دسته: فرهنگی هنری

  • دو قاچاقبر آثار باستانی در هرات بازداشت شدند

    دو قاچاقبر آثار باستانی در هرات بازداشت شدند

    جیلانی فرهاد، سخنگوی والی هرات در مورد دست‌گیری این قاچاقچیان گفت: “دو تن ازقاچاقبران آثار باستانی هنگام کندن‌کاری  درساحه زیارت کوه‌بابا در ولسوالی کشک‌رباط‌سنگی توسط نیروهای امنیتی باهمکاری مردم دست‌گیر شدند.”

    او افزود که بررسی‌های‌ ابتدایی نشان می‌دهد که این افراد می خواستند آثار باستانی را به‌ خارج از کشور قاچاق کنند.

    به گفته‌ی سخنگوی والی هرات این افراد پس از آن بازداشت شدند که شب‌هنگام درساحه زیارت کوه بابا اقدام به حفاری نموده بودند.

    این افراد برخی وسایل باستان‌شناسی و حفاری و یک عراده موتر نیز به همراه داشته‌اند که  به‌دست نیروهای امنیتی آمده است.

    هرات با داشتن ۸۰۰ آبده تاریخی و میراث فرهنگی یکی از ولایت های باستانی کشور به شمار می‌آید که سالانه ده ها گردشگر از نقاط دور و نزدیک جهان را در خود جذب می‌کند.

  • شهرداری کابل لوحه های نامنظم را از سطح شهر جمع آوری می کند

    شهرداری کابل لوحه های نامنظم را از سطح شهر جمع آوری می کند

    عبدالله حبیب زی، سرپرست شهرداری کابل در صفحه فیسبوک خود روند جمع آوری این لوحه ها و اعلانات را گذاشته و گفته این لوحه ها و اعلانات باعث خرابی نمای شهری شده است.

    آقای حبیب زی گفته که ریاست خدمات فرهنگی شهرداری کابل طی بررسی از وضعیت لوحه‌ها و اشتهارات که در نواحی سوم، چهارم، پنجم و دهم شهر کابل به‌صورت خودسر و غیرقانونی نصب شده و باعث دگرگونی و از بین رفتن زیبایی نمای شهر شده بود، جمع‌آوری و ساحات مذکور را پاک کاری کرد.

    او نوشته، تمامی لوحه‌ها و اشتهارات سطح شهر کابل، به‌صورت جدی از سوی مدیریت تنظیم لوحه‌های ریاست خدمات فرهنگی شهرداری کابل همواره مورد کنترول و بررسی قرار داشته و لوحه‌های خود سر و خلاف قانون از سطح شهر برداشته می‌شود.

    گفتنی است که نصف خود سر لوحه ها و اعلان ها در نقاط مختلف شهر باعث می شود که از سوی مانع عبور و مرور عابران و از سوی دیگر تخریب نمای شهر می شود.

     

  • فیلمساز افغانستانی همچنان به دنبال آنست که صدایش شنیده شود

    فیلمساز افغانستانی همچنان به دنبال آنست که صدایش شنیده شود

    حسن فاضلی «کافه هنر» را در کابل برای هنرمندان و فیلمسازان تاسیس کرد، اما تهدیدهای پی هم از سوی طالبان او را مجبور کرد که این مکان را برای همیشه بسته کند.

    ماجرا اما در اینجا تمام نشد، و سال گذشته حسن فاضلی پس از ساخت یکی از فیلم های کوتاهش و دریافت تهدیدهای فراوان از سوی طالبان مجبور به ترک افغانستان شد و بدنبال خانه ای امن گردید؛ جایی که بتواند آزادانه سخن بگوید.

    اما فاضلی که هم اکنون در صربستان بسر می برد، و در حالیکه فیلمش تا چند روز آینده در یک جشنواره سینمایی در شهر برلین به نمایش در می آید، او همچنان نمی تواند صدایش را به همگان برساند. او نمی تواند در این جشنواره اشتراک نماید، زیرا وضعیت مهاجرتی وی به او این اجازه را نمی دهد.

    قرار است یکی از فیلم های کوتاه آقای حسن فاضلی به نام «خانم آقای فاضلی» دوشنبه در جشنواره فیلم زن آلمان به نمایش درآید. این فیلم ده دقیقه ای حکایت مادر تنهایی است که با توقعات روزگار خود در جامعه می جنگد و نهایتا مجبور به خودفروشی می گردد.

    لازم به ذکر است که این نوع نگاه منتقدانه از جانب یک مرد در جامعه مردسالار افغانستان، کمتر اتفاق می افتد.

    مسئله زنان

    حسن فاضلی 37 ساله می گوید که فیلم سازی در خصوص حقوق زنان را یک دهه پس از ازدواج با همسرش، فاطمه، در افغانستان آغاز کرد. فاطمه ای که در جامعه محافظه کار افغانستان از رفتن به مکتب باز مانده بود.

    فاضلی در گفتگو با بنیاد توماس رویترز در بلگراد گفت “من باید کاری کنم تا این مسئله (حقوق زنان در افغانستان) به گوش جهان برسد.”

    وی افزود که فیلم سازی را به جد پیش گرفت و حتی به همسرش نیز فیلمسازی را آموخت، به طوری که همسرش نیز هم اکنون به نوبه خود یک فیلم ساز شده است.

    او کافه هنر را در کابل تاسیس کرد به امید آنکه مکانی برای جوانان، زنان و مردان فراهم نماید تا آنان درباره هنر و سیاست آزادانه با یکدیگر سخن بگویند.

    اما پس از چندی، پولیس و شخصیت های مذهبی او را مجبور کردند که کافه هنر را تعطیل کند. همزمان، او تهدیدهای مرگ از سوی طالبان برای فیلم اخیرش با نام «صلح در افغانستان» دریافت کرد.

    وی گفت “من تماس هایی دریافت می کردم که مرا تهدید به مرگ می کردند و می گفتند که اگر از این گونه فیلم ها بسازی، کشته خواهی شد.”

    از افغانستان تا صربستان

    زمانی که آقای فاضلی در افغانستان زندگی می کرد، باوجود دعوت های بسیار، بارها از نمایش فیلم هایش در جشنواره های آمریکا و انگلیس بخاطر محدودیت های مسافرتی و ویزا صرف نظر کرد.

    وی اظهار امیدواری می کند حالا که در صربستان بسر می برد اوضاع برایش متفاوت باشد.

    او می گوید “برایم بسیار مهم است که در جشنواره آلمان باشم. می خواهم بدانم مردم چه نکاتی را از فیلمم دریافت می کنند.”

    لازم به ذکر است که حسن فاضلی به همراه خانواده اش هم اکنون جزوی از 6400 مهاجر کشورهای عراق، سوریه، پاکستان و افغانستان در صربستان است.

    این مهاجران در منطقه بالکان از زمانی که مرزها از سوی کشورهای اروپایی به روی مهاجران بیشتر بسته شد، گیر مانده اند.

    برگزار کنندگان جشنواره می گویند که از کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان درخواست کرده اند تا زمینه سفر آقای فاضلی را به آلمان فراهم نمایند.

    پاولا کیوزکین سخنگوی جشنواره برلین گفت “ما شدیدا منتظریم تا حسن بتواند به آلمان بیاید و داستانش را برایمان تعریف کند.”

    مقامات صربستان در این خصوص اظهار نظری نکرده اند.

  • هنر نقاشی در هرات نسبت به دیگر ولایات رشد بیشتری داشته است

    هنر نقاشی در هرات نسبت به دیگر ولایات رشد بیشتری داشته است

    او این مطلب را امروز (یکشنبه ۴قوس) در مراسم گشایش نمایشگاه “شکوه رنگ‌ها” بیان کرد.

    لازم به ذکر است که در این نمایشگاه چهار هنرجوی نگارستان ملی هرات آثارشان را به نمایش گذاشته ‌اند.

    برگزارکنندگان نمایشگاه می ‌گویند هدف شان، مبارزه با خشونت علیه زنان است.

