دسته: برگزیده ها

  • فرمانده گروه جماعت انصار الله اعلام آمادگی جنگ علیه تاجیکستان کرد

    فرمانده گروه جماعت انصار الله اعلام آمادگی جنگ علیه تاجیکستان کرد

    مهدی ارسلان و نیروهای تحت امرش از طالبان تاجیکستان هستند که هم اکنون چندین منطقه در منطقه خود مختار گورنوی بدخشان و ولسوالی «شمس الدین شاهین» در ولایت ختلان تاجیکستان را در کنترل خود دارند.  

    لازم به ذکر است که گروه جماعت انصارالله در سال 2010 شکل گرفت و هدف آن براندازی حکومت تاجیکستان در دوشنبه است.

    رادیو آزاد تاجیکستان به نقل از چندین منبع امنیتی در تاجیکستان و افغانستان گزارش کرده است که طالبان افغانستان طی دو هفته گذشته به جنگجویان گروه جماعت انصارالله تجهیزات نظامی مدرن و وسایط نظامی داده است.  

    یک منبع آگاه امنیتی تاجیکستان گفته است که نیروهای وابسته به گروه جماعت انصارالله را با تجهیزات نظامی ساخت آمریکا مانند هاموی و یا لباس های نظامی آمریکایی در ولایت بدخشان مشاهده کرده است.

    به گفته ی این منبع، این شورشیان که قبلا کلاشینکوف به دست داشتند و با موترهای «پیکاپ» بسیار قدیمی تردد می کردند، طی دو هفته گذشته تجهیزات نظامی مدرن در اختیار گرفته اند.

    وی افزود این شورشیان احتمالا این تجهیزات را از طالبان افغانستان که آنها پس از سقوط دولت پیشین و خروج نظامیان آمریکایی در اختیار دارند بدست آورده اند.  

    منابع آگاه امنیتی تاجیکستان و افغانستان هر دو تایید کرده اند که دست کم 200 تن از شورشیان وابسته به این گروه در امتداد خط مرزی دو کشور مستقر هستند.

    یک افسر پیشین ارتش افغانستان در بدخشان نیز حضور این نیروها را تایید کرده است.

    این در حالیست که چند ماه پیش مقام های تاجیکستان ابراز نگرانی کرده بودند که پس از سقوط ولایت بدخشان بدست طالبان، مهدی ارسلان به عنوان مسئول امنیتی جماعت انصارالله در پنج ولسوالی مرزی این ولایت تعیین شده است.   

    براساس منابع متعدد تاجیکستان، نام اصلی مهدی ارسلان «محمود شریف اف» 25 ساله است که در قریه «شیربیگیان» از مربوطات دره رشت تاجیکستان متولد شده است.

    منابع می افزایند که ماه گذشته گزارش هایی دریافت کرده اند که مهدی ارسلان و جنگجویان تحت امرش در حال برنامه ریزی برای نفوذ به داخل تاجیکستان هستند.

    جماعت انصارالله در سال 2010 توسط «امیرالدین طبرف» تاسیس شد. امیرالدین طبرف یکی از فرماندهان چریک ضد دولت تاجیکستان طی جنگ های داخلی سال 1992 الی 1997 در این کشور بود.

    امیرالدین طبرف مشهور به «ملا امیرالدین» در سال 2015 توسط نیروهای امنیتی افغانستان کشته شد.

    جماعت انصارالله متشکل از تاجیک های اسلام گرا است که مخالف با پیمان صلح دولت تاجیکستان و اپوزیسیون اسلام گرا در سال 1997 بود.  

    این گروه اولین بار در سال 2010 بود که اولین حمله انتحاری خود را در تاجیکستان انجام داد. یک مهاجم انتحاری موتر حامل مواد منفجره خود را به یک ساختمان دولتی در خجند تاجیکستان زد که در آن حادثه 4 تن به شمول دو غیرنظامی کشته شده و 28 تن دیگر زخمی شدند.

    از زمان شکل گیری این گروه، گفته می شود که با گروه های دیگری از جمله «جنبش اسلامی ازبکستان»، القاعده و طالبان افغانستان در ارتباط بوده است.

    دادگاه عالی تاجیکستان نهایتا در سال 2012 به درخواست دادستانی کل این کشور این گروه را تحریم کرد و آن را یک گروه تروریستی اعلام کرد.

  • فعالان حقوق زن: این کار طالبان سمبولیک و برای فریب دادن جامعه جهانی ست

    فعالان حقوق زن: این کار طالبان سمبولیک و برای فریب دادن جامعه جهانی ست

    پس از حدود دو ماه از مسلط شدن طالبان بر افغانستان، برای نخستین بار این گروه به کارمندان زن در ادارۀ پاسپورت اجازه دادند تا به کار شان برگردند.

    گروه طالبان در هفته‌های اخیر، مانع حضور کارمندان زن در ادارات دولتی شدند و از بازشدن مکاتب دختران نیز خبری نیست.

    فریده محمدزی، کارمند ادارۀ ریاست عمومی پاسپورت که از ده سا‌ل به این‌سو در این اداره کار می‌کند، گفت بدون حضور کارمندان زن فعالیت ریاست پاسپورت ناممکن است.

    خانم محمدزی افزود بسیاری از مراجعین ریاست پاسپورت زنان هستند و نیاز است تا کارمندان زن در این اداره حضور داشته باشند.

    او همچنین گفت: «آرزوی ما هم همین بود که دوباره به کار خود برگردیم و به خدمت خود ادامه دهیم. اما حالا هم مطمین نیستیم که امروز به کار خواسته شدیم، اما در آینده آیا با ما چه می‌کنند.»

    به گفتۀ خانم محمدزی بسیاری از زنانیکه در این اداره کار می‌کنند، نان آور خانوادۀ شان اند و آنان از سه ماه به این‌سو معاش خود را دریافت نکرده اند.

    این کارمند ریاست پاسپورت از طالبان خواست به زنان اجازۀ کار دهند و زمینۀ بهتر را برای فعالیت آنان در ادارات دولتی فراهم سازند.

    فریده محمدزی همچنین گفت: «در حکومت گذشته هم همین رقم بود. در بخش زنان مکمل کارمندان زن حضور داشتند چرا که بعضی از زنان که از اطراف می‌آمدند مشکلات شان این بود که برای گرفتن عکس و بایومتریک پیش مردان نمی‌رفتند و در گذشته هم چنین موضوع در نظر گرفته شده بود.»

    شکیبا عارفی، یکی از کارمندان دیگر زن در ریاست پاسپورت گفت از برگشت دوباره به کارش خرسند است، هرچند خانم عارفی تاکید کرد که هیچ امیدی برای برگشت به کارش در حکومت طالبان را نداشت.

    در اداره پاسپورت افغانستان ده‌ها کارمند زن کار می‌کند و به گفتۀ مقام‌ها، قرار است در این اداره تا روزهای پیشرو تمامی کارمندان زن به کار شان حاضر شوند.

    در روز نخست کاری این زنان شمار اندکی از آنان حضور داشتند. گفته می‌شود بسیاری این زنان به ولایات شان رفته اند و یا از ترس طالبان دوباره به کار خود برنگشته اند.

    خانم عارفی اضافه کرد: «تعداد مراجعین برای تقاضای پاسپورت زیاد است و همچنین وقفه‌ای که پیش آمد، شاید تعداد مراجعین زیاد شود و به همین دلیل به تعداد بیشتر کارمندان زن نیاز باشد.»

    با آغاز فعالیت ریاست پاسپورت، صدها نفر روز چهارشنبه ششم اکتبر (۱۴ میزان) در مقابل این اداره تجمع کرده بودند.

    مقام‌های طالبان گفته اند ریاست پاسپورت روزانه بین ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ پاسپورت را برای متقاضیان صادر خواهد کرد.

    ناظران چه می‌گویند؟

    برخی از فعالان حقوق زن، برگشت دوبارۀ کارمندان زن در ریاست پاسپورت را “امیدوار کننده” می‌دانند، اما می‌گویند این کار طالبان “سمبولیک، نمایشی و برای جلب توجه جامعه جهانی” به هدف به رسمیت شاختن حکومت طالبان است.

    کیارنگ سعادت، فعال حقوق زن روز چهارشنبه ششم سپتمبر (۱۴ میزان) به صدای امریکا گفت نیاز است تا به تمامی کارمند زن اجازۀ کار داده شود و به گفتۀ وی طالبان با فعالیت زنان در اجتماع کنار بیایند.

    خانم سعادت افزود: «تنها کار مثبتی‌که این‌بار طالبان داشتند برگشت خانم‌ها در ریاست پاسپورت است که برای آن‌ها اجازه کار و فعالیت دادند. این کمی امیدوار کننده است.»

    خانم سعادت اجازه دادن فعالیت به زنان را در کابل “نمایشی و سمبولیک” خواند و گفت این گروه با چنین کارهای شان می‌خواهد تا کشورهای منطقه و جهان حکومت آنان را به رسمیت بشناسد.

    او همچنین گفت با ایستادگی زنان در برابر طالبان و تظاهرات اخیر آنان در کابل و دیگر ولایات، باید برای این گروه واضح شده باشد که زنان نخواهند گذاشت تا حق شان “پامال” شود.

    این فعال حقوق زن اضافه کرد: «طالبان دیگر راهی ندارند و اگر به همین‌گونه ادامه دهند و برای خانم‌ها اجازۀ کار و تحصیل داده نشود، یقیناً که خانم‌ها آرام نخواهند نشست و هر کدام شان برای رسیدن به حق خود، حتا از جان خود می‌گذرند.»

    هدا خموش، یکی دیگر از فعالان حقوق زن نیز گفت در حال حاضر، بسیاری از زنان به شمول استادان پوهنتون، معلمان مکاتب و مامورین دولتی از کار شان محروم شده و در وضعیت ناگوار اقتصادی به سر می‌برند.

    خانم خموش افزود بسیاری این زنان، نان‌آور خانوادۀ شان بودند که در حال حاضر بیکار و در بی‌سرنوشتی به سر می‌برند. او نیز به این باور است که برگشت زنان به کار در ریاست پاسپورت، نمایشی و فریب دادن جامعه جهانی از سوی طالبان به هدف به رسمیت شناختن حکومت شان است.

    او از جامعه جهانی خواست نباید حکومت این گروه را به رسمیت بشناسد و هشدار داد اگر کشورهای منطقه و جهان حکومت طالبان را به رسمیت بشناسند، “افغانستان دوزخی برای زنان خواهد شد”.

    طالبان بین سال های ۱۹۹۶ تا اواخر ۲۰۰۱ میلادی به زنان اجازه نمی‌دادند بدون محرم شرعی از خانه بیرون شوند و زنان و دختران از حق تحصیل و کار در بیرون از خانه محروم بودند.

    گروه طالبان حدود سه هفته پیش دستور از سرگیری دروس مکاتب متوسطه و لیسۀ پسران را داد و تا کنون در مورد از سرگیری دروس مکاتب متوسطه و لیسۀ دخترانه هیچ تصمیم نگرفته است.

    در واکنش به این اقدام، ملل متحد خواستار بازگشایی مکاتب دختران در افغانستان شد و افزود که مهم است تا تمام دختران، به شمول دختران لیسه بدون تاخیر به آموزش شان در این کشور ادامه دهند.

  • طالبان: تاجیکستان همسایه خوبی است!

    طالبان: تاجیکستان همسایه خوبی است!

    د نیوز گزارش کرد که روح الله عمری یک عضو کمیسیون فرهنگی طالبان در وزارت اطلاعات و فرهنگ روز گذشته (چهارشنبه 14 میزان) گفت تاجیکستان همسایه خوبی برای افغانستان است، اما افغانستان اجازه نمی دهد که تمامیت ارضی اش توسط کسی مورد تجاوز قرار بگیرد.

    روح الله عمری گفت: “وزارت خارجه با تمامی کشورها برای برقراری روابط حسنه در تماس است. با تاجیکستان در خصوص تمامی مسائل گفتگو خواهیم کرد.”

    لازم به ذکر است که پس از آنکه تاجیکستان میزبانی شماری از رهبران مخالف طالبان شد و در اجلاس سالانه سازمان ملل نیز از نحوه تشکیل دولت موقت توسط طالبان انتقاد نمود، در مظان اتهام طالبان مبنی بر دخالت در امور داخلی افغانستان قرار گرفت.

    ملا عبدالغنی برادر در واکنشی تند به گفته های امامعلی رحمان گفت که تاجیکستان در امور داخلی افغانستان دخالت می کند و این اقدام تاجیکستان با واکنش طالبان همراه خواهد بود.

    به دنبال آن، روسیه از تاجیکستان و مقام های طالبان در افغانستان خواست تا تنش هایشان را از راه منطقی حل کنند.

  • داوود ناجی: توافق نامه دوحه و اصرار غنی برای ماندن در قدرت سبب سقوط نظام شد

    داوود ناجی: توافق نامه دوحه و اصرار غنی برای ماندن در قدرت سبب سقوط نظام شد

    داوود ناجی، مشاور پیشین شورای امنیت ملی افغانستان می‌گوید توافقنامه دوحه و پافشاری غنی بر ماندن در قدرت دو عامل عمده سقوط نظام بوده است.

    داوود ناجی، مشاور سیاسی شورای امنیت ملی افغانستان در گفت‌وگو با یک رسانه خارجی، دو عامل عمده را باعث سقوط دولت اشرف غنی دانست.

    آقای ناجی گفت: «عامل نخست، تبانی اشتباه آمریکایی‌ها با طالبان در توافقنامه دوحه و دوم، پافشاری بیش از حد آقای غنی بر ماندن در قدرت بود.»

    وی افزود: «قرار بود روز شنبه [یک روز پیش از سقوط کابل] آقای غنی متنی را بخواند که در آن به جامعه جهانی و طالبان اطمنیان دهد که وی حاضر به کنار رفتن از قدرت و انتقال مسالمت‌آمیز آن به دیگران است.»

    مشاور سیاسی پیشین شورای امنیت در ادامه، روش‌های فعلی طالبان با مردم را «سرکوب‌گرانه» خوانده، افزود: «طالبان راهی جز اِعمال خشونت و ترس ندارند. آنها نه حکومت‌داری خوب را می‌دانند و نه هم از مجرای سیاسی می‌توانند مشکلات افغانستان را حل کنند. در نهایت، نارضایتی‌های مردمی افزایش پیدا می‌کند»

    وی افزود: «در چنین حالتی طالبان دو راه دارند: یا به مردم خدمات عرضه کنند و آنها را در حکومت‌داری شریک و سهیم سازند و یا این که آنها را سرکوب کنند.»

    آقای ناجی ادامه داد: «طالبان نه به لحاظ فکری و نه به لحاظ نیروی انسانی، توانایی ارائه خدمات درست و مدرن امروزی را که پاسخگوی نیازهای مردم باشد، ندارند. در نتیجه برای خواباندن اعتراضات برحق شهروندان، ناچارند از شلاق و میله‌ی تفنگ استفاده کنند.»

  • طالبان به دنبال میزبانی از گروه های تروریستی نیست

    طالبان به دنبال میزبانی از گروه های تروریستی نیست

     فارین پالیسی معتقد است: حتی اگر طالبان می‌خواست نقش پناهگاه امن را بازی کند، دلیلی وجود ندارد که بپنداریم تروریست‌ها این پیشنهاد را می‌پذیرفتند و از سوی دیگر، طالبان نیز به دنبال میزبانی از گروه‌های تروریستی نیست.

    به نقل از شفقنا افغانستان، فارین پالیسی نوشت: هراس از ایجاد «پناهگاهی امن» برای تروریست‌ها در افغانستان حاصل آسیب روانی تاریخی ناشی از حملات ۱۱ سپتامبر است. در رابطه با عواملی که باعث می‌شود یک گروه تروریستی یک منطقه جغرافیایی را بهشت امن خودش بداند، باید گفت که در افغانستان هیچ ویژگی و عامل خاصی وجود ندارد.
    اگر گروه‌های تروریستی به دنبال منطقه پرمنازعه‌ای هستند که تحت سایه برخی حمایت‌های محلی بتوانند در آنجا مستقر شوند و به تعامل با یکدیگر بپردازند مناطق مناسب بسیاری در جهان وجود دارند که تروریست‌ها می‌توانند محل مورد نظرشان را از میان آنها انتخاب کنند.
    به‌علاوه، دسترسی به قلمروها یکی از کم اهمیت‌ترین عواملی است که در توانمندی انجام حملات تروریستی بین المللی یک گروه نقش دارد. دسترسی های سرزمینی شاید برای گروهی که در شورش یا جنگ داخلی مشارکت دارد، مفید باشد اما ارتباط چندانی به طراحی و آماده‌سازی حملات تروریستی بین‌المللی ندارد. به عنوان مثال، حملات ۱۱ سپتامبر با افغانستان مرتبط بود اما به افغانستان محدود نبود و مناطق جغرافیایی پراکنده‌ای برای آمادگی‌های این حمله در نظر گرفته شد. مثلا، تامین مالی فعالیت‌های هواپیماربایی در امارات و آلمان متمرکز بود.
    در واقع عوامل بسیاری وجود دارد که بر احتمال قربانی شدن آمریکایی‌ها در تروریسم بین‌المللی تاثیر می‌گذارند. این عوامل شامل مجموعه‌ای از شرایط اقتصادی و سیاسی مناطقی است که تروریست‌های آتی در آنجا زندگی می‌کنند. مثلا پژوهش‌های رابرت پِیپ (Robert Pape) نشان داد که یکی از رایج‌ترین انگیزه‌های تروریسم انتحاری، اشغال‌گری نظامی خارجی است. افغان‌ها نیروهای آمریکایی را اشغالگر می‌دانند نه آزادی‌بخش یا ثبات‌ساز.
    همچنین تلفات غیرنظامیان ناشی از عملیات نظامی نیز، تروریسم را برمی‌انگیزد. خشم و حس انتقام‌گیری ناشی از عملیات‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان، از جمله افغانستان، دستکم به همان میزان تلفات این عملیات‌ها، تروریست ضد‌آمریکایی پرورش داده است.

