دفتر مشاوریت امنیت ملی هند در بیانیهای در مورد دیدار یک ساعته وزیر خارجه امریکا و اجیت دوول گفته است: نشست با گرمی و همگرایی همراه بود و وزیر خارجه بلینکن دیدگاه خود را در مورد افغانستان و تخاصم چین در دریای جنوب چین و هند – پاسفیک شریک کرد. مشاور امنیت ملی، از طرف خود، دیدگاه امنیتی هند را در منطقه افغانستان-پاکستان، حملات تهاجمی طالبان در افغانستان و وضعیت در لداخ شرقی شریک ساخت.
دو طرف همچنین در رابطه به سناریوی امنیتی در منطقه و راههای آوردن ثبات به افغانستان تبادل نظر کردند.
اهمیت موضوعات استراتژیک در عرصه امنیتی، دفاعی، اقتصادی و تکنالوجی از جمله مسایل دیگر دیدار دو طرف بوده است.
مشاور امنیت ملی هند و وزیر خارجه امریکا همچنین در مورد اجلاس آینده گروه موسوم به کواد در ایالات متحده گفتوگو کردند.
از سویی هم، اس. جیشنکر وزیر خارجه هند در توییتی گفت که امروز دیدار «پربار» با همتای امریکاییاش پیرامون موضوعات مختلف داشته است.
وی در مورد این دیدار گفت: همگرایی قوی دیدگاهها در مورد بسیاری از نگرانیهای منطقهای وجود داشت. توافق کردیم در زمینه مسایل چندجانبه و جهانی از نزدیک کار کنیم.
گفتنی است که آنتونی بلینکن قرار است تا ساعات دیگر با نارندرا مودی نخست هند نیز ملاقات کند.
دسته: سیاست
-

راه های آوردن ثبات در افغانستان بررسی شد
-

نقش فعال تر طالبان در صلح و سرکوب جنبش ترکستان شرقی محورهای گفت و گو
ملا غنی برادر، معاون رهبر گروه طالبان، در راس هیأتی به چین سفر کرد و با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار نمود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار میرود این گروه” نقش مهمی در روند صلحآمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.
وزارت خارجه افغانستان با نشر اعلامیهای گفته است چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته بود. در این اعلامیه همچنین آمده است افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه و اعمال فشارهای بینالمللی بر طالبان در جهت قطع خشونتها، برقراری آتشبس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”
سفر هیأت گروه طالبان به چین دو روزه اعلام شده است و نظر به اظهارات این گروه، محور بحثها صلح و امنیت افغانستان بوده است.
وزیر خارجه چین همچنین گفته است امیدوار است گروه طالبان بتوانند “جنبش اسلامی ترکستان شرقی” را که چین آن را تهدید برای امنیت ملیاش میداند، سرکوب کند.
مرکز این گروه در زمان حاکمیت طالبان کابل پایتخت افغانستان بود و از همان زمان روابط نزدیکی با القاعده داشته است.
جنبش اسلامی ترکستان یک سازمان افراطگرای اسلامی است که توسط تندروان اویغور در غرب چین تاسیس شده است و چین، اتحادیه اروپا، آمریکا، بریتانیا، روسیه و پاکستان آن را یک گروه “تروریستی” میدانند. اهداف اعلام شده این گروه ایجاد دولت مستقل به نام “ترکستان شرقی” در سین کیانگ چین است.
طالبان در ماههای گذشته با تصرف ولایت بدخشان که مرز باریک با چین دارد خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که میتواند برای پکن نگران کننده باشد.
در ماههای گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کردهاند.
-

عمران خان: با خروج نیروهای خارجی از افغانستان سخت است طالبان تن به سازش دهند
خان در گفتگو با شبکه «پیبیاس» امریکا که سه شنبه شب پخش شد، گفت: «من فکر میکنم ایالات متحده واقعاً وضعیت را در افغانستان بهم ریخته است.»
نخست وزیر پاکستان گفته است امریکا بسیار دیر متوجه شد بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد.
او افزود: « افرادی مانند من که مدام میگفتیم که هیچ راه حل نظامی وجود ندارد ضد آمریکایی خوانده شدیم. من طالب خان خوانده شدم».
عمرخان گفت ایالات متحده زمانی متوجه شده که هیچ راه حل نظامی در افغانستان وجود ندارد که به گفته او «قدرت چانهزنی امریکاییها یا ناتو از بین رفته است».
نخست وزیر پاکستان علاوه کرد ایالات متحده باید خیلی زودتر، زمانی که حدود ۱۵۰،۰۰۰ سرباز ناتو در افغانستان حضور داشت، تصمیم به توافق سیاسی می گرفت.
وی گفت هنگامی که امریکا تاریخ خروج نیروهای خود از افغانستان را اعلام کرد، طالبان فکر کردند که آنها پیروز شدهاند. به باور خان، اکنون سخت است طالبان تن به سازش دهند.
مقامهای حکومت افغانستان نیز میگویند، طالبان نیت و اراده برای صلح ندارند، بلکه به دنبال قدرت مطلق هستند.
عمران خان در ادامه در پاسخ به پرسشی که آیا فکر میکند تجدید حیات طالبان برای افغانستان پیشرفت مثبتی باشد، گفته است «تنها نتیجه خوب میتواند یک توافق سیاسی باشد که شامل همه چیز باشد».
وی افزود: «بدیهی است که طالبان بخشی از دولت آینده افغانستان خواهند بود.»
عمران خان در مورد بروز جنگ داخلی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است: «از نظر پاکستان، این بدترین «سناریو است زیرا پس از آن … با دو سناریو روبرو هستیم ، یکی از آن مشکل پناهندگان است.»
او تصریح کرده که «در حال حاضر، پاکستان میزبان بیش از سه میلیون مهاجر افغان است که یک جنگ داخلی طولانی مدت تعداد بیشتری پناهنده به بار میآورد، و وضعیت اقتصادی ما به گونهای نیست که بتوانیم هجوم دیگری داشته باشیم. »
نخست وزیر پاکستان همچنین اتهام علیه این کشور مبنی بر حمایت از طالبان را ناعادلانه خوانده است.
-

داعش در حال ورود به افغانستان از کشورهای مختلف می باشد
سرگئی شویگو گفت: تروریستهای عضو داعش از لیبی، سوریه و دیگر کشورهای جهان درحال ورود به خاک افغانستان هستند. این درحالی است که نیروهای نظامی آمریکا تا چند هفته دیگر خاک افغانستان را به طور کامل تخلیه خواهند کرد و این کشور اکنون صحنه درگیری نیروهای دولتی با طالبان است.
شویگو تاکید کرد روسیه با همسایه افغانستان- تاجیکستان- برای اطمینان یافتن از وضعیت امنیتی در مرز دو کشور همکاری خواهد کرد.
پیشتر اشرفغنی؛ رییس جمهوری گفته بود که افغانستان با هجوم تروریزم بینالمللی مواجه است.
همچنین چندی پیش، شورای امنیت سازمان ملل گفته بود داعش در حال تقویت در ولایات اطراف کابل هستند.
در همین حال به تازگی نمایندگی سازمان ملل در افغانستان موسوم به یوناما در گزارشی گفته است که حملات عمدی فرقهگرایانه علیه شیعیان هزاره که عامل آن داعش است، از سرگرفته شده است.
به گفته یوناما، این حملات شامل یک رشته حملات توسط مواد تعبیهشده انفجاری و حملات راکتی است. از جمله، حداقل تنها استفاده از هشت مورد مواد تعبیهشده انفجاری در ماه می و جون است که بسها یا وسایل نقلیه مشابه حامل اعضای جامعه هزاره را هدف قرار دادهاست.
این نهاد، در مجموع، بین ۱ جنوری و ۳۰ جون ۲۰۲۱، یوناما ۲۰ حادثه را که مردم شیعه را هدف قرار داده است و منجر به تلفات ۵۰۰ فرد ملکی (۱۴۳ کشته و ۳۵۷ زخمی) شده را ثبت کردهاست.
به گفته این نهاد، تقریباً مسئولیت همه حملات علیه هزارهها را شاخه خراسان داعش به عهده گرفتهاست.
-

