دسته: سیاست

  • پارلمان اجازه فرود نیافتن هواپیمای حامل رئیس مجلس پاکستان در کابل را بررسی می کند

    پارلمان اجازه فرود نیافتن هواپیمای حامل رئیس مجلس پاکستان در کابل را بررسی می کند

    مجلس نمایندگان کشور هیأتی را برای بررسی علت اجازه نیافتن فرود هواپیمای حامل هیأت پارلمان پاکستان در میدان هوایی کابل، تعیین کرد.

    اعضای مجلس نمایند‌گان امروز (شنبه، ۲۱ حمل) در یک نشست فوق‌العاده اجازه فرود ندادن به هواپیمای حامل اسد قیصر، رییس مجلس نمایندگان و شانزده تن از نمایندگان پارلمان پاکستان را پرسش‌برانگیز خواندند.

    میر رحمان رحمانی، رییس مجلس نماینده‌گان کشور در این نشست می‌گوید که اسد قیصر، رییس پارلمان پاکستان از سوی این مجلس به هدف تقویت روابط پارلمانی بین دو کشور به کابل دعوت شده بود.

    اما به گفتۀ آقای رحمانی، هواپیمای حامل آقای قیصر هنگام فرود در میدان هوایی کابل از آن‌چه بروز یک مشکل امنیتی در اطراف میدان‌هوایی کابل گفته می‌شود، اجازۀ فرود نیافته است.

    رییس مجلس نماینده‌گان کشور بر اساس درخواست اعضای مجلس هیأتی را توظیف کرده است تا علت مسدود بودن میدان‌ هوایی کابل هنگام فرود هواپیمای حامل رییس پارلمان پاکستان را بررسی کند.

    گفتنی است که پیش از چاشت روز پنج‌شنبه اسد قیصر، رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان به کابل سفر کرد. اما هواپیمای حامل او در میدان‌هوایی کابل اجازۀ فرود دریافت نکرد و به اسلام‌آباد برگشت.

    رسانه‌های پاکستانی گزارش می‌دهند که حکومت افغانستان به دلیل عدم هماهنگی مجلس برای دعوت از رییس پارلمان پاکستان مانع فرود هواپیمای رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان شده است.

  • انتظار می رود دولت افغانستان با طرح واحد در نشست استانبول شرکت کند

    انتظار می رود دولت افغانستان با طرح واحد در نشست استانبول شرکت کند

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، در سفری به کابل، با عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی دیدار کرده است.

    آقای خلیل‌زاد، در این دیدار که روز شنبه (۲۱ حمل) انجام شد، گفت ایالات متحده‌ی امریکا، در تلاش‌های صلح و دوران پساصلح، در کنار مردم افغانستان می‌ماند.

    او تاکید کرد جهان توقع دارد که دولت افغانستان با طرح واحد در نشست استانبول اشتراک کند.

    آقای خلیل‌زاد گفت: «ایالات متحده و جهان، خواهان تسریع روند صلح و بیش‌ترین استفاده از فرصت پیش‌آمده برای پایان جنگ و استقرار صلح دایمی در افغانستان است. امریکا از تمام طرف‌ها می‌خواهد برای پایان جنگ و دست‌یافتن به صلح دایمی همکاری کنند.»

    از سویی هم، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، در این دیدار گفت دولت افغانستان به دست‌یافتن به صلح عادلانه و دایمی متعهد است.

    او افزود: «شورای عالی مصالحه‌ی ملی به عنوان چتر بزرگ ملی برای رهبری و مدیریت صلح تلاش می‌کند. شورا در توحید دیدگاه‌های جمهوریت گام‌های مهمی برداشته و دولت افغانستان با طرح و دیدگاه مشترک در نشست استانبول اشتراک خواهد کرد.»

    آقای عبدالله، از آمادگی دولت افغانستان برای اشتراک و موفقیت نشست استانبول اطمینان داده است.

    در این دیدار، شماری از اعضای رهبری شورای عالی مصالحه‌ی ملی نیز دیدگاه‌ها و پرسش‌های شان را در باره‌ی قضایای مربوط به صلح مطرح کردند.

    زلمی خلیل‌زاد، در دیدار با رییس‌جمهور غنی نیز، در باره‌ی پیشرفت‌ها در گفت‌وگوهای صلح و نشست استانبول، صحبت کرده است.

    آقای خلیل‌زاد، در حالی وارد کابل شده که قرار است در شانزدهم اپریل، شهر استانبول ترکیه، میزبان گفت‌وگوهای صلح افغانستان باشد.

  • آیا ترکیه سودای رهبری جهان اسلام را دارد؟

    آیا ترکیه سودای رهبری جهان اسلام را دارد؟

    نظریه عثمانی گری نوین New Ottomanism که برای نخستین بار توسط احمد داود اوغلو از نظریه پردازان حزب عدالت و توسعه طرح شد، راهبرد ترکیه را نه سودای رهبری جهان اسلام بلکه بسط و توسعه هژمونی منطقه ای ترکیه در مناطق تحت استیلای امپراتوری عثمانی در سده های شانزدهم تا بیستم میلادی معرفی می کند.

    به عبارت دیگر «سیاست عثمانی گری نوین»، نه مبتنی بر استیلای نظامی بلکه بر پایه ی نفوذ فرهنگی و اقتصادی ترکیه بر سرزمین های تحت استیلای امپراتوری عثمانی تعریف شده است. از سوی دیگر، مناطق مورد مناقشه که ترکیه اقدام به مداخله جویی در آنها کرده است، از مشروعیت حقوقی و بین المللی برخوردار بوده و تنها به واسطه تضعیف دولت های متبوع خود با خلاء قدرت مواجه شده اند. این امر به ویژه در مورد سوریه، لیبی و عراق صدق می کند. هر چند، در این میان مورد قره باغ از ویژگی های خاص برخوردار است. با این وجود، باز تعریف دوباره مرزهای سیاسی کشورهایی که از حاکمیت حقوقی دوژوور برخوردارند، حداقل در حال حاضر نه غیرممکن بلکه دور از ذهن به نظر می رسد. موضوعی که بعید است در تحلیل ها و اقدامات زمامداران انقره مورد غفلت واقع شده باشد.

    اینک و با در نظر گرفتن آن چه بیان شد، چگونه می توان به تحلیل درباره چرایی سیاست های ترکیه و اهداف این دست از اقدامات پرداخت؟ «ماکیاولی» که از او با عنوان پدر سیاست مدرن نام برده شده در کتاب «گفتارها» که بیانگر مبانی نظری وی در باب ماهیت دولت و سیاست است، «منافع» را اصل بنیادین سپهر سیاست معرفی می کند. با اصل قرار دادن مساله منافع، می توان چرایی و اهداف نهان و آشکار اقدامات انقره را در دو بعد سیاست داخلی و خط مشی خارجی مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد.

    نخست؛ در بعد داخلی برخلاف سال های آغازین به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه که از اقبال چشمگیری در میان جامعه مدنی ترکیه و حتی کردها به عنوان بزرگترین گروه اتنیکی مخالف نظم سیاسی پسا-امپراتوری برخوردار بود، در سال های اخیر، مقبولیت و مشروعیت عمومی حزب حاکم روند نزولی و رو به کاهشی را تجربه کرده است. در صدر علل عمده این وضعیت، می توان به شکست پروژه آشتی با کردها و نیز به سرانجام نرسیدن گذار از دیکتاتوری های نظامی و تکوین ساختار سیاسی دموکراتیک، اشاره کرد. موضوعاتی که از شعارهای اصلی حزب عدالت و توسعه در آغاز ورود به صحنه سیاست ترکیه بود. همین امر زمینه تنش داخلی میان اعضای عمده حزب را چنان افزایش داد که سرانجام به جدایی برخی از چهرهای نامدار مانند احمد گل، رئیس جمهوری و احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه پیشین از بدنه حزب عدالت و توسعه منجر شد. بی ثباتی و تنش حزبی، سیاست های اقتصادی و بازارهای ترکیه را نیز دچار تنش ساخت تا آن جا که اقتصاد ترکیه و ارزش لیر بیش از پیش روند نزولی را در پیش گرفت و همین مساله نیز بر دامنه نارضایتی ها از عملکرد حزب حاکم افزود. بنابر این اصل که سیاست خارجی هر کشوری تابعی از سیاست داخلی آن است، در چنین شرایطی بهترین اقدام برای زمامداران برای رهایی از پاسخ گویی به مسئولیت ها و سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی، ایجاد تنش و بحران های خارجی و یا بهره برداری از آنهاست. و برای اردوغان چه فرصتی بهتر از مناقشات و بحران های به وجود آمده در سوریه، لیبی، عراق و اینک قره باغ!

    اما در بعد سیاست خارجی، انقره از مداخله جویی خود به دنبال کسب امتیازات سیاسی در فرآیند مذاکرات و توافق نامه هایی است که در آینده از درون منازعات جاری سر بر خواهد آورد. بدین ترتیب، انقره از مجرای دستیابی به توافق های سیاسی با طرفین منازعه ضمن کسب امتیازات سیاسی زمینه را برای گرفتن امتیازات اقتصادی برای خود فراهم خواهد کرد. به ویژه، انعقاد قراردادهایی برای بازسازی مناطق درگیر در جنگ که میلیاردها دالر سود را برای اقتصاد ترکیه به همراه خواهد داشت و این علاوه بر سرازیر شدن خدمات، کالاها و اجناس ترکیه به بازارهای بزرگ این مناطق در شمال آفریقا و قفقاز است. با این اوصاف، آذربایجان دروازه ورود به چنین موقعیتی را برای ترکیه در منطقه قفقاز و آسیای میانه فراهم خواهد کرد. چنان که، انقره با همین هدف اقدام به مداخله در لیبی گرفته است تا از آن به عنوان دروازه ورود به بازار شمال آفریقا سود جوید. هر چند، نباید از این احتمال هم غافل بود که اردوغان نیم نگاهی به ایجاد تنش در حیات خلوت روسیه یعنی قفقاز نیز دارد تا از آن در جهت بده بستان های آینده با روسیه استفاده کند.

