کابلوف گفت: «صادقانه بگویم، این قابل پیشبینی است، زیرا ما میبینیم که تا کنون مواضع جنبش طالبان و طرف گستردهتر کابل که شامل دولت، شورای عالی مصالحه و شخصیتهای سیاسی میشود، با هم مطابقت ندارد. در این شرایط، بدون آجندای مشترک، برگزاری چنین رویدادی مطمئناً منطقی نیست.»
به گفته وی، روسیه دعوتنامه رسمی برای شرکت در این نشست دریافت کرده بود.
با این حال، وزارت خارجه ترکیه شب گذشته اعلام کرد نشست استانبول تا بعد از عید فطر به تعویق افتاده است.
گروه طالبان قبلاً در واکنش به تصمیم بایدن رییس جمهور امریکا مبنی بر تغییر خروج نظامیان این کشور از افغانستان از تاریخ اول می تا ۱۱ سپتمبر، اعلام کرده بود تا خروج کامل نظامیان خارجی در هیچ نشستی اشتراک نخواهد کرد.
برچسب: ترکیه
-

ضمیر کابلوف: پیش بینی می شد نشست استانبول به تعویق بیفتد
-

نشست استانبول به بعد از ماه رمضان به تأخیر افتاد
مولود چاووش اوغلو وزیر خارجه ترکیه می گوید کنفرانس صلح افغانستان که قرار است در ترکیه برگزار شود به بعد از ماه رمضان موکول شده است.
آقای چاووش اوغلو در مصاحبه با شبکه تلویزیونی هابرترک گفت این گفت و گوها به دلیل مسائلی در مقدمه چینی عقب افتاده است، وی اما نگفت آیا طالبان شرکت در آن را پذیرفته است یا خیر
نشست استانبول که ترکیه، قطر و سازمان ملل میزبان آن خواهند بود قرار بود ۲۴ آوریل شروع شود تا فرآیند تلاش برای رسیدن به توافق صلح میان دولت افغانستان و طالبان را تسریع کند.
آقای چاووش اوغلو همچنین در توییتی نوشت: «ما با قطر، آمریکا و سازمان ملل رایزنی کرده ایم. ما تصمیم گرفته ایم کنفرانس استانبول در مورد فرآیند صلح افغانستان را به بعد از عید فطر موکول کنیم.»
خبرگزاری رویترز پیشتر به نقل از سه منبع مطلع گزارش داد دلیل تاخیر در شروع گفت و گوها عدم مشارکت طالبان است.
یک مقام بلندپایه دولت افغانستان که نخواست نامش فاش شود به رویترز گفت: «نشست استانبول در تاریخ مقرر برگزار نخواهد شد چون طالبان از شرکت در آن خودداری می کند.»
ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، تاخیر در گفت و گوها را تایید نکرد اما گفت تلاش های وسیع تر دیپلماتیک ادامه می یابد.
وی افزود ما همیشه روشن گفته ایم، که استانبول جایگزین دوحه نیست.
استفان دوجاریک سخنگوی سازمان ملل پیشتر در این روز گفت نمی تواند تایید کند آیا نشست استانبول عقب افتاده است یا نه.
وی تاکید کرد:«سازمان ملل در کنار دیگر برگزارکنندگان، قطر و ترکیه، به تعامل با نمایندگان افغانستان و طالبان در مورد راه های تقویت و افزودن بر نیروی محرکه مذاکرات بین الافغانی ادامه می دهد.«
وزارت خارجه ترکیه قبلا گفته بود طالبان به دلیل عدم خروج نیروهای آمریکایی تا اول ماه مه، از شرکت در نشست استانبول انصراف داده است.
با این حال محمد حنیف اتمر، وزیر خارجه افغانستان، هفته پیش از طالبان خواست نشست صلح استانبول را فرصتی بداند که “نباید از دست داد.”
نشست استانبول یکی از مهمترین نشست ها در مورد آینده صلح افغانستان خوانده شده که جامعه بینالمللی انتظار دارد گروه های افغان در آن بتوانند بر سر پایان جنگ و “تشکیل دولت انتقالی صلح” در کشور به توافق برسند.
جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، روز ۱۴ آوریل اعلام کرد نیروهای آمریکایی تا ۱۱ سپتامبر امسال به صورت کامل از افغانستان خارج خواهند شد.
دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا در ماه فوریه سال پیش توافقی را با طالبان امضا کرد که هدف آن پایان دادن به طولانیترین جنگ آمریکا بود.
براساس آن آمریکا گفت کلیه نیروهایش را تا ماه مه ۲۰۲۱ از افغانستان خارج می کند و طالبان قول داد اجازه عملیات از خاک افغانستان را به گروه های افراطگرا ندهد.
به دنبال این توافق، حملات شورشیان طالبان به نیروهای بینالمللی متوقف شد اما حملات این گروه به نیروهای امنیتی افغانستان همچنان ادامه یافت.
طالبان اکنون خروج دیرهنگام نیروهای آمریکایی را نقض توافق می دانند.
بعد از سقوط طالبان در حمله سال ۲۰۰۱ آمریکا، این گروه دوباره به تدریج قوت گرفت، به طوری که تا سال ۲۰۱۸ در بیش از دو سوم افغانستان فعال و تهدیدی برای دولت بود. در این مدت هزاران نفر کشته شده اند، از جمله ۲۴۰۰ سرباز آمریکایی.
در اوج جنگ در افغانستان، ۸۸ هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور داشتند و پس از خروج آخرین نیروهای آمریکایی از افغانستان، شمار این نیروها به ۲۰۰۰ هزار نفر کاهش خواهند یافت.
-

برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است
برگزاری کنفرانس ترکیه در مورد افغانستان در تاریخ ۲۴ اپریل، از این جهت غیرممکن به نظر می رسد که طالبان عدم اشتراک خود را در آن اعلام کرده اند، امریکایی ها منتظر تصمیم طالبان هستند و آمادگی های لازم برای نشست نیز دیده نمی شود.
در ابتدا گزارش هایی به نشر رسید که نشستی تحت مدیریت سازمان ملل در مورد صلح افغانستان، در تاریخ ۱۶ اپریل با حضور احزاب و سیاستمداران افغان و نمایندگان برخی کشورهای منطقه و جهان در ترکیه برگزار می شود؛ اما یک هفته قبل برگزار کنندگان کنفرانس، یک اعلامیه مشترک نشر کرده و گفتند ترکیه، قطر و سازمان ملل متحد، یک کنفرانس جامع در سطح بالا بین نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان را، از تاریخ ۲۴ اپریل تا چهارم ماه می، برگزار می کنند.
فریدون خوځون سخنگوی شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز دو روز پیش (۲۹حمل) گفت برای آغاز این کنفرانس، ۲۴ اپریل انتحاب شده و این شورا برای اشتراک در آن، آمادگی کامل دارد.
وی در این مورد که طالبان در کنفرانس یادشده اشتراک می کنند یا خیر؟ گفت: «خواست ما از دیگر این است که از هر فرصت برای صلح استفاده کنند.»
طالبان، هفتۀ گذشته گفتند تا زمانیکه همه نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند، آنها در هیچ کنفرانسی که در مورد افغانستان تصمیم گرفته می شود، شرکت نمی کنند.
اما پس از آن، ایالات متحدۀ امریکا و سازمان ناتو اعلام کردند خروج نیروهای خود را از افغانستان، از اول ماه می آغاز و به تاریخ ۱۱سپتمبر به پایان خواهند رساند.
این در حالی است که به اساس توافقنامۀ صلح بین طالبان و امریکا، قرار بود نیروهای خارجی تا ماه می سال جاری، از افغانستان خارج شوند.
طالبان، تمدید خروج نیروهای خارجی از ماه می تا ماه سپتمبر را نقض توافقنامه دوحه دانستند، و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نیز گفته است که تأخیر در خروج نیروهای خارجی، سرپیچی از توافقنامه دوحه است، این امر وضعیت را پیچیده کرده و موانع در برابر نشست استانبول نیز ایجاد نموده است.
پژواک، به تاریخ ۲۹ حمل، از محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر پرسید که آیا این کنفرانس، به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر و طالبان در آن اشتراک می کنند یا خیر؟ وی با اختصار گفت: “تاکنون چیزی جدید در این مورد موجود نمی باشد.”
یک منبع سفارت امریکا در کابل، که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، در این مورد که کنفرانس ترکیه به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر؟ گفت: “ما منتظر تصمیم نهایی در مورد اشتراک طالبان در کنفرانس استانبول هستیم، ما و سایر طرف های ذیدخل، از شرکت کنندگان افغان می خواهیم تا هر چه زودتر به دور یک میز بیایند. ”
منبع افزود که به نظر ایالات متحدۀ امریکا، کنفرانس استانبول فرصتی را برای دولت افغانستان و مذاکره کنندگان طالبان فراهم می کند، تا تلاش های خود را برای یک توافق سیاسی صلح آمیز سرعت بخشند، در بخش صلح پیشرفت شود و نشست ترکیه به پروسۀ دوحه پیشرفت دهد.
همچنان، حفیظ منصور عضو هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان در دوحه، در سخنان خود به بی بی سی ابراز نگرانی کرده که به اساس تاریخ اعلام شده، چند روز محدود به این کنفرانس باقیمانده؛ اما تاهنوز هم به هیئت مذاکراتی افغانستان در دوحه، سهولت هایی مانند ویزه، تست کرونا و دیگر امکانات سفر آماده نشده است.
قرار بود کنفرانس ترکیه در تاریخ ۲۴ اپریل آغاز شود؛ اما طالبان گفتند تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان، آنها در کنفرانسی که در مورد این کشور فیصله صورت می گیرد، شرکت نمی کنند، امریکا نیز گفته است منتظر تصمیم طالبان در مورد کنفرانس است و درحالی چهار روز تا برگزاری کنفرانس باقی مانده تا کنون امکانات سفر برای هیئت مذاکره کننده، آماده نشده است.
-

