دسته: برگزیده ها

  • اتمر: بهانه ای برای عدم آغاز مذاکرات بین الافغانی باقی نمانده است

    اتمر: بهانه ای برای عدم آغاز مذاکرات بین الافغانی باقی نمانده است

     وزارت امور خارجه می‌گوید همه کشورهای منطقه و جهان خواستار برگزاری فوری مذاکرات بین‌الافغانی‌‌اند و از آنجایی که زندانیان طالب آزاد شده‌اند، هیچ بهانه‌ای برای تأخیر در آغاز این مذاکرات وجود ندارد.

    محمدحنیف اتمر، سرپرست وزارت امور خارجه روز پنج‌شنبه، بیست‌وششم سرطان در یک نشست خبری گفت، کشورهای منطقه و جهان به این باور دارند که نرخ جنگ برای مردم افغانستان و جهان بلند رفته و همین اکنون به این اجماع رسیده‌اند که برقراری صلح می‌تواند به همان میزان برای همه سودمند باشد.

    وی افزود کشورهای حاضر در نشست منطقه‌ای و بین‌المللی تقویت اجماع صلح «مراتب انزجارشان» از ادامه خشونت‌ها را ابراز کرده و معتقد اند که ادامه خشونت‌ها با توجه به «صداقت حکومت» در رهایی زندانیان، توجیه‌پذیر نیست.

    آقای اتمر گفت کشورهای منطقه و جهان خواستار کاهش خشونت‌ها و برقراری آتش‌بس بشری برای مبارزه با ویروس کرونا شده و بر حمایت طرف‌های جنگ برای تامین آتش‌بس تاکید کرده‌اند.

    به گفته سرپرست وزارت امور خارجه، افرادی که بر جنگ تاکید دارند، با «اجماع محکم و توانمند» بین‌المللی روبه‌رو شده و به گونه‌ی هم‌زمان مورد نفرت و انزجار شهروندان افغان و جهانیان قرار گرفته‌اند.

    در همین حال، سرپرست وزارت امور خارجه از «ارزش‌های ۱۹ ساله» به عنوان جز سازش‌ناپذیر در مذاکرات یاد می‌کند.

    حنیف اتمر تصریح کرد کشورهای منطقه و جهان بر حفظ دست‌آوردهای ۱۹ ساله در کشور تاکید کرده و خواستار گسترش و پیش‌رفت این دست‌آوردها شده‌اند. وی هم‌چنان افزود که کشورهای منطقه و جهان از دورنمای حکومت که حفظ جمهوری اسلامی متکی بر قانون اساسی است، حمایت کردند.

    به گفته او، این پیش‌رفت‌ها دقیق همان پیش‌رفت‌هایی است که در قانون اساسی تذکره یافته است. آقای اتمر از حقوق بشری، حقوق  زنان، ارزش‌های مردم‌سالاری و حاکمیت قانون به عنوان مواردی یاد کرد که جامعه بین‌المللی بر آن تاکید کرده و به باور وی، در هیچ نوع مذاکره و تلاش مورد «هیچ‌گونه سازش» قرار نخواهد گرفت.

    سرپرست وزارت امور خارجه گفت که حکومت در تلاش است تا در همکاری با سایر کشورها، رضایت گروه طالبان را حاصل کرده و به اجماعی دست یابد که بتواند برگزاری مذاکرات و حمایت منطقه و جهان را یقینی سازد.

    آقای اتمر در ادامه تصریح کرد جامعه‌ی جهانی بر صلح و تحقق موافقت‌نامه آن در آینده تاکید کرده و برای حمایت از صلح عادلانه و پایدار، خواستار ادامه مشوره‌ها پیرامون این موضوعات شده است.

    به گفته سرپرست وزارت امور خارجه، ۱۲ کشور،‌ از جمله تاجیکستان، ازبیکستان، ترکمنستان، ایران، چین، روسیه، ترکیه، قطر،‌ اندونیزیا، جاپان، ناروی و جرمنی برای میزبانی از مذاکرات بین‌الافغانی ابراز آماد‌گی کرده‌اند.

    وی هر چند تایید کرد که نشست آغازین این مذاکرات در قطر برگزار خواهد شد، اما در ادامه گفت که هنوز مشورت‌ها روی ادامه این مذاکرات در سایر کشورها صورت نگرفته است. پیش‌تر گروه طالبان تصریح کرده بودند که مذاکرات به شکل دوره‌ای در همه کشورهای برگزار می‌شود.

    وزارت امور خارجه در حالی از اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی برای آغاز فوری مذاکرات بین‌الافغانی خبر می‌دهد که روند تبادله زندانیان در روزهای اخیر با وجود تسریع یافتن، پرچالش دنبال می‌شود.

    هر چند حکومت نزدیک به چهار هزار و ۴۰۰ زندانی طالب را از زندان‌ها آزاد کرده، اما بر رها نکردن ۵۹۲ زندانی‌ای که «جرایم جدی» دارند، تاکید می‌کند.

    شورای امنیت ملی به تازه‌گی از گروه طالبان خواسته که فهرست تازه ۵۹۲ زندانی‌شان را بفرستند تا سایر زندانیان این گروه از زندان‌ها آزاد شوند. گفتنی است که بر اساس آمارها، حدود ۱۳ هزار زندانی طالب در زندان‌های حکومت نگه‌داری می‌کردند که هم اکنون نزدیک به چهار هزار و ۴۰۰ تن‌شان آزاد شده‌اند.

    طالبان اما گفته‌اند در صورت آزاد نشدن پنج هزار زندانی‌شان وارد مذاکرات بین‌الافغانی نمی‌شوند. این گروه پس از این همه‌گانی شدن تصمیم‌شان، حملات گسترده‌ای را تنظیم کرده و از حکومت خواستند که روند رهایی زندانیان را هرچه زودتر تکمیل کند.

    گفتنی است که بر اساس آمارهای ارایه‌شده از سوی طالبان، تاکنون بیش از ۸۰۰ زندانی حکومت را از زندان‌ها آزاد شده‌اند.

  • احزاب هندی خروج هند از پروژه راه آهن چابهار را یک شکست تلقی کردند

    احزاب هندی خروج هند از پروژه راه آهن چابهار را یک شکست تلقی کردند

    حزب مخالف کنگره هند با اشاره به آغاز پروژه راه آهن چابهار به زاهدان توسط ایران و بدون کمک هند، اعلام کرد از دست دادن این پروژه برای هند یک شکست بزرگ محسوب می‌شود.

    به گزارش رسانه‌های هند، آبیشک مانو سینگوی یک رهبر حزب کنگره اعلام کرد: هند پروژه بندر چابهار را از دست داد. این دیپلماسی هست که دولت نارندرا مودی به آن افتخار می‌کند و بدون انجام هیچ اقدامی از آن تقدیر می‌شود. از دست دادن پروژه راه آهن چابهار یک شکست بزرگ برای هند محسوب می‌شود. پیشنهاد چین برای ایرانی‌ها بسیار ارزنده‌تر است. 
    روز گذشته گزارشی در رسانه‌های هند منتشر شد که حاکی از آغاز اجرای پروژه راه آهن چابهار به زاهدان بدون کمک مالی هند و با استفاده از سرمایه‌گذاری ایران بود. 
    مقامات ایرانی ضمن تایید این خبر اعلام کردند: انتظار می‌رفت علاوه بر سرمایه‌گذاری در بندر چابهار، هند نقش مهمتری در ساخت و تامین مالی مسیر حمل و نقل راهبردی چابهار به زاهدان و از زاهدان به سرخس در مرز با ترکمنستان ایفا کند. به دلیل نبود همکاری و تعهد فعال هند در این پروژه، ایران با استفاده از ظرفیت‌های سرمایه گذاری و مهندسی خود آن را آغاز کرده است. 

    قرارداد سه جانبه 
    پروژه راه آهن که شرکت راه آهن ایران و شرکت دولتی راه آهن هند (ایرکان-IRCON) مشغول مذاکره در مورد آن بودند، قرار بود بخشی از تعهد هند در راستای قرارداد سه جانبه میان ایران، افغانستان و هند باشد. هدف از انجام این پروژه ایجاد یک مسیر جایگزین دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی است. 
    در طول سفر سال ۲۰۱۶ نارندرا مودی نخست وزیر هند به ایران برای امضای قرارداد چابهار با حضور حسن روحانی رییس جمهوری ایران و محمد اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان، شرکت راه آهن هند با شرکت راه آهن ایران یک تفاهم نامه امضا کرده بود. 
    این تفاهم نامه با هدف ایجاد راه آهن چابهار به زاهدان به عنوان بخشی از کریدور سه جانبه حمل و نقل شمال و جنوب میان ایران، هند و افغانستان امضا شد. شرکت ایرکان هند متعهد شده بود تمام خدمات، امور زیرساختی و تامین مالی این پروژه به ارزش حدود ۱.۶ میلیارد دلار را بر عهده گیرد. 
    اما با وجود سفرهای مکرر مهندسان شرکت ایرکان به ایران و آماده سازی‌ها از سوی ایران، هند به دلیل نگرانی از تحریم‌های آمریکا هیچگاه این پروژه را آغاز نکرد. 

    پروژه بندر چابهار
    در ماه جاری نخستین محموله ترانزیتی افغانستان از بندر چابهار به هند ارسال شد. بهروز آقایی مدیرکل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان ایران گفت: کشتی کانتینربر هیزل تعداد ۳۰ دستگاه کانتینر یخچالی و ۹ دستگاه کانتینر معمولی که همه آن‌ها حاوی محموله‌های ترانزیتی از مبداء کشور افغانستان به مقصد بنادر موندرا و ناواشیوا بودند بارگیری و به همراه ۲۸ دستگاه کانتینر خالی به هند ارسال شد. 

    در ماه جاری همچنین شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران با ایجاد یک منطقه آزاد در بندر چابهار موافقت کرد که این امر با استقبال هند مواجه شد.

    دولت هند متعهد به سرمایه گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری برای توسعه چابهار و همچنین سرمایه گذاری ۱.۵ میلیارد دلاری برای ساخت مجموعه‌ای از جاده‌ها و راه آهن شده است. سال گذشته هند دو محموله گندم را از طریق بندر چابهار به افغانستان صادر کرد. این اقدام با هدف اثبات اعتبار این مسیر و گسترش ورود محموله‌های جهانی پیش از فعال شدن کامل بندر چابهار انجام شد. 
    دولت نارندرا مودی نخست وزیر هند اعتقاد دارد که بندر چابهار موتور پیشرفت ایران، هند، افغانستان و بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی خواهد بود. کشورهای آسیای میانه – ازبکستان و قزاقستان – همچنین بندر چابهار را به عنوان دروازه‌ای برای دسترسی به منطقه اقیانوس هند محسوب می‌کنند.

    مقامات هندی معتقدند بندر چابهار که حدود ۱۰۰۰ کیلومتری بندر کاندلا و ۱۴۰۰ کیلومتری مومبای قرار دارد، دسترسی به مسیر دریایی را برای حمل و نقل کالا، تجارت و کسب و کار آسان می‌کند. 
    نشریه “اکونومیک تایمز” هند اعلام کرد “طرح توسعه بندر چابهار در ایران همچنین به هند فرصتی برای ارتباط مستقیم با افغانستان و تعدادی از کشورهای آسیای میانه ایجاد می‌کند. حتی قبل از اینکه برجام امضا شود، هند یک معاهده استراتژیک برای توسعه بندر چابهار را امضا کرد. کار در بندر تقریبا تکمیل شده است و هند انتظار دارد که یکی از شرکت‌های این کشور به زودی عملیات در چابهار را بر عهده گیرد. این بندر همچنین برای چندین شرکت هند که خارج از افغانستان فعالیت می‌کنند اما برای تامین کالا و ارسال آن با مشکل روبرو هستند، حیاتی خواهد بود.

    از طریق چابهار، هند می‌تواند با استفاده از شبکه جاده‌ای موجود در ایران و جاده زرنج- دلارام که توسط هند در سال ۲۰۰۹ ساخته شد، به بزرگراه گارلند در افغانستان دسترسی داشته باشد. این بندر دسترسی مستقیم هند به چهار شهر مهم افغانستان را فراهم می‌کند. چابهار همچنین فرصت‌های خوبی برای سازمان‌های جاده‌سازی و راه آهن هند برای راه‌اندازی پروژه‌های ارتباطی ایجاد می‌کند. این بندر می‌تواند برای حمل و نقل نفت خام و اوره استفاده شود و هزینه‌های انرژی هند را کاهش دهد. بندر چابهار همچنین هزینه‌های هند را برای صادرات و واردات محصولات از آسیای مرکزی و خلیج فارس تقریبا یک سوم کاهش خواهد داد”. 
    این روزنامه افزود: “ایران همچنین یک کشور بسیار مهم در ساختار هند و اقیانوسیه و دهلی نو جهت اتصال منطقه اوراسیا با اقیانوس هند است. کریدور بین المللی حمل و نقل شمال جنوب (INTC) که هم اکنون در حال مذاکره و بررسی است، شهر مومبای هند را به سنت پترزبورگ روسیه متصل می‌کند. این امر از طریق مسیر کوتاه‌تر ایران میسر می‌شود”. 

    ایرنا

  • کمیسیون حقوق بشر: در شش ماه گذشته تلفات  غیرنظامیان 11 درصد کاهش یافته است

    کمیسیون حقوق بشر: در شش ماه گذشته تلفات غیرنظامیان 11 درصد کاهش یافته است

    کمیسیون مستقل حقوق بشر، در گزارش تازه اش گفته است در شش ماه نخست سال ۲۰۲۰ میلادی، در ۸۸۰ رویداد مختلف امنیتی، یک‌هزار و ‌۲۱۳ تن جان‌ باخته و یک‌هزار و ‌۷۴۴ نفر دیگر‌ زخمی شده‌اند.

