دسته: برگزیده ها

  • آیا چرس از ابتلا به ویروس کرونا جلوگیری می کند؟

    آیا چرس از ابتلا به ویروس کرونا جلوگیری می کند؟

    همزمان با اینکه تلاش های جهانی برای یافتن شیوه درمانی و واکسنی برای مقابله با ویروس کرونا و بیماری کویید۱۹ جریان دارد، برخی ها نیز روش های سنتی و طب گیاهی را پیش می گیرند.

    در برخی موارد از داروهایی کار گرفته می شود که برای درمان دیگر بیماری ها استفاده می شوند؛ مثلا “رمدیزیور” که برای درمان ایبولا تولید شده است.

    در آلمان برای ساختن واکسن ویروس کرونا روی داروهایی تحقیق و امتحان می شود که برای ایمونولوژی یا ایمنی شناسی تومور های خبیثه یا سرطانی ساخته شده اند.

    محققان فرانسوی به این اشاره می کنند که نیکوتین یا استفاده از سگرت که معمولا برای صحت انسان خطرناک است، ممکن است برای درمان ویروس جدید کرونا کارساز باشد و حالا در کانادا اخباری نشر شده که گویا در گیاه چرس ماده ای موجود است که از حجرات بدن در برابر ابتلا به ویروس جدید کرونا محافظت می کند.

    فرض کنیم اگر این تحقیق تایید شود، شاهدانه نیز می تواند مانند نیکوتین تاثیر بگذارد. داکتر ایگور کوالچوک، پروفیسور زیست شناسی در دانشگاه لیتبریچ در کانادا به دویچه وله گفت: «این نتیجه از تحقیق روی بیماران آرتروز، التهاب استخوان، بیماران مبتلا به موربوس کرون، بیماری های معده، سرطان و سایر بیماری ها به دست آمده است».

    نقاط اتصال مسدود می شوند

    محققان معتقدند که با توجه به تأثیر مشکوک نیکوتین بر روی ویروس کرونا، برخی از مواد تشکیل دهنده شاهدانه توانایی ویروس کرونا را برای ورود به سلول های ریه ها در جای های کاهش می دهد که شاخک های این ویروس به آن وصل شده، تکثیر و گسترش می یابد.

    کوالچوک و همكارانش در مقاله مقدماتی شان نوشته اند که هنوز این آزمایش توسط همكاران تحقیقاتی مورد بررسی قرار نگرفته است. اما او به این تاکید کرده که یک نوعی گیاه چرس تولید شده توسط گروه تحقیقاتی وی به طور مؤثری مانع ورود ویروس به بدن انسان می شود.

    کوالچوک در این مقاله تحقیقی اش نوشته که ویروس جدید کرونا برای ورود به سلول نیاز به “گیرنده” دارد. این گیرنده به عنوان “انزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین شماره دو یا “ای سی ای دو” شناخته می شود. در بافت ریه ها و در مخاط دهان و بینی، کلیه ها یا گرده ها، بیضه ها و دستگاه گوارش “ای سی ای دو” مشاهده می شود.

    بر اساس تحقیق این گروه پژوهشگر کانادایی، چرس می تواند “ورودی” گیرنده های “ای سی ای دو” را تغییر دهد. این امر باعث می شود میزبان انسانی کمتر مستعد به ابتلا به ویروس کرونا و از آن آسیب پذیر باشد و خطر عفونت را کمتر می کند. پروفیسور زیست شناسی کوالچوک توضیح داد: «وقتی گیرنده “ای سی ای دو” در بافت مالیکول وجود نداشته باشد، ویروس نمی تواند به آن داخل شود».

     چرس خانگی کافی نیست

    برخی از داکتران از چرس طبی برای درمان برخی از بیماری ها کار می گیرند؛ از تهوع تا زوال عقل…اما این را باید در نظرداشت که چرس طبی چرسی نیست که معمولا در کشتزارها کاشته می شود. این گونه ها به خاطر ماده روانگردان “تی اچ سی” شان مشهور هستند.

    اما تخم چرس طبی در لابراتوارها دستکاری شده، تحت نظر محققان کاشته، رشد و نمو می کند و نوعی موادی را دارد که برای درمان بیماری های روانی نیز از آن استفاده می شود.

    محققان کانادایی مستقر در البرتا فعلا روی گونه “ساتیوا” از گیاه شاهدانه تمرکز کرده اند که دارای مقادیر زیادی “سی بی دی” یا کانابینوئید ضد التهاب دارد که علاوه بر “تی اچ سی” از دیگر مواد کیمیایی اصلی موجود در شاهدانه است. کوالچوک گفت: «شاهدانه ای که ما تولید کرده ایم، حاوی مقدار زیادی “سی بی دی” یا ارزش “سی بی دی/ تی اچ سی” است و شامل مواد مخدر روانگردان نمی شود؛ به همین دلیل برای مقاصد درمانی می تواند مقدار بیشتری از آن را برای انسان تجویز نمود».

    محققان کانادایی بیش از ۸۰۰  نوع شاهدانه با مقادیر بالای “سی بی دی” ایجاد کرده و ۱۳ عصاره را شناسایی کرده اند که معتقدند “ای سی ای دو” را در این ورودی گیرنده های سلول انسانی تعدیل می کنند. اما این دانشمندان به این اشاره می کنند که برای تکمیل این تحقیق و به دست آوردن نتیجه بهتر باید سرمایه گذاری بیشتری روی این بخش تحقیقاتی صورت بگیرد.

    نوت: دویچه وله این گزارش را براساس تحقیقات آزمایشگاهی دانشمندان کانادایی نوشته و به هیچ وجه پیشنهادی برای استفاده از چرس یا مشتقات کانابیس برای وقایه از ویروس کرونا یا درمان بیماری کویید۱۹ ندارد.

    دویچه وله

  • ارگ و سپیدار به توافق نزدیک شده اند

    ارگ و سپیدار به توافق نزدیک شده اند

    منابع دخیل در مذاکرات میان ارگ و سپیدار می‌گویند گفت‌وگوهای دو طرف وارد مرحله نهایی شده و قرار است به زودی توافق رسمی اعلام شود. گفته می‌شود این مذاکرات در حال حاضر روی چگونه‌گی تقسیم وزارت‌خانه‌ها، ادارات مستقل، ولایت‌ها و سفارت‌خانه‌ها جریان دارد. هم‌زمان با این، یک منبع معتبر در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح گفت ارگ و سپیدار در روزهای اخیر روی وزارت‌های امور خارجه و مالیه و اداره لوی‌سارنوالی چانه‌زنی می‌کنند. پیش‌تر، یک منبع آگاه از این مذاکرات تأیید کرد که طرف‌های گفت‌وگوکننده روی کلیات طرحی که از سوی سپیدار پیشنهاد شده بود، به توافق رسیده‌‌اند و تنها بحث روی جزییات را در روزهای اخیر ادامه داده‌اند. بر اساس این طرح، قرار است عبدالله عبدالله در چارچوب حکومت مشارکتی پُست ریاست شورای عالی مصالحه را احراز کند و قدرت سیاسی نیز به گونه مساویانه میان دو طرف تقسیم ‌شود. طرف‌های مذاکره‌کننده اما گفته‌اند که جزییات این گفت‌وگوها را پس از به دست آمدن توافق نهایی به مردم خواهند گفت.

    تنش‌های سیاسی میان ارگ و سپیدار قرار است به زودی به یک توافق سیاسی منجر می‌شود. یک منبع آگاه از این گفت‌وگوها می‌گوید که پس از توافق روی کلیات طرح پیشنهادی سپیدار، دو طرف روی برخی از جزییات گفت‌وگو می‌کنند و در حال حاضر، مذاکرات پیرامون چگونه‌گی تقسیم کرسی‌های حکومت ادامه دارد. این منابع می‌گویند که عبدالله عبدالله نیز در سطح بالای مذاکرات حضور یافته و طرف‌های مذاکره‌کننده در سطوح مختلف روی تقسیم کرسی‌های حکومت رای‌زنی می‌کنند. گفته می‌شود که دو طرف پس از توافق روی چارچوب طرح پیشنهادی سپیدار، گفت‌وگوها روی جزییات را برای پایان تنش‌های سیاسی سرعت بخشیده‌اند و این طرح به زودی نهایی می‌شود.

    به گفته منبع، مذاکرات روی تقسیم حکومت در چهار سطوح مختلف که شامل کابینه، اداره‌های مستقل، ولایت‌ها و سفارت‌خانه‌ها می‌شود، ادامه یافته و پیش‌رفت‌هایی نیز در پی داشته است. این منبع افزود که گفت‌وگوهای سیاسی ارگ و سپیدار رو به پایان است و مذاکره‌کننده‌گان با توجه به بحران‌های کنونی کشور، این روند را سرعت بخشیده‌اند. در همین حال، یک منبع آگاه از این مذاکرات می‌گوید که روی شماری از جزییات طرح پیشنهادی سپیدار توافق شده و دو طرف در حال حاضر روی پست‌های وزارت‌های امور خارجه و مالیه و اداره لوی‌‌سارنوالی چانه می‌زنند. قرار است پس از نهایی شدن توافق میان دو طرف، این طرح به یک توافق‌نامه بدل شده و با حضور و تضمین گروه میانجی و نماینده‌گان برخی از کشورها و سازمان‌های خارجی، میان ارگ و سپیدار به امضا برسد. طرف‌های مذاکره اما توافق کرده‌اند که جزییات را پس از نهایی شدن توافق سیاسی با مردم در میان بگذارند.

    هرچند ارگ ریاست جمهوری پیش از این پیش‌رفت‌ها در گفت‌وگوها با سپیدار را تایید کرد، اما در این مورد جزییات نداد. سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری نیز در دیدار با نماینده‌گان ملل متحد و اتحادیه اروپا، اطمینان داده بود که تنش‌های میان دو طرف در حال پایان یافتن است و عبدالله عبدالله پُست ریاست شورای عالی مصالحه را احراز خواهد کرد. پس از همه‌گانی شدن طرح پیشنهادی سپیدار در رسانه‌ها، منابعی در ارگ ریاست جمهوری گفتند که با این طرح موافق نیستند، اما توافق میان ارگ و سپیدار برای حل تنش‌های سیاسی را نهایی دانستند. این منابع تصریح کردند که روی چارچوب حضور آقای عبدالله در راس شورای عالی مصالحه هم‌زمان با اعطای پروتکل، تشریفات ویژه و تخصیص بودجه و حضور شماری از اعضای تیم «ثبات ‌و هم‌گرایی» در بدنه حکومت موافقت شده است.

    در طرحی که زیر نام «چارچوب توافق سیاسی» به ارگ فرستاده شد، سپیدار خواستار پُست صدارت اجرایی در امور صلح برای عبدالله عبدالله شده است. هم‌زمان با این، در طرح پیشنهادی آمده است که ۵۰ درصد از وزرا، روسای مستقل، معینان و سفیران که نهادهای امنیتی و وزارت‌های کلیدی ملکی را نیز شامل می‌شود، از سوی سپیدار معرفی خواهد شد. در ادامه تصریح شده که از میان پست‌های مشاور امنیت ملی، وزیران دفاع و داخله و رییس عمومی امنیت ملی، دو مقام آن توسط عبدالله عبدالله و با محوریت صلح انتخاب می‌شوند. سپیدار هم‌چنان پیشنهاد کرده است که عبدالرشید دوستم، معاون پیشین ریاست جمهوری به عنوان معاون سرقوماندان اعلا تعیین شود و صاحب رتبه مارشال شود. بر اساس گفته‌های افراد نزدیک به سپیدار، شورای مصالحه پس از آغاز کار در بدنه حکومت، به تعیین هیأت مذاکره‌کننده با طالبان خواهد پرداخت و این گفت‌وگوها را به گونه‌ی رسمی آغاز خواهد کرد. برخی از منابع دخیل در این گفت‌وگوها پیش‌تر گفته بودند که توافق میان ارگ و سپیدار سیاسی است و تضمین پنج ساله ندارد. با توجه به این اصل، اگر این توافق سیاسی به برقراری صلح با گروه طالبان بیانجامد، توافق‌نامه میان ارگ و سپیدار لغو می‌شود و هم‌زمان با آن، حکومت تازه‌ای شکل می‌گیرد.

    محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله در ۱۹ حوت سال گذشته مراسم تحلیف را به گونه هم‌زمان به جا آوردند. هر چند کمیسیون مستقل انتخابات تیم دولت‌ساز به ریاست آقای غنی را برنده انتخابات اعلام کرد، اما عبدالله عبدالله و اعضای دسته انتخاباتی ثبات و هم‌گرایی با تحریم نتیجه انتخابات، حکومت موازی را زیر نام «حکومت همه‌شمول» اعلام کردند. پس از افزایش تنش‌های سیاسی میان دو طرف که به تاخیر در تشکیل هیأت مذاکره‌کننده با طالبان و روند صلح منجر شد، شماری از کشورها و سازمان‌های همکار به گونه‌ی رسمی خواستار حل تنش‌های سیاسی میان ارگ و سپیدار شدند. گفتنی است که گفت‌وگوها میان ارگ و سپیدار با میانجی‌گری برخی از سیاسیون داخلی به راه افتاد و دلایل اصلی آن حل بحران سیاسی کنونی و تسریع روند صلح با گروه طالبان عنوان شده است.

  • آیا اژدها بر می خیزد؟

    آیا اژدها بر می خیزد؟

    معاهدات وستفالیا در سال 1648م نقطه آغاز روابط بین‌‌الملل یا در آن زمان روابط بین‌‌الدول بود. از آن زمان تا اکنون روابط بین‌‌الملل نظام‌‌ها/ ساختارهای گوناگون را به خود دیده است و قدرت‌‌های زیاد نیز در عرصه‌‌ی بین‌‌الملل ظهور و افول کرده‌اند. نظام‌‌های چون موازنه قوا و چندقطبی پس از وستفالیا، کنسرت نظامی پس از کنگره وین 1815، موازنه قوا پس از جنگ جهانی اول، دوقطبی منعطف و متصلب در دوره‌ی پس از جنگ جهانی دوم و جنک سرد و تک‌قطبی در دهه 90م و به عقیده بعضی از کارشناسان تا اکنون ادامه دارد. در این نوشته تلاش می‌‌کنم می‌‌کنم تا این موضوع را بررسی کنم که آیا زمان تک‌قطبی و هژمون ایالات متحده به پایان رسیده و ساحتار/ نظام بین‌الملل دستخوش تغییر خواهد شد؟

    با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان ساختار دو قطبی روابط بین‌‌الملل صحبت‌‌های فراوان درباره‌‌‌‌ی نظم آینده جهانی در محافل آکادمیک وجود داشت. فرانسس فوکویاما استراتژیست برجسته‌‌ی وزارت خارجه ایالات متحده نظریه پایان تاریخ و دکترین نظم نوین جهانی را مطرح کرد. منظور فرانسس فوکویاما از پایان تاریخ این است که لیبرال دموکراسی به‌عنوان ایدیولوژی غالب در جهان حاکم می‌‌شود. براساس نظم نوین جهانی ایالات متحده به تک‌قطب در روابط بین‌‌الملل مبدل می‌شود و در رأس هرم قرار می‌‌گیرد. در این خصوص اختلاف میان کارشناسان روابط بین‌‌الملل وجود دارد. گروه اول معتقدند که تا اکنون ایالات متحده تک‌قطب جهانی است و این هژمون ادامه خواهد یافت. در مقابل گروه دوم معتقدند که دوران تک‌قطبی چند صباحی بیش‌تر دوام نیاورد و ظهور قدرت‌‌های چون اتحادیه اروپا، چین، جاپان و روسیه ساختار تک‌قطبی روابط بین‌‌الملل را متحول کرده است. سوال دیگری که در محافل آکادمیک مطرح ‌‌بود این که ساختار بعدی روابط بین‌‌الملل پس تک‌قطبی چگونه خواهد بود/ است؟ اتفاق نظر وجود ندارد. عده‌‌ای بر این باور بودند که ساختار روابط بین‌‌الملل یک-چندقطبی یا سلسله‌مراتبی است.

