دسته: برگزیده ها

  • 5 روز از حمله گسترده طالبان به دره صوف   می گذرد/ حکومت هیچ اقدامی نمی کند!

    5 روز از حمله گسترده طالبان به دره صوف می گذرد/ حکومت هیچ اقدامی نمی کند!

    پنج روز از حمله‌ گسترده‌ی گروه طالبان بر بخش‌هایی از ولسوالی دره‌صوف بالای ولایت سمنگان می‌گذرد، اما هنوز هیچ نیروی کمکی ارتش و پولیس از سوی مرکز ولایت و قول‌اردوی 209 شاهین به منطقه‌ی درگیری اعزام نشده است و نیروهای خیزش مردمی به تنهایی در مقابل حملات گروه طالبان مقاومت می‌کنند.

    شماری از نمایندگان مردم و باشندگان این ولسوالی هشدار می‌دهند که اگر دولت به‌زودی تجهیزات جنگی و نیروهای حمایتی به کمک نیروهای مردمی نفرستد، فاجعه انسانی در دره‌صوف رخ خواهد داد. زیرا به گفته‌ی فرماندهان نیروهای خیزش مردمی، تا هنوز صدها خانواده به‌شمول زن و کودک آواره شده‌اند و در مغاره‌های کوه‌ها و مناطق اطراف به‌سر می‌برند.

    شماری از فرماندهان خیزش مردمی به اطلاعات روز می‌گویند جنگ‌جویان گروه طالبان بعد از درگیری یک‌شنبه شب، 17 حمل به سنگرهای قبلی خود برگشته و در حال تجدید قوا هستند و هر لحظه امکان دارد حمله گسترده‌تر دیگری را علیه مواضع نیروهای خیزش مردمی انجام دهند.

    نیروهای خیزش مردمی می‌گویند که در این درگیری‌ها سه تن از نیروها جان‌ باخته‌اند و پنج تن دیگر زخمی شدند‌. به گفته آن‌ها، در این درگیری‌ها حدود 40 جنگ‌جوی طالب نیز کشته شدند. اما مسئولان محلی ولایت سمنگان می‎گویند که جنگ تحت کنترل است و تمام آمادگی‎ها برای مقابله با حملات طالبان گرفته شده است.

    تنهایی نیروهای خیزش مردمی

    جمعه‌شب، 15حمل حوالی ساعت شش شام، جنگ‌جویان گروه طالبان حملات گسترده‌ی بهاری خود را بر منطقه «پسقُل» در شمال‌غربی ولسوالی دره‌صوف بالای ولایت سمنگان آغاز کردند. بعد از دو شبانه‌روز درگیری‎های وقفه‌ای میان نیروهای خیزش مردمی و جنگ‌جویان طالب، شنبه‌شب، 17 حمل جنگ‌جویان گروه طالبان دوباره به سنگرهای قبلی خود در «کوتل لیجو» عقب‌نشینی کردند.

    برخی از فرماندهان نیروهای خیزش مردمی می‎گویند که حدود 600 جنگ‌جوی طالب از ولایت‌های بغلان، بلخ، قندوز، سرپل و دیگر ولسوالی‌های ولایت سمنگان در نوارمرزی دره‌صوف بالا تجمع کرده و در حملات‎شان بر مواضع نیروهای خیزش مردمی از سلاح‌های سبک و سنگین دولتی که به‌دست این گروه افتاده‌اند، استفاده می‎کنند.

    طلا مبارز، یکی از فرماندهان نیروهای خیزش مردمی در ولسوالی دره‌صوف بالا به اطلاعات روز می‎گوید: «جنگ‌جویان طالب از سراسر نقاط همجوار در این‌جا تجمع کرده‌اند. طالبان در همجواری ما این قدر نیروی ندارند، بلکه از ولایات بغلان، قندوز، بلخ و دیگر ولسوالی‌های سمنگان این‌جا آمده و حملات تهاجمی انجام می‌دهند.»

    به گفته‌ی این فرمانده نیروهای مردمی، تا کنون هیچ نیروی کمکی از مرکز ولسوالی و ولایت و همچنین از قول‌اردوی شاهین به این مکان فرستاده نشده و نیروهای خیزش مردمی به تنهایی در مقابل تهاجم گسترده گروه طالبان از ولسوالی دره‌صوف بالا دفاع می‌‌کنند.

    آقای مبارز گفت: «تنها نیروی‌های مردمی در مقابل تهاجم گسترده طالبان مقاومت می‌کنند و نیروهای ارتش و پولیس ملی هنوز به کمک مردم نیامده‌اند. فقط یک گروه پولیس از مرکز ولسوالی برای احوال‌گیری به منطقه آمده بود که زود برگشت و یک مقدار مهمات هم توسط هلیکوپترهای ارتش به مردم کمک شده است که کافی نیست.»

    فرماندهان نیروهای خیزش مردمی می‎گویند که گروه طالبان در حال تجدید نیرو است و جنگ‌جویان بیش‌تری از دیگر نقاط می‌آید و می‌خواهد دره‌صوف و معدن زغال سنگ «تور» را تصرف کند و هر لحظه امکان حمله تهاجمی قوی‌تر و وسیع‌تر وجود دارد. «به ما راپور رسیده است که طالبان امشب تدارک حمله را دارد.»

    شماری از نمایندگان مردم در شورای ولایتی ولایت سمنگان با تأیید این‌که تا کنون هیچ نیروی حمایوی ارتش و پولیس از ولسوالی و از مرکز ولایت به منطقه جنگی اعزام نشده، از مسئولان محلی و مرکزی می‎خواهند که هرچه زودتر نیروهای کمکی به منطقه‌ی درگیری فرستاده شود.

    حاجی رازمحمد، رییس شورای ولایتی ولایت سمنگان گفت: «نیروهای مردمی به تنهایی برای دفاع از منطقه کافی نیست و مقدار مهماتی که از سوی قول‌اردوی شاهین در مزار به مردم کمک شده است به هیچ عنوان کافی نیست. باید دولت محلی و دولت مرکزی به هر قسمی که می‌شود هم نیرو اعزام کند و هم مهمات به وقتش برساند.»

    آگاهان امور نیز معتقدند که اگر خط مقاومت منطقه «پسقُل» دره‌صوف بالا بشکند، ساحات سوق‌الجیشی آن که بر دو بازار ولسوالی دره‎صوف بالا مسلط است، در اختیار گروه طالبان قرار گرفته و طالبان علاوه بر دو بازار به معدن زغال سنگ دره‌صوف نیز دست خواهد یافت.

    علی سعیدی، اگاه امور سیاسی از دره‌صوف بالا می‌گوید: «اگر مقاومت پسقُل بشکند، خطر سقوط بازار سوخته (مرکز ولسوالی) و بازار معدن جدی می‌شود و ممکن است با اندکی غفلت این دو بازار که مرکزیت اقتصادی و اداری ولسوالی و مردم آن ساحات به‌شمار می‌روند، به کام طالبان سقوط کند.»

    در همین حال مسئولان محلی ولایت سمنگان می‎گویند که جنگ علیه گروه‎ طالبان را مدیریت کرده و کمک‌های لازم را برای نیروهای خیزش مردمی فرستاده است.

    عبدالطیف ابراهیمی، والی ولایت سمنگان می‎گوید: «نیروهای فرماندهی پولیس و نیروهای امنیت ملی در کنار خیزش‎های مردم در جنگ اشتراک کرده و قول‌اردوی شاهین هم از طریق هوا مهمات و کمک‎های لازم را شبانه برای مردم رسانده است.»

    آقای ابراهیمی همچنان می‎گوید: «ما تصمیم داریم که یک هیأت را برای سوق و اداره جنگ به منطقه بفرستیم و این هیأت منتظر چرخبال‌های ارتش است که آن‌ها را به منطقه جنگی انتقال دهند.»

    نمایندگان مردم و فرماندهان خیزش مردمی با رد گفته‎های والی می‌گویند که تا کنون فقط قول‌اردوی 209 شاهین مقدار اندکی مهمات به نیروهای خیزش مردمی رسانده است و یک‌شنبه شب زمانی که درگیری شدت یافت، جنگنده‌های ارتش فقط چند روشن‌انداز در منطقه جنگی برای مهار سلاح‌های شب‌بین طالبان انداخت کردند.

    معصومه خاوری، نماینده پیشین ولایت سمنگان در مجلس گفت: «دولت در مورد حمله گروهی طالبان بر دره‌صوف کوتاهی می‌کند و مقامات محلی به‌جای کمک و همکاری با نیروهای مردمی دست به دروغ‌پراکنی و خودنمایی می‌زنند. فرماندهی پولیس و ولایت سمنگان ادعا می‌کنند که از جنگ نظارت کرده و دوشادوش خیزش مردم از منطقه دفاع می‎کنند. دروغ است و هیچ نیرو و کمکی هم نفرستاده‌اند.»

    این نماینده پیشین مجلس می‎گوید فرماندهی پولیس ولسوالی دره‌صوف بالا شدیدا با کمبود امکانات و نیروی نظامی مواجه است. به گفته‌ی او، 25 سرباز پولیس از 70 بست فرماندهی پولیس ولسوالی دره‌صوف بالا به شکل خدمتی در مرکز ولایت سمنگان وظیفه اجرا می‌کنند.

    خانم خاوری همچنان می‎گوید: «مسئولان فرماندهی پولیس ولایت سمنگان اقارب و خویشاوندان خود را در ولسوالی‌ها سوق می‎دهند و به‌شکل خدمتی نزد خودشان در مرکز ولایت تعیین می‌کنند. در این صورت ولسوالی‎ها شدیدا با کمبود نیروی نظامی مواجه می‎شوند.»

    آوارگان

    در جریان درگیری‌های جنگ دو روز پیش میان نیروهای خیزش مردمی و جنگ‌جویان گروه طالبان، حدود سه‌صد خانواده از باشندگان قریه‎های مختلیف منطقه «پسقُل» به‌شمول زنان و کودکان به مغاره‎های کوه‎ها و مناطق اطراف آواره شدند.

    طلا مبارز، یکی از فرماندهان نیروهای خیزش مردمی می‎گوید که مردان این مناطق در سنگرهای جنگ علیه جنگ‌جویان گروه طالبان حضور دارند و موی‌سفیدان، زنان و کودکان به علت درگیری‎های شدید از منطقه آواره شدند.

    آقای مبارزه می‎گوید: «حدود سه‌‌صد خانواده به شمول موی‌سفیدان، زنان و کودکان از منطقه پسقُل به علت ثقیله‌کاری (استفاده از سلاح‌های سنگین مانند راکت‌انداز، داشکه، هاوان و…) دشمن از خانه‌های خود متواری شده‌اند، اما مردان در سنگرهای مقاومت علیه تهاجم طالبان حضور دارند.»

    علاوه‌ی تهدید طالبان، آوارگان مناطق جنگی دره‌صوف بالا با تهدیدات جدی دیگر چون بارندگی شدید، سرما و گسترش شیوع ویروس کرونا مواجه‌اند. نمایندگان مردم می‎گویند اگر در بخش تجهیز و حمایه نیروهای خیزش مردمی و آوارگان توجه جدی صورت نگیرد، فاجعه انسانی رخ خواهد داد.

    رییس شورای ولایتی ولایت سمنگان می‎گوید: «اگر دولت در قسمت ولسوالی دره‌صوف بالا توجه نکند، ما شاهد فاجعه انسانی خواهیم بود؛ چون تهاجم طالبان از یک سو و بارندگی شدید و سرما از سوی دیگر مردم غریب و بی‌بضاعت را تحت فشار قرار می‌دهد.»

    برخی از فعالان سیاسی ولسوالی دره‎صوف بالا هم از حکومت مرکزی و محلی و قول‌اردوی 209 شاهین می‌خواهند که هرچه زودتر نیرو و تجهیزات به ساحه فرستاده و از مناطق آسیب‎پذیر دفاع کنند.

    علی سعیدی می‎گوید: «از حکومت افغانستان، شورای امنیت ملی، حکومت محلی سمنگان و قول‌اردوی شاهین که مسئولیت دفاع از جان و مال مردم آن ساحه را دارند، می‌خواهیم که در چنین شرایط که هر لحظه حملات دوباره‌ی طالبان بالای مناطق پسقُل دره‌صوف بالا و خلق فاجعه توسط طالبان در آن ساحات متصور است، نیرو و تجهیزات لازم به ساحه بفرستند و از مناطق آسیب‌پذیر دفاع کنند.»

    به باور آقای سعیدی، باشندگان ولسوالی دره‌صوف بالا همیشه از نظام، حاکمیت قانون، نهادینه‌سازی دموکراسی و پروسه مردم‌سالاری دفاع کرده‌اند و در چنین شرایطی دولت باید از آن‌ها در برابر نیروهای «متخاصم طالبان» حفاظت کند.

    چرا ولسوالی دره صوف بالا برای طالبان مهم است؟

    براساس معلومات وبسایت ولایت سمنگان، ولسوالی دره صوف بالا در 135 کیلومتری جنوب‌غرب شهر ایبک، مرکز این ولایت قرار دارد. این ولسوالی با ولایت‌های بامیان و بلخ، ولسوالی بلخاب ولایت سرپل و ولسوالی‌های دره‌صوف پایین و روی دوآب ولایت سمنگان هم‌سرحد است. روستای پسقل که مورد حمله‌ی طالبان قرار گرفته است، نیز در قسمت غرب ولسوالی دره صوف بالا موقعیت دارد. معدن مشهور زغال سنگ سمنگان نیز در همین ولسوالی قرار دارد.

    به گفته‌ی باشندگان منطقه پسقُل و فرماندهان نیروهای خیزش مردمی، گروه طالبان از تابستان سال گذشته تا کنون چندین بار به باشندگان منطقه پسقٌل نامه‌ها و هشدارهای فرستاده است. این گروه از مردم می‎خواهد که تسلیم شده و عشر بدهند و در تجهیز جنگ‌جویان این گروه با آن‌ها همکاری کنند. اما مردم محل این درخواست‌های طالبان را رد کردند و سرانجام طالبان از گزینه‌ی نظامی و خشونت‌بار برای تصرف این مناطق استفاده کردند.

    عبدالطیفی ابراهیمی، والی این ولایت می‎گوید: «طالبان به نام ذکات و به‌نام عشر از مردم پول جمع می‌کردند، گوسفندهای مردم را بردند، زنان را بردند، نان مردم را به زور می‎گرفتند. آخر مردم به ستوه آمده و مجبور شدند که سلاح بگیرند و قیام کنند در مقابل ظلم طالبان.»

