برچسب: پاکستان

  • از صلح در افغانستان پاکستان بیشترین سود را می برد

    از صلح در افغانستان پاکستان بیشترین سود را می برد

    عمران خان نخست وزیر پاکستان در دیدار با عبدالله عبدالله گفت از آتش بس در افغانستان حمایت می کند و تداوم جنگ بدترین سناریو برای مردم افغانستان است.

    دیدار عبدالله و خان در دومین روز سفر رییس شورای مصالحه به اسلام‌آباد صورت گرفته و نخست وزیر پاکستان در این دیدار ضمن اعلام حمایت کشورش از روند صلح افغانستان افزود با تأمین صلح و ثبات در افغانستان، پاکستان بیشترین سود را خواهد برد.

    خان تصریح کرد تأمین امنیت و برقراری صلح در افغانستان، مفاد اقتصادی زیادی برای پاکستان دارد.

    نخست وزیر پاکستان خاطرنشان کرد از کاهش خشونت و در ادامه، آتش‌بس پایدار و سراسری در افغانستان حمایت می‌کنند و تداوم جنگ را بدترین سناریو برای مردم افغانستان می داند.

    عبدالله عبدالله نیز در این دیدار تاکید کرد افزایش خشونت به روند صلح ضربه می‌زند و افغانستان ارادۀ لازم برای موفقیت روند صلح را دارد.

    عبدالله گفت از طالبان انتظار دارد برای ختم جنگ و دست‌یابی به توافق صلح، حسن نیت‌شان را نشان دهند.

    رییس شورای مصالحه با اشاره به موضع‌گیری‌های نخست وزیر پاکستان و حمایت اسلام‌آباد از روند صلح افغانستان خاطرنشان کرد در این سفر علاقمندی برای گشودن فصل جدید در روابط میان دو کشور را مشاهده کرده است.

    عمران خان درحالی بدترین سناریو در افغانستان را جنگ می خواند که علی رغم آغاز مذاکرات بین الافغانی خشونت و حملات طالبان در افغانستان شدت گرفته است.

    سفر عبدالله به پاکستان

    عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی و هیئت همراهش دو روز قبل در یک سفر رسمی سه‌روزه به پاکستان رفت.

    ریاست شورای مصالحه هدف این سفر آقای عبدالله را تلاش‌های صلح پایدار، با عزت و عادلانه در افغانستان گفته است.

    عبدالله تاکنون با عمران خان نخست وزیر، شاه محمود قریشی وزیر خارجه، صادق سنجنرانی، رئیس سنای پاکستان دیدار و نیز در مرکز مطالعات استراتیژیک اسلام آباد سخنرانی کرده است.

    اقای عبدالله قرار است در این سفر با قمرجاوید باجوه رییس ستاد ارتش پاکستان نیز دیدار کند.

    این سفر عبدالله برای صلح در حالی صورت گرفته است که تیم مذاکراتی حکومت و طالبان تاکنون نتوانسته اند بر موارد اختلافی نهایی سازی طرزالعمل مذاکرات به توافق برسد.

    زلمی خلیلزاد نیز دور تازه از سفرهایش برای صلح افغانستان در منطقه را آغاز کرده و نخست به دوحه می رود.

  • عارف علوی: پاکستان از جنگ افغانستان به شدت متضرر شده است

    عارف علوی: پاکستان از جنگ افغانستان به شدت متضرر شده است

    عارف علوی، رییس جمهور پاکستان در دیدار با عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی افغانستان گفت کشورش از جنگ افغانستان به شدت متضرر شده است.

    عبدالله عبدالله پیش از چاشت امروز با عارف علوی، رییس جمهور پاکستان دیدار کرد.

    آقای علوی در این دیدار خاطرنشان ساخت پاکستان از جنگ افغانستان متضرر شده است و از برقراری صلح در این کشور نفع خواهد برد. از همین‌رو اسلام‌آباد از تلاش‌های صلح در افغانستان حمایت می‌کند.

    رییس جمهور پاکستان در ادامۀ صحبت‌هایش اضافه کرد کشورش در عرصه‌های آموزش، تحصیلات عالی، فناوری معلوماتی و صحت آمادۀ افزایش همکاری با افغانستان است. به گفتۀ او، دادوستد تجارتی بین دو کشور باید افزایش یابد و افغانستان پس از برقراری صلح باید به نقطۀ وصل آسیای مرکزی و جنوبی تبدیل شود.

    همزمان با این، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی نیز موفقیت روند صلح را به همکاری کشورهای منطقه به ویژه پاکستان وابسته دانست.

    آقای عبدالله در این دیدار خاطرنشان ساخت تأمین صلح در افغانستان فرصت‌های طلایی را برای رشد و انکشاف اقتصادی در منطقه فراهم خواهد ساخت.

    سفر سه‌روزۀ عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی افغانستان به پاکستان دو روز پیش آغاز شد. آقای عبدالله در این سفر با مقام‌های ارشد دولت پاکستان دیدار و گفت‌وگو کرد. انتظار می‌رود که فصل جدیدی از همکاری‌های دو جانبه بین کابل و اسلام‌آباد آغاز شود.

  • عبدالله عبدالله امروز با اعضای شورای علمای پاکستان دیدار می کند

    عبدالله عبدالله امروز با اعضای شورای علمای پاکستان دیدار می کند

    انتظار می‌رود عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحۀ ملی افغانستان امروز چهارشنبه با اعضای شورای علمای پاکستان دیدار کند.

    پیش از این شماری از روحانیون پاکستان از جمله مولانا فضل‌الرحمن جنگ علیه نیروهای بین‌المللی در افغانستان را «جهاد» و «جایز» دانسته اند.

    مجیب‌الرحمن رحیمی، مشاور ارشد و رئیس امور رسانه‌ای شورای عالی مصالحه ملی دیشب به رسانه ها گفت که به شورای علمای پاکستان پیام روشن خواهند فرستاد.

    آقای رحیمی گفت: «پیام ما به شورای علما پیام مشترکی که به همه داشتیم خواهد بود و از آن ها هم خواست ما این خواهد بود که افغانستان یک کشور اسلامی است. در آینده بیایید با علمای ما بنشینید و تلاش کنید مشروعیت دینی را که طالبان یا تروریستان ادعا می‌کنند زیر سؤال ببرید تا مشروعیت دولت یا مردم افغانستان را.»

    انتظار می‌رود آقای عبدالله امروز با عارف علوی، رئیس جمهور پاکستان دیدار کند. هیئت افغانستان به رهبری آقای عبدالله روز دوشنبه به پاکستان رسید و ناوقت امروز آن جا را ترک می‌کند. هدف اصلی این سفر ۳ روزه جلب حمایت پاکستان از تلاش‌های صلح در افغانستان خوانده شده است.

  • جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    جنبش اسلامی ازبکستان چگونه وارد افغانستان شد؟

    شیرزاد بولتیف با تن لرزان از در وارد شد و روی صندلی‌ای که رو به دیوار رنگ‌رفته بود، نشست. چراغ رومیزی‌ای که پرچم کوچک افغانستان را با نور سفیدش روشن کرده بود، اتاق کوچک زندان را بیش از پیش ناخوشایند نشان می‌داد. بولتی، ازبیک ۳۸ ساله و تنومند با ریش بلند و نازکش، مضظرب و کم‌حرف به نظر می‌رسید. او چنان نرم و آرام حرف می‌زد که حرف‌هایش در میان سکوت عمیق اتاق، به سختی قابل تشخیص بود.
    بولتیف برخلاف اعضای دیگر این زندان مخوف-که توسط امنیت ملی افغانستان اداره می‌شود-، تصمیم دل‌کندن از جنگ دارد. پس از آن‌که محمد‌اشرف‌ غنی، رییس‌جمهوری افغانستان به اعضای شاخه‌ی خراسان داعش وعده‌ی بخشش در صورت تسلیمی آن‌ها داد؛ بولتیف چنین فرصتی را غنیمت شمرد. او خسته از جنگ و ناامید از آینده ‌اش بود.
    در پاییز ۲۰۱۹ بود که شاخه‌ی خراسان دولت اسلامی (داعش)، آخرین سنگر خود را در کوه‌های ننگرهار افغانستان در نزدیکی مرز پاکستان، از دست داد. اعضای زیاد این گروه فرار کردند و شماری از آن‌ها مخفی شدند؛ اما شمار چشم‌گیر آنان، توسط ارتش افغانستان و ایالات متحده‌ی امریکا دست‌گیر و یا کشته شدند. بولتیف در آغاز نوامبر ۲۰۱۹ خود و خانواده‌ی شش‌نفری ‌اش را تحویل این ارتش در حال رشد، داد. خانم باردار و پنج فرزند او در بس جداگانه جابه‌جا شدند و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند؛ جایی که شیرزاد هنوز از آن نمی‌داند.
    شیرزاد بولتیف، مشهور به نجیب‌الله عبدالرحیم – نامی که هنگام پیوستن به «جهاد» انتخاب کرد- یکی از صدها شهروند ازبیک است که طی سال‌های گذشته به عنوان بخشی از جنبش اسلامی ازبیکستان(IMU) وارد افغانستان شده است. جنگ آن‌ها، از دهه‌ی ۱۹۹۰ در سرزمین مادری ‌شان آغاز شد. این جنگ، آن‌ها را طی سال‌های گذشته با گروه‌های مختلفی مثل طالبان، القاعده و دولت اسلامی (داعش) آشنا کرده است؛ آن‌ها به گروه‌های مختلف تقسیم شده و سرانجام سرنوشت‌ شان به نابودی کشانده شده است.
    هرچند جنبش اسلامی ازبیکستان، دیگر نمی‌تواند به عنوان یک بازیگر مهم در صحنه‌ی پیچیده‌ی «جهاد جهانی» باشد و یا تهدید جدی برای کشورهای آسیای میانه به شمار برود؛ اما تا اکنون چنین قضاوتی زود است که بگوییم این جنبش به‌گونه‌ی کامل نابود شده است.
    شکل‌گیری در وضعیت آشفته
    در سال ۱۹۹۰ که اتحادیه‌ی جماهیر شوروی، آخرین روزهای خود را سر می‌کرد، گروهی از جوانان مذهبی از شهر ازبیک نامنگان در دره‌ی فرغانه، «عدالت» را- سازمانی که هدف آن بازگرداندن عدالت در اوضاع آشفته بود- اساس‌گذاری کردند. رهبری آن را یک آخوند جوان به نام طاهر یولداشف و جمعه نامنگانی، سرباز شوروی سابق به دست گرفتند و مسجد نوی برای پیکار عقیده‌ی شان ساختند. آن‌ها گشت‌زنی‌هایی را برای اجرای شرع در جاده‌ها شروع کردند و به تدریج به عنوان اجرا‌کننده‌ی قانون ظاهر شدند. این گروه با افزایش نفوذ شان، خواستار ازبیکستانی با معیارهای شریعت اسلامی شدند.
    مسوولان حکومتی، ابتدا برای پاسخ‌گویی در برابر افزایش این تندروی مذهبی در دره‌ی فرغانه، به کندی عمل کردند. تنها اقدام آن‌ها در سال ۱۹۹۲ بود که «عدالت» را بستند. با این حال اعضای آن سرکوب شد و به بیرون از کشور فراری شدند. نامنگانی به جنگ درون‌مرزی تاجیکستان پیوست و آن‌جا در کنار اسلام‌گراهای تندروتر دیگر جنگید؛ یولداشف اما، به گردش در کشورهای اسلامی شروع کرد.
    در سال ۱۹۹۷، زمانی که حکومت عرفی تاجیکستان روزهای آخرش را سپری می‌کرد، نامنگانی با توافق‌نامه‌ی صلح مخالفت کرد و متحدان تاجیکی ‌اش را که طرف‌دار صلح بودند، رها کرد. در آن‌زمان دولت اسلامی کریموف در ازبیکستان، در حال سرکوب گروه‌های اسلامی در دره‌ی فرغانه بود؛ جایی که شماری از جوانان مذهبی برای پیشبرد فعالیت‌های ‌شان برنامه‌ریزی می‌کردند.
    با این حال، جنبش اسلامی ازبیکستان (IMU) به‌گونه‌ی رسمی در سال ۱۹۹۸ توسط دو چریک و ایدیولوژیک مذهبی از جمله طاهر یولداشف و نامنگانی- کسی که در آن زمان به تجارت سودآورد قاچاق مواد مخدر درگیر شده بود و ارتباطش را با طالبان در افغانستان محکم کرده بود- بنیان گذاشته شد. هدف اصلی این جنبش، سرنگونی دولت‌های ازبیکستان و قرغزستان و هم‌چنان تبدیل‌کردن دره‌ی فرغانه به خواستگاه یک کشور اسلامی بود؛ دره‌ای که هردو کشور (ازبیکستان و قرغزستان) را با تاجیکستان وصل می‌کند. این گروه برای مدتی به دلیل جنگ‌های داخلی و مساله‌ی افغانستان، با لباس طالبان، در تاجیکستان به سر کردند.
    در اوایل ۱۹۹۹، تاشکند شاهد یک سری انفجارهایی بود که جنبش اسلامی ازبیکستان به دست داشتن در آن متهم شد؛ هرچند مشخص نشد که آن‌ها عامل اصلی این انفجارها بودند. در سال‌های بعد، جنبش اسلامی ازبیکستان برای باج‌گیری از حکومت‌های ازبیکستان و قرغزستان در مناطق مرزی این دو کشور و تاجکستان به گروگان‌گیری آغاز کرد. آن‌ها، از قاچاق مواد مخدر درآمد به ‌دست آوردند و به اساس گزارش‌هایی؛ بودجه‌ای از القاعده- متحد افغانستان‌نشین ‌شان- دریافت کردند.
    حمله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا به افغانستان برای سرنگونی رژیم طالبان در ۲۰۰۱، جنبش اسلامی ازبیکستان را در مسیر نوی قرار داد.
    پس از آن، این جنبش با تشکیل گروه منسجم‌تر، ارتباط شان را با القاعده و طالبان نزدیک‌تر کرد. در نوامبر ۲۰۰۱ به محض کشته‌شدن نمنگانی، این گروه به پاکستان در مناطق قبایلی تحت اداره‌ی فدرال (FATA) و به‌ ویژه در وزیرستان شمالی در نزدیکی مرز افغانستان انتقال کرد؛ جایی که آن‌ها می‌توانستند با قبایل محلی ارتباط برقرار کنند. جنبش اسلامی ازبیکستان در ۲۰۰۴، مسوولیت برخی از حمله‌ها را در تاشکند پذیرفت؛ کشوری که جنگ علیه اسلام به شدت در آن جریان داشت.
    در سال ۲۰۰۹ طاهر یلداشف در حمله‌ی هواپیمای بدون سرنشین کشته شد. با کشته‌شدن دو رهبر این حرکت، جنبش اسلامی ازبیکستان متلاشی شد و رهبران نوی برگزید؛ اما اعضای آن هم‌چنان به‌شکل فزاینده‌ا‌ی به «جهاد جهانی» متعهد ماندند.
    در جست‌وجوی وطن
    شیرزاد بولتیف در روستایی در منطقه‌ی شیردریا در شرق ازبیکستان، نزدیک مرز تاجیکستان، بزرگ شد. به گفته‌ی بولتیف خانواده‌ی او از مسایل مذهبی دور بودند. آیین اسلامی را در روستای ‌شان انجام می‌دادند؛ اما نه به شکل کامل. خود را مسلمان می‌خواندند؛ اما نماز نمی‌خواندند. بولتیف می‌گوید که زمینه‌ی همه‌ی «گناهان مدرن» در روستا به شمول ودکا، روسپی، سیگار و ساز مساعد بود. شیرزاد در سال ۲۰۰۸ به تشویق برادر کوچکش به اسلام گروید.
    اندکی بعد، بولتیف ازدواج کرد و مشکلات آغاز شد.
    در آن زمان، مبارزات علیه مسلمانان عقیدتی در ازبیکستان جریان داشت. کسانی که از کتاب مقدس دین اسلام پیروی می‌کردند، ریش می‌گذاشتند و یا پنج‌بار در روز نماز می‌خواندند توسط آژانس امنیتی نظم عامه دست‌گیر می‌شدند. بنابر این، دین‌داری می‌توانست برای خیلی افراد خطرناک باشد و آن‌ها را به زندان بیندازد؛ جایی که مکان ابدی برای خیلی از آدم‌ها می‌شد؛ اما نه برای همه. سخت‌گیری‌ها بر مسلمانان سبب شده بود که خانم بولتیف در پوشش ‌اش آزاد نباشد و برادر بولتیف ماه‌هایی از عمرش را در پشت میله‌های زندان بگذراند.
    شیرزاد بولتیف می‌گوید: « آژانس امنیت نظم عامه‌ی منطقه‌ی شیردریا که دوستانم را بازداشت کرده بود، آن‌ها را مجبور به نوشیدن ودکا کرده و اجازه‌ی ادای نماز را به آن‌ها نداده بود. وقتی دوستانم آزاد شدند، آژانس امنیت نظم عامه گفت که فیلم نوشیدن ودکای آن‌ها را دارد. وضعیت مسلمانان ازبیکستان این‌گونه بود.»
    وقتی برادر بولتیف از زندان بیرون آمد، دو خانواده تصمیم گرفتند به مسکو کوچ کنند. چند مدتی پس از زندگی در روسیه، اما به زودی مشخص شد که این کشور نیز جایی نیست که دو برادر به دنبال آن بودند. بولتیف در روسیه کار پخش جزوه‌ها و روزنامه‌ها را داشت؛ اما ترس اسلام‌ستیزی هم‌چنان ادامه داشت. سرانجام، مسلمانان مذهبی در آن‌جا نیز هدف قرار گرفتند. دو برادر ناچار بودند وطن نوی پیدا کنند.
    بولتیف می‌گوید: «برادرم از طریق انترنت با یکی از دوستانش در منطقه‌ی ما به تماس شد. برایش گفته شد که در افغانستان جمعیت بزرگی وجود دارد که در سایه‌ی شریعت اسلامی زندگی می‌کنند. آن‌جا هر روز جنگ است؛ اما شما می‌توانید آزادانه نماز بخوانید. همین بود که برادرم به طرف افغانستان حرکت کرد.»
    برادر بولتیف به او گفت که دوست ندارد بی‌دلیل بجنگد و بمیرد؛ اما کم از کم می‌تواند در یک مدرسه‌ی دینی حتا آشپزی کند و خدمتی برای اسلام کرده باشد. بولتیف می‌گوید: « برادرم گفت که می‌خواهد در مدرسه‌ی دینی کوچکی که در افغانستان است، آشپزی کند، ظرف بشوید؛ اما گفت که دین واقعی در آن‌جا [افغانستان] وجود دارد. بنا بر این، ما نیز تصمیم گرفتیم که «هجرت» کنیم. برادرم گفت که اگر ما این‌جا را ترک نکنیم، دیر یا زود زندانی خواهیم شد.»
    ورود به افغانستان
    در سال ۲۰۱۲، بولتیف و همسرش، هم‌راه با دو فرزند کوچک‎‌ شان، روسیه را ترک کردند. آن‌ها از طریق آذربایجان و ایران، وارد خاک افغانستان شدند و از آن‌جا به مناطق قبایل‌نشین پاکستان، نزدیک مرز افغانستان؛ جایی که بسیاری از جنگ‌جویان ازبیک مستقر بودند، راه یافتند. دو سال در آن‌جا ماندند.
    بولتیف می‌گوید که او در توزیع مواد غذایی به «مجاهدین» ازبیک که در آن زمان در کنار اسلام‌گرایان محلی علیه ارتش پاکستان می‌جنگیدند، کمک می‌کرد. (داستانی که بولتیف از «جهاد»ش تعریف می‌کند، ما نمی‌توانیم در مورد درستی و نادرستی آن، نظر دهیم.)
    در سال ۲۰۱۴، پس از چندین حمله‌ی تروریستی که شهرهای پاکستان را به لرزه درآورد، این کشور تصمیم گرفت که ضربه‌ی نهایی را به گروه‌های قبایل‌نشین که بیش‌تر آن‌ها غیرقانونی آن‌جا، جا خوش کرده بودند، وارد کند. درگیری‌ها سبب شد که یک میلیون تن از این مناطق آواره شوند. هزاران جنگ‌جو هم‌راه با خانواده‌های‌ شان از این مناطق فراری شدند و در همسایگی افغانستان پناه‌گاه امن یافتند. بیش‌تر آن‌ها در ننگرهار ساکن شدند؛ جایی که به آرامی توانستند، اجتماع شان را در میان هم‌پیمانان طالب ‌شان نوسازی کنند.
    ادامه دارد…

