برچسب: مذهب جعفری

  • حذف مذهب جعفری، زبان دری و پرچم ملی

    حذف مذهب جعفری، زبان دری و پرچم ملی

    در این مسوده آماده رهنمود تمام قوانین و سیاست مذهب حنفی است و مشروعیت نظام نیز بیعت و رای می‌باشد.

    به نقل از کابل ویس طالبان رنگ پرچم کشور را به سفید تغییر داده و با تاکید بر اینکه مکلفیت عسکری بر اساس قانون مشخص شود، پشتو و دری را زبان رسمی و پشتو را زبان ملی اعلام کرده است.

    بر اساس این مسوده طالبان مدارس دینی بیشتری ساخته و تاکید شده تمام مردم حقوق یکسانی دارند.

    عبدالطیف پدرام در واکنش به این مسوده آن را تکمیل کننده کتاب سقاو دوم خوانده است.

    این مسوده توسط آماج نیوز پخش شده و تاکنون طالبان آن را تایید یا رد نکرده است.

  • غنی: مبنا قرار گرفتن توافق نامه طالبان با امریکا در روند صلح مورد قبول افغانستان نیست

    غنی: مبنا قرار گرفتن توافق نامه طالبان با امریکا در روند صلح مورد قبول افغانستان نیست

    رئیس جمهور غنی می‌گوید شریعت اسلامی باید اساس گفت‌وگوهای صلح میان هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان قرار بگیرد. به گفته او، مبنا قرار گرفتن موافقت‌نامۀ طالبان با امریکا در روند صلح، برای دولت افغانستان پذیرفتنی نیست.

    آقای غنی امروز (پنج‌شنبه، هشتم عقرب) در مراسم گرامی‌داشت از میلاد پیامبر اسلام(ص) در کابل افزود شریعت اسلامی باید اساس هر نوع معضل و مسأله قرار بگیرد. او با اشاره به تأکید طالبان روی مبنا قرار گرفتن «موافقت‌نامۀ دوحه» در مذاکرات صلح طالبان بایدگفت از این خواست‌شان عقب‌نشینی کنند. با باور رئیس جمهور، مبنا قرار گرفتن موافقت‌نامۀ صلح طالبان با امریکا برای شهروندان و دولت افغانستان پذیرفتنی نیست.

    رییس جمهور افزود شهروندان کشور در چهل سال گذشته برای حفظ شریعت اسلامی قربانی داده‌اند و اسلام باید اساس هر نوع اختلاف از جمله اختلاف‌های احتمالی در گفت‌وگوهای صلح قرار بگیرد.

    آقای غنی در بخش دیگری از صحبت‌هایش طالبان را در تخریب مسجدها و تأسیسات عامه مقصر دانست و گفت حکومت از بودجۀ ملی مسجد و مکتب‌ها را اعمار می‌کند، اما طالبان روزانه به تخریب این ساختمان‌های عامه می‌پردازند.

    این در حالی است که هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان از یک‌ونیم ماه به این‌سو سرگرم رأی‌زنی دربارۀ نهایی‌سازی کارشیوۀ مذاکرات مستقیم صلح قرار دارند. گروه طالبان می‌خواهند که محتوای موافقت‌نامۀ این گروه با ایالات متحدۀ امریکا که در ماه حوت پارسال به امضا رسید، مبنای حل اختلاف‌های احتمالی در روند صلح قرار بگیرد.

    این موافقت‌نامه به طالبان مشروعیت می‌بخشد و آنان را یک طرف جداگانه و اصلی معامله با ایالات متحدۀ امریکا می‌پندارد. دولت افغانستان اما می‌خواهد که طالبان پس از توافق صلح با دولت مدغم شوند. از همین‌رو، هیأت‌های مذاکراتی تاکنون به توافق نرسیده‌اند تا کارشیوۀ مذاکرات صلح را نهایی بسازند.

  • طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    طالبان، نادیده گرفتن جمهوری و تلاش برای رسیدن به امارت اسلامی