    آنان باور دارند که کاهش خشونت تنها مسوولیت فعالان زن نیست بلکه یک ضرورت همگانی است.

    ۳خانم و یک آقا، هنرجویان نگارستان ملی هرات، ۵۲ اثر خود را با موضوعیت “نه به خشونت” در مدت شش ماه طرح کرده و به معرض دید قرار داده‌اند.

    فریبا درویشی، هنرجوی نگارستان ملی می‌گوید که در نمایشگاه شکوه رنگ‌ها، ۱۱ اثر دارد و از تکنیک مداد رنگی در طراحی آثارش استفاده کرده است.

    او افزود که هزینه تهیه مواد نقاشی شان را خود هنرجویان پرداخته و هر کدام، از ۲ تا ۳هزار افغانی (40 تا 50 دالر) هزینه کرده‌اند.

    خانم درویشی معتقد است که هنر، نگاه افراد جامعه را نسبت به زندگی و محیط انسانی ‌تر می‌کند.

    در همین حال، رییس اداره اطلاعات و فرهنگ هرات، هنر را تکامل‌ دهنده جامعه می ‌داند و می‌افزاید: “هنر باعث تکامل و تحول جامعه می ‌شود و دید بصیرت جامعه را توسعه می‌دهد.”

    او در مورد تاثیرگذاری نمایشگاه در کاهش خشونت علیه زنان افزود “همین که زنان خود این چنین نمایشگاهی را برگزار می‌کنند نشان دهنده این مدعا است که به هر اندازه زنان در فعالیت‌های اجتماعی سهم بیشتر داشته باشند، خشونت نیز به همان میزان کاهش پیدا می ‌کند.”

    او می‌گوید که درک مردم افغانستان از هنر کمتر است و این پدیده تا اکنون در جامعه بطور گسترده جا باز نکرده است.

    با این حال او معتقد است که هنر در هرات نسبت به ولایت های دیگر کشور جا باز کرده و هراتیان درک بهتری از هنر دارند.

    گفتنی است که در طول یک ماه گذشته، پنج نمایشگاه نقاشی و عکاسی در ولایت هرات بازگشایی شده است.

  • اولین نمایندگی انتشارات “سمت” در کشور افتتاح شد

    اولین نمایندگی انتشارات “سمت” در کشور افتتاح شد

    محمد سرور سعادت، رئیس انتشارات سعادت، امروز هنگام افتتاح این مرکز گفت که انتشارات سمت در ایران یک مرکز بزرگ انتشاراتی است که بیش از 2 هزار عنوان کتاب را تالیف کرده است.

    آقای سرور علاوه کرد که اکنون حدود 700 عنوان کتاب انتشارات سمت به کشور اورده شده است و تلاش می شود که تمامی عنوان های انتشارات سمت به کشور اورده شود.

    گفتنی است که صنعت چاپ و تالیف کتاب در کشور به دلیل جنگ های چند دهه اخیر به طور کل نابود شده است و گاهی برخی از دانشجویان با کمبود منابع درسی مواجه می شوند که سخنرانان این محفل اظهار کردند: انتشارات سمت می تواند بخش عظیمی از نیازهای دانشجویان کشور را مرفوع سازد.

    بر اساس آمارهای منتشر شده غیر رسمی، در کشور میزان مطالعه نیز بسیار پایین است اما امید آن وجود دارد که با مهیا شدن کتاب میزان مطالعه در کشور بالا برود.

    سید عسکر موسوی، استاد دانشگاه در مراسم افتتاح کتاب های انتشارات سمت را یک مرکز خوب برای دانشجویان و دانشگاهیان کشور عنوان کرد.

    آقای موسوی گفت که کشور ما از نظر فرهنگی به کتاب های ایرانی نیازمند است و از سوی دیگر تبادله فرهنگی نیز می تواند تفکرهای غلط نسبت به هم را نیز از بین ببرد.

    به گفته سخنرانان این محفل، انتشارات سمت در ایران بزرگترین مرکز انتشار کتاب های دانشگاهی است.

    کاووس باریکانی، رئیس فروشات انتشارات سمت گفت که این مرکز علاوه بر 2030 عنوان کتاب از استادان ایرانی، تاکنون 70 عنوان کتاب از استادان افغانستانی را نیز منتشر کرده است.

    مجتبی نوروزی، معاون رایزنی فرهنگی سفارت ایران نیز بر اهمیت ارتباطات بین دو کشور اشاره کرد و افزود که دو کشور در عرصه های گوناگون با هم پیوند دارند و جای افتراق بسیار کم است.

    وی همچنین افزود که یک مرکز در تهران ایجاد شده است که کتاب های تالیف شده در افغانستان را عرضه می کند.

    لازم به ذکر است که افغانستان و ایران دو کشور همسایه است که تشابه های زیادی در عرصه های فرهنگی و اجتماعی دارند اما به دلیل نبود اگاهی کافی این دو کشور نگاه بدبینانه ای با هم دارند.

  • یک اثر تاریخی قاچاق شده به وزارت اطلاعات و فرهنگ برگردانده شد

    یک اثر تاریخی قاچاق شده به وزارت اطلاعات و فرهنگ برگردانده شد

    این اثر در سال های پیش اول به پاکستان و بعد به ایران قاچاق شده بود که روز گذشته توسط وزارت امور جارجه به مسئولان آرشیو ملی تحویل داده شد.

    گفتنی ست که کتاب متذکره در برگیرنده اشعار برگزیده شعرا مشهور و همچنان گمنام تاریخ زبان دری بوده که در سال 1301م توسط سیف جامی هیروی به خط نستعلیق دست نگاری شده است.

    اما این تنها مورد نادری است که یک اثر تاریخی به کشور باز گردانده می شود بلکه هزاران اثر تاریخی و باستانی که به کشور پاکستان و یا کشورهای اروپایی قاچاق شده است به ندرت تحویل کشور داده شده است.

    در اکثر موزیم های معتبر جهان، آثار تاریخی و باستانی کشور ما موجود است.

  • چند شبکه تلویزیونی کشور با شبکه های تلویزیونی ایران تفاهمنامه همکاری منعقد کردند

    چند شبکه تلویزیونی کشور با شبکه های تلویزیونی ایران تفاهمنامه همکاری منعقد کردند

    مدیران شبکه های تلویزیونی «طلوع نیوز»، «آریانا نیوز»، «آئینه»، «وطن»، «جهان نیوز»، «شرق» و رئیس اتحادیه رادیو تلویزیون های افغانستان با حضور در رایزنی فرهنگی ایران، متن پیشنهادی را ارائه دادند.

    شرکت کنندگان در این نشست گفتند که این متن را پس از سفر یک هفته ای به تهران و بازدید از امکانات فوق العاده شبکه های تلویزیونی ایران پیشنهاد کرده اند تا از کمک های تهران در این زمینه برخوردار شوند.

    «رضا ملکی» رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در افغانستان در نشست مشترک با مدیران شبکه های تلویزیونی کشور گفت که برای امضای متن تفاهم نامه پیشنهادی اتحادیه رادیو تلویزیون های افغانستان با ایران از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

    هفت تن از مدیران شبکه های تلویزیونی افغانستان هفته گذشته به تهران سفر کردند و با ظرفیت های کشور ایران در بخش رسانه ای به ویژه رادیو و تلویزیون آشنا شدند.

    شماری از این مدیران گفتند که در سفر خود به تهران با خطراتی که از ناحیه دشمنان متوجه مسلمانان است بیشتر آشنا شده و این خطرات ایجاب می کند تا دو کشور ایران و افغانستان بیش از گذشته برای وحدت ملت های خود بکوشند و رسانه ها باید در این مسیر نقش برجسته ای ایفا کنند.

    اتشه فرهنگی ایران در افغانستان در این نشست از حضور مدیران شبکه های تلویزیونی افغانستان در محل رایزنی تشکر کرد و آن را خانه ای متعلق به اهالی فرهنگ افغانستان نیز دانست و افزود که این رایزنی از امکانات خود برای امضای این تفاهم نامه استفاده خواهد کرد.

