دسته: برگزیده ها

  • پیامد های خروج آمریکا از افغانستان/بررسی سناریوهای پسا خروج

    پیامد های خروج آمریکا از افغانستان/بررسی سناریوهای پسا خروج

    گمانه‌زنی‌ها در مورد خروج نیرو‌های امریکایی از افغانستان وقتی جدی شد که دولت قبلی امریکا قصد خود را برای مذاکره با طالبان اعلام کرد. نشست‌های دوره‌ای هیئت امریکایی به ریاست زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور افغانستان، با هیئت سیاسی طالبان باعث برانگیخته شدن سؤال‌های جدی در مورد روند مذاکرات و سرنوشت افغانستان گردید. اکنون این پرسش کماکان مطرح است که پیامد خروج امریکا از افغانستان چیست؟ و سرنوشت این کشور در دوره پسا خروج چه خواهد شد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش ها در یک نگاه کلی می توان ادعا کرد که خروج نیرو‌های امریکا از افغانستان را می توان با تجربه مشابهی مقایسه کرد که با خروج نیرو‌های شوروی اتفاق افتاد.

    این مقایسه بر مبنای توقف حمایت شوروی از دولت دکتر نجیب‌الله در اوایل دهه ۱۹۹۰ می باشد که منجر به سقوط این دولت شد. بر مبنای این مقایسه، سه وضعیت متوالی را می توان برای آینده افغانستان پیش‌بینی کرد.

    سناریو نخست این است که با خروج کامل نیروهای آمریکایی و ناتو، روند فروپاشی دولت شروع می‌شود و مقام‌های دولتی در سطوح مختلف ملی و محلی مصونیت خود را در داشتن رابطه با طالبان و گروه‌های شبه‌نظامی کوچک‌تر خواهند دید. این وضعیت بیشتر در حالتی ممکن است که آن‌ها خطر در کنار دولت ماندن را بیشتر از طالبان ببینند و به این دلیل، چاره‌ای جز رو آوردن به سمت طالبان یا گرو‌های شبه‌نظامی دیگر نداشته باشند.

    سناریو دوم، ورود افغانستان به جنگ داخلی است شبیه وضعیتی که بعد از سقوط دولت نجیب‌الله به وجود آمد. باید توجه داشت که این وضعیت با توجه به درگیری‌هایی قبل از این و گاه و بی‌گاه بین نیرو‌های طالبان و داعش و شکل گیری هسته های مقاومت در مناطق مختلف بویژه سطح شمال، چندان دور از انتظار نیست.

    سناریو سوم، حمایت کشور‌های منطقه و فرامنطقه‌ای از گروه‌های مورد نظر خود می باشد. در این سناریو، عملا تجزیه قدرت اتفاق خواهد افتاد. پیش‌بینی این است که در صورت وقوع سناریو سوم، طالبان با حمایت پاکستان و عرب‌های خلیج فارس، برنده نهایی این جنگ خواهد بود. شاید بتوان گفت این سه وضعیت بد‌ترین سناریویی است که می‌تواند بعد از خروج امریکا از افغانستان اتفاق بیفتد، اما باید توجه داشت که طالبان تاکنون حاضر نشده موجودیت سیاسی فعلی افغانستان را تأیید کند و همواره بر تأسیس الگوی مورد نظرش به نام «امارت اسلامی افغانستان» تأکید داشته است. با این حال، هنوز هم باید صبر کرد و دید که ایا کنفرانس استانبول برگزار خواهد شد؟ در صورت برگزار شدن، نتیجه کنفرانس صلح استانبول به کجا خواهد رسید؟ بسیاری از تحلیلگران بین الملل این کنفرانس را با کنفرانس بن مقایسه می کنند که بعد از شکست طالبان و در دسامبر ۲۰۰۱ تشکیل شد. هرچند رهبران افغانستانی حاضر در آن کنفرانس دو هفته پر از بحث و جدل را پشت سر گذاشتند، اما در نهایت و با فشار و حتی تهدید‌های امریکا تن به دولت تحت ریاست حامد کرزی دادند تا نظام سیاسی جدید این کشور شکل بگیرد.

    یکی از تفاوت‌های عمده کنفرانس استانبول با بن حضور طالبان در آن است هرچند طالبان با ابراز بی‌میلی برای شرکت در آن سعی دارد قبل از شرکت در این کنفرانس بیشترین امتیاز ممکن را به دست آورده باشد. آزادی هفت هزار زندانی و خارج شدن نام سران طالبان از فهرست سیاه، مطالبات اصلی طالبان پیش از برگزاری کنفرانس استانبول خواهند بود. به هر حال، کنفرانس استانبول می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در وضعیت افغانستان بعد از خروج نیرو‌های امریکایی داشته باشد به نحوی که با دستیابی به مصالحه‌ای قابل قبول بین تمام طرف‌های افغانی و به خصوص طالبان، این نشست می تواند نظامی جدید بدون جنگ و خونریزی در این کشور ایجاد کند. اما در صورت شکست این کنفرانس، به نظر می رسد همان سناریو هایی اتفاق خواهند افتاد که در فوق، مورد پیش‌بینی قرار گرفت.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • سیگار: تفاوت زنان شهری و روستایی در افغانستان از زمین تا آسمان است

    سیگار: تفاوت زنان شهری و روستایی در افغانستان از زمین تا آسمان است

    ادارۀ بازرس امریکا امروز (یک‌شنبه، دوم جوزا) در گزارشی آورده است زنان در روستاهای افغانستان کارهای فزیکی انجام می‌دهند و در خانواده نیز از حقوق اندکی برخوردارند. در این گزارش همچنان آمده که از لحاظ دسترسی زنان روستایی افغانستان به حقوق اساسی نیز محدودیت‌های جدی وجود دارد و این زنان با چالش‌های بزرگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    طبق این گزارش، وضعیت زنان شهری در افغانستان اما در جریان بیست سال گذشته با تفاوت بزرگی روبه‌رو بوده است. دسترسی به حق آموزش، خدمات صحی و منع خشونت علیه زنان شاخصه‌های عمدۀ این گزارش سیگار را شکل می‌دهند.

    در بخش دیگر این گزارش همچنان آمده که در جریان بیست سال گذشته، توجه بیش‌تری روی وضعیت زنان شهری صورت گرفته و زنان روستایی در افغانستان از توجه جامعۀ جهانی به دور مانده‌اند.

    ادارۀ بازرس امریکا برای بازسازی افغانستان از حکومت و سازمان ملل متحد می‌خواهد که روی وضعیت زنان روستایی در این کشور توجه بیش‌تری به خرج دهند.

    این در حالی است که در بیشتر مناطق روستایی کشور به ویژه مناطقی که زیر حاکمیت طالبان قرار دارند، زنان و دختران از حق آموزش محروم‌اند و با انواع خشونت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

  • طالبان از پایگاه های امریکا محافظت کردند اما افغان ها را کشتند

    طالبان از پایگاه های امریکا محافظت کردند اما افغان ها را کشتند

    سربازی از ارتش ملی افغانستان، پشت تانکی نظامی‌ در ایست‌بازرسی‌ای در حومه‌ی شهر کابل نشسته است. سه تن از مقامات خارجی آگاه از توافق انجام‌شده، به رویترز گفته ‌اند که جنگ‌جویان طالبان طی یک سال گذشته از پایگاه‌های نظامیان خارجی در افغانستان در برابر حمله‌های رقیبانش یا گروه‌های افراطی اسلام‌گرا، حفاظت کرده‌ اند، آن‌هم بر مبنای یک توافق مخفیانه برای خروج کامل نیروهای امریکایی تا اول ماه می از افغانستان.
    وزارت خارجه‌ی امریکا در باره‌ی وجود سندی که ادعای چنین رابطه‌ای را تأیید کند، پاسخ فوری‌ای به رویترز نداده است. هم‌چنان توضیحی فوری در مورد ادعای این سه مقام مسؤول در مورد پروژه‌ی «حلقه‌ی حفاظتی طالبان» از خارجی‌ها ارایه نکرده است. از زمان توافق و معامله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا با طالبان در فبروری ۲۰۲۰، برای امریکا مسیر پایان‌دادن به طولانی‌ترین جنگش، فراهم شده و از آن‌ زمان، امریکا تلفات جنگی‌ای در افغانستان نداشته و تنها حملات پراکنده‌‌ای بر پایگاه‌های امریکایی انجام شده؛ اما برعکس، طالبان حملاتش را علیه نیروهای دولتی افغانستان شدت داده و همین باعث افزایش تلفات غیرنظامیان شده است.
    گفت‌وگوهای صلح میان جنگ‌جویان طالب و دولت افغانستان که در ماه سپتمبر آغاز شد، هیچ پیش‌رفت چشم‌گیری نداشته است. بنا بر این، گزارش سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که تلفات غیرنظامیان در سه ماه اخیر سال ۲۰۲۰ نسبت به سال گذشته، ۴۵ درصد افزایش یافته است. برای آزمایش تحمل و شکیبایی طالبان، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، هشدار داده که ممکن است خروج نیروهای امریکایی در اول ماه می که با دولت قبلی توافق شده بود، صورت نگیرد؛ در حالی‌که اطمینان داده است این روند تا ۱۱ سپتمبر -در بیستمین سال‌گرد حملات القاعده به ایالات متحده-، کامل و اجرایی خواهد شد.
    به گفته‌ی یک مقام امنیتی خارجی در کابل، در حالی که این مهلت شنبه به پایان می‌رسد، حدود دو هزار نیروی امریکایی هم‌چنان در افغانستان باقی خواهند ماند. موضوعی که ژنرال اسکات میلر، فرمانده‌ی کل نیروهای خارجی در افغانستان، در هفته‌ی اخیر اعلام کرد و گفت که خروج نیروها، انتقال پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی به نیروهای امنیتی افغانستان، طبق برنامه‌ی طرح‌شده آغاز شده است. محافظت از این پایگاها توسط نیروهای افغانستانی، نیازمند نیروی انسانی و تجهیرات نظامی زیادی است تا بتوانند در برابر حملات جنگ‌جویان طالب که نقاط استراتژیکی را در اختیار دارند، مقاومت کنند.
    تنها طی همین دو هفته‌ی گذشته، جنگ‌جویان طالب، بیش‌تر از صد نیروی امنیتی افغانستان را کشتند، آن‌هم به دلیل تشدید اوضاع ناشی از اعلامیه‌ی جو بایدن مبنی بر این که ممکن است خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا چند ماه دیگر به طول بکشد. دو تن از مقامات خارجی، گفتند که واشنگتن پیشنهاد طالبان مبنی بر حفاظت از پایگاه‌های نظامیان خارجی را در برابر حملاتی مانند دولت اسلامی یا داعش پذیرفته است. این مقامات گفته اند؛ تقاضای مهمی که امریکا در توافق ماه فبروری آن را مطرح کرده بود، این است که طالبان پذیرفتند با عمل به تعهد و حسن نیت‌اش مبنی بر این که از خاک افغانستان برای حمله علیه منافع امریکا استفاده نشود. یک دیپلمات خارجی دخیل در این ماجرا، گفت: «آن‌ها یک لایه‌ی مخفی ایجاد کردند؛ مانند یک کمربند امنیتی و به جنگ‌جویان‌شان دستور داده‌ اند که در این بازه‌ی زمانی، حق زخمی‌ردن یا کشتن هیچ سرباز خارجی را ندارند.»
    مقامات خارجی گفته ‌اند که برای طالبان هم مهم است توانایی خودشان را در کنترل حرکات و اقدامات خودسرانه‌ی جناح‌های مخالف‌شان نشان بدهند؛ مانند شبکه‌ی حقانی، که اغلب آجندای خودش را پیش می‌برد، هر چند که رهبر آن سراج‌الدین حقانی، دومین فرمانده ارشد طالبان محسوب می‌شود. یک مقام امنیتی خارجی مستقر در کابل، گفت که جنگ‌جویان به تعهدات توافق‌ ‌خود عمل کرده ‌اند. او گفت: «طالبان به سرعت حتا به حملات جزئی كه توسط شبكه‌ی حقانی و جنگ‌جویان دولت اسلامی –داعش- به اطراف پایگاه‌ها انجام شده بود، پاسخ دادند.»

    شنبه‌ی موعود و ضرب‌الاجل
    ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، از اظهارنظر در مورد توافق‌نامه‌ی موسوم به «حلقه‌ی حفاظتی» خودداری کرد. او، با صراحت گفت که هیچ تضمین امنیتی‌ای فراتر از موعد مقرر تا شنبه‌ی موعود به ایالات متحده داده نشده است؛ اما گفت‌وگوها بین رهبران گروه طالبان و با طرف امریکایی ادامه دارد. مجاهد گفت: «تا اکنون تعهد ما به حمله‌نکردن به نیروهای خارجی فقط تا اول ماه می بوده است. این که بعد از این تاریخ حمله‌ای صورت بگیرد یا نه، مسئله‌ای‌ست که زیر بحث و بررسی است.» سهیل‌ شاهین، یکی دیگر از سخن‌گویان طالبان، در پست تویترش نوشت که ملا برادر، معاون سیاسی طالبان، با زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، روز پنجشنبه در باره‌ی روند مذاکرات صلح گفت‌وگو كرده است. از آن‌جا که بدیهی است حضور گستره‌ی جنگ‌جویان طالب در اطراف پایگاه‌های خارجی در صورتی که توافقی صورت نگیرد، می‌تواند خطرناک باشد، اشلی ‌جکسون، مدیر مشترک مرکز مطالعات گروه‌های مسلح در انستیتیوت توسعه‌ی خارجی در واحد «اتاق تفکرات» واقع در لندن، می‌گوید: «آن‌ها دقیقاً به اندازه‌ی کافی به پایگاه‌های نظامیان افغانستانی و خارجی نزدیک‌تر شده ‌اند. با محاصره‌ی پایگاه‌های امریکایی، ناتو و نیروهای افغانستانی، به نظر می‌رسد که طالبان قدرت استراتژی‌شان را به نمایش گذاشته و بعد از خروج نیروهای خارجی، آماده‌ی تهاجم و حمله استند.»
    فواد امان، سخن‌گوی وزارت دفاع ملی افغانستان، گفت که طالبان خشونت علیه مردم افغانستان و دولت این کشور را افزایش داده ‌اند؛ در حالی که جنگ با نیروهای خارجی را متوقف کرده ‌اند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۰ بیش‌تر از ۳۰۰۰ غیرنظامی افغانستانی کشته و تقریباً ۵۸۰۰ غیرنظامی دیگر زخمی شده است. امان افزود: «طالبان با عدم حمله به نیروهای خارجی، بلکه هدف قراردادن مداوم نیروهای امنیتی افغانستان و غیرنظامیان، ثابت کرده ‌اند که آن‌ها علیه مردم افغانستان می‌جنگند.»
    مایکل ‌کوگلمن، معاون برنامه‌ی آسیایی در مرکز وودرو ویلسون در واشنگتن، با این موضوع هم‌دردی کرده، گفت: «مردم افغانستان حق دارند که از توافق‌‌نامه‌ی طالبان و ایالات متحده‌ی امریکا به دلیل عدم موفقیت و آسایش برای مردم افغانستان وضاحت خواسته و آن را به باد انتقاد بگیرند.»