    در هر حال، آن چه ترکیه به زعامت اردوغان را به اتخاذ سیاست مداخله جویانه در مناطق دچار تنش در خاورمیانه، شمال آفریقا و منطقه قفقاز انداخته، نه توسعه طلبی محض ایدئولوژیک و یا الحاق سرزمینی مناطقی به خاک ترکیه، بلکه دستیابی به منافع سیاسی و اقتصادی از رهگذر وضعیت و شرایط جاری است. موضوعی که به اردوغان در مناسبات سیاسی در صحنه قدرت ترکیه و بسیج افکار عمومی کمک شایانی خواهد کرد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • لغو سفر رئیس پارلمان پاکستان به کابل و ضعف سکتور های امنیتی و سیاست خارجی افغانستان

    لغو سفر رئیس پارلمان پاکستان به کابل و ضعف سکتور های امنیتی و سیاست خارجی افغانستان

    اسد قیصر، رئیس پارلمان پاکستان، قرار بود پنج شنبه هفته گذشته به کابل سفر کند و با مقامات افغان پیرامون برخی مسائل حساس گفت و گو نماید.

    هواپیمای حامل اسد قیصر اما در فرودگاه بین المللی کابل اجازه فرود پیدا نکرد و مجبور شد دوباره به پاکستان بازگردد.

    این رویداد با واکنش های زیادی از سوی شهروندان افغانستانی در صفحات مجازی روبرو شده است.

    داکتر عبداللطیف نظری، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل سیاسی، در این مورد در فیس بوک خود نوشته است:«هواپیمای اسد قیصر، رئیس پارلمان پاکستان ظاهرا به دلیل مشکل امنیتی اجازه فرود در میدان هوایی بین المللی حامدکرزی را نیافت و دو باره به پاکستان برگشت.این مشکل، نشانگر ضعف امنیتی در حساس ترین میدان هوایی کشور و نشانه ی زوال اقتدار و کسری مشروعیت نهادهای امنیتی ماست.»

    آیا بهتر نیست قبل از امدن یک مقام بلندپایه کشور همسایه، تدابیر امنیتی جدی مورد توجه قرار گیرد؟ تکرار این گونه رویداد ها می تواند پرستیژ بخش های امنیتی و سیاست خارجی کشور را در انتهای جدول تنزیل دهد.

    داکتر نظری تاکید می کند:«در سفر به پاکستان اسد قیصر را شخص با اطلاع از وضعیت افغانستان و دارای نگرش تجارت و ترانزیت یافتم که خواستار گسترش مناسبات دو کشور در عرصه تجارت و توسعه مبادلات اقتصادی بود.»

    البته باید گفت از نظر تاریخی روابط کابل و اسلام آباد همواره سخت، پیچیده، پر معما، نزدیک و در عین حال پر تنش بوده است.دیده شود که این گونه سفرها چه تاثیری بر مناسبات دو کشور در آینده برجا می گذارد.

    هارون معترف از دیگر کاربران فیس بوک نیز در این باره نوشته است:«ایجاد روابط پارلمانی مبتنی بر منافع مشترک میان کشورها یک اصل است. متاسفانه حلقات کوچک در تبانی با کشورهای متخاصم، ماشین جنگ نیابتی دیگران را در کابل می‌چرخانند.»

    لغو سفر رئیس پارلمان پاکستان به کابل که قرار بود با رئیس پارلمان افغانستان ملاقات نمایند، یک برخورد تنگ‌نظرانه و به احتمال قوی توسط حلقات وابسته به هندوستان در کابل صورت گرفته است.

    اصل تفکیک و استقلال قوا و ایجاد مراودات مشروع میان ارکان دولتی با کشورهای همسایه یک ضرورت مبرم است و نباید این مناسبات زیر تاثیر سیاست‌های کشورهای دیگر قرار گیرد. سفر پیش‌تر آقای رحمانی به پاکستان به عنوان رئیس قوه مقننه و آغاز فصل جدید میان افغانستان و پاکستان بر بنیاد منافع مشترک و صلح‌آمیز، در حقیقت یک صفحه جدید میان دو کشور همسایه تلقی می‌گردد که آرزو می‌رود سیاست دشمنی جایش را به سیاست صلح و منافع دو کشور بدهد؛ اما حلقات پیدا و پنهان با اعمال سیاست‌های تقلیل‌گرایانه و انحصار، در صدد برهم زدن ایجاد این روابط «مشترک‌المنافع» هستند.

    به اعتقاد آقای معترف پرواضح است که حلقات معلوم‌الحال، جنگ نیابتی کشور های همسایه را در افغانستان پیش می‌برند و این حلقات سد جدی برای تحقق صلح و ثبات در منطقه هستند. بنابراین تصمیم اخیر پارلمان جهت استجواب مسوولین نهادهای امنیتی و خواست جزیات در مورد چگونگی سناریوی «مشکل امنیتی» در فرودگاه کابل، در خور تقدیر است.

  • فدرالیزم نسخه خوبی برای افغانستان نیست

    فدرالیزم نسخه خوبی برای افغانستان نیست

    این روزها همزمان با داغ شدن گفت و گو ها در مورد صلح و تعیین نوع نظامی سیاسی برای آینده افغانستان، نظام فدرالی نیز به عنوان یک گزینه در افغانستان مطرح می شود.

    داکتر  ابوالفضل فصیحی، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل سیاسی، در این مورد می گوید اساساً مطرح شدن هر بحثی که به پرابلماتیزه کردن مسأله‌ی قومیت در افغانستان کمک کند، مطلوب است. از این جهت نفس مطرح شدن بحث فدرالیسم می‌تواند مطلوب باشد. منازعه‌ی افغانستان یک منازعه‌ی ایدئولوژیک نیست و تقلیل دادن آن به دوگانه‌ی جمهوریت / امارت خطای خطرناکی است.

    وی می افزاید این‌که فدرالیسم به گفتار مسلطِ اقلیتی خاص تبدیل شود و به‌نوعی به‌عنوان نسخه‌ی رهایی‌بخش تجویز شود خطا است. به‌نظرم می‌توان اقلیت بود و مخالف فدرالیسم. مخالفت با فدرالیسم لزوماً به‌معنای باور داشتن به “ایده‌ی افغانستان واحد” و ناسیونالیسم افغانی نیست.

    به باور داکتر فصیحی تمرکززدایی لزوماً فدرالیسم معنا نمی‌دهد. شاید بهتر باشد تمرکززدایی را یک طیف در نظر بگیریم. کشورهایی مثل اسپانیا، فرانسه و انگلستان نظام فدرال ندارند ولی در عین حال حد زیادی از تمرکززدایی را اجرا کرده‌اند.

    با این سه مقدمه، می‌خواهم این را بگویم که فدرالیسم نسخه‌ی مطلوبی برای افغانستان (به‌صورت خاص، هزاره‌ها) نیست. به چند دلیل:

    داکتر فصیحی در فیس بوک خود می نویسد اگر یکی از اهداف فدرالیسم، برابری قومی باشد، فدرالیسم نمونه‌ی موفقی در کشورهای جهان سوم نداشته است. اگر ما نمونه‌های غربی فدرالیسم را به‌عنوان مدل برای افغانستان نشان دهیم دچار خطا شده‌ایم. نه کانادا شباهتی به افغانستان دارد نه سوئیس و نه بلژیک.

    نمونه‌های تاریخی را هم می‌توانیم مثال بزنیم که فدرالیسم پوششی برای اقتدارگرایی و استبداد بود. مثل کشورهای بلوک شرق.

    مشکل عدم تناسب اقتصادی مناطق مختلف در یک کشور به آن راحتی که برخی‌ها می‌گویند قابل حل نیست. مثلاً برخی به‌سادگی از تاسیس صندوق مرکزی برای توزیع ثروت صحبت‌میکنند. پژوهش‌های بسیاری نشان داده‌اند که فدرالیسم قادر به حل مشکل عدم تناسب اقتصادی میان مناطق مختلف نیست.

    فدرالیسم می‌تواند، برعکس آن‌چه طرفداران آن ادعا می‌کنند، به بازتولید منازعات قومی و افزایش خشونت منجر شود. این سناریو را تصور کنید که فدرالیسم قدرت اقتصادی و سیاسی بیشتری را در اختیار نخبگان قومی قرار می‌دهد. با افزایش قدرت‌ نخبگان قومی و حاکم شدن یک بازیِ حاصل جمع صفر میان آن‌ها می‌توان تصور کرد که وقوع منازعه بسیار محتمل باشد.

  • لانگ وار ژورنال: القاعده در 21 ولایت افغانستان فعالیت دارد

    لانگ وار ژورنال: القاعده در 21 ولایت افغانستان فعالیت دارد

    گزارشی تازه از سایت «لانگ وار ژورنال» نشان می‌دهد جنگجویان شبکه القاعده در 21 ولایت از 32 ولایت افغانستان فعالیت دارند.

    براساس گزارش سایت «لانگ وار ژورنال» که پنجشنبه 8 آوریل 2021 منتشر شد، شبکه القاعده در ده‌ها حمله در ولایت‌های گونا‌گون در افغانستان دست داشته‌اند. این شبکه در روزنامه این گروه به اسم «ثبات» از ماه نوامبر 2020 تاکنون از ده‌ها حمله در ولایت‌های افغانستان خبر داده‌ است.

    در حالی که گروه طالبان در وب سایت رسمی‌شان روزانه از ده‌ها حمله علیه نیروهای امنیتی و اهداف دولتی افغانستان گزارش می‌دهد، روزنامه «ثبات» شبکه القاعده فقط از حملاتی که جنگجویانش در شبه قاره هند و همچنین گروه‌های وابسته به آن، مانند «جهاد اسلامی» انجام می‌دهند، خبر می‌دهد.