    «میراحمد میوند» رئیس اتحادیه رادیو تلویزیون های کشور نیز در پایان این نشست گفت که وی برای اولین بار به ایران سفر کرده و از اینکه در تهران نیازمند مترجم نبوده، احساس می کرده که در کشور خود به سر می برد.

    وی افزود، برای ما ارتباط قوی میان رسانه های کابل – تهران نسبت به همکاری میان افغانستان و کشورهایی مانند آلمان، امریکا، فرانسه و انگلیس که فرهنگ و زبان متفاوتی دارند، اولویت دارد.

    رئیس اتحادیه رادیو تلویزیون های افغانستان خواستار همکاری مشترک از طریق اتحادیه ها برای تقویت اتحادیه رادیو تلویزیون های اسلامی شد و گفت که باید صدای واحد و قوی از این اتحادیه برخیزد و همکاری های دوجانبه پراکنده سودمند نخواهد بود./ایرنا

  • داکتر محمد صادق فطرت ناشناس خواننده مشهور کشور درگذشت

    داکتر محمد صادق فطرت ناشناس خواننده مشهور کشور درگذشت

    خامه پرس نوشته است که آقای ناشناس پس از یک سکته قلبی در یک شفاخانه در آلمان بستری شده بود، که گفته می شود شب گذشته (پنجشنبه) به دلیل همین سکته قلبی درگذشته است.

    این خبر اما همچنان از سوی خانواده آقای ناشناس تایید نشده است.

    یکی از وابستگان نزدیک به داکتر محمدصادق ناشناس خبر درگذشت وی را رد می کند و می گوید که آقای سرشناس در صحت کامل بسر می برد.

    ناشناس در 6 ماه جدی سال 1314 در ولایت کندهار متولد شد، و طی 50 سال گذشته یکی از سرشناس ترین هنرمندان کشور در عرصه موسیقی و خوانندگی بوده است.

    داکتر ناشناس از نوجوانی وارد عرصه موسیقی شد، و تاکنون بیش از 600 اثر به زبان های پشتو، اردوی و فارسی از خود باقی گذاشته است.

    او همچنین دوران ابتدایی مکتب خویش را در دهلی پایتخت کشور هند گذراند و دوره متوسطه اش را در لیسه/دبیرستان حبیبه کابل سپری کرد.

    وی همزمان از دانشگاه کابل از دو رشته «حقوق و علوم سیاسی» و «اقتصاد» فارغ التحصیل شد.

    وی پس از مدتی کار به عنوان مدیر نشرات رادیو خارجی افغانستان، برای ادامه تحصیلات عالی در رشته ادبیات و زبان روسی به اتحادیه شوروی رفت، و پس از دریافت درجه ماستری، درجه دوکتورای اش را در رشته ادبیات و زبان پشتو دریافت کرد.

    داکتر محمد صادق فطرت در ابتدا تخلص بی باک را برای خود برگزید، سپس پرواز را انتخاب کرد، و سرانجام لقب ناشناس را در سال 1333برای خود انتخاب کرد.

    وی مقیم شهر لندن در انگلیس است.

  • آنجیلینا جولی در حال مذاکراه برای حضور در فیلمی که در افغانستان فیلمبرداری می شود

    آنجیلینا جولی در حال مذاکراه برای حضور در فیلمی که در افغانستان فیلمبرداری می شود

    گفته می شود، در این فیلم خانم آنجلینا جولی قرار است در نقش یک زن خلبان نیروی هوایی آمریکا که در افغانستان خدمت می کرد ظاهر شود.

    فیلمنامه اولیه فیلم “مانند یک زن شلیک کن!” براساس کتاب خاطرات “دگروال مری جنینگز هگار” یک خلبان زن نیروی هوایی آمریکا در افغانستان توسط فرانک بالودین نوشته شده است.

    این فیلم خاطرات خانم هگار از جنگ در افغانستان، جنگ حتی در خانه اش و نقش کلیدی او در ممنوعیت حضور زنان سرباز در میدان های جنگ را به نمایش خواهد گذاشت.

    خانم مری هگار زمانی که در افغانستان حضور داشت، خلبان هلی کوپتر و عضو نیروی نجات سربازان آمریکایی بود. وی بعدها لقب قلب بنفش را دریافت کرد.

    وی زمانی که به آمریکا بازگشت، کمپاینی را در وزارت دفاع این کشور راه اندازی کرد که سرانجام منجر به اعلام ممنوعیت حضور زنان سرباز در میدان های جنگ شد.

    کتاب خاطرات او، (مانند یک زن شلیک کن!) قرار است در ماه مارچ سال بعدی میلادی به بازار آید.

    خانم مری جنینگز هگار

    خانم آنجلینا جولی قرار است در نقش خانم ماری جنینگز هگار در فیلمی با نام (مانند یک زن شلیک کن!) ایفای نقش کند.

    فرانک بالدوین فیلمنامه اولیه فیلم را نوشته است، و نیکول براون این طرح را به کمپنی فیلمسازی ترای استون پیشنهاد کرده است.

    گروه گاتهام تهیه کنندگی فیلم را بر عهده خواهند داشت.

    لازم به ذکر است که خانم جولی در حالی وارد مذاکره برای ایفای نقش در این فیلم می شود، که پیش تر نیز، اعلام شده بود که او قرار است در یک فیلم افغانی دیگر در نقش یک دختر افغان ظاهر شود.

    این فیلم که اقتباسی از رمان مشهور “نان آور” نوشته “الیس دیبوره” می باشد شهامت و شجاعت دختران افغانی را به تصویر می کشد که لباس مبدل مردانه به تن می کنند تا در شرایط بد اقتصادی کشور بتوانند نان آور خانواده خود باشند.

    شخصیت اصلی فیلم دختری است به نام “پروانه” که در مناطق تحت تسلط طالبان به همراه خانواده خود زندگی می کند. پروانه پس از اینکه پدرش به اشتباه به زندان می افتد، برای اینکه بتواند نان آور خانواده باشد لباس مبدل پسرانه می پوشد و کار می کند.

    آنجلینا جولی در این خصوص می گوید “داستان “نان آور” برای ما یادآور میلیون ها دختری است که در شرایط بد ظلم و ستم مجبور هستند به خانواده های خود کمک کنند و این دختران در چنین شرایطی بزرگ می شوند. ”

    رمان نان آور, الیس دبوره

    خانم جولی می افزاید “بسیار خوشحال هستم که با تیمی حرفه ای در ساخت این فیلم کار می کنم که می توانند غنای فرهنگ و خلاقیت افغانی بخصوص دخترانی چون پروانه را به خوبی به تصویر بکشند.”

    گفتنی است که این فیلم قرار است به تهیه کنندگی یک کمپنی ایرلندی و کارگردانی نورا تیومی ساخت شود.

    فیلم نامه این فیلم هم قرار است توسط نویسنده اکراینی کانادایی آنیتا دورون نوشته شود.

     

     

  • آنجلینا جولی و براد پیت بازیگران مشهور آمریکایی از هم جدا می شوند

    آنجلینا جولی و براد پیت بازیگران مشهور آمریکایی از هم جدا می شوند

    رابرت افر وکیل خانم جولی 41 ساله در بیانیه ای گفت “آنجلیا جولی این تصمیم را بخاطر سلامت شش فرزندشان گرفته است.

    افر همچنین گفته است که خانم جولی در حاضر در خصوص این تصمیم اش به هیچ سوال و یا نظری پاسخ نمی دهد.

    بر اساس گزارش خبرگزاری تی ام زی، آنجلینا جولی روز دوشنبه اسناد درخواست طلاق اش را به دادگاه ارائه کرده و همچنین به دنبال حضانت گرفتن فرزندانشان است.

    منابع نزدیک به این دو زوج مشهور هالیوود گفته اند که آنجلینا جولی پس از آن تصمیم به طلاق گرفت که متوجه شد براد پیت رفتار خوبی با فرزندانشان ندارد، که ظاهرا سبب عصبانیت خانم جولی شده است.

