نویسنده: Raha News Agency

  • راشدخان از غنی مدال می گیرد

    راشدخان از غنی مدال می گیرد

    رئیس جمهور غنی برای راشد خان، ستارهٔ کریکت افغانستان و چهره‌ شناخته‌ شده در جهان، مدال عالی دولتی اهدا می‌کند.

    گفته می‌شود محمد اشرف غنی رییس جمهوری اسلامی افغانستان به اداره امور ریاست جمهوری وظیفه سپرده پروسهٔ اهدای مدال عالی دولتی به راشد خان را تکمیل کند.

    از سویی‌هم پس از تکمیل پروسه اداری، قرار است رییس جمهور غنی طی مراسم خاصی از دست آوردها و افتخارات اخیر ستاره درخشان دنیا کریکت با مدال عالی دولتی تقدیر کند.

    راشد خان در سال جاری از سوی شورای جهانی کریکت به عنوان کریکت‌باز برازندهٔ یک دهه اخیر برگزیده شده‌است.

    وی به شورای جهانی کریکت گفته بود از به دست آوردن این جایزه به عنوان یک بازیکن افغان خیلی خرسند است.

    این ستارهٔ مشهور کریکت جهان و عضو تیم ملی کریکت افغانستان در بیستم ماه سپتمبر ۱۹۹۸ میلادی متولد شده‌است و نام وی در چاپ جدید کتاب ویسدن در سال ۲۰۱۸، به عنوان مشهورترین بازیکن کریکت درجهان ثبت شده‌است.

    کتاب ویسدن، مشهورترین کتاب در دنیا بازی کریکت است که در سال ۱۸۶۴ میلادی توسط جان ویسدن، بازیکن کریکت بریتانیایی بنیانگذاری شده‌است.

  • حضور مهاجرین افغانستانی مقیم ایران بر مزار شهید جنرال قاسم سلیمانی

    حضور مهاجرین افغانستانی مقیم ایران بر مزار شهید جنرال قاسم سلیمانی

    حجت الاسلام و والمسلمین وحیدی از مسئولین راه اندازی کاروان «میثاق با شهید قاسم سلیمانی» گفت جبهه مقاومت زیر پرچم اباعبدالله(ع) تا ظهور امام زمان(ع) ادامه خواهد داشت.

    وی افزود کاروان میثاق با شهید قاسم سلیمانی به نمایندگی از ملت افغانستان با حضور بر سر مزار قاسم سلیمانی ادای احترام کردند.

  • وزیر صحت عامه با ماشین شخصی به خانه بازگشت/عطا هشدار داد!

    وزیر صحت عامه با ماشین شخصی به خانه بازگشت/عطا هشدار داد!

    وزیر صحت عامه با موتر شخصی اش به خانه بازگشت، عطا محمد نور به ارگ هشدار داد!

    در پی برکناری احمد جواد عثمانی از وزارت صحت عامه و اصرار وی بر ماندن در این وزارت، ساختمان وزارت صحت عامه از سوی نیروهای ویژه‌ی محافظ از رییس جمهور، محاصره شد و بالاخره پس از گرفتن موترهای محافظان، وزير صحت عامه بدون محافظ و با موتر شخصى به خانه رفت.

    در حاليكه وزیر صحت عامه استعفا نكرده، رياست جمهورى در مكتوبى نگاشته است استعفاى آقاى عثمانى توسط رييس جمهور منظور شده است.

    در همین حال عطا محمد نور در واکنش به برکناری وزیر صحت به ارگ هشدار داد در برابر هر اقدامی که به شیوه دیکتاتوری صورت بگیرد، به‌بهای سنگینی پاسخ می‌دهد.

    رییس اجرایی جمعیت اسلامی در صفمحه فیس‌بوکش نگاشت: «ما در برابر هر اقدامی که پیش از حکم محکمه عادلانه و اثبات حقیقت و در نتیجه تصامیم عجولانه، حساسیت برانگیز، اهانت آمیز و مبتنی بر عصبیت قومی و به شیوه دیکتاتوری صورت بگیرد، به‌بهای سنگینی پاسخ می‌دهیم.»

    با این حال چگونگی برکناری احمد جواد عثمانی از سوی ارگ سرو صداهای زیادی در فضای مجازی بلند کرده و این کار ارگ دیکتاتوری خوانده شده است.

  • دو داکتر ربوده شده در پروان از چنگ آدم ربایان آزاد شدند

    دو داکتر ربوده شده در پروان از چنگ آدم ربایان آزاد شدند

    وزارت امور داخله از رهایی دو داکتری که چندی قبل از سوی آدم ربایان ربوده شده بود، خبر می‌دهد.

    طارق آرین سخن‌گوی وزارت امور داخله امروز (جمعه،۱۲ جدی) در پیامی در صفحه‌ٔ توییترش نگاشت این دو تن، از داکتران کلنیک ایمرجنسی سرصیاد ولسوالی بگرام ولایت پروان هستند و به همکاری خانواده‌های ‌‌شان از چنگ آدم ربایان آزاد شدند.

    آقای آرین افزود آدم ربایان در بدل رهایی این دو داکتر مبلغ صد هزار دالر مطالبه کرده بودند اما بدون پرداخت مبلغ مذکور آزاد شدند.

    وی می‌گوید این دو داکتر یکی عزیزالرحمن و دیگری حشمت‌الله نام دارد که از قریهٔ شوخی ولایت کاپیسا آزاد و به خانواده‌های شان تسلیم داده شدند.

    از سویی‌هم نزدیکان این داکتران، می‌گویند آنها سه روز قبل از سوی آدم ربایان از شفاخانهٔ ایمرجنسی ولایت پروان ربوده شده بودند.

    آنها می‌گویند با همکاری نیروهای امنیتی و قوماندانی ‌امنیهٔ ولسوالی بگرام توانستند این دو داکتر را از قریهٔ شوخی ولایت کاپیسا پیدا کنند.

    نزدیکان این دو داکتر افزوده‌اند آدم ربایان قبل از رسیدن آنها به ساحه، فرار کرده‌ بودند.

    این در حالی‌ست که چند روز قبل، در تاریخ ۹ جدی یک داکتر در ناحیهٔ ششم، منطقهٔ کارتهٔ امین شهر هرات، از سوی افراد مسلح ناشناس ترور شد و یک داکتر شفاخانهٔ حوزه‌ای ولایت بلخ به دلیل نامعلومی خودش را حلق‌آویز کرد.

  • یک عضو شورای هزاره های اهل سنت ترور شد

    یک عضو شورای هزاره های اهل سنت ترور شد

    فرماندهی پولیس کابل تأیید می‌کند که عابد جاهد، عضو رهبری «شورای هزاره‌های اهل سنت افغانستان» توسط افراد ناشناس در شهر کابل ترور شده است.

    فردوس فرامرز، سخن‌گوی فرماندهی پولیس کابل گفت این رویداد شام روز گذشته (پنج‌شنبه، ۱۱ جدی) در جاده‌ی بوستان کابل، از مربوطات ناحیه‌ی هفدهم این شهر رخ داده است.

    آقای فرامرز جزئیات بیشتری در این مورد ارایه نکرد، اما گفت قضیه‌ی ترور عابد جاهد تحت کار نیروهای مشترک امنیتی کابل قرار دارد.

    در همین حال، شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت افغانستان در اعلامیه‌ای گفت عابد جاهد توسط «دشمنان تاریک‌اندیش» به قتل رسیده است. در اعلامیه گفته شده است او از جوانان فعال و مردمی ولسوالی نهرین ولایت بغلان بوده و از سال‌ها به این طرف در مقابل هر نوع بی‌عدالتی و تبعیض مبارزه کرده است.

    شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت افغانستان همچنان کشته‌شدن عابد جاهد را یک ضایعه‌ی بزرگ خوانده و خواهان بازداشت و به‌محاکمه‌کشاندن عاملان ترور او شده است.

    در همین حال، محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان گفته است عابد جاهد عضو این حزب بوده و سال‌ها برای تأمین عدالت اجتماعی و «تثبیت جایگاه سیاسی و عادلانه‌ی هزاره‌ها» در کشور مبارزه‌ی سیاسی و فرهنگی کرده است.

    هنوز مسئولیت ترور این عضو شورای رهبری هزاره‌های اهل سنت افغانستان را شخص و یا گروهی به عهده نگرفته است.

  • سیلی پلیس ایران به صورت زن افغان بررسی می شود

    سیلی پلیس ایران به صورت زن افغان بررسی می شود

    به دنبال نشر ویدیویی از بدرفتاری پولیس ایران با یک زن مهاجر افغان، سفارت افغانستان در تهران، گفته است این موضوع را با مسئولان ایرانی در میان گذشته است.

    سفارت افغانستان در تهران، روز پنج‌شنبه (۱۱ جدی)، در اعلامیه‌ای گفته است برخورد نادرست و توهین‌آمیز پولیس ایران با یک بانوی مهاجر افغان در اردوگاه عسکرآباد را با مسئولان ایرانی در میان گذاشته و وعده‌ی بررسی آن را دریافت کرده است.

    در اعلامیه آمده است: «مسئولان ایرانی، وعده سپرده اند این موضوع را به گونه‌ی جدی و قانونی بررسی کرده و نتایج آن را با سفارت افغانستان شریک خواهند ساخت.»

    اخیرا، ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آن، یک پولیس ایرانی، به صورت یک زن افغان سیلی می‌زند.

    با این حال، گران هیواد، سخن‌گوی وزارت خارجه نیز، در یک پیام ویدیویی گفته است: «به محض مشاهده‌ی این ویدیو، به سفارت افغانستان در تهران وظیفه داده شد که این موضوع را با مقام‌های ایرانی تعقیب کنند. مسئولان دولت ایران تحقیقات شان را در این زمینه آغاز کرده اند.»

    شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی، به این موضوع واکنش نشان داده‌‌ و گفته اند این زن برای پی‌گیری کارهای فرزندش به اردوگاه عسکرآباد در تهران مراجعه کرده بود.

