دسته: برگزیده ها

  • اتحادیه اروپا: حملات مداوم طالبان مذاکرات بین الافغانی را تضعیف می کند

    اتحادیه اروپا: حملات مداوم طالبان مذاکرات بین الافغانی را تضعیف می کند

    نمایندهٔ ویژه اتحادیه اروپا برای افغانستان گفت وزرای خارجه و رییس پالیسی خارجی اتحادیه اروپا گفته اند حملات متداوم “تروریستی” توسط طالبان مذاکرات بین الافغانی را ضعیف می‌سازد.

    رولاند کوبیا در صفحهٔ تویتراش نوشت ۲۷ وزیر خارجه و رییس پالیسی اتحادیه اروپا به گونه مشترک گفته اند: «سطح بلند غیرقابل پذیرش خشونت و حملات متداوم تروریستی طالبان پس از [توافق] دوحه در مغایرت به توقعات قرار داشته و احتمال مذاکرات بین الافغانی را ضعیف می‌سازد.»

    این در حالی است که آقای کوبیا در تاریخ ۲۴ جون نیز به نقل از وزرای خارجهٔ اتحادیه اروپا گفته بود این اتحادیه از تمامی افغان‌ها به شمول حکومت و به ویژه گروه طالبان خواسته است تا قاطعانه از فرصت تاریخی کنونی برای صلح پایدار و مصالحه واقعی استفاده کنند.

    اتحادیه اروپا پیش از این از افغان‌ها خواستار آتش بس بشردوستانه شده و گفته بود عدم همکاری امروزی افغان‌ها، همکاری این اتحادیه با آنان را در آینده دشوار می‌سازد؛ زمانی که به کمک سیاسی و حمایت مالی آن در افغانستان نیاز باشد.

    اتحادیۀ اروپا ماه گذشته از طالبان خواست به توافقنامه صلح میان ایالات متحدۀ امریکا و این گروه که در ۲۹ ماه فبروی سال جاری در دوحه امضا شد، احترام گذاشته و به گفتگوهای صلح حاضر شوند.

    اما گروه طالبان ماه گذشته این پیشنهادات را به نحو مداخله در امور افغانستان عنوان کرده و گفت که به هیچ کشور اجازۀ مداخله درامور داخلی افغانستان داده نخواهد شد.

    در اعلامیه طالبان آمده است که بر اساس توافقنامه صلح میان ایالات متحده و طالبان، متحدین امریکا نباید در امور داخلی افغانستان مداخله کنند.

  • کشت کوکنار در افغانستان در سال 2019 یک سوم کاهش یافته است

    کشت کوکنار در افغانستان در سال 2019 یک سوم کاهش یافته است

    اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد گفته است ساحات تحت کشت کوکنار در افغانستان در سال ۲۰۱۹ بیش از یک سوم کاهش یافته است، اما مقدار مواد مخدر تولید شده به اندازه سال ۲۰۱۸ باقی مانده و حدود ۶۴۰۰ تن بوده است.

    در گزارش اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد آمده است در سال گذشته ۱۶۳ هزار هکتار زمین در افغانستان زیر کشت کوکنار بوده که حدود ۱۰۰ هزار هکتار کمتر از سال ۲۰۱۸ می باشد.

    در این گزارش آمده است که از پول مواد مخدر برای تمویل شورشگری نیز استفاده شده است و خصوصاً در جنوب افغانستان کشتزارهای کوکنار در مناطق زیر کنترول طالبان موقعیت دارند.

    گزارش می‌افزاید که در سال ۲۰۱۹ در مساحت ۲۵۳ هزار هکتار زمین کوکنار کشت شده بود. اداره پالیسی ملی مواد مخدر در قصر سفید هم در ماه فبروری گذشته گفته بود کشت کوکنار در افغانستان در سال ۲۰۱۹ نسبت به سال قبلی ۲۸ فیصد کاهش داشت.

    بیشترین مقدار کوکنار درسال‌های اخیر درسال ۲۰۱۷ کشت شده بود. ولی با این‌که مساحت زمینی که کوکنار درآن کشت شده کاهش یافته اما حاصلات تریاک بازهم افزایش داشته است.

    به اساس گزارش ملل‌متحد درسال ۲۰۱۹ شش هزار و چهارصد تن تریاک در افغانستان تولید شده که تقریباً با حاصلات سال قبلی مساوی بوده است.

    دفتر ملل متحد برای مبارزه با مواد مخدر و جرایم می‌گوید به‌خاطر باران‌های موسمی، رطوبت هوا هنگام حاصل‌گیری و نبود امراض نباتات، حاصلات تریاک درسال گذشته ۲۰۱۹ افزایش داشت.

    براساس گزارش ها در پنج سال گذشته مواد مخدر تولید شده در افغانستان ۸۴ درصد مجموع مواد مخدر جهان را تشکیل داده است.

    در گزارش ملل متحد آمده است که بحران کرونا تاثیری بر کشت کوکنار نگذاشته و کارگران روزمزدی که به دلیل محدودیت‌های کرونا بیکار شده اند، در بخش جمع‌آوری حاصلات مواد مخدر کار یافته اند.

  • سید مختار 4 سال توسط طالبان برای انتحار آموزش داده شده بود

    سید مختار 4 سال توسط طالبان برای انتحار آموزش داده شده بود

    بامداد روز گذشته، کودک سیزده ساله‌یی به نام سید مختار که خودش را باشنده ولسوالی چهاردره ولایت کندز معرفی می‌کند، به نیروهای امنیتی تسلیم شد.

    به گفته خودش، پنج سال پیش، در یکی از شب‌های تابستان، جنگ‌جویان گروه طالبان به خانه آن‌ها در ولسوالی چهارده حمله می‌کنند، پدر و مادرش را جلوی چشم‌های‌شان می‌کشند و مختار را همراه با برادر و دو خواهرش با خود می‌برند. مختار می‌گوید: پدرم پولیس بود و در دفاع از وطن کشته شد.

    با گذشت چندین سال از آن شب شوم، هنوز هم احوالی از خواهران مختار نیست و معلوم نیست چه بلایی بر سر آنها آمده است.

    مختار می‌گوید، طالبان پس از چندی بر برادرانش نام‌های تازه گذاشتند و برای انتحاری به کابل فرستادند. برادران مختار با نام‌ها و رسم‌های تازه به کابل می‌آیند و انتحار می‌کنند.

    او می‌گوید، در یکی از مدرسه‌ها آموزش جنگ می‌دید و فردی به نام مولوی مصطفی، مسئول بخش انتحاری و ماین‌گذاری طالبان آموزش انتحاری می‌داد. به گفته خودش، پس از فراگیری آموزش‌های اولیه، مسئول بخش انتحاری طالبان بر تن او واسکت انتحاری می‌پوشاند و دستور می‌دهد که خودش را میان نیروهای امنیتی منفجر کند.

    مختار که آمادۀ عملیات انتحاری بود، در یکی از روزها به سوی شهر می‌آید. او با گذشت از پلی، واسکت انتحاری‌اش از تن می‌کند و به دریا می‌اندازد و خود نزد پولیس رفته ماجرا را تعریف می کند.

    هجرت‌الله اکبری، سخنگوی پولیس کندز می‌گوید: «سید مختار ۱۳ ساله مدت پنج سال را نزد گروه طالبان در ولسوالی چهاردره سپری کرده و آموزش انتحاری دیده است».

    ذبیح‌الله مجاهد، یکی از سخنگویان گروه طالبان می‌گوید که این خبر حقیقت ندارد و عملیات‌های فدایی آنان برای فعلاً متوقف شده است.

    مجاهد می‌گوید، استفاده از کودکان برای این کار درست نیست و صدها فدایی منتظر نشسته‌اند تا عملیات انتحاری انجام دهند.

    مجاهد در حالی به کار گیری از کودکان را در عملیات‌های انتحاری رد می‌کند که سال گذشته، یک انتحارکننده زیر سن خودش را در میان نیروهای امنیتی کندز و مردم ملکی منفجر کرد که در آن شش نیروی امنیتی و دو فرد ملکی کشته شدند.

    کندز، از ولایت‌های ناامن در شمال – شرق کشور است. این ولایت دو بار به دست طالبان سقوط کرد و شاهد فراوان انفجار و انتحار بود.

  • قبل از کاهش نیروها در افغانستان باید فعالیت های تروریستی به صفر می رسید

    قبل از کاهش نیروها در افغانستان باید فعالیت های تروریستی به صفر می رسید

    من می‌دانستم که می‌خواهم به چه چیزی در افغانستان دست یابم و دیگر مشاوران ارشد ترامپ نیز دو هدفم را با هم‌دیگر در میان گذاشته بودند. این اهداف به هم گره خورده عبارت بودند از: جلوگیری از فعالیت بالقوۀ داعش و القاعده و حملات تروریستی مرتبط به این گروه‌ها علیه امریکا و هوشیار ماندن در برابر برنامه‌های سلاح‌های هسته‌یی ایران در غرب و پاکستان در شرق. سکوی ضد تروریسم یکی از موضوعاتی بود که ما در اوایل سال 2019 می‌خواستیم آن را دنبال کنیم و سخت‌ترین بخش آن جلب موافقت ترامپ و صادق ماندن او در تصمیم‌اش بود. اگر این اهداف به‌گونۀ درست ارایه نمی‌شد یا در زمان نادرست ارایه می‌شد، ما با خطر طغیان احساسات دیگری مواجه می‌شدیم که در آن ترامپ خواستار خروج فوری همۀ سربازان از افغانستان می‌شد و اگر این اهداف را ارایه نمی‌کردیم، معنایش خروج به گونۀ پیش‌فرض بود.

    گفت‌وگوهای خلیل‌زاد با طالبان لایۀ دیگری از پیچید‌گی را ایجاد کرده بود. پمپئو به این عقیده بود که زلمی خلیل‌زاد در حال اجرای فرمان ترامپ است تا در مورد توافق‌نامه‌یی گفت‌وگو کند که براساس آن حضور نیروهای امریکایی به صفر می‌رسد و من معتقد بودم که چنین چیزی آشکارا یک سیاست ناشیانه است. از نظر تئوری، دولت امریکا با ترتیبات این چنینی مخالف است، مگر این که چنین چیزی «مبتنی بر شرایط» باشد، به این معنا که نیروهای ما تنها زمانی به صفر خواهد رسید که در قدم اول فعالیت‌های تروریستی در آن کشور (افغانستان) وجود نداشته باشد. در قدم دوم، ایجاد پایگاه‌های عملیاتی داعش و القاعده ممنوع شود و سوم این که ما باید وسایل کافی برای مقابله داشته باشیم. من به این عقیده بودم که چنین چیزی بسیار ساده‌لوحانه است، خیلی شبیه به دیدگاه‌های پنتاگون در مورد کنترل اسلحه. به این معنا که ما با برخی از دسته‌های پست و جنایتکار توافق می‌کنیم و انتظار داریم آنان به این توافق‌نامه پای‌بند باشند، چقدر عالی.

    پمپئو در ابتدا تأکید داشت که پنتاگون برای کاهش تهدیدات نسبت به شهروندان امریکایی پس از کاهش نیروهای امریکایی می‌خواهد با طالبان به توافق برسد و بدون چنین توافقی کاهش نیروهای امریکایی خیلی خطرناک است. با این حال، من به این نظر بودم که چنین چیزی تقریباً یک دیدگاه بچه‌گانه است. من هرگز نفهمیدم که چرا چنین توافقی ما را در برابر گروه‌های تروریستی محافظت کند، گروه‌هایی که ما هیچ‌گاه به آنان اعتماد نداشته‌ایم. اگر طالبان، داعش و القاعده از شواهد روشن و آشکار کاهش نیروهای امریکایی چنین نتیجه بگیرند که ما در حال عقب‌نشینی هستیم و خطرات بر نیروهای باقی ماندۀ ما افزایش یابد، آن وقت این گروه‌های تروریستی از یک تکه کاغذی که آشکارا در آن گفته شده است نیروهای امریکایی تا ماه اکتبر سال 2020 به صفر می‌رسد، چه نتیجه‌یی خواهند گرفت؟

    در مفهوم افغانستان «مبتنی بر شرایط» مانند افیون تکسین‌دهنده است. این موضوع به برخی از ما (به جز من) احساس خوبی می‌دهد، اما چنین چیزی در بهترین حالت و در نهایت تنها یک تجربۀ موقت و میان‌تهی خواهد بود. من در مورد توافق‌نامه با طالبان مشکوک بودم. با توجه به سابقۀ آنان ما باید دلیل قانع‌کننده پیدا می‌کردیم. اگر هدف «خروج کامل» می‌بود، نقض «شرایط» نتیجۀ دیدگاه ارایه شدۀ ترامپ را تغییر نمی‌داد. وقتی با کاهش ناگهانی نیروهای ما به صفر برسد، این‌جاست که ما به پایان خط خواهیم رسید. اما اگر گفت‌وگوها ادامه یابد، این موضوع برای آماده‌سازی و پس از آن حفظ حضور پای‌دارمان علیه تروریسم فرصت لازم را در اختیار ما قرار می‌دهد.  

    شاناهان، دانفورد، پمپئو و من همه معتقد بودیم که بهتر است هر چه زودتر کارکرد عملی این موضوع را با ترامپ در میان بگذاریم. ارایه این موضوع به ترامپ برای روز جمعه 15 مارچ برنامه‌ریزی و آماد‌گی برای آن با جدیت شروع شد. ما با دانستن مشقت‌های این موضوع، یک جلسۀ آماده‌سازی را یک جمعه پیش‌تر از ارایه برنامه به ترامپ در اتاق فکر برگزار کردیم، اما در کمال تعجب دیدیم که پمپئو جان سالیوان را به جای خود فرستاده است؛ شاید او نمی‌خواست پیش از اطلاع‌دهی به ترامپ وضعیت واقعی موضوع دیپلماسی با طالبان را فاش کند. من از غیبت او نگران نبودم، زیرا به این نتیجه رسیده بودم که دیپلماسی افغان در دراز مدت اهمیتی نخواهد داشت. افق دید من محدودتر بود: به این می‌اندیشیدم که چه‌گونه برنامۀ وزارت دفاع در جمعۀ پیش‌رو تا جایی که ممکن است موثرتر به ترامپ ارایه کنم تا او متقاعد شود و از این طریق بتوانیم منابع قابل توجه ضد تروریسم را در افغانستان حفظ کنیم. پنتاگون در نشست‌های توجیهی خود معمولاً نمودارها و سلایدهایی را تهیه می‌کند که همه چیز را بیش از حد لازم پیچیده نشان می‌دهد، حتا زمانی که آنان خبرهای «خوب» را به ترامپ ارایه می‌کنند. مانند کاهش قابل توجه در هزینه‌ها و پرسنل ارتش. من با اصرار به شاناهان و دانفورد گفتم که در هنگام ارایۀ برنامۀ‌شان با بی‌پروایی نمودارها و سلایدها را روخوانی نکنند، بلکه واکنش‌های ترامپ را از نزدیک زیر نظر داشته باشند.

    در صبح پانزدهم ماه مارچ، ترامپ به ابی احمد علی، رئیس‌جمهور ایتوپیا، برای تسلیت گفتن کشته‌شدگان سقوط هواپیمای آن کشور تلفن کرد. در اثنای برقراری تماس، من و ترامپ مشغول صحبت بودیم و او موضوع افغانستان را مطرح کرد و گفت: «ما باید از آن‌جا خارج شویم»،که این موضوع خوش‌آیندی برای شروع روز نبود. پس از پایان گفت‌وگوی ترامپ با ابی، من دوباره با ترامپ تماس گرفتم تا در مورد برنامۀ پنتاگون توضیح داده و بگویم که این برنامه بیش‌تر موضوع چه‌گونه‌گی بازتعریف ماموریت در افغانستان براساس دستورالعمل‌های او برای کاهش حضور امریکا را شامل می‌شود. ترامپ پرسید: «این که گفت‌وگوها را آسیب نخواهد زد، آسیب خواهد زد؟» و از این نگران بود که کاهش شمار نیروها نشان‌دهندۀ ضعف خواهد بود و من گفتم که چنین نخواهد شد. او از من خواست که همراه با پنس او (ترامپ) را تا پنتاگون همراهی کنم و این فرصتی بود تا مزۀ دهانش را چشیده و هر نوع نگرانی در مورد افغانستان را با او در میان بگذارم، اما صحبت‌های ما در مسیر راه بیش‌تر حول کوریای شمالی چرخید.

