برچسب: قدرت

  • محب: غنی می خواست قدرت را از طریق لویه جرگه به طالبان انتقال دهد

    محب: غنی می خواست قدرت را از طریق لویه جرگه به طالبان انتقال دهد

    حمدالله محب، مشاور شورا امنیت ملی حکومت پیشین افغانستان گفته است که محمد اشرف غنی رئیس جمهور پیشین کشور می خواست که قدرت را از طریق لویه جرگه به طور مسالمت آمیز به طالبان انتقال دهد.

    محب در مصاحبه اش با رادیو آزادی گفته است که با داخل شدن طالبان در تاریخ (24 سنبله 1400) به شهر کابل هرج و مرج ایجاد شد.

    او در باره اینکه چرا با طالبان مذاکره صورت نگرفت؛ گفت: “تلاش برای بیرون کشیدن مردم از ارگ آغاز شد. معلوماتی را که من از وزارتخانه ها گرفته بودم، در آنجا هم وضعیت چنین بود. پس چرا من فکر کنم که بازهم فرصت وجود دارد. این یک دست و پاچگی بود، اما قوت‌ها و نیروها برای امنیت خود و کابل کار کرده می توانستند.”

    آقای محب گفته است که طالبان وعده داده بودند که داخل کابل نمی شوند و نمی خواهند که در کابل جنگ کنند.

    محب افزود، آن روز که حکومت سقوط کرد، قرار بود که یک هیئت برای گفتگو با طالبان راهی قطر شوند اما طالبان تا لحظاتی نهایی به وعده‌شان متعهد نماندند.

    او می گوید که طالبان نمی خواستند که قدرت را به زور بگیرند.

    پیش از این، زلمی خلیلزاد نماینده ویژه سابق امریکا برای افغانستان و حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، اشرف غنی را متهم کرده بودند که اگر او کشور را ترک نمی کرد، حکومت افغانستان سقوط نمی نمود.

  • دارالعلوم حقانی، مغرور از تسلط حقانی ها بر قدرت در افغانستان

    دارالعلوم حقانی، مغرور از تسلط حقانی ها بر قدرت در افغانستان

    دارالعلوم حقانی پاکستان از اینکه رهبران شبکه حقانی را آموزش داده و آنها امروز رهبران افغانستان شده اند به خود افتخار می کند.

    روزنامه نیویورک تایمز گزارشی از «دارلعلوم حقانیه» نشر کرده که یکی از «بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین» مدرسه آموزش مذهبی در پاکستان است، و بیش از هر مدرسه دیگری در جهان، رهبران طالبان را آموزش داده است.

    دارالعلوم حقانی، شهرک اگوره ختک در ایالت خیبرپختونخواه پاکستان در حدود ۶۰ مایلی مرز افغانستان قرار دارد.

    سراج الدین حقانی، ۴۱ ساله، وزیر فعلی کشور طالبان که رهبر شبکه حقانی و جناح قدرتمندی در دولت طالبان است، در این مدرسه آموزش دیده است. پولیس فدرال آمریکا ۱۰ میلیون دلار جایزه برای سر او تعیین کرده است.

    به گفته مدیران این مدرسه امیرخان متقی، وزیر خارجه و عبدالباقی حقانی، وزیر تحصیلات عالی و شمار دیگری از والیان و فرماندهان نظامی طالبان از فارغ التحصیلان مدرسه حقانیه هستند.

    برخی رسانه‌های غربی این مدرسه را «دانشگاه جهاد» لقب داده‌اند.

  • چگونه انسانی شایستگی به حرکت در آوردن چرخ تاریخ را دارد؟

    چگونه انسانی شایستگی به حرکت در آوردن چرخ تاریخ را دارد؟

    می توان گفت سه خصوصیت مهم نقش تعیین کننده‌ای برای سیاستمدار دارند: شوق، احساس مسئولیت و احساس تنانسب. در اینجا شوق در معنای عاری از احساسات آن مد نظر است؛ یعنی دلبستگی عمیق به یک آرمان اعم از اینکه الهی باشد یا شیطانی؛ نه شوق به معنای احساس درونی که از آن به هیجانات سترون تعبیر می‌شود. هیجانات که از هر احساس مسئولیت عینی تهی است و به پوچی می‌انجامد. بی تردید شور و شوق صرف، هر قدر هم از صمیم قلب باشد، کافی نیست. شوق باعث نمی‌شود کسی سیاستمدار شود، مگر اینکه به صورت دلبستگی عمیق به یک هدف در آید و احساس مسئولیت نسبت به این هدف را راهنمایی عمل خود قرار دهد. برای تحقق این امر حسن تناسب هم لازم است.

    برای سیاستمدار حسن تناسب یک کیفیت روان شناختی تعیین کننده به شمار می‌رود، یعنی توانایی متأثر شدن از واقعیت‌ها در عین تمرکز و آرامش درونی. بنابراین باید فاصله خود را با اشیا و انسان‌ها حفظ کرد. عدم رعایت این فاصله به خودی خود یکی از خطاهای مرگباری است که هر سیاستمداری را تهدید می‌کند. … بنابراین سیاست باید هر روز و هر لحظه در درون سیاستمدار بر یک دشمن بی‌مایه اما کاملا انسانی غلبه کند: احساس غرور مبتذل که خطرناکترین دشمن هر نوع دلبستگی واقعی به آرمان است. غرور خصلتی تقریبا همگانی است و شاید هیچ کس کاملا از آن فارغ نباشد. …. سیاستمدار ناگزیر است برای کسب قدرت تلاش کند. بنابراین «قدرت طلبی»، … جزو خصیصه‌های عادی سیاستمدار است.

    او فقط هنگامی در قبال روح مغرور حرفــه‌ای خود گناهکار محسوب می‌شود که اشتیاقش برای رسیدن به قدرت عینی نباشد. یعنی بی‌هدف و صرفا برای ارضای نفس و لذت شخصی باشد. در عرصه سیاست تنها دو نوع گناه کبیره وجود دارد: بی‌هدفی و عدم مسئولیت، که گناه دوم اغلب، اما نه همیشه، ناشی از همان بی‌هدفی است. غرور و اشتیاق به حضور شخصی در صحنه، سیاستمدار را به شدت وسوسه می‌کند که یکی از این گناهان یا هر دوی آن‌ها را مرتکب شود. بویژه هنگامی که «عوامفریب» مجبور باشد به «جلب توجه» روی بیاورد. بنابراین او همیشه در معرض این خطر است که به نوعی بازیگر تبدیل شود و مسئولیت اعمال خود را جدی نگیرد و صرفا به تأثیری که بر دیگران می‌گذارد دلخوش باشد. بی‌هدفی او را وسوسه می‌کند تا در آرزوی زرق و برق ظاهری قدرت باشد نه قدرت واقعی. احساس بی‌مسئولیتی او حاکی از آن است که از قدرت به خاطر نفس قدرت لذت می‌برد و هدفی واقعی را دنبال نمی‌کند.