    معصومه خاوری، نماینده پیشین سمنگان در مجلس با انتقاد از این پاسخ والی سمنگان می‎گوید: «هیچ سابقه ندارد که مردم دره‌صوف بالا با طالبان همکاری کرده باشد و چون مردم درخواست‌های طالبان را بارها شدیدا رد کردند، طالبان این بار از راه خشونت در پی تصرف دره‌صوف است. این حرف والی صیب را من رد می‌کنم و والی صیب هیچ خبری از ساحه جنگ نداشته و ندارد.»

    ولسوالی دره صوف در نیمه دوم دهه هفتاد خورشید یکی از مناطق اصلی مقاومت علیه طالبان بود. طالبان توانسته بودند حاکمیت‌شان را بر تمام افغانستان تحمیل کنند، اما ولایت پنجشیر و ولسوالی دره صوف مناطقی بودند که در برابر طالبان مقاومت می‌کردند. اکنون برخی از باشندگان این ولسوالی به این باورند که حمله‌ی طالبان بر این ولسوالی تا حدی ریشه در تاریخ گذشته دارد.

    علی سعیدی، اگاه سیاسی می‎گوید: «از سال 1377 الی 1380 خورشیدی که دره‎صوف بالا مرکز مقاومت بود، طالبان در سه سال بیش از صد حمله بر این ولسوالی را انجام داد، اما نتوانستند این ولسوالی را تسخیر کنند و در هر حمله تلفات سنگینی را متحمل می‎شدند. طالبان بالاخره با کمال ناامیدی شکست را قبول کردند.»

    به باور آقای سعیدی فضای کنونی و با جان‌گرفتن دوباره طالبان در شمال افغانستان باعث شده است که طالبان بار دیگر در پی تلافی «شکست‎های سنگین» نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی باشند و «بخت جنگی‌شان را دوباره در دره‌صوف به آزمون گیرند.»

    کنترل بر منابع غنی زغال سنگ دره‎صوف بالا و موقعیت استراتژیک این ولسوالی از اهداف دیگر گروه طالبان است.

    معصومه خاوری، نماینده پیشین ولایت سمنگان در مجلس می‎گوید: «از نگاه استراتژیک و جنگی دره‌صوف یک منطقه بسیار کلیدی است و ولایت‌های سمنگان، بلخ، سرپل و بامیان را به هم وصل می‌کند. اگر طالبان دره‌صوف را در کنترل خود داشته باشد، می‎تواند خطر بزرگی برای این چهار ولایت ایجاد کند.»

    خانم خاوری همچنان می‎گوید که از نگاه اراضی هم دره‌صوف یک منطقه صعب‌العبور است و طالبان می‌خواهد با تصرف این اراضی، بهترین پناهگاه برای تربیه، تجهیز و سازماندهی جنگ خود ایجاد کند: «اگر طالبان این ولسوالی را سقوط بدهند، دولت به آسانی نمی‌تواند پس بگیرد.»

    به باور آگاهان، معادن زغال سنگ دره‌صوف یکی از بهترین منابع عایداتی دولت به‌شمار می‌‌رود و اگر طالبان به این منابع دسترسی پیدا کند، از نگاه اقتصادی بسیار قدرتمند خواهد شد.

    به باور آقای سعیدی، در روزهای عادی روزانه حداقل ده‌هزار تُن زغال سنگ از معادن زغال سنگ دره‌صوف بالا استخراج و به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‎شود. به گفته‌ی او طالبان می‎خواهد با به‌دست‌آوردن عایدات این معادن از نگاه مالی گروه خود را تقویت کند.

    شماری از نمایندگان مردم در مجلس نیز می‎گویند که در حملات گروه طالبان بر ولسوالی دره‌صوف بالا «اتفاقات فاجعه‌باری» رخ داده و سه روز است که گروه طالبان بر مردم این ولسوالی فشار آورده است.

    محمدعارف رحمانی، عضو کمیسیون امنیت داخلی مجلس نمایندگان به اطلاعات روز می‌گوید: « روز سه‌شنبه، 19 حمل در جلسه این کمیسیون داخلی تصمیم گرفته شده است که خان ‌آقا رضایی، رییس این کمیسیون با وزرای دفاع و داخله صحبت کرده و خواهان همکاری و حمایت عاجل برای مردم محل شود.»

    به باور آقای رحمانی، طالبان در کنار اهداف نظامی و استراتژیک، اهداف مذهبی و تاریخی هم دارد. آقای رحمانی می‌گوید که ما شدیدا نگران این مسأله هستیم و اگر کمک‎ها و نیروی نظامی به‌زودی اعزام نشود، «می‎ترسیم شاهد فاجعه مثل فاجعه میرزاولنگ نباشیم.» به گفته‌ی آقای رحمانی، این مسأله در جلسه عمومی مجلس نمایندگان از سوی کمیسیون امور داخلی مطرح می‎شود. همزمان با واکنش نمایندگان مردم در مجلس، شماری از کابران شبکه‌های اجتماعی با راه‎اندازی هشتک «#دره‌صوف_را_دریابید!» از بی‎توجهی و کم‌کاری دولت انتقاد می‎کند. این کاربران شبکه‌های اجتماعی در صفحات تویتر با مخاطب قراردادن ارگ، سپیدار و شورای امنیت ملی، از دولت می‌خواهند که هرچه زودتر به ساحه جنگی نیرو و تجهیزات بفرستد.

  • خواست طالبان در رهایی بدون قید و شرط زندانیان این گروه غیرمنطقی ست

    خواست طالبان در رهایی بدون قید و شرط زندانیان این گروه غیرمنطقی ست

    رفتار طالبان در برابر رهایی زندانیان این گروه طلب‌کارانه است. رهایی زندانیان طالب در شرایطی که این گروه اراده‌ای برای پایان جنگ ندارد، هیچ توجیه سیاسی-نظامی ندارد. از روزی که توافق‌نامه امریکا با طالبان امضا شده، این گروه پیوسته در افغانستان دست به خشونت زده است. نمونه‌ی تازه و بارز آن حمله گسترده‌ی طالبان بر ولسوالی دره‌صوف ولایت سمنگان است. در این حمله مردم بی‌دفاع و غیرنظامی هدف حملات طالبان است. گفته شده قربانیان این حملات مردم ملکی است. هر روز گزارش‌ها از حمله طالبان بر نیروهای امنیتی افغانستان در گوشه و کنار کشور رسانه‌ای می‌شود. این وضعیت به این معناست که طالبان حاضر نیستند کوچک‌ترین امتیازی بدهند، اما انتظار دارند در بدل هیچ، به هر امتیازی که انگشت می‌گذارند، آن ‌را به چنگ آورد. این کار طالبان هم به میخ و هم به نعل‌زدن است.

    طالبان مدعی‌اند که حکومت افغانستان برای رهایی زندانیان این گروه بهانه‌جویی می‌کند. برای همین سخن‌گوی دفتر سیاسی این گروه در قطر اعلام کرده که تیم فنی این گروه دیگر با حکومت نمی‌نشیند. اگر منظور گروه طالبان این باشد که بدون دست‌برداشتن از خشونت هر لیستی را به حکومت افغانستان می‌دهد، فورا از بند رها شوند، طبعا این خواست غیرعقلانی است. روشن است که در صدر لیست طالبان نام افرادی شامل‌اند که جزء فرماندهان نظامی این گروه‌اند که دست‌شان در خون مردم افغانستان آغشته‌اند. اگر حکومت افغانستان هم بخواهد این افراد را رها کند، مردم و نهادهای حقوق‌بشری اعتراض خواهند کرد. از این موضع‌گیری طالبان چنین برمی‌آید که این گروه به دنبال بهانه است و اراده‌ی واقعی برای گفت‌وگوی معنادار ندارد. ظاهرا گروه طالبان به‌دنبال این است که فرماندهان نظامی خود در صدر فهرست برای رهایی زندانیان این گروه قرار دهد. اما این منطقی نیست. نیاز است که روند رهایی زندانیان طالب با آزادی افراد کم‌خطر طالبان کلید بخورد.

    درست است که مذاکرات میدان چانه‌زدن برای دست‌یافتن به حداکثر از خواسته‌ها است، اما مبنای هر چانه‌زنی باید صداقت و درستی باشد. اگر چنین نباشد، فرایند گفت‌وگو به گره‌های کوری خواهد رسید. در شرایطی که هر روز طالبان دست به خشونت می‌زنند و پیوسته تهدید به حمله‌های تروریستی بیش‌تر کرده و همچنین امریکا و حکومت افغانستان را متهم به عهدشکنی می‌کند، مصداق دیگری از گفته‌ی مشهوری «هم به میخ و هم به نعل‌زدن» است. معنایش هم این است که طالبان در روند صلح صادق نیستند. زیرا بیش‌ترین خشونت را طالبان هر روز رقم می‌زنند. شاید تصور طالبان این است که به هر حال امریکا از افغانستان خارج می‌شود و افغانستان نیز در گرداب تنش‌های سیاسی گیر مانده است و این به آنان فرصت می‌دهد که به پیروزی مطلق نظامی در افغانستان بر سر قدرت بیاید. برای همین به‌صورت تلویحی تهدید به خروج از موافقت‌نامه که ماه پیش امضا شد، می‌کند.

    نیاز است که حکومت افغانستان در چنین وضعیت خود را جمع‌وجور کند. باید بحران سیاسی کنونی به پایان برسد. خوش‌بختانه دو طرف ماجرا برای گفت‌وگو از خود تا حدودی انعطاف نشان داده‌اند. این چراغ سبزی است برای رسیدن به یک راه حل. تهدیدهای بزرگی در برابر افغانستان قرار دارد. هیولای کرونا، رویارویی با طالبانِ که به تسخیر افغانستان می‌اندیشند و هشدارهای پی‌هم امریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین متحد استراتژیک افغانستانِ مردم‌سالار برای قطع کمک‌ها. قطع کمک‌ها به افغانستان چیزی ساده نیست که در چنین وضعیت شکننده، افغانستان برای آن جایگزین داشته باشد. سر پانگهداشتن نیروهای امنیتی بدون بودجه لازم، ممکن نیست. اگر افغانستان نیروهای امنیتی خود را از دست دهد، سقوط جمهوری اسلامی افغانستان حتمی است. واقع این است که هر باری که در افغانستان حکومت‌ها سقوط کرده، دلیل اصلی‌اش همین امر بوده است. بنابراین، نیروهای سیاسی باید وضعیت موجود را درک کنند. این یک واقعیت است که کمک‌کنندگان جهانی از آجنداهای شخصی رهبران افغان خسته شده‌اند. مردم افغانستان نیز از این وضعیت خسته هستند.

    اطلاعات روز

  • در جریان شیوع کرونا مواظب ریه های خود باشید/سیگار را همین لحظه ترک کنید

    در جریان شیوع کرونا مواظب ریه های خود باشید/سیگار را همین لحظه ترک کنید

    به گزارش نیویارک تایمز داکتر مریدیت مک کورماک، سخنگوی انجمن ریه در امریکا و استاد بیماری‌های ریوی در دانشگاه جانز ‌هاپکینس می‌گوید که آلودگی هوا می‌تواند باعث ایجاد یا تشدید بیماری‌های تنفسی مانند آسم یا نفس تنگی که یک بیماری انسدادی مزمن ریوی است، شود. این بیماری‌ها باعث افزایش حساسیت به عفونت شده و عوارض عفونت کووید ۱۹ را وخیم‌تر می‌کند.

    او تاکید می‌کند: «اکنون که بسیاری از ما در خانه اوقات مان را می‌گذرانیم، نباید فراموش کنیم که کیفیت هوای داخل خانه درست مانند هوای بیرون، اهمیت بسیار ویژه‌ای دارد».

    دود دست دوم را نیز نباید دست کم بگیریم و اگر سگرت می‌کشید، همین حالا آن را ترک کنید. اگر قادر به ترک آن نیستید، به‌هیچ ‌وجه در داخل خانه و محیط های سربسته نکشید، چون مواد کیمیاوی ناشی از دود سگرت روی تمام سطوح تا مدت‌ها باقی می‌ماند و یکی از عوامل اصلی ابتلا به سرطان است.

    سرخ کردن مواد غذایی یا پخت‌و‌پز بدون تهویه مناسب نیز می‌تواند باعث افزایش آلودگی هوا در محیط داخل خانه شود. اکساید نایتروجن حاصل از اجاق گازها یک ماده تحریک‌کننده دستگاه تنفسی است. هنگام آشپزی و در صورت امکان باید دستگاه تهویه را بالای اجاق گاز روشن و پنجره‌ها را باز کنید.

    اگر در مجاورت منابع عمده آلودگی مانند جاده های پر‌ترافیک زندگی می‌کنید، باز کردن پنجره‌های خانه توصیه نمی‌شود. با استفاده از دستگاه تصفیه هوا آلودگی‌های داخل خانه را کاهش دهید. فراموش نکنید که کودکان و سالمندان به دلیل سیستم ایمنی ضعیف‌تر، بیشتر در معرض ابتلا به الرژی یا حساسیت هستند. تصفیه‌کننده هوا سبب بهبود تنفس آنها می‌شود.

    الرژن‌ها یا عواملی که باعث ایجاد حساسیت در بدن می شوند را از خود دور کنید. برای از بین بردن حشرات به‌هیچ‌وجه سراغ آفت‌کش‌ها و سموم نروید. در صورت ابتلا به نفس تنگی مزمن مصرف مرتب داروهای استنشاقی را فراموش نکنید. مصرف اسپری‌های حاوی کورتیزون در مبتلایان به آسم، یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای محافظت از ریه‌ها در شرایط فعلی است.

  • عبدالله ریاست شورای عالی مصالحه را نپذیرفت

    عبدالله ریاست شورای عالی مصالحه را نپذیرفت

    برخی منابع فاش ساختند روز چهارشنبه(۱۳ حمل) نیز حامد کرزی و سیاف به دیدار عبدالله رفته و رهبری «شورای عالی مصاحبه» را به او پیشنهاد کرده‌اند ولی آقای عبدالله نپذیرفته است.
    حامد کرزی رییس جمهور پیشین و استاد سیاف از رهبران جهادی بار دیگر به دیدار داکتر عبدالله رفته و تلاش کرده‌اند که اختلاف سیاسی را حل کنند.
    گفته می‌شود رییس جمهور غنی فهرستی از چهره‌های با نفوذ سیاسی تهیه کرده و می‌خواهد شورای «عالی مصالحه» را ایجاد کند.
    این منابع فاش ساخته‌اند از داکتر عبدالله خواسته شده رهبری این شورا را به عهده بگیرد، اما آقای عبدالله تاکنون توافق نکرده است.
    با آن که چهره‌های سیاسی داخلی و برخی شرکای بین‌المللی افغانستان تلاش کرده‌اند اختلافات رییس جمهور غنی و داکتر عبدالله خاتمه یابد، ولی تاکنون این اختلافات ادامه یافته است.

