دسته: برگزیده ها

  • کوچی‌ها مانند سال‌های گذشته یک‌بار دیگر به بهسود حمله کردند/ در این حمله 20 نفر کشته و زخمی شده‌اند

    کوچی‌ها مانند سال‌های گذشته یک‌بار دیگر به بهسود حمله کردند/ در این حمله 20 نفر کشته و زخمی شده‌اند

    حسین‌علی بلیغ، یک عضو شورای ولایتی میدان‌وردک گفت جنگ‌جویان گروه طالبان که تعدادشان به حدود ۱۵۰ نفر می‌رسید حوالی ساعت ۱۱:۰۰ شب گذشته (شنبه، ۲۱ ثور) در هماهنگی با دو فرد مهم کوچی‌ها بر پاسگاه‌های نیروهای «مقاومت مردمی» در ساحه‌ی «کجاب» ولسوالی حصه‌ی دوم حمله کرده‌اند.

    آقای بلیغ گفت در این حمله تعدادی از نیروهای «مقاومت مردمی» کشته و زخمی شده‌اند. او افزود که تا کنون در مورد رقم دقیق تلفات اطلاعات کافی در دست ندارد.

    این عضو شورای ولایت میدان‌وردک در ادامه گفت گروه طالبان در مورد پاسگاه‌ها و ساحات بهسود معلومات دقیق ندارد و این گروه در هماهنگی با دو فرد مهم کوچی‌ها به‌نام‌های «ملا باران» و «گلاب» پلان حمله بر بهسود را سازمان‌دهی کرده است.

    آقای بلیغ همچنان گفت جنگ‌جویان گروه طالبان پس از تصرف یک پاسگاه نیروهای «مقاومت مردمی»، اقدام به حفظ آن نکرده و ساحه را ترک کرده‌اند. او در عین حال گفت که در حال حاضر درگیری‌های پراگنده میان دو طرف ادامه دارد.

    در همین حال، خوانی سلطانی، یک عضو دیگر شورای ولایتی میدان‌وردک می‌گوید که در این حمله دو پاسگاه‌ نیروهای مردمی از سوی طالبان سقوط داده شده است.

    آقای سلطانی گفت در این حمله در حدود ده نفر کشته و در حدود ده نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

    او تأکید کرد که این آمار نهایی نیست و ممکن است با تکمیل گزارش‌ها، آمار تلفات نیز تغییر کند.

    از سویی هم، محب‌الله شریف‌زی، سخن‌گوی والی میدان وردک می‌گوید که تا کنون در این باره گزارشی دریافت نکرده است. آقای شریف‌زی همچنان گفت که نیروهای کشفی و امنیتی این قضیه را بررسی خواهند کرد.

    گروه طالبان نیز در اعلامیه‌ای گفته است که افراد این گروه در این حمله پنج پاسگاه نیروهای مردمی را تصرف کرده‌اند.

     این گروه همچنان ادعا کرده است که در جریان درگیری ۱۳ نفر از نیروهای مردمی کشته شده‌اند.

  • کودکان خردسال قربانیان اصلی جنگ و منازعه در  افغانستان و منطقه

    کودکان خردسال قربانیان اصلی جنگ و منازعه در افغانستان و منطقه

    استفاده از کودکان در جنگ، کاملا خلاف قانون بشردوستانه‌ی بین‌المللی یا (IHL) است، مطابق این قانون، کودکان زیر هجده سال نه تنها نباید به‌عنوان قوای مسلح استفاده شوند، بلکه نباید از طرف شبه‌نظامیان غیرمسئول در جنگ، منازعه و خصومت‌ها مورد استفاده قرار گیرند.

    فیلم مستندی که توسط شبکه الجزیره نشر شد، نشان می‌دهد که شاخه‌ی خراسان گروه اسلامی داعش در افغانستان و پاکستان، کودکان بالای سه سال را در افغانستان آموزش نظامی می‌دهند تا به جنگ‌جو تبدیل شوند. به ‌هرحال، این کودکان تنها جنگ‌جو نیستند، بلکه قربانیان اصلی منازعه‌ی جاری در منطقه نیز هستند. چنان‌چه گزارش جدید یوناما نیز این مسأله را واضح می‌سازد. گزارش نشان می‌دهد که تنها در سه ماه اول سال ۲۰۱۹ به تعداد ۱۵۰ کودک کشته و ۴۳۲ کودک دیگر زخمی شده‌اند. به عبارت دیگر، تاریخ طولانی منازعه در افغانستان به خوبی نشان می‌دهد که خطر جنگ بیش‌تر متوجه کودکان می‌باشد و آنان توسط گروه‌های افراطی مانند طالبان و گروه موسوم به دولت اسلامی(داعش) به‌عنوان سرباز استفاده شده‌اند. بنابراین سربازگیری اطفال بخشی از منازعه‌ی جاری در کشور بوده است.

    در تاریخ معاصر افغانستان، استفاده از کودکان به‌عنوان سرباز به دهه‌ی هشتاد میلادی برمی‌گردد؛ زمانی که اتحاد جماهیر شوروی با تاسیس سازمان دموکراتیک جوانان، کودکان بین سنین ۱۰ الی ۱۵ سال را به‌عنوان سرباز و جاسوس تربیت می‌کردند. آبش‌خور این مساله بیشتر دیدگاه لنین بود که فکر می‌کرد جوانان نیروی اصلی در شکل‌دادن انقلاب هستند. از سال ۱۹۷۹ الی ۱۹۸۶ حدود ۲۵ الی‌۳۰ هزار ‌جوان افغان به هدف تحصیل در شوروی فرستاده شدند. بعدا همین کودکان به‌عنوان جاسوس و سرباز توسط اتحاد جماهیر شوروی گماشته شدند. در میان سال‌های ۱۹۸۰ زمانی که مجاهدین در مقابل شوروی می‌جنگیدند، سربازان کوچک را که سن آن‌ها بین ۸ الی ۱۵ سال بیش‌تر نبودند، بازداشت کردند. این کودکان قبلا در شوروی راجع به جاسوسی، ترور و مقابله با فرماندهان جهادی آموزش دیده بودند. این اطفال نه تنها توسط شوروی به‌عنوان قوای جنگی استفاده گردید، بلکه مجاهدین افغانستان نیز آنان را استخدام کردند تا در مقابل شوروی‌ها در کابل و ولایت‌ها به جنگ بپردازند.

    براساس گزارش انستیتوت خاورمیانه در جریان چندین دهه‌ جنگ که از آغاز حمله‌ی شوروی در سال ۱۹۷۹ آغاز گردید، حدود ۱.۸ میلیون انسان کشته شده، ۱.۵ میلیون نفر معلول گردیده و در این میان ۳ صدهزار طفل نیز جان‌های‌شان را از دست داده‌اند و درطول این سال‌ها حدود ۷.۵ میلیون نفر مهاجر و آواره شده‌اند. بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹، منازعه از حالت جهاد که به هدف بیرون راندن شوروی‌ها از افغانسان صورت می‌گرفت، به جنگ‌های داخلی و خانه‌جنگی میان گروه‌ها و احزاب دخیل در جنگ تغییر یافت. بنابراین اغلب طالبان و همچنان افراد ضد‌طالب امروز، در واقعیت امر سربازان خردسالی می‌باشند که در گذشته‌ها استخدام شده بودند. در گزارش دیدبان حقوق بشر که در سال ۲۰۰۵ به نشر رسید، نشان می‌دهد که در اوایل دهه‌ی ۹۰ هزاران نفر کشته، زخمی، شکنجه و ناپدید شدند که در این میان یک تعداد قابل ملاحظه‌ی آنان اطفال بودند. در جنایات که در این دهه صورت گرفت، تقریبا تمام احزاب جهادی در آن دست داشتند. در این میان اما تجاوز به زنان و کودکان یکی از قضایای بسیار جدی بود. به‌طور نمونه یکی از این جنایات که گزارش پروژه‌ی عدالت در افغانستان آن را مستند کرده، قتل عام افشار در سال ۱۹۹۳ بود که اکثریت قربانیان آن کودکان و زنان بودند.

    بعد از سال ۲۰۰۱ زمانی که ما وارد چرخه‌ی دیگر منازعه می‌شویم، نحوه‌ی استفاده از کودکان توسط گروهای تروریستی مانند طالبان، مشخصا استفاده از آنان به‌عنوان سرباز و حمله‌کننده‌ی انتحاری تغییر شکل می‌یابد. در این میان کودکان قربانی اصلی جنگ و تروریزم می‌شوند. بر اساس گزارش یوناما در سال ۲۰۱۶ از مجموع ۱۱هزار و ۴۱۸ غیر‌نظامی که کشته و زخمی شدند، حدود ۳ هزار و ۵۱۲ نفر آن کودکان بودند. گزارش یوناما نشان می‌د‌هد که در طول سال ۲۰۱۶ میزان تلفات کودکان به ۶۵ در‌صد رسید.

    استفاده از کودکان در جنگ، کاملا خلاف قانون بشردوستانه‌ی بین‌المللی یا (IHL) است، مطابق این قانون، کودکان زیر هژده سال نه تنها به‌عنوان قوای مسلح استفاده نشوند، بلکه نباید از طرف شبه‌نظامیان غیرمسئول در جنگ، منازعه و خصومت‌ها مورد استفاده قرار گیرند. کنوانسیون حقوق اطفال در سال ۱۹۸۹ و همچنان پروتوکول الحاقی آن درسال ۲۰۰۰ از دخیل بودن کودکان در منازعات مسلحانه مشخصا روی ضرورت حمایت کودکان در منازعات مسلحانه تاکید می‌کند. علاوه بر آن یک سلسله قوانین و اعلامیه‌های دیگری مانند قانون اساسی، قانون جزا، قانون مبارزه با قاچاق و اختتاف، اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق مدنی و سیاسی، همگی از کودکان حمایت و محافظت می‌کند.