    این نخستین برخورد خشونت‌آمیز پولیس ایران با مهاجران افغان نیست؛ پیش از این نیز بارها، پولیس این کشور، رفتارهای خشونت‌آمیزی با مهاجران افغان داشته است که در برخی موارد، به مرگ مهاجران نیز انجامیده است.

  • معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی: دعوت نشدن طالبان در کنفرانس بن بزرگترین اشتباه بود

    معصوم استانکزی، رییس هیات مذاکره کننده حکومت گفت به دلیل «انحصار» از ۴۳ سال بدین‌سو پنج‌بار نظام‌ها در کشور عوض شده‌اند.

    آقای استانکزی روز (چهارشنبه، ۱۰ جدی) در انستیتوت مطالعات استراتژیک در کابل، مذاکرات جاری را تنها راه برای پایان جنگ در کشور خواند و گفت راه نظامی ۴۳ سال در کشور تجربه شده است. در این مدت، ۵ بار نظام‌ها عوض گردیدند. با تغییر نظام، نهادها و دست‌آوردها نیز از میان رفت. عاملان اصلی تغییر رژیم‌ها، انحصار بود.

    او همچنان گفت دعوت‌نکردن طالبان به کنفرانس بن در سال ۱۳۸۰ بزرگترین اشتباه بود. اگر طالبان در کنفرانس بن دعوت می‌گردیدند، امروز مجبور به گفت‌وگو با آنان نبودیم.

    استانکزی گفت برخلاف سال ۱۳۸۰ در کنفرانس بن، اجماع منطقه‌ای و جهانی دربارۀ گفت‌وگوهای دوحه وجود ندارد. به گفتۀ او، این مسأله نیازمند تلاش بیشتر دستگاه دیپلماسی و دولت برای ایجاد اجماع در سطح جهانی دربارۀ پروسه صلح می‌باشد.

    معصوم استانکزی دربارۀ آجندای مذاکرات صلح جمهوری با طالبان گفت: «امنیت»، «نظام سیاسی» و «حقوق شهروندان» که شامل مشارکت در قدرت، آتش‌بس، آیندۀ قوای امنیتی و نظامی افغانستان و نیروهای طالبان، حقوق شهرندان شامل حق کار، تحصیل، حقوق قربانیان جنگ، معلولان و خانواده‌های شهدا و برگشت داوطلبانۀ مهاجران، از مسایل عمده در گفت‌وگوهای پیش رو خواهد بود.

    به گفتۀ او، به منظور تأمین صلح پایدار و ختم جنگ، باید احساس مالکیت و مشارکت در همه فراهم شود.

    دور دوم مذاکرات ملی در تاریخ پنج جنوری در دوحه آغاز می‌گردد. گروه‌های مذاکراتی جمهوری و طالبان، طرح پیشنهادی‌شان را با همدیگر شریک ساخته‌اند.

  • عاملان ترور رئیس اتحادیه خبرنگاران غزنی زندانیان رها شده طالبان می باشند

    عاملان ترور رئیس اتحادیه خبرنگاران غزنی زندانیان رها شده طالبان می باشند

    در اعلامیه‌ی ریاست امنیت ملی که امروز (پنج‌شنبه، ۱۱ جدی) منتشر شد آمده است افراد بازداشت‌شده حمیدالله و ذکرالله نام دارند.

    همچنان گفته شده است آنان زندانیان رهاشده‌ی طالبان از جمع پنج‌هزار زندانی این گروه اند. طبق اعلامیه، آنان پس از رهاشدن از زندان، دوباره به گروپ تروریستی قاری عبید مسئول ترورهای هدفمند طالبان در شهر غزنی پیوسته‌اند.

    به نقل از اعلامیه، افراد بازداشت‌شده در تحقیقات ابتدایی به جرم‌شان اعتراف کرده و گفته‌اند در چندین قضیه‌ی ماین‌گذاری و تروریستی دیگر نیز سهم فعال داشته‌اند.

    امنیت ملی افزوده است این افراد در دو ماه گذشته چهار نفر از جمله رحمت‌الله نیکزاد، یک قاضی و دو کارمند مستوفیت غزنی را ترور کرده‌اند.

    ریاست عمومی امنیت ملی هدف قراردادن خبرنگاران، فعالان مدنی و حقوق بشری را حمله به آزادی و ارزش‌ها دانسته و گفته است این رویکرد «دشمن» به‌گونه‌ی آشکارا جنایت جنگی محسوب می‌شود.

    پیش از این، سید عمر نورستانی، والی غزنی نیز گفته بود دو نفر را به اتهام قتل ترور رحمت‌الله نیکزاد و دو کارمند مستوفیت این ولایت بازداشت کرده‌اند.

    رحمت‌الله نیکزاد، رییس اتحادیه خبرنگاران ولایت غزنی در اول جدی در ساحه‌ی «خواجه‌حکیم»، از مربوطات حوزه‌ی اول امنیتی شهر غزنی حین رفتن به مسجد ترور شد.

  • شورای انقلابی اتفاق اسلامی در سال 1358  سمبل وفاق هزاره ها

    شورای انقلابی اتفاق اسلامی در سال 1358 سمبل وفاق هزاره ها

    شورای انقلابی اتفاق اسلامی در سال 1358  سمبل وفاق هزاره ها

    در سال 1358 هجری شمسی شورای انقلابی اتفاق اسلامی توسط برخی از رهبران جهادی شیعه در  افغانستان شکل گرفت. این شورا را که می توانستیم به نوعی یک دولت خودگردان بنامیم اما در ادامه از هم گسیخت و تبعات تلخی برای مردم به بار آورد.

    مسیح ارزگانی، کارشناس مسائل سیاسی، در این مورد می نویسد:«بی‌گمان یکی از افتخارات سیاسی ـ تاریخی بی‌نظیرِ هزاره‌ها/شیعیان، تأسیس دولتِ خودگردانِ «شورای انقلابی اتفاق اسلامی» در تابستان 1358 بود. آن رویداد بی‌سابقه از چند ساحت، واجد اهمیّت فراوان بود:

    اولین نکته اینکه، تمام اقشار و اصنافِ اجتماعی (روحانیون، خوانین، تحصیل‌کرده‌ها، قوماندانان و …) به نمایندگی از مناطق و ولایات مرکزی متفقاً در فرایندِ تأسیس سازمان مذکور مشارکت داشتند و برای اولین‌باز چنان وفاق و اجماعی در جامعۀ هزاره شکل گرفت.

    به گفته آقای ارزگانی دومین نکته حائز اهمیت در مورد این شورا انتخاب رئیس تشکیلات نوتأسیس (مرحوم بهشتی) و دو معاون او (صادقی نیلی و صمدی جاغوری) و سایر مسئولان آن ادارۀ موقت، در یک فرایندِ آزاد و رقابتی با رأی و نظر نمایندگان مناطق مختلف صورت گرفت که این تحوّل نیز بی‌سابقه بود.

    چنانکه از نام آن تشکیلات (شورای انقلابی اتفاق اسلامی) هویداست، ادارۀ موقت شورای اتفاق، نهادی بود بر پایه‌ی تصمیم‌گیری جمعی و مشارکتی؛

    آقای ارزگانی در ادامه در فیس بوک خود می نویسد:« در حالی که سایر ولایات افغانستان از آشفتگی، بی‌سامانی، ملوک الطوایفی و فقدان نظم و امنیت رنج می‌بردند، منطقه‌ی هزاره‌جات و نواحی پیرامونی آن به برکت تشکیل شورای اتفاق، از نظم و امنیت و حاکمیتِ بی‌سابقه برخوردار گردید.»

    قلمرو دولت خودگردانِ شورای اتفاق، اقلیم وسیعی از بلخاب در شمال تا قره‌باغ در شرق و از کوتل اونی در حوالی کابل تا ارزگان و غور را در بر می‌گرفت و متصرّفات شورا از نظر وسعت جغرافیایی، از قلمرو حکومت کابل زیاد تر بود.

    هرچند با بروز شکاف‌ها و درگیری‌ها در صفوف بنیانگذارانِ شورای اتفاق و فروپاشی آن در سال 1364، تراژدی غمباری در تاریخ هزاره رقم خورد و تخریبِ آن دولتِ فراگیر و خودگردان، تلخ‌ترین خطا و جفای سیاسی ـ تاریخی رهبران جامعه‌ی هزاره بود؛ اما با همه‌ی این احوال، تأسیس حکومت نیمه‌مستقل شورای اتفاق در آن زمینه و زمانه، یک نقطه‌ی عطف و یک جهش سیاسی ـ انقلابی بی‌نظیر در تاریخ هزاره‌ها بود.

    برای من قابل درک نیست کسانی که چراغ به دست، ویرانه‌های تاریخ را کاوش می‌کنند؛ تا کدام افتخار یا فضیلتِ سیاسی، فرهنگی و مبارزاتی برای هزاره‌ها پیدا کنند؛ چرا و به چه دلیل از این افتخار و شاهکارِ سیاسی ـ تاریخی هزاره‌ها یاد نمی‌کنند؟

    باز برای من قابل درک نیست، قلم‌فرسایانی که در تقبیح یا تحسین «سقوط افشار» چندین جلد کتاب نوشته‌اند، چرا تا کنون هیچ مطالعه و تحقیقی در باب و ابعاد آن رویداد پراهمیّت انجام نداده‌اند؟

    مسیح ارزگانی می افزاید:«چندی پیش، کسی از مشهد با من تماس گرفت و گفت: ما می‌خواهیم برای مرحوم بهشتی یک یادنامه تدوین کنیم، آیا شما در آن سهم می‌گیرید؟ گفتم: به جای نوشتن یادنامه‌ای بدون خواننده برای مرحوم بهشتی، روی شاهکار ماندگار او یعنی دولتِ خودگردان شورای اتفاق، مطالعه و تحقیقِ میدانی و منصفانه انجام دهید؛ تا مرحوم بهشتی خود به خود در تاریخ ماندگار شود.»