  • اختلافات زناشویی در دوران قرنطینه برای مبارزه با کرونا افزایش یافته است

    اختلافات زناشویی در دوران قرنطینه برای مبارزه با کرونا افزایش یافته است

    دولت فرانسه در پی افزایش ۳۲ درصدی خشونت خانگی در دوره قرنطینه، هتل‌هایی را به اسکان قربانیان این خشونت‌ها اختصاص داد.

    مارلن شیاپا، وزیر برابری جنسیتی فرانسه اعلام کرد:«حدود ۲۰ مرکز مشاوره در فروشگاه‌های مواد غذایی افتتاح می‌شود تا زنان بتوانند ضمن انجام خریدهای ضروری خود در ایام قرنطینه از کمک های لازم در برابر تبعات خشونت‌های خانگی بهره‌مند شوند.»

    دولت فرانسه همچنین با اختصاص یک میلیون یورو بودجه جدید به سازمان‌ها و نهادهای فعال در زمینه مبارزه با خشونت های خانگی علیه زنان، توان آنها را در شرایطی که تقاضا برای خدمات آنها افزایش یافته، بالا ببرد. همچنین دولت فرانسه با اجاره ۲۰ هزار شب اتاق در هتل‌های این کشور، قربانیان خشونت خانگی در ایام قرنطینه را تحت مراقبت ویژه قرار می‌دهد.

    این ابتکارهای دولت فرانسه پس از آن آغاز شد که گزارش‌های هفته گذشته پلیس این کشور از افزایش ۳۲ درصدی خشونت‌های خانگی علیه زنان در دوران قرنطینه حکایت داشت؛ خشونت‌هایی که تاکنون جان دو زن را گرفته است.

    فرانسه از تاریخ ۱۷ مارس محدودیت‌های عبور و مرور عمومی را به اجرا گذاشته که حداقل تا ۱۵ اوریل ادامه خواهد داشت و بر اساس آن هیچ کس مجاز نیست خانه خود را بیش از یک ساعت در روز و در شعاع یک کیلومتری برای خرید مواد غذایی یا دارو، مراجعه به پزشک، ورزش یا پیاده روی با حیوان خانگی ترک کند.

    در همین حال، بهزاد وحیدنیا، مدیرکل مشاوره و امور روانشناختی بهزیستی ایران نیز اعلام کرد که در دوران قرنطینه، آمار اختلاف‌ زوج‌ها سه برابر شده است.

    به گفته آقای وحیدنیا، میزان تماس‌های زوجین مربوط به اختلافات خانوادگی در دوران قرنطینه و شیوع ویروس کرونا با صدای مشاور بهزیستی با شماره ۱۴۸۰ روزانه به چهار هزار تماس رسیده که نشان از افزایش اختلافات بین زوجین دارد.

    مدیرکل مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی ایران، افزایش ساعات تماس زوج‌ها و مدت زمان تعامل زوج‌ها در دوران قرنطینه را دلیل افزایش اختلافات زناشویی دانست.

  • سه مجهول معادله قدرت در افغانستان: عبدالله، غنی و طالبان!

    سه مجهول معادله قدرت در افغانستان: عبدالله، غنی و طالبان!

    داستان تلخ اختلاف انتخاباتی افغانستان در این روزها به گونه ای رقم خورده که هرچه شخصیت خارجی و داخلی به ساختار آن اضافه می شود تا کمی به جلو برود نه تنها حرکتی نمی کند که انگار پیچیده تر می شود: از مایک پمپئو بگیر تا جبهه شخصیت های مهم داخلی که هر یک به سهم خود در تلاش اند این کشتی آشفته و تشنه قدرت را به ساحل آرامش برسانند.

    پمپئو و تهدید کاهش یک میلیاردی کمک امریکا به افغانستان

     در جبهه خارجی، وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا هفته گذشته در یک سفر غیرمنتظره وارد کابل شد. وی پس از دیدارهای جداگانه با عبدالله عبدالله و محمد اشرف غنی آن طور که انتظار داشت نتوانست عمل کند و سرانجام بدون دستاورد کابل را ترک و برای دو رئیس جمهوری که در یک  اقلیم سوگند یاد کرده اند پیام تهدید کاهش یک میلیاردی کمک های امریکا به افغانستان را ارسال کرد تا بلکه با استفاده از تهدید بتواند چشمان تشنگان قدرت در افغانستان را پر کند.

    تلاش کرزی و سیاف برای حل مشکل

    در جبهه داخلی هم حامد کرزی و عبدالرب رسول سیاف با چند تن دیگر از رهبران جهادی و چهره های سرشناس از جمله محمد کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان و رئیس شورای عالی صلح، و محمد یونس قانونی، از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی افغانستان و معاون اول پیشین رئیس جمهور سابق کشور در حال گفت و گو با عبدالله و غنی جهت رفع اختلاف پیش آمده هستند. این گروه تا کنون چندین بار با عبدالله عبدالله و غنی دیدار و مذاکره کرده اند. اگرچه اطلاعات دقیقی از محتوای گفت و گوی این تیم به سرکردگی کرزی و سیاف با عبدالله و غنی به بیرون درز نکرده اما برخی گمانه زنی ها نشان می دهد جبهه واسطه داخلی بیشتر روی عبدالله تمرکز کرده اند تا وی را متقاعد کنند سهم خود در قدرت را کمی کاهش دهد تا همه چیز ختم به خیر گردد؛ این بدین معناست که این گروه نتیجه ای که از سوی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اعلام و در آن محمد اشرف غنی به عنوان برنده همچنان در ارگ ماند را پذیرفته اند.

    خلیل زاد و تلاش بی فایده

    البته در این میان تلاش های زلمی خلیل زاد، نماینده ویژه ایالات متحده امریکا در امور صلح افغانستان را هم نباید از قلم انداخت؛ خلیل زاد تا آخرین لحظات و ساعات برگزاری مراسم تحلیل عبدالله و غنی تلاش کرد تا اختلاف به وجود آمده را رفع و مانع برگزاری دو مراسم تحلیف در افغانستان گردد. داستان وساطت خلیل زاد به داستان دو برادری شبیه است که سر میراث پدری به مشکل خورده بودند و برادر بزرگ تر که آدم باهوش و البته رندی بود در کمال مهربانی به برادر کوچک تر که قلب رئوفی داشت می گفت:« ای برادر! مشکل ما قابل حل است: از کف خانه تا به بام مال من و از بام تا آسمان مال تو! آن قوچ بابا که می زند شاخ مال من، آن پیشک(گربه) ملوس بابا مال تو!» در جلساتی که با وساطت خلیل زاد میان غنی و عبدالله برگزار شده بود نیز غنی ریاست شورای عالی صلح و نصف کابینه را به عبدالله پیشنهاد داد، پست هایی که عبدالله که زخم خورده کار با غنی در پنج سال عمر حکومت وحدت ملی ست از همان ابتدا به نیت پشت پرده پی برد و رد کرد.

    اما نگاهی دقیق تر به این دو جبهه و تحلیل محتوایی محورهای گفت و گو نشان می دهد که «خانه از پای بست ویران است و خواجه در فکر نقش ایوان است.»

    غنی و عبدالله و زخم های بی اعتمادی از گذشته

    در توضیح کافی ست کمی به حافظه سیاسی تاریخ معاصر خود فشار آورید تا متوجه موضوع گردید: در انتخابات ریاست جمهوری گذشته افغانستان در سال 2014 میلادی که به بن بست خورد و سرانجام با وساطت جان کری و تشکیل حکومت وحدت ملی به پایان رسید یک چیز هیچگاه به درستی مدیریت و حل نشد تا آشتی دولت و ملت اتفاق بیفتد. در انتخابات 2014 سناریوی شرم آور تقلب و فساد زمانی کلیک خورد که رئیس پلیس وقت کابل موتر(ماشین) حامل صندوق های خالی رأی گیری که برای پر شدن به سوی اهداف خاصی در حال  ارسال بود را متوقف کرد، این آراء که در ادامه به آرای گوسفندی معروف شد تمام بدبختی های این ملت را رقم زد تا تشنگان قدرت را سیراب کند. متقلبین بزرگ انتخابات ریاست جمهوری 2014 که بیشترشان در پست های کلان کمیسیون مستقل انتخابات وقت حضور داشتند نه تنها مجازات نشدند که در پست های بهتر جابه جا گشتند. در این انتخابات هم به دغدغه های کلان تیم اصلاحات و همگرایی که تنها رقیب تیم تحول و تداوم به رهبری غنی بود پاسخی شایسته داده نشد و به جای حل مسأله صورت مسأله پاک شد.

    در ادامه این انتخابات و با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی که با پادرمیانی جان کری، وزیر خارجه وقت امریکا، و براساس یک توافق سیاسی شکل گرفت نیز اتفاقات خوبی رخ نداد تا اعتماد انجام شده تقویت گردد: براساس این توافق نامه سیاسی، قدرت می بایست به صورت کاملا مساوی(پنجاه پنجاه) میان عبدالله و غنی و تیم های انتخاباتی آنها تقسیم می شد و لویه جرگه اضظراری برای تعدیل قانون اساسی و رسمیت بخشیدن به پست نخست وزیری برگزار می گردید. این دو اتفاق که از بندهای مهم توافق نامه سیاسی بود در پنج سال عمر حکومت وحدت ملی در مسیری کاملا برعکس اجرا و دنبال شد. شواهد موجود نشان می دهد که شریک رئیس جمهور که به عنوان رئیس اجرایی در کنار وی حضور داشت بارها و بارها از تندروی و انحصارگرایی رئیس جمهور و حلقه اطراف وی به ستوه آمده بود و گلایه می کرد. برخی کارشناسان در توضیح جوی که در تمام طول دوره حکومت وحدت ملی حاکم بود می گفتند: رئیس جمهور خود را برنده واقعی انتخابات می دانست و عبدالله را وصله  اضافی! رئیس جمهور اگر پستی هم به طرفداران عبدالله می داد از روی لطف می پنداشت و نه حق مسلم تیم اصلاحات و همگرایی که ارای زیادی از مردم را برده بود.

    تداوم بی اعتمادی و سختی حل مشکل کنونی

    همین بی اعتمادی سبب شد غنی و عبدالله با قلوبی آکنده از نفرت نسبت به هم منتظر یک میدان برای تسویه حساب باشند که از شانس بد این ملت بدبخت و مظلوم انتخابات ریاست جمهوری اخیر این فرصت را فراهم کرد. این بار مردم و شهروندان افغانستان که در دل به دموکراسی و انتخابات در کشورشان بی اعتماد شده بودند و می دانستند که آراء آنان یک بهانه است و تعیین کننده قدرت امریکاست در سایه ترس از حملات مرگبار تهاجمی و انتحاری طالبان مجبور شدند در خانه هایشان بمانند و نتوانند به پای صندوق های رأی بروند. اما همین آراء کم(نزدیک به دو میلیون رأی) نیز منشأ جنجال  و خلق یک اختلاف عمیق انتخاباتی دیگر شده است: بحث اصلی روی سیصد هزار رأیی است که گفته می شود غیربایومتریک و خارج از وقت قانونی روز انتخابات است. تیم ثبات و همگرایی به رهبری عبدالله خواهان ابطال این تعداد رأی است و تیم دولت ساز بر اعلام کمیسیون اصرار ورزیده رهبر خود را برنده انتخابات می داند. واقعیت این است که در صورت ابطال این تعداد رأی ورق به طور کامل به نفع عبدالله بر می گردد و او برنده می گردد. رهبر تیم دولت ساز بارها و بارها اعلام کرده که بحث انتخابات دیگر تمام شده است و او رئیس جمهور منتخب مردم است اما رهبر تیم ثبات و همگرایی همچنان دوست دارد انتخابات و آراء جنجالی را نبش قبر کند.

    تلاش برای حل مجهول عبدالله

    در چنین فضایی و در حالیکه مقامات امریکایی در مراسم تحلیف غنی حضور یافتند به نظر می رسد امریکا به حفظ غنی در ارگ تمایل دارد و با استفاده از پتانسیل های برجسته داخلی و نیز تلاش های خود سعی می کند عبدالله را با غنی همسو کند تا به اصطلاح خودشان دولتی همه شمول شکل بگیرد. ضلع سوم ماجرا اما طالبان است که با امریکا توافق صلح امضا کرده و قرار است در گفت و گوهای بین الافغانی با حکومت افغانستان روی تقسیم قدرت مذاکره کند. البته در این میان مشخص نیست هیات طالبان قرار است با کدام رئیس جمهور مذاکره کند: با غنی که اکنون خود را رئیس جمهور می داند یا عبدالله که خود را رئیس جمهور دولت همه شمول قلمداد می کند.

    به هر صورت اکنون تمام نگاه ها به معادله تقسیم قدرت در افغانستان دوخته شده است، معادله ای که عبدالله، غنی و طالبان سه مجهول آن هستند. اینکه امریکا می تواند با محاسبات خود یکی از مجهولات را به جواب برساند تا دو مجهول دیگر خود به خود حل شوند را باید نشست و دید!

    به نظر می رسد امریکا و شرکای داخلی اش سعی دارند وزن و مقدار توقعات تیم ثبات و همگرایی را سنجیده در فرمول قرار دهند تا مشروعیت حکومت غنی رفع شود تا در ادامه با خیال راحت به موضوع طالبان بپردازند.

  • سه نقطه کور رهبری درافغانستان

    سه نقطه کور رهبری درافغانستان

    برای ملت شدن، افغانستان سه نقطه کور اساسی دارد و تا آن زمان که این سه مشکل از راه برداشته نشود، هیچ امکان ندارد که ما ملت شویم، دولت با معنی اصلی آن داشته باشیم و از حقوق سیاسی و اجتماعی خود مانند سایر کشور ها بهره برداریم:

    . ۱اقلیت خاین واکثریت جاهل:

    در کشور ما یک مشت مردم تمام کشور را اداره می کنند. مردم عام همیشه خود را مظلوم می دانند اما برای بیرون رفت از این حالت، هیچ اقدامی نمی کنند و یا اقدامات شان همیشه مغرض و برخاسته از وابستگی های قومی، سمتی، مذهبی و یا زبانی می باشد. یکی از نمونه های بارز و فاحش آن نماینده های ولسی جرگه و مشرانو جرگه هستند که نمایندگی از مردم در وجود شان اصلا وجود ندارد و اکثر شان کمیشنکار و همیشه به فکر جیب خود هستند. این نماینده ها امتحان خود را بار ها داده اند و ناکام مانده اند اما ملت باز هم از آنها حمایت می کنند. انتخابات ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ هم از این واقعیت مستثنا نبوده است. چنین حالت نمایانگر این است که ما اقلیت خاین و اکثریت جاهل داریم. جهالت بدین معنی نیست که مردم ما نمی دانند و یا آگاهی ندارند بل در زنجیره های وابستگی به اندازه غرق هستند که از رفاه به عنوان یک ملت اغماض می نمایند. تا وقتی ما از من و ما گفتن به ملت گفتن نرسیم, این اقلیت بالای گرده های ما همیشه حاکم می مانند.

