دسته: برگزیده ها

  • افغانستان در جستجوی صلح، بهای خونینی می پردازد

    افغانستان در جستجوی صلح، بهای خونینی می پردازد

    این هفته، کابل شاهد یک حمله مرگبار تروریستی در منطقه شش درک بود که دست کم جان 26 تن به شمول 9 خبرنگار را گرفت. در ولایت کندهار نیز همان روز، یک کاروان نیروهای ناتو مورد حمله یک مهاجم انتحاری قرار گرفت و دست کم یازده شاگرد مکتب جان خود را از دست دادند. شماری از نیروهای ناتو نیز در این رویداد زخمی شدند.

    سربازان آمریکایی با وجود اینکه شمارشان در افغانستان کاهش یافته، اما همچنان در درگیری های مختلف کشته می شوند. از آغاز سال میلادی جاری تاکنون دو سرباز آمریکایی کشته شده است.

    با تمامی این توصیفات، دولت افغانستان همچنان در تلاش برای شروع گفتگوهای صلح با گروه طالبان است. سوالی عادی پس از یک هفته خشونت مانند هفته گذشته می تواند این باشد که: آیا باید از جستجوی صلح ناامید شد؟

    جنگ با واقعیت اینکه دیگر تنها میان دولت افغانستان و گروه طالبان نیست، پیچیده تر نیز شده است. شاخه ای از گروه تروریستی داعش مسئولیت یک حمله انتحاری مرگبار روز دوشنبه در کابل را بر عهده گرفت. گروه تروریستی داعش به محض این که حضورش را در افغانستان نشان داد، مقامات نظامی آمریکا، شمار جنگجویان اعلام شده این گروه را رد کرده و همواره مدعی شدند که حملات هوایی پیاپی علیه این گروه، آنها را شکست داده است. یک سال پس از آن همه ادعا، گروه داعش نه تنها همچنان در افغانستان زنده است، بلکه حتی با هدف قرار دادن قلب دولت افغانستان یعنی کابل، توانایی خود را به رخ می کشد.

    از سویی طالبان هم طی این مدت بیکار نبوده اند. تقریبا یک هفته پیش این گروه اعلام کرد که حملات بهاری اش را تحت نام عملیات الخندق آغاز کرده است؛ آن هم دو ماه پس از آنکه محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور پیشنهاد صلح بدون قید و شرط در جریان دومین نشست روند کابل به آنها داد. طالبان هم که در آن موقع بلافاصله جواب منفی به این پیشنهاد رئیس جمهور ندادند، جای امیدواری برای صلح بود، اما در ماه ها و هفته های اخیر، آنها حملات شان را در سراسر کشور افزایش داده و قربانیان زیادی از غیرنظامیان گرفته اند.

    جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا روز دوشنبه در پنتاگون گفت که گروه داعش و طالبان هر دو یک هدف را دنبال می کنند، و آن بی ثبات ساختن دولت منتخب افغانستان است.

    او همچنین گفت که انتظار ندارد پیشنهاد آقای غنی به گروه های مسلح در پیشبرد صلح افغانستان کمکی کند.

    ماتیس گفت: «ماه اگست گذشته گفتیم که ناتو در خط می ایستد. ما می دانستیم که درگیری های سختی پیش رو خواهد بود. قتل عام خبرنگاران و دیگر غیرنظامیان بی گناه، گواه کافی برای چیزی که ما بخاطر آن و علیه آن ایستاده ایم می باشد. ما پیش بینی می کردیم و نهایت تلاش هایمان را نیز می کنیم و همچنین تا حدودی در خنثی سازی این گونه حملات که غیرنظامیان را هدف قرار می دهند موفق هم بوده ایم؛ اما بعضی اوقات، برخی از آنها موفق می شوند.»

    اگر این موضوع آن چنان متواضعانه برای افغان ها که هر روزه کشته می دهند، دیده می شود، پس می توان گفت که شمار خشونت های مرتبط با گروه طالبان به معنای مرگ پروسه صلح نمی باشد.

    خانم «لورل میلر» که تا سال گذشته سرپرست دفتر فرستاده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان بود می گوید: «افزایش خشونت ها امری غیر عادی نیست. معمولا یک طرف مذاکره خشونت هایش را افزایش می دهد تا امتیازات بیشتری در میز مذاکرات داشته باشد.»

    او گفت: «نمی خواهم این طور فیصله کنم که افزایش خشونت ها به معنای مرگ پروسه صلح است. اما این گونه خشونت ها فضای اعتماد را برای طرفین تنگ می کند. امکان این وجود دارد که حملات مرگبار، فضای جستجوی برای صلح را برای محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان تنگ تر کند.»

    همزمان با تمامی این گفته ها، طرف سوم معادله، یعنی آمریکا که تهاجم نظامی اش در سال 2001 رژیم طالبان را سقوط داد هم اکنون به یک بن بست نظامی رسیده است. دولت افغانستان شاید هم اکنون آن چنان قوی نباشد که روی پای خودش بایستد، نیروهای امنیتی اش هم شاید در حال کاهش باشد و از طرفی با سربازگیری مجدد نیز مشکل داشته باشد، اما حضور نظامی آمریکا حتی با حضور 15 هزار نفری ممکن است کمک کند. از طرفی دیگر، طالبان که به گفته بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) احتمالا برخی تجهیزات نظامی آمریکا به دست آنها نیز می رسد، هم اکنون کنترل 14.5 فیصد از اراضی افغانستان را در اختیار دارد. (اداره سیگار می گوید که دولت افغانستان کنترل 56 فیصد از اراضی کشور را بر عهده دارد و باقی اراضی تحت نزاع می باشد.) به گفته ی این اداره، تعداد مناطقی که هم اکنون گروه طالبان در اختیار دارد، بیشتر از هر زمانی است که اداره سیگار آن را ثبت کرده است.

    خانم میلر هفته گذشته به همراه «استفان واتس» در مقاله ای در مجله نشنال انترنست نوشت که «بن بست نظامی یک پیش شرط ضروری برای گره گشایی درگیری ها از طریق مذاکرات است، و جنگ هم اکنون نزدیک به یک دهه است که در بن بست قرار دارد.»

    او می گوید: «سخت است که در این شرایط به دنبال یک ابتکار دیپلماتیک که به موفقیت برسد، بود، اما بهر حال باید این راه را طی کرد.»

    سخت است که بتوان حدس زد دولت آمریکا دقیقا در حال انجام چه کاری در افغانستان است. دونالد ترامپ پیش از پیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری، بارها تکرار کرد که آمریکا باید هر چه زودتر از افغانستان خارج شود. اما پس از کسب کرسی ریاست جمهوری، یکی از اولین سخنرانی های اش درباره سیاست خارجی این کشور، پرده برداری از استراتژی این کشور در قبال افغانستان و جنوب آسیا بود، که در آن از افزایش نیروهای نظامی در افغانستان، فشار بیشتر بر پاکستان و طالبان سخن گفته بود. و بعد واشنگتن پست در گزارشی می نویسد که دونالد ترامپ به «راند پاول» سناتور جمهوریخواه آمریکا از کنتاکی گفته است که سربازان آمریکایی به زودی افغانستان را ترک می کنند؛ اما هیچ تاریخی گفته نشده است.

    جیمز ماتیس رئیس پنتاگون در پاسخ به پرسشی در این خصوص اما گفت که برنامه های آمریکا در افغانستان تغییر نکرده است. «ما آنجا هستیم تا کاری انجام دهیم. ما آنجا نیستیم که تا ابد بمانیم. اما کارمان اولویت دارد. در واقع، هم اکنون که صحبت می کنیم شماری از کشورها به دنبال افزایش قوای شان در افغانستان هستند.»

    برعلاوه، ترامپ هم اکنون دو عضو جدید در تیم امنیت ملی اش دارد: «جان بولتون» که مشاوریت امنیت ملی را از مک مستر گرفت، و مایک پمپئو که وزارت خارجه را از ریکس تیلرسون بدست آورد. هیچ یک از این دو مرد تاکنون به صورت علنی در خصوص دیدگاه هایشان درباره سیاست آمریکا در افغانستان چیزی نگفته اند.

    خانم میلر می گوید: «این تیم تازه تشکیل شده و منطقی است که دیدگاه های تازه ای درباره سیاست دولت آمریکا برای افغانستان به منظور رسیدن به پروسه صلح وجود داشته باشد.»

    با این حال، گرچه هر از گاهی پس از حملات مرگبار و خشونت های زیاد، در گفته های ماتیس شنیده می شود که می گوید که «بخاطر این ایستاده ایم و بخاطر آن ایستاده ایم»؛ و آمریکایی ها هم با جان شان بهای آن را می پردازند. و باز هم در نهایت و مانند همیشه، این افغان ها هستند که همواره بهای گزافی با یا بدون آمریکا می پردازند.

    کریشنادوف کالامور

  • نگاهی اجمالی به وضعیت خطرناکی که خبرنگاران با آن مواجه اند

    نگاهی اجمالی به وضعیت خطرناکی که خبرنگاران با آن مواجه اند

    هر گاهی یک بمب در کابل و یا منطقه ای دیگر در کشور منفجر می گردد، رسانه ها به آن نقطه سرازیر می گردند. خبرنگاران به سرعت تصاویر وحشتناکی از صحنه های مختلف انفجار مخابره می کنند، در حالیکه خود بکس های کلان و لوازم های سنگین به دوش دارند.

    روز دوشنبه هفته جاری یک بمب در منطقه شش درک شهر کابل منفجر شد. اما تقریبا 40 دقیقه بعد یک انفجار دیگر در همان نقطه صورت گرفت. مهاجم انتحاری دوم خود را در پوشش تصویربردار رسانه ای جا زده بود و در میان خبرنگاران خود را منفجر ساخت.

    به انضمام شمار خبرنگارانی که در این حمله جان خود را از دست دادند، شمار خبرنگارانی که از آغاز سال جاری میلادی تاکنون جان خود را از دست داده اند به 26 تن رسید. با این وجود، براساس گزارش یک کمیته محافظت از خبرنگاران، شمار خبرنگارانی که جان خود را در سال جاری میلادی از دست داده اند، نسبت به سال 2009 که در آن 75 تن به دلایل مختلف مانند قتل هدفمند، درگیری و یا اعزام به مناطق خطرناک کشته شدند، یک روند نزولی داشته است.

    عراق طی سال های 2006 و 2007 و پیش از تامین امنیت بخش زیادی از این کشور توسط نیروهای ائتلاف، شاهد مرگ بیشترین تعداد از خبرنگاران بود. در سال 2008، وضعیت بهتر شد و تنها 5 خبرنگار جان خود را از دست دادند. اما با شروع درگیری ها در سوریه، این کشور در سال 2012 شاهد مرگ 31 خبرنگار طی تنها یک سال بود. از آغاز سال جاری میلادی تاکنون نیز 4 خبرنگار در سوریه جان خود را از دست داده اند. در عراق اما هیچ گزارشی از وقوع کشته شدن خبرنگار طی سال جاری میلادی نبوده است.