آیا طالبان در نشست استانبول شرکت می کنند؟
تلاش های دولت آمریکا برای متقاعد نمودن طالبان جهت شرکت در نشست استانبول، کماکان ادامه دارد.طی چند روز گذشته تماسهای متعددی در سطوح مختلف با دولت پاکستان به عمل آمده تا این کشوربا استفاده از نفوذ خود بر روی طالبان، این گروه را برای شرکت در نشست استانبول متقاعد نماید. سایر متحدین آمریکا در ناتو قبل از این اعلام کرده بودند که اعضای ناتو با هم وارد افغانستان شده اند و با هم از افغانستان خارج میشوند و از این طریق نارضایتی خود را از خروج زود هنگام از افغانستان اعلام کرده بودند. ولی با اعلام آغاز خروج آمریکا، بر مبنای توافق قبلی با طالبان در طی روز گذشته اعلام کردند علیرغم نارضایتی از تصمیم آمریکا، ولی با این تصمیم همراهی نموده و آنها نیز نیروهای خود را از افغانستان خارج خواهند کرد.
این موضوع همچنین این واقعیت را آشکار کرد که اعضای ناتو فقط نقش تامین کننده سرباز و تجهیزات مورد نیاز آمریکا را بر عهده دارند و جایگاهی در تصمیم گیری های کلان آمریکا در قالب ناتو ندارند. در چنین شرایطی طالبان، پیروزی خود بر آمریکا را بیش از هر زمان دیگر مشاهده و حس می کنند. از این رو، هیچ امیدی به اینکه طالبان از خواستههای حداکثری خود کوتاه بیایند وجود ندارد.
به این ترتیب، طالبان این پیام را به دولت بایدن داده که اگر توافقنامه دوحه و به خصوص خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان محقق نشود، نه تنها طالبان حاضر نمیشود در نشست استانبول یا هر فرایند صلح دیگری شرکت کند، بلکه امریکا باید آماده دور دیگری از حملات طالبان به نیروهایش باشد؛ و دور تازهای از جنگ با طالبان به هیچ وجه در اولویتهای دولت بایدن نیست.
اینکه رئیس جمهور آمریکا قبل از اجلاس استانبول موضوع خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان را اعلام می نماید در واقع فشار به دولت افغانستان است که به راه حل ارائه شده از سوی دولت آمریکا که بارها توسط آقای خلیل زاد به سران دولت اعلام شده، رضایت بدهد. هدف آمریکا از تشکیل دولت موقت با مشارکت طالبان آن است که ارزیابی آنها بر این مبناست که بعد از خروج آمریکا دولت افغانستان فرو می ریزد و طالبان از طریق جنگ به قدرت می رسند. لذا تیم سیاست خارجی بایدن، می خواهند زمینهای فراهم کنند که طالبان از طریق مسالمت آمیز وارد کابل شوند تا آمریکا اوضاع را از طریق نمایندگی طالبان در کنترل داشته باشد و پایگاه های مورد نظر خود را کماکان به منظور بهره برداری ژئوپلتیک حفظ نماید.
به هر تقدیر،اعلام رسمی خروج بدون قید و شرط آمریکا از افغانستان را باید ثبت شکستی دیگر برای تاریخ لشکرکشیهای ناموفق آمریکا به نقطهای در خارج از مرزهای این کشور و همچنین مصداق دیگری بر باطل بودن افسانه شکست ناپذیر بودن نیروهای آمریکایی با آن همه تجهیزات پیشرفته دانست.
اما در عین حال بر این نکته نیز باید تاکید داشت که هرگونه خروج بدون توافق منجر به فاجعه ای دردناک در افغانستان خواهد شد که بی ثباتی سیاسی و آغاز جنگ داخلی قطعی ترین پیامد خروج غیر مسوولانه و پیش از توافق است؛ و فراموش نباید کرد که مسئولیت این جنگ بر عهده دولت آمریکا و سایر متحدین آن در ناتو می باشد.
داکتر عبداللطیف نظری
-

ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان
مساله “خروج” را که قدرتمندان امریکا در تعامل با طالبان مطرح کرده اند خیلی ها سنجیده شده است. اول اینکه نباید فکر کنیم که ساختار قدرت امریکا از افغانستان خارج می شود. این گپ خروج نیست بلکه بهتر است این پروسه را تجدید روش و جابجایی نیرو ها برای یک جنگ دیگر در منطقه نامید. آقای بایدن آنچه را که اوباما در عراق انجام داد در افغانستان انجام می دهد. اوباما با تبلیغات لیبرالی گویا به جنگ عراق پایان داد. فقط، هنوز هم بین 3000 هزار تا 5000 هزار عسکر امریکایی، یک نیروی بزرگ استخباراتی و هزار ها قرادای جنگی و استخباراتی امریکا در عراق وجود دارد.* “لیبرال دموکرات”ها مهارت، امکانات، و قدرت عظیمی در خلق گفتمان های تبلیغی و شکل دهی افکار عامه دارند. هرچند بزرگ ترین دروغ ها و خطرناکترین جنگ طلب ها همین ها هستند. اوباما با شعار ختم جنگ در عراق توانست، جنگ را به سه کشور دیگر ( یمن، لیبیا، سوریه) گسترش دهد. اینبار نوبت بایدن است که زیر نام ختم جنگ در افغانستان تهدیدی را برای چین، روسیه، و ایران ایجاد کند.
دوستان زیادی از من خواسته اند که نظراتم را در مورد آنچه که “مذاکرات صلح” خوانده می شود، بنویسم. هر چند من به تکرار در رابطه به “صلح” گفته و نوشته ام، فقط جا دارد که در مورد نقش مقطعی ترکیه و صف بندی های قدرت امریکا در منطقۀ یک کمی به تفصیل بحث شود.
اول، باید تکرار کنم که نه جنگ از مردم افغانستان بوده و است و نه آنچه که بنام صلح جریان دارد، صلح مردم افغانستان است و خواهد بود. وابسته گی استعماری متاسفانه پیامد های دراز مدت و خونین دارد که مردم بیچاره کشور های استعمار شده می پردازند. جنگ افغانستان از آغاز یک پروژه استخباراتی برای شکل دهی سیاسی و جغرافیای منطقه بود و افغانستان هم بمثابه پایگاه و به گفته یک پروفیسور ترک از دانشگاه دفاع ملی ترکیه، “لابراتوار” برای قدرت های بزرگ و منطقوی بوده و است. نقش سازمان های استخباراتی از ابتدا در افغانستان برجسته بود و این پالیسی جدید نیست که با آمدن بایدن آغاز شده است. افغانستان یگانه کشوریست که سازمان های استخباراتی در آن ملیشه های نظامی دارند. ملیشه های سی آی ای در خوست و سرتاسر مناطق مرزی افغانستان فعالیت دارند.
نقش ترکیه را هم در افغانستان باید در این بازی استخباراتی منطقه یی و فرا منطقه یی مطالعه کرد. پیشینه امروزی همکاری ترکیه با امریکا به نخستین روزهای حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 بر می گردد. قدرت مندان ترک با استفاده از نفوذ شان در پاکستان و همکاری شان با نیرو های شمال آن زمان رابطه خوبی با طالبان و جبهه شمال آن زمان داشتند. ترکیه قبل از اینکه نیرو های امریکایی داخل افغانستان شود، استخبارات زیادی را در مورد افغانستان به امریکا فروخت. نگرش قدرت مندان ترکیه به افغانستان هم استخباراتی است. و اکثر سفیر های ترکیه در افغانستان به شمول سفیر فعلی، سابقه ی استخباراتی و امنیتی داشتند و دارند. ( طبعآ، مردم ترکیه احترام, علاقه و دوستی خاصی به افغان ها داشتند و داردند. من بمثابه کسی که سالها در ترکیه زنده گی کرده ام علاقه و احترام ترک ها را به مردم افغانستان از نزدیک شاهد بوده ام). دولت مندان ترکیه در کل سه هدف مهم را در افغانستان دنبال می کنند:
– استفاده از افغانستان در معامله با امریکا و اروپا برای اهداف کلان و نزدیک شان در منطقه
– حفظ نفوذ و رابطه با تمام جریان ها و قوای نیابتی محلی در افغانستان
– سهم بردن از ذخایر و منابع طبیعی افغانستان
ترکیه در استفاده از افغانستان برای امتباز گیری و معامله با امریکا خیلی ها موفق بوده است. در چندین موارد توانسته با توسل به نفوذش در افغانستان و یا هم کنترول نیرو های نیابتی اش در افغانستان با امریکا معامله کند و امتیاز بگیرد. به طور مثال زمانی که امریکا در سال 2017 می خواست دوستم را به تعبید بفرستد و از شمال دور کند و دوستم نمی خواست از افغانستان خارج شود، با ترکیه معامله کرد. از تاریخ 15 تا 18 می سال 2017 رجب طیب اردوغان در امریکا بود و از اداره امریکا می خواست که امریکا به مسلح سازی کرد ها در سوریه خاتمه بدهد. در مقابل ترکیه در افغانستان، اوکرایین و عراق به امریکا کمک می کند. به تاریخ 18 می اردوغان به ترکیه برگشت و به تاریخ 19 می دوستم را با طیاره ترکی به ترکیه خواست و زیادتر از یک سال به خواهش امریکا در ترکیه نگاه کرد. برای قدرتمندان ترکیه مساله سوریه، اوکراین، آذربایجان، عراق و ایران مهمتر از افغانستان است و متاسفانه فکر می کنند که افغانستان “یک لابراتوار” برای قدرت های بزرگ است که ترکیه هم مانند ایران و پاکستان هر چندگاهی باید از این لابراتوار نفع ببرد. هر چند کنفرانس “صلح” در استانبول برای افغانستان خوانده می شود، ولی در حقیقت این پروسه دوباره چیدن نیروها برای شکل دهی اتحاد های نو در منطقه روی مسایل کلان مانند، روسیه، ایران و چین است. افغانستان تنها دستاویز و میدانی برای این بازی کثیف و خونین است. طبعآ، روسیه، ایران پاکستان هم تقریبآ پالیسی مشابه در مورد افغانستان دارند.
متاسفانه، مردم افغانستان قربانی اول این به ظاهر “خروج” اند. آنچه را که در آیندۀ نه چندان دور شاهدش خواهیم بود:
– طالبان بر طبل جنگ خواهند کوبید. ولی آنچه را که از حنجره طالبان بیرون می شود به نوعی گپ قدرتمندان جنگ طلب امریکایی است. جنگ طلبی طالبان با امتیاز گیری زیادتر که با فشار امریکا گرفته خواهد شد، همراه خواهد بود. توجه کنید که این قدرتمندان امریکا بودند که زیادتر از پنچ هزار زندانی و قاچاقبر را رها کردند و برای این کار حتا به دولت غنی مشروعیت دادند. ( برای یک لحظه فکر کنید، اگر خلیلزاد، میلر و دیگران در مراسم سوگند عبدالله اشتراک می کردند، دولت غنی به این شکلش وجود می داشت؟) به همین شکل، هزاران زندانی دیگر به کوشش امریکا در آینده بسیار نزدیک رها می شوند.
– این رها شده گان با بقایای “طالبان” به مانند یک نیروی نامریی درمناطق استراتیژیک افغانستان به یکباره گی زیر یک نام و با یک بیرق دیگر ظهور می کنند که مانند سوریه و عراق به چند پارچه گی افغانستان منجر می شود. فراموش نشود که اکثریت نیروهای که زیر نام داعش در سال 2014 شهر های عراق تصرف کردند (به شمول رهبران شان)، چندگاهی را در زندان های امریکا در عراق خوابیده بودند.
– تعدادی زیادی از نیروهای استخباراتی امریکا، که قدرت رزمی دارند، قراردادی های شان و ملیشه های افغان شان برای سمت و سو دهی این پلان در افغانستان می مانند. نیرو های امریکایی هر لحظه که تطبیق این پلان شانرا در خطر ببینند، داخل افغانستان می شوند.
متاسفانه وابسته گی یک پروسه ای است که همیشه انجام خونین دارد. طبعآ که نخبه گان وابسته افغان نقش مهمی در این پروسه خونین داشتند و دارند. من از سال 2004 به این طرف به تکرار نوشته ام: طالبان و لیبرال های وابسته و مدرن شده افغان دو روی یک سکه اند که در تقابل و تعامل با یک دیگر در یک بازی استعماری افغانستان را ویران می کنند.
داکترحکیم نعیم استاد تاریخ تحلیلی در دانشگاه برکلی
فیس بوک، حمد شافعی
-