    محمد رضا بهرامی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل در توییت تازه خود نوشت: «در توافق دوحه از حکومت و ساختار فعلی در افغانستان عبور و «حکومت اسلامی جدید پساتوافق افغانستان» مطرح شده است. بر این اساس مقاومت فعلی برای ‌عدم‌پذیرش این توافق به عنوان محور و اساس مذاکرات بین‌الافغانی، یعنی مبارزه و مقاومت برای بقای ساختار و حفظ تمامی دستاوردهای دو دهه اخیر».
    این توییت تا حد زیادی دلایل اختلاف‌نظر‌ها و به نتیجه نرسیدن گروه تماس را مشخص می‌کند. در یک هفته گذشته، گروه تماس از هر دو طرف با این که خبر از پیشرفت گفت‌وگو‌ها می‌دادند اما موارد اختلافی زیادی را نیز طرح کردند. مهم‌ترین مورد اختلافی میان گروه‌‌های گفت‌وگو کننده طالبان و دولت افغانستان، بحث نگرش به مذاکرات از منظر فقه حنفی است. طالبان اصرار دارند تا تمامی روند مذاکرات در چارچوب نظریات فقه حنفی مطرح شود. این به معنای آن است که دولتی که حاصل مذاکرات صلح برای آینده باشد، هیچ‌گونه حق و مشروعیت سیاسی به مذاهب دیگر در افغانستان نخواهد داد. در حال حاضر در کنار پیروان مذهب تسنن حنفی، پیروان مذاهب دیگر از جمله شیعه جعفری، شیعه اسماعیلی، پیروان تسنن شافعی و مذاهب دیگر نیز در افغانستان حضور دارند. از سوی دیگر اقلیت هندو باوری نیز در افغانستان هستند که روز به روز کاهش پیدا می‌کنند. در حال حاضر دو فرقه مذهبی با اکثریت پیروان در افغانستان زندگی می‌کنند؛ پیروان مذهب [اهل]سنت جماعت امام ابوحنیفه که آنان را حنفی می‌گویند و پیروان تشیع جعفری که آنان را اثنی عشری یا دوازده امامی می‌خوانند. حالا طالبان تلاش دارند تا در نخستین گام، چارچوب مذاکرات را با این قید تنگ‌تر کنند که مبنای تمامی گفت‌وگو‌ها فقه حنفی باشد. دولت افغانستان اما با این دیدگاه موافق نیست. گروه تماس دولت افغانستان پیشنهاد داده است که مذاکرات بر اساس فقه حنفی پیش برود با این قید که پیروان مذاهب دیگر در تمامی اعمال و افکار خود کاملاً آزاد باشند. اما طالبان این پیشنهاد را نمی‌پذیرند. از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد. اما این مسئله تنها دلیل اصرار طالبان نیست. طالبان با زیرکی زیاد بحث فقهی کردن مذاکرات را پیش کشیده‌اند. زیرا در این صورت وقتی بحث‌ها زیر چتر نگرش‌های فقهی شکل بگیرد، خود به خود مسئله (ولایت عام) که یک بحث فقهی حنفی‌ها در مورد ساختار دولت است مطرح می‌شود. طبق این نظریه در اسلام حوزه اقتدار را ولایت عام می‌دانند و این ولایت عام که مبتنی بر شریعت اسلامی است، شامل تمام صنوف و تشکل‌های دیگر است. اصول نظری نظام سیاسی اسلام این امکان را مشخص می‌کند که شریعت چگونه ولایت دولت را عام و فراگیر مشخص می‌کند و از طرف دیگر، مقررات و در اصطلاح ولایت‌های خاص این تعمیم را برنمی‌تابند.
    در چنین وضعیتی نخستین چیزی که قربانی خواهد شد، جمهوریت به عنوان یک اصل دنیای حکومتی است. با توجه به این که زیر ساخت‌های جمهوریت بر مبنای سکولاریزم بنیاد شده است، این مسئله در تضاد با مباحث فقهی قرار می‌گیرد و خود به خود از بحث حذف می‌شود. این مسئله را دولت افغانستان و تیم مذاکره‌کننده دولت به خوبی متوجه شده‌اند و حتی توییت سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در کابل نیز دال بر این است که طالبان به هر صورت ممکن می‌خواهند جمهوریت را دور بزنند. کنار گذاشتن اصل جمهوریت، تمامی دستاورد‌های ۱۹ سال اخیر را در افغانستان را از بین خواهد برد و دموکراسی در مقابل اقتدار فقهی عقب‌نشینی خواهد کرد. در اندیشۀ اسلامی قوانین و مقررات دولت‌ها آمرانه است به این معنا که متصدیان امور دولتی یا همان ولایت عامه از یک‌ طرف مفسر شریعت تلقی می‌شوند و از جانب دیگر، قانون‌گذارند. در شریعت اسلامی علاوه بر نص قرآن و سنت که منبع مورد اتفاق قوانین شناخته می‌شود، منابع دیگری مانند اجماع و قیاس نیز اهمیت دارد که دست نهادهای دولتی را باز می‌گذارد تا این که با توجیه و استفاده از این منابع بتوانند به وضع و قانون‌گذاری بپردازند. اینجاست که همه‌‌ خواسته‌های طالبان مو به مو اجرا خواهد شد. تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان باید بداند که عقب‌نشینی در مقابل این خواسته طالبان، می‌تواند آنان را تا آخرین قدم به نفع طالبان عقب ببرد. به همین دلیل حتی جمهوری اسلامی که با طالبان رابطه خوبی دارد هم نگران این دیدگاه طالبان در قبال گفت‌وگو‌های صلح است.

    از دید طالبان پیروان تشیع می‌توانند در چارچوب فعالیت‌های مدنی کاملاً آزاد باشند. اما در حوزه سیاست سلطه تنها از آن فقه حنفی باشد. به این معنا که در حکومت پساتوافق، هیچ پیرو مذهب تشیع نمی‌تواند به مدارج عالی سیاسی در افغانستان برسد.