    دی دیپلمات

  • چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    چرا پاکستان صادقانه از صلح افغانستان حمایت نمی کند؟

    شورای عالی مصالحه ملی، با نشر خبرنامه‌ی از سفر داکتر عبدالله عبدالله به اسلام آباد خبر داده است. در این خبرنامه که امروز دو شنبه (۷ میزان) به نشر رسیده، آمده است: «در این سفر، رییس شورای عالی مصالحه ملی در پیوند به تلاش‌های صلح پایدار، با عزت و عادلانه در افغانستان با رهبران ارشد جمهوری اسلامی پاکستان بحث و تبادل نظر می‌کند.» داکتر عبدالله در این سفر قرار است با عارف علوی، رییس‌جمهور پاکستان، عمران‌خان نخست وزیر، اسد قیصر رییس مجلس نمایندگان، محمد صادق سنجرانی رییس مجلس سنا، شاه‌محمود قریشی وزیر امور خارجه و جنرال قمر جاوید باجوه رییس ستاد ارتش این کشور ملاقات نماید.

    در این سفر عبدالله به پاکستان در حالی صورت می‌گیرد که مذاکرات صلح در روزهای اخیر در قطر هیچ پیشرفتی نداشته است، و همین‌طور در هفته‌ی گذشته (جمعه ۴ میزان) رییس‌جمهور غنی نیز از طریق تماس تلفنی با عمران‌خان در مورد پروسه صلح افغانستان گفتگو کرده بودند. چنانچه رییس‌جمهور غنی، در تماس تلفنی با عمران خان، در مورد پروسه صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان صحبت نموده بودند و در ضمن نخست وزیر پاکستان را به کابل دعوت کرده بود، که این دعوت از سوی عمران خان در آینده‌ی نزدیک پذیرفته شده است. در اعلامیه‌ی ارگ ریاست جمهوری از قول عمران خان ذکر شده است: «ما به طور کامل از برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کنیم.»

    پاکستان و پروسه صلح افغانستان

    عمران خان، در ۷۵مین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به صورت مجازی صحبت می‌کرد، گفته بود که کشورش نقش خود را برای تسهیلات در روند صلح افغانستان انجام داده است. وی در صحبت‌هایش گفته بود که رهبران حکومت افغانستان باید از این فرصت تاریخی برای برقراری صلح در این کشور استفاده کرده و طرف‌ها در مذاکرات بین‌الافغانی برای جستجوی یک راه حل سیاسی تلاش کنند. باآن‌که مسوولان و رهبران سیاسی پاکستان همواره از نقش منفی سازمان‌های نظامی و استخباراتی شان در جنگ و صلح افغانستان انکار می‌کند، و همین‌طور در گفتگوهای رسمی و رسانه‌ای از برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌نمایند، اما در عمل تاکنون پاکستان نقش مثبت در جنگ و صلح افغانستان نداشته است. چنانچه حمایت سازمان استخبارات این کشور از نظامیان طالبان و به‌خصوص شبکه تروریستی حقانی به رهبری سراج الدین حقانی که در جنگ افغانستان فعال است و بیش‌ترین حملات انفجاری و انتحاری را در خاک افغانستان انجام داده و می‌دهند، دلیلی بر این مدعا است. طوری‌که گروه طالبان با شبکه حقانی که رهبران آن در وزیرستان جنوبی زندگی می‌کنند، ارتباطات خیلی نزدیکی دارند، ولی یک گروه نیستند. شبکه حقانی بیش‌تر از شورای کویته یا دفتر سیاسی طالبان در قطر که اکنون جریان‌های اصلی طالبان به حساب می‌روند، با سازمان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) در ارتباط است. و همین‌طور طالبان نیز همواره در وب‌سایت الاماره از جلال‌الدین حقانی، بنیان‌گذار شبکه حقانی به نیکی یاد کرده است.

    چرا پاکستان از برقراری صلح در افغانستان حمایت نمی‌کند؟

     پاکستان در مذاکرات صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان، در نقش تسهیل‌کننده و تشویق‌کننده طالبان برای مذاکره با آمریکایی‌ها، نقش اساسی بازی کرده است و تاکنون بر مبنای همین موضوع، در همسویی با سیاست‌های آمریکا در پروسه صلح با طالبان پیش رفته است. اما این مسئله به معنای حمایت از پروسه صلح افغانستان یا برقراری صلح و آتش‌بس در افغانستان نیست. بلکه این «بچه بدِ آسیای جنوبی» در تلاش این است تا با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، همچون گذشته طالبان را به نیابت از ارتش و استخبارات پاکستان در افغانستان به قدرت بازگرداند تا از این طریق منافع خودش را از جنگ و صلح افغانستان ببرد. چرا که پاکستان به مسئله جنگ و صلح افغانستان نگاه استراتژیکی دارد و در تداوم جنگ افغانستان و یا بازگشتِ طالبان به قدرت در کابل، چهار هدف عمده را دنبال می‌کند. چنانچه از جنبه ژئوپلیتیکی به ایجاد یک دولت همسو و ضعیف، نایده گرفتن خط دیورند، به چالش کشاندنِ قدرت ملی در افغانستان؛ از نظر ژئوکالچر بسط نفوذ ایدئولوژیک در افغانستان؛ از جنبه ژئواستراتژیک دسترسی مستقیم به منطقه آسیای میانه، سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان در برابر هند؛ و همین‌طور از نظر ژئواکونومیک گشایش راه ترانزیت میان پاکستان و آسیای میانه، امکان دسترسی به منافع نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی و تبدیل افغانستان به بازار کالای مصرفی، از جمله اولویت‌های سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان به شمار می‌رود.

    با این‌حساب، پاکستان نه تنها از روند صلح و برقراری آتش‌بس در افغانستان حمایت واقعی نمی‌کند، بلکه برعکس در ماه‌های اخیر با حمایت از گروه‌های تروریستی و به‌خصوص با حمایت و تجهیز شبکه تروریستی حقانی، جنگ افغانستان را شدت بخشیده و حملات تهاجی گروه‌های تروریستی را بالای نیروهای امنیتی افغانستان به خصوص در ولایت‌های شمال و شرق بیش‌تر نموده است. چنانچه در یک مورد در جریان درگیری‌های اخیر در ولایت فاریاب، به نقل از عبدالکریم یورش، سخنگوی قومندانی امنیه این ولایت؛ «یک جنرال بازنشسته پاکستانی مشهور به شیخ، به رهبران طالبان در فاریاب مشوره می‌دهد.»