    روسیه، مکزیک و فیلیپین هم که گزارش های نسبتا بدی درخصوص وضعیت خبرنگاران در آن کشورها منتشر می گردد، اما سالانه به طور میانگین در هر کشور تنها 2 خبرنگار جان خود را به دلایل مختلف از دست می دهند. تنها یک مورد استثنا در سال 2008 برای کشور فیلیپین بود که در آن سال 31 خبرنگار قتل عام شدند.

     

    گرچه شمار خبرنگارانی که در حال وظیفه جان خود را از دست می دهند در سراسر جهان کاهش یافته است، اما به واقع، قربانی اصلی در هر واقعه جان باختن یک خبرنگار، محدود شدن دسترسی مردم به اطلاعات است. کشتن یک خبرنگار، به معنای خشونت علیه یک نفر است، اما یک جرم علیه همگان است.

  • فصل باتلاق همیشگی: با وجود کشتارهای بی دلیل چرا در افغانستان مانده ایم؟

    فصل باتلاق همیشگی: با وجود کشتارهای بی دلیل چرا در افغانستان مانده ایم؟

    تمامی جناح های درگیر در افغانستان به شمول سربازان آمریکایی کم کم به «فصل نبرد» وارد می شوند، فصلی که هوا نه آن چنان گرم است و آن چنان سرد، طوریکه بهترین شرایط برای جنگیدن در میدان های نبرد فراهم است. شمار نیروهای امنیتی افغانستان به دلیل ترک از وظیفه و یا تلفات با کاهش چشمگیر بیش از ده فیصدی طی یک سال گذشته مواجه بوده است.

    از این رو، به راحتی می توان گفت که استراتژی آمریکا در قبال افغانستان که همانا ساختن و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان برای دفاع از دولت می باشد، شکست خورده است.

    بر علاوه جنگجویان طالبان، دشمنان افغانستان شامل جنگجویان دیگری نیز می باشند که برخی از آنها با گروه داعش وابسته هستند. درست همانند اتفاقات در عراق، گروه داعش توانسته از درگیری ها در افغانستان به نفع خود سود ببرد و خود را وارد معادله جنگ کند و مردم را با شیوه های موثری قتل عام نماید. تازه ترین خودنمایی گروه داعش در افغانستان، اجرای یک حمله تروریستی دو مرحله ای بود که در آن دست کم 26 تن به شمول 9 خبرنگار جان خود را از دست دادند و نزدیک به 50 تن دیگر زخمی شدند.

    منبعی قابل اعتماد و دقیق وجود ندارد که بتوان به موجب آن گفت که چه مقدار از اراضی افغانستان دقیقا تحت کنترل جنگجویان طالبان و یا داعش می باشد. شهر کابل که با نیروهای خارجی محاصره شده در دستان دولت است، اما این امر برای دیگر نقاط کشور این طور نیست.

    بخشی از موانع سد راه آمریکا و دولت افغان برای موفقیت را می توان به فساد و ماهیت حکمرانی قبیله ای در افغانستان نسبت داد. هر آمریکایی که در افغانستان کار کرده باشد، نسبت به ماهیت هرج و مرج و وحشیانه حکمرانی در افغانستان شهادت می دهد. (البته اگر آن آمریکایی خود از این هرج و مرج ها منفعت مالی نبرده باشد.)  جنگ سالاران مناطق زیادی را تحت کنترل دارند. زنان در عرصه حضور ندارند و سو استفاده های جنسی از کودکان امری عادی است.

    در حال حاضر هیچ مذاکره و گفتگویی میان جناح های افغانستان به شمول طالبان وجود ندارد. گروه داعش را هنوز ذکر نمی کنیم، اما برای خاتمه جنگ و برطرف شدن مشکلات در افغانستان، سرانجام نیاز است که به این گروه هم به طور موثری رسیدگی گردد. موضوع برگزاری انتخابات پارلمانی هم در حال حاضر یک نکته انحرافی است.

    چه کسی واقعا تمایل دارد که این همه مشکلات را در افغانستان حل و فصل کند؟ آمریکا هم که اگر بخواهد این وظیفه را به دوش بگیرد به مقدمه ای برای خروج او از جنگی هم اکنون بسیار طولانی خواهد انجامید. نظامیان آمریکایی با دستگاه های شناسایی از آسمان می توانند به دنبال نشانه هایی از حملاتی مشابه یازدهم سپتامبر در افغانستان باشند؛ پس چرا بمانند؟

  • آقای رئیس جمهور! کسی روی کاغذ به دنبال تکه های گم شده عزیزش نیست

    آقای رئیس جمهور! کسی روی کاغذ به دنبال تکه های گم شده عزیزش نیست

    محتوای این نوشته که از صفحه ی شخصی فردی به نام ریحان در فیس بوک برداشته شده است، این طور می نویسد:

    آقای رییس جمهور سلام!

    حدس می‌زنم چند ساعت پیش کاغذی روی میزت گذاشتند که خبر کشته شدن دهها تن را در حمله انتحاری شش درک می‌داد و باز هم کاغذی دیگری که خبر قطعه قطعه شدن کودکان قندهار را و این گونه تو مرگ را روی کاغذ می‌بینی!

    آقای رییس جمهور! این تمام قصه نیست! این گوشه‌ی کم آزار قصه است. روی کاغذ کسی به دنبال تکه های گم شده عزیزش نیست. روی کاغذ کودکی به دنبال پدر قطعه قطعه شده اش نمی‌گردد. روی کاغذ مادری به دروازه ی خانه اش نیمی از پیکر جوانش را تحویل نمی‌گیرد. روی کاغذ نمی‌شود سرگردانی ها و دردهای کودکی که پدرش را تکه تکه کرده اند را دید. روی کاغذ دردها را نمی‌توان نوشت و نه می‌توان خواند.

    آقای رییس جمهور! بیا برای یک بار هم که شده ببرمت بیرون کنار صحنه‌ی جنایت. آنجا که جسد ها روی هم افتاده است. دود و اتش همه جا را پوشانده است و صدای ناله ی مجروحین بلند است که هی کمک می‌طلبند. کسی آخرین نفس هایش را می‌کشد. توده ای از جسدها روی هم افتاده‌اند. در گوشه‌ی دستی جدا شده از پیکر می‌بینی! دستی که به نظر می‌رسد دست پیرمردی‌ست. درست فهمیدی! بر کف دستش رد دسته‌ی گاری هنوز فهمیده می‌شود. او در این سالها روزانه شانزده ساعت خیابانهای کابل را گاری کشیده تا شب برای نوه های یتیمش نان ببرد. تمام رنج و درد جهان را به تنش ریخته است و با تن فرسوده از پیچ و خم موترهای زره دزدان نان و حرمتش خیابانهای کابل را به دنبال تکه نانی دویده است. آنسو تر پیکر جوانی غرق در خون افتاده است. طولی نمی‌کشد که همسر جوانش دست دو کودک خوردسال را گرفته و به دیدار این تن غرق خون می آید. دو کودک کنار پیکر پدر جوان شان زانو می‌زنند و تمام گرسنگی ها، محرومیت ها و دردهای سالهای بعد فقدان پدر را فریاد می‌کشند. زن جوان پیکر قطعه قطعه شده ی همسرش را برای آخرین بار در آغوش می‌گیرد و جیغ می‌کشد و جیغ می‌کشد تا همه ی دنیا درد از دست دادن عزیزان شانرا بدانند. مادری با قد خمیده به پیکر بی جان جوانش نزدیک می‌شود. خیره به قامت رعنای جوانش نگاه می‌کند. دشوار است باور اینکه دیگر آن سرو قامت تکان نمی‌خورد. انگار خوابیده درست مثل کودکی هایش که هنگام خواب مادر به صورت ماهش خیره می‌شود. این بار اما مادر به سختی باور می‌کند که دیگر جوان سرو قامت بیدار نمی‌شود.

    آقای رییس جمهور! هر پیکر افتاده در این صحنه ی خونبار داستانی بلند دارد. داستانی که نمی‌شود روی کاغذ دید. خیلی وقت است که هیچ کاغذی توان تحمل این دردها را ندارد،برای همین کسی تقلا نمی‌کند بنویسد شان.

    درون دیوارهای ارگ، یعنی جای که تو نشسته ای،دردهای ریخته در خیابان‌ها این مملکت افسانه‌ی بیش نیست،این است که آنجا فقط آمارها را می‌نویسند.

    منی که امروز آوردمت کنار این پیکرهای به خون خفته‌،خودم دو کودک دارم. همسرم را از دست داده‌ام. سالهاست با گرسنگی و درد و محرومیت‌ها، کودکانم را بردوش گرفته از کوچه‌ی به کوچه‌ی دیگر کابل آواره می‌گردم و هر صبح نگران نان شب شان هستم. اما این تمام نگرانی و درد من نیست. درد من این است که اگر روزی، مثلا یکی از همین روزها در میان انبوه پیکرهای تکه تکه شده، در کادر یک عکاس پیکر من باشد، به سر کودکان من چه خواهد آمد.

    آقای رییس جمهور! این یک قصه نیست. من می‌ترسم. می‌ترسم از این‌که در این سرزمین مملو از وحشت بعد من کودکانم به کجا بروند.

    آقای رییس جمهور! اینجا در همین مملکتی که تو رهبرش هستی دهها هزار کودک درد بی‌کسی را به شانه های کوچک شان حمل می‌کنند.

    آقای رییس جمهور! ما افسانه نیستیم! ما واقعیت داریم. واقعیتی که درد و تلخی اش استخوان آدم را خاکستر می‌کند.

    آقای رییس جمهور! بیا تمام قصه را بفهم. این داستان دارد بنیاد ما را می‌کند.

  • شمار نیروهای امنیتی افغانستان طی یک سال گذشته 10 فیصد کاهش یافته است

    شمار نیروهای امنیتی افغانستان طی یک سال گذشته 10 فیصد کاهش یافته است

    این گزارش اداره سیگار تصویری غم انگیز از وضعیت امنیتی افغانستان نشان می دهد و از سویی درست در زمانی منتشر می گردد که پنتاگون مدعی است که پیشرفت سربازان افغان و نیروهای ناتو به رهبری آمریکا در افغانستان سیر صعودی دارد.

    همچنین این گزارش در حالی منتشر می گردد که کابل روز گذشته (دوشنبه) بار دیگر شاهد یک رویداد مرگبار دیگر تروریستی بود که در آنها بیش از 25 تن به شمول 9 خبرنگار جان خود را از دست دادند و نزدیک به 50 تن دیگر زخمی شدند.

    براساس این گزارش، شمار نیروهای امنیتی افغانستان به شمول پولیس ملی و اردوی ملی طی یک سال گذشته در حدود 10 فیصد کاهش یافته و هم اکنون این رقم به 296،409 تن تا تاریخ 31 ماه جنوری 2018 رسیده است.

    این در حالیست که جنگجویان طالبان و داعش طی چند ماه گذشته حملات شان را علیه قوای امنیتی افغانستان که درگیر مسایلی دیگر چون فرسایش و یا فساد نیز هستند، بشدت افزایش داده اند.

    نظامیان آمریکایی پیش از این به اداره سیگار گزارش های مرتبط با آمار تلفات قوای امنیتی افغانستان را ارائه می کردند، که چیزی در حدود 5 هزار تن در هر سال بود؛ اما هم اکنون این اطلاعات به درخواست دولت افغانستان در طبقه بندی محرمانه قرار گرفته است.