    ۲. رهبری ۹ رهبر قوی توسط ۱ پیرو ضعیف :

    جاپان آزادی خود را همزمان با افغانستان به دست آورد. بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناگازاکی ۱۹۴۵ نه تنها باعث بربادی زیربنا ها و ازبین رفتن نیرو های انسانی شد بل باعث تولید نسل آهسته یادگیرندگان نیز شد. این کشور برای هر ۹ طفل آهسته یادگیرنده ۱ طفل با هوش و با استعداد را جهت کمک در آموزش به عنوان معلم و رهبر تعیین کرد. معلمین مکتب برای یک مدت طولانی به طور داوطلبانه کار کردند.

    امروز جاپان یکی از کشورهای پیشرفته دنیا به شمار میرود و افغانستان با این کشور مقایسه نمی شود. یکی از دلایل آن پیشبرد معکوس قضیه در افغانستان است. در کشور ما ۹ رهبر را یکی شخص که به عنوان پیرو ناکام مانده است, رهبری می کند. این شخص که در تمام عرصه های زندگی آهسته یادگیراست باعث کاهش سرعت کاری و موثریت ۹ رهبر با هوش و زیرک می شود. حتما متوجه شده باشید که جوان های تحصیل کرده فولبرایت و چیوینگ ما زیر دست یک تیکه دار قومی دروزارت خانه ها و سایر تاسیسات ملکی، نظامی، انتفاعی و غیر انتفاعی کار می کنند و آهسته آهسته مانند آنها “آهسته یادگیر” می شوند.

    بسیار خنداوراست که جوانان با شرایط تحصیلی و کاری مطلوب استخدام می گردند و بعدا برای آنها گفته می شود که چه باید بکنند به جای اینکه از آنها پرسان شود که چه باید بشود. هم رهبر در این حالت خوشحال است و هم پیرو اما نه در حالت رهبر کدام تغییر مثبت میاید و نه در حالت پیرو و کشور هم به سوی بدبختی سوق داده می شود. وقت آن رسیده که این پیرو های ضعیف را برای همیشه از صحنه های سیاسی, اجتمایی و اقتصادی دور نماییم تا رهبرانی اصلی روی کار شوند و یا اینکه این “آهسته یادگیران” را موظف سازیم تا از رهبران یاد بگیرند.

    ۳. عقیده لایتناهی اما علم بسیار محدود:

    تحت یک تحقیق که در همین اواخرصورت گرفته است، افغانستان یکی از کشور های است که در نماز خواندن در صدر لیست کشور های اسلامی قرار می گیرد. اما آیا چنین دستاورد نمایانگر دانش اسلامی افغان ها ست؟ اگر قراین در افغانستان درست مطالعه گردد، همه ما به این پی می بریم که به اندازه کافی از اسلام بی خبر و بی ملاحظه هستیم. اکثر رهبر های دولتی ما بالای قرآن سوگند خدمت به کشور را ادا می کنند اما باز هم یکی از مفسدترین کشور های دنیا هستیم. اسلام امر می کند تا با زنان در خانواده و اجتماع ما درست برخورد نمائیم اما ما از آنها استفاده ابزاری می کنیم و آنها را بیشتر از آشپز، صفاکار، کنیز و ماشین چوچه کشی نمی دانیم. اسلام زنان را در میراث پدر حق میدهد اما اکثر افغان ها آنها را از میراث محروم می کنند. بدبختانه در یک کشور تقریبا صد فی صد زنان مسلمان مصونیت جانی ومعنوی ندارند. معلم و ملاح که میراث پیامبر(ص ) را باید به پیش ببرند بالای کودکان تجاوز می کنند. اسلام می گوید خودکشی و بشر کشی حرام است. اما یک گروپ آنرا وسیله جنگ و رسیدن به هدف خود میدانند و حرام الهی را حلال قرار میدهند و…لست طویل است بناء به همین چند نمونه اکتفاء می کنیم.

    با این حال، ساده لوحی دینی ما محصول جانبی دانش اندک ما در مورد اسلام است. شما با استفاده از ساده لوحی دینی اکثریت افغان ها، هر کاری را بالای آنها انجام داده می توانید مشروط به اینکه هدف تان را توجیه دینی دهید. ده ها تن از افغان ها می توانند در یک مکان پرجمعیت به مسجدی هجوم ببرند ویک زن را که نه می شناسند و نه از جرم وی آگهی دارند صرف به اتهام سوختاندن قرآن به کام مرگ بکشند. این یکی از خصوصیات شخصیتی بسیار خطرناک است که یک افغان را از واقعیت که وی قاضی، ستره محکمه ، مفتی و غیره نیست، کور بسازد. ساده لوح بودن دینی افغان ها باعث درگیری های مختلفی در طول تاریخ شده است. ربودن پادشاهی امان الله خان توسط حبیب الله کلکانی و تمام رژیم طالبان دو نمونه اند که تا امروز ما را می رنجاند اما با وصف آنهم، هیچ درسی را از آن نیاموخته ایم.

    عربی، تفسیر، تجوید، حدیث ، سیرت النبی و شماری از موضوعات مهم دیگر دینی باید در سطح مکاتب به صورت جامع تر آموزش داده شود تا کودکان افغان پس از اتمام تحصیلات مجهز به آموزش های دینی مناسب باشند و در دام افراط گرایی نیافتند.

    نویسنده: نصرت عصمتی

  • چین برخلاف برخی تصورات، در مورد صلح افغانستان خیلی صادق نبوده است

    چین برخلاف برخی تصورات، در مورد صلح افغانستان خیلی صادق نبوده است

    براساس شواهد موجود و اظهار نظرات کارشناسان، صلح افغانستان نیز همانند جنگ در این کشور یک مسأله چند مجهولی ست و بدون درنظرداشت تمام جوانب آن نمی توان به صلح رسید: ختم جنگ و رسیدن به صلح زمانی به معنای واقعی کلمه در کشوری مانند افغانستان که از دیر باز صحنه تاخت و تاز و تسویه حساب های قدرت های بزرگ بوده ممکن می شود که علاوه بر عوامل داخلی ایجاد و تشدید کننده جنگ فاکتور های داخلی آن نیز مد نظر گرفته شود. به عبارت دیگر تا زمانیکه به نوعی برآیند در منافع قدرت های بزرگ جهانی و منطقه ای در افغانستان نرسیم، صلح همچنان به عنوان یک آرزوی دیرینه برای حکومت ها و ملت افغانستان روی کاغذ باقی خواهد ماند و زمامداران کشور و مردم تشنه صلح این سرزمین بدون داشتن چشم اندازی روشن از صلح تنها از دامن یک قدرت جهانی یا منطقه ای به دامن یکی دیگر خواهد افتاد در حالیکه عواقب تلخ این سناریوی پیچ در پیچ و لایه لایه تنها از افغانستان و مردمش قربانی می گیرد.

    همسو شدن منافع قدرت های بزرگ منطقه ای و جهانی نه تنها در افغانستان که در کل دنیا امری ناممکن است چراکه این قدرت ها با استفاده از جنگ نرم و در اختیار داشتن اطلاعات سری که همان جنگ استخباراتی ست تلاش می کنند در هر نقطه و لحظه مناسب که شده بر یکدیگر غلبه کنند. در این میان تنها گزینه و ایده مناسب برای سیاسیون و دولتمردان افغانستان می تواند درایت و استفاده از تمامی پتانسیل های داخلی موجود برای کاهش آسیب های ناشی از جنگ قدرت در این کشور باشد، امری که اگر محقق شود افغانستان در یک پالسی معقول می تواند نوک پیکان رقابت قدرت ها را به سویی دیگر منحرف کرده از تهدید ها برای خود فرصت بسازد. این داستان در مورد پروسه صلح افغانستان نیز صدق می کند: این پروسه از زمان طرح تاکنون چه به طور آشکارا و چه به صورت پنهان در انحصار ایالات متحده امریکا بوده و دیگر سهامداران بزرگ به گونه ای به حاشیه رانده شده اند. امریکا پس از نزدیک به یک و نیم سال مذاکره مستقیم با طالبان سرانجام توافق نامه صلح با این گروه را چندی پیش به امضا رساند، توافقی که علی رغم امضا شدن روی کاغذ در بخش اجرا هنوز گام های مهمی به جلو حرکت نکرده است.

    سایت خبری «اوراسیا ریویو» در تحلیلی در مورد سهامداران صلح در افغانستان امروز یک شنبه 29 مارچ می نویسد با درنظرداشت روابط پر افت و خیز ایالات متحده و چین و در بحبوحه خروج احتمالی و نزدیک نیروهای نظامی امریکا از افغانستان، این تصور که چین در برقراری صلح در افغانستان صادقانه عمل خواهد کرد یک تصور نادرست و نادیده گرفتن منافع امنیت ملی امریکا در سطح جهان می باشد.

    امریکا: خروج نظامی از افغانستان و حفظ حضور استراتژیک در این کشور

    به اعتقاد راسخ نویسنده مطلب امریکا ممکن است به دلیل انتخابات ریاست جمهوری در این کشور نیروهای نظامی اش را از افغانستان خارج کند اما از منافع ملی استراتژیک و حیاتی خود را در افغانستان دست نخواهد کشید. ایالات متحده نه تنها به هیچ عنوان دوست ندارد چین در سال 2020 میلادی جایگاه سیاسی، اقتصادی و حضور استراتژیک خود در افغانستان را تقویت کند که نیم نگاهی هم به جلوگیری از نفوذ پکن در افغانستان خواهد داشت.

    نویسنده معتقد است چین در سه دهه اخیر در عرصه سیاسی افغانستان از اهداف استراتژیک ارتش پاکستان و طالبان مورد پشتیبانی این کشور حمایت کرده و اگر تصور شود که پکن در تلاش هایش در راستای صلح افغانستان نقش مثبت و صادقانه ای بازی خواهد کرد، یک تصور نادرست است. در افغانستان، برخی بر این تصورند که چین با نفوذی که بر پاکستان دارد می تواند بر این کشور فشار لازم برای کشاندن طالبان به صلح و در نهایت ختم جنگ در افغانستان آن هم در شرف خروج نیروهای نظامی امریکا از افغانستان، را وارد کند. این تصور اما غلط است چون نقش مرکزی پاکستان و ارتش این کشور در محاسبات استراتژیک چین را نادیده گرفته است. به عنوان تایید این گفته باید این واقعیت تاریخی استراتژیک و تاریک را ذکر شود که چین در تحمیل و به قدرت رساندن گروه متحجر طالبان توسط سازمان استخباراتی و ارتش پاکستان در افغانستان اگر نگوییم به طور مستقیم که به صورت غیر مستقیم نقش داشت. طالبان رژیم نیابتی پاکستان در افغانستان بود تا از این طریق اهداف عمده نظامی اسلام آباد را در افغانستان پیاده کرده و در عمق استراتژیک علیه هند، پاکستان را کمک کند.

    رویه چین در زمان حکومت طالبان

    در دهه قبل از دخالت نظامی امریکا در افغانستان در سال 2001 میلادی و سرنگونی رژیم طالبان که به دنبال حمله تروریستی یازده سپتامبر به برج های دوقولو در امریکا صورت گرفت، چین چشم خود را به روی تاخت و تاز و جنایت های  ارتش پاکستان و طالبان مورد حمایت این کشور در افغانستان بسته بود. جدای از این، چین در این زمان در کنار پاکستان قرار گرفت، حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و بدون توجه به نفرت جهانی شکل گرفته در مورد طالبان روابط دیپلماتیک خود با این گروه را آغاز کرد. طی سال های حضور طالبان در قدرت، چین ارتباط و اتصال خود با این گروه را حفظ کرد و حتی از طریق ارتش پاکستان برای طالبان کمک مالی و نظامی ارسال می کرد. این در حالی ست که افغانستان در زمان حکومت رژیم طالبان در حساس ترین مقطع تاریخ جنگ خود قرار داشت و از پکن انتظار می رفت به عنوان حامی استراتژیک پاکستان، رفتار ارتش پاکستان و طالبان مورد حمایت این کشور در افغانستان را نظارت کرده مانع به انزوا کشاندن سیاسی و محرومیت های افغانستان توسط طالبان شود، کاری که چین انجام نداد. چین در آن برهه حساس تاریخ که مردم افغانستان بیشترین نیاز را به صلح و ثبات در کشورشان احساس می کردند کنار ایستاد تا نظامیان و سازمان استخباراتی پاکستان با استفاده از طالبان دست پرورده خود جنگ نیابتی در افغانستان را به پیش ببرد.

    عدم تغییر در سیاست چین نسبت به پاکستان

    نویسنده در ادامه مطلب تاکید می کند طی سال های 2001 تا 2020 نیز هیچ نشانه محکمی دال بر تغییر اولویت های استراتژیک چین در جنوب آسیا که در آن پاکستان نقش محوری دارد و نیز دیدگاه چین نسبت به افغانستان مشاهده نشده است. چین در این سال ها هرگز پاکستان را کنار نگذاشت، پاکستانی که به افغانستان به عنوان یکی از ایالات خود نگاه می کند. تصویر ژئوپلوتیک و استراتژیک پاکستان و افغانستان در قبال چین در سال 2020 نشان می دهد که پاکستان امروزه وارد یک پیوند استعماری گسترده با چین شده در حالیکه افغانستان در آتش حملات انتحاری و تهاجمی تروریستی طالبان مورد حمایت پاکستان می سوزد و در این میان چین نیز مبرا از اتهام نیست. با درنظرداشت واقعیتی که به آن اشاره شد نباید انتظار داشت چین در سال 2020 به یک باره ز اهداف عمده ارتش پاکستان در افغانستان چشم بپوشد و در قاموس یک صلح گزار صادق و متعهد وارد میدان صلح افغانستان گردد.

    چین، مهم در پروسه صلح افغانستان

    در ادامه مطلب، نویسنده اما در یک چرخش دیدگاه تاکید می کند چین برخلاف تصور فوق می تواند همچنان نقش یک ایفا کننده صلح در افغانستان را بازی کند در صورتیکه بتواند سیاست خصمانه ارتش پاکستان در قبال افغانستان را به نوعی تغییر دهد و درخواست شهروندان افغان برای رسیدن به صلح را اجابت کند. برخی عوامل سیاسی، اقتصادی و استراتژیک سبب می شود قانع شویم که چین می تواند در پروسه صلح افغانستان در سال 2020 نقش مثبتی ایفا کند.

