دسته: برگزیده ها

  • اختلافات در سطح رهبری طالبان گسترش یافته است؛ بحران های کلان کشور انگار فراموش شده اند!

    اختلافات در سطح رهبری طالبان گسترش یافته است؛ بحران های کلان کشور انگار فراموش شده اند!

    هرچند افغانستان با وجود طالبان روزهای سختی را سپری می کند و کماکان تحمل این گروه برای مردم افغانستان طاقت فرسا و غیر قابل هضم است؛ زیرا در طول مدت سه ماه حضور طالبان در رأس قدرت، تبعاتی جز فقر، نا امنی و در کل نا امیدی نسبت به آینده این سرزمین برای افغان ها در پی نداشته است. با وجودی چالش های مختلف در ابعاد زندگی افغان ها که تحت حاکمیت طالبان سپری می کنند، انتظار میرفت که اعضای ارشد آنان به فکر کاهش معضلات فقر، گرسنگی و نا امنی باشند؛ اما ظاهرا با گذشت هر روز، آنچه که مشاهده می‌شود حرص و ولع آنان در جهت کسب قدرت سیاسی است تا اینکه فکری به حال رهایی مردم از وضعیت رقت بار کنونی صورت گیرد.
    خبرهایی از اختلافات در صفوف اعضای ارشد این گروه زمانی بیش از قبل برجسته شد که تنش بر سر تعیین رئیس شورای کریکت افغانستان به وقوع پیوست. افراد شبکه حقانی، عزیزالله فضلی را که با حمایت ملا برادر رئیس شورای کریکت افغانستان شده بود، هفته‌ی قبل عزل و به جای او میرویس اشرف را معرفی کردند. خبر انتصاب میرویس اشرف، به‌ سمت رئیس جدید شورای کریکت افغانستان، در حساب‌های رسمی این نهاد در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد، اما حدود یک ساعت بعد حذف شد. برخی رسانه‌ها گزارش دادند که خبر انتصاب میرویس اشرف به جای عزیزالله فضلی پس از هجوم افراد مسلح وابسته به ملا برادر به دفتر شورای کریکت افغانستان، حذف شده است. یک روز بعد از آن، حساب‌های رسمی شورای کریکت افغانستان با انتشار عکس‌هایی از عزیزالله فضلی، از او به‌عنوان رئیس این نهاد نام بردند و از ملاقاتش با رئیس شورای جهانی کریکت خبر دادند.
    در چند روز گذشته، رسانه‌های طالبان در این مورد سکوت اختیار کرده‌اند. صبح پنجشنبه، رسانه دولتی باختر که زیر نظارت طالبان فعالیت می‌کند، خبر داد که میرویس اشرف، به فرمان ملا محمدحسن آخوند، نخست‌وزیر طالبان، به‌ سمت رئیس شورای کریکت افغانستان منصوب شده و به این ترتیب به نظر می‌رسد اگرچه در چند روز گذشته میان شبکه حقانی و گروه ملا برادر بر سر تعیین رئیس شورای کریکت افغانستان کشمکش جریان داشته، در نهایت شبکه حقانی پیروز شده است.
    از سوی دیگر انزوای سیاسی هیأت گفتگو کننده صلح طالبان در قطر نیز بیانگر تنش‌های جدی در صفوف این گروه است، عباس استانکزی و ملابرادر که از صلاحیت عمده‌ی در رأس این هیأت برخوردار بودند از زمان تشکیل دولت طالبان تا کنون کمتر در معرض دید قرار دارند، شبکه حقانی که قدرت نظامی طالبان را بیش از آنان در اختیار دارد، کنترل قابل توجهی بر نهادهای امنیتی و وزارت خانه ها دارد، استانکزی و ملا برادر که انتظار فراتر از معاونت را داشتند هر کدام در سمت معاون وزارت خارجه و معاون رئیس الوزرا گماشته شدند که بعد از این انتصاب، آنان به مدت طولانی کابل را ترک نمودند یکی رهسپار دوحه و دیگری به ولایت قندهار عزیمت نمود. استانکزی که بعد از غیبت طولانی روز دو شنبه هفته‌ی قبل وارد کابل شد به خبرنگاران گفت که اشغال نظامی پایان یافته است؛ اما اشغال سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هنوز پا برجاست او توضیح نداد که مراد از این اشغال چیست؛ اما لحن سخن او گویای نارضایتی عمیق از تشکیل ساختار و گماشتن افراد و اشخاصی بر مبنای سلیقه‌های اعضای شبکه حقانی است.
    در این اواخر ویدئویی در شبکه های اجتماعی دست به دست شد که نشان دهنده ضرب و شتم یک جوان توسط ملیشه های طالبان بود؛ اما بعدا معلوم شد که وی پسر یکی از اعضای هیأت گفتگو کننده صلح طالبان بوده است، از مدت سه ماه بدینسو که طالبان قدرت سیاسی افغانستان را تصرف کرده اند، کمتر اختلافاتی تا این پیمانه میان آنان گزارش شده بود؛ اما با گذشت زمان شکاف در صفوف رهبری این گروه بیشتر از قبل می شود. افغانستان تحت حاکمیت طالبان در وضعیت بحرانی قرار دارد، بیشترین نفوس این سرزمین در فقر مفرط به سر میبرند، بسیاری از خانواده ها توانایی تأمین یک وعده غذایی را بیشتر ندارند و با فرا رسیدن زمستان پیش رو، آمار گرسنگان به مراتب شدید تر و بیشتر از حال حاضر خواهد شد، کارمندان دولتی بدون دریافت معاش فعالیت می کنند، بسیاری از شرکت های تولیدی و تجارتی ورشکست گردیده و برخی در معرض ورشکستگی قرار دارند، چرخش پول در بازار های افغانستان در کمترین حد خود طی بیست سال اخیر رسیده است، اگر این وضعیت مهار نشود و یا همینطور ادامه یابد، نه تنها که بیشترین نفوس کشور در معرض تهدید فقر و نا بسامانی اقتصادی قرار میگیرند که تهدید جدی بر سر راه تداوم حاکمیت طالبان نیز به حساب می آید، چشمان مردم گرسنه و فقیر چیزی جز نان نمی بیند، طالبان که هرچند نوید تشکیل حکومت اسلامی بدهند و بوق و کرنای فتح بنوازند نمی تواند در برابر فشارهای سیل آسای انبوهی از گرسنگان دوام بیاورند.

    نویسنده: سید لطیف سجادی

  • فرار گروهی مردم و بی تفاوتی خواص!

    فرار گروهی مردم و بی تفاوتی خواص!

    یک حکومت دست نشانده فاسد غربی که داشت فرهنگ اصیل اسلامی ما را با فرهنگ مبتذل بی دینی غربی شان نابود می کرد رفته و به جایش امارت اسلامی آمده و شریعت اسلامی حاکم گشته و مدعی هستند به مردم کاری ندارند.

    با این وجود اما این سوال بزرگ مطرح می شود که چرا مردم علی رغم  عفو عمومی امارت اسلامی باز هم در گروه های بزرگ و وحشت زده از افغانستان فرار می کنند.

    مردم همانند گله ای که گرگ دیده باشد وحشت زده کشورشان را ترک می کنند.

    تفسیر فرار گروهی مردم نشان می دهد آنها خطری را احساس کرده اند که اینگونه می گریزند.

    این گرگی که امروز مردم دیده اند اعلام کرده اند که با کسی کاری ندارند اما مردم آن را باور نکرده اند.

    ولی گوسفند درک می کند هروقت این گرگ گرسنه شد ما را خواهند خورد ولی خواص این ترس و وحشت مردم را درک نمی کنند و نمی فهمند لذا این سؤال مطرح شده و می شود که مردم از چه می ترسند که اینگونه خودشان را با زن و بچه شان و فرزندان کوچک شان حاضرند به دست قچاق بران بی رحم بدهند، آواره شوند، بی سرنوشت شوند، توهین و تحقیر شوند اما از افغانستان بیرون شوند. کسی که در کشور خود و سرزمین خود سر خانه و کاشانه خود نتوانند زندگی کنند چگونه حاضرند به کشوری مهاجرت کنند که نه مدرکش را دارد، نه قدرت خرید ملک و خانه دارند و نه کسی برایشان شغل ایجاد می کنند. مردم را چه شده است که با وجود چنین شرایط سختی باز هم حاضر است ذلت چنین فراری را به تن بخرند.  

    بنابراین باید گفت این مردم دچار مشکلی خطرناک شده اند که دست به چنین کاری می زنند و الا نمی شود گفت تمام مردم دیوانه شده اند که گروهی فرار می کنند. در این شرایط تصور کنید کشوری اعلام کند که مرزهایش را به روی مهاجرین افغانستانی باز می کند به ویژه اگر این کشور یک کشور اروپایی باشد. در این صورت مطمئن باشید که افغانستان خالی می شود.

    در این میان عده ای که خود را خواص می نامند، از بیت المال تغذیه می کنند و از آنها انتظار می رود در سختی ها و گرفتاری ها چشم و گوش مردم باشند اما در این شرایط سخت به هیچ وجه حال این مردم بیچاره را درک نمی کنند و از فرار گروهی مردم متعجب شده اند.

    به این چنین خواصی که مشکل مردمش را نتوانند پیش بینی کنند خواص بی بصیرت گفته می شود. علما و دانشمندان یک جامعه اگر نتوانند بین پا به فرار گذاشتن و گریختن از خطر تفاوت قائل شوند همان خواص بی بصیرت هستند. در این شرایط سخت و سرد زمستانی مردم از دلخوشی فرار نمی کنند حتما خطری در کمین خود دیده اند که دیوانه وار خود را به هر دری می زنند.

    استاد بزرگمهر

  • هفت فیلمی که تماشای آنها شاید زندگی شما را تغییر دهد

    هفت فیلمی که تماشای آنها شاید زندگی شما را تغییر دهد

    نمی توان فیلم های زیادی را نام برد که این گونه بر ذهن مخاطب اثر می گذارند، اما در اینجا دست کم به هفت فیلم از این دست اشاره می کنیم که ممکن است نگاه شما را به زندگی تغییر دهد.

    فارست گامپ

    این فیلم، داستان مردی بالغ اما با ذهنی کودکانه است که هیچ گاه دست از کنجکاوی و خوش بینی های کودکانه اش بر نمی دارد.

    در این فیلم، بازی زیبا و ماندگار «تام هنکس» و روایت داستانی جذاب توام با طنزی ساده دلانه و لحظاتی غم انگیز و شبهه بردار، تعادلی کامل برای فیلم برقرار می کند، که شما بلا شک پس از تماشای آن به این فکر خواهید افتاد که «آیا بد نیست کمی کنجکاوی و خوش بینی های کودکانه را در زندگی خود مخلوط کنیم؟»

    کلب مشت زنی

    جای تعجب است که شما فیلمی را تماشا کنید که مملو از صحنه های خشن، بیخود و سبکسرانه باشد، اما همچنان با شخصیت اول فیلم (اصطلاحی غلط اما مشهور در افغانستان به عنوان «بچه فیلم») نسبت به دیدگاه او در قبال جامعه احساس همذات پنداری داشته باشید.

    با توجه به آن که تبلیغ مصرف گرایی در این فیلم به اوج خود می رسد، شاید اما این فیلم ارزش آن را داشته باشد که یک بار دیگر با نگاه دقیق تری آن را تماشا کنید.

    نمایش ترومن

    یک فیلم کمدی که با ظرافتی خاص و طنزگونه مانند فیلمی اکشن اما با همین تم یعنی «ماتریکس» این سوال را مطرح می کند که چگونه می توان مطمئن شد «این زندگی ما واقعا زندگی خودمان است؟ چگونه بفهمیم که این واقعیت، واقعا واقعیت است؟»

    انجمن شاعران مرده

    اگر تا حالا به این فکر افتاده اید که آیا ارزش این را دارد که به دنبال آرزوها و بلندپروازی هایتان بروید، پس این شاهکار سینما با نقش آفرینی تحسین برانگیز «رابین ویلیامز» را تماشا کنید.

