برچسب: مذهب

  • کریم خلیلی: تروریستان به دنبال جنگ مذهبی در افغانستان هستند

    کریم خلیلی: تروریستان به دنبال جنگ مذهبی در افغانستان هستند

     استاد محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان کشتار نمازگزاران شیعه در مسجد فاطمیه امام باره قندهار را به شدت محکوم کرد.

    آقای خلیلی در پیامی گفت این گونه حملات که طی آن یک هویت مشخص، آماج قرار می‌گیرد، از مصادیق جنایت علیه بشریت است و تبعات آن، ثبات اجتماعی و مذهبی را در افغانستان برهم می‌زند.

    در بخش دیگری از پیام آمده است افغانستان قرنها شاهد همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان مذاهب مختلف بوده است؛ اما تروریستان، می‌خواهند این وضعیت را به چالش بکشند.
    قدرت حاکم، نسبت به تامین امنیت همه شهروندان کشور و پیروان همه مذاهب، مسوولیت دارد. لذا باید متوجه این مسوولیت شان باشد.
    دامن زدن به تفرقه و نفاق اجتماعی، به چالشهای موجود می‌افزاید و اوضاع را پیچیده می‌سازد.
    رهبر حزب وحدت اسلامی افغانسنتان در این پیام از مردم خواسته است متوجه این توطئه‌ها باشند و هیچگاه خود را در دام آنها نیندازند.

    حادثه دلخراش و مرگبار حمله به مسجد فاطمینه قندهار در حالی اتفاق می افتد که هفته گذشته نیز صفوف نمازگزاران در مسجدی در کندز هدف حمله قرار گرفت و ده ها نفر کشته و زخمی شدند.

  • طالبان در سیاست خارجی ایران

    طالبان در سیاست خارجی ایران

    سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مقاطع و ادوارمختلف، متفاوت و دگرگون بوده است، که این امر گاها سیاست خارجی متناقضی را نمایان ساخته است و از سوی دیگر دیده شده که کنش های سیاسی دولت با بخش های پارلمانی و امنیتی و فرهنگی و رسانه ای نیزهمسویی و همخوانی نداشته است. می توان گفت در هر برحه ای یک یا چند عامل یا مولفه تاثیر گذاری بیشتری بر رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال مسائل مختلف داشته است.

    بر این مبنا در تحلیل سیاست خارجی ایران در قبال طالبان چندین متغیر و مولفه می تواند نقش داشته باشد؛

    1. متغیر منافع ملی، که بر این مبنا هر دولتی در تلاش برای بیشینه کردن منافع ملی خود در هر زمان و در هر جغرافیایی است، حال سوال اینجاست که طالبان چگونه می تواند منافع ملی ایران را تامین نماید. با این وصف که بعنوان یک گروه تروریستی هم در نزد افکار عمومی داخلی ایران و هم در محافل بین المللی شناخته شده است.
    2. مولفه اسلام؛ از زمان تاسیس و شکل گیری طالبان این گروه بعنوان یک گروه تندرو و افراطی نمایان شده است و اقدامات اخیر آنان در این 20 سال نشان می دهد که هیچ تغیر رویه و رویکردی در کنش های دینی و ایدئولوژیک بوجود نیامده است و حمایت از این گروه (دولت در صورت تشکیل) هیچ نفعی برای حفظ و صیانت از اسلام و مسلمین نخواهد داشت و حتی در تقابل با سیاست صدور انقلاب اسلامی می باشد و همچنین در نزد افکار عمومی داخلی ایران نیز این تعریف از دین و اسلام قابل پذیرش نیست، پس این متغیر نیز نمی تواند توجیه کننده رفتار سیاست خارجی ایران باشد.
    3. 3.    عامل مذهب (شیعه گرایی)، جمهوری اسلامی ایران همواره بعنوان ام القرای شیعی مطرح بوده و فعالیت های بسیاری را در کشورهای چون عراق و لبنان و سوریه انجام داده است که این رویکرد در جغرافیای داخلی افغانستان کمتر دیده شده و بازتاب مثبتی نیز نداشته است و چه بسا برخی اقدامات سیاسی، فرهنگی و رسانه ای چون اقدام اخیر تخریب این قشر را به همراه داشته است. و در صورت سیاست نزدیکی با طالبان این عامل نیز نمی تواند بعنوان یک فاکتور مد نظر قرار گیرد.
    4. مولفه امنیت؛ امنیت محوری ترین عنصر بعد از منافع ملی می تواند باشد . آیا تکیه بر گروهی که خود محور هراس افکنی و آنتی امنیتی منطقی به نظر می رسد. آیا در صورت به قدرت رسیدن طالبان امنیت اقتصادی و سیاسی تامین می شود؟ آیا افغانستان بازاری امن برای اقتصاد و محصولات ایران خواهد بود؟ آیا امنیت اقلیمی و جغرافیای طبیعی و آبی ایران که با افغانستان گره خورده است با خطر و تهدید نمی شود؟ این مسائل پرسش هایی است که بعنوان یک متغیر تاثیر گذار باید پاسخ داده شود.

