دسته: برگزیده ها

  • 2 و نیم میلیون افغانی از پول کرایه داوطلبان اردوی ملی حیف و میل شده است

    2 و نیم میلیون افغانی از پول کرایه داوطلبان اردوی ملی حیف و میل شده است

    قوماندانی عمومی جلب‌ و جذب وزارت دفاع ملی در کابل حدود دو میلیون افغانی از پول کرایه‌ انتقال داوطلبان اردوی ملی که به هدف آموزش و پرورش در سال ۱۳۹۷ از ولایت‌ها به مرکز انتقال یافته‌اند را حیف‌ومیل کرده است.

    براساس یافته‌های روزنامه ۸صبح، این پول از کرایه انتقال بیش از سه هزار داوطلب که قرار بود در سال ۱۳۹۷ از ۳۱ ولایت کشور به کابل بیایند، به جیب مسوولان رفته است. این مسوولان هرچند در سطح ولایت‌ها از بخش‌های ترانسپورتی نرخ گرفته‌اند، اما در زمان رسید آن، پول کرایه را بیش‌تر از حد معین در فهرست درج کرده‌اند. وزارت دفاع ملی در مورد حیف‌ومیل پول توسط قوماندانی عمومی جلب و جذب این وزارت چیزی نمی‌گوید. مسوولان در این قوماندانی اما حیف‌ومیل پول را رد می‌کنند و آن را اتهام می‌خوانند. اعضای مجلس نماینده‌گان در سهم خود به این نتیجه رسیده‌اند که نیروهای امنیتی افزون بر پیش‌برد نبردها، به جنگ فساد نیز بروند.

    در سال ۱۳۹۷، بیش‌تر از سه ‌هزار داوطلب اردوی ملی از ۳۱ ولایت به مرکز انتقال یافتند. در جدول توزیع کرایه‌ برج سرطان همان سال، قوماندانی عمومی جلب‌ و جذب کابل مقدار پول کرایه‌ هر داوطلب را بیش‌تر‌ از کرایه‌ای که از سوی شرکت‌های مسافربری گرفته شد، درج کرده است. در این جریان هر داوطلب در بدل ۵۰۰ تا ۷۰۰ افغانی از ولایت‌ها به کابل انتقال داده‌ شده‌ است، اما مسوولان در قوماندانی عمومی جلب و جذب کابل پول کرایه آنان را از یک ‌هزار تا نزدیک به دو هزار افغانی حساب و رسید کرده‌اند.

    دگروال عبدالقدیر، قوماندان جلب ‌و جذب نمبر دوم کندز، طی مکتوبی که تاریخ آن مشخص نیست، از شرکت مسافربری نوی کندز درباره‌ کرایه‌ انتقال یک نفر داوطلب از ولایت کندز تا قوماندانی عمومی جلب‌ و جذب کابل معلومات خواسته‌ است. در این مکتوب آمده است: «از بدو تاسیس اداره موقت جمهوری اسلامی افغانستان تا الحال [ ۱۳۹۷] فی نفر مجلوب از قوماندانی جلب و جذب نمبر اول و نمبر دوم ولایت کندز الی کابل قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب [کابل] به چند افغانی انتقال گردیده و اکنون شرکت محترم فی نفر مجلوب را از شهر کندز الی کابل قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب به چند افغانی آماده انتقال می‌باشد؟»

    این شرکت در پاسخ نوشته‌ است که یک نفر داوطلب اردوی ملی را از زمان تاسیس اردوی ملی تا سال ۱۳۹۵ در بدل ۴۵۰ افغانی و از سال ۱۳۹۵ تا برج قوس ۱۳۹۷ در بدل ۶۵۰ افغانی، از کندز تا قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب کابل انتقال داده است. با این حال هیات تشکیل ‌شده از سوی قوماندانی عمومی جلب‌ و جذب اردوی ملی در جدول توزیع کرایه‌ برج سرطان سال ۱۳۹۷، کرایه‌ انتقال یک نفر داوطلب از قوماندانی نمبر دوم کندز تا قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب شهر کابل را یک ‌هزار افغانی حساب کرده‌ است. بدین ترتیب در کرایه‌ هر فرد ۳۵۰ افغانی و در کرایه‌ ۱۶۰ داوطلب انتقال یافته به کابل ۶۰ هزار افغانی تفاوت دیده می‌شود.

    از سوی‌ دیگر برید جنرال عبدالبصیر سمندانی، معاون تفتیش قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب بدخشان و دگروال غلام‌سرور عباسی، مدیر این قوماندانی، طی مکتوبی که تاریخ صدور آن مشخص نیست، از شرکت مسافربری نوی کوهسار مقیم بدخشان خواسته‌اند که در‌باره‌ انتقال هر نفر داوطلب از بدخشان تا کابل معلومات دهد. در این مکتوب آمده است: «از سال‌های قبل الی ۱۳۹۷ شما فی نفر مجلوبین قوماندانی جلب و جذب ولایت بدخشان را الی کابل به قوماندانی عمومی جلب‌ و جذب واقع پل‌چرخی به چند افغانی انتقال داده‌اید و فعلاً فی نفر را مبلغ چند افغانی از بدخشان الی کابل به قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب آماده انتقال می‌باشید؟»

    این شرکت در پاسخ نوشته ‌است که از سال ۱۳۸۷ تا سال ۱۳۹۶ هر نفر داوطلب را از قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب بدخشان تا قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب کابل در بدل ۷۰۰ افغانی انتقال داده‌ و اکنون نیز در بدل ۷۰۰ افغانی انتقال می‌دهد. این در حالی است که در جدول توزیع کرایه‌ برج سرطان سال ۱۳۹۷ قوماندانی جلب‌ و جذب کابل، کرایه‌ هر نفر داوطلب اردوی ملی از بدخشان تا کابل ۱۳۵۰ افغانی رسید شده ‌است. بدین ترتیب از کرایه‌ هر نفر ۶۵۰ افغانی و از کرایه‌ ۲۰۴ نفر انتقال یافته از بدخشان به کابل در سال۱۳۹۷،  بیش از ۱۳۲ هزار افغانی حیف‌ومیل شده است.

    هم‌چنان محمدنادر عظیمی، قوماندان جلب ‌و جذب ولایت هرات، در شانزدهم  ثور ۱۳۹۶ طی مکتوبی از ریاست تنظیم ترانسپورت زمینی ولایت هرات خواسته ‌است که درباره‌ کرایه‌ انتقال هر نفر مجلوب یا داوطلب از هرات به کابل معلومات دهد. در این مکتوب آمده است‌: «کرایه انتقال هر یک مسافر از هرات الی کابل مبلغ به چند افغانی می‌شود تا بعد از معلومات شما اجراآت که در نظر است، عملی گردد.» این ریاست در پاسخ نوشته ‌است که کرایه‌ هر نفر از هرات به کابل ۹۰۰ افغانی است. این در حالی است که در جدول توزیع ترانسپورت قوماندانی جلب‌ و جذب کابل، کرایه‌ انتقال هر نفر داوطلب از ولایت هرات به کابل ۱۴۰۰ افغانی درج شده ‌است. با این حساب در کرایه‌ انتقال هر نفر مجلوب یا داوطلب از ولایت هرات به کابل ۵۰۰ افغانی و در مجموع کرایه ۲۴۰ داوطلب انتقال شده به کابل ۱۲۰ هزار افغانی تفاوت دیده می‌شود.

    در کنار این، بهادرخان رستاقی، قوماندان جلب‌ و جذب ولایت تخار، در بیست‌وپنجم سرطان ۱۳۹۸ طی مکتوبی از مدیریت ترانسپورت این ولایت درباره‌ مقدار کرایه‌ هر نفر داوطلب اردوی ملی از این ولایت تا کابل معلومات خواسته ‌است. مدیریت ترانسپورت ولایت تخار در پاسخ نوشته ‌است که کرایه هر نفر داوطلب اردوی ملی از تخار تا پل‌چرخی کابل ۷۰۰ افغانی است. این در حالی است که در جدول توزیع کرایه‌ از سوی هیات قوماندانی عمومی جلب ‌و جذب اردوی ملی، کرایه‎‌ هر نفر از ولایت تخار تا کابل ۱۲۰۰ افغانی رسید شده ‌است. بدین ترتیب در کرایه‌ هر داوطلب ۵۰۰ افغانی و در کرایه‌ مجموع ۲۰۵ داوطلبی که در سال ۱۳۹۷ به کابل انتقال یافته‌اند، ۱۰۲ هزار و ۵۰۰ افغانی تفاوت وجود دارد.

    با این حساب در مجموع سال ۱۳۹۷، بیش‌تر از سه‌هزار داوطلب اردوی ملی، به خاطر آموزش و پرورش از ۳۱ ولایت کشور به مرکز انتقال یافته‌اند که در این گیرودار، نزدیک به دوونیم میلیون افغانی از پول کرایه آنان به جیب افراد مسوول رفته ‌است. روزنامه ۸صبح هرچند جزییات دیگر ولایت‌ها را نیز در اختیار دارد، اما به چند مورد آن به عنوان نمونه اکتفا می‌کند.

    در پیوند به این موضوع، فواد امان، معاون سخنگوی وزارت دفاع ملی، حاضر به گفت‌وگو با ۸صبح نشد. جگرن مصطفا رحیمی، مسوول مطبوعات قوماندانی عمومی جلب‌ و جذب وزارت دفاع، اما این موضوع را رد می‌کند و آن را اتهام می‌خواند. او می‌گوید: «در قوماندانی جلب ‌و جذب همه کارها به رویت اسناد انجام شده ‌است و در هر اداره افرادی هستند که به خاطر نام‌بدی اداره اتهام وارد می‌‌کنند. یک نورم تعیین شده ‌است که ما نمی‌توانیم دست‌کاری کنیم.»

    اعضای مجلس: جنگ و فساد از سربازان قربانی می‌گیرد

    شماری از اعضای مجلس با انتقاد از مسوولان حکومتی، می‌گویند که این مسوولان در فسادهای بزرگ دست دارند. به باور آنان، فساد و جنگ دو عاملی ا‌ست که همواره از سربازان و شهروندان افغانستان قربانی می‎‌گیرد و مسوولان در این پیوند اقدام جدی نمی‌کنند. گل‌احمد نورزاد، نماینده مردم نیمروز در مجلس نماینده‌گان، به روزنامه‌ ۸صبح گفت که فساد در حکومت و به ویژه در نهادهای عایداتی و تدارکاتی به ‌اوج رسیده و در جریان بیست‌ سال گذشته با فاسدان هیچ‌گونه برخورد قانونی صورت نگرفته ‌است. او افزود که اگر این افراد محکمه هم شوند، دوباره در بدل پول آزاد می‌شوند. به باور نورزاد، جنگ از یک سو و فساد از سوی دیگر از سربازان و  مردم افغانستان قربانی می‌گیرد و حکومت نیز به دلیل جمع کردن مفسدان در کنار خود، در مبارزه با این پدیده ناکام بوده است.

    از سوی دیگر، غلام‌فارق نظری، نماینده مردم هرات در مجلس نماینده‌گان، نیز از بی‌توجهی حکومت در مبارزه با فساد انتقاد می‌کند و می‌افزاید که حکومت باید افراد متعهد را به اداره‌ها معرفی کند. او می‌افزاید: «زمانی ‌که سربازان شکم ‌گرسنه و با لباس و امکانات ناچیز در ولایت‌ها و ولسوالی‌ها وظیفه اجرا می‌کنند، اما مسوولان از حق آنان دزدی می‌کنند، این کار سبب می‌شود که آنان از نظام دل‌سرد شوند و ولسوالی‌ها و ولایت‌ها سقوط کند.»

    قانون چه می‌گوید؟

    وحید فرزه‌یی، کارشناس مسایل حقوقی، در گفت‌وگو با روزنامه‌ ۸صبح، تصریح می‌کند که جرم اختلاس یکی از بحث‌های جرم‌های فساد اداری و قابل تعقیب عدلی و قضایی ا‌ست. او می‌افزاید که هرگاه حکم محکمه در قبال جرم اختلاس صادر شود و حکم قطعی باشد، شخص به حبس محکوم می‌شود و مجازات نقدی نیز در پی دارد. به گفته او، در صورتی‌ که وجه اختلاس شده معلوم باشد، اگر یک نفر باشد یا چندین نفر، به گونه مساویانه همه‌شان محکوم به پرداخت پول اختلاس شده هستند و معادل آن به جریمه‌ نقدی نیز محکوم می‌شوند. فرزه‌یی گفت که هرچند قانون درباره جرم اختلاس وضاحت داده ‌است، اما بیش‌تر اوقات با وجود صادر شدن حکم، این حکم بالای فرد تطبیق نمی‌شود.

    در ماده ۳۸۸ «کود جزا» نیز آمده است که اگر مسوولان استخدام شده در نهادهای دولتی یا خصوصی برای انجام خدمات عامه دست به اختلاس دارایی‌های شخصی یا دارایی‌های یک نهاد بزنند، مجازات می‌شوند. در ماده ۳۹۱ «کود جزا» نیز تصریح شده است که اگر اختلاس تا ۱۰۰ هزار افغانی باشد، شخص اختلاس‌کننده به حبس متوسط تا دو سال محکوم می‌شود. این حکم در اختلاس بیش از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار افغانی به حبس متوسط بیش از دو سال، در بیش از ۵۰۰ هزار تا یک میلیون افغانی باشد به حبس طویل تا ده سال،  در بیش از یک میلیون تا ۱۰ میلیون افغانی به حداکثر حبس طویل و در در بیش از ۱۰ میلیون افغانی به حبس دوام درجه دوم محکوم می‌شود.

    پیش از این ادعاهایی مبنی بر حیف‌ومیل پول کرایه و اعاشه سربازان در رسانه‌های اجتماعی دست به دست شده است. حکومت نیز در نشست جینوا به کشورهای کمک‌کننده وعده داده بود که بر ضد فساد مبارزه می‌کند. گفتنی است که مبارزه با فساد، یکی از شرط‌های ادامه کمک‌های جامعه جهانی برای افغانستان عنوان شده است.

  • سیگار: پس از توافق دوحه طالبان خشونت ها در افغانستان را افزایش داده اند

    سیگار: پس از توافق دوحه طالبان خشونت ها در افغانستان را افزایش داده اند

    شبکۀ تلویزیونی (سی.ان.ان) امروز (چهارشنبه، ۲۷ حوت) در گزارشی آورد جان سبکو، رییس سیگار این موضوع را در نشست کمیتۀ امنیت ملی کنگرۀ امریکا مطرح کرده است. به نقل از این گزارش، آقای سبکو گفته است پس از توافق دوحه تغییرات چندانی در رفتار خشونت‌‌آمیز طالبان وارد نشده است.

    بازرس ویژۀ امریکا افزوده است که در حال حاضر فعالیت‌های گروه‌های تروریستی دیگری در افغانستان نظیر داعش و القاعده هرچند تاحدی فروکش کرده است، اما هنوز هم این گروه‌ها خطر‌ جدی شمرده می‌شوند. او با اشاره به مشارکت زنان افغانستان در روند صلح خاطرنشان ساخته است که پرسش‌های جدی نسبت به حفظ حقوق و دستاوردهای زنان در روند جاری صلح این کشور مطرح دارد.

    این اظهارات بازرس ویژۀ امریکا برای بازسازی افغانستان در حالی مطرح می‌شود که تا یک روز دیگر قرار است نشستی در مورد صلح افغانستان در مسکو برگزار شود.

  • خون فرزانه دامان قاتل را می گیرد

    خون فرزانه دامان قاتل را می گیرد

    چندی پیش وحید قتالی، والی هرات به بهانه دستگیری افراد مسلح غیرمسئول با بهره گیری از نیروهای امنیتی به محل زندگی حبیب غوریانی در شهرک جبرئیل هرات حمله کرد.

    در این درگیری که ساعت ها طول کشید چندین نفر کشته و زخمی شدند. یکی از کشته شدگان این رویداد خونین دختر هفت ساله ای به نام فرزانه بود.

    یکی از شهروندان هرات اما در  واکنش به کشته شدن فرزانه، ابراز همدردی با خانواده وی و دادخواهی نامه ای سرگشاده به والی هرات نوشته است.

    زکریا فصیحی در این نامه خطاب به والی هرات می گوید خون فرزانه شهید دامان قاتل را خواهد گرفت.