    آیا پاکستان طرف اصلی جنگ افغانستان است؟

    جنگ در افغانستان پس از ۲۰۰۱م، در ظاهر دو طرف اصلی داشت، نیروهای ائتلاف بین‌المللی ضد تروریسم به رهبری آمریکا و طالبان با پشتوانه‌ی گروه القاعده. اما به مروز زمان طرف سوم نیز بر این جنگ اضافه شد؛ حکومت افغانستان. از نظر طالبان عامل اصلی به وجود آمدن و دوام این جنگ، حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان است. اما رییس‌جمهور غنی بر این باور است که جنگ فعلی در افغانستان معلول مداخله‌ی پاکستان است. او بارها گفته است که پاکستان یک جنگ اعلان نشده علیه افغانستان به راه انداخته است؛ یعنی جنگ را به داخل افغانستان صادر می‌کند. با این‌حال، جنگ افغانستان زنجیره‌ای از منازعات است که به همدیگر وصل شده و در پیوستار حوادث و رویدادها تاکنون ادامه یافته است. طوری‌که افغانستان در چند مرحله جنگ را تجربه کرده است که در سه مرحله‌ی اخیر پاکستان نقش طرف اصلی را در جنگ افغانستان داشته است؛ چنانچه در مرحله جنگ تنظیم‌های جهادی با حکومت کمونیستی تحت عنوان جهاد که پاکستان ارباب آن جنگ بود. طوری‌که جنرال یوسف، رییس «بیروی افغان» یا بخش ویژه مدیریت جهاد افغانستان در سازمان آی‌اس‌آی، در مورد جنرال اختر عبدالرحمان، رییس اسبق سازمان استخبارات پاکستان می‌نویسد: «جنرال اختر عبدالرحمان طراح جهاد افغانستان بود. این جنرال اختر عبدالرحمان بود که استراتژی جهاد را طراحی کرد. او این استراتژی را موفقانه عملیاتی ساخت و موجب شکست شوروی ابرقدرت شد… پنجاه درصد وقت جنرال اختر عبدالرحمان در تنظیم مسایل مربوط به جهاد افغانستان سپری می‌شد.»(سپاهی گم‌نام، ۳۳) پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ در افغانستان چه می‌خواستند؟ این سوال را نیز جنرال یوسف به خوبی پاسخ داده است؛ «جنرال اختر عبدالرحمان همیشه خطاب به رهبران مجاهدین می‌گفت: کابل باید بسوزد. آرزوی بزرگ اختر عبدالرحمان این بود که با خروج شوروی‌ها از افغانستان و سقوط متحدان آنان، به کابل برود و در آن شهر نماز بگزارد.»(همان، ۴۳)

    در آخر جهاد یا مرحله‌ی جنگ تنظیم‌های جهادی علیه حکومت وقت، باآن‌که کابل را در آتش سوزاندند و به ویرانه تبدیل کردند، اما وقتی پاکستانی‌ها نتوانستند در کابل نماز شکرانه بخوانند و آن‌ دولتی وابسته‌ی کامل به اسلام‌آباد را درنظر داشتند، در کابل روی کار نیامد، – با درنظرداشت وضعیت داخلی و عوامل داخلی جنگ که یک مبحث دیگر است – جنگ افغانستان را وارد مرحله‌ی دیگری ساختند؛ حمایت از تحریک طالبان. چنانچه پاکستانی‌ها در این مرحله از جنگ افغانستان، طالبان را از جهات مختلف حمایت و همکاری کردند. چنانچه برعلاوه حمایت مالی و نظامی، بی‌شمار سرباز- طلبه‌های مدارس دیوبندی را نیز در جنگ افغانستان گسیل کردند. در این مرحله جنگ در افغانستان نقش مدارس زیرنظر جماعت العلمای اسلام پاکستان که پیرو مکتب دیوبند است، را نمی‌توانیم نادیده بگیریم. چنانچه بدنه‌ی نظامی تحریک طالبان تقریباً همه از مدارس دیوبندی که زیرنظر جمعیت العلمای اسلام بودند، تشکیل شده بود. در طول جنگ طالبان برای تسخیر مزار شریف، کابل و بامیان که با شکست‌های سنگین و تلفات بسیار مواجه شدند، در عین زمان مدارس در مناطق سرحدی بلوچستان تعطیل می‌شد و طلبه‌ها به خط مقدم جنگ در افغانستان فرستاده می‌شدند. چنانچه احمد رشید، نویسنده‌ی پاکستانی در کتاب «اسلام، نفت و بازی بزرگ بزرگ نو در آسیای میانه» برعلاوه حمایت مالی عرب‌ها، از نقش پاکستانی‌ها در جنگ طالبان با حکومت مجاهدین می‌نویسد: «طالبان بر پاکستان و عربستان فشار وارد نمود که به‌خاطر حمله و تسخیر شمال، برای شان کمک‌های تازه برسانند. رییس استتخبارات عربستان، شهزاده ترکی فیصل به قندهار در اواسط ماه جون سفر نمود و ۴۰۰ عراده موترهای پکپ و کمک‌های مالی زیاد به اختیار طالبان گذاشت. آی‌اس‌آی یک بودجه دو میلیون کلداری تهیه دید تا از آن وسایل لوجستیکی آماده شود. افسران آی‌اس‌آی به قندهار، به سفرهای رفت و برگشت آغاز کردند تا پلان حمله را آماده گردانند. هزاران افغان و پاکستانی تازه استخدام شده از کمپ‌های مهاجرین و مدارس، در کنار طالبان در جبهات جنگ قرار داده شد.»(رشید، ۱۰۹)

    پاکستان و بازتولید طالبان

    پس از پیروزی طالبان و تصرف کابل، تنها کشورهای پاکستان و عربستان سعودی بودند که رژیم طالبان را به رسمیت شناختند. در این مرحله آرزوی دیرینه‌ی پاکستانی‌ها برآورده شده بود و هر وقت می‌خواستند می‌توانستند بیایند در کابل نماز بگزارند. در واقع کابل بخشی از پاکستان شده بود و سیاست عمق استراتژیک پاکستان عملی شده بود. اما القاعده کاری کرد که پاکستان را در یک تنگنا قرار داد؛ دست برداشتن از کابل و رژیم طالبان یا شاخ به شاخ شدن با ایالات متحده آمریکا که سخت در خشم و به دنیال انتقام از القاعده و میزبان آن طالبان بود. بنابراین، پاکستانی‌ها همان‌طور که از حمایت مجاهدین دست کشید، از حمایت طالبان نیز به ظاهر دست کشید، اما واقعیت این‌گونه نبوده است.

    به نقل از احمد رشید، طالبان بعداز فروپاشی امارت اسلامی، در زمستان ۲۰۰۱م، به طور مخفیانه به سوی مرز پاکستان فرار نکردند؛ بلکه به صورت گروهی و به وسیله‌ی اتوبوس، تاکسی، تراکتور، سوار بر شتر و اسب و حتی پیاده به مرز پاکستان رسیدند. برای بسیاری از آن‌ها، این یک فرار نبود؛ بلکه بازگشت به خانه بود. بازگشت به اردوگاه‌های پناهندگان در بلوچستان، یعنی جایی که در آن رشد کرده بودند و خانواده‌های شان هنوز آنجا زندگی می‌کردند، بازگشت به مدارس مذهبی که روزگاری در آن درس می‌خواندند، مهمان مساجدی که زمانی در آن‌ها عبادت می‌کردند. آن‌های که خانواده‌ای نداشتند تا از آن‌ها استقبال کند، به وسیله‌ی گروه‌های شبه نظامی پاکستان و جمعیت علما، همراه با پتو، لباس‌های نو و بسته‌های پُر از پول مورد استقبال گرم قرار می‌گرفتند. مقامات «آی‌اس‌آی» برای طالبان دست تکان می‌دادند. پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، بر آن نبود تا طالبانی را که به مدت دو دهه به وسیله‌ی ارتش این کشور آموزش دیده بودند، ناامید یا دستگیر کند. برای پاکستان، طالبان تجسم آینده‌ی پاکستان بودند و باید تا زمان موعود پنهان می‌شدند. طالبان متواری که شامل رهبران ارشد شان هم می‌شد، در مناطق قبیله‌ای هم مرز با افغانستان پناه گرفتند. مناطقی که تا به حال برای بقا و فعالیت‌های طالبان بسیار حیاتی است. این مناطق قبیله‌ای مرزی واقع در خاک پاکستان، شامل بلوچستان، ایالت سرحد شمال غربی و مناطق قبیله‌ای آزاد(فتا) می شود. منطقه فتا‌ از شمال غرب با افغانستان هم‌مرز است که دارای هفت ناحیه قبیله‌ای می‌باشد. از نظر استراتژیک برای ادامه جنگ در افغانستان، از اهمیت بالایی برای طالبان برخوردار است.

    مشکل پاکستان با افغانستان چیست؟

    تاریخ روابط افغانستان و پاکستان از آغاز شکل‌گیری پاکستان به عنوان یک کشور مستقل تاکنون با فراز و نشیب‌های همراه بوده است. تا حالا در هیچ دوره‌ای تاریخی این دو کشور نسبت به همدیگر با دید مثبت و همگرایانه ندیده است. تجربه روابط گذشته دو کشور سراسر واگرایانه و توأم با منازعه بوده است. به عبارت دیگر، گذشته روابط دو کشور را می‌توان سراسر واگرایی و شکست دیپلماسی نامید. پاکستان نسبت به افغانستان، نگاه امنیتیدارد. بنابراین، همیشه تلاش نموده است تا در افغانستان حکومتی را روی کار بیاورد که تابع سیاست‌های امنیتی پاکستان باشد. چنانچه پیتر مارسدن، در کتاب «طالبان، جنگ، مذهب و نظم نوین در افغانستان» می‌نویسد: «ضیاء الحق آشکارا خواستار آن بود که در کابل حکومتی بر سر کار آید که زیر کنترول پاکستان باشد. استراتژی پشت سر این هدف از نظر دفاعی برای پاکستان بسیار اهمیت داشت؛ ایجاد یک قدرت استراتژیک در برابر هند از طریق تشکیل یک بلوک اسلام‌گرا که از پاکستان تا آسیای میانه گسترده باشد.»(مارسدن، ۵۲) و همین‌طور پرویز مشرف، رییس‌جمهور پیشین پاکستان نیز در سال ۲۰۰۵م، به صراحت اعلام کرده بود که اگر دولت طالبان به رسمیت شناخته می‌شد، شاید واقعه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، رخ نمی‌داد. بنابراین، دو مشکل عمده در مناسبات سیاسی میان این دو کشور وجود دارد؛ یکی مشکل سرزمینی و مرزی که بر محور «خط دیورند» شکل گرفته است. و دیگر این‌که پاکستان به دنبال سیاست عمق استراتژیک در افغانستان در رابطه به هند است.

    الف: خط دیورند

    افغانستان و پاکستان با ۲۲۴۰ کیلومتر مرز مشترک، در همسایگی همدیگر قرار دارند. این همسایگی و داشتنِ مرز مشترک اما برای افغانستان هزینه‌ی زیادی داشته است. این مرز مشترک که معروف به خط مرزی دیورند است، در سال ۱۸۹۳م، بین بریتانیای آن زمان که هند را تحت استعمار خود داشت و امیر عبدالرحمن خان، پادشاه افغانستان تأیید شد. اما در هیچ مقطعی از تاریخ مورد قبول حاکمان پشتون در افغانستان قرار نگرفته است. مسئله خط دیورند مورد قبول هیچ یک از رژیم‌های متفاوتی که تا حالا در افغانستان روی کار آمده‌اند، قرار نگرفته است. بنابراین، روابط این دو کشور تحث تأثیر دو عامل اختلاف‌های مرزی و ادعاهای قومی همواره تیره بوده است. چنانچه درگیری میان پاکستان و افغانستان به دلیل کوتاهی در عمل به مفاد موافقتنامه‌ای توسط اسلام‌آباد به اوج خود رسیده است که بر اساس آن مقرر شده بود که جنرال پرویز مشرف، رییس جمهور پیشین پاکستان، صلح را در مناطق قبیله‌نشین پاکستان بر قرار کرده و از سرایت ناامنی به داخل خاک افغانستان جلوگیری کنند. در سال ۲۰۰۶م، حکومت پاکستان در مناطق وزیرستان، با طالبان توافق‌نامه صلح امضاء کردند، ولی در داخل آماده جنگ نظامی با این گروه شد. قرارداد آتش‌بس وزیرستان با توافق میان حکومت مشرف با بزرگان قبایلی که پشتیبانان اصلی القاعده و طالبان هستند، امضاء شد. امضای توافق‌نامه دولت پاکستان با سران قبایل و طالبان در وزیرستان، در واقع بسیج کردن طالبان افغان در پاکستان بود. این موافقتنامه با ۴۵ قبیله مرزنشین نواحی شمالی ایالت وزیرستان منعقد شده و در آن تصریح شده است که مبارزان القاعده از آن منطقه اخراج شده و گروه طالبان نباید بر هیچ منطقه‌ای از آن نواحی حاکمیت داشته و یا در آن مناطق دست به خشونت و درگیری بزنند. اما از سوی دیگر، دست این گروه‌ها را باز گذاشته بود که آزادانه در خاک پاکستان فعالیت کنند، که در واقع برای جنگ در افغانستان می‌کردند.

    منطفه سرحدی قبایلی آزاد، همان هفت ناحیه‌ی است که در اطراف خط دیورند واقع شده‌اند. منطقه‌ی وزیرستان شمالی به مرکزیت میرامشاه، وزیرستان جنوبی به مرکزیت وانا، مناطق باجور، مهمند، خیبر، اورکزی و کورم عبارت از هفت منطقه‌ی مهم در کنار خط مرزی دیورند هستند که ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارند. جمعیت مناطق قبایلی آزاد بیش از ۳ / ۱ میلیون نفر برآورد شده است، که بیش از ۴۰ میلیون پشتون در دو طرف خط مرزی دیورند زندگی می‌کنند. وزیرستان منطقه‌ی خودمختار در پاکستان هم‌مرز با افغانستان است، که پناهگاه اصلی نیروهای طالبان و القاعده محسوب می‌شود.

    ب: سیاست عمق استراتژیک

    یکی از عناصر ثابت رفتار استراتژیک پاکستان، اعتقاد به ضرورت عمق استراتژیک در افغانستان بوده است. علی‌رغم کاربرد وسیع این اصطلاح در گفتمان امنیت ملی پاکستان، بحث‌های ملموسی روی معانی واقعی آن، و اخیراً در مورد اهمیت آن وجود دارد. پژوهشگران، حکومت ضیاء الحق را آغازگر یافتن عمق استراتژیک می‌دانند. در این زمان پاکستان، ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی از مجاهدین افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی حمایت می‌کردند. در واقع علاقه‌ی پاکستان به عمق استراتژیک در جریان جنگ‌ افغانستان شکل گرفت که در آن زمان ضیاءالحق احساس می‌کرد که پاکستان با قرارگرفتن در خط اول نبرد، حق داشتن رژیم مورد نظر در کابل برایش محفوظ است. با این‌حال، کریستین فییر در کتاب «نبرد تا آخرین نفس» عمق استراتژیک را به عنوان یک مفهوم جغرافیایی توصیف می‌کند. از نظر او، جنرال میرزا اسلم بیگ، رییس ستاد ارتش پاکستان در زمان دوره نخست صدارت بی‌نظیر بوتو، عمق استراتژیک را؛ نصب یک رژیم دوست و اسلام‌گرا در کابل تعریف می‌کرد که تا به احساس ناامنی دایمی پاکستان نقطه پایان گذاشته و یا مانع نفوذ دولت‌های متخاصم در مناطق قبایلی در غرب این کشور شود و حکومت‌های افغانستان از روابط بسیار عمیق با هند پرهیز کنند. بنابراین، ارتش پاکستان در تلاش برای مهار تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم از ناحیه‌ی افغانستان، از منابع فراوان خود از جمله اسلام‌گرایان استفاده کرده است.(فییر، ۱۲۹- ۱۴۷)

    پاکستان همواره این نگرانی را داشته است که اگر هند پایگاهی در افغانستان داشته باشد، به تنهایی و یا با همکاری افغانستان می‌تواند اوضاع مناطق سرحدی غرب پاکستان را اخلال کند. پاکستان علی‌رغم ادعای قبلی‌اش، پس از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، به طور آشکار حمایت‌های خود را از جنگ‌جویانی مانند ملاعمر، رهبر طالبان افغانستان و شبکه‌ی جلال الدین حقانی ادامه داده است. پاکستان به طور پیوسته بالای نیروهای نیابتی خود که در افغانستان می‌جنگند، سرمایه‌گذاری می‌کند؛ چون ارتش پاکستان می‌خواهد که توانایی و نفوذ هند در افغانستان را محدود سازد. هر چند که نظامیان پاکستان به متهم ساختن هند به اجرای فعالیت‌های شوم، حمایت از جدایی‌طلبان بلوچ و تروریست‌ها در مناطق قبایلی تا بمب‌گذاری اهدافی در خود پاکستان عادت دارند، اما تلاش برای داشتن عمق استراتژیک در افغانستان را انکار می‌کنند.(همان، ۱۶۴) اما خیلی واضح و آشکار است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان، حمایت آگاهانه از طالبان است که از دشمنی‌ این کشور با هند نشأت گرفته است. از آغاز تأسیس پاکستان در ۱۹۴۷م، این کشور رقیب پُرچالش برای هند بوده است. این دو کشور ادعای مالکیت کشمیر را دارند و تا به حال سه بار با هم جنگیده اند. پاکستان برای مبنای سیاستِ عمق استراتژیک در افغانستان، همواره تلاش نموده تا با استقرار حکومت وابسته به پاکستان در کابل، از محاصره شدن توسط هند جلوگیری کند. پاکستان از روابط بین هند و افغانستان پس از سقوط طالبان همواره نگران بوده است؛ زیرا هند حضور چشم‌گیری در عملیات بازسازی افغانستان داشته، که این امر خیلی مورد تأیید پاکستان نبوده است. بنابراین، عوامل حمایت پاکستان از طالبان و تشدید جنگ در افغانستان به استراتژی و اهدافی همچون؛ تشکیل حکومت تحت الحمایه یا وابسته به پاکستان در کابل، تقویت عمق استراتژیک پاکستان در برابر هند در افغانستان و حل مسئله‌ی پشتونستان و به رسمیت شناخته‌شدنِ خط دیورند، برمی‌گردد. پس تا این مشکلات اساسی میان این دو کشور به طور ریشه‌ای حل نگردد، پاکستان هیچ‌گاه از پروسه صلح در افغانستان حمایت واقعی نخواهد کرد.

