برچسب: مقاومت مردمی

  • افغانستان در یک سال آینده؛ مقاومت مردمی علیه طالبان شکل خواهد گرفت

    افغانستان در یک سال آینده؛ مقاومت مردمی علیه طالبان شکل خواهد گرفت

    از تسلط دوباره طالبان و تاسیس امارت اسلامی نزدیک به صد روز می گذرد. جامعه جهانی هنوز امارت اسلامی را به رسمیت نشناخته است: امریکا و غرب بین اینکه آیا طالبان را به رسمیت بشناسند یا صبر کنند این گروه به تعهدات خود عمل کند و انتظارات آنها را برآورده سازد، گیرد کرده اند. امریکا و غرب در حالی در چنین فضایی مردد هستند که مردم افغانستان رنج و سختی های زیادی را تحمل می کنند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با ابراز نگرانی از بروز و تشدید بحران انسانی در افغانستان خواستار افزایش کمک به سه و نیم میلیون بی جا شده داخلی ناشی از درگیری ها در افغانستان به شمول هفت صد هزار بی جا شده داخلی در سال 2021 شده است.

    براساس ارزیابی سازمان ملل بحران انسانی در افغانستان هر روز بیشتر می شود. گرسنگی در این کشور به سطح غیرقابل تصور و کنترل رسیده است. نزدیک به بیست و سه میلیون افغان که پنجاه و پنج درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهد با گرسنگی شدید روبرو هستند و در این میان نه میلیون نفر در خطر قحطی و گرسنگی کامل قرار دارند.

    جامعه بین الملل و حتی امریکا که نه و نیم میلیون دالر از دارایی های افغانستان را بلوکه کرده تلاش می کند کمک های انسانی به افغانستان ارسال کنند. حتی هند و پاکستان به خاطر مردم افغانستان دست همکاری به یکدیگر داده اند. پاکستان به هند اجازه داد برای انتقال پنجاه هزار متریک تن گندم اهدایی خود به مردم افغانستان از خاک پاکستان استفاده کند. این یک مورد استثناء به شمار می رود که به خاطر مردم افغانستان اتفاق افتاده وگرنه پاکستان هیچگاه به هند اجازه نمی دهد برای صادرات کالا به افغانستان از کریدور واخان استفاده نماید. علی رغم تمام این تلاش ها به نظر نمی رسد اقدامات لازم برای جلوگیری از سقوط افغانستان به یک بحران دیگر جلوگیری شود، افغانستانی که چهل دهه جنگ و خونریزی را تجربه کرده است.

    طالبان هم اکنون بر بیشتر بخش های افغانستان مسلط شده حکومت می کنند و به نظر نمی رسد به جز داعش شاخه خراسان تهدید دیگری متوجه طالبان باشد.

    اما آیا طالبان می توانند یک صلح پایدار در افغانستان ایجاد کنند؟

    سال 2001 میلادی که ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا توانست طالبان را از قدرت کنار بزند، یک امیدواری نسبت به آغاز دوره تازه ای از صلح و رفاه در افغانستان بین شهروندان این کشور شکل گرفت. طالبان افغانستان در یک آشفتگی و دربه دری قرار گرفتند و سربازان پیاده(نیروهای جنگی طالبان) حاضر بودند آشتی کنند. امریکا اما به دنبال انتقام حادثه یازده سپتامبر بود و دنبال آشتی افغان ها نمی گشت. در آن زمان جنرال پرویز مشرف که متحد امریکا بود نیز به رئیس جمهور وقت امریکا جرج دبلیو بوش گفته بود با طالبان افغان مذاکره کند. فرصت از دست رفت و طالبان رفته رفته بازسازی شد و سرانجام امریکا را مجبور کرد براساس یک توافق صلح مطلوب طالبان، افغانستان را ترک کند. این پیروزی برای طالبان با چنان سرعتی اتفاق افتاد که امریکا و متحدینش حتی نتوانستند شهروندان و افغان هایی که با آنها کار کرده بود را تخلیه کنند.

