برچسب: بایدن

  • دورنمای افغانستان در نشست صلح استانبول

    دورنمای افغانستان در نشست صلح استانبول

    به نظر می‌رسد در سال ۱۴۰۰، مهم­ترین متغیر تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی افغانستان موضوع روند صلح و تشکیل دولت انتقالی باشد. پس از اینکه آنتونی بلینکن خبر بازنگری توافقنامه دوحه میان امریکا و طالبان را مطرح نمود، طالبان ضمن عقب نشینی از مذاکرات صلح بین الافغانی دوحه با حکومت کابل و نمایش قدرت از طریق افزایش سفر به کشورهای منطقه و گسترش دامنه عملیاتها در افغانستان، اعلام کرد که امریکا باید به تعهدات خود طبق توافقنامه مذکور از جمله خروج از افغانستان عمل کند، در غیر این صورت، آنها پاسخگوی تبعات این موضوع نخواهند بود. دولت بایدن با مشاهده جدیت طالبان در خصوص عدم ادغام با حکومت کابل به رهبری اشرف غنی، بن بست گفتگوهای بین الافغانی دوحه، نزدیک شدن به زمان خروج نیروهای خارجی طبق توافقنامه دوحه با طالبان؛ طرح “دولت انتقالی صلح” را مطرح کرد و جهت تسریع دستیابی به طرح موردنظر، حتی به دولت افغانستان هشدار آمرانه داد. از دید امریکا، آنچه طالبان در خصوص خروج نیروهای خارجی تا قبل از ماه می ۲۰۲۱ طبق توافق دوحه می گویند، عملیاتی نیست. تیم بایدن حداقل ۶ ماه موضوع خروج را به تعویق خواهند انداخت و حتی ممکن است تعداد نیروها را مقداری افزایش دهد. در طی این شش ماه، چارچوبِ نهایی شده در نشست آپریل ۲۰۲۱ ترکیه تثبیت خواهد شد.

    هر چند براساس رویکرد دموکراتها بایستی موضوع حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان مدنظر دولت کنونی امریکا باشد، اما از دید بایدن، افغانستان مانند یک باتلاق است و اوضاع آن از طریق ملت سازی درست شدنی نیست. واقعیت قدرت و جایگاه طالبان در افغانستان و لزوم توجه امریکا به مهار چین باعث می شود که دولت بایدن نیز مانند دولت اوباما، شعارهای دموکراتیک را قربانی منافع استراتژیک ایالات متحده نماید. ابقای زلمی خلیلزاد در سمت نماینده رئیس جمهور امریکا در مذاکرات صلح افغانستان و ارائه طرح دولت انتقالی صلح که به معنای پایان حکومت اشرف غنی است، نشان از برتری منافع استراتژیک بر شعارهای دموکراتیک نزد کاخ سفید دارد. در واقع، طرح دولت انتقالی صلح به دنبال ایجاد تغییر در تمام ساختارهای بنیادی نظام موجود از ساختار سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه گرفته تا شوراهای ولایتی و قانون اساسی فعلی افغانستان است. در ضمن، ایجاد شورای عالی فقه اسلامی که با هدف تأمین نظر طالبان در طرح دولت انتقالی صلح توسط دولت بایدن مطرح شده است، به احتمال فراوان به اصلاح برخی از اصول حقوق بشری و ارزشهای مدنی موجود در قانون اساسی افغانستان منجر خواهد شد. ناخشنودی مقامات حکومت اشرف غنی از طرح جدید امریکا در حالی مطرح شده است که مشخص است دولت کابل بدون حمایت امریکا به عنوان اصلی ترین شریک استراتژیک و نیز مهمترین حامی مالی و نظامی خود نمیتواند دوام بیاورد.

    در مجموع، تعدد جلسات در دوحه، مسکو، استانبول و فشار بر دولت اشرف غنی از جانب امریکا جهت پذیرش طرح دولت انتقالی، از نوعی عجله امریکا در موضوع صلح افغانستان حکایت دارد. چنانکه در نشست ۲۸ حوت در مسکو، حکومت افغانستان نتوانست نقش کامل و قابل توجهی ایفا کند. مردم افغانستان که پس از امضای توافق نامه صلح طالبان و امریکا و به رغم وعده های داده شده، شاهد افزایش خشونتها و ناامنی ها در کشور بودند، اکنون نیز پس از ارائه طرح جدید دولت بایدن در خصوص دولت انتقالی صلح، نگران تأمین منافع امریکا در پس این طرح به بهای قربانی شدن جان و مال افغانها هستند.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • واشنگتن پست: بایدن به دنبال رهبری جهانی امریکا می باشد

    واشنگتن پست: بایدن به دنبال رهبری جهانی امریکا می باشد

    واشنگتن پست در گزارشی با اشاره به رویکردهای دولت بایدن در حوزه های مختلف نوشت: بایدن معتقد به رهبری جهانی آمریکاست؛ اما این رهبری را تنها در گرو برقراری ارتباط با دوستان و دشمنان و نیز پیشبرد نظم مبتنی بر قانون در جهان می داند.

    “دیوید ایگناشس” ستون نویس واشنگتن پست در این گزارش می افزاید: “آنتونی بلینکن” وزیر خارجه آمریکا رویکرد “جو بایدن” در مورد موضوعات اصلی سیاست خارجی آمریکا را اینگونه شرح می دهد:”هیچ دکترینی نمی تواند به اندازه یک قالب ذهنی عملگرا، حلال مسائل و مشکلات باشد. آن قالب ذهنی این است: حل مشکلات، برقراری ارتباطی واضح و روشن با دوستان و دشمنان، پیشبرد نظم مبتنی بر قانون و برداشتن گام در وقت مناسب.

    بلینکن در این هفته در مصاحبه ای ۴۵ دقیقه ای با من (نگارنده مطلب) که اولین مصاحبه طولانی مدتش در این سمت بوده است شرکت کرد و جهان بینی بایدن و مبانی اصلی سیاست خارجی دولت او را تشریح کرد.

    تا قبل از این مصاحبه و تشریح این مبانی، هیچکس از کم و کیف و ذهنیات بایدن و نحوه تصمیم گیری هایش در حوزه سیاست خارجی مطلع نبود. اما این مصاحبه، دریچه ای رو به قالب ذهنی بایدن در حل مهمترین موضوعات روز سیاست خارجی آمریکا گشود.

    – افغانستان: افغانستان؛ اضطراری ترین و فوری ترین مسئله پیش رو است

    بلینکن بی هیچ ابهامی در باب موضوع گفت که؛ بایدن سربازان آمریکایی را به خانه بازخواهد گرداند، منتها جدول زمانی برای عقب نشینی معین نکرده است.   من از بلینکن سوال کردم: بایدن در یک مصاحبه خبری یک مهلت نهایی برای عقب نشینی از افغانستان را ترسیم کرده است. آیا او در این زمینه به اشتباه گفت که نمی توانم سال آینده سربازان آمریکایی را در افغانستان مجسّم کنم.

    بلینکن پاسخ داد: ” این دقیقا بازتاب کامل همان تفکرات خود اوست. فکر می کنم این اصلاً اشتباه نیست. ما ۲۰ سال است که در حوزه سیاست خارجی کار می کنیم.  کاملا واضح است که بایدن در مقام رئیس جمهوری مایل است نبرد افغانستان را با یک پایان مسئولیت پذیر خاتمه اش بدهد. رسیدن به یک چنین اختتامی؛ لازمه اش این است که ما سربازانمان را به خانه برگردانیم”.

    در همین زمینه؛ بایدن دارد نهایت تلاشش را می کند تا طرحی بریزد که همزمان با عقب نشینی نیروهای آمریکایی، در آنِ واحد، یک انتقال قدرت با ثبات در کشور اتفاق بیفتد.

    به من گفته شده است که مذاکره کنندگان آمریکایی، برخی از ایده های دقیق انتقال را به اطلاع طالبان و دولت کابل رسانده اند. از جمله این ایده های پیشنهادی عبارتست از: اصول اساسی حاکمیت، انتخابات زودهنگام، سایر اقدامات تقسیم قدرت و پیشنهادهایی برای دستیابی به آتش بس پایدار.

    بایدن خوب از این خطر آگاه است و می داند که به محض رفتن سربازان آمریکایی؛ افغانستان مستعد آن است که بی درنگ به دامن یک جنگ داخلی بازگردد. همچنین القاعده” تنها ظرف دو سال بعد از رفتن سربازان آمریکایی دوباره لانه های قدیمی اش را احیا و بازسازی کند.

    اما دولت بایدن به دنبال حفظ یکی از پایگاه های خود و همین نیروی اندک باقیمانده هم می تواند مشغول جمع آوری اطلاعات و عملیات ضد تروریسم شود. طالبان دارد مراکز استانها را تصرف می کند.

    بلینکن وقتی از افغانستان صحبت می کند، دائما به عبارت “فروتنی و اعتماد به نفس” اشاره می کند. این عبارت، نقطه نظر او و بایدن است در مورد قدرت آمریکا.

    تجربه دو کشور عراق و افغانستان به بایدن آموخته است که آمریکا نمی تواند نتیجه را دیکته کند اما؛ آمریکا یک “نیروی محرّک قوی” است.

    – روسیه؛  رویکرد دولت بایدن یک رویکرد عمل گرایانه است

    از بلینکن سوال شد؛ بایدن چطور می تواند از یک طرف “ولادیمیر پوتین” را یک “قاتل” بنامد اما از طرف دیگر؛ با او کار هم می کند.

    بلینکن پاسخ داد:” رویکرد بایدن در قبال روسیه، رویکرد سیاست واقعی(Realpolitik) است. از طرفی هم باید روسیه را بابت اقدامات نسنجیده و خصمانه اش پاسخگو کرد و از طرفی می توان در حوزه هایی که منافع مشترک ما در آن نهفته است، ما رویمان گشاده است و می توانیم در آن حوزه ها با آنها کار کنیم”.

