برچسب: چین و امریکا

  • چین بیشتر به دنبال پول است یا تسلیحات پیشرفته

    چین بیشتر به دنبال پول است یا تسلیحات پیشرفته

    آیا ایالات متحده تلاش خواهد کرد چین را مانند اتحاد شوروی مهار کند؟‌ زبگنیو برژنسکی و جان میرشایمر این سوال‌ها را به مناظره گرفته‌اند تا دریابند که آیا این دو قدرت باهم خواهند جنگید؟‌

    به دنبال ثروت باشید، نه جنگ

    امروز در شرق آسیا، چین به گونه‌ی صلح‌آمیز در حال رشد است. بنا بر دلایل قابل درک، چین نگاه پر از خشم و حتا شرم نسبت به فصل‌های از تاریخ خودش دارد. ملی‌گرایی هنوز یک نیروی بااهمیت است، و نسبت به برخی از مسائل خارجی، به‌ویژه تایوان، عقده‌ی جدی وجود دارد. اما منازعه غیرقابل پیش‌گیری و حتا محتمل نیست. رهبری چین تمایل ندارد ایالات متحده را به گونه‌‌ی نظامی به چالش بکشد و تمرکز اصلی‌اش روی رشد اقتصادی و پذیرفته‌شدنش به‌عنوان یک قدرت بزرگ در مناسبات بین‌المللی است.

    چین مشغول و حتا مجذوب مسیر صعود خودش به‌نظر می‌رسد. هنگامی که در زمانی نه‌چندان دور، با رهبران ارشد چین ملاقات کردم، آن‌چه سبب تعجب من شد شمار موارد بود که خواهان دانستن پیش‌بینی من در مورد ۱۵ تا ۲۰ سال آینده می‌شدند. چندی پیش، بیروی سیاسی چین دو استاد برجسته‌‌ی دانش‌آموخته در غرب را به یک جلسه‌‌ی ویژه دعوت کرد. وظیفه‌‌ی آن‌ها این بود که عوامل ظهور و سقوط نُه قدرت بزرگ از قرن ۱۵ به این سو را تحلیل کنند. این یک تجربه‌‌ی جذاب برای رهبری ارشد یک کشور بزرگ و پیچیده است.

    این توجه به تجربه‌‌ی قدرت‌های بزرگ پیشین، می‌تواند به این نتیجه بینجامد که قوانین آهنین نظریه‌‌ی سیاسی و تاریخ تصادم ویا منازعه‌‌ی غیر قابل اجتناب را نشان می‌دهد. اما واقعیت‌های سیاسی دیگری نیز وجود دارد؛ در پنج سال آینده، چین میزبان شماری از رویدادهایی خواهد بود که تطبیق سیاست خارجی‌اش را محدود می‌کند. بازی‌های المپیک ۲۰۰۸ مهم‌ترین این رویداد‌ها خواهد بود. میزان سرمایه‌گذاری اقتصادی و روانی روی بازی‌های بیجینگ سرسام‌آور است. انتظار من این است که این بازی‌ها به گونه‌‌ی عظیم برنامه‌ریزی خواهند شد. و شک نکنید که چین می‌خواهد برنده‌‌ی المپیک باشد. تاریخ مهم دیگر، ۲۰۱۰ است، زمانی‌که چین نمایشگاه جهانی یا World Expo را در شانگهای برگزار می‌کند. برگزاری این گردهمایی‌های بین‌المللی برای چین مهم است و به‌نظر می‌رسد یک سیاست خارجی محتاطانه پایدار خواهد ساخت.

    در کل، چین برای ادامه‌ی رشد اقتصادی‌اش مصمم به‌نظر می‌رسد. یک سیاست خارجی خصمانه ممکن است این رشد را با مشکل روبه‌رو کند، به صدها میلیون چینی صدمه زند، و کنترل حزب کمونیست بر قدرت را با تهدید روبه‌رو کند. رهبری چین عقلانی، حسابگر، نه‌تنها نسبت به عروج چین آگاه است، بلکه از ضعف پایدار آن نیز باخبر به‌نظر می‌رسد.

    با گسترش نقش منطقه‌ای و بزرگ‌ترشدن «حوزه‌‌ی نفوذ» (Sphere of Influence) چین، اصطکاک در روابط اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. قدرت ایالات متحده ممکن است به تدریج در سال‌های آینده فروکش کند، و کاهش حتمی نفوذ جاپان باعث افزایش حس برتری منطقه‌ای چین شود. اما برای یک برخورد واقعی، چین به یک ارتشی نیاز دارد که توان پنجه در پنجه‌شدن با ایالات متحده را داشته باشد. در سطح استراتژیک، چین دارای توان هسته‌ای حداقلی (Minimum Deterrence) برای دفاع است. با وجود گذشت چهل سال از دست‌یابی چین به فن‌آوری سلاح هسته‌ای، این کشور تنها ۲۴ میزایل بالستیک با توان هدف قرار دادن امریکا را دارد.