  • آنچه در سال 2020 میلادی بر مردم ما گذشت

    آنچه در سال 2020 میلادی بر مردم ما گذشت

    سال 2020 میلادی با تمام حوادث نیک و بدش گذشت. برای افغانستان و مردم مظلومش اما این سال با سختی ها و چالش های زیادی همراه بود. در این سال علی رغم به جریان افتادن مذاکرات صلح در دوحه قطر جنگ و ناامنی نیز به اوج خود رسید و قربانیان جنگ افزایش یافت.

    جمعه خان محمدی، استاد دانشگاه، در فیس بوکش در مورد سال 2020 میلادی می نویسد:«جنگ، ترور، انفجار همانند سال های گذشته در افغانستان ادامه یافت. در سال گذشته بیش از 18200 حمله از سوی طالبان بالای نیروهای مردمی و دولتی صورت گرفت. طالبان در سال گذشته صدها کیلومتر سرک را در افغانستان ویران کردند.»

    به نوشته وی، در سال 2020 میلادی امریکا با طالبان قرار داد دوحه را به امضا رساند که قرار شد طالبان رابطه شان را با القاعده قطع و تضمین کند که از خاک افغانستان منافع امریکا و متحدنیش را تهدید نگردد. مذاکرات بین افغانی را همراه با اتش بس اغاز کند. مذاکرات بین افغانی به شکل صوری اغاز شد؛ اما چشم افغان ها به اتش بس روشن نشد. امریکا دوسیه افغانستان از کابل به اسلام اباد تحویل داد.

    این استاد دانشگاه نوشت طالبان در کنار خونین ترین حملات دیگرش، به کورس کوثر دانش و دانشگاه کابل، نیز دو حمله ی وحشیانه انجام دادند که فریاد بسیاری از ازادی خواهان را در سراسر جهان بلند کرد. پدر شهید که بعد از 142 بار تماس در اخر برای دخترش نوشت: جان پدر کجاهستی؟ به شعار همدلی جهانی با قربانیان دانشگاه کابل بدل شد.

    جمعه خان محمدی نوشت:«طالبان در سال گذشته، ساطور قصابی را در دست گرفتند و فقط ادم کشتند؛ تا توانستند ادم کشتند. تلاش کردند هرچه بیشتر انسان ها را در افغانستان بکشند. انان فکر می کنند؛ اگر بیشتر بشکند، بیشتر به نتیجه خواهند رسید. انان انسان های زیادی را در سال گذشته در افغانستان به قتل رساندند که خیلی ناراحت کننده بود.»

  • از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    از سرگیری گفت‌وگوهای صلح؛ اولویت مذاکرات چیست؟

    هیأت مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان با هیأت گروه طالبان حدود یک ماه پیش بر سر کارشیوه‌ی مذاکرات صلح به توافق رسیدند و قرار است تا کمتر از یک هفته دیگر، دور دوم مذاکرات، در دوحه پایتخت قطر از سر گرفته شود. همزمان با جدی‌شدن روند مذاکرات صلح، انتظارات جدی از گفت‌وگوهای صلح مطرح می‌شود و قطعا دلگرمی به روند مذاکرات زمانی ایجاد خواهد شد که مردم تأثیر عملی این گفت‌وگوها را در زندگی روزمره‌شان ببینند. پاسخ به نگرانی‌های مردم، اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح باید باشد و این نگرانی‌ها در اولویت‌های دور دوم مذاکرات صلح تبلور بیابد، زیرا هم هیأت مذاکره جمهوری اسلامی افغانستان از آدرس مردم کشور به مذاکرات صلح‌ رفته‌اند، اما گروه طالبان ادعا می‌کنند که آن‌ها از مردم کشور نمایندگی می‌کنند. با این حال، چیزی بهتر از آن نیست که هردو طرف خواست‌های مردم افغانستان را در صدر گفت‌وگوها قرار دهند. اما این نگرانی‌ها چیست و اولویت‌های دور دوم مذاکرات کدام‌ها است؟

    اولویت طرف «جمهوریت»

    جای خوش‌بینی است که هیأت جمهوری اسلامی افغانستان تاکنون به خوبی از تنوع‌، تفاوت‌ها و ارزش‌های مردم افغانستان نمایندگی کرده‌اند و اکنون نیز در هماهنگی و پیوستگی، مذاکرات صلح را به پیش می‌برند. امروز مرجع تصمیم‌گیری مذاکرات صلح یک آدرس مشخص است که همه افراد برجسته سیاسی افغانستان که در چهار دهه اخیر در متن تحولات افغانستان قرار داشتند، در این تصمیم‌گیری‌ها شریک‌اند. پیش از این در مرحله اول مذاکرات صلح، زمزمه‌هایی از چندپارچگی در مذاکرات صلح دوحه به گوش رسیده بود، اما اکنون ریاست شورای عالی مصالحه ملی با حضور چهره‌های برجسته سیاسی یک آدرس مشخص برای پیش‌برد امور صلح است و اکنون دیدگاه‌های هیأت جمهوریت پراکنده و غیرمنظم نیست. انتظاری که مردم از هیأت رهبری شورای عالی مصالحه ملی دارند این است که یکپارچگی و اتحاد آن‌ها دوامدار باشد و در روند مذاکرات صلح ارزش‌های ملی بر ارزش‌های فردی ترجیح داده شود.

    دوم، مردم خواستار پایان قتل و کشتار و آتش‌بس فوری‌اند. مذاکرات صلح برای مردم معنایی نخواهد داشت تا زمانی که خشونت‌ها متوقف یا حداقل کاهش یابد. اما در چند ماه اخیر که گفت‌وگوهای صلح جریان داشته، نه تنها خشونت‌ها کاهش نیافته، بلکه به‌صورت سرسام‌آور افزایش یافته است. نمایندگان جمهوریت نمایندگان مردم افغانستان‌اند که این خواست مهم مردم را در روند گفت‌وگوها به خوبی بازتاب دهند و دلایل خوبی برای ختم جنگ در قناعت طرف مقابل در مذاکرات پیش‌کش کنند.

    سوم، انعطاف در مذاکرات الزامی است، هر دو جناح باید ظرفیت شنیدن دیدگاه مخالف دو طرف را داشته باشند تا مذاکرات به نتایج مطلوب برسد، اما انعطاف نباید به معنای از دست‌رفتن دستاوردهای دو دهه اخیر باشد. زنان که در دو دهه گذشته حق تعلیم و تحصیل کسب کرده‌اند، نباید از این حق مسلم‌شان محروم شوند. آزادی بیان و رسانه‌ها که با خون ده‌ها خبرنگاران به‌دست آمده، نباید به دوره سکوت و سرکوب برده شوند. جوانان که امروز صاحب دیدگاهای انتقادی‌ و معتقد بر حقوق و آزادی‌های فردی‌اند نباید از این حق‌شان محروم شوند. هیأت مذاکره‌کننده باید تمامی این اصل‌ها و ارزش‌ها را در صدر مذاکرات طرح و به خوبی از آن‌ها حراست کنند.

    خواست‌ها از جناح «طالبان»

    گروه طالبان نیز برای نشان‌دادن حسن نیت‌شان به پروسه صلح و خواست‌های مردم افغانستان، اقدام‌هایی را در روند صلح روی دست گیرند. اولین و مهم‌ترین اقدام ممکن می‌تواند این باشد که آن‌ها در عمل ثابت کنند که مشکلی با مردم افغانستان ندارند و همانطوری‌که خودشان اذعان می‌کردند، مخالفت آن‌ها تنها با حضور نیروهای خارجی در خاک کشور است. این اساسی‌ترین بحث مذاکرات صلح تلقی می‌شود. گروه طالبان همیشه گفته‌اند که آن‌ها علیه نیروهای خارجی که به پندارشان افغانستان را اشغال کرده‌اند، دست به سلاح برده‌اند و هرگاهی که امریکا و ناتو از افغانستان خارج شوند، جنگ‌افزارهای‌شان را به زمین می‌گذارند. چیزی کم یکسال از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا می‌گذرد؛ بر مبنای این تفاهم‌نامه، طالبان رسما با امریکا آتش‌بس کرده‌اند و امریکا تعهد کرد که نیروهایش را از خاک افغانستان بیرون می‌کند. اکنون نیز شمار سربازان امریکایی در افغانستان کمتر از پنج هزار است و روند خروج آن‌ها مطابق تفاهم‌نامه صلح، دنبال می‌شود.

    با این حال، مرام گروه‌ طالبان محقق شده است و نیروهای خارجی قرار است تا ماه می سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کنند. سوالی برجسته‌ای که مردم به دنبال پاسخ آن‌اند این است که چرا هنوز گروه‌ طالبان به حملات مسلحانه خویش ادامه می‌دهند و هنوز در جبهه‌های جنگ و در مراکز شهر از مردم قربانی می‌گیرند؟ وقتی هیچ شخص خارجی‌ای دیگر در افغانستان نیست، قربانی این جنگ طبعا هم‌میهنان آن‌هاست. پس توجیه ادامه این جنگ که منجر به قتل ده‌ها تن از دو طرف می‌شود و روزانه صدها کودک یتیم و بی‌پرست می‌شوند، آن‌هم در شرایطی که هردو طرف برای راه حل مسالمت‌آمیز گفت‌وگو می‌کند چیست؟