    وزیر امو رخارجه آمریکا از اقدام ماه گذشته پوتین که هزاران سرباز و سلاح سنگین را به مرزهای اوکراین فرستاده است ابراز نگرانی کرد. وزارت خارجه آمریکا ترسش از آن است که این حرکت روسیه، تلاشی باشد برای تحریک اوکراینی ها و اقدامی باشد برای محک زدن آستانه تحمل واشنگتن. این مسئله می تواند منجر به چیزی بسیار خطرناکتر شود.

    آمریکا؛ “خویشتنداری ” اوکراین را در قبال این تحرکات روسیه تحسین کرده و از اینکه “کی یف” به دام تَله مسکو نیفتاده از او قدردانی کرده است.
    اما روس ها ظاهرا خیال عقب نشینی ندارند. بلینکن می گوید:” نگرانی هنوز پابرجاست. ما با دقت اوضاع را پیگیری می کنیم”.

    – چین؛ رویکرد دولت بایدن تلفیقی و تاکیدی است بر حفظ منافع آمریکا و بررسی زمینه های همکاری با پکن

    در این مورد بلینکن شرح می دهد:” پیامی که بایدن ماه گذشته به من داد تا آن را در اجلاس آنکوراژ” به اطلاع رهبران چین برسانم این بود که اقدامات چین در سین کیانگ و یا هنگ کنگ و یا تایوان و یا در دریای چین جنوبی، صرفا موضوعات داخلی نیستند. بلکه این اقدامات، نظم بین الملل را که مبتنی بر قانون است تهدید می کنند”.

    بلینکن تأکید کرد: “هدف ما این نیست که چین را مهار کنیم و به عقب برانیم و سرش را به زمین بزنیم”.

    – رهبری آمریکا

    وزیر خارجه آمریکا تاکید می کند:”در جهانی که با سرعتی فوق العاده و غیرقابل تصور دارد به پیش می رود، بایدن پیرو ایده های بسیار سنتی درباره رهبری جهانی آمریکاست. عقیده بایدن پیرامون رهبری جهانی آمریکا همیشه همین بوده است و امروز هم همین است و او معتقد است؛ وقتی ما از رهبری جهان شانه خالی می کنیم، در آن موقع شخص دیگری که به احتمال فراوان این شخص “چین” است، سعی می کند خودش را به زور در جای ما بنشاند، آن هم نه بطور طبیعی، بلکه به روشی که ممکن است به منافع آمریکا و به ارزش های آمریکا لطمه بزند”.

    بلینکن ادامه می دهد:”اصلا دنیا هیچ رهبری ندارد و به حال خودش رها شده است و هرکی به هرکی است و قانون جنگل بر آن حاکم است و هرکس می خواهد رهبر آن باشد و یا اینکه هرکس می خواهد هرکاری دلش خواست انجام بدهد. آن موقع؛ آمریکا و دوستانش حتما آسیب خواهند دید”.
    شاید دیدگاه بایدن در مورد رهبری آمریکا این باشد که او معتقد به بسط دادن شکل های جدیدی از همکاری است.

    بلینکن در ارتباط با موضوع “رهبری آمریکا” از ائتلافی نام برد که مشتمل است بر” برخی دموکراسی ها” و برخی از سهامداران بزرگ مانند شرکت های جهانی فناوری.

    او اشاره کرد:” هدف این است که مشکلات خیلی بزرگ جهان حل بشوند. و این مشکلات خیلی بزرگ فقط به صورت جمعی قابل حل هستند؛ مثل بیماری های همه گیر جهانی، تغییرات آب و هوایی و تکنولوژی های مخرب”.

    سیاست خارجی آمریکا همیشه دغدغه ذهنی اش این بوده است که یک توازنی عملی میان ارزش هایش و منافعش برقرار کند.

    امروز در قرن بیست و یکم؛ بایدن به یک سری از نقاط ضعف و محدودیتهای آمریکا اشراف کامل دارد.

    بایدن می داند که قدرت نظامی آمریکا محدودیتهایی دارد. او می داند که آمریکا بطور سنتی همواره بر برخی تعاملاتش تاکید خاص دارد.

    وجه تمایز بایدن از دو مقام سلفش یعنی ” دونالد ترامپ” و “باراک اوباما” هم همین علم او به این محدودیتهای آمریکاست. آن دو مقام هم گرفتار همین معما و چالش بوده اند، اما تجربه کافی بایدن را در حل معما نداشته اند.

    نوع نگاه بایدن به جهان؛ ریشه در گذشته او دارد. اما امروز؛ گذشته نیست. امروز؛ حال است و واقعیت های غیرقابل انکارش.
    یک عمر قرارداد بستن و یک عمر توافق امضا کردن، امروز با هنر نگاه واقع بینانه و مدرن داشتن به واقعیتها و مقدورات و امکانات موجود ممزوج شده  و آن ایده های قدیمی را کمی تعدیل کرده است.

  • نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    شیوع ویروس کرونا که دولت دونالد ترامپ در ابتدا سعی در کم‌اهمیت جلوه‌دادن آن داشت به یک تراژدی در این کشور بدل شد که در نهایت به منبع نارضایتی و شکست ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری منتهی شد. ابتلای نزدیک به ۳۰ میلیون نفر به بیماری کووید-۱۹ و مرگ بیش از نیم میلیون آمریکایی بر اثر آن، ابعاد سوءمدیریت در کنترل بحران را نشان می‌دهد. دونالد ترامپ تصور می‌کرد با کم‌اهمیت جلوه‌دادن کرونا می‌تواند اذهان آمریکایی‌ها را از تبعات اقتصادی بحران منحرف کرده و از انتخابات به سلامت عبور کند. با هر چه نزدیک‌شدن به انتخابات، بحران کرونا بیش از پیش مورد غفلت دولت ترامپ قرار گرفت و به معضلی بدل شد که چشم‌اندازی برای حل آن در دولت ترامپ وجود نداشت. البته محافظه‌کاری خاص بخش‌هایی از جامعه آمریکا بر این رویکرد ترامپ بی‌تأثیر نبود و وی تأمین خواسته مدنظر آمریکایی‌های طرفدار خود را در اولویت قرار داد. این موضوع به بهای ابتلای میلیونها نفر به کرونا در این کشور تمام شد. ترامپ که معیارهای انتخاباتی را سرلوحه کار خود قرار داده بود با شکست در انتخابات، مدیریت کرونا را به کلی کنار گذاشت که این موضوع موجب شد سیر صعودی موارد ابتلا همچنان تداوم داشته باشد و رکوردهای جدیدی ثبت شود.

    اعتراضات ضد نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان در سال ۲۰۲۰ نیز یکی از بی‌سابقه‌ترین و گسترده‌ترین اعتراضات در نوع خود در تاریخ این کشور بود. انتشار تصاویر قتل بی‌رحمانه جورج فلوید توسط پلیس شهر مینیاپولیس بار دیگر بحث قدیمی تبعیض نژادی در آمریکا را در فضای مجازی و واقعی برجسته کرد و موجی از اعتراضات را در پی داشت. آمریکا با وجود اینکه یک کشور مهاجرپذیر محسوب می‌شود اما همچنان تمایلات بیگانه‌هراسانه و نژادپرستانه در میان بخش‌هایی از جامعه، ملموس و مشهود است. دونالد ترامپ که با استفاده از همین شکاف‌ها و با جلب آرای سفیدپوستانِ آسیب‌خورده از آثار جهانی‌شدن به کاخ سفید رسیده بود برای حفظ حمایت این بخش از جامعه آمریکا در آستانه انتخابات، از همراهی با جنبش ضد نژادپرستی سر باز زد و سعی کرد خشونت بروز کرده در تظاهرات را به بحث اصلی بدل سازد.

    بنابراین،آمریکا در سال ۱۳۹۹ با مسائل و چالش‌های متعددی هم از جنبه داخلی و هم از جنبه خارجی مواجه بود. شیوع گسترده کرونا و عدم مدیریت صحیح این بحران توسط دولت فدرال موجب شد تا علاوه بر میزان بالای مرگ‌ومیر و مبتلایان، کسب‌وکارهای کوچک نیز متحمل پیامدهای منفی قابل توجه شوند. بحران کرونا را می‌توان یکی از متغیرهای موثر بر انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا دانست که به شکست دولت حاکم منجر شد. جو بایدن با استفاده از محدودیت‌های تحمیل شده کرونایی که شکل بی‌سابقه‌ای به رقابت‌های انتخاباتی بخشیده بود توانست خود را به کاخ سفید برساند. همچنین اعتراضات کم‌سابقه ضد تبعیض نژادی، شکاف‌های عمیق اجتماعی در آمریکا را بار دیگر در کانون توجه قرار داد که در فرجام به شکست ترامپ در عرصه سیاسی منجر شد.

    با حضور جو بایدن در کاخ سفید و اجباری‌شدن استفاده از ماسک در ادارات فدرال و ترویج فرهنگ استفاده از ماسک و توصیه به حفظ فاصله اجتماعی توسط دولت، موارد ابتلا سیر نزولی به خود گرفته است. واکسیناسیون روزانه حدود ۵/۲ میلیون نفر در روز را می‌توان مهمترین دلیل این روند دانست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    با پیروزی‌های ارتش سوریه با حمایت ایران و روسیه و بازیابی کنترل تقریباٌ دو سوم قلمرو این کشور، ترکیه در هدف خود مبنی بر سرنگونی بشار اسد از قدرت تجدید نظر کرده و در عوض گفتمان عملی و محتاطانه‌تری را متناسب با شرایط و تحولات جدید اتخاذ کرد و بنابراین تحولات میدانی سوریه در سال ۹۹ وضعیت آرام‌تری یافت. در سال ۹۹ اولویت ترکیه جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی در جهت ایجاد یک دولت مستقل بود. با این حال، فضای مانور برای ترکیه به تدریج محدود شده است. از این‌رو احتمال یک عملیات نظامی در ادلب، احتمال اختلافات بیشتر بین ترکیه روسیه و ایران را به عنوان حافظان مناطق عدم ‌تنش در بر دارد. به طور کلی نارضایتی برخی گروه‌ها ازجمله حراس‌الدین از ترکیه و تلاش انقره در بازتعریف گروه تروریستی تحریرالشام در قالبی جدید که البته به نظر می‌رسد همراهی غربی‌ها را نیز در این مسیر داشته باشد، بخشی از روندهای میدانی تحولات سوریه به شمار می رود.

