دسته: برگزیده ها

  • طالبان چگونه امریکا را شکست داد

    طالبان چگونه امریکا را شکست داد

    «گروه شبه‌نظامی طالبان در آستانه تحقق یکی از اصلی‌ترین تمایلاتش قرار دارد: خروج نیروهای امریکایی از افغانستان. اما آن‌ها برای رسیدن به این مطالبه چندان از ایدئولوژی افراطی خودشان فاصله نگرفته‌اند.»
    یکی از رهبران ارشد شبه‌نظامیان طالبان اذعان دارد که این گروه طی یک دهه گذشته خسارت‌های ویرانگری را از جانب حملات هوایی امریکا و عملیات‌های دولت کابل متحمل شده است. اما آن تلفات عملاً چیزی را در میدان نبرد تغییر نداد؛ طالبان نیروهای کشته شده و مجروح خودش را جایگزین کرد و خشونت مرگباری به راه انداخت. مولوی محمد قیس رییس کمیسیون نظامی طالبان در ولایت لغمان می‌گوید: «ما این نبرد را به چشم عبادت می‌نگریم. پس اگر یک برادر کشته شود، برادر دوم مشیت الهی را نادیده نمی‌گیرد. او جا پای برادرش می‌گذارد».
    اوایل مارچ بود که طالبان توافق صلحی با ایالات متحده به امضا رساند و اکنون این گروه را در آستانه تحقق اصلی‌ترین مطالبه خودشان قرار داده است: خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان. طالبان طی حدود ۱۹ سال جنگ پر زحمت، بیش از یک ابرقدرت دوام آورد. ده‌ها مصاحبه با مقام‌ها و مبارزان طالبان در سه کشور و همچنین گفت‌وگو با مقام‌های افغانستان و غرب، رویکردهای قدیمی و جدید آن‌ها را و نسل‌هایی که به آن‌ها برای انجام این کار کمک کردند، به تصویر می‌کشد.
    طالبان پس از ۲۰۰۱ یک شبکه غیر متمرکز از شبه‌نظامیان و فرماندهان رده پایین را دوباره سازماندهی کرد و به جذب و یافتن منابع محلی پرداخت و هم‌زمان رهبری ارشد آن در پاکستان پناه گرفته و باقی ماند. آن‌ها با سیستمی از طراحی تروریزم و حملات، دولت را تحت فشار قرار دادند و یک محرک اعتباری غیر قانونی بر پایه جرایم و مواد مخدر توسعه دادند؛ روشی که با ایدئولوژی اسلامی مغایرت دارد.
    در همین حال، گروه طالبان با وجود آغاز مذاکرات مستقیم درباره تقسیم قدرت با دولت افغانستان، رسماً تغییر چندانی در بنیاد ایدئولوژی سختگیرانه خودشان ایجاد نکردند. آن‌ها هرگز از اقداماتشان در گذشته ابراز تاسف نکردند و همچنان با اکثر تغییرات مورد حمایت غرب در این کشور طی دو دهه گذشته مخالفت کردند. امیر خان متقی رییس ستاد رهبری طالبان در مصاحبه با نیویارک تایمز در دوحه گفت: «ما ترجیح می‌دهیم این توافق به صورت کامل اجرایی شود تا ما بتوانیم یک صلح کاملاً جامع داشته باشیم. اما ما همچنین نمی‌توانیم فقط اینجا بنشینیم، در حالی که زندان‌ها مملو از مردم ما هستند، زمانی که سیستم دولت همان سیستم غربی است و طالبان باید برود در خانه بنشیند. هیچ منطقی این را نمی‌پذیرد؛ اینکه همه چیز بعد از این همه جانفشانی همینطور باقی بماند. دولت کنونی به پول خارجی، تسلیحات خارجی و اعتبار خارجی وابسته است».
    اکنون، در حالی که نیروهای امریکایی و شبه‌نظامیان حمله به یکدیگر را متوقف کرده‌اند، طالبان حملاتش را علیه نیروهای افغان پیش از اعلام آتش‌بس موقت تشدید کرد. به نظر می‌رسد تاکتیک‌های آن‌ها با هدف ایجاد رعب و وحشت است. بسیاری از افغان‌ها نگرانند که شبه‌نظامیان برای سهم‌خواهی از دولت، مذاکراه‌کنندگان را تحت فشار قرار دهند. یکی از فرماندهان جوان طالبان می‌گوید: «جنگ ما پیش از امریکا آغاز شد-علیه فساد. مفسدان از امریکا طلب کردند، بیایند چون نمی‌توانستند بجنگند. تا زمانی که «امارت اسلامی» تشکیل شود، جهاد ما تا روز قیامت ادامه خواهد داشت».
    براساس برآورد مقام‌های افغان و امریکایی‌، گروه طالبان در حال حاضر بین ۵۰ هزار تا ۶۰ هزار نیروی فعال و ده‌ها هزار نیروی مسلح و تسهیل‌کننده نیمه وقت دارد. با این حال، این گروه یک سازمان یکپارچه نیست. رهبری طالبان، یک ماشین جنگی از بخش‌های مختلف و دوردست ساخته است و هر شبکه را به سمت خودکفایی محلی سوق می‌دهد.
    تیمور شاران محقق افغان و مقام دولتی ارشد سابق می‌گوید: «این یک شبکه شبه‌نظامی‌گری است، بسیار غیر متمرکز است و این امکان برای فرماندهان در سطح بخش فراهم است تا منابع را بسیج کنند و به لحاظ لوجستیکی آماده شوند. اما در راس‌، آن‌ها از طرف یک منبع مشروعیت دارند، فقط یک رهبر».
    حتی در اوج حضور نظامی امریکا و تلاش هماهنگ برای کمک به دولت افغانستان برای جلب افکار عمومی،‌ طالبان می‌توانست تعداد کافی از جوانان را برای نبرد جذب کند. خانواده‌ها همچنان درخواست طالبان را اجابت می‌کنند و توسعه آن به حفظ آن کمک می‌کند. به گفته یکی از فرماندهان محلی طالبان، همچنان نیرو برای جذب وجود دارد و بخشی از علت آن، عمق نفرت از نهادها و ارزش‌های غربی است که دولت افغانستان از متحدانش گرفته است. مولوی قیس می‌گوید: «مشکل ما با گوشت و استخوان آن‌ها نیست. مشکل با سیستم است.»

    پروپاگاندای طالبان بعد از توافق با امریکایی‌ها تشدید شده و لحن پیروزمندانه‌ای به خود گرفته است. رهبر طالبان در پیامی به مناسبت عید فطر وعده عفو برای دشمنانی را داد که از دولت کابل اعلام برائت کنند. از سوی دیگر رویکرد این شبه‌نظامیان از جمله درباره حضور در مدارس، قوی‌ترین مدرکی است که نشان می‌دهد این جنبش همچنان به شیوه‌های قدیمی خودش در سرکوب زنان، هنر و فرهنگ چسبیده است.

    منبع: نیویورک تایمز

    دید

  • امریکا چگونه و چرا از افغانستان خارج می شود

    امریکا چگونه و چرا از افغانستان خارج می شود

    دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا گفته است: نیروهای امریکایی را از افغانستان به امریکا برمی‌گرداند. او گفته است پس از ۱۹ سال، مردم افغانستان باید خود از کشورشان حراست کنند.

    اما او تأکید کرده و گفته است در صورت لزوم دوباره برق‌آسا به افغانستان حمله می‌کنیم.

    او همچنین در توییترش نوشته است امریکا نقش پلیس را در افغانستان بازی می‌کند و نقش جنگی در این کشور ندارد. در مقابل اما مارک اسپر، وزیر دفاع ایالات متحده گفته است: خروج تمام سربازان از افغانستان، پیش از انتخابات ریاست جمهوری، یک گزینه ضعیف است.
    بازگرداندن سربازان امریکایی از افغانستان و پایان دادن به طولانی‌ترین جنگ امریکا در بیرون از مرزهایش، بخشی از وعده‌های انتخاباتی آقای ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶ نیز بود.

    در چهار سال گذشته که دونالد ترامپ، در قامت رییس جمهور امریکا، ساکن کاخ سفید بوده است نیز شمار سربازان امریکایی مستقر در افغانستان به صورت چشم‌گیری کاهش یافته است.
    فراتر از این، انجام مذاکرات نفس‌گیر و هجده‌ماهه زلمی خلیلزاد نماینده ویژه وزارت خارجه ایالات متحده با طالبان و امضای توافقنامه صلح با این گروه نیز در دهم ماه حوت سال گذشته، به مثابه تمهیدی برای بازگشت سربازان امریکایی از افغانستان تلقی می‌شود. در آن توافقنامه، خروج سربازان خارجی و در رأس آنان نیروهای امریکایی از افغانستان، یکی از موارد بسیار مهم مورد توافق طرفین مذاکره درج شده است.
    بنابراین، بخشی از دلایل بازگرداندن نیروهای امریکایی از افغانستان توسط رییس جمهور ترامپ، برآمده از تعهد او به توافقنامه صلح قطر است؛ اگرچه گروهی از تحلیلگران، نفس امضای این توافقنامه را نیز در جهت برنامه‌های تبلیغاتی آقای ترامپ در انتخابات ماه نوامبر آینده می‎‌دانند و بر این اساس، تصمیم او برای خروج سربازان امریکایی از افغانستان، نمی‌تواند بیرون از مسایل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده و مستقل از آن تحلیل و ارزیابی شود.
    در این میان و بر فرض پایبندی آقای ترامپ به مواد و مفاد موافقتنامه صلح قطر، آنچه به عنوان یک پارادوکس به نظر می‌آید، بی‌توجهی آقای ترامپ به پیمان امنیتی منعقدشده میان کابل ـ واشنگتن است.

    بر پایه این پیمان، نیروهای امریکایی دست‌کم تا سال ۲۰۲۴ باید در افغانستان حضور داشته باشند، اما اگر آقای ترامپ، اراده خود برای بازگرداندن این نیروها را بی‌تردید و با جدیت عملیاتی کند، به پیمان امنیتی امریکا با افغانستان بی‌اعتنایی کرده است. این در حالی است که اعتبار پیمان امنیتی هم به لحاظ حقوقی و هم از منظر راهبردی، بسیار مهم‌تر از توافقنامه صلح امریکا ـ طالبان است؛ زیرا پیمان امنیتی با یک دولت منتخب و مشروع و همسو با امریکا منعقد شده و توافقنامه صلح با گروهی به امضا رسیده است که ۱۹ سال با امریکا درگیر جنگ بوده و بسیاری از برنامه‌های راهبردی ایالات متحده برای دولت‌سازی و دموکراسی‌سازی در افغانستان را با چالش مواجه کرده است.
    بنابراین آنچه بایستی با دقت و تعهد مورد توجه قرار گیرد، خروج مسئولانه نیروهای امریکایی از افغانستان است. خروج مسئولانه اما متضمن تعهد امریکا به پیمان امنیتی با افغانستان از یک سو و هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های ایالات متحده و همکاری مشترک کابل ـ واشنگتن در امر نهادسازی‌های دموکراتیک از سوی دیگر است.

  • محب می خواهد سیاست تضاد را کنار گذاشته نقطه وصل آرزوهای نسل جوان شود

    محب می خواهد سیاست تضاد را کنار گذاشته نقطه وصل آرزوهای نسل جوان شود

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان و از نزدیکترین چهره‌ها به رئیس جمهور غنی از مقبره نجیب‌الله، رئیس جمهور سابق افغانستان بازدید نمود.

    ادای احترام مقام‌های ارشد به مقبره‌های رهبران سیاسی برجسته در دو دهه اخیر جز روند سیاسی در افغانستان قرار گرفته و سیاستمداران تلاش می‌کنند حمایت هواداران آنها را از این طریق به خود جلب کنند.

    گروه طالبان یک روز پس از تصرف کابل در ششم میزان ۱۳۷۵ با کشتن و حلق‌آویز کردن نجیب‌الله احمدزی و برادرش، شاهپور احمدزی، در مرکز شهر کابل نمایش بی‌سابقه ای از ترس، وحشت و نفرت را به تصویر کشید.

    پیش از این مرگ دردناک، نجیب‌الله ۴ سال را به عنوان پناهنده در دفتر سازمان ملل در کابل سپری کرد و ظاهرا دولت به رهبری برهان‌الدین ربانی به او اجازه نداد افغانستان را ترک کند و به هند برود؛ تنها کشوری‌که گفته می‌شود حاضر بود به آقای نجیب پناهندگی بدهد.

    نجیب‌الله چهره جنجالی در تاریخ معاصر افغانستان محسوب می‌شود. او از اول هجوم نیروهای شوروی به افغانستان در ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶ رئیس اداره اطلاعات افغانستان موسوم به ‘خاد ‘ (خدمات امنیت دولتی) بود و در این مدت افراد مجاهدین که علیه شوروی می‌جنگیدند و شماری غیرنظامی تجربه‌های وحشتناکی از این اداره دارند.

    مخالفانش بیشتر همین دوره ریاست او بر نهاد خاد را هدف قرار می‌دهند که ‘خاد ‘ در این زمان از سوی نهادهای جهانی حقوق بشر متهم به تخلفات گسترده حقوق بشری است.

    حامیانش استدلال می‌کنند که مسئولیت رفتار ‘خاد ‘ متوجه دولتی است که آقای نجیب در آن کار می‌کرد.

    به نظر آنها دکتر نجیب بیشتر به دلیل تلاش‌ها برای تامین صلح در افغانستان در سال‌های ریاست جمهوری‌اش و “پیش‌بینی‌های دقیق” در مورد احتمال سقوط افغانستان به جنگ‌های خونین داخلی به حافظه‌ها سپرده شده.

    او همچنین به موضع‌گیری‌های شدید علیه پاکستان، فصاحت و کاریزما شهرت دارد.

    رویکرد متفاوت و کنار گذاشتن سیاست تضاد

    به گزارش بی بی سی، این نخستین بار بود که پس از کشته شدن و دفن پنهانی نجیب‌الله، یک مقام افغانستان در سطح آقای محب از مقبره او در شهر گردیز مرکز ولایت پکتیا در شرق افغانستان دیدار می‌کند.

    آقای محب با این اقدام البته حساسیت‌های زیادی را در میان رهبران مجاهدین، هواداران آنها و مخالفان دولت‌های چپی افغانستان که تعدادشان کم هم نیست، برانگیخته است.

    مشاور امنیت ملی افغانستان هفته پیش در سفری به ولایت پنجشیر از مقبره احمدشاه مسعود، فرمانده پیشین نیروهای ائتلاف شمال هم دیدار کرده بود.

    با آنکه نجیب‌الله و احمدشاه مسعود در دو طرف معادلات سیاسی افغانستان قرار داشته‌اند اما شباهت‌هایی در نحوه کشته شدن و روند محبوبیت هر دو پس از مرگ در میان هوادارانشان دیده می‌شود.

    آقای محب در صفحه توییترش نوشت: “در روزهای عید از آرامگاه‌ دو شخصیت تاریخی کشور دیدار کردم که در گذشته خانواده من با هر دو تفاوت دیدگاه داشتند اما، آوردن صلح واقعی متکی به تحمل، مدارا و عبور از طبقه‌بندی‌های از قبل تعیین شده است.”

    محب از چهره‌های جوانی است که ظاهرا تلاش دارد با رویکرد متفاوت از نسل‌های پیشتر، سیاست تضاد را کنار گذاشته و نقطه وصل آرزوهای نسل جدید افغانستان شود.

    بیشتر رهبران مجاهدین و حامیان آنها که در دو دهه گذشته از نفوذ گسترده در افغانستان برخوردار بوده‌اند، نگاه خصم‌آمیزی نسبت به دکتر نجیب داشته‌اند اما شماری از رهبران جوان مجاهدین از جمله امرالله صالح معاون اول رئیس جمهوری افغانستان از آقای نجیب به خوبی یاد می‌کنند.

    دلیل آن احتمالا اینست که چهره‌های مثل حمدالله محب و امرالله صالح که در تماس نزدیکتر با نسل جوان افغانستان قرار دارند و نگاه‌شان به آینده است، نمی‌توانند جذابیتی را که نجیب‌الله در میان شماری از جوانان دارد، نادیده بگیرند.

    واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی

    محمود صیقل نماینده پیشین افغانستان در سازمان ملل، از آقای محب و دیدار او از مقبره نجیب‌الله به شدت انتقاد کرده، آن را “تلاش شخصی برای جلب توجه” از سوی او خوانده است.

    عبدالله خداداد یک کاربر دیگر توییتر در واکنش به این دیدار نوشته است: “کودکی من پر از خاطرات وحشتناکی است که با نام شهید داکتر نجیب الله گره خورده است. وقتی جتی در هوا پیدا می شد تا روی ما بمب بریزد، فکر می کردم خودِ داکتر نجیب است که از آن بالا ما را می کشد. گاهی باید مدت ها را در غار کوه و یا زیر سنگ ها پناه می گرفتیم تا جت های داکتر نجیب بمب های خود را خالی کند و بگذرد.”