    دوم، مردم افغانستان انتظار دارند که رهبری طالبان اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان که در میدان‌های نبرد هستند، در عمل ثابت کنند. در هفته‌های اخیر، قتل‌های زنجیره‌ای و هدفمند، باعث نگرانی جدی و حتا در مواردی باعث کاهش باورمندی مردم به پروسه صلح شده است. پس از هر حمله تروریستی در هفته‌ اخیر، گروه طالبان دست‌داشتن در این حملات را تکذیب می‌کنند، اما همه می‌دانند که چنین حملات هدفمند، تصادفی و کار افراد و گروه‌های بی‌تجربه نمی‌تواند باشد و طبعا پشت آن یک شبکه بزرگ استخباراتی – تروریستی قرار دارد. در افغانستان هیچ گروهی به اندازه طالبان توانایی شبکه‌سازی و راه‌اندازی چنین حملات هدفمند را ندارند. ادعای دست‌نداشتن این گروه در حملات اخیر دو احتمال را در بر دارد. یا رهبری این گروه اشراف‌شان را بر تمامی نیروهای‌شان از دست داده‌اند، و آیا آن‌ها از تحمل حضور چهره‌های فعال و کنش‌گر اجتماعی را ندارند. هردو صورت برای مردم قابل نگرانی است؛ اگر طالبان بر نیروهای‌شان اشراف ندارند، پس مذاکرات صلح برای چیست؟ یا اگر آن‌ها تاب شنیدن دیدگاه‌های مخالف را ندارند، چگونه قرار است به جامعه‌ای قدم بگذارند که ۸۰ درصد مخالف ایدئولوژی طالب است؟ جامعه کنونی افغانستان، جامعه کثرت‌گرا و مملو از دیدگاه‌های متفاوت است. مردم یاد گرفته‌اند که با این تنوع دیدگاه‌ها کنارهم زندگی کنند. نسل نو افغانستان نگرش‌شان در مورد زنان، رسانه‌ها و کنش‌گران نسبت به بیست سال گذشته به‌شدت متفاوت است و افغانستان امروز چتری است که ظرفیت پذیرش همه دیدگاه‌ها را دارد، اما هیچ دیدگاهی بر دیدگاه دیگر نمی‌تواند تحمیل شود. گروه طالبان باید این واقعیت را بپذیرند که نسل جدید افغانستان نسل کنش‌گر، منتقد و معتقد به ارزش‌های انسانی و حقوق مدنی است و حذف کردن این روایت، حتا با حذف فیزیکی افراد امکان‌پذیر نیست.

    هرگاه دو طرف به این موارد جزئی اما مهم و اساسی فکر کردند و با آن برخورد آگاهانه داشتند، کار آن‌ها مورد قناعت و پذیرش مردم کشور است و باعث افزایش امیدواری‌ها به روند صلح می‌شود. در غیر آن اما اگر مذاکرات صلح همزمان باشد با افزایش خشونت‌ها و کشتار مردم بی‌گناه، امیدواری به مذاکرات صلح معنایی ندارد و مردمی که سال‌های برای جنگ قربانی دادند، نمی‌توانند چندین سال دیگر برای صلح قربانی دهند.

    اطلاعات روز

  • رئیس جمهور  غنی از وزیر صحت عامه خواست استعفا بدهد

    رئیس جمهور غنی از وزیر صحت عامه خواست استعفا بدهد

    منابعی نزدیک به ارگ ریاست جمهوری می‌گویند رئیس جمهور غنی از احمدجواد عثمانی، وزیر صحت عامه کشور خواسته است از مقامش استعفا کنار برود.

    یک منبع نزدیک به رئیس‌جمهور گفت احمدجواد عثمانی، وزیر صحت عامه کشور درخواست دیدار با رئیس‌جمهور غنی را کرده بود، اما از سوی آقای غنی پذیرفته نشده است.

    این منبع در عین حال افزود که رئیس‌جمهور از نسرین اوریاخیل، رئیس شورای طبی کشور خواسته است به عنوان سرپرست وزارت صحت عامه مقرر شود، اما به گفته این منبع این درخواست از سوی خانم اوریاخیل رد شده است.

    یک منبع دیگر نزدیک به رئیس‌جمهور نیز گفت آقای غنی از وزیر صحت عامه خواسته است تا از سمتش استعفا دهد. این در خواست پس از بازداشت چهار تن از نزدیکان آقای عثمانی به جرم در خواست رشوه از رئیسان وزارت صحت عامه، توسط دادستانی کل و امنیت ملی صورت می‌گیرد.

    این در حال است که روز گذشته دادستانی کل اعلام کرده بود که چهار تن از نزدیکان احمد‌جواد عثمانی، وزیر صحت عامه به جرم درخواست رشوه از کارمندان ارشد این وزارت، بازداشت شده‌اند.

    بر بنیاد گزارش‌ها، دو تن از افراد بازداشت‌شده، برادر و داماد احمدجواد عثمانی و دو نفر دیگر آن‌ها نیز از مشاوران او هستند.

    جمشید رسولی، سخنگوی دادستانی کل کشور گفته بود که این افراد با هماهنگی دادستانی کل و امنیت ملی از مربوطات وزارت صحت عامه بازداشت شده‌اند.

    به گفته‌ آقای رسولی، این چهار نفر هنگامی بازداشت شده‌اند که از رئیسان وزارت صحت عامه رشوه مطالبه می‌کردند.

    این نخستین موردی نیست که مقام‌های بلندپایه دولتی و افراد نزدیک به آن‌ها دست به اختلاس و فساد می‌زنند.

    در گذشته نیز نام‌های مقام‌های بلندپایه حکومتی در میان افراد فساد پیشه درج شده‌اند، اما تاکنون به گونه جدی با آن‌ها برخورد صورت نگرفته‌اند.

  • انفجار در کابل 3 کشته و زخمی برجای گذاشت

    انفجار در کابل 3 کشته و زخمی برجای گذاشت

    مسئولان امنیتی، می‌گویند در انفجار ماین مقناطیسی در مربوطات ناحیه‌ی هفتم شهر کابل، یک نفر جان باخته و دو نفر دیگر زخمی شدند.

    فردوس فرامرز، سخن‌گوی پولیس کابل، گفت این رویداد، حوالی ساعت ۰۸:۱۵ صبح امروز (پنج‌شنبه، ۱۱ جدی)، در منطقه‌ی چهلستون ناحیه‌ی هفتم شهر کابل رخ داده است.

    به گفته‌ی او، یک موتر کرولا هدف انفجار ماین مقناطیسی قرار گرفته است.

    آقای فرامرز، افزود زخمی‌های این رویداد به شفاخانه منتقل شده اند.

    از سویی هم، فضل فضلی، رییس اداره‌ی امور، گفت ۲ نفر از کارمندان این اداره، (جاوید ولی، معاون ریاست انسجام امور مشاورین و بهرام‌الدین، راننده‌ اش) هدف انفجار ماین مقناطیسی قرار گرفته اند.

    به گفته‌ی او، در این رویداد، راننده جان باخته و آقای ولی زخمی شده است.

    از چند ماه به این طرف، همزمان با آغاز رسمی گفت‌وگوهای صلح افغانستان، سطح خشونت‌ها نیز افزایش یافته است. در کنار نبردهای همه‌روزه میان نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان که در جریان آن به غیرنظامیان نیز تلفاتی وارد می‌شود، در جریان چند ماه گذشته، سطح ترورهای هدف‌مند و انفجار ماین‌های مقناطیسی نیز در کابل و سایر ولایت‌ها افزایش یافته است.

    هرچند نهادهای امنیتی، بارها از بازداشت افراد به اتهام دست‌داشتن در ترورها و ماین‌گذاری‌ها خبر داده؛ اما این کار، تاثیر چندانی روی کاهش فعالیت‌های تروریستی نداشته است.

  • طالبان و حکومت؛ دو روی یک سکه تاریخی

    طالبان و حکومت؛ دو روی یک سکه تاریخی

    نگرش غالب خشونت جاری در افغانستان را یک منازعه داخلی میان یک گروه ناراضی مسلح با دولت مرکزی می‌داند. از این زاویه، طالبان، یک گروه عمدتا پشتون پایبند به یک قرائت تندروانه و سنتی از اسلام با حکومت مرکزی که به کمک غرب به قدرت رسیده و قرائتی نسبتا میانه‌روتر از شریعت اسلامی دارد، در جنگ است.

    اما این برداشتی ساده و ناقص از منازعه افغانستان است که پیشینه تاریخی اختلافات و منازعات قومی را در نظر نمی‌گیرد و بدون در نظرداشت این پیشینه دستیابی به تصویری بهتر از جنگ در افغانستان‌ و راه‌های برون‌رفت از آن (طوری که تجربه ۴۰ ساله جنگ نشان داده) ناممکن است.

    هویت، قومیت و حاکمیت

    مفهوم هویت و حاکمیت در افغانستان هیچ‌گاه از مقوله قومیت جدا نبوده است. پس از استقلال، حاکمان افغانستان همواره سعی کرده‌اند که شکل سنتی حاکمیت را که در ارزش‌ها و عنعنات پشتون‌ها ریشه داشته، با مفهوم مدرن «دولت» آشتی دهند. بنابراین، بخشی از بستری که در آن «دولت مدرن» شکل گرفت، حاوی ارزش‌هایی بود که در تضاد با مدرنیته و تجدد قرار داشت. به عبارت دیگر، مفهوم «دولت» یا «حکومت»‌ در افغانستان همواره عاری از ویژگی «همه‌شمول» بوده و به‌جای آن این تلاش وجود داشته که از مفاهیم «حکومت‌داری مدرن» به‌عنوان ابزاری برای گسترش و تقویت همان حاکمیت سنتی‌ قوم‌محور استفاده شود.

    این مفکوره در سیاست‌ها و کارکردهای حکومت‌های گذشته افغانستان هم به روشنی نمود یافته است. مثلا پروژه «ناقلین» و برنامه‌های درازمدت برای گسترش زبان و فرهنگ پشتو به قیمت اعمال محدودیت بر دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها و نیز به حاشیه‌راندن اقوام غیرپشتون از صحنه سیاسی و فرایند‌های تصمیم‌گیری به‌سادگی نشان می‌دهد که تعریف حاکمان از «دولت مدرن» به تعمیم ارزش‌های حاکمیت سنتی پشتون به همه اقوام محدود می‌شده و نه مشارکت دادن دیگر اقوام در حاکمیت.

