برچسب: یمن

  • طالبان حمله حوثی ها به تاسیسات نفتی عربستان را محکوم کرد

    طالبان حمله حوثی ها به تاسیسات نفتی عربستان را محکوم کرد

    وزارت خارجه امارت اسلامی طالبان حمله راکتی حوثی های یمن به تاسیسات نفتی «آرامکو» را محکوم کرد و آن را تهدیدی برای صلح و ثبات منطقه دانست.

    عبدالقهار بلخی سخنگوی وزارت خارجه طالبان در حساب توییترش نوشت که امارت اسلامی از حملات راکتی به تاسیسات نفتی و اهداف غیرنظامی در جده عربستان سعودی ابراز تاسف کرده و هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی را محکوم می کند.

    وی علاوه کرد طالبان معتقد است که چنین تحرکاتی صلح و ثبات در منطقه را تهدید می کند و باید متوقف گردد.

    عربستان سعودی تایید کرده است که یک مرکز توزیع فرآورده های نفتی آرامکو در جده هدف حمله قرار گرفته اما هیچ تلفاتی در پی نداشته است.

  • گزارشگران بدون مرز: افغانستان همچنان خطرناک ترین کشور برای خبرنگاران است

    گزارشگران بدون مرز: افغانستان همچنان خطرناک ترین کشور برای خبرنگاران است

    در این رتبه‌بندی همچنین کشورهای یمن و هند، هر یک با ثبت ۴ خبرنگار جان باخته به صورت مشترک در جایگاه سوم قرار گرفته‌اند.

    گزارشگران بدون مرز در ادامه یادآور می‌شود که ۴۶ روزنامه‌نگار و فعال حرفه‌ای رسانه در سال گذشته میلادی جان خود را از دست داده‌اند و این میزان کمترین آمار ثبت شده طی بیست سال گذشته را به خود اختصاص داده است.

    در این گزارش آمده است روند نزولی شمار خبرنگاران جان باخته از سال ۲۰۱۶ و بویژه با تحولاتی که در درگیری‌های منطقه‌ای در سوریه، عراق و یمن صورت گرفت، آغاز شده است.

    اغلب موارد مرگ ثبت شده خبرنگاران با ترور و قتل مرتبط بوده است، به نحوی که در این گزارش تصریح شده است: «۶۵ درصد کشته شدگان آگاهانه هدف قرار گرفته و حذف شده‌اند.»

    سازمان گزارشگران بدون مرز در مقابل با ابراز تاسف از وضعیت نگران کننده دستگیری‌ها و بازداشت خبرنگاران در طول سال جاری میلادی به ۴۸۸ مورد بازداشت خبرنگار در جهان اشاره کرده است.

    این سازمان غیردولتی که با هدف دفاع از آزادی مطبوعات و اطلاع‌رسانی در جهان فعایت می‌کند در گزارش سالانه خود که روز پنجشنبه منتشر شد آورده است: «از زمان انتشار نخستین گزارش سالانه در سال ۱۹۹۵ تاکنون هرگز شمار دستگیری خبرنگاران تا این حد بالا نبوده است.»

    گزارشگران بدون مرز می‌افزاید: «این افزایش استثنایی و کم‌نظیر، چیزی حدود بیست درصد در یک سال، عمدتا حاصل اقداماتی است که در سه کشور میانمار، بلاروس و چین صورت گرفته است.»

    در این گزارش تصریح شده است وضع قانون جدید امنیتی در هنگ کنگ توسط دولتمردان چینی به میزان قابل توجهی در بالا رفتن شمار موارد بازداشت خبرنگاران طی سال گذشته نقش داشته است.»

    گزارشگران بدون مرز در بخشی دیگر از گزارش خود به شمار بالا و کم سابقه موارد دستگیری خبرنگاران زن در جهان اشاره و نسبت به این مسئله ابراز تاسف کرده است.

    به موجب این گزارش حدود شصت خبرنگار زن طی سال گذشته میلادی در سراسر جهان دستگیر و بازداشت شده‌اند که این میزان یک سوم بیشتر از موارد ثبت شده در سال ۲۰۲۰ بوده است.

    این سازمان می‌گوید که در طول سال‌های گذشته هرگز این تعداد روزنامه‌نگار زن بازداشت شده را ثبت نکرده است.

    بلاروس کشوری است که شمار خبرنگاران زن بازداشت شده (۱۷ مورد) در آن بیشتر از همکاران مرد آنها (۱۵ مورد) بوده است.

  • سازمان ملل: فاجعه غذایی در افغانستان ممکن است رخ دهد

    سازمان ملل: فاجعه غذایی در افغانستان ممکن است رخ دهد

     سازمان ملل متحد در گزارشی هشدار آمیز در مورد افغانستان اعلام کرد گرسنگی و قحطی بیش از نیمی از جمعیت افغانستان را تهدید می کند.

    به نقل از فرانس۲۴؛ «دیوید بیزلی» مدیر اجرایی برنامه جهانی غذا گفت: میلیون‌ها نفر در افغانستان با گرسنگی در زمستان و یا مهاجرت روبرو هستند؛ بیش از نیمی از مردم افغانستان با بحران غذایی فوری و حتمی روبرو مواجه می باشند.

    بیزلی همچنین افزود: بحرانی که اکنون ما در افغانستان شاهد آن هستیم حتی با یمن و سوریه نیز قابل مقایسه نیست و بحران غذایی افغانستان را تنها می‌توان با کنگو مقایسه کرد.

    او گفت: «اگر نگوییم بحران غذایی در افغانستان بدترین نوع در جهان است باید بگوییم یکی از بدترین‌ها است و سیستم غذایی در این کشور در حال فروپاشی کامل است؛ ما اکنون در انتظار یک بحران هستیم و اگر زودتر اقدام نکنیم با یک فاجعه طرف خواهیم بود.»

    برنامه جهانی غذا فاز سه و فاز چهار بحران غذایی را برای افغانستان در نظر گرفته و از جامعه جهانی خواسته در آستانه زمستان به مردم این کشور کمک کنند.

  • ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است

    ایران به دنبال تاثیر گذاری بر طالبان است

    در هفته های گذشته موضوع برگزاری مذاکرات بین الافغانی به میزبانی تهران در صدر تیترهای داغ رسانه های داخلی افغانستان و رسانه های خارجی بدل شده بود.

    چندی پیش نیز انتشار برخی مقالات در رسانه های ملی ایران در ارتباط با طالبان و مقاومت مردمی علیه این گروه در افغانستان واکنش های مثبت و منفی زیادی به ویژه در فضای مجازی از سوی شخصیت های سیاسی و کارشناسان افغانستانی و ایرانی به دنبال داشت.

     اینکه در شرایط کنونی افغانستان که طالبان از یک سو در میدان جنگ حملاتشان را برای تصرف مناطق بیشتر افزایش داده اند و از طرف دیگر سر میز مذاکره با حکومت افغانستان نشسته اند چه عاقبتی خواهد داشت را هیچ کس به درستی نمی تواند پیش بینی کند.

    در این میان اینکه ایران از ارتباط با طالبان که از سوی مقامات ایرانی هم انکار نشده به دنبال چیست، خود یک جنبه دیگر از معادلات پیچیده مربوط به تحولات در افغانستان است.

    استاد سلطان حسین فهیمی بزرگمهر، استاد حوزه و کارشناس مسائل سیاسی، در این مورد می گوید پس از برخی ادعاها مبنی بر تطهیر طالبان از سوی ایران اینک موضوع تعامل ایران با طالبان یا تاثیر گذاری ایران بر این گروه مطرح هست.

    آقای بزرگمهر تاکید می کند ابتدا باید مشخص شود «آیا ایران طالبان را به عنوان یک جریان اسلامی تاثیر گذار مفید که توانایی تشکیل حکومت اسلامی که با حکومت جمهوری اسلامی ایران در تضاد نباشد را دارند، پذیرفته است یا نپذیرفته است و برای مصلحتی که خودشان می دانند درصدد تاثیر گذاری بر روند عملکرد و تغییرطالبان به نفع جبهة مقاومت است؟»

    به باور استاد بزرگمهر دولت جمهوری اسلامی ایران درصدد تاثیر گذاری و در نتیجه تغییر روکرد طالبان است که اگرموفق شوند می توانند طالبان را از زیرآوار تاثیرگذاری پاکستان، انگلیس و آمریکا خارج کند. مخصوصا از نظر اعتقادی ایرن بتواند طالبان را از عربستان جدا کند تا این گروه به فقه حنفی و سوفی گری گرایش بیشتر پیدا کند و از نظرسیاسی همسوشوند با مبارزین یمن، فلسطین، عراق، لبنان و سوریه.

    در تقابل قراردادن صد درصد طالبان با آمریکا و اسرائیل، سبب می شود ایران بتواند خاورمیانه را به نفع جبهه مقاومت تغییر بدهد و این یعنی خاورمیانه جدیدی که دست دشمنان درجه یک ایران از آن کوتاه شده است.