    حتی اگر دسترسی به پناهگاه امن عامل مهمی هم باشد، اینکه چنین پناهگاهی در افغانستان در اختیار تروریست‌های بین‌المللی قرار بگیرد، تا حد زیادی، به روابط و مشارکت طالبان و القاعده در گذشته بستگی دارد. نکته‌ای که کمتر به آن توجه شده این است که این مشارکت در زمان جنگ نوعی اتحاد بود، زمانی که طالبان برای شکست ائتلاف شمالی و سلطه بر مناطقی از افغانستان تقلا می‌کرد.
    اگر جنگ داخلی در ماه های پیش رو از سر گرفته شود، طالبان چه‌بسا کمک گرفتن از القاعده را که امروزه حتی ضعیف‌تر هم شده است، مفید بداند. اما با توجه به اینکه طالبان برای تضمین و حفظ موقعیت خود به عنوان فرمانروای تازه در سراسر افغانستان می‌کوشد، آن اتحاد پیشین، قدرت و اعتبارش را از دست داده است.
    پیشینه این اتحاد همراه با روابط شخصی و قومی متعدد باعث حفظ پیوندها بین طالبان و بازماندگان القاعده خواهد شد. برخلاف آنچه اغلب می‌شنویم، مساله این نیست که آیا طالبان این ارتباط را قطع خواهد کرد یا نه. بلکه آنچه اهمیت دارد چگونگی نفوذ طالبان بر القاعده است که با تروریسم بین‌المللی احتمالی مرتبط است.
    تمام شواهد حاکی از آن است که طالبان منافعش را در حفظ قدرت سیاسی در افغانستان دنبال می‌کند. آنها به شدت منزوی هستند و هیچ تمایلی به تروریسم بین‌المللی ندارند. طالبان فراموش نکرده‌اند که چگونه القاعده با حملات ۱۱ سپتامبر باعث سرنگونی آنها در افغانستان شد. تمام منافع آنها ایجاب می‌کند که از تکرار چنین رویدادی پیشگیری کنند و دشمنی با داعش افغانستان را ادامه بدهند.
    به دلیل ترومای یازدهم سپتامبر، هراس از تروریسم برخاسته از افغانستان همواره در اذهان آمریکایی‌ها ماندگار خواهد بود. ترس از پیامدهای سیاسی ناشی از هرگونه رویدادی که به نحوی با افغانستان مرتبط باشد، سه رئیس جمهور آمریکا را وادار کرد تا نیروهای نظامی ایالات متحده را در افغانستان نگه دارند.
    هیچ تضمینی وجود ندارد که سیاست‌های آمریکا در افغانستان بتواند روی خطر تروریسم علیه آمریکا‌یی‌ها تاثیر بگذارد. اما با توجه به تمام عوامل مرتبط و نه فقط یک یا دو عامل، می‌توان گفت که این خطر با خروج ارتش آمریکا از افغانستان کاهش یافته و اکنون خطر تروریسم کمتر از زمانی است که نیروهای آمریکایی در این کشور حضور داشتند.

  • مقایسه مواد درسی مدارس افغانستان و پاکستان/ سیسم و محتوای آموزشی افغانستان مدرن تر از پاکستان است

    مقایسه مواد درسی مدارس افغانستان و پاکستان/ سیسم و محتوای آموزشی افغانستان مدرن تر از پاکستان است

    این یک واقعیت است که سه فاکتور «دفاع، آموزش و صحت» در پیشرفت و آقایی یک کشور در جهان نقش اساسی را بازی می کند. افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
    یکی از مشکلاتی که کشوری جنگ زده ای مثل افغانستان از دیرباز و به ویژه پس از سال دو هزار و یک و استقرار نظام جدید سیاسی با آن همواره روبرو بوده محتوای کتب درسی در مکاتب و حتی دانشگاه ها بوده است. اینکه مواد درسی تا چه اندازه به تربیت یک نیروی انسانی متبحر، متعهد به اسلام و ارزش های دینی و ملی در افغانستان کمک کرده سوال بزرگی ست که بی پاسخ مانده است و آنچه مسلم است این حیطه چه در زمان حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق و استقرار حکومت کمونیستی در افغانستان، دوران امارت اسلامی طالبان در گذشته، نظام جدید سیاسی افغانستان پس از سال 2001 و اینک استقرار دوباره طالبان در افغانستان از دخالت کشورهای خارجی حامی نظام های سیاسی در امان نبوده است: در دوران حکومت کمونیستی مفاهیم کمونیستی، در دوران امارت اسلامی مفاهیم افراط گرایی اسلامی برگرفته از مدارس دینی پاکستان و در دوران کرزی و غنی مفاهیم غربی در کتب درسی به خورد کودکان و دانشجویان افغانستانی داده شده است.
    وب سایت «دی پرینت» در مطلبی منتشر شده در چهارم اکتبر (دوازدهم میزان) محتوای کتب درسی مکاتب افغانستان و پاکستان را مقایسه کرده است.
    «محصلین افغان پس از نابودی رژیم طالبان به رهبری ملا عمر در سال 2001 میلادی چه چیزهایی می خواندند؟ برنامه آموزشی مدارس برای محصلین چه بود و مهم تر از همه چه تفاوتی با برنامه آموزشی ملی واحد مربوط به «تحریک انصاف پاکستان» دارد؟» دو سئوال عمده ای است که بازگشایی مکاتب پسرانه به دستور طالبان در ذهن نویسنده مطلب طرح کرده است.
    پاسخ سریع به این دو سئوال کار راحتی نبود چراکه سایت وزارت معارف افغانستان با تسلط طالبان محو شده بود. اما خوشبختانه نویسنده مطلب به کمک گوگل توانسته است به صدها کتب درسی که در مدارس افغانستان تدریس می شد دست پیدا کند. این کتب درسی به صورت رایگان در اختیار محصلین در مدارس افغانستان قرار داده می شد. کتب درسی بدون شک به عنوان ابزار اصلی برای ارائه آموزش در توسعه کشورها مهم تلقی می شوند.
    به عنوان یک خارجی انتظارات اولیه من پایین بود: افغانستان قرن بیست و یکم به طور عمده قبیله ای و عقب افتاده است، قربانی جنگ های خارجی و دشمنی های بی شمار خانوادگی، قبیله ای و اختلافات مذهبی بوده است. دو زبان ملی و شش تا هشت زبان منطقه ای دارد. آیا آموزش افغانستان به طور کامل به هم ریخته و پایین تر از پاکستان، میراث دار یک سیستم توسعه یافته عصر استعمار قرار دارد؟
    تصورات من تا حد زیادی اشتباه بودند. حین دانلود کتب درسی به طور تصادفی به دنیایی برخوردم که حتی برای متخصصین آموزشی پاکستانی نیز ناشناخته بود. خوانندگانی که زبان فارسی دری و پشتو(دو زبان ملی افغانستان) را می دانند در صورت چک دوباره به همان نظراتی می رسند که من رسیدم:


    اولا

    کتب علمی برای صنوف یک تا دوازده را بررسی کردم. این کتب شامل مضامینی چون «ریاضی، فیزیک، شیمی، بیولوژی و کامپیوتر ساینس بود. ژئولوژی(زمین شناسی) از صنف ده به بعد تدریس می شود و به طور ضمنی تاکید می کند که آینده افغانستان به ثروت منابع معدنی آن وابسته است. محتویات روشن است و به طور سیستماتیک از گراف های دسته بندی شده و توضیحات رنگی استفاده شده است. اگرچه مشکلات انتهای فصول کتب ساده تر از کتاب های سطح اُ تا اِی می باشند، اما کیفیت و محتوا با هم رقابت می کنند.
    کتب درسی پاکستان بسیار متفاوت است. من و همکارانم سالهاست از مسئولین آموزشی پاکستان خواسته ایم به طور عمده کتب درسی که در سطح یک منطقه بومی چاپ می شوند را تغییر دهند: این کتاب ها در محتوا و آموزش و تربیت فقیر هستند و خیلی بد مطالب را ارائه کرده اند. در سال 2015 مطلبی در همین مورد از اینجانب در روزنامه داون پاکستان چاپ شد که می گفت «لطفا این کتاب ها را بسوزانید». این درخواست من ثابت کرد که کتب درسی سیستم آموزشی پاکستان زشت ترین و بی محتوا ترین کتب درسی در جهان است. دکتر انجم الطاف، رئیس پیشین علوم مدیریتی دانشگاه لاهور، به تازگی مضمون «پیش-1 آغاز گر ریاضیات» را تجزیه و تحلیل کرده است. این مضمون که تحت نظارت برنامه آموزشی ملی واحد تهیه شده چند هفته پیش به تمام مدارس پاکستان اعم از عمومی و خصوصی برای تدریس تحمیل شد.

    دوما

    با درنظرداشت تفرقه های مذهبی در افغانستان و جلوگیری از نظرات شخصی ملاها، مطالعات اسلامی(حنفی) به صورت جدا از مطالعات اسلامی جعفری تدریس می شود. موضوعات اسلامی به صورت سختگیرانه ای از موضوعات سکولار جدا شده اما کتب درسی جامع هستند و مضامینی چون«قرآن، شریعت النبوی(زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص)، اخلاق، تفسیر، تجوید، فقه و غیره در کتب اسلامی مکاتب تدریس می شود.
    کتاب های خاصی که در مدرسه ها(مدارس دینی) مورد استفاده قرار می گیرد به موضوعات معمولی در ریاضی، علوم، انگلیسی و تاریخ می پردازد. این سیسم دو سطحی و محدود کردن موضوعات در قالب کتاب های دینی کار خوبی ست. اما برنامه آموزشی ملی واحد پاکستان به صورت عکس عمل می کند: موضوعات دینی در کتبی که مضامینی چون اردو، انگلیسی و دانش عمومی را تدریس می کند نفوذ کرده است: این کار کاملا بی معناست و مدرسه ها(مدارس دینی) و مکاتب عادی با هم اتصال نزدیکی یافته اند. محصلین مکاتب عادی مجبورند در مورد دنیای مدرن مطالعه کنند اما در مدارس دینی نودونه درصد محصلین(طلبه ها) هرگز به صورت حرفه ای ریاضی و دیگر علوم را فرا نمی گیرند. بنابراین، چرا باید کتاب های مشابه استفاده شود و محصلین را مجبور نمود امتحانات مشابه بدهند؟ این بدان معناست که دولت تحریک انصاف پاکستان به دنبال کمترین مخرج مشترک هست، حتی پایین تر از حد فعلی.

    سوما

    دولت پیشین افغانستان برای ایجاد هویت افغانستانی در کشوری با تکثر زبان های رایج از  کسانی که یک زبان را صحبت می کردند خواسته بود اساس زبان های دیگر را نیز فرا بگیرد. متون دری/عربی در صنوف یک تا دوازده تدریس می شد، تدریس پشتو از طریق فارسی و تدریس فارسی از طریق پشتو در برنامه آموزشی گنجانده شده بود. برای صنوف یک تا نه برای تدریس زبان های محلی به شمول «بلوچی، ازبکی، تاجیکی، ترکمنی، عربی و پشه ای» از فارسی و پشتو استفاده می شد.

    در پاکستان اما از سال 1947 به بعد توجهی به زبان ها محلی نشده و بنگالی برای شروع در نظر گرفته شده است. یک فرد در پاکستان کجا می تواند یک کتاب رسمی یپدا کند که در آن برای آموزش زبان های «سندی، پشتو، بلوچی، پنجابی، هندکو، سرایکی، برهوی، شینا یا کشمیری استفاده شده باشد؟ در عوض اردو به همه تحمیل شده است. به طرز خنده اوری، بیشتر رهبران سیاسی در پاکستان تسلط کافی بر دیگر زبان های رایج در کشورشان ندارند. ناتوانی در بیان نظرات و منظور سبب شده ترکیبی از انگلیسی و اردو که می توان آن را «مینگلیس یا اردیش» خواند صحبت می شود.

    کسی دقیق نمی داند صدها کتاب درسی که در سیستم آموزشی افغانستان استفاده می شود را چه کسی نوشته و تولید کرده است. اگر استثنائات را در نظر نگیریم، باید گفت نام نویسندگان بر روی کتاب ها درسی ذکر نشده است اما از آنجایی که محتویات محلی به وفور در کتاب ها گنجانده شده می توان گفت که نویسندگان کتب خارجی نبوده اند. منابع مالی و تمویل کننده چاپ کتاب که احتمالا «سازمان توسعه بین المللی امریکا» بنابر دلایل امنیتی هم روی جلد کتاب ها نوشته نشده است.

    برای جالب تر نشان دادن کتاب ها تاریخ چاپ آنها به تاریخ هجری- 1398 ذکر شده است. این معادل سال میلادی 1978 یک سال قبل از حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان می باشد. اما چاپ با کیفیت کتاب ها نشان می دهد که خیلی تازه اند.

    اما سئوال اینجاست که آیا کتاب های درسی کنونی در حکومت آینده طالبان در  افغانستان استفاده خواهد شد؟ احتمال این کار خیلی زیاد است چون: در کتاب های تاریخ به جنایایت طالبان از سال 1996 تا 2001 آن طور که باید پرداخته نشده است. از سوی دیگر حکومت تازه طالبان به دلیل فرار نیروهای انسانی توانمند و با تجربه از افغانستان و کمبود بودجه قادر به ایجاد یک سیستم آموزشی با کیفیت نخواهد بود. هزاران تن از معلمین سخت کوش و با هوش و ویرایشگرانی که کتاب های کنونی را تهیه و تولید کردند اکنون افغانستان را ترک کرده اند.  

    دولت های کرزی و  غنی ضعیف و فاسد بودند اما حداقل یک میراث محکم برای نسل آینده افغانستان از خود برجای گذاشتند. نمی توان گفت این سیستم آموزشی و کتاب های چاپ شده تماما به خاطر کمک های مالی خارجی ها در افغانستان بوده است چون پاکستان نیز سالهاست از کمک های مالی امریکا استفاده کرده است.

    وضعیت کنونی آموزشی در پاکستان نشان می دهد که رهبران این کشور، نخست وزیر و به طور ویژه وزیر معارفش قبل از اینکه به بیشتر از این سیستم آموزشی پاکستان را به نابودی بکشانند می بایست مدل آموزشی افغانستان را مطالعه کنند. برنامه آموزشی ملی واحد کیفیت را کاهش داده سبب می شود نابرابری های آموزشی همچنان نادیده باقی بمانند. مشارکت پاکستان در دنیای مدرن تهوع آور است. رهبران ملی ما فقط یاد دارند دستور بدهند. آنها فکر نمی کنند، نمی شنوند و نمی خوانند. بیست سال بعد پاکستانی ها خواهند پرسید چه میراثی این رهبران از خود بر جای گذاشته است؟

  • روان درمانی اجتماعی

    روان درمانی اجتماعی

    اگر از بعد آسیب شناسی روانی یک جامعه ای که گرفتار بحران روانی شده به افغانستان نگاه کنیم در می یابیم که روح جامعه ما آسیب جدی دیده است.

    جامعه‌ای که چهل سال در جنگ بوده، کشتار، خون، ویرانی، فقر، یتیمی، بیوه زن، معلول، دیوانه، روانی، سوءتغذیه، متولدین ناقص الخلقه، مهاجرت، توهین، تحقیر را تجربه کرده است صد درصد از نظر روحی وروانی گرفتار بحران است و  قطعا درگفتار و رفتارش تعادل ندارد. مخصوصا بچه‌هایی که در میان دود باروت وآتش و انفجارمتولد و در یک چنین فضایی آلوده و مسموم بزرگ می شوند و قد می کشند و سختی های فقر اقتصادی شدید، نبود امنیت، ترس و وحشت با گوشت و پوست خود احساس می کنند. حتی تحصیل کرده ها وخواص آن مردم نیز تعادل ندارند، نه در گفتار و نه در رفتار و عملکرد. نمونه اش همین بحث و جدالهای فضای مجازی ست که قریب به اتفاق گفتارها تعادل ندارند و  از تک تک کلماتشان توهین، تحقیر عقده و کینه و خباثت باطنی می بارد.  