    منبع: ایندیپندنت فارسی

  • طالبان با عقده های گذشته به میز مذاکره آمده اند!

    طالبان با عقده های گذشته به میز مذاکره آمده اند!

    مذاکره برای صلح اساسا با پیش‌فرض گذشت، مدارا و بردباری آغاز می‌شود. اگر بحث گذشت، مدارا و بردباری در بین طرفین مطرح نباشد، امکان ندارد طرفین برای مذاکره آماده شوند و باهم مذاکره کنند. با وصفی همه خوش‌بینی‌هایی‌که برای صلح وجود دارد؛ مردم، دولت افغانستان و کشورهای جهان از مذاکره برای صلح حمایت می‌کنند، اما تعدادی از هیات مذاکره‌‌ی دولت افغانستان می‌گویند که هیات طالبان تعصب و نفرت را از میدان جنگ با خود بر میز مذاکره آورده‌اند.

    طالبان برای مذاکره هیچ‌گونه گذشت و مدارا از خود نشان نمی‌دهند، در تصور تصرف و سلطه بر افغانستان هستند. مذاکره را نوعی از تسلیمی دولت افغانستان به خود می‌دانند. تعصب و نفرت مذهبی و قومی طالبان همچنان پا برجا است. طالبان تاکید به یک حکومت مذهبی دارند که مذهب حنفی مذهب رسمی دولت آینده‌ی افغانستان باشد، با پیروان مذاهب دیگر از جمله با پیروان مذهب تشیع به‌عنوان اقلیت مذهبی برخورد شود. بنابراین غیر از مذهب حنفی دیگر مذاهب به‌خصوص مذهب تشیع را به رسمیت نمی‌شناسند.

    این موضع طالبان خلاف اصول مذاکره و صلح است. نخست دولت افغانستان مذهب رسمی نه، دین رسمی دارد که اسلام دین رسمی آن است. مذاهب اسلامی همه در دولت افغانستان آزاد و برابر است. بنابراین نیاز نیست‌که دولت مذهب رسمی داشته باشد. رسمیت یکی از مذاهب اسلامی در واقع تعصب و تبعیض نسبت به مذاهب دیگر اسلامی است. اما تا هنوز هیات مذاکره‌ی طالبان بر این تبعیض و تعصب مذهبی برای آغاز و مدیریت مذاکره و برای مذهب آینده‌ی دولت افغانستان تاکید دارند.

    هیات مذاکره‌ی طالبان گذشت و مدارا برای مذاکره با هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان نشان نداده است؛ زیرا تاکید هیات مذاکره‌ی طالبان این است‌که مذاکره بر اساس تفاهم‌نامه‌ی آمریکا و طالبان صورت بگیرد. اما هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان به این نظر است‌که مذاکره بین هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان و طالبان از نو و به اساس مواد و موارد جدید طبق نیازمندی‌ها، ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود مردم افغانستان آغاز شود. این نظر هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان واقع‌بینانه است.

    درصورتی‌که مبنا تفاهم‌نامه‌ی آمریکا و طالبان باشد، مذاکره‌ی هیات دولت افغانستان با طالبان نمی‌تواند معنای سیاسی داشته باشد. بنابه این نابردباری و گذشت نکردن طالبان برای مذاکره و صلح می‌توان چنین برداشت کرد: طالبان به این نظر استند که از ناگزیری ترامپ در انتخابات آمریکا استفاده کنند. زیرا ترامپ تلاش دارد از
    مذاکره‌ی صلح دولت افغانستان و طالبان استفاده‌ی کمپاینی و انتخاباتی کند. طالبان نیز این هدف ترامپ را درک کرده‌اند. بنابه این درک می‌خواهند جنگ را در جریان مذاکره در افغانستان تشدید کنند که با تشدید جنگ بیشتر قدرت‌نمایی کنند و بیشتر سرسختی نشان بدهند تا بتوانند از ترامپ امتیازات بیشتر کمایی کنند.

    بر این اساس طالبان مشارکت در قدرت و دولت آینده‌ی افغانستان نمی‌خواهند، بلکه قدرت و دولت افغانستان را برای خود می‌خواهند. هدف طالبان سلطه بر دولت و مردم افغانستان است. از این‌که طالبان قصد سلطه بر مردم و دولت افغانستان را دارند؛ بنابراین رسمیت تنوع مذهبی، قومی و فرهنگی را به نفع خود نمی‌دانند. درصورتی‌که تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی به رسمیت شناخته شوند، طالبان نمی‌توانند سلطه‌ی خود را بر مردم افغانستان بقبولانند و مشروعیت ببخشند. طالبان می‌خواهند تنوع‌های مذهبی، قومی و فرهنگی را حذف کنند تا روایت طالبانی خود را به‌عنوان روایت رسمی و مشروع بر مردم افغانستان بقبولانند.