  • جنگ پهبادهای بایدن

    جنگ پهبادهای بایدن

    چهارشنبه ۱۵ اپریل، نیویورک‌تایمز گزارشی را زیر نام «برنامه‌ی جنگ امریکا پس از خروج بایدن در افغانستان چگونه است» منتشر کرد. این گزارش یک روز پس از آن نشر شد که بایدن برنامه‌ی خروج از افغانستان را اعلام کرد. او گفت: «زمان آن فرا رسیده تا به جنگ نافرجام نقطه‌ی پایان گذاشته شود.» به این معنا که در ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۱ به جنگ ۲۰ساله‌ی امریکا در افغانستان به صورت واقعی نقطه‌ی پایان گذاشته شود.
    رییس‌جمهور جو بایدن، چنین تکیتکی را پیش از این نیز برای پایان دادن به حمایت از جنگ فاجعه‌‌بار یمن اعلام کرده بود. طبق راهبرد جدید امریکا، رییس‌جمهور بایدن در ۴ فبروری اعلام کرد که امریکا به تمام حمایت‌هایش در جنگ یمن، پایان می‌دهد. این جنگ در ۲۰۱۵ توسط عربستان سعودی و متحدانش در برابر یمن آغاز شد؛ جنگی که فاجعه‌ی انسانی را به دنبال داشت و باید پایان یابد.
    به دنبال اعلام پایان دادن به جنگ امریکا در افغانستان، احتمال دارد رویکردی که در یمن اعلام شده بود، در افغانستان نیز عملی شود. در ۵ فبروری ایالات متحده‌ی امریکا تصمیم گرفت تا از جنگ خانمان‌سوز یمن دست بکشد. وزارت خارجه‌ی این کشور در یک خبرنامه گفت که آن‌ها هیچ تعاملی با داعش و القاعده ندارند؛ مهم این‌ که، جنگ یمن توسط عربستان سعودی شروع شده و امریکا پس از ۲۰۰۲ بر این کشور نظارت داشته و حضور نظامی این کشور در یمن به اساس تفاهم کنگره پس از حمله‌ی ۱۱ سپتمبر اتفاق افتاده بود. با آن که حضور القاعده و داعش [در یمن] تثبیت نشده است؛ اما حضور [امریکا] هم‌چنان ادامه یافت. این حضور امریکایی به ویژه توسط حملات هواپیماهای بدون سرنشین ادامه یافت.
    با توجه به این مسئله، هفته‌ی گذشته، هنگام اعلام خروج از افغانستان، بایدن گفت: «ما نمی‌توانیم چشم‌های خود را به روی خطر تروریزم بسته کنیم، به شناسایی اهداف خود برای مبارزه با ترویزم و هم‌چنان ظرفیت‌سنجی قوت‌ها برای جلوگیری از ظهور دوباره‌ی گروه‌های تروریستی که که کشور ما را تهدید می‌کند، ادامه می‌دهیم.»
    نیویورک‌تایمز به تحلیل این واژه نپرداخته بود؛ اما استفاده از پهپاد یا هواپیمای بدون سرنشین و هم‌چنان شبکه‌های انسانی برای جلوگیری از بدل‌شدن دوباره‌ی افغانستان به مرکز تروریزم که تهدیدی برای امریکا ایجاد کند، ادامه خواهد یافت.
    با توجه‌ به کنش‌های انجام‌شده برای پایان دادن به جنگ یمن در فبروی و جنگ افغانستان در اپریل، به نظر می‌رسد که اداره‌ی بایدن نگرانی‌ای برای پایان دادن به این جنگ‌های نافرجام نداشته است؛ چون می‌تواند با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشینی که ۵۰۰ کیلو بمب‌ را حمل می‌کند و موشک‌ها و بمب‌های با کنترل از راه دور، به این جنگ ادامه بدهد.
    در ۲۰۱۳ رییس‌جمهورر اوباما استفاده از حملات هواپیماهای بدون سرنشین را افزایش داد. ادعا این بود که ما با درون – هواپیمای بدون سرنشین- کسانی را هدف قرار می‌دهیم که می‌خواهند ما را بکشند و در میان مردم پنهان شده اند. این رویکرد به دلیل تلفات اندکی که در پی دارد، انتخاب شد. البته پیشاپیش روشن بود که این حقیقت ندارد؛ بیشتر قربانیان حملات هواپیماهای بدون سرنشین افراد ملکی بودند و اهداف تعیین‌شدن بر تروریستان، خیلی کم به دست می‌آمد.
    گفته‌‌های بایدن برای تجدید ظرفیت مبارزه با تروریزم، همین برنامه است؛ استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین و نیروهای خاص تا از ظهور دوباره‌ی تروریزم که تهدیدی برای منافع امریکا باشد، جلوگیری شود. البته مسئله‌ روشن است؛ استفاده از هواپیمای بدون سرنشین در افغانستان نیز، ادامه خواهد یافت تا گروه‌هایی که تهدیدی علیه منافع امریکا است، دوباره قدرت نگیرند.
    پس از کشتارهای ناشی از حملات هواپیماهای بدون سرنشین، تلاش‌های گروه بین‌المللی حفاظت از حقوق انسان، برای جلوگیری استفاده از حملات هواپیماهای بدون سرنشین ادامه یافت.
    در مصاحبه‌‌‌ای پرسیدم که آیا در داخل حکومت؛ وزارت دفاع، پولیس و دیپلمات‌های کشور کسانی هستند که مخالف استفاده از هواپیمای بدون سرنشین، پیش از این‌که مکان تروریستان تعیین شود، باشند، فکر نکنم کسی پیدا شود؛ اما شمار زیاد مردم با ما هم‌نظر استند.
    یک مثال از جنرال بازنشسته، میشل فلین، در زمان اوباما که عضو ارشد نظامی بود، گفت: در ۲۰۱۵ زمانی که بمب‌ها از هواپیمای بدون سرنشین ریخته می‌شد، خرابی‌های زیادی به جا می‌گذاشت. ما اسلحه زیاد از دست می‌دادیم و بمب‌های زیادی می‌ریختیم؛ اما در نتیجه، تنش‌ بیشتر بود. سندهای سیا –سازمان استخباراتی امریکا- که در مجله‌ی افشاگر ویکلیکس منتشر شده است، نشان می‌دهد که اداره‌ی استخبارات امریکا نیز همین بحث را در رابطه به استفاده از برنامه‌ی «درون» داشته است. این کنش،‌ نتیجه‌ی منفی داشته است. گزارش نشان می‌دهد که کنش‌های استفاده از هواپیمای بدون سرنشین، سبب افزایش در صف جنگ‌جویان تروریستان شده است و گروهای ترویستی و رهبران تندرو شان با استفاده از قربانیان‌ ناشی از این حملات، جایگاه‌ خود را در میان مردم بیشتر گسترش داده اند.
    در تأثیر استفاده از هواپیمای بدون سرنشین در یمن، نویسنده‌ی جوان یمنی -ابراهیم مودانا- در ۲۰۱۳ در کنگرس گفت: استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در یمن، سبب شده است تا مردم برای پنهان‌شدن از حملات امریکایی به گرو‌های رادیکال نزدیک شوند. برنامه‌ی استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در اداره‌ی بایدن نیز همین تجربه را به دنبال خواهد داشت و حمله بر این کشور را افزایش خواهد داد.
    سال‌ها پیش، جورج اورل، گفته بود که برای پایان دادن به جنگ‌های نافرجام، باید صنعت، اقتصاد و سیاست مردم مستقل شود؛ در این صورت، جنگ ادامه نخواهد یافت؛ اما اداره‌ی بایدن می‌خواهد در یمن و افغانستان به جنگ پایان دهد؛ ولی از هواپیمای بدون سرنشین برای ادامه‌ی آن استفاده می‌کند. جنگ هیچ‌گاه راهی به‌ طرف صلح نمی‌برد و با توجه به تلفات آن، صدها هزار تن به اثر حملات هواپیماهای بدون سرنشین قربانی می‌شوند. نماد لشکر کشی، کشور دومی است که در ساحات جنگی است.
    ابزار تخنیکی و استفاده از هواپیمای بدون سرنشین، فریب‌دهنده است. شمار زیادی از سیاست‌مداران برای حفظ جایگاه خود جنگ را از راه‌‌ دور در کشور دومی دامن‌ می‌زنند و استفاده از درون، دامنه‌ی این جنگ را افزایش می‌دهد.
    صحبت در مورد صلح افغانستان و یمن، تنها با حملات درون پایان‌یافتنی نیست؛ با این کار، تنها به حضور نظامی پایان می‌دهیم و تجارت ابزاری مانند هواپیمای بدون سرنشین، افزایش می‌یابد.

    منبع: dissident voice

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • چرا روابط پاکستان با کشورهای خاورمیانه تغییر کرد

    چرا روابط پاکستان با کشورهای خاورمیانه تغییر کرد

    روابط پاکستان با متحدان قدیمی اش در خاور میانه پس از اتخاذ سیاست بی‌طرفی در برابر جنگ یمن به وخامت گراییده است. خاور میانه برای دهه‌ها، یکی از منابع و مجاری حمایت‌های مالی و پولی دولت و مردم پاکستان بود. بر اساس روابط تاثیرات عمیق مذهبی، پاکستان امنیت محل‌های مقدس، تاسیسات حساس و سایر زیربناهای مهم به خصوص ازعربستان سعودی را تامین کرده و در چند سال اخیر، بنا بر ناگذیری‌های ژیواستراتژیک و حفاظت از منافع محوری این کشور، مجبور به عمل‌کردهای توازن‌بخش در مناسبات اش شده است.
    مکالمه‌ی تلفنی آخر میان عمران‌خان و شاه عربستان، محمد بن سلمان، نخستین گام به هدف احیای روابط استراتژیک میان این دو کشور است. در چند سال گذشته، بدگمانی‌ها و برداشت‌های سو میان پاکستان و متحدانش در خاور میانه بیشتر شده و نیاز است به خاطر ایجاد روابط دوستانه‌ی جامع و پایدار، موارد بی‌اعتمادی شناسایی و به آن رسیدگی شود. انکشاف‌های اخیر ژیواستراتژیک، یک بار دیگر متحدان قدیمی را واداشته تا روی جهت‌گیری‌های استراتژیک شان دقت و بازبینی کنند.در حالی که چالش‌های موجود نیازمند رسیدگی است، لازم است از فرصت‌های موجود نیز استفاده شود. به خاطر فهم عوامل بازبینی پالسی‌های کشورهای خاور میانه درقبال پاکستان، بایستی سازوکارهای متغیر امنیت منطقه‌ای را در چارچوب تغییر در محیط ژیواستراتژیک کلان خاور میانه به بررسی گرفت.
    در زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، امریکا فشارهای زیادی را بر ایران وارد کرد؛ در حالی که اداره‌ی جو بایدن به دنبال احیای توافق‌نامه هسته‌ای با ایران است.
    ایران و چین توافق‌نامه‌ی همکاری‌های استراتژیک ۲۵ساله را اخیرا به امضا رسانیده که بر بنیاد آن، چین متعهد به سرمایه‌گذاری ۴۰۰ ملیون دالری در سکتورهای کلیدی؛ مانند انرژی، زیربناسازی، مسایل دفاعی و بانکی است. امضای توافق‌نامه میان این دو کشور، خاور میانه را شوکه نکرده؛ اما این کار، محاسبات استراتژیک منطقه‌ای را تغییر داد.
    چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری عربستان سعودی، هم‌چنان به شریک استراتژیک ایران در منطقه بدل شد و چگونگی موازنه‌سازی چشم‌انداز سیاسی در خاور میانه، موضوع بحث در آینده است؛ اما آن‌چه مبرهن به نظر می‌رسد، ایجاد هم‌گرایی منافع میان کشورهای خاور میانه، امریکا و چین است؛ چیزی که موجب ناامنی پاکستان و یکی از دلایل شکل‌دهی روابط حسنه‌ی کشورهای خلیج با پاکستان به شمار می‌رود.
    قبل از نزدیکی و روابط حسنه،کشورهای خلیج، باید سیاست‌های موازنه‌بخش را میان هند و پاکستان روی دست گیرند. در چند سال گذشته، هند با بسیاری از پایتخت‌های کشورهای خاور میانه روابط نزدیک استراتژیکی از خود تعریف کرد و تصمیم ریاض مبنی بر امضای پیمان مشارکت استراتژیک با هند به سال ۲۰۱۹ بر می‌گردد که اسباب نگرانی پاکستان را فراهم کرده بود.
    همین‌گونه، سکوت شورای همکاری خلیج در زمینه‌ی محکومیت رفتارهای ظالمانه‌ی هند در جامو و کشمیر، پاکستان را ناخشنود کرده است؛ این کشور به این درک رسیده که ناگزیری‌های استراتژیک، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج را بر آن داشته تا گام‌های عملی را بر ندارند. بسیاری‌ها، تصمیم کشورهای عضو خلیج و سکوت این کشورها در برابر مسئله‌ی جامو و کشمیر را مجازات پاکستان به خاطر عدم جانب‌داری در جنگ یمن می‌دانند.
    پس از تصمیم هند مبنی بر تغییر یک‌جانبه‌‌ی وضعیت منطقه مورد منازعه جامو و کشمیر، رهبری پاکستان به حمایت متحدان اش در خاور میانه چشم امید دوخته بود؛ حمایتی که هیچ‌گاهی اتفاق نیفتاد. پاکستان در قبال نقش ضعیف سازمان کشورهای اسلامی در برابر منازعه‌ی کشمیر، اعتراض کرد و گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که امارات متحده‌ی عربی نقش مهمی را در کاهش تنش‌ها میان هند و پاکستان بازی کرده و باور‌ها بر این است که اعلامیه‌ی دو کشور در راستای تطبیق توافق‌نامه‌ی آتش‌بس سال ۲۰۰۳، با همکاری دیپلماسی پشت در های بسته‌ی مقامات امارات صورت گرفته است.
    دلیل دیگر شکاف میان پاکستان و کشورهای خلیج، تصمیم پاکستان برای تحریم نکردن قطر در بحبوحه‌ی اختلافات فزاینده در خاور میانه بود؛ پاکستان نمی‌توانست در این میان جانب‌دارانه عمل کند و این ناگزیری پاکستان در راستای عدم جانب‌داری، ماهیت ایدیولوژیک نیز دارد. حالا که تنش‌ها میان قطر و کشورهای خلیج پایان یافته، هر دو طرف به نقش پاکستان به عنوان میانجی منازعات اعتراف می‌کنند.
    پاکستان در حال تغییر اولویت‌هایش از ژیواستراتژیک به ژیواکانومیک است. پاکستان خواهان تقویت اقتصاد و نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی به هدف رونق اقتصادی است. شاه عربستان در سال ۲۰۱۹ از پاکستان دیدار و توافق‌نامه‌ای به ارزش بیست میلیارد دالر شامل ایجاد تصفیگاه نفت و پتروشیمی در گوادر را به امضا رسانید؛ اما این پروژه‌ها تا اکنون عملی نشده و زمان آن رسیده تا این دو کشور اقدامات فراگیری را به خاطر تمویل مالی این پروژه انجام دهند. در حال حاضر، پاکستان و کشورهای شرق میانه به این فهم رسیده اند که دینامیک‌های ژیواستراتژیک در منطقه در حال تغییر است و به نظر می‌رسد، این حقیقت نیز درک شده که گذشته‌ی نه چندان دور، نمی‌تواند آینده را تعیین کند و پاکستان و کشورهای خاور میانه با درنظرداشت تاریخ طولانی همکاری، مکمل یک‌دیگر اند.
    اسلام‌آباد در حال حاضر به خاطر تطبیق آجندای اقتصادی اش به شریکان مالی نیازد دارد و کشورهای خاور میانه برای حفاظت از منافع ژیو استراتژیک شان به ساختارهای امنیت منطقه‌ای نیاز دارند؛ خواسته‌ای که پاکستان می‌تواند آن را بر آورده کند.