    این شهروند هراتی می نویسد:«جناب والی صاحب قتّالی! امیدوارم درد وجدانتان تشدید شده باشد. میدانید که مظلوم همین‌که انسان باشد و کشته شود، به نحوی خونش دامان قاتل را خواهد گرفت. امیدوارم دیگر در قتل مردم اصرار و اسراف نکنید. «فَلَا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُورًا». (الإسراء/۳۳)

    جناب والی! من در آیینه چشمان بادامی فرزانه، عکس دختر هفت‌ساله خود را می‌بینم. شما چطور؟ نگاه تیز کودکانه‌اش را، موهای آویخته بر پیشانی‌اش را، تبسم کمرنگ نشسته بر لبانش را و روسری سبز روشنش را وقتی در خون تصور می‌کنم، بندبند وجودم درد می‌گیرد. بندبند وجود شما چطور؟ به سوزش جای تیر داغ سربازانتان در جان فرزانه که می اندیشم، جانم سوزش می‌گیرد. جان شما چطور؟ در خون دست‌وپا زدنش را، از ترس و درد فریاد زدنش را، ناگهان خاموش شدنش را، راه افتادن خونش در سرک توحید جبرییل را، کفن شدنش را، زیر خاک خفتنش را، ضجه و اشک و دل گداخته مادر زخمی اش را اگر به هوش بیاید، جگر پردرد پدر نداشته اش را وقتی تصور می‌کنم، لعنت می‌فرستم به آن تیری که بدن نازک فرزانه را شکافت. باز می‌گویم تیر که شاهین یا باز گرسنه نبود که برای شکار و بردن و خوردن فرزانه از آسمان هجوم آورده باشد. بلکه از تفنگی و از دستی رها شده بود. به حجم کوچک بدن فرزانه می‌اندیشم که نشان بزرگی نبود، ولی از نگاه تیز و دقیق سربازتان، مخفی نماند که نماند.

    زکریا فصیحی در بخش دیگری از نامه اش خطاب به والی هرات می نویسد:« به آن سرباز وظیفه‌شناس وطن فکر می‌کنم. چقدر دقیق فرمان مافوقش را اجرا کرد. چقدر دقیق شکارش را قراول گرفت. جناب والی! از او نپرسیدید وقتی یک چشم را بستی، با چشم دیگر تفنگت را عیار کردی و خواستی ماشه را بچکانی، وجدانت کجا بود؟ خون ریختن و جان گرفتن برای یک سرباز مسلمان همین‌قدر آسان است؟ اگر هنوز پدر نبود، انسان که بود. نکند دیو آدمخوار بوده نه سرباز افغانستانی؟ ننگ و نفرین بر چنین سرباز وظیفه‌شناسی! حتی اگر مطمئن هم بود که فرزانه دختر غوریانی است، باز «وجدانا» حق نداشت، او را به جرم پدرش از دم تفنگ بگذراند. نکند شما برای آدم کشتن در جبرییل، جایزه تعیین کرده بودید، جناب والی؟»

    جناب والی! حالا فرزانه زیر خاک آرمیده در حالیکه چشمان بادامی و گونه‌های گلگونش مستحق بوسه‌های پدر و مادرش بود نه مستحق خاک نمناک گور. امیدو امیدوارم دختران شما جلو چشم پدر قد بکشند. به آرزوهای خود برسند و امید پدر و مادرشان باشند. داغ پدر بی‌رحم خود را نبینند. زندگی‌شان شاداب و شیرین باشد، ولی جناب والی! حتماً «دیدی که خون ناحق پروانه شمع را/ چندان امان نداد که شب را سحر کند». فرزانه یک پروانه است که مظلومانه در آتش تعصب و بی‌تدبیری شما و سربازانتان سوخت و خاکسترش در خاک جبرییل دفن شد.

    راستی نکند در کدام فیلم جنایی/ پلیسی دیدید که برای دستگیری یک نفر (به قول شما مجرم یا کسی که شاکی خصوصیِ حقوقی دارد)، یک لشکر نظامیِ مجهز گسیل می‌شود.

  • افغانستان دست‌خوش تحولات شخص محور

    افغانستان دست‌خوش تحولات شخص محور

    افغانستان کشوری ست متشکل از اقوام مختلف. این مسأله علی رغم برخی خوبی هایی که داشته همواره با مشکلاتی نیز همراه بوده است و گهگاهی ابزار دست استفاده جو ها از جمله سیاسیون شده است. برخی سیاسیون که پسوند رهبری برخی از احزاب را نیز با خود یدک می کشند چنان بر مقدرات یک قوم مسلط شده اند که هرگونه تغییر در آن مستلزم کسب اجازه از رهبر قومی باشد. در این میان اما تمام امتیازات به جیب رهبران قومی رفته مردم از بسیاری امکانات و امتیازات بی بهره می مانند.

    سالم حسنی، مشاور ارشد رئیس جمهور غنی، طی یادداشتی فیس بوکی در این زمینه می نویسد:«جامعه افغانستان به شدت سنتی است. یکی از مشخصات روشن جامعه سنتی، شخصیت محوری است. همیشه تحولات بر محور اشخاص و تصمیم‌گیری آنان می‌چرخد. مردم نقش پیرو و قربانی را دارند. به همین جهت، مردم به جای جستجوی راه نجات، منتظر یک سوپر من(ابر انسان) هستند تا از غیب برون آید و کاری بکند.»

     این وضعیت، زمینه را برای شعارها و رفتارهای پوپولیستی فراهم می‌کند. یکی از میدان‌های بازی‌های پوپولیستی، قهرمان‌بازی و قهرمان‌سازی قومی‌است. این‌که قهرمان‌های افغانستان، اکثرا قومی‌اند ، نه ملی، ناشی از همین واقعیت است. متاسفانه این یک واقعیت است که قهرمان یک قوم، منفور دیگر اقوام است؛ زیرا قهرمان‌های قومی، با استفاده از اهریمن‌نمایی اقوام دیگر، قوم خود را در معرض خطر و خود را نجات دهنده تعریف می‌کند. و این سلسله و دوستان، همچنان ادامه دارد.

    آقای حسنی در پایان می افزاید:«اکنون که افغانستان در آستانه یک تحول دیگر فرار دارد، بازهم از مردم و سیستم مردم‌محور خبری نیست. سوگمندانه باید گفت که تحولات شخص محور، با تکیه بر شخصیت‌های کهنه‌اندیش، یک بار دیگر ما را در مسیر قهقرایی قرار خواهد داد.»

  • چرا علیپور و شرکایش قالب گریز هستند؟

    چرا علیپور و شرکایش قالب گریز هستند؟

    چندی پیش ماجرای درگیری نیروهای امنیتی با مردمی که در اعتراض به وضعیت بد امنیتی در بهسود تظاهرات کرده بودند خبر سازد شد.

    حکومت در واکنش به این رویداد افراد مسلح غیر مسئول و به ویژه فرمانده علی پور را دلیل اعزام نیروهای امنیتی به بهسود عنوان کرد و برای دلجویی از مردم فرمانده پولیس این ولسوالی را به کابل فرا خواند و از کار برکنار نمود.

    سالم حسنی، مشاور ارشد رئیس جمهور، اما معتقد است که فرمانده علی پور و شرکایش قانون گریز هستند.

    وی طی یادداشتی فیس بوکی عنوان می کند:«حکومت بارها از طریق‌های گوناگون به علیپور پیشنهاد کرد که بیاید نیروهایش را در قالب نیروی خیزش مردمی، یا پولیس محلی و یا اردوی منطقه‌ای تنظیم کند. وقتی نیرو در یک قالب خاص تنظیم شود، هرگونه امکانات جنگی از قبیل تانگ، رنجر و انواع سلاح و مهمات در اختیار شان قرار خواهد گرفت. در این صورت، نیرو هم مردمی‌است چون از مردم محل تشکیل می‌شود و هم حکومتی است؛ چون توسط حکومت تجهیز و اداره می‌شود. از مردم دفاع صورت می‌گیرد، بدون این‌که هزینه‌ای بر مردم تحمیل شود. این پیشنهاد مورد حمایت مردم هم هست؛ چون در این صورت نگران کمبود تجهیزات و مخارج جبهه نیستند. پیامد خوب دیگر این طرح این است که میان علیپور و اداره محلی حکومت هماهنگی و همکاری ایجاد می‌شود و بین شان تنش و تقابل به وجود نمی‌آید. فایده دیگر این پیشنهاد این است که هر کس به دلخواه خود بر علیپور و افرادش برچسپ‌های نامناسب نزند، چون حساب و کتاب و سمت و سویش مشخص است.»

    متاسفانه علیپور و شرکایش چندین بار این پیشنهاد را رد کردند. از جمله پس از رهایی از کابل معاون تامیناتی امنیت ملی علی‌احمدخان و مشاور امنیتی معاون رییس جمهور حاجی علی میرزایی به بهسود رفتند و علیپور نپذیرفت. در همین اواخر در جلسات میدانی‌های با استاد دانش معاون رئیس این پیشنهاد مطرح شد که مهدی راسخ برآشفته شد و نپذیرفت. در این اواخر، این پیشنهاد از سوی شورای امنیت نیز برای علیپور سده‌است که بازهم بنا به دلایل نا معلوم رد شده‌است.

    باید بررسی کرد که: چرا علیپور و شرکایش نمی‌پذیرد در قالب چوکات منظم برای مردم و کشور خدمت کنند؟ یکی از دلایل مطرح شده توسط مهدی راسخ در جلسات این بود که اگر نیروهای علیپور تحت قومانده حکومت قرار گیرد، ما را نخواهد گذاشت که در مقابل کوچی‌های مسلح ایستاد شویم. این دلیل به جهت قابل قبول نیست: یک. نیروی منطقه موظف است از مردم دفاع در برابر متجاوزین دفاع کند و هیچ کسی مانع شده نمی‌تواند. فرقی نمی‌کند متجاوز کوچی باشد یا کسی دیگر. دو. این واقعیت بسیار روشن است که علیپور چند سال است که از مردم در برابر کوچی‌های مسلح دفاع نمی‌کند. نه در کجاب، نه در خوات، نه در دایمرداد و نه در سرچشمه. این مطلب را از من قبول نکنید اما از مردم محل بپرسید.

    مشاور رئیس جمهور تاکید می کند مهم ترین دلیلی که علیپور و شرکایش نمی‌خواهند در قالب یک نیروی تعریف شده فعالیت کنند، این است که می‌خواهند به شکل یک حکومت محلی خودمختار به صورت آزادانه و فعال مایشاء عمل کنند. من در جلسات به مهدی راسخ گفتم که علیپور نباید در امور حقوقی، دعاوی و مناسبات ذات البینی مردم محل مداخله کند و باید به صورت یک نیروی نظامی و دفاعی، در محدوده صلاحیت خود عمل کند. راسخ برآشفت و گفت: کار جبهه همین است که در امور مردمی و اجتماعی دخالت کند.

    دلیل دیگر تمایل به خود سری، گریز از حساب دهی است. همه به خوبی می‌دانیم که جبهه داری و نظامی‌گری بدون امکانات مالی ممکن نیست. علیپور و شرکایش هم برای همین است که هر ازچند گاهی کمک‌هایی را از طریق سهم‌گیری از پروژه‌ها و حق‌العبور از موترهای ویشکی و حتی از درک وجوهات شرعیه جمع آوری یا تهیه می‌کنند؛ اما در قبال مصارف آن به هیچ مرجعی پاسخگو نیستند.

    به باور آقای حسنی دلیل دیگر آقای مهدی راسخ و دیگر شرکایش این است که آنان بتوانند در صورت لزوم، از گروپ مسلح علیپور به شکل دلخواه خود استفاده کنند. اگر گروپ مسلح علیپور در قالب خاص تنظیم شود، این زمینه استفاده از بین خواهد رفت و آنان نمی‌توانند از آن استفاده ابزاری کنند.

    من در این زمینه، حاضر به بحث رسانه‌ای با کسانی که قبلا گفتم، هستم.

    داگز دا میدان

  • صلح آیسکریمی آمیخته با خون ملت!

    صلح آیسکریمی آمیخته با خون ملت!

    موضوع صلح، طرح تازه امریکا مبنی بر تشکیل دولت ائتلافی و برگزاری نشست ترکیه و روسیه در مورد پیش برد صلح افغانستان این روزها داغ شده است. در این میان اما شهروندان افغانستان با درنظرداشت اوضاع جاری نگران خیلی از چیزها هستند.

    برخی کارشناسان و آگاهان امور نیز در کنار و هم صدا با مردم نگرانی های خود را نسبت به پروسه صلح، آینده مبهم و برخی اقدامات حکومت ابراز می دارند.

    حفیظ منصور، عضو هیأت مذاکره کننده حکومت در دوحه قطر و کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی، در واکنش به اوضاع جاری  و بررسی روند صلح در فیس بوک خود می نویسد:«در این سرزمین واقعیت های هیچگاه گفته نشده است.»

    وی در تایید گفته های خود به مثال هایی در طول تاریخ افغانستان به ویژه تاریخ معاصر اشاره می کند.

    آقای منصور می نویسد:«مثلا اگر بگوئید خط دیورند یک مرز رسمی است؛ برایت می گویند خائن و وطن فروش. اگر بگوئی پس امیر عبدالرحمن خان که خط دیورند را امضا کرد هم خائن و وطن فروش بود؛ باز برایت می گویند گور خود را گم کن؛ تاجیک ها تاجیکستان، اوزبیک اوزبیکستان و هزاره مغولستان بروید.»

    اگر بگوئی امان الله خان نافهم بود برایت می گویند کافر و وطن فروش، اگر بگوئی خوب لنگی و چادری را گم کن چون امان الله خان امر کرده بود باز هم برایت می گویند کافر و وطن فروش.

    نادر شاه در زمان حکومتش اصلا اجازه نمی داد کسی نام آمان الله خان را بگیرد، ظاهر شاه اجازه نداد حتی امان الله خان در کابل دفن شود. اما حالا ما مجبوریم نادر شاه را غازی، ظاهر شاه را بابای ملت و امان الله خان را فاتح استقلال کشور بگوئیم. تاریخ جعلی این وطن را هم همین ها نوشته اند. غازی هم اینها اند بابا همین ها.

    اگر با خشونت مقابله کنی برایت می گویند «لندَغر، جنگ افروز، توپک سالار و کله خام برو کولاب، برو ایران، اوزبکیستان و مغولستان.»

    اگر برای دفاع از منطقه ات تفنگ بگیری و از ورود طالبان به منطقه ات جلوگیری کنید؛ برایت می گویند تُفنگ داران مسلح غیر مسول، دزد. و اگر طالبان منطقه را گرفتند و همه چیز را آتش زدند، غارت کردند، کشتند و بردند باز هم جهاد فی سبیل الله و مجاهد اند.

    اگر بگویی اشرف غنی برای بقای سلطه قومی و سرکوب سایر اقوام از طالبان استفاده می کند و یا تلاش می کند طالبان مورد حمله قرار نگیرند؛ می گویند تو متعصب و مخالف صلح هستی.

    اما کدام صلح؟ صلح آیسکریمی مخلوط با خون ملت؟

    حفیظ منصور در ادامه تاکید می کند:«وگرنه شما قضاوت کنید کدام عقل و منطق قبول می‌کند که اردو و ارتش ی با این همه ساز و برگ نظامی، قوای هوایی، کماندو، قطعات خاص، اسپیشل فورس و هزاران تانک ضربتی و… در حالیکه از حمایت قوی‌ترین هم پیمان نظامی جهان (ناتو) نیز برخوردار است، در برابر یک مشت شورشی موتر سیکل سوار حالت دفاعی بگیرد و در دفاع هم همیشه ناکام باشد و مناطق و شهر ها را یکی پی دیگری به طالبان واگذار کنند.»

    اگر بگویی اینجا معامله ی در کار است و شهرها و سربازان معامله می شوند؛ میگویند تو روحیه سربازان را ضعیف می سازی. خوب انسان متمدن ۴۵ سرباز یک ماه در کمپ چینایی ها محاصره است و تو تا لحظه ای که همه کشته می شوند و تمام تانک ها و تجهیزات را طالبان می برند کمک نمی فرستی ولی با یک تماس داعش دو هلیکوپتر را در ظرف ۱ ساعت به درزاب می رسانی و ۲۵۰ تروریست داعشی را به شهر ها انتقال می دهی؛ پس کی روحیه سرباز را ضعیف ساخته‌است؟

    نزد اینها ملا عمر هم مبارز و آزادی خواه است؛ انتحاری هم استشهادی و شهید است. اشرف غنی هم بابا و اتل است. مردم دیگه گوشت ماشین جنگ… سرکوب، توهین و بی عزت میشوند.

    راه حل چیست؟

    عضو هیات مذاکره کننده حکومت در دوحه قطر در بخش پایانی مطلب خود می نویسد:«حالا تنها دو راه داریم یا باید همه باهم بایستم و با زور بازوی خود و به هر قیمت که تمام می شود دوباره نمونه کوچک از تمدن های بزرگ اشکانی، کوشانی و یا تیموری را در ملک آبایی خود شکل دهیم و یا باید این خاک را به همین مردم متناقض و همین فرهنگ که ذکر شد واگذار کرد. این ملک را متعفن ساخته اند. این ملک و همین مردم و همین تاریخ جعلی و همین بابا ها و اتلان …»

  • فشار امریکا برای صلح افغانستان فوریت خاص دارد

    فشار امریکا برای صلح افغانستان فوریت خاص دارد

    دوحه، قطر – ایالات متحده شدیدترین فشار خود را برای پایان دادن به دو دهه درگیری در افغانستان آغاز کرده‌است، اما برخی از مقامات افغان هشدار می‌دهند که این کمپین با به بن‌بست کشاندن گفتگوها، تضعیف حکومت منتخب و سقوط عمیق‌تر کشور به خشونت می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

    این رویکرد – که برخی مقامات آمریکایی با اشاره به بلند پروازی‌های زیادی که دارد آن را “پرتاب فضاناو به ماه” می‌نامند- تلاشی برای دستیابی به توافق صلح طی چند هفته با اعمال فشار بی‌سابقه بر تیم‌های مذاکره کننده در دو طرف درگیری، یعنی طالبان و حکومت افغانستان است.