    اگرچه طالبان عزم خود را برای تک‌روایتی‌کردن مذهبی، قومی و فرهنگی جزم کرده‌اند اما مشکل است‌که بتوان تنوع مذهبی، فرهنگی و قومی افغانستان را حذف کرد. نخستین پیش‌فرض طالبان برای تک‌روایتی‌کردن قدرت، سیاست و حکومت‌داری در افغانستان این است‌که مذهب اکثریت مردم افغانستان حنفی است. تصور می‌کنند تاکید به تک‌مذهبی‌کردن حکومت افغانستان نه‌تنها به مخالفت رو به رو می‌شود، مورد حمایت مردم نیز قرار می‌گیرد. اما واقعیت فعلی افغانستان بر مبنای تک‌مذهب استوار نیست. فکر می‌کنم که مردم افغانستان این روایت مذهبی طالبانی را نمی‌پذیرند.

    برداشت طالبان این است‌که اگر بتوانند مذهب حنفی را رسمی کنند، مذاهب دیگر را حذف کنند و کنار بگذارند، به اساس مشروعیت مذهبی به سادگی می‌توانند تنوع فرهنگی و قومی را نیز حذف، سرکوب و به حاشیه برانند. زیرا برای این کار خود مبنا دارند. مذهب حنفی را طبق منفعت سیاسی خود تاویل می‌کنند و به اساس دیدگاه خود از مذهب منفعی، چارچوب مشروعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تعریف می‌کنند و این تعریف را مسلط می‌سازند. در این صورت، هرگونه تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی غیر مشروع و قابل سرکوب خواهد بود. هنوز که در آغاز مذاکره‌ی صلح با طالبان قرار داریم، بهتر است هیات مذاکره‌ی دولت افغانستان برای حفاظت از ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود مردم افغانستان ایستادگی کنند. مردم و دولت افغانستان نیز از نیت طالبان به کشورهای جهان و تاثیرگذار بر روند مذاکره‌ی صلح دولت افغانستان با طالبان اطلاع‌رسانی کنند که کشورهای خارجی تاثیرگذار بر روند مذاکرات صلح به خصوص حکومت آمریکا در مذاکرات با طالبان همسویی نکنند.

    این را همه می‌دانیم که ترامپ در این زمان، شرایط خاص خود را دارد اما شرایط خاص ترامپ به شرایط و واقعیت‌های مردم افغانستان ارتباطی ندارد. بنابراین بهتر این است‌که مذاکرات بنابه شرایط و واقعیت‌های زندگی مذهبی، فرهنگی، قومی و اجتماعی مردم افغانستان رقم بخورد.

    خامه پرس

  • حقوق شیعیان در زمان بحث روی قانون اساسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد

    حقوق شیعیان در زمان بحث روی قانون اساسی افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد

    یک عضو ارشد مذاکره‌کننده طالبان در دوحه می‌گوید مبحث حقوق شیعیان در افغانستان زمانی مطرح می‌شود که مذاکرات به مرحله بحث بر سر قانون اساسی جدید افغانستان برسد.

    در چند روز اخیر، مذاکرات صلح افغانستان که از دو هفته پیش در دوحه قطر آغاز شده به خاطر دو مورد اختلاف‌نظر در طرزالعمل مذاکرات میان دو هیات مذاکره کننده متوقف شده است.

    هیات طالبان مبنای فقه حنفی و سند توافقنامه صلح را که این گروه قبلا با آمریکا امضا کرده، در مذاکرات مطرح کرده که با واکنش در افغانستان مواجه شده است.

    خیرالله خیرخواه، امروز در گفتگوی با یک شبکه انترنتی نزدیک به این گروه گفت:«ما می‌خواهیم برای طرزالعمل مذاکرات یک اساس را بگذاریم که اگر اختلافی در جریان مذاکرات پیش آمد، در چارچوب شریعت اسلامی و براساس مذهب حنفی حل شود. این مساله مشکلی برای شیعه‌ها به وجود نمی‌آورد.»

    به گفته آقای خیرخوا مسایل مربوط به احوال شخصیه شیعیان وقتی مطرح می‌شود که روی قانون اساسی بحث کنیم.

    او گفت: «ما گفتیم که ما می‌خواهیم برای طرزالعمل مذاکرات یک اساسی را بگذاریم که اگر اختلافی در جریان مذاکرات پیش آمد، در چارچوب شریعت اسلامی و براساس مذهب حنفی حل شود. این مساله مشکلی برای شیعه‌ها به وجود نمی‌آورد. آنها گفتند مسایل مربوط به احوال شخصی باید در آن ذکر شود، ما گفتیم که این را می‌پذیریم در مسایل مربوط به احوال شخصی شما آداب و مناسک خود را دارید ولی این مسایل وقتی مطرح می‌شود که روی قانون اساسی بحث بکنیم، برای طرزالعمل مذاکرات این مساله مشکلی ایجاد نمی‌کند.»

    بنا به گزارش‌ها، هیات افغانستان نیز به طالبان حفظ حقوق و آزادی‌های مذهبی شیعیان و سایر اقلیت‌های مذهبی را پیشنهاد داده است.