    با اینکه قدرت در عرصه سیاسی وسیله‌ای ضروری است و از آن گریزی نیست و اشتیاق برای کسب قدرت یکی از نیروهای محرکـه‌ای هر نوع مبارزه سیاسی را تشکیل می‌دهد، هیچ چیز به اندازه‌ای سیاستمدار لاف زن و تازه به قدرت رسیده و خودبزرگ بینی ناشی از احساس قدرت و، به طور کلی، هیچ چیز به اندازه‌ای پرستش قدرت به خاطر نفس قدرت به نیروی سیاسی لطمه نمی‌زند.

    چه بسا «سیاستمدار قدرت محور» در جلب توجه دیگران بسیار موفق باشد، اما کارش بی معنا است و نتیجه‌ای بدست نمی‌دهد. می‌توان از سقوط درونی و ناگهانی نمونه‌های بارز چنین نگرشی، به ضعف‌های نهفته در پس این رفتار لاف‌زنانه و کاملا توخالی پی‌برد. چنین ذهنیتی محصول نگرشی کهنه و بی‌اعتنایی ظاهری به معنای رفتار انسانی است؛ و با شناخت تراژدیی که با همه‌ای اعمال انسانی، و بویژه با اعمال سیاسی، عجین است، هیچ نستی ندارد.

    داکتر امان فصیحی

    رفرنس: دین قدرت جامعه، ماکس وبر: 134-136.

  • رقابت شاخه های مختلف طالبان برای به دست گرفتن قدرت در افغانستان

    رقابت شاخه های مختلف طالبان برای به دست گرفتن قدرت در افغانستان

    فارین‌پالیسی در گزارشی خبر از اختلاف و شکاف بین نحله‌های مختلف طالبان داده و ادعا کرده شکاف موجود بین رهبری بین‌المللی این گروه با بدنه جنگجویانش هرگز وسیع‌تر از حالا نبوده است.

    آنکال وورا، ستون‌نویس و کارشناس سیاسی فارین‌پالیسی گزارش خود را با توصیف شرایط کابل و دیگر شهرهای افغانستان بعد از پیروزی طالبان آغاز کرده است:

    از زمان تسلط طالبان بر افغانستان، گزارش‌های زیادی درباره غارت‌ها و اعدام‌های پرشماری در سراسر کشور منتشر شده است. افغان‌های ساکن کابل هم در پیام‌هایی که به دوستان خود در خارج از کشور ارسال کرده‌اند، خبر از جستجوی خانه به خانه نیروهای طالبان برای شکار روزنامه‌نگاران و پزشکان زن داده‌اند.

    اما در سوی دیگر ماجرا رهبری طالبان در صدد انتقال پیامی متفاوت است. در واقع تلاش آن‌ها این بوده که به نیروهای زمینی خود دستور دهند با خویشتن‌داری عمل کرده و افغان‌ها را در مورد نیت خوب خود متقاعد کنند. به این منظور رهبران طالبان برای کسانی که برای رژیم قبلی کار می‌کردند، عفو عمومی اعلام کرده‌اند و از مقامات دولتی و روزنامه‌نگاران و در آن روزهای اول حتی از زنان نیز خواسته‌اند سر کار خود بازگردند. رهبران طالبان حتی برای رفع نگرانی‌های گروه‌های اقلیت با آن‌ها هم تماس گرفته‌اند.

    در رأس سلسله مراتب طالبان، که بسیاری از آن‌ها سال‌های زیادی را طی سال‌هایی که افغانستان درگیر جنگ بوده، در خارج از کشور گذرانده‌اند، تمایل برای معرفی خود به عنوان حاکمانی خوش‌اخلاق و اصلاح‌شده به وضوح آشکار است. گروهی که خواهان مشروعیت و البته محبوبیت در میان افغان‌ها و به رسمیت شناخته شدن از سوی جامعه بین‌المللی هستند. با این حال هنوز روشن نیست که آیا اعضای معمولی‌تر طالبان نیز که در حال حاضر قدرت را در کل افغانستان در دست دارند، خواهان همان چیزها هستند؟ بگذریم از این که این نیز روشن نیست که اگر این دوگانگی باعث بروز تنش شود، این تنش‌ها چگونه قرار است در داخل طالبان حل شود!

    یک روز پس از ورود به کابل، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی اصلی این گروه در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که طالبان به دنبال انتقام نیست و قرار نیست کسانی را که قبلاً با آن‌ها مخالف بوده اعدام کند. وی همچنین درباره رعایت حقوق زنان در چارچوب اسلام، تشکیل دولت فراگیر و محافظت شبانه‌روزی از سفارتخانه‌های خارجی اطمینان داد.

    بسیاری از افغان‌ها و کارشناسانی که از زمان تشکیل این گروه روند حرکت آن‌ها را دنبال کرده‌اند، معتقدند که این ادعاهای اطمینان‌بخش بیش از نوعی تمرین روابط عمومی نیست. این گروه به صحبت‌های مجاهد در همان کنفرانس مطبوعاتی اشاره می‌کنند که در کنار ادعاهای اطمینان‌بخش این را نیز به تاکید گفت که رسانه‌ها در گزارشی که می‌دهند موظف به رعایت قوانین اسلامی هستند و هم‌چنین درباره شغل زنان نیز چیزهایی که گفت به نظر می‌رسد که به این معنی بود که زنان مجوز فعالیت در چند حرفه خاص را خواهند داشت.

    در این میان سوالاتی هنوز بی‌پاسخ درباره روند آینده طالبان وجود دارد- که از این جمله می‌توان پرسید که آیا رهبری سیاسی طالبان تمایل دارد- و می‌تواند- امتیازات بیشتری در قیاس با آن‌چه نیروهای معمولی آنها مایل به پذیرش آن هستند، به مردم بدهد؟ به هر حال گزارش‌هایی که در حال حاضر همه روزه درباره تیراندازی طالبان به معترضان و پوشاندن تصاویر عمومی زنان در سطح شهرها منتشر می‌شود چیز دیگری می‌گویند.

    چند روز پیش یکی از جنگجویان طالبان در قندهار که نمی‌خواست نامش در گزارش ذکر شود، به فارین‌پالیسی گفت که «طالبان هرگز اجازه برگزاری انتخابات را در افغانستان نخواهد داد». او گفت که «انتخابات در این سرزمین کار نمی‌کند. ما در ۲۰ سال گذشته انتخابات زیادی داشتیم، اما هیچ نتیجه‌ای از آن‌ها حاصل نشد. طالبان راه و روش خود را خواهد داشت».

    سهیل شاهین سخنگوی رسمی گروه در دوحه، البته می‌گوید که با این دیدگاه مخالفت است: «ما آماده شنیدن و صحبت کردن درباره همه ایده‌هایی هستیم که روی میز قرار دارد- که برگزاری انتخابات نیز از این جمله است».