    بدیهی است که از جمله موانع اصلی بر سر راه تعمیم این ارزش‌ها، زبان و فرهنگ‌های محلی اقوام دیگر بوده است؛ برنامه‌های مختلف حکومت، مثل تغییر نام زبان فارسی به «دری» یا برنامه تغییر نام‌های مناطق مختلف عمدتا غیرپشتون (مثل سبزوار به شیندند بوینی‌قره به شولگره، قره‌تیپه به تورغندی) دقیقا با هدف غلبه بر این موانع طراحی شده بود. نمونه‌های زیادی از این نوع سیاست‌ها را هم در حکومت‌های گذشته و هم حکومت‌های امروزی می‌توان برشمرد که از حوصله این مقاله خارج است.

    چالش هویت ملی

    حاکمان افغانستان مثل رهبران هر کشور دیگری در تلاش بوده‌اند هویتی را تعریف کنند که شامل همه باشندگان افغانستان باشد و همه اتباع/شهروندان به آن احساس تعلق داشته باشند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این هویت قرار بود بر دو مولفه اصلی استوار باشد؛ یکی مدرنیزه کردن افغانستان و دیگری تبارز استقلال سیاسی.

    رد پای مدرنیته و تجددخواهی را می‌توان در برنامه‌های مختلف حکومت‌ها، به‌ویژه در دوران امان‌الله خان مشاهده کرد؛ برنامه‌هایی که گاه در تصادم با فرهنگ‌ها و عنعنات محلی، به‌خصوص در مناطق پشتون‌نشین قرار می‌گرفت. این‌که آیا حکومت‌های افغانستان روش یا راهبردی موثرتر برای مدرنیزه‌ کردن این کشور می‌توانستند بسنجند یا نه،‌ بحثی کاملا متفاوت است. اما واقعیت این است که شکل‌گیری افغانستان به‌عنوان یک کشور مدرن دارای مظاهر تجدد مثل دانشگاه، سینما، پارلمان، رسانه‌های نسبتا آزاد، احزاب سیاسی و دوره‌ای که از آن به نام «دهه دموکراسی» یاد می‌شود، مدیون ترقی‌خواهی و برنامه‌های حاکمانی مثل امان‌الله خان است.

    ولی اندیشه‌ای که در پس مولفه دوم، یعنی تبارز استقلال سیاسی، قرار داشت، نه تنها تفکری مدرن نبود، بلکه ادامه و حتا تشدید همان سیاست‌های قبیله‌گرایانه‌ حاکمان قبلی بود. به عبارتی، رهبران وقت به درستی به این نتیجه رسیده بودند که برای ساختن آینده‌ای بهتری برای شهروندان و تبدیل‌شدن به عضوی از جامعه بین‌الملل، افغانستان باید مدرن شود؛ از جمله ایجاد ساختارهای لازم برای آموزش مدرن، به‌خصوص برای دختران، و تلاش برای مدرنیزه کردن رابطه میان حکومت و مردم. و در این راستا تبارز استقلال سیاسی و تعیین حدود و ثغور وجهه و سیاست داخلی و خارجی افغانستان از الزامات مدرنیزه شدن افغانستان بود و هویت ملی مسلما یکی از ستون‌های اصلی تبارز استقلال به‌شمار می‌آمد.

    اما منش و رویکردی که رهبران وقت افغانستان به شکل‌دهی به این هویت داشتند، به‌جای آن‌که بر فهمی مشترک از مولفه‌های مدرن هویت ملی استوار باشد، بر باورهای سنتی و قبیله‌ای استوار بود. پشتون‌ها به‌طور سنتی باور داشته‌اند که حاکمیت افغانستان از آنِ این قوم است و هرچند برخی از حاکمان افغانستان (مثل ظاهرشاه) حتا با زبان پشتو آشنا نبوده‌اند، ولی به این قانون نانبشته باور داشته‌اند که در راس این کشور باید یک پشتون/پشتون‌تبار قرار داشته باشد.

    به این دلیل، تعریف این رهبران از هویت ملی با فرهنگ و هویت قومی پشتون‌ها گره خورده بود. به‌نظر می‌رسد آن‌ها حداقل دو فایده کلان برای این هویت تصور می‌کرده‌اند که به زعم‌شان از راه دیگری به‌دست نمی‌آید: اول، با توجه به این‌که ایران در همسایگی افغانستان کشوری ثروتمند و قدرتمند به‌حساب می‌آمد، برساختن هویتی با ریشه‌های پشتونی و تعمیم آن به دیگر اقوام، به‌ویژه به فارسی‌زبان‌ها، به خودی خود باعث می‌شد که اقوام مختلف بیشتر به این هویت برساخته احساس تعلق کنند تا به اشتراکات فرهنگی و زبانی‌شان با کشورهای همسایه. دوم این‌که، تعمیم هویتی که در فرهنگ و عنعنات قوم پشتون ریشه دارد، شرایط لازم برای دوام سلطه تک‌قومی بر سایر اقوام را فراهم می‌کرد.

    حکومت‌های وقت برای شکل‌دهی به این هویت و تعمیم آن به همه اقوام برنامه‌های مختلفی روی دست گرفتند؛ از آموزش اجباری زبان پشتو در ادارات گرفته تا تغییر رسمی نام زبان فارسی به «دری» در قانون اساسی ۱۹۶۴. هرچند هیچ‌کدام از این برنامه‌ها به دلایل مختلف موفقیت چندانی کسب نکرد. تا جایی که می‌دانیم مثلا، فرمان ظاهرشاه برای ترویج و احیای زبان پشتو در تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۱۵، باعث نشد که حتا خود او، به‌عنوان شاه افغانستان، پشتو بیاموزد. بخشی از متن این فرمان که در اصل نیز به زبان فارسی است، در جریده اصلاح به این شکل ثبت شده است:‌

    «چون در مملکت عزیز ما از طرفی زبان فارسی مورد احتیاج بوده و از جانب دیگر به علت این‌که قسمت بزرگ ملت ما به لسان افغانی [پشتو] متکلم و مأمورین علی‌الاکثر به سبب ندانستن زبان پشتو دچار مشکل می‌شود، لهذا برای رفع زیان این نقیصه و تسهیل معاملات رسمی و اداری، اراده فرموده‌ایم همچنان که زبان فارسی در داخل افغانستان زبان تدریس و کتابت است در ترویج و احیای لسان افغانی هم سعی به عمل آمده و از همه اول مأمورین دولت این زبان ملی را بیاموزند.» (جریده اصلاح، تاریخ ۱۲ حوت ۱۳۱۵)

    ولی تلاش‌ها برای تغییر نام زبان پشتو به «لسان افغانی» حتا کمتر از تغییر نام زبان فارسی به «دری» نتیجه داد. تغییر نام فارسی به «دری» در قانون اساسی ۱۹۶۴ باعث شد که به تدریج بخش بزرگی از فارسی‌زبان‌ها از این واژه برای اشاره به زبان فارسی استفاده کنند، اما صرفا برخی از طراحان این سیاست‌ها، مثل محمود طرزی، از عبارت «لسان افغانی» برای اشاره به زبان پشتو اشاره می‌کردند. با این‌حال، تردیدی نیست که برنامه تغییر نام زبان پشتو هم بخشی از تلاش‌های برای شکل‌دهی به هویت ملی بوده است. وقتی نام کشور، نام هویت و نام زبان – افغانستان، افغان، افغانی – هم‌ریشه باشد، طبیعتا شانس بیشتری برای بقا و تعمیم به همه باشندگان یک کشور دارد.

    خطای بزرگ

    تحولات تاریخی اما نشان داد که طراحان این سیاست‌ها حداقل به دو دلیل روشن به خطا رفته‌اند: اول این‌که ظرفیت تاریخی فرهنگ‌ها و زبان‌های اقوام غیرپشتون را دست‌کم گرفتند. مثلا ترکمن‌های افغانستان یک اقلیت قومی نسبتا کوچک به‌حساب می‌آیند. اما با این‌حال، زبان و فرهنگ آن‌ها مقاوم‌تر از آن بوده که حکومتی بتواند آن را تغییر دهد. زبان فارسی هم پشتوانه عظیم تاریخی و ادبی دارد و جایگزینی این زبان با پشتو یا هر زبان دیگری نه‌تنها ناممکن، بلکه حتا تصور آن هم ساده‌لوحانه است. به همین‌شکل،‌ پشتو هم یکی از زبان‌های قدیمی ایرانیک (و به اصطلاح خواهر فارسی) است که هرچند به اندازه فارسی ممکن است پشتوانه مکتوب نداشته باشد، اما ریشه‌ای عمیق در جغرافیای افغانستان و مناطقی در کشورهای همسایه از جمله در هند دارد. تاریخ نشان می‌دهد که اقوام پشتون‌ قرن‌ها با حاکمان پارسی‌زبان مراودات تنگاتنگ داشته‌اند، اما این این امر باعث نشد که زبان پشتو از بین برود و پارسی جای آن را بگیرد.

    خطای دوم این بود که تعریف حاکمیت از ایده‌ی هویت ملی، در عمل «بازتعریف هویت قومی پشتون در سطح ملی» بود که لاجرم به حذف هویت‌های اقوام دیگر منجر می‌شد. به احتمال زیاد، حاکمیت آن وقت هم مثل رهبران سیاسی امروز، به خیر همه باشندگان افغانستان می‌دیدند که زیر لوای یک هویت ملی جمع شوند و تا اینجای کار، اشتباه نمی‌کردند. اما چون ساختار نظام به شکلی بود که به‌طور سنتی اقوام غیرپشتون صرفا رعایای نظام پنداشته می‌شدند و به هویت‌ها و فرهنگ‌ آن‌ها اهمیتی داده نمی‌شد، چه بسا، تعمیم هویت پشتون‌ به آن‌ها را عملی خیرخواهانه می‌پنداشته‌اند.

    متأسفانه رگه‌های چنین تفکر کاکامآبانه‌ای را هنوز هم می‌توان در اندیشه‌ و نگرش رهبران پشتون و سیاست‌های حکومت‌های امروز افغانستان هم مشاهده کرد. گاهی به‌نظر می‌رسد که سیاستمداران پشتون از مخالفت و مقاومت اقوام دیگر در مقابل طرح‌های‌شان و یا پایبندی اقوام به رسوم و سنت‌های خاص خود تعجب می‌کنند. به‌عنوان مثال، این رهبران به‌نظر نمی‌رسد درک کنند که چرا بخش بزرگی از غیرپشتون‌ها نمی‌خواهند خود را «افغان» بدانند، یا فارسی‌زبان‌ها زبان خود را «دری» بنامند و یا دوست دارند علنا به رسومی مثل تجلیل از شب یلدا یا نوروز پایبند باشند.

