نویسنده: Raha News Agency

  • کمیسیون عالی بزرگان قومی برای صلح ایجاد می شود

    کمیسیون عالی بزرگان قومی برای صلح ایجاد می شود

    وزارت اقوام و قبایل از ایجاد کمیسیون عالی بزرگان قومی با هدف جلب حمایت سران اقوام از روند صلح در کشور خبر می‌دهد.

    محب‌الله صمیم، وزیر اقوام و قبایل امروز (یک‌شنبه، دوم جوزا) در نخستین نشست این کمیسیون در کابل گفت کمیسیون عالی بزرگان قومی با هدف انسجام اقوام در روند صلح ایجاد شده است. آقای صمیم می‌افزاید که در چوکات این کمیسیون مشوره‌ها و رأی‌زنی‌های گسترده‌یی با سران اقوام در سطح ولایت‌ها و ولسوالی‌های کشور صورت خواهد گرفت.

    به بیان او، در چوکات این کمیسیون تلاش می‌شود حمایت سران اقوام به روند صلح جلب و جنگ‌جویان محلی طالبان از طریق بزرگان اقوام به دست کشیدن از جنگ وادار شوند.

    محب‌الله صمیم خاطرنشان می‌سازد که این کمیسیون با شورای عالی مصالحۀ ملی و هیأت مذاکره‌کنندۀ صلح دولت با طالبان هماهنگ است. وزیر اقوام و قبایل یادآور می‌شود که رسیده‌گی به اختلاف‌ها میان اقوام در سطح ولایت‌ها و ولسوالی‌ها بخش دیگری از کار ویژۀ کمیسیون عالی سران قومی خواهد بود.

    این کمیسیون در حالی ایجاد و به فعالیت آغاز کرده که روند صلح پس از اعلام خروج نیروهای خارجی از افغانستان، پیشرفت ملموسی نداشته است.

  • معترضان در فاریاب برای تعیین والی انتخابات برگزار می کنند

    معترضان در فاریاب برای تعیین والی انتخابات برگزار می کنند

    تظاهرات علیه تعیین محمدداوود لغمانی به عنوان والی فاریاب وارد نهمین روز خود شد. در نهمین روز تظاهرات، معترضان برای برگزاری انتخابات به هدف گزینش والی آماده‌گی می‌گیرند.

    عنایت‌الله بابر فرهمند، معاون اول شورای عالی مصالحه ملی، روز یک‌شنبه، دوم جوزا، از آماده‌گی معترضان برای برگزاری انتخابات با هدف گزینش والی خبر داده است.

    به گفته فرهمند، بر اساس فیصله شورای عالی مردم فاریاب، نمایندگان ولسوالی‌ها،  نواحی، جامعه‌مدنی، علما، زنان، احزاب، جوانان، دانشگاهیان، معارف و اعضای شورای‌ولایتی مجموعاً چهار تن را به عنوان کاندیداهای ولایت فاریاب انتخاب و جهت منظوری به ریاست جمهوری پیشنهاد می‌کنند.

    از نُه روز به این سو تظاهرات در مخالفت با معرفی والی جدید فاریاب در شهر میمنه جریان دارد. این اعتراضات پس از اعلام برنامه معرفی محمدداوود لغمانی که در سوم ثور به این سمت گماشته شد، شکل گرفت. پیش از آن نیز تظاهراتی در دست‌کم چهار ولایت شمال و شمال‎شرقی کشور برگزار شده بود.

    قرار بود محمدداوود لغمانی در ۲۵ ماه ثور معرفی شود، اما با دو روز تأخیر در لوای اول قول اردوی ۲۰۹ شاهین در شهر میمنه به کارش آغاز کرد.

    معترضان باری مانع نشست هواپیمای حامل لغمانی در ۲۵ ثور شده بودند.

    شعارهایی مثل اعلام دولت فدرالی نیز از سوی معترضان سر داده شده است. برخی از تصاویر نشر شده در جریان روزهای گذشته نشان می‌دهد که معترضان سلاح نیز برداشته‌ و در مواردی پرچمی را  زیر نام «ترکستان» حمل کرده‌اند.

  • غزال حارس از سمت خود کناره گیری کرد

    غزال حارس از سمت خود کناره گیری کرد

    رییس اداره بازرس جمهوری اسلامی افغانستان از کناره‌گیری خود از ریاست این اداره خبر داده است.

    غزال حارس، رییس اداره بازرس، روز یک‌شنبه، دوم جوزا، در رشته توییتی نوشته است: «پس از نزدیک به دو سال خدمت به عنوان  بازرس و دو بار ارایه استعفا به مقام ریاست جمهوری که متاسفانه منظور نشد، از سمت خود کنار می‌روم.»

    بانو حارس دلایل کناره‌گیری خود را به صورت مشخص مطرح نکرده اما ابراز امیدواری نموده است در آینده نه چندان دور، افغانستان دیدگاه واحدی برای مبارزه با فساد داشته باشد.

    اداره بازرس در ماه اسد سال ۱۳۹۸ به منظور مبارزه موثر علیه فساد اداری و نظارت از فعالیت‌های اراکین عالی‌رتبه حکومتی از طریق دریافت شکایات، ایجاد شد.

    غزال حارس در حالی استعفای خود را اعلام می‌کند که عبدالقیوم نظامی، رییس کمیسیون مبارزه با فساد اداری، در هژدهم حمل امسال از ادغام سه اداره موازی در زمینه مبارزه با فساد با این اداره خبر داده بود. اداره بازرس نیز شامل ادارات ادغام شده بود.

  • یک عالم دینی در پروان ترور شد

    یک عالم دینی در پروان ترور شد


    عمر عثمان‌یار ولسوال سیدخیل به رسانه‌ها گفت این رویداد ساعت ۸:۰۰ صبح امروز یکشنبه(۲جوزا) در مقابل ساختمان مکتب «سیف‌الرحمان شهید» در مرز میان این ولسوالی و ولسوالی جبل‌السراج رخ داده است.
    آقای عثمان‌یار افزود مهاجمان پس از تیراندازی بر رییس شورای آموزگاران سیدخیل، از ساحه فرار کردند.
    هنوز شخص و یا گروهی مسئولیت این رویداد را به عهده نگرفته است.

  • جنرال پترائوس: طالبان تمایلی به ختم جنگ از راه های دیپلماتیک ندارند

    جنرال پترائوس: طالبان تمایلی به ختم جنگ از راه های دیپلماتیک ندارند

    دیوید پترائوس فرمانده پیشین نیروهای ایتلاف در افغانستان روز گذشته گفته است که طالبان هر آنچه را می‌خواستند از مذاکرات صلح به دست آوردند و دیگر تمایلی به حل جنگ در افغانستان ندارند.
    وی گفته است که گروه طالبان تمایل به توافق معنی‌دار، قابل تایید و پایداری که منجر به نوعی تقسیم قدرت و حل دیپلماتیک شود، ندارند.
    این جنرال چهار ستاره امریکایی که سابقه خدمت به عنوان رییس سی‌آی‌ای را نیز دارد، افزوده است طالبان هر آنچه را که می‌خواستند از مذاکرات به دست آوردند؛ آزادی رهبران و جنگجویان‌شان از زندان‌های افغانستان و اکنون خروج نیروهای خارجی.
    وی با اشاره به اوضاع افغانستان از بروز جنگ داخلی هشدار داده است.
    پترائوس در رابطه به نیروهای امنیتی افغانستان گفته است: نیروهای افغان نیازی به مشوره شرکای قدیمی خود ندارند…در مورد اینکه نیروهای افغان برای کشورشان می‌جنگند و جان می‌دهند هیچ سوالی وجود ندارد. اما من واقعیت عینی را می‌دانم، من می‌دانم که وظیفه نیروهای امنیتی افغانستان این است که آن‌ها باید از همه چیز محافظت کنند، یا حداقل از همه زیربناهای مهم، مراکز والسوالی‌ها و مراکز ولایات، خطوط ارتباطی، جمعیت شهرها و غیره، اما طالبان فقط به تعداد مشخصی از این اماکن نیاز دارند.
    وی همچنین نسبت به توانایی امریکا برای نظارت کامل از اوضاع افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی ابراز نگرانی کرده است.

    دیوید پترائوس فرمانده پیشین نیروهای ایتلاف در افغانستان روز گذشته گفته است که طالبان هر آنچه را می‌خواستند از مذاکرات صلح به دست آوردند و دیگر تمایلی به حل جنگ در افغانستان ندارند.
    وی گفته است که گروه طالبان تمایل به توافق معنی‌دار، قابل تایید و پایداری که منجر به نوعی تقسیم قدرت و حل دیپلماتیک شود، ندارند.
    این جنرال چهار ستاره امریکایی که سابقه خدمت به عنوان رییس سی‌آی‌ای را نیز دارد، افزوده است طالبان هر آنچه را که می‌خواستند از مذاکرات به دست آوردند؛ آزادی رهبران و جنگجویان‌شان از زندان‌های افغانستان و اکنون خروج نیروهای خارجی.
    وی با اشاره به اوضاع افغانستان از بروز جنگ داخلی هشدار داده است.
    پترائوس در رابطه به نیروهای امنیتی افغانستان گفته است: نیروهای افغان نیازی به مشوره شرکای قدیمی خود ندارند…در مورد اینکه نیروهای افغان برای کشورشان می‌جنگند و جان می‌دهند هیچ سوالی وجود ندارد. اما من واقعیت عینی را می‌دانم، من می‌دانم که وظیفه نیروهای امنیتی افغانستان این است که آن‌ها باید از همه چیز محافظت کنند، یا حداقل از همه زیربناهای مهم، مراکز والسوالی‌ها و مراکز ولایات، خطوط ارتباطی، جمعیت شهرها و غیره، اما طالبان فقط به تعداد مشخصی از این اماکن نیاز دارند.
    وی همچنین نسبت به توانایی امریکا برای نظارت کامل از اوضاع افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی ابراز نگرانی کرده است.