    منبع: اتاقی که (ماجرای کتاب) در آن اتفاق افتاد_جان بولتون

    برگردان: علی احمدی

  • ترامپ هنوز نمی دانست که غنی رئیس جمهور افغانستان است نه کرزی!

    ترامپ هنوز نمی دانست که غنی رئیس جمهور افغانستان است نه کرزی!

    کتاب «اتاق حوادث» نوشته‌ی جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی امریکا، امروز به بازار آمد. کتاب بسیارجنجالی است. دونالد ترمپ، رئیس جمهور امریکا، می‌خواست از نشر این کتاب جلوگیری کند، به دادگاه شکایت کرد اما نتیجه‌ی مثبت نگرفت. آقای بولتون که یک چهره‌ی نسبتاً تندرو، خصوصاً در اعمال فشارهای مضاعف بر ایران و مبارزه با «تروریسم اسلامی»، در صحنه سیاست امریکا شناخته می‌شود، در کتاب تازه‌ی خود گزارشی بسیار منفی از رفتار و چگونگی مدیریت دونالد ترمپ در کاخ سفید ارائه کرده می‌گوید ترمپ در تصمیم‌گیری‌هایش احساساتی عمل می‌کند، ثبات فکری ندارد، اطلاعاتش درباره‌ی مسائل کلان سیاسی بسیار اندک است و در کاخ سفید تحت ریاست جمهوری او بی‌نظمی و هرج و مرج بسیار حاکم است. مهم‌تر از اینها، آنچه بولتون در کتابش می‌گوید، نشان دهنده‌‌ی این است که دونالد ترمپ مشکل «شخصیتی» دارد: خودش را مقدم‌تر از هر چیز دیگر می‌بیند. همه چیز را برای خود و منافع سیاسی و اقتصادی خود می‌خواهد.

    شناخت ترمپ از افغانستان

    تقریباً دو فصل این کتاب درباره افغانستان است. در این نوشته نکات اصلی آنچه را جان بولتون درباره‌ی افغانستان نوشته، خلاصه کرده‌ام. بخش آن به عدم شناخت دونالد ترمپ ازتاریخ، ساختار سیاسی و تحولات مهم جامعه افغانستان ارتباط دارد. برخی جزئیات آمده در کتاب خنده داراست. مثلاً دونالد ترمپ، رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، متوجه نبوده است که رئیس جمهور فعلی افغانستان محمد اشرف غنی است، نه حامد کرزی. دوره کرزی پایان یافته است. بارها در کاخ سفید، در جلسات مهم که درباره افغانستان برگزار شده، محمد اشرف غنی رئیس جمهور فعلی افغانستان را با حامد کرزی رئیس جمهور پیشین این کشور اشتباه گرفته است. آقای بولتون می‌گوید تکرار این اشتباه در جلسات مختلف سبب سوء تفاهم و کج‌بحثی میان شخص رئیس جمهور و دیگر مقامات ارشد دولت امریکا درباره‌ی افغانستان شده است. او می‌گوید اگر دونالد ترمپ اسم رئیس جمهور افغانستان را درست می‌دانست، امکان داشت برگزاری نشست‌ها و جلسات بسیار مهم درباره افغانستان به مراتب خوب‌تر و آسان‌تر می‌بود.

    خروج از افغانستان

    دونالد ترمپ رئیس جمهور امریکا به این گمان بوده است که جنرال جیمز متیس، وزیر دفاع امریکا در دوره ترمپ، می‌تواند طالبان را در افغانستان شکست بدهد،‌ آنگونه که امریکایی‌ها طی سال‌های اخیر در سوریه و عراق موفقیت‌های در شکست داعش و القاعده داشته است. اما به مرور زمان می‌بیند که در افغانستان وضع فرق می‌کند. جنگ باطالبان به خوبی پیش نمی‌رود. ترمپ از جنرالان نظامی و مسئولان مربوط می‌خواهد که پلان خروج کامل از افغانستان را ترتیب بدهند. دو دلیل عمده داشته است: اول، وعده انتخاباتی. آقای ترمپ در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ گفته بود که سربازان امریکایی را به خانه برمی‌گر داند و به جنگ‌های طولانی و پرهزینه امریکا درعراق وافغانستان پایان می‌دهد. می‌گوید پایگاه مردمی او می‌خواهد امریکا از افغانستان خارج شود. اگر این وعده انتخاباتی عملی نشود، آنها (رای دهندگان) ممکن است دوباره در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری (امسال) به او رای ندهند. دوم، فساد مالی در افغانستان. آقای ترمپ تاکید داشته که مقام‌های ارشد دولت افغانستان و چهره‌های کلیدی حکومتی در افغانستان به فساد مالی گرفتارند، از پولی که مالیه دهندگان امریکایی پرداخت می‌کنند، چپ و راست می‌دزدند و خوش می‌گذرانند. این مساله برای مردم عادی امریکا بسیار سنگین و آزاردهنده است. می‌گوید هر چه زودتر تمام سربازان امریکایی از افغانستان خارج شوند چون ماندن در افغانستان به معنای ریختن پول بیشتر به جیب افراد فاسد و دزدان سازمان یافته در این کشور است. هر چند برخی جنرالان امریکایی از جمله جنرال جیمز متیس وزیر دفاع و جان اف. کلی رئیس دفتر ریاست جمهور تلاش داشته‌اند تا ترمپ را متقاعد کنند که اگر روی یک استراتژی بهتر نظامی در افغانستان کارکنند، امکان پیروزی در جنگ با طالبان وجود دارد و حضور نظامی امریکا – هر چند اندک – می‌تواند از سقوط دولت افغانستان جلوگیری کند. اما ترمپ همچنان تاکید داشته است که هزینه‌های مالی جنگ در افغانستان برای مردم امریکا بسیار خسته کننده شده و از حیف و میل پول مالیه‌شان در افغانستان به شدت ناراحت‌اند.

    مذاکره با طالبان

    براساس این کتاب،‌ دونالد ترمپ در مورد جنگ افغانستان – و مسائل دیگر – دارای یک فکر منظم، پلان مشخص و محاسبه دقیق و معنادار نیست. درتمام چگونگی مذاکره با طالبان و جنگ افغانستان یک چیز در مرکز توجه او قرار داشته است: انتخابات داخلی امریکا. بیشتر تلاش داشته تا تا پیش از انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری امریکا، تعداد سربازان امریکایی در افغانستان را حتی به صفر برساند. بارها این را به جنرالان و مسئولان نظامی امریکا در جلسات مهم مربوط به افغانستان پیشنهاد کرده و از آنها پرسیده است که کدام استراتژی در مورد افغانستان، شخصاً به نفع اوست. برهمین اساس، مساله مذاکره با طالبان مطرح می‌شود. ترمپ می‌خواهد به توافقی دست یابد که درچشم هواداران انتخاباتی او قابل پسند باشد. در واقع، برای او هیچ چیز دیگر اهمیت چندانی نداشته است. می‌گوید با طالبان مذاکره می‌کند اما اگر طالبان به امریکا و منافع امریکا خطر ایجاد کنند، «تمام افغانستان را با بمب هزار تکه خواهد کرد». وقتی جنرالان نظامی برایش تشریح می‌دهند که این یک مساله‌ی بسیار پیچیده است، خُلق ترمپ تنگ می‌شود شروع می‌کند به پراکنده‌گویی وطرح سوال‌های مضحک وبی‌مورد. مثلاً می‌پرسد چرا ما در افغانستان می‌جنگیم؟ چرا در ونزوئلا نمی‌جنگیم؟ در جایی دیگر می‌گوید که هزینه‌ی ترمیم و ساخت دوباره برج‌های تجارت جهانی کمتر از جنگ در افغانستان است. منظورش این بوده که اگر طالبان برای امریکا خطر ایجاد کند ومثلاً قادر شوند حمله‌ی مشابه با آنچه در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ در نیویارک اتفاق افتاد، راه اندازی کنند، هزینه‌ی آن کمتر از حضور سربازان امریکایی در افغانستان است. بارها جلساتی تقریباً بی‌نتیجه درباره افغانستان، درکاخ سفید، برگزار می‌شود تا روزی که ترمپ پیشنهاد می‌کند با طالبان صحبت مستقیم داشته باشد. مقام‌های ارشد امریکایی حاضردرجلسه به شدت غافل‌گیر می‌شوند اما زلمی خلیلزاد ازین پیشنهاد استقبال می‌کند. می‌گوید چنین چیزی ممکن است. ترمپ می‌گوید نمایندگان طالبان را مستقیماً به امریکا دعوت کنیم و من شخصاً با آنها صحبت می‌کنم. دیگران علامت نشان می‌دهند که این کار پیامدهای خوبی نخواهد داشت چون طالبان گذشته‌ی بسیار خراب دارند، اما تنها کسی که پیشنهاد ترمپ را تایید می‌کند و آن را ممکن می‌داند زلمی خلیلزاد است.

    ترمپ: زلمی خلیلزاد یک کلاهبردار است

    خلیلزاد در مذاکره‌ی مستقیم میان طالبان و امریکا نقش مهم بازی کرده است. به مقام‌های ارشد امریکایی می‌گوید که برخی عناصر و چهره‌های مهم طالبان با او درتماس‌اند و گفته می‌خواهند با امریکایی‌ها مستقیماً گفت‌وگوکنند. وقتی مراحل گفت‌وگوی مستقیم با طالبان شدت می‌یابد و جدی می‌شود، برخی چهره‌ها در وزارت خارجه و وزارت دفاع امریکا نگران پیامد این گفت‌وگوها می‌شوند، در مورد نتایج آن برای آینده‌ی امریکا و دست‌آوردهای چندین ساله‌ی امریکا در افغانستان، از آقای خلیلزاد جویای اطلاعات می‌شوند، اما خلیلزاد به ترمپ و مایک پیمیو شکایت می‌کند که او در مذاکره‌ی مستقیم با طالبان به پیشرفت‌های قابل ملاحظه رسیده اما برخی افراد در نهادهای دولتی امریکا در کارهای او مداخله می‌کنند. ترمپ از همه می‌خواهد در کار خلیلزاد مداخله نکنند. بیان دیگر این حرف این است که زلمی خلیلزاد در مذاکرات با طالبان صلاحیت بسیار مهم داشته و مستقیم با شخص ترمپ در تماس بوده است. برای شخص ترمپ چنین وانمودکرده که می‌تواند با طالبان کنار بیاید به شرطی که هیچ‌کس از او نپرسد با چه قیمتی. هرچند ترمپ شخصاً درباره‌ی خلیلزاد نظر منفی داشته و در جایی گفته است: «زلمی خلیلزاد یک شیاد و کلاهبردار است، اما ما برای این کار {مذاکره با طالبان} به یک شیاد و کلاهبردار ضرورت داریم».

  • تضرع نمایندگان و اوامر حکومت!

    تضرع نمایندگان و اوامر حکومت!

    بیش از یک ماه از پایان تنش سیاسی و امضای توافق‌نامه میان ارگ و سپیدار گذشته، اما دو طرف هنوز نتوانسته‌ فهرست نامزدوزیران را آماده کنند تا برای تأیید به مجلس نمایندگان بفرستند. انتظار شهروندان افغانستان این بود که در این مدت حکومت سرنوشت کابینه را روشن می‌کرد. از یک‌سو بحران کرونا وضعیت اجتماعی افغانستان را شکننده کرده و از طرف دیگر، گفت‌وگوهای صلح ایجاب می‌کند جمهوری اسلامی افغانستان از وضعیت سردرگم حکومت‌داری بیرون شود. تا کنون به‌دلیل تنش‌های سیاسی و بحران حکومت‌داری افغانستان در زمینه‌ی مدیریت بحران کرونا و روند صلح بد عمل کرده است. ادامه سرپرستی و بی‌سرنوشتی کابینه به معنای دوام مدیریت ضعیف مبارزه با کرونا و بازی بد در گفت‌وگوهای صلح است.

    پارلمان منتظر دریافت فهرست نامزدوزیران است تا تکلیف کابینه را روشن کند. اما نباید چشم نمایند‌گان مجلس از انتظار سفید شود. براساس قانون مجلس نمایندگان حق نظارت از قوه مجریه را دارد. ماده ۶۹ قانون اساسی رییس‌جمهوری را در برابر مجلس نمایندگان «مسئول» قرار داده و حق قانونی نظارت مجلس بر قوه مجریه را به رسمیت شناخته است. براساس قانون سرپرستی هیچ فردی بیش از دو ماه نمی‌تواند به‌عنوان سرپرست در وزارت‌خانه‌ای کار کند. بنابراین، مجلس نباید در انتظار تشکیل کابینه بنشیند و ادامه‌ی آشکار سرپرستی غیرقانونی و گسترده را تحمل کند. باید از صلاحیت قانونی خود استفاده کرده و هر دو جناح حکومت را وادارد در معرفی نامزدوزیران‌شان عجله کنند. اگر مجلس نتواند از صلاحیت آشکار قانونی خود استفاده کند، به معنای ناتوانی نمایندگان است و نشان می‌دهد که دور هفدهم مجلس توان تصمیم‌گیری درباره‌ی مسایل مهم را ندارد.

    شاید رهبران حکومت برای معرفی نامزدوزرا به مجلس عجله نداشته باشند. هرچه بیش‌تر در معرفی کابینه به مجلس تأخیر بیفتد، باعث می‌شود که رهبران حکومت به راحتی چهره‌های مورد نظرشان از فلتر مجلس بدون دردسر بگذرانند. زیرا فرصت بررسی دقیق صلاحیت نامزدوزرا به‌دلیل فشار افکار عمومی محدودتر می‌شود. از طرف دیگر، این زمان‌کشی زمینه معامله‌ی نامزد وزرا با اعضای مجلس بیش‌تر می‌کند. مثل گذشته، سرنوشت نامزدوزرا براساس شایستگی نه که در دهلیزها رقم خواهد خورد.

    نگرانی دیگر این است که تأخیر در تشکیل کابینه باعث شود، بحران سرپرستی حکومت وحدت ملی دوباره تکرار شود. حکومت کنونی در عمل از بسیاری جهات با حکومت وحدت‌ ملی شباهت دارد. هرچند در نام دو چیز است. این دور نیز در عمل گزینش و انتصاب‌ها سیاسی و براساس توافق‌نامه است. همین دلیل در حکومت وحدت ملی باعث شد حکومت البته بیش‌تر ارگ از مسأله سرپرستی به‌عنوان یک شگرد سیاسی استفاده کند. به این ‌صورت که اتکای اصلی حکومت در سرپرست‌سازی وزرا رهایی از بازپرس مجلس نمایندگان بود که براساس قانون چون از صلاحیت‌های وزیر برخوردار نیست، مجلس نمی‌تواند سرپرست را استیضاح کند. این وضعیت به رییس‌جمهور غنی فرصت داد که وزارت‌خانه‌ها را بدون در نظرداشت دستور قانون تحت سیطره‌ی خودش داشته باشد و تنها مرجع ناظر و صاحب‌صلاحیت بر سرپرستان خودش باشد. بعید نیست که این بازی همچنان ادامه پیدا کند.