    داگلاس لندن، رئیس سابق عملیات ضد تروریسم سیا در جنوب و جنوب غربی آسیا می‌گوید که «طالبان به‌طور خارق‌العاده‌ای به آگاهی در مورد رسانه‌ها رسیده‌اند. این پیچیدگی نویافته می‌تواند این گروه را از ارتکاب نسل‌کشی آشکار مثلا علیه اقلیت هزاره بازدارد. اما این به این معنی نیست که این گروه به بی‌احترامی به حقوق بشر اولیه ادامه نخواهد داد یا از تروریست‌ها حمایت نخواهد کرد». به گفته لندن «طالبان با سرکوب زنان، محدود کردن ارتباط با غرب، سرکوب دموکراسی و بی‌احترامی به حقوق بشر می‌کوشد موجودیت افراط‌گرای خود را در بین هوادارانش حفظ کند. آن‌ها گروه‌های تروریستی را محدود نخواهند کرد، بلکه ممکن است فقط از آنها بخواهند که به طور پنهانی کار کنند. به هر حال فراموش نکرده‌ایم که طالبان پیش از این شماری از جنگجویان مهم القاعده را در شبه قاره هند را که توسط مقامات افغان در بازداشتگاهی در پایگاه هوایی بگرام نگهداری شده بودند، آزاد کرده است».

    گفتگوهای فارین‌پالیسی با نمایندگان طالبان در مراحل مختلف سلسله مراتبی این گروه نشان می‌دهد که آنها در حال برنامه‌ریزی برای احیای یک رژیم استبدادی هستند که ظلم و بیرحمی‌اش در قیاس با گذشته تعدیل شده باشد. برخی معتقدند که طالبان قصد دارد نسخه سختگیرانه‌تری از حاکمیتی را که قبلاً در سایر کشورهای اسلامی وجود داشته اتخاذ کند. یا در واقع یک رژیم معتدل‌تر و خویشتن‌دارتر از طالبان بیست سال پیش».

    رهبران طالبان در حال حاضر در حال بحث و بررسی در مورد چگونگی و میزان اعطای آزادی‌های فردی و اجتماعی به جمعیت شهری افغانستان هستند- که در قیاس با زمانی که طالبان قدرت را در دست داشت، از نظر اندازه افزایش یافته و البته از نظر عقاید کمتر از آن زمان به ارزش‌های محافظه‌کاری پایبند هستند. هدف رهبران طالبان در اصل این است که منتقدان ساکن در خارج از کشور را ساکت کرده و در عین حال پایگاه حمایتی سختگیرانه گروه را دست‌نخورده باقی گذارند.

    حبیب آقا، پسر سید اکبر آقا رهبر ارشد طالبان که ادعا می‌کند با رهبری طالبان در دوحه و کویته و همچنین سربازان پیاده این گروه در کابل ارتباط نزدیک دارد، به فارین‌پالیسی درباره برنامه‌های سیاسی این گروه می‌گوید: «دختران مجاز خواهند بود به مدرسه و حتی دانشگاه بروند. آنها می‌توانند پزشک شوند، زیرا زنان به پزشکان زن نیاز دارند. اما فکر نمی‌کنم به راحتی بتوانند روزنامه‌نگار یا وکیل شوند».

    حبیب‌آقا می‌افزاید که «ممکن است زنان محجبه مجبور به پوشیدن حجاب کامل نشوند». به گفته او «طالبان به احتمال زیاد اجرای برنامه‌های سرگرم‌کننده تلویزیونی را متوقف خواهد کرد، زیرا جوانان را از مطالعه منصرف می‌کند و وقت افراد مسن را هم هدر می‌دهد، اما ممکن است جایی برای گوش دادن به موسیقی خوب وجود داشته باشد. با این حال همه این‌ها توسط وزارت ترویج فضیلت تحت نظارت خواهد بود». این چهره نزدیک به طالبان می‌پذیرد که «ممکن است برخی از افراد در جنوب توسط طالبان اعدام شده باشند»، اما به گفته وی «فقط دزدان و برخی از کسانی که سلاح مخفی کرده‌اند یا دارای کالاهای دولتی از جمله وسایل نقلیه دولتی را در اختیار دارند، مورد تفتیش خانه به خانه قرار گرفته‌اند».

    احمد رشید روزنامه‌نگار و نویسنده کتاب ایدئولوژی این گروه می‌گوید که «طالبان سعی خواهند کرد سیستم اقتصادی کشور را برای حفظ دسترسی خود به دارایی‌های دولتی در اختیار بگیرند، اما این امر در مورد حقوق بشر صدق نمی‌کند. دلیلش هم این است که آن‌ها به دموکراسی اعتقاد ندارند».

    اما گروهی که به دموکراسی اعتقاد ندارد، پس چگونه- مثلا- رهبرشان را انتخاب می‌کنند؟ رشید می‌گوید: «سوالات زیادی وجود دارد که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. اما در کل فکر می‌کنم طالبان سخت تلاش خواهد کرد تا خود را در جامعه بین‌المللی ادغام کرده و به رسمیت شناخته شود. با این حال همه صحبت‌هایی که درباره حقوق زنان به زبان می‌آورند، تنها و تنها حرف است. و گرنه این نسل جدید غیرت‌پرستان که از زندان‌های افغانستان و حتی گوانتانامو آزاد شده و در واقع تجربیات بدی از غرب دارند، مواضع بسیار سختی درباره چنین مباحثی خواهند گرفت. نسل جوان جنگجویان طالبان که بیشتر نبردها را انجام داده‌اند، قطعا از دادن هرگونه امتیاز به لیبرالیسم و مدرنیسم اجتناب خواهند کرد».

    روسیه، چین و البته پاکستان به بازگشت طالبان به قدرت اعتماد کرده‌اند. اما بسیاری در غرب به سختی می‌توانند سیمای جدید این گروه را، بدون یادآوری تاریخ بی‌رحمی و وحشتی که در افغانستان حاکم کرده بود، بپذیرند. در واقع جهان منتظر است بفهمد که آیا طالبان سزاوار فرصتی جدید برای حکومت است یا نه.

  • سخنگوی طالبان: منتظر انتقال قدرت هستیم/ یک دولت همه شمول اسلامی تشکیل می دهیم

    سخنگوی طالبان: منتظر انتقال قدرت هستیم/ یک دولت همه شمول اسلامی تشکیل می دهیم

    این عضو تیم مذاکره کننده طالبان این مطلب را در یک مصاحبه با یک رسانه‌ خارجی بیان کرده است.

    شاهین می‌گوید: به افراد ما هدایت داده شده است که در دروازه های کابل باشند و نکوشند که وارد شهر شوند. ما منتظر انتقال مسالمت‌آمیز قدرت هستیم. منظور من است که شهر و قدرت باید به امارت اسلامی افغانستان منتقل شود، پس از آن یک حکومت همه‌شمول اسلامی شود که همه افغان‌ها در آن خود را ببینند.