  • اعتراضات در شمال وارد هشتمین روز خود شد/پاپوش برای دوستم یا تلاش برای سقوط شمال

    اعتراضات در شمال وارد هشتمین روز خود شد/پاپوش برای دوستم یا تلاش برای سقوط شمال

    معترضان در فاریاب، در هشتمین‌روز اعتراضات‌شان، با پوشیدن پارچه‌های سفیدی که روی آن «یا رهبر یا کفن» نوشته است به خیابان‌ها ریختند و برای داوود لغمانی –والی تازه‌معرفی‌شده از سوی ارگ- خط و نشان کشیدند که سه روز فرصت دارد، فاریاب را ترک کند. آن‌ها، هشدار دادند که در صورت عدم تمکین دولت به خواست‌شان، در این ولایت دولت فدرالی اعلام خواهند کرد.
    اعتراض، حق مدنی شهروندان در نظام‌های دموکراتیک است و هر گاه مردم احساس کنند دولت یا گروهی، حق آن‌ها را نادیده می‌گیرد، می‌توانند دست به اعتراض بزنند؛ اعتراضی مدنی و بدون راه‌اندازی خشونت. اعتراضات در فارایاب اما، مسلحانه است و مردم با سلاح‌های مختلف به خیابان‌ها می‌آیند و به دولت هشدار می‌دهند که در صورت عدم تمکین به خواست‌های آنان، آماده اند مقابل دولت و جابه‌جایی والی‌ای که وظیفه‌اش را در پایگاه ارتش در این ولایت آغاز کرده، ایستادگی کنند. دلیل برداشتن سلاح از سوی معترضان، عدم توجه دولت به خواست‌های ‌شان است.
    مارشال دوستم که نقطه‌ی مرکزی اعتراضات است و مردم با شعاردادن نام او به خیابان‌ها می‌آیند، از هوادارانش خواسته که مانع ورود والی معرفی‌شده از سوی ارگ به مقر ولایت شوند و فرمان داده که می‌توانند دست به هر نوع خشونتی بزنند تا خواست‌شان را بر دولت بقبولانند. معترضان در این ولایت، دروازه‌های دانشگاه و ریاست معارف را بسته اند.
    با توجه به شرایط پیش‌آمده که نیروهای ناتو در حال ترک افغانستان هستند، طالبان حمله‌های‌شان را افزایش داده اند و احتمال جنگ داخلی نیز زنگ خطری است که شهروندان و دولت صدای آن را می‌شنوند، اعتراضات مسلحانه در ولایت‌ فاریاب و برخی ولایت‌های دیگر و پافشاری دولت بر خواسته‌ی خودش که خلاف خواسته‌ی مردم است، شک ‌و تردیدهایی را به میان آورده است که شماره‌وار در این نوشته به آن اشاره خواهم کرد.
    ۱: برخی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی، با استناد به دیدار خلیل‌زاد و مارشال دوستم در اوزبیکستان، می‌گویند که اعتراضات در شمال و به خصوص فاریاب، ربط مستقیمی با این دیدار دارد. به باور آن‌ها، خلیل‌زاد که به دنبال قبولاندن خواست‌های امریکا بر غنی است، از دوستم خواسته تا کنترل دولت را در شمال به چالش بکشد و با زیر فشار قراردادن دولت، آن را وادار به قبول‌کردن خواست‌های امریکا کند. اگر این احتمال درست باشد، آن‌چه در شمال در حال اتفاق است، نه تنها که به نفع مردم و دولت نیست؛ بلکه سماجت هر دو طرف و تأکید بر آن‌چه که می‌خواهند، باعث خواهد شد طالبان به خواست‌های شان در میز مذاکره و میدان نظامی دست یابند.
    ۲: احتمال دوم، تردیدهایی است که در مورد سقوط شمال به دست طالبان مطرح می‌شود. بر اساس این احتمال، دولت می‌خواهد با اصرار بر معرفی داوود لغمانی در فاریاب، اعتراضات مردمی را شدت بخشیده و منجر به صف‌بندی گروه‌های قومی و حزبی در شمال شود. حمایت حزب جمعیت و برخی از فرماندهان اوزبیک از تصمیم حکومت مبنی بر معرفی داوود لغمانی و اصرار هوادارن جنبش بر خروج آن از فاریاب، به صورت سیستماتیک زمینه‌ی جنگ قومی و حزبی در شمال را ریخته است و کافی است یک طرف گلوله‌ای شلیک کند تا این سناریو به واقعیت تبدیل شود. با توجه به امتیازهایی که تا هنوز دولت به طالبان داده و در روزهای اخیر، زیر نام «عقب‌نشینی تکتیکی»، یکی‌یکی ولسوالی‌هایی را در ولایت‌های مختلف به طالبان واگذار می‌کند، دور از احتمال نیست؛ چون، یکی از تحلیل‌ها این است که اگر غنی روزی مجبور شود قدرت را با افراد یا گروه‌هایی تقسیم کند، ترجیح می‌دهد که با طالبان تقسیم کند تا رهبران گروه‌های قومی و سیاسی دیگر. این برداشت نیز، با توجه به سیاست‌های قومی دولت، احتمالی است قابل انتظار.
    ۳: احتمال سوم، پاپوش‌ساختن برای مارشال دوستم است. بنا بر این احتمال، دولت تلاش می‌کند با پافشاری بر معرفی داوود لغمانی، جنگ را توسط معترضان احساساتی دوستم کلید بزند و بهانه‌ای پیدا کند که هم مردم را سرکوب کند و هم برای مارشال دوستم دوسیه‌سازی کند تا شاید بتواند او را بازداشت و یا از قدرت کنار بزند. این احتمال، با توجه به اقدام چند سال پیش دولت علیه دوستم که منجر به فرار دوستم برای مدت طولانی به ترکیه شد، بعدی از وضعیت است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. بر حسب این سناریو، کافی است نیروهای امنیتی برای انتقال داوود لغمانی از قرارگاه ارتش به مقر ولایت اقدام کنند تا جنگ تمام‌عیاری را بین نیروهای امنیتی و مردم کلید بزنند. در صورت درگیری بین مردم و نیروهای امنیتی، ملامتی به گردن مردم می‌افتد و مارشال دوستم که در رأس این اعتراضات جاخوش کرده است، با دوسیه‌سازی و از قدرت به دور رانده خواهد شد.
    ۴: احتمال چهارم اما؛ تأکید و لجاجت رییس‌جمهور غنی بر معرفی داوود لغمانی است که می‌تواند به لجاجت بیش‌تر شهروندان انجامیده و زمینه‌ی سقوط شمال را به دست دوستم فراهم کند. این احتمال، دولت را از هر گونه تصیم پشت پرده برائت می‌دهد؛ جز لجاجت و عدم تمکین به خواست‌های مردم که ممکن است خسارت‌هایی را متوجه دولت کند. در آخرین روزهای حکومت نجیب، چنین سناریویی در شمال اجرا شد که اعتراض دوستم و دیگر گروه‌های قومی-سیاسی را به دنبال داشت و به جدایی دوستم از دولت نجیب انجامید. جدایی‌ای که تجهیزات نظامی سبک‌وسنگینی را در اختیار دوستم قرار داد و او، با توافق با شورای نظار، توانست شمال و سپس کابل را سقوط بدهد.
    اگر احتمال چهارم درست باشد، پافشاری دولت بر معرفی داوود لغمانی، سنگی است که خود دولت به هوا انداخته و دور خودش می‌چرخد که چه وقت به فرقش پایین می‌آید. هر چند، تفاوت زیادی میان قدرت امروز و دیروز دوستم وجود دارد؛ اما اگر تنش‌ها و اعتراضات افزایش پیدا کند و به خشونت‌های خیابانی کشیده شود، ممکن است این تنها کارت برنده‌ی دولت نیز باطل شود؛ چون، دولت خودش دست به تولید این آشوب برده است. موقعیت به‌وجودآمده، بیش‌تر از هر چیزی، نیاز به ازخودگذری دارد؛ اما چنان چه که مشخص است، سیاست خصوصا در افغانستان، پدر و مادر ندارد و هیچ کسی، حاضر نیست اندکی از خواستش پایین بیاید. در شرایطی که باید هم انرژی دولت و گروه‌های سیاسی و قومی دیگر، مقابل طالب به مصرف برسد و فشار بر این گروه را افزایش دهد، خلق این تنش‌ها از سوی دولت که می‌تواند با معرفی والی دیگری مطابق خواست مردم، آن را خاموش کند، به قوت‌گرفتن بیش‌تر طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی انجامیده و امتیازهای این گروه در میز مذاکره و میدان نبرد را افزایش می‌دهد.

