برچسب: افغانستان

  • افغانستان و تاجیکستان 5 تفاهم نامه همکاری امضاء کردند

    افغانستان و تاجیکستان 5 تفاهم نامه همکاری امضاء کردند

    مقام‌های افغانستان و تاجیکستان، پنج تفاهم‌نامه‌ی همکاری در بخش‌های مختلف امضا کردند.

    ارگ ریاست‌جمهوری، روز دوشنبه (۹ حمل)، در اعلامیه‌ای گفت با حضور رییس‌جمهور غنی و امام‌علی رحمان، همتای تاجیکستانی او، پنج تفاهم‌نامه‌ی همکاری و یادداشت تفاهم در زمینه‌های مختلف به امضا رسیده است.

    این تفاهمنامه‌ها و یادداشت‌های همکاری در بخش‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، ترانسپورتی، ترانزیتی، انرژی و فرهنگی میان مسئولان دو کشور امضا شده است.

    ارگ ریاست‌جمهوری، گفت روسای جمهور دو کشور، اعلامیه‌ی مشترک نشست دوجانبه افغانستان و تاجیکستان را نیز امضا کرده‌اند.

    رییس‌جمهور غنی، صبح روز دوشنبه (۹ حمل) در راس هیئت بلندرتبه‌ی دولتی در یک سفر رسمی دو روزه، به منظور شرکت در نهمین نشست وزیران خارجه قلب آسیا – پروسه استانبول، به تاجیکستان رفت.

  • رئیس جمهور غنی با همتای تاجیکستانی خود دیدار کرد

    رئیس جمهور غنی با همتای تاجیکستانی خود دیدار کرد

    محمد اشرف غنی پس از ورود به شهر دوشنبه با امام علی‌ رحمان، رییس‌جمهور تاجیکستان دیدار کرد.

    این دیدار پیش از چاشت امروز (دوشنبه، نهم حمل) در کاخ ملت تاجیکستان در شهر دوشنبه، پایتخت این کشور صورت گرفت.

    جزییاتی از موضوعات مورد بحث میان رییسان جمهور دو کشور تاکنون به گونۀ رسمی ارایه نشده است، اما گفته می‌شود تقویت اجماع منطقه‌یی پیرامون صلح افغانستان و گسترش همکاری‌های منطقه‌یی از آجندای این دیدار می‌باشد.

    این دیدار در حالی صورت گرفته است که تاجیکستان فردا میزبان نهمین نشست وزیران خارجۀ قلب آسیا – پروسۀ استانبول خواهد بود.

    وزارت خارجۀ کشور برگزاری این نشست را در تقویت اجماع منطقه‌یی برای موفقیت روند صلح در کشور مهم توصیف کرد. افزون بر رییسان جمهور افغانستان و تاجیکستان، وزیران خارجۀ سیزده کشور دیگری نیز در این نشست اشتراک خواهند کرد.

  • حمدالله محب با نماینده ملکی ناتو دیدار کرد

    حمدالله محب با نماینده ملکی ناتو دیدار کرد

    دفتر شورای امنیت (یکشنبه، ۸ حمل) از دیدار حمدالله محب، مشاور امنیت ملی با نماینده ملکی ناتو خبر داد.

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان با ( سیفانو پونتیکوروو )‌ نماینده ملکی ناتو برای افغانستان دیدار کرد.

    در این دیدار دو طرف روی تلاش های جاری صلح و پشتیبانی دراز مدت ناتو از نیرو های امنیتی و دفاعی افغانستان بحث و تبادل نظر کردند.

    گفتنی است حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان همراه با نماینده ملکی ناتو دیدار های زیادی داشته و در خصوص پروسه صلح و همکاری های امنیتی کشور بحث و گفتگو نموده است.

  • بلینکن: امریکا و ناتو با هم افغانستان را ترک می کند

    بلینکن: امریکا و ناتو با هم افغانستان را ترک می کند

    بلینکن گفته است: «ما خیلی واضح بوده‌ایم و ناتو واضح گفته است، این که رویکردی را که ما در این زمینه انجام می‌دهیم این است که با هم وارد شدیم، با هم شرایط را پذیرفتیم و وقتی زمان مناسب باشد، با هم بیرون خواهیم شد.»
    به گفته وی، تمرکز فعلی اکنون روی مهلت اول ماه می است.
    وزیر خارجه امریکا افزود در حال حاضر نیروهای اروپایی در افغانستان نسبت به امریکایی‌ها بیشتر است و آن‌ها در کنار ما عمیقاً سرمایه‌گذاری کرده‌اند و از همان آغاز شانه به شانه ما ایستاده است.
    در رابطه به خشونت‌ها در افغانستان، بلینکن گفته است: «تلاش برای سرعت بخشیدن به دیپلماسی نیز بسیار مهم بود، زیرا در نهایت همه درک می‌کنند که هیچ راه‌حل نظامی برای افغانستان وجود ندارد.»
    وی در ادامه بیان داشته است: «باید نوعی حل و فصل سیاسی وجود داشته باشد و این توافقی باشد که باید توسط خود افغان‌ها حاصل شود.»

  • وزیر خارجه ایران: در کنفرانس قلب آسیا هدف کمک به صلح در افغانستان است

    وزیر خارجه ایران: در کنفرانس قلب آسیا هدف کمک به صلح در افغانستان است

    محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران شامگاه یکشنبه(۸حمل) برای اشتراک در نهمین دور کنفرانس قلب آسیا-روند استانبول وارد دوشنبه پایتخت تاجیکستان شد.
    سفر دو روزه وزیر امور خارجه ایران به منظور شرکت در کنفرانس قلب آسیا – روند استانبول (نهم و دهم حمل) و نیز گفت‌وگو با مقامات کشور تاجیکستان درخصوص روابط فیمابین دو کشور ایران و تاجیکستان انجام شده است.
    ظریف در بدو ورود به تاجیکستان گفت هدف جمهوری اسلامی ایران کمک به برقراری صلح پایدار و پایان درگیری ها در افغانستان است.
    وزیر امور خارجه ایران عنوان کرد: «بسیار خوشحالم فرصتی پیدا شد تا برای اجلاس قلب آسیا و یک سفر دوجانبه به کشور دوست، همسایه، همزبان و همکیش تاجیکستان سفر کنم و با مقامات تاجیکستان و سایر کشورهایی که نسبت به افغانستان که آن هم یک کشور هم کیش، هم زبان و همسایه است، اشتراک مساعی کنیم تا بتوانیم به برادران و خواهران خود در افغانستان برای برقراری صلح پایدار و پایان درگیری‌ها کمک کنیم.»
    وی با اشاره به برنامه دیدار و مذاکرات خود با مقامات عالی‌رتبه تاجیکستان، اظهار داشت: «روابط ایران و تاجیکستان روابط دیرینه و برادرانه‌ای است، امیدوارم این سفر بتواند برای تقویت و گسترش همکاری‌ها در همه زمینه ها سهم خوبی ایفا کند.»
    گفتنی است ظریف علاوه بر شرکت و سخنرانی در این کنفرانس و مذاکرات با مقامات تاجیکستان، با وزرای امور خارجه تاجیکستان، افغانستان، پاکستان، هند و آذربایجان نیز دیدار خواهد کرد.
    ۱۵ کشور عضو قلب آسیا شامل ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، چین، روسیه، هند، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، ازبیکستان، ترکیه، آذربایجان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی هستند.
    امریکا، استرالیا، کانادا، دنمارک، مصر، فرانسه، فنلند، آلمان، عراق، ایتالیا، جاپان، ناروی، پولند، اسپانیا، سویدن و انگلیس هم کشورهای حامی قلب آسیا به شمار می‌روند.
    کنفرانس قلب آسیا از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ در استانبول، کابل، آلماتا، پکن، اسلام‌آباد، امریتسر، باکو و استانبول برگزار شده است.

  • شورای عالی مصالحه ملی یک طرح 37 صفحه ای را برای نشست استانبول آماده می کند

    شورای عالی مصالحه ملی یک طرح 37 صفحه ای را برای نشست استانبول آماده می کند

    شورای عالی مصالحۀ ملی، یک طرح ۳۷صفحه‌یی را برای نشست استانبول که قرار است در ماه آیندۀ میلادی برای صلح افغانستان برگزار شود، آماده می‌سازد.

    یک عضو رهبری شورای عالی مصالحۀ ملی می‌گوید این شورا پس از به‌میان آوردن تعدیلاتی در بخش ایجاد شورای فقه، چگونگی تشکیل حکومت آینده، حقوق زنان و آتش‌بس در پیش‌نویس طرح صلح امریکا، طرح خودرا در نشست استانبول ارایه خواهد کرد.

    فریده مهمند، عضو رهبری شورای عالی مصالحۀ ملی بیان داشت: «این طرح‌ها و پینشهادها در روزهای نزدیک اضافه می‌شود و طرح ما برای نشست ترکیه آماده خواهد شد.»

    در همین حال، شماری از احزاب به‌شمول حزب اسلامی طرح جداگانه‌یی را دربارۀ صلح آماده کرده‌اند که قرار است در نشست ترکیه مطرح کنند.

    همایون جریر، عضو رهبری حزب اسلامی گفت: «چند حزب تأثیرگذار کشور که قرار است در کنفرانس ترکیه حضور داشته باشند با هم به‌صورت جمعی کار و مشترک می‌کنند تا نظرات شان نزدیک شود.»

    هرچند پیش از این منابعی از حکومت، از طرح حکومت دربارۀ انتخابات پیش از وقت خبر داده بودند، اما حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رییس‌جمهور می‌گوید که انتخابات طرح حکومت در نشست ترکیه نیست.