    منبع: اکسپرس تریبون

    مترجم: صبح کابل

  • ایران و عربستان در عراق مذاکره کرده اند

    ایران و عربستان در عراق مذاکره کرده اند

    در گزارشی که روز یک‌شنبه (۲۹ حمل/ ۱۸ اپریل)، به نقل از سه مقام آگاه از این مذاکرات به نشر رسیده، آمده است در این مذاکرات در باره‌ی حملات گروهی شبه‌نظامی حوثی به عربستان بحث شده و این مذاکرات «مثبت» ارزیابی شده است.

    روزنامه‌ی بریتانیایی فایننشال تایمز، نوشته است این مذاکرات پنج‌سال پس از قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور صورت گرفته و نخستین دور این آن (۲۰ حمل/ ۹ اپریل)، در بغداد برگزار شده و دور بعدی این آن نیز هفته‌ی آینده برگزار خواهد شد.

    یکی از منابع، به این روزنامه گفته است که سرپرستی هیئت عربستان سعودی را در این مذاکرات، خالد بن علی الحمیدان، رییس‌ سازمان اطلاعات این کشور به عهده داشته است.

    این منبع هم‌چنان گفته است: «این مذاکرات شتاب گرفته؛ زیرا روند مذاکرات ایالات متحده برای بازگشت به برجام سریع‌تر شده و از سویی دیگر، حملات حوثی‌ها در یمن نیز افزایش یافته است.»

    بر اساس این گزارش، این مذاکرات از سوی مصطفی الکاظمی، نخست‌وزیر عراق که ماه گذشته با شاهزاده محمد بن سلمان در عربستان دیدار داشته، زمینه‌سازی شده است.

    یک مقام ارشد عربستان سعودی در گفت‌وگو با فایننشال تایمز، انجام این مذاکرات را تکذیب کرده است. دولت عراق و ایران هم در این باره تا هنوز چیزی نگفته اند؛ اما یک مقام ارشد عراقی و یک مقام دیپلمات خارجی انجام این مذاکرات را تایید کرده‌اند.

    به گفته‌ی این مقام عراقی، بغداد کانال‌های ارتباطی میان ایران – مصر و ایران – اردن را نیز تسهیل کرده و نخست‌وزیر عراق، بسیار مایل است شخصا میان قدرت‌های متضاد در منطقه نقش داشته باشد.

    روابط میان عربستان و ایران، پس از آن تیره شد که شیخ نمر النمر، روحانی برجسته‌ی شیعه در عربستان سعودی اعدام شد و در  واکنش به اعدام او، شماری از معترضان به مکان‌های دیپلماتیک عربستان در تهران و مشهد حمله کردند و آن‌ها را به آتش‌ کشیدند. هم‌چنان در سال‌های اخیر، به دنبال درگیری‌ها در سوریه و یمن و شدت یافتن رقابت‌ها در منطقه، این روابط تیره‌تر شده است.

    این گزارش در حالی به نشر می‌رسد که دور دوم نشست مشترک احیای برجام در وین، پایتخت اتریش آغاز شده و عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه‌ی ایران و مذاکره‌کننده‌ی ارشد هسته‌ای این کشور در وین گفته که تفاهم نهایی در این نشست‌ در حال شکل گرفتن است.

    از سویی دیگر، در ماه‌های اخیر، حملات پهبادی حوثی‌های یمن به تاسیسات انرژی و مراکز نظامی عربستان سعودی افزایش یافته و در آخرین مورد، حوثی‌ها با ۱۸ پهباد این مراکز را در عربستان سعودی هدف قرار دادند.

  • آیا خاورمیانه جدید ایرانی در راه است؟

    آیا خاورمیانه جدید ایرانی در راه است؟

    در تقویم تاریخ تحولات سیاسی منطقه و سیاست بین الملل، قطع رابطه سیاسی امریکا با ایران در ۲۰ حمل ۱۳۵۹ اتفاق افتاد. هنگامی که مقامات و نظریه پردازان امریکایی در اواخر دهه ۷۰ میلادی شاهد تحول در امن‌ترین منطقه تحت نفوذ و سیطره خود یعنی خاورمیانه بودند، هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند به همین راحتی، زمانی فرا رسد که مجبور شوند با متحدترین کشور منطقه که عنوان ژاندارم را صرفا برازنده او می‌دانستند، قطع رابطه کنند. خواب تحولات سال‌های ۵۷ تا ۵۹ برای مقامات کاخ سفید به مراتب دهشتناک‌تر از آن بود که تئوری پردازان و استراتژیست‌های امریکایی پیش بینی کرده بودند.

    در ۲۰ حمل ۱۳۵۹، به طور رسمی عمر سلطه امریکا در ایران پایان یافت. امریکا و قدرت‌هایی که شالوده فکری آنان بر پایه سلطه شکل گرفته بود، با تشکیل نظام جمهوری اسلامی که روابط تازه خود را در نظام بین الملل بر پایه نفی سلطه و استقلال طلبی آغاز کرده بود، عرصه را بر وجود خود تنگ دیدند و این بود که رسما قطع رابطه سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را اعلام کردند. هرچند که این قطع رابطه نه پایان، بلکه سرآغاز دشمنی‌ها و تنش امریکا با ایران بود، چراکه نفی سلطه یا رویکرد سلطه ستیزی و مقابله با نظام سلطه که از خصیصه ذاتی انقلاب اسلامی ایران بود، موضوعی نبود که خوشایند امریکا باشد و این قطع رابطه یعنی گام نهادن آن‌ها در مسیری که امروز با تحریم‌های متنوع و صد‌ها اقدام ریز و درشت دیگر در طول این ۴۱ سال به وقوع پیوسته و شاهد بوده ایم.

    اثبات توانمندی انقلاب اسلامی در تحقق آرمان‌ها، به مقایسه شرایط انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب‌های مطرح جهان باز می‌گردد. در یک مقایسه تطبیقی می‌توان مدعی بود که نه انقلاب فرانسه و نه انقلاب اکتبر شوروی به عنوان دو انقلاب مطرح در تاریخ معاصر با این حجم از توطئه‌های خارجی و فراگیرترین تهدیدات و فشارهای بیرونی و جریان های تجزیه طلب داخلی برای براندازی مواجه نبوده‌اند. با وجود فشار، تهدید و تحریم، تا حال انقلاب اسلامی از اصول وآرمان‌های خود منحرف نشده است.

    پیروزی انقلاب اسلامی آغاز تحولات ژئوپلتیک در منطقه بود که ایران تحت سلطه و در اردوگاه غرب را، به یک کشور مستقل و قدرتمند منطقه‌ای به حرکت درآورد و پس از ۴۲ سال ایستادگی و مقاومت، نه تنها ایران را به یک بازیگر اصلی منطقه تبدیل کرده، بلکه در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بین‌المللی قرار داده است. در همین راستا، وایل عصام معتقد است که با تصمیم اخیر جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده برای خروج بیشتر نیروهای آمریکایی از خلیج فارس واشنگتن به سمت کاهش حضور نظامی خود حرکت می کند و بیشتر نیروی نظامی خود را از عراق و سوریه خارج خواهد کرد و این به معنای کاهش بیشتر تاثیرگذاری سیاسی و نظامی این کشور خواهد بود، به این ترتیب ما بیشتر از هر زمان دیگری به خاورمیانه جدید ایرانی نزدیکتر می شویم.

    ایران در شرق جهان عرب به نظر می رسد از ایده نفوذ در پایتخت های این مطنقه فراتر رفته است، پس از این که متحدانش این نفوذ را برای این کشور تضمین کردند، اکنون به نفوذ منطقه ای وسیع تر از جلگه ی هند تا باب المندب و برقراری روابط و ائتلاف با کشورهای بزرگی همچون چین و چه بسا به زودی با روسیه فکر می کند.