    هیله نجیب‌الله و موسکا نجیب‌الله دختران آقای نجیب در توییترشان از این اقدام آقای محب تقدیر کرده‌اند و موسکا نوشته است: “ژستی از مهربانی می‌تواند به زخمی برسد که تنها همدردی می‌تواند آن را درمان کند.”

    هیله نجیب‌‌الله با سپاسگزاری از مشاور امنیت ملی افغانستان نوشته است: “این مجاهدین نبودند که شوروی را از افغانستان بیرون کردند، شوروی خود تصمیم گرفت از افغانستان بیرون شود و دکتر نجیب‌الله از این تصمیم حمایت کرد.”

  • رئیس جمهور غنی: وزنه سیاسی طالبان در میز مذاکره مشخص می شود

    رئیس جمهور غنی: وزنه سیاسی طالبان در میز مذاکره مشخص می شود

    رئیس جمهور غنی در پیامی به مناسبت عید فطر خطاب به مردم افغانستان گفت وزنه سیاسی طالبان نه در سنگر جنگ، بلکه پشت میز گفت وگوی صلح معلوم خواهد شد.

    محمداشرف غنی روز یکشنبه پس از ادای نماز عید در سخنرانی خود افزود: «طالبان فکر می‌کنند که اگر آتش‌بس کنند وزنه سیاسی خود را از دست خواهند داد اما برعکس وزنه سیاسی این گروه در گفت وگو با دولت آشکار خواهد شد.»

    وی با حضور عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه و سایر اعضای کابینه گفت:« می‌خواهیم به‌عنوان یک دولت مسوول یک قدم دیگرهم برداریم و اعلام کنیم که در رهایی زندانیان طالبان اقدامات جدی صورت خواهد گرفت، درعین حال به طالبان اعلام می‌کنیم که زندانیان نیروهای امنیتی و دفاعی کشور را به زودی رها سازند.»

    رییس جمهور افزود اعلام آتش‌بس موقف همیشگی دولت افغانستان است و این موضع گیری، نشانه قوت است. اما به هرصورت برنده اصلی صلح، ملت افغانستان می‌باشد و جنگ جز بدبختی و بیچارگی برای مردم بویژه زنان افغانستان، چیز دیگری نخواهد آورد.

    رییس جمهور غنی تصریح کرد زنان افغانستان امروز در صف اول اجماع سیاسی در باره صلح قرار دارند و صلح خواسته ملی است و تمام سیاست مداران افغان در این راستا در صف واحد هستند.

    غنی از طالبان خواست به ملت افغانستان بیشتر از این آسیب نزند و امروز هر کسی که شهید و یا زخمی می‌شود، داغ دیگری بر پیکر ملت است که جبران نمی‌شود. افزون بر اینکه از نگاه شرعی تمام علمای کرام به این نتیجه رسیدند که این جنگ مشروعیت ندارد، از این جهت راه حل اساسی شروع مذاکرات صلح است.

    رییس جمهور گفت که هیات مذاکره کننده صلح افغانستان آماده است که به صورت فوری گفت‌وگو را آغاز کنند و این هیأت همه‌شمول متشکل از تمام افغان‌ها است و از ملت و دولت این کشور نمایندگی خواهد کرد.

    وی از عبدالله نیز قدردرانی کرد که ریاست شورای عالی مصالحه را بر عهده گرفته و امروز صف جمهوریت، صف واحد شده است.

    اشرف غنی در مقابل اعلام آتش‌بس گروه طالبان برای سه روز عید یکبار دیگر از نیروهای دولتی خواست که تنها در موضع دفاعی باشند و آتش‌بس را نقض نکنند.

    براساس دستور وزارت حج و اوقاف افغانستان، نماز عبادی سیاسی عید سعیدفطر امروز یکشنبه در مناطق مختلف افغانستان تحت تدابیر بهداشتی و حفظ فاصله برگزار شد اما پلیس از تردد مردم جلوگیری می‌کند تا از گسترش ویروس کرونا بکاهد.

  • مروری کوتاه بر ظهور، گسترش، فعالیت و حامیان شاخه خراسان داعش

    مروری کوتاه بر ظهور، گسترش، فعالیت و حامیان شاخه خراسان داعش

    در اواسط سال ۲۰۱۴ میلادی، حافظ سعید خان، یکی از برجسته‌‌ترین قوماندانان تحریک طالبان پاکستان (TTP) تاسیس شاخه‌ی خراسان داعش یا دولت اسلامی عراق و شام را، برای اولین بار در مناطق کوهستانی نزدیک به خط فرضی دیورند در ولایت ننگرهار، اعلام کرد.

     در ماه اکتوبر ۲۰۱۴ حافظ سعید خان از طریق مکالمه‌ی تلفنی، با ابوبکر البغدادی رهبر داعش در عراق و سوریه بیعت کرد و متعاقباً از سوی البغدادی به حیث امیر ولایت خراسان داعش تعیین شد.

     حافظ سعید خان که بنا بر دلایل نامعلوم و «مبهم» با مولانا فضل‌الله رهبر تحریک طالبان پاکستان، مخالفت ورزیده بود و راهش را از تحریک طالبان پاکستان جدا ساخته بود، با داشتن سابقه جهادی و عضویت در حلقه رهبری تحریک طالبان پاکستان، توانست تعداد زیادی از قوماندانان محلی این تحریک، به شمول سخنگوی آن شیخ مقبول و چند فرمانده ارشد دیگر را به عضویت شاخه‌ی خراسان داعش درآورد و هسته بنیادین این گروه تروریستی را ایجاد کند.

     همین هسته کوچک از حامیان حافظ سعید، که اکثرشان اتباع پاکستانی و باشنده‌گان مناطق قبایلی اورکزی و باجور در آن سوی خط فرضی دیورند بودند، به حیث «اولین شورای رهبری داعش شاخه‌ی خراسان» به شمار می‌رود.

     گروپ‌های متعدد طالبان پاکستانی اعم از اعضای تحریک طالبان پاکستان و لشکر اسلام که در سال ۲۰۱۰ میلادی دراثر شدت عملیات تصفیه‌ای اردوی پاکستان تحت نام «ضرب عضب» در مناطق قبایلی، فرار کرده و از آن سوی خط فرضی دیورند به ولسوالی‌های ده‌بالا و اچین ننگرهار پناه گزیده بودند، از جمله اولین گروپ‌های مسلح بودند که به شاخه خراسان داعش پیوستند. در اوایل ایجاد شاخه خراسان داعش، تمام اعضای شورای رهبری داعش اتباع پاکستانی و خاصتا افراد قبیله اورکزی بودند.

     با تقرر ملا عبدالروف خادم به حیث معاون داعش در افغانستان در اواخر سال ۲۰۱۴، حلقه‌ی جلب و جذب شاخه خراسان، فراتر از اتباع پاکستانی گسترش یافت (ملا عبد‌الروف خادم یکی از قوماندانان قبلی طالبان بود که بعد از سقوط حکومت طالبان، توسط امریکاییان اسیر شد و چندین سال در زندان گوانتانامو زندانی بود و بعد از رهایی از این زندان، توسط ملا عمر به حیث والی طالبان در ارزگان تعیین شد، ولی در سال ۲۰۱۱ بنا بر اختلافاتی که بین عبدالروف خادم و ملا عمر به میان آمد، از مقام ولایت ارزگان عزل شد.)

     بعد از پیوستن عبدالروف خادم به داعش، شبکه جلب و جذب داعش در افغانستان و مناطق قبایلی آن سوی خط فرضی دیورند وسیع شد و چندین تن از قوماندانان ناراضی و رانده شده طالبان و جنگ‌جویان مربوط به گروهک‌های افراطی که توسط استخبارات پاکستان تمویل و تجهیز می‌شدند، مانند لشکر طیبه، جماعه الدعوه، لشکر جهنگوی، سپاه صحابه پاکستان، شبکه حقانی و تحریک اسلامی اوزبیکستان، نیز به آن‌ها پیوستند.

     در سال اول ایجاد شاخه خراسان داعش و بیعت «تلفنی» حافظ سعید خان با ابوبکر البغدادی، رهبر مرکزی داعش، شورای رهبری داعش در عراق و شام از تاسیس شاخه یا ولایت خراسان داعش با گرمی استقبال کردند و با نشر پیام‌های صوتی و تصویری در شبکه‌های اجتماعی و مطبوعاتی مربوط داعش، آن را موفقیتی بزرگ و «دریچه‌ی جدید نفوذ داعش در آسیای میانه و شبه‌قاره هند»، اعلام ‌کردند.

     طبق گزارشات موثق استخباراتی، ابوبکر البغدادی که در عراق و سوریه با موجی عظیم از حملات امریکاییان و متحدانش روبه‌رو بود، از تاسیس شاخه خراسان داعش خرسند بود و در صورت ضرورت، آن را پناه‌گاه و عقبه مصون برای جنگ‌جویان فراری داعش می‌دانست. البغدادی که از عایدات سرشار تیل و نفت عراق پول کافی در دست داشت، حدودا مبلغ ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون دالر امریکایی به شاخه خراسان در سال ۲۰۱۶ کمک مالی کرد (کمک ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون دالری داعش به شاخه خراسان، توسط استخبارات امریکایی و منابع اوپراتیفی امنیت ملی افغانستان و محققان مطرح مبارزه با تروریزم و داعش، نیز تایید شده است.)

    این کمک سخاوت‌مندانه مالی البغدادی به شاخه خراسان داعش، حافظ سعید خان و معاونش ملا روف خادم را قادر ساخت تا با خریداری اسلحه و مهمات کافی از بازار سیاه، گروپ‌های محلی خود را مجهز و مسلح کنند و پروسه دعوت و تنظیم خود را در شرق افغانستان فعال‌تر و وسیع‌تر سازند.

     ایجاد شبکه فعال تبلیغاتی، تولید پیام‌های تصویری و شنیداری و تبلیغات روانی، پرستیج جهانی داعش و منابع عایداتی‌اش توانست اکثر جنگ‌جویان افراطی خارجی را که در افغانستان و مناطق قبایلی حضور داشتند، به این گروه جذب کند.

    شاخه خراسان داعش با استفاده از پول‌های کمک شده البغدادی توانست جنگ‌جویان زیادی را از ساحات قبایلی پاکستان و مناطق شرقی افغانستان به صفوف خود جذب کند. در سال ۲۰۱۶ میلادی شاخه خراسان داعش به اوج سربازگیری خود رسید و تعداد جنگ‌جویان این گروه از پنجاه نفر در ۲۰۱۴ به حدودا ۳۰۰۰ الی ۴۰۰۰ جنگ‌جو در سال ۲۰۱۶ رسید. ساحات وسیع را در ولسوالی‌های ده‌بالا، اچین، رودات و کوت در ولایت ننگرهار و چند ولسوالی کنر و نورستان را به حیث مراکز نظامی و تربیتی خویش به دست آوردند.

     با توسعه ساحه کاری و عملیاتی در شرق افغانستان، داعش توانست منابع سرشار مالی را از معادن بیروج در کنر و نورستان، سنگ‌های کرومایت در مناطق شرقی ننگرهار و قاچاق چوب چهارتراش در کنر و نورستان به دست آورد و پشتوانه خوب مالی برای تمویل پرسونل و فعالیت‌های تروریستی داعش تضمین شد.

     روند گسترش و نفوذ داعش در مناطق شرقی افغانستان کماکان ادامه یافت و در سال ۲۰۱۶ سربازگیری‌هایش حتا به شمال کشور رسید و یک هسته داعش در ولسوالی درزاب ولایت جوزجان، نزدیک مرز با ترکمنستان، تحت فرماندهی ملا خطاب و قاری حکمت شروع به فعالیت کرد. ملا خطاب در سال ۲۰۱۸ توسط نیروهای مسلح افغانستان بازداشت شد و معاونانش عمر، ابو سمیه و قاری حکمت در عملیات جداگانه امریکایی‌ها و نیروهای افغان در ولسوالی درزاب در همان سال کشته شدند و مولوی حبیب‌الرحمان اوزبیک جانشین‌شان در جوزجان تعیین شد. قاری حکمت که عضو قبلی حرکت اسلامی اوزبیکستان بود، توانست افراطیان زیاد تاجیکستانی، چچین، اوزبیک، قزاق، یوغور و قرغیز را که بعد از شکست داعش در عراق و شام فراری بودند، به صفوف شاخه خراسان داعش جذب کند و اکثر‌شان در ساحات نا‌امن بدخشان، جوزجان و کندز مخفیانه فعالیت می‌کردند.

     شاخه ولایت خراسان داعش، با الهام از وحشت و کشتارهای بی‌رحمانه جنگ‌جویان داعش در عراق و سوریه، به یک سلسله حملات فجیع، غیر‌انسانی و وحشیانه تروریستی در ننگرهار و کابل پرداختند. در ولسوالی‌های ده‌بالا، اچین و کوت ننگرهار ده‌ها تن از باشنده‌گان غیرنظامی را به جرم همکاری با دولت، به طور وحشیانه کشتند و در شهر کابل چندین حمله وحشیانه را انجام دادند که اکثر اهداف‌شان هموطنان اهل تشیع ما در غرب کابل بود. حملات مدهش داعش بالای اهداف نظامی و غیرنظامی در افغانستان و به خصوص شهر کابل، ادامه یافت و جان صدها هموطن ما را گرفت.

     ایالات متحده امریکا که در عراق و شام داعش را شکست داده بود، از ظهور مجدد داعش در افغانستان به هراس آمده، با اتخاذ تدابیر شدید جنگی، حملات تهاجمی هوایی و اوپراتیفی را علیه جنگ‌جویان داعش در افغانستان آغاز کرد. در اوایل سال ۲۰۱۶، قوای نظامی امریکا مستقر در افغانستان، از پنتاگون اجازه رسمی یافتند تا عملیات شدید ضربتی و قوی را علیه مراکز داعش در سراسر افغانستان آغاز کنند.

     به مجرد کسب اجازه آغاز حملات تهاجمی در سال ۲۰۱۶ از سوی پنتاگون، نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان در هم‌آهنگی با قوای مسلح افغانستان، توانستند ضربات کوبنده بر رهبری داعش وارد سازند.

     نیروهای امریکایی با استفاده از طیاره‌های بدون سرنشین، تمام مراکز و مخفی‌گاه‌های داعش را در ننگرهار و کنرها به شدت بمباردمان کردند و در حدود  ۴۰۰ جنگ‌جوی داعش در این حملات از بین رفتند.

     در جریان همین عملیات تهاجمی بود که امریکا «بزرگ‌ترین» بمب غیر‌اتومی خود (مادر بمب‌ها) را برای اولین بار در اپریل ۲۰۱۷ بالای یک مرکز مخفی داعش در ولسوالی اچین ننگرهار پرتاب کرد.

     قوای امریکایی عملیات «هدف‌مند» را برای ترور رهبران داعش در افغانستان آغاز کرد و رهبران داعش را یکی پی دیگر از بین برد. حافظ سعید خان، موسس شاخه خراسان داعش، در جولای سال ۲۰۱۶ در یک حمله هوایی قوای امریکایی در ولایت ننگرهار کشته شد.

     عبدالحسیب که بعد از ترور حافظ سعید خان به حیث امیر شاخه خراسان داعش انتخاب شده بود، نیز در اپریل ۲۰۱۷ در ننگرهار کشته شد. امیر بعدی شاخه خراسان داعش، ابو سید، در جولای ۲۰۱۷ در ننگرهار کشته شد و متعاقبا ابو سعد ارهابی اورکزی در اگست ۲۰۱۸ در یک حمله هوایی در ننگرهار از بین رفت. آخرین ضربه به رهبری داعش در افغانستان، بازداشت امیر برحال داعش عبدالله اورکزی است که به اسلم فاروقی نیز شهرت دارد. عبدالله اورکزی همراه با ۱۹ تن از جنگ‌جویان داعش در اپریل ۲۰۲۰ توسط نیروهای امنیت ملی در کندهار بازداشت شد.

     عبدالله اورکزی که باشنده اصلی اورکزی ایجنسی مربوط ولسوالی کوهات در خیبر پختونخواه پاکستان است، قبل از پیوستن به گروه تروریستی شاخه خراسان داعش، یکی از رهبران گروه رادیکال سنی «لشکر جهنگوی» بود. لشکر جهنگوی گروه تروریستان سلفی افراطی است که عمدتا علیه پیروان فقه جعفریه یا اهل تشیع در پاکستان و افغانستان حملات تروریستی انجام می‌دهد و در ایجاد تفرقه مذهبی بین مسلمانان اهل سنت و اهل تشیع فعالیت دارد.