    روزنامه «ثبات» از حضور جنگجویان شبکه القاعده در 18 ولایت، بدخشان ، بلخ، فراه، فاریاب، غزنی، هلمند، جوزجان، کاپیسا، کابل، قندهار، کنر، کندز، خوست، لوگر، ننگرهار، تخار، ارزگان و زابل خبر داد اما سایت «لانگ وار ژورنال» نوشت که نیروهای امنیتی افغان در دو ولایت دیگر نیمروز و پکتیکا جنگجویان القاعده را هدف قرار دادند که در مجموع می‌شود گفت آنان در 21 ولایت افغانستان فعالیت دارند.

    اما گزارش‌های مطبوعات افغانستان از سپتامبر 2020 تاکنون نشان می‌دهد که القاعده و متحدانش در هفت ولایت از ولایات اشاره شده توسط روزنامه «ثبات» فعالیت می‌کنند، این ولایات عبارتند از: بدخشان، فراه، غزنی، هلمند، کاپیسا، کنر و ننگرهار.

    وزارت دفاع ملی افغانستان به شبکه «طلوع نیوز» تایید کرده که با وجود تعهد طالبان به قطع روابط با القاعده و شورشیان خارجی دیگر در توافق‌نامۀ صلح آمریکا – طالبان، هنوز هم این گروه با القاعده پیوند دارد.

    روح‌الله احمدزی، سخن‌گوی وزارت دفاع ملی گفته است: «رابطه میان گروه القاعده و طالبان مثل گذشته تنگاتنگ بوده در نقاط مختلف و ولایات مختلف کشور در نتیجه عملیات نیروهای ما افراد کلیدی القاعده هدف قرار گرفته‌اند.»

  • صلح و همکاری های استراتژیک مورد بحث قرار گرفت

    صلح و همکاری های استراتژیک مورد بحث قرار گرفت

    وزارت امور خارجه افغانستان به تازگی در بیانیه‌ای گفت حنیف اتمر وزیر خارجه در تماس تلفنی با «دیریک شولی» مشاور وزارت خارجه ایالات متحده در مورد آخرین تحولات روند صلح و برگزاری گفت‌وگوهای صلح در ترکیه تبادل نظر کردند.
    در بیانیه آمده است: «وزیر امور خارجه در مورد آخرین تحولات در خصوص روند صلح به ‌ویژه برگزاری دور بعدی گفت‌وگوها در ترکیه و طرح صلح جمهوری اسلامی افغانستان برای دستیابی به راه‌حل سیاسی همه‌ شمول در مطابقت به قانون اساسی معلومات داد.»
    وزیر امور خارجه همچنان بر تحقق خواست و داعیۀ برحق مردم و دولت افغانستان برای حفظ ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشری به‌ویژه حقوق زنان تأکید کرد.
    اتمر تداوم حمایت‌ها و همکاری‌های ایالات متحده را با دولت افغانستان در راستای تقویت هرچه بیشتر اجماع جهانی به ‌منظور استقرار آتش‌بس و تأمین صلح پایدار در کشور، با اهمیت خواند.
    مشاور وزیر خارجهٔ امریکا نیز با قدردانی از تلاش‌های دولت افغانستان در راستای تقویت اجماع ملی، منطقه‌‌ای و بین‌المللی در جهت تأمین صلح پایدار در افغانستان، از تداوم حمایت‌های همه‌جانبه کشورش با مردم و دولت افغانستان در راستای تأمین صلح پایدار و عادلانه در افغانستان، به وزیر امور خارجه کشور، اطمینان داد.

  • امریکا به دریای سیاه کشتی های جنگی می فرستد

    امریکا به دریای سیاه کشتی های جنگی می فرستد

    ترکیه می‌گوید ایالات متحده دو کشتی جنگی را به دریای سیاه می‌فرستد.

    یک سخنگوی وزارت خارجه ترکیه شام دیروز جمعه به خبرگزاری دی‌پی‌ای جرمنی گفت منابع دیپلماتیک ۱۵ روز قبل به ترکیه خبر دادند که کشتی‌های جنگی از طریق گذرگاه باسفورس به سمت دریای سیاه می‌روند.

    روز دوشنبه وزارت دفاع امریکا از صحبت در مورد ارسال کشتی‌های جنگی به این سمت خودداری کرد.

    اما جان کربی سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت فرستادن کشتی‌ها به دریای سیاه یک اقدام غیر معمول نیست.

    معلوم نیست آیا این اقدام امریکا به افزایش قوای روسیه در این منطقه در نزدیکی اوکراین رابطه دارد یا خیر؟

    اما جن ساکی سخنگوی قصر سفید اخیراً گفته بود امریکا در مورد وضعیت در اوکراین جایی که روسیه در سرحدات آن قوای خود را بیشتر ساخته، نگران می‌باشد.

    ترکیه گفته است این کشتی‌ها قرار است روزهای ۱۴ و ۱۵ اپریل از باسفورس بگذرند و تا ۴ ماه می در دریای سیاه بمانند.

  • فرمانده پولیس تازه قندهار کارش را آغاز کرد

    فرمانده پولیس تازه قندهار کارش را آغاز کرد

    محمدشریف سرطیب، فرمانده جدید پولیس قندهار روز شنبه، بیست‌ویکم حمل به صورت رسمی به کارش را آغاز کرد.

    در مراسم معرفی او، روح‌الله خان‌زاده والی قندهار، گل‌آغاز شیرزوی و تادین خان فرمانده پیشین پولیس قندهار حضور داشتند.

    محمدشریف سرطیب، پیش از به عنوان فرمانده قطعه چهارم لوای سوم سرحدی در قندهار کار کرده بود.

    در پانزدهم حمل، منابعی در قندهار به رسانه ها گفته بودند تادین خان، فرمانده پولیس قندهار از سمتش استعفا کرده است.

    به گفته این منابع، استعفانامه تادین خان سه ماه پیش ارایه شده بود، اما محمدمسعود اندرابی، وزیر پیشین وزارت امور داخله با آن مخالفت کرده بود.

    تادین خان ۳۸ سال دارد و در اخیر میزان ۱۳۹۷ به عنوان جایگزین جنرال عبدالرازق اچکزی، فرمانده پیشین پولیس قندهار، معرفی شد.

    عبدالرازق اچکزی در ماه میزان همین سال در پایان یک نشست امنیتی در حمله پولیسی که نفوذی گروه طالبان خوانده شد، کشته شد.

    گفتنی است که او براساس پیشنهاد بزرگان قندهار به این وظیفه گماشته شده بود.

    منابع همین طور به روزنامه ۸صبح گفته‌اند که تادین خان به عنوان عضو رهبری شورای عالی مصالحه ملی تعیین شده است.

  • وزارت خارجه امریکا: آمادگی ها برای نشست استانبول ادامه دارد

    وزارت خارجه امریکا: آمادگی ها برای نشست استانبول ادامه دارد

    وزارت امور خارجه ایالات متحده به تازگی گفته است آمادگی‌ها برای کنفرانس صلح در رابطه به افغانستان در ترکیه ادامه دارد تا به مذاکره‌کنندگان افغانستان برای دستیابی به یک حل و فصل کمک کند.
    بر بنیاد این گزارش، رییس جمهور جو بایدن در حال بررسی این تصمیم است که آیا مهلت خروج ماه می را برای خروج تمام نیروهای امریکایی از افغانستان رعایت کند یا خیر.
    دولت بایدن به دنبال افزایش فشارهای بین‌المللی بر طالبان و حکومت افغانستان است تا قبل از اول ماه می روی آتش‌بس و تامین صلح به توافق برسند.
    با این حال، هنوز روشن نیست که امریکا در مهلت ماه می از افغانستان خارج خواهد شد یا خیر، اما اخیراً گروه طالبان برای نخستین بار پایگاه امریکایی‌ها را پس از امضای توافقنامه دوحه، در میدان هوایی بین‌المللی قندهار هدف حملات موشکی قرار داده‌اند.

  • هواپیمای رئیس مجلس پاکستان بدون فرود از کابل بازگشت

    هواپیمای رئیس مجلس پاکستان بدون فرود از کابل بازگشت

    محمد صادق خان، نمایندۀ ویژۀ پاکستان در امور افغانستان می‌گوید هواپیمای حامل اسد قیصر، رییس مجلس نمایندگان پاکستان لحظات پیش از فرود از میدان هوایی کابل بازگشت کرده است.

    آقای صادق خان روز (پنج‌شنبه، نوزدهم حمل) در برگۀ تویترش نوشت این هواپیما به دلیل بروز یک تهدید امنیتی در میدان هوایی کابل به پاکستان برگشته است.

    به نوشتۀ آقای صادق خان، هواپیمای حامل هیأت پارلمانی پاکستان که پیش از چاشت روز گذشته به سمت کابل پرواز کرده بود هنگام فرود خبر مسدود بودن میدان هوایی را از برج مراقبت میدان هوایی حامد کرزی دریافت کرده است.

    نمایندۀ ویژۀ پاکستان در امور افغانستان خاطرنشان می‌سازد که به این ترتیب برنامۀ سفر رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان به کابل به تعویق افتاده و این سفر با تفاهم دو طرف در یک زمان دیگری صورت خواهد گرفت.

    در همین حال، محمد نعیم صالحی، سخنگوی ادارۀ هوانوردی ملکی به خبرنگاران می‌گوید که پروازها در میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی در کابل به دلیل بروز یک مشکل تخنیکی حدود نیم ساعت متوقف شده بود.

    او اما در مورد این مشکل تخنیکی جزییات نمی‌دهد. به بیان او، پروازهای داخلی و خارجی پس از نیم ساعت تعطیلی در این میدان هوایی از سر گرفته شده است.