پاکستان به حمایت از پروسه صلح افغانستان ادامه می دهد
در آستانهی برگزاری نشست استانبول در مورد صلح افغانستان، رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه با عمران خان، نخستوزیر پاکستان تلفنی صحبت کرد.
در اعلامیهی دفتر نخستوزیر پاکستان آمده است این تماس روز گذشته (پنجشنبه، ۲۶ حمل انجام شد و دو طرف در مورد موضوعات دوجانبه و منطقهای، از جمله روند صلح افغانستان صحبت کردهاند.
در این اعلامیه آمده است عمران خان بر اهمیت حل و فصل مسألهی افغانستان از راه مذاکرات سیاسی و قبل از خروج برنامهریزیشدهی نیروهای امریکایی از افغانستان، تأکید کرده است.
طبق این اعلامیه، نخستوزیر پاکستان به رییسجمهور ترکیه گفته است کشورش از توافق صلح ایالات متحدهی امریکا با طالبان و آغاز مذاکرات بینالافغانی بهطور کابل پشتیبانی و آنرا تسهیل کرده است.
براساس گفتههای عمران خان، مذاکرات بینالافغانی فرصت تاریخیای را فراهم کرده است که رهبران افغان باید برای دستیابی به یک توافق سیاسی فراگیر و همهجانبه از آن استفاده کنند.
در بخشی از اعلامیه آمده است نخستوزیر عمران خان ضمن قدردانی از نقش ترکیه، همچنان گفته است که پاکستان به پشتیبانی همهجانبه از تلاشها برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار در افغانستان ادامه خواهد داد.
براساس اعلام وزارت خارجهی ترکیه، نشست استانبول قرار است در ۲۴ ماه جاری میلادی (اپریل) برگزار شود.
گروه طالبان اما اعلام کرده تا زمان خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، در هیچ نشستی که در آن در مورد افغانستان تصمیم گرفته شود، شرکت نمیکند.
طبق توافقنامهی دوحه که میان امریکا و طالبان امضا شده، اول ماه می بهعنوان آخرین مُهلت خروج نیروهای خارجی از افغانستان تعیین شده است، اما امریکا و ناتو اعلام کردهاند که روند خروج با حدود پنج ماه تأخیر، تا ۱۱ سپتامبر کامل میشود.
-

وزیر خارجه ترکیه: به حمایت از افغانستان ادامه می دهیم
ولود چاوشاغلو وزیر امور خارجه ترکیه به تازگی در توییتی گفت افغانستان به استراتژی طولانیمدت نیاز دارد.
وی در رابطه به افغانستان گفت: «حمایت قاطعانه ترکیه از کشور برادر افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت.»
چاوشاوغلو درباره کنفرانس صلح استانبول که قرار است در تاریخ ۲۴ اپریل برگزار شود، گفت: افغانستان به یک طرح راهبردی طولانیمدت نیاز دارد. ۲۴ اپریل با همراهی سازمان ملل و قطر کنفرانس صلح استانبول را برگزار خواهیم کرد.
گفتنی است وزیر خارجه ترکیه در نشست وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو که در چارچوب عملیات حمایت قاطع در بروکسل برگزار شد، شرکت کرد. -

نشست استانبول 24 اپریل برگزار می شود
برگزارکنندگان نشست استانبول زمان برگزاری این نشست را اعلام کردند.
طبق اعلامیه مشترک ترکیه، قطر و سازمان ملل متحد، این نشست در ۲۴ اپریل برگزار میشود و تا چهارم ماه می ادامه مییابد.
این اعلامیه از سوی وزارت خارجه ترکیه که میزبان نشست استانبول است، نشر شده است.
در این اعلامه آمده است نشست استانبول در سطح بلند و فراگیر بین نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان برگزار میشود.
برگزارکنندگان نشست استانبول، هدف این نشست را تسریع روند صلح افغانستان، تکمیل مذاکرات بینالافغانی در دوحه و دستیابی به یک توافق سیاسی عادلانه و پایدار عنوان کردهاند.
-

از فروش پهباد به اوکراین خودداری کن
سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه، روز دوشنبه در نشست خبری با رئيس جمهوری مصر در پاسخ به سوالی در خصوص فروش هواپیماهای بدون سرنشین ترکیه به اوکراین گفت: «ما قویا به همه کشورهای مسئول که با آنها در ارتباط هستیم ( که ترکیه هم یکی از آنهاست) توصیه می کنیم که اوضاع و بیانیههای جنگ افروزانه کییف را تجزیه و تحلیل کنند. ما به آنها توصیه میکنیم پیش از فروش هرگونه تسلیحات نظامی به اوکراین این موارد و پیشینه رفتارهای کییف را مورد بررسی قرار دهند و به احساسات نظامیگرایانه دامن نزنند.»
او همچنین تلویحا دولت اوکراین را به «نئونازیها» تشبیه کرد و کییف را متهم کرد که علیه حقوق مردم روس زبان در این کشور فعالیت میکند.
هشدار روسیه به ترکیه در خصوص فروش هواپیماهای بدون سرنشین در حالی طرح میشود که ترکیه و اوکراین در ماههای اخیر بر سر راهاندازی پروژههای مشترک برای ساخت تجهیزات مختلف جنگی از جمله پهپاد، موتورهای توربینی و حتی کشتیهای جنگی با یکدیگر به توافق رسیدهاند.
بخش مهمی از این توافقات در دیدار روسای جمهوری دو کشور در اکتبر سال ۲۰۲۰ میلادی حاصل شد. در آن زمان ولودیمیر زلنسکی که برای ملاقات با رجب طیب اردوغان به استانبول سفر کرده بود با همتای ترک خود بر سر همکاریهای نظامی به توافقات گستردهای دست یافت.
این درحالیست که ترکیه و اوکراین از دیرباز روابط نزدیکی با یکدیگر داشتهاند و آنکارا از نخستین کشورهایی به شمار میرود که در سال ۱۹۹۱ استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی را به رسمیت شناخت.
از سوی دیگر صنعت تولید پهپادهای ترکیه در ماههای اخیر توجهات بینالمللی گستردهای را به خود جلب کرده است.
هفته گذشته فرانسیس فوکویاما، نظریه پرداز مشهور علوم سیاسی در یادداشتی برای American Purpose به پیشرفتهای گسترده ترکیه در این حوزه اشاره و پیشبینی کرد آنکارا با استفاده از پهپادهای خود قصد دارد ماهیت قدرت زمینی را تغییر دهد به گونهای که ساختارهای موجود نظامی را تضعیف کند.
فوکویاما در آن مقاله استدلال کرد که پهپاد به دلایل مختلفی چون قیمت نسبتا ارزان، عدم حضور خلبان و در نتیجه از بین رفتن خطر کشته شدن نیروی انسانی و همچنین اندازه کوچک و دشواری ردیابی در آینده میتواند نقش پررنگی در درگیریهای نظامی داشته باشند و جایگزین بسیاری از تسلیحات نظامی کلاسیک در جهان شوند.
ترکیه و متحدانش و نیز نیروهای تحت حمایت آنکارا در بحرانهایی چون جنگ قرهباغ، درگیریهای لیبی و همچنین در مواردی از جنگهای داخلی سوریه از این ابزار تاثیرگذار استفاده کرده اند.
-

طالبان: در نشست استانبول شرکت نمی کنیم
محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر به رسانه ها گفت: «موقف امارت اسلامی افغانستان پیرامون شرکت در کنفرانس استانبول در تاریخ ۱۶ ماه اپریل این است که در این تاریخ ما شرکت کرده نمیتوانیم.»
او افزود:«البته موضوع زیر بررسی ما قرار دارد، مشورتها هم جریان دارد. هرگاه در نتیجه مشورتها و بررسیها فیصله دیگری صورت گرفت، آن را با مردم شریک خواهیم ساخت.»
گروه طالبان توضیحی نداده چرا نمایندگان آن نمیتوانند در این تاریخ در نشست استانبول شرکت کنند، اما قبلا منابعی گفته بودند این گروه تاکید دارد که نشست استانبول پس از ماه رمضان برگزار شود.
از سوی دیگر گفته میشود آمریکا بر برگزاری این نشست تا پیش از پایان ماه آوریل تاکید دارد، زیرا براساس موافقتنامه آمریکا و گروه طالبان، این کشور ملزم است نیروهای خود را تا ۳۰ این ماه به صورت کامل از افغانستان خارج کند.
پیشتر گفته شده بود آمریکا، ترکیه و سازمان ملل توافق کردهاند که نشست “سرنوشتساز” استانبول در تاریخ ۱۶آوریل در ترکیه برگزار شود و برای ده روز تا ۲۶ این ماه ادامه داشته باشد.
دیروز نیز امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری افغانستان پس از دیدار با زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان گفت نشست استانبول احتمالا در هفته جاری در ترکیه برگزار خواهد شد.
همزمان شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز گفته پیش نویس طرح صلح افغانستان برای نشست استانبول نهایی شده است. جزئیات این طرح تاکنون نشر نشده است و رهبری این شورا باید آنرا تایید کند.
-