    عباس عارفی

    خبرنامه

  • عبدالله عبدالله: منتظر گام های عملی مشترک پاکستان در پروسه صلح افغانستان هستیم

    عبدالله عبدالله: منتظر گام های عملی مشترک پاکستان در پروسه صلح افغانستان هستیم

    آقای عبدالله که روز سه‌شنبه (۸ میزان)، در انستیتوت مطالعات استراتژیک اسلام‌آباد سخن می‌ گفت، در حالی‌ از پاکستان دیدن می‌کند که آینده‌ی صلح‌آمیزی، در افق برای افغانستان به چشم می‌خورد.

    به گفته‌ی او، پاکستان در زمینه‌سازی برای آغاز گفت‌وگوهای میان‌افغانی، نقش عمده‌ای بازی کرد و اکنون، نقش مهم‌تری نه تنها در کمک به پایان رسانیدن موفقانه‌ی این فرآیند؛ بلکه در ایستادن در کنار مردم و حکومت افغانستان برای ساختن منطقه‌ای صلح‌آمیز و مرفه دارد.

    آقای عبدالله، افزود، دولت افغانستان، قدردان تلاش‌های اسلام‌آباد در راستای تحقق صلح بوده و هم‌چنان، چشم به راه گام‌های عملی مشترک در این مسیر است.

    او تصریح کرد: «به نفع نیست تا وضعیت موجود را ادامه بدهیم. ما به روی‌کردهای تازه‌ای نیاز داریم. مردم ما این‌ را از ما توقع دارند و می‌خواهند. نیازمندیم تا به منطقه‌ی خود، به عنوان یک منطقه‌ی واحد ببینیم.»

    آقای عبدالله، گفت: «باید به واقعیت‌های منطقه در ۳۰ سال گذشته، ببینیم و تغییرات را در نظر بگیریم. باید درس‌های لازم را از سود و زیان خود و تهدیدها و فرصت‌ها در نظر بگیریم. اگر ما راه‌حل‌های استوار بر برد-برد، تنش‌زدایی، میانه‌روی، اتصال منطقه‌ای بیش‌تر، تجارت‌، ترانزیت، همگرایی اقتصادی و تعامل موثر و بیش‌تر میان تاجران و مردم را دنبال می‌کردیم، امروز در کجا قرار می‌داشتیم؟ بهای سیاست عدم همکاری و فرصت‌هایی‌ را که به این دلیل نوع روی‌کرد از دست داده‌ایم، قابل پرداخت نیست. ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است.»

    به گفته‌ی او، در حال حاضر، افغانستان و پاکستان، با چالش‌ها و تهدیدهای جدی‌ای به شمول لایه‌های مختلف دهشت‌افگنی، افراط‌گرایی، نابردباری و ویروس کرونا روبه‌رو اند و به همین دلیل، دو کشور، بیش‌تر از هر زمانی، به همکاری مشترک و تعامل بیش‌تر برای همز‌یستی مسالمت‌آمیز و مرفه، نیاز دارند.

    آقای عبدالله، گفت صلح و ثبات در افغانستان یا در هر کشوری در جغرافیای جنوب و مرکز آسیا، می‌تواند پیامد مثبتی برای همسایگان و همگرایی منطقه‌ای، داشته باشد.

    او، تأکید کرد افغانستان امروز، افغانستان ۱۹۹۶ یا ۲۰۰۱ نیست؛ بلکه افغانستان امروز، جوان و متکثر است و مردم این کشور نیز، بیش‌تر از هر زمانی، با یک‌دیگر وصل و در ارتباط اند و مصمم اند تا خود آزادانه درباره‌ی حکومت و نظام هم‌خوان با وحدت و تنوع جامعه‌ی خود، تصمیم بگیرند.

    او، تصریح کرد مردم افغانستان، متحول و دگرگون شده و می‌خواهند دست‌آوردهای بنیادین خود را به شمول حقوق و آزادی‌های فردی تمام گروه‌ها، حفظ کنند.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، گفت: «ما نمی‌خواهیم و اجازه نمی‌دهیم هیچ‌ دهشت‌افگنی در کشور ما حضور داشته باشد و اجازه نمی‌دهیم هیچ گروه و شبکه‌ای، تهدیدی برای ملت دیگری باشد. مذاکرت صلح، زمینه‌ی مناسب و امیدوارهایی را فراهم کرده تا با جنگ خداحافظی کنیم و با استفاده از صبر، گفت‌وگو و گذشت، به این توافق برسیم که کشور خود را، متحد سازیم.»

    او، تأکید کرد که پاکستان و افغانستان، هر دو به صلح و آینده‌ی بهتر نیاز دارند؛ زیرا هر دو بهای سنگینی در مقابله با گروه‌های مختلف تروریستی پرداخته‌اند که تا اکنون نیز، به عنوان خراب‌کار عمل می‌کنند.

    آقای عبدالله، گفت که دولت افغانستان، از گروه طالبان می‌خواهد تا خشونت را به گونه‌ی جدی کاهش داده و در حرکت به سوی یک آتش‌بس جامع و دائمی، از آسیب‌رسانیدن به غیرنظامیان، خودداری کند.

    رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، در بخش دیگری از سخنان خود، از مردم و دولت پاکستان، به خاطر میزبانی از میلیون‌ها مهاجر افغان در چهار دهه‌ی گذشته، قدردانی کرد؛ اما گفت که می‌خواهد تا مهاجران، به صورت داوطلبانه و با عزت و امید تازه، در آینده‌ی جدید، به کشور خود برگردند.

  • وزیر خارجه پاکستان: دخالت در افغانستان به نفع ما نیست

    وزیر خارجه پاکستان: دخالت در افغانستان به نفع ما نیست

     شاه‌محمودی قریشی وزیر امور خارجه پاکستان امروز سه‌شنبه(۸میزان) در نشست خبری مشترک با عبدالله در انستیتوت مطالعات راهبردی پاکستان، گفت صلح پایدار تنها از داخل افغاستان می تواند تامین شود.
    وزیر خارجه پاکستان افزود بعضی‌ها هستند که به خاطر منافع شان صلح را در افغانستان نمی‌خواهند، ولی اکثریت خواهان صلح هستند.
    به گفته آقای قریشی، صلح پایدار تنها از داخل افغانستان می تواند تامین شود و نمی تواند از بیرون تحمیل گردد.
    قریشی تاکید کرد برای یک افغانستان صلح‌آمیز و با سعادت باید مشترک کار کنیم و این آروزی پاکستان است.
    او گفت: «اگر می‌خواهیم پروژه برق عملی شود، اگر می‌خواهیم پاکستان از طریق افغانستان با آسیای میانه وصل شود، اگر می‌خواهیم همکاری دوجانبه اقتصادی داشته باشیم، لازمه‌اش این است که در افغانستان صلح حاکم گردد.»
    شاه‌محمود قریشی تصریح نمود «امنیت و ثبات ما وابسته به امنیت و ثبات در افغانستان است. ما سودی در امور داخلی شما نداریم و نمی‌خواهیم در امور داخلی شما دخالت کنیم».
    قریشی در آخر گفت مردم پاکستان از اراده مردم افغانستان پشتیبانی می‌کنند و آرزوی ما حاکمیت ارضی و استقلال افغانستان است.

  • رهبر حزب مسلم لیگ نواز به اتهام انتقال غیرقانونی پول بازداشت شد

    رهبر حزب مسلم لیگ نواز به اتهام انتقال غیرقانونی پول بازداشت شد

    شهباز شریف رهبر حزب مسلم لیگ نواز به اتهام انتقال غیر قانونی پول بازداشت شد.

    او روز دوشنبه در مقابل ساختمان ستره محکمۀ پاکستان از سوی اداره احتساب ملی پاکستان دستگیر شد.

    محکمۀ لاهور پیش از این درخواست ضمانت شریف را رد کرده بود.

    در جریان دستگیری شهباز شریف اعضای حزب مسلم لیگ نواز و هواداران آن بر ضد حکومت شعار می‌دادند.

    او یک هفته بعد از آن دستگیر می‌شود که برادرش نواز شریف صدراعظم پیشین پاکستان در یک پیام ویدیویی، حکومت کنونی به رهبری عمران خان صدراعظم آن کشور را بی‌صلاحیت توصیف کرد.

  • بن بست در مذاکرات بین الافغانی دوحه و امیدها به سفر عبدالله به پاکستان!

    بن بست در مذاکرات بین الافغانی دوحه و امیدها به سفر عبدالله به پاکستان!