سازمان ملل: بدون توافق صلح طالبان از سوی جامعه جهانی کنار گذاشته می شوند
بانو لاینز که روز چهارشنبه -۶ اسد-، در نشست ویژهی بورد مشترک نظارت و انسجام صحبت میکرد، گفت: «اگر تعهدی به توافق صلح و حقوق بشر وجود نداشته باشد، طالبان به عنوان یک شریک عملی از سوی جامعهی جهانی در نظر گرفته نخواهند شد.»
به گفتهی او، برای رسیدگی به مسایل طولانیمدت در افغانستان، گفتوگوهای صلح باید به گونهی جدی و صادقانه آغاز شود.
او گفت که طالبان در سالهای اخیر، از طریق گفتوگوها در قطر، مشروعیت یافتند؛ اما این مشروعیت، باید به تعهد آنها به توافق سیاسی منجر شود؛ زیرا استراتژی جنگی، این گروه را زیر سوال میبرد.
بانو لاینز، افزود ازدستدادن کنترل مناطق مرزی، اهداف افغانستان برای تبدیل شدن به چهارراه منطقه را تضعیف میکند.
او گفت؛ طالبان با اراضیای که در اختیار گرفته اند، مسؤولیت زیادی را به عهده دارند و جهان عملکرد آنها را در قبال مردم نظاره میکند.
نمایندهی ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، تأکید کرد تمویلکنندگان جهانی، از سرکوب زنان، تبعیض علیه اقلیتها، ممانعت آموزش دختران و یک دولت استبدادی، حمایت نمیکنند.
او افزود رهبران افغانستان، باید تصمیم بگیرند تا نسلهای بعدی، درگیر جنگ نباشند.
او همچنان گفت در حال حاضر، به دلیل جنگ، خشکسالی و کرونا، ۱۸ میلیون تن از شهروندان افغانستان، به کمکهای فوری بشردوستانه نیاز دارند و باید نیازهای آنها در اولویت قرار بگیرد.
بانو لاینز، گفت پایان فوری خشونتها برای ارایهی کمکهای بشردوستانه به مردم، ضروری است.
-

رئیس جمهور غنی: طالبان برای قدرت می جنگند
رئیس جمهور غنی در نشست ویژه بورد مشترک نظارت و انسجام گفت، جنگی که گروه طالبان به پیش میبرند، ریشه مذهبی ندارد و آنان برای کسب قدرت میجنگند.
آقای غنی در این نشست، روز چهارشنبه، ششم اسد با حضور نمایندگان سازمان ملل و برخی از کشورهای دیگر در کابل گفت تمام علمای جهان به ویژه عالمان دینی پاکستان جنگ در افغانستان را ناروا دانسته و گفتهاند که جنگ در افغانستان برای قدرت است.
غنی در این نشست تاکید کرد: «جنگی که طالبان به پیش میبرند، هیج بعد مذهبی ندارد؛ این جنگ برای بهدست آوردن قدرت و حاکمیت است.» در عین حال، او همچنان خاطرنشان کرد که جنگ در افغانستان، جنگ داخلی نیست، بلکه جنگ میان شبکههای تروریستی است.
رییس جمهور گفت که مردم صلح میخواهند و نفع همسایهگان ما نیز در صلح و ثبات افغانستان است. از جانب دیگر، آقای غنی افزود که حکومت افغانستان هیچگاه از ناتو و امریکا نخواسته است که در تصمیم خروجشان از افغانستان تجدید نظر کنند.
غنی همچنان تصریح کرد که با خروج ناتو و امریکا افغانستان وارد یک فصل جدید روابط با جهان شده است و از این بابت خوشحال است.
رییس جمهور با تاکید بر اسلامی بودن قانون اساسی افغانستان گفت: «قانون اساسی ما اسلامیترین قانون اساسی در جهان است.» غنی افزود که طالبان در انتخابات اشتراک کنند تا دیده شود که مردم افغانستان چه کسی را انتخاب میکنند.
غنی در این نشست همچنان گفت که بیشترین منابع کشور را وزارت داخله و دفاع مصرف میکنند که برای مدیریت بیشتر قصد دارد مصارف اضافه این وزارتها را کاهش دهد.
از سویی هم، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی کشور در این نشست گفت که افزایش خشونتها روی زندهگی مردم تاثیر منفی گذاشته است و روند مذاکرات صلح در دوحه آنچنان که انتظار میرفت به سرعت انجام نمیشود.
عبدالله همچنان بر اهمیت حقوق زنان از جمله حق تحصیل زنان و دختران در مذاکرات صلح تاکید کرد. عبدالله تصریح کرد که اگر یکی از طرفها به این باور باشند که برای بحران افغانستان راه حل نظامی پیدا کنند، به چیزی دست نخواهند یافت.
-