    منبع: رویترز

    مترجم: اسدالله جعفری پژمان

  • مارشال سنجیده عمل می کند

    مارشال سنجیده عمل می کند

    تعیین والی جدید از سوی اشرف غنی برای ولایت فاریاب نقطه آغاز جنجال ها و نا آرامی ها در شمال کشور شد.

    معترضین در فاریاب اجازه آغاز کار به والی تازه تعیین شده فاریاب را ندادند.

    بسیاری جنجال های اخیر در فاریاب را قدرت نمایی بین غنی و مارشال دوستم می قلمداد می کنند.

    حاجی خداداد فقیهی از مقامات پیشین وزارت تجارت و کارشاس مسائل سیاسی در این مورد در فیس بوک خود می نویسد مارشال سنجیده عمل می کند.

    وی تاکید می کند اوضاع بحرانی کشور و ناپایداری مشارکت و ساختار شکننده حکومتی نه تازگی دارد و نه نقطه پایان، مگر اینکه ساختار و مشارکت تغییر کند.

    طرح جدید مارشال دوستم مبنی بر خود مختاری یا ایجاد حکومت فدرالی اگر به دور از هیاهو و غیرت افغانی موشکافی شود و جهان و همسایگان به بحران افغانستان نقطه تمام بگذارند ساختار جمعیتی کشور در تعریف کثرت قومی مناسب ترین گزینه برای ثبات کشور و تعریف عدالت محور خواهد بود ایجاد حکومت فدرالی با پیروزی مجاهدین از سوی حزب وحدت مطرح شد اما متاسفانه وضعیت جنگی و خود خواهی احزاب مجال جا افتادن را پیدا نکرد و آن زمان مرد و باز در لوی جرگه اضطراری آقای عالمی بلخی و چند نفر دیگر که اینجانب هم بودم دوباره این طرح را با یک تعداد از سیاست چیان با نشر طرح قانون اساسی حکومت فدرال احیا کردیم تعدادی با ابراز موافقت لفظی دیگر کار و همکاری را نکردند تنها مارشال گفت که ” اکه جان ” سرش ایستاد می شویم اگر نشد یک خاو گری میکنیم.

    مارشال طرح بدوی و ناپخته ندارد او با مشاوران که از داخل و خارج دارد به این نتیجه رسیده اند که زمان برای طرح خود مختاری و یا فدرال رسیده است و او سنجیده حرکت می کند و گردنه دشوار سیاست و مشارکت را خوب عبور کرده است.

    مارشال توطئه را خوب تبدیل به فرصت کرد و میشود آنرا ستود .

    مارشال جلای وطن محرومیت از پوژشن های دولت و جنگ و جدال ها را بخوبی سپری کرد تا جاییکه مارشال شد پیکری شد، شکست ناپذیر و دژ تسخیر نشدنی و حالا باید برای مردمش خانه ای ساختاری در قالب ترکستان خود مختار بسازد و به رئیس جمهور تفهیم کند که پلان های نفاق افگن غیر عادلانه را که سلفش تعقیب کردند او نکند.

    گر چند بحث کوچی گرایی و حذف سیستماتیک دیگران از ساختار حکومت و چاق کردن وزارت خانه های که دست یک قوم و یا خانواده هست و لاغر کردن وزارت خانه های که دیگران وزیر معرفی می کنند

    مثل وزارت تجارت و مخابرات که اکثر ریاست ها و بدنه بنیادین آن به وزارت مالیه یا اداره امور و دیگر وزارت خانه رفته است جریان دارد .

    اما بده و بستانهای فردی و اشخاص اقوام که رهبر خود را می تراشند حجاب و پرده زخیمی را بر کار غنی احمد زی آویخته است…

    طرح حکومت فدرالیست طرح مناسب و سنجیده شده از بحران کنونی است که چند دهه بر مردم کشور سایه شوم دارد.

  • ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    گروه مسلح تحریک طالبان پاکستان (TTP) که از درون در هم دریده شده بود، و در اثر مرگ پی در پی رهبرانش ناتوان و از دژ مستحکم خود رانده شده بود، به عنوان یک نیروی خسته و از پا درآمده دیده می‌شد.

    اما تی تی پی، که به عنوان طالبان پاکستان نیز شناخته شده‌است، طی یک سال گذشته دوباره پدیدار شده‌است، جناح‌های درگیر را پیوند داده و یک سری حملات مرگبار را در کمربند قبیله‌ای این کشور به راه انداخته است.

    تحریک طالبان پاکستان، ماه گذشته برای تأکید بر بازخیزش خود، بمب‌گذاری مرگباری را در یک موتر، خارج از یک هتل لوکس که محافظت سنگینی هم داشت، در شهر کویته در جنوب غربی پاکستان، فراتر از سنگر خود در شمال غربی انجام داد.

    اما تی تی پی دیگر همان ملیشه‌ای نیست که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ که یک حمله بزرگ ارتشی این گروه را از مرز پرنفوذ به افغانستان سوق داد، ویرانی عظیمی در پاکستان ایجاد کرد.

    تحریک طالبان پاکستان تحت رهبری نور ولی محسود که یک شخصیت مذهبی است تا یک مبارز، و از سال ۲۰۱۸ مسئولیت آن را بر عهده دارد، روابط نزدیک خود را با القاعده، شبکه تروریست معرفی شده توسط ایالات متحده حفظ کرده‌است.گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر ور تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر در تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    ناظران می‌گویند، این گروه به لحاظ سازمانی نیز غیرمتمرکز شده و حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده‌است.

    عبدالباسط، یک کارشناس ضد تروریسم و ​​امنیت اهل پاکستانی، در اشاره به هدف قرار دادن غیرنظامیان می‌گوید: “گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) بیشتر نهادهای امنیتی پاکستان و مقامات آنها را هدف قرار می‌دهد و به ندرت به اهداف نرم حمله می‌کند. بدیهی است که تحریک طالبان پاکستان از یک روایت جهانی جهادی به یک روایت محلی بدل شده‌است.”

    نشانه‌هایی نیز وجود دارد که تی تی پی جبهه جدیدی را علیه منافع چین در پاکستان گشوده‌است، جایی که پکن از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و میلیاردها دالر برای پروژه‌های زیربنایی هزینه می‌کند.

    جبهه جدید، علیه چین

    ناظران می‌گویند، حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرنا در کویته، مرکز ولایت ناآرام بلوچستان، نشانی از قدرت عملیاتی رو به رشد این گروه ملیشه  دارد.

    طی چند سال گذشته، این اولین حمله در پاکستان بوده‌است که در آن از یک موتر پر از مواد منفجره یا آنچه کارشناسان نظامی آن را “یک موتر انفجاری دست ساز قابل حمل و نقل” (SVBIED) می نامند، استفاده شده‌است.

    این همچنین، اولین حمله گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) در یک مرکز بزرگ شهری از زمان اتحاد مجدد آن بود.

    باسط می‌گوید: “این اقدام نشان می‌دهد که تی تی پی توانایی سر هم کردن حمله موتر بمب و حمله به اهداف برجسته‌ای را که به شدت محافظت شده‌اند دوباره به دست آورده‌است.”

    اما موتر بمب‌گذاری‌ شده که منجر به کشته شدن پنج تن و زخمی‌شدن ده تن دیگر شد نیز قابل توجه بود چرا که در بلوچستان رخ داد.

    بلوچستان، نه تنها از سنگر قدیمی تی تی پی یا تحریک طالبان پاکستان خارج است، بلکه منطقه‌ای وسیع و غنی از منابع است که در سال‌های اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده‌است.

    این ولایت، جایگاه یک بندر جدیدِ‌ آب‌های عمیق در شهر گوادر است که یک سرمایه‌گذاری اصلی چین در دالان ۶۵ میلیارد دالری اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) محسوب می‌شود. این پروژه – که شامل بندر، فرودگاه، شاهراه و شفاخانه است – قرار است ولایت سین کیانگ چین را با دریای عرب پیوند بدهد.

    تجزیه‌طلبان قومی بلوچ به طور مکرر ساخت و سازهای چین را در بلوچستان مورد هدف قرار داده‌اند، صحنه یک شورش تجزیه طلبانه و سرکوب وحشیانه دولت که از سال ۲۰۰۴ موجب مرگ هزاران تن شده‌است. خشمِ گسترده‌ای میان مردم بلوچ وجود دارد، که شکایت دارند ولایت‌شان توسط دولت مورد سو استفاده قرار گرفته‌است.

    ناظران می‌گویند حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرینا، جایی که سفیر چین در پاکستان در آن اقامت داشت اما در آن زمان حضور نداشت، نشان می‌دهد که این گروه ملیشه به جنگ محلی علیه منافع چین پیوسته است.

    پس از این حمله، تی تی پی طی بیانیه‌ای گفت که “محلی‌ها و خارجی‌ها” هدف این حمله بودند. و بعد در حرکتی عجیب و غیرمعمول، آن بیانیه را تکذیب و بیانیه دیگری صادر کرد که در آن کلمه “خارجی‌ها” حذف شده‌ بود.

    کارشناسان می‌گویند این می‌تواند بخشی از سیاست جدید تی تی پی باشد که آشکارا قدرت‌های بزرگ را به چالش نکشد، بر خلاف روندی که در گذشته داشته است.

    یک محقق محلی در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی که اجازه بازدید از اردوگاه‌های آموزشی تحریک طالبان پاکستان را داشت، به شرط ناشناس ماندن نامش به رادیو آزادی گفت، این گروه ملیشه به گروه‌های جدایی طلب بلوچ پیوسته است.

    این منبع که از ترس مجازات تمایلی به فاش کردن نام خود نداشت، می‌گوید تحریک طالبان پاکستان آموزش‌های نظامی را به مبارزان بلوچ ارائه می‌دهد. و جدایی طلبان بلوچ در مقابل، تدارکات تی تی پی را در بلوچستان تامین می‌کنند.

    این اتحاد با افزایش شدید حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان در بلوچستان طی ماه‌های اخیر همزمان بوده‌است.

    کارشناسان می‌گویند تجزیه طلبان بلوچ، که بسیاری از آنها سکولار هستند، در گذشته وارد اشکال تاکتیکی و مبادله‌ای همکاری با گروه‌های اسلامگرای افراطی شده‌اند.

    این گروه‌ها شامل متحد اصلی تی تی پی، القاعده نیز می‌شود اما در عین حال گروه افراطی دولت اسلامی (داعش) و لشکر جهنگوی (یک گروه ملیشه مسلمان سنی متعصب در بلوچستان که به مسلمانان شیعه از جامعه هزاره کویته حمله کرده‌اند) را نیز شامل است.

    بلوچستان، که همسایه افغانستان، ایران و کمربند قبیله‌ای پرآشوب پاکستان است، خانه مجموعه‌ای از گروه‌های متعصب،‌ جدایی طلب و ملیشه‌های خارجی، از جمله طالبان افغانستان است.

    عایشه صدیقه  نویسنده و کارشناس امنیتی پاکستانی می‌گوید: “داعش و القاعده‌ استراتژی دستیابی به جنبش‌های محلی و موضوعات محلی را داشته اند.”

    وی می‌افزاید: “گروه‌های بلوچ با گروه‌هایی همکاری کرده‌اند که از نظر ایدئولوژیکی با آنها مخالف هستند.”

    “برادرانِ” اویغور

    گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و متحدان آن نیز اخیراً صحبت‌های ضد چین خود را افزایش داده‌اند.

    مفتی ابوذر البرمی، یک ایدئولوگ با نفوذ که با گروه‌های ملیشه سنی از جمله تی تی پی متحد است، در یک بیانیه صوتی منتشر شده در ماه مارچ، چین را به دلیل سرکوب اقلیت مسلمان آن کشور محکوم کرد.

    مطابق با برآوردهای سازمان ملل، دست کم ۱ میلیون اویغور و سایر اقلیت‌های بومی مسلمان به اردوگاه‌های اجباری در منطقه شمال غربی سین کیانگ فرستاده شده‌اند.

    پکن اصرار دارد که این تسهیلات “مراکز آموزش حرفه‌ای” است که هدف آن کمک به دور کردن تروریسم از مردم است و اجازه می‌دهد تا آنها دوباره در جامعه ادغام شوند.

    برمی، تبعه پاکستان از نژاد روهینگیا، چین را به “اشغال” این منطقه متهم و ادعا کرد که نیروهای امنیتی چین در حال تجاوز به زنان مسلمان در منطقه بوده‌اند.

    برمی در این بیانیه گفت: “کشورهای مسلمان خاموش می‌مانند. من از مجاهدین و طالبان می‌خواهم که برای آن مسلمانان و آن خواهران کاری انجام دهند.” منظور از مجاهدین مسلمانانی است که مشغول جهاد یا جنگ مقدس هستند.

    در سال ۲۰۱۲، تحریک طالبان پاکستان مسئولیت قتل یک جهانگرد چینی در شهر پیشاور در شمال غربی پاکستان را بر عهده گرفت و گفت این اقدام، انتقام “از دولت چین است که برادران مسلمان ما را در ولایت سین کیانگ خود می‌کشد.”

    به گفته کارشناسان، تحریک طالبان پاکستان روابط نزدیکی را با جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، یک گروه ملیشه متشکل از اویغورها، حفظ کرده‌است.

    تی تی پی قبل از اینکه توسط حمله بزرگ نظامی پاکستان در سال ۲۰۱۴ خلع ید شود، میزبان ملیشه‌های ای تی آی ام در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی بود، جایی که این گروه چینی اردوگاه‌های آموزشی خود را در آن برگزار می‌کرد.

    ملیشه‌های جنش اسلامی ترکستان شرقی بعد از آنکه در سال ۲۰۱۴ با حمله نظامی از مناطق قبیله‌ای پاکستان رانده شدند، به شمال شرقی افغانستان پناه بردند. بسیاری از جنگجویان ای تی آی ام به سوریه رفتند و در آنجا در کنار گروه‌های وابسته به القاعده جنگیدند. اما منابع محلی می‌گویند که بیشتر آنها به افغانستان برگشته‌اند.