    این فیلم به شما نشان خواهد داد هنگامی که به دنبال به دست یافتن رویاهایتان در زندگی تان هستید، هیچ چیز نباید مانع شما گردد.

    درخشش ابدی یک ذهن پاک

    همه ما روزی آرزو کرده ایم که ای کاش در برهه ای از زمان کسی را می توانستیم در زندگی مان فراموش کنیم؛ و این دقیقا همان چیزی است که در این فیلم اتفاق می افتد.

    یک زوج جوان تصمیم می گیرند که همدیگر را فراموش کنند، و این تصمیم سبب می شود که این دو به تفکری عمیق و ژرف درباره وجودیت عشق و فراموشی عشق شان بپردازند.

    رستگاری در شاوشنک

    این فیلم کلاسیک را نگاه کنید؛ بدون آنکه حتما با خود فکر کنید این فیلم باید شما را به فکر فرو ببرد. این فیلم چیزی جز قصیده ای کوتاه از زنده نگه داشتن امید در شرایط دشوار نیست و به شما می گوید که چطور می توان در شرایط بسیار سخت، امیدتان را همچنان زنده نگه دارید.

    500 روز سامر

    فیلمی فوق العاده صادق درباره عشق و این که چگونه ما به اشتباه بجای اینکه عاشق شخصیت واقعی طرف مقابل مان باشیم، در خیالات خود از او شخصیتی باب دل خودمان می سازیم و طرف مقابل خود را با آن شخصیت ساخته ذهن خودمان دوست می داریم.

    گرچه این فیلم، فیلمی عاشقانه نیست، اما شما را وا می دارد تا به گذشته و روابط عاطفی که در گذشته تجربه کرده اید بیاندیشید؛ و خواهید فهمید که شاید همه ما آدم های رمانتیک ولی بی اراده ای هستیم که وقتی اتفاقات بد برایمان می افتد قادر به دیدن آنها نیستیم.

  • حکومت اسلامی همه شمول به ریاست ملا برادر؛ آیا فشارهای بین المللی نتیجه داد؟

    حکومت اسلامی همه شمول به ریاست ملا برادر؛ آیا فشارهای بین المللی نتیجه داد؟

    گزارشنامه افغانستان اطلاع می دهد که پاکستان و ایران به منظور ممانعت از گسترش مقاومت ملی علیه سلطه امارتی در کابل، گروه طالبان را به قبول برخی تغییرات تحت فشار گرفته است.

    هر چند امیرخان متقی امروز گفته است که حکومت امارتی، همه شمول است؛ اما فیصله یی که در جلسه امروز روی آن توافق شده، قرار است نام امارت اسلامی به «حکومت اسلامی» همه شمول تعویض گردد.

    رئیس حکومت، ملا عبدالغنی برادر خواهد بود. اما ساختار چنین حکومت مصلحتی – تاکتیکی، در بالا سر خود یک «شورای علما» خواهد داشت که علمای شیعه نیز در آن حضور خواهند داشت.

    رکن اساسی تر این حکومت اسلامی همه شمول، تشکیل یک شورا موسوم به «شورای تصمیم گیری» است که باز هم 5 تن از نمایندگان هزاره – شیعه در آن عضویت خواهند داشت.

    این تشکیل چیزی شبیه «مجمع تشخیص مصلحت نظام» در ایران است که یک ارگان بالا سری است و متشکل از علما و فقهای عالی رتبه هستند.

    امیرخان متقی احتمالا از وزارت خارجه منفصل و به شورای تصمیم گیری ملحق خواهد شد و مقام وزارت خارجه را به عباس استانکزی واگذار خواهد کرد.

    در گزارش قید شده که به بقایای رژیم اشرف غنی تقریبا هیچ چانسی برای شمولیت در این حکومت اسلامی همه شمول طالب وجود ندارد.

    یکی دیگر از فیصله های مهم پشت صحنه این است که همانند رژیم های غنی – کرزی، معاوت اول و دوم حکومت به ترتیب به نمایندگان تاجیک تبار و هزاره تبار تعلق گرفته است. حتی گفته شده که شش تن از نمایندگان هزاره فردا معاونت دوم را با همه ای ساز و برگ تحویل خواهند گرفت.

    مولوی فصیح الدین امور معاونت اول را به یکی از تاجیک ها که تا کنون نامی از وی برده نشده، تحویل می دهد. همچنین در وزارت داخله فردی به اسم «ماستر خدایار»، و معاون امنیت ملی فردی به نام حسن زاده معرفی شده است.

    در چهارچوب تعیینات در ولایت ها، تصمیم بر این است که والی دایکندی و رئیس امنیت آن ولایت به خود نمایندگان هزاره سپرده شود و قوماندان امنیه و معاون ولایت از قوم پشتون خواهد بود.

    مقامات استخباراتی پاکستان با کار شبانه روزی و مجالس سری با رهبران طالبان، آنان را به اجرای همین اندازه تغییرات قانع کرده اند تا توجه جامعه بین المللی و منطقه ای به حاکمیت طالبان اندکی تغییر کند.

    اما کانال اطلاعاتی جبهه مقاومت ملی به گزارشنامه افغانستان اطلاع داده است که هدف اصلی این طرح موقت، منزوی کردن محوریت سیاسی مقاومت ملی و ایجاد تردید و انتظار در جبهات جنگ در پنجشیر، کوهستان، اندراب و سراسر شمال است.

  • تروئیکای توسعه یافته در پاکستان؛ طالبان برای تشکیل دولت همه شمول تحت فشار قرار می گیرند

    تروئیکای توسعه یافته در پاکستان؛ طالبان برای تشکیل دولت همه شمول تحت فشار قرار می گیرند

    نشست تروئیکای توسعه یافته در حالی امروز در اسلام آباد آغاز شده که انتظار می رود کشورهای شرکت کننده به شمول امریکا فشار لازم بر طالبان برای تشکیل همه شمول در افغانستان را وارد کنند.

    افغانستان اگرچه عضو تروئیکا نیست اما وزیر امور خارجه امارت اسلامی به دعوت پاکستان در این نشست حضور یافته است.

    در اولین نشست تروئیکای توسعه یافته پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان نمایندگان ویژه پاکستان، چین، روسیه و امریکا و پاکستان حضور به هم رسانده اند.

    رسانه‌های پاکستانی گزارش دادند دیپلمات‌های ارشد پاکستان، چین، روسیه و امریکا به عنوان اعضای تروئیکای توسعه‌یافته درصدد فشار بر دولت موقت طالبان هستند تا این گروه به تعهدات خود شامل تشکیل دولت فراگیر، حمایت از زنان و پاسداری از حقوق بشر و عدم استفاده مجدد از خاک افغانستان توسط گروه‌های تروریستی علیه سایر کشورها، عمل کند. روزنامه پاکستانی اکسپرس تربیون به نقل از یک مقام ارشد دیپلماتیک غربی نوشته است دولت موقت طالبان تاکنون نتوانسته است شرایط را برآورده کند.

    این دیپلمات امکان به رسمیت شناختن فوری دولت طالبان را رد کرده و گفته است: «ما می‌خواهیم صرفا به جای سخنان، شاهد گام عملی طالبان باشیم».

    این دیپلمات غربی اضافه کرده جامعه جهانی مشتاق به تعامل با طالبان با هدف جلوگیری از تشدید اوضاع در افغانستان و یا بحران انسانی در این کشور است.

    اکسپرس تربیون همچنین به نقل از یک مقام پاکستانی تأیید کرد مسئله به رسمیت شناختن دولت موقت طالبان در مراحل بعدی مطرح خواهد شد، زیرا در مرحله کنونی مسئله کلیدی ایجاد اجماع منطقه‌ای و بین المللی است.

    این مقام آگاه گفته پاکستان همگام با جامعه بین‌المللی عمل خواهد کرد و دیدگاه خود را مبنی بر اینکه دولت طالبان نیاز به انجام کارهای بیشتر دارد، به اشتراک خواهد گذاشت.

    تاکنون هیچ کشوری دولت طالبان را به رسمیت نشناخته است. ذبیح الله مجاهد؛ سخنگوی طالبان دیروز در نشست خبری‌اش گفت مساله به رسمیت‌شناختن حکومت افغانستان از سوی کشورها در آستانه حل‌شدن قرار دارد.

    او با اشاره به آغاز کار نماینده ویژه تازه امریکا برای افغانستان گفت وی روابط خوبی با «امارت اسلامی» دارد و انتظار می‌رود روابط امریکا و طالبان بهتر شود.

    گفتنی است قرار است توماس وست؛ نماینده ویژه امریکا در امور افغانستان با متقی در پاکستان دیدار کند.

  • نسخه های رمزی؛ تجارت برخی داکتر صاحبان از مردم فقیر افغانستان

    نسخه های رمزی؛ تجارت برخی داکتر صاحبان از مردم فقیر افغانستان

    براساس گفته های بسیاری از بیماران، برخی داکتر صاحبان ظاهرا با برخی دواخانه ها پروتوکل خاصی دارند، و با نوشتن نسخه های رمزی و شفر دار بیماران را مجبور می سازند تا برای تهیه دوا به آن دواخانه مورد نظرشان رجوع کنند.

    بیمار بیچاره هم که از همه چیز بی خبر است و از طرفی مجبور به تهیه دوای خود است به ناخوداگاه به سوی دواخانه ای می رود که این داکتران برای او تعیین کرده اند.

    یک تن از بیماران مصاب به بیماری های مرتبط به مغز و اعصاب در ولایت هرات به خبرگزاری رها می گوید که برای رفع مشکل خود نزد یک داکتر مغز و اعصاب در شهر هرات مراجعه می کند و داکتر نیز پس از معاینه، نسخه ای برای او می نویسد و تاکید می کند که فقط از دواخانه ی مشخصی این دواها را تهیه کند.

    این بیمار با بیان اینکه به بسیاری از دوخانه های شهر هرات برای تهیه دوای روی نسخه مراجعه کرده، می گوید: «نسخه ای که در دست دارم را هیچ دواخانه ای بجز دواخانه مورد نظر داکتر خوانده نمی تواند.»

    وی علاوه می کند با این کار داکتران، بیماران خود را به سوی دواخانه های مورد نظرشان می کشانند تا دوای مورد نظر را به دو الی سه برابر قیمت معمولی آن به بیمار بفروش برسانند. از این فروش داکتر نیز سهم خود را می برد.

    این بیمار می گوید که بسیاری از داکتر صاحبان درآمدشان از طریق همین دواخانه های وصل شده به خودشان است که بیمار را برای تهیه دوا به مرز نابودی کشانده اند.

    او اضافه می کند قیمت تهیه دوای این گونه نسخه ها بسیار زیاد تر از حد معمول تهیه دوا است که بسیاری از مریضان واقعا توان خرید ندارند.

    وی تاکید می کند دولتی هم وجود ندارد که روی عملکرد این داکتران نظارتی داشته باشند تا در این شرایط بد اقتصادی از مردم بیچاره سوء استفاده نگردد.

    محمد اکبری، یک تن از شهروندان دیگر ولایت هرات نیز به خبرنگار رها در هرات می گوید اکثر داکتران در این ولایت «نسخه های قیدی» دارند که تنها دواخانه هایی که با آن داکتران هماهنگ هستند، آن را می توانند بخوانند.