    در روزهایی که چانه‌زنی برای شروع گفت‌وگوهای صلح افغانستان میان هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان در دوحه جریان دارد، داکتر عبدالله ‌عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی، بنا به دعوت رسمی عمران‌خان، نخست‌وزیر پاکستان، روز دو شنبه (۷ میزان) سال روان، به اسلام‌آباد سفر می‌کند. دلیل عمده‌ی سفر آقای عبدالله، تقویت اجماع منطقه‌ای برای صلح افغانستان گفته شده است.
    فریدون خوزون، سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی، به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید که آقای عبدالله برای گسترش روابط میان دو کشور، تقویت اجماع منطقه‌ای و جلب حمایت پاکستان از روند صلح افغانستان، به پاکستان رفته است.
    عبدالله ‌عبدالله، در حالی به اسلام‌آباد می‌رود که از ۱۲ سال به این‌‌سو، به این کشور سفری نداشته است. او، آخرین‌بار در سال ۲۰۰۸ به ‌منظور شرکت در جرگه‌ی مشترک منطقه‌ای صلح، به اسلام‌آباد رفت. او، در آن سفر، ریاست «جرگه‌ی مشترک منطقه‌ای» را بر عهده داشت که به گونه‌ی مشترک در کابل و اسلام‌آباد راه‌اندازی شده بود. پس از آن، آقای عبدالله، دوشنبه (۷ میزان) با ریاست هیئت بلند‌رتبه‌ی دولتی به شمول دکتر عنایت‌الله بابر فرهمند، معاون نخست و اسدالله سعادتی معاون دومش، به اسلام‌آباد رفت.
    در این سفر آقای عبدالله، دیروز (دوشنبه ۷ میزان) با شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان و رییس مجلس سنای این کشور دیدار کرد. او، در دیدار با قریشی، گفت: «امیدوارم این سفر صفحه‌ی تازه‌ا‌ی در روابط دوجانبه، تقویت روابط بیش‌تر و درک مشترک در باره‌ی روند صلح افغانستان ایجاد کند.»
    عبدالله ‌عبدالله، قرار است امروز (سه شنبه، ۸ میزان) با عمران‌خان نخست‌وزیر پاکستان، رییس ستاد مشترک ارتش و رییس آی اس آی دیدار ‌کند.
    سفر عبدالله‌ عبدالله به اسلام‌آباد در حالی است که چشم جامعه‌ی جهانی به قطر؛ جایی که چانه‌زنی برای شروع گفت‌وگوهای صلح افغانستان جریان دارد، دوخته شده است.
    گفت‌وگوهای صلح افغانستان، شنبه (۲۲ سنبله) سال روان میان هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان در دوحه، گشایش یافت. در عصر همان‌روز گروه‌های تماس دو طرف، برای تعیین دستور‌جلسه و اصول کاری گفت‌وگوها، تشکیل شد. قرار بود دو روز پس از گشایش، گفت‌وگوهای رو در رو، میان هیئت‌های دولت افغانستان و طالبان شروع شود؛ اما به دلیل به‌نتیجه‌نرسیدن کار گروه‌های تماس، گفت‌وگوهای صلح افغانستان تا هنوز شروع نشده است.
    دنباله‌دارشدن کار گروه‌های تماس هيئت گفت‌وکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان روی دستور جلسه و اصول کاری تا حالا باعث شده است که هیئت‌های دو طرف تا هنوز هم وارد گفت‌وگوهای رو در رو نشوند. به باور برخی از کارشناسان و آگاهان سیاسی این وضعیت بیان‌گر به بن‌بست رفتن، گفت‌وگوهای صلح افغانستان است؛ بن‌بستی که دولت افغانستان فکر می‌کند با سفرهای هیئت بلندرتبه‌ی دولتی به کشورهای منطقه از میان برداشته خواهد شد.
    احمد سعیدی، تحلیل‌گر سیاسی و کارشناس مسایل پاکستان، به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید: «پس از به بن‌بست‌خوردن گفت‌وگوهای صلح، دولت افغانستان به دو چیز دل ‌بسته است؛ سفر داکتر عبدالله‌ عبدالله به پاکستان و سفر عمران‌خان- نخست‌وزیر پاکستان- به افغانستان.)
    آگاهان سیاسی، نقش اسلام‌آباد را در گفت‌وگوهای صلح و زیرفشار قراردادن گروه طالبان، مهم می‌دانند و می‌گویند که نقش پاکستان و اجماع منطقه‌ای برای این که طالبان از خواست‌های شان در دوحه کوتاه بیایند، موثر است. به باور آن‌ها، به دلیل نفوذ بر رهبری و بدنه‌ی نظامی و مالی طالبان، در روند صلح افغانستان، اگر نقش پاکستان بیش‌تر از امریکا نباشد، کم‌تر نیز نیست.
    سید ظاهر مطهری، استاد دانشگاه، می‌گوید که پاکستان در جنگ و صلح افغانستان نقش موثری دارد و سفر عبدالله‌ عبدالله، می‌تواند در تسهیل گفت‌وگوهای صلح افغانستان کمک کند: «از طریق پاکستان می‌شود به گروه طالبان فشار آورد تا از بعضی خواست‌های‌ شان کوتاه بیایند.» به گفته‌ی او، سفر عبدالله به پاکستان برای ایجاد اجماع منطقه‌ای مهم است.
    با این حال، برخی دیگر از آگاهان سیاسی باور دارند که اجماع منطقه‌ای شکل نمی‌گیرد، مگر این که منافع کشورهای منطقه و به ویژه پاکستان در روند صلح افغانستان، تامین شود. به گفته‌ی آن‌ها، روابط افغانستان و پاکستان از یک سال به این‌سو به خاطر حمله‌های توپخانه‌ی پاکستان در مناطق شرقی، درگیری در مرز سپین بولدک و حصارکشی از سوی پاکستان در امتداد خط دیورند، دچار بحران شده است. از این ‌رو، بارها مقام‌های بلند ‌رتبه‌ی دولتی، به شمول امرالله صالح، معاون نخست رییس‌جمهور، پاکستان را متهم به حمایت سیاسی و نظامی از طالبان کرده اند.
    احمد سعیدی می‌گوید که اجماع منطقه‌ای، منافع منطقه‌ای به دنبال دارد؛ کشورهای منطقه، اگر منافع درازمدت‌ شان در روند صلح افغانستان تامین نشود، اجماع منطقه‌ای نیز شکل نمی‌گیرد: «اگر این منافع به دامن پاکستان بیفتد، سخت است که به اجماع منطقه‌ای باور داشته باشیم.»
    از سویی هم پاکستان و طالبان روابط نزدیک داشته است. پاکستان، عربستان و امارات متحده‌ی عربی تنها کشورهایی بودند که امارت اسلامی طالبان را به رسمیت شناختند، در حالی که سازمان ملل متحد، آن را به رسمیت نشناخته ‌بود. در زمان امارت اسلامی، روابط دو کشور به دلیل این که رژیم طالبان هم‌سو و هم‌فکر با سیاست‌های پاکستان عمل می‌کرد، بسیار خوب بود؛ اما در زمان ریاست‌جمهوری حامد کرزی و پس از آن، از شروع حکومت وحدت ملی تا اکنون، روابط این دو کشور پرتنش بوده است.
    برخی افراد بلند‌رتبه‌ی دولت افغانستان و آگاهان سیاسی این کشور، باور دارند که بخش وسیعی از مشکل‌های ناامنی در افغانستان زیر سر سازمان‌ استخباراتی آی اس آی و مقام‌های بلندپایه‌ی‌ نظامی پاکستان است؛ در بیست سال گذشته، این کشور از گروه‌های تروریستی در خاک افغانستان پشتیبانی کرده است. محمد اشرف‌غنی، رییس‌‌جمهور افغانستان در سخن‌رانی‌هایش، بارها تاکید کرده است که سیاست‌های دوگانه‌ی پاکستان در برابر هراس‌افگنان نزد دولت افغانستان پذیرفتنی نیست و این کشور، باید در برابر هراس‌افگنان صادقانه و آگاهانه مبارزه کند.
    به باور کارشناسان سیاسی، اگر روابط پاکستان و طالبان تیره شده باشد، می‌توانیم به سفر آقای داکتر عبدالله به پاکستان امید ببندیم؛ اما این امید به دلیل این‌که پاکستان بارها به وعده‌هایی‌که داده است، عمل نکرده، می‌تواند مبدل به چالش دیگری فراروی صلح افغانستان شود.
    آقای سعیدی می‌گوید: «سفر عبدالله به پاکستان، می‌تواند با امید و چالش هم‌راه باشد؛ زیرا در این شرایط حساس تاریخی، سخت است که به نیت واقعی پاکستان پی برد.» به گفته‌ی او، اگر به گذشته‌ی پاکستان نگاهی بیندازیم، امیدی به بهبود روابط نمی‌رود؛ مگر این‌که در سیاست پاکستان در برابر افغانستان تغییری آمده باشد که احتمال آن اندک است.
    این‌ همه در حالی است که از دوحه؛ جایی که گفت‌وگوهای صلح افغانستان گشایش یافت، خبر امیدوارکننده‌ای به گوش نمی‌رسد. هم‌زمان با این که چشم‌ها به دوحه برای شروع گفت‌وگوهای صلح و چگونگی آن، دوخته شده است؛ باید منتظر بود که سفر ‌عبدالله به اسلام‌آباد چه نتیجه‌ای برای گفت‌وگوهای صلح افغانستان خواهد داشت.

  • پاکستان از روند صلح افغانستان قاطعانه حمایت می کند

    پاکستان از روند صلح افغانستان قاطعانه حمایت می کند

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی در جریان سفرش به پاکستان، با شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان دیدار کرد.

    سخنگوی‌ وزارت خارجه‌ی پاکستان در رشته‌تویتی گفت دو طرف در این دیدار در مورد گسترش روابط کابل – اسلام‌آباد و روند صلح افغانستان بحث و گفت‌وگو کرده‌اند.

    براساس معلومات وزارت خارجه‌ی پاکستان، شاه‌محمود قریشی در این دیدار گفت کشورش از روند صلح افغانستان به‌صورت قاطعانه حمایت می‌کند. او تأکید کرد جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد.

    قریشی در دیدار با عبدالله ابراز امیدواری کرد سفر او به اسلام‌آباد فصل تازه‌ای را در روابط دوجانبه باز کرده و از روند صلح نیز درک مشترک ایجاد کند.

    وزیر خارجه‌ی پاکستان افزود او تمام طرف‌ها در افغانستان را برای دست‌یابی به یک راه حل سیاسی از طریق یک فرایند تحت رهبری و مالکیت افغان‌ها تشویق می‌کند.

    عبدالله عبدالله صبح امروز (دوشنبه، ۷ میزان) در رأس یک هیأت بلندرتبه‌ی دولتی به پاکستان رفت. آقای عبدالله قرار است سه روز در پاکستان بماند.

    او در دومین روز اقامت خود در پاکستان با عمران‌خان نخست‌وزیر، جنرال قمر جاوید بجوا رییس ستاد ارتش و در سومین روز اقامت خود با رییس‌جمهور پاکستان دیدار خواهد کرد.

  • نمایندگی ناتو در افغانستان: بازیگران منطقه ای از صلح دراز مدت در افغانستان حمایت کنند

    نمایندگی ناتو در افغانستان: بازیگران منطقه ای از صلح دراز مدت در افغانستان حمایت کنند

    همزمان با سفر عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی به پاکستان، نمایندگی ناتو در افغانستان از بازی‌گران منطقه‌ای خواست از ثبات درازمدت در افغانستان حمایت کنند.

    نمایندگی ناتو در افغانستان امروز (دوشنبه، ۷ میزان) در تویتی همچنان گفت از تلاش‌های کابل و اسلام‌آباد برای تقویت روابط‌شان در حمایت از روند صلح افغانستان حمایت می‌کند.

    عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی صبح امروز کابل را به مقصد اسلام‌آباد ترک کرد. آقای عبدالله را در این سفر سه روزه، عنایت‌الله بابر فرهمند و اسدالله سعادتی، معاونان شورای عالی مصالحه ملی، محمد عمر داوودزی، نماینده‌ی خاص رییس‌جمهور در امور پاکستان همراهی می‌کنند.

    رییس شورای عالی مصالحه ملی امروز با شاه‌محمود قریشی وزیر خارجه‌ی پاکستان و رییس ولسی جرگه پاکستان دیدار می‌کند. دیدار آقای عبدالله با عمران خان نخست‌وزیر پاکستان برای فردا سه‌شنبه و دیدار او با عارف علوی رییس‌جمهور پاکستان نیز برای روز چهارشنبه تنظیم شده است.

    براساس معلومات شورای عالی مصالحه ملی، آقای عبدالله قرار است در این دیدارها با مقام‌های ارشد پاکستان در مورد تلاش‌های صلح صحبت کند.

    عبدالله صبح امروز پیش از آن که عازم اسلام‌آباد شود، ابراز امیدواری کرده بود با سفر او به اسلام‌آباد، فصل تازه‌ای از همکاری‌های مشترک میان دو کشور در عرصه‌های مختلف به‌ویژه برقراری صلح پایدار و باعزت باز شود.

    نخستین سفر عبدالله در زمان مأموریت تازه‌اش به‌عنوان رییس شورای عالی مصالحه ملی به پاکستان در حالی صورت می‌گیرد که مذاکرات صلح افغانستان از بیش از دو هفته به این طرف رسما در دوحه، پایتخت قطر آغاز شده است، اما گروه‌های تماس گروه‌های تا کنون نتوانسته‌اند که روی اصول رفتاری در جریان مذاکرات به توافق برسند.

    هنوز اختلافات بر سر مبنای فقهی و اساس مذاکرات میان دو طرف حل نشده است.

  • عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    عمران خان: در افغانستان صلح نباشد، پاکستان نیز آرام نخواهد بود

    ما به یک لحظۀ مهم، توأم با امید برای افغانستان و منطقه رسیده‌ایم. هیأت‌های مذاکره‌کنندۀ دولت افغانستان و طالبان در تاریخ دوازدهم سپتامبر حاضر شدند مذاکرات را برای دست‌یابی به یک توافق سیاسی و ختم جنگ آغاز کنند.

    در کنار مردم افغانستان، ما (پاکستان) بهای این جنگ طولانی و سنگین را پرداخته‌ایم. طی چندین دهه درگیری، پاکستان مسئولیت مراقبت بیش از 4 میلیون پناهنده افغانستانی را بر عهده گرفته است. در این مدت، اسلحه و مواد مخدر نیز به کشور ما سرازیر شده است. درگیری‌های دوام‌دار در افغانستان، مسیر اقتصادی ما را به‌هم زده است. پاکستانی که در دهه‌های 1960 و 1970 وضعیت مطلوبی داشت، به صورت ناراحت‌کننده‌یی تغییر کرده است.

    این تجربه دو درس مهم را به ما آموخت. اول این‌که ما از لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و خویشاوندی با افغانستان بسیار نزدیکیم و حوادثی که در افغانستان اتفاق می‌افتد، قطعاً بالای ما تأثیر دارد. ما فهمیدیم که پاکستان صلح واقعی را تجربه نخواهد کرد، تا زمانی که خواهران و برادران افغانستانی ما در صلح نباشند.

    ما هم‌چنین آموختیم که صلح و ثبات دایمی در افغانستان با استفاده از زور و خواست خارجی‌ها برقرار نمی‌شود. تنها فرایند آشتی میان مردمان افغانستان با رهبری خودشان که واقعیت‌ها و تنوع سیاسی افغانستان را به رسمیت بشناسند، به صلح پایدار می‌انجامد. بنا براین، هنگامی که رئیس‌جمهور ترامپ در اواخر سال 2018 از پاکستان خواست تا برای رسیدن به یک توافق سیاسی در افغانستان با امریکا کمک کند، ما هیچ‌گونه تردیدی نکردیم. ما تعهد کردیم که پاکستان تمام تلاش خود را برای تسهیل این روند انجام خواهد داد و ما این کار را کردیم. امریکا دشوارترین گفت‌وگوهای خود را با طالبان آغاز کرد و این گفت‌وگو منجر به امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان شد. امضای توافق صلح بین امریکا و طالبان، زمینۀ آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی را فراهم کرد.

    مسیری را که برای رسیدن به این‌جا طی کرده‌ایم، آسان نبود، اما به لطف، شجاعت و انعطاف‌پذیری دولت افغانستان و طالبان توانستیم به پیش برویم. ایالات متحده و متحدانش تبادل زندانیان بین دولت کابل و طالبان را تسهیل کردند. دولت افغانستان و طالبان به صدای صلح‌خواهی مردم افغانستان پاسخ مثبت دادند.

    مذاکرات بین‌الافغانی احتمالاً دشوار خواهد بود و همه طرف‌ها به صبر و مصالحه نیاز دارند. پیش‌رفت می‌تواند کُند و دشوار باشد، حتا ممکن است دو طرف به بن‌بست بخورند. در چنین موقعتی بهتر است همه‌چیر در پشت میز مذاکره حل شود تا در میدان‌های خونین جنگ.

    همه طرف‌های که در روند صلح افغانستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، باید در برابر خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی بایستند. خروج شتاب‌زدۀ بین‌المللی از افغانستان غیرعاقلانه است. ما هم‌چنین باید در برابر تخریب‌کاران پروسه صلح افغانستان بایستیم و از سرمایه‌گذاری‌یی که روی این روند شده است، محافظت کنیم.

    پاکستان به حمایت از مردم افغانستان و افغانستان مستقل ادامه خواهد داد. پاکستان معتقد است که مذاکرات صلح نباید با اجبار انجام شود و همه طرف‌ها باید خشونت‌ها را کاهش دهند. همان‌طور که دولت افغانستان، طالبان را به عنوان یک گروه سیاسی به رسمیت شناخته است، امید است طالبان نیز پیش‌رفت‌ها و دست‌آوردهای دولت و مردم افغانستان را به رسمیت بشناسند.

    پاکستان نیز مانند ایالات متحدۀ امریکا نمی‌خواهد که افغانستان پناه‌گا امن برای تروریستان باشد. پس از حملۀ 11 سپتامبر، بیش از 80 هزار نیروی امنیتی و غیرنظامی پاکستانی جان خود را در جنگ با تروریسم از دست دادند. پاکستان هنوز هم هدف گروه‌های فعال تروریستی مستقر در افغانستان است. این گروه‌های تروریستی برای صلح جهانی خطر جدی به حساب می‌آیند. ما امیدواریم که دولت افغانستان تدابیر جدی‌یی را برای کنترل مناطقی که تروریستان در آن خانه دارند و از آن‌جا حملات تروریستی را برنامه‌ریزی می‌کنند، روی دست گیرد. ما مانند ایالات متحده راضی به این نیستیم که سرمایه و جان نیروهای امنیتی خود را که در برابر تروریسم از دست داده‌ایم، به هدر برود.