    دور هفدهم مجلس نمایندگان با دردسر و تنش آغاز شد. تا کنون نیز فعالیت چشم‌گیری نداشته است. گزارش نهادهای نظارتی از فعالیت نمایندگان مجلس تا حالا ناامیدکننده است. گزارش نهاد مطالعات زنان برای صلح از کارکرد سال اول مجلس هفدهم نشان می‌دهد که پارلمان فعلی از هماهنگی و وحدت در برابر قوه مجریه برخوردار نیست و مجلس فعلی تا حدی فردگرا و پراکنده است که سبب شده کارهای جمعی این نهاد عالی تقنینی با چالش مواجه شود. براساس این گزارش برخورد اکثریت نمایندگان در قبال حکومت تضرع‌آمیز و برخورد حکومت با نمایندگان آمرانه بوده است. همچنان مجلس هفدهم در مسأله‌ی سرپرستی در یک سال گذشته نتوانسته حکومت را به پاسخ‌گویی وادارد. برعکس براساس گزارش نهادهای نظارتی دخالت حکومت در امور مجلس بیش‌تر از تأثیرگذاری آن بر حکومت بوده است. با این حساب انتظاری چندانی نمی‌ماند که مجلس برخورد قاطع با مسأله تشکیل کابینه را داشته باشد و در این زمینه از صلاحیت، جایگاه و اتوریته قانونی خود استفاده کند. مگر این‌که نمایندگان در روزهای پیش‌رو خلاف این‌را ثابت کنند.

    اطلاعات روز

  • سند همکاری های راهبردی افغانستان و ایران تا سه ماه دیگر امضا می شود

    سند همکاری های راهبردی افغانستان و ایران تا سه ماه دیگر امضا می شود

     وزیران خارجه‌ی افغانستان و ایران در یک بیانیه‌ی مشترک توافق کرده‌اند که مذاکرات برای نهایی کردن سند جامع همکاری‌های راهبردی دو کشور را ادامه داده و سند یادشده را ظرف سه ماه آینده برای امضای رییسان جمهور دو کشور آماده کنند.

    در این بیانیه‌ی مشترک آمده است جانب ایران از پیشرفت تحقیقات در مورد حوادث اخیر برای مهاجران افغان به جانب افغانستان معلومات داده است. دو طرف همچنان توافق کرده‌اند که تدابیری را به‌منظور جلوگیری از وقوع حوادث مشابه روی‌دست بگیرند.

    هیأت بلندرتبه‌ی افغانستان طی سفر دو روزه‌اش به ایران در هشت کمیته‌ی جداگانه با هیأت ایرانی در مورد موضوعات سند جامع، قانونمندسازی اقامت شهروندان، همکاری‌های مرزی، کار، آب، همکاری‌های فرهنگی، انرژی و صحت بحث و گفت‌وگو کرده‌اند.

    در نتیجه‌ی این گفت‌وگوها، به کمیته‌های امنیتی – مرزی و قانونمندسازی حضور شهروندان در خاک دو کشور وظیفه داده شده است تا در راستای تأمین امنیت و جلوگیری از تردد غیرقانونی و قاچاق انسان و کالا در سرحد مشترک تدابیر لازم را در نظر بگیرند.

    در این گفت‌وگوها، بر لزوم حضور نیروهای امنیتی افغانستان در پاسگاه‌های مرزی تخلیه شده نیز تأکید شده است.

    در بیانیه‌ی مشترک وزیران خارجه‌ی افغانستان و ایران آمده است که به‌منظور تسهیل تردد شهروندان و وسایل نقلیه و کالاها بین دو کشور، تفاهم‌نامه‌ی همکاری‌های مشترک امضا شده است.

    این تفاهم‌نامه بین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران و وزارت صحت عامه‌ی افغانستان برای رعایت مقررات بهداشتی بین‌المللی در گذرگاه‌های مرزی به‌شمول جاده‌ای، ریلی، هوایی و دریایی به امضا رسیده است.

    براساس این بیانیه‌ی مشترک، دو طرف اعلام کرده‌اند که در چارچوب سند جامع همکاری‌های راهبردی، با امضای یک توافق‌نامه‌ی دوجانبه، در کنار قانونی‌کردن حضور نیروی کار افغانستان در ایران، مجوزهای لازم را برای حضور فعالان اقتصادی و نیروهای متخصص در خاک دو کشور فراهم کنند.

    همکاری‌های اقتصادی – بازرگانی منطقه‌ای و چندجانبه، فراهم‌سازی تسهیلات رفاهی در بندرهای مرزی، هماهنگی در مورد موضوعاتی چون حقوق بشر و حمایت از شهروندان و دوام همکاری‌ها در حوزه‌ی انرژی از دیگر مواردی اند که جانب افغانستان و ایران روی آن به توافق رسیده‌اند.

    به نقل از بیانیه‌ی مشترک، جانب ایران از روند صلح با مالکیت و رهبری دولت و مردم افغانستان نیز استقبال کرده است. هیأت ایرانی تأکید کرده است که در صورت درخواست جمهوری اسلامی افغانستان، تهران آماده است که از ظرفیت و امکانات خود برای تسهیل روند مذاکرات بین‌الافغانی و میزبانی از این مذاکرات استفاده کند.

    هیأت‌های دو کشور بر تقویت همکاری‌ها و مشورت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و فعال‌شدن ظرفیت‌های موجود در منطقه به هدف تسهیل مذاکرات و حمایت از نظام جمهوری اسلامی افغانستان نیز تأکید کرده‌اند.

    دو طرف بر ضرورت شکل‌گیری یک ابتکار منطقه‌ای با محوریت افغانستان و اشتراک کشورهای همسایه و کشورهای تأثیرگذار و نقش سازمان ملل در حمایت از روند صلح بین‌الافغانی به تفاهم رسیده‌اند.

    محمدحنیف اتمر صبح روز یک‌شنبه، 1 سرطان در رأس یک هیأت بلندرتبه‌ی دولتی به ایران رفت و در جریان این سفرش با وزیر خارجه و دیگر مقام‌های ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

    هدف از سفر هیأت افغان به ایران، پرداختن به رویدادهای ناگوار اخیر برای مهاجران، جستجوی راه‌حل برای جلوگیری از تکرار این رویدادها، تقویت و توسعه‌ی همکاری‌های همه‌جانبه و مذاکرات در مورد سند همکاری‌های جامع بین دو کشور اعلام شده بود.

  • دانش: طرح تعدیل قانون رسانه های همگانی از مجلس پس گرفته می شود

    دانش: طرح تعدیل قانون رسانه های همگانی از مجلس پس گرفته می شود

    محمد سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری کشور حکومت حکومت طرح تعدیل قانون رسانه‌های همگانی را با «هدف اصلاح»، از مجلس نمایندگان پس می‌گیرد.

    معاون دوم ریاست‌جمهوری در صفحه فیسبوکش نوشت براساس فیصلۀ کابینه، این طرح از مجلس نمایند‌گان پس گرفته می‌شود.

    به گفته او، این طرح از طریق مراجع مربوطه‌ حکومت در مشورت با «تمامی نهادها و اشخاص مرتبط به موضوع»، اصلاح می‌شود.

    گفتنی ست در تاریخ بیست‌وششم ماه جوزا سال روان، جمعی از رسانه‌ها و نهادهای حامی رسانه‌ها در یک نامه سرگشاده به محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهوری کشور گفتند طرح جدید تعدیل قانون رسانه‌های همگانی که از سوی حکومت ترتیب شده است، محدود‌کننده آزادی رسانه‌ها، خلاف قانون اساسی و میثاق‌های بین‌المللی است.

    یک روز پس از آن، آقای دانش در پیوند به نگرانی رسانه‌ها و نهادهای حامی رسانه‌ها گفت دولت قصد ندارد آزادی رسانه‌ها را محدود کند.

    او در توییتی نگاشت دولت به قانون اساسی و حقوق اساسی شهروندان تعهد محکم دارد.

    صاحبان رسانه‌ها و نهادهای حامی‌ رسانه‌ها در این نامه از رئیس‌جمهوری کشور خواسته بودند جلو طی مراحل این طرح را بگیرد و اجازه ندهد که قانون رسانه‌های همگانی به عامل محدود‌کننده آزادی بیان و رسانه‌ها تبدیل شود.

    امضاکنند‌گان این نامه گفته‌ بودند، در صورتی که این طرح از سوی مجلس نمایند‌گان تصویب شود، محدویت‌های جدی بر فعالیت‌های رسانه‌های کشور وضع خواهد شد.

    در این نامۀ سرگشاده آمده که در طرح جدید تعدیل قانون رسانه‌های همگانی موارد محدودکننده و هم‌چنان خلاف احکام قانون اساسی و میثاق‌های بین‌المللی وجود دارد. طرح جدید قانون رسانه‌های همگانی مخالف احکام ماده‌های ۷، ۳۴، ۱۲۰ و ۱۲۲ قانون اساسی عنوان شده است.

    هم‌چنان در این نامه آمده بود که حکومت بدون مشورت با رسانه‌ها و نهادهای حامی رسانه‌ها خواسته است قانون رسانه‌های همه‌گانی را تعدیل کند.

    در این نامه به رئیس‌جمهور نوشته شده بود که طرح جدید، احکام حمایت‌کننده آزادی رسانه‌ها را در مورد افشای منبع معلومات حذف کرده و لغو جواز رسانه‌ها در آن ساده‌تر شده است.

    براساس این نامه، در طرح جدید، استقلال نهادهای نظارتی محدودتر شده و صلاحیت‌های وسیع محدود‌کننده و غیرضروری به نهادهای نظارتی حکومتی داده شده است.

  • طالبان بیش از کرونا از مردم افغانستان قربانی گرفته اند

    طالبان بیش از کرونا از مردم افغانستان قربانی گرفته اند

    هیأت معاونت سازمان ملل متحد (یوناما) در گزارش تازه‌اش گفت این سازمان از «حملات عمدی» بر کارمندان صحی در جریان همه‌گیری ویروس کرونا در افغانستان، نگران است.

    این گزارش که با نام «حملات بر مراکز صحی در جریان شیوع ویروس کرونا» نشر شد، آسیب‌های وارده بر کارمندان صحی را مستندسازی کرده است.

    در گزارش یوناما آمده است طالبان در جریان شیوع اپیدمی کرونا به اختطاف کارمندان صحی ادامه داده‌اند و در یک مورد به یک داروخانه حمله کرده‌اند. در ادامه از حملۀ مهاجمان مسلح به شفاخانه صد بستری دشت برچی که در آن چهارده تن به شمول نوزادان و مادران کشته شدند، یاد شده است.

    به باور یوناما، ایجاد رعب و وحشت سبب گشته است تا خدمات پزشکی به صورت همه‌گانی ارایه نشود.

    دیبرا لاینز، نماینده خاص سرمنشی ملل متحد برای افغانستان و رئیس یوناما گفته است: «زمانی که به یک پاسخگویی عاجل بشردوستانه برای حفاظت از جان همه مردم در افغانستان نیاز بود، طالبان و نیروهای امنیتی ملی افغان، هر دو، اقدامات عمدی خشونت‌آمیز انجام دادند که عملیات صحی را تحت تاثیر قرار داد».

    در این گزارش به نقل از آقای لاینز آمده است: «برای این اعمال هیچ‌گونه توجیهی وجود ندارد، مصونیت و سلامتی افراد ملکی باید یک اولویت باشد».

    گزارش تازه یوناما، ۱۵ رویدادی که مراکز صحی را تحت تاثیر قرار داده، مستند‌سازی کرده است. براساس این گزارش، از این میان، پانزده حمله به گونه عمدی انجام شده و سه رویداد دیگر به صورت تصادفی اتفاق افتاده است.

    یوناما، طالبان را به دست‌داشتن در هشت حمله عمدی و دو حمله تصادفی متهم کرده و گفته که در این ایام، نیروهای امنیتی ملی افغانستان، مسئول ۳ حمله هدف‌مند بر مراکز صحی بوده‌اند.

    این گزارش تأکید می‌کند که در مطابقت با قانون بین‌المللی بشردوستانه، اقدامات عمدی خشونت در برابر تسهیلات صحی به شمول شفاخانه‌ها و کارمندان مربوط به آن ممنوع است و جرایم جنگی محسوب می‌گردد.

    فیونا فریز، رئیس بخش حقوق بشر یوناما گفته است: «انجام حملات هدف‌مند در جریان شیوع کوید-۱۹ بر مراکز صحی، زمانی که منابع صحی محدود شده‌اند و برای افراد ملکی بسیار ضروری هستند، تاسف‌بار است».

    این گزارش تأکید می‌کند که آسیب‌های حملات بر مراکز صحی، به ویژه در جریان همه‌گیری بیماری، فراتر از قربانیان مستقیم این حوادث بوده‌ است. گزارش افزوده که بر اساس قانون بین‌المللی حقوق بشر، حتا در جریان جنگ دوام‌دار، مردم افغانستان حق دارند تا به معیارهای بالای سلامت جسمی و روحی دست‌رسی داشته باشند. بهره‌مندی از چنین حقی از اثر رویدادهایی که در این گزارش توضیح داده شده، به شدت به خطر می‌افتد.

    یوناما حملات مرگ‌بار در جریان شیوع کرونا را محکوم کرده و گفته است: «اولویت بزرگ‌تر از حصول اطمینان از ادامه فعالیت مراکز صحی به‌ دور از دخالت و اخلال و همراه با منابع کافی نمی‌تواند وجود داشته باشد».

    گزارش تصریح کرده که طرف‌های درگیر در مطابقت با قانون بین‌المللی بشردوستانه، مکلف هستند تا از مراکز صحی و کارمندان آن در برابر آسیب حفاظت نمایند. یوناما از طرف‌های درگیر در کشور خواسته که «به گونه فوری» حملات عمدی را متوقف کنند.

    دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد از طرف‌های جنگ افغانستان خواسته که به فراخوان سرمنشی این سازمان، برای آتش‌بس جهانی پاسخ مثبت دهند تا تمام توجه و منابع به مبارزه با شیوع کوید-۱۹ اختصاص یابد و از آسیب رسیدن بیش‌تر به مردم افغانستان جلوگیری شود.

    از زمان شیوع ویروس کرونا در کشور، تاکنون 28 هزار و 833 تن به این بیماری مصاب شده‌اند و از این میان، 581 تن جان‌های‌شان را از دست داده‌اند. به گزارش وزارت صحت کشور، 8764 تن که به ویروس کرونا مبتلا شده بودند، دوباره صحت‌شان را باز یافته‌اند.

  • آیا امریکا تمام سربازانش را از افغانستان خارج می کند؟

    آیا امریکا تمام سربازانش را از افغانستان خارج می کند؟

    در مناظره نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 امریکا، دونالد ترمپ رقیب خود هیلاری کلینتون را به‌دلیل خروج کامل سربازان امریکایی از عراق در سال 2011، مورد انتقاد شدید قرار داد. او مشخصا ادعا کرد که هیلاری کلینتون با خارج‌کردن همه‌ی نیروهای امریکایی از عراق «داعش را نصیب ما کرد، زیرا [تصمیم] او و اوباما خلاء امنیتی عظیمی را [در عراق] به وجود آورد.» در 29 فبروری سال جاری، رییس‌جمهور ترمپ به زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه خود برای مصالحه افغانستان، اجازه داد تا توافق‌نامه‌‌ای را با عنوان ناشیانه‌ی «موافقت‌نامه‌ی آوردن صلح به افغانستان بین امارات اسلامی افغانستان که توسط ایالات متحده به‌عنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمی‌شود و به نام طالبان شناخته می‌شود و ایالات متحده امریکا» با طالبان امضا کند. این توافق‌نامه از ایالات متحده می‌خواهد که طی 14 ماه تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج کند، اما با توجه به انتقاد شدید ترمپ از اقدام مشابه دولت اوباما در مورد عراق، معلوم نیست که آیا خروج کامل امریکا از افغانستان واقعا رخ خواهد داد یا خیر.