    این کمیسیون در عین حال گفته‌است تلفات غیر نظامیان در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته میلادی، ۱۱ درصد کاهش داشته‌است.

    در این گزارش آمده است در شش ماه نخست سال ۲۰۱۹ میلادی‌ سه‌هزار و ۳۳۸تن از افراد ملکی از سوی طرفینِ جنگ قربانی شده بودند‌ که شامل ۹۷۹ تن کشته و دو هزار و۳۵۹ تن زخمی بودند.

    در گزارش کمیسیون حقوق بشر همچنان آمده است این ارقام ‌نشان می‌دهد که در شش ماه نخست سال ۲۰۲۰ میلادی، به‌گونۀ میانگین، هر روز ۱۶ تن از افراد ملکی‌ قربانی شده‌اند.

    بر اساس گزارش این کمیسیون رقم تلفات غیرنظامیان زنان و کودکان در شش ماه نخست سال جاری نسبت به نیمه نخست سال  گذشته میلادی کاهش داشته که از این میان ۰.۵ درصد کاهش در تلفات زنان و ۳۳ درصد کاهش در تلفات کودکان رونما شده است.

    در این گزارش گفته شده در شش ماه نخست سال میلادی ۱۲۶ زن کشته و ۱۷۱ تن زخمی و نیز ۲۲۵ کودک کشته و ۴۰۵ تن دیگر آنان زخمی شده اند.

    براساس یافته‌های کمیسیون حقوق بشر، از مجموع تلفات غیر نظامیان در شش ماه نخست سال ۲۰۲۰ میلادی‌ ۴۸،۵ درصد آن توسط گروه طالبان، ۲۶،۷ درصد توسط عاملان نامعلوم، ۱۵،۵ درصد توسط نیروهای حکومتی، ۶،۳ درصد توسط گروه داعش و ۲،۳ درصد توسط نیروهای بین‌المللی صورت گرفته و ‌باقی ‌تلفات بر اثر فیر راکت‌ از سوی نیروهای پاکستانی در ولایات کنر، قندهار، پکتیا و خوست‌ بوده‌است.

    طبق آمار کمیسیون حقوق بشر، در شش ماه اول سال ۲۰۲۰ میلادی، بر اثر حملات گروه طالبان ۵۴۲ تن کشته و ۸۹۶ نفر زخمی شده‌اند. این ارقام نشان می‌دهد که ‌تلفات غیر نظامیان ناشی از حملات طالبان، در مقایسه با شش ماه نخست سال ۲۰۱۹ میلادی‌ ۲۴ درصد کاهش یافته‌است. این در حالی است که حکومت می‌گوید، تلفات غیر نظامیان در حملات طالبان افزایش یافته‌است.

    در آخر کمیسیون مستقل حقوق بشر از حکومت افغانستان، طالبان، امریکا و جامعۀ جهانی می‌خواهد که به پیشنهادهای کمیسیون در مورد مشارکت قربانیان، کارشناسان و مردم در مذاکرات صلح، که قبلاً با طرف‌های مذاکرات صلح شریک شده است، توجه جدی کنند و فرصت تطبیق این پیشنهادها‌ را در عمل فراهم آورند.

  • ترمیم دیوار 70 متری سفارت افغانستان در واشنگتن و هزینه میلیون دالری!

    ترمیم دیوار 70 متری سفارت افغانستان در واشنگتن و هزینه میلیون دالری!

    سفارت افغانستان در واشنگتن، گزارش خبرگزاری پژواک درباره وجود فساد در جریان بازسازی یک دیوار این سفارت در واشنگتن آمریکا را رد کرده و مدعی شد مقدار پول اختصاص یافته تنها برای ساخت یک دیوار نه، بلکه برای اعمار و بازسازی سه دیوار سفارت افغانستان به مصرف رسیده است.

    روزگذشته خبرگزاری پژواک در یک گزارش تحقیقی مدعی شد سفارت افغانستان در آمریکا برای بازسازی یک دیوار۷۰ متری، پیشنهاد ۸۸هزار دلاری یک شرکت را رد کرده و این کار را از طریق شرکت دیگری با هزینه یک میلیون و ۸۲۵ هزار و ۸۳۹ دلار انجام داده است.

    به گزارش این خبرگزاری، سفارت افغانستان برای ساخت این دیوار یک میلیون ۵۸۶هزاردلار، برای ارزیابی آن ۱۲هزارو ۷۵۰ دلار، برای تست خاک ۱۲هزار ۲۵۰ دلار، برای مشورت فنی ۶۴ هزار ۸۳۹ دلار و برای تهیه قرارداد و مشورت فنی ۱۵۰ هزار دلار مصرف کرده است.

    سفارت افغانستان در واشنگتن با نشر خبرنامه‌ای گفته این مقدار پول برای “ساخت یک دیوار” هزینه نشده، بلکه “شامل سه دیوار” است که ساختمان‌های مجاور بر آن‌ها متکی بوده و همچنین شامل بخش‌های تخریب شده ساختمان سفارت و منزل همسایه نیز است.

    سفارت افغانستان افزوده، شرکتی که ابتدا ۸۸ هزار دلار پیشنهاد کرده بود، این پول برای ساخت دیوار و دیگر بخش‌های تخریب شده نبوده، بلکه شرکت مذکور تنها برای “پاک کاری آوار به جامانده از فروریختن دیوار شرقی و استنادسازی موقت برای جلوگیری از تخریب بیشتر از آن این پول را درخواست کرده بود.”

    سفارت افغانستان در این خبرنامه افزوده رویا رحمانی، سفیر افغانستان در آمریکا، در انتخاب قراردادی‌ها نقشی نداشته و فقط پیشنهادها را جمع‌آوری و به کابل فرستاده و کمیته تدارکات ملی درباره آن تصمیم گرفته است.

    کمیته تدارکات ملی افغانستان زیر نظر رئیس جمهور کشور کار می‌کند و تمام قراردادهای دولت افغانستان باید زیر نظر این کمیته به تصویب برسد.

    خبرگزاری پژواک به نقل از دیپلومات‌ها در بخش‌های مالی و اداری سفارت افغانستان نوشته که پول شرکت‌های قراردادی به شکل مستقیم به شرکت‌ها داده نمی‌شد، بلکه این پول از طریق چک به افراد سومی از طرف بخش مالی سفارت پرداخت می‌شد.

    اما سفارت افغانستان در واشنگتن گفته پول اعمار این دیوار برخلاف ادعای خبرگزاری پژواک، به شخص سوم پرداخته نشده است. سفارت تمامی اسناد پرداختی را به شمول کپی چک‌ها در اختیار دارد که ثابت می‌کند پول به صورت مستقیم به شرکت‌های طرف قرارداد پرداخته شده است.

    پژواک به نقل از منابعی نوشته “برای سواستفاده از پول این پروژه، رویا رحمانی، مسوولیت اعمار دیوار را از یک نفر گرفته و به شخص دیگری که مشاور همایون قیومی، سرپرست پیشین وزارت مالیه بوده، به عنوان نظارت کننده این پروژه سپرده است.”

    درخبرنامه سفارت افغانستان این ادعا هم رد شده و آمده که مسئولیت ساخت دیوار از فرد مورد نظر گرفته نشده و به هیچ شخص دیگری “برای تبانی و سوء استفاده از اعمار دیوار داده نشده است.”

    این سفارت گفته که مسئول اولی نظارت از این پروژه در تمامی مراحل قراردادها، به شمول تایید قرارداد شرکت اجرا کننده و امضای قرارداد با آن شرکت، مسئولیت پیشبرد امور ترمیم دیوار سفارت را به عهده داشته است. اما او بعد از اینکه کار عملی اعمار دیوار آغاز شد، به دستور وزیر خارجه به کابل خواسته شد. دلیل فراخوانده شدنش به کابل نیز به گفته سفارت، تعیین او در یک پست دیگر در وزارت خارجه بود و هیچ ارتباطی به قضیه دیوارسفارت نداشته است.

  • وضعیت دسترسی به اطلاعات در کشور بحرانی ست

    وضعیت دسترسی به اطلاعات در کشور بحرانی ست

    نهاد پشتیبان رسانه‌های آزاد افغانستان (نی) وضعیت دست‌رسی به اطلاعات را در افغانستان بحرانی می‌خواند و می‌گوید، این وضعیت هر روز در حال بدترشدن است.

    این نهاد امروز دوشنبه، 23 سرطان با نشر نتایج بررسی «وضعیت دست‌رسی به اطلاعات» در کشور گفت بدترین وضعیت دست‌رسی به اطلاعات را نهادهای امنیتی دارند.

    در این بررسی 100 خبرنگار از پنج حوزۀ مرکز، شمال‌، شرق، غرب و جنوب کشور اشتراک کرده‌اند.

    عبدالمجیب خلوتگر، رئیس اجرایی نهاد پشتی‌بان رسانه‌های آزاد افغانستان می‌گوید، نهادهای امنیتی بدترین وضعیت دست‌رسی به اطلاعات را در کشور دارند.

    به گفتۀ او، سخنگویان نهادهای امنیتی یا حاضر به پاسخ‌‌دادن به خبرنگاران نمی‌شوند یا اگر پاسخ می‌دهند بیشتر این معلومات تبلیغ حکومت است.

    رئیس اجرایی نی کارکرد ارگ ریاست جمهوری و وزارت صحت‌ را در بخش دادن اطلاعات به رسانه‌ها ضعیف می‌خواند و می‌گوید این نهادها خبرنگاران را به گونۀ دل‌خواه انتخاب می‌کنند و معلومات را با آن‌ها شریک می‌‎سازند.

    بر بنیاد نتایج این بررسی پس از بخش امنیت، ریاست جمهوری، نهادهای عدلی‌وقضایی، شهرداری‌ها، وزارت‌های صحت‌، تجارت و مالیه حاضر به شریک‌ساختن معلومات با خبرنگاران نیستند.

    در این ‌حال خبرنگاران نیز وضعیت دست‌رسی به اطلاعات را نگران‌کننده می‌خوانند و می‌گویند، سخنگویان نهادهای دولتی یا به پرسش‌های آنان پاسخ نمی‌دهند و یا این‌که با تأخیر پاسخ می‌دهند.

    خبرنگاران از کمیسیون دست‌رسی به اطلاعات می‌خواهند تا به این مشکل به گونۀ جدی توجه کنند.

    ناکامی حکومت، پنهان‌کردن معلومات و کارانبودن کمیسیون دست‌رسی به اطلاعات از دلایلی‌اند که به گفتۀ خبرنگاران نهادهای دولتی حاضر به پاسخ‌گویی به رسانه‌ها نمی‌شوند.

    اما دواخان مینه‌پال، معاون سخنگوی ریاست جمهوری می‌گوید، حکومت و نهادهای دولتی در هر زمانی مکلف به پاسخ‌گویی و دادن معلومات به خبرنگاران هستند.

  • برخی اعضای کنگره امریکا: ترامپ باید نیروهای امریکایی را از افغانستان و عراق خارج کند

    برخی اعضای کنگره امریکا: ترامپ باید نیروهای امریکایی را از افغانستان و عراق خارج کند

    دو عضو جمهوری خواه کنگره آمریکا با انتقاد از هزینه جانی و مالی ادامه جنگ در عراق و افغانستان، از رئیس جمهور ی این کشور خواستند سربازان آمریکایی را هر چه زودتر به خانه بازگرداند.

    به گزارش رسانه آمریکایی جاست د نیوز، “توماس مسی ریدز” نماینده کنتاکی و “اندی بیگز” نماینده آریزونا در نامه‌ای به “دونالد ترامپ” خواستار پایان دادن به حضور سربازان آمریکایی در افغانستان و عراق شدند و ادامه آن را غیرضروری و بی‌ربط به امنیت ملی آمریکا دانستند.

    این نامه تصریح می‌کند: « از شما درخواست می‌کنیم که فوری تمام نیروهای نظامی آمریکا را از افغانستان و عراق خارج کنید. عراق و افغانستان هیچ جنگ افزاری ندارند که برد آنها به قاره آمریکا برسد. علاوه بر این، هیچ یک از این دو کشور برای امنیت ملی ایالات متحده حیاتی نیستند.»

    این دو نماینده جمهوریخواه به ترامپ هشدار داده‌اند: اگر ما درگیر جنگ مداوم در عراق و افغانستان بمانیم، ایالات متحده قدرتی بزرگ باقی نخواهد ماند.

    آمریکا سال ۲۰۰۱ افغانستان و دو سال بعد عراق را اشغال کرد. هدف اصلی جنگ  افغانستان در سال ۲۰۰۱، به اصطلاح مبارزه با تروریسم، از بین بردن شبکه القاعده، طالبان و حامیان آن بود. اما با گذشت ۱۸ سال، تاکنون آمریکا و متحدان آن  در اهداف ادعایی دستاوردی نداشته‌اند.

     به باور ناظران آمریکا با ادامه سال‌ها جنگ و خونریزی در افغانستان به این نتیجه رسید که مشکل افغانستان راه حل نظامی ندارد و باید از طریق دیپلماسی به جنگ داخلی در این کشور پایان دهد، به همین منظور تاکنون ۹ دور با طالبان افغانستان وارد مذاکره شده است.