بایدن جنگ افغانستان را پایان می بخشد
آقای بلینکن این موضوع را روز (دوشنبه، ۲۳ حمل) در یک گفتوگوی ویژه با شبکۀ تلویزیونی (ان.بی.سی) امریکا مطرح کرد.
آقای بلینکن افزود جوبایدن، رییسجمهور امریکا در حال حاضر سرگرم بررسی گزینههای مختلفی از جمله خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان است.
به گفتۀ او، ایالات متحدۀ امریکا تلاش دارد مانع تبدیل شدن دوبارۀ افغانستان به پناهگاه تروریستان شود و از اینرو روند صلح این کشور را به صورت جدی حمایت میکند.
این در حالی است که تا کمتر از یک هفتۀ دیگری قرار است یک نشست بزرگ بینالمللی دربارۀ صلح افغانستان در شهر استانبول ترکیه برگزار شود. گفته میشود در این نشست سنگبنای نظام آیندۀ افغانستان گذاشته خواهد شد.
-

مذاکرات حساس استانبول و آمادگی های حکومت
مذاکرات استانبول بهزودی و در شانزدهم همین ماه میلادی(اپریل) آغاز به کار خواهد کرد. آقای صالح روز گذشته در سخنرانی خود در شمال کابل این مسئله را اعلام کرد. اگرچند تا هنوز تاریخ دقیق این مذاکرات بهطور رسمی اعلامنشدهاست؛ اما انتظار میرود که این نشست به عقب نیفتد. تاکنون دولت و احزاب سیاسی افغانستان برای شرکت در این نشست ابراز آمادگی کردهاند. طالبان باوجودی که قبلاً خواهان تعویق مذاکرات شدهبود، اما تاکنون در مورد تاریخ برگزاری این نشست ابراز نظر صریحی نکردهاست اما بعید است که طالبان از شرکت در مذاکرات استانبول در تاریخ معینشده، سر باز بزنند. گویا مذاکرات فشردهای بین آنها و دولت آمریکا صورت گرفته و جدا از مسئله صلح افغانستان، آمریکا با طالبان بر سر مسائل دیگری چون آزادی زندانیان باقی مانده طالبان، خارج شدن سران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل در قبال توافق طالبان و آمریکا بر سر تمدید ضربالاجل تعیینشده برای خروج نظامیان آمریکایی در معاهده قبلی مذاکراتی را آغاز و احتمالاً به نتیجه هم رسیدهاند. اگرچند آقای صالح دیروز بهطور واضحی مخالفت خود را با آزادی بقیه زندانیان طالبان ابراز کرده و آزادی زندانیان سابق طالبان را هم تصمیم لویِ جرگه و اشتباه دانسته بود. دیده شود که این بار این مخالفت چقدر جدی خواهد بود.
زلمی خلیلزاد اصولنامه نشست استانبول را که از طرف آمریکا، سازمان ملل متحد، قطر و ترکیه تهیه شدهاست، هم بهطرف دولت و هم به طالبان سپردهاست. این اصولنامه شامل نه ماده است که در آن طرفین با امضای این اصولنامه، ملزم به رعایت مواد پیشنهادشده برای پیش بردن مذاکرات و پرهیز از رفتارهای حاشیهای در طول مذاکرات خواهند بود.
در این اصولنامه از شرکتکنندگان این نشست تعهد گرفته میشود تا صادقانه بر سر اراده برای صلح، احترام به همدیگر و پرهیز از اتهام زنی، تأکید بر اسلامی بودن، احترام به حقوق اقلیتها و زنان، روابط خارجی بیطرفانه، اخراج تروریستهای خارجی از افغانستان، برگزاری انتخابات، ارائه تضمین برای اجرای آتشبس، مذاکرات را آغاز و ادامه بدهند.
آقای خلیلزاد این روزها نشستهای زیادی با سران احزاب سیاسی، اشرف غنی و عبدالله برگزار کرده و در طول هفته چند بار با مقامات افغانستان دیدار داشته است. اینطور به نظر میرسد که آمریکا روی نشست استانبول توجه ویژهای داشته و انتظار اتخاذ تصمیمات سرنوشتساز در این نشست را دارد. این موضوع از چشم طالبان و دولت افغانستان پنهان نمانده و آنها هم تلاش زیادی دارند تا به سبوتاژ این نشست متهم نشوند زیرا در این صورت، چرخش سیاست آمریکا بهسوی یکی از طرفین ممکن است اتفاق افتد. این چیزی نیست که دولت و طالبان خواهان آن باشند. قبل از این جامعه جهانی ازجمله آمریکا و اتحادیه اروپا بهصراحت اعلام کرده بودند که مراودات سیاسی و کمکهای آنان در سالهای آینده برای افغانستان کاملاً مشروط به نتایج گفتگوهای صلح خواهد بود.
به نقل از خامه پرس ، فهرست احتمالی شرکتکنندگان این نشست از آدرس جمهوری اسلامی افغانستان، بهخوبی نشاندهنده اهمیت این نشست برای آینده کشور میتواند باشد. اگرچند لیست نمایندگان افغانستان در این نشست تا هنوز بهطور رسمی نهایی نشدهاست، اما اسامیای که به دست منابع خبری در افغانستان رسیدهاست؛ نشان میدهد که با توجه به اهمیت این نشست، این بار رهبران احزاب و افراد بانفوذ کشور مستقیماً در آن شرکت خواهند داشت.
عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی، حامد کرزی رئیسجمهور پیشین کشور و از افراد بانفوذ در افغانستان، عبدالرب رسول سیاف، گلبدین حکمتیار، محمد محقق، محمد یونس قانونی، محمد حنیف اتمر وزیر خارجه کنونی، مارشال عبدالرشید دوستم، حمدالله محب، فاطمه گیلانی، محمد کریم خلیلی، صلاحالدین ربانی، سلام رحیمی، معصوم استانکزی، حبیبه سرابی ، فوزیه کوفی، حاجی دین محمد و سید حامد گیلانی از سوی طرفداران نظام فعلی کشور، قرار است در این نشست حضور خواهند داشته باشند.
شورای مصالحه ملی افغانستان متن نهایی خود را برای مذاکرات آینده تهیهکردهاست اما بهطور رسمی آن را منتشر نکردهاست. اما نسخهای از این پیشنویس طرح صلح که به رسانهها درز کردهاست، حاوی نکاتی است که از سوی دولت برای نظام آینده افغانستان پیشنهاد شدهاست. این پیشنویس در چهارده صفحه و دارای چهار بخش اصلی با عنوانهای «اصول راهنما برای آینده افغانستان»، «نقشه سیاسی افغانستان»، «نظام سیاسی آینده» و «ختم جنگ» آماده شدهاست. در این پیشنویس صلح، سهم طالبان در آینده نظام افغانستان «یکسوم» و سهم حکومت فعلی و طرفداران آن «دوسوم» پیشبینیشدهاست.
در این پیشنویس و در بخش نخست آن، به حفظ نظام کنونی و دستاوردهای آن اشاره شده و تغییرات چندانی نسبت بهنظام کنونی در آن گنجانیده نشدهاست. اما در بخش ب، جزئیات بیشتری ارائهشده که ازجمله در آن آمدهاست: پس از امضای توافق صلح بین دولت و طالبان، یک دولت انتقالی صلح برای حداکثر سه سال و غیرقابل تمدید تا روی کار آمدن نظام رسمی و دائمی پیشبینیشدهاست. دولت صلح همانند حکومت فعلی دارای سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه بهاضافه شورای فقه اسلامی، دیوان عالی تعدیل قانون اساسی، و کمیته تعدیل قانون اساسی خواهد بود.از نکات جالب این پیشنویس، رئیسجمهور با چهار معاون و نخستوزیر با چهار معاون پیشبینیشده که یکی از معاونان رئیسجمهور و نخستوزیر باید زن باشد. بقیه موارد این پیشنویس به حفظ حقوق انسانی باشندگان افغانستان، سیاست خارجی و داخلی کشور پرداخته شدهاست.
طالبان تا هنوز پیشنهادهای خود را برای ارائه در این نشست عمومی نکردهاند.
از ظاهر قضیه و خواستههای دولت و طالبان نسبت به آینده افغانستان پیدا است که روزهای سختی در مذاکرات استانبول برای طرفین مذاکره وجود خواهد داشت. اگر اصرار و حمایت جامعه جهانی از صلح افغانستان نباشد، با توجه به مطالبات دولت و طالبان از همدیگر، رسیدن به یک نتیجه نهایی از سوی این دو گروه مذاکرهکننده، تقریباً ناممکن است. تنها کورسوی امیدی که در این نشست به چشم میخورد، همانا عزم جهانی و توافق ظاهری کشورهای قدرتمند جهانی و همسایههای افغانستان برای پایان منازعه در این کشور است. در غیر آن، رسیدن به یک توافق صلح و پایان بدبختی مردم ما از سوی گروههای درگیر در این جنگ خانمانسوز، بسیار بعید است.
-

نشست استانبول در مورد صلح بررسی شد
یوناما امروز (دوشنبه، ۲۳ حمل) با نشر خبرنامهیی نوشت این دیدار عصر دیروز به گونۀ جداگانه در ارگ و سپیدار صورت گرفته است.
به نقل از این خبرنامه، نشست زودهنگام استانبول در مورد صلح افغانستان محور اصلی بحث میان نمایندۀ ویژۀ سازمان ملل متحد و رهبران دولت افغانستان بوده است.
بر اساس این خبرنامه، ضرورت به کاهش خشونتها در کشور و برقراری آتشبس سرتاسری بین خانم لیونز و رییسجمهور بحث شده است.
همچنان او در گفتوگو با آقای عبدالله بر اشتراک پُررنگ زنان در چوکات هیأت مذاکراتی دولت افغانستان تأکید کرده است.
این در حالی است که کمتر از یک هفتۀ دیگری قرار است نشست استانبول در مورد صلح افغانستان با مدیریت سازمان ملل متحد در شهر استانبول ترکیه برگزار شود. در این نشست قرار است ساختار آیندۀ سیاسی کشور با شمولیت طالبان مشخص شود.
-