    خود توافق‌نامه نشان می‌دهد که چنین نخواهد شد. برای این‌که بدانیم چرا، نیاز است تا توافق‌نامه با جزئیات بیش‌تری مورد بررسی قرار گیرد. متن این سند شامل سه بخش اصلی است. در بخش اول، ایالات متحده با تعدادی شرایط موافقت می‌کند که برجسته‌ترین آن‌ها کاهش تعداد سربازان امریکایی به 8600 سرباز در مدت 135 روز است (که تقریبا انجام شده است). همچنین ایالات متحده موافقت می‌کند که اگر طالبان به تعهدات خود عمل کنند، تمام نیروهای باقی‌مانده خود را طی 9 ماه و نیم دیگر از افغانستان خارج کند. واشنگتن همچنین موافقت کرده است که زمینه‌ی تبادل زندانیان را بین حکومت افغانستان و طالبان فراهم کند (که هرچند آهسته، اما اتفاق افتاده است). در بخش دوم، طالبان موافقت می‌کند که به هیچ‌یک از اعضای خود یا اعضای سایر گروه‌ها -از جمله القاعده- اجازه ندهد از خاک افغانستان برای ایجاد تهدید علیه امنیت ایالات متحده یا سربازگیری، آموزش و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای این کار، استفاده کنند. بخش سوم توافق‌نامه از ایالات متحده می‌خواهد که خواستار به رسمیت شناختن و تأیید این توافق‌نامه از جانب سازمان ملل متحد شود، که واشنگتن آن‌را انجام داده است. این بخش شامل دو جمله می‌شود:

    ایالات متحده و امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده به‌عنوان دولت شناخته نمی‌شود و به‌عنوان طالبان شناخته می‌شود- به دنبال روابط مثبت با یکدیگر هستند و انتظار دارند که روابط بین ایالات متحده و حکومت اسلامی جدید پسا توافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، مثبت باشد.

    ایالات متحده به دنبال همکاری اقتصادی با حکومت اسلامی جدید پساتوافق که توسط مذاکرات بین‌الافغانی تعیین می‌شود، برای بازسازی [افغانستان] خواهد بود و در امور داخلی آن دخالت نخواهد کرد.

    دو بخش اول این توافق‌نامه با توجه به تأکیدشان بر مسأله‌ی خروج و مبارزه با تروریسم، تاکنون بیش‌ترین توجه را به خود جلب کرده است. بخش سوم این توافق‌نامه توجه نسبتا اندکی را به خود جلب کرده است اما به‌نظر می‌رسد که اجرای آن مستلزم حضور حداقلی ارتش ایالات متحده در افغانستان است. این مسأله تعهد ایالات متحده را مبنی بر به صفر رساندن تعداد سربازانش در افغانستان، پیچیده می‌کند.

    اجرای بخش سوم این توافق‌نامه احتمالا از دو جهت به حضور پرسنل نظامی امریکا در افغانستان نیاز دارد. هدف جمله‌ی اولِ بخش سوم توافق‌نامه که در بالا نقل شد، این است که وقتی مذاکرات بین‌الافغانی به پایان رسید و یک «حکومت اسلامی» جدید در افغانستان ایجاد شد، این حکومت با ایالات متحده روابط دوجانبه مثبت برقرار خواهد کرد. معنای آن این است که ایالات متحده دست‌کم یک سفارت‌خانه، سفیر و یک مأموریت دیپلماتیک رسمی در کابل خواهد داشت. سفارت ایالات متحده با خود پروتکل‌های امنیتی و حفاظتی به همراه دارد که تقریبا در تمام موارد شامل حضور تفنگ‌داران دریایی «واحد تأمین امنیت سفارت‌خانه‌ها» می‌شود (از 151 کشوری که ایالات متحده در آن دارای مأموریت دیپلماتیک است، تفنگ‌داران دریایی در 150 مأموریت به حفاظت از تسهیلات و امکانات و پرسنل سفارت‌خانه‌ها کمک می‌کنند.)

    هدف جمله‌ی دومِ بخش سوم توافق‌نامه که در بالا نقل شد، حصول اطمینان از این است که واشنگتن پس از توافق صلح بین حکومت افغانستان و طالبان، همچنان به تمویل فعالیت‌های مرتبط با بازسازی در افغانستان ادامه دهد. «بازسازی» در این‌جا تعریف نشده است و حکومت ایالات متحده نیز تعریف رسمی ثابتی از این اصطلاح ندارد. بااین‌حال، قانون ایجاد «بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان» یا سیگار شامل «صندوق وجهی نیروهای امنیتی افغانستان» به‌عنوان بخشی از «مبلغ اختصاص‌یافته یا در دسترس برای بازسازی افغانستان» می‌شود. این صندوق مجرای اصلی است که از طریق آن ایالات متحده کمک‌های امنیتی خود را به ارتش، قوای هوایی، پولیس و نیروهای ویژه امنیتی افغانستان ارائه می‌کند. «بازسازی» دست‌کم برای حکومت ایالات متحده، هم شامل کمک‌های غیرنظامی و هم شامل کمک‌های متمرکز بر سکتور امنیتی می‌شود.

    وقتی ایالات متحده بودجه‌ی بازسازی کشوری را تأمین کند باید انتظار داشته باشیم که کنگره بخواهد نظارت مستقیم بر چگونگی مصرف پول حکومت امریکا داشته باشد. در حال حاضر ایالات متحده حدود 4.2 میلیارد دالر کمک امنیتی به افغانستان ارائه می‌دهد که بخش عمده‌‌ی آن هزینه‌های ارتش، پولیس، قوای هوایی و نیروهای ویژه امنیتی این کشور را پوشش می‌دهد. با توجه به فقیربودن افغانستان و این‌که حتی کاهش کمک‌های امریکا به نصف،  منجر به اخراج بیش از 100 هزار سرباز آموزش‌دیده بدون داشتن چشم‌انداز اقتصادی مطمئن می‌شود، به نظر می‌رسد که حکومتِ پسا صلح افغانستان همچنان به میزانی از کمک‌های امنیتی ایالات متحده نیاز خواهد داشت. بنابراین نظارت کنگره بر چگونگی مصرف این کمک‌ها، مستلزم حضور پرسنل نظامی امریکا، دست‌کم در کابل و احتمالا به شکل اتشه امنیتی و نوعی دفتر همکاری امنیتی خواهد بود.

    با توجه به این ملاحظات، واضح است که ایالات متحده برای برآورده‌کردن شرایط بخش سوم توافق‌نامه‌ی خود با طالبان، به نوعی حضور پرسنل نظامی در کابل، به شکل پروتکل امنیتی سفارت‌خانه و نظارت پرسنل نظامی بر کمک‌های امنیتی، نیاز خواهد داشت.

    با این‌وجود، فراتر از این الزامات اساسی و با درک این‌که ایالات متحده مجبور خواهد بود حکومت پسا صلح افغانستان را متقاعد کند که روابط مثبت دوجانبه بین دو کشور، به حضور حداقلی پرسنل ارتش امریکا در خاک افغانستان نیاز خواهد داشت، واشنگتن باید یک قدم جلوتر برود. واشنگتن مشخصا باید برای ادامه مأموریت مشورتی کوچک برای نیروهای ویژه امنیتی و قوای هوایی افغانستان تلاش کند. این کار به چهار دلیل باید انجام شود.

    اول، نیروهای ویژه امنیتی و قوای هوایی افغانستان تواناترین و مورد احترام‌ترین نیروهای امنیتی افغانستان هستند. بنابراین، فعال‌بودن آن‌ها احتمالا اولویت ادامه‌ی توسعه هرگونه حکومت پسا صلح در افغانستان خواهد بود. این نیروها همچنین به دلیل مشارکت مداوم و نزدیک با واحدهای نظامی ایالات متحده، به مراتب کم‌تر از ارتش و پولیس افغانستان فاسد هستند. همچنین قوای هوایی بازوی حیاتی افغانستان برای جلوگیری از آموزش و فعالیت علنی گروه‌های تروریستی در خاک این کشور و همچنین کمک به قربانیان حادثات طبیعی مانند سیل، که در این کشور مکرر است، به‌شمار می‌رود. دوم، این نیروها احتمالا همچنان به‌عنوان سپر دولت افغانستان در برابر گروه‌هایی مانند دولت اسلامی که از جانب همه -از جمله ایالات متحده، طالبان و حکومت فعلی افغانستان- تهدید دانسته می‌شود، عمل خواهند کرد. تمام عناصر حکومت پسا صلح افغانستان از تداوم فعالیت و عملیات‌های این نیروها سود خواهند برد. سوم، بخش عمده بودجه نیروهای امنیتی افغانستان به قوای هوایی این کشور اختصاص دارد. بنابراین، یک مأموریت مشورتی که بتواند نظارت لازم را انجام دهد، به ویژه برای دست‌یابی به حمایت کنگره از ادامه‌ی کمک‌های امنیتی به افغانستان کمک خواهد کرد. و چهارم، ادامه‌ی همکاری با نیروهای ویژه امنیتی افغانستان می‌تواند در صورت افزایش تهدید تروریسم در حدی که دولت اسلامی یا کدام گروه مشابه دیگری، مانند القاعده در دوره قبل از 2001، به یک تهدید جدی بدل شود، به‌عنوان بستری برای ورود مجدد ایالات متحده به افغانستان ـ البته  به درخواست حکومت این کشور ـ عمل کند. نمونه‌ای از سودمندی چنین رابطه‌ای مشارکت و همکاری ایالات متحده با «سرویس مبارزه با تروریسم» عراق است که به‌عنوان بستر اصلی واکنش ایالات متحده ـ بنا به درخواست دولت عراق ـ در برابر خلاقت دولت اسلامی در خاورمیانه عمل کرد.

    برخی از رهبران حکومت امریکا از جمله سناتور «لیندسی گراهام» خواستار حضور مأموریت ضدتروریسم امریکا در افغانستان شده‌اند، اما طالبان واضح ساخته‌اند که چنین پیشنهادی را نمی‌پذیرند. با این‌حال، ادامه‌ی یک مأموریت مشورتی مداوم با پیشنهاداتِ مبنی بر حضور مأموریت ضدتروریسم فرق می‌کند، زیرا حضور مأموریت مشورتی مستلزم انجام عملیات نظامی از جانب پرسنل امریکایی نخواهد بود. با این‌حال، قبولاندن این مسأله به طالبان کار دشواری خواهد بود زیرا آن‌ها قاطعانه گفته‌اند که هدف اصلی آن‌ها خروج تمام نیروهای نظامی بین‌المللی از افغانستان است. با این‌حال، گفت‌وگوهای من با افراد دخیل در مذاکرات قبلی با طالبان نشان می‌دهد که این گروه ممکن است پس از توافق صلح با چنین پیشنهاداتی مشکل نداشته باشد. یعنی اگر حکومت پسا صلح افغانستان تصمیم به درخواست این نوع حمایت از ایالات متحده بگیرد، رهبران طالبان با آن مخالفت نخواهند کرد.

    علاوه براین، اگر ایالات متحده مشوق‌هایی را مانند کمک به بازسازی مناطق روستایی تحت کنترل طالبان یا ادغام برخی از جنگ‌جویان نخبه این گروه (جنگ‌جویانِ قطعه به اصطلاح سرخ طالبان) در نیروهای ویژه امنیتی افغانستان، برای طالبان در نظر بگیرد، ممکن است به متقاعدکردن اعضای طالب حکومت پسا صلح افغانستان مبنی بر پذیرش حضور مأموریت مشورتی ایالات متحده در این کشور، کمک کند. برخی از ناظران در ایالات متحده ممکن است مخالف دادن چنین پاداش‌هایی به طالبان باشد، اما این هزینه‌ها برای حفاظت مستمر از منافع ایالات متحده در افغانستان و به‌خصوص در مقایسه با هزینه‌های فعلی کمک‌های واشنگتن به کابل، به نظر قیمت ناچیزی می‌رسد.

    با توجه استدلال‌های فوق، به نظر می‌رسد که وقتی مسأله، آینده‌ی حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان باشد و به منافع ایالات متحده و منافع حکومت پسا صلح افغانستان مربوط شود، «صفر نمی‌تواند به معنای صفر باشد.» حضور حداقلی پرسنل نظامی ایالات متحده در کابل برای محافظت از سفارت امریکا ضروری خواهد بود و با فرض این‌که حکومت پسا صلح افغانستان قادر به پرداخت هزینه چند میلیارد دالری نیروهای امنیتی خود نباشد، حضور اتشه امنیتی و دفتر همکاری‌های امنیتی در سفارت ایالات متحده در کابل نیز الزامی خواهد شد. اگر این موارد به نام روابط دوجانبه مثبت در نظر گرفته شود، واشنگتن به دنبال ادامه‌ی مأموریت مشورتی ارتش امریکا برای قوای هوایی و نیروهای ویژه امنیت افغانستان نیز باید باشد. از این طریق، ایالات متحده می‌تواند منافع خود را از تهدید تروریسم در افغانستان بهتر محافظت کند. همچنین از این طریق واشنگتن می‌تواند منافع حکومت پسا صلح افغانستان و تمایل احتمالی آن را برای داشتن روابط دوجانبه عادی و مثبت با ایالات متحده و ادامه‌ی توسعه عناصر اصلی نیروهای امنیتی این کشور بهتر برآورده سازد. همچنین ایالات متحده می‌تواند از به وجودآمدن خلأی عظم در افغانستان در نتیجه خروج کامل و غیرضروری نیروهای نظامی‌اش از این کشور، جلوگیری کند.

    لافر بلاگ – جاناتان شرودن
    مترجم: جلیل پژواک

  • نقش ازدواج در همبستگی خانواده های داعشی!

    نقش ازدواج در همبستگی خانواده های داعشی!

    احساس همبسته‌گی جهاد میان اعضای شهری شاخۀ خراسان داعش نظر به روایت‌هایی از زنان عضو این گروه که به مردان داعشی پیش‌نهاد ازدواج می‌دهند و هم‌چنان مردان کهن‌سال عضو داعش که دختران‌شان را به عقد مردان جوان این گروه در می‌آورند، بیش‌تر تقویت می‌شود. ازدواج شماری از استخدام‌شده‌گان داعش حتا پیش از ترک کابل، در ننگرهار انجام شده بود و زن و شوهران آینده برای بار نخست از طریق تلفن گفت‌وگو کرده بودند. ازوداج در میان اعضای داعش مرزهای قوم و ملت را در نوردیده و شماری از استخدام‌شده‌گان پس از ترک کابل با شهروندان آسیای مرکزی – که به همۀ آنان روسی گفته می‌شود – و پاکستان ازدواج می‌کنند. یکی از داستان‌های معروفی که توسط چندین مصاحبه‌شونده بازتعریف شد، داستان یکی از عالمان کهن‌سالی بود که 6 دخترش را در یک روز به عقد جنگ‌جویان داعش درآورد. این مرد با تمام اعضای خانواده‌اش از ولایت شمالی بدخشان به «درۀ مومند» ولایت ننگرهار، مرکز فرماندهی شاخۀ‌ خراسان داعش آمده بود و پس از یک هفته اقامت در سرزمین خلافت، اقدام به برنامه‌ریزی برای ازدواج دخترانش کرد.

    وقتی شوهران تازه‌عروسان در جنگ کشته می‌شوند، آنان فوراً با مرد دیگری از اعضای داعش ازدواج می‌کنند. مصاحبه‌شوندگان می‎‌گفتند که ازدواج مجدد جبری و مداوم سبب شده است تا شماری از زنان که شوهران‌شان همراه با خانوادۀ‌شان به ننگرهار آمده بودند، با فرار تاکتیکی دوباره به کابل یا در یک مورد به هرات برگردند. این زنان با ترک شوهران‌شان اقدم به فرار می‌کردند یا هم مدت زمان کوتاهی پس از کشته‌شدن شوهران‌شان اردوگاه داعش را ترک می‌کردند.