    زاهد مصطفی

  • طالبان از پایگاه های امریکا محافظت کردند اما افغان ها را کشتند

    طالبان از پایگاه های امریکا محافظت کردند اما افغان ها را کشتند

    سربازی از ارتش ملی افغانستان، پشت تانکی نظامی‌ در ایست‌بازرسی‌ای در حومه‌ی شهر کابل نشسته است. سه تن از مقامات خارجی آگاه از توافق انجام‌شده، به رویترز گفته ‌اند که جنگ‌جویان طالبان طی یک سال گذشته از پایگاه‌های نظامیان خارجی در افغانستان در برابر حمله‌های رقیبانش یا گروه‌های افراطی اسلام‌گرا، حفاظت کرده‌ اند، آن‌هم بر مبنای یک توافق مخفیانه برای خروج کامل نیروهای امریکایی تا اول ماه می از افغانستان.
    وزارت خارجه‌ی امریکا در باره‌ی وجود سندی که ادعای چنین رابطه‌ای را تأیید کند، پاسخ فوری‌ای به رویترز نداده است. هم‌چنان توضیحی فوری در مورد ادعای این سه مقام مسؤول در مورد پروژه‌ی «حلقه‌ی حفاظتی طالبان» از خارجی‌ها ارایه نکرده است. از زمان توافق و معامله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا با طالبان در فبروری ۲۰۲۰، برای امریکا مسیر پایان‌دادن به طولانی‌ترین جنگش، فراهم شده و از آن‌ زمان، امریکا تلفات جنگی‌ای در افغانستان نداشته و تنها حملات پراکنده‌‌ای بر پایگاه‌های امریکایی انجام شده؛ اما برعکس، طالبان حملاتش را علیه نیروهای دولتی افغانستان شدت داده و همین باعث افزایش تلفات غیرنظامیان شده است.
    گفت‌وگوهای صلح میان جنگ‌جویان طالب و دولت افغانستان که در ماه سپتمبر آغاز شد، هیچ پیش‌رفت چشم‌گیری نداشته است. بنا بر این، گزارش سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که تلفات غیرنظامیان در سه ماه اخیر سال ۲۰۲۰ نسبت به سال گذشته، ۴۵ درصد افزایش یافته است. برای آزمایش تحمل و شکیبایی طالبان، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، هشدار داده که ممکن است خروج نیروهای امریکایی در اول ماه می که با دولت قبلی توافق شده بود، صورت نگیرد؛ در حالی‌که اطمینان داده است این روند تا ۱۱ سپتمبر -در بیستمین سال‌گرد حملات القاعده به ایالات متحده-، کامل و اجرایی خواهد شد.
    به گفته‌ی یک مقام امنیتی خارجی در کابل، در حالی که این مهلت شنبه به پایان می‌رسد، حدود دو هزار نیروی امریکایی هم‌چنان در افغانستان باقی خواهند ماند. موضوعی که ژنرال اسکات میلر، فرمانده‌ی کل نیروهای خارجی در افغانستان، در هفته‌ی اخیر اعلام کرد و گفت که خروج نیروها، انتقال پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی به نیروهای امنیتی افغانستان، طبق برنامه‌ی طرح‌شده آغاز شده است. محافظت از این پایگاها توسط نیروهای افغانستانی، نیازمند نیروی انسانی و تجهیرات نظامی زیادی است تا بتوانند در برابر حملات جنگ‌جویان طالب که نقاط استراتژیکی را در اختیار دارند، مقاومت کنند.
    تنها طی همین دو هفته‌ی گذشته، جنگ‌جویان طالب، بیش‌تر از صد نیروی امنیتی افغانستان را کشتند، آن‌هم به دلیل تشدید اوضاع ناشی از اعلامیه‌ی جو بایدن مبنی بر این که ممکن است خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا چند ماه دیگر به طول بکشد. دو تن از مقامات خارجی، گفتند که واشنگتن پیشنهاد طالبان مبنی بر حفاظت از پایگاه‌های نظامیان خارجی را در برابر حملاتی مانند دولت اسلامی یا داعش پذیرفته است. این مقامات گفته اند؛ تقاضای مهمی که امریکا در توافق ماه فبروری آن را مطرح کرده بود، این است که طالبان پذیرفتند با عمل به تعهد و حسن نیت‌اش مبنی بر این که از خاک افغانستان برای حمله علیه منافع امریکا استفاده نشود. یک دیپلمات خارجی دخیل در این ماجرا، گفت: «آن‌ها یک لایه‌ی مخفی ایجاد کردند؛ مانند یک کمربند امنیتی و به جنگ‌جویان‌شان دستور داده‌ اند که در این بازه‌ی زمانی، حق زخمی‌ردن یا کشتن هیچ سرباز خارجی را ندارند.»
    مقامات خارجی گفته ‌اند که برای طالبان هم مهم است توانایی خودشان را در کنترل حرکات و اقدامات خودسرانه‌ی جناح‌های مخالف‌شان نشان بدهند؛ مانند شبکه‌ی حقانی، که اغلب آجندای خودش را پیش می‌برد، هر چند که رهبر آن سراج‌الدین حقانی، دومین فرمانده ارشد طالبان محسوب می‌شود. یک مقام امنیتی خارجی مستقر در کابل، گفت که جنگ‌جویان به تعهدات توافق‌ ‌خود عمل کرده ‌اند. او گفت: «طالبان به سرعت حتا به حملات جزئی كه توسط شبكه‌ی حقانی و جنگ‌جویان دولت اسلامی –داعش- به اطراف پایگاه‌ها انجام شده بود، پاسخ دادند.»

    شنبه‌ی موعود و ضرب‌الاجل
    ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، از اظهارنظر در مورد توافق‌نامه‌ی موسوم به «حلقه‌ی حفاظتی» خودداری کرد. او، با صراحت گفت که هیچ تضمین امنیتی‌ای فراتر از موعد مقرر تا شنبه‌ی موعود به ایالات متحده داده نشده است؛ اما گفت‌وگوها بین رهبران گروه طالبان و با طرف امریکایی ادامه دارد. مجاهد گفت: «تا اکنون تعهد ما به حمله‌نکردن به نیروهای خارجی فقط تا اول ماه می بوده است. این که بعد از این تاریخ حمله‌ای صورت بگیرد یا نه، مسئله‌ای‌ست که زیر بحث و بررسی است.» سهیل‌ شاهین، یکی دیگر از سخن‌گویان طالبان، در پست تویترش نوشت که ملا برادر، معاون سیاسی طالبان، با زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، روز پنجشنبه در باره‌ی روند مذاکرات صلح گفت‌وگو كرده است. از آن‌جا که بدیهی است حضور گستره‌ی جنگ‌جویان طالب در اطراف پایگاه‌های خارجی در صورتی که توافقی صورت نگیرد، می‌تواند خطرناک باشد، اشلی ‌جکسون، مدیر مشترک مرکز مطالعات گروه‌های مسلح در انستیتیوت توسعه‌ی خارجی در واحد «اتاق تفکرات» واقع در لندن، می‌گوید: «آن‌ها دقیقاً به اندازه‌ی کافی به پایگاه‌های نظامیان افغانستانی و خارجی نزدیک‌تر شده ‌اند. با محاصره‌ی پایگاه‌های امریکایی، ناتو و نیروهای افغانستانی، به نظر می‌رسد که طالبان قدرت استراتژی‌شان را به نمایش گذاشته و بعد از خروج نیروهای خارجی، آماده‌ی تهاجم و حمله استند.»
    فواد امان، سخن‌گوی وزارت دفاع ملی افغانستان، گفت که طالبان خشونت علیه مردم افغانستان و دولت این کشور را افزایش داده ‌اند؛ در حالی که جنگ با نیروهای خارجی را متوقف کرده ‌اند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۰ بیش‌تر از ۳۰۰۰ غیرنظامی افغانستانی کشته و تقریباً ۵۸۰۰ غیرنظامی دیگر زخمی شده است. امان افزود: «طالبان با عدم حمله به نیروهای خارجی، بلکه هدف قراردادن مداوم نیروهای امنیتی افغانستان و غیرنظامیان، ثابت کرده ‌اند که آن‌ها علیه مردم افغانستان می‌جنگند.»
    مایکل ‌کوگلمن، معاون برنامه‌ی آسیایی در مرکز وودرو ویلسون در واشنگتن، با این موضوع هم‌دردی کرده، گفت: «مردم افغانستان حق دارند که از توافق‌‌نامه‌ی طالبان و ایالات متحده‌ی امریکا به دلیل عدم موفقیت و آسایش برای مردم افغانستان وضاحت خواسته و آن را به باد انتقاد بگیرند.»

    منبع: رویترز

    مترجم: اسدالله جعفری پژمان

  • پاکستان هم از جنگ در افغانستان سودی نبرده است!

    پاکستان هم از جنگ در افغانستان سودی نبرده است!