    از سویی، طالبان و دیگر گروه های شورشی هم اکنون کنترل و یا نفوذ در تقریبا 14.5 فیصد از 407 ولسوالی افغانستان را دارند، که به قول اداره سیگار، بالاترین آماریست که این اداره از سال 2015 تاکنون به ثبت رسانیده است.

    دولت افغانستان نیز تنها کنترل بر 56.3 فیصد از ولسوالی ها دارد و متباقی اراضی در دسته «در حال نزاع» قرار می گیرد.

    گزارش اداره سیگار می نویسد: «روند کلی فعالیت های شورشیانه همچنان در حال افزایش است به طوری که از ماه اگست سال 2016 که 9 درصد اراضی افغانستان تحت کنترل و یا نفوذ شورشیان بود، به 12 درصد در ماه جنوری 2018 رسید.»

    همچنین براساس گزارش، همزمان با افزایش فعالیت های نیروی هوایی افغانستان و کاهش حملات هوایی نیروهای ناتو در افغانستان، شمار مرگ و میر غیرنظامیان ناشی از درگیری ها نیز افزایش یافته است.

    بدین ترتیب، واقعیت در میدان های جنگ افغانستان از آن چیزی که پنتاگون در گزارش هایش ارائه می کند و می گوید که طالبان خسته از جنگ شده و عناصری را برای پیشبرد مذاکرات صلح فراهم کرده است، کاملا متفاوت می باشد.

    روز گذشته ده خبرنگار در دو حمله متفاوت در افغانستان جان خود را از دست دادند که مرگبارترین روز در تاریخ رسانه های افغانستان از سال 2001 تاکنون بوده است.

    حوالی ساعت هشت صبح روز گذشته (دوشنبه) دو انفجار انتحاری پیاپی در منطقه شش درک شهر کابل بیش از 25 تن به شمول 9 خبرنگار را به شهادت رساند، که خود تنهایی مرگبارترین حمله به رسانه های افغانستان از زمان سقوط رژیم طالبان بود.

    گروه تروریستی داعش که هم اکنون جای پای خود را در افغانستان باز کرده است، در پیامی مسئولیت این رویداد را به عهده گرفت.

  • کشتار هزاره ها در افغانستان، موثریت سیاسی را زیر سوال برده است

    کشتار هزاره ها در افغانستان، موثریت سیاسی را زیر سوال برده است

    منابع دولتی مدعی شدند که این مهاجم وابسته به گروه داعش بود. در این رویداد دست کم 70 تن به شمول کودکان و زنان جان خود را از دست داده و بیش از یک صد تن دیگر زخمی شدند. عکس های این رویداد آن قدر وحشتناک و دردآور است که نمی توان به آسانی آنها را تماشا کرد.

    این اما اولین باری نبود که یک مهاجم انتحاری، هزاره ها را در کابل هدف قرار می دهد. یک مهاجم انتحاری دیگر چند هفته قبل از آن نیز در حین مراسم تجلیل از سالروز کشته شدن (شهادت) عبدالعلی مزاری، آنها را هدف قرار داد. لازم به ذکر است که گروه طالبان عبدالعلی مزاری را در سال 1995 کشت. گفته می شود که طالبان وی را از هلی کوپتر به بیرون پرت کردند.

    جنگجویان مسلح تحت نام طالبان و یا گروه داعش، هزاره ها را اغلب در جاده های کشور هدف قرار می دهند. برای مثال جنگجویان طالبان اغلب به جاده ها می آیند تا موترهای مسافربری را ایستاد کنند و به دنبال هزاره ها بگردند. و اگر پیدا کنند، همان جان اعدام شان می کنند.

     

    انعطاف پذیری هزاره ها با وجود تبعیض ها

    جامعه هزاره طی کل تاریخ افغانستان همواره با تبعیض های متفاوت دولتی مواجه بوده اند. از پادشاهان وحشی گرفته تا حاکمان قبلی همواره هزاره ها را به عنوان یکی از اصلی ترین اهداف خود قرار داده اند. حتی زیاد جای دوری نرویم؛ هزاره ها طی دهه 90 میلادی از سوی گروه طالبان در نواحی مرکزی و شمالی کشور همواره با خشونت های فراوان دست و پنجه نرم می کردند؛ گرچه این موضوع را نیز نباید فراموش کرد که برخی از جنگجویان هزاره نیز متهم به برخی رفتارهای وحشی گرایانه درطی سال های جنگ داخلی هستند.

    اما با وجود تمامی این تبعیض ها و هدف قرار گرفتن ها، جامعه هزاره در مواجهه با ظلم و عقب ماندگی، انعطاف پذیری بی سابقه ای از خود به نمایش گذاشته که در خور تقدیر می باشند. بدون شک، آنها پیشتازان تغییرات اجتماعی در افغانستان هستند. تنها با قدم زدن در محله های آنان در شهر کابل، می توان این تغییر را احساس کرد. آنها با حداقل ترین فرصت های بدست آمده شان، سبک و معیارهای زندگی شان را تغییر داده اند.

    همچنین، آنها اولین کسانی بوده که با اشتراک گسترده در انتخابات و یا برگزاری تظاهرات اجتماعی مسالمت آمیز، دموکراسی را در افغانستان پیاده ساخته اند. از این رو، از آنها نه تنها باید حفاظت کرد، بلکه آنها را به عنوان مدلی در تغییر اجتماعی افغانستان، تقویت نیز باید کرد.

    من خود از قومیت هزاره نیستم که بخواهم با این گفته های ناسیونالیسمی خود را درگیر تحقق پیشگویی های خود کرده کنم. اما واقعا دشوار است که انکار کنیم که این جامعه به مانند ستاره ای درخشان در آسمان تاریک افغانستان نبوده است.

    پیش رانان موثریت سیاسی در افغانستان

    در ماه اسد سال 1395 خورشیدی، آنها به سرک ها آمده تا علیه تصمیم محمد اشرف غنی رئیس جمهور کشور مبنی بر تغییر مسیر خط انتقال برق ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان موسوم به «توتاپ» تظاهرات کنند. آنها معتقد بودند که تصمیم برای تغییر این خط انتقال برق، سیاسی بوده که می خواهد مناطق مرکزی افغانستان که عمدتا ساکنان آنها هزاره ها هستند، همچنان محروم بمانند.

    آنها چندین روز پیش از برپایی تظاهرات شان اعلام کرده بودند که در چنین روزی تظاهرات شان را برپا می کنند. دولت اما در جواب آنها، با استفاده از شمار زیادی کانتینر به مسدود کردن راه های منتهی به ارگ ریاست جمهوری پرداخت و هشدارهای امنیتی مبنی بر وقوع بالقوه حملات انتحاری صادر کرد.

    آنها با اطمینان کم به سرک ها آمده و تظاهرات شان را برپا کردند، که اما با چندین انفجار انتحاری مواجه شدند و شمار زیادی از آنها جان خود را از دست داد و صدها تن دیگر زخمی شدند.

    برخی از تظاهرات کنندگان، دولت اشرف غنی را متهم به تحریک سازی تروریستان و غفلت در تامین امنیت آنها کردند.

    به دنبال این حمله مرگبار، دولت آقای غنی انگشت اتهام را به سوی برگزار کنندگان اصلی این تظاهرات دراز کرد، و توجهات را از غفلت وظیفه ای دولت برای تامین امنیت حداقلی شهروندان به منظور استفاده از حقوق اساسی شان منحرف ساخت.

    این در حالیست که در تظاهرات برپا شده، عکس هایی دیده می شود که زنان و مردان، شاخه های گل رز به نیروهای امنیتی مستقر در مسیر تظاهرات شان تقدیم می کنند. همچنین، آنها یک تیم مشخصی را سازماندهی کرده بودند که کثافات و زباله های پشت سر تظاهرات کنندگان را بر روی سرک ها جمع آوری کنند. این گونه رفتارهای اجتماعی کاملا در افغانستان غیرمعمول هستند. تمامی این ها در حالی است که آنها در گذشته نیز تجارب تلخی از برپایی تظاهرات های مسالمت آمیزشان داشته اند.

    در ماه عقرب سال 1394 خورشیدی، آنها با حمل پیکرهای هفت تن که توسط شورشیان سربریده شده بودند، تظاهرات گسترده ای را در مقابل ارگ ریاست جمهوری برپا کردند. دختر کوچکی به نام «تبسم» میان کشته شدگان بود. مارش تظاهرات آنها به سوی ارگ ریاست جمهوری بود تا از رهبران دولت طلب عدالت کنند؛ اما به محض رسیدن به دیوارهای بلند ارگ ریاست جمهوری، تنها چیزی که نصیب شان شد، گلوله های محافظان ارگ بود که چندین زخمی برجای گذاشت.

    با تمامی این چالش ها، جامعه هزاره در افغانستان به معنای واقعی کلمه قهرمانان جنبش های اجتماعی هستند. آنها اولین کسانی بودند که توانستند سازمان یافته ترین تظاهرات مدنی را بر پا نمایند تا نشان دهند که چگونه می توان با وجود انتحارها و بی توجهی های دولت، حقوق اساسی را پیاده کرد.

     

    جانبداری قومی

    اخیرا برخی از فعالان جامعه مدنی مدعی شده اند که دولت هزاره ها را نادیده گرفته و مشخصا و به طور کاملا اختصاصی روی گروه طالبان تمرکز کرده است. درست است که تلاش های در راستای صلح باید همچنان ثابت و پابرجا بمانند، اما این بدان معنا نیست که این تلاش ها به نوعی رنگ سیاسی به خود بگیرد که یک جناح بر جناح دیگری ترجیح داده شود، آنهم در کشوری نا جور مانند افغانستان.

    از زمانی که دولت پیشنهاد صلحش را به طالبان ارائه کرده و کنفرانس بین المللی تاشکند برای افغانستان نیز برگزار شده، محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان دو بار به جنوب مسافرت کرده است؛ مناطقی که اکثر از قومیت خود او یعنی پشتون ها می باشند. او در دو سفر ولایتی به ولایات خوست و پکتیا رفت و بر علاوه افتتاح و گشایش چندین پروژه زیرساختی و اقتصادی از ساکنان این ولایات خواست تا در انتخابات پیش رو اشتراک نمایند. آقای غنی همچنین در این دو ولایت که طالبان نیز حضوری قوی در آنجا دارند، از جنگجویان آنها نیز خواست تا در پروسه انتخابات اشتراک نمایند؛ گرچه تاکنون این جنگجویان این درخواست آقای غنی را رد کرده اند.

    درست بر خلاف آن، آقای غنی در حفاظت از مردمی که خودخواسته چنان شوری برای استفاده از حقوق اساسی شان در جامعه دارند و تاکنون نیز حضور گسترده در مراکز ثبت نام رای دهندگان داشته، ناکام بوده است. حمله بر مرکز ثبت نام رای دهندگان در غرب کابل، تنها حمله ای نبوده که یک مرکز این چنینی با مراجعان عمدتا هزاره را هدف قرار می دهد. درست چند روز قبل از آن، چندین فرد مسلح یک مرکز دیگر در ولایت غور حمله کردند. ولایت غور نیز عمدتا هزاره نشین است.