    در همین حال، شماری از سیاست‌گران و اعضای مجلس نماینده‌گان دیده‌گاهای متفاوت نسبت به نشست استانبول دارند.

    سید اسحاق گیلانی، رهبر نهضت همبستگی ملی اظهار داشت: «این اصلأ کار خوب نیست و ذهن همگی را مخشوش می‌کند. بهترین طرح، طرحی است که در یک صفحه حکومت موقت و آتش‌بس باشد.»

    شگوفه نورزی، نمایندۀ مردم هلمند در مجلس نماینده‌گان نیز افزود: «این اصلأ خوب نیست. این نشان می‌دهد که ما تاکنون بین خود توافق نکردیم؛ پس چگونه با طالبان کنار بیاییم؟»

    حکومت می‌گوید که از همه طرح‌ها یک طرح واحد ایجاد و به نماینده‌گی از جمهوریت در نشست استانبول مطرح خواهد شد.

    با این همه، سیاست‌گران افغان می‌گویند که نشست ترکیه برای صلح افغانستان سرنوشت‌ساز خواهد بود.

    فاروق وردک، وزیر پیشین معارف بیان داشت: «امیدوار استیم این نشست نتیجه خوبی در پی داشته باشد و تفاوت این نشست این است که در آن اشخاص از سطح بالا و یا تصمیم گیرنده گان شرکت می‌‎کنند.»

    حکومت می‌‎گوید که اگر در نشست ترکیه اعضای با صلاحیت طالبان شرکت کنند این نشست نتیجه‌یی در پی خواهد داشت.

  • کمیسیون مستقل حقوق بشر: در 14 سال گذشته میزان معلولیت، 11.2 درصد افزایش یافته است

    کمیسیون مستقل حقوق بشر: در 14 سال گذشته میزان معلولیت، 11.2 درصد افزایش یافته است

    بنفشه یعقوبی، عضو کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان روز یکشنبه 8 حمل در یک نشست خبری در کابل گفت که بر اساس یافته‌های تحقیق، 13.9 درصد کل جمعیت کشور، یعنی حدود 4.5 میلیون تن، دارای معلولیت هستند.
    او افزود که این رقم در سال ۱۳۸۴ به ۲.۷ درصد کل جمعیت کشور می‌رسید؛ بنابراین در جریان ۱۴ سال تعداد اشخاص دارای معلولیت ۱۱.۲ درصد افزایش‌یافته است.
    خانم یعقوبی گفت که علت معلولیت 41.7 درصد از معلولان کشور جنگ و انفجار ماین‌های کنار جاده بوده است.
    کمیسیون مستقل حقوق بشر می‌گوید که معلومات آماری این تحقیق براساس سروِی بنیاد آسیا، افزون بر دیتابیس اداره قضیۀ کمیسیون، که در آن به ۱۵۶ قضیه استناد شده، به‌وسیلۀ تحقیق میدانی، که در آن ۱۵۰۴ تن از اشخاص دارای معلولیت در ۲۲ ولایت کشور، شرکت داشتند، به‌دست آمده است. از میان افراد شامل تحقیق میدانی، ۱۱۹۲ تن (۷۹.۳) آنان مرد و ۳۱۰ تن (۲۰.۶) زن بوده‌اند. هویت جنسیتی ۲ تن (۰.۱) از اشتراک کنندگان این تحقیق، ثبت نشده است.
    خانم یعقوبی گفت که علت معلولیت ۶۲۷ تن 41.7 درصد از مصاحبه شدگان، جنگ و ماین‌های کنار جاده بوده است. همچنین ۱۸ تن 1.2 درصد درنتیجۀ مصرف خودسرانۀ دارو، ۲۹ تن 1.9 درصد به اثر حوادث ترافیکی، ۷۲ تن 4.8 درصد به اثر عدم رعایت تدابیر ایمنی در محل زندگی و ۲۲ تن 1.5 درصد به اثر عدم رعایت تدابیر ایمنی در محل کار بوده است.
    او اضافه کرد که ۶۰ تن 4 درصد از مصاحبه شوندگان به اثر عدم تطبیق واکسن، ۳۲ تن 2.1 درصد به اثر عدم مراقبت زنان در دوران بارداری، دچار معلولیت شده‌اند. علت معلولیت ۶۴۴ تن 42.8 درصد باقی‌مانده مشخص نشده است.
    کمیسیون مستقل حقوق بشر پیشنهاد می‌کند که طرز‌العمل استخدام اشخاص دارای معلولیت در ادارات خدمات ملکی به هدف ایجاد ضمانت‌های قوی اجرایی، جهت تطبیق ماده ۲۲ قانون حقوق و امتیازات افراد دارای معلولیت و فراهم آوری زمینه‌های استخدام اشخاص دارای معلولیت در ادارات خدمات ملکی؛ توسعۀ برنامه‌های حمایت اجتماعی اشخاص دارای معلولیت در زمینه‌های صحی، آموزشی و اقتصادی، بدون تبعیض بر مبنای عوامل معلولیت بازنگری شود.
    این کمیسیون همچنین می‌گوید که برای تثبیت جایگاه اشخاص دارای معلولیت در روند صلح، به عنوان یکی از گروه‌های عمده قربانیان جنگ و منازعه، نیز قطع جنگ و برقراری آتش‌بس به هدف تأمین امنیت شهروندان و جلوگیری از روند رو به افزایش معلولیت در کشور؛ توسعه، تجهیز و انکشاف محیط‌های تعلیمی عمومی، در راستای تعلیمات فراگیر، جهت شمولیت تمامی متعلمان دارای معلولیت‌های مختلف در روند تعلیم، توجه کند.

  • عبدالله از تمدید ماموریت نظامیان آلمانی در افغانستان استقبال کرد

    عبدالله از تمدید ماموریت نظامیان آلمانی در افغانستان استقبال کرد

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی از تمدید مأموریت نظامی آلمان در کشور استقبال کرد.

    پارلمان فدرال آلمان روز پنج‌شنبه، پنجم حمل با تصویب طرح جدید، به ارتش آلمان اجازه داد تا یک هزار و ۳۰۰ سرباز این کشور را در افغانستان به عنوان بخشی از مأموریت ناتو تا ۳۱ جنوری سال ۲۰۲۲ حفظ کند.

    مأموریت کنونی نظامیان آلمان در ۳۱ مارچ سال ۲۰۲۱ در افغانستان پایان می‌یافت. آلمان اولین عضو ناتو است که مأموریت نظامی خود را در افغانستان تمدید می‌کند.

    با این حال، عبدالله عبدالله روز یک‌شنبه، هشتم حمل در توییتی نوشت که از تصمیم دولت و پارلمان آلمان در مورد تمدید مأموریت نیروهای این کشور برای ۱۰ ماه دیگر در افغانستان استقبال می‌کند.

    عبدالله عبدالله این تصمیم را «مسوولانه و یک گام به جلو» برای حمایت از روند صلح و ثبات در افغانستان توصیف کرده است.

    براساس توافق‌نامه دوحه، همه نیروهای امریکایی و متحدانش تا اول ماه می (۱۱ ثور) باید از افغانستان خارج شوند.

    دولت جو بایدن، رییس جمهور امریکا در حال بررسی توافق‌نامه دوحه است.

    جو بایدن در نخستین نشست خبری خود پس از تصدی کرسی ریاست جمهوری اعلام کرد که خروج نیروهای امریکایی در مهلت‌ تعیین‌شده از افغانستان دشوار است.

    طالبان نسبت به هر نوع حضور نیروهای خارجی از افغانستان پس از مهلت تعیین‌شده هشدار داده‌اند.

    ناتو تاکنون درباره حضور و یا عدم حضور نیروهای خود در افغانستان تصمیمی نگرفته است.

    امریکا و متحدانش در ناتو تأکید کرده‌اند که یک‌جا به افغانستان وارد شده است و در زمان مناسب و با فراهم‌شدن شرایط یک‌جا بیرون می‌شوند.

  • چهارده درصد جمعیت کشور را معلولین تشکیل می دهند

    چهارده درصد جمعیت کشور را معلولین تشکیل می دهند

    کمیسیون مستقل حقوق بشر امروز یکشنبه(۸ حمل) گزارش خود تحت عنوان «وضعیت حقوق بشری افراد دارای معلولیت در افغانستان (۱۳۹۹)» را منتشر کرد که بر مبنای آن حدود ۱۴ درصد کل جمعیت کشور را افراد معلول تشکیل می‌دهد.
    بر اساس یافته‌های این تحقیق، ۱۳.۹ درصد کل جمعیت کشور، یعنی ۴ میلیون و ۴۷۵ هزار و ۸۰۰ نفر، افراد دارای معلولیت می‌باشند.
    گزارش می‌گوید: این رقم در سال ۱۳۸۴ به ۲.۷ درصد کل جمعیت کشور می‌رسید؛ بنابراین در جریان ۱۴ سال تعداد اشخاص دارای معلولیت ۱۱.۲ درصد افزایش‌یافته است.
    بر بنیاد این تحقیق، ۶۹.۳ درصد افراد، دارای معلویت فیزیکی از نوع نقص عضو و ۱۹.۵ درصد، معلولیت حسی فیزیکی هستند. معلویت بیولوژیکی و میتابولیزمی، معلولیت ذهنی و روانی نیز از جمله سایر معلولیت‌ها می‌باشد.
    این گزارش جنگ و ماین‌های کنار جاده‌ای را عوامل نخست معلولیت در کشور دانسته است.
    در گزارش آمده است: «علت معلولیت ۶۲۷ تن (۴۱.۷٪) از مصاحبه‌شوندگان، جنگ و ماین‌های کنار جاده بوده است.
    مصرف خودسرانه دارو، حوادث ترافیکی، عدم رعایت تدابیر ایمنی در محل کار و زندگی، عدم تطبیق واکسین، عدم مراقبت زنان در دوران بارداری از جمله علت‌های دیگر معلولیت در کشور می‌باشند.»
    کمیسیون مستقل حقوق بشر در ادامه خواستار تثبیت جایگاه اشخاص دارای معلولیت در روند صلح شده و پایان جنگ و برقراری آتش‌بس را برای جلوگیری از روند رو به افزایش ضروری می‌داند.
    معلومات آماری این تحقیق، افزون بر دیتابیس اداره قضایای کمیسیون که در آن به ۱۵۶ قضیه استناد گردیده، به‌ وسیلۀ تحقیق میدانی در ۲۲ ولایت کشور به دست آمده است.