    تاکنون هیچ خبر و یا حتی شایعه ای مبنی بر در میان بودن شخص سومی در این ماجرا وجود ندارد، و فقط تصمیم خانم جولی ناشی از رفتار نامناسب براد پیت با فرزند خوانده هایشان می باشد.

    در بیانیه وکیل خانم جولی آمده است که وی تاریخ جدایی شان از هم را از 15 سپتامبر یعنی پنج روز پیش اعلام کرده است.

    لازم به ذکر است که این دو زوج مشهور سینمای هالیوود از سال 2004 تاکنون در کنار یکدیگر زندگی کردند و در ماه اگست سال 2014 به صورت رسمی ازدواج کردند.

    این سومین طلاق خانم انجلینا جولی پس از اینکه وی از جانی لی میلر و بیلی باب تورنتون جدا شد می باشد.

    برای براد پیت نیز این دومین طلاق او خواهد بود. وی پیش از خانم جولی با جنیفر انیستون ازدواج کرده بود که در سال 2005 از همدیگر طلاق گرفتند.

    گفتنی است که خانم آنجلینا جولی پیش تر اعلام کرده بود که قرار است در نقش آفرینی تازه خود، نقش یک دختر افغان به نام پروانه را ایفا کند.

    این فیلم که اقتباسی از رمان مشهور “نان آور” نوشته “الیس دیبوره” می باشد شهامت و شجاعت دختران افغانی را به تصویر می کشد که لباس مبدل مردانه به تن می کنند تا در شرایط بد اقتصادی کشور بتوانند نان آور خانواده خود باشند.

    شخصیت اصلی فیلم دختری است به نام “پروانه” که در مناطق تحت تسلط طالبان به همراه خانواده خود زندگی می کند. پروانه پس از اینکه پدرش به اشتباه به زندان می افتد، برای اینکه بتواند نان آور خانواده باشد لباس مبدل پسرانه می پوشد و کار می کند.

    رمان نان آور, الیس دبوره

    آنجلینا جولی پیت در این خصوص می گوید “داستان “نان آور” برای ما یادآور میلیون ها دختری است که در شرایط بد ظلم و ستم مجبور هستند به خانواده های خود کمک کنند و این دختران در چنین شرایطی بزرگ می شوند. ”

    خانم جولی می افزاید “بسیار خوشحال هستم که با تیمی حرفه ای در ساخت این فیلم کار می کنم که می توانند غنای فرهنگ و خلاقیت افغانی بخصوص دخترانی چون پروانه را به خوبی به تصویر بکشند.”

    گفتنی است که این فیلم قرار است به تهیه کنندگی یک کمپنی ایرلندی و کارگردانی نورا تیومی ساخته شود.

    فیلم نامه این فیلم هم قرار است توسط نویسنده اکراینی کانادایی آنیتا دورون نوشته شود.

  • سانجی دات در فیلمی درباره کودکان انتحاری افغانستان نقش ایفا می کند

    سانجی دات در فیلمی درباره کودکان انتحاری افغانستان نقش ایفا می کند

    سانجی دات بازیگر مشهور و جنجالی سینمای هند به تازگی قراردادی را برای بازی در فیلمی با عنوان “تورباز” امضا کرده است که در آن کودکان انتحاری افغانستان به تصویر کشیده می شود.

    خبرگزاری هندو نوشت؛ آقای سانجی دات در این فیلم نقش یک سرباز بازنشسته را ایفا می کند.

    گفته می شود این فیلم درباره کودکانی در افغانستان است که توسط گروه های شورشی آموزش می بینند تا به مهاجمان انتحاری تبدیل شوند.

    به گفته کارگردان و تهیه کنندگان این فیلم، فیلم “تورباز” می خواهد به کودکان جنگ امید به زندگی بدهد.

    سانجی دات نیز پس از دریافت فیلم نامه فورا این قرارداد را به امضا رساند.

    وی گفته است “بسیار مشتاقم که بخشی از فیلمی شوم که بسیار پر محتوا است. می خواهم برای طرفدارانم فهرستی از فیلم های ماندگار به جا بگذارم.”

    فیلم “تورباز” توسط «راجو چادها» و «راهول میترا» تهیه می شود و دومین فیلم کارگردان با استعداد «گیریش مالیک» خواهد بود. فیلم اول آقای گیریش مالیک در سال 2014 با نام “جال” ساخته شد که در یک بخش در مراسم اسکار نامزد دریافت این جایزه کلان سینمایی دنیا شده بود.

    آقای مالیک گفت “متعجب شدم که سانجی دات چقدر سریع و آسان پذیرفت که در دنیای تورباز وارد شود. او بازیگری هوشیار و گشاده رو است. وی اولین انتخاب من بود.”

    لازم به ذکر است که کار فیلم برداری این فیلم قرار است در اواسط سال بعدی میلادی در بخش هایی از خاورمیانه و افغانستان آغاز شود.

    همچنین گفتنی است که سانجی دات تقریبا پنج سال پیش در دادگاه، برای بمب گذاری های بمبئی سال 1993 گناهکار شناخته شده و به سه و نیم سال زندان محکوم شد. وی اما در 25 فبروری سال جاری میلادی و تقریبا 100 روز زودتر از اتمام دوره محکومیتش از زندان آزاد شد.

  • فیلم “رفتن” به کارگردانی نوید محمودی نماینده افغانستان در اسکار امسال است

    فیلم “رفتن” به کارگردانی نوید محمودی نماینده افغانستان در اسکار امسال است

    وبسایت خبرهای هالیوود نوشت؛ این فیلم قرار است در بخش فیلم های غیرانگلیسی رقابت های جایزه اسکار اشتراک کند.

    ریاست افغان فیلم به ریاست محمد ابراهیم عارفی هفته گذشته با تشکیل هیاتی برای انتخاب فیلم جهت اشتراک در مراسم اسکار، فیلم “رفتن” به کارگردانی نوید محمودی و تهیه کنندگی جمشید محمودی را به عنوان نماینده افغانستان در هشتادونهمین دوره مراسم اسکار انتخاب کرد.

    جوانشیر حیدری ریاست اتحادیه سینماگران افغانستان مسئولیت انتخاب فیلم جهت اشتراک در مراسم اسکار را بر عهده دارد.

    فیلم “رفتن” ساخته‌ی برادران محمودی در زمستان سال گذشته در سکوت خبری تولید شد.

    این فیلم همچنین تنها نماینده ی سینمای ایران و افغانستان در بخش اصلی مسابقه بیست و یکمین دوره فستیوال بین الملی فیلم بوسان کوریای جنوبی است.

    فستیوال فیلم بوسان معتبرترین فستیوال فیلم آسیایی و از فستیوالهای دارای رتبه اول جهانی است که هر سال با شکوه و بزرگی خاصی با حضور بزرگان سنمای جهان در شهر بوسان کشور کوریای جنوبی برگزار می گردد.

    رفتن روایت گر دو عاشق دلداده است که به خاطر شرایط افغانستان، یکی از آنها (فرشته) مجبور می شود افغانستان را به همراه خانواده اش به مقصد ایران ترک کند و در ایران پناهنده شود. (نبی) با بازی رضا احمدی نیز به دنبال معشوقه خود به طور غیرقانونی راهی ایران می شود و ….