    حتا غیر از جنگ‌های استراتژیک و تعیین‌کننده، یک کشور، پیش از این‌که وارد جنگ‌های محدود شود، باید ظرفیت دست‌یابی به اهداف سیاسی خود را داشته باشد. با توجه به آسیب‌پذیری شدید چین از تحریم‌ها و منزوی‌کردن آن از جانب ایالات متحده، دشوار است تصور کنیم چین بتواند اهدافش را دنبال کند. در صورت بروز منازعه، تجارت بحری چین به گونه‌ی کامل متوقف خواهد شد، داد و ستد نفت با ایست روبه‌رو شده و اقتصاد چین فلج می شود.

    حس می‌کنم چینی‌ها، به‌‌رغم حرف‌های خشمناک‌شان، در مورد تایوان محتاط‌اند. ماه مارچ گذشته یک مجله‌ی حزب کمونیست نوشت که «ما اساسا تهدید آشکار استقلال تایوان را از زمان روی کارآمدن رئیس جمهور چن شوی‌بیان مهار کرده‌ایم و توانسته‌ایم جلو بدترین حالت را بگیریم و تایوان بخشی از چین باقی بماند». یک نظرسنجی که در همین زمان در بیجنگ انجام شد، نشان داد که ۵۸ درصد پاسخ‌دهندگان عمل نظامی را غیرضروری می دانستند. تنها ۱۵ درصد اشتداک کنندگان از عملیات نظامی برای «آزاد سازی» تایوان حمایت کرده بودند.

    البته ثبات امروز، تضمین‌کننده‌ی امنیت فردا نیست. این غیرقابل پیش‌بینی است که چین در برابر خشونت‌های داخلی از پا درآید. اگر تنش‌های اجتماعی-سیاسی یا نابرابری‌های اجتماعی قابل مدیریت نشود، ممکن است رهبری وسوسه شود تا از احساسات ملی‌گرایی سوءاستفاده کند. اما یک احتمال کوچک برای این‌گونه فاجعه نمی‌تواند باور من به امکان اجتناب از پیامدهای منفی ظهور یک قدرت جدید را ضعیف کند. چین به‌شکل واضح دارد خود را با سیستم بین‌المللی وفق می‌دهد. به‌نظر می‌رسد رهبری چین متوجه است که تلاش برای راندن ایالات متحده بیهوده خواهد بود و گسترش محتاطانه‌ی نفوذ چین مطمئن‌ترین راه برای برتری جهانی است.

    زبیگنیو برژینسکی، مشاور پیشین امنیت ملی امریکا
    برگردان، سمیع‌الله مهدی

  • چین: تلاش  امریکا برای خرید «تیک تاک» یک زورگویی آشکار است

    چین: تلاش امریکا برای خرید «تیک تاک» یک زورگویی آشکار است

    چین تلاش امریکا برای خرید شرکت اپلیکشن تیک‌تاک را «زورگویی آشکار» خواند.

    مالک اپلیکیشن تیک تاک که برای تماشای ویدئوهای کوتاه مورد استفاده قرار می گیرد یک شرکت چینی ست.

    شرکت اپلیکشن تیک‌تاک اخیراً تحت ارزیابی کمیته سرمایه گذاری‌های خارجی امریکا قرار گرفت.

    مقام‌های امریکایی گفته اند این شرکت اطلاعات سری کاربران را با دولت چین شریک می‌سازد.

    دونالد ترمپ رئیس جمهور ایالات متحده دیروز ۳ آگست ضرب‌الاجل شش هفته‌یی را به شرکت اپلیکشن تیک‌تاک تعیین کرد تا فعالیت‌های خود در امریکا را بفروشد.

    ترمپ گفت مخالف خریداری این اپلیکشن از سوی شرکت امریکایی مایکروسافت نیست.

    اما وانگ وینبین سخنگوی وزارت خارجه چین امروز ۴ آگست در پکن گفت این اقدام امریکا در تضاد با سازمان تجارت جهانی قرار دارد.

    او گفت واشنگتن بدون ارائۀ اسناد، شرکت اپلیکشن تیک‌تاک را تهدیدی برای امنیت ملی امریکا خوانده است.