    راه حل رهبران پشتون برای دستیابی به یک هویت ملی و «ملت شدن» به زبان ساده این بوده که همه اقوام از هویت و فرهنگ خود دست بشویند و «افغان» شوند و ظاهرا هیچ بدیلی برای این رویکرد خود نمی‌پذیرند. دقت در گفته‌ها و اندیشه‌های چهره‌های مطرح پشتون در این زمینه‌ها این‌طور تداعی می‌کند که گویا به چشم آن‌ها هر آن‌که این رویکرد را نپذیرد، برای بیگانگان کار می‌کند: فارسی‌زبانی که نمی‌پذیرد نام زبانش «دری» و یا نام هویت ملی او «افغان» است، «مزدور و جاسوس» ایران است و یک عنصر خطرناک که به خیر عموم نیست که فرصت و فضایی برای بیان ایده‌های خود داشته باشد.

    تغییر مناسبات قومی پس از طالبان

    سقوط طالبان در نتیجه حمله امریکا به افغانستان سرآغاز تغییری تاریخی و بی‌سابقه در مناسبات قومی نیز بود. حضور جامعه بین‌المللی و مطرح‌شدن افغانستان در سطح جهان در حقیقت یک بار دیگر مسأله مدرنیته در افغانستان را، این بار به شکلی کاملا متفاوت مطرح کرد؛ متفاوت به این معنا که حاکمیت افغانستان این بار در تعیین حدود و ثغور این مدرنیته و کیفیت آن نقش چندانی نداشتند. این امر در ترکیب با دسترسی افغانستان به تکنولوژی معلوماتی مثل انترنت و موبایل بیش از پیش باعث کم‌رنگ‌شدن نقش حاکمیت در تعریف مناسبات قومی شد. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، آینده نه در دست حاکمان سیاسی که در گرو کار و تلاش شهروندان و به‌خصوص نسل جوان بود. برای اولین بار در تاریخ افغانستان، شهروندان می‌توانستند از طریق رسانه‌های عمومی و شبکه‌های اجتماعی نظرات خود را بدون هیچ هزینه‌ای اعلام کنند و معنای سنتی «حاکمیت» و «حکومت» را به شکلی بی‌سابقه به چالش بکشند.

    مفکوره حاکمیت سنتی در افغانستان برای این تغییر شگرف آمادگی نداشت. اولین بار بود که حاکمان افغانستان می‌دیدند اتوریته دولتی و قوه قهریه در برابر اعتراض شهروند رنگ می‌بازد. روزنامه‌نگارها با سماجت و بی‌پروایی پرسش‌هایی سخت را مطرح می‌کردند که سیاستمداران چه پاسخ می‌دادند و چه نمی‌دادند، ابهت خیالی آن‌ها به چالش کشیده می‌شد و خامی اندیشه‌های‌شان آشکار می‌گردید.

    واکاوی سیاست‌های حکومت حامد کرزی و نیز اشرف غنی نشان می‌دهد که هر دو حکومت، تغییر در مناسبات چندصدساله قومی را بزرگ‌ترین چالش در برابر دوام ایده حاکمیت سنتی پشتون‌ها بر افغانستان می‌دانند و هر دو با سیاست‌ها و رویکردهای مشخصی به دنبال حفظ حداقل بخشی از مناسبات قدیمی بوده‌اند. از این زاویه است که می‌توان دلایل اصلی رویکردهای هر دو اداره در مقابل طالبان و نیز سیاست‌هایی مثل فارسی‌ستیزی عریان و حتا تقلب در انتخابات را بازشناخت.

    حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، همانند چهره‌های مطرح دیگر در سیاست افغانستان هیچ‌گاه پنهان نکرد که مایل نیست جنبش طالبان در افغانستان از راه نظامی درهم کوبیده شود. با وجود آن‌که گروه طالبان همواره دست رد به سینه کرزی زد، اما او تا پایان حکومت خود و بعد از آن نیز از تلاش برای تبرئه این گروه از دست داشتن در حملات تروریستی که هر کدام به مثابه جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است، دست برنداشت.

    خلف او، اشرف‌غنی نیز به سیاست تبرئه طالبان، به اشکال مختلف، تا پیش از موافقتنامه صلح این گروه با امریکا ادامه داد. بهترین شاهد برای این مدعا می‌تواند اعلامیه‌های ارگ در محکومیت حملات تروریستی گروه طالبان باشد؛ ارگ تا پیش از مذاکرات طالبان و امریکایی‌ها، اداره اشرف غنی، با پیروی از سیاست حامد کرزی، حملات تروریستی این گروه در افغانستان را به «دشمنان صلح و ثبات» و «دشمنان مردم افغانستان» و عبارت گنگ مشابه نسبت می‌داد. نگارنده از طریق منابع موثق در جریان هست که به تبعیت از این سیاست دولت، به نیروهای ناتو نیز رسما توصیه شده بود که در بیانیه‌های خبری خود از ذکر نام طالبان به‌عنوان عامل حملات تروریستی خودداری کنند.

    هر دو حکومت افغانستان این سیاست تبرئه را برای نشان دادن حسن‌نیت به این‌ گروه و متقاعد کردن آن‌ها به مذاکره لازم می‌دانسته‌اند. اما ناظران زیادی معتقدند و شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد دلیل اصلی آقایان کرزی و غنی در اعمال این سیاست این باور آن‌ها بوده که در شرایط پیچیده امروز طالبان یک جنبش قومی پشتونی است که درهم‌کوبیدن آن از طریق قوت نظامی به تضعیف داعیه حاکمیت سنتی پشتون‌ها می‌انجامد.

    سلطه تک‌قومی: نقطه اشتراک حکومت و طالبان

    طالبان، به‌عنوان گروهی که در سال ۱۹۹۶ حاکمیت رسمی متشکل از گروه‌های مجاهدین را ساقط کرد و تا پیش از حمله امریکا به افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱ در قدرت بود، کسب قدرت دوباره را حق خود می‌داند. شعار و انگیزه این‌ گروه ایجاد یک امارت اسلامی مبتنی بر قرائت سختگیرانه از قوانین شرعی است. به عبارتی، اولویت این گروه، نه بهبود اقتصاد یا رفاه عمومی یا ارائه بهتر خدمات عمومی به مردم، بلکه حاکمیت نظام «امارت» است. با این‌حال، به این معنا نیست که طالبان در اشتراک قدرت با سایر اقوام کارنامه‌ای منصفانه‌تر و یا چشم‌اندازی بهتر دارند.

    سیاست‌های رسمی حاکمیت افغانستان و طالبان، چه در زمانی که این گروه در قدرت بود و چه حالا که همزمان با حملات تروریستی و کشتار روزانه افراد ملکی مشغول چانه‌زنی با حکومت افغانستان است، نشان می‌دهد که هر دو طرف به قاعده‌ی نانبشته حق حاکمیت پشتون‌ها متعهدند و بدیلی برای آن نمی‌پذیرند.

    به زبان ساده، رویکرد و اندیشه‌های هر دو گروه فقط نشان می‌دهد که طالبان با اتکا بر مولفه دین و مذهب و طرف دولت با توسل به ناسیونالیسم پشتون به دنبال احیا و دوام حاکمیت سنتی قوم‌محورانه هستند. شواهدی وجود ندارد که نشان دهد طالبان یا دولت به دنبال شکل دادن یک حاکمیت همه‌شمول به معنای مدرن آن هستند؛ حاکمیتی که در آن اقوام ساکن افغانستان مجبور نمی‌شوند برای آن‌که شهروند به‌حساب آیند، از ارزش‌های فرهنگی، سنتی، زبانی و یا قومی خود بگذرند و یک هویت برساخته تحمیلی دولتی را بپذیرند.

    برای طالبان نظام «امارت» صرفا یک ابزار است؛ و تجربه نشان داده این ابزار، که ارعاب و ترور و قلدری از عناصر اصلی آن است، در سرکوب شهروندان و سلب حقوق اولیه آن‌ها موثرتر از ابزارهای حکومت است. مسلما برای شهروندانی که تحت سلطه نظامی زندگی می‌کنند که پروای کرامت انسانی آن‌ها را هم ندارد، صحبت از حقوق شهروندی و مدنی، مثل حق مشارکت سیاسی و حق آزادی بیان بی‌معناست. این استیصال و ناتوانی را همه آن‌ها که زیر سلطه حاکمیت طالبان زندگی کرده‌اند، تا مغز استخوان خود حس کرده‌اند. و این ایده که طالبان در این بیست سال تغییر کرده‌اند، خودفریبی تلخی است که برخی آگاهانه و برخی خوشباورانه به آن متوسل می‌شوند.

    مذاکرات صلح و چشم‌انداز آینده

    مسلما امریکایی‌ها می‌دانستند که آغاز مذاکره با طالبان به معنای پذیرش سقوط حکومت مشروع افغانستان (هرچند در انتخاباتی پرتقلب) است. مهم‌تر از آن، ناممکن است امریکایی‌ها و سایر بازیگران بین‌المللی به این نکته آگاه نبوده باشند که آنچه با طالبان به معامله می‌گذارند، دموکراسی، حقوق بشر و حقوق اساسی شهروندان افغانستان است. با همه این‌ها، امریکایی‌ها با دور زدن مردم و حکومت افغانستان با این گروه به توافق رسیدند.

    مذاکرات فعلی بین طالبان و حکومت نیز بر سر اشتراک دادن این گروه در قدرت نیست، برعکس، مسأله اصلی این است که طالبان تا چه حد حاضرند طرف‌های دیگر (حکومت/مردم) را در قدرت شریک دهند. این نیز نکته‌ای است که هم امریکایی‌ها و هم دولت افغانستان به آن واقف بوده‌اند.