    در این بین مولفه های دیگری نیز مطرح است.

    حال با این تحلیل جزئی و مختصر سیاست خارجی ایران می بایست در تقابل با طالبان باشد یا کمک به قدرت گیری طالبان بعنوان یک نیروی موثر برای اهداف خود و یا یک سیاست بی طرفی را اتخاذ نماید.

    داکتر محسن حکمت خاوری

  • بازگشت به اندیشه سیّد جمال راه حل بسیاری از مشکلات کنونی دنیای اسلام است

    بازگشت به اندیشه سیّد جمال راه حل بسیاری از مشکلات کنونی دنیای اسلام است

    زنده‌یاد سیّد جمال الدین مسلمان (نه افغانی، نه اسدآبادی و نه حسینی) از نظر اندیشه و بینش و شخصیّت و کارنامه، مثل هیچکس نبود؛ بلکه فقط مثل خودش بود. یکی از انسان‌های بی‌مانند و تکرارناپذیرِ تاریخ بشر، همین چهره بود.

    سیّد جمال همانگونه که در قالب‌های خُردِ جغرافیا و ملیّت و قومیت (افغان و ایرانی و ترک و عرب و هندی و مصری) نمی‌گنجید؛ در قالب‌های تنگ و خُردِ مذهب و فرقه و نحله هم نمی‌گنجید. معروف است که از او پرسیدند: شیعه هستی یا سنی؟ در پاسخ گفت: هیچکدام! بلکه مسلمان هستم!

    دقیقاً و عملاً سیّد جمال یک «مسلمانِ» حقیقی و پیروِ مکتبِ توحیدی و وحیانی اسلام بود و تعلقی به هیچ مذهب و فرقه و طریقه و شاخه نداشت. او نه شیعه بود و نه سنی. در فقه و احکام، نه حنفی بود و نه جعفری. در کلام و عقاید نه معتزلی بود و نه اشعری. در سیاستِ دینی نه پیرو نظریۀ خلافت بود و نه پایبند نظریۀ امامت.

    سیّد جمال دقیقاً همان کسی بود که پیام الهی (وحی) و اسلام و قرآن و پیامبر برای تربیت و تولیدِ چنین «انسان‌»هایی آمده بود. پیام الهی و قرآن عظیم، هیچگاه و هیچ‌جا از شیعه و سنی و جعفری و حنفی و زیدی و شافعی سخن نگفته است؛ بلکه صرفاً از آیین توحیدی «اسلام» و تسلیم‌بودن آدمیان در برابر ارادۀ خداوند (مسلمانی) سخن گفته است. آنچه پیامبر برای ما آورد و خود بدان پایبند بود؛ نه شیعه بود و نه سنی و نه هیچ مذهب و طریقتِ دیگر. آن یگانۀ هستی، انسان‌ها را به توحید و تسلیم (مسلمان‌بودن) دعوت کرد و هیچ‌کسی را به هیچ مذهب و فرقه‌ای دعوت نکرد. خدا و قرآن و پیامبر از ما خواسته‌اند که «مسلمان» باشیم و هیچگاه از ما نخواسته‌اند که شیعه یا سنی یا زیدی یا وهابی و سلفی باشیم. فرقه‌گرایی و تعصب مذهبی و حق‌پنداری فرقۀ خاص و تکه ـ پاره کردن امت واحدۀ اسلام، با قطعیات و روح و حقیقتِ اسلام و قرآن در تضاد و ستیز است.