با خروج امریکا و ناتو از افغانستان جنگ طالبان به یک جنگ داخلی تبدیل شده است
در یک تصویر کلی، وضعیت امنیتی افغانستان، همچنان شکننده و تاریک است. با گذشت هر روز به رقم تلفات شهروندان کشور افزوده میشود. پس از شروع گفتوگوهای صلح، انتطار میرفت که شهروندان افغانستان روزهای خوشی در پیش رو داشته و بیشتر از این شاهد جنگ و خونریزی نباشند؛ اما هر روز که به پایان خروج کامل سربازان خارجی نزدیک میشویم، شعلههای جنگ در جغرافیای کشور گستردهتر شده و زندگی افراد بیشتری را میسوزاند.
از زمانی که ریاستجمهوری ایالات متحده، اعلام کرد که نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتمبر سال روان، افغانستان را ترک میکنند، اوضاع امنیتی کشور شکنندهتر شده است. طالبان در ماههای اخیر، حملههای شان را افزایش داده و نتیجهی این تحرک، سقوط بیشتر از ۱۵۰ ولسوالی بوده است. حملههای این گروه هنوز هم به شدت ادامه دارد.
به دنبال گسترش جغرافیای جنگی، نیروهای امنیتی و دفاعی در کشور، از حالت دفاعی به تهاجمی درآمده و در نتیجهی راهاندازی حملههای هوایی و عملیات پاکسازی، توانسته اند که بیشتر از ۳۰ ولسوالی را از کنترل هراسافگنان طالب، آزاد کنند.
اجملعمر شینواری، سخنگوی مشترک نهادهای دفاعی و امنیتی، روز دوشنبه -۴ اسد-، در یک نشست خبری، گفت که در جریان یک هفتهی گذشته، در نتیجهی ۱۵۴ عملیات نظامی در مناطق مختلف افغانستان، هزار و ۵۲۸ جنگجوی طالب کشته، ۸۰۱ جنگجو زخمی و ۱۶ نفر دیگر شان بازداشت شده اند.
همین گونه، وزارت دفاع، میگوید که در جریان یک شبانهروز گذشته، در نتیجهی ضدحملهی نیروهای ارتش، ۱۸۷ هراسافگن طالب در کشور کشته، ۱۱۲ تن دیگر زخمی و ۲ نفر شان نیز بازداشت شده اند. هرچند نیروهای امنیتی-دفاعی افغانستان نیز تلفاتی داشته اند؛ اما، نهادهای امنیتی از شریکسازی تلفات نیروهای امنیتی به رسانهها خودداری میکنند.
بر اساس معلومات سخنگوی مشترک نهادهای امنیتی و دفاعی، طالبان در یک هفتهی گذشته، ۱۴ غیرنظامی را کشته و ۲۹ غیرنظامی را زخمی کرده اند.
از آن جایی که حملههای طالبان و سقوط ولسوالیها به دست طالبان، نگرانی و انتقاد شدید شهروندان کشور را به همراه داشت، ریاستجمهوری، اعلام کرد برنامهی منظمی برای تغییر وضعیت امنیتی در سه تا شش ماه آینده وجود دارد. رییسجمهور غنی در روز نخست عید قربان، از این برنامه خبر داد و گفت: «هفتهی گذشته را روی این سپری کردم تا یک برنامهی فوری عملی ترتیب شود و وضعیت جنگ را تغییر دهد. این برنامه، تهیه شده و از نظر امنیتی دو بخش دارد؛ بخشی از این برنامه، تعیین اولویتها برای نیروهای امنیتی و دفاعی کشور است.»
در همین حال، محمد امیری، معاون سخنگوی ریاستجمهوری، به روزنامهی صبح کابل، میگوید این برنامه در سه بخش اساسی -مدیریت بهتر، هماهنگی بهتر و سوق ادارهی قوتها و منابع- ترتیب شده و با عملیشدن آن، وضعیت تا اندازهی زیادی مدیریت خواهد شد.
آقای امیری، گفت: «فعلا یک حالت استقرار به وجود آمده و تلاش رهبری حکومت، این است که با هماهنگی بیشتر و مدیریت بهتر، منابع را در جاهایی که ضروری است، سوق و اداره بدهد و توقع این است که در اثر آن، حمایت مردم از یک طرف و از طرف دیگر، رهبری حکومت سفری به ولایت دارد تا هم خطوط جنگ را از نزدیک میببیند، حاصل آن یک استقرار نسبی است.»
او ضمن این که اطمینان میدهد، با عملیشدن این برنامه در سه الی شش ماه آینده، وضعیت امنیتی و جبهات جنگ تغییر میکند، همچنان میگوید که بر اساس این برنامه، از خیزشهای مردمی در چهارچوب ارتش ملی و تحت رهبری نیروهای امنیتی، پشتیبانی مدیریت میشود.
این در حالی که به تازگی ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو نیز، گفته است که وضعیت امنیتی در افغانستان، چالشبرانگیز است و نیاز به گفتوگو و توافق دارد تا ادامهی جنگ و درگیری.
دبیر کل ناتو، روز سهشنبه -۵ اسد-، پس از تماس تلفنی با رییسجمهور غنی، در برگهی تویترش، نوشته است که ناتو به حمایت از افغانستان، از جمله تأمین بودجهی نظامی، حضور غیرنظامی و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در خارج از این کشور، ادامه خواهد داد.
جنگ افغانستان تبدیل به جنگ داخلی شده است
همزمان با این که میدانهای نبرد در افغانستان داغتر شده، هیئتهای گفتوگوکنندهی دولت و طالبان نیز در قطر سرگرم رأیزنی در مورد آیندهی افغانستان هستند؛ آیندهای که تا اکنون روزنهی روشنی از آن نیست.
حدود ۱۲ روز پیش، یک هیئت مشترک از دولت و چهرههای سیاسی افغانستان به رهبری عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحهی ملی، به قطر رفت تا با طالبان در مورد سرعتدادن گفتوگوها، بحث و تبادل نظر کنند. حاصل این سفر دوروزه، تنها اعلامیهای بود که سرور دانش، معاون دوم ریاستجمهوری، آن را بیمعنا خواند. دو طرف پس از دو روز گفتوگو پشت درهای بسته، تنها بر ادامهی گفتوگوها توافق کردند.
با این حال، شماری از اعضای هیئت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان، میگویند که نشستها میان دو طرف ادامه دارد و یک سلسله ابتکارعملها از سوی هیئت جمهوری وجود دارد.
داکتر امین احمدی، عضو هیئت گفتوگوکنندهی دولت ابراز امیدواری میکند گفتوگوهای جدی میان دو طرف هرچه زودتر آغاز شود تا در مورد مسأیل بنیادی بحث و تبادل نظر صورت بگیرد.
آقای احمدی با اشاره به این که حضور نظامی نیروهای خارجی در افغانستان رو به پایان است، تأکید میکند جنگ کنونی طالبان در افغانستان، توجیه اخلاقی، ملی و سیاسی ندارد و با توجه به رویکرد طالبان، «جنگ تقریبا به جنگ داخلی تبدیل شده است.»
این عضو هیئت گفتوگوکنندهی دولت، میگوید: «طالبان که ادعا میکردند، جنگ شان در مقابل خارجی است و به آن، یک وجههی دینی میدادند، او [دلیل] از بین رفته است. یک جنگ بسیار ویرانگر که سبب شده، ۱۳ میلیون نفر دچار فقر غذایی شود. در واقع عواقب فاجعهآمیز جنگ، این جنگ را از هر گونه توجه اخلاقی عاری ساخته.»
پیشتر راس ویلسن، سرپرست سفارت امریکا در کابل نیز، گفته است که عدم تمایل طالبان به گفتوگوهای معنادار صلح، نشاندهندهی بیتفاوتی این گروه نسبت به زندگی غیرنظامیان است.
آقای ویلسن، روز دوشنبه -۴ اسد-، در تویتی گفته است که شهروندان افغانستان همهروزه، دچار مرگ و ویرانی بیشتر میشوند و ممکن است، ادامهی این وضعیت، با تلاشهای خیرخواهانه در میز گفتوگوها، متوقف شود.
با این همه اعضای هیئت گفتوگوکنندهی دولت افغانستان، میگویند که آنها برای رسیدن به یک توافق صلح، به قطر آمده اند و پافشاریای بر ادامهی جنگ ندارند. احمدی، گفت: «این جنگ را طالبان ادامه میدهند، جمهوریت جنگ نمیکند.»
-

ستاد فرماندهی مرکزی امریکا: روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان 95 درصد تکمیل شده است
ستاد فرماندهی مرکزی امریکا (سنتکام) میگوید حدود ۹۵ درصد از نیروهای امریکایی از افغانستان خارج شدهاند.
سنتکام شام روز سهشنبه، پنجم اسد، با نشر توییتی گفت از آغاز روند خروجی نیروهایی امریکایی از افغانستان، وزارت دفاع این کشور ۹۸۴ بار هواپیمایی c-۱۷ را از افغانستان خارج کرده است و بیش از ۱۷ هزار و ۷۴ قطعه تجهیزات نظامی را برای تخریب به آژانس دفاع لجستیکی تحویل داده است.
ستاد فرماندهی مرکزی امریکا همچنان گفته است با خروج نیروهایی این کشور از افغانستان، هفت ساختمان را به ارتش افغانستان تحویل داده است.
با این حال جنرال کنت مکنزی، فرمانده ستنکام در افغانستان گفته است امریکا طی چند روز گذشته، حملات هوایی خود را در حمایت از نیروهای امنیتی افغان افزایش داده است.
به گفته او در صورت ادامه حملات طالبان، امریکا آماده است در هفتههای آینده نیز حملاتش را بر مواضع این گروه ادامه دهد.
کنت مکنزی تصریح کرده است او در دیدار با رییس جمهور غنی اطمینان داده است امریکا به حمایت از نیروهای امنیتی افغان حملات هوایی خود را ادامه میدهد.
به همین ترتیب فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی امریکا گفته است که این کشور به پشیبانی لجیستکی، حمایت مالی، اشتراک اطلاعات و مشورت دهی با دولت و نیروهای امنیتی افغانستان ادامه میدهد.
گفتنی است که روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان از اول ماه می آغاز شد. طبق اعلام کاخ سفید، قرار است که این روند تا آخر ماه آگست تکمیل شود.
-