    او گفت این شرکت فعالیت‌های تجاری خود را براساس قوانین بین‌الملل انجام می‌دهد.

  • چین برخلاف برخی تصورات، در مورد صلح افغانستان خیلی صادق نبوده است

    چین برخلاف برخی تصورات، در مورد صلح افغانستان خیلی صادق نبوده است

    براساس شواهد موجود و اظهار نظرات کارشناسان، صلح افغانستان نیز همانند جنگ در این کشور یک مسأله چند مجهولی ست و بدون درنظرداشت تمام جوانب آن نمی توان به صلح رسید: ختم جنگ و رسیدن به صلح زمانی به معنای واقعی کلمه در کشوری مانند افغانستان که از دیر باز صحنه تاخت و تاز و تسویه حساب های قدرت های بزرگ بوده ممکن می شود که علاوه بر عوامل داخلی ایجاد و تشدید کننده جنگ فاکتور های داخلی آن نیز مد نظر گرفته شود. به عبارت دیگر تا زمانیکه به نوعی برآیند در منافع قدرت های بزرگ جهانی و منطقه ای در افغانستان نرسیم، صلح همچنان به عنوان یک آرزوی دیرینه برای حکومت ها و ملت افغانستان روی کاغذ باقی خواهد ماند و زمامداران کشور و مردم تشنه صلح این سرزمین بدون داشتن چشم اندازی روشن از صلح تنها از دامن یک قدرت جهانی یا منطقه ای به دامن یکی دیگر خواهد افتاد در حالیکه عواقب تلخ این سناریوی پیچ در پیچ و لایه لایه تنها از افغانستان و مردمش قربانی می گیرد.

    همسو شدن منافع قدرت های بزرگ منطقه ای و جهانی نه تنها در افغانستان که در کل دنیا امری ناممکن است چراکه این قدرت ها با استفاده از جنگ نرم و در اختیار داشتن اطلاعات سری که همان جنگ استخباراتی ست تلاش می کنند در هر نقطه و لحظه مناسب که شده بر یکدیگر غلبه کنند. در این میان تنها گزینه و ایده مناسب برای سیاسیون و دولتمردان افغانستان می تواند درایت و استفاده از تمامی پتانسیل های داخلی موجود برای کاهش آسیب های ناشی از جنگ قدرت در این کشور باشد، امری که اگر محقق شود افغانستان در یک پالسی معقول می تواند نوک پیکان رقابت قدرت ها را به سویی دیگر منحرف کرده از تهدید ها برای خود فرصت بسازد. این داستان در مورد پروسه صلح افغانستان نیز صدق می کند: این پروسه از زمان طرح تاکنون چه به طور آشکارا و چه به صورت پنهان در انحصار ایالات متحده امریکا بوده و دیگر سهامداران بزرگ به گونه ای به حاشیه رانده شده اند. امریکا پس از نزدیک به یک و نیم سال مذاکره مستقیم با طالبان سرانجام توافق نامه صلح با این گروه را چندی پیش به امضا رساند، توافقی که علی رغم امضا شدن روی کاغذ در بخش اجرا هنوز گام های مهمی به جلو حرکت نکرده است.

    سایت خبری «اوراسیا ریویو» در تحلیلی در مورد سهامداران صلح در افغانستان امروز یک شنبه 29 مارچ می نویسد با درنظرداشت روابط پر افت و خیز ایالات متحده و چین و در بحبوحه خروج احتمالی و نزدیک نیروهای نظامی امریکا از افغانستان، این تصور که چین در برقراری صلح در افغانستان صادقانه عمل خواهد کرد یک تصور نادرست و نادیده گرفتن منافع امنیت ملی امریکا در سطح جهان می باشد.

    امریکا: خروج نظامی از افغانستان و حفظ حضور استراتژیک در این کشور

    به اعتقاد راسخ نویسنده مطلب امریکا ممکن است به دلیل انتخابات ریاست جمهوری در این کشور نیروهای نظامی اش را از افغانستان خارج کند اما از منافع ملی استراتژیک و حیاتی خود را در افغانستان دست نخواهد کشید. ایالات متحده نه تنها به هیچ عنوان دوست ندارد چین در سال 2020 میلادی جایگاه سیاسی، اقتصادی و حضور استراتژیک خود در افغانستان را تقویت کند که نیم نگاهی هم به جلوگیری از نفوذ پکن در افغانستان خواهد داشت.