    جنگ و منازعه به‌طور قابل ملاحظه‌ای باعث رنج انسانی در افغانستان شده است. زخم‌های جنگ و خشونتِ ناشی از آن هنوز میان فامیل قربانیان و بازماندگان آن به‌خصوص آن‌هایی که کودکان‌شان را از دست داده‌اند، قابل رویت است. اما تاثیرات جنگ روی کودکان در سراسر کشور بسیار روشن است. شاید کسی نتواند برای اوضاع وخیم اطفال و معیوبین که در خیابان‌های این کشور کارهای شاقه انجام می‌دهند و یا گدایی می‌کنند کاری انجام دهد، ولی می‌تواند وضعیت آنان را به‌درستی نشان دهد. حکومت فعلی افغانستان نه صدای خود را راجع به تلفات کودکان بلند می‌کند و نه از استخدام آنان در انجام حملات انتحاری در کشور جلوگیری می‌تواند. به‌جای آن نهادهای مانند یونیسف، کمیته‌ سویدن و‌ حمایت اطفال، برنامه‌ها و اقداماتی برای دست‌رسی مساوی در جهت تعلیم و حمایت کودکان در معرض خطر و متاثر از جنگ دارند و در این میان تعدادی از این نهادها اقداماتی نسبتا بهتری راجع به آموزش و حمایت اطفال انجام داده‌اند.

    با وجود گفت‌وگوهای متعدد میان ایالت متحده امریکا و نمایندگان طالبان، ولی هنوز هم آینده‌ی صلح باثبات همچنان مبهم، غم‌انگیز و ناامیدکننده به‌نظر می‌رسد. حکومت افغانستان و حامیان جهان آن باید در خصوص استخدام کودکان توسط گروه‌های مسلح و سازمان‌های بین‌المللی توجه جدی کنند. زیرا کودکانی که زیر نفوذ مستقیم طالبان، داعش و گروهای افراطی بزرگ می‌شوند، بی‌نهایت خطرناک و افراطی بار می‌آیند. اگر این روند ادامه یابد، ممکن در آینده ما با نسلی خشونت‌طلب، افراطی و دهشت‌افگن در بخش‌های مختلف کشور، به‌خصوص در ساحه‌ی تحت تسلط شورشی‌ها مواجه شویم.

    محمد زمان

  • سیاف دیگر آن چهره تندرو گذشته نیست

    سیاف دیگر آن چهره تندرو گذشته نیست

     

    عبدرب‌الرسول سیاف، از رهبران بنیادگرای جهادی افغانستان، سال‌ها پس از مبارزه با نیروهای شوری سابق باردیگر به چهره‌یی تأثیرگذار و مهم در مناسبات سیاسی کشور تبدیل شده است.

    سیاف در میان رهبران مجاهدین سابق، از جمله برهان‌الدین ربانی، گلبدین حکمتیار، سید اسحق گیلانی، محمد یونس خالص، جلال‌الدین حقانی و صبغت‌الله مجددی، به‌دلیل روابط عمیق با چهره‌های اسلام‌گرای جهان عرب به‌خصوص اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده و عبدالله عزام، از جهادگرایان مسلمان اردنی‌ و روابط نزدیک با ملاهای پشاوری، افکار و باورهای رادیکال داشت. 

    دیدگاه‌های افراطی او در دوره‌های جهاد و مقاومت، در فصل جدید سیاسی ترک برداشت و از درِسازش با نظام سیاسی زیر سلطۀ امریکا پیش رفت. در این دوره، تغییرات شگرف در دیدگاه‌های دینی و سیاسی سیاف به وجود آمده است. او با وجود این‌که در حکومت حامد کرزی، هیچ مسوولیت رسمی حکومتی را بر عهده نداشت، اما یکی از پشتوانه‌های اصلی رییس‌جمهور سابق در بازی‌های داخلی و خارجی بود.

    همچنان، سیاف از سال 2001 بدین‌سو، یکی از متحدان و همکاران نزدیک نیروهای امریکایی در افغانستان بوده است. در دو دهۀ پسین، فرماندهان نیروهای ناتو و امریکا، سفیر و دیپلومات‌های واشنگتن در کابل، مرتب دربارۀ تحولات سیاسی و جریان جنگ با طالبان با عبدرب الرسول سیاف به مشوره و رأی‌زنی می‌پردازند. سیاف پشتوانه محکم حضور نیروهای امریکایی و قوای افغان در مبارزه با طالبان و دیگر گروه‌های جنگجو بوده است. سیاف بارها به دفاع از حضور نیروهای امریکایی در افغانستان پرداخته و باور دارد که تفاوت آشکار میان لشکرکشی نیروهای شوروی و حملۀ امریکا به افغانستان وجود دارد. 

    سیاف در هجده سال پسین، هرگز در مخالفت با حضور نیروهای امریکایی و همچنان دربارۀ تخلفات و اشتباهات آن‌ها به ویژه در کشتن غیرنظامیان لب به سخن نگشوده است. در آخرین مورد، وقتی آقای سیاف به درخواست‌ مکرر و اصرار رییس‌جمهور غنی برای پذیرفتن ریاست لویه جرگۀ مشورتی صلح پاسخ رد داد، با پادرمیانی زلمی خلیل‌زاد نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان و اسکات میلر فرمانده نیروهای حمایت قاطع آماده شد که مسوولیت رهبری جرگه را بپذیرد. 

    در آغاز، ایالات متحده امریکا مخالف تدویر لویه جرگۀ مشورتی صلح بود. آنان فکر می‌کردند که غنی از جرگه بر ضد پروسۀ صلح و ادغام طالبان به نظام سیاسی استفاده خواهد کرد. موضع‌گیری جریان‌ها و رهبران سیاسی دربارۀ تحریم جرگۀ مشورتی صلح، بی‌ارتباط به مخالفت واشنگتن نبود. وقتی امریکا متوجه شد که جرگه تحت هر شرایطی برگزار می‌شود، تلاش ورزید که از مباحث و تصمیم‌گیری‌های خطرناک در جرگه جلوگیری کند. رهبری جرگه توسط عبدرب‌الرسول سیاف می‌توانست برای امریکا مایۀ آرامش باشد؛ چنانچه ارگ هم پس از تحریم‌های گستردۀ رهبران سیاسی، گزینۀ دیگری برای ریاست جرگه نداشت. حضور سیاف در لویه جرگه سبب شد که مسایل غیر از پروسۀ صلح از آجندا خارج شود. یک منبع در ارگ ریاست جمهوری مدعی است که سیاف در بدل پول مشخص مسوولیت رهبری جرگه را پذیرفته است. 

    برخلاف شرایط حاکم، سیاف با وجود این‌که یک پشتون است، از جایگاه ویژه‌یی در میان غیرپشتون‌ها برخوردار است. او در انتخابات ریاست‌جمهوری 2014 نامزد بود و بیشترین آرا را از مناطق مرکزی، شمالی و غربی افغانستان به دست آورد. به دلیل حمایت استاد سیاف از دولت برهان‌الدین ربانی در برابر گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی و عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت و سایر احزاب مخالف در جنگ‌های داخلی، پشتیبانی از مقاومت برضد طالبان به رهبری احمدشاه مسعود و موضع‌گیری‌های ضد طالبانی او در 20 سال پسین، پشتون‌ها سیاف را چهره‌یی «ائتلاف شمالی»، «شورای نظاری» و «جمعیتی» می‍دانند. اما در لویه جرگۀ مشورتی صلح که متشکل از نمایندگان عمدتاً پشتون‌تبار بود، سیاف توانست دل پشون‌ها را هم به دست آورد. او با قرارگرفتن در کنار اشرف غنی رییس‌جمهور افغانستان و همچنان به خاطر موضع‌گیری‌هایش دربارۀ روند صلح، به «تیوریسن تیم حاکم در صلح و جنگ» مبدل شده است. 

    سیاف مخالف سرسخت کارکردن زنان در نهادها و حضور آنان در صحنۀ سیاسی بوده و در یک مورد به‌دلیل حضور یک مجری زن در تلویزیون دولتی افغانستان در زمان دولت اسلامی به‌رهبری برهان الدین ربانی، تا مرز کنارکشیدن از حمایت دولت و مخالفت با متحد دیرینش پیش رفته است. منابع می‌گویند که سیاف به رهبری دولت اسلامی هشدار داده بود که اگر مجری زن در تلویزیون دولتی به کار ادامه دهد، او از ائتلاف با دولت خارج می‌شود. برهان‌الدین ربانی، رییس دولت اسلامی، در میان رهبران مجاهدین دیدگاه میانه و منعطف داشته و حضور یک بانو در پردۀ تلویزیون، برای او جای بحث نداشته است. 

    عبدرب الرسول سیاف، اکنون نه‌تنها مخالف حضور زنان در پردۀ تلویزیون، کار آنان در اداره‌ها و مشارکت بانوان در فعالیت‌های سیاسی نیست، بل‌که حقوق و آزادی‌های زنان را شامل فهرست خطوط سرخ دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات صلح ساخته است. 

    رهبر دعوت اسلامی برخلاف تفسیر غالب دربارۀ جایگاه زنان و مردان در دین اسلام، در آخرین نشست شورای رهبری مصالحه در ارگ ریاست‌جمهوری گفت: یک وقتی هیأتی از اروپا آمده بود و به من گفت که تو بسیار مخالف زنان و حقوق آنان هستی. من به آن‌ها گفتم که چه فکر می‌کنید، مرا کوه، سنگ و یا دریا زاییده است؟‌1 سیاف افزود: «در دین اسلام حقوق زنان بیشتر از مردان است!» 

    همین‌گونه سیاف به شدت مخالف آزادی بی‌حد و مرز رسانه‌ها بوده است. اما در روزهای پسین نیز آزادی بیان را بخش معامله‌ناپذیر در روند گفت‌وگوهای صلح خواند. 

