دسته: برگزیده ها

  • آمریکا می گوید که از داعش در افغانستان حمایت نمی کند

    آمریکا می گوید که از داعش در افغانستان حمایت نمی کند

    «جان آر باس» سفیر آمریکا در کابل در پیامی گفته که کشورش از گروه تروریستی داعش در افغانستان حمایت نمی کند.

    محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران چندی پیش در دیدار با همتای پاکستانی خود در اسلام آباد گفته بود که آمریکا در انتقال اعضای گروه تروریستی داعش از ولایت ننگرهار به ولایات دیگر افغانستان توسط هلی کوپترهای ناشناس دست دارد.

    آقای ظریف گفت نهادهای اطلاعاتی ایران گزارش های موثقی دارند که هلی کوپترهای آمریکایی، جنگجویان داعش را از ولایت ننگرهار به دیگر ولایات افغانستان منتقل می کنند.

    روسیه نیز پیش تر گفته بود که جنگجویان گروه داعش توسط هلی کوپترهای ناشناس به ولایات شمالی افغانستان به طور شبانه منتقل می گردند.

    همچنین خبرگزاری فرانسه نیز چندی پیش در گزارشی از وجود جنگجویان الجزایری و فرانسوی گروه داعش در ولایات شمالی افغانستان خبر داده بود.

    آقای باس اما امروز در پیام اش گفته که ادعای ایران درباره حمایت آمریکا از داعش در افغانستان خنده آور و کاملا بی اساس است.

  • محمد اسحاق رهگذر به عنوان جانشین عطا محمد نور معرفی شد

    محمد اسحاق رهگذر به عنوان جانشین عطا محمد نور معرفی شد

    جنجال ها بر سر برکناری و جانشینی عطا محمد نور والی بلخ طی سه ماه گذشته یکی از پر جنجال ترین مسایل سیاسی کشور بوده که بسیاری از ناظران و بازیگران بین المللی را بر آن داشت از دولت وحدت ملی بخواهند هر چه سریعتر راه حلی مسالمت آمیز برای پایان این مسئله بیابند.

    تقریبا سه ماه پیش بود که ارگ ریاست جمهوری با انتشار بیانیه ای اعلام کرد استعفای عطا محمد نور والی بلخ را پذیرفته و انجینر داوود را به عنوان فرد جانشین استاد عطا نور معرفی کرده است.

    اما این تصمیم با واکنش بسیار جدی عطا محمد نور رئیس اجرایی جمعیت اسلامی روبرو شد، که می گفت که او استعفایش را تقریبا یک سال پیش با قید پیش شرط هایی برای اصلاحات در دولت ارائه کرده، و اکنون که آن پیش شرط ها محقق نشده اند، استعفا نامه اش نیز اعتباری ندارد.

    هم اکنون گفته می شود که محمد اسحاق رهگذر به عنوان جانشین عطا محمد نور در سمت ولایت بلخ معرفی شده و انتظار می رود که این توافق تا پیش از آغاز سال نور خورشیدی نهایی گردیده و آقای رهگذر کارش را شروع نماید.

    گرچه تاکنون حزب جمعیت اسلامی و عطا محمد نور هیچ واکنشی در این خصوص نداشته اند.

    داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجراییه کشور روز گذشته در جریان جلسه شورای وزیران به طور سربسته اعلام کرد که مسایل مرتبط با ولایت بلخ در حال حل شدن است.

    آقای عبدالله اما هیچ اشاره دیگری در این خصوص نداشت.

    از سویی هم، استاد عطا محمد نور روز گذشته (دوشنبه) در جلسه اداری ولایت بلخ حضور یافت و به شایعاتی که چندی پیش مبنی بر برکناری اش از این سمت شده بود، پایان داد.

  • حضور نظامی آمریکا در افغانستان پس از 16 سال همچنان در حال افزایش است

    حضور نظامی آمریکا در افغانستان پس از 16 سال همچنان در حال افزایش است

    به این نکته توجه کنید: هفته گذشته در یک جلسه سنای آمریکا که روی موضوع تهدیدهای عمده علیه امنیت آمریکا برگزار شده بود، چهار مرتبه واژه «افغانستان» بر سر زبان ها هنگام معرفی های تهدیدها تکرار شد.  اما در جلسه ای که دو ساعت پس از اظهارات اولیه و معرفی تهدیدها به طول انجامید، هیچ یک از سناتوران آمریکایی از مقامات امنیتی آمریکا سوالی درباره افغانستان نپرسیدند، که این خود علاقمندی بسیار کم آنان برای جنگ تقریبا 16 ساله افغانستان با حضور نزدیک به 15 هزار سرباز آمریکایی را نشان می دهد.

    به نظر می رسد که هیچ چشم اندازی برای پایان این جنگ در حال حاضر وجود ندارد.

    ماه گذشته یک گروه 800 نفری از سربازان آمریکایی برای ارتقای تلاش های آموزشی و مشوره دهی نیروهای امنیتی افغانستان وارد کشور شدند. از آغاز سال جاری میلادی تاکنون نیز، شمار هواپیماهای جنگنده و دیگر تجهیزات هوایی نیروهای آمریکایی در افغانستان افزایش یافته است.

    اما با این وجود هنوز مشخص نیست، که آیا جنگی که در ماه اکتبر سال 2001 شروع شد، همچنان مطابق با استراتژی تعرضی دونالد ترامپ که هفت ماه پس از رسیدن به قدرتش اعلام کرده بود، پیش می رود و یا خیر. شاید با آغاز فصل بهار که درگیری ها عمدتا افزایش می یابد، بتوانیم چشم انداز واضح تری در خصوص موفقیت این استراتژی بدست آوریم. در طول زمستان، نیروهای آمریکایی و افغانستان بر منابع مالی طالبان یعنی کارخانه های تولید مواد مخدر تمرکز کرده بودند.

    «آنتونی کودرزمن» یکی از ناظران نزدیک حضور نظامی آمریکا در افغانستان می گوید که دولت آمریکا تاکنون پیشرفت های خوبی در بخش ارتقای نیروهای امنیتی افغانستان و تاکتیک های نظامی بدست آورده، اما هیچ کاری در خصوص ثبات اجتماعی و سیاسی افغانستان نکرده است. این چالش خود را همزمان با برگزاری انتخابات پارلمانی که در نیمه اول سال 1397 تعیین شده، بیشتر نشان می دهد. (پیش تر اعلام شده بود که برگزاری انتخابات پارلمانی در 16 سرطان سال 1397 برگزار می گردد، اما به تازگی کمیسیون مستقل انتخابات از تاخیر سه ماهه در برگزاری این انتخابات خبر داده است.)

    کودرزمن می افزاید: «دولت (آمریکا) نه تنها با وخامت اوضاع امنیتی (در افغانستان) مواجه است، بلکه هیچ استراتژی واضحی برای ثبات سیاسی، دولت داری و اقتصاد افغانستان ندارد.»

    به گفته ی وی، نظامیان آمریکایی به یک «ماموریت غیرممکن» در افغانستان اعزام شده اند.

    دولت ضعیف در کابل و افزایش فعالیت های شورشیانه گروه طالبان تنها مشکلات نظامیان آمریکایی نیست. آمریکا همچنین با آنچه جنرال جوزف ووتل از آن به عنوان دخالت های روسیه نیز یاد می کند، مواجه است.

    جنرال ووتل ماه گذشته به سنای آمریکا گفت که مسکو با اغراق در خصوص حضور و فعالیت های گروه تروریستی داعش در افغانستان به دنبال تخریب دستاوردهای آمریکا و ناتو در افغانستان است و می خواهد این حضور را یک «ناکامی» نشان دهد.

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ماه اگست سال گذشته زمانی که از استراتژی جدیدش پرده برداشت، گفت که بدین پی برده است که مردم آمریکا از جنگ بدون پیروزی در افغانستان نگران هستند.

    او گفت که پیش تر نظرش روی خروج از افغانستان بوده، اما پس از مشاوره با دستیارانش تصمیم گرفته تا نتیجه ای دوامدار و شرافتمندانه پس از خروج از افغانستان داشته باشد. بدین معنا که منابع بیشتری به جنگ اختصاص دهد، به فرماندهان نظامی صلاحیت و اختیارات بیشتری بدهد و تا هر زمانی که نیاز باشد در افغانستان بمانند.

    «استفان بیدل» استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل در دانشگاه جرج واشنگتن می گوید «علاقمندی نسبتا کم آمریکایی ها به جنگ به ترامپ اجازه مانور سیاسی می دهد تا هر گونه که دلش می خواهد جنگ را پیش ببرد، که لزوما این مکانیزم خوبی نیست.»

    بیدل می افزاید: «تفکر این که یک دموکراسی میلیاردها دالر در سال هزینه می برد، جان انسان ها را می گیرد، و نمایندگان منتخب مردم به خواسته های مردم بی توجه اند، به نظرم مناسب نیست. نه تنها این موضوع مناسب نیست، بلکه عجیب هم نیست، زیرا کنگره آمریکا سال هاست که به این جنگ (جنگ افغانستان) به این دیده می نگرند و رفتار می کنند.»

    ماه نوامبر سال گذشته، جنرال جان نیکلسون فرمانده نیروهای خارجی در افغانستان گفت که نیروهای افغان با حمایت آمریکا توانسته اند جریان جنگ را تغییر دهند. از آن زمان تاکنون، گروه طالبان چندین رشته حملات مرگبار انتحاری را در کابل و دیگر نقاط کشور راه اندازی کرده و شمار زیادی از غیرنظامیان را کشته است. نظامیان آمریکا در واکنش به این افزایش حملات تروریستی، آن را ناکامی طالبان عنوان کرده و گفته اند که طالبان نمی توانند مناطق بیشتری را به تصرف بگیرند.

    (مقامات امنیتی اعلام کرده اند که روز گذشته ولسوالی اناردره در ولایت فراه بدست طالبان سقوط کرد.)

    در همین حال «دان کوتس» رئیس اطلاعات ملی آمریکا روز سه شنبه به کمیته قوای مسلح سنای آمریکا گفت که خوش بینی کمتری نسبت به این جنگ دارد.

    کوتس گفت: «ارزیابی های ما نشان می دهد که تصویر کلی امنیتی در سال پیش رو در افغانستان اوضاع وخیم تری خواهد داشت و کابل شاهد فعالیت های بیشر گروه طالبان خواهد بود. اما نیروهای امنیتی افغان همچنان کنترل بیشتری نسبت به گروه طالبان بر اراضی افغانستان خواهد داشت.»

    «رابرت اشلی» رئیس سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا اما اظهارات متضادی ارائه کرد. او گفت که نیروهای امنیتی افغان در سال جاری پیش رو حملات تعرضی خود را افزایش می دهند، اما در عین حال پیش بینی می کند که گروه طالبان «ثبات افغانستان را تهدید، اطمینان عمومی را با انجام حملات تروریستی در شهرها کاهش داده و نفوذ خود را در مناطق روستایی افزایش خواهد داد.»

  • سیاف با طرح گلبدین حکمتیار برای صلح با طالبان مخالفت کرد

    سیاف با طرح گلبدین حکمتیار برای صلح با طالبان مخالفت کرد

    استاد عبدالرب رسول سیاف از فرماندهان جهادی کشور امروز (جمعه) در جریان مراسم گرامیداشت چهارمین سال درگذشت مارشال محمد قسیم فهیم در خیمه لویه جرگه کابل، طی سخنانی مخالفت خود را با طرح گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی مبنی بر واگذاری مناطقی به گروه طالبان تحت نام «مناطق صلح» به منظور ترغیب شورشیان برای آغاز مذاکرات صلح با دولت افغانستان اعلام کرد.

    آقای سیاف در این مراسم گفت که دولت باید با شورشیان طالبان صلح کند، اما نه به بهای منافع ملی.

    وی ضمن مخالفت با این طرح گفت، آنها مناطق صلح نخواهند بود، بلکه مناطق توطئه خواهند بود.

    وی علاوه کرد که صلح آرزوی تمام ملت افغانستان است، و طالبان پس از صلح با تمام نقاط افغانستان اشتراک خواهند داشت، نه تنها در بخشی از نقاط کشور.

    لازم به ذکر است که چندی پیش گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی در سخنانی عنوان کرد که بخشی از مناطق افغانستان تحت عنوان «مناطق صلح» به گروه طالبان واگذار گردد، و نیروهای امنیتی و نیروهای خارجی از آن مناطق خارج گردند.

    او گفته بود که طالبان برای پیش برد برنامه های صلح شان نیاز به مکانی امن دارند.