    هیچوقت به دنبال یافتن حقیقت نیستند و تازه ادعا دارند فقط در صدد بیان حقیقت اند، هدفی جز خدا ندارند و همه بلا استثنا می گویند که تعصب قومی، زبانی، نژادی، فکری و جغرافیایی ندارند و این گرایش ها بد است چون ما را تباه و دربه در کرده است: تبعیض، ظلم، حق کشی بد است و حکومت باید همه شمول باشد.

    همین افراد اما در عملکرد خود بدترین رفتار را دارند. گفتارشان میان قوم خود، نژاد خود و حزب خود مسمومیت زا، تعصب زا، ظالمانه و بی رحمانه ترین است این درحالی که قرآن عظیم می گوید:«یا ایها الناس قدجائتکم موعظة من ربکم وشفاٌ لما فی الصدور و هدی ورحمة للمومنین»

     طبق این ایه ی شریفه اگر راست می گوییم، اگرما تنها بیست درصد مسلمان باشیم باید گفتارما سخن ما طرح ما حداقل 10 درصد شفا بخش باشد و هدایت گر! درحالی که همه حرف های ما زیق و مرض آلود است.

    معلوم است که گفتار و سخنی که از قلوب این گونه آدم ها برمی خیزد سخن نیش دار، سخن زننده، گفتار باطل و متعصب و آلوده و کثیف حکایت ازقلب کثیف ومریض وآلوده دارد. زشت تر آن است که همین انسان ها  ادعا داردند حرف خدا و پیامبر را می گویند، لباس پیامبر(ص) را می پوشند، تسبیح او را به دست دارند، ریش می گذارد و ازهمه بدتر آیه هایی از قرآن و حدیث را شاهد بر گفتار مسموم وآلوده خود می آورند، نیت کثیفش را پشت قرآن و حدیث پنهان می کنند، آن وقت دعوی دلسوز بودن به خلق الله راهم دارند درحالی که «فی قلوبهم مرض فزادهم لله مرضا ولهم عذاب الیم بماکانوا یکذبون»

    پس معلوم می شود قلبهای مرض آلود و گفتارهای شیطانی دچار بحران روانی شده اند.  

    سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • واکنش ها به اظهارات تازه وزیر تحصیلات عالی طالبان/ما به درد انتظارات شما نمی خوریم!

    واکنش ها به اظهارات تازه وزیر تحصیلات عالی طالبان/ما به درد انتظارات شما نمی خوریم!

    مولوی حقانی وزیر تحصیلات عالی طالبان در اظهاراتی تازه گفته است:«از فارغان بیست سال قبل هیچ انتظاری نباید داشت.»

    این اظهارات مولوی حقانی به عنوان یکی از مقامات عالی رتبه امارت اسلامی طالبان با واکنش های منفی زیادی در بین مردم به ویژه نسل جوان روبرو شده است.

    سید میثم احسانی، فعال مدنی و استاد دانشگاه، در فیس بوک خود در پاسخ به مولوی حقانی نوشته است:«تحصیل کردگان از ادارات که مدیرانش همچون آدم هایی باشند انتظاری نداشته و ندارند.»

    وی می افزاید انتظار اینگونه آدم ها از ما این است که خودکشی کنیم، انتحار کنیم، زایشگاه را منفجر کنیم و به مدارس شبیخون بزنیم.

    به گفته آقای احسانی حیف است انسان های نخبه، با دانش و تحصیل کرده به این مولوی ها خدمت کنند.

    وی نوشته است:«این شب را سحری است و ما باز خواهیم گشت، نه زیر یوغ بربریت، بلکه در فضای عاری از هرگونه کور دلی ها و نفهمی ها.»

    محمد آصف اکبری، فعال مدنی و از اصحاب رسانه، هم در پاسخ به اظهارات مولوی حقانی در فیس بوک خود نوشته:«جناب حقانی! نباید هم از ما نسل جدید انتظار نداشته باشید.انتظار شما این است که نسل فعلی بر زایشگاه حمله کند و کودکان یک روزه و زنان در حال زایمان را سلاخی کند؟ اگر انتظار این را داشته باشید که نسل ما به ورزشگاه، آموزشگاه، دانشگاه و قرارگاه های سربازان که همه فرزندان این مردم و وطن هستند حمله کند، طفل و زن و پیر و جوان بیگناه را به خاک و خون بکشد پس درست حدس نزده اید این انتظارتان از نسل جدید احمقانه است و نباید هم از این نسل انتظار داشته باشید» .

    آقای اکبر می افزاید:«از نسل فعلی باید انتظار:  روح الله نیکپاه های مدال آور، دختران رباط ساز هرات، قهرمانان تیم ملی فوتبال، فوتسال و کیرکیت و انتظار بهرامی و هوتک و مبارز شدن را داشته باشید.»  

    به گفته این کاربر فیس بوک نسل امروز همان دانش آموزانی هستند که از سال ۲۰۰۳ تا حالا ۳۵۹ مدال از المپیادهای مختلف بین المللی به دست آورده اند.

    اکبری تاکید می کند:«ما به درد انتظارات شما نمی خوریم و نخواهیم خورد.»

    داکتر عبدالحمید اعتمادی، استاد دانشگاه، نیز نوشته است: طالبان حق دارند نسبت به تحصیل کرده‌ها بد بین باشند چرا که توسعه علم و آگاهی نقطه مخالف افراطی‌گری و تندروی است و گروه‌های بنیادگرا در جامعه آگاه سربازگیری نمی توانند. لذا در پی جامعه‌ای هستند که کر و کور بوده و نسبت به حق و حقوق شان آگاهی نداشته باشند!».

  • خاطره ای از دو نماینده زن سازمان ملل: طالبان به ما نگاه نمی کردند/ بعدها دست می دادند

    خاطره ای از دو نماینده زن سازمان ملل: طالبان به ما نگاه نمی کردند/ بعدها دست می دادند

    این چالش اما برای سازمان ملل متحد حتی به مراتب شاید بیشتر باشد؛ همانطور که این سازمان در دوران حاکمیت قبلی طالبان بر افغانستان با آن مواجه بود.

    خانم «رادیکا کوماراسوامی» گزارشگر وقت سازمان ملل متحد برای پرونده های خشونت علیه زنان در زمان حاکمیت قبلی طالبان بر افغانستان در خاطره اش می گوید در روزهای ابتدایی که وارد افغانستان شده بود، مقام های طالبان حتی به او نگاه نمی کردند.

    خانم کوماراسوامی به انترنشنال پرس سرویس گفته است: “زمانی که با وزیر خارجه وقت طالبان دیدار کردم، ما بجای رو در رو نشستن، با فاصله ای زیاد روی دو چوکی کنار هم نشستیم. او به من نگاه نمی کرد و من هم تلاش می کردم که صورتم را در چارچوب دید او بگذارم، اما هر چه بیشتر تلاش می کردم او بیشتر صورتش را به طرف دیگری می کرد.”

    خانم کوماراسوامی می افزاید: “سپس محافظم خم شد و به من گفت که ماجرا از چه قرار است؛ یعنی که او به طرفم نگاه نمی کند.”

    خانم کوماراسوامی که رتبه بالایی نیز در سازمان ملل متحد دارد می گوید وقتی که از وزیر عدلیه وقت طالبان درباره قضیه های خشونت علیه زنان پرسیدم، او جواب داد “زنان خوب تربیت شده اند، و دیگر به شوهرهایشان حمله نمی کنند.”

    خانم «آنوجا ویجییسکرا» که نماینده یونیسف بین سال های 1997 الی 1999 میلادی در جلال آباد و از سال 1999 الی 2001 در کابل بوده نیز روایت مشابهی مانند خانم کوماراسوامی دارد.

    خانم «ویجییسکرا» می گوید: “زمانی که در سال 1997 وارد جلال آباد به عنوان نماینده یونیسف شدم، طالبان بخاطر این که من زن بودم به من نگاه نمی کردند. در جلسات، که همگی مردان نشسته بودند، آنها حتی موقعی که خطاب به من صحبت می کردند با کمی انزجار از من رو بر می گرداندند و صحبت می کردند.”

    خانم ویجییسکرا علاوه می کند: “بعد از یکی دو ماه از این نوع رفتارهای سرد که به نظر من خیلی مسخره آمیز بودند، کم کم یخ بین ما آب شد و حتی به من دست هم می دادند، به انگلیسی با هم صحبت می کردیم و روابط مان دوستانه شده بود.”

    او با خنده ادامه داد “بعد از آن به دوستانم می گفتم که شاید در نظر طالبان من به یک مرد تبدیل شده ام.”

  • روانشناسی یک فاجعه!

    روانشناسی یک فاجعه!

    تعصب که ثمره اش اختلاف وکینه ورزی است از خباثت باطنی انسان نشأت می‌گیرد. از نظر روانشناسی، مثبت نگری و مثبت گرایی و نادیده گرفتن عیب های رایج دریک جامعه، سبب رشد و پشرفت و اصلاح آن جامعه می شود و برعکس منفی گرای وبدبینی وبازگوکردن عیب های آن جامعه سبب بدبختی و انحطاط آن مردم رافراهم می کند. روانشناسان معتقدند بسیاری ازمشکلات و گرفتاری ها وسوء رفتارها، و ناهنجاری های اجتماعی، ازطریق، روان درمانی و گفتار درمانی، اصلاح می شود، متاسفانه در افغانستان کسانیکه باسرنوشت مردم تا حدودی سرکاردارند یا با سیاستی شیطنت گونه آشناشده اند، بدون اینکه فکری برای رشد آن جامعه داشته باشند، فقط مشغول منفی بافی در فضای مجازی و فضای حقیقی می باشند. درعین حال باکمال بی حیایی ادعای اصلاح جامعه را دارند
    «اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض، قالوا انما نحن مصلحون» اینچنین انسان ها بسیار بی شعور تشریف دارند (الا انّهم هم المفسدون و لکن لایشعرون).
    اینگونه آدمها در یک جامعه شبه یک سیب پوسیده می ماند در میان یک جعبه سیب سالم که به مرور زمان همه را فاسد می کند. این افراد گویا از مادر متولد شده اند که فقط اشکال دیگران را تبلیغ کنند نه طرحی دارند و نه خدمتی برای مردم می کنند نه فکری دارند. این چنین انسانی قلمش، بیانش، کلماتش فقط منفی بافی است و اختلاف انداختن است، گویا اجیر این کارشده باشد!

    استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • جنگ بزرگی در راه است

    جنگ بزرگی در راه است

    خروج امریکا از افغانستان سبب برخی تحلیل های ضد و نقیض در مورد امریکا به عنوان یک ابرقدرت در دنیا شده است. بسیاری این خروج را یک ناکامی بزرگ برای امریکا قلمداد می کنند.

    ادریس رحمانی، تحلیل‌گر شناخته‌شده‌ی امور افغانستان، طی مطلبی در این مورد می نویسد بیرون‌شدن امریکا از افغانستان ناشی‌از تصادف، وضعیت اقتصادی این کشور یا ضعف رهبری جو بایدن، رییس‌جمهوری امریکا نیست، امریکا خواست با این‌کار، آسیا را برای یک جنگ بزرگ دیگر آماده بسازد.

    آقای رحمانی می‌افزاید کشورهای منطقه باشتاب در حال آماد‌گی برای یک جنگ میان امریکا و چین هستند. جنگی‌که جرقه‌ی آن در صورت حمله‌ی چین به تایوان زده خواهد شد. جنگی‌که چینی‌ها، ۳۰سال است برای آن آماد‌گی می‌گیرند و امریکا حمله‌ی چین به تایوان را به معنای اعلام جنگ با امریکا خوانده است.

    رابطه‌ی آغاز این‌جنگ با بیرون‌شدن امریکایی‌ها از افغانستان چیست؟

    آقای رحمانی در پاسخ به این‌پرسش‌ می‌نویسد چینی‌ها اکنون فکر می‌کنند امریکا پس‌از بیست‌سال جنگ فرسایشی، بیش‌از این حوصله و توان یک جنگ بزرگ دیگر را ندارد. تصور آن‌ها این است که رییس‌جمهور بایدن، ترسو و بزدل است و وقتی از میدان جنگ در برابر ۸۰ هزار طالب بگریزد، به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهد با یک‌میلیون عسکر مجهز چینی روبه‌رو گردد و این بهترین فرصت برای برآورده ساختن هدف ۳۰ ساله‌ی چین است تا تایوان را دوباره بخشی‌از خاک چین بسازد. ولی اگر امریکا فرصت استراحت پیدا کند در سال‌های بعدی دوباره آماده‌ی جنگی می‌شود که به نفع چین نخواهد بود.

    در برابر اما، امریکا با این خروج و وانمودساختن خستگی و شکست در جنگ؛ تلاش کرد کاری‌کند تا به چینی‌ها میدان خالی کرده و شی‌جین پینگ را تشویق کند که به تایوان حمله کند. این هدف امریکایی‌ها از ۳۰سال به این‌سو است که چگونه چین را وادار به اقدام نخست کنند.

    آقای رحمانی می‌افزاید با بیرون‌شدن امریکایی‌ها از افغانستان آماد‌گی چینی‌ها برای اشغال تایوان ده‌ها مرتبه بیش‌تر شده، چنان‌که کشورهای منطقه را به شر و شور انداخته و همه برای آمادگی برای یک‌جنگ بزرگ در رفت‌ و‌ رو و گفت‌و‌گو هستند. همه فکر می‌کنند شی‌جین‌ پینگ دیر یا زود به تایوان حمله می‌کند و اگر امریکا به آن پاسخ ندهد، معادله‌ی بزرگ قدرت جهانی بعد از جنگ جهانی دوم برای نخستین‌بار تغییر خواهد کرد.

  • مقامات ارشد نظامی امریکا: توافق دوحه سبب فروپاشی ارتش و سرنگونی دولت افغانستان شد

    مقامات ارشد نظامی امریکا: توافق دوحه سبب فروپاشی ارتش و سرنگونی دولت افغانستان شد

    مقام‌های ارشد نظامی امریکا، توافق دولت دونالد ترامپ؛ رییس جمهوری پیشین این کشور با طالبان در دوحه را باعث فروپاشی دولت و ارتش افغانستان دانستند.

    فرانک مکنزی؛ فرمانده سنتکام (فرماندهی مرکزی ارتش امریکا) که روز چهارشنبه همراه با لوید آستین؛ وزیر دفاع امریکا در نشست پاسخگویی مجلس نمایندگان این کشور فراخوانده شده بود، گفت توافق دوحه تاثیری «زیانبار» بر دولت و ارتش افغانستان داشت.

    مکنزی افزود آن توافق تاثیر روانی قدرتمندی بر دولت افغانستان داشت چون زمانی قطع کامل کلیه کمک ها را تعیین می‌کرد.

    او بیان کرد بعد از توافق دوحه، کاهش نیروها به دستور جو بایدن؛ رییس جمهور امریکا، در ماه اپریل «میخ دیگری بر این تابوت بود».

    او گفت بر این باور بوده اگر امریکا شمار مشاوران نظامی خود در افغانستان را به کمتر از ۲۵۰۰ کاهش دهد فروریزی دولت و ارتش افغانستان اجتناب ناپذیر خواهد بود.

    لوید آستین هم با تایید این نظر گفت توافق دوحه با متعهد کردن امریکا به پایان حملات هوایی علیه طالبان، موجب شد که این گروه قوی تر شود و عملیات تهاجمی علیه نیروهای امنیتی افغانستان را شدت بخشد، به طوری که نیروهای افغان‌ هر هفته تعداد زیادی از افراد خود را از دست می‌دادند.

    لوید آستین؛ وزیر دفاع امریکا در جلسه روز سه شنبه کمیته نیروهای مسلح سنا هم گفت: «ما فکر نمی‌کردیم که توافق دوحه این‌گونه روحیه ارتش افغانستان را از بین برده باشد.»

    توافق موسوم به دوحه که در فبروری ۲۰۲۰ در زمان دونالد ترامپ امضا شد، تاریخی را برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تعیین می‌کرد.

    جو بایدن بعد از پیروزی در انتخابات، همچنان آن توافق را اجرا کرد؛ اما تاریخ عقب نشینی را از ماه می به ۳۱ اگوست عقب انداخت.

    با کاهش نیروهای امریکایی به دستور بایدن، پیشروی طالبان آغاز شد و سرانجام طی کمتر از دو هفته کابل را تصرف کردند.

