دسته: سیاست

  • بلینکن: امریکا می تواند رابطه با ثبات تری با روسیه داشته باشد

    بلینکن: امریکا می تواند رابطه با ثبات تری با روسیه داشته باشد

    آنتونی بلینکن،  وزیر امور خارجه ایالات متحده از آمادگی کشورش برای تعامل پایدار با روسیه در صورت تغییر موضع‌گیری از سوی مسکو خبر داد.

    وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با Axios گفت: “اگر روسیه در موضع گیری خود در قبال ما تغییر جهت دهد، ما آماده هستیم روابط پایدار و با ثبات با این کشور برقرار کنیم”.

    بلینکن گفت، انتظار می‌رود نشست  روسای جمهور دوکشور، ولادیمیرپوتین و جوبایدن در ژنو روشن سازد که واشنگتن روابط با ثبات‌تر با مسکو را به شرط اینکه روسیه رویه خود را تغییر دهد ترجیح می‌دهد، اما بعید به نظر می‌رسد که مسکو آماده انجام چنین اقداماتی باشد.

    وزیر امور خارجه آمریکا گفت، ما ترجیح می‌دهیم روابط قابل پیش‌بینی‌تر و با ثبات‌تری با روسیه داشته باشیم و این موضوع را تصریح کرده‌ایم اما به همین میزان نیز تصریح کرده‌ایم اگر روسیه تصمیم به اقدامات تهاجمی یا بی مهابا در قبال ما یا در قبال همپیمانان یا شرکای ما بگیرد، ما پاسخ خواهیم داد.

    این در حالی است که جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده اخیرا در یک مقاله در روزنامه واشنگتن پست نوشت، کشور او و همپیمانانش آماده پاسخ به “فعالیتهای زیانبار آتی” از سمت روسیه هستند اما “آمریکا به دنبال نزاع” با مسکو نبوده و مذاکرات پیش رو میان بایدن و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه فرصتی برای بحث در مورد حوزه‌های همکاری نظیر ثبات راهبردی و کنترل تسلیحات خواهد بود.

    گفتنی است در تاریخ 26 می کرملین اعلام کرد که ، ولادیمیر پوتین رئيس جمهور روسیه با جو بایدن همتای آمریکایی  او قرار است روز 16 جون  در ژنو دیدار کنند.

    رهبران دو کشور، در این دیدار درباره وضعیت و چشم اندازهای توسعه بیشتر روابط روسیه و امریکا، ثبات استراتژیک و برنامه بین المللی، از جمله مبارزه با بیماری همه گیر COVID-19 و حل و فصل منازعات منطقه ای است.

    کاخ سفید قبلا گفته بود در این دیدار تمام “مسائل عاجل” از جمله درگیری‌های منطقه‌ای، سلاح‌های هسته‌ای و روابط دو جانبه مورد بحث قرار خواهد گرفت. 

  • طالبان: امنیت دیپلمات های خارجی را تامین می کنیم

    طالبان: امنیت دیپلمات های خارجی را تامین می کنیم

    محمدنعیم، سخن‌گوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر گفت این موضوع را هیأت این گروه به رهبری شیرمحمد عباس استانکزی، معاون دفتر طالبان روز گذشته (یک‌شنبه، ۱۶ جوزا) در دیدار با توماس نیکلسون، نماینده ویژه اتحادیه اروپا برای افغانستان مطرح کرده است.

    به گفته‌ی او، هیأت طالبان در این دیدار تأکید کرده است: «امنیت دیپلمات‌ها و کارکنان بخش‌های بشر جزئی از منافع ملی کشور ما و مسئولیت ما (طالبان) است.»

    دو طرف همچنین در مورد روند صلح، خروج نیروهای خارجی و کمک‌های بشردوستانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا هم بحث و گفتگو کرده‌ اند.

    این درحالی است که در( تاریخ ۱۶ ثور ) شیرمحمد عباس استانکزی در یک نشست ویدیویی با نمایندگان و سفیران امریکا، اتحادیه‌ی اروپا، آلمان، بریتانیا، ناروی، فرانسه، ایتالیا و سازمان ملل متحد هم گفته بود طالبان متعهد است تا امنیت تمامی دیپلمات‌های خارجی، خبرنگاران و کارمندان سازمان‌های حقوق بشری را تأمین کند.

  • امریکا کمک های مالی خود به افغانستان را ادامه می دهد

    امریکا کمک های مالی خود به افغانستان را ادامه می دهد

    زلمی خلیل‌زاد،‌فرستاده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان در دیدارهای جداگانه با رییس جمهور غنی و عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی پیرامون روند صلح افغانستان به تبادل نظر پرداخت.

    در اعلامیه ارگ ریاست جمهوری آمده است در این دیدار هیات آمریکایی نسبت به تداوم همکاری‌ها و روابط سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، دفاعی و اقتصادی گفت‌‌وگو کرده است.

    در این اعلامیه تاکید شده است این هیات در دیدار با رییس جمهور غنی تداوم همکاری‌های مالی و کمک ۳.۳ میلیارد دالری به کابل را یادآور شده است.

    آقای خلیل‌زاد همچین پیام دولت آمریکا مبنی بر حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان به ویژه نیروی هوایی و بخش‌های اقتصادی و حقوق بشری را به رییس جمهور اعلام کرده است.

    فرستاده ویژه آمریکا همچنین افزود برای رسیدن به افغانستان مستقل، متحد، بی‌طرف و صلح‌آمیز تلاش خواهد کرد و حفظ دستاوردهای دو دهه و نظام جمهوریت در اولویت او است.

  • خلیلزاد با عبدالله دیدار کرد/ امریکا از روند صلح افغانستان همچنان حمایت می کند

    خلیلزاد با عبدالله دیدار کرد/ امریکا از روند صلح افغانستان همچنان حمایت می کند

    وی بیان داشت که کشورش با قاطعیت از روند صلح حمایت می کند.

    در این دیدار دکتر زلمی خلیل‌زاد گفت با هیأت همراه خود آمده است تا در باره‌ی فصل جدید همکاری‌ها و روابط میان افغانستان و امریکا گفتگو کند.

    آقای خلیل‌زاد بیان داشت که کشورش با قاطعیت از روند صلح حمایت می‌کند و در راستای ایجاد اجماع جهانی و منطقه‌ای در حمایت از تلاش‌های صلح کار می‌کند. وی علاوه کرد که وقت آن است تا طرف‌های درگیر خشونت‌ها را کاهش دهند و گفت‌وگوهای جدی و نتیجه‌ بخش را آغاز کنند.

    نماینده‌ی ویژه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا برای صلح افغانستان تأکید کرد که امریکا از اجماع سیاسی و وحدت میان سیاسیون و مردم افغانستان حمایت و استقبال می‌کند و اجماع سیاسی و وحدت داخلی سبب می‌شود تا جمهوری اسلامی افغانستان جایگاه قوی‌تری در تلاش‌های صلح کسب کند.

    با تشکر از تلاش‌های آقای خلیل‌زاد، حمایت‌ها و کمک‌های ایالات متحده‌‌ی امریکا و جامعه‌ی جهانی گفتیم که در صحبت‌های شما به نکات اساسی و مهم در فصل جدید روابط میان دو کشور اشاره شد. جمهوری اسلامی افغانستان همیشه در راستای برقراری صلح متعهد بوده است. زیرا جنگ راه حل نیست و مردم ما بیشتر از این نباید قربانی جنگ‌های کور و بی‌معنا شوند. از فرصت پیش‌آمده برای برقراری صلح استفاده‌ی درست صورت گیرد. هیچ طرفی نباید محاسبه اشتباه کند که می‌تواند به زور به جنگ فعلی نقطه‌ی پایان گذارد.

    در ادامه تأکید کردیم که حمایت جامعه‌ی جهانی به ویژه امریکا از جمهوری اسلامی افغانستان و روند صلح مهم است. ما از تلاش‌های امریکا برای ایجاد اجماع جهانی و منطقه‌ای در باره‌ی صلح نیز قدردانی می‌کنیم. ما در داخل نیز تلاش داریم تا در این شرایط حساس، اجماع ملی و سیاسی شکل گیرد.

    در این نشست معاونان شورای عالی مصالحه‌ی ملی و اعضای رهبری این شوار نیز دیدگاه‌ها و نظریات شان را با جانب امریکا در میان گذاشتند و آقای خلیل‌زاد به سوال‌های آنان پاسخ داد.

  • قریشی: محب تباه کننده صلح در افغانستان است

    قریشی: محب تباه کننده صلح در افغانستان است

    شاه محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان در ارتباط با سخنان حمدالله محب، مشاور شورای امنیت ملی کشور واکنش نشان داد و گفت، امیدوارم هستم محب رفتارش را اصلاح و در گفتار خود تأمل کند.

    وزیر خارجه پاکستان روز شنبه،۱۵ جوزا سخنان مشاور امنیت ملی کشور را به تندی به انتقاد گرفت و بیان داشت: «من با جامعه جهانی مطرح می‌کنم که این فرد «محب» به عنوان مشاور شورای امنیت ملی افغانستان، در واقع یک عنصر تبا‌ه‌کننده صلح در افغانستان است».