    او افزود که بیشتر مریضان متوجه این قضیه نمی شوند و مکلف هستند تا از دواخانه ای که داکتران برای شان سفارش کرده، دوای شان را خریداری کنند.

    آقای اکبری علاوه کرد بیشتر داکتران در هرات زمانی که نسخه ای را برای مریضان شان می نویسند، به آن مریضان تاکید می کنند که دواها را از دواخانه ای خریداری کنند که به آنها گفته شده، «تا دوا همانی باشد که روی نسخه نوشته شده است.»

    او می گوید: «از طرفی برای اینکه داکتران مطمئن شوند که مریض های شان دواها را از دواخانه مورد نظرشان خریداری کرده اند، به آنها می گویند که پس از خرید دواها آنها را آورده و به داکتر نشان بدهند.»

    وی اضافه می کند که قیمت این گونه نسخه ها معمولا دو الی سه برابر قیمت معمولی برای تهیه همان دوا از دیگر دواخانه های سطح شهر است.

    آقای اکبری می گوید «برای مثال اگر شما همین نسخه را بتوانید از دواخانه های دیگر سطح شهر تهیه کنید، می توانید به 500 افغانی بخرید، اما از دواخانه مورد نظر این نسخه یک هزار افغانی قیمت خواهد داشت.»

    یک شهروند دیگر می گوید پس از آنکه نسخه یکی از داکتران را به همین گونه که گفته شد از دواخانه مورد نظر داکتر به قیمت بالا تهیه کرده، آن دواها را به یک دواخانه ی دیگر در سطح شهر برده و قیمت آن دواها را جویا شده است؛ که قیمت آن در واقع به نصف قیمتی بود که از دواخانه مورد نظر داکتر تهیه کرده است.

    با تماس های مکرر نتوانستیم دیدگاه های داکتر «وکیل احمد پدرام» داکتر مغز و اعصاب در هرات و یکی از داکتران دیگر را که متهم به نوشتن چنین نسخه های هستند، با خود داشته باشیم.

    مسئولین در بخش صحت ولایت هرات نیز حاضر به صحبت در این خصوص نشدند.

  • گفتار درمانی جامعه بحران زده یا روان درمانی اجتماعی

    گفتار درمانی جامعه بحران زده یا روان درمانی اجتماعی

    جامعه ما از نظر روحی به شدت آسیب دیده و نیاز به آسیب شناشی جدی دارد.  

    جامعه‌ای که 40 سال در جنگ بوده و کشتار، خون، ویرانی، فقر، یتیمی، بیوه زنان، معلول، دیوانه، روانی، سوء تغذیه، متولدین ناقص الخلقه، مهاجرت، توهین و تحقیر جزء لاینفک زندگی این جامعه بوده است صد درصد از نظر روحی و روانی گرفتار بحران است و قطعا درگفتار و رفتارش تعادل ندارد.

    مخصوصا بچه‌هایی که در میان دود باروت و آتش و انفجار متولد می شوند و در یک چنین فضایی آلوده و مسموم بزرگ می شوند و قد می کشند درحالی که گرفتار فقر اقتصادی شدید، نبود امنیت، ترس و وحشت هستند.

    حتی تحصیل کرده ها و خواص آن مردم هم تعادل ندارند نه در گفتار و نه در رفتار وعملکرد: نمونه اش همین بحث و جدال های فضای مجازی ست که قریب به اتفاق همه گفتارها تعادل ندارند. از تک تک کلماتشان توهین، تحقیر عقده و کینه و خباثت باطنی می بارد. هیچوقت به دنبال یافتن حقیقت نیستند، تازه ادعا دارند فقط در صدد بیان حقیقت اند و هدفی جز خدا ندارند، همه بلااستثنا می گویند تعصب قومی، زبانی، نژادی، فکری  و جغرافیایی ندارند و بد است ما را تباه و در به در کرده است. تبعیض، ظلم، حق کشی بد است و حکومت باید همه شمول باشد ولی در عملکرد خود بدترین رفتار را دارند ؛ گفتارشان میان قوم خود، نژاد خود، حزب خود مسمومیت زا و تعصب زا و ظالمانه و بی رحمانه ترین است. قران کریم می فرماید:«یا ایها الناس قدجائتکم موعظة من ربکم و شفاٌ لما فی الصدور و هدی و رحمة للمومنین».

     طبق این ایه ی شریفه اگر راست می گوییم اگرما بیست درصد مسلمان باشیم، باید گفتار ما، سخن ما و طرح ما حداقل 10 درصد شفا بخش و هدایت گر باشد درحالی که همه حرف های ما مرض و آلود است.

    معلوم است که گفتار و سخنی که از قلب بر می خیزد بر زبان جاری می شود. سخن نیش دار، سخن زننده، گفتار باطل و متعصب وآلوده و کثیف حکایت از قلب کثیف و مریض و آلوده دارد.  

    درعین حال چقدر زشت است که ادعا می کند حرف خدا و پیغمبر را می زند، لباس پیغمبر بر تن دارد، ریش می گذارد، تسبیح در دست دارد و از همه بدتر اینکه آیه های قران و حدیث می خواند.   

    چنین افراد فریبکاری در تایید حرف های خود از احادیث استفاده می کند و نیت کثیفش را پشت قرآن و حدیث پنهان می کند و آن وقت دعوای دلسوز بودن به خلق الله را هم دارند درحالی که «فی قلوبهم مرض فزاد هم لله مرضا و لهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون»،

    پس معلوم می شود قلبهای مرض آلود و گفتاریی با زبان شیطان حکایت از بحرانی بودن روان دارد.  

    سلطان حسین فهیمی بزرگمهر

  • قاری «حمزه بریال» والی جدید طالبان برای کابل کیست؟

    قاری «حمزه بریال» والی جدید طالبان برای کابل کیست؟

    از جمله این تغییرها، انتصاب قاری «حمزه بریال» به عنوان والی برای ولایت کابل است.

    قاری حمزه بریال از ولسوالی تگاب ولایت کاپیسا است که پیش از این رهبری یک گروه چند صد نفره از جنگجویان طالبان را علیه نیروهای امنیتی دولت پیشین و نظامیان خارجی بر عهده داشت.

    براساس گزارش های اطلاعاتی نظامیان خارجی و اداره امنیت ملی دولت پیشین، قاری حمزه بریال مسئول شماری از حملات علیه نظامیان داخلی و خارجی در داخل و اطراف کابل و همچنین مسئول تامین سلاح و مهمات طالبان بود.

    نظامیان آمریکایی همچنین پیش تر عنوان کرده بودند که قاری حمزه بریال با گروه القاعده در ارتباط است.

    قاری بریال طی سال های گذشته رهبری یک گروه با نام خودش تحت عنوان «گروه قاری بریال» را بر عهده داشت که براساس آخرین تخمین در سال 2010 در حدود 150 الی 200 نفر عضو گروه او بودند.

    او برای اولین بار فعالیت نظامی خویش را به عنوان یک فرمانده حزب اسلامی گلبدین حکمتیار آغاز کرد، اما بعدها به صفوف طالبان پیوست و رهبری جنگویان را در ولایات مختلفی به شمول کاپیسا، پروان، پنجشیر و کنر بر عهده گرفت.

    در سال 2013 میلادی، «مرکز استخبارات میدانی ارتش آمریکا» (NGIC) قاری حمزه بریال را به عنوان فرمانده زون شمال طالبان توصیف کرد و گفت که او به عنوان فرمانده زون شمال حملاتی را در ولایات پروان، کاپیسا و پنجشیر و همچنین کابل راه اندازی کرده است.

    بدون شک قاری حمزه بریال که نظامیان آمریکایی و ناتو از او به عنوان مسئول «شبکه حملات کابل» یاد می کردند، یک فرمانده کلیدی طالبان بود.    

    مرکز استخبارات میدانی ارتش آمریکا گفته بود که قاری بریال همچنین منابع و مبارزان گروه های القاعده، طالبان، جنبش اسلامی ازبکستان، اتحاد جهاد اسلامی، حزب اسلامی ترکستان، و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار را گردهم جمع می کرده تا حملاتی را در و اطراف کابل راه اندازی کند.

    گستره شبکه ی او به ولایات لوگر، وردک، ننگرهار، کاپیسا، غزنی، پروان و زابل نیز می رسید.

    همچنین گفته می شود که قاری بریال در سال 2008 میلادی از یک حمله نظامیان آمریکایی در کاپیسا جان سالم بدر برد، اما برادر، همسر و پدرش در این حملات کشته شدند.

    او گفته بود که برای ملا عمر بنیانگذار طالبان نمی جنگد، بلکه برای حاکمیت شریعت می جنگد و تا زمانی که به این هدف نرسیده دست از مبارزه بر نخواهد داشت.

  • یک قاضی، حکم اعدام برای اشرف غنی صادر کرد

    یک قاضی، حکم اعدام برای اشرف غنی صادر کرد

    قاضی احمد ایوبی (نام مستعار) یک تن از قضات در دولت پیشین می گوید که براساس ماده 238 کد جزا، محمد اشرف غنی رئیس جمهور فراری افغانستان را به جرم خیانت ملی و تسلیم دهی کشور به نیروهای مسلح متخاصم به اعدام محکوم می کند.

    قاضی احمد ایوبی یک تن از قضات دولت پیشین در گفتگویی با خبرگزاری رها از شرایط سختی که این روزها در آن بسر می برد سخن می گوید.

    وی گفت تا پیش از سقوط دولت پیشین به عنوان قاضی محکمه ابتداییه در ولایت ….. فعالیت داشته که اما پس از تحولات سیاسی اخیر در ولایتی دیگر به صورت مخفیانه زندگی می کند.

    قاضی ایوبی می گوید که هیچ انتظار نداشته که دولت به این آسانی سقوط کند؛ «هنگامی که طالبان موفق به تصرف ولایت …. شدند من هم همان شب در آنجا بودم؛ پس از آن خود را به هزار مشکلات و سختی و با پای پیاده از ولایت ….. خارج ساخته و وارد ولایت ….. شدم.»

    وی از تهدیدهایی که قبل از سقوط دولت و پس از سقوط دولت متوجه او شده می گوید: «پیش از سقوط دولت نیز بنابر وظیفه ای که به مدت چهار سال در دیوان جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی داشتم و مطابق با قانون، برای افراد مسلح وابسته به گروه های طالبان و داعش و یا قاچاقبران مواد مخدر احکام حبس صادر می کردم، همواره مورد تهدید واقع می شدم. اما پس از سقوط دولت، تماس های فراوانی از شماره های ناشناس از آدرس های امارت اسلامی طالبان و یا برخی از افرادی که مدعی بودند در دوسیه های مواد مخدر آن را ها بندی کرده ام، دریافت کردم که مرا تهدید به تلافی و محاسبه می کردند.»

    قاضی ایوبی علاوه می کند از آنجایی که هیچ گاه به ترک افغانستان فکر نکرده بوده و حتی گذرنامه ای هم برای خود و اعضای خانواده اش تهیه نکرده بود، پس از سقوط دولت و فرار از تهدیدهای امنیتی فزاینده، مجبور به انتخاب مسیر دشوار قاچاق برای خروج از کشور شده است، که اما در این کار ناموفق بوده و پس به کشور عودت داده می شود.

    وی می گوید هم اکنون در گوشه ای از شهر ….. ساکن شده و یک کراچی ترکاری دارد و از این رو سعی می کند حداقل مایحتاج اولیه زندگی خود را تامین کند.

    قاضی احمد ایوبی با اشاره به عفو عمومی اعلام شده از سوی امارت اسلامی طالبان می گوید: «پس از سقوط دولت چندین بار از آدرس امارت اسلامی طالبان با من تماس گرفتند و گفتند که در زمان حکومت قبلی تو به عنوان یک قاضی «هزاره» و مسلمان، مسلمانان زیادی از نیروهای امارت اسلامی را زندانی و حبس کرده ای؛ بنابراین باید این اعمال با تو محاسبه گردد.»