    در میان قدرت‌‌های نوظهور جدی‌‌ترین رقیب ایالات متحده، چین است. در حال حاضر چین یکی بزرگ‌ترین کشورهای جهان، پرسرعت‌‌ترین اقتصاد در حال رشد، بزرگ‌ترین تولیدکننده، دومین مصرف‌کننده، بزرگ‌ترین پس‌اندازکننده و دومین هزینه‌کننده‌ی نظامی است. از چین به‌عنوان قدرت چالش‌گر هژمون ایالات متحده یاد می‌‌شود. چین با تغییر ساختار و سیاست‌‌های اقتصادی در دهه 70م گام بلندی به‌سوی تبدیل‌شدن به قدرت جهان برداشت. در مورد قدرت‌‌گیری چین استراتژیست‌‌های ایالات متحده دو دسته هستند: دسته نخست براین باورند که اگر امریکا چین را به‌عنوان همکار در نظر بگیرد؛ رشد چین به‌عنوان همکار، برای ایالات متحده نگران‌کننده نیست و چین قدرتمند می‌تواند روابط خوب با همسایگان و امریکا داشته باشد. از سوی دیگر چین به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای می‌تواند نظم و امنیت منطقه را تأمین کند. اما اگر درک امریکا از چین به‌عنوان یک تهدید باشد آن وقت رشد چین می‌‌تواند تهدید بالقوه برای منافع ملی ایالات متحده و متحدانش و عاملی بی‌‌ثباتی در منطقه و جهان، رقابت امنیتی تنش‌‌زا با پتانسیل بالای وقوع جنگ در نظر گرفته شود؛ در این صورت رابطه امریکا و چین توأم با تقابل و رقابت خواهد بود.

    جان مرشایمر نظریه‌پرداز برجسته‌‌ی واقع‌‌گرایی تهاجمی در سال 2001 بیان داشت که سیاست‌های امریکا را در قبال چین نادرست می‌‌داند. او معتقد است که سیاست امریکا در قبال الحاق چین به اقتصاد جهانی و سازمان تجارت جهانی زمینه‌ی رشد چین را تسهیل بخشید. این سیاست ایالات متحده اشتباه است؛ زیرا چین ثروتمند، قدرت حامی حفظ وضع موجود نخواهد بود، بلکه کشوری تهاجمی و مصمم به دستیابی به هژمونی منطقه‌‌ای خواهد بود. اکنون با گذشت 18 سال از اظهار نظر مرشایمر، در بعضی موارد حق با او بوده با رشد اقتصادی چین بودجه نظامی این کشور نیز افزایش یافته است. از سوی دیگر استراتژیست چین خواستار تغییر در سیاست خارجی هستند و سیاست خارجی چین باید براساس توانمندی‌‌های روبه‌رشد این کشور تعریف شود.

    چین و ایالات متحده در حوزه‌‌ای مختلف با هم اختلاف دارند که در این‌جا بررسی می‌‌‌کنم.

    حوزه اقتصادی: دانیل درزنر، استاد سیاست بین‌‌الملل در دانشگاه تفتس (Tufts) قدرت گیری چین را تنها در حوزه اقتصادی می‌‌داند و چین بزرگ‌ترین طلبکار ایالات متحده است. به عقیده او در عرصه نظامی و سیاسی ایالات متحده قدرت بلامنازعه‌‌ای است و حداقل تا چندین سال آینده تغییر نخواهد کرد. اما در عصر جهانی‌شدن آیا می‌‌توان تمایز میان اقتصاد و سیاست قایل شد؟

    با این همه این نظریه نیز منتقدان خود را دارد، تعدادی از پژوهش‌‌گران معتقدند که ادغام چین به اقتصاد جهانی این کشور آسیب‌پذیر کرده و از سوی اتحادیه اروپا و ایالات متحده موتورهای اصلی اقتصاد جهانی هستند. پژوهش‌‌گران اقتصاد سیاسی بین‌‌الملل بر این باورند که ایالات متحده در اقتصاد جهانی به مثابه یک نهنگ است و هر نوع تحول در اقتصاد ایالات متحده تأثیر به‌سزایی بر اقتصاد جهانی دارد و از سوی حجم اقتصاد ایالات متحده سه برابر چین است.

    حوزه نظامی و امنیتی: ایالات متحده از لحاظ نظامی و امنیتی قدرتمندترین کشور جهان است و این برتری تا سال‌‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت. اما رشد چشم‌‌گیر چین در سال آخر این سناریو را قوت بخشیده است که اگر چین رشد اقتصادی خودش را تا دو دهه آینده به همین اندازه نگهدارد می‌‌تواند قدرت نظامی ایالات متحده را به چالش بکشد.

    چین در حال حاضر در زمینه‌ی تغییر موازنه قوا در آسیا پاسیفیک به سود خودش موفق بوده و لحاظ نظامی قدرت غالب منطقه است. رشد اقتصاد چین به این کشور کمک کرده تا ارتش را نوسازی کرده و بودیجه‌ی بزرگی برای این کار هزینه کرده است.

    چین، در حال حاضر بعد از ایالات متحده دومین بودجه نظامی را دارد و این روند در حال افزایش است و باعث نگرانی جدی ایالات متحده شده ‌‌است. بودجه نظامی چین در سال 2008، 57 بیلیون دالر امریکایی بود که نسبت به سال 2007، 17.6 درصد افزایش را نشان می‌‌دهد؛ در سال 2009، افزایش 14.9 درصدی داشت و به 70 بیلیون دالر رسید؛ در سال 2010 افزایش 7،5 درصدی، در سال 2011 افزایش 11،7 درصدی، سال 2012 افزایش 11،6 درصدی، در سال 2013 افزایش 10،7 درصدی، در سال 2014 افزایش 11،2 درصدی، در سال 2015 افزایش 12،2 درصدی، در سال 2016 افزایش 7،6 درصدی، در سال 2017 افزایش 7 درصدی، در سال 2018 افزایش 8،1 درصدی و در سال 2019 افزایش 7،5 درصدی داشته است. چین در حال حاضر به سرعت در صدد کاهش فاصله با غرب در عرصه فناوری نظامی است و سرمایه‌گذاری‌‌های بزرگ روی نوسازی نیروهای هوایی کرده که در زمینه‌ی تولید جنگنده‌‌های جی – 11 که شبیه جنگنده‌‌های سوخو روسی و با جنگنده‌‌های اف-15 امریکایی قابل مقایسه است و جنگنده های جی-21 و جی-31 که می‌‌تواند با جنگنده‌‌های اف-31 امریکایی رقابت کند به موفقیت‌‌های قابل ملاحظه‌‌ای نایل شده است.

    افول امریکا؟ رابرت جرویس نظریه‌پرداز مشهور روابط بین‌‌الملل این سوال مهم را مطرح می‌‌کند که آیا «تغییر ساختار یا تغییر در ساختار؟» به عبارت بهتر آیا تغییر در روابط به حدی جدی است که ساختار بین‌‌الملل را متحول کند یا فقط شکل دیگری از موازنه قوا است؟ در مورد دانشمندان روابط بین‌‌الملل دو دسته‌اند. دسته اول، کسانی چون جوزف نای، بری بوزان، ویلیام ولفورث، استیون بروکس و دیگران معتقدند که ایالات متحده ابرقدرت محض است و این برتری را برای مدتی حفظ می‌‌کند و تک‌قطبی باثبات‌‌تر است. دسته دومی شامل کسانی چون کنث والتز، کریستفر لین، اسفان والت و دیگران می‌‌گویند که ایالات متحده مدت کوتاهی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ابرقدرت مطلق بود و اکنون قدرت هژمون است؛ این وضعیت در بلندمدت دوام نخواهد داشت و ساختارهای چون «تک‌قطبی بی‌ثبات یا چندقطبی» احیا شده را پیشنهاد می‌کنند.

    موانع سد راه هژمون‌شدن چین: نخستین مانع فراراه هزمون‌شدن چین ساختار سیاسی غیردموکراتیک این کشور است و از نظر ثبات دولت‌‌های غیردموکراتیک شکننده است، اما چین با داشتن دستگاه قوی دولتی تا کنون ثبات سیاسی خودش را حفظ کرده است. ولی این شیوه‌ی حکومت‌داری در سطح بین‌‌الملل مقبولیت ندارد. دومین، مانع ژئوپلیتیک چین است. چین با 21 کشور مرز دارد که هفت کشور آن از 15 کشور بزرگ جهان است و از 1949 بدین‌‌سو با پنج کشور آن وارد جنگ شده است. مرزهای چین نسبت به ایالات متحده آسیب‌پذیرتر است و چین با چند همسایه‌ خود مناقشه‌ی مرزی دارد؛ درحالی‌که از نظر ژئوپلیتیکی ایالات متحده با تهدید جدی روبه‌رو نیست.

    سخن پایانی: برخی از کارشناسان روابط بین‌‌الملل معتقدند که درگیرشدن ایالات متحده در جنگ فرسایشی با تروریسم فرصت خوبی بر خیزش چین در سطح بین‌‌الملل شد که از آن به‌عنوان خیزش/ بیدارشدن اژدها یاد شده است.

    بری بوزان در کتاب «مردم، دولت‌‌ها و هراس» چهار نوع تهدید امنیت ملی را نام می‌‌گیرد که عبارت از تهدید نظامی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیط است. قدرت‌‌های بزرگ‌‌ معمولا در مقابل تهدیدهای پیش‌‌بینی‌نشده آسیب‌پذیرند. این تهدیدها معمولا ناشی از عوامل زیست محیطی است. نمونه‌‌ای خوب آن ویروس کرونا است که در حال حاضر به یک بحران جهانی مبدل شده است. چین از نخستین کشورهایی بود که با گرفتن تدابیر شدید بر ویروس کرونا فایق آمد درحالی‌که ایالات متحده هنوز درگیر این ویروس است. در سوی دیگر چین در حال گسترش نفوذ خود با اهدای کمک به کشورهای آسیب‌دیده است.

    با مشاهده این تحولات آنچه هویدا است تغییر در ساختار بین‌‌الملل آمدنی است و شاید دوباره به وضعیت دوقطبی یا هم چندقطبی و موازنه قوا برگشت.


    اطلاعات روز

  • روزه سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند

    روزه سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند

    با توجه به دنیاگیری کووید 19، مسلمانان امسال ماه رمضان متفاوتی در پیش دارند. مسلمانان در ماه رمضان که از 24 اپریل شروع شد، روزه می‌گیرند و به دعا و عبادت می‌پردازند. آن‌ها معتقدند که رمضان ماه نزول قرآن بر حضرت محمد است.

    در این ماه از مسلمانانی که به‌لحاظ جسمی و صحی مشکلی ندارند، انتظار می‌رود که از طلوع آفتاب تا غروب آن، لب به غذا و مایعات نزنند. رمضان علاوه بر این‌که ماه تأمل و تفکر دانسته می‌شود، به‌طور سنتی مردم را در موقع افطار و نماز گردهم جمع می‌کند.

    در ماه رمضان، مساجد سرتاسر جهان اسلام معمولا شلوغ‌ترین دوره‌ی خود را در طول یک سال تجربه می‌کنند، اما امسال دروازه‌های بسیاری از این مساجد برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا بسته شده است و فاصله‌‌گذاری اجتماعی و قرنطینه در بسیاری از کشورها اجباری شده است. در نتیجه، ماه رمضان امسال برای بسیاری از مسلمانان جهان شدیدا متفاوت خواهد بود، زیرا خبری از گردهمایی‌ها دینی و مذهبی نیست و خانواده‌ها جدا از هم به‌سر می‌برند.

    اما روزه‌داری در ماه رمضان و در جریان دنیاگیری یک ویروس، به‌لحاظ صحی چه پیامدهایی خواهد داشت؟ آیا روزه‌داری می‌تواند بر احتمال ابتلای یک فرد به کووید 19 تأثیر بگذارد؟

    اعتقاد براین است که روزه‌داری از چندین جهت برای بدن مفید است، از جمله تاثیر آن بر تقویت سیستم ایمنی بدن. اجداد باستان ما احتمالا به مزایای روزه‌داری پی برده بودند؛ زیرا همان‌طور که مسلمانان ماه رمضان را در تقویم خود دارند، مسیحیان در «چله روزه» یعنی چهل روز منتهی به «عید پاک» و یهودیان در روز «یوم کیپور» روزه می‌گیرند. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مصریان باستان برای پاک‌کردن بدن خود از بیماری‌ها و دردها، دوره‌های طولانی را روزه می‌گرفتند.

    آیا آن‌ها متوجه چیزی شده بودند؟

    به‌تازگی پژوهش‌ها نشان داده‌ است که روزه‌داری با کاهش میزان التهاب عمومی سلول‌های مختلف بدن، در واقع می‌تواند بر سیستم ایمنی بدن اثرات مفیدی داشته باشد.

    تصور می‌شود که روزه‌داری بدن را به‌دلیل کمبود مواد مغذی، در حالت «ذخیره انرژی» قرار می‌دهد. بدن در تلاشی برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی، بسیاری از سلول‌های ایمنی قدیمی یا آسیب‌دیده‌ی خود را بازسازی و بازیافت می‌کند و این بعدا وقتی که دوره روزه‌داری به پایان رسید، باعث تولید نسل جدیدی از سلول‌های ایمنی سالم‌تر می‌شود. سلول‌های جدید در مبارزه با عفونت‌ها و ویروس‌ها سریع‌تر و موثرتر عمل می‌کنند و به این ترتیب باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شوند.

    چیزی که روزه‌ی ماه رمضان را از رژیم‌های غذایی برای کاهش وزن متمایز می‌کند، پرهیز از نوشیدن آب است. شاید تمام تفاوت‌ها در همین نهفته باشد.

    یک پژوهش نشان داده است که پرهیز از نوشیدن آب در طول بیش از 12 تا 24 ساعت می‌تواند اثرات مضر بر سیستم ایمنی بدن داشته باشد و خطر ابتلای شما به بیماری‌ها را بالا ببرد. همچنین پژوهش نشان می‌دهد که سیستم ایمنی بدن به محض نوشیدن آب، وضعیت بهتری را اختیار می‌کند.