    هنوز پاسخ رسمی از جانب طالبان به هیات افغانستان داده نشده است. در روزهای گذشته، تیم‌های تماس نیز باهم دیداری نداشته‌اند.

    این عضو ارشد مذاکره کننده طالبان از هیات افغانستان به خاطر درز بحث‌های مذاکرات گفته درخواست هیات طالبان از هیات افغانستان این بود “تا زمانی ‌که بر سر یک طرزالعمل توافق نشده، نباید آن را به بیرون درز بدهیم، زیرا تجربه ما از مذاکره با آمریکایی‌ها این را نشان می‌دهد که برای موفقیت مذاکرات نباید همه چیز از پیش به بیرون از هیات مذاکرات گزارش داده شود.”

    آقای خیرخواه گفت: ولی تیم مقابل نتوانستند “مسایل را به بیرون گزارش ندهند” و حالا مشخص است که اختلاف بر سر موضوع مبنا قرار گرفتن مذهب حنفی و توافقنامه آمریکا و طالبان است.

  • این طالب امارت می خواهد، فعلا شرم گفتار دارد!

    این طالب امارت می خواهد، فعلا شرم گفتار دارد!

    نزدیک به دو هفته پیش که مذاکرات بین الافغانی با هیاهو و طمطراق خاص و با حضور رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان، مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا و بسیاری دیگر از مقامات کشورهای تاثیر گذار منطقه و جهان آغاز شد، تصور بر این بود که مذاکرات مستقیم حکومت با طالبان به زودی شروع و به پیش خواهد رفت.

    اگرچه هیچ کس انتظار نداشت این مذاکرات به سرعت به نتیجه مطلوب که همان آتش بس و در نهایت صلح در افغانستان است منجر شود اما هیچ کس نیز پیش بینی نمی کرد طالبان در یک لج بازی مخصوص خودشان دست روی مواردی بگذارند که میز مذاکره سیاسی جای آن نیست.

    اکنون پس از گذشت دو هفته، تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان حتی نتوانسته اند روی طرز العمل ها به توافق برسند چه برسد به آغاز مذاکره مستقیم حکومت با طالبان!

    منابعی از دوحه محل برگزاری نشست های تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان می گوید هیات مذاکره کننده طالبان چون صلاحیت کافی را ندارد نمی تواند به طور مستقل تصمیم بگیرد و مجبور است مطابق دستور بیرونی عمل کند. به گفته این منبع هیات مذاکره کننده حکومت نیز چون از جناح ها و احزاب سیاسی متفاوت نمایندگی می کند در نشست های هیات های مذاکره کننده ایده ها و حرف های متفاوت و بعضا ناهماهنگ زده و جلسه را ترک می کنند.

    در چنین فضای متشنجی که هیات مذاکره کننده طالبان ایجاد کرده اند بعید به نظر می رسد بتوان به رسیدن به یک نتیجه مطلوب دلخوش بود.

    آنالیز موضوعات مطرح شده توسط هیات مذاکره کننده طالبان در دوحه نشان می دهد این گروه با حمایت اربابان خارجی خود تلاش دارند جای پا محکم کرده مقدمات برپایی امارت اسلامی خود را محکم کنند.

    افزایش حملات تهاجمی و بمب گذاری های طالبان در نقاط مختلف افغانستان و طرح موضوعات جنجالی نظیر اتخاذ تصامیم بر اساس مذهب حنفی خود به خوبی این گفته را تایید می کند: طالبان با نیت صلح خواهی به این مذاکرات نیامده اند که اگر آمده بودند در تهیه طرزالعمل برای مذاکرات به این اندازه کارشکنی نمی کردند.

    براساس برداشت کارشناسان امر، هدف طالبان از آمدن به قطر اطاعت امر دستور امریکاست، چیزی که به گفته مقامات طالبان بخشی از توافق صلح این گروه با امریکا بوده است.

    مولوی خیرالله خیرخواه از اعضای ارشد هیات مذاکره کننده طالبان، در این مورد می گوید حکومت افغانستان باید بپذیرد که گفت و گوهای بین الافغانی دوحه بخشی از توافق صلح طالبان با امریکاست.

    حالت مطلوب برای طالبان این است که حکومت افغانستان از خیر خواسته های خود بگذرد و قید آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان وده ها دستاورد دیگر که در طول نزدیک به بیست سال با سختی های زیاد به دست آورده است را بزند و صرف برای راضی نگه داشتن طالبان و تنها به این خاطر که طالبان حاضر به مذاکره مستقیم شوند مطیع امر طالبان باشد.

    مولوی خیرخواه در یک پیام ویدئویی که روز گذشته شنبه 5 میزان نشر شد افزوده است:«نقطه اصلی اختلاف بین هیات های مذاکره کننده طالبان با حکومت در این است که حکومت افغانستان نمی خواهد قبول کند مذاکره بین الافغانی دوحه بخشی از توافق صلح طالبان با امریکا می باشد.»