    این قاضی کشور علاوه می کند چندین بار با مدیر تحریرات دعوای استیناف ولایت …… تماس گرفته و اوضاع را جویا شده است، اما به وی توصیه اکید شده که به هیچ عنوان به سوی ولایت ….. نرود، زیرا او و تمامی قضات به خصوص قضاتی که در بخش جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کار می کرده اند، به شدت تحت تعقیب هستند.

    از قاضی احمد ایوبی پرسیدیم که آیا می تواند در آینده حکومت امارت اسلامی طالبان شریک باشد و دوباره به عنوان یک قاضی تحت حاکمیت آنها فعالیت کند، که او پاسخ داد: « به نظرم تمامی کسانی که طی 20 سال گذشته تحصیل کرده اند جایی در این دولت نخواهند داشت؛ و قضاتی مانند ما نیز که در گذشته احکام حبس و مجازات علیه گروه های مسلح مانند طالبان و داعش صادر می کردیم به هیچ عنوان جایی در دولت طالبان نخواهیم داشت.»

    وی شرایط حال حاضر اعضای طالبان را به عنوان افرادی با عقده های شخصی توصیف کرد و گفت: «طالبان در حال حاضر دغدغه مشروعیت دارند و شاید این روزها ملایمت و لطافت از خود نشان بدهند؛ اما پس از کسب مشروعیت به اقدام های تلافی جویانه خود خواهند پرداخت و به هیچ عنوان دست کم از قضات دولت پیشین در دستگاه خود استفاده نخواهند کرد، کما اینکه هم اکنون بسیاری از قضات خود را در سطح کشور تعیین کرده اند.»

    قاضی ایوبی خاطر نشان کرد که «اگر حتی جامعه جهانی طالبان را به رسمیت بشناسد، طالبان یک تحریک سنتی و تعصبی است و متعصب گونه رفتار خواهد کرد؛ شاید این حرف کمی ناپسند باشد اما بهتر است واقعیت را بگویم؛ در دولت پیشین در بسیاری مواقع هنگامی که با افراد امارت اسلامی در محاکم برخورد می کردم، آنها می گفتند که تو از اهل تشیع هستی و جایز نیست که قاضی باشی. به نظرم، اگر حتی قضات دولت پیشین از برادران اهل سنت (که البته غیرممکن است) بتوانند در دستگاه جدید کار کنند، من مطمئنم که من جایگاهی نخواهم داشت.»

    قاضی ایوبی تاکید کرد که امارت اسلامی طالبان به هیچ عنوان در گفتارهایش صادق نیست و تمامی قضات دولت پیشین زیر شدیدترین تهدیدهای امنیتی می باشند.

    در نهایت از قاضی ایوبی پرسیدیم که اگر یک حکم علیه و یا به نفع اشرف غنی و امارت اسلامی صادر کند آن حکم چه خواهد بود، او گفت: «اشرف غنی مطابق با ماده 238 جزا به جرم خیانت ملی و زمینه سازی برای تسلیم تمامیت ارضی کشور به نیروهای مسلح دشمن و تسلیم نیروهای مسلح کشور در زمان جنگ به نیروی متخاصم به اعدام محکوم می کنم. در رابطه با افراد امارت اسلامی من قبلا احکام در خور صادر کرده ام. طالبان بیشتر شبیه یک جریان قومی و حزبی است تا یک نظام سیاسی و مشروع»

  • بند برق شورابک؛ مردم بدخشان خواهان فسخ قرارداد با شرکت «بدخشان انرژی» شدند

    بند برق شورابک؛ مردم بدخشان خواهان فسخ قرارداد با شرکت «بدخشان انرژی» شدند

    برق شورابک یک رویای مردم بدخشان بود که با تحقق آن مردم این سرزمین آرزوی برق 24 ساعته و استفاده از ماشین آلات برقی را داشتند، اما با وجود اتمام این پروژه هنوز مردم این ولایت از دسترسی نداشتن به برق درست شکایت دارند. شهروندان بدخشان می گویند که شرکت بدخشان انرژی توانایی مدیریت آب های بدخشان را ندارد بنابرین آنان خواهان فسخ قرار داد با این شرکت خصوصی از سوی دولت هستند.

    احمد نبیل باشنده شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان به خبرگزاری رها گفت که بدخشان 53 فیصد منابع آبی افغانستان را در اختیار دارد و باید بند های برقی زیادی در این ولایت اعمار می گردید که اما دولت وقت تمام منابع برقی ولایت بدخشان را با ارزش 630 میلیون دالر طی یک قرارداد 30 ساله به شرکت خصوصی «بدخشان انرژی» واگذار کرده است.

    به گفته آقای نبیل در این مدت شرکت «بدخشان انرژی» تنها 91 میگاوات برق برای مردم بدخشان می سازد، در حالیکه بند های کوچک آبی که به کمک همبستگی ملی ساخته شده است 40 میگاوات برق ظرفیت دارد.

    در کنار ناراض بودن شهروندان شهر فیض آباد از قرارداد برق با شرکت «بدخشان انرژی»، شماری دیگر از شهروندان این ولایت از نداشتن دسترسی به برق درست نیز شکایت دارند.

    هدایت الله باشنده فیض آباد می گوید از زمان روشن شدن برق شورابک آنها دسترسی درست به برق ندارند و شرکت «بدخشان انرژی» نیز در زمینه رسانیدن خدمات برای مردم این ولایت بی توجه است.

    او گفت که شرکت خصوصی «بدخشان انرژی» کارمندان مسلکی ندارد و همچنین در ولا یت بدخشان آماده سرمایه گذاری نیست.

    به گفته وی، از زمان قرار داد نزدیک به یک سال می گذرد ولی تا اکنون هیچ فعالیتی از چشمگیری از سوی شرکت بدخشان انرژی برای مردم بدخشان صورت نگرفته است.

    احمد نبیل می گوید در آغاز مردم بدخشان به «بدخشان انرژی» پیشنهاد نمودند که از ظرفیت های مردم بدخشان استفاده کرده و در ورکشاپ های پروژه بند برق شورابک از جوانان این ولایت استفاده کنند، اما به گفته او «بدخشان انرژی» شش نفر را از کشور تاجیکستان آورد که متاسفانه در تحولات سیاسی اخیر فرار نموده و به کشور خود باز گشته اند؛ در نتیجه آن، امروز کارمندان مسلکی وجود ندارد و مردم با مشکلات نبود برق دست و پنجه نرم می کنند.

    درهمین حال اما شرکت خصوصی بدخشان انرژی که قرارداد 30 ساله ای با رقم 630 میلیون دالر با حکومت پیشین به امضا رسانیده از مشکلات کارش در صفحات اجتماعی این شرکت پرده برداشته است.

    این شرکت طی اعلامیه ای گفته است که بر اساس تحولات پیش آمده اخیر، دستگاه بند برق شورابک نیمه تمام مانده و پیش از وقت فعال گردیده است.

    در اعلامیه بدخشان انرژی آمده است: «اکنون دو توربین فعال است؛ شرکت بدخشان انرژی نیز تا زمانیکه مسوولیت دستگاه را از حکومت افغانستان به عهده نگرفته است بنا بر نورم ها و استندرد های بین المللی برق، حق ساخت و ساز و ترمیم این دستگاه به شکل اساسی را ندارد. زمانی که مسوولیت دستگاه شورابک از سوی حکومت، رسما به بدخشان انرژی سپرده شد ما می توانیم با آوردن متخصصان بین المللی مشکلات سنکرونایزیشن شبکه را فعال کنیم.»

    در ادامه اعلامیه این شرکت از شهروندان شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان خواسته شده است که در اوقات پنج الی نه شب و چهار صبح الی هشت صبح از کارگیری وسایل بسیار پر مصرف برقی و مصرف بیش از حد برق خود داری نمایند تا شبکه ها بتواند به شکل نورمال و درست به فعالیت های خویش ادامه دهد. طبق گفته های این شرکت مصرف بیش از حد توان، بار اضافی شبکه را زیاد ساخته و سبب خاموش شدن دستگاه می شود.

    اما باشندگان بدخشان ادعا های بدخشان انرژی را رد می کنند؛

    عبدالواجد باشنده شهر فیض آباد می گوید مشکل اساسی بدخشان انرژی و قطع شدن برق ها نبود کارکنان فنی و تخنیکی است.

    او اضافه می کند که بدخشان انرژی قصدا برق را در ساعات مورد نیاز مردم قطع می کند تا مردم به پرداخت تعرفه زیاد برق آماده شوند.

    باشندگان بدخشان همچنین می گویند که «بدخشان انرژی» ضعف مدیریتی دارد و باید قرارداد 30 ساله با این شرکت فسخ گردد.

    بند برق شورابک دارای سه توربین و ظرفیت 7.5 مگاوات برق است که به ارزش 80 هشتاد میلیون دالر به کمک کشور فدرال آلمان به تازگی بر بستر رودخانه «کوکچه» اعمار گردیده است و طبق اظهارات مقامات پیشین، این بند برق ظرفیت برق رسانی به 15 هزار خانواده در شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان را دارد.

    اما قابل ذکر است که تعرفه این پروژه حیاتی تا اکنون به گونه رسمی تعیین نگردیده است، اما گفته می شود که در همین نزدیکی یک تیم پنج نفره به نمایندگی از مردم شهر فیض آباد بخاطر معلوم شدن تعرفه بند برق شورابک راهی کابل شده اند.

  • آمریکا مقصر است؛ کماندوی دیروز بازوی توانای امروز داعش شاخه خراسان (2)

    آمریکا مقصر است؛ کماندوی دیروز بازوی توانای امروز داعش شاخه خراسان (2)

    همان طور که قبلا هم گفتیم بسیاری از جنگجویان کنونی داعش شاخه خراسان از نیروهای ناراضی طالبان و تحریک طالبان پاکستان تشکیل شده است. در کنار این خروج بی برنامه امریکا نیز سبب شده طالبان به دنبال انتقام از کماندوهای نخبه ارتش افغانستان که برای شکار طالبان تربیت شده بودند، بیفتند. جنرالان امریکایی به خوبی بر این مساله واقف اند و به همین دلیل مدام در مورد شکست در خروج همکاران افغان خود سخن می گویند.

    رسانه «راشا تودی» در مطلبی در این مورد می نویسد امریکا مقصر قدرت گیری داعش شاخه خراسان در افغانستان است.

    تغییر رویکرد آنها(جنگجویان ناراضی طالبان و تحریک طالبان پاکستان) بیش از آنکه به مباحث الهیات اصیل در مورد خلوص و پاکی دینی باشد به اختلافت سیاسی سنتی در مورد تقسیم قدرت مربوط می شود.

    داعش، وسیله ای برای اهداف ناراضیان تحقیر شده

      داعش شاخه خراسان به بستری برای جذب آن دسته از عناصر طالبان و تحریک طالبان که کینه در دل داشتند یا احساس حقارت می کردند، تبدیل شد. این واقع گرایان سیاسی از نام داعش شاخه خراسان به عنوان وسیله ای برای پیش برد اهداف سیاسی خود استفاده می کنند. به روشی مشابه، رهبری باقیمانده حزب بعث در سال 2014 و 2015 زمانیکه جنگ به سنگرهای پیشین بعث در موصل،  انبار و تکریت کشانده شد، به دولت اسلامی روی آوردند.