    در حال حاضر حدود پنج هزار نظامی آمریکایی در عراق مستقر هستند و از نگاه  برخی پس از شکست گروه تروریستی «داعش»، آمریکا برای ماندن در عراق توجیه ندارد.  

    آمریکا در جنگ افغانستان، سه هزار و ۱۹۰ نفر  و در جنگ عراق  نیز چهار هزار و ۷۶ نفر از نیروهای خود را از دست داد  که در مجموع  هفت هزار و ۲۶۶ آمریکایی در ۲ جنگ افغانستان و عراق کشته شده‌اند.

  • طالبان در یک هفته گذشته 23 فرد ملکی را کشته و 45 نفر دیگر را زخمی کرده اند

    طالبان در یک هفته گذشته 23 فرد ملکی را کشته و 45 نفر دیگر را زخمی کرده اند

    دفتر شورای امنیت ملی اعلام کرد در یک هفته‌ی گذشته 23 غیرنظامی از سوی جنگ‌جویان طالبان کشته و 45 غیرنظامی دیگر زخمی شده‌اند.

    در اعلامیه‌ی دفتر شورای امنیت ملی که امروز (شنبه، 21 سرطان) منتشر شد، آمده است این تعداد غیرنظامیان در یک هفته‌ی گذشته در 16 ولایت کشور کشته و زخمی شده‌اند.

    براساس معلومات دفتر شورای امنیت ملی، بیشترین تلفات به غیرنظامیان در هفته‌ی گذشته در ولایت ننگرهار به ثبت رسیده به این معنی که در این مدت دو غیرنظامی از سوی طالبان کشته و 13 غیرنظامی دیگر زخمی شده‌اند.

    تلفات غیرنظامیان در یک هفته‌ی گذشته
    تلفات غیرنظامیان در یک هفته‌ی گذشته

    به نقل از اعلامیه، دولت افغانستان همیشه بر توقف خشونت تأکید دارد، اما طالبان خواست همه طرف‌ها و مردم افغانستان را نادیده گرفته و به کشتار مردم «بی‌گناه» ادامه می‌دهند.

    گروه طالبان تا کنون در این باره چیزی نگفته است.

    از سویی هم، دولت افغانستان در حالی طالبان را به ادامه‌ی خشونت‌ها و کشتار غیرنظامیان متهم می‌کند که کابل در هفته‌ی گذشته میزبان سه نشست مهم در پیوند به صلح افغانستان بود.

    براساس معلومات وزارت خارجه، شرکت‌کنندگان این نشست‌ها خواستار کاهش خشونت، برقراری آتش‌بس و آغاز مذاکرات بین‌الافغانی شدند.

  • والی هرات: نود درصد درآمد گمرک هرات به جیب حلقه فساد می رود

    والی هرات: نود درصد درآمد گمرک هرات به جیب حلقه فساد می رود

    سید وحید قتالی، والی هرات می‌گوید نود درصد درآمدهای گمرک این ولایت از سوی مافیا حیف‌ومیل می‌شوند.

    آقای قتالی افزود این مافیا در کابل، هرات و داخل گمرک اسلام‌قلعه حضور فعال دارد و روزانه ده‌ها میلیون افغانی از درآمدهای گمرک را به جیب می‌زند: «ده درصد کالای تجار می‌آید و نود درصد دیگر در اختیار مافیا قرار داده می‌شود و از هر محموله سه میلیونی تنها پنجاه هزار افغانی تحویل داده می‌شود؛ از هر محموله که سه میلیون تکس باید به دولت تحویل داده شود، تنها ۳۰هزار تحویل داده می‌شود.»

    به تازگی ده‌ها موتر حامل کالاهای وارداتی در یک روز از سوی نیروهای امنیتی در هرات متوقف شده‌اند که به گفتۀ والی هرات، تمامی این موترها از پرداخت محصول گمرکی فرار داده شده‌اند و این، نمونه‌یی از فساد در گمرک این ولایت است.

    اعضای شورای ولایتی و برخی فعالان جامعه مدنی در هرات می‌گویند برخی از مقام‌های حکومتی در فساد مالی در گمرک این ولایت دست دارند و با مافیا هم دست هستند.

    توریالی طاهری، معاون شورای ولایتی هرات بیان داشت: «روزانه تا چهل تا پنجاه میلیون عواید ملی کشور حیف‌ومیل می‌شود. یک حلقۀ بزرگ از کسانی هست که دست به فساد می‌زنند. اراکین بلندپایه دولت هم از هرات تا مرکز در این حلقه هستند.»

    بخش خصوصی در هرات نیز می‌گوید واردات کالاهای مشابه و فرار از محصولات کمرگی به‌علت فساد در گمرک این ولایت، صنعت و تولیدات داخلی را در این ولایت سخت آسیب زده است.

    حمیدالله خادم، رییس اتاق صنایع و معادن هرات اظهار داشت: «ورود اموال قاچاق از مرزهای باز و فساد در گمرکات، زهری است که بر صنعت افغانستان استفاده می‌شود.»

    هم‌زمان با افزایش فساد و حیف‌ومیل درآمدهای گمرک هرات، دادن تقدیرنامه از سوی مجلس نمایندگان به رییس گمرک هرات انتقادهایی را برانگیخته است.

    اما، حمدلله همدرد، رییس گمرک هرات حیف‌ومیل نود درصد درآمدهای این گمرک را رد می‌کند و می‌گوید در هفته‌های پسین درآمدهای گمرک هرات از ۳۰میلیون افغانی در روز به بیش از صد میلیون افغانی رسیده‌است.

    خبرگزاری کشور

  • عربستان 100 مدرسه دینی و 1 بیمارستان در کابل می سازد

    عربستان 100 مدرسه دینی و 1 بیمارستان در کابل می سازد

    سفیر عربستان سعودی در افغانستان، گفت بیمارستانی با هزینه ۳۰ میلیون دلار در شهر کابل ساخته می‌شود.

    وی در دیدار با فضل هادی مسلم‌یار، رئیس مجلس سنا، همچنین از ۳۵ برنامه توسعه‌ای و طرح تاسیس ۱۰۰ مدرسه دینی خبر داده است.

    جسیم محمدالخالدی، سفیر عربستان سعودی افزود کار اجرایی ساخت “دانشگاه بین‌المللی اسلامی افغانستان” در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان هم آغاز خواهد شد. جسیم محمدالخالدی همچنین وعده به کمک ۲۰۰ میلیون ریال سعودی به افغانستان در راستای مبارزه با کرونا داد.

    عربستان از گذشته رابطه سابقه‌دار و عمیقی با “مجاهدین افغان” که در دهه هشتاد میلادی علیه حکومت تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی می‌جنگیدند، داشته است.

    با روی کار آمدن گروه طالبان و کنترل کابل از سوی این گروه، عربستان در کنار پاکستان و امارات متحده عربی، تنها سه کشوری بودند که حاکمیت طالبان را در افغانستان به رسمیت شناختند و سفارت هایشان را در کابل گشودند.

    ترویج اندیشه‌های تندروانه اسلامی در مدرسه های بیرون از افغانستان در سال های پسین از نگرانی اصلی دولت افغانستان بوده است.

    در حال حاضر هزاران دانش آموز امور دینی افغان در مدرسه های مذهبی پاکستان درس می خوانند.

    برآورد می‌شود هم اکنون هزاران مدرسه مذهبی در پاکستان فعالیت دارد که بیش از دو میلیون طلبه را تحت آموزش دارند.

    در سال‌های گذشته دولت افغانستان مدارس مذهبی در پاکستان را خاستگاه گروه طالبان می‌خواند. بسیاری از رهبران این گروه از جمله ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان در مدرسه های مذهبی پاکستان آموزش دیده‌اند.

    در برخی مناطق پاکستان و افغانستان مدارس مذهبی، تنها نهادهایی هستند که کودکان خانواده‌های فقیر می‌توانند برای تحصیل به آنجا بروند.

    سفیر عربستان سعودی در کابل خاطرنشان کرده است کشورش علاقه‌مندی ویژه به ختم جنگ در افغانستان دارد و در کنار آن آماده همکاری در بخش توسعه است.

    در این نشست آقای مسلم‌یار نیز گفت سهم زائران حج برای افغانستان سالانه حدود ۳۰ هزار تن است و توقع می‌رود این رقم در سال‌های بعدی به ۵۰ هزار تن افزایش یابد.

    سفیر عربستان سعودی وعده داد سهم افغانستان از زیران حج در سال آینده افزایش خواهد یافت.

    دولت عربستان امسال برای سفر زائران حج به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا ممنوعیت وضع کرده است.

  • مخالفان صلاح الدین دلالان قدرت هستند!

    مخالفان صلاح الدین دلالان قدرت هستند!

    شماری از اعضای حزب جمعیت اسلامی افغانستان در بدخشان با برگزاری همایشی از موضع صلاح‌الدین ربانی به عنوان رئیس حزب جمعیت اسلامی افغانستان، اعلام حمایت کردند.

    آنان صلاح‌الدین ربانی را تنها رهبر جمعیت اسلامی افغانستان عنوان کردند و مخالفان او را، دلالان قدرت لقب داده‌اند.

    عبدالمنان هاشمی، مسئول ولایتی دفتر جمعیت اسلامی در بدخشان گفت بدخشان زادگاه استاد شهید برهان‌الدین ربانی است و ساکنان این ولایت از فرزند او به عنوان رهبر حزب جمعیت اسلامی حمایت می‌کنند.

    او گفت اشتراک صدها تن از اعضای جمعیت در همایش امروز، نشان‌دهنده حمایت تمامی مردم بدخشان از موضع آقای ربانی است.

    اشتراک‎‌کنندگان این همایش با صدور قطع‌نامه‌یی اعلام کردند پس از شهادت رهبر و بنیان‌گذار این حزب سیاسی، اعضای رهبری جمعیت اسلامی، صلاح‌الدین ربانی، پسر ارشد استاد ربانی را به عنوان رئیس این حزب برگزیده‌اند.

    موافقان آقای ربانی در بدخشان، آن‌عده از اعضای جمعیت را که او را از ریاست این حزب برکنار کرده‌اند، دلالان قدرت خوانده و کار این گروه را، توطیه علیه حزب جمعیت اسلامی عنوان کرده‌اند.

     در قطع‌نامه آمده است: «با تاسف شماری از دلالان قدرت، طرح توطیه علیه حزب جمعیت اسلامی افغانستان را با برگزاری مجالس خصوصی که خلاف اصول اساس‌نامه جمعیت اسلامی افغانستان است، جهت معامله‌گری با اغیار تدویر و این حزب فراگیر و مقتدر را می‌خواهند تضعیف و دشمنان این مکتب اسلامی را خوش‌نود سازند.»

    در قطع‌نامه هم‌چنان آمده است دفتر ولایتی جمعیت در بدخشان همان دفتری است که به رهبری صلاح‌الدین ربانی از مدت‌ها قبل در این ولایت فعالیت داشت، دفتر دیگری به این نام در بدخشان وجود ندارد.

    صلاح‌الدین ربانی، سرپرست حزب جمعیت اسلامی افغانستان چند روزی قبل از سوی شماری از اعضای رهبری این حزب، از ریاست حزب جمعیت اسلامی برکنار شد.

    آقای ربانی این اقدم را دسیسه علیه حزب جمعیت خواند و ساعاتی پس از این اقدام، عضویت عطا محمد نور، رئیس اجرایی این حزب و شماری دیگر از اعضای این حزب را به حالت تعلیق در آورد.

    برکناری آقای ربانی از ریاست این حزب با واکنش گستردۀ اعضای این حزب روبه‌رو شد.

  • نور: صلاح الدین دیگر رئیس نیست

    نور: صلاح الدین دیگر رئیس نیست

    عطا محمد نور، والی پیشین بلخ و رئیس اجرایی حزب جمعیت مدعی است که صلاح الدین ربانی و احمدضیا مسعود، معاون پیشین رئیس جمهوری افغانستان و شوهر خواهر صلاح الدین ربانی “قدرت حزب جمعیت را در انحصار گرفته و کسی دیگر را به کار کردن نمی‌گذارند.”

    او گف که جمعیت مخالف میراثی شدن قدرت است و افزود آقای ربانی برای دو ماه سرپرست انتخاب شده بود و اعضای حزب برای نه سال حوصله کردند و در این مدت آقای ربانی برای جمعیت “هیج کاری نکرده و حتی کمیته‌های فعال شده را ملغی و دفتر حزب را از یک ساختمان بزرگ به یک مکان کوچک انتقال داد.

    به گفته او کاری هم که شده چند نفر حزب به صورت انفرادی انجام داده است.

    صلاح‌الدین ربانی، سرپرست حزب جمعیت اسلامی سه روز پیش در یک اقدام بی‌سابقه و غیرمنتظره از سوی شماری از اعضای رهبری جمعیت اسلامی از این سمت کنار گذاشته شد. این جلسه در خانه عطامحمد نور، رئیس اجرایی جمعیت برگزار شده بود.

    آقای ربانی این اقدام را دسیسه علیه حزب جمعیت خوانده، آن را رد کرده و عضویت آقای نور و شماری دیگر از اعضای حزب را به حالت تعلیق درآورده است.

    آقای مسعود نیز این اقدام را رد کرده، آقای عطا و متحدان او را “انشعاب‌گر و دلالان قدرت” خوانده و جلسه کنارگذاشتن صلاح‌الدین ربانی در منزل آقای نور را “توطئه مشترک حکومت متقلب و این گروه تسلیمی” خوانده است.

    آقای نور به بی بی سی گفت دلیل برکناری صلاح الدین ربانی از سرپرستی حزب جلوگیری از انشعاب درحزب، سوء مدیریت و عدم برگزاری کنگره این حزب بود.