    مسلما این پژوهش‌ها در پی ارزیابی اثرات روزه ماه رمضان به‌صورت خاص بر بدن نبوده‌اند، اما مطالعات جداگانه نشان می‌دهد که روزه‌داری دینی دارای مزایای صحی قابل مقایسه با مزایای سایر انواع روزه‌ها است. مزایای روزه‌داری در ماه رمضان به داشتن رژیم غذایی سالم در افطار و سحری ربط دارد: اگر شما در افطار و سحری به مصرف بیش از حد غذاهای سرخ‌شده مانند سمبوسه و پکوره عادت دارید، پس مطمئنا روزه‌داری به سیستم ایمنی بدن‌تان کمکی نخواهد کرد.

    ساعات روزه‌داری بسته به کشوری که در آن فرد روزه‌دار زندگی می‌کند و این‌که ماه رمضان در چه فصلی از سال شروع می‌شود، متفاوت است اما شواهد نشان می‌دهد که پرهیز از مصرف غذا و آب تا 12 ساعت می‌تواند در کل تاثیر مثبتی بر سیستم ایمنی بدن داشته باشد.

    باید باز هم تأکید کرد که دین اسلام فقط از مسلمانانی انتظار دارد روزه بگیرند که به اندازه‌ی کافی سالم باشند. همچنین باید تأکید کرد که روزه را نباید صرفا برای تقویت سیستم ایمنی بدن گرفت.

    از آن‌جایی که این اولین ماه رمضان ما در طی یک بیماری‌ دنیاگیر خواهد بود، نمی‌توانیم بفهمیم که آیا روزه‌داری می‌تواند از فرد روزه‌دار در برابر بیماری کووید 19 محافظت کند یا خیر. از این‌رو ما باید تدابیری را که می‌دانیم در جلوگیری از ابتلا به کووید 19 موثر واقع می‌شوند، مانند فاصله‌‌گذاری اجتماعی، شستن دست‌ها، رعایت حفظ‌الصحه شخصی و قرنطینه خانگی، جدی بگیریم.

  • کرونا بنیان های حکومت در عربستان را سست کرده است

    کرونا بنیان های حکومت در عربستان را سست کرده است

     عربستان سعودی از پیامدهای بحران کرونا رنج می برد، آنهم از دو وجه مختلف. این کشور مشترکاً با اعضای دیگر «اوپیک پلاس» در اواسط ماه اپریل به کاهش شدید عرضه نفت توافق نمود.

    قرار است براساس این توافق، استخراج نفت در ماه های می و جون سال روان میلادی، به ۹،۷ میلیون بشکه در روز تقلیل یابد که سهم ۱۰ درصد عرضه کنونی نفت را تشکیل می دهد و بزرگ ترین کاهش استخراج نفت در تاریخ سازمان اوپک است.

    با وصف این کاهش شدید، کشورهای عضو سازمان اوپک در فروش همین مقدار نیز با دشواری مواجه اند. زیرا به دلیل بحران کرونا، تقاضا و مصرف نفت در سطح جهان شدیداً کاهش یافته است.

    افزایش شدید رقم افراد مبتلا به کرونا

    بحران سقوط بهای نفت با افزایش شمار مبتلایان به ویروس کرونا در عربستان سعودی همزمان شده است. در روز سه شنبه دانشگاه جانز هاپکینز از ثبت حدود ۱۰۵۰۰ مبتلا به کرونا در عربستان سعودی خبر داد. تا اکنون ۱۰۳ تن در پی ابتلا به این ویروس در عربستان سعودی جان داده اند.

    Saudi-Arabien Riad Coronavirus (picture-alliance/abaca/Balkis Press)

    آنچه در عربستان سعودی مایه نگرانی شده، سرعت افزایش رقم افراد مصاب به کرونا در چهار روز اخیر می باشد. پنج روز پیش رقم مبتلایان به ۷۱۴۲ تن می رسید. به گزارش نیویارک تایمز، در این میان۱۵۰ عضو خانواده سلطنتی عربستان سعودی نیز به این ویروس مبتلا شده اند.

    وضعیت نامعلوم کارگران مهمان

    در چندین شهر عربستان سعودی قیود شبانه روزی گشت و گذار وضع شده است. علاوه بر این در سرتاسر عربستان سعودی از ساعت سه بعد از چاشت تا ۶ صبح، قطعاً گشت و گذار ممنوع است. سفر از یک شهر به شهر دیگر این کشور و ترک شهرهای سعودی به عزم سفر در اصول ممنوع می باشد.

    در همین حال، خطرناک ترین مناطقی که امکان سرایت کرونا در آنها خیلی شدید می باشد، نواحی اسکان حدود ۹ میلیون کارگر خارجی می باشد، اقامتگاه هایی که خیلی نزدیک به هم بوده و این افراد در جاهایی خیلی مزدحمی زندگی می کنند.

    شماری از این کارگران با مشکل شدیدتر دیگر نیز مواجه اند و آن اینکه بخشی از شرکت های سعودی فعالیت خود را متوقف کرده اند و این کارگران با از دست دادن اشتغال درآمدی نیز ندارند.

    سرنوشت این افراد کاملاً نامعلوم است. در کشورهای دیگر خلیج نیز وضعیت مشابهی حاکم است. براساس گزارش سازمان بین المللی کار، رقم کارگران خارجی در این کشورها به حدود ۳۵ میلیون تن می رسد.

    Mohammed bin Salman Kronprinz Saudi Arabien (Getty Images/AFP/M. Ngan)

    اصلاحات دینی در عربستان سعودی با تهدید روبروست

    بحران ویروس کرونا همچنان برنامه های اصلاحاتی ولیعهد عربستان سعودی محمد بن سلمان را نیز با تهدید مواجه کرده است، اصلاحاتی که در سال های اخیر به ویژه در عرصه های سیاسی و فرهنگی روی دست گرفته شده است. اکنون این وضعیت اگر هم زمینه برگشت مجدد تندگرایان وهابی را مهیا نسازد، دست کم توجه عامه به این روحانیون مرتبط با خانواده شاهی را بیشتر می سازد. این روحانیون در تحکیم قدرت خانواده شاهی عربستان سعودی از گذشته ها نقش مهمی داشته اند و به همین دلیل از نفوذ خیلی زیادی هم در خانواده شاهی عربستان سعودی برخوردار اند. این روحانیون با نفوذ تلاش می کنند تا اقتدار خانواده شاهی در عربستان سعودی را بر مبناهای مذهبی مشروعیت بخشند.

    خانم مضاوی الرشید، استاد دانشگاه کامبریج لندن قدرت وهابی ها در عربستان سعودی را با توجه به ارقام چنین توضیح می دهد: تنها در نیمه دوم قرن بیستم، این روحانیون بیش از ۳۰ هزار فتوا صادر کرده اند. روحانیون وهابی در این فتواها در مورد هر موضوع زندگی روزمره که می شود تصور کرد، موقف گرفته اند.

    Ölfeld in Saudi-Arabien (picture-alliance/dpa/A. Haider)

    این بحران سعودی را تضعیف خواهد کرد

    اکنون به گفته اشتیفان رال، عضو بنیاد علم و سیاست در برلین، چالش دوگانه سقوط قیمت نفت و پاندمی کرونا ممکن است عربستان را هم از وجه سیاسی و هم از وجه اقتصای تضعیف نموده و با تهدیداتی مواجه سازد. رال تأکید کرد که این وضعیت به ویژه منوط به رهبری حکومت عربستان سعودی توسط شاه این کشور می باشد. او می گوید: «مسایل غیرقابل پیش بینی زیادی وجود دارند. گرایش ها برای اتخاذ تصامیم موردی در حکومت وجود دارند. افزون بر این نمی توان تمایلات احساساتی در مرکز قدرت را کنترول کرد. همه این عوامل نشان می دهند که این کشور در پی بحران کرونا تضعیف خواهد شد.»

    دویچه وله

  • کرونا و ایجاد قحطی غذایی در آینده

    کرونا و ایجاد قحطی غذایی در آینده

     سال ۲۰۲۰ ممکن است که به بدترین سال از نظر نا امنی غذایی با دو برابر شدن تعداد افراد درگیر با گرسنگی، تبدیل شود.  

    همه‌گیری ویروس کرونا، زنجیره‌های عرضه را برای تمام کالاها و در سراسر جهان مختل کرده است. در چند روز اخیر، این اختلال و آشفتگی روند عرضه و تقاضا خود را در ماجرای سقوط قیمت نفت به محدوده منفی نشان داد. حالا نیز سازمان ملل متحد اعلام کرده است که به دلیل اختلال در زنجیره عرضه جهانی، جهان در معرض خطر قحطی «در ابعاد تاریخی» قرار دارد.  

    «دیوید بیزلی «رئیس برنامه غذای جهانی می‌گوید: «سال ۲۰۲۰ در حال تبدیل شدن به بدترین سال از نظر ناامنی شدید غذایی در ۶ دهه گذشته است. برای پرهیز از فاجعه باید به سرعت دست به کار شد.» 

    در گزارش جدید برنامه غذای جهانی وابسته به سازمان ملل متحد، آمده است: «شمار کسانی که از گرسنگی رنج می‌برند، ممکن است که دو برابر شود و از ۱۳۵ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ به بیش از ۲۵۰ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰ افزایش یابد.» 

    بر اساس این گزارش، مردم ۱۰ کشوری که جنگ‌زده یا دچار بحران اقتصادی و تبعات تغییرات اقلیمی هستند، بیشتر در معرض این خطر قرار دارند.  

    چهارمین گزارش سالانه جهانی درباره بحران آذوقه به خصوص وضعیت در یمن، کنگو، افغانستان، ونزوئلا، اتیوپی، سودان جنوبی، سودان، سوریه، نیجریه و هائیتی را شکننده می‌داند.  

    سازمان ملل هشدار داده است که تاثیرات اقتصادی ویروس کرونا، وضعیت وخیم امنیت جهانی غذا را بدتر می‌کند.  

    «عارف حسین»، اقتصاددان ارشد در برنامه غذای جهانی(WFP) می‌گوید: «کووید-۱۹ برای میلیون‌ها نفری که همین حالا نیز در بحران هستند، یک فاجعه است. برای میلیون‌ها نفر دیگری که تنها در صورت دریافت دستمزد می‌توانند غذا بخورند، این یک ضربه چکشی است.» 

    بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، آفریقا منطقه‌ای است که با درگیری ۷۳ میلیون نفر با گرسنگی، شدیدترین ضربه را می‌خورد. بعد از آن نیز خاورمیانه با ۴۳ میلیون نفر جمعیت در معرض خطر، سپس آمریکای لاتین با ۱۸.۵ میلیون نفر و اروپا با نیم میلیون نفر قرار دارند.

    دیوید بیزلی، رئیس WFP نیز می‌گوید: «در گفت‌وگوهای زیادی با رهبران جهان در ماه‌های گذشته، پیش از آنکه ویروس کرونا پیدا شود، گفته بودم که به دلایل مختلفی سال ۲۰۲۰ می‌تواند بدترین سال بحران انسانی از زمان جنگ جهانی دوم باشد.» 

  • 50 چهره تأثیرگذار افغانستان توسط یک مرکز تحقیقاتی معرفی شد

    50 چهره تأثیرگذار افغانستان توسط یک مرکز تحقیقاتی معرفی شد

    یک نهاد تحقیقاتی در یک نظرسنجی ۵۰ چهرۀ اثرگذار و بانفوذ افغانستان را گزینش کرده است.

    مرکز مطالعات معاصر افغانستان اعلام کرد این چهره‌ها با درنظرداشت میزان نفوذ، اثرگذاری، پشتوانۀ سیاسی- مردمی، دسترسی به منابع، کاریزما، اثرگذاری در افکار عمومی، جایگاه قومی- مذهبی، پشتوانه خارجی، نفوذ در دستگاه قدرت و تعیین‌کننده‌گی در روند انتخابات گزینش شده‌اند.

    مرکز مطالعات در خبرنامه‌یی گفته است فهرست ۱۰۰ چهرۀ تأثیرگذار در رأی‌زنی با نمایندگان جریان‌ها، برخی صاحب‌نظران و فعالان سیاسی گزینش شده است. بربنیاد خبرنامه، به منظور تثبیت جایگاه و نفوذ چهره‌ها، ۱۰ تن از کارشناسان صاحب صلاحیت و مطرح افغانستان با درنظرداشت تکثر سیاسی و اجتماعی کشور انتخاب شدند تا میزان اثرگذاری این چهره‌ها را مشخص سازند.

    بربنیاد این پژوهش،کارشناسان رییس‌جمهور غنی را با ۸۷ نمره بانفوذترین چهرۀ سیاسی برگزیده‌اند. داکتر عبدالله عبدالله رهبر تیم ثبات و همگرایی و رییس اجراییه سابق، با گرفتن ۸۵ نمره به عنوان دومین چهرۀ بانفوذ و اثرگذار سیاسی افغانستان انتخاب شده است.

    حامد کرزی با ۸۴ نمره به حیث سومین چهرۀ بانفوذ انتخاب شده است. عبدالرشید دوستم با ۸۲ نمره به عنوان چهارمین چهرۀ پرقدرت افغانستان انتخاب شده است.

    محمد محقق با به دست‌آوردن ۷۸ نمره، محمد کریم خلیلی با گرفتن ۷۷ نمره، عبدرب الرسول سیاف با گرفتن ۷۳ و محمد یونس قانونی با به دست آوردن ۷۱ نمره به ترتیب در میان ۱۰ چهرۀ بانفوذ، پرقدرت و اثرگذار سیاسی کشور انتخاب شده‌اند.

    صلاح‌الدین ربانی، با گرفتن ۶۵ نمره، گلبدین حکمتیار با به دست‌آوردن ۶۴ نمره، عطا محمد نور با به دست‌آوردن ۶۳ نمره به‌ترتیب در فهرست ۵۰ نفره قرار گرفته‌اند. محمد اسماعیل‌خان، احمدضیا مسعود، رحمت‌الله نبیل، سیدحامد گیلانی، انورالحق احدی، سیدمنصور نادری نیز در فهرست ۵۰ چهرۀ اثرگذار حضور دارند.

    از شورای ملی، میررحمن رحمانی با ۶۹ نمره در جمع ده چهرۀ تأثیرگذار کشور حضور دارد. فضل‌هادی مسلمیار با ۶۰ نمره، محمد علم ایزدیار با ۵۵ نمره و رمضان بشردوست با ۵۳ نمره نیز در فهرست ۵۰ نفره قرار گرفته‌اند.

    در میان مقام‌های حکومتی، حمدالله محب، با گرفتن ۶۶ نمره، حنیف اتمر با ۶۶ نمره، نادر نادری با گرفتن ۶۴ نمره، امرالله صالح با ۶۳ نمره، مصطفی مستور و سرور دانش معاون رییس‌جمهور با ۵۷ نمره، عبدالهادی ارغندیوال با ۵۳ نمره، اسدالله خالد، ضیا سراج و فاضل فضلی با ۵۲ نمره، سلام رحیمی، متین بیک و شهزاد اکبر هرکدام با گرفتن ۵۱ نمره در جمع ۵۰ چهرۀ با نفوذ و پرقدرت سیاسی افغانستان قرار گرفته‌اند.

    فوزیه کوفی با گرفتن ۶۵ نمره، رولاغنی با گرفتن ۶۳ نمره، ناهید فرید با ۶۱ نمره، سیما سمر با ۵۸ نمره، شکریه بارکزی و انارکلی هنریار با به دست‎آوردن ۵۳ نمره، جز زنان اثرگذار سیاسی افغانستان انتخاب شده‌اند.