    از زمان دیدار دو طرف در پایتخت قطر، دوحه، برای آغاز مذاکرات تاریخی صلح در سال گذشته، پیشرفت کمی بر سر میز مذاکره حاصل شده‌است. جلسات ماه‌ها متوقف شد در حالی که خشونت در افغانستان فزونی گرفت، و طالبان نفوذ و کنترل منطقه‌ای خود را گسترش دادند.

    تمرکز دولت ترامپ بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بود. تیم بایدن فشار بیشتری بر جبهه دیپلماتیک وارد می‌کند. سیاست ایالات متحده و افغانستان در دست بررسی است و زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه ایالات متحده، ماه گذشته برای هدایت رویکرد جدید، یک تور منطقه‌ای را آغاز کرد.

    اما مقامات افغان از فشرده بودن زمان و تهدید به عقب نشینی همه نیروهای آمریکایی بدون توافق سیاسی هراس دارند؛ آنها بر این باورند که بدون توافق سیاسی اشتباهات دهه ۱۹۹۰ که افغانستان بلافاصله بعد از عقب نشینی شوروی درگیر جنگ داخلی شد، تکرار می‌شود. نبردهای گسترده برای به دست آوردن کنترل، به طالبان که پس از حملات ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱، توسط حمله ایالات متحده قدرت خود را از دست داده‌بود، کمک کرد که ‌مجددا جان بگیرند.

    مقامات افغان، مانند دیگر مصاحبه شوندگان در این ماجرا، به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، زیرا آنها اجازه نداشتند با روزنامه نگاران در مورد این موضوع گفتگو کنند. مقامات افغان تصدیق کردند که این سطح از خشونت و بن بست سیاسی موجود در دوحه قابل قبول نیست، اما با تلاشی که دولت بایدن برای بازچینش اوضاع دارد، مخالف هستند.

    یک مقام افغان که از این مذاکرات آگاه است، با اشاره به افزایش فشارهای ایالات متحده گفت: ” سقوط دولت، ویرانی ناگهانی و یک جنگ داخلی بسیار طولانی و شدید می‌تواند عقوبت آن باشد.”

    وی گفت: ” واقعیتی که در گذشته یک بار اتفاق افتاده ممکن است دوباره تکرار شود.”

    مقام دیگری گفت: “فشار برای صلح اکنون با این ابتکار جدید” خطر تضعیف سریع ارتش این کشور را دارد. وی با اشاره به جناح‌های ستیزه‌جو و مبارزان چریکی که با نیروهای شوروی جنگیدند و سپس همان‌ها در هنگام جنگ داخلی مقابل یکدیگر قرار گرفتند، گفت که می‌ترسد “مجاهدین قدیمی به قیمت نیروهای امنیتی افغانستان بازگردند”.

    افزایش فشار در میان نشانه‌های فزاینده‌ای رخ داده که حاکی از بررسی به تعویق انداختن خروج ایالات متحده هستند – اقدامی با هدف فشار بر طالبان برای کاهش خشونت و پیروی از مفاد توافقنامه‌ای که سال گذشته با ایالات متحده امضا کرده‌است. اما مقامات دولت بایدن در عین حال گفته‌اند که هنوز تصمیم نهایی درباره آینده نیروهای آمریکایی در افغانستان اتخاذ نشده‌است.

    خلیلزاد طی یک تور منطقه‌ای که شامل جلساتی در کابل، دوحه و اسلام آباد پاکستان بود، پیش نویس طرح صلح را به حکومت افغانستان و رهبری طالبان تحویل داد. همراه با پیش‌نویس، اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان نامه‌ای از وزیر خارجه آمریکا، آنتونی بلینکن دریافت کرد که وی را برای تسریع در گفتگوهای صلح و دستیابی به توافق با شورشیان تحت فشار قرار داده بود.

    در این نامه هشدار داده شده‌است: “ایالات متحده هیچ گزینه‌ای را رد نکرده‌است. واضح می‌گویم، تا جدیت لحن من را درک کنید.”

    روز شنبه، شورای امنیت سازمان ملل افزایش “نگران کننده” خشونت در افغانستان را محکوم کرد. این بیانیه پس از انفجار یک موتر بمب‌گذاری شده در غرب ولایت هرات و کشته شدن دست کم هشت نفر در اواخر روز جمعه، منتشر شد.

    سخنگوی دفتر غنی این گفته را که رئیس جمهور اکنون تحت فشار بیشتری از سوی واشنگتن برای دستیابی به توافق صلح قرار دارد، رد کرد. فاطمه مورچل، معاون سخنگوی غنی، گفت: “اگر فشاری وجود دارد، از سوی مردم افغانستان است که تحت هراس و وحشت قرار گرفته‌اند”.

    نمایندگان طالبان در دوحه به علاوه، این مفهوم را که تغییر رویکرد بر مذاکراتی که مدتهاست بیان شده تأثیر دارد، رد کردند.

    محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان گفت: “فشارهای ایالات متحده هرگز تاثیری ندارد. ما این را می‌دانیم به این دلیل که آنها ۲۰ سال است انواع فشارها را امتحان کرده‌اند.”

    نعیم گفت این گروه انتظار ندارد ایالات متحده از توافق سال ۲۰۲۰  کنار بکشد، اما اگر چنین شود، “مشکلاتی رخ خواهد داد و مسئولیتش با خود آنها خواهند بود. “

    مقامات آمریکایی می‌گویند خطرات احتمالیِ دست به هیچ اقدامی نزدن بیشتر از فرصتی برای تسریع در روند کار است.

    یک مقام آمریکایی گفت که رویکرد جدیدِ “حرکت سریع‌تر به سمت توافق سیاسی” بهترین گزینه برای حرکت رو به جلو است.

    وی گفت: «با توجه به جایی که در حال حاضر هستیم، هر گزینه‌ای به جای این مورد خطرناک‌تر است.»

    اما برای بسیاری از مقامات در کابل، نامه و پیش نویس پیشنهاد صلح – که برای اولین بار توسط شبکه طلوع نیوز افغانستان عمومی شد – شوکه‌کننده بود.

    این مقام افغان که از مذاکرات مطلع است، گفت: «این چیزی نیست که به ما وعده داده شده‌است”، وی لحن نامه فاش شده را “ناراحت‌کننده” خواند و اذعان داشت که مندرجات آن برخلاف رویکرد مشورتی بود که کابل از دولت بایدن انتظار داشت.»

    حکومت افغانستان از دولت بایدن خواسته بود تا “بازبینی کامل” روند صلح را انجام دهد و قبل از اقدام به عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی فشار بیشتری بر طالبان وارد کند.

    فاطمه گیلانی با اشاره به اعضای دولت غنی گفت: “آنها به معجزه امیدوار بودند.” گیلانی، یکی از مذاکره کنندگان اصلی، گفت که رهبران افغانستان با توجه به اظهارات گذشته رئیس جمهور بایدن در مورد تمایل وی برای پایان دادن به جنگ در افغانستان، از کمپین فشار آمریکا متعجب نمی‌شدند.

    وی گفت، اکنون این سند فاش شده “واقعیت را پیش چشم همه آشکار کرد” و می‌تواند به عنوان زنگ بیداری برای متحد کردن احزاب سیاسی افغانستان عمل کند.

    رستم شاه مهمند، سفیر پیشین پاکستان در افغانستان، نیز از رویکرد جدید ایالات متحده پشتیبانی می‌کند، اما هشدار داده که برخی از موارد ذکر شده در پیش نویس توافقنامه صلح ایالات متحده (مانند جزئیات ساختار دولت موقت) یک عامل احتمالی پریشانی است که می‌تواند امور را پیچیده‌تر کند.

    به نظر می‌رسد واکنش‌ها در کابل بیش از آنکه نشانگر حرکت به سمت یک اجماع باشد، خطوط گسل سیاسی را آشکار می‌کند که هر روز عمیق‌تر می‌شوند. رقیب اصلی غنی، عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، از پیشنهاد جدید ایالات متحده ‌استقبال کرد.

    مجیب رحمان رحیمی سخنگوی عبدالله گفت: «این یک نقطه شروع مثبت برای تقویت روند صلح و گفتگوهای صلح است.” عبدالله و سایر رقبای سیاسی دولت غنی بیشترین سود را از استقرار دولت موقت، یکی از عناصر کلیدی پیش نویس، کسب می‌کنند.»

    رحیمی گفت: «ما این پیشنهاد را عقب گرد یا گامی برای بی‌ثبات کردن کشور نمی‌دانیم. بلکه در واقع این پیشنهاد یک گام رو به جلو است.»

    افغانستان درگیر یکی از مرگ‌بارترین درگیری‌های جهان است. براساس گزارش سالانه سازمان ملل، خشونت سال گذشته منجر به کشته شدن بیش از ۳۰۰۰ غیرنظامی و زخمی شدن حدود ۵۸۰۰ تن شده‌است. این اعداد در مقایسه با سال قبل کاهش کلی تلفات غیرنظامیان را نشان می‌داد، اما داده‌های سازمان ملل نشان داد که با نزدیک شدن به پایان سال، مرگ و میرها کم کم به سطح رکورد رسیدند.

    احسان الله صدیق، یک فعال صلح در ولایت غزنی، یکی از ناپایدارترین ولایات کشور، گفت: »از هر کسی دوست دارید سوال کنید، و او حتما برای شما داستانی در مورد از دست دادن پسرش، شوهرش یا پدرس تعریف می‌کند.” صدیق، یکی از اعضای یک حزب سیاسی محافظه کار-مذهبی افغانستان نیز گفت: “از یک نقطه نظر بشردوستانه، ادامه این جنگ پذیرفتنی نیست.«

    وی گفت: «تنها راه برای پایان دادن به این جنگ ایجاد فضای سیاسی جدید است، هرچه که نامش را بگذارید. و این باید با فشار بین‌المللی همراه باشد. زیرا بدون آن رهبران کابل حتی یک هفته همدیگر را تحمل نخواهند کرد.»

    واشنگتن پست

    خبرنامه

  • پلچک ها تخریب و در باغ ها ماین کار گذاشته شده است

    پلچک ها تخریب و در باغ ها ماین کار گذاشته شده است

    افزایش درگیری‌ در قندهار به باغ‌داران این ولایت آسیب‌های جدی‌ای وارد کرده است. برخی از آنان می‌گویند می‌خواهند برای زیر و رو کردن زمین و آبیاری به باغ‌های‌شان بروند، اما جابه‌جایی ماین‌ها سبب شده از ترس در خانه بمانند. برخی از این باغ‌داران حتا به دلیل افزایش درگیری‌ها به مناطق امن‌تر بی‌جا شده‌اند. بدین ترتیب حاصل رنج چهل‌ساله باغ‌داران قندهاری در معرض نابودی است. آنان پیش‌تر به دلیل همین درگیری‌ها نتوانسته بودند حاصلات‌شان را جمع کنند و میوه‌های‌شان در روی زمین گندید. مسوولان در قندهار نیز می‌پذیرند که وضعیت باغ‌داران شکننده است؛ زیرا نه حاصلات سال ۱۳۹۹ را جمع کردند، نه هم توانستند زمین‌های‌شان را برای ۱۴۰۰ آماده کنند. براساس پیش‌بینی‌ها، احتمال می‌رود که حاصلات زراعتی این ولایت در سال ۱۴۰۰ حدود ۴۰ درصد کاهش یابد. قندهار در حال حاضر ناامن‌ترین و مرگ‌بارترین ولایت افغانستان است که تنها در جریان دو ماه اخیر، بیش از یک هزار نفر در آن کشته شده‌اند.

    در گذشته با نزدیک شدن سال نو، باغ‌داران در ولسوالی‌های قندهار به هدف حاصلات بهتر، کار روی زمین را آغاز می‌کردند. امسال اما به دلیل درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی و جنگ‌جویان طالبان، باغ‌داران نمی‌توانند در باغ‌های‌شان کار کنند و زمین‌ها را برای گرفتن حاصل آماده سازند. برخی دیگر از باشند‌گان قندهار حتا به دلیل همین درگیری‌ها، مناطق‌شان را ترک کرده‌اند و باغ‌های‌شان تخریب شده است. آنان بیش‌تر افرادی‌اند که زندگی‌شان به باغ و حاصلات آن وابسته است. شماری از این باغ‌داران می‌گویند با رسیدن فصل بهار، نیاز است سر زمین‌های‌شان بروند و آن را برای حاصلات آماده کنند. با این حال آنان می‌گویند به دلیل تخریب پلچک‌ها و ترس از ماین‌های جابه‌جا شده در مناطق‌شان، نمی‌توانند گام بردارند. به گفته آنان، افراد گروه طالبان در راه‌های عمومی و باغ‌ها ماین جابه‌جا کرده‌اند و در کنار آن، همه راه‌ها را نیز بسته‌اند.

    محمدالله و شاه‌ولی از باغ‌داران در ولسوالی ارغنداب قندهار هستند. آنان می‌گویند که به دلیل گرم شدن میدان‌های جنگ، مناطق‌شان را ترک کرده‌اند و اکنون در شهر قندهار زنده‌گی می‌کنند. به گفته این دو باغ‌دار قندهاری، از یک طرف باغ‌های‌شان با خطر خشکیدن روبه‌رو است و از سوی دیگر، در وضعیتی که بیکارند، مدام کرایه خانه می‌پردازند. آنان از ترس این‌که مبادا با ماین جابه‌جا شده برخورد کنند، سر زمین‌های‌شان نمی‌روند و باغ‌های‌شان نیز با خطر خشکیدن روبه‌رو است. محمدالله گفت: «خواری چندین‌ساله ما برباد می‌شود، چرا که به باغ‌های ما آب نمی‌رسد. این نتیجه ۴۰ سال زحمت‌ ما است که امسال از بین خواهد رفت. ما دیگر غریبی نداریم، تنها در باغ‌ها مصروف می‌باشیم. حالا از یک طرف خشک‌سالی و از دیگر طرف جنگ باغ‌های ما را با خطر از بین رفتن روبه‌رو کرده است. آب چاه‌ها ته‌نشین شده است و از ترس ماین، امکان رفتن به باغ‌ها وجود ندارد. زمین‌های ما به نرم کردن نیاز دارد، اما نمی‌توانیم به آن‌جا برویم.»

    ریاست زراعت، آبیاری و مالداری قندهار نیز می‌گوید که جنگ سال روان در این ولایت در کنار سایر سکتورها، به بخش زراعت آسیب جدی رسانده است. به گفته مسوولان، به دلیل همین درگیری‌ها، حاصلات زراعتی قندهار در سال ۱۴۰۰ حدود ۴۰ درصد کاهش خواهد یافت. محمدهارون شریفی، سرپرست این ریاست، به روزنامه ۸صبح گفت که باغ‌داران قندهاری در سال روان دو بار آسیب دیدند. به گفته او، یک بار درگیری‌ها در جریان جمع‌آوری حاصلات شدت گرفت و باغ‌داران نتوانستند میوه‌های‌شان را جمع‌آوری کنند. در کنار این، شریفی می‌گوید که حالا جنگ بار دیگر شدت گرفته و باغ‌داران در زمان آماده ‌کردن زمین‌ها، نمی‌توانند به باغ‌های‌شان بروند. او افزود: «جنگ و درگیری‌ها در کنار دیگر زیان‌ها، زیان بزرگی به زراعت قندهار وارد کرده است، چرا که این فصلی است که دهقان باید زمین‌هایش را زیر و رو کند و برای گرفتن حاصل بهتر، به آن کود کیمیاوی بدهد؛ اما آنان نمی‌توانند. در سال روان باران هم کم‌تر بارید و در کنار دیگر حاصلات، فرآورده‌های گندم نیز از ۲۰ درصد تا ۴۰ درصد کاهش می‌یابد.»

    گفتنی است که درگیری‌ها از چهار ماه بدین‌سو در ولسوالی‌های ارغنداب، ژری، پنج‌وایی، میوند، شاه‌ولی‌کوت و دند ادامه دارد. این ولسوالی‌ها در واقع مناطقی است که بیش‌ترین حاصلات زراعتی از آن به دست می‌آید. در جریان این درگیری‌ها، پل‌ها و پلچک‌ها خراب شده است و جنگ‌جویان طالبان در باغ‌ها و خانه‌های غیرنظامیان پناه‌گاه ساخته‌اند. پیش‌تر آمارها نیز نشان داده بود که قندهار مرگ‌بارترین و ناامن‌ترین ولایت در سطح کشور است. تنها در دو ماه اخیر بیش از یک هزار نفر در درگیری‌های قندهار کشته شده‌اند. این در حالی است که آمار در مجموع سال ۲۰۲۰ میلادی به حدود سه هزار نفر می‌رسید.