    مقامات پنتاگون می‌گویند، به جو بایدن توصیه کرده‌بودند که برای جلوگیری از فروپاشی دولت پیشین افغانستان، ۲۵۰۰ نظامی امریکایی باید در این کشور بمانند. کاخ سفید در پاسخ به این طرح گفته که حضور سربازان به جنگ با طالبان می‌انجامید و کمکی به تغییر وضعیت نمی‌کرد.

  • قانون اساسی دوره ظاهر شاه که قرار است توسط طالبان تطبیق شود

    قانون اساسی دوره ظاهر شاه که قرار است توسط طالبان تطبیق شود

    قانون اساسی دوره ظاهرشاه پادشاه سابق افغانستان توسط طالبان هم مورد تطبيق قرار خواهد گرفت.

    در این قانون رهبری کشور به دست پادشاه است، صدراعظم، وزرا، قضات، ولسی جرگه و مشرانوجرگه وجود دارد و با فوت پادشاه پسر ارشد او زماندار حکومت است و تمام احکام براساس فقه حنفی پیش برده می شود و دوره سربازی شروع می گردد.

    فصل اول

    ماده اول: افغانستان دولت پادشاهى مشروطه، مستقل، واحد و غير قابل تجزيه است. حاكميت ملى در افغانستان به ملت تعلق دارد.

    ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادى كه تابعيت افغانستان را مطابق به احكام قانون دارا باشند.بر هر فرد از افراد مذكور كلمه افغان اطلاق مى‏شود.

    ماده دوم: دين افغانستان دين مقدس اسلام است. شعاير دينى از طرف دولت مطابق به احكام مذهب حنفى اجراء می گردد. آن افراد ملت كه پيروان دين اسلام نيستند در اجراى مراسم مذهبى خود در داخل حدودى كه قوانين مربوط به آداب و آسايش عامه تعيين مى‏كند آزاد می باشند.

    ماده سودم: از جمله زبانهاى افغانستان، پشتون و درى زبانهاى رسمى مى‏باشد.

    ماده چهارم: بيرق افغانستان مركب است از سه قطعه رنگهاى سياه، سرخ و سبز كه به صورت عمودى به اندازه‏ هاى مساوى از چپ به راست در كنار هم واقع شده، عرض مقدار هر رنگ معادل نصف طول آن است. در وسط نشان محراب و منبر به رنگ سفيد جا دارد كه در گوشه آن دو بيرق نصب و از هر دو طرف دو خوشه گندم احاطه شده است.

    ماده پنجم: پايتخت افغانستان شهر كابل است.

    فصل دوم: پادشاه

    ماده ششم: در افغانستان پادشاه حاكميت ملى را تمثيل می كند.

    ماده هفتم: پادشاه حامى اساسات دين مقدس اسلام، حفظ استقلال و تماميت ساحه، نگهبان قانون اساسى و مركز وحدت ملى افغانستان است.

    ماده هشتم: پادشاه بايد از تبعه افغانستان، مسلمان و پيرو مذهب حنفى باشد.

    ماده نهم: پادشاه داراى حقوق و وظايف آتى می ‏باشد:

    1- قيادت اردو و متاركه.

    2- اعلان حرب و افتتاح لوى جرگه.

    3- داير كردن و افتتاح لوى جرگه.

    4- افتتاح اجلاس عادى شورا.

    5- داير نمودن و افتتاح اجلاس فوق العاده شورا.

    6- منحل ساختن شورا و اصدار فرمان انتخابات مجدد. انتخابات مجدد در خلال مدت سه ماه از تاريخ انحلال شورا انجام می ‏يابد.

    7- توشيح قوانين و اعلام انفاذ آنها.

    8- اصدار فرامين تقنينى.

    9- اعطاى اعتبار نامه به غرض عقد معاهدات بين الدول مطابق احكام قانون.

    10- توشيح معاهدات بين الدول.

    11- تعيين صدر اعظم و قبول استعفاى او، تعيين وزرا به پيشنهاد صدر اعظم و قبول استعفاى آنها.

    12- تعيين اعضاى غير انتخابى مشرانو جرگه و تعيين رئيس جرگه مذكور از جمله اعضاى آن.

    13- تعيين قاضى القضات و اعضاى ستره محكمه.

    14- تعيين و تقاعد قضات و تعيين و تقاعد مأمورين و صاحب منصبان عالى رتبه مطابق به احكام قانون.

    15- تعيين سران نمايندگيهاى سياسى افغانستان نزد دول خارجى،تعيين نمايندگان افغانستان نزد مؤسسات بين الملل و قبول اعتماد نامه‏هاى نمايندگان سياسى خارجى.

    16- اعلام حالت اضطرار و خاتمه دادن به آن.

    17- تخفيف و عفو مجازات.

    ماده دهم: سكه بنام پادشاه ضرب زده می ‏شود.

    ماده يازدهم: در خطبه ‏ها نام پادشاه ذكر می ‏گردد.

    ماده دوازدهم: نشان از طرف پادشاه مطابق به احكام قانون اعطاء می ‏شود.اعطاى نشان متضمن هيچ نوع امتياز مادى نمی باشد.

    ماده سيزدهم: مصارف پادشاهى در بودجه دولت مطابق به قانون مصارف پادشاهى تعيين می گردد.

    ماه چهاردهم: استفاده صلاحيت هاى مندرج در اين فصل در داخل حدودى صورت می گيرد كه احكام اين قانون اساسى تعيين نموده است.

    ماده پانزدهم: پادشاه غير مسئول و واجب الاحترام است و با حضور اعضاى خانواده پادشاهى، حكومت و اعضاى ستره محكمه، در برابر جلسه مشترك هر دو جرگه شورا حلف آتى را بجا می آورد:

    بنام خداى عظيم سوگند ياد مى‏كنم كه در كافه اعمال خود خداوند جل جلاله را حاضر دانسته،اساسات مقدس اسلام را حمايت،قانون اساسى را حراست،استقلال وطن،تماميت ساحه،قوانين دولت و حقوق مردم را حفاظت كنم.با استعانت از بارگاه پروردگار بر طبق احكام قانون اساسى ا فغانستان پادشاهى نمايم و مساعى خود را در راه سعادت و ترقى ملت افغانستان بكار برم.

    ماده شانزدهم: پادشاهى افغانستان در خانواده اعليحضرت محمد نادر شاه شهيد بر حسب احكام اين قانون اساسى انتقال می نمايد.

    ماده هفدهم: هر گاه پادشاه اراده بر استعفا نمايد به مجلسى مركب از رئيس ولسى جرگه، مشرانو جرگه، صدر اعظم، قاضى القضات و وزير دربار به جرگه مذكور ابلاغ می ‏نمايد؛ در صورتى که لوى جرگه تصديق نمايد كه استعفا از اراده پادشاه نشأت کرده از تاريخ تصديق آن استعفا پادشاه نافذ شمرده می ‏شود.

    ماده هيجدهم: در موقع استعفا يا وفات پادشاه، پادشاهى به پسر بزرگش انتقال می یابد. در صورتى كه پسر بزرگ پادشاه واجد شرايط پادشاهى كه در اين قانون اساسى ذكر گرديده نباشد، پادشاهى به پسر دوم او و همچنان الى اخير انتقال می كند.

    ماده نوزدهم: هرگاه پادشاه وفات كند يا استعفا بدهد و پسرى نداشته باشد كه واجد شرايط پادشاهى باشد، پادشاهى به بزرگترين برادر پادشاه انتقال می یاید. در صورتى كه بزرگترين برادر پادشاه واجد شرايط پادشاهى نباشد پادشاهى به برادرى كه از نظر سن ميان برادران بلافاصله بعد از او واقع باشد و همچنان الى اخر انتقال می یابد. در صورتى كه پادشاه برادرى نداشته باشد كه واجد شرايط پادشاهى باشد، جانشين پادشاه از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت انتخاب می گردد. در اين حالت انتخاب پادشاه توسط مجلس مركب از لوى جرگه، حكومت، و اعضاى ستره محكمه صورت می گيرد. اين مجلس در صورت وفات در خلال مدت پانزده روز از تاريخ وفات و در صورت استعفا در خلال مدت هفت روز از تاريخ استعفا از طرف صدر اعظم داير می شود. تصميم اين مجلس با اكثريت آراى اعضاى حاضر اتخاذ می گردد و بعد از موافقت شخصى كه به حيث پادشاه انتخاب شده نافذ شمرده می ‏شود. از تاريخ وفات پادشاه يا نفاذ استعفا يا انتخاب جانشين پادشاه، وزير دربار نايب پادشاه شناخته می شود.

    ماده بيستم: هنگاميكه پادشاه اراده سفر به خارج مملكت نمايد يك یا چند نفر را به حيث وكيل خود تعيين می‏ كند. شخص يا اشخاص مذكور در غياب پادشاه بوكالت از او امور پادشاهى را در حدود صلاحيتى كه از طرف پادشاه به او داد می ‏شود بر طبق احكام اين قانون اساسى اجرا می کند.

    اشخاص ذيل بحيث وكيل تعين نمی ى‏شوند:

    1- صدر اعظم.

    2- رئيس ولسى جرگه.

    3- رئيس مشرانو جرگه.

    4- قاضى القضات.

    ماده بيست و يكم: هرگاه پادشاه وفات كند و جانشين او سن بيست را تكميل نكرده باشد تا موقعى كه سن مذكور را تكميل كند ملكه نيابت پادشاه را به عهده می ‏گيرد. در صورتى كه ملكه وجود نداشته باشد مجلس كه در ماده نوزدهم ذكر گرديد شخصى را از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت به حيث نايب پادشاه انتخاب می ‏كند.

    ماده بيست و دوم: هرگاه پادشاه استعفا نمايد و جانشين او سن بيست را تكميل نكرده باشد تا موقعى كه سن مذكور را تكميل كند، مجلسى كه در ماده نوزدهم ذكر گرديده شخصى را از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت به حيث نايب پادشاه انتخاب می ‏نمايد.

    ماده بيست و سوم: نايب پادشاه امور پادشاهى را بر طبق احكام اين قانون اساسى اجراء می ‏كند.

    در صورتى كه ملكه نيابت پادشاه را به عهده داشته باشد از صلاحيت مندرج فقره دوم و ماده نهم به مشوره حكومت استفاده می ‏كند.

    نايب پادشاه نمی تواند در مدت تصدى اين عهده به ديگر مشاغل اشتغال ورزد. شخصى كه بر حسب احكام مواد بيست و يكم و بيست و دوم اين قانون اساسى به صفت نايب پادشاه تعيين می ‏گردد هيچ گاه به حيث پادشاه انتخاب نمی ‏شود. در دوره نيابت پادشاهى مواد مربوط به جانشينى فصل پادشاه اين قانون اساسى تعديل نمی شود.

    ماده بيست و چهارم: پسر و دختر و برادر و خواهر پادشاه و ازواج و زوجات و بناتشان و عم و ابناى عم پادشاه خانواده شاهى را تشكيل می دهند. در تشريفات رسمى دولت خانواده شاهى بعد از پادشاه و ملكه اخذ موقع می نمايند.

    مصارف خانواده شاهى در بودجه مصارف پادشاهى تعيين می ‏شود. القاب مختص به خانواده پادشاهى می ‏باشد و مطابق به احكام قانون تعيين می ‏شود.

    اعضاى خانواده پادشاهى در احزاب سياسى شموليت نمی ‏ورزند و وظايف آتى را اجرا نمی كنند؛

    1- صدارت عظمى يا وزارت.

    2- عضويت شورا.

    3- عضويت ستره محكمه.

    اعضاى خانواده پادشاهى حيثيت خود را به صفت عضو خانواده پادشاهى مادام الحيات حفظ می كنند.

    فصل سوم: حقوق و وظايف اساسى مردم

    ماده بيست و پنجم: تمام مردم افغانستان بدون تبعيض و امتياز در برابر قانون، حقوق و وظايف مساوى دارند.

    ماده بيست و ششم: آزادى حق طبيعى انسان است. اين حق جز آزادى ديگران و منافع عامه كه توسط قانون تنظيم می گردد حدودى ندارد.

    آزادى و كرامت انسان از تعرض مصون است. انفكاك نمب ‏پذيرد. دولت به احترام و حمايت آزادى و كرامت انسان مكلف می ‏باشد.

    هيچ عملى جرم شمرده نمی شود مگر به موجب قانونى كه قبل از ارتكاب آن نافذ گرديده باشد.

    هيچ كس را نمی توان مجازات نمود مگر مطابق به احكام قانونى كه قبل از ارتكاب آن مورد اتهام نافذ گرديده باشد.

    هيچ كس را نمى‏توان تعقيب يا گرفتار نمود مگر بر طبق احكام قانون.

    هيچ كس را نمى‏توان توقيف نمود مگر بر طبق حكم محكمه با صلاحيت و مطابق به احكام قانون.

    برائت ذمه حالت اصلى است، متهم تا وقتى كه به حكم قطعى محكمه محكوم عليه قرار بگيرد بى گناه شناخته می ‏شود.

    جرم يك امر شخصى است. تعقيب، گرفتارى يا توقيف متهم و تطبيق جزا به او به شخص ديگرى سرايت نمی كند.

    تعذيب انسان جواز ندارد، هيچ كس نمی ‏تواند حتى به مقصد كشف حقايق از شخص ديگرى اگر آن شخص تحت تعقيب، گرفتارى يا توقيف و يا محكوم به جزا باشد به تعذيب او اقدام كند يا امر بدهد.

    تعيين جزايى كه مخالف كرامت انسانى باشد جواز ندارد. اظهارى كه از متهم يا شخص ديگر به وسيله اكراه بدست آورده می ‏شد اعتبار ندارد. اعتراف به جرم عبارت است از اعترافى كه متهم به رضاى كامل در حالت صحت عقل به ارتكاب جرمى كه قانونا به او نسبت داده شده در حضور محكمه با صلاحيت می نمايد. هر شخص حق دارد براى دفع اتهامى كه قانونا به او متوجه شده وكيل مدافع تعيين كند.

    مديون بودن يك شخص در برابر شخص ديگر موجب سلب يا محدود شدن آزادى مديون شده نمی ‏تواند. طرز و وسايل تحصيل دين توسط قانون تنظيم می ‏گيرد.

    هر افغان حق دارد در هر نقطه از ساحه دولت خود سفر نمايد و مسكن اختيار كند مگر در مناطقى كه قانون ممنوع قرار داده است و همچنين هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون به خارج افغانستان سفر نمايد و عودت كند.

    هيچ افغان به تبعيد در داخل افغانستان و خارج از افغانستان محكوم نمی ‏شود.

    ماده بيست و هفتم: هيچ افغان به علت اتهام به يك جرم به دولت خارجى سپرده نمی ‏شود.

    ماده بيست و هشتم: مسكن شخصى از تعرض مصون است. هيچ كس به شمول دولت نمی ‏تواند بدون اجازه ساكن يا محكمه با صلاحيت و به غير از حالات و طرزى كه در قانون تصريح شده به مسكن كس داخل شود، يا آن را تفتيش نمايد.

    در مورد جرم مشهود مأمور مسئول می ‏تواند به مسكن شخصى بدون اجازه قبلى محكمه به مسئوليت خود داخل شود يا آن را تفتيش كند. مأمور مذكور مكلف است بعد دخول يا اجراى تفتيش در خلال مدتى كه قانون تعيين می كند فيصله محكمه را حاصل نمايد.

    ماده بيست و نهم: ملكيت شخص از تعرض مصون است. ملكيت هيچ شخص بدون حكم قانون و فيصله محكمه با صلاحيت مصادره نمی ‏شود. استملاك ملكيت شخص تنها به مقصد تأمين منافع عامه در بدل تعويض قبلى و عادلانه به موجب قانون مجاز می باشد.

    هيچ كس از كسب ملكيت و تصرف در آن منع نمی ‏شود مگر در حدود قانون طرز استملاك ملكيت به منظور تأمين منافع عامه توسط قانون تنظيم و رهنمونى می ‏شود.

    تفتيش و اعلان دارايى شخص تنها به حكم قانون صورت می گيرد. دول و اتباع خارجى در افغانستان حق ملكيت اموال عقارى ندارند. فروش عقار به نمايندگی هاى سياسى دول خارجى بر اساس رويه بالمثل و به مؤسسات بين الملل اى كه دولت افغانستان عضو آن باشد بعد از موافقه حكومت مجاز است.

    ماده سى ام: آزادى و محرميت مخابرات اشخاص چه به صورت مكتوب باشد و چه به وسيله تلفون و تلگراف و يا به اساس ديگر از تعرض مصون است. دولت حق تفتيش مخابرات اشخاص را ندارد مگر به موجب فيصله محكمه با صلاحيت و مطابق به احكام قانون. در حالات عاجل كه در قانون تعريف می گردد مأمور مسئول می ‏تواند بدون اجازه قبلى محكمه به مسئوليت خود به تفتيش مخابرات اقدام كند. مأمور مذكور مكلف است بعد از اجراى تفتيش در خلال مدتى كه قانون تعيين می كند فيصله محكمه را حاصل نمايد.