    اگر دولت وحدت ملی در تامین امنیت غیرنظامیان در کلان شهرهای افغانستان ناکام و ناتوان است، این دولت چگونه می خواهد امنیت رای دهندگان را در مناطق تحت کنترل طالبان فراهم نماید!

    انکار این موضوع که هزاره ها هم اکنون پیشتازان قوه اجتماعی برای تحقق دموکراسی در افغانستان هستند، و یا خاموش کردن صدای عدالت خواهی آنها و یا رها کردن آنها در دامن تروریستان، از جمله موارد بارز و آشکار تبعیض می باشند که هزاره ها در قرن بیست و یکم در حال تجربه هستند.

    دولت وحدت ملی افغانستان عمدا و یا غیرعمد در تامین امنیت ناکام بوده، واقعا هزاره ها را آماج حملات قرار داده است. از وظایف اخلاقی جامعه جهانی که نمایندگی های متفاوتی در افغانستان دارد، است که از این پیشتازان تغییرات اجتماعی حفاظت نماید.

    حمله علیه هزاره ها نه تنها نوعی ستمکاری در حق آنها است، بلکه این حملات در واقع موثریت سیاسی افغانستان را که نیازمند حمایت مداوم است، زیر سوال می برد.

    اگر دموکراسی در افغانستان بار دیگر بمیرد، افغانستان بار دیگر به میدان جنگ های داخلی تبدیل می گردد که کشور را به عصر حجر می برد.

    گلوب پست/ عیسی خان ایوبی

  • حمله مرگبار غرب کابل در شورای امنیت سازمان ملل بررسی گردد

    حمله مرگبار غرب کابل در شورای امنیت سازمان ملل بررسی گردد

    عبدالرئوف ابراهیمی رئیس مجلس نمایندگان امروز (چهارشنبه) به کمیسیون روابط بین الملل مجلس دستور داد تا جوانب حقوقی آن را آماده کرده و به مجلس ارائه کند تا مجلس نیز پس از تصمیم گیری، آن را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه کند.

    آقای ابراهیمی تاکید کرد که این رویداد جنایتی علیه بشریت می باشد و دولت نیز باید اراده جدی برای بررسی این رویداد مرگبار از خود نشان دهد.

    لازم به ذکر است که یک مهاجم انتحاری خود را در یک مرکز ثبت نام رای دهندگان در منطقه «مهتاب قلعه» دشت برچی در غرب کابل منفجر کرد. در این رویداد دست کم 70 تن جان خود را از دست داده و بیش از 120 تن دیگر زخمی شدند. اکثریت قربانیان این حادثه مرگبار از قومیت «هزاره» افغانستان بودند.

    گروه داعش در پیامی مسئولیت این رویداد را بر عهده گرفت.

    عبدالقیوم سجادی یک عضو کمیسیون روابط بین المللی مجلس در این خصوص گفت که شورای امنیت سازمان ملل متحد براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد مکلف می باشد تا چنین رویدادهایی را به عنوان جنایت علیه بشریت در دستور کار بررسی خود قرار دهد.

     

  • 50 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان؟ ترامپ باید تصمیم بگیرد

    50 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان؟ ترامپ باید تصمیم بگیرد

    مقامات اطلاعاتی و امنیتی آگاه از استراتژی جدید گفته اند که این استراتژی ماه گذشته (ماه آپریل) مطرح گردید که در آن تخمینی از نیاز واقعی شمار سربازان آمریکایی در افغانستان در بخش های مختلف استراتژیک مورد بررسی قرار گرفته است. در این استراتژی آمده است که اگر طرح بلندپروازانه جنگی آمریکا که توسط کمیته امنیت ملی این کشور تایید شده، از سوی دونالد ترامپ نیز مورد تایید واقع گردد، بیش از 50 هزار سرباز آمریکایی جدید نیاز است.

    این استراتژی در صورت تصویب، آمریکا را وارد فصل دیگری از جنگ و در همکاری عمیق تری با دولت افغانستان در راستای مبارزه علیه طالبان قرار می دهد.

    استراتژی جدید از سوی نهادهای اطلاعاتی آمریکا، افزایش چشمگیر شمار سربازان آمریکایی را به نسبت 8400 سرباز فعلی در سر می پروراند؛ حتی فراتر از استراتژی قبلی که در آن ذکر شده بود 5 هزار سرباز دیگر به جمع نیروهای آمریکایی در افغانستان اضافه گردد.

    یکی از دلایلی که می توان برای نیاز به افزایش سربازان آمریکایی در این استراتژی گمان زد اینست که تاکنون آمریکا برای ایفای نقش حمایتی اش از نیروهای امنیتی افغانستان، متکی به قراردادی ها بوده است. استفاده از قراردادی ها برای کارهایی چون حفاظت و نگهداری از وسایط نقلیه و یا دیگر خدمات لوجیستکی به این معناست که نیروهای آمریکایی که به عراق و سوریه اعزام شده اند، تمرکز بیشتری بر جنگ و آموزش نیروهای محلی دارند. این کار، شمار کلی سربازان آمریکایی را به نحوی پایین نگه داشته، در حالیکه جنگ را برای آمریکا پر هزینه تر کرده است.

    سخنگوی دفتر شورای امنیت ملی آمریکا تاکنون در خصوص این گزارش اظهار بی اطلاعی کرده، اما دیگر مقامات آمریکایی آگاه از این موضوع گفته اند که دونالد ترامپ تلویحا تمایلی از خود برای شدت بخشیدن به طولانی ترین جنگ آمریکا نشان نداده است. در واقع ترامپ با اشاره به تاریخ به نزدیک ترین مشاوران و دستیارانش گفته که قدرت ها و امپراطوری های بزرگی چون اسکندر مقدونی و یا امپراطوری انگلیس در طول تاریخ نتوانسته اند که افغانستان را به رام خود در آورند.

    مک مستر مشاور امنیت ملی ترامپ اما طی پنج هفته گذشته سعی کرده با لابی گری های مختلف و با ارائه تصاویری از کابل طی دهه 1970، تصویری متفاوت از افغانستان نشان دهد. این تصاویر که همه به نوعی کابل را به مانند یک شهر مدرن در آن زمان نشان می دهند، پیش از تهاجم شوروی در 1979، پیش از ظهور مجاهدین طی دهه 1980 که شوروی ها را اخراج کردند، و پیش از ورود طالبان در دهه 1990 و اوایل دهه 2000 که مامنی برای القاعده پیش از حمله یازدهم سپتامبر را به تصویر می کشند.

    به گفته ی مقامات آمریکایی آگاه از این طرح مک مستر، پیغام او بسیار ساده است: تقدیر افغانستان این نیست که به راحتی به مکانی امن برای تروریستان و جنگ سالاران تبدیل شود. مک مستر همچنین معتقد است که ماموریت مبارزه علیه تروریسم علیه طالبان و دیگر گروه های بنیادگرا در افغانستان در واقع مشروط بر موفقیت دولت افغانستان است.

    اما در این مورد اخر، هیچ ضمانتی وجود ندارد. گرچه طالبان تاکنون موفق نبوده اند که یک مرکز اصلی و پرجمعیت کشور را تحت کنترل خود بگیرند، اما این گروه به خوبی توانسته نفوذ و کنترل خود را از زمان خروج نیروهای خارجی دست کم در مناطق روستایی افزایش دهد. یک مقام امنیت ملی آمریکا وضعیت فعلی در افغانستان را «باخت تدریجی» توصیف می کند که از دولت باراک اوباما به دونالد ترامپ میراث رسیده است. وی می گوید اگر منابع خارجی به افغانستان سرازیر نگردند، طالبان در نهایت دولت را تصرف می کنند.

    هفته گذشته، جنرال «وینسنت استورات» رئیس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا گفت که جنگ حال حاضر بین دولت افغانستان و طالبان در «بن بست» قرار دارد، و این بن بست به نفع شورشیان تقلیل خواهد یافت. «بنابراین، باید کاری متفاوت از آنچه تاکنون انجام داده ایم، انجام دهیم.»

    «جک کین» جنرال چهارستاره بازنشته ارتش آمریکا که از طرفداران سیاست مک مستر است می گوید که حمایت از دولت افغانستان نه تنها بهترین نقشه است، که شانس پیروزی را نیز دارد. «در نظر سنجی های مختلف طی سال ها مشخص شده که هفتاد الی هشتاد فیصد مردم افغانستان، طالبان را نمی خواهند. حمایت از یک دولت که با وجود نواقص و با وجود سطح بالای فساد، همچنان در تلاش برای تامین نیازهای مردمش است، می تواند همچنان قابل قبول باشد.»

    در کل، حق با جک کین است؛ اما ترامپ تاکنون از تصمیم گیری قاطع برای پر رنگ کردن حضور نظامی همانطور که کمیته شورای امنیت ملی آمریکا پیشنهاد می کند، خودداری کرده است. مک مستر امیدوار بود که بتواند طرح کاملش را در این خصوص در اوایل ماه «می» به دونالد ترامپ ارائه کند، و ترامپ نیز آن طرح را در نشست سران کشورهای عضو ناتو در تاریخ 25 ماه می مطرح کند و از متحدینش بخواهد که برای یک استراتژی منسجم در افغانستان سهم بیشتری نسبت به قبل بگیرند. اما مقامات کاخ سفید می گویند که ظاهرا دونالد ترامپ در هفته اول ماه «می» (ماه پنجم میلادی) وقت کافی برای اختصاص به موضوع افغانستان ندارد.

    می دانیم که ترامپ بسیار سرش شلوغ است. از سفرهای خارجی او گرفته تا اتهامات اخیر علیه او مبنی بر اینکه اطلاعات طبقه بندی شده مهمی را با وزیر خارجه روسیه در میان گذشته، این طور بنظر می رسد که کاخ سفید مجبور است به مسایل بسیار اضطراری تری رسیدگی کند. اما با شروع شدن تدریجی فصل نبرد برای طالبان، دولت افغانستان از زمان کافی برخوردار نیست.

    الی بلیک/ بلومبرگ

  • جلسه شورای عالی اقتصادی در مورد شیرهای شرکت «نسلی» بحث کرد

    جلسه شورای عالی اقتصادی در مورد شیرهای شرکت «نسلی» بحث کرد

    دفتر ریاست جمهوری با نشر خبرنامه ای نوشته است که شورای عالی اقتصادی امروز (یکشنبه) تحت ریاست محمد اشرف غنی در ارگ برگزار شد که در آن به بحث درباره قرارداد شرکت های «نسلی» و «حبیب گلزار» پرداخت.

    این جلسه در حالی برگزار می شود، که چند ماه پیش گزارش هایی از سوی برخی مقامات محلی مبنی بر سمی بودن شیرهای شرکت «نسلی» منتشر گردید.

    جلسه شورای عالی اقتصادی در این جلسه به بحث در مورد سرمایه گذاری دو شرکت یاد شده و ضرر و زیانی که این دو شرکت پس از انتشار این گزارش های تایید نشده متحمل گردیدند، پرداخت.