  • افشاگری نبیل: به زودی چند عضو ارشد دولت مجبور به استعفا می شوند

    افشاگری نبیل: به زودی چند عضو ارشد دولت مجبور به استعفا می شوند

    رحمت الله نبیل رئیس اسبق اداره امنیت ملی کشور امروز در صفحه توییترش نوشته است که براساس منابع مختلفی که بدست وی رسیده است به زودی دو یا سه تن از اعضای کلیدی دولت به دلیل ارتباط نزدیک و یا مخفیانه با سازمان استخبارات پاکستان (آی اس آی) اخراج و یا مجبور به استعفا می شوند.

    آقای نبیل در ادامه نوشته است که ظاهرا این استراتژیست ها در تضعیف دولت وحدت ملی بخاطر اهداف سیاسی خود دست داشته اند.

    این اولین باری نیست که آقای رحمت الله نبیل که خود زمانی رئیس اداره امنیت ملی کشور بود، دست به افشاگری می زند.

    به دنبال رفتارهای بشدت انتقادآمیز آقای نبیل از دولت و افشاگری های گاه و بی گاه وی، «محور مردم افغانستان» که آقای نبیل رهبری آن را بر عهده دارد، چندی پیش در اعلامیه ای گفته بود که رحمت الله نبیل با آنکه خارج از افغانستان بسر می برد، ممنوع الخروج شده است.

    دادستانی کل اما پس از اندکی ممنوع الخروجی آقای نبیل را لغو کرد.

  • عطا می داند رقیبان تکنوکرات او به اندازه روزهای دشوار جهاد برای او دردسرساز نیستند

    عطا می داند رقیبان تکنوکرات او به اندازه روزهای دشوار جهاد برای او دردسرساز نیستند

    عطا محمد نور والی بلخ با خاستگاهی جهادی و تجربه‌ ی نظامی در نبرد علیه ارتش سرخ شوروی و هجوم سیاه طالبان–پاکستانی روزهای سختی را پشت سرنهاده است. ازهمین ‌رو است که او در رقابت‌ های سیاسی به حد کافی از اعتماد نفس برخودار می ‌باشد؛ چون آقای نور می ‌داند که رقیب‌ های سیاسی – تکنوکرات او هیچ ‌گاه به سنگینی و سختی روز‌های دشوار جهاد و مقاومت چالشی علیه او ایجاد نمی‌ توانند. او بار‌ها گفته که هیچ‌ گاه حاضر به تمکین و سرخمی در برابر آدمیان باد آورده ‌ی دنیای بیرونی نیست که پیوسته و یک دنده بر علیه چهره‌ های درشت سیاسی حوزه ضد طالبانی توطئه می‌ چینند. هر چند او با ادبیات خیلی تند گاهی خواست‌ هایش را مطرح می‌ کند؛ اما در نفس سخنان او خواست ‌های شهروند محور و مردم محور جا دارد. به همین ‌لحاظ می ‌باشد که در عرصه‌ ی سیاست افغانستان، رسانه ‌های داخلی و خارجی و ناظران سیاسی عطا محمد نور را رقیب اصلی انتخابات سال ۲۰۱۹ آقای غنی می‌ دانند. درحالی ‌که عطا محمد نور تاکنون رسما نامزدی‌ اش را اعلام ننموده است، ولی از شرایط حاکم چنین استنباط می ‌گردد که او تنها شخصی است که ظرفیت و عزم تغییر دارد و می ‌تواند اصلاحات فراگیر را در ساختار سیاسی کشور مقدور نماید تا روند چند صدایی و چند فرهنگی در نظام سیاسی و شیوه حکومتداری آینده بازتاب پیدا کند. بدین خاطر است که داعیه و ایستادگی کنونی او از جهات مختلف مورد پشتیبانی و حمایت مردم قرار می‌گیرد.

    اصلاحات نظام سیاسی

    بزرگترین دموکراسی ‌های جهان محصول اصلاحات ساختاری می باشند که در گذر زمان به اصلاح و تغییر تن داده ‌اند؛ چون تغییر و اصلاح نقش مهمی در توسعه و پیشرفت سیاسی و اجتماعی دارد. آمریکایی ‌ها از زمان استقلال کشورشان در سال ۱۷۷۶ تاکنون ۲۹ مرتبه به منظور اصلاح و پیشرفت دولت داری متمم‌ های جداگانه در کنار قانون اساسی تصویب نموده‌ اند، و ساختارها و نهادهای دولت شان را پیوسته مورد بازنگری قرار می‌ دهند، افغانستان با آنکه از ثبات و استحکام دولت آمریکا برخودار نیست و در عین حال اجتماع سیاسی افغانستان بشدت پتانسیل خشونت و چند پارگی را دارد، پس چرا جلو اصلاح قانون اساسی و نظام سیاسی آن گرفته شود؟

    از همین ‌روی می ‌باشد که ایستادگی عطا محمد نور، و تقابل ارگ با وی یک بار دیگر فرصت‌ های اصلاح نظام سیاسی را بیشتر ممکن ساخته است؛ چون بخش عمده ‌ی تنش‌هایی که ارگ با وی ایجاد نموده است ریشه در محدود بودن ساختار و نظام سیاسی افغانستان دارد؛ درهمین حال آقای نور نیز گفتمانش را در داعیه دولت دموکراتیک انجمنی رهنمود می‌ کند و هماره از مشارکت عادلانه همه طیف‌ ها و گروه‌های سیاسی – قومی در قدرت سخن به زبان می ‌آورد.

    برسمیت شناسی جامعه‌ چند قومی

    استاد عطا با ایستادگی و مقاومت دوماهه ‌اش طلسم انحصار و خودکامگی را شکستاند و گوناگونی جامعه‌ ی افغانستان را به رسمیت و شناخت بیشتر رسانید. من به این باور هستم زمانی ‌که در تنش میان ارگ و بلخ، جامعه‌ ی جهانی دخیل می‌ شود و کاخ سفید مرتب این تنش ‌ها را زیر نظارت می‌ گیرد و اعلامیه صادر می‌نماید، این به معنی برسمیت شناسی بلخ و پایگاه قدرت مردمی عطا محمد نور بوده که فراتر از سطح یک ولایت است. این اعلامیه ‌ها به نوعی تایید می ‌نماید که آقای نور از یک آدرس مهم قدرت در تقابل با ارگ ریاست جمهوری مواجه و مقابل است که پایگاه قدرت سیاسی و فرهنگی او با غنی متفاوت است. به همین لحاظ است که مقاومت او برعلاوه آنکه کثرت گرایی سیاسی و فرهنگی را در داخل کشور رسمیت داده، در خارج کشور نیز فرصت‌ ها را به نفع سیاست چند هویتی و چند فرهنگی رهنمایی کرده است.

    انتخابی شدن والی ‌ها

    تمام مبارزات مدنی – سیاسی انتخابات سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴ در شکل دهی نهاد ریاست اجراییه منتهی شد؛  شهروندان افغانستان با ایستادگی و مقاومت شان شرایط نظام پارلمانی را ممکن نمودند که حداقل ساختار قدرت از دست یک فردی‌که شبیه یک سلطان عمل می ‌نماید خارج شود. به همین خاطر بود که جامعه جهانی در کشمکش ‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۴ سندی را به مرحله امضاء رساندند که زمینه تقسیم قدرت را میان رئیس دولت و رئیس حکومت تایید می ‌کرد تا با گذشت دوسال نهاد نخست وزیری (ریاست حکومت) با اصلاح قانون اساسی رسمی گردد. ولی با تاسف که آقای عبدالله نتوانست از دست آوردهای مدنی- سیاسی شهروندان پاسداری نماید. او هیچ سعی برای تغییر نظام ریاستی (تک رکنی) به نظام پارلمانی (دو رکنی) ننمود. عطا محمد نور در هر دو دور انتخابات‌ های گذشته نقش کلیدی در گروه‌ انتخاباتی تیم آقای عبدالله داشت و عبدالله را در مبارزات انتخاباتی خیلی یاری رسانیده بود. اما این بار او با ایستادگی (خود) و همراهانش شرایط را برای تقسیم قدرت میان مرکز و محلات شکل داد و فرصت ‌های گفتمان والی‌های انتخابی را به عنوان یک ضرورت سیاسی مطرح کرد. به همین لحاظ است که ناظران فکر می‌ کنند که مقاومت او نقش اساسی برای ایجاد نظام نیمه فدرال دارد تا افغانستان از استبدادی تاریخی بیرون رانده شود و مردم در محلات به سرنوشت خودشان حاکم گردند.

    سخن پایانی

    مردم افغانستان در موقعیت بسیار مهم قرار گرفته‌ اند و انتظار می ‌رود که از وضعیت آشفته و بغرنج کنونی به حالت بهتر گذار نمایند. این گذار بدون به رسمیت شناسی جامعه چند قومی و تغییر و اصلاح نظام سیاسی افغانستان مقدور شدنی نیست. به همین خاطر است که باید بخاطر تغییر و اصلاح بنیادین در کنار عطا محمد نور ایستاد تا از رنج و آلامی که مردم پیوسته از آن آزار دیده ‌اند رهایی حاصل نمایند. به باور آگاهان اغلب ناامنی و فساد سیاسی و مالی در چگونگی مدیریت حکومتداری در نظام ریاستی و متمرکز کنونی ریشه دارد، و تا زمانی که مدیریت از بالا به پایین اصلاح نشود در زندگی مردم تغییر آمدنی نیست. مردم نیز این موضوع را بخوبی درک می ‌نمایند که بیشتر از این حوصله و تحمل مرگ‌ های بی هدف را ندارند که بوسیله تروریست‌ها و طالب‌ها در جاده‌ها انتحار شوند. به همین لحاظ می باشد که مردم به این باور رسیده ‌اند یک روز قهرمانانه در کنار والی بلخ می ‌ایستند تا جان هزاران انسان معصوم سرزمین شان را نجات بدهند.

    جمهوری اعتماد

  • راهکاری 3 مرحله ای برای آمریکا به منظور خروج از افغانستان

    راهکاری 3 مرحله ای برای آمریکا به منظور خروج از افغانستان

    بدون هیچ تغییر چشمگیر و یا فوری در نحوه راهبرد آمریکا برای جنگ افغانستان، دونالد ترامپ سومین رئیس جمهور آمریکا که رهبری این جنگ شکست خورده را به عهده دارد.

    اداره سیگار در آخرین گزارش خود نوشته بود که آمار تلفات غیرنظامیان افغانستان نسبت به مدت مشابه سال قبل (زمان ارائه گزارش به کنگره) 13 درصد افزایش را نشان می دهد. همچنین با وجود تلاش های هدفمند مبارزه علیه مواد مخدر، اراضی تحت کشت مواد مخدر نسبت به سال قبل از آن 87 درصد افزایش داشته است. و در ادامه سیر تنازلی، وزارت دفاع آمریکا در گزارشی نیز گفته بود که مناطق تحت کنترل دولت افغانستان به 56 درصد رسیده است. شورشیان در باقی نقاط یا نفوذ دارند و یا در حال نزاع هستند. گرچه گزارش اخیر بی بی سی در این مورد، نفوذ 70 فیصدی طالبان بر اراضی کشور را نشان می داد.

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ماه اگست سال گذشته میلادی از راهبرد جدید کشورش برای افغانستان پرده برداشت و گفت می داند که مردم آمریکا از جنگ بدون پیروزی (در افغانستان) خسته شده اند.

    اما با وجود اینکه هم اکنون ترامپ یک سال کامل ریاست دولت آمریکا را بر عهده دارد، همچنان شواهدی از پیروزی نزدیک دیده نمی شود و همان روند شکست قبلی ادامه دارد. واشنگتن اما بر خلاف تمامی شواهد وجود خبر از بهتر شدن اوضاع در افغانستان می دهد.

    «نیکی هیلی» سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد ماه گذشته گفت که سیاست های کشورش در افغانستان در حال پاسخ دهی مثبت است.

    او برای گواه ادعایش می گوید: «ما به گفتگوها با طالبان و پروسه صلح نزدیک شده ایم. به نظرم، ما به سوی کار برای پروسه صلح در افغانستان با هدف اینکه این کشور دوباره به لانه ای برای تروریستان بدل نشود روان هستیم.»

    چند روز بعد از این گفته های نیکی هیلی، گروه طالبان با اجرای یک حمله مرگبار تروریستی در قلب شهر کابل نشان داد که چقدر این گروه با گفتگوهای صلح فاصله دارد.

    یک موتر آمبولانس مملو از مواد انفجاری در مقر قبلی وزارت امور داخله منفجر شد که جان 103 تن را گرفت و بیش از 230 تن دیگر را زخمی کرد.