    ماده سى و يكم: آزادى بيان از تعرض مصون است.

    هر افغان حق دارد فكر خود را به وسيله گفتار، نوشته، تصوير يا امثال آن مطابق قانون اظهار كند.

    هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون به طبع و نشر مطالب بدون ارائه قبلى آن به مقامات دولتى بپردازد.

    اجازه و امتياز تأسيس مطابع عمومى و نشر مطبوعات تنها به اتباع دولت افغانستان مطابق به احكام قانون داده می ‏شود.

    تأسيس و تدوير دستگاه عامه فرستنده راديو و تلويزيون مختص به دولت است.

    ماده سى و دوم: اتباع افغانستان حق دارند به منظور تأمين مقاصد مادى، معنوى مطابق احكام قانون جمعيت ها تأسيس نمايد. اتباع افغانستان حق دارند مطابق به احكام قانون احزاب سياسى تشكيل دهند مشروط بر اينكه:

    1- هدف فعاليتهاى حزب و مفكوره ‏هاىی كه تشكيلات احزاب به روى آن بنا شده مناقض ارزش هاى مندرج اين قانون اساسى نباشد.

    2- تشكيلات و منابع مالى حزب علنى باشد.

    حزبى كه مطابق به احكام قانون تشكيل می ‏يابد بدون موجبات قانونى و حكم ستره محكمه منحل نمی ‏شود.

    ماده سى و سوم: هر شخصى كه از هر اداره بدون موجب متضرر می شود مستحق جبران خسارت می ‏باشد و می ‏تواند براى حصول آن در محكمه دعوى اقامه كند.

    دولت نمی تواند به جز در حالاتى كه قانون تصريح می كند بدون حكم محكمه با صلاحيت به تحصيل حقوق اقدام كند.

    ماده سى و چهارم: تعليم حق تمام افراد افغانستان است و به صورت مجانى از طرف دولت و اتباع افغانستان فراهم می ‏شود هدف دولت در اين ساحه رسيدن به مرحله ايست كه در آن تسهيلات مناسب تعليم و تربيه براى همه افراد افغانستان مطابق به احكام قانون فراهم گردد. دولت مكلف است براى تعليم متوازن معارف در تمام افغانستان پروگرام مؤثرى وضع و تطبيق نمايد. رهنمونى و نظارت تعليم و تربيه وظيفه دولت است.

    تعليمات ابتدايى براى تمام اطفال در نقاطى كه وسايل آن از طرف دولت تهيه شده حتمى است.

    تأسيس و اداره تعليمات عالى و عمومى تنها حق و وظيفه دولت است در خارج اين ساحه اتباع افغانستان حق دارند مكاتب اختصاصى و سواد آموزى تأسيس نمايند.

    شروط تأسيس نصاب تعليم و شرايط تحصيل در چنين مكاتب توسط قانون تنظيم می گردد. حكومت می تواند مطابق به احكام قانون به اشخاص خارجى اجازه تأسيس مكاتب خصوصی بدهد. از اين مكاتب تنها اشخاص خارجى می ‏تواننند استفاده كنند.

    ماده سى و پنجم: دولت موظف است پروگرام مؤثرى براى انكشاف و تقويه زبان ملى پشتو وضع و تطبيق كند.

    ماده سى و ششم: دولت موظف است در حدود توان خود وسايل وقايه از امراض و علاج آن را به صورت متوازن براى همه افغان ها تهيه كند. هدف دولت در اين ساحه رسيدن به مرحله ايست كه در آن تسهيلات صحى مناسب براى تمام افراد افغانستان فراهم گردد.

    ماده سى و هفتم: كار حق و فريضه هر افغان است كه قدرت اجراى آن را داشته باشد. هدف عمده قوانينى كه براى تنظيم كار وضع می گردد رسيدن به مرحله ايست كه در آن حقوق و منافع اصناف كارگران حمايت شود، شرايط مساعد كار فراهم گردد، روابط بين كارگران و كار فرمايان به صورت عادلانه و مترقى تنظيم يابد.

    اتباع افغانستان به اساس اهليت و به موجب احكام قانون به خدمت دولت پذيرفته می ‏شود و انتخاب شغل و حرفه در داخل شرايطى كه قانون تعيين می نمايد آزاد می ‏باشد.

    تحميل كار اجبارى اگر چه براى دولت باشد جواز ندارد.

    تحريم كار اجبارى مانع تطبيق قوانين نمی ‏شود كه به منظور تنظيم فعاليت دسته جمعى براى تأمين منافع عامه وضع می گردد.

    ماده سى و هشتم: هر افغان مكلف است به دولت ماليه و محصول تاديه كند و هيچ نوع محصول و ماليه بدون حكم قانون وضع نمی شود. اندازه ماليه و طرز تاديه آن با رعايت عدالت اجتماعى توسط قانون تعيين می گردد. اين حكم در مورد اشخاص خارجى نيز تطبيق می شود.

    ماده سى و نهم: دفاع از وطن وظيفه مقدس تمام اتباع افغانستان است. كافه اتباع افغانستان به اجراى خدمت عسكرى مطابق به احكام قانون مكلف می ‏باشند.

    ماده چهلم: پيروى از احكام قانون اساسى، وفادارى و احترام به شاه، اطاعت به قوانين، رعايت نظم و امن عامه، صيانت منافع وطن و اشتراك در حيات ملى وظيفه تمام مردم افغانستان است.

    فصل چهارم: شورا

    ماده چهل و يكم:شوراى افغانستان مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمايندگى مى‏كند. مردم افغانستان به توسط شورا در حيات سياسى مملكت سهم مى‏گيرند. هر عضو شورا در حالى كه از يك حوزه معين انتخاب شده در موقع اظهار رأى مصالح عمومى افغانستان را مدار قضاوت خود قرار مى‏دهد.

    ماده چهل و دوم:شورا داراى دو مجلس مى‏باشد:ولسى جرگه و مشرانو جرگه.

    ماده چهل و سوم:اعضاى ولسى جرگه توسط انتخابات آزاد،عمومى،سرى و مستقيم مطابق به احكام قانون از طرف مردم انتخاب مى‏شود.افغانستان به اين منظور به حوزه‏هاى انتخابى تقسيم مى‏گردد،تعداد ساحه‏ها،حوزها توسط قانون تعيين مى‏شود،از هر حوزه يك نفر وكيل انتخاب مى‏گردد.داوطلبى كه در حوزه خود مطابق به احكام قانون رأى بيشتر حاصل مى‏كند وكيل شناخته مى‏شود.

    ماده چهل و چهارم:اعضاى ولسى جرگه براى مدت 4 سال كه يك دوره تقنينيه است انتخاب مى‏شوند، هر گاه شورا مطابق با دوره تقنينيه انتخاب مى‏گردد ولى تاريخ ختم طورى تنظيم مى‏شود كه جرگه ما بعد به تاريخى كه در ماده پنجاه و نهم تثبيت گرديده افتتاح شود.

    ماده چهل و پنجم:اعضاى مشرانو جرگه به ترتيب ذيل انتخاب مى‏شوند.

    1- يك ثلث اعضا از جمله افراد خبير و با تجربه براى مدت پنج سال از طرف پادشاه تعيين مى‏شوند.

    2- دو ثلث ديگر اعضا بر حسب آتى انتخاب مى‏شوند.

    )الف( هر جرگه ولايت يك نفر از جمله اعضاى خود را براى مدت سه سال به عضويت مشرانو جرگه انتخاب مى‏كنند.

    )ب( ساكنين هر ولايت يك نفر را از طريق انتخاب آزاد،عمومى، سرى و مستقيم براى مدت چهار سال به عضويت مشرانو جرگه انتخاب مى‏كنند.

    ماده چهل و ششم: شرايط انتخاب كنندگان در قانون انتخابات تعيين مى‏گردد.اشخاصى كع به عضويت شورا تعينن يا انتخاب مى‏شوند بايد علاوه بر تكميل شرايط انتخاب كنندگان واجد اوصاف ذيل باشند:

    1- اقلا” ده سال قبل از تاريخ تعيين يا انتخاب تابعيت دولت افغانستان را كسب كرده باشند.

    2- بعد از نفاذ اين قانون اساسى از طرف محكمه به حرمان از حقوق سياسى محكوم نشده باشند.

    3- خواندن و نوشتن بدانند.

    4- اعضاى ولسى جرگه بايد سن بيست و پنج را در موقع انتخابات و اعضاى مشرانو جرگه سن سى را در موقع تعيين يا انتخاب تكميل كرده باشند.

    ماده چهل و هفتم:رئيس و اعضاى حكومت،قضاوت،صاحب منصبان و افراد اردو،مأمورين و ديگر كار كنان ادارى نمى‏توانند در هنگام تصدى وظيفه به عضويت شورا تعيين يا انتخاب شوند.

    ماده چهل و هشتم:هيچ كس نمى‏تواند در يك وقت عضو هر دو جرگه باشد.

    ماده چهل و نهم:با رعايت احكام اين قانون اساسى انتخابات مطابق به احكام قانون صورت مى‏پذيرد.پيشنهاد تعديل قانون انتخابات در دو سال اخير دوره تقنينيه ولسى جرگه در فهرست كار هيچ يك از جرگه داخل شده نمى‏تواند.

    ماده پنجاهم:وثايق عضويت در هر جرگه توسط خود جرگه تدقيق مى‏گردد.

    طرز تدقيق وثايق در اصول وظايف داخل هر جرگه تعيين مى‏شود.

    ماده پنجاه و يكم:هيچ عضو شورا به علت رأى يا نظريه‏اى كه هنگام اجراى وظيفه در داخل شورا يا خارج از آن ابراز مى‏دارد مورد تعقيب عدلى قرار نمى‏گيرد.

    هر گاه يك عضو شورا به جرمى متهم شود مأمور مسؤول از موضوع به جرگه‏اى كه متهم عضو آن است اطلاع مى‏دهد و بعد از آنكه جرگه مذكور به اكثريت دو ثلث اعضا اجازه بدهد متهم تحت تعقيب عدلى قرار مى‏گيرد.جرگه مى‏تواند اجازه خود را به اكثريت دو ثلث اعضا مسترد نمايد.

    در مورد جرايم مشهود مأمور مسؤول مى‏تواند متهم را بدون اجازه جرگه‏اى كه او عضو آن مى‏باشد تحت تعقيب عدلى قرار دهد و گرفتار نمايد.هر گاه تعقيب عدلى قانونا” توقيف را ايجاب كند مأمور مسؤول مكلف است موضوع را بلا فاصله به اطلاع جرگه مربوط برساند و در صورتى كه جرگه مذكور اجازه بدهد متهم توقيف شده مى‏تواند.در صورتى كه اتهام در هنگام تعطيل جرگه صورت بگيرد اجازه توقيف از هيأت ادارى جرگه حاصل مى‏گردد. فيصله هيأت به نخستين جلسه آينده جرگه جهت اخذ تصميم ارائه مى‏شود.

    ماده پنجاه و دوم:اعضاى شورا نمى‏توانند به شغل ديگرى اشتغال ورزند.

    اين حكم شامى زراعت و ديگرى مشاغل آزاد نمى‏باشد.

    ماده پنجاه و سوم:براى اعضاى شورا معاش مناسب مطابق به احكام قانون تعيين مى‏گردد.

    ماده پنجاه و چهارم:هر عضو شورا حق دارد در جرگه مربوط خود در موضوع مورد مباحثه نظريه خود را مطابق به اصول وظايف داخلى اظهار كند.

    ماده پنجاه و پنجم:هر دو جرگه در وقت واحد به صورت جداگانه اجلاس مى‏كنند.مشرانو جرگه مى‏تواند براى مطالعه طرح بودجه دولت در مدت تعطيل ولسى جرگه جلسه فوق العاده خود را داير كند.

    در موقعى كه دوره تقنينيه يا اجلاس سالانه از طرف پادشاه افتتاح مى‏گردد جلسه مشترك هر دو جرگه داير مى‏شودو.

    ماده پنجاه و ششم:حكومت مى‏تواند در جلسات هر يك از دو جرگه اشتراك ورزد.هر جرگه مى‏تواند حضور رئيس يا اعضاى حكومت را در جلسه خود مطالبه كند.

    ماده پنجاه و هفتم:مباحثه جلسات در هر دو جرگه علنى مى‏باشد .مگر اينك رئيس حكومت،رئيس جرگه يا اقلا” ده نفر از اعضا سرى بودن آن را در خواست نمايد و جرگه اين در خواست را بپذيرد.جرگه مى‏تواند با اكثريت دو ثلث اعضا مباحثه‏اى را كه سرّى صورت گرفته دو باره علنى بسازد.جريان مباحثه هر دو جرگه ثبت مى‏گردد.

    هيچ كس نمى‏تواند عنفا به مقر شورا داخل شود، متخلفين مطابق به احكام قانون مجازات مى‏شوند.

    ماده پنجاه و هشتم:جز در موردى كه حكم آن صريحا” در اين قانون اساسى ذكر گرديده تصميم هر جرگه با اكثريت اعضاى حاضر اتخاذ مى‏گردد.

    ماده پنجاه و نهم:هر جرگه در هر سال يك اجلاس عادى داير مى‏كند كه به تاريخ بيست و دوم ميزان آغاز مى‏گرددو تعداد اجلاس سالان توسط قانون تزئيد شده مى‏تواند. در اين صورت تاريخ آغاز اجلاس و مدت آن توسط قانون تنظيم مى‏گردد.

    مدت كار هر جرگه در هر سال هفت ماه است در صورت ايجاب كار هر جرگه مى‏تواند اين مدت را تمديد نمايد در هنگام تعطيل،به امر پادشاه،در خواست حكومت يا رئيس يكى از دو جرگه يا يك خمس از اعضاى آن اجلاس فوق العاده شورا داير مى‏شود.

    جلسه فوق العاده توسط فرمان پادشاهى كه بعد از مشوره با رؤساى دو جرگه صدور مى‏يابد ختم مى‏گردد.

    ماده شصتم:رئيس مشرانو جرگه از بين اعضاى اين از طرف پادشاه تعيين مى‏شود.

    ولسى جرگه از بين اعضاى خود يك نفر نايب اوّل رئيس،يك نفر نايب دوم رئيس،يك نفر منشى و يك نفر نايب منشى انتخاب مى‏كند.

    اشخاص فوق هيأت ادارى جرگه را تشكيل مى‏دهند.

    هيأت ادارى ولسى جرگه در آغاز دوره تقنينيه انتخاب مى‏شود.نايبان رئيس،منشى و نايب منشى مشرانو جرگه در آغاز اجلاس سالانه براى مدت يك سال انتخاب مى‏گردند.

    رئيس هر جرگه مباحثه جرگه مذكور را اداره مى‏نمايد و براى بر قرارى نظم و ا منيت در مقر جرگه تدابير لازم اتخاذ مى‏كند،ساير وظايف رئيس در اصول وظايف داخلى تعيين مى‏گردد.

    در غياب رئيس نايب اوّل و در غياب نايب اوّل نايب دوم وظيفه رئيس را اجرا مى‏كند.

    منشى هر جرگه مباحثات آن را ثبت مى‏كند و از امور دار الانشاى جرگه سر پرستى مى‏نمايد.در غياب منشى نايب منشى وظيفه او را اجرا مى‏كند.

    ماده شصت و يكم:هر جرگه براى مطالعه دقيق و مفصل موضوعات مورد بحث بر طبق احكام اصول وظايف داخلى،انجمنهاى تعيين مى‏نمايد

    ماده شصت و دوم:هر جرگه اصول وظايف داخلى خود را وضع مى‏نمايد.

    ماده شصت و سوم:شورا مى‏تواد به امر پادشاه منحل شود.

    انحلال شورا در حالت مندرج ماده يكصد و بيست يكم حتمى است.

    انحلال شورا شامل اعضاى غير انتخابى مشرانو جرگه نيز مى‏باشد.

    ماده شصت و چهارم:شورا براى تنظيم امور حياتى افغانستان مطابق به احكام اين قانون اساسى،قوانين وضع مى‏كند. هيچ قانون نمى‏تواند مناقض اساسات دين مقدس اسلام و ديگر ارزشهاى مندرج اين قانون اساسى باشد.

    تصديق معاهدات بين الدول، فرستادن قطعات اردوى افغانستان به خارج،اعطاى امتيازات داراى اهميّت در اقتصاد ملى به شمول ا نحصار اجازه نشر پول و اخذ قرضه از صلاحيت شورا مى‏باشند.

    امتيازاتى كه اعطاى آن از صلاحيت شورا مى‏باشد توسط قانون تعيين مى‏گردد.