    با امضای توافق چین و ایران به نظر می رسد که تهران پیام محکمی به واشنگتن ارسال کرد مبنی بر این که ما به تحریم‌ها توجهی نداریم و برای لغو آنها عجله نمی کنیم زیرا جایگزین هایی در اختیار داریم. این موضوع روزنامه «وال استریت ژورنال» را به نوشتن مقاله ‌ای تند درباره این توافقنامه سوق داد. خوانش‌های مشابهی در روزنامه های متعدد غربی در این زمینه مشاهده پذیر است. به عنوان مثال سردبیر «بی بی سی» در بخش خاورمیانه، جرمی بوئن، درباره این توافقنامه تصریح کرد: این توافق موضع ایران در مقابله با آمریکا را تقویت خواهد کرد.

    این در حالی است که تمام نشانه‌ها در میدان‌های درگیری در عراق، سوریه، لبنان و یمن به این مسئله اشاره می‌کند که آمریکایی‌ها در خاورمیانه عقب نشینی می‌کنند و متحدان این کشور همگی در این میدان‌ها موفقیتی در مقابله با ایران بدست نیاورده اند. به این ترتیب، پس از چهاردهه از قطع روابط سیاسی میان تهران و واشنگتن و رویارویی این دو کشور و متحدان انها،حرکت زمان به سود تهران سنجش می گردد و سخن در محافل سیاسی، دیپلوماتیک و رسانه ای از سلام کردن به خاورمیانه جدید ایرانی است.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • زمزمه های پایان جنگ، حملات موشکی و پهبادی یمن نتیجه می دهد

    زمزمه های پایان جنگ، حملات موشکی و پهبادی یمن نتیجه می دهد

    ارتش و کمیته‌های مردمی یمن در سالی که گذشت به شکل مستمر حملات گسترده‌ای به عمق خاک سعودی و به اشکال مختلف انجام دادند. طی یک سال اخیر جبهه‌های زمینی که در واقع سه ولایت سعودی همجوار با شمال یمن است همواره درگیر بود و مانند گذشته عملاً نیروهای مردمی انصارالله در عمق خاک ولایت هایی مانند جیزان، عسیر و جازان حضور نظامی داشته‌اند و تسلط نظامی خود را بر اراضی از پیش متصرف شده، حفظ نموده‌اند.

     از سویی این جبهه‌ها همواره به عنوان یک اهرم فشار در اختیار یمنی‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. یعنی هر زمان فشارها در عرصه‌ای خاص بر مردم یمن افزایش می‌یافت ارتش و کمیته‌های مردمی، با فعال کردن این جبهه‌ها ائتلاف سعودی را به منظور عقب‌نشینی تحت فشار قرار می‌دادند. از اهمیت حضور و فشار انصارالله در این جبهه‌ها ذکر همین نکته کافی است که حدود سه ماه قبل، گزارشی در رسانه‌ها منتشر شد که عربستان طرحی به سازمان ملل ارائه داده که بر اساس آن آماده است عملاً محاصره یمن را رفع کند ولی در ازای آن نیروهای یمنی ضمن تخلیه اراضی سعودی یک خط حائل را در جوار مرزهای عربستان به رسمیت بشناسند و امنیت آن را حفظ کنند.

    جبهه دیگری که ارتش و کمیته های مردمی یمن طی یک سال گذشته ضمن حفظ و تداوم آن بیش از گذشته آن را پویاتر فعال نگه داشتند، بحث حملات موشکی و پهپادی به عمق خاک سعودی علیه اهداف نظامی، اقتصادی و نفتی عربستان بود. یگان موشکی و پهپادی یمن طی سال گذشته ده‌ها حمله محدود و گسترده را علیه اهداف مختلف انجام دادند و به جرئت می‌توان گفت نقش بسزایی در تغییر موازنه جنگ به سود یمن داشته‌اند. در یک سال گذشته اهدافی مانند پایگاه نظامی «ملک خالد» در خمیس مشیط یا میدان هوایی ابها بارها هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت.

    مجموعه عملیات‌های «توازن بازدارندگی» که شش مرحله از آن در سال اخیر انجام شد در همین راستا صورت گرفت. در طی این عملیات‌ها بارها تأسیسات غول نفتی آرامکو در شهرهای مختلف هدف قرار گرفت و اهداف نظامی ازجمله میدان های هوایی که از آن‌جا حملات هوایی علیه شهرهای یمن صورت می‌گرفت، مورد اصابت موشک‌ها و پهپادها قرار گرفتند. اما در آخرین مورد از این دست حملات که در راستای عملیات توازن بازدارندگی ششم انجام شد، هدف قرار گرفتن شهر ساحلی و مهم «جده» و بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» برای نخستین‌بار بود. انتخاب این اهداف یک پیام روشن برای سعودی‌ها داشت؛ اینکه اولاً راهبرد توازن و معادله «چشم در مقابل چشم» همچنان معتبر و پابرجاست و دوم این‌که انتخاب اهداف جدید نیز حساب‌شده و معنادار بود. چراکه شهر بندری جده یکی از مهم‌ترین قطب‌های اقتصادی و تجاری عربستان و بندر راس تنوره نیز بزرگترین بندر نفتی عربستان و محل ذخیره نفت شرکت آرامکو جهت صادرات است. دقیقاً به همین دلیل بود که فردای این عملیات قیمت نفت برای اولین بار به بالاترین میزان خود طی یک سال اخیر رسید و بالای ۷۰ دالر معامله شد.

    همچنین این عملیات پیامی هم برای دیگران داشت؛ زیرا با توجه به موقعیت و فاصله بندر رأس تنوره از یمن که حدود ۱۴۰۰ کیلومتر است، نشان داد همه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس زیر بُرد موشک‌ها و پهپادهای انصارالله است. این موضوع پیامی روشن و معنادار برای این کشورها در آغاز ورود به مرحله جدید داشت.

    در مجموع می‌توان گفت مجموعه عملیات‌های موشکی و پهپادی یمنی‌ها طی سال اخیر به معنای واقعی توازن نبرد و معادله حاکم بر جنگ یمن را به گونه‌ای تغییر داد که برای اولین بار زمزمه‌های پایان جنگ به صورت واضح‌تری شنیده می‌شود، زیرا وقتی سعودی‌ها هر از گاهی حتی پایتخت خود را آماج این حملات می‌بینند و توانمندی‌های نظامی و پدافندی غربی‌ها نیز در عمل کمکی به آن‌ها نمی‌کند، در نتیجه تصمیم می گیرند خود برای رفع مشکلات‌شان راه چاره‌ای بیابند!

    داکتر عبدالطیف نظری

  • چگونه عربستان در جنگ یمن زمینگیر شد؟

    چگونه عربستان در جنگ یمن زمینگیر شد؟

    روز جمعه ۲۶ مارچ سالروز آغاز تهاجم ائتلاف سعودی علیه یمن با هدف نابودی کامل انصارالله و جنبش مردمی برخواسته از انقلاب سال ۲۰۱۴ بود. تهاجمی که «عاصفه‌الحزم» (طوفان قاطع) نامگذاری شد و بنا بود ظرف مدت نهایتاً دو هفته انصارالله را به طور کامل سرکوب کند و دولت مستعفی منصور هادی را مجدداً در صنعا مستقر کرده و قدرت را به آن بازگرداند. آرزویی که باید ظرف مدت ۱۴ روز محقق می‌شد ولی با مقاومت مردم یمن پس از ۲۱۶۰ روز نیز محقق نشد.

    در حال حاضر عربستان از حیث میدانی عملاً قابلیت هیچ گونه اثرگذاری در یمن را ندارد و تنها از طریق بمباران هوایی در تلاش است که به همپیمانان خود در میادینی مانند مأرب یا الحدیده یاری رساند. اما وضع برای آن‌ها در عمق خاک سعودی از این نیز وخیم‌تر است. در حال حاضر انصارالله ماه‌هاست سعودی را در چند جبهه تحت فشار جدی قرار داده است. از طرفی سه ولایت جنوبی نجران، عسیر و جیزان دائماً شاهد حضور نیروهای یمنی است و بخش‌های قابل توجهی از این سه ولایت در تصرف این نیروهاست. از سویی حملات مستمر موشکی و پهپادی مراکز نظامی، اقتصادی و نفتی این کشور را مورد هدف قرار می‌دهد و عملاً سعودی‌ها راهی برای مصون ماندن از این حملات ندارند. در آخرین روزهای ابتدایی ماه مارچ بود که انصارالله برای اولین بار شهر مهم و اقتصادی «جده» و همچنین بندر بزرگ نفتی «رأس تنوره» را هدف حملات موشکی و پهپادی جدی قرار داد. ریاض پایتخت سعودی هم که بارها هدف این حملات قرار گرفته است.

    از سویی عربستان با اعمالی که در یمن مرتکب شده، صدای اعتراض بسیاری از نهادهای بین‌المللی و برخی کشورها را درآورده و فجایعی مانند حمله به اتوبوس مکتب که ده‌ها کودک را جابجا می‌کرد حتی با اعتراض همپیمانان سعودی مواجه شد. قحطی بی‌سابقه ناشی از محاصره شش ساله نیز موجب اعتراض و محکومیت سازمان ملل و سازمان‌های امدادرسان بین‌المللی شده است. این وضع به اندازه‌ای ناگوار است که بسیاری معتقدند پس از پایان جنگ و بحران در یمن ممکن است، ده‌ها پرونده مرتبط با جنایت علیه بشریت در محاکم جهانی علیه سعودی تشکیل شود.

    مجموعه این رویدادها و عوامل در نهایت موجب شد تا رییس جمهور بایدن مجبور شود به خاطر حفظ منافع کلان و راهبردی امریکا در خاورمیانه و جلوگیری از اضمحلال شریک راهبردی خود در این منطقه به سرعت دست به کار شده و به منظور حل و فصل و خاتمه بحران با پیشنهاداتی از قبیل آتش بس و پایان جنگ وارد عرصه بحران یمن شود. پیشنهاداتی که رهبران انصارالله تاکنون روی خوشی به آن‌ها نشان نداده و علی‌رغم انجام یکی دو دور مذاکره در عمان و مکان‌های دیگر همچنان از موضع قدرت و به دور از ذوق‌زدگی در تلاش برای مدیریت فضای سیاسی بحران هستند و همزمان با استمرار و تشدید حملات به عمق خاک سعودی و تنگ کردن حلقه محاصره مأرب (به گونه‌ای که هر آن امکان آزادسازی آن وجود دارد)، به دنبال خالی کردن دست رقیب در مذاکرات اصلی آتی و فشار بر آن برای تحمیل خواسته‌های مدنظر خود هستند.

    با مشاهده این شرایط و بررسی عوامل و متغیرهای دخیل در این بحران می‌توان به شکل منطقی این گزاره را مطرح نمود که در آغاز هفتمین سال جنگ، نشانه‌های پیروزی برای مردم یمن کاملاً آشکار شده و به نظر می رسد برای یمنی‌ها گشایش‌های جدی در پیش خواهد بود.

