دسته: برگزیده ها

  • کتاب های درسی مکاتب کشور بازنگری می شود

    کتاب های درسی مکاتب کشور بازنگری می شود

    اسدالله حنیف بلخی، وزیر معارف گفت که براساس بررسی این وزارت وجود مضامین متعدد در کلاس‌ها باعث مشکلات برای شاگردان می‌شود.

    به گزارش بی بی سی، او گفته، اکنون شاگردان در کلاس هشتم مکتب مجبور هستند که ۱۵ کتاب را بخوانند و به حافظه سپردن این کتاب‌ها برای شاگردان مکاتب سخت است.

    آقای بلخی گفت که وزارت معارف درنظر ندارد کتابی را که تحت عنوان “حب الوطن” تدوین شده بود، چاپ کند.

    حامد کرزی رئیس جمهوری سابق دستور تدوین این کتاب را به منظور تقویت روحیه وطن دوستی در شاگردان مکاتب افغانستان داده بود.

    بحث افزوده شدن این کتاب به نصاب آموزشی، که قرار بود برای شاگردان کلاس‌های هفتم الی نهم مکاتب/مدارس تدریس شود، در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های زیادی در پی داشت.

    شماری به عنوان آن که “چرا عربی است” منتقد بودند و شماری دیگر هم در محتوای آن ابراز شک و تردید کرده بودند. ‌

    آقای بلخی گفت که مضمون این کتاب در سایر کتاب‌های درسی افغانستان وجود دارد و نیاز به چاپ کتاب جداگانه در این زمینه نیست.

    او گفت برای حل مشکلات در کتاب‌های درسی مکاتب قرار است یک تیم از کارشناسان تمام کتاب‌های درسی افغانستان را بررسی و تغییراتی مورد نیاز را در آنها اعمال کند.

    او گفت که با بررسی کارشناسان امکان کاهش حجم کتابها وجود دارد که می‌تواند قدرت یادگیری را در دانش آموزان بیشتر و همچنین هزینه چاپ را کاهش دهد.

    به گفته وزیر معارف؛ این وزارت در نظر دارد که برای سال آینده تحصیلی ۵۰ میلیون جلد کتاب چاپ ‌کند که حدود ۲۰ میلیون دالر هزینه آنرا نهاد توسعه بین المللی آمریکا ( USAID) پرداخت خواهد کرد.

     

  • دیپلمات: 5 جنگ جاری در افغانستان

    دیپلمات: 5 جنگ جاری در افغانستان

    چندی پیش آسوشیتد پرس در گزارشی عنوان کرد که پنتاگون تصمیم دارد به زودی تا 4 هزار سرباز دیگر به 14 هزار سرباز کنونی ناتو در افغانستان اضافه نماید. این تصمیم به دنبال درخواست جنرال جان نیکلسون فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان صورت گرفت. او گفته بود که به چند هزار سرباز دیگر در افغانستان نیاز دارد تا بتواند ماموریت را به اتمام برساند. اما صرف افزودن سرباز معمای افغانستان را حل نمی کند.

    هر گاه سخن از بحران افغانستان می گردد، جنگ و استراتژی آمریکا در افغانستان به طور ناخودآگاه محوریت اصلی بحث را در بر می گیرد. این شیوه خلاصه کردن بحران افغانستان، در واقع از این حقیقت چشم پوشی می کند که در افغانستان نه تنها یک جنگ، بلکه 5 جنگ متمایز جاری است. جالب است که بدانید 4 جنگ از این 5 جنگ، پیش از ورود نظامی نیروهای آمریکایی در سال 2001 جاری بود. با این وجود، استراتژی آمریکا در افغانستان، پیچیدگی های تاریخی منطقه را ندیده گرفته است.

    اولین جنگ که می توان در مورد آن صحبت کرد، جنگ قومی در افغانستان است. این موضوع برمی گردد به تقابل دیرینه اکثریت قومیت پشتون و اقوام دیگر در افغانستان مانند ازبک، تاجیک، هزاره، ایماق و دیگر اقوام با اقلیت های بسیار کم که برای در دست داشتن قدرت سیاسی علیه هم درتلاش بوده اند. به لحاظ تاریخی، پشتون ها با وجود اینکه کمتر از نصف جمعیت افغانستان را شکل می دهند، اما همواره در صدر قدرت سیاسی افغانستان حضور داشته اند. تلاش پر شور این قوم برای حفظ قدرت سیاسی خود سبب شده تا دیگر اقوام گاها با تشکیل ائتلاف علیه آنها برخیزند.

    این امر در سال 2004 و زمانی که چارچوب قانون اساسی جدید به دنبال متمرکز کردن قدرت در دفتر رئیس جمهوری بود، آنقدر به وضوح قابل دید بود، که از سوی جناح های غیرپشتون با مخالفت روبرو شد و در نهایت در سال 2014، محمد اشرف غنی رئیس جمهور که از قومیت پشتون است مجبور به تقسیم قدرت با عبدالله عبدالله از قومیت تاجیک شد.

    این تقسیم قدرت منجر به تشکیل دولتی شد که شاید پایدار باشد اما آنقدر شکننده است که نمی تواند نقش خود را به عنوان دولت به طور موثر ایفا کند. برای مثال اختلافات بسیار میان غنی و عبدالله پس از این تقسیم قدرت همواره این دو را به بن بست های سیاسی بویژه در قسمت مقرری های سیاسی رسانده است.

    این جدال های قومیتی به سطح های زیرین مانند مقامات محلی و دسته های نظامی نیز رسیده است. آنهایی که حامیان این نوع شکاف ها هستند پیروانشان را با پول و یا ترفیع مقام در کنار خود نگه می دارند، و بروکرات ها نیز مردم را مجبور می کنند تا به مافوق شان پول پرداخت کنند. از این رو، در جایی که مناسبات قومی چارچوب اصلی مشروعیت سیاسی را شکل می دهد، خویش خوری و فساد شایع گردیده و به دیگر بخش های اجتماع نیز نفوذ می کند. بدین صورت است که تمامی تلاش هایی که از سوی جامعه جهانی برای کاهش فساد در افغانستان صورت می گیرد با شکست مواجه می گردد. برای تایید این موضوع نیز می توان به گزارش سال 2016 سازمان شفافیت بین الملل نگاه کرد که در آن افغانستان جایگاه 169 جهان را به خود اختصاص داد.

    اما مسئله قومیتی تنها به این جا ختم نمی گردد و پیچیده تر می شود، زیرا پشتون ها نیز میان خود دچار اختلاف هستند. این دومین درگیری در افغانستان محسوب می گردد که به منازعات درون قومی اشاره می کند و تاریخچه آن به قرن 18 می رسد. شاخص ترین این منازعات درون قومی پشتون ها، میان قوم «غیلزی» از روستاییان شرق و قوم دورانی از شهرنشینان جنوب افغانستان است. دولت افغانستان در سال 1747 میلادی و زمانی که قوم غیلزی توسط قوم دورانی شکست داده شد، تاسیس گردید. از آن زمان الی سال 1996 تنها در چند مورد کوتاه استثنا، دورانی ها قدرت را در افغانستان بدست داشتند. اما در سال 1996، طالبان با رهبریت ملا محمد عمر از پشتون های غیلزی قدرت را در اختیار گرفت. در سال 2002 اما آمریکا قدرت را از طالبان گرفت و به حامد کرزی رئیس دولت موقت از قوم دورانی تحویل داد. امروزه نیز خشونت های موجود در شرق کشور ادامه همان تقابل قدرت تاریخی میان این دو قوم است. لازم به ذکر است که بیش تر جنگجویان طالبان نیز از قومیت غیلزی می باشند که به گفته ی خودشان در جنگی مقدس علیه اشغال گران خارجی و دولت افغانستان که بدست دورانی ها اداره می گردد، قرار دارند.

    درگیری سوم در افغانستان، جنگ فرهنگی میان طرفداران پیشرفت همگام با جهان در مراکز شهرها و محافظه کاران مذهبی در مناطق روستایی می باشد. این درگیری نیز به صدها سال پیش بر می گردد. درقرن 19 میلادی، امیر عبدالرحمان خان به اصلاحاتی از قبیل لیبرالیزه کردن کشور و سلب مشروعیت قانونی رهبران مذهبی دست زد. این اقدام او، منجر به شکل گیری 40 گروه شورشی علیه وی شد.

    در دهه 1920 میلادی و زمانی که امان الله خان نوه عبدالرحمان خان نیز به دنبال مدرنیزه کردن کشور و حقوق زنان بود، محافظه کاران مذهبی شورشی را علیه وی مهندسی کردند که منجر به کناره گیری او از قدرت شد. در سال 1979 و زمانی که حفیظ الله امین از رهبران کمونیست نیز در تلاش برای اجرای برنامه ای برای سوادآموزی زنان بود، قیامی دیگر از سمت غرب علیه وی به راه افتاد. اما مبارزه امین با استفاده از زور علیه این خیزش، منجر شد که این خیزش به تمام سطح کشور پراکنده گردد. و بالاخره شوروی سابق نیز با ترس اینکه این خیزش احتمالا طرح سیا (آژانس اطلاعات آمریکا) برای نا امن سازی مرزهای جنوبی شوروی است، به افغانستان حمله کرد. میلیون ها کتابچه و قلم نیاز است تا در مورد هرج و مرج های پس از این ماجرا نوشت.

    درگیری چهارم در افغانستان، نزاعی است که تقریبا تمام منطقه جنوب آسیا را در بر می گیرد؛ و آن جنگ سرد میان پاکستان و هند است. پاکستان پس از استقلال همواره در سیاست خارجی اش در قبال هند از منشور امنیتی نگریسته است. در حقیقت، هر دو کشور پاکستان و هند همواره از افغانستان برای استراتژی های عمیق خود و برتری نسبت به یکدیگر استفاده کرده اند. ماحصل این جنگ سرد میان این دو کشور، منجر به تشکیل یک گروه شورشی دیگر (طالبان پاکستانی) گردیده است که به طور عمده در مناطق قبایلی نشین پاکستان حضور و فعالیت دارند. این گروه از شورشیان به جنبش بزرگتر طالبان متصل است، و دو کشور هند و پاکستان همواره متهم به این بوده اند که از خاک افغانستان برای فعالیت های شورشیانه در خاک دیگری استفاده می کند.