    ای تی آی ام با طالبان افغانستان ارتباط دارد. در سال ۲۰۱۸، نیروهای آمریکایی در افغانستان گفتند که حملات هوایی، اردوگاه‌های آموزشی طالبان را در ولایت بدخشان که از ای تی آی ام پشتیبانی می‌کردند، نابود کرده‌است.

    در آن زمان، جیمز بی. هکر، فرمانده فرماندهی نیروی هوایی ناتو در افغانستان، گفت که “ای تی آی ام از حمایت طالبان در کوه‌های بدخشان برخوردار است.”

    ایالات متحده تخمین می‌زند که حدود ۱۰۰ جنگجوی ای تی آی ام در افغانستان وجود دارد. سازمان ملل در جولای سال ۲۰۲۰ گزارش داد که “حدود ۵۰۰” ملیشه مرتبط با این گروه در بدخشان فعالیت می‌کنند.

    “بهبود تصویر تحریک طالبان پاکستان (TTP)”

    چندین منبع محلی می‌گویند که تی تی پی از ولسوالی برمل در ولایت شرقی پکتیکا در شرق افغانستان، که در مجاورت منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی پاکستان، سنگر سابق تی تی پی، است در حال فعالیت است. سابق بر این، مقر این گروه در ولایت‌های شرقی کنر و نورستان افغانستان بود.

    هرچند غالب این مرزهای ۲۶۴۰ کیلومتری در سال‌های اخیر توسط پاکستان حصارکشی شده‌اند، اما ملیشه‌های تی تی پی با تخریب بخش‌هایی از این مانع، موفق به عبور از مرز کوهستانی شده‌اند.یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    کارشناسانی که تی تی پی را مطالعه می‌کنند می‌گویند که این گروه منابع مالی خود را از طریق زورگیری، قاچاق و مالیات بستن برای افراد محلی و تجارت در مناطقی که فعالیت دارد، افزایش داده‌است.

    گروه تحریک طالبان پاکستان،‌ تحت رهبری جدید، به طور فزاینده‌ای غیرمتمرکز شده و اختیارات زیادی به فرماندهان محلی سپرده شده‌است. هر فرماندهی واحدی را که حدود ۲۵ تا ۳۰ جنگجو دارد، اداره می‌کند. این روند،‌ در تضاد با رهبران قبلی است که فرماندهان را برای مناطق خاصی تعیین می‌کردند.

    یک گزارش توسط تیم نظارت سازمان ملل که در جولای سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ارزیابی کرد که در افغانستان بالغ بر ۶۵۰۰ ملیشه پاکستانی وجود دارد که بیشتر آنها اعضای تی تی پی هستند.

    مطابق با گزارش‌ها، این گروه ملیشه حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده است.

    یک محقق متمرکز بر تحریک طالبان پاکستان به شرط ناشناس ماندن از ترس مجازات، می‌گوید: “سیاست جدید مشابه استراتژی طالبان افغان است. این به معنای سوء استفاده از ضعف دولت و نارضایتی مردم به منظور بهبود تصویر تی تی پی است.”

    در پاکستان این نگرانی و هراس وجود دارد که در صورت عدم رسیدن به توافقنامه صلح، افغانستان بعد از خروج نظامی بین المللی در ماه سپتامبر، وارد جنگ داخلی شود.

    چنین وضعیتی می‌تواند تی تی پی را تقویت کند و به آن جسارت ببخشد، و سبب شود پناهگاه‌های خود را افزایش دهد و حملات خود را در خاک پاکستان بیشتر کند.

    رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP) و القاعده با ملا هبت الله آخوندزاده رهبر طالبان افغانستان بیعت کرده‌اند. هر دو گروه دارای روابط ایدئولوژیک و ارتباطات نزدیک با متحد افغان خود هستند.

    برخی از کارشناسان می‌گویند که تی تی پی تهدیدی برای افغانستان هم است، جایی که هنوز در آن سابقه حمله ندارد.

    صدیقه می‌گوید: ” مقامات پاکستانی پیش بینی می‌کنند که بعد از خروج، تحریک طالبان پاکستان به حمایت از طالبان افغانستان ادامه دهد و شمول بیشتری در افغانستان داشته باشد. در آنجا چیزهای بیشتری برای تخریب و جنگیدن در مقایسه با پاکستان وجود دارد.”

  • ده روز پس از شنبه سیاه، کابل در استانه خروج غیر مسوولانه امریکا/چه سناریویی در انتظار افغانستان است؟

    ده روز پس از شنبه سیاه، کابل در استانه خروج غیر مسوولانه امریکا/چه سناریویی در انتظار افغانستان است؟

    افغانستان بار دیگر در آتش توطئه و کینۀ دشمنان خرد و ترقی، سوخت و این بار جان دختران دانش‌آموز روزه دار مکتبی در غر‌ب کابل، دستخوش این «کینه مداوم» شد.

    به عبارت دیگر، از شنبه سیاه کابل و شهادت مظلومانۀ دختران دانش‌آموز روزه دار، ده روز گذشت و طی این مدت، بسیاری از قلب‌ها در داغ این عزیزان گداخت و جمع زیادی از زنان، مردان، خواهران و برادران ما همچنان از ناله و درد درون و‌اندوه فراوان، به خود می‌پیچند. این مصیبت بزرگ و واقعه هولناک، به اندازه ای درد آور و سوزناک است، که حتی با گذر ایام نیز التیام بخش داغدیدگان نخواهد بود.

    از بعد احساسی قضیه اگر صرف نظر کنیم، مهم ترین پرسش از بعد سیاسی اما این است که این گونه حوادث، چه پیامدی در سطح کلان برای افغانستان به همراه دارد؟

    واقعیت این است که هنوز کم نیستند حلقه های مشکوک و پر ابهام در داخل و خارج از کشورکه هم اکنون برای نا امن ‌سازی افغانستان، به قدر کافی برنامه و انگیزه دارند؛ طی روزهای اخیر، مقامات کاخ سفید ادعا کرده بودند با رفتن نیروهای آمریکایی از افغانستان، جنگ دوباره به این کشور بر می‌گردد. نوام چامسکی نیز اخیرا در مقاله ای از ماندن امریکا در افغانستان سخن گفته است. بنابراین، به نظر می رسد که حلقه های معین و مجموعه ای افراطی، به دستور و با چراغ سبز استخبارات خارجی، شنبه سیاه را در کابل رقم زدند تا این پیام مخابره شود که «افغانستان امن نیست پس آمریکا نباید از آن خارج شود»!

    انفجار‌های مشکوک در برهه کنونی نشان می‌دهد که خروج امریکا با تنش‌های گسترده‌ای همراه شده است. پرتنش‌سازی افغانستان با خروج امریکایی‌ها نشانگر این است که تلاش می‌شود اینگونه وانمود شود که در نبود امریکایی‌ها، افغانستان رنگ آرامش به خود نخواهد دید. امریکایی‌ها هرچند در ظاهر به دنبال خروج از افغانستان هستند، اما در اصل مقدمات بازگشت دوباره خود به افغانستان را چیده‌اند. یعنی همان کاری که در عراق نیز دنبال کردند و سه سال پس از خروج از این کشور با سرازیر شدن تروریست‌های داعش، راه بازگشت مجدد به عراق را باز کردند و در افغانستان نیز این سناریو ممکن است اتفاق بیفتد. همچنان که، پس از هشدار طالبان مبنی بر اینکه با تأخیر در خروج از افغانستان، این گروه حمله به نیرو‌های خارجی را برای خود محفوظ می‌داند، جنرال اسکات میلر فرمانده نیرو‌های امریکایی و ناتو روز یک شنبه تأکید کرد که این نیرو‌ها ابزار نظامی لازم برای پاسخگویی به هرگونه حمله را دارد.

    در امریکا نیز تصمیم بایدن برای خروج نه تنها در میان جمهوریخواهان بلکه حتی از جانب دموکرات‌ها هم با انتقاد‌هایی مواجه شده است. هیلاری کلینتون و کاندو لیزا رایس، وزرای خارجه دولت‌های باراک اوباما و جرج بوش رؤسای جمهور اسبق امریکا در جریان نشست مجازی روز چهار شنبه گذشته با اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا به این موضوع پرداختند. یکی از اعضای این کمیته به آکسیوس گفت: «رایس و کلینتون در جلسه صحبت کردند. اندکی اختلاف درباره افغانستان وجود دارد، اما هر دوی آن‌ها موافق بودند که ما باید به نوعی یک مأموریت مبارزه با تروریسم را در خارج از آن کشور ادامه دهیم. حرف کاندولیزا رایس این بود که شاید ما مجبور شویم به آنجا بازگردیم، خصوصاً در بحبوحه افزایش بالقوه تروریسم.»

    به این ترتیب، افزایش خشونت‌ در قالب انفجار، انتحار و نبرد روانی و میدانی، همان‌طور که برخی گمانه‌زنی‌ها در مورد آن آغاز شده، در نهایت می‌تواند بهانه خوبی برای بازنگری خروج امریکا و متحدانش از افغانستان شود.

    و نکته آخر اینکه، ادامه حملات سیستماتیک و هدفمند علیه هزاره ها و شیعیان که معمولاً گروه داعش مسئولیت آن را به عهده می گیرد، اما در پشت پرده آن، دست‌های پنهانی بسیاری از داخل گرفته تا خارج وجود دارد، زنگ خطر را در مورد ادامه این‌گونه حملات حتی با وجود صلح و تغییر ماهیت و نوعیت جنگ به صدا درآورده است.

    در نتیجه آنچه امروز در افغانستان رخ می‌دهد، در ادامه سیاست‌های کلان قدرت هژمون در منطقه و احتمالاً طرح جدیدی برای فرداست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • معرفی جانشین ملا نیازی در سایه جمهوریت!

    معرفی جانشین ملا نیازی در سایه جمهوریت!

    درمان ملامنان نیازی در شفاخانه‌ی حوزه‌ای هرات و سپس انتقال جهت تداوی در کابل، واکنش‌های زیادی را در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت؛ واکنش‌هایی هم‌راه با خشم که با مرگ او تبدیل به خوش‌حالی شد. برگزاری مراسم تدفین برای او در مسجد گازرگاه هرات و معرفی پسرش به عنوان جانشین، دوباره خشم کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخت. آن‌چه که در یادداشت‌های کاربران فضای مجازی مشترک بود، کشتار ملانیازی پس از تصرف ولایت بلخ در سال ۱۳۷۷ بود.
    ملانیازی، پس از آن‌ که ولایت بلخ را فتح می‌کند، فتوای کشتن شهروندان هزاره در این ولایت را صادر می‌کند. در ویدیویی که از ملا نیازی در سال گذشته نشر شد، او، به روشنی به کشتارش اعتراف دارد و دیده می‌شود که تا آخرین لحظات زندگی‌اش، از رویکرد تروریستی در برابر هزاره‌ها پشیمان نبوده است. او، در ویدیو به صراحت می‌گوید که هزاره‌ها را می‌کشتند. «خانه تان را به آتش می‌کشیم، روزانه صدهاصدها نفر تان را می‌کشیم. طرز کشتن ما را اینا به خواب ندیده بودند. به شکلی می‌کشیم که هیچ کس نمی‌فهمند. هر شب که این‌ها وارد می‌شود، پنجاه و شصت نفرشان را می‌کشیم.»
    بر بنیاد گفته‌های شاهدان در آن زمان، ملا نیازی در یک شب ۱۲ هزار شهروند هزاره را در ولایت بلخ به رگ‌بار بسته بود. کاربران شبکه‌های اجتماعی با اشاره در این مورد، می‌گویند که رفتار او مصداق بارزی از نسل‌کشی است؛ نسل‌کشی‌ای که از آدمی چون ملا نیازی با افکاری تروریستی‌اش بر می‌آمد. احمد رشید، یکی از خبرنگاران پاکستانی، در کتابی نوشته است که در جریان حمله‌ی گروه طالبان بر مزار شریف، ملانیازی از بلندگوهای مسجدها، داد می‌زد: «هزاره‌ها مسلمان نیست و ما باید آن‌ها را بکشیم. یا مسلمان شوید و یا افغانستان را ترک کنید. هر کجا که شما بروید، شما را دست‌گیر می‌کنیم. اگر به زمین بروید و پنهان شوید، از موهای شما کش می‌کنیم، اگر به آسمان بروید از پاهای‌تان. شیعه‌های مزار، شما سه انتخاب دارید؛ سنی شوید، ایران بروید و یا هم بمیرید!»
    به نوشته صبح کابل، کشتار شهروندان در مزار شریف توسط ملا نیازی، سینه‌به‌سینه روایت می‌شود. سال پیش، یک شبکه‌ی رسانه‌ای به نام «و راز» مستندی را از آدم‌کشی دیوانه‌وار طالبان در آن زمان، نشر کرد؛ در این گزارش نشان داده شد که افراد وابسته به ملا نیازی در دیوارهای شهر حکاکی کرده بودند: «تاجیک‌ها به تاجیکستان، اوزبیک‌ها به اوزبیکستان و هزاره‌ها به گورستان بروند.»
    پس از نشست بن که نهادهای حامی حقوق ‌بشر در افغانستان آمدند، شماری از این نهادهای بین‌المللی، رویداد مزار شریف در ۱۷ اسد سال ۱۳۷۷ را قتل عام خواندند و آن را بی‌سابقه‌ترین نقض حقوق بشر عنوان کردند؛ اما با آن‌ که شهروندان افغانستان، کشتار ملا نیازی را مصداق بارز نسل‌کشی می‌دانند، رسانه‌های داخلی به آن‌صورت که باید، به آن نپرداخته اند.
    ملا نیازی، پس از سال‌ها فعالیت در گروه طالبان به رهبری ملا محمدرسول، پس از مرگ ملا عمر، رهبر پیشین این گروه، از شاخه‌ی اصلی گروه طالبان جدا شد. گفته می‌شود که در سال‌های پسین، درگیری‌های شدیدی میان جنگ‌جویان شاخه‌ی ملارسول و ملا هبت‌الله رخ داده است؛ درگیری‌هایی که باعث شد، چرخه‌ی زندگی ملا نیازی بیستد.