    نویسنده معتقد است چین در سه دهه اخیر در عرصه سیاسی افغانستان از اهداف استراتژیک ارتش پاکستان و طالبان مورد پشتیبانی این کشور حمایت کرده و اگر تصور شود که پکن در تلاش هایش در راستای صلح افغانستان نقش مثبت و صادقانه ای بازی خواهد کرد، یک تصور نادرست است. در افغانستان، برخی بر این تصورند که چین با نفوذی که بر پاکستان دارد می تواند بر این کشور فشار لازم برای کشاندن طالبان به صلح و در نهایت ختم جنگ در افغانستان آن هم در شرف خروج نیروهای نظامی امریکا از افغانستان، را وارد کند. این تصور اما غلط است چون نقش مرکزی پاکستان و ارتش این کشور در محاسبات استراتژیک چین را نادیده گرفته است. به عنوان تایید این گفته باید این واقعیت تاریخی استراتژیک و تاریک را ذکر شود که چین در تحمیل و به قدرت رساندن گروه متحجر طالبان توسط سازمان استخباراتی و ارتش پاکستان در افغانستان اگر نگوییم به طور مستقیم که به صورت غیر مستقیم نقش داشت. طالبان رژیم نیابتی پاکستان در افغانستان بود تا از این طریق اهداف عمده نظامی اسلام آباد را در افغانستان پیاده کرده و در عمق استراتژیک علیه هند، پاکستان را کمک کند.

    رویه چین در زمان حکومت طالبان

    در دهه قبل از دخالت نظامی امریکا در افغانستان در سال 2001 میلادی و سرنگونی رژیم طالبان که به دنبال حمله تروریستی یازده سپتامبر به برج های دوقولو در امریکا صورت گرفت، چین چشم خود را به روی تاخت و تاز و جنایت های  ارتش پاکستان و طالبان مورد حمایت این کشور در افغانستان بسته بود. جدای از این، چین در این زمان در کنار پاکستان قرار گرفت، حکومت طالبان را به رسمیت شناخت و بدون توجه به نفرت جهانی شکل گرفته در مورد طالبان روابط دیپلماتیک خود با این گروه را آغاز کرد. طی سال های حضور طالبان در قدرت، چین ارتباط و اتصال خود با این گروه را حفظ کرد و حتی از طریق ارتش پاکستان برای طالبان کمک مالی و نظامی ارسال می کرد. این در حالی ست که افغانستان در زمان حکومت رژیم طالبان در حساس ترین مقطع تاریخ جنگ خود قرار داشت و از پکن انتظار می رفت به عنوان حامی استراتژیک پاکستان، رفتار ارتش پاکستان و طالبان مورد حمایت این کشور در افغانستان را نظارت کرده مانع به انزوا کشاندن سیاسی و محرومیت های افغانستان توسط طالبان شود، کاری که چین انجام نداد. چین در آن برهه حساس تاریخ که مردم افغانستان بیشترین نیاز را به صلح و ثبات در کشورشان احساس می کردند کنار ایستاد تا نظامیان و سازمان استخباراتی پاکستان با استفاده از طالبان دست پرورده خود جنگ نیابتی در افغانستان را به پیش ببرد.

    عدم تغییر در سیاست چین نسبت به پاکستان

    نویسنده در ادامه مطلب تاکید می کند طی سال های 2001 تا 2020 نیز هیچ نشانه محکمی دال بر تغییر اولویت های استراتژیک چین در جنوب آسیا که در آن پاکستان نقش محوری دارد و نیز دیدگاه چین نسبت به افغانستان مشاهده نشده است. چین در این سال ها هرگز پاکستان را کنار نگذاشت، پاکستانی که به افغانستان به عنوان یکی از ایالات خود نگاه می کند. تصویر ژئوپلوتیک و استراتژیک پاکستان و افغانستان در قبال چین در سال 2020 نشان می دهد که پاکستان امروزه وارد یک پیوند استعماری گسترده با چین شده در حالیکه افغانستان در آتش حملات انتحاری و تهاجمی تروریستی طالبان مورد حمایت پاکستان می سوزد و در این میان چین نیز مبرا از اتهام نیست. با درنظرداشت واقعیتی که به آن اشاره شد نباید انتظار داشت چین در سال 2020 به یک باره ز اهداف عمده ارتش پاکستان در افغانستان چشم بپوشد و در قاموس یک صلح گزار صادق و متعهد وارد میدان صلح افغانستان گردد.

    چین، مهم در پروسه صلح افغانستان

    در ادامه مطلب، نویسنده اما در یک چرخش دیدگاه تاکید می کند چین برخلاف تصور فوق می تواند همچنان نقش یک ایفا کننده صلح در افغانستان را بازی کند در صورتیکه بتواند سیاست خصمانه ارتش پاکستان در قبال افغانستان را به نوعی تغییر دهد و درخواست شهروندان افغان برای رسیدن به صلح را اجابت کند. برخی عوامل سیاسی، اقتصادی و استراتژیک سبب می شود قانع شویم که چین می تواند در پروسه صلح افغانستان در سال 2020 نقش مثبتی ایفا کند.