    عوامل فیلم “رفتن”

    بازیگران: رضا احمدی – فرشته حسینی – بهرنگ علوی – نازنین بیاتی- مسعود میرطاهری – سینا سهیلی – محفوظ محمودی- افشین اخلاقی – بشیر احمد نیکزاد – امیر حسین بابائیان – محمد امین صاحب زاده – کاظم علیزاده – نورآقا احمدی – رقیه رضاپور – مریم حسینی – زهرا حسینی – مریم عظیمی – رقیه داوری – یاسر حمزه – و باحضور شمس لنگرودی، نویسنده: جمشید محمودی – بر اساس طرحی از نوید محمودی، مدیر فیلم برداری: کوهیار کلاری، دستیار اول فیلمبردار: مهران ممدوح، دستیار فیلم بردار: محمد آقا حسینی – محمد بختیاری، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: امیر علیازی، گروه کارگردانی : امید علیزاده – کیمیا محمودیان – سجاد دین پرست، منشی صحنه: فائزه گرکانی، عکاس: فتاح ذی نوری، طراح پوستر: علیرضا قادری اقدم، مشاور رسانه ای: پریسا قهرمانی، مترجم: محمد حسن شرف الدین، موسیقی: سهند مهدیزاده، دستیار: صنم امامی، ویالن سل : آتوسا شجاعی، ویالن آلتو: میلاد شکری – پرویز آشتیانی، گیتار: محمد شیرازی، هارپ: نازنین بیاتی، لیر: عباد ناصری، پرکاشن: علی خباز، میکس و مستر: آرشام، صدا بردار: صنم امامی – استدیو دراما، تدوین: جمشید محمودی، دستیار تدوین: شفق ابوسبا، مدیر صدا برداری: محمد رضا حبیبی، دستیار صدا : علیرضا پاک نهاد، طراحی و ترکیب صدا: حسین قورچیان، طراح صحنه و لباس: امیر حسین بابائیان، گروه صحنه: احمد بابائیان – هوراد بابائیان – امیر علی پاکزاد – فاطمه زهرا تقوی، طراح گریم: علیرضا باقربیگی، مجری گریم : سحر موسوی – حمیدرضا باقربیگی، جلوه های ویژه بصری: مجید یوسف زاده – علیرضا قادری اقدم، مدیر تولید: علیرضا باقر بیگی، مجری طرح : آسمان پرواز فیلم، مدیر مالی: شیوا قنبری – شیما قنبری، امور فنی پس تولید: لابراتوار دیجیتال تابان، مدیر فنی: امیر حسین حیدری، تصحیح رنگ: اوژن سید اشرفی، دی سی پی و مسترینگ: آرمان جامع، تجهیزات فیلمبرداری: رضا طهمورث – مجتبی طهمورث، مدیر تدارکات : هادی حیدری، دستیار تدارکات : حسین پاینده، پذیرایی : میلاد حسینی، مسئول هنرور : بیتا قاسمی – زهرا رحیمی، سایر بازیگران : کریم قیومی، حمید تاجیک، جواد محمدی، محمد قاسمی، قاسم علیزاده، نجف صاحب زاده، بابک موذنی، اکبر شریفی ف

  • بزرگان محلی با همکاری مخالفان مسلح دولت، آثار باستانی را قاچاق می کنند

    بزرگان محلی با همکاری مخالفان مسلح دولت، آثار باستانی را قاچاق می کنند

     

    به نقل از خبرگزاری ودصم، رئیس اطلاعات فرهنگ بادغیس گفته، یکی از چالش‌هایی که سد راه اداره فرهنگ این ولایت قرار دارد، عدم ثبت آثار باستانی است که این مشکلات را برای این اداره به بار آورده و سبب انتقال بسیاری از آثار باستانی ولایت بادغیس به کشورهای خارجی می شود.

    وی افزود، یکی از چالش‌هایی دیگری که در ولایت بادغیس وجود دارد، اماکن تاریخی است که نگهداری آن از کنترول اداره فرهنگ این ولایت بیرون است.

    فیض محمد میرزا زاده، معاون والی بادغیس ضمن رد سرقت آثار باستانی از این ولایت گفت که تا کنون این چنین گزارشی ثبت نشده‌است، و در صورتی که این چنین موضوع مطرح باشد نیروهای امنیتی بایستی عاملان این قضیه را بازداشت کنند.

    در همین حال عبدالرووف تاج فرمانده پولیس بادغیس نیز می‌گوید از این موضوع اطلاعی ندارد و اگر گزارشی در پیوند به سرقت آثار باستانی در این ولایت برایش برسد، این مسئله را دنبال می‌کند.

  • میراث داران گنجینه های بزرگ

    میراث داران گنجینه های بزرگ

    یک فعال فرهنگی در کشور ایران نیز با نگاشتن مقاله ای، مثنوی معنوی را میراث یک تمدن بزرگ فرهنگی دانسته و گفته است که نباید برخورد ناسنجیده و اشتباه؛ میراثی که می تواند مایع پیوند باشد به تنفر و جدایی تبدیل شود. جزییات بیشتر نوشته:

    چندی است به بهانه ثبت دو نسخه قدیمی از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی در حافظه جهانی یونسکو باز هم جنجال بر سر میراثی بزرگ به راه افتاده است. جنجالی که هر از گاهی بر سر یکی از مواریث مهم منطقه به راه می افتد و زمینه را برای تعمیق جدایی ها و کینه ها فراهم می سازد. مباحث مربوط به این نوشتار در همان مقطع ذهنم را به خود مشغول ساخته بود و بارها دست به کار نوشتن شدم اما تصمیم گرفتم بعد از فروکش کردن تب های داغ که زود به سردی می گراید این کار را انجام دهم تا مبادا این کلام نیز گرفتار طوفان دعواهای بی حاصل شود.

    آن چه در این بین جالب است ظاهرا هرچه میراث عظیم تر باشد میراث داران را درگیر دعواهای بزرگتری خواهد کرد. در این نوشتار کوتاه نخست به بیان جایگاه این میراث بزرگ اشاره ای خواهم داشت. سپس مروری مختصر بر چرایی این نوع برخوردها در چنین مواقعی خواهم داشت تا شاید بتواند زمینه ساز دوری از این گرفتاری گردد.

    برای فهم درست از این پدیده و تبیین جایگاه این میراث تمدنی باید ابتدا نوعی تفکیک بین میراث فیزیکی، معنوی و فکری قایل شویم. منظور از میراث فیزیکی آن چیزی است که وجود خارجی دارد و می توان آن را لمس نمود. بناها و نسخ باقی مانده از گذشتگان در این دسته قرار می گیرند.

    در این سطح تکلیف مشخص است. این میراث به کشوری تعلق دارد که در حال حاضر این اثر در جغرافیای آن قرار دارد. به عنوان مثال هیچ کشوری جز افغانستان نمی تواند مدعی تصاحب خانقاه بهاءالدین ولد پدر فاضل و بزرگوار مولانا در بلخ یا قلعه اختیارالدین در هرات یا نسخه قدیمی کلیات سعدی موجود در آرشیو ملی این کشور باشد. کما این که در مورد ارگ بم یا سازه های آبی شوش یا بنای تخت جمشید یا نسخه قدیمی مثنوی موجود در ایران ادعای هر کشور دیگری جز ایران مضحک می نماید و همین قاعده در مورد سایر کشورها هم حاکم است.

    اما همگان می دانند که این مواریث فراتر از ارزش والای مادی و فیزیکی خود نوعی ارزش معنوی هم دارند. این ارزش در واقع به عنوان یک فاکتور هویت ساز مهم مطرح می شود. بی شک مردمانی که در پیشینه تاریخی خود بزرگانی چون مولانا، جامی، سنایی، فردوسی و سعدی داشته اند، یا دارای سنت های فرهنگی ریشه دار و بناهای باشکوه تاریخی هستند به شرط توجه به ارزش این میراث و حصول عوامل دیگر می توانند هویت غنی تری داشته و در فضای جهانی شدن امروزی تاثیرات فرهنگی عمیق تری از خود برجای بگذارند.

    از آنجایی که بخش مهمی از این میراث در طول تاریخ و پیش از شکل گیری مرزهای مدرن امروزی حاصل شده است به واقع نمی توان و نباید بسیاری از آن ها را در قالب مرزهای کنونی تعریف و محصور کرد. از این زاویه و در این سطح باید به جای توجه به کشورها با تعریف امروزی، به حوزه های تمدنی اشاره داشت و ارزش معنوی هر میراثی را به آن حوزه تمدنی متعلق دانست. با این تعریف تمام کشورهای امروزی که در یک حوزه تمدنی قرار دارند در این میراث با یکدیگر شریک هستند و تلاش هر کدامشان بر اعتلای جایگاه آن میراث به سود تمام میراث داران خواهد بود، هرچند که تلاش های مشترک در این عرصه لطف و زیبایی و سود بیشتری برای همگان خواهد داشت.