    در خصوص عراق، ترکیه در سال ۹۹ بارها برای مبارزه با عناصر حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)، تمامیت ارضی این کشور را نقص و به خاک عراق حمله کرد. ازجمله این حملات عملیات پنجه عقاب ۲ در ماه دلو بود که بنا به اظهارات وزیر دفاع ترکیه ۵۰ مقر پ.ک.ک هدف حمله قرار گرفت و البته سه تن از نیروهای ترکیه نیز کشته شدند.همچنین شایعات و تحلیل‌هایی در مورد احتمال حمله گسترده ترکیه در شمال عراق وجود داشته است. این حملات ترکیه نگرانی‌ها از حضور بلندمدت نظامیان ترکیه در خاک عراق و احتمال تکرار تجربه ترکیه در شمال سوریه را در پی داشته است.

    اما در تحولات لیبی سال گذشته شدیدترین درگیری‌های نظامی در غرب لیبی از زمان سقوط قذافی رقم خورد و نیروهای دولت وفاق ملی که سال‌ها برابر ارتش ملی به رهبری خلیفه حفتر در موضع دفاعی بوده و تا آستانه از دست دادن پایتخت این کشور نیز پیش رفتند، سرانجام با ورود نظامی سنگین ارتش ترکیه موفق به تغییر وضعیت میدانی و موازنه قوا در این کشور شدند. در نبردهای بهار و تابستان ۹۹ قوای دولت وفاق به مدد ورود تجهیزات نظامی ارتش ترکیه نظیر پهپادهای بیرقدار و ادوات توپخانه‌ای این کشور و همچنین مزدوران سوری تحت حمایت ترکیه که به این کشور اعزام شده بودند در مدت کوتاهی موفق به تصرف مناطق راهبردی زیادی شدند. اقدامات ترکیه در لیبی به گونه‌ای بود که نگرانی شدید مصر را در پیش داشت و دو کشور تا آستانه رویارویی مستقیم در لیبی پیش رفتند.

    قوای مشترک وفاق و ترکیه به سمت غرب و شهر راهبردی سرت پیشروی کردند اما ورود پرتعداد جنگنده‌های روسی و تهدید ارتش مصر به دخالت مستقیم در صورت ورود رقیب به منطقه موسوم به هلال نفتی لیبی این پیشروی‌ها متوقف شد.

    یکی از مهم‌ترین اقدامات ترکیه در سال ۹۹ حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ بود؛ جنگی که در آن آذربایجان توانست بخش زیادی از سرزمین‌های اشغال شده قره‌باغ توسط ارمنستان را پس بگیرد و نهایتاً بعد از ۴۵ روز با وساطت روسیه پایان یافت. جنگ قره‌باغ برای ترکیه، نمایشی از نقش فزاینده انقره در منطقه قفقاز جنوبی بود؛ این کشور با حمایت از باکو تا حدودی به آن‌چه که می‌خواست رسید. در پایان این جنگ ارمنستان مجبور به پذیرش شروط زیادی از سوی آذربایجان شد که یکی از آن‌ها ایجاد گذرگاه زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از دورن خاک ارمنستان بود. با ایجاد این گذرگاه ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری آذربایجان و همچنین آسیای مرکزی برقرار می‌شود. ترکیه امیدوار است این تغییر ژئوپلتیک بتواند مقدمه‌ای برای پروژه‌های بزرگ جهت ارتباط شرق و غرب باشد و جایگاه این کشور را به عنوان گذرگاه انرژی تقویت کند.

    ترکیه که با توافقات عادی‌سازی روابط امارات، بحرین و سودان با اسراییل انتقادات تندی علیه این کشورها مطرح کرده بود با عادی‌سازی روابط مراکش که دولتی اخوانی دارد با اسراییل ادبیات خود را در خصوص روند عادی‌سازی تغییر داد که در کنار گزارش‌ها در مورد وساطت رئیس‌جمهور آذربایجان و موضوع تعیین سفیر جدید ترکیه برای حضور در تل آویو و همچنین اظهارات علنی اردوغان نشانه‌ای از تمایل این کشور به بهبود روابط خود با اسراییل ارزیابی شده است. این چرخش در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسراییل را می‌توان به عوامل متعددی مانند دولت جدید در آمریکا، تحریم‌های ایالات متحده و اروپا علیه این کشور و روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسراییل و چشم‌انداز بازیگری ترکیه در مسئله فلسطین نسبت داد.

    خلاصه این که این کشور طی سال های اخیر، مداخلات خارجی خود را در سوریه، لیبی و عراق ادامه داده است؛ در سوریه اولویت این کشور جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی بوده و در عراق نیز رویکرد جسورانه‌تری در مبارزه با کردها اتخاذ کرده است. در لیبی تا کنون به حمایت از دولت وفاق پرداخته و سال گذشته در جنگ قره‌باغ تغییر ژئوپلیتک مهمی را به نفع خود رقم زد. روابط ترکیه با کشورهای اروپایی به دلیل اقدامات در شرق دریای مدیترانه پرتنش می باشد و روابط با آمریکا نیز در اواخر دوران ترامپ بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسی دچار تنش شد. با استقرار بایدن و با توجه به نگاه وی به سیاست داخلی ترکیه و همچنین اختلافات در قبال برخی مسائل منطقه‌ای، انتظار می‌رود ترکیه در روابط خود با آمریکا شرایط سختی پیش رو داشته باشد. از این‌رو می‌توان انتظار داشت که این کشور به بازتعریف رفتار منطقه‌ای و سیاست خارجی خود در خاورمیانه متناسب با تغییرات در سیاست خارجی آمریکا بپردازد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • بازگشت طالبان و تروریزم جهانی

    بازگشت طالبان و تروریزم جهانی

    یکی از اولین و مهم‌ترین آزمون‌ها برای ریاست‌جمهوری جو بایدن مسأله‌ی افغانستان است. طالبان پس از امضای توافق‌نامه صلح با حکومت دونالد ترمپ تشجیع شده‌اند و کارزار ترور و حملات تروریستی خود را در افغانستان شدت بخشیده‌اند. توافق‌نامه صلح طالبان و ایالات متحده خواستار تقسیم قدرت در کابل و خروج کامل ارتش ایالات متحده تا اول ماه میِ سال جاری از افغانستان است. اکنون تصمیم بایدن نه‎‌تنها سرنوشت افغانستان را تعیین خواهد کرد، بلکه بر امنیت منطقه‌ای، جنگ جهانی علیه تروریسم و جایگاه بین‌المللی امریکا، آن‌هم در زمانی که زوال نسبی آن غیرقابل انکار شده است، نیز تأثیر خواهد گذاشت.

    ایالات متحده در ماه فبروری سال ۲۰۲۰ هنگامی به خانه اول برگشت که ترمپ، که مشتاقانه در پی ترک افغانستان بود، توافق‌نامه «صلح» را با همان شبه‌نظامیان تروریستی‌ای امضا کرد که ایالات متحده پس از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با حمله به افغانستان آن‌ها را از قدرت سرنگون کرده بود. این معامله فاوستی ترمپ که در غیاب حکومت منتخب افغانستان صورت گرفت، به طالبان مشروعیت بخشید. افزایش خشونت‌های تروریستی در افغانستان پس از امضای توافق‌نامه دوحه نشان می‌دهد که از توافق ایالات متحده و طالبان چه چیزی نصیب خود افغانستان شده است.

    این‌که امریکا بخواهد از یک جنگ طولانی بی‌ثمر که بیش از ۸۰۰ میلیارد دالر هزینه مالی روی دست امریکایی‌ها گذاشته و جان ۲۲۱۸ سرباز امریکایی را گرفته است، خارج شود، منطقی است. (زیرا نقش رزمی امریکا و ناتو در افغانستان در واقع قبل از روی‌کارآمدن ترمپ هنگامی که نیروهای افغانستان مسئولیت کامل امنیتی این کشور را از اول جنوری ۲۰۱۵ به عهده گرفتند، پایان یافته بود.) اما آنچه منطقی نیست این است که «مک‌ماستر»، مشاور امنیت ملی خود ترمپ تلاش حکومت پیشین ایالات متحده برای صلح با طالبان را «مماشات مونیخ مانند امریکا پیش گروهی از وحشت‌ناک‌ترین مردم روی زمین» خواند.

    در واقع ترمپ با امضای توافق‌نامه صلح فبروری ۲۰۲۰ تصمیم گرفت افغانستان را به دست تروریست‌ها و حامیان مالی آن‌ها در پاکستان واگذار کند. ارتش قدرت‌مند پاکستان گروه طالبان را ایجاد کرد، تا هنوز به رهبری این گروه پناه داده است و در مناطق مرزی خود برای جنگ‌جویان این گروه لانه‌های امن فراهم می‌کند. ارتش پاکستان برنده اصلی توافقی است که یکی از پیامدهای خطرناک آن تبدیل‌شدن افغانستان به یک همسایه ضعیف و مطیعی خواهد بود که پاکستان بتواند بنابر میل خود بر آن اعمال نفوذ کند.

    با این وجود بایدن پس از آن‌که وارد کاخ سفید شد، به سرعت از توافق ترمپ استقبال کرد و زلمی خلیل‌زاد را به‌عنوان نماینده ویژه ایالات متحده برای مصالحه افغانستان در سمتش حفظ کرد. خلیل‌زادِ متولد افغانستان روابط نزدیکی با طالبان ایجاد کرده است اما برای ایجاد زمینه مشترک با حکومت افغانستان به مشکل خورده است. طرح صلح پیشنهادی دولت بایدن که اخیرا به رسانه‌ها درز کرد، تلاش شدید واشنگتن برای مجبورکردن طرف‌های جنگ افغانستان به توافق با یک‌دیگر به منظور عملی‌شدن مهلت یکم ماه می را برجسته می‌کند.