    بر پایه‌ی آنچه گفته آمد، راهِ صحیح و صراطِ مستقیم همان است که سیّد جمال رفت؛ یعنی ما باید «مسلمان» و تسلیم ارادۀ الهی و پیرو آیین محمدی باشیم؛ نه پیرو مذاهب و فرقه‌هایی که هیچ جایگاهی در پیام الهی و تعالیم اسلام و متن قرآن و سنت و سیرۀ پیامبر ندارند. در آیین توحیدی اسلام چیزی به نام مذهب و فرقه و نحله وجود ندارد. تمام اینها ساخته و پرداخته‌ی خود مسلمانان در قرون و اعصارِ بعد از پیامبر است.

    دنیای ویران و پریشانِ اسلام و مسلمانان که امروز با ده‌ها دردِ بی‌درمان (فرقه‌گرایی، مذهب‌پرستی، همدیگرستیزی، مسلمان‌کشی، تکفیر همدیگر و …) مواجه است؛ یکی از راه‌های علاجِ آن دردها، بازگشت به اندیشه و سیرۀ سیّد جمال است؛ اندیشه و سیره‌ای که تماماً از عین و متنِ پیام الهی و قرآن و آیین محمدی نشأت گرفته بود.

    گِرِه‌های کور دنیای امروزِ مسلمانان با عالمان و فقیهان و اسلام‌شناسانی که خود را مدافع و مبلغِ مذهب و بیضه‌دار و تیکه‌دارِ فرقه و شاخه می‌دانند و نه پاسدار و پاسبانِ اصلِ دین و شریعت؛ هرگز گشوده نخواهد شد! دنیای امروز مسلمانان به «سیّد جمالِ مسلمان» نیاز دارد که فارغ از فرقه و مذهب و ملیّت و قومیت و زبان و رنگ و فرهنگ، به نجات و حیاتِ انسانِ «مسلمان» بیندیشد.

    مسیح ارزگانی

  • گفت و گوهای صلح، فرصت و خطر

    گفت و گوهای صلح، فرصت و خطر

    گفت‌وگوهای صلح در دوحه در فضای بیم‌ و امید شروع شد. آغاز این نشست با استقبال و خوشبینی‌های زیادی همراه بود. برای اولین‌بار هیأت حکومت و طالبان روبه‌روی هم نشستند و تصمیم گرفتند تا روی اساسی‌ترین موضوع کشور صحبت کنند.

    پیام حکومت افغانستان و هم‌کاران بین‌المللی در روز نخست نشست واضح بود. حمایت از جمهوریت و ارزش‌های آن در همه صحبت‌ها به صورت روشن بیان شد.

    این پیام‌ها برای هیأت حکومت افغانستان نیز یک قوت مهم در آغاز گفت‌وگوها به شمار می‌رفت. حداقل به خوبی روشن شد که طالبان نزد جامعه جهانی از مشروعیت سیاسی برخوردار نیستند. اما حکومت افغانستان به حیث آدرس رسمی سیاسی شریک و هم‌کار کشورهای جهان در این نشست تبارز یافت.