    زمان آن فرارسیده است که برای «روز بعد» برنامه‌ریزی آغاز شود. جهان چه‌گونه می‌تواند به افغانستان پس از جنگ کمک کند؟ چه‌گونه شرایطی را ایجاد کنیم که میلیون‌ها پناه‌جوی افغانستانی که در پاکستان و سایر کشورها زنده‌گی می‌کنند، دوباره بتوانند به کشور خودشان برگردند.

    تلاش ما از سرمایه‌گذاری و برنامه‌های اقتصادی، رشد و شکوفایی پاکستان و کشورهای منطقه است. سرمایه‌گذاری‌های اخیر ما در پروژه‌های مهم اتصال اقتصادی می‌تواند برای منطقه مهم باشد. گفت‌وگوهای نخستینۀ ما با شرکت مالی توسعۀ بین‌المللی ایالات متحده در مورد این مسایل ارزش‌مند بوده است. این دل‌گرم‌کننده است که ایالات متحده و پاکستان در مورد اهمیت «سود صلح» و صلح پایدار در افغانستان توافق نظر دارند.

    برای پاکستان، صلح و ثبات منطقه‌یی کلید تحقق آرمان‌های جمعی برای آیندۀ بهتر است. ما برای دست‌یابی به این هدف، متعهد به همکاری چندجانبه هستیم. نخستین قدم برای رسیدن به صلح در دوحه برداشته شده است. نادیده‌گرفتن روند صلح افغانستان یا مهم نپنداشتن آن به هر دلیلی که باشد، مسخره است.

    نویسنده: عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان

    منبع: واشنگتن پست

    برگردان: مریم مهتر

  • پس از دو هفته، روز گذشته مذاکرات صلح در قطر متوقف شد

    پس از دو هفته، روز گذشته مذاکرات صلح در قطر متوقف شد

     با گذشت دو هفته از آغاز گفت‌وگوهای صلح هیئت‌های گفت‌وگو کننده دولت افغانستان و گروه طالبان در دوحه، منابعی در قطر می‌گویند که طرزالعمل مذاکرات تهیه نشده و روز گذشته (شنبه) هیچ دیداری میان دو طرف برگزار نشد.
    یک منبع دولتی به رسانه‌ها گفت هیئت طالبان صلاحیت کافی ندارد از همین رو مذاکرات متوقف شده است.
    یک عضو هیئت گفت‌وگو کننده طالبان افزود اعضای هیئت دولت افغانستان هماهنگ نیستند و به همین دلیل گفت‌وگوها متوقف شده است.
    به گفتۀ این منبع، اعضای هیئت دولت افغانستان از جریان‌ها و احزاب مختلف نمایندگی می‌کنند و زمانی که به نشست می‌آیند، خواست جدیدی را مطرح می‌کنند و با نزدیک شدن به یک نتیجۀ نهایی از نشست می‌روند و پس از بازگشت‌شان به مجلس تعبیرشان تغییر می‌کند.
    در حالی که مذاکرات صلح در دوحه در مرحله توافق بر طرزالعمل مذاکرات متوقف شده، تلاش‌های دیپلماتیک در منطقه به ویژه با پاکستان گرم‌تر شده است.

  • حکمتیار و مواضع بوقلمونی!

    حکمتیار و مواضع بوقلمونی!

    «در سالروز بزرگ‌داشت نجیب قاتل و جانی، خیمه لویه‌جرگه محاصره و تمام راه‌های آن را بسته کنید. ارگ و پارلمان تا زمانی محاصره بماند که نه تنها بر عدم تکرار چنین شرارت‌هایی [تجلیل رسمی از سال‌روز ترور داکتر نجیب‌الله] تعهد محکم به‌دست آید، بلکه همه مقام‌های ملحد و سکولار که بر ارزش‌های دینی و ملی مردم افغانستان بی‌حرمتی کرده و در کنار اشغال‌گران و زیر فرمان آن‌ها بر ضد ملت جنگیده‌اند، از وظایف‌شان برکنار شوند.»

    متن بالا، برگردان بخشی از خطبه نماز جمعه گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی از زبان پشتو به فارسی است که با عنوان «متن خطبه مشر معزز» به رسانه‌ها فرستاده شده است. خطبه، روز گذشته، چهارم میزان، در مسجدی در محوطۀ زندگی حکمتیار که در آن خانه و دفتر حزب او واقع شده، ایراد شد. حکمتیار در منطقه دارالامان، در جنوب-غربی کابل زیستگاه خود را انتخاب کرده، سمتی از شهر کابل که در آن ولسوالی چهارآسیاب، پایگاه مرکزی گلبدین حکمتیار در زمان جنگ‌های داخلی نیز واقع شده است.

    گلبدین حکمتیار در میزان سال 1395 خورشیدی با حکومت افغانستان توافق‌نامه صلح امضا کرد و بر اساس ماده دهم توافق‌نامه او حق دارد که «دو یا سه محل مناسب را برای اقامت خویش در افغانستان انتخاب نموده و دولت تدابیر لازم امنیتی و هزینه معین و معقول را برای وی فراهم می‌سازد.» حکمتیار  در آخرین خطبه نماز جمعه، در خانۀ که هزینه آن را حکومت افغانستان می‌پردازد، موضعی را اتخاذ کرد که از زمان امضای توافق‌نامه به این سو بی‌پیشنه بوده است.

    براساس خطبه 4 میزان، محمد اشرف غنی با نور محمد ترکی، از بنیان‌گذاران و دبیرکل پیشین حزب دمکراتیک خلق افغانستان (1344 الی1358) در یک ظرف مورد سنجش قرار گرفت. حکمتیار به زبان کنایه گفته «در دو دور اشغال دیدیم که یکی را نابغه شرق [ترکی] و دیگر را دومین متفکر جهان [غنی] ساختند.»

    موضع حکمتیار در خطبه 4 میزان به شدت تهاجمی است. به گفته حکمتیار، حکومت تصمیم دارد که سال‌روز ترور داکتر نجیب‌الله احمدزی (6 میزان 1375) رئیس‌جمهور پیشین افغانستان را تجلیل کند که به باور حکمتیار این کار «بی‌حرمتی به جهاد مقدس مردم افغانستان است» و هدف آن، تخریب پروسه صلح و تحریک «مجاهدین و طالبان» که آنان را از صلح پشیمان و به جنگ ترغیب کند. حکمتیار حکومت را عروسک و دست‌نشانده خارجی‌ها خوانده که مشتاق دوام جنگ است. در خطبه او آمده که «اهل‌الرای ولایت کابل» جمع شده و پس از بحث‌های مفصل، تصمیم گرفته‌اند که جلو تجلیل از مراسم سال‌روز ترور داکتر نجیب را بگیرند و در برابر آن عکس‌العمل «جدی و عملی» در ولایت‌ها و مرکز گرفته شود.

    واژه‌های و اصطلاحاتی همانند اشغال، رسانه‌های مزدور، فحشا و فساد، نفرت، خون، ملحدان، خباثت، شرارت، دشمنان دین، سکولار و… به کثرت در خطبه نماز جمعه آقای حکمتیار آمده که در ادبیات گروه‌های رادیکال به وفور از آن استفاده می‌شود. اما موضع حکمتیار برخلاف مواضع سخت گروه‌ها رادیکال پس از امضای توافق‌نامه با دولت افغانستان پیوسته تغییر کرده است.

    موضع دوگانه در یک ماه

    گلبدین حکمتیار و جریان سیاسی و نظامی او  پیش از امضای توافق‌نامه صلح با دولت افغانستان، تنها جریان اسلامی بازمانده از جنگ‌ با شوروی و جنگ‌های داخلی بود که از پذیرش نظم نوین در افغانستان سر باز زد. تا آن زمان حکمتیار به عنوان چهره اصول‌گرا در میان افراط‌گرایان شناخته می‌شد، اما با امضای توافق‌نامه با دولت افغانستان به عنوان نظام مورد حمایت غرب، این خوانش از حکمتیار تعدیل شد.

    حکمتیار با امضای توافق، نظم پس از 2002 را پذیرفت و جمهوری اسلامی افغانستان را به عنوان دولت به رسمیت شناخت، از مخفی‌گاه بیرون و در کابل ساکن شد. او براساس قاعده پذیرفته شده در جمهوری اسلامی وارد انتخابات ریاست جمهوری شد و از نظر رأی با گرفتن حدود 4 درصد از مجموع آراء در جایگاه سوم قرار گرفت. حکمتیار در حالی خود را رهبر «اصلی و واقعی» حزب اسلامی می‌خواند که شاخه انشعابی از این حزب به رهبری عبدالهادی ارغندیوال به عنوان جریان سیاسی رسمی در وزارت عدلیه افغانستان ثبت است.

    حکمتیار پیوسته از عهدشکنی حکومت در تطبیق توافق‌نامه سیاسی که بین او و دولت امضا شد، شکایت کرده، اما نگرانی‌ها و هشدارهای او کمتر مورد توجه دولت واقع شده است. در یک ماه گذشته تمرکز خبرگزاری آناتولی، رسانه دولتی ترکیه به خطبه‌های حکمتیار بار دیگر او را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار داد.
    برسی متن خطبه‌های نماز جمعه حکمتیار از 7 سنبله ماه گذشته تا 4 میزان ماه روان نشان می‌دهد که موضع او در پیوند به صلح ثابت نبوده است. حکمتیار پیش از آغاز گفت‌وگوهای صلح بین دولت و گروه طالبان یک موضع و پس از آن موضع دیگری را مطرح کرده است.

    الف: پیش از آغاز گفت‌وگوها

    خطبه روز جمعه حکمتیار در هفتم سنبله او را در مرکز توجه قرار داد. او طی خطبه‌یی گفت که حکومت افغانستان به حمایت مالی هند در حال ایجاد نیروهای ملیشه در افغانستان است. به گفته حکمتیار، تجهیز، تمویل و آموزش نیروهای ملیشه به حمایت هند صورت می‌گیرد.
    حکمتیار در آن خطبه گفت، نیروهای ملیشه که در زمان داکتر نجیب ایجاد شده بود، دوباره جذب ساختار جدید می‌شوند. به گفتۀ او، هند حضور طالبان را در حکومت به سود پاکستان می‌داند و از این‌رو مخالف روند صلح است. حکمتیار گفت که صلح آمدنی است و «حکومت  کابل «چاره‌یی» جز خضوع و تسلیم شدن به اوامر نیروهای خارجی را ندارد.»
    در خطبه روز جمعه، چهاردهم سنبله، حکمتیار شمار نیروهای ملیشه‌ را که به گفته او حکومت ایجاد می‌کند، 70 هزار نفر عنوان کرد. اما یک هفته پیش از سفر هیأت گفت‌وگوکننده دولت افغانستان به دوحه، تمرکز حکمتیار در خطبه روز جمعه چهاردهم سنبله چیزی دیگری بود.
    او به ترکیب هیأت گفت‌وگوکنندۀ دولت افغانستان اعتراض کرد و گفت که هیأت دولت «از هیچ گروهی که شامل حکومت کنونی نیست، نمایندگی نمی‌کند و هیچ مشوره‌یی با طرف‌های که در جنگ و صلح افغانستان تاثیرگذار بوده‌اند، نشده است.
    به نقل از حکمتیار، حکومت در گفت‌وگوهای صلح با طرفی مواجه است که موضع واحد دارد، اما هیأت حکومت «مشتمل بر افرادی‌ست که سایه هم‌دیگر را با راکت می‌زنند.»

    پیش‌نهاد حکمتیار این بود که پیش از همه «مرجع عالی تصمیم‌گیری» ایجاد شود که صلاحیت تصمیم‌گیری در همه امور را داشته باشد. به این ترتیب او در پی انتقال صلاحیت‌های حکومت به یک شورا بود. حکمتیار گفت، جریان سیاسی او به عنوان اپوزیسیون در ترکیب هیأت حکومت شامل نمی‌شود؛ مشروط به این‌که روند در انحصار حکومت نباشد و تصمیم مشترک گرفته شود. او گفت که حاضر است گروهی را همراه با هیأت حکومت به هدف گفت‌وگو با گروه طالبان به دوحه بفرستد. او هشدار داد، در صورتی که پیش‌نهادش پذیرفته نشود، به‌گونه مستقل با گروه طالبان وارد گفت‌وگو خواهد شد. (پیش‌نهاد حکمتیار جدی گرفته نشد.)

    ب: پس از آغاز گفت‌وگوها

    در 21 سنبله، هنگامی که هیأت دولت افغانستان در فرودگاه کابل برای پرواز به دوحه لحظه‌شماری می‌کرد، حکمتیار در مسجد خود مشغول ایراد خطبه نماز جمعه بود. در این خطبه، حکمتیار به نشر کاریکاتور پیامبر اسلام در فرانسه و انتشار فیلمی در باره افغانستان که به گفتۀ او از تلوزیون بی‌بی‌سی به نشر رسیده، پرداخت. او در آن روز گفت که اگر در افغانستان حکومت اسلامی بود به دلیل «همین فیلم اهانت‌آمیز و نفرت‌انگیز، سفارت بریتانیا را می‌بستیم و سفیرش را از کشور خارج می‌کردیم.»

    پس از آغاز مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان، گلبدین حکمتیار در خطبه روز جمعه 28 سنبله موضع قبلی خود را کاملاً رد کرد. او اعلام کرد که آمادۀ پیوستن به گروه طالبان است. حکمتیار افزود، اگر گروه طالبان و حزب اسلامی با هم متحد شوند، هیچ قدرتی در برابر آنان توان ایستادگی را ندارد. حکمتیار گفت که جریان سیاسی او از نظر عقاید، ارزش‌ها و ایدِئولوژی با طالبان نزدیک است و مشترکاتی باهم دارند. (طالبان به این خواست حکمتیار واکنش نشان نداند. او پیش از این نیز بارها تمایلش را برای پیوستن با گروه طالبان ابراز کرد، اما هیچ پاسخ مثبت دریافت نکرد.)

    بررسی خطبه‌های نماز جمعه حکمتیار پس از آغاز گفت‌وگوهای صلح نشان می‌دهد که موضع او در برابر حکومت به شدت تهاجمی شده و در آخرین خطبه هشدار می‌دهد که لویه‌جرگه، ارگ و پارلمان را محاصره خواهد کرد.