    به باور نویسنده مطلب، افغانستان و چین مرز مشترک طولانی دارند و این نکته سبب می شود چین تأثیر و نقش به سزایی در سیاست افغانستان داشته باشد اگرچه افغانستان نمی تواند این واقعیت را فراموش کند که جایگاه افغانستان در سیاست خارجی چین در مقایسه با جایگاه پاکستان در سیاست این کشور در رده دوم قرار دارد و چین به راحتی راضی نمی شود که اهداف مهم  ارتش پاکستان در افغانستان را به خاطر صلح افغانستان کنار بگذارد.

    در ادامه مطلب می خوانیم کمک های اقتصادی چین به افغانستان عامل دیگری ست که باعث می شود برای چین در پروسه صلح افغانستان نقش مهمی درنظر بگیریم. کمک های مالی چین می تواند به بازسازی زیرساخت ها در افغانستان منجر شود. اگرچه پاکستان در تطبیق پروژه های زیربنایی چین که سبب ثبات و آبادانی در افغانستان شود کارشکنی خواهد کرد و از سویی هم شیوع ویروس کرونا به شدت اقتصاد چین در سال 2020 را ضعیف ساخته است.  

    نویسنده مطلب در بخش پایانی می افزاید امریکا ممکن است از افغانستان خروج نظامی داشته باشد اما به هیچ عنوان خروج استراتژیک نخواهد داشت. در این میان چین نیز تلاش می کند با استفاده از خلأ ناشی از خروج نظامی امریکا از افغانستان نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در این کشور را افزایش دهد که این نمی تواند به نفع منافع امنیت ملی امریکا باشد. امریکا با درنظرداشت این هم بدون شک اجازه نخواهد داد چین نقش مصلح صادق را در افغانستان بازی کند.       

  • پمپئو چین را خطر بزرگ قرن دانست

    پمپئو چین را خطر بزرگ قرن دانست

    وزیر خارجه امریکا در کنفرانس خبری مشترک با همتای انگلیسی خود چین را تهدید اصلی دوران کنونی دانست و تاکید کرد امریکا و متحدانش باید مطمئن شوند که قدرت نظامی و فنی برای اینکه تضمین شود قرن حاضر با اصول غرب اداره شود را دارا هستند.

    به گزارش خبرگزاری رویترز، مایک پامپئو، وزیر خارجه امریکا که به لندن سفر کرده در کنفرانس خبری با دومینیک راب، وزیر خارجه انگلیس گفت: از آنجا که ما نسبت به ترور و تروریسم گوش به زنگ هستیم حزب کمونیست چین تهدیدی جدی و اصلی برای زمان ما محسوب می‌شود. این حزب به ارزش‌های امریکا پایبند نیست.

    دولت ترامپ به کرات به چالش‌های چین برای قدرت ارتش امریکا طی سال‌های اخیر اشاره کرده است.

    پامپئو هشدار داد اگرچه چین فرصت بزرگ اقتصادی برای تجار غرب به شمار می آید حاکمانش تحت حکومت شی جینپینگ، به صراحت نشان داده‌اند که دستور کاری در دست دارند که با ارزش‌های غربی از امور تجاری گرفته تا زیرساخت‌ها و تکنولوژی و توانمندی نظامی همخوانی ندارد.

    وی افزود: کشورهای غربی باید هر آنچه لازم است را برای تضمین اینکه قرن بعدی با اصول دموکراتیک غرب اداره می‌شود بکار گیرد بنابراین هر آن کس که عاشق آزادی و دموکراسی و حکومت قانون است باید نسبت به مدل فراگیر برای جهان برای قرن آتی مطمئن باشد.

  • به جای دخالت در هنگ کنگ و سین کیانک مشکلات خود را حل کن

    به جای دخالت در هنگ کنگ و سین کیانک مشکلات خود را حل کن

    سخنگوی وزارت خارجه چین روز چهارشنبه در واکنش به دخالت‌ها و اظهارنظرهای مقامات امریکا در مورد نحوه اداره هنگ کنگ توسط چین گفت: امریکا در مناطق مختلف جهان از به اصطلاح دموکراسی، آزادی و حقوق بشر طرفداری می‌کند، اما مسائل و مشکلات در دموکراسی، آزادی و حقوق بشر خود را نادیده می‌گیرد.

