نویسنده: Raha News Agency

  • دو انفجار در ننگرهار، 3 تن زخمی شدند

    دو انفجار در ننگرهار، 3 تن زخمی شدند

    مسوولان محلی در ولایت ننگرهار تأیید می‌کنند دو رویداد انفجاری در شهر جلال‌آباد، مرکز این ولایت صورت گرفته است.

    فرید خان، سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار می‌گوید انفجار نخست حوالی ساعت ۰۹:۳۰ پیش از چاشت امروز (چهارشنبه، چهارم حمل) در ساحۀ «کمپ‌ها» از مربوطات حوزۀ اول امنیتی شهر جلال‌آباد رخ داد.

    آقای خان می‌افزاید در این رویداد یک موتر رنجر نیروهای امنیت ملی با ماین کنار جاده‌یی برخورد کرد. او در مورد تلفات برخاسته از این انفجار جزییات نمی‌دهد. گزارش شده است یک منسوب امنیت ملی در این انفجار زخم برداشته است.

    سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ننگرهار افزود انفجار دومی حوالی ساعت ۱۰:۰۰ پیش از چاشت امروز در چهارراهی صحت عامه از مربوطات حوزۀ سوم شهر جلال‌آباد رخ داد.

    آقای خان اضافه کرد در این رویداد یک موتر «تودی» با میان کنار جاده‌یی برخورد نمود. به گفتۀ او، دست‌کم دو نفر در این انفجار زخم برداشتند و به شفاخانه منتقل شدند.

    هیچ گروهی تاکنون مسوولیت این دو انفجار را بر عهده نگرفته است. اما مسوولان نهادهای امنیتی کشور طالبان را عامل این حمله‌ها می‌دانند.

  • انفجار در کابل یک زخمی برجای گذاشت

    انفجار در کابل یک زخمی برجای گذاشت

    پولیس کابل ( چهار شنبه ۴ حمل ) از وقوع انفجار یک حلقه ماین در شهر کابل داد.

    فردوس فرامرز، سخنگوی فرماندهی پولیس کابل گفت این انفجار حوالی ساعت ۹:۰۰ پیش از چاشت در ساحۀ باغ داوود از مربوطات ولسوالی پغمان ولایت کابل رخ داد.

    آقای فرامرز می گوید در این رویداد یک موتر رنجر نیروهای پولیس ملی با ماین کنار جاده‌یی برخورد کرد.

    به گفتۀ او یک افسر پولیس در این انفجار زخم برداشته است.

  • کمیته سویدن وظیفه یکی از کارمندانش را به دلیل اظهارنظر در مورد علی پور به حالت تعلیق درآورد

    کمیته سویدن وظیفه یکی از کارمندانش را به دلیل اظهارنظر در مورد علی پور به حالت تعلیق درآورد

    کمیتهٔ سویدن در افغانستان وظیفهٔ یکی از کارمندانش را به دلیل اظهارات در بارهٔ علی‌پور به تعلیق درآورد.

    این کمیته، اظهارات شکلا زدران، یکی از کارمندانش را در بارهٔ علی‌پور رد کرده و وظیفه‌اش را به تعلیق در آورد.

    شکلا زدران، کارمند کمیتهٔ سویدن در افغانستان، دو روز پیش در پیامی در صفحهٔ کاربری توییترش نوشته‌ بود : «علی‌پور و افرادش هرچه عاجل باید کشته شوند، این‌ها تروریست، باغی و شورشی هستند که توسط استخبارات خارجی تمویل می‌شوند.»

    کمیتهٔ سویدن در افغانستان می‌گوید تحقیقات در پیوند به اظهارات این کارمند ادامه دارد و تا زمان ختم این روند، وظیفهٔ خانم زدران به حلت تعلیق خواهد بود.

    این کمیته می‌افزاید هرگز در درگیری‌ها دخیل نمی‌شود و کارمندانش نیز نباید در این مسایل دخیل باشند.

    خانم زدران که نمایندهٔ جوانان در سازمان ملل نیز است، در یک توییتی دیگری به تعلیق در آروده شدن وظیفه‌اش را از سوی کمیتهٔ سویدن تأیید کرده می‌گوید: « وظیفه‌ام به تعلیق در آورده شده‌است؛ اما مهمتر از همه اینست که امشب با وجدان آسوده خواهم خوابید.»

  • نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه: امریکا خواهان تمدید حضور خود در افغانستان است

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه: امریکا خواهان تمدید حضور خود در افغانستان است

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه گفت اگر آمریکا در مهلت تعیین شده از افغانستان خارج نشود طالبان برای متهم سختن آمریکا به نقض توافق‌نامه دلیل لازم را پیدا خواهد کرد.

     ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه، مدیر بخش دوم آسیایی وزارت امور خارجه این کشور، در یک نشست مطبوعاتی، ضمن صحبت در خصوص نتایج کنفرانس “ترویکای توسعه یافته” در مورد حل و فصل صلح آمیز اوضاع افغانستان، که  در تاریخ 18 مارچ در مسکو برگزار شد گفت: اگر آمریکا در مهلت تعیین شده (اول ماه می)  از افغانستان خارج نشود طالبان برای متهم سختن آمریکا به نقض توافق‌نامه دلیل خواهد داشت.

    وی در ادامه گفت، ایالات متحده در حال بحث و گفتگو با طالبان در مورد موضوع خروج نیروها از افغانستان است، و به احتمال زیاد ه صحبت بر سر تمدید  باقی ماندن نیرو ها برای چند ماه دیگر در این کشور مطرح است که این امر می‌تواند از سوی طالبان به عنوان نقض توافق‌نامه توسط آمریکایی ها تلقی شود.   

     این در حالی است که، پیش از این، لوید آستین وزیر دفاع آمریكا  در سفر به کابل در جمع خبرنگاران گفت جو بایدن، رئیس جمهور آمریكا هنوز تصمیم نهایی درباره زمان خروج نیروها از افغانستان نگرفته است. بعداً، آنتونی بلینکن ، وزیر امور خارجه آمریکا در نشست وزیران ناتو اظهار داشت خروج نیرو ها از افغانستان در توافق با متحدان ناتو انجام خواهد شد.

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه تصریح کرد: “اگر ایالات متحده باقیمانده نیروهای خود را تا اول ماه مه خارج نکند  طالبان دلیل روشنی برای متهم كردن آمریکا به نقض توافق‌نامه به دست خواهد داشت. تا جایی که مشخص است آمریكایی ها در حال انجام بحث های شدید با طالبان هستند تا به نوعی این مسئله را حل کنند و بتوانند چند ماه دیگر در افغانستان باقی بمانند و از سوی هم طالبان این کار را نقض تلقی نکنند و خشونت ها را دوباره علیه نیرو های آمریکایی آغاز نکنند”.

    گفتنی است که بر اساس توافق‌نامه‌ی آمریکا – طالبان که در دهم حوت سال گذشته در دوحه، پایتخت قطر به امضا رسید، اول ماه می به‌عنوان ضرب‌الاجل خروج نظامیان خارجی از افغانستان تعیین شده است.

    اخیرا مقام‌های ناتو آمریکایی اظهارات متفاوتی در مورد خروج نظامیان خارجی از افغانستان مطرح کرده‌اند.

    ناتو خروج نظامیان از افغانستان را وابسته به شرایط و پیشرفت روند صلح دانسته است.

    جو بایدن، رییس‌جمهور ایالات متحده‌ی امریکا نیز چند روز پیش در مصاحبه با ای‌بی‌سی نیوز گفته بود که ممکن است خروج نیروها در اول ماه می اتفاق بیافتد، اما سخت است.

    او همچنان گفته بود اگر مهلت خروج تمدید شود، «خیلی زیاد» نخواهد بود.

  • روسیه: ایران باید به گفت و گوهای صلح افغانستان بپیوندد

    روسیه: ایران باید به گفت و گوهای صلح افغانستان بپیوندد

    وزارت خارجه روسیه اعلام کرد اگر ایران به گفتگوهای افغانستان بپیوندد، می تواند نقش مهمی در حل و فصل افغانستان داشته باشد

    ضمیر کابلوف نماینده رئیس جمهور روسیه روسیه گفت: «اگر ایران به گفتگوهای افغانستان بپیوندد، می تواند نقش مهمی در حل و فصل افغانستان داشته باشد.»

    ضمیر کابلوف این موضوع را در طی یک کنفرانس مطبوعاتی پس از مشاوره های سه گانه وسیع (ترویکا)، درباره حل و فصل صلح آمیز در افغانستان ، که در 18 مارس در مسکو برگزار شد، بیان کرد.

    ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان و مدیر بخش دوم آسیا از وزارت خارجه می گوید روسیه روی شامل ساختن فوری ایران در خصوص حل و فصل صلح آمیز در افغانستان حساب می کند. کابلوف کابلوف روز چهارشنبه (4 حمل)، در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: «ایران در صورت عضویت می تواند نقش بسزایی داشته باشد. ما البته می توانیم بدون ایران این کار را انجام دهیم ، اما عدم حضور ایران در این میز احساس خواهد شد و من امیدوارم که در آینده نزدیک شرکای ایرانی نیز به این کار بپیوندند، ما بالای این موضوع با تمام توان کار می کنیم.»

    کابلوف خاطرنشان کرد ایران معیارهای پیوستن به قالب “سه گانه وسعی” یا ترویکا در افغانستان را دارد. این کشور نه تنها یک همسایه است، بلکه هم بالای مقامات این کشور و هم طالبان تأثیر دارد.

    پیش از این در تاریخ 18 مارچ، نشستی در سطح نمایندگان ویژه فدراسیون روسیه، ایالات متحده، چین و پاکستان (“سه گانه گسترده”) با حضور هیئت های کابل و جنبش طالبان در مسکو برگزار شد. در بیانیه‌ی این نشست، روسیه، ایالات متحده، چین و پاکستان از همه طرف های درگیری در افغانستان خواستند تا سطح خشونت در این کشور را کاهش دهند و همچنین طالبان نیز دست از حمله بهاری بردارند.

    شایان ذکر است که در 12 سپتامبر سال گذشته، روند گفتگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان در دوحه پایتخت قطر، آغاز شد. با این حال، تاکنون طرفین فقط در مورد مذاکرات مستقیم در آینده توافق کرده اند.

  • کابلوف: حکومت موقت یگانه گزینه مناسب برای صلح در افغانستان است

    کابلوف: حکومت موقت یگانه گزینه مناسب برای صلح در افغانستان است

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه معتقد است ایجاد یک حکومت موقت در افغانستان، یگانه گزینه مناسب برای رسیدن به صلح دراین کشور است.

     ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه، مدیر بخش دوم آسیایی وزارت امور خارجه این کشور، در یک نشست مطبوعاتی، ضمن صحبت در خصوص نتایج کنفرانس “ترویکای توسعه یافته” در مورد حل و فصل صلح آمیز اوضاع افغانستان که  در تاریخ 18 مارچ در مسکو برگزار شد، گفت: «ایجاد یک حکومت موقت و ائتلافی در افغانستان در شرایط کنونی، به عنوان یگانه گزینه مناسب برای رسیدن به صلح در این کشور باقی می‌ماند.»

    نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه تصریح کرد: «روسیه، ایالات متحده و همچنین شرکای پاکستانی و چینی به خوبی درک می کنند که هیچ گزینه دیگری به جزء ایجاد یک دولت موقت در افغانستان وجود ندارد.»

    به گفته وی ، نیاز به ایجاد یک  حکومت موقت و ائتلافی به این دلیل است که طرفین درگیری ها در افغانستان باید کشتار یکدیگر را متوقف کرده و راهی را برای اداره کشور پیدا کنند.

    نماینده رئیس جمهور روسیه افزود: «”اما این به هیچ وجه به این معنا نیست که ما این راه حل را به افغانها تحمیل می کنیم. ما در مورد راه حل صحبت می کنیم – اگر کسی بتواند راه بهتری به ما پیشنهاد دهد، کاری که هیچ کس دیگری انجام نداد ، ما خوشحال خواهیم شد. بنابراین ، افغانها خودشان تصمیم می گیرند که کدام دولت و با چگونه ترکیب  توازن قوا در این دولت رویکار شود”.

    گفتنی است نمایندگان آمریکا، روسیه، چین و پاکستان (کشورهای ترویکا) اخیرا در پایان نشست مسکو با انتشار بیانیه ‌پایانی تاکید کردند که از احیای مجدد امارت اسلامی طالبان در افغانستان حمایت نمی‌کنند. از دولت افغانستان و شورای عالی مصالحه ملی این کشور نیز خواستند که به گونه علنی با نمایندگان طالبان درباره یک راه حل سیاسی از طریق مذاکره تعامل کنند.

  • انتقام بازیگر؛ فیلم کابوکی خارق‌العاده، اثری هیجان‌انگیز از «کن ایچیکاوا»

    انتقام بازیگر؛ فیلم کابوکی خارق‌العاده، اثری هیجان‌انگیز از «کن ایچیکاوا»

    گاهی در تئاتر از صحنه دزدی سخن به میان می‌آید. وجه مشترک دزدی و بازیگری چیست؟ کسانی که نمایش اجرا می‌کنند در پی جلب توجه‌اند درحالی که جیب‌برها از شناخته‌شدن طفره می‌روند، اما برای شناخت هر دو، باید با دقت رفتار انسان را مطالعه کرد. کارگردان «کن ایچیکاوا» در فیلمی با عنوان «انتقام بازیگر»، محصول ۱۹۶۲، دنیای گروه تئاتر دوره‌گرد کابوکی (تئاتر سنتی جاپانی) و گروهی از سارقان را در کنار هم به تصویر می‌کشد. شاهکار او در این فیلم بازی گرفتن از «کازوئو هاسگاوا» در نقشی دوگانه است؛ نقش بازیگر اصلی گروه و نقش دزدی رابین‌هود مسلک. این بازیگر کهنه‌کار، در سه‌صدمین حضور سینمایی‌اش، با خونسردی تمام در قلب و روح مخاطبان رسوخ می‌‌کند.

    در نخستین صحنه، مجرمان در سالن نمایش در حال اجرا هستند. آن‌ها از یک طرف پول تماشاگران را گرفته‌اند و از طرف دیگر، بر سر این‌که تا آخر نمایش بمانند یا نه، مشاجره دارند. یکی از سارقان فریاد می‌زند: «این بازی برای من زیادی کند است». این فیلم ایچیکاوا یکی از بهترین مطالعات سینما در تئاتر است. این فیلم اثری بازسازی شده از فیلمی به همین نام به کارگردانی «تینوسوکه کینوگاسا» محصول سال ۱۹۳۵ است که در آن هاسگاوا (بازیگر کابوکی که به ستاره فیلم گیشه تبدیل شد) در آن ایفای نقش می‌کند.

    نسخه‌ی ایچیکاوا از این روایت، بلافاصله مخاطب را درگیر خود می‌کند. در ادو(توکیوی امروزی)، گروه تئاتر کابوکی نمایشی زیبایی ارائه می‌دهد که در آن برف روی صحنه‌ای پر از شمع می‌بارد. یوكینوجو (هاسگاوا) اُناگاتایی (بازیگر مردی است كه نقش‌های زنانه را بازی می‌كند) است مورد تحسین. ما مونولوگ درونی یوكینوجو را می‌شنویم که پدر مرحومش را مورد خطاب قرار می‌دهد. چرا که او در میان تماشاچیان، قاضی و تاجری که ۲۰ سال پیش مسبب مرگ پدر و مادرش بوده‌اند را زیر نظر دارد. او برای انتقام به ادو آمده است.

    یوكینوجو برای به‌دست آوردن قلب دختر قاضی (آیاکو واکائو) از قدرت بازی خود در صحنه و خارج از صحنه استفاده می‌كند. دیگران او را بازیگر و اُناگاتایی ضعیف و زن صفت می‌دانند و مسخره‌اش می‌کنند، اما او برای انتقام‌جویی از این برداشت به نفع خود استفاده می‌کند. او از اطلاعات وسیع خود در زمینه‌ی طراحی صحنه‌های کابوکی، آراستن صورت و کلاه گیسی ترسناک بهره می‌برد تا هنگام رویارویی با یکی از مردان، با هیبت روح پدرش ظاهر شود. (نام جاپانی فیلم، یوکینوجو هنگه، او را شبحی توصیف می‌کند و این شیوه‌ی خیالی برگرفته از همین توصیف است.) بعدا، او برای آزار و اذیت یکی دیگر از دشمنان خود صحنه‌ی مرگ مادرش را به صورت نمایش سایه و روشن اجرا می‌کند. یكی از سارقان یوكینوجو را مسخره می‌كند و می‌گوید: «او نه زن است و نه مرد». به ما گفته شده که ویژگی‌های او به هر دو والدینش شباهت دارد؛ بنابراین گویا او هر برای مجازات کردن، ویژگی‌های منحصر به فرد هر کدام را تجسم می‌کند.

    این نمایشی هیجان برانگیز، پویا و بسیار خوش ساخت است که به شکلی بسیار جذاب روایت می‌شود، اما در عین حال، برشی زیبا نیز شکل داده که در هماهنگی با فیلمی بسیار متفکرانه‌تر، و شاید مشهورتر درمورد گروه کابوکی دیگری است؛ گروه «علف‌های شناور» اثر «یاشیجیرو اوزو»، که سه سال پیشتر ساخته شده و در هر دو فیلم دو تن از بازیگران نقش مکمل فیلم (آیاکو واکائو و گانجیرو ناکامورا) حضور دارند.  در هر دو فیلم، بازیگری به شهر می‌آید که در ذهن خود به خانواده فکر می‌کند. برای قهرمان فیلم اوزو، کوماجورو، فیلم در مورد دیدار میان پدر و پسری است که هویت پدرش را نمی‌داند. در علف‌های شناور (که آن نیز فیلمی باسازی شده از فیلمی قدیمی است)، اجراهای گروه با شکست کامل روبه‌رو می‌شوند، بعضی از شب‌ها تعداد بازیگران از تماشاگران بیشتر است و این گروه آکنده از کینه‌توزی است. اما کوماجورو نقش خود به عنوان رییس این گروه تئاتر ناکارآمد را دوست دارد و در صحنه‌ی آخر که گروه منحل می‌شود تا هر کسی به دنبال کار خودش برود، می‌توان سایه غم را روی صورتش دید. در فیلم ایچیکاوا، یوکینوجوی یتیم را عملا خانواده‌ی تئاتر به فرزندی پذیرفته است. مدیر بازیگران گروه برای او شخصیت پدر را دارد.

    شاید گروه نمایش در فیلم انتقام بازیگر بیش از فیلم اوزو مورد تحسین واقع شود، اما ایچیکاوا نیز زندگی متزلزل بازیگرانی را که ذهنیت روشنی نسبت به آن‌چه در اطرافشان می‌گذرذ، ندارند، به خوبی به تصویر می‌کشد. همین بی‌ثباتی در سبک فیلم نیز رسوخ کرده، تا حدی که هرگز روی یک ژانر ثابت نمی‌شود. ایچیکاوا با استفاده از خطوط پنجره و درب برای بعضی صحنه‌ها چارچوبی محکم ایجاد می‌کند، اما به نظر می‌‌رسد سایر صحنه‌ها تقریبا به صحنه‌ای بی‌پایان شباهت دارد که شخصیت‌هایی احاطه شده در تاریکی یا غباری شناور در آن حضور دارند. تکنیک‌های نورپردازی اغلب از جسارت تکنیک‌های تئاتر پیروی می‌کند و حتا در صحنه‌های خارج از تئاتر، این که مکالمات را «مخاطبانی» تماشا می‌کنند که چشم به شخصیت‌ها دوخته‌اند، امری عادی است.

    ماهیت روان و رویا مانند روایت در بازی ظریف هاسگاوا در نقش یوکینوجو بازتاب داده شده، که در تقابل با شخصیت خاکی و خنده دار او در نقش «یامیتارو»ی دزد است. چهره‌ی یوكینوجو به اندازه‌ی خود تئاتر اثیری است: در صحنه به یاد ماندنی آخر، او از روی صحنه ناپدید شده  و مخاطبان را با خاطرات محوی كه از اجراهایش در ذهنشان به جا مانده، رها می‌کند.

    منبع: گاردین

    مترجم: شریفه عرفانی

  • بند کمال خان افتتاح شد

    بند کمال خان افتتاح شد

    حمداشرف غنی، رییس جمهور روز چهارشنبه، چهارم حمل در سفری به ولایت نیمروز، بند کمال‌خان را افتتاح کرد.

    در مراسمی که به همین مناسبت در ولسوالی چهاربرجک ولایت نیمروز برگزار شده بود علاوه بر محمداشرف غنی، امرالله صالح معاون اول و سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری و شماری از مقام‌های حکومتی حضور داشتند.

    بند کمال‌خان ۱۶ متر ارتفاع و ظرفیت ذخیره ۵۲ میلیون مترمکعب آب را دارد.

    این بند ظرفیت تولید نُه میگاوات برق را نیز دارد. بند کمال‌خان هم‌چنان ۱۸۰ هزار هتکار زمین را تحت آبیاری قرار می‌دهد.

    بند کمال‌خان در ۹۵ کیلومتری شهر زرنج، مرکز ولایت واقع شده است.

    کار دیزاین و ساخت بند کمال‌خان در حدود ۵۱ سال پیش در سال ۱۳۴۵ آغاز شد. مرحله اول ساخت این بند در سال ۱۳۹۱ توسط کمپنی «تدس» تاجیکستان تکمیل شد و ساخت فاز دوم آن در سال ۱۳۹۱ توسط شرکت‌های مشترک برایت پیریل و آسیابنا (ABCC, BPCC) آغاز و در سال ۱۳۹۴ تکمیل شده است.

    آب‌گیری بند کمال‌خان در ماه دلو سال گذشته آغاز شد. افتتاح این بند مورد استقبال گسترده مردم افغانستان روبه‌رو شده است.