    کشورهای حامی صلح و دشمن صلح

    در خطبه‌های نماز جمعه گلب‌الدین حکمتیار، پاکستان، چین و ترکیه به عنوان حامی روند صلح افغانستان معرفی شده‌اند. به عقیده حکمتیار، چین و پاکستان برای منافع منطقه‎یی خود و کم‌رنگ‌شدن حضور هند در تحولات آینده افغانستان، از روند صلح حمایت می‌کنند.
     ایران، هند، فرانسه و شماری از کشورهای عربی که به گفته او با کشورهای اسلام‌ستیز جبهۀ مشترک دارند، مخالف روند صلح در افغانستان اند. به باور حکمتیار، ایران به دلیل اقتصادی مخالف روند صلح است و هند نیز می‌داند که با برقراری صلح، نقش اسلام‌آباد در افغانستان تقویت خواهد شد. حکمتیار دلیل مخالفت فرانسه به برقراری صلح در افغانستان را به درستی واضح نمی‌سازد، اما پیوسته در سخن‌رانی‌های خود از حسادت و مخالفت فرانسه با سیاست‌های ترکیه انتقاد می‌کند.

  • اولین سفر عمران خان به کابل در  میان موجی از نگرانی ها

    اولین سفر عمران خان به کابل در میان موجی از نگرانی ها

    همزمان با مذاکرات صلح افغانستان در دوحه، عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان در پاسخ به دعوت آقای غنی گفته که “در آینده نزدیک” از کابل دیدار خواهد کرد.

    صدیق صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری امروز در توییتر نوشت محمد اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در صحبت تلفنی با عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان درباره روند صلح و لزوم برقراری آتش‌بس گفتگو کردند.

    عمران خان از زمان روی کار آمدن در جولای/ژوئیه سال ۲۰۱۸ از کابل دیداری نداشته است.

    وقفه در مذاکرات صلح در دوحه

    همزمان، مذاکرات صلح افغانستان در دوحه قطر نیز در جریان است، اما هنوز میان هیات های مذاکره‌کننده در دو مورد اختلاف نظر وجود دارد.

    هیات طالبان مبنای فقه حنفی و سند توافقنامه صلح را که این گروه قبلا با آمریکا امضا کرده، در مذاکرات مطرح کرده که با واکنش در افغانستان مواجه شده است.

    بنا به گزارش‌ها، هیات افغانستان نیز به طالبان پیشنهاد داده به فقه حنفی با حفظ حقوق و آزادی‌های مذهبی شیعیان و سایر اقلیت‌های مذهبی مراجعه شود.

    هیات افغانستان همچنین اضافه شدن سندی را به طالبان پیشنهاد داده که در ۲۹فبروری میان رئیس جمهور افغانستان و وزیر دفاع آمریکا امضا شده است.

    هنوز پاسخی از جانب طالبان به هیات افغانستان داده نشده است. در دو روز گذشته، تیم‌های تماس نیز باهم دیداری نداشته‌اند.

    افزایش خشونت‌ها و تقاضا برای آتش بس

    همزمان با مذاکرات صلح در دوحه، درگیری‌ها و خشونت‌ها در افغانستان نیز افزایش یافته است.

    وزارت امور مهاجرین و بازگشت کنندگان می‌گوید در یک ماه اخیر بیش از پنج هزار خانواده به دلیل تشدید خشونت‌ها بیجا شده اند، این بیجاشدگان عموما در شهرها و روستاهای نسبتا امن، در شرایط دشوار زندگی می‌کنند.

    وزارت دفاع افغانستان می‌گوید در دو هفته از آغاز گفتگوهای صلح در دوحه، حملات مستقیم، مین گذاری و در کل خشونت توسط طالبان تشدید شده است.

    اما گروه طالبان حکومت افغانستان را مقصر تشدید این خشونت‌ها می‌داند. ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان به بی‌بی‌سی گفت که آنها اکنون در حالت “دفاعی” هستند و فقط به حملات از طرف مقابل پاسخ می‌دهند. او افزود که حملات دولت افغانستان باعث آوارگی مردم می‌شود.

    از طرف دیگر، ژنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی نیروهای امریکایی در افغانستان روز گذشته همراه با یاسین ضیا، رئیس ستاد ارتش افغانستان و مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله/کشور برای بررسی وضعیت امنیتی به ولایت قندهار رفت. او گفت که خشونت‌ها افزایش یافته و طالبان باید خشونت‌ها را کاهش دهد.

    یاسین ضیا نیز می‌گوید به “طالبان به صلح باور ندارد و از میز مذاکرات استفاده سوء می‌کند”.

  • بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد

    بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد

    عمران خان، نخست وزیر پاکستان گفت کشورش از آتش‌بس در افغانستان حمایت می‌کند، خواهان یک راه حل سیاسی برای بحران افغانستان است و تلاش‌های زیادی در این راستا انجام داده است.

    آقای خان در پیام ویدیویی‌اش که در هفتادوپنجمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک پخش شد گفت هیچ راه حل نظامی برای بحران افغانستان وجود ندارد و تنها راه حل توافق سیاسی است. توافقی که به گفته او، همه جناح‌های سیاسی در آن شامل باشند.

    نخست وزیر پاکستان گفت او در دو دهه گذشته همواره روی این موضوع تاکید کرده است.

    افغانستان بارها پاکستان را به حمایت مالی و نظامی از گروه طالبان متهم کرده، اتهامی که همواره از سوی اسلام‌آباد رد شده است.

    عمران خان با اشاره به گفتگوهای صلح افغانستان گفت پاکستان نقشش را در تسهیل گفتگوها میان آمریکا و گروه طالبان به صورت کامل ایفا کرده و حالا که مذاکرات بین‌الافغانی آغاز شده، بر عهده رهبران افغانستان است که از این فرصت تاریخی استفاده کرده و صلح و امنیت را در افغانستان برقرار سازند.

    یک روز پیش زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان نیز هشدار داد که خراب‌کاران در تلاش اند تا مانع گفتگوهای صلح در دوحه شوند.

    نخست وزیر پاکستان نیز در پیام‌اش به همین موضوع اشاره کرد و گفت که پس از دو دهه جنگ نباید به عناصر مخرب در داخل و خارج افغانستان اجازه داده شود که روند صلح را مختل کنند. به گفته او، صلح و ثبات در افغانستان، فرصت‌های جدید را برای منطقه ایجاد می‌کند و سبب اتصال کشورهای منطقه نیز خواهد شد.

  • پاکستان از پروسه صلح افغانستان حمایت می کند

    پاکستان از پروسه صلح افغانستان حمایت می کند

    رهبران افغانستان و پاکستان در ارتباط با روابط میان دو کشور، پروسه صلح و برقراری آتش بس در افغانستان، بحث و تبادل نظر کردند.

    رئیس جمهور غنی در این گفت و گوی تلفنی بر برقراری  آتش بس تاکید کرد و از نخست وزیر پاکستان برای سفر به کابل دعوت نمود.

    عمران خان صدراعظم پاکستان نیز گفت:«ما از آتش بس در افغانستان حمایت کامل می‌کنیم و با ابراز امتنان از دعوت ريیس جمهور، افزود در آینده نزدیک به کابل سفر خواهد کرد.»

    عمران خان در پیامی در تویترش نوشت عبدالله عبدالله رییس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز هفتۀ آینده(جاری) به پاکستان سفر خواهد کرد.

    عبدالله عبدالله به دعوت رسمی عمران خان به اسلام آباد می‌رود.

  • آیا طالبان به چیزی کمتر از امارت اسلامی راضی می شوند؟

    آیا طالبان به چیزی کمتر از امارت اسلامی راضی می شوند؟

    در حالی که یازده روز می‌شود، هیأت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان و طالبان به میزبانی قطر گردهم آمده اند تا به دراز‌ترین جنگ در کشور -که چهل سال است از شهروندان افغانستان قربانی می‌گیرد-، پایان دهند؛ اما هر روز که از گشایش گفت‌وگوهای صلح افغانستان می‌گذرد، حرف‌های تازه‌ای به میان می‌آید که شهروندان افغانستان را نسبت به این روند بی‌باور می‌کند.
    روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری، در نشستی به مناسبت «روز جهانی صلح» در ارگ‌ ریاست‌جمهوری، محتوا و خواست‌های طالبان برای آمدن یک دولت اسلامی را پوچ و بی‌مفهوم خواند و گفت هیأت این گروه، در برابر هیأت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان هیچ پاسخی نخواهند داشت و آب خواهند شد.
    معاون نخست ریاست‌جمهوری، بار دیگر افکار طالبان را، افکار پاکستانی خواند و گفت: «گروه طالبان، قصد داشت تا فرهنگ مولانا سمیع‌الحق و مولانا فضل‌الرحمان -ملاهای پاکستانی- را در افغانستان پیاده کند؛ اما موفق نشد.»
    به گفته‌ی امرالله صالح، طالبان برای این که جنگ شان در افغانستان را توجیه کنند، می‌گویند که «دولت اسلامی» به میان آمد، در حالی که در دوران حاکمیت این گروه، جنایت‌های زیادی بر مردم روا داشته شده و به هزاران دختر، تجاوز جنسی شده و ده‌ها هزار دختر به نکاح اجباری جنگ‌جویان این گروه در آمده است.
    در سوی دیگر، طالبان هم‌چنان به حمله‌های شان بر نیروهای امنیتی و غیرنظامیان نیز ادامه می‌دهند. در تازه‌ترین گزارش وزارت امور داخله، آمده است که در ۶ ماه گذشته، در حملات تروریستی گروه طالبان، نزدیک به ۳۵۰۰ غیرنظامی، در سراسر افغانستان کشته و زخمی شده اند.
    طارق آرین، سخن‌گوی این وزارت، روز سه‌شنبه (۱میزان)، در یک نشست خبری، گفت که تروریستان طالب، در شش ماه گذشته، نزدیک به ۷ هزار حمله‌ی تروریستی را بر نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان و شهروندان ملکی انجام داده اند که جاسازی ۱۱۴۰ ماین کنارجاده‌ای را نیز در بر دارد.
    این درحالی است که طالبان، ادعا می‌کنند، بیش‌تر تلفات غیرنظامیان در نتیجه‌ی حمله‌های هوایی نیروهای ارتش است. از سویی‌هم این گروه در تازه‌ترین بیانیه‌ی شان در واکنش به حرف‌های امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری گفته است که این حرف‌ها برنامه‌ریزی شده و بر ضد روند کنونی صلح است.
    این درحالی است که وزارت دفاع افغانستان، می‌گوید که نیروهای امنیتی به دلیل حسن نیت به صلح، در حال «دفاع فعال» قرار دارند.
    بحث دیگری که این روزها در افغانستان بیش‌تر تنش‌‌برانگیز شده، خواست‌های اخیر طالبان است. این گروه اخیرا گفته است، بحث‌های شرعی گفت‌وگوهای صلح افغانستان باید با استناد به فقه‌ حنفی به پیش برده شود.
    و اما، سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، گفته است که طالبان با مذهبی‌سازی گفت‌وگوهای صلح، افزون بر این که آغاز گفت‌وگوها را به تأخیر می‌اندازند، به اتحاد میان مردم افغانستان نیز، آسیب‌ می‌زنند.
    آقای دانش، گفته است: «امام اعظم، همیشه می‌گفت، همه افرادی که اهل قبله ‌اند، مسلمان اند و هیچ مشکلی با سایر مذاهب نداشت. حالا هم اگر کسی بیاید و بگوید که با اهل تشیع، مانند سایر اقلیت‌های دینی برخورد می‌کنیم، به این معنا است که شیعیان از چارچوب شریعت خارج اند و این کار، توهین به بخش بزرگی از مردم افغانستان است.»
    طالبان اما، در واکنش به حرف‌های سرور دانش و امرالله صالح، معاونان ریاست‌جمهوری را به نداشتن آگاهی از نظام اسلامی این گروه، متهم کرده و آن‌ها را «دشمنان صلح و استحکام نظام اسلامی در کشور» خوانده است.
    در حال حاضر بحث اساسی این است که هرچه زودتر گفت‌وگوها میان دو هیأت آغاز شود تا این گونه، گره ‌کور صلح باز شود و مردم افغانستان به آرامش و ثبات برسند؛ اما مسأله این‌جا است، حرف‌ها و تنش‌های لفظی‌ای که دو طرف (مقام‌های دولت افغانستان و طالبان) در برابر هم‌، رد و بدل می‌کنند، چه اندازه می‌تواند به روند کنونی صلح که در قطر جریان دارد، آسیب بزند.
    علی‌سجاد مولایی، آگاه امور سیاسی، به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید که ممکن است، حرف‌هایی که دو طرف به هم می‌زنند، روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان را در قطر، به بن‌بست بکشاند و از آغاز گفت‌وگوها میان دو طرف پیش‌گیری کند.
    آقای مولایی نیز به نحوی با حرف‌های اخیر معاونان ریاست‌جمهوری موافق است و می‌گوید که طالبان در زمان حاکمیت شان در افغانستان، جنایت‌های بزرگی علیه مردم مرتکب شده‌اند. آن‌ها، زنان را به بردگی گرفتند.
    به گفته‌ی او، ضدیت طالبان با پیروان مذهب اهل تشیع نیز، نگران‌کننده است؛ زیرا بخشی از شهروندان این کشور پیرو فقه جعفری اند و مخالفت با آنان، روند صلح را آسیب می‌زند.