    افغانستان به گورستان امپراطوری های بزرگ معروف است و این دلیل خوبی ست که بگوییم بدون شک ایالات متحده امریکا اولین قدرت بزرگ جهانی ست که در افغانستان در هرج و مرج و خشونت گیر کرد. مباحث جدی سیاسی در مورد اینکه چه کسی جنگ در افغانستان را باخت مدت ها نقل محافل خواهد بود.  البته بررسی تاریخ سیاسی و درس های فراگرفته شده نیازمند تلاش های جدی تر می باشد. تمام طرف های جنگ و کشورهای دخیل می بایست به از نگاهی کلی جنگ را تجزیه و تحلیل کنند و از دید کشور مربوطه به جنگ نگاه نمایند تا نتایج به دست آمده برای استفاده های آکادمیک مناسب باشد. بودجه جنگ و هزینه های استراتژیک باید با حضور چند دهه ای قبل از خروج از افغانستان سنجیده شود تا مشخص گردد ارزش داشته است یا خیر. 

    پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر سال 2001 میلادی، ایالات متحده امریکا برای تحمیل دموکراسی یا رفاه اقتصادی در افغانستان و عراق عملیات آزادی پایدار را انجام نداد. هدف امریکا از حمله به افغانستان در مقایسه با تلاش های اساسی که علیه عراق صورت گرفت، یک حمله فرعی و کمکی بود. امریکا برای نابودی القاعده و لانه پرورش تروریزم به افغانستان حمله کرد. هدف اصلی امریکا از حمله به عراق رفع تمام تهدیدات علیه اسرائیل بود که به نوعی ایالت پنجاه و سوم امریکا محسوب می شود. حمله به عراق به معنای تضعیف قدرت نظامی و اقتصادی دنیای عرب به شمار می رفت و این مطلوب اسرائیل بود.

    تصور غالب نشان می دهد ایالات متحده امریکا از آنجایی که نتوانست در نهایت صلح و ثبات را در افغانستان برقرار کند، در رسیدن به اهداف سیاسی خود پس از  یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ نظامی گری ناکام بوده است. اما سوالی که پاسخ نداده باقی می ماند این است که آیا امریکا واقعا از این جنگ به دنبال ثبات و آرامش در افغانستان بود؟ این سوال همچنان در کتاب های تاریخ نظامی گری همچنان بی پاسخ خواهد ماند. در مقایسه با دیگر کشورهای متخاصم در هر دو طرف جنگ، امریکا در جنگ افغانستان اما کمترین تلفات را متحمل شد: در جنگ افغانستان از سال 2001 میلادی به بعد 2400 سرباز امریکایی کشته و  بیش از 20 هزار دیگر زخمی شدند. در جنگ امریکا علیه تروریزم پاکستان به تنهایی متحمل هشت هزار کشته نظامی و بیست و پنچ هزار تلفات ملکی شده است: بیشتر افراد ملکی در حملات تروریستی داخل این کشور کشته شدند. می توان گفت همین تعداد شهروند پاکستانی به عنوان جنگجویان گروه های مختلف طالبان کشته شده اند. افغانستان اما در این میان کشوری ست که بیشترین قربانی را داده است. متضررترین کشور و ملت در جنگ امریکا علیه تروریزم افغانستان است. رهبران امریکا که مدعی بازسازی، مدرن سازی و متمدن سازی جامعه افغانستانی پس از یک جنگ طولانی بودند سخت احمقانه فکر می کردند.

    سوال اساسی اینجاست که آیا این جنگ طولانی ارزش هزینه های سنگین را داشت؟ نگاهی به برچست هزینه های جنگ و فقدان یک منطق استراتژیک مناسب و سازگار نشان می دهد امریکا طرح استراتژیک مهمی برای توجیه دو دهه جنگ و هدر دادن دارایی ها و منابع مالی در افغانستان را ندارد. 

    برای درک اینکه طالبان یک نیروی مقاوم و دمدمی مزاج هستند و قادرند مخالفان خود را تعقیب نموده وادار به تغییر مسیر نمایند و سپس از میدان جنگ ناپدید شوند، لازم نیست حتما به این گفته کلیشه ای که افغانستان گورستان امپراطوری های بزرگ است، استناد شود. مساله اینجاست که چرا باید تصور شود امریکا در جائیکه کمونیست ها شکست خورده بودند، پیروز شود؟ مساله دیگر چگونگی شکل گیری منافع استراتژیک آینده امریکا در منطقه افغانستان-پاکستان می باشد. هدف از جنگ ایجاد تغییر در محیطی بود که به تندروها فرصت ظهور و رشد و قدرت داد و تروریزم را خلق کرد، تروریزمی که احتمال دارد از این محیط به کل دنیا سرایت کند.

    نباید فراموش کرد افغانستان امروز دیگر آن کشور دهه 1990 میلادی نیست. طالبان ممکن است کابل را تصرف کنند اما اینکه این گروه انتظار داشته باشد از طریق مذاکرات صلح کنترل کامل بر افغانستان داشته باشد تقریبا غیر ممکن است. در توجیه این گفته هم باید به دامنه انشعابات، سطح تاثیر و مواضعی که نیروهای ضد طالبان و عناصر وابسته به آنها به تدریج به دوباره به دست می آورند، اشاره کرد. این همه در حالی ست که جناح های مختلف دیگر نظیر داعش شاخه خراسان که پس از نابودی در خاورمیانه در افغانستان جابه جا و رشد کرده است را نباید فراموش کرد. داعش شاخه خراسان یک گروه مزدور است که برای دیگران در افغانستان می جنگد.

    آیا پاکستان جنگ در افغانستان را برده است؟

    نگاهی به چالش هایی مانند «تجزیه جمعیتی و فرقه ای، مشکلات مالی و فساد» در پاکستان در دو دهه اخیر نشان می دهد که اسلام آباد هم از جنگ افغانستان سودی نبرده است. از سویی هم اسلام آباد همانند واشنگتن در پروسه صلح افغانستان دخیل بوده است. دور تازه مذاکرات بین الافغانی یک بار دیگر پاکستان را در «کتاب خوب» امریکا قرار داده است و این به معنای منافع اقتصادی از طریق صندوق بین المللی پول و کمک های ویژه مالی امریکا به پاکستان است. پاکستان پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر در امریکا به دلیل برخی انگیزه های سیاسی و استراتژیک به جمع ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا برای مبارزه با تروریزم پیوست. درک همراهی پاکستان با جامعه بین الملل و امریکا و چرایی این اقدام پاکستان نیازمند بررسی های ویژه روابط بین الملل می باشد.

    موقعیت استراتژیک پاکستان در منطقه به گونه ای ست که شکننده می باشد و نباید تمام تخم مرغ هایش را در سبد طالبان بگذارد. در غیر اینصورت در طولانی مدت پاکستان می تواند بر جنگ داخلی در افغانستان تاثیر منفی بگذارد.

    با این وجود یک درس واضح و روشنی که از خروج  مورد انتظار امریکا از افغانستان می توان گرفت تنوع فکری ست، چیزی که اخیرا به عنوان یک دستور اخلاقی و شیوه عدالت نژادی ارائه شده است. تنوع فکری به عنوان یک ضرورت عملی می تواند از مشکلات مخرب بین المللی در آینده جلوگیری کند.

    اسکندر مقدونی بزرگ می گوید:«ما با مردها و ارواح در جنگ ها می جنگیم. وقتی به میادین جنگی شیطانی و مرموز می رسیم، افغانستان در صدر قرار می گیرد.»

    منبع: دیلی تایمز

    مترجم: آروین نوری  

  • ستاره کریکت افغانستان: رهبران جهان باید صلح را در منطقه تامین کنند

    ستاره کریکت افغانستان: رهبران جهان باید صلح را در منطقه تامین کنند

    راشد خان، ستاره‌ی کرکت افغانستان، از رهبران جهان خواسته است صلح را در منطقه تأمین ‏کنند‎.‎

    او در برگه‌ی تویترش نوشت: «من سیاست‌مدار نیستم، اما از رهبران جهان می‌خواهم که صلح را در ‏منطقه تأمین کنند. من در جنگ بزرگ شدم و ترس و وحشتی که بر کودکان می‌گذرد را درک ‏می‌کنم و بیش‌ از این، دیگر نمی‌توانم این وضعیت را تماشا کنم.»‏

    راشد خان، افزوده است هر روز کودکان در افغانستان و فلسطین کشته می‌شوند: «بله، ما باید ‏برای آن‌چه که درست است، بایستیم.»‏

    راشد خان، در حالی خواهان تأمین صلح در منطقه شده که کشورهای جهان، در چند ماه گذشته ‏تلاش‌های فراروانی را برای برقراری صلح در افغانستان انجام داده اند؛ تلاش‌هایی که تا اکنون ‏موفق به کاهش خشونت‌ها در این کشور نشده است‎.‎

    خشونت‌های اخیر در افغانستان و فلسطین، در کنار این که از طرف‌های جنگ قربانی گرفته، به ‏غیرنظامیان به ویژه کودکان و زنان نیز تلفات سنگینی وارد کرده است‎.‎

    در افغانستان، کودکان و زنان همه‌روزه در جریان درگیری‌ها به ویژه انفجار ماین‌های کنارجاده‌ای ‏کشته و زخمی می‌شوند‎.‎

    در فلسطین اما؛ در نتیجه‌ی حملات اسراییل، ۲۴۸ نفر به شمول ۶۶ کودک و نوجوان کشته و یک ‏هزار ۹۴۸ نفر به شمول کودکان زخمی شده است‎.‎

  • اگر تنها بخشی از توجهات جلب شده به غزه به افغانستان صورت می گرفت، جنگ نیابتی در این کشور  به پایان می رسید

    اگر تنها بخشی از توجهات جلب شده به غزه به افغانستان صورت می گرفت، جنگ نیابتی در این کشور به پایان می رسید

    سفیر پیشین کانادا در کابل، بار دیگر پاکستان را متهم به جنگ نیابتی در افغانستان کرد

    کریس الکساندر می‌گوید اسراییل در حال پایان دادن به حملات خود در غزه است؛ اما هنوز معلوم نیست اردوی پاکستان چه زمانی جنگ نیابتی خود در افغانستان را پایان می‌دهد.