    فرصت ازدواج به مردانی که به قلم‌رو داعش سفر می‌کردند، محدود نمی‌شد. در چندین مورد، مردان ساکن کابل که از هواداران داعش بودند، براساس سنت‌های رایج به خواستگاری دختر هم‌فکر خود می‌رفتند و یا هم اعضای کهن‌سال این گروه دختران‌شان را به عقد اعضای جوان‌تر در می‌آوردند. هدف اکثر ازدواج‌های این‌چنینی، مستحکم‌کردن رابطه میان خانواده‌های جهادیان و یا هم استحکام رابطه میان زن و شوهر است.

    خروج از سنت‌های ازدواج براساس معیارهای افغانی که در آن برای احترام گذاشتن، از اعضای بزرگ خانواده خواسته می‌شود تا ترتیب ازدواج را بدهند، راه دیگری‌ست که سلفی‌های جهادگرا آن را رد می‌کنند تا بتوانند به میل خودشان زنده‌گی کنند. برای اعضای داعش رابطۀ جهادگرایی برتر از هر رابطۀ دیگر اجتماعی و حتا برتر از رابطه میان کودکان و والدین است.

    اشتیاق برای جهاد جهانی

    مصاحبه‌شونده‌گان یکی دیگر از دلایل‌شان برای پیوستن به داعش را تعهد این گروه برای ایجاد خلافت جهانی عنوان کردند. از نظر آنان مفهوم جهاد جهانی به این معنا نیست که شاخۀ محلی داعش لزوماً باید در امر جهاد در دیگر نقاط جهان سهم گرفته و آن را بسط دهند، بل‌که چنین مفهومی جزء ماموریت آیندۀ این گروه است. وفاداری و بیعت با رهبری مرکزی داعش برای خلافت جهانی به عنوان یک تعهد ایدیولوژیک، کافی انگاشته می‌شود.

    براساس گفته‌های مصاحبه‌شونده‌گان، دست‌کم دو جنبۀ‌ قابل توجه شاخۀ خراسان داعش نشان‌دهندۀ روحیۀ فراملی بودن آن است. یکی از این جنبه‌ها این است که جنگ‌جویان این گروه در شرق افغانستان بدون در نظرداشت تعلقات قومی و ملیتی، شانه به شانۀ هم‌دیگر می‌جنگند. جنبۀ قابل توجه دیگر این است که شاخۀ خراسان داعش گه‌گاهی به اهداف فراتر از دشمنان افغان حمله کرده‌اند. مصاحبه‌شونده‌گان به حملات سال 2017 این گروه به سفارت عراق در کابل، حمله بر کنسولگری پاکستان در شهر جلال‌آباد در سال 2016 و حمله بر کاروان محافظان سفارت کانادا در همین سال و چندین حمله بر مناطق مختلف پاکستان اشاره کردند و آن را ثبوتی در راستای تعهد این گروه برای جهاد جهانی عنوان کردند.

    بحث روی جهاد فراملی به‌گونۀ مطلق کم‌اهمیت و توسعه‌نیافته باقی مانده و در مورد حملات فراتر از مناطق نزدیک – جایی که اعضای شاخۀ خراسان داعش حذب این گروه شده‌اند – کم‌تر اتفاق نظر وجود دارد. مصاحبه‌شونده‌گان به‌گونۀ ضمنی می‌گفتند که هر چند حمله بر کشورهای غربی یکی از اهداف بزرگ و طبیعی داعش محسوب می‌شود، اما شاخۀ خراسان داعش در حال حاضر در موقعیتی نیست که بتواند چنین حملاتی را برنامه‌ریزی کند. به اعتقاد مصاحبه‌شونده‌گان، عملیات داعش در گام نخست افغانستان و در مقیاس بزرگ‌تر، کشورهای همسایه است. در یک مورد، یکی از جهادگرایان سلفی مقیم کابل که برای یک دورۀ‌ آموزش زبان به ایالات متحد امریکا سفر کرده بود، درسش را نیمه‌ رها کرد و به افغانستان برگشت تا به داعش بپیوندد. این موضوع نشان‌دهندۀ تمرکز عملیاتی این گروه است، زیرا این فرد به جای تلاش انجام حمله در امریکا، ترجیح داد به درۀ مومند رفته، در سرزمین خلافت زنده‌گی کند و به جهان در افغانستان ادامه دهد.

    روی هم‌رفته، به نظر می‌رسد مصاحبه‌شونده‌گان به این درک رسیده‌اند که واقعی نگه‌داشتن آروزهای‌شان یک امر ضروری‌ست. این موضوع با روح جهاد فراملی که به‌طور کلی توسط اعضا و ایدیولوگ‌های شاخۀ خراسان داعش در سال اول (2015 تا 2018) ابراز می‌شد، در تضاد است. در زمان این مصاحبه که در نوامبر سال 2019 انجام شد، اطمینان در مورد جهاد جهانی به‌گونۀ قابل‌ملاحظه‌یی کاهش یافته بود. از سال 2015 تا سال 2018 شاخۀ خراسان داعش در تبلیغات‌شان و اعضای این گروه – در مصاحبه با نویسنده در کابل و مناطق شرقی کشور – معتقد بودند که شاخۀ خراسان داعش، طالبان را از موقعیت شورش‌گران اصلی در دست‌کم نصف افغانستان بیرون می‌رانند. اعضای این گروه با اعتماد به نفس کامل چنین می‌پنداشتند که می‌توانند قلم‌روشان را به ولایت‌های شرقی و شمالی گسترش دهند، اما در اواخر سال 2019 و با از دست رفتن قلم‌رو و رهبران این گروه و هم‌چنان شکست کامل داعش در سوریه و عراق، این خوش‌بینی‌ها نیز نابود شد.

    تمرکز مصاحبه‌شوندگان روی افغانستان ممکن بازتاب‌دهندۀ راهنمایی‌های باشد که این گروه از سوی رهبران مرکزی دولت اسلامی دریافت کرده بودند، زیرا رهبران مرکزی داعش در سال 2017 افغان‌ها و شماری از پاکستانی‌ها را دوباره به «ولایت خراسان» برگرداندند و برای تقویت صفوف در حال جنگ شاخۀ خراسان داعش به آنان آموزش‌های لازم را داده بودند. هرچند همۀ جنگ‌جویان با میل خود برنگشتند، اما رهبری دولت اسلامی این جنگ‌جویان را تهدید کرده بود که در صورت سرپیچی از این دستور، مجازات خواهند شد. شماری از مصاحبه‌کننده‌گان به این نظر بودند که این راهنمایی‌ها احتمالاً در هماهنگی با شاخۀ خراسان داعش یا حتا به درخواست رهبری این گروه صادر شده بود.

    هوس زنده‌گی زیر خلافت

    یکی دیگر از عوامل الهام‌بخش برای جهادگرایان سلفی جوان و شهری برای پیوستن به شاخۀ خراسان داعش، امکان زنده‌گی در قلم‌روی بود که مصاحبه‌شونده‌گان به‌گونۀ مشتاقانه از آن به عنوان دارالخلافه یاد می‌کردند. با وجود این‌که شاخۀ خراسان داعش در اواخر سال 2019 بسیاری از مناطق زیر کنترلش را از دست داد، اما با آن‌هم اعضای این گروه از درۀ مومند ننگرهار و مناطق اطراف این دره به عنوان «سرزمین خلافت» یاد می‌کردند.

     اغواگری سرزمین خلافت – مهم نبود این سرزمین چقدر خرد است و چه اندازه خردتر می‌شود – را می‌توان از پرونده‌های دختران مجردی اندازه گرفت که برای پیوستن به برادران‌شان (یا احتمالاً شوهران آینده‌شان) در مناطق دورافتادۀ شرق افغانستان، خانه‌های‌شان را در کابل و پروان ترک می‌کنند. بسیاری از جهادگرایان سلفی شهری سفر به درۀ مومند را تقریباً زیارت یا سفر زیارتی تلقی می‌کنند و رفتن به آن‌جا را افتخار می‌پندارند. دلیل اصلی برای وقت‌گذراندن در این دره برای آنان حکم عملی‌کردن هجرت – تقلید از سفر پیامبر اسلام یا هجرت از مکه به مدینه – را دارد.

    با توجه به این‌که اکثر گروه‌های جهادی معاصر به مخاطبان‌شان تنها قول امکان زنده‌گی در سرزمینی با مسافت دور و کنترل «اسلام ناب» را می‌دهد، اما به نظر می‌رسد که واقعی نشان‌دادن موثر چنین انتظاراتی توسط شاخۀ خراسان داعش، برای پیوستن مردم به این گروه انگیزۀ نیرومندی ایجاد کرده است. برعکس داعش، طالبان از مردم نمی‌خواهند تا به «سرزمین‌های آزاد شده» مهاجرت کنند و مناطق زیر کنترل‌شان را به عنوان بخشی از «امارات اسلامی» اعلام کنند. برخی از مصاحبه‌شونده‌گان عدم ترسیم صریح مرز میان قلم‌رو این گروه و حکومت را ادامۀ نظام کنونی تفسیر می‌کردند. به بیان دیگر، این مصاحبه‌شونده‌گان به این نظر اند که در مورد یک دولت اسلامی «جوهرۀ اسلامی» زیادی در عقیدۀ طالبان وجود ندارد.

    نقش نارضایتی و میراث جهادهای پیشین

    ایدیولوژی شاخۀ خراسان داعش را می‌توان یک «عامل کشش» تعریف کرد، زیرا این ایدیولوژی توجه مردم را به خود جلب می‌کند. با این حال، یک «عامل فشار» نیز در آن وجود دارد که در قالب نارضایتی از وضع موجود، مردم را از روش‌های معمول پی‌گیری تغییرات سیاسی دور می‌کند.

    وقتی صحبت از نارضایتی می‌شود، گروه‌های از طیف‌های مختلف با دیدگاه‌های اسلام‌گرایانه – خشونت‌گرا و خشونت‌پرهیز – همین مسائل (نارضایتی از نظام کنونی) را متذکر می‌شوند. نکتۀ اصلی در میان آنان سرخورده‌گی گسترده از نظام پس از طالبان است که نخبه‌گان آن در تحقق حکم‌رانی کارا ناموفق بوده است. برای جوانانی که به دنبال جای‌گزینی برای نظام دموکراتیک «آزمایشی» شکست خوردۀ افغانستان اند، آرمان‌های اسلامی از گفتمان جنبش‌های اسلامی مدرن هم امیدوارکننده است و هم قابل دست‌رسی. باری بسیاری از اعضای شاخۀ خراسان داعش گزینۀ‌های مختلفی را در میان طیف‌های مختلف اسلامی آزمایش کردند تا این‌که به تندروترین آنان رسیدند. سرخورده‌گی از حاکمیت ضعیف با نگرانی‌هایی مرتبط با ارزش‌ها درهم آمیخته است، به این معنا که به عقیدۀ آنان مداخلۀ غربی‌ها نه تنها حاکمیت افغانستان را به خطر انداخته، بل‌که با تحلیل بردن فرهنگ سنتی افغانستان، اخلاق جوانان را به فساد کشانده است. این نگرانی اغلباً توسط بخش‌های گسترده‌یی از جامعه از جمله علما در مورد فهرست معاش‌بگیران حکومت ابراز می‌شود. از نظر هواداران شاخۀ خراسان داعش، تنها راه جواب‌دادن به «جنگ صلیبی» غربی‌ها، جهاد مسلحانه است.

    برای کسانی که به دنبال جای‌گزینی نظام کنونی با یک «نظام اسلامی» است، علتی که سبب می‌شود تا فعالیت‌های بدون خشونت به سوی جنگ‌های مسلحانه تغییر شکل دهد، ادبیات غنی از جهاد است که در طول چهار دهه درگیری به وجود آمده است. این ادبیات، فرهنگی را ایجاد کرده است که براساس آن مردن در جنگ علیه متصدیان کنونی حکومت به دلیل یک امر اسلامی، قربانی‌دادن قهرمانانۀ یک شهید است. استفاده از خشونت به ویژه زمانی الزام‌آور می‌شود که مشاهده شود یک نهاد خارجی و غیرمسلمان حاکمیت و غرور افغان‌ها را به چالش می‌کشد و دهه‌ها حماسه‌سازی در مورد جهاد پرخاش‌گرانه برای اقشار مختلف جهادی در افغانستان و منطقه الهام‌بخش بوده است.

    فضای عاطفی ایجادشده برای جهادیان از طریق ادبیات و فضای فکری ایجادشده که از گفتمان سیاسی نشأت می‌گیرد، با فضای ملموس در قالب قلم‌رو بدون حکومت تطابق می‌یابد. موجودیت چنین قلم‌روی سبب شده است که جوانان کم‌تر خواستار شکل آزمایشی جهاد شده و بیش‌تر خواهان عملی‌کردن جهاد اند. در واقع، نویسنده طی یک دهه تحقیق در مورد رفتارهای تندروانه، به ندرت با کسانی مواجه شده است که به یک گروه خشونت‌گرا پیوسته باشد و عقاید سرسختانۀ خود را به جای آزمایش عملی نکرده باشد.