    ماده شصت و پنجم:حكومت نزد ولسى جرگه مسؤول مى‏باشد.

    ماده شصت و ششم:اعضاى ولسى جرگه مى‏توانند از حكومت استيضاح نمايند مباحثه در مورد توضيحى كه از طرف حكومت داده مى‏شود به تصميم جرگه منوط مى‏باشد.

    ماده شصت و هفتم:اعضاى شورا مى‏توانند از صدر اعظم يا وزرا در موضوعات معين سؤال بنمايند اشخاصى كه از آنها سؤال به عمل آمده مكلفند جواب شفوى يا تحريرى بدهند.اين جواب مورد مباحثه قرار نمى‏گيرد.

    ماده شصت و هثتم:ولسى جرگه صلاحيت دارد به پيشنهاد يك ثلث از اعضاى خود جهت تحقيق و مطالعه اعمال حكومت و اجرا آت اداره، انجمن تعيين نمايد.

    تركيب و طرز العمل انجمن در اصول وظايف داخلى تثبيت مى‏گردد.

    ماده شصت و نهم:به استثناى حالاتى ك براى آن طرز عمل خاصى در اين قانون اساسى تصريح گرديده قانون عبارت است از مصوبه موافق هر دو جرگه كه به توشيح پادشاه رسيده باشد در ساحه‏اى كه چنين مصوبه موجود نباشد قانون عبارت است از احكم فقه حنفى شريعت اسلام.

    ماده هفتادم: پيشنهاد وضع قانون از طرف حكومت يا اعضاى شورا و در ساحه تنظيم امور قضايى از طرف ستره محكمه صورت گرفته مى‏تواند.

    ماده هفتاد و يكم:پيشنهاد وضع قانون از طرف حكومت يا ستره محكمه به هر يك از دو جرگه تقديم شده مى‏تواند.پيشنهاد وضع قانون در مورد بودجه امور مالى تنا از طرف حكومت صورت مى‏گيرد.

    ماده هفتاد ودوم:هر گاه پيشنهاد وضع قانون از طرف اعضاى يكى از دو جرگه صورت بگيرد بعد از تأييد ده نفر از اعضاى جرگه‏اى كه پيشنهاد به آن ارائه شده در فهرست كار داخل مى‏گردد.

    هر گاه پيشنهاد وضع قانون حاوى تكليف جديد يا تنقيض در عايدات دولت باشد به شرطى در فهرست كار داخل مى‏شود كه در متن پيشنهاد مدرك جبران پيش بينى شده باشد اين حكم به پيشنهاد وضع قانون از طرف ستره محكمه تطبيق نمى‏شود.

    ماده هفتاد و سوم:وقتى پيشنهاد وضع قانون در فهرست كار يكى از دو جرگه داخل گرديد، نخست به ا نجمن مربوط محول مى‏گردد و بعد از انكه انجمن نظر خود را در باره آن ابراز كرد طرح قانون با نظريه انجمن در جرگه قرائت مى‏شود،بحث روى آن صورت مى‏گيرد، بعدا” در مورد هر ماده رأى گرفته مى‏شود و سپس طرح بار دوم قرائت شده در باره رد يا تصويب آن به صورت يك كل رأى گرفته مى‏شود.

    ماده هفتاد و چهارم:هر گاه تصويب يك جرگه از طرف جرگه ديگر رد شود براى حل اختلاف هيأت مختلط به تعداد مساوى از اعضاى هر دو جرگه مطابق به احكام قانون داير مى‏گردد. فيصله هيأت بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود. در صورتى كه هيأت مختلط نتواند اختلاف نظر را رفع كند تصويب رد شده به حساب مى‏رود. هر گاه تصويب از طرف ولسى جرگه به عمل آمده باشد دوره تقنينيه جديد ولسى جرگه مى‏توانند آن را به اكثريت آراى اعضا تصويب كند.اين تصويب بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود.

    هر گاه اختلاف دو جرگه در مورد طرح قوانين مالى باشد در صورتى كه هيأت مختلط به حلّ اين موفق نشود، ولسى جرگه مى‏تواند در اجلاس ما عبد طرح مذكور را با اكثريت آراى اعضا تصويب نمايد، طرح بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه قانونى شمرده مى‏شود.

    ماده هفتاد و پنجم:بودجه دولت از طريق مشرانو جرگه و توأم با نظريه مشورتى آن به ولسى جرگه تقديم مى‏شود. رئيس ولسى جرگه بودجه و نظريات مشرانو جرگه را به انجمن مربوط تفويض مى‏كند بعد بودجه با نظريات انجمن مربوط در ولسى جرگه مطالعه مى‏شود و در باره آن تصميم اتخاذ مى‏گردد، اين تصميم بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود. اين حكم در مورد مذكرات ولسى جرگه راجع به پلان انكشافى حكومت نيز تطبيق مى‏گردد هرگاه نظر به عللى تصويب بودجه قبل از آغاز سال مالى صورت نگيرد تا تصويب بودجه سال جديد بودجه سال گذشته تطبيق مى‏شود. حكومت مكلف است اقلا” يك ماه قبل از تقديم طرح بودجه حساب قطعى بودجه يك سال قبل را به ولسى جرگه تقديم كند.

    ماده هفتاد و ششم: هر گاه مشرانو جرگه فيصله خود را در مورد مصوبه ولسى جرگه در خلال مدت شش ماه از تاريخ وصول آن صادر نكند مصوبه مذكور قبول شده به شمار مى‏رود.در سنجش اين مدت دوره تعطيل به حساب گرفته مى‏شود.

    ماده هفتاد و هفتم: در هنگام تعطيل يا انحلال شورا حكومت مى‏تواند در ساحه مذكور فقره اول ماده شصت و چهارم براى تنظيم امور عاجل فرامين تقنينى ترتيب كند. اين فرامين بعد از توشيح پادشاه حكم قانون را جايز مى‏شود.فرامين تقنينى بايد در خلال مدت سى روز از تاريخ انعقاد نخستين جلسه به شورا تقديم گردد و در صورتى كه از طرف شورا رد شود از اعتبار ساقط مى‏گردد.

    فصل پنجم: لوى جرگه

    ماده هفتاد و هشتم:لوى جرگه مركب است از اعضاى شورا و رؤساى جرگه‏هاى ولايات.در حالت انحلال شورا اعضاى آن حيثيت خود را به صفت اعضاى لويه جرگه تا داير شدن شوراى جديد حفظ مى‏كنند.

    ماده هفتاد و نهم:با رعايت احكام مواد نوزدهم،بيست و يكم و بيست و دوم لوى جرگه توسط فرمان پادشاهى داير مى‏شود.

    ماده هشتاد: در هنگام داير بودن لوى چرگه حكم ماده پنجاه و يكم در مورد اعضاى اين تطبيق مى‏گردد

    ماده هشتاد و يكم:مباحثه لوى جرگه علنى مى‏باشد مگر اينكه حكومت يا بيست نفر از اعضا،سرى بودن آن را در خواست نمايند و لوى جرگه اين در خواست بپذيرد.

    ماده هشتاد و دوم: رئيس لوى جرگه و در غياب او رئيس مشرانو جرگه از جلسات لوى جرگه رياست مى‏كند.لوى جرگه در اولى جلسه يك نفر را از بين اعضاى خود به حيث منشى انتخاب مى‏كند.

    ماده هشتاد و سوم:جز در موردى كه حكم آن صريحا در اين قانون اساسى ذكر گرديده تصميم لوى جرگه با اكثريت آراى اعضاى حاضر اتخاذ مى‏گردد. با رعايت احكام اين قانون اساسى طرز العمل لوى جرگه توسط قانون تنظيم مى‏شود.

    ماده هشتاد و چهارم:لوى جرگه داراى صلاحيتهايى مى‏باشد كه در اين قانون اساسى تعيين گرديد است.

    فصل ششم: حكومت

    ماده هشتاد و پنجم:حكومت افغانستان متشكل است از صدر اعظم، وزرا.صدر اعظم رئيس و وزراى اعضاى حكومت مى‏باشند.

    تعدا وزرا و وظايفشان توسط قانون تنظيم مى‏گردد.

    ماده هشتاد و ششم:هر شخصى كه بر طبق احكام اين قانون اساسى اهليت انتخاب شدن را به عضويت ولسى جرگه دارا باشد مى‏تواند به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود. رئيس مى‏تواند به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود.رئيس حكومت بايد از افغان متولد شده باشد.رئيس و اعضاى حكومت مى‏توانند از اعضاى شورا يا خارج از آن تعيين شوند، هر عضو كه به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود عضويت خود را در شورا از دست مى‏دهد.

    ماده هشتاد و هفتم: صدر اعظم و وزرا نمى‏توانند در مدت تصدى وظيفه به مشاغل ديگرى اشتغال ورزند.

    ماده هشتاد و هشتم:براى رئيس و اعضاى حكومت معاش مناسب توسط قانون تعيين مى‏گردد.

    ماده هشتاد و نهم:حكومت توسط شخصى كه از طرف پادشاه به حيث صدر اعظم موظف شده تشكيل مى‏گردد.اعضا و خط مشى حكومت توسط صدر اعظم به ولسى جرگه معرفى مى‏ش.و جرگه پس از مباحثه راجع به اعتماد بر حكومت تصميم مى‏گيرد. در صورت صدور رأى اعتماد فرمان پادشاهى راجع به تعيين رئيس و اعضاى حكومت داير میگردد.

    سپس صدر اعظم خط مشى حكومت را به مشرانو جرگه معرفى مینمايد.

  • از دست دادن فرصت سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل صحنه را برای پاکستان خالی کرد

    از دست دادن فرصت سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل صحنه را برای پاکستان خالی کرد

    سخنرانی نکردن اسحاق زی نماینده دولت پیشین غنی در مجمع عمومی سازمان ملل واکنش های زیادی را در پی داشته است.

    محمود صیقل از کاربران فیس بوک و از مقامات پیشین دولت غنی در سازمان ملل در این مورد می نویسد:«وطن به اسارت پاكستان درآمده است؛ جهل آن را می بلعد؛ نظام از غدر و خیانت زیاد فروپاشیده است؛ آخرين اميد مردم رساندن پیام شان با صراحت لهجه به جهانیان است، ولى ديروز نماینده “حکومت غنی” از ایراد خطابه در بزرگترين و مهمترین ارگان سیاست گذاری جهان (مجمع عمومی ملل متحد) انصراف داد.»

    قرار اطلاع، دلیل گفته شده است این تصمیم در “مشوره با کشور های مطرح و دوستان افغانستان به شمول امریکا و ارزیابی خطرات و چالش های تخنیکی و سیاسی که بیشتر متوجه کرسی افغانستان بوده” اتخاذ گردیده است. قرار معلوم، نگرانی ها از ناحیه “طرح اعتراض و مخالفت قبل از ایراد بیانیه و درخواست رای گیری” توسط پاکستان نیز وجود داشته است که فکر شده به نفع افغانستان تمام نخواهد شد. در نهایت، این تصمیم در مشوره با وزیر خارجه “حکومت غنی” گرفته شده است.

    ولی موارد فوق هرکدام قابل بحث است. آیا مشوره ها با امریکا طی چند سال اخیر، ما را به سیه چال موجوده نکشانده است که یک بار دیگر مشوره امریکا برای موضعگیری ما در ملل متحد مهم شود؟

    از طرفی، به اساس قواعد داخلی مجمع عمومی هیچگونه ممانعتی (به شمول طرح هرگونه اعتراض و مخالفت) الی تصمیم کمیته اعتباردهی ملل متحد، جلو بیانیه افغانستان را گرفته نمیتوانست. کمیته اعتباردهی شاید در چند هفته و حتی دو ماه دیگر هم جلسه نداشته باشد. قواعد داخلی به هیچ عضو اجازه نمیدهد که قبل از تصمیم کمیته اعتباردهی، ایراد بیانیه یک کشور را به رای گیری ببرد.

    وزیر خارجه قبلی کشور بار ها اعتراف کرده بود که سفر های رسمی طالبان به کشور های منطقه در مشوره با ایشان صورت گرفته بود. اتفاقاً، ایشان خود در مطرح ساختن سیاسی طا لبان نقش داشتند. پس شکی وجود ندارد که در این مورد نیز مشوره شان انصراف دادن از بیانیه باشد.

    اجلاس سران مجمع عمومی که سال یک بار در نیمه دوم سپتمبر در نیویارک دایر میگردد، از مهمترین رویداد جهان است که طی آن روسای دولت و حکومت ها، وزرای امور خارجه و نمایندگان دایمی کشور ها مواضع کشور شانرا در مورد قضایای داخلی، منطقه یی و جهانی اظهار می دارند. فکر میکنم که یک فرصت طلایی برای افغانستان بود تا مسائل رسیدگی به اشغال نیابتی پاکستان، نشناختن حکومت طالبان، وضع ناگوار بشری، نقض حقوق بشر در ابعاد مختلف، کووید 19، خشکسالی و موضعگیری ها در قبال مسایل منطقه یی و جهانی را به سمع جهانیان می رساند. با این کار از چالش ها در قبال کرسی ما در ملل متحد کاسته می شد و به معقولیت حفظ آن اضافه می گردید.

    نگران هستم که از یک طرف در مهمترین اجلاس سران ملل متحد موضع گیری نکرده ایم و صحنه را برای پاکستان خالی مانده ایم و از طرفی هم شاید دفاع ما در جلسه کمیته اعتباردهی ملل متحد که عنقریب دایر خواهد شد، ضعیف تر از آن باشد.

    معمولاً، کرسی ملل متحد را به نمایندگی از ملت ها، حکومت های شان مدیریت مینمایند. با فروپاشی حکومت ها، فرصت هائیکه پیش می آید باید به اساس شعور مردم مورد استفاده قرار گیرد، نه به اساس سلیقه بقایای حکومت های فاسد و شکست خورده!

  • چرا اسحق زی از صحبت درمجمع عمومی سازمان ملل منصرف شد؟

    چرا اسحق زی از صحبت درمجمع عمومی سازمان ملل منصرف شد؟

    اسحاق زی نماینده دولت غنی در سازمان ملل قرار بود در  نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک سخنرانی کند اما در آخرین ساعات منصرف شد.

    سید میثم احسانی فعال رسانه ای و مدنی و تحلیل گر مسائل سیاسی در این مورد در فیس بوک خود می نویسد زنجیره خیانت و حلقه های خائن را بشناسید تا در موقع اش تصفیه حساب شود.

    غنی گفته بود وقتی قرار است کنار بروم هرگز حکومت را به موقت و غیره نمی دهم که بازهم دیگران شریک شود، بهتر همان که به طالبان واگذار کنم تا ادای مسوولیت کرده باشم.

    هرگاه طالبان قبل از سقوط کابل به برخی کشور ها سفر می کرد، حنیف اتمر به صورت عاجل اعلام موضع می کرد که این سفر ها در هماهنگی با ما انجام شده است. به این معنا که روند مشروعیت سیاسی طالبان به کمک این ما، همان حلقه خبیثه خائن هدفمندانه طراحی شده بود.

    به نوشته آقای احسانی اعلامیه دیروز غنی نه تنها هک نشده بود بلکه عین واقعیت دیدگاه غنی در قبال افغانستان بود. شمای که شک دارید فقط کافیست اقدامات و سیاست ورزی های او را کنار هم بگذارید و از خود سوال کنید چرا دقیقا در شرایط هک می شود که فردایش قرار است اسحق زی آن خائن دیگر باید در سازمان ملل صحبت کند؟  

    اسحق زی آخرین بازمانده رژیم دزدان و غنی مفسد، گفته است در مشورت با حنیف اتمر وزیر خارجه غنی از صحبت در خصوص افغانستان انصراف داده است. خوب عقل سلیم چه حکم می کند؟ اسحق زی که خود جز روایت است می توانست خلاف آن صحبت کند؟

    اسحاق زی چون نمی خواست برادرانش را تخریب کند از صحبت منصرف شد. اصلا چرا باید تخریب کند؟ از دید اینها افغانستان به مراتب بهتر از چهل روز قبل و بیست سال گذشته است.

    اسحاق زی بازهم تاکید کرده در مشوره با امریکا منصرف شده. خیلی خوب. مزدوری که شاخ و دم ندارد. اینجا ۳۵ میلیون انسان چشم به راه مواضح نماینده اش در سازمان ملل، اما این نماینده چون مزدور سر شکسته و جز روایت غنی و اتمر است بنا بر مشوره امریکا آخرین میخ را بر تابوت امید مردم می کوبد و میلیون ها انسان را به امان خدا می سپارد.

    آقای احسانی در بخش پایانی نوشته خود تاکید می کند:« خلص کلام نفرین بر قبیله گری، قوم پرستی، مزدوری و بی غیرتی!»