جنرال پترئوس: خروج امریکا از افغانستان ممکن است سبب بروز جنگ داخلی شود
به گفته آقای پتریوس، ادامه جنگ به شیوه امروز و خروج نیروهای خارجی از افغانستان میتواند باعث ایجاد جنگ داخلی در این کشور شود.
وی در ادامه از حکومتداری نامناسب، فساد گسترده و نبود اتحاد سیاسی در افغانستان انتقاد و تاکید ورزید اصرار آمریکا برای خروج به وضعیت برحال در این کشور ختم شده است.
به باور این مقام پیشین آمریکایی، عوامل متعددی در بدتر شدن وضعیت افغانستان نقش دارند.
آقای پتریوس اذعان کرد گامهای اشتباهی در میدان نبرد افغانستان برداشته شده که بخش بزرگی از آن در نبود حکومت داری مناسب است که از سطح محلی تا سطح ملی گسترش دارد.
شایان ذکر است رییس پیشین سازمان سیا تصریح کرده است که پناهگاههای پیکارجویان طالب در پاکستان چالش دیگری است که افغانستان با آن درگیر است.
-

هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت
محمدنعیم، سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر میگوید هیأت نُه نفره این گروه به رهبری ملا برادر به چین رفته است.
محمدنعیم با نشر سلسله توییتی گفته است این هیأت روز سهشنبه، پنجم اسد، به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.
او تصریح کرد این هیأت با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، معاون وزیر خارجه و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان دیدار کرده است.
به گفته محمدنعیم در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفتوگو شده است.
سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان گفته است این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.
او تأکید کرده است چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه میدهد. همینطور محمد نعیم افزوده است کشور چین اطمینان داده است به امور داخلی افغانستان مداخله نمیکند.
این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که طالبان حملاتشان را بر نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش دادهاند. جنگجویان گروه طالبان در جریان ماههای اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کردهاند.
-

دبیر کل ناتو: وضعیت در افغانستان همچنان چالش برانگیز است
ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو، گفت وضعیت امنیتی در افغانستان، چالش برانگیز است و نیاز به گفتوگو و توافق دارد.
دبیر کل ناتو، روز سهشنبه -۵ اسد-، پس از تماس تلفنی با رییسجمهور غنی، در برگهی تویترش نوشت: «وضعیت امنیتی در افغانستان همچنان چالش برانگیز است و نیاز به توافق با گفتوگو دارد.»
به گفتهی او، ناتو به حمایت از افغانستان ادامه خواهد داد؛ از جمله با بودجه، حضور غیرنظامی و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در خارج از این کشور.
این در حالی است که همزمان با آغاز روند خروج سربازان امریکایی و ناتو از افغانستان در اول می سال روان میلادی، دامنهی جنگ در افغانستان گسترش یافت و تنها در دو ماه گذشته، نزدیک به دوصد ولسوالی به دست جنگجویان طالب سقوط کرد.
-

ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است
در هفته های گذشته موضوع برگزاری مذاکرات بین الافغانی به میزبانی تهران در صدر تیترهای داغ رسانه های داخلی افغانستان و رسانه های خارجی بدل شده بود.
چندی پیش نیز انتشار برخی مقالات در رسانه های ملی ایران در ارتباط با طالبان و مقاومت مردمی علیه این گروه در افغانستان واکنش های مثبت و منفی زیادی به ویژه در فضای مجازی از سوی شخصیت های سیاسی و کارشناسان افغانستانی و ایرانی به دنبال داشت.
اینکه در شرایط کنونی افغانستان که طالبان از یک سو در میدان جنگ حملاتشان را برای تصرف مناطق بیشتر افزایش داده اند و از طرف دیگر سر میز مذاکره با حکومت افغانستان نشسته اند چه عاقبتی خواهد داشت را هیچ کس به درستی نمی تواند پیش بینی کند.
در این میان اینکه ایران از ارتباط با طالبان که از سوی مقامات ایرانی هم انکار نشده به دنبال چیست، خود یک جنبه دیگر از معادلات پیچیده مربوط به تحولات در افغانستان است.
استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر، استاد حوزه و کارشناس مسائل سیاسی، در این مورد می گوید پس از برخی ادعاها مبنی بر تطهیر طالبان از سوی ایران اینک موضوع تعامل ایران با طالبان یا تاثیر گذاری ایران بر این گروه مطرح هست.
آقای بزرگمهر تاکید می کند ابتدا باید مشخص شود «آیا ایران طالبان را به عنوان یک جریان اسلامی تاثیر گذار مفید که توانایی تشکیل حکومت اسلامی که با حکومت جمهوری اسلامی ایران در تضاد نباشد را دارند، پذیرفته است یا نپذیرفته است و برای مصلحتی که خودشان می دانند درصدد تاثیر گذاری بر روند عملکرد و تغییرطالبان به نفع جبهة مقاومت است؟»
به باور استاد بزرگمهر دولت جمهوری اسلامی ایران درصدد تاثیر گذاری و در نتیجه تغییر روکرد طالبان است که اگرموفق شوند می توانند طالبان را از زیرآوار تاثیرگذاری پاکستان، انگلیس و آمریکا خارج کند. مخصوصا از نظر اعتقادی ایرن بتواند طالبان را از عربستان جدا کند تا این گروه به فقه حنفی و سوفی گری گرایش بیشتر پیدا کند و از نظرسیاسی همسوشوند با مبارزین یمن، فلسطین، عراق، لبنان و سوریه.
در تقابل قراردادن صد درصد طالبان با آمریکا و اسرائیل، سبب می شود ایران بتواند خاورمیانه را به نفع جبهه مقاومت تغییر بدهد و این یعنی خاورمیانه جدیدی که دست دشمنان درجه یک ایران از آن کوتاه شده است.
-

ماموریت نظامی امریکا در عراق پایان می یابد
جو بایدن که پذیرای مصطفی کاظمی نخست وزیر عراق در کاخ سفید بود، روز گذشته (دوشنبه) از امضای توافقنامهای خبر داد که به طور رسمی پایان ماموریت نظامی (رزمی) واشنگتن در عراق، ۱۸ سال پس از اعزام نیرو به این کشور را تا پایان سال ۲۰۲۱ اعلام میکند.
بایدن در جمع خبرنگاران پس از گفتوگو با نخست وزیر عراق گفت: «نقش ما در عراق با آموزش، یاریرسانی و مقابله با داعش ادامه مییابد.»رییس جمهور امریکا تصریح کرد در صورت لزوم، نیروهای این کشور در عراق باقی میمانند.
در حال حاضر ۲۵۰۰ سرباز امریکایی در عراق حضور دارند.سال گذشته با دستور دونالد ترامپ رییس جمهور وقت امریکا این نیروها کاهش پیدا کردند.
ایتلاف تحت رهبری امریکا در ماه مارچ ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد و صدام حسین از قدرت ساقط شد. امریکا، عراق را متهم کرده بود که سلاحهای کشتار جمعی دارد، اما چنین سلاحهایی هرگز پیدا نشد. -