    «توماس روتیگ» تحلیل گر کهنه کار مسایل افغانستان دقیقا سه روز قبل از وقوع این حمله انتحاری مرگبار در کابل نسبت به وقوع این چنین حملاتی در آینده نزدیک هشدار داده بود.

    توماس روتیگ با اظهار تاسف برای سال 2017 گفت: «چشم انداز روشنی نیز برای پایان سال 2018 دیده نمی شود. هیچ پیشرفتی سیاسی در افق افغانستان دیده نمی شود.»

    او اما گفته بود که بجای پیشرفت های سیاسی در افغانستان، افزایش فعالیت های نظامی به چشم می خورد و این احتمالا افزایش نیز می یابد.

    دونالد ترامپ در پاسخ به این حمله مرگبار طالبان گفت: «ما دیگر گفتگو با طالبان را نمی خواهیم.» او همچنین افزود که آمریکا کاری را که باید تمام شود، باید تمام کند. شاید این بدین معنا باشد که ترامپ گزینه نظامی را راه حلی برای مهار بحران افغانستان می داند. به باور روتیگ، حتی اگر این گزینه هم درست باشد، او شانس کمتری نسبت به دو رئیس جمهور پیش از خود دارد که از طریق نظامی به راه حلی برای مهار بحران افغانستان دست یابد.

    هم اکنون مدت ها از زمان آن گذشته که به واقعیت های موجود در افغانستان اعتراف کرد، و یا اذعان کرد که گزینه نظامی آمریکا برای مشکل سیاسی افغانستان راه حل مناسبی است.

    پیروزی در افغانستان غیرممکن نیست، اما باید تعریف درستی از این موضوع پیدا کرد که پیروزی دقیقا به چه معنا است.

    هدف سیاست آمریکا در افغانستان باید حفاظت از منافع آمریکا در بالاترین حد خود باشد؛ اما بدون توجه به شمار سربازان و مشاوران آمریکایی که به افغانستان اعزام می کند، این هدف آمریکا هیچ گاه محقق نخواهد شد. دولت افغانستان در بالاترین حد فساد قرار دارد، نیروهای امنیتی افغانستان توانایی کافی ندارند، و حمایتی که پاکستان برای شورشیان افغانستان فراهم می کند، در تضاد کامل با تلاش آمریکا در افغانستان است.

    آمریکا برای حفظ منافع خود باید سه کار کلیدی را انجام بدهد. ابتدا، باید یک خروج مرحله ای برای نیروهای خود از افغانستان حتی برای دوره ای سه ساله تعیین کند. دوم، به دیپلمات های خود هدایت بدهد تا در همکاری با قدرت های منطقه ای کابل و اسلام آباد را به سمت گفتگوهای سیاسی با طالبان برای خاتمه جنگ سوق بدهد. و سوم، تجهیزات استخباراتی، اطلاعاتی و شناسایی را در منطقه تقویت کرده تا هر گونه تهدید موجود برای منافع آمریکا و جهان را شناسایی کند.

    ایالات متحده آمریکا نمی تواند دولت کابل را مجبور به خاتمه دادن به فساد کند. همچنین حضور نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان نمی تواند پاکستان را مجبور کند که دیگر به شورشیان پناهگاه ندهد. و آمریکا نمی تواند با کشتن شورشیان راهی برای خروج خود پیدا کند. تداوم به این سه موضوع ضمانتی برای ادامه شکست های پیشین خواهد بود.

    دنیل ال دیویس/نشنال انترست

  • پیشنهاد جنرال دوستم: اول میان خود صلح کنید، سپس سراغ طالبان بروید

    پیشنهاد جنرال دوستم: اول میان خود صلح کنید، سپس سراغ طالبان بروید

    جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری کشور پیشنهاد کرده است پیش از آنکه دولت در تلاش برای رسیدن به صلح با گروه طالبان باشد، ابتدا رهبران دولت با یکدیگر به صلح و آشتی برسند.

    آقای دوستم که در سالروز تولد امیرعلی شیرنوایی شاعر و سیاستمدار قرن پانزدهم کشور از طریق تلفن سخن میزد، گفت برای رسیدن به صلح ابتدا باید رهبران دولت وحدت ملی با یکدیگر به صلح و آشتی برسند.

    وی با بیان اینکه اوضاع افغانستان را از ترکیه از نزدیک رصد می کند، گفت: «اگر می خواهیم در افغانستان به صلح برسیم، ابتدا باید میان خود صلح و آشتی کنیم. برخی مسایل در درون کشور وجود دارد که باید حل شوند.»

    آقای دوستم در حالی این سخنان را مطرح می کند که وی بخاطر برخی مسایل حقوقی طی چندین ماه گذشته از ورود به کشور منع شده است.

    عنایت الله فرهمند رئیس دفتر جنرال دوستم می گوید که جامعه جهانی و مردم افغانستان خواهان بازگشت آقای دوستم هستند، اما محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان و برخی حلقات خاص مانع ورود آقای دوستم به کشور شده اند.

  • طرح ایجاد «حکومت توافق ملی» را برای برون رفت از مشکلات کنونی کشور ارائه می کنیم

    طرح ایجاد «حکومت توافق ملی» را برای برون رفت از مشکلات کنونی کشور ارائه می کنیم

    جریان توافق ملی و تغییر امروز (سه شنبه) با برپایی همایشی بزرگ در کابل اعلام کرد که این جریان با پیشنهاداتی مشخص برای برون رفت از مشکلات کنونی کشور انتقادهایش را به دولت مطرح می کند.

    توافق ملی و تغییر می گوید که این جریان یک طرح شش فصلی تحت عنوان «طرح ایجاد حکومت توافق ملی» را برای رهایی کشور از مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای ارائه به مردم افغانستان و دولت وحدت ملی آماده کرده است.

    «سیدعلیرضا محمودی» عضو شورای رهبری توافق ملی و تغییر می گوید که از اوضاع فعلی کشور این گونه برداشت می شود که گویا مردم افغانستان قرار است خاطرات تلخ روزهای گذشته را بار دیگر تجربه کنند.

    وی با انتقاد از دولت وحدت ملی گفت که در ابتدای کار دولت وحدت ملی همگان توافق کردند تا برای جلوگیری از یک بحران سیاسی در کشور، تن به تشکیل دولت وحدت ملی بدهند. اما پس از گذشت چند سال ناکارآمدی دولت بر همگان آشکار شده است.

    «سیاست های انحصارگرایانه دولت، کشور را به سوی تجزیه و بحران سوق می دهد.»

    او گفت: «حکومت وحدت ملی مشروعیت خود را از دست داده است. تنها چند روز از عمر این دولت باقی مانده، و این در حالیست که هیچ اراده و آمادگی برای برگزاری انتخابات دیده نمی شود.»

    آقای محمودی علاوه کرد با حفظ احترام به شخصیت های عضو کمیسیون های انتخاباتی، این کمیسیون صلاحیت، اراده و توانایی برگزاری انتخابات را ندارد.

    این عضو شورای رهبری توافق ملی و تغییر افزود که بارها محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور گفته است که انتقادات گوناگونی از سوی جریان های سیاسی مختلف کشور به او ارائه می شود، اما هیچ یک طرحی را برای حل مشکلات ارائه نمی دهند. جریان توافق ملی و تغییر اما این بار با پیشنهاداتی مشخص پیش قدم شده و انتقاد خود را از عملکردهای دولت اعلام می کند.

    او گفت که جریان توافق ملی و تغییر بدنبال کسب کرسی و مقام نیست، و حتی هیچ یک از اعضای این جریان حق نامزد شدن در هیچ یک از کرسی های دولتی را ندارند؛ این جریان فقط بدنبال حل مشکلات کنونی کشور با مشارکت تمامی احزاب سیاسی و مردم افغانستان می باشد.

    فضل الرحمن اوریا دیگر عضو شورای رهبری توافق ملی و تغییر نیز در سخنانی از عملکرد دولت انتقاد کرد و مشخصا بر برگزاری انتخابات تاکید نمود.

    او گفت که کمیسیون های فعلی کاملا دست نشانده اند و هیچ اراده و توانایی در برگزاری انتخابات ندارند.

    آقای اوریا علاوه کرد که برگزاری انتخاباتی سالم و شفاف و همه شمول که حتی نماینده هایی از گروه طالبان نیز حضور داشته باشند، خواست وی می باشد.

    در همین حال، محمد ناطقی معاون حزب وحدت مردم افغانستان به نمایندگی از آقای محمد محقق معاون رئیس اجرایی کشور سخنرانی کرد.

    آقای ناطقی نیز در سخنان خود اذعان کرد که در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مشکلاتی وجود خواهد داشت، که از اکنون باید به دنبال حل آن مشکلات بود.

    وی اما گفت که باوجود بدبینی های سایرین، مشکلی در برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی ها پیش نخواهد آمد، و مشکل اصلی در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است.

    نظام الدین فطرت بلوچ دیگر عضو شورای رهبری توافق ملی و تغییر نیز گفت که حکومت فعلی با فقدان مشروعیت قانونی و حقوقی قرار دارد و رفتارهای تبعض آمیز دامنه این حکومت را فرا گرفته و هر روز درفکر دسیسه سازی علیه شخصیت های حقوق و سیاسی کشور است.

  • برکناری عطا محمد نور از ولایت و «بهارعربی» افغان ها!

    برکناری عطا محمد نور از ولایت و «بهارعربی» افغان ها!

    چند سال پيش زماني كه احساسات توده كشورهاي عرب زبان در آستانه لبريزي قرار گرفته بود، خودسوزي يك شهروند تونسي انقلابي را جرقه زد كه تقريبا تمامي كشورهاي عربي را طي كرد.

    چند سال پیش زمانی که احساسات توده کشورهای عرب زبان در آستانه لبریزی قرار گرفته بود، خودسوزی یک شهروند تونسی انقلابی را جرقه زد که تقریبا تمامی کشورهای عربی را طی کرد.

    چند روز پیش به اتفاق چشمم به تبلیغاتی در یکی از تلویزیون ها خورد که می گفت افغانستان کشوری است که هر روز آن گواه رویدادی است. در آن لحظه دقت خاصی به آن نکردم و فقط از شعاری که برای جذب مخاطب انتخاب کرده بودند خوشم آمد. از آن روز به بعد در حین کارهای روزمره ام گاهی این شعار یادم می آمد و در ذهنم به ناخودآگاه تحلیل می کردم.

    برای مثال یک روز در کشور جنجال بر سر این می شود که شناسنامه های الکترونیک با درج قومیت باید صورت بگیرد، روز دیگر این طرح مخالفانی پیدا می کند و کمپاین های ضد هم صورت می گیرد و رسانه های مخالف و موافق هم آتش بیارهای معرکه می گردند. در جایی دیگر می شنویم که شماری از هموطنان بی گناهمان را سر بریده اند و موج اعتراضی عظیمی به پا می خیزد. به حدی عظیم که تمامی رویدادهای دیگر را تحت الشعاع خود قرار می دهد. البته ناانصافی است اگر نگوییم که جنبش تبسم بهترین نمایش از اتحاد ملی در اعتراض به این جفا بود.

    چندی بعد باز مثلا شنیدیم که اعتراض گسترده ی دیگری در پیوند به تغییر مسیر خط انتقال برق ۵٠٠ کیلووات ترکمنستان از بامیان در گرفت و روندی تحت عنوان “جنبش روشنایی” شکل گرفت. نمایندگانی از این جنبش به کشورهای غرب که دولت های آنان عمدتا حامیان دولت افغانستان هستند مسافرت کرده تا در دیدار با مردم آن کشورها افکار عمومی را علیه این تصمیم بشورانند. تظاهرات و اعتراضات گسترده مردمی داخل کشور در پیوند به این موضوع هم که تقریبا امری عادی شده بود. اما این جنبش با یک حمله انتحاری سهمگین مواجه شد و تقریبا برای مدتی خاموش ماند. گرچه اخیرا این جنبش اعلام کرده است که از موضع خود کنار نکشیده و به زودی موقف رسمی اش را اعلام می کند. ناگفته نماند که این جنبش هم مانند رویدادهای هر روزه افغانستان برای مدتی سرخط خبرهای رسانه های داخلی و خارجی شده بود.

    برای مدتی هم عبدالرزاق وحیدی با آن ماجرای قانون ده فیصد مالیات بر کریدت کارت های مصرفی خبرها را متوجه خود کرده بود. گرچه وحیدی از اتهامات برائت گرفت، اما سرنوشت مالیات های جمع آوری شده در وزارت مالیه نامعلوم ماند.

    و اما رویدادی دیگر که می توان گفت افغانستان همواره و هر لحظه با آن دست و پنجه نرم می کند، بحران ناامنی و فقر است که اصلی ترین قربانیان آن تک تک شهروندان افغانستان بوده که با پوست و استخوان خود آن را کاملا چشیده اند.