     عبدالله اورکزی با اسامه بن لادن و جنگ‌جویان القاعده نیز روابط تنگاتنگ داشت.

     بعد از شکست داعش در عراق و شام و از بین رفتن دولت اسلامی ابوبکر البغدادی، شاخه خراسان داعش تحت رهبری اتباع پاکستانی کما‌کان به فعالیت‌های تروریستی خود ادامه داد.

     استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) که حامی و کفیل اکثر گروهک‌های تروریستی در منطقه است، توانست از اوایل تاسیس شاخه خراسان داعش، افراد مطلوب خود را تحت پوشش تحریک طالبان پاکستان، سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، لشکر اسلام و لشکر طیبه در صفوف داعش جابه‌جا سازد تا بتواند به صورت غیرمستقیم فعالیت‌های داعش را کنترل و مدیریت کند.

     استخبارات پاکستان توانست رهبری داعش را یکی پی دیگر از افراد و منابع «تحت پوشش» خود تعیین کند.

     تمام رهبران شاخه خراسان داعش و شورای رهبری آن در شش سال گذشته، اتباع پاکستانی بودند که قبلا با آی‌اس‌آی روابط کاری داشتند و یا در گروه‌های تروریستی‌ای عضویت داشتند که توسط آی‌اس‌آی ایجاد شده بودند.

     آی‌اس‌آی توانست با ادغام جنگ‌جویان تحریک طالبان پاکستان در شاخه خراسان داعش، از فعالیت‌های ضد منافع پاکستان توسط تحریک طالبان پاکستان به رهبری ملا فضل‌الله جلوگیری کند و ضربه محکم بر پیکر آن تحریک وارد ساخت.

     داعش بنا بر داشتن عقاید سلفی، تکفیری و وهابی نتوانست در بین طالبان اهل سنت و حنفی افغانستان نفوذ پیدا کند و همین اختلافات باعث شد که جنگ‌های شدیدی بین طالبان و داعش در مناطق مختلف افغانستان رخ دهد. آی‌اس‌آی کوشید تا از رویا‌رویی‌های نظامی طالبان با داعش جلوگیری کند و توسط افراد خاص خود در شبکه حقانی زمینه مخفیانه همکاری غیر‌مستقبم طالبان و داعش را میسر ساخت. طالبان شورای کویته و کندهار جداً با داعش مخالفت دارد، ولی شبکه حقانی و شورای پشاور طالبان، به دستور آی‌اس‌آی با داعش روابط مخفی همکاری دارند.

     وارخطایی و سراسیمه شدن استخبارات پاکستان بعد از بازداشت شدن اسلم فاروقی توسط نیروهای امنیت ملی افغانستان در ماه گذشته دال بر حمایت‌شان از این گروه است. قبلا چهار تن از رهبران داعش توسط نیروهای افغان و امریکایی در ننگرهار کشته شدند، اما آی‌‌اس‌آی هیچ عکس‌العمل جدی نشان نداد، ولی به مجرد دستگیری اسلم فاروقی، ادارات استخباراتی و حتا دیپلماتیک پاکستان با وارخطایی و عجله خواستار استرداد او به پاکستان شدند.

     پاکستان هراس دارد که ممکن اسلم فاروقی در جریان تحقیق در زندان امنیت ملی افغانستان، از روابط تنگاتنگ شاخه خراسان داعش با آی‌اس‌آی پرده بردارد.

     آی‌اس‌آی با داشتن استراتژی دراز‌مدت و مدون خویش برای استفاده از گروهک‌های تروریستی «نیابتی» به خاطر حفظ منافع خویش و تهدید غیر‌مستقیم رقیبان منطقه‌ای خویش توسط این گروهک‌ها، تجربه چهل‌ساله دارد.

     پاکستان توانسته است در طول چهل سال گذشته گروهک‌های مختلف جهادی و افراطیون مذهبی را به طور نیابتی، برای تحقق اهداف ملی و امنیتی خود و تطبیق برنامه «عمق استراتژیک» خود در منطقه به کار گیرد.

     تعدد گروه‌های تروریستی و کثرت‌گرایی در ایجاد احزاب افراطی، پالیسی محرم و درازمدت آی‌اس‌آی است. با تمویل و تجهیز چندین گروهک افراطی، پاکستان در تطبیق برنامه‌هایش دست بالا دارد. اگر احیانا کدام گروه منافع پاکستان را کما‌حقه تامین نتواند و یا مخالفت کند، گروهی دیگر طور «بدیل» خودکار آماده جانشینی گروه اولی می‌شود و در تطبیق برنامه‌های پاکستان از آن کار گرفته می‌شود.

     بعد از توافق صلح طالبان با ایالات متحده امریکا، استخبارات پاکستان توانست با دخیل ساختن نام و نشان داعش، اکثر حملات تروریستی طالبان را به نام داعش مسما سازد و طالبان را برائت دهد، در حالی که اکثر این حملات با مدیریت آی‌اس‌آی و همکاری عملیاتی و ساحه‌ای شبکه حقانی صورت می‌گیرد. شاخه خراسان داعش بنا بر ضربات کوبنده امریکایی‌ها و نیروهای مسلح افغان جدا متلاشی شده و در وضعیتی نیست که به تنهایی چنین عملیات پیچیده و بزرگ را اجرا کند.

    شاخه خراسان داعش، با وجود وفاداری علنی به آرمان و روایت افراطی و تکفیری داعش، به یکی از گروهک‌های نیابتی تروریستی تحت مدیریت آی‌اس‌آی مبدل گشته و در هم‌آهنگی با گروهک‌های دیگر تروریستی، برای تطبیق اهداف شوم استخبارات پاکستان در منطقه، فعالیت می‌کند.

    لطف الله مشعل

  • وزارت داخله تدابیر شدید امنیتی را در روزهای عید روی دست می گیرد

    وزارت داخله تدابیر شدید امنیتی را در روزهای عید روی دست می گیرد

    وزارت داخله اعلام کرد به دلیل جلوگیری از شیوع کروناویروس پولیس کابل در روزهای عید تدابیر شدیدی را روی دست خواهد گرفت.

    طارق آرین، سخنگوی وزارت داخله روز جمعه ۲۲ می (دوم جوزا) در پیامی به رسانه‌ها گفت بر اساس فیصله کابینۀ حکومت افغانستان در روزهای عید تدابیر شدید با هدف جوگیری از گذشت و گذار مردم در شهر کابل اتخاذ خواهد شد.

    وزارت داخله از باشندگان کابل خواست از تردد غیرضروری در روزهای عید خودداری کنند.

    سخنگوی وزارت داخله تاکید کرد کابل در سه روز عید به گونۀ کامل قرنطین خواهد بود و “پولیس تمامی مسیرهای رفت و آمد به داخل شهر را مسدود خواهد کرد.

    نماز عید در خانه

    سرپرست وزارت حج و اوقاف افغانستان از مردم خواست که از تجمعات و حضور گسترده در مساجد خودداری کنند و اگر برای ادای نماز عید به مساجد می روند باید ماسک و دست‌کش بپوشند و فاصلۀ اجتماعی را رعایت کنند.

    عبدالحکیم منیب، سرپرست این وزارت در یک کنفرانس مشترک خبری با وزیر صحت عامۀ افغانستان گفت افرادی که بیمار‌های مختلف دارند و حتی از مبتلا شدن به کروناویروس در هراس اند، نمازهای عید شان را به گونۀ انفرادی در خانه‌های شان ادا کنند.

    او افزود: «فتوای ما این است که شرایط هر دو طرف را باید مراعات کنیم. هدف، خدا ناخواسته ترک عبادت نیست، مکلف استیم که عبادت خود را بکنیم، اما این کار نباید ضرر به دیگرها داشته باشد.»

    فیروالدین فیروز، وزیر صحت نیز نسبت به گردهمایی و حضور مردم در مساجد با هدف ادای نماز عید رمضان هشداد داد و از شهروندان کشور خواست توصیه‌های وزارت صحت را جدی بگیرند.

    این در حالی است که رییس جمهور غنی در جلسۀ کابینه از مردم خواست با هدف جلوگیری از شیوع بیماری کووید۱۹، از دید و بازدید در روزهای عید خودداری کنند.

    وزارت صحت عامه دیروز اعلام کرد حد اقل بین سه تا چهار شبانه‌روز گذشته تعداد بیماران کووید۱۹ به شکل بی‌سابقه افزایش یافته و شفاخانه‌های اختصاصی در این بخش بستر خالی برای بیماران ندارند.

    به گفته این وزارت تا اکنون ۹۲۱۶ واقعه مثبت کروناویروس در سراسر کشور به رسیده و ۲۰۵ تن دیگر جان‌های شان را از دست داده اند.

    دفتر هیات معاونت ملل متحد (یوناما) ضمن تبریک عید از طرف‌های درگیر در افغانستان خواسته است تا در روز های عید برای توقف خشونت هر آنچه در توان دارند انجام دهند.

  • داستان تلخ لیلا، یکی از صدها زن ایزدی ربوده شده توسط داعش

    داستان تلخ لیلا، یکی از صدها زن ایزدی ربوده شده توسط داعش

    لیلا تعلو از جمله بسیار زنان ایزدی است که پس از ربوده شدن توسط جنگجویان داعش به عنوان برده به دیگران فروخته شد. او حالا پس از سال‌ها به مکان متروکه‌ای در شمال غربی عراق بازگشته که روزگاری علی‌رغم میل باطنی‌اش مجبور بود در آنجا زندگی کند.

    لیلا سال ۲۰۱۴ ربوده و سرانجام به بردگی جنسی گرفته شد. او و همسرش به اجبار به اسلام گرویدند.

    این تصمیم به خانواده لیلا اجازه داد تا مدتی به عنوان شهروندان درجه دوم به زندگی ادامه دهد. آنها در آن مدت برای «دولت اسلامی» مشغول کار شدند و عمدتا برای «مجاهدان خلافت» گله‌داری می‌کردند.

    بسیاری از مردم تلاش کردند از آنجا فرار کنند. جنگجویان داعش در نهایت توانستند اغلب آنها را گرفته و به قتل برسانند. سربازان خلافت اجساد این افراد را در گودالی کم‌عمق دفن کرند؛ هنوز سفیدی استخوان‌ها زیر نور آفتاب به چشم می‌خورد.

    پس از این کشتار لیلا به عنوان برده جنسی فروخته شد.

    توجیه دینی برای برده‌داری جنسی

    پژوهشگران ماجرای آدم‌ربایی‌های جنگجویان داعش، بردگی و تجاوز سیستماتیک به صدها زن و دختر یزدی را کنار هم گذاشته‌اند. بررسی‌ها نشانگر آن است که این برنامه در بالاترین سطح رهبری گروه برنامه‌ریزی شده بود. همچنین پژوهش‌های صورت گرفته تاکید می‌کنند که این تصمیم در تمامی ساختار سازمان به اجرا درآمده و برای آن از توجیه‌های دینی استفاده شده است.

    ایل ویلی از کمیسیون عدالت و پاسخگویی بین‌الملل می‌‌گوید: «نمونه داعش برخلاف نمونه‌های دیگر است و در آن مبنای دینی مطرح است.»

    از اسارت تا آزادی

    لیلا نخست به یک پزشک عراقی فروخته شد و این پزشک سه روز بعد لیلا را به دوستی هدیه داد. او هشت ماه نزد عبدالله، جراح عراقی به سر برد و بخشی از مایملک او به شمار می‌‌رفت.

    او بعدتر به قیمت ۶ هزاردلار به یک مرد سعودی فروخته شد که به عنوان پلیس مذهبی دولت اسلامی فعالیت می‌کرد. این مرد در خانه‌اش عملا تجارت برده‌‌های جنسی داشت و زنان را آنلاین خرید و فروش می‌کرد.

    پس از اینکه بارها توسط این مرد مورد تجاوز قرار گرفت ، لیلا به یک مرد سعودی دیگر به نام ابوحمزه فروخته شد.

    گفته شده که لیلا دوبار از او باردار شده و هر دو بار این مرد از او خواسته تا سقط جنین کند. این در حالی است که طبق قوانین دولت اصلامی سقط جنین حتی برای بردگان نیز امکان‌پذیر نیست. در تمام این دوران دشوار دو فرزند خردسال لیلا با او به سر می‌بردند.

    ۱۹ هزار دلار بهای آزادی

    فرد بعدی موافقت کرد که با ۷۵۰۰ دلار رشوه او را آزاد کند. اما این به معنای ازدواج با یک جنگجوی داعشی دیگر بود.

    سرانجام لیلا و فرزندانش توانستند با کمک قاچاقچیان با هزینه ۱۹ هزار و ۵۰۰ دلار توانستند از قلمرو دولت اسلامی بگریزند. هزینه این فرار توسط خانواده لیلا به قاچاقچیان پرداخت شده بود.

    به گفته مقام‌ها و پژوهشگران کرد، از ۶۴۱۷ ایزدی که در حمله به ماه اوت ۲۰۱۴ به سنجار توسط جنگجویان داعش ربوده شدند، حدود ۳۵۰۰ نفر توانستند در سال‌های اخیر با پرداخت مبالغی به قاچاقچیان بگریزند.

    بی‌خبری از وضعیت ۲۹۰۰ شهروند ایزدی

    یکی از آنها خواهرزاده لیلا است. او به تازگی و در ماه فوریه توانست از دست جنگجویان داعش بگریزد.

    از وضعیت بیش از ۲۹۰۰ ایزدی هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست. ۱۳۴۴ زن و دختر ایزدی کماکان مفقود‌الاثر هستند.

    پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند بر این باورند که اکثر آنها جان خود را از دست داده اند. با این حال این گمانه هم وجود دارد که برخی از آنها هنوز در مناطق تحت کنترل شورشیان در سوریه، از جمله استان ادلب زندگی می‌کنند.

  • نقش پاکستان در پایان دادن جنگ افغانستان

    نقش پاکستان در پایان دادن جنگ افغانستان

    نشریه آمریکایی «نشنال‌اینترست» در گزارشی به نقش پاکستان در پایان دادن به جنگ بی‌پایان افغانستان پرداخت و عنوان کرد که دولت کابل برای برون‌رفت از بحران جاری در این کشور، به همکاری پاکستان نیاز دارد.

    در این گزارش آمده است: پایان دادن به جنگ بی پایان افغانستان با توجه به تاریخ و سیاست پیچیده این کشور ممکن است به یک فرآیند صلح بی پایان منتهی شود.

    مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا به تازگی از افغانستان دیدن کرد و پس از تهدید کابل به قطع کمک های مالی، برای ملاقات با طالبان راهی دوحه قطر شد.

    سپس ژنرال «اسکات میلر» فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان و «زلمای خلیل زاد» نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان با طالبان دیدار کردند و هر دو برای انجام مذاکرات با مقام های پاکستان روانه اسلام آباد شدند.

    همچنین به تازگی، «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا با «عمران خان» نخست وزیر پاکستان تلفنی مذاکره کرد.

    این دیپلماسی پرجنب و جوش که به سرعت پس از توافق صلح دوحه میان آمریکا و طالبان روی می دهد، به سختی می تواند برای فرآیند صلح، شگون خوش داشته باشد.  

    واقعیت این است که توافق آمریکا – طالبان، در واقع توافق صلح نیست، بلکه شانسی برای دستیابی به آن است. سفر منتهی به صلح، سفری طولانی و سخت است.

    هرچه پیش می رویم، افغانستان به کمک های بیشتری برای مقابله با طالبان نیاز دارد و کمک هیچ کشوری به اندازه کمک پاکستان نمی تواند در این زمینه حائز اهمیت باشد.

    اما پاکستان یا هر کشور دیگری تنها می توانند این فرآیند را تسهیل کنند. وظیفه سر و سامان دادن به افغانستان برعهده افغان هاست.

    متاسفانه، افغانستان در بخش زیادی از تاریخ اش، با خود در جنگ بوده است. قدرت های خارجی گاها این جنگ ها را برانگیخته و برخی به آن پیوسته اند. آمریکا دو بار وارد این نبردها شده، اما حال قصد ترک این کشور را دارد، زیرا درگیری های افغانستان فراتر از حل و فصل از طریق قدرت های خارجی به ویژه با ابزار نظامی است.

    سه موضوع اساسی در قلب تنش های بیشمار افغانستان وجود داشته است: ساختار و توزیع قدرت، توازن قومی و مقاومت در برابر کنترل و نوین سازی.

    افغانستان همچنین درمعرض ژئوپلیتیک رقابتی و سیاست های منطقه ای مورد رقابت قرار دارد.

    آرایش داخلی مستعد درگیری این کشور که به نزاع بی پایان قدرت و خطر مداخله خارجی دامن می زند، تنها پتانسیل بی ثباتی را تقویت می کند.

    پاکستان با توجه به میزبانی از رهبران ارشد طالبان، تاثیر قابل توجهی در آینده افغانستان خواهد داشت.