    دشمنی با هزاره‌ها پس از مرگ
    دیروز –یک‌شنبه، ۲۶ ثور- جسد ملا نیازی در شهر هرات به خاک سپرده شد. به گفته‌ی شاهدان محل، در مراسم خاک‌سپاری ملا نیازی که در مسجد جامع ولایت هرات انجام شد، ده‌ها طالب مسلح اشتراک کرده اند و او را در گازرگاه ولایت هرات به خاک سپردند. جریان خاک‌سپاری ملا نیازی در مسجد جامع ولایت هرات و حضور جنگ‌جویان طالب در این محفل، واکنش‌های کنش‌گران اجتماعی را به هم‌راه داشت. بصیر عبادی، یکی از کاربران فضای مجازی نوشته است: «وقتی که حکومت اجازه می‌دهد، مراسم فاتحه‌خوانی نیازی در مسجد جامع هرات برگزار می‌شود، نیروهای امنیتی کشور با چه انگیزه‌ عیله افراد باقی‌مانده‌ی طالبان بجنگند؟»
    با این‌ حال، منابع محلی تأیید می‌کنند که حافظ خالد، پسر ملامنان نیازی، به جای پدرش در معاونت شاخه‌ی انشعابی گروه طالبان تعیین شده است. همین‌گونه، در مراسم خاک‌سپاری ملا نیازی، خواهرزاده‌اش -مولوی نصیراحمد نیازی-، سخن‌رانی کرده است. به نقل از منابع محلی، احمد نیازی در سخن‌رانی‌اش، گفته است که ملا نیازی از زمان روس‌ها به بعد در افغانستان جهاد کرده و شایستگی «رهبری گروه طالبان» را داشته است. دیده می‌شود که افکار تروریستی ملامنان نیازی، هم‌راه با خودش به گور نرفته است؛ بلکه صدای‌‌شان از نزدیکی مقام‌های محلی در ولایت هرات، بلند می‌شود؛ صدایی که به طور صریح می‌گوید؛ بخشی از شهروندان افغانستان را بکشید!

    واکنش ها به تشییع ملا نیازی

    خانواده‌ی ملا نیازی، اطلاعیه‌ای را به منظور اشتراک مردم در مراسم فاتحه‌‌خوانی او، نشر کرده است. در این اطلاعیه‌، از تمام اقوام و قبیله‌های افغانستان به جز از هزاره‌ها نام برده شده. کنش‌گران اجتماعی می‌گویند؛ ملا نیازی حتا در گور با هزاره‌ها در جنگ است. مختار وفایی، خبرنگار، در برگه‌ی فیسبوکش این اطلاعیه را نشر کرده و نوشته است که اطلاعیه‌ی فاتحه‌ی ملا نیازی سه نکته‌ی قابل توجه دارد؛ نخست این‌ که از همه اقوام به جز هزاره‌ها، نام برده شده و از آنان دعوت شده تا در مراسم جنازه و فاتحه شرکت کنند. «این یعنی منان نیازی حتا در گور با هزاره‌ها می‌جنگد.» دوم این ‌که منان نیازی قرار است در گازرگاه هرات دفن شود، به باور آقای وفایی، این کار با حمایت دولت انجام می‌شود.
    آقای وفایی، هم‌چنان می‌افزاید که مراسم فاتحه‌ی ملا نیازی در مسجد جامع هرات برگزار می‌شود و پس از آن، او با عنوان «ستر رهبر» مورد ستایش قرار می‌گیرد. مسجد جامع هرات، یکی از مکان‌های مهم دینی این ولایت است و بدون شک اگر حکومت نخواهد، افراد ملا نیازی نمی‌توانند مراسم جنازه‌ی او را در این مکان برگزار کنند. با این ‌حال، چیزی که بارها از سوی شهروندان افغانستان مبنی بر این‌که ملا نیازی و افراد تحت فرماندهی‌اش از سوی حکومت حمایت می‌شود را، به واقعیت نزدیک می‌کند. حسین احمدی، یکی از کاربران فیسبوک، در برگه‌اش نوشته است: «تروریستی که هزاران بی‌گناه را کشته است و در سایه‌ی حکومت مراسم فاتحه‌خوانی‌اش برگزار شود، آیا این کشور، روی امنیت و آرامش را خواهد دید؟» احمدی، با اشاره بر رویداد تروریستی‌ای که در مکتب سیدالشهدا اتفاق افتاد و نزدیک به ۲۸۰ دانش‌آموز را کشته و زخمی کرد، نوشته که حکومت هرچه می‌گوید؛ تبلیغات است و هیچ علاقه‌ای برای ازبین‌بردن تروریستان ندارد.
    افکار تروریستی افرادی چون ملا نیازی، از شهروندان افغانستان چه در دوران حاکمیت گروه طالبان و چه پس از سقوط آن‌ها، قربانی گرفته و هزاران شهروند را به کام مرگ فرستاده است. در روزهای پسین، این حملات بیش‌تر هدف‌مند بوده و قشر خاصی و از میان آن بیش‌تر کودکان و دانش‌آموزان را تکه‌تکه کرده است. کمیسیون حقوق بشر افغانستان، اتحادیه‌ی اروپا و شماری دیگر از نهادهای بین‌المللی، حمله بر شهروندان افغانستان و به ویژه هزاره‌ها را مصداق بارز نسل‌کشی خوانده اند؛ نسل‌کشی‌ای که وحشت‌ناک‌ترین شیوه‌ی آن را ملامنان نیازی در ولایت بلخ پیاده کرد. دولت افغانستان، به عنوان ساختار حامی شهروندان افغانستان، نه ‌تنها کشتار دیوانه‌وار هزاره‌ها را نسل‌کشی نمی‌داند، بلکه اجازه می‌دهد تبر دشمنی افراد ملا نیازی در نزدیک گوش‌شان، در برابر اقوام افغانستان تیز و برنده شود.

  • عبدالمنان نیازی باید به دار آویخته می شد نه اینکه اینگونه باشکوه تشییع می شد

    عبدالمنان نیازی باید به دار آویخته می شد نه اینکه اینگونه باشکوه تشییع می شد

    جسد عبدالمنان نیازی روز گذشته به طرز باشکوهی توسط جمعی کثیری از هواداران تروریستش در هرات دفن شد.

    در مراسم تشییع رهبر شاخه جدا شده طالبان جانشین او نیز معرفی شد.

    خالد پسر عبدالمنان نیازی طی سخنانی رجز گونه از ادامه راه و مسیر پدرش آن هم با قوت بیشتر خبر داد.

    این رویداد با واکنش های مختلفی از سوی شهروندان به ویژه در فضای مجازی روبرو شده است.

    سید رضا سجادی، یکی از کاربران فیس بوک، می نویسد:«تروریستان نمی میرند بلکه بازتولید می شوند.»

    مولوی عبدالمنان نیازی مرد. مرگ او واکنشهای بسیاری را در پی داشت. اندکی او را شهید خواندند. بسیاری در مرگ وی اظهار شادمانی کردند. او به طرز ذلت باری کشته شد. ولی مرگش شادمانی ندارد او باید به دار مجازات آویخته می شد.

    او نه تنها جنایت می کرد بلکه اصرار بر جنایت و خلق فاجعه داشت. عبدالمنان نیازی باید مانند جنایت کاران جنگی محاکمه می شد. اگر جنایتکاری مانند ملا نیازی و… به پنجه قانون سپرده شود، پس از محاکمه و تعیین مجازات درخور و مناسب، آنگاه باید از اجرای قانون و مرگ یک جنایتکار شادمان بود. حکومت با محاکمه چنین جنایتکارانی از یکسو حساب خویش را از آنها جدا کرده و نشان می داد که در جرم آنها شریک نبوده و حامی آنان نیست و از سوی دیگرخانواده های داغدار شهداء و مردم افغانستان شاهد اجرای عدالت می بودند.

    هرچند عبدالمنان نیازی مثل یک جنایتکار کشته نشد ولی خوشبختانه در سنگر جنگ هم نمرد تا از او قدیس و قهرمانی دیگری بسازند و بتراشند. شاید روی اختلاف در تقسیم دالرهای آمریکایی، یا چوروچپاول اموال مسافران غریب، یا سرکدام بچه بازی، بد مغز دیگری مغز خشک و متعصب او را نشانه رفت و خاطر ملتِ مظلوم را برای ابد«دستکم» از شرِ این شومِ شریر راحت ساخت. چه مرگ فجیع و ذلت باری.

    اما؛ پرسش بنیادی این است که مرگ او، چه تأثیر بر حیات و زندگی انسان افغانی دارد؟ باتأسف باید گفت که هیج. در خاک تروریست پرور و تفکری که هر آن احتمال می رود مولوی دیگری مانند مجیب الرحمان فتوای قتل صادر کند، مرگ یک تروریست هیج تاثیری بر حیات دیگران ندارد. از این جهت می توان گفت که در این خاک، تروریست ها و جنایت کاران هیجگاه نمی میرند. در اندیشه طالب خیز و نیازی پرور هر روز تروریستها بازتولید می شوند.

    تا زمانیکه همه روزه صدای ناله کابلستان بلند است، تا روزی که هرگوشه از این خاک شاهد شهادت دخترکان معصوم، اسیران بی گناه و مسافران غربت به دست تحجر و وحشت است، تا هنگامی که دولت فاسد و فاشیست قبیلوی بر اریکه قدرت حکم براند و تا نابودی تفکر تکفیری، تروریست ها زنده اند و عبدالمنان نیازی های بسیاری نفس می کشند و آدم می کشند.

    در دامن همین خاک و از متن همین تفکر عبدالمنان نیازی ها، شاپور حسین زوی ها و مجیب الرحمن ها رشد و آزادانه و با کمال وقاحت اقوام دیگر را تهدید به نسل کشی می کنند؛ و با تاسف هیجگاه از سوی مراجع قضایی و حکومتی تحت تعقیب قانونی قرار نمی گیرند. در عوض جوان مظلومی به جرم مقاله نانوشته و سیاهه انتشار نیافته هفت سال تمام در گوشه زندان استخوان خورد می کند. تا این چنین است، تروریست ها بروز و باز تولید می شوند نمی میرند.

  • ملا عبدالمنان نیازی چه کسی بود؟

    ملا عبدالمنان نیازی چه کسی بود؟

    گفته می‌شود جنازه ملا عبدالمنان نیازی؛ معاون رهبر شاخه انشعابی گروه طالبان امروز در هرات به خاک سپرده می‌شود. نیازی چندی پیش با شلیک گلوله در هرات زخمی و به دلیل جراحات شدید جهت درمان بیشتر به کابل منتقل شد؛ اما در پایتخت جان داد.

    مرگ ملا منان نیازی واکنش‌های گسترده‌ای را به همراه داشته است.

    برخی از وی، به عنوان یک «تروریست و قاتل» نامبرده‌اند که سیتز آشکار با هزاره‌ها و شیعیان افغانستان داشته است.

    نیازی متهم است که در کشتار مردم هزاره در زمان حاکمیت طالبان در مزار شریف دست داشته است.

    بر اساس اطلاعات دیدبان حقوق بشر، طالبان بعد از تصرف مزار شریف در هفدهم اسد ۱۳۷۷ حدود دو هزار غیرنظامی و شاید هم بیشتر  را کشته‌اند.

    به گفته دیده‌بان حقوق بشر ملا عبدالمنان نیازی؛ والی طالبان در ولایت بلخ در آن زمان پس از تصرف مزار شریف به مردم هزاره که شیعه مذهب بودند، دستور داده بود که سنی شوند یا افغانستان را ترک کنند یا کشته خواهند شد.

    تروریست‌ها نیز تاریخ مصرف دارند

    علی امیری استاد دانشگاه و نویسنده در واکنش به مرگ ملامنان نیازی در صفحه فیسبوکش نوشته است تروریست‌ها نیز تاریخ مصرف دارند و گفته که نیازی کشتن را به عنوان شغل انتخاب کرده بود.

    امیری نوشته است: «ملا منان نیازی مرد؛ مرگش سرشار از نکبت و حقارت بود. سال‌ها شغلش مرگ و کشتن بود. کشتن را به عنوان شغل انتخاب کرده بود و به دلیل همین حرفه، به استخدام سازمان‌های استخباراتی و مافیای درآمده بود. بر مراد آنان زیست و به دستور آنان آدم‌کشت».

    وی آورده است: «منان نیازی شرارت را با رذالت و نامردی درآمیخته بود. با پستی و رذالت زندگی کرد، جز خشونت و کشتار هنری نداشت و آخرالامر با حقارت و نفرت مرد. یک تروریست یائسه بود که تاریخ مصرفش گذشته بود. مرگش شادمانی ندارد، اما عبرت دارد».

    عمر ظلم کوتاه است!

    جنرال مراد علی مراد؛ از فرماندهان پیشین ارتش در واکنش خود نوشته است که هزاران نفر با فتوای منان نیازی قتل‌عام شده‌اند.

    مراد در صفحه فیسبوکش نوشته است خبر اسارت شهید عبدالعلی مزار؛ رهبر فقید حزب وحدت به دست طالبان را نیازی اعلام کرده است.

    وی افزوده است: «شامگاهی که این خبیث (نیازی) خبر اسارت رهبر شهید به دست دشمن را از طریق رادیوی بی بی سی اعلام کرد چه شامگاه سیاهی بود. و فتوای ننگین او در سال ۷۷ که جویی خون را جاری کرد. سرانجام خون هزاران انسان بی گناهی که به فتوای او قتل عام شدند، دامن گیرش شد.»

    حکومت باید جوابگوی مردم به ویژه جامعه هزاره و شیعه باشد

    مقام‌های حکومتی تاکنون در مورد مرگ ملامنان نیازی سکوت اختیار کرده‌اند.

    گفته می‌شود، حکومت طی سال‌های اخیر از نیازی حمایت کرده و با او همکاری داشته است.

    عارف رحمانی؛ نماینده غزنی گفته است که باید حکومت در این زمینه پاسخ‌گو باشد.

    رحمانی در صفحه فیسبوک خود نوشته است: «من ماه ها پیش تمام مصاحبه این تروریست آدمی خوار را دیده بودم. اینک به بریده هایی از این مصاحبه دست یافته ام. رفتار و گفتار نیازی نشان گر شخصیت و تفکرات و رفتارهای مستبدانه و تروریستی و متعصبانه اوست. اگر ثابت شود که حکومت افغانستان در این سالها از این جانی و خاین ضد بشر حمایت کرده است علی القاعده در تمام جنایات او شریک بوده/ هست و باید جوابگوی مردم افغانستان به ویژه جامعه هزاره و شیعه باشد.»

    نیازی اخیرا در یک نوار ویدیویی هزاره‌ها و شیعیان افغانستان را تهدید به مرگ می‌کند و می‌گوید، این گروه قومی افغانستان را به شکل مرموز از بین‌ می‌برد. او می‌‌گوید: «ما هزاره‌ها را پنجاه‌پنجاه و صدتاصدتا می‌کشیم و چنان مرموز هم می‌کشیم که این‌ها نمی‌دانند از کجا زده شدند».

    کشتار دیپلمات‌های ایرانی

    در زمان ولایت نیازی در ولایت بلخ و در پی سقوط شهر مزار شریف به دست طالبان، مقر کنسولگری ایران در این شهر هدف حمله قرار گرفت و دیپلمات‌های این کشور ناپدید شدند. بعداً گزارش شد که این دیپلمات‌ها کشته شده‌اند.