    آن روی سکه اما عربستان بدون هیچ دستاورد، ناگزیر است پس از صرف هزینه هنگفت، شکست خود در یمن را بپذیرد و از بحران یمن پای خود را بیرون بکشد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • عربستان جنگ یمن را باخته است

    عربستان جنگ یمن را باخته است

    محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، امیدوار بود که با دخالت در جنگ یمن به زودی در برابر حوثی‌ها پیروز می گردد. عربستان سعودی و کشورهای عضو ائتلاف عرب از شش سال به اینسو از نیروهای عبد ربه منصور هادی رئیس جمهور یمن حمایت می کنند.

    جنگ یمن در تاریخ ۲۶ مارچ ۲۰۱۵ شروع شد که دقیقاً شش سال از آن می گذرد. حوثی ها همواره در حال پیشروی اند و به نظر می رسد که عربستان سعودی دیگر قادر به پیروزی در این جنگ نیست. براساس منابع سازمان ملل در این جنگ بیش از ۲۳۰ هزار تن کشته شده اند و میلیون ها تن با فقر و بیماری ها دست و گریبان اند. پاندمی کرونا نیز به این مصایب افزوده و سیستم صحی این کشور را کاملاً ویران کرده است. 

    اکنون عربستان سعودی یک طرح پیشنهادی را برای پایان جنگ یمن ارائه کرده است. به گفته شهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، در این طرح یک آتش بس سرتاسری زیر نظارت سازمان ملل در یمن پیشنهاد شده است. پادشاهی عربستان سعودی چنین طرح مشابهی را پارسال نیز پیشنهاد نموده بود.  
    اکنون زمامداران ریاض می خواهند با این طرح، خود را از این جنگ سبکدوش کنند؛ زیرا جنگجویان حوثی در این میان صنعا پایتخت و بخش های گسترده ای از مناطق شمالغرب این کشور را تصرف نموده اند و اخیراً حمله ای را به ولایت غنی از نفت مآرب شروع کردند. عربستان سعودی و ائتلاف عرب زیر رهبری اش از چند سال به اینسو با حملات هوایی بر جنگجویان حوثی و مسدود ساختن میدان هوایی و بنادر دریایی سعی نموده تا مانع رسیدن اکمالات به حوثی ها گردد.  

    آل سعود گفت که عربستان سعودی می خواهد تا زنجیره خشونت پایان یابد. به گفته او برای بهبود اوضاع و رسانیدن مواد مورد نیاز به یمن، میدان هوایی صنعا باید دوباره گشایش یابد. نکته دیگر این پیشنهاد این است که محاصره بندر الحدیده توسط عربستان سعودی پایان یابد تا مواد سوخت و مواد غذایی به این مناطق ارسال گردند. این بندر زیر کنترول حوثی ها است. در همین روزهای اخیر چهار کشتی حامل مواد سوخت به بندر الحدیده لنگر انداخته اند. گفته می شود که این کشتی حامل ۴۵ هزار تن دیزل، ۵ هزار تن گاز مایع و بیش از ۲۲ هزار تن نفت می باشد.  
    جنگجویان حوثی در نخستین واکنش در قبال طرح عربستان سعودی اعلام کرده اند که این طرح چیزی جدیدی ندارد، و آن را رد کرده اند. اما محمد عبدالسلام، مذاکره کننده ارشد حوثی ها گفته است که آماده ادامه گفتگوها با عربستان سعودی، واشنگتن و مسقط به هدف رسیدن به یک توافق صلح اند. عبدالسلام افزوده است که گشایش میدان هوایی و بنادر دریایی حقوق اساسی بشری مردم اند و نباید از این حقوق به عنوان شرایط توافقنامه صلح سوء استفاده صورت گیرد. 

    ایالات متحده  امریکا، سازمان ملل و عمان به عنوان میانجی منطقه‌ای با خوشبینی از احتمال رسیدن به صلح سخن گفته اند. حوثی ها از هفته ها به اینسو با میانجیگری عمان وارد مذاکره با تیموتی لیندرکینگ، نماینده خاص ایالات متحده امریکا در مسایل یمن گردیده اند. با وصف آن، در حال حاضر هیچ کسی به این تصور نیست که قرارداد یک آتش بس سریع به امضا برسد و جنگ یمن به پایان برسد.   
    پس از احراز کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا توسط جو بایدن، فشارها بر خانواده شاهی عربستان سعودی تشدید یافته اند. بایدن اعلام کرده است که هیچگونه جنگی را در یمن حمایت نمی کند. رئیس جمهور ایالات متحده با این اقدام کمک های مهم تدارکاتی و استخباراتی به ائتلاف زیر رهبری عربستان سعودی را متوقف نمود. 
    گیدو اشتاینبرگ، کارشناس امور خاورمیانه در  بنیاد علم و سیاست در برلین گفت: «عربستان سعودی جنگ یمن را باخته است؛ و این بیشتر ناشی از این است که حکومت بایدن واضح ساخته است که از عملیات سعودی در یمن حمایت نمی کند.» 
    به گفته اشتاینبرگ، سعودی ها اکنون ناگزیر اند که در بهبود وضعیت یمن سهیم گردند. زیرا با عملیات حوثی ها بر مآرب احتمال این می رود که نیروهای جانبدار عربستان سعودی و به ویژه حکومت به رسمیت شناخته شده یمن توسط جامعه جهانی، مناطق مهم استراتیژک خود را از دست بدهند.

    اکنون حوثی ها با توجه با پیشروی های شان و همچنان اقدام بایدن به توقف کمک به ائتلاف عرب، خود را در موقف بهتر دیده و می توانند پیش بینی کنند که رقبای جنگی شان به عنوان بازنده های جنگی عقب نشینی کنند. همچنان ایران نیز از ناکامی رقیب خود در منطقه خرسند خواهد شد. 
    در نهایت به گفته اشتاینبرگ، می توان از این حرکت کرد که در یمن دو جناح بزرگ ایجاد خواهد شد: «حوثی ها در شمال در یک جانب و در جانب دیگر جدایی طلبان در جنوب این کشور. این وضعیت بدون شک سبب انشعاب یمن خواهد شد.»
    جدایی طلبان از سال ها به اینسو در جنوب یمن برای ایجاد یک دولت مستقل مبارزه می کنند. چنین یک دولتی قبل از اتحاد یمنی ها در سال ۱۹۹۰ وجود داشت. اما در سال گذشته جدایی طلبان اعلامیه خودمختاری خود را دوباره پس گرفتند.  

    اما اشتاینبر تأکید می کند که ناکامی عربستان سعودی در جنگ یمن، به مفهوم پایان جنگ در این کشور نمی باشد: «احتمال این می رود که جنگ داخلی در یمن ادامه یابد.» اما هزینه این جنگ را در آینده نیز غیرنظامیان خواهند پرداخت. از هفته ها به اینسو انتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل از بروز یک قحطی شدید در یمن هشدار می دهد. در همین حال با توجه به موج جدید کرونا، در همین اواخر وضعیت اضطراری در یمن اعلام گردیده است. 

    دویچه وله

  • نیروهای ائتلاف یک پهباد انصار الله یمن را منهدم کردند

    نیروهای ائتلاف یک پهباد انصار الله یمن را منهدم کردند

    ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد یک فروند پهپاد انتحاری حوثی‌ها را سرنگون کرده است.

    خبرگزاری رسمی عربستان واس به نقل از ترکی المالکی سخنگوی ائتلاف عربی امروز یکشنبه اعلام کرد، نیروهای ائتلاف یک فروند پهپاد انتحاری جنبش انصارالله (حوثی‌ها) را منهدم کرده اند.

    الماکی می‌گوید نیروهای ائتلاف یک پهپاد (بمب گذاری شده) که حوثی ها به سمت مناطق غیر نظامی در جنوب عربستان سعودی پرتاب کرده بودند را رهگیری و منفجر کرده است.

    از ماه اگست سال 2014 در یمن رویارویی میان نیروهای حکومتی و حوثی‌ها جریان دارد. از ماه مارچ سال 2015 ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حمایت از عبدربه منصور هادی، رئیس‌جمهور یمن علیه جنگجویان حوثی می‌جنگند. جنگجویان حوثی نیز در جواب به حملات هوایی ائتلاف عربی بر مناطق تحت کنترول حوثی‌ها در شمال یمن، بر مناطق سرحدی عربستان سعودی با یمن منجمله میدان‌های هوایی و تاسیسات نفتی حملات راکتی انجام می‌دهند.

  • ترامپ و تلاش برای شعله ورتر کردن جنگ های بی پایان امریکا

    ترامپ و تلاش برای شعله ورتر کردن جنگ های بی پایان امریکا

     دهها سال است جهان از جنگ‌های بی‌پایانی که آمریکایی‌ها در گوشه و کنار جهان بویژه در خاورمیانه براه انداخته‌اند، رنج می‌برد؛ جنگ‌هایی که برخی از آنها به بهانه حمله به برج‌های مرکز تجارت جهانی نیویورک در سال ۲۰۰۱ آغاز شد، اتشی که ترامپ درصدد است آن را شعله ورتر کند.

    به گزارش ایرنا، در چنین شرایطی دونالد ترامپ در کنار دیگر وعده‌های عوام‌پسندانه اش در سال ۲۰۱۶، با موج سواری بر جنگ های بی پایان و وعده پایان دادن به آن، پا به عرصه انتخابات گذاشت و حالا که شمارش معکوس برای خروج او از کاخ سفید در حدود دو هفته آینده آغاز شده، نه تنها آتش هیچ یک از این جنگ ها خاموش نشده، که بر شعله آن در طور چهار سال ریاست مستاجر مونارنجی کاخ سفید به شدت دمیده شده است.

    نزدیک به ۲۰ سال از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر به پنتاگون و برج‌های دوقلوی نیویورک و جان باختن هزاران شهروند بی‌گناه می‌گذرد. گرچه گروه تروریستی القاعده مسئولیت این حملات را بر عهده گرفت، با این حال زوایای پنهان بسیاری از این حوادث روشن نشده و تئوری های توطئه بسیاری فکر و ذهن محققان و پژوهشگران را به خود مشغول ساخته است. با این وجود و پیش از آنکه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرتکبین جنایات فوق برگزار شده و مجازات عاملان آن قطعیت یابد،  آمریکا و متحدانش به بهانه مبارزه با تروریسم و نابودی سلاح‌های کشتار جمعی نخست به افغانستان و سپس به عراق لشکرکشی کردند.  