    با این تعریف آیا افتخار به نام مولانا و بهره مندی از عنصر هویت بخش میراث او را می توان به تنهایی متعلق به افغانستان، ترکیه، ایران یا تاجیکستان دانست؟ اما کار به این جا ختم نمی شود و هر یک از این مواریث دارای یک سطح بالاتری از ارزش نیز می باشند که در واقع سطحی اصیل است.

    اگر میراث مولانا در دو سطح پیشین دارای ارزش می باشند به واسطه ارزشی است که در این سطح سوم باید به آن اشاره کنیم و آن چیزی نیست جز میراث فکری. در واقع اگر مولانا مایه افتخار ملت های منطقه است و نسخه های مثنوی ارزشمند شده اند و خانقاه بهاءالدین ولد مورد توجه قرار گرفته است به واسطه تفکر، اندیشه و جهانی بینی انسانی است که مولای بلخ به آن پرداخته است. به نظر می رسد در این سطح میراث چنین بزرگانی به تمام بشریت تعلق دارد و هر که بیشتر از این چشمه های جوشان بهره مند شود سهم بیشتری به او تعلق گرفته است. از این منظر ویلیام چیتیک آمریکایی سهم بیشتری از بسیاری از هم زبانان مولانا از میراث او دارد یا گوته آلمانی بیش از بسیاری از اهالی شیراز وارث حضرت لسان الغیب است.

    با این وصف چرا بسیاری از ما در برخورد با موضوع این مواریث چنین برخوردهای ناسنجیده و اشتباهی را مرتکب می شویم و میراثی را که می تواند مایه پیوند ما باشد تبدیل به زمینه کینه توزی و نفرت پراکنی می کنیم؟ به صورت خلاصه می توان به سه دلیل عمده در این زمینه اشاره نمود. نخست، عدم فهم درست موضوع. به نظر می رسد در نظام آموزشی و رسانه های کشورهای منطقه تلاشی در جهت تبیین صحیح جایگاه این مواریث صورت نگرفته است و حتی برعکس فهم اشتباه از موضوع نیز ترویج شده است. دوم، کوته نظری ها که خود ریشه در عامل اول دارد. به این معنا که  مردم در کشورهای منطقه تصور می کنند بهره مندی سایرین از این گنجینه های ارزشمند به معنای کاستن یا نادیده گرفتن سهم ایشان است در حالی که اساسا چنین تصوری باطل و خطاست. سوم، عقده گشایی های سیاسی و فردی.

    این عامل بیش از دو عامل پیش گفته زشت و زننده می نماید. چرا که افراد یا جریاناتی تنها برای بهره مندی های سیاسی و فردی خود از تمام ارزش های انسانی مستتر در اندیشه های این بزرگان فاصله گرفته و تنها نام ایشان را مستمسک تسویه حساب ها و عقده گشایی ها و خودنمایی ها قرار می دهند.

    به امید روزی که ما میراث داران این گنجینه های ذیقیمت، ارزش های فکری موجود در میراثمان را به جهانیان تشنه معنویت هدیه نماییم.

     

    مجتبی نوروزی، سایت تابناک

  • فرهنگ طلایی افغانستان در نمایشگاه کوریای جنوبی به نمایش در آمد

    فرهنگ طلایی افغانستان در نمایشگاه کوریای جنوبی به نمایش در آمد

    به باور کارشناسان کوریایی، از آنجایی که افغانستان از شرق به چین، از غرب به اروپا و از جنوب به هند متصل می شود، گذرگاهی خوب و بزرگ میان تمدن های بزرگ و گذشته دنیا بوده است.

    در این نمایشگاه نیز، آثار تلفیق شده تمامی این تمدن ها که در افغانستان بوده است به نمایش در میاید.

    برای مثال، در این نمایشگاه، کاسه های طلایی با اضلاع هندسی که در خرابه های تپه فلول (واقع در ولایت بغلان فعلی) که متعلق به ۲۰۰۰ سال قبل میلاد مسیح می باشد کشف شد به نمایش گذاشته می شود، که این کاسه ها خود نشان دهنده نفوذ و تاثیر تمدن بین النهرینی و هندی ها در افغانستان سابق می باشد.

    اسناد و نامه های یونانی متعلق به آی خانم (مه بانو به زبان ازبیکی، تپه ای نسبتا هموار واقع شده بر بلنداهای آمودریا و کوکچه در شمال افغانستان، ولسوالی دشت قلعه ولایت تخار. آی خانم توسط اسکندر مقدونی در ۴۰۰ سال قبل از میلاد تاسیس شد) نیز در این نمایشگاه به معرض دید عموم قرار گرفته است.

    معماری های فارسی کشف شده در همین منطقه نیز بیانگر نفوذ و تاثیر فرهنگ یونانی ها و فرهنگ شرق می باشد.

    عتیقه های بگرام از جمله کاسه های طلاین و نقره ای، گچ بری ها و الکل نگاری های چوبی که متعلق به سلسله کوشانیان می باشد نیز در این نمایشگاه دیده می شوند.

    لازم به ذکر است که نمایشگاه فرهنگ طلایی افغانستان برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ در موزیم ملی پاریس به نمایش در آمد و پس از آن در ۱۱ کشور دیگر به نمایش رفت. این آثار باستانی از مکانی به مکان دیگر برای نمایش عموم منتقل می شوند.

    کوریایی جنوبی دوازدهمین کشوری است که میزبان فرهنگ طلایی افغانستان است.

    به گزارش خبرگزاری دانگ ا لیبو کوریایی جنوبی، این نمایشگاه تا ۴ سپتامبر میزبان تماشاچیان خواهد بود و پس از آن از ۲۷ سپتامبر تا ۲۷ نوامبر در موزیم ملی گیونجیو واقع در ولایت شمالی گیونگ سانگ این کشور، این آثار باستانی به نمایش در خواهند آمد.

  • سنگ تهداب یک مرکز بزرگ فرهنگی در بامیان گذاشته شد

    سنگ تهداب یک مرکز بزرگ فرهنگی در بامیان گذاشته شد

    این مرکز با هزینه ی 5.5 میلیون دالر از کمک های بلا عوض کشور کوریا قرار طی 18 ماه کاری ساخته و به بهره برداری برسد.

    آقای چین کی هون، سفیر دولت کوریای جنوبی در کابل، امروز یکشنبه هنگام تهداب گذاری؛ این مرکز را هدیه ای از سوی مردم و دولت کوریا به مردم افغانستان عنوان کرد و اظهار امیدواری کرد تا این مرکز فرهنگی سبب و وسیله ای دوستی بین دو ملت افغانستان و کوریای جنوبی گردد.

    طاهر زهیر، والی بامیان نیز از مقام های حکومتی، کشورهای همکار و سازمان بین المللی یونسکو اظهار سپاس کرد و با امیدواری گفت که این مرکز می تواند مکان خوبی برای فرهنگیان کشور به خصوص بامیانی ها باشد.

    گفتنی است که کشور کوریا طی سال های گذشته کمک های فراوانی در قسمت اعمار سرک ها و مکاتب کرده است که بهترین کیفیت را تاکنون داشته است.

  • به ایفای نقش مولانا توسط دی کاپریو اعتراض شده است

    به ایفای نقش مولانا توسط دی کاپریو اعتراض شده است

    دیوید فرانزونی که نگارش فیلم‌نامه گلادیاتور را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگویی با روزنامه گاردین گفته بود که امیدوار است با چنین انتخابی «چهره‌نگاری کلیشه‌ای شخصیت‌های مسلمان در سینمای غرب» را به چالش بکشد.