    این در حالی است که اسد قیصر، رییس مجلس نماینده‌گان پاکستان در رأس یک هیأت شانزده نفری پیش از چاشت امروز عازم کابل شده بود. قرار بود آقای قیصر با رهبری حکومت، شورای عالی مصالحۀ ملی و رییسان مجلس نماینده‌گان و سنای کشور دیدار کند. هدف این سفر نزدیک ساختن روابط میان کابل و اسلام‌آباد خوانده شده است.

  • ترکیه چه نقشی می تواند در روند صلح افغانستان بازی کند

    ترکیه چه نقشی می تواند در روند صلح افغانستان بازی کند

    از زمانی که ترکیه در سال ۱۹۵۲ به سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) پیوست، روابطش با ایالات متحده ماهیت استراتژیک داشته است. حملات ۹/۱۱ سپتمبر القاعده علیه ایالات متحده همکاری‌های آن‌ها را در امر مبارزه با تروریزم در همه اشکال و مظاهر آن تقویت کرد و افغانستان تئاتر دیگری بود که این دو در آن رفیق بودند. آن‌‌ها در تمام عملیات‌ها و ماموریت‌ها در افغانستان کنار هم کار کردند و در سال‌های آینده نیز همین‌طور خواهد بود. بنابر این، این امر تصادفی نیست که دولت بایدن از ترکیه بخواهد از اجلاس سران در باره افغانستان ماه آینده میزبانی کند.
    در افغانستان، ترکیه و ایالات متحده از همان ابتدا سربازان خود را در معرض خطر قرار دادند. در هر مرحله حساس، آن‌ها همکاری خود را برای دستیابی به صلح پایدار تقویت کردند. ترکیه دوبار نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت (آیساف) را رهبری کرد و تا ختم ماموریت از آن پشتیبانی کرد. این کشور همچنین به عنوان بخشی از ماموریت حمایت قاطع مسئولت فرماندهی کابل و عملیات‌های میدان هوایی بین‌المللی کابل را به عهده گرفت.
    به تاریخ ۷ مارچ، انتونی بلینکن وزیر خارجه ایالات متحده نامه‌ای به رییس جمهور اشرف غنی فرستاد و بر نیاز فوری دستیابی به صلح در افغانستان پافشاری کرد. او واضح ساخت که پالیسی دولت بایدن هنوز زیر بررسی است، اما حل و فصل صلح‌آمیز جنگ همچنان اولویت است. این نامه به غنی در مورد کنفرانس تحت نظارت سازمان ملل متحد در ترکیه اطلاع داد که در آن ذینفعان بین‌المللی و منطقه‌ای تلاش خواهند کرد به توافق روی آتش‌بس فوری دست یابند. ضمیمه این نامه، نقشه راه تقسیم قدرت، به ویژه «دولت صلح» بود. دولت ترکیه متعاقباً اعلان کرد که این کنفرانس در ماه اپریل برگزار خواهد شد.
    به تاریخ ۱۸ مارچ، آنتونیو گوترش سرمنشی سازمان ملل متحد جین آرنولت دیپلمات پیشکسوت فرانسوی را به عنوان نماینده ویژه خود در امور افغانستان و منطقه منصوب کرد. در همان روز، کنفرانس صلح افغانستان به میزبانی «ترویکا»ی گسترده با حضور نمایندگان دو طرف درگیر، ترکیه، قطر و کشورهای نظارت‌کننده در مسکو برگزار شد.
    به دنبال تحرکات اخیر، ترتیب تقسیم قدرت ممکن از این کنفرانس بیرون داده شود. ترکیه با توجه به پیوند‌های تاریخی عمیق با افغانستان، منطقه و عضویت در ناتو و مشارکت با اتحادیه اروپا، موقعیت منحصر به فردی برای تسهیل حل و فصل صلح‌آمیز بحران افغانستان دارد.


    توافق صلح امریکا – طالبان
    در دهه گذشته، وقتی مصالحه به عنوان استراتژی خروج از افغانستان برای جامعه بین‌الملل مطرح شد، طالبان همواره از مذاکرات مستقیم با دولت خودداری کردند. در عوض، این گروه مصمم بود که با ایالات متحده به طور مستقیم صحبت کند. در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ تصمیم گرفت به طور مستقیم با طالبان در دوحه قطر، محل دفتر سیاسی این گروه، مذاکره کند. پس از حدود دو سال گفت‌وگو، توافق‌نامه امریکا-طالبان در فبروری سال ۲۰۲۰ امضا شد. طالبان باید روابط خود را با القاعده قطع و با حسن‌نیت برای دستیابی به حل و فصل سیاسی با دولت افغانستان به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کرد. همزمان ایالات متحده باید نیروهایش را تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ از این کشور خارج کند.
    بعد از گفت‌وگوهای فشرده، این توافق‌نامه شامل آزادی ۵ هزار زندانی طالبان و ۱ هزار زندانی نیروهای امنیتی افغانستان قبل از شروع مذاکرات مستقیم بود. سرانجام، سپتمبر گذشته، گفت‌وگوهای مستقیم بین دولت و طالبان آغاز شد. تاکنون، هیچ نتیجه دلگرم کننده‌ای نداشته است.
    دولت بایدن در حال بازنگری این توافق‌نامه و استراتژی خود در قبال افغانستان است. سه دیدگاه مختلف در واشنگتن نمایان شده است: پایبندی کامل به این توافق‌نامه از جمله خروج، خروج تدریجی نیروهای امریکایی و ماندن در افغانستان برای جلوگیری از هدر رفتن دستاوردهای دو دهه گذشته. واشنگتن واضح ساخته است که قبل از گرفتن تصمیم نهایی با ناتو و متحدان اروپایی خود رایزنی می‌کند. این امر بخشی از نشست ترکیه است.


    روابط ترکیه – افغانستان
    برای ترکیه، افغانستان از لحاظ تاریخی و اجتماعی هرگز احساس دوری نکرده است. قرن‌ها پیش، اقوام ترک از خراسان، منطقه باستانی که افغانستان امروزی و فراتر از آن را شامل می‌شود، به آنتالیا مهاجرت کردند. امروز، این روابط هنوز پابرجاست. روابط مردم با مردم و دولت با دولت همچنان قوی است. مردم ترکیه پس از ۱۱ سپتمبر، کمک‌های مهمی به افغانستان کرده‌اند.

    از زمان حملات تروریستی ۱۱ سپتمبر و به عنوان بخشی از اقدامات بعدی جامعه جهانی، ترکیه بار دیگر تصمیم گرفت تا به افغانستان کمک کند تا آینده بهتر در صلح و ثبات داشته باشد. ترکیه در تاریخ خود بیشترین کمک را به این کشور کرده و آن‌ را در هر کنفرانس کشورهای کمک‌کننده ادامه داده است. انقره در کنفرانس ۲۰۲۰ جنوا، ۷۵ میلیون دالر برای دو سال دیگر به افغانستان کمک کرد.
    ترکیه در چارچوب ماموریت کمک، مشوره و آموزش ناتو، ۵ هزار نظامی و ۱۰ هزار پولیس افغانستان را آموزش داده است. دسمبر گذشته، این کشور تصمیم گرفت حضور نظامی خود را در این کشور ۱۸ ماه دیگر تا جون ۲۰۲۲ تمدید کند، بسیار فراتر از مهلت تعیین‌شده خروج نیروهای امریکایی. هرگونه تنظیم شمار نیروهای ناتو در افغانستان به حضور ترکیه تأثیر نخواهد گذاشت. تصمیم دولت ترامپ برای کاهش شمار نیروهای امریکایی، عقب‌گرد برای تلاش‌های ناتو و مغایر اصل «با هم رفتن، با هم خارج شدن» بود. این تصمیم، در مغایرت با انتقال مسئولیت‌ها از آیساف به حمایت قاطع، ائتلاف را با مشکل چگونگی تنظیم حضورش مواجه ساخت، امری که موضوعی رایزنی‌های فشرده سران ناتو بود.