    جاوید لودین با گرفتن ۵۹ نمره و رنگین دادفر سپنتا با دست‌آوردن ۵۸ رأی به ترتیب جز ۵۰ چهرۀ بانفوذ سیاسی افغانستان انتخاب شده‌اند. داوود مرادیان با به دست‌آوردن ۵۴ رأی جایگاه سی‌وهشتم را در میان ۵۰ چهرۀ بانفوذ افغانستان به دست آورده است.

    ملا عبدالغنی برادر، معاون گروه طالبان با به‌دست‌آوردن ۶۴ رأی جایگاه هفدهم را در فهرست ۵۰ چهرۀ بانفوذ سیاسی افغانستان به‌دست آورده است. ملاهبت‌الله رهبر طالبان با گرفتن ۶۱ رأی و عباس استانکزی مذاکره‌کنندۀ ارشد این گروه با گرفتن ۵۴ رأی در فهرست ۵۰ چهرۀ بانفوذ سیاسی افغانستان حضور دارند. در فهرست پنجاه نفره نام دکتر ایاز نیازی امام مسجد جامع وزیر محمد اکبرخان نیز وجود دارد.

    شماری از کارشناسان گفتند که با معیارهایی چون ایفای نقش در نهادینه‌شدن دموکراسی، تلاش در راستای آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان، دولت‌سازی و حکومت‌داری، پژوهش‌های موثرعلمی، نمایندگی از مردم، خدمات بشردوستانه، تلاش در راستای تأمین صلح و ختم جنگ، به چهره‌ها رأی داده‌اند.

    پیش از این نیز مرکز مطالعات معاصر افغانستان دوبار نظرسنجی مشابه را دربارۀ چهره‌های بانفوذ در افغانستان راه‌اندازی کرده است.

    فهرست ۵۰ چهرۀ اثرگذار به ترتیب قرار ذیل است: 

    اشرف‌غنی

     عبدالله عبدالله

    حامدکرزی

    عبدالرشید دوستم

    محمد محقق

    محمد کریم خلیلی

    عبدرب الرسول سیاف

    محمد یونس قانونی

    میررحمن رحمانی

    سعد محسنی

    احسان الله بیات

    حمدالله محب

    حنیف اتمر

    فوزیه کوفی

    صلاح‌الدین ربانی

    نادر نادری

    ملا عبدالغنی برادر

    گلبدین حکمتیار

    امرالله صالح

    عطا محمد نور

    بی بی گل

    اسماعیل‌خان

    سید منصور نادری

    ملا هبت‌الله

    ناهید فرید

    فضل‌هادی مسلمیار

    جاوید لودین

    سیما سمر

    رنگین دادفر سپنتا

    مصطفی مستور

    سرور دانش

    رحمت‌الله نبیل

    انورالحق احدی

    احمد ضیا مسعود

    محمد علم ایزدیار

    سید حامد گیلانی

    اسدالله سعادتی

    داوود مرادیان

    عباس استانکزی

    شکریه بارکزی

    انارکلی هنریار

    معصوم ستانکزی

    عبدالهادی ارغندیوال

    رمضان بشردوست

    اسدالله خالد

    عبدالطیف پدرام

    فاضل محمود فضلی

    احمد ضیا سراج

    دکتر ایاز نیازی

    سلام رحیمی

    متین بیک

    شهزاد اکبر

  • چرا میزان کشندگی کرونا در نقاط مختلف فرق دارد؟

    چرا میزان کشندگی کرونا در نقاط مختلف فرق دارد؟

    شفاخانه‌های برخی از نقاط امریکا به دلیل شیوع ویروس کرونا اشباع شده و مکان‌های دفن اجساد در دوران اوج‌گیری شیوع ویروس کرونا به سختی فعالیت می‌کنند. صفحات آگهی فوتی روزنامه‌ها در مناطق که شدت شیوع زیاد است، پر است از اعلانات فوتی. بیماری کوید-19 در مسیری قرار دارد که قرار است خیلی بیش‌تر از آنفلونزای فصلی در آمریکا مردم را به کام مرگ بفرستد.

    تعیین میزان کشندگی ویروس جدید کرونا یکی از پرسش‌های کلیدی برای اپیدمی‌شناسان است. آنان برآورد می‌کنند که ویروس جدید کرونا دو باره شیوع یافته و تا سال 2022 ادامه خواهد یافت.

    با شیوع ویروس جدید کرونا در ماه فبروری و مارچ، متخصصان بیماری‌های عفونی مرگ‌ومیر ناشی از این ویروس را یک درصد اعلام کردند که نسبت به آنفلونزای معمولی ده برابر کشنده‌تر است. با این حال و بر اساس آمارهای که غیررسمی از شمار کسانی که در سراسر جهان به این بیماری مبتلا شده‌اند، 6.4 درصد آنان جان باخته‌اند. 

    بر اساس آمارهای جدید، نرخ  مرگ‌و‌میر این بیماری در میان موارد شناسایی‌شدۀ‌ مبتلا به کوید-19 در ایتالیا 13 درصد و در آمریکا 4.3 درصد بوده است. حتا در کوریای جنوبی که با شروع آزمایش‌های گسترده توانست شیوع این بیماری را کنترل کند، نرخ مرگ‌ومیر در میان مبتلایان به این بیماری 2 درصد بوده است.

    به نظر می‌رسد میزان مرگ‌ومیر این بیماری در مناطق مختلف جغرافیایی متفاوت است. به‌گونۀ مثال، میزان مرگ‌ومیر ناشی از بیماری کوید-19 در آلمان یک دهم ایتالیا و در لس‌آنجلس تقریباً به اندازه نیم تعداد تلفات نیویارک است. ایالت میشیگان با حدود 7 درصد تلفات بیش‌ترین آمار تلفات در میان ایالت‌های آمریکا را به خود اختصاص داده، در حالی که ایالت وایومینگ با تنها دو مورد مرگ یعنی حدود 0.7 درصد کم‌ترین آمار تلفات این بیماری را داشته است.

    متخصصان ویروس‌شناسی می‌گویند، شواهدی که نشان دهد این ویروس با تغییر خصوصیاتش در برخی از نقاط جهان شدیدتر عمل کرده باشد، وجود ندارد. با این حال، سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا در آمار مرگ‌و‌میر در کشورهای مختلف متفاوت است؟

    تعیین میزان مرگ‌ومیر در میانۀ شیوع یک بیماری و آمارهای غیرثابت کار دشوار است. اپیدمی‌شناسان می‌گویند، میزان کشنده‌گی مبتنی بر مقایسۀ مرگ‌ومیرهای قابل شمارش ساده است، با این حال، تعداد مرگ‌ومیر ناشی از شیوع یک بیماری عفونی که غیرقابل شمارش است، مطمئناً میزان شدت کشنده‌گی آن غلوآمیز خواهد بود. مقام‌های بهداشتی و ایپدمی‌شناسان تخمین می‌زنند که میزان مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری در جوامع مختلف در میان افراد مبتلا بین 5 تا 10 درصد است. با این حال دست‌کم یک برآورد نشان داده است که میزان مرگ‌ومیر به مراتب بیش‌تر از این درصدی‌هاست.

    هزاران بیماری که در هفته جاری در ایالات متحده به دلیل ابتلا به بیماری کوید-19 جان دادند، احتمالاً یک ماه پیش به این بیماری مبتلا شده بودند. به همین دلیل و با وجود این‌که نرخ ابتلا به این بیماری در مناطق مثل نیوریارک که شیوع بیماری در آن گسترده بود، کاهش یافته، اما تعداد تلفات آن در حال افزایش است.

    علی مقداد، استاد علوم معیارهای بهداشتی در موسسۀ سنجش و ارزیابی سلامت می‌گوید، برای دانستن میزان مرگ‌ومیر باید بدانیم چه تعداد افراد به این بیماری مبتلا شده و چه تعدادی از آنان به دلیل این بیماری جان داده‌اند. ما می‌دانیم که چه تعداد افراد می‌میرند، اما نمی‌دانیم چه تعداد افراد به این بیماری مبتلا می‌شوند.

    در حقیقت حتا اگر تعداد کسانی را که می‌میرند به عنوان هدف جاری قرار دهیم، اما تعداد کسانی که به دلیل بیماری کوید-19 در خانه می‌میرند کاملاً پوشش داده نمی‌شود. به گونۀ نمونه، پس از آن که مقامات اعلام کردند که آنان افراد فوت شده‌یی را شامل این فهرست می‌کنند که گمان می‌رود به دلیل ابتلا به بیماری کوید- 19 جان داده باشند، تعداد مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری کوید-19 در شهر نیویارک 3700 تن افزایش یافت.

    یک مطالعۀ موردی جالب‌ توجه برای اپیدمی‌شناسان که به دنبال میزان مرگ‌ومیر واقعی ناشی از بیماری کوید-19 اند، کشتی دریایی دیماند پرانسس است که خود نوعی از آزمایش طبیعی تبدبل شد، زیرا زمانی که بیماری کرونا در میان سرنشینان این کشتی شیوع یافت، تمامی 3711 سرنشین و خدمۀ‌ آنان آزمایش شدند.

    براساس مطالعۀ پژوهش‌گران دانشکدۀ بهداشت و پزشکی، میزان مرگ‌ومیر در میان کسانی که علایم بیماری کوید-19 را داشتند، 2.6 درصد و در میان کسانی که نتیجه آزمایش‌شان مثبت بوده، اما علایمی نداشتند، نرخ مرگ‌ومیر 1.3 درصد بوده است. تعداد کل مبتلایان به بیماری کوید-19 در جهان تاکنون بیش از 2 میلیون بوده که از این میان بیش از 150 هزار تن آنان جان باخته‌اند. ایالات متحده آمریکا با بیش از 600 هزار مبتلا و نزدیک به 30 هزار جان باخته، بیش‌ترین آمار مبتلا و مرگ‌ومیر ناشی از ویروس کرونا در جهان را دارد. با این حال، بسیاری از مبتلایان به این بیماری علایمی از خود نشان نداده یا به نوع ملایم‌تری از این بیماری مبتلا شده‌اند و این تعداد در فهرست رسمی شمار مبتلایان نیامده است.

    در برخی از مناطق آمریکا به دلیل ناکافی بودن کیت‌های آزمایشی و نگرانی از کمبود تخت‌های آی‌سی‌یو، شفاخانه‌ها کسانی را که خلوص آکسیجن خون‌شان بالاتر از 90 درصد باشد، نمی‌پذیرند و آنان را مورد آزمایش قرار نمی‌دهند. با وجود این‌که آزمایش افرادی که به نوع خفیف بیماری مبتلا شده‌اند، عامل کلیدی در مشخص کردن تعداد مبتلایان است، اما ظرفیت آزمایش در بسیاری از مناطق محدود بوده است.

    آمش آدلجا، محقق ارشد مرکز بهداشت و سلامت دانشگاه جان هاپکینز می‌گوید، کسانی را که علایم خفیف دارند به خانه بر می‌گردانیم. چنین مواردی در نسبت‌های مرگ‌ومیر اختلاف ایجاد می‌کند که بازتاب‌دهندۀ تفاوت واقعی نیست. با وجود این‌ که گرفتن آزمایش از بیماران با علایم کوید-19 در آمریکا به صورت گسترده در دست‌رس قرار دارد، با این حال، تعداد افراد آلوده‌شده به این ویروس که خیلی بیمار نیستند، نامشخص است.

    اطلاعاتی که از آیسلند رسیده است، نشان می‌دهد که این کشور 6 درصد جمعیت‌اش را آزمایش کرده که از این میان 43 درصد کسانی که نتیجۀ آزمایش‌شان مثبت بوده است، هیچ علایمی بیماری را در زمان آزمایش نداشتند، هرچند بعداً ممکن است علایم بیماری در آنان بروز کرده باشد.

    دانش‌مندان می‌گویند، میزان مرگ‌ومیر ناشی از بیماری کرونا به دقت زیر نظر قرار دارد – زیرا هرچند کاهش درصدی بسیار اندک به معنای هزاران مورد مرگ‌ومیر کمتر، در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا – باشد. از این روش برای پیش‌گیری از گسترش بیماری و همچنان پیامدهای اقتصادی آن نیز استفاده می‌شود. در ماه‌های آینده، آزمایش‌هایی که بتوانند پادتن‌ها را در خون افرادی که ناخواسته در معرض این بیماری قرار گرفتند، شناسایی کند، این امکان به وجود می‌آید تا بتوان میزان دقیق‌تری از افراد مبتلا را در میان جوامع مختلف مشخص کرد.

    مرکز پیش‌گیری و کنترل بیماری و موسسۀ ملی بهداشت آمریکا گفته که آنان به زودی روند آزمایش پادتن/آنتی‌بادی را شروع می‌کنند تا مشخص شود چه تعداد از جمعیت آمریکا به بیماری مبتلا شده‌اند. میزان مرگ‌ومیر ناشی از بیماری آنفلونزای فصلی که سالانه جان ده‌ها هزار آمریکایی را می‌گیرد، حدود 0.1 درصد است. داکتر فاوسی، بالاترین مقام بیماری‌های عفونی آمریکا در ماه مارچ در مجلس نماینده‌گان حضور یافته بود ویروس کرونا را یک مشکل جدی خواند. او از نماینده‌گان مجلس خواست تا اقدامات جدی‌یی را برای کاهش گسترش بیماری کرونا روی دست گیرند.

    بر اساس گزارش سی‌دی‌سی که هفته جاری منتشر شد، عدم تطابق در تعداد مبتلایان و مرگ‌ومیر ناشی از ویروس کرونا در بخش‎های مختلف ایالات متحده آمریکا به عوامل متعددی بسته‌گی دارد. یکی از این عوامل، تراکم جمعیت و تفاوت سن ساکنان منطقه‌یی است که ویروس در آن شایع شده، عامل دیگر میزان اقدامات برای کاهش بیماری است و عامل سوم ظرفیت آزمایش برای تشخیص بیماری و شیوه‌های گزارش‌دهی است. به‌ گونۀ‌ نمونه، تفاوت بین نیویارک با ۵۵ مرگ در هر 100 هزار و کالیفرنیا با 2 مرگ در هر 100 هزار به وضعیت محدودیت‌ها و در خانه ماندن ساکنان کالیفرنیا نسبت داده شده است.

    داکتر مقداد از موسسۀ سنجش ارزیابی و سلامت می‌گوید، مقایسه نیویارک با کالیفرنیا کمی ناعادلانه است؛ درست است که فرماندار ایالت کالیفرنیا زودتر دست به‌کار شد و فرمان محدودیت در گشت‌وگذار صادر کرد، اما در نیویارک مشکلات زیادی وجود داشت. موارد مبتلا و مرگ‌ومیر بالا در ایتالیا که شفاخانه‌های این کشور را اشباع کرده است، ممکن است به جمعیت بالای کهن‌سال این کشور مرتبط باشد، با این حال، یافته‌های نیویارک‌تایمز نشان می‌دهد که تنها 3800 تن مبتلا به ویروس کرونا در سراسر آمریکا در خانه‌های ویژۀ مراقبت یا خانۀ سال‌مندان جان داده‌اند.