  • بحران هویت ملی، مانع بزرگ تکوین روح جمعی

    بحران هویت ملی، مانع بزرگ تکوین روح جمعی

    بحران هویت، فرایند پریشیدگی در نظام معرفتی فرهنگی را تجلی میبخشد. تطبیق و تناسب این مفهوم در حوزه ی کلان تر ناظر بر پیچیدگی، ناپیوستگی، شکاف های فعال فرهنگی، تنازع قومی، تبعیض و تحقیر، حاشیه نشینی و روند سرکوب هویت های خرد، تضادهای ساختاری و فقدان یک تعریف مشترک از منافع مشترک جمعی می باشد که فرایند تعامل اجتماعی، اعتماد روانی، خویشاوندی فرهنگی و همگرایی سیاسی را میان گروههای قومی، تباری، زبانی و دینی ـ اعتقادی در یک واحد سیاسی دچار گسست و شکست می سازد.

    بحران هویت ملی، بزرگترین عامل گسستگی و ناپیوستگی ملی و مهمترین مانع در مسیر تکوین روح جمعی، احساسات ملی و بیداری و همگرایی سیاسی میباشد که بستر، باور و باروری فرایند ملت سازی را دچار تعویق و تعلیق می سازد.

    بحران هویت در افغانستان، آشکارترین نوع بحران سیاسی اجتماعی می باشد که چیدمان فرهنگی ساختاری پروسه ی ملت سازی مدرن را با چالش و فرسایش مواجه ساخته است. شناخت و تحلیل نظری این بحران مستلزم شناخت تاریخ سیاسی نوین این کشور و درک ویژگی های پیچیده و بازشناسی موزاییک قومی فرهنگی این سرزمین می باشد.

    ناپیوستگی اجتماعی، حس بیگانگی ذهنی، گسستگی فرهنگی، درجه بندی هویت ها بر اساس شأن شهروندی و ناتمامی ساختار سیاسی، پنج عنصر بنیادینی هستند که بنیان تعلقات و خویشاوندی مشترک را مغشوش و معوق ساخته است. به همین دلیل است که معضل هویتی، مبانی و مجاری تمامی بحران ها و گسستگی ها قرار گرفته است.

    در تشدید و تداوم این بحران، عوامل پرشماری نقش دارد که از میان آن ها پنج عامل، بیشترین نقش را ایفا نموده است که عبارتند از:

    1.  دیرپایی و گستردگی فقر اقتصادی به درونگرایی و انزوای اجتماعی، پیوسته کمک نموده است

    2.  شرایط و ویژگی های توزیع جغرافیایی اقلیمی گروه های قومی؛

    3. ساختار ملوک الطوایفی ـ فیودالی به تداوم دولت شهرهای متکثر انجامیده است؛

    4. عقب ماندگی فرهنگی و دیرینگی نظام سلسله مراتب قبیله ای؛

    5. وجود حاکمیتهای خُرداندیش، تبعیض گر و استبدادی.

    حمزه واعظی

  • حزب حرکت انقلاب اسلامی: انحصار قدرت باعث پایان نیافتن جنگ شده است

    حزب حرکت انقلاب اسلامی: انحصار قدرت باعث پایان نیافتن جنگ شده است

    عبدالحکیم منیب، رئیس حزب حرکت انقلاب اسلامی افغانستان، امروزشنبه (7، حمل ) در یک نشست خبری در کابل گفت که “ناهنجاری‌ها، برخورد دیکتاتورانه و اندیشه‌های فرسوده بیگانگان باعث شده که همواره محتاج آنان باشیم. بنابراین، برکناری اشرف غنی از چوکی به معنی رسیدن به صلح دایمی در کشور خواهد بود؛ زیرا وی به خاطر صلح، حتی چوکی‌اش را قربانی نمی‌کند.”

    اقای منیب افزود، ارگ نشینان بخاطر جنون قدرت و باور‌های انحصاری شان حساسیت‌ها و چالش‌های کنونی را درک نکرده و هر روز موقف جدید اتخاذ می‌کنند. همچنان تاکنون هیچ استراتژی در قضایای ملی از سوی حکومت اتخاذ نگردیده است.

    وی وضعیت جاری کشور را شکننده خواند و گفت که از آغاز گفتگو‌های صلح تاکنون، اجماع سیاسی صورت نگرفته و همه‌ای جهت‌ها در داخل حکومت نیز مواقف متضاد و مختلف دارند که این نابسامانی ها باعث شده تا جنگ بیشتر افزایش یابد.

    به گفته وی؛ پیشرفت‌های گروه طالبان در میدان‌های جنگ، بالا بودن گراف بی اعتمادی میان طالبان و حکومت و همچنان تعهد شکنی رئیس جمهور غنی نشان می‌دهد که آوردن صلح تحت رهبری وی خواب و خیال است.

    آقای منیب گفت که شورای عالی مصالحه ملی و تیم مذاکره کننده شان نیز هیچ‌گاه از تمام اقشار جامعۀ افغانستان نمایندگی کرده نمی‌تواند؛ زیرا صلح زمانی تحقق می‌یابد که تمام مردم افغانستان خود را در این روند سهیم بدانند.

    این درحالی است که نهادهای استخباراتی امریکا هشدار داده‌اند که اگر سربازان امریکایی افغانستان را ترک کنند، ضمن بازسازی داعش و القاعده، احتمال می‌رود که طالبان در دو یا سه سال آینده بر بخش‌های بیشتری این کشور تسلط پیدا کنند.

  • افغانستان در قرن چهاردهم، نظام پس از کنفرانس بن

    افغانستان در قرن چهاردهم، نظام پس از کنفرانس بن

    حمله ایالات متحده امریکا به «گورستان امپراتوری‌ها» برابر بود با چهارمین نوبتی که طی صد و شصت سال گذشته یک دولت خارجی سربازانش را به خاک این کشور گسیل می‌کند. بریتانیا در قرن نوزدهم به قصد جابه‌جایی رژیم‌های موجود به افغانستان لشکرکشی کرده بود و بعد از آن روس‌ها در قرن بیستم برای حفظ رژیم مورد حمایت خودشان این کشور را مورد حمله قرار دادند. ایالات متحده امریکا اما زمانی به این کشور حمله کرد که ساختار و تمام نهادهای حکومتی این کشور در هم ریخته بودند و کارکردی نداشتند. در هنگام حمله آنان، نه شاه مستبدی برای حمایت در کابل حاکم بود و نه حزب ایدیولوژیکی. در هنگام حمله ایالات متحده امریکا به افغانستان، هیچ شخص و حزب به تنهایی قادر به کنترل افغانستان و وادار کردن مردم به تبعیت از سیاست‌هایش نبود. افغانستان به جایی رسیده بود که هر گروه و قومی خواستار سهم خودش در حکومت و افغانستان پیش رو بود.

    کابل در جریان جنگ‌های داخلی و حاکمیت طالبان به شهر مرده و ارواح تبدیل شده بود. انسان‌های زیادی در جنگ با شوروی و جنگ‌های داخلی از بین رفته بودند و کسانی که از آن جنگ‌ها جان به سلامت برده بودند، ترسیده و عذاب کشیده بودند. فقر همه‌گیر شده بود. مغازه،‌ سینما، بازار و هرچه کسب و کار در گذشته در این شهر بود، تعطیل و متروک شده بود. این شهر متمدن منطقه که برای خودش پیشینه و گذشته‌ای داشت، تمام هستی خود را در جریان جنگ‌ها از دست داده بود. پس از سرنگونی رژیم سیاه طالبان، جامعه جهانی در پی کمک و به ثبات رساندن افغانستان شد. حضور نیروهای امدادی بین‌المللی و کمک‌های خارجی، منجر به برگشت بخش عظیم مهاجران از ایران و پاکستان شد. قانون اساسی جدید افغانستان تسوید و تدوین شد و برای بار نخست زمینه انتخابات آزاد و سری برای مردم افغانستان فراهم گردید.