  • حاضریم در ازای تل به ایران آب بدهیم

    حاضریم در ازای تل به ایران آب بدهیم

    رئیس جمهور غنی روز چهارشنبه، چهارم حمل در مراسم افتتاح بند کمال‌خان خطاب به ایران گفت افغانستان پس از این معاهده آب هلمند را تطبیق می‌کند و «مفت» آب نمی‌دهد.

    غنی در سخنانی گفت: «من می‌خواهم چند کلمه سر همسایه ما جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم. در گذشته هرچه بودیم، چه داشتیم و نداشتیم، گپ تاریخ است. اقتصاد ایران و افغانستان متمم یکدیگر است و مخالف یک دیگر نیست.»

    رییس جمهور غنی در ادامه گفت آب را «مفت» به کس نمی‌دهد و پیداوار ولایت نیمروز را با افتخار به ایران می‌فروشد.

    غنی افزود با ایرانی‌ها در مذاکره است تا ولایت نیمروز نه تنها «کندوی» افغانستان باشد، بلکه به کندوی ایران نیز تبدیل شود.

    محمداشرف غنی با یادآوری از معاهده آب هلمند که در زمان نخست‌وزیری محمدشفیق بین ایران و افغانستان امضا شد، گفت که این معاهده، معاهده همه مردم افغانستان با ایران است.

    به گفته محمداشرف غنی، مشکل در این معاهده نبود، اما مشکل در تطبیق این معاهده بود.

    غنی افزود پس از این افغانستان کلید هلمند را در دست خود دارد و تعهد خود را با ایران اجرا می‌کند. به گفته غنی، فرستادن آب اضافه‌تر از تعهد اما «گپ مذاکره» است.

    رییس جمهور تصریح کرد اگر ایران تیل داد، می‌تواند آب بخواهد.

    محمداشرف غنی هم‌چنان گفت با دو شرکت بین‌المللی و ایران روی مدیریت بادها و تولید برق از آفتاب کار خواهد کرد. به گفته غنی، مطالعات مقدماتی نشان می‌دهد که افغانستان ۷۰ هزار میگاوات برق از باد تولید می‌کند.

    غنی می‌گوید بادهایی که مردم نیمروز را آزار می‌دهد، به بزرگ‌ترین منبع انرژی تبدیل خواهد شد.

    به گفته غنی، افغانستان در بخش تولید برق از باد، آفتاب و گسترش بنادر با ایران صحبت خواهد کرد.

    غنی هم‌چنان گفت تغییرات اقلیمی مرزهای سیاسی را نمی‌شناسد. او بر همکاری‌های منطقه‌ای تأکید کرد و گفت اگر ۲.۵ درجه حرارت در جنوب آسیا افزایش یابد، سبب آوارگی ۱۰۰ میلیون نفر می‌شود.

    محمداشرف غنی در سفری به ولسوالی چهاربرجک ولایت نیمروز بند کمال‌خان را افتتاح کرد. افتتاح این بند با استقبال گسترده مردم و شهروندان کشور روبه‌رو شده است. ساخت بند کمال‌خان نگرانی‌ها را در محافل ایرانی نیز به وجود آورده است.

  • بحران بهسود نیازمند دور اندیشی سیاسی می باشد

    بحران بهسود نیازمند دور اندیشی سیاسی می باشد

    قضیه این روزهای بهسود آن هم در شرایط بسیار حاد کنونی کشور نگرانی های شهروندان نسبت به آینده کشورشان را افزایش داده است.

    حکومت علی پور و نیروهای تحت امرش را مسئول سقوط دادن چرخ بال ارتش در ولسوالی بهسود میدان وردک که در آن چندین نیروی زبده و کارآمد از جمله دو پیلوت کشته شدند، می داند و برای انتقام از یک فرمانده محلی لشکری هزار نفری با امکانات و تجهیزات نظامی ویژه را به بهسود گسیل داشته است.

    از سوی دیگر علی پور و افرادش تحت نام جبهه مقاومت مدعی دفاع از سرزمین و ناموس مردم بهسود در مقابل حملات طالبان و کوچی ها می باشد.

    در چنین فضایی واکنش ها و اظهار نظرات متعددی از سوی محافل و اشخاص سیاسی و کارشناسان نسبت به قضیه بهسود مطرح شده است.

    حمزه واعظی، چهره شناخته شده ادبی کشور و کارشناس مسائل سیاسی، می گوید:«لشکرکشی سنگین نظامی به بهسود، در شرایطی که حتا کابل در محاصره ی تروریست ها و میدان شهر در محاصره ی طالبان می باشند و 50 کیلومتر جاده میدان شهرـ بهسود از کنترل دولت خارج است، جنگ در لوگر و بغلان و فاریاب و سراسر کشور جریان دارد، با هیچ منطق سیاسی و مدیریت نظامی قابل توجیه نیست. این لشکرکشی هزار نفری با دهها تانک و توپ و زبده ترین نیروهای تعلیم دیده ی نظامی در مقابل یک فرمانده محلی، نه به خاطر تطبیق قانون است و نه با هدف گسترش حاکمیت دولت. یک زورآزمایی و زهرچشم گرفتن ابلهانه در برابر آرام ترین و بی دفاع ترین و حاشیه نشین ترین مردم این سرزمین است.»

    این لشکرکشی نشان خواهد داد هیچ دستاورد نظامی برای جبروت سیاسی حاکمان ارگ نشین نخواهد داشت. آشکارترین پیامد آن شکاف عظیم میان حکومت و شهروندان مناطق مرکزی و بی اعتمادی و دوری و سلب حمایت بسیاری از هزاره ها از حاکمان کابل می باشد. این شکاف و فاصله و بی اعتمادی درشرایطی که خطر گزینه جنگ سراسری با طالبان با شکست مذاکرات صلح مطرح است، بیش از هرچیزی حاکمیت را از حامیان طبیعی اش محروم می سازد و دشمنی های قومی را فراختر و بنیان های همگرایی شهروندان را با گسستگی های بیشتری رو برو می کند.

    به گفته آقای واعظی برجسته کردن سقوط یک هلیکوپتر توسط نیروهای علیپور، از آن سناریوهای مضحکی ست که فقط از فکر توطئه آمیز حلقات امینتی و سیاسی مطیع ارگ ساخته است. کسانی که گروه علیپور را می شناسند می دانند که او نه توان تهیه موشک را دارد و نه قدرت خرید پهباد و نه نیازمند به سلاح های ضد هوایی پیشرفته است؛ چراکه اساسن ساختار نیروی او بر دفاع زمینی استوار است که براساس مقابله با طالبان و مهاجمان محلی تنظیم شده نه با جنگ با قوای هوایی یک دولت.

    برعهده گرفتن مسولیت ضمنی سقوط هلیکوپتر توسط خودِ علیپور، نشان دهنده ی نادانی سیاسی او می باشد که بهانه ی لشکرکشی حکومت را فراهم کرد. علیپور نه ازهوش سیاسی برخوردار است و نه آن استعداد مدیریتی و ظرفیت فکری لازم را دارد که بتواند به یک محور قدرتمند سیاسی ـ نظامی تبدیل شود تا بدینوسیله قادر گردد در درازمدت، آرزوهای سیاسی وغرور اجتماعی عقیم هزاره هارا برآورده نماید. به همین خاطر، هزینه کردن سیاسی برای اسطوره ساختن او، نه معقول است و نه مبتنی بر درک منافع استراتژیک جامعه هزاره.

    حقیقت این است که علیپور را سیاست های نابخردانه و بزرگنمایی های ابلهانه ی دستگاههای امنیتی بزرگ نمود ودر اذهان سیاسی ـ اجتماعی به مثابه یک افسانه مطرح کرد. حلقات امنیتی، ابتدا در ماه میزان 1397 با چندین هلیکوپتر و دهها نیروی کوماندو به ولسوالی لعل حمله کردند تا اورا دستگیر کنند ولی آن اقدام جزکشتار 11 نفر و زخمی کردن 9 نفراز افراد ملکی و حتا زنان و کودکان، دستاورد دیگری نداشت.

    درماه قوس همان سال، امنیت ملی او را در کابل دستگیر و به بند کشید و سپس آزادش نمود. حدود دو ماه پیش، یعنی درماه دلو 1399، لشکری از میدان شهر برای دستگیری اش به حصه اول بهسود فرستادند که بازهم منجر به کشتار فجیع 11غیرنظامی شد و اکنون بیش ازهزار نیروی مسلح با دهها عراده تانک و توپ به بهسود گسیل کرده است. همه ی این اقدامات نابخردانه و ماجراجویانه، باعث شد که علیپور را از یک قوماندان گمنام محلی به یک قطب مشهور و به دروغ دشمن دولت تبدیل کنند

    درست است که احساسات عمومی بسیاری از هزاره ها از اعمال سیاست ها و رفتارهای متکبرانه و تحقیرآمیز حکومت در ماجراهای اخیر به شدت جریحه دار شده است. اما بسیار مهم است که نخبگان، سیاست مداران، و روشنفکران هزاره در مواجهه با این بحران، افق بلندتری را ببینند و مصالح بزرگ تر، منافع کلان تر و نگاه جامع تری نسبت به آینده و سرنوشت سیاسی و استراتژیک جامعه ی رو به جلو ودرحال تغییر خویش، داشته باشند.

    تبلیغ و تحریک به جنگ با دولت، برانگیختن حس عمومی نفرت و دشمنی و بدبینی با کلیت نظام سیاسی، و درنهایت، رویارو ساختن هزاره ها با حکومت، ارتش و نهادهای امنیتی، نه به مصلحت هزاره ها می باشد و نه در توان این جامعه وبلکه پیامدی جز خلق فاجعه های کلان تر، انزوای بیشتر و تضعیف و گسست قدرت اجتماعی، سیاسی و حضور ملی این جامعه در ساختار کلان ملی نخواهد داشت.

    گرِه زدن سرنوشت سیاسی، منافع کلان قومی و مصالح حضور سیاسی در ساختار ملی جامعه ی هزاره با سرنوشت یک فرمانده محلی، انتخاب سیاست ورزانه، معقولانه، مصلحت اندیشانه و آینده نگرانه ای نیست. دوراندیشی استراتژیک و تعریف منافع کلان ایجاب می کند که هزاره ها می باید همانگونه که تا کنون راه آمده اند، از این پس نیز، اشرف غنی و تیم فاسد قوم اندیش اورا معادل نظام سیاسی نشمارند و با نظام سیاسی موجود که خود در بنیان گزاری، تألیف، تحکیم وحمایت آن نقش بنیادی داشته اند، همچنان حمایت و همراهی استراتژیک خودرا حفظ کنند.

    آقای واعظی در فیس بوک خود می نویسد راه حل بحران موجود را باید در گزینه های رویکرد سیاسی و عقلانیتِ گفتگو و درپرتو صبوری، آرامش وخونسردی اجتماعی جستجو نمود. بهترین راه حل این است که روشنفکران و نهادهای مدنی و بزرگان و متفذین اجتماعی در هماهنگی با رهبران سیاسی، بکوشند با مقامات امنیتی و ارگ نشینیان موضوع را مورد مذاکره قرار دهند و نسبت به تحولات اخیر، هجوم حکومت، بررسی کشتار غیرنظامیان، چگونگی سقوط هلیکوپتر تحقیق نموده و نسبت به سرنوشت و آینده علیپور و پاسخگو نمودن او ویا احتمالن جذب وی در ساختار شبه نظامی تحت نظارت حکومت مرکزی، گفتگو نموده به یک راه حل معقول و مصلحت جویانه برسند.