    هوا چون اینگ سخنگوی وزارت چین گفت: تا ماه سنبله سال جاری، در مجموع ۳۴ هزار و ۹۱۶ تیراندازی در امریکا رخ داده که منجر به کشته شدن ۹ هزار و ۲۱۴ نفر شده است. امریکا تنها عضو کشورهای صنعتی پیشرفته است که قانون مرخصی با حقوق ندارد و تنها کشور در جوامع اقتصادی پیشرفته است که به هیچ وجه تعطیلات کارگران را تضمین نمی‌کند.

    وی گفت: بعضی مقامات و اعضای کنگره امریکا در حالی پول مالیات دهنگان را خرج می‌کنند که به اصطلاح به آزادی خشونت‌گران افراطی هنگ کنگ توجه می‌کنند، اما به مشکلات جدی در دموکراسی، آزادی و حقوق بشر کشور خود علاقه‌ای ندارند آیا مردم ‌امریکا به دموکراسی، آزادی و حقوق بشر نیاز ندارند؟ سیاست‌بازان امریکا باید بیشتر به کارهای کشور خود توجه کنند.

    این مقام سیاست خارجی چین در ادامه اظهارات نامناسب وزیر خارجه امریکا درباره بیانیه مشترک چین و انگلستان را رد کرد و گفت: سیاست‌های اساسی نسبت به هنگ کنگ و توضیحات آن در بیانیه مشترک اعلام یکجانبه چین درباره سیاست خود و امور داخلی چین است و موضوعات توافق شده بین دو طرف نیست پایه قضایی اجرای نیک کشور دو نظام» در هنگ کنگ، قانون اساسی چین و قانون اصلی هنگ کنگ است نه بر اساس بیانیه مشترک.

    پمپئو وزیر خارجه امریکا چندی پیش گفته بود بیانیه مشترک چین و انگلستان یک «پیمان» ثبت شده و تصویب شده در سازمان ملل است امریکا امیدوار است این تعهدات «چک بی محل» نباشد امریکا از چین می‌خواهد راه حلی را که به «یک کشور دو نظام» احترام می‌گذارد، در پیش بگیرد.

    «هوا چون اینگ» گفت: در جریان حکومت استعماری انگلستان در هنگ کنگ، مردم هنگ کنگ به مدتی طولانی نمی‌توانستند از حق شهروندی و حق شرکت در سیاست و امور سیاسی برخوردار باشند در حالی که پس از بازگشت هنگ کنگ به چین، دولت چین بر اساس قانون اساسی و اصل «یک کشور دو نظام»، مدیریت هنگ کنگ به دست مردم این منطقه و سیاست خودمختاری در سطح بالا را اجرا گذاشت و حقوق دموکراتیک و آزادی بی‌سابقه مردم هنگ کنگ بر اساس قوانین را تضمین کرد.

    غرب از معیار دوگانه در مساله مبارزه با تروریسم دست بردارد

    این مقام وزارت امور خارجه چین در بخش دیگری از سخنانش در واکنش به حمله تروریستی اخیر در لندن گفت: تروریسم چالش مشترک کشورهاست و در این راستا به هیچ وجه نباید معیار دو گانه اجرا شود اما متاسفانه برخی کشورها در مساله مبارزه با تروریسم معیار دوگانه در پیش گرفته اند که امیدواریم از گذشته عبرت بگیرند.

    او گفت: غیر از انگلستان، بیش از ۲۰ کشور دیگر نیز پروژه های اجباری برای برخورد با عاملان و مجرمان مرتبط با خشونت و تروریسم به اجرا در آورده اند هدف و منطق این اقدام آنها با راه اندازی مرکز پرورش مهارت‌های حرفه ای شین جیانگ یکسان است، فقط اقدامات چین در این راستا سیستماتیک تر، جامع تر و موثرتر است.

    هوا چون یینگ افزود: چین مایل است تجربیات موفق خود را با دیگر کشورها مبادله کند و با تقویت تبادلات و همکاری در مبارزه با تروریسم و کاهش افراط‌گرایی، به ارائه خدمات در همکاری بین‌المللی مبارزه با تروریسم ادامه دهد چین امیدوار است حوادث تروریستی از قبیل حادثه اخیر لندن دیگر تکرار نشود.

  • چین: به پسر جو بایدن پولی نداده ایم

    چین: به پسر جو بایدن پولی نداده ایم

    “گنگ شوانگ” سخنگوی وزارت امور خارجه چین در یک نشست خبری؛ ادعای رییس‌جمهور امریکا مبنی بر اینکه “هانتر بایدن” پسر “جو بایدن” از پکن پول گرفته است را رد کرده است.