  • آمریکا و روسیه؛ دو دشمن دیرینه در افغانستان با یکدیگر همکاری می کنند؟

    آمریکا و روسیه؛ دو دشمن دیرینه در افغانستان با یکدیگر همکاری می کنند؟

    جنرال مارک میلی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا چهارشنبه هفته گذشته با همتای روس خود «جنرال والری گراسیموف» دیدار کرد و در این جلسه در خصوص پیشنهاد امکان استفاده نظامیان آمریکا از پایگاه های روسیه در آسیای مرکزی به منظور رصد هر گونه ظهور احتمالی فعالیت های تروریستی در منطقه و بخصوص افغانستان به گفتگو پرداخت.

    یک نشریه روسی گزارش داده بود که ولادیمیر پوتین در جلسه ای در 16 جون سال جاری در شهر جنوای کشور سوئیس به همتای آمریکایی اش پیشنهاد داده بود که به منظور مقابله با نگرانی های موجود در خصوص فعالیت های ترویستی، نظامیان آمریکایی می توانند از پایگاه های روسیه در کشورهای آسیای میانه به شمول تاجیکستان و قرقیزستان استفاده کنند.

    این بود که رئیس شورای امنیت ملی جو بایدن از جنرال مارک میلی خواسته بود در جلسه اش با جنرال والری گراسیموف مشخص کند که آیا ولادیمیر پوتین در خصوص پیشنهادش جدی بوده است یا نه.

    وال استریت ژورنال در گزارشی نوشته که در این جلسه اما جنرال گراسیموف رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه لحنی استقبال کننده از خود نشان نداد.

    این نشریه می افزاید گرچه روسیه و آمریکا هر دو از تهدید خطر تروریسم نگران هستند، اما همکاری این دو کشور بخصوص در بخش مبارزه علیه تروریسم با چالش هایی بویژه سیاسی مواجه است. کنگره آمریکا سال ها پیش طرحی را به تصویب رساند که به موجب آن همکاری نزدیک نظامی میان آمریکا و روسیه تا زمانی که روسیه نیروی نظامی در اوکراین دارد منتفی است؛ مگر این که پنتاگون در موقعیت خاصی تشخیص دیگری دهد، که اما این وزارت تاکنون از این صلاحیت خود استفاده نکرده است.

    در همین حال، جنرال مارک میلی رئیس ارتش آمریکا و جنرال لوید آستین رئیس پنتاگون قرار است که فردا مقابل اعضای سنا حاضر شوند و به سوالات نمایندگان در خصوص خروج غیرمسئولانه آمریکا از افغانستان و تسلط طالبان پاسخ بدهند. همچنین گفته می شود که جنرال مارک میلی به سوالی دیگری نیز باید پاسخ بدهد و آن، موضوع جلسه با همتای روسی اش و همچنین گفتگوی تلفنی وی با مقامات چینی در هفته های آخر دولت دونالد ترامپ است.

    تاکنون دیمیتری پسکوف سخنگوی کاخ کرملین در مسکو و «دیو باتلر» سخنگوی جنرال مارک میلی از صحبت در این باره خودداری کرده اند.

    نظامیان آمریکایی در حال حاضر به پایگاه های مستقر در کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه قطر و امارات متحده عربی متکی هستند. این پایگاه ها چند صد مایل از افغانستان فاصله دارند و هر بار که هواپیمای بی سرنشینی برای شناسایی اهداف مورد نظر از این پایگاه ها بلند می شود، زمان و سوخت زیادی را صرف طی کردن مسافت می کند.

  • تریاک، منبع درآمد همچنان فعال طالبان

    تریاک، منبع درآمد همچنان فعال طالبان

    می توان گفت کسانی که در خارج اقدام به خرید تریاک نماید، تلویحاً و به طور غیرمستقیم به بقای این امارت کمک خواهد کرد.

    به نقل از ایل‌جورناله ایتالیا ؛ اقتصاد در افغانستان متوقف شده است. از زمانی که طالبان وارد کابل شدند فعالیت های اصلی تحت الشعاع این تحول سیاسی قرار گرفتند. اکثر بانکها تعطیل شدند. ذخایر دولت مسدود شدند، کمک های انساندوستانه تعدیل شدند. برای اربابان کابل چالش واقعی این ماهها دستیابی به منابع مالی لازم برای پیشبرد کشور است. اولین گزینه می تواند همان بازارهای گسترده ای باشد که همواره اقتصاد افغانستان را تغذیه نمودند و در رأس همه تجارت تریاک. ترسیم راه های مربوط به این بازار ویژه می تواند به معنای درک این موضوع باشد که اولین حمایت مالی مهم غیرمستقیم به امارت جدید طالبان از کجا دریافت خواهد شد.
    در سطح جهانی سال هاست که شاهد افزایش تصاعدی مصرف مواد مخدر هستیم. این امر در اروپا و نیز کشورهای در حال توسعۀ آسیایی و نیز در کشورهای قارۀ آمریکا صورت می گیرد. تقاضا برای مواد مخدر به طور مداوم در حال افزایش است و به نظر می رسد که این بازار بیش از پیش درآمدزا باشد.
    ۸۰% تریاک مصرفی در جهان از افغانستان می آید. بنابراین این کشور مهم ترین تأمین کننده تریاک در بازار جهانی است. از اینجاست که همه چیز آغاز می شود. طبق داده های سازمان ملل تعداد هفت استان این کشور زیر کشت تریاک است که مهم ترینش هلمند واقع در جنوب افغانستان است که یکی از پایگاه های مهم طالبان به شمار می آید.
    این بازار چنان فعال است که حتی در سال پاندمی دستخوش بحران نشده است و این خبر خوشی برای اربابان جدید افغانستان است. طالبان برای اداره کشور به شدت به پول نقد نیاز دارند. پیش از این نیز طالبان درآمدهای مختلفی از تریاک کسب نمودند. آنها در سال ۲۰۲۰ مبلغی معادل ۱.۶ میلیارد دلار به جیب زدند. می توان گفت که چنانچه طالبان بدون آنکه بر مسند قدرت باشند چنین درآمد هنگفتی داشته اند اکنون شاهد افزایش این درآمدها خواهند بود.
    می توان گفت که کسانی که در خارج اقدام به خرید تریاک نماید، تلویحاً و به طور غیرمستقیم به بقای این امارت کمک خواهد کرد. با توجه به اینکه روسیه و اروپا از مصرف کنندگان عمده مواد مخدر می باشند، سازمان های تبهکار توزیع کننده هروئین در این مناطق می توانند ناگهان در صحنۀ ژئوپلیتیک به نقش آفرینی بپردازند.
    ۹۲% تریاک مصرفی در اروپا در اروپای غربی به فروش می رسد. می توان گفت که ایتالیا، فرانسه و آلمان مقصد اصلی این بازار به شمار می آیند. بنابراین از کشور ما نیز می تواند همان سرمایه های لازم برای کمک مالی به طالبان ارسال شود. پول هایی که توسط سازمان های تبهکار محلی و نیز تعداد بسیاری از دلالان مدیریت می شوند. اینجاست که پای سازمان های تبهکاری فعال در تاجیکستان و ترکیه نیز به میان کشیده می شود. کشورهایی که نقش ترازیت را ایفا می کنند. و نیز سازمان های مافیایی حوزۀ بالکان که قبل از ورود هروئین به غرب اروپا حکم سکوی پرتاب دارند.

  • اربعین: تمرین همسویی با اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)

    اربعین: تمرین همسویی با اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)

    جریان اربعین، تمرینی جهت همسویی با منویات امام عالم و تمرینی در مسیر قرارگیری در نور ولایت اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) است. افرادی که تجربه حضور در سفر زیارت اربعین را دارند، معترفند که در این سفر، سبک جدیدی از زندگی را تجربه می‌کنند که عناصر آن، متشکل از عالی‌ترین ارزش‌های انسانی است. پاک‌طینتان عالم در این همایش جهانی کنار یکدیگر جامعه‌ای را تشکیل می‌دهند که محبت و مودت پایه آن، و ایثار و ازخودگذشتگی و برادری و برابری از جلوه‌های بی‌بدیل آن است به عبارتی اوج اخلاق مداری در این مسیر نمایان است.

    خبرگزاری شفقنا افغانستان طی مطلبی اربعین را از زوایای مختلف به بررسی گرفته است.

    اخلاق مداری از ویژگی‌های منحصر به فرد و بارز اربعین است

    اخلاق مداری از ویژگی‌های منحصر به فرد و بارز پیاده روی اربعین است و یکی از مباحث اخلاقی که در این پیاده روی نمود زیادی دارد «مساله ایثار» است.

    دشمنان  دست و پا می زنند تا کاری کنند که مساله اربعین را تحت الشعاع قرار دهند ولی نمی شود؛ چرا که این حرکت مردم، خودجوش و الهی است.

    در طول تاریخ مشکلات زیادی توسط حکومت‌های فاسد و مستکبران بر سر راه زائران امام حسین علیه السلام ایجاد شده این توطئه‌ها از قبل وجود داشته و دارد و در آینده هم خواهد داشت ولی ما باید به وظیفه خودمان عمل کنیم.

    اتحاد زائران حسینی اصلی‌ترین وظیفه آنان در شرایط کنونی است و آنها باید متحد الکمه باشند. زائران حسینی از هر کشور و هر ملیت و هر نژاد و قومیتی همه زیر پرچم توحید ولااله الاالله و محمدالرسول الله هستند و به خاندان عصمت و طهارت علاقه دارند و همین حب الحسین محور اجتماع ماست.

    این حرکت بی نظیر امروزه به نام اسلام و تشیع شناخته می شود لذا سعی شود شئونات اخلاقی را که اسلام خواسته حفظ گردد. به همدیگر کمک شود و از کسانی که بذل مال می‌کنند سپاسگزاری صورت گیرد. به واجبات اهمیت داده شود و از محرمات دوری گردد تا در سفر گرفتار گناه نشوند.

    پیاده روی اربعین «نماد محبت به اهل بیت علیهم السلام» است: این محبت همان محبتی  است که خداوند در قران از هر کسی خواسته است. محبت مراتبی دارد. یک وقت انسان به زبان  و یک وقت در قلبش و یک وقت در عمل اظهار محبت می کند. اظهار محبت گاهی به بذل وقت و بذل مال و گاهی به تلاش جسمی است اربعین و پیاده روی به سمت حرم امام حسین نماد محبت و در اوج است. علاوه بر بازتاب جهانی که این حرکت دارد، مثل و مانندش را شما نمی توانید پیدا کنید.

    اخلاق مداری را از ویژگی‌های منحصر به فرد و بارز پیاده روی اربعین است. یکی از مباحث اخلاقی که در این پیاده روی نمود زیادی دارد «مساله ایثار» است. مردم افغانستان، عراق و ایران و سایر شیعیان آنچه را که با سعی و تلاش در طول سال اندوخته‌اند با جان و دل در راه امام حسین علیه السلام و برای تقرب به خداوند ایثار می کنند و این یکی از صفات پسندیده‌ای است که محبوب خداوند متعال است و در قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است

    «اتحاد امت اسلامی» و تولی نسبت به اهل بیت علیهم السلام و تبری نسبت به دشمنان آنان از نمودهای پررنگ پیاده روی اربعین است. پیغمبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند  کسی که حسین را دوست داشته باشد خدای بزرگ او را دوست دارد. این حرکت جلوه حب الحسین است و امام حسین محبوب هر کسی شد، محبوب خدا خواهد شد.

    رفتن به زیارت حضرات ائمه سلام الله علیهم یک وظیفه است و اتحاد و انسجام ما در انجام این وظیفه «تو دهنی» به دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم السلام است. مردم با این حرکت تبری خودشان از دشمنان اهل بیت را نشان می دهند.

     بسترسازی برای اصلاح اجتماعی فرصتی نهفته در مراسم اربعین حسینی است  

    ویژگی مهم راهپیمایی اربعین، مردم‌نهاد بودن آن است. این راهپیمایی یک حرکت تاریخی، خودجوش، طبیعی و مردمی، بر پایۀ حماسه حسینی است که در توسعه آن مردم نقش بسیار دارند، ازاین‌رو، شناخت پیام‌ها، ظرفیت‌ها و آگاهی بخشی عمومی نسبت به آن‌ها در حوزه‌های بینشی، گرایشی، رفتاری و سیاست‌گذاری معقول نهادهای رسمی و دولتی، می‌تواند در بهره‌برداری از ظرفیت‌های این کنگرۀ عظیم و مقابله با تهدیدات و آسیب‌های آن، مفید و اثربخش باشد.
    رعایت نکات اخلاقی و معنوی در مراسم اربعین از ضروری‌ترین مسائل است. باید بسیار مراقب بود که ظرفیت و توانمندی های بالایی که در مراسم اربعین حسینی وجود دارد به ضد ارزش و دین‌گریزی و دین‌ستیزی نینجامد. این مراسم فرصتی برای بستری سازی حرکت اصلاحی فردی و اجتماعی است؛ همچنین توجه ویژه به اصل مشترک معنویت و اخلاق در میان مذاهب، می‌تواند به تقویت تقریب مذاهب کمک کند.

    بسیار تأکید شده و تأکید می‌شود که زائرین بارگاه ملکوتی امام حسین (ع) باید به اخلاق حسنه پایبند باشند، در حال حاضر که زائرین بسیاری در پیاده‌روی گسترده و مهم اربعین حسینی حضور دارند، به نظر شما چه اخلاقیاتی را باید رعایت کنند و به منصه ظهور رسانند؟

    مراسم اربعین حسینی یکی از زمینه‌های بروز رفتارها و منش‌های بلند اخلاقی است

    در علم اخلاق سیر و سلوک و تهذیب نفس را در دو بخش یا صورت بیان می‌کنند یکی صورتی که انسان بر اساس تجربه فردی دارد و رفتارها، منش‌ها و صحبت‌هایی را شاهد است و دیگری سیر و سلوک و تهذیب نفسی است که در یک عمل اجتماعی انجام می‌شود. وقتی انسان به مسافرت معنوی و دینی می‌رود، درواقع اقدام جمعی انجام می‌دهد و شرکت جمعی می‌کند و اصولاً فعالیت‌های اجتماعی زمینه‌های بروز رفتارها و منش‌هایی را می‌دهد که زمینه تحصیل اخلاق را برای آن فراهم می‌کند. مراسم اربعین حسینی یک حرکت جمعی مذهبی است که حضور در این مراسم برای انسان نشاط و شوقی را فراهم می‌کند و در حقیقت یکی از زمینه‌های بروز رفتارها و منش‌های اخلاقی است.
    در ادبیات دینی در این مورد در دو بخش نظر داریم، یکی از آن‌ها روایات و دستورالعمل‌هایی هست که در آداب سفر آمده است، اینکه انسان‌ها در سفر اولاً تعیین کنند که چند نفر هستند و چه کسی می‌خواهد مدیر این گروه باشد و تقسیم‌کارها بین افراد گروه به چه صورت باشد تا هرکسی نسبت به دیگری مسئولیت داشته باشد نه اینکه فردی همه مسئولیت‌ها را بر عهده داشته باشد و افراد دیگر از رفاه موجود استفاده کنند. نکته دیگر اینکه افراد گروه در هنگام سفر رعایت حال یکدیگر را داشته باشند. به‌عنوان مثال باعث زحمت نشود، رفتار او اذیت¬کننده نباشد، وقت خواب مزاحم نشود، بهداشت محیط را رعایت کند. اجازه دهند از امکانات رفاهی و مقوله زمان و مکان استراحت همه افراد به نحو احسن بهره ببرند.

    باید مراقبت کرد عمل مستحبی زیارت به عملی حرام تبدیل نشود

    در «روایات» و «کتب اخلاقی سفر» نکات بسیاری در باب آداب سفر ذکر شده است. اربعین حسینی عملاً برای ما ایرانیان که از کشوری به کشوری دیگر عزیمت می‌کنیم، نوعی از سفر است؛ لذا لازم است که به آداب سفر توجه داشته باشیم و توسط هر یک به بهترین نحو این آداب را رعایت و اجرا کنیم. یکی از مواردی که از اولویت‌ها و آداب قبل از سفر می‌باشد، رسیدگی به خانواده و فراهم کردن امکانات و شرایط رفاهی برای اعضای خانواده در غیبت ما است؛ کسانی که طالب زیارت هستند باید توجه داشته باشند که اگر از نظر مالی در سختی قرار دارند، چک یا بدهی دارند، یا اینکه از نظر شغلی در شرایطی هستند که با سفر خود دیگران را به‌سختی می‌اندازند، به سفر نروند یا اگر بسیار مشتاق به این سفر هستند قبل از عزیمت تمام این مسائل را برطرف کنند یا رضایت تمام طرفین را جلب نمایند که در غیر این صورت عمل مستحبی که زیارت باشد، به عملی حرام تبدیل می‌شود.