    سفیر پیشین کانادا می‌گوید اگر هزاران غیرنظامی کشته شده توسط بمب‌ها و ترورها از ننگرهار تا هرات، تنها بخشی از توجه صدها قربانی غزه را به خود جلب می‌کرد، جنگ نیابتی پاکستان در افغانستان مدت‌ها قبل به پایان رسیده‌بود.

  • پاکستان: صلح در افغانستان وظیفه تمام جناح ها ست

    پاکستان: صلح در افغانستان وظیفه تمام جناح ها ست

     شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز شنبه(۱ جوزا) در رشته توییتی گفت در مورد نقش کلیدی پاکستان برای تسهیل راه‌حل صلح‌آمیز در افغانستان با رهبری کمیته فرعی مجلس نمایندگان امریکا بحث و تبادل نظر کرده است.
    قریشی در حاشیه نشست عمومی سازمان ملل متحد در مورد فلسطین، روز گذشته با سناتوران امریکایی، از جمله لندسی گراهام در رابطه به تقویت همکاری‌های اقتصادی امریکا-پاکستان و روند صلح افغانستان رایزنی کرد.
    وزیر خارجه پاکستان گفته است که امیدوار است تلاش‌ها برای صلح منجر به آتش‌بس جامع و خروج منظم و مسئولانه نیروهای خارجی از افغانستان شود.
    وی تأکید کرده است که صلح در افغانستان مسئولیت مشترک تمام جناح‌ها در این کشور و ذینفعان بین‌المللی است.
    در همین حال، عمران خان نخست‌وزیر پاکستان که روز گذشته در مراسمی در اسلام‌آباد سخنرانی می‌کرد، بر اهمیت افزایش تلاش‌ها برای برقراری صلح بین جناح‌ها در افغانستان پافشاری کرد.
    وی با بیان این که جنگ در افغانستان راه‌حل نظامی ندارد، ابراز امیدواری نموده که خشونت‌ها در این کشور کاهش یابد.
    این در حالی است که به تازگی وزیر خارجه پاکستان با انتقاد از مقامات افغانستان گفته بود، رهبران افغانستان واضح بگویند که از پاکستان چه می‌خواهند.

  • مارشال سنجیده عمل می کند

    مارشال سنجیده عمل می کند

    تعیین والی جدید از سوی اشرف غنی برای ولایت فاریاب نقطه آغاز جنجال ها و نا آرامی ها در شمال کشور شد.

    معترضین در فاریاب اجازه آغاز کار به والی تازه تعیین شده فاریاب را ندادند.

    بسیاری جنجال های اخیر در فاریاب را قدرت نمایی بین غنی و مارشال دوستم می قلمداد می کنند.

    حاجی خداداد فقیهی از مقامات پیشین وزارت تجارت و کارشاس مسائل سیاسی در این مورد در فیس بوک خود می نویسد مارشال سنجیده عمل می کند.

    وی تاکید می کند اوضاع بحرانی کشور و ناپایداری مشارکت و ساختار شکننده حکومتی نه تازگی دارد و نه نقطه پایان، مگر اینکه ساختار و مشارکت تغییر کند.

    طرح جدید مارشال دوستم مبنی بر خود مختاری یا ایجاد حکومت فدرالی اگر به دور از هیاهو و غیرت افغانی موشکافی شود و جهان و همسایگان به بحران افغانستان نقطه تمام بگذارند ساختار جمعیتی کشور در تعریف کثرت قومی مناسب ترین گزینه برای ثبات کشور و تعریف عدالت محور خواهد بود ایجاد حکومت فدرالی با پیروزی مجاهدین از سوی حزب وحدت مطرح شد اما متاسفانه وضعیت جنگی و خود خواهی احزاب مجال جا افتادن را پیدا نکرد و آن زمان مرد و باز در لوی جرگه اضطراری آقای عالمی بلخی و چند نفر دیگر که اینجانب هم بودم دوباره این طرح را با یک تعداد از سیاست چیان با نشر طرح قانون اساسی حکومت فدرال احیا کردیم تعدادی با ابراز موافقت لفظی دیگر کار و همکاری را نکردند تنها مارشال گفت که ” اکه جان ” سرش ایستاد می شویم اگر نشد یک خاو گری میکنیم.

    مارشال طرح بدوی و ناپخته ندارد او با مشاوران که از داخل و خارج دارد به این نتیجه رسیده اند که زمان برای طرح خود مختاری و یا فدرال رسیده است و او سنجیده حرکت می کند و گردنه دشوار سیاست و مشارکت را خوب عبور کرده است.

    مارشال توطئه را خوب تبدیل به فرصت کرد و میشود آنرا ستود .

    مارشال جلای وطن محرومیت از پوژشن های دولت و جنگ و جدال ها را بخوبی سپری کرد تا جاییکه مارشال شد پیکری شد، شکست ناپذیر و دژ تسخیر نشدنی و حالا باید برای مردمش خانه ای ساختاری در قالب ترکستان خود مختار بسازد و به رئیس جمهور تفهیم کند که پلان های نفاق افگن غیر عادلانه را که سلفش تعقیب کردند او نکند.

    گر چند بحث کوچی گرایی و حذف سیستماتیک دیگران از ساختار حکومت و چاق کردن وزارت خانه های که دست یک قوم و یا خانواده هست و لاغر کردن وزارت خانه های که دیگران وزیر معرفی می کنند

    مثل وزارت تجارت و مخابرات که اکثر ریاست ها و بدنه بنیادین آن به وزارت مالیه یا اداره امور و دیگر وزارت خانه رفته است جریان دارد .

    اما بده و بستانهای فردی و اشخاص اقوام که رهبر خود را می تراشند حجاب و پرده زخیمی را بر کار غنی احمد زی آویخته است…

    طرح حکومت فدرالیست طرح مناسب و سنجیده شده از بحران کنونی است که چند دهه بر مردم کشور سایه شوم دارد.

  • یکی از فرماندهان حزب جنبش ملی در جوزجان از سوی محافظش ترور شد

    یکی از فرماندهان حزب جنبش ملی در جوزجان از سوی محافظش ترور شد

    یکی از فرماندهان حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان، توسط محافظش در ولایت جوزجان ترور ‏شده است‎.‎

    عبدالرئوف عزیزی، معاون حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان، به رسانه گفت این رویداد، صبح روز شنبه (یک جوزا) در مرکز ولسوالی آقچه رخ داده است‎.‎

    به گفته‌ی او، آقامحمد، از فرماندهان نیروهای خیزش مردمی در ولایت جوزجان بوده و مسؤولیت ‏یکی از پاسگاه‌های مهم نیروهای خیزش مردمی را در ولسوالی آقچه به عهده داشت‎.‎

    آقای عزیزی، می‌افزاید محافظ او پس از کشتن فرمانده‌اش، از ساحه فرار کرده است‎.‎

    او می‌گوید بررسی‌ها در باره‌ی علت این رویداد آغاز شده است‎.‎

  • وزیر خارجه اندونیزیا با زلمی خلیلزاد در مورد صلح افغانستان گفت و گو کرد

    وزیر خارجه اندونیزیا با زلمی خلیلزاد در مورد صلح افغانستان گفت و گو کرد

    خانم نگری امروز (شنبه، اول جوزا) در برگۀ تویترش نوشت این گفت‌وگو شب گذشته در واشنگتن صورت گرفته است.

    وزیر خارجۀ اندونیزیا جزییاتی دربارۀ محتوای این گفت‌وگو ارایه نکرده، اما می‌افزاید روند صلح افغانستان محور این گفت‌وگو بوده است.

    خانم نگری در این پیام تویتری خاطرنشان می‌سازد که اندونیزیا به تعهدات خود در حمایت از روند صلح افغانستان پایبند خواهد بود.

    اندونیزیا از نخستین کشورهایی است که همزمان با جدی شدن روند صلح افغانستان به حمایت از این روند شتافت و یکی از نخستین نشست‌های عالمان دین را به حمایت از این پروسه برگزار کرد.