    بنیاد نظام کنونی پس از جنگ‌های داخلی و مقاومت مردم در برابر طالبان، خلاف خواست و ایده برهان‌الدین ربانی، رییس دولت اسلامی، ‌در بن آلمان ریخته شد. موانع عمده بر سر راه برگزاری کنفرانس بن، برهان‌الدین ربانی بود که پس از پیروزی ائتلاف شمال، بار دیگر وارد ارگ ریاست جمهوری شده بود. او پس از جابه‌جا شدن دوباره در داخل ارگ ریاست جمهوری، قبول کرد که برای ایجاد حکومت فراگیر ملی کنار برود، مشروط به این‌که کنفرانسی که در بن برگزار می‌شود، در کابل و در سایه دولت او برگزار شود. او به روند بن تا پایان معترض بود. حتا در جریان کنفرانس بن هم خواستار تعلیق آن کنفرانس و برگزاری آن در کابل شد. اما ایالات متحده امریکا خواست او را نپذیرفت و به او گفتند اگر استعفا نکند، افغانستان از دریافت میلیاردها پول کمک برای بازسازی محروم خواهد شد. حتا یک نوبت هواپیمای امریکایی به صورت تصادفی موشکی به سوی نزدیکی خانه او شلیک کرد.

    در روز نخست کنفرانس بن، حامد کرزی از مخفی‌گاهش در ترینکوت برای هیأت حاضر در جلسه بن، از یک اتاق نم‌ناک و با تلفنی که سازمان سیا برایش وصل کرده بود، سخنرانی کرد. او از دهه ۱۹۹۰ میلادی عضو گروه رم بود. اما کار عمده و اساسی‌اش بسیج قبیله‌ای و پشتون‌های سلطنت‌طلب در افغانستان و پاکستان بود. در هنگام رای‌گیری، گروه رم با ۹ رأی ستار سیرت را در برابر ۲ رأی حامد کرزی برگزید که بعدها با فشار قانونی و خلیل‌زاد، سیرت کنار زده شد. کرزی که بر اثر حمله اشتباهی هواپیمای امریکایی زخمی شده بود و داشت خون سرش را پاک می‌کرد، تماسی از بن دریافت کرد و رسماً رییس اداره موقت افغانستان شد.

    چند ساعت پیش از پایان یافتن کنفرانش بن، شورای امنیت سازمان ملل متحد موافقت‌نامه بن را در قطع‌نامه ۱۳۸۳ رسمیت بخشید. کنفرانس بن روند انتقال سیاسی و چارچوب روند سیاسی را مشخص کرد. اداره موقت روی کار آمد. این توافق‌نامه قواعد و رهنمودهای مرتبط با ترکیب رویه‌ها و کارکردهای اداره موقت افغانستان را تعیین کرد. اداره موقت به ریاست کرزی و کابینه‌اش؛ بیست و نُه وزیر، دادگاه عالی و یک کمیسیون ویژه برای برگزاری لویه‌جرگه اضطراری داشت. توافق بن زمینه فعالیت سازمان ملل متحد را در افغانستان فراهم کرد و هم‌چنان طرح اولیه برای تامین امنیت کشور ریخته بود. به این معنا که به تمام گروه‌های مسلح هدایت داده شد که ماموریت خود را به اداره موقت انتقال دهند.

    لویه‌جرگه قانون اساسی در دسامبر ۲۰۰۳ برگزار شد. در همان آغاز شکل‌گیری نظام جدید، بحث اصلی چگونه‌گی نظام سیاسی افغانستان بود که تا هنوز مشکل بزرگ ملی است و ممکن نیست بدون تعدیل و تغییر آن افغانستان در مسیر درست پیش‌رفت و توسعه قرار بگیرد. مسأله اساسی در جرگه  ۲۰۰۳ این بود که حکومت افغانستان متمرکز باشد یا فدرالی. بحث میان دو گروهی بود که یکی نظام ریاستی مقتدر می‌خواست، دیگری نظام پارلمانی. حامیان نظام متمرکز مدعی بودند که تفویض صلاحیت به قدرت خارج از کابل راه را برای تجزیه کشور فراهم می‌کند. هم‌چنین بسیاری از پشتون‌ها ریاست جمهوری قوی کرزی را به معنای بازگرداندن تفوق‌شان در حکومت می‌دانستند. در پیش‌نویس قانون اساسی جدید تلاش شده بود با پیشنهاد یک رییس جمهور و یک نخست‌وزیر، طرفین راضی نگه‌ داشته شوند؛ درست ساختاری شبیه به قانون اساسی ۱۹۶۳ دوران سلطنت ظاهرشاه. اما سِمت نخست‌وزیری به نفع رییس جمهوری قدرتمند به منظور داشتن افغانستان واحد حذف شد. (همان، ۳۹۹) قانون اساسی تازه، رییس جمهور را مسوول تمام امور می‌دانست. از انتصاب والیان تا پرداخت حقوق کلیه کارمندان دولت بر عهده رییس جمهوری بود. در واقع نظام و سیستم به کلی متمرکزی که تمام امور کشور را در دست رییس جمهوری و پایتخت کشور تعریف می‌کرد.

    در شروع هزاره سوم میلادی، مردم افغانستان به صحنه آمدند و وارد تاریخ شدند؛ البته به طور موقتی و گذرا. پس از دهه دموکراسی، بار دیگر در شروع هزاره سوم امیدواری برای داشتن یک جامعه آزاد و دموکراتیک برای مردم افغانستان میسر شد. زیرا افغانستان پس از تجربه یک جمهوری استبدادی، رژیم مداخله‌گر کمونیستی، دولت اسلامی ضعیف که جان و مال مردم برای قوماندان‌سالاری‌های فراوان هیچ وقت در آن مصون نبود و دوره سیاه طالبان، با افق تازه و روشنی مواجه شده بود. مردم افغانستان برای فرصت پیش آمده شگفتی‌زده بودند. زیرا بار اول بود که فرصت یافته بودند برای تعیین سرنوشت خویش رای استعمال کنند، انتقاد کنند، بنویسند و بگویند. افغانستان در ۹ اکتوبر ۲۰۰۴ شاهد و نظاره‌گر اتفاق خجسته‌ای بود. به این معنا که مردم افغانستان پس از شکل‌گیری افغانستان معاصر برای بار نخست می‌توانستند، رییس دولت خود را با رأی انتخاب کنند. هرچند شرکت در نخستین انتخابات افغانستان، شجاعت می‌خواست که مردم افغانستان نشان داده بودند. چون هیچ‌کس مطمین نبود که طالبان روند رأی‌گیری را با خشونت‌ورزی مختل نکنند. داستان‌هایی به بیرون درز کرده بود که گویا عده‌ای از مردم وصیت‌نامه نوشته بودند و آخرین مراسم خود را به جا آورده بودند تا مبادا در محل رأی‌گیری کشته شوند. به رغم همه تهدیدها مردم اشتراک کردند و برای بار نخست زعیم خود را با استعمال رأی خود انتخاب کردند. یکی از رأی دهنده‌گان در توصیف حال و هوای روز انتخابات و تجربه جدید در افغانستان گفته بود: «بالاخره، ما باز هم انسان هستیم.»

    نظام کنونی و هشتمین قانون اساسی افغانستان، همانند نظام‌های پیشین در معرض خطر و فروپاشی است. نظام موجود ضمن این‌که در محاصره طالبان مسلح قرار گرفته است، از فساد گسترده، ‌قوم‌گرایی و تعصب بی‌پیشینه رنج می‌برد. به حدی که اکنون کشورهای منطقه و جهان معقول‌ترین کار را توافق با طالبان، ‌تعدیل یا تغییر قانون و نظام می‌دانند تا طالبان به کابل بیایند و افغانستان از بحران موجود بدون تکرار دهه هفتاد – جنگ داخلی دیگر به سلامت عبور کند. چون گزینه غلبه نظامی بر مخالفان مسلح دولت محتمل نیست و کاملاً منتفی است. اضافه بر این، نیروهای خارجی که بیست سال قبل از امروز به کمک جمهوری و نظام دموکراتیک آمده بودند، کشور را ترک کرده‌اند. در درون کشور اکنون جبهه متحد و قوی وجود ندارد و شکاف‌های قومی و اختلافات سیاسی تا حد براندازی و کشتن یک‌دیگر پیش رفته است.

    نظام کنونی افغانستان که به نام «جمهوری اسلامی» یاد می‌شود، در چهار بُعد «اندیشه‌ای، هنجاری، ساختاری و کارکردی، با چالش مواجه است.» در بُعد اندیشه‌ای، همانند بقیه مفاهیم و ارزش‌ها، چنان که لازم و ضروری است در مورد مفهوم جمهوری و اهمیت آن برای افغانستان اندیشه‌ورزی و نظریه‌پردازی نشده است. در بُعد ساختاری «جمهوری با ضعف قیود قانون اساسی برای استفاده خودسرانه از قدرت تضعیف شده است.» در بُعد کارکردی، «فساد، وابسته‌پروری، جناح‌بندی و غیبت شهروندان فعال، جمهوری را تضعیف کرده‌اند. در نهایت پایه‌های هنجاری جمهوری با ایده‎های غیرلیبرال، فقدان فضیلت مدنی، افراطیت و قوم‌گرایی تضعیف شده‌اند. افزون بر این موارد، حضور جامعه بین‌المللی، نخبه‌گان قوم‌گرا و بنیادگرایان، جمهوری را تهدید می‌کنند.»