    این مقام ارشد پاکستانی مشاور شورای امنیت ملی کشور را مخاطب قرار داد و گفت به من گوش بده «من منحیث وزیر خارجه پاکستان با شما صحبت می‌کنم که اگر به اتهامات علیه این کشور ادامه دهید، مردم پاکستان دیگر به شما احترام نخواهند داشت و دست دوستی نخواهند داد.»

    آقای قریشی افزود: «از زمان سخنرانی شما در ننگرهار، خون من و تمام مردم پاکستان از شدت عصبانیت در حال جوشیدن است و شما باید شرمنده باشید و در قبال سخنان‌تان مقصر هستید».

    وزیر خارجه پاکستان تاکید می‌کند که کشورش تنها به فکر صلح و ثبات در منطقه است و در جریان سال‌های متمادی هزینه‌های سنگین مالی و جانی از جانب تروریستان را متحمل شده است.

    آقای قریشی همچنان از مردم افغانستان خواسته است که با محب صحبت کنند تا رفتارش اصلاح کن.

    مشاور امنیت ملی کشور سه هفته پیش طی اظهاراتی در جمعی در ننگرهار بر پاکستان تاخت و آن کشور را متهم کرد که با استفاده از یک «گروه قدرت‌طلب» در صدد گسترش مرزهای خود در داخل افغانستان است.

    آقای محب همچنین گفت که اقوام پاکستان به شمول پشتون ها و بلوچ ها از حکومت کشور شان «خوش نبوده» و به گفته وی، پشتون ها به خاطر «به دست آوردن حق شان قیام کرده «و بلوچ ها» به خاطر حق شان می جنگند.»

    این اظهارات تند آقای محب در مورد پاکستان درست چهار روز بعد از آن صورت گرفت که جنرال قمر جاوید باجوه، لوی درستیز پاکستان همراه با جنرال سارنیک کارتر، لوی درستیز بریتانیا به کابل سفر کرده، با رئیس جمهور غنی و سایر مقامات ارشد افغانستان دیدار کرده بود.

    وزارت خارجه پاکستان هفته گذشته نیز با نشر اعلامیه‌یی، این اظهارات آقای محب را «غیرمسؤولانه» و «اتهامات بی‌بنیاد» خواند و افزود که این گونه اظهارات اعتماد بین اسلام آباد و کابل را آسیب می‌رساند.

    اما یک مقام پاکستانی پس از این اظهارات محب گفت که اسلام آباد روابط خود با او را قطع کرده است.

    محب اما گفت که هیچ پیام رسمی در این مورد از سوی پاکستان دریافت نکرده است و انتظار رفتار غیردیپلماتیک از سوی این کشور را نیز ندارد.

  • سفارت آلمان: تداوم خشونت های ناموجه علیه جامعه هزاره تعجب برانگیز است

    سفارت آلمان: تداوم خشونت های ناموجه علیه جامعه هزاره تعجب برانگیز است

    سفارت آلمان در افغانستان اعلام کرد از تداوم خشونت ناموجه علیه غیرنظامیان در افغانستان به‌ویژه جامعه هزاره حیرت‌زده شده است.

    این سفارت روز (یک‌شنبه، ۱۶ جوزا) با نشر پیامی در برگه فیس‌بوک‌اش، با خانواده قربانیان اخیر اظهار همدردی نموده‌است.

    سفارت آلمان هم‌چنان خاطر نشان کرده‌است خشونت‌های ناموجه علیه غیرنظامیان و فامیل‌های سوگوار را در ذهن دارند.

    این سفارت تاکید نموده است افغان‌ها سزاوار صلح هستند و خشونت باید پایان یابد.

    سفارت آلمان در افغانستان در حالی این اعلامیه را منتشر کرده که اخیراً حملات علیه هزاره‌ها و شیعه‌ها در کابل افزایش یافته است.

    یک ماه پیش مکتب سیدالشهدا در غرب کابل، هدف حمله تروریستی قرار گرفت. در پی این رویداد حدود ۱۰۰ دانش‌آموز دختر جان باختند و بیش ۱۵۰ تن دیگر زخمی شده‌اند.

    بعد از آن در انفجارهای پی‌هم در موترهای کاستر و تونس مسافربری در غرب کابل نیز هزاره‌ها هدف حمله قرار گرفتند. در این حملات دست‌کم ۲۰ تن کشته شدند.

    از سوی‌هم شماری از کابران شبکه‌های اجتماعی روز شنبه‌ با راه‌اندازی طوفان توییتری خواهان به رسمیت شناختن کشتار هزاره‌ها به عنوان «نسل‌کشی» شدند.

  • اتمر: ختم جنگ افغانستان بدون همکاری پاکستان ممکن نیست

    اتمر: ختم جنگ افغانستان بدون همکاری پاکستان ممکن نیست

    حنیف اتمر این موضوع را امروز یکشنبه(۱۶جوزا) در نشستی خبری در هرات بیان کرد.
    اتمر گفت دولت و مردم افغانستان به خوبی درک می‌کنند که بدون همکاری پاکستان، ممکن نیست در قطع خون‌ریزی و در صلح پیش‌رفت حاصل شود.
    وی افزود: «همکاری با پاکستان برای دولت و مردم افغانستان حتمی است و بر این باور هستیم که در هر حالت گفت‌وگو و همکاری را باید با پاکستان حفظ کنیم».
    او همچنان با اشاره به مواضع اخیر حمدالله محب مشاور امنیت ملی علیه پاکستان که واکنش‌هایی در آن کشور برانگیخت، گفت که مشاور امنیت ملی از نام افغانستان روی مسئله قطع خون‌ریزی و پیش‌رفت در صلح تأکید کرده و این دو مسئله نگرانی مردم و دولت افغانستان است.
    از دید آقای اتمر، حالت ایجاد شده در مناسبات بین‌المللی حالتی نیست که خاص برای افغانستان و پاکستان ایجاد شده باشد. او هرچند گفت از ایجاد این حالت متاسف است، اما حکومت افغانستان نمی‌گذارد این مسئله مانع همکاری بین دو دولت شود.
    وزیر خارجه همچنان تصریح کرد که آماد‌گی‌های لازم برای سفر رییس جمهور غنی به ایالات متحده امریکا روی دست گرفته شده و وزارت‌های خارجه افغانستان و امریکا در این مورد کار می‌کنند.