    داستان جنگجویان داعش شاخه خراسان در افغانستان هم شبیه سوریه و عراق هست: براساس گزارشات، بسیاری از جنگجویان داعش شاخه خراسان در افغانستان از کشورهای چین، پاکستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان به کمپ های تمرینی در ولایت ننگرهار در شمال افغانستان اعزام شده اند. همانند جنگجویان داعش که برای جنگ در سوریه و عراق جذب شده بودند، جنگجویان داعش شاخه خراسان در افغانستان نیز به نظر نمی رسند عالمان دینی باشد، این جنگجویان مردان جوان ناراضی هستند که قهرمانانه مردن در میدان جنگ را بر زندگی خفت بار در فقر، بیچارگی و ظلم را ترجیح می دهند.

    شباهت نیروهای امنیتی افغانستان و بقایای نظامی حزب بعث عراق

    با در نظر داشت صفحه ای از کناب «فرصت طلبی سیاسی حزب بعث»، می توان گفت بسیاری از سربازان نیروهای امنیتی و دفاعی پیشین افغانستان به شمول نیروهایی که توسط سی آی ای و دیگر سازمان های استخباراتی بیگانه آموزش داده شده بودند، به عنوان تنها گزینه بقای سیاسی به داعش شاخه خراسان پیوستند. این سربازان و نیروها تنها روی کشتن، مختل کردن طالبان و وفاداری شان به بیگانگانی که به این گروه پول می داد تا با دولت افغانستان بجنگد و مخالفت کند، تمرکز داشتند.

    کماندوهای پیشی ارتش افغانستان یا همان قاتلان سابق زمانیکه خود را مورد خشم و توهین طالبان یافتند، در ماه آگوست به میدان هوایی کابل هجوم آوردند تا از طریق پروازهای نظامی امریکا تخلیه شوند.  بسیاری از این قاتلان آموزش داده شده توسط خارجی ها موفق شدند به همراه خانواده هایشان با پروازهای نظامی امریکا از افغانستان فرار کنند اما آن عده یی که موفق به فرار نشدند هم اکنون با انتقام طالبان روبرو شده اند و به نظر می رسد اعلام عفو عمومی طالبان شامل حال این دسته و خانواده هایشان نمی شود و طالبان در تاریکی شب آنها را شکار می کنند.

    کماندوها و نیروهای استخباراتی ارتش افغانستان که زمانی برای شکار طالبان آموزش داده شده بودند اینک که از سوی امریکا و متحدین خارجی شان مورد بی مهری قرار گرفته و تنها رها شده اند، بدون شک گزینه ای بهتر از پناه بردن به داعش برای نجات از انتقام طالبان ندارند، علاوه بر این این کماندوها یا بهتر بگوییم همان قاتلان پیشین طالبان، یک بار دیگر می توانند از تجربیات خود برای شکار طالبان این بار در صف داعش شاخه خراسان استفاده کنند. بسیاری از این کماندوها و نیروهای استخباراتی دولت پیشین اطلاعات داخلی مهمی در مورد افغانستان، نهادها و اسرار و برنامه های امنیتی که اینک به دست طالبان افتاده در اختیار دارند. بر همین اساس بعید نیست داعش شاخه خراسان با استخدام برخی از این نیروها توانسته باشد حمله به شفاخانه چهارصد بستر سردار محمد داودخان در کابل را برنامه ریزی و اجرا کرده باشد.  

    سیاست غلط مبارزه با تروریزم امریکا در افغانستان

    این ادعای نهادهای استخباراتی امریکا که داعش شاخه خراسان قادر است طی شش خود را برای حمله به امریکا و متحدانش آماده کند بیش از اینکه بر واقعیات منطبق باشد از ترس ناشی از عدم ظرفیت های جمع آوری اطلاعات مربوط به افغانستان ناشی می شود. از نظر امریکا داعش شاخه خراسان اکنون دیگر یک گروه شش صد تا هشت صد نفری مستقر در شرق افغانستان در سال 2017 نیست و به هزاران جنگجو در ولایات مختلف که توان حمله برنامه ریزی شده به شهرهای کلان افغانستان از جمله کابل را دارد، گسترش یافته اند.

    علاوه بر این، هرچه طالبان برای تحکیم پایه های امارت اسلامی خود زمان بیشتری را از دست بدهند به همان نسبت داعش شاخه خراسان فرصت بیشتر برای قدرتمند شدن را پیدا می کنند. از سویی هم به گفته رئیس امنیت ملی پیشین افغانستان، داعش با استفاده از فقر و هرج و مرج ناشی از خروج امریکا از افغانستان و نابودی دولت پیشین می تواند عضو گیری لازم را انجام دهد.

    رحمت الله نبیل به رسانه ها گفته است:«فکر می کنم بعد از زمستان، داعش در بخش های مختلف افغانستان بسیار قوی ظاهر شود.»

     ایالات متحده امریکا و به خصوص دولت جو بایدن مقصر اوضاع ناگوار کنونی در افغانستان است. سوء مدیریت محض خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و عدم اشراف به این واقعیت که طالبان به عنوان دشمنان پیشین امریکا چگونه در کابل حکومت می کنند سبب شده ایالات متحده امریکا ادعای حمایت از ثبات در افغانستان را داشته باشد در حالیکه به طور توطئه امیزی دست یافتن طالبان به امکانات ایجاد چنین امنیت و ثباتی را انکار می کند.  

    واقعیت این است که امریکا نه تنها از همان زمانی که داعش شاخه خراسان فعالیت خود در افغانستان را شروع کرد توانایی شکست آن را نداشت که امروز نیز سیاست هایی را تطبیق می کند که به قدرت گیری بیشتر داعش منجر می شود: پیش بینی ها حال حاضر امریکا در مورد تهدیداتی که در آینده از ناحیه داعش متوجه افغانستان، منطقه و این کشور می شود بیشتر خود ساخته و من دراوردی ست تا مبتنی بر واقعیات موجود. اگر کسی در سیاست مبارزه با تروریزم امریکا در افغانستان به دنبال عقلانیت باشد، هرگز به آن را پیدا نخواهد کرد.

    مترجم: حفیظ الله رجبی

    بیشتر بخوانید:

    گسترش داعش شاخه خراسان، ضعف امریکا و برنامه برای تخریب پاکستان (۱)

  • چگونه انسانی شایستگی به حرکت در آوردن چرخ تاریخ را دارد؟

    چگونه انسانی شایستگی به حرکت در آوردن چرخ تاریخ را دارد؟

    می توان گفت سه خصوصیت مهم نقش تعیین کننده‌ای برای سیاستمدار دارند: شوق، احساس مسئولیت و احساس تنانسب. در اینجا شوق در معنای عاری از احساسات آن مد نظر است؛ یعنی دلبستگی عمیق به یک آرمان اعم از اینکه الهی باشد یا شیطانی؛ نه شوق به معنای احساس درونی که از آن به هیجانات سترون تعبیر می‌شود. هیجانات که از هر احساس مسئولیت عینی تهی است و به پوچی می‌انجامد. بی تردید شور و شوق صرف، هر قدر هم از صمیم قلب باشد، کافی نیست. شوق باعث نمی‌شود کسی سیاستمدار شود، مگر اینکه به صورت دلبستگی عمیق به یک هدف در آید و احساس مسئولیت نسبت به این هدف را راهنمایی عمل خود قرار دهد. برای تحقق این امر حسن تناسب هم لازم است.

    برای سیاستمدار حسن تناسب یک کیفیت روان شناختی تعیین کننده به شمار می‌رود، یعنی توانایی متأثر شدن از واقعیت‌ها در عین تمرکز و آرامش درونی. بنابراین باید فاصله خود را با اشیا و انسان‌ها حفظ کرد. عدم رعایت این فاصله به خودی خود یکی از خطاهای مرگباری است که هر سیاستمداری را تهدید می‌کند. … بنابراین سیاست باید هر روز و هر لحظه در درون سیاستمدار بر یک دشمن بی‌مایه اما کاملا انسانی غلبه کند: احساس غرور مبتذل که خطرناکترین دشمن هر نوع دلبستگی واقعی به آرمان است. غرور خصلتی تقریبا همگانی است و شاید هیچ کس کاملا از آن فارغ نباشد. …. سیاستمدار ناگزیر است برای کسب قدرت تلاش کند. بنابراین «قدرت طلبی»، … جزو خصیصه‌های عادی سیاستمدار است.

    او فقط هنگامی در قبال روح مغرور حرفــه‌ای خود گناهکار محسوب می‌شود که اشتیاقش برای رسیدن به قدرت عینی نباشد. یعنی بی‌هدف و صرفا برای ارضای نفس و لذت شخصی باشد. در عرصه سیاست تنها دو نوع گناه کبیره وجود دارد: بی‌هدفی و عدم مسئولیت، که گناه دوم اغلب، اما نه همیشه، ناشی از همان بی‌هدفی است. غرور و اشتیاق به حضور شخصی در صحنه، سیاستمدار را به شدت وسوسه می‌کند که یکی از این گناهان یا هر دوی آن‌ها را مرتکب شود. بویژه هنگامی که «عوامفریب» مجبور باشد به «جلب توجه» روی بیاورد. بنابراین او همیشه در معرض این خطر است که به نوعی بازیگر تبدیل شود و مسئولیت اعمال خود را جدی نگیرد و صرفا به تأثیری که بر دیگران می‌گذارد دلخوش باشد. بی‌هدفی او را وسوسه می‌کند تا در آرزوی زرق و برق ظاهری قدرت باشد نه قدرت واقعی. احساس بی‌مسئولیتی او حاکی از آن است که از قدرت به خاطر نفس قدرت لذت می‌برد و هدفی واقعی را دنبال نمی‌کند.

    با اینکه قدرت در عرصه سیاسی وسیله‌ای ضروری است و از آن گریزی نیست و اشتیاق برای کسب قدرت یکی از نیروهای محرکـه‌ای هر نوع مبارزه سیاسی را تشکیل می‌دهد، هیچ چیز به اندازه‌ای سیاستمدار لاف زن و تازه به قدرت رسیده و خودبزرگ بینی ناشی از احساس قدرت و، به طور کلی، هیچ چیز به اندازه‌ای پرستش قدرت به خاطر نفس قدرت به نیروی سیاسی لطمه نمی‌زند.

    چه بسا «سیاستمدار قدرت محور» در جلب توجه دیگران بسیار موفق باشد، اما کارش بی معنا است و نتیجه‌ای بدست نمی‌دهد. می‌توان از سقوط درونی و ناگهانی نمونه‌های بارز چنین نگرشی، به ضعف‌های نهفته در پس این رفتار لاف‌زنانه و کاملا توخالی پی‌برد. چنین ذهنیتی محصول نگرشی کهنه و بی‌اعتنایی ظاهری به معنای رفتار انسانی است؛ و با شناخت تراژدیی که با همه‌ای اعمال انسانی، و بویژه با اعمال سیاسی، عجین است، هیچ نستی ندارد.

    داکتر امان فصیحی

    رفرنس: دین قدرت جامعه، ماکس وبر: 134-136.

  • فقر و بیکاری؛ افزایش دست فروشی در سرک های کابل

    فقر و بیکاری؛ افزایش دست فروشی در سرک های کابل

    کابل شهری که روزگاری نه چندان دور در منطقه و حتی جهان به دلیل آب و هوای خوشش شهره خاص و عام بود و بسیاری از پادشاهان و حکمرانانش از داشتن قصرهای زیبا در این شهر محصور در تپه لذت می بردند،  این روزها دیگر آن رنگ و بوی زندگی را ندارد و مردم یکپارچه ملتهب و نگران هستند.

    التهاب ناشی از تسلط دوباره امارت اسلامی، بلوکه شدن دارایی های افغانستان از سوی امریکا و اروپا و بی سرنوشتی نوع تعامل کشورهای منطقه و جهان با امارت اسلامی همه و همه ته دل تک تک شهروندان این کشور را خالی کرده است. کسانیکه توانایی مالی لازم یا واسطه و رابطه لازم را داشته اند خود را از این سرزمین انگار نفرین شده کشیده اند.