    سیاف در پی ایجاد دیدگاه واحد از متون دینی است. او دلیل تداوم جنگ در افغانستان را در تفاوت برداشت‌ها و قرائت‌ها از دین اسلام می‌داند. این رهبر جهادی که همواره جنگ طالبان را ناروا، حرام و حملۀ انتحاری را شرک خوانده، می‌گوید که برای دست‌یابی به صلح باید طرف‌ها (طالبان، دولت و علمای دینی) به قرائت و جمع‌بندی واحد از اسلام برسند. اما منتقدان می‌گویند که دست‌یابی به تفسیر واحد از متون دینی و جنگ جاری افغانستان که دو طرف خود را در موضع حق و دیگری را در موضع باطل می‌دانند، دشوار و ناممکن است. از سوی دیگر، مذهب و دین جز علوم تجربی نیست که بتوان در آن به فرمول و نتیجۀ مشخصی دست پیدا کرد. 

    به هر رو، در حال حاضر، سیاف به یک بازیگر ماهر و هوشیار سیاسی مبدل شده است. او چنانچه در دوران مبارزات سیاسی‌اش همواره سیاست همسویی با دولت داشته است – علی‌رغم مخالفت با رفتارها و روش‌های حکومتداری اشرف‌غنی- از دولت او در برابر طالبان و اپوزیسیون سیاسی حمایت می‌کند. سیاف نقش برجسته در تعیینات فعلی در نهادهای دولتی دارد. وزیر دفاع کنونی افغانستان از افراد نزدیک به سیاف است. رؤسای مجلسین شورای ملی افراد وابسته به سیاف هستند. همین طور در سایر نهادهای دولتی نقش سیاف برجسته و محسوس است. با مرگ ربانی، گیلانی و مجددی، او به قاعد اعظم جهاد و مجاهدین افغانستان تبدیل شده است

  • اقدام امریکا در کاهش بودجه  ارتش افغانستان، خوش‌خدمتی به پاکستان و طالبان

    اقدام امریکا در کاهش بودجه ارتش افغانستان، خوش‌خدمتی به پاکستان و طالبان

    آگاهان امور نظامی کاهش بودجه ارتش افغانستان توسط امریکا را خیانت به حق مردم افغانستان خوانده می گویند که این اقدام امریکا، امتیاز به پاکستان و روحیه دادن به طالبان است.

    وزارت دفاع امریکا روز گذشته (20 ثور) اعلام کرد انتقال 1.5 میلیارد دالر از بودجه این وزارت به منظور ساخت بخشی از دیوار مرزی امریکا با مکزیک را تصویب کرده است. حدود 604 میلیون دالر آن از بودجه‌ای که امریکا برای تمویل نیروهای امنیتی افغانستان اختصاص داده بود، پرداخت می‌شود.

    با این وجود، شماری از آگاهان امورنظامی در افغانستان این اقدام وزارت دفاع امریکا را بی رحمانه و خیانت در حق مردم افغانستان می‌خوانند.

    جنرال عتیق‌الله امرخیل آگاه امور نظامی در  این مورد می‌گوید این اقدام امریکایی‌ها تاثیرات منفی  را بالای ارتش افغانستان داشته و روحیه گروه طالبان را بلند می‌برند.

    آقای امرخیل گفت: «امریکایی‌ها با این اقدام خود کم کم به حکومت افغانستان وانمود می‌کند که دیگر ما تمایلی به حمایت از ارتش شما را نداریم، در حالیکه حکومت افغانستان هم در این مقطع زمانی هیچ بدیلی برای بقای ارتش خود بدون حمایت مالی امریکایی‌ها ندارد.»  

    در همین حال، اکبرجان فولاد یکی دیگر از آگاه‌هان امور نظامی نیز به خبرگزاری جمهور گفت کاهش بودجه نیروهای امنیتی در حالی که جنگ در افغانستان شدت یافته، یک اقدام ناسنجیده است.

    آقای فولاد افزود، امریکا این اقدام را به خواست پاکستان انجام داده؛ زیرا به گفته او، در حال حاضر انجام عملیات‌های قطعات خاص و کوماندویی نیروهای ارتش افغانستان بر علیه طالبان و عوامل پاکستان در داخل افغانستان، بسیار موثر تمام شده و ادامه چنین وضعیت به مزاج پاکستان خوش نمی‌خورد.

    به گفته او، ادامه جنگ نیروهای امنیتی بر علیه طالبان، بدون حمایت مالی و تسلیحاتی نا ممکن است و به همین خاطر پاکستان خواستار کاهش بودجه نظامی افغانستان شده است.

    آقای فولاد خاطر نشان کرد اگراین اقدام امریکا به خواست کشور پاکستان انجام نشده باشد، شش صد میلیون دالر پولی نیست که وزارت دفاع امریکا آنرا از جای دیگری تامین نکند.

    آقای فولاد درپاسخ به سوالی که آیا حکومت افغانستان در چنین شرایط بدیلی این اقدام امریکا مبنی بر تامین بودجه نیروهای امنیتی دارد؟ گفت که “بلی اگرحکومت افغانستان عواید مرکزی خویش را افزایش دهد و فساد را از گمرکات و شهرداری‌ها دور کند، می‌تواند این پول را تامین کند.”

    این در حالی است که مصرف نیروهای امنیتی افغانستان روزانه 11 میلیون دالر است که بخش اعظم آن از سوی امریکا تامین می‌گردد.

  • امریکا، مدعی دموکراسی، بزرگترین پایمال کننده حقوق بشر در دنیا

    امریکا، مدعی دموکراسی، بزرگترین پایمال کننده حقوق بشر در دنیا

    عصر حاضر، یکی ازین مصداق شرارت، سیاست خارجی امریکا با شعار حقوق بشری است که بدون توجیه خردپسندانه و خداپسندانه در اکثر کشورهای جهان پایگاه نظامی دارد و خودشان کوچکترین پایبندی به حق و حقیقت و عدالت ندارند.

    دوران حاکمیت بنی امیه یک اصطلاح سیاسی سر زبان ها افتاد که می گفتند: “الحق لمن غلب” وقتی که پای زور در میان باشد، حق و عدالت همانجاست…

    مشروعیت دینی و پذیرش مردمی نسبت به نظام حاکم، محلی از اعراب ندارد… این تئوری، در ظاهر از طرف آرمان گرایان نقد و رد شده است اما واقعیت های موجود و گذشته ثابت کرده است که حق همیشه با زورمندان بوده ولو یک نظام حاکم، ادعاهای حقوق بشری، حقوق خانم ها، حقوق اطفال، یا عدالت را دستاویز خودش قرار داده باشد.

    روزگاری که اوج اقتدار خلافت اسلامی در آسیا بود و اروپا هم در خطر لشکرکشی مسلمانان قرار داشت، فقط با نظریه الحق لمن غلب قابل توجیه بود و جنگ های دینی ـ صلیبی، استعمار بریتانیای قدیم… همه در ظاهر لباس دین و عدالت بر تن نظام شان پوشانیده بودند اما در عمل آشکارا دیده می شد که انواع جنایات ضد عدالت و بشریت را مرتکب می شدند.

    عصر حاضر، یکی ازین مصداق شرارت، سیاست خارجی امریکا با شعار حقوق بشری است که بدون توجیه خردپسندانه و خداپسندانه در اکثر کشورهای جهان پایگاه نظامی دارد و خودشان کوچکترین پایبندی به حق و حقیقت و عدالت ندارند.

    نظامیان شان مطلق العنان در سراسر جهان، شب و روز بدون اجازه به بعضی خانه های مورد نظر شان وارد می شوند، با زور اسلحه و گلوله هرآنچه دل شان خواست انجام میدهند. تروریزم را آنها تعریف و مشخص می کنند و مخالفان شان را در همان چوکات می گنجانند.

    امریکا حق دارد سلاح کشتار جمعی داشته باشد و میلیونها آدم را در ناکازاکی و هیروشیما بکشد، لیکن به خودش حق میدهد به بهانه سلاح اتمی به دیگران حمله کند.

    تروریسم اقتصادی آمریکا با استفاده از تهدید، یک واقعیت عینی جهان است. امروز هر کشوری که همسو با سیاست امریکا نباشد، از چهار طرف مورد تحریم و فلج می گردد.

    مشکل در کجاست؟
    برای هرکسی که اندکی مطالعات از وضعیت روز دنیا داشته باشد، می فهمد که مشکل اصلی نوکران یا مزدوران آمریکا در منطقه و جهان است.

    اگر بعضی کشورها، اجیر و نوکر آمریکا نباشند، هیچ اتفاق بدی راجع به تهدید کاخ سفید برای کشورهار و ملتهای دیگر نمی افتد.

    وقتی حکم از کاخ سفید یا کنگره صادر می گردد، این اجیران آنها هستند که روابطشان را با کشور خصم آمریکا قطع می کنند و مشکلات اقتصادی را به مردم آنجا بوجود می آورند.