    جنگ افغانستان

    فروریختن برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در قلب نیویورک در سال ۲۰۰۱ ، حملاتی که بعدها گفته شد شبکه تروریستی القاعده مسئولیت آن را برعهده گرفته اما همچنان یکی از مرموز ترین پرونده های جهان باقی مانده است، دستاویزی برای دولت وقت واشنگتن به ریاست جورج بوش پسر بود تا به بهانه سرکوب حکومت طالبان در ۷ اکتبر سال ۲۰۰۱ به افغانستان لشکرکشی کند. اگرچه حکومت طالبان در مدت کوتاهی بعد از این حمله سقوط کرد(۱۷ دسامبر ۲۰۰۱ و ۷۰ روز بعد از حمله آمریکا) و بقایای آن همچنان باقی است، اما هدف واشنگتن از این حمله چیزی دیگری بود؛ آغاز یک جنگ بی پایان دیگر که تا امروز هم ادامه دارد و نیروهای آمریکایی هنوز اشغال نظامی افغانستان را پایان نداده اند.

    وقوع حملات تروریستی مکرر در شهرهای مختلف افغانستان و ریخته شدن انسان های بی گناه، سندی روشن برای ادامه جنگ بی پایانی است که مقامات کاخ سفید آن را نزدیک به ۲۰ سال پیش شروع کردند.

    دونالد ترامپ نامزد جمهوری‌خواهان آمریکا در انتخابات ۲۰۱۶ بی اشاره به خسارات وارد شده بر کشورهای منطقه و کشته شدن صدها هزار شهروند بی‌گناه، در تبلیغات انتخاباتی بر جان باختن حدود هفت هزار سرباز متجاوز آمریکایی (نزدیک به ۲ هزار و ۵۰۰ کشته در جبهه افغانستان و بیش از ۴ هزار و ۵۰۰ کشته در کارزار عراق)  و از بین رفتن تریلیون ها دلار مالیات‌دهندگان آمریکایی در منطقه خاورمیانه تأکید می‌کرد. دانشگاه بوستون اوائل سال ۲۰۲۰ اعلام کرده که مجموع هزینه های جنگ های عراق و افغانستان ۲ تریلیون دلار بوده است. ترامپ توانست از طریق تقابل با نو محافظه‌کاران، با ژستی صلح دوستانه و در کنار شعار «صلح از راه اقتدار» رأی شهروندان آمریکایی خسته از جنگ‌های بی‌پایان را به چنگ آورد.

    جنگ عراق 

    آمریکا پس از حمله به افغانستان و شکست طالبان، عزم خود را جزم کرد تا کار صدام را نیز یکسره کند.  با وجود ادعاهای مکرر و پر سر و صدای دولت جرج بوش در مورد وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق، پس از تهاجم نیروهای ائتلاف به این کشور و ناکامی آنان در یافتن سلاح های کشتار جمعی، سران آمریکا و انگلیس که با جنجال جهانی این افتضاح تاریخی مواجه شده بودند مدعی شدند که بسیاری از کشورها و حتی کشورهایی که با جنگ مخالف بودند اعتقاد داشتند که رژیم صدام حسین فعالانه در حال ساخت سلاح های کشتار جمعی است؛ سلاح های کشتار جمعی که هرگز وجود آن در عراق تایید نشد و تنها بهانه ای برای لشکرکشی بود.

    دولت جورج بوش پسر در اوایل سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد و در مدت کمتر از یک ماه رژیم درمانده صدام سقوط کرد.

    تبعات جالی و مالی ناشی از حمله امریکا به عراق و افغانستان به حدی گسترده است که نمی توان به امار و ارقام رسمی در این زمینه اعتماد کرد. جنگ هایی که ظاهرا بعد از سقوط رژیم های طالبان و صدام تمام شد اما آتش مرگبار بار تا به امروز هم دامن ملت های بیگناه دو کشور را گرفته است. انسان هایی که در جریان سال های متمادی ناامنی و ترور در افغانستان و حضور ویرانگر داعش در عراق جان خود را از دست دادند، باید در فهرست تلفات جنگ های بی پایان آمریکا دیده شود.

    بر اساس ارزیابی های انجام شده، تنها از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میلادی  بین ۵۰۰ تا بیش از یک میلیون عراقی در نتیجه این تجاوزگری و آثار و پیامدهای آن کشته شدند.
    مطالعات مجله پزشکی «لانست» نشان داده که در طول دوره ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ میلادی بیش از ۶۵۰ هزار عراقی جان خود را از دست دادند و مطالعات مرکز «اوار بی» انگلیس شمار قربانیان عراق را در طول سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میلادی بیش از یک میلیون نفر اعلام کرد که شمار زیادی از آنها کودک بودند. 

    در مورد تلفات نیروهای آمریکایی در جنگ عراق، آمار رسمی و قابل استنادی اعلام نشده اما روزنامه نیوز ژورنال آنلاین سال ۲۰۱۸ نوشته که ۴۳۳۳ نظامی آمریکایی کشته و ۳۲۳۱۰ نفر که در ارتش آمریکا خدمت می کردند، زخمی شده اند.

    با گذشت سال‌ها و تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق و افغانستان، اندک‌اندک واژه جنگ‌های بی‌پایان رواج یافت چرا که اهداف اصلی تهاجم به عراق و افغانستان یعنی برقراری دموکراسی و محو تروریسم نه‌تنها تحقق نیافته بود بلکه امنیت موعود سران آمریکا جای خود را به ناامنی در این دو کشور و جان گرفتن تروریسم داده بود.

    واشنگتن که گویا مبارزه با تروریسم را پوششی برای پیگیری اهداف خود در منطقه خاورمیانه می‌دید با پر و بال دادن به گروه‌های تکفیری از یک سو و گسیل نیروهای نظامی خود از سوی دیگر تلاش کرد تا علاوه بر عراق و افغانستان، بر تحولات سوریه و یمن نیز تأثیر گذارد و با دخالت نظامی مستقیم در این دو کشور منافع راهبردی خود را تأمین کرده و تقابل با کشورهای محور مقاومت را تشدید کند.

    در جنگ های عراق و افغانستان، آمریکا متحدان ناتویی و غیرناتویی خود را نیز وادار به همراهی با خود کرد تا هزینه های گزاف انسانی و سیاسی و اقتصادی این جنگ ها را با آنان شریک شود؛ متحدانی که هرگز به تمایل خود وارد این جنگ های خونین نشدند.

    ظهور گروه ترویستی داعش و آتش مضاعف به جان منطقه و جهان

    پس از اضمحلال القاعده در عراق، از سال ۲۰۱۳ داعش با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم مالی- تسلیحاتی آمریکا و برخی هم‌پیمانان آن در منطقه خاورمیانه شکل گرفت و در سوریه، عراق ، افغانستان، ترکیه، پاکستان و حتی فراتر از مرزهای خاورمیانه کشتارهای فراوانی به راه انداخت و هزینه‌های جانی و مالی فراوانی بر دولت‌ها و ملت‌های منطقه تحمیل کرد. اگرچه به واسطه مبارزه مؤثر ایران و همکاری با نیروهای دولت‌های عراق و سوریه و برخی کشورهای هم پیمان، قلمرو داعش از بین رفت، اما پسمانده های این گروه تروریستی همچنان تهدیدی برای ملت‌های منطقه و جهان به شمار می‌رود.

    علاوه بر تلفات جانی فراوان و آسیب به اماکن فرهنگی – تاریخی و غارت عتیقه‌جات، به گفته حیدر العبادی نخست‌وزیر وقت عراق فعالیت‌های داعش تا سال ۲۰۱۷ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت مالی به اقتصاد آن کشور وارد کرده است.

    در سال های اخیر دامنه حملات تروریستی داعش حتی به قلب اروپا هم رسید و فتنه ای که آمریکایی ها فتیله آن را روشن کردند، روزهای سیاهی را حتی برای بسیاری از نیروهای آمریکایی در منطقه و کشورهای هم پیمان آن در گوشه و کنار جهان رقم زد.

    جنگ یمن

    در یمن نیز که از سال ۲۰۱۵ درگیر جنگ داخلی میان دولت مستعفی منصور هادی و دولت مستقر و نیروهای انصار الله است، آمریکا و برخی هم پیمانان غربی اش با حمایت از ائتلاف عربی تحت ریاست عربستان سعودی در این مناقشه نظامی مداخله کرده است.

    ارمغان این جنگ جز ۲۳۳ هزار کشته و میلیاردها دلار خسارت و خطر دائمی قحطی، گرسنگی و سوءتغذیه چیز دیگری برای مردم این کشور نبوده است. در اوت ۲۰۱۹ سازمان ملل، آمریکا را در کنار انگلیس و فرانسه متهم کرد که با حمایت از ائتلاف عربی در جنایات جنگی و قحطی مردم دست دارند.

    با وجود گزارش صریح سازمان ملل مبنی بر دست داشتن دولت واشنگتن در جنایات جنگی، کشتار زنان و کودکان و قحطی یمن، شعله های این جنگ نابرابر با جرقه های مرگبار ناشی از دلارها و تسلیحات آمریکایی-غربی هنوز هم ادامه دارد.

    شراکت در جنایات جنگی رژیم صهیونیستی

    واشنگتن با پیوند ویژه و راهبردی با تل‌آویو و حمایت تمام‌عیار از این رژیم در جنگ‌هایی که صهیونیست‌ها علیه مردم فلسطین و کشورهای منطقه به راه انداخت، سهیم بوده است.

    رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۴۸ که در جنگی خونین با فلسطینیان اعلام وجود کرد تاکنون و هر چند سال یکبار با مصر، سوریه، لبنان و اردن درگیر جنگ‌های مستقیم بوده و با بسیاری دیگر از کشورهای منطقه خاورمیانه و فراتر از آن خصومت داشته و علیه آنها دست به عملیات تروریستی، خرابکاری و جاسوسی زده است.

    بنا بر آمار کنگره آمریکا، واشنگتن در ۷۴ سال گذشته بیش از ۱۴۶ میلیارد دلار به تل‌آویو کمک کرده که ۱۱۱ میلیارد دلار آن کمک‌های نظامی بوده است.

    ترامپ سوار بر موج ضد جنگ

    در چنین شرایطی دونالد ترامپ در کنار دیگر وعده‌های عوام‌پسندانه با وعده پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان پا به عرضه انتخابات گذاشت. نامزد جمهوری‌خواهان بی اشاره به خسارات وارد شده بر کشورهای منطقه و کشته شدن صدها هزار شهروند بی‌گناه، در تبلیغات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ بر جان باختن حدود هفت هزار سرباز متجاوز آمریکایی (نزیدک به ۲ هزار و ۵۰۰ کشته در جبهه افغانستان و بیش از ۴ هزار و ۵۰۰ کشته در کارزار عراق)  و از بین رفتن تریلیون ها دلار مالیات‌دهندگان آمریکایی در منطقه خاورمیانه تأکید می‌کرد. (دانشگاه بوستون اوائل سال ۲۰۲۰ اعلام کرده که مجموع هزینه های جنگ های عراق و افغانستان ۲ تریلیون دلار بوده است.) ترامپ توانست از طریق تقابل با نو محافظه‌کاران، با ژستی صلح دوستانه و در کنار شعار «صلح از راه اقتدار» رأی شهروندان آمریکایی خسته از جنگ‌های بی‌پایان را به چنگ آورد.

