهارشنبه (۲۷ حوت/ ۱۷ مارچ)، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ای‌بی‌سی، گفت در حال حاضر، او با شرکای ایالات متحده در باره‌ی خروج از افغانستان مشوره می‌کند.

    به گفته‌ی او، در صورتی که حضور سربازان امریکایی در افغانستان تمدید نیز شود، برای مدت طولانی‌ای نخواهد بود.

    گفتنی است بر اساس توافق‌نامه‌ی قطر، سربازان امریکایی باید تا اول ماه می سال روان میلادی از افغانستان خارج شوند.

    با این حال، آقای بایدن در این مصاحبه، از توافق‌نامه‌ی قطر تلویحا ابراز نارضایتی کرده و گفته است این توافق‌نامه، در نتیجه‌ی گفت‌وگوهای موثر به دست نیامده است.

    او افزود: «این معامله در پی گفت‌وگوهای موثر به دست نیامده است. ما در حال مشوره با متحدان خود هستیم و این تصمیم طی مراحل می‌شود.»