    کارشناسان مسایل بهداشتی دلیل بالا بودن میزان مرگ‌ومیر ناشی از کوید-19 در میان آمریکاییان – آفریقایی‌تبار در بسیاری از ایالت‌های آمریکا را ناشی از بالابودن بیماری‌های زمینه‌یی که ریشه در نابرابرهای طولانی‌مدت اقتصادی و عدم دست‌رسی به مراقبت‌های بهداشتی می شوند، نسبت می‌دهند و می‌گویند که این عوامل شانس زنده‌ماندن آنان را در صورت ابتلا به بیماری کرونا پایین آورده است.

    داکتر مقداد می‌گوید، تفاوت‌ها در دست‌رسی به مراقبت‌های بهداشتی در آمریکا سبب شده است که شماری از شهروندان آمریکایی بیشتر از دیگر شهروندان آمریکایی متحمل تلفات شوند؛ با وجود این‌که بخش‌های از کشور آمادۀ بازگشایی می‌شوند، اما موارد ابتلا در فلوریدا و دیگر ایالت‌های جنوبی در حال افزایش است. این ایالت‌های جزء ایالت‌های اند که فرماندران آن‌ها با تأخیر اقدام کرده‌اند. حالا این میزان انتقال و پخش ویروس است که بیش‌تر از ابتلای آن کارشناسان مسایل بهداشت را به خود مشغول کرده است تا راه حلی برای آن پیدا کنند.

    اندرو نویمیر، استادیار بهداشت عمومی در دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید، همۀ شهروندان کشور در برابر این بیماری آسیب‌پذیرند. هیچ‌کسی در برابر این بیماری مصئون نیست. این بیماری هیچ شباهتی به آنفلونزا ندارد.

    منبع: نیویارک تایمز

    سلام وطندار

  • آتش بس، خط سرخ طالبان است

    آتش بس، خط سرخ طالبان است

    شیوع ویروس کرونا در افغانستان، نگرانی‌ها نسبت به این اپیدمی را بیش از هر چیز دیگری تشدید کرده است. این نگرانی دو عامل عمده دارد: یکی محدودیت منابع دولتی برای مقابله با آن و دیگری جریان داشتن جنگ در بسیاری از مناطق کشور که موجب قطع دسترسی مردم آن مناطق به کمک‌های پزشکی برای مقابله با کرونا شده است.
    به همین جهت تاکنون مقامات داخلی و خارجی بارها از گروه طالبان خواسته‌اند برای مقابله مؤثر با کروناویروس، جنگ را متوقف و آتش‌بس اعلام کند.
    اما حدوداً دو هفته پیش بود که یکی از سخنگویان طالبان در مصاحبه با یک رسانه غربی، با تصریح به این‌که اگر در منطقه‌ای از مناطق تحت کنترول این گروه، کرونا شایع شود، طالبان در آن منطقه نخواهد جنگید، بلافاصله اضافه کرد که این امر به معنای آتش‌بس نیست.
    به دنبال آن، طالبان بارها بر مواضع نیروهای دولتی حمله‌ور شده یا با کارگذاشتن بمب‌های کنار جاده، از غیر نظامیان قربانی گرفته است.
    اخیراً نماینده ویژه اتحادیه اروپا در کابل نیز برای دومین بار، از طالبان خواست که دست از جنگ بکشند و آتش‌بس اعلام کنند. به گفته او تنها گروهی که تاکنون به فراخوان جهانی آتش‌بس برای مقابله با کرونا پاسخ مثبت نداده، طالبان است.
    حال پرسش این است که چرا طالبان در برابر این خواسته کاملا انسانی، مقاومت می‌کنند و از آن سر باز می‌زنند؟
    به نظر می‌رسد یکی از موانع مهم بازدارنده طالبان از قبول این درخواست، این تصور است که نفس آتش‌بس، به هر بهانه‌ای و حتی برای یک امر انسانی غیر سیاسی مثل مبارزه با ویروس کرونا، به قدرت این گروه در مقابل دولت افغانستان، آسیب می‌زند و طالبان و پاکستان را از دست یافتن به صلح مورد خواست شان با دولت افغانستان بازمی‌دارد.
    این بدان جهت است که طالبان تصور می‌کند اعلام آتش‌بس در برابر نیروهای دولتی، موجب تقویت آنان می‌شود و نباید چنین فرصتی به دولت داده شود، بلکه برعکس، کابل در هر شرایطی باید تحت فشار سنگین قرار گیرد تا نهایتاً در برابر پیش‌شرط‌های این گروه برای صلح، تمکین کند.
    این رویکرد از آنجا ناشی می‌شود که استراتژیست‌ها و راهبردسازان طالبان، صلح را به معنای پایان جنگ فهم و فرض نمی‌کنند، بلکه جنگ را یکی از راه‌های رسیدن به صلح می‌دانند. به زعم آنان، آنقدر باید جنگید تا جبهه مقابل به زانو دربیاید و به صلحی گردن بگذارد که با پیش‌شرط‌های تمامیت‌خواهانه طالبان همخوانی و همخونی داشته باشد.
    چنین تصوری از صلح، موجب آن می‌شود که این گروه، آتش‌بس را چیزی کم‌تر از عقب‌نشینی به سود دولت افغانستان نداند و به صورت طبیعی، به هر درخواستی از هر آدرسی و به هر مناسبتی برای آتش‌بس، پاسخ منفی بگوید.
    ضمن این‌که باید اذعان کرد که صلحی اینچنین، نه‌تنها صلح نیست، بلکه غلبه بر دشمن از راه زور و ورود فاتحانه به شهرها است.
    حقیقت این است که مشکل اصلی در باب جنگ و صلح، به عملکرد قدرت‌هایی برمی‌گردد که حامیان دولت افغانستان هستند؛ قدرت‌هایی مانند امریکا، سازمان ناتو، سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا که جز درخواست بی‌هزینه آتش‌بس یا کاهش خشونت‌ها، کار دیگری برای مهار طالبان نمی‌کنند.
    آنان در حالی که می‌بینند طالبان مواد و مفاد توافقنامه صلح با امریکا را نقض کرده و روز به روز دامنه خشونت‌های خود را افزایش می‌دهد، جز صدور بیانیه‌ها و طرح درخواست‌های دیپلماتیک، کار دیگری برای اعمال فشار بر این گروه، انجام نمی‌دهند.
    در چنین شرایطی، مسئولیت ملی همه جریان‌های سیاسی داخلی آن است که دولت را در برابر فشارهای هردم فزاینده طالبان، تنها نگذارند و با قرار گرفتن در کنار آن، به تقویت مواضع دولت افغانستان در برابر زیاده‌خواهی‌های طالبان بپردازند؛ زیرا همه آن‌ها به درستی می‌دانند که در شرایط کنونی، مهم‌ترین بخش منافع ملی افغانستان، حمایت از دولت مرکزی است.

    دید

  • حضور «سی آی ای» در افغانستان کاهش می یابد

    حضور «سی آی ای» در افغانستان کاهش می یابد

    به دنبال توافق‌نامه صلح امریکا و طالبان، مقامات امریکایی می‌گویند واشنگتن در نظر دارد به عنوان بخشی از تلاش‌های حکومت جهت کاهش بیشتر خشونت‌ها در افغانستان، پرسنل سی آی ای را از خط مقدم نبرد فرا خواند.
    بحث در مورد حضور سی آی ای در افغانستان بخشی از مباحث بزرگتر در مورد روند خروج نیروهای بین‌المللی است تا برنامه صلح به پیش برده شود.
    فرماندهان ارشد طالبان خواستار کاهش حضور سی آی ای در کنار نیروهای امریکایی شده‌اند؛ چیزی که تاکنون مذاکره کنندگان امریکایی در برابر آن مقاومت کرده‌اند. تصور می‌شود که حدود چند صد هزار افسر و پیمان‌کار سی آی ای در افغانستان حضور داشته باشند، تعدادی که اغلب در نوسان است و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین حضور‌های این آژانس خارج از منطقه واشنگتن تلقی می‌شود.
    با این حال، برنامه‌ای نیز توسط مقامات دولت ترامپ در ماه سپتمبر لابی شده است که در واقع شامل افزایش حضور C.I.A. به محض بیرون آمدن نیروهای امریکایی در این کشور می‌شود.
    اقدام دیگری که مورد بحث قرار می‌گیرد انتقال پرسونل سی آی ای به سفارت امریکا در کابل است تا توصیه‌ها به ملیشه‌های تحت نظارت سرویس اطلاعاتی افغانستان همچنان ادامه یابد. مقامات امریکایی می‌گویند که بحث‌ها ادامه دارد و برنامه‌های مختلفی در دست بررسی است.
    به گفته مقامات فعلی و سابق ایالات متحده، خارج ساختن مشاوران سی آی ای از خطوط مقدم جنگ خواست کلیدی رهبران طالبان و حقانی است. اما هر گونه خروج پرسنل این آژانس در کنار خروج مشاوران نظامی امریکایی انجام خواهد شد – نه فراتر از برنامه وسیع صلح.
    شامل کردن حضور سی آی ای در گفت‌وگوها با گروه طالبان، آخرین تلاش واشنگتن برای چانه‌زنی با این گروه است. نیروهای امریکایی در حال کاهش از حدود ۱۲ هزار تا ۸ هزار و ۶۰۰ تن است با جدول زمانی خروج کامل از این کشور طی یک سال.
    مقامات امریکایی بر این باورند تا برای نجات برنامه صلح، باید راهی پیدا کنند تا از کشته شدن نیروهای امنیتی افغانستان از سوی طالبان جلوگیری شود. مقامات امریکایی می‌گویند توقف حملات طالبان علیه نیروها و پولیس افغانستان، بهترین امید برای تسریع روند صلح بین حکومت افغانستان و رهبری طالبان است. اما حتی گفت‌وگوهای مقدماتی برای آزادی زندانیان دو طرف با پیچیدگی‌های رو به رو بوده است.
    طالبان، امریکایی‌ها را متهم به نقض توافق‌نامه کردند، وقتی پشتیبانی هوایی امریکا برای کمک به نیروهای امنیتی افغانستان علیه حملات طالبان فراخوانده شد. مقامات امریکایی اما این ادعاهای طالبان را رد کرده و گفته‌اند‌ که شرایط توافق‌نامه را به طور کامل رعایت کرده‌اند.
    با این همه، گروه طالبان گفته‌اند تا زمانی که ۵ هزار زندانی این گروه آزاد نشود، با برقراری آتش‌بس در افغانستان موافقت نمی‌کنند.

    نیویورک تایمز

  • اکنون زمان مبارزه با کرونا ست نه جدال با خودمان/ رهبران جهان رقابت را کنار بگذارند!

    اکنون زمان مبارزه با کرونا ست نه جدال با خودمان/ رهبران جهان رقابت را کنار بگذارند!

    در شرایط کنونی ویروس کوید-19 یا همان کرونا سراسر کره خاکی را فرا گرفته و هرجا که انسان باشد خطر ابتلا به این ویروس کشنده نیز وجود دارد، هیچ کشوری حتی آنهایی که تعداد مبتلایان به کرونا در آن کمتر است نیز از این تهدید عاری نیست. اقتصاد دنیا تحت تأثیر این ویروس شکننده شده و به طور کلی هیچ کشوری در حاشیه امنیت قرار ندارد. تأثیرات مخربی که این ویروس بر اقتصاد کشورهای جهان داشته حتی از خود ویروس نیز تلخ تر است. حتی اگر قرنطینه و فاصله اجتماعی در بسیاری از قریه جات و ولسوالی ها در کشورهای مختلف سبب شود تعداد مبتلایان به کرونا کمتر باشد، باز هم خطر فقر و گرسنگی و نگرانی های تأمین مایحتاج زندگی بسیاری از مردم را به کام مرگ خواهد کشاند. ایالات متحده امریکا، انگلستان و بسیاری دیگر از کشورهای متمول اروپایی تنها قربانیان این ویروس کشنده نیستند و کشورهای فقیر با چالش های کلان اقتصادی بیشتر در معرض تهدید ناشی از کرونا قرار دارند. براساس برخی احتمالات بسیاری از مردم در کشورهای فقیر شغل خود را از دست خواهند داد و برخی دیگر به دلیل ترس از کرونا جان خواهند سپرد. در این میان نمی توان فرد خاصی را سرزنش کرد و زمان اندک است: کشورهای متمول و صنعتی صاحب تکنولوژی باید پا پیش بگذارند و با برداشتن گام های محکم واکسن کرونا را پیدا کنند. خبر خوش در این زمینه این است که چین برای مبارزه با کرونا دو واکسن را روی انسان آزمایش کرده است.این دو واکسن که اولین واکسن ضد کرونا در جهان می باشد مراحل آزمایشگاهی را پشت سر گذاشته است. چین که خواستگاه این ویروس کشنده محسوب می شود سرانجام توانست جلو شیوع سریع کرونا را در کشورش بگیرد. کوید-19 سبب خطرات بهداشتی در سطح جهان شده است و روزانه حتی در کشورهای پیشرفته موارد ابتلا افزایش می یابد. در چنین شرایطی باید گفت که زمانی برای رقابت در سطح جهان باقی نمانده است و رهبران دنیا باید برای نابودی این ویروس کشنده دورهم جمع شوند و به طور مشترک کار کنند.

    دونالد ترامپ گفته است که کمک مالی امریکا به سازمان جهانی بهداشت را قطع می کند چون این سازمان در انجام وظیفه اصلی اش ناکام مانده و در پاسخ به گسترش سریع کرونا موفق نبوده است. ترامپ این آژانس سازمان ملل را به سوء مدیریت در کنترل کرونا متهم کرد. دبیرکل سازمان ملل در واکنش به اقدام ترامپ گفت اکنون زمان قطع کمک های مالی به سازمان جهانی بهداشت نیست. در شرایط فعلی نباید همدیگر را متهم کرد بلکه باید برای مبارزه با کرونا به صورت مشترک کار کرد.

    ایالات متحده در همکار یبا چین باید برای نابودی این ویروس مرگبار با هم کار کنند. اکنون تمام امیدها به دو واکسن چینی که در مرحله تست انسانی قرار دارد، می باشد. واکسن هایی که اگر نتیجه بدهد، کرونا را نابود خواهد نمود.

  • عبدالله هنوز درگیر با غنی ست اما طالبان منشور امارت اسلامی را هم آماده کرده اند

    عبدالله هنوز درگیر با غنی ست اما طالبان منشور امارت اسلامی را هم آماده کرده اند

    اوضاع کنونی کشور مصداق بارز ضرب المثل «مثل کبک سر را در برف فرو بردن» می باشد: زمامداران کشور و متحدین استراتژیک افغانستان از جمله ایالات متحده امریکا اگر بگوییم از شرایط کنونی بی خبرند، سخنی بیهوده گفته ایم. امریکا با برخورداری از مدرن ترین تجهیزات تکنولوژی در زمینه های نظامی به راحتی می تواند کوچکترین تحرکات دشمنان و رقبای خود را رصد کند و در کمترین زمان ممکن آنها را از بین ببرد، بدون شک هیچ حرکت و اقدامی به ویژه اقدامات نظامی در  افغانستان، منطقه و جهان از دید ماهواره های جاسوسی ایالات متحده امریکا نمی تواند پنهان بماند. اگر داستان آزمایش اولین بمب هسته ای هند را شنیده باشید بلافاصله به عمق موضوع پی خواهید برد: هند برای این کار به این نیاز داشت که ساعاتی از دید ماهواره آمریکایی که روی محل در نظر گرفته شده برای آزمایش هسته ای زوم کرده بود رها شود، سیاسیون هندی در یک برنامه از پیش تعیین شده جنگنده های ارتش را به سمت کشمیر به پرواز درآوردند تا مقامات آمریکایی و ماهواره جاسوسی آنها را فریب داده متوجه کشمیر کنند. با پرواز جنگنده های هند به سوی کشمیر امریکایی ها گمان کردند که هند قصد حمله به کشمیر را دارد و بنابراین با تغییر ماموریت ماهواره، روی کشمیر تمرکز کردند و هند فرصت آزمایش اولین بمب هسته ای خود را پیدا کرد.