    علی ظفر یوسفی

  • امریکا عامل اصلی دهشت‌افکنی در دنیا

    امریکا عامل اصلی دهشت‌افکنی در دنیا

    این دنیایی است که امریکا ساخته است؛ کشوری که بزرگترین ائتلاف های بین المللی علیه هراس افکنی را رهبری می کند؛ اما خود با استفاده از پیشرفته ترین، مرگبارترین و مخوف ترین تسلیحات نظامی و کشتی غول پیکر جنگی و جنگنده های استراتژيک مشغول دهشت افکنی در ابعاد وسیع است.
    مایک پمپئو؛ وزیر خارجه امریکا، یکبار دیگر هشدار داده که هرگونه حمله احتمالی ایران یا گروه های مورد حمایت جمهوری اسلامی به منافع امریکا، با واکنش سریع و قاطع ایالات متحده مواجه خواهد شد.
    کاخ سفید اعلام کرد در واکنش به «تحرکات و رفتار‌های نگران‌کننده حکومت ایران ناوگروه یواس‌اس آبراهام لینکلن و بمب افکن های خود را به خلیج فارس فرستاده است.
    همزمان دونالد ترامپ هم روز پنجشنبه گفت: «بعد از خروج ما از توافق وضع اقتصادی ایران آشفته شده است. بالاترین تورم را دارند. مدام شورش می‌شود. تنها کاری که باید می‌کردند این بود که به من زنگ بزنند تا مذاکره کنیم و به توافق برسیم.»
    این دنیایی است که امریکا ساخته است؛ کشوری که بزرگترین ائتلاف های بین المللی علیه هراس افکنی را رهبری می کند؛ اما خود با استفاده از پیشرفته ترین، مرگبارترین و مخوف ترین تسلیحات نظامی و کشتی غول پیکر جنگی و جنگنده های استراتژيک مشغول دهشت افکنی در ابعاد وسیع است.
    از زمانی که ترامپ در امریکا به قدرت رسیده و با عناصر تندروی مانند جان بولتون و مایک پومپئو به تحریک نتانیاهو و با پول شاهزاده های ساده لوح و بی اراده و سرسپرده و عیاش عربستان و امارات و… یک محور بزرگ و گسترده از دهشت افکنی در ابعاد جهانی را تشکیل داده است، تقریبا روزی نیست که ایران یا یکی دیگر از کشورهایی که حاکمیت، سلطه و هژمونی زورگویانه واشنگتن را برنمی تابد، تهدید و تحریم نشود.
    امریکایی ها حتی یک درصد هم به این مهم فکر نمی کنند که مثلا ایران عضو سازمان ملل متحد است و به عنوان یک دولت مسؤول، برای شفاف سازی و راستی آزمایی فعالیت های هسته ای اش، با قدرت های جهانی یک توافق جامع امضا کرده که حاوی سختگیرانه ترین سازوکار نظارتی در طول تاریخ می باشد.
    امریکا از یکسو به دروغ تظاهر به دفاع از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در ایران می کند و خود را حامی «مردم» ایران می داند و از سوی دیگر، همه روزه با وضع تحریم های شدید و ویرانگر و تهدید و هشدار به بانک ها و شرکت های دیگر کشورها از معامله با ایران، مردم آن کشور را در تنگنایی توانفرسا قرار می دهد و فقیرتر می کند.
    ترامپ به عنوان بی اخلاق ترین، قانون شکن ترین، خودخواه ترین و اقتدارگراترین رییس جمهوری یک کشور مدعی حفظ صلح و نظم و ثبات بین المللی، با افتخار و در کمال وقاحت اعلام می کند که “بعد از خروج ما از توافق (اتمی) وضع اقتصادی ایران آشفته شده است. بالاترین تورم را دارند. مدام شورش می‌شود.”
    از آقای ترامپ باید پرسید که آیا این، مصداق مجازات مردم ایران و مداخله آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل نیست؟ همان اتهامی که امریکایی ها به خاطر آن، ایران را مورد توبیخ و تحریم قرار می دهند!
    برای یک لحظه تصور کنیم، کارهایی که امریکا امروزه علیه ایران انجام می دهد را یک کشور دیگر علیه امریکا یا اسراییل، مرتکب می شد، آنگاه واکنش دنیای امروز، سازمان های بین المللی، قدرت های جهانی و افکار عمومی جهان چه خواهد بود؟
    دنیا در قبال هراس افکنی لجام گسیخته امریکایی مسؤول است. امریکا آشکارا جهان را به سمت جنگی دیگر هدایت می کند؛ جنگی که روشن نیست با توجه به انباشت وحشتناک سلاح های کشتار جمعی و زرادخانه های آکنده از تسلیحات اتمی و کیمیایی و میکروبی که برای چندین بار نابودی کامل زمین، کافی هستند، چه سرنوشت شوم و شرارت باری را برای بشر رقم خواهد زد.
    در قبال آنچه امریکا مشغول انجام آن است، وحشت آفرینی های داعش و القاعده و طالبان و… تفریح و سرگرمی محسوب می شود. امریکا در تقابل بی بهانه اش با مردم ایران، نشان داده است که به هیچ معیار و ارزشی معتقد نیست و جز زورگویی و وحشت آفرینی و دهشت افکنی و مجازات جمعی ملت ها و گسترش فقر و فراگیری فاجعه و دامن زدن به بحران و تحمیل جنگ و جنون، هیچ وظیفه ای نمی شناسد.
    امریکا، ایران را به دخالت در امور کشورهای دیگر، دامن زدن به بی ثباتی در خاورمیانه، حمایت از گروههایی مانند حزب الله و حماس، حضور در سوریه، تلاش برای ساخت تسلیحات اتمی و سرکوب آزادی های اساسی مردم اش متهم می کند؛ اما خودش از هزاران مایل دورتر می آید و عراق و افغانستان را اشغال می کند، بی شرمانه مداخله می کند، در خاورمیانه پایگاه های دایمی نظامی احداث می کند، از رژیم کودک کش و جنایتکاری مانند اسراییل حمایت می کند که آشکارا سرزمین های دیگران را غصب می کند و علیرغم مواضع سازمان ملل آنها را با تایید امریکا به خاک خود منضم می کند، در کنار رژیم بدنام و سفاک و غیرمسؤول و غیردموکراتیک و خودکامه و قرون وسطایی سعودی و دیگر رژيم های دیکتاتوری عرب می ایستد تا ثروت های شان را بگیرد و سلاح های مرگبار به آنان بفروشد، از داعش حمایت می کند، هزاران کلاهک اتمی دارد و اسراییل جنایتکار را هم  مسلح به سلاح اتمی کرده است و…
    بنابراین، از میان ایران و امریکا کدام یک مستحق و مستوجب این میزان از هشدار و ترس و مجازات و تحریم و توبیخ هستند؟ کدام یک از آنها صلح و امنیت جهانی را به مخاطره انداخته اند و آینده بشر را در معرض تهدید قرار داده اند؟

    محمدرضا امینی

  • طالبان در بادغیس با آزاد کردن زندانیان و دادن پول نیروهای دولتی را تشویق می‌کنند به طالبان بپیوندند

    طالبان در بادغیس با آزاد کردن زندانیان و دادن پول نیروهای دولتی را تشویق می‌کنند به طالبان بپیوندند

    این گروه که در نبردهای اخیر در ولایت بادغیس، شمار زیادی از نیروهای امنیتی را به اسارت  گرفته‌بود اینک با آزاد کردن آنها و دادن پول این نیروهای دولتی را به پیوستن به طالبان تشویق می‌کنند.

    بهاءالدین قادسی، عضو شورای ولایتی بادغیس به خبرگزاری جمهورگفت: طالبان به تازگی با سربازان اسیر رفتار خشونت‌آمیز ندارند و پس از مدت کوتاهی آنان را آزاد می‌کنند.

    به بیان وی، این اقدام نشان از آن دارد که طالبان رویکرد تبلیغی خود را قوت بخشیده‌اند و با آزادسازی سربازان اسیر، نیروهای دولتی را تشویق به یکجای شدن با این گروه می‌کنند.

    در تازه‌ترین مورد، روز گذشته طالبان پنج تن از نیروهای امنیتی را در ولسوالی بالامرغاب آزاد ساخته‌اند.

    گزارش شده که طالبان علاوه بر آزادسازی نیروهای اسیر، مقداری پول نقد هم به عنوان تحفه به آنان می‌دهند اما سلاح و مهمات سربازان را مصادره می‌کنند.

    آقای قادسی در ادامه اشاره کرد روند آزادسازی اسیران دولتی به دست طالبان از هفته‌های گذشته به این طرف جریان داشته است.

    این اتفاق بیشتر در ولسوالی بالامرغاب که اوج نبردها میان طالبان و دولت بوده، رخ داده است.

    مقام‌های ارتش بادغیس هم از آزادسازی شماری از اسیران نیروهای امنیتی به دست طالبان خبر می‌دهند.

    عبدالغدیر صدیقی، سخنگوی ارتش بادغیس گفته امیدواری وجود دارد که دیگر نیروهای اسیر نیز از سوی طالبان آزاد شوند.

    اما وی از دادن تحفه به نیروهای امنیتی و تشویق آنان از سوی طالبان برای پیوستن به این گروه ابراز بی‌اطلاعی کرد و بیان کرد تاکنون چنین گزارشی دریافت نکرده است.

    موضوع تشویق اسیران نیروهای امنیتی توسط طالبان امسال و با اوج گرفتن ناآرامی‌ها در بادغیس مطرح شده است.

    در جریان نبردهای دولت و طالبان در بالامرغاب و موری‌چاق، شمار زیادی از نیروهای امنیتی یا به این گروه تسلیم شدند و یا هم به دست افراد آن اسیر شدند.

  • مشاور امنیت ملی از زندان بگرام دیدن نمود

    مشاور امنیت ملی از زندان بگرام دیدن نمود

    دفتر مطبوعاتی شورای امنیت ملی با نشر خبرنامه‌ای گفته است در این بازدید آقای محب از زندان بگرام که روز گذشته (چهارشنبه 18 ثور) انجام شد، مسوولین مربوط درباره وضعیت عمومی توقیف‌خانه بگرام و محبوسین گزارش دادند و برای رفع مشکلات موجود، پیشنهادات مشخصی ارائه کردند.

    در خبرنامه آمده مشاور امنیت ملی با نمایندگان محبوسین نیز دیدار کرد و خواست های آنان را در مورد فرامین عفو و تخفیف رئیس جمهور، وضعیت اعاشه و تسریع روند قانونی دوسیه‌های شان استماع نمود و تاکید کرد براساس قوانین نافذه کشور به دوسیه های محبوسین رسیدگی خواهد شد.

    خبرنامه افزوده: « مشاور امنیت ملی کشور و رئیس عمومی کمیته صلیب سرخ افغانستان هفته گذشته در دیدارشان روی پروسه صلح و رسیدگی به وضعیت صحی زندانیان صحبت کردند و مشاور امنیت ملی کشور بر بررسی وضعیت زندانیان اطمینان داده بود.»

    زندان بگرام در ولسوالی بگرام ولایت پروان قرار دارد و هم اکنون شماری از زندان طالبان در این زندان به سر می‌برند.