    جمهوری در حال حاضر در حد اسم جمهوری باقی مانده است. در عمل و کردار سیاسی، روزانه هیچ رفتار جمهوری‌خواهانه یا احترام به ارزش‌های جمهوری از سوی رهبری خود جمهوری دیده نمی‌شود. در نتیجه، «آن‌چه در حال حاضر داریم یک جمهوری شریر و بی‌مسما است. جمهوری شریر و بی‌مسما به جمهوری‌ای اطلاق می‌شود که با رفتارها و انحراف نخبه‌گان سیاسی و حامیان بین‌المللی‎شان از ارزش‌ها و اصول جمهوری‌خواهی مدنی منحرف شده باشد.» (همان، ۳۳) خلاصه کلام، «نظام موجود از دید قانونی، هنجاری و کارکردی و ساختاری یک جمهوری نیست.» افزون بر مشکلاتی که جمهوری در داخل خودش دارد و همه‌اش هم ناشی از فساد، بی‌باوری به ارزش‌های دموکراتیک و تعصب و تبعیض است، مخالفان سیاسی نیز در جامعه دارد. آن‌چه به وضاحت می‌توان در این مورد گفت، این است که چند حزب کلان سیاسی و تعیین کننده سیاست و امور کشور و سه قوم بزرگ افغانستان خواستار تعدیل و تغییر قانون اساسی و نظام موجود اند؛ البته از راه گفت‌وگو و روش‌های مسالمت‌آمیز.

    گروه طالبان در سال‌های اخیر ساحت زیادی از قلمرو افغانستان را تسخیر کرده است. آنان دولت و جهان را وادار ساخته‌اند که دور میز با آنان گفت‌وگو کنند. طالبان به رهبری ملا عمر پس از مدتی در سال ۲۰۰۳ دوباره سازمان‌دهی شدند و جنگ چریکی را علیه دولت مرکزی افغانستان و نیروهای پشتیبانی امنیت بین‌المللی (آیساف) که متشکل از ایالات متحده امریکا و اکثریت کشورهای ناتو بودند، آغاز کردند. این گروه در اویل با بمب‌گذاری‌ها در جاده‌ها، کمین و حملات چریکی در مناطق روستایی و هم‌چنین انفجارهای انتحاری در شهرها، از سال ۲۰۰۶ بخش‌های مختلف افغانستان را مجدداً تصرف کرده است. نیروهای ائتلاف بین‌المللی مجبور شدند تعداد نیروهای خود را در برابر طالبان افزایش دهند. در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ میلادی، ۱۴۰ هزار سرباز تحت فرماندهی آیساف حضور داشتند که ۱۰۰ هزار نفر آن‌ها سربازان امریکایی بودند. حضور این سربازان سبب تضعیف و نابودی گروه طالبان نشد.

    جانسون معتقد است که افغانستان در همان وضعیتی است که نظام مورد حمایت ایالات متحده در سال‌های ۱۹۶۹ – ۱۹۷۳ در ویتنام قرار داشت. یعنی فساد مالی و اداری حکومت و دولت کنونی را مثل خوره از دورن خورده و خرد کرده است. برگزاری انتخابات پر از تقلب اعتماد ملی و قومی را از میان برده است. محبوبیت مخالفان مسلح حکومت و دولت و هم‌چنان قلمروی که در اختیار دارند‌، کم از محبوبیت و قلمرو نظام و حکومت نیست. (جانسون: ۱۳۹۸) به نظر او «غربی‌ها در فهم این‌که با چه روشی می‌توان بر رفتار و افکار افغان‌های روستانشین اثر گذاشت، ‌ناکام ماندند. آنان نتوانستند در روستاهای جنوب و شرق نفوذگذاری کنند و رفتار روستایی‌ها را جهت دهند.» هم‌چنان، «غرب نتوانست ذهن یک روستایی عادی و ساده پشتون را بخواند و طالبان از این ناکامی غرب بهره‌ فراوان بردند. به همین دلیل بود که غرب جنگ روایت‌ها را در افغانستان باخت.» بی‌جا نیست که یک تحقیق انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان (۱۳۹۸) نشان می‌دهد که ۵۰.۴۵ درصد پشتون‌های پاسخ دهنده در آن نظرسنجی مخالف شرکت کردن طالبان در روند انتخابات بودند. آنان معتقد بودند که طالب نباید تسلیم دولت کابل شود. این نظرسنجی نشان می‌دهد که همدردی و همدلی و حمایت بعضی از مناطق جنوب کشور که عمدتاً پشتون‌نشین است، کم از همدردی و همدلی و حمایت از نظام جمهوری نیست.

    بارفلید وضعیت پیش آمده و حاکم شده امروز افغانستان را به درستی حدس زده بود. او گفته بود: «…آن‌چه پیش از همه جای تعجب داشت، صبری است که مردم افغانستان در تعامل با بیگانگان نشان دادند؛ بیگانگانی که هیچ فهمی از فرهنگ و ارزش‌های ایشان نداشتند. اکنون نگرانی این است که مبادا بیگانگان پیش از برقراری امنیت، کشور را ترک کنند.» حالا روشن شده است که بیگانگانی که به منظور حمایت و پشتیبانی از افغانستان لشکرکشی کرده بودند، افغانستان را ترک کرده‌اند و قرار است تعداد کمی از نیروهای باقی مانده مطابق توافق دوحه به زودی افغانستان را ترک کنند. اکنون در افغانستان دو نیروی کاملاً متضاد و از لحاظ قوت نظامی تقریباً متوازان و با خواست‌هایی از بنیاد متفاوت وجود دارند. رویدادهای روزهای آینده مشخص می‌کند که کدام یک از این‌ها بر افغانستان حاکم می‌ماند و کدام یکی نابود می‌شود.

    8am

  • عبدالله در دیدار با وزیر خارجه فرانسه در مورد صلح گفت و گو کرد

    عبدالله در دیدار با وزیر خارجه فرانسه در مورد صلح گفت و گو کرد

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه‌ ملی به دعوت شهردار پاریس برای اشتراک در مراسم نام‌گذاری جاده‌ای به نام قهرمان ملی (احمدشاه مسعود) روز گذشته به فرانسه رفت و در دیدار با ژان ایو لودریان وزير امورخارجه این کشور در باره روند صلح گفت‌وگو کرد.
    در این دیدار، دو طرف در باره‌ تلاش‌های صلح، کنفرانس ترکیه، روابط فرانسه و افغانستان، حمایت جهانی و منطقه‌ای از تلاش‌های صلح رایزنی کردند.
    عبدالله همچنین از جمهوری فرانسه به خاطر اعزاز قهرمان ملی و حمایت دوام‌دار این کشور از افغانستان و تلاش‌های صلح قدردانی نمود.
    روز گذشته داکتر عبدالله در صفحه فیسبوکش نوشته بود برای اشتراک در نامگذاری جاده‌ای به نام احمد شاه مسعود به فرانسه سفر می‌کند.

  • یپمان دوحه نقض شود، جنگ علیه نیروهای خارجی شروع می شود

    یپمان دوحه نقض شود، جنگ علیه نیروهای خارجی شروع می شود

    طالبان به تازگی در اعلامیه‌ای گفته‌اند نقض توافق‌نامه دوحه از سوی ایالات متحده باعث دوام جنگ و خشونت در افغانستان خواهد شد و مسئولیت آن به دوش امریکا است.
    طالبان اظهارات اخیر جو بایدن رییس جمهور امریکا را مبهم خوانده می‌گویند: «پیمان دوحه راه بسیار معقول و کوتاه برای پایان جنگ ٢٠ ساله میان افغانستان و امریکا و رسیدن افغانستان به صلح و ثبات است.»
    این گروه هشدار داده است اگر تواقف دوحه نقض شود، طالبان به مبارزه مسلحانه علیه نیروهای خارجی ادامه خواهد داد.
    رییس جمهور بایدن به تازگی در اظهاراتی گفت خروج تمام نیروهای خارجی از افغانستان تا اول ماه می دشوار است و این کشور در حال بررسی گزینه‌ها در مورد حضور امریکا در افغانستان است.

  • پسر احمد شاه مسعود: خروج شتابزده امریکا از افغانستان خطر جنگ داخلی را تشدید می کند

    پسر احمد شاه مسعود: خروج شتابزده امریکا از افغانستان خطر جنگ داخلی را تشدید می کند

    احمد مسعود، پسر احمدشاه مسعود، فرمانده پیشین مجاهدین، درباره خطر آغاز جنگ در داخلی در صورت خروج سریع نیروهای آمریکایی از کشور هشدار داد.

    احمد مسعود روز چهارشنبه در گفتگویی با شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴ گفت: «اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد که نیروهای خود را با عجله از افغانستان بیرون بکشد، این کشور در معرض آشوب و هرج و مرج، خشونت و جنگ داخلی دیگری قرار خواهد گرفت.»

    بر پایه توافق دوحه که روز ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ امضا شد، تمامی نیروهای آمریکایی و ناتو باید تا پیش از یکم ماه مه (۱۱ ثور) به طور کامل از افغانستان خارج شوند. اما جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا گفته است خروج کامل نیروهای ایالات متحده از افغانستان مطابق ضرب‌الاجل توافقنامه دوحه تا ابتدای ماه مه انجام نمی‌شود.

    احمد مسعود نیز در پاسخ به پرسش خبرنگار شبکه فرانس۲۴ در این زمینه، از دولت بایدن خواست تا برای خروج نیروهای کشورش از افغانستان «صبر» نشان دهد.

    طالبان هفته پیش تهدید کرد اگر ایالات متحده نیروهای خود را در مهلت مقرر از افغانستان خارج نکند، باید «پیامدهای» آن را بپذیرد.

    احمد مسعود گفت که توافق دوحه یک «اشتباه» بود، به ویژه به این دلیل که طرفین دولت افغانستان را از مذاکرات حذف کردند و به این ترتیب این توافق «موازنه در مذاکرات و توازن قدرت در داخل افغانستان را کاملا نابود کرد».

    وی همچنین یادآوری کرد مذاکرات بین افغانی پس از این رویداد نیز نتیجه‌ای در بر نداشته است.