اجماع بین المللی پس از خروج ناتو از افغانستان برای پیش برد صلح ضروری ست
وزارت امور خارجه به تازگی از دیدار جداگانه محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه با جهاد آرگین سفیر ترکیه، محمد ابراهیم طاهریان نماینده ویژه وزارت خارجه ایران در امور افغانستان و یسپر ویک نماینده ویژه جدید آلمان برای افغانستان و پاکستان خبر داد.
وزير امور خارجهٔ کشور در دیدار با سفیر ترکیه از حمایتهای ترکیه در دو دهه گذشته به خصوص نقش آنکشور در روند صلح افغانستان قدردانی کرد.
اتمر، روی اهمیت نقش علمای جهان اسلام در تقبیح خشونتها، استقرار آتشبس و تأمین صلح پایدار در افغانستان صحبت نموده، بر نقش علمای جهان بهویژه علمای ترکیه در موفقیت روند صلح تأکید کرده است.
وزیر امور خارجه همچنان با اشاره به نشست سهجانبهٔ افغانستان، ترکیه و ایران در حاشیهٔ اجلاس دیپلماسی آنتالیا، بر اهمیت ارتقای سطح همکاریهای اقتصادی میان دو کشور تاکید کرد.
سفیر ترکیه از تداوم همکاریهای کشورش با افغانستان در عرصههای مختلف به خصوص تأمین صلح و ثبات در کشور و همچنان علاقمندی انقره برای گسترش مراودات تجارتی و همکاریهای اقتصادی با افغانستان به وزیر امور خارجه اطمینان داد.
در دیداری جداگانه با محمد ابراهیم طاهریان، وزیر امورخارجه با قدردانی از موضعگیریهای معقول ایران در حمایت از روند صلح کشور، راجع به قطع خشونتها، خاتمه بخشیدن به قتل و کشتار خودسرانه مردم، شکنجه غیر نظامیان و نقض حقوق بشر در مناطق تحت تصرف طالبان صحبت کرده، اظهار داشت که حضور طالبان و افزایش خشونتها از جانب آنان سبب گسترش افراطیت و حضور گروههای تروریستی بینالمللی به شمول داعش در افغانستان و منطقه میگردد.
اتمر همکاریهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تجارتی میان کابل و تهران را ضرورت مبرم برای دولتها و مردمان دو کشور دانسته، خواهان تقویت هرچه بیشتر همکاریها در بخشهای مختلف بهویژه روند صلح کشور شد.
در ادامه، ابراهم طاهریان از حمایت کشورش از روند صلح افغانستان با حفظ دستاوردهای دو دهه پسین به وزیر امور خارجه اطمینان داد و خواهان تقویت هرچه بیشتر همکاریها میان کابل و تهران در بخشهای مختلف به شمول همکاریهای سرحدی و ايجاد همآهنگیهای بیشتر میان ادارات ذيربط دو كشور شد.
در دیدار با نماینده ویژه جدید آلمان برای افغانستان و پاکستان، اتمر با استقبال از «یسپر ویک» و ابراز قدردانی از همکاریهای آلمان برای افغانستان در جریان دو دهه پسین و حمایت آن کشور از نیروهای دفاعی و امنیتی کشور، پیرامون انکشافات اخیر در افغانستان، اهمیت اجماع منطقهای وجهانی در حمایت از روند صلح و همکاریهای کابل و برلین پس از خروج نیروهای حمایت قاطع، صحبت کرده است.
اتمر با تأکید بر اهمیت تداوم حمایت آلمان از افغانستان و روند صلح اظهار داشت افزایش خشونتها، نقض حقوقبشر و عدم پابندی این گروه بر تعهدات شان برای قطع روابط با گروههای تروریستی، سبب گسترش افراطیت و حضور گروههای تروریستی بینالمللی به شمول داعش در افغانستان و منطقه گردیده است.
در ادامه، نماینده آلمان نیز با ابراز نگرانی از افزایش خشونتها از سوی طالبان، از تداوم همکاری و حمایت برلین از روند صلح و حفظ دستاوردهای دو دهۀ پسین افغانستان به وزیر امور خارجه اطمینان داده است. -

طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان
افزایش حملههای طالبان در کشور، باعث شده است بیشتر بندرهای افغانستان به دست این گروه بیفتد و راههای مواصلاتی مرکز از سوی این گروه بسته شود. به همین دلیل، بهای مواد اولیه در شهرهای افغانستان به ویژه در کابل سیر صعودی به خود گرفته است و این مهم، بسیاری از شهروندان کشور را نگران کرده است.
پس از افزایش حملههای طالبان و بالارفتن نرخ مواد اولیه در شهر کابل، قیمت تیل نیز به ۶۳ افغانی رسیده. بالارفتن قیمت نفت در کابل و ولایتها، نشان میدهد که ساختار نظامی گروه طالبان سنتی و فرسایشی است و از این طریق، دولت افغانستان را وادار به تمکین میکند.
بیشتر و یا کمتر از دو ماه میشود که طالبان حملات سنگین خویش را به روستاها و ولسوالیهای افغانستان آغاز کرده، پیش از آن که حملههای شان جدی شود، هر روزه پایههای برق را توسط گروههای تحت فرمان شان منهدم میکردند که بدون شک با درنظرداشت ماشین جنگی طالبان و روش سنتی جنگ این گروه، بیشتر از هرچیز دیگر حمله بر روان شهروندان، مقدم است؛ بالارفتن نرخ مواد اولیه و قمیت تیل، ظرفیت آن را دارد که دولت افغانستان را زیر فشار بیاورد و بتواند خواستههای طالبان را در گفتوگوهای صلح اعمال و طالبان در در منزلت برتر ببرد.
به نوشته صبح کابل نوعیت ساختار ذهنی طالبان و ایدیولوژی افراطی این گروه، باعث شده است که در درگیرهای شان با نیروهای امنیتی افغانستان، متوسل به جنگ روبهرو شوند و هیولاوار هجوم بیاورند؛ حقوق بشردوستانه را که مربوط به غیرنظامیان در هنگام جنگ میشود در نظر نگیرند و به کوچ اجباری، قتل عام آنها بپردازند و حتا از غیرنظامیان در مقابل نیروهای امنیتی سپر انسانی بسازند. طالبان با نوعیت جنگ متقارن، بیشتر از نیروهای نظامی شهروندان کشور را نشانه میروند تا به پیروزی در میدان نبرد دست یابند و این همان روشی است که در جنگهای کلاسیک، در نظر گرفته میشد.
نبردهای کلاسیک در گذشته بر اساس عوامل مادی و معنوی، به پیش میرفت، در جنگهای کلاسیک معمولا طرفی به پیروزی دست مییافت که شناخت نسبی از دشمن میداشت و انگیزهی بیشتر برای نبرد داشت. در جنگهای کلاسیک، زمانی که طرف حملهکننده نمیتوانست قلعهای را فتح کند، به محاصرهی آن میپرداخت و جنگ فرسایشی را شروع میکردند و با این روش، قلعه را به تسلیم وا میداشت. این روش جنگ بیشتر بر روان انسانهای داخل قلعه تأثیر میگذاشت و قدرت داخل قلعه را مجبور میکرد که تن به تسلیمی دهد.
منهدمکردن پایههای برق، حمله بر بنادر افغانستان، بستن راههای موصلاتی مرکز، صدمهزدن به زیربناهای اقتصادی، تجاوز بر زنان، روشی است که با پیروی از روش نبرد کلاسیک توسط دشمنان افغانستان به پیش برده میشود. دشمنان افغانستان در نخست میخواهند صدمه بر روان شهروندان افغانستان وارد کنند تا مردم را علیه دولت مردمسالار بشورانند و سپس به خواستههای خود دست یابند.
نیاز است تا دولت افغانستان پالیسی جنگی طالبان را بررسی و از حالت دفاعی بیرون شود؛ در نخست تمام نقاطی را بررسی کند که طالبان از طریق آن بر روان شهروندان حملهور شده اند. دولت افغانستان مقدمتر از هر عملی دیگر، باید روی بنادر تمرکز کند تا طالبان نتوانند از طریق بنادر کشور، کنترل بر مواد اولیه داشته باشند. اگر طالبان بتوانند از شهروندان افغانستان نان را بگیرند، به راحتی میتوانند پایههای حکومت افغانستان را سست کنند و توسط خود همین مردم، حکومت را به هم بریزند. اگر فرض بر آن بگیریم که افغانستان یک قلعه باشد و طالبان دورادور این قلعه را محاصره کرده باشند، بسیار به صورت طبیعی، دولت به هم میریزد. هوشیاری نیروهای امنیتی و تغییر در پالیسی نظامی دولت در این زمینه، میتواند افغانستان را از محاصرهی کلاسیک طالبان بیرون کند. در غیر این صورت، منتظر فاجعهای بسیار بزرگ در داخل کشور باشیم که با ۶۳افغانیشدن تیل در داخل کابل آغاز شده است.
-

اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست
به راستی «صلح» چگونه به دست میآید؟ بر سر چه موضوعاتی باید توافق صورت بگیرد تا نتیجه آن قطع جنگ و صلح پایدار باشد؟ توافق بر سر آتشبس و آزادی زندانیان طالب؟ توافق در جهت کنار رفتن رئیسجمهور غنی و ایجاد دولت توافقی جدید؛ آنگونه که طالبان گفتهاند؟ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروههای مختلف در دولت جدید؟ یا توافق بر سر موضوعات و اصول اساسیتر دیگری که اینهمه، فرعی بر آن اصول اساسی تلقی می گردد؟
ماهها است که نمایندگان دو طرف منازعه با هم بحث میکنند؛ اما تا هنوز، حتی فهم مشترک از مسئله اصلی به دست نیاوردهاند. یا عامدانه بر مسئله اصلی چشم بستهاند. این چشم بستن بر مسئله اصلی را در اظهارات سهیل شاهین، از سخنگویان پیشین و عضو کنونی هیأت طالبان بیشتر میتوان درک کرد. شاهین در گفتگویی با آسوشیتیدپرس، کنار رفتن رئیس جمهور غنی و ایجاد یک دولت توافقی جدید را چونان اصل مسئله صلح مطرح کرده است. درحالیکه، کنار رفتن آقای غنی و ایجاد دولت توافقی جدید، حد اکثر میتواند برایند توافق بر سر مسائل بنیادین باشد؛ نه اصل مسئله.
اصل مسئله چیست؟ تا آنجا که نگارنده درک میکند، اصل مسئله به سرچشمههای فکری و گفتمانی دو طرف، در سه مبحث بنیادین برمیگردد: ۱- در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ ۲- در مورد منبع و ماهیت قانون و ۳- در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند. بنابراین، دستیابی به صلح، مستلزم توافق بر سر اختلافات بنیادین، در سه حوزه یادشده است. نمیتوان به صلح رسید؛ مگر اینکه مقدم بر همه چیز، اختلافات بنیادین در این سه حوزه سیاسی مهم، به صورت دقیق و روشن حل گردد.
اسدالله سعادتی در مطلبی ارسالی به بی بی سی تاکید کرده در مبحث حاکمیت، پرسش اصلی این است که حق حاکمیت از آن کیست؟ تردیدی وجود ندارد که «حق حاکمیت»، از «حکومت» و «حاکمیت» متمایز و مجزا است و همواره چونان عنصر مجرد بر فراز شکلهای تحقق حکومت و حاکمیت قرار دارد. «حاکمیت» به مفهوم ادعای داشتن اقتدار سیاسی نهایی، در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. اقتداری که در رابطه با اتخاذ و اجرای تصمیمات سیاسی، در عرصه داخلی و بین المللی، حرف آخر را می زند و تابع هیچ قدرت برتر نیست. حالا این حق از آن کیست؟ در دولت-ملتهای جدید، این حق از آن ملت است. یعنی ملتها حق دارند که در اداره زندگی سیاسی خود، مستقلانه و آزادانه تصمیم بگیرند و این تصمامیم را مستقلانه و بدون اینکه با ممانعت قدرت فرادست دیگر برخورد کند، به منصه اجرا بگذارند. این حق تصمیمگیری یا حق حاکمیت در دو بخش، یا در دو قالب مجزا نمود عینی پیدا میکند. اول در قالب حکومت یا نظام سیاسی؛ و دوم در قالب سرکرده یا شخص حاکم.
در دنیای جدید، نظام سیاسی یا حکومت، اصولاً میتواند به انواع و اشکال مختلفی پدیدار گردد؛ اما تصمیمگیری در مورد انتخاب نوع و شکل آن -که فیالمثل ریاستی باشد، یا پارلمانی؟ متمرکز باشد یا غیر متمرکز؟ بسیط باشد یا فدرال؟- در صلاحیت مرجعی است که حق حاکمیت از آن اوست. به همین ترتیب، شخصی که متولی اعمال حاکمیت، در رأس دولت یا حکومت قرار میگیرد نیز، در یک فرایند شفاف و آزاد و رقابتی توسط مرجعی انتخاب میشود که حق حاکمیت را به او متعلق میدانیم. براساس اعتقاد ما این مرجع فرادستی که حق انحصاری حاکمیت به آن تعلق دارد، ملت افغانستان است. این ملت افغانستان است که در مورد شکل و نوع حکومت و در مورد اینکه چه کسی و با چه شرایطی میتواند به نمایندگی از آنها به اعمال حاکمیت بپردازد، تصمیم نهایی را اتخاذ میکند.
دشواری کار این است که به باور طالبان، حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست. ملت نمیتواند در مورد نوع و شکل و محتوای نظام سیاسی تصمیم نهایی را اتخاذ کند. به همین ترتیب، در مورد اینکه چه کس، یا کسانی در رأس حکومت قرار گیرد نیز، تا هنوز طالبان به ملت حق انتخاب قائل نشده است. آنها در هردو مورد نسخه از پیش تعیین شده دارند. افزون برآن، شخص حاکم از نظر طالبان، تام الاختیار، جامع القوا، غیر مسئول و نقدناپذیر است و به جز حالات استثنایی، مادامالعمر در قدرت باقی میماند.
در مبحث قانون، مسئله این است که قانون بیان اراده کیست؟ به باور ما، قانون نیز بیان اراده همان مرجعی فرادستی است که حق حاکمیت سیاسی را در اختیار و انحصار خود دارد؛ و آن مرجع، مردم است. مردمی که حق و توانایی اداره زندگی سیاسی خویش را دارند و از طریق نمایندگان مشروع و منتخب خویش به وضع و تصویب قانون اقدام میکنند؛ و بدینسان زندگی سیاسی و اجتماعی خویش را سامان میبخشند.
در مبحث قانون نیز اختلاف اساسی دقیقا از نقطهای آغاز میشود که طالبان، قانون را نه بیان اراده مردم؛ بلکه بیان اراده شخص حاکم میدانند. حاکمی که نه در فرایند احراز قدرت وامدار مردم است و در فرایند اعمال قدرت خود را در برابر مردم مسئول و پاسخگو میداند.
تعلق داشتن حق حاکمیت به مردم، در حوزه قانونگذاری به این معنا است که اگر در امر قانونگذاری بین نظر شخص حاکم -باوجودی که منتخب مردم است- و مرجع قانونگذار، اختلاف نظری به میان آمد، نظر قانونگذاران رجحان دارد. چرا؟ برای اینکه از جانب مردم به مثابه مرجعی که حق حاکمیت به آن تعلق دارد، بین شخص حاکم و مرجع قانونگذار، تقسیم کار صورت گرفته و حرف آخر را در مورد قانون، قانونگذاران میزنند. این در حالی است که در نظام مورد نظر طالبان حرف آخر را در همه عرصههای اجرایی، تقنینی و قضایی شخص حاکم میزند.
در مبحث شهروندی مسئله این است که شهروند کیست؟ گستره کارکرد و فعالیتش کجا است؟ و از چه حقوقی برخوردار است؟ به نظر میرسد در منظومه فکری طالبان شهروند با تمام عرض و طول و حقوق وکارکرد و فعالیت خود غایب است. در نظام مورد نظر طالبان، نه انتخاب حاکم و انتخاب نوع و شکل نظام سیاسی از صلاحیتهای شهروند است؛ نه نقد و نظارت بر حاکم حق شهروند است؛ و نه تأثیرگذاری شهروند بر سیاستها و کارکردهای دولت عملاً فراهم میگردد.
البته مفهوم شهروند، در مسیر رسیدن تا اینجا، تحولات عظیمی را از سر گذرانده است. قرنهای متمادی، حتی در غرب «شهروند فرد» نداشتیم. منظور از «شهروند فرد» این است که همه افراد یک جامعه اعم از زن و مرد و عالم و عامی و اشراف و کارگر و فرادست و فرودست، بتوانند به صورت برابر و بدون تبعیض، در امور سیاسی کشور خود سهیم باشند و آن حق حاکمیت را مطابق قوانین و قواعدی که بیان اراده خود شان است؛ بدون موانع اعمال کنند.
«شهروند فرد» را در مبحث کیستی شهروند، به ترتیب تاریخ، در مقابل «شهروند تبار و نسب؛» در مقابل «شهروند دین و مذهب و کلیسا؛» در مقابل «شهروند مالک؛» و بالاخره در مقابل «شهروند مرد،» استفاده میکنیم. وقتی تاریخ تحول کیستی شهروند را در غرب مطالعه میکنیم، میبینیم که در گذشتهها، همه افراد بالغ بشر، شهروند نبودند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که شهروند کیست؟ مدتهای زیادی گفته میشد که فقط اسقفها، کشیشان، اشراف و نجیب زادگان، شهروند اند. یعنی تنها این طبقه از مردم حق دخالت در امور سیاسی را داشتند. انقلاب فرانسه، در سال ۱۷۸۹ تحولی در مفهوم شهروند به وجود آورد و همه مردانی را که مالک زمین بودند، فارغ از نسب و جایگاه دینی-مذهبی شان به درجه شهروندی -شهروند فعال- ارتقا داد؛ و بدینسان «شهروند مالک» پدید آمد.
تحول دوم در مبحث کیستی شهروند، با انقلاب دوم فرانسه در سال ۱۸۴۸ نمایان گردید. به این معنی که بعد از انقلاب، به همه مردان، قطع نظر از جایگاه اجتماعی و دینی شان؛ و قطع نظر از دارایی و مالکیت شان، حق رأی داه شد؛ و «شهروند مالک» جایش را به «شهروند مرد» خالی کرد. زنان، تا آن زمان شهروند به حساب نمیرفتند. سرانجام، با آغاز قرن بیست، زنان نیز به حیث شهروند، از حقوق برابر با مردان برخوردار گردیدند؛ و بدینسان، «شهروند فرد»، جانشین «شهروند مرد» شد. اکنون و در زمانه ما، همه انسانهای بالغ، اعم از زن و مرد، عالم و عامی و مالک و بیزمین، قطع نظر از جنسیت و عقیده و جایگاه دینی-اجتماعی شان شهروند به حساب میروند و فعالانه در امور سیاسی کشور شان دخالت دارند.
گستره حقوق و کارکرد و فعالیت شهروند امروز نیز، با شهروند دیروز قابل مقایسه نیست. حق آزادی بیان، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق تشکیل حزب سیاسی، حق نقد و اعتراض، حق تظاهرات و تجمعات و مارشهای خیابانی، حق آزادی مذهب و عقیده، حق مسکن و محرمیت مکاتبات، حق دادرسی منصفانه، حق آموزش به زبان مادری و حقوق بسیار دیگری که در اینجا مجال ذکر شان نیست، در زمره حقوق شهروندی قرار گرفته است که با گذشتهها تفاوت اساسی دارد. به لحاظ گستره کارکرد و فعالیت نیز، اگر شهروند دیروز، به اشکال مستقیم یا غیر مستقم در تعیین حاکم سهم میگرفت و یا حداکثر به کار صندوق رأی میآمد، شهروند امروز، با استفاده از حقوقی که در بالا اشاره شد، از طریق نقدها و دادخواهیها و اعتراضها و مارشهای خیابانی، سیاست حکومتها را کاملا به نفع عدالت، آزادی، تأمین امنیت، رفع تبعیض و ارائه خدمات رفاهی سمت-و-سو میدهد. مشکل طالبان اما این است که در منظومه فکری آنها، نه کیستی شهروند روشن است؛ نه از گستره کارکرد و فعالیت و تأثیرگذاریهای شهروند، حرفی در میان است؛ و نه از حقوق شهروندی -آنگونه که در دولت-ملتهای مدرن بحث میشود- چیزی وجود دارد. آنچه تا اکنون میدانیم، در نظام مورد نظر طالبان، صندوق رأیی درکار نیست؛ مجال نقدی وجود ندارد؛ و به اعتراض و مارشهای خیابانی نیز، مجالی داده نخواهد شد.
از اتفاقاتی که توسط جنگجویان طالبان در مناطق تحت کنترل شان رخ میدهد میگذریم. و الا اتفاقاتی که در اسپین بولدک رخ داد؛ اتفاقاتی که در مالستان رخداد و اتفاقاتی که در حواشی شهر غزنی و مناطق دیگر رخداد نشان میدهد که در نزد طالبان تا هنوز اساسی ترین حق انسانی و شهروندی که همان حق حیات و حق مصونیت مسکن است، رعایت نمیشود. در اسپین بولدک و مالستان غیر نظامیان را تیر باران کردند و حریم خانهها را شکستند. در حواشی شهر غزنی نیز با شکستن حق مصونیت مسکن، در خانههای مردم سنگر گرفتند و عملاً از منازل فوقانی خانهها به مثابه سنگر و محل بود-و-باش جنگجویان شان استفاده کردند/میکنند.
در خوشبینانهترین حالت اگر بپذیریم که در نظام فکری طالبان، نوعی از مفهوم شهروند وجود دارد؛ آن شهروند، شهروند دستگاه مدرسه و مذهب است؛ آنهم با قرائت سختگیرانه خودشان. هدف از شهروند مدرسه و مذهب این است که به باور طالبان تنها عده معدودی از مردانی که در مدارس دینی درس خوانده اند، از طریق بیعت میتوانند در تعیین حاکم نقش بازی کنند. با این توضیح که این نقش، نه از آن جهت است که حق حاکمیت از “آنِ” بیعت کنندگان دانسته شود و آنان از طریق بیعت این حق را به نماینده شان منتقل کنند؛ بلکه از آن جهت است که بیعت کنندگان، از طریق بیعت، تکلیف خویش را در قبال حاکم به انجام میرسانند.
با توجه به آنچه گفته شد، صلح پایدار قبل از همه در گرو توافق بر سر این موضوعات بنیادین است. بعد از اینکه دو طرف در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ در مورد منبع و ماهیت قانون؛ و در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند و چگونگی انعکاس آن در قانون اساسی به توافق رسیدند، فرصت طرح مسائل فرعیتر و مجال توافق بر سر آنها فراهم میگردد. توافق بر سر آتشبس و آزادی زندانیان طالب؛ توافق در جهت ایجاد دولت توافقی جدید؛ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروههای مختلف در دولت جدید؛ توافق بر سر تعدیلات قانون اساسی، در روشنایی توافقات به وجود آمده در سه حوزه یاد شده؛ توافق بر سر زمینهسازی تخنیکی و حقوقی یک انتخابات شفاف، عادلانه و سراسری؛ و توافق بر سر چگونگی خلع سلاح نیروهای مسلح طالبان و دهها مورد دیگر، فرعی بر آن سه اصل اساسی است و بعضاً به مثابه نتیجه و برایند صلح مطرح است.
-