    ظاهر نامناسب و حرص و ولع داشتن درمسائل مادی شأن زائر حسینی نیست

    در بخش دوم علم اخلاق به آداب زیارت اشاره شده است، آداب زیارت یکسری دستورالعمل‌های اخلاقی است، اینکه انسان در سفر زیارتی باید لباس مناسب بپوشد، غذای مناسب بخورد و اگر نمی‌تواند، با حالت نامناسبی در مراسم حضور پیدا نکند زیرا ظاهر نامناسب و حرص و ولع در غذا خوردن و از دیگران بازداشتن در شأن زیارت حسینی نیست. روایات فراوانی در باب آداب زیارت پیامبر (ص)، یا حج و یا زیارت امام حسین (ع) داریم که تأکید شده بهترین غذاها را در این سفرهای معنوی تهیه کنید. و بهترین لباس‌ها را بپوشید و این تأکید شاید بدین معناست که اگر کسی این امکانات و شرایط را دارد، برای تشرف به زیارت اقدام کند در غیر این صورت تا فراهم نشدن شرایط و آداب زیارت برای رفتن به چنین سفرهایی اقدام نکند.
    متأسفانه برای برخی رفتن به سفر زیارتی وسیله تکدی گری و تحقیر شخصیت و به ذلت انداختن خود شده است، به‌عنوان مثال برای رفتن به این سفر از دیگران با خواهش و تمنا پول می‌گیرند، شخصیت و کرامت انسانی خود را منکوب می‌کنند برای اینکه یک امر مستحبی انجام دهند.
    نکته بعدی مسئله نظافت و بهداشت و غسل کردن برای زیارت و یا شروع این سفر است؛ عده‌ای در سفر زیارتی لباس‌ها و ظاهری کثیف و نامناسب دارند و با نوع ظاهر خود دیگران را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند؛ همگان باید بدانند که رعایت این مسائل جزو اخلاق فرهنگی دینی و آداب زیارت است و کسی که در سفر زیارتی رعایت و مراقبت این مسائل را نمی¬کند، زیارت را به خوبی انجام نداده است.

    در این سفر و مراسم خوبی‌ها را ابتدا برای دیگران بخواهید

    نکته دیگر ضرورت عمل به دستوراتی است که بالاتر از آداب زیارت و مربوط به اخلاق حسنه است. در سفر ممکن است که افراد خشمگین و ناراحت و عصبانی شوند، یا نفع طلبی شخصی در غذا داشته باشند و یا در مکان خوابیدن رعایت حال دیگران را نکنند، کسی که به زیارت امام حسین (ع) مشرف می‌شود باید خود را آماده کند که در این جهت کف نفس و از خودگذشتگی داشته باشد و مراقبت کند که خوبی‌ها را ابتدا برای دیگران بخواهد، هرچند سخت به آن نیاز داشته باشد. «وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ». فرهنگ ایثار در زیارت امام حسین باید جلوه دیگری داشته باشد.

    زائران  حسینی اخلاقیاتی که این شخصیت به بشریت داده را در خود زنده کرد

    این که گفته می شود در سفر زیارت میدان خودسازی است، یعنی هم آراستگی به فضائل را تمرین کند و هم شناختی از معارف اخلاقی امام حسین و یارانش پیدا کند. حضرت ابوالفضل (ع) درحالی‌که در صحرای کربلا بسیار تشنه بودند وقتی به آب رسیدند، از آب نیاشامیدند و گفتند چون برادرم تشنه است از این آب نمی‌خورم؛ کسی که می‌خواهد به مراسم اربعین حسین (ع) برود، باید درس اخلاقیاتی که امام حسین (ع) به بشریت داده را در خود زنده کند، ایثار داشته باشد و در سفر خدمتگزار باشد و اگر جایی ناراحت شد خود را مراقبت کند و عصبانی نشود و از رفتارهایی که ایجاد تحمیل و فشار به دیگران می‌کند پرهیز نماید. برخی اخلاقیات انسان تا تجربه عملی و در بازخورد با عمل نباشد روشن نمی‌شود، اما وقتی انسان در آن شرایط و موقعیت قرار می‌گیرد، ایثار، و از خودگذشتگی و رعایت قانون و قوانین کشور میزبان را رعایت کند.

    مراسم پیاده‌روی اربعین سال‌هاست که در فرهنگ شیعیان به‌عنوان نمادی از وفاداری و لبیک به امام حسین (ع) و تکریم و زنده نگه‌داشتن واقعه عاشورا تلقی می‌شود؛ اما طی سال‌های گذشته مراسم اربعین به مانیفستی برای مکتب اهل-بیت مبدل شده است. حضور شیعیانی از بیش از ۷۰ کشور جهان در این مراسم، بزرگ‌ترین تجمع مذهبی در جهان را رقم می‌زند که می‌تواند حامل پیام‌های مهمی برای جهان اسلام و همچنین مردم دنیا باشد. از نظر شما این مراسم چه پیام‌هایی را به همراه داشته و دارد؟

    همبستگی یکی از جلوه های ماندگار مراسم اربعین است

    زیارت اربعین با همه ویژگی‌ها، شعائر و اخلاقیاتی که دارد یک نوع ایجاد همبستگی است، به‌عبارت‌دیگر اعمال جمعی و مسائل مذهبی جمعی یک نوع همبستگی جمعی است مثلاً مجالس عزاداری که دسته‌جمعی برگزار می‌شود، نمادی از یک نوع همبستگی است. خود این همبستگی یکسری آثار و نتایجی به همراه دارد مثلاً یکی از جهاتی که ایجاد می‌کند احساس شوق معنوی و بهجت ربانی است به‌صورتی که نشاط در عمل در میان افراد به وجود می‌آورد. گاهی افراد در اثر انزوا و عدم ارتباط یک نوع افسردگی پیدا می‌کنند ولی وقتی در عمل و رفتار جمعی قرار می‌گیرند شوق و نشاط و انبساط خاطر در افراد به وجود می‌آید.

    حضور گسترده مردم در مراسم اربعین حسینی به‌عنوان یک قدرت معنوی و اخلاقی تلقی شود

    نکته دیگر اینکه حضور گسترده مردم در مراسم اربعین حسینی به‌عنوان یک قدرت معنوی و اخلاقی بروز می‌کند، گاهی افراد می‌خواهند خود را اصلاح کنند و گاهی جامعه قصد اصلاح خود را دارد، اخلاق اجتماعی یکی از زمینه‌هایی است که اگر درست بدان عمل شود، موجب اصلاح اجتماعی و اخلاقی خواهد شد؛ به‌شرط اینکه راهبران و هادیان به‌درستی این حرکت را هدایت و از این فرصت استفاده کنند؛ زیرا در بسیاری از اوقات تنها به‌صورت ظاهری مراسم‌ها اکتفا می‌کنیم و جنبه¬های تربیتی و معنوی آن را در نظر نمی¬گیریم. به‌عنوان مثال مجالس عزاداری برگزارکردن یک بُعد مسئله است و اینکه چطور این مجالس را برگزار کنیم و مسائل آموزش اخلاقی و تربیتی را در این مجالس مد نظر داشتن، بعد دیگر مسئله است. خوب بر وعاظ لازم است که اصل و اساس سخنرانی خود را بر ذکر این معارف اختصاص دهند و صاحبان مجالس از سخنرانان خود بخواهند که این مسائل را بیان کنند. باید فضا را از این بستر و زمینه را برای حرکت اصلاح اجتماعی خود به وجود بیاوریم و مراسم و حرکت اربعین حسینی چون سطحی بین‌المللی یافته، از این جهت بسیار مهم است.

    اربعین فرصتی است که می‌تواند در زمینه‌های مختلف تأثیر مثبت چشمگیری در جامعه داشته باشد

    گاهی مراسم‌های مذهبی در سطح یک منطقه، شهر و کشور تأثیرگذار است؛ ولی مراسم اربعین حسینی فرصتی است که اگر درست از آن استفاده شود و آداب و اخلاق اسلامی رعایت گردد، می‌تواند در زمینه‌های مختلف معنوی و دینی تأثیر مثبت چشمگیری داشته باشد؛ اما متأسفانه شاهدیم که در برخی از موارد آداب و اخلاق این سفر رعایت نمی‌شود، به‌خصوص در زمینه‌هایی که مربوط به حقوق دیگران است و شاید تضییع حقوق دیگران یکی از مهم‌ترین مواردی است که به زیارت اربعین خدشه و آسیب وارد می‌کند.

    تضییع حقوق دیگران به زیارت حسینی خدشه و آسیب وارد می‌کند

    گاهی تضییع حق افراد در اداره یا سازمانی اتفاق می‌افتد و گرچه آسیب‌های اجتماعی خود را به همراه دارد، اما تضییع حق دیگران در یک مراسم مذهبی و دینی آسیب‌های بسیاری به دین وارد می‌کند؛ مراسم اربعین حسینی تجربه‌ای است که اگر اصول اخلاقی و آداب به‌درستی رعایت شود، این حرکت جمعی می‌تواند زمینه‌های اصلاح را فراهم کند.
    نکته دیگر اینکه مکتب اهل‌بیت (ع) باید آسیب‌شناسی شود و یکی از این آسیب‌شناسی‌های آن در تعامل با مذاهب دیگر است، مراسم اربعین حسینی می‌تواند فرصت خوبی باشد که توجه داشته باشیم به این مراسم نمی‌توان رنگ و جنبه غیر معنوی دهیم؛ بلکه باید به این حرکت جنبه معنوی و اخلاقی دهیم تا کسانی که از مذاهب و جریان‌های دیگر هستند و در این مراسم مشارکت می‌کنند این نوع از همبستگی اخلاقی را گسترش دهند.

    به دو پیام مراسم اربعین حسینی یعنی اصلاح اجتماعی و اخلاقی در بُعد اجتماعی و فردی اشاره کردید که بسیار مهم هستند، اما متأسفانه این پیام‌ها گاهی پس از بازگشت زوار به فراموشی سپرده می‌شود و نهادینه نمی‌شوند، مردم چگونه می‌توانند این دو پیام را در زندگی شخصی و اجتماعی خود نهادینه و پیاده کنند؟

    زیارت مقبول، زیارتی است که شخص با خود توشه‌ای از این زیارت همراه کند

    درست است. زوار در هنگام بازگشت از زیارت باید پیام‌ها و اخلاق‌مداری‌هایی که در حماسه حسینی مشهود هست را در سطح فردی و اجتماعی به نمایش گذارند. زیارت مقبول، زیارتی است که شخص با خود توشه‌ای مجسم از این زیارت همراه کند، یعنی مردمی که توفیق نداشتند و به زیارت اربعین نرفتند وقتی شخصی که از زیارت بازگشته را مشاهده می‌کنند، ببینند که عملاً این فرد از نظر شخصی اصلاح شده است و از نظر جمعی امسال زیارت اربعین کیفیت ویژه‌ای داشته است. ما معمولاً وقتی برای ترویج تبلیغ می‌کنیم به کمیت تکیه می‌کنیم و مدام اعلام می‌کنیم که سال گذشته چه تعداد زائر بودند و امسال چه تعداد شدند، امکانات پارسال چطور بود و امسال چطور. درواقع بیشتر به جنبه‌های تدارکاتی تکیه می‌کنیم و به جنبه اخلاقیاتی و تربیتی این زیارت و اتفاقات برجسته معنوی آن توجهی نداریم به نظرم این مسئله باید کاملا نشان داده شود و تبیین گردد. مدیران مربوطه بخشی از تمرکز خود را در این جهت بگذارند که این سفر برای کاروان‌ها و موکب‌ها نکات اخلاقی به همراه داشته باشد و به‌نوعی این پیام‌ها را نهادینه کنند که وقتی از سفر بازگشتند بتوانند پیامی برای سایر افراد داشته باشند. در آداب زیارت تأکید شده که وقتی شخصی از سفر زیارتی بازگشت به دیدن او بروید، دیدن زائر به این دلیل نیست که پذیرایی از شما صورت گیرد؛ بلکه هدف این است که محصول و سوغات معنوی و اخلاقی که این زائر از سفر آورده، مورد توجه و الگو قرار گیرد.

  • اشرف غنی از طالبان حمایت کرد: طالبان را به رسمیت بشناسید

    اشرف غنی از طالبان حمایت کرد: طالبان را به رسمیت بشناسید

    محمد اشرف غنی رئیس جمهوری فراری افغانستان در صحفه فیس بوکش نوشته است این یک واقعیت تلخ است که او و کابینه ی تحت امرش کنترل درستی بر افغانستان نداشتند اما در حال حاضر کشورهای دیگر با تحریک سفرا و نمایندگان سابق افغانستان همچنان در تلاش برای ایجاد بحران در افغانستان هستند.

    اشرف غنی با اشاره به سخنرانی پیش روی غلام محمد اسحاق­زی نماینده ی دولت خودش در سازمان ملل متحد گفته است که آقای اسحاق­زی در حالی قصد سخنرانی در سازمان ملل را دارد که هیچ حمایت مردمی و دولتی را در افغانستان با خود ندارد.

    او از جامعه جهانی خواسته بجای انزوای افغانستان، با دولت جدید وارد تعامل شده، منابع مسدود شده افغان ها را آزاد سازند و در نهایت طالبان را به رسمیت بشناسند.

    رئیس جمهور فراری کشور افزوده که اگر جامعه جهانی به دنبال صلح و ثبات در افغانستان است باید با این کشور دست دوستی بدهد.

    محمد اشرف غنی رئیس جمهور پیشین افغانستان در تاریخ 24 اسد سال جاری همزمان با محاصره کابل توسط طالبان کشور را به مقصد نامعلومی ترک کرد.

    امارات متحده عربی چند روز بعد اعلام کرد که بخاطر مسایل انسان دوستانه به محمد اشرف غنی و خانواده وی پناهندگی داده است.

  • قطر خطاب به طالبان: مدل هایی از قوانین اسلامی متعادل تری برای کشورداری وجود دارد

    قطر خطاب به طالبان: مدل هایی از قوانین اسلامی متعادل تری برای کشورداری وجود دارد

    شیخ محمد بن عبدالرحمان آل ثانی وزیر خارجه و معاون نخست وزیر قطر در صحبت با کمیته روابط خارجی شورای آمریکا در حاشیه هفتادوششمین مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک گفت اگر طالبان به دنبال پیاده سازی قوانین شریعت اسلامی در افغانستان است، مدل های معتدل تری از قوانین اسلامی در کشورهای مسلمان وجود دارد.

    آل ثانی در پاسخ به سوالی در خصوص مشروعیت و دیدگاه طالبان گفت “طالبان تغییر خواهد کرد و در تلاش برای تغییر است، اما هر تغییری نیاز به تلاش زیاد و مشترک دارد و کشورهای اسلامی می توانند در این تغییر نقش بارزی ایفا نمایند.”

    وزیر خارجه قطر افزود “طالبان تاکنون شرایط های متفاوتی را تجربه کرده و ایدوئولوژی خود را دارد. اما می تواند تغییر بوجود بیاورد و دیدگاه های طرف های دیگر را نیز بپذیرد و با آنها وارد تعامل گردد.”

    آل ثانی بر نقش کشورهای اسلامی تاکید کرد و گفت که کشورهای اسلامی می توانند به طالبان مدل های متعادل تری از قوانین اسلامی را برای حکومت داری نشان دهند.

    وی گفت “اگر طالبان به دنبال پیاده سازی قوانین اسلامی در افغانستان است، مدل های متعادل تری از قوانین اسلامی برای حکومت داری در کشورهای اسلامی وجود دارد و امیدواریم که طالبان به سوی مدل های سختگیرانه از قوانین اسلامی نرود.”

    وزیر خارجه قطر همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر در خصوص اینکه طالبان تا چه اندازه اقلیت های مذهبی و قومی و حقوق زنان و جایگاه آنان در پست های دولتی را می پذیرد، گفت که مسئله همه شمول بودن نظام و آشتی، موضوعی است که بیشتر از آنکه به نفع جهان باشد به نفع مردم در داخل افغانستان است.  

    او گفت: “برای به دست آوردن صلح و ثبات دائمی، باید «صلحی واقعی» در افغانستان بوجود بیاید.”

    وزیر خارجه قطر از آمادگی کشورش برای حمایت از هر گونه همکاری میان جناح های مختلف سیاسی در افغانستان سخن گفت و از طالبان و دیگر جناح ها در افغانستان خواست تا با یکدیگر وارد کار شوند.

    قطر میزبان دفتر سیاسی طالبان در دوحه است و همچنین این کشور زمینه مذاکرات صلح دولت آمریکا با طالبان را فراهم ساخت که منجر به امضای توافقنامه صلح میان آمریکا و طالبان گردید.

    این کشور همچنین پس از آن میزبان مذاکرات صلح بین الافغانی میان دولت افغانستان و طالبان بود که اما با سقوط دولت نیمه کاره ماند.