    آقای محب در حالی از این زندان بازدید می‌کند که رییس جمهور غنی روز جمعه (13 ثور) در اختتامیه لویه جرگه مشورتی صلح اعلام کرد حکومت افغانستان به خواست اعضای جرکه و حرمت به ماه مبارک رمضان 175 زندانی طالب را رها خواهد کرد.

    این در حالی است که گروه طالبان پیشنهادات لویه جرگه مشورتی را رد کرده و حملات انفجاری و انتحاری خود را در بخش‌هایی از کشور افزایش داده است.

    در تازه‌ترین مورد، روز گذشته، شماری از مهاجمان انتحاری وابسته به گروه طالبان به یک موسسه خیریه در شهر نو کابل حمله کردند، در این حمله دستکم 5 نفر شهید و 24 تن دیگر زخمی شدند.

    چهار روز پیش نیز 9 مهاجم مسلح به فرماندهی پولیس ولایت بغلان حمله کردند. در آن حمله تروریستی نیز دستکم 13 پولیس ملی شهید و 35 تن دیگر زخمی شدند.

    گروه طالبان مسوولیت هر دو رویداد را به عهده گرفته است.

  • رییس ستاد ارتش امریکا: امریکا تا ختم جنگ در افغانستان می‌مانند

    رییس ستاد ارتش امریکا: امریکا تا ختم جنگ در افغانستان می‌مانند

     این اظهارات ظاهرا اشاره به حضور درازمدت نظامی امریکا در افغانستان دارد؛ موضوعی که در ابراز نظرهای مقامات امریکایی حداقل در ماه‌های اخیر تازگی دارد.

    آقای دنفورد روز چهارشنبه در یک نشست کانگرس گفت: «فکر می‌کنم تا زمانی که شور‌ش‌گری در افغانستان ادامه داشته باشد، ما به حفظ نیروهای ضد تروریزم در آنجا نیاز داریم.»  

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که امریکا ظرف ماه‌های اخیر درگیر مذاکرات طولانی و پشت درهای بسته با نمایندگان گروه طالبان بر سر احتمال پایان دادن جنگ در این کشور بوده است.

    به گفته منابع طالبان و مقامات امریکایی، طرح خروج نیروهای خارجی از افغانستان و نیز تضمین اینکه افغانستان بار دیگر به پایگاهی برای تروریزم بین‌المللی تبدیل نخواهد شد، از مسایل مورد بحث در این گفتگوها بوده است.

    اخیرا هر دو جناح گفته اند که پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در این عرصه بدست آمده است.

    زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه امریکا برای صلح افغانستان که درگیر مذاکرات مستقیم با طالبان است، گفته امریکا در صورتی که مطمئن شود تهدید امنیتی از افغانستان متوجه جهان نیست، به ادامه حضور نظامی در این کشور نیاز نخواهد داشت.

  • در آزاد کردن زندانیان طالب عجله نکن

    در آزاد کردن زندانیان طالب عجله نکن

    فضل الهادی مسلمیار رییس مجلس سنا گفت، با توجه به تشدید بی سابقه حملات میدانی و انجام حملات انفجاری طالبان در روزهای اخیر، رییس جمهور غنی باید در آزادی 175 زندانی طالبان عجله نکند. 
    با وجود تلاش‌های فراوان امریکا و شماری از کشورهای منطقه طالبان هنوز هیچ تمایلی به مذاکره با حکومت از خود نشان نداده است. 

    این گروه در روزهای اخیر درخواست لویه جرگه مشورتی صلح افغانستان برای مذاکره و آتش‌بس را با تشدید بی سابقه حملات میدانی و انجام حملات انفجاری پاسخ داده است. 

    اشرف غنی اخیرا گفته بود با احترام به درخواست لویه جرگه مشورتی صلح درنظر دارد تا شماری از زندانیان طالبان را برای نشان دادن حسن نیت آزاد کند.

    شماری از اعضای مجلس سنا نیز از رییس جمهور خواستند تا در سفر به پاکستان، اسلام‌آباد را به اعمال فشار بر طالبان وادار کند تا این گروه به روند مذاکرات صلح بپیوندد.
    این در حالی است که اخیرا عمران خان نخست وزیر پاکستان در تماس تلفونی اشرف غنی را به دیدار از اسلام‌آباد دعوت کرده است.

  • نامزدان معترض انتخابات پارلمانی: دادگاه ویژه برای رسیدگی به تقلبات باید شکل گیرد

    نامزدان معترض انتخابات پارلمانی: دادگاه ویژه برای رسیدگی به تقلبات باید شکل گیرد

    این معترضان، ظهر امروز چهارشنبه (18 ثور) در مقابل دروازه‌های ارگ ریاست جمهوری تجمع کرده و خواهان رسیدگی به اعتراضات شان شدند.

    این معترضان بانو، پس از آن‌که نام‌های شان از فهرست ابتدایی انتخابات پارلمانی حذف شده، دست به اعتراض زده‌اند.

    فرزانه فرهمند نامزد معترض از حوزه انتخاباتی ولایت بغلان گفت که 21 نامزد معترض خواست فراقانونی ندارند بلکه آن‌ها می‌خواهند، مطابق به قانون انتخابات به شکایت‌های شان رسیدگی شود.

    او گفت که در گذشته ایجاد محکمه اختصاصی در قانون انتخابات نبود؛ اما حالا محکمه اختصاصی انتخاباتی در قانون جدید انتخاباتی تذکر یافته است؛ بناً رییس‌جمهور باید فرمان ایجاد این محکمه را در مورد رسیدگی به شکایت‌های انتخاباتی، صادر کند.

    بانوفرهمند تصریح کرد: “ما اسنادی که داریم به نهادهای عدلی و قضایی می‌سپاریم. اگر حق به جانب بودیم، کسانی که خلاف قانون به پارلمان رفتند، اخراج شوند. اگر اسناد نداشتیم و معتبر نبود، ما را به سارنوالی معرفی کنند.”

    شکریه پیکان نامزد معترض دیگر از ولایت قندوز نیز گفت: «فقط یک خواست داریم؛ رییس‌جمهور غنی فرمان ایجاد محکمه خاص انتخاباتی را صادر کند تا محکمه بررسی شده و آنانی که بدون رای مردم به پارلمان راه یافته اند، افشا شوند.»  

    خانم، پیکان افزود، از جناب غنی می‌خواهم که اگر یک رای من تقلبی بود، من رای نداشتم، کامیاب نبودم، رای من بدون بایومتریک بود، مرا به محکمه سپرده و مجازات کند، در غیر آن صورت، آنانی که با هزینه هنگفت و رای تقلبی به پارلمان رفته‌اند، خیانت در حق مردم اجازه داده نشود.

    معترضان، هشدار دادند، در صورتی که حکومت به خواسته‌های قانونی و مشروع آن‌ها رسیدگی نکنند، دست از اعتراض نکشیده و دروازه ارگ ریاست‌جمهوری را باز نخواهند کرد.

    این نامزدان مدعی اند، مسوولان حکومتی قبل از برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح به آن‌ها وعده داده بودند که پس از برگزاری لویه جرگه به خواسته‌های آن‌ها توجه خواهند کرد، اما تاهنوز به صدای اعتراض آن‌ها گوش نداده‌اند.

  • جنرال دوستم و چهار شکست در چهار سال

    جنرال دوستم و چهار شکست در چهار سال

    عبدالرشید دوستم؛ معاون اول رئیس جمهوری، از ناامنی‌ها در شمال افغانستان انتقاد کرده و فرمانده قول اردو ۲۰۹ شاهین در این منطقه را «ناتوان» خوانده است.

    او به تازگی در دیداری با مردم در شهر شبرغان؛ مرکز جوزجان گفته ناامنی در شمال مشکل بزرگی است که مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

    آقای دوستم گفته اگر پیشنهادات و طرح‌های او برای تامین امنیت قبول می‌شد، «اکنون وضعیت در شمال اینگونه نمی‌بود.»

    آقای دوستم گفته: «در نتیجه ناتوانی قومندان/فرمانده قول اردو در حمایت از افسران، جوانان در نیروهای امنیتی شهید می‌گردند. به این نیروها توجه نمی‌شود و حتی به آنها ارزش یک پرنده را نمی‌دهد.»

    او از بی‌توجهی به نیروهای امنیتی انتقاد و از وجود بی عدالتی‌ها در دستگاه دولت اظهار نگرانی کرده است.

    آقای دوستم به مردم جوزجان وعده سپرده که مشکلات آنها را با رئیس جمهوری در میان می‌گذارد و در صورت رسیدگی نشدن، خود او و مردم در مورد آنها تصمیم خواهند گرفت.

    گلایه ها، شکایت ها و انتقادهای جنرال دوستم از وضعیت امنیتی شمال افغانستان، بی تردید ریشه های نیرومندی در رویدادهای میدانی و واقعیت های جاری در این زمینه دارد. او می داند که شمال به ویژه از نزدیک به پنج سال پیش تاکنون، عرصه جولان بی مهار تروریزم بین المللی در سایه سکوت پرسش برانگیز دولت مرکزی و سیاست های مبهم قدرت های خارجی است.

    آقای دوستم به عنوان یک جنرال کارکشته نظامی در قبال شرایط امنیتی رقت انگیز و دردناک مردم اش، احساس مسؤولیت می کند؛ اما اینکه نمی تواند کاری انجام دهد، درد می کشد.

    فراموش نکنیم که او با وجود آنکه با تکیه بر قدرت مردم اش توانست مقاومت و ممانعت ارگ و ناتو در برابر بازگشت او از تبعید در ترکیه را درهم بشکند و به کابل بازگردد؛ اما تا همین اواخر نمی توانست به شمال برود و با مردم اش حرف بزند.

    آقای دوستم شاید بیش از هر سیاستمدار و رهبر قومی و جهادی‌ دیگری از اشرف غنی، زخم خورد و زهر چشید و زجر کشید. به بیان دیگر، جنرال دوستم به تناسب خدمات سخاوتمندانه ای که برای آقای غنی به عنوان یک سیاستمدار منفور و فاقد پایگاه و پشتوانه سیاسی و اجتماعی و محبوبیت ملی و قدرت قومی، انجام داد، از او خیانت دید و تهمت شنید و ضربه خورد و آسیب دید.