  • غنی: در سال جدید 1 میلیون دانش آموز جدید به مکتب می رود

    غنی: در سال جدید 1 میلیون دانش آموز جدید به مکتب می رود

    رییس جمهور غنی روز سه‌شنبه (۳حمل) با نواختن زنگ مکتب در لیسه‌ی امانی در شهر کابل گفت در سال جاری حدود یک میلیون دانش‌آموز جدید به مکتب می‌روند.

    غنی افزود که در سال آموزشی گذشته ۷۳۲ باب مکتب جدید ساخته شده و قرار است در سال جاری نیز ۱۸۰۰ مکتب جدید ساخته شود و نیز قرار است ۱۱ هزار و ۱۷۳ معلم براساس یک رقابت شفاف و توزیع عادلانه در سراسر کشور استخدام شوند.

    او افزود که معاشات معلمان و کارمندان بست‌های چهارم تا هشتم سر از اول ماه حمل افزایش می‌یابد و تا وسط سال اجرا می‌شود.

    غنی تاکید کرد که سال روان سال دیجیتل‌سازی افغانستان خواهد بود و عرضه‌ی خدمات دیجیتالی به معلمان، دانش‌آموزان، دانشجویان و کارمندان وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی در صدر برنامه‌ی حکومت قرار خواهد داشت.

    او تاکید کرد که در سطح معارف افغانستان از نگاه کمیت کار شده اما نقطه کلیدی کیفیت است. به گفته رییس جمهور کیفیت معارف باید به یک گفتمان ملی مبدل شود و در کنار تقویت زبان‌های ملی، به فهم زبان‌های بین‌المللی نیز باید به عنوان یک ضرورت توجه شود.

    غنی با بیان اینکه شیوه‌های تدریسی کهنه که ناکارا است، باید کنار گذاشته شوند و روش‌های کارا تقویت شود خاطرنشان کرد که قبلا حد اوسط مصارف یک مکتب ۴۵۰هزار دالر رسیده بود، در حالی که اکنون به ۹۰هزار کاهش یافته و بیشتر از آن کاهش خواهد یافت.

    در همین حال رنگینه حمیدی، سرپرست وزارت معارف نیز در این مراسم گفت که در دو دهه گذشته در این سکتور موفقیت‌هایی به دست آمده اما به کارهای بیشتر نیاز است و این وزارت راه طولانی در پیش دارد.

    او اصلاحات نصاب آموزشی، توجه به کیفیت، آماده کردن دانش‌آموزان برای رقابت‌های منطقه ای، آوردن تکنالوژی در بخش معارف را از کارهایی عمده در این سکتور یاد کرد که باید انجام شوند.

    سال تعلیمی ۱۴۰۰

    سال تعلیمی ۱۴۰۰ در کشور در حالی آغاز شده است که بر اساس آمار وزارت معارف در حال حاضر، شمار مجموعی دانش‌آموزان در افغانستان، به ۹.۷ میلیون نفر می‌رسد.

    آمار وزارت معارف همچنان نشان می دهد که بیش از ۵ هزار مکتب در سراسر افغانستان فاقد تعمیر است و شماری زیادی از مکایت نیز یا در اختیار گروه های مسلح قرار دارد و یا هم به روی دانش آموزان مسدود است.

    همچنان صندوق وجهی ملل متحد برای کودکان (یونیسف) نیز گفته است که حدود چهار میلیون کودک از رفتن به مکتب در افغانستان محروم مانده اند.

    شیوع ویروس کرونا سبب شد که در سال گذشته تعلیمی مکتب‌ها در بهار آغاز نشود و حتا در ولایت‌های گرمسیر نیز مکتب‌ها رخصت شوند.

    اما اکنون مسوولان در وزارت معارف می گویند که کاستی های سال گذشته را در سال روان جبران می کنند.

  • هند: اجماع بین المللی صلح افغانستان را تضمین می کند

    هند: اجماع بین المللی صلح افغانستان را تضمین می کند

    وزارت خارجۀ افغانستان روز (سه‌شنبه، سوم حمل) در خبرنامه‌یی آورد آقای دووال این مطلب را در دیدار با محمد حنیف اتمر، وزیر خارجۀ کشور در دهلی‌نو مطرح کرده است.

    در خبرنامۀ این وزارت آمده است که آقای دووال ضمن تأکید بر ادامۀ روابط استراتژیک میان کابل و دهلی‌نو می‌گوید که کشورش از روند صلح افغانستان به گونۀ همه‌جانبه حمایت می‌کند. مشاور امنیت ملی هند خاطرنشان می‌سازد که اجماع داخلی بین طرف‌های سیاسی در افغانستان و اجماع منطقه‌یی و بین‌المللی از عوامل مهمی در روند صلح افغانستان به شمار می‌رود.

    او یادآور می‌شود که تشکیل اجماع در سه سطح یاد شده موفقیت روند جاری صلح در افغانستان را تضمین خواهد کرد.

    این در حالی است که ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو نیز مشارکت همۀ بازی‌گران منطقه‌یی را در روند صلح افغانستان ضروری خوانده است؛ عاملی که به باور او، موفقیت روند صلح افغانستان را تضمین خواهد کرد.

    این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که بر اساس طرح تازۀ وزارت خارجۀ امریکا، در روزهای نزدیک قرار است یک نشست بین‌المللی در مورد صلح افغانستان در انقرۀ ترکیه دایر شود و سنگ‌بنای یک حکومت مشارکتی در افغانستان گذاشته شود.

    بر اساس این طرح، سازمان ملل متحد این نشست را مدیریت خواهد کرد و همۀ بازی‌گران منطقه‌یی به شمول ایران در آن حضور خواهند یافت.

  • بند کمال خان امروز افتتاح می شود

    بند کمال خان امروز افتتاح می شود

    اداره ملی تنظیم آب افغانستان می‌گوید قرار است امروز چهارشنبه بند کمال خان به طور رسمی افتتاح ‌شود.

    نظام‌الدین خپلواک، سخن‌گوی اداره ملی تنظیم آب افغانستان به رسانه ها گفت قرار است امروز چهارشنبه، ۴ حمل بند کمال خان با اشتراک مقامات بلند حکومتی و مردم ملکی افتتاح شود.

    بند کمال خان ظرفیت ذخیره ۵۲ میلیون مترمکعب آب و تولید ۹ میگاوات برق را دارد.

    این بند زمینه آبیاری برای ۱۷۴ هزار هکتار زمین را فراهم خواهد کرد و با افتتاح آن هزاران تن مشغول به کار خواهد شد.

    این بند در ۱۸ کیلومتری جنوب شهر زرنج ولایت نیمروز، در مسیر رودخانه هیرمند اعمار شده که از کوه‌های افغانستان سرچشمه گرفته و به دریاچه هامون؛ دریاچه‌ای مشترک میان افغانستان و ایران سرازیر می‌شود.

    کار ساخت بند کمال‌خان در سال ۱۳۴۵ آغاز شده بود، اما به دلیل آغاز جنگ‌ها و تحولات سیاسی افغانستان، سالها تکمیل نشد. کار اصلی آن در سال ۱۳۹۰ دوباره آغاز شد و قرار شد که در سه مرحله به پایان برسد، ساخت. مرحله دوم بند کمال خان در بهار سال ۱۳۹۶ آغاز شد. بودجه ساخت آن ۷۸ میلیون دالر اعلام شده بود و سومین مرحلهٔ آن در ماه اپریل سال ۲۰۱۷ توسط محمد اشرف غنی رئیس‌جمهور کشور افتتاح شده بود.

  • دانش: طالبان همچنان از صلح طفره می روند

    دانش: طالبان همچنان از صلح طفره می روند

    سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، می‌گوید گروه طالبان هنوز هم از بحث جدی در باره‌ی موضوعات اصلی مرتبط به روند صلح افغانستان، طفره می‌رود.

    آقای دانش که روز سه‌شنبه (۳ حمل)، در مراسم معرفی نیلاب مبارز به عنوان سرپرست جدید جمعیت هلال احمر افغانی صحبت می‌کرد، گفت صلح یک روند دو جانبه است و تا زمانی که جانب مقابل و حامیان آن تصمیم جدی به تفاهم و راه حل سیاسی نداشته باشند و گام‌های عملی و معنادار بر ندارند و به آتش‌بس تن ندهند، هیچ اعتمادی نسبت به روند صلح شکل نخواهد گرفت.

    به گفته‌ی او، حکومت افغانستان تا اکنون گام‌های لازم را برای نشان دادن حسن نیت خود در روند صلح برداشته و آمادگی کامل برای گفت‌وگو در باره‌ی موضوعات گوناگون داشته است؛ اما گروه طالبان از زمان آغاز این روند، بیش از هر وقت دیگر دست به حملات زده‌اند و غیرنظامیان، زنان، علما، فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و فعالان مدنی را به قتل رسانده‌اند.

    آقای دانش، تأکید کرد حکومت افغانستان از صلحی حمایت می‌کند که عادلانه و پایدار باشد و تداوم قانون اساسی و دست‌آوردهای بیست سال اخیر مردم افغانستان را تضمین کند.

    او افزود که حکومت افغانستان همچنان از هرنوع طرح صلح معقول و منطقی استقبال می‌کند، اما مشروط به اینکه کشور را دچار فروپاشی، انقطاع و گسست نسازد و به گذشته‎‌های تاریک و سیاه باز نگرداند.

  • رئیس جمهور غنی طرح انتخابات زودهنگام را مطرح می کند

    رئیس جمهور غنی طرح انتخابات زودهنگام را مطرح می کند

    قرار است محمداشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان، در نشست استانبول، پیشنهاد برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در شش ماه آینده را ارایه کند.

    در گزارشی که روز سه‌شنبه (۳ حمل)، از سوی رویترز منتشر شد به نقل از دو مقام ارشد حکومتی آمده است رییس‌جمهور غنی، ماه آینده در نشست استانبول، از طرح پیشنهادی برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری رونمایی خواهد کرد.

    به گفته‌ی این مقام‌ها، این طرح آقای غنی، در برابر طرح پیشنهادی صلح امریکا ارایه می‌شود و به معنای خوداری از پذیرفتن این طرح است.

    یکی از این مقام‌ها گفته است: «پیشنهادی که در نشست استانبول ارائه می‌دهیم، این است که اگر طالبان در مورد آتش‌بس توافق کنند، خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری می‌شویم.»

    یکی دیگر از مقام‌ها گفته است: «رییس‌جمهور هرگز موافقت نمی‌کند که کنار برود؛ مگر این که دولت آینده از طریق روند دموکراتیک تشکیل شود، نه یک معامله‌ی سیاسی.»

    رویترز نوشته است این طرح پیشنهادی غنی، شامل انتخابات زودهنگام و احتمالی است و زمان دقیق رای‌گیری در آن مشخص نشده و این طرح پیش از این با زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان نیز شریک شده است.