    یک روز سیل عظیمی از شهروندان کشور که از ناامنی و بیکاری به فغان آمده اند راه مهاجرت های غیرقانونی را پیش میگیرند و دل به مسیری می گذراند که نه سرش معلوم است و نه آخرش. اما به دل یقین دارند هر چه که باشد از وضعیت داخلی که بهتر است.

    بخش دیگر شهروندان که یا استطاعت مالی برای رفتن و یا پیوندی مستحکم تر با کشور دارند، می مانند و سعی دارند با راه های گوناگون به شمول دست به دامان شدن به سوی کلان های خود و یا اعتراض مستقیم به دولت این خلا را جبران نمایند.

    جنبشی دیگر راه می افتد، این بار با نام جنبش “رستاخیز تغییر”. طبق معمول تظاهرات گسترده ی دیگری راه می افتد و سرک ها و سرخط خبرها را به خود اختصاص می دهد. اما این جنبش نیز مانند جنبش قبل با حادثه دلخراشی مواجه می شود و اعضای آن با دل خون منتظر تغییر می مانند.

    از آن طرف همزمان می شنویم که جنجال هایی متوجه جنرال عبدالرشید دوستم است و در کمال ناباوری می گویند با وجود اینکه معاون رییس جمهور هم هست اجازه ورود به کشور را ندارد. گرچه مقامات دفتر ریاست جمهوری و دفتر خود آقای دوستم این ادعاها را رد می کنند و می گویند که او هر زمان بخواهد می تواند وارد کشور شود، اما ما که مدتی مدیدی است او را در کشور ندیده ایم. ماجرای دوستم و ایشچی و یا روابط دوستم با رییس جمهور را هم که تقریبا تمامی مخاطبان می دانند و از ورود به آن صرف نظر می کنیم. این همان دوستمی است که در دوران حکومت قبلی همواره می گفت که اگر به او اجازه داده شود طالب را از افغانستان طی مدت کوتاهی ریشه کن می کند. در این حکومت هم با وجود سمت بالایش، خود لباس رزم به تن کرده بود و پیش قراول حفظ و جلوگیری از انتقال جنگ از جنوب به شمال کشور بود.

    استاد عطا محمد نور که گاها به او لقب امپراطور شمال را می دهند، پس از مذاکرات و تلاش های ناموفق با ارگ ریاست جمهوری دست به اقدام جالبی می زند. گرچه تاریخچه ی ضعیفی از روابط حسنه بین او و جنرال دوستم می بینیم، در یک اتحاد جالب با دوستم و محمد محقق ائتلاف شورای نجات افغانستان را تشکیل می دهند. هر سه رهبر قدرتمند اما زخم خورده همواره در سخنرانی هایشان پس از تشکیل این ائتلاف می گفتند که یکی از اولویت های اصلی این اتحاد آنها “آوردن اصلاحات در بخش های امنیتی” کشور است. هر سه به دوستانی نزدیک و حامی یکدیگر بدل شدند و همواره خواهان آمدن جنرال دوستم به کشور برای تحقق اهداف شان بودند که گفته میشد چندین بار از ورود هواپیمای حامل دوستم به کشور جلوگیری شده است.

    در پرانتز بگویم که ظاهرا این ماجرای جلوگیری از پرواز و یا نشست هواپیما کم کم در کشور به امری عادی بدل شده است.

    برای مثال چند روز پیش شنیدیم که از پرواز عطا محمد نور به قندهار که قصد اشتراک در نشستی بزرگ را داشت نیز جلوگیری به عمل آمد.

    خبرها می رود که جالب تر شود.

    یکی دو روز پیش، ارگ ریاست جمهوری با انتشار اعلامیه ای گفت که استعفای عطا محمد نور را پذیرفته و انجینر محمد داوود یکی از هم حزبی های آقای عطا را جایگزین او کرده است. این خبر مانند بمب های انتحاری ها در کشور صدا کرد. ریاست جمهوری با ظرافت خاص عطا را بر کنار کرده و یک هم حزبی اش را جانشین او می کند تا حتی الامکان احساسات اعتراضی را کمتر کند.

    یکی از دوستان دیشب به من می گفت که گرچه انجینر محمد داوود هم حزبی اقای عطا است، اما او در واقع به مانند کاتالیزوری برای آقای غنی عمل می کند و پس از مدتی استعفا خواهد داد و آن وقت آقای غنی شخص مورد نظرتر خود را جایگزین می کند. از سوی دیگر، آقای عطا می گوید که او استعفایش را سال گذشته با قید پیش شرط هایی ارایه کرده بود و الان که آن پیش شرط ها محقق نشده اند، استعفایش نیز مورد قبول نیست. بهر حال، حزب جمعیت اسلامی که آقای عطا ریاست اجرایی را آن به عهده دارد اعلام کرده که این اقدام دولت فراقانونی و ناقض توافقات پیشین بوده و در قبال این اقدام بی تفاوت نخواهد بود. توافقاتی که مبنای تشکیل دولت وحدت ملی نیز است.

    نگاهی گذرا و کلی که به تمامی رویدادهای چند سال اخیر در کشور می کنم، احساس می کنم که احساسات تمامی جناح ها در آستانه لبریزی قرار گرفته اند. و چقدر احساس می کنم که این احساس ها و رویدادها آشنا هستند. “بهارعربی” را به یاد دارید…. که چطور احساسات لبریز شده عرب ها در تقریبا تمامی کشورهای عرب زبان، چند سال پیش با “خودسوزی” تنها یک شهروند تونسی به نام “محمد بوعزیزی” آغاز شد و تقریبا تمامی کشورهای عربی جنوب آسیا و شمال آفریقا را در نوردید. (ناگفته نماند که “بهار عربی” در ادبیات سیاسی دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده می شود و در تونس با نام “انقلاب یاس” معروف است.)

    محمد بوعزیزی خود را آتش زد زیرا فقر، بیکاری، فساد، فقدان آزادی بیان و آزادی های سیاسی بیداد می کرد. این اقدام او جرقه ای شد برای انقلاب های عظیمی که کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین، سوریه، الجزایر، عراق، اردن، کویت، مراکش، سودان و حتی موریتانی و عربستان سعودی را در بر گرفت.

    چقدر عواملی که مسبب این انقلاب ها شد برای ما افغان ها نیز آشنا هستند. بیکاری، فقر، فساد، فقدان آزادی بیان و آزادی های سیاسی. اما ما افغان ها باید چند چیز دیگر را نیز اضافه کنیم، به شمول ناامنی و ضعف نیروهای امنیتی در تامین امنیت کشور.

    نمی خواهم بدبین به آینده کشور باشم، اما چقدر خوب است که از تاریخ عرب ها درس عبرت بگیریم. به قول معروف، “ملتی که تاریخ نمی داند، محکوم است به تکرار آن.”

    واقعا که افغانستان هر روز آن گواه رویدادی است، اما می ترسم از روزی که گواه رویدادی عظیم باشد.

    مرتضی احمدزاده

  • هفت چالش عمده برای توزیع تذکره های الکترونیکی!

    هفت چالش عمده برای توزیع تذکره های الکترونیکی!

     

    تا جاییکه اهل نظر می گویند٬ در توزیع تذکره الکترونیکی چالش سیاسی بر مشکل تخنیکی سایه انداخته است. پروژه تذکره الکترونیکی یک دهه قبل داوطلبی شده است و حتی همین حالا هم با توجه به رشد تکنالوژی و نیازهای تخنیکی یک «پروژه تاریخ  گذشته » محسوب می شود.

    از طرف دیگر اگر همین امروز توزیع تذکره الکترونیکی شروع شود٬ به جز مشکلات مالی حکومت برای تطبیق این پروژه هفت چالش عمده دیگر نیز وجود دارند.

    ظرفیت پایین اداره تذکره الکترونیکی و ثبت احوال٬ وضعیت مبهم و نامشخص توزیع جغرافیایی جمعیت٬ ناهماهنگی قوانین٬ عدم امنیت سرتاسری٬ عدم موجودیت زیربناهای اساسی٬ عدم اجماع عمومی٬ و آگاهی پایین شهروندان ممکن است تا ده سال دیگر هم مردم افغانستان صاحب تذکره نشوند.

    با رشد تکنالوژی در دهه آینده٬ شرکتهای بزرگ تولید پرینتر کارت تذکره و ماشین ‌های کارت ‌خوان را توقف می دهند و در عصری که تکنالوژی دیجیتالی به مراحل پیشرفته تری قدم خواهد گذاشت٬ تذکره به اصطلاح الکترونیکی ما با کیفیت دو دهه قبل٬ سرنوشت بهتری از تذکره کاغذی امروز نخواهد داشت. مثل اینکه امروز فلاپی دیسکهای بیست سال قبل توسط هیچ کمپیوتری خوانده نمی شود.

    متأسفانه «تذکره الکترونیکی» به کشمکش میان ارگ و سپیدار تبدیل شده است تا مانند دوره انتخابات٬ هر کدام از میان جوانان فعال فیسبوکی سربازگیری کنند.

    ظاهراً هدف از سیاسی سازی تذکره برقی٬ سایه انداختن بر ناتوانی حکومت در برابر عطامحمد نور٬ تظاهرات جنبش روشنایی در مونیخ٬ پاک کردن ذهن جامعه از تاثیرات روانی بجا مانده از حوادث خونین چند هفته قبل و ماست مالی کردن رسوایی مذاکرات پشت پرده با طالبان است.

    در سنبله سال ۱۳۹۴ زمانی که زنگها برای شمارش معکوس برای ضرب الاجل یکساله تدویر لویی جرگه برای تعدیل قانون اساسی و تطبیق مفاد توافق نامه حکومت وحدت ملی به صدا در آمد٬ سپیدار تاریخ ۲۸ سنبله را در شورای وزیران تصویب کرد و ارگ مانع شد.

    فاصله بین قهر و آشتی رهبران ارگ و سپیدار فقط یک هفته انجامید.

    من شک دارم که مجادله فعلی میان ارگ و سپیدار یک جنگ زرگری نباشد. خواهید دید که چند هفته بعد غنی و عبدالله باز هم با چهره های خندان کنار هم عکس می گیرند.

    تقابل عبدالله و اشرف غنی برای توزیع تذکره های الکترونیکی

    لازم است ذکر شود که ارگ ریاست جمهوری اعلام کرده که روند توزیع تذکره های الکترونیکی سرانجام آغاز شده و برای شروع، نام محمد اشرف غنی رئیس جمهور، رولا غنی بانوی اول و سرور دانش معاون دوم رئیس جمهوری ثبت دیتابیس تذکره های الکترونیکی برای دریافت این تذکره ها شده است.

    ارگ همچنین اعلام کرده است که روند بایومتریک و ثبت شخصیت های سیاسی و مقام های عالی رتبه دولتی به شمول برخی اعضای کابینه، رئیس شورای علمای افغانستان و رئیس مشرانو جرگه برای دریافت این تذکره ها نیز آغاز گردیده است.

    در همین حال، عبدالله عبدالله رئیس اجرایی کشور با نشر اعلامیه ای مخالفت خود را با روند توزیع تذکره های الکترونیکی اعلام کرده و خواستار توقف فوری آن تا زمان رسیدن به یک اجماع و توافق ملی در این خصوص گردید.

    دفتر آقای عبدالله با نشر اعلامیه ای نوشته است: «ریاست اجراییه جمهوری اسلامی افغانستان به این باور است که توزیع تذکره های برقی (الکترونیکی) به عنوان یکی از قضایای کلان ملی نیازمند بحث و دقت بیش تر می باشد تا اجماع ملی و توافق همگانی در این زمینه بدست آید.»

    اعلامیه ریاست اجراییه می افزاید: «به این اساس و برای دست یافتن به اجماع ملی و توافق جمعی و جلوگیری از اختلافات بیشتر، ریاست اجراییه خواهان معطل شدن توزیع تذکره های برقی گردیده بود.»

    همچنین در اعلامیه آمده بود که داکتر عبدالله امروز (شنبه) با محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور در این خصوص دیدار و صحبت خواهد کرد.

    خداداد فقیهی

  • هزینه های گزاف جنگ آمریکا در افغانستان آشکار شد

    هزینه های گزاف جنگ آمریکا در افغانستان آشکار شد

    یک مقام پنتاگون به اعضای کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفته است که در سال جاری پیش بینی می گردد نزدیک به 45 میلیارد دالر صرف هزینه حضور در افغانستان گردد.

    براساس گفته های چندین تن از سناتوران این هزینه بسیار گزاف می باشد.