    بن‌بست در طرزالعمل

    طالبان برای نخستین‌بار در بخش گفت‌وگوهای صلح با یک ترکیب مهم وارد شده‌اند. رییس هیأت طالبان قاضی‌القضات این گروه است؛ کسی که مسوولیت تمام رویدادها را به عهده گرفته است. هم‌چنان در ترکیب هیأت طالبان حداقل ۱۳ تن از اعضای شورای کویته حضور دارند.

    این ترکیب نشان می‌دهد که طالبان برای یک بحث مهم، جدی و سرنوشت‌ساز همراه با تصامیم سخت و دشوار آماده شده‌اند.

    انتظار می‌رفت که با تلاش‌های صورت گرفته، بحث‌ها از مسایل نرم و آسان شروع شود. اما چنین نشد. در حالی که طرزالعمل برای گفت‌وگوها یک موضوع ساده به شمار می‌رفت؛ اما طالبان با طرح برخی موضوعات فضا را دشوار و به مرحله بن‌بست قرار دادند. بن‌بست‌های ۴۵ روزه و هفتاد روزه، همه‌گی به هدف آزمایش‌کردن صبر و شکیبایی سیاسی هیأت افغانستان بود. اما هیأت افغانستان و هم‌چنان حکومت با حوصله‌مندی، متانت، تمرکز لازم و دقت وضعیت را مدیریت کردند. شاید طالبان تصور می‌کردند که چنین شکیبایی و حوصله سیاسی در هیأت حکومت وجود ندارد. به همین دلیل بود که آنان حداقل چهل روز یا بیش‌تر روی کلمه یا کلمات تمرکز کردند و یا اصلاً پیام روشنی ارایه نمی‌کردند.

    وحدت مذهبی با پیام وحدت ملی

    طالبان در بحث طرزالعمل، موضوع فقهی و مسایل مذهبی را طرح کردند. هرچند این طرح در آغاز به سرخط خبرها به حیث یک نگرانی جدی بدل شد، اما با موقف روشن حکومت و هیأت افغانستان این موضوع به نقطه قوت در کشور بدل گردید. به شمول حکومت، همه اقشار سیاسی با زیرکی تمام به این طرح فتنه و اختلاف‌برانگیز پیام‌های قوی دادند. طالبان تصور داشتند که با طرح موضوع فقهی و مذهبی اختلاف‌ها را در صفوف حکومت و هیأت می‌توانند دامن بزنند. اما در دوحه تمام اعضای هیأت یک‌صدا از قانون اساسی و ارزش مهم جمهوریت دفاع کردند. در افغانستان نیز این طرح طالبان به یک‌صدایی میان اقشار مختلف بدل شد. همه اقشار علیه این طرح طالبان موقف گرفتند و در حمایت از حقوق اساسی شهروندان بیانیه دادند.

    اعضای هیأت در دوحه، موضوع مذهب شیعه را به حیث یک موضوع ملی جدی گرفتند و به جای اعضای شیعه مذهب، سایر اعضا با قدرت و قاطعیت تمام در برابر هیأت طالبان استدلال کردند. مشکل اصلی طالبان بیگانه‌گی با واقعیت‌های افغانستان نوین است. امروز افغانستان در وحدت مذهبی و هم‌پذیری مذهبی در سطح جهان اسلام نمونه است. در هیچ کشور اسلامی به پیمانه افغانستان روحیه هم‌پذیری مذهبی وجود ندارد. این همه محصول نظام سیاسی، قانون اساسی، نگاه حکومت به حقوق شهروندی و بصیرت مردم کشور است. طالبان اگر از واقعیت‌های عینی کشور آگاهی دقیق می‌داشتند، قطعاً مسایل فقهی و مذهبی را در بحث طرزالعمل مطرح نمی‌کردند.

    اجماع سیاسی در افغانستان

    به رغم تفاوت دیدگاه در داخل کشور؛ اما اکنون یک نفع جمعی در محور قانون اساسی و اصل نظام سیاسی شکل گرفته است. در شروع به کار کمیته رهبری صلح، تمامی جریان‌های موثر سیاسی حضور داشتند. افغانستان در این مقطع خاص تنها می‌تواند با اجماع سیاسی در محوریت نظام و قانون اساسی از دشواری‌ها عبور کند.