    فرانزونی و استیون جول براون، تهیه‌کننده سینما، تصمیم دارند که از دی‌کاپریو برای بازی در نقش مولانا و رابرت دانی جونیور برای بازی در نقش شمس تبریزی استفاده کنند و احتمالا ساخت فیلم را سال آینده میلادی آغاز خواهند کرد.

    با وجود آن‌ که ساخت چنین فیلمی بر اساس زندگی شاعری که اشعارش به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده و در فهرست بهترین آثار ادبی خوانندگان غربی قرار دارد، مورد استقبال بسیار واقع شده، اما استفاده از بازیگری سفید، با چشم و موی روشن به جای شخصیتی زاده شده در (بلخ) افغانستان کنونی یا انتقادات بسیاری برانگیخته است.

    این انتقادات مسبوق به سابقه است و پیشتر در موارد مشابه دیگری نیز به سینمای هالیوود وارد شده بود.

    فقدان گوناگونی نژادی در فیلم‌های هالیوودی بیش از پیش در سال جاری میلادی در مراسم اسکار خود را نشان داد که تمامی نامزدهای دریافت بهترین نقش اول مرد یا زن سفیدپوست بودند و میان‌شان هیچ رنگین‌پوستی وجود نداشت، رویدادی که منتقدان آن را سفیدسازی نامیدند.

    پیش از انتقاد از بازی لئو دی‌کاپریو در نقش شاعری فارسی‌زبان و زاده‎ی افغانستان، موارد مشابه دیگر نیز پیش آمده بود.

    حدود دو ماه پیش، کمپانی‌های پارامونت و دریم‌وورکز اعلام کردند که از اسکارلت جوهانسون در نقش موتوکو کوساناگی، از شخصیت‌‌های مهم یک داستان مصور ژاپنی در فیلم «روح در پوسته» استفاده خواهند کرد.

    این خبر نیز مورد انتقاد بسیاری واقع شد که می‌گفتند چرا باید زنی سفیدپوست نقش قهرمانی ژاپنی را بازی کند و آیا سینمای شرق آسیا و نژاد آسیایی، ابرستاره‌ای ندارد که بتواند این نقش را بازی کند؟

    مورد دیگر استفاده از تیلدا سوئینتون، بازیگر انگلیسی/ اسکاتلندی، در نقش عارفی تبتی بود. به این لیست بازی زوئی سالدانا در نقش نینا سیمون، خواننده آمریکایی محبوب را هم می‌توان اضافه کرد.

    اما پیش از لئو دی‌کاپریو، جیک گیلنهال نیز با بازی در فیلم «شاهزاده ایرانی» با انتقاداتی مشابه روبه‌رو شده بود، بازیگری سفید و بور که با موهای رنگ شده خود نقش شاهزاده‌ای از خاورمیانه را ایفا می‌کرد.

    در شبکه اجتماعی توییتر نیز این خبر موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است و یکی از کاربران این شبکه نوشته است که هالیوود گریزی از سفید‌سازی مولانا ندارد، چرا که اگر مولانا این روزها بود پشت درهای امنیتی فرودگاه‌های آمریکا می‌ماند.

     

    Radiofarda#

  • وزارت خارجه علیه ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث دو کشور ترکیه و ایران اعتراض کرد

    وزارت خارجه علیه ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث دو کشور ترکیه و ایران اعتراض کرد

    نصیر احمد اندیشه، سرپرست و معاون اداری و مالی وزارت امور خارجه در دیداری با خانم پتریشیا مک فلپس، نماینده یونسکو در افغانستان، با ابراز نگرانی از این تصمیم دولت‌های ایران و ترکیه گفته است:”هرگاه قرار باشد این اثر شناخته شده ادبی و شاهکار عرفانی مولوی ثبت میراث جهانی یونسکو گردد، واقعیت تاریخی زادگاه خداوندگار بلخ نباید نادیده گرفته شود و پیوند مولانای بزرگ با افغانستان نباید فراموش گردد.”

    براساس خبرنامه وزارت امور خارجه نماینده یونسکو در افغانستان نیز اطمینان داده که نگرانی دولت این کشور در مورد با مثنوی مولانا را به مرکز آن سازمان گزارش خواهد داد.

    سه‌شنبه گذشته ۱۸ جوزا خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از رئیس سازمان مرکز اسناد ملی این کشور نوشت:” با ترکیه توافق کرده‌ایم که مثنوی مولوی را به صورت مشترک ثبت کنیم، مولانا یکی از نقاط مشترک فرهنگی ایران و ترکیه است”.

    سیدرضا صالحی امیری، مشاور رئیس جمهوری و رئیس سازمان اسناد ایران درباره ثبت جهانی مثنوی مولانا گفته بود:”در حال حاضر در مرحله ثبت هستیم، ما به دلیل اشتراکات فرهنگی این کار را انجام دادیم. ایران و ترکیه اشتراکات فرهنگی زیادی دارند. باتوجه به اینکه مولوی در قونیه دفن شده، اما به زبان فارسی شعر گفته، هم ما و هم تُرک‌ها شرایط ثبت داشتیم اما ما این حوزه مناقشه را به حوزه وحدت تبدیل کردیم.”

    جلال الدین محمد بلخی، ملقب به مولوی و مولانا، در سال ١٢٠٧ میلادی (٦٠٤ هجری قمری) در بلخ متولد شد و خانقاه بهاالدین ولد، پدر او، در ولایت بلخ در شمال افغانستان قرار دارد.

    اطلاع دقیقی درباره تاریخ ساخت این خانه گلی، در دست نیست ولی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که در سال ۱۲۰۷ تولد جلال الدین محمد، این خانقاه از رونق و شکوه زیادی بر خوردار بود.

    بهاء الدین ولد، که به واعظ نامدار بلخ شهرت داشت، هنگامی که پسرش جلال الدین کودکی خردسال بود از بلخ خارج شد. عبدالحسین زرین کوب، پژوهشگر تاریخ ادبیات، در این باره می‌نویسد: “او [بهاء الدین ولد] از خوارزمشاه رنجشی یافت که سبب آن درست معلوم نیست. شاید وجود امام فخر رازی – یک واعظ دیگر- که با صوفیه میانه‌ای نداشت و شاه بدو دل بسته بود وی را از او آزرده خاطر داشته بود.”

    او می افزاید: “چندی در وخش و سمر قند می‌بود، آنگاه عزیمت حج کرد. از راه نیشابور و بغداد به حجاز رفت و در بازگشت از مکه یک چند قدم به شام شد. هنگامی که خوارزم و ماوراء النهر به دست مغول افتاده بود و خوارزمشاه سرگشته و دربدر بود [سلطان ولد] به قونیه رفت و در آنجا سر بر بالین خاک نهاد.”

    BBC##

  • درد های تاریخی در قالب هنر به نمایش گذاشته شد

    درد های تاریخی در قالب هنر به نمایش گذاشته شد

    صابر انتظار، استاد دانشگاه کابل و برگزار کننده این نمایشگاه، هدف از برگزاری این نمایشگاه را ادای مسوولیت در قبال جامعه و نشان دادن خشم و انزجار مردم علیه جنگ عنوان کرد.

    آقای انتظار افزود که خواسته است؛ با برگزاری این نمایشگاه یک سلسله حقایق و واقعیت ها را برای نسل جوان بازگو کند و وی میخواهد که با به تصویر کشیدن این آثار و نقاشی روی استخوان ها؛ فرزندان این کشور را از گذشته با خبر سازد.

    او خاطر نشان کرد که در آغوش جنگ بزرگ شده است و همین جنگ هزاران استعداد را دفن کرده است. او می گوید، نمی خواهد، بیش از این جنگ در افغانستان باشد.

    آقای انتظار تصریح کرد که بیش از بیش از 1 سال روی این نمایشگاه کار کرده است.

    برگزار کننده این نمایشگاه، هیچ نامی را برای نمایشگاه اش انتخاب نکرده بود و مخاطبان هر کس به گمان خود برداشت آزادانه داشتند.