    آینده‌ی صلح افغانستان و مدغم‌شدن ده ‌هزار جنگ‌جوی این گروه در ارتش
    هر چند افغانستان برای رسیدن به صلح واقعی با طالبان، راه درازی در پیش دارد و تا اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد که این روند چه زمانی به انجام خواهد رسید؛ اما با این حال، برخی از مسؤولان درجه‌یک حکومت، از آینده‌ی صلحی حرف‌ می‌زنند که طالبان در آن شامل اند.
    رییس‌جمهور غنی، روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، که در مراسم گرامی‌داشت از روز جهانی صلح، با بیان این که هدف دولت از صلح، پایان‌دادن به جنگ و خشونت‌های میراثی ۴۰ سال گذشته است، آمادگی نشان داد که دولت برای ادغام ۶۰ تا ۱۲۰ هزار جنگ‌جوی طالبان پس از برقراری صلح، برنامه دارد.
    رییس‌جمهور غنی در حالی از ادغام ده‌ها هزار جنگ‌جوی طالب در ارتش حرف می‌زند که تروریستان طالب، نزدیک به ۲۰ سال است در برابر نیروهای ارتش افغانستان، دست از ماشه برنداشته و ده‌ها هزار سرباز ارتش را کشته اند. نزدیک به هشت ماه پیش- زمانی که تازه زمزمه‌های گفت‌وگوهای صلح افغانستان بلند شده بود- جان سوپکو، سرمفتش ویژه‌ی ایالات متحده برای بازسازی افغانستان، گفته بود که در صورت توافق صلح با طالبان، ادغام مجدد جنگ‌جویان این گروه در جامعه‌ی افغانی، روند بسیار دشوار و پر هزینه خواهد بود.
    بر بنیاد معلوماتی که در آن هنگام، از سوی سیگار نشر شده بود، گروه طالبان نزدیک به ۶۰ هزار نیرو دارد و ۹۰ هزار دیگر نیز، فصل‌وار به این گروه می‌پیوندد.
    جان ساپکو، گفته بود:«ادغام مجدد به حمایت مالی دوامدار از سوی ایالات متحده‌ی امریکا نیازمند دارد. حتا امروز، دولت امریکا، هیچ نهاد رهبری‌کننده و یا دفتری برای تنظیم امور مربوط به ادغام مجدد جنگ‌جویان سابق ندارد. این مسأله در افغانستان، منجر به نبود شفاف‌سازی در مورد دورنمای ادغام مجدد و رابطه‌ی آن با صلح شده است.»
    هرچند رییس‌جمهور غنی از ادغام جنگ‌جویان طالب در قالب یک برنامه سخن‌زد؛ اما از چگونگی ادغام چیزی نگفته است. از سویی هم، آیا خانواده‌‌های هزاران سربازی که در جنگ با طالبان کشته شده اند، به ادغام جنگ‌جویان طالب راضی اند یا خیر، هنوز روشن نیست.
    در این مورد، علی‌سجاد مولایی می‌گوید که با آن‌که برای رسیدن به یک توافق‌ سیاسی با طالبان، دولت افغانستان، باید حاضر به قربانی‌دادن شود و ممکن است بخشی از حاکمیت سیاسی نیز در نتیجه‌ی این توافق از دست برود؛ اما با این حال، حکومت نباید خطوط سرخی که شامل ارزش‌ها، قربانی‌ها، حقوق‌بشر و قانون اساسی می‌شود را در رویارویی با طالبان از دست بدهد.
    به گفته‌ی آگاهان، ادغام جنگ‌جویان طالب در کنار نیروهای امنیتی، به دو دلیل نگران‌کننده است؛ نخست این که تا دیروز، این دو جناح در برابر هم می‌جنگیدند. هزاران نیروی امنیتی در جنگ با طالبان کشته شدند و حال اگر جنگ‌جویان این گروه در ارتش مدغم شود، توهین بزرگی به خانواده‌های سربازان کشته‌شده خواهد بود.
    بحث دوم این است که بخشی از جنگ‌جویان طالب، موافق توافق‌نامه‌ی صلح با دولت افغانستان و هم‌رزمی با نیروهای ارتش نیست و ممکن است با یک‌جا‌شدن، در برابر آن‌ها دست به ماشه ببرند.
    با این همه، تلاش کنونی دولت بر این است که به هر شکل ممکن، رضایت طالبان را برای صلح به دست بیاورد. عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، روز دوشنبه (۳۱ سنبله)، بار دیگر از طالبان خواست که کاری کنند که امید مردم نسبت به برقراری صلح، خدشه‌دار نشود.
    آقای عبدالله گفت: «به طالبان می‌گویم، وقتی که می‌خواهید مسأله حل شود، بروید به سوی آتش‌بس یا کاهش خشونت. حداقل مردم باید احساس کنند که دو طرف تعهد به پایان جنگ دارند. دولت که همیشه آمادگی داشته، طالبان هم باید به این خواست مردم تمکین کند.»
    او، اطمینان داد، در صورتی که صلح در افغانستان برقرار شود، جامعه‌ی جهانی نیز کمک‌هایش را بیش‌تر می‌کند و این کار، سبب خواهد شد تا این کشور، از وضعیت بهتری برخوردار شود.

  • طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه

    طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه

    دونالد ترامپ در مراسم امضای توافق‌نامه‌عادی سازی روابط امارات و بحرین با اسراییل، تلاش کرد تا پیامی را به جهانیان مخابره کند که ایالات متحده به عنوان نیروی صلح و ثبات در خاورمیانه است؛ اما متاسفانه این یک تصویر خوشبینانه برای گمراه کردن افکار عمومی بود.
    ایالات متحده در خاورمیانه نفوذ کرده و نیروهای خود را به بهانه مقابله با تروریزم در سوریه، عراق و افغانستان گماشته و حضور نظامیان امریکا در منطقه در حال کاهش است و خاورمیانه در آینده شاهد کاهش قدرت نظامی امریکا خواهد بود.
    پیش از این ترامپ ادعا کرده بود که نیروهای نظامی خود را از خاورمیانه بیرون خواهد کشید؛ اما با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری وی، می‌بینیم که هنوز نتوانسته وعده‌های خود را عملی کند و در روز انتخابات ریاست جمهوری، ایالات متحده ۴۵۰۰ نظامی در افغانستان ، ۳۰۰۰ در عراق و ۱۰۰۰ نظامی در سوریه خواهد داشت. ترامپ مدعی شده که می‌خواهد تعداد نظامیان در خاورمیانه به صفر برسد، اما اگر همه نیروها را بیرون بکشد، اوضاع برای امریکا بدتر خواهد شد.
    با نگاهی به بازندگان و برندگان در خاورمیانه درمی‌یابیم که اسراییل بیشترین بهره از خاورمیانه را خواهد برد؛ چرا که این رژیم با امضای توافق‌نامه با امارات و بحرین توانسته از انزوای خود خارج شود.
    برنده بعدی نیز ترکیه است که از عقب‌نشینی نیروهای نظامی امریکا سود می‌برد. برخی از رهبران عرب ترکیه را دشمن بزرگی برای ثبات منطقه می‌دانند؛ چراکه نیروهای تُرک در سوریه، لیبیا و عراق پیشروی کرده‌اند. سران عرب از نفوذ ترکیه در حلب، موصل، طرابلس و موگادیشو ابراز نگرانی می‌کنند. کاخ سفید طی بیانیه‌ای اعلام کرد که رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه از منتقدین سرسخت عادی سازی روابط با اسراییل بوده است.
    اما بزرگترین بازنده در خاورمیانه عربستان سعودی است. تاثیرعربستان امروز در خاورمیانه مانند گذشته نیست و در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان علاوه بر این که سعودی‌ها محبوبیت ‌خود را در واشنگتن از دست دادند؛ در یمن، لبنان، سوریه، پاکستان و دیگر کشورهایی که ایدئولوژی و سرمایه عربستان به عنوان مرکب قدرت بود، نیز دچارعقبگرد و پس‌رفت شدند.
    محورهای جنگ در خاورمیانه هنوز شکننده است؛ چراکه درگیری‌ها میان ترامپ که می‌خواهد نیروهای خود را از منطقه بیرون بکشد و پنتاگون که اصرار به ماندن نیروهای نظامی برای ثبات منطقه دارد، همچنان ادامه دارد.
    در افغانستان نیز برندگان، اشرار هستند. نیروهای طالبان که سرمست پیروزی خود هستند، به وعده‌های خود در خصوص کاهش خشونت و سرکوب گروه تروریستی القاعده عمل نکردند.
    پیش از این، ترامپ وعده داده بود که در صورت فراهم شدن شرایط، نیروهای امریکایی را تا ماه می از منطقه بیرون بکشد.

    واشنگتن پست

  • ادغام جمهوریت و امارت!

    ادغام جمهوریت و امارت!

    بی‌گمان یکی از اساسی‌ترین مسایل در گفتگوهای صلح دوحه، بحث روی چگونگی ساختار نظام سیاسی-اداری آینده‌ افغانستان خواهد بود.

    ضرورت بازنگری و بازسازی ساختار نظام از دو جا منشاء مى‌گيرد: نخست ناكارا بودن اين نظام از روى تجربه‌ که از آغاز ایجاد آن تا امروز به کار گرفته شده؛ و منتقدان آن بخش بزرگی از احزاب و شخصیت های مطرح سیاسی کشور را تشکیل می‌دهد. عمده ترین خواست اپوزیسیون درون نظام همانا تغییر این ساختار بوده است.

    در جمع هیات بیست و یک نفری که از دولت افغانستان در مذاکرات صلح نمایندگی می‌کنند، اکثریت شان خواهان تغییر ساختار نظام اند. يعنى هيات دولت صرف در اصل “جمهوریت” به معنای انتخابی بودن زمامداران اتفاق نظر دارند.

    یکی از نتایجی که از فرایند مذاکره و صلح با طالبان حاصل می‌شود، شرکت آنان در اقتدار سیاسی از طریق به دست گرفتن کرسی‌ها و مقامات دولتی در سطوح مختلف خواهد بود. مكانيزم ورود طالبان در دولت، غير از آنى است كه پيش از اين با برخى از احزاب و جناح‌هاى سياسى به كار گرفته شده است. آنان به داشتن “سهمیه” در دولت قانع نیستند؛ آنان خواهان تغییر ساختار نظام ند. چه، از نظر طالبان نیز نظام موجود ناکارا و معیوب است. طالبان که همواره تاکید بر اعاده‌ “امارت اسلامی افغانستان” داشتند، اخیرا چنين وانمود كرده‌اند که دیگر اصراری بر نامگذارى ندارند؛ مى‌بايد شيوه‌ گزینش زمامدار اسلامى باشد.

    پس مى‌توان خواست‌هاى گفتگو كننده‌ها را از نظر ماهیت شامل دو مقوله نمود: جمهورى خواهان؛ و امارت خواهان.

    به طور کلی، باید گفت جمهوریت یعنی نظامی که راس نظام یا “رییس جمهور” توسط آرای مردم (همگان) تعیین گردد؛ و اما امارت یعنی نظامی که راس نظام یا “امیرالمومنین” توسط آرای جمع محدود مسمی به “اهل حل و عقد” انتخاب گردد.

    از جمع جمهوری خواهان برخی‌ها شیوه‌ انتخاب رئیس جمهور از طریق انتخابات عمومی را موافق به یکی از آموزه‌های تاریخ اسلام که “اصل بیعت” خوانده می شود، می‌دانند. آنان استدلال می‌کنند که خلیفه‌ اول با همین شیوه در سقیفه‌ بنی‌ساعده انتخاب شد؛ و روند بیعت گیری از فرد فرد مسلمانان چند روز ادامه یافت.

    در حالی که امارت خواهان به برهه‌ دیگرِ همان تاریخ، به انتخاب خلیفه‌ سوم از طریق شورای شش نفری-که توسط خلیفه‌ دوم برگزیده شده بودند- استناد می‌کنند. شاید این اولین‌بار بوده باشد که اصطلاح “اهل حل و عقد” کاربرد پیدا کرده است.

    طالبان استدلال می‌کنند که در امر خطیر تعیین زعامت، رای عوام در کار نیست؛ این امر مهم باید با رأی خبر‌گان امت حل و فصل شود. در نشست قبلی در دوحه یک مقام طالبان از من پرسید: آیا رای شما با رای آن مرد (معتاد) پودری که از چریدن روی آشغالها امرار معاش می‌کند، برابر است؛ و اصولا آيا راى به معنى فكر و عقيده است، يا آن كاغذ پاره‌ که به صندوق انداخته می‌شود.

    هر دو روایت مذکور در فوق، موافق به برداشت فرقه‌های اهل سنت است، که در کتب معتبر تواریخ و سیر آمده است. پیروان مذاهب دیگر تعیین خلیفه را از طریق وصیت بر جانشینی پیامبر و امامان می‌دانند.

    اما امروزه در جهان اسلام گزینش رییس جمهور-در کشورهایی كه نظام جمهورى دارند- لابد به یکی از دو شيوه‌ ذیل صورت می‌گیرد: راه اندازی انتخابات عمومی؛ یا انتخاب از سوی پارلمان. پاکستان و برخی از کشورهای دیگر شیوه‌ دوم را بر گزیده اند. اشخاص واجد شرایط از سوی احزاب سیاسی به پارلمان معرفی می‌شوند؛ پارلمان (شامل هر دو مجلس و شوراهای ایالتی) با رای خویش یکی از آنان را به عنوان رییس جمهور بر می‌گزیند. در حالی که در ایران، صلاحیت اشخاص برای نامزدی به مقام ریاست جمهوری از سوی مجلس خبرگان تایید می‌گردد؛ وانگهی یکی از آنان از طریق انتخابات عمومی، با رأی اکثریت به این مقام دست می‌یابد. شیوه‌‌ای که کشور ایران به آن تمسک جسته، به اصل “ولایت فقیه” بر می‌گردد.

    اما شیوه‌ که زعیم از سوی پارلمان یا شورا انتخاب می‌گردد، منطبق به چیزی‌است که تحریک طالبان خواهان آن اند. چه، اعضای شورا عموما با راى مردم در يك انتخابات شفاف برگزيده خواهند شد؛ و بى ترديد شامل نخبه‌ها و علماى امت خواهند بود. اگر از صورت گرایی و شكليات ظاهرى بگذريم، پارلمان يا شوراى اسلامى يعنى همان “شورای اهل حل و عقد”.

    اشکالی که باقی مى‌ماند همانا چگونگی رعایت شفافیت در نحو‌ه‌ گزینش اعضای شوراست؛ که البته امر سهل است، و به استخدام نظام مطلوب انتخاباتی، و به اراده‌ پاک و شفاف زمامدار منوط می‌گردد.

    دو‌نکته‌ درخور ذکر برای تکمیل این طرح، یکی اعتراف به حق احزاب و حزبی ساختن انتخابات است؛ که فقط از همین طریق می‌شود تحریک طالبان و سایر احزاب سیاسی را شامل نظام کشور ساخت. از سوی دیگر، انتخابات بدون احزاب، فریبي بوده که ما طی دو دهه‌ پسین تجربه کردیم.

    نکته دیگر، بازبینی تقسیمات ملکی (اداری) کشور است؛ تقسیم کشور به ۳۴ ولایت، نه مبنای فرهنگی دارد، نه مبنای اقتصادی. این تقسیمات بنا بر ملحوظات سیاسی روی کار آمده، و به تورم تشكيلاتی افزوده. منطقی این است که کشور به هفت ایالت اداری، و پایتخت تقسیم گردد. ایالات دارای پارلمان ایالتی باشند که صلاحیت قانونگذاری برای ایالت، و صلاحیت گزینش مسئولین اداری ایالت را داشته باشند. اعضای این پارلمان‌ها، در جنب شورای ملی‌اسلامی، دارای حق اشتراك در انتخاب زعیم یا رییس جمهور شوند.

    این نظام را می‌توان “دولت اسلامی افغانستان” نامید.

    محی الدین مهدی

    بی بی سی