    در یک نگاه کلی، او به عنوان معاون اول ریاست جمهوری، فرمانده پرقدرت جهادی، درجه دار کارکشته نظامی و رهبر قومی، در چهار سال چهار شکست بزرگ و سنگین و جبران ناپذیر را در ابعاد سیاسی و نظامی و شخصی و اجتماعی، تجربه کرد.

    نخستین شکست او به عنوان معاون اول ریاست جمهوری بود. آقای دوستم که در نخستین روزهای آغاز به کار حکومت آقای غنی، احساس می کرد در غیاب او، فرد اول مملکت است و از این احساس، عمیقا احساس غرور و اقتدار می کرد، به سرعت رویاهای سیاسی اش رنگ باخت و با بروز تنش های بی سابقه میان او و اشرف غنی و شورای امنیت ملی، عملا نقش و سهم خود از دولت داری و سیاست را از دست داد و جای خالی او هنوز هم در نشست های عادی کابینه کاملا مشهود است؛ هرچند روی کاغذ، همچنان خود را معاون اول ریاست جمهوری می داند.

    دومین شکست آقای دوستم در جبهه نظامی و جنگ با تروریزم در شمال کشور بود. او که با پوشیدن یونیفورم نظامی و حضور در جبهات مقدم نبرد با طالبان، به چهره ای محبوب برای همه مردم افغانستان بدل شده بود، به گفته خودش، به سرعت آماج توطئه های ارگ و شورای امنیت ملی قرار گرفت و در نهایت با ترک جبهات جنگ شمال در کابل خانه نشین شد. این در حالی بود که طالبان و داعش و… همچنان در شمال کشور، جولان می دادند و هر روز قلمروهای بیشتری را درگیر نبردهای توسعه طلبانه خود و پروژه انتقال سیستماتیک ناامنی از جنوب به شمال می کردند.

    سومین شکست آقای دوستم در پرونده شرم آور سوء رفتار جنسی با احمد ایشچی؛ مخالف قومی خود بود. آقای دوستم اگرچه آن پرونده را توطئه ای برای بدنامی خود می داند و رد می کند؛ اما در عمل، نه تنها نتوانست از خود به درستی و با قدرت، دفاع کند؛ بلکه با پذیرش تبعید به ترکیه و… عملا مرعوب و مغلوب تبعات و پیامدهای این پرونده شد و به لحاظ شخصی و حیثیتی به شدت، بدنام و تحقیر گردید.

    شکست چهارم جنرال دوستم در عرصه اجتماعی و از دست دادن جایگاه و محبوبیت خود به عنوان رهبر کاریزماتیک ازبک ها بود. آقای دوستم که با قدرت مردم اش بار دیگر به صحنه سیاسی بازگشته بود، بازهم ترسید، محافظه کاری پیشه کرد، عقب نشست، سکوت کرد و نتوانست جایگاه شایسته سیاسی و اجتماعی اش را احیا کند.

    اینکه او تاکنون نمی توانست به شمال سفر کند تا دست کم از پایمردی و ایستادگی تحسین برانگیز مردم اش در جریان بازداشت رقت انگیز نظام الدین قیصاری از سوی نظامیان وفادار به اشرف غنی، تمجید و قدردانی کند، خود نشانگر آن است که او تا چه حد ضعیف عمل کرده و ازبک ها را از رسیدن به آمال اجتماعی شان مأیوس کرده است. ضمن آنکه آزادی نظام الدین قیصاری هم در سایه سیاست های مبهم و کنش پذیرانه آقای دوستم، ماه ها پس از بازگشت او به کابل، بی هیچ توضیحی به تأخیر افتاد و عملیاتی نشد.

    در پی همین شکست های پیوسته و مستمر آقای دوستم بود که اکنون بیش از هر زمان دیگری قطبی گری و انشعاب و چندصدایی سیاسی در میان رهبران و نخبگان ازبک که از حمایت چشمگیر نسل جوان نیز برخوردار اند، اوج گرفته و با شجاعت و صراحت بیشتری مطرح می شود.

    علی موسوی

  • مایک پمپئو در سفری غیر منتظره وارد عراق شد

    مایک پمپئو در سفری غیر منتظره وارد عراق شد

    مایک پمپئو ، سفر خود به بغداد را به‌خاطر مسائل مربوط به تنش‌های جاری با ایران عنوان کرد.

    وی در پایان سفر غیرمنتظره و چند ساعته خود به بغداد در جمع خبرنگاران همراه خود گفت: « علت این سفر افزایش فعالیت‌های ایران در منطقه است.»  

    وی همچنین مدعی شد واشنگتن خواهان عراقی قوی و مستقل و دور از تبعیت هر کشور دیگری است.

    به گفته وزیر امور خارجه امریکا، نگرانی‌های امریکا درباره حفظ حاکمیت عراق، امر تازه ای نیست.

    گفتنی است که وزیر خارجه امریکا شامگاه سه‌شنبه در سفری غیرمنتظره و چند ساعته به عراق با «عادل عبدالمهدی» نخست وزیر و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق و نیز «برهم صالح» رییس جمهوری این کشور به طور جداگانه دیدار و گفتگو کرد.

    «محمدعلی الحکیم» وزیر امور خارجه عراق و هیات همراه پمپئو از جمله کاردار امریکا در بغداد نیز در این دیدارها حضور داشتند.

    گفته می‌شود در دیدار پمپئو و صالح بر تمدید معافیت عراق از اجرای تحریم‌های ضد ایرانی و همچنین عدم افزایش تنش با ایران از سوی امریکا تاکید شده است.

    وزیر امور خارجه عراق نیز در صفحه توییتر خود نوشت که وی«در دو نشست مهم جداگانه» پمپئو با نخست وزیر و رییس جمهوری شرکت داشته است.

    به نوشته او، در این دیدارها دو طرف درباره روابط دو جانبه، آخرین تحولات مربوط به امنیت منطقه و موضوع مبارزه با تروریسم بحث و گفتگو کردند.

    پیش از سفر پمپئو به بغداد رسانه‌ها خبر داده بودند که وزیر امور خارجه امریکا سفر خود به آلمان را برای رفتن به مقصد اعلام نشده ای، لغو کرده است.

  • اعضای شورای ولایتی فراه: صلح، درآمدهای طالبان از مواد مخدر را با  خطر مواجه کرده‌است

    اعضای شورای ولایتی فراه: صلح، درآمدهای طالبان از مواد مخدر را با خطر مواجه کرده‌است

    گروه طالبان در افغانستان کارخانه‌های بسیاری دارند که در آن مواد مخدر صنعتی تولید می‌شود. ولسوالی بکواه فراه مرکز این کارخانجات به شمار می‌رود.

    صمد صالحی، عضو شورای ولایتی فراه به خبرگزاری جمهور گفت: «طالبان در ولسوالی بکواه این ولایت کارخانه‌های زیاد تولید مواد مخدر صنعتی دارد که در آن انواع مختلف مواد تولید می‌شود.»

    به بیان وی، هر از گاهی این کارخانه‌ها از سوی جنگنده‌های هوایی قوای افغان و آمریکایی‌ بمباران می‌شوند.

    دو روز پیش هم در یک حمله هوایی، 53 کارخانه مواد مخدر از بین رفت و 18 طالب مسلح نیز جان خود را از دست دادند.

    طالبان در پاسخ به این حمله هوایی، به چند مرکز امنیتی در امتداد شاهراه فراهرود حمله کردند و جان نزدیک به 25 سرباز ارتش را گرفتند.

    آقای صالحی گفت انگیزه اصلی طالبان از این حمله، انتقام‌جویی از ضربات هوایی دو روز پیش در بکواه و از بین رفتن کارخانه‌های مواد مخدر این گروه بوده است.

    این عضو شورای ولایتی فراه باور دارد که طالبان با برقراری صلح در افغانستان، منافع کلان خود از جمله حفظ همین کارخانه‌های تولید مواد مخدر صنعتی که تعدادشان به چندصد مرکز می‌رسد را در خطر می‌بینند.

    طالبان علاوه بر کشت و قاچاق تریاک، از این کارخانه‌ها نیز سود زیادی را به جیب می‌زند و بخش قابل توجهی از هزینه‌های جنگ را نیز از همین طریق تأمین می‌کند.
    بکواه مهمترین مرکز نظامی و عایداتی طالبان فراه و هلمند به شمار می‌رود.

    طبق گزارش‌های رسیده از این ولسوالی، بیش از 500 کارخانه تولید مواد مخدر صنعتی در آن وجود دارد.

  • سران بلوچ از حکومت خواستند به بی‌عدالتی و تبعیض علیه قوم بلوچ پایان دهد

    سران بلوچ از حکومت خواستند به بی‌عدالتی و تبعیض علیه قوم بلوچ پایان دهد

    شماری از بزرگان و وکلای قوم بلوچ امروز سه‌شنبه (17 ثور) در یک نشست خبری در کابل از حکومت وحدت ملی خواستند که به بی‌عدالتی علیه آنها پایان دهند.

    فریده حمیدی، نماینده مردم بلوچ در مجلس نمایندگان، گفت امروز قوم بلوچ  تصویرخود را در آینه حکومت وحدت ملی نمی‌بینند.

    وی با بیان اینکه امروز قوم بلوچ نه وزیر دارد و نه معین گفت جوانان تحصیل کرده قوم بلوچ از عملکرد حکومت وحدت ملی مایوس شده‌اند.

    خانم حمیدی از حکومت خواست که بی‌عدالتی و تبعیض علیه قوم بلوچ که سال‌های طرفدار حکومت‌های مرکزی بوده و حمایت‌شان کرده است، پایان دهند.

    وی به سران حکومت وحدت ملی هشدار داده می‌گوید اگر سران حکومت وحدت ملی جایگاه قوم بلوچ را در حکومت تثبت نکند، مردم بلوچ در سراسر کشور دست به اعتراضات مسالمت آمیز زده و آرام نخواهند نشست.