    «اد مارکی» سناتور دموکرات اهل ماساچست آمریکا می گوید که هزینه تنها دو ماه جنگ در افغانستان می تواند هزینه تاسیس یک مرکز ترک اعتیاد را در هر ایالت آمریکا تامین کند.

    نکته قابل توجه و جالب در خصوص این هزینه ها، تفاوت در مقدار مصرفی است که بین نیروهای امنیتی افغانستان، سربازان آمریکایی، موارد لوجستیکی و کمک های اقتصادی به دولت افغانستان داده می شود.

    گفته شده است که 5 میلیارد دالر صرف هزینه های مرتبط با نیروهای امنیتی افغانستان می گردد، در حالیکه این رقم برای تنها 16 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان 13 میلیارد دالر است. در همین حال رقم پیش بینی شده برای کمک های اقتصادی تنها 780 میلیون دالر است. مابقی این 45 میلیارد دالر هم صرف هزینه های لوجستیکی می گردد.

    این مقام پنتاگون به کمیته روابط خارجی سنای آمریکا همچنین گفت که هزینه های جاری جنگ افغانستان بسیار کمتر از مقداری است که بیش از یک صد هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور داشتند. در آن زمان هزینه های جنگ در حدود یک صد میلیارد دالر در سال بود.

    پس از آن این سوال مطرح گردید که رقم مجموع هزینه های جنگ آمریکا در افغانستان از سال 2001 الی تاکنون چقدر بوده است. تخمین های متفاوت از سوی نهادهای متفاوت حاکی از آن بود که مالیات دهندگان آمریکایی بین یک میلیارد الی دو میلیارد دالر برای این جنگ مبهم پرداخت کرده اند.

    اگر هزینه های جنگ عراق نیز اضافه گردد که این رقم به حدود 5 میلیارد دالر می رسد. اما این رقم هم رقمی نهایی و دقیقی نیست، زیرا بسیاری از کارشناسان عوامل متعدد و متفاوتی را برای حساب کلی هزینه های جنگ آمریکا در نظر می گیرند.

    متاسفانه پس از گذشت 17 سال هنوز هم هیچ چشم انداز پایانی برای جنگ افغانستان دیده نمی شود. جنگ افغانستان به عنوان طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا حتی بیشتر از جنگ آمریکا در ویتنام نام گرفته است.

    اما نکته مهم قابل تاکید این است که این ارقام فقط مختص هزینه های مالی مرتبط با جنگ آمریکا در افغانستان و عراق می باشد.

    هزینه های جانی و انسانی افغان ها، عراقی ها، متحدین ناتو و دیگر کشورهای همسایه این دو کشور در این جنگ ها قابل تصور نیست.

    برای مثال، پاکستان به طور رسمی اعلام می کند که از آغاز نزاع ها در افغانستان در سال 2001 تاکنون نزدیک به 123 میلیارد دالر ضرر اقتصادی داشته و بیش از 70 هزار غیرنظامی و 6 هزار نیروی نظامی اش را در بمب گذاری ها و درگیری ها با شورشیان از دست داده است.

    اما ضرر اصلی در جنگ افغانستان این نکته است که پس از گذشت بیش از یک و نیم دهه هنوز مشخص نیست که چه کسی در جایگاه برنده این جنگ قرار دارد.

    افغانستان هم اکنون دولتی غیرنظامی با حمایت جامعه جهانی در کابل دارد که احکام و نوشته هایش محدود است.

    شورشیان طالبان اراضی زیادی را تحت کنترل خود دارند، اما قادر به سرنگونی دولت نمی باشند. از سویی آنها (طالبان) تا زمانی که آمریکایی ها در افغانستان مستقر باشند نمی توانند در میدان نبرد پیروز گردند.

    به همین اندازه هم، نیروهای آمریکایی از پیروزی قاطعی در افغانستان بسیار فاصله دارند. شورشیان که به افزایش استفاده از بمب گذاری در شهرهای افغانستان بخصوص کابل روی آورده اند، آمریکایی ها از سوی بسیاری از سیاستمداران افغانستان بخاطر ناکامی در ترمیم امنیت تحت انتقادات شدید قرار گرفته اند.

    حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین آمریکا در مصاحبه ای با آسوشیتد پرس گفته بود که آمریکا از جنگ افغانستان برای اهداف استراتژیک خود استفاده می کند.

    او گفت که هدف سربازان آمریکایی در افغانستان برای «توقف تروریسم» نیست.

    آقای کرزی علاوه کرد: «به نظر من، هدف آنها ایجاد تفرقه میان ما (افغان ها) و ضعیف نگه داشتن ما است تا از این رو بتوانند به اهداف خود در منطقه دست یابند. آنها (آمریکایی ها) رقابت سیاسی و جهانی خود را دارند. آنها در مقابل خود چین را به عنوان قدرتی در حال ظهور دارند. آنها همچنین روسیه را در مقابل خود دارند که با سازماندهی مجدد و قدرت مجدد در صحنه جهانی حضور دارد. آنها با چالش مواجه شده و احساس خطر می کنند.»

    این اولین باری نبود که حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین افغانستان از ناکامی های آمریکا انتقاد می کند. او در مصاحبه ای او دیگر آمریکا را متهم کرده بود که از حضور داعش که سعی در کنترل نواحی مرزی افغانستان دارد چشم پوشی می کند.

  • نهضت اسلامی افغانستان: از هر گوشه صدای حمایت از عطا بلند می شود

    نهضت اسلامی افغانستان: از هر گوشه صدای حمایت از عطا بلند می شود

     

    «مولوی محمد مختار مفلح» رهبر حزب نهضت اسلامی افغانستان در این مراسم که به منظور سال روز خروج ارتش سرخ شوروی از کشور نیز برگزار شده بود، گفت که ارگ با اشتباه محاسباتی مواجه گردید و هم اکنون دیده می شود که از هر گوشه ی کشور صدایی در حمایت از عطا محمد نور بلند می گردد.

    رهبر نهضت اسلامی افغانستان با اعلام حمایت از عطا محمد نور گفت که سران دولت وحدت ملی سیاست حذف را پیش گرفته اند، این در حالیست که پس از گذشت چند سال هنوز نتوانسته اند کابینه خود را تکمیل نمایند.

    او صراحتا تصریح کرد که مردم از سیاست های دولت راضی نمی باشند و طرفدار آقای عطا هستند.

    لازم به ذکر است که در جریان این مراسم عطا محمد نور نیز با طی یک تماس ویدیویی از حمایت مردم هرات قدردانی کرد و وعده سپرد که برای تحقق خواسته های مردم در تمام نقاط کشور ایستادگی خواهد کرد و کوتاه نخواهد آمد.

    گفتنی است که تنش ها پس از آن میان عطا محمد نور رئیس اجرایی جمعیت اسلامی افغانستان آغاز گردید که ارگ با انتشار اعلامیه خبر از پذیرفتن استعفای عطا محمد نور از سمت والی بلخ داد.

    در همین حال عطا محمد نور با رد این اعلامیه گفت که او یک سال پیش استعفایش را با قید پیش شرط هایی به ارگ ریاست جمهوری ارائه کرده بوده و هم اکنون که آنها محقق نشده اند، استعفایش نیز بی اعتبار می باشد.

  • جنگجویان داعش از چه مسیرهایی وارد افغانستان می شوند؟

    جنگجویان داعش از چه مسیرهایی وارد افغانستان می شوند؟

     

    آقای راجستانی در گفتگو با اسپوتنیک گفته است که پس از شکست داعش در عراق و سوریه، طی شش ماه گذشته شمار جنگجویان این گروه در افغانستان افزایش چشمگیری داشته است.

    این در حالیست که گزارش های رسمی از سوی مقامات کشور حاکی از شکست این گروه در افغانستان است.

    به گفته ی آقای راجستانی، گروه تروریستی داعش هم اکنون در چهار ولایت شمالی کشور به شمول فاریاب، جوزجان، سرپل و بدخشان جای پای باز کرده است.

    او گفت: «شمار زیادی از جنگجویان گروه داعش اتباع کشورهای آسیای میانه می باشند، در حالیکه طی شش ماه گذشته به نظر میرسد اتباع کشورهای عربی به همراه شهروندانی از فرانسه و انگلیس نیز به این گروه می پیوندند.»

    وی همچنین علاوه کرد که اعضای داعش از دو مسیر وارد ولایت بدخشان می شوند و پاکستان در واقع مسیر ترانزیت آنها است.

    به باور وی، داعشیان از مسیر چیترال در شمال شرق پاکستان به وردوج وارد می شوند. و مسیر دیگر این گروه از طریق چیترال به ولایت نورستان وارد می شوند.

    او تاکید می کند که مرکز اصلی اعزام تروریستان در واقع شهرهای چیترال، وزیرستان و پشاور پاکستان می باشد.

    آقای راجستان اضافه می کند: «ولسوالی دوآب در ولایت نورستان نزدیک ترین همسایه به ولایت پنجشیر است. اخیرا 13 خانواده وارد پنجشیر شده اند که دو خانواده عراقی و دیگران به احتمال زیاد اتباع کشورهای آسیای مرکزی هستند.»

    این عضو پیشین پارلمان می افزاید که بدون شک سازمان استخباراتی پاکستان تروریستان را به شمال افغانستان انتقال می دهند.

    راجستانی معتقد است که هدف اصلی گروه داعش عبور از آمو دریا و بی ثبات سازی همسایه های افغانستان می باشد.

    لازم به ذکر است که پیش از این نیز گزارش هایی از شمال کشور مطرح گردید که جنگجویانی از گروه داعش در ولایات شمالی کشور حضور دارند که به زبان های فرانسوی و عربی صحبت می کنند.

  • فیلم مستند کوتاهی از گلبدین حکمتیار که با پول سازمان سیا به قدرت رسید

    فیلم مستند کوتاهی از گلبدین حکمتیار که با پول سازمان سیا به قدرت رسید

    در این مستند کوتاه ده دقیقه ای که شبکه «سی ان ان» آن را تهیه کرده است به طور مختصر درباره حمایت سازمان سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) از گلبدین حکمتیار گفته می شود.

    متن زیر ترجمه ای از گفته های راوی این فیلم مستند و کارشناسانی است که در خصوص گلبدین حکمتیار سخن می زنند:

    «دوست دیروز! اما دشمن امروز آمریکا!»

    این است داستان روابط آمریکا با صدام حسین و مانوئل نوریگا. و اگر بخواهیم نامی در این لیست اضافه کنیم، آن نام گلبدین حکمتیار نخست وزیر (وقت) افغانستان است. مردی در قلب وحشت افغانستان! مردی که با مالیات آمریکایی ها به قدرت رسید.

    کابل افغانستان، شهری که زمانی گلستان بود. اما هم اکنون چهره جهنم دارد. این جا کابل پس از  خروج ارتش شوروی است. و این هم نخست وزیر کابل افغانستان، یعنی گلبدین حکمتیار. او که زمانی مرد سازمان سیا بود، هم اکنون افغانستان را تبدیل به کشوری پر از ترور و وحشت کرده است. حکمتیار دو سال است که روی ساکنان کابل آتش می ریزد و حملات گسترده می کند. از قلب این هرج و مرج است که گلبدین حکمتیار موفق می شود تروریستان بین المللی بالقوه اش را جلب و جذب کند.

    این مرد چه کسی است؟ گلبدین حکمتیار؟ که پایتخت کشور خودش را نابود می کند و افراط گرایی را در کل جهان تبلیغ می کند.

    گلبدین حکمتیار خلق شده سازمان های استخباراتی آمریکا و پاکستان است. موفقیت او در واقع ناشی از میلیاردها دالری است که او از سازمان سیا برای مبارزه علیه شوروی گرفت. آمریکا حکمتیار را مطابق میلش حمایت کرد تا بتواند شوروی را وارد جنگی مانند ویتنام کند.

    استراتژی کلی سازمان سیا در این خصوص کاملا موفقیت آمیز بود.

    شوروی پس از 9 سال جنگیدن در باتلاق ساخته خودش گیر افتاده بود. آخرین سربازان شوروی در 1989 افغانستان را ترک کردند.

    دستاورد کلی بسیار خوب بود، اما برخی اشتباهات همچنان باقی ماندند! برخی اشتباهات چشمگیر!

    اشتباه شماره یک_  آمریکا و بخصوص دونالد ریگان رئیس جمهوری (وقت) آمریکا افغانستان را نادیده گرفتند و مسئولیت امور را به دوش پاکستان واگذار کردند.

    اشتباه کلیدی اینجا بود که بسیاری از کمک های آمریکا به مجاهدین افغانستان از طریق پاکستان داده می شد.