    این که در پروسه صلح افغانستان نیز داستانی مشابه انگار در حال اتفاق افتادن است دور از تصور نیست: به نظر می رسد آنچه میان طالبان و امریکا پیش از امضای توافق نامه صلح در دوحه قطر بحث شد درست عکس آنچه این روزها در افغانستان توسط طالبان رقم می خورد، بوده است. براساس برخی اطلاعات شنیده شده از آن جلسه، طالبان به گونه ای صحبت کرده بودند که دیگر آن طالبان عقب افتاده با فکر کاملا بسته نیستند و در ذهنیت آنها تغییرات اساسی ایجاد شده است. نمایندگان طالبان در جلسه قبل از امضای توافق نامه صلح با امریکا طوری سخن گفته بودند که طالبان دیگر آن گروه متحجر گذشته نیست و به ارزشهایی چون دموکراسی، حقوق زنان، حق کار برای زنان و آزادی بیان باور پیدا کرده اند.

    انتشار سندی به نام پیش نویس منشور طالبان برای امارت اسلامی که شب گذشته در برخی رسانه ها دیده شد اما نشان داد طالبان نه تنها نسبت به گذشته تغییر اساسی نکرده اند که امروزه به مدد برخی حمایت ها توانمندتر از گذشته شده اند و برای رسیدن به قدرت در افغانستان هوشمندانه تر و زیرکانه تر نیز عمل می کنند.

    مفاد منشور طالبان برای امارت اسلامی

    در حالیکه افکار عمومی افغان ها و جهان سرگرم چون و چرای تطبیق توافق نامه صلح طالبان با امریکا می باشد، طالبان و حامیان داخلی، منطقه ای و بین المللی اش درحال ترسیم نقشه اداره افغانستان در چارچوب امارت اسلامی طالبان می باشند. منشور طالبان برای امارت اسلامی که شب گذشته از سوی برخی رسانه ها نشر شده حتی اگر به صورت آزمایشی هم از سوی طالبان نشر شده باشد، در پشت پرده خود مسائلی جدی را در نظر دارد. ارسال این منشور به رسانه ها نوعی سنجش واکنش حکومت و مردم افغانستان و دوستان بین المللی افغانستان نسبت به امارت اسلامی طالبان است تا با یک برآورد دقیق روی رفع برخی موارد حساسیت زای آن کار کنند. به باور راسخ کارشناسان رد پای جنرالان راولپندی در تهیه منشور امارت اسلامی طالبان به خوبی آشکار است.

    نگاهی سطحی به این منشور نشان می دهد که عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان نسبت به دو دهه گذشته هیچ تغییری نکرده است و طالبان هنوز همان ابزار جنگ نیابتی هستند حال خواه از طریق جنگ سخت خواه از طریق  جنگ نرم.

    در منشور امارت اسلامی طالبان آمده است:

    1. سیستم سیاسی:

     تصمیم قاطع برای احیای سیستم امارت اسلامی، تعیین سرنوشت همگان (از جمله عزل و نصب مقامات و حتی کارمندان) توسط امیرالمؤمنین با اختیارات فوق قانون و به عنوان نماینده خدا در زمین و عدم حق اعتراض از سوی کسی بر تصمیم و اراده امیرالمؤمنین می باشد.

    •  انتخاب امیرالمؤمنین

    انتخاب امیرالمومنین از طریق یکی از دو روش زیر صورت می گیرد:

        الف) انتخاب شورای اهل حل و عقد (جمعی از ملاها و طلاب کرام)

        ب) انتخاب ولیعهد از سوی امیرالمؤمنین پیشین

    صورت می گیرد

    • حاکمیت قانون خدا و شریعت:

     قانون حاکم شریعت خواهد بود و هر نوع قانون یا ارزش کفری مانند انتخابات و حق تعیین سرنوشت توسط مردم، حقوق بشر، حقوق زن، آزادی بیان و حقوق مدنی مردود است و هر بخش از قوانین سازمان ملل نیز که با شریعت در تعارض باشد، قابل پذیرش نیست.

    • آموزش:

    در مکتب‌ها از 30 تا 50 درصد مضامین باید معطوف به آموزش شریعت باشد و تا سطح لیسانس فراگیری علوم دینی الزامی است.

    • ایجاد اداره امر به معروف و نهی از منکر و سفید بودن رنگ پرچم افغانستان

    در این منشور که در 149 ماده تهیه شده تاکید اصلی بر احیای امارت اسلامی طالبان می باشد و هیچ تفاوتی با نظام امارت اسلامی گذشته طالبان ندارد. به طور مثال در ماده هفتاد و چهار این منشور آمده است که طالبان برای آزادی بیان بر مبنای قرائت جهانی هیچ ارزشی قائل نیستند. آزادی بیان، حقوق زنان و حقوق بشر هنوز در دیدگاه طالبان نادیده گرفته شده است. این منشور می‌گوید تمام آزادی‌ها بر مبنی آنچه اسلام تعریف نموده است، خواهد بود و تمامی لایحه‌های امارت اسلامی پس از موافقت شورای رهبری، شورای علما و امیرالمومنین و یا معاون او، اجرایی می‌شود.

     

    نگرانی ها نسبت به نابود شدن دستاوردهای هجده ساله

    انتشار این منشور با این محتویات ترسناکش به خوبی نگرانی های عمده ای را نزد شهروندان افغانستان و نهادهای جامعه مدنی ایجاد کرده است و بیم آن می رود طالبان در نهایت به جایی برسند که تمامی دستاوردهای هجده ساله ای که با نثار خون هزاران سرباز نیروی امنیتی و افراد بی گناه به دست آمده را نابود کنند و خود با رسیدن به قدرت همچنان جولان دهند.

    امریکا باید بر طالبان فشار وارد کند

    نکته دیگری که از انتشار منشور امارت اسلامی طالبان و افزایش حملات این گروه در برخی ولسوالی ها و قریه جات کشور می توان درک کرد این است که: یا امریکا به طور عمدی چشم خود را به روی اقدامات اینچنینی طالبان بسته است یا اینکه طالبان در جلسات قبل از امضای توافق نامه صلح امریکا را فریب داده و اکنون به سفارش حامی منطقه ای خود راه رسیدن به اهداف خود را هموار می سازد.

    اگر مورد اول درست باشد، باید گفت که دست امریکا و طالبان در یک کاسه است و این دو در هماهنگی با هم تنها تنور جنگ را در افغانستان گرم نگه می دارند تا ماهی مراد خود را صید کنند. حکومت افغانستان هم باید آزادی زندانیان طالب را متوقف کند تا صف جنگ به نفع طالبان شلوغ تر نگردد.  

    اگر مورد دوم درست باشد، باید گفت امریکا بهتر است مفاد توافق صلح خود با طالبان را بازنگری کند و این بار تنها به گفته طالبان اکتفا نکرده تضمین های محکم تری از این گروه بگیرد.

    غنی و عبدالله متوجه توطئه احتمالی طالبان و امریکا باشند

    نکته دیگری که از انتشار منشور امارت اسلامی طالبان و افزایش حملات تهاجمی این گروه در ولسوالی ها و قریه جات مختلف می توان دریافت این است که علی جنابان عبدالله و  غنی اگر کمی دست از پا خطا کنند قافیه را بدجوری به طالبان و حامی منطقه ای این گروه یعنی پاکستان خواهد باخت.

     مردم افغانستان سال هاست که برای رسیدن به اهداف بزرگی چون دموکراسی، حقوق بشر، تامین حقوق زنان و ایجاد یک ساختار سیاسی متعادل و همه شمول که در آن تمام اقوام و مذاهب افغانستان به رسمیت شناخته شده باشد، یک جنگ تحمیل شده را تحمل کرده اند و اکنون صلح را یک نیاز مبرم برای خود می دانند.

    مردم افغانستان برای رسیدن به ارزش های اجتماعی، آزادی های معقول سیاسی و مذهبی و تأمین حقوق شهروندی برابر خون های زیادی نثار کرده اند.

    اگر قرار باشد دستاورد های رنج و اندوه چهل ساله مردم افغانستان در سایه قراداد های موهوم، دستخوش نابودی قرار گیرد، حتی اگر آن قرداد، نام صلح بر خود داشته باشد، مردم، آن را به منزله اعلام جنگی جدید علیه خود می‌دانند.

    انتشار منشور امارت اسلامی طالبان که نقش قانون اساسی در حکومت مورد نظر طالبان در آینده را دارد، متاسفانه تمام آمید ها به روند صلح را به یأس مبدل ساخت.

    آنچه طالبان در حکومت فرضی خود به آن می اندیشند، دقیقاً همان چیزی است که سالها قبل و پیش از سقوط حکومت شان توسط کشورهای دوست افغانستان، به شدت آن را بر مردم تطبیق می کردند.

    آنچه که طالبان با عنوان امر به معروف در منشور خود از آن یاد می کنند، دقیقا همان چیزی است که وجدان بشری، آن را نقض حقوق بشر و اعمال ضد انسانی علیه زنان می داند.

    منشور طالبان نشان دهنده این واقعیت است که رویکرد و‌ نگاه سیاسی و اجتماعی طالبان، نسبت به ۲۰ سال پیش هیچ تغییری نکرده و اگر در جربان مذاکرات با دوستان آمریکایی، چیزی خلاف آن گفته اند، صرفا با نیت نشان دادن یک چهره غیر واقعی از اعتدالی ظاهری صورت گرفته تا بتوانند اعتماد طرف آمریکایی را جلب کنند، و پس از رسیدن به قدرت، حقیقت پشت پرده تفکرات افراطی خود را بار دیگر ظاهر نمایند.

    مردم افغانستان در شرایطی که حکومت مرکزی در کابل به دلیل اختلافات سیاسی میان طرف های حاضر در انتخابات به شدت دچار چالش است، در عین حال که صلح را یک ضرورت بسیار جدی می دانند، اما بر این مطلب نیز تاکید دارند که حفظ دستاوردهای دو دهه گذشته نیز یک ضرورت است و اگر پروسه صلح، منجر به از دست رفتن آن دستاورد ها باشد، هرگز مورد قبول نخواهد بود.

    مردم افغانستان به هیچ عنوان نمی خواهند به عقب برگشته یک بار دیگر نظام منحوس و متحجر طالبان را تجربه کنند و در این راستا زمامداران کنونی کشور باید آگاه باشند که حق ندارند این ارزش ها و خواسته های اساسی مردم افغانستان را فدای قدرت طلبی خود کنند. عبدالله و غنی باید بدانند که زمامداران در طول تاریخ رفتنی بوده اند و این عملکرد آنها بوده که سبب دعای خیر مردم یا نفرین مردم نسبت به آنها شده است. این عالی جنابان باید متوجه این امر باشند که صلح امریکا با طالبان نه تنها حاشیه امنیتی برای آنها جهت رقابت برای قدرت نگذاشته که اگر کمی غفلت کنند باید قربانی توطئه احتمالی امریکا و طالبان و پاکستان باشند و کرسی را برای طالبان خالی کنند.

    این درست که قدرت طلبی آنها مردم را نسبت به دموکراسی بدبین کرده اما این بدبینی قابل رفع است اگر غنی و عبدالله هوشمندانه تر عمل کرده زمینه  ابتلای کشور به دخالت های همه جانبه امریکا و پاکستان را فراهم نکنند.

  • تحلیل گر آمریکایی: توافق صلح امریکا-طالبان ممکن است القاعده را تقویت کند

    تحلیل گر آمریکایی: توافق صلح امریکا-طالبان ممکن است القاعده را تقویت کند

    بروس هافمن، تحلیلگر روابط بین المللی و تروریزم در بنیاد تحقیقاتی موسوم به ‘شورای روابط خارجی’ در ایالات متحده، هشدار می دهد آسیای جنوبی به سمت آیندۀ تاریک در حرکت است.

    آقای هافمن در یک مصاحبه با تلویزیون آشنا – صدای امریکا، دلیل این امر را توافقنامۀ امریکا با گروۀ طالبان، خوانده و گفته است این سند می تواند راه را برای رشد مجدد گروۀ القاعده در افغانستان و منطقه هموار سازد.

    آقای هافمن در قبال تعهد طالبان به پروسۀ صلح ابراز تردید کرده و افزوده است طالبان از خواست واشنگتن برای پایان جنگ افغانستان و خروج نیروهای امریکایی از آن کشور، به نفع خود استفاده می کنند.

    بروس هافمن این سخنان را در حالی ابراز داشته که روند رهایی زندانیان طالب از محابس افغانستان ادامه دارد.

    حکومت افغانستان از رهایی ۳۶۱ جنگجوی گروۀ طالبان از بند خبر داده و طالبان نیز مدعی شده اند ۲۰ تن از زندانیان حکومت افغانستان را آزاد کرده اند، اما کابل در مورد این ادعای طالبان ابراز بی خبری کرده است.

    آقای هافمن همچنان در مصاحبۀ خود دستگیری اسلم فاروقی، رهبر شاخۀ خراسان گروۀ داعش را مهم تلقی اما اضافه کرده “متاسفانه گروه هایی مانند داعش، القاعده و طالبان برای تلفات در جبهه، از جمله از دست دادن رهبران شان آماده اند و برنامه های جاگزین دارند.

  • نگرانی از بازگشت زندانیان آزاد شده طالبان به جنگ همچنان وجود دارد

    نگرانی از بازگشت زندانیان آزاد شده طالبان به جنگ همچنان وجود دارد

    حکومت افغانستان در تلاش برای آغاز مذاکرات بین الافغانی در جریان چند روز گذشته، ۳۰۰ جنگجوی گروه طالبان از زندان‌ آزاد کرده است.

    با وجود آنکه هم در توافقنامۀ امریکا-طالبان صراحت داده شده است که زندانیان طالبان پس از رهایی به جنگ نخواهند پیوست و هم حکومت افغانستان گفته است “دفتر طالبان در قطر تعهد کرده و به این زندانیان سوگند داده است” که دیگر به جنگ برنگردند، شماری از فعالان و سیاستمداران افغانستان از برگشت این زندانیان به صفوف جنگ نگران اند.

    رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین ریاست عمومی امنیت ملی در یک تویت تصویر یک زندانی رها شدهٔ‌ طالبان را نشر کرده و گفته است او دوباره به پاکستان رفته و فعالیت‌هایش را از سر گرفته است.