    و در نهایت جنگ حال حاضر آمریکا علیه طالبان، پنجمین جنگ و درگیری در افغانستان است که تقریبا تمامی چهار درگیری فوق الذکر را تحت الشاع خود قرار داده است. این درگیری ها در حال تکه تکه کردن افغانستان است. اضافه کردن 4 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان به تقابل دیرینه پشتون ها و دیگر اقوام در افغانستان خاتمه نمی دهد، همچنین نمی تواند دشمنی میان قوم دورانی و غیلزی را کاهش دهد. جامعه روستایی افغانستان همچنان با هر گونه تهاجم از سوی خارجی ها برای اصلاحات فرهنگ سنتی آنان مقابله خواهد کرد. 15 سال دپیلماسی وسواسی آمریکا در افغانستان نتوانسته استراتژی جامع اسلام آباد در افغانستان را تغییر دهد و از سوی دیگر افغانستان همچنان صحنه تیاتری برای جنگ سرد پاکستان و هند خواهد بود.

    با اضافه کردن سربازان بیشتر در افغانستان، ترامپ در واقع اشتباهی که روسای جمهوری قبل از او مرتکب شدند را تکرار می کند. در بهترین حالت، این اقدام احتمالا از بخشی از پیشروی طالبان جلوگیری می کند؛ اما به طور قطع نمی تواند صلح و ثباتی پایدار و سودمند برای افغانستان به ارمغان بیاورد. در خلال این درگیری های چند گانه، مبدل شدن افغانستان به کشوری لیبرال و مدرن، دست یافتنی و پایدار نخواهد بود.

  • افغانستان، پاکستان و چین بر سر هفت موضوع به توافق رسیدند

    افغانستان، پاکستان و چین بر سر هفت موضوع به توافق رسیدند

    در این بیانیه، سه کشور تمایل خود را برای ارتقای روابط با یکدیگر، تقویت روابط سیاسی و اعتماد متقابل، بهبود همکاری در زمینه های مختلف به شمول مبارزه علیه تروریسم و اقدام مشترک در برابر چالش های امنیتی ابراز کردند.

    همچنین سه کشور تعهد خود را نسبت به تامین ثبات و صلح در منطقه، تقویت اتصالات منطقه ای و همکاری های اقتصادی و گسترش دامنه امنیت و توسعه مشترک اعلام نمودند.

    طرف چینی نیز ابراز امیدواری کرد پاکستان و افغانستان سطح روابط با ثباتی با یکدیگر داشته باشند و در این زمینه همکاری های لازم را برای طرفین فراهم می کند.

    بر بنیاد این بیانیه مشترک، افغانستان و پاکستان در راستای ایجاد یک مکانیزم مدیریت بحران به شمول پیشگیری از طریقِ تبادل معلوماتِ استخباراتی به موقع و مؤثر و اتخاذ تدابیر مشترک دیگر مورد نظر، به توافق رسیده اند. این موضوع هردو طرف را قادر می سازد تا ارتباطات و گفتگوهای مؤثر و به موقع را در جهت مبارزه با تروریزم و حالات اضطراری دیگر با هدف یافتن راه حل های مناسب از طریق گفتگو و مشاوره و جلوگیری از بدتر شدن اوضاع که ممکن است تأثیرات منفی بر روابط طرفین بگذارد، داشته باشند. جانب چین، از ایجاد یک چنین مکانیزمی پشتیبانی میکند.

    هر سه جانب موافقت کرده اند تا مکانیزم گفتگوهای وزیران خارجۀ چین – افغانستان – پاکستان را تأسیس نموده و پیرامون مسائل مورد اهتمام مشترک که با همکاری های اقتصادی آغاز خواهد شد، همکاری نمایند.

    هر سه جانب باور دارند که آشتی ملی راه حل اساسی مسئلۀ افغانستان است. مسئله ای که نمی تواند از طریق توسل به خشونت حل و فصل گردد. چین وپاکستان از روند آشتی ملی ” تحت رهبری ومالکیت افغانها ” حمایت نموده و آماده اند تا نقش مؤثر و سازنده ای را در پیشبرِ پروسۀ مذکور، ایفا کنند. هر سه طرف، از طالبان افغان دعوت می نمایند تا به پروسۀ آشتی ملی به  زودترین فرصت ممکن، بپیوندند.

    هر سه طرف باور کامل دارند که گروه هماهنگی چهارجانبه باید یک بار دیگر احیا شود تا محیط و بستِ مناسبی را برای گفتگوهای صلح و پیوستن طالبان به این گفتگوها، ایجاد کند.

    هر سه طرف، از ابتکار پروسه کابل حمایت نموده و به این نظر می باشند که گروه تماس همکاری های شانگهای – افغانستان بایست به زودترین فرصت ممکن احیاء گردد تا نقش سازنده ای را در جهت پیشبرد فرآیند آشتی ملی افغانستان، ایفا نماید.

    لازم به ذکر است که وانگ یی وزیر خارجه چین بنا بر دعوت پاکستان و افغانستان در تاریخ های 24 و 25 جون به دو کشور سفر کرد. در جریان این بازدید، هر سه طرف حملات تروریستی اخیر در افغانستان و پاکستان  را محکوم کرده و به خانواده های قربانیان ابراز تسلیت و با زخمی ها و آنانیکه از حوادث یادشده متأثر گردیدند، ابراز همدردی نمودند. هر سه طرف، در مورد اوضاع افغانستان، روابط میان افغانستان و پاکستان و همچنان همکاریهای سه جانبۀ چین – افغانستان – پاکستان، بصورت عمیق و همه جانبه بحث و تبادل نظر نمودند و بر سر موضات فوق به توافق رسیدند.

  • طالبان پس از خاتمه اشغال افغانستان، با آمریکا روابط نیک برقرار می کند

    طالبان پس از خاتمه اشغال افغانستان، با آمریکا روابط نیک برقرار می کند

    ملا هبت الله اخندزاده رهبر طالبان امروز (جمعه) در پیامی به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر ضمن تبریک گفتن این عید به جنگجویانش، گفته است در صورتی که اشغال افغانستان خاتمه یابد، امارت اسلامی(طالبان) با آمریکا و دیگر کشورها روابط نیک برقرار می کند.

    وی اما از سوی دیگر به آمریکا نسبت به افزایش تعداد سربازانش در افغانستان هشدار داد و گفت که مانع اصلی صلح در افغانستان، ادامه اشغال است.

    گرچه وی در پیامش صراحتا به موضوع افزایش تعداد سربازان آمریکایی و یا دیگر موضوعات مورد بحث در واشنگتن در این خصوص اشاره نمی کند، اما مانند همیشه حضور نیروهای خارجی در افغانستان را از موانع اصلی برقراری صلح در افغانستان عنوان کرد.

    وی اما به طور مشخص در پیامش وعده می سپارد که افغانستان دیگر به پناهگاهی برای تروریستان خارجی مبدل نخواهد شد و اجازه نخواهد داد که از خاک افغانستان علیه کشوری استفاده صورت بگیرد.

    او همچنین می گوید در صورتی که خارجی ها به اشغال افغانستان خاتمه دهند، امارت اسلامی (طالبان) با آمریکایی ها و دیگر کشورها طبق اصول تعامل مثبت روابط برقرار خواهد کرد.

    هبت الله اخندزاده در پیامش افزوده است “اینکه آنان به هر اندازه بر بقای نیروهای خود و یا افزایش آن در اینجا اصرار می کنند، به همان مقدار حساسیت منطقوی  با آن بیشتر می شود و در نتیجه به شمول افغانستان تمام منطقه بیشتر بی ثبات می گردد.”

    رهبر طالبان از آمریکا خواست تا خواسته مشروع مردم افغانستان را بپذیرد و صلح را از راه های دیپلماتیک جستجو کند، اما به نظر می رسد که همچنان در پیام خود اصرار بر خروج کامل نیروهای خارجی پیش از شروع هر گونه مذاکرات صلح دارد.

    او اما در پیامش دولت وحدت ملی را بازیچه دست دولت آمریکا خطاب کرد و گفت که دولت عامل اصلی افزیش تنش های قومی و سمتی در کابل و دیگر شهرهای افغانستان است.

    اخندزاده همچنین خطاب به جنگجویانش از آنان خواسته تا در جریان فعالیت هایشان از از آسیب رساندن به غیرنظامیان خودداری کنند، ادعایی که همواره از سوی دولت رد می شود.

    روز گذشته در مقابل شعبه کابل بانک نو در شهر لشکرگاه مرکز ولایت هلمند، یک موتر مملو از مواد منفجره منفجر گردید و دست کم 34 تن جان خود را از دست دادند و 56 تن دیگر زخمی شدند. مقامات محلی ولایت هلمند عنوان کردند که بیشتر قربانیان این حادثه تروریستی غیرنظامیان بودند.

    طالبان در پیامی مسئولیت این رویداد را به عهده گرفت.

    همچنین چند روز پیش، مرگبارترین انفجار کابل طی چندین سال گذشته در چهارراهی زنبق به وقوع پیوست که در آن حادثه تروریستی، دست کم 150 غیرنظامی شهید شدند. گرچه طالبان مسئولیت این رویداد را به عهده نگرفت، اما یافته های اداره امنیت ملی کشور نشان می دهد که این حمله توسط شبکه تروریستی حقانی صورت گرفت. شبکه حقانی وابسته به گروه طالبان است.