    آن عده که دستشان از آسمان و زمین کوتاه مانده اینک دیوانه وار هرچه در دست دارند را به سرک ها آورده اند تا بفروشند و لقمه نانی برای خود و اعضای فامیلشان به دست بیاورند.

    در سرکی هایی که تعداد فروشندگانش به مراتب بیشتر از خریداران و مشتریان است واقعا تنها بارقه های امید به زندگی نیز از دست می رود.

    تعداد دست فروشان در سرک های کابل به دلیل فقر و بی کاری افزایش یافته است و نیاز به پول برای خرید مایحتاج زندگی و غذا دلیل اصلی این افزایش است.

    دست فروشان می گویند برای پیدا کردن یک لقمه نان مجبورند دست به هر کاری بزنند، شغلی وجود ندارد و دست فروشی آخرین گزینه باقی مانده است.

    جاوید یکی از دست فروشان به طلوع نیوز می گوید:«هیچ شغلی برای ما وجود ندارد و مجبوریم در سرک دست فروشی کنیم.»

    محمد سلیم هم می گوید:«هیچ چیز برای مردم باقی نمانده است و همه مردم دست فروش شده اند چون گزینه دیگری ندارند.»

    این پدیده از سویی هم سبب درد سرهایی برای دیگر شهروندان شده است و شهروندان کابل از ترافیک و  ازدحام جمعیت ناشی از حضور دست فروشان در پیاده روهای کابل گله مند هستند.

    شیر محمد یکی از باشندگان کابل می گوید باید مکانی برای دست فروشان در نظر گرفته شود تا بتوانند آزادانه فروش کنند و در عین حال سرک ها هم بند نشود.

    سید نسیم باشنده دیگر کابل هم تاکید می کند به دلیل ازدحام جمعیت و افزایش دست فروشان به سختی می توان با موتر از بخش هایی از شهر عبور کرد و این زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده است.

    مقامات شهرداری کابل هم تاکید می کنند تلاش  دارند پیاده روها را از وجود دست فروشان پاک کنند و آنها را به مکانی مناسب جابه جا سازند.

    حمدالله معاون شهردار کابل می گوید برنامه داریم فرصت های شغلی برای دست فروشان در مناطقی که به نام فضای سبز خوانده می شود فراهم کنیم تا شهر تمیز بماند.

  • وال استریت ژورنال: طالبان ۴۰۰ سرباز تسلیم شده‌ی اردوی ملی را تیرباران کرده‌اند

    وال استریت ژورنال: طالبان ۴۰۰ سرباز تسلیم شده‌ی اردوی ملی را تیرباران کرده‌اند

    امارت اسلامی طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان عفو عمومی اعلام کردند و بر این اساس انتظار می رفت سربازان اردوی ملی و افسران ارتش دولت پیشین به نوعی در امان باشند.

    آنچه در رفتار میدانی طالبان دیده می شود در تضاد با اعلام عفو عمومی این گروه می باشد.

    گزارش تازه وال استریت ژورنال مبنی بر تیرباران شدن چهارصد سرباز تسلیم شده ارتش افغانستان به دست طالبان موید همین گفته است.

    به گفته این رسانه اجساد این سربازان کشته شده اکنون در شفاخانه سردار محمد داودخان کابل نگهدای می شود.

    این در حالی ست که یکی از مقامات امارت اسلامی طالبان چند روز پیش مدعی شده بود اجسادی که در شفاخانه نگهدای می شود به حکومت قبلی بر می گردد.

    به گفته قاری فصیح‌الدین، رئیس ستاد ارتش طالبان روز ۹ عقرب گفته بود یک کانتینر پر از اجساد نظامیان حکومت پیشین در شفاخانه سردار محمد داوودخان نگهداری می‌شود.

    این اظهارات او واکنش‌های جدی را به دنبال داشت: امرالله صالح، معاون رییس جمهور اشرف‌غنی از نهادهای بین‌المللی خواست تا در این مورد تحقیق کنند.

    به نقل از پیک آفتاب امرالله صالح گفته بود این اجساد مربوط به سربازان زخمی است که در زمان سقوط حکومت به دست طالبان در شفاخانه بوده‌اند و طالبان بعد از تسلط بر شفاخانه آنها را به رگبار بسته است.

    وال‌استریت ژونال درادامه گزارش خود می‌افزاید در زمان سقوط حکومت افغانستان ۲۳ تن زخمی سطحی ۷ تن شهیدان اردوی ملی در شفاخانه سردار داوود خان نگهدار می‌شد و دیگر هیج شهید و زخمی اردوی‌ ملی افغانستان در شفاخانه سردار داوود خان وجود نداشته است.

    در همین حال، اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) هم در گزارش تازه خود به نقل از جنرال مایک میلی، رئیس ستاد ارتش امریکا گفته است که در دو دهه جنگ افغانستان “حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار سرباز ارتش و پولیس افغانستان کشته شده‌اند”.

  • سراج الدین حقانی میانجی و میزبان مذاکرات صلح دولت پاکستان با طالبان پاکستانی در خوست

    سراج الدین حقانی میانجی و میزبان مذاکرات صلح دولت پاکستان با طالبان پاکستانی در خوست

    روزنامه داون پاکستان به نقل از منابعی گزارش کرده است که دولت پاکستان با تحریک طالبانی پاکستان برای برقراری یک آتش بس موقتی و آزمایشی یک ماهه با یکدیگر به توافق رسیده اند.

    میانجی گری این گفتگوهای صلح میان دولت و تحریک طالبانی پاکستان را سراج الدین حقانی سرپرست وزارت داخله طالبان در ولایت خوست افغانستان بر عهده داشته است.

    تاکنون اما معلوم نیست که از جانب پاکستان چه کسی در این گفتگوها که دو هفته به طول انجامیده حضور داشته است.  

    براساس توافق صورت گرفته به منظور راستی آزمایی طرفین، دولت پاکستان به صورت مشروط برخی زندانیان تحریک طالبان پاکستان را آزاد می کند و آتش بسی یک ماهه در کل کشور اعلام می گردد.

    تعداد زندانیانی که قرار است از زندان های پاکستان آزاد شوند مشخص نیست، اما روزنامه داون می گوید که احتمالا نزدیک به 25 تن باشد.

    برخی منابع پاکستانی به روزنامه داون گفته اند: «افرادی که قرار است آزاد شوند جنگجویان میدانی تحریک طالبان پاکستان هستند، فرماندهان ارشد و یا رده متوسط آنها آزاد نمی شوند. ما در حال راستی آزمایی هستیم. محتاطانه عمل می کنیم. آتش بس موقت پس از آزادی این زندانیان اجرا می گردد.»

    تحریک طالبانی پاکستان تاکنون در این خصوص اظهار نظری نکرده است.

    لازم به ذکر است که تحریک طالبان پاکستان به مدت دو دهه است که دست به اقدام های مسلحانه علیه دولت پاکستان می زند.

    پس از سقوط دولت و تسلط طالبان بر افغانستان، «مفتی نورولی محسود»  رهبر تحریک طالبانی پاکستان در بیانیه ای سقوط دولت افغانستان را «پیروزی مجاهدین افغانستان» خطاب کرد و ضمن تبریک به رهبری و فرماندهان طالبان، گفت تحریک طالبانی پاکستان از هیچ تلاشی برای طالبان افغانستان دریغ نمی کند.  

    همچنین گفتنی است که سراج الدین حقانی سرپرست وزارت داخله طالبان از سوی سازمان ملل و پولیس فدرال آمریکا تحت تعقیب است و پولیس فدرال برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری مستقیم سراج الدین حقانی گردد، مبلغ 10 میلیون دالر جایزه می دهد.

  • سازمان بین المللی مهاجرت: شهروندان عادی افغانستان فقیر و آشفته شده اند

    سازمان بین المللی مهاجرت: شهروندان عادی افغانستان فقیر و آشفته شده اند

    «آنتونیو ویتورینو» رئیس سازمان بین المللی مهاجرت امروز پنجشنبه (13 عقرب) گفت ادامه درگیری ها، فقر و خشکسالی و دیگر شرایط اضطراری مرتبط با آب و هوا، افغانستان را به سوی فروپاشی هدایت کرده است.  

    وی گفت: «ما در حال مسابقه با زمان هستیم. همان طور که آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد نیز تاکید کرده باید به شهروندان افغانستان کمک کنیم که برای زمستان پیش رو آمادگی بگیرند.»

    وی که به تازگی به افغانستان مسافرت کرده است می گوید حتی شهروندان عادی افغانستان نیز فقیر و آشفته شده اند.

    آنتونیو ویتورینو علاوه کرد: «بیش از نیمی از جمعیت افغانستان در تقلای یافتن غذا هستند؛ سوء تغذیه به ویژه برای کودکان به سطح نگران کننده ای رسیده است؛ و در نهایت بیش از 80 درصد مردمانی که از آنها سروی انجام دادیم، شغل و درآمد خود را از دست داده اند. میلیون ها نفر در مکان هایی زندگی می کنند که دسترسی بسیار محدودی به خدمات اولیه به شمول خدمات بهداشتی و فاضلاب دارند.»

    او افزود: «ما خانه به خانه می رویم تا ببینیم مردم به چه چیزهایی نیاز دارند؛ به آنها سرپناه، پتو، البسه گرم و پول برای خرید سوخت برای لوازم گرمایشی می دهیم. ما درصدد هستیم برنامه های زمستانی خود را در سطح ولایات گسترش دهیم و بتوانیم به 200 هزار نفر کمک رسانی کنیم.»

    رئیس سازمان بین المللی مهاجرت در همین حال اما گفت که با آمدن فصل سرما ممکن است مردمان بیشتری مجبور به ترک خانه های فعلی شان گردند و به دنبال سرپناه و حمایت باشند.

    براساس آخرین گزارش سازمان بین المللی مهاجرت، دست کم پنج و نیم میلیون افغان در داخل کشور بیجا شده اند.

  • گسترش داعش شاخه خراسان، ضعف امریکا و برنامه برای تخریب پاکستان (1)

    گسترش داعش شاخه خراسان، ضعف امریکا و برنامه برای تخریب پاکستان (1)

    ایالات متحده امریکا درک صحیحی از حقایق جاری در افغانستان ندارد، با اهداف مغرضانه از حمایت طالبان خودداری می کند و به نوعی به گسترش و قدرتمند شدن بیشتر داعش شاخه خراسان در افغانستان کمک می کند.

    امریکا از سال 2001 تا 2014 میلادی در برقراری ثبات و امنیت در افغانستان ناکام ماند و سیاست هایی در پیش گرفت که نه تنها طالبان را تقویت نمود که فضایی غیرقابل کنترل  ایجاد نمود که داعش شاخه خراسان بیشترین استفاده را از آن برد.

    حملات تروریستی اخیر از جمله حمله به شفاخانه چهارصد بستر سردار محمد داود خان در کابل که دست کم بیست و پنج کشته برجای گذاشت و داعش مسئولیت آن را بر عهده گرفت، نشان می دهد که افغانستان درگیر تروریست های اسلامی ست. نکته طنزگونه این است که ایالات متحده امریکا از دیرباز طالبان که اکنون حاکمان تازه افغانستان قلمداد می شود را یک سازمان تروریستی خوانده است در حالیکه بیشتر حملات تروریستی اخیر توسط داعش شاخه خراسان انجام می شود، گروهی که برای رسیدن به یک موقعیت بهتر هفت سال است هم با امریکا و هم با طالبان می جنگد.