    آقای نبیل نوشته است: «حاجی مالی خان، زندانی پیشین بگرام، محرم با اعتماد، کاکا سراج حقانی و عنصر کلیدی شبکهٔ‌ حقانی به پاکستان برگشته، فعالیت مستقیم خویش را در نظارت از عملیات‌ها، فعالیت‌های لوژستیکی و سازمانی دوباره آغاز کرده و به این گونه از توافق آزادی اش تخطی کرده است.»

    پیش از این، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز از رهایی زندانیان اظهار نگرانی کرده و گفته است این اقدام سبب نگرانی عمومی شده است.

    این کمیسیون که از زندان‌های افغانستان به گونه منظم نظارت می‌کند گفته است نه فهرست ۵۰۰۰ زندانی گروه طالبان به این کمیسیون شریک ساخته شده و نه هم به زندانیانی که در قید طالبان به سر می‌برند دسترسی دارد.

    این کمیسیون در کنار سایر نگرانی‌ها در مورد نظارت و برنامه‌های پس از آزادی زندانیان سوال مطرح کرده است.

    حکومت افغانستان گفته است رهایی این زندانیان بر اساس یک برنامه و به گونهٔ‌ تدریجی صورت خواهد گرفت.

    این در حالی است که درخواست گروه طالبان و تاکید این گروه بر رهایی افراد مشخص، تردیدها را در مورد برگشت احتمالی زندانیان طالبان به صفوف جنگ برجسته ساخته است.

    عبدالمتین بیگ، رییس اداره مستقل ارگان‌های محلی گفته است تیم تخنیکی طالبان، خواهان رهایی ۱۵ فرد مشخص است و می‌خواهد فرماندهان آن گروه از بند رها شوند؛ افرادی که در چندین حملۀ بزرگ تروریستی بر شفاخانه ۴۰۰ بستر، هوتل کانتیننتال و ادارهٔ هواشناسی دست داشته اند.

    اما گروه طالبان گفته اند این افراد، ۱۵ نفر از قوماندانان برجسته نه بلکه کسانی هستند که می‌توانند سایر زندانیان طالبان را شناسایی کنند.

    رهایی زندانیان طالبان در حالی جریان دارد که شورای امنیت ملی افغانستان به تازگی از کشته شدن ۳۰ غیرنظامی به دست طالبان خبر داد.

    جاوید فیصل، سخنگوی شورای امنیت ملی افغانستان گفته است طالبان در هفت روز گذشته در نه ولایت ۳۰ غیر نظامی را کشته و دو فرد دیگر را زخمی کرده اند.

    آقای فیصل افزوده است طالبان باید آتش بس کنند تا به غیرنظامیان آسیب نرسد و صلح تامین شود.

    جامعه مدنی افغانستان نیز از عدم برگشت جنگجویان طالبان به جبهات جنگ را بعید می‌دانند.

    باری سلام، یکی از فعالین مدنی افغانستان رهایی زندانیان طالبان را “اشتباه بزرگ” خوانده است.

    آقای سلام در صفحهٔ‌ فیسبوک اش نوشته است: “آزادکردن زندانیان طالبان قبل از آغاز مذاکرات مستقیم اشتباه بزرگ تاریخی خواهد بود. این کار پس از دور اول یا دوم مذاکرات در صورتی که نیاز باشد می‌تواند انجام شود”.

    حکومت افغانستان پس از آن ۳۰۰ زندانی گروه طالبان را در سه روز رها کرد که تیم تخنیکی طالبان مذاکرات پیرامون رهایی زندانیان را با حکومت افغانستان توقف داده و گفته بود که از امریکا خواهد خواست تا این مشکل را حل کند.

    رهایی ۵۰۰۰ زندانی طالبان از زندان‌های حکومت افغانستان و رهایی ۱۰۰۰ زندانی حکومت از قید طالبان، در توافقنامۀ صلح امریکا – طالبا آمده است. این توافقنامه به تاریخ ۲۹ فبروری میان آقای خلیلزاد، نماینده ویژه ایالات متحده برای مصالحه افغانستان و ملا عبدالغنی برادر، معاون گروه طالبان در قطر امضا شد.

  • ویروس کرونا تا فاصله ۴ متری در هوا منتشر می‌شود

    ویروس کرونا تا فاصله ۴ متری در هوا منتشر می‌شود

    پژوهشی جدید مبتنی بر بررسی نمونه‌های هوا در بیمارستانی که در آن مبتلایان به کووید ۱۹ بستری بودند، نشان داد ویروس کرونا می‌تواند تا مسافت ۱۳ فوت (۴ متر) منتشر شود؛ یعنی دو برابر فاصله‌ای که تا کنون به مردم توصیه می‌شد در مراودات روزانۀ خود با دیگران حفظ کنند.

    نتایج اولیۀ این پژوهش که توسط دانشمندان چینی انجام شده است، روز جمعه در نشریه تخصصی «Emerging Infectious Diseases» ایالات متحده آمریکا منتشر شد.

    در این تحقیقات که با سرپرستی تیمی از آکادمی علوم پزشکی نظامی پکن انجام شده است، پژوهشگران نمونه‌های اولیه را از کف سالن همچنین هوای بخش مراقبتهای ویژه و بخش مربوط به بستری مبتلایان کووید ۱۹ در بیمارستان هاوشن‌شان شهر ووهان جمع آوری کردند.

    آنها دریافتند غلظت میزان ویروسی که در کف زمین وجود دارد بسیار بیشتر از دیگر نقاط است و در توضیح آن گفتند احتمالا دلیل آن جاذبه زمین یا جریان هوا است که باعث شده ذرات ویروس روی کف بیمارستان شناور شوند.

    پس از کف زمین، در بخش‌هایی که امکان تماس دست‌ها بیشتر بوده از جمله ماوس کامپیوترها، سطل‌های زباله، ریل‌های تختخواب و دستگیره درها مقدار قابل توجهی از این ویروس یافت شده است. نیمی از نمونه‌های گرفته شده از کفش‌های کارکنان بخش مراقبتهای ویژه نیز دارای ویروس کرونا بودند. به این ترتیب کفش کارکنان بیمارستان را باید یک حامل ویروس دانست.

    انتقال هوازی کرونا

    تیم تحقیق همچنین «انتقال هوازی» این ویروس را مورد بررسی قرار داد. زیرا برخلاف سرفه و عطسه که باعث خروج قطراتی از دهان و بینی می‌شود و این قطرات پس از چند ثانیه به زمین می‌افتد، چنانچه ویروس قوی باشد آنگاه می‌تواند برای ساعت‌ها در هوا معلق باقی بماند.

    پژوهشگران در این زمینه به غلظت قابل توجهی از ذرات معلق حامل ویروس دست یافتند که در نزدیکی بیمار تا مسافت ۴ متری دیده می‌شدند.

    پیش از انتشار این گزارش نیز برخی کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا از شهروندان خود خواسته بودند که در زمان حضور در اماکن عمومی چهرۀ خود را با ماسک بپوشانند تا از انتقال ویروس حتی از مسیر تنفس و صحبت عادی دیگران نیز جلوگیری شود.

  • گفته بودیم قسم طالبان را باور نکنید!

    گفته بودیم قسم طالبان را باور نکنید!

    یکی از موارد مهمی که از همان ابتدای طرح مذاکرات صلح با طالبان همیشه به عنوان یک  نگرانی و ترس عمومی ذکر می شد بحث اعتماد دو طرفه بود و تمام گام های برداشته شده و اقداماتی که قرار بود برای پیش برد پروسه صلح انجام شود تحت تاثیر این فضا یا به کندی پیش می رفت یا به بن بست می خورد.

    این نکته در مورد امضای توافق نامه صلح امریکا با طالبان نیز سایه انداخته بود و اکنون نیز دامنگیر هر دو طرف قضیه شده است: ایالات متحده و طالبان اگرچه چندی پیش یک توافق نامه صلح چند ماده ای را در حضور برخی کشورها در دوحه قطر امضا کردند اما هیچ یک از ته دل به مفاد آن اعتقادی ندارند و از هر فرصت ممکن برای فریب دادن یکدیگر استفاده می کنند، نه طالبان قصد دارند خشونت ها را کاهش داده صادقانه پای مذاکرات بین الافغانی بنشینند و نه امریکا به این سادگی نیروهایش را از افغانستان خارج می کند.

    در شرایط کنونی ایالات متحده روی کاهش خشونت و اعلام آتش بس از سوی طالبان به عنوان پیش شرط آغاز خروج تدریجی نیروهایش از افغانستان تمرکز کرده و طالبان روی آزادی 5 هزار زندانی اش توسط حکومت افغانستان ایستاده اند.

    در این میان حکومت افغانستان که در کل روند گفت و گوی مستقیم امریکا با طالبان در دوحه قطر که به رهبری زلمی خلیل زاد، نماینده ویژه ایالات متحده در امور صلح افغانستان، به پیش برده شد و در نهایت به امضای توافق صلح با طالبان منجر شد، حضور نداشت اکنون بر سر دو راهی امریکا و طالب مانده است: از یک طرف امریکا فشار وارد می کند که آزادی 5 هزار زندانی طالب بخشی از توافق نامه صلح امریکا با طالبان است و حکومت باید به آن تن در دهد و  از طرف دیگر طالبان است که با سوء استفاده از این تلاش امریکا یک ابزار فشار بر حکومت افغانستان ایجاد کرده است.

    براساس گزارشات هیأت تکنیکی طالبان که برای گفت و گو در مورد رهایی زندانیان این گروه به کابل آمده بود بعد از چند دور گفت و گو این نشست ها را بی نتیجه خواند و کابل را ترک کرد.

    حکومت افغانستان پس از ترک گروه تکنیکی طالبان اما 200 زندانی این گروه را طی دو روز آزاد کرد و قرار است این روند ادامه پیدا کند.

    بر اساس اعلام امنیت ملی افغانستان، این زندانی ها طبق تعهدی که طالبان مبنی بر عدم بازگشت آنان به میادین جنگ سپرده اند از زندان رها شده اند.

    لطیف محمود، معاون سخنگوی ریاست جمهوری، گفته است انتظار این است که طالبان نباید بیش از این تعهد شکنی و بهانه جویی کنند تا این فرصت مهم را از دست ندهند.

    براساس اعلام برخی رسانه ها، برخی زندانیان طالب آزاد شده در لحظه آزادی از جنگ ابراز تنفر کرده گفته اند که صلح آرزوی آنهاست.

    یکی از این زندانی ها گفته است:«ما خو ضایع شدیم، اما فرزندانمان نباید به چنین وضعیتی گرفتار شوند.»

    یک زندانی رها شده دیگر طالبان نیز گفت:«ما به فرمان رئیس جمهور آزاد شده ایم و صلح می خواهیم.»

    اکنون اما آنچه مردم مظلوم افغانستان از آن ترس داشتند اتفاق افتاد: طالبان روز گذشته در کمال بی اعتنایی به نیت نیک حکومت افغانستان و شهروندان کشور برای رسیدن به صلح اعلام کردند که دویست زندانی آزاد شده به این گروه تعلق ندارد و نام آنها در لیست تحویل داده شده به حکومت افغانستان وجود نداشته است.

    در چنین وضعیتی باید گفت که حکومت افغانستان یک بار دیگر گول تعهد طالبان را خورد، گروهی که از ابتدای پیدایش تاکنون بارها و بارها  و حتی با وجود سوگند به قرآن کریم به راحتی حرف خود را خورده و عهد شکسته است.

    حال که 200 جنگجوی طالب از زندان رها شده چه کسی می داند که این افراد به صفوف جنگ علیه نیروهای امنیتی و حملات تهاجمی این گروه به قریه جات و ولسوالی های مختلف در ولایات گوناگون نپیوندند.

    محمد علم ایزدیار، معاون اول مجلس سنا، در این مورد می گوید :«هیچ ضمانتی وجود ندارد که این زندانیان آزاد شده به جنگ نروند.»

    حکومت افغانستان برای نشان دادن حسن نیت خود در به ثمر نشاندن توافق صلح امریکا و طالبان حتی با وجود در حاشیه بودن باز هم اقدام مثبتی انجام داد اما طالبان یک بار دیگر با شیطنت های کثیف خود این حسن نیت حکومت را نادیده گرفته در صدد سنگ اندازی در برقراری صلح در افغانستان است.

    با نگاهی ساده به این نوع رفتار طالبان و افزایش حملات تهاجمی و انتحاری این گروه در ولایات مختلف از جمله حملات مرگبار اخیر این گروه به قریه جات ولسوالی دره صوف در ولایت سمنگان می توان به وضوح دریافت که صلح طالبانی بوی جنگ می دهد و در شاخه گلی که طالب به نشانه صلح می دهد نارنجک جاسازی شده است!

    طالبان اگر دنبال صلح در افغانستان بودند در گام اول آزادی پانزده چهره خطرناکه را تقاضا نمی کرد، پانزده فرد خطرناکی که دستشان تا آستین به خود مردم بی گناه این کشور آلوده است.

    طالبان بارها و بارها نشان داده اند که خود یک ابزار ند و هیچگاه از وحدت نظر و هماهنگی عمل نسبت به صدای صلح خواهی حکومت و مردم افغانستان برخوردار نبوده اند واین بار که با امریکا توافق صلح امضا کرده اند نیز بسیار فریبکارانه و زیرکانه به دنبال اجرای برنامه ارباب خود تطبیق سیطره آن در افغانستان هستند. پس بی جا نیست که بگوییم سوگند طالب را نباید باور کرد و تعهد طالب همان خنجر زدن از پشت است!

  • مشکلات سیاسی در افغانستان باید هرچه سریع تر حل شده مردم در مبارزه با کرونا متحد شوند

    مشکلات سیاسی در افغانستان باید هرچه سریع تر حل شده مردم در مبارزه با کرونا متحد شوند

    نیکلاس کی، نمایندۀ غیرنظامی ناتو برای افغانستان تنش میان محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله را مشکلی جدی می‌داند و از این دو می‌خواهد تا برای رسیدن به توافق از هیچ تلاشی دریغ نکنند.

    آقای کی در گفت‌وگویی ویژه با سلام‌وطندار، از حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، یونس قانونی معاون پیشین رئیس جمهور و عبدالرب‌الرسول سیاف می‌خواهد تا به تلاش‌های‌شان برای حل وضعیت کنونی ادامه دهند و محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله نیز به تلاش‌های میانجی‌گران پاسخ مثبت دهند.

    آقای کی در این گفت‌وگو بر ادامۀ همکاری ناتو با نیروهای امنیتی افغانستان اطمینان می‌دهد و می‌گوید، این سازمان به کمک با نیروهای امنیتی افغانستان و روند صلح این کشور متعهد است. او تأکید می‌کند که طالبان در میدان نبرد پیروز نمی‌شوند و تنها راه رسیدن به صلح، گفت‌وگو است.

    نمایندۀ غیرنظامی ناتو می‌گوید، به خاطر حسن‌نیت به گفت‌وگوهای صلح، شمار نیروهای این سازمان پس از کاهش 4 هزاری، به مرز 12 هزار تن می‌رسد. به گفتۀ آقای کی، تصمیم ناتو مشروط است و چنین تصمیم‌هایی بر بنیاد وضعیت و پیش‌روی گفت‌وگوهای صلح است.