    ایران گروه طالبان را مسئول کشتار این دیپلمات‌ها اعلام کرد ولی این گروه در آن زمان مدعی شد که این کشتار توسط «نیروهای خودسر» انجام شده ‌است؛ اما برخی از اعضای طالبان اخیرا پذیرفتند که دیپلمات‌های ایرانی را به عمد هدف قرار دادند.

    پس از سقوط طالبان، نیازی طی سال‌های اخیر موضع تندی علیه ایران داشته است.

    مقام‌های ایرانی تاکنون در مورد مرگ نیازی واکنش نشان نداده‌اند.

  • حمله یازده سپتامبر کار ناتو بود تا به بهانه مبارزه با تروریزم وارد افغانستان شوند!

    حمله یازده سپتامبر کار ناتو بود تا به بهانه مبارزه با تروریزم وارد افغانستان شوند!

    با شروع خروج کامل امریکا از افغانستان تا یازده سپتامبر سال جاری میلادی، نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) نیز اعلام کرده افغانستان را ترک خواهد کرد.

    خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان اماو اگرها و البته نگرانی هایی را سبب شده است.

    یکی از کاربران فیس بوک به نام «فریاد اندیشه» در این مورد می نویسد: بعد از جنگ  جهانی دوم و شکست فاشیسم( مکتبی با رویکرد توتالیتری) بازیگران در سطح بین الملل فقط پنج کشور برتر باقی ماندند، یعنی کشور های پیروز جنگ، بعد از فاشیسم، دو جریان خیلی قوی به نام کمونیسم( با رویکرد اعتقاد جمع گرایی در شرق) و لیبرالسیم( با رویکرد فردگرایی در غرب) جهان را به سوی جنگ ِ سرد سوق دادند.

     اختلافات روی تقسیم جهان باعث جنگ های نیابتی در سطح نظام بین الملل شد و جهان به دو بلوک تقسیم شد، جهان غرب با رویکرد لیبرالی، و جهان شرق با رویکرد کمونیستی، در این جا بود که مجموعه کشور های غربی و مدافع لیبرالی دست به ایجاد یک سازمانی به نام پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو برای ایجادی کمربندی امنیتی در داخل اروپا برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم زدند.

     در مقابل مجموعه کشور های مدافع کمونیستی در مقابل ناتو سازمانی به نام ورشو را تاسیس کردند. البته این ها را به نام پیمان های ناتو و ورشو هم می گویند.

     بعد از فروپاشی کمونیسم پیمان ورشو نیز از بین رفت و لیبرالیسم یکه تاز جهان شد. در این جا بود که دیگر ناتو اصالت خویش را از دست می داد، اصالت مبارزه با کمونیسم چون کمونیسم فروپاشیده بود، برای اعاده هویت خویش حمله نمایشی را به برج های تجارتی جهان انجام داد. البته این تحلیل من است چون با بودن یک سازمانی امنیتی قوی که حتی پشه را در آسمان نعل می کند، چطور چند تروریست پراشپش بتواند چنین حمله ای انجام دهد، اگر خودشان نیز دخیل در قضیه نباشد و ناتو دوباره هویت خویش را زنده کرد مبتنی بر تغیر اصول مبارزه با تهدید کمونیسم به مبارزه با تروریسم بین المللی و وارد افغانستان شد با هدف تهدید برای کشور های رقیب هژمون در آینده و انجام اهداف و پلان آینده ی خویش در خاور میانه.

    ناتو تا توانسته خدمت به بادارش کرده هیچ کمی و کاستی دریغ نکرده، با ترک آمریکا از افغانستان البته اگر ترک کند، دنیا وارد یک کنشی جدید خواهد شد. این دول های کمونیستی خواهد بود که جای خالی آمریکا را در منطقه و افغانستان خواهد گرفت در صورتیکه ما یک نظام ضعیف داشته باشیم.

  • چرا مردم امروز با سنگ از محقق استقبال می کنند ؟

    چرا مردم امروز با سنگ از محقق استقبال می کنند ؟

    حاج محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و مشاور ارشد رئیس جمهور غنی در امور امنیتی هنگام بازدید از مکتب سید الشهداء در غرب کابل از سوی مردم خشمگین با سنگ و چوب استقبال شد.

    این واکنش مردم نسبت به رهبر سیاسی شان با واکنش های متعددی در فضای مجازی روبرو شده است.

    حسن علی عدالت، یکی از کاربران فیس بوکی، طی مطلبی در این مورد می نویسد:«چرا مردمی که زمانی موتر محقق را روی شانه های خود حمل می کردند امروز با پرتاب سنگ از او استقبال می کنند؟»

    وی می نویسد بعد از شهادت مزاری آقای محقق یکی از رهبران اثر گذار هزاره ها بود ، محبوبیت و نقش محقق در میان هزاره ها اگر بالاتر از آقای خلیلی نبود کمتر هم نبود ، بسیاری هزاره ها محقق را میراث دار مزاری می دانستند و سخت به چشم احترام به سوی ایشان نگاه می کردند .

    در زمان حامد کرزی وقت که جنجال محقق با حامد کرزی بلند گرفت و از کابینه بیرون شد و سخت زیر فشار حامد کرزی قرار گرفت مردم در کنار محقق قرار گرفت و تا جایی که مردم در دشت برچی ماشین محقق را بالای شانه های خود بلند کردند و هزاران نفر در هر محفل محقق را بدرقه می کردند و امید داشتند که روزی محقق جای مزاری را بگیرد اما چه شد که همان‌هایی که ماشین نامبرده را بالای شانه های خود انتقال می دادند امروز سنگ پرتاب می کنند .

    واقعیت این است که آقای محقق در دوران اشرف غنی احمدزی بسیار در دنیای سیاست بدبازی کرد و همواره خود را سپهر اشرف غنی احمدزی در مقابل مردم و منافع مردم خود قرار داد .

    چه در جنبش رستاخیز و چه در جنبش روشنایی پشت با مردم و رو با ارگ کرد با آنهم اشرف غنی احمدزی از ایشان راضی نگردید و بعد از این که از ایشان سو استفاده کرد بخش عمده رهبران جنبش روشنایی و بدنه آن را از طریق شورای امنیت و امنیت ملی خریداری و به پیش مرگه های فیسبوکی تبدیل کردند دیگر نیازی به محقق نداشت و در آخرین روز های حکومت وحدت ملی محقق را ماقوف و خانه نشین کرد .

    محقق در زمانی خانه نشین گردید که اکثر رهبران و صفوف جنبش روشنایی دیگر خبرچین های شورای امنیت و امنیت ملی بودند و به منافع و آرمان هزاران نفر اعضا و هواداران جنبش روشنایی در داخل و خارج کشور پشت کرده بودند و همکار و همگام شاه حسین مرتضوی و شیخ سالم حسنی شده بودند ، در چنین وضعیت کم کم بازهم بخش از هزاره ها دوباره به محقق رجوع کردند چون از ارزان فروشی سران جنبش روشنایی خود را شرمسار حس می کردند و خلای رهبری در میان هزاره ها دیده می شد ، در چنین وضعیت ارگی ها بازهم در پی شکار محقق برآمدند و محقق را هم شکار کردند و بازهم محقق در حادثه نسل کشی هزاره ها در مکتب سیدالشهدا جانب ارگ را گرفت و ناکامی ارگی ها را در تامین امنیت مردم توجیه کرد و از همین سبب هنگام بازدید از مکتب سیدالشهدا مردم بالای موتر ایشان سنگ پرتاب کردند .

    محقق نباید در آخرین روز های جمهوری قومی سه نفره که بی پایه و بی ریشه در میان مردم هستند بازهم خود را سپهر ارگی ها میکرد و بازهم رنگ و انگ ارگی ها را بر پیشانی خود می مالید ، محقق باید در چنین شرایط حساس میان ارگ و مردم صادقانه در کنار مردم خود می بود و نقش مثبت را در کنار دیگر رهبران و متنفذین هزاره برای نقش هزاره ها در زمان تحول ، مذاکره و انتقال قدرت بازی میکرد .

    اشتباه محقق در این است که فکر می کند که از طریق اشرف غنی احمدزی به خود و هزاره ها مفید واقع می شود اینگونه محاسبه از ریشه و بنیاد غلط است اشرف غنی احمدزی اپوزیسیون هزاره ها است و اگر میخواست کمک کند از آدرس سرور دانش کمک می کرد ، آقای دانش کاملاً بیکار است و فقط جلسه بی نتیجه دایر می کند و اعضای مشاورانی وابسته به دانش مصروف سرک دشت برچی و دره صوف هستند که کدام وقت یک ماشین قیر و یا جغل در گوشه آن سرک ها انداخته می شود تا فیسبوک های آنها فعال گردد .

    اشرف غنی احمدزی نه تنها ها محقق بلکه بسیاری ها را فقط رنگ آمیزی کرده است و کار را حمد الله محب و حاجی فضلی می کنند و دیگران بیگانه اند و تا جایی که من معلومات دارم فعلا اشرف غنی احمدزی کوچکترین توجه به آقای محقق ندارد و از آقای محقق فقط یک نام و عنوان بدون صلاحیت در فیسبوک ها و خبرگزاری ها ذکر میشود و در غیر آن در درون ارگ کاملاً بیگانه است .

    اکنون هزاره ها به رهبر مزاری گونه ضرورت دارند که منافع مردم را بر منافع شخصی خود ترجیح دهد ، غرور و سربلندی هزاره ها را به معامله نگیرد ، دیده شود که چنین رهبر در میان هزاره ها ظهور می کند و یا نمی کند و رهبران فعلی هزاره ها به مردم رجوع می کنند و یا نمی کنند ، متاسفانه خلای رهبری قاطع هزاره ها را از بازی در سیاست به وسیله بازی تبدیل کرده است .

    چرا آقایان خلیلی ، محقق و دانش در قبال نسل کشی دختر بچه های هزاره که در حدود ۲۵۰ نفر کشته و زخمی به جا گذاشته است سکوت اختیار کرده اند و چرا اینها در قبال گم شدن و دزدیده شدن شکریه آرام نشسته اند ؟ این ها برای چه زندگی می کنند و زندگی این‌ها چه به درد می خورد ؟

    این ها بیایند برای مردم واضح سخن بگویند و اگر چیزی نمی توانند هم برای مردم از ناتوانی خود بگویند .

  • کارکرد ضعیف هزاره ها در میدان سیاست

    کارکرد ضعیف هزاره ها در میدان سیاست

    بی تفاوتی در برابر ناملایمات، ستم، کشتار، تبعیض و تعصب، نشانه ای غیر مسوول بودن یک شهروند است. وقتی با ژنوساید روبرو هستیم، نباید سکوت پیشه کنیم. احترام به بزرگان به معنای بی تفاوتی در برابر منافع جمعی نیست. هیچ کس به شمول بزرگان نباید بر خلاف خواست عمومی و منافع جمعی قدم بردارد. ما مسوولیت داریم تا با حفظ حرمت بزرگان بویژه کنشگران سیاسی، کژتابی های آنان را تذکر دهیم. چرا در شرایط حاضر با وجود تهدیدات چشمگیر، پرخطر و خطیر، کنشگران سیاسی ما یک مسیر واحد را انتخاب نمی کنند؟ اتفاقی که در استانه ورود مجاهدین به کابل صورت گرفت و عده ای گفتند در باره هزاره و زن بعدا تصمیم می گیریم، در شرف وقوع است. حق مردم است که از آینده سیاسی خود بیمناک باشند. حق مردم است که از نمایندگان رسمی خود در درون حاکمیت بپرسند که چرا در برابر رویدادهای هولناک و ناگوار، دایم السکوت و حتی در مواردی، توجیه گر تداوم ستم و سیاست حذف و سرکوب است! مردم مسوولیت شهروندی و دغدغه امنیتی دارند از این که می بینند عالی ترین نماینده شان در حاکمیت، در نشست های مهم و تصمیم گیری های کلیدی، همیشه غایب است.

    کسانی که شرایط غم اندود امروز مردم را درک نمی توانند و از رویداد هایی حزین، چون رویداد تلخ مکتب سید الشهدا جلوگیری نمی کنند یا نمی توانند اما هم چنان در حاکمیت، حضور سمبلیک دارند، سزاوار نقد و نکوهش اند. مگر نه این که انتحار و انفجار زنجیره ای در غرب کابل، نشان از توطئه خطرناک و پیچیده و چند لایه ضد یک هویت مشخص، چندین سال است که به راه افتاده است؛ پس تا دیر نشده باید با شجاعت جلو آن را گرفت. اگر دولت‌ در سیاست‌گذاری‌های امنیتی، تدابیری در این باره اتخاذ نمی‌کند، خود ما باید اراده‌ای راسخ برای پیشگیری و مقابله در برابر این نوع جنایت‌ها که ناقض حق‌های اساسی افراد و برهم زننده نظم جامعه است، داشته باشیم. اراده‌ای که از رهگذر آن ها می‌توان جان ارزشمند ده‌ها کودک و افراد گناه ناکرده را از هر گزندی مصون نگاه داشت.

    ما باید بپذیریم که در عصر افول ارزش ها قرار داریم؛ نوع‌دوستی در جامعه کم رنگ و رعایت و تضمین حقوق بشری در ابهام است.

    نهادهای مسئول بین‌المللی به وظیفه خود عمل نمی کنند و دولت‌ در ناکارآمدی بسر می برد، در چنین وضعیتی که هر روزه شاهد مرگ عدالت و انسانیت هستیم، عناصری چون دیپلماسی، صلح خواهی و مدنیت طلبی، به تنهایی تامین کننده امنیت مردم ما نیست. اگر چنین بود امروز غرب کابل که شهروندان ان، مدنی ترین و صلح جو ترین مردم پایتخت هستند، باید امن ترین نقطه کشور می‌بود. به این ترتیب، امنیت راس همه امور است و بدون قدرت در حوزه میدان هرگز این مهم محقق نمی‌شود. تسلیت به ملت رنجدیده افغانستان بویژه خانواده های داغدیده مکتب سیدالشهدا و مسجد شکر دره. روح شهدا شاد، به امید صلح پایدار.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • گزارش ویکی لیکس از چگونگی ایجاد داعش و جبهه النصره از سوی آمریکا

    گزارش ویکی لیکس از چگونگی ایجاد داعش و جبهه النصره از سوی آمریکا

    «ادوارد اسنودن» یکی از افسران سابق سازمان اطلاعات آمریکا به سندی خطرناک مربوط به سال 2004 دست یافت که نشان می دهد، سیا گروه تروریستی جدیدی (جبهه النصره ) را از دل القاعده به وجود آورد تا افراط گرایان سراسر دنیا را در عملیاتی با نام SWAPS NEST درخاورمیانه جمع کند.