    نقش ترکیه در روند صلح
    افغانستان مشغله ناتمام است و به توجه منطقه و جامعه جهانی نیاز دارد. اما توافق امریکا-طالبان، پیشرفت مهم به سمت یک کشور آزاد است که با خود و خارج در صلح باشد. دستیابی به این هدف در زمانی که بخش‌های رادیکال طالبان به حملات خشونت‌بار خود در افغانستان ادامه می‌دهند، دشوار است. به همین خاطر، در طول روند جاری، هوشیار باشیم. تمام بازیگران دخیل باید مراقب باشند تا پیشرفت‌های به دست آمده در دو دهه گذشته را حفظ کنند. آسیب‌پذیری افغانستان و بی‌ثباتی همچنان ادامه دارد.
    به نفع ترکیه است تا از روند دوحه کاملاً حمایت کند و تمام کانال‌های گفت‌وگو در این کشور را در نشست آینده حفظ کند. دیپلماسی این کشور می‌تواند به همه همسایگان افغانستان برسد تا به طور جدی غلبه بر چالش‌های مانع صلح و ثبات در کشور را حل کند. این گفت‌وگوی وسیع می‌تواند با تلاش جدید برای ایجاد یک طرح همکاری منطقه‌ای تکمیل شود. روند ۲۰۱۱ استانبول به هدف خود رسید. اکنون زمان ایجاد یک چارچوب همکاری جدید و مستحکم برای صلح پایدار است. بنابراین، این به ترکیه و افغانستان مربوط می‌شود که بلافاصله رایزنی‌ها را برای دستیابی به این هدف آغاز کنند.
    ترکیه به ویژه باید تلاش کند پاکستان را تا حد ممکن دخیل بسازد. پاکستان خود از افراط‌گرایی مذهبی و درگیری‌های بین قومی رنج می‌برد و برای غلبه بر این چالش‌ها به حمایت دوستانه نیاز دارد. برای این منظور، انقره باید گفت‌وگوی سه‌جانبه ترکیه-افغانستان-پاکستان را بدون تأخیر آغاز و تقویت کند. در گذشته، این تلاش‌ها نتایج خوبی به همراه داشت. در این مرحله، ابتکار عمل جدید پاکستان در سراسر این کشور می‌تواند شروع خوبی باشد.
    صلح و ثبات در افغانستان به مدیریت موفقیت‌آمیز توازن حساس داخلی در میان جوامع مختلف قومی بستگی دارد. این امر گفت‌وگوهای منطقه‌ای نتیجه‌محور را می‌طلبد. در غیر این صورت، تلاش‌ها برای صلح پایدار ممکن دچار مشکلات شود. از این رو، تلاش‌های هماهنگ از داخل افغانستان و گسترش آن در سراسر منطقه ضروری است.
    تصمیم ترکیه مبنی بر انتصاب نماینده ویژه برای افغانستان بسیار اقدام به موقع است. این شخص نه تنها باید به مقامات افغانستان، بلکه به کشورهای همسایه نیز ارتباط و دسترسی داشته باشد. این نماینده ویژه باید تلاش‌ها را در افغانستان با ابتکارات منطقه‌ای و تلاش‌های بین‌المللی فراتر از این منطقه هماهنگ کند.
    ترکیه همچنین می‌تواند اطمینان حاصل کند که چالش افغانستان در دستور کار ناتو قرار داشته باشد. این امر به اطلاع‌رسانی منظم متحدان از تحولات، از جمله اقدامات منطقه‌ای نیاز دارد. افغانستان در گزارش ۲۰۳۰ ناتو برجسته نبود. با توجه به خروج بالقوه نیروهای ایالات متحده، زمان آن فرا رسیده است که از طرح مشارکت پایدار ناتو بیشتر استفاده کنیم. هدف نهایی واضح است: جلوگیری از تبدیل شدن دوباره افغانستان به پناه‌گاه امن تروریزم و ایجاد زمینه‌های صلح و ثبات.
    قبل از اول می ۲۰۲۱، مهم است ترکیه دیدگاه کاهش آسیب احتمالی افغانستان را از ناحیه خروج زودهنگام نیروهای امریکایی با دولت بایدن در میان گذارد. ایالات متحده از خطرات احتمالی قبلاً آگاهی دارد. افغانستان همچنین می‌تواند به عنوان یک بخش ثابت در تعاملات ترکیه با اتحادیه اروپا گنجانده شود. وضعیت مهاجران افغانستان مسئله مهمی است که می‌توان با اتحادیه اروپا مطرح کرد و مکمل ارتباط‌های افغانستان باشد. ترکیه مانند سوری‌هایی که در این کشور پناه گرفته‌اند، ممکن گزینه‌هایی را در مورد مهاجرین افغانستان نیز بررسی کند.

    ترکیه همچنین می‌تواند به افزایش اتصال منطقه‌ای افغانستان کمک کند. تعمیق همکاری در پروژه راه لاجورد و اتصال این کشور محاط به خشکه با کشورهای همسایه و همچنین بندرهای دریایی شرق و غرب می‌تواند مثال خوبی باشد. این پروژه بلند‌پروازانه در درازمدت نه تنها به نفع ترکیه و افغانستان است، بلکه همسایگان آن‌ها و اتحادیه اروپا نیز از آن سود خواهد برد.
    ترکیه متعهد شده است تا زمانی که افغان‌ها بخواهند، حضور خود را در افغانستان حفظ کند. موقعیت‌اش به پیوندهای پایدار بین دو کشور بستگی دارد که همه اقشار جامعه را بدون هیچ‌گونه تبعیضی در آغوش می‌کشد. در سال ۲۰۲۱، افغانستان بار دیگر در مهد چارراه قرار گرفته است. ترکیه، افغانستان و همچنین جامعه جهانی باید دوباره تلاش‌های خود را برای دستیابی به صلح و ثبات پایدار در این کشور و منطقه روی هم قرار دهند.

    منبع: جی ام اف

    مترجم: دید

  • والی کابل: قانون اساسی در مذاکرات صلح قابل معامله نیست

    والی کابل: قانون اساسی در مذاکرات صلح قابل معامله نیست

    محمدیعقوب حیدری، والی کابل می‌گوید در گفت‌وگوهای صلح نباید ارزش‌های قانون اساسی افغانستان که در لویه‌جرگه تصویب شده، به معامله گرفته شود.

    آقای حیدری که روز جمعه (۲۰ حمل)، در همایشی زیر عنوان «صدای مردم کابل در مورد صلح»، صحبت می‌کرد، گفت صلح خواست اساسی مردم افغانستان است؛ اما این صلح باید مبتنی بر منافع علیای کشور و مردم باشد.

    او افزود: «خواست مردم این است تا همه‌ی طرفین درگیر از خواسته‌های شخصی و گروهی خود گذشته، به خواسته‌های جمعی احترام گذاشته و در نخست به یک آتش‌بس سراسری توافق کنند. آرزوی ما این است که یک نظام منتخب و مبتنی بر آرای مردم داشته باشیم. نظامی که در آن دستاوردهای ۲۰ سال اخیر حفظ شود.»

    به گفته‌ی والی کابل، از ارزش‌های عمده‌ی قانون اساسی که شامل آزادی بیان، حقوق زنان، ارزش‌های حقوق بشری، انتخابات، نیروهای ملی دفاعی و امنیتی و رسانه‌ها است باید پاسداری شود، زیرا این دست‌آوردها حاصل سال‌ها قربانی مردم افغانستان است.

    یعقوب حیدری در بخشی از سخنان خود با اشاره به نشست استانبول گفت: «امیدوار هستیم در کنفرانس استانبول به خواسته‌های مردم کابل توجه جدی صورت گیرد، چون کابل همواره در محراق صلح و جنگ کشور بوده و نقش به‌سزایی در سرشت و سرنوشت کشور دارد. خواست ما از جوانب مذاکرات چیزی نیست جز توافق طرفین بر استقرار یک آتش‌بس فوری و قطع جنگ و خشونت‌ها.»

    آقای حیدری تأکید کرد که مردم افغانستان پس از تجربه‌ی پیامدهای تلخ و ناگوار حاکمیت‌های ایدیولوژیک و بنیادگرای مذهبی، دیگر حاضر نیستند تا به عقب برگشته، این تجارب تلخ را بار دیگر بیازمایند.

    او برگزاری انتخابات را یگانه اصل حکومت‌داری اسلام و مردم‌سالاری خواند و از طرف‎‌های گفت‌وگوکننده خواست که این اصل را به گونه‌ی جدی در نظر بگیرند.

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که قرار است تا چند روز دیگر نشست استانبول در مورد صلح افغانستان برگزار شود و در این نشست افزون بر رهبری حکومت، چهره‌های سیاسی و طالبان، نمایندگانی از کشورهای دیگر نیز حضور خواهند داشت.

  • خلیلی: باشندگان بهسود ثابت ساختند که طرفدار نظام هستند

    خلیلی: باشندگان بهسود ثابت ساختند که طرفدار نظام هستند

    آقای خلیلی که روز جمعه (۲۰ حمل)، در همایشی در ولسوالی بهسود صحبت می‌کرد، تأکید کرد پس از نشر گزارش هیئت حقیقت‌یاب در بهسود، مشخص شد که مردم نه؛ بلکه نیروهای امنیتی مقصر بودند و مردم را به گلوله بستند.

    او افزود در نتیجه‌ فاجعه‌ای که در ولسوالی بهسود رخ داد، ۱۱ نفر کشته شدند و نزدیک به ۴۰ نفر دیگر زخم برداشتند.

    رهبر حزب وحدت اسلامی که بیشتر صحبت‌هایش در مورد حادثه‌های اخیر در ولسوالی بهسود بود، گفت که مسعود اندارابی، وزیر پیشین داخله نیز به حقیقت فاجعه در این ولسوالی اعتراف کرد و گفته بود که برای معذرت‌خواهی از مردم به بهسود می‌رود؛ اما پیش از رفتن برکنار شد.

    آقای خلیلی در ادامه گفت: «اندرابی خودش گفت که میرم از مردم بهسود معذرخواهی می‌کنم و تمام شهدا را به عنوان شهدای جمهوری افغانستان قبول کرده، ثبت دفتر می‌کنیم؛ اما با واقعه صحنه‌سازی‌شده که سقوط هلیکوپتر بود، مواجه شدیم که او را برکنار کردند و حکومت نیروی سنگینی را به ولسوالی بهسود اعزام کرد.»

    او با انتقاد از حکومت مبنی بر «لشکرکشی» در بهسود، گفت که در حالی که هر روز پاسگاه‌های امنیتی در ولسوالی‌های مختلف به دست طالبان می‌افتد و ده‌ها پاسگاه امنیتی به طالبان تسلیم‌داده می‌شود؛ اما دولت بدون کدام دلیل موجه، صدها سرباز را به ولسوالی بهسود می‌فرستد.

    کریم خلیلی در این همایش تأکید کرد که جنگ با مردم، به هیچ‌وجه کمکی به روند صلح افغانستان نمی‌کند؛ زیرا باشندگان مردم خواستار براندازی نظام نیستند و برعکس برخی حلقاتی در اطراف رییس‌جمهور است که افکار منفی را در ذهن او تزریق می‌کنند و می‌خواهند فاصله میان مردم و حکومت بیشتر شود.

    آقای خلیلی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به مشکل کوچی‌ها در مناطق مرکزی، گفت که باید مشکل کوچی‌ها به گونه‌ی بنیادی حل شود. او تأکید کرد که یگانه راه‌حل این است که یک جای مشخص بودوباش برای آن‌ها درنظر گرفته شود. «ما علاقه‌مند هستیم که دوستان کوچی ما از این‌گونه زندگی بیرون شوند، در دنیای امروز کوچی‌گری بی مفهوم است.»

  • نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    شیوع ویروس کرونا که دولت دونالد ترامپ در ابتدا سعی در کم‌اهمیت جلوه‌دادن آن داشت به یک تراژدی در این کشور بدل شد که در نهایت به منبع نارضایتی و شکست ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری منتهی شد. ابتلای نزدیک به ۳۰ میلیون نفر به بیماری کووید-۱۹ و مرگ بیش از نیم میلیون آمریکایی بر اثر آن، ابعاد سوءمدیریت در کنترل بحران را نشان می‌دهد. دونالد ترامپ تصور می‌کرد با کم‌اهمیت جلوه‌دادن کرونا می‌تواند اذهان آمریکایی‌ها را از تبعات اقتصادی بحران منحرف کرده و از انتخابات به سلامت عبور کند. با هر چه نزدیک‌شدن به انتخابات، بحران کرونا بیش از پیش مورد غفلت دولت ترامپ قرار گرفت و به معضلی بدل شد که چشم‌اندازی برای حل آن در دولت ترامپ وجود نداشت. البته محافظه‌کاری خاص بخش‌هایی از جامعه آمریکا بر این رویکرد ترامپ بی‌تأثیر نبود و وی تأمین خواسته مدنظر آمریکایی‌های طرفدار خود را در اولویت قرار داد. این موضوع به بهای ابتلای میلیونها نفر به کرونا در این کشور تمام شد. ترامپ که معیارهای انتخاباتی را سرلوحه کار خود قرار داده بود با شکست در انتخابات، مدیریت کرونا را به کلی کنار گذاشت که این موضوع موجب شد سیر صعودی موارد ابتلا همچنان تداوم داشته باشد و رکوردهای جدیدی ثبت شود.

    اعتراضات ضد نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان در سال ۲۰۲۰ نیز یکی از بی‌سابقه‌ترین و گسترده‌ترین اعتراضات در نوع خود در تاریخ این کشور بود. انتشار تصاویر قتل بی‌رحمانه جورج فلوید توسط پلیس شهر مینیاپولیس بار دیگر بحث قدیمی تبعیض نژادی در آمریکا را در فضای مجازی و واقعی برجسته کرد و موجی از اعتراضات را در پی داشت. آمریکا با وجود اینکه یک کشور مهاجرپذیر محسوب می‌شود اما همچنان تمایلات بیگانه‌هراسانه و نژادپرستانه در میان بخش‌هایی از جامعه، ملموس و مشهود است. دونالد ترامپ که با استفاده از همین شکاف‌ها و با جلب آرای سفیدپوستانِ آسیب‌خورده از آثار جهانی‌شدن به کاخ سفید رسیده بود برای حفظ حمایت این بخش از جامعه آمریکا در آستانه انتخابات، از همراهی با جنبش ضد نژادپرستی سر باز زد و سعی کرد خشونت بروز کرده در تظاهرات را به بحث اصلی بدل سازد.

    بنابراین،آمریکا در سال ۱۳۹۹ با مسائل و چالش‌های متعددی هم از جنبه داخلی و هم از جنبه خارجی مواجه بود. شیوع گسترده کرونا و عدم مدیریت صحیح این بحران توسط دولت فدرال موجب شد تا علاوه بر میزان بالای مرگ‌ومیر و مبتلایان، کسب‌وکارهای کوچک نیز متحمل پیامدهای منفی قابل توجه شوند. بحران کرونا را می‌توان یکی از متغیرهای موثر بر انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا دانست که به شکست دولت حاکم منجر شد. جو بایدن با استفاده از محدودیت‌های تحمیل شده کرونایی که شکل بی‌سابقه‌ای به رقابت‌های انتخاباتی بخشیده بود توانست خود را به کاخ سفید برساند. همچنین اعتراضات کم‌سابقه ضد تبعیض نژادی، شکاف‌های عمیق اجتماعی در آمریکا را بار دیگر در کانون توجه قرار داد که در فرجام به شکست ترامپ در عرصه سیاسی منجر شد.

    با حضور جو بایدن در کاخ سفید و اجباری‌شدن استفاده از ماسک در ادارات فدرال و ترویج فرهنگ استفاده از ماسک و توصیه به حفظ فاصله اجتماعی توسط دولت، موارد ابتلا سیر نزولی به خود گرفته است. واکسیناسیون روزانه حدود ۵/۲ میلیون نفر در روز را می‌توان مهمترین دلیل این روند دانست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نظام فدرالی در افغانستان: راهبرد سزاوار و آزمون دشوار

    نظام فدرالی در افغانستان: راهبرد سزاوار و آزمون دشوار

    این روزها همزمان با برگزاری نشست های ملی و بین المللی در مورد صلح نوع نظام آینده برای افغانستان نیز به صورت داغ مطرح می شود.

    برخی کارشناسان نظام فدرالی را گزینه خوب برای آینده افغانستان می دانند.

    حمزه واعظی، چهره شناخته شده ادبی افغانستان و کارشناس مسائل سیاسی، در مطلبی در فیس بوک خود در این مورد می نویسد:«به باور من، تجربه، دانش و تاریخ نیم قرن پسین ما آشکارگر این واقعیت است که مشکل بنیادین افغانستان، بعنوان یک واحد سیاسی، الزامن نوع تعریف ما از نظام سیاسی نبوده بلکه نوع تطبیق نظام های سیاسی بوده است. کارنامه ی نظام های مختلف حاوی این موضوع روشن است که ما نظام های متنوعِ سلطنت مشروطه، جمهوری، جمهوری دمکراتیک خلق، دولت اسلامی و جمهوری اسلامی مبتنی برعناصر مولف دمکراسی را تجربه کرده ایم اما برقراری هیچدام از این ساختارها، نتوانسته به نوسازی و دگرگونی اندیشه ی نظام متوازن ملی، ترویج روح ملی و تألیف نظام شهروندی و درنهایت عبور از مناسبات مسلط قومی بینجامد.»

    مشکل اساسی عقامت نظام سیاسی در افغانستان را، اساسن درنابسندگی و ناتوانی منابع انسانی ـ فکری و ناتمامی ساختار ذهنی ـ اخلاقی باید جستجو نمود که در پنج عنصر بنیادین تجلی می یابد:

    1. زوال اخلاقی الیت سیاسی که پیوسته به گفتمان ملی باور ندارند و درهیچ شرایطی، از دایره ی تنگ موروثی استبداد ذهنی مردسالارانه، نمی توانند عبور کنند.

    2. فساد فکری و آشفتگی اخلاقی ـ نظری روشنفکران، که درجایگاه گروه مرجع تولید فکر، قادرنشده اند بعنوان مولد اندیشه ی نقاد و دانش سیاسی خرد ابزار، نقش پویا وسهم تیوریک در بسط نظری و گفتمان سیاسی امرِدولت ـ ملت مدرن ایفا کنند.

    3. وجود یک مرزِ نامشخص و درهم تنیده میان پدیده ی سکولاریسم بعنوان یک ضرورت ساختاری و دین خویی به مثابه یک الگوی موازی در امر تعریف و تطبیق نظام سیاسی.

    4. تکنوکراتیسم منحط، بی مسولیت و اصلاح ناپذیر که ماشین مدیریت کلان را به گسست کارکردی دچار می سازد.

    5. بروکراسی لجام گسیخته، کهنه، قاعده ناپذیر، قانون گریز و نهادستیز که بنیاد نظام اداری را به فرسودگی و چرخه ی سیستم ملوک الطوایفی گرفتار کرده است.

    مجموعه ی این گزاره ها و بسیارعوامل دیگر، موجب گردیده که ما هنوز ظرفیت سخت افزاری ـ نرم افزاری تطبیق و اجرای نظام سیاسی توسعه یافته و مدرن را پیدا نکرده ایم.

    بحث و سخن پیرامون “فدرالیسم” نمی تواند از دایره ی مفهومی آنچه که طرح شد، جدا تلقی گردد. فدرالسیم یکی ازگزینه های معقول و مقبول برای افغانستان می باشد اما بصورت قاطع کسی نتوانسته با استدلال نظری و با تکیه بر فکت های سیاسی ـ تجربی، ادعا کند این نوع ساختار می تواند در این کشور، بدون تأمین و تحقق و تحقیق منابع وبسترهای انسانی، فکری، اخلاقی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و اقتصادی لازم در افغانستا معجزه کند و این کشور را بهشت سویس و یا دمکراسی متکثر هند شبیه سازد.

    همانگونه که تطبیق نظام جمهوری و مبتنی برقانون اساسی دمکراتیک و با پشتوانه ی تمام کشورهای غربی نتوانست سعادت دمکراسی، عدالت جمهوری و جامعه ی شهروندی ـ مدنی خرد بنیاد را دراین دو دهه برشانه های تکنوکرات های غرب نشین و روشنکفر ـ متفکرهای آدرنوـ مارکوزه شناس تطبیق کند و بلکه برعکس، فساد و گسست و فرسودگی را درنظام جمهوریت فراگیر ساخت، هیچ معجزه ای درکار نیست که برشانه های چوبین همین الیت ـ مجاهدها و برظرفیت تنگِ همین متفکران ـ تکنوکرات قومی و یا درپرتو اندیشه و دانش سیاسی روشنفکرانِ اغلب کم بضاعت، نزدیک بین، محل اندیش و پریشان کیش افغانستان، بتوان با استقرار فدرالیسم، برقرن ها گسست و شکست دولت ـ ملت مدرن فایق آمد.