    پاکستان هم حکمتیار را با سلاح ها و مهمات آمریکایی سرازیر کرد و قدردانی حکمتیار را نیز به آنها (آمریکایی ها) می رساند. پاکستان روابط خوب و دیرینه ای با حکمتیار داشت.

    رویکرد آنها (آمریکایی ها) این بود کمک ها را به کسانی بدهند که می توانند موثرتر علیه شوروی ها بجنگند. پاکستان نیز گفته بود که حکمتیار و گروهش این کار را انجام می دهند.

    اشتباه شماره دو_ پاکستان گزارش می داد که حکمتیار بسیار عالی علیه شوروی ها می جنگد. در حالیکه او پس از 13 سال هیچ دستاوردی در میدان نبرد نداشت و حتی متحمل تلفات سنگینی شد.

    گلبدین یک فرمانده نظامی نیست، او یک رهبر سیاسی است.

    اشتباه شماره سه_  واشنگتن تصمیم گرفت تا دستور کار سیاسی حکمتیار را نادیده بگیرد. (رویای دیرینه تقویت یک انقلاب اسلامی و استفاده از ترور)

    از اوایل سال 1981 شماری از اعضای دیگر جبهه های مقاومت افغانستان به واشنگتن می آمدند و به هر گوشی که پیدا می شد از اراده گلبدین حکمتیار برای کشتار مردم سخن می گفتند. سازمان سیا اما از موارد عمده نقض حقوق بشر گلبدین حکمتیار که بسیار بالا هم بود چشم پوشی کرد.

    در سال 1985، حکمتیار با هزینه سازمان سیا به آمریکا سفر کرد، اما با رئیس جمهور دیدار نکرد. در همان زمان، سناتور «گوردون همفری» که یکی از طرفداران اصلی مقاومت افغانستان در برابر شوروی بود، در نامه ای به وزیر خارجه وقت آمریکا نسبت به گلبدین حکمتیار هشدار داد.

    او در نامه اش نوشته بود: «اگر گلبدین حکمتیار به قدرتمندترین بازیگر (افغانستان) مبدل شود، به هیچ عنوان حمایت از او به نفع ایالات متحده آمریکا نیست.»

    اما به طور اعجاب آوری، حکمتیار توانست سازمان سیا را تا زمانی که عملیاتش در افغانستان در تاریخ یکم جنوری 1992 پایان یابد در کنار خود حفظ کند.

    اما پس از آن، گلبدین علیه سازمان سیا شد و در گفتگویی با خبرنگار سی ان ان اعلام کرد که اتهامات تروریستی که بر او وارد شده تنها بخشی از تبلغیات سازمان سیا علیه وی می باشد.

    او پس از آن (تا سال 1994، زمان پخش این مستند) با سلاح هایی که از پاکستان گرفته بود کابل را زیر آتش خود قرار داد، اما هیچ گاه نتوانست کابل را به تصرف خود بگیرد.

  • امرالله صالح: روانپزشک رازداری برای تداوی گلبدین حکمتیار وجود ندارد

    امرالله صالح: روانپزشک رازداری برای تداوی گلبدین حکمتیار وجود ندارد

     

    امرالله صالح رئیس پیشین امنیت ملی و رئیس روند سبز افغانستان در واکنش به اظهارات تازه گلبدین حکمتیار گفته است که رهبر حزب اسلامی افغانستان از بیماری روانی رنج می برد.

    آقای صالح در صفحه اجتماعی اش نوشته است: «او (حکمتیار) تکلیف دارد و از افسردگی شدید و زجر روانی رنج می برد. او به درمان و طبابت روانی نیاز دارد؛ اما متاسفانه شفاخانه علی آباد (بیمارستان روانی) جایی برای آدم های مهم و یا وی آی پی ندارد.»

    لازم به ذکر است که گلبدین حکمتیار به تازگی در مصاحبه ای با شبکه آریانا گفته است که کشته شدن انسان های بی گناه در هر گونه عملیات از طرف هر گروهی حرام است، اما در عین حال عملیات استشهادی را که مانند عملیات انتحاری است، یک وظیفه مقدس بیان کرد.

    وی گفت: «شما می‌گویید انتحاری ولی ما می‌گوییم استشهادی. عملیات انتحاری عملیات است که کسی از زندگی خود بیزار آمده و خودکشی می‌کند انتحاری یعنی خودکشی، عملیات استشهادی یعنی عملیات که کشته شدن آن درین عملیات 100 درصد یقینی است ولی بر اهداف مقدسی است قطعا ما ازین حمایت می‌کنیم.»

    او همچنین داعش را یک پروژه ایرانی عنوان کرد و گفت که ایران از فقر اقتصادی مهاجران افغان در آن کشور استفاده کرده و آن را برای جنگ به سوریه و عراق اعزام می کند.

    امرالله صالح در صفحه اش می نویسد که آقای حکمتیار یک بار دیگر حملات انتحاری و قتل عام را مشروع و حلال دانسته است. «اگر می خواهید بدانید چرا او این چنین آشفته زندگی می کند، کوشش کنید دنیا را از دید او ببینید نه از دید خود.»

    آقای صالح افزوده است: «او (حکمتیار) بیش از چهل سال عمر خویش را صرف کرد تا اگر شود کلید قدرت و بهشت را از طریق دست بوسی و مزدوری به سازمان های استخباراتی خصوصا نظامیان پاکستان بدست آورد. (اما) نشد.»

    رئیس پیشین امنیت ملی می افزاید حکمتیار که افسرده و سراپا عقده و انتقام است، با بیان حرف های دور از عقل می خواهد خود را مطرح کند.

    آقای صالح همچنین در پایان می نویسد از آنجایی که داکتر روانی رازدار وجود ندارد تا پس از تداوی حکمتیار کتابی درباره او ننویسد، تکلیف او بیشتر خواهد شد و ما از روی اصول صلح و جنگ باید عذرش را بپذیریم.

  • آمریکا تمام توانش را در افغانستان به کار گرفت/ سرباز بیشتر پیروزی نمی آورد

    آمریکا تمام توانش را در افغانستان به کار گرفت/ سرباز بیشتر پیروزی نمی آورد

    در عین زمان، این خبرها با خبر انفجار مرگبار موتر آمبولانس در قلب شهر کابل خنثی گردید، انفجار مرگباری که دست کم 103 تن را به کام مرگ فرستاد و 235 تن دیگر را زخمی کرد. جنرال جوزف ووتل فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا نیز در زمان انفجار در همان نزدیکی ها بود.

    ادامه این خشونت ها پس از مداخله 16 ساله آمریکا در افغانستان سوال های اساسی ای را در خصوص نیاز و توانایی نظامی آمریکا برای رسیدگی ریشه ای به مشکلات امنیتی داخل افغانستان که به طور فزاینده ای با منافع امنیتی اصلی آمریکا فاصله می گیرد، بوجود می آورد.

    صحبت های این چنینی مانند افزایش نیرو، افزایش عملیات و یا حملات چیزهای تازه ای نیستند. فقط تاریخ در حال تکرار است.

    این یک هزار سرباز تازه هم وارد گرداب افغانستان می شوند، درست مانند تصمیم پنج مورد افزایش پیشین که توسط استراتژیست های نظامی و سیاسی اتخاذ گردید. آنها به وضوح فراموش کرده اند که (شاید هیچ راه حل نظامی برای حل یک مشکل از اساس سیاسی وجود ندارد.)

    اولین بار در سال 2008 و زمانی که شورشیان طالبان برخی از مناطق روستایی را به تصرف گرفته بودند، جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا با اعزام 8 هزار سرباز اضافه تصمیم به افزایش قوا گرفت. باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده نیز بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، دستور اعزام 21 هزار سربازه تازه نفس را داد.

    سپس و پس از دست کم سه بار بررسی روی یک استراتژی جدید، اوباما اعلام کرد که 30 هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام می شود. زمانی رسید که بیش از یک صد هزار نیروی آمریکایی در افغانستان حضور داشتند. سرانجام اوباما (با استراتژی خروج تدریجی) در زمان ترک دفترش، در حدود 10 هزار سرباز را در افغانستان نگه داشت.

    دونالد ترامپ وارد کار می شود و با وجود تفکر اولیه اش که بر خروج کامل تمرکز داشت، در نهایت تسلیم به نظر جنرالان نظامی اش شد و استراتژی افزایش نیرو تا 4 هزار الی 5 هزار سرباز را اعلام کرد.

    در نهایت به استراتژی آخر یعنی افزایش احتمالی یک هزار سرباز شجاع که پنجمین تلاش برای افزایش نیروها است می رسیم.

    براساس گزارشی از واشنگتن پست، این یک هزار سرباز اضافه قرار است به استراتژی حال حاضر آمریکا به منظور تقویت سربازان افغانستان برای سرکوب شورشیان طالبان در فصل نبرد محلق شوند.

    شاید این سوال برای یک ناظر با منطق پیش بیاید که چطور 15 هزار سرباز می خواهند شورشیان طالبان را سرکوب کنند، در حالیکه زمانی یک صد هزار سرباز آمریکایی عالی نتوانست این کار را بکنند؟

    جدا از صحبت های جنگ طلبانه، بیایید برخی مشکلات و واقعیت های ناخوشایند که توسط خود سرویس تحقیقات کنگره واشنگتن ارائه شده نگاهی اندازیم:

    1. پس از 16 سال تلاش آمریکا در افغانستان، هم اکنون شماری زیادی از ولسوالی ها و مناطق افغانستان یا تحت کنترل طالبان هستند و یا در آنجا درگیری ها در جریان است.
    2. تلفات نیروهای امنیتی افغانستان در سال 2016 به رقم تقریبی 6700 تن رسید؛ رقمی که فرماندهان آمریکایی آن را غیرقابل تحمل عنوان کردند.
    3. طالبان همواره توانسته اند روی پناهگاه های امن شان در پاکستان تکیه کنند، و در آینده نیز همین طور خواهد بود. این فرمولی برای دوام شورش آنهاست.
    4. اقتصاد افغانستان همچنان قادر به حمایت خود نیست. بدین معنا که نیروهای امنیتی افغانستان بدون پول مالیات دهندگان آمریکایی نمی توانند روی پای خود بایستند.
    5. با وجود دو دهه تلاش در راستای مبارزه علیه مواد مخدر، تولید خشخاش در سال 2017 به رکوردی بی سابقه رسید. درآمد حاصله از فروش هیروئین نه تنها بودجه طالبان را تامین می کند، بلکه به افزایش زمین های خشخاش و ساخت عمارت های مجلل توسط برخی مقامات فاسد افغانستان نیز می انجامد.
    6. انتخابات ریاست جمهوری هم در سال 2009 و هم در سال 2014 با اتهام تقلب گسترده همراه بود. این امر خود مشروعیت دولت افغانستان را به شدت زیر سوال می برد.

    آمریکا در تلاش بوده تا دولت مرکزی قدرتمندی را بر جامعه افغانستان که پیش تر بر اساس قدرتمندی و خودمختاری محلی پا برجا بوده، مسلط کند. شاید آمریکا روزی بفهمد که دلیل اینکه افغانستان قرن ها بدون حکم ران بوده، بخاطر این است که در واقع افغانستان قابل حکم رانی نیست؛ نه اینکه حضور آمریکا را کم داشته است.

    از سویی دیگر، اساس حقوقی جنگ افغانستان نیز زیر سوال است. نیروهای آمریکایی در نبردی اعلام نشده در چارچوب صلاحیت قانونی اما مبهم «استفاده از نیروی نظامی» پس از رویداد حملات یازدهم سپتامبر حضور دارند.

    «صلاحیت قانونی استفاده از نیروی نظامی» این صلاحیت را می دهد که علیه آن دسته از ملت ها، سازمان ها و یا اشخاصی که در طرح ریزی، ارتکاب، و یا کمک به حملات یازدهم سپتامبر دست داشتند، و یا به مرتکبین این حملات پناهگاه دادند، اقدام نظامی صورت بگیرد. اما در واقع این صلاحیت به طور کل توجیه بسیار کمی برای بیش از یک نیم و دهه حضور نظامی و ملت سازی دارد.

    برای شروع، بسیاری از شورشیان طالبان امروز ملی گراهای مسلمان هستند که تنها به دنبال خروج نیروهای نظامی از سرزمین شان می باشند. آنها ارتباط بسیار کم و یا اصلا ارتباطی با حملات یازدهم سپتامبر ندارند، و در حال حاضر نیز کمتر تهدیدی از جانب طالبان به ایالات متحده آمریکا دیده می شود. رنج آور است که گفته شود سربازان آمریکایی حال حاضر در افغانستان در واقع در زمان حملات یازدهم سپتامبر در تقریبا 18 سال پیش تنها نوزادانی بیش نبودند.