    وی تاکید کرد:”همه این اتهام‌ها، کاملا نادرست هستند.”

    سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفت چنین اتهاماتی از سوی چین کاملا مردود است و طرح چنین مسایلی نیز نادرست است.

    یک هفته قبل ترامپ اتهاماتی را مبنی بر اینکه پسر جوان بایدن با یک میلیارد و 500 میلیون دالر سرمایه، چین را ترک کرده را مطرح کرده بود.

    این اخبار در واقع مربوط به فعالیت‌های تجاری پسر بایدن در چین است. ترامپ در این باره در تویتی گفته است هانتر با یک میلیارد و 500 میلیون دالر که از چین به دست آورده و با هواپیمای ایرفورس دو امریکا این کشور را ترک کرده است و این یک رویداد بسیار وحشتناک و بی‌سابقه در جهان است.

    بر اساس شواهد در سال 2008 میلادی پسر بایدن یک شرکت تجاری تشکیل داد و در سال 2013 میلادی با یک شرکت خصوصی چینی تفاهنامه همکاری امضا کرد. 

    جرج مسیروس از وکلای هانتر بایدن می‌گوید نهایتا یک شرکت مدیریتی مشترک فعال شد که بخشی از سهامش نیز به هانتر تعلق داشت و در واقع سهم او در معامله ای که در سال 2013 میلادی در چین انجام شد نزدیک به 4 میلیون و 200 هزار دالر بود زیرا او در این شرکت 420 هزار دالر سهام داشته است و رقم یک میلیارد و 500 میلیون دالر مطرح شده توسط ترامپ از اساس نادرست است.

    بر اساس اخبار این رسانه هانتر بایدن دسامبر سال 2013 از جاپان با هواپیمای ایرفورس 2 وارد چین شده بود.

    دونالد ترامپ، در حالی این ادعا که دولت چین به پسر جو بایدن پول پرداخت کرده را مطرح می‌کند که جنجال‌ها درباره “اوکراین گیت” و شروع روند استیضاح رییس‌جمهور امریکا ادامه دارد.

    دونالد ترامپ در واکنش به جنجالهای اخیر پیرامون افشای مکالمه تلفنی وی با “ولودیمیر زلنکسی” رییس جمهور اوکراین در چند توئیت نوشت:”مثل هر امریکایی، من هم مجاز به دیدار با شخص اتهام‌زننده به خود هستم، مخصوصا که به او افشاگر هم می‌گویند، کسی که یک مکالمه خوب با یک رهبر خارجی را به صورت کاملا نادرست و به شیوه‌ای فریبکارانه ارائه کرده است.”

    بر اساس اطلاعاتی که اخیرا فاش شده، رییس‌جمهور امریکا در تماسی تلفنی از همتای اوکراینی خود خواسته پرونده قضایی علیه هلدینگ “بریسما” را که “هانتر بایدن” پسر جو بایدن عضو هیأت مدیره آن است، پیش ببرد.

    هرچند ترامپ این موضوع را رد می‌کند، اما ظاهرا ترامپ برای تحت فشار قرار دادن کی‌یف، کمک‌های نظامی امریکا به اوکراین را تعلیق کرده و تنها زمانی با پرداخت این کمک‌ها موافقت کرده است که زلنسکی به او اطمینان داده دادستان کل اوکراین پرونده بریسما را پیش می‌برد.

    هلدینگ بریسما به فساد مالی متهم است و به نظر می‌رسد ترامپ تلاش داشته تا از طریق مفسد نشان دادن فرزند بایدن، شخص بایدن را هم بی‌اعتبار کرده و شانس او برای پیروزی در انتخابات را کاهش دهد.

  • چین: از نبرد تجاری با امریکا هراسی نداریم

    چین: از نبرد تجاری با امریکا هراسی نداریم

    به گزارش خبرگزاری رویترز، ژانگ جون، سفیر جدید چین در سازمان ملل همچنین گفت این تنش تجاری می‌تواند باعث ضربه زدن به روابط بین دو کشور درباره مساله کره شمالی شود.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا روز پنج‌شنبه وعده داد، تعرفه ۱۰ درصدی بر ۳۰۰ میلیون دالر از کالاهای وارداتی چینی را از ماه آتی میلادی اعمال می‌کند؛ اقدامی که می‌تواند مناقشه تجاری بین دو کشور را تشدید کند.