    اسنودن می گوید: در 30 بهمن 1382 مسئولان اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل در قصر یکی از امیران عرب در انگلیس به مدت سه روز جلسه تشکیل دادند و در نهایت تصمیم بر آن شد که یک سازمان افراطی را تأسیس کنند و حزب الله لبنان را کامل از بین ببرند.

    سپس ابو مصعب الزرقاوی (احمد فاضل نزال الخلایه) که در اردن زندانی بود، انتخاب کردند و او را در یکی از کشورهای عربی آموزش دادند و بعد از آن، وی را به الانبار فرستادند و از آنجا شروع به تأسیس دولت اسلام عراق – که بعدا واژه شام نیز به آن اضافه شد – زیر نظر مایکل اریسون سرهنگ اطلاعات بریتانیا کردند.

    اریسون به زبان عربی کاملا آشنا بود و به لهجه فلسطینی همانند شهروندان فلسطینی صحبت می کند.

    در آغاز کار 860 میلیون دلار توسط کامیون برای الزرقاوی فرستاده شد تا بتواند نیروهایی را برای آموزش و نابودی گروه های مقاومت عراق که ضد نیروهای آمریکایی عمل می کردند، آماده کند.

    نفوذ الزرقاوی در موصل، تکریت، الانبار و دیالی گسترش یافت. وی شروع به سرپیچی برابر سرهنگ مایکل اریسون کرد تا حدی که وی مجبور شد الزرقاوی را در اواسط سال 2006 میلادی در بعقوبه به قتل برساند تا گروه را از ابراهیم بدری المکنی به ابوبکر البغدادی که در زندان بوکا بغداد حبس بود، بسپارد.

    البغدادی را با هواپیمای آمریکایی به اسرائیل انتقال دادند تا دوره های آموزش نظامی و اطلاعاتی را در موساد و در پایگاه ناحال موشی طی کند. سپس به عراق بازگشت و ارتشی از اهالی تسنن عراق را به بهانه بیرون راندن و مبارزه با اشغالگران و شیعیان با خود همراه کرد. او از پول هایی که براش می فرستادند به نیروهایش می داد و توانست تعداد زیادی از شهروندان عراق را در کنار خود جمع کند.

    سال 2006 یک نقطه عطف در خاورمیانه بود. اسرائیل تصمیم گرفت عملیات ضد حزب الله را در سپتامبر 2006 شروع کند و 7 تا 10 روز برای آن زمان تعیین کرد تا در عملیاتی هوایی و زمینی در شمال شهر صیدا، حزب الله را از جنوب و از شمال (مرز اسرائیل ) به شکل گازانبری به چنگ خود بیندازد. اما حزب الله از این نقشه با خبر شد و آمادگی لازم را برای مقابله با آن از طریق هماهنگی با سوریه و ایران به دست آورد تا هزاران موشک و لوازم نظامی را از طریق سوریه به حزب الله برسانند.

    جنگ در اواسط ژوئن 2006 به دلیل اسارت دو سرباز اسرائیلی توسط حزب الله آغاز شد و سی و سه روز طول کشید و اسرائیل تمام زیرساخت های لبنان را از شمال تا جنوب نابود کرد بدون آنکه بتواند طبق برنامه، حزب الله را از بین ببرد.

    اسرائیل در این جنگ متحمل خسارات جانی و مالی بسیار شد تا جایی که دولت تصمیم به تشکیل یک کمیسیون تحقیق گرفت و جوانب کاستی را بررسی کرد. این کمیسیون ماه ها بررسی و ارزیابی کرد تا به این نتیجه رسید که نابودی حزب الله میسر نیست، مگر اینکه منابع آن را از سوریه و ایران از بین ببریم. سپس نقشه های اسرائیلی، عربی و آمریکایی، ضد ایران و حزب الله طراحی شد.

    اسنودن می گوید: در ماه آوریل 2007 ابوبکر البغدادی به ترکیه احضار شد و از آنجا با هواپیمایی ویژه به تل آویو انتقال داده شد تا از او خواسته شود، تعداد زیادی از مبارزان سنی از عربستان، یمن، تونس، فرانسه و بریتانیا جمع کند و همچنین پایگاه جدیدی در غازی عنتاب ترکیه بنا شد تا مبارزان جدید را آموزش دهند.

    همچنین اشرف ریفی و وسام الحسن از پلیس لبنان مکلف شدند سلاح ها را به روستاهای سوریه جایی که اخوان المسلمین در آن نفوذ داشتند، قاچاق کنند و شروع به انتقال پول ها به سوریه کردند.

    بر اساس این گزارش، 17 هزار مبارز از سوریه و کشور های عربی در ترکیه آموزش دیدند و در هر ماه 750 دلار به عنوان حقوق به آنها پرداخت می شد، پس از آن از البغدادی خواستند تا به سوریه وارد شود.

    دستگاه های اطلاعاتی طوری عمل کردند که سوریه محل پایگاه تجمع افراطی های مسلمان سراسر دنیا شود تا جایی که تعداد ملیت هایی که در سوریه می جنگیدند به 78 ملیت از کشورهای مختلف و 148 هزار جنگجو رسید و بر اساس گفته سنودن، 107 میلیارد دلار از کشور های عربی برای این کار در نظر گرفته شد.

    این در حالی است که احمد بن جاسم نخست وزیر سابق قطر می گوید، آنها برای آنچه به اصطلاح انقلاب سوریه می نامند، 137 میلیارد دلار خرج کرده اند.

    پایگاه النبأ عراق توضیح بیشتری در این خصوص نداده و به منبع یا زمان خاصی نیز درباره انتشار این گزارش از سوی ویکی لیکس اشاره نکرده است.

    نوشته از: نصرت الله جمالی

  • خوش بیایی ایران!

    خوش بیایی ایران!

    در پی شهادت دانش آموزان مکتب سیدالشهدا ٕ (نسل کشی سیستماتیک شیعیان افغانستان)، جمهوری اسلامی ایران هم به عنوان نزدیکترین همسایه (همزبان، هم دین و هم مذهب) و هم در جایگاه قطب مبارزه با تروریزم و دواعش، به طور همه جانبه اعم از مقامات رسمی، دولتی، دانشگاهی، شاعران، روحانیون، شهرداری، مجلس، قوه قضائیه، رسانه ها و مردم عادی، با حکومت و مردم افغانستان احساس همدردی و غم شریکی کردند.
    در پیام های رهبر و مسؤولان ایرانی در کنار ابراز تسلیت، هشدارهایی نیز به تروریستان و دواعش دیده می شد.
    ایران می داند در عقب این حملات هدفمند و سیستماتیک دست های کثیف استخباراتی از جمله سیا و موسات نهفته است و اگر کمی دیرتر بجنبد امنیت داخلی خودش نیز در کنار مرزهای مشترک در خطر است.
    با توجه به تجربیات موفقی که جمهوری اسلامی ایران در مبارزه علیه تروریسم و دواعش در عراق و سوریه دارد، امیدوارم این واکنشها و هشدارها چراغ سبزی باشد برای قدم ماندن ایران در میدان مبارزه با تروریسم در افغانستان.
    بدون شک از ورود ایران به میدان مبارزه با تروریسم و دواعش در افغانستان، تمام شیعیان و هزاره ها، تاجیکها و اوزبیکها و اکثریت پشتونها برای ساختن نیروی مردمی نظیر حشدالشعبی عراق، حمایت خواهند کرد.
    ایران طی سالیان متمادی مبارزه با تروریزم افراطی، قاچاق بران و مافیای مواد مخدر و گروه های تکفیری/داعشی که در واقع همه اذناب آمریکا و اسرائیل در منطقه هستند، ثابت نموده است که مدافع راستین مردم منطقه علیه تروریسم است.
    همزمان با خروج نیروهای آمریکایی، من این همدردی ها و هشدارهای مقامات ایرانی را به فال نیک می گیرم و اگر واقعاً چنین برنامه ای در استراتیژی بازدارندهٔ ایران موجود باشد، به حشد الشعبی افغانستان خوش آمد می گویم.

    داکتر سیدعلی موسوی چکاوک

  • از ترکیب جهل و دین، درّنده ترین حیوان معتقد به بهشت به وجود آمده است!

    از ترکیب جهل و دین، درّنده ترین حیوان معتقد به بهشت به وجود آمده است!

    تفکر سلفی وهّابی با تفکر تشیع علوی ذاتا تضاد دارد و قابل جمع نیستند، همچنان اهل علم و جهل ذاتا در تضاد هستند.  

    انفجار بیست و چهارمین روز مهمانی خدا در مکتب سیدالشهداء(ع) در دشت برچی غرب کابل دل هر ذی شعوری را به درد می آورد. اما سفّاکان از بنی آدم از خوردن خون خوشحال می شوند. ملائک خوب فهمیده بودند که گفتند «قالوا اُتجعل فیها من یفسدرفیهارو یسفک الدما ُو نحن نسبح بحمدک و نقدس لک».همین سفاکان سلفی رادیده بودند.

    تفکر سلفی به شکلهای مختلف ظهور می کند یک وقت به شکل القاعده و یک وقت به شکل طالب، داعش، سپاه صحابه، بوکوحرام، جندلله و جبهه النصرة.

    متاسفانه بعضی دوستان اختلاف در این دارند که انفجار کار طالب نبود، القاعده بود یکی دیگرمی گوید داعش به عهده نگرفته پس طالب بوده، هیچ فرقی نمی کند که کدام یکی شان باشد سگ زرد برادر شغال است این جهل وتعصب دینی عربستان است که انتحار می کند بنی امیةوبنی عباس است که تحمل علم و آگاهی و معرفت را ندارند.

    دنبال مقصرکجا می گردید؟ بعضی دوستان رهبران شیعه را عامل انفجار می دانند. خودزنی بس نیست؟ در همین دشت برچی و افشار جهل و تعصب از زمین و هوا ما را می کشتند، آن وقت دوستان در کوچه پس کوچه برچی و افشار دنبال مقصربودند. الان هم دشمن اصلی خودزنی و اختلاف ماست تا تفکر سلفی، الان هزاره هدف است که نابود شود و جمعیتش متفرق شود، جمیعیت دیگری عمده باشد بعد از هزاره نیست که در مقابل تفکرسلفی ایستادگی کند. خواهشا دوستان خطر را فراتر از قوم و حزب ببینید.

    آی سلفی ها! شیعه وهزاره هم می توانند انفجار کنند، ترور کنند، در هر مسیری می توانند بمب گذاری کنند جمعیت شما را حتی درمسجد و مکتب( البته شما اهل علم ودانش نیستید) در بازار و اداره پراکنده کنند تا مجبور شوید همچو موش به لانه هایتان بخزید!

    تفکرشیعی وعلوی کشتار زن وبچه و انسان های بی گناه راحرام می داند کاری نکنیدکه دراضطرارگوشت سگ حلال شود

    سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • انتقام صهیونیست ها و تکفیری ها از شیعیان افغانستان

    انتقام صهیونیست ها و تکفیری ها از شیعیان افغانستان

    ساعت چهار و نیم عصر روز گذشته تروریست های تکفیری وابسته به صهیونیستها در غرب کابل با سه انفجار پی در پی در شهرک اتفاق جلو مدرسه سیدالشهدا (ع) بیش از پنجاه دانش اموز دختر شیعه را مظلومانه به شهادت رسانده و نزدیک به یک صد تن دیگر را مجروح کردند.

    خدا می داند مادران، پدران و خانواده های این قربانی های بیگناه، فرشته های زمینی، سپندارمذهای اهورایی و عاشوراییان زینب نشان، دیشب چه حالی داشتند!

    شاید همه فریاد می کشیدند که خدایا ! بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ!

    و اینک نیز فریادشان بلند است که:

    یا علی امروز تنها مانده ایم

    در هجوم اهرمن ها مانده ایم

    یا علی شام غریبان را ببین

    مردم سر در گریبان را ببین

    کشتن دستجمعی و دومینو وار جوانان و کودکان پسر و دختر هزاره و شیعه چند سال است که در غرب کابل جریان دارد. دلیل این نسل کشی از هر جهت برهمگان روشن است اما کشتار این بار دختران دانش اموز شیعه دلیل خاص تری دارد و آن انتقام صهیونیستها توسط عمال شان از شیعیان بی پناه و اسیب پذیر افغانستان بخاطر شکست های اخیرشان از محور مقاومت در کردستان عراق و سرزمین های اشغالی است.

    نیروهای مقاومت ضد صهیونیستی در هفته های گذشته دومینوار کارخانه موشک سازی و صنایع دفاعی، نیروگاه اتمی و مراسم صهیونیستی جشن «لگ باعومر» را به آتش کشیده و چند شهر صهیونیستی از جمله حیفا و اورشلیم را موشک باران کردند. آنها که انتقام شان را در حال حاضر در خاورمیانه گرفته نتوانستند، نامردانه شیعیان افغانستان را در تبانی با داعش و تکفیری ها هدف قرار دادند، بخصوص که حوثی ها نیز ضربات سنگینی بر ال سعود وارد کرده بودند.

    اما درد اور آن است که صهیونیسم بین الملل موفق شده است عمال خود را در درون جامعه هزاره ایجاد و سازمان داده و زمانی که شیعیان و هزاره ها را در غرب کابل توسط مزدوران خود قتل عام می کنند، عمال دست پرورده هزاره خود را نیز به خط می کنند تا علیه ایران و تشیع و مجموعه مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی در شبکه های اجتماعی فعالیت کنند. هم اینک عناصر منحرف، مرتد و نا آگاه هزاره بجای محکوم کردن دشمنان اصلی شیعیان هزاره مانند تکفیری ها، صهیونیستها و حامیان آنها – غربی ها و شیوخ خلیج فارس – بجان خود شیعه افتاده اند. بطور نمونه یکی از این دوستان هزاره چنین نوشته است:

    «هزاره‌های افغانستان و آوارگان بی‌تاریخ، بجای شُعار‌های پوچ، علیه اسرائیل باید برای دفاع از خون و ناموس خود از یهود الگو بگیرند..»

    چه کسی بخواهد ، چه نخواهد، چه بفهمد چه نفهمد شیعه در کلیت خود پیشتاز مقاومت ضد استبدادی و استکباری مسلمانان است و در طول تاریخ انواع مظلومیت را در این راه تحمل کرده و حالا هم با افتخار تحمل می کند.

    خداوند انشا الله انتقام شهدای مظلوم غرب کابل را از تروریست‌های وحشی خواهد گرفت.