    برخی تیزبین های نظامی و کنگره ممکن است به حضور تازه شاخه خراسان گروه تروریستی داعش در شرق افغانستان اشاره کنند.

    گروه داعش نه در بین النهرین و نه در افغانستان در سال 2001 وجود داشت؛ از این رو آنها نمی تواند زیر چتر «صلاحیت قانونی استفاده از نیروی نظامی» قرار بگیرند.

    وظیفه اخلاقی و قانونی کنگره آمریکا این است تا 1-) پیش نویس طرح قانونی جامعی را آماده سازد که عملیات های معاصر آمریکا در افغانستان را توجیه کند، و یا 2-) هر چه سریع تر سربازان زن و مرد آمریکایی را به خانه فراخواند، پیش از آنکه تعداد بیشتری از آنها در نبردی بی حاصل که به وضوح هیچ ارتباطی با منافع استراتژیک حیاتی ندارد، کشته شوند.

    دونالد ترامپ سومین رئیس جمهوری آمریکا است که دستور به افزایش حضور نظامی می دهد و ممکن شدن غیرممکن را از سربازان می خواهد.

    دیگر مدت ها از زمانی که باور به افزایش حضور نظامی و یا تغییر رهبری و یا دیگر تاکتیک های کهنه توسط مداخله گران ارشد واشنگتن گذشته است. در سیاست افغانستان در واقع هیچ چیز جدیدی وجود ندارد.

    سیاست خارجی واقع گرا و محتاط، استراتژیست هایی را می طلبد که تشخیص دهند برخی جنگ ها در واقع قابل پیروزی نمی باشند، دست کم جنگی که در چارچوب تعهداتی مداوم و مقرون به صرفه باشد.

    جنرال هربرت مک مستر مشاور امنیت ملی آمریکا می گوید یا بهتر است بگوییم اذعان می کند «مشکلاتی وجود دارند که با منافع مردم آمریکا سر ستیز دارد و یا در حاشیه قرار دارند که سرمایه گذاری خونی و مالی را توجیه نمی کنند.»

    جنگ افغانستان نیز مانند جنگ ویتنام پرسشی اساسی در خود دارد و آن این نیست که این جنگ پیروزی و یا عدم پیروزی به دنبال دارد، بلکه آیا این جنگ مقرون به صرفه است.

    دنی اسجارسن

  • درگیری های افغانستان در سال 2018 افزایش می یابد؟

    درگیری های افغانستان در سال 2018 افزایش می یابد؟

    اما برخی ها هشدار می دهند که بن بست جنگ 16 ساله در افغانستان چهره خشونت باری به خود گرفته است.

    پیش از این همواره در ماه های فصل سال درگیری ها در کشور کاهش می یافت، که این امر در سال جاری این طور نبوده و جنگجویان طالبان و حتی داعش در واکنش به افزایش حملات هوایی نیروهای افغان و آمریکا خواب راحت را از ساکنان کشور در فصل های سرد نیز ربوده است.

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا پس از اعلام استراتژی اش برای افغانستان به نیروی هوایی اش نیز دستور داد تا عملیات بیشتری علیه مواضع مخالفان مسلح راه اندازی کنند.

    برید جنرال «لنس بانچ» که مسئولیت حملات هوایی در افغانستان را در آینده به عهده خواهد داشت می گوید: «وقت بازی تمام شده است. حملات افزایش می یابند.»

    او افزود: «سیاست جدید قطعا بازی را تغییر خواهد داد و طالبان نیز این را درک کرده اند.»

    آمریکا هم اکنون سرباز و تجهیزات هوایی بیشتری به افغانستان اعزام می کند؛ که پس از خروج این نیروها و تجهیزات از عراق و سوریه، میدان نبردی جدید در افغانستان یافته اند. همچنین، آمریکا در عین زمان در حال توانمندسازی ظرفیت هوایی کشور می باشد.

    هواپیماهای آمریکایی در سال 2017 در سراسر کشور به طور مجموع 4،361 بمب پرتاب کردند؛ رقمی که بیشتر از کل تعداد بمب های 2015 و 2016 می شود.

    آمریکا با کمک بمب افکن های بی 52 هم اکنون کمپاین هوایی اش علیه گروه های مسلح را تا نواحی دوردست در شمال شرق افغانستان رسانده است؛ جایی که جنگجویان گره اسلامی ترکستان شرقی گاها فعالیت دارند، و چین می گوید این گروه علیه خاک این کشور فعالیت می کند.

    جنرال «جیمز هیکر» فرمانده عملیات هوایی ناتو در افغانستان می گوید: «زمان هایی که شما فصل های مشخصی برای نبرد داشتید، دیگر تمام شده است.»

    “نقطه بی بازگشت”

    جنگجویان مسلح با طرح ریزی و اجرای حملات تروریستی مرگباری در سراسر افغانستان بخصوص کابل، واکنش توام با خشونت باری را در پاسخ به افزایش حملات هوایی از خود نشان داده اند.

    مرکز تحقیقات تروریسم در واشنگتن می نویسد گروه طالبان که بزرگترین گروه شورشی در افغانستان است، تنها در ماه گذشته میلادی مسئولیت 472 حمله را به عهده گرفت، که رقمی بی سابقه بوده است.

    این مرکز علاوه می کند: «با ترکیب فعالیت های گروه تازه آمده داعش که فعالیت هایش را فراتر از نقاط شرقی افغانستان گسترش داده، می توان گفت که افغانستان هم اکنون به نقطه ی بدون بازگشت رسیده است.»

    «مایکل کوگلمن» عضو مرکز تحقیقات مبارزه علیه تروریسم واشنگتن می گوید: «افزایش درگیری ها خبر از سالی خونین می دهد.»

    در افغانستان معمولا پیش از این فصل نبرد در اوایل بهار شروع می شد و تا اوایل شروع فصل های سرد سال بخصوص زمستان ادامه می یافت، که عملا نبرد در آن ماه ها دشوار بود.

    اما طالبان طی سال های اخیر فعالیت هایشان را حتی در ماه های سرد سال نیز ادامه داده اند.

    برهان عثمان تحلیل گر  ارشد در مرکز بحران بین الملل می گوید: «این زمستان بدترین زمستان بوده است. افغانستان در این زمستان شاهد خشونت های بسیار بیشتری نسبت به سایر زمستان ها از سال 2001 تاکنون بوده است.»

    “افزایش بن بست”

    یکی از حملات مرگبار زمانی اتفاق افتاد که درست سه هفته پیش پنج مهاجم مسلح به هوتل انترکانتیننتال شهر کابل حمله کردند. دقیقا یک هفته پس از این رویداد، عامل انتحاری یک موترآمبولانس مملو از مواد منفجره اش را در قلب کابل منفجر کرد. 103 تن در این رویداد جان باخته و 235 تن دیگر زخمی شدند. طالبان مسئولیت هر دو رویداد را به عهده گرفت.

    «کیت کلارک» تحیلیل گر ارشد شبکه تحلیل گران افغانستان می گوید: «به نظر می رسد که بن بست فزاینده مشترکی وجود دارد؛ زیرا هر دو جناح سعی دارند خود را با تاکتیک های جناح مقابل مطابقت بدهند.»

    این زمستان، جنگجویان طالبان بجای اینکه به پاکستان برگشته و بر سازماندهی مجدد خود فکر کنند، در میدان های نبرد در افغانستان باقی ماندند. موضوعی که پاکستان آن را رد می کند.

    عتیق الله امرخیل تحیلی گر نظامی و جنرال بازنشسته کشور به خبرگزاری فرانسه می گوید: «به جنگجویان طالبان گفته شده که بجای بازگشت به مرزها، به جلو پیش بروند.»

    «مولوی احمد» یک فرمانده طالبان در ولایت هلمند نیز به خبرگزاری فرانسه گفت: «یک سال شده که به پاکستان نرفته ام، و امسال نیز نمی روم.»

    این افزایش خشونت ها و درگیری ها امید برای کشاندن طالبان به میز مذاکرات به این زودی ها را کمرنگ کرده است.

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته و بدنبال حملات گسترده در افغانستان گزینه صحبت با طالبان را رد کرد.

    این در حالیست که سران واشنگتن امیدوارند بتواند روزی طالبان را به میز مذاکرات بکشانند.

  • کابل در محاصره؛ آیا پاکستان بهایش را خواهد پرداخت؟

    کابل در محاصره؛ آیا پاکستان بهایش را خواهد پرداخت؟

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در ماه اگست سال گذشته میلادی استراتژی جدیدی برای جنگ افغانستان اعلام کرد که در آن سخن از افزایش تعهدات آمریکا به افغانستان، نیروی نظامی بیشتر و افزایش فشارها بر پاکستان بخاطر عدم صداقت این کشور در راستای مبارزه علیه تروریسم بود. با افزایش فشارها بر زیرساخت های سازمان های تروریستی در افغانستان، انتظار از این می رفت که دولت محمد اشرف غنی بتواند اراضی تحت نفوذ شورشیان در کابل و دیگر شهرها را از وجود آنان پاک کند.

    همچنین پیش بینی شده بود تا با افزایش فشارها بر پاکستان، این کشور دست از حمایت طالبان افغانستان و دیگر گروه های تحت حمایت «آی اس آی» بردارد و سعی کند آنها را به میز مذاکرات با دولت افغانستان بکشاند.

    اما شش ماه پس از اعلام این استراتژی، نه تنها پاکستانی ها استراتژی خود را تغییر نداده اند، بلکه کابل در یک محاصره مجازی قرار گرفته و خشونت ها از سوی گروه طالبان، شبکه حقانی و شاخه محلی گروه تروریستی داعش به شدت افزایش یافته است.

    و این در حالیست که آمریکا پس از 16 سال حضور در افغانستان و صرف هزینه ای نزدیک به یک تریلیون دالر همچنان اراده، نماد و صبر استراتژی جدید جنگش را آزمایش می کند.

    چند حمله تروریستی پی هم در کابل نشان از این داد که سازمان های تروریستی توانمند شده و به مراکز دسترسی پیدا کرده اند. ابتدا طالبان به یک هوتل انترکانتیننتال در کابل حمله کرده و دست کم 40 تن را کشتند. یک هفته پس از آن، عامل انتحاری وابسته به این گروه موتر آمبولانس مملو از مواد منفجره اش را در قلب شهر کابل در نزدیکی ساختمان پیشین وزارت داخله کشور منفجر کرد. در این رویداد 103 تن جان باخته و بیش از 230 تن دیگر زخمی شدند.

    مقامات در کابل، اسلام آباد را مسئول این رویدادها دانستند. معصوم استانکزی رئیس اداره امنیت ملی گفت که افزایش فشارها بر پاکستان، آنها را بر این داشته از مردم افغانستان انتقام بگیرند. محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور نیز گفت: «آنها این کار را به دستور اربابان خود انجام دادند تا از انزوای سیاسی خودداری نمایند.»

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در توییتی در شب اول سال میلادی جدید گفته بود که آمریکا با دادن 33 میلیارد دالر به پاکستان این پول را اصراف کرده، در حالیکه پاکستان فقط دروغ و فریب تحویل داده است.

    امروز کابل با پوسته های امنیتی متعدد و دیوارهای کانکرتی عظیم و ضخیم محاصره شده است. مقامات آمریکایی که پیشتر با هواپیما وارد میدان هوایی کابل می شدند، و از آنجا فاصله تقریبا سه کیلومتری تا مقرهای نظامی این کشور با موتر طی می کردند، هم اکنون به استفاده از هلی کوپتر روی آورده اند. عاملان انتحاری هم اکنون در جای جای شهر پنهان شده اند و حملات تروریستی متعدد بر تاسیسات دولتی، سفارت خانه ها، مساجد و ایستگاه های پولیس بیش از هر زمان دیگری آسایش روانی را از ذهن مردم ربوده است. محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور اذعان می کند: «کارخانه های تولید عاملان انتحاری وجود دارد. ما در محاصره هستیم.»

    حمله به هوتل کانتیننتال و یا انفجار موتر آمبولانس در قلب شهر کابل، هیچ یک با هدف نظامی انجام نشده بود. کثرت و شدت خشونت های افغانستان بخصوص کابل در واقع اراده و اعتماد اردوی تازه ساخته و دولت تلوتلوخوران و گیح محمد اشرف غنی را مورد آزمایش قرار می دهد.

    این که برخی تحلیل گران می گویند تبدیل کابل به میدان شهری مبارزه که ناشی از وجود صنعت تروریسم در برخی نقاط و منشا اولیه این صنعت یعنی پاکستان بوده، در واقع به دنبال آن است تا توانایی و اراده نیروهای امنیتی تازه شکل گرفته افغانستان را آزمایش کند، کمتر دلی را تسلی می دهد.