    در کنار مشروعیت بین‌المللی و حمایت قوی و گسترده جهان که در نشست ژنو به خوبی تبلور یافت، اجماع سیاسی داخلی نیز از اهمیت فوق‌العاده برای تحکیم موقف حکومت برخوردار است. افغانستان طی بیش از ۴۲ سال شاهد رویدادهای تلخ بوده است. انقطاع نظام در کشور بحران‌های عظیمی را به همراه داشته است. افغانستان آماده‌گی برای شانس دوم را ندارد. هرنوع تصمیمی که منجر به انقطاع نظام و عقب‌گرد شود، خطرناک است. دست‌آوردهای بیست سال اخیر در کشور به رغم مشکلات، بی‌نظیر است. حفظ و توسعه آن برای همه مهم است. جهان نیز شانه به شانه با افغان‌ها در تهداب‌های فرصت‌های جدید کار کرده است. قطعاً جهان هم نمی‌خواهد که مالکیت نظام آینده سیاسی افغانستان از آن طالبان شود. یا این‌که افغانستان به عقب برگردد. کوشش جمعی جهان برای این است که چگونه از طریق گفت‌وگوهای صلح طالبان جزو نظام شوند، تا به سال‌ها جنگ در افغانستان خاتمه داده شود. حالا گزینه فعال و آماده، قانون اساسی و نظام موجود است. حفظ این دست‌آورد مهم برای همه حیاتی است. طرح‌های طالبان برای بدیل وضعیت موجود یک چیز مجهول و مبهم است. اصلاً ضرورت نیست تا ما از یک مسیر روشن و معلوم در فضای مجهول حرکت کنیم.

    بنابراین مسوولیت ملی همه کسانی که زیر چتر نظام‌اند، حمایت از این ارزش‌های جمهوریت و قانون اساسی است.

    آواز رسای زنان در پروسه صلح

    زنان نقش برازنده در پروسه صلح دارند. نقش چهار تن از خانم‌ها در ترکیب هیأت نیز برجسته بود. در داخل کشور نشست‌های متعدد زنان در کابل و تمامی ولایات برگزار شد. نشست بزرگ زنان در خیمه لویه‌جرگه با پیام‌های روشنی همراه بود. رفتار طالبان نسبت به زنان، اقلیت‌های مذهبی و آزادی بیان سبب شده است تا یک بستر مشترک در کشور برای دفاع از حقوق اساسی شکل گیرد.

    امروز همه زنان کشور بدون در نظرداشت تعلقات مذهبی، قومی، سیاسی و زبانی در یک مسیر مشترک برای حراست از جایگاه و حقوق اساسی خود مبارزه می‌کنند. در تاریخ کشور به این پیمانه هم‌صدایی و نقش فعال و برجسته از آدرس زنان شکل نگرفته است.

    سایر گروه‌ها و اقشار نیز به شمول علمای کرام در حمایت از حقوق زنان موقف روشن دارند. هم‌چنان در بحث حقوق بشر و آزادی‌های مدنی نیز در افغانستان نوین هم‌نظری قوی شکل گرفته است.

    طالبان تغییر نکرده‌اند

    به رغم شروع گفت‌وگوهای صلح، تغییری در رفتار طالبان دیده نشده است. آنان در میدان جنگ خشونت‌ها را تشدید کرده‌اند. در کابل و برخی ولایت‌ها دست به جنایت‌های بزرگی زدند. از ختم قرآن کریم گرفته تا کودکان خرد سال را هدف قرار دادند. طالبان پس از امضای موافقت‌نامه دوحه دچار غرور کاذب شده‌اند. آنان خود را فاتح میدان فکر می‌کنند. طالبان به این تصور اند که پس از فتح میدان جنگ، گام بعدی‌شان اقامه نظامی است که مطلوب برای این گروه باشد. نظام مطلوب طالبان، همان بدیل امارت، اما با محتوای امارت خواهد بود. این روحیه زمانی شکل گرفته است که برخی از کشورها روی‌کرد نظامی را فعلاً در برابر این گروه متوقف کرده‌اند.