    او گفت که بعد از کشته شدن برهان الدین ربانی، اعضای حزب جمعیت، صلاح الدین ربانی را در سال ۲۰۱۱ برای مدت دو ماه به عنوان سرپرست تعیین کردند. به گفته آقای نور، ربانی در این مدت “یکبار هم نیت برگزاری کنگره حزب را نداشته و برای مشورت با نخبگان و گرفتن مشروعیت حزب جمعیت قدمی نبرداشته است.”

    آقای نور مدعی شد که اعضای اصلی شورای رهبری جمعیت ۹ نفر هستند. سه نفر از آنان همانند برهان الدین ربانی، مارشال محمد قسیم فهیم، و کسی به نام فقیه زنده نیستند ولی شش نفر از بنیانگذاران حزب جمعیت زنده هستند که اسماعیل خان، عطا محمد نور، عنایت الله شاداب، عبدالستار مراد و واقف حکیمی شامل آن است.

    صلاح الدین ربانی روز گذشته ( جمعه ۱۲ سرطان/ تیر) در واکنشی که در صفحه فیسبوکش نشر شد، برخی از اعضای هیأت رهبری را که در جلسه برکناری او از سرپرستی شرکت داشتند، به “سوء استفاده از نام و نشان این حزب” متهم کرده و عضویت آنها را به حالت “تعلیق” درآورد.

    در این بیانیه آقای ربانی گفته که عضویت عطامحمد نور، محمد یونس قانونی، کلیم الله نقیبی، عبدالحفیظ منصور، عبدالشکور واقف حکیمی، سید عنایت الله شاداب و عبدالستار مراد را در جمعیت اسلامی به حالت تعلیق در می‌آورد.

    آقای نور درباره تصمیم این اعضا درباره کنار گذاشتن آقای ربانی گفت که این اعضا برای نجات جمعیت از پارچه شدن و جلوگیری از انشعات جمعیت، تصمیم گرفتند آقای ربانی سرپرست موقت باشد.

    او گفت که سندی در دست دارد که صلاح الدین ربانی برای دو ماه به عنوان سرپرست حزب جمعیت انتخاب شده بود تا زمینه برگزاری کنگره را فراهم کند. به گفته آقای نور با رسیدن ماه سنبله/ شهریور امسال ۹ سال می‌شود که آقای ربانی سرپرست این حزب است.

    به گفته او براساس اساسنامه جمعیت، ریاست این حزب چهار سال است. او گفت که تصمیم گرفته شده، جمعی بوده تا این حزب از این وضعیت بیرون شود.

    آقای نور گفت که بارها اعضا تاکید کرده بودند که تصمیم در حزب جمعی باشد، جمعیت از وضعیت موجود بیرون بیاید، در تصامیم افغانستان جمعیت حرف اول را بزند و در نظام و قدرت باید دخیل باشد، جمعیت مشروعیت نظام را زیر سئوال نبرد و در روند صلح دخیل باشد که “همه موارد را صلاح الدین رد کرد.”

    او مدعی شد که اعضا خواستار اصلاحات در جمعیت هستند و برگزاری کنگره را خواستارند که آقای ربانی” اصلا علاقه ندارند کنگره دایر شود.” او گفت به دعوت اعضا، آقای ربانی در جلسه نیامد و در اساسنامه حزب آمده که تا زمان برگزاری کنگره مسن ترین فرد رئیس موقت باشد و کنار گذاشتن آقای ربانی نیز براساس، اساسنامه جمعیت بوده است.

    به گفته آقای نور در روز جلسه ۴۷ الی ۴۸ نفر حضور داشتند که ۷۵ درصد اعضای حزب را تشکیل می‌دهند، آنان به اتفاق آرا در یک اتاق روشن مواد اعلام شده را تصویب کردند. او گفت که عنایت الله شاداب رئیس موقت جمعیت تا زمان برگزاری کنگره حزب است و آقای ربانی نیز می‌تواند در این کنگره شرکت کند.

  • فساد در سطوح مختلف گمرک هرات وجود دارد

    فساد در سطوح مختلف گمرک هرات وجود دارد

    منابعی در هرات گفته‌اند که 59 موتر باربری حامل کالاهای وارداتی پس از خارج‌شدن از گمرک اسلام قلعه، توسط سید عبدالوحید قتالی، والی هرات برای تفتیش دوباره به ساختمان گمرک سابقه در داخل شهر هرات فرستاده شده است.

    به گفته‌ی چندین منبع والی هرات شب سه‌شنبه، 10 سرطان، این موترها را در مسیر شاهراه هرات – اسلام قلعه متوقف کرده و دستور بررسی و تشریح دوباره‌ی اسناد گمرکی را داده است. این برای نخستین‌بار است که یک والی در هرات، به تفتیش دوباره موترهای باربری خارج‌شده از گمرک اقدام می‌کند.

    احمدسعید عظیمیان، معاون اتاق تجارت و سرمایه‌گذاری هرات نیز گفت هیأتی متشکل از اداره محلی، دادستانی، امنیت ملی، شورای ولایتی و کارشناسان سکتور خصوصی از روز پنج‌شنبه، 12 سرطان بررسی‌ها در مورد اسناد و تناژ موترهای متوقف‌شده را آغاز می‌کنند: «دوباره موترهای متوقف‌شده باید تشریح شود و اسناد آن‌ها نیز بررسی شود. به احتمال زیاد که عاملان حیف‌ومیل عواید در گمرک به نهادهای عدلی و قضایی معرفی خواهند شد.»

    حمدالله همدرد، رییس گمرک هرات حاضر به پاسخ‌گویی در این مورد نمی شود. بارها اداره گمرک هرات از ارائه جزییات در مورد جمع‌آوری عواید سرباز زده است.

    حیف‌ومیل عواید گمرک

    بخش زیادی از کالاهای وارداتی افغانستان از ایران از طریق مرزهای اسلام قلعه وارد می‌شود. همواره نگرانی مبنی بر وجود فساد در گمرک اسلام قلعه وجود داشته است. سردار بهادری، عضو شورای ولایتی هرات مدعی است که والیان پیشین هرات نیز از فساد گسترده در گمرک اسلام قلعه مطلع بوده‌اند، اما کاری برای از میان‌برداشتن فساد انجام نداده‌اند.

    او از سید وحید قتالی، والی هرات می‌خواهد که به گونه‌ی جدی با پدیده فساد در گمرک مبارزه کند و دست مافیا و زورمندان را از عواید دولتی کوتاه کند: «فساد در گمرک هرات از چند سال به این‌سو، دوام داشته. والی‌های پیشین هرات نیز از این موضوع خبر بودند که فساد کلان در گمرک جریان دارد. حالا که سید وحید قتالی والی هرات و عبیدالله نورزی، فرمانده پولیس هرات، 59 موتر باربری را از مسیر شاهراه به گمرک سابقه آورده‌اند، باید جلو فساد در گمرک را بگیرند.»

    او می‌افزاید که 70 درصد عواید گمرک هرات حیف‌و‌میل می‌شود و زورمندان، مافیا و برخی از کارمندان دولتی در مرکز کشور آشکارا در فساد گمرک هرات سهیم هستند. اعضای شورای ولایتی هرات در تاریخ شنبه، 16 جوزا در یک کنفرانس خبری مدعی شده بودند که یافته‌های این نهاد نشان می‌دهد به‌طور میانگین روزانه 70 درصد عواید گمرک هرات حیف‌و‌میل و در حدود 100 موتر باربری بدون پرداخت محصول گمرکی توسط زورمندان و تفنگ‌سالاران از گمرک اسلام قلعه وارد هرات می‌شود.

    سید عبدالوحید قتالی، والی هرات روز پنج‌شنبه، 5 سرطان در پیوند به وجود فساد در اداره‌های عایداتی گفته بود که بستر برای اخذ تعرفه‌های گمرکی مساعد نیست و سیستم گمرک اشکالات فنی دارد.

    او خواستار خریداری دستگاهی برای تشخیص کیفیت کالاهای وارداتی شد، تا جلو فساد گرفته شود. او می‌گوید: «یک دستگاه شناسایی 57 عنصره که 16 میلیون افغانی قیمت دارد، حداقل از ورود کالاهای بی‌کیفیت جلوگیری می‌کند. من هر قدر ناظرهای گمرک تغییر می‌دادم، آنها قادر به تشخیص کیفیت کالاها نبودند.»

    «فساد در تمام سطوح گمرک وجود دارد»

    اتاق تجارت و سرمایه‌گذاری هرات می‌گوید که فساد در گمرک هرات از سطح کارمندان پایین‌رتبه تا سطح رهبری گمرک و حتا افرادی در وزارت مالیه به شکل سیستماتیک وجود دارد. احمدسعید عظیمیان، معاون این اتاق می‌گوید: «متاسفانه فساد در گمرک هرات بسیار ریشه دارد و این ریشه حتا به حلقات قوی در مرکز نیز می‌رسد. در کوتاه‌مدت برچیدن فساد در گمرک هرات دشوار است.»

    به گفته او، فساد رقابت برابر برای تاجران را دشوار کرده است. زیرا تاجرانی که می خواهند پایبند قانون باشند، در برابر تاجران که قانون را دور می‌زنند نمی‌توانند در بازار رقابت کنند.

    سید عبدالوحید قتالی، والی هرات نیز می‌گوید که حلقه‌ای از افرادی تحت نام «فعالان مدنی» از افراد فساد‌پیشه حمایت می‌کنند. او می‌گوید که این افراد به‌عنوان «فیسبوک چلونکی» عمل می‌کنند و در کنار رییس گمرک و دیگر کارمندان دولتی حضور دارند.

    اما نظارت فعالان مدنی از عملکرد گمرک هرات نشان می‌دهد که به پیمانه‌ی زیادی فساد در این اداره وجود دارد. جواد عمید، یک تن فعالان شناخته‌شده مدنی در هرات به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید که روزانه تا 150 موتر بدون محصول گمرکی از مرز اسلام قلعه وارد شهر هرات می‌شود: «متأسفانه فساد در گمرک هرات به اوج خود رسیده. ما امیدواریم که با فساد برخورد شود و عاملان آن هرچه زودتر به نهادهای عدلی و قضایی معرفی شوند.»

    گمرک اسلام قلعه اوایل سال گذشته از شهر هرات به بندر اسلام قلعه منتقل شد، این اقدام حکومت افزون بر افزایش تهدیدات امنیتی بر کارمندان گمرک و کمیشن‌کاران، عواید این اداره را نیز کاهش داده است.

    تاجران هرات می‌گویند تا زمانی‌که گمرک به مرکز شهر هرات دوباره منتقل نشود، گراف فساد، هم چنان بلند خواهد بود.

    هرات قطب اقتصادی افغانستان است. موجودیت بیش از 300 کارخانه تولیدی و حضور گسترده سرمایه‌گذاران به اهمیت اقتصادی این ولایت افزوده است و به همین سبب اهمیت گمرک این ولایت بلند رفته است.

    در شرایطی که افغانستان برای تأمین نیازهای مالی خود وابسته به کمک‌های خارجی است، گمرک هرات به‌عنوان یک اداره درآمدزا از اهمیت زیادی برای حکومت برخوردار است. اما شرط‌اش این که دست فساد کوتاه شود.

    اطلاعاتت روز

  • محقق پاکستانی: هژمونی امریکا به پایان رسیده است

    محقق پاکستانی: هژمونی امریکا به پایان رسیده است

    «ثاقب اکبر» نویسنده و اندیشمند پاکستانی اظهار داشت:رفتار آمریکا با رنگین پوست ‌ها و بویژه قتل فجیع جرج فلوید به دست پلیس سفید ادعاهای واهی حقوق بشری آمریکا اثبات شد.

    وی با اشاره به جنبش وال استریت در آمریکا تصریح کرد این جنبش ثابت کرد که تنها یک درصد از آمریکایی ها منابع این کشور را در اختیار دارند و بقیه از ثروت ملی این کشور محروم هستند.

    این  کارشناس پاکستانی به ایرنا گفت زندگی انسان ها در آمریکا اهمیتی ندارد و منافع شرکت های تسلیحاتی بر جان افراد الویت دارد به همین دلیل هنوز این کشور نتوانسته قانونی برای کنترل فروش اسلحه به مرحله اجرا بگذارد.

    وی با اشاره به رفتارها و استانداردهای دوگانه آمریکا تصریح کرد جنایات این کشور در ویتنام ،عراق ،افغانستان و یمن بر کسی پوشیده نیست .

    این پژوهشگر پاکستانی اظهار داشت:حمایت کورکورانه آمریکا از رژیم صهیونیستی در اشغال سرزمین های فلسطین و حمایت از  جنایات این رژیم باعث نگرانی و اعتراض آزادیخواهان جهان شده است.

    وی تاکید کرد: امروز  دیگر کسی ادعاهای آمریکا در زمینه حقوق بشر را باور ندارد و تنها کشورهای اندکی  برای حفظ منافع خود و خشنودی واشنگتن در برابر جنابات این کشور سکوت کرده اند.

    رئیس پژوهشکده البصیره در اسلام‌آباد با اشاره به شکست آمریکا از جبهه مقاومت اظهار داشت تحریم های آمریکا برای جلوگیری از صادرات نفت  ایران با شکست خورده است.

    وی با اشاره به مخالفت روزافزون کشورها با آمریکا تصریح کرد با اتحاد قدرت های دیگر جهان مانند روسیه و چین در برابر سیاست های زورگویانه آمریکا ،کم کم شاهد پایان هژمونی این کشور خواهیم بود.