احمد ولی مسعود: بین طالب و حکومت تفاوتی نیست
احمدولی مسعود، رئیس بنیاد احمدشاه مسعود، امروز در یک نشست خبری در کابل با انتقاد از عملکرد دولت میگوید بهدلیل سوءمدیریت و بیبرنامهگی دولت، وضعیت کشور به شدت بحرانی شده است.
به باور احمدولی مسعود، هماکنون دولت میان برقراری صلح و مدیریت جنگ سرگردان است و طرح روشنی برای بیرونرفت از وضعیت ندارد.
رئیس بنیاد احمدشاه مسعود ادعا میکند دولت و گروه طالبان تشابهات بسیاری در بخش تحکیم و کسب قدرت دارند و هر دو طرف در پی انحصار قدرت و برپایی نظام استبدادیاند.
او تأکید میکند که مشترکات بسیاری میان دولت و طالبان وجود دارد. به گفتۀ او، طالبان با نام دین جنگ را شعلهور کردهاند و دولت نیز با استفاده از دموکراسی عین کار را انجام میدهد.
احمدولی مسعود میافزاید: «بین شما و طالب فرقی نیست. او زیر نام دین کار میکند، شما تحت نام دموکراسی عین کار را میکنید. نظام متمرکز استبدادی طالب هم میخواهد، شما هم میخواهید. انحصار قدرت طالب هم میخواهد و شما هم میخواهید. چشم امید به آمریکا شما هم میخواهید، طالب هم میخواهد. کارهای مافیایی شما هم میکنید، طالب هم میکند؛ یعنی بین طالب و شما مشترکات زیادی است.»
به گفتۀ احمدولی مسعود، پیش از شدت حملهها از سوی طالبان، دولت با تبلیغات سوء زمینۀ دستیابی آنان به بخشهای مهم کشور را فراهم کرد.
با این حال، ارگ ریاستجمهوری پاسخ روشنی دربارۀ ادعای آقای مسعود نمیدهد و اظهارات او را بیانگر دیدگاه فردیاش میخواند.
در همین حال، احمدولی مسعود میافزاید که رهبری دولت با ادامۀ خشونت در پی ادامۀ قدرت خویش در کشور است؛ در حالی که بیشترین زیان آن به غیرنظامیان میرسد. «از بیتدبیری حکومت، از بیبرنامهگی حکومت، از سوءمدیریت حکومت از اینکه نه صلح در دستش بود و نه جنگ، وضعیت را ببینید.»
او تغییر ساختار سیاسی را پایان بحران در کشور میخواند و تأکید میکند که با ادامۀ این وضعیت، سقوط نظام حتمیست.
-