    8am

  • همگرایی روسیه و چین در برابر یکجانبه گرایی امریکا

    همگرایی روسیه و چین در برابر یکجانبه گرایی امریکا

    مسأله ائتلاف چین و روسیه در برابر هژمونی آمریکا، از چالش‌های اصلی ایالات متحده در سال‌های اخیر بوده است. نکته‌ای که عمده توجه و تمرکز نخبگان تصمیم‌ساز در آمریکا را به خود مشغول داشته است. روند روبه‌رشد همراهی این دو دولت علیه امریکا در دوران ترامپ به واسطه سیاست «اول آمریکا»ی این دولت، تسریع یافت. با این حال دولت بایدن قصد دارد اولاً با تنظیم دوباره روابط آمریکا و متحدانش جبهه متحدی در برابر این دو قدرت ضدهژمون غرب، شکل دهد و ثانیاً با روش‌های مختلف درصدد شکاف و اختلاف در این ائتلاف برآید. فروپاشی شوروی، تصور شکل‌گیری جهان تک‌قطبی به محوریت آمریکا را ایجاد کرد.

    بازسازی روسیه از خاکستر شوروی، به زمان زیادی نیاز داشت. چین نیز که در مسیر رشد اقتصادی قرار گرفته بود، برای تداوم مسیر نیازمند ثبات بود. هژمونی غرب بر فضای روابط بین‌الملل پس از جنگ سرد، به‌تدریج چین و روسیه را به یکدیگر نزدیک کرد. ابتدای دهه ۱۹۹۰ بر حل مشکلات مرزی همت گماشتند. در میانه این دهه، روابط تجاری سرعت گرفت و مبادله تسلیحاتی از مبدأ روسیه به مقصد چین نیز آغاز شد. تشکیل سازمان همکاری شانگهای در ۱۹۹۶ نقطه عطف مهمی در همکاری‌های چندجانبه با محوریت این دو دولت بود که سطح روابط را به استراتژیک ارتقا داد. استقرار پوتین در کرملین به رشد روابط دوجانبه سرعت بخشید. چنانچه حجم تجارت دوجانبه از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹، بیش از ۶ برابر شد. همکاری‌های مهم در حوزه انتقال نفت و گاز از روسیه به چین، بُعد دیگری از روابط مؤثر دو کشور طی دهه ۲۰۰۰ بوده است. به‌مرور و با توسعه توان اقتصادی چین و قدرت نظامی روسیه، فضا برای رویکرد توسعه‌طلبانه در سیاست خارجی این دو کشور بیش‌ازپیش فراهم شد.چین از روابط با مسکو برای تکمیل خلأهای نظامی‌اش استفاده می‌کند تا علناً موقعیت نظامی آمریکا در حوزه‌های ژئوپلتیک شرق آسیا را به چالش بکشد. همکاری چین و روسیه به عنوان دو قدرت مهم غیرغربی در سطح جهانی، تبعات جدی برای هژمونی جبهه لیبرال‌دموکراسی با محوریت آمریکا در ابعاد سخت، نیمه‌سخت و نرم دارد و توسعه نفوذ جهانی ایالات متحده را به خطر می‌اندازد.

    این مسأله در نظرات بسیاری از اندیشمندان آمریکایی طی سال‌های اخیر منعکس شده است. برژینسکی بیان داشته که مرکز ثقل سیاسی و اقتصادی جهان در حال حرکت از اقیانوس اطلس به اقیانوس آرام است. فرید زکریا در «جهان پساآمریکایی» از جابجایی قدرت به سوی قدرت‌های نوظهور اقتصادی سخن می‌گوید. هانتینگتون معتقد است دوران جهان تک‌قطبی به سر آمده و میرشایمر نبرد میان چین و آمریکا را گریزناپذیر توصیف کرده است. مهم‌ترین چالش‌های این هم‌افزایی برای آمریکای امروز را در سه محور نظامی(سخت)، اقتصادی(نیمه‌سخت) و الگوی حکمرانی(نرم) می‌توان برشمرد.در حوزه نطامی، روسیه در حال حاضر سیستم‌های تسلیحاتی پیشرفته‌ای با قابلیت دفاع هوایی، ضدکشتی و زیردریایی برای تقویت ارتش جمهوری خلق چین ارائه می‌کند تا ایالات متحده را از حیاط خانه خود دور نگه دارد. این دو همچنین در حال افزایش همکاری‌های فناوری هستند که در نهایت می‌تواند به آنها اجازه دهد سریع‌تر از آمریکا نوآوری‌های نظامی و امنیتی را به دست آورند. زیرا از یک‌سو بودجه دفاعی آمریکا به دلایل بحران‌های اقتصادی تحت فشار قرار دارد و اختلاف‌نظرها پیرامون دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه بر سر این مسأله در کنگره خودنمایی کرده و از سوی دیگر سیاست‌های مداخله‌جویانه‌اش در عراق، افغانستان و سوریه نیز با ناکامی مواجه شده است. اولویت‌بندی تیم سیاست خارجی بایدن بر دیپلماسی به جای ابزارهای سخت، نشان از همین محدودیت‌ها دارد و این فضا را برای توسعه‌طلبی‌های چالش‌برانگیز چین و روسیه فراهم‌تر می‌کند.در حوزه اقتصادی، همکاری‌های پکن و مسکو، اهرم‌های اقتصادی سیاست خارجی آمریکا مانند تحریم، کنترل صادرات یا هژمونی در نهادهای بین‌المللی اقتصادی مانند سازمان تجارت جهانی را با معضل روبرو خواهد ساخت.

    این همکاری اگر به شبکه‌ای از کشورهای تحت هجمه آمریکا وصل شود، می‌تواند حصاری در برابر ابزارهای اجبارآمیز اقتصادی بسازد که مداخله‌جویی‌های ایالات متحده را مانع شود. برای مثال توافق‌های دو یا چندجانبه استفاده از ارزهای بومی و تقویت روابط بین‌بانکی چین و روسیه، از مهم‌ترین اقدام‌هایی است که در صورت توسعه به دولت‌های غیرغربی، هژمونی اقتصادی دالر را خدشه‌دار خواهد ساخت. این مسأله اکنون که دولت بایدن با تبعات اقتصادی کرونا دست‌به‌گریبان است و از سوی دیگر چشم‌انداز رشد اقتصادی و اشتغال در ایالات متحده مبهم می‌نماید، بیش‌ازپیش رخ خواهد نمود. به‌ویژه که چین با مهار کرونا توانسته موقعیت برتری برای گسترش نفوذ خود بیابد.در حوزه الگوی حکمرانی، هم‌سویی روسیه و چین خطرات قابل توجهی برای ارزش‌های آمریکایی دارد. تقویت دولت‌ها و رهبران غیرلیبرال در حوزه‌های پیرامونی‌شان مانند حمایت روسیه از بلاروس و یا چین از کوریای شمالی در کنار حمایت‌ها از یکدیگر در برابر ادعاهای حقوق‌بشری غرب در مجامع جهانی، از نمونه‌های این امر است.

    دولت بایدن که اولویت بیشتری به مسائل حقوق‌بشری و ارزش‌های دموکراتیک می‌دهد، با این بحران روبروست که روایتی از الگوی حکم‌رانی مقتدر و تمرکزگرا از سوی این دو دولت به‌خصوص درباره غلبه بر کرونا منتشر شود که ارزش‌مندی الگوی لیبرال‌دموکراسی را با چالش روبرو سازد. چالشی که بخشی از آن را نیز به دلیل بی‌توجهی ترامپ به این ارزش‌ها در دوران حکمرانی‌اش از جمله قتل جرج‌فلوید توسط پلیس آمریکا و تشنج‌ها و آشوب‌های پس از انتخابات، به ارث برده است. هم‌چنین چین در جریان مقابله با اعتراض‌های اخیر در هنک‌کنگ و روسیه در مقابله با حامیان ناوالنی، دغدغه مشترکی در برابر اظهارات و مواضع مداخله‌جویانه آمریکایی‌ها دارند.

    دکتر عبدالطیف نظری

  • هویت قومی یا هویت خانوار؟

    هویت قومی یا هویت خانوار؟

    تقسیم اقوام بزرگ تر به اقوام کوجک تر که به تازگی از سوی اداره احصائیه صورت گرفته واکنش های منفی زیادی را در پی داشته است.

    برخی کارشناسان این اقدام ارگ را تلاش برای تسلط کامل بر تصمیم گیری های سرنوشت ساز افغانستان عنوان کرده اند.

    حاج خداداد فقیهی از چهره های پیشین جهادی و از مسئولین پیشین وزارت تجارت در این مورد می گوید: «احصائیه از جمعیت افغانستان در قرن ۲۱ به صورت دقیق وجود ندارد و هر از گاهی دولت مردان بر طبل نفوس شماری می کوبند و تذکره الکترونیکی یک شگرد از این دست هست.»

    تاوان و یا سود آمار در افغانستان به نفع کیهاست و بر ضرر چی کسانی که این همه هیاهو و جنجال پیرامون آن بر پاست؟

    تا هنوز اکثریت تباری و قومی در کشور یک معما است و این معما همچنان معما خواهد بود زیرا درج هر قوم در تذکره الکترونیکی حق مسلم همان قوم است اما تنزیل آن در سطح خانوار و خانواده راه گم کردن آمار است.

    با دقت یک کتله ی قومی را فارغ از هویت دینی مذهبی ارزیابی کنید که چگونه هدفمند به شاخه های کوچک و انتزاعی جدا می شوند و یا هویت های مذهبی چگونه رنگ تباری و قومی می یابد اما یک تبار دیگر به صورت لاک و مهر یک عنوان دارد که نه به خیل و زی متفرق شده اند و نه به شاخصه های مذهبی!

    با این روش و منش بحث تذکره الکترونیکی راه شمارش جمعیت در افغانستان نیست بلکه هفت خوان رستم است برای معما کردن اکثریت و اقلیت کشور و قمار بازهای تباری که مدال افتخار هویت را بر سینه زده اند، غافل اند که جایگاه ها از این رهگذر تثبیت نمی‌شود.

    باورم بر اینست که احصائیه و نفوس به صورت شفاف زیر نظر جامعه جهانی صورت گیرد و تذکره الکترونیکی معیاری تر از این توزیع شود.

  • اقوام تجریه شده در تصمیم گیری های سیاسی نقشی نخواهند داشت

    اقوام تجریه شده در تصمیم گیری های سیاسی نقشی نخواهند داشت

    تجزیه اقوام غیرپشتون به اقوام کوچک‌تر بسیار خطرناک است. زیرا این اقوام به هراندازه کوچک‌تر شوند، به همان اندازه از قدرت دور می‌شوند و همان سهم ناچیز و سمبولیک کنونی را نیز از دست می‌دهند. در حال حاضر که هیچ رقم مشخصی از درصدی و جمعیت اقوام وجود ندارد، عده‌ای زیر نام قوم اکثریت، تصمیم‌های جدی و سرنوشت‌ساز را در یک حلقه کوچک اتخاذ می‌کنند. در نشست‌های مهم ارگ، نمایند‌گان اقوام دیگر نه در تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز حضور دارند و نه هم از آن خبر می‌شوند. وقتی تصمیم‌گیری‌های بسیار مهم در مورد سرنوشت مردم افغانستان در ارگ گرفته می‌شود، شما تنها سه و یا چهار نفر را می‌بینید؛ اشرف غنی، حمدالله محب و فضل‌محمود فضلی. این سه نفر پشتون هستند و صلاحیت تمام تصمیم‌گیری‌ها در مورد سرنوشت افغانستان را دارند. در همین جمع تصمیم گرفته می‌شود که کدام تظاهرات خوب است و کدام تظاهرات باید سرکوب شود. همین سه نفر تصمیم می‌گیرند که کدام جنگ‌سالار خوب و از خود است و کدام جنگ‌سالار باید نابود شود؛ چون جنگ‌سالار «خودی» نیست. همین سه نفر تصمیم می‌گیرند که کدام ولایات از امکانات دولتی برخوردار و کدام ولایات از آن محروم شوند. ارگ گاهی نشست‌های تشریفاتی را نیز برگزار می‌کند که در آن چند تن از نماینده‌گان اقوام دیگر نیز حضور دارد؛ ولی این نشست‌ها هرگز اجرایی و سرنوشت‌ساز نیست. تصور کنید که اقوام دیگر را به پارچه‌های کوچک‌تری تجزیه کردند، آن‌ گاه نه تنها نماینده‌گان اقوام در تصمیم‌گیری‌های مهم ملی و سرنوشت‌ساز حضور نخواهند داشت؛ بلکه تعداد نماینده‌گان آن‌ها در پارلمان و شوراهای ولسوالی نیز به صورت چشم‌گیری کاهش خواهد یافت.

    فوری‌ترین پیامد تجزیه اقوام این است که در انتخابات بعدی شورای ولسوالی‌ها، شورای ولایتی و پارلمان، اقوام تجزیه شده چون رای کم‌تری نسبت به قوم پشتون دارند، به شوراهای ولسوالی، شوراهای ولایتی و پارلمان راه نمی‌یابند و به این ترتیب اقوام تجزیه شده از مشارکت سیاسی و تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز در ولایات و ولسوالی‌های‌شان محروم می‌شوند. از سوی دیگر، تجزیه قومی می‌تواند مانع راه یافتن نمایندگان اقوام تجزیه شده در پارلمان نیز شود.

    حکومت‌داری براساس تبعیض

    اساساً ارگ ریاست جمهوری باید خانه تمام اقوام باشد. پیام‌ها، مکتوب‌ها و احکامی که از ارگ صادر می‌شود باید مطابق به قانون اساسی و عدالت‌محور باشد. همه اقوام نماینده‌گان خود را در آن ببینند و این خانه، برای حفظ وحدت ملی تلاش کند و با تقسیم عادلانه منابع و بودجه، حکومت‌داری و تطبیق قانون را در سراسر افغانستان گسترش دهد. ولی در سال‌های اخیر ارگ کار خانه‌گی خود را فراموش کرد و تصمیم گرفت که به جای تقسیم عادلانه بودجه و امتیازات، راه تبعیض را در پیش گیرد. حکومت‌داری براساس تبعیض و استفاده از قدرت برای گسترش تبعیض و انکار دیگران، پیامدهای زیان‌باری دارد و ما نتیجه آن را این روزها می‌بینیم. در صورتی که از همین حالا جلو تجزیه اقوام گرفته نشود، اقوام تجزیه شده قیمت هنگفتی خواهند پرداخت. در بیست سال گذشته میلیاردها دالر کمک جامعه جهانی براساس تبعیض قومی تقسیم شد. ولایات توسعه نیافته به بهانه‌های مختلف از توزیع برابر بودجه محروم شدند؛ در حالی که حکومت بیش‌تر این کمک‌ها را به ولایات توسعه یافته‌تر براساس برتری‌جویی‌های قومی تقسیم کرد. نتیجه و پیامد تقسیم قومی بودجه این است که در یک ولایت کودکان در فضای باز و یا در زیر خیمه درس می‌خوانند، هیچ سرپناهی برای نجات از سرما و گرما ندارند و از هیچ‌گونه کمک مادی برای بهبود شرایط آموزشی بهره‌مند نمی‌شوند؛ ولی در ولایت دیگر با بودجه چند صد هزار دالری مکتب ساخته می‌شود. طعم تلخ نابرابری‌ها، تبعیض و نادیده گرفتن‌ها را شهروندانی می‌دانند که حداقل در بیست سال گذشته از کمک‌های میلیاردی جامعه جهانی محروم ماندند.

    در حال حاضر یک ولسوالی با داشتن بیش از ۳۰۰ هزار نفر جمعیت امتیاز یک ولسوالی را می‌گیرد و ولسوالی دیگر با داشتن ۱۰ هزار جمعیت نیز از همین مقدار بودجه مستفید می‌شود. این نشانه آشکار تبعیض و انکار است. ما می‌بینیم که در یک ولایت سرک‌ها اسفالت می‌شود و ولایات دیگر حتا بودجه‌ای برای هموارسازی سرک‌های خامه هم ندارند. این تبعیض است و دلیل آن هم این است که تصمیم‌گیرنده‌گان در حکومت مرکزی براساس برتری‌جویی‌های قومی و سمتی تصمیم می‌گیرند و مشارکت دیگران در قدرت انکار می‌شود.

    تجزیه اقوام به تبارهای کوچک‌تر راه را برای تبعیض بیش‌تر و انکار گسترده‌تر هموار می‌کند و این به نفع افغانستان نیست. تا زمانی که همه اقوام افغانستان در تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز شریک نباشند، تبعیض نیز ادامه خواهد یافت. راه حل این است که ارگ به جای تصمیم‌گیری‌های تفرقه‌افگنانه، راه را برای مشارکت همه اقوام هموار کند.

    8am

  • تفکر دینی فقط به معنویات تعلق ندارد زندگی دنیایی ما را نیز شامل می شود

    تفکر دینی فقط به معنویات تعلق ندارد زندگی دنیایی ما را نیز شامل می شود

    «هوالذی خلق لکم مافی الارض جمیعا، وسخرلکم مافی السموات  ومافی الارض جمیعا»    (فصلت آیه  31 و بقره 28)

    برای یکبارهم که شده عینک خودرا پاک کنیم گرد وغبار خرافات را زدوده آنگاه به این آیات شریفه  نگاه کنیم، و تفکرکنیم.  

    احیای تفکر دینی را زود به معنویات خلاصه نکنید، مادیات راهم دربرمی گیرد: من لامعاش له لامعادله. کسی که معیشتش به دست دیگران است آخرتش را نیزدیگران رقم خواهد زد. هرکسی علف داد جهت هم خواهد داد.