    توافق صلح امریکا با طالبان که در فبریه گذشته در دوحه امضا شد، شرایط محور است و براساس بندی از آن طالبان ملزم به گفت و گوی مستقیم با حکومت افغانستان می باشند.  

    براساس گفته مولوی خیرخواه در این پیام ویدئویی، موضوع جنجالی دیگر این است که شیعیان با اتخاذ تصامیم براساس مذهب حنفی مخالفت کرده اند و تیم مذاکره کننده حکومت خواهان اضافه شدن مذهب جعفری و حقوق بشر به طرز العمل مذاکرات می باشند.

    با نگاهی اجمالی به آنچه در نشست های هیات های مذاکره کننده حکومت و طالبان در این دوازده روز گذشته اتفاق افتاده به خوبی می توان درک کرد که طالبان در دل امارت می خواهند و به زبان صلح می گویند و چیزی که در این میان به وخامت اوضاع اضافه کرده توافقات امریکا با طالبان در توافق صلح امریکا با این گروه می باشد، چیزی که در پشت درهای بسته اتفاق افتاد و هیچ کس نتوانست به طور دقیق از آن آگاه شود.

    پیش بینی ها می گوید طالبان به پشت گرمی همین چراغ سبزهای امریکا اینگونه جسورانه در میدان مذاکره و جنگ تاخت و تاز می کنند.

    اگر مشخص می شد که امریکا چه وعده هایی به طالبان داده، بهتر می شد مسیر حرکت به سوی آینده را مشخص کرد: در یک فرضیه دردناک اگر تصور کنیم که امریکا در ازای توافق صلح با طالبان به این گروه وعده قدرت در افغانستان را داده است، آن هم نه شراکت در قدرت که تصاحب شاه راه های اصلی قدرت، آنگاه باید به همه چیز امریکا شک کرد، به مبارزه با تروریزم این کشور، به حمایت از دموکراسی این کشور، به دفاع از حقوق زنان این کشور و به طور خلاصه به تمام وعده های این کشور!

    البته این رویه امریکا از همان روزی که نشست های زنجیره ای یک طرفه خود با طالبان را در دوحه آغاز کرد قابل حدس بود: امریکا می توانست از همان ابتدا تمام نشست های خود را با حضور حکومت افغانستان با طالبان برگزار کند تا طالبان به این اندازه امروز جسور نشود.

    به هر صورت باید نشست و دید که توافق صلح امریکا با طالبان چه پیامدی برای افغانستان و مردم مظلومش دارد! آنچه در این میان اما روشن است امریکایی ها عاشق چشم و ابروی ما نیست که در مراودات خود با طالب ذره ای از منافع خود کوتاه بیاید.

    مردم و حکومت باید به هوش باشد که آنچه از طالبان در میز مذاکره و میدان جنگ بروز می کند مصداق بارز ضرب المثل «خانه از پای بست ویران است و خواجه در فکر نقش ایوان است» می باشد. این طالب دنبال صلح نیست و خواب برافراشته کردن بیرق امارت اسلامی خود را می بیند!

  • اولین سفر عمران خان به کابل در  میان موجی از نگرانی ها

    اولین سفر عمران خان به کابل در میان موجی از نگرانی ها

    همزمان با مذاکرات صلح افغانستان در دوحه، عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان در پاسخ به دعوت آقای غنی گفته که “در آینده نزدیک” از کابل دیدار خواهد کرد.

    صدیق صدیقی، سخنگوی ریاست جمهوری امروز در توییتر نوشت محمد اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان در صحبت تلفنی با عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان درباره روند صلح و لزوم برقراری آتش‌بس گفتگو کردند.

    عمران خان از زمان روی کار آمدن در جولای/ژوئیه سال ۲۰۱۸ از کابل دیداری نداشته است.

    وقفه در مذاکرات صلح در دوحه

    همزمان، مذاکرات صلح افغانستان در دوحه قطر نیز در جریان است، اما هنوز میان هیات های مذاکره‌کننده در دو مورد اختلاف نظر وجود دارد.

    هیات طالبان مبنای فقه حنفی و سند توافقنامه صلح را که این گروه قبلا با آمریکا امضا کرده، در مذاکرات مطرح کرده که با واکنش در افغانستان مواجه شده است.

    بنا به گزارش‌ها، هیات افغانستان نیز به طالبان پیشنهاد داده به فقه حنفی با حفظ حقوق و آزادی‌های مذهبی شیعیان و سایر اقلیت‌های مذهبی مراجعه شود.

    هیات افغانستان همچنین اضافه شدن سندی را به طالبان پیشنهاد داده که در ۲۹فبروری میان رئیس جمهور افغانستان و وزیر دفاع آمریکا امضا شده است.

    هنوز پاسخی از جانب طالبان به هیات افغانستان داده نشده است. در دو روز گذشته، تیم‌های تماس نیز باهم دیداری نداشته‌اند.

    افزایش خشونت‌ها و تقاضا برای آتش بس

    همزمان با مذاکرات صلح در دوحه، درگیری‌ها و خشونت‌ها در افغانستان نیز افزایش یافته است.