    در همین حال نادر بلوچ نماینده قوم بلوچ در مجلس سنا گفت: « امروز قوم دو میلیونی بلوچ افغانستان، شکار بازی‌های سیاسی شده است.»

    آقای بلوچ گفت: «حلقاتی امروز در ارگ ریاست جمهوری ذهنیت رئیس جمهور را در برابر قوم ما تغییر داده و خواهان به حاشیه کشانیده قوم بلوچ از میدان سیاست افغانستان هستند.»  

    وی به این حلقات هشدار داده می‌گویند اگر حکومت جلوی این حلقات را نگیرند، ما مجبورهستیم در نشست مطبوعاتی آینده نام‌های آنان را افشا کنیم.

    آقای بلوچ از سیاسیون افغانستان نیز خواست با داشتن روحیه عدالت خواهی صدای‌شان را برای احقاق حقوق قوم بلوچ بلند نمایند.

    وی از سازمان ملل متحد نیز خواست که بر حکومت وحدت ملی فشار وارد نماید تا حقوق ضایع شده قوم بلوچ را در نظر داشته و تامین نماید.

    با آنکه قوم بلوچ یکی از اقوام به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی افغانستان است و مطابق به قانون باید از حقوق و امتیازاتی که برای سایر شهروندان در نظر گرفته شده برخوردار باشند اما آنان همواره ادعا کرده‌اند که زمامداران در مقابل بلوچ‌ها با بی‌عدالتی و تبعیض برخورد کرده‌اند.

  • غنی از کدام کودتا می‌ترسد!

    غنی از کدام کودتا می‌ترسد!

    اشرف غنی در سخنرانی افتتاحیه‌ دوره شانزدهم شورای ملی، برای نخستین‌بار برخی از رقبای خودش را متهم به رفتار کودتا گونه علیه خود کرد.

    وی گفت: «آنهایی که با پخش ابهام و شک و بدگمانی در پی تضعیف وثیقه ملی یعنی قانون اساسی هستند، نزدیک به فکر کودتاچیان هستند، اما با رفتار نرم. آن‌ها نمی‌دانند کودتا چه قیمت بزرگی را به ملت به بار آورده و من از این تریبون به آن‌ها می‌گویم عصر کودتا پایان یافته است.»

    بیان چنین سخنی از زبان رییس جمهور غنی، می‌تواند دارای تعبیر‌های متفاوتی باشد. او این سخنان را در مقابل اعضای جدید شورای ملی و در حضور مقام‌های ارشد امنیتی دولت افغانستان بیان کرد. پرسشی که مطرح می‌شود، این است که آیا آقای غنی به نظامیان بی‌اعتماد شده است و یا منظور او افراد دیگری است؟ شماری از نزدیکان آقای غنی، در مورد منظور رئیس جمهور از رفتار کودتا گونه برخی‌ها اظهار نظر کرده‌اند.

    یکی از نزدیکان آقای غنی که یکی از مقام‌های ارشد کابینه نیز است و در جلسات شورای امنیت ملی نیز شرکت می‌کند، به شرط افشا نشدن نامش گفت: «مقصود رییس جمهور از ذکر کودتا، چند مسأله بود، از آن جمله او آنانی را که تلاش می‌کنند حکومت موقت ایجاد شود، کودتاچی می‌خواند، زیرا به نظر رییس جمهور غنی هر حالت دیگری به جز انتخابات یک کودتا است. به نظامیان تا هنوز بی‌اعتماد نیست. نگرانی اصلی او این است که ایجاد حکومت موقت، مساوی به کودتا است.»

    در همین حال، یکی از مقام‌های ارشد ریاست اجرایی، بدون افشای هویت خویش می‌گوید: «هیچ نشانه‌ای به صورت مطلق مبنی بر کودتا وجود ندارد. این سخن اشرف غنی نمونه روشن از بدگمانی در ارگ است. غنی تصور می‌کند که امریکا، حنیف‌ اتمر و حامد کرزی تلاش دارند تا او را از ارگ بیرون کنند.»

    یکی از کارمندان ارشد دفتر سخنگوی رییس جمهوری نیز گفت: «اقدامات برخی از کاندیدان که بعد از ماه جوزا در پی برپایی تشکیل اداره موقت‌اند، مساوی به کودتا است.»

    اشاره به کودتا از زبان اشرف غنی در شرایطی که اکثریت نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و نیز گروه بزرگی از سیاسیون کشور جرگه مشورتی صلح را تحریم کرده و نیز خواستار ختم کار رییس جمهور در اول ماه جوزای سال روان هستند، به این معنا است که غنی اقدامات رقبای خویش را تلاشی در راستای کنار زدنش از کرسی ریاست جمهوری می‌داند تا به این ترتیب از بازگشت مجدد وی به ارگ جلوگیری کنند.

     واقعیت این است که با توجه به وضعیت اسفبار و پر‌تقلب انتخابات پارلمانی و نیز انتخابات سال ۲۰۱۴ که در آن آقای غنی در دور دوم به صورت معجزه‌آسا رأی بالا آورد، همه نگران‌اند و فکر می‌کنند که غنی و حواریونش برای انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو نیز کمر به تقلب بسته‌اند و تلاش دارند تا به هر‌قیمتی شده است، انتخابات را ببرند. این در حالی است که با جدی‌تر شدن روند مذاکرات با طالبان، علاوه بر سیاسیون داخلی، برخی از متحدان بین‌المللی افغانستان از جمله ایالات متحده امریکا، به صورت غیر‌مستقیم خواهان برپایی اداره موقت بعد از اول جوزای سال روان خورشیدی هستند. امریکا و شمار دیگری از متحدان بین‌المللی افغانستان، نیز نگران تقلب در انتخابات هستند و باور دارند که با حضور غنی در کرسی ریاست جمهوری، امکان برگزاری یک انتخابات شفاف و آزاد وجود ندارد.

    اطرافیان اشرف غنی با دست‌آویز قرار دادن فیصله اخیر دادگاه عالی و به این بهانه که این دادگاه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ نیز دوران کار رییس جمهور کرزی را تا اعلام نتایج انتخابات تمدید کرد، تلاش می‌کنند تا اشرف غنی در ارگ بماند و از همین طریق نیز انتخابات را طوری رقم بزنند که منجر به حضور مجدد وی برای پنج سال دیگر شود. واقعیت این است که هیچ انسان عاقلی حاضر نیست به غنی و دار و دسته‌اش اعتماد کند و باور داشته باشد که در صورت حضور آن‌ها در ارگ، انتخابات ریاست جمهوری آینده با شفافیت برگزار خواهد شد. تنها حضور ضیاءالحق امرخیل به عنوان مشاور ارشد وی در امور «مردمی»‌ به خوبی گواه این است که غنی و حواریونش هر روز برنامه برای تقلب در انتخابات می‌ریزند و هر شب خواب پیروزی مجدد می‌بینند.

    طبیعی است که هر گروه سیاسی برای بقای و تداوم حضور خویش در قدرت پیوسته از ابزارهای گوناگون استفاده می‌کند. قدرت، خصلت فساد‌آور دارد. تاریخ نشان داده است که انسان‌ها برای بقای خویش در قدرت، حاضر به انجام هر گونه کثافت‌کاری و جنایت هستند. به همین دلیل، تیم غنی و حواریونش را نمی‌توان از این قاعده مستثنا کرد. اما در عین حال، غنی به عنوان رییس جمهور یک کشور بحران‌زده و در حال جنگ، نباید برای بقای خود یک بار دیگر به تقلب در انتخابات و فریب اذهان عامه دست ببرد. انتظار مردم از وی این است که میان منفعت شخصی خود و حواریونش و مصلحت مردم و مملکت، تفکیک روشن ایجاد کند و نباید منافع کلان ملی را قربانی حضور خودش به هر قیمتی در قدرت کند.

    خنده‌دار است که حواریون آقای غنی اقدامات مخرب و ویرانگر خودشان را بر پیکر نیمه‌جان دموکراسی افغانستان «دولت‌سازی»‌ نام می‌گذارند و تلاش رقبای خویش را «کودتا» ‌می‌گویند، در حالی که همه می‌دانیم افغانستان در حال حاضر هیچ‌گونه ظرفیتی برای یک کودتای سازمان‌یافته ندارد‌. هم‌چنان آنانی که خواستار ختم دوره کار آقای غنی در آخر ماه جوزای امسال هستند، در پی کودتا نیستند، بلکه می‌خواهند انتخابات ریاست جمهوری امسال طوری برگزار شود که امکان رقابت شفاف برای همه میسر باشد و کسی نتواند با استفاده از امکانات دولتی، دست به تقلب سیستماتیک به نفع یک نامزد بزند.

    س. پامیری

  • جنرال دوستم با قومندان جدید ولایت بلخ دیدار  نمود+عکس

    جنرال دوستم با قومندان جدید ولایت بلخ دیدار نمود+عکس


    معاون اول ریاست جمهوری در رابطه با تأمین نظم و امنیت بهتر به قومندانان ولایت‌های بلخ و جوزجان هدایت‌های لازم را داد و از آنان خواست تا در مناطق شان به گرامی‌داشت از ماه مبارک رمضان، در بهبود اوضاع کوشا باشند تا مردم بتوانند به بهترین وجه، عبادات شان را انجام بدهند.
    معاون اول ریاست جمهوری در این دیدار از کار کرد های فقیر محمد جوزجانی، قومندان امنیه پیشین این ولایت به نیکی یاد نمود.

    در این دیدار گزارش وضعیت ولایت‌های جوزجان و بلخ از سوی قوماندانان امنیه ولایت‌های یاد شده به معاون اول ریاست جمهوری ارایه گردید.
    معاون اول ریاست جمهوری در این رابطه یاد آور شد که تحرکات دشمن باید در این مناطق زیر نظر باشد تا نیرو های دفاعی و امنیتی کشور بتوانند در کمترین فرصت در برابر آن عکس‌العمل مناسب را انجام دهند.
    معاون اول ریاست جمهوری خاطر نشان کرد مردم افغانستان تشنه‌ی صلح هستند و تلاش‌های حکومت و دوستان بین‌المللی افغانستان در این راستا ادامه دارد.