    امریکا را باید مسئول ناکامی در نابودی داعش شاخه خراسان به عنوان شاخه ای از دولت اسلامی (دولت اسلامی عراق و شام) دانست: ایالات متحده امریکا از بدو تاسیس داعش شاخه خراسان در سال 2014 در افغانستان نتوانست مبارزه موفقانه ای علیه این گروه داشته باشد. امریکا در منطقه توانایی های نظامی فوق العاده ای دارد اما به دلیل عدم برخورداری از یک استراتژی هماهنگ در قبال افغانستان نتوانسته است از این قدرت نظامی برتر خود به درستی استفاده کند. علاوه بر این امریکا هنوز درک درستی از واقعیات جاری افغانستان ندارد، همچنان حاضر نیست بنابر برخی اهداف مغرضانه از طالبان حمایت کند و با این کار خود به نوعی فرصت تقویت و گسترش داعش شاخه خراسان در افغانستان را فراهم کرده است.

    اینکه داعش شاخه خراسان می تواند موفقیت های دولت اسلامی در سوریه و عراق در سال 2014 و 2015 را این بار یا در افغانستان و یا در پاکستان تکرار کند را گذشت زمان نشان می دهد. کانون اصلی فعالیت ها و تحرکات داعش شاخه خراسان اما پاکستان بود. اولین امیر داعش شاخه خراسان یک تبعه پاکستانی به نام حافظ سعید خان بود. خان یک فرمانده کارکشته تحریک طالبان پاکستان به شمار می رفت: تحریک طالبان پاکستان متحد گروه های شبه نظامی اسلامی بود که در سال 2007 میلادی و در مخالفت با اقدامات نظامی ارتش پاکستان در  مناطق قبایلی فدرالی و ایالت مجاور خیبر پشتونخوا تاسیس شد.  در اکتبر 2014 که خانن با ابوبکر البغدادی بیعت کرد، دیگر رهبران تحریک طالبان پاکستان به حافظ سعید خان پیوستند. ابوبکر البغدادی تا زمان مرگش در سال 2019 رهبر دولت اسلامی بود.

    اگرچه رهبری داعش شاخه خراسان برای رسیدن به اهدافش در پاکستان ثابت باقی مانده است اما هدف اصلی این گروه اجرای شریعت واقعی اسلام در هر دو کشور پاکستان و افغانستان می باشد. به گفته یکی از فرماندهان ارشد داعش شاخه خراسان اولین هدف این گروه تخریب پاکستان است چراکه پاکستان در پشت پرده تمام حوادث افغانستان قرار دارد. اگرچه برخی از رهبران داعش شاخه خراسان ممکن است به این هدف باور داشته باشند اما واقعیت این است که بسیاری از نیروها و چهره های داعش از دو گروه «طالبان» و «تحریک طالبان پاکستان» منشعب شده اند. طالبان و تحریک طالبان پاکستان در یک باور مشترک می باشند و آن حکومت مبتنی بر آموزه های اصلی حضرت محمد(ص) باور دارند.

  • امریکا و عملیات های ضد تروریزم از خارج از مرزهای افغانستان

    امریکا و عملیات های ضد تروریزم از خارج از مرزهای افغانستان

    در شرایطی که طولانی‌ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده سرانجام به پایان رسید، ایالات متحده هنوز کارهای نیمه‌تمامی در افغانستان دارد.

    شاید نیروهای امریکایی دیگر در پایگاه‌های بزرگ در حومه کابل نباشند یا در عملیات‌های ضدشورش شرکت نکنند، اما دولت بایدن آشکارا گفته است که در صورت لزوم، ایالات متحده حملات ضد تروریسم را از فرای مرزها تعقیب خواهد کرد.

    مقامات ایالات متحده در حال حاضر به دنبال ترتیباتی با همسایگان افغانستان هستند تا انجام این حملات از خارج مرز افغانستان را آسان‌تر کنند. طبق گزارش‌ها، واشنگتن در حال مذاکره با پاکستان برای دسترسی طولانی‌مدت به حریم هوایی این کشور در ازای کمک به اسلام‌آباد در عملیات ضدتروریستی خود است.

    به‌نظر می‌رسد چنین توافقی اقدامی عقلانی است که تضمین می‌کند ارتش ایالات متحده از انعطاف عملیاتی برای حفظ امنیت ایالات متحده برخوردار است. با این حال، اگر مقامات امریکایی مراقب نباشند، تعمیق روابط امنیتی با پاکستان می‌تواند مقدمه‌ای برای ۲۰ سال دیگر جنگ از طریق پروازهای بی‌سرنشین باشد.

    در واقع، سازمان سیا و جامعه‌ی عملیات ویژه ایالات متحده در انجام عملیات ضدتروریستی بسیار ماهر شده‌اند.

    ایالات متحده با استفاده از منابع انسانی در منطقه، فناوری نظارتی بسیار پیچیده و اطلاعات مهم متحدان و شرکا، فعالیت بدون محدودیت را برای گروه‌های تروریستی بسیار دشوار کرده است.

    ایالات متحده چنان مجموعه گسترده‌ای از تسلیحات در اختیار دارد که برای سازمان‌هایی مانند القاعده و داعش عملا امکان ایجاد پناهگاه‌های امن وجود ندارد. همین ماه گذشته، یک موشک امریکایی که توسط یک پهپاد شلیک شد، یک مقام ارشد القاعده را در شمال‌غرب سوریه، صدها مایل دورتر از محل حضور نیروهای امریکایی، کشت.

    اما علی‌رغم برخی موفقیت‌ها، کشتار هدفمند توسط ایالات متحده به عصایی بدون استراتژی بزرگ‌تر تبدیل شده است. آنچه باید در موارد شدید علیه تروریست‌های با سابقه‌ای که در حال طراحی حملات علیه ایالات متحده هستند استفاده شود، اکنون یک تاکتیک رایج در جنگ پایان‌ناپذیر علیه تروریسم است.

    با وجود این‌که رییس‌جمهور جو بایدن سرعت حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده را به میزان قابل توجهی کاهش داده، واشنگتن دامنه گروه‌ها و اهداف بالقوه را به‌شدت گسترش داده است.

    کافی است نگاهی به وضعیت سومالی بیندازیم؛ ایالات متحده نه علیه یک سازمان تروریستی فراملی، بلکه علیه الشباب می‌جنگد؛ یک گروه شورشی داخلی بی‌رحم اما داخلی که هدفش سرنگونی دولت سومالی است.

    اگر ایالات متحده مراقب نباشد، ممکن است مسیر مشابهی را در پاکستان تجربه کند.

    با وجود این که این کشور از نظر خشونت تروریستی دیگر در لیست ۱۰ کشور برتر وزارت امور خارجه قرار نمی‌گیرد، پاکستان همچنان قربانی فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی است. تلفات در میان ارتش پاکستان به صورت هفتگی رخ می‌دهد.

    به استثنای پایگاه‌های القاعده در مناطق قبیله‌ای پاکستان، سازمان ملل در ماه جون ارزیابی کرد که ایمن الظواهری، رییس القاعده احتمالا جایی در منطقه مرزی افغانستان و پاکستان است و هدف اکثر آن‌ها تغییر دولت پاکستان است، نه حمله مستقیم به امریکا.

    مقامات امنیتی ایالات متحده پویایی در مناطق قبیله‌ای پاکستان را به خوبی درک می‌کنند. در دوران اوباما و ترمپ، ایالات متحده چندین‌بار به عناصر تروریستی ضدپاکستانی حمله کرد. حملات موشکی دقیق ایالات متحده ساختار رهبری طالبان پاکستان را هدف قرار داد که در سال‌های ۲۰۰۹، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۸ رییس این سازمان کشته شد.

    در آن زمان، فشار نظامی ایالات متحده تا حدی منطقی بود. هزاران نیروی امریکایی در همسایگی افغانستان مستقر بودند و برخی از این مناطق به‌عنوان مناطق لجستیکی مهم و مرکزی جهت جذب نیرو برای طالبان افغان عمل می‌کردند.

    با این حال وضعیت تغییر کرده است. نیروهای امریکایی پس از ۲۰ سال جنگ بی‌نتیجه، در ماه آگست گذشته به‌طور کامل از افغانستان خارج شدند.

    از آن‌جایی که ارتش ایالات متحده از افغانستان خارج شده، اهمیت پاکستان به‌عنوان یک مرکز لجستیکی و حمل‌ونقل برای انتقال تدارکات به این کشور ناچیز است. پاکستان شاید هنوز یکی از شرکای مهم در مبارزات ضدتروریسم باشد، اما به لطف خروج ایالات متحده از افغانستان، اهرم اسلام‌آباد بر واشنگتن کاهش یافته است.

    دسترسی به حریم هوایی پاکستان مطمئنا از نقطه‌نظر عملیاتی برای ایالات متحده مفید خواهد بود. اما مقامات امریکایی باید مراقب امتیازاتی باشند که در ازای آن می‌خواهند ارائه دهند. اسلام‌آباد احتمالا درخواست حمایت مشخص از اطلاعات ایالات متحده و شاید حتا اقدام پنهانی علیه گروه‌های مسلح ضدپاکستانی خواهد کرد.

    با این حال، پذیرفتن درخواست پاکستان، ایالات متحده را وارد درگیری‌های داخلی اسلام‌آباد می‌کند، آن‌هم در زمانی که دولت بایدن باید در مورد این‌که چه زمانی، کجا و علیه چه کسی هدف قرار می‌دهد، گزینشی‌تر عمل کند. قراردادن واشنگتن در میانه‌ی یک مناقشه طولانی و کریه درون پاکستانی، خطر این‌که دشمنان پاکستان به دشمنان امریکا نیز بدل شوند را به همراه دارد.

    بایدن مدعی است که ایالات متحده در حال پایان‌دادن به دوران «جنگ بی‌امان» است. اگر بایدن قصد دارد به این وعده عمل کند، باید اطمینان حاصل کند که هرگونه همکاری امنیتی و اطلاعاتی با پاکستان محدود است و ارتش ایالات متحده را از تبدیل‌شدن به یک مبارز فعال در درگیری داخلی اسلام‌آباد باز می‌دارد.

    منبع: بیزینس اینسایدر

    ترجمه: اطلاعات روز

  •  گاردین: صنایع نظامی و شرکت های نفتی آمریکایی تنها پیروز جنگ در عراق و افغانستان می باشند

     گاردین: صنایع نظامی و شرکت های نفتی آمریکایی تنها پیروز جنگ در عراق و افغانستان می باشند

     روزنامه گاردین نوشت: بعد از ۲۰ سال و بعد از هزینه کردن نزدیک به پنج تریلیون دلار روی جنگ‌های ابدی در عراق و افغانستان تنها پیروز مشخص صنایع نظامی آمریکاست.

    به نوشته این روزنامه، در گزارش پرفسور لیندا ج بیلمز رئیس مرکز دانیال پاتریک موینیهان در زمینه سیاست گذاری کلی و مالی دانشگاه هاروارد و معاون وزیر تجارت سابق آمریکا مشخص شد، در عراق و افغانستان ارتش آمریکا به شکل بی‌سابقه‌ای به پیمانکاران بخش خصوصی برای حمایت از تمام مناطق عملیات جنگی تکیه دارد.

    پیمانکاران در بخش‌های هواپیماها، کامیون‌ها، سوخت، هلی‌کوپترها، کشتی‌ها، پهپادها و دخایر دیگر در کنار خدمات حمایتی نظیر ارائه غذا، ساخت و ساز تا تکنولوژی اطلاعات و خدمات لجستیکی فعال هستند. تعداد پیمانکاران در میدان بیش از تعداد نیروهای آمریکایی در اکثر سال‌های درگیری است. تا تابستان سال ۲۰۲۰ آمریکا ۲۲ هزار و ۵۶۲ پیمانکار در افغانستان که حدود دو برابر نیروهای آمریکایی بود.