    وزارت امور مهاجرین و بازگشت کنندگان می‌گوید در یک ماه اخیر بیش از پنج هزار خانواده به دلیل تشدید خشونت‌ها بیجا شده اند، این بیجاشدگان عموما در شهرها و روستاهای نسبتا امن، در شرایط دشوار زندگی می‌کنند.

    وزارت دفاع افغانستان می‌گوید در دو هفته از آغاز گفتگوهای صلح در دوحه، حملات مستقیم، مین گذاری و در کل خشونت توسط طالبان تشدید شده است.

    اما گروه طالبان حکومت افغانستان را مقصر تشدید این خشونت‌ها می‌داند. ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان به بی‌بی‌سی گفت که آنها اکنون در حالت “دفاعی” هستند و فقط به حملات از طرف مقابل پاسخ می‌دهند. او افزود که حملات دولت افغانستان باعث آوارگی مردم می‌شود.

    از طرف دیگر، ژنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی نیروهای امریکایی در افغانستان روز گذشته همراه با یاسین ضیا، رئیس ستاد ارتش افغانستان و مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله/کشور برای بررسی وضعیت امنیتی به ولایت قندهار رفت. او گفت که خشونت‌ها افزایش یافته و طالبان باید خشونت‌ها را کاهش دهد.

    یاسین ضیا نیز می‌گوید به “طالبان به صلح باور ندارد و از میز مذاکرات استفاده سوء می‌کند”.

  • میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست

    میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست

    می‌خواستم به خاطر جلوگیری از تنش‌های بیشتر و سوء استفاده دشمنان مشترک دو مذهب جعفری و حنفی در این مورد سکوت کنم، اما ترسیدم که مبادا سکوتم مانند سکوت زهاد مسلمان در ماجرای قیام امام حسین باشد که در حین قتل عام خاندان پیامبر نماز استحبابی می‌خواندند. حالا که چنین است به چند مورد به صورت خلاصه اشاره می‌کنم:
    ۱- پیش کشاندن موضوع رسمیت فقه حنفی یا جعفری در مذاکرات صلح دوحه نقشهٔ امریکا، اسرائیل، سعودی و … است تا جنگ‌های مذهبی را در افغانستان شعله‌ور سازند وگرنه در مذاکراتی که هدف اصلی آن آتش‌بس، خروج نیروهای اشغالگر، ختم جنگ و راه حل سیاسی برای تقسیم قدرت حاکمه است؛ مسئله فقه حنفی و جعفری هیچ موضوعیت ندارد.
    ۲- فقه حنفی و جعفری از آغاز یعنی بیش از هزار سال است که کنار هم رشد کرده و به شکوفایی رسیده‌اند و هردو از ریشه‌های مشترک قرآن و سنت برخاسته و پیروان هردو مذهب نیز در طول تاریخ در افغانستان برادرانه و دوستانه زندگی کرده‌اند.
    ۳- در میان تمام مذاهب اسلامی، بیشترین وجه مشترک را مذهب جعفری و مذهب حنفی داشته‌اند و دانایان و اهل علم و به خصوص مجتهدان هردو مذهب می‌دانند که اختلاف[میان دو مذهب] انگشت شمار و آن‌هم در فروعات است.
    ۴- مذهب جعفری منتسب به امام جعفر صادق نواده پیامبر اسلام، مادر مذاهب اسلامی است و ابوعبدالله جعفر الصادق استاد مذاهب بوده است. یکی از افتخارات ابوحنیفه نعمان بن ثابت(امام اعظم) این بوده که در محضر امام جعفر الصادق تلمذ نموده است؛ و هم جامعهٓ الازهر که معتبرترین مرجع فتوای اهل سنت است بسی سال‌های پیش بر جواز مذاهب معتبر اسلامی و از جمله امامیهٔ اثناعشریه که در افغانستان مذهب جعفری یاد می‌شود، فتوا داده است.
    ۵- مذهب جعفری در خراسان بزرگ که افغانستان قسمتی از آن است و در شهرهایی که امروز مربوط افغانستان است، ۲۰ سال یا ۱۰۰ سال نه که هزار و چهار صد سال یعنی در اولین سال‌های فتح خراسان توسط اعراب رواج داشته است. اگر کسی از این موضوع خبر ندارد، تواریخ اسلامی را در دوره امویان، عباسیان، ابومسلم خراسانی، صفاریان، غزنویان، سلجوقیان، صفویان، بابریان، نادر افشار، احمدخان ابدالی و … مطالعه نماید.
    ۶- تطبیق احوال شخصیهٔ شیعیان طبق احکام مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان مشخص شده است و هیچ قدرت و توانی چه خارجی و چه داخلی نمی‌تواند این حق را برای ثلث نفوس کشور نادیده انگارد و نادیده گرفتن این حق و حقوق دیگر یعنی ادامه جنگ و خونریزی و شیعیان از خط قرمز شان که رسمیت مذهب شان است هرگز کوتاه نمی‌آیند و اکثریت قاطع پیروان مذهب برادر نیز با شیعیان همنوا هستند.
    ۷- هردو مذهب جعفری و حنفی باید در افغانستان رسمی باشد و به پیروان مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر مانند سِک‌ها نیز در احوال شخصیه و موضوعات فرقه‌ای و دینی شان حق قائل شویم تا همه دوستانه و برادرانه در افغانستان آرام، آباد، آزاد، مرفه و شگوفا زندگی کنیم.
    ۸- بحث راجع به رسمیت مذاهب، جایش در دوحه و در میز سیاسی تقسیم کنندگان قدرت نیست؛ علمای اعلام، حقوق دانان، مجتهدین و اهل خبره از سراسر افغانستان به آرامی و حوصله‌مندی روی آن بحث کنند و به نتیجهٔ مشترک که حقوق هیچ گروه مذهبی و دینی در آن ضایع نشود، برسند.