    به باور نویسنده مطلب، افغانستان و چین مرز مشترک طولانی دارند و این نکته سبب می شود چین تأثیر و نقش به سزایی در سیاست افغانستان داشته باشد اگرچه افغانستان نمی تواند این واقعیت را فراموش کند که جایگاه افغانستان در سیاست خارجی چین در مقایسه با جایگاه پاکستان در سیاست این کشور در رده دوم قرار دارد و چین به راحتی راضی نمی شود که اهداف مهم  ارتش پاکستان در افغانستان را به خاطر صلح افغانستان کنار بگذارد.

    در ادامه مطلب می خوانیم کمک های اقتصادی چین به افغانستان عامل دیگری ست که باعث می شود برای چین در پروسه صلح افغانستان نقش مهمی درنظر بگیریم. کمک های مالی چین می تواند به بازسازی زیرساخت ها در افغانستان منجر شود. اگرچه پاکستان در تطبیق پروژه های زیربنایی چین که سبب ثبات و آبادانی در افغانستان شود کارشکنی خواهد کرد و از سویی هم شیوع ویروس کرونا به شدت اقتصاد چین در سال 2020 را ضعیف ساخته است.  

    نویسنده مطلب در بخش پایانی می افزاید امریکا ممکن است از افغانستان خروج نظامی داشته باشد اما به هیچ عنوان خروج استراتژیک نخواهد داشت. در این میان چین نیز تلاش می کند با استفاده از خلأ ناشی از خروج نظامی امریکا از افغانستان نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در این کشور را افزایش دهد که این نمی تواند به نفع منافع امنیت ملی امریکا باشد. امریکا با درنظرداشت این هم بدون شک اجازه نخواهد داد چین نقش مصلح صادق را در افغانستان بازی کند.       

  • عبدالله: قطع کمک های امریکا را باید جدی گرفت

    عبدالله: قطع کمک های امریکا را باید جدی گرفت

    عبدالله عبدالله می‌گوید هیأت مذاکره‌کننده از همۀ مردم افغانستان نمایندگی می‌کند.

    آقای عبدالله به تازگی در یک نشست خبری در کابل دربارۀ شکست مذاکرات سیاسی و مذاکرات صلح صحبت کرد و گفت انعطاف او برای حل بحران، ناشی از ضعف نیست و نباید فکر شود که دیگر گزینه‌یی نداریم.

    داکتر عبدالله عبدالله با اشاره به سفر دو روز قبل وزیر خارجۀ امریکا به کابل گفت پمپئو گفت که به قصد میانجیگری نیامده اند بلکه جداً تأکید بر حل فوری بحران سیاسی – انتخاباتی دارند.

    پمپئو گفت که با فورمول نیامده‌ایم؛ اما رهبران سیاسی افغانستان مسوولیت دارند که برای بحران راه‌حل پیدا کنند.  اگر راه حل پیدا شود، کمک‌ها را ادامه می‌دهیم، در پروسۀ صلح کار را با جدیت دنبال می‌کنیم و در مقابله با تروریزم در کنار مردم افغانستان می‌مانیم.

    وزیر خارجۀ امریکا تأکید داشت در شرایط بحرانی کنونی، به ویژه بحران ناشی از کرونا، باید فوراً راه حل پیدا شود و به مشکلات افزوده نشود. بحران روی امنیت ملی امریکا، پروسۀ صلح و سلامت نیروهای دفاعی و امنیتی تأثیر دارد. نتیجۀ عدم توافق، ادامۀ بحران و قطع کمک امریکا است.  وزیر خارجۀ ایالات متحده تأکید داشت قطع کمک اولین اقدام است، اگر موافقه صورت نگیرد اقدامات بعدی انجام می‌شود.

    رییس اجرایی پیشین تأکید کرد برخورد سرسری با قطع کمک امریکا و این‌که بدیل جستجو می‌کنیم، واقع‌بینانه نیست. کمک به نام یک شخص و دوشخص نیست. قطع کمک بخش معارف، زیربنا، انرژی و صحت را متضرر می‌سازد. ادامۀ لجاجت و بی‌اعتنایی به قطع کمک امریکا، همانند بحث اصلاحات انتخاباتی، پروسۀ انتخابات و … غیرمسوولانه است که کشور را با بحران کم سابقه روبرو ساخت. افغانستان نباید دوباره به انزوای سیاسی برود. اگر روابط ما با جامعۀ بین‌المللی و ایالات متحده امریکا به روابط بعد از جنگ سرد تقلیل پیدا کند و به مبارزه با تروریزم محدود شود، در راستای منافع ملی کشور ما نخواهد بود. قطع کمک‌های امریکا به هیچ صورت قابل جبران نیست.

    او گفت که مشکل با انعطاف یک طرف حل نمی‌شود. مشکل شخصی نیست. با طالبان ۲۵ سال در جنگ بودیم، اما حالا خواستار صلح هستیم. بدین معناست که جنگ، کشمکش و منازعه راه حل نیست. در صحبت با دکتر اشرف‌غنی با کمال انعطاف‌پذیری تلاش کردیم که یک راه حل پیدا شود. اگر به این فکر باشیم که انتخابات تمام است و بحران حل است، این واقعیت نیست. با وجود کوشش‌ها از طرف مقابل هیچ‌گونه انعطاف ندیدیم.

    او با اشاره به اظهارات اشرف غنی که گفته بود، داکتر عبدالله خواهان تغییر یک شبۀ قانون اساسی است، گفت که روحیۀ اصلی قانون اساسی، احترام به رأی مردم، انتخابات شفاف و عادلانه، عدالت، صداقت و برابری است. درحالی‌که در چند سال به تکرار شاهد نقض قانون اساسی بودیم. در این مدت، خلاف قانون اساسی فرمان‌های تقنینی صادر شد و اداره‌های موازی ایجاد گردید. خواست ما در مطابقت با روحیۀ قانون اساسی کشور بوده است.

    او در بخشی از صحبت هایش گفت که تبادلۀ اسرا را مفید می‌دانیم، چون به تسهیل مذاکرات بین‌الافغانی کمک می‌کند. شروع مذاکرات فضای تازه‌یی را ایجاد می‌کند. از تقاضای سرمنشی سازمان ملل که به خاطر مقابله با کرونا، خواستار پایان منازعه و آتش بس سراسری شده استقبال می‌کنیم. از طالبان تقاضا می‌کنیم که به خواست مردم که برقراری آتش بس سراسری و دایمی است، پاسخ دهند و عزم و ارادۀ شان را در مسیر صلح ثابت بسازند. صلح خواست جمعی مردم است و یک فرد پروسه را انحصار کرده نمی‌تواند. هیأت از همۀ مردم نمایندگی می کند و باید هم بکند. ‌

    او افزود که ایستادگی ما در دفاع از رأی، بحث منافع شخصی و دفاع از یک گروه و تیم نبوده است. مردم برای دفاع از مردم‌سالاری، حاکمیت قانون و حق شهروندی، قربانی‌های زیاد پرداختند. اکنون حق همه است که به اطمینان برسند، دیگر تقلب فایده ندارد، دستبرد به آرای مردم در تعیین سرنوشت کمک نمی‌کند. وظیفۀ همۀ ماست که لکۀ تقلب را از نام انتخابات افغانستان پاک کنیم. بنابراین، با قاطعیت اطمینان می‌دهم که برای تحقق ارادۀ مردم ایستاده هستیم. ایستادگی به خاطر جلوگیری از دفن دموکراسی است. هیچ تصمیمی خلاف منافع ملی نخواهیم گرفت.

    او تأکید کرد: برای حل بحران آمادۀ گفت‌وگو و مذاکره هستیم. عقل سلیم ایجاب می‌کند که برای منافع کشور ما به بحران یک راه حل بیابیم.  بحران یک طرفه حل نمی‌شود. هیچ کسی هم حق ندارد که یک طرفه مسوولیت خرابی کشور و عواقبش را بگیرند.  صدای ما از ضعف نیست. انعطاف ما به این معنا نیست که دیگر وسیله‌یی در اختیار نداریم. درست است که تفنگ را کنار گذاشته‌ایم. یک وقتی در دفاع از کشور تفنگ برداشتیم، وقتی مسألۀ رأی و انتخابات شد، مردم با رأی‌شان رقابت سیاسی کردند. مردم نباید در مجبوریت قرار گیرند. نمی‌خواهم رنج مردم ادامه پیدا کند و ما عاملش باشیم.

  • گرما کرونا را از بین نمی برد، درصد انتقال آن را کمتر می سازد

    گرما کرونا را از بین نمی برد، درصد انتقال آن را کمتر می سازد

    اقلیم شناسان رابطه بین آب و هوا و عفونت ها را نمی بینند: ویروس با شروع گرما تبخیر نمی شود. آلودگی محیط زیست نیز عامل تشدید کننده نیست.

    مارییا سوربی (Maria Sorbi) در مطلب منتشره در نشریه Il Giornale (ایتالیا) می نویسد، نباید خود را گمراه ساخت. هیچ کس نمی گوید که ویروس با فرارسیدن آب و هوای خوب تضعیف می شود. سخنان ویروس شناس روبرتو بوریونی (Roberto Burioni)، دقیقاً، درست است: « با شروع گرما، تمام بیماری های تنفسی کمتر انتقال می یابد».

    همچنین این هم درست است که ذرات لعاب دهن که در هوا پراگنده می شوند، با گرم شدن سریعتر تبخیر می گردند. اما در مورد بقیه شایعات باید گرفت که هیچ ارتباطی بین افزایش دما و تضعیف Covid-19 وجود ندارد. اگر اپیدمی در عرض چند ماه فروکش کند، ارتباطی با آب و هوا نخواهد داشت، بلکه منحصراً با اقدامات محدودکننده ای که انجام می دهیم و با استفاده از داروها مربوط خواهد بود.

    محققان هنوز نمی دانند که Covid-19 با شروع گرما چگونه تغییر خواهد کرد. تنها چیزی که آنها می دانند این است که ویروس ها معمولاً سرما و رطوبت را ترجیح می دهند. ولی آنها همچنین دریافتند که مالیکول این کرونا ویروس رفتار غیر طبیعی دارد و هنوز اکتشافات غیر منتظره زیادی در پیشرو قرار دارند.

    هنوز هیچ مطالعه علمی در مورد این پدیده انجام نشده است. اما حتی از اولین مشاهدات اقلیم شناسان، روشن شده که افزایش دما لزوماً به وسیله تبدیل نمی شود که بتوانیم از آن به نفع خودمان استفاده کنیم.

    مطالعات پوهنتون میلان بیکوکا، روم -3 ، چیتی پیسکارا، که در آن معلومات آب و هوای ووهان و همچنین معلومات لومباردی و ونتو (ایتالیا) را از 20 فبروری تا 18 مارچ مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، ما را از امید انتقام تابستانی محروم می سازد. نتایج جمع آوری شده توسط ده ایستگاه در هر سه کانون اصلی شیوع ویروس (  Codogn، Nembro  و Vo uganeo ) و در مناطق دیگر لومباردی (برگامو، Brescia ، Cremona ،Pavia ) با تعداد قابل توجهی مبتلایان در نظر گرفته شد. هیچ ارتباطی بین تعداد ابتلا به بیماری و شرایط آب و هوا مشاهده نشده است.

    این تصور غلط همراه با این امید که Covid مانند SARS (یا سندرم حاد تنفسی) رفتار خواهد کرد، وجود دارد، این بیماری همه گیر در اواخر سال 2002 آغاز شد و در جولای سال 2003 خاتمه یافت. اما این احتمالاً اشتباه است. اگر در هوای آزاد قرار داشته باشیم، در مقایسه با دوره زمستان، زمانی که افراد وقت زیادی را در خانه می گذرانند، با دیگران تماس کمتری خواهیم داشت.

    از تجزیه و تحلیل معلومات ووهان، چنین نتیجه می گیرد که دمای ماه فبروری که با اوج واکنش های مثبت تست ها همراه بود، پایین بود اما در عین حال از شاخص های متوسط ​​(9.2 درجه در مقایسه با 5.8 طی مدت 30 سال از 1971 تا 2000) از سردی متوسط هوا بالاتر بود. و حتی اکنون که اپیدمی تقریباً از بین رفته، هیچ تغییر اقلیمی در منطقه هوبئی مشاهده نمی شود که نشان دهد که شروع گرما ویروس را کشته است.

    نتایج این مطالعات شباهت کامل به حقیقت دارد، به ویژه اگر حوادث چند هفته گذشته را مدنظر گیریم. در ایران که البته درجه حرارت را نمی توان کم نامید، تعداد قربانیان این بیماری همه گیر 1685 نفر و تعداد مبتلایان – 22 هزار نفر است.

    یک مورد مجهول دیگر رابطه بین دود ( smog) و coronavirus است. این فرضیه در ساعات اخیر موجی از بحث و گفتگو را در جامعه علمی برانگیخته است.

    ولی انتونییتا گاتی (Antonietta Gatti)، فیزیکدان که یکی از بزرگترین متخصصان در مورد سمی بودن نانوذرات به سطح بین المللی است، عقیده ای کاملا مخالف دارد. به گفته این کارشناس، بسیار محتمل به نظر میرسد که لمباردی به مرکز این وضعیت بهداشتی اضطراری، از جمله به دلیل آلودگی بیشتر هوا نسبت به سایر مناطق کشور، مبدل شده است.

    گاتی می گوید: “گزارش شده است که بسیاری از افراد، عمدتا مردم سالخورده (​​سن متوسط 80 سالگی)، از بیماری کرونا ویروس نه مردند، اما ویروس در مرگ آنها نقش ایفا نموده است. ، مردم ضعیف شده، یعنی داشتن تعدادی بیماری ها، از جمله موارد مرتبط با آلودگی محیط زیست، سیستم ایمنی کافی نداشتند. – بگذارید یادآوری کنم که در حال حاضر، هیچ طبیب قادر به تشخیص بیماری نیست که به اثر گرد و غبار رخ می دهد. به عنوان بخشی از پروژه اروپا در زمینه نانوتوکسیولوژی، ما قبلاً ثابت کرده ایم که سلولهای آسیب دیده توسط نانوذرات سیستم دفاع واکنش خود را از دست می دهند.”

    اسپوتنیک

  • وزیر صحت: 16 میلیون افغان در معرض ابتلا به کرونا قرار دارند

    وزیر صحت: 16 میلیون افغان در معرض ابتلا به کرونا قرار دارند

    وزیر صحت عامه می‌گوید در صورت عدم توجه شهروندان به توصیه‌های صحی، پیش بینی‌ها نشان می‌دهد که امکان مبتلا شدن بیش از نیم جمعیت به کروناویروس وجود دارد.