    گزارش ۱۶ ژانویه ۲۰۲۰ روزنامه نیویورک تایمز به نکاتی درمورد روابط طالبان – پاکستان پرداخته است. این گزارش حاکی است که اعضای تیم مذاکراتی طالبان بارها از دوحه برای مشورت با رهبران این گروه و فرماندهان در پاکستان سفر کردند.

    در گزارش دیگر روزنامه نیویورک تایمز در آستانه امضای توافق آمریکا – طالبان عنوان شد که «ملا عبدالغنی برادر» معاون طالبان که مذاکرات را هدایت می کرد، با سفر به پاکستان در چند نشست بزرگ شرکت کرد که برخی در برخی از این جلسات ۳۰۰ مقام و فرمانده ارشد و سطح میانی حضور داشتند.

    شکی نیست که طالبان در میز مذاکره به آنچه در میدان نبرد دست نیافت، دست یافته است.

    از سوی دیگر، دولت کابل با مستثنی کردن خود از توافق آمریکا – طالبان و مواجهه با قطع شدن کمک های واشنگتن، تضعیف شده و تقریبا از اعتبار ساقط شد. این مساله، طالبان را به عنوان فرمانده تغییر در افغانستان مطرح کرد.

    اما موفقیت آینده طالبان بستگی به این دارد که آیا پاکستان بلندپروازی های این گروه را تسهیل می کند یا مانع از آن می شود.

    در واقع، برقراری صلح و ثبات در افغانستان مستلزم حل و فصل چند درگیری است و به تعدد مذاکرات وابسته است.

    نخست آنکه، مذاکراتی در میان بازیگران سیاسی اصلی در کابل وجود دارد. اینجاست که مواردی چون توازن قومی، تقسیم قدرت، قانون اساسی و موافقت با مذاکرات با طالبان باید مورد توجه قرار گیرد. اینها همه موارد بحث برانگیزی است.

    دوم آنکه، به مذاکره ای بین افغانستان و پاکستان نیاز است که باید در قالب آن، به اساس روابط این دو پرداخته شود، روابطی که زمانی خلیل زاد از آن به «مادر همه روابط» یاد کرد.

    سوم آنکه،  مذاکراتی در میان قدرت های منطقه ای مطرح است که رقابت و هماوردی شان، عرصه ای مناسب در افغانستان ایجاد می کند که جستجوی صلح را پیچیده می سازد.

    و بالاخره آنکه، چه کسی میانجیگر مذاکرات داخلی افغانستان خواهد بود؟ آیا یک نیروی حافظ صلح وجود خواهد داشت؟ کدام یک از کشورهای منطقه ای در این مذاکرات شرکت داده خواهد شد؟

    سخنان رهبری پاکستان در مورد آینده افغانستان و حمایت از فرآیند صلح تحت رهبری و مالکیت افغان ها به عنوان تمرین روابط عمومی، مناسب و خوب است.

    اما به عنوان یک سیاست رسمی، ناکافی است. دولت افغانستان بیش از حد ضعیف و غیرمنسجم است که بتواند فرآیند صلح را به تنهایی هدایت یا تصرف کند. بلکه به همکاری پاکستان نیاز دارد، زیرا با طالبان جسورتر و سازش ناپذیرتر مواجه است. اما بعید است که پاکستان این کمک را خارج از گستره روابط پاکستان – افغانستان عرضه کند.

    افغانستان و پاکستان از یک تاریخ مشترک فریب آمیز و مرزی مورد مناقشه برخوردار بوده اند. هر یک با برقراری دوستی با دشمنان دیگری، به این مساله پاسخ داده اند.

    همچنین بسیاری از مشکلات پاکستان ناشی از انتخاب های سیاسی ضعیف اش برای رفع چالش های افغانستان دارد.

    از اینرو، پاکستان از بابت رفتار افغانستان نگرانی های قانونی دارد، نظر به اینکه افغانستان به طور واضح پاکستان را مسئول مشکلات طالبان می داند.

    پاکستان به راهبردی نیاز دارد که پیرامون برقراری صلح و ثبات در افغانستان چرخش کند. این راهبرد باید به افغانستان به عنوان مجموعه ای از چالش های تاثیرگذار بر امنیت منطقه ای، ثبات داخلی پاکستان، آینده اقتصادی خود و منطقه اشاره داشته باشد. این راهبرد باید فراتر از نگریستن به افغانستان ازطریق لنزهای امنیتی باشد.

    کابل نیز باید دریابد که اگر کمک پاکستان را می خواهد، باید درصدد روابط دوستانه با اسلام آباد باشد. روابط دوستانه با هند نیز خوب است، اما متحد شدن با دهلی نو یا با تروریست ها علیه پاکستان، کمکی نخواهد کرد.

    راهبرد پاکستان باید در زمینه تعامل با طالبان در نظر گرفته شود. بی طرفی نباید یک گزینه باشد. بی طرفی پاکستان، به نفع طالبان است. این بی طرفی به طالبان در مذاکرات و در درگیری در صورت شکست مذاکرات، برتری می دهد.

    هدف پاکستان باید محدود کردن امکان درگیری مسلحانه طولانی مدت از طریق ترغیب همه طرف ها به ویژه طالبان به پذیرش توافق مذاکره شده باشد. گزینه های جایگزین، وحشتناک خواهد بود.

  • سریال «عثمان»؛ هم‌ذات‌پنداری با تاریخ و اسطوره‌های بیگانه

    سریال «عثمان»؛ هم‌ذات‌پنداری با تاریخ و اسطوره‌های بیگانه

    امپراتوری عثمانی، یک قدرت سیاسی بزرگ و مسلمان بود که از 1299 تا 1922 میلادی –به مدت 623 سال-، در منطقه‌ی مدیترانه حکومت می‌کرد و در قاره‌های آسیا، اروپا و افریقا گسترش یافته بود! عثمان یکم، پسر «ارطغرل»، بینان‌گذار امپراتوری عثمانی بود. نکته‌ی مهم آن است که صنعت فیلم و سریال ترکیه، در خدمت اهداف سیاسی و بزرگ‌نمایی چهره‌های تاریخی این کشور است که وظیفه‌ی ارائه‌ی تصویر مثبت و روحانی از شاهان این کشور دارد؛ در حالی که عثمانی‌ها، به دلیل کشورگشایی‌های بسیار، کشتار زیادی نیز انجام دادند و چهره‌های فرشته‌خوی نبودند!

    انسان‌ با کم‌بودهایش دچار می‌شود، در سرزمین کم‌بودها، چنان‌چه آدم‌های از کوه آمده که به جز تفنگ و کشتن، چیز دیگری نمی‌شناختند، دچار زراندوزی و در قواره‌ی روش‌فکر و مدنی ظاهر شدند؛ تک‌گزینه‌ی شدن زندگی به دلیل کرونا، مرا نیز دچار سریال‌های خارجی، با دوبله‌های «آبکی» تلویزیون‌های افغانستان کرد. سریال «قیام عثمان» با بازی «بوراک اوزچویت»، در نقش «عثمان» و در ژانر پرطرف‌دار «اکشن- تاریخی- درام» که در ادامه‌ی سریال پرطرف‌دار «قیام ارطغرل» است و تأسیس سلسله‌ی بزرگ عثمانی، داستان فرزند ارطغرل –عثمان- را روایت می‌کند. نویسنده‌ی این سریال، «مهمت بوزداغ» و کارگردان آن «متین گونای» است. پیش از سریال عثمان، مجموعه‌ی «قیام ارطغرل» در ترکیه نشر شد که یکی از موفق‌ترین سریال‌های تلویزیونی این کشور بود و در خارج از ترکیه نیز استقبال شد.

    امپراتوری عثمانی، یک قدرت سیاسی بزرگ و مسلمان بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی –به مدت ۶۲۳ سال-، در منطقه‌ی مدیترانه حکومت می‌کرد و در قاره‌های آسیا، اروپا و افریقا گسترش یافته بود! عثمان یکم، پسر «ارطغرل»، بینان‌گذار امپراتوری عثمانی بود. نکته‌ی مهم آن است که صنعت فیلم و سریال ترکیه، در خدمت اهداف سیاسی و بزرگ‌نمایی چهره‌های تاریخی این کشور است که وظیفه‌ی ارائه‌ی تصویر مثبت و روحانی از شاهان این کشور دارد؛ در حالی که عثمانی‌ها، به دلیل کشورگشایی‌های بسیار، کشتار زیادی نیز انجام دادند و چهره‌های فرشته‌خوی نبودند!

    از آن‌جا که برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی در ترکیه، نقش بزرگی در جهت‌دهی روحیه‌ی ملی دارد، پس از کودتای نافرجامی که چند سال پیش در ترکیه اتفاق افتاد، سیاست‌مداران این کشور را وا داشت تا تمرکز بیشتری روی هنر و ساخت سریال‌های تاریخی، با شعارهای مثل «بیداری یک ملت»، داشته باشند. حزب «عدالت و توسعه» به رهبری اردوغان، توجه ویژه‌ی روی صنعت فیلم و سریال دارد و این کشور از ۲۰۰۲ تا امروز، نزدیک به ۱۵۰ سریال تلویزیونی، به بیش از ۱۰۰ کشور در خاورمیانه، اروپای شرقی، امریکای جنوبی و آسیای جنوبی فروخته است که سال گذشته، از این ناحیه چیزی در حدود ۳۰۰ میلیون دالر، درآمد ارزی داشته است. نزدیک به ۹۵درصد ترک‌ها، روزانه شش ساعت تلویزیون تماشا می‌کنند که در سطح جهان، آمار بسیار بالایی است.

    سریال‌های تلویزیونی، در واقع هنری در خدمت سیاست و خریدن مشروعیت برای زمام‌داران ترکیه است که در آن معمولا از دشمن ملت صحبت می‌شود که حتا اگر مربوط به دوره‌های تاریخی گذشته باشد، بازهم مردم می‌توانند با آن هم‌ذات پنداری داشته و با واقعیت‌های روز، آن را پیوند دهند. دشمنانی که با تفرقه‌افکنی، با کمک عوامل داخلی در صدد از بین بردن کشور اند.

    مسأله‌ا‌ی که یکی از دلایل پر بیننده بودن سریال عثمان در افغانستان نیز است و مردم می‌توانند، شبیه اکثر شخصیت‌های سریال را در داخل نظام خودمان جست‌وجو کنند. مثل آن که این روزها، شخصیت «دوندار و بالگای» را مردم مثال می‌زنند. دولت ترکیه و شخص اردوغان، برای عینیت بخشیدن به شعار «بازگشت عظمت و شکوه ترکیه»، به صنعت سینما و سریال‌سازی نیاز دارند!

    چرایی محبوبیت سریال عثمان در افغانستان

    جدا از هر چیزی، کم‌بودها در افغانستان نقش بارزی در محبوبیت این سریال دارد. مسأله‌ی به یادم می‌آید که ربطی به فیلم و سریال ندارد؛ اما در توضیح کم‌بودها است. سال‌ها پیش، فواره‌ی آب در جوار وزارت‌های عدلیه و مالیه، روشن بود و آب کثیفی از آن به هوا فوران می‌کرد؛ جالب آن بود که صدها نفر در اطراف آن با شوق ایستاد شده، صعود و سقوط آب را با خوش‌حالی زیاد تماشا می‌کردند؛ کودکان اسپندی، جشن گرفته و داخل حوض‌چه‌ی آن در حال شنا بودند، صحنه‌ا‌ی که واقعا دردناک و ناشی از کم‌بودها در این سرزمین است!

    افغانستان کشور بی‌تصویری بود که پس از طالبان، عقده‌ی تصویر داشت و به همان اندازه که طالبان در جنگ با تصویر، از آن‌طرف بام افتادند؛ مقام‌های فرهنگی و رسانه‌ها نیز پس از آن، از این سمت به زمین خوردند. به همان‌سان که نشر سریال‌های «قیام ارطغرل و قیام عثمان»، در ترکیه برای حکومت آن کشور به موقع و مناسب بود، نشر سریال عثمان در افغانستان نیز با قرنتین، انزوای خانگی ناشی از کرونا و بی‌کاری مردم هم‌زمان شده است که یکی از دلایل پر بیننده بودن آن نیز می‌تواند باشد؛ اما دلیل اصلی هم‌ذات‌پنداری مردم افغانستان با این سریال، به خشونت درونی و عشق زیرپوستیِ که در آن جریان دارد است. با وجودی که سریال عثمان، دارای چفت و بست خوب و المانت‌های قابل قبول نمایشی نیست و در جنبه‌های بسیاری مشکل دارد؛ ولی توانسته است، طیف‌های گوناگون مردم را راضی کرده و به خودش جذب کند. بازی‌گران با وجودی که بین تیپ و شخصیت سرگردان اند؛ اما سازندگان در پردازش آنتاگونیست –به خصوص در لشکر مغول- زیاد دقت نکرده اند؛ ولی چهره‌ و شخصیت‌‌پردازی پاراگونیست -لشکر ترک‌ها- خوب است که از آن جمله، می‌توان به خود عثمان اشاره کرد که نزدیک به تصویرهای ذهنی شکل گرفته‌ی مردم عادی، از قهرمانان هالیوودی با موهای بلند، اندام‌ورزیده، چالاک و تیزهوش است. همین مسأله‌، موجب هم‌ذات‌پنداری مخاطب افغان با سریال مملو از قهرمان و ضد قهرمانی می‌شود که می‌توانند نمونه‌هایش را هم در تاریخ و هم در زمان حال افغانستان، در ذهن خود مجسم و با یک‌دیگر مقایسه کنند!

    انسان شرقی از آن‌جا که هم‌واره به دنبال دست نجات غیبی از آسمان است؛ عثمان را توان‌مند و فوق‌عادی دیده و در داستان زندگی او که روایت عشق، جنگ، بردباری، خشم و انتخاب مردی است که همه چشم به او دوخته‌اند، غرق می‌شود؛ داستانی که حس سرکوب شده‌ا‌ی بسیاری را با ظهور یک امپراتوری زنده می‌کند.

    نکته‌ی دیگر، روح جنگ و خشونتی است که در سریال جریان دارد، نیروی اشغال‌گری که با کمک افراد حقیر و بی‌مقدار داخلی، نظام ظلم و جور را برپا کرده و رادمردانی که در مقابل اشغال و ستم‌گری ایستاده اند. این سریال با وجودی که تلویزیون طلوع در نشر کردن آن، با نوشتن عدد ۱۶+، از خود رفع مسؤولیت کرده است؛ ولی ترویج‌دهنده‌ی خشونت نیز است. آن‌هم در جامعه‌ی خشن و بی‌رحم که در آتش‌ جنگ سوخته و مردمش در بلوا و نابسامانی، نفس کشیده اند.

    قصه‌ی پر غصه‌ی رسانه، فیلم و سریال در افغانستان

    زمانی یکی از مسؤولان بلند رتبه‌ی کشور، در پاسخ به چرایی بی‌در و پیکر بودن قانون و سیاست‌گذاری فرهنگی و رسانه‌ای گفته بود، اشکالی ندارد، بگذار مردم هر چه دل‌ شان خواست ببینند؛ چون نیاز به تصویر دارند. با تأسف، حکومت در تمام این سال‌ها، نتوانست «جنرال اکت» و استراتژی رسانه‌‌ای و فرهنگی منظم و مدون طرح کند تا بر اساس آن، کارها به پیش برود. تقابل رسانه با رسانه، رسانه با وزارت، سرگردانی و نابسامانی رسانه‌ای، امر معمول و دوام‌دار بود و به دلیل نبودن مکانیزم مشخص فرهنگی، نشرات و رسانه؛ شورای علما، نماینده‌های سنتی مجلس و وزارت اطلاعات و فرهنگ، پس از نشر در برابر سریال‌ها ایستاده و حتا فتوای جهاد دادند. سریال‌های که رسانه‌ها آن را خریده، ترجمه، دوبله و با جذب حامی مالی، مبادرت به نشر کرده بودند!

    بیشتر رسانه‌ها به دلیل نفوذ سینمای بالیوود در افغانستان، نشر سریال‌ را با سریال‌های هندی شروع کرد که در طول زمان، شورای علمای افغانستان به دلایل مثل تفاوت‌های فرهنگی، ضدیت با ارزش‌های اسلامی، گم‌راه کنندگی، تهاجم فرهنگی و… با طرحی به نام «اصلاح رسانه‌های افغانستان»، در صدد توقف سریال‌های هندی برآمدند. کار به جایی رسید که شورای وزیران با فشار شورای علما، اعلامیه داد که وزارت اطلاعات و فرهنگ، باید از نشر برنامه‌های مبتذل، قبیح، غیراسلامی و ضداخلاق اجتماعی، جلوگیری کند؛ اما به دلیل همان بی‌برنامگی و ندانستن زبان رسانه و تصویر، دولت مشخص نکرده بود که برنامه‌های مبتذل، قبیح و غیراسلامی به کدام برنامه‌ها گفته می‌شود. وقتی رسانه‌ها مقاومت کرد، گفتند که آن‌ها در صدد ترویج بت‌پرستی اند. برای همین، رسانه‌ها مجبور شدند به سراغ سریال‌های یک کشور مسلمان بروند و سریال‌های ترکی، مهمان خانه‌های مردم شود.