    دید

  • استاد محقق: هویت های قومی و مذهبی در افغانستان به رسمیت شناخته شده و نباید حساب را از سر گرفت

    استاد محقق: هویت های قومی و مذهبی در افغانستان به رسمیت شناخته شده و نباید حساب را از سر گرفت

    محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان می‌گوید مردم افغانستان به جایگاهی رسیده اند که هویت‌های قومی، زبانی و مذهبی همدگیر را پذیرفته اند و مذاکرات صلح نباید حساب این موضوعات را از سر شروع کند.

    آقای محقق این گفته ها را روز جمعه ۲۹ سنبله در گردهمایی‌ که به منظور بزرگداشت از برهان‌الدین ربانی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و رئیس پیشین شورای عالی صلح برگزار شده بود بیان کرد.

    در این گردهمایی، حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان، امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری و عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه در کنار صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه پیشین و رهبر جمعیت اسلامی حضور داشتند.

    امروز نهمین سالروز کشته شدن برهان‌الدین ربانی به دست فردی است که با تظاهر به اینکه نماینده طالبان برای گفتگوی صلح است، با او ملاقات کرد و سپس با انفجار بمب جاسازی شده در دستارش، آقای ربانی را ترور کرد.

    آقای محقق بدون اینکه اشاره‌ای مستقیمی به اجندای صحبت‌های گروه‌های تماس در دوحه بکند، خواستار همدیگر پذیری شد و گفت: اگر اسلام را دینی می‌دانیم که باید روزی دین واحد جهان باشد، نباید بقیه مسلمانان را نفی کنیم.

    گفته می‌شود موضوع مذهب حنفی به عنوان مذهب رسمی افغانستان در صحبت‌های ابتدایی گروه‌های تماس در دوحه مطرح شده است.

    آقای محقق می‌گوید :«بشریت مانند یک خانواده به همدیگر وصل است. به رسمیت شناختن هویت‌ها چیزی است که افغانستان حالا به آن دستیاب شده است. ما همدیگر را قبول کردیم، اقوام، زبان‌ها مذاهب، همه در قانون اساسی افغانستان همدیگر را پذیرفتیم، نباید حساب را از سر گیریم.»

    همزمان با آغاز صحبت‌های گروه‌های تماس در دوحه برای تدوین طرزالعمل مذاکرات، خشونت‌ها در سراسر افغانستان افزایش یافته است.

    آقای محقق خواهان آن شد که با آغاز مذاکرات، آتش‌بس، هر چند هم کوتاه، اعلام شود و خشونت‌ها پایان یابد.

    آقای محقق اضافه کرد: «دوباره آغاز کردن جنگ که دشوار نیست، ولی فرصت مذاکرات را غنیمت شمرده، باید آتش‌بس اعلام شود.»

    هیات‌های مذاکره‌کننده دولت افغانستان و گروه طالبان از ۸ روز به این سو در دوحه قطر بسر می‌برند. گروه تماس که از میان اعضای هیات‌های مذاکره کننده انتخاب شده است، روی تدوین اصولنامه مذاکرات در هفت روز گذشته کار دارند. مردم بیشتر انتظار آغاز مذاکرات اند و امیدوارند با آغاز مذاکرات آتس‌بس هم اعلام شود.

    سخنگویان دو هیات در دوحه، بدون اظهار نظر در رابطه با موارد اختلافی در این دو گروه، می‌گویند برای موافقت روی اصولنامه به وقت و دقت بیشتری نیاز دارند.

    مذهب جعفری در ماده ۶۱ قانون اساسی جدید به رسمیت شناخته شده و در مورد احوال شخصیه شیعیان قانون جداگانه‌ای توسط پارلمان افغانستان به تصویب رسیده است.

    در دوره حکومت طالبان، برداشت سخت‌گیرانه مذهبی حاکم بود و اقلیت‌های مذهبی اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شد.

    اقلیت‌های مذهبی سیک و هندوی افغانستان نیز در دوره طالبان ملزم به پوشیدن نشانه‌های متمایز کننده روی لباس خود بودند.