    وی تاکید کرد ساکنان کابل نباید از امنیت و اموال خود نگران باشند، زیرا طالبان قصد ندارد در پایتخت دست به خصومت بزنند.

    به گفته وی، طبق برنامه رهبری سیاسی طالبان در دولت جدید در افغانستان، زنان، «حق تحصیل و کار» را خواهند داشت و همچنان می‌توانند در دولت کار کنند.

    پیشتر طالبان شرط برقراری آتش‌بس در افغانستان را کناره‌گیری اشرف غنی از قدرت عنوان کرده بود.

  • رئیس جمهور غنی: طالبان برای قدرت می جنگند

    رئیس جمهور غنی: طالبان برای قدرت می جنگند

    رئیس جمهور غنی در نشست ویژه بورد مشترک نظارت و انسجام گفت، جنگی که گروه طالبان به پیش می‌برند، ریشه مذهبی ندارد و آنان برای کسب قدرت می‌جنگند.

    آقای غنی در این نشست، روز چهارشنبه، ششم اسد با حضور نمایندگان سازمان ملل و برخی از کشورهای دیگر در کابل گفت تمام علمای جهان به ویژه عالمان دینی پاکستان جنگ در افغانستان را ناروا دانسته‌ و گفته‌اند که جنگ در افغانستان برای قدرت است.

    غنی در این نشست تاکید کرد: «جنگی که طالبان به پیش می‌برند، هیج بعد مذهبی ندارد؛ این جنگ برای به‌دست آوردن قدرت و حاکمیت است.» در عین حال، او هم‌چنان خاطرنشان کرد که جنگ در افغانستان، جنگ داخلی نیست، بلکه جنگ میان شبکه‌های تروریستی است.

    رییس جمهور گفت که مردم صلح می‌خواهند و نفع همسایه‌گان ما نیز در صلح و ثبات افغانستان است. از جانب دیگر، آقای غنی افزود که حکومت افغانستان هیچ‌گاه از ناتو و امریکا نخواسته است که در تصمیم خروج‌شان از افغانستان تجدید نظر کنند.

    غنی هم‌چنان تصریح کرد که با خروج ناتو و امریکا افغانستان وارد یک فصل جدید روابط با جهان شده است و از این بابت خوشحال است.

    رییس جمهور با تاکید بر اسلامی بودن قانون اساسی افغانستان گفت: «قانون اساسی ما اسلامی‌ترین قانون اساسی در جهان است.» غنی افزود که طالبان در انتخابات اشتراک کنند تا دیده شود که مردم افغانستان چه کسی را انتخاب می‌کنند.

     غنی در این نشست هم‌چنان گفت که بیشترین منابع کشور را وزارت داخله و دفاع مصرف می‌کنند که برای مدیریت بیش‌تر قصد دارد مصارف اضافه این وزارت‌ها را کاهش دهد.

    از سویی هم، عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی کشور در این نشست گفت که افزایش خشونت‌ها روی زنده‌گی مردم تاثیر منفی گذاشته است و روند مذاکرات صلح در دوحه آن‌چنان که انتظار می‌رفت به سرعت انجام نمی‌شود.

    عبدالله هم‌چنان بر اهمیت حقوق زنان از جمله حق تحصیل زنان و دختران در مذاکرات صلح تاکید کرد. عبدالله تصریح کرد که اگر یکی از طرف‌ها به این باور باشند که برای بحران افغانستان راه حل نظامی پیدا کنند، به چیزی دست نخواهند یافت.

  • استانکزی: طالبان به دنبال قدرت از راه جنگ نیستند

    استانکزی: طالبان به دنبال قدرت از راه جنگ نیستند

    ستانکزی که در یک نشست آنلاین با نمایندگان سازمان ملل و اتحادیۀ اروپا سخن می‌زد، اما تأکید کرد حکومت ایتلافی راه حل بحران افغانستان نیست و باید یک نظام نیرومند متمرکز اسلامی در افغانستان روی کار آید.

    او در این باره افزود: «پامارت اسلامی نظام ایتلافی را نمی‌خواهد؛ بلکه یک نظام متمرکز اسلامی نیاز است. نظامی‌که در آن هر شهروند افغان حق داشته باشد نه این‌که به چند نفر محدود شده باشد. نظامی که در آن حقوق هر تبعه افغان تأمین باشد.»

    شیر محمد عباس ستانکزی در بخش دیگر از سخنانش گفت که برای سرعت بخشیدن به مذاکرات صلح نیاز جدی است تا هفت هزار زندانی طالبان آزاد و نام‌های رهبران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل حذف شوند: «یک عضو هیئت ما وقتی می‌‎خواهد برای مشوره پیش روسای ما یا نظامیان ما یا دیگر اعضای ما بروند روزها را در بر می‌گیرد و این باعث شده‌است که در روند صلح تأخیر بیاید و این روند زمان گیر شود.»

    معاون هیئت مذاکرۀ کنندۀ طالبان در این نشست آنلاین، به نماینده‌گان سازمان ملل متحد و اتحادیۀ اروپا اطمینان داد که زنان افغان پس از صلح نیز می‌توانند در روند سیاسی دخیل باشند و آزادی بیان در چارچوب شریعت برای همه محفوظ است.

    الیاس وحدت، والی پیشین پکتیکا دربارۀ این اظهارات ستانکزی گفت: «طالبان گپ‌های شان و عمل شان با هم فرق می‌کند. اگر طالبان می‌خواهند واقعأ نشان دهند که گپ‌های شان حقیقت دارد، واقعأ و به‌گونۀ حقیقی مذاکره کنند و آتش‌بس کنند.»

    در همین حال، زلمی خلیل‌زاد، فرستادۀ ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان، درتویترش نگاشته‌است که اگر طالبان صلح را انتخاب نکنند، امریکا در کنار افغانانی خواهد بود که برای سالم نگه داشتن جمهوری تلاش می‌کنند.

    آقای خلیل‌زاد پس از سفرش به شماری از کشورهای منطقه، تأکید کرده‌است که اجماع جهانی و منطقه‌یی برای صلح افغانستان شکل گرفته‌است و طرف‌های درگیر در افغانستان باید از این فرصت استفاده کنند و به‌جنگ پایان دهندو

    اما طالبان می‌گوید ختم بیست ساله در زمان کوتاه ناممکن است.

  • جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست

    جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست

    در چند سال اخیر، همه ما در کنار هم روزهای دشوار و طاقت‌فرسایی را تجربه کرده‌ایم. از شمال تا جنوب این کشور زخمی با خود به همراه دارد که شاید هرگز مرهمی نیابد. روزگاری در کتاب‌ها می‌خواندیم و در فلم‌ها می‌دیدیم، زنده‌گی مردمانی را که در جنگ زاده شدند، در جنگ زیستند و در جنگ مردند. اکنون اما سرنوشت و زنده‌گی نسل ما همان‌گونه شده است: تُف به این زمانه‌ کریه، زشت و ناسازگار. شهرهای بزرگ افغانستان هر روز شاهد انفجار و انتحار است. هر روز صدها خانواده در این کشور عزیزان‌شان را از دست می‌دهند. جوانان بی‌شماری برای حفظ تمامیت ارضی کشور با شعار خدا، وطن، وظیفه در میدان‌های نبرد با گروه تروریستی طالبان می‌رزمند و عاشقانه جان‌های‌شان را در راه آزادی فدا می‌کنند. جنگ صدها کودک را یتیم ساخته است که اکنون در این خاکِ به ‌عزا نشسته بدون پدر و مادر روزگار می‌گذرانند و مادرانی در این کشور هستند که از غم از دست دادن عزیزان‌شان کور و دق‌مرگ شده‌اند. عدالت و برابری در این ملک ریسمانی شده است در دستان سیاست‌مداران بی‌سواد و فاقد احساس انسانی و ترفندی که با آن توده‌ها را تخدیر کنند. انسانیت در این‌جا به آه و شیون افتاده و آزادی با دیوارهای سمنتی محدود شده است. بیکاری، فقر و گرسنه‌گی بیداد می‌کند. کارگران بی‌شماری از گاه تا بی‌گاه بر فراز چهارراهی‌های شهر می‌نشینند تا یکی پیدا شود و لحظه‌ای آن‌ها را به‌ کاری استخدام کند، تا شب را با اعضای فامیل خویش گرسنه سپری نکنند. کودکان زیادی در خیابان‌ها پرسه می‌زنند و در بدل لقمه‌نانی کار می‌کنند.

    ‎نوع نظام ما با اندکی اغماض جمهوری و دموکراتیک است؛ ولی از حاکمیت مردم در آن خبری نیست و فقط در ایام انتخابات مردم سوژه کمپاین‌های انتخاباتی می‌شوند. دموکراسی را حاکمیت مردم بر مردم تعریف کرده‌اند؛ اما در افغانستان نه ‌تنها حاکمیت مردمی وجود ندارد که مردم با ابزارهای گوناگون سرکوب می‌شوند و یک حلقه‌ معلوم‌الحال خواست‌هایش را بر مردم تحمیل و به‌ نام مردم تجارت سیاسی می‌کند. دزدی، اختلاس و بی‌عدالتی تبدیل به‌ فرهنگ سیاسی شده است. وقتی بگوییم که اختلاس صورت گرفته، می‌گویند؛ حق‌مان بوده و نوش جان‌مان. اگر بگوییم بی‌عدالتی است، می‌گویند؛ شما به گورستان بروید! منتقدان را نخست تطمیع می‌کنند و اگر اهل تطمیع نبودند، یا با برچسب‌های استخباراتی مورد نوازش قرار می‌دهند و یا هم با ترورهای زنجیره‌ای برای ابد نابود می‌کنند.

    جنبش‌های اجتماعی که در راستای دست‌یافتن شهروندان به‌ عدالت و برابری از نقش بنیادی برخوردار هستند و با روی‌کرد منطقی و با از طریق گفت‌وگو با حکومت‌ها مواجه می‌شوند، در سال‌های اخیر به ‌بدترین شکل ممکن در افغانستان سرکوب شدند و خیابان تبدیل به ‌میدان‌ وحشت و ترور شده است. وقتی در اعتراض به‌ تغییر مسیر خط برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان از بامیان به ‌سالنگ به خیابان آمدیم و فریاد زدیم، ما را به گلوله بستند و با دیوارهای سمنتی مواجه شدیم. اگر در رسانه‌ها انتقاد کردیم، سخن‌گویان‌شان ما را به همکاران بین‌المللی‌شان ارجاع دادند و مردم ما را جاسوس فلان کشور همسایه خواندند. گفتیم، اگر خط برق از مسیر اصلی‌اش یعنی بامیان بیاید، مشکل برق کابل و چند ولایت دیگر حل می‌شود. گفتند که این‌ها برق نمی‌خواهند، سویچ برق می‌خواهند. گفتیم، سهمیه‌بندی کانکور اشتباه و تصمیم تبعیض‌آمیز است، بگذارید شایسته‌گان برمبنای شایسته‌گی بر صدر نشینند. ولی در پاسخ دانش‌آموزان را به گلوله بستند و غرور یک نسل را شکستند و آرزوهای بزرگ‌شان را در خاک دفن کردند.

    ‎به ‌این بحث نمی‌شود در این‌جا به‌ تفصیل پرداخت و از باب مقدمه به ‌همین قدر اکتفا می‌کنم. فقط به‌ اجمال یادآوری می‌کنم که عدالت در افغانستان از عرش به‌ فرش سقوط کرده و اکنون فقط نامی از آن باقی مانده است و بس. تا آ‌ن‌جایی که بضاعت اندک نگارنده اجازه داده است، آن‌چه تاکنون آمد، در حقیقت کوششی بود برای تبیین وضعیت اکنون و ارایه تصویری از افغانستان امروز. وضعیت کنونی کشور روز‌به‌روز بدتر و تاریک‌تر می‌شود. زمانه در شرایط فعلی برای تمام ما امتحان سخت و طاقت‌فرسایی تدارک دیده است. امتحانی که این ‌بار با سرنوشت جمعی همه ما گره خورده است و هزینه‌اش کم نخواهد بود. اگر بخواهیم سهل‌انگاری کنیم و آن‌را نادیده بگیریم، هزینه این سهل‌انگاری، از دست رفتن تمام داشته‌های فعلی‌مان خواهد بود و هر ‌آن‌چه را رشته‌ایم، پنبه خواهد کرد. صلح برای افغانستان قماری است که اگر از میدان بازی پیروز بیرون نیاید، بهای آن فروپاشی نظام و کشور خواهد بود.

    ‎نشست مسکو در حالی برگزار شد که حکومت مرکزی هم در میدان مبارزه و هم در سطح جامعه به‌ علت ناتوانی و ضعف در امر حکومت‌داری در نقطه مقابل مردم قرار گرفته است و حتا برخی از شهروندان افغانستان برای رهایی از این وضعیت خواهان عزل غنی و دار و دسته‌اش از حکومت هستند تا فرد دیگری جای‌گزین او شود و وضعیت اندکی بهبود یابد.