    بنابراین، اشرف غنی صرفا با پذیرش ایده گفت‌وگو با طالبان سند سقوط حکومت خود را امضا کرد. چرا که هم دولت افغانستان و هم جامعه جهانی و امریکا به خوبی به این نکته واقف بوده‌اند که ناممکن است طالبان را در مذاکرات خود قانع کنند که حکومت اشرف غنی را بپذیرند. به‌جای آن، این بازیگران خارجی و داخلی بودند که پذیرفتند حکومت مشروع افغانستان (هرچند در انتخاباتی پرتقلب) ساقط شود و جای آن را یک حکومت موقت و یا ساختار مشابهی بگیرد که طالبان آن را بپذیرند.

    بنابراین، لفاظی‌های خوشبینانه مقامات خارجی و داخلی درباره افغانستان این واقعیت را عوض نمی‌کند که برآیند مذاکره موفق با طالبان، موافق باشیم یا نه، سقوط حکومت فعلی افغانستان است. به همان ترتیب، لفاظی‌های مقامات خارجی و داخلی این حقیقت را نیز تغییر نمی‌دهد که طالبان در درازمدت به دنبال برقراری امارت اسلامی هستند؛ نظامی که بر قرائت خشک و سختگیرانه از قوانین شرعی استوار است. طالبان، به‌عنوان یک گروه شبه‌نظامی/تروریستی هیچ ایده‌ و برنامه‌ مدرنی برای افغانستان ندارند و صلح با این گروه صرفا با ذبح دموکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی مردم افغانستان به دست خواهد آمد.

    با همه این‌ها، این تصور که طالبان خواهند توانست بی‌هیچ چالشی نظام ارعاب و وحشت خود را بار دیگر بر افغانستان حاکم کنند، ساده‌دلانه است.

    افغانستان امروز با سال‌های پایانی دهه‌ی نود به‌شدت متفاوت است. بخش اعظم جمعیت افغانستان را نسل جدیدی شکل می‌دهد که تجربه زندگی زیر سلطه طالبان را نداشته‌اند؛ نسل جوانی که با انترنت و دسترسی به معلومات و ارتباطات بزرگ شده‌اند. افغانستان بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود شهروندانی تحصیل‌کرده در داخل و خارج دارد که یک شبکه جهانی از شهروندانی را تشکیل داده‌اند که روز و شب بی‌هیچ‌واسطه‌ای با هم در تماسند. تنها راه طالبان برای حاکمیت امارتی شبیه سال‌های پایانی دهه نود، سوق دادن فیزیکی این کشور به همان دوران تاریک است؛ کشوری فاقد امکان تماس با بیرون. بدون انترنت.

    اما حتا طالبان هم حالا می‌دانند که چنان کاری ممکن نیست؛ بنابراین، به جای آن سعی خواهند کرد به اعمال محدودیت‌هایی شبیه آنچه جمهوری اسلامی ایران بر شهروندانش وضع می‌کند، رو آورند. هرچند تجربه رژیم ایران نشان داده که این نوع محدودیت‌ها تا حدی موثر است.

    مسأله دیگر، که طالبان ناچارند در محاسبه خود در نظر بگیرند وجود پایگاه‌های قومی است که پتانسیل آغاز دور دیگری از منازعات را دارد؛ اخیرا اسماعیل‌خان و عطامحمد نور هشدار داده‌اند که در صورت لزوم «وضعیت را مدیریت خواهند کرد.»

    با در نظرداشت همه این مولفه‌ها، می‌توان خوشبین بود که موفقیت مذاکرات صلح تحولی عمده در تاریخ چهل سال جنگ افغانستان ایجاد خواهد کرد و ممکن است بخش بزرگی از خشونت‌های جاری را توقف دهد. هرچند به این معنا نیز هست که راه طولانی‌تری برای دستیابی به صلح واقعی و رفاه پیش روی افغانستان است.

    با همه این‌ها، دستیابی به صلح و عدالت واقعی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی فقط زمانی ممکن خواهد شد که نسل جدید شهروندان تنوع قومی، فرهنگی و زبانی را غنای جامعه ببینند و از باورها و ایده‌هایی که برتری‌جویی قومی را ترویج می‌کند، فاصله‌ گیرند.

    تاریخ افغانستان نشان داده که هویت ملی از راه هژمونی و یکسان‌سازی و سلطه قومی به‌دست نمی‌آید. هویت ملی آیینه‌ای باید باشد که همه شهروندان، به‌ویژه‌ اقلیت‌های قومی و دینی در آن تصویری واقعی از خود و فرهنگ و تاریخ و ارزش‌های‌شان را ببینند.

    اطلاعات روز

  • رسانه ها را هدف قرار ندهید

    رسانه ها را هدف قرار ندهید

    با وجود نگرانی‌ها مبنی به افزایش ترورهای هدفمند خبرنگاران در افغانستان، راس ویلسون سرپرست سفارت آمریکا در کابل در توییتی نوشت، خبرنگاران را هدف قرار ندهید.

    ویلسون اضافه کرد، آزادی مطبوعات یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای 19 سال گذشته در افغانستان است که باید حفظ شود و خبرنگاران در این‌جا برای کسب اطمینان از شفافیت و پاسخ‌گویی شجاعت قابل توجهی نشان می‌دهند.

    او تاکید کرد، آمریکا خبرنگاران را در افغانستان درک می‌کند و آنها را حمایت می‌نماید و باید در مورد امنیت خبرنگاران و کمک به خبرنگاران که در حال حاضر در معرض خطر هستند بحث شود.

    از سوی دیگر، سازمان گزارشگران بدون مرز سه‌شنبه 29 دسامبر 2020 با نشر گزارش سالانه خود اعلام کرد، افغانستان، مکسیکو(مکزیک)، عراق، هند و پاکستان پنج کشور مرگ‌بار در سال 2020 برای خبرنگاران شناخته شدند.

    نگرانی از افزایش ترور خبرنگاران در افغانستان

    کمیسیون مستقل حقوق‌بشر افغانستان دوشنبه 28 دسامبر 2020 با نشر اعلامیه‌ای از افزایش ترور و تهدید علیه خبرنگاران ابراز نگرانی کرده و از دولت خواسته است، اگر به تهدیدهای خبرنگاران توجه نکنید، ممکن برخی خبرنگاران این کشور را ترک کنند.

    در این اعلامیه آمده، در چند ماه گذشته، ترورهای هدفمند خبرنگاران بر روند کار اطلاع‌رسانی در سرتاسر افغانستان اثر منفی گذاشته است. به گزارش مسئولان رسانه‌ها، شماری از زنان خبرنگار در ولایات این کشور کارشان را ترک کرده‌اند. دسترسی خبرنگاران حتا به ولسوالی‌های نزدیک به مراکز ولایات دشوار شده است. خبرنگاران در شماری از شهرها نمی‌توانند به‌سادگی گشت‌وگذار کنند. بعضی از خبرنگاران و نهادهای رسانه‌ای در ولایات این کشور با تهدید برخورده و هنگامی که به نهادهای مسئول دولتی گزارش کرده‌اند، با سهل‌انگاری این نهادها‌ مواجه شده‌اند.

    در این اعلامیه ذکر شده، جامعه‌‌ خبرنگاری افغانستان در ماه‌های اخیر، تحت فشار روانی شدید قرار داشته است. خبرنگاران نگران‌اند که ‌ساحه‌‌ کار و زندگی برای آن‌ها بیشتر از این محدود شود. دولت افغانستان هنوز از کارکرد خود در مورد جلوگیری از قتل‌های زنجیره‌ای خبرنگاران، پیگرد مظنونان و رسیدگی عدلی و قضایی به چنین قضایایی به جامعه‌‌ رسانه‌ای افغانستان اطلاعاتی قناعت‌بخش نداده است.

    براساس این اعلامیه: «آن‌ها(خبرنگاران) باور دارند ‌اگر دولت افغانستان نتواند به خبرنگاران در مورد حفاظت از جان‌شان اطمینان دهد، احتمال دارد برخی از آن‌ها ناگزیر به ترک کشور شوند. هم‌چنین افزایش حملات هدفمند سبب افزایش خودسانسوری ‌در جامعه رسانه‌ای شده است و این فضای ترس می‌تواند پیامدهای ناگواری، به‌ویژه برای خبرنگاری تحقیقی در ولایات متفاوت کشور داشته باشد».

    خواست‌های مشخص خبرنگاران

    در اعلامیه‌ای کمیسیون مستقل حقوق‌بشر افغانستان آمده، خبرنگاران افغان از جامعه جهانی خواسته اند که بر طرف‌های درگیر در این کشور فشار آورد تا آتش‌بس را بپذیرند و به ترورهای هدفمند و خشونت‌ها ‌پایان دهند.

    بر اساس این اعلامیه: «جمهوری اسلامی افغانستان جلو حملات هدفمند را بگیرد، امنیت خبرنگاران را تأمین کند و پرونده‌های کشتار، تهدید، تخویف و بدرفتاری با خبرنگاران را به‌منظور اجرای عدالت بر عاملان بررسی کند و نتایج آن‌را با مردم و خانواده رسانه‌های افغانستان در میان گذارد».

    در ادامه این اعلامیه ذکر شده: «گروه طالبان ‌در صورتی که ‌در این ترورها دست ندار‌د، ‌باید در مورد چگونگی این ترورها به مردم پاسخ ‌دهد و اسناد و اطلاعات‌ خود را در مورد عاملان ترورها به مردم گزارش کند، چه اینکه تنها نپذیرفتن مسئولیت ترورهای هدفمند نمی‌تواند مسئولیت را از دوش آن بردارد».

    در این اعلامیه تذکر یافته: «خبرنگاران همچنان شکایاتی را در مورد تبلیغات زهرآگین و خشونت‌آمیز در مورد خبرنگاران آزاد از سوی رسانه‌های مرتبط به گروه طالبان در سطح محل داشتند که رفتار خشونت‌آمیز در برابر خبرنگاران را مجاز دانسته و ترویج می‌کند».