    منبع: موسسۀ صلح ایالات متحده امریکا

    سلام وطن دار

  • ترور علمای دینی معتدل، نقشه تازه دشمن برای پیروزی در جنگ نرم

    ترور علمای دینی معتدل، نقشه تازه دشمن برای پیروزی در جنگ نرم

    شامگاه سه شنبه( ۱۳ جوزا) مولوی داکتر ایاز نیازی خطیب پرآوازه مسجد وزیراکبرخان کابل، قربانی ماین جاسازی‌شده در آن مسجد شد. ده روز پس از آن، جمعه ۲۳ جوزا، مولوی عزیزالله مفلح امام و خطیب مطرح و شناخته‌شده مسجد شیرشاه سوری در کارته ۴ کابل، در دام توطئه مشابه گرفتار آمد و جان سپرد.
    این دو روحانی، به عنوان دو نماینده مطرح و متین گفتمان اعتدال و همدگرپذیری دینی در میان جامعه روحانیت حنفی افغانستان بودند؛ دو روحانی آگاه و فصیح و صریح‌اللهجه‌ای که وسعت دایره اثرگذاری معنوی شان، تمام افغانستان را فرامی‌گرفت و به عنوان دو پیش‌آهنگ کاروان رواداری دینی و ستیز با عصبیت قومی ـ مذهبی، خیل عظیمی از جوانان و دانشجویان را مجذوب افکار اخوت‌محور خود کرده بودند و به همین دلیل دو مانع بزرگ فکری بر سر راه اشاعه اندیشه‌های افراط‌گرایانه جریان‌های رادیکال شمرده می‌شدند.
    همزمان با افزایش تلاش‌ها برای صلح و به موازات آن افزایش حملات میدانی طالبان در سراسر افغانستان، حذف فیزیکی و هدف‌گذاری‌شده روحانیان پیشگام در اخوت‌افزایی و ترویج و تبلیغ تفکر اعتدالی همدگرپذیر و مدارامحور، عمیقاً تکان‌دهنده و قابل تأمل است. این دو رویداد به ویژه از این جهت موجبات افزایش نگرانی همگانی نسبت به آینده را فراهم می‌سازد که هم مولوی نیازی و هم مولوی مفلح، فراتر از کار رایج روحانیان که بیان احکام و بازگویی آموزه‌های شرعی و اخلاقی اسلام برای تربیت معنوی و تنبُّه باطنی مؤمنان است، دستی در آتش سیاست نیز داشتند و در سوگیری‌های سیاسی خود ضمن نقد کارنامه و رویکرد خون‌ریزانه گروه‌های افراطی، از نیروهای دولتی نیز سرسختانه دفاع می‌کردند. تا آنجا که شهید مولوی مفلح در یکی از آخرین سخنان خود به صراحت هشدار داده است که: «اگر وضعیت بسیار بد شود، این علمایی که می‌بینید، همه به صفوف اردو خواهند رفت. همه دریشی نظامی خواهند پوشید و از وجب وجب خاک این سرزمین، با سر خود دفاع خواهند کرد. علمای امت سکوت نخواهند کرد و در برابر هر قلدر و زورگوی تاریخ جواب زور را به زور و جواب شمشیر را با شمشیر و منطق را با منطق خواهند داد.»
    بنابراین، مولوی محمدایاز نیازی و مولوی عزیزالله مفلح را باید از مهم‌ترین سکانداران گفتمان اعتدال اسلامی دانست که به مثابه پشتوانه دینی ـ معنوی مشروعیت‌بخش به سازوکار سیاسی ـ امنیتی افغانستان عمل می‌کردند و همچون سدی استوار در برابر هجمه‌های سم‌آلود و سهمناک افکار افراطی خودحق‌پندار ایستاده بودند و مانع گرایش نسل جوان به ایدئولوژی تندروانه مبتنی بر عصبیت مذهبی ـ نژادی می‌شدند.
    بر پایه این واقعیت، چنین به نظر می‌رسد که حذف فیزیکی علمای منعطف و میانه‌روی مانند مولوی نیازی و مولوی مفلح، بخشی از برنامه هدفمند گروه‌های افراطی برای خالی کردن پشت نظام از پشتوانه‌های نیرومند مشروعیت‌بخش دینی در میدان جنگ نرم است.
    این برای آن است که همزمان با افزایش تلاش‌ها برای صلح، میدان جنگ نرم نیز گرم‌تر از گذشته است و در آستانه آغاز مذاکرات بین‌الافغانی، مشروعیت دینی نظام جمهوری اسلامی افغانستان، نیازمند استدلال و منطق علمایی همچون نیازی و مفلح در برابر تفکر تکفیری ـ افراطی جریان‌های رادیکال معارض است، اما آنچه از ترور این عالمان علمدار اعتدال و اعتلای دینی در افغانستان دنبال می‌شود، تضعیف بنیاد مشروعیت دینی کلیت نظام به مثابه یکی از اهداف بنیادین گروه‌های تروریستی در میدان جنگ نرم است.
    جنگ نرم جریان افراط، سُویه و رُویه دیگر جنگ سخت و مکمِّل و متمم آن است. در دو دهه گذشته، این جریان کوشیده است با نفوذ در مساجد و مراکز تبلیغ دینی، افکار عمومی، به ویژه ذهن نسل جوان را به سمت خود بکشاند، اما اکنون با ترور علمای محوری اثرگذار در اردوگاه اعتدال دینی، در پی آن است که بستر میدان‌داری خود در حوزه جنگ نرم را بلامنازع و خالی از رقیب بسازد.
    اکنون با ترور علمای فحل منادی اخوت و ایستادگی در برابر افراط‌گرایی، زنگ خطر تقابل تاریخی «حنفیتٍ» معتدل با «سلفیتٍ» تندرو و رادیکال، بیش از هر زمان دیگری بلندتر نواخته شده و هشدارها برای حذف فیزیکی علمای اعتدال‌گرا و افراطی‌ستیز، با هدف خاموشی صدای همدگرپذیری دینی در افغانستان، مخاطره‌آمیز تر از هر زمان دیگر شده است.

    این وضعیت، مسئولیت‌هایی به مراتب سنگین‌تر از قبل را بر دوش عالمان آگاه و زمان‌شناس می‌گذارد. آنان افزون بر پرده‌برداری صریح و سریع از سیما و ماهیت ضد دینی جریان‌های افراط، بایستی همزمان، رسالت تاریخی اخوت‌افزایی دینی مردم مسلمان افغانستان را با دقت و درستی انجام دهند. در غیر آن، این سرزمین، جولانگاه بلامنازع و جنون‌آمیز توحش تروریستی هردم فزاینده‌ای خواهد شد که شیعه و سنی و جعفری و حنفی را در نگرشی تسطیح‌شده و بدون تفکیک، قربانی تروریزم سلفی خواهد کرد.
    دیگر ابهامی باقی نمانده که مساجد وزیر اکبرخان و شیرشاه سوری، به همان میزان هدف تروریزم سلفی است که مساجد امام زمان و امام جواد در کابل و هرات و پکتیا.

    دید

  • طالبان امریکا را فریب می دهد/طالبان و القاعده هنوز ارتباط دارند

    طالبان امریکا را فریب می دهد/طالبان و القاعده هنوز ارتباط دارند

    به گفتۀ‌ مرکز مبارزه با تروریسم ویست پوینت، القاعده در دهۀ 90 میلادی با ملاعمر، رهبر طالبان بیعت کرد و عنوان امیرالمومنین را بر او گذاشت، در عوض طالبان پناه‌گاه امنی در اختیار این گروه قرار داد. بر اساس گزارش 11 سپتمامبر، زمانی که بیل ریچاردسون، سفیر آمریکا در سازمان ملل در اپریل سال 1998 در راس هیأتی وارد کابل شد و با طالبان دیدار کرد، آنان به او گفتند که از محل زنده‌گی اسامه بن لادن، رهبر القاعده آگاهی ندارند و بن لادن تهدیدی برای آمریکا به حساب نمی‌آمد؛ شگرد مشابهی که حالا نیز طالبان در مواجهه با مقام‌های آمریکایی از آن استفاده می‌کنند. 

    براساس گفته‌های توماس جوسلین، از اعضای نشریۀ جنگ طولانی بنیاد دفاع از دموکراسی، اکنون ایمن‌الظواهری، رهبر کنونی القاعده بار دیگر با هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان بعیت کرده است. او می‌افزاید، هر چند آخندزاده به گونۀ علنی این بیعت را نپذیرفته، اما به هدف القاعده که همانا ایجاد قانون جهانی براساس تفسیر افراطی از اسلام است، به‌طور ضمنی مشروعیت داده است. جوسلین می گوید، برای این‎که توافق‌نامۀ امضاشده میان آمریکا و طالبان با مشکل مواجه نشود، آخندزاده باید تعهد به وفاداری القاعده را به گونۀ علنی تکذیب کند، چیزی که تاکنون انجام نشده است.

    سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر با تأکید بر این نکته که عدم پذیرش علنی بیعت القاعده توسط آخندزاده کافی است و این امر نشاندهندۀ قطع رابطه طالبان با القاعده است. او می‌گوید: «نه رهبر کنونی ما و نه هم رهبر پیشین‌مان بیعت القاعده را نپذیرفتند. همین کافی است و ثبوت روشنی از تعهدمان در مورد گفته‌های‌مان است.» او تصاویری مبنی بر پذیرش بیعت الظواهری که در سال 2015 از طریق صدای شریعت، رسانۀ مربوط به طالبان منتشر شده را رد کرد.

    سراج‌الدین حقانی، رهبر شبکۀ حقانی که گروه زیر فرمانش مرگ‌بارترین حملات را علیه نیروهای آمریکایی و متحدانش انجام داده است، اکنون معاون گروه طالبان است. شاهین، نگرانی‌ها در مورد استفادۀ گروه‌های مخل از افغانستان به عنوان پایگاه برای اخلال امنیت منطقۀ‌ و جهانی را نیز رد کرد. در مورد مطلبی که چند روز پیش از امضای توافق‌نامۀ صلح آمریکا و طالبان در بخش دیدگاه‌های روزنامۀ نیویارک تایمز منتشر شد، چنین آمده بود: «این‌که چنین گروه‌هایی افغانستان را گروگان بگیرند و کشور ما را به میدان جنگ تبدیل کنند، به نفع هیچ شهروند افغانستان نیست… ما با همکاری سایر افغان‌ها اطمینان می‌دهیم که افغانستان جدید پایگاه ثبات خواهد بود و هیچ کسی نباید چنین احساس کند که از خاک ما مورد تهدید قرار می‌گیرد.»

    باوجود چنین اطمینانی از سوی رهبران طالبان، گزارش سازمان ملل نشان می‌دهد که طالبان با ارسال پیام‌های قاطع به پایگاه‌های‌شان، برگشت امارت اسلامی را نوید می‌دهند. براساس این گزارش، طالبان حملات‌شان را بر نیروهای امنیتی افغانستان افزایش داده و برای حملات بیش‌تر آماده‌گی می‌گیرند، اما از حمله به نیروهای آمریکایی خودداری می‌کنند، موضوعی که ممکن است سبب شکاف در توافق‌نامۀ صلح شده و نیروهای آمریکایی برای مدت طولانی‌تر در افغانستان بمانند. گزارش خاطرنشان می‌کند که گروه طالبان از نظر تشکیلات داخلی به اندازه کافی دارای نظم و انضباط است و به عنوان نیروی جنگ‌جو توانسته قدرت‌مند ظاهر شود، اما به همان اندازه نیز دچار شقاق شده که این امر سازش با این گروه را دشوار کرده است به ویژه که بخش زیادی از رهبران این گروه هنوز هم معتقدند که می‌توانند با نیروی نظامی و زور به اهداف‌شان نایل آیند.

    گزارش می‌افزاید، القاعده و طالبان در سال 2019 و اوایل 2020 چندین بار باهم دیدار کردند تا در مورد هماهنگی طرح‌های عملیاتی، آموزشی و ایجاد پنگاه‌های امن برای اعضای القاعده در داخل خاک افغانستان بحث کنند. براساس این گزارش، طالبان و القاعده حتا در مورد ایجاد یک گروه مشترک 2 هزار نفری از جنگ‌جویان مسلح با حمایت مالی القاعده گفت‌وگو کردند تا در آینده بر مناطق کلیدی افغانستان گشت‌زنی و نظارت کنند.

    در یکی از نشست‌هایی که میان القاعده و طالبان در اوایل سال 2019 برگزار شد، رهبران طالبان به گونۀ خصوصی به حمزه اسامه محمد بن لادن، پسر بن لادن اطمینان دادند که امارات اسلامی به هیچ قیمتی رابطۀ تاریخی‌شان با القاعده را قطع نمی‌کنند. کاخ سفید در ماه سپتامبر سال 2019 اعلام کرد که حمزه بن لادن در یک عملیات ضد تروریستی آمریکا کشته شده است، اما تاریخ دقیق مرگ او را اعلام نکردند. براساس گزارش سازمان ملل، ایمن‌الظواهری، رهبر کنونی القاعده در ماه فبروری 2020 با اعضای شبکۀ حقانی دیدار کرد تا با اعضای این گروه در مورد توافق‌نامۀ صلح آمریکا رای‌زنی کند.

    جوسلین می‌گوید، القاعده برای آمریکا تهدید به شمار می‌رود و وفاداری طالبان به القاعده به شاخه‌های دیگر این گروه نیز گسترش می‌یابد که جملۀ آن شاخۀ یمنی القاعده در شبه جزیزۀ عربستان است. پولیس فدرال آمریکا یا اف‌بی‌آی و وزارت دادگستری این کشور به تازه‌گی اعلام کردند که پشت حملۀ‌ مرگ‌بار ششم ما دسمببر به سربازان آمریکایی در ایستگاه هوایی پنساکولای فلوریدا، شاخۀ یمنی القاعده بود است. اف‌بی‌آی اعلام کرد که محمد‌الشرمانی، افسر نیروی هوایی سعودی که در آمریکا مشغول آموزش بود و با شلیک به سربازان آمریکایی سه تن آنان را کشت، به گونۀ دوام‌دار با شاخۀ یمنی القاعده در تماس بود. کرستوفر واری، رئیس اف‌بی‌آی در 18 ماه می به خبرنگاران گفت، الشرمانی نه تنها هماهنگ‌کننده طرح‌ها و تاکتیک‌های شاخۀ یمنی القاعده بود، بل‌که به این سازمان کمک کرد تا از مرگ او بیش‌ترین استفاده را ببرد و تا شب قبل از تیراندازی درست تا آخرین لحظه به همکاری خود با شاخۀ یمنی شبکۀ القاعده ادامه داد.

    جوسلین می‌گوید که طالبان در سال 2016 با نشر ویدیویی از شاخۀ یمنی القاعده تمجید و خالد باترافی، رهبر کنونی این گروه را که در افغانستان آموزش دیده، ستایش کردند. او می‌افزاید: «طالبان نسلی از جهادی‌ها را پرورش داده و هیچ شاهدی مبنی بر قطع رابطه طالبان با این گروه‌ها وجود ندارد.»

    براساس گزارش سازمان ملل، اگر آمریکا بتواند طالبان را وادارد تا به تعهدشان مبنی بر جدایی از القاعده پای‌بند بمانند، این موضوع سبب اختلاف میان حامیان و مخالفان القاعده در درون طالبان خواهد شد. گروه نظارت سازمان ملل ایجاد حزب جدیدی از شورشیان طالبان را ردیابی کرده است. نام گروه جدید، حزب ولایت اسلامی است و آن را اعضای ارشد طالبان که مخالف صلح در افغانستان اند و عمدتاً در خارج از این کشور زنده‌گی می‌کنند، ایجاد کرده‌اند. یک مقام ارشد افغانستان به شرط افشانشدن نامش به مجلۀ تایم می‌گوید، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی افغانستان این گروه انشعابی را ردیابی کرده بود، گروهی که تعهد کرده‌اند، در صورت اشتراک طالبان به گفت‌وگوهای صلح، به جنگ ادامه دهند. او تأیید کرده که براساس برآورد آنان طالبان و القاعده در بسیاری از مناطق افغانستان جدایی ناپذیرند.

    یکی از مقام‌های ارشد  غربی آشنا به این موضوع بدون ذکر نامش به مجلۀ تایم گفت که اطلاعات به کار رفته در این گزارش در اواسط ماه مارچ سال جاری جمع‌آوری شده و از آن به بعد تغییرات مشخصی در همکاری تنگاتنگ طالبان با القاعده به وجود نیامده است. نشانۀ دیگر از بی‌میلی طالبان در تحمل‌کردن فعالیت بسیاری از شبه نظامیان دیگر – جدا از داعش خراسان که دشمن شان اند – ناکامی این گروه در همکاری با حکومت ترامپ برای یافتن دو آمریکایی ناپدید شده در افغانستان است. مارک فرینج، عضو پیشین نیروی دریایی آمریکا در 31 ماه جنوری سال 2014 توسط افراد وابسته به شبکۀ حقانی در افغانستان ربوده شد و پاول اوربای نیز احتمالاً در همین سال ربوده شده است.

    یکی مقام ارشد حکومت آمریکا بدون ذکر نامش به مجلۀ تایم گفت: این‌که طالبان منکر دخالت در ربودن فرینچ و داشتن اطلاعات در مورد او می‌شود، بر اعتبار آنان به عنوان شریک در امر مبارزه با تروریسم ضربۀ‌ دیگری وارد می‌کند. یکی از مشاوران و ناظران ارتش آمریکا در افغانستان می‌گویدک طالبان تاکنون کاری نکرده‌اند که نشان دهند این گروه به اندازۀ قابل اعتماد است که بتواند پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی امنیت آمریکا را تأمین کند. کیم کاگان، بنیان‌گذار و رئیس موسسه مطالعات جنگ می‌گوید، رسیدن نیروهای آمریکایی زیر 8600 عملیات ضدتروریسم در افغانستان را با خطر مواجه می‌کند، عملیاتی که آمریکا را از خطر حملات القاعده و توطئه‌های خارجی آنان حفظ کرده است.