    محاسبات برخی از سیاست‌مداران نیز نشان‌ می‌دهد که سردمداران حکومت فعلی در نهایت بازنده است و بازی مبتنی بر برد‌‌‌ ـ ‌‌برد برای آ‌ن‌ها مقدور نیست. متأسفانه رییس حکومت از تعهدی که با مردم افغانستان داشت، شانه خالی کرد و تقریباً در ارگ تنها مانده است. تعداد محدودی هم که در کنارش باقی مانده‌اند، آدم‌هایی نیستند که آقای غنی بتواند روی آ‌ن‌ها حساب باز کند. در سطح روابط خود با منطقه نیز جناب غنی نتوانست رابطه استراتژیک با دولت‌های همسایه ایجاد کند. اگر روابطی هم با کشورها دارد، آن‌قدر شکننده است که با اندک فشاری از هم می‌گسلد. متحدان و شرکای بین‌المللی افغانستان نیز خواهان حضور غنی در دولت جدید نیستند و کماکان مردم متوجه این موضوع شده‌اند. در روزهای نخست روی کار آمدن دموکرات‌ها در کاخ سفید، اندک خوش‌بینی‌ای که در بخش تغییر در روی‌کرد امریکا نسبت به خروج و قطع کمک‌ها برای آقای غنی و حلقه ارگ به‌ وجود آمده بود، زیاد طول نکشید؛ زیرا بار دیگر خلیل‌زاد با طرح جدیدی وارد کابل شد. طرحی که با صحبت‌های تند و صریح وزیر خارجه حکومت بایدن چیزی جز خفت و سرشکسته‌گی برای دولت کنونی به همراه نداشت. کل حرف امریکایی‌ها این است که ما دیگر نمی‌خواهیم و نمی‌توانیم هزینه جنگ شما را بپردازیم. طرح خلیل‌زاد چیزی شبیه آزادی پنج‌هزار زندانی طالبان، رهایی انس حقانی و… است که اگر دیر بجنبیم مثل گذشته بر کشور ما تحمیل خواهد شد. در این زمانه حساس اما بحث و دغدغه من و بسیاری از هم‌نسلان من، غنی و امثال او نیست. بحث من/ما آمدن طالبان و به دنبال آن روی‌ کار آمدن امارت است.

    منتقدان و مخالفان غنی از رهبران جهادی گرفته تا مردم عادی و اعضای شورای عالی مصالحه که اکثریت‌شان از مخالفان سرسخت و جدی غنی هستند، به این نتیجه رسیده‌اند که بایستی حکومت موقت در افغانستان شکل گیرد و بهتر است بگوییم تنها پیشنهاد جدی آن‌ها در برابر امارت‌خواهان همین مورد است. البته این پیشنهاد نیز با تردیدهای جدی‌ای همراه است. فرض را بر این می‌گذاریم که هیأت‌ صلح افغانستان روی تمام جزئیات با طالبان به ‌نتیجه برسد و طالبان هم قطع جنگ را بپذیرند؛ آیا روشن شده است که آن‌ها صلح را در بدل چه چیزهایی خواهند پذیرفت؟ شاید گفته‌ شود که شریک شدن در حکومت بعدی یا به ‌تعبیر دیگر همان حکومت موقت. این پاسخ اما نه‌ تنها  گرهی از مشکل باز نمی‌کند، بلکه بر تردیدها می‌افزاید. تردید دیگری که وجود دارد، این است که آیا همه باور نموده که طالبان تغییر کرده‌اند و با آمدن‌شان آب از آب تکان نمی‌خورد و افغانستان راهش را به ‌سوی توسعه و رفاه اجتماعی ادامه خواهد داد؟

    من اما چنین فکر نمی‌کنم؛ زیرا از نظر من طالبان حقیقت دنیای مدرن را نپذیرفته‌اند. آن‌ها به‌ خصوص جنگ‌جویان جوان‌شان با ایدیولوژی جهاد بزرگ شده‌اند و سال‌ها برای کسب ثواب در کوه و صحرا علیه کسانی ‌که مثل خودشان نمی‌اندیشیده، جنگیده‌اند. این گروه و همگنان‌شان تصوری از جهان کنونی ندارند، جز این‌که باور دارند که تمام جهان و آدم‌هایش به دو دسته مومن و کافر تقسیم می‌شوند. چندی پیش رییس امنیت ملی افغانستان در پارلمان گفت که افغانستان کشوری با جمعیت اکثراً جوان است و طالبان از میان همین جمعیت جوان سربازگیری می‌کنند. تصور کنیم آن‌عده از طالبانی را که پس از سال ۲۰۰۱ متولد شده و دوران حاکمیت طالبان را شاهد نبوده‌اند. این جوانک‌های طالب، اکنون ۲۰ ساله شده و ترانه‌های طالبان و افسانه افغانستان امن زمان طالبان افکار آن‌ها را تسخیر کرده است. پس از آن نیز فقط از قهرمانی‌های افسانه‌وار فرماندهان طالبان و عملیات‌هایی به‌ قول خودشان استشهادی شنیده‌اند.

    این جوانک‌ها هر روز را با نجوای ایدیولوژی طالبانی و روایت خاص طالبان از اسلام گذرانده، با آن درد کشیده و رسیدن به خوشحالی و سعادت‌مندی را فقط در آن جست‌وجو و با آن رشد کرده‌اند. منطق آن‌ها دنیای فراتر از کشتار و فاقد توحش را تصور نمی‌تواند و حکم می‌کند که برای برگشت به‌ عهد امارت ملا عمر باید کودک تازه به دنیا آمده را سلاخی کنند، زن باردار و کودک سه ساله‌اش را در مسیر برگشت به خانه با ماین مقناطیسی از بین ببرند و دیگری را به گلوله ببندند و یا هم در عالم بی‌خیالی و رها از تعلق عاطفی با خانواده و عزیزان‌شان در میانه چهارراه و یا داخل صنف دانشگاه خودشان را منفجر کنند. منطق آن‌ها حکم می‌کند و پذیرفته‌اند که بزرگان‌شان محاکم صحرایی برگزار کنند و در آن به‌ راحتی حکم سنگ‌سار و تیر باران بدهند. منطق آن‌ها حکم می‌کند تا برخی از زنان محصور در کنج دیوارها گردند و زنان بی‌حجاب کشته شوند. حفیظ منصور، یکی از اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت افغانستان در دوحه در مصاحبه‌ای به صراحت گفت که از دید طالبان هرکسی که در کابل زنده‌گی می‌کند، کافر است. من شخصاً بعد از شنیدن این خبر دچار ترس و وحشت شدم. آیا پیام روشن‌تر از این برای شناخت نوع نگاه طالبان وجود دارد؟ داکتر امین احمدی، فوزیه کوفی، حبیبه سرابی و دیگران نیز بارها گفته که طالبان تغییر نکرده‌اند.