  • ۲۸ درصد دختران در افغانستان پیش از ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند

    ۲۸ درصد دختران در افغانستان پیش از ۱۸ سالگی ازدواج می‌کنند

    مصطفی مستور، وزیر اقتصاد افغانستان گفته است که در حال حاضر ۲۸ درصد دختران در افغانستان پیش از سن ۱۸ سالگی و چهار درصد دختران نیز پیش از تکمیل سن ۱۵ سالگی ازدواج می‌کنند.

    در اعلامیه‌ی وزارت اقتصاد آمده است آقای مستور این اظهارات را روز دوشنبه (۹ سرطان) در جریان سخنرانی‌اش در مراسم نشر گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در مورد وضعیت نفوس جهان در سال ۲۰۲۰ میلادی، مطرح کرده است.

    این گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل که با نام «بر علیه خواست من» تهیه شده، روز دوشنبه منتشر شده است. در این گزارش بیشتر روی خشونت علیه زنان، ازدواج قبل از وقت و ترجیح فامیل‌ها به داشتن پسر در سطح جهان، تمرکز شده است.

    در مراسم نشر این گزارش، دیبورا لاینز نماینده خاص دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان، سیما سمر وزیر دولت در امور حقوق بشر و روابط بین‌الملل، ژی هیونگ ری سفیر جمهوری کوریا، بیان اندرسن رییس صندوق جمعیت سازمان ملل متحد برای آسیا – پسیفیک، کوفی کواما رییس صندوق جمعیت سازمان ملل برای افغانستان، سپوژمی وردک معین وزارت امور زنان و… نیز سخنرانی کرده‌اند.

    وزیر اقتصاد افغانستان در این مراسم افزوده است که برای کاهش آسیب‌پذیری دخترانی که زیر سن ازدواج می‌کنند، به‌ویژه در نقاط دوردست کشور نیاز است تا به توانمندسازی اقتصادی، آموزش باکیفیت و راه‌اندازی برنامه‌های آگاهی‌دهی دختران و زنان بیشتر توجه شود.

    در اعلامیه به نقل از آقای مستور آمده است که والدین باسواد به‌ویژه مادران تعلیم‌یافته می‌توانند نقش اساسی در کاهش ازدواج‌های قبل از وقت و جلوگیری از انواع خشونت در برابر دختران داشته باشد. او همچنان به سرمایه‌گذاری بیشتر در این زمینه تأکید کرده است.

    از سوی هم، وزیر اقتصاد افزوده است که بخشی از مشکلات ازدواج زیر سن به سطح اقتصادی خانواده‌ها به‌ویژه در روستاها ارتباط دارد. به گفته‌ی او، سطح پایین اشتغال خانم‌ها در افغانستان نیز جزء از عوامل خشونت‌های خانوادگی علیه دختران و خانم‌ها است.

    مستور علاوه کرده است که در حال حاضر تنها ۲۵ درصد افراد شاغل در افغانستان خانم‌ها است. او در عین حال گفته است که ۷۹ درصد (۵.۷ میلیون) افراد واجد شرایط کار که هیچ شغل با درآمدی ندارند، زنان هستند. به گفته‌ی او، این وضعیت می‌تواند در افزایش خشونت و نابرابری نقش اساسی داشته باشد.

    مصطفی مستور در ادامه گفته است که سرمایه‌گذاری در بخش‌های توانمندسازی اقتصادی و آموزشی زنان به‌ویژه مادران، می‌تواند در کاهش خشونت هلیه زنان و دختران موثر واقع شود.

  • چرا مسکو برای کشتن سربازان امریکایی در افغانستان به طالبان پول می دهد؟

    چرا مسکو برای کشتن سربازان امریکایی در افغانستان به طالبان پول می دهد؟

    پرداخت پول به طالبان از سوی واحد استخباراتی  ارتش روسیه برای هدف قرار دادن سربازان امریکایی و انگلیسی مستقر در افغانستان این روزها به خبر داغ برخی رسانه ها تبدیل شده است و علی رغم انکار منابع استخباراتی امریکا، رسانه ها اما با اطمینان و قوت بیشتری به این موضوع پرداخته اند.  

    این موضوع که احتمالا به اوایل سال 2019 میلادی برمی گردد، خشم شدید دموکرات ها و جمهوری خواهان امریکا را برانگیخته و کاخ سفید و جامعه استخباراتی امریکا عمدتا از کانال مقامات بازنشسته تلاش می کنند متوجه شوند آیا به ترامپ در مورد قضیه اطلاع رسانی شده بوده یا خیر و اگر ترامپ خبر داشته، چه زمانی بوده است.

    به هر صورت اینک به نظر می رسد که با تکرار نشر خبر حمایت مالی استخبارات روسیه از طالبان برای هدف قرار دادن سربازان امریکا و ائتلاف بین الملل در افغانستان توسط رسانه های مختلف، این موضوع تقریبا برای دولت امریکا به امری تقریبا قابل قبول تبدیل شده است. در این میان سئوال اصلی اما این است که چرا روسیه باید مشکلات پرداخت پول به طالبان برای کشتن نیروهای امریکایی و ائتلاف بین الملل در افغانستان را به جان بخرد در حالیکه طالبان خود به خود و براساس اصول اعتقادی خود مدت های طولانی ست که با هزینه جانی و مالی خود این کار را انجام می دهند؟ به عبارت دیگر، چرا روسیه باید بابت چیزی که طالبان خود به خود انجام می دهند به آنها پول پرداخت کند؟

    دلایل حمایت مالی روسیه از طالبان برای کشتن نیروهای امریکایی در افغانستان بیش از این که عقلانی باشد ریشه در تحلیل های احساساتی دارد.

    رسانه «رسپانسیبل استیت کرفت» در یک جولای طی مطلبی در این مورد می نویسد برخی ناظران بر این باورند که روسیه به تلافی خساراتی که «نیروهای نظامی خصوصی روسی» در درگیری هجدهم فبروری با نیروهای امریکایی در سوریه متحمل شد، برنامه پرداخت پول به طالبان برای کشتن نیروهای امریکایی در افغانستان را روی دست گرفت. اگرچه هم امریکا و هم روسیه در آن زمان موضوع را کم اهمیت فرض کردند و روسیه حمایت خود از این گروه نظامی خصوصی را رد کرد و نخواست این امر موجب تنش و روبه رویی گسترده تر واشنگتن و مسکو گردد.

    تلفات این درگیری اما روسیه را به شدت عصبانی ساخت و مسکو درصدد راهی برآمد که نه تنها این شکست را تلافی کند که از خطر مواجه مستقیم با امریکا نیز به دور باشد. اما پرداخت پول به طالبان توسط روسیه قبل یا بعد از رویداد ماه فبریوری 2018 در سوریه هنوز روشن نشده است.

    به نوشته مطلب، دلیل احتمالی دوم حمایت مالی روسیه از طالبان برای حمله به نیروهای امریکایی و ائتلاف در افغانستان، نوعی عمل مقابله به مثل در مورد حمایت امریکا از مجاهدین افغان در زمان حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق به این کشور می باشد. در دهه 1980 میلادی، ایالات متحده امریکا با همکاری پاکستان از مجاهدین افغان حمایت مالی و تسلیحاتی می کرد تا بر اتحاد جماهیر شوروی پیروز شوند. به نظر پوتین، حمایت امریکا از مجاهدین افغان در زمان حمله شوروی سابق به این کشور زمینه حمایت حال حاضر روسیه از طالبان برای مبارزه با امریکا را فراهم کرده است. این درست که کرملین تمایل دارد در حق امریکا همان کاری را بکند که امریکا در حق شوروی سابق انجام داد اما یک نکته ای که باید روشن شود جدول زمانی و شروع پرداخت پول به طالبان از سوی استخبارات ارتش روسیه می باشد: امریکا نزدیک به دو دهه است که در افغانستان حضور دارد و این احتمال وجود دارد که نگرانی های فوری سیاست روسیه سبب این رویکرد شده باشد.

    در بخش دیگر مطلب می خوانیم روسیه نیم نگاهی به نوع حکومت آینده در افغانستان نیز دارد: به تصور روسیه اگر طالبان در نظام آینده افغانستان بتوانند جایی برای خود دست و پا کنند، حمایت از این گروه در حال حاضر می تواند سنگ بنای دوستی در آینده را بنهد. دوستی روسیه با طالبان در حکومت احتمالی آینده که طالبان در آن نقش برجسته خواهند داشت موجب می شود طالبان از حمله به منافع روسیه در آسیای میانه و دیگر مکان ها خودداری کنند. از دیدگاه روسیه، امریکا و ائتلاف بین الملل سرانجام روزی افغانستان را ترک می کنند واین احتمالا طالبان است که قدرت را می توانند در دست بگیرند.
    دلیل دیگری که در مطلب فوق در مورد حمایت مالی روسیه از طالبان برای هدف قرار دادن نیروهای امریکایی در افغانستان، آورده شده احتمال موفقیت مذاکرات صلح افغانستان در نتیجه تلاش های زلمی خلیلزاد می باشد: روسیه نگران است که  تلاش های زلمی خلیلزاد برای صلح افغانستان سرانجام چنان موفقیت آمیز باشد که نوعی آشتی ملی در افغانستان شکل گیرد که در این صورت طالبان دیگر علیه منافع امریکا در افغانستان نخواهد جنگید و نوک پیکان حملات خود را به سمت منافع روسیه نشانه خواهند رفت.

    این سناریو اگرچه به نظر عجیب می رسد اما به طور د ائم رابطه امریکا با طالبان را تخریب می کند، روسیه نیک می داند که با حمایت از حملات طالبان علیه امریکا و متحدانش در افغانستان به نوعی مانع حملات طالبان به منافع خود در آسیای میانه و دیگر مناطق می شود. از سویی هم به باور روسیه اگر حمایت مسکو از طالبان به شکست مذاکرات صلح افغانستان به رهبری امریکا شود باز هم جای نگرانی نیست چون روسیه می تواند این خلأ را پر کرده خود رهبری صلح در افغانستان را برعهده بگیرد.

    به باور نویسنده مطلب، روسیه با حمایت مالی از طالبان برای حمله به نیروهای امریکایی در افغانستان قصد ندارد خروج امریکایی ها از  افغانستان را تسریع کند بلکه به دنبال مجبور ساختن امریکا برای ماندن و جنگیدن در افغانستان است چراکه مادامیکه امریکا و نیروهای ائتلاف بین الملل علیه طالبان در افغانستان بجنگند، توان طالبان برای حمایت از گروه های تروریستی در آسیای میانه کاهش می یابد. روسیه نیک می داند که آنچه قبل از حادثه یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد باز هم ممکن است اتفاق بیفتد: قبل از 2001 میلادی، طالبان نه تنها با القاعده پیمان دوستی و همکاری بستند که پذیرای دیگر گروه های تروریستی مانند جنبش اسلامی ازبکستان که حملاتی را از افغانستان علیه کشورهای آسیای میانه همسایه با افغانستان انجام می دهد، نیز بودند. در صورتیکه امریکا افغانستان را ترک کند، روسیه خود به تنهایی مجبور است جور مبارزه با این گروه های تروریستی را به دوش بکشد.

    به هر صورت همان طور که در بخش پایانی مطلب می خوانیم، حمایت سازمان استخباراتی ارتش روسیه از طالبان برای هدف قرار دادن نیروهای امریکا و ائتلاف بین الملل در افغانستان به خاطر دشمنی پوتین با امریکا یا اختلاف با واشنگتن بر سر مسائلی در سوریه نیست. هدف روسیه از این کار به اهداف خاص کرملین در افغانستان و آسیای میانه بر می گردد.

  • سیاست تازه امریکا در آسیای میانه فاش شد

    سیاست تازه امریکا در آسیای میانه فاش شد

    وب سایت خبری یک اندیشکده آمریکایی موسوم به «مرکز سیاست جهانی»، در گزارشی جهت‌های تازه سیاست آمریکا در آسیای میانه را مورد توجه قرار داد و نقشه‌های واشنگتن برای این منطقه را فاش کرد.

    در این گزارش آمده است: دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا اواخر سال ۲۰۱۹ میلادی کاری انجام داد که دولت های قبلی این کشور انجام نداده بودند و آن اینکه، راهبردی جدید برای آسیای میانه ترسیم کرد.

    این راهبرد، آسیای میانه و افغانستان را یک منطقه واحد درنظر می‌گیرد و سیاست در آسیای میانه را تابع الزامات جنگ در افغانستان قرار نمی‌دهد. با این وجود، این راهبرد با چالش های جدی روبه روست.

    نخست آنکه، تا زمان یکپارچه شدن دولت افغانستان، توافق با طالبان ادامه نخواهد یافت و امکان گسترش خشونت وجود خواهد داشت.

    دوم آنکه، چین و روسیه قطعا با هر راهبرد و سیاست ترسیم شده در جهت افزایش حضور آمریکا در این منطقه مخالف خواهند بود.

    و سوم آنکه دامنه و بزرگی، اگر نه مدت زمان بیماری همه گیر کووید – ۱۹ باعث خواهد شد بسیاری از بخش های داخلی با استفاده از منابع آمریکایی برای راهبرد آسیای میانه درصورتی که این منابع را غیرضروری بدانند، مخالفت کنند.

    از آنجا که نیازهای آسیای میانه به واسطه این بحران بسیار زیاد خواهد بود، واشنگتن ناگزیر باید تا حد ممکن با متحدانش یعنی اتحادیه اروپا، کره جنوبی، هند و ژاپن همکاری کند؛ کشورهایی که جملگی دارایی های قابل توجهی در آسیای میانه برای به حداکثر رساندن تجارت و فرصت های سرمایه گذاری دارند.