    این غرور سبب شده است تا طالبان در میز گفت‌وگو نیز با نگاه لجوجانه در صدد تحمیل اراده خود باشند.

    اما در میدان جنگ به رغم تلاش‌های طالبان، این گروه قدرت تصرف و حفظ اراضی را از دست داده‌ است. فعلاً تمرکز اصلی طالبان به جنگ روانی با استفاده از شیوه‌های جدید جنگی مانند استفاده از ماین‌های مقناطیسی است.

    اعضای هیأت طالبان هرچند فعلاً مشخصاً از احیای امارت اسلامی سخن نمی‌گویند؛ اما نوع نظامی را که طالبان مطرح می‌کردند با امارت تفاوتی نخواهد داشت.

     در وضعیت تغییرناپذیری طالبان، مسیر گفت‌وگوها با دشواری‌های فراوان همراه خواهد بود. حالا دیده شود که برای دور دوم گفت‌وگوها این گروه تا چه میزانی از خود انعطاف نشان می‌دهد.

    دلیل اصلی در تغییرناپذیری این گروه، پیروی از ایدیولوژی سخت‌گیرانه است. پیروان طالبان نیز به آسانی تن به صلح نخواهند داد. به همین دلیل برای هیأت طالبان تصمیم‌گیری دشوار است. طالبان اکنون ترس دارند که با شروع گفت‌وگوها دچار تجزیه شوند. چون برخی گروه‌های طالبان، حیات خود را در جنگ می‌بینند و از منافع سرشار اقتصاد جرمی سود می‌برند. هم‌چنان مواد مخدر و قاچاق منابع طبیعی از دیگر منابع برای این گروه به شمار می‌رود.

    سایه سنگین کشورهای منطقه در جنگ و صلح

    کشورهای منطقه طی ۴۲ سال در جنگ و صلح افغانستان به نحوی دخیل بوده‌اند. طی سال‌های اخیر، رییس جمهور غنی سیاست خارجی خود را در پنج حلقه مشخص تعریف کرد. در این سیاست، نقش برجسته و مهم برای کشورهای منطقه داده شده است. هدف اساسی این است که روابط دولت‌محور شود. هم‌چنان نباید جنگ و صلح افغانستان به رقابت منطقه‌ای بدل شود. ثبات کشورهای منطقه و جهان در ثبات افغانستان باثبات است. به همین دلیل آقای غنی سعی دارد تا با احیای جایگاه افغانستان در تجارت و ترانزیت، منافع جمعی را در محور اقتصاد گره بزند.

    انتظار فعلی از کشورهای منطقه همین خواهد بود که تا همه روی‌کرد شان در قضیه افغانستان مثبت باشد.

    آدرس واحد تصمیم‌گیری

    نهادهای متعدد تصمیم‌گیری و پالیسی‌سازی هرچند نشان از ظرفیت‌های موجود در کشور است؛ اما به هر پیمانه در رابطه به صلح آدرس‌ها منسجم باشد، به همان میزان تصمیم‌گیری و موثریت بهتر می‌شود.

    آدرس و مرجع واحد تصمیم‌گیری و عقبه منسجم و هماهنگ برای هیأت مذاکره‌کننده نیز مهم است. هیأت حکومت افغانستان حداقل این دور درایت سیاسی خود را نشان داد و به خوبی نماینده‌گی جامع از کشور را تمثیل کرد. از همین جهت هیأت نباید از مراجع و آدرس‌های مختلف تحت فشار و یا مشورهای متضاد و مختلف باشد.