    با در نظرداشت همه این موارد، باز هم شماری از سیاست‌مداران از تشکیل حکومت موقت با مشارکت طالبان حرف می‌زنند و از این طرح دفاع می‌کنند. از دید این جماعت، جنگ افغانستان فقط بر سر قدرت است و اگر قدرت طوری تقسیم شود که اختلافات سیاسی میان سیاست‌مداران کنونی و رهبران طالبان مهار شود و رضایت هر دو جماعت حاصل گردد، مشکل حل است و تمام. زهی خیال باطل. البته در این‌که بخشی از جنگ افغانستان جنگ برای دست‌یافتن به قدرت است، شکی نیست؛ اما تمام این جنگ فقط جنگ برای قدرت نیست. چنین نگاهی به جنگ افغانستان نگاه بسیار کلاسیک و قدیمی است. به همین خاطر برخی از رهبران جهادی که سن‌شان از شصت و هفتاد گذشته است، از آن حمایت می‌کنند؛ زیرا بیش‌تر این رهبران جهادی متأسفانه تغییرات اجتماعی بیست سال اخیر را نپذیرفته‌اند و نگاه‌شان به نسل جدید و جوان افغانستان که در رده‌های مختلف تصمیم‌گیری در نهادهای امنیتی، ادارات حکومتی، نهادهای مدنی، رسانه‌ها، تجارت و سکتور خصوصی هستند، اصلاً دقیق و درست نیست و فکر می‌کنند که این نسل قدرت را از دست آن‌ها قاپیده‌ است. از این‌رو هم‌دیگر را در نقش بزرگان افغانستان تصور می‌کنند و دچار این توهم هستند که هر تصمیمی که بگیرند، نسل جدید کشور نیز آن‌ را خواهد پذیرفت و می‌توان این نسل را به‌ حاشیه برد. بی‌خبر از این‌که شکاف و تضاد بین این دو نسل از زمین تا آسمان است.

    با توجه به واقعیت‌های کنونی جامعه افغانستان می‌توان گفت که جنگ افغانستان تنها جنگ قدرت نیست؛ جنگ ارزش‌ها نیز است. ده‌ها‌ هزار جوان تحصیل‌یافته حاضر نیستند به گذشته برگردند و ارزش‌های‌شان به‌ هیچ وجه با اسماعیل خان و حکمتیار و… یا رهبران طالبان یکی نیست. آن‌ها به رغم این‌که به کارکردهای حکومت کنونی معترض هستند؛ اما حاضر نیستند تا سرحد فروپاشی تمامی شالوده‌های نظام کنونی پیش بروند. در چنین وضعیتی است که طرح حکومت موقت نگران‌کننده می‌شود؛ چون موقت‌خواهان تمامی مولفه‌های یک جنگ پیچیده اجتماعی و صد البته سیاسی را به جنگ برای قدرت خلاصه می‌کنند.

    در حالی‌ که طالبان دقیقاً برعکس این جماعت جهادی، حکومت موقت را نخستین قدم برای ایجاد جهان کوچک ایدیولوژیک‌شان در افغانستان می‌بینند. آن‌ها وقتی با سند آزادی افغانستان از اشغال امریکا و با دست‌آورد فتح کشور و پیروزی جهاد به مرکز قدرت و تصمیم‌گیری باز‌گردند، آن وقت به تکیه زدن بر مسند چند وزارت و ولایت بسنده نخواهند کرد؛ بلکه از همان فردای آمدن‌شان به کابل شروع می‌کنند به تحکیم قدرت خود و گسترش و تحمیل دیدگاه‌شان بر همه اقشار جامعه. آن‌گاه کدام گروه و جبهه‌‌ای وجود نخواهد داشت که در برابر روایت طالبانی از شریعت که در نتیجه توافق سیاسی جنبه رسمی نیز یافته است، بایستد. لذا همان‌گونه که داکتر احمدی، عضو هیأت مذاکره‌کننده بارها اشاره کرده است، ما بیش از هرچیزی نیاز به یک جبهه ضد طالب در شرایط فعلی داریم. البته نه لزوماً جبهه مسلحانه، بلکه به شکل‌دهی یک چتر فراگیر که از آدم‌ها و اقشار مختلف تشکیل شود و دارای ارزش‌های مشترک باشد، نیاز جدی داریم، تا بتواند در صورت اتخاذ هر تصمیمی در مورد آینده سیاسی افغانستان از مردم حمایت کند. چتری که در آن حکومت، احزاب سیاسی، جوانان و زنان همه در کنار هم یک‌بار و برای همیشه بایستیم و حافظ تمام ارزش‌های‌مان باشیم. همان‌گونه که همیشه در کنار هم‌دیگر بودیم و خواهیم ماند.

    ‎افغانستان و شهروندان آن شوربختی و مشکلات را کم ندیده‌اند. همین‌گونه، اختلاف نظر و سلیقه یا کینه و کدورت فردی جزو طبیعت هر فرد است. اگر زمانی روبه‌روی هم ایستادیم، اکنون هم‌دیگر را ببخشیم و برای آینده بسیج شویم. ما توانستیم بارها در این چند سال اخیر از باب مثال در جنبش‌ تبسم، فاجعه فرخنده و به ‌همین سیاق در اوایل جنبش روشنایی کنار هم بایستیم و با یک‌صدا خواست خود را مطرح کنیم. اکنون نیز ما می‌توانیم در کنار هم و با اعتماد به هم‌دیگر از این برهه تاریخی موفقانه و پیروزمندانه عبور کنیم و حافظ تمام ارزش‌های‌مان باشیم. می‌ارزد که به قانون اساسی، برابری زنان و مردان، آزادی بیان، حضور زنان در پارلمان، آزادی احزاب سیاسی و آزادی‌های مدنی اعتراف کنیم و ایمان بیاوریم و برایش بایستیم. تاریخ و نسل‌های بعدی بدون هیچ گذشتی و با بی‌رحمی تمام ما را قضاوت خواهند کرد. خوب است آینده‌گان وقتی درباره‌ ما قضاوت می‌کنند، از ما به‌ نیکی یاد کنند.

    هشت صبح

    روسله یاسینزی عثمانی

  • ناتو در افغانستان می ماند

    ناتو در افغانستان می ماند

    برخی منابع در پیمان ناتو به یک خبرگزاری آلمانی گفته‌اند حضور نظامی این پیمان در افغانستان ادامه می‌یابد.
    این منبع افزوده‌ است آلمان و سایر متحدان آن پذیرفته‌اند که در نشست وزرای دفاع ناتو بر حضور نیروهای این سازمان در افغانستان تاکید کنند.
    قرار است وزرای دفاع کشورهای عضو پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) در آخر هفته جاری روی آینده ماموریت این سازمان در افغانستان گفت‌وگو کنند.
    بر اساس زمان از پیش تعیین‌شده، وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته جاری روی حضور یا خروج نیروهای این سازمان از افغانستان از طریق ویدیو کنفرانس گفت‌وگو می‌کنند.
    منبعی در ناتو همچنین گفته‌است این سازمان یک‌بار دیگر از طالبان می‌خواهد خشونت‌ها در افغانستان را کاهش و تلاش‌های‌شان به هدف تسریع روند صلح با دولت افغانستان را افزایش دهند.
    این در حالی است که مقامات امنیتی می‌گویند که گروه طالبان به دنبال صلح نه؛ بلکه در پی تصاحب قدرت مطلق در افغانستان هستند.