  • دبیرکل ناتو: به حمایت خود از افغانستان ادامه می دهیم

    دبیرکل ناتو: به حمایت خود از افغانستان ادامه می دهیم

    ینس استولتنبرگ، دبیرکل پیمان اتلانتیک شمالی، ناتو در نشست خبری در پاریس در مورد برنامه‌های این سازمان برای کمک به افغانستان پس از خروج نیروهای ناتو از این کشور صحبت کرد.

    آقای استولتنبرگ گفت ناتو به کمک مالی و نظامی خود به نیروهای امنیتی افغانستان ادامه می‌دهد و در فعال نگهداشتن فرودگاه کابل نیز به دولت افغانستان کمک خواهد کرد.

    در بیانیه‌ای که از سوی ناتو منتشر شده، آمده است که ینس استولتنبرگ، در دیدار با امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه همچنین “در مورد مبارزه با تروریسم در عراق، منطقه ساحل آفریقا و افغانستان بحث و تبادل نظر کردند.”

    دبیرکل سازمان ناتو گفت:«پس از پایان مأموریت نظامی در افغانستان، فصل جدیدی را باز خواهیم کرد.»

    او گفت:« در آینده پشتیبانی ناتو از افغانستان دارای سه رکن اصلی خواهد بود: اول اینکه ما به نیروهای امنیتی افغانستان در زمینه ظرفیت‌سازی کمک خواهیم کرد، دوم به پشتیبانی مالی از نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهیم داد و سوم به فراهم‌آوری زمینه‌های آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در خارج از این کشور نیز کمک می‌کنیم.»

    آقای استولتنبرگ گفت این برنامه به همه متحدان ناتو و جامعه جهانی این زمینه را فراهم می‌کند تا به افغان‌ها کمک کنند و در تلاش‌های صلح این کشور نیز مشارکت داشته باشند.

    مقامات ناتو و آمریکا اخیراً گفته‌اند ارتش افغانستان قادر است مسئولیت‌های خود را به درستی انجام دهد.

    جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته اعلام کرد همه نیروهای آمریکایی را تا یازدهم سپتامبر امسال از افغانستان خارج می‌کند.

    با این تصمیم ایالات متحده، ناتو نیز از خروج همزمان نیروهای خود تا همین تاریخ خبر داد.

    دبیرکل ناتو، پیشتر گفته بود که کشورهای عضو این سازمان با هم به افغانستان رفتند و یکجا این کشور را ترک خواهند کرد.

  • سخنان غنی در مورد پاکستان در کنگره امریکا بازتاب گسترده ای یافت

    سخنان غنی در مورد پاکستان در کنگره امریکا بازتاب گسترده ای یافت

    پاکستان در مورد آینده افغانستان تصمیم خواهد گرفت، زیرا ایالات متحده پس از حدود ۲۰ سال حضور نظامی بی‌وقفه اکنون نقش جزئی دارد.
    این ادعای رییس جمهور غنی در هفته جاری سر و صدای زیادی در کانگرس ایالات متحده ایجاد کرد، جایی که قانون‌گذاران دموکرات و جمهوری‌خواه نسبت به آینده افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی و ناتو ابراز نگرانی نموده و در باره نقش اساسی که باید در این زمینه توسط پاکستان انجام شود، رایزنی کردند.
    دولت بایدن قصد دارد تمام نیروها را تا ۱۱ سپتمبر، بعد از حدود ۲۰ سال حضور، از این کشور خارج کند.
    رییس جمهور غنی در مصاحبه‌ای اوایل هفته جاری با روزنامه «اشپیگل» آلمان گفت که اکنون آوردن صلح در افغانستان به پاکستان بستگی دارد و نقش ایالات متحده کاهش یافته است.
    آقای غنی گفت: ایالات متحده اکنون فقط نقش جزئی دارد. مسئله صلح یا خصومت اکنون در دستان پاکستان است».
    این پیام هشدار دهنده در کمیته روابط خارجی کانگرس ایالات متحده وقتی سر و صدای زیادی به پا کرد که «سارا جیکوبز» نماینده دموکرات از ایالت کالیفرنیا سخنان اشرف غنی را در جلسه احضاریه پیرامون «روابط امریکا-افغانستان پس از خروج» به خوانش گرفت.
    وی در ادامه از زلمی خلیلزد نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان خواستار توضیحات در باره مسیر پیش‌رو شد و گفت: « شما برای تحت فشار قرار دادن رهبران پاکستان و اطمینان از اینکه آن‌ها آن‌طور که ما می‌خواهیم قدم بر می‌دارند، چه کاری انجام می‌دهید؟»
    خلیلزاد گفت که وی معتقد است که رهبران غیرنظامی و نظامی پاکستان هر دو تصدیق می‌کنند آوردن صلح در افغانستان، منافع اقتصادی دارد.
    وی افزود: جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش و عمران خان نخست‌وزیر، هر دو می‌دانند که منفعت اقتصادی مسیر آینده است. جنرال باجوا گفته است که کشورها توسعه نمی‌یابند، منطقه‌ها توسعه می‌کنند. من می‌دانم که چالش‌هایی در داخل پاکستان وجود دارد، اما معتقدم که آخرین سفر جنرال باجوا به کابل مثبت بود.
    سفیر خلیلزاد روابط پاکستان و افغانستان را «پاشنه آشیل» تاریخ اخیر افغانستان خواند که با توجه به تحولات اخیر باید بر آن غالب شد و ایالات متحده امیدوار است.
    نماینده امریکا تأکید کرده‌اند که به اظهارات غنی باید از دیدگاه منطقه‌ای نگریست و افزوده‌اند: «رییس جمهور غنی درست می‌گوید به این معنا که منطقه برای توافق صلح و آوردن ثبات پایدار به افغانستان مهم است».
    «تد لیو» نماینده دیگر امریکا گفته است که اگر پاکستان برای موفقیت روند صلح افغانستان بسیار مهم است، پس چرا با آن برخورد مناسب نمی‌شود.
    وی گفت: «من در مورد این که اوایل سال جاری چه اتفاقی افتاد وقتی رهبران ۴۰ کشور جهان در نشست اقلیم دعوت شدند، از جمله رهبران هند و بنگلادیش، کنجکاو هستم و رهبران پاکستان دعوت نشد، حتی با وجود این که پاکستان پنجمین کشور آسیب‌پذیر از نظر آب و هوا است.
    خلیلزاد در پاسخ گفته است: البته، شما درست می‌گویید. پاکستان کشور مهمی است. ما دوره‌هایی همکاری عالی با پاکستان داشتیم و پاکستان در پیشبرد افغانستان و تعدادی از موضوعات دیگر نقش اساسی دارد.
    نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در پاسح به سئوال «مایکل مک‌کول» نمایند دیگر کانگرس مبنی بر این که ایالات متحده چگونه از منافع خود در افغانستان پس از خروج دفاع خواهد کرد، گفت: «ما دارایی‌هایی را در منطقه حفظ خواهیم کرد. ما در حال پیشبرد فرصت‌هایی برای همکاری بیشتر با شرکای منطقه‌ای هستیم».

    منبع: نیشن

    مترجم: طاهر مجاب، دید

  • حرکت هدفمند مارشال دوستم

    حرکت هدفمند مارشال دوستم

    در میان همه طرحهای صلح در طرح صلح جنبش ملی به رهبری مارشال دوستم واضح گفته شده است که حکومت غیر متمرکز راه حل آوردن صلح پایدار در افغانستان است. اکنون نیز به صورت واضح از طرف مظاهره کنندگان در فاریاب گفته می شود ما می خواهیم حکومت فدرال ترکستان اسلامی را ایحاد نماییم.

    تردیدی نیست که اگر قبل از به وجود آمدن صلح قدمی در جهت فدرالی ساختن بر داشته نشود رسیدن به این هدف جنبش ملی را دست نیافتنی خواهد ساخت، بنابر این جنبش ملی تلاش خواهد کرد که از فرصت به وجود آمده استفاده بهینه نماید.

    اقدام های اشرف غنی در روزهای اخیر با هدف تسلط پشتونها در سمت شمال کشور مشابه زمان آخر حکومت نجیب (ماموریت جمعه اثک) است.

    این حرکت‌ها نه تنها حاکمیت پشتونها در شمال کشور را تثبیت نمی کند بلکه سبب ازهمپاشیدگی و بی نظمی بیشتر شده زمینه را برای اعلام حکومت فدرال فراهم تر می کند.

    رئیس جمهور دوراه بیشتر پیشرو ندارد؛ در احکام خویش تجدید نظر نماید یا با حرکتهای اخیر مارشال دوستم مقابله نموده ریسک بیشتری را بپذیرد.

    عالمی بلخی وزیر پیشین مهاجرین

  • یک دادستان در انفجار ماین در جوزجان کشته شد

    یک دادستان در انفجار ماین در جوزجان کشته شد

    احمدمسعود ندیم، سخن‌گوی فرماندهی پولیس جوزجان به روزنامه اطلاعات روز گفت که این رویداد حوالی ساعت ۹:۰۰ صبح امروز (پنج‌شنبه، ۳۰ ثور) در نزدیکی ساختمان «تربیه‌ی معلم» در مربوطات حوزه‌ی اول شهر شبرغان رخ داده است.