    هم‌چنان این مقام‌ها به رویترز گفته‌اند در بخشی از این پیشنهاد، آمده است حکومت از سازمان ملل متحد، می‌خواهد تا انتخابات را از نزدیک مشاهده کند تا از چگونگی برگزاری و شامل بودن همه طرف‌ها اطمینان حاصل کند.

  • از شیعیان پاکستان چه می دانید؟

    از شیعیان پاکستان چه می دانید؟

    تعداد دقیق جمعیت شیعیان در پاکستان به درستی معلوم نیست.

    مهم‌ترین دلیل این موضوع نادیده‌گرفتن مذهب در سرشماری‌های پاکستان است که خود ناشی از سیاست دولت پاکستان در عدم توجه به تفاوت فرقه‌ای با هدف حفظ وحدت دینی است.آنچه به عنوان آمار شیعیان این کشور در منابع مختلف ذکر شده بیشتر بر پایه تخمین و گمانه‌زنی است. منابع مختلف، نسبت شیعیان پاکستان به کل جمعیت این کشور را متفاوت و تا ۲۵ درصد ذکر کرده‌اند؛ آنچه از میان آمارهای مختلف صحیح‌تر به دست می‌آید رقم تقریبی ۲۰ درصد است.چند نفر نویسندهٔ شیعهٔ پاکستانی که با من دوست هستند، آمار واقعی شیعیان در پاکستان را تا ۸۰ میلیون نفر می دانند و اگر این رقم درست باشد، پاکستان بزرگترین جمعیت شیعه را در خود جا داده است و کشور دوم یا سوم ایران خواهد بود!

    مذاهب و گرایش‌های فکری:

    مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین گروه شیعیان پاکستان فرقه اثناعشری‌ و پیروان فقه جعفری‌اند که یکی از مذاهب رسمی در پاکستان شناخته می‌شود. دیگر فرق شیعه که در پاکستان پیروانی دارند از این قرارند: بُهره که اسماعیلیه مستعلیه هستند. بهره‌ها بیشتر در شهر کراچی و حیدرآباد زندگی می‌کنند. خوجه‌های اثناعشری، پس از جدایی پاکستان و هند در ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷م، شماری از خوجه‌های اثناعشری به همراه دیگر مسلمانان، هند را به مقصد پاکستان ترک کردند. آنان از همان آغاز در کراچی سپس حیدرآباد ساکن شدند و بعدها در شهرهای دیگر این کشور نیز اقامت گزیدند. جمعیت خوجه‌های اثناعشری پاکستان حدود ۴۲،۰۰۰ تن است که بیشتر آنان در کراچی زندگی می‌کنند. این گروه سازمانی به نام«جماعت خوجه پیرهای اثنا عشری کراچی» دارند.

    آغاخانی این گروه نیز از اسماعیلیان نزاری هستند که منسوب به آغا خان اول(۱۸۰۰-۱۸۸۱م.) هستند. آغاخانیه پاکستان بیشتر در کراچی، حیدرآباد، ملتان، گلگت و هنزه ساکن‌اند.نوربخشیه منسوب به محمد نوربخش از علمای شیعیه صوفی مسلک زمان خود بود که در بلتستان رهبری شیعیان را بر عهده داشت.ذکری که به وسیله سید محمد جونپوری (۸۴۷-۹۱۰ق.) که ادعای مهدویت می‌کرد، بنیان گذارده شد. ذکری‌های پاکستان در ایالت بلوچستان در نواحی کیچ مکران، لسبیله، گوادر، تربت و پنج گور زندگی می‌کنند.در میان شیعیان امامیه پاکستان دو گرایش کلامی و اعتقادی عمده حضور بیشتری دارند:

    گرایش موسوم به «شیخیه» یا «موالیه» که منسوب به شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی است.گرایش موسوم به «شیعیت خاص» یا «موحدین» که در مقابل گرایش‌های شیخیه قرار گرفته و به نوعی نماینده مکتب اصولیان شیعه هستند و اصلا‌ح‌گران شیعی به شمار می‌آیند و مورد حمایت حوزویان و دانشگاهیان قرار دارند

    پراکندگی شیعیان:

    ویژگی جغرافیای تشیع در پاکستان، پراکندگی مناطق شیعه‌نشین در شهرها و روستاهای سراسر پاکستان و عدم تمرکز شیعیان در یک یا چند نقطه از این سرزمین است به طوری که در همه ایالات پاکستان جمعیت‌های کوچک و بزرگ شیعه زندگی می‌کنند.

    مهم‌ترین مناطق شیعه نشین پاکستان:

    مهم‌ترین مناطقی که جمعیت بیشتری از شیعیان را در خود جای داده چنین‌اند: بلوچستان – کویته و‌ جعفرآبادسند – کراچی و حیدرآبادپنجاب – لاهور، مولتان، راولپندی، کچئی و لَیهخیبر پختونخواه – کوهات، هنگو، دیره اسماعیل خان و پاراچنارگلگت بلتستان – بلتستان، گلگت و نگرکشمیر – مظفرآباد

    شیعیان در عرصه سیاست:

    به دلیل سیاست غیرفرقه‌ای در بیشتر دولت‌های پاکستان که از دخالت امور مذهبی در سیاست پرهیز دارند، امکان فعالیت سیاسی و شهروندی برای پیروان فرق مختلف فراهم است. از جمله سیاستمداران سرشناس شیعی که در استقلال این کشور نقش مهمی داشتند می‌توان به محمد علی جناح و ژنرال یحیی خان، رئیس جمهور سال‌های ۱۹۶۸-۱۹۷۱م. و ذوالفقار علی بوتو رئیس حزب مردم و نخست وزیر این کشور در سال‌های ۱۹۷۳- ۱۹۷۷م. اشاره کرد.عارف علوی رئیس جمهور فعلی پاکستان نیز شیعه است و خیلی از سیاستمداران، نخست وزیران ، وزرای کابینه، ژنرالان نظامی و نمایندگان این کشور در مجامع بین المللی در گذشته و حال شیعه مذهب بوده اند.

    احزاب و گروه‌های سیاسی:

    از نخستین نمونه‌های گروه‌های سیاسی شیعه می‌توان به «کنفرانس سراسری شیعیان هند» اشاره کرد که در سال ۱۹۰۷/ ۱۲۸۶ش. و پیش از استقلال پاکستان فعالیت خود را آغاز کرد. «اداره تحفظ حقوق شیعه»، «شیعه مطالبات کمیتی» (کمیته مطالبات شیعیان) و «حزب سیاسی شیعه» از جمله سازمان‌های شیعی است که در مقاطع مختلف فعالیت داشته‌اند.

    تحریک جعفریه:

    این سازمان که مهم‌ترین گروه سیاسی شیعه پاکستان بوده و فعالیت تاثیرگزاری در تاریخ پاکستان داشته در تاریخ ۱۳۵۸ش/۱۹۷۹م با نام تحریک نفاذ فقه جعفریه (نهضت اجرای فقه جعفری) آغاز به کار کرد و بعدها نام تحریک جعفریه پاکستان یافت. این حزب سیاسی در واکنش به سیاست مذهبی ژنرال ضیاء‌الحق رئیس‌ جمهور این کشور (۱۳۵۶-۱۳۶۷ش)/(۱۹۷۷-۱۹۸۷م) ایجاد شد که شعار حاکم کردن فقه حنفیه را مطرح کرد.در این دوران طرحی با نام نظام مصطفی برای اجرای جدی‌تری احکام اجرایی در پاکستان طرح و اجرا شد که برخی از برنامه‌های آن مانند اخذ زکات اجباری، یک شکل کردن نظام آموزش دینی و دولتی کردن اوقاف شیعه مورد مخالفت شیعیان قرار گرفت. در سال ۱۹۷۹م همایش بزرگی از شیعیان پاکستان در شهر بکر تشکیل شد و علامه مفتی جعفر حسین ریاست و رهبری شیعیان پاکستان را برعهده گرفت.[نیازمند منبع] پس از درگذشت مفتی جعفر حسین در سال ۱۳۶۲ش/۱۹۸۳م. علامه عارف حسین حسینی به رهبری نهضت رسید. در دوره رهبری وی فعالیت سیاسی این نهضت گسترش یافت و تبدیل به یک حزب سیاسی شد. عارف حسین حسینی در سال ۱۳۶۷ش/۱۹۸۸م به شهادت رسید و بعد از وی سید ساجد علی نقوی (عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت) جایگزین وی شد.

    نهضت اجرای فقه جعفری در آغاز برای معاف شدن شیعیان از پرداخت زکات، حفظ امنیت مراسم عزاداری، مستثنا شدن راهپیمایی عزاداری از نیاز به دریافت مجوز رسمی، آموزش تعلیمات دینی شیعی برای دانش‌اموزان و دانشجویان شیعه و مراعات فقه شیعه در قوانین حکومتی برای شیعیان، مبارزه می‌کرد و توانست با برگزاری تجمع‌های بزرگ و فشار به دولت به این خواسته‌ها دست یابد.

    در پی سختگیری بر گروه‌های مذهبی در پاکستان در سال ۲۰۰۲ میلادی این گروه غیرقانونی اعلام شد ولی تحت عنوان جدید تحریک اسلامی به کار خود ادامه داد اما بار دیگر در سال ۲۰۰۳ منحل شد و سپس با نام شیعه علما کونسل کار خودش را ادامه داد.

    خانواده‌های سیاسی شیعه:

    با توجه به ساختار سیاسی پاکستان که مبتنی بر نظام «جاگیرداری» و سرداری است برخی از خانواده‌های سیاسی به طور سنتی قدرت سیاسی را در دست داشته‌اند که در میان آنان خانواده سرشناس شیعه نیز وجود دارند. بدین‌ترتیب حضور خانواده‌های سیاسی شیعه مذهب یکی از زمینه‌های مهم مشارکت سیاسی شیعیان در پاکستان است.

    فهرست برخی از این خانواده‌ها که اعضای آنان، مناصبی در سطوح بالای سیاسی داشته‌اند،‌ به شرح زیر است:

    سادات شاه جیونه

    سادات قتال پور خانیوال

    خانواده تالپور

    خانواده قزلباش لاهور

    سادات گردیزی ملتان

    خانواده سردار یزدان خان کویته

    فعالیت‌های علمی و فرهنگی شیعیان پاکستان:

    نهادهای علمی و فرهنگی شیعی را به طور کلی می‌توان به حوزه‌های علمیه و نهادهای آموزشی و فرهنگی شیعی تقسیم کرد.

    حوزه‌های علمیه:

    پیش از اینکه پاکستان کشوری مستقل شود، لکنو مرکز اصلی آموزش علوم دینی شیعیان بود که بعد از استقلال پاکستان در کشور هند قرار گرفت و ارتباط شیعیان پاکستان با این مرکز قطع شد. بعد از آن، حوزه علمیه این کشور تحت نفوذ حوزه علمیه نجف درآمد. بعد از مدتی علمای پاکستانی شروع به تاسیس مدارس دینی در این کشور کردند. روند ساخت این مدارس از نیمه دهه هفتاد میلادی رشد چشم‌گیری یافت. بعد از انقلاب اسلامی ایران، حوزه علمیه پاکستان ارتباط زیادی با حوزه علمیه قم یافت. در این دوران پاکستانی‌های زیادی برای علم آموزی به ایران مسافرت کردند و برنامه‌ها و شیوه‌های علمی در مدارس پاکستان از حوزه علمیه ایران الگو برداری می‌شود.