    نیکلاس کی می‌افزاید، طالبان باید به تعهدات خود عمل کنند تا گفت‌وگوهای بین‌الافغانی پیشرفت داشته باشد. کی می‌گوید، پس از صلح نیز ناتو به همکاری‌های خود به افغانستان ادامه خواهد داد. به گفتۀ او، سازمان ناتو در روند صلح افغانستان سرمایه‌گذاری کرده و می‌خواهد پیشرفت‌های این روند را نظاره‌گر باشد.  

    او با اشاره به شیوع اپیدمی کووید 19 می‌گوید که ناتو، همکاران بین‌المللی و حامیان مالی از عملکرد حکومت افغانستان برای مبارزه با این پدیدۀ جهانی حمایت می‌کنند، «این اتحاد بین‌المللی در روزهای آینده برای همه مهم و حیاتی خواهد بود.» این سازمان از مردم افغانستان می‌خواهد به توصیه‌های پزشکی توجه کنند و «در خانه‌ماندن، رعایت فاصلۀ اجتماعی و شستن مرتب دست‌ها با آب‌وصابون» را فراموش نکنند.

    آقای نیکلاس کی می‌گوید، در حال حاضر، طالبان باید بر حملات و کشتار مردم و نیروهای امنیتی نقطۀ پایان بگذارند تا مردم افغانستان بتوانند با خیال راحت‌تری در برابر ویروس کرونا مقابله کنند.

    او تذکر می‌دهد مردم افغانستان شیفتۀ صلح و پیشرفت‌اند و در حال حاضر بهترین فرصت برای تأمین صلح در افغانستان است.

    در حال حاضر، شمار مبتلایان به ویروس کووید 19 در جهان از مرز یک میلیون گذشته و هر روز در حال افزایش است. شما مبتلایان به این بیماری در افغانستان به نزدیک 450 تن می‌رسد.

    نمایندۀ غیرنظامی ناتو در حالی خواستار آغاز گفت‌وگوهای صلح است و در این راستا نخستین کاروان طالبان عصر روز گذشته از زندان بگرام آزاد شدند و قرار است تا پایان امروز کاروان صد نفری دیگر این گروه نیز رها شوند.

    دو روز پیش از این، طالبان هیأت فنی سه نفری خود که برای بررسی آزادی زندانیان به کابل فرستاده بودند را به دلیل تأخیر در آزادی زندانیان به دوحه فراخواندند. اما پیش از تحقق این تصمیم، محمداشرف غنی دستور آزادی زندانیان طالبان را صادر کرد.

  • طالبان تا جنگ باشد با صلح بیگانه اند

    طالبان تا جنگ باشد با صلح بیگانه اند

    روز سه شنبه نوزدهم حمل، گروه طالبان اعلام کرد رهایی زندانیان این گروه، به بهانه‌های مختلف به تعویق می‌افتد و دیگر تیم فنی این جریان در کابل در نشست‌های بی‌نتیجه با دولت اشتراک نمی‌کند.

    به دنبال آن، عبدالمتین بیگ رییس اداره مستقل ارگان‌های محلی گفت طالبان برای اولین مرحله رهایی زندانیان‌ خود، فهرست ۱۵ نفری از فرماندهان جنگی‌شان را به حکومت دادند که «عملا دست‌شان به خون مردم آغشته است».

    او گفت رهایی این زندانیان ممکن نیست و دولت حاضر شده ۴۰۰ نفر از زندانیان کم‌خطر این گروه را رها کند، اما طالبان قبول نمی‌کنند.

    به این ترتیب، روند آزادی زندانیان طالبان همچنان که پیش‌بینی می‌شد با مشکل جدی مواجه شده و انتظار نمی‌رود به زودی و آسانی آغاز شود؛ زیرا قطع مذاکرات طالبان با دولت در زمینه آزادی زندانیان این گروه، نشان‌دهنده این واقعیت است که آنچه به عنوان پیش‌شرط آغاز مذاکرات بین‌الافغانی در توافقنامه صلح امریکا و طالبان درج شده، فاقد زمینه‌های سریع عملیاتی شدن است.

    سخنان رییس ارگان‌های محلی هم مبین این حقیقت است که طالبان تلاش می‌کنند شرایط خود را به صورت یکجانبه بر دولت افغانستان تحمیل کنند؛ چیزی که نه‌تنها به پیشرفت در جهت رسیدن به توافق صلح کمک نمی‌کند، بلکه راه رسیدن به تفاهم در هر سطحی را دشوارگذارتر می‌کند.

     تأکید طالبان بر آزادی ۱۵ فرمانده مهم این گروه نشان دهنده سر باز زدن آنان از تسهیل و تسریع روند مذاکرات صلح است؛ زیرا پافشاری بر آزادی ۱۵ فرمانده کلیدی بیش از آن‌که معطوف به زمینه‌سازی برای صلح باشد، مبتنی بر تقویت عقبه نظامی و توان مدیریتی این گروه در میدان جنگ است. به علاوه، آزادی فرماندهان دانه‌درشت و محوری طالبان از زندان در بُعد سیاسی نیز توازن چانه‌زنی با دولت را به نفع طالبان به هم می‌زند و دست دولت را در میز مذاکره نیز خالی می‌کند.

    تجربه پیشینی دولت افغانستان در زمینه آزادی انس حقانی نیز نشان می‌دهد که آزادی بدون قید و شرط زندانیان طالبان، به ویژه فرماندهان ارشد این گروه نه‌تنها سودی به حساب سیاسی افغانستان واریز نمی‌کند، بلکه بستر تقویت اردوگاه دشمن را نیز فراهم می‌سازد؛ آنچنان که با آزادی انس حقانی، تنها اتفاقی که افتاد آزادی دو استاد امریکایی از اسارت طالبان بود.

    طبیعی است که همراهی امریکا با طالبان در اعمال فشار بر دولت افغانستان برای آزادی زندانیان این گروه برآمده از تعهد واشنگتن در توافقنامه صلح با طالبان مبنی بر آزادی ۵ هزار زندانی این جریان است، اما این چیزی نیست که الزامی برای کابل به دنبال بیاورد. دولت افغانستان همچنان که در مذاکرات طولانی قطر دور زده شد و در حاشیه قرار گرفت پس از آن نیز هیچ تعهدی نسبت به مواد و مفاد توافقنامه صلح امریکا ـ طالبان ندارد.

    بر این اساس، اتخاذ هرگونه رویکردی از سوی طالبان در قبال آزادی زندانیان این گروه، بی‌مبنا و فاقد توجیه و اعتبار حقوقی است در حالی که مسئولیت دولت دفاع از حقوق مشروع مردم افغانستان و دستاوردهای ارج‌مند مادی و معنوی آن در نزدیک به دو دهه گذشته است نه ارجحیت دادن به منافع استراتژیک حامیان خارجی و داخلی طالبان.

    دید

  • کابل در قرنطینه کامل، همه جا بوی سکوت و نگرانی می دهد

    کابل در قرنطینه کامل، همه جا بوی سکوت و نگرانی می دهد

    صبح زود از خانه می‌برایم. هوا بهاری، ملایم و آفتابی است و انتظار روز خوبی می‌رود، ولی همین که از کوچه به خیابان می‌رسم تازه به یادم می‌آید که همه جا در تسخیر کرونا است، موجودی که «اشرف مخلوقات» را به چالش کشیده است.
    ساعت پیش از هشت صبح است. همه ناگزیر به کار در خانه شده‌اند. من نیز می‌خواستم در خانه کار کنم ولی، وقتی لبتابم را روشن کردم که بیبنم خبرها از چی قرار است، انترنت آن قدر ضعیف بود که حتا برای یک دقیقه هم وصل نشد. از برق هم که همیشه خدا در برچی خبری نیست. از خانه به خیابان زدم.
    در خیابان با خود مونولوگ داشتم: شاید به قاطعیت گفته بتوانم که نامنظم ترین برق در جهان، سیستم توزیع برق برچی (غرب) کابل است.


    در خیابان هستم. حس تعلیق و تنهایی و سکوت در هم آمیخته است. جاده‌ای که در همین چند روز پیش یکی از مزدحم ترین مناطق کابل بود، اکنون تبدیل شده به کوره راه سکوت و تعلیق؛ حسی توام با اضطراب و ترس. ترسی که از موجودی به شدت کوچک بر می‌خیزد.

    نیروهای امنیتی تنها موجوداتی هستند که در جای جای خیابان به چشم می‌خورند. حس می‌کنی از خطوط قرمز رد شده و قوانین حکومت نظامی را زیر پا گذاشته‌ای. با دیدن پولیس دلم می‌زند. با خود می‌گوید حتما برخورد بدی خواهند کرد. کارتم را به گردنم انداختم و به راهم ادامه دادم.
    همین که کمی پیشتر رفتم چند پولیس یک جایی گفتند: کجا به خیر!
    گویی جنایت کاری باشم که از قانون قرار گرفته باشد. سخت ترسیدم و می خواستم فرار کنم ولی انگار که گیر افتاده باشم. میخکوب شد.
    پس از لحظاتی، طولانی، طولانی تر از آن که در واقعیت می‌گذرد به خود آمدم و گفتم: دفتر می‌روم.
    پولیس خندید.
    پولیس گفت: تمام ادارات رخصت است.
    گفتم کارمند رسانه‌ هستم ما رخصت نیستیم و باید کار کنیم.
    گفت: کار داری( شاید پولیس هم از دیدن من یکه خورده بود و نمی‌دانست چه بپرسد)
    گفتم آری.
    کارتم را نشان دادم و اجازه داد بروم.
    گفتند مواظب خودت باش که شرایط خیلی خطرناک است منم خداحافظی کرده به راهم ادامه داد.
    در ادامه راه به پل سوخته رسیدم. به نظرم عجیب بود این ساحه، بارها از آن گذشته بودم و نوعی معتاد آن بودم. هیچگاه چنین خلوت و خالی ندیده بودم. این بار چیزی دیگر بود انگار. مات و مبهوت بود پل سوخته.
    وقتی رسیدم موترهای آتش‌نشانی و زرهی مقامات دولتی خیلی زیاد بود. گویی تنها موجودات زمین رنجر است و پولیس.
    نزدیک تر رفتم، باز هم اجازه ندادند که نزدیک شوم. گفتم خبرنگار هستم و کارتم را که دیدند، اجازه دادند نزدیک شوم.
    پیشتر که رفتم، دیدم که چند تن از مقامات بلند پایه کابل با موترهای ضد گلوله و یک تیم امنیتی خیلی مجهز در ساحه است و با رسانه ها صحبت می‌کنند
    پاکبانان شهرداری هم بودند. نیروی ویژه خط اول مبارزه با کرونا در خیابان‌های شهر- گویی تصمیم بر این بود که همه جا ضد عفونی شود.
    چند عکس گرفتم. می‌خواستم بیشتر عکس بگیرم ولی اجازه نیافتم. وضعیت به شدت شکننده و اضطراب آور بود. به راهم ادامه دادم تا به دفتر برسم.
    از آنجا به گولایی دواخانه رسیدم- میعادگاه عاشقان و دلباختگان غرب کابل. مثل ساحات دیگر خالی بود. از عاشقان خبری بود نه از خیل عظیم دستفروشان و رانندگان و سر و صداهای شاگردان موترها.
    به راهم ادامه دادم. نزدیک‌ ده صبح شده بود. اکنون از نسیم ملایم سحری خبری نبود. هوا به شدت گرم شده و نور و گرمای آفتاب اذیت کننده بود.
    پل سرخ هم خالی از سکنه بود. گویی بادی آمده و همه را با خود برده است. پل سرخی که قلب تپنده روشن فکری کابل است. سرزمین کافه‌ها و فرهنگ و هنر و ادبیات و فلسفه و اندیشه….
    قرنطین به شدت حکومت نظامی اجرا می‌شود. اکنون در کوچه ششم کارته سه هستم. نزدیک دفتر. داخل می‌روم. به کار آغاز می‌کنم.
    در دفتر با خود گفتم: موجودی کوچک «اشرف مخلوقات» را این چنین زمین گیر کرده است. به خود نیشخند زدم.

    خبرگزاری دید

  • ترامپ از اختلافات سیاسی در افغانستان به دنبال جایزه صلح نوبل است

    ترامپ از اختلافات سیاسی در افغانستان به دنبال جایزه صلح نوبل است

    در روزهای اخیر ابعاد تازه‌ای از پشت پرده نارضایتی واشنگتن از حل نشدن اختلافات میان اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان و عبدالله عبدالله رییس اجرایی پیشین افغانستان و معطل ماندن اجرای توافقنامه صلح امریکا و طالبان مشاهده شده است.
    شبکه ان‌‌بی‌سی امریکا به تازگی فاش کرد که دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا دو هفته پیش به طمع به دست آوردن جایزه صلح نوبل، مایک پمپئو وزیر خارجه‌ را با یک اخطار به کابل فرستاد.
    دو مقام فعلی و پیشین مطلع به شبکه خبری ان‌بی‌سی گفتند آقای ترامپ به طور خصوصی به همکارانش فشار آورده بود که با ترتیب یک نمایش پرآوازه برای او در توافق صلح و ختم جنگ افغانستان، او جایزه صلح نوبل را ببرد.
    رییس جمهور امریکا در نوامبر ۲۰۱۹ می‌خواست برخی از رهبران طالبان را به کمپ‌ دیوید دعوت کند که با افزایش حملات طالبان و کشته شدن یک سرباز امریکایی مذاکرات با طالبان را متوقف ساخت.
    اما یک مقام ارشد گفت مشاوران رییس جمهور به او گفتند صلح افغانستان «یک روند کند، لرزان و زشت» دارد و رییس جمهور نباید با یک توافق شکننده خود را مواجه سازد.
    دو روز پیش نیز خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع در واشنگتن خبر داد کاهش یک میلیاردی کمک‌های امریکا از «بودجه سه ربع سال جاری» نیروهای امنیتی افغانستان، کسر خواهد شد.
    بیشتر این کمک برای پرداخت معاش، غذا، سوخت، تجهیزات و زیرساخت‌ها برای حمایت از سربازان ارتش و پولیس مصرف می‌شود.
    این مقام‌ها گفتند که ‌آقای ترامپ شخصاً پیام اخطار را قبل از این که مایک پمپئو وارد کابل شود، داده بود.
    این مقام‌ها گفتند دونالد ترامپ از برآورده نشدن انتظاراتش عصبانی است.
    سخنگویان کاخ سفید، وزارت خارجه امریکا و مایک پمپئو در این مورد اظهار نظری نکردند.
    به گفته مقامات، پومپئو به عبدالله گفته بود «او باید از غنی حمایت کند.» و پیام رییس جمهور امریکا را رسانده که «تنها یک تیم از کابل» بیاید.

    عبدالله عبدالله نیز از جلساتش با مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا یاد کرد و گفته بود پمپئو «به قصد میانجیگری نیامد»، بلکه خواست «برای حل فوری بحران سیاسی جداً تاکید کند».

    همچنین آقای عبدالله گفت پمپئو از او و آقای غنی خواسته که خودشان راه‌حل پیدا کنند: «طریق و روش‌اش را به ما واگذار کرده اند».
    ان بی سی گزارش می‌دهد یک مقام دیگر گفت واشنگتن «امیدوار» بود که اخطار رییس جمهور امریکا موثر واقع شود.
    این مقام‌ها گفتند دونالد ترامپ در هفته‌های اخیر از برآورده نشدن انتظاراتش در افغانستان عصبانی است.