    وی تاکید می کند:«من، فصل هفتم از کتاب “هویت های پریشان” را به موضوع فدرالیسم اختصاص داده ام. این فصل، محصول بخشی از صحبت های من در کنفرانس قانون اساسی بود که در سال 2003 در لندن ارایه شد. عنوان این فصل در کتاب هویت های پریشان با عنوان”نظام فدارالی در افغانستان: راهبرد سزاوار و آزمون دشوار” می باشد که کوشیده ام از لحاظ تحلیلی ـ نظری، شایستگی ها و چالش های سیاسی، ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئو استراتژیک و پیچیدگی های فرهنگی، سیاسی و قومی موجود در راه تطبیق نظام فدرال را درافغاستان به شکل کدهای اساسی، بررسی کنم.»

    نتیجه ای که از این بررسی گرفته ام درخودِ عنوان واضح است: فدرالییسم، نظامیست از نظر تیوریک و تجربه ی جهانی سزاوار، اما درافغانستان با وجود سزاواری و مطلوبیت نظری، آزمونیست درحوزه ی عمل و تطبیق، بسیار دشوار و ناهموار که باید بدرستی اندیشیده شود و پیش نیازهای اساسی آن به دقت مورد تحلیل، ارزیابی و آسیب شناسی سیاسی ـ نظری و مطالعات ژئو پلتیک، جامعه شناسی، فرهنگی، قوم شناسی، اقتصادی وجغرافیایی قراربگیرد.

    389سید احمد موسوی مبلغ, Ali Karimi and 387 others78 Comments15 SharesLikeCommentShare

  • آیا اشرف غنی کتاب‌خوان است؟

    آیا اشرف غنی کتاب‌خوان است؟

    دو روز پیش تصویری از رئیس جمهور غنی در فضای مجازی نشر شد که نشان می داد رئیس جمهور در بستر بیماری در شفاخانه سردار محمد داوود خان مشغول مطالعه است.

    طرفداران رئیس جمهور با نشر این عکس به توصیف از عادت نیک غنی حتی در بستر بیماری پرداختند اما مخالفان رئیس جمهور دعاهای بدی نثار وی نمودند.

    واکنش های مثبت و منفی نسبت به عکس رئیس جمهور یک جنجال تازه میان کاربران فیس بوکی به راه انداخته و برخی از کابرران فیس بوکی مدعی شده اند نشر این عکس تنها با هدف تبلیغ برای رئیس جمهور صورت گرفته است.

    احرار حکیمی از کاربران فیس بوک با باز نشری پستی از یکی دیگر از کاربران فیس بوک به نام محمد مرادی در واکنش به نشر عکس رئیس جمهور در حال مطالعه می نویسد:«بارها از قول اطرافیان و حامیان اشرف غنی شنیده‌ایم که رئیس جمهور اهل مطالعه و کتاب‌خواندن است. آنان برای استدلال، تصاویری از غنی را هم منتشر می‌کنند که وی را در حال مطالعه نشان می‌دهد.»

     سوال این است که آیا واقعاً اشرف غنی کتاب‌خوان است؟

    برای پاسخ به این سوال، نیاز به ذکر یک مثال داریم: اگر یک نجار به کار نجار دیگری نگاه کند، ضعف‌ها و قوت‌های هم‌شغل خود را بهتر از بقیه می‌داند. یک دکتر هم اگر کار هم‌مسلک خود را به دقت بررسی کند و مورد ارزیابی قرار دهد، به ضعف‌ها و قوت‌های وی پی می‌برد. این قاعده برای همه مشاغل و حرفه‌ها صدق می‌کند که همکاران، بهتر از سایرین، قوت‌ها و کاستی‌های همکاران خود را می‌دانند.

    حال شما اگر واقعاً اهل علم و مطالعه باشید و فن کتاب‌خوانی را بدانید، به ضعف‌ها و قوت‌های اشرف غنی در امر مطالعه پی خواهید برد. شاخص‌ترین استانداردهای یک مطالعه این است که یک مطالعه‌کننده پس از پایان مطالعه یک کتاب ۱۰۰صفحه‌ای، بتواند دو صفحه درباره کتاب بنویسید و یا حداقل پنج دقیقه درباره کتاب سخنرانی کند. اگر مطالعه‌کننده از پس تشریح کتابی که مطالعه کرده است، به درستی بربیاید، می‌توانیم بگوییم که وی اهل مطالعه است. تشریح و توضیح درست یک کتاب هم از این نکته قابل تشخیص است که مطالعه‌کننده اولاً محتوا و موضوع کتاب را به درستی دریافته باشد و ثانیاً توضیح و تشریح وی عاری از اشتباهات محتوایی و غلط‌های املایی، انشایی و تلفظی باشد.

    با این تعریف، از کجا بدانیم که اشرف غنی اهل مطالعه است یا نیست؟ تاکنون این اتفاق رخ نداده که اشرف غنی درباره یکی از کتاب‌هایی که مطالعه کرده است، چند صفحه‌ای بنویسد و یا چند دقیقه‌ای توضیح دهد اما وقتی سخنرانی‌های وی را پیگیری کنیم، به یک نتیجه می‌رسیم که توضیح می‌دهم.

    احرار حکیمی می افزاید: «اطلاعات یک مطالعه‌کننده حرفه‌ای که وی را از یک روزنامه‌خوان متمایز می‌کند، ژرف، استوار و بدون اشتباهات تاریخی، ادبی و علمی است اما اطلاعات یک روزنامه‌خوان، سطحی، سرسری و به عبارتی، بندانگشتی است. نمی‌دانم که چند مورد از سخنرانی‌های اشرف غنی را گوش داده و شنیده‌اید؟ آیا دقت کرده‌اید که وی سخنرانی کرده باشد اما دچار اشتباهات بزرگ تاریخی، ادبی و علمی نشده باشد؟»

    بنابراین، اشرف غنی اهل مطالعه و کتاب‌خواندن نبوده بلکه یک روزنامه‌خوان است که برای پر کردن اوقات فراغت خود به کتاب پناه می‌برد؛ این در حالی است که یک کتاب‌خوان واقعی و خوب، کتاب و مطالعه را یک اصل در زندگی‌اش می‌داند و محتوای کتاب را بهتر از نویسنده کتاب، درک می‌کند. آنچه طرفداران رئیس جمهور، از مطالعه وی سخن می‌گویند، از دو حال خارج نیست یا خود اهل مطالعه نبوده و یک مطالعه‌کننده را نمی‌شناسند و یا انگیزه‌های دیگری آنان را به این کار وامی‌دارد تا یک روزنامه‌خوان را کتاب‌خوان معرفی کنند.

    سخن پایانی این که با وجود کاستی‌های زیادی در زندگی علمی و سیاسی اشرف غنی، وی را در مقام مقایسه، بهتر از بسیاری رهبران رژیم کمونیستی مثل نورمحمد تره‌کی، بسیاری از رهبران جهادی مثل گلبدین حکمتیار و همچنین بهتر از طالبان می‌دانم ولی اگر بحث مقایسه را کنار بگذاریم، اشرف غنی هم به خودی خود در جایگاه یک رئیس جمهور، برای افغانستان مفید نبوده و نیست.

  • غنی: در انتخابات زودهنگام شرکت نمی کنم

    غنی: در انتخابات زودهنگام شرکت نمی کنم

    رییس جمهور غنی، شب گذشته (چهارشنبه ۱۸حمل) در نشستی تحت نام «چهار چوب برای نقشهٔ راه صلح» طرح حکومت افغانستان برای صلح را بیان کرد که انتخابات پیش از وقت، ایجاد حکومت صلح، برگزاری لویه جرگه و حفظ قانون اساسی از موضوعات عمدهٔ‌ آن بود.
    رییس جمهور در طرح خود گفت برای تامین صلح، اگر نیاز باشد حاضر است که انتخابات زودهنگام برگزار شود. او همچنین افزود اگر طالبان هراس دارند در انتخابات بازنده خواهند شد، «حاضریم در انتخابات اشتراک نکنیم».
    غنی علاوه کرد اقتدار ملی باید به گونهٔ مشروع و بر اساس ارادهٔ مردم تحویل داده شود و بدون انتخابات مشروعیت زیر سوال قرار می‌گیرد.
    آقای غنی گفت که شایعاتی به میان آمده است که گویا شماری از افراد که در راس آن خودش قرار دارد، می‌خواهد که تا پایان دورهٔ ریاست جمهوری در قدرت باقی بماند، اما او گفت آماده است در انتخابات آیندهٔ پیش از وقت، اشتراک نکند.
    وی با بیان این که حکومت‌های موقت سبب بی‌ثباتی می‌شوند، گفت: «در چهارچوب قانون اساسی یک حکومت صلح ایجاد شده می‌تواند و وظایف آن را با موافقه‌ٔ مشترک تعیین کرده ‌می‌توانیم».
    غنی بر وظیفه سر قوماندان اعلی نیروهای مسلح تاکید کرد تا به گفتهٔ‌ او نیروهای مسلح را رهبری کند و زمینه ادغام طالبان را فراهم سازد.
    او گفت که بر قوای امنیتی افغان معامله صورت نخواهد گرفت و مانند نیروهای امنیتی حکومت داکتر نجیب‌الله، نیروهای مسلح از هم نخواهند پاشید.
    رییس جمهور همچنین گفت: «قانون اساسی وثیقهٔ ملی ما است. تا روزی که انتخابات انجام می‌شود و سر تعدیل قانون اساسی به نتیجه می‌رسیم در چهار چوب قانون اساسی کردار و گفتار ما تعیین می‌شود».
    او گفت بحث افغانستان بحث سیاسی است و نباید به بحث مذهبی مبدل شود چون قانون اساسی افغانستان از رهگذر اسلامی بودن در منطقه نظیر ندارد.
    غنی بدون گرفتن نام فرد یا کشوری گفت از بیرون کسی نمی‌تواند قانون اساسی افغانستان را تغییر یا زعیم آینده افغانستان را تعیین کند.
    وی گفت در موافقتنامه آینده افغانستان موضوع لویه جرگه باید مورد بحث قرار بگیرد تا توافقنامهٔ آینده مشروعیت داشته باشد. طالبان بیایند و در لویه جرگه تقاضا‌های شان را مطرح کنند.
    رییس جمهور خاطرنشان کرد اگر طالبان فرصت طلایی نشست ترکیه را از دست دادند، باید مردم افغانستان دوباره تصمیم بگیرد و در این حالت هم خواستن لویه جرگه ضرور است.
    غنی در مورد برگزاری آتش بس نیز گفت «بی‌جا از آتش‌بس می‌ترسند که اگر آتش‌بس کنند جامعه آنان را رد می‌کند. من به نمایندگی از این جامعه تعهد می‌کنم که مذاکرات سیاسی را به صورت تعهد ملی و اسلامی این جامعه انجام می‌دهیم».
    رییس جمهور در مورد نشست استانبول گفت برای نشست ترکیه آمادگی کامل دارد و هفتهٔ آینده با زلمی خلیلزاد، نمایندهٔ ویژهٔ ایالات متحده برای مصالحهٔ افغانستان نیز بحث خواهند داشت.