    این طرح پیشنهادی به دنبال جایگزینی رییس‌جمهور اشرف غنی با یک دولت انتقالی جدید است که در آن طالبان نیمی از قدرت را در اختیار داشته باشند. آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه ایالات متحده در نامه‌ای به غنی وی را با لحنی غیرمتعارف تحت فشار قرار داده تا «نقشه راه را برای ایجاد یک حکومت جدید فراگیر» و تدوین قانون اساسی جدید آماده کند. در این نامه وزیر امور خارجه ایالات متحده می‌افزاید که از حکومت اسلام‌گرای اردوغان در ترکیه می‌خواهد که نشستی را بین حکومت افغانستان و نمایندگان طالبان به منظور «نهایی‌کردن توافق‌نامه صلح» میزبانی کند. لحن آمرانه‌ی این نامه امرالله‌ صالح، یکی از دو معاون رییس‌جمهور افغانستان را برآن داشت تا در واکنش بگوید که افغانستان «هرگز صلح آمرانه و تحمیلی را نمی‌پذیرد».

    پرسش اصلی که حکومت بایدن باید به آن پاسخ دهد این است: چگونه یک گروه تروریستی می‌تواند بخشی از حکومت شود وقتی همچنان به دنبال پیروزی از راه نظامی و تحمیل مجدد حکومت تئوکراتیک ظالمانه خود است؟ طالبان می‌خواهند با خروج امریکایی‌ها قدرت مطلق را در افغانستان به دست آورند. نشانه‌ی قوی این نگرش، تأخیرهای عمدی و بی‌میلی این گروه در گفت‌وگوهای تقسیم قدرت با حکومت فعلی افغانستان است.

    اکنون درحالی‌که استراتژی ایالات متحده در معرض خطر شکست قرار دارد، بایدن می‌گوید که خروج نیروها تا «مهلت یکم ماه مِی دشوار است» اما او «نمی‌تواند» حضور سربازان امریکایی را در سال آینده در افغانستان «تصور کند». اگر بایدن قبل از سال ۲۰۲۲ همه سربازان امریکایی را از افغانستان خارج کند، احتمال تسلط تروریست‌ها بر افغانستان پیش چشم او بسیار محتمل است. در واقع طالبان اظهارات بایدن را مبنی براین‌که حضور نیروهای امریکایی را در سال آینده در افغانستان نمی‌تواند تصور کند، به‌عنوان تأییدیه‌ای می‌بینند مبنی براین‌که این گروه فقط لازم است چند ماه دیگر تا محاصره‌کردن کابل صبر کند.

    در این بحث در ایالات متحده در مورد این‌که آیا القاعده می‌تواند پس از خروج امریکا از افغانستان پایگاه‌های خود را در این کشور بازسازی کند، یا این‌که آیا ولایت خراسان دولت اسلامی (داعش در افغانستان) می‌تواند حضور خود را در این کشور گسترش دهد یاخیر، این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که تروریسم اسلام‌گرا یک جنبش ایدئولوژیک خودسازمان‌دهنده است که گروه‌های مختلف جهادی را بدون نیاز به هماهنگی اقدامات گردهم متحد می‌کند. شبه‌نظامیان طالبان شاید هدف جهانی نداشته باشند، اما طالبان یک حلقه‌ی مهم در زنجیره جنبش جهادی بین‌المللی است که خصومت با مسلمانان غیرسنی را با خشم شدید علیه مدرنیته تلفیق می‌کند.

    طالبان با مجبورکردن امریکایی‌ها به ترک افغانستان و سپس اقدام به تصرف کابل، به منبع الهام سایر گروه‌های تروریستی برای تشدید کارزارهای وحشت‌شان در جاهای دیگر تبدیل خواهد شد. این برداشت که جهادگرایان طالبان قدرت‌مندترین ارتش جهان را به زانو درآوردند، این باور را تقویت خواهد کرد که قدرت امریکا درحال افولِ برگشت‌ناپذیر است. به عبارت ساده، رسیدن طالبان به قدرت مطلق در افغانستان، بیش از هر گروه دیگری از جمله القاعده یا بازماندگان داعش، تهدید جهادگرایان برای جهان آزاد را تقویت می‌کند.

    برای جلوگیری از چنین سرنوشتی، ایالات متحده باید نیروهای باقی‌مانده خود را در افغانستان برای اطمینان خاطر و ارائه پشتیبانی هوایی به نیروهای افغان و همچنین کمک‌های تدارکاتی به حدود ۷ هزار سرباز ناتو و متحدان امریکا در افغانستان، حفظ کند. ایالات متحده درحال حاضر فقط ۲۵۰۰ سرباز در این کشور دارد، درحالی‌که در اوج جنگ این رقم به حدود ۱۰۰ هزار نفر می‌رسید. هزینه‌های مالی و جانی امریکا از زمان پایان نقش رزمی این نیروها در افغانستان به طرز چشم‌گیری کاهش یافته است و نیروهای امریکایی در ۱۴ ماه گذشته هیچ تلفات جنگی‌ای متحمل نشده‌اند.

    بایدن باید بین خروج کامل امریکا از افغانستان (که می‌تواند کلید هرج‌ومرج را در این کشور بزند و دولت افغانستان را تضعیف کند) و حفظ نیروهای باقی‌مانده‌اش در این کشور (برای جلوگیری از جنگ داخلی و تبدیل‌شدن افغانستان به مرکز تروریستی) یکی را انتخاب کند. گزینه اول نه‌تنها راه را برای خروج آبرومندانه امریکا از جنگ ۲۰ ساله‌اش در افغانستان هموار نخواهد کرد، بلکه می‌تواند واشنگتن را در جایگاه هم‌دست طالبان قرار دهد؛ گروهی که تسلطش بر افغانستان آسیب‌های دائمی بر منافع ایالات متحده و دوستانش وارد خواهد کرد.

    منبع: پروجکت سندیکت

    مترجم: جلیل پژواک

    روسله یاسینزی عثمانی

  • نیروهای امریکایی را تا اول می از افغانستان خارج کنید

    نیروهای امریکایی را تا اول می از افغانستان خارج کنید

    چند سازمان مربوط به خانواده های سربازان و نظامیان بازنشسته آمریکایی، با ارسال نامه ای به جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، از وی خواستند سربازان این کشور را در موعد تعیین شده تا اول ماه می، از افغانستان خارج کنند.

    چندین سازمان ائتلافی مربوط به خانواده‌های سربازان و نظامیان بازنشسته آمریکایی با ارسال نامه‌ی به رئیس جمهور این کشور، از وی خواسته اند به تعهدات قبلی مبنی بر خارج کردن سربازان آمریکایی از افغانستان تا تاریخ اول ماه می عمل کند.

    این ائتلاف، علاوه بر خانواده‌های سربازان، شامل چندین گروه فعال در عرصهٔ حقوق نظامیان و گروه‌های حامی پایان جنگ است.

    در این نامه آمده است: “متاسفانه ما به حدی در افغانستان مانده ایم که حالا فرزندان نخستین دور سربازان آمریکایی که در آنجا فعالیت کردند، به سنی رسیده اند که می‌توانند به عنوان سرباز در عین منازعه اشتراک کنند.”

    این خانواده ها خطاب به بایدن می‌گویند که “اعضای این ائتلاف به خدمت شان افتخار می‌کنند، اما حالا زمانش رسیده که از افغانستان به خانه باز گردند. ما از شما مصرانه می‌خواهیم که با استفاده از فرصت، هر چه زودتر به این کار اقدام کنید.”

    براساس تفاهمنامه‌ای که در دوحه میان گروه طالبان و ایالات متحده آمریکا امضا شد، باید تا تاریخ اول ماه می سربازان آمریکایی افغانستان را ترک کنند.

    اما پس از روی کار آمدن جو بایدن، تردیدهایی در مورد این زمان‌بندی ابراز شده است. بایدن گفته که به دلایل فنی، شاید ممکن نباشد که سربازان در تاریخ تعیین شده از افغانستان بیرون شوند.

    گروه طالبان هشدار داده که اگر آمریکا سربازان خود را براساس توافق دوحه از افغانستان خارج نکند، حملات خود را شدت خواهند داد.

  • آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟

    آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟

    صحنه میدانی سوریه، در سال گذشته نسبت به سال ۹۸ وضعیت آرام‌تری را تجربه کرد. تشدید منازعه میان تهران و واشنگتن و انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و تمایل بازیگران عرصه سوریه به حفظ وضع موجود، باعث شد تا به‌رغم درگیری‌های پراکنده که از ویژگی‌های یک منازعه طولانی‌شده محسوب می‌شود، نبرد مهم و همه‌جانبه‌ای به وقوع نپیوندد. به این ترتیب، چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه میدانی، کانون‌های اصلی منازعه همچنان پابرجا ماند.

    در این چارچوب به نظر می‌رسد سال ۹۹ تداوم توافق روسیه و ترکیه در ماه حوت ۹۸ بود که براساس آن، دو طرف بر سر نظارت روی کریدور امنیتی در طول بزرگراه M4 توافق کردند. البته در سطح خُرد، جابه‌جایی برخی پایگاه‌های نظامی ترکیه در مناطقی از ادلب، حملات گاه و بی‌گاه گروه‌های تروریستی به محل استقرار نیروهای روسیه در حمیمیم و لاذقیه و پاسخ روس‌ها و البته برخی تنش‌ها میان ارتش سوریه با ترویست‌ها در اطراف بزرگراه M4 قابل اشاره است که تأثیر چندانی بر روند کلی تحولات نداشت.

    به این ترتیب می توان گفت:تحولات سوریه اگرچه در سال ۹۹ در وضعیت انسداد قرار داشت، اما به نظر می‌رسد با ریاست‌جمهوری بایدن و تجربه تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی در دوره مسئولیت دموکرات‌ها از یک‌سو و پایان نسبی پیش‌بینی‌ناپذیری رفتار آمریکای ترامپ، می‌توان در سال ۱۴۰۰ دورنمای برخی تحرکات میدانی و سیاسی در سوریه را داشت. در این چارچوب، شرایط هم در شرق فرات و هم در ادلب، شکننده به نظر می‌رسد. در شرق فرات به دلیل روابط مساعد بایدن با کردها، ترکیه با چالش‌های بیشتری روبه‌رو خواهد بود.