    پسر فرمانده پیشین مجاهدین با استقبال از پیشنهاد آنتونی بلینكن، وزیر خارجه آمریكا مبنی بر تشكیل یك دولت گذار تا پیش از برگزاری انتخابات، مخالفت رئیس جمهور اشرف غنی از پذیرش چنین دولتی و پیشنهاد متقابل وی برای برگزاری انتخابات زودهنگام به جای آن را مورد انتقاد قرار داد. وی ادعا کرد غنی صرفاً سعی در حفظ قدرت دارد و گفت که او باید استعفا دهد.

    وی گفت: «ما باید با طالبان گفتگو و صلح کنیم»، اما هشدار داد طالبان باید ارزش‌های بنیادین مانند دموکراسی و حقوق زنان را بپذیرند و تأکید کرد: «ما ارزش‌هایی را که برای آنها جنگیدیم فدا نمی‌کنیم.»

    احمد مسعود با یادآوری مدل پیشنهادی پدرش مبنی بر الگوبرداری از نظام کنفدراسیونی سوئیس برای حکومت افغانستان، گفت به باور او این پیشنهاد بعد از ۲۰ سال هنوز هم مورد توجه بوده و «تنها راه تحقق صلح» در این کشور است.

    احمد شاه مسعود، فرمانده پیشین مجاهدین افغانستان دو روز قبل از حملات ۱۱ سپتامبر به دست عوامل گروه القاعده ترور شد. این شخصیت افغان همواره در فرانسه چهره محبوبی بوده است، به طوری که شهرداری پاریس اخیرا لوح یادبودی را در منطقه هشتم پایتخت فرانسه، به نام احمد شاه مسعود ثبت کرد. پسر احمدشاه مسعود در ابتدای گفتگوی خود با شبکه فرانس۲۴ از شورای شهر پاریس برای بزرگداشت نام پدرش تشکر کرد و این اقدام را «نمادی از مبارزه علیه تروریسم در سراسر جهان» خواند.

  • روسیه از امریکا خواست تا ماه می از افغانستان خارج شود

    روسیه از امریکا خواست تا ماه می از افغانستان خارج شود

    آقای کابلوف همچنان نشست مسکو برای صلح افغانستان را بسیار مفید خوانده و آن را برای تسریع روند گفت‌وگوهای بین‌الافغانی ارزنده توصیف کرده است.

    در همین حال یکی از قانون گذاران آمریکایی گفته است که دولت آقای بایدن در تلاش است تا بخشی از نیروهای خود را پس تاریخ ضرب‌‌الاجل تعیین شده در توافق‌نامه واشنگتن با گروه طالبان در افغانستان حفظ کند.

    آدام اسمیت، رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا تصریح کرده است که مقام‌های کاخ سفید در حال رایزنی در مورد حفظ واحدهای ویژه ضد تروریزم نیروهای آمریکایی در افغانستان پس از پایان مهلت خروج نیروهای خارجی از این کشور برای مقابله با گروه داعش اند.

    پیش از این جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا نیز گفته بود که خروج کامل نیروهای کشورش از افغانستان تا اول ماه می بسیار دشوار است.

    همچنان مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که رئیس‌جمهور بایدن تاکنون در مورد خروج کامل نیروهای این کشور از افغانستان تصمیم مشخصی اتخاذ نکرده است.

    براساس توافق‌نامه صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان، تمام نیروهای خارجی تا اول ماه می به گونه کامل افغانستان را ترک خواهند کرد و در مقابل طالبان نیز بر منافع آمریکا و متحدانش حمله نکرده و روابط خود را با گروه‌های تروریستی در منطقه، به ویژه شبکه القاعده قطع می‌کنند.

    گفتنی است که ایالات متحده آمریکا در حال حاضر سه هزار و ۵۰۰ نیروهای نظامی در افغانستان دارد که بیشتر مصروف آموزش و مشوره‌دهی به نیروهای امنیتی و دفاعی کشوراند.

  • وحید عمر: طرح غنی برای نشست ترکیه آماده است

    وحید عمر: طرح غنی برای نشست ترکیه آماده است

    آقای عمر امروز (پنج‌شنبه، پنجم حمل) در یک نشست خبری در کابل گفت این طرح زیر نام «نقشۀ راه صلح» از سوی رییس‌جمهور کشور آماده شده است.

    آقای عمر افزود این طرح دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری نیست؛ بلکه نقشۀ ‌راه برای صلح کشور را ترسیم می‌کند. به گفتۀ او، در این طرح پیش‌بینی شده است که قدرت سیاسی به نظام برخاسته از روند صلح از طریق انتخابات منتقل خواهد شد.

    پیش از این خبرگزاری رویترز به نقل از شماری از مقام‌های دولت افغانستان گزارش داده بود آقای غنی با طرح وزارت خارجۀ امریکا در پیوند به صلح افغانستان مخالفت کرده و طرحی را مبنی بر برگزاری انتخابات زودهنگام در نشست انقره مطرح خواهد کرد.

    مشاور ارشد رییس‌جمهور در امور روابط عامه و استراتژیک با اشاره به موقف دولت در پیوند به خروج نیروهای خارجی از افغانستان افزود خروج این نیروها مشروط به عملی شدن تعهدات طالبان است.

    آقای عمر علاوه کرد نیروهای امنیتی و دفاعی کشور برای پیشبرد عملیات‌های نظامی آماده‌گی کامل دارند و در صورت عملی شدن تعهدات طالبان در روند صلح، دولت با خروج نیروهای خارجی مخالفت ندارد. اما به گفتۀ او، طالبان تاکنون به هیچ یکی از تعهدات در روند صلح عمل نکرده‌اند.

    گفتنی است به تازه‌گی منابع در کاخ سفید در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز مدعی شده‌اند که جوبایدن، رییس‌جمهور امریکا تلاش دارد زمان‌بندی خروج نیروهای خارجی را از افغانستان به تأخیر بیندازد.

    بر اساس توافق‌نامۀ صلح دوحه که در ماه حوت سال ۱۳۹۸ خورشیدی میان امریکا و طالبان در قطر امضا شد، نیروهای خارجی می‌بایست تا اوایل ماه می سال روان میلادی افغانستان را ترک کنند.

  • نگرشی بر پیشینه‌ی بیداری اسلامی

    نگرشی بر پیشینه‌ی بیداری اسلامی

    تاریخچه و طرح مسأله:

    جهان در نیمه‌ی دوم قرن بیستم میدان تاخت وتاز دو ایدیولوژی کمونیزم و کاپیتالیزم و نظام های

    سلطه‌ی اشتراکیت و سرمایه داری بودکه به صورت ساده تر بلوک شرق و بلوک غرب نامیده می‌شدند.

    پرچم دار محور نخست اتحاد شوروی سوسیالیستی بود که ظاهرا تمام شرق را فراگرفته به طرف جنوب آسیا، خاورمیانه، قاره سیاه و جنوب آمریکا پیشروی می‌کرد و شاخه های آن چون گیاه هرزه در تمام دنیا همچنان جوانه می‌زد و رشد می‌کرد و به عنوان ایدلوژی برتر، انقلاب رو به جلو، حامی کارگر و دهقان و نظام مساوات‌گستر و آزادی‌بخش جلوه می‌کرد و داد از برابری اجتماعی و اقتصادی و بهشت نقد دنیوی برای نسل بشر می‌زد.

    دو دیگر را پرچم دار ایالات متحده‌ی امریکا بود که او نیز چون اژدهای خوش خال و خط، بویژه بعد از جنگ جهانی دوم به تمام امریکای شمالی، اروپای شمالی و غربی، استرالیا و شرق آسیا سلطه داشت و در خاور میانه وشمال آفریقا و حتی جنوب آسیا نیز میدان می‌داد و به دنبال سرزمین های بیشتر و منابع ثروت بیشتر برای بلعیدن و به یغما بردن بود و گوش جهان را با فریاد لبرالیزم، حقوق بشر، دموکراسی و سکولاریزم پرنموده بود.

    دین در یک بلوک به عنوان افیون توده ها به شدت سرکوب و در بلوک دیگر به عنوان عامل عقب ماندگی و خشونت به گوشه‌ی انزوا و در برج و باروی کلیساها محبوس شده بود.

    مردم جهان میان دوسنگ کمونیزم و سرمایه داری لِه شده و راه سومی وجود نداشت و بارقه‌ی امیدی نه که مردم به آن متوسل شده و راه نجات را جستجو کنند.

    اسلام در طول سالیان دراز حاکمیت طاغوت و استعمار قدیم و جدید و دور شدن از اصل نجات بخش خویش که همانا وحی و رسالت و قرآن و عترت بود، در قرن بیستم نیز زیر ضربات کوبنده‌ی شرق و غرب قد راست نتوانست و همچنان لگد مال می‌شد و با تبلیغات شوم و مسموم رسانه ای چهره‌ی درخشان آن در پرده‌ی ابهام قرارگرفته بود. بویژه دو بعد مهم سیاسی و اقتصادی اسلام که واهمه‌ی نظام سلطه‌ی جهانی از آن نواحی بیشتر متصور بود سخت کوبیده شده و در تاریکی نگهداشته شده بودند و حتی بحث و پژوهش در آن زمینه مسخره آمیز و نشان عقب ماندگی و ارتجاع تلقی می‌شد.

    نظام اقتصادی و سیاسی اسلام در اندیشه‌ی جوانان مسلمان تبار که در سراسر سرزمین های اسلامی از اسلام فقط تبار را به ارث برده بودند تحت هجوم سیل آسا و طوفان‌مثال تهاجم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی شرق و غرب نامفهوم و گنگ جلوه می‌کرد و شاید هم کسی اذعان نداشت که در اسلام مفهومی بنام نظام اقتصادی و اندیشه‌ی سیاسی وجود داشته باشد.