    حجت الاسلام و المسلمین واعظ زاده بهسودی نیز حین افتتاح این نمایشگاه گفت که افتخار می کنیم که چنین اساتیدی را در بخش هنر های زیبا داریم که در جامعه عناصر فعال و پر تلاش اند.

    باز دیدکنندگان و هنرمندان، شیوه کاری استاد صابر را یک شیوه جدید در عرصه کار نمایشگاهی در کشور خوانده و می گویند، که استاد صابر، جهت فضا سازی این نمایشگاه، از شیوه کاملا جدید کار گرفته، که تا هنوز در سطح کشور بی نظیر است.

    سلمانعلی ارزگانی، استاد خوشنویسی نیز گفت که این نمایشگاه از دو جهت –اجرای کار و فضای نمایشگاهی- با نمایشگاه های که قبلاً در کشور برگزار شده است کاملاً متفاوت است.

    آقای ارزگانی افزود که این یک کار کاملاً جدید و استثنایی در بخش نمایشگاه ها است.

    در همین حال بازدید کنندگان از این نمایشگاه، برگزاری چنین نمایشگاه های را، برای آگاهی جامعه از وضعیت گذشته موثر خوانده و از دیگر جوانان نیز می خواهند که باخلق آثارهای هنری، برای آگاهی بیشتر جامعه تلاش کنند.

    دردهای نهفته

    ریحانه رها، بازدید کننده، گفت: در ابتدا تصور می کردم که حتماً مکان برگزاری این نمایشگاه را مجلل ساخته اند، اما وقتی از دروازه ی مصلی وارد شدم، تجمع مردم را در گوشه ی متروکه‏ی پر خار و خاشاک دیدم که خیلی برایم تکان دهنده بود.

    بانو رها افزود، زمانیکه به اولین استخوان لغزنده و سیاه شده برخوردم خیلی تکان خوردم و بعد از تماشای چند قسمت، چشمم به یک کتاب نیمه پاره، تسبیح، دمپایی، استخوان پوسیده که حلقه ی در آن بود و یک داس نیمه سوخته و زنگ خورده، افتاد که نشان می دهد جنگ در این سرزمین امید های را ناامید ساخته است.

    او ادامه داد که این تصاویر یادآور کارها و زندگی نیمه تمام یک بخش بزرگ و زحمت کش و بیچاره این سرزمین است.

    براساس گفته های خانم رها؛ در گذشته‏ی ما همه چیز نیمه و یا نا تمام است و باید آنها را دید و بعد با موشکافی همه چیز را از حالت نیمه تمام بیرون آورد و نباید بگذاریم که از این به بعد هیچ چیزی نیمه باقی بماند.

    گفتنی است که این نمایشگاه برای اولین بار در کشور برگزار شده و تاکنون چینن نمایشگاهی در سطح کشور برگزار نشده بود.

  • نگاره های دیواری بامیان؛ رازهای پنهان در دل صخره های هندوکش

    نگاره های دیواری بامیان؛ رازهای پنهان در دل صخره های هندوکش

     

    در نزدیکی این تندیس های بزرگ، تندیس های کوچک دیگری نیز وجود داشتند که همه توسط طالبان تخریب شدند و فقط رواق های کوچکی از آنها باقی مانده است.

    این رویداد که فاجعه فرهنگی خوانده شد، از اهمیت این تندیس ها به عنوان یک جاذبه گردشگری کاسته است، اما رواق های خالی آنها، مغاره ها و نگاره های دیواری باقی مانده از دوره بودایی در بامیان، هنوزهم گردشگران زیادی را بسوی خود می کشانند.

    روزانه ده ها تن از گردشگران داخلی و خارجی، از تندیس های ویران شده بودا و هزاران مغاره ای که در اطراف آنها باقی مانده اند، بازدید می کنند؛ عجایب تاریخی ای که اوج شکوه فرمانروایی کوشانیان در افغانستان را در ذهن تداعی می کنند.

    باشندگان بامیان تا کنون بارها از سازمان های فرهنگی جهانی خواسته اند تا حداقل یکی از این تندیس ها را بازسازی کند. از همین رو قرار است سازمان یونسکو در آینده نزدیک، با برگزاری یک نشست علمی، احتمال بازسازی یکی از این تندیس ها را بررسی کند.

    در مغاره های اطراف این تندیس ها، مغاره هایی وجود دارند که بصورت ماهرانه ای با نگاره های دیواری که بیشتر تصاویری از بودا هستند، تزئین شده اند.

    طالبان پس از تخریب تندیس های بودا، تعداد زیادی از نقاشی های دیواری رواق های این مجسمه ها و بسیاری از مغاره های باقی مانده در اطراف آنها که از جمله گرانبها ترین آثار تاریخی این ولایت به شمار می رفتند را به سرقت برده و یا هم از بین برده اند.

    شاهدان عینی تخریب این تندیس های می گویند که طالبان پاکستانی، پس از منفجر کردن این تندیس ها، تعداد زیادی از نقاشی های دیواری، قطعات پیکره های تخریب شده و برخی از آثار تاریخی منقول بامیان را در صندوقچه های خاص جابجا کرده و به کشور خود منتقل کردند.

    نقوش دیواری بامیان که طالبان پاکستانی به فروش رسیده، در برخی از کشورهای دنیا از جمله جاپان دیده شده اند.

    این نقاشی های دیواری از سوی بسیاری از باستان شناسان، با ارزش ترین نقاشی های دیواری دنیا خوانده شده اند.

    گروهی از دانشمندان جاپانی، اروپایی و امریکایی در سال 2004 میلادی، پس از تحقیق بر روی این نقاشی های دیواری، اعلام کردند که تصاویر بودا درمنطقه مرکزی افغانستان که قدامت آن به سال ٦۵٠ میلادی بر می گردد، اولین نمونه‌های نقاشی رنگ روغن درتاریخ هنرجهان هستند.

    تا قبل از انجام این تحقیقات باور بر این بود که نخستین نقاشی کار شده با رنگ روغنی، بین سال های 1400 تا 1600 میلادی، در اروپا صورت گرفته است.

    بخشی از این نقاشی ها که تا کنون در برخی از مغاره های اطراف تندیس های تخریب شده بودا باقی مانده اند، تحت حفاظت قرار گرفته اند. اداره محلی، دهانه این مغاره ها را جالی/توری فلزی گرفته و در برخی دیگر، نیز دروازه نصب کرده است.

    برعلاوه نگاره های دیواری، در سقف و دیوارهای برخی از مغاره های بامیان که زمانی عبادتگاه راهبان و زائران بودایی بوده اند، حکاکی های شگفت انگیزی نیز به چشم می خورند.

    بخش هایی از این آثار ارزشمند، از سوی مردم نیز آسیب دیده اند. قبل از اینکه این آثار تحت حفاظت قرار گیرند، کسانی که از مغاره ها بازدیده کرده اند، بر روی برخی از نگاره های دیواری، یادگاری نوشته اند.

    افزوختن آتش در مغاره ها در زمان جنگ های داخلی، از دیگر عواملی است که به برخی از نگاره های دیواری و طرح های حکاکی شده بر دیوار مغاره ها، صدمه رسانده و تشخیص رنگ آنها را دشوار ساخته است.

    هرچند نگاره های دیواری بامیان تحت حفاظت قرار گرفته اند اما پارچه های فرو افتاده از پیکره های بودا در هنگام تخریب، تا هنوز هم در فضای باز و در مکان نا مناسب نگهداری می شوند.

    تاکنون تلاش های زیادی برای جلوگیری از فروریزی کامل رواق های باقی مانده از تندیس های بودا و حفاظت از مغاره های اطراف آنها صورت گرفته است.

    پروژه تحکیم رواق مجسمه 35 متری شهمامه در سال 2013 به پایان رسیده است و در سال جاری میلادی، پروژه مشابهی برای جلوگیری از فرو ریزی مجسمه 53 متری صلصال نیز تطبیق خواهد شد. این پروژه از سوی سازمان یونسکو، حمایت مالی می شود.

    زمان احمدی- بامیان