    در ادامه این گزارش آمده است: جدای از تقویت فرصت های سرمایه‌گذاری و تجارت برای آمریکا در آسیای میانه و برعکس، آمریکا می تواند کمک های ارزنده ای در بهبود کنترل در امتداد مسیرهای اصلی تجاری و مرزها برای تقویت ارتباطات آسیای میانه به سراسر جهان و کاهش هزینه های حاصل از فساد و ناکارآمدی ارائه دهد.

    در عین حال، واشنگتن باید با وجود تقاضا برای منابعش، تلاش برای برقراری ارتباط با نخبگان و عامه مردم در آسیای میانه را مضاعف کند و خیرخواهی و اثربخشی این سیاست‌ها را به نمایش بگذارد. همچنین باید همین کار را در خانه انجام دهد تا حمایت پایدار از این راهبرد به دست آید.

    دیگر انواع حمایت از این راهبرد شامل همکاری امنیتی بین ارتش‌های آمریکا و آسیای میانه یا همکاری با صنایع دفاعی در این منطقه است.

    این گزارش در پایان این نکته را مورد تاکید قرار داد که دولت آمریکا از آنجاکه چین را رقیب اصلی خود می داند، باید با دولت های محلی، متحدان و شرکا با هدف ارائه جایگزینی برای طرح چینی «یک کمربند، یک جاده» هماهنگی برقرار کند و ظرفیت دولت های محلی را برای برخورد با مسکو و پکن افزایش دهد.

    طرح یک کمربند، یک جاده، یک راهبرد توسعه جهانی است که از سوی دولت چین در سال ۲۰۱۳ اتخاذ شد و توسعه زیرساخت ها و سرمایه گذاری در تقریبا ۷۰ کشور و سازمان های بین المللی را دربرمی‌گیرد.

    دولت چین این ابتکارعمل را تلاشی برای تقویت ارتباطات منطقه ای و آغوش گشایی به آینده ای روشن تر می داند.

    آسیای میانه منطقه ای است که از دریای خزر در غرب تا چین و مغولستان در شرق و از افغانستان و ایران در جنوب تا روسیه در شمال امتداد دارد. این منطقه از جمهوری های شوروی سابق شامل قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان تشکیل شده است.

  • اگر طالبان توافق‌نامه را نقض کنند، کشورشان را به میلیون‌ها تکه تبدیل خواهیم کرد

    اگر طالبان توافق‌نامه را نقض کنند، کشورشان را به میلیون‌ها تکه تبدیل خواهیم کرد

    به نظر می‌رسید ترامپ پیش از این تصمیم گرفته بود تا توافق‌نامۀ پمپئو و خلیلزاد را تأیید کند، به همین دلیل گفت: «بیایید تصمیم بزرگی در این زمینه بگیریم، این یک توافق‌نامۀ شگرف است. اگر آنان هر کار ناروایی انجام دادند – فهمیدم که ترامپ می‌گوید اگر طالبان توافق‌نامه را نقض کنند – ما کشور ویرانۀ‌شان را به میلیون‌ها تکه تبدیل خواهیم کرد. من در این زمینه ارتش را ملامت نمی‌کنم، زیرا شما تجهیزات کافی در اختیار آنان قرار ندادید.»

    این بخش آخر ممکن بود برای ماتیس تعجب‌آور باشد، زیرا ترامپ همواره گفته بود که او (ماتیس) این کار را انجام داده است. ترامپ افزود: «من انتخاب شده‌ام تا [نیروهای‌مان] را از افغانستان و از این جنگ بازی‌ها بیرون بکشم.» سپس مسیر صحبت‌هایش را به سمت اروپا تغییر داد و پنس تلاش داشت تا صحبت‌ها را به سوی اعلام موافقت‌نامۀ افغانستان برگرداند. به همین دلیل پرسید: هفته بعد چطور است؟ ترامپ گفت: «عقب‌نشینی را در بیانیه نیاورید، اما بگویید که تا ماه اکتبر 2020 و درست پیش از انتخابات شمار نیروهای‌مان به صفر می‌رسد. این از نظر سیاسی چه‌گونه است؟» دانفورد گفت: ما می‌توانیم شمار نیروهای‌مان را تا سطح پیش‌نهادی که در اتاق فکر مطرح شد، کاهش داده و در همان سطح نگه‌داریم. پمپئو بار دیگر پافشاری کرد که باید در توافق‌نامه تعهد شود که تعداد نیروهای‌مان به صفر می‌رسد، زیرا طالبان بر این موضوع اصرار دارند. چنین تعهدی قلب مشکلات بود. من در اواخر جلسه گفتم که متن این توافق‌نامه را ندیده‌ام و پمپئو گفت: «درست است، ما آن را خیلی مقید نگه‌داشته‌ایم، اما به محض گسترش توضیح آن را علنی می‌کنیم.» این مشکل دیگری بود، زیرا پمپئو تلاش داشت همه‌چیز را بین خود، خلیل‌زاد و ترامپ نگه دارد. پمپئو با مقید نگه‌داشتن این توافق‌نامه مالکیت کامل آن را برای خود تضمین کرده بود و  این برای من مشکلی نبود. اگر این همان چیزی بود که او و ترامپ می‌خواستند، نتیجۀ معکوس سیاسی را به خود می‌خریدند. نشست بدون رسیدن به این تصمیم که هفته آینده بیانیه‌یی صادر خواهد شد یا نه، ساعت 4:30 پس از ظهر به پایان رسید، زیرا مسایل مهمی هنوز حل‌ ناشده باقی مانده بود.

    روز دوشنبه به درخواست خلیل‌زاد با او دیدار کردم تا موضوعات مطرح‌شده در نشست بیدمینستر را پی‌گیری کنیم. او و پمپئو به گونۀ آشکار از نتیجۀ نشست روز جمعه چنین برداشت کرده بودند که آنان برای ادامۀ گفت‌وگوها از اختیارات کامل برخوردارند، اما من به خلیل‌زاد گفتم که به نظر من آنان در نوشتن متن توافق‌نامه زیاده‌روی کرده‌اند. به هرحال، من شک نداشتم که ترامپ این حق را به خود محفوظ می‌داند، هر آن‌چه را که دوست ندارد، می‌تواند حتا در آخرین لحظات رد کند. خلیل‌زاد در ابتدا از من خواست، اسنادی که تقریباً روی آن توافق شده بود را بخوانم، اما گفت نمی‌تواند رونوشتی از آن را در اختیارم قرار دهد. من گفتم متشکرم و بدون این که اسناد را بخوانم، آن‌ها را به او برگرداندم و گفتم هرگز نمی‌توانم در چنین مواردی شتاب به خرج دهم. من برای مطالعۀ این اسناد به زمان نیاز داشتم و حتا پس از آن که خلیل‌زاد گفت اسپیر، دانفورد و هاسپیل با مشی پیش‌نهادی او موافقت کرده‌اند، من دیدگاهم را تغییر ندادم. او از این که من نمی‌توانستم با او موافق باشم، شگفت‌زده به نظر می‌رسید، اما برای من این موضوع روشن بود که نمی‌توانم طرحی را که او و پمپئو در مدت زمان 10 ماه رویش کار کرده بودند، در مدت ده دقیقه بررسی کنم. من از خلیل‌زاد پرسیدم، با توجه به این که همۀ ما می‌دانیم که خطرات سیاسی ناشی از این توافق‌نامه می‌تواند بیش‌تر دامن‌گیر جمهوری‌خواهان شود، آیا پمپئو نمی‌خواهد هم‌پیمانانی داشته باشد؟ اگر او تمام اعتبار این موافقت‌نامه را می‌خواهد، برایم قابل درک است، اما اگر این توافق‌نامه شکست‌ خورد و با فروپاشی روبه‌رو شود، ارزشی به همراه نخواهد داشت، حتا خود پمپئو به من گفت که فکر می‌کند چنین چیزی دور از انتظار نیست. با این همه، چه منطقی در پشت این توافق‌نامه و این طرز رفتار وجود دارد؟ خلیل‌زاد پاسخی نداد. به ظن من، او نیز این موضوع را درک نکرده بود که چرا با این همه اعمال محدودیت از سوی پمپئو او دارد هنوز به فعالیتش ادامه می‌دهد.

    پس از آن ما در مورد اتفاق‌های که در آینده در روند گفت‌وگوها رخ خواهد داد، صحبت کردیم. من توضیح دادم که چرا عقب‌نشینی «مبتنی بر شرایط» با رسیدن نیروهای امریکایی به صفر مرتبط است، زیرا بعید به نظر می‌رسید که با رسیدن نیروهای‌مان به صفر، واقعاً اهداف و شرایط برآورده شود. ما می‌توانیم عبارت «مبتنی بر شرایط» را هر چقدر که بخواهیم تکرار کنیم، اما در واقعیت به چنین توافق‌نامه‌یی به عنوان راهی برای جلوگیری از هزینه‌ها و خروج سربازان نگریسته می‌شود؛ توافق‌نامه‌یی که حتا اگر بقیه را هم نخواهیم، احتمالاً ترامپ آن را ترجیح خواهد داد. و این توافق‌نامه با وجود در برداشتن این همه آشفته‌گی، احتمالاً پی‌گیری خواهد شد. خلیل‌زاد این را فهمید، اما گفت، این بهترین طرحی بود که توانستیم انجام دهیم. دیدگاه شخصی من این بود که ما بدون توافق‌نامه هم می‌توانیم نیروهای‌مان را تا حدی کاهش دهیم. با این حال، خلیل‌زاد گفت، هنوز فکر می‌کند که ترامپ و مطمئناً پمپئو خواستار امضای توافق‌نامه اند و من از خلیل‌زاد خواستم که وقتی دوباره به ادامۀ گفت‌وگوها بر می‌گردد، با من در تماس باشد.

    کمی دیرتر، همان روز و هنگام صرف نان چاشت، پمپئو به من و اسپر گفت که او ترامپ را «پریشان حال» دیده است، چیزی که از پندار خودم خیلی دور نبود. ترامپ نمی‌خواست گفت‌وگوها را متوقف کند، اما از این که خود را در معرض خطرات سیاسی – بیش‌تر از آن‌که خود پیش‌بینی کرده بود – قرار می‌داد، آشکارا نگران بود. چند روز بعد در 27 اگست پمپئو در کی یف با من تماس گرفت تا بگوید که خلیل‌زاد همه‌چیز را به نتیجه رسانده و قرار است اسناد نهایی را به واشنگتن بیاورد. جالب این که او فکر می‌کرد، ترامپ به گزینۀ من که همان کاهش نیروها تا سطح ماموریت ضد تروریسم (8600 که حتا ترامپ اکنون از آن استفاده می‌کند) و بدون امضای توافق‌نامه بود، تمایل نشان داده است. پمپئو در مورد این که آیا ارتش بدون یک توافق «حفاظتی» قادر به فعالیت خواهد بود یا نه، گفت که او فکر می‌کند که فرمانده نیروهای امریکایی توافق‌نامه را ترجیح خواهد داد، اما ارتش با توافق‌نامه یا بدون آن قادر به ادامۀ فعالیت خواهد بود. ترامپ نیز در مصاحبه‌یی با رادیو فاکس گفت: «ما حضورمان را در آن‌جا [افغانستان] حفظ می‌کنیم، در واقع حضورمان را کاهش می‌دهیم، اما برای همیشه آن‌جا حضور خواهیم داشت. استخبارات قوی خواهیم داشت… اما اگر توافقی صورت گرفت، نیروها را کاهش می‌دهیم، نمی‌دانم که چنین چیزی [توافق]‌ اتفاق خواهد افتاد یا نه… و برایان، تو از نگرش من در مورد این چیزها آگاهی.» روز 29 آگست من در مسیر وارسا از هواپیمایم به پمپئو تلفن زدم و او گفت که به دلیل اظهارات اخیر ترامپ، با وزیران خارجۀ ناتو و ستالتونبرگ مشغول صحبت تلفنی بوده است.

    کمی بعدتر در همان روز، ترامپ به دلیل توفان هریکان دوریان، دیدارش از پولند را لغو کرد و گفت که معاونش پنس، هیأت امریکایی را رهبری خواهد کرد. به همین دلیل، نشست کلیدی در مورد افغانستان در روز جمعه 30 آگست برگزار شد. مایک پنس از خارج دفتر، خلیل‌زاد از دوحه، من از وارسا و دیگران شرکت کننده‌گان به شمول کوپرمن از اتاق جلسه وصل شده بودند. برنامه‌ریزی طوری انجام شده بود که ما نه تنها باید وضعیت افغانستان را پوشش می‌دادیم که روی موضوعات اوکراین نیز باید صحبت می‌کردیم. نشست ساعت 8:45 پس از ظهر به وقت وارسا شروع شد. شروع بحث نشست خیلی شبیه به نشست بیدمنیستر بود، زیرا ترامپ بازهم رئیس‌جمهور غنی را با کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان و شبکۀ ثروت ویژه‌اش اشتباه گرفت. ترامپ بحث را چنین آغاز کرد: «طالبان می‌خواهند خاک‌شان برگردانده شود.» و سپس از من پرسید: «جان! آیا تو [توافق‌نامه] را امضا خواهی کرد؟» من گفتم: «امضا نخواهم کرد جناب رئیس‌جمهور.» من دوباره دلیل‌هایم را در مورد این که چرا ترامپ تعداد سربازان را به 8600 تن کاهش دهد، توضیح دادم و گفتم اگر این چیزی است که او می‌خواهد انجام دهد، باید صبر کند و برنامه‌های پیش‌رونده دیگر نظیر انتخابات افغانستان را معطل نگه‌دارد. منطقی نبود تا به طالبان اعتماد کنیم و در صورت نقص توافق‌نامه، راهکار اجرایی برای واداشتن طالبان نیز نداشتیم، زیرا این موافقت‌نامۀ املاک در نیویارک نبود. سپس خلیل‌زاد توضیح داد که این موافقت‌نامه‌یی است که ترامپ خواستار آن بود. اسپر گفت که من (بولتون) به نکات خوبی اشاره کرده، اما وزارت دفاع خواهان توافق‌نامه است، زیرا در هر صورتش این توافق‌نامه «مبتنی بر شرایط/ مشروط» است. ترامپ با گرفتن ژست همیشه‌گی پرسید: «این توافق‌نامه چه‌قدر می‌تواند مرا بد جلوه دهد؟ دموکرات‌ها یک توافق عالی را دور خواهند انداخت.» و دوباره پرسید: «آیا این موافقت‌نامه پایدار خواهد بود؟» من گفتم چنین فکر نمی‌کنیم، زیرا از نظر من طالبان به آن وفادار نخواهند ماند و همه این را می‌دانند.  