آیا ترکیه سودای رهبری جهان اسلام را دارد؟
نظریه عثمانی گری نوین New Ottomanism که برای نخستین بار توسط احمد داود اوغلو از نظریه پردازان حزب عدالت و توسعه طرح شد، راهبرد ترکیه را نه سودای رهبری جهان اسلام بلکه بسط و توسعه هژمونی منطقه ای ترکیه در مناطق تحت استیلای امپراتوری عثمانی در سده های شانزدهم تا بیستم میلادی معرفی می کند.
به عبارت دیگر «سیاست عثمانی گری نوین»، نه مبتنی بر استیلای نظامی بلکه بر پایه ی نفوذ فرهنگی و اقتصادی ترکیه بر سرزمین های تحت استیلای امپراتوری عثمانی تعریف شده است. از سوی دیگر، مناطق مورد مناقشه که ترکیه اقدام به مداخله جویی در آنها کرده است، از مشروعیت حقوقی و بین المللی برخوردار بوده و تنها به واسطه تضعیف دولت های متبوع خود با خلاء قدرت مواجه شده اند. این امر به ویژه در مورد سوریه، لیبی و عراق صدق می کند. هر چند، در این میان مورد قره باغ از ویژگی های خاص برخوردار است. با این وجود، باز تعریف دوباره مرزهای سیاسی کشورهایی که از حاکمیت حقوقی دوژوور برخوردارند، حداقل در حال حاضر نه غیرممکن بلکه دور از ذهن به نظر می رسد. موضوعی که بعید است در تحلیل ها و اقدامات زمامداران انقره مورد غفلت واقع شده باشد.
اینک و با در نظر گرفتن آن چه بیان شد، چگونه می توان به تحلیل درباره چرایی سیاست های ترکیه و اهداف این دست از اقدامات پرداخت؟ «ماکیاولی» که از او با عنوان پدر سیاست مدرن نام برده شده در کتاب «گفتارها» که بیانگر مبانی نظری وی در باب ماهیت دولت و سیاست است، «منافع» را اصل بنیادین سپهر سیاست معرفی می کند. با اصل قرار دادن مساله منافع، می توان چرایی و اهداف نهان و آشکار اقدامات انقره را در دو بعد سیاست داخلی و خط مشی خارجی مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد.
نخست؛ در بعد داخلی برخلاف سال های آغازین به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه که از اقبال چشمگیری در میان جامعه مدنی ترکیه و حتی کردها به عنوان بزرگترین گروه اتنیکی مخالف نظم سیاسی پسا-امپراتوری برخوردار بود، در سال های اخیر، مقبولیت و مشروعیت عمومی حزب حاکم روند نزولی و رو به کاهشی را تجربه کرده است. در صدر علل عمده این وضعیت، می توان به شکست پروژه آشتی با کردها و نیز به سرانجام نرسیدن گذار از دیکتاتوری های نظامی و تکوین ساختار سیاسی دموکراتیک، اشاره کرد. موضوعاتی که از شعارهای اصلی حزب عدالت و توسعه در آغاز ورود به صحنه سیاست ترکیه بود. همین امر زمینه تنش داخلی میان اعضای عمده حزب را چنان افزایش داد که سرانجام به جدایی برخی از چهرهای نامدار مانند احمد گل، رئیس جمهوری و احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه پیشین از بدنه حزب عدالت و توسعه منجر شد. بی ثباتی و تنش حزبی، سیاست های اقتصادی و بازارهای ترکیه را نیز دچار تنش ساخت تا آن جا که اقتصاد ترکیه و ارزش لیر بیش از پیش روند نزولی را در پیش گرفت و همین مساله نیز بر دامنه نارضایتی ها از عملکرد حزب حاکم افزود. بنابر این اصل که سیاست خارجی هر کشوری تابعی از سیاست داخلی آن است، در چنین شرایطی بهترین اقدام برای زمامداران برای رهایی از پاسخ گویی به مسئولیت ها و سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی، ایجاد تنش و بحران های خارجی و یا بهره برداری از آنهاست. و برای اردوغان چه فرصتی بهتر از مناقشات و بحران های به وجود آمده در سوریه، لیبی، عراق و اینک قره باغ!
اما در بعد سیاست خارجی، انقره از مداخله جویی خود به دنبال کسب امتیازات سیاسی در فرآیند مذاکرات و توافق نامه هایی است که در آینده از درون منازعات جاری سر بر خواهد آورد. بدین ترتیب، انقره از مجرای دستیابی به توافق های سیاسی با طرفین منازعه ضمن کسب امتیازات سیاسی زمینه را برای گرفتن امتیازات اقتصادی برای خود فراهم خواهد کرد. به ویژه، انعقاد قراردادهایی برای بازسازی مناطق درگیر در جنگ که میلیاردها دالر سود را برای اقتصاد ترکیه به همراه خواهد داشت و این علاوه بر سرازیر شدن خدمات، کالاها و اجناس ترکیه به بازارهای بزرگ این مناطق در شمال آفریقا و قفقاز است. با این اوصاف، آذربایجان دروازه ورود به چنین موقعیتی را برای ترکیه در منطقه قفقاز و آسیای میانه فراهم خواهد کرد. چنان که، انقره با همین هدف اقدام به مداخله در لیبی گرفته است تا از آن به عنوان دروازه ورود به بازار شمال آفریقا سود جوید. هر چند، نباید از این احتمال هم غافل بود که اردوغان نیم نگاهی به ایجاد تنش در حیات خلوت روسیه یعنی قفقاز نیز دارد تا از آن در جهت بده بستان های آینده با روسیه استفاده کند.
در هر حال، آن چه ترکیه به زعامت اردوغان را به اتخاذ سیاست مداخله جویانه در مناطق دچار تنش در خاورمیانه، شمال آفریقا و منطقه قفقاز انداخته، نه توسعه طلبی محض ایدئولوژیک و یا الحاق سرزمینی مناطقی به خاک ترکیه، بلکه دستیابی به منافع سیاسی و اقتصادی از رهگذر وضعیت و شرایط جاری است. موضوعی که به اردوغان در مناسبات سیاسی در صحنه قدرت ترکیه و بسیج افکار عمومی کمک شایانی خواهد کرد.
داکتر عبداللطیف نظری
-

امریکا به دریای سیاه کشتی های جنگی می فرستد
ترکیه میگوید ایالات متحده دو کشتی جنگی را به دریای سیاه میفرستد.
یک سخنگوی وزارت خارجه ترکیه شام دیروز جمعه به خبرگزاری دیپیای جرمنی گفت منابع دیپلماتیک ۱۵ روز قبل به ترکیه خبر دادند که کشتیهای جنگی از طریق گذرگاه باسفورس به سمت دریای سیاه میروند.
روز دوشنبه وزارت دفاع امریکا از صحبت در مورد ارسال کشتیهای جنگی به این سمت خودداری کرد.
اما جان کربی سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت فرستادن کشتیها به دریای سیاه یک اقدام غیر معمول نیست.
معلوم نیست آیا این اقدام امریکا به افزایش قوای روسیه در این منطقه در نزدیکی اوکراین رابطه دارد یا خیر؟
اما جن ساکی سخنگوی قصر سفید اخیراً گفته بود امریکا در مورد وضعیت در اوکراین جایی که روسیه در سرحدات آن قوای خود را بیشتر ساخته، نگران میباشد.
ترکیه گفته است این کشتیها قرار است روزهای ۱۴ و ۱۵ اپریل از باسفورس بگذرند و تا ۴ ماه می در دریای سیاه بمانند.
-