    این دیپلمات چینی در اظهارات بی‌سابقه و تند خود وعده ترامپ را اقدامی غیرمسؤولانه و غیرمنطقی توصیف و به واشنگتن تاکید کرد تا به مسیر اصلی برگردد.

    وی همچنین گفت پکن آماده انجام اقدامات مقابله‌ای است.

    سفیر جدید چین در سازمان ملل همچنین ادامه داد: موضع پکن کاملا مشخص و واضح است. اگر ایالات متحده به دنبال گفت‌وگو باشد، ما هم گفت‌وگو می‌کنیم اما اگر بخواهد بجنگد، ما هم می‌جنگیم. ما به طور حتم اقدامات مقابله‌ای را برای حفاظت از حقوق خود انجام می‌دهیم و به امریکا هم تاکید می‌کنیم تا برای یافتن راه‌حلی درست به مسیر اصلی بازگردد.

    ما تمایل داریم تا با سایر کشورهای عضو سازمان ملل همکاری داشته باشیم اما هرگز اجازه نمی‌دهیم که کشوری در امور داخلی ما به ویژه مسائل مرتبط با سین‌کیانگ، تبت و هنگ‌کنگ دخالت کند.

    وی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا روابط تجاری بین دو کشور می‌تواند بر تعامل پکن و واشنگتن برای دستیابی به توافق با کره شمالی اثر بگذارد، گفت: پیش‌بینی این مساله سخت است چون از یک طرف ما به دنبال همکاری از جانب شریک خود هستیم و از طرف دیگر، شما می‌بینید منافعتان از طرف همان شریک در حال لطمه خوردن و صدمه دیدن است.

    سفیر جدید چین در سازمان ملل درباره مساله کره شمالی و گفت‌وگوهای صورت گرفته بین مقام‌های این کشور با امریکا نیز گفت: شما نمی‌توانید از کره شمالی بخواهید کارهایی را در راستای خلع سلاح اتمی انجام دهد در حالی که تحریم‌ها علیه این کشور همچنان به قوت خود باقی است.

  • دولت درصدد است تا از طریق چین و امریکا برای مذاکرات صلح به پاکستان فشار بیاورد

    دولت درصدد است تا از طریق چین و امریکا برای مذاکرات صلح به پاکستان فشار بیاورد

     

    آقای دین محمد امروز (یکشنبه) که در کنفرانس علمی ارزیابی پروسه صلح حرف می زد، گفت: چین و امریکا می تواند با فشار بر حکومت پاکستان، طالبان را پای میز مذاکره بکشاند.

    وی افزود، چین نیز وعده داده است که به روند مذاکرات صلح کمک های جدی کند. با این وعده ها امیدها برای مذاکرات تازه شده است.

    مذاکرات صلح بین حکومت و گروه طالبان قرار بود حدود دو ماه پیش برگزار شود، اما به دلیل خبر مرگ ملا محمد عمر این مذاکرات به تاخیر افتاد.

    اکنون گروه طالبان بر سر انتخاب رهبری این گروه دچار مشکل شده اند و برخی از افراد بلند پایه این گروه با رهبری ملا اختر منصور مخالفند.

    فرامرز تمنا، رئیس مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امور خارجه اما می گوید که جنگ افغانستان نیابتی نیست بلکه به صورت آشکار پاکستانی ها در جنگ دخیل هستند.

    آقای تمنا افزود، مرگ ملا عمر یکی از شواهدی است که جنگ در کشور توسط رهبر طالبان اداره نمی شده بلکه توسط حکومت پاکستان بوده است.

    وی بر این باور است که با آمدن نیروهای ناتو، جنگ افغانستان از حالت نیابتی خارج شد و کشورها به صورت مستقیم جنگ در کشور را اداره کردند اما به دلیل نداشتن توانایی مقابله با نیروهای ناتو، جنگ ها غیر دولتی آغاز شد.

    رئیس مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت خارجه معتقد است که ظهور داعش نوعی جنگ غیر دولتی است که توسط برخی از بازیگران غیر دولتی اداره می شود.

    از سوی دیگر حاجی دین محمد نیز بر این باور است که مشکلات جنگ در افغانستان مربوط به داخل کشور نمی شود بلکه ابعاد منطقه ای و بین المللی دارد.

    او می گوید که برای رسیدن به صلح باید از مشکلات داخلی عبور کنیم تا در سطح بین المللی شرایط برای صلح در کشور مهیا شود.

    مذاکرات صلح طی یک دهه اخیر همیشه موضع دولت در برابر مخالفان دولت بوده است اما این موضع گیری های تاکنون نتیجه مثبتی نداشته است و هر روز حملات مخالفان مسلح دولت تشدید می یابد.