    آقای ندیم از دادستان کشته‌شده در این رویداد به نام «شاه‌میرزا» یاد کرد و افزود که او عضو دادستانی امنیت داخلی و خارجی ولایت سرپل بوده است.

    او توضیح داد که این رویداد ناشی از انفجار ماین مقناطیسی در موتر حامل این دادستان بوده است.

    به گفته‌ی سخن‌گوی فرماندهی پولیس جوزجان، هنوز مشخص نشده است که این رویداد تروریستی است و یا جنایی. اما او تأکید کرد که تحقیقات پولیس در این مورد جریان دارد.

    هنوز شخص و یا گروهی مسئولیت این رویددا را به عهده نگرفته است.

    این درحالی است که در ماه‌های اخیر ترورهای هدفمند دادستان‌ها در ولایت‌های مختلف کشور افزایش یافته است. مسئولیت بیشتر این ترورها را شخص و یا گروهی به عهده نمی‌گیرد، اما دولت افغانستان همواره گروه طالبان را مسئول این ترورها می‌خوانند.

  • عاملان ده ها حمله تروریستی در کابل بازداشت شدند

    عاملان ده ها حمله تروریستی در کابل بازداشت شدند

    ریاست مطبوعات و روابط عامه‌ی معاونیت اول ریاست‌جمهوری کشور می‌گوید عاملان ده‌ها حمله‌ی تروریستی مرگبار از جمله حمله بر جنبش روشنایی توسط نیروهای امنیت ملی بازداشت شده‌اند.

    ریاست مطبوعات و روابط عامه‌ی معاونیت اول ریاست‌جمهوری امروز (پنج‌شنبه، ۳۰ ثور) با نشر خبرنامه‌ای گفت عاملان این حمله از نواحی مختلف شهر کابل بازداشت شده‌اند.

    در خبرنامه از این افراد به نام‌های «شریف‌الله»، «عبدالواحد»، «محمدصابر»، «ایوب»، «عزیز رحیم»، «عبدالمتین» و «خدیجه» یاد شده و آمده است که آنان عضو یک هسته‌ی مهم گروه داعش بوده‌اند.

    ریاست مطبوعات و روابط عامه‌ی معاونیت اول ریاست‌جمهوری به نقل از ریاست عمومی امنیت ملی گفته است که با بازداشت این افراد، این هسته‌ی داعش متلاشی شده است. این ریاست افزوده است که اسامی شریف‌الله، عبدالواحد و قاری صابر اعتراف کرده‌اند که تاکنون در ۵۱ حمله‌ی انفجاری، چهار انفجار به وسیله‌ی موتورسایکل و بایسکل، یک انفجار موتر بمب‌گذاری‌شده، سه انفجار ماین، دو پرتاب راکت و یک اختطاف دست داشته‌اند.

    آنان همچنین اعتراف کرده‌اند که در انجام و طرح‌ریزی ده‌ها حمله‌ی مرگبار انتحاری و قتل‌های هدفمند از جمله ترور رهبران و علمای برجسته‌ی دینی در مناطق مختلف کشور و بمب‌گذاری در اماکن مذهبی و عمومی نقش داشته‌اند.

    ریاست مطبوعات و روابط عامه‌ی معاونیت اول ریاست‌جمهوری از جمله‌ی این حملات مرگبار از حمله بر جنبش روشنایی، حمله‌ی انتحاری در شش‌درک، حمله بر مفتی نعمان در ولسوالی شکردره‌ی کابل، حمله بر موتر حامل کارمندان وزارت ارشاد، حج و اوقاف و حمله بر وکلای معترض در چهارراهی زنبق نام برده است.

    همچنین این ریاست گفته است که اعضای این شبکه‌ی داعش در طرح و حمله بر انفجار ماین در میان حمایت‌کنندگان جنبش تحفظ پشتون‌ها، حمله‌ی راکتی از ساحه‌ی پنجصدفامیلی و شهرک آریا بر سفارت امریکا در کابل، حمله بر مسجد امام زمان در قلعه‌ی نجارا، اختطاف و قتل دو خانم خارجی در عقب لیسه‌ی حبیبیه‌ی شهر کابل و حمله بر زیارتگاه سخی دست داشته‌اند.

    افزون بر این‌ها، آنان اعتراف کرده‌اند که در حمله بر سه‌راهی شش‌درک بر خبرنگاران، در ساحه‌ی سرک ۱۴ وزیراکبرخان، تکیه‌خانه‌ی قلعه‌ی فتح‌الله، دانشگاه مارشال محمدقسیم فهیم، علما در ورودی خیمه‌ی لویه‌جرگه، اعتراض‌کنندگان هزاره‌تبار، وزارت مخابرات، مسجد الزهرا، موترهای خارجی در نزدیکی چهارراهی مقاومت، قراول وزارت احیا و انکشاف دهات و شفاخانه‌ی ۴۰۰ بستر ارتش نیز دست داشته‌اند.

    همچنین اعضای این شبکه‌ی گروه داعش گفته‌اند که در انداخت‌های هاوان بر ارگ ریاست‌جمهوری هم دست داشته‌اند.

    ریاست مطبوعات و روابط عامه‌ی معاونیت اول ریاست‌جمهوری تأکید کرده است که تحقیقات همچنین از افراد بازداشت‌شده جریان دارند.

    از سویی هم، در خبرنامه‌ی این ریاست آمده است که براساس اعترافات عبدالواحد نام، از زمان فعالیت او در گروه داعش تاکنون ۲۰ خانه را در نواحی‌های مختلف به شکل کرایی گرفته و از آن برای جابه‌جایی تروریستان و ساخت‌وساز ماین‌ها استفاده می‌کرده‌اند.

    این عضو بازداشت‌شده‌ی داعش گفته است که او در این مدت ۵۰ فرد انتحاری را هم از شهر جلال‌آباد، مرکز ننگرهار به شهر کابل انتقال و در این خانه‌ها جای داده‌اند.

    به نقل از خبرنامه تعدادی از این افراد همچنان اعتراف کرده‌اند که از همکاران نزدیک «داکتر نقیب» که سابقه‌ی عضویت در «حزب اسلامی» و اخیرا رهبریت گروه داعش در کابل را به عهده داشته است، بوده‌اند.

    همچنین در جریان عملیات برای بازداشت این افراد در ناحیه‌های پانزدهم و هفدهم شهر کابل و ولسوالی بگرامی اسامیان «خالق قندهاری»، «صفی‌الله»، «امید» و دو نفر دیگر که هویت‌شان شناسایی نشده است، کشته شده‌اند.

  • زورآزمایی غنی و دوستم در میدان فاریاب

    زورآزمایی غنی و دوستم در میدان فاریاب

    چند هفته پیش والی قبلی ولایت فاریاب نقیب الله فایق پس از چند سال از مقامش به‌عنوان والی فاریاب برکنار و به‌جای او داوود لغمانی به‌عنوان والی تازه این ولایت، به این مقام معرفی شد. در همان روزهایی که آقای فایق در حال ترک وظیفه‌ و آمادگی برای آغاز کار در مجلس سنای افغانستان بود، زمزمه‌هایی از مخالفت مردمی در فاریاب به گوش می‌رسید که به این تغییرات اعتراض داشتند. در روز خداحافظی والی سابق، تعداد زیادی از مردم در مرکز ولایت جمع شده و برای آقای فایق ابراز احساسات کردند. کم‌کم مخالفت‌ها با تعیین والی جدید آغاز گشت. تظاهرات مردم هرروز گسترده‌تر شده و در مواردی صدها فرد مسلح مخالفت خود را با تعیین والی جدید با شرکت در گردهمایی‌ای ابراز کردند.

    ظاهراً تظاهرات کاملاً خودجوش و مردمی است. اما نباید فراموش کرد که ولایت فاریاب و جوزجان به‌طور سنتی از ولایت‌هایی است که جنبش ملی افغانستان به رهبری مارشال دوستم در آن نفوذ زیادی داشته و به‌نوعی این مناطق حوزه تحت سیطره این مارشال کشور محسوب می‌شود. ازاین‌رو این جنبش باوجودی به‌طور رسمی به نقش خود درراه اندازی این تظاهرات در فاریاب اشاره‌ای ندارد، اما حمایت این حزب از این حرکت و نام بردن از آن به‌عنوان حق مشروع مردم آشکار است. البته که تقریباً واضح است که اصل هماهنگی و تحریک مردم برای تظاهرات هم از سوی جنبش ملی طراحی و اجراشده است،‌ چون نقیب الله فایق از نزدیکان مارشال دوستم به شمار می‌رود. اما سخنگویان جنبش و شخص دوستم، به خاطر هزینه‌های احتمالی سیاسی آن،  هیچ‌گاه به این نقش اشاره‌ای نخواهند کرد و این گردهمایی و اعتراض کماکان از آدرس مردم انجام خواهد شد.

    اما دولت مرکزی تا هنوز از این تصمیم خود کوتاه نیامده است. داوود لغمانی چندی قبل با حمایت ارتش و در پایگاه نظامی به‌عنوان والی جدید فاریاب معرفی شد. تا هنوز او به ساختمان ولایت فاریاب منتقل نشده است و اوضاع در این شهر همچنان متشنج است. حضور صدها نفر مسلح در شهر احتمال هرگونه برخوردی را در پی خواهد داشت. ازاین‌رو اگر این مشکل به از طریق مذاکره و گفتگوهای سیاسی حل نشود، بعید است که آغاز کار داوود لغمانی به‌عنوان والی فاریاب به‌راحتی انجام پذیرد.