  • طالبان در حال پیشرفت و دولتمردان درگیر اختلافات داخلی

    طالبان در حال پیشرفت و دولتمردان درگیر اختلافات داخلی

    هم‌زمان با خروج نیروهای ناتو، حملات طالبان چند برابر افزایش یافته. طالبان، تلاش دارند با استفاده از جنگ روانی‌‌ای که به دلیل خروج ناتو به نفع این گروه به وجود آمده، حملات‌شان را نیز افزایش دهند تا از یک سو، افکار عامه را به پیروزی‌شان جلب کنند و از سویی، بتوانند با نوید پیروزی، سربازگیری بیش‌تری داشته باشند.
    خروج ناتو، برگ برنده‌ای بود که هم دولت و هم طالبان، می‌توانستند از آن استفاده کنند. دولت، می‌توانست با استفاده از فرصت، توان نظامی‌اش را به نمایش بگذارد و با راه‌اندازی تبلیغات علیه سربازان این گروه که دیگر به دلیل خروج ناتو، بهانه‌ی قانع‌کننده‌ای برای جهاد ندارند، وضعیت را به نفع خود و مردم رقم بزند. متأسفانه، دولت با آن که دارای ساختار اداری، سلسله مراتب و تشخیص وظایف است، در استفاده از جوِ به‌وجودآمده ناکام بود و طالبان با این که به لحاظ ساختاری و مدیریتی، مشکلاتی دارند، توانستند از فرصت به‌وجودآمده استفاده کرده و امتیاز لازم را به دست آورند. افزایش حملات و سقوط ولسوالی‌ها یکی پی دیگر، امتیازاتی است که این روزها طالبان با وجود تلفات جانی هنگفت، آن را به دست آورده اند. تأثیر سقوط این ولسوالی‌ها توسط طالبان، بیش‌تر از تصرف ساحاتی که به دست می‌آورند، امتیاز تبلیغاتی و روانی دارد.
    در شرایطی که نیروهای خارجی در حال برگشت به کشورهای‌شان استند و پایگاه‌های نظامی‌شان را به نیروهای امنیتی افغانستان تسلیم می‌دهند، عمل‌کرد واکنشی و دفاعی دولت، نه تنها نمی‌تواند وضع موجود را حفظ کند؛ بل که وضعیت را از اینی که هست، برای نیروهای امنیتی و دولت تنگ‌تر خواهد کرد. چیزی که دولت در این شرایط حساس به آن نیاز دارد، نمایش قدرت و نظامی‌گری است. دولت، هم به لحاظ امکانات استخباراتی و هم تجهیزات و انسجام در صفوف نظامی، موقعیتی بهتر از طالبان دارد. تنها چیزی که باعث شکست‌های پی‌هم دولت و سقوط چندین ولسوالی در ولایت‌های مختلف پس آغاز خروج نیروهای ناتو شده، عدم اراده‌ی دولت در مبارزه با طالبان است.
    دولت، به دلایل مختلف، نسبت به طالبان، امیتازهایی دارد که می‌تواند با استفاده از این امتیازها، جنگ را به نفع خودش تغییر بدهد. افزایش کمک‌های کشورهای خارجی در بخش نظام و ملکی در سال جاری، نشان می‌دهد که جهان پشت سر دولت و ارزش‌ها دموکرتیک ایستاد است و اگر سران دولت، اراده‌ی برای مبارزه با تروریزم و خصوصا طالبان داشته باشند، آن‌ها نه تنها کمک‌های‌شان را کم نمی‌کنند که افزایش هم خواهند داد. اگر دولت نتواند پالیسی جنگی مشخصی در مقابل طالبان تعریف کرده و سیاست دفاع را به سیاست تهاجم تغییر بدهد، شکی نیست که اعتبارش را نزد جهان از دست داده و با وجود مقاومت نسبی مقابل طالبان، تمایل کشورها به کمک برای افغانستان کاهش یافته و ممکن قطع شود.
    جنگ نامتعارف طالبان و نحوه‌ی حکم‌رانی آنان در مناطق زیر کنترل‌شان، به نارضایتی و ترس مردم انجامیده. این نارضایتی از طالبان، امتیازی است که به حساب دولت ریخته شده و اگر دولت بتواند آن را مدیریت کند، با وجود ناکارگی‌هایی که در کارنامه‌ی سیاسی‌اش دارد، می‌تواند اعتماد مردم را جلب کرده و پیروزی‌اش در مقابل طالبان را تعریف کند. آن‌چه مردم را نگران کرده، سیاست‌های چندگانه‌ی دولت است. دولت، به دلیل سیاست انحصاری و قوم‌محور، این شک را به وجود آورده که مقابل طالبان با صداقت کامل نمی‌جنگد و این عدم صداقت، به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب رسانده است. اگر دولت واقعا طالب را دشمن مردم و خودش می‌داند و سیاست پشت پرده‌ای با طالبان ندارد، باید موقف سیاسی و نظامی‌اش در مقابل این گروه را در عمل تعریف کند تا اعتماد شکسته‌ی مردم، ترمیم شود. عدم تعریف دقیق از سیاست راه‌بردی دولت در مقابل طالبان، نگرانی‌هایی را از سازش‌های احتمالی به وجود آورده که گویا دولت، اگر شرایط بحرانی‌تر شود، میدان را به طالب رها کرده و سران دولت کشور را ترک خواهند کرد. این‌ برداشت‌ها، بی‌دلیل شکل نگرفته؛ نبود صداقت و اراده از سوی دولت، باعث شده است که چنین گمانه‌زنی‌هایی به وجود بیاید.
    امکانات و انسجام نظامی‌ای که دولت در اختیار دارد، در اختیار طالبان نیست. دولت، مجهز با تجهیزات نظامی زمینی و هوایی و هم‌چنان ارتش منظم است. برای همین، اگر در سطح رهبری نهادهای امنیتی و دفاعی، انگیزه‌ای برای مبارزه با تروریزم وجود داشته باشد، می‌توان میدان جنگ را برای طالبان دشوار کرده و آنان را مجبور به حضور در میز مذاکره کرد. این که دولت با وجود داشتن تجهیزات و صفوف نظامی قوی و منظم، در مقابله با طالبان ناموفق عمل می‌کند، بیان‌گر مدیریت ضعیف و ناکارگی در میدان جنگ و جمع‌آوری اطلاعات استخباراتی است.
    قرار گزارش‌ها، زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی امریکا برای صلح افغانستان، به زودی سفرش را در افغانستان، قطر و منطقه آغاز خواهد کرد. در این گزارش‌ها، هم‌چنان گفته شده که عده‌ای از نهادهای مختلف استخباراتی و سیاسی امریکا، در این سفر، خلیل‌زاد را هم‌راهی می‌کنند. موجودیت نمایندگانی از بخش‌های مختلف امریکا در سفر خلیل‌زاد، بیان‌گر عدم اعتماد امریکا به او است. در این سفر، با توجه به خروج امریکا، فشارهای سیاسی بر طالبان بیش‌تر خواهد شد و این فشار سیاسی، فرصت خوبی است که دولت نیز بتواند در میدان نظامی، توانایی‌اش را به نمایش بگذارد.
    اگر طالبان هم‌چنان به سقوط ولسوالی‌ها بیش‌تر ادامه بدهند، گفت‌وگوهای صلح و آینده‌ی افغانستان را نیز به نفع خود تعریف خواهند کرد. بنا بر این، نیاز است که دولت در میز مذاکره و میدان جنگ، پالیسی‌ شفافی داشته باشد تا بتواند شرایط را به نفع خودش تغییر دهد.
    تنش‌های سیاسی داخلی، عدم باور غنی به هم‌کاران سیاسی‌‎اش، خبر از یک‌دندگی او در مناسبات سیاسی می‌دهد. این یک‌دندگی در سیاست، باعث دوری و ترس افراد بسیاری از غنی شده است؛ افرادی که اگر دچار این ترس نشده بودند، می‌توانستند منابع قوی و قدرت‌مندی در کنار دولت باشند و ضریب پیروزی دولت در مقابل طالبان را بالا ببرند. نیاز است که سران دولت و خصوصا آقای غنی که به یک‌دندگی سیاسی مشهور است، اندکی از از موقف دانای کل بودنش پایین بیاید و با کنش‌گران سیاسی، بر مبنای سلیقه‌ی شخصی، عمل نکند. در افغانستان امروز، دو صف وجود دارد؛ مردم و دشمنان مردم. غنی باید توان تشخیص مردم و دشمنان مردم را داشته باشد.

    صبح کابل

  • قریشی: حمدالله محب باید در اظهارات اخیر ضد پاکستانی اش تجدید نظر کند

    قریشی: حمدالله محب باید در اظهارات اخیر ضد پاکستانی اش تجدید نظر کند

    قریشی خطاب به حمدالله محب گفت «تا زمانی‌که از اظهارات ضد پاکستانی دست برندارد، هیچ پاکستانی دست شما را نخواهد فشرد و با شما صحبت نخواهد کرد.»

    شاه محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان تایید کرد این کشور روابط خود با حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان را قطع کرده است.

    وزیر خارجه‌ی پاکستان، اظهارات حمدالله محب را شرم آور، تحریک آمیز و تضعیف کننده‌ تلاش‌های صلح عنوان کرده است.

    وزیر خارجه‌ی پاکستان از حمدالله محب خواست در مورد اظهارات اش در مودر این کشور بازنگری کند.

    این درحالی است که حمدالله محب، مشاور شورای امنیت ملی افغانستان در سفرش به ننگرهار گفته بود پاکستان به صورت علنی در امور افغانستان دخالت می‌کند. پیش از این حمدالله محب گفته بود قطع روابط وزارت خارجه‌ی پاکستان با شورای امنیت ملی، هیچ تاثیری در پی نخواهد  داشت.

  • عمران خان: سیاست عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان تغییر کرده است

    عمران خان: سیاست عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان تغییر کرده است

    عمران خان با بیان این که سیاست عمق استراتژیک پاکستان نسبت به افغانستان تغییر کرده، گفت پاکستان باید با هر حکومتی که از سوی مردم در این کشور انتخاب می‌شود، کنار بیاید و همکاری کند.
    وی افزود کشورش به دنبال حل‌وفصل مسئله افغانستان پیش از خروج نیروهای خارجی است تا از بروز جنگ داخلی در همسایگی شرقی خود جلوگیری کند.
    به گفته عمران خان، تمام مردم پاکستان در حال حاضر با ترس زندگی می‌کنند و من حالا از طرف خودم اطمینان می‌دهم که ما می‌توانیم مشکلات سیاسی را قبل از رفتن نیروهای امریکایی حل کنیم.
    نخست‌وزیر پاکستان در ادامه بیان داشته که همه چیز تا اندازه زیادی به زلمی خلیلزاد، پاکستان و افغانستان بستگی دارد تا توافق سیاسی به دست آید و خونریزی متوقف شود.

  • در دور تازه ای از سفرهایش در مورد صلح افغانستان خلیلزاد به افغانستان می آید

    در دور تازه ای از سفرهایش در مورد صلح افغانستان خلیلزاد به افغانستان می آید

     وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد زلمی خلیل‌زاد، نماینده این کشور در امور صلح افغانستان، دور تازه‌ای از سفرهای خود را به منطقه آغاز کرده است. خلیل‌زاد قرار است به افغانستان، قطر و برخی از کشورهای دیگر منطقه سفر کند.

    به گفته وزارت خارجه امریکا، خلیل‌زاد را در این سفر هیأتی از شورای امنیت ملی، وزارت دفاع و اداره‌ توسعه بین‌المللی امریکا، «USAID» همراهی می‌کند. سفر این هیأت در چهارم جون آغاز شده است.

     این هیأت در جریان سفرش به کابل با رهبران دولت، سیاسیون، نماینده‌گان جامعه مدنی و نماینده‌گان زنان دیدار خواهد کرد تا دیدگاه‌های آن را در مورد روند صلح بشنود.

    وزارت خارجه امریکا می‌گوید که این هیأت حمایت پایدار امریکا را از توسعه افغانستان و یک توافق‌سیاسی برای پایان جنگ اعلام خواهد کرد.

    خلیل‌زاد در این سفرش دولت و طالبان را ترغیب خواهد کرد در راستای پیش‌رفت روند صلح که دست‌آوردهای پسین افغانستان را محافظت کند، گام‌های جدی بردارند.

    نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در جریان این سفر با رهبران منطقه نیز دیدار خواهد کرد.