    تمام اسباب و وسیله زندگی ما را دیگران می سازد ما فقط مصرف کننده هستیم.

    من خجالت می کشم ادعای عالم بودن را داشته باشم آن هم عالم دینی، دین به ما می گوید «الله الذی سخرلکم البحرلتجری الفلک بامره ولتبتغوا من فضله.»

    «وسخرلکم مافی السموات ومافی الارض جمیعامنه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون».      (جثیه آیات 12 و 13)

    تمام منابع زمینی، آسمانی، دریایی را خدا در اختیار ما قرار داده همه مواد اولیه و معدنی فقط فقط مال خداوند است که دراختیار بندگانش قرارداده فقط باید بندگان مومنش بهره ببرند نه کسانی که خدا را قبول ندارند به رسمیت نمی شناسند.

    حال مومنین یا همان مسلمان پرمدعا که نمی توانند مواد اولیه را از زمین و آسمان و دریا استخراج کنند وعلمش را ندارند حداقل خجالت بکشند ادعای علم داشتن را نداشته باشند. مشکل ازاینجا ناشی شده که روی زندگی اسلامی مان راغبار جهل، تعصب، اخلاف دشمنی به همدیگر پوشانده متاسفانه با تمام پر رویی ادعا علم دنیا که هیچ بلکه علم آخرت راهم داریم و علامة دهرتشریف داریم!

    نحن اولیائکم فی الحیواة الدنیا وفی الآخرة و لکم فیها تشتهی انفسکم ولکم فیها تدعون   (فصلت13)

    1.  کسی که کارفرما وکار بلدش خدا باشد باعلم بی نهایتش

    2. دردنیا که آخرت هم ثمره و نتیجه همین دنیاست کارگردانش خداعلیم قادر باشد

    3. خداهم بگوید هرچه می خواهی (ماتشتهی انفس) هم علمش را دارم وهم امکاناتش را دارم حلال هم است بخواه

    دراین وضعیت همه ی مایحتاج زندگی ما را کسان دیگر تامین کند. واقعا که نه تنها خجالت نمی کشیم ادعای زندگی تمام اسلامی راهم داریم.

    معماری به سبک غربی، ماشین های سواری ساخت غربی، تمام وسایل آشپزخانه اوپن دار جناب شیخ ساخت غربی، دستگاه کامپیوتر، انترنت، ماهواره ساخت دیگران حتی کارخانه های نساجی عمامه ها در4 محل و6 محل هند قرار دارد.

    چرا این بعد از زندگی ما مسلمانان اسلامی نیست؟

    چند ساعت درباره این قسمت از زندگی مان تفکر کرده ایم؟؟! گفتیم همینکه نمازخواندیم و روزه گرفتیم احیانا ذکاة هم دادیم حج وکربلا هم رفتیم یک مسلمان پاک وخالص می شویم!!

    البته که این بعد معنوی از زندگی ما حتما باشد جزء  ضروریات دین ماست لازم و ضروری است ولی کافی نیست، قرآن کریم پر است ازاین آیات که بعد مادی زندگی مارا بیان می کند که حتما اسلامی باشد.  

    ما مسلمانان ولی نعمه دیگران باشیم: ماتشتهی الانفس. دیگران را به سبک زندگی اسلامی تامین کنیم، چرا ما معرفی کننده سبک زندگی اسلامی به دیگران نستیم؟

    (له مقالدالسموات والارض)

    کلید خزانه زمین و آسمان نزد ماست، آن وقت سبک زندگی  را ازغربیها فرامی گیریم. (یاقوم انماهذه الحیواة الدنیامتاع. سوره غافر ایه 39)

    این آلودگی های فکری ازهمه بدتراست تفکرات عجیب وغریب قرات های مختلف ازاسلام فضا راغبارآلود نموده 1 اسلام را 100 تا اسلام درست کردیم.  

    درفضای غبارآلود هرکسی قادرنیست حقیقت را درست تشخیص دهد، یا اهل الکتب لمه تلبس الحق بالباطل؟؟؟

    فهیمی بزرگمر

    کارشناس ارشد مسائل دینی

  • سقوط احتمالی پاکستان به دست طالبان

    سقوط احتمالی پاکستان به دست طالبان

    قرار است ایالات متحده در ماه می نیروهای باقی مانده خود را مطابق به توافقنامه‌ای که سال گذشته با طالبان در دوحه امضا کرد، از افغانستان بیرون کند.
    اما خشونت در حال اوج گرفتن است و گفت‌وگوهای بین‌الافغانی با توافقنامه دوحه پیشرفت کمی داشته است. در صورت خروج سربازان امریکایی، طالبان ممکن روند صلح را رها کرده و قدرت را به زور به دست بگیرند. این می‌تواند مسلماً برای پاکستان که از ابتدای تاسیس طالبان در دهه ۱۹۹۰ ازین گروه برای ایجاد عمق استراتژیک خود برای جلوگیری از نفوذ هند در افغانستان حمایت کرده است «یک ماموریت تمام شده» باشد.
    دولت افغانستان روابط نزدیکی با دهلی نو دارد و کنارگذاشتن آن به منافع هند آسیب می‌رساند.
    با این حال، ظاهراً اسلام‌آباد خواستار عقب نشینی «مسئولانه» ایالات متحده است و بارها تاکید کرده که یک دولت فراگیر در کابل را ترجیح می‌دهد.
    البته ممکن این تلاش پاکستان برای منحرف کردن اتهامات حمایت از طالبان باشد، اما دلایل موجهی برای پاکستان برای مخالفت با به قدرت رسیدن این گروه شبه نظامی و احیای حکومت دینی آنها وجود دارد.
    طوری که تریسیا بیکن مسئول پیشین مبارزه با تروریزم ایالات متحده متذکر می‌شود: «اگرچه پاکستان و طالبان منافع مشترک دیرینه دارند، اما این منافع میان آن‌ها دوستی ایجاد نکرده است».
    سازمان امنیت پاکستان تا حد زیادی به طالبان افغانستان به نظر حقارت می‌نگرد، در حالی که طالبان غالباً از مداخلات پاکستان انتقاد می‌کنند.
    سال‌هاست که اسلام‌آباد تلاش کرده است که به دستور واشنگتن طالبان را تحت فشار قرار دهد. قبل از ۱۱ سپتمبر، ایالات متحده از پاکستان خواست که ملاعمر رهبر پیشین طالبان را برای تسلیم‌دهی اسامه بن لادن تحت فشار قرار دهد که وی حاضر به انجام چنین کاری نشد.
    پرویز مشرف رییس جمهور پیشین پاکستان نیز سعی کرد – و نتوانست – از تخریب مجسمه‌های بودای بامیان توسط طالبان جلوگیری کند. تلاش‌ها برای اعمال فشار بالای طالبان پس از سقوط این گروه از قدرت ادامه یافت.
    هنگامی که درگیری افغانستان به بُن‌بست رسید و ایالات متحده در جستجوی راه حل دیپلماتیک شد، از اسلام‌آباد خواست تا طالبان را بر سر میز مذاکره بیاورد. اما طالبان پاکستان را دور زده و گفت‌وگوهای پنهانی را با دولت افغانستان آغاز کردند. این کار طالبان پاکستان را که می‌خواست مذاکرات را در کنترول داشته باشد خشمگین کرد.
    اطلاعات پاکستان یا (آی اس آی) با دستگیری نیمی از رهبری آن‌ها در سال ۲۰۱۰، به شمول ملا برادر معاون فعلی امیر، اقدام به مجازات طالبان کرد. برخی از طالبان در بازداشت پاکستان مورد بدرفتاری قرار گرفتند، ملا عبیدالله وزیر دفاع رژیم طالبان ممکن است زیر شکنجه آی اس ای کشته شده باشد.
    در حالی که پاکستان میزبان طالبان بود و به آن‌ها کمک می‌کرد، در عین زمان آن‌ها را مورد آزار و اذیت نیز قرار داد . و این کار را تا حدی به درخواست امریکا انجام داد و در واقع در کنار دشمنان اصلی طالبان قرار گرفت.
    در واقع، اسلام‌آباد در کارزار نظامی به رهبری ایالات متحده در برکناری این گروه از قدرت در سال ۲۰۰۱ همکاری مهمی انجام داده است. جنگجویان دستگیر شده به شمول ملا ضعیف، سفیر پیشین طالبان در پاکستان را تحویل ایالات متحده داد که بعداً وی به خلیج گوانتانامو منتقل شد. ضعیف در خاطرات خود نهاد اطلاعاتی پاکستان را خیلی بد گفته است، نظری که بعدها بیشتر اعضای طالبان در مصاحبه‌های خود منعکس کردند.
    به عبارت دیگر، خصومت بین گروه شبه نظامی و حامیان پاکستانی آن وجود دارد که می‌تواند بر ادامه روابط آنها تاثیر منفی بگذارد.
    به طور کلی در افغانستان به پاکستان با دیده تردید نگریسته می‌شود و رژیم طالبان انگیزه سیاسی دارد تا از اسلام‌آباد فاصله بگیرد تا از حمایت مردمی در داخل افغانستان برخوردار شود.
    در دهه ۱۹۹۰ طالبان از اسلام‌آباد اطاعت نکردند و سیاست رد «خط دیورند» مرز مورد مناقشه با پاکستان را مانند دولت‌های قبلی افغانستان دنبال کردند. جنگجویان طالبان اخیراً تأکید کرده‌اند که مناطق پشتون‌نشین پاکستان به افغانستان تعلق دارد.
    بازگشت طالبان به قدرت می‌تواند به نقطه اشتعال تبدیل شود، بیشتر به این دلیل که پاکستان در حال ساخت و ساز یک حصار مرزی در امتداد خط دیورند است که مناطق قبایلی و خانواده‌های دو طرف را از هم جدا می‌کند و مانع فعالیت اقتصادی در آنجا می‌شود. ظاهراً طالبان در بعضی از نقاط سعی کردند مانع ساخت و ساز حصار کشی در مرز شوند.

    یک رژیم طالبانی همچنین ممکن میزبان گروه‌های شبه نظامی متخاصم پاکستان باشد.
    اسلام‌آباد یک استراتژی دوگانه را با شبه نظامیان دنبال می‌کند، از برخی (مانند طالبان افغانستان یا لشکر طیبه) که بیشتر به آن کشور نفع می‌رساند حمایت می‌کند و با دیگران مانند ( داعش شاخه خراسان، القاعده و تحریک طالبان پاکستان) که بر‌نیروهای پاکستانی حمله می‌کنند، مخالفت می‌کند.
    اما طالبان چنین رویکردی ندارند. در حالی که این گروه در واقع مخالف دولت اسلامی است، القاعده را همچنان در پناه دارد و هرگز بر تحریک طالبان پاکستان که در سال ۲۰۱۴ ‌‌توسط ارتش پاکستان از مناطق قبایلی تبعید و به افغانستان پناهنده شده بودند، محکوم یا حمله نکرد.
    بین سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۵ ، تی تی پی با حملات مکرر با تلفات بالا، از جمله حمله وحشیانه به مدرسه‌ای در سال ۲۰۱۴ پاکستان را به وحشت انداخت.
    چشم انداز ایجاد یک تحریک طالبان پاکستانی که توسط تحریک طالبان افغانستان کمک و انگیزه داده شده باشد، باید مورد توجه رهبران پاکستان باشد.
    همچنین این خبر بدی برای چین است که کارگران آن در پاکستان مورد حمله این گروه قرار گرفته‌اند.
    اگر طالبان به قدرت برگردند و همانند دهه ۱۹۹۰ میزبان افراط گرایان باشند، ایالات متحده احتمالاً از اسلام‌آباد می‌خواهد تا آن‌ها را برای اخراج مهمانان شان تحت فشار قرار دهد. آن زمان نتیجه‌ای نداشت و ممکن است این بار هم چنین کاری نکند. پاکستان مقصر شناخته خواهد شد و در نتیجه روابط ایالات متحده و پاکستان آسیب خواهد دید و اسلام‌آباد را بیشتر در آغوش پکن سوق خواهد داد.
    اسلام‌آباد اکنون از قدرت نفوذ کمتری بر رژیم طالبان‌نسبت به دهه ۱۹۹۰ زمانی که پاکستان به عنوان یکی از‌‌ سه کشور، دولت آنها را به رسمیت شناخته بود، برخوردار است.
    اخیراً این گروه روابط دیپلماتیکی را با اکثر کشورهای منطقه، از جمله مخالفین پیشین خود مانند ایران و روسیه، یا قطر جایی که دفتر سیاسی دارند برقرار کرده است.
    اگر طالبان قدرت را به دست بگیرند، ممکن است روابط اقتصادی پاکستان با افغانستان نیز مختل شود؛ زیرا احتمالاً ایالات متحده و جامعه جهانی بر افغانستان تحریم‌هایی را اعمال کنند که باعث محدود شدن تجارت و سرمایه گذاری می‌شود.
    آرزوهای دیرینه اسلام‌آباد برای ارتباط با آسیای میانه از طریق افغانستان از بین خواهد رفت. علاوه بر این، ممکن دیگر گروه‌های مسلح افغانستان در برابر تصرف قدرت توسط طالبان مقاومت کنند.
    درگیری و ادامه بی‌ثباتی، فعالیت اقتصادی را بیشتر مختل می‌کند و ممکن است سیل آوارگان را به پاکستان جاری کند و بار سنگینی بر دوش اقتصاد متشنج پاکستان بگذارد و نفوذ شبه نظامیان و قاچاقچیان به آن کشور را سهل کند.
    تجارت و کاروبار مواد مخدر نیز مطمئناً تحت رژیم طالبان تشدید خواهد شد. این گروه به شدت در کار و بار مواد مخدر دخیل است و می‌تواند از اهرم‌های دولت خود برای تسهیل کشت و قاچاق استفاده کند.
    تریاک منبع اصلی درآمد افغانستان است و سال‌ها چه که دهه‌ها طول می‌کشد تا کشور ویران شده گزینه‌های مناسب اقتصادی را ایجاد کند.
    رونق قاچاق مواد مخدر در افغانستان برای پاکستان به منزله کابوس است. این کشور در حال حاضر جمعیت قابل توجهی از معتادان را دارا است. در سال های اخیر مصرف شیشه کریستال به طور فزاینده‌ای در میان جوانان پاکستانی شیوع یافته است‌ و با آغاز تولید شیشه ارزان از گیاه افدرین در افغانستان احتمالاً این وضعیت بدتر هم خواهد شد.
    علی‌رغم همه این مشکلات، یک افغانستان تحت اداره طالبان حداقل نسبت به دولت فعلی با هند، رقیب پاکستان، کمتر روابط دوستانه خواهد داشت. دهلی یکی از معدود قدرت‌های منطقه‌ای است که روابط دیپلماتیک با این گروه برقرار نکرده و در صورت قدرت گرفتن مجدد طالبان، آن را در یک نقطه ضعف مشخصی قرار خواهد داد. اما این یک پوشش نقره‌ای روی ابر بسیار تاریک است.
    هزینه‌های به قدرت رسیدن طالبان برای اسلام‌آباد بسیار گزاف خواهد بود و سرنوشت افغانستان را به عنوان یک کشور فقیر، بی‌ثبات، آغشته به مواد مخدر و ماشین جوجه کشی تروریزم که امنیت ملی و منافع اقتصادی پاکستان را تهدید می‌کند، مهر و موم خواهد کرد.
    به همین دلیل، از پاکستان انتظار می‌رود تلاش‌های خود برای تسهیل حل و فصل سیاسی در افغانستان و جلوگیری از فروپاشی دولت و آغاز جنگ داخلی گسترده ادامه دهد.
    اما، با توقف گفت‌وگوهای صلح و‌ خروج احتمالی ایالات متحده از افغانستان، توفانی در حال شکل گیری است.
    مرتضی احمدزاده

  • اسماعیل خان: هر طرحی که منافع علیای مردم افغانستان را نادیده بگیرد محکوم به شکست است

    اسماعیل خان: هر طرحی که منافع علیای مردم افغانستان را نادیده بگیرد محکوم به شکست است

    از چهل و دومین سال‌روز قیام بیست و چهار حوت با حضور دهها هزار تن از شهریان هرات، مقامات حکومت محلی، فرماندهان جهادی، مجاهدین، خانواده‌های شهدا و معلولین، فرهنگیان و اصحاب رسانه در مزار شهدای گمنام امروز(یک‌شنبه، ۲۴ حوت) تجلیل به عمل آمد.
    محمد امیراسماعیل خان، در محفل ضمن تشکر و قدر دانی از  حضور مردم با توجه به نامساعد بودن شرایط جوی آن را نشانه ارج گزاری هراتیان به راه و آرمان شهدای بیست و چهار حوت دانسته آرزو کردند به برکت اخلاص و تعهد این مردم به راه شهیدان، صلح و ثبات در کشور ما حکم فرما شود.
    این فرمانده جهادی، با اشاره به طرح جدید صلح و زمینه سازی برای آغاز گفتگوهای جدید صلح، هر طرحی را که در آن منافع علیای مردم افغانستان و ارزش های مردم شمول این سرزمین را نادیده گرفته شود محکوم به شکست دانستند.
    محمداسماعیل خان، مجاهدین را طرف اصلی قضیه افغانستان هم در دوران جهاد و مقاومت و هم اکنون دانسته، هر نوع تصمیم گیری پیرامون حکومت آینده را بدون حضور مجاهدین زمینه ساز بحران های دیگر قلم داد نموده از همه طرف های درگیر خواستند با پایان دادن به جنگ به یک طرح همه شمول مبتنی بر عدالت اجتماعی فکر کنند.