    دفتر ریاست جمهوری افزوده، که در گزارش شرکت حبیب گلزار تصریح گردیده که در سال 2015 ، این شرکت در توافق با شرکت «نسلی» توافق کرده بود تا طی پنج سال آینده برای محصولات شرکت نسلی در داخل افغانستان، مبلغ 60 میلیون دالر سرمایه گذاری می کند.

    بربنیاد خبرنامه ارگ، در گزارش شرکت حبیب گلزار علاوه شده که در سال 2017 ، اولین پروژه این شرکت با سرمایه ابتدایی 30 میلیون دالر جهت تولید شیرخشک، شیرمایع و قیماق شروع به فعالیت نمود. اما در ماه دسامبر ۲۰۱۷ گزارش های تأیید ناشده، مبنی بر زهری بودن مواد تولیدی شرکت متذکره از جانب برخی نهادهای دولتی، ضربه ای جدی به اعتبار این شرکت وارد نمود.

    دفتر ریاست جمهوری علاوه می کند که مسئولین کمپنی متذکره از حکومت می خواهند تا با مسئولینی که غیر مسئولانه و بدون کنترل، شایعاتی را نشر نموده اند برخورد قانونی صورت گیرد و نیز برای این شرکت، اعاده حیثیت گردد.

    جلسه، پس از بحث های همه جانبه فیصله کرد که موضوع کمپنی «نسلی» سوئیس و حبیب گلزار به گونۀ جدی مورد بررسی قرار گیرد و نیز برای کمپنی یاد شده اعاده حیثیت شود.

    رئیس جمهور دراین زمینه گفت که حکومت از سرمایه گذاری بخش خصوصی در همه بخش ها حمایت و تقویت همه جانبه می کند.

    همچنین جلسه فیصله کرد که باید میکانیزم مشخصی برای تصمیم گیری وجود داشته باشد تا افراد، ادارات و گروه ها به گونه خودسرانه در مورد فعالیت شرکت ها، قضاوت و تصمیم گیری نکنند و هر تصمیم باید در مطابقت با قانون اجراآت باشد.

    دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری همچنین می نویسد که در بخش دوم آجندای جلسه شورای عالی اقتصادی، مسوده قانون خط آهن افغانستان از سوی اداره خط آهن کشور به جلسه مطرح گردید و پس از بحث های همه جانبه، فیصله به عمل آمد که مسوده جهت نهایی شدن به کابینه ارجاع گردد.

    در ادامه نیز، شورای عالی اقتصادی روی گزارش سفر هیئت مختلط افغانستان به ازبکستان بحث نمود.

    شهزاد آریوبی وزیر مخابرات و تکنالوژی، محمدحمید طهماسی وزیر ترانسپورت و امان الله غالب رئیس دافغانستان برشنا شرکت، حین ارائه جزییات گزارش متذکره، سفر هیئت افغانستان را به ازبکستان با دستاورد خواندند.

    جلسه تأکید کرد که کشورهای آسیای میانه به ویژه ازبکستان برای افغانستان اهمیت ویژه ای دارد و در هر زمینۀ که نیاز به همکاری و حمایت دولت افغانستان باشد، اقدامات اساسی روی دست گرفته شود و نیز همکاری های اقتصادی، تجارتی و اتصال منطقه ای در اولویت کار حکومت افغانستان قرار دارد.

    در جزییات این گزارش آمده است که در چارچوب کمیسیون های دوجانبه اقتصادی و تجاری میان دو کشور، هیئت دولت افغانستان در سفر به ازبکستان روی موضوعات، پروژۀ خط آهن مزار-هرات، انرژی برق و ترانزیت برق ازبکستان به جنوب آسیا، جلب سرمایه گذاری در بخش صنایع نساجی و خریداری اقلام عمده دولتی از ازبکستان و همکاری های فرهنگی و گمرکی با مقامات عالی رتبۀ آن کشور بحث و توافقاتی به دست آمده است.

  • توزیع زمین های قوریغ به حکمتیار از سوی دولت با هدف ناامن ساختن دشت برچی است

    توزیع زمین های قوریغ به حکمتیار از سوی دولت با هدف ناامن ساختن دشت برچی است

    داکتر جعفر مهدوی عضو مجلس نمایندگان در صفحه اجتماعی اش نوشت است که طرح واگذاری زمین های کوه قوریغ در غرب کابل به حزب اسلامی شاخه گلبدین حکمتیار از سوی دولت با هدف ناامن ساختن منطقه دشت برچی و کوچاندن ساکنان آن برنامه ریزی شده است.

    آقای مهدوی افزوده است: «بیرون کردن هزاره جات از زندان طبیعی از شعارهای مهم انتخاباتی تیم تحول و تداوم به رهبری آقای غنی بود اما پس از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، حلقه ماجراجو و فاشیست ارگ در یکی از نخستین اقدامات تبعیض آمیز خود با تغییر مسیر لین 500 کیلوولت ترکمنستان از مسیر بامیان – میدان به سالنگ، حلقه محاصره اقتصادی هزاره جات را تنگ تر کرده و با اعمال سیاست تبعیض سیستماتیک علیه بخش بزرگی از شهروندان کشور و گوش ندادن به صدای عدالت خواهی میلیون ها شهروند کشور، زمینه بروز فاجعه انسانی در دوم اسد سال 1395 در میدان دهمزنگ را فراهم کرد.»

    این عضو مجلس می افزاید: «حکومت وحدت ملی از آغاز، اقدامات خزنده ای را برای تصفیه ادارات دولتی از حضور اندک هزاره ها در بدنه اداری حکومت تشدید کرد و از نظر امنیتی نیز با سر باز زدن از تأمین امنیت اجتماعات مدنی، گردهمایی ها، اماکن عمومی و مساجد، دست تروریزم را برای کشتار پیر و جوان و زن و مرد هزاره بازگذاشت. حکومت نه تنها برای بیرون کردن هزاره جات از زندان طبیعی به تأمین امنیت راه های مواصلاتی هزاره جات اقدام نکرد بلکه با ایجاد فشار روانی و همراهی تلویحی با تروریزم، غرب کابل و به ویژه «دشت برچی» را به زندان بزرگی برای میلیون ها باشنده پایتخت بدل کرده است.»

     

    به گفته ی وی، «اکنون نیز حلقه فاشیست ارگ با واگذاری زمین های پای کوه قوریغ به حزب اسلامی شاخه حکمتیار(حزب اسلامی در وزارت عدلیه رسما به رهبری عبدالهادی ارغندیوال ثبت است.) به دنبال تشدید فشار روانی بر ساکنان غرب کابل و «دشت برچی» است. رئیس جمهور در آخرین اقدام در پوشش اجرایی کردن «تفاهمنامه صلح حکومت و حزب اسلامی شاخه حکمتیار» بر خلاف صریح ماده شصت و ششم قانون اساسی که رئیس جمهور را از فروش و اهدای ملکیت های دولتی بدون حکم قانون منع کرده و در مخالفت با ماده بیست و چهارم قانون احزاب سیاسی که استفاده از موقف حکومتی به نفع یا ضرر احزاب سیاسی را منع می کند و با وجود هزاران جریب زمین در اطراف کابل؛ فرمان واگذاری زمین های پای کوه قوریغ را به حزب اسلامی شاخه حکمتیار صادر کرده و شورای امنیت ملی ذریعه مکاتبه نمبر 1869 مورخ 13/12/1396 عنوانی وزارت دفاع با استناد به هدایت رئیس جمهور خواهان اقدام جدی وزارت شهرسازی، اداره زون پایتخت و شاروالی کابل در این زمینه شده است.»

    داکتر مهدوی علاوه کرده است که «این اقدام ماجراجویانه و سیاسی با هدف اعمال فشار روانی بر میلیون ها باشنده غرب کابل، تغییر بافت جمعیتی منطقه، ناامن سازی بیشتر دشت برچی و در نهایت کوچاندن ساکنان آن طراحی شده است. به باور من این توطئه بسیار خطرناکتر از تغییر مسیر لین 500 کیلوولت بوده و به همان میزان که دست حلقه فاشیست حکومتی را برای اعمال سیاست های فاشیستی باز می کند، راه تنفس را برای بخش بزرگی از ساکنان پایتخت بسته و آنان را در محاصره امنیتی شدیدتر قرار می دهد.»

    وی در برگه اش علاوه می کند: «اینجانب با تواضع تمام از تمامی گروه ها، احزاب، نهادهای مدنی، شخصیت های سیاسی منتسب به جامعه هزاره می خواهم که با کنار گذاشتن رقابت های سیاسی خرد و کوچک و با اتحاد و همبستگی در برابر این توطئه جدید ایستاده و مانع تطبیق آن گردند. همچنین با حفظ حرمت به شخصیت های سیاسی که از مردم ما در حکومت نمایندگی می کنند، مجدانه از آنان می خواهم که اگر توان خدمت به مردم محروم شان را ندارند، دست کم مانع تطبیق طرح های فاشیستی و تبعیض آمیز علیه مردم خود شده و نقش نظاره گری در برابر اقدامات فاشیستی از هر آدرسی علیه مردم شان را کنار بگذارند.»

  • عبدالرشید دوستم به کشور باز می گردد

    عبدالرشید دوستم به کشور باز می گردد

    این منبع دولتی که خواسته نامی از او گرفته نشود، می گوید که یکی از موضوعاتی که آقای ییلدریم با سران دولت وحدت ملی در خصوص آن گفتگو کرده، مسئله بازگشت جنرال عبدالرشید دوستم به کشور بود.

    این منبع جزئیاتی در خصوص گفتگوهای ییلدریم با ارگ ریاست جمهوری در این باره ارائه نکرده، اما می گوید که جنرال دوستم به احتمال زیاد الی یک هفته دیگر به افغانستان باز می گردد.

    پیش تر نیز گزارش هایی مبنی بر گفتگوی تلفنی میان محمد اشرف غنی رئیس جمهوری و عبدالرشید دوستم مطرح شده بود.

    گفتنی است که آقای دوستم سال گذشته و پس از برخی اتهامات مبنی بر آزار جنسی یک تن از سیاسی اش به کشور ترکیه برای درمان رفت، اما از آن پس دیگر به کشور بازنگشته است.

    گرچه پس از آن که گزارش هایی مطرح گردید که از فرود هواپیمای حامل آقای دوستم به کابل جلوگیری شده، و گویا آقای دوستم اجازه ورود به افغانستان را ندارد، اما دفاتر ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری هر دو این گزارش ها را رد کرده و اعلام کردند که او هر زمان که بخواهد می تواند به کشور بازگردد.

    اما با طولانی شدن غیبت آقای دوستم، دیگر بر همگان آشکار گردید که وی به نوعی در تبعید بسر می برد.

  • «ما وجدان فروشی و معامله با پول را یاد نداریم. با منافع مردم معامله نمی کنیم»

    «ما وجدان فروشی و معامله با پول را یاد نداریم. با منافع مردم معامله نمی کنیم»

    آقای عطا محمد نور رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی امروز (پنجشنبه) در مراسم معارفه «محمداسحاق رهگذر» به عنوان والی جدید بلخ گفت که خواسته هایشان تمکین شده و از این پس در مسیر حل مشکلات حکومت و ارگ ریاست جمهوری با سایر متحدین سیاسی قرار دارند تا نظام قانونمند و مستحکم گردد.