    به گفته وزارت خارجه امریکا، محور مورد بحث این دیدارها روند صلح افغانستان و افزایش تجارت منطقه‌ای و توسعه است که صلح دست‌یابی به آن را ممکن می‌کند.

    دور تازه سفر زلمی خلیل‌زاد در حالی آغاز شده است که بخشی از اعضای مذاکره‌کننده دولت به دوحه برگشته‌اند تا مذاکرات با طالبان از سر گیرند. تاکنون دور سوم مذاکرات بین دو طرف آغاز نشده است.

  • وزرای خارجه افغانستان و ترکمنستان در هرات دیدار می کنند

    وزرای خارجه افغانستان و ترکمنستان در هرات دیدار می کنند

    وزیر امور خارجۀ افغانستان در رأس یک هیأت بلند پایۀ دولتی، امروز با هدف اشتراک در نشست مشترک وزرای امور خارجۀ افغانستان و ترکمنستان، وارد ولایت هرات شد.

    وزارت امور خارجهٔ کشور امروز (شنبه،۱۵ جوزا) با نشر خبرنامه‌ای از برگزاری این نشست دو جانبه میان وزرای خارجهٔ افغانستان و ترکمنستان خبر داده‌است.

    خبرنامه می‌افزاید در این نشست، محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجهٔ کشور، هارون چخانسوری وزیر معادن و پترولیم، اجمل احمدی رئیس د افغانستان بانک، احمد داوود نورزی رئیس شرکت برشنا، محمد اسماعیل غضنفر نمایندۀ سکتور خصوصی، معینان و نمایندگان با صلاحیت وزارت‌های مالیه، صنعت و تجارت، ترانسپورت، واحد حقوقی ریاست جمهوری، واحد تسهیل سرمایه‌گذاری اداره امور و ادارۀ خط آهن کشور، اشتراک می‌کنند.

    گفته می‌شود که این نشست برای دو روز از تاریخ ۱۵ الی ۱۶ (جوزا) میان مسؤلین ادارات سکتوری افغانستان و ترکمنستان به ریاست مشترک وزرای امور خارجۀ دو کشور برگزار می‌شود.

    از سویی‌هم، قرار است طرفین روی پروژه‌های زیربنایی، ترانسپورتی، اتصال منطقه‌یی و انتقال انرژی به شمول پروژه تاپی، تپ، و همچنان گسترش هرچه بیشتر روابط میان دو کشور، بحث و تبادل نظر کنند.

  • پوتین: امریکا همان راهی را می رود که شوروی رفت

    پوتین: امریکا همان راهی را می رود که شوروی رفت

    ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، مواجهه و انتقاد آمریکا و اروپا نسبت به تظاهرات ضددولتی در بلاروس و روسیه را ریاکارانه خواند و هشدار داد آمریکا با همان تهدیدی مواجه است که گریبان‌گیر اتحاد جماهیر شوروی شد.

    وی با مقایسه «آمریکای بسیار مطمئن از خود» گفت:« می دانید مشکل از کجاست؟ به عنوان شهروند اتحاد جماهیر شوروی سابق،[می‌توانم بگویم] مشکل امپراطوری‌ها این است که فکر می‌کنند به قدری قدرتمند هستند که می‌توانند [به راحتی] از پس اشتباهات و خطاهای کوچک بر بیایند. اما وقتی شمار مشکلات زیاد شد وقتی فرا می‌رسد که دیگر توان رویارویی با همه آنها نیست. آمریکا با گامی مطمئن و مستحکم مستقیم به همان راهی می‌رود که اتحاد جماهیر شوروی رفت».

    آقای پوتین که در یک مجمع اقتصادی بین‌المللی در سنت پترزبورگ در روز جمعه ۱۴ جوزا (۴ ژوئن) سخنرانی می‌کرد، روابط فعلی مسکو و واشنگتن را «به شدت در سطحی پایین» توصیف کرد.

    رئیس جمهوری روسیه با انتقاد از تحریم‌های آمریکا و اروپا علیه روسیه و همچنین ادعاهای مربوط به دخالت مسکو در انتخابات آمریکا گفت که واشنگتن و بروکسل در انتقاد از سرکوب معترضان در مسکو و مینسک استانداردی دوگانه اتخاذ کرده‌اند.

    وی با بیان این سخن که «ما هیچ مشکلی با آمریکا نداریم. این آمریکاست که با ما مشکل دارد» افزود: «آمریکا می‌خواهد مانع توسعه ما شود و علناً در مورد آن صحبت می‌کند. تلاش آنها با ایجاد محدودیت‌های اقتصادی و تاثیرگذاری بر سیاست‌های داخلی کشورمان با تکیه بر نیروهایی که متحدان خود را در داخل روسیه می‌دانند، از همین امر ناشی می شود.»

    روابط مسکو و واشنگتن در پی الحاق شبه جزیره کریمه اوکراین به خاک روسیه در سال ۲۰۱۴ میلادی، اتهام حملات سایبری روسیه و نیز اتهام دخالت مسکو در انتخابات آمریکا و همچنین حمایت واشنگتن و بروکسل از الکسی ناوالنی، منتقد پوتین، تیره شده است.

  • عمران خان: نگران افغانستان پس از خروج امریکا هستیم

    عمران خان: نگران افغانستان پس از خروج امریکا هستیم

    نخست وزیر پاکستان از وضعیت افغانستان و کشورش پس از خروج نیرو‌های امریکایی ابراز نگرانی کرد.

    عمران خان ، نخست وزیر پاکستان، در بیاناتی اظهار داشت کشورش هر آنچه در توان دارد در جهت حل و فصل سیاسی اوضاع افغانستان قبل از خروج نیروهای بین المللی در اواخر سال جاری ازاین کشور انجام خواهد داد تا خطر جنگ داخلی در کشورهمسایه غربی خود را کاهش دهد.

    نخست وزیرپاکستان روز جمعه  (4می) در مصاحبه ای با رویترز گفت: «اکنون ترس زیادی در پاکستان وجود دارد و من به شما اطمینان می دهم که ما به بهترین وجه تلاش می کنیم تا قبل از عقب نشینی آمریکایی ها از افغانستان نوعی توافق سیاسی در آن کشور به میان آید.»

    عمران خان تاکید کرد اگر وضعیت مانند سال‌های 90 میلادی تکرار شود، همراه با افغانستان، پاکستان نیز باخطر روبرو خواهد شد.

    جو بایدن، رئیس جمهور آمریكا ، در ماه آپریل اعلام كرد تا 11سپتامبر سال جاری تمام نیروهای آمریكایی را از افغانستان خارج می كند. این اعلامیه با نگرانی در مورد آینده سیاسی افغانستان همراه شد.

    عمران خان در ادامه گفت پس از خروج آمریکایی ها، در صورت وقوع جنگ داخلی که بحران پناهندگان را در پی خواهد داشت، بیشترین آسیب متوجه پاکستان خواهد بود.

    او افزود: «مشکلی را که با آن روبه‌رو استیم، از هنگامی است که آمریکایی‌ها تاریخ خروج از افغانستان را اعلام کردند، زمانی بود که طالبان احساس کردند در جنگ برنده شده اند. حالا اگر این فکر را دارند، آنها به‌میز مذاکره آورده شوند برای‌شان امتیاز داده شود تا در مصالحه سیاسی پیشرفت صورت گیرد، البته آسان هم نخواهد بود. چیزی که اکنون پاکستان را در هراس انداخته که کی‌ها خیلی با وضعیت دشوار روبرو خواهند شد، اگر وضعیت مانند جنگ داخلی پس از سال 1989 در افغانستان به وجود آید، پس از افغانستان نوبت پاکستان خواهد بود.»

    نخست وزیر پاکستان افزود در صورت انکشاف چنین سناریو، پاکستان تحت فشار قرار خواهد گرفت، بنابراین ما مجبور هستیم وارد صحنه شویم.»

    وی گفت دولت وی سیاست دیرینه پاکستان در زمینه ارتقا “عمق استراتژیک” در افغانستان را تغییر داده است تا حضور یک دولت دوست را در آنجا “افغانستان” تضمین کند.

    این اظهارات نخست وزیر پاکستان در حالی مطرح می‌شود که ماه گذشته، اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، در دیدار با بزرگان کندهار گفت که پاکستان باید سیاست پیروزی ویا باخت را انتخاب کند.

    آقای غنی افزود پاکستان پس از خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان ارزش خود را ازدست خواهد داد.

    حمد الله محب، رئیس شورای امنیت ملی کشور نیز پاکستان را به حمایت از طالبان متهم کرد.

    آقای محب در روز اول عید سعید فطر، با اشاره به پاکستان گفت تاریخ آن کشور “جعلی” است و چیزی برای افتخار ندارد.

    شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان در واکنش به انتقادهای اخیر مقامات افغانستان اظهارداشت اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان باید مشخص کند که از پاکستان چه می‌خواهد.

    انتقادهای دو طرف درحالی صورت گرفته است که پس از سفر اخیر رئیس ستاد ارتش پاکستان به کابل و دیدارش با اشرف غنی تاکید شد که به توافق‌هایی دست یافته‌اند و روابط دو کشور وارد مرحه جدیدی شده است.