    سریال‌های که مشکل بت‌پرستی را حل کرد؛ اما با وجود سانسور و شطرنجی شدن تصویر، نتوانست آتش کینه‌ی مخالفان سریال‌ها را خاموش کند؛ چون این سریال‌ها نیز از نظر برهنگی و نوعیت ساخت، دست سریال‌های هندی را از پشت بسته بود!

    نرمش و هم‌سویی حکومت‌ با مخالفان سریال‌ها را، زمانی یک امتیاز برای مخالفان مسلح می‌دانستند تا از این راه، دل آن‌ها را برای گفت‌وگو نرم کنند و روزی هم انگیزه‌های سیاسی/ زبانی، دلیل اصلی این مخالفت‌ها دانسته می‌شد. این شائبه زمانی تقویت شد که مخالفت‌ها تنها با سریال‌های بود که به زبان فارسی دوبله شده و در حال نشر بود؛ در حالی که همان سریال‌ها و یا مشابه شان که با دوبله‌ی پشتو نشر می‌شد، مخالفی نداشت.

    راحت‌ترین کار، پاک کردن صورت مسأله به جای حل آن است؛ اتفاقی که به یک اپیدمی همه‌گیر در افغانستان بدل شده است، در دنیای امروزی، به عوض آن که به زور مانع ورود محصول‌های فرهنگی و هنری شویم –که غیر ممکن است- و یا فقط انتقاد و مخالفت کنیم، درصدد سنجش راه‌کار و ارائه‌ی محصول به اندازه‌ی تقاضا باید بود که نیاز به تغییر و اصلاح مؤلفه‌های بسیار دارد.

    مجبوریم به تاریخ و اسطوره‌های دیگران افتخار کنیم

    مردمی که تاریخ و اسطوره‌های خودش را نشناسد و توانایی شناساندن آن را نداشته باشد، مجبور است که به تاریخ و اسطوره‌های دیگران افتخار کند. چیزی که امروز با نشر سریال «قیام عثمان» کاملا به آن پی برده‌ایم. در کشور ما و در طول این نوزده سال، همه از نشر سریال‌ها و آثار هنری کشورهای دیگر، انتقاد کردیم، همه فریاد زدند که محصول‌های فرهنگی، باید مناسب فرهنگ و در چهارچوب بایدها و نبایدهای افغانستان باشد؛ اما هیچ کسی تعریف درست و راه‌کار مناسب برای رسیدن به چوکات مورد نظر نداشت. گفتیم که برنامه‌ها‌ی تلویزیونی باید آموزشی، حرفه‌ای و مسلکی باشد؛ ولی نفهمیدیم که برنامه‌های آموزشی، حرفه‌ای و مسلکی چیست و چگونه ساخته می‌شود! گاهی این انتقادها به اندازه‌ی بود که منتقدین، کلاس درس و یا منبر تکیه‌خانه را با استدیوی تلویزیون اشتباه می‌گرفتند. برای همین بود که زمانی، تلویزیون‌های افغانستان مملو از شاعر شده بود و صاحبان رسانه فکر می‌کردند، که رمان‌نویس و شاعر می‌توانند، مشکل بی‌محتوایی رسانه‌ را رفع کنند.

    از آن‌جا که رسانه‌ی خوب و حرفه‌ای، آگاهی و انسجام روحیه‌ی جمعی را به دنبال دارد، حکومت و کشورهای حامی افغانستان، هرگز برای رشد فرهنگ و رسانه سرمایه‌گذاری نکردند. در تمام این مدت، تمرکز دگرگونه بود؛ مثلا برای مبارزه با مواد مخدر و مبتلا نشدن جوانان به این هیولا، صدها میلیون دالر مصرف و هزینه شد؛ اما روی ورزش، توسعه و رشد زیر ساخت‌های آن کار نشد. در تمام این سال‌ها، هیچ کار جدی در ورزش و رشد فرهنگ انجام نشد. یک استدیوم خوب، یک سالن سینمای معیاری، یک فیلم و سریال در خور توجه و یک کار هنری و فرهنگی بزرگ ساخته نشد و فضای سرانه‌ی مکان‌های تفریحی و سبز در افغانستان، آگاهانه و یا ناآگاهانه، از یاد برده شد تا امروز به جز نشر سریال‌های خارجی، هیچ گزینه‌ی دیگری برای رفع خستگی مردم وجود نداشته باشد. سریال‌های که ما را مجبور می‌کند، به بنیان‌گذار سلسله‌ی عثمانی افتخار کنیم، نه بزرگان و استوره‌های خود مان.

    روزی یک افغان متمول، خداجو، مؤمن و مفتخر به پنج‌هزار سال تاریخ، از شراب‌خواری پسر جوانش شکایت داشت و از من پرسید که چه کنم؟ گفت هر چه نصیحتش می‌کنم، بی‌فایده است. گفتم زمینه‌های تفریح و درگیری ذهنیِ سالم برایش فراهم کن. گفت درست است، می‌گردم و پیدا می‌کنم؛ چندی بعد او را دیدم که گفت، هر چه گشتم، نبود. گفتم پس، چاره‌ی نداری جز آن که شراب‌خواری پسرت را تحمل کنی؛ چون او هم راهی به جز آن نیافته است!

    رشد فرهنگ، هنر و ورزش، کار ساده‌ و آسان نیست و نیاز به برنامه‌ی مدون، سرمایه‌گذاری وسیع و توجه ویژه‌ی جمعی دارد. سال‌ها طول می‌کشد تا با تربیه‌ی نیروی انسانی، بتوان به مرحله‌ی رسید که دیگر نگران نشر سریال‌ها و فیلم از تلویزیون‌ها نباشیم. برای تولید و راه افتادن چرخه‌ی فرهنگ، یک وزارت‌خانه‌ی در حاشیه که تمام چالش آن برتری‌های زبانی و فرهنگ‌های اتنیکی باشد، کافی نیست؛ نیاز به طرح نو و نگاه تازه دارد که با تأسف، در افغانستان چنین چیزی محلی از اعراب نداشته و زمام‌داران ما اصلا نیازی در این باره احساس نکرده اند.

    نعمت رحیمی

  • چرا خلیلزاد خواست از جنایات طالبان قباحت زدایی کند؟

    چرا خلیلزاد خواست از جنایات طالبان قباحت زدایی کند؟

    من نیم دهه تاریخ دیپلماسی آمریکا با رژیم‌های سرکش و گروه‌های تروریستی را واکاوی کردم. چه فردی از حزب جمهوری‌خواه بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا تکیه زده باشد و یا فردی از حزب دموکرات، همه در مواجهه با رژیم‌ها، چه در خاورمیانه یا آسیا، از یک الگو پیروی کردند. هر زمانی که ایالت متحدۀ‌ آمریکا یک روند دیپلماتیک در سطح بالا را شروع می‌کند، وزارت امور خارجه تقریباً همیشه از ترک آن امتناع کرده و هیچ‌گاهی پاسخ منفی دریافت نمی‌کند. در واقع، تاریخ سیاسی‌سازی اطلاعات نشان می‌دهد که سیاست‌مداران و دیپلمات‌ها برای پشتی‌بانی و پیش‌برد روند سیاسی بیش‌تر از روش‌های پر پیچ و خم اطلاعاتی استفاده می‌کنند تا رفتن به سمت اقدامات نظامی. وقتی یک فرستادۀ ویژه فرایندی را که می‌تواند برایش شهرت و اعتبار به همراه بیاورد، انحصار کرد، کمتر احتمال می‌رود که او فریب‌کاری‌های طرف مقابل را بد عهدی تفسیر کند. خواه این فرایند گفت‌وگو با ایرانی‌ها در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشد یا روند گفت‌وگوها با سازمان آزادی‌بخش فلسطین در دوران ریاست جمهوری جورج بوش و بیل کلینتون.

    و چنین چیزی در توافق‌نامۀ شکنندۀ‌ صلح آمریکا و طالبان نیز مشهود است. 11 هفته پس از امضای توافق‌نامۀ صلح آمریکا و طالبان که زلمی خلیل‌زاد و نماینده‌گان طالبان آن را در حضور مایک پمپئو، وزیر امور خارجۀ آمریکا امضا کردند، خشونت‌ها به اندازه‌یی افزایش یافته است که نه سفارت آمریکا در کابل و نه هم ماموریت حمایت قاطع در افغانستان قادر به ارایۀ علنی آمارها نیستند. دیپلمات‌ها در زمان خبرهای ناخوش‌آیند هیچ‌گاهی دور واگن حرکت نمی‌کنند، این که خلیل‌زاد طالبان را از دخالت در حملات هفته گذشته که بر یک مراسم خاک‌سپاری در ننگرهار و یک زایشگاه در کابل انجام شد، تبرئه می‌کند، در تضاد با آن روش دیپلماسی است.

    مقام‌های افغانستان می‌گویند که آنان شواهد قانع‌کننده و چندجانبه‌یی در دست دارند که نشان می‌دهد، طالبان در بمب‌گذاری و حمله بر مراسم خاک‌سپاری در ننگرهار دست داشته‌اند. به گفتۀ‌ این مقام‌ها، آنان در حال بررسی سرنخ‌ها و مدارکی اند که نشان می‌دهد طالبان در حمله بر شفاخانۀ نسایی ولادی کابل نیز دخیل بوده‌اند. این که خلیل‌زاد از ارایۀ‌ آمارهای متداول و اطلاعات در مورد خشونت‌ها پس از توافق‌نامۀ صلح خودداری می‌کند و پس از آن از مقام‌ها می‌خواهد که پیش از پایان بررسی‌ها به حرف‌های او اتکا کنند، سبب ایجاد شبهه در مورد انگیزه‌های خلیل‌زاد در نسبت دادن حملات اخیر (به گروه داعش) می‌شود.

    مشکل فراتر از آن است که احتمال دهیم یک فرستاده برای زنده نگه‌داشتن توافقی که او امضا کرده است، غیرصادقانه عمل می‌کند، بلکه مشکل این است که وقتی طالبان می‌توانند به کابل نفوذ کرده و یک حملۀ بزرگ را انجام می‌دهند و آمریکا به جای توجه به این مشکل و کمک به متحدان افغان برای پر کردن شکاف‌های امنیتی، تلاش می‌کند تا این حمله را مخفی کند. این موضوع به طالبان برای حملۀ‌ دوباره به کابل انگیزه می‌دهد. به خاطر داشته باشید، وقتی طالبان برای اولین‌بار در سال 1996 به کابل حمله کردند، این حمله برخلاف تعهدشان مبنی بر اشتراک در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی انجام شد و حالا این طرح یک‌بار دیگر در حال تکرار است. مطمئناً، گفت‌وگو با دشمن مضر نیست، اما این که یک طرف برای صلح تلاش کند و طرف دیگر به راه حل سیاسی به عنوان راهبرد جنگ نامتقارن نگاه کند، انجام گفت‌وگوها موفقیت‌آمیز نخواهد بود و واداشتن امنیت ملی به تفکر آرزومندانه به جای واقعیت همیشه غیرعاقلانه بوده است.

    عیب پوشانی یا قباحت‌زدایی آشکار طالبان توسط خلیل‌زاد یک رسم خطرناک است. رسم خطرناک دیگر تلاش‌های قلدرمآبانه برای واداشتن متحدان به گفت‌وگو با تروریستان است. حملات تروریستی اخیر در افغانستان درست یک روز پس از دیدار خلیل‌زاد از دهلی نو انجام شد. خلیل‌زاد در گفت‌وگو با روزنامۀ هندو از هند خواست تا وارد مذاکرۀ مستقیم با طالبان شود. او گفت، هند یک نیروی مهم در افغانستان است و چنین مشارکتی در خور (طالبان) خواهد بود.

    در واقع چنین مشارکتی خیلی هم غیرمناسب است. در 24 دسامبر سال 1999 تروریستان یک هواپیمای خطوط هوایی هند را از مسیر کاتماندو – دهلی نو ربوده و آن را به سمت کندهار تغییر مسیر دادند. طالبان به ربایندگان در کندهار پناه داده و آنان اجازه یافتند تا هواپیما را برای یک هفته در اختیار داشته باشند و حتا با این که ربایندگان یک‌تن از مسافران را کشتند، اما در نهایت با همکاری طالبان موفق به فرار شدند. علاوه بر این، طالبان اردوگاه‌های آموزشی برای گروه تروریستی حرکت‌المجاهدین ایجاد کرده‌اند، گروهی که چندین حملۀ تروریستی را در داخل خاک هند انجام داده است.

    در حالی که خلیل‌زاد از موفقیت روند دیپلماتیک ناامید است (او پیش از این در مورد عدم دخالت ایران در امور عراق نیز مذاکره کرده است). با این حال، اصرار دارد که طالبان تغییر کرده است، اما واقعیت این است که نیروهای آمریکایی و افغان حدود یک‌سال پیش در یک عملیات مشترک عاصم عمر، رهبر شبکۀ القاعده در شبه قارۀ هند را در مناطق زیر کنترل طالبان کشتند که نشان می‌دهد طالبان تغییر نکرده‌اند. (افزون بر این‌که پیش‌نهاد خلیل‌زاد در مورد گفت‌وگوهای مستقیم مقام‌های هندی با یک گروه تروریستی، طنزآمیز است. واقعیت دیگر این است که او، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور منتخب افغانستان در لیست سیاه قرار داده است، زیرا محب از روی‌کرد آمرانۀ خلیل‌زاد انتقاد و اعتماد او به طالبان را زیر سوال برده بود.)

    خواسته‌های خلیل‌زاد برای واشنگتن مشکل‌آفرین است (او از بزرگ‌ترین دموکراسی دنیا می‌خواهد با گروهی گفت‌وگو کند که معتقد است هندوها و دیگر مسلمانان غیرسنی مستحق مرگ اند) که این می‌تواند سیاست‌های بزرگ‌تر ایالات متحده در امر مبارزه با تروریسم را از بنیاد برچیند. نه تنها هند که حتا متحدان اروپایی آمریکا (که همیشه طرف‌دار روی‌کرد سیاسی بوده‌اند) می‌توانند از مدل خلیل‌زاد استفاده کرده و از آمریکا بخواهند که به جای قرار دادن گروه حزب‌الله در فهرست سیاه با این گروه وارد گفت‌وگو شود، زیرا حزب‌الله به همان اندازه در لبنان یک واقعیت است که طالبان در افغانستان و هر دو، گروه‌های نیابتی کشورهای خارجی اند که برای منافع آن کشورها کارزار جنگ‌های نامتعارف و نیابتی را پیش می‌برند.

    اگر خلیل‌زاد به هند توصیه می‌کند که با طالبان وارد گفت‌وگو شود، پس چه چیزی می‌تواند رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه را از خواسته‌اش که گفت‌وگوی امریکا با گروه‌های القاعده، داعش و حماس (سه گروه تروریستی که ترکیه با آن‌ها ارتباط دارد) است، باز دارد؟

    امور پیشین در دیپلماسی دارای اهمیت است، به همین دلیل وزارت خارجۀ آمریکا باید با دقت گام بردارد. اگر خلیل‌زاد بخواهد برای موفقیت توافق‌نامۀ‌ صلح بیشتر از آن‌چه طالبان انجام می‌دهند، تلاش کند، این موافقت‌نامه محکوم به شکست خواهد شد. ناامیدی روز افزون خلیل‌زاد (نادیده‌انگاشتن و بهانه‌تراشی برای تروریسم و از دیگر کشورها نیز خواستار چنین رفتاری شدن) نه تنها منجر به ایجاد صلح نشده، بلکه به راحتی به خون‌ریزی گسترده‌تری در منطقه منجر خواهد شد.

    نویسنده: میشل روبی، واشنگتن‌اگزماینر

    ترجمه: اطلاعات روز

  • غزنی را دریابید!

    غزنی را دریابید!