    آقای نور همچنین در واکنش به برخی شایعات در خصوص معامله وی با ارگ در بدل چندین میلیون دالر گفت: «ما وجدان فروشی و معامله با پول را یاد نداریم. با منافع مردم معامله نمی کنیم.»

    لازم به ذکر است که عطا محمد نور روز گذشته (چهارشنبه) طی سخنانی در مراسم تجلیل از جشن نوروز اعلام کرد که توافقاتی میان او و ارگ ریاست جمهوری در خصوص رهبری ولایت بلخ بدست آمده و در روزهای آینده نهایی شده و به مردم اعلام می گردد.

    تنش ها میان ارگ ریاست جمهوری و عطا محمد نور پس از آن آغاز شد که ارگ با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که استعفای آقای عطا نور را از ولایت بلخ پذیرفته و انجینر محمد داوود را برای جانشینی او در این سمت تعیین کرده است.

    آقای عطا در این مراسم ضمن قدردانی از حمایت های مردمی طی سه ماه گذشته، گفت: «مبارزه مردم در حمایت از ما اگر به خاطر حمایت از من بود، من در کنارتان هستم، تا یک وقت طولانی همراهتان می رویم، هیچ وقت تنهای‌ تان نمی ‌گذاریم. بازی‌های سرنوشت‌ ساز زیادی در پیش روی است، انتخابات در پیش‌روی است، انتخابات آینده سرنوشت‌ ساز است، همه این‌ها، راه را بر این باز می ‌کند که ما و شما در مسیر خود با استفاده از ابزارهای مشروع حرکت کنیم.»

    وی در خصوص تنش های سه ماه گذشته افزود: «ما در سه ماه حرف‌ هایی داشتیم، مشکلات‌ها وجود داشت و به خاطر تیم و مجموعه خود انتقادهایی داشتیم، اما همیشه می ‌گفتیم که مذاکره و تفاهم! حالا مذاکره و تفاهم شده و به خواست‌های شما تمکین شده! کسانی می‌خواهند که جنگ بخرند، اما هر چیز حدی دارد.»

    آقای نور خاطرنشان کرد: «من چند سال پیش گفته بودم که از رهبری ولایت بلخ کنار می ‌روم تا راه برای جوانان و دیگران فراهم شود، من بی ‌هیچ تشویش استعفای خود را پیش کرده بودم. اما زمانی این مسأله داغ شد، که به یک باره مطرح شد، حمله چهارراهی زنبق و پس از آن حمله بر رهبری جمعیت شد و فاصله ایجاد آمد.»

    والی پیشین ولایت بلخ علاوه کرد: «آن‌ چه برای وحدت ملی و تحکیم پایه حکومت و نظام و تحکیم وحدت ملی نیاز باشد، ما آماده هستیم.»

    لازم به ذکر است که براساس توافق میان جمعیت اسلامی و ارگ ریاست جمهوری، محمد اسحاق رهگذر والی جدید بلخ و جنرال اکرم سامع به حیث فرمانده پولیس بلخ تعیین گردیدند. همچنین، قرار است داکتر «میرویس بلخی» که در حال حاضر معاون و شارژدافیر سفارت افغانستان در هند است، به عنوان وزیر معارف معرفی می شود، «نجیب آقا فهیم» رئیس امور حقوق و معاهدات وزارت امور خارجه نیز به عنوان ویز دولت در امور رسیدگی به حوادث طبیعی و محمد فرهاد عظیمی نماینده مردم بلخ در مجلس نمایندگان به حیث سفیر افغانستان در قزاقستان تعیین می شود.

  • اسحاق رهگذر و جنرال سامع به عنوان والی و فرمانده پولیس بلخ معرفی می شوند

    اسحاق رهگذر و جنرال سامع به عنوان والی و فرمانده پولیس بلخ معرفی می شوند

    گرچه طی این مدت هر از گاهی خبرهایی از منابع نامعلوم از سوی ارگ منتشر می گردید که توافقات پنهانی میان دو طرف حاصل شده است، اما هر بار آن گفته ها و گزارش ها از سوی آقای عطا محمد نور به تندی رد می شدند.

    در آخرین مورد، منابعی از ارگ اعلام کرده بودند که محمد اسحاق رهگذر به عنوان والی بلخ معرفی شده و توافق نیز حاصل گردیده است.

    اما آقای عطا محمد نور با واکنش تند اعلام کرد که هیچ توافق پیدا و پنهانی وجود ندارد و هر توافقی که صورت بگیرد به مردم اطلاع داده می شود.

    تا اینکه سرانجام، روز گذشته (چهارشنبه) و همزمان با آغاز سال جدید خورشیدی، استاد عطا نور در مراسم جهنده بالا به منظور تجلیل از جشن نوروز اعلام کرد که توافق میان وی و ارگ صورت گرفته و طی روزهای آینده نهایی شده و به مردم اعلام می گردد.

    دفتر مطبوعاتی والی بلخ امروز (پنجشنبه) اعلام کرد که «محمد اسحاق رهگذر» به عنوان والی جدید ولایت بلخ و جنرال «اکرم سامع» به عنوان فرمانده پولیس ولایت بلخ امروز به مردم و رسانه ها معرفی می گردند.

    آقای منیرفرهاد مدیرمسئول بخش مطبوعاتی والی بلخ از رسانه ها خواسته تا ساعت یک بعدازظهر امروز برای معرفی والی جدید این ولایت در تالار همایش های نور شهر مزارشریف حاضر شوند.

    همچنین گفته می شود براساس توافقاتی که میان جمعیت اسلامی و ارگ ریاست جمهوری صورت گرفته، «میرویس بلخی» به عنوان وزیر معارف معرفی و «محمد فرهاد عظیمی» به حیث سفیر افغانستان در جمهوری قزاقستان تعیین می گردد.

  • عطا نور در سال ٩۶؛ از محبوبیت ملی تا شهرت بین‌المللی

    عطا نور در سال ٩۶؛ از محبوبیت ملی تا شهرت بین‌المللی

    آقای نور در سال ١٣٩۶دست به اقداماتی زد و تلاش ‌هایی کرد که نامِ او را همواره در تیتر نخست و سرخط رسانه‌های بین‌المللی قرار داد.

    عناوین زیر، عمده ‌ترین تلاش‌های او را در سال ٩۶ احتوا می‌ کننـد:

    حق‌خواهی و مذاکرات

    در ابتدای سال ١٣٩۶ عطامحمد نور از نشانی حزب جمعیت اسلامی افغانستان در حال مذاکره با ارگ ریاست جمهوری بود. هدف از مذاکرات در آن زمان گرفتن سهم جمعیت و متحدانش در حکومت خوانده می‌شد. جمعیت و متحدانش که از بنیان‌گذاران حکومت وحدت ملی بودند، از بی‌کفایتی داکتر عبدالله عبدالله که به حیث نمایندۀ آن‌ها در حکومت حضور داشت، شاکی بوده و ارگ را متهم به انحصارگرایی می‌کردند.

    مذاکرات نور با ارگ ریاست‌جمهوری چندین ماه تداوم پیدا کرد و نزدیک بود که به نتایجی دست یابد.

    گفته می‌شود در این مذاکرات، جانب حکومت وعده سپرده بود که در صورت استعفای عطامحمد نور از کرسی ولایت بلخ، چندین وزارت و ولایت و ده‌ها سفارت را در اختیار جمعیت خواهد گذاشت. اما در روزهای پایانی مذاکرات، رویدادهایی مثل جنبش رستاخیز تغییر و حمله بر مراسم جنازۀ شهید ایزدیار اتفاق افتاد که با حمایت عطامحمد نور از مواضع دادخواهانۀ معترضان و مردم، گفت ‌وگوها به بن‌بست برخورد و پایان‌ یافته اعلام گردید.

    بازسازی و منسجم ‌سازی جمعیت

    از دیگر کارنامه‌های عطامحمد نور در سال ١٣٩۶، منسجم‌ سازی جمعیت و تشکیل شورای رهبری آن می‌باشد.

    جمعیت اسلامی افغانستان که یک حزب مقتدر، دوران‌ ساز و با نیم‌ قرن پیشینه مبارزاتی می ‌باشد، متأسفانه در سال‌های اخیر، دچار بی ‌تحرکی، چنددستگی و اختلافات درونی شده و اعضای آن به جای تصمیم‌ گیری‌های جمعی، تعاملات فردی می‌کردند. استاد عطامحمد نور، والی مقتدر بلخ، وقتی در شورای رهبری جمعیت به حیث رییس اجرایی این حزب برگزیده شد، به همکاری صلاح ‌الدین ربانی رییس این حزب و سایر اعضای شورای رهبری، در نخست تلاش کرد که شورای رهبری را از ٩ تن به ۶۴ تن ارتقا دهد تا همه چهره‌های پرنفوذ این سازمان در آن حضور داشته باشند، و در گام دوم کوشش نمود مواضع سیاسی خود را از آدرس این حزب بیان نماید و جایگاه آن را در سیاست افغانستان دوباره احیا کند.

    همین اکنون این حزب جمعیت اسلامی است که مذاکرات با ارگ را بر سر معضل بلخ رهبری می‌کند. مذاکرات دادخواهانه و حق‌طلبانه ایی که در گذشته نیز با ارگ صورت گرفته بود، از آدرس جمعیت انجام یافته بود.

    باری آقای نور در یکی از سخنرانی‌های خود از اعتقادش به خرد جمعی صحبت کرد و با نقل قولی از بزرگمهر، گفت «همه چیز را همگان دانند، همگان هنوز از مادر نزاده ‌اند.»

    پابندی به تصمیم‌ های جمعی جمعیت و واگذاری صلاحیت مذاکره و گفت ‌وگو به آن ‌سازمان نشان می ‌دهد که وی در عمل نیز به این تئوری متعهد و وفادار است.

     

    حضور در سنگر نبرد

    با همۀ گرفتاری‌های سیاسی که آقای نور در سال ١٣٩۶ داشته است، اما او هیچ گاهی وظیفه و مسوولیتِ خود در قبال تأمین امنیت جان و مال مردم شمال، به خصوص ولایت بلخ را نیز فراموش نکرده و در سال جاری چندبار به مصاف تروریسم و گروه‌های دهشت ‌افکن رفته است.

    یکی از این نبردها، لشکرکشی او برای نابودسازی پایگاه ‌ها و هسته‌ های تروریزم در کوه‌های البرز بود که باعث نابودی و امحای آن‌ها شد و تلفات بسیاری را بر گروه‌های دهشت ‌افکن وارد کرد.

     

    تشکیل ائتلاف نجات

    یکی دیگری از اقدامات عطامحمد نور که خیلی خبرساز شد و فضای سیاسی افغانستان را متحول ساخت، اقدام به ایجاد ایتلاف نجات با مشارکت عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری و محمد محقق معاون دوم ریاست اجرایی بود. این ائتلاف که در سال جاری در شهر انقره ترکیه شکل گرفته است، مبارزه علیه انحصارطلبی، تطبیق موافقت‌نامۀ حکومت وحدت ملی، اعادۀ صلاحیت وزارتخانه‌ها، و بازگشت آبرومندانۀ جنرال دوستم از اهداف اصلی ‌اش خوانده شده است.