    برخی از علمای مشهور پاکستانی که از فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه نجف بوده‌اند:‌

    سید صفدر نقوی (متولد ۱۹۳۳م.) مدیر مدرسه جامعه المنتظرضامن حسین حائری (۱۹۸۱-۱۹۶۴م.)

    غلام حسین (متولد ۱۹۳۹م.)

    سید ریاض حسین نقوی(متولد ۱۹۴۱م.)

    سید زوار حسین همدانی؛ سید احمد موسوی(متولد ۱۹۵۱م.)

    صادق علی نقوی (م۱۹۳۲م.)

    میرزا صفدر حسین مشهدی (م۱۹۱۰-۱۹۸۰م.)

    مفتی جعفر حسین (۱۹۱۴م.)

    محقق و نویسنده: سید علی موسوی چکاوک

  • در تقابل حکومت با مردم، از مردم حمایت می کنم

    در تقابل حکومت با مردم، از مردم حمایت می کنم

    سقوط چرخ بال ارتش در بهسود که گفته شد توسط نیروهای مقاومت به فرماندهی علی پور صورت گرفته است با واکنش تند مقامات حکومتی مواجه شد و آنان از انتقامی سخت سخن گفته اند. در این راستا نیروهای دولتی به بهسود اعزام و مقر نیروهای مقاومت تصرف شده است.

    جعفر رسولی، مشاور پیشین کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان، در ارتباط با این رویداد می گوید:«من به یک قاعده ی بسیار ساده وفادار می باشم. اگر بین مردم و حکومت تقابل صورت گیرد؛ من از مردم حمایت می کنم. حکومت مشروع در چوکات قانون حق دارد علیه متخلف در چوکات قانون اقدام کند. لیکن حکومت اشرف غنی حکومت قانونی و مشروع نیست. در یک انتخابات مملو از تقلب با ده درصد رای برنده اعلام شد. در نهایت با سرتکان دادن و ریش سفید بازی چند نفر که هیچ مبنای حقوقی و قانونی ندارد؛ چوکی های دولتی را بین چند نفر چون گوشت قربانی تقسیم کردند. حکومت کابل نه مشروع است و نه قانونی. »

    فرق مردم بهسود و علیپور با شورشیان طالب چیست؟

     مشاور پیشین کرزی در فیس بوک خود می نویسد:«علیپور و مردم بهسود شورشی نیستند. مردم عادی می باشند. آنها در پی تصرف قدرت سیاسی نمی باشند. آنها با حکومت کابل در جنگ نیستند. اما طالبان اهداف سیاسی دارند. در پی سرنگونی حکومت کابل می باشند. می خواهند قدرت را قبضه کنند. علیپور برای امنیت قریه ی خود و محله ی خود تفنگ در دست دارد.»

    بیشترین تلفات را در سقوط هیلیکوپتری دولتی بامیان داده است. من به حیث یک بامیانی از مردن آنها متاسف هم نشده ام. آنها نباید برای منافع یک باند خلافکار و غیر قانونی در کابل علیه مردم قریه های بهسود اقدم می کردند. مامور معذور نیست. اختیار وجود دارد. در قانونی اساسی موجود هیچ کسی مکلف به انجام کاری اجباری نمی باشد.

    افسران و سربازان که در جنگ علیه مردم شرکت می کنند؛ قاتل هستند. دیر یا زود بها خواهند پرداخت.

  • هزینه های کمرشکن ازدواج در هندوستان

    هزینه های کمرشکن ازدواج در هندوستان

    در ماه فبروری سال جاری، عایشه ۲۳ ساله پس از ثبت یک ویدیوی کوتاه به زنده‌گی‌اش پایان داد. او خود را به دریای شهر احمدآباد انداخت و خودکشی کرد. مرگ عایشه به دلیل پیامی که با مرگش به جامعه فرستاد، تکان دهنده و شوک‌آور بود. او پیش از این‌که خودش را به دریا بیندازد، در این ویدیو گفت که در این تصمیم هیچ‌کسی مقصر نیست. ولی او با مرگش این پیام را به تمام هندوستان رساند که سنت پرداخت طویانه و جهیزیه چنان بر شانه‌های دختران هندی سنگینی می‌کند که بعضاً جز خودکشی راه نجاتی وجود ندارد. پدر عایشه به رسانه‌ها گفت که دخترش در سال ۲۰۱۸ عروسی کرد و به خاطر این‌که طویانه و جهیزیه را به طور کامل نپرداخته بود، با آزار و اذیت خانواده خسرش روبه‌رو بود و بعد از عروسی یک‌بار به خانه پدرش فرستاده شد. عایشه به دلیل نپرداختن بخشی از طویانه، بارها مورد خشونت قرار گرفت و کودک پنج ماهه‌اش نیز سقط شد. پدر عایشه هم‌چنین گفت که یک‌صد و پنجاه هزار کلدار هندی که بخشی از جهیزیه و طویانه است، به خانواده خسر دخترش پرداخته، ولی خانواده داماد خواهان پرداخت مکمل طویانه است. در جامعه هند، معمولاً دختران و خانواده آن‌ها مجبور می‌شوند، بعضاً صدها هزار کلدار را به خانواده داماد جهیزیه بپردازند.

    در حالی که در افغانستان پسران باید هزینه سنگینی را برای مصارف ازدواج بپردازند، این رسم در هند وارونه عمل می‌کند. در هند باید دختران طویانه و جهیزیه بپردازند. در کنار دیگر عجایبی که از هند شنیده‌اید، دختران هندی نه تنها طویانه می‌دهند؛ بلکه خریداری طلا و سایر جواهرات برای عروس و داماد، برگزاری جشن عروسی که در اکثر موارد به هفت شبانه‌روز هم می‌رسد، به دوش دختر و فامیلش است.

    ازدواج در هند برای اکثر خانواده‌ها شبیه کابوس است؛ خصوصاً خانواده‌هایی که درآمد کم‌تری دارند و فرزند دختر – حتا یکی. طویانه که به اصطلاح خود هندی‌ها به نام «داووری» یاد می‌شود، یکی از سنت‌های کمرشکن اجتماعی است که هنوز در جامعه هند به روال سابق باقی است و بیش‌تر از دختران قربانی می‌گیرد. پیش از آغاز همه‌گیری کرونا، سفری داشتم به یکی از ایالت‌های جنوبی هند. با مردی که راننده ریکشا بود سر صحبت باز شد. راننده از من پرسید که اهل کجایی؟ رسم و رواج‌ها در کشور تان چگونه است؟ بعد از معرفی و تشریح مختصر مراسم عروسی در افغانستان، راننده ریکشا با لبخند تلخی گفت: «چه خوب که رسم طویانه و جهیزیه تان برعکس ما است.»

    راننده که از چهره‌اش فقر و ناداری هویدا بود، گفت: «دخترم پنج سال پیش ازدواج کرده و دو فرزند دارد؛ ولی من هنوز نتوانستم پولی را که برای جهیزیه و طویانه تعیین شده بود، به خانواده داماد بپردازم و این قرض‌داری سبب می‌شود که دامادم رفتار توأم با خشونت با دخترم داشته باشد.»

    براساس آخرین تحقیقات، هند در رده نخست خشونت علیه زنان قرار دارد؛ ‌‌چون تعداد وقایع خشونت نظر به جمعیت سنجیده می‌شود، به این دلیل آمار خشونت در هند حتا نسبت به افغانستان‌ که جامعه جنگ‌زده و به شدت سنتی است، بلندتر است. دادن «داووری» یا همان طویانه باعث شده است که بسیاری خانواده‌ها طفل جنین‌شان را در صورتی که مشخص شود، دختر است، سقط کنند. میزان بلند سقط جنین به دلیل دختر بودن جنس کودک، سبب شد که سونوگرافی یا معاینه تشخیص جنسیت جنین در سراسر هند غیرقانونی شود. والدین و یا مراکز صحی‌ای که چنین معاینه را انجام‌ دهند، با چندین سال زندان و‌ جرایم نقدی سنگینی مجازات می‌شوند.

    هرچند دولت هند در قوانین پنج‌ساله انکشافی که در هر دوره‌ حکومت اجرا می‌گردد، مبارزه با خشونت علیه زنان را یکی از اولویت‌هایش قرار داده؛ اما ظاهراً این برنامه‌ها هنوز موثریت چندانی نداشته است.

    از جانب دیگر، فرصت‌های کاری و کسب درآمد برای زنان و دختران در مقایسه با مردان کم‌تر است و دختران جوان هندی اغلب مجبور می‌شوند کارهای سنگینی انجام دهند. آن‌ها با فشار فزاینده‌ای روبه‌رو هستند و مجبور اند برای تهیه مصارف طویانه و جهیزیه سخت کار کنند و زحمت بکشند. در چنین وضعیتی دختران هندی نه تنها پس از ازدواج، بلکه پیش از ازدواج نیز فشارهای زیادی را متحمل می‌شوند، سخت کار می‌کنند و در بسا موارد مورد خشونت قرار می‌گیرند.

    در سال‌های اخیر کارزارهای مختلفی آغاز شده است تا این رسم کمرشکن از جامعه هند برچیده شود. فعالان حقوق زن و نهادهایی که در راستای بهبود وضعیت زنده‌گی اجتماعی در هند تلاش می‌کنند، با برگزاری برنامه‌های مختلف آگاهی‌دهی، کنفرانس‌ها و کارگاه‌های آموزشی، جامعه را به کاهش مصارف ازدواج تشویق می‌کنند.

    به گونه نمونه، سینمای بالیوود نیز به کمک این فعالان آمده است و با تهیه فلم‌هایی با سوژه‌های اجتماعی، جوانان را به ازدواج‌های عاشقانه تشویق می‌کند و می‌کوشد از این طریق به سنت پرداخت مصارف هنگفت ازدواج توسط دختران پایان دهد.