    شایان ذکر است که افغانستان یکی از ناامن‌ترین و مرگبارترین کشورهای جهان برای خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای گفته شده است که طی کمتر از دو ماه گذشته سال جاری شش خبرنگار در این کشور کشته شدند.

  • مسوول مالی گروه داعش در ننگرهار بازداشت شد

    مسوول مالی گروه داعش در ننگرهار بازداشت شد

    دفتر رسانه‌یی والی ننگرهار امروز (چهارشنبه، دهم جدی) با نشر خبرنامه‌یی گفت این عضو ارشد گروه داعش شب گذشته از مربوطات حوزۀ چهارم امنیتی شهر جلال‌آباد بازداشت شده است. این خبرنامه می‌افزاید که در جریان این عملیات سه فرد دیگر نیز به اتهام عضویت در گروه داعش بازداشت شده‌اند.

    دفتر رسانه‌یی والی ننگرهار خاطرنشان می‌سازد که یکی از این افراد بازداشت شده که معلولیت جسمی نیز دارد، مدتی در بخش جلب‌وجذب گروه داعش نقش داشته است.

    این در حالی است که هفتۀ پیش مسوول حمله‌های انفجاری داعش در ولایت‌های کابل و ننگرهار نیز در یک عملیات نیروهای امنیتی ملی کشور از مربوطات ولایت ننگرهار بازداشت شد.

    ننگرهار در شرق کشور سال‌های پیش مهم‌ترین مرکز حضور و فعالیت جنگ‌جویان شاخۀ خراسان گروه داعش به شمار می‌رفت، اما صدها تن از جنگ‌جویان این گروه پس از تشدید حمله‌های نیروهای امنیتی کشور به دولت تسلیم شدند.

  • داوود سلطان زوی وظیفه قانونی برای حضور در نشست های مجلس ندارد

    داوود سلطان زوی وظیفه قانونی برای حضور در نشست های مجلس ندارد

    شهرداری کابل، در واکنش به معرفی داوود سلطان‌زوی به دادستانی کل از سوی مجلس نمایندگان، گفته است آقای سلطان‌زوی، هیچ مکلفیت قانونی برای حضور یافتن در نشست‌های این مجلس ندارد.

    نعمت‌الله بارکزی، رییس نشرات و آگاهی عامه‌ی شهرداری کابل، روز چهارشنبه (۱۰ جدی)، در یک پیام ویدیویی گفت: «به دلیل این که شهردار کابل براساس فرمان ریاست‌جمهوری تقرر حاصل پیدا کرده است، از دید قانونی، هیچ مکلفیتی ندارد که در جلسات مجلس نمایندگان حضور یابد.»

    به گفته‌ی او، اگر آجندا از سوی مجلس نمایندگان شریک شود، از دید اخلاقی در بخش حضوریافتن شهردار کابل در نشست‌های این مجلس مشکلی وجود ندارد.

    نمایندگان مجلس، در نشست روز چهارشنبه (۱۰ جدی)، داوود سلطان‌زوی، شهردار کابل را به دادستانی کل معرفی و امضایش را بی‌اعتبار اعلام کردند.

    به گفته‌ی نمایندگان مجلس، آقای سلطان‌زوی به دلیل ناتوانی در جلوگیری از ساخت و سازهای غیرقانونی و سایر مشکلات در شهر کابل، به دادستانی کل معرفی شده است.

    آقای سلطان‌زوی، پس از آن به دادستانی کل معرفی شد که در نشست استجوابیه‌ی مجلس نمایندگان حضور نیافت.

  • یک داکتر در بلخ خودکشی کرد

    یک داکتر در بلخ خودکشی کرد

    مسئولان امنیتی در ولایت بلخ، می‌گویند یک داکتر در شهر مزارشریف، مرکز این ولایت، خودکشی کرده است.

    عادل‌شاه عادل، سخن‌گوی پولیس بلخ، گفت این رویداد، دوشنبه شب (۸ جدی)، در مربوطات ناحیه‌ی نهم شهر مزارشریف رخ داده است.

    به گفته‌ی او، این داکتر فرهاد رویین نام داشت و در خانه‌اش، خودش را حلق‌آویز کرده است.

    آقای عادل، می‌گوید بر اساس بررسی‌های ابتدایی، این داکتر در حالت نشئگی خودکشی کرده است.

  • ژاپن به رسانه های غربی بر ضد چین کمک مالی کرده است

    ژاپن به رسانه های غربی بر ضد چین کمک مالی کرده است

     نشریه ژاپنی “کیودو” با استناد به منابع معتبر نوشت: دولت ژاپن به کشور های غرب از جمله ایالات متحده آمریکا و انگلیس کمک کرد تا چین را تحت فشار قرار دهد.

    توکیو مدت زمان طولانی مخفیانه اطلاعات مربوط به اردوگاه ها و زندان های مسلمانان در منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور زا به سرویس های اطلاعاتی غربی منتقل می‌کرد.

    بر اساس این گزارش، توکیو اطلاعات کشفی در مورد این منطقه را ارائه می‌داد، اما به شرطی كه ایالات متحده و انگلیس به طور علنی منبع داده ها را افشا نکنند.

    این داده ها بود که واشنگتن برای اتهامات نقض حقوق بشر استفاده کرد ، و متعاقباً آن پکن را تحریم کرد.

    به گفته کیودو، انتقال این اطلاعات بیانگر تقویت همکاری بین منابع اطلاعاتی جاپان و اتحاد پنج چشم – Five Eyes است که شامل سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند است. این نشریه یادآوری می کند که توکیو هنوز در تلاش است روابط دوستانه خود را با پکن به عنوان بزرگترین شریک تجاری خود حفظ کند ، در حالی که روابط با متحد امنیتی خود ، واشنگتن را خدشه دار نمی‌سازد

    اویغورها از اقوام  ترک‌تبار ساکن ایالت خودگردان سین‌کیانگ یا  تُرکستان شرقی (اویغورستان) به مرکزیت اورومچی، در شمال غرب چین هستند که غیر از سین‌کیانگ چین؛ بر پایه آخرین آمارِ مربوط به سال 2009 میلادی، بخشی از آنان اینک ساکن کشور قزاقستان   بخشی کوچکی هم ساکن کشور قرقیزستان هستند. بیشتر اویغورها پیرو دین اسلام و سنی هستند.

  • امنیت ملی: نیمی از 6100 فرد بازداشت شده تروریست بوده اند

    امنیت ملی: نیمی از 6100 فرد بازداشت شده تروریست بوده اند

    مسعود اندرابی، وزیر داخله، می‌گوید گروه طالبان در انفجار ماین‌ها و قتل‌های هدف‌مند اخیر دست دارد.

    آقای اندرابی که روز سه‌شنبه (۹ جدی)، در باره‌ی وضعیت امنیتی به اعضای مجلس سنا اطلاعات می‌داد، گفت پس از امضای توافق‌نامه‌ی صلح امریکا – طالبان در دوحه، این گروه برای امتیازگیری در گفت‌وگوهای صلح سطح حملات و خشونت‌ها را افزایش داده است.

    به گفته‌ی او، به دلیل این که حمله‌های طالبان در ولایت‌ها از سوی نیروهای امنیتی عقب زده شده، این گروه بیشتر روی حمله‌های هدف‌مندانه «انفجار ماین و ترور افراد» تمرکز کرده است.

    آقای اندرابی، افزود که بر اساس اعتراف برخی از افراد بازداشت‌شده، گروه طالبان پس از امضای توافق‌نامه‌ی صلح با امریکا، گروهی را به نام عبیده در ولایت لوگر ایجاد کرده که مسئولیت آن بیشتر ترور کارمندان دولتی، خبرنگاران و فعالان جامعه‌ی مدنی است.

    او، تصریح کرد که گروه طالبان قصد دارد با انجام حملات هدف‌مند، در میان مردم سر و صدا ایجاد کند.

    از سویی هم، احمدضیا سراج، رییس عمومی امنیت ملی، به اعضای مجلس سنا گفت که در جریان یک سال گذشته، بیش از ۱۸۲۰۰ حمله به شمول انفجار ماین‌های مقناطیسی، در افغانستان راه‌اندازی شده است.

    به گفته‌ی او، مسئول ۹۹ درصد این حمله‌ها، گروه طالبان بوده و در یک درصد دیگر آن، گروه داعش دست داشته است. «اکثر افرادی که پشت ترورهای هدف‌مند دست دارند، اعضای طالبان و شبکه‌ی حقانی استند.»

    آقای سراج گفت که در جریان یک سال گذشته، ۶۱۰۰ نفر بازداشت شده اند که از این میان، ۳۶۰۰ نفر آن متهم به فعالیت‌های تروریستی استند.

    رییس عمومی امنیت ملی، افزود که بر اساس اطلاعات استخباراتی، از میان این افراد، ۷۰ نفر به اتهام دست داشتن در ترورهای هدف‌مندانه و ۷ نفر نیز به اتهام تلاش برای انجام حمله‌ی انتحاری بازداشت شده اند.

    گفتنی است که قرار است به زودی دور دوم گفت‌وگوهای صلح در قطر آغاز شود.

    از چند ماه به این طرف، همزمان با آغاز رسمی گفت‌وگوهای صلح افغانستان، سطح خشونت‌ها نیز افزایش یافته است. در کنار نبردهای همه‌روزه میان نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان که در جریان آن به غیرنظامیان نیز تلفاتی وارد می‌شود، در جریان چند ماه گذشته، سطح ترورهای هدف‌مند و انفجار ماین‌های مقناطیسی نیز در کابل و سایر ولایت‌ها افزایش یافته است.

    هرچند نهادهای امنیتی، بارها از بازداشت افراد به اتهام دست‌داشتن در ترورها و ماین‌گذاری‌ها خبر داده؛ اما این کار، تاثیر چندانی روی کاهش فعالیت‌های تروریستی نداشته است.