    در خاورمیانه کسی باور نداشت که اسلام بتواند حکومتی را برپا یا اداره نماید و شاید سوالی پیش می‌آمد که اسلام را با حکومت و سیاست چه کار؟ و اصولا اسلام سیاسی چیزی جز خواب و خیال نبود!

    آسیای میانه و بخارا که زمانی مهد اندیشه‌ی اسلامی پنداشته می‌شد در عمل تحت اشغال بلوک شرق کمونیستی قرار داشت و حتی در مساجد نیز از اسلام خبری نبود.

    ترکیه‌ی عثمانی فروپاشیده بود و مصطفی کمال اتاترک سکولاریزم را در ترکیه‌ی جوان و لائیک نهادینه کرده و سخن از حکومت اسلامی جرم پنداشته می‌شد.

    اسلام در جهان عرب نیز که تازه سر از استعمار نظامی بلند کرده بود، تحت قیمومیت سلاطین عیاش و مفت‌خوار و اکثر مجهول‌الهویت به خرافات و تاریخ سپرده شده بود. چند کشور عربی که به ظاهر هوای دموکراتیک شدن را به سر می‌پرورانیدند در دام کمونیزم افتاده و احزاب بعثی با شعارهای داغ سوسیالیستی بازارهای قاهره، دمشق و بغداد را گرم کرده بودند. مخصوصا که اژدهای اسرائیل تازه دهن باز کرده و سرزمین های عربی را می‌بلعید و سرطان صهیونیزم در رگ و خون منطقه میتاستاز می‌داد.

    ایران هم وضع بهتر از اعراب نداشت. قاجاری های زن‌باره عظمت تاریخی این تمدن بزرگ را به صفر تقرب داده و تمامیت ارضی آن گاهی از شمال و گاهی از جنوب زیر سوال رفته و هر از چند گاهی پارچه های بزرگ و کو چک از پیکر پهناور آن جدا می‌شد.

    در افغانستان هم شعارهای تند و داغ احزاب سوسیالیست بازار پر زرق و برق داشت و جوانان مسلمان تبار را هر روز بیشتر از دیروز به دام می‌افکند. جوانان به دام افتاده در محافل خصوصی اعتراف می‌کردند که ما گرچه مسلمان و مسلمان زاده ایم اما چه سود، که اسلام نظام سیاسی و اقتصادی ندارد و دنیای امروز دنیای اقتصاد است و عالم دینی مسمی به ملا و آخوند را با سیاست و حکومت چه کار؟

    دختر جوان افغانی که سموم فکری کمونیزم او را دیوانه کرده بود بی پرده می‌گفت: من در مقابل تصویر لینن ادای احترام می‌کنم در حالیکه قرآن زیر پاهایم قرار دارد!

    درآمد موضوع:

    در ربع اخیر قرن بیستم وضع متفاوتی به پیش آمده و گویا معجزه ای رخ داد. بارقه های امید درخشیدن گرفت، خورشید بیداری اسلامی از پسِ هاله های سیاه جهل و استبداد سر زد و افق های تازه ای را نه تنها به مسلمانان خسته از سلطه‌ی استعمار و امپریالیزم بلکه به تمام مردم جهان که کاسه‌ی صبرشان از نفاق لیبرال دموکراسی غرب و دیکتاتوری کمونیزم به سر آمده بود نوید داد. در سال ۱۹۷۸ میلادی انقلاب کبیر اسلامی به رهبری امام ملکوتی نفس، سید روح الله موسوی خمینی در ایران به پیروزی رسید و به تصریح بنیانگذار آن که از انقلاب اسلامی ایران به عنوان انفجار نور تعبیر می کرد، انوار گرم و درخشان این انقلاب جهان اسلام و بلکه همه گیتی را فرا گرفت و نقطه‌ی عطفی شد برای بیدار اسلامی و تجدید حیات، عظمت و شکوه تمدن اسلامی، همان تمدنی که نقطه اتصال تمدن های قدیم و جدید تلقی می‌شود و اگر مشرق زمین را از قول ویل دورانت مورخ و دانشمند مشهور، گهواره‌ی تمدن ها بدانیم، نقطه اوج این تمدن ها و مرکز ثقل شان تمدن درخشان و طلایی اسلام بوده است.

    بدون شک بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام که ما از آن به عنوان راه سوم بین زنجیر دیکتاتوری و استبداد کمونیزم شرق و انحطاط انسانی نظامِ سلطه‌ و نفاقِ لبرال دیموکراسی غرب تعبیر می‌کنیم و کسانی هم از آن به عنوان راه سوم بین جمود و افراط گرایی یاد کرده اند، پیش زمینه‌ی طولانی تر دارد و پس منظر آن به فعالیت های آزادی خواهانه ی بیدارکننده‌ی شرق سید جمال الدین افغانی و پیروانش محمد عبده، اقبال لاهوری و پسانتر به مبارزان راه بازگشت به اسلام و تجدید حیات اسلامی چون ابوالاعلی مودودی، حسن البناء، سید قطب، امام موسی صدر، آیات عظام کاشانی و مدرس، استاد عبدالرحیم نیازی، اسماعیل بلخی افغانی و ده ها و بلکه صدها رهبران آگاه و فداکار جهان اسلام برمی‌گردد، اما آنچه که امام خمینی کرد از قماش متفاوت‌تر بود. او انرژی های باالقوه را به فعل تبدیل و پوتانسیل های موجود در بطن تمدن اسلامی را که بروی آن خاکستر غفلت و پراکندگی امت خوابیده بود به آتش فشانی مبدل ساخت که نه در واحد نژاد، میهن و زبان و مذهب بل به مقیاس وسیع اسلامی انسانی همه خس و خاشاک و موانع بر سرراه رسیدن انسان به خوشبختی رفاه دنیوی و سعادت و نجات اخروی را سوزانید و کوتاه سخن آنکه همه زنجیر های جادویی و همه حجاب های کاذب را که مانع رسیدن انسان به اصل اهورایی اش بود درید تا در یک قطب میخایل گورباچف رهبر اتحاد شوروی را با نامه‌ی تاریخی اش به پوچی کمونیزم و سوسیالیزم متیقن سازد و هشدار دهد که ازین پس کمونیزم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد و در قطب دیگر ساموئل هانتینگتون استراتیژیست و نظریه پرداز برتر ایالات متحده را ناچار به پذیرفتن اسلام به عنوان یک تمدن ریشه دار و پیشرو نماید. به قول او “هویت تمدنی یا Civilization Identity بطور روز افزون در آینده اهمیت خواهد یافت و جهان تا اندازه‌ی زیادی بر اثر کنش و واکنش بین هفت یا هشت تمدن بزرگ شکل خواهد گرفت. این تمدن ها عبارتند از: تمدن غربی(با شاخه ‌های اروپایی و امریکایی)، تمدن کنفوسیوس، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندو، تمدن اسلاوی – ارتدوکس، تمدن امریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی. او سپس در مقاله ای تحت عنوان انحطاط امریکا می‌گوید: ” … ایالات متحده آنگونه که ما آن را شناخته ایم باقی نخواهد ماند و به دنبال سایر ابر قدرتهای که صرفاً از طریق ایدئولوژی تعریف شده بودند، در مقبره‌‌ی تاریخ دفن خواهد شد.

    امروز نظریه پردازان مشهور و اغلب صهیونیست و دشمن اسلام بر پوچی تمدن‌نمای صنعتی غرب و لذت‌جویی افراطی و مصرف‌گرایی وحشتناک و انسان‌ستیزی لجام گسیخته‌ی آن اذعان می‌کنند و از جاگزین شدن تمدن اسلامی بر ویرانه های قابل پیش بینی آن هشدار می‌دهند .

    فرانسیس فوکویاما عضو سابق دفتر برنامه ریزی های سیاسی وزارت امور خارجه امریکا و تحلیلگر ارشد مرکز مطالعاتی “راند” و صاحب نظریه‌ی معروف “پایان تاریخ” می‌گوید: “سقوط جامعه پذیری در آمریکا تنها محدود به خانواده نیست. به علاوه انحطاط خانواده‌ی آمریکایی به سبب تقویت دیگر اشکال زندگی اجتماعی هم نیست، همه پشت سر هم سقوط می‌کنند.

    و یکی از متفکرین ذی نفوذ آمریکا زبگینو برژنسکی استاد دانشگاه هاپکینز، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک واشنگتن و مشاور امنیت ملی جیمی کارتر انحطاط سکولاریزم غربی را جدی تر تصور می‌کند:

    ” تصور نمی کنم که سکولاریزم غربی در شکل فعلی اش بهترین ملاک برای حقوق بشر باشد. سکولاریزم غربی اساساً یک موج فرهنگی است که در آن لذت‌گرایی، خوشگذرانی و مصرف گرایی مفاهیم اصلی را تشکیل می‌دهد. در چنین خلاء اخلاقی و معنوی دفاع از انسان چندان معنی نمی‌دهد. سکولاریزم عنان گسیخته که بخش اعظمی از غرب را فرا گرفته است در درون خویش نطفه‌ی خود ویرانی فرهنگی را پرورش می دهد.