    هشت صبح

  • جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست

    جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست

    در چند سال اخیر، همه ما در کنار هم روزهای دشوار و طاقت‌فرسایی را تجربه کرده‌ایم. از شمال تا جنوب این کشور زخمی با خود به همراه دارد که شاید هرگز مرهمی نیابد. روزگاری در کتاب‌ها می‌خواندیم و در فلم‌ها می‌دیدیم، زنده‌گی مردمانی را که در جنگ زاده شدند، در جنگ زیستند و در جنگ مردند. اکنون اما سرنوشت و زنده‌گی نسل ما همان‌گونه شده است: تُف به این زمانه‌ کریه، زشت و ناسازگار. شهرهای بزرگ افغانستان هر روز شاهد انفجار و انتحار است. هر روز صدها خانواده در این کشور عزیزان‌شان را از دست می‌دهند. جوانان بی‌شماری برای حفظ تمامیت ارضی کشور با شعار خدا، وطن، وظیفه در میدان‌های نبرد با گروه تروریستی طالبان می‌رزمند و عاشقانه جان‌های‌شان را در راه آزادی فدا می‌کنند. جنگ صدها کودک را یتیم ساخته است که اکنون در این خاکِ به ‌عزا نشسته بدون پدر و مادر روزگار می‌گذرانند و مادرانی در این کشور هستند که از غم از دست دادن عزیزان‌شان کور و دق‌مرگ شده‌اند. عدالت و برابری در این ملک ریسمانی شده است در دستان سیاست‌مداران بی‌سواد و فاقد احساس انسانی و ترفندی که با آن توده‌ها را تخدیر کنند. انسانیت در این‌جا به آه و شیون افتاده و آزادی با دیوارهای سمنتی محدود شده است. بیکاری، فقر و گرسنه‌گی بیداد می‌کند. کارگران بی‌شماری از گاه تا بی‌گاه بر فراز چهارراهی‌های شهر می‌نشینند تا یکی پیدا شود و لحظه‌ای آن‌ها را به‌ کاری استخدام کند، تا شب را با اعضای فامیل خویش گرسنه سپری نکنند. کودکان زیادی در خیابان‌ها پرسه می‌زنند و در بدل لقمه‌نانی کار می‌کنند.

    ‎نوع نظام ما با اندکی اغماض جمهوری و دموکراتیک است؛ ولی از حاکمیت مردم در آن خبری نیست و فقط در ایام انتخابات مردم سوژه کمپاین‌های انتخاباتی می‌شوند. دموکراسی را حاکمیت مردم بر مردم تعریف کرده‌اند؛ اما در افغانستان نه ‌تنها حاکمیت مردمی وجود ندارد که مردم با ابزارهای گوناگون سرکوب می‌شوند و یک حلقه‌ معلوم‌الحال خواست‌هایش را بر مردم تحمیل و به‌ نام مردم تجارت سیاسی می‌کند. دزدی، اختلاس و بی‌عدالتی تبدیل به‌ فرهنگ سیاسی شده است. وقتی بگوییم که اختلاس صورت گرفته، می‌گویند؛ حق‌مان بوده و نوش جان‌مان. اگر بگوییم بی‌عدالتی است، می‌گویند؛ شما به گورستان بروید! منتقدان را نخست تطمیع می‌کنند و اگر اهل تطمیع نبودند، یا با برچسب‌های استخباراتی مورد نوازش قرار می‌دهند و یا هم با ترورهای زنجیره‌ای برای ابد نابود می‌کنند.

    جنبش‌های اجتماعی که در راستای دست‌یافتن شهروندان به‌ عدالت و برابری از نقش بنیادی برخوردار هستند و با روی‌کرد منطقی و با از طریق گفت‌وگو با حکومت‌ها مواجه می‌شوند، در سال‌های اخیر به ‌بدترین شکل ممکن در افغانستان سرکوب شدند و خیابان تبدیل به ‌میدان‌ وحشت و ترور شده است. وقتی در اعتراض به‌ تغییر مسیر خط برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان از بامیان به ‌سالنگ به خیابان آمدیم و فریاد زدیم، ما را به گلوله بستند و با دیوارهای سمنتی مواجه شدیم. اگر در رسانه‌ها انتقاد کردیم، سخن‌گویان‌شان ما را به همکاران بین‌المللی‌شان ارجاع دادند و مردم ما را جاسوس فلان کشور همسایه خواندند. گفتیم، اگر خط برق از مسیر اصلی‌اش یعنی بامیان بیاید، مشکل برق کابل و چند ولایت دیگر حل می‌شود. گفتند که این‌ها برق نمی‌خواهند، سویچ برق می‌خواهند. گفتیم، سهمیه‌بندی کانکور اشتباه و تصمیم تبعیض‌آمیز است، بگذارید شایسته‌گان برمبنای شایسته‌گی بر صدر نشینند. ولی در پاسخ دانش‌آموزان را به گلوله بستند و غرور یک نسل را شکستند و آرزوهای بزرگ‌شان را در خاک دفن کردند.

    ‎به ‌این بحث نمی‌شود در این‌جا به‌ تفصیل پرداخت و از باب مقدمه به ‌همین قدر اکتفا می‌کنم. فقط به‌ اجمال یادآوری می‌کنم که عدالت در افغانستان از عرش به‌ فرش سقوط کرده و اکنون فقط نامی از آن باقی مانده است و بس. تا آ‌ن‌جایی که بضاعت اندک نگارنده اجازه داده است، آن‌چه تاکنون آمد، در حقیقت کوششی بود برای تبیین وضعیت اکنون و ارایه تصویری از افغانستان امروز. وضعیت کنونی کشور روز‌به‌روز بدتر و تاریک‌تر می‌شود. زمانه در شرایط فعلی برای تمام ما امتحان سخت و طاقت‌فرسایی تدارک دیده است. امتحانی که این ‌بار با سرنوشت جمعی همه ما گره خورده است و هزینه‌اش کم نخواهد بود. اگر بخواهیم سهل‌انگاری کنیم و آن‌را نادیده بگیریم، هزینه این سهل‌انگاری، از دست رفتن تمام داشته‌های فعلی‌مان خواهد بود و هر ‌آن‌چه را رشته‌ایم، پنبه خواهد کرد. صلح برای افغانستان قماری است که اگر از میدان بازی پیروز بیرون نیاید، بهای آن فروپاشی نظام و کشور خواهد بود.

    ‎نشست مسکو در حالی برگزار شد که حکومت مرکزی هم در میدان مبارزه و هم در سطح جامعه به‌ علت ناتوانی و ضعف در امر حکومت‌داری در نقطه مقابل مردم قرار گرفته است و حتا برخی از شهروندان افغانستان برای رهایی از این وضعیت خواهان عزل غنی و دار و دسته‌اش از حکومت هستند تا فرد دیگری جای‌گزین او شود و وضعیت اندکی بهبود یابد.

    محاسبات برخی از سیاست‌مداران نیز نشان‌ می‌دهد که سردمداران حکومت فعلی در نهایت بازنده است و بازی مبتنی بر برد‌‌‌ ـ ‌‌برد برای آ‌ن‌ها مقدور نیست. متأسفانه رییس حکومت از تعهدی که با مردم افغانستان داشت، شانه خالی کرد و تقریباً در ارگ تنها مانده است. تعداد محدودی هم که در کنارش باقی مانده‌اند، آدم‌هایی نیستند که آقای غنی بتواند روی آ‌ن‌ها حساب باز کند. در سطح روابط خود با منطقه نیز جناب غنی نتوانست رابطه استراتژیک با دولت‌های همسایه ایجاد کند. اگر روابطی هم با کشورها دارد، آن‌قدر شکننده است که با اندک فشاری از هم می‌گسلد. متحدان و شرکای بین‌المللی افغانستان نیز خواهان حضور غنی در دولت جدید نیستند و کماکان مردم متوجه این موضوع شده‌اند. در روزهای نخست روی کار آمدن دموکرات‌ها در کاخ سفید، اندک خوش‌بینی‌ای که در بخش تغییر در روی‌کرد امریکا نسبت به خروج و قطع کمک‌ها برای آقای غنی و حلقه ارگ به‌ وجود آمده بود، زیاد طول نکشید؛ زیرا بار دیگر خلیل‌زاد با طرح جدیدی وارد کابل شد. طرحی که با صحبت‌های تند و صریح وزیر خارجه حکومت بایدن چیزی جز خفت و سرشکسته‌گی برای دولت کنونی به همراه نداشت. کل حرف امریکایی‌ها این است که ما دیگر نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم هزینه جنگ شما را بپردازیم. طرح خلیل‌زاد چیزی شبیه آزادی پنج‌هزار زندانی طالبان، رهایی انس حقانی و… است که اگر دیر بجنبیم مثل گذشته بر کشور ما تحمیل خواهد شد. در این زمانه حساس اما بحث و دغدغه من و بسیاری از هم‌نسلان من، غنی و امثال او نیست. بحث من/ما آمدن طالبان و به دنبال آن روی‌ کار آمدن امارت است.

    منتقدان و مخالفان غنی از رهبران جهادی گرفته تا مردم عادی و اعضای شورای عالی مصالحه که اکثریت‌شان از مخالفان سرسخت و جدی غنی هستند، به این نتیجه رسیده‌اند که بایستی حکومت موقت در افغانستان شکل گیرد و بهتر است بگوییم تنها پیشنهاد جدی آن‌ها در برابر امارت‌خواهان همین مورد است. البته این پیشنهاد نیز با تردیدهای جدی‌ای همراه است. فرض را بر این می‌گذاریم که هیأت‌ صلح افغانستان روی تمام جزئیات با طالبان به ‌نتیجه برسد و طالبان هم قطع جنگ را بپذیرند؛ آیا روشن شده است که آن‌ها صلح را در بدل چه چیزهایی خواهند پذیرفت؟ شاید گفته‌ شود که شریک شدن در حکومت بعدی یا به ‌تعبیر دیگر همان حکومت موقت. این پاسخ اما نه‌ تنها  گرهی از مشکل باز نمی‌کند، بلکه بر تردیدها می‌افزاید. تردید دیگری که وجود دارد، این است که آیا همه باور نموده که طالبان تغییر کرده‌اند و با آمدن‌شان آب از آب تکان نمی‌خورد و افغانستان راهش را به ‌سوی توسعه و رفاه اجتماعی ادامه خواهد داد؟

    من اما چنین فکر نمی‌کنم؛ زیرا از نظر من طالبان حقیقت دنیای مدرن را نپذیرفته‌اند. آن‌ها به‌ خصوص جنگ‌جویان جوان‌شان با ایدیولوژی جهاد بزرگ شده‌اند و سال‌ها برای کسب ثواب در کوه و صحرا علیه کسانی ‌که مثل خودشان نمی‌اندیشیده، جنگیده‌اند. این گروه و همگنان‌شان تصوری از جهان کنونی ندارند، جز این‌که باور دارند که تمام جهان و آدم‌هایش به دو دسته مومن و کافر تقسیم می‌شوند. چندی پیش رییس امنیت ملی افغانستان در پارلمان گفت که افغانستان کشوری با جمعیت اکثراً جوان است و طالبان از میان همین جمعیت جوان سربازگیری می‌کنند. تصور کنیم آن‌عده از طالبانی را که پس از سال ۲۰۰۱ متولد شده و دوران حاکمیت طالبان را شاهد نبوده‌اند. این جوانک‌های طالب، اکنون ۲۰ ساله شده و ترانه‌های طالبان و افسانه افغانستان امن زمان طالبان افکار آن‌ها را تسخیر کرده است. پس از آن نیز فقط از قهرمانی‌های افسانه‌وار فرماندهان طالبان و عملیات‌هایی به‌ قول خودشان استشهادی شنیده‌اند.