  • موانع کانکریتی از سطح شهر کابل برداشته می شود

    موانع کانکریتی از سطح شهر کابل برداشته می شود

    عبدالله حبیب‌زی، سرپرست شهرداری کابل امروز پنجشنبه (1 سرطان) در نشستی خبری گفت که تا رسیدن عید سعید فطر، تمامی موانعی که اداره های دولتی و غیر دولتی در سطح شهر کار گذاشته اند، برداشته خواهد شد.

    آقای حبیب زی در این نشست که نمایندگان نهادهای امنیتی و دادستانی کل نیز او را همراهی می کرد اضافه کرد که این اقدام براساس دستور رئیس جمهوری صورت می گیرد.

    نماینده دادستانی کل که در این نشست حضور داشت گفت که ما هم بر اساس حکم ریاست جمهوری در کنار تیم برداشتن موانع با شهرداری همکاری می کنیم.

    وی افزود که با افرادی که مانع کار شهرداری در قسمت برداشت موانع شود، برخورد قانونی می کنیم.

    گفتنی است که موانع کانکریتی در سطح شهر کابل علاوه بر مزاحمت های فراوان برای شهروندان، شکل شهر را نیز تغییر داده و همانند یک دژ نظامی ساخته است.

    بیشتر موانع توسط اداره های دولتی و زورمندان در کوچه ها و خیابان ها برپا می شود که باعث مسدود سازی جاده ها نیز شده است.

    شهروندان کابلی همواره از مسدود سازی سرک ها توسط زورمندان و اداره های دولتی شکایت داشته اند.

    لازم به ذکر است که پیش از این نیز دولت اعلام کرده بود که تمامی موانع را از سطح شهر جمع آوری می کند اما زورمندان مانع کار آنان شد.

  • بیشترین و کمترین تعداد مهاجر افغان در کدام شهرهای ایران زندگی می کنند؟

    بیشترین و کمترین تعداد مهاجر افغان در کدام شهرهای ایران زندگی می کنند؟

    بر اساس این گزارش که به مناسبت روز جهانی پناهجویان منتشر شده است، شهرهای تهران، مشهد و قم عمدتا بیشترین تعداد مهاجران و شهرهای ایلام و کردستان کمترین تعداد مهاجر را در خود جای داده‌اند.

    در گزارش امده است که تهران با 515 هزار مهاجر بیشترین و ایلام و کردستان به ترتیب با ۱۲ و ۱۳ کمترین تعداد مهاجر را در خود جای داده اند.

    مرکز امار ایران همچنین نوشته است که بعد از افغانستانی ها؛ عراقی ها با 34.5 هزار مهاجر و پاکستان با 14.3 هزار مهاجر در رده های بعدی قرار دارند.

    ترکیب سنی مهاجران به ایران ارقام متفاوتی را نشان می‌دهد.

    در مورد اتباع افغانستان، بیشترین جمعیت مربوط به گروه‌های سنی ۵ تا ۱۴ ساله است. در اتباع عراقی این سن تغییر یافته و بیشترین جمعیت آنها را در ایران افراد ۱۰ تا ۱۹ ساله تشکیل می‌دهند.

    دو طیف در اتباع پاکستانی، بیشترین جمعیت ساکنان آنها در ایران را تشکیل می‌دهند: طیف اول افراد زیر ۹ سال و بعد از آن، بزرگترین جمعیت آنها در ایران از نظر ترکیب سنی مربوط به جوانان ۲۵ تا ۲۹ ساله است.

  • آمار نگران کننده سرقت و سوءقصد در هرات/ در یک ماه حدود 300 مورد جرم ثبت شده است

    آمار نگران کننده سرقت و سوءقصد در هرات/ در یک ماه حدود 300 مورد جرم ثبت شده است

    نهاد مجمع مردمی می‌گوید که در یک ماه اخیر، در حدود ۱۰۰ موتورسایکل و بیش از ۶۰ موتر در این ولایت دزدی شده است.

    احمد سعید عظیمیان عضو مجمع مردمی هرات می‌گوید، در کنار این ۶۹ مورد سؤقصد مسلحانه و ۱۱۸ مورد حمله با چاقو نیز به نشانی آنان رسیده است.

    از سویی هم محمد رفیق شیرزی سخنگوی شفاخانه هرات می‌گوید: از آغاز امسال تاکنون در حدود ۱۰۰ مورد زخمی و هشت مورد قتل به این مرکز منتقل شده است.

    ناامنی‌های اخیر در هرات روی صنعت و تجارت این شهر نیز سایه افگنده است.

    حمیدالله خادم رییس اتحادیه صنعت‌گران هرات می‌گوید، نبود امنیت و دزدی‌های اخیر سبب شده که سرمایه‌گذاران نگران سرمایه شان شوند و دست از فعالیت بازدارند.

    در همین حال اداره محلی هرات به سرنخ‌های در مورد رویدادهای دزدی در هرات پیدا کرده است.

    جیلانی فرهاد سخنگوی والی هرات می‌گوید، برخی از نارسایی‌ها در اداره‌های امنیتی سبب شده که رویدادهای دزدی در این ولایت افزایش یابد.

    هرات در طول چند سال متوالی فصل متفاوتی از چالش‌ها را تجربه کرده؛ آدم‌ربایی، ترور افراد، خودکشی و حالا هم دزدی.

    اخیرا وزارت داخله در واکنش به افزایش پدیده‌ی دزدی در این شهر، هیئت بلند پایه‌ای را برای بررسی بیشتر در این ولایت فرستاده است.

  • سازمان ملل خواستار جرم شدن “بچه بازی” شد

    سازمان ملل خواستار جرم شدن “بچه بازی” شد

    سازمان ملل در این گزارشش که امروز دوشنبه (۲۹ جوزا) منتشر شده، از دولت افغانستان مصرانه خواسته که به منظور تقویت در دستگاه عدلی و قضایی این کشور، حسابدهی و پیدا کردن راه حل برای جرایم مرتبط به خشونت‌های جنسی منابع لازمی را اختصاص دهد.

    این گزارش سازمان ملل افزوده که افغانستان باید برنامه عمل خود را مطابق به قعطنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل هماهنگ کند و همچنین “بچه بازی” را به عنوان یک جرم به رسمیت بشناسد.

    پدیده دیرینه “بچه‌بازی” یکی از بدترین تخلفات حقوق بشری در افغانستان است که عاملان آن که معمولا زورمندان و فرماندهان محلی هستند. آنها پسران خردسال را مورد آزار و سوء استفاده جنسی قرار می‌دهند، لباس زنانه به تن آنها می‌کنند و آنها را می‌رقصانند.

    این پدیده و در قوانین افغانستان به طور صریح تعریف نشده است و مجازات مشخصی برای عاملان “بچه‌بازی” پیش‌بینی نشده است.

    چند ماه پیش حکومت افغانستان، برای نخستین بار پیش‌نویس قانونی را برای مبارزه با “بچه‌بازی” و آزار جنسی کودکان تدوین کرد. این طرح از سوی شورای وزیران تایید شد اما برای اجرایی شدن باید مجلس نمایندگان آن را تصویب و رئیس جمهوری آن‌را توشیح کند.

    سازمان ملل افزوده که بی‌ثباتی طولانی همراه با مصونیت از مجازات، تبعیض‌های فرهنگی، باعث محدودیت در نشر گزارش‌هایی درباره خشونت‌های جنسی در افغانستان شده است.

    بر اساس آمار دفتر ماموریت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) در سال ۲۰۱۶ میلادی یازده مورد خشونت جنسی در برابر زنان، دختران و پسران در مناطق جنگی توسط طرف‌های درگیر مثل پلیس و افراد گروه طالبان، در افغانستان ثبت شده است

    براساس این گزارش فقط به پرونده دو مورد از این خشونت‎ها که اعضای پلیس ملی افغانستان متهم آن بودند، رسیدگی شده و آنان بر اساس قانون منع خشونت علیه زنان مجازات شده‌اند.

    از این ۱۱ پرونده چهار مورد آن مرتبط به پدیده “بچه‌بازی” می‌شود.

    گزارش افزوده در این موارد زورمندان و افراد وابسته به نیروهای امنیتی افغانستان متهم به سوء استفاده جنسی و استفاده از کودکان به عنوان “برده” بوده اند.

    در برخی از مناطق کشور، تعدادی از زورمندان یک ‌یا چند کودک پسر را که عموما بین ۱۰ تا ۱۸ سال‌سن دار ند، به‌ منظور بچه‌بازی که عموما با بهره‌کشی جنسی و سایر آزارهای جنسی همراه است، نگهداری می‌کنند.

    این کودکان که اغلب‌ از خانواده‌های فقیرند، توسط برخی از اشخاص پولدار به عنوان محافظ شخصی، شاگرد، کارگر خانه، دکان، نانوایی، تعمیرگاه، مستخدم هوتل و رستورانت ‌یا سایر وظایف در بدل پرداخت پول ‌یا استفاده از زور، تهدید، حیله و نیرنگ ‌یا تطمیع، نگهداری شده و اغلب‌ مورد سو استفاده‌های جنسی نیز قرار می‌گیرند.

    در بعضی مناطق، از این کودکان در حالی که لباس زنانه به تن دارند، در مهمانی‌ها و محافل عروسی به عنوان رقاص استفاده می‌شو‌د. پس از ختم این محافل، به خانه‌های شخصی ‌یا هوتل‌ها برده شده و مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند و حتی گاهی اتفاق می‌افتد که آن‌ها را مورد تجاوز گروهی نیز قرار می‌دهند. آن‌ها مانند برده‌های جنسی، به‌طور مستمر مورد بهره‌کشی جنسی و سایر انواع آزارهای جنسی قرار می‌گیرند.  BBC

  • جنرال آمریکایی درخواست اعزام 20 هزار سرباز دیگر برای افغانستان کرد

    جنرال آمریکایی درخواست اعزام 20 هزار سرباز دیگر برای افغانستان کرد

    جنرال جک کین معاون پیشین رئیس ستاد ارتش آمریکا در گفتگویی با شبکه فاکس نیوز در واکنش به گزارش های منتشره مبنی بر اینکه پنتاگون قصد دارد 4 هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام کند، گفت که حضور آمریکا در افغانستان طی 16 ساله گذشته ناامید کننده بوده و تا 20 هزار سرباز دیگر نیاز است تا جنگ به پیروزی برسد.