  • ارتش امریکا جنگنده های اف-35 را نمی خرد

    ارتش امریکا جنگنده های اف-35 را نمی خرد

    نیروی هوایی ارتش ایالات متحده امریکا از خرید جنگنده‌های اف-35 خودداری کرد.

    نشریه دیفنس نیوز در مقاله جدید اش نوشته است نیروی هوایی امریکا می‌خواست بیشتر جنگنده‌های مک‌دانل داگلاس اف-15ئی استرایک ایگل را به جای اف-35 خریداری کند.

    طی چند سال اخیر، نیروی هوایی ارتش امریکا درخواست بودجه برای خرید 48 فروند جنگندۀ اف-35 را داده است. با این حال ممکن است این موضوع در سال آینده متوقف شود، به این دلیل که ارتش ایالات متحده می‌خواهد نسخه پیشرفته تری از این جنگنده را در اواسط دهه 2020 دریافت کنند.

    در این مقاله آمده است برای حفظ ناوگان موجود، جنگنده‌های اف-35، ارتش امریکا درخواست 360 میلیون دالر اضافی داشته است. از این مبلغ 175 میلیون برای خرید بیست ماژول قدرت برای موتورهای طیاره استفاده می‌شود که برای از بین بردن نقصی که باعث بروز مشکل در اف-35 در پی افزایش سریع سرعت می‌شود، ضروری است.

    ایالات متحده بارها به تعداد زیادی از نواقص جدیدترین جنگنده اف-35 شرکت لاکهید مارتین اشاره کرده است. بخش آزمایش پنتاگون نزدیک به 900 نقص در جنگده‌ها را برشمرده است که بسیاری از آنها می‌توانند امنیت پیلوتان را به خطر بیندازد و از اثربخشی عملیات نظامی بکاهد. بنابراین در یکی از تمرینات تفنگداران دریایی ایالات متحده در محل تمرین، یک فروند اف-35بی به طور تصادفی با راکت خود دچار حادثه شد.

  • ایران در سیاست خارجی افغانستان جایگاه مهمی دارد

    ایران در سیاست خارجی افغانستان جایگاه مهمی دارد

    محمدحنیف اتمر روز جمعه در دیدار با «بهادر امینیان» سفیر جمهوری اسلامی ایران در مقر وزارت خارجه افغانستان در باره اهمیت روابط دو کشور تبادل نظر کردند.

    دو طرف در این دیدار در مورد تقویت روابط دوجانبه و چندجانبه در بخش های تقویت تجارت، سرمایه گذاری، زیربنا در چارچوب میکانیزم موجود، برگزاری کمیسیون مشترک اقتصادی و نهایی سازی سندجامع همکاری‌ها گفت وگو کردند.

    امینیان نیز در این دیدار با اشاره به روابط دیرینه تاریخی و فرهنگی بین افغانستان و ایران و از تداوم حمایت و همکاری های ایران با افغانستان در عرصه های مختلف، بویژه مذاکرات  صلح که منجر به صلح و ثبات دایمی در افغانستان گردد، به وزیر خارجه افغانستان اطمینان داد.

    جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک همسایه مسئول، همواره از دولت و ملت افغانستان حمایت کرده و شرایط سخت و دشوار در کنار مردم این کشور بوده است.

  • محقق: رد طرح امنیتی غرب کابل پرسش برانگیز است

    محقق: رد طرح امنیتی غرب کابل پرسش برانگیز است

    محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان روز جمعه(۱۴ جوزا) در یادداشتی در فیسبوک نوشت «حوادث جنایت‌کارانه» در دشت برچی که موترهای غیرنظامی را انفجار می‌دهد، دشمنی با مردم و برخورد خشونت‌آمیز قومی از سوی دشمنان مردم است.
    مشاور ارشد رییس جمهور غنی در امور امنیتی و سیاسی افزوده است که رد شدن طرح امنیتی غرب کابل در افکار عمومی سوال‌برانگیز شده است.
    او تأکید کرده است که باید تدابیر امنیتی درست برای تأمین امنیت مردم اتخاذ شود.
    پیش از این، محقق در یک نشست مجازی با شورای امنیت سازمان ملل متحد خواسته بود که حوادث خونین غرب کابل را به عنوان نسل کشی به رسمیت بشناسد.

  • جایگاه سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی (ره)

    جایگاه سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی (ره)

    در یک تاملی کوتاه می توان یکی از ویژگی های متمایز امام خمینی (ره) با سایر رهبران انقلابی را به غیر از “پارسایی سیاسی” در توجه به سیاست خارجی و اصول و مؤلفه ها و اهمیت آن، حتی قبل از تشکیل حکومت اسلامی دانست.

    از این رو برای درک واقع گرایانه مفهوم سیاست خارجی از منظر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران باید تأکید داشت، در نگاه امام اخلاق و سیاست، پیوندی ناگسستنی با هم دارند.

    با همین رویکرد بود که ایشان سیاست اخلاقی و دینی را که اصول الهی و توحید عصاره وجودی آن را تشکیل می دهد، به عنوان یک گفتمان اصیل، جایگزین اخلاق سیاسی کردند. در حقیقت رویکرد امام در حوزه سیاست خارجی در زمانی که اخلاق زدایی و سلطه طلبی منشاء کسب قدرت در روابط بین الملل گردیده و نظام بین الملل از اخلاق تهی شده بود، ظهور و بروز کرد.

    امام خمینی (ره) با نظام سلطه جهانی که بر سرنوشت کشورهای اسلامی (دارالاسلام) حاکم شده بود، به شدت مخالف بودند و آن را با اصول نفی سبیل و حفظ دارالاسلام در تضاد می دیدند .

    از نظر امام خمینی، اسلام به مبانی و اصولی ثابتی در روابط خارجی قائل است که امام خمینی(ره) این مبانی و اصول را قوام بخش اندیشه سیاسی خویش ساخته بود. مبانی سیاست خارجی از منظر امام (ره) را می توان اخلاق محوری در روابط بین الملل دانست.

    در مورد اخلاق محوری در روابط بین الملل، بی تردید امام یک آرمان گرای بزرگ است و هرگز اخلاق را در مصالحه با قدرت، قربانی نمی کند و به دنبال اخلاقی کردن سیاست در داخل و روابط میان ملت ها است.

    البته این بدین معنا نیست که امام تماما از عنصر قدرت غافل و به آن بی توجه است، بلکه ایشان به شدت به روابط قدرت در عرصه بین المللی حساس بودند. علاوه بر این بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی امام، قدرت فی نفسه شر نیست، بلکه جلوه جمال و پرتو جلال الهی است.

    با این حال ایشان در عرصه سیاست، اعم از داخلی و خارجی به دنبال پیوند اخلاق و سیاست بودند و بی گمان در این زمینه پیشرو آرمان گرایان هستند. هم چنین در مورد تکلیف گرایی و نتیجه گرایی در روابط بین الملل نیز دیدگاه امام، نکته های مهم به همراه دارد.

    تکلیف گرایی از دیدگاه امام نیز با توجه به بنیان های فکری ایشان قابل درک است. یکی از اصول مهمی که امام خمینی در سیاست داخلی و خارجی بر آن تاکید می کرد، تکلیف گرایی فارغ از نتیجه بود که شاید در نگاه اول غیر قابل درک باشد، ولی عملکرد امام و تحلیل آن می تواند تا حد زیادی این موضوع را تبیین کند.

    سؤال این است که آیا در هر شرایط و در هر زمینه ای، تکلیف فارغ از سود و زیان آن مورد توجه است. به نظر می رسد که براساس عملکرد امام، نمی توان به این سؤال پاسخ مثبتی داد. امام در زمینه حفظ اسلام و جلوگیری از هرگونه تعرض به ارزش های آن، به تکلیف اسلامی فارغ از هر نتیجه و سود و زیانی عمل می کرد، ولی در کلیه زمینه های سیاست خارجی این گونه نبودند .

    مورد سلمان رشدی و فتوای امام بر قتل ایشان، بیانگر همین مسئله است. این اقدام با اینکه در اواخر عمر ایشان صورت گرفت و از لحاظ زمانی متاخر بر اقداماتی بود که به نظر می رسید در آنها به اصل نتیجه و سود و زیان توجه شده، ولی فارغ از تمام جهت گیری ها و قطب بندی های بین المللی و با علم به آثار جهانی مترتب بر آن، فتوای مذکور را صادر کرد که می توان گفت صرفا عملی بر حسب تکلیف بود.

    این فتوا نشان داد که در جایی که هویت و کیان اسلام در معرض تهدید است و ارزش های اساسی آن مورد تحقیر واقع شده، محل تامل در باب سود و زیان یک فعل نیست.

    در واقع عملکرد خود حضرت امام نشان می دهد که این کلام در مقامی مصداق دارد که عمل واقعا از جنس تکلیف، آن هم یک تکلیف بزرگ و حیاتی است و کیان و موجودیت کل مسلمانان به آن بستگی دارد.

    هم چنین با نگاهی به سیره عملی امام خمینی (ره) می توان تلفیقی از آرمان گرایی و واقع بینی را در رویکرد امام به سیاست مشاهده کرد .

    بر این اساس، آنچه از تدبر در اقوال و اعمال امام برمی آید، آن است که ایشان آرمان گرایی واقع بین بود و حتی در مواردی که به ظاهر حاکی از آرمان گرایی یا واقع گرایی ایشان است، صبغه هایی از هر دو رویکرد ملاحظه می شود،بنابراین می توان گفت که حضرت امام در اندیشه های سیاسی خود، آرمان گرا باقی ماند.