    بیشتر از یک دهه شد که ولایت غزنی و مسیرهای منتهی به برخی مناطق که ساکنان آن از یک تبار خاص هستند، بسته است یا هر روز قربانی می‌گیرد. روز گذشته در دره قیاق پنج نفر را زنده آتش زدند و امروز در شهر جوی خون جاری ساختند. مسیر جاغوری از سمت گیلان دو سال است که کلاً بسته است و در ولسوالی قره‌باغ هر سال منازعه قومی جان ده‌ها نفر را می‌گیرد.
    با توجه به این مسایل و مشکل امنیت در غزنی که با گذشت هر روز حاد تر و تراژیک تر و خونین تر می‌شود، هر آدم عاقلی کلاه خود را قاضی قرار داده و از خود می‌پرسد که مشکل چیست و از کجا آب می‌خورد. چرا نگاه‌های به یک تبار و یک قبیله کلاً خصمانه است و در تقابل و تعارض با آن از تروریست و ملا و روشنفکر و بروکرات و این طرفی و آن طرفی همه موضع یکسان دارند.
    این پرسش تاکنون بی‌جواب مانده که عوامل این اتفاقات هولناک چند سال اخیر در ضعف دولت نهفته است یا در قوت خصم، برنامه دو جانبه برای سرکوب است یا سرشت خون‌آشام تروریزم آن را می‌خواهد. بر آن شدم تا برای این پرسش‌ها، دست کم جوابی خود دریابم.
    برای بررسی این موضوع ناگزیر باید به چند سال قبل برگشت تا ریشه یابی شود که وضعیت چطور بود و چرا چنین شد.
    از سال ۱۳۸۹ با آمدن یازده وکیل از یک تبار در مجلس نمایندگان، نگاه و تلاقی خصمانه‌ای را در دنیای سیاست به وجود آورد. آقای کرزی که در آن زمان زمام امور را در دست داشت به سختی آن را هضم کرد، هر چند گاه گاه به آن اشاراتی می‌کرد، ولی چون در مناطق مورد نظر ایشان انتخابات برگزار نشده بود، چاره نداشت و باید دندان روی جگر مانده و یازده وکیل را قبول می‌کرد.
    اما معکوس آن نیز وجود دارد، وکلایی که از غزنی به مجلس راه یافتند نتوانستند از تمام باشندگان آن ولایت نمایندگی کنند- دلایل و عوامل زیاد است، از ضعف حکومت مرکزی گرفته تا مشکلات تباری-
    از جانب دیگر، وضعیت طوری توسعه یافت که حکومت محلی غزنی حزبی شد و اقوام ساکن در این ولایت نتوانستند خود را در آن بیابند. مزید بر این، نزدیکی ولایت غزنی به مرز پاکستان، و همجواری با مناطقی که از مراکز اصلی گروه طالبان شمرده می‌شود، نیز عامل دیگری بود در تبدیل شدن غزنی به ولایتی که اکنون مشاهده می‌شود.
    و اما دره قیاق:
    فاصله این دره با شهر غزنی خیلی کوتاه و اگر اراده برای تامین امنیت باشد، مشکل زیادی ندارد و با افراز چند پاسگاه می‌تواند آن را تامین کرد.
    به رغم کوتاه بودن فاصله دره قیاق با شهر غزنی، طالبان از ولسوالی خوگیانی با خیال راحت آمده و هر روز فاجعه برای یک قوم خاص خلق می‌کنند، ولی گویی دولت و ملت به چنین رخدادهایی عادت کرده و قتل و کشتار کمتر از صد نفر توجه کسی را جلب نمی‌کند.
    با تحلیل و ارزیابی فوق در می‌یابیم که غزنی و ساکنان آن در بی‌مهری حکومت مرکزی و حاکمان موجود در غزنی قرار دارند، بنا بر این چنین می‌اندیشم که چاره کار غزنی در دستان حکومت مرکزی است و با تمهیدات خیلی آسان و ساده می‌تواند از این مخمصه رهید.
    به نظر نگارنده، مشکل غزنی زمانی حل خواهد شد که یا واحدهای اداری آن تعدیل شود، با انتخابات برگزار شده و نمایندگانی از اتمام مجموعه‌های قومی به شورای ملی بیایند، یا سهمیه بندی قومی صورت بگیرد و از هر قوم نمایندگانی معرفی شوند.
    لطفا غزنی را دریابید!

    دید

  • حزب جمعیت: در حکومت برآمده از تقلب شریک نمی شویم

    حزب جمعیت: در حکومت برآمده از تقلب شریک نمی شویم

    حزب جمعیت اسلامی افغانستان اعلام کرد برای این حزب نتیجه اعلام‌شده انتخابات، مشروع نیست و طبعا حکومت برآمده از آن هم قانونی و مشروع نیست و این حزب سیاسی شریک این توافق نیست.

    حزب جمعیت در یک اعلامیه‌ای گفت برای این حزب نتیجه اعلام‌شده انتخابات، مشروع نیست و طبعا حکومت برآمده از دل آن هم قانونی و مشروع نیست.

    این حزب با اشاره به روند صلح و شیوع کرونا در کشور افزود مخالف تشکیل حکومت بر مبنای توافق سیاسی بین همه طرف‌های عمده سیاسی و غیرمتمرکزسازی ساختار قدرت سیاسی در کشور نبود، اما در توافق کنونی غنی و عبدالله، به «تقلب» در انتخابات مشروعیت داده شده و ساختار متمرکز قدرت حفظ شده است.

    حزب جمعیت یکی از ارکان اصلی تیم ثبات و هم‌گرایی در انتخابات ششم میزان بود و عبدالله هم از آدرس همین حزب سیاسی برای تصدی کرسی ریاست جمهوری در این انتخابات نامزد شده بود.

    حزب جمعیت اسلامی، پذیرش این توافق را برای خود «به معنای عبور از خط سرخ و زیر پا نهادن اصل حیاتی این حزب مبنی بر توزیع افقی قدرت» توصیف کرده است.

    این حزب سیاسی تاکید کرده است به دنبال کسب ماموریت نیست، بلکه به مبارزه خود برای غیرمتمرکزسازی نظام سیاسی ادامه خواهد داد.

    توافق‌نامه تشکیل حکومت همه‌شمول بین غنی و عبدالله روز گذشته به امضا رسید.

  • امنیت ملی: طالبان در سه ماه گذشته 3800 حمله تروریستی انجام داده اند

    امنیت ملی: طالبان در سه ماه گذشته 3800 حمله تروریستی انجام داده اند

    حکومت می‌گوید طالبان حملات بهاری شان را به گونۀ عملی آغاز کرده اند و پس از امضای توافق صلح با ایالات متحده در ۲۹ فبروری، حملات شان را کاهش نداده اند که هیچ بلکه شدت بخشیده اند.

    جنرال احمد ضیا سراج، سرپرست ریاست امنیت ملی امروز دوشنبه ۱۸ می (۲۹ ثور) در نشست مشترک با مقام‌های پولیس و اردو گفت گروه طالبان تلاش کرده تا از این توافقنامه به نفع خود استفاده کنند و تا اکنون به هیچ یک از مواد آن پابندی نشان نداده اند.

    او افزود: «طالبان از زمان امضای توافقنامه تا امروز بیش از ۳۸۰۰ حمله تروریستی را در نقاط مختلف کشور سازماندهی کرده اند که این را وقتی مقایسه می‌کنیم با سال گذشته در همین مقطع زمانی یک افزایش بسیار زیاد را نشان می‌دهد.»

    به گفتۀ وی، در این حملات ۴۲۰ غیرنظامی افغان جان باخت و ۹۰۶ تن دیگر زخم برداشته اند.

    همچنان سرپرست ریاست امنیت ملی افزود بر اساس اطلاعات استخباراتی، طالبان نه تنها روابط شان را با گروه‌های دهشت‌افگن خارجی به ویژه القاعده، لشکر طیبه، ترکستان شرقی، تحریک اسلامی ترکمنستان و سایر گروه‌ها قطع نکرده، بلکه بیشتر ساخته است.

    جنرال سراج علاوه کرد طالبان می‌خواهند از این طریق برای جنگ‌های داخلی افغانستان نیرو جذب کنند: در صدد این هستند که از این گروپ‌ها در جنگ‌هایی که در افغانستان صورت می‌گیرد، بیشتر از پیش استفاده کنند.

    در این حال، مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله گفت طالبان در دو ماه اخیر حملات بهاری شان را آغاز کرده اند و این گروه نمی‌تواند با انکار از انجام حملات تروریستی، از مسوولیت شانه خالی کنند.

    حمله بر شفاخانه صدبستر دشت برچی کابل
    حمله بر شفاخانه صدبستر دشت برچی کابل

    او افزود: «طالب بستر رشد تروریزم در افغانستان است. برعلاوۀ این زمینۀ نفوذ، عبور، مرور، اباته و اعاشه این‌ها را در افغانستان مهیا ساخته اند.»

    همچنان نهادهای امنیتی افغانستان تاکید دارند تغییر در رهبری جنگ طالبان در شورای کویته و ولایات افغانستان، نشان می‌دهد که آن گروه نمی‌خواهند در این کشور صلح تامین شود.

    جنرال بسم‌الله وزیری، لوی درستیز قوای مسلح نیز در این نشست گفت نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در حدود سه ماه گذشته توانست که به کاهش خشونت پابند بماند و حالت دفاع فعال را حفظ کند.

    اما جنرال وزیری گفت که به خواست مردم، سیاسیون و دستور رییس جمهور، نیروهای زمینی و هوایی افغانستان بار دیگر حالت تهاجمی را اختیار کرده اند و جنگجویان طالبان را در هر بخشی از این کشور سرکوب خواهند کرد.

    لوی درستیز قوای مسلح افزود: «این عملیات را ما با شدت ادامه می‌دهیم و هر عملیاتی را که انجام می‌دهیم به خاطر توجه به تلفات غیرنظامیان بسیار دقت خواهیم کرد.»

    وزارت دفاع گفت در این عملیات تهاجمی، تلفات سنگین به مخالفین مسلح به ویژه طالبان وارد شده است. در تازه مورد ۴۰ جنگجوی طالبان در نتیجۀ عملیات هوایی در ولایات هلمند، بدخشان، غور، کندز و میدان‌وردک کشته شده اند.

  • عبدالله توافق سیاسی را نقطه پایان اختلافات انتخاباتی دانست/حزب جمعیت خود را از  توافق کنار کشید

    عبدالله توافق سیاسی را نقطه پایان اختلافات انتخاباتی دانست/حزب جمعیت خود را از توافق کنار کشید

    عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی صلح پس از امضای توافق‌نامۀ سیاسی با محمداشرف غنی، رئیس‌جمهوری کشور گفت «امضای توافق‌نامۀ سیاسی، نقطۀ پایان بحران انتخاباتی است.»

    آقای عبدالله با نشر پیامی گفت امیدوار است این توافق‌نامه افغانستان را به صلح نزدیک‌تر کند.

    او گفت، با استفاده از تجارب گذشته تلاش خواهد کرد تا توافق‌نامۀ سیاسی به‌گونۀ درست عملی شود.

    آقای عبدالله در بخشی از این پیام گفت با درک شرایط، به ویژه کاهش کمک‌های جامعه جهانی، تشدید جنگ و ناامنی، تلفات و قربانی مردم و خروج نیروهای بین‌المللی و خیر همگان این توافق را انجام داده است.  

    او بدون آن‌که از اختلاف جدی اعضای تکت انتخاباتی‌اش در پیوند به امضای این توافق‌نامه چیزی بگوید، گفت «برخی از متحدین ما نظریات متفاوتی به موافقت‌نامه سیاسی داشتند. نظریات‌شان را درک و احترام می‌کنیم، اما همه می‌دانیم که امروز مردم افغانستان به خاطر غلبه بر مشکلات به وحدت ضرورت دارند.»

    در همین حال، حزب جمعیت اسلامی افغانستان با نشر اعلامیه‌یی گفت این حزب با توافق سیاسی آقای عبدالله و آقای غنی شریک نبوده و با ارجاع به فیصله و توافقات مشترک شورای رهبری جمعیت اسلامی افغانستان و داکتر عبدالله عبدالله، نامزد این حزب، تذکر نکات آتی را لازم می‌داند:

    ۱ جمعیت اسلامی افغانستان باور دارد که نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸، خلاف قانون و طرزالعمل‌های انتخاباتی و فاقد استانداردهای لازم مشروعیت بود. از همین رو، جمعیت اسلامی افغانستان از همان آغاز موضعش را صریح بیان کرده بود که هرگونه حکومت بیرون شده از دل این انتخابات، مشروعیت و اعتبار قانونی ندارد؛

    ۲ جمعیت اسلامی افغانستان با درنظرداشت توافق ایالات متحده امریکا و گروه طالبان و آغاز خروج نیروهای این کشور از افغانستان و آمادگی ها برای گفتگوهای ملی صلح و همچنان وضعیت دشوار جهانی شیوع ویروس کووید ۱۹ و ضرورت همبستگی ملت‌ها در مواجهه یکپارچه با این مشکل، با شکل گیری یک حکومت مبتنی برتوافق سیاسی میان همه طرف های عمده سیاسی افغانستان که ساختار قدرت سیاسی در آن غیرمتمرکز و مرجع تصمیم گیری در آن تک فردی نبوده باشد، مخالف نبود، اما در توافق کنونی محترم داکتر عبدالله عبدالله و محترم داکتر محمد اشرف غنی، با مشروعیت بخشیدن به نتیجه تقلبی انتخابات ۱۳۹۸ رأی و‌ اراده واقعی مردم نادیده گرفته شده و به اعتماد و باور ملی به روندها و پروسه های مردم سالاری آسیب جدی رسانیده و از جانب دیگر ساختار متمرکز قدرت نیز حفظ شده است که پذیرش آن برای جمعیت اسلامی افغانستان به معنای عبور از خط سرخ و زیر پا نهادن اصل حیاتی این حزب مبنی بر «توزیع افقی قدرت» می‌باشد؛

    ۳ جمعیت اسلامی افغانستان، هیچگاه دنبال کسب ماموریت نبوده، بلکه هدف این حزب از غیر متمرکز سازی نظام از طریق مشارکتی سازی مرجع تصمیمگیری های ملی، تأمین عدالت و ثبات سیاسی پایدار در افغانستان بوده و از این مطالبه عدالت خواهانه مردمش در جهت تغییر ساختار استبدادپرور نظام متمرکز، هرگز عقب نشینی نخواهد کرد؛

    ۴ با توجه به نیاز کنونی جامعه ما به صلح عادلانه و پایدار و همچنان با در نظرداشت قربانی های جمعیت اسلامی افغانستان در راه صلح از جمله شهادت رهبر جهاد و مقاومت و شهید صلح استاد برهان الدین ربانی در این راه، این حزب باور دارد که دست یابی به صلح عادلانه از مسیر راه اندازی گفتگوهای ملی صلح با حضور و مشارکت واقعی همه طرف ها و شکل گیری اجماع ملی در این زمینه نیاز است. همچنان این حزب باور دارد که پاسداری از مردم سالاری و حفظ دست آوردهای چند دهه اخیر در روند گفتگوهای صلح، وجیبه ملی همه شهروندان افغانستان می‌باشد.

    در پایان این اعلامیه‌ آمده است که حزب جمعیت اسلامی افغانستان برای تغییر ساختار نظام متمرکز و برپایی حکومت مبتنی بر رأی واقعی مردم تعهد راسخ داشته و قوی‌تر از پیش در میدان مبارزه حضور خواهد داشت.

  • شورای امنیت ملی: طالبان در هفته گذشته 79 غیرنظامی را کشته اند

    شورای امنیت ملی: طالبان در هفته گذشته 79 غیرنظامی را کشته اند

    شورای امنیت ملی افغانستان می‌گوید گروه طالبان در یک هفته گذشته، ۷۹ غیرنظامی را کشته اند.

    جاوید فیصل، سخنگوی این شورا روز شنبه ۱۶ می (۲۷ ثور) به خبرنگاران گفت در این هفته ۲۱۸ غیرنظامی دیگر در ۲۱ ولایت افغانستان در جریان حملات گروه طالبان زخمی شده اند.

    او همچنان گفت بیشتر غیرنظامیان در اثر انفجار ماین‌های جاسازی شدۀ طالبان و فیرهای مستقیم جنگجویان این گروه کشته و زخمی شده اند.

    به گفته آقای فیصل بررسی‌های آنان نشان می‌دهد که خشونت‌ها علیه غیرنظامیان از سوی طالبان به گونۀ بی‌سابقه افزایش یافته است.

    آقای فیصل افزود نیروهای امنیتی افغان عملیات‌های شان را برای از بین بردن گروه طالبان آغاز کرده و تنها در یک هفته گذشته، ۲۴۹ تن از جنگجویان طالبان در اثر این حملات کشته و ۱۳۸ تن دیگر آنان زخمی شده اند.

    طالبان تا اکنون در این مورد چیزی نگفته اند.

    سخنگوی شورای امنیت ملی افغانستان در پیوند به حملات اخیر در کابل و ننگرهار بار دیگر گفت که بررسی‌های آنان نشان می‌دهد که طالبان در این انفجارها دست دارند.

    او همچنان افزود طالبان و داعش در افغانستان روابط دوامدار دارند. وی از زلمی خلیلزاد، نمایندهٔ ویژه ایالات متحده برای مصالحهٔ افغانستان – که گروه داعش را مسوول حملات کابل و ننگرهار خوانده بود- خواست در صورتیکه اسنادی در این مورد داشته باشد، آن ‌را با حکومت و مردم افغانستان شریک کند.