    او با تاکید بر حفظ ساختار ها و سیستم های حکومتی از جمله قوای سه گانه، نیروهای امنیتی شامل پولیس، اردو و امنیت ملی، حاکمیت یک طرفه طالبان از طریق جنگ را یک رویای غیر قابل تحقق دانسته از طالبان خواستند دست از کشتار هم وطنان شان بردارند و در کنار دیگر مردم این سرزمین، برای اعاده صلح و ثبات و تامین عدالت اجتماعی و برقراری حکومتی همه شمول و فراگیر قرار گیرند.
    سید عبدالواحید قتالی والی ولایت هرات، سید طاها صادق نماینده مردم در مجلس نمایندگان و رئیس کمیسیون برگزاری سال روز بیست و چهار حوت، رئیس حج و اوقاف از دیگر سخنرانان این همایش بودند. که یک پی دیگر در مورد قیام ۲۴ حوت ایراد سخن کردند.

  • بازگشت به اندیشه سیّد جمال راه حل بسیاری از مشکلات کنونی دنیای اسلام است

    بازگشت به اندیشه سیّد جمال راه حل بسیاری از مشکلات کنونی دنیای اسلام است

    زنده‌یاد سیّد جمال الدین مسلمان (نه افغانی، نه اسدآبادی و نه حسینی) از نظر اندیشه و بینش و شخصیّت و کارنامه، مثل هیچکس نبود؛ بلکه فقط مثل خودش بود. یکی از انسان‌های بی‌مانند و تکرارناپذیرِ تاریخ بشر، همین چهره بود.

    سیّد جمال همانگونه که در قالب‌های خُردِ جغرافیا و ملیّت و قومیت (افغان و ایرانی و ترک و عرب و هندی و مصری) نمی‌گنجید؛ در قالب‌های تنگ و خُردِ مذهب و فرقه و نحله هم نمی‌گنجید. معروف است که از او پرسیدند: شیعه هستی یا سنی؟ در پاسخ گفت: هیچکدام! بلکه مسلمان هستم!

    دقیقاً و عملاً سیّد جمال یک «مسلمانِ» حقیقی و پیروِ مکتبِ توحیدی و وحیانی اسلام بود و تعلقی به هیچ مذهب و فرقه و طریقه و شاخه نداشت. او نه شیعه بود و نه سنی. در فقه و احکام، نه حنفی بود و نه جعفری. در کلام و عقاید نه معتزلی بود و نه اشعری. در سیاستِ دینی نه پیرو نظریۀ خلافت بود و نه پایبند نظریۀ امامت.

    سیّد جمال دقیقاً همان کسی بود که پیام الهی (وحی) و اسلام و قرآن و پیامبر برای تربیت و تولیدِ چنین «انسان‌»هایی آمده بود. پیام الهی و قرآن عظیم، هیچگاه و هیچ‌جا از شیعه و سنی و جعفری و حنفی و زیدی و شافعی سخن نگفته است؛ بلکه صرفاً از آیین توحیدی «اسلام» و تسلیم‌بودن آدمیان در برابر ارادۀ خداوند (مسلمانی) سخن گفته است. آنچه پیامبر برای ما آورد و خود بدان پایبند بود؛ نه شیعه بود و نه سنی و نه هیچ مذهب و طریقتِ دیگر. آن یگانۀ هستی، انسان‌ها را به توحید و تسلیم (مسلمان‌بودن) دعوت کرد و هیچ‌کسی را به هیچ مذهب و فرقه‌ای دعوت نکرد. خدا و قرآن و پیامبر از ما خواسته‌اند که «مسلمان» باشیم و هیچگاه از ما نخواسته‌اند که شیعه یا سنی یا زیدی یا وهابی و سلفی باشیم. فرقه‌گرایی و تعصب مذهبی و حق‌پنداری فرقۀ خاص و تکه ـ پاره کردن امت واحدۀ اسلام، با قطعیات و روح و حقیقتِ اسلام و قرآن در تضاد و ستیز است.

    بر پایه‌ی آنچه گفته آمد، راهِ صحیح و صراطِ مستقیم همان است که سیّد جمال رفت؛ یعنی ما باید «مسلمان» و تسلیم ارادۀ الهی و پیرو آیین محمدی باشیم؛ نه پیرو مذاهب و فرقه‌هایی که هیچ جایگاهی در پیام الهی و تعالیم اسلام و متن قرآن و سنت و سیرۀ پیامبر ندارند. در آیین توحیدی اسلام چیزی به نام مذهب و فرقه و نحله وجود ندارد. تمام اینها ساخته و پرداخته‌ی خود مسلمانان در قرون و اعصارِ بعد از پیامبر است.

    دنیای ویران و پریشانِ اسلام و مسلمانان که امروز با ده‌ها دردِ بی‌درمان (فرقه‌گرایی، مذهب‌پرستی، همدیگرستیزی، مسلمان‌کشی، تکفیر همدیگر و …) مواجه است؛ یکی از راه‌های علاجِ آن دردها، بازگشت به اندیشه و سیرۀ سیّد جمال است؛ اندیشه و سیره‌ای که تماماً از عین و متنِ پیام الهی و قرآن و آیین محمدی نشأت گرفته بود.

    گِرِه‌های کور دنیای امروزِ مسلمانان با عالمان و فقیهان و اسلام‌شناسانی که خود را مدافع و مبلغِ مذهب و بیضه‌دار و تیکه‌دارِ فرقه و شاخه می‌دانند و نه پاسدار و پاسبانِ اصلِ دین و شریعت؛ هرگز گشوده نخواهد شد! دنیای امروز مسلمانان به «سیّد جمالِ مسلمان» نیاز دارد که فارغ از فرقه و مذهب و ملیّت و قومیت و زبان و رنگ و فرهنگ، به نجات و حیاتِ انسانِ «مسلمان» بیندیشد.

    مسیح ارزگانی

  • چه کسانی به نشست مسکو دعوت شده اند

    چه کسانی به نشست مسکو دعوت شده اند

    نشست صلح مسکو که قرار است پنج شنبه آینده (۱۸ مارچ برابر با ۲۸ حوت) پیش از برگزاری نشست مهم ترکیه برگزار شود، یک فرصت کلیدی برای افغانستان است تا جایگاه دیپلماتیک خود را تقویت کند و وزارت خارجه‌ کشور می گوید قرار است هیأتی به نمایندگی از دولت افغانستان در این نشست اشتراک کند.

    یک منبع معتبر و آگاه به رسانه ها گفت براساس دعوت‌نامه‌ روسیه، دو نفر به نمایندگی از حکومت افغانستان، دو نفر به نمایندگی از شورای عالی مصالحه‌، شش یا هفت نفر به نمایندگی از چهره‌ها و رهبران سیاسی و پنج نفر به نمایندگی از طالبان در نشست مسکو دعوت شده‌اند.

    وی افزود در این میان حامد کرزی، رییس جمهور اسبق افغانستان، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی، مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش اسلامی، کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی، میررحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندگان کشور، محمدعلم ایزدیار معاون اول مجلس سنا، گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، معصوم استانکزی، رییس هیات مذاکره‎‌کننده دولت افغانستان در دوحه، سید سعادت منصور نادری وزیر دولت در امور صلح و خانم نجیبه ایوبی، رییس کلید گروپ در این نشست از سوی مسکو دعوت شده‌اند.

    نشستی که قرار است در مسکو برگزار شود با اشتراک روسیه، چین، آمریکا و پاکستان انجام می‌شود و به احتمال زیاد ایران نیز در آن حضور خواهد یافت.

    بعد از شکست طالبان در سال ۱۳۸۰ و روی کارآمدن حکومت موقت به رهبری حامد کرزی و برگزاری سه دوره انتخابات ریاست جمهوری، نخستین نشست مسکو با حضور چهره‌های سیاسی و سران شماری از احزاب افغانستان و نماینده‌گان گروه طالبان روز سه‌شنبه ۱۶ دلو سال ۱۳۹۷ در مسکو برگزار شد.

    در آن نشست یک هیأت هفتاد نفری از چهره‌ها سیاسی و سران احزاب افغانستان و ده نفر از نماینده‌گان گروه طالبان شرکت کرده‌بودند.

    نشست مسکو در شرایطی قرار است برگزار شود که حکومت افغانستان در پی نامه هشدارآمیز امریکا به رییس جمهور غنی، تحت فشار قرار دارد تا طرح صلح امریکایی را بپذیرد. اما امرالله صالح معاون نخست ریاست جمهوری در واکنش به انتشار این نامه از طریق رسانه‌ها آن را “تحت فشار قرار دادن رهبران دولت افغانستان” خواند و افزود: درست است که شماری از یاران کم دل و بی‌دل مسیر را تغییر می‌دهند.

    او اضافه کرد “انتخابات زودهنگام” خودش نوعی از قربانی دادن به صلح است.

    معاون آقای غنی تاکید کرد، تا زمانی که “خواست‌های مشروع ملت افغانستان” در خطر باشد دولت بر سر اصل اساسی که انتخابات باشد، ایستاده است.

    آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا در نامه‌ای به محمد اشرف غنی رییس جمهور افغانستان نوشته است که او “باید” با طرح جدید دولت امریکا یعنی تشکیل دولت موقت و یا حکومت مشارکتی با طالبان موافقت کند.

    اما اشرف غنی تاکنون بارها ضمن مخالفت با طرح حکومت انتقالی گفته است که دولت افغانستان تسلیم زورگویی های امریکا نخواهد شد و انتقال قدرت تنها از طریق انتخابات ممکن است.

    از سویی هم قرار است نشستی شبیه نشست اول بن در ماه اپریل سال روان میلادی، به رهبری سازمان ملل متحد در شهر استانبول برگزار شود. گفته می‌شود که در این نشست همه کشورهای دخیل در روند صلح افغانستان، از جمله کشورهای منطقه در آن اشتراک خواهند کرد و زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه وزارت امور خارجه امریکا برای صلح افغانستان، در حال حاضر مصروف رای‌زنی با کشورهای منطقه است تا زمینه برگزاری این نشست را در زمان تعیین شده فراهم کند.

  • تلاش دیرهنگام رئیس جمهور برای جبران اشتباهات گذشته!

    تلاش دیرهنگام رئیس جمهور برای جبران اشتباهات گذشته!

    فضای سیاسی در افغانستان پر التهاب است. موضع جدید دولت امریکا به رهبری بایدن در رابطه به روند صلح افغانستان بر گمانه‌زنی‌ها در باب جنگ و صلح در این کشور افزوده است و همه‌چیز خبر از رویدادهای جدیدی می‌دهد که قرار است بازی دراماتیک صلح با طالبان را در شکل و قاعده جدید بار دیگر شتاب ببخشد.

    کابل بیش از هر زمانی در تلاطم سیاسی است. دولت افغانستان که به بازنگری توافق صلح امریکا – طالبان توسط دولت بایدن چشم دوخته بود، با طرح تقسیم قدرت زلمی خلیل‌زاد که اشرف غنی کاغذ پاره‌اش خواند و نامه وزیر خارجه امریکا که امرالله صالح آن را هم‌ردیف بمب، دسیسه و غوغا خواند، غافل‌گیر شده است. در این میان، رییس جمهور افغانستان برای ایستادن بر موضع اخیرش در برابر طرح تقسیم قدرت خلیل‌زاد و موضع جدید دولت امریکا این روزها در پی چاره‌اندیشی برآمده است. در این نوشته، به این نکته پرداخته می‌شود که چاره‌اندیشی نابهنگام آقای غنی چقدر می‌تواند درد بی‌پناهی سیاسی او را در این وهله پرآشوب درمان کند و گفت‌وگوهای صلح افغانستان را در مسیر درست قرار دهد. آقای غنی از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۴ تاکنون، هیچ‌گاهی چنین تنها و بی‌پناه نبوده است. این بی‌پناهی او و نزدیکانش را حتا معاون اولش به تنهایی امام حسین در دشت کربلا تشبیه کرده است. سوال اما اینجا است که این تنهایی و بی‌پناهی از کجا می‌آید؟ آقای غنی که ۷ سال قبل، در آغاز دور اول ریاست جمهوری‌اش، حمایت خارجی‌ها به شمول تعهد مالی کشورهای کمک‌کننده و حمایت نظامی ناتو و امریکا، دل‌بسته‌گی افغان‌ها به دانش و تجربه‌اش و همکاری و همراهی نسبی کشورهای منطقه در تامین صلح و ثبات در افغانستان را به همراه داشت، چرا امروز خود را در دشت کربلا می‌بیند؟

    بی بی سی در مطلبی در این مورد می نویسد آقای غنی سرخورده از حمایت خارجی‌ها و احتمالاً پشیمان از اشتباهات وحشتناک خود، در ماه‌های اخیر در صدد جلب حمایت کانون‌های سنتی قدرت در افغانستان برآمده است. او با وجود این‌که در طول زمان ریاست جمهوری‌اش دیوار بی‌اعتمادی میان خود و بسیاری از رهبران قومی – سیاسی افغانستان را از دیوار ارگ بالاتر برده بود، بار دیگر از سر ناگزیری دست به دامان همین چهره‌ها شده است. محمد محقق از جمله چهره‌های سیاسی که رابطه پر تنش با آقای غنی داشت، در پی یک سازش در همین اواخر به عنوان مشاور ارشد سیاسی او منصوب شد. آقای محقق اندکی قبل یا بعد از منصوب شدنش در این سمت، در یکی از مصاحبه‌هایش با یک رسانه داخلی، رهبران مجاهدین را به درخت تشبیه کرده بود و گفته بود هرکسی درخت را با تکیه به زورش بیش از حد کش کند، نافش می‌رود. واضح است که در سال‌های اخیر هیچ‌کسی به اندازه آقای غنی در صدد کش و قوس با رهبران مجاهدین نبوده است. چند ماه قبل، نظام‌الدین قیصاری، فرمانده اسبق نیروهای خیزش مردمی در ولایت فاریاب نیز از طرف دولت به کابل دعوت شد. آقای قیصاری قبلاً یک‌بار توسط نیروهای امنیتی دستگیر و زندانی شده بود. نیروهای دولتی هم‌چنان به تاریخ ۲۵ قوس ۱۳۹۸ مجهز با سلاح سبک و سنگین بر خانه آقای قیصاری در شهر مزار شریف حمله نموده بودند تا او را دستگیر کنند. آقای غنی به تاریخ ۱۹ حوت در ارگ ریاست جمهوری با مارشال دوستم دیدار و گفت‌وگو کرده است. آقای دوستم پس از دو سال از جوزجان به کابل برگشته است. همین دوری مارشال جدید افغانستان از مرکز قدرت خود نشان دیگری از کش و قوس آقای غنی با رهبران مجاهدین است. آقای دوستم که معاون نخست آقای غنی در دور اول ریاست جمهوری او بود، به عوض ماندن در مقام معاون ریاست جمهوری، به دست غنی از کابل رانده شد و مدتی را در ترکیه در تبعید به سر برد. حالا پس از این همه سال دیدار غنی با مارشال دوستم و اصرار بر گرفتن او در آغوش خود در ارگ ریاست جمهوری، بدون شک بی‌ربط به حکایت «رفتن ناف» که آقای محقق روایت کرده بود، نیست.

    آقای غنی که هفت سال قبل با تکیه بر کرسی ریاست جمهوری، خود را تک بازی‌گر شطرنج قدرت می‌دید، حالا باید قاعده بازی را از نو مرور کند. توهم همه‌چیز دانی او که دیگران را سرباز بی‌ارزش تخته شطرنج می‌دید، تفرقه و تعصب قومی را به شدت افزایش داد، قدرت‌طالبان را بیش‌تر ساخت، نیروهای امنیتی را در سطح بی‌پیشنیه‌ای قربانی کرد، فساد را بیش‌تر ساخت، ثبات کشور را در معرض تهدید جدی قرار داد و همه‌چیز را به سوی آشفته‌گی سوق داد.

    محمد اشرف غنی هفت سال قبل وقتی حمایت مالی و نظامی متحدان بین‌المللی افغانستان را داشت و چشم امید مردم افغانستان پس از یک دوره طولانی رهبری ضعیف آقای کرزی به او دوخته شده بود، به جای جبران فرصت‌های از دست رفته و پیشه کردن درایت در رهبری با پاسخ به انتظارهای مردم افغانستان، تلاش برای اتحاد و همبسته‌گی، تقویت جبهه ضد طالب در سطح ملی، مبارزه جدی، موثر و صادقانه با فساد، راه‌اندازی یک دیپلماسی فعال برای تقویت موضع افغانستان در سطح بین‌المللی و وارد شدن به بحث صلح از راه اقتدار و مشروعیت، دل نگران توازن قومی در زندان‌های کشور شد، با طالبان مدارا پیشه کرد، سیاست قومی را بر هر چیزی ارجحیت داد، در امر مبارزه با فساد بازی سیاسی – قومی کرد، انرژی و وقت دستگاه اجرایی دولت را صرف رقابت‌های داخلی نمود و در آخر هم جمهوریت را به چهار فرد اطراف خودش خلاصه کرد.