    این در حالیست که جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا تاکنون اعلام نکرده است که چه تعداد سرباز به افغانستان اعزام می کند، اما یک مقام دولتی این کشور به آسوشیتد پرس پیش تر گفت که 4 هزار سرباز به افغانستان اعزام می شود و این موضوع طی روزهای آینده به طور رسمی اعلام می شود.

    این مقام دولتی گفته است که بیشتر این سربازان به آموزش و مشاوره نیروهای امنیتی افغانستان می پردازند و تنها تعداد کمی از آنها در عملیات های ضد تروریستی علیه طالبان و داعش با نیروهای امنیتی افغانستان همکاری می کنند.

    جنرال کین افزود که در حال حاضر افزایش 4 هزار سربازی تنها یک حدس و گمان است، اما این رقم برای شکست طالبان و تقویت توانایی ارتش افغانستان کافی نیست.

    وی علاوه کرد “جای شکی نیست که 4 هزار سرباز دیگر مفید خواهند بود. اما سوال اصلی این است، که آیا این تعداد می تواند جریان جنگ را به نفع ما تغییر دهد. قضاوت من این است که به احتمال زیاد نمی تواند.”

    لازم به ذکر است که باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین آمریکا سقف 8400 سرباز آمریکایی فعلی را برای حضور در افغانستان تعیین کرده بود.

    جنرال جک کین که در سال 2003 از فعالیت کنار رفت، تمامی تقصیر ها را به گردن باراک اوباما انداخته و می گوید اقدام اوباما برای خروج سربازان جریان جنگ را تغییر داد.

    او گفت “16 سال است که درگیر این جنگ هستیم و واقعا جای تاسف دارد که هنوز نتوانستیم این جنگ را به نفع خود خاتمه دهیم.”

    به گفته وی، “آقای اوباما هیچ گاه تعهدی که نیاز بود را انجام نداد و بخاطر همین است که الان در این وضعیت هستیم.”

    کین خاطر نشان کرد “زمانی که بیش از یک صد هزار سرباز را از کشور خارج کردیم و تنها 8 هزار گذاشتیم، و تمامی تجهیزات حمایتی برای ارتش افغانستان به شمول هلی کوپتر و دستگاه های ضد ماین، مخابراتی و لوجستیکی را برداشتیم، در واقع ما تمام حمایت خود را از ارتش افغانستان قطع کردیم. اگر می خواهیم که ارتش افغانستان موثر واقع شود، باید آنها را برگردانیم.”

    این گفته ها در حالی توسط این مقام ارشد سابق ارتش آمریکا مطرح می شود که جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا هفته گذشته در کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا گفت که آمریکا و متحدانش در موقعیت برد در افغانستان قرار ندارند.

    جیمز ماتیس در این جلسه که تحت سوال های شدید سناتور جان مک کین رئیس این کمیته قرار گرفته بود، گفت “ما در حال برنده شدن در افغانستان نیستیم، اما هر چه زودتر این وضعیت را درست می کنیم.”

    در مقابل سناتور جان مک کین گفت: “ما تنها یک استراتژی مشخص می خواهیم و فکر نمی کنم این درخواست زیادی باشد.”

    جنرال جک کین همچنین در این گفتگو تاکید کرد که نظامیان پاکستانی برای شبکه طالبان اطلاعات درباره عملیات های آمریکا در افغانستان می دهند که باید هر چه سریعتر پناهگاه های طالبان در پاکستان نابود شود.

    وی گفت: “نظامیان پاکستان به آنها (طالبان) کمک می کنند. این باید متوقف شود. پناهگاه هایشان باید نابود شود و امریکا نیز باید بر سر این موضوع اصرار کند، در غیر این صورت این جنگ به درازا می کشد.”

  • دیدبان حقوق بشر: کابل امن نیست/ یک پناهجوی اخراج شده در کابل کشته شد

    دیدبان حقوق بشر: کابل امن نیست/ یک پناهجوی اخراج شده در کابل کشته شد

    این سازمان همچنین گفته است که کابل امن نیست و کشورهای اروپایی باید اخراج پناهجویان افغانستانی را متوقف کنند.

    اخراج پناهجویان رد شده افغان از کشورهای اروپایی مناقشه برانگیز است و بعد از حملات و بمب‌گذاری‌های مرگبار اخیر انتقادها افزایش یافته است.

    دیدبان حقوق بشر گفته است که این نوجوان یکی از ۲۰ پناهجویی بود که به تاریخ ۳۰ می از سویدن اخراج شده بودند. به گزارش این سازمان حقوق بشری، او به تاریخ سوم جون، در حملاتی که در تشییع جنازه یک تظاهرکننده صورت گرفت، کشته شده است.

    دیدبان حقوق بشر در اعلامیه‌ای گفته است: «کشورهای اروپایی بدون این که ضرورت پناهجویان افغان به محافظت را رد کنند، به صورت فزاینده تقاضای پناهندگی آن‌ها را رد کرده اند.»

    این سازمان گفته است که «کابل امن نیست» و ایده‌ای که کابل را امن می‌داند، عواقبی در پی دارد.

    به تاریخ ۳۱ می انفجاری در پیش روی سفارت آلمان در کابل بیش از ۱۵۰ تن را کشت. چند روز بعد از آن تظاهراتی علیه ناتوانی حکومت در تامین امنیت شهروندان در کابل برگزار شد که در جریان آن میان معترضان و پولیس درگیری صورت گرفت و چند تظاهرکننده کشته شدند.

    یک روز بعد در جریان تشییع جنازه یکی از تظاهرکنندگان کشته شده سه حمله انتحاری صورت گرفت و باز هم چند نفر قربانی شدند که یکی از آن‌‌ها به گفته دیدبان حقوق بشر، پناهجوی اخراج شده از سویدن بوده است.

    پس از این بمبگذاری مرگبار، آلمان اخراج پناهجویان رد شده افغان را موقتاَ متوقف کرد، اما این توقف شامل حال افراد مجرم و خلافکار نمی‌شود.

    دیدبان حقوق بشر گفته است: «دیگر کشورهای اروپایی باید تصمیم مشابه بگیرند. قرار نیست پناهجویان اخراج شده دیگری کشته شوند تا افسانه «کابلِ امن برای برگشت پناهجویان» باطل شود.»

  • آیا می خواهید بدانید از کدام قوم و یا تبارید؟

    آیا می خواهید بدانید از کدام قوم و یا تبارید؟

    تبارشناسی یا نسل شناسی از نسل ها به این طرف در جوامع مختلف موجود بوده و بسیار اهمیت داشته و کتب مختلف در مورد آن نوشته شده است.

    با عصری شدن جهان و پیشرفت ها در زمینه آزمایش DNA علم تبار شناسی هم دگرگون شده است و انسان ها حال قادر اند، نسل خود را نه تنها در حد چند نسل بلکه هزاران نسل گذشته از نظر علمی ثابت سازند.

    یک مرد افغان تبار که در امریکا زندگی میکند، باوجودی که با جد و آبای خود در حد چند نسل آشنایی دارد، برای اثبات این که واقعاً از کدام نسل و تبار است، یک آزمایش DNA را برای اطلاعات شخصی خود انجام داد.

    ادم صدیق که مقیم ایالت کالیفورنیا است می گوید با پدر بزرگش مصروف نوشتن کتابی در مورد اقوام افغانستان بود که تصمیم گرفت آزمایش DNA خود را انجام دهد.

    آقای صدیق گفت”من از جانب پدر به قوم یوسفزی و از جانب مادر به اقوام محمدزی و مومند وابسته ام. کنجکاو شده بودم که ریشه های این اقوام به کجا میرسد.”

    ادم صدیق گفت پژوهش ها نشان میدهد که قوم یوسفزی در حقیقت قوم حضرت یوسف است که قدامت آن به هزاران سال میرسد. او افزود زمانی که نتیجه آزمایش DNA اش روشن شد، کاملاً متعجب شده بود.

    آقای صدیق گفت “آنچه مرا متعجب کرد این بود که با وجود آن که نسل در نسل خانواده های پدری و مادری من از افغانستان استند، جین من فقط سه در صد افغان بودن را نشان میدهد. ۵۴ در صد از جنوب آسیا، ۲۷ در صد از نسل قفقاز یعنی ساحاتی چون ارمنستان و ترکیه، ۶ در صد از جین آیرلندی ها که برایم بسیار حیرت انگیز بود و نمونه های هم از دیگر اقوام در آن شامل بود.”

    آقای صدیق می گوید بعد از دریافت این اطلاعات احساس کرد که تا حدی شاید مفهوم داشته باشد. زیرا افغانستان از مسیر های تاریخی مبادلات فرهنگی و تجارتی بوده و در کنار آن بار ها اشغالگران این خطه را مورد تجاوز قرار داده اند. به همین دلیل طی هزاران سال نژاد های مختلف در آن زندگی کرده و مشخصات جنتیکی افغان ها را شکل داده است.

    ادم صدیق گفت نتیجه آزمایش DNA اش خانواده او را هم متعجب ساخت و همه را واداشت تا بیشتر در مورد آبا و اجداد خود تعمق و پژوهش کنند. این جوان افغان گفت که با تحقیق بیشتر دریافتند که مادر بزرگ، مادر بزرگ مادرش از ارمنستان بوده است و این شاید تاحدی جوابگویی داشتن جین ارمنی در او باشد. از جانبی هم خانواده پدر، مادرش از چند نسل قبل از جنوب آسیا به افغانستان آمده بود که بازهم پاسخی برای داشتن ۵۴ در صد جین مردم جنوب آسیا میباشد.