    برگردان: سلام وطن دار

  • حمله راکتی به بازار حیوانات خانگی در هلمند 23 کشته برجای گذاشت/گزارش تصویری

    حمله راکتی به بازار حیوانات خانگی در هلمند 23 کشته برجای گذاشت/گزارش تصویری

    بر اساس اعلام مقامات حکومت و طالبان در برخورد راکت به بازار فروش گوسفند و بز در ولایت جنوبی هلمند دست کم 23 غیرنظامی کشته شدند.

    این حمله راکتی روز دوشنبه به منطقه باز خرید و فروش بز و گوسفند در منطقه سنگین ولایت هلمند زمانی انجام شد که صدها قریه نشین از قریه جات اطراف برای معامله حیوانات خود دور هم جمع شده بودند.

    حکومت و طالبان یکدیگر را به شلیک راکت هایی که به این بازار برخورد کرده متهم می کنند.

    سخنگوی والی هلمند گفت چندین مرمی راکت شلیک شده از سوی طالبان به بازار خرید و فروش حیوانات خانگی برخورد و 23 غیر نظامی از جمله کودکان را کشته و زخمی نمود.

    دفتر والی هلمند نیز در صحبت با یکی از رسانه ها اعلام کرد حادثه در منطقه زل بازار اتفاق افتاد و در ادامه یک موتر بمب گذاری شده منفجر شد.

    این در حالی ست که طالبان حکومت افغانستان را در مورد بروز حادثه سرزنش می کند.

    از سویی هم سازمان ملل در گزارش تازه خود، طالبان را مسئول کشتار 208 غیرنظامی در ماه آپریل می داند.

  • خلیلزاد می خواست بدون مشورت واشنگتن نتیجه گفت و گو ها را اعلام کند

    خلیلزاد می خواست بدون مشورت واشنگتن نتیجه گفت و گو ها را اعلام کند

    من در مورد نشست‌های امریکا و طالبان و مفاد آن کمتر از پیش نگران بودم و به همین دلیل نسبت به پنتاگون کمتر در این زمینه فعالیت می‌کردم، زیرا معتقد بودم که مبارزۀ اصلی در ذهن ترامپ را ما برده‌ایم. ایالات متحدۀ امریکا به‌گونۀ کامل از افغانستان خارج نشده و بخشی از نیروهایش را برای مبارزه علیه تروریسم و دیگر اهداف در آن کشور حفظ خواهد کرد. حتا اگر ترامپ مسیر را وارونه برود و به راحتی بگوید که ما فوراً از افغانستان خارج خواهیم شد – همان‌طوری که در دروه‌های مشخصی چنین کرده است – چنین تصمیمی بر وضعیت گفت‌وگوها وابسته نبوده و تاثیری بر آن نخواهد داشت. خلاصه، این که وضعیت ارتش امریکا دیگر به روند صلح وابسته نیست، حتا اگر پیش از این وابسته بوده است. بنابراین، به نظر من، هیچ فشار خاصی روی خلیل‌زاد وجود نداشت تا بدون تاریخ واقعی و هدف‌مند گفت‌وگوهای صلح را به نتیجه رسانده و آن را پایان دهد.

    با این حال، در اول جولای، وزیر دفاع مطلع شد که خلیل‌زاد بدون در جریان گذاشتن واشنگتن، در شرف اعلام رسیدن به یک توافق با طالبان است. اسپر با پمپئو تماس گرفت تا به او بگوید که این توافق‌نامه را برای بازبینی به واشنگتن بیاورد. کوپرمن، از رئیس دفتر اسپر شنیده بود که پمپئو از اسپر و زیردستانش به دلیل مداخله در امور گفت‌وگوهای افغانستان به شدت انتقاد کرده است. گفته می‌شود که پمپئو فریاد زده و گفته است که خلیل‌زاد براساس دستورالعمل و بدون نظارت بالادست‌ها اقدام به انجام توافق کرده است. شاناهان تلاش کرد تا با این موضوعات معقولانه برخورد کند، اما ناکام شد و حالا نوبت اسپر فرا رسیده بود. روز بعد وقتی با اسپر صحبت کردم، دریافتم که نگرانی‌های او بیش‌تر تاکتیکی بوده تا هدف‌گذاری سیاسی. اسپر مودبانه گفت: «مایک کمی رک صبحت کرد، اما وقتی صحبت‌های ما ادامه یافت، مشخص شد که میان اهداف وزارت خارجه – رسیدن نیروهای امریکای به صفر – و دیدگاه من و پنتاگون که تمایل داشتیم مبارزه علیه تروریسم و دیگر قابلیت‌های‌مان را حفظ کنیم، اختلاف نظر وجود دارد. اسپر واقعاً از این نگران بود که حتا اگر ما یک پایگاه‌مان را در افغانستان از دست بدهیم، این موضوع روی عمل‌کرد نظامی ما تاثیر خواهد گذاشت.

    در نوزدهم ماه جولای من در گفت‌گو با خلیل‌زاد این موضوع روان گسیختانه را پیش کشیدم. هدفم از پیش کشیدن این موضوع، دست‌یابی به توافق میان تمام قشرهای مختلف فکری درون دولت امریکا و ترمیم گسیخته‌گی در اندیشه‌های داخلی‌مان بود، به ویژه زمانی که دستورالعمل‌های ارایه شده به او ]خلیل‌زاد[ از سوی ترامپ ]یا پمپئو یا هرکس دیگر[ در آن زمان این بود که نیروهای امریکایی را به صفر برساند. خلیل‌زاد دستوری اصالتاً بدون تاریخ پایان از ترامپ را نیز با خود داشت که براساس آن از قابلیت‌های مبارزه علیه تروریسم پشتی‌بانی شده و سازگار با برنامه‌یی بود که پیش از آن در اتاق فکر به ترامپ ارایه شده بود. با این ترفند می‌خواستیم حکومت افغانستان و طالبان به این موضوع تن بدهند که ما در ماموریت کنونی، نیروهای‌مان را به صفر می رسانیم، در حالی که به گونۀ هم‌زمان در حال ساخت طرح اصلاح‌شده‌یی از ماموریت‌مان بودیم که از قابلیت‌های ضد تروریسم در افغانستان پشتی‌بانی می‌کرد. خلیل‌زاد بی‌درنگ با این موضوع موافقت کرد و گفت که خواسته و انتظارات ترامپ را کاملاً درک کرده است، به همین دلیل من آن را یک پیش‌رفت مهم تلقی کردم.

    روز چهارشنبه 15 آگست، کوپر از رئیس دفتر اسپر شنیده بود که روز جمعه در باشگاه گلف ترامپ در بیدمنیستر نشستی در مورد افغانستان برگزار خواهد کرد. صبح روز بعد، من به میلوانی که او نیز در نیوجرسی بود، تماس گرفتم تا ببینم موضوع از چه قرار است. او گفت که خودش نیز در مورد نشست روز جمعه چیزهایی شنیده است و در مورد این موضوع با ویسترهوت صبحت کرده است و افزود که این نشست با آن مرد اهل افغانستان ]منظورش خلیل‌زاد بود[ و پمپئو است. میلوانی پرسید: «آیا شما هم می‌آیید، آیا از [وزارت دفاع هم کسی] می‌آید؟» من گفتم شاید و تماس قطع شد. همۀ این‌ها، چه‌گونه‌گی رفتار پنهان‌کارانۀ وزارت خارجه را با سایر تیم‌های امنیت ملی نشان می‌داد. من در مورد این که طالبان در بارۀ شرایط توافق‌نامۀ در حال وقوع چه‌قدر شادمان اند، شکی نداشتم، زیرا فکر می‎‌کردم که طالبان قصد ندارند اکثر این شرایط را رعایت کنند. من به این که پمپئو می‌خواهد ترامپ با کم‌ترین مخالفت این موضوع را به پایان ببرد، مشکوک بودم، اما گفت‌وگوهای بی‌پایان، نتیجه‌یی را به دنبال داشت که من و بسیاری‌های دیگر معتقد بودیم که این نتیجه پیامدهای منفی شدیدی را برای امریکا به همراه خواهد داشت.

    صبح همان روز کمی دیرتر من با پمپئو تلفنی صحبت کردم و در لابلای موارد دیگر، موضوع گردهمایی بیدمنیستر را مطرح کردم. او گفت که ما با طالبان به توافق نرسیده‌ایم و گفت‌وگوها در مورد وضعیت آتش‌بس، کاهش خشونت‌ها از سوی طالبان و ماموریت ضد تروریسم تاکنون حل‌نشده باقی مانده است. من گفتم که برای شرکت در نشست همراه به پنس با هواپیما عازم آن‌جا می‌شویم. لیندزی گراهام که از نشست بیدمنیستر آگاه شده بود، به من تلفن کرد. او روز چهارشنبه در گفت‌وگو با ترامپ روی باقی‌ماندن بخشی از نیروها برای مبارزه با تهدیدات تروریستان و دیگر اهداف تأکید کرده بود. با این وجود، او به شدت نگران گزارش‌ رسانه‌ها بود که نشان می‌داد توافق با طالبان سود آن‌چنانی نداشته است و از من خواست تا در این مورد با جک کیین، جنرال بازنشستۀ چهار ستاره و یکی از مفسران دایمی فاکس نیوز صحبت کنم. من به کیین تلفن کردم و مصرانه از او خواستم تا با ترامپ تماس بگیرد، زیرا او بارها با ترامپ در مورد این موضوعات صحبت کرده بود. به او گفتم که اگر منتظر بهترین فرصت بودی تا در مورد مسایل افغانستان با ترامپ صحبت کنی، حالا همان فرصت در اختیارت قرار گرفته است. پنس از من خواست که تا در کابینش به او ملحق شوم و من در آن‌جا تا جایی که می‌دانستم – در مورد خطرات توافق پیش‌نهادی و زیان‌های سیاسی‌یی قابل‌توجه که بر ترامپ تحمیل خواهد کرد – توضیح دادم. ما در فرودگاه موریسون تاون نیوجرسی از هواپیما پیاده و با کاروان موترها عازم بیدمینستر شدیم.

    نشست پس از ساعت 3 پس از ظهر و با این گفتۀ پمپئو «ما هنوز با طالبان به توافق نرسیده‌ایم»، شروع شد. او پس از آن شرایط بیش‌تری از توافق‌نامه را بیان کرد که به نظر می‌رسید کار تقریباً به پایان رسیده است و این دقیقاً در تناقض با آن چیزی بود که پمپئو صبح همان روز از طریق تلفن به من گفته بود. ترامپ شروع به پرسش کرد. او در مورد منفعت تبادله زندانیان و گروگانان میان حکومت افغانستان و طالبان پرسید، موضوعی که از نظر عددی – شمار زندانیانی که قرار بود آزاد شوند – بیش‌تر برای طالبان مطلوب بود تا ما. پس از آن ترامپ در مورد غنی، رئیس‌جمهور افغانستان و خانۀ مورد علاقه‌اش در دبی صحبت کرد، خانۀ را که ما براساس تحقیقات واقعی می‌دانستیم از آن غنی نیست. مهم نبود، زیرا پمپئو گفت که در واقع غنی، رئیس‌جمهور فعلی افغانستان است و نیروهای نظامی دولت زیر فرمان اوست. ترامپ همان‌گونه که کاملاٌ قابل پیش‌بینی بود، پرسید: «هزینۀ آنان را که تأمین می‌کند؟» برای اسپر که چنین فیلم‌نامه‌یی تازه‌گی داشت، فوراً جواب داد: «ما تأمین می‌کنیم.» این موضوع سبب شد تا ترامپ به‌یاد حرف‌های ماتیس بیفتد که همیشه می‌گفت: «آن سربازان شجاعانه برای کشورشان مبارزه می‌کنند.» وقتی ترامپ پرسید که هزینه‌های آنان را که تأمین می‌کند و دریافت که هزینۀ مجموعی نیروهای امنیتی افغانستان (به شمول تجهیزات و دیگر نیازها) سالانه حدود 6.5 میلیارد دالر می‌شود، چنین نتیجه‌گیری کرد: «آنان، سربازانی اند که بیش‌ترین دستم‌زد را در دنیا دارند». سپس او به حملات سبز و آبی؛ حملاتی که طی آن سربازان افغان بر نیروهای امریکایی حمله کردند، اشاره کرد: «ما به آنان چه‌گونه‌گی شلیک کردن را آموزش می‌دهیم و بعد آنان اسلحه را می‌گیرند و می‌گویند تشکر آقا و بعد سربازان ما را می‌کشند.» پس از آن به سمت انتخابات افغانستان رفتیم و این که چرا ترامپ این بار به این یا آن مقام ارشد افغانستان مایل نیست. اگر ترامپ می‌توانست این را درست به‌خاطر بسپارد که غنی، رئیس‌جمهور برحال، حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین نیست، ما می‌توانیستم خود را از مشکلات زیادی برحذر داریم.