    به گفته وی توقع حکومت افغانستان از متحدین‌اش این است که تا به دهشت‌افگنانی که هر روز غیرنظامیان را در این کشور می‌کشند، برائت ندهند.

    آقای فیصل تاکید کرد که نباید این گروها به دهشت‌افگنان “خوب و بد تقسم شوند، چون آنان قاتلین مردم افغانستان اند.”

    در حملات اخیر در کابل و ننگرهار که تا اکنون هیچ گروهی مسوولیت آن را نگرفته، به شمول نوزادان و مادران کم از کم ۴۴ تن کشته و حدود ۹۰ تن دیگر زخمی شدند.

    پیش از این زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژه ایالات متحدۀ در امور مصالحه افغانستان گفته بود که ارزیابی‌ امریکا نشان می‌دهد که این حملات توسط گروه داعش انجام شده است.​

    از جانب دیگر، نهادهای امنیتی و دفاعی افغانستان با نشر یک اعلامیه‌ای مشترک گفته اند که گروه طالبان با تغییر روش،‌ خواسته اند که مسوولیت حملات شان را بر دوش دیگر گروه‌های تروریستی بی‌اندازند.

    در این اعلامیۀ آمده است: “طالبان با انجام جنایات بی‌شمار در گذشته و حال، استفاده از تاکتیک “حمله و تکذیب”، محکوم نمودن آن و انداختن مسوولیت جنایت ب به دوش سایر گروه‌های تروریستی مثل داعش، نمی‌توانند جنایات و دهشت‌آفرینی خود را پنهان کنند.”

    در این اعلامیه همچنان آمده است که نهادهای امنیتی و دفاعی افغان طالبان را عامل اصلی ادامه خونریزی و جنگ در این کشور می‌داند.

    این نهادهای امنیتی افغانستان طالبان را به تخطی از توافقنامه دوحه متهم کرده و گفته اند که طالبان پس از امضای آن نه تنها که خشونت‌ را کاهش نداده “بلکه رابطه و پیوند سازمانی و ایدیولوژیکی خود را با سایر گروه‌های تروریستی در افغانستان و منطقه فعال نگهداشته اند.”

    طالبان دست داشتن در حملات اخیر در ولایت‌های کابل و ننگرهار را رد کرده اند.

  • کرونا از طریق حرف زدن هم منتقل می شود

    کرونا از طریق حرف زدن هم منتقل می شود

    نتایج یک تحقیق که در هفته‌نامه آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا (PNAS) منتشر شده به نقش بسیار مهم ریز ذره‌های بزاقی در انتقال بیماری کووید ۱۹ اشاره کرده است.

    بر اساس این تحقیق ریز ذره‌های بزاقی تولید شده توسط گفتار می‌توانند در یک فضای بسته به مدت بیش از ده دقیقه در هوا معلق بمانند.

    محققان پیش از این درباره انتقال نوع جدید ویروس کرونا از طریق سرفه و عطسه هشدار داده بودند اما بر اساس یک مطالعه تازه، هنگام صحبت کردن نیز ریز قطره‌های ناپیدای بزاقی که ممکن است حاوی ذرات ویروس باشند به بیرون از دهان پرتاب و پراکنده می‌شوند.

    نتایج این مطالعه که در مجموعه مقالات برگزیده آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا منتشر شده نشان می‌دهد که ریز قطره‌ها هر چه کوچک‌تر باشند، بیشتر به حالت معلق در هوا باقی می‌مانند؛ در حالی که ذرات سنگین‌تر پس از مدت کوتاهی بر اثر نیروی جاذبه بلافاصله به سوی زمین سرازیر می‌شوند.

    مسئله انتقال از طریق هوای بازدم پیش‌تر به خوبی برای برخی ویروس‌های به شدت مسری نظیر سرخک که حتی قادرند در قطرات میکروسکوبی نیز جای بگیرند،‌ مورد مطالعه قرار گرفته بود. محققان اینک در صددند تا میزان این شیوه آلودگی را برای نوع جدید ویروس کرونا نیز با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهند.

    محققان انستیتوی ملی دیابت و بیماری‌های کلیوی – گوارشی برای این منظور از فردی خواستند تا درون جعبه‌ای بسته که داخل آن پرتوهای لیزر ساطع شده بود،‌ صحبت کند.

    در این آزمایش فرد یاد شده به مدت بیست و پنج ثانیه عبارت «سالم بمانید» را تکرار کرد و محققان اقدام به شمارش ریز قطرات بزاقی کردند که از پرتو‌های لیزر عبور کرده بود.

    بر اساس نتایج این آزمایش، ریزقطره‌های بزاقی که از دهان خارج شده بود پس از بیست و پنج ثانیه سخن گفتن، به طور متوسط حدود دوازده دقیقه در هوای این محیط بسته معلق باقی ماندند.

    بر اساس این نمونه آزمایشگاهی،‌ محققان تخمین می‌زنند که با توجه به میزان غلظت شناخته شده ویروس کرونا در بزاق دهان،‌ اگر فردی آلوده به ویروس با صدای بلند سخن بگوید معادل هر دقیقه بیش از یک هزار ریز قطره حاوی ویروس از دهان وی به بیرون پرتاب می‌شود و احتمال معلق ماندن این ذرات در یک فضای بسته هشت دقیقه و شاید هم کمی بیشتر باشد.

    نتایج یک تحقیق 

    بر اساس نتایج این تحقیق: «یافته بدست آمده در این مشاهده مستقیم نشان می‌دهد که سخن گفتن به شکل عادی ریز قطراتی را تولید و در محیط پراکنده می‌کند که می توانند ده‌ها دقیقه و حتی بیشتر به حالت معلق در هوا باقی بمانند؛ این ذرات در یک محیط بسته و محدود قابلیت بالایی برای انتقال بیماری دارند.»

    این تیم تحقیقاتی پیش‌تر نتیجه آزمایشی را به ثبت رسانده بودند که نشان می داد صحبت کردن به شیوه ای آرام و با صدای ضعیف‌تر به نسبت ریز قطرات بزاقی کم‌تری را تولید و در هوا منتشر می‌کند.

    تایید علمی نتایج این آزمایش که بر نقش مهم انتقال ویروس از طریق ریز ذره‌های بزاقی معلق در هوا صحه می گذارد دلیل موجه دیگری برای استفاده از ماسک برای پیش‌گیری از ابتلا به نوع جدید ویروس کرونا است که بسیاری از کشورها اکنون به ضرورت آن پی برده و حتی استفاده از آن در محیط‌های بسته را الزامی کرده‌اند.

  • سه شنبه سیاه در افغانستان/ وقتی به نوزاد هم رحم نکردند!

    سه شنبه سیاه در افغانستان/ وقتی به نوزاد هم رحم نکردند!

    در اوج همه‌گیری کرونا و دست به دهان ‌شدن اکثریت مردمان فقیر در افغانستان، قلب کشور گواه مرگ‌بارترین حملۀ تروریستی در چند ماه اخیر بود. حوالی ساعت ده پیش از چاشت روز گذشته، سه‌شنبه، بیست‌وسوم ثور شماری از مهاجمان مسلح در لباس نظامی بر یک مرکز درمانی در غرب کابل حمله کردند و بر اساس گزارش‌های اولیه، پس از سه‌ونیم ساعت درگیری با نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای خارجی، چهارده تن را کشتند و نزدیک به بیست تن دیگر را زخمی کردند. لحظاتی پس از این حمله، یک مهاجم انتحاری خودش را در مراسم تشییع جنازۀ یک فرمانده پولیس در ولسوالی «کوزکنر» ننگرهار منفجر کرد. به گفتۀ مقام‌های محلی ننگرهار، در این روی‌داد دست‌کم بیست‌وچهار تن کشته شدند و 63 تن دیگر زخم برداشتند.

    دولت، مردم افغانستان و کشورهای دخیل در مسالۀ جنگ و صلح این کشور، حملات تروریستی روز گذشته را جنایت ضد بشری خواندند و این روز را، روز سیاه افغانستان نام گذاشتند. در ایامی که مردمان افغانستان با فقر برخاسته از آفت کرونا می‌جنگند، تروریستان با انجام این دو حمله، گلیم ماتم مردمان فقیر و بیچاره را پهن‌تر کردند.

    از سر گیری حالت تهاجم به دستور غنی

    محمداشرف غنی، رئیس‌ جمهور کشور ضمن تقبیح حملات روز گذشته، در یک پیام تصویری به نیروهای دفاعی و امنیتی کشور دستور داد تا از حالت «دفاع فعال» به حالت «تهاجمی» برگردند و علمیات‌‌شان را بر ضد طالبان از سر بگیرند. رئیس‌ جمهور کشور گفت: «ما از طالبان تقاضا می‌کنیم که به خواست بیگانه‌گان از کشتن و ریختاندن خون افغان‌ها دست بردارند و به جنگی که بالای کشور ما تحمیل شده است، نقطۀ پایان بگذارند و راه صلح را پیش گیرند. رئیس ‌جمهور کشور در حالی از طالبان درخواست پایان جنگ و برافراشتن پرچم صلح را می‌کند که این گروه پیوسته نظامیان و غیرنظامیان را هدف قرار داده‌ و فراوان آدم‌ها را کشته است.

    گروه طالبان، به عنوان فعال‌ترین گروه جنگ‌جو در افغانستان، تنها مسئولیت حمله بر نیروهای ارتش در ولایت لغمان را به عهده گرفت و حملات کابل و ننگرهار را کار «ملیشه‌های داعشی» خواند. طالبان در اعلامیه‌یی که ناوقت شب گذشته نشر کردند، گفتند که «حملات ملیشه‌های داعشی را که مردم ملکی در آن هدف قرار داده می‌شوند، با جدیت تقبیح می‌کنند.»

     در حملۀ طالبان بر پاسگاه نیروهای ارتش در ولایت لغمان، دست‌کم بیست‌وهفت نیروی ارتش کشته شدند و 9 تن دیگرشان ناپدید.

    واکنش طالبان

    رهبری گروه طالبان پس از پیام رئیس ‌جمهور کشور گفت که آقای غنی می‌خواهد «حاکمیت خود را زیر چتر جنگ دوام دهد.» طالبان به این نکته تأکید دارند که پس از امضای توافق‌نامۀ صلح میان آمریکا و این گروه، دولت افغانستان همواره مانعی در برابر روند صلح بوده است.

    این گروه ادعا دارد که گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در افغانستان سنگر و مکان علنی ندارد و حملات‌شان از سوی افراد مهم در مهمان‌خانه‌های کابل طراحی و اجرا می‌شود.

    این گروه با اشاره به پیام تصویری رئیس ‌جمهور کشور گفته که اعلام جنگ در برابر امارت اسلامی نشان می‌دهد که محمداشرف غنی می‌خواهد هنوز حاکمیت خود را «زیر چتر جنگ» دوام دهد.

    حملات تروریستی روز گذشته با واکنش تند رهبری حکومت افغانستان، مردم و جامعه جهانی همراه بوده است.

    گروه های ترویستی خوب و بد ندارد

    حمدالله محب، مشاور شورای امنیت ملی کشور حملات روز سه‌شنبه را تلویحاً به گروه طالبان نسبت داد و گفت که این گروه سبب شده است تا گروه‌های تروریستی دیگر چون: لشکر طیبه، داعش، حقانی و… زیر چتر این گروه رشد و فعالیت کنند. او گفت، اطلاعات دولت افغانستان نشان می‌دهد که این گروه‌ها بخشی از یک‌دیگرند و فعالیت‌های‌شان را به‌گونه مشترک انجام می‌دهند و با هم روابط دوام‌دار و قوی دارند.

    پمپئو: کشتن نوزادان شرارت محض است

    مایک پامپئو، وزیر امور خارجه آمریکا حملات تروریستی روز سه‌شنبه در کابل و ننگرهار را «وحشیانه» خوانده و محکوم کرده است. او با نشر بیانیه‌یی گفت که حمله به غیرنظامیان «نابخشودنی» است. او کشته‌شدن نوزادان و مادران در غرب کابل را «شرارت محض» خوانده است.

    خلیلزاد: کشتن نوزادان یک عمل شیطانی ست

    زلمى خليل‌زاد، فرستادۀ ويژۀ آمريكا براى صلح افغانستان کشته‌شدن نوزادان و مادران را در غرب کابل و حملۀ انتحاری بر یک مراسم جنازه در ننگرهار را عمل «شيطانى» خوانده و آن را جنايت ضدی بشری گفته است.

    وزیر دفاع امریکا: ممکن است دوباره با تروریستان بجنگیم

    تامس كمبل، سخنگوى وزارت دفاع ايالات متحدۀ آمريكا در واکنش به حملات تروریستی روز گذشته گفته است، در صورتی که جنگ‌جویان گروه طالبان حملات‌شان را شدت بخشند، نظاميان آمريكايى، نیروهای امنیتی افغانستان را در جنگ با این گروه همکاری می‌کنند.

    جنایت جنگی آشکار

    سازمان ديده‌بان حقوق بشر نيز حملات ديروز در كابل و ننگرهار را «جنايت آشكار جنگى» خوانده است. اين سازمان با نشر اعلاميه‌یی گفته است كه شفاخانه‌ها و تأسيسات طبى بايد از حملات دهشت‌افگنان در امان باشد و هر طرفى كه اين تأسيسات را ناديده مى‌گيرد و به آن حمله می‌کند، مرتكب جنايت جنگى مى‌شود.

    حملات و حشیانه

    راس ويلسن، سفير واشنگتن در کابل گفته كه «من حملات دی‌روز را که غیرنظامیان هدف قرار گرفتند، وحشيانه می‌دانم.» او در صفحه تويیترش نوشته است كه «تروريستان» بر مردم بى‌دفاع حمله كردند.

    جنایت ضد بشری

    نيكولاس كى، نمايندۀ ملكى ناتو در افغانستان نيز گفته است: «حملاتى كه در آن افراد بى‌گناه و غيرنظامى كشته مى‌شوند، جنایت ضد بشری‌ست.»

    عبدالله عبدالله، حملۀ مهاجمان مسلح به مرکز درمانی در غرب کابل را جنایت ضد بشری خواند و گفت که «حمله به اماکن عامه، جنایت جنگی است و مغایر تمام ارزش‌های انسانی، اخلاقی و اسلامی می‌باشد.»

    وحید عمر، مشاور رئیس ‌جمهور کشور نیز گفته که حملات 24 ساعت گذشته در دشت برچی کابل، ننگرها و لغمان «جنایت نابخشودنی و فراموش‌ناشدنی‌ست.» او طالبان و داعش را مسئول کشتار غیرنظامیان در یک شبانه‌روز گذشته گفته است.

    عبداللطیف پدرام، نمایندۀ دور پیشین مجلس نیز حمله بر مراکز درمانی را جنایت آشکار علیه بشریت خوانده است.

    شماری از کاربران صفحات اجتماعی، حمله بر اماکن عمومی و غیرنظامیان را جنایت ضدبشری عنوان کرده‌ و از سازمان‌های حقوق بشری خواسته‌اند که روی‌داد خونین کابل، ننگرهار و لغمان را به‌گونۀ جدی بررسی کنند و عاملان آن به دادگاه‌های ملی و بین‌المللی معرفی شوند.

    در تازه‌ترین مورد، شماری از کاربران شبکۀ توییتر با راه‌اندازی هشتک «KilledMothersWithBabies» خواستار پی‌گیری عاملان حملات تروریستی روز گذشته شده‌اند. آنان حملۀ تروريستی به شفاخانۀ ١٠٠ بستر در غرب کابل را فراتر از فاجعه و جنایت علیه بشریت خوانده‌ و از سازمان‌های حقوق بشری خواستار پيگيری عاملان این روی‌داد شده‌اند.

  • ادعای پوچ همکاری به زبان و نیت پلید منافع شخصی در دل!

    ادعای پوچ همکاری به زبان و نیت پلید منافع شخصی در دل!

    در اینکه صلح آرزوی دیرینه افغان هاست هیچ شکی وجود ندارد: مردم مظلوم افغانستان سالهاست که در دام منافع قدرت های منطقه و جهان افتاده در حملات تهاجمی و انتحاری قربانی می شوند. در این میان و پس از سال 2001 میلادی و ورود ایالات متحده امریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریزم، حکومت های جدید نیز به دلیل فقدان یک سیاست خارجی جامع و کامل در همسو سازی نیروهای دخیل در قضیه جنگ و صلح افغانستان ضعیف عمل کرده و نه تنها در استقرار صلح و پایان جنگ خانمان سوز در کشور ضعیف عمل کرده اند که با عملکردهای نابخردانه آتش جنگ را شعله ورتر نگه داشته اند. به همین ترتیب شرکای استراتژیک و بین المللی افغانستان در کل و امریکا به طور خاص نیز در شیطنتی شرم آور هم به میخ زده اند و هم به نعل!