    فراز و نشیب‌های زندگی سیاسی دوستم در دوران پسا طالبان

    مارشال دوستم هم در دوران کرزی و هم در دوران غنی روابط شکننده و اغلب پرتنشی با حلقه قدرت در ارگ داشته است. ارگ نشینان به‌هیچ‌عنوان تحمل وجود فرماندهان و افرادی که پایگاه وسیع مردمی و درعین‌حال پتانسیل مخالفت و مقاومت علیه دولت را داشته باشند، نخواهد داشت. البته این رویکرد درستی است و باید چنین سیاستی از سوی هر دولت مرکزی پیگیری شده و جزیره‌های قدرت برچیده شوند. اما تا هنوز به نظر می‌رسد دولت مرکزی در اجرای این سیاست صادق نبوده و حداقل، تاکنون نتوانسته است اعتماد مردم را به خود جلب کند. مردم شمال کشور به طور عموم نسبت به سیاست‌های دولت مرکزی نظر مساعدی  ندارند.

    در دوران کرزی تلاش شد تا با حمایت از نام اکبر بای علیه دوستم و ایجاد درگیری بین این دو نفر، دوستم به حاشیه رانده شود. اما این غایله با حمایت حداکثری مردم از دوستم و اقبال کم مردم ازبک به اکبر بای؛ به‌زودی خاتمه یافت. اگرچند دوستم در این مورد دچار مشکلاتی شد، اما به‌زودی غایله فرونشست و بنا به بدبینی‌ای که از سوی فرماندهان جهادی به کرزی وجود داشت، آن‌ها هم در این مورد با کرزی همکاری لازم را نکردند.

     غنی در انتخابات به طور غیر قابل انتظاری دوستم رابه عنوان معاون اول خود برگزید. انتخاب دوستم به‌عنوان معاون اول توسط اشرف غنی، بسیار هوشیارانه و مؤثر بود. آقای غنی می‌دانست که توانایی جمع‌کردن رأی از مناطق پشتون نشین را نخواهد داشت. ازاین‌رو او به‌ناچار به دوستم روی آورد. این انتخاب، واکنش منفی بسیاری را در میان پشتون‌ها به دنبال داشت. اما غنی روی رأی طرفداران دوستم حساب ویژه‌ای بازکرده بود و اتفاقاً تیر آقای غنی به هدف هم خورد. نفوذ دوستم در میان ازبک‌ها رأی بسیاری را برای غنی به ارمغان آورد. اما این انتخاب، انتقادات بسیاری را در میان مردم پشتون به وجود آورد. مشخص بود که آقای غنی از معاونت آقای دوستم معذب است و چشم دیدن معاون اول خود را ندارد. دوستم در زمان معاونت خود عملا در میدان جنگ حضور داشت و بانفوذ طالبان و داعش در شمال کشور مقابله می‌کرد. این موضوع خود فشار زیادی را بر غنی و طرفدارانش وارد می‌کرد. ازنظر قانونی غنی نمی‌توانست معاونش را عزل کند؛ ازاین‌رو، غنی به دنبال فرصتی می‌گشت تا به‌طور خودکار این اتفاق روی دهد. طولی نکشید که این فرصت بسیار استثنایی برای اشرف غنی به وجود آمد. احمد ایشچی مدعی ربوده‌ شدن توسط دوستم و آزار و اذیت جنسی از سوی او شد. رویدادی که بازتاب وسیعی در کشور و جهان داشت.

    رسوایی ایشچی ضربه بزرگی به آبروی دوستم زد. تا آنجا که او نتوانست باوجودی که معاون اول رئیس‌جمهور هم بود، این قضیه را به‌راحتی جمع کند. دوستم ناچار شد به تبعید خودخواسته به ترکیه برود. ستاره اقبال دوستم رو به افول بود. با حمایت کشور‌های جهان و خصوصاً اتحادیه اروپا از حکومت مرکزی در بررسی این پرونده، عملا دوستم در وضعیت بدی قرارگرفته بود. اما بازهم ناتوانی آقای غنی در به سرانجام رسانیدن این پرونده و از همه مهم‌تر، نبود الترناتیو مناسب برای دوستم در جامعه ازبک‌تباران، و وجود‌ بی‌اعتمادی به حکومت مرکزی، باعث شد که اشرف غنی این فرصت ارزشمند را برای حذف دوستم از صحنه سیاست کشور از دست بدهد. اما بازهم، این قضیه برای مدتی دوستم را به‌کلی به حاشیه راند و چه‌بسا که احتمال حذف همیشگی او صحنه سیاسی کشور وجود داشت. در دوره نخست ریاست جمهوری غنی، معاون اول ریاست جمهوری عملا خلع و در تبعید به سر می‌برد.

    اما طولی نکشید که ورق برگشت. این بار دولت مرکزی با اشتباه‌ تاریخی و نمایش توحش خود در دستگیری یکی از فرماندهان دوستم به نام نظام‌الدین قیصاری، تمام مردم افغانستان و به‌خصوص جامعه ازبک‌ها را تکان داد. سربازان ویژه ارتش ملی با استفاده از خشونت بی‌مورد و بی‌احترامی به افراد دستگیرشده، موجی از واکنش را در میان مردم افغانستان و به‌خصوص ازبک‌ها به وجود آورد. گویا این موضوع باعث شد که آن‌ها بیشتر به دولت مرکزی ظنین شده و جای خالی دوستم را بیشتر از پیش حس کنند. طولی نکشید که این ماجرا به اعتراضات گسترده در شمال کشور منجر شده و به‌زودی درخواست‌های مردم به‌سوی برگشت دوستم به کشور سوق پیدا کند. این حرکت ناشیانه آقای غنی، بهترین فرصت برای دوستم بود و او این بار به‌عنوان ناجی و قهرمان مردم شمال کشور وارد کشور شد. این اشتباه تاریخی غنی، تمامی تلاش‌های  او را برای حذف همیشگی دوستم از صحنه سیاسی کشور ناکام کرد.

    در دوره دوم انتخابات دوستم تمام‌قد از عبدالله حمایت کرد. ژنرال دوستم عنوان سومین مارشال در کل تاریخ کشور را باوجود اکراه غنی از امضای آن به دست آورد. این موضوع جایگاه اجتماعی دوستم را بیش‌ازپیش در میان مردم استحکام بخشید.

    در این اواخر اشرف غنی تلاش کرد تا با انتصاب باتور دوستم به‌عنوان یکی از اعضای هیئت صلح افغانستان در دوحه و انتصاب راحله دوستم، در مجلس سنا، روابط خود با مارشال را بهبود بخشد. اما گویا این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای دلخواه برای حکومت غنی نداشته و نتوانسته دیوار بلند بی‌اعتمادی دوستم به غنی را فروریزد. بعید به نظر می‌رسد که این دو چهره سیاسی کشور دوباره در کنار هم قرار گیرند.

    اما این نکته را نباید فراموش کرد که موقعیت دوستم و غنی ازهرجهت با سالهای گذشته تفاوت زیادی کرده است. دوستم در حال حاضر قدرتمند‌تر از گذشته و غنی در بدترین موقعیت سیاسی در سالهای اخیر قرار دارد.  بعید است که کشورهای غربی در این جنجال جانب غنی را بگیرند. آن‌ها دوست ندارند تا در این زمینه دخالت کنند. از سوی دیگر می‌توان به حمایت ترکیه و ازبکستان به خاطر تعلقات تاریخی و تباری با دوستم و هوادارانش حساب کرد.

    جنجال اخیر در فاریاب هم برای غنی و هم برای دوستم، مسئله بسیار حساسی است. هردو طرف تلاش بسیاری خواهند کرد تا این قضیه را به نفع خود ختم کنند. دوستم مردم را دارد و اشرف غنی، قدرت و صلاحیت قانونی برای انتصاب افراد موردنظر خود به‌عنوان والی. اگر غنی نتواند والی موردنظر خود را در فاریاب جابجا کند، پرستیژ او به‌عنوان رئیس‌جمهور کشور زیر سؤال رفته و موقعیت سیاسی‌اش ضعیف‌تر از گذشته خواهد شد. از سوی دیگر، این رویداد به‌عنوان یک الگو در سراسر کشور مورد پیروی قرار خواهد گرفت. در طرف مقابل، اگر مردم موفق شوند تا از آغاز کار والی جدید جلوگیری کنند، آقای دوستم بیشتر تثبیت موقعیت خواهد کرد. اما اگر قضیه برعکس شود، دوستم در ولایت‌هایی که به‌طور سنتی از نفوذ بسیار برخوردار است، آسیب‌پذیر خواهد شد. هر چه باشد، نتیجه این دوئل برای دوستم و غنی بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. تا اینجای کار، به نظر می‌رسد که هیچ کدام از طرفین در این مورد کوتاه نخواهند آمد.

    ازاین‌رو این جدال غنی و دوستم؛ تاثیر بسیاری در معادلات قدرت در شمال کشور خواهد داشت.