    انجینر بافر مصباح زاده

  • فجایع و تلخی های قضیه فلسطین/چرا موضوع فلسطین منحصر به فرد است؟

    فجایع و تلخی های قضیه فلسطین/چرا موضوع فلسطین منحصر به فرد است؟

    نگاهی آزادانه به تاریخ سرزمین فلسطین و سرنوشت پرمحنت فلسطینیان در یکصد سال اخیر، خبر از رنجی بزرگ می‌دهد که در طول این سال‌ها در حق مردمانش روا داشته شده است. این قصه‌ی پر غصه به جهات مختلفی منحصر به فرد است، به گونه‌ای که در طول تاریخ سابقه‌ای از این حجم ستم بر ضد یک ملت یافت نمی‌شود.

    البته بخشی از این ظلم منحصر به فرد، حجم عظیم و غیر قابل باور تبلیغات و تلاشی است که در طول سالیان برای سرپوش گذاردن بر فجایع فلسطین و عادی جلوه دادن اتفاقات آن سرزمین به کار رفته است.

    لذا درک واقعیت‌های جاری در طول یکصد سال اخیر در فلسطین، نیازمند پژوهش‌های دقیق و موشکافانه‌ی تاریخی است.تاریخ فلسطین، مجموعه‌ای متنوع از فجایع و تلخی‌هایی است که علیه یک ملت اعمال شده است. انواع گوناگونی از جنایت علیه بشریت مثل قتل، شکنجه، غصب اموال و سرزمین و مواردی از این دست را می‌توان فهرست نمود، اما به نظر می‌رسد بهترین تعبیری که می‌تواند حجم گسترده‌ی این تعدی‌ها را در حجم یک ملت و در عمق یک تاریخ منعکس نماید، تعبیر «پاکسازی نژادی» است.پاکسازی نژادی به تلاش برای ایجاد مناطق جغرافیایی یک دست و همگن به لحاظ نژادی و قومی گفته می‌شود که به وسیله‌ی اخراج، تبعید اجباری و کشتار صورت می‌گیرد. بر این اساس، پاکسازی نژادی عموماً با حذف بقایای تاریخی و تمدنی قوم هدف صورت می‌گیرد.

    به عبارت دیگر، پاکسازی نژادی، سیاست تعریف شده‌ی گروهی خاص از افراد برای حذف نظام‌مند گروهی دیگر از قلمرویی خاص بر مبنای مسائل مذهبی، نژادی یا ملی است. این سیاست عموماً با اعمال خشونت و عملیات نظامی همراه است و مستلزم نقض حقوق بشر و قوانین بشر دوستانه‌ی بین المللی است. بیشتر شیوه‌های پاکسازی نژادی، نقض فاحش کنوانسیون‌های ژنیف و پروتکل‌های الحاقی ۱۹۷۷ می‌باشد.

    پاکسازی نژادی از منظر قوانین بین المللی به عنوان جنایت علیه بشریت شناخته می‌شود و می‌بایست مطابق با قوانین بین المللی مورد رسیدگی قرار گیرد. از جمله مشهورترین سوابق بین المللی برای رسیدگی به پرونده‌های جنایات جنگی، تعقیب قضایی مجرمان پرونده یوگسلاوی سابق است که در لاهه تشکیل شد.نمونه‌های مختلفی از پاکسازی نژادی در طول تاریخ نام برده می‌شود که از آن جمله می‌توان به جابه‌جایی سرخپوستان قاره امریکا، پاکسازی و اقدامات نژاد پرستانه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم، نسل‌کشی‌ها در یوگسلاوی سابق و پاکسازی نژادی در رواندا اشاره نمود؛ اما از آنچه گفته شد و ناگفته‌های بسیار، می‌توان نقاط متمایز و استثنایی برای فجایعی که در فلسطین گذشته و هنوز هم جریان دارد بر شمرد. شکی نیست که داستان فلسطین اولین داستان غم‌انگیز بشریت نیست، اما مواردی هست که به این تاریخ جنبه‌ای استثنایی بخشیده است.از دیگر نقاط تاریک و منحصر به فرد پرونده فلسطین این است که مجامع بین المللی تاکنون نتوانسته‌اند راه حل عادلانه‌ای برای این مشکل ارائه نموده و اقدام به حل آن نمایند. حتی فراتر از آن باید گفت که اولین بی‌عدالتی در این زمینه توسط سازمان ملل انجام گرفت و پس از آن نیز هیچ تلاش کارآمدی برای توقف پاکسازی نژادی فلسطینیان توسط مجامع بین المللی انجام نگرفته است. این در حالی است که در موارد مشابه و معاصر، مانند جنایات صرب‌ها در یوگسلاوی سابق، نهایتاً سازمان ملل و مجامع بین المللی ورود کرده و اقدام به محکومیت گسترده حاکمان و مسببان آن نمودند.

    واقعیت مطلب این است که در قرن بیست و یکم و با وجود ابزارهای گسترده ارتباطی و اطلاع رسانی، تنها پروژه‌ی پاکسازی نژادی که هم‌اکنون در برابر چشم همگان ساری و جاری است و کماکان ادامه دارد موضوع فلسطین است؛ به عبارت دیگر از ویژگی‌های منحصر به فرد این رویداد، حجم عظیم سرمایه گذاری تبلیغاتی برای نادیده گرفتن این جنایت عظیم می‌باشد. علاوه بر این، قضیه فلسطین از آنجا مهم و منحصر به فرد است که سابقه‌ی تمدنی اسلامی و عربی در منطقه فلسطین، از جهات گوناگون خاص و یکتا است. هیچ یک از مناطق مشابه را نمی‌توان یافت که در آن آثار ملموس و ناملموس فرهنگی و تاریخی با این پیشینه وجود داشته باشد. وجود قبله‌ی اول مسلمانان و گسترش قلمرو اسلامی تا مرزهای فلسطین در عهد خلفا، میراث فرهنگی گوناگونی در این سرزمین برجای گذارده است. به صورت کلی می‌توان گفت از ویژگی‌های منحصر به فرد فجایع فلسطین، استمرار آن در بازه‌ی زمانی بسیار طولانی است. به هر حال،تاریخ فلسطین در یکصد سال اخیر را از جنبه‌های گوناگونی می‌توان مورد بررسی قرار داد. بررسی این تاریخ از جنبه‌ی «عملیات پاکسازی نژادی» در این سرزمین، تصویر واقعی‌تری از آنچه در فلسطین شروع شده و همچنان جریان دارد را در اختیار قرار می‌دهد. اگر چه به لحاظ تاریخی از همه‌ی وقایع مشابه آمار و اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، اما ماجرای فلسطین از جهاتی که ذکر شد منحصر به فرد و بی‌سابقه است.

    در فرجام باید گفت: تبیین علمی و مقایسه‌ای تاریخ مظلومیت فلسطین نباید فقط یک اقدام تبلیغی و رسانه‌ای قلمداد شود. یک حرکت فراگیر علمی لازم است تا از جهت گوناگون حقوقی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به بررسی علمی ظلم‌های تاریخی فلسطین بپردازد. این نوشتار تلاش داشت قدمی کوچک در مسیر برداشته باشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • فضایل علی(ع) در قرآن کریم  و احادیث نبوی(ص)

    فضایل علی(ع) در قرآن کریم و احادیث نبوی(ص)

    در قسمت های پیشین این مقاله از شهرت مثبت و تفضل جهانی و جاودانگی تاریخی، شخصی به نام علی بن ابیطالب در ادبیات متعالی جهان یاد آور شدیم.

    خاطر نشان نمودیم که دانشمند معروف مسیحی او را “صدای عدالت انسانی” می خواند و دایرهٓ المعارفی به همین نام می نویسد و می گوید نهج البلاغهٔ علی را ۲۰۰ مراتبه خوانده است! ؛ شیخ الازهر به عنوان بلندترین مرجع علمی اهل سنت می گوید: نهج البلاغهٔ فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است! ؛ و روشنفکر مشهور معاصر جهان  او را “واقعیتی بر چهرهٔ اساطیر” می خواند.

    علی(ع) همانگونه که خودش برادر و جانشین پیامبر(ص) است کتابش “شاهراه بلاغت” نیز برادر و قائم مقام قرآن می باشد.

    نهج البلاغه یا همان شاهراه بلاغت یکی از معروف ترین و پرتیراژترین کتابهای دنیاست که شرح های زیادی به آن نوشته شده و به زبانهای زندهٔ دنیا ترجمه شده است.

    آنچه در مورد شهرت تاریخی جهانی علی علیه السلام مهم و منحصر به فرد است اینکه؛ اول او قهرمان جهانیست و این قهرمانی واقعیت و ریالستیک است نه افسانوی و اساطیری.

    دوم اینکه شهرت علی(ع) مثبت و مبنی بر فضایل و کرامت انسانی و صفات پسندیده است، وگرنه چنگیزخان، اسکندر مقدونی، داریوش کبیر و … هم شهرت جهانی تاریخی دارند اما شهرت آنها از قماش دیگر است.(فضیلتی و کرامتی نیست(.

    علی صوت عدالت انسانی است، اسوهٔ تقوا و پرهیزگاری، سردار آزادگی، سمبول عدالت، نماد انسان دوستی، زهد و فروتنی و خاکساری و کمک به مستمندان.

    علی اشجع الناس است و بازهم شجاعت فوق العاده و منحصر به فردش مثبت و در برابر ستم و طاغوت است.

    در جهت دیگر علی چنان دل نازک و رقیق القلب است که سر به چاه می کند و گریه و نالهٔ او را هر شب مردم از نخلستان کوفه می شنوند و شاهدش کمیل و دعای معروف کمیل است.

    علی زاهد عارفی است که هنگام نماز تیر را از پایش در می آورند و او متوجه نمی شود!

    با اینهمه علی “سخی شاه مردان” است و سخاوت و بخشندگی اش را با حاتم طایی مقایسه می کنند.

    علی[ع) در بین مسلمانان به ولی الله، حجت الله، یدالله، اسدالله، حیدر کرار و … مشهور است و این اوصاف را هیچ صحابی پیامبر به جز او دارد.

    علی همچنان امیرمؤمنان و مولای متقیان است و یکی از بهترین القاب او در بین مسلمانان افغانستان “شاه ولایت مآب” می باشد.

    اما علی علیه السلام در قرآن و احادیث؟

    به قول ابن عباس در سند معتبر و متواتر حداقل ۳۰۰ آیت در قرآن کریم در فضایل علی نازل شده است. بسیاری از مفسران شیعه و سنی عقیده دارند که هر آیتی که با ” یا ایها الذین آمنوا ” شروع شده است در صدر آن علی(ع) قرار دارد، چون علی امام و امیر مؤمنان است.

    آیاتی که در قرآن در فضایل علی(ع) و اوصاف او نازل شده است به ۳ نوع می باشد:

    یکی فضایل مشترک با دیگر مؤمنان یعنی مؤمنان واقعی نه اسمی.

    دوم آیاتی در فضایل علی با دیگر ائمه معصومین و اهلبیت (ع) مانند آیت تطهیر، آیت ذی القربی و …

    سوم آیاتی که به طور مشخص و منحصر به در مورد علی(ع) است، مانند آیات ولایت، آیت تبلیغ و عذاب واقع که دشمن علی را درجا نابود کرد!

    سوالی به میان می آید که چرا در قرآن به طور صریح به نام “علی” اشاره ننموده است تا فصل الخطاب همه باشد و هیچ شک و شبهه ای باقی نماند که جواب آن طولانی است و جستجوکننده را به کتاب “کشف اسرار” امام خمینی(ره) ارجاع می دهم.

    در احادیث نبوی نیز آنقدر حدیث و اخبار از پیامبر اسلام(ص) در کتاب شیعه و سنی در مورد علی(ع) موجود است که از حساب خارج است. البته بعضی ضعیف و غیر موثق است، اما احادیث صحیح و متواتر و متفق علیه شیعه و سنی نیز زیاد است و اگر یکجا گردآوری شود به چند مجلد خواهد رسید.

    و بازهم سوالی پیش می آید که چرا اینهمه حدیث در مورد علی؟ در حالیکه در مورد دیگر اصحاب چنین نیست.

    این سوال را ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه جواب داده است که پژوهندگان را به آن ارجاع می دهم.

    در اینجا چند حدیث متواتر، متفق علیه و ثقه ای را در مورد علی(ع) از پیامبر اسلام(ص) نقل می نماییم که اگر فقط همینها بود بازهم کافی بود تا علی(ع) را برترین انسان تاریخ بعد از محمد(ص) بدانیم.

    پیامبر(ص)  فرمودند:

    ۱ – انا مدینهٓ العلم و علی بابها  …(پیامبر شهر و علی دروازهٔ آن است و لابد باید از دروازه وارد شهر شد نه قاچاقی(

    ۲- یا علی انت منی بمنزلهٓ هارون من موسی الا انه لانبی بعدی. (یعنی علی برادر، وزیر و جانشین پیامبر است(

    ۳- یاعلی انت و شیعتکم خیرالبریه (یعنی علی بهترین انسان روی زمین است و روش و مکتب او در اسلام بهترین راه است و فرقهٔ ناجیه مذهبی مبتنی بر روش اوست(

    ۴- علی مع الحق والحق مع علی( یعنی در مورد علی داوری باطل است هرجا که علی باشد حق و درستی همانجاست(

    ۵- من کنت مولاه فهذا علی مولاه …( یعنی ولایت علی ولایت پیامبر است و هر که را پیامبر پیشوای اوست، امامش علی است(

    از پیشگامان تاریخ نگاری این کسان رویداد غدیر را گزارش کرده اند:

    – بلاذری (د. ۲۷۹): انساب الاشراف.

    – ابن قتیبه (د. ۲۷۶): المعارف؛ الامامهٓ و السیاسه.

    – طبری (د. ۳۱۰): تک نگاشته ای در این موضوع.

    – ابن زولاق لیثی مصری (د. ۲۸۷): در تألیف خویش تاریخ مصر.

    – خطیب بغدادی (د. ۴۶۳): در تاریخش تاریخ بغداد.

    – ابن عبدالبر (د. ۴۶۳): الاستعاب.

    – شهرستانی (د. ۵۴۸): الملل و النحل.

    – ابن عساکر (د. ۵۷۱): در تاریخش تاریخ دمشق.

    – یاقوت حموی(د. ۶۲۶): معجم الادبا ٕ.

    – ابن اثیر (د. ۶۳۰): اسدالغابه.

    – ابن ابی الحدید (د. ۶۵۶): شرح نهج البلاغه.

    – ابن خلکان (د. ۶۸۱) در تاریخش وفیات الاعیان.

    – یافعی (د. ۷۶۸): مرآهٓ الجنان.

    – ابن الشیخ بلوی (د. ۶۰۴): الف با ٕ.

    – ابن کثیر شامی (د. ۷۷۴): البدایهٓ والنهایه.

    – ابن خلدون (د. ۸۰۸): مقدمهٔ تاریخش.

    – شمس الدین ذهبی (د. ۷۴۸): تذکرهٓ الحفاظ.