    رهیافت واقع گرا در اندیشه امام به نوع و سطح مناسبات امام در صحنه خارجی بر اساس تجربه تاریخی و مطالعه وضع مسلمانان و مستضعفان جهان و درکی عمیق از سیاست و رفتار بازیگران این عرصه، به ویژه زیاده خواهی قدرتهای بزرگ بود.

    بنابراین ایشان به دنبال امتزاج عقل گرایی و اخلاق گرایی (به عنوان دو پایه عمده سیاست خارجی) بودند و این گونه نبود که به بهانه اخلاق گرایی، اصول عقلانی را در سیاست خارجی نادیده بگیرند . از همین جهت است که در عین آرمان گرایی به تامین منافع ملی و نیز واقعیت های عینی و جاری در صحنه روابط بین الملل و سیاست خارجی نیز اهمیت می دهد و این را در مقاطع مختلف نشان داده است. به این ترتیب، دیدگاه حضرت امام خمینی (ره ) در زمینه سیاست خارجی برگرفته از تفکری فراگیر و همه جانبه است که محوریت آن را تأمین منافع اسلام و ایران بر اساس عزت جهانی، اتحاد جهان اسلام و مقابله با سیاست های تفرقه افکنانه دشمنان اسلام بویژه در زمینه فلسطین و در نهایت حمایت از ملت های مظلوم در برابر ظالمان و زور مداران جهان تشکیل می داد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • راه سوم و نگرشی بر پیشینه‌ی  بیداری اسلامی

    راه سوم و نگرشی بر پیشینه‌ی بیداری اسلامی

    واژه های کلیدی:

    کمونیزم، کاپیتالیزم،  نظام سلطه،  بیداری اسلامی،  انقلاب اسلامی، تمدن اسلامی.

    تاریخچه و طرح مسأله:

    جهان در نیمه‌ی دوم قرن بیستم میدان تاخت وتاز دو ایدیولوژی کمونیزم و کاپیتالیزم و نظام های سلطه‌ی اشتراکیت و سرمایه داری بود که به صورت ساده تر بلوک شرق و بلوک غرب نامیده می‌شدند.

      پرچم دار محور نخست اتحاد شوروی سوسیالیستی بود که ظاهرا تمام شرق را فراگرفته به طرف جنوب آسیا، خاورمیانه، قاره سیاه و جنوب آمریکا پیشروی می‌کرد و شاخه  های آن چون گیاه  هرزه در تمام دنیا همچنان جوانه می‌زد و رشد می‌کرد و به عنوان ایدلوژی برتر، انقلاب رو به جلو، حامی کارگر و دهقان و نظام مساوات‌گستر و آزادی‌بخش جلوه می‌کرد و داد از برابری اجتماعی و اقتصادی و بهشت نقد دنیوی برای نسل بشر می‌زد.

    روی دیگر را پرچم دار ایالات متحده‌ی امریکا بود که او نیز چون اژدهای خوش خال و خط، به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم به تمام امریکای شمالی، اروپای شمالی و غربی، استرالیا و شرق آسیا سلطه داشت و در خاور میانه وشمال آفریقا و حتی جنوب آسیا نیز میدان می‌داد و به دنبال سرزمین های بیشتر و منابع ثروت بیشتر برای بلعیدن و به یغما بردن بود و گوش جهان را با فریاد لبرالیزم، حقوق بشر، دموکراسی و سکولاریزم پرنموده بود.(۱)

     دین در یک بلوک به عنوان افیون توده ها به شدت سرکوب و در بلوک دیگر به عنوان عامل عقب ماندگی و خشونت به گوشه‌ی انزوا و در برج و باروی کلیساها محبوس شده بود.

    مردم جهان میان دوسنگ کمونیزم و سرمایه داری  لِه شده و راه سومی وجود نداشت و بارقه‌ی امیدی نه که مردم به آن متوسل شده و راه نجات را جستجو کنند.

     اسلام در طول سالیان دراز حاکمیت طاغوت و استعمار قدیم و جدید و دور شدن از اصل نجات بخش خویش که همانا وحی و رسالت و قرآن و عترت بود، در قرن بیستم نیز زیر ضربات کوبنده‌ی شرق و غرب قد راست نتوانست و همچنان لگد مال می‌شد و با تبلیغات شوم و مسموم رسانه ای چهره‌ی درخشان آن در پرده‌ی ابهام قرارگرفته بود. بویژه دو بعد مهم سیاسی و اقتصادی اسلام که واهمه‌ی نظام سلطه‌ی جهانی از آن نواحی بیشتر متصور بود سخت کوبیده شده و در تاریکی نگهداشته شده بودند و حتی بحث و پژوهش در آن زمینه مسخره آمیز و نشان عقب ماندگی و ارتجاع تلقی می‌شد.

    نظام اقتصادی و سیاسی اسلام در اندیشه‌ی جوانان مسلمان تبار که در سراسر سرزمین های اسلامی از اسلام فقط تبار را به ارث برده بودند تحت هجوم سیل آسا و طوفان‌مثال تهاجم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی شرق و غرب نامفهوم و گنگ جلوه می‌کرد و شاید هم کسی اذعان نداشت که در اسلام مفهومی بنام نظام اقتصادی و اندیشه‌ی سیاسی وجود داشته باشد.

    در خاورمیانه کسی باور نداشت که اسلام بتواند حکومتی را برپا یا اداره نماید و شاید سوالی پیش می‌آمد که اسلام را با حکومت و سیاست چه کار؟ و اصولا اسلام سیاسی چیزی جز خواب و خیال نبود!

    آسیای میانه و بخارا که زمانی مهد اندیشه‌ی اسلامی پنداشته می‌شد در عمل تحت اشغال بلوک شرق کمونیستی قرار داشت و حتی در مساجد نیز از اسلام خبری نبود.

    ترکیه‌ی عثمانی فروپاشیده بود و مصطفی کمال اتاترک سکولاریزم را در ترکیه‌ی جوان و لائیک نهادینه کرده و سخن از حکومت اسلامی جرم پنداشته می‌شد.

    اسلام در جهان عرب نیز که تازه سر از استعمار نظامی بلند کرده بود، تحت قیمومیت سلاطین عیاش و مفت‌خوار و اکثر مجهول‌الهویت به خرافات و تاریخ سپرده شده بود. چند کشور عربی که به ظاهر هوای دموکراتیک شدن را به سر می‌پرورانیدند در دام کمونیزم افتاده و احزاب بعثی با شعارهای داغ سوسیالیستی  بازارهای قاهره، دمشق و بغداد را گرم کرده بودند. مخصوصا که اژدهای اسرائیل تازه دهن باز کرده و سرزمین های عربی را می‌بلعید و سرطان صهیونیزم در رگ و خون منطقه میتاستاز می‌داد.

     ایران هم وضع بهتر از اعراب نداشت. قاجاری های زن‌باره عظمت تاریخی این تمدن بزرگ را به صفر تقرب داده و تمامیت ارضی آن گاهی از شمال و گاهی از جنوب زیر سوال رفته و هر از چند گاهی پارچه های بزرگ و کو چک از پیکر پهناور آن جدا می‌شد.

     در افغانستان هم شعارهای تند و داغ احزاب سوسیالیست بازار پر زرق و برق داشت و جوانان مسلمان تبار را هر روز بیشتر از دیروز به دام می‌افکند. جوانان به دام افتاده در محافل خصوصی اعتراف می‌کردند که ما گرچه مسلمان و مسلمان زاده ایم اما چه سود، که اسلام نظام سیاسی و اقتصادی ندارد و دنیای امروز دنیای اقتصاد است و عالم دینی مسمی به ملا و آخوند را با سیاست و حکومت چه کار؟

    دختر جوان افغانی که سموم فکری کمونیزم  او را دیوانه کرده بود بی پرده می‌گفت:  من در مقابل تصویر لینن ادای احترام می‌کنم در حالیکه قرآن زیر پاهایم قرار دارد! (۲ )

    درآمد موضوع:

    در ربع اخیر قرن بیستم وضع متفاوتی به پیش آمده و گویا معجزه ای رخ داد. بارقه های امید درخشیدن گرفت، خورشید بیداری اسلامی از پسِ هاله های سیاه جهل و استبداد سر زد و افق های تازه ای را نه تنها به مسلمانان خسته از سلطه‌ی استعمار و امپریالیزم بلکه به تمام مردم جهان که کاسه‌ی صبرشان از نفاق لیبرال دموکراسی غرب و دیکتاتوری کمونیزم به سر آمده بود نوید داد. در سال ۱۹۷۸ میلادی انقلاب کبیر اسلامی به رهبری امام ملکوتی نفس، سید روح الله موسوی خمینی در ایران به پیروزی رسید و به تصریح  بنیانگذار آن که از انقلاب اسلامی ایران به عنوان انفجار نور تعبیر می کرد، انوار گرم و درخشان این انقلاب جهان اسلام و بلکه همه گیتی را فرا گرفت و نقطه‌ی عطفی شد برای بیدار اسلامی و تجدید حیات، عظمت و شکوه تمدن اسلامی، همان تمدنی که نقطه اتصال تمدن های قدیم و جدید تلقی می‌شود و اگر مشرق زمین را از قول ویل دورانت مورخ و دانشمند مشهور، گهواره‌ی تمدن ها بدانیم، نقطه اوج این تمدن ها و مرکز ثقل شان تمدن درخشان و طلایی اسلام بوده است.(۳)