    معاون اول ریاست جمهوری یاد آور شد اگر دشمن به پیشنهادات صلح گردن ننهد، ما مکلف به دفاع از کشور خویش و ارزش‌های نظام کنونی می‌باشیم.

  • طالبان تصمیمی به ختم جنگ ندارند!

    طالبان تصمیمی به ختم جنگ ندارند!

    طالبان هر نوع آتش‌بس در ماه رمضان را رد کرده‌اند. این گروه گفته‌اند که جنگ در رمضان برای جنگ‌جویان آنان فضیلت بیش‌تر به بار می‌آورد. به نظر می‌رسد که طالبان توصیه‌های مذهبی عالمان دینی افغانستان، عربستان و کشورهای دیگر را قبول ندارند. آنان یک خوانش خیلی تند از دین دارند که افکار مستبدانه و جنگ‌طلبانه‌ی‌شان را توجیه می‌کند. وضع به گونه‌ای است که دکتر خلیل‌زاد مذاکره‌کننده‌ی ارشد ایالات متحده با طالبان درخواست آتش‌بس می‌کند، ‌اما طالبان از خاموشی تفنگ‌ها امتناع می‌کنند و خواستار دوام جنگ‌اند. به نظر می‌رسد که طالبان می‌خواهند یک جدول زمانی خروج را به جانب امریکا در قطر تحمیل کنند و به جنگ با دولت افغانستان ادامه بدهند. اگر چنین نمی‌بود، حتماً این گروه یک پیام آشتی‌جویانه می‌فرستاد.

    پیش از این عده‌ای ابراز خوش‌بینی کرده بودند که طالبان هم نمی‌خواهند که جنگ دوام کند بلکه به دنبال حل سیاسی هستند. اما از آن‌جایی که پیام‌های طالبان آشتی‌جویانه نیست، بسیار بعید است که این گروه برنامه‌ای برای پایان جنگ و حل سیاسی داشته باشد. تاریخ ظهور، گسترش و به قدرت رسیدن گروه طالبان هم بیان‌گر آن است که رهبران این گروه تا حال طرحی برای صلح‌سازی نداشته‌اند. این گروه از همان آغاز ظهورش به راه‌حل نظامی تأکید می‌کند. پیام‌های تهاجمی اخیر طالبان به ادامه‌ی پالیسی سنتی این گروه مبنی بر دوام جنگ است. طالبان صرف در یک مرحله گویا از جنگ دست کشیدند و آن زمانی بود که تازه حکومت این گروه سقوط کرده بود. روایت عموم این است که در آن زمان طالبان به حامد کرزی که تازه ریاست اداره‌ی موقت را قبول کرده بودند، گفته بودند که مایل به دوام جنگ نیستند و به خانه‌های‌شان برمی‌گردند. اما پس از شورش مجدد این گروه در سال ۲۰۰۴، رهبران طالبان برنامه‌ای برای صلح ندارند.

    تأکید رهبران طالبان مبنی بر مذاکره با امریکا و «حل بعد خارجی مشکل افغانستان» هم به منظور تحمیل یک جدول زمانی‌ خروج به نیروهای ایالات متحده صورت می‌گیرد. ظاهراً طالبان می‌خواهند که یک جدول زمانی خروج را به جانب امریکا تحمیل کنند تا توازن نیروها در روی زمین به سود طالبان برهم بخورد و بعد نیروهای این گروه به سمت شهرهای افغانستان مارش کنند و وضعیت سال ۱۹۹۲ تکرار شود. حلقات استخباراتی‌، نظامی و مذهبی در پاکستان هم منتظر همان روز هستند. برخی در این‌جا ادعا می‎‌کردند که طالبان هم از گذشته درس گرفته‌اند و حل سیاسی را ترجیح می‌دهند، اما موضع‌گیری رسمی طالبان هیچ تفاوتی با پالیسی گذشته‌ی این گروه ندارد.

    به نقل از هشت صبح، اگر طالبان همین سیاست را ادامه دهند، ‌روشن است که حل سیاسی جنگ تحقق نمی‌یابد. اگر طالبان حاضر نشوند که در هیچ سطحی با حکومت و نیروهای سیاسی افغانستان روی یک نقشه‌ی راه برای پایان جنگ مذاکره کنند‌، ‌روشن است که جنگ به پایان نمی‌رسد. طالبان در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۷۰ خورشیدی هم به جنگ ادامه دادند. آنان در آن زمان هم به حل سیاسی رضایت نشان ندادند و تا سرحد به کارگیری سیاست زمین سوخته در شمالی پیش رفتند. طالبان در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۷۰ هم از نیروهای مخالف‌شان برای رهبرشان بیعت می‌خواستند. این گروه در حال حاضر هم در تلاش است تا به یک نحوی جنگ را ادامه دهد. آنان در حال حاضر امریکا را مانع برنامه‌های میلیتاریستی خودشان می‌دانند و می‌خواهند که با دور شدن ایالات متحده به جنگ ادامه دهند.

    سیاست جنگ‌طلبانه‌ی طالبان نشان می‌دهد که آنان ترس از نابود شدن در فضای سیاسی دارند. آنان حتماً به این نتیجه رسیده‌اند که در صورت تن دادن به یک راه‌حل سیاسی انتخابات‌ها را نمی‌برَند و در بازار رقابت سیاسی چیزی برای عرضه کردن ندارند. آنان حتماً به این نتیجه رسیده‌اند که تفاهم با قدرت‌های خارجی و دوام جنگ در داخل بقای سازمانی و سیاسی‌شان را تضمین می‌کند. اما هر نیرویی که در جهت خلاف آرمان‌های مردم قرار بگیرد، نمی‌تواند بقای خودش را تضمین کند.

    رقیه ساعی – کابل

  • رئیس جمهور غنی: با مدیریت آب‌های کشور دریای کابل و کنر به منشأ آبادی در افغانستان تبدیل می‌شوند

    رئیس جمهور غنی: با مدیریت آب‌های کشور دریای کابل و کنر به منشأ آبادی در افغانستان تبدیل می‌شوند

    رئیس‌ جمهور خطاب به نمایندگان انتخابی ولایات یاد شده ، گفت به برکت دانش، تدبیر و تعهد آنها به کشور، لویه جرگۀ مشورتی صلح با موفقیت برگزار شد.

     وی افزود «پارون» در نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری اساسی، به یکی از شهرهای مهم افغانستان، مبدل خواهد شد.

    رئیس جمهور خاطرنشان کرد شهر جلال آباد از طریق پلان منظم به طرف شرق توسعه خواهد یافت. کانال ننگر‌هار، باید به مرکز تولید گل‌های رنگارنگ امارات متحده عربی مبدل گردد.

    رئیس‌جمهور تأکید کرد به بی‌جاشدگان و سیلاب زدگان توجه اساسی صورت می‌گیرد.

    وی افزود با توجه به تجربه‌ی موفق امنیتی مردمی، مردم شینوار، مومند و ننگرهار، در کنر نیز به‌خاطر بهبود امنیت و ازبین‌بردن داعش، باید سهم بگیرند.

     آقای رئیس جمهور اطمینان داد که پیشنهادات و خواست‌های نمایندگان مردم به برنامه‌ها مبدل می‌گردد و موقع به آنها رسیدگی می‌شود.  

    در این جلسه، لعل‌محمد درانی به نمایندگی از ننگرهار، گلزار سنگروال به نمایندگی از ولایت لغمان، حاجی ولایت‌خان مشوانی  به نمایندگی از ولایت کنر و انجنیر سعیدالله به نمایندگی از و لایت نورستان برگزاری  توأم با موفقیت لویه جرگۀ مشورتی صلح را به رئیس‌جمهور و مردم افغانستان تبریک گفتند و از پیشرفت‌ها و دستاوردهای رئیس‌جمهور در بخش‌های مختلف قدردانی کردند.

    آنان پیشنهادان و خواست‌های‌شان را در رابطه به تامین امنیت، کشتار هدفمند، اختطاف، جلوگیری از غصب، معارف و جنگل‌داری را با رئیس‌جمهور شریک ساختند.

  • سلاح‌ را زمین بگذارید و به صلح بپیوندید

    سلاح‌ را زمین بگذارید و به صلح بپیوندید

    خلیل‌زاد در صفحۀ توییترش نوشت در آغاز ششمین دور گفت‌وگوهای صلح با طالبان، به آنان گفته است که صلح را بپذیرند، سلاح‌شان زمین بگذارند و به خشونت‌ها پایان دهند.  

    خلیلزاد در ادامه نگاشت در این دور گفت‌وگوها باید روی چهار موضوع خروج نظامیان خارجی، تضمین مبارزه با تروریسم بین‌المللی، برقراری آتش‌بس و شروع گفت‌وگوهای بین‌الافغانی توافق شود.

    به نوشتۀ او، اگر روی این چهار موضوع توافق نشود، هیچ توافقی در کار نخواهد بود.

    نمایندۀ ویژۀ آمریکا در امور صلح افغانستان، ادامه داد او به طالبان گفته است که برادران و خواهران افغان‌شان خواهان پایان جنگ است و طالبان باید این درخواست مردم را مورد توجه قرار دهند.

    طالبان در واکنش به این سخنان خلیلزاد، گفته‌اند او نباید به این فکر باشد که طالبان سلاح‌‌شان را زمین بگذارند، بلکه باید به آمریکایی‌ها بفهماند که برای سرپانگهداشتن حکومت افغانستان از زور کار نگرفته و تلفات جانی و زیان‌های مالی را افزایش ندهند.

    قابل یاد آوری‌ست که دور تازه‌ی گفت‌وگوهای صلح میان نمایندگان آمریکا و طالبان 2 روز پیش در دوحۀ قطر شروع شد.