    طبق گزارش مذکور، میراث هزینه نظامی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر تا سال‌های آینده ادامه خواهد داشت.

    این گزارش فاش کرد: کنگره تامین بودجه مالی فوق‌العاده را استفاده کرد؛ فوق‌العاده‌ای که بودجه عادی را دور می‌زند. آمریکا در دوره اول درگیری اختصاصات فوق‌العاده را استفاده کرد که معمولا یک بار برای بحران‌هایی نظیر توفان‌ها و سیل‌ها اختصاص می‌یابد. نظارت مفصل بر هزینه کرد اندک است.

    طبق این گزارش، به دلیل اینکه این نوع هزینه کرد از پیش‌بینی‌های بودجه و برآوردهای کسری بودجه مستثناست همه را قادر ساخت تا تظاهر کنند که جنگ تقریبا تمام خواهد شد.

    نتیجه آنچه شد که رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آن را “فرهنگ پول بی‌پایان” در داخل پنتاگون خواند. به طوریکه وزارت دفاع آمریکا تصمیمات عملیاتی را اتخاذ کرد، اداره عملیات تقدیم پرداختی‌ها به پیمانکاران را دهه‌ها ادامه داد و دست کم ۱۰ درصد از تامین بودجه زمان جنگ در حساب‌های محرمانه را حفظ کرد.

    براساس گزارش، در ژوئن ۲۰۲۰ پنج‌ شرکت بزرگ لاکهید مارتین، بویینگ، ژنرال داینامیکس، ریتیون، تورثروپ گرامن، نزدیک به مبلغ یک سوم ۴۸۰ میلیارد دلار را در اختیار داشتند که پنتاگون به پیمانکاران دفاعی درباره آن پایبند بود. در حالی که تنها بخش محدودی از این خریدها به عراق و افغانستان اختصاص داشتند. درگیری برای تمام پیمانکاران اصلی دفاع بسیار سودآور بود.

    این گزارش می‌افزاید، شرکت لاکهید مارتین اقدام به تولید بالگردهای بلک هاوک که بسیار در افغانستان استفاده شد، کرد، شرکت بویینگ هواپیماها و خودروهای نظامی را خرید. شرکت ریتیون موفق به عقد قرارداد اصلی آموزش نیروهای هوایی افغان شد. نورثروپ گرامن و ژنرال داینامیکس تجهیزات الکترونیکی و تجهیزات ارتباطی را تهیه کردند. به طوریکه هزاران پیمانکار در سراسر جهان پول‌هایی از فروش دستگاه‌های دید در شب، موتورها و تجهیزات بی سیم و تمامی انواع تجهیزات مورد نیاز جنگی را به دست آوردند.

    شرکت‌های جهانی نفت از سودبرندگان اصلی جنگ هستند زیرا پنتاگون بزرگترین مشتری سوخت در جهان است.

    در این بین، بخش نظامی بیش از ۲.۴ میلیارد دلار را برای اعمال فشار بر کنگره از سال ۲۰۰۱ هزینه کرده است. مشارکت‌های مستقیم در حمله متعلق به اکثر اعضاست. کمیته پیمانکاری در زمان جنگ و بازرس کل پنتاگون همگی به هدر رفت، سود و فساد و هزینه‌های غیرواقعی یعنی پول‌هایی که برای فعایت‌های هزینه می‌شود که اصلا وجود نداشتند، مطمئن هستند.

    طبق این گزارش، تحلیل گران دولتی می‌گویند، نتیجه نهایی مشارکت در بخش خصوصی به طور گسترده در عراق و افغانستان به منزله افزایش هزینه‌های عملیات جنگی به لحاظ مالی بود. بخش اعظم هزینه‌های بازسازی بالغ بر ۱۴۵ میلیارد دلار روی طرح‌های مشکوک هزینه شد که بودجه‌هایی زیاد از حد را

  • زنده بودن ملا هبت الله و حضور در یک مدرسه دینی در قندهار بی اساس است

    زنده بودن ملا هبت الله و حضور در یک مدرسه دینی در قندهار بی اساس است

    طالبان دو و نیم ماه است که بار دیگر بر افغانستان مسلط شده اند و دولت موقت خود را نیز اعلام کرده اند. اما طی این مدت ملا هبت الله آخندزاده در انظار ظاهر نشده و منبع مستقلی نیز دیدن او را تایید نکرده است.

    در این حین اما، گزارش های فراوانی در خصوص زنده نبودن و کشته شدن ملا هبت الله منتشر شده است. چندی پیش سی ان ان 18 به نقل از یک منبع ارشد طالبان گزارش کرده بود که ملا هبت الله سال گذشته در جریان یک حمله انتحاری که از سوی نیروهای امنیتی پاکستان طراحی شده بود کشته شد.

    گزارش های دیگری نیز حاکی از زنده نبودن ملا هبت الله آخندزاده بوده است، اما طالبان تاکنون این گزارش ها را رد کرده اند.

    این هفته اما آنها بر علاوه که این گزارش ها را رد می کنند، مدعی شدند که ملا هبت الله آخندزاده به یک مدرسه دینی در قندهار رفته و برای طرفداران خود سخنرانی کرده است.

    این ادعا در حالی مطرح می گردد که هیچ عکس و یا فیلمی برای رد تمامی شایعات از این سخنرانی منتشر نشده است؛ آنها فقط یک فایل صوتی 10 دقیقه ای از سخنرانی ملا هبت الله آخندزاده را که معلوم نیست در چه زمانی ضبط شده منتشر کردند و گفتند که این مربوط به سخنرانی روز شنبه وی در مدرسه دارالعلوم حکیمیه قندهار است.

    نکته مهم تر آنکه در این فایل صوتی ملا هبت الله آخندزاده هیچ صحبتی درباره سیاست نمی کند و فقط صحبت های دینی کرده و از نیروهای طالبان تقدیر می کند.

    اگر این ادعای طالبان درست باشد که ملا هبت الله برای اولین بار در ملا عام ظاهر شده و به سخنرانی پرداخته است، او در شرایطی در انظار ظاهر شده که طالبان در میانه بحران سیاست و مشروعیت داخلی و بین المللی قرار دارد.  

    چطور رهبر عالی طالبان ممکن است برای اولین بار آن هم زمانی که آنها پس از 20 سال موفق شده اند دوباره بر مسند قدرت در افغانستان بنشینند و در جدال سیاسی و مشروعیت خواهی با جامعه جهانی و کسب اکثریت حمایت داخلی نیز باشند، درباره سیاست هیچ صحبتی نکند؟

    زمانی که یگانه دغدغه تمامی طالبان سیاست و مشروعیت خواهی آنها است، رهبر عالی طالبان برای اولین بار در میان مردم ظاهر می شود و راجع به سیاست صحبتی نمی کند؛ و یا حتی درباره سقوط دولت پیشین نیز کوچگترین اشاره ای نمی گوید.

    از این رو، این احتمال وجود دارد که این فایل صوتی مربوط به تاریخی که طالبان مدعی هستند ملا هبت الله آخندزاده وارد مدرسه دارالعلوم حکیمیه قندهار شده است، نباشد، و شاید مدت ها قبل ضبط شده باشد؛ کما اینکه صحت صدای او نیز باید مورد تایید واقع شود.

    همچنین، بجز یک تصویر تمام رخ از صورت ملا هبت الله آخندزاده که توسط خود طالبان در سال 2016 منتشر شد، طی این پنج سال گذشته هیچ تصویر دیگری از او منتشر نشده بود؛ اما پس از آنکه طالبان مدعی شدند او روز شنبه در مدرسه دینی قندهار به سخنرانی پرداخته است، ظاهرا با هماهنگی خود طالبان دو عکس دیگر از ملا هبت الله و یک فایل تصویری بسیار کوتاه و اما کم کیفیت که مکان و تاریخ آن مشخص نیست در میان رسانه ها دست به دست شد و شماری از رسانه ها هم بدون دقت کافی، در تیترهای خود عنوان کرده اند «فایل تصویری از حضور ملا هبت الله آخندزاده در مدرسه دینی قندهار»؛ حال آنکه از نوع عکس و نوع فایل تصویری مشخص است که آنها مربوط به زمان حال نیست و احتمالا مدت ها پیش گرفته شده اند.  

    این تصویر به تازگی منتشر شده و ادعا شده که از روز حضور در مدرسه دینی در قندهار است.

    چندی پیش و به دنبال معرفی دولت موقت طالبان، گزارش های فراوانی از منابع مختلف مطرح شد که گویا ملا عبدالغنی برادر در جریان یک نزاع داخلی با خلیل الرحمان حقانی یکی از اعضای ارشد طالبان در ارگ ریاست جمهوری، زخمی شده و سپس جان باخته است.

    اما گزارش ها درباره احتمال مرگ ملا عبدالغنی برادر که کمی شدت گرفت، داکتر محمد نعیم سخنگوی طالبان مستقر در دوحه با ارسال یک فایل تصویری از ملا برادر به تاریخ روز به رسانه ها به تمامی این شایعات پایان داد؛ حتی ملا برادر در جریان این فایل تصویری به مصاحبه کننده می گوید که گزارش ها درباره نزاع و درگیری های میان طالبانی صحت ندارد و تمامی اعضا در شفقت کامل در کنار یکدیگر بسر می برند.

    البته ناگفته نماند که طالبان در مخفی کردن مرگ رهبرانشان سابقه دارند.

    ملا محمد عمر بنیانگذار و اولین رهبر این گروه در سال 1392 خورشیدی ظاهرا بر اثر بیمار جان می بازد، اما خبر مرگ او برای مدت تقریبا دو و نیم سال پنهان می ماند، تا اینکه اداره امنیت ملی دولت پیشین افغانستان در گزارشی اطلاع داد که ملا محمد عمر در شفاخانه ای در شهر کراچی پاکستان درگذشته است.

    پس از کش و قوس های فراوان، سرانجام طالبان نیز تایید کردند که ملا محمد عمر در نتیجه «قضای الهی» در گذشته است.

    نکته جالب این جاست که طی این دو و نیم سال که خبر مرگ ملا محمد عمر پنهان شده بود، به رسم عادت بیانیه ها و اعلامیه هایی منتسب به او در مناسبت های مختلف منتشر می گردید.

    طالبان با پنهان کردن احتمالی مرگ ملا هبت الله آخندزاده در تلاش هستند تا کراچی لنگان گروه را در بحبوحه تلاش هایشان برای کسب مشروعیت جهانی و داخلی سر پا نگه دارند و از احتمال انشعاب بیشتر در میان گروه جلوگیری کنند.

    زمانی که خبر مرگ ملا محمد عمر درز کرد، گزارش ها از اختلافات زیاد میان فرماندهان طالبان بر سر تعیین رهبر جدید منتشر شد. یکی از این فرماندهان ملا عبدالمنان نیازی بود که خود را از گروه جدا کرد و شاخه ای جداگانه از طالبان را ایجاد کرد.

    اما طالبان هم اکنون به خوبی می دانند که در شرایط کنونی قدرت مهار انشعاب را ندارند، و گروه دچار از هم گسیختگی شده و پس از آن وقوع فاجعه انسانی احتمالی در افغانستان نیز اجتناب ناپذیر است.   

    از همین رو تلاش می کند با راهکارهای مختلف حتی الامکان تا زمان کسب مشروعیت بین المللی خبر مرگ (احتمالی) ملا هبت الله آخندزاده را پنهان نگه دارد.

    مرتضی احمدزاده

    بیشتر بخوانید:

     یک مقام طالبان: ملا هبت الله آخندزاده سال گذشته توسط نیروهای پاکستان کشته شد