    این جوانک‌ها هر روز را با نجوای ایدیولوژی طالبانی و روایت خاص طالبان از اسلام گذرانده، با آن درد کشیده و رسیدن به خوشحالی و سعادت‌مندی را فقط در آن جست‌وجو و با آن رشد کرده‌اند. منطق آن‌ها دنیای فراتر از کشتار و فاقد توحش را تصور نمی‌تواند و حکم می‌کند که برای برگشت به‌ عهد امارت ملا عمر باید کودک تازه به دنیا آمده را سلاخی کنند، زن باردار و کودک سه ساله‌اش را در مسیر برگشت به خانه با ماین مقناطیسی از بین ببرند و دیگری را به گلوله ببندند و یا هم در عالم بی‌خیالی و رها از تعلق عاطفی با خانواده و عزیزان‌شان در میانه چهارراه و یا داخل صنف دانشگاه خودشان را منفجر کنند. منطق آن‌ها حکم می‌کند و پذیرفته‌اند که بزرگان‌شان محاکم صحرایی برگزار کنند و در آن به‌ راحتی حکم سنگ‌سار و تیر باران بدهند. منطق آن‌ها حکم می‌کند تا برخی از زنان محصور در کنج دیوارها گردند و زنان بی‌حجاب کشته شوند. حفیظ منصور، یکی از اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت افغانستان در دوحه در مصاحبه‌ای به صراحت گفت که از دید طالبان هرکسی که در کابل زنده‌گی می‌کند، کافر است. من شخصاً بعد از شنیدن این خبر دچار ترس و وحشت شدم. آیا پیام روشن‌تر از این برای شناخت نوع نگاه طالبان وجود دارد؟ داکتر امین احمدی، فوزیه کوفی، حبیبه سرابی و دیگران نیز بارها گفته که طالبان تغییر نکرده‌اند.

    با در نظرداشت همه این موارد، باز هم شماری از سیاست‌مداران از تشکیل حکومت موقت با مشارکت طالبان حرف می‌زنند و از این طرح دفاع می‌کنند. از دید این جماعت، جنگ افغانستان فقط بر سر قدرت است و اگر قدرت طوری تقسیم شود که اختلافات سیاسی میان سیاست‌مداران کنونی و رهبران طالبان مهار شود و رضایت هر دو جماعت حاصل گردد، مشکل حل است و تمام. زهی خیال باطل. البته در این‌که بخشی از جنگ افغانستان جنگ برای دست‌یافتن به قدرت است، شکی نیست؛ اما تمام این جنگ فقط جنگ برای قدرت نیست. چنین نگاهی به جنگ افغانستان نگاه بسیار کلاسیک و قدیمی است. به همین خاطر برخی از رهبران جهادی که سن‌شان از شصت و هفتاد گذشته است، از آن حمایت می‌کنند؛ زیرا بیش‌تر این رهبران جهادی متأسفانه تغییرات اجتماعی بیست سال اخیر را نپذیرفته‌اند و نگاه‌شان به نسل جدید و جوان افغانستان که در رده‌های مختلف تصمیم‌گیری در نهادهای امنیتی، ادارات حکومتی، نهادهای مدنی، رسانه‌ها، تجارت و سکتور خصوصی هستند، اصلاً دقیق و درست نیست و فکر می‌کنند که این نسل قدرت را از دست آن‌ها قاپیده‌ است. از این‌رو هم‌دیگر را در نقش بزرگان افغانستان تصور می‌کنند و دچار این توهم هستند که هر تصمیمی که بگیرند، نسل جدید کشور نیز آن‌ را خواهد پذیرفت و می‌توان این نسل را به‌ حاشیه برد. بی‌خبر از این‌که شکاف و تضاد بین این دو نسل از زمین تا آسمان است.

    با توجه به واقعیت‌های کنونی جامعه افغانستان می‌توان گفت که جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست؛ جنگ ارزش‌ها نیز است. ده‌ها‌ هزار جوان تحصیل‌یافته حاضر نیستند به گذشته برگردند و ارزش‌های‌شان به‌ هیچ وجه با اسماعیل خان و حکمتیار و… یا رهبران طالبان یکی نیست. آن‌ها به رغم این‌که به کارکردهای حکومت کنونی معترض هستند؛ اما حاضر نیستند تا سرحد فروپاشی تمامی شالوده‌های نظام کنونی پیش بروند. در چنین وضعیتی است که طرح حکومت موقت نگران‌کننده می‌شود؛ چون موقت‌خواهان تمامی مولفه‌های یک جنگ پیچیده اجتماعی و صد البته سیاسی را به جنگ برای قدرت خلاصه می‌کنند.

    در حالی‌ که طالبان دقیقاً برعکس این جماعت جهادی، حکومت موقت را نخستین قدم برای ایجاد جهان کوچک ایدیولوژیک‌شان در افغانستان می‌بینند. آن‌ها وقتی با سند آزادی افغانستان از اشغال امریکا و با دست‌آورد فتح کشور و پیروزی جهاد به مرکز قدرت و تصمیم‌گیری باز‌گردند، آن وقت به تکیه زدن بر مسند چند وزارت و ولایت بسنده نخواهند کرد؛ بلکه از همان فردای آمدن‌شان به کابل شروع می‌کنند به تحکیم قدرت خود و گسترش و تحمیل دیدگاه‌شان بر همه اقشار جامعه. آن‌گاه کدام گروه و جبهه‌‌ای وجود نخواهد داشت که در برابر روایت طالبانی از شریعت که در نتیجه توافق سیاسی جنبه رسمی نیز یافته است، بایستد. لذا همان‌گونه که داکتر احمدی، عضو هیأت مذاکره‌کننده بارها اشاره کرده است، ما بیش از هرچیزی نیاز به یک جبهه ضد طالب در شرایط فعلی داریم. البته نه لزوماً جبهه مسلحانه، بلکه به شکل‌دهی یک چتر فراگیر که از آدم‌ها و اقشار مختلف تشکیل شود و دارای ارزش‌های مشترک باشد، نیاز جدی داریم، تا بتواند در صورت اتخاذ هر تصمیمی در مورد آینده سیاسی افغانستان از مردم حمایت کند. چتری که در آن حکومت، احزاب سیاسی، جوانان و زنان همه در کنار هم یک‌بار و برای همیشه بایستیم و حافظ تمام ارزش‌های‌مان باشیم. همان‌گونه که همیشه در کنار هم‌دیگر بودیم و خواهیم ماند.

    ‎افغانستان و شهروندان آن شوربختی و مشکلات را کم ندیده‌اند. همین‌گونه، اختلاف نظر و سلیقه یا کینه و کدورت فردی جزو طبیعت هر فرد است. اگر زمانی روبه‌روی هم ایستادیم، اکنون هم‌دیگر را ببخشیم و برای آینده بسیج شویم. ما توانستیم بارها در این چند سال اخیر از باب مثال در جنبش‌ تبسم، فاجعه فرخنده و به ‌همین سیاق در اوایل جنبش روشنایی کنار هم بایستیم و با یک‌صدا خواست خود را مطرح کنیم. اکنون نیز ما می‌توانیم در کنار هم و با اعتماد به هم‌دیگر از این برهه تاریخی موفقانه و پیروزمندانه عبور کنیم و حافظ تمام ارزش‌های‌مان باشیم. می‌ارزد که به قانون اساسی، برابری زنان و مردان، آزادی بیان، حضور زنان در پارلمان، آزادی احزاب سیاسی و آزادی‌های مدنی اعتراف کنیم و ایمان بیاوریم و برایش بایستیم. تاریخ و نسل‌های بعدی بدون هیچ گذشتی و با بی‌رحمی تمام ما را قضاوت خواهند کرد. خوب است آینده‌گان وقتی درباره‌ ما قضاوت می‌کنند، از ما به‌ نیکی یاد کنند.

    هشت صبح

    روسله یاسینزی عثمانی

  • جبهه مقاومت در بهسود باید همچنان از رویارویی با نیروهای دولتی پرهیز کند

    جبهه مقاومت در بهسود باید همچنان از رویارویی با نیروهای دولتی پرهیز کند

    چند روز پیش تلویزیون طلوع تصویری را پخش کرد که به ادعای مقامات عالی رتبه امنیتی و دفاعی حکومت نشان می داد نیروهای مقاومت در بهسود تحت فرماندهی علی پور یک چرخ بال اردوی ملی را با موشک لیزری هدف قرار داده و سرنگون ساخته است.

    در این رویداد چندین نیروی نظامی از جمله دو پیلوت این چرخ بال جان باختند.

    پس از این حادثه نوک پیکان انتقام به سوی علی پور و جبهه مقاومت نشانه رفت و رئیس جمهور غنی و مشاور امنیت ملی و  دیگر مقامات عالی رتبه دفاعی از انتقام سخت از جبهه مقاومت و به ویژه شخص علی پور سخن گفتند.

    این موضع حکومت اما با واکنش های مختلفی در محافل داخلی و حلقات سیاسی و کارشناسان روبرو شد.

    حکومت نیروهای ویژه را برای انتقام از علی پور و جبهه مقاومت به بهسود اعزام کرد و مقر نیروهای مقاومت بدون جنجال و درگیری تصرف شد.

    مسیح ارزگانی، کارشناس مسائل سیاسی، در صفحه فیس بوک خود در این مورد می نویسد:«قرارگاه قوماندان علی‌پور بدون مقاومت جدّی و درگیری پرتلفات به تصرّف قوای دولتی درآمد. به نظر می‌رسد جبهۀ مقاومت، عامدانه تصمیم به ترکِ مواضع خود و پرهیز از جنگِ دامنه‌دار گرفت. این تصمیم به دلایل ذیل، هوشمندانه و مصلحت‌اندیشانه بود:

    1.  جبهۀ مقاومت از آغاز با هدفِ براندازی یا تضعیف نظام و مقابله با اردوی ملی شکل نگرفته بود؛ بلکه به قصد دفاع از مردم در برابر یورش‌های مداوم طالبان و کوچی‌های مسلح پدید آمده بود. سران مقاومت با این عقب‌نشینی و پرهیز از خونریزی عملاً به دولت نشان و پیام دادند که ما ضد نظام و حکومت نیستیم؛

    2.  تاکتیک جنگی جبهۀ مقاومت از آغاز تا کنون، پیکارِ چریکی و دفاعِ متحرّک و نامنظم بوده است. برای نیروی چریکی و جنگجویان پویا و سیّار، مکان و قرارگاه، فاقد ارزش نظامی است. آنچه در جنگ پارتیزانی اهمیّت دارد، حفظ نیروها و به دست آوردن فرصت و ضربه زدن غیرمستقیم به دشمن اصلی است؛

    3. تداوم مقاومت و اصرار بر دفاع از مکان و جغرافیای خاص، قطعاً موجب تلفات و خسارات بر طرفین درگیر و افراد ملکی و غیرنظامی می‌گردید که با اهداف جبهۀ مقاومت (دفاع از جان و مال و امنیت مردم) ناسازگار بود.

    به نظر من آنچه در بهسود اتفاق افتاد، شکست جبهۀ مقاومت نیست؛ بلکه پیروزی سیاسی و رسانه‌ای مقاومت مردمی است. جنبش مقاومت مردمی باید کماکان از رویارویی با قوای دولت پرهیز کند.