    فدریک کاگن، عضو موسسۀ سرمایه‌گذاری آمریکا می‌گوید: آمریکا بدون داشتن یک سکوی ضدتروریستی در افغانستان نه تنها نمی‌تواند اهداف تروریستی را در خاک آن کشور هدف قرار دهد، بل‌که از نظارت کشورهای جنوب آسیا نیز محروم می‌شود. آقای کاگن از این نگران است که رئیس جمهور پیش از انتخابات تمام نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج کند. افغانستان مانند لیبیا، یمن و دیگر کشورها نیست که بتوان از راه بر اهدافی در آن‌ها حمله کرد، زیرا افغانستان یک کشور محاط به خشکه است.

    او می‌گوید، پس از خروج از افغانستان دیگر قادر نخواهیم بود القاعده را درهم بکوبیم، زیرا دیگر قادر به برگشت به آن‌جا نیستیم. آن‌ها (نیروهای آمریکایی) قادر نخواهند بود چنان عملیاتی را از فاصله 600 تا 700 مایلی و از داخل قایق انجام دهند. اگر به گونۀ کامل از آن‌جا (افغانستان) خارج شویم، عملیات ضد تروریسم ما در جنوب آسیا به پایان خواهد رسید.

    منبع: مجله تایم

  • طالبان برخلاف توافق صلح با امریکا با القاعده ارتباط دارد

    طالبان برخلاف توافق صلح با امریکا با القاعده ارتباط دارد

    براساس گزارش جدید سازمان ملل، گروه شبه‌نظامی طالبان بر خلاف وعده‌هایش در توافق صلح با امریکا همچنان با القاعده در افغانستان در ارتباط است و حین مذاکرات با امریکا هم با آن‌ها رایزنی داشته است.

    در گزارش سازمان ملل تاکید شده که طالبان از تحقق یکی از اصلی‌ترین بخش‌های توافق با امریکا که علنا روابط با القاعده را منع می‌کند، خودداری کرده است. این توافق فبروری پس از چندین ماه مذاکرات در دوحه به امضا رسید.

    براساس گزارش سازمان ملل، القاعده ۴۰۰ تا ۶۰۰ عامل فعال در ۱۲ ولایت افغانستان دارد و کمپ‌های آموزشی آن در شرق این کشور برقرار است.

    در این گزارش آمده است: طالبان حین مذاکرات با ایالات متحده امریکا مرتبا با القاعده در تماس بوده و تضمین‌هایی داده که روابط تاریخی آن‌ها حفظ شود. واکنش القاعده به این توافق مثبت بوده و آن را پیروزی برای طالبان و مبارزه‌طلبی جهانی دانسته است.

    براساس توافق فبروری، طالبان متعهد است تا به هیچ یک از اعضای خود یا دیگر گروه‌ها از جمله القاعده اجازه ندهد تا از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش استفاده کنند و خودش هم با گروه‌ها و اشخاصی که امنیت امریکا و متحدانش را تهدید می‌کنند، همکاری نداشته باشد و جلوی این گروه‌ها برای جذب‌، آموزش و تامین مالی را بگیرد.

    براساس این گزارش، رهبری ارشد القاعده همچنان در افغانستان حضور دارد و علاوه بر این صدها عامل مسلح القاعده  و گروه‌هایی از شبه‌نظامیان خارجی متحد طالبان هم در شبه قاره هند هستند. 

    در این گزارش آمده است، شمار چشمگیری از چهره‌های القاعده حین دوره مذکور در افغانستان کشته شده‌اند. بر این اساس، روابط طالبان خصوصا با شبکه حقانی و القاعده بر پایه دوستی، گذشته‌ای مملو از کوشش‌های مشترک، هماهنگی ایدئولوژیکی و ازدواج‌های بین گروهی است.

    این گزارش همچنین با اشاره به فعالیت‌های خرابکارانه داعش در این کشور تاکید می‌کند، تیم ناظران سازمان ملل اکنون برآورد می‌کنند که شمار داعشی‌ها در افغانستان حداقل ۲۲۰۰ تن است. طبق این گزارش، داعش “مستعد اجرای حملاتی در بخش‌های مختلفی از این کشور از جمله کابل” است اما برخی از آن حملات مورد ادعا “ممکن است به طور کلی یا جزئی برگرفته از یک همکاری تاکتیکی با شبکه حقانی باشد.”

    نویسندگان این گزارش استدلال می‌کنند که اعتبار طالبان به عنوان یک شریک در مبارزه با تروریسم برای جامعه بین‌المللی  “در مقابله موفقیت‌آمیز آن‌ها با تهدید شاخه خراسان داعش” و همچنین نحوه رسیدگی آن‌ها به هرگونه تهدیدی از جانب القاعده نهفته است.

    براساس این گزارش، شمار شبه‌نظامیان تروریست خارجی که به دنبال “هدف و معیشت” در افغانستان هستند، شامل “حدود ۶۵۰۰ پاکستانی” این مساله را به چالشی پیچیده تبدیل می‌کند که نیازمند نظارت دقیق خواهد بود.

    این گزارش در شرایطی منتشر می‌شود که دولت افغانستان به تلاش‌ها برای صلح از طریق ادامه رهایی زندانیان طالبان از زندان‌ها و پیشبرد مذاکرات بین افغان‌ها به رهبری عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان ادامه می‌دهد.

  • مولوی مفلح: اندیشه های امام خمینی(ره) هنوز زنده است

    مولوی مفلح: اندیشه های امام خمینی(ره) هنوز زنده است

    دبیرکل حزب نهضت اسلامی افغانستان معتقد است شناخت ابعاد شخصیت امام خمینی(ره) و آشنایی با افکار، اندیشه‌ها و آرمان‌های ایشان یکی از نیازهای اساسی عصر حاضر است که باید مورد توجه همه جهان اسلام قرار گیرد.

    «مولوی محمدمختار مفلح» گفت جهان اسلام در طول زمان، همیشه رادمردانی را در دامان خود پرورش داده است که تا جهان باقیست نام و یاد آنان در تاریخ می درخشد.

    دبیرکل حزب نهضت اسلامی افغانستان گفت انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) زلزله‌ای در جهان معاصر ایجاد کرد که جهانیان را به حیرت انداخت.

    وی افزود: این قهرمانان تاریخ ساز همیشه با حوادث هم آواز بوده و طوفان عظیمی را در عرصه های مختلف بر پا داشته اند، بدون اینکه خود در موجی گیر کنند، امواجی آفریده به جهانیان و بشریت راه و رسم زندگی را ترسیم نموده اند چنانکه این امر در انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) اتفاق افتاد.

    مفلح گفت:  در تاریخ معاصر، نقش امام خمینی  در آگاهی بخشیدن به مسلمانان و آشکار ساختن چهره دشمنان اسلام و به خصوص در بالا بردن سطح بینش و دانش نسل جوان که در معرض تهدید از سوی فرهنگ مبتذل غرب و شرق قرار دادشت، منحصر به فرد بود.

    «امام خمینی( ره) نه تنها برای استقلال و آزادی مسلمانان از زیر یوغ استعمارگران طرح نظری ارائه داد، که انقلابی را رهبری کرد و به پیروزی رساند، که با گذشت هر روز، ریشه های آن در عمق جان انسان های هوشمند محکم‌تر و استوارتر می گردد.»

    این عالم دین تأکید کرد: «به حق که تا جهان باقی است، این روز فراموش نخواهد شد و نباید هم غبار فراموشی برآن سایه افکند، زیرا در این روز جهان شاهد سفر ملکوتی شخصیتی بود که هرچه زمان می گذرد، نیاز به اندیشه‌های او بیشتر از پیش محسوس می گردد.»

    مفلح تصریح کرد: امام خمینی( ره) متعلق به کشور و ملتی خاص نبود، بلکه او مردی وارسته و وابسته به جهان اسلام بود، چنانکه در زمان جهاد مردم افغانستان، او پیوند عمیق با خانواده جهاد ومجاهدان افغانستان داشت، از همین رو نه تنها به حمایت آنان پرداخت و در کنار آوارگان قرار گرفت، بلکه تجاوز و لشکرکشی شوروی به افغانستان را نکوهش کرد و عاقبت آن را به زمامداران شوروی گوشزد کرد.

    رهبر نهضت اسلامی افغانستان اضافه کرد: چنانکه پاسخ دندان شکن و صریح امام خمینی ره به سفیر شوروی که در قم به حضور دیدار امام رفته بود  در رابطه به لشکرکشی آنان به افغانستان ثبت اوراق زرین تاریخ می باشد.

    وی اظهار داشت: امام خمینی ره  را به عنوان مرد اندیشمند، سیاست مدار وارسته، اهل تقوا و خداپرست، حامی مستضعفان و دشمن مستکبران می شناسیم از همین رو شیوه رفتار و عمل‌کرد او را برای دعوتگران مسلمان، سیاست‌مداران و روحانیون کشور به مثابه الگوی زندگی لازم می دانیم که بایستی از آن استفاده گردد.

    رهبر نهضت اسلامی افغانستان با تأکید بر اینکه ما پیوند عمیق دینی وفرهنگی با جمهوری اسلامی ایران داریم و این پیوند را هیچ توطیه‌ غرب وشرق نمی‌تواند خدشه دار سازد گفت: بر دولتمردان هردو کشور است که در تحکیم هرچه بیشتر این روابط با حس همگرایی و همیاری اقدامات فوری و جدی انجام دهند.

    وی از از جمهوری اسلامی ایران خواست که بر اساس گفتار و اندیشه‌های امام راحل از مردم  افغانستان ساکن در ایران پذیرایی نموده و با ایشان همکاری لازم نمایند.

    مفلح خطاب به غرب گفت جهان به خصوص غرب باید بداند که اگر امروز امام خمینی نیست، اندیشه‌ها و خط فکری او زنده است.

    به باور وی،  بدون شک امام راحل در ابعاد مختلف زندگی الگوی بی نظیر کمال و وارستگی بود. چنانکه در اوج ریاست و قدرت، هیچگاه از اوضاع اجتماعی و سیاسی نه تنها مردم ایران بلکه سایر  ملت‌ها غافل نماند.

    این عالم اهل سنت باور دارد که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی همواره در اندیشه مستضعفان و محرومان بود و از مشکلاتی که برای مظلومان و محرومان، در سراسر جهان توسط مستکبران و ستمکاران تحمیل می شد، احساس همدردی می ‏نمود.

    وی افزود: تصمیم‏ گیری‌های به موقع، سخنرانی‌های موثر و شورآفرین و اعلامیه‏‌های حساب شده وی همگی نشانه‏ای از تشخیص دقیق شرایط سیاسی- اجتماعی و آشنایی با روحیه و نیازمندی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع اسلامی بود.

    مفلح گفت بنابر همین دلایل، بجاست که یاد و خاطره ایشان گرامی داشته شود، اندیشه‌ها و افکار، رویکردها و راهکارهای انقلابی او به کنکاش گرفته شود، زیرا شناخت ابعاد شخصیت این بزرگ مرد و آشنایی با افکار و اندیشه‏ های وی، آن هم با روش علمی، یکی از مهمترین نیازمندی های عصر حاضر است.

    مفلح از تمام کشورهای اسلامی نیز خواست که برای تنیدن رشته وحدت و برگشت به قوت و توانانی گذشته خویش و رهایی از چنگال استعمار غرب، توصیه‌ها، افکار و اندیشه‌های والای امام خمینی را سرلوحه کار خویش قرار دهند، تا از این بیشتر در مقابل استعمار و استکبار جهانی شرق و غرب سر فرود نیاورند تا به سعادت و سرافرازی دست پیدا کنند.

    ایرنا

  • صالح: طالبان مسئول این بمب گذاری ست

    صالح: طالبان مسئول این بمب گذاری ست

     بمب‌گذاری در مسجد وزیر محمداکبرخان در مرکز شهر کابل که در آن ولوی داکتر ایاز نیازی، خطیب این مسجد و یک نماز‌گزار دیگر کشته شدند، با محکومیت گسترده ای روبه‌رو شده است. در این میان، امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری، گروه طالبان را مسوول این بمب‌گذاری عنوان کرده است.

    گروه طالبان اما با رد دست داشتن در این بمب‌گذاری، آن را نکوهش کرده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی این گروه، گفته است بمب‌گذاری در مسجد وزیر محمداکبرخان که در آن مولوی ایاز نیازی کشته شده است را «جنایت بزرگ» می‌داند.

    معاون اول ریاست جمهوری اما در یادداشتی در فیس‌بوکش نوشت طالبان نمی‌توانند با نوشتن دو جمله خود را از این «جنایت و ترور» برائت دهند.

    امرالله صالح  طالبان را «مخترع ترور، آغازگر عمل زشت انفجار در مسجد و قتل عالمان دین که در بیرون از پاکستان درس خو‌انده‌اند» توصیف کرده و گفته است این گروه عامل انتحار علیه شخصیت‌های قومی، سیاسی و علمی در کشور است.

    معاون اول ریاست جمهوری با بیان این‌که فرض محال است که گروه طالبان در بمب‌گذاری مسجد وزیر محمداکبرخان دست نداشته باشد، گفته است این گروه ترویج‌دهنده «روش خوارج» است. خوارج گروهی منحرف بودند که بر حضرت علی(ع) شوریدند.

    صالح افزوده است ایاز نیازی مانند «خلیفه چهارم اسلام» در «امامت‌گاهش به شهادت رسیده است.»

    معاون اول ریاست جمهوری ادامه داده است «تفاوت فکری و تفاوت در روش‌های عملیاتی میان طالب و داعش اصلا قابل دید نیست» و این دو گروه در واقع یکی است.

    او افزود وظیفه همه‌ی ما است که «جنایت‌کار» را پیدا کنیم و به طور حتم این کار را می کنیم.

    صالح خاطرنشان کرده است هزاران تن از این افراد (طالبان) در «عقب میله‌های عدالت» انداخته شده‌اند.

    امرالله صالح توصیه کرده است همه هوشیار باشند و به دام دسیسه‌ها و فریب‌های «دشمن» گرفتار نشوند.

    صالح می‌گوید همه دشمن را می‌شناسند، هرچند تلاش کرده است که «تذکره سیاسی‌اش را گاه و ناگاه» جعل کند.

    او از مردم خواسته است با نیروهای دفاعی، پولیس و استخبارات همکار باشند تا روزی از «چنگال شیطانی و خون‌آلود تروریستان» کشور را بیرون کنند.

    غنی: حمله بر مساجد، جنایت ضد بشری ست

    محمداشرف غنی، رییس جمهور نیز بمب‌گذاری مسجد وزیر محمداکبرخان را «تروریستی» خوانده آن را محکوم کرده است.  آقای غنی گفته است حمله بر مساجد، تکایا، شفاخانه‌ها، غیرنظامیان و تأسیسات عامه، «جنایت ضدبشری» است.

    عبدالله: حمله بر مسجد وزیر اکبرخان ظالمانه است

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی، نیز حمله بر مسجد وزیر محمداکبرخان را «ظالمانه و تروریستی» خوانده است.

    او گفته است این نوع حملات در هیچ «کیش و آیینی» جواز ندارد و از نهادهای مسوول خواسته است که عاملان این حمله را به پنجه قانون بسپارند.

    نماینده غیرنظامی ناتو در افغانستان بمب‌گذاری مسجد وزیر محمداکبرخان را محکوم کرده است.

    برخی از سیاسیون نیز بمب‌گذاری  در مسجد وزیر محمداکبرخان را محکوم کرده‌اند.

    شام روز سه‌شنبه، سیزدهم جوزا، مواد انفجاری که در صحن مسجد وزیر محمد اکبرخان در کابل جاسازی شده بود، منفجر شد.

    طبق معلومات وزارت امور داخله، در این انفجار دو نفر کشته و دو نفر دیگر زخم برداشته‌اند. ایاز نیازی، ملا امام این مسجد در این انفجار زخمی شد و سپس در شفاخانه جان باخت.