    در ادلب نیز احتمال آغاز درگیری‌ها دور از ذهن نیست؛ هرچند که این منطقه از خاک سوریه راه حل نظامی ندارد. روابط کلان مسکو و واشنگتن نیز می‌تواند تأثیرات مهمی بر تحولات سوریه برجا گذارد.به نظر می‌رسد همچنان این گزاره قابل تأمل، معتبر باشد که پرونده سوریه بدون توافق کلان دو بازیگر مهم آن، یعنی آمریکا و روسیه تا آینده غیر قابل پیش‌بینی، تغییرات اساسی و بنیادینی نخواهد داشت.در این چارچوب و با توجه به نارضایتی احتمالی پوتین از پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، به نظر می‌رسد شکاف در روابط روسیه و آمریکا در پرونده سوریه تشدید خواهد شد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نشریه امریکایی: بایدن جنگ افغانستان را از همتایان پیشین خود به ارث برده است

    نشریه امریکایی: بایدن جنگ افغانستان را از همتایان پیشین خود به ارث برده است

    روزنامه آمریکایی “پست اند کوریر” روز سه شنبه در تحلیلی مربوط به ادامه حضور مسئله دار نیروهای آمریکایی در افغانستان نوشت: میراث رهبران پیشین آمریکا جو بایدن را به سمت طولانی کردن جنگ در افغانستان سوق می دهد.

    در این نشریه آمده است: “ماموریت آمریکا در افغانستان که از سال ۲۰۰۱ آغاز شده است با وجود سپری شدن دوران ریاست جمهوری دو رئیس جمهوری قبلی آمریکا، باراک اوباما و دونالد ترامپ که هر دو درباره پایان آن در زمان ریاست جمهوری خود وعده داده بودند پایان نیافته است.

    دولت دونالد ترامپ مذاکرات با طالبان را شروع کرد که در آن متعهد به خروج نیروهای نظامی آمریکا تا اول ماه مه برابر با ۱۱ اردیبهشت شده است. ترامپ به خوبی می دانست  عمل به این تعهد بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ خواهد بود و آن را به مشکلی برای جو بایدن تبدیل خواهد کرد.

    بایدن در کنفرانس مطبوعاتی اخیرش اعلام کرد:”بسیار دشوار است تا به ضرب العجل اول ماه مه برای خروج سربازان از افغانستان عمل کرد.”

    هنگامی که از او سوال شد، آیا نیروهای آمریکایی در افغانستان باقی خواهند ماند پاسخ داد: “چنین  چیزی را نمی توانم تصور کنم.”

    البته باید در نظر گرفت در سال ۲۰۱۲ و در دولت اوباما هم جو بایدن به عنوان معاون رئیس جمهوری قول داده بود تا ۱۶ ماه بعد از افغانستان خارج شوند. این رویه در مورد دونالد ترامپ هم صادق بود اما واقعیت این است که هر دو رئیس جمهوری به یک اندازه در عمل به وعده شان برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ناکام ماندند. 

    اگر بایدن تصور نمی کند که نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ در افغانستان باقی بمانند، اما دلایل محکمی وجود دارد که نشان می دهد نیروهای آمریکایی نه تنها تا سال ۲۰۲۲ بلکه تا بیش از این و شاید تا ۲۰۲۴ هم از افغانستان خارج نشوند. 

    نخستین دلیل این است که خطرهای سیاسی ترک کردن افغانستان از ماندن در آن بسیار بیشتر است. خروج آمریکا از افغانستان می تواند منجر به جنگی گسترده میان طالبان و دولت افغانستان شود و شکست ارتش افغان در برابر طالبان، منجر به بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان خواهد شد.

    چون هیچ رئیس جمهوری نمی خواهد پاسخگوی عواقب شوم این خروج باشد. بایدن افتضاحی را که در سال ۱۹۷۵ با خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام اتفاق افتاد را به یاد می آورد. در حال حاضر آسان ترین راه برای اجتناب از نتیجه ای شرم آور ماندن در خاک افغانستان است. 

    دلیل دیگری که نشان می دهد بایدن با ماندن در افغانستان کنار می آید کابینه اش است چون این کابینه از افرادی تشکیل شده که همیشه از حضور آمریکا در عراق و افغانستان حمایت کردند و همواره حتی از مداخلات منجر به شکست به دلیل نقش آمریکا در جهان پشتیبانی می کنند. مثلا آنتونی بلینکن، جیک سالیوان و لوید آستین در تمام این سال ها با  حضور آمریکا در عراق، لیبی، افغانستان موافق بودند. 

    تا زمانی که وضع موجود در افغانستان برقرار باشد بایدن به این روند ادامه می دهد، با این فرض که دولت افغانستان و ارتش بتوانند مانع شکست آمریکا در این کشور شوند، پس تاخیر در خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان از نظر سیاسی منطقی است .

    اما این موضوع شانس موفقیت آمریکا را افزایش نمی دهد، وقتی در یک امتحان پاسخ را نمی دانید زمان مطرح نیست بلکه فقط لحظه رویارویی با حقیقت به تعویق می افتد. جرج بوش (پسر) آن لحظه را به باراک اوباما سپرد و اوباما آن را به ترامپ واگذار کرد و او نیز آن را برای جانشینش به جای گذاشت. بایدن به این نتیجه خواهد رسید که هر کس افغانستان را ترک کند به خاطر عواقب آن مورد سرزنش واقع خواهد شد و او نمی خواهد آن شخص باشد.”

  • خروج از افغانستان تا اول ماه می دشوار است

    خروج از افغانستان تا اول ماه می دشوار است

    جن ساکی، در کنفرانس مطبوعاتی گفته جوبایدن، رئیس جمهوری آمریکا، نیز در باره این مشکلات سخن گفته است. او افزوده: «اکنون نیز ما ادامه می‌دهیم و او (رئیس جمهور) به مشورت داخلی با تیم شورای امنیت ملی، مشاوران و همچنین شرکا و متحدان خود ادامه می‌دهد.»

    وقتی از او پرسیده شد نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان و خانواده‌های آنان می‌خواهند بدانند که تصمیم رئیس جمهوری درباره این نیروها چه خواهد بود؟

    خانم ساکی در جواب گفت آقای بایدن در این زمینه و درباره موضوعات سیاست خارجی و سیاست ملی در حال تصمیم‌گیری است و به گفته او رئیس جمهور آمریکا می‌خواهد که در این زمینه وقت بگذارد و تصمیم درست بگیرد.

    رئیس جمهوری آمریکا در نخستین کنفرانس خبری بعد از آغاز کارش، (پنجم حمل) گفته بود تحقق خروج نیروهای آمریکایی تا اول مه “به دلایل فنی” بسیار “دشوار” است اما تاکید کرد آمریکا قصد ندارد مدت طولانی در افغانستان بماند.

    چند روز بعد نهادهای اطلاعاتی آمریکا به دولت جوبایدن، رئیس جمهوری جدید این کشور هشدار داده‌اند اگر بدون توافق صلح و تقسیم قدرت میان طرف‌های درگیر،‌ نیروهای آمریکایی از افغانستان خارج شوند،‌ “جنگجویان طالبان ممکن است در مدت ۲ تا ۳ سال بر افغانستان غلبه کنند.

    بعد از این سخنان رئیس جمهوری آمریکا شورای امنیت ملی افغانستان نیز در واکنش گفت بعد از توافقنامه آمریکا و طالبان در شهر دوحه، «جان خارجی ها در افغانستان مصون است اما افغانها هنوز کشته می‌شوند.»

    حمد الله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان نیز گفته بود: «طالبان پس از توافق دوحه با آمریکا نیز جنگ و خشونت را علیه افغان‌ها ادامه دادند و این بار به بهانه عدم خروج نیروهای خارجی در ماه مه به جنگ شان علیه افغان‌ها ادامه می دهند.»

    طالبان با نشر اعلامیه‌ای هشدار داده اند اگر همه نیروهای خارجی مطابق توافقنامه دوحه در زمان مشخص شده از افغانستان بیرون نشوند، مسئولیت آن به آمریکا بر می‌گردد.

    این گروه افزوده در این صورت ناگزیز است »به جهاد و مبارزه مسلحانه در برابر نیروهای اشغالگر دوام بدهد و کشور خود را آزاد بسازد.»

  • عراق  و تولد گروه های مقاومت ضد امریکایی در سال 1399 خورشیدی

    عراق و تولد گروه های مقاومت ضد امریکایی در سال 1399 خورشیدی

    سال ۱۳۹۹ را می‌توان سال پساتغییرات در عراق دانست. اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹ و عملیات ترور فرماندهان مقاومت در سال ۱۳۹۸ باعث شد تا سیاست داخلی و خارجی عراق در سال ۱۳۹۹ ملتهب و پرتنش باشد.

     این سال با حملات مکرر به نیروهای آمریکایی، تداوم نسبی اعتراضات، تحولات پیرامون انتخابات زودهنگام و درنهایت دورنمای تغییر در معادلات قدرت در عراق با پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ادامه و با سفر پاپ به عراق پایان یافت. اگرچه تنوع کنشگران در عراق، سیاست داخلی پرچالش و پرخبری را برای این کشور رقم زده، اما در سیاست خارجی، عراق همچنان متأثر از نقش‌آفرینی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. درواقع،سیاست رادیکال آمریکا در عراق، ازجمله ترور میدان هوایی بغداد در کشوری با شرایط اجتماعی و سیاسی ملتهب و ناآرام عراق بود که منجر به تولد گروه‌های مقاومت ضد آمریکایی شد.

    «ثار المهندس»، «عصبه الثائرین»، «اصحاب الکهف»، «سرایا اولیاء الدم» و موارد دیگر گروه‌هایی بودند که در سال ۱۳۹۹ اعلام موجودیت کردند. فارغ از ارتباطات آنان با گروه‌های مشهوری مانند «کتائب حزب‌الله»، «کتایب سیدالشهدا» و غیره، تقریبا کمتر هفته‌ای از سال گذشته را می‌توان یافت که حملاتی ازسوی گروه‌های مقاومت به نیروها و مواضع آمریکایی صورت نگرفته باشد.