    در زیر چتر این ائتلاف – افزون بر سه حزب مقتدر جمعیت اسلامی، جنبش ملی اسلامی و حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان – سازمان‌ها، احزاب سیاسی و چهره‌ های مطرح دیگری نیز گردهم آمده و هنوز به مبارزات خود ادامه می‌دهد.

     

    نشست کندهار

    همچنان آقای نور برای رسیدن به یک اجماع ملی در مبارزه علیه انحصارطلبی غنی و دار و دسته‌ اش، تنها به ایجاد ائتلاف نجات اکتفا نکرده و با مخالفان سیاسی رییس جمهور در میان قوم شریف پشتون، مخالفانی که غنی را متهم به دامن زدن اختلافات میان درانی و غلزایی می ‌کنند نیز گفت ‌وگوها را آغاز کرد.

    نخستین نشست آقای نور با چهره‌های مردمی قوم پشتون در دبی برگزار شد.

    در این نشست روی موارد مهمی، از جمله برگزاری نشست کندهار، توافق شد. چندی بعد، نشست کندهار با میزبانی جنرال عبدالرازق، فرمانده مشهور پولیس آن ولایت، برگزار شد. اگرچه قرار بود آقای نور نیز در این نشست اشتراک کند، اما حکومت کابل مانع پرواز هواپیمای حامل وی شده و این نشست بدون حضور او برگزار شد.

    برگزارکنندگان نشست کندهار، امروزه از موتلفان آقای نور در مبارزه علیه انحصارطلبی و تمامیت‌خواهی غنی می‌باشند.

     

    رخداد بلخ

    رویداد دیگری که در این سال باعث شهرت ملی و بین ‌المللی عطامحمد نور شد، تنش سیاسی ا‌یی بود که به دنبال اعلام منظوری استعفای ابطال ‌شده والی بلخ دامن ‌گیر کشور گردید. غنی در نخستین روزهایی که دست به این اقدام زد، شاید تصور نمی‌ کرد که آقای نور مقاومت کند و حکومت مرکزی را به چالش بکشد. اما ایستادگی نور در برابر اقدام خودسرانۀ ارگ و موج حمایت‌های مردم از والی بلخ باعث شد که محاسبات غنی اشتباه از آب در بیاید و حکومت مرکزی در انزوا و سراشیبی سقوط قرار گیرد.

    اکنون که سه ماه از نخستین روزهای تنش سیاسی میان ارگ و بلخ می‌گذرد، غنی نه تنها نتوانسته است والی پیشنهادی خود را به آن ولایت بفرستد، بل آقای نور با یک حرکت غافلگیرانه مرزهای تنش را حتا تا کندهار و هرات کشانده است. امروزه اسماعیل خان در هرات و جنرال عبدالرازق در کندهار، همان صحبتی را می ‌کنند که عطامحمد نور در بلخ می ‌کند.

     

    شهرت بین‌المللی

    ایستادگی عطامحمد نور در برابر حکومت مرکزی به معنای واقعی کلمه یک رخداد تازه در تاریخ معاصر کشور بود. بر خلاف پیش ‌بینی غنی، او نه تنها نتوانست آقای نور را در تنگنا قرار دهد و ساحه مانور و نفوذش را محدود کند، بل حتا موجبات شهرت بین‌المللی ‌اش را نیز فراهم کرد. تا رویدادهای بلخ اتفاق افتاده، رسانه‌ های بین المللی مثل نیویورک ‌تایمز و واشنگتن‌ پست و بی بی سی و سی ان ان به صورت دوام ‌دار این تنش را پوشش می ‌دهند و از اقتدار نور سخن می‌گویند.

    در عین حال، رویداد بلخ نه تنها توجه رسانه‌های بین‌المللی را به خود معطوف ساخت، بلکه حتا باعث نگرانی ایالات متحده امریکا شده و از مایک پنس معاون رییس جمهوری امریکا تا سفیر آن کشور بارها در این خصوص اظهار نظر کردند و خواهان حل مسالمت‌آمیز‌ تنش به میان آمده شدند.

     

    موفقیت‌های پارلمانی

    به دنبال کشاکش‌ها میان ارگ و بلخ، یکی از میدان‌هایی که آقای نور و رییس جمهور به مصاف هم رفتند، انتخابات هیأت اداری مجلس نمایندگان بود.

    در انتخابات هیأت اداری مجلس نمایندگان، تیم ارگ پول‌های اپراتیفی بسیاری را به مصرف رساندند و لابی کردند تا مهره‌های خود را در هیأت اداری بگمارند، اما آقای نور در همآهنگی با ایتلاف نجات افغانستان، و شخصیت ‌هایی مثل همایون همایون، حاجی حضرت علی، حاجی ظاهر قدیر و سایر موتلفان، موفق شدند که کرسی نائب اول و منشی مجلس نمایند‌گان و اکثریت ریاست‌های کمیسیون‌های پارلمان را به دست بیاورند و تیم تمامیت ‌خواه را با شکست فاحش روبه‌ رو سازند.

    همچنان قرار است به ‌زودی ائتلاف دیگری با حضور و مشارکت ایتلاف نجات، احزاب سیاسی و شوراهای قومی و شخصیت‌های مطرح و پرنفوذ لوی کندهار، لوی مشرقی و لوی جنوبی تشکیل شود که در سال جاری روی آن توافق شده است. بسیاری‌ها تشکیل این ایتلاف را یک گام بزرگ و رهایی‌ بخش در مبارزه علیه انحصارطلبی و فساد حاکم در ارگ دانسته و برای اعلام موجودیت آن لحظه‌ شماری می‌کنند.

     

    نتیجه‌گیـری

    بسیار اتفاق می‌افتد که سیاست‌مداران، احزاب و سازمان‌ها بودجه‌های هنگفتی را به مصرف می‌رسانند تا توجه رسانه‌های بین‌المللی را جلب کنند. از این هم که بگذریم، بسیار کمتر اتفاق افتاده که یک سیاست‌مدار افغانستانی این‌همه مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرد، خبرساز شود و در یک سال این‌همه موفقیت‌های فوق العاده داشته باشد. موقعیتی که در سال ١٣٩۶ برای عطامحمد نور دست داده، موقعیت و جایگاه بی‌نظیری است. این موقعیت را آقای نور با صلابت، قاطعیت و شجاعت اخلاقی‌ که دارد، به دست آورده است. اکنون آن ‌چه مهم است حفظ این موقعیت است. آگاهان می‌گویند که اگر آقای نور بتواند این موقعیت را در سال آینده نیز حفظ کند، تأثیرگذارترین رهبر سیاسی افغانستان در انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری خواهد بود.

    عبدالشهید ثاقب/ ماندگار

  • آفریدی: پاکستان، پشتون ها را برچسب تروریست زده است

    آفریدی: پاکستان، پشتون ها را برچسب تروریست زده است

    او همچنین گفت که نظامیان پاکستانی علاوه بر برچسب زدن تروریست به قومیت پشتون، همواره آنها را سرکوب نیز می کنند.

    وی در گفتگو با ANI گفت: «عملیات های نظامی در پاکستان مدت هاست که جاری است. پشتون ها در ترس زندگی کرده اند. آنها توسط نظامیان پاکستانی برچسب تروریست خورده اند. جامعه جهانی نیز این تصور غلط را پذیرفته اند.»

    آقای آفریدی همچنین افزود که دولت پاکستان نیز از نظامیانش برای سرکوب پشتون ها حمایت می کند.

    وی به جنبش آزادی خواهی پشتون ها که بدنبال استقلال از پاکستان هستند، گفت: «جنبش آزادی خواهی پشتون ها در مناطق قبایلی نشین پاکستان مستقر است. پشتون ها در وزیرستان پاکستان با رفتارهای غیرانسانی نظامیان پاکستانی مواجه بوده اند. تاکنون یک میلیون پشتون بیجا شده و در حدود 65 تا 70 هزار تن نیز کشته شده اند.»

    او همچنین گفته های مقامات افغانستان در خصوص پاکستان را تایید کرد و گفت که پاکستان از شبکه حقانی و دیگر سازمان های تروریستی حمایت می کند.

    آفریدی گفت: «پاکستان بازی دو گانه ای را با آمریکا و جامعه جهانی ایفا می کند. آیا تاکنون خبری مبنی بر دستگیری یا کشته شدن رهبران طالبان و یا القاعده در مناطق قبایلی نشین شنیده اید؟ هرگز.»

    او علاوه کرد که پاکستان با خطاب قرار دادن طالبان به عنوان «طالبان خوب» از آنها حمایت می کند.

    این فعال حقوق بشری تصریح کرد که نظامیان پاکستانی با حمایت دولت این کشور به دنبال بی ثبات سازی افغانستان بخاطر منافع خودش می باشد.

    فضل الرحمن آفریدی در این گفتگو همچنین به «دهلیز اقتصادی چین و پاکستان» اشاره کرد و گفت که این پروژه منافع مردم بلوچستان و خیبرپختون خواه که این پروژه از آنجا عبور می کند را تامین نمی کند.

  • سیه روی شود هر که در او غش باشد!

    سیه روی شود هر که در او غش باشد!

    حکمتیار در این دیدار که در کابل انجام شد، از مردم مناطق مرکزی افغانستان به خصوص متنفذین دایکندی خواست که مردم را برای حمایت از حزب اسلامی منسجم کنند. وی در بخش دیگری از سخنانش بیان داشت: «اعضای حزب اسلامی بدون هیچ نوع تعصب لسانی، مذهبی و سمتی برای اهداف مقدس این حزب متعهد هستند.»

    حکمتیار در حالی از عدم تعصب مذهبی سخن گفته که او در یکی از کتاب های خود به اسم «متضاد روایات، مذهبی اختلافات»، مذهب آنانی را که اخیرا با او دیدار کرده ‌اند، ساخته ‌و پرداخته یهودی ‌ها دانسته است. او به صراحت در این کتاب گفته است که مذهب رافضی ریشه قرآنی ندارد و باطل است. این کتاب همین لحظه برای دانلود رایگان، روی سایت «شهادت» ارگان نشراتی حزب اسلامی یا وبلاگ شخصی گلبدین حکمتیار قرار دارد.

    بد نیست این را هم بدانید که حکمتیار در حالی از مردم هزاره، خواستار همکاری شده که او در پیام عید فطر سال 1392 خورشیدی، هزاره‌ها را به کوچ اجباری تهدید کرد. او ضمن هشدار، خطاب به هزاره ‌ها گفت: «آن روز فرا خواهد رسید که مردم مظلوم افغانستان برای احقاق حقوق غصب شده شان کمر ببندند و در آن زمان در هیچ گوشه کشور پناهگاهی برای خود نخواهید یافت.»

    حکمتیار در همین پیام، هزاره‌ها را اقلیتی دانست که بر نقاط حساس افغانستان از جمله اقتصاد این کشور سلطه پیدا کرده‌اند.