    نتیجه گیری:

    نوشته‌ی حاضر ضمن بحث کلی در مورد بیداری اسلامی و احیای تمدن اسلامی به حیث راه سوم تأثیرات مثبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران را بر این موج بیداری در سه محور خلاصه می‌کند:

    ۱– انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در آسیای میانه و جنوبی:

    با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی موج بیداری اسلامی با پیام صدور انقلاب، کشور های آسیای میانه و جنوبی را فرا گرفت. محور این بیداری افغانستان بود. پیروزی انقلاب مصادف بود با اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد شوروی سوسیالیستی و آغاز مقاومت در افغانستان علیه رژیم کمونیستی وقت و اردوی اشغالگر سرخ که حداقل ده سال به طول انجامید.

    انقلاب اسلامی در افغانستان به طور مستقیم از جمهوری اسلامی ایران الهام می‌گرفت، گرچه کانون های مهاجرت و مقاومت در پاکستان نیز شکل گرفته بود. افغانستان بازار فروش و توزیع رساله های انقلابی بود که از ایران سرازیر می‌شدند. امام خمینی به شدت از انقلاب اسلامی در افغانستان پشتیبانی و جهاد در برابر اشغال را واجب می دانست. کتب “توضیح المسایل” و “ولایت فقیه” امام در بین مجاهدین دست به دست می‌شدند و بیانیه های عالمانه‌ی ایشان گوش های شنوای زیادی داشت. بزودی صدای رسای صدور انقلاب و بیداری اسلامی به آسیای میانه که هفتاد سال سلطه‌ی کمونیزم را تحمل می‌کرد و همچنان به کشورهای پاکستان، بنگله دیش، هندوستان، فیلیپین و حتی مالیزیا و اندونیزیا رسید و سر از قفقاز نیز بر آورد.

    انقلاب اسلامی افغانستان نتیجه‌ی مثمری داد و در پایان پر افتخار خویش، صرف نظر از ویرانی های داخلی و جنگ های درون گروهی مجاهدین، آسیای میانه و اروپای شرقی را از زنجیر کمونیزم آزاد ساخت، اتحاد شوروی پاشید، دیوار برلین شکست و ناامیدان قرن بیستم را در پایان آن امیدوار به آزادی نمود.

    کشور های جدید اسلامی در آسیای میانه و قفقاز به وجود آمد و مردم بار دیگر به آغوش مساجد و عقاید اسلامی بازگشتند و فرهنگ عزیز و از دست رفته ی شانرا دوباره احیاء کردند.

    ۲– انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در خاورمیانه و شمال افریقا:

    ایران که قبل از انقلاب ژاندارم امریکا در منطقه بود، با پیروزی انقلاب طلیعه‌ای شد برای بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال افریقا و نعمتی برای آزادیخواهان مسلمان و تشنه‌ی بازگشت به اسلام در عراق، سوریه، عربستان، مصر، تونس و …

    محور بیداری اسلامی در این منطقه‌ی مهم فلسطین اشغالی و لبنان بود. امام خمینی مبارزه مردم فلسطین برای آزادی سرزمین مقدس شانرا ازشکل عربی به جامعیت اسلامی در آورد و مسأله‌ی فلسطین را از اهم مسایل جمهوری اسلامی قلمداد کرد. روز جهانی قدس را پایه گذاری نمود، اسرائیل را غده‌ی سرطانی خواند و الهام بخش انتفاضه های پیاپی در منطقه شد. آزادی جنوب لبنان و نوار غزه از اشغال اسرائیل و موج بیداری اسلامی در منطقه و بهار عربی(که با توطئه های محور امریکا، صهیونیزم، وهابیت به خزان عرب تبدبل شد) از پیامد های همان الهامات مقدس و صدور انقلاب بود که به دنباله‌ی پیروزی جمهوری اسلامی ایران باید دسته بندی شود.

    امام خمینی باری فرمودند: “باید برای آزادی قدس از مسلسل های متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده کرد و بازی های سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگهداشتن ابر قدرت ها به مشام می رسد کنار گذاشت.”

    ۳– انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات وسیع جهانی آن:

    آشکار است که پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران تأثیرات بسزایی در بیداری تمام مردم جهان برای مبارزه با نظام سلطه‌ی جهانی از بوسنی گرفته تا هند و چین و از کشورهای افریقایی گرفته تا قاره‌ی امریکا داشته است. یک نمونه‌ی آن مقاومت غیورانه ی مردم امریکای لاتین در برابر نظام سلطه است و نمونه ی دیگر آن جنبش ۹۹ درصدی ضد سرمایه داری و شعار تسخیر وال‌استریت در امریکا بوده که از حوصله‌ی این مقاله خارج است.

    سید علی موسوی چکاوک

  • امریکا 10 میلیون دالر به پولیس زن در افغانستان کمک می کند

    امریکا 10 میلیون دالر به پولیس زن در افغانستان کمک می کند

    این سفارت امروز (پنج‌شنبه، پنجم حمل) در خبرنامه‌یی آورده است که این کمک مالی به هدف تقویت مجریان قانون از قشر اناث در افغانستان اختصاص خواهد یافت.

    سفارت امریکا در کابل از نیروهای پولیس زن در افغانستان به عنوان قهرمانان مجری قانون یاد می‌کند و می‌افزاید که واشنگتن به حمایت از این نیروها در صفوف پولیس متعهد است.

    گفتنی است که هم‌اکنون چهار هزار زن در صفوف پولیس افغانستان مشغول کارند. بر اساس یک برنامۀ پنج سالۀ وزارت امور داخله، شمار نیروهای پولیس زن تا سال ۲۰۲۴ میلادی به ده هزار تن افزایش خواهد یافت.

  • تصمیم سخت ناتو در مورد افغانستان

    تصمیم سخت ناتو در مورد افغانستان

    وزرای خارجۀ کشورهای عضو ناتو روز گذشته دربارۀ خروج از افغانستان و مذاکره با طالبان در بروکسل بحث و گفت‌‌وگو کردند.

    آنتونی بلینکن وزیر خارجه امریکا دوشنبه در نشست مشترک خبری با دبیرکل ناتو در بروکسل گفت: «متحدان و شرکای ناتو از طریق انجام ماموریت آموزش و پشتیبانی قاطع، به امنیت و ثبات طولانی مدت در افغانستان متعهد هستند. ما اطمینان خواهیم داد که دیگر از خاک افغانستان برای حمله به امریکا یا متحدانش استفاده نمی‌شود.»

    وزیر خارجه امریکا همچنان در تویتر نوشت: «همانطور که در نشست وزرای دفاع ناتو بیان شد امریکا و متحدان و شرکای ما در ناتو برای پایانی توام با مسئولیت پذیری به جنگ در افغانستان، تلاش می کنند. ما به عنوان متحد یکدیگر، باید یکپارچگی خود را حفظ کنیم. به این معنا که با هم وارد (افغانستان) شدیم ، با هم هماهنگ خواهیم شد و وقتی زمان مناسبش فرا برسد با هم این کشور را ترک خواهیم کرد.»

    دبیرکل ناتو درست چند هفته مانده به خروج آخرین نیروهای امریکایی از افغانستان بر اساس توافق سال گذشته میلادی با طالبان اعلام کرد تمامی گزینه‌ها درباره افغانستان کمافی سابق پابرجاست.

    آنتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا در روزهای سه شنبه و چهارشنبه در بروکسل با وزرای خارجی کشورهای عضو ناتو دیدار دارد و با رهبران اتحادیه اروپا نیز در بخشی از تلاش‌های دولت بایدن برای احیای روابط امریکا و اروپا گفت‌وگو می‌کند.

    ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو در یک نشست خبری گفت: وزرای خارجی کشورهای عضو ناتو قرار است به رایزنی‌ها درباره اوضاع افغانستان و حضور نیروهای ما در این کشور به منظور ارزیابی گام‌های بعدی بپردازند.

    وی ادامه داد: هیچ انتخاب ساده‌ای وجود ندارد. همچنان تمامی گزینه‌ها درباره افغانستان روی میز قرار دارند. اوضاع امنیتی در این کشور مشکل است و ما باید تمامی اقدامات لازم را برای امنیت نیروهایمان در این کشور انجام دهیم.

    در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ نیرو در افغانستان حضور دارند.

    دبیرکل ناتو همچنین در پاسخ به سوالی درباره اینکه انتظار دارد پیام بلینکن درباره خروج بالقوه نیروهای امریکایی از افغانستان چطور باشد، گفت: ما باید به یاد بیاوریم که اکثریت نیروها در افغانستان اکنون از بین متحدان اروپایی و ملت‌های شریک هستند.

    وی ادامه داد: هیچ تصمیم نهایی درباره حضور نظامی ما در افغانستان گرفته نشده اما باید در این زمینه در کنار هم باشیم. وقتی زمان درستش فرا برسد، ما با هم این کشور را ترک می‌کنیم و آلمان یکی از کشورهای پیشرو در افغانستان نقش اساسی را ایفا می‌کند.

    در این حال، الجزیره در گزارشی نوشت: وزیر مشاور در امور ارتش انگلیس نیز گفت انگلیس و امریکا بدون دستیابی به توافق صلح، اول ماه می از افغانستان خارج نخواهند شد. در فوریه گذشته، طالبان و دولت افغانستان با میانجیگری امریکا به توافق مهمی دست یافتند و زمینه را برای گفتگو‌های صلح فراهم کردند، این مذاکرات از ۱۲ سپتمبر در دوحه پایتخت قطر آغاز شد. به‌رغم آغاز گفتگو‌ها میان طالبان و دولت افغانستان، روند خشونت در این کشور متوقف نشده و در ماه‌های اخیر افغانستان شاهد حملات گسترده‌ای از بمب‌ها و درگیری‌ها بوده است.