ترکیه چه نقشی می تواند در روند صلح افغانستان بازی کند
از زمانی که ترکیه در سال ۱۹۵۲ به سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) پیوست، روابطش با ایالات متحده ماهیت استراتژیک داشته است. حملات ۹/۱۱ سپتمبر القاعده علیه ایالات متحده همکاریهای آنها را در امر مبارزه با تروریزم در همه اشکال و مظاهر آن تقویت کرد و افغانستان تئاتر دیگری بود که این دو در آن رفیق بودند. آنها در تمام عملیاتها و ماموریتها در افغانستان کنار هم کار کردند و در سالهای آینده نیز همینطور خواهد بود. بنابر این، این امر تصادفی نیست که دولت بایدن از ترکیه بخواهد از اجلاس سران در باره افغانستان ماه آینده میزبانی کند.
در افغانستان، ترکیه و ایالات متحده از همان ابتدا سربازان خود را در معرض خطر قرار دادند. در هر مرحله حساس، آنها همکاری خود را برای دستیابی به صلح پایدار تقویت کردند. ترکیه دوبار نیروهای بینالمللی کمک به امنیت (آیساف) را رهبری کرد و تا ختم ماموریت از آن پشتیبانی کرد. این کشور همچنین به عنوان بخشی از ماموریت حمایت قاطع مسئولت فرماندهی کابل و عملیاتهای میدان هوایی بینالمللی کابل را به عهده گرفت.
به تاریخ ۷ مارچ، انتونی بلینکن وزیر خارجه ایالات متحده نامهای به رییس جمهور اشرف غنی فرستاد و بر نیاز فوری دستیابی به صلح در افغانستان پافشاری کرد. او واضح ساخت که پالیسی دولت بایدن هنوز زیر بررسی است، اما حل و فصل صلحآمیز جنگ همچنان اولویت است. این نامه به غنی در مورد کنفرانس تحت نظارت سازمان ملل متحد در ترکیه اطلاع داد که در آن ذینفعان بینالمللی و منطقهای تلاش خواهند کرد به توافق روی آتشبس فوری دست یابند. ضمیمه این نامه، نقشه راه تقسیم قدرت، به ویژه «دولت صلح» بود. دولت ترکیه متعاقباً اعلان کرد که این کنفرانس در ماه اپریل برگزار خواهد شد.
به تاریخ ۱۸ مارچ، آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل متحد جین آرنولت دیپلمات پیشکسوت فرانسوی را به عنوان نماینده ویژه خود در امور افغانستان و منطقه منصوب کرد. در همان روز، کنفرانس صلح افغانستان به میزبانی «ترویکا»ی گسترده با حضور نمایندگان دو طرف درگیر، ترکیه، قطر و کشورهای نظارتکننده در مسکو برگزار شد.
به دنبال تحرکات اخیر، ترتیب تقسیم قدرت ممکن از این کنفرانس بیرون داده شود. ترکیه با توجه به پیوندهای تاریخی عمیق با افغانستان، منطقه و عضویت در ناتو و مشارکت با اتحادیه اروپا، موقعیت منحصر به فردی برای تسهیل حل و فصل صلحآمیز بحران افغانستان دارد.
توافق صلح امریکا – طالبان
در دهه گذشته، وقتی مصالحه به عنوان استراتژی خروج از افغانستان برای جامعه بینالملل مطرح شد، طالبان همواره از مذاکرات مستقیم با دولت خودداری کردند. در عوض، این گروه مصمم بود که با ایالات متحده به طور مستقیم صحبت کند. در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ تصمیم گرفت به طور مستقیم با طالبان در دوحه قطر، محل دفتر سیاسی این گروه، مذاکره کند. پس از حدود دو سال گفتوگو، توافقنامه امریکا-طالبان در فبروری سال ۲۰۲۰ امضا شد. طالبان باید روابط خود را با القاعده قطع و با حسننیت برای دستیابی به حل و فصل سیاسی با دولت افغانستان به طور مستقیم گفتوگو میکرد. همزمان ایالات متحده باید نیروهایش را تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ از این کشور خارج کند.
بعد از گفتوگوهای فشرده، این توافقنامه شامل آزادی ۵ هزار زندانی طالبان و ۱ هزار زندانی نیروهای امنیتی افغانستان قبل از شروع مذاکرات مستقیم بود. سرانجام، سپتمبر گذشته، گفتوگوهای مستقیم بین دولت و طالبان آغاز شد. تاکنون، هیچ نتیجه دلگرم کنندهای نداشته است.
دولت بایدن در حال بازنگری این توافقنامه و استراتژی خود در قبال افغانستان است. سه دیدگاه مختلف در واشنگتن نمایان شده است: پایبندی کامل به این توافقنامه از جمله خروج، خروج تدریجی نیروهای امریکایی و ماندن در افغانستان برای جلوگیری از هدر رفتن دستاوردهای دو دهه گذشته. واشنگتن واضح ساخته است که قبل از گرفتن تصمیم نهایی با ناتو و متحدان اروپایی خود رایزنی میکند. این امر بخشی از نشست ترکیه است.
روابط ترکیه – افغانستان
برای ترکیه، افغانستان از لحاظ تاریخی و اجتماعی هرگز احساس دوری نکرده است. قرنها پیش، اقوام ترک از خراسان، منطقه باستانی که افغانستان امروزی و فراتر از آن را شامل میشود، به آنتالیا مهاجرت کردند. امروز، این روابط هنوز پابرجاست. روابط مردم با مردم و دولت با دولت همچنان قوی است. مردم ترکیه پس از ۱۱ سپتمبر، کمکهای مهمی به افغانستان کردهاند.از زمان حملات تروریستی ۱۱ سپتمبر و به عنوان بخشی از اقدامات بعدی جامعه جهانی، ترکیه بار دیگر تصمیم گرفت تا به افغانستان کمک کند تا آینده بهتر در صلح و ثبات داشته باشد. ترکیه در تاریخ خود بیشترین کمک را به این کشور کرده و آن را در هر کنفرانس کشورهای کمککننده ادامه داده است. انقره در کنفرانس ۲۰۲۰ جنوا، ۷۵ میلیون دالر برای دو سال دیگر به افغانستان کمک کرد.
ترکیه در چارچوب ماموریت کمک، مشوره و آموزش ناتو، ۵ هزار نظامی و ۱۰ هزار پولیس افغانستان را آموزش داده است. دسمبر گذشته، این کشور تصمیم گرفت حضور نظامی خود را در این کشور ۱۸ ماه دیگر تا جون ۲۰۲۲ تمدید کند، بسیار فراتر از مهلت تعیینشده خروج نیروهای امریکایی. هرگونه تنظیم شمار نیروهای ناتو در افغانستان به حضور ترکیه تأثیر نخواهد گذاشت. تصمیم دولت ترامپ برای کاهش شمار نیروهای امریکایی، عقبگرد برای تلاشهای ناتو و مغایر اصل «با هم رفتن، با هم خارج شدن» بود. این تصمیم، در مغایرت با انتقال مسئولیتها از آیساف به حمایت قاطع، ائتلاف را با مشکل چگونگی تنظیم حضورش مواجه ساخت، امری که موضوعی رایزنیهای فشرده سران ناتو بود.
نقش ترکیه در روند صلح
افغانستان مشغله ناتمام است و به توجه منطقه و جامعه جهانی نیاز دارد. اما توافق امریکا-طالبان، پیشرفت مهم به سمت یک کشور آزاد است که با خود و خارج در صلح باشد. دستیابی به این هدف در زمانی که بخشهای رادیکال طالبان به حملات خشونتبار خود در افغانستان ادامه میدهند، دشوار است. به همین خاطر، در طول روند جاری، هوشیار باشیم. تمام بازیگران دخیل باید مراقب باشند تا پیشرفتهای به دست آمده در دو دهه گذشته را حفظ کنند. آسیبپذیری افغانستان و بیثباتی همچنان ادامه دارد.
به نفع ترکیه است تا از روند دوحه کاملاً حمایت کند و تمام کانالهای گفتوگو در این کشور را در نشست آینده حفظ کند. دیپلماسی این کشور میتواند به همه همسایگان افغانستان برسد تا به طور جدی غلبه بر چالشهای مانع صلح و ثبات در کشور را حل کند. این گفتوگوی وسیع میتواند با تلاش جدید برای ایجاد یک طرح همکاری منطقهای تکمیل شود. روند ۲۰۱۱ استانبول به هدف خود رسید. اکنون زمان ایجاد یک چارچوب همکاری جدید و مستحکم برای صلح پایدار است. بنابراین، این به ترکیه و افغانستان مربوط میشود که بلافاصله رایزنیها را برای دستیابی به این هدف آغاز کنند.
ترکیه به ویژه باید تلاش کند پاکستان را تا حد ممکن دخیل بسازد. پاکستان خود از افراطگرایی مذهبی و درگیریهای بین قومی رنج میبرد و برای غلبه بر این چالشها به حمایت دوستانه نیاز دارد. برای این منظور، انقره باید گفتوگوی سهجانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را بدون تأخیر آغاز و تقویت کند. در گذشته، این تلاشها نتایج خوبی به همراه داشت. در این مرحله، ابتکار عمل جدید پاکستان در سراسر این کشور میتواند شروع خوبی باشد.
صلح و ثبات در افغانستان به مدیریت موفقیتآمیز توازن حساس داخلی در میان جوامع مختلف قومی بستگی دارد. این امر گفتوگوهای منطقهای نتیجهمحور را میطلبد. در غیر این صورت، تلاشها برای صلح پایدار ممکن دچار مشکلات شود. از این رو، تلاشهای هماهنگ از داخل افغانستان و گسترش آن در سراسر منطقه ضروری است.
تصمیم ترکیه مبنی بر انتصاب نماینده ویژه برای افغانستان بسیار اقدام به موقع است. این شخص نه تنها باید به مقامات افغانستان، بلکه به کشورهای همسایه نیز ارتباط و دسترسی داشته باشد. این نماینده ویژه باید تلاشها را در افغانستان با ابتکارات منطقهای و تلاشهای بینالمللی فراتر از این منطقه هماهنگ کند.
ترکیه همچنین میتواند اطمینان حاصل کند که چالش افغانستان در دستور کار ناتو قرار داشته باشد. این امر به اطلاعرسانی منظم متحدان از تحولات، از جمله اقدامات منطقهای نیاز دارد. افغانستان در گزارش ۲۰۳۰ ناتو برجسته نبود. با توجه به خروج بالقوه نیروهای ایالات متحده، زمان آن فرا رسیده است که از طرح مشارکت پایدار ناتو بیشتر استفاده کنیم. هدف نهایی واضح است: جلوگیری از تبدیل شدن دوباره افغانستان به پناهگاه امن تروریزم و ایجاد زمینههای صلح و ثبات.
قبل از اول می ۲۰۲۱، مهم است ترکیه دیدگاه کاهش آسیب احتمالی افغانستان را از ناحیه خروج زودهنگام نیروهای امریکایی با دولت بایدن در میان گذارد. ایالات متحده از خطرات احتمالی قبلاً آگاهی دارد. افغانستان همچنین میتواند به عنوان یک بخش ثابت در تعاملات ترکیه با اتحادیه اروپا گنجانده شود. وضعیت مهاجران افغانستان مسئله مهمی است که میتوان با اتحادیه اروپا مطرح کرد و مکمل ارتباطهای افغانستان باشد. ترکیه مانند سوریهایی که در این کشور پناه گرفتهاند، ممکن گزینههایی را در مورد مهاجرین افغانستان نیز بررسی کند.ترکیه همچنین میتواند به افزایش اتصال منطقهای افغانستان کمک کند. تعمیق همکاری در پروژه راه لاجورد و اتصال این کشور محاط به خشکه با کشورهای همسایه و همچنین بندرهای دریایی شرق و غرب میتواند مثال خوبی باشد. این پروژه بلندپروازانه در درازمدت نه تنها به نفع ترکیه و افغانستان است، بلکه همسایگان آنها و اتحادیه اروپا نیز از آن سود خواهد برد.
ترکیه متعهد شده است تا زمانی که افغانها بخواهند، حضور خود را در افغانستان حفظ کند. موقعیتاش به پیوندهای پایدار بین دو کشور بستگی دارد که همه اقشار جامعه را بدون هیچگونه تبعیضی در آغوش میکشد. در سال ۲۰۲۱، افغانستان بار دیگر در مهد چارراه قرار گرفته است. ترکیه، افغانستان و همچنین جامعه جهانی باید دوباره تلاشهای خود را برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار در این کشور و منطقه روی هم قرار دهند.منبع: جی ام اف
مترجم: دید
-

نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه
با پیروزیهای ارتش سوریه با حمایت ایران و روسیه و بازیابی کنترل تقریباٌ دو سوم قلمرو این کشور، ترکیه در هدف خود مبنی بر سرنگونی بشار اسد از قدرت تجدید نظر کرده و در عوض گفتمان عملی و محتاطانهتری را متناسب با شرایط و تحولات جدید اتخاذ کرد و بنابراین تحولات میدانی سوریه در سال ۹۹ وضعیت آرامتری یافت. در سال ۹۹ اولویت ترکیه جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروههای کردی در جهت ایجاد یک دولت مستقل بود. با این حال، فضای مانور برای ترکیه به تدریج محدود شده است. از اینرو احتمال یک عملیات نظامی در ادلب، احتمال اختلافات بیشتر بین ترکیه روسیه و ایران را به عنوان حافظان مناطق عدم تنش در بر دارد. به طور کلی نارضایتی برخی گروهها ازجمله حراسالدین از ترکیه و تلاش انقره در بازتعریف گروه تروریستی تحریرالشام در قالبی جدید که البته به نظر میرسد همراهی غربیها را نیز در این مسیر داشته باشد، بخشی از روندهای میدانی تحولات سوریه به شمار می رود.
در خصوص عراق، ترکیه در سال ۹۹ بارها برای مبارزه با عناصر حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)، تمامیت ارضی این کشور را نقص و به خاک عراق حمله کرد. ازجمله این حملات عملیات پنجه عقاب ۲ در ماه دلو بود که بنا به اظهارات وزیر دفاع ترکیه ۵۰ مقر پ.ک.ک هدف حمله قرار گرفت و البته سه تن از نیروهای ترکیه نیز کشته شدند.همچنین شایعات و تحلیلهایی در مورد احتمال حمله گسترده ترکیه در شمال عراق وجود داشته است. این حملات ترکیه نگرانیها از حضور بلندمدت نظامیان ترکیه در خاک عراق و احتمال تکرار تجربه ترکیه در شمال سوریه را در پی داشته است.
اما در تحولات لیبی سال گذشته شدیدترین درگیریهای نظامی در غرب لیبی از زمان سقوط قذافی رقم خورد و نیروهای دولت وفاق ملی که سالها برابر ارتش ملی به رهبری خلیفه حفتر در موضع دفاعی بوده و تا آستانه از دست دادن پایتخت این کشور نیز پیش رفتند، سرانجام با ورود نظامی سنگین ارتش ترکیه موفق به تغییر وضعیت میدانی و موازنه قوا در این کشور شدند. در نبردهای بهار و تابستان ۹۹ قوای دولت وفاق به مدد ورود تجهیزات نظامی ارتش ترکیه نظیر پهپادهای بیرقدار و ادوات توپخانهای این کشور و همچنین مزدوران سوری تحت حمایت ترکیه که به این کشور اعزام شده بودند در مدت کوتاهی موفق به تصرف مناطق راهبردی زیادی شدند. اقدامات ترکیه در لیبی به گونهای بود که نگرانی شدید مصر را در پیش داشت و دو کشور تا آستانه رویارویی مستقیم در لیبی پیش رفتند.
قوای مشترک وفاق و ترکیه به سمت غرب و شهر راهبردی سرت پیشروی کردند اما ورود پرتعداد جنگندههای روسی و تهدید ارتش مصر به دخالت مستقیم در صورت ورود رقیب به منطقه موسوم به هلال نفتی لیبی این پیشرویها متوقف شد.
یکی از مهمترین اقدامات ترکیه در سال ۹۹ حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ بود؛ جنگی که در آن آذربایجان توانست بخش زیادی از سرزمینهای اشغال شده قرهباغ توسط ارمنستان را پس بگیرد و نهایتاً بعد از ۴۵ روز با وساطت روسیه پایان یافت. جنگ قرهباغ برای ترکیه، نمایشی از نقش فزاینده انقره در منطقه قفقاز جنوبی بود؛ این کشور با حمایت از باکو تا حدودی به آنچه که میخواست رسید. در پایان این جنگ ارمنستان مجبور به پذیرش شروط زیادی از سوی آذربایجان شد که یکی از آنها ایجاد گذرگاه زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از دورن خاک ارمنستان بود. با ایجاد این گذرگاه ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری آذربایجان و همچنین آسیای مرکزی برقرار میشود. ترکیه امیدوار است این تغییر ژئوپلتیک بتواند مقدمهای برای پروژههای بزرگ جهت ارتباط شرق و غرب باشد و جایگاه این کشور را به عنوان گذرگاه انرژی تقویت کند.
ترکیه که با توافقات عادیسازی روابط امارات، بحرین و سودان با اسراییل انتقادات تندی علیه این کشورها مطرح کرده بود با عادیسازی روابط مراکش که دولتی اخوانی دارد با اسراییل ادبیات خود را در خصوص روند عادیسازی تغییر داد که در کنار گزارشها در مورد وساطت رئیسجمهور آذربایجان و موضوع تعیین سفیر جدید ترکیه برای حضور در تل آویو و همچنین اظهارات علنی اردوغان نشانهای از تمایل این کشور به بهبود روابط خود با اسراییل ارزیابی شده است. این چرخش در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسراییل را میتوان به عوامل متعددی مانند دولت جدید در آمریکا، تحریمهای ایالات متحده و اروپا علیه این کشور و روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسراییل و چشمانداز بازیگری ترکیه در مسئله فلسطین نسبت داد.
خلاصه این که این کشور طی سال های اخیر، مداخلات خارجی خود را در سوریه، لیبی و عراق ادامه داده است؛ در سوریه اولویت این کشور جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروههای کردی بوده و در عراق نیز رویکرد جسورانهتری در مبارزه با کردها اتخاذ کرده است. در لیبی تا کنون به حمایت از دولت وفاق پرداخته و سال گذشته در جنگ قرهباغ تغییر ژئوپلیتک مهمی را به نفع خود رقم زد. روابط ترکیه با کشورهای اروپایی به دلیل اقدامات در شرق دریای مدیترانه پرتنش می باشد و روابط با آمریکا نیز در اواخر دوران ترامپ بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسی دچار تنش شد. با استقرار بایدن و با توجه به نگاه وی به سیاست داخلی ترکیه و همچنین اختلافات در قبال برخی مسائل منطقهای، انتظار میرود ترکیه در روابط خود با آمریکا شرایط سختی پیش رو داشته باشد. از اینرو میتوان انتظار داشت که این کشور به بازتعریف رفتار منطقهای و سیاست خارجی خود در خاورمیانه متناسب با تغییرات در سیاست خارجی آمریکا بپردازد.
داکتر عبدالطیف نظری
-

رئیس مجلس با سفیر ترکیه در کابل دیدار کرد
میررحمان رحمانی رییس ولسی جرگه شورای ملی ( چهار شنبه ۱۸ حمل ) با سفیر کشور دوست ترکیه مقیم کابل دیدار کرد.
در این دیدار که در دفتر کار رئیس ولسی جرگه انجام شد، دو طرف روی چگونگی روند صلح افغانستان در استانبول نقش پارلمان در این روند ایجاد هماهنگی بیشتر میان پارلمان و شورای عالی مصالحه ملی در پیوند به تدوین طرح واحد برای صلح افغانستان بحث و تبادل نظر کردند.
در پایان این دیدار طرفین با اظهار خوشبینی نسبت به کنفرانس صلح استانبول آرزو کردند تا این نشست فرصت خوبی برای تامین صلح سراسری در کشورباشد.
-

آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟
صحنه میدانی سوریه، در سال گذشته نسبت به سال ۹۸ وضعیت آرامتری را تجربه کرد. تشدید منازعه میان تهران و واشنگتن و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و تمایل بازیگران عرصه سوریه به حفظ وضع موجود، باعث شد تا بهرغم درگیریهای پراکنده که از ویژگیهای یک منازعه طولانیشده محسوب میشود، نبرد مهم و همهجانبهای به وقوع نپیوندد. به این ترتیب، چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه میدانی، کانونهای اصلی منازعه همچنان پابرجا ماند.
در این چارچوب به نظر میرسد سال ۹۹ تداوم توافق روسیه و ترکیه در ماه حوت ۹۸ بود که براساس آن، دو طرف بر سر نظارت روی کریدور امنیتی در طول بزرگراه M4 توافق کردند. البته در سطح خُرد، جابهجایی برخی پایگاههای نظامی ترکیه در مناطقی از ادلب، حملات گاه و بیگاه گروههای تروریستی به محل استقرار نیروهای روسیه در حمیمیم و لاذقیه و پاسخ روسها و البته برخی تنشها میان ارتش سوریه با ترویستها در اطراف بزرگراه M4 قابل اشاره است که تأثیر چندانی بر روند کلی تحولات نداشت.
به این ترتیب می توان گفت:تحولات سوریه اگرچه در سال ۹۹ در وضعیت انسداد قرار داشت، اما به نظر میرسد با ریاستجمهوری بایدن و تجربه تشدید فعالیت گروههای تروریستی در دوره مسئولیت دموکراتها از یکسو و پایان نسبی پیشبینیناپذیری رفتار آمریکای ترامپ، میتوان در سال ۱۴۰۰ دورنمای برخی تحرکات میدانی و سیاسی در سوریه را داشت. در این چارچوب، شرایط هم در شرق فرات و هم در ادلب، شکننده به نظر میرسد. در شرق فرات به دلیل روابط مساعد بایدن با کردها، ترکیه با چالشهای بیشتری روبهرو خواهد بود.
در ادلب نیز احتمال آغاز درگیریها دور از ذهن نیست؛ هرچند که این منطقه از خاک سوریه راه حل نظامی ندارد. روابط کلان مسکو و واشنگتن نیز میتواند تأثیرات مهمی بر تحولات سوریه برجا گذارد.به نظر میرسد همچنان این گزاره قابل تأمل، معتبر باشد که پرونده سوریه بدون توافق کلان دو بازیگر مهم آن، یعنی آمریکا و روسیه تا آینده غیر قابل پیشبینی، تغییرات اساسی و بنیادینی نخواهد داشت.در این چارچوب و با توجه به نارضایتی احتمالی پوتین از پیروزی بایدن در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، به نظر میرسد شکاف در روابط روسیه و آمریکا در پرونده سوریه تشدید خواهد شد.
داکتر عبداللطیف نظری
-