    فیروزالدین فیروز روز سه شنبه ۲۴ مارچ (پنجم حمل) در یک نشست خبری گفت در حال حاضر ۴۲ واقعه مثبت کروناویروس در ۱۳ ولایت افغانستان ثبت شده است که ۴۱ تن از مبتلایان مرد و یک مبتلی دیگر زن است.

    آقای فیروز افزود در هفته‌های آینده تعداد واقعات مثبت این ویروس در افغانستان افزایش خواهد یافت؛ اما به گفتۀ وی “در صورت عدم همکاری و هماهنگی در تمام سطوح” افزایش واقعات، تکان‌دهنده خواهد بود.

    فیروز گفت: “هشدار دهنده است؛ اما باید به سمع مردم برسانم تا جدیت را بیشتر بسازند. سازمان صحی جهان می‌گوید که بیشتر از ۸۰ درصد مردم خصوصاً مردم افغانستان به کرونا مبتلا خواهند شد، وقتی محاسبه می‌کنیم بیش از ۱۶ میلیون هموطن ما به این مبتلا خواهند شد.

    به گفته وزیر صحت عامه، از میان ۱۶ میلیون، ۷۰۰ هزار نفر نیاز به بستری شدن در شفاخانه‌ها دارند و از این میان ۲۱۰ هزار نفر دیگر نیاز به مراقبت‌های جدی خواهند داشت. او گفت: «از ۲۱۰ هزار فرد، احتمال فوت ۱۱۰هزار نفر وجود دارد.»

    در همین حال، قرار است قیود گشت و گذار روزانه در ولایت هرات نیز اجرا شود.

    وزیر صحت گفت طرزالعمل “روز بندیز” نهایی خواهد شد و به زودترین فرصت در هرات اجرا می‌گردد. به گفته آقای فیروز، محدودیت‌های “روزبندیز” کمتر از قرنطین است.

    در حال حاضر ۲۲ واقعه مثبت کروناویروس در هرات، چهار واقعه در سمنگان، سه واقعه در بلخ، سه واقعه در لوگر، دو واقعه در کابل، دو واقعه در زابل، دو اقعه در فراه و چهار واقعۀ دیگر در کاپیسا، دایکندی، قندهار و بادغیس ثبت شده است.

  • 100 نیروی امنیتی در 22 روز در ولایات مختلف کشته شده اند

    100 نیروی امنیتی در 22 روز در ولایات مختلف کشته شده اند

    همزمان با شیوع  ویروس کرونا در افغانستان طالبان نیز حملات خود را افزایش داده اند.

    مسئولان امنیتی و محلی در ولایت‌های بادغیس، جوزجان، کندز، بغلان، سرپل، فاریاب، کاپیسا، هلمند، بدخشان، فراه و لوگر می‌گویند در حملات طالبان در این ولایات 100 نیروی امنیتی کشته شده‌اند و 80 تن دیگر زخم برداشته‌اند.

    ولایت‌های بادغیس، جوزجان، کندز و کاپیسا از ولایاتی هستند که طالبان با راه‌اندازی حملات تلفات سنگینی را به نیروهای امنیتی وارد کرده‌اند.

    عبدالمعروف آذر، سخنگوی والی  جوزجان به سلام‌وطندار می‌گوید، طالبان پس از امضای توافق‌نامۀ صلح با آمریکا، 18 حملۀ تهاجمی را در ولسوالی‌های این ولایت و شاهراه جوزجان-بلخ انجام داده‌اند.

    به گفتۀ او، در این حملات بیش از 10 نیروی امنیتی جان باخته‌اند و بیش از 15 تن دیگر این نیروها زخم برداشته‌اند.

    پس از بادغیس، جوزجان، کندز و کاپیسا ولایت‌های بغلان، سرپل، فاریاب، هلمند، بدخشان، فراه، لوگر و پروان گواه تلفات نیروهای امنیتی هستند.

    مسئولان محلی و امنیتی در ولایت‌های هلمند، فاریاب، لغمان، بدخشان، بادغیس، بلخ و فاریاب می‌گویند در 27 روز گذشته در این ولایت‌ها در کنار تلفات نیروهای امنیتی، طالبان نیز 156 کشته و 99 زخمی داده‌اند.

    محمدزمان همدرد، سخنگوی فرماندهی پولیس هلمند می‌گوید، طالبان پس از امضای توافق‌نامۀ صلح با آمریکا بر کمربندهای امنیتی ولسوالی‌های نهرسراج، ناوه، نادعلی و گرمسیر حمله کرده‌اند.

    به گفتۀ او، این حملات از سوی نیروهای امنیتی پس زده شده و حدود 50 طالب در جریان درگیری با نیروهای دولتی کشته و 18 تن دیگرشان زخمی شده‌اند.

    در کنار تلفات نیروهای امنیتی و طالبان در ولایت‌های کندز، هرات، غزنی، فاریاب و سرپل به غیرنظامیان نیز تلفاتی وارد شده است.

     مسئولان محلی و امنیتی ولایت‌های هرات، غزنی و فاریاب می‌گویند، در  درگیری‌ها و حملات هوایی نیروهای امنیتی، 23 غیرنظامی جان باخته‌اند و 17 غیرنظامی زخم برداشته‌اند.

    نیمروز، میدان‌وردک، نورستان، ننگرهار و کنر از جملۀ ولایت‌هایی هستند که پس از امضای توافق‌نامۀ صلح آرامش نسبی در آنها برقرار شده است.

    شماری از باشندگان ولایت‌های شمالی نیز می‌گویند پس از امضای توافق‌نامۀ صلح، طالبان حملات خود را در بخش‌هایی از این ولایت‌ها، شدت بخشیده‌اند.

    آنان افزایش حملات طالبان را همزمان با شیوع ویروس کرونا در کشور، فاجعه‌بار می‌خوانند و از ادامۀ این وضعیت نگران‌اند.

  • ایران برای حل مشکلات افغانستان اعلام آمادگی کرد

    ایران برای حل مشکلات افغانستان اعلام آمادگی کرد

    به گزارش روز یکشنبه اداره کل اطلاع رسانی و امور سخنگویی وزارت امور خارجه ایران، در بیانیه یاد شده آمده است: «جمهوری اسلامی ایران با نگرانی، تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان را از نزدیک دنبال می‌کند و در مورد تبعات غیر قابل پیش بینی اختلافات پیش آمده در مورد نتایج انتخابات ریاست جمهوری آن کشور بر ثبات داخلی و آثار منطقه‌ای آن احساس خطر می‌کند. 

    در این بیانیه اضافه شده است: جمهوری اسلامی ایران وضع پیش آمده را ناشی از بی توجهی دولت آمریکا به مشکلات موجود در برگزاری انتخابات‌ها در افغانستان و غفلت از درسهای گرفته شده از آنها به خصوص انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴  آن کشور می‌داند. 
    «اولویت دادن به نیازهای تبلیغاتی رییس جمهوری آمریکا در انتخابات ماه نوامبر آینده و شتابزدگی غیر مسؤولانه آن کشور برای پیشبرد گفت وگوها بدون در نظر گرفتن منافع و امنیت منطقه، موجب بی توجهی به مسائل داخلی شده که  شکل گیری وضع موجود از آثار آن بی توجهی است.»

    وزارت خارجه ایران در این بیانیه یادآور شده است: پس از بروز اختلافات جاری بین اشرف غنی و عبدالله عبدالله، متأسفانه همچنان شاهد تداوم سیاست‌های یکجانبه دولت آمریکا و قربانی کردن مصالح ملی مردم افغانستان برای تأمین اهداف تبلیغاتی رییس جمهوری آن کشور بوده‌ایم که نتیجه آن، پیش بردن افغانستان در مسیر تعمیق بحران و افزایش تنش‌های سیاسی در آن کشور است. 

    در ادامه این بیانیه آمده است: اکنون جمهوری اسلامی ایران در راستای مصالح عمومی مردم افغانستان و به منظور حفظ صلح و ثبات در آن کشور که آثار عمیق منطقه‌ای دارد، رهبران سیاسی افغانستان و همچنین کشورهای منطقه را دعوت می‌کند تمام ظرفیت‌های خود را برای یافتن راه برون رفت از اختلافات پیش آمده بین 2 رهبر در ارتباط با نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری در آن کشور بکار گیرند. 

    در این بیانیه، جمهوری اسلامی ایران ابراز امیدواری کرده است که با ایجاد دولتی فراگیر با مشارکت همه جناح‌های سیاسی افغانستان، هر چه زودتر زمینه آغاز گفت وگوهای بین‌الافغانی با مشارکت تمام گروه‌های سیاسی آن کشور به شمول طالبان فراهم شود.  

    وزارت امور خارجه ایران در این بیانیه تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد همچون گذشته، در تلاش‌های منطقه‌ای که با هدف حل مشکلات در افغانستان صورت می‌گیرد حضوری فعالانه داشته و ظرفیت‌های خود را برای تأمین صلح و ثبات در افغانستان و منطقه بکار گیرد.

  • یاماماتو قبل از دیدن صلح افغانستان را ترک می کند

    یاماماتو قبل از دیدن صلح افغانستان را ترک می کند

     تادامیچی یاماماتو، رئیس دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد (یوناما) در آخرین روزهای مأموریتش به عنوان نمایندۀ این سازمان برای افغانستان گفت کابل را با آرزوی بازگشت صلح به افغانستان ترک می‌کند.

    آقای یاماماتو گفت: «من کابل را با یک آرزو ترک می کنم، آرزویی که با میلیون‌ها افغان آن را شریک می‌سازم: بازگشت صلح به افغانستان.»

    او که پنج سال در افغانستان مأموریت اجر کرد گفت امیدوار است سال 2020، سال ختم جنگ و برقراری صلح در افغانستان باشد.

    یاماماتو به نمایندگی از یوناما از همکاران و شرکای افغانستانی خود سپاس‌گزاری و خدمت به مردم این کشور را «امتیاز نادر» عنوان کرده است.

    او در بخشی از پیام خود گفت هنوز مشکلات و چالش‌ها در افغانستان حل نشده است و شهروندان افغانستان این توانایی را دارند که بر مشکلات فایق آیند.

    آقای یاماماتو گفت سازمان ملل در دورۀ پیش‌رو شانه‌به‌شانه با مردم افغانستان همراه خواهد بود.

  • احمد ولی مسعود: انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هیچ برنده ای نداشت

    احمد ولی مسعود: انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هیچ برنده ای نداشت

    احمدولی مسعود، سفیر پیشین افغانستان در لندن، یکی از نامزدان ریاست جمهوری افغانستان بود. او در یادداشتی که برای صفحه ناظران بی‌بی‌سی فرستاده می‌گوید که اجرای این دو مراسم تحلیف ریاست جمهوری، “آغاز سریال بی‌پیشینه است که قطعا چهره افغانستان را تغییر می‌دهد.« نویسنده پیشنهاد می‌کند که “از اصرار بر انتخاباتی که از ریشه جعلی، ارقامش تقلبی و حاصلش جز بحران و بی‌ثباتی چیزی نیست، باید دست کشید.»

    پس از دیپلماسی ظاهرا میانجی‌گرانه آقای خلیلزاد، فرستاده آمریکا میان دو رهبر حکومت وحدت ملی، برگزاری همزمان دو تحلیف در همجواری هم، یکی با حضور فرستاده آمریکا و دیگری در مخالفت با آن، ظهور دو پدیده جدید را در صحنه افغانستان رقم زد؛ یکی، جهش تازه نسل جوان کشور و دیگری چرخش سیاست جامعه جهانی، به خصوص پالیسی امریکا در افغانستان.

    پیامدها و تبعات این انکشافات در همچو یک وضعیت حساس، افغانستان را به نقطه بی‌بازگشت می‌کشاند، که اگر از عقلانیت کار گرفته نشود، می‌تواند به‌شدت ویرانگرانه باشد.

    حضور پر رنگ هیت نمایندگی سیاسی- نظامی ایالات متحده امریکا و موتلفین جهانی آن در مراسم تحلیف انتخاباتی که هیچ برنده نداشت، سرانجام به روشنی ثابت ساخت که پس از دو دهه تا هنوز هیچ میدانی متعلق به مردم افغانستان نبوده و نیست. این چیزی است من به تکرار آن را گفته‌ام.

    در طول تاریخ افغانستان نیز بنا بر تداوم یک فرهنگ سیاسی ویرانگر حکومت‌ها، خارجی‌ها هرازگاهی که خواسته‌اند به بازی‌های منطقه‌ای و رقابت‌های پیچیده در این سرزمین پرداخته‌اند و برای دولتمردان ما نیز حمایت یک کشور خارجی در بازی‌های سیاسی‌شان حتمی پنداشته شده است. به همین لحاظ کشورهای بیرونی همواره از شمال یا جنوب توانسته اند رژیم‌های دلخواه خود را در افغانستان تحمیل کنند.

    در حالی که مردان و زنان این سرزمین فرصت نداشته‌اند تا در پروسه تصمیم‌گیری‌هایی که زندگی آنان را سامان داده سهیم باشند. متاسفانه افغانستان امروز نسبت به دیروز آن، به میدان تمام‌نمای بازیگران قدرتمند تبدیل شده است.

    وحشتناک‌ترین کابوس

    بی‌باوری مردم به دموکراسی و ارزش‌های امروزی با توجه به منحرف نمودن سیستماتیک و چندین‌ باره انتخابات که جهان غرب بخصوص امریکا طی مدت ۱۹ سال به مثابه دستاورد بزرگ سال‌های حضورشان در افغانستان به رخ کشورهای منطقه و افکار عامه می‌کشیدند، امروز با منحنی تغییر پالیسی، ادعاهای طالبان و قدرت‌های منطقه را مبنی بر ناکارآمدی این ارزش‌ها و دستآوردها به کرسی نشانده‌است.

    اگر این همه عقبگردها فقط در موج اول ماموریت ‘فرستاده صلح ‘ تحقق یافته باشد، موج دوم‌ روند صلح با طالبان با همین سیاست و شگرد، چیزی به‌نام حق زن، حق شهروندی و سایر حقوق اساسی و ارزش‌های امروزی باقی نخواهد گذاشت.

    وحشتناک‌‌ترین کابوس فرا راه افغانستان وقتی ظهور خواهد کرد که ایدئولوژی‌های افراطی قومی و مذهبی در سایه حمایت بیرونی منحیث ابزار باهم خلط شوند. مادامی که عقبگردهای موج اول و دوم باهم گره بخورند، آنگاه از افغانستان جهنمی آماده می‌شود که امواج کشنده و “کرونایی” این روند بزودی دامنگیر همه خواهد شد.

    مشارکت ملی، آغازی برای صلح پایدار

    در آغاز ورود جامعه جهانی به افغانستان به تفصیل در طرح “اجندای ملی” نگاشته بودم که “رهبران افغانستان با توافق میان هم از حضور جامعه جهانی باید استفاده بهینه برای کشور نمایند؛ کما این که روزی با تغییر سیاست جهان و منافع کشورها، افغانستان تنها می‌ماند.”