    ادم صدیق گفت بعد از انجام این آزمایش کنجاوی اش در مورد اصل و نسب افغان ها بیشتر شد و در تماس های که با دانشمندان در اینمورد داشت برایش گفته شد که مردم افغانستان که در آن میتوان هر نوع رنگ پوست، رنگ مو و رنگ چشم را یافت، با موقعیت جغرافیایی و تاریخ کهنی که دارد، کشوری است که ثابت کردن نسل ها در آن بسیار مغلق است.

    باوجودی که شک و تردید های در مورد آزمایش DNA به منظور نسل شناسی وجود دارد، ادم صدیق می گوید با بررسی زیاد، لابراتور با اعتمادی را برای اینکار انتخاب کرده است و بر نتیجه ای که گرفته است اطمینان دارد.

    ادم صدیق گفت با دانستن این حقیقت و این که می بیند در افغانستان و یا کشور های دیگر چگونه اقوام برای امتیاز گیری بر هم، با یگدیگر در ستیز اند.

    آقای صدیق گفت “زمانی که به تصویر بزرگتر نگاه کنید متوجه میشوید که همه یک خانواده بزرگ استیم. وقتی در مورد نژاد ها فکر میکنم، به آن باور ندارم، برای من فقط یک نژاد وجود دارد و آن نسل بشریت است. تنها در ساحه آسیایی مرکزی که اقوام آن از نظر نژادی بسیار به هم نزدیک اند، سوال پیدا میشود که چرا با برادر و یا خواهر و یا نزدیکان خود می جنگند؟”

    ادم صدیق گفت امیدوار است کسانی که قوم خود را برتر از دیگران میدانند یک بار DNA خود را آزمایش کنند و آن وقت است که اصل و نسب شان روشن خواهد شد.

    منبع: VOA

  • آموزش در فضای باز و بدون کتاب؛ رنج مضاعف دانش آموزان یک مکتب در ولایت دایکندی

    آموزش در فضای باز و بدون کتاب؛ رنج مضاعف دانش آموزان یک مکتب در ولایت دایکندی

    در این میان دایکندی یکی از ولایاتی است که با وجود برخورداری از امنیت کامل و فضای مناسب برای رشد و توسعه معارف؛ اما با چالش‌ها و مشکلات فراوان مواجه می‌باشد، چنانچه مطابق با یافته‌ها و نتایج تحقیقات دفتر ولایتی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از مجموع 377 باب مکتب فعال با 164921 دانش آموز در سراسر این ولایت، تنها 119 باب مکتب تعمیر دارد و از این میان 33 باب آن گلی می‌باشد که با هزینه شخصی توسط مردم ساخته شده اند. با این حال، ‌258 باب مکتب که 68 درصد کل مکاتب این ولایت را تشکیل می‌دهد فاقد تعمیر می‌باشند.

    هم چنین از مجموع مکاتب دارای تعمیر،‌ صرفاً 6 درصد آن تعمیر معیاری دارند و متباقی که 94 درصد کل مکاتب می‌شود، فاقد تعمیر معیاری اند. نبود تعمیر و امکانات مناسب برای مکاتب سبب شده است که در برخی از ولسوالی‌ها برنامه‌های درسی با تأخیر طولانی و غیر موجه آغاز گردد؛‌ زیرا اکثر صنف‌ها در جریان سال تعلیمی، در مساجد و تکیه خانه‌ها،‌ زیر سایه درختان،‌ فضای باز و خیمه‌های کهنه و پاره برگزار می‌شود.

    ناظران دفتر ولایتی کمیسیون مستقل حقوق بشر، همزمان با نظارت از وضعیت دسترسی به حق تعلیم و تربیه، مشکلات لیسه عالی استقلال واقع در قریه سیاه خارک ولسوالی سنگ تخت و بندر را مورد بررسی قرار داده است. دانش آموزان این مکتب با تحمل دشورای های فراوان و در نهایت محرومیت و کمبود امکانات؛ اما با انگیزه و علاقمندی تمام مصروف تعلیم و تربیه می باشند. آنان می گویند به رغم آن که دولت در طی سال های گذشته کمترین توجهی برای تأمین امکانات ابتدایی و مورد نیاز این مکتب نداشته است؛ ولی این مسئله هرگز از شوق آموختن و انگیزه آن ها برای رفتن به مکتب نکاسته است.

    لیسه عالی استقلال با وجود آنکه در سال 1388 به لیسه ارتقا نموده و در سال جاری به تعداد 1024 دانش آموز اعم از پسر و دختر در آن مشغول تعلیم و تربیه هستند اما تمامی دانش آموزان در فضای باز و خرابه ها بر روی زمین درس می خوانند و حتی یک خیمه کهنه نیز به این مکتب داده نشده است تا از دانش آموزان در برابر نور سوزان آفتاب محافظت کند.

    وعده اعمار ساختمان لیسه مذکور تاکنون بارها از سوی دو والی ولایت دایکندی (قربان علی ارزگانی و معصومه مرادی) به مردم این منطقه داده شده است، در حالیکه سال ها می گذرد اما هیچ یکی از این وعده ها عملی نشده است.

    یکی از فارغ التحصیلان همین مکتب که در حال حاضر در لیسه استقلال معلم است به ناظران کمیسیون چنین گفت:« من در سال 1379 وارد صنف اول و در سال 1390 از صنف دوازده فارغ التحصیل شدم اما وضعیت مکتب ما در طی این سال ها کمترین تغییری نکرده است. صنف های درسی از همان سال تا کنون در زیر آفتاب و در فضای باز برگزار می گردد. نهادهای مختلف وعده اعمار ساختمان این مکتب را داده اما تا حالا هیچ اقدام عملی در این زمینه صورت نگرفته است ».

    یکی از متنفذین و موسفیدان محل، در مورد وعده اعمار ساختمان لیسه یاد شده چنین گفت:« در سال 1390 آقای ارزگانی (والی قبلی ولایت دایکندی) به مردم وعده داد تا از طریق پروژه هایی که از طرف وزارت مبارزه با مواد مخدر برای ولایت دایکندی درنظر گرفته شده است، ساختمان لیسه استقلال را اعمار می کند؛ اما به دلایل نامعلومی این کار صورت نگرفت. در سال 1395 خانم مرادی از نزدیک وضعیت نابسامان مکتب را مشاهده کرد و در سخنرانی خود به طور قطعی وعده سپرد که امسال کار ساخت تعمیر آن را روی دست خواهد گرفت اما آن نیز به باد فراموشی سپرده شد».

    آمر این لیسه در مورد کمبود امکانات و مشکلات موجود به ناظران کمیسیون چنین گفت:« مهم ترین مشکل ما نبود ساختمان تدریسی است. هم اکنون در این لیسه به تعداد 1024 دانش آموز در 21 صنف درسی مشغول تعلیم اند که متاسفانه به تعداد 9 معلم تدریسی داریم که از آن جمله 2 معلم لیسانسه، 2 معلم چهارده پاس و 5 معلم دیگر فارغ صنف دوازدهم هستند. با این حساب هم اکنون این مکتب مطابق با نورم وزارت معارف 12 معلم دیگر کمبود دارد”. در همین حال او می گوید از سال 1393 به بعد، حتی یک جلد کتاب برای دانش آموزان این لیسه توزیع نشده است و آنان مجبورند یا کتاب های مورد نیاز خود را از بازار خریداری کنند و یا هم بدون کتاب به مکتب بیایند. یافته های نظارتی دفتر ولایتی کمیسیون نشان می دهد که حد اوسط برای هر سه دانش آموز این مکتب، یک جلد کتاب موجود است که بخش مهمی آن از بازار و با پول شخصی تهیه شده است. افزون براین، نبود آب آشامیدنی صحی، تشناب، لابراتوار و مواد ممد درسی از دیگر نیازمندی ها و مشکلات لیسه عالی استقلال می باشد که از جانب دانش آموزان و مسئولان این مکتب با ناظران کمیسیون مطرح شده است.

    مسئولان ریاست معارف ولایت دایکندی در مصاحبه با کارمندان کمیسیون مستقل حقوق بشر در حالیکه مشکلات و نیازمندی های اساسی این مکتب را می پذیرند؛ اما دلیل اصلی آن را تشکیل گسترده معارف و نیز کمبود امکانات و بودجه عنوان کردند. آنان هم چنان تأکید کردند که اعمار ساختمان لیسه استقلال ولسوالی سنگ تخت و بندر در پلان انکشافی سال 1394 ریاست معارف ولایت دایکندی در نظر گرفته شده است. البته این در حالی است که هم اکنون شش ماه اول سال مالی جاری سپری شده اما هیچ اقدام عملی برای ساختن تعمیر این مکتب انجام نشده است.

    محمد زمان مرادی- دفتر ولایتی کمیسیون حقوق بشر-دایکندی

     

  • خشونت ها علیه کارمندان رسانه ها نگران کننده است

    خشونت ها علیه کارمندان رسانه ها نگران کننده است

     

    در اطلاعیه‌ای که از سوی این نهاد امروز (۱۷ جوزا) منتشر شد، آمده است که در هفته‌های گذشته در افغانستان ۶ کارمند رسانه‌ها کشته و ۱۰ خبرنگار زخمی شده‌اند.

    گفتنی است که در چهارشنبه هفته پیش، تصویر بردار شبکه پرس تی وی بعد از انفجار مفقود شد و با تلاش خانواده اش روز گذشته شناسایی و تشیع شد.

    علاوه بر این در آن انفجار یک کارمند بی‌بی‌سی و یک کارمند موبی گروپ جان خود را از داست دادند.

    در یک حمله دیگر ماه گذشته، مهاجمان مسلح به ساختمان رادیو و تلویزیون ولایت ننگرهار حمله کردند که در نتیجه آن چهار کارمند کشته شدند.

    این نهاد همچنین از جامعه بین‌المللی خواسته است تا هرنوع مذاکرات با طالبان باید مشروط به تعهد صریح این گروه به حمایت از حقوق بشر باشد.