    نغمه های پیروزی طالبان بر ابرقدرت امریکا اما به زودی با واقعیات تلخی جایگزین می شود. طالبان نزدیک به بیست سال با امریکا و نیروهای خارجی در افغانستان جنگیدند اما اینک باید به یک باره خود را از یک گروه شبه نظامی به گروهی که قرار است یک کشور را اداره کند تغییر دهد. این تغییر باید در شرایطی اتفاق بیفتد که افغانستان در یک وضعیت بد اقتصادی به سر می برد. امارت اسلامی پول کافی برای پرداخت معاشات کارمندان دولت را ندارد. شش تا دوازده ماه آینده برای افغانستان بسیار بحرانی و حساس می باشد. سناریوی احتمالی این است که جامعه جهانی تمایل همکاری و کمک به افغانستان را از دست بدهد و امریکا نیز نخواهد کمک نماید. چین شاید علاقه مند به کمک باشد اما بدون صلح و ثبات نمی تواند این کار را انجام دهد. کشورهای عرب حوزه خلیج ممکن است کمک هایی به افغانستان انجام دهند اما این کمک ها به اندازه یی نخواهد بود که افغانستان را سرپای خود نگهدارد.

    سقوط اقتصادی اجتناب ناپذیر است و شکم های گرسنه زمینه را برای فریب و جذب افغان های عادی فراهم می کند. همان طور که در گذشته نیز اتفاق افتاده حکومت ها در کابل همواره با نوعی از مقاومت روبرو بوده است. در پایان سال 2022 میلادی، ممکن است شاهد ظهور مقاومت علیه طالبان در افغانستان باشیم. به گواهی تاریخ رسیدن به صلح و ثبات دائمی در افغانستان یک رویای دست نیافتنی باقی خواهد ماند!

    منبع: اکسپرس تریبون

    سیدناصر عطایی

  • طالبان و خلیلزاد، دو روی سکه جنگ در افغانستان

    طالبان و خلیلزاد، دو روی سکه جنگ در افغانستان

    غلام‌محمد اسحاق‌زی، نماینده‌ی دایمی افغانستان در سازمان ‏ملل، شام روز جمعه -۱۵ اسد-، در نشست فوق‌العاده‌ی ‏شورای امنیت این سازمان در رابطه به وضعیت افغانستان، گفت که وضعیت امنیتی ‏افغانستان رو به بدترشدن است و حمله‌های طالبان و جنایت‌های این گروه، در ‏تضاد با توافق‌نامه‌ی دوحه است. این نشان می‌دهد که طالبان هیچ ‏اراده‌ا‌ی برای صلح ندارند. نظر به رویداد‌های جاری در کشور، عدم تمایل ‏طالبان به صلح به وضوح آشکار است؛ اما، چرا زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی ‏وزارت خارجه‌ی امریکا در امور صلح افغانستان، با چشم‌پوشی از حقیقت، ‏مبارزه با طالبان را، راه حل برای بحران افغانستان نمی‌پندارد؛ یا خلیل‌زاد به ‏جنگ افغانستان، نگاه قومی دارد و با این‌ که نماینده‌ی سیاسی کشوری ‏دیگر است؛ اما از سنت‌های قبیله‌ای که با آن پیوند ذاتی دارد، جدا نشده ‏است؟‏

    تازه‌ترین اظهارنظر زلمی خلیل‌زاد، بیش‌تر از این که سیاسی‌سازی طالبان باشد، ‏چشم‌پوشی از جنایت‌هایی است که طالبان هر روز مرتکب آن می‌شوند. با این حال، ‏زلمی‌خلیل‌‍زاد، دیوانه‌وار از جنایت‌های طالبان چشم پوشیده و برای لاپوشانی ‏وضعیتی که به وجود آورده، در رابطه به جنگ هرات و ایستادگی مردم در برابر ‏طالبان، گفته است که گورهای بیش‌تر، صلح نمی‌آورد! این توصیه‌ی آقای ‏خلیل‌زاد نه تنها این شک ‌که او جنگ افغانستان را قومی می‌بیند، ‏به یقین نزدیک می‌کند، بل آشکار می‌سازد که این مرد بیش‌تر از آن‌ که ‏نماینده‌ی یکی از کشورهای ابرقدرت در امور جنگ و صلح افغانستان ‏باشد، مردی است از ساکنین چهاربولک ولایت بلخ و هنوز به رسوم قبیله‌ای ‏که سال‌هاست از آن جدا شده، باورمند است و بیش‌تر در هم‌سویی با طالبان ‏قرار دارد!‏