    توهم همه‌چیز دانی آقای غنی برای افغانستان بسیار سنگین تمام شده است. گروه طالبان امروز به لطف او با یک افغانستان چند پارچه و ضعیف روبه‌رو است. رهبران سیاسی – قومی به آقای غنی اعتماد ندارند. متحدان بین‌المللی از او ناامید شده‌اند و دست‌آوردهای مردم افغانستان در دو دهه گذشته با مخاطرات جدی روبه‌رو است.

    دست بردن آقای غنی به دامان کانون‌های سنتی قدرت و نزدیک شدن به رهبران سیاسی – قومی آشکارا از سر ناچاری است. آقای غنی خیلی دیر به فکر چاره‌اندیشی افتاده است. سرقوماندان اعلی قوای مسلح اگر هفت سال قبل با ایجاد اعتماد در سطح ملی و با بسیج کردن جبهه ضد طالب در کنار اردوی ملی به تقویت موضع نیروهای امنیتی افغانستان می‌پرداخت، نیروهای امنیتی کشور گوشت دم تیغ طالبان نمی‌شدند. خود آقای غنی در نشست مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۹ در داووس سویس گفت که از زمان به قدرت رسیدن او ۴۵۰۰۰ تن از نیروهای امنیتی افغانستان کشته شده‌اند. این رقم بسیار درشتی است. پس از ۲۰۱۹ نیز رقم تلفات نیروهای امنیتی بسیار بالا بوده است. اکنون، پس از رفتن هزار راه غلط، سرقوماندان اعلی ظاهراً چاره جبران اشتباهات را در آغوش کشیدن رهبران قومی – سیاسی می‌بیند. بعید به نظر می‌رسد که این چاره‌اندیشی‌های نابهنگام ره به جایی ببرد. رهبری خیال‌پردازانه که با از دست دادن فرصت‌های کلان برای تامین ثبات و حفظ دست‌آوردهای مردم افغانستان ۷ سال را ضایع کرد، با چاره‌اندیشی‌های کوتاه‌مدت و فرصت‌طلبانه ره به جایی نخواهد برد. آنچه جای نگرانی دارد، این است که افق آینده برای مردم افغانستان تاریک و مه‌آلود است، قربانی‌های مردم افغانستان انگار برای هیچ بوده است و انگار ما این همه سال به دور خود چرخیده‌ایم تا پس به نقطه اول برسیم. در میان عوامل متعدد ناکامی ما، در مورد یک عامل مهم اما نمی‌توان تردید کرد و آن رهبری بد آقای غنی است.

  • در سال 2021 در هر روز 75 نفر کشته شده است

    در سال 2021 در هر روز 75 نفر کشته شده است

    آمارهای ثبت شده در میدان‌های جنگ نشان می‌دهد میانگین روزانه کشته‌گان جنگ افغانستان در سال ۲۰۲۱ میلای با گذشت هر روز افزایش می‌یابد. در حالی که هنوز فصل جنگ نرسیده، روزانه به گونه میانگین ۷۵ تن از نیروهای امنیتی، جنگ‌جویان طالب و غیرنظامیان در نتیجه درگیری‌ها، حملات هوایی و انفجارها کشته می‌شوند. بدین ترتیب تنها در ۶۴ روز اول سال ۲۰۲۱ میلادی، نزدیک به پنج هزار نفر در ۳۳ ولایت کشته شده‌اند. این آمار در مجموع سال گذشته میلادی به حدود ۲۰ هزار تن می‌رسید. میانگین روزانه کشته‌شده‌گان جنگ افغانستان در سال ۲۰۲۰ حدود ۵۷ نفر تشخیص داده شده بود. براساس آمارها، حوزه جنوب به ویژه ولایت‌های قندهار و هلمند بیش‌ترین میزان درگیری‌ها و تلفات را در سال ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱ داشته است. پیش‌تر وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا در نامه‌ای به مقام‌های افغان، در مورد وخامت اوضاع کشور و احتمال سقوط مناطق بیش‌تر به دست طالبان، هشدار داده بود. طالبان نیز در جریان یک ساله‌گی توافق‌نامه دوحه تصریح کرده بودند که با فناوری پهباد و موشک مجهز اند و در صورت خلاف‌ورزی امریکا از توافق‌نامه صلح، خشونت‌ها را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش می‌دهند. گفتنی که امریکا و کشورهای دخیل در جنگ افغانستان هم اکنون تلاش‌ها برای برگزاری نشست استانبول را ادامه داده‌اند تا با ایجاد دولت انتقالی صلح، زمینه را برای کاهش خشونت‌ و تسریع روند صلح فراهم کنند.

    آمارهای پروژه داده‌های رویدادها و نقاط درگیری مسلحانه یا «ACLED» نشان می‌دهد که آتش جنگ افغانستان در سال ۲۰۲۱ با گذشت هر روز شعله‌ورتر می‌شود. براساس آمارهای این نهاد، دست‌کم یک هزار و ۷۷۷ رویداد از درگیری، انفجار، حمله هوایی و شورش در ۶۴ روز اول سال جاری میلادی رخ داده است. این آمار یک هزار و ۱۵۱ درگیری، ۵۰۳ انفجار و حمله هوایی، ۱۲۱ مورد خشونت مستقیم علیه غیرنظامیان و دو مورد شورش را شامل است. بدین ترتیب در نتیجه این خشونت‌ها، چهار هزار و ۸۳۴ تن در افغانستان کشته شده‌اند. کشته‌گان نیروهای امنیتی، جنگ‌جویان طالب و غیرنظامیان را در برمی‌گیرد. این تلفات در فصل سرما به طرف‌های درگیر جنگ و غیرنظامیان وارد شده است.

    نقشه اکلد که براساس میزان آمار رویدادها ترسیم شده است

    مبتنی بر آمارها، باشنده‌گان قندهار، ننگرهار، هلمند و بلخ از یکم جنوری سال روان میلادی تا پنج مارچ، شاهد بیش‌ترین موارد درگیری‌ و انفجار بوده‌اند. در مجموع ۳۴ ولایت، در ۳۳ ولایت مواردی از درگیری، حمله هوایی و انفجار ثبت شده و تنها در ولایت پنجشیر هیچ رویدادی در دو ماه اول سال میلادی رخ نداده است. براساس آمارهای تلفات، قندهار با یک هزار و ۵۱ نفر، هلمند با ۴۹۹ نفر، ننگرهار با ۳۸۹ نفر، ارزگان با ۲۷۵ نفر، کندز با ۲۶۳ نفر و بلخ با ۲۶۱ نفر به ترتیب در صدر فهرست بیش‌ترین میزان قربانیان قرار دارند. در کابل نیز ۲۶ مورد درگیری، ۴۷ مورد انفجار و ۱۳ مورد خشونت مستقیم علیه غیرنظامیان ثبت شده است که در نتیجه آن، دست‌کم ۱۲۱ تن کشته شده‌اند.

    شمارهولایترویداددرگیریانفجارخشونت علیه غیرنظامیانکشته
    ۱ارزگان۵۴۴۱۱۲۱۲۷۵
    ۲بادغیس۳۴۲۵۶۳۱۱۷
    ۳بامیان۳۳  ۲
    ۴بدخشان۲۹۲۰۷۳۷۹
    ۵بغلان۶۹۵۰۱۵۴۱۷۳
    ۶بلخ۱۱۷۷۸۲۸۱۱۲۶۱
    ۷پروان۹۱۷۱۵
    ۸پکتیا۴۷۳۳۷۷۹
    ۹پکتیکا۱۴۱۲۲ ۳
    ۱۰پنجشیر     
    ۱۱تخار۲۸۱۷۴ ۶۲
    ۱۲جوزجان۲۳۱۸۵ ۳۴
    ۱۳خوست۴۴۲۳۱۳۸۹
    ۱۴دایکندی۵۲۲۱۶
    ۱۵زابل۴۹۳۲۱۶۱۱۶۰
    ۱۶سرپل۱۲۸۳۱۲۰
    ۱۷سمنگان۵۳۲ ۳
    ۱۸غزنی۱۰۱۷۴۲۰۷۱۱۱
    ۱۹غور۱۶۱۰۴۲۳۲
    ۲۰فاریاب۶۵۴۱۲۰۴۱۹۹
    ۲۱فراه۱۹۱۰۹ ۱۰۷
    ۲۲قندهار۲۱۰۱۵۱۴۹۱۰۱۰۵۱
    ۲۳کابل۸۶۲۶۴۷۱۳۱۲۱
    ۲۴کاپیسا۵۲۳۶۱۲۲۹۷
    ۲۵کندز۸۳۶۵۱۴۳۲۶۳
    ۲۶کنر۴۷۳۴۹۴۲۹
    ۲۷لغمان۳۲۱۹۱۲۱۱۲
    ۲۸لوگر۷۲۴۳۲۵۴۵۴
    ۲۹ننگرهار۱۶۷۹۳۶۲۱۲۳۸۹
    ۳۰نورستان۷۵۱۱۲
    ۳۱نیمروز۱۶۱۰۵۱۵۴
    ۳۲میدان‌‌وردک۵۹۴۲۱۶۱۹
    ۳۳هرات۶۷۴۲۱۶۸۱۳۷
    ۳۴هلمند۱۳۸۸۴۵۰۴۴۹۹
    مجموع۱۷۷۷۱۱۵۱۵۰۳۱۲۱۴۸۳۴
    نوت: این آمار هفت مورد شورش را نیز شامل می‌شود که در زندان‌های هرات، قندهار، غزنی، غور، پکتیا و پکتیکا رخ داده است.

    با ثبت آمارها در ۶۴ روز اول سال ۲۰۲۱ میلادی، افغانستان بار دیگر در صدر مرگ‌بارترین کشورهای جهان قرار گرفته است. بدین ترتیب میانگین کشته‌شده‌گان به گونه روزانه به بیش از ۷۵ نفر می‌رسد. پس از افغانستان، یمن با ثبت یک هزار و ۲۷۸ رویداد و سه هزار و ۲۳۳ کشته در رده دوم و سوریه با ثبت یک هزار و ۸۴۷ رویداد و یک هزار و ۳۲۷ کشته در مقام سوم قرار گرفته است. میانگین روزانه کشته‌‌های جنگ یمن در سال جاری میلادی حدود ۵۰ نفر و از جنگ سوریه به حدود ۲۰ نفر می‌رسد. گفتنی است که اکلد آمارهای جنگ افغانستان را با اتکا بر آمارهای وزارت دفاع ملی و گروه طالبان جمع‌آوری و پس از دقیق‌سازی آن توسط رسانه‌ها و تیم کاری‌اش، به گونه هفته‌وار کُدگزاری و ثبت می‌کند. این نهاد در مجموع تنها آمار کشته‌شده‌گان را گزارش می‌دهد و در جزییات رویدادها، به آمار زخمیان و افراد بازداشت شده می‌پردازد. گفتنی است که اکلد همه رویدادها را با درج کُد اختصاصی، زمان رویداد، محل رویداد و شمار کشته‌های آن ثبت می‌کند.

    کاهش اندک در تلفات؛ افغانستان در ۲۰۲۰ نیز مرگ‌بارترین کشور جهان بود

    افزون بر ثبت این آمارها در سال ۲۰۲۱،  افغانستان در سال ۲۰۲۰ نیز خونین‌ترین کشور جهان بوده است. بررسی‌های اکلد از جنگ سال گذشته میلادی نشان می‌دهد که با وجود مذاکرات صلح، ۲۰ هزار و ۷۶۰ شهروند افغانستان در نتیجه درگیری‌ها، انفجارها و حملات هوایی کشته شده‌اند. این تلفات در پی وقوع شش هزار و ۹۹۵ رویداد ثبت شده که چهار هزار و ۵۹۹ درگیری، یک هزار و ۹۶۷ انفجار و حمله هوایی، ۴۲۲ مورد خشونت مستقیم علیه غیرنظامیان و هفت مورد شورش را در بر می‌گیرد. خشونت‌ها در ۲۰۲۰ بیش‌تر در حوزه جنوب کشور رخ داده است. قندهار با ۳۵۵ درگیری، ۱۹۶ انفجار و حمله هوایی، ۲۳ مورد خشونت مستقیم علیه غیرنظامیان و یک مورد شورش در زندان با دو هزار و ۹۲۲ کشته در صدر فهرست مرگ‌بارترین ولایات کشور در ۲۰۲۰ قرار گرفته است. در این فهرست، هلمند، ارزگان و زابل در رده‌های دوم تا چهارم قرار گرفته‌اند.

    مبتنی بر آمارهای اکلد، همه ولایت‌های کشور به شمول پنجشیر در ۲۰۲۰ شاهد خشونت‌ بوده‌اند. با این حال، هیچ موردی از تلفات در ولایت آرام پنجشیر ثبت نشده است. پس از این ولایت، بامیان با ۳۰ نفر، نورستان با ۴۷ نفر و دایکندی با ۶۷ نفر، کم‌ترین آمار کشته‌شده‌گان را دارند. در مجموع میانگین کشته‌شده‌گان جنگ افغانستان در ۲۰۲۰ به ۵۷ نفر کاهش یافته بود. این آمار در سال ۲۰۱۹  به ۱۱۳ نفر، در ۲۰۱۸ به ۱۱۷ نفر و در ۲۰۱۶ به ۹۶ نفر می‌رسید. با مقایسه میانگین آمار کشته‌شده‌گان افغانستان،‌ یمن و سوریه پس از سال ۲۰۱۶، می‌توان دریافت که افغانستان در چهار سال از پنج سال اخیر، بیش‌ترین میانگین روزانه کشته‌گان جنگی را داشته است. تنها سوریه در سال ۲۰۱۶ بیش‌ترین میانگین روزانه کشته‌‌گان را در میان کشورهای جنگ‌زده ثبت کرد. در آن زمان میانگین روزانه کشته‌گان در آن کشور به ۱۴۴ نفر می‌رسید.

    شمارهولایترویداددرگیریانفجارخشونت علیه غیرنظامیانکشته
    ۱ارزگان۲۹۷۲۱۹۷۶۲۱۲۹۱
    ۲بادغیس۲۱۸۱۴۰۵۹۱۹۷۰۰
    ۳بامیان۶۳۳ ۳۰
    ۴بدخشان۱۷۴۱۲۸۳۵۱۱۶۲۱
    ۵بغلان۲۳۳۱۶۵۵۵۱۳۶۳۶
    ۶بلخ۵۰۸۳۵۰۱۳۸۲۰۱۱۵۸
    ۷پروان۶۲۳۵۱۹۸۱۱۲
    ۸پکتیا۲۲۲۱۵۲۵۶۱۳۳۷۰
    ۹پکتیکا۱۱۷۷۸۲۷۱۱۴۴۴
    ۱۰پنجشیر۳۳  ندارد
    ۱۱تخار۱۲۷۹۲۲۲۱۳۵۶۷
    ۱۲جوزجان۱۳۱۸۹۳۶۶۴۰۶
    ۱۳خوست۱۵۶۷۳۶۵۱۸۲۱۹
    ۱۴دایکندی۲۰۱۰۱۷۳۶۷
    ۱۵زابل۲۰۹۱۳۳۶۲۱۴۸۱۴
    ۱۶سرپل۸۷۶۳۱۸۶۲۰۳
    ۱۷سمنگان۴۱۳۴۵۲۱۳۵
    ۱۸غزنی۳۶۰۲۴۲۹۶۲۱۹۹۳
    ۱۹غور۱۲۱۷۷۳۵۸۴۹۰
    ۲۰فاریاب۳۰۶۲۲۰۶۲۲۵۱۰۰۰
    ۲۱فراه۱۴۵۸۳۴۸۱۴۴۱۵
    ۲۲قندهار۵۷۵۳۵۵۱۹۶۲۳۲۹۲۲
    ۲۳کابل۲۶۴۱۱۳۱۰۵۴۶۴۶۲
    ۲۴کاپیسا۱۴۳۱۰۵۲۵۱۳۲۳۵
    ۲۵کندز۳۹۴۲۸۵۹۷۱۲۱۵۶۲
    ۲۶کنر۱۲۶۸۰۴۴۲۲۸۶
    ۲۷لغمان۱۵۵۱۰۰۴۵۱۰۲۸۰
    ۲۸لوگر۲۱۷۱۳۷۶۵۱۵۴۰۶
    ۲۹ننگرهار۳۲۳۲۰۵۱۰۲۱۶۸۸۷
    ۳۰نورستان۲۱۱۹۲ ۴۷
    ۳۱نیمروز۷۴۵۴۲۰ ۱۵۰
    ۳۲میدان‌‌وردک۲۱۶۱۳۳۶۲۱۴۸۱۴
    ۳۳هرات۳۰۰۱۹۶۸۰۲۴۷۶۲
    ۳۴هلمند۶۴۱۴۲۹۱۹۹۱۳۱۶۵۳
    مجموع۶۹۹۵۴۵۹۹۱۹۶۷۴۲۲۲۰۷۶۰
    نوت: این آمار هفت مورد شورش را نیز شامل می‌شود که در زندان‌های هرات، قندهار، غزنی، غور، پکتیا و پکتیکا رخ داده است.