    ایاز نیازی از چند سال به این سو در مسجد وزیر محمداکبر خان پیش‌نماز بود.

    او همنین استاد دانشگاه بود.

  • مولوی مهدی، اولین فرمانده هزاره طالبان

    مولوی مهدی، اولین فرمانده هزاره طالبان

    گروه طالبان مهدی مجاهد از هزاره‌های کشور را به‌عنوان ولسوال «بلخاب» در ولایت سرپل تعیین کردند.

    منابع خبری گزارش دادند گروه طالبان هفته گذشته یک گفت‌وگوی رادیویی با شخصی به نام «مولوی مهدی مجاهد»، تنها فرمانده هزاره این گروه انجام داده که واکنش‌های گوناگونی را برانگیخته است.

    برای نخستین بار، مردم افغانستان شنیدند که یک هزاره شیعه زیر پرچم سفید طالبان سلاح برداشته و علیه دولت مرکزی و آمریکا می جنگد. طالبان از اقوام تاجیک و ازبک هم در رده‌های بالایی فرماندهانی دارند اما گفت‌وگوی مهدی مجاهد برای افغان‌ها غافلگیر کننده بود زیرا وی نخستین هزاره‌ای بود که به‌عنوان فرماندار طالبان سخن گفت.

    ملا مهدی در این گفت‌وگو به‌عنوان ولسوالی ولسوالی بلخاب ولایت سرپل صحبت می‌کند و طالبان پیش از گفت‌وگو او را با تاکید هزاره و شیعه معرفی می‌کند.

    مهدی مجاهد از انگشت‌شمار شهروندان هزاره افغانستان است که به طالبان پیوسته‌اند. او برخلاف سایر اعضای طالبان، در مدارس دینی دیوبندی درس نخوانده است.

    مجاهد از روستای تهیدست «هوش» در ولسوالی بلخاب سرپل است و اوایل زندگی خود را در فقر و نداری سپری کرد و از بیکاری رنج می‌برد.

    وی ۱۰ سال پیش به جرم آدم ربایی به ۱۴ سال زندان محکوم شد، اما پس از ۷ سال باقی مدت زندان او بخشیده و آزاد شد.

    مجاهد پس از آزادی از زندان در پی انتقام‌گیری برآمد اما با پادرمیانی محمد محقق، رهبر «حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان» که در بلخاب نفوذ زیادی دارد، آشتی کردند.

    اما این تلاش سودی نداشت، مهدی این بار کوشید رابطه خود را با رهبران سیاسی کابل‌نشین گسترش داده و برای تامین منافع اقتصادی، بر معادن زغال سنگ محلی که از بزرگترین معادن کشور است، دست یابد.

    وی برای رسیدن به این هدف با افراد گروه طالبان در سرپل نیز رابطه برقرار کرد و از آن‌ها سلاح و مهمات ‌گرفت و برای آن‌ها سربازگیری می‌کرد.

    در یک درگیری بین مهدی و نیروهای دولتی در سال ۱۳۹۷ مدیر امنیت ملی بلخاب با شش تن از افرادش کشته شدند و در این درگیری هشت تن از افراد مهدی نیز جان باختند.

    این درگیری و کشته شدن نیروهای دولتی، مجاهد را به اجبار در صفوف طالبان قرار داد و راه برگشت به دولت را از وی گرفت.

    اما وی در سخنانش با گزارشگر طالبان، بدون اشاره به سابقه جرایم و محکومیت و زندان، درباره دلایل پیوستن به گروه طالبان می‌گوید: علت‌های متعددی دارد که به امارت اسلامی پیوستم.

    مجاهد می‌افزاید به خاطر مخالفت با آمریکا و حمله آن‌ها به افغانستان و برای دفاع از آزادی خود با طالبان همراه شده است.

    طالبان همواره به دشمنی با شیعیان افغانستان از جمله هزاره‌ها متهم بوده و کشتن عبدالعلی مزاری رهبر فقید حزب وحدت اسلامی افغانستان که در بین هزاره‌ها از احترام زیادی برخوردار است و لقب شهید وحدت ملی را دارد، به دست آن ها صورت گرفته است.

    ملا فاضل از رهبران قدرتمند طالبان و عضو دفتر سیاسی قطر نیز در روزهای اخیر در باره داعش گفته بود آن‌ها (داعش) مبارزه علیه دولت اشرف غنی و آمریکایی‌ها را جهاد محسوب نمی‌کنند و به ‌جای آن، جنگ علیه جوانان و علما را جهاد می‌دانند، که اشاره وی به طالبان است.

    فاضل می‌گوید داعش از کشته شدن یک طالب و به شهادت رساندن آن‌ها خوشحال می‌شوند و از خداوند تشکر می‌کنند که یک کافر را کشته‌اند.

    به گفته این عضو بلندپایه طالبان، داعشی‌ها از کشتن یک کافر یا «شیعه هزاره» یا هر شخص دیگری خوشحال نمی‌شوند.

    این سخنان مولوی فاضل نشان می‌دهد که طالبان از هزاره‌ها کینه عمیق در دل دارند و استفاده از افرادی مانند مهدی مجاهد که به دلیل جرایم جنایی با طالبان پیوسته، باعث نخواهد شد که این دشمنی‌ها پایان یابد.

    اکنون باور بر این است که طالبان با استفاده از مهدی مجاهد می‌کوشند فاصله خود را با شیعیان افغانستان کاهش داده و خود را گروهی فراگیر نشان دهند.

    اما مشکل به نظر می‌رسد که این تلاش‌های طالبان نتیجه دهد و بتواند حمایت هزاره‌های افغانستان را جلب کند زیرا آن‌ها خود نیز به پایان دشمنی با هزاره‌های افغانستان باور ندارند.

  • داستان تلخ سرباز اردوی ملی که زیر شکنجه طالبان جان باخت

    داستان تلخ سرباز اردوی ملی که زیر شکنجه طالبان جان باخت

    نذرالله یک هفته پیش از عید فطر در مسیر کندز – خان‌آباد در منطقه لودین از سوی جنگ‌جویان طالبان اسیر و در روز دوم عید بر بنیاد توافق دولت افغانستان و طالبان از زندان این گروه آزاد می‌شود.

    به گفته خانواده نذرالله، او هنگامی به چنگ طالبان می‌افتد که برای تداوی راهی شهر کندز شده بود. طالبان نذرالله بیمار را یک هفته بیش‌تر نزد خود نگه‌ می‌دارند و در نهایت او از ضعف جسمانی جانش به لب می‌رسد.

    صبغت‌الله، برادر نذرالله روایتی که از جان‌باختن او دارد، استخوان‌سوز است. صبغت‌الله که باشنده اصلی ولسوالی کشم بدخشان است، می‌گوید که برادرش برای سپری کردن روزهای عید نزد خانواده آمده بود و روزگار مجالش نداد و بیمار شد و دوباره راهی سفر شد و به چنگ طالبان افتاد.

    به قول صبغت، طالبان یک هفته متواتر نذرالله را شکنجه کرده و بدون آب و نان نگه‌داری‌اش کرده‌اند.

    صبغت‌الله می‌گوید، روز دوم عید تماسی دریافت کردیم مبنی بر رهایی برادر‌مان. وقتی به محل تسلیمی او رفتیم، دست و پایش با زنجیر بسته بود و جز آه چیزی در بساط نداشت. به گفته او، تمام بدن نذرالله از شدت شکنجه سیاه گشته بود و امیدی برای زنده بودنش نداشتیم.

    سید حفیظ‌الله فطرت، رئیس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در کندز شکنجه نیروهای امنیتی از سوی طالبان را جنایت ضد بشری می‌خواند و می‌گوید که طرف‌های درگیر جنگ باید با اسیران‌شان رفتار انسانی داشته باشند.

    گروه طالبان در مورد شکنجه زندانیان‌شان چیزی نمی‌گویند. چند روزی پیش، یک نوار تصویری از آدرس طالبان نشر که جنگ‌جویان این گروه خطاب به اسیرشان می‌گویند که «افراد ما هیچ‌گونه رنجی را برای شما تحمیل نکرده‌اند و رفتارشان انسانی بوده است.»

  • حملات طالبان در روزهای آتش بس چه معنایی دارد؟

    حملات طالبان در روزهای آتش بس چه معنایی دارد؟

    روزهای خشونت‌بار پیش از عید درافغانستان از مردم قربانی‌های زیادی گرفت. پس از امضای توافق‌نامه امریکا و طالبان  در دوحه نه‌تنها آتش‌بس برقرار نشد، بلکه در سه ماه گذشته خشونت‌ها افزایش قابل ملاحظه داشته است. حتا چرخه خشونت اتفاقی را رقم زد که در تاریخ چندین ساله جنگ افغانستان بی‌پیشینه بود. حمله بر شفاخانه داکتران بدون مرز که قربانیان آن همه زنان و کودکان بودند. کودکانی که تازه چشم به جهان گشوده بودند، به‌صورت مستقیم هدف گلوله قرار گرفتند. پیش از این تصور می‌شد این نوع رفتار خشونت آمیز فقط در تاریخ قابل ردیابی است. طالبان دست داشتن در این حمله را رد کردند. اما شکی وجود ندارد که مسئول غیرمستقیم هر نوع خشونت در افغانستان گروه طالبان است. این گروه سال‌هاست که بیش‌تر خشونت را فراهم کرده است.

    یک هفته است که دوباره آرامش نسبی بر قرار شده است. طالبان در سه روز عید در برقراری یک آتش‌بس پیش قدم شدند. آتش‌بس برای یک هفته دیگر به‌صورت اعلام‌نشده هنوز ادامه دارد. دو طرف پذیرفته‌اند که بر مواضع یکدیگر حمله نکنند. هرچند طالبان روز جمعه بر یک پاسگاه نیروهای امنیتی در ولایت پکتیا حمله کردند که از نیروهای امنیتی افغانستان 14 تن قربانی گرفتند. اما در مقایسه با گذشته گراف خشونت‌ها به شدت کاهش یافته است.

    از روزی که آتش‌بس برقرارشده، چرخ صلح شتاب بیش‌تری گرفته است. حکومت افغانستان روند رهایی زندانیان طالب را شدت بخشیده و طالبان نیز درچند نوبت زندانیان مربوط به حکومت افغانستان را از بند رها کرده‌اند. دوباره هیأت تخنیکی گروه طالبان برای شناسایی زندانیان طالب به کابل آمده است. به‌نظر می‌رسد که اعتماد میان حکومت افغانستان و طالبان در حال بهبود است و روند صلح از یک وضعیت آشفته و سردرگم بیرون شده است. طالبان با اعلام آتش‌بس سه‌روزه در روزهای عید و تمدید غیررسمی یک هفته‌ای آتش‌بس بار دیگر خوش‌بینی‌هایی را نسبت به رسیدن به صلح وتغییر از یک گروه خودسر نظامی که جز خشونت چیزی دیگری را نمی‌شناخت، به‌عنوان یک بازیگر مسئول در روند صلح بیش‌تر کرده است. طالبان باید درک کنند که آتش‌بس در افغانستان تبدیل به یک مطالبه عمومی شده است. بنابراین، همه طرف‌ها باید برای بهبود اعتماد در روند صلح و آغاز مذاکرات بین‌الافغانی تلاش کنند.

    نیاز است که همچنان آتش‌بس ولو به‌صورت غیر رسمی ادامه پیدا کند. گروه طالبان نباید دوباره به خشونت روی آورند. همچنان حملات پراکنده جنگ‌جویان بر مواضع نیروهای امنیتی باید متوقف شود. توقف حملات طالبان می‌تواند این پیام سیاسی را داشته باشد که این‌گروه اراده واقعی برای صلح وهمچنان توانایی برقراری آتش‌بس را دارد. از نگرانی‌های اصلی این است که رهبری طالبان برجنگ‌جویان خود کنترل ندارد و میان شاخه‌ی نظامی و سیاسی طالبان اختلاف نظر وجود دارد. وگرنه منطق ندارد که در روزهایی که آتش‌بس بر قرار است نیروهای امنیتی با حمله جنگ‌جویان طالب کشته شوند.

    اطلاعات روز در مطلبی می نویسد شهروندان افغانستان انتظار دارند که برقراری آتش‌بس همچنان ادامه یابد و دولت افغانستان و طالبان به آتش‌بس دایمی برسند. برای اولین‌بار طالبان در برقراری یک آتش‌بس کوتاه‌مدت پیش‌گام شدند برای یک هفته دیگر، به‌صورت غیررسمی آتش‌بس کرده‌اند. از دید بسیاری این می‌تواند یک نشانه از تغییر در نگاه طالبان و حسن نیت این‌ گروه در روند صلح تعبیر شود. وقت آن رسیده است که طالبان بازیگر مسئول در روند صلح شوند. طالبان باید نشان دهند که از یک گروه نظامی خودسر به یک نیروی سیاسی دارای برنامه و طرح برای سهیم‌شدن در قدرت  ارتقا کرده‌اند. اصرار طالبان به ادامه خشونت‌ورزی از دو حال خارج نیست؛ یا این گروه توان برقراری آتش‌بس را ندارند و همچنان یک گروه شورشی است یا هم کشتن غیرنظامیان و خشونت‌ورزی برای طالبان یک هدف برای رسیدن به خواسته‌های سیاسی است.

  • 6 عضو یک گروه مسلح غیرمسئول در تخار بازداشت شد

    6 عضو یک گروه مسلح غیرمسئول در تخار بازداشت شد

    مسئولان امنیتی در ولایت تخار می‌گویند در یک عملیات مشترک نیروهای پولیس، ارتش و امنیت ملی در ولسوالی فرخار این ولایت شش عضو یک گروه مسلح غیرمسئول بازداشت شده‌‌اند.

    سیدمعراج‌الدین سادات، فرمانده پولیس تخار گفت این عملیات دیروز جمعه، 9 جوزا در ساحه‌ی «پیرکنده کاو» ولسوالی فرخار راه‌اندازی شده بود.

    آقای سادات افزود در این درگیری‌ها یک عضو این گروه مسلح غیرمسئول کشته و یک عضو دیگرش زخمی شده‌اند.

    به گفته‌ی او، اعضای این گروه مسلح غیرمسئول به چندین قضایای قتل، سرقت‌های مسلحانه، باج‌گیری، راه زنی، چور و چپاول  و آزار و اذیت مردم در ولایت تخار متهم اند.

    از سویی هم، فرمانده پولیس تخار گفته است که در این عملیات یک دخترخانم جوان نیز از نزد این گروه مسلح غیرمسئول نجات داده شده است. سیدمعراج‌الدین سادات گفت نام این دختر «ارمغان» و باشنده‌ی اصلی ولایت کابل می‌باشد.

    همچنان براساس گفته‌های آقای سادات در این عملیات از نزد بازداشت‌شدگان یک قبضه راکت‌انداز، یک میل سلاح پیکا، چهار میل کلاشینکوف و یک مقدار مهمات مختلف‌النوع دیگر به دست نیروهای دولتی افتاده است.

    ترور یک افسر پولیس ترافیک در شهر تالقان

    از سویی هم در یک خبر دیگر، خلیل اسیر، سخن‌گوی فرماندهی پولیس تخار گفت «قندآغا»، از افسران پولیس ترافیک در ولایت تخار شب گذشته توسط افراد مسلح غیرمسئول ترور شده است.

    به گفته‌ی آقای اسیر، این رویداد در مربوطات حوزه‌ی دوم امنیتی شهر تالقان، مرکز تخار رخ داده است.

    ولایت تخار در شمال‌شرق کشور از ولایت‌های ناامن است که در این اواخر شکایت‌ها از گشت‌وگذار افراد مسلح غیرمسئول در آن افزایش نگران‌کننده یافته است.