    سازمان خبرنگران بدون مرز اضافه کرده که تهدیدها به مناطق جنگی محدود نبوده، بلکه خبرنگاران در ماه‌های اخیر در ولایت‌های نسبی امن از جمله کابل نیز پیام‌های تهدیدآمیز دریافت کرده‌اند.

    نهاد حمایت کننده رسانه‌های آزاد افغانستان موسوم به نی سال ۲۰۱۶ را خونین‌ترین سال برای خبرنگارن افغانستان اعلام کرد.

    در سال ۲۰۱۶، در مجموع ۴۱۵ مورد خشونت علیه خبرنگاران در این نهاد ثبت شده است. به گفته نی، ۱۴ مورد قتل، ۳ مورد بازداشت، ۲۳ مورد زخمی، ۴۳ مورد لت‌وکوب و ۳۳۸ مورد تهدید شامل این فهرست می‌شود.

  • نزدیک به نصف متقاضیان کانکور دایکندی را “دختران” تشکیل دادند

    نزدیک به نصف متقاضیان کانکور دایکندی را “دختران” تشکیل دادند

    دفتر مطبوعاتی ولایت دایکندی اعلام کرده است که امروز سه شنبه 3266 دانش آموز در کانکور شرکت کرده اند که 1380 تن آنان را دختران تشکیل می دهند.

    لازم به ذکر است که در امتحان کانکور ولایت پکتیکا تنها یک دختر شرکت کرده بود که نشان دهنده شرایط بد تحصیلی در این ولایت را نشان می دهد.

    گفتنی است که امتحان کانکور ولایت دایکندی در دو روز با حضور نمایندگان وزارت تحصیلات عالی در استادیوم ورزشی این ولایت برگزار می شود.

    معصومه مرادی والی دایکندی برای تمامی داوطلبان آرزوی موفقیت و کامیابی نمود و اظهار داشت؛ با وجود شرایط نامناسب جغرافیای و امکانات محدود درسی و تحصیلی اطمینان داریم که شاگردان با استعداد و زحمتکش ما نتایج عالی و قابل قبول که، نشان دهنده استعداد، توانایی و زحمات آنها است را بدست خواهند آورد.

    همچنان مقام ولایت تاکید کرد، شاگردان عزیز ما باید بصورت بسیار قانونمند، اصولی و به گونه‌ای امتحان کانکور را سپری نمایند که در سطح کشور الگو و نمونه باشند.

     

  • در ماه گذشته هر روز بیش از یک حمله انتحاری در کشور به وقوع پیوسته است

    در ماه گذشته هر روز بیش از یک حمله انتحاری در کشور به وقوع پیوسته است

    به طور کل در این ماه (می) ٢٠٥ رويداد امنيتی مختلف به وقوع پیوسته که بر اثر ان ١٤٤٩ تن کشته و ١٥٥٠ تن ديگر مجروح شده اند. بیشترین رویدادهای امنیتی در ولایت ننگرهار صورت گرفته است.

    درجملۀ حملات ماه مى، ١٠٢ آن درگيرى رويارو، ٤٠ حملۀ قتل هدفى، ٣٢ انفجار، ٢٢حملۀ هوايى و ٩ حملۀ انتحارى صورت گرفته اند.

    به نقل از پژواک، در ماه گذشته بيشترين حمله در ننگرهار با ٣١ مورد و سرپل با یک حمله کمترین رویداد را شاهد بوده است.

    ولایت های باميان، دايکندى، نيمروز، نورستان و پنجشير در این ماه هیچ حمله و یا رویداد امنیتی در آن ثبت نشده است.

    گفتنی است که در ولایت کندهار 26  مورد، فراه، فاریاب و هلمند، 12 مورد، عزنی و هرات 10 مورد، لوگر و ارزگان 9 مورد، زابل 7 مورد،  بدخشان، کابل و کنر 6 مورد، میدان وردک و لغمان 5 مورد، جوزجان و کندز 4 مورد و بغلان، بادغیس، خوست، پکتیا، پکتیکا، پروان، سمنگان و تخار 3 مورد به وقوع پیوسته است.

    با درنظرداشت اين ارقام، ماه گذشته نسبت به يک ماه قبل آن به سطح کشور، در ميزان حملات ٥٨ درصد افزايش؛ در تلفات و جراحات نیز ٣٩ درصد افزايش به عمل آمده است.

     

  • اعتراف فردی که انتحار نکرد

    اعتراف فردی که انتحار نکرد

    در خبرنامه ای که ریاست امنیت ملی به رسانه ها فرستاده گفته شده این فرد سید رحمن فرزند عبدالحنان است که قصد اجرای حمله انتحاری را در مراسم تشیع جنازه محمد سالم “ایزدیار” فرزند محمد علم” ایزدیار” نایب اول مشرانو جرگه داشت اما پس از اجرای حمله انتحاری توسط همکارانش، پا به فرار می گذارد که توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.

    نامبرده ۲۲ سال سن دارد و بر حسب اعترافاتش سه ماه قبل توسط گروه از مبلغین مربوط به شبکه تروریستی طالبان دعوت به “جهاد”  شده و سپس به خاطر فراگیری تمرینات نظامی به منطقه (بغرا رود چمن شهر کویته) انتقال داده می شود که در آنجا یکجا با (۶۰) فرد انتحاری دیگر تمرینات نظامی و چگونگی اجرای حملات انتحاری را فرا می گیرد و به دستور شریف مسئول مدرسه در شهر کویته به خاطر اجرای حملات انتحاری وارد کابل می شوند و با همکاران اش به کمک شخص بنام “بهیر” مدت ۱۰ روز را در مربوطات تنگی ولایت میدان وردک سپری می کنند و منتظر فرصت برای اجرای حمله انتحاری می باشند که از سوی شخصی به نام “نصرت” برای شان گفته می شود هدف حمله تغییر کرده در فرجام صبح روز ۱۳/جوزا/۱۳۹۶ به کمک نصرت تا محل مورد نظر (تپه سرای شمالی) رهنمایی می شود، تا حمله های پی در پی انتحاری را در جریان مراسم تشیع جنازه اجرا کنند.

    امنیت ملی می گوید که افراد انتحاری مواد منفجره را بگونه ماهرآنه در “بدن و بوت”  های شان جابجا می کنند، که متاسفآنه همکاران اش موفق به اجرای حمله انتحاری می شود ولی نامبرده پس از انفجار ناشی از حمله انتحاری توسط هم قطارانش مضطرب و هراسان شده، پا به فرار می گذارد که از سوی نیروی امنیتی دستگیر می شود.

    قابل یادآوری است که قطعات کشفی و نیروهای خاص ریاست عمومی امنیت ملی امروز مؤرخ ۱۴/۳/۱۳۹۶ توانستند ۱۲ فرد انتحاری دیگر را نیز از موقیعت های مختلف دستگیر کنند: ۷ تن آن افراد انتحاری هستند که در ولسوالی محمد آغه ولایت لوگر دستگیر شده اند و قصد داشتند تا وارد شهر کابل شوند و اهداف برجسته یی را مشخص کرده بودند تا در جریان ماه مبارک رمضان آماج قرار بدهند و ۵ تن افراد ارتباطی و تسهیل کنندگان شبکه های تروریستی در ناحیه ۲۱ شهر کابل نیز دستگیر شده اند.

  • هزاره‌ها از سال 1393 خورشیدی بدین سو مورد حملات هدفمندانه قرار گرفته اند/ در سه سال 700 شهروند ملکی هزاره کشته و یا زخمی شده اند

    هزاره‌ها از سال 1393 خورشیدی بدین سو مورد حملات هدفمندانه قرار گرفته اند/ در سه سال 700 شهروند ملکی هزاره کشته و یا زخمی شده اند

     

    کمیسیون در گزارش خود نوشته است که این حملات در سال 1395 شدت یافته است و در اثر حملات متعدد مسلحانه و حملات انتحاری تلفات زیادی بر جای گذاشت. براساس بررسی های کمیسیون هدف اصلی این حملات یک گروه خاص قومی و مذهبی یعنی هزاره های شیعه بوده است.

    در گزارش نوشته شده است که گروه تروریستی داعش با نشر اعلامیه های مطبوعاتی مسوولیت برخی از این قضایا را به عهده گرفته اما مسوولیت بعضی از این قضایا را تااکنون هیچ گروهی به عهده نگرفته است.

    به نقل از گزارش، از سال 93 تا 95 خورشیدی در مجموعه 194 فرد ملکی هزاره کشته/شهید، 479 تن زخمی و 62 تن دیگر گروگان گرفته شده اند که بعضی از آنان به صورت وحشیانه و فجیعی به قتل رسیدند.

    کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید که برخی از موارد دیگر گروگان گیری به طور انفرادی و یا گروه‌های کوچک نیز در طول سه سال گذشته رخ داد که اغلبا از چشم رسانه ها به دور مانده است.

    براساس ماده هشتم اساسنامه رُم، گروگان گیری، انجام حملات عمدی بر ضد غیر نظامیان با قصد حمله علیه آنها از موارد جدی نقض کنوانسیون های چهارگانه جنوا مصوب 1949 و پروتکل های الحاقی آن، بوده و از زمره جنایات جنگی محسوب می شود. حملات عمدی علیه غیر نظامیان از موارد نقض جدی حقوق بشردوستانه بین المللی و حقوق بشر است.

    در گزارش نوشته شده است که این جنایت ها را بارها از با نشر اعلامیه تقبیح و جنایت جنگی خوانده است و هم چنین از طریق نشر اعلامیه های مطبوعاتی اعلام داشته که هدف قرار دادن عمدی افراد ملکی از زمره جنایت جنگی محسوب شده و عاملان آن باید مورد پیگرد عدلی قرار بگیرند اما متاسفانه تا حال اکثریت عاملان این قضایا مورد تعقیب عدلی قرار نگرفته است.