  • صالح: طالبان برای قدرت می جنگند

    صالح: طالبان برای قدرت می جنگند

    امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، می‌گوید گروه طالبان برای دین نه؛ بلکه در اصل برای به دست آوردن قدرت می‌جنگند.

    آقای صالح که روز پنج‌شنبه (۱۸ جدی)، در یک گردهمایی در ولایت ننگرهار سخن می‌زد، گفت طالبان به پرسشی در باره‌ی تعریف واضح شان از یک نظام اسلامی پاسخی نداده اند و این نشان می‌دهد که جنگ واقعی آن‌ها بر سر دین نه؛ بلکه برای به دست آوردن قدرت است.

    او افزود: «ما به صلح با عزتی نیاز داریم که حقوق شهروندان را تامین کند. جمهوریت، حقوق بشر و دست‌آوردهای ۱۸ سال گذشته قابل مذاکره نخواهد بود.»

    به گفته‌ی آقای صالح، طالبان و حامیان آن‌ها عامل تمام ویرانی‌ها و کشتار مردم در افغانستان استند.

    او گفت: «افرادی که در مناطق زیرکنترل طالبان زندگی می‌کنند، فقیر اند و مانند اسیر زندگی می‌کنند. طالبان بر اقتصاد افغانستان تاثیر منفی گذاشته و امیدواریم این مشکل حل شود.»

  • سرنوشت احزاب در وضعیت حال

    سرنوشت احزاب در وضعیت حال

    وجود احزاب قوی و نیرومند، نه تنها یک نیاز، بلکه یک حتمیت، در روزگار کنونی است. قطع نظر از ضرورت کنترل قدرت با قدرت، احزاب حلقه وصل جامعه و نظام قدرت است. ولی ارگانیزم معیوب تمام احزاب در میدان بیمارگون سیاست کارکردهای آن را نیز مختل نموده است.

    مهم‌ترین کاستی‌های احزاب عبارتند از:

    ۱. عدم پایبندی اکثر احزاب به الزامات حقوقی و قانونی کشور.

    ۲. عدم پایبندی به اساسنامه و مرامنامه‌های شان.

    ۳. نداشتن پالیسی و استراتژی مدون بلند مدت که در محور آن فعالیت نمایند.

    ۴. نداشتن ساختار، تشکیلات و کمیته‌های و سایر اقتضائات حزبی فعال، متناسب با شرایط موجود و روندهای آینده.

    ۵. عدم پایبندی به چرخش دموکراتیک مقامات حزبی.

    ۶. نداشتن سیستم مالی واضح و روشن.

    ۷. قومی و سمتی بودن اکثر احزاب.

    ۸. نداشتن سیستم روشن و عام برای عضویت‌گیری و سلب عضویت.

    ۹. نشستن حلقات خاص بجای مکانیزم‌ها در اتخاذ تصامیم حزبی.

    ۱۰. نداشتن فعالیت حزبی مطابق معیارهای رایج دنیا.

    ۱۱. فرد محوری و موروثی شدن احزاب.

    ۱۲ تهی شدن غالب احزاب از حضور نخبگان جامعه.

    ۱۳. فصلی و پروژه‌ای بودن تعدادی از احزاب. هر حزب قدیم و جدید که کاستی‌های فوق را از خود بزداید، یقینا مقبولیت عمومی پیدا می‌کند.

    داکتر امان فصیحی

  • فرمانده طالبان در لوگر قربانی بمب خود گردید

    فرمانده طالبان در لوگر قربانی بمب خود گردید

    به گفته مقامات محلی ولایت لوگر، این فرمانده طالبان که «قدرت» نام دارد مسئولیت رهبری حداقل 40 تن از شبه نظامیان طالبان را بر عهده داشت.

    عصمت الله علیزی فرمانده پلیس لوگر ضمن تایید این خبر گفت که دو تن شبه نظامی دیگر طالبان نیز در این رویداد کشته شده اند.

    گروه طالبان تاکنون در این خصوص اظهار نظری نکرده است.

    لازم به ذکر است که طالبان همواره از ماین ها و بمب های دست ساز و کنار جاده ای علیه نیروهای امنیتی استفاده می کنند، اما براساس گزارش ها، اغلب قربانیان این نوع بمب ها غیرنظامیان منطقه می باشند.

  • همبستگی، قدرت را بیشتر می کند

    همبستگی، قدرت را بیشتر می کند

     

    خانم غنی، امروز سه شنبه در این نشست با ذکر حکایتی اقوام افغانستان را به عنوان برادر خواند و از ملت خواست که همکار و پشتیبان هم باشند.

    خانم غنی، سارندوی افغانستان را نهادی توصیف کرد که مردم را به سوی ملت شدن تشویق می کند؛ او گفت که در سارندوی از همه اقوام حضور دارند.

    نهاد سارندوی 85 سال قبل از امروز در کشور بنیان نهاده شد ولی بر اثر جنگ های داخلی، فعالیت های این نهاد متوقف شد و یک بار دیگر در سال 1380 شروع شد.

    محمد تمیم همکار، مدیر برنامه های سارندوی افغان پارسا در این نشست گفت که طی 13 سال گذشته این نهاد فعالیت کمی داشته و نتوانسته پیشرفتی داشته باشد.

    آقای همکار اضافه کرد که اکنون سارندوی افغان پارسا در 13 ولایت نمایندگی دارد و بیش از دو هزار تن عضو رضاکار دارد.

    به گفته مقام های این نهاد، سارندوی افغان در عرصه های اجتماعی به صورت رضاکارانه هر گونه خدماتی که در توان داشته باشند، انجام می دهند.

    کمال سادات، معین جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ نیز در این نشست فعالیت سارندوی افغان را برای کشور مفید خواند و اضافه کرد که این نهاد می تواند برای هماهنگی و نظم بیشتر برای خدمات مفید واقع شود.

    آقای سادات اضافه کرد که این معینیت نیز جوانان را برای پیوستن به نهاد سارندوی تشویق می کند.

    وی بر این باور است که پیوستن جوانان به نهادهای اجتماعی و رضاکارانه باعث جلوگیری از کارهای خلاف و یا پیوستن به صفوف مخالفان می شود.

    سارندوی معادل فارسی ناظر یا انظباط است که در بیش از 60 کشور جهان فعالیت دارد که به گفته سخنرانان برنامه امروز بیش از دو میلیون عضو نیز دارد.

    مسئولان برنامه سارندوی می گویند تلاش می کنند تا این نهاد را ثبت سازمان جهانی این نهاد کنند تا فعالیت های گسترده تری را انجام دهند.

    گفتنی است که قبل از این سارندوی در چارچوب وزارت معارف فعالیت می کرد، اکنون در قالب هلال احمر افغانی فعالیت خواهد کرد.