  • تداوم چنین حملاتی به صلح افغانستان ضربه می زند

    تداوم چنین حملاتی به صلح افغانستان ضربه می زند

    جان کربی، سخنگوی وزارت دفاع امریکا دیروز (چهارشنبه، هژدهم حمل) در یک نشست خبری حملۀ موشکی طالبان بر میدان هوایی قندهار را محکوم کرده است.

    سخنگوی وزارت دفاع امریکا هشدار می‌دهد ادامۀ این دست حمله‌ها روند جاری صلح افغانستان را صدمه می‌زند. او اما خاطرنشان می‌سازد که نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان هم‌اکنون چشم‌ به راه نتیجۀ مثبت تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان جنگ هستند و علیه طالبان اقدام نظامی نخواهند کرد.

    این در حالی است که جنگ‌جویان طالبان دیروز میدان ‌هوایی قندهار را هدف حملۀ موشکی قرار دادند. طالبان مدعی شدند در پی این حمله تلفاتی بر نظامیان افغانستان و خارجی وارد کرده‌اند. مسوولان محلی در ولایت قندهار اصابت چهار فیر راکت بر میدان هوایی قندهار را تأیید می‌کنند، اما وارد شدن تلفات را نمی‌پذیرند.

    پیش از این نیز جنگ‌جویان طالبان یک مرکز مشترک نظامی نیروهای امنیتی افغانستان و نظامیان خارجی را در مرکز ولایت خوست هدف حملۀ راکتی قرار داده‌اند. پس از امضای موافقت‌نامۀ صلح میان طالبان و امریکا، این دومین حملۀ طالبان بر نظامیان امریکایی در کشور است. این حملۀ راکتی در حالی صورت می‌گیرد که در بیش از یک سال گذشته طالبان حمله‌های خود بر نظامیان خارجی را متوقف کرده‌اند.

  • نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    با پیروزی‌های ارتش سوریه با حمایت ایران و روسیه و بازیابی کنترل تقریباٌ دو سوم قلمرو این کشور، ترکیه در هدف خود مبنی بر سرنگونی بشار اسد از قدرت تجدید نظر کرده و در عوض گفتمان عملی و محتاطانه‌تری را متناسب با شرایط و تحولات جدید اتخاذ کرد و بنابراین تحولات میدانی سوریه در سال ۹۹ وضعیت آرام‌تری یافت. در سال ۹۹ اولویت ترکیه جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی در جهت ایجاد یک دولت مستقل بود. با این حال، فضای مانور برای ترکیه به تدریج محدود شده است. از این‌رو احتمال یک عملیات نظامی در ادلب، احتمال اختلافات بیشتر بین ترکیه روسیه و ایران را به عنوان حافظان مناطق عدم ‌تنش در بر دارد. به طور کلی نارضایتی برخی گروه‌ها ازجمله حراس‌الدین از ترکیه و تلاش انقره در بازتعریف گروه تروریستی تحریرالشام در قالبی جدید که البته به نظر می‌رسد همراهی غربی‌ها را نیز در این مسیر داشته باشد، بخشی از روندهای میدانی تحولات سوریه به شمار می رود.

    در خصوص عراق، ترکیه در سال ۹۹ بارها برای مبارزه با عناصر حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)، تمامیت ارضی این کشور را نقص و به خاک عراق حمله کرد. ازجمله این حملات عملیات پنجه عقاب ۲ در ماه دلو بود که بنا به اظهارات وزیر دفاع ترکیه ۵۰ مقر پ.ک.ک هدف حمله قرار گرفت و البته سه تن از نیروهای ترکیه نیز کشته شدند.همچنین شایعات و تحلیل‌هایی در مورد احتمال حمله گسترده ترکیه در شمال عراق وجود داشته است. این حملات ترکیه نگرانی‌ها از حضور بلندمدت نظامیان ترکیه در خاک عراق و احتمال تکرار تجربه ترکیه در شمال سوریه را در پی داشته است.

    اما در تحولات لیبی سال گذشته شدیدترین درگیری‌های نظامی در غرب لیبی از زمان سقوط قذافی رقم خورد و نیروهای دولت وفاق ملی که سال‌ها برابر ارتش ملی به رهبری خلیفه حفتر در موضع دفاعی بوده و تا آستانه از دست دادن پایتخت این کشور نیز پیش رفتند، سرانجام با ورود نظامی سنگین ارتش ترکیه موفق به تغییر وضعیت میدانی و موازنه قوا در این کشور شدند. در نبردهای بهار و تابستان ۹۹ قوای دولت وفاق به مدد ورود تجهیزات نظامی ارتش ترکیه نظیر پهپادهای بیرقدار و ادوات توپخانه‌ای این کشور و همچنین مزدوران سوری تحت حمایت ترکیه که به این کشور اعزام شده بودند در مدت کوتاهی موفق به تصرف مناطق راهبردی زیادی شدند. اقدامات ترکیه در لیبی به گونه‌ای بود که نگرانی شدید مصر را در پیش داشت و دو کشور تا آستانه رویارویی مستقیم در لیبی پیش رفتند.

    قوای مشترک وفاق و ترکیه به سمت غرب و شهر راهبردی سرت پیشروی کردند اما ورود پرتعداد جنگنده‌های روسی و تهدید ارتش مصر به دخالت مستقیم در صورت ورود رقیب به منطقه موسوم به هلال نفتی لیبی این پیشروی‌ها متوقف شد.

    یکی از مهم‌ترین اقدامات ترکیه در سال ۹۹ حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ بود؛ جنگی که در آن آذربایجان توانست بخش زیادی از سرزمین‌های اشغال شده قره‌باغ توسط ارمنستان را پس بگیرد و نهایتاً بعد از ۴۵ روز با وساطت روسیه پایان یافت. جنگ قره‌باغ برای ترکیه، نمایشی از نقش فزاینده انقره در منطقه قفقاز جنوبی بود؛ این کشور با حمایت از باکو تا حدودی به آن‌چه که می‌خواست رسید. در پایان این جنگ ارمنستان مجبور به پذیرش شروط زیادی از سوی آذربایجان شد که یکی از آن‌ها ایجاد گذرگاه زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از دورن خاک ارمنستان بود. با ایجاد این گذرگاه ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری آذربایجان و همچنین آسیای مرکزی برقرار می‌شود. ترکیه امیدوار است این تغییر ژئوپلتیک بتواند مقدمه‌ای برای پروژه‌های بزرگ جهت ارتباط شرق و غرب باشد و جایگاه این کشور را به عنوان گذرگاه انرژی تقویت کند.

    ترکیه که با توافقات عادی‌سازی روابط امارات، بحرین و سودان با اسراییل انتقادات تندی علیه این کشورها مطرح کرده بود با عادی‌سازی روابط مراکش که دولتی اخوانی دارد با اسراییل ادبیات خود را در خصوص روند عادی‌سازی تغییر داد که در کنار گزارش‌ها در مورد وساطت رئیس‌جمهور آذربایجان و موضوع تعیین سفیر جدید ترکیه برای حضور در تل آویو و همچنین اظهارات علنی اردوغان نشانه‌ای از تمایل این کشور به بهبود روابط خود با اسراییل ارزیابی شده است. این چرخش در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسراییل را می‌توان به عوامل متعددی مانند دولت جدید در آمریکا، تحریم‌های ایالات متحده و اروپا علیه این کشور و روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسراییل و چشم‌انداز بازیگری ترکیه در مسئله فلسطین نسبت داد.

    خلاصه این که این کشور طی سال های اخیر، مداخلات خارجی خود را در سوریه، لیبی و عراق ادامه داده است؛ در سوریه اولویت این کشور جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی بوده و در عراق نیز رویکرد جسورانه‌تری در مبارزه با کردها اتخاذ کرده است. در لیبی تا کنون به حمایت از دولت وفاق پرداخته و سال گذشته در جنگ قره‌باغ تغییر ژئوپلیتک مهمی را به نفع خود رقم زد. روابط ترکیه با کشورهای اروپایی به دلیل اقدامات در شرق دریای مدیترانه پرتنش می باشد و روابط با آمریکا نیز در اواخر دوران ترامپ بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسی دچار تنش شد. با استقرار بایدن و با توجه به نگاه وی به سیاست داخلی ترکیه و همچنین اختلافات در قبال برخی مسائل منطقه‌ای، انتظار می‌رود ترکیه در روابط خود با آمریکا شرایط سختی پیش رو داشته باشد. از این‌رو می‌توان انتظار داشت که این کشور به بازتعریف رفتار منطقه‌ای و سیاست خارجی خود در خاورمیانه متناسب با تغییرات در سیاست خارجی آمریکا بپردازد.

    داکتر عبدالطیف نظری