    بدون شک بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام که ما از آن به عنوان راه سوم بین زنجیر دیکتاتوری و استبداد کمونیزم شرق و انحطاط انسانی نظامِ سلطه‌ و نفاقِ لبرال دیموکراسی غرب تعبیر می‌کنیم و کسانی هم از آن به عنوان راه سوم بین جمود و افراط گرایی(۴) یاد کرده اند، پیش زمینه‌ی طولانی تر دارد و پس منظر آن به فعالیت های آزادی خواهانه ی بیدارکننده‌ی شرق سید جمال الدین افغانی و پیروانش محمد عبده، اقبال لاهوری و پسانتر به مبارزان راه بازگشت به اسلام و تجدید حیات اسلامی چون ابوالاعلی مودودی، حسن البناء، سید قطب، امام موسی صدر، آیات عظام کاشانی و مدرس، استاد عبدالرحیم نیازی، اسماعیل بلخی افغانی و ده ها و بلکه صدها رهبران آگاه و فداکار جهان اسلام برمی‌گردد، اما آنچه که امام خمینی کرد از قماش متفاوت‌تر بود. او انرژی های باالقوه را به فعل تبدیل و پوتانسیل های موجود در بطن تمدن اسلامی را که بروی آن خاکستر غفلت و پراکندگی امت خوابیده بود به آتش فشانی مبدل ساخت که نه در واحد نژاد، میهن و زبان و مذهب بل به مقیاس وسیع اسلامی انسانی همه خس و خاشاک و موانع  بر سرراه رسیدن انسان به خوشبختی رفاه دنیوی و سعادت و نجات اخروی را سوزانید و کوتاه سخن آنکه همه زنجیر های جادویی و همه حجاب های کاذب را که مانع رسیدن انسان به اصل اهورایی اش بود درید تا در یک  قطب میخایل گورباچف رهبر اتحاد شوروی را با نامه‌ی تاریخی اش به پوچی کمونیزم و سوسیالیزم متیقن سازد و هشدار دهد که ازین پس کمونیزم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد(۵) و در قطب دیگر ساموئل هانتینگتون استراتیژیست و نظریه پرداز برتر ایالات متحده را ناچار به پذیرفتن اسلام به عنوان یک تمدن ریشه دار و پیشرو نماید. به قول او “هویت تمدنی یا Civilization Identity بطور روز افزون در آینده اهمیت خواهد یافت و جهان تا اندازه‌ی  زیادی بر اثر کنش و واکنش بین هفت یا هشت تمدن بزرگ شکل خواهد گرفت. این تمدن ها عبارتند از: تمدن غربی(با شاخه ‌های اروپایی و امریکایی)، تمدن کنفوسیوس، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندو، تمدن اسلاوی – ارتدوکس، تمدن امریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی. (۶) ” او سپس در مقاله ای تحت عنوان انحطاط امریکا می‌گوید: ” … ایالات متحده آنگونه که ما آن را شناخته ایم باقی نخواهد ماند و به دنبال سایر ابر قدرتهای که صرفاً از طریق ایدئولوژی تعریف شده بودند، در مقبره‌‌ی تاریخ دفن خواهد شد.(۷)

    امروز نظریه پردازان مشهور و اغلب صهیونیست و دشمن اسلام بر پوچی تمدن‌نمای صنعتی غرب و لذت‌جویی افراطی و مصرف‌گرایی وحشتناک و انسان‌ستیزی لجام گسیخته‌ی آن اذعان می‌کنند و از جاگزین شدن تمدن اسلامی بر ویرانه های قابل پیش بینی آن هشدار می‌دهند .

     فرانسیس فوکویاما عضو سابق دفتر برنامه ریزی های سیاسی وزارت امور خارجه امریکا و تحلیلگر ارشد مرکز مطالعاتی “راند” و صاحب نظریه‌ی معروف “پایان تاریخ” می‌گوید: “سقوط جامعه پذیری در آمریکا تنها محدود به خانواده نیست. به علاوه انحطاط خانواده‌ی آمریکایی به سبب تقویت دیگر اشکال زندگی اجتماعی هم نیست، همه پشت سر هم سقوط می‌کنند.(۸)

    و یکی از متفکرین ذی نفوذ آمریکا زبگینو برژنسکی استاد دانشگاه هاپکینز، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک واشنگتن و مشاور امنیت ملی جیمی کارتر انحطاط سکولاریزم غربی را جدی تر تصور می‌کند:

    ” تصور نمی کنم که سکولاریزم غربی در شکل فعلی اش بهترین ملاک برای حقوق بشر باشد. سکولاریزم غربی اساساً یک موج فرهنگی است که در آن لذت‌گرایی، خوشگذرانی و مصرف گرایی مفاهیم اصلی را تشکیل می‌دهد. در چنین خلاء اخلاقی و معنوی دفاع از انسان چندان معنی نمی‌دهد. سکولاریزم عنان گسیخته که بخش اعظمی از غرب را فرا گرفته است در درون خویش نطفه‌ی خود ویرانی فرهنگی را پرورش می دهد.(۹)

    نتیجه گیری:

    نوشته‌ی حاضر ضمن بحث کلی در مورد بیداری اسلامی و احیای تمدن اسلامی به حیث راه سوم تأثیرات مثبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران را بر این موج بیداری در سه محور خلاصه می‌کند:

    ۱- انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در آسیای میانه و جنوبی:

    با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی موج بیداری اسلامی با پیام صدور انقلاب، کشور های آسیای میانه و جنوبی را فرا گرفت. محور این بیداری افغانستان بود. پیروزی انقلاب مصادف بود با اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد شوروی سوسیالیستی و آغاز مقاومت در افغانستان علیه رژیم کمونیستی وقت و اردوی اشغالگر سرخ که حداقل ده سال به طول انجامید.

    انقلاب اسلامی در افغانستان به طور مستقیم از جمهوری اسلامی ایران الهام می‌گرفت، گرچه کانون های مهاجرت و مقاومت در پاکستان نیز شکل گرفته بود. افغانستان بازار فروش و توزیع رساله های انقلابی بود که از ایران سرازیر می‌شدند. امام خمینی به شدت از انقلاب اسلامی در افغانستان پشتیبانی و جهاد در برابر اشغال را واجب می دانست. کتب “توضیح المسایل”  و “ولایت فقیه”  امام در بین مجاهدین دست به دست می‌شدند و بیانیه های عالمانه‌ی ایشان گوش های شنوای زیادی داشت.  بزودی صدای رسای صدور انقلاب و بیداری اسلامی به آسیای میانه که هفتاد سال سلطه‌ی کمونیزم را تحمل می‌کرد و همچنان به کشورهای پاکستان، بنگله دیش، هندوستان، فیلیپین و حتی مالیزیا و اندونیزیا رسید و سر از قفقاز نیز بر آورد.

        انقلاب اسلامی افغانستان نتیجه‌ی مثمری داد و در پایان پر افتخار خویش، صرف نظر از ویرانی های داخلی و جنگ های درون گروهی مجاهدین، آسیای میانه و اروپای شرقی را از زنجیر کمونیزم آزاد ساخت، اتحاد شوروی پاشید، دیوار برلین شکست و ناامیدان قرن بیستم را در پایان آن امیدوار به آزادی نمود.

    کشور های جدید اسلامی در آسیای میانه و قفقاز به وجود آمد و مردم بار دیگر به آغوش مساجد و عقاید اسلامی بازگشتند و فرهنگ عزیز و از دست رفته ی شانرا دوباره احیاء کردند.

    ۲- انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در خاورمیانه و شمال افریقا:

    ایران که قبل از انقلاب ژاندارم امریکا در منطقه بود، با پیروزی انقلاب طلیعه‌ای شد برای بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال افریقا و نعمتی برای آزادیخواهان مسلمان و تشنه‌ی بازگشت به اسلام در عراق، سوریه، عربستان، مصر، تونس و

        محور بیداری اسلامی در این منطقه‌ی مهم فلسطین اشغالی و لبنان بود. امام خمینی مبارزه مردم فلسطین برای آزادی سرزمین مقدس شانرا ازشکل عربی به جامعیت اسلامی در آورد و مسأله‌ی فلسطین را از اهم مسایل جمهوری اسلامی قلمداد کرد. روز جهانی قدس را پایه گذاری نمود، اسرائیل را غده‌ی سرطانی خواند و الهام بخش انتفاضه های پیاپی در منطقه شد. آزادی جنوب لبنان و نوار غزه از اشغال اسرائیل و موج بیداری اسلامی در منطقه و بهار عربی(که با توطئه های محور امریکا، صهیونیزم، وهابیت به خزان عرب تبدبل شد) از پیامد های همان الهامات مقدس و صدور انقلاب بود که به دنباله‌ی پیروزی جمهوری اسلامی ایران باید دسته بندی شود.