    جالب است؛ او در این پیام، بر دولت افغانستان تاخت که تحت‌ فشار ایران و آمریکا، منطقه دایکندی را به ولایت تبدیل کرده است. اکنون همین شخص، داعیه دوستی با هزاره‌ها را سر داده و متأسفانه تعدادی نیز از مناطق مرکزی افغانستان، جذب حزب اسلامی شده ‌اند. اسامی این افراد و نوع مسئولیت شان در حزب اسلامی، نزد نگارنده موجود است.

    چنین افرادی دانسته و ندانسته، به حکمتیار دلخوش کرده‌اند؛ در حالی که او در سخت ‌ترین شرایط، مردمان غرب کابل را تنها گذاشت. حکمتیار از عدم تعصب مذهبی حرف زده در حالی که او با تاختن بر یک مذهب، بالاترین توهین‌ها و ظلم‌ ها را در حق همان مذهب روا داشته است. حکمتیار مصداق این سخن معروف است که «سیه روی شود هر که در او غش باشد.»

    برای شرمساری حکمتیار همین کافی است که داد از عدم تعصب مذهبی می‌ زند اما اراجیفی به نام «متضاد روایات، مذهبی اختلافات» را به صورت رایگان توزیع می‌کند. او در حالی از عدم تعصب زبانی و لسانی حرف زده که حساسیت خاصی به کلمه «فارسی» دارد.

    سخن آخر این که او در حالی دست به دامان مردم دایکندی شده و از عدم تعصب سمتی سخن گفته که سه ماه پیش در سفر به ولایت خوست، گفت: «حق لوی پکتیا باید از ولایت‌های کوچکی مثل دایکندی بیشتر باشد.»

    محمد مرادی از برگه خداداد فقیهی

  • طالبان به حکمتیار: خیرات نمی خواهیم

    طالبان به حکمتیار: خیرات نمی خواهیم

    گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی چندی پیش در اظهاراتی جنجالی عنوان کرده بود که بخشی از مناطق افغانستان تحت عنوان «مناطق صلح» به گروه طالبان واگذار گردد و تمامی نیروهای امنیتی و خارجی از آن مناطق خارج گردد.

    او برای توجیح این ادعایش گفته بود که از این رو دولت افغانستان می تواند به صلح با گروه طالبان دست یابد، زیرا طالبان برای پیشبرد برنامه های صلح اش نیاز به مناطق امن دارد.

    در همین حال، گروه طالبان اما به صورت تلویحی در واکنش به این گفته های آقای حکمتیار گفته که این پیشنهاد تجزیه افغانستان را بدنبال دارد؛ و علاوه بر آن، گروه طالبان خیرات از کسی نمی خواهد.

    این گروه در بیانیه اش افزوده که دشمنان افغانستان هم اکنون بر اتحاد و یکپارچگی مردم افغانستان تمرکز کرده است.

    طالبان همچنین مدعی شده که این گروه مناطق زیادی را در نقاط مختلف کشور حتی بیشتر از دولت مرکزی تحت کنترل خود دارد، و کنترل متباقی مناطق را از کسی خیرات نمی خواهد.

    این گروه تاکید می کند که طالبان این طرح (واگذاری مناطقی به آنان) را نپذیرفته و هیچ گاه نخواهد پذیرفت.

  • «توافق ملی و تغییر» رئیس خود را انتخاب کرد

    «توافق ملی و تغییر» رئیس خود را انتخاب کرد

    جریان سیاسی«توافق ملی و تغییر» چندی پیش طی یک همایشی بزرگ در کابل اعلام موجودیت کرد و طرح ایجاد «حکومت توافق ملی» را به عنوان بدیلی برای حکومت فعلی و به عنوان راه کاری به منظور خروج کشور از بن بست ها و مشکلات موجود ارائه کرد.

    طرح حکومت توافق ملی که از سوی این جریان سیاسی نوپا مطرح گردید، با استقبال فراوان چهره های برجسته سیاسی روبرو گردید.

    اما این جریان امروز در یک انتخابات درون سازمانی، «سیدعلیرضا محمودی» را به عنوان رئیس به مدت سه سال، «نظام الدین فطرت» را به عنوان معاون و «کبیرمشتاق» را نیز به عنوان رئیس اجرایی این جریان سیاسی تعیین کرد.

    آقای سیدعلیرضا محمودی چندی پیش و همزمان با ارائه طرح «حکومت توافق ملی» عنوان کرده بود که محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور همواره از نهادهای سیاسی و مدنی انتقاد کرده و گفته که این نهادها و جریان ها همواره از دولت انتقاد می کنند، بدون اینکه راه حلی برای برون رفت از مشکلات ارائه کنند؛ بدین منظور، جریان توافق ملی و تغییر بر آن شد تا طرح «حکومت توافق ملی» را به عنوان راه کاری به دولت ارائه می کند.

    لازم به ذکر است که این طرح با استقبال شمار زیادی از چهره های سیاسی مطرح کشور روبرو گردید.

  • کرسی معاون اول مجلس نمایندگان در بدل دو میلیون دالر فروخته شد

    کرسی معاون اول مجلس نمایندگان در بدل دو میلیون دالر فروخته شد

    شبکه اطلاع رسانی افغانستان به نقل از روزنامه سرخط نوشته است؛ همایون همایون، هر رای ۱۱۰ نماینده‌ مفسد را از پنج تا بیست هزار دالر خریداری کرده و در مقابل حاجی نذیر احمدزی هم با دادن رشوه پنج تا بیست هزار دالری به هر کدام از ۶۸ وکیل هفت صد هزار دالر رشوه داده است. عبدالرحیم ایوبی که به جیب خالی پا به میدان رقابت قوچ‌ ها گذاشته بود، پایش شکست و تنها یک رای خودش را کسب کرد.

    همایون همایون و حاجی نذیر احمدزی هر کدام قبل از آغاز به کار اجلاس جاری سال هشتم کاری شورای ملی با هر وکیل دیدارهای جداگانه انجام داده و به اکثریت آنان در دفاتر خود پول رشوه دادند.

    از این میان آنعده وکلایی که از قید قلم مانده و یا هم بخاطر رخصتی‌ها در خارج از کشور بودند و فرصت ملاقات قبل از انتخابات برای شان مساعد نبود، در داخل تالار پول گرفتند و به جیب زدند.

    همایون همایون، پیروز نیابت اول مجلس تا یک و نیم میلیون دالر و حاجی نذیر احمدزی هم هفتصد هزار دالر به وکلا رشوه داده ‌اند. هر وکیل رشوه ‌خوار با توجه به نفوذ، نفوس و دبدبه‌ ایی که در داخل و بیرون از پارلمان دارند، از پنج تا ده بیست هزار دالر پول گرفته اند.

    معلوم است که همایون همایون برای رسیدن به کرسی معاونیت نخست مجلس بیشترین پول را رشوه داده بود و هر وکیل رشوه‌ خوار هم ناگزیر بود تا به دهلی برقصد که دهل ‌نوازش می ‌نوازد. سرانجام نتیجه این شد که همایون همایون با ۱۱۰ رای پیروز میدان شد و نذیر احمدزی هم با ۶۸ رای از رسیدن به کرسی مورد نظر باز ماند. این بود که نگهبانان هر دو در بیرون از تالار به فیرهای هوایی و حمله بر همدیگر پرداختند.

    همایون، نایب اول مجلس که سابقه کاری در دور قبلی را نیز داشت، پس از پیروزی در این انتخابات هیات اداری مجلس گفت: «تمامی دستگاه‌ حکومت از جمله رییس امنیت ملی، وزیر مالیه، مشاور امنیت ملی رییس جمهور و ارگ ریاست جمهوری تا جایی که توانستند که در انتخابات هیات اداری مداخله کردند تا مرا ناکام سازند، اما شرم باد به همه این‌ها که به تنهایی توانستم شکست شان دهم.»

    مسئله طرفداری از حکومت اینجا مطرح نبوده و به واقعیت حکومت تا آنجا که توانست مداخله کرد تا شخص مورد نظر و نزدیک به رییس جمهور یعنی «محمد نذیر احمدزی» را به نیابت اول جرگه برساند، اما شرم به هر سه جناح که وارد یک رقابت کثیف شدند.

    بدون شک حتی در کشورهای پیشرفته و دموکراتیک ‌تر نیز اتفاق می افتد که حکومت در رسانیدن شخص مورد نظر در کرسی کلیدی پارلمان تلاش کرده، ولی اینجا مسئله کمی متفاوت ‌تر است، زیرا همایون همایون به هیچ وجه نمی ‌خواست و نمی ‌خواهد کرسی کلیدی پارلمان را که از آن منحیث وسیله برای رسیدن به اهداف در برابر حکومت و تاخت و تاز به کار می‌ برد، از دست دهد.

    با نظرداشت اینکه از میان ۲۴۹ وکیل در مجلس، ۱۷۰ آن حتی در انتخابات هیات اداری مجلس رشوه می ‌گیرند، شکی نیست که در رای اعتماد به وزرا حتی از عزت نفس شان می ‌گذرند.

    حالا که شخص همایون، نایب اول مجلس این مبلغ پول را برای کسب نیابت اول به مصرف رسانیده، بدون شک راه‌های دریافت غیرقانونی ده برابر آنرا نیز می ‌داند، اما در اینجا ملتی که هنوز این پارلمان غیرقانونی را تحمل کرده، چه تقصیری دارد. از مساله برمی ‌آید که هشتاد درصد اعضای پارلمان مفسد هستند و کاری به خیر و صلاح ملت ندارند.

  • زوج افغان که نام فرزندشان را «دونالد ترامپ» گذاشته اند!

    زوج افغان که نام فرزندشان را «دونالد ترامپ» گذاشته اند!

    «سیداسدالله» و «جمیله» زوج افغان هستند که در ماه سپتامبر سال 2016 تصمیم گرفتند نام فرزندشان را دونالد ترامپ همانند نام رئیس جمهور آمریکا بگذارند، زیرا به گفته ی آنها، دونالد ترامپ شخص موفقی است.

    دونالد ترامپ افغان که در ولسوالی «شهرستان» ولایت دایکندی به دنیا آمده، بخاطر داشتن موهایی بلوند همانند موهای دونالد ترامپ رئیس جمهوری فعلی آمریکا، والدینش را ترغیب کرد که نام او را ترامپ بگذارند.

    سید اسدالله پدر این کودک می گوید: «می دانم که ترامپ فرد سخت کوشی است. از این رو، فکر کردم که اگر نام پسرم را دونالد ترامپ بگذارم، این می تواند بر شخصیت و رفتار او تاثیر بگذارد.»

    والدین این کودک که امیدوار بودند با نام گذاری فرزندشان با نام دونالد ترامپ بتوانند موفقیت را برای فرزندشان به ارمغان بیاورند، در حال حاضر خود با مشکلاتی مواجه شده اند، به حدی که مجبور شده اند محل سکونت خود را ترک کرده و به کابل بیایند.

    گفته می شود که مقامات افغان هم همواره پدر او را تهدید کرده اند که او را به اداره امنیت ملی می فرستند تا مورد سوال و جواب و بازجویی قرار بگیرد، زیرا به گفته ی آنها، نامی که او برای فرزندش انتخاب کرده هم غیراسلامی است و هم با فرهنگ افغانی ضدیت دارد.