    – نویری (د. حدود۸۳۳): نهایهٓ الارب فی فنون الادب.

    – ابن حجر عسقلانی (د. ۸۵۲): الاصابه؛ تهذیب التهذیب.

    – ابن صباغ مالکی (د. ۸۵۵): الفصول المهمه.

    – مقریزی (د. ۸۴۵): الخطط و الآثار.

    – جلال الدین سیوطی (د. ۹۱۰): چندین کتاب.

    – قرمانی دمشقی (د. ۱۰۱۹): اخبار الدول.

    – نورالدین حلبی (د. ۱۰۴۴): السیرهٓ الحلبیه.

              و ده ها تاریخ نگار مشهور و موثق دیگر.

    همچنان از پیشوایان دانش حدیث کسانی چون امام شافعی، امام حنبل، ابن ماجه، ترمذی، نسایی، حاکم، خطیب و ده ها محدث مشهور دیگر از حدیث غدیر یادآور شده اند که در صفحات کتاب الغدیر علامه عبدالحسین امینی همه به شکل منظم و مستند ذکر شده است.

    همین گونه مفسران بزرگ چون طبری، ثعلبی، واحدی، قرطبی، فخر رازی، سیوطی، ابن کثیر شامی و … از رویداد غدیر در ضمن تفسیر آیات قرآنی پیرامون آن یاد آور شده اند، که بازهم آدرس کتابهای شان را در الغدیر دیده می توانید.

    به همین طریق دانشوران علم کلام چون  بصری، جرجانی، بیضاوی، تفتازانی، سیوطی، آلوسی و … و لغت پژوهانی چون ابن درید، ابن اثیر، حموی، زبیدی و … از غدیر و ولایت علی سخن گفته اند.

    بیش از ۱۱۰ تن صحابی پیامبر حدیث غدیر را به طریق صحیح روایت نموده اند( الغدیر: ج۱ ص۱۲۴) که نام و مشخصات شان در کتاب الغدیر آمده است.

    بیش از ۸۴ تن تابعین روایت کنندهٔ حدیث غدیر و ولایت علی است.( الغدیر: ج۱ ص۱۴۴(

    بیش از ۳۵۷ تن از دانشمندان و نویسندگان از آغاز اسلام تا قرن ۱۲ قمری از غدیر و ولایت علی در نوشته های شان سخن آورده و یا در این مورد مناقشه و بحث کرده اند و به همین ترتیب گواه خواهی و حجت آوری حدیث گرانقدر غدیر و واقعهٔ ولایت علی(ع) به صدها مورد می رسد.

    آیا همهٔ اینها دلیل بر حقانیت تشیع و ولایت علی و اهلبیت عصمت و طهارت نیست؟!

    خواننده این متن ۳ راه بیشتر در پیش ندارد:

    ۱- یا به حقانیت شیعه و ولایت علی ایمان بیاورد و “لبیک یا علی” بگوید…

    ۲- یا همهٔ این تاریخ نگاران، محدثان، متکلمان، لغت شناسان، علما، مؤلفین و کتب شان را رد کند و بگوید آنها را نمی پذیرد… ) یعنی ابلهی و لجاجتش را تایید کند.

    ۳- و یا خلص و کوتاه بگوید که متعصب، ناصبی و دشمن پیامبر(ص) و آل و عترت و سنتش است.

    و ما علینا الا البلاغ و العاقبهٓ للمتقین

    داکتر سیدعلی موسوی چکاوک

  • معاملهٔ قرن چیست و چه پیامد هایی خواهد داشت؟

    معاملهٔ قرن چیست و چه پیامد هایی خواهد داشت؟

    چند سالی است که طرح شیطنتی و شومی را تحت عنوان

    “معامله قرن” از رسانه ها می شنویم.

    طرح معاملهٔ قرن گرچه در ابتدا ٕ شکست خورد و به عبارتی در نطفه توسط مسلمانان و مردم فلسطین خنثی گردید، اما می دانیم که آمریکا شیطان بزرگ و فرزند استعمار پیر انگلیس است و به شکل موزیانه این طرح را دنبال می کند یا با طرح مشابه و خطرناکتری عوض می نماید.

    اعلامیهٔ بالفور که منجر به تشکیل اسرائیل توسط بریتانیا در سرزمین اسلامی فلسطین شد نیز در ابتدا یک طرح شکست خورده بود و مسلمانان آن را جدی نگرفتند و به خواب خوش شان همچنان ادامه دادند، تا آنکه چاقوی استعمار به قلب مسلمانان رسید.

    از طرف دیگر سیاست های استراتژیک آمریکا به گفتهٔ استراتژیست های کارکشتهٔ آن؛ طولانی مدت و دقیق طراحی می شوند و با آمدن این یا آن شخص به کاخ سفید تغیر نمی نماید؛ مگر اینکه خداوند یکتای ما “الله” به ما مسلمانان کمک کند و ما نیز هوشیار باشیم و خواب های خوش و توهمات پوچ را کنار گذاریم که گفته اند: با توکل پای اشتر را ببند!

    و نیز همه یکصدا و شانه به شانه، به ریسمان محکم الهی چنگ بزنیم ومتفرق نشویم و برای پیروزی آیات الهی ر سرلوحهٔ مبارزات ضد صهیونیستی خود قرار دهیم.

    (واعتصمو بحبل الله جمیعا ولا تفرقو … قرآن کریم) و نیز:

    ) وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‌ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ.)

    و براى (آمادگى مقابله با) دشمنان، هرچه مى‌توانيد از نيرو و از اسبان سوارى فراهم كنيد تا دشمن خدا و دشمن خودتان و نيز (دشمنانى) غير از اينان را كه شما آنان را نمى‌شناسيد، ولى خداوند آنها را مى‌شناسد، به وسيله آن بترسانيد، و در راه خدا (و تقويت بنيه‌ى دفاعى اسلام) هرچه انفاق كنيد، پاداش كامل آن به شما مى‌رسد و به شما ستم نخواهد شد.

    حالا می پردازیم به اینکه معاملهٔ قرن چیست و چه پیامدهای هایی خواهد داشت؟

    به زبان ساده معاملهٔ عبارت است از فروش فلسطین به صهیونیست ها در ازای به رسمیت شناختن دولت قوم یهود در کل فلسطین تاریخی و ایجاد روابط رسمی بین کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی بدون آنکه دولتی فلسطینی در فلسطین به وجود آید.

    معامله قرن، طرح دولت «دونالد ترامپ» برای حل مسئله فلسطین است که تحت این عنوان مطرح شده است.

    این طرح نسبت به طرح‌های دولت‌های گذشته آمریکا- که تحت عنوان «روند صلح خاورمیانه» معرفی شده بودند- تفاوت‌هایی بنیادین دارد.

    مهمترین تفاوت آن این است که ترامپ اساس طرح خود را بر اقتصاد گذاشته است. در حالی که طرح‌های دولت‌های گذشته آمریکا برای فلسطین همگی طرح‌هایی سیاسی بودند.

    بخش های معامله قرن:

    معامله قرن دارای دوبخش است که تحت عنوان «چارچوب اقتصادی» و «چارچوب سیاسی» ارائه شده است.

    چارچوب اقتصادی معامله قرن در ماه ژوئن/ جون 2019، در جریان برگزاری «کارگاه اقتصادی منامه»در بحرین ارائه شد. براساس طرحی که دو روز قبل از این کنفرانس، از سوی کاخ سفید منتشر شد، چارچوب اقتصادی معاملهٔ قرن شامل ۳ بخش است:

    – آزاد کردن ‌پتانسیل‌های اقتصادی از طریق ایجاد زیر ساخت رشد و سرمایه گذاری تجاری

    – توانمندسازی ملت فلسطین از طریق تقویت خدمات آموزشی

    – تقویت حاکمیت فلسطینی از طریق ایجاد فضای عملکرد بهتر

    در بخش اقتصادی معامله قرن ترامپ هزینه‌های اجرایای این طرح را بین کشورهایی که از پیش با آمریکا ائتلاف تشکیل داده بودند تقسیم کرد. برای اجرای معامله قرن ۵۰ میلیارد دلار هزینه برآورد شد. آمریکا اعلام کرد صندوقی با سرمایه‌ای بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار ایجاد خواهد کرد که برای سرمایه‌گذاری و ایجاد زیر ساخت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. از این مبلغ، ۲۸ میلیون دلار آن به فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری اختصاص خواهد یافت. ۹ میلیارد دلار به مصر، ۷.۵ میلیارد دلار به اردن و ۶ میلیارد دلار به لبنان اختصاص خواهد یافت.

    بخش سیاسی معامله قرن ۲۸ ژانویه/ جنوری ۲۰۲۰ توسط دونالد ترامپ رونمایی شد. این بخش شامل ۲۲ فصل بود که در آن تمامی مسائلی مورد اختلاف فلسطینیان ارائه شده است.

    در نتیجهٔ اجرای این دو بخش پیامدهای زیر را ( البته خدای نخواسته) شاهد خواهیم بود:

    ۱- دولت قوم یهود در فلسطین تاریخی به وجود خواهد آمد و دولت فلسطینی بدون آنکه جایگاهش مشخص باشد آن را به رسمیت خواهد شناخت.

    ۲- قدس پایتخت دولت یهودی خواهد بود و فلسطینیان حومه قدس با نام «ابودیس » را به عنوان پایتخت در اختیار خواهند داشت.

    ۳- دولت فلسطینی به وجود نمی‌آید بلکه مقدمات ایجاد یک دولت بدون ارتش در بخش‌هایی از کرانه باختری که کمتر از ۴۰ درصد آن است طی مذاکراتی بلند مدت مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

    ۴- آوارگان فلسطینی دیگر حق بازگشت به فلسطین را نخواهند داشت.

    ۵- مقاومت تحت عنوان تروریسم قرار می‌گیرد و در متون آموزشی به جوانان فلسطینی به عنوان تروریسیم معرفی خواهد شد.

    ۶- حق مقاومت مسلحانه از فلسطینیان گرفته می‌شود و نوار غزه باید از سلاح مقاومت خالی شود. این منطقه در وضعیت کنونی منطقه منزوی و بدون ارتباط با جهان خارج خواهد بود.

    ۷- آمریکا هرگونه حق فلسطینیان برای عضویت در سازمان ملل را غیرقانونی اعلام خواهد کرد.

    ۸- زمین‌های فلسطینیان در سرزمین‌های سال 1948 از آنها گرفته می‌شود و به جای زمین‌هایی در صحرای نقب به آنها واگذار می شود.

    ۹- کشورهای عرب منطقه ضمن به رسمیت شناختن دولت قوم یهود با این رژیم روابط رسمی برقرار خواهند کرد.

    ۱۰- به فلسطینیان ساکن سرزمین تاریخی فلسطین به جای حق سیاسی امکانات اقتصادی داده می‌شود.

    ۱۱- در اطراف نوار غزه در صحرای سینا شهرک‌هایی صنعتی به وجود می‌آید تا جمعیت موجود در غزه برای کار به آنجا بروند.

    ۱۲-به کشورهای حاشیه فلسطین مبالغی پرداخت می‌شود تا آوارگان فلسطینی رادر کشورهای خود حفظ کنند و با گذشت زمان این آوارگان در جامعه غیر فلسطینی هضم شده و هرگز به سرزمین پدری شان بر نخواهند برگشت.

    و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین …

    وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ﴿ آل عمران ۵۴﴾

    (دشمنان اسلام) نقشه کشیدند؛(و نقشه می کشند) و خداوند نیز چاره‌جویی کرد؛( و چاره جویی می کند) و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.

    داکتر سید علی موسوی چکاوک

  • آشنایی با فلسطین تا روز قدس! رسمیت فلسطین به عنوان یک کشور (قسمت ۱۴)

    آشنایی با فلسطین تا روز قدس! رسمیت فلسطین به عنوان یک کشور (قسمت ۱۴)

    طرح رسمیت دولت فلسطین برای اولین بار توسط سازمان آزادی‌بخش فلسطین در ۱۵ نوامبر ۱۹۸۸ در الجزایر تشکیل شد.

    کشورهای عضو سازمان ملل متحد در زمان حکمرانی محمود عباس به درخواست فلسطینی‌ها رای موافق دادند و از نهاد ناظر (سازمان آزادی‌بخش فلسطین) به کشور ناظر غیرعضو ارتقاء پیدا کرد.

    در رأی‌گیری شب ۲۹ نوامبر ۲۰۱۲ در مجمع عمومی سازمان ملل، ۱۳۸ کشور رای موافق و ۹ کشور رای مخالف، عبارت از آمریکا، کانادا، اسرائیل، جمهوری چک، پاناما و چهار کشور جزیره‌ای کوچک واقع در میکرونزی اقیانوس آرام، و ۴۱ کشور رای ممتنع دادند.

    به این ترتیب موقعیت فلسطین در سازمان ملل مشابه موقعیت سریر مقدس است. سریر مقدس ( اسقف‌نشین کلیسای کاتولیک در شهر روم است؛ یعنی شهرک- کشور واتیکان در درون شهر روم پایتخت کشور ایتالیا که هزار نفر جمعیت دارد!)

    کشور فلسطین در سال ۲۰۱۴ درخواست عضویت به ده نهاد بین‌المللی را ارائه داد و در ماه آوریل به عضویت کنوانسیون ژنو درآمد.

    سوئد در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که فلسطین را بعنوان یک کشور به رسمیت می‌شناسد.

    تقسیمات اداری کشور فلسطین فعلی:

    نام مساحت جمعیت

    استان جنین ۵۸۳ ۳۱۱٬۲۳۱

    استان طوباس ۴۰۲ ۶۴٬۷۱۹

    استان طولکرم ۲۴۶ ۱۸۲٬۰۵۳

    استان نابلس ۶۰۵ ۳۸۰٬۹۶۱

    استان قلقیلیه ۱۶۶ ۱۱۰٬۸۰۰

    استان سلفیت ۲۰۴ ۷۰٬۷۲۷

    رام‌الله و البیره ۸۵۵ ۳۴۸٬۱۱۰

    استان اریحا ۵۹۳ ۵۲٬۱۵۴

    استان قدس ۳۴۵ ۴۱۹٬۱۰۸a

    استان بیت‌لحم ۶۵۹ ۲۱۶٬۱۱۴

    استان الخلیل ۹۹۷ ۷۰۶٬۵۰۸

    استان شمال غزه ۶۱ ۳۶۲٬۷۷۲

    استان غزه ۷۴ ۶۲۵٬۸۲۴

    استان دیرالبلح ۵۸ ۲۶۴٬۴۵۵

    استان خان‌یونس ۱۰۸ ۳۴۱٬۳۹۳

    استان رفح ۶۴ ۲۲۵٬۵۳۸

    داکتر سیدعلی موسوی چکاوک