فرزند احمد شاه مسعود: دولت از خیزش مردمی علیه طالبان حمایت کند
آقای مسعود که در جریان یک نشست خبری سخنرانی میکرد گفت، وضعیت برحال افغانستان اسفناک است و بخش زیادی از آن به دلیل سوء مدیریت دولت و نبود برنامه مشخص برای بهبود وضعیت امنیتی است.
وی در ادامه تاکید کرد اگر مردم دست به جنگ افزار نمیبردند و از مناطق خود دفاع نمیکردند شاید وضعیت امنیتی در کشور بدتر میشد.
او همچنین خاطر نشان ساخت دولت افغانستان باید مقاومت مردمی و ملی را مورد حمایت جنگ افزاری و تجهیزاتی قرار بدهد چرا که مقاومت آنها در برابر پیکارجویان طالب موثر است.
فرزند قهرمان ملی افغانستان در انتهای گفتههای خود نسبت به چند دستگی نیروهای امنیتی انتقاد کرده و از نهادهای مسوول خواست تا میان نیروهای امنیتی و دفاعی توازن برقرار کنند.
به باور وی، دولت باید برای مدیریت وضعیت کشور از افسران با تجربه و اقوام متنوع جامعه استفاده کند.
-

حملات هوایی امریکا علیه طالبان ادامه می یابد
فواد امان، معاون سخنگوی وزارت دفاع امروز (دوشنبه، ۴ اسد) در صفحهی رسمی فیسبوک خود نوشت مککنزی در این دیدار از ادامهی حملات هوایی نیروهای امریکایی در حمایت از نیروهای هوایی افغانستان خبر داده است.
آقای امان همچنین نوشت فرمانده سنتکام از ادامهی کمک و همکاریهای کشورش به نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان، بهویژه نیروهای هوایی این کشور اطمینان داده است.
بهگفتهی امان، سرپرست وزارت دفاع ملی کشور از کمک و همکاری ایالات متحدهی امریکا به نیروهای دفاعی و امنیتی قدردانی کرده است. آقای محمدی تأکید کرده است که ادامهی همکاریهای امریکا با افغانستان در امر مبارزه با تروریسم بسیار موثر و مهم است.
این درحالی است که فرمانده سنتکام روز گذشته نیز در صحبت با خبرنگاران گفته بود که اگر طالبان به حملات نظامیشان پایان ندهند، هدف حملات هوایی نیروهای امریکایی قرار خواهند گرفت.
نیروهای امریکایی چند روز پیش مواضع طالبان را در بخشهای مختلف قندهار و هلمند در جنوب افغانستان هدف قرار داده بودند.
سخنگوی پنتاگون در یک نشست خبری گفته بود که این حملات هوایی در حمایت از نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان انجام شده است.
گروه طالبان حملات هوایی نیروهای امریکایی را سرپیچی از توافقنامهی دوحه دانسته و نسبت به عواقب آن هشدار داده بود.
-

امرالله صالح: قطعه سرخ طالبان توسط پاکستان اداره می شود
معاون اول رییس جمهور روز دوشنبه، چهارم اسد، در صفحه فیسبوکش نوشته است که طرح تهاجم، رهنمایی استراتژیک، هماهنگی و هم خطسازی قطعات سرخ طالبان، توسط ستردرستیز پاکستان (رییس ستاد ارتش پاکستان) انجام میشود.
او افزود در عین حال، استخبارات پاکستان جنگجویان طالب را بهطور مداوم و بدون وقفه با کاروانهای کوچک اکمال میکند. همچنان صالح گفته است که صاحب منصبان پاکستانی دستورهای عملیاتی را با استفاده از وسایل ارتباطی و اتکا به نقشههای گوگل صادر میکنند و به این ترتیب نیاز ندارند که به صحنه جنگ حضور یابند.
معاون اول رییس جمهور گفت: «اعضای قطعه سرخ طالبان نقاب دارند، زیرا از عواقب جنایات خود ترس دارند و چون محلی نیستند از افشای هویت خود بازهم میترسند و بهخاطر مراعات نمودن محرمیت عملیاتی، زیاد گشتوگذار نمیکنند.»
او افزود ساحات که تصرف میشود، توسط گروههای محلی زیر نام کمیسیون نظامی حفظ میشود. به گفته او این طیف جنگجویان طالب، تعلیمات و تجهیزات اساسی ندارند.
صالح همچنان گفت طالبان جنگجویانی که تازه به این گروه پیوسته، بین مردم ترس و وحشت ایجاد میکنند. به باور او این طیف طالبان به غیر گذاشتن اسلحه روی شانههایشان، مهارت دیگر ندارند.
معاون اول رییس جمهور در بخشی دیگر از نوشتههایش به سه کتگوری داوطلب خارجی در صفوف طالبان اشاره کرد.
امرالله صالح شرح داد در کتگوری اول جنگجویان لشکر طیبه حضور دارند. به گفته او این گروه تعلیمات اساسی و پیشرفته توسط اردوی پاکستان میبینند و از نظم بهتری برخورداراند.
به همین ترتیب، به گفته صالح در کتگوری دوم، بقایای القاعده که به «جز کشتار و بیرحمی» خصلت دیگری ندارند، حضور دارند. به باور او، این جنگجویان القاعده کشتار در افغانستان را دروازه بهشت میدانند.
همچنان معاون اول گفت در کتگوری سوم، گروههای متفرقه از منطقه و فرامنطقه که زیاد بزرگ نیستند حضور دارند. او گفته است که طالبان از حضور آنها برای ایجاد ارعاب و بازکردن درب چانه زنی با استخبارات کشورها استفاده میکنند.
او افزود: «بنابرین ترکیب قوای دشمن از دید استراتیژیک عبارت است از پاکستان ـ طالبان ـ گروههای افراطی و شبکههای عقدهمند تروریستی است.»
صالح تأکید کرد در هدف، ترکیب و ایدیولوژی طالبان هیچ تغییر به وجود نیامده است. او افزوده است که غفلت خطرناک است و اتحاد و هوشیاری شهروندان، اهداف طالبان را ناکام میکند.