    “معطوف نمودن کانون توجهات به یک برنامه ملی، برای جلوگیری از بحران ها، مداخلات خارجی و رسیدن به تفاهم بین‌الافغانی، ملی و مدنی تا دستیابی به صلح پایدار اولویت کشور می‌باشد.”

    اکنون پس از سال‌ها نگرانی‌ها، تلاش‌ها و هشدارها برای جلوگیری از آنچه هراس داشتیم، امروز عملا دامنگیر کشور و مردم ما گردیده است. آخرین فرصتی که برای علاج‌‌ واقعه قبل از وقوع باقیست، در محور “مشارکت ملی” می‌بینم، طرحی که یک سال تمام فریاد زدم. اما این به عنوان آغاز کار و شروع گفتمان ملی-مدنی تا رسیدن به یک قرارداد جدید، نظام جدید ارزشی و صلح منصفانه است.

    مشارکت ملی در چارچوب ساختارهای عادلانهٔ تعریف‌شده و قانونمند، سهیم شدن متوازن همه اقوام با تضمین بین‌المللی، راه حل بن‌بست موجود و حفظ افغانستان واحد می‌باشد. هرتوافقی کمتر از این و کمتر از قیمت ایستاده‌گی مردم، حساسیت وضعیت و خواست طبیعی نسل جوان کشور، جفای دوباره در حق مردم و سرنوشت کشور است که افغانستان را نزدیک به تجزیه کشانده، به میدان منافع بازیگران قدرتمند مبدل خواهد ساخت.

    بحران انتخاباتی، بحران ملی

    نیروهایی که در گذشته صدای ما را ناشنیده گرفتند، امروز همان درد را ناوقت‌تر، اما بلندتر از دیروز فریاد می‌کشند.

    گفته بودیم هدف و سامانه‌های انتخابات ۶ میزان از قبل تعیین شده است. برای امریکا تعامل با طالبان اولویت دارد. انتخابات جعلی از هر منظری که ببینیم برنده ندارد، کمیسیون‌های انتخابات فقط در جایگاه مجری دستکاری امانت مردم ماموریت دارند نه بالاتر از آن.

    به تکرار پیشنهاد داده‌ بودیم که در مرحله اول توافق سیاسی نامزدان انتخاباتی بالای یک فرمول جدید آرایش قدرت به نام مشارکت ملی راه مهار بحران انتخاباتی می‌باشد.

    اکنون از خط سرخ بحران انتخاباتی به بحران تمام عیار بزرگ ملی رسیده‌ایم که معضل را به شدت کلان و راه را دشوار ساخته است.

    دو حکومت موازی با دو سوگند بالای قرآن، در انظار شهادت مردم و تاریخ باهم اعلام موجودیت کرده‌اند. یکی ادعای مشروعیت خارجی، ادارات دولتی و کمیسیون را دارد، دیگری مشروعیت مردمی و قانونی را حق خود می‌داند.

    با این حساب بیش از این، اصرار بر برد و باخت انتخاباتی که ریشه جعلی و شاخه‌های تقلبی دارد، بحران را دامنه‌دارتر و کشور را بی‌ثبات‌تر می‌سازد. بهتر این است که در چارچوب یک توافق سیاسی تلاش در جهت برد-برد داشته باشیم تا مشروعیت نسبی بدست آید.

    راه‌حل پایدار

    با توافق روی تغییر ساختار نظام سیاسی و افقی کردن قدرت، افغانستان باید از گزند سیستم ریاستی تک‌محور، مطلقه، فسادپرور و بحرن‌زا که عامل و حامل وضعیت موجود می‌باشد، رهایی یابد. به انحصار، برتری طلبی و استبداد در سرزمینی که به روایت تاریخ سرنوشت مردمش و سراسر عمرش قربانی خیانت، جهالت و لجاجت بسیاری از زمامدارانش گردیده، برای همیشه باید خاتمه داد.

    توافق سیاسی نه بر اساس امتیازدهی و تقسیم چوکی‌ها میان تیکه‌داران قومی، بلکه در محور یک دیدگاه واحد و قالب مشارکت ملی از طریق یک مکانیزم قابل قبول باشد، تا همه مردم افغانستان، خود، خواست‌ها و مطالبات‌شان را در چرخه تصمیم گیری و سیاستگذاری کشوری ببینند، تا جلو چند پارچگی افغانستان، مداخلات بیرونی و فساد داخلی گرفته شود.

    اگر اوضاع نابهنجار کشور در یک تفاهم میان نخبگان مدیریت نشود و به صداهای بیداری ملی به‌ویژه جهش نسل جوان که امروز می‎دانند در کجای تاریخ ایستاده اند، پاسخ درست دریافت نشود، انتظار انکشافاتی را باید کشید که نه در حیطه کنترل روسای جمهور است و نه میانجیگری خارجی پایان ماجرا است، نه سرگردانی رهبران تنظیم‌ها چاره کار می‌شود و نه هم صلح طالبانی مانع خواست اساسی امروز مردم و جهش نسل جوان ارزش‌گرای افغانستان می‌گردد.

    تغییر نظام سیاسی با ساختارهای نامتمرکز و مرکزیت با اقتدار اولین سنگ‌بنای صلح منصفانه و پایدار در افغانستان است. این فرمول را از برادرم “شهید احمدشاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان” در ذهن گرفته‌ام که می‌گفت “اگر می‌خواهیم در افغانستان حکومت مرکزی قوی داشته باشیم، منبعد این قوت باید از ولایات به مرکز بیاید، نه مانند سابق از مرکز به ولایات.”

  • نیکلاس کی: حمله طالبان به نیروهای امنیتی افغان در ایام نوروز شرم آور است

    نیکلاس کی: حمله طالبان به نیروهای امنیتی افغان در ایام نوروز شرم آور است

    نیکلاس کی، نمایندۀ غیرنظامی ناتو در افغانستان حملۀ طالبان به نیروهای دولتی در ولایت زابل را محکوم کرده و آن را شرم‌آور خوانده است.

    او در توییترش نوشت: «طالبان چگونه توانستند دستور این حمله را به هموطنان خود در روز نوروز و در شرایطی که جهان با بیماری کرونا درگیر است و پس از تعهد به صلح صادر کنند؟»

    در حملۀ صبح دیروز طالبان در زابل 25 نیروی امنیتی جان باختند. مسئولان محلی زابل گفتند این حمله از سوی 8 نفوذی گروه طالبان انجام شده است. به گفتۀ آنان مهاجمان پس از حمله به طالبان پیوستند.

    نمایندۀ غیرنظامی ناتو در افغانستان پیش از این در توییتی نوروز را به افغانها تبریک گفته بود.

    آقای کی در این توییت از طالبان خواسته بود برای مبارزۀ متحدانه با ویروس کرونا در افغانستان از اعمال خشونت خودداری کنند.

    ریاست جمهوری حملۀ طالبان در زابل را بیانگر تعهد این گروه به ادامۀ خشونت می‌داند.

    ارگ ریاست جمهوری با نکوهش حمله به نیروهای امنیتی در زابل گفت: «ادامۀ حمله‌های طالبان بیانگر تعهد این گروه برای ادامۀ خشونت و مخالفت با پروسه صلح است.»

  • خلیل زاد در مورد انتخابات و صلح رفتار متناقض دارد

    خلیل زاد در مورد انتخابات و صلح رفتار متناقض دارد

    اشرف‌غنی در تازه‌ترین سخنانش گفت روند صلح طولانی است و نیاز به حوصله‌مندی و تدبیر دارد. او پیشتر بارها گفته بود که تأمین صلح پایدار کار پنج ساله است. این اظهارات ظاهراً در مغایرت با برنامۀ صلح امریکا و طالبان قرار دارد. ایالات متحده امریکا و طالبان، توافق‌نامه‌یی صلح را امضا کردند که برمبنای آن مذاکرات بین‌الافغانی آغاز می‌شود و طرف‌ها برای پایان بحران باید روی ساختار و نظام آینده گفت‌وگو و توافق ‌کنند. اظهارات اشرف‌غنی بدین معناست که مردم باید پنج سال حاکمیت وی را تحمل کنند و منتظر بمانند تا صلح در کشور تأمین گردد. این درحالی است که طالبان روند انتخابات به ویژه تحلیف را کاری برضد صلح و آشتی در کشور خوانده‌اند.

    اشرف‌غنی در یک سال اخیر از تمام توان کار گرفت تا روند صلح را به چالش بکشد. او مانع معرفی هیأت جامع از جانب جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات صلح بوده است. غنی مانع اصلی تأخیر در مذاکرات بین‌الافغانی است که قرار بود در دهم ماه فبروری آغاز شود. غنی بدین باور است که پس از توافق با طالبان کار حکومت وی به پایان می‌رسد، بنابراین از هر راه ممکن تلاش می‌ورزد که روند صلح را به چالش مواجه سازد و به تأخیر اندازد.

    در سوی دیگر، رقبای انتخاباتی اشرف‌غنی که طرف اصلی طالبان نیز محسوب می‌شوند و پیشنۀ درگیری و جنگ طولانی با آن گروه دارند، از طرح صلح امریکا «بدون قیدوشرط» حمایت کردند. صلح را اولویت اصلی کشور خواندند و اعلام کردند که برای تأمین صلح حاضر به قربانی و از خودگذری هستند. رهبران سیاسی به‌ویژه در اردوگاه ثبات و همگرایی، ضمن این‌که در یک سال اخیر به‌طور همه‌جانبه از برنامۀ صلح دکتر خلیل‌زاد پشتیبانی کردند، همواره نگرانی‌شان را از تقلب در انتخابات مطرح کردند. منابع می‌گویند که خلیل‌زاد هربار در پاسخ به نگرانی‌های رهبران سیاسی گفته است: «من در کار انتخابات مداخله نمی‌کنم و سفیر ایالات متحده در کابل متوجه حساسیت‌های انتخاباتی و پیامدهای آن است.» در آغاز خلیل‌زاد تلاش کرد که خود را بی‌خبر از ماجرای انتخابات بیندازد. اما بی‌اعتنایی و طفره‌رفتن خلیل‌زاد از شکایت ها مبنی بر تقلب گستردۀ در انتخابات، ریشه در گرایش‌ها و مناسبات‌ وی با یک نامزد مشخص داشت. نامزدی‌که در ظاهر مقابل برنامه‌های صلح ایالات متحده امریکا ایستاده است. اکنون، خلیلزاد در نقش میانجی ظاهر شده و بحران سیاسی را ناشی از «مشکلات انتخاباتی» می‌داند. در آغاز، نماینده امریکا کوشید که طرح یک‌جانبۀ غنی را بر تیم ثبات و همگرایی تحمیل کند. اما مقاومت و ایستادگی رهبران سیاسی مانع تحقق طرح شد. او اکنون با طرح‌ها و امتیازات نو به دنبال تعامل است. اما اکنون تیم ثبات و همگرایی در موضع متفاوتی قرار دارد. تصمیم داکتر عبدالله مبنی بر برپایی مراسم تحلیف افکار عامه را تغییر داده و جایگاه وی را در میان هوادارانش تثبیت کرده و تیم ثبات و همگرایی را در موقعیت برتری در مذاکرات پیش رو قرار داده است. مراسم تحلیف دوگانه بیشترین صدمه را به محمد اشرف‌غنی و زلمی خلیل‌زاد وارد کرد. پیروزی خلیلزاد در دوحه و برگشت غنی به کاخ ریاست جمهوری تحت شعاع قرار گرفت.

    رهبران ثبات و همگرایی از مواضع جانب‌دارانه و شرکت خلیلزاد در مراسم تحلیف غنی برآشفته شده‌اند. آنها حتا به عملی‌شدن توافق‌نامۀ صلح امریکا با طالبان مشکوک شده‌اند. زیرا، امریکا تا اینجای کار برخورد متناقض به روند صلح و انتخابات داشته است. اگر ایالات متحده مصمم به ختم جنگ و آشتی ملی است، نمی‌تواند احزاب نیرومند و مقتدر سیاسی را نادیده بگیرد.ایالات متحده نمی‌تواند به نگرانی‌ها و مطالبات مشروع احزاب سیاسی پشت کند و انتظار داشته باشد که آن‌ها همانند گذشته از «پروژۀ صلح» امریکا و طالبان بلاقید و شرط حمایت کنند. پروژه‌یی‌که بسیاری‌ها از جزییات و «ضمایمش» آگاه نیستند و پیامدهایش را هم نمی‌فهمند. اگر امریکا به مطالبات معترضان رسیده‌گی نکند، احتمالاً احزاب سیاسی با دورزدن حکومت و امریکا به مذاکره با طالبان خواهند پرداخت.

    رفتار متناقض امریکا دربارۀ صلح و انتخابات ناشی از دو فرضیه زیر می‌تواند باشد:

    -یا ایالات متحده امریکا ارادۀ جدی برای ختم جنگ و آشتی ملی در افغانستان ندارد. چنانچه رییس‌جمهور ایالات متحده بارها گفته است که امریکا نمی‌تواند همانند «پولیس» در افغانستان عمل کند و رسیدگی به مشکلات داخلی مربوط به خود افغان‌هاست. بدین معنا که امریکا با پایان دشمنی 20 ساله‌اش با طالبان، مأموریتش به پایان رسیده و دیگر نگران نیست که چه اتفاقی در کابل رخ می‌دهد. امریکا با طالبان به توافق رسیده و از این گروه به حیث پارتینر و همکار جدید در مبارزه با تروریزم و تحقق اهداف منطقه‌ای و راهبردی‌اش کار می‌گیرد.