    در تازه ترین مورد، ایالات متحده و طالبان توافق صلحی امضاء کردند که براساس آن طالبان موظف بودند خشونت ها در افغانستان را کاهش داده زمینه را برای مذاکره مستقیم با دولت افغانستان فراهم کنند، اتفاقاتی که اکنون نه تنها اتفاق نیفتاده که طالبان در جسارتی بیشتر از گذشته حملات تهاجمی خود را افزایش داده اند.

    در این بحبوحه، پاکستان نیز در توافق نامه صلح امریکا و طالبان تا این مرحله ماهی های مراد خود را صید کرده و به فکر تحقق اهداف بیشتر خود در افغانستان از طریق طالبان می باشد.

    خبرگزاری «آسیا تایمز» در تازه ترین مطلب خود پیرامون پروسه صلح افغانستان به نقش پاکستان در این روند اشاره کرده می پرسد:«آیا پاکستان به پیش برد صلح افغانستان کمک یا مانع تراشی می کند؟»

    در مطلب مذکور آمده است فشارهای ایالات متحده امریکا بر پاکستان و ابزارهای تشویقی به طالبان در نهایت به امضای توافق نامه صلح میان واشنگتن و طالبان شد. این توافق نامه اما اکنون روی دو موضوع امتناع طالبان از گفت و گوی مستقیم با حکومت و اعلام آتش به بن بست خورده است. در این میان این پاکستان است که باید دانست نقش تسهیل کننده در مذاکرات صلح افغانستان را بازی می کند یا در این روند اخلال ایجاد می نماید.

    باید گفت پروسه صلح افغانستان ابتدا در نوامبر سال 2010 آغاز و در ادامه در سال 2015 میلادی یک تلاش دیگر صورت گرفت. با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی نیز افغانستان و پاکستان یک توافق نامه همکاری امضاء کردند که براساس آن اسلام آباد متعهد شد طالبان را به میز مذاکره با حکومت افغانستان بکشاند. در مرحله بعد، امریکا و حکومت افغانستان چندین دور دیگر از مذاکرات را برگزار کردند که هیچ یک به جایی نرسید.

    اهداف اصلی پاکستان در پروسه صلح افغانستان

     نویسنده مطلب در ادامه به اهداف عمده پاکستان در پروسه صلح افغانستان اشاره می کند؛

    کاهش فشار امریکا

    پاکستان بارها و بارها اعلام کرده که بزرگترین قربانی جنگ در افغانستان است و این جنگ از سال 2001 تاکنون برای اسلام آباد بیش از صدوبیست میلیارد دلار آمریکایی هزینه داشته است. از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، روابط امریکا و پاکستان شکرآب و از آغاز سال 2018 کمک های اقتصادی و نظامی امریکا به پاکستان قطع شده است. اسلام آباد به نظر می رسد که درحال ایفای نقش کلان تر در مذاکرات صلح با طالبان و افزایش ارتباطات خود با امریکا باشد. در حقیقت، تلاش پاکستان برای نقش مثبت بیشتر در پروسه صلح افغانستان می تواند فشار امریکا بر این کشور را کاهش دهد.

    دیدگاه تسهیل کننده در پروسه صلح افغانستان برای پاکستان منافعی به دنبال دارد: از یک طرف اتهامات امریکا به پاکستان مبنی بر پول شویی و حمایت مالی این کشور از گروه های تروریستی را کاهش می دهد و از سوی دیگر با توسعه روابط بین المللی می تواند کمک های اقتصادی واشنگتن به اسلام آباد را دوباره به جریان بیندازد.

    از بعد دیگر، تظاهر پاکستان به ایفای نقش تسهیل کننده در پروسه صلح افغانستان می تواند به شهروندان پاکستانی کمک کند وعده هایی که عمران خان، نخست وزیر این کشور در بدو رسیدن به قدرت داده بود را باور کنند. عمران خان به مردم خود وعده سپرده بود «همکاری با کشورهای همسایه به ویژه افغانستان را گسترش دهد و برنامه های توسعه یی به ویژه در ولایات همجوار با افغانستان را تطبیق کند.   

    پاکستان در نقش کمک کننده به پیش برد پروسه صلح افغانستان می تواند در مساله مهاجرین افغانستانی ساکن این کشور نیز دست برتر را داشته باشد: چالش مهاجرین افغانی برای پاکستان از اهمیت فراوانی برخوردار است و اسلام آباد با این نقش می تواند بازگشت مهاجرین افغانستانی به کشورشان را روی دست گیرد و به منافع خود در افغانستان فکر کند.

    انگیزه های ژئوپلوتیکی

    در بخش دیگر مطلب می خوانیم «تاریخچه حضور و تاثیر پاکستان در افغانستان به دلیل عوامل ژئوپلوتیکی و تاریخی همواره با کنش و واکنش های منفی روبرو بوده است: دو موضوع پشتونستان و خط دیورند رابطه کابل-اسلام آباد را متشنج نگه داشته است. در طی دهه های گذشته، سیاسیون پاکستان با درنظرداشت منافع ملی کشورشان به افغانستان نگریسته اند: این نوع نگاه سبب شده پاکستان با  استفاده ابزاری از طالبان به قدرت نظامی این گروه در افغانستان کمک نمایند و برنامه های توسعه یی در افغانستان تحت تاثیر این نوع سیاست و پالسی پاکستان قرار گیرد.»

      از طرف دیگر ادعای متقابل زمین در اطراف خط دیورند پاکستان را مجاب ساخته در مذاکرات صلح افغانستان حاضر بوده موثر عمل کند.

    در سیاست خارجی پاکستان در مورد افغانستان، تقویت استراتژی این کشور علیه هند نیز مطرح است. ایجاد شبکه های قوی از متحدین منطقه ای علیه هند یکی دیگر از اهداف عمده پاکستان در سیاست خارجی این کشور نسبت به افغانستان است. اسلام آباد از طریق کمک به طالبان به دنبال کاهش تاثیرات اقتصادی، سیاسی و امنیتی هند در افغانستان است.

    اهداف سیاسی و امنیتی

    نویسنده مطلب در ادامه تاکید می کند در چهار دهه اخیر، پاکستان بدون شک تاثیر مهمی در توسعه سیاسی و نظامی افغانستان داشته است. از سویی هم، به نظر می رسد پاکستان با اتخاذ نقش تسهیل کننده در مذاکرات بین الافغانی و پروسه مذاکرات امریکا با طالبان سخت در تلاش است ادعاهای مربوط به زمین که از سوی حاکمیت سیاسی افغانستان علیه اسلام آباد مطرح می شود را خنثی سازد. ایجاد حکومت مشارکتی در کابل پاکستان را در رسیدن به این هدف یاری می کند. بنابراین، طالبان حتی اگر نتوانند کل قدرت را در کابل به دست آورند، حداقل از کانال مذاکرات صلح می توانند در ساختار آینده سیاسی و قدرت در افغانستان شریک شوند که این خود یک ایده آل بزرگ برای پاکستان به شمار می رود.

    تضمین منافع ملی خود و تاثیرات بیشتر در افغانستان از دریچه مذاکرات صلح از دیگر اهدف اسلام آباد در پرسه صلح افغانستان می باشد.

    در این میان، پاکستان در چهار دهه اخیر نقشی کلیدی در بحران های افغانستان بازی کرده و در تسهیل روند صلح در افغانستان نقش موثر و مصمم داشته است. به عبارت دیگر رسیدن به هر هدف مطلوب در پروسه صلح افغانستان بدون حضور پاکستان بی نتیجه خواهد بود. اگرچه افغانستان در گذشته گام های زیادی برای مذاکره صلح با طالبان برداشته اما از دید پاکستان وجود یک تسهیل کننده و میانجی در روند صلح افغانستان ضروری ست و این تسهیل کننده باید پاکستان باشد. از نقطه نظر پاکستان تمام تلاش ها برای استقرار صلح در افغانستان باید از کانال راولپندی و اسلام آباد رد شود.

    به باور نویسنده مطلب، پاکستان از کانال نفوذ بر طالبان سعی می کنند پروسه صلح افغانستان را به دلخواه خود به پیش ببرند. پاکستان از سویی هم دوست ندارد ابزارهای فشار سیاسی و امنیتی خود بر افغانستان را از دست رفته ببیند و درست به همین دلیل به دنبال مدیریت صلح افغانستان است.

    به عبارت ساده تر اگر پاکستان خواهان صلح در افغانستان باشد، این صلح باید از عینک پاکستان دیده شود. دیدگاه دوگانه پاکستان نسبت به صلح  افغانستان کماکان ادامه دارد: این کشور در یک دورنگی کامل از یک سو مدعی ست که بدون هیچ چشم داشتی در پروسه صلح افغانستان همکاری می کند و از سوی دیگر حمایت های عملی و تشویق های خود از طالبان را ادامه می دهد.

    در بخش پایانی مطلب می خوانیم پروسه صلح افغانستان برای پاکستان یک تاکتیک است، تاکتیکی که باید به حفظ منافع پاکستان در کشور همسایه منجر شود. در چنین شرایطی، منافع ملی پاکستان ایجاب می کند که به جای ایجاد مشکل در روند صلح افغانستان نقش تسهیل کننده در این پروسه را داشته باشد.

    به هر صورت نگاهی دقیق تر به آنچه که از ابتدا تا کنون در پروسه صلح افغانستان اتفاق افتاده به خوبی نشان می دهد که پاکستان و آمریکا هر یک گاهی به طور جداگانه و زمانی به طور مشترک سخت در تلاش ند از آب گل آلود مذاکرات صلح افغانستان ماهی های مراد و اهداف خود را بگیرند و با این وصف رسیدن به صلح در افغانستان قرار نیست به این زودی ختم به خیر شود.

  • تقسیم شدن نهادهای عدلی و قضایی میان ارگ و سپیدار نگران کننده است

    تقسیم شدن نهادهای عدلی و قضایی میان ارگ و سپیدار نگران کننده است

    دیدبان شفافیت افغانستان می‌گوید، از مذاکرات میان ارگ و سپیدار برای دست‌یابی به توافق سیاسی که به تقسیم نهادهای عدلی، نظارتی و نظامی منجر شود نگران است.

    مسئولان این نهاد جامعۀ مدنی با نشر خبرنامه‌یی نسبت به تلاش‌ها برای سیاسی‌کردن بیشتر نهادهایی که به گفتۀ آنان انتظار می‌رود از مداخله‌های سیاسی مصون باشند، حاکمیت قانون را تأمین کنند و نهادهای دولتی دیگر را پاسخ‌گو نگه‌دارند، هشدار می‌دهند.

    سید اکرام افضلی، رئیس اجرایی دیدبان شفافیت می‌گوید: «دیر زمانی است که فساد به دلیل سیاسی‌سازی ادارات کلیدی دولت، دامن‌گیر افغانستان شده است.»

    به گفتۀ آقای افضلی، به رغم سرمایه‌گذاری فراوان جامعه جهانی، دولت‌سازی در افغانستان عمدتاً به دلیل فقدان پاسخ‌گویی ادارت دولتی و حاکمیت ضعیف قانون که خود نتیجۀ واگذاری نهادهای عدلی، انتظامی و نظارتی برای تأمین منافع سیاسی بوده، ناکام شده است. او تأکید می‌کند که: «افغانستان دیگر توان ناکامی ادارات دولتی و فرهنگ معافیت را ندارد.»

    دیدبان شفافیت از تمام گروه‌های سیاسی می‌خواهد که شفافیت، حسابدهی و امانت‌داری را در کانون اصلاحات در حکومت قرار دهند، استقلال قوۀ قضائیه را محترم بشمارند و از سیاسی‌سازی نهادهای عدلی و اداره‌های نظارتی خودداری کنند.

    این نهاد همچنان از تمام نهادهای مدنی افغانستان، اعضای شورای ملی و مردم می‌خواهد تا صدای‌شان را بلند کنند و از قوۀ قضائیه و نهادهای «نظارتی ضعیف و شکنندۀ کشور» محافظت کنند.

    دیدبان شفافیت از جامعۀ جهانی نیز می‌خواهد تا برای مصون نگه‌داشتن اداره‌های قضایی و نظارتی افغانستان در جریان هرگونه توافق سیاسی بیشتر تلاش کند.

    محمدناصر تیموری، مسئول دادخواهی و ارتباطات دیدبان شفافیت می‌گوید: «اداراتی که عهده‌دار تأمین حاکمیت قانون، تضمین شفافیت دولت و دسترسی به اطلاعات‌اند و انتظار می‌رود که از فساد و نقض حقوق بشر جلوگیری کنند، با خطر بزرگی مواجه‌اند.»

    در خبرنامۀ دیدبان شفافیت آمده است گزارش‌های رسانه‌ها حاکی از تقسیم اعضای شورای عالی دادگاه عالی و ادارۀ دادستانی‌کل میان دسته‌های پیش‌تاز انتخاباتی به منظور ایجاد گونه‌یی از حکومت وحدت ملی است تا به بحران انتخاباتی پایان داده شود.

    این در حالی‌ست که از چندی به این‌سو گفت‌وگوها میان ارگ و سپیدار برای ایجاد حکومت مشارکتی برای حل بحران برخاسته از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته جریان دارد.

    حدود دو هفتۀ پیش رسانه ها به نسخه‌یی از طرح عبدالله عبدالله برای رسیدن به توافق سیاسی با محمداشرف غنی دست یافت. یک منبع نزدیک به عبدالله عبدالله به سلام‌وطندار گفته بود این طرح نهایی است. بر بنیاد این طرح، ادارات مرکزی و ولایتی میان عبدالله عبدالله و محمداشرف غنی به گونۀ مساویانه تقسیم خواهد شد.

  • ماجرای جنگنده های ارتش افغانستان که به پاکستان تحویل داده شد

    ماجرای جنگنده های ارتش افغانستان که به پاکستان تحویل داده شد

    یک خلبان نیروی هوایی افغانستان، روز پنج‌شنبه، جنگندۀ «MIG-21» را به یک پایگاه هوایی پاکستان منتقل کرد و خواستار پناهنده‌گی در این کشور شد. حکومت با نشر بیانیه‌یی این خبر را تأیید کرده گفته بود یک جنگندۀ ساخت شوری متعلق به نیروی هوایی افغانستان در پایگاه هوایی کوهات فرود آمده است.

    این پایگاه در 100 مایلی شهر اسلام‌آباد موقعیت و حدود 40 مایل با مرز افغانستان فاصله دارد. مقام‌های حکومتی گفته‌ بودند این خلبان خواستار پناهندگی شده و درخواست وی در حال بررسی است.

    آنان گفته بودند این جنگنده برای گشت‌زنی بر مناطق شرقی افغانستان از کابل برخاسته بود و بعداً مسیرش را به مقصد پاکستان تغییر داد. به گفتۀ مقام‌ها، این جنگنده در پایگاه کوهات تحت نظارت و خلبان آن نیز مورد بازپرسی قرار گرفته است.

    سفارت افغانستان در اسلام‌آباد از اظهار نظر در این زمینه خودداری کرده بود.

    این خبر ابتدا توسط یک سخنگوی حزب یونس خالص، رهبر یکی از گروه‌هایی که علیه حکومت کمونیستی افغانستان مبارزه می‌کرده، افشا شده است. او این خلبان را «محمدداوود» معرفی کرد که در پایگاه هوایی بگرام، در شمال کابل مشغول ایفای وظیفه بوده است.

    این سخنگو که نمی‌خواست هویتش فاش شود، گفت محمدداوود در کابل با افراد این حزب در تماس بوده و طرح انتقال هواپیما به گونۀ محتاطانه انجام شده است. به گفتۀ او، این خلبان می‌خواست به حزب یونس خالص بپیوندد.

    پیش از این نیز نظامیان افغانستان، هواپیماهای این کشور را به پاکستان فراری در این کشور درخواست پناهند‌گی داده و بعداً به شورشیان پیوسته‌ بودند. با این حال گروه‌های شورشی امتیاز فراری‌دادن این هواپیماها را به خودشان نسبت می دادند.

    شماری از خلبانان و خدمه‌های هواپیمای افغانستان پیش از این نیز هواپیماهای این کشور را به پاکستان آورده بودند که آخرین آن‌ها انتقال دو فروند چرخ‌بال با اسلحۀ MI-24 در جولای سال 1985 بود.

    از زمان کودتای کمونیستی ماه اپریل سال 1978 که طی آن سلطنت مشروطه از افغانستان برچیده شد و راه برای ورود نیروهای شوری در دسامبر سال 1979 به این کشور هموار شد، نیروهای مسلح افغانستان دچار فرسود‌گی و اختلاف نظر شده‌اند.

    این خبر در اکتوبر 1986، در وب‌سایت معتبر لاس‌انجلس تایمز منتشر شده است.

    سلام وطن دار