    اکلد با  آغاز سال ۲۰۱۶ میلادی آمار رویدادها و تلفات جنگ افغانستان را ثبت کرده است. براساس آمارهای رسمی این نهاد، از ۲۰۱۶ تا حال بیش از ۱۴۵ هزار نفر در جنگ افغانستان کشته شده‌اند. باید تصریح کرد که با توجه به پیچیده‌گی‌ ابعاد جنگ افغانستان، تلاش طرف‌ها برای پنهان‌ کردن آمارها و هم‌چنان احتمال مرگ برخی از زخمیان، ممکن است شمار قربانیان بیش‌تر از این آمار باشد. پروژه داده‌های رویدادها و نقاط درگیری مسلحانه یا «ACLED» یک سازمان غیردولتی است که از سال ۱۹۹۷ بدین‌سو در امر ثبت داده‌های رویدادها و نقاط درگیری فعالیت می‌کند. این نهاد رویداد، نوعیت رویداد، تاریخ رویداد، عامل رویداد، قربانیان رویداد و مکان رویداد را جمع‌آوری، با درج کُد مشخص ثبت و در ادامه تجزیه و تحلیل می‌کند. اکلد در حال حاضر ۱۹۱ کشور جهان را پوشش می‌دهد و از آغاز کارش تا حال، حدود یک میلیون مورد از درگیری‌ها را ثبت کرده است. این درگیری‌ها، اعتراضات و خشونت‌های کوچک سیاسی در کشورهای مختلف را نیز شامل است.

    هم‌زمان با افزایش میانگین روزانه کشته‌شده‌گان جنگ افغانستان، امریکا برای آغاز یک نشست شبیه بن اول در استانبول مقدمه‌چینی می‌کند. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه این کشور، در نامه‌ای عنوانی محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور و عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی، پیرامون دیدگاه اداره بایدن در مورد روند صلح افغانستان وضاحت داده است. او با تأکید بر ضرورت به نتیجه رسیدن روند صلح، درباره وخامت وضعیت افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی به مقام‌های حکومت هشدار داده است. پیش از این، سراج‌الدین حقانی، معاون گروه طالبان، در یک نوار صوتی به جنگ‌جویانش اطمینان داده بود که در صورت نقض توافق‌نامه دوحه از سوی امریکا، با استفاده از امکانات دست‌ داشته‌‌شان به ویژه پهباد و موشک، خشونت‌ها را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش می‌دهند. این در حالی است که نهادهای امنیتی در جریان ماه‌های گذشته بارها از آماده‌گی‌ها برای فصل جنگ خبر داده‌اند. بدین ترتیب احتمال دارد که در صورت ورود دو طرف به فصل جنگ، شمار تلفات و میانگین قربانیان در مقایسه با ۶۴ روز اول سال ۲۰۲۱ میلادی به مراتب افزایش یابد.

    هشت صبح

  • بعثت همان امت واحد شدن است

    بعثت همان امت واحد شدن است

    بعثت رسول گرامی اسلام کامل نمودن یک پایان است، کامل نمودن نواقص هاست. الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی

    بعثت یعنی یک ماموریت اکمال یک نعمت بسیارعظیم، بعثت پیامبر اکرم(ص) یعنی یک پروژه به سعادت رساندن همه انسانها در بسترهمه زمانها ومکانها. به عبارت دیگر، به فعلیت رساندن همه خواسته‌های انسان اعم از نفسانی و روحانی وآنچه «ماتشتهی الانفس وتلزالاعیون» است.

    مبعث یعنی گذر ازهمه رنگهای مختلف اعم ازسیاه وسفید، عرب وعجم، اروپایی، وآسیایی، رسیدن به یکی شدن ویک رنگی، وامت واحده شدن.

     «صبغةالله ومن احسن من الله صبغة»  

    رنگ خدایی بالاترین رنگهاست، هدف بعثت هم رسیدن به رنگ الهی است.

    حال پس از1400سال یک سؤال مطرح است: آیاهدف مبعث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس ازگذر 1440 سال تحقق پیداکرده است؟ یعنی آن هدف جهانی بعثت که تمام انسانها نه بلکه مسلمانها به تمام خواسته ها نه بلکه در بخش خواسته ها و مطالبات طبیعی انسانی خود رسیده اند؟ تبدیل به یک امت واحده شده اند؟

    متاسفانه باچشمان اشک آلود وبا قلب شکسته وبا اندوه دردآلود بایدعرض کنم جامعه ای که خود را منتسب به اسلام و پیامبرمی داند و در این نسبت دادن سخت تعصب هم به خرج می دهند دچار چالش های زیادی شده اند:  

    یک: گرفتارشدیدترین اختلافات ند، اعم از قومی نژادی جغرافیی ومذهبی و زبانی، رنگ پوست و غیره.

    دوم: این امت اسلامی  متأسفانه گرفتارشدیدترین ناامنی می باشد

    سوم:  گرفتارشدیدترین آدم کشی آن هم ازنوع خطرناکش که روی جنایت کاران تاریخ راسفید نمو ده اند.  

    چهارم: امت پیامبر(ص) جزء فقیرترین امتهاست درمیان بقیه پیروان ادیان.

    ببخشید یارسول الله در روزمبعثت با آهی پراز درد و رنج و ظلم این مطالب رامی نویسم. می توانستم در روز بعثت مشتی شعار که عاری از حقیقت است بنویسم، در وصف این امتت و توصیفات توخالی مثل همه دنیای مجازی که عاری ازحقیقت است بنویسم!

    چه کنم وجدانم قبول نکرد. یا رسول الله شرمنده آن خلق عظیمت و شرمنده آن دلسوزی هایت براین امت ناخلف!  

    فهیمی بزرگمهر

  • ناامنی و خطرات مالی افغانستان را  تهدید می کند

    ناامنی و خطرات مالی افغانستان را تهدید می کند

    سیگار یا بازرس ویژه ایالات متحده‌ی امریکا در گزارش تازه‌اش به کنگره و وزارت‌های دفاع و خارجه‌ی این کشور‌ خطراتی را بررسی کرده است که تلاش‌های ۲۰ سال اخیر ایالات متحده‌ی امریکا برای بازسازی افغانستان را در سال ۲۰۲۱ و پس از توافق صلح تهدید می‌کند.

    بر اساس این گزارش، دوام ناامنی، نبود اطمینان از تمویل افغانستان پس از توافق صلح، چالش ادغام جنگجویان طالب پس از توافق صلح، فساد همه‌گیر و گسترده، رشد کسالت‌آور اقتصادی و اجتماعی، خطراتی که حقوق زنان را تهدید می‌کنند، قاچاق مواد مخدر و نظارت ناکافی تمویل‌کنندگان از خطراتی جدی است که افغانستان در سال ۲۰۲۱ با آن روبه‌رو است.

    در این گزارش تصریح شده است که با/بدون توافق صلح مطئمن و پایدار و آتش‌بس سرتاسری، افغانستان احتمالا با تهدیدهای متعددی از سوی گروه‌های بنیادگرا مواجه خواهد بود: «هر توافق سیاسی این خطر را در پی دارد که گروه‌های شورشی جرمی جامه عوض کنند و از یک شکل به شکل دیگر شورشگری تغییر دهند.»

     «اگر نیروهای امریکایی فعالیت‌های آموزشی، حمایوی و تجهیزاتی خود را متوقف کنند، این موضوعات می‌تواند برجسته‌تر شود.»

    نیروهای امریکایی در افغانستان به کم‌ترین حدش از وقتی که این کشور به افغانستان حمله کرد، رسیده است. تمامی نیروهای امریکایی در کشور به ۲۵۰۰ تن می‌رسد. بر اساس توافق امریکا و طالبان اگر طالبان به تعهداتش که قطع رابطه با گروه‌های تروریستی است عمل کند، نیروهای امریکایی تا آخر ماه اپریل یعنی حدود یک ماه دیگر افغانستان را ترک می‌کنند.

    ناکامی دولت افغانستان در امر مبارزه با فساد

    سیگار در این گزارش خود نوشته که ناکامی در امر مبارزه‌ی مؤثر با فساد سیستماتیک در افغانستان به این معنا است که برنامه‌های بازسازی امریکا در بهترین حالت درهم می‌شکند و در بدترین حالت شکست می‌خورد.

    بر اساس این گزارش، دولت افغانستان برای محدود کردن فساد سیستماتیک گام‌های محدودی برداشته است: «در عوض حکومت معمولا تلاش کرده که در روی کاغذ با فساد مبارزه کند.»

    در گزارش سیگار آمده است که دولت به‌جای اینکه مقام‌های فاسد را بازداشت و بالای آن قانون را تطبیق کند، به تدویر نشست‌ها و تدوین مقررات مبارزه با فساد بسنده کرده است.

    در این گزارش تأکید شده است که جامعه‌ جهانی و تمویل‌کنندگان دولت افغانستان باید از مصرف کمک‌هایی که به افغانستان اختصاص می‌دهند نظارت دقیق کنند و از مؤثریت آن حساب پس بگیرند: «تمویل‌کنندگان باید دسترسی بی‌حد و حصر به بودجه‌ی تمویلی وزارتخانه‌ها داشته باشند.»

    بی‌ثباتی مالی دولت جدی‌ترین خطر در سال ۲۰۲۱ است

    در گزارش سیگار آمده است که افغانستان به‌طور استثنایی متکی به کمک‌های خارجی است. بنا براین، این وابستگی برای روند صلح هم‌زمان هم فرصت است و هم چالش. فرصت از این‌رو که تمویل‌کنندگان می‌توانند در تحولات پس از خروج نیروهای خارجی همچنان دخیل باشند و سبب تقویت ثبات در افغانستان شوند. در عین‌حال، این وابستگی از آنرو خطرناک است که اگر تمویل‌کنندگان کمک‌های‌شان را بیش از حد و سریع کاهش دهند و یا بر شرایطی پافشاری کنند که از سوی طرف‌های درگیر قابل دست‌یابی نباشد، صلح بالقوه به خطر می‌افتد.

    بر اساس این گزارش، در بخش تمویل افغانستان دو پرسش جدی مطرح است: نخست این که آیا آیا شرایطی که تمویل‌کنندگان برای کمک تعیین کرده‌اند کافی است که یک توافق صلح قابل قبول را حفظ و تسهیل کند؟ دوم اینکه در این شرایط نامطمئن سطح کمک‌های خارجی برای این که از سقوط دولت جلوگیری کند، کافی است؟

    سیگار در این گزارش ادامه‌ی برنامه‌های بازسازی را به عنوان ابزار ابتدایی مطرح کرده است که نفوذ ایالات متحده‌ی امریکا را برای تأمین صلح و ثبات در افغانستان تأمین می‌کند.

    جامعه‌ی جهانی سالانه به طور اوسط ۸.۶ میلیارد دالر برای دولت افغانستان کمک می‌کنند. این بسته شامل کمک‌های ملکی و نظامی می‌شود که نزدیک به ۸۰ درصد از ۱۱ میلیارد کل مصرف دولت افغانستان را دربر می‌گیرد.

    بر اساس این گزارش، ظرفیت محدود مالی افغانستان ممکن برای حفظ زیرساخت‌ها مثل ساخت سرک، تأمین انرژی پایدار و زنجیره‌های تأمین اقتصادی و مصارف عادی حکومت کافی نباشد: «این زیرساخت‌ها هرچند ناقصند، اما برای رشد اقتصادی لازم هستند. بی‌ثباتی مالی و اقتصادی دولت افغانستان موضوعی است که تمام نقاط خطری که سیگار در این گزارش آن را شناسایی کرده است متأثر می‌کند.»

    در این گزارش به نقل از جان ساپکو، بازرس ویژه امریکای برای بازسازی افغانستان آمده است: «هرچند دولت افغانستان اعلام کرده که هدفش خودکفایی است، اما افغانستان امروز، هنوز با خودکفایی فاصله زیادی دارد؛ به خصوص تمویل کارهای عملیاتی دولت شامل اردو و پولیس از منابع خودش.»

    آقای ساپکو افزوده که وضعیت نامعلوم جنگ و صلح افغانستان، سرمایه‌گذاری ملت امریکا و دست‌آوردهای دو دهه در افغانستان را با خطرهای متعددی مواجه کرده است.

    کمک‌های اختصاص‌داده‌شده‌ی ایالات متحده برای بازسازی افغانستان از سال ۲۰۰۲ به این‌سو در کنار دیگر مأموریت‌های این کشور، در بخش‌های تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی، پاگیری و تقویت نهادهای دولتی، ترویج و تقویت حاکمیت قانون، تأکید بر حقوق بشر به ویژه حقوق زنان، پیشرفت در عرصه‌ی صحت و آموزش و پرورش و تحریک توسعه‌ی اقتصادی در افغانستان به مصرف رسیده است. بر اساس آمار سیگار، دولت امریکا از سال مالی ۲۰۰۲ تا کنون بیش از ۱۴۳ میلیارد دالر را برای برنامه‌های بازسازی افغانستان اختصاص داده است.

    ناامنی

    بر اساس این گزارش، با توجه به این که طالبان هنوز به طور قابل ملاحظه‌ای تاکتیکش را عوض نکرده، سطح خشونت همچنان بالا است و این امر امنیت را به عنوان خطر جدی در سال ۲۰۲۱ مطرح می‌کند.

    با تازگی آنتونی بلنکن، وزیر خارجه امریکا نیز در نامه‌ای که به غنی و عبدالله فرستاده، تصریح کرده است که پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان حتا اگر ایالات متحده‌ی امریکا به کمک‌های مالی‌اش ادامه دهد، خطر این که طالبان به قلمروی بیشتری دست یابند با جدیت وجود دارد.

    ادغام جنگجویان طالب

    بر بنیاد آمار سازمان ملل متحد شماری مجموعی جنگجویان طالب بین ۵۵ تا ۸۵ هزار تخمین شده است. در گزارس سیگار آمده است که بر اساس مواد توافقنامه‌ی صلح، شماری از جنگجویان طالب در اردو و پولیس ملی افغانستان جذب می‌شوند و باقی این جنگجویان هم نیاز دارند که به عنوان افراد غیر مسلح به زندگی عادی و مدنی برگردند.

    بر اساس این گزارش، عوامل متعددی چون اقتصاد ضعیف که در حال حاضر گزینه‌‌های معیشت‌ پایدار کمی را ارایه می‌کند، ناامنی جاری، بی‌ثباتی سیاسی، همبستگی اجتماعی ضعیف در بین مردمی که از ده‌ها سال جنگ زخم خورده‌اند، دولت‌داری و حاکمیت قانون ضعیف، تلاش‌های ادغام مجدد این جنگجویان را تضعیف می‌کند.

    نگرانی از وضعیت زنان

    در گزارش سیگار احتمال شکست پروسه صلح و کشیده‌شدن کشور به خشونت‌ بدتر، خطر درازمدت برای زنان عنوان شده است. در گزارش آمده است که ناامنی فیزیکی مستقیم و غیرمستقیم از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که زنان با آن درگیر و مواجه‌اند.

    «رنج زنان افغان مضاعف است. آنان نه تنها از از جان باختن، زخمی‌شدن، معلولیت و بیماری‌های روانی رنج می‌برند که از از دست دادن نان‌آوران خانه‌هاشان که مردانند، فقر در حال افزایش و گسترده، ننگ اجتماعی و تبعیض که با بیوه‌گی همراه است نیز رنج می‌برند.»

     «در تولید مواد مخدر کاهش رونما نشده است»

    در این گزارش آمده است که اثرات مخرب تجارت غیرقانونی مواد مخدر در افغانستان فراتر از تأثیرات صحی آن است. این پدیده تمویل‌کننده‌ی شورشگری، تقویت‌کننده‌ی فساد و محرک جرایم جنایی است. حتی در میانه‌ی همه‌گیری کرونا، تجارت تریاک در افغانستان همچنان مقاوم و ثابت ماند. دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد گزارش داد که کرونا روی حاصلات تریاک در افغانستان اثر منفی نگذاشته است.

    سیگار این گزارشش را در زمانی منتشر کرده است که گفت‌وگوهای صلح افغانستان رنگ و رخ دیگری به خود گرفته است. زلمی خلیلزاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی امریکا در سفر دوره‌ای اخیرش به افغانستان و منطقه، طرح تازه‌ای را به دوحه و کابل آورده است. بر اساس این طرح، سرنوشت جنگ و صلح افغانستان در نشستی در استانبول ترکیه تعیین خواهد شد. این طرح با دولت افغانستان و طالبان شریک شده است.

    گروه طالبان اعلام کرده که این طرح را بررسی می‌کند. اینجا در کابل اما سخن‌های ضد و نقیضی در مورد این طرح بیان شده است. رییس‌جمهور غنی و امرالله صالح، معاون اولش این طرح را «خواب و خیال» خواندند و بر انتخابات به عنوان تنها راه انتقال قدرت تأکید کردند. در سوی دیگر، شماری از مقام‌های عالی‌رتبه‌ی حکومتی مثل نادر نادری، سخن‌گوی هیأت مذاکره کننده‌ی هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجه‌ی کشور گفتند که حکومت این طرح را بررسی می‌کند.