    داکتر سمیع حامد، نویسنده و مشاور ارشد قبلی رییس‌جمهور افغانستان، در ‏صفحه‌ی‌ فیسبوک خود دیروز در رابطه به خلیل‌زاد نوشته بود: «در جلساتی که با ‏رهبران شمال داشته‌ام، بیش‌تر شان می‌گویند که خلیل‌زاد به آن‌ها گفته ‏است: اگر حکومت را سقوط بدهید، طالبان با شما مصالحه می‌کنند!» اگر این ‏گفته‌ی داکتر حامد، حقیقت داشته ‏باشد، پنداری شکل می‌گیرد که گویا خلیل‌زاد برای برساخت حکومت ‏اشتراکی در افغانستان نیامده است؛ بل با حمایت طالبان، می‌خواهد امارت ‏طالبان را در افغانستان حاکم کند. اگر چنین باشد، خلیل‌زاد به خدمت ‏طالبان پرداخته و در کنار افغانستان، امریکا را نیز دور زده است؛ چرا که ‏صلح با طالبان، یکی از خواست‌های استراتژیست‌های امریکایی برای پایان‌دادن به ‏جنگ افغانستان بود؛ اما برخورد و طرف‌داری این نماینده‌ی امریکایی ‏قبیله‌گرا از طالبان، آبروی دیپلماسی ابرقدرت‌ترین کشور جهان را به پای ‏تروریستان ریخته است. با این برخورد دوگانه‌ی خلیل‌زاد، اگر دولت ‏افغانستان به سقوط مواجه شود، اعتبار امریکا در جهان خدشه‌دار خواهد ‏شد و پس از این، هیچ کشوری با امریکا متحد و متعهد نخواهد ماند. ‏

    مایکل روبن، یکی از نویسندگان امریکایی، مطلبی را در واشنگتن ایگزماینر به ‏نشر رسانده که در آن خلیل‌زاد را متهم شماره‌یک بحران افغانستان خوانده و گفته ‏است: «قضاوت‌های خلیل‌زاد در رابطه به افغانستان، اشتباه از آب درآمد و او، کنترل روند صلح را ‏از دست داده است. فرضیه‌های ضعیف و قضاوت‌های نادرستی که از ابتدا روند صلح را با ‏سرنوشت مبهمی رو‌به‌رو کرده بود، تحقیق شود.» او، هم‌چنان گفته است که باید خلیل‌زاد پس از ‏این به جای سفر در رابطه به صلح افغانستان، بنشیند و روزهایش را در پاسخ‌دهی به مجلس ‏سنای امریکا بگذراند. پیشنهاد این نویسنده‌ی امریکایی، می‌تواند بحران افغانستان را فروکش داده و ‏افغانستان را وارد مرحله‌ی تازه‌ای از گفت‌وگوهای صلح در قطر کند؛ اما وجود خلیل‌زاد، این ‏بحران را عمیق‌تر و خطرناک‌تر خواهد کرد! ‏

    تصور دولت ترامپ بر این بود که خلیل‌زاد از روابط و ضوابط در افغانستان، ریزبیانه معلومات ‏دارد و با برداشت جامعه‌شناسانه‌ای که از این کشور دارد، شاید بتواند دو طرف درگیر در جنگ را به ‏توافق نسبی برساند؛ اما دامنه‌ی اشتباه‌های خلیل‌زاد، جدا از آن‌ که زندانی‌های خطرناک طالبان ‏را آزاد کرد، با ریاست‌جمهوری کشور نیز سر ستیز را گرفت و رفته‌رفته افغانستان را وارد ‏بحرانی کرد که اکنون جزB52 ‎‏ راه حلی ندارد. دولت بایدن با این که اکنون طالبان را با حمله‌های ‏هوایی سرکوب می‌کند، نیاز است که خلیل‌زاد را نیز محدود کند تا یک قبیله‌گرا در رأس گفت‌وگوهای صلح ‏افغانستان نباشد و ارزش‌هایی که در این بیست سال به وجود آمده، با دید سنتی این مرد از میان ‏نرود!‏

    صبح کابل