    حمله به مناطق پیرامونی میدان هوایی اربیل که با پاسخ دولت بایدن در منطقه البوکمال همراه شد و حملاتی به منطقه سبز عراق، پایگاه التاجی و موارد دیگر ازجمله رویدادهایی بود که سال گذشته به وقوع پیوست.

    به این ترتیب، عراق در سال ۹۹، روزهای ناآرام و ملتهبی را گذراند؛ هسته‌های خاموش داعش دوباره فعال شدند، تقابل آمریکا و گروه‌های مقاومت به اوج خود رسید، ترکیه تا مرز حمله همه‌جانبه به سنجار پیش رفت، ایران برای دریافت مطالبات خود به کاهش صادرات گاز به عراق روی آورد، ناتو نیروهای خود در خاک عراق را افزایش داد و اعتراضات داخلی در شهرهای گوناگون، به‌ویژه ناصریه به عرصه تقابل خونین معترضان و صدری‌ها کشیده شد.

     اگرچه سفر پاپ به عراق چندروزی آتش‌بس تنش‌های فزاینده در عراق بود، روندپژوهی تحولات اما نشان می‌دهد سال ۱۴۰۰ نیز روزهای چندان آرامی برای این کشور نخواهد بود. اگرچه که یک توافق مقدماتی میان تهران و واشنگتن، می‌تواند از تقابل این دو بازیگر در صحنه عراق بکاهد اما مسائل دیگری نظیر تروریسم، فساد، حضور نیروهای خارجی و ناتوانی دولت در حل مشکلات اقتصادی، افق روشنی را پیش روی تحولات سال ۱۴۰۰ ترسیم نمی‌کند.

    به نظر می‌رسد سیاست داخلی متکثر و چندپاره و سیاست خارجی پر تنش و تأثیرپذیر همچنان ویژگی کلیدی رویدادها و روندهای تحولات عراق در سال جاری خواهد بود.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • چالش های نشست استانبول

    چالش های نشست استانبول

    اعلام شده است نشست استانبول برای صلح افغانستان در ۲۷ حمل برابر با ۱۶ ماه اپریل در کشور ترکیه برگزار می‌شود؛ اما براساس معلوماتی که به برخی رسانه ها رسیده است، احتمال می‌رود نشست استانبول در این تاریخ برگزار نشود.

    براساس معلومات، طالبان هنوز به گونه قطع سخن از اشتراک در این نشست در این تاریخ نزده‌اند. گفته می‌شود طالبان از چندی به این‌سو رای‌زنی‌های ‌شان را درباره چگونه‌گی برخورد با مرحله دوم گفت‌وگوهای صلح آغاز کرده‌اند.

    در تازه‌ترین مورد، طالبان از میزبانان این نشست خواسته‌اند که برای آن‌ها فرصت داده شود تا درباره شرکت در نشست استانبول با رهبری‌شان گفت‌وگو و رای‌زنی کنند.

    با توجه به این‌که تا اول ماه می کم‌تر از یک ماه زمان باقی مانده است، طالبان باید درباره مهم‌ترین بند توافق‌نامه دوحه با امریکا که براساس آن نیروهای خارجی تا اول ماه می باید افغانستان را ترک کنند، تصمیم بگیرند.

    به نوشته هشت صبح، امریکایی‌ها تلاش دارند تا پیش از رسیدن زمان خروج نیروهای خارجی، نشست استانبول آغاز شود و نقشه راه صلح را ترسیم کند. به این ترتیب، امریکایی‌ها می‌توانند فشار عدم رعایت توافق‌نامه دوحه را کم کنند و در روشنی فیصله‌های نشست استانبول زیر نظارت سازمان ملل متحد درباره خروج یا ماندن یا تغییر ماهیت ماموریت نیروهای امریکایی و ناتو تصمیم بگیرند.

    اداره بایدن این خروج را در جدول زمانی تعیین شده دشوار عنوان کرده است. از سوی دیگر، بندهای توافق‌نامه دوحه به هم وابسته است. امریکایی‌ها و ناتو بار بار گفته‌اند که بدون کاهش خشونت‌ها و به سرانجام رسیدن مذاکرات صلح آن‌ها افغانستان را به گونه عجولانه ترک نخواهند کرد.

    واقعیت امر این است که مسأله خروج نیروهای خارجی، به معضل بزرگی برای طالبان و امریکایی‌ها مبدل شده است.

    منابعی به ۸صبح گفته‌اند که امریکایی‌ها تلاش دارند تا زمان خروج را تمدید کنند و در این باره نظریات‌شان را با طالبان نیز در میان گذاشته‌اند. طالبان اما شرط تمدید حضور نیروهای خارجی را رهایی ۷ هزار زندانی باقی‌مانده این گروه عنوان کرده‌اند.

    کاملاً روشن است که حکومت افغانستان زندانیان طالبان را به ساده‌گی رها نخواهد کرد و برای حکومت بایدن نیز چنین مطالبه‌ای از دولت افغانستان بسیار دشوار خواهد بود.

    به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها برای شروع نشست استانبول عجله دارند؛ اما هم حوزه جمهوریت و هم طالبان هنوز آماده‌گی کافی برای شرکت در این نشست ندارند.

    در حوزه جمهوریت دیدگاه‌های متفاوتی درباره مسأله صلح و نوعیت نظام آینده و ماهیت حکومت انتقالی صلح مطرح شده است. شورای مصالحه ملی می‌گوید که تاکنون ۳۰ طرح از آدرس احزاب سیاسی و شخصیت‌های مستقل سیاسی به این نهاد رسیده است. گفته می‌شود که شورای مصالحه ملی تلاش دارد تا از مجموع این طرح‌ها، طرح واحدی بسازد تا در نشست استانبول از آدرس حوزه جمهوریت مطرح شود.

    در میان این ۳۰ طرح، اشتراکات بیش‌تر از افتراقات است. این طرح‌ها درباره حکومت انتقالی صلح و نوعیت نظام پسا صلح وجوه مشترک دارد. طرح حکومت اما با تأکید بر انتخابات زودهنگام چالشی است که رسیدن به یک طرح واحد از آدرس جمهوریت را دشوار ساخته است. هرچند منابع در شورای مصالحه ملی می‌گویند که این شورا با حکومت درباره توحید طرح‌های گوناگون به شمول طرح حکومت در حال گفت‌وگو است؛ اما این منابع هنوز برای رسیدن به اشتراک نظر در این باره خوشبین نیستند.

    قدر مسلم این است که اگر حکومت نتواند طرحش را شامل طرح شورای عالی مصالحه ملی سازد و از آدرس طرح جمهوری اسلامی افغانستان ارایه کند، حکومت و طرحش در نشست استانبول به احتمال زیاد از جانب سایر اشتراک کننده‌گان رد خواهد شد.

    حکومت گفته است که به روز سه‌شنبه طرحش را علنی خواهد کرد. هرچند رئوس مطالب طرح سه مرحله‌ای حکومت روشن شده است؛ اما با روشن شدن جزئیات بیش‌تر آن، نقاط افتراق و اشتراک آن با سایر طرح‌ها روشن‌تر خواهد شد.

  • بایدن تحریم‌های ترامپ علیه سارنوال دیوان کیفری بین‌المللی را لغو کرد

    بایدن تحریم‌های ترامپ علیه سارنوال دیوان کیفری بین‌المللی را لغو کرد

    دولت جدید امریکا به رهبری جو بایدن، تحریم‌هایی را که دونالد ترمپ، رییس جمهور سابق امریکا علیه فاتو بنسوده، سارنوال ارشد دیوان کیفری بین‌المللی وضع کرده بود، لغو کرد. فاتو بنسوده پس از آن از سوی دولت ترمپ تحریم شد که تحقیقات درباره احتمال ارتکاب جنایت جنگی از سوی نیروهای امریکایی در افغانستان را روی دست گرفت.

     آنتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا روز جمعه، سیزدهم حمل با نشر اعلامیه‌ای گفت محدودیت صدور ویزا برای برخی از کارکنان دیوان کیفری بین‌المللی نیز لغو شده است.

    وزیر امور خارجه امریکا از جانب دیگر تأکید کرده است با اقدامات دیوان کیفری بین‌المللی در مورد افغانستان و فلسطین مخالف است و همین طور نسبت به تلاش‌های این نهاد برای اعمال صلاحیت درباره کشورهای غیر عضو مانند امریکا و اسرائیل اعتراض دارد.

    آنتونی بلینکن تحریم‌های دولت ترمپ علیه دیوان کیفری بین‌المللی را «اشتباه» و غیرموثر خوانده است.

    در اعلامیه وزیر خارجه امریکا آمده است که نگرانی‌های کشورش درباره اقدامات دیوان کیفری بین‌المللی بهتر است از طریق تعامل و گفت‌وگو با همه ذی‌نفعان در این پرونده حل شود تا از طریق اعمال تحریم.

    قضات دیوان کیفری بین‌المللی در پانزدهم حوت سال ۱۳۹۸ خورشیدی، موافقت کردند که تحقیقات در مورد ابعاد جرمی جنگ افغانستان آغاز شود.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد که تاکنون صدها شکایت‌نامه به نماینده‌گی از یک میلیون و ۷۰۰ هزار قربانی جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت از طرف بازمانده‌گان جنایات رخ‌داده در طی نزدیک به دو دهه جنگ در افغانستان به دیوان بین‌المللی کیفری لاهه ارسال شده است. دیوان کیفری اولین دادگاه بین‌المللی است که به مسوولیت کیفری افراد در زمان بروز جنایاتی نظیر نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی رسیده‌گی می‌کند.

  • سیاست ‌خارجی آمریکا در قبال ایران، روسیه و چین

    سیاست ‌خارجی آمریکا در قبال ایران، روسیه و چین

    مهمترین اقدام آمریکا در سیاست خارجی خود در قبال منطقه غرب آسیا را می‌توان نقش این کشور در انعقاد توافقات موسوم به ابراهیم دانست که موجب عادی‌سازی روابط اسراییل با کشورهای بحرین و امارات شد و سودان و مراکش نیز در ادامه به این جرگه پیوستند. اقدامات دولت ترامپ را می‌توان در راستای تلاش برای ایجاد جبهه‌ای واحد از اسراییل و کشورهای عربی در مقابل ایران دانست. البته با وجود تلاش‌های بسیار، عربستان از عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل در مقطع فعلی سرباز زده است و به احتمال زیاد در انتظار گرفتن امتیازهای بیشتر از سوی اسراییل است. به نظر می‌رسد دولت بایدن با وجود اعلام حمایت از این فرایند، عادی‌سازی روابط را در اولویت برنامه‌های خود لحاظ نکرده و اساساً ضرورتی در ایجاد اتحادی در برابر ایران در منطقه احساس نمی کند.

    رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران در سال ۱۳۹۹ را می‌توان تداوم روند سال‌های گذشته در پیگیری سیاست فشار حداکثری دانست. دولت ترامپ در این سال سعی کرد حتی از مکانیسم تعبیه شده در توافقی که خود از آن خارج شده بود برای بازگشت تحریم‌های سازمان ملل استفاده کند که با عدم همراهی اروپا روبرو شد. در نهایت، بایدن نیز ادعای دولت آمریکا در فعال‌سازی مکانیسم ماشه را پس‌گرفت. با این وجود در حالی که اعضای تیم سیاست خارجی بایدن پیش از پیروزی در انتخابات وعده بازگشت سریع آمریکا به برجام را داده بودند، تحولات پس از روی کار آمدن دولت بایدن نشان می‌دهد این دولت مایل به بازگشت به برجام بدون گرفتن امتیاز از ایران نیست. دولت بایدن اعلام کرده است که به دنبال اصلاح برجام و گفتگو در رابطه با موضوعات موشکی و منطقه‌ای است و به نظر می‌رسد مایل است اهداف خود را بدون تعجیل و به مرور زمان پیش برد. توافق ایران با آژانس در آستانه توقف اجرای پروتکل الحاقی نیز به این روند کمک کرده است.

    در عرصه خارجی، دولت ترامپ با وجود تشدید فشار بر ایران در ابعاد اقتصادی و امنیتی، به اهداف اعلام‌شده خود یعنی رسیدن به توافق هسته‌ای جدید و ایجاد محدودیت‌های منطقه‌ای و موشکی دست نیافت

    همانگونه که در سند مقدماتی امنیت ملی آمریکا که اخیراً منتشر شد اشاره شده است، این کشور به دنبال مقابله با روسیه و چین در زمینه‌های اقتصادی، نظامی، امنیتی و تهدیدات سایبری است. آمریکا در این راستا نیازمند همراهی متحدان خود در اتحادیه اروپاست اما رویکرد دولت سابق آمریکا مسیر دشواری را پیش‌روی دولت بایدن قرار داده است. توافق جامع اقتصادی اتحادیه اروپا و چین علی‌رغم درخواست تیم بایدن برای به تعویق‌انداختن آن به امضا رسید. آلمان نیز با وجود مخالفت آمریکا همچنان به دنبال پیگیری پروژه خط لوله انتقال گاز از روسیه است. مواردی از این دست، پیچیدگی روابط آمریکا و اروپا در مقابل چین و روسیه را نشان می‌دهد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • چگونه عربستان در جنگ یمن زمینگیر شد؟

    چگونه عربستان در جنگ یمن زمینگیر شد؟

    روز جمعه ۲۶ مارچ سالروز آغاز تهاجم ائتلاف سعودی علیه یمن با هدف نابودی کامل انصارالله و جنبش مردمی برخواسته از انقلاب سال ۲۰۱۴ بود. تهاجمی که «عاصفه‌الحزم» (طوفان قاطع) نامگذاری شد و بنا بود ظرف مدت نهایتاً دو هفته انصارالله را به طور کامل سرکوب کند و دولت مستعفی منصور هادی را مجدداً در صنعا مستقر کرده و قدرت را به آن بازگرداند. آرزویی که باید ظرف مدت ۱۴ روز محقق می‌شد ولی با مقاومت مردم یمن پس از ۲۱۶۰ روز نیز محقق نشد.

    در حال حاضر عربستان از حیث میدانی عملاً قابلیت هیچ گونه اثرگذاری در یمن را ندارد و تنها از طریق بمباران هوایی در تلاش است که به همپیمانان خود در میادینی مانند مأرب یا الحدیده یاری رساند. اما وضع برای آن‌ها در عمق خاک سعودی از این نیز وخیم‌تر است. در حال حاضر انصارالله ماه‌هاست سعودی را در چند جبهه تحت فشار جدی قرار داده است. از طرفی سه ولایت جنوبی نجران، عسیر و جیزان دائماً شاهد حضور نیروهای یمنی است و بخش‌های قابل توجهی از این سه ولایت در تصرف این نیروهاست. از سویی حملات مستمر موشکی و پهپادی مراکز نظامی، اقتصادی و نفتی این کشور را مورد هدف قرار می‌دهد و عملاً سعودی‌ها راهی برای مصون ماندن از این حملات ندارند. در آخرین روزهای ابتدایی ماه مارچ بود که انصارالله برای اولین بار شهر مهم و اقتصادی «جده» و همچنین بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» را هدف حملات موشکی و پهپادی جدی قرار داد. ریاض پایتخت سعودی هم که بارها هدف این حملات قرار گرفته است.

    از سویی عربستان با اعمالی که در یمن مرتکب شده، صدای اعتراض بسیاری از نهادهای بین‌المللی و برخی کشورها را درآورده و فجایعی مانند حمله به اتوبوس مکتب که ده‌ها کودک را جابجا می‌کرد حتی با اعتراض همپیمانان سعودی مواجه شد. قحطی بی‌سابقه ناشی از محاصره شش ساله نیز موجب اعتراض و محکومیت سازمان ملل و سازمان‌های امدادرسان بین‌المللی شده است. این وضع به اندازه‌ای ناگوار است که بسیاری معتقدند پس از پایان جنگ و بحران در یمن ممکن است، ده‌ها پرونده مرتبط با جنایت علیه بشریت در محاکم جهانی علیه سعودی تشکیل شود.

    مجموعه این رویدادها و عوامل در نهایت موجب شد تا رییس جمهور بایدن مجبور شود به خاطر حفظ منافع کلان و راهبردی امریکا در خاورمیانه و جلوگیری از اضمحلال شریک راهبردی خود در این منطقه به سرعت دست به کار شده و به منظور حل و فصل و خاتمه بحران با پیشنهاداتی از قبیل آتش بس و پایان جنگ وارد عرصه بحران یمن شود. پیشنهاداتی که رهبران انصارالله تاکنون روی خوشی به آن‌ها نشان نداده و علی‌رغم انجام یکی دو دور مذاکره در عمان و مکان‌های دیگر همچنان از موضع قدرت و به دور از ذوق‌زدگی در تلاش برای مدیریت فضای سیاسی بحران هستند و همزمان با استمرار و تشدید حملات به عمق خاک سعودی و تنگ کردن حلقه محاصره مأرب (به گونه‌ای که هر آن امکان آزادسازی آن وجود دارد)، به دنبال خالی کردن دست رقیب در مذاکرات اصلی آتی و فشار بر آن برای تحمیل خواسته‌های مدنظر خود هستند.

    با مشاهده این شرایط و بررسی عوامل و متغیرهای دخیل در این بحران می‌توان به شکل منطقی این گزاره را مطرح نمود که در آغاز هفتمین سال جنگ، نشانه‌های پیروزی برای مردم یمن کاملاً آشکار شده و به نظر می رسد برای یمنی‌ها گشایش‌های جدی در پیش خواهد بود.

    آن روی سکه اما عربستان بدون هیچ دستاورد، ناگزیر است پس از صرف هزینه هنگفت، شکست خود در یمن را بپذیرد و از بحران یمن پای خود را بیرون بکشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • امریکا نسبت به سند همکاری ایران و چین نگرانی دارد

    امریکا نسبت به سند همکاری ایران و چین نگرانی دارد

    جن ساکی، سخنگوی کاخ سفید روز گذشته در جمع خبرنگاران درباره امضای سند همکاری ۲۵ ساله بین ایران و چین تاکید کرد هنوز این سند از سوی دولت آمریکا بررسی نشده است اما پس از بررسی اگر هرگونه تحریمی نیاز بود اعمال می‌شود.

    وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه ایران یک توافق‌نامه بلند مدت با چین امضا کرده است آیا دولت آمریکا همچنان همان سیاست را در قبال ایران به ویژه از نظر بازگشت به توافق هسته‌ای دارد، گفت: «ما در این برهه از زمان هنوز توافق ایران و چین را بررسی نکرده‌ایم. آن را بررسی می‌کنیم و مطمئن می‌شویم اگر هرگونه تحریمی نیاز است اعمال شود.»

    وی تصریح کرد با توجه به اینکه هنوز بسته توافقی بین ایران و چین را ندیده‌اند رویکرد این کشور در قبال ایران تغییر نکرده است.

    خانم ساکی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا مایل است بخشی از تحریم‌های ایران را تا حدی لغو کند، گفت: «این موضوع مورد بررسی نیست. ما بر بازگشت به یک رویکرد دیپلماتیک با اعضای توافق‌نامه هسته‌ای که البته چین عضوی از آن است متمرکز هستیم.»

    جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا روز گذشته درباره توافق ایران و چین گفته بود یکسال است نسبت به این موضوع دغدغه دارد. سخنگوی کاخ سفید در این باره گفت: «رئیس جمهور دغدغه این موضوع را دارد. دیروز از او در این باره سوالی پرسیده شد.»

    سند برنامه همکاری جامع ایران و چین روز شنبه (۷ حمل) به امضای محمدجواد ظریف و وانگ ئی، وزیران خارجه دو کشور رسید؛ سندی که به منظور عملیاتی کردن بند ششم بیانیه مشترک رئیس جمهوری دو کشور در سال ۱۳۹۴ با هدف ارتقای عملی روابط دو کشور در سطح مشارکت جامع راهبردی و فراهم کردن بستر توسعه همه جانبه همکاری‌های دو کشور تدوین شده است. امضای این سند واکنش‌های زیادی را در داخل و خارج ایران در پی داشت.