       امام خمینی باری فرمودند: “باید برای آزادی قدس از مسلسل های متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده کرد و بازی های سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگهداشتن ابر قدرت ها به مشام می رسد کنار گذاشت.” (۱۰)

    ۳- انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات وسیع جهانی آن:

    آشکار است که پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران تأثیرات بسزایی در بیداری تمام مردم جهان برای مبارزه با نظام سلطه‌ی جهانی از بوسنی گرفته تا هند و چین و از کشورهای افریقایی گرفته تا قاره‌ی امریکا داشته است. یک نمونه‌ی آن مقاومت غیورانه ی مردم امریکای لاتین در برابر نظام سلطه است و نمونه ی دیگر آن جنبش ۹۹ درصدی ضد سرمایه داری و شعار تسخیر وال‌استریت در امریکا بوده که از حوصله‌ی این مقال خارج است.

    (سیدعلی موسوی چکاوک)

    منابع و مآخذ:

    ۱- ورسجی، محمد ابراهیم، جهاد افغانستان و جنگ سرد قدرتهای بزرگ، جلد اول، پیشاور، ۱۳۸۱

    ۲- محسنی، آیت الله محمد آصف، تصویر حکومت اسلامی در افغانستان، پیشاور، ۱۴۱۱

    ۳- دورانت، ویلیام جیمز، مشرق زمین گاهواره‌ی تمدن، ترجمه ی احمد آرام، جلد اول، چاپ سیزدهم، تهران، ۱۳۸۷

    ۴- قرضاوی، یوسف، بیداری اسلامی بین جمود و افراط گرایی، کابل، ۱۳۸۴

    ۵- نامه‌ی تاریخی امام خمینی به میخایل گوربا چوف رهبر اتحاد جماهیر شوروی

    ۶ و ۷ –  هانتینگتون، ساموئل، نظریه برخورد تمدن ها، تهران، ۱۳۸۲

    ۸ و ۹ –  مصاحبه‌ی سردبیر نشریه نیوپرسپکتیوز کوارترلی با فوکویاما و برژنسکی شماره زمستان ۱۹۹۵ و بهار ۱۹۹۳

    ۱۰ – برای معلومات بیشتر رجوع به کتاب “نوشته‌ی کوچک، دغدغه‌ی بزرگ” از نگارنده، مقاله‌ی ” بیت المقدس اولین قبله، دومین مسجد”  کابل، ۱۳۸۸

  • قطعنامه همایش چهارمین سالیاد شهدای ۱۲ جوزای ۱۳۹۶ و حوادث مرتبط به آن

    قطعنامه همایش چهارمین سالیاد شهدای ۱۲ جوزای ۱۳۹۶ و حوادث مرتبط به آن

    در شلیک نیروهای امنیتی به سوی معترضین چندین نفر از جمله فرزند معاون اول مجلس سنا کشته شد.

    اینک چهار سال پس از این حادثه تلخ، شهروندان کابل و شخصیت های سیاسی در یک گردهمایی خواستار پیگیری عاملین این جنایت شدند.

    متن دقیق قطعنامه همایش چهارمین سالگرد شهدای جنبش رستاخیز به صورت زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چهار سال پیش به تاریخ ۱۰ جوزای سال ۱۳۹۶ یک تانکر مملوء از مواد منفجره در نزدیکی چهاراهی زنبق، مقابل سفارت آلمان در کابل، طی یک حمله انتحاری انفجار داده شد که در نتیجه آن ۱۴۰ تن شهید و بیش از چهار صد تن دیگر زخمی شدند.

    پس فردای آن روز، جمع غفیری از جوانان آگاه و دانش آموخته، در مطابقت با ماده ۳۶ قانون اساسی، در اعتراض به این انفجار و سلسله انفجارات انتحاری قبل از آن در کابل و نیز سلسله ترورهای سازمان‌یافته و هدفمند در سطح کشور، دست به اعتراض مدنی و راهپیمایی مسالمت آمیز زدند.

    زمانی که جوانان عدالتخواه به محل حادثه انفجار تانکربمب، تجمع کرده بودند و شعار عدالتخواهی و محکومیت حملات تروریستی سر می دادند و خواهان جلوگیری از تکرار چنین رویدادها بودند، نا گهان نیروهای امنیتی که اصولا باید حافظ جان و مال شهروندان کشور باشند، با سوء استفاده از صلاحیت های وظیفوی و تخطی آشکار از احکام قانون، آنان را به رگبار بستند که در نتیجه ۵ تن از معترضان شهید و ۱۱ تن دیگر زخمی شدند.

    این در حالی است که عدالتخواهان هیچ حرکت و اقدام خلاف قانون انجام نداده و مطابق به احکام قانون در یک تجمع مسالمت آمیز گرد هم آمده بودند.

    با این وصف، عمل مسئولان امنیتی مصداق بارز ارتکاب جنایت بشری، شامل کشتار جمعی معترضان، ارعاب و قلع و قمع حرکت های مردم سالاری، نقض صریح حقوق اساسی و وجائب اتباع مندرج قانون اساسی و حقوق بشری می‌باشد.

    فردای آن روز در مراسم تشییع جنازه شهید محمد سالم ایزدیار، یکی از شهدای ۱۲ جوزا، سه حمله انتحاری صورت گرفت که در نتیجه آن ۹ تن به شهادت رسیدند و بیش از ۲۰۰ تن دیگر شدیدا زخم برداشتند.

    بعد از این رویداد مدهش، شام آن روز جوانان معترض و عدالتخواه به منظور پیگیری و به دادگاه کشاندن مجریان و آمرین این حوادث پیهم، خیمه اعتراضی «رستاخیز تغییر» را در چهارراهی شیرپور برپا کرده و دست به تحصن مسالمت آمیز زدند، تا این‌که در بامداد روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان که ۲۰ روز از تحصن آنها گذشته بود، نیروهای امنیتی با استفاده از 45 عراده تانک زرهی نوع هاموی، محل تحصن جوانان معترض را مورد حمله قرار داده و دو نفر را به شهادت رساندند که یک تن آن به طرز فجیعی زیر تایرهای تانک مهاجمین نقش زمین شده و جان سپرد.

    متأسفانه از آن روزگار تا کنون که چهار سال می گذرد، با وجود این‌که اسم و شهرت عاملان حمله به مراسم اعتراض مدنی جوانان 12 جوزا و خیمه تحصن رستاخیز تغییر، تشخیص شده است و علی رغم تعهدات شخص رییس جمهور محمد اشرف غنی، فیصله های شورای امنیت ملی، تعهدات لوی څارنوالی و ستره محکمه و تأکیدات و توصیه های مجلسین شورای ملی مبنی بر پیگیری عدلی و قضائی پرونده عاملین کشتار و شرکای جرمی شان، رسیدگی لازم و به موقع در ‌این زمینه صورت نگرفته و عدالت در حق قربانیان و متضررین، تحقق نیافته است.

    این در حالیست که رسیدگی به یک قضیه جنایی مطابق به احکام قانون اجراءات جزائی، بیشتر از 9 ماه نمی تواند باشد، اما این قضیه درین مدت چهار سال با دخالت های سیاسی عمداً به التوا کشانیده شده است.

    بنابرین ما اشتراک کنندگان مراسم چهارمین سالروز شهادت مظلومانه جوانان معترض و عدالتخواه رستاخیز تغییر، در عین حال که خواهان ایجاد نهاد مدنی عدالتخواهی با وجههٔ ملی و بین المللی جهت تعقیب کلیت پرونده های سرکوب جنبش های عدالتخواهانه و قتل های زنجیره یی و هدف مند دو دهه اخیر هستیم، از دولت به خصوص دستگاه عدلی و قضایی کشور اکیدا خواهان اجرای مراتب عدلی و قضایی ذیل می باشیم:

    ۱. گرفتاری و محاکمه عادلانه مرتکبین این جنایات هولناک به اشد مجازات؛

    ۲. تسریع روند محاکمه و جلوگیری از ملتوی ماندن بیشتر پرونده؛

    ۳. اجتناب از مداخلات سیاسی در قضیه و حفظ استقلالیت نهادهای عدلی و قضایی کشور؛

    ۴. به مجازات کشانیدن حلقات و عناصر قلع و قمع کننده اعتراضات و حرکت های مدنی مسالمت آمیز و عدالتخواهانه در کشور؛

    ۵. معرفی و به مجازات کشاندن دستور دهندگان اصلی سرکوب اعتراض مدنی 12 جوزا و خیمه تحصن مطابق به احکام قانون.

    و

    ۶. شناسایی و مجازات، عمال و عناصر نفوذی و ستون پنجمی، یعنی شرکای جرمی شبکه های تروریستی، قتل‌های زنجیره یی و سازمان یافته که علما، اساتید، جامعه دانشجویی، تعليمی و رسانه یی، فرهیختگان، سیاسیون و فرماندهان نخبه و تاثیرگذار وطن را آماج قرار داده و می دهند.

    در صورتی که به موارد فوق رسیدگی نشود، ما اشتراک کنندگان و خانواده های شهداء به اقدامات ذیل مبادرت می ورزیم:

    الف: تداوم دادخواهی و اعتراضات مسالمت آمیز به اشکال مختلف

    ب : اقدام به شکایت و کشانیدن پرونده به دادگاه بین المللی لاهه.

    اين قطعنامه به اتفاق آراء مورد تأیید اشتراک کنندگان همایش چهارمین سال‌یاد شهدای عدالتخواه ۱۲ جوزای ۱۳۹۶ و جنبش رستاخیز تغییر قرار گرفت.

    کابل- ۱۲ جوزای ۱۴۰۰