ترکیه و همدلی تاریخی و میانجیگری در صلح افغانستان
در حالی که روند صلح افغانستان وارد مرحله حساسی شده، ترکیه در حال آمادگی برای میزبانی کنفرانس صلح در شهر استانبول است. این نشست با کنفرانس بن (۲۰۰۱) مقایسه میشود که اساس نظام جدید افغانستان را پایهگذاری کرده بود.
با بازگشت آمریکا به چندجانبهگرایی در روابط بینالمللی پس از روی کار آمدن جو بایدن، نقش بازیگران منطقهای در صلح افغانستان بیش از گذشته پررنگتر شده، نگاهها بیشتر به سمت آنکارا دوخته شده که مهمترین کشور اسلامی است که در دو دهه اخیر سربازانش را به افغانستان فرستاده است.
قرار است در کنفرانس استانبول که “سرنوشتساز” خوانده شده و به گفته منابعی در ۱۶ آوریل/آپریل (۲۷ حمل/فروردین) برگزار خواهد شد، برای ده روز مقامهای ارشد دولت، طالبان و جناحهای سیاسی درباره “آینده سیاسی” افغانستان تصمیم بگیرند.
پس از پیشنهاد میزبانی ترکیه توسط آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، دیپلماسی صلح آنکارا در افغانستان فعالتر شده، و نقش ترکیه در میزبانی و میانجیگری میان طرفها مهم ارزیابی شده است.
زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان در یک سال اخیر مرتبا از آنکارا دیدار کرده است.
چاووشاوغلو، وزیرخارجه ترکیه موضع مشابه دولت افغانستان را اعلام کرده و گفته که کنفرانس استانبول در ادامه روند مذاکرات دوحه است و نه جایگزین آن.
نقش ترکیه در روند صلح افغانستان
هفته گذشته کنفرانس سالانه وزیران خارجه “قلب آسیا-روند استانبول” برگزار شد که از سال ۲۰۱۱ به ابتکار کابل و آنکارا راه اندازی شده و نسبت به سایر ابتکارهای منطقهای برای اعتمادسازی صلح و ثبات افغانستان جامعتر بوده است و در آن علاوه بر ۱۷ کشور منطقه، اتحادیه اروپا و سازمانهای منطقهای نیز حضور دارند.
در تحقیق تازه بنیاد فردریش ایبرت آلمان با عنوان “میانجی شدن؟ نقش و پتانسیل ترکیه در روند صلح افغانستان” که توسط دو تحلیلگر مسائل افغانستان؛ تیمور شاران و اندره واتکینز نوشته شده، توصیه شده که اتحادیه اروپا و ترکیه روند “قلب آسیا- استانبول” را از وضعیت نمادین فعلی به یک مکانیسم عملی با یک بستر جدید منطقهای برای شامل کردن کشورهای منطقه در روند صلح افغانستان تبدیل کنند.
ترکیه، تنها کشور مسلمان و عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است که در افغانستان نیرو دارد.
این کشور از ابتدای دوره جدید پس از سال ۲۰۰۱ در قالب ماموریت نظامی نیروهای کمک به امنیت و بازسازی در افغانستان (آیساف) و “ماموریت قاطع” ناتو در افغانستان مشارکت داشته است.
ترکیه جایگاه “هفتم” را در میان نیروهای کشورهای ائتلاف بینالمللی ناتو و غیرناتو در افغانستان داشته و در دو دهه اخیر، این کشور بیش از یک میلیارد دلار در پروژههای زیربنایی و امنیت افغانستان کمک کرده است.
ترکیه و طالبان
با وجود حضور نیروهای این کشور در زمان طولانی دو دهه در افغانستان دیدگاه طالبان نسبت به این کشور خصمانه نبوده است، تنها یک سرباز ترک در انفجار خودرو در کابل در سال ۲۰۱۵ کشته شده است.
به گزارش رسانههای ترکیه، پارلمان ترکیه در ماه دسامبر، تمدید حضور نیروهای این کشور در افغانستان را به مدت ۱۸ ماه تایید کرده است.
قبلا نیز مقامهای ترکیه گفته بود که تا هر زمانی که دولت افغانستان بخواهد نیروهای این کشور در افغانستان خواهند ماند.
گفته میشود که در طرح آمریکا برای صلح افغانستان حضور نیروهای حافظ صلح برخی کشورهای اسلامی زیر نظر سازمان ملل متحد از جمله نیروهای ترکیه پیشنهاد شده است.
طالبان در این مورد واکنشی نشان نداده است.
سخنگویان طالبان در مورد نقش احتمالی ترکیه در افغانستان به صورت رسمی اظهارنظری نکردهاند. اما، گفته میشود که نمایندگان این گروه گفتهاند که شهر دوحه را نسبت به ترکیه ترجیح میدهند.
دیپلماتهای ترکیه در مناسبتهای مختلف با نمایندگان طالبان دیدارهایی داشتهاند و در روزهای اخیر هیاتی از ترکیه در دوحه در حال رایزنی با نمایندگان طالبان در مورد کنفرانس استانبول است.
مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش ملی اسلامی ازبیکتبار به ترکیه نزدیک است، امری که گفته میشود با حساسیت طالبان روبرو شده است.
دولت افغانستان چندی پیش پیشنهاد کرده بود که محل گفتگوهای صلح به مکانی در داخل کشور منتقل شود اما طالبان آن را “غیرعملی” دانست.
ترکیه و افغانستان؛ همدلی تاریخی
افغانها، ترکیه را یک همسایه دور اما متحد نزدیک و تاریخی خود میدانند.
افغانستان “دومین” کشوری بود که ترکیه نوین به رهبری کمال آتاتورک را در سال ۱۹۲۱ به رسمیت شناخت.
پیشتر از آن نیز، شاهان افغانستان روابط نزدیک با ترکیه عثمانی داشتند، در جنگ اول جهانی، هیات مشترک ترک و آلمانی برای ترغیب دربار افغانستان به ورود به جنگ اول جهانی به کابل سفر کرد که با وجود استقبال پرشور روشنفکران از جمله امان الله، ولیعهد و مردم از این هیات اما افغانستان موضع بیطرفی در جنگ جهانی را حفظ کرد.
حضور فرهنگی ترکیه در افغانستان چشمگیر است، سریالهای ترکی از تلویزیونهای افغانستان نشر میشود.
مدارس افغان-ترک زیر نظر بنیاد معارف ترکیه حدود ۵ هزار دانش آموز را در ۱۷ مدرسه در سراسر افغانستان تحت پوشش قرار داده است. این مدارس بنا به نظام آموزشی ترکیه است و جزو مدارسی است که بنا به آزمونهای ورودی سعی دانش آموزان را جذب میکند.
در سالهای اخیر، کالاهای ساخت ترکیه با دو ویژگی قیمت و کیفیت خوب در افغانستان مشهور شده و محبوبتش افزایش یافته است.
در واقع، آنکارا از معدود کشورهای منطقه است که با کابل هیچ گونه تضاد منافع ندارد و نقش آفرینی این کشور در صلح افغانستان با خوشبینی دنبال میشود.
افغانستان در سیاست خارجی ترکیه
مولود چاووشاوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در نشست اخیر وزرای امور خارجه کشورهای عضو کنفرانس “قلب آسیا-روند استانبول” در شهر دوشنبه گفت که “مشکلات منطقه تنها با همکاری منطقهای قابل حل و فصل است. اقدامات اتخاذ شده از مبارزه با تروریسم گرفته تا گسترش تجارت”.
به گزارش خبرگزاری آناتولی او تصریح کرد که “افغانستان نیز یکی از کشورهایی خواهد بود که بیشترین نفع را از سیاست عدم تعهد موجود در منطقه خواهد برد.”
وزارت خارجه ترکیه سیاست خارجی آنکارا در قبال افغانستان را در چهار هدف تعریف کرده است: حفظ ثبات سیاسی و وحدت کشور، تقویت ساختارها و نهادهای سیاسی موجود، حمایت از ثبات محیط امنیتی خود و بازگرداندن صلح و رفاه با از بین بردن تروریسم و افراط گرایی.
در این راستا، زلمی نشاط و محمد فتیح سیلین در تحلیلی که در سایت “جرمن مارشال فند آمریکا” نشر کردهاند، تاکید میکنند که آنکارا باید گفتگوی سه جانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را “بدون تأخیر” از سر بگیرد، اگرچه در گذشته، این دیپلماسی سه جانبه نتایج اندکی داشته است.
آنها نوشتهاند: “ترکیه باید در تلاش باشد تا پاکستان را تا حد ممکن دوباره دخیل بسازد. پاکستان خود از افراط گرایی مذهبی و درگیری های بین قومی رنج می برد و برای غلبه بر این چالشها به حمایت دوستانه نیاز دارد. برای این منظور ، آنکارا باید گفتگوی سه جانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را بدون تأخیر مجدداً برگزار کند.”
در این مرحله، به گفته آنها دخیل کردن پاکستان “میتواند آغاز خوبی باشد”.
پاکستان در سالهای اخیر به ترکیه نزدیک شده است.
میزبانی موج پناهجویان افغان
ترکیه در سرحد اروپا بدل به گذرگاه عمده موج پناهجویان سوریه، افغان و ایرانی به کشورهای اروپایی در سالهای اخیر بوده است.
شمار زیادی از این پناهجویان ترکیه را نیز به عنوان مقصد موقت یا دایمی انتخاب کرده اند، تسهیلات آسان اقامتی و کسب شهروندی این کشور برای پناهجوبان در میان کشورهای منطقه بینظر است.
اگر ایران و پاکستان را کنار بگذاریم، حدود ۷۰ درصد پناهجویان افغان که به این دو کشور همسایه پناه نبردهاند، به شش کشور اروپایی (از جمله ترکیه) رفتهاند.
ترکیه که معمولا مکانی برای ثبت در خواست پناهندگی در دفاتر سازمان ملل است، بعد از آلمان دومین پناهگاه بزرگ پناهجویان افعان است. آمار این پناهجویان افغان در این کشور بیش از صد هزار نفر است.
بی بی سی