    کمیسیون می گوید که دولتمردان و شهروندان افغانستان با هوشیاری با قضایای کشتار هزاره ها برخورد کردند و نگذاشتند که تفرقه قومی و مذهبی گسترش یابد. نهادهای حامی حقوق بشر، خانواده قربانیان و نهادهای امنیتی اعلام داشتند که عاملان چنین قضایا دشمنان افغانستان بوده و هدف از حملات علیه هزاره ها ایجاد تفرقه قومی و مذهبی می باشد. رهبران حکومت وحدت ملی نیز اعلام کردند که مردم خونسردی خود را حفظ نموده و نگذارند که افراطیون مذهبی به هدف شان برسند.

    گفتنی است که کمیسیون مستقل حقوق بشر این گزارش را بنا به درخواست کتبی وزارت امور خارجه برای پاسخ به گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل تهیه کرده است.

     

    خلاصه قضایای سال 1395

    در طول سال 1395 خورشیدی حملات علیه هزاره های شیعه نسبت به سال قبل افزایش یافت. در این سال پنج حمله بزرگ علیه هزاره ها صورت گرفت که در مجموع در سال 1395 خورشیدی به تعداد 156 تن که همه آنها افراد ملکی بودند، کشته شدند و 479 تن دیگر از افراد ملکی مجروح شدند.

    جزییات این قضایا به طور جداگانه مختصرا شرح داده می شود:

    1. قضیه دهمزنگ:

    به تاریخ 2 اسد 1395 خورشیدی هزاران نفر از شهروندان کابل که اغلبا هزاره بودند، در واکنش به تغییر مسیر برق وارداتی از مسیر مناطق مرکزی به مسیر کوتل سالنگ، دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند. مظاهره کنندگان در چارراهی دهمزنگ در حالی که تجمع کرده بودند، حوالی ساعت 3 بجه بعداز ظهر مورد حمله انتحاری قرار گرفتند. در نتیجه این حملات 84 تن کشته شدند و 283 تن دیگر مجروح شدند. بلافاصله گروه داعش مسوولیت این حمله را به عهده گرفت و اظهار نمود که شیعیان افغانستان یکی از اهداف نظامی شان است.

    قابل ذکر است که جنبش روشنایی که سازماندهی این تظاهرات را به عهده داشت، نیروهای امنیتی افغانستان را در عدم تامین امنیت سرزنش کردند. بررسی های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز بیانگر این است که اکثریت نیروهای امنیتی برای تامین امنیت مرکز شهر و ادارات مهم دولتی آمادگی گرفته بودند و در قسمت تامین امنیت مظاهره کنندگان تدابیر کافی اتخاذ نکرده بودند. از نظر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان غفلت نیروهای امنیتی در تامین امنیت این تظاهرات غیر قابل قبول بوده است.

    1. قضیه کارته سخی:

    در تاریخ 20 میزان 1395 خورشیدی حوالی ساعت 7 شام مصادف با شام عاشورا در زیارت کارته سخی، عزاداران شیعه مورد فرد مسلح با استفاده از لباس پولیس وارد محوطه زیارت سخی شده و افراد حاضر در محل را مورد حمله مسلحانه قرار داد. در این حمله یک پولیس و 18 فرد ملکی به شمول 3 زن و یک طفل کشته شدند و 58 تن از مردم ملکی به شمول 26 تن از زنان و 4 طفل مجروح شدند. پس از واقعه، گروه دولت اسلامی داعش شاخه خراسان مسوولیت این حمله را به عهده گرفت. دولت افغانستان نیز با نشر اعلامیه ای این حمله را محکوم کرد و عاملان آن را دشمنان صلح و ثبات افغانستان نامید.

    1. قضیه ولسوالی بلخ:

    روز عاشورا به تاریخ 21 میزان 1395 خورشیدی در ولسوالی بلخ ولایت بلخ زمانی که دسته ای از عزاداران شیعه از داخل شهر می گذشتند، مواد انفجاری که در کنار سرک جابجا شده بود، انفجار کرد که در این حادثه 14 تن که همه آنها افراد ملکی بودند کشته شدند و 70 تن دیگر زخمی گردیدند. مسوولیت این حمله را هیچ گروهی به عهده نگرفت. اما مسوولین دولتی این حمله را به دشمنان مردم افغانستان نسبت دادند.

    1. قضیه مسجد باقرالعلوم:

    به تاریخ اول قوس 1395 خورشیدی مصادف با روز چهلم شهادت امام حسین، یکی از امامان شیعه، مراسم عزاداری در مسجد باقرالعلوم واقع در جاده کاتب، شهر کابل برپا شده بود. ساعت 12:10 بعداز ظهر در هنگامی که مردم به خاطر صرف غذای چاشت جمع بودند، در میان جمعیت یک شخص خود را انفجار داد که در نتیجه 32 تن از افراد ملکی به شمول 8 طفل کشته شده و 64 تن دیگر زخمی شدند.

    گفتنی است که پس از این حادثه، نیروهای امنیتی به دلیل عدم تامین امنیت این مراسم مذهبی به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. گروه تروریستی داعش مسوولیت این حمله را به عهده گرفت و از طریق نشر یک اعلامیه اظهار داشت که حمله توسط یکی از جنگجویان داعش انجام شده است.

    پس از حمله انتحاری در مسجد باقرالعلوم، معاون دوم ریاست جمهوری از کوتاهی نیروهای امنیتی در تامین امنیت این مسجد انتقاد کرد. وی گفت نهادهای امنیتی موطف هستند که امنیت محل کار خود را و مخصوصا امنیت مراسم، گردهمایی ها، مراسم دینی و مذهبی مردم را تامین کنند. او اظهار کرد که وقوع چنین رویدادها و حضور ضعیف نیروهای امنیتی در محل مراسم در مسجد باقرالعلوم نشانه آشکار از کوتاهی هایی است که باید مورد بررسی قرار گیرد و به سوالات مردم پاسخ داده شود.

    وزارت امور داخله نیز پس از این حادثه تروریستی با نشر اعلامیه ای وظایف 4 نفر از مسوولان حوزه ششم امنیتی کابل را به حالت تعلیق درآورد. در این اعلامیه گفته شد که هیاتی برای بررسی چگونگی وقوع این حمله انتحاری تعیین شده است. گفتنی است که تا اکنون نتایج بررسی های این هیات برای مردم نشر نشده است.

    1. قضیه ولسوالی تاله و برفک:

    در ولسوالی تاله و برفک ولایت بغلان به روز 17 جدی 1395 خورشیدی یک گروه 16 نفری از کارگران معدن می خواستند توسط یک موتر فلانکوچ به طرف ولایت بامیان بروند. همه این کارگران هزاره و از ولایت دایکندی بودند. موتر حامل این کارگران که برای مرخصی به خانه های شان در دایکندی می رفتند، در مسیر راه در ساحه پل شیر منطقه انار دره، توسط سه تن از افراد مسلح موتر سایکل سوار متوقف شد. حمله کنندگان مسلح صورت شان را پوشانده بودند. براساس اظهارات یکی از مجروحان این واقعه، طالبان در اولین حمله، راننده موتر را کشتند. سپس، تمامی مسافران را از موتر پایین کردند. یکی از مجروحان گفت که یکی از آنها فرمان داد که در کنار دریا به صف ایستاد شویم. یکی از حمله کنندگان گفت که شما شیعه هستید و شیعیان مسلمان نیستند. با وجودی که مسافران کلمه شهادت را خواندند و گفتند که مسلمان هستند، مورد رگبار قرار گرفتند. در نتیجه این حمله همه آنها در داخل آب افتادند که در نهایت 7 تن از سرنشینان کشته شدند و 4 تن آنها زخمی شدند و 5 تن دیگر موفق به فرار شدند. گفتنی است که مسوولیت این حمله را تا اکنون هیچ گروهی به عهده نگرفته است.

    براساس تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و اظهارات مجروحین این حادثه و مردم محل، این حمله توسط طالبان محلی انجام یافته است. مردم محل به ناظرین کمیسیون گفتند که اگر طالبان در این کشتار دست نمی داشت، هیچ کسی جرات انجام چنین واقعه را ندارد زیرا که در اکثریت مناطق ولسوالی تاله و برفک طالبان حضور قوی دارند. برخی از مردم محل که نخواست نام شان فاش شود، به کمیسیون گفت که عاملان این کشتار قاری معراج، قاری قدرت الله و قاری موسی ولسوال نام نهاد طالبان در ولسوالی تاله و برفک و از 4 فرمانده طالبان در این ولسوالی هستند. گفتنی است که عاملان این حمله هنوز از سوی نیروهای امنیتی افغاننستان مورد شناسایی و پیگرد عدلی قرار نگرفته اند.

    1. قضیه سرپل:

    به تاریخ 12 جوزای 1395 خورشیدی، 17 تن از هزاره های این ولایت توسط اشخاص ناشناس به گروگان گرفته شدند. مقامات محلی ادعا کردند که مخالفین مسلح دولت عامل این گروگان گیری است. هرچند پس از مدتی همه آنها رها شدند، اما گروگان گیری هزاره ها در افغانستان، حق آزادی گشت و گذار و امنیت آنها را محدود نموده است.

    1. قضیه ولایت غور:

    به روز 11 سنبله 1395 خورشیدی طالبان در ولسوالی دولت آباد ولایت غور، 5 تن از دانشجویان مربوط به قوم هزاره را از موتر پایین کردند و با خود بردند. سپس یکی از آنها را به طور فجیع به قتل رساندند و 4 تن دیگر را پس از چهار هفته آزاد کردند.

    خلاصه قضایای سال 1394 و 1393

    در سالهای 1394 و 1393 خورشیدی نیز علیه هزاره ها در افغانستان حملات مسلحانه ای انجام شد که منجر به کشته شدن و زخمی شدن تعداد زیادی از افراد گردید. این حملات گاهی با اعتراضات شدیدی نیز مواجه شد. در سال 1394 خورشیدی تعدادی از هزاره ها به گروگان نیز گرفته شدند.