    همان‌طوری که بحث در جریان بود، ترامپ در یک مورد چنین گفت: «دست‌یابی به یک توافق بد، بدتر از خروج است، من ترجیح می‌دهم توافقی انجام ندهم.» فکر کردم این نظر روزنۀ از امیدواری را بر روی ما گشوده است، اما پیش از این که بیش‌تر صحبت کنیم، ترامپ مسیر بحث را تغییر داد و شروع به شکایت از درز اطلاعات به رسانه‌ها کرد.

    برگردان: سلام وطن دار

  • عبدالله عزام که اسامه بن لادن را به افغانستان آورد را بشناسید

    عبدالله عزام که اسامه بن لادن را به افغانستان آورد را بشناسید

    ورود ایالات متحده امریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریزم و کشتن اسامه بن لادن رهبر القاعده که از سوی کاخ سفید مظنون اصلی حمله یازدهم سپتامبر به شمار می رفت، سرمنشأ تحولات دردناکی برای افغانستان و مردم مظلوم کشور شد. هنوز هم که هنوز  است جنگ امریکا در افغانستان به بهانه نابودی اسامه بن لادن و نابودی تروریزم از مردم کشور قربانی می گیرد. ایالات متحده امریکا اکنون پس از نزدیک به بیست سال حضور نظامی در افغانستان نه تنها نتوانسته تروریزم را نابود کند که سبب رشد و گسترش گروه های متعدد تروریستی در کشور شده است. امریکا که در بدو ورود خود به افغانستان قرار بود با تروریزم به طور کلی و به دور از نام و نشان گروه های تروریستی مبارزه کند اما در ادامه تغییر مسیر داد و با تقسیم تروریزم به گروه های خوب و بد، به نوعی موجب تداوم فعالیت های تروریستی در کشور شد. با این تقسیم بندی، طالبان که با دوستی با القاعده افغانستان را به قهقرا برده بود روز به روز مشروعیت گرفت و کار به جایی رسید که امروز می بینیم.

    امروز ایالات متحده امریکا در یک بیچارگی خاص در به در دنبال طالبان می گردد تا با این کشور صلح کند و از کشتار نیروهای امریکایی در افغانستان دست بردارد. طالبان نیز که پس از امضای توافق نامه صلح با امریکا بیش از پیش سر خود را در مجامع بین المللی بالا می گیرد نه تنها به هیچ یک از مفاد توافق نامه ای که پشت درهای بسته با امریکا امضا کرده پایبند نیست که با تشدید حملات تهاجمی و انتحاری خود افغانستان را به حمام خون تبدیل کرده است.

    امریکایی که امروز ژست داینه مهربان تر از مادر را برای حکومت و مردم افغانستان گرفته سخت تلاش می کند که نشان دهد فشار لازم به طالبان برای آغاز گفت و گوهای بین الافغانی را وارد می کند. واشنگتن در یک بازی دوگانه هم تلاش می کند به ضعف و شکست خود در افغانستان اذعان نکند و هم از آبی که خود گل آلود کرده ماهی مراد خویش را صید نماید.

    اما آنچه که سنگ بنای آشوب کنونی در افغانستان را گذاشت به باور بسیاری از کارشناسان ورود جنگجویان عرب به افغانستان به بهانه جهاد علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق بود.

    در این میان، عبدالله عزام، معلم اسامه بن لادن و از روحانیون اسلام گرای فلسطینی، و کسی که اسامه بن لادن با تشویق او به افغانستان آمد، نقش مهمی ایفا نمود.

    روزنامه انگلیسی گاردین در مطلبی به برخی از گوشه های تاریخی فعالیت عبدالله عزام و نقش او در اعزام جنگجویان عرب به افغانستان پرداخته است.

    به نوشته این روزنامه، عبدالله عزام به عنوان یک روحانی تندرو فلسطینی نقش مهمی در بسیج جهادگران تندرو عرب که پس از نبرد اعراب و اسرائیل سربرآورده بودند و اعزام آنها به افغانستان داشت، آن هم در زمانی که هنوز القاعده ای شکل نگرفته بود و از پیامدهای منفی حادثه یازده سپتامبر برای افغانستان و جهان خبری نبود. هنوز هم عده فراوانی احترام خاصی برای عبدالله عزام که معتقد بود امورات امت اسلامی در مقایسه با حکومت های مستقل عرب و سردمداران آنها اولویت و مشروعیت به مراتب بالاتری دارد، قائل هستند. مساجد، گروه های مبارز، اردوگاه های تمرین نظامی و وب سایت های زیادی به نام عبدالله عزام نامگذاری شده اند. طرفداران عزام پس از ترور وی در سال 1989 در پاکستان، هیچگاه او را فراموش نکرده اند و اکنون حساب های تویتری و تلگرامی زیادی به نام او ایجاد شده و به صورت گسترده دستاوردهای عزام را به زبان های عربی و انگلیسی نشر کرده عقاید وی را تبلیغ می کنند.

    عزام، استاد اسامه بن لادن

    در بخش دیگری از مطلب می خوانیم عبدالله عزام دست‌کم در مقایسه با اسامه بن لادن، نامی نیست که خیلی بر سر زبان‌ها باشد. اما این روحانی فلسطینی که الهام‌بخش جوانان عرب بود و آن‌ها را برای جنگیدن در میدان جنگ افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1980 بسیج کرد، مهم‌ترین چهره‌ی جهادی از دوره‌ی قبل از تولد القاعده و حملات یازدهم سپتامبر این سازمان به ایالات متحده است.

    مطلب با استناد به کتاب «کاروان، ظهور جهاد جهانی» نوشته داکتر «توماس هگ‌گامر» می نویسد عزام با تبلیغ و تعریف جهاد به‌عنوان یک وظیفه دینی، مسئول جهانی‌شدن این پدیده بوده است. جهانی‌شدن جهاد با نظریه ایدئولوگ‌های اخوان المسلمین که مخالفت داخلی را علیه رژیم‌های مستبد سکولار مانند مصر، سوریه، عراق و لیبیا تبلیغ می‌کردند، مغایرت داشت. اما هگ‌گامر استدلال می‌کند که همین شخصیت سرکوب‌گر این رژیم‌ها باعث شد جهاد «جهانی شود».

    تولد عزام

    عزام در سال 1941 در فلسطین به دنیا آمد و وقتی یهودی‌ها اقدام به ایجاد اسرائیل کردند و فلسطینی‌ها شاهد «روز نکبت» خود بودند، او کودکی بیش نبود. خانواده‌ی وی در کرانه‌ی باختری رود اردن زندگی می‌کردند و عزام در این منطقه کلان شد. او سپس به اخوان المسلمین پیوست و در «دانشگاه الازهر» در قاهره (جایی که او از سکولاریسم جمال عبدال‌ناصر در مصر متنفر و وحشت‌زده شد) تحصیل کرد و عنوان روحانی را به‌دست آورد. او در پی جنگ سال 1967 که بیش‌تر از پیش مشروعیت کشورهای جمهوری عرب را زیر سوال برد، به «فدائیان» ـ چریک‌های فلسطینی که با اسرائیل می‌جنگیدند ـ پیوست اما وقتی آن‌ها را در «سپتامبر سیاه» سال 1970 از اردن بیرون راندند، عزام کاری جز تماشا نتوانست انجام دهد. او به عربستان سعودی نقل مکان کرد و به تدریس قانون شریعت پرداخت و از آن‌جایی که مفهوم «پن‌اسلامیسم» در آن‌روزها به‌طور فزاینده‌ای محبوب شده بود، ارتباطات خود را با سعودی‌ها محکم کرد.

    تجربه جنگی عزام

    هگ‌گامر تجربه جنگی اولیه‌ی عزام را مهم‌ترین عامل در تقویت نفوذ وی در میان مسلمانان می‌داند، هرچند عزام بعدا مدت زمان بیش‌تری را صرف سخنرانی و نوشتن کتاب و مقاله کرد تا جنگ علیه شوروی. او «مکتب‌ الخدمات» را در پیشاور اداره می‌کرد که برای حدود 7 هزار «عرب-افغان‌ها» که از سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا به افغانستان آمده بودند و مغزشان پر از «رامبو و مناظر بهشت بود» و می‌خواستند «کافران» را که در سال 1979 به افغانستان حمله کرده بودند، به چالش‌ بکشند، حمایت لجستیکی و زمینه‌ی آموزش فراهم می‌کرد.

    عزام که معمولا با نام «شیخ عبدالله» در میان جهادی‌ها معروف بود، به عبارت غیرآکادمیک اما دقیق هگ‌گامر، به‌عنوان «جهادی خایه‌دار» و «راک استار اسلام‌گرا» دیده می‌شد. او در اواخر دهه 1970 با بن لادن، فرزند یک خانواده فوق ثروت‌مند سعودی، ملاقات کرد اما برخلاف پژوهش‌های قبلی که می‌گویند او بعد از بن لادن در تأسیس القاعده نقش اصلی را داشته، هرگز واقعا در سازمان القاعده دخیل نشد، هرچند مخالف القاعده نبود و «تا آخر رابطه مطلوبی با بن لادن داشت.» براساس روایت هگ‌گامر و حدسی که نویسنده در بخشی از این کتاب تحت عنوان «خلاف واقع» می‌زند، اگر عزام زنده می‌بود، امکان داشت از جنگ علیه ایالات متحده حمایت کند.

    اهمیت فلسطین برای عزام

    فلسطین برای عزام اهمیت زیادی داشت و دشمنی پایان‌ناپذیر او با اسرائیل به نگرش‌های بدون شک یهودستیزانه‌ی وی می‌انجامید. او همچنین از «سازمان آزادی‌بخش فلسطین» و سایر «خائنان چپ‌گرای بی‌خدا» متنفر بود. حامیان حماس، جنبش مقاومت اسلامی که نوار غزه را کنترل می‌کند، اغلب نام عزام را یاد می‌کنند. یک زندگی‌نامه‌نویس عرب در کتاب خود نوشته است: «جسم شیخ در افغانستان بود اما روح وی بر نابلوس و بیت‌المقدس معلق بود.»

    هگ‌گامر به‌طور قانع‌کننده‌ای حقیقت این افسانه را که می‌گوید حملات یازدهم سپتامبر «خنجری از پشت» به ایالات متحده -حامی جهاد ضدشوروی در افغانستان برای منافع واشنگتن در جنگ سرد- بود، فاش می‌کند. او نشان می‌دهد که سازمان سیا (همراه با ام‌آی6 انگلستان» تا حد زیادی نسبت به مجاهدین عرب، که از نظر نظامی ناچیز بودند، بی‌تفاوت بود و به جای آن بر حمایت از مجاهدین افغان تمرکز داشت. با این‌حال هگ‌گامر خاطرنشان می‌کند که عزام از دسترسی بی‌حدوحصر به خاک ایالات متحده برای جمع‌آوری کمک‌های مالی و سربازگیری، برخوردار بود.

    هگ‌گامر می‌نویسد: «در روایت اسلام‌گرایان که از اواخر دهه 1980 به بعد شکل گرفته است، کشورهای غربی به‌عنوان اسلام‌هراسان شرور و مشغول قتل و تحقیر مسلمانان به تصویر کشیده می‌شود. این روایت هرگز به این واقعیت که غرب از جهاد افغانستان حمایت کرد، اشاره نمی‌کند. این نشان می‌دهد که واقعیت‌های تاریخی می‌توانند به نفع روایت‌های ایدئولوژیک کنار گذاشته شوند.»

    عزام، یک شبکه ساز ماهر

    عزام به‌عنوان یک مبلغ کاریزماتیک که داستان‌های شجاعت و قهرمانی مجاهدین را از میدان نبرد می‌آورد و طی موعظه‌های منحصر به فرد خود به خورد جوانان تشنه‌ی جهاد می‌داد، از شهرت عظیمی برخوردار بود. (مضمون مورد علاقه‌ی وی صحبت درباره‌ی بوی مشک خون شهدا بود.) او شبکه‌ساز ماهر و کاملی بود. عزام که در میان اسلام‌گرایان معادل چه گوارا دیده می‌شد، تحسین و توجه مسلمانان سراسر جهان از جمله ستاره‌ی پاپ یوسف اسلام را به خود جلب کرده بود.

    در بخش پایانی مطلب آمده است هگ‌گامر مرگ عزام («بزرگ‌ترین قتل مرموز در تاریخ جهاد‌گرایی») در یک بمب‌گذاری در پیشاور پاکستان را –به‌جای القاعده، سیا، ک.گ.ب یا موساد اسرائیل- به استخبارات پاکستان یا افغانستان نسبت می‌دهد و فهرست مظنونین قتل وی، میزان نفوذ شیخ عبدالله را اثبات می‌کند. کاروان به موضوع بسیار حساس و بحث‌برانگیزی می‌پردازد، اما کتابی است مبتنی بر شواهد، دقیق و پر از جزئیاتی که محتاطانه مورد قضاوت قرار گرفته است. کاروان، تاریخ معاصر جهان در بهترین قالب خود است.

    یادداشت: «کاروان» اثر توماس هگ‌گامر توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است.