    رییس جمهور مانع صلح نیست

    برخی جریان‌های سیاسی گفته‌اند که آقای غنی مانع صلح است. آقای غنی با تلاش‌های که انجام داد صلح را بدل به گفتمان ملی کرد. برای اولین‌بار در نشست کابل و بعد در نشست ژنو نقشه راه صلح توسط رییس جمهور غنی ارایه شد. نشست‌های متعدد در کابل خصوصاً جرگه‌های مشورتی صلح سبب شد تا همه اقشار در متن پروسه قرار بگیرند ودر نقش تصمیم‌گیران اصلی صلح باشند.

     برخی‌ها با این فکر اند که نشست دوحه احتمالاً به کنار رفتن آقای غنی منجر خواهد شد. آنان گاهی با همین تصور خواب حکومت موقت را می‌بینند. این نوع فکر بی‌نهایت سطحی است. ما باید به عمق نشست دوحه، طرح‌های طالبان و نیت واقعی این گروه پی‌ببریم، آنان تغییر نکرده‌اند. آنان روحیه تمامیت‌خواهی دارند. طالبان نمی‌خواهند جزو نظام شوند. آنان می‌خواهند مالک نظام شوند. بنابراین خطر طالبان برای یک فرد نیست؛ بلکه برای افغانستان، نظام، قانون اساسی و حقوق اساسی همه شهروندان است.

    موقف آقای غنی در حمایت از جمهوریت و حقوق اساسی شجاعانه و شفاف است. همه چهره‌های سیاسی در این مرحله دشوار باید چنین شجاعت را به خرج دهند. در غیر آن همه بازنده میدان خواهند بود و آخرین فرصت و شانس را برای همیشه از دست خواهیم داد.

    ما نباید اسیر توطیه طالبان شویم تا به‌نام مذهب، قوم، جنسیت، سمت و… هرکدام را جدا جدا قربانی کنند. با وحدت ملی همه با هم از نظام، قانون اساسی و ارزش‌های جمهوریت حراست کنیم. اکنون که هیأت به کابل آمده است، بهتر خواهد بود تا چشم‌دید‌ها و تصویر واقعی طالبان را با اقشار مختلف شریک کند. مردم باید بدانند که طالبان به آسانی تغییر نمی‌کنند. خطر و فرصت‌های صلح را همه باید مشترکاً درک و مشترکاً برای حراست از جمهوریت کار کنیم.

    شاه حسین مرتضوی

    مشاور ارشد رئیس جمهور غنی

  • اسماعلیه؛ مذهب همپذیری و رواداری

    اسماعلیه؛ مذهب همپذیری و رواداری

    کریم آقاخان چهل و نهمین امام حاضر اسماعیلیان است. پیشوای مذهب اسماعلیه هم اکنون هشتاد و چهار ساله است.

    آنچه مذهب اسماعیلیه را برای بسیاری دوست داشتنی می کند، تاکید روشن این مذهب بر پذیرش پلورالیزم دینی و مذهبی و ترویج همپذیری در جامعه است. بیشتر زخم‌های بشر امروز، به ویژه جوامع اسلامی، ناشی از انحصارگرایی دینی و مذهبی است.

    در رویکرد انحصارگرایانه به دین و مذهب، پیروان سایر ادیان و مذاهب، همه گمراه‌اند و به موجب گمراهی شان، مستوجب عذاب اخروی و زجر و تحقیر دنیوی دانسته می‌شوند.

    دین با رویکرد انحصارگرایانه، به راحتی ابزاری می‌شود در دست سیاست‌بازان برای حذف و قلع و قمع حریفان و مخالفان و زمینه می‌سازد برای اِعمال انواع تبعیض، ستم و محرومیت.

    به نظر من، مذاهب انحصارگرا، خود جوخه مرگ‌اند و منافی با کرامت انسانی. مذاهب باورمند به پلورالیزم، راه زندگی‌اند و همخوان با فطرت انسان.

    سالم حسنی