    قابل یادآوری است که در طول سالهای 1393 و 1394 در چندین مورد گروگان گیری، تعداد زیادی از افراد به شکل انفرادی و یا به گروههای کوچک گروگان گرفته شدند. تعدادی از آنها پس از مدتی رها شدند و تعدادی هم کشته شدند. شرح مختصر برخی از قضایا قرار ذیل است:

    1. قضیه ولسوالی زارع:

    به تاریخ 14 سنبله 1394 خورشیدی در ولسوالی زارع ولایت بلخ سیزده تن از هزاره ها در مسیر راه ولسوالی زارع مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و کشته شدند. افراد مسلح آنها را از موتر شان پایین کردند و بعد به رگبار بستند. گفتنی است که مسوولیت این حمله را هیچ گروهی به عهده نگرفت؛ اما دولت افغانستان این حمله را به دشمنان صلح و ثبات نسبت دادند. قابل یادآوری است که گروه طالبان نیز این حمله را توطیه دشمن خواند و آنرا محکوم کرد و در بیانیه شان اظهار کردند که این حمله برای آن انجام شد تا تضاد نژادی، عدم تحمل و تبعیض را به وجود آورند.

    1. قضیه گروگان گیری در زابل:

    در روز چهارم حوت 1393 خورشیدی، 31 تن از هزاره های شیعه زمانی که از هرات به سوی کابل سفر می کردند، در ولایت زابل از سوی افراد مسلح به گروگان گرفته شدند. 19 تن از آنها در اواخر ماه ثور 1394 خورشیدی آزاد شدند. پس از گذشت چندین ماه، هشت تن دیگر نیز در نتیجه یک عملیات آزاد شدند ولی از سرنوشت 4 تن دیگر خبری در دست نبود تا اینکه گروگانهای آزاد شده از کشته شدن آنها خبر دادند.

    1. قضیه سربریدن گروگانها در زابل:

    روز 21 میزان 1394 خورشیدی، افراد مسلح 9 مسافر غیر نظامی را در ولسوالی جاغوری ربودند که شامل دو زن، یک طفل 8 ساله و 4 مرد می شدند. این مسافران به سمت شهر غزنی در حرکت بودند که از سوی افراد مسلح از موتر شان پایین شده و به محل نامعلومی برده 5 شدند. کمی بعدتر دو نفر از مسافران به شمول یک زن و یک پیر مرد رها شدند. پس از مدتی معلوم شد که جنگجویان ازبکستانی، گروگان ها را در ولسوالی خاک افغان انتقال دادند. پس از انتقادات و اعتراضهای مدنی، حکومت افغانستان علیه شورشیان خاک افغان دست به عملیات زد تا اینکه پس از دو روز درگیری، به تاریخ 17 عقرب 1394 خورشیدی 7 تن از گروگانها به شمول یک طفل 8 ساله و دو زن سالخورده توسط افراد داعش به طور فجیع سر بریده شدند. به گفته مسوولان دولتی عاملان این حادثه جنگجویان ازبکستانی وابسته به گروه داعش هستند.

    سربریده شدن هفت تن از گروگان های هزاره موجی از واکنش ها را در سطح ملی و بین المللی برانگیخت و اکثریت سازمان های ملی و بین المللی حقوق بشر و جامعه مدنی این عمل را محکوم کرد. خانواده قربانیان، اجساد کشته شدگان را به کابل حمل کردند و صدها هزار شهروندان کابل دست به تظاهرات زدند. مظاهره کنندگان دولت افغانستان را متهم به بی تفاوتی در برابر این گروگان گیری کردند و در برابر بی تفاوتی دولت افغانستان خشم خود را ابراز کردند.

    گفتنی است که نیروهای امنیتی و دفتر ریاست جمهوری ادعا کردند که چندین بار برای رهایی گروگان ها عملیات نظامی انجام دادند اما موفق به رهایی آنها نشدند. براساس اظهارات نیروهای امنتی کشور پنج تن از گروگانهای که زنده مانده بودند در اثر یک عملیات نظامی رها شدند و به خانه های شان برگشتند. اما برخی از رها شدگان بعدا به رسانه ها گفتند که آنها توسط طالبان رها شدند نه دولت.

    1. قضیه ولایت غور:

    در شب دوم اسد 1393 خورشیدی، گروه مسلح ناشناس سه موتر مسافران که از غور به سمت کابل حرکت می کرد، متوقف کردند و صرفا هزاره های شیعه را از موترهای شان پایین کردند. این افراد مسلح، 14 تن از هزاره ها را تیرباران کردند که در میان آنها مردان و زنان سالخورده و کودکان نیز شامل بودند. در میان آنها یک تازه داما و تازه عروس نیز شامل بودند. مسوولیت این حمله را هیچ گروهی به دوش نگرفت؛ اما قوماندان امنیه ولایت غور طالبان را عامل این حمله دانست.

    رسانه ها به تاریخ 29 میزان 1393 خورشیدی گزارش دادند که قاری رحمت الله فرمانده عمومی طالبان در ولایت غور و متهم اصلی کشتار هزاره ها در این ولایت بازداشت شده است. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که قاری رحمت الله و افرادش قبلا به داعش پیوسته بودند.

     

     

     

     

  • وزارت دفاع 24 افسر را به خاطر حمله به قول اردوی 209 شاهین سبک دوش کرد/ فرمانده قول اردوی 209 شاهین نیز متهم به همکاری با طالبان است

    وزارت دفاع 24 افسر را به خاطر حمله به قول اردوی 209 شاهین سبک دوش کرد/ فرمانده قول اردوی 209 شاهین نیز متهم به همکاری با طالبان است

    دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع، امروز دوشنبه در نشستی مطبوعاتی در کابل گفت که این افراد از ضمن سبک دوشی از وظیفه به نهادهای عدلی و قضایی نیز معرفی شده اند.

    آقای وزیری از فرد خاصی نام نبرد و گفت که در بین این افراد افسران و مقام های بلند رتبه وزارت دفاع نیز وجود دارد.

    یک منبع دیگر اما به بی بی سی گفته است که  جنرال مهمند کتوازی، فرمانده قول اردو ۲۰۹ شاهین نیز در بین این افراد است. او پیش از این به اتهام غفلت از وظیفه مورد بازجویی قرار گرفته بود.

    گروهی از مهاجمان طالبان  اول ثور به این پایگاه نظامی در ولسوالی “دهدادی” ولایت بلخ در شمال افغانستان حمله کردند که بر اساس گزارش وزارت دفاع در این رویداد ۱۳۵ کشته شامل ۳۶ درجه‌دار، ۹۴ سرباز و ۵ غیرنظامی و ۶۴ زخمی شامل ۱۷ درجه‌دار و ۴۷ سرباز شدند.

     

  • عشق مرگبار درون کانتینر در کابل

    عشق مرگبار درون کانتینر در کابل

    این رویداد سه روز پیش در فضای مجازی منتشر شد ولی منبع مشخصی تایید نکرده بود.

    پولیس کابل ضمن تایید این رویداد گفته است که امکان دارد دختر به دلیل کمبود اکسیژن جان باخته باشد و پسر نیز در حالت کما به سر می برد.

    سالم الماس، رئیس تحقیقات جنایی پولیس کابل امروز یکشنبه به خبرگزاری رها گفت که این دو تن برای خوشگذرانی به داخل کانتینر رفته بودند که یکی از آنان جان باخته و دیگری در حالت کما است.

    آقای الماس هر چند در مورد هویت این دو تن معلوماتی ارایه نکرد، اما برخی از رسانه ها و شبکه های اجتماعی نوشته اند که پسر، فرزند زلمی زابلی عضو مشرانوجرگه است.

    گفتنی است که انتشار بی حد و حصر فلم های عاشقانه در جامعه سنتی افغانستان باعث می شود که جوانان برای رسیدن به کارهای نامشروع خود به چنین جاهایی پناه ببرند.

    این اولین باری نیست که چنین رویدادی اتفاق افتاده است، چند سال پیش نیز در همین مکرویان کابل، فرزند یکی از مقام های بلندپایه دولت در داخل کانتنر جان باخت.

     

  • روزه بر فقیران واجب نیست!

    روزه بر فقیران واجب نیست!

    لعالم به نقل از پایگاه الحره نوشته، «مصطفی راشد» مفتی مصری و رئیس “اتحادیه جهانی علمای اسلام برای اسلام” که به صدور فتواهای جنجالی معروف است، محاسباتی را درباره زندگی شهروندان مصری انجام داده و به این نتیجه رسیده است که روزه برهر شهروند مصری که حقوق ماهیانه اش کمتر از 500 دالر باشد، واجب نیست.

    راشد معتقد است که براساس حدیث نبوی (ص) ، فقیر به کسی گفته می شود که قادر به تامین غذا برای خود و خانواده اش برای یک ماه نیست و خانه ندارد و مرکب — که معادل آن در زندگی امروز موتر است- ندارد.

    براساس این تعریف، راشد طبق محاسباتی انجام داده و اعلام کرده که در مصر، فقیر کسی است که در ماه به طور متوسط درآمدی معادل 750 دالر ندارد. البته وی جانب احتیاط را رعایت کرده و ملاک درآمد ماهیانه کمتر از 500 دالر را برای تعیین “فقیر” در نظر گرفته است.

    وی همچنین تاکید دارد؛ مَبلغی که به عنوان «ملاک فقر» تعیین کرده، در هر کشوری با توجه به وضعیت اقتصادی و هزینه و مخارج زندگی متفاوت است و اصل برای تعریف فقیر، همان تعریف بر اساس حدیث نبوی است.

    راشد در ادامه مدعی شد: منظور از روزه، غذا دادن به فقراست، اگر هر شخصی در روز به یک فرد مسکین غذا دهد، این بهتر از روزه است.

    وی درعین حال تاکید کرد که منظورش از این سخن، دعوت از فقرا برای روزه نگرفتن نیست، و منظورش این است که «مقاصد شرع» را به اطلاع مردم برساند.