  • بایدن برای بازگرداندن ایران به مذاکره پیشنهاد تشویقی ارائه می کند

    بایدن برای بازگرداندن ایران به مذاکره پیشنهاد تشویقی ارائه می کند

    دولت بایدن در تلاش برای ارائه پیشنهاد تشویقی به ایران است تا این کشور به مذاکرات بازگردد.

    در این پیشنهاد از ایران خواسته شده برخی از فعالیت‌های هسته‌ای خود مانند کار بر روی سانتریفیوژ‌های پیشرفته و غنی سازی اورانیوم تا خلوص 20 درصد را در ازای کاهش تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده متوقف کند.
    آمریکا در سال 2018، از یونسکو و از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحدخارج شد، بطور یکجانبه از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) خارج شد.
    سپس در سال 2019 با خروج یکجانبه از پیمان مربوط به نابودی موشک‌های دارای برد متوسط و کوتاه‌تر، باعث از بین رفتن این توافقنامه مهم راهبردی شد و سال 2020 هم از پیمان “آسمان باز” خارج شد. واشنگتن همچنین کناره گیری خود از همکاری با سازمان بهداشت جهانی را اعلام کرد.
    سخنگوی وزارت خارجه روسیه در روزهای آخر سال 2020 نیز گفته بود که “روسیه هراسی” در ایالات متحده، به یکی از عوامل اصلی در مبارزات سیاسی داخلی این کشور تبدیل شده و رسانه‌های گروهی آمریکایی نیز نقش مهمی در ایجاد احساسات ضد روسی دارند.

  • بایدن قصد ندارد با رهبر کره شمالی دیدار کند

    بایدن قصد ندارد با رهبر کره شمالی دیدار کند

    کاخ سفید روز دوشنبه اعلام کرد جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا قصد ندارد با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی ملاقات کند.

    جن ساکی، سخنگو و مسئول اطلاع‌رسانی کاخ سفید در جریان یک کنفرانس خبری تاکید کرد دیدار و گفتگو با رهبر کره شمالی در برنامه رئیس جمهوری ایالات متحده جایی ندارد.

    وی در پاسخ به این سوال که آیا رویکرد دیپلماتیک جو بایدن در قبال کره شمالی، «نشستن با کیم جونگ اون» همانطور که دونالد ترامپ پیش‌تر به آن تمایل داشت، جایی خواهد داشت یا خیر گفت: «فکر می‌کنم که رویکرد ایشان بسیار متفاوت است و او قصدی برای انجام این کار ندارد.»

    کره شمالی در ادامه اقدامات تحریک‌ آمیز از نگاه کشورهای غربی، هفته گذشته یک نوع جدید از موشک بالیستیک تاکتیکی با برد کوتاه را آزمایش و پرتاب کرد.

    این اقدام که نخستین آزمایش موشکی کره شمالی از نوع خود پس از به قدرت رسیدن جو بایدن در آمریکا بود با واکنش سریع و انتقاد تند ایالات متحده همراه شد.

    واشنگتن پس از پرتاب آزمایشی این موشک خواستار نشست اعضای کمیته تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد شد.

    جو بایدن، رئيس جمهوری آمریکا نیز در جریان یک کنفرانس خبری از رایزنی با متحدان و شرکای ایالات متحده برای تصمیم‌گیری در باره نحوه برخورد با کره شمالی خبر داد و تصریح کرد که در صورت لزوم فشارها بر پیونگ یانگ را افزایش خواهد داد.

    آقای بایدن در عین حال راه برای دیپلماسی نیز باز گذاشت اما همزمان تهدید کرد که اگر کره شمالی اوضاع را پیچیده و دشوارتر کند با پاسخ‌‌های روبرو خواهد شد.

    از سوی دیگر، کره شمالی در پاسخ به تهدید‌های جو بایدن روز شنبه اعلام کرد که دولت جدید آمریکا نخستین گام بد را برداشته است.

    پیونگ یانگ معتقد است که جو بایدن با انتقاد از آنچه کره شمالی آنرا آزمایش موشکی با اهداف دفاعی می‌خواند «خصومت عمیق» خود را آشکار کرده است.

    دونالد ترامپ پیش‌تر با هدف مهار و برچیدن زرادخانه هسته‌ای کره شمالی، روابط دوستانه‌ای با رهبر این کشور برقرار کرد؛ وی جدا از نامه‌پراکنی‌های متعدد، سه بار با کیم جونگ اون از نزدیک ملاقات کرد اما روابط این دو رهبر سیاسی پس از به نتیجه نرسیدن مذاکرات دوباره تیره شد.

    کره شمالی سپس تاکید کرد تا زمانی که ایالات متحده «سیاست های خصمانه» خود را کنار نگذارد تعامل بیشتری در خصوص برنامه اتمی نشان نخواهد داد.

  • ترامپ از تصمیمات بایدن در زمینه مهاجرت انتقاد کرد

    ترامپ از تصمیمات بایدن در زمینه مهاجرت انتقاد کرد

    رئیس جمهور پیشین امریکا تاکید کرد افراد زیادی می‌خواهند به مرز مکزیکو با امریکا بروند.

    دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین ایالات متحده امریکا در گفتگویی با “فاکس نیوز”، اعلام کرد تصمیم دارد طی هفته ها آینده از مرز مکزیکو و امریکا بازدید کند.

    به گفته وی، افراد زیادی می‌خواهند به این مرز بروند.

    رئیس جمهور پیشین امریکا، همچنان از تصمیمات اخیر جو بایدن، رئیس جمهور فعلی ایالات متحده از زمینه مهاجرت انتقاد کرد.

    قابل ذکر است کاخ سفید پنج‌شنبه (11 فبروی) اعلام کرد ریس جمهور ایالات متحده آمریکا جو بایدن یکی از بزرگترین پروژه های ترامپ را متوقف می کند.

    در این گزارش آمده است: «بایدن بودجه ساخت دیوار در مرز با مکزیکو را متوقف کرد و رژیم اضطراری را که از سال 2019 در آنجا برقرار شده است را لغو خواهد نمود.»

  • بایدن از روسیه و چین برای شرکت در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا دعوت کرد

    بایدن از روسیه و چین برای شرکت در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا دعوت کرد

    جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا روز جمعه گفت کشورش از رهبران چین و روسیه دعوت کرده است تا در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا از ۲۲ تا ۲۳ آوریل شرکت کنند.

    آقای بایدن به خبرنگاران گفت هنوز با رهبران این دو کشور درباره این موضوع صحبت نکرده است.

    کاخ سفید نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد شی جین پینگ، رئیس جمهور چین و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه از جمله ۴۰ رهبر جهان هستند که به اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا در ماه آوریل دعوت شده‌اند.

    با توجه به محدودیت‌های همه گیری کرونا، نشست جهانی آب و هوا به صورت مجازی برگزار می‌شود که برای مشاهده عمومی به صورت مستقیم پخش خواهد شد.

    رئیس جمهور آمریکا در تلاش است تا موضوع تغییرات آب و هوایی را به عنوان یک الویت اصلی ارتقا دهد. مقام‌های آمریکایی معتقدند که با وجود اختلافات عمیق با چین و روسیه، در زمینه‌ آب و هوا می‌توانند با این دو کشور همکاری کنند.

    رئیس جمهور آمریکا روز پنج‌شنبه در اولین کنفرانس خبری خود از زمان روی کار آمدنش، از شی جین پینگ و ولادیمیر پوتین به عنوان «حامیان خودکامگی» یاد کرد.

    در بیانیه کاخ سفید آمده است هدف اصلی نشست روز زمین و گردهمایی جداگانه در شهر گلاسکوی اسکاتلند در ماه نوامبر، کم کردن میزان گرمایش زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد خواهد بود.

    آقای بایدن هنگام خروج از کاخ سفید برای تعطیلات آخر هفته گفت که او در خصوص این موضوع فقط با نخست وزیر بریتانیا صحبت کرده است. او تاکید کرد که موضوع گفتگویش نشست آب و هوا بوده است.

    انتظار می‌رود آقای بایدن در نشست جهانی آب و هوا از هدف «بلند پروازانه ۲۰۳۰ » دولتش برای کاهش انتشار کربن سخن بگوید.

    ناظران سیاسی احتمال می‌دهند که اعلام هر برنامه‌ای از سوی بایدن با مخالفت جمهوری خواهان روبرو شود، زیرا آن‌ها نگرانند که رئیس جمهور دموکرات برای پیگیری برنامه های آب و هوایی‌اش، مشاغل و رشد اقتصادی را فدا کند.

    با این حال کاخ سفید اعلام کرده است که آقای بایدن از رهبران جهان خواهد خواست تا از این اجلاس به عنوان فرصتی برای ترسیم چگونگی کمک کشورهایشان به کاهش انتشار کربن استفاده کنند.

    قرار است در نشست جهانی آب و هوا ۱۷ کشوری که تولید کننده ۸۰ درصد گازهای گلخانه‌ای جهان هستند، گردهم آیند. کانادا، مکزیک، اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، نیجریه، آفریقای جنوبی و متحدان اروپایی آمریکا به این نشست دعوت شده‌اند.

  • یپمان دوحه نقض شود، جنگ علیه نیروهای خارجی شروع می شود

    یپمان دوحه نقض شود، جنگ علیه نیروهای خارجی شروع می شود

    طالبان به تازگی در اعلامیه‌ای گفته‌اند نقض توافق‌نامه دوحه از سوی ایالات متحده باعث دوام جنگ و خشونت در افغانستان خواهد شد و مسئولیت آن به دوش امریکا است.
    طالبان اظهارات اخیر جو بایدن رییس جمهور امریکا را مبهم خوانده می‌گویند: «پیمان دوحه راه بسیار معقول و کوتاه برای پایان جنگ ٢٠ ساله میان افغانستان و امریکا و رسیدن افغانستان به صلح و ثبات است.»
    این گروه هشدار داده است اگر تواقف دوحه نقض شود، طالبان به مبارزه مسلحانه علیه نیروهای خارجی ادامه خواهد داد.
    رییس جمهور بایدن به تازگی در اظهاراتی گفت خروج تمام نیروهای خارجی از افغانستان تا اول ماه می دشوار است و این کشور در حال بررسی گزینه‌ها در مورد حضور امریکا در افغانستان است.