    – و یا اینکه نماینده ویژۀ امریکا در تصامیم و موضع‌گیری‌هایش دچار خطا شده است. خطایی‌که ایالات متحده را از دست‌یابی به اهدافش باز می‌دارد و روند صلح را منحرف می‌سازد. توافق صلح ایالات متحده امریکا مشروط به موفقیت مذاکرات بین‌الافغانی و پابندی طالبان به تعهدات‌شان می‌باشد. وقتی ایالات متحده از یک گروه فاقد عقبۀ اجتماعی در کابل حمایت کند و احزاب سیاسی، رهبران با نفوذ و شخصیت‌های قومی را نادیده بگیرد، بدین معناست که روند صلح متوقف خواهد شد. اکثریت رهبران سیاسی در پی حل بحران و تشکیل یک دولت فراگیر ملی هستند. ایالات متحده با به رسمیت شناختن اشرف‌غنی در انتخابات جنجال‌برانگیز اخیر، پشتیبانی برخی متحدان کلیدی و رهبران درشت سیاسی همانند داکتر عبدالله عبدالله، حامد کرزی، گلبدین حکمتیار، عبدرب الرسول سیاف، محمد کریم خلیلی، محمد محقق، جنرال دوستم و صلاح‌الدین ربانی و میلیون‌ها تن از طرف‌داران شان را از روند صلح از دست خواهد داد. نماینده امریکا می‌کوشد که غنی یک حکومت همه‌شمول تشکیل دهد. وزارت‌خانه‌ها را تقسیم کند و سهم اقوام را بدهد. اما به نظر می‌رسد اختلاف عمیق‌تر از این‌ها است. جریان‌های سیاسی هم به کمتر از تقسیم عادلانه قدرت و کاهش اختیارات و صلاحیت‌های رییس‌جمهوری تن نخواهند کرد. اقدامات اشرف‌غنی هم نشان می‌دهد که حاضر به تشکیل حکومت فراگیر ملی و واگذاری صلاحیت‌ها به نهاد «موازی» دیگر نیست. اگر مذاکرات برسر حل بحران ناشی از تشکیل یکجانبۀ حکومت حل نگردد، احتمال می‌رود که روند صلح با انقطاع  و ناکامی مواجه شود.

    افغانستان رو

  • طالبان برای کنترل کرونا اعلام آمادگی کردند

    طالبان برای کنترل کرونا اعلام آمادگی کردند

    گروه طالبان اعلام کرد اگر شیوع ویروس کرونا در افغانستان گسترش یابد آنها حاضر هستند خشونت ها را کاهش داده و فرصت را برای مبارزه با این ویروس فراهم سازند.

    «ذبیح الله مجاهد» سخنگوی طالبان در تازه ترین اظهارات خود به رسانه ها گفته است این گروه تدابیر را برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا در مناطق تحت کنترل خود اتخاذ کرده اند.

    وی افزود طالبان حاضر است با سازمان بهداشت جهانی در  امر مبارزه با ویروس کرونا همکاری کند.

    هرچند خطر گسترش کرونا مردم افغانستان را به دلیل نبود زیرساخت های بهداشتی و عدم توانایی مالی دولت نگران ساخته است اما اینکه طالبان حاضر شده اند، خشونت را برای مبارزه با کرونا کاهش دهد، هم خبری خوشی برای مردم است.

    «رونالد کوبیا» نماینده اتحادیه اروپا از دولت و گروه طالبان در افغانستان خواسته بود برای مبارزه با کرونا و همکاری با مردم دو طرف باید آتش بس کنند.

    دولت افغانستان در واکنش به این خواست اعلام آمادگی کرده و گفته است هرگونه تلاشی که منجر به صلح و فراهم کردن فرصت برای مبارزه با کرونا باشد، عملی خواهد کرد.

    براساس آخرین آمار وزارت صحت عامه افغانستان ۲۲ مورد مثبت ویروس کرونا در کشور ثبت شده و از این جمله یک نفر بهبود یافته و به منزل خود برگشته و کرونا تاکنون در افغانستان تلفاتی نداشته است.

  • چین «کرونا» را امریکایی خواند/ ترامپ کرونا را چینی توصیف کرد

    چین «کرونا» را امریکایی خواند/ ترامپ کرونا را چینی توصیف کرد

    در پی انتشار توئیت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا که از ویروس کرونا با عنوان «ویروس چینی» نام برد، دعوای چین و آمریکا بر سر منشا این ویروس بالا گرفته است.

    هر دو کشور یکدیگر را به ترویج ترس از ویروس کرونا متهم و این خواسته را مطرح کرده‌اند که مانع لکه‌دار شدن اعتبار یکدیگرشوند.

    دونالد ترامپ دوشنبه شب با انتشار توئیتی نوشت:‌ «ایالات متحده مقتدرانه از صنایعی مانند خطوط هواپیمایی که به‌طور ویژه از ویروس چینی آسیب دیده اند حمایت می کند.»

    نزدیکان ترامپ پیشتر، از این ویروس با عنوان «ویروس کرونای چینی» یاد کرده بودند اما این نخستین بار است که رئیس جمهوری آمریکا شخصا این عبارت را به‌کار می برد.

    منتقدان عبارت به‌کار رفته از سوی ترامپ را «نژادپرستانه» ارزیابی کرده اند که به‌طور بالقوه می‌تواند باعث ایجاد واکنش منفی علیه جامعه آسیایی‌های آمریکا شود.

    شهردار نیویورک که شهرش یکی از نقاط اصلی آلوده شده به ویروس کرونا در آمریکاست خطاب به ترامپ گفته است که «جوامع آسیایی-آمریکایی ما همین حالا هم رنج می برند و احتیاج نیست که شما باعقاید متعصبانه به تحریک بیشتر این رنج دامن بزنید.»

    از سوی دیگر مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا نیز در تماس تلفنی با یانگ جیشی، مقام بلندپایه چینی از آن‌ها انتقاد کرده است که آمریکا را عامل گسترش بیماری کووید- ۱۹ اعلام می‌کنند.

    وزیر خارجه آمریکا در این تماس بر این نکته تاکید کرده است که «اکنون زمان دامن زدن به اطلاعات نادرست و شایعات عجیب نیست بلکه وقت آن است که همه کشورها در اتحاد با یکدیگر علیه این تهدید مشترک مبارزه کنند.»

    وزارت خارجه آمریکا روز جمعه گذشته سفیر چین را احضار و ترویج تئوری توطئه از سوی چین در ارتباط با گسترش ویروس کرونا را که در شبکه‌های اجتماعی توجه زیادی به خود جلب کرده است، محکوم کرد.

    سخنگوی وزارت خارجه چین هفته گذشته با انتشار توئیتی گفت که «بیمار صفر» عامل شیوع جهانی ویروس کرونا ممکن است از ایالات متحده آمده باشد و نه از شهر ووهان چین. او نوشته بود که ممکن است «ارتش آمریکا این اپیدمی را به ووهان آورده باشد.»

    خبرگزاری رسمی «شین هووا» چین درباره گفتگوی پمپئو و یانگ نوشته است که در این تماس «یانگ به آمریکا هشدار داه است که تلاش برای بدنام کردن چین محکوم به شکست است.»

    برخی از متحدان ترامپ در حزب جمهوریخواه آمریکا از جمله سناتور تام کاتن، از اصطلاح «ویروس کرونای چینی» استفاده کرده‌اند.

    گسترش ویروس کرونا در جهان از یک سو به ترویج کلیشه‌های تعصب آلود و نژادپرستانه علیه چینی‌ها و از سوی دیگر به گسترش تئوری توطئه که می‌گوید آمریکا این ویروس را تولید و پخش کرده است، در شبکه های اجتماعی دامن زده است.

    با این حال دانشمندان بر اساس داده‌هایی که تاکنون جمع‌اوری کرده اند معتقدند که ویروس کرونا از حیوانات وحشی به انسان انتقال پیدا کرده است.

    تاکنون در سراسر جهان بیش از ۱۸۰ هزار نفر به بیماری کووید۱۹ مبتلا و همچنین بیش از ۷ هزار نفر جانشان را از دست داده اند.

  • آیا  افغانستان در خطر یک جنگ داخلی دیگر قرار دارد؟

    آیا افغانستان در خطر یک جنگ داخلی دیگر قرار دارد؟

    واشنگتن پست در تحلیلی روز یکشنبه نوشت: «دو دولت و دو رئیس جمهور؛‌ آیا افغانستان در سراشیبی یک جنگ داخلی دیگر پیش می رود؟»

    در این گزارش به قلم ” پامه لا کانستبل”  آمده است:«امروز خطر “طالبان” و یا ” داعش” نیست که کابل پایتخت افغانستان را تهدید می کند بلکه این خطر، یک جنگ سوررئال (غیرواقعی) عصبیت هاست میان دو سیاستمداری که هریک ادعا می کند رهبر مشروع افغانستان هستند.
    ارگ ریاست جمهوری در اختیار ” اشرف غنی” است که دو هفته پیش پیروزی مجدد انتخاباتی اش را اعلام کرد.
    چند قدم آن طرف تر در یک کاخ کوچک در همان مجتمع کاخ های ریاست جمهوری؛ “عبدالله عبدالله” رقیب انتخاباتی غنی که معتقد است در شمارش آراء تقلب شده است و او رئیس جمهور منتخب کشور است بر تخت رهبری کشور نشسته است و یک دولت موازی تشکیل داده است.
    در همان محوطه دفترکار “عبدالرشید دوستُم” قرار دارد. دوستم ژنرال سابق ارتش و متحد عبدالله است. او معاون اول رئیس جمهور غنی نیز هست.
    هیچ تیری شلیک نشده است و همه چیز تحت کنترل است. اتفاقا همین آرامش در این میدان باز رقابت قدری وهم انگیز است.
    همه وحشتزده اند. همه می ترسند مبادا این یک آرامش قبل از طوفان باشد. مبادا یک حادثه کوچک به یک آتش سوزی خشن میان اردوگاه های رقیب منتهی شود، کشور دوباره صحنه آشوب و درگیریهای داخلی شود و از همه مهمتر مذاکرات برنامه ریزی شده میان دولت و طالبان برای به انتها رساندن جنگ ۱۸ ساله افغانستان دوباره محکوم به فنا شود.
    شورشیان قسم خورده اند اگر اختلافات حل و فصل نشود، به حملاتشان ادامه خواهند داد.
    “زلمی  رسول” مشاور اسبق امنیت ملی افغانستان گفته است: “همه کارتها اینک در دستان طالبان است. اگر تا ۷ یا ۱۰ روز آینده پیشرفتی حاصل نشود اتفاقی خواهد افتاد و همه چیز را از کنترل خارج خواهد کرد”.
    رسول اظهار داشت: “‌اگر میان هواداران مسلح غنی و عبدالله خشونتی در بگیرد، تنها ظرف چند روز طالبان چندین استان را تصرف می کند و این بار دیگر آمریکایی نیست که جلوی او را بگیرد”.
    در این میان، پاکستان هم به وحشت افتاده است و می ترسد اگر صلح در افغانستان برقرار نشود خشونتها به درون مرزهای پاکستان نیز نفوذ کند.
     نزدیکان غنی می گویند که هنوز می توان نسبت به نزدیک شدن جناحهای درگیر به هم امیدوار بود. اما عبدالله و قدرتمندترین حامی اش دوستم، پیشنهادها برای تغییر دادن مواضعشان را رد کرده اند.
    دوستم؛‌ یکی از جنگ سالاران قدیم است و یک گروه مسلح قومیتی بزرگ از اقلیت “ازیک” را فرماندهی می کند. او پیشنهاد تصدی بلندپایه ترین مقام نظامی کشور را رد کرده است.
    غنی و عبدالله هردو همزمان در ۹ مارس ( ۱۹ حوت) هریک جداگانه مراسم تحلیف ریاست جمهوری به جا آوردند.
    عنی تقریبا سکوت اختیار کرده و هنوز کابینه اش را معرفی نکرده است و هنوز برای از جای کندن بلوک هایی که محوطه کاخ ریاست جمهوری را از هم جدا کرده است از نیروی زور استفاده نکرده است.
    عبدالله والیان خودش را در چندین استان تعیین کرده است. اما تیم غنی همچنان به طور خصوصی و از طریق واسطه هایی با عبدالله تماس دارد به این امید که بالاخره او را وادار به سازش کند.
    امروز اغلب ساکنان کابل وحشت دارند که کشور دوباره به اوائل دهه ۱۹۹۰ بازگردد یعنی زمانی که دولت از هم فرو پاشیده، کشور به درون یک جنگ داخلی فرو رفته و قسمت اعظم پایتخت نابود شده بود.
    مردم می ترسند مبادا طالبان دوباره بر کشور حاکم شود و مردم به زور به زیر ستم یک حکومت دینی سرکوبگر قرون وسطایی بروند.
    هیچ بعید نیست آن سناریوها دوباره اجرا بشود.
    امروز هم عده ای از همان افرادی که در آن جنگ داخلی حضور داشتند، همان قومیت ها، همان تنش های نواحی، همان پتانسیل های طالبان برای پر کردن خلاء دولت و بدست گرفتن قدرت؛ در میدان اند.
    یک عامل نگرانی؛ مسئله خروج نظامیان آمریکایی است. این جزیی از مُفاد توافقنامه صلح با طالبان است که اخیرا امضا شد.
    عامل دیگر این است که افغانستان و سرنوشت آن امروز دیگر اولویت اصلی خیلی از کشورها نیست.
    یک نگرانی هم شیوع کروناست. این ویروس تمام کشورهای توسعه یافته را هدف قرار داده است و این بار راهش را به سمت افغانستان کج کرده است و دارد شروع می کند به این کشور هم حمله کند.
    افغانستان یک کشور به شدت فقیر است و مطلقا زیرساختها و تاسیسات بهداشتی مناسب برای مقابله با ویروس را ندارد.
    بسیاری می گویند که طالبان تا همین حالا هم بابت امتیازهایی که از توافق با آمریکا نصیبش شده،‌ بشدت خوشحال است.
    به اعتقاد این تحلیلگران؛‌ اینک با این نزاع سیاسی که در کابل درگرفته است، نهاد “دولت” و “نخبه سیاسی”‌ بودن دیگر جاذبه اش را برای طالبان از دست داده است.
    هفته گذشته طالبان اعلام کرد رهبر مذهبی این گروه به نام ” هیبت الله آخوندزاده” تنها حاکم قانونی کشور است.
    این نزاع قدرتی که در کابل در گرفته است، تمام تلاشهای غنی برای تشکیل دادن یک هیئت مرکب برای دیدار با طالبان را خراب می کند. عبدالله تقاضا کرده است که هیئت خودش را به این دیدار بفرستد.
    یک منبع دیگر هم نگران به خطر افتادن امنیت نواحی حومه شهرهاست. سال هاست که در این نواحی، نیروهای افغان دارند با طالبان می جنگند.  عبدالله در تلاش است افراد مورد نظر خودش را در پستهای استانی منصوب کند.
    با این حساب؛ در میان نیروهای امنیتی هم شکاف ایجاد خواهد شد. این نیروها مدتهاست که به زحمت دارند تلاش می کنند یک ارتش متحد و یکپارچه و وفادار به پرچم ملی کشور از این ارتش به هم ریخته و چند قومیتی درست کنند.
    “رحمت الله نبیل” رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان می گوید:” ما الآن در نوک تیز یک جرقه قرار داریم. اگر اوضاع آنقدر وخیم بشود که درگیری فقط به یک جرقه احتیاج داشته باشد،‌ آن موقع نیروهای دولتی هم با طالبان و هم با خودشان درگیر خواهند شد. مذاکراتی سه جانبه برگزار می شود و کشور به سه قلمرو تجزیه می شود”.