    محاربه شهری در ذات خود مشکلات عدیده ای دارد که ناخواسته شهروندان را علیه دولت می شوراند و سبب به بار آوردن صدمات جانبی به جان و مال مردم خواهد گردید.

    حمام خون در کابل سبب شد تا ویس احمد برمک وزیر داخله و معصوم استانکزی رئیس اداره امنیت ملی افغانستان به اسلام آباد بروند تا اسناد بی چون و چرایی را در خصوص وجود پناهگاه های تروریستان در خاک پاکستان به مقامات آن کشور تحویل بدهند. اسنادی که بارها پیش از این نیز توسط دولت هند به اسلام آباد داده شده و هر بار از سوی پاکستانی ها نادیده گرفته شده است.

    راه آزادی کابل از این محاصره مجازی و توانمند شدن دولت اشرف غنی در اسلام آباد است. سخنان تند و صریح واشنگتن در خصوص گسترش عملیات نظامی حتی فراتر از مرزهای افغانستان این پیغام را به فرماندهان نظامی این کشور داده است که می توانند لانه های تروریستان را حتی در پاکستان نیز هدف قرار دهند.

    آمریکا هم اکنون کمک های نظامی اش به پاکستان را بخاطر بازی دو گانه این کشور به حالت تعلیق در آورده است. تاکنون که پاکستان به ظاهر از «کارت چین» علیه تعلیق و تهدیدهای آمریکا استفاده کرده است. اما این یک واقعیت است که تهدید اعمال تحریم ها علیه پاکستان تاکنون به طور کامل علیه این کشور اجرا نشده است.

    اما هم اکنون با احتمال شکست استراتژی جدید آمریکا برای افغانستان، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا ممکن است که تمهیدات تنبیهی به شمول اقتصادی و نظامی علیه پاکستان در نظر بگیرد تا برای اولین بار پاکستان طعم تحمیل جنگ بر همسایگانش را درک کند. همانطور که ریکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا نیز پیش تر گفته بود که دیگر هیچ تحملی در برابر کسانی که از تروریستان حمایت می کنند و یا به آنها پناه می دهند وجود ندارد.

    بوپیندر سینگ

  • ریشه یابی جنگ افغانستان

    ریشه یابی جنگ افغانستان

    بیش از پنج صد سال می‌شود که صلح در کشور‌های مختلف جهان به اساس مقوله تعادل قدرت بین دولت‌ها/ملت‌ها تامین گردیده است. شاید به‌خاطر چنین قدامت کاری این نظریه بوده است که امروز یکی از معتبرترین و مفیدترین تیوری‌های روابط بین‌الملل به حساب می‌آید. به زبان ساده این تیوری حکم می‌کند که درصورتی‌که قدرت یک کشور توسط کشور‌های دیگر بیلانس نگردد این کشور به احتمال اغلب کشور‌های دیگر را مجبور به قبولاندن خواسته ‌هایش خواهد کرد و یا هم جنگی در کار است تا بیلانس قدرت را دوباره ایجاد کند.

    با استناد این تیوری من فکر می‌کنم که ریشه‌های جنگ در افغانستان بیشتر از دو پدیده سرچشمه می‌گیرد:

    1.    پدیده رشد غیر متعادل قدرت بین پاکستان و افغانستان خصوصاً بعد از دهه ۶۰ میلادی.

    2.    پدیده تعادل قدرت‌های آسیا/اروپا توسط آمریکا برای جلوگیری از به‌وجود آمدن یک قدرت بزرگ در خطه آسیا/اروپا.

    قبلاً گفتیم به محض این‌ که تعادل قدرت بین کشور‌ها برهم بخورد بروز جنگ غیر قابل جلوگیری است. یکی از مهم‌ترین وظیفه نخبگان‌ سیاسی یک کشور این است که وضعیت تعادل قدرت بین کشور‌ها را پیوسته به ‌صورت سیستماتیک و دقیق مطالعه نموده و قبل از این‌که عدم تعادل قدرت جنگ را به کشور شان به ارمغان بیاورد جهت ایجاد تعادل مجدد به قدرت کشور شان بیافزایند.

    وقتی نخبگان سیاسی کشور مصروف زد و بند‌های داخلی خود می‌شوند امکان آن میسر می‌گردد که از رشد نامتعادل قدرت کشور‌های همسایه غافل مانده و در نهایت از بروز جنگ و بی‌ثباتی در کشور خود جلوگیری نتوانند.

    شاید به همین دلیل است که دولت‌ها شورشیان داخلی خود را با شدت بسیار زیاد سرکوب می‌کنند. چون می‌دانند که اگر نکنند زمینه مداخله کشورهای همسایه قدرتمند به سرعت مساعد می‌گردد. در افغانستان اختلافات سیاسی بین افراد خاندان شاهی یکی از ریشه‌های اصلی بحران امروز به حساب می‌آید چون این اختلافات آن‌ها را از رشد کشور‌های همسایه غافل نگهداشت. در ضمن بعضی از افراد خاندان شاهی مثل رییس جمهور داوود خان این اختلافات را به بیرون از چهارچوکات خاندان برد و در نهایت زمینه رشد شورش سیاسی را در کشور بهتر مهیا ساخت.

    در جریان همین سال‌هایی‌که رییس جمهور داوود خان مصروف زمینه سازی برای گرفتن قدرت از ظاهر شاه بود نه تنها که از رشد قدرت پاکستان غافل ماندیم بلکه بر اثر همکاری رییس جمهور داوود خان با نیرو‌های سیاسی مخالف شورش‌گری در کشور مشروعیت نسبی یافت. آغاز بحران‌های معاصر سیاسی که تا امروز با آن دست به گریبان هستیم از همین نقطه آغاز می‌شود. پاکستانی‌های که دنبال یک فرصت می‌گشتند به سرعت به همرای نیرو‌های سیاسی مخالف نظام روابط برقرار نموده و زمینه رشد بیشتر آن‌ها را مهیا نمودند.

    در ضمن در تصویر بزرگ‌تر نخبگان سیاسی که برداشت نسبی از اوضاع کلی جهان داشتند با کنار رفتن شاه سابق از کشور بیرون شدند و این باعث گردید تا نتوانیم حرکت نزدیک شدن آمریکا را به پاکستان برای به چالش کشیدن روسیه درست درک کنیم. در تحت تاثیر ماجرا‌های داخلی خود رییس جمهور داوود خان همکاری با روسیه را ترجیع دادند و به این شکل به نزدیک شدن بیشتر آمریکا با پاکستان زمینه مساعد ساختند.

    مراحل بعدی قدرتمند شدن پاکستان در بین دود و باروت جهاد افغانستان نسبتاً پنهان ماند و برای این مرحله ما در افغانستان عملا کسی نداشتیم تا از این تحولات آگاهی پیدا کنند چه رسد به این‌که از آن جلوگیری کنند. صادقانه اگر بنگریم کشور‌های بزرگ‌تر هم نتوانستند از آن جلوگیری کنند و در نهایت رسیدیم به امروز.

    امروز سوال اساسی این است که با این وضعیت چگونه کنار بیاییم.

    من فکر می‌کنم که دو واقعیت انکار ناپذیر است. یکی این‌که قدرت پاکستان یک شبه از بین نخواهد رفت و ناچار هستیم تا چند دهه دیگر آن‌را منحیث یک واقعیت جدی تلقی نماییم. دوم اینکه الی قدرتمند شدن افغانستان به سطح پاکستان ما شاهد دست‌درازی‌ها و جنگ افروزی‌های پاکستان خواهیم بود و برای جلوگیری از آن چاره زیادی هم نداریم. بهترین کاری که می‌توانستیم بکنیم این بود که با کشور‌های قدرتمند هم پیمان شویم اما این پیمان‌ها معمولا برای مدت کوتاه است و در دراز مدت کار نمی‌دهند چون موقعیت سیاسی کشور‌ها همیشه در نوسان است.

    راه حل اصلی این است که ما خود قدرتمند شویم ولی برای اینکار خیلی وقت کار داریم. برای این‌که فرصت را پیدا کنیم ناچار هستیم با پاکستان حداقل برای چند دهه هم اگر شده داخل معامله‌ای شویم که در نهایت جنگ را فروکش نماید و گرنه هرچه بیشتر بجنگنیم بیشتر نابود خواهیم شد و این درست همان رویکردی است که پاکستان می‌خواهد. آن‌ها خیلی خوش می‌شوند اگر ما در عین ضعف و بیچارگی همرای‌شان بجنگیم چون به بسیار سادگی ما را شکست داده و تمام خواست‌های سیاسی شان را بالای ما تحمیل خواهند کرد.

    و اما آمریکا در این میان چه می‌خواهد و با آن چه باید کرد؟

    آمریکایی‌ها هم درست به اساس همین تیوری تعادل قدرت دنبال ایجاد تعادل بین کشور‌های پر قدرت آسیا و اروپا است. بزرگ‌ترین هدف آمریکایی‌ها برای نیمه اول قرن بیست و یکم این است که هیچ کشوری در سطح آسیا و اروپا قدرت یکه‌تاز نگردد چون در آن‌صورت تبدیل خواهد شد به هم‌تای جدی آمریکا در سطح بین‌المللی. بنأ ایجاد تعادل قدرت بین اتحادیه اروپا – چین و روسیه محور اصلی منافع سیاسی غرب را در این خطه تشکیل می‌دهد.

    اما چرا افغانستان؟

    افغانستان چهار فاکتور مهار کننده برای کشور‌های بزرگ آسیا-اروپا دارد که هر کدام کوشش خواهد کرد تا آن‌ها را علیه کشور‌های دیگر استفاده کنند.

    1.    بنیادگرایی اسلامی

    2.    تریاک

    3.    دهلیز انرژی

    4.    کتله عظیم نسل جوان که بسیار ارزان نیروی جنگی به‌وجود می‌آورد.

    رشد بنیادگرایی اسلامی و تریاک افغانستان در ایجاد بی‌ثباتی سیاسی خیلی موثر است و به همین لحاظ کشور‌های بزرگ آسیا اروپا را جداً تهدید می‌کند. این باعث می‌گردد تا افغانستان منحیث یک کشور متاثر کننده برای سال‌های آینده مطرح باشد. در ضمن افغانستان منحیث یکی از نقاط کمربند امنیتی خلیج فارس برای آمریکایی‌ها خیلی مهم است تا از نفوذ سیاسی چینی‌ها و روس‌ها دور بماند. حضور این کشور‌ها در افغانستان به سادگی موازنه سیاسی را در اطراف خلیج فارس بر هم می‌زند. بنا آمریکایی‌ها حضور خود را در این نکته خیلی مهم می‌پندارند چون فکر می‌کنند در عدم حضور شان این منابع می‌تواند توسط کشور‌های دیگر برای ایجاد قدرت یکه‌تاز در آسیا مورد استفاده قرار بگیرد.

    خلاصه

    برای حداقل سه دهه دیگر اکثر کشور‌ها بزرگ آسیا/اروپا کوشش خواهند کرد تا در صورت امکان تبدیل گردند به قدرت یکه‌تاز این سوی کره زمین و آمریکایی‌ها نهایت کوشش خواهند کرد تا با استفاده از امکانات باز دارنده از به‌وجود آمدن چنین قدرتی جلوگیری به عمل آورند. گذشته از تیوری تعادل قدرت که بدون شک اولین وسیله مورد استفاده آمریکایی‌ها برای جلوگیری از به‌وجود آمدن چنین قدرت خواهد بود کنترل کشور‌هایی مانند افغانستان که مملو از امکانات بحران آفرین و بازدارنده هستند یکی دیگر از زمینه‌های عملی برای آمریکایی‌ها خواهد بود تا تعادل قدرت بین این کشور‌ها را حفظ کنند.

    این‌که ما در این بازی بزرگ بین قدرت‌های دنیا چیزی کرده نمی‌توانیم حرفی است کاملاً قابل فهم و روشن. اما اگر بپرسیم که با در نظر داشت این وضعیت بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم چه است؟‌‌

    جواب من این است که با استفاده از هر فرصتی که به‌دست می‌آید برای قدرتمند شدن قوای مسلح کشور باید بکوشیم. من برای سه دهه آینده کاری بهتر از این نمی‌بینم که هر روز به قدرت نظامی کشور بیشتر و بیشتر بیافزاییم. این تنها علاجی است که تمام درد‌های مردم افغانستان را می‌تواند مداوا کند.

    فقط قدرت نظامی یک کشور است که دست کشور‌های دیگر را از دامان‌اش کوتاه می‌سازد.