    تاجر پیشین و رئیس‌جمهوری تازه آمریکا از یک سو با تأکید بر افزایش تولید محصولات نظامی و صادرات آنها و از سوی دیگر با شناخت تأثیر سوء روانی تلفات نیروهای آمریکایی و تصاویر ورود تابوت سربازان جان باخته، شروع به کاهش نیروهای این کشور از منطقه خاورمیانه کرد. در ادامه روند کاهش نیروهای آمریکایی و بر اساس آخرین تصمیم‌گیری‌ها قرار است تا ۲۵ دی امسال نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان به ۲ هزار و ۵۰۰ تن و نیروهای آمریکایی مستقر در عراق نیز به ۲ هزار و ۵۰۰ تن کاهش یابند.

    تحلیلگران به این اقدام ترامپ همچون تصمیم‌های دیگر سران آمریکا به دیده شک و تردید نگریستند به خصوص که وی در نخستین سال زمامداری با نقض ژست به ظاهر صلح دوستانه خود نه‌تنها چندین برابر دوران باراک اوباما دست به کشتار غیرنظامیان در خاورمیانه زد بلکه با حملات چندباره به سوریه ده‌ها تن را به خاک و خون کشید و علاوه بر اشغال برخی از مناطق آن، چاه‌های نفتی این کشور را غصب کرده و نفت آنان را به سرقت می‌برد. داگ بندو (Doug Bandow) دستیار ویژه رونالد ریگان رئیس جمهوری پیشین آمریکا و پژوهشگر موسسه آمریکایی کاتو (CATO) عملکرد دولت ترامپ در سوریه را مورد توجه قرار داد و با اشاره به مداخله نظامی آمریکا در سوریه نوشت: امروزه نیروهای آمریکایی تنها بر اساس فرمان های غیرقانونی رئیس جمهوری، بخش زیادی از شمال سوریه را اشغال کرده، میدان های نفتی شرق این کشور را تصرف کرده و جاده ها و از جمله راه بغداد را قطع کرده اند.  

    پایان جنگ، تداوم تخاصم

    این بدبینی‌ها به صداقت رئیس‌جمهوری راست‌گرای آمریکا زمانی شدت گرفت که سال گذشته با مجوز و تائید وی سردار سلیمانی که با بسیج نیروهای مردمی عراقی و سوری سهم به سزایی در شکست گروه تروریستی داعش ایفا کرده و مهمان دولت عراق بود به همراه یارانش به شهادت رساند و مشخص سازد که هدف دولت آمریکا از پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان به منزله قطع خصومت با جمهوری اسلامی و فشار حداکثری بر آن نیست.

    این اقدام تروریستی که با محکومیت و واکنش منفی جهانی روبرو شد نه‌تنها چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای در پیگیری سیاست پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان به شمار می‌رفت بلکه به زعم ادوارد وونگ مقاله‌نویس روزنامه نیویورک‌تایمز نزدیک بود که علاوه بر عراق و افغانستان جبهه دیگری را علیه ایران گشوده و جنگ بی‌پایان دیگری را شعله‌ور سازد! فراتر از این، حتی ۵۲ درصد از آمریکائی‌های پاسخ‌دهنده به نظرسنجی مشترک روزنامه یو اس ای تودی و موسسه افکارسنجی ایپسوس بیان کردند که ترور سردار سلیمانی موجب ناامنی بیشتر آمریکا خواهد شد.

    ایرنا

  • وزارت تحصیلات عالی تحریم جامعه المصطفی از سوی امریکا را بررسی می کند

    وزارت تحصیلات عالی تحریم جامعه المصطفی از سوی امریکا را بررسی می کند

    وزارت تحصیلات عالی گفت تصمیم جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا در مورد تحریم سازمان آموزشی جامعه المصطفی العالمیه را بررسی می‌کند و در مورد شاخه‌ این سازمان در افغانستان تصمیم خواهد گرفت.

    وزارت خزانه‌داری آمریکا دیروز اعلام کرد حسن ایرلو، سفیر ایران در یمن و سازمان آموزشی جامعة المصطفی را شامل تحریم کرده است.

    حامد عبیدی، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی افغانستان به بی‌بی‌سی گفت شاخه دانشگاه جامعة المصطفی در کابل مطابق قانون افغانستان ایجاد و براساس قوانین، مقرره، طرزالعملها و لوایح وزارت تحصیلات عالی فعالیت می‌کند و این وزارت تصمیم جدید وزارت خزانه داری آمریکا را بررسی و تصمیم خود را با رسانه‌ها شریک خواهد ساخت.

    جامعه المصطفی العالمیه در افغانستان در چارچوب یک دانشگاه شاخه دارد و صدها دانشجو اکنون در آن مشغول تحصیل هستند.

    وزارت خزانه‌داری آمریکا جامعه المصطفی را به این دلیل شامل تحریم کرده که مدعی است این نهاد آموزشی زمینه استخدام افراد را برای سپاه قدس ایران فراهم کرده است.

    این نهاد آمریکایی افزود جامعه المصطفی در سراسر جهان شعبه دارد و به عنوان منبع جمع‌آوری اطلاعات برای سپاه پاسداران و زمینه جذب نیروی شبه‌نظامی تحت فرماندهی سپاه قدس را که در سوریه کنار نیروهای بشار الاسد، رئیس جمهوری این کشور می‌جنگند، فراهم می‌کند.

    این نهاد افزوده که سپاه قدس سازمان جامعه المصطفی را به عنوان پوشش برای استخدام نیرو در افغانستان به کار می‌برد.

    سید عبدالحمید ثابت، رئیس جامعه المصطفی چندی قبل در دیدار با عباس بصیر وزیر آموزش عالی افغانستان گفته بود که شاخه کابل این سازمان “سهولت‌های زیادی را برای جوانان افغانستان فراهم نموده تا نیازمندی‌های جامعه و بازار کار این کشور را مرفوع سازند.”

    او افزوده بود که هیأت رهبری جامعه المصطفی تعهد کرده که “فعالیت‌هایش را مطابق به قوانین و مقررات وزارت آموزش عالی افغانستان عیار و از هیأت رهبری جدید این وزارت می‌خواهد تا نهاد یاد شده را در روند تضمین کیفیت و اعتباردهی این وزارت شامل کند.”

    چند روز قبل وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده بود که سپاه پاسداران جنگجویان بیگانه را برای افزایش نفوذ خود در خارج از ایران استخدام می‌کند.

    این نهاد در یک رشته توییت‌ گفته بود سپاه لشکر فاطمیون متشکل از “شیعیان افغانستان و تیپ زینبیون متشکل از شیعیان پاکستانی” را برای مبارزه در درگیری‌های منطقه‌ای به ویژه در سوریه به وجود آورد.

    درباره جامعه‌ا‌لمصطفی

    به نوشته سایت رسمی جامعه المصطفی العالمیه این نهاد، یک نهاد علمی و بین‌المللی با هویت حوزه‌ای است که با هدف گسترش علوم اسلامی، انسانی و اجتماعی، با رویکرد آموزشی، پژوهشی و تربیتی، اهتمام دارد که انبوهی از داوطلبان را از سراسر جهان تحت پوشش قرار دهد.

    این نهاد افزود بیش از ۵۰ هزار دانش‌پژوه مرد و زن را از ۱۲۲ ملیت، تحت تعلیم و تربیت خود داشته که تاکنون، بیش از ۲۵ هزار نفر از آنان دانش‌آموخته شده‌اند.

    در جامعه المصطفی العالمیه رشته‌های اسلامی فقه، اصول فقه، قرآن، حدیث، فلسفه، عرفان، اخلاق، کلام و تاریخ اسلام و در حوزه علوم انسانی نیز رشته‌ها و گرایش هایی همچون علوم تربیتی، حقوق، روان شناسی، اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی، بانکداری، ارتباطات، مدیریت و زبان و ادبیات زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسوی و روسی، با “رویکرد اسلامی” تدریس می‌شود.

  • یونیسف حدود دو میلیارد دوز واکسین کرونا تا سال 2021 به افغانستان ارسال می کند

    یونیسف حدود دو میلیارد دوز واکسین کرونا تا سال 2021 به افغانستان ارسال می کند

    یونیسف گفت با ۳۵۰ شرکت هواپیمایی و شرکت‌های راه آهن برای تحویل واکسین و یک میلیارد سرنگ همکاری می‌کند تا طرح کوواکس که یک برنامه جهانی تخصیص واکسن به کشورهای فقیر مانند بروندی، افغانستان و یمن است با همکاری سازمان جهانی بهداشت اجرایی شود.

    اتلوا کادیلی، مدیر بخش تامین یونیسف، در بیانیه‌ای گفت: «این همکاری ارزشمند راه طولانی را پیش رو دارد تا این اطمینان حاصل شود که ظرفیت‌های حمل و نقلی برای این عملیات بزرگ و تاریخی کفایت می‌کند.»

    هدف طرح کوواکس این است که دولت‌ها را از احتکار واکسین منصرف کند و تمرکز خود را روی واکسیناسیون کشورهایی قرار دهد که بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

    در نشست آخر هفته گروه ۲۰، رهبران ۲۰ اقتصاد بزرگ دنیا متعهد شدند که نسبت به توزیع عادلانه واکسسن، داروها و آزمایش‌های کووید-۱۹ اطمینان حاصل کنند تا کشورهای فقیرتر در واکسیناسیون مورد تبعیض قرار نگیرند.

  • طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب

    آمارها نشان می‌دهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشه‌ی اقتصادی داشته است.

    در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیله‌ی غول های اقتصادی دنیا صورت می‌گیرد. ایالات متحده‌ی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.

    کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازه‌ی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.

    مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیله‌ی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده می‌شود که سازمان های اقتصادی می‌توانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها می‌توانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.

    برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجه‌ی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشه‌ی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایه‌ی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطه‌ی جهانی خواهیم بود.

    اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری می‌میرند، کسی خم به ابرو نمی‌آورد، و این است داستان مستند قرن ما!

    خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره می‌بایست بر می‌آمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیره‌ی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره می‌کنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینه‌ی نفتی و به طبع آن کابینه‌ی جنگی بود.

    موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جمله‌ی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.

    احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه می‌کند و افغانستان می‌توانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر می‌آمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.

    آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آینده‌ی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را می‌خواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسه‌ی تولید گروهی به نام طالبان حمایت می‌کرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان می‌توانست از عهده‌ی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.

    اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکه‌ی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکه‌ی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت می‌کردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.

    گفته می‌شود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده می‌شویم و آنجا سنگر می‌گیریم و رافایل در ادامه ایضاح می‌کند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.

    معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبه‌ی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.

    شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغه‌ی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.‌

    می‌دانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی می‌کوشند.

    عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، می‌خواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.

    جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحه‌ی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکده‌ی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامه‌ی آن و بالاخره نمایاندن چهره‌ی زشت از اسلام نیز می‌تواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.

    در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجه‌ی کار آنها قضاوت می کنند.

    قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده می‌کردند و هم چنین کردند.

    صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود

    قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.

    تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجه‌ی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.

    استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.

    بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه می‌کنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.

    آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت می‌انجامید.

    اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.

    آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه می‌کند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.

    کارنامه سیاه طالبان

    بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقاله‌ی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:

    1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.

    2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.

    3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.

    4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائه‌ی چهره‌ی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمه‌ی سختی وارد نمود.

    5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.

    6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکننده‌ی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.

    7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانه‌ی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.

    8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.

    9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقه‌ی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیه‌ی نژادی.

    10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…

    سید علی موسوی چکاوک

  • در سفر وزیر خارجه ایران به چین، سیاست ارعاب آمریکا در قبال ایران محکوم شد

    در سفر وزیر خارجه ایران به چین، سیاست ارعاب آمریکا در قبال ایران محکوم شد

    وانگ یی، وزیر خارجه چین در جریان دیدار روز شنبه با محمد جواد ظریف، همتای ایرانی خود در در شهر تنگچونگ، خواستار ایجاد بستری «برای گفتگوی چندجانبه» با هدف کاهش تنش‌ها در منطقه خاورمیانه شد.

    بنا بر اعلام پکن، آنها در این گفتگوها بار دیگر بر حمایت دو کشور از توافق هسته‌ای امضا شده در سال ۲۰۱۵ میلادی تاکید کرده و سیاست «یکجانبه‌گرایی» و «ارعاب» آمریکا در قبال ایران را محکوم کرده‌اند.

    این گفتگو در حالی انجام شد که علاوه بر تنش‌های تهران و واشنگتن، روابط ایران و عربستان نیز به دلایل متعدد از جمله جنگ یمن، نفوذ ایران در عراق و حمایت ریاض از سیاست «حداکثر فشار» آمریکا علیه تهران بسیار تیره شده است.

    در پایان این دیدار، وانگ یی در بیانیه‌ای که توسط وزارتخانه‌اش منتشر شد اعلام کرد: «چین پیشنهاد می‌دهد با توجه به نگرانی‌های مشروع همۀ طرف‌ها در زمینه‌های امنیتی، بستری برای گفتگوهای چند جانبه و منطقه‌ای ایجاد شود… و همه ذینفعان در یک سطح برابر در این گفتگوها که با هدف بهبود درک متقابل و برای بحث درباره راه‌های سیاسی و دیپلماتیک برای حل مسائل امنیتی برگزار می‌شود، شرکت ‌کنند.»

    تنها پیش‌شرط مطرح شده از سوی وانگ یی برای شرکت در این گفتگوها، دفاع از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میلادی است؛ یعنی همان توافقی که ایالات متحده آمریکا از آن خارج شد و کشورهای عربستان، امارات عربی متحده، بحرین و اسرائیل نیز از این اقدام آمریکا حمایت کردند.

    محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران در پیامی توییتری «بحث‌های مفید» با همتای چینی خود در جریان این سفر را ستود و افزود که در این دیدار هر دو کشور «یکجانبه گرایی آمریکا و تلاش‌های ایالات متحده برای ایجاد جهانی تک قطبی را رد کرده‌اند.»

  • طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه

    طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه

    دونالد ترامپ در مراسم امضای توافق‌نامه‌عادی سازی روابط امارات و بحرین با اسراییل، تلاش کرد تا پیامی را به جهانیان مخابره کند که ایالات متحده به عنوان نیروی صلح و ثبات در خاورمیانه است؛ اما متاسفانه این یک تصویر خوشبینانه برای گمراه کردن افکار عمومی بود.
    ایالات متحده در خاورمیانه نفوذ کرده و نیروهای خود را به بهانه مقابله با تروریزم در سوریه، عراق و افغانستان گماشته و حضور نظامیان امریکا در منطقه در حال کاهش است و خاورمیانه در آینده شاهد کاهش قدرت نظامی امریکا خواهد بود.
    پیش از این ترامپ ادعا کرده بود که نیروهای نظامی خود را از خاورمیانه بیرون خواهد کشید؛ اما با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری وی، می‌بینیم که هنوز نتوانسته وعده‌های خود را عملی کند و در روز انتخابات ریاست جمهوری، ایالات متحده ۴۵۰۰ نظامی در افغانستان ، ۳۰۰۰ در عراق و ۱۰۰۰ نظامی در سوریه خواهد داشت. ترامپ مدعی شده که می‌خواهد تعداد نظامیان در خاورمیانه به صفر برسد، اما اگر همه نیروها را بیرون بکشد، اوضاع برای امریکا بدتر خواهد شد.
    با نگاهی به بازندگان و برندگان در خاورمیانه درمی‌یابیم که اسراییل بیشترین بهره از خاورمیانه را خواهد برد؛ چرا که این رژیم با امضای توافق‌نامه با امارات و بحرین توانسته از انزوای خود خارج شود.
    برنده بعدی نیز ترکیه است که از عقب‌نشینی نیروهای نظامی امریکا سود می‌برد. برخی از رهبران عرب ترکیه را دشمن بزرگی برای ثبات منطقه می‌دانند؛ چراکه نیروهای تُرک در سوریه، لیبیا و عراق پیشروی کرده‌اند. سران عرب از نفوذ ترکیه در حلب، موصل، طرابلس و موگادیشو ابراز نگرانی می‌کنند. کاخ سفید طی بیانیه‌ای اعلام کرد که رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه از منتقدین سرسخت عادی سازی روابط با اسراییل بوده است.
    اما بزرگترین بازنده در خاورمیانه عربستان سعودی است. تاثیرعربستان امروز در خاورمیانه مانند گذشته نیست و در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان علاوه بر این که سعودی‌ها محبوبیت ‌خود را در واشنگتن از دست دادند؛ در یمن، لبنان، سوریه، پاکستان و دیگر کشورهایی که ایدئولوژی و سرمایه عربستان به عنوان مرکب قدرت بود، نیز دچارعقبگرد و پس‌رفت شدند.
    محورهای جنگ در خاورمیانه هنوز شکننده است؛ چراکه درگیری‌ها میان ترامپ که می‌خواهد نیروهای خود را از منطقه بیرون بکشد و پنتاگون که اصرار به ماندن نیروهای نظامی برای ثبات منطقه دارد، همچنان ادامه دارد.
    در افغانستان نیز برندگان، اشرار هستند. نیروهای طالبان که سرمست پیروزی خود هستند، به وعده‌های خود در خصوص کاهش خشونت و سرکوب گروه تروریستی القاعده عمل نکردند.
    پیش از این، ترامپ وعده داده بود که در صورت فراهم شدن شرایط، نیروهای امریکایی را تا ماه می از منطقه بیرون بکشد.

    واشنگتن پست

  • جنگنده های ائتلاف به رهبری عربستان سعودی صنعا و برخی مناطق دیگر یمن را بمباران کردند

    جنگنده های ائتلاف به رهبری عربستان سعودی صنعا و برخی مناطق دیگر یمن را بمباران کردند

    جنگنده‌های ائتلاف سعودی بامداد روز پنجشنبه چندین شهر در ولایت صنعا و دیگر ولایت‌های یمن را بمباران کردند.

    جنگنده‌های ائتلاف سعودی چندین شهر یمن را بامداد امروز پنجشنبه بمباران کردند.

    ائتلاف سعودی منطقه «وادی ظهر» و شهر «همدان» را دو مرتبه بمباران کرد و یک مرتبه هم منطقه همجوار شفاخانه این منطقه هدف حمله هوایی قرار گرفت.

    منطقه «الاعروش» و منطقه «الوتده» در شهر «خولان الطیال» در ولایت صنعا هم هر کدام در دو نوبت بمباران شدند.

    در ولایت مأرب هم، جنگنده‌های ائتلاف سعودی شهر «مدغل» را دو بار بمباران کردند.

    شهر «حرف سفیان» در استان «عمران» نیز در دو نوبت بمباران شد.

    یادآوری می‌کنیم مداخلهٔ نظامی در یمن در 25 مارچ سال 2015 میلادی با حملهٔ هوایی ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی به یمن با نام عملیات طوفان قاطعیت و به درخواست رئیس‌جمهور مستعفی و فراری یمن آغاز شد.

    این عملیات در پشتیبانی از دولت عبد ربه منصور هادی و بر ضد مردم و حوثی‌ها (انصارالله)، و پشتیبانان علی عبدالله صالح رئیس‌جمهور پیشین یمن صورت گرفته که صنعا پایتخت یمن و بیشتر مناطق شمال یمن را در اختیار دارند.

  • جنگنده های ائتلاف به رهبری عربستان صنعا    پایتخت یمن را بمباران کردند

    جنگنده های ائتلاف به رهبری عربستان صنعا پایتخت یمن را بمباران کردند

    جنگنده‌های ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، بامداد دوشنبه شماری از نقاط حساس صنعا، پایتخت یمن را که در اختیار حوثی‌هاست هدف قرار دادند.

    به گفته شاهدان محلی در این حملات نقاطی از جمله کاخ ریاست جمهوری، دانشکدهٔ افسری، و یک پایگاه نظامی در نزدیکی فرودگاه صنعا هدف قرار گرفت.

    این در حالی است که مقامات نظامی این ائتلاف اعلام کردند هدف از این عملیات نابود کردن «اهداف نظامی مشخصی از جمله خزانهٔ موشک‌های بالستیک حوثی‌ها که زندگی شهروندان را به خطر می‌اندازد بوده است.»

    روز گذشته مارتین گریفیث، فرستادهٔ ویژهٔ سازمان ملل در امور یمن خواستار توقف فوری درگیری‌‌ها میان دو طرف شد تا مقدمات یک آتش‌بس سراسری در این کشور فراهم شود.

    وی در بیانیهٔ خود نوشت: «رهبران یمن باید هرلحظه را صرف پیشگیری و کاستن از پیامدهای ویرانگر احتمالی شیوع بیماری کوید-۱۹ کنند.»

    پنجشنبهٔ گذشته نیز طرفین درگیر از درخواست سازمان ملل برای آتش‌بس فوری به منظور مقابله با تهدید ویروس کرونا استقبال کردند.

    گرچه از ماه سپتامبر سال گذشته که عربستان گفتگوهای غیرمستقیمی را با حوثی‌ها آغاز کرد، از شدت بمباران صنعا کم شده، اما نبردهای شدید در دیگر مناطق این کشور نظیر الجوف و مریب میان حوثی‌ها و نیروهای ائتلاف جریان داشته است و نیروهای ائتلاف دیگر شهرها و روستاهای یمن را بمباران کرده‌اند.