برچسب: فیلم

  • فیلم کوتاه «نازپری» روایت مبارزه دختر نوجوان افغان با کودک همسری

    فیلم کوتاه «نازپری» روایت مبارزه دختر نوجوان افغان با کودک همسری

    افغانستان کشوری ست با جذابیت ها و تلخی های فراوان. در طول چهل سال گذشته جنگ و فقر و ناامنی علاوه بر اثرات مخربی که بر مردمان این سرزمین و این جغرافیای بسیار مهم گذاشته، دیدگاه ها و افکار عمومی منطقه و جهان را نیز مکدر ساخته است. پس از سال 2001 و به مدد رشد کمی و کیفی رسانه ها نخبگان افغانستانی سخت تلاش کرده اند با تولیدات رسانه ای، فرهنگی و هنری خود تفکرات منفی نسبت به کشور و مردم خود در اذهان جهانیان را اصلاح کنند. البته در این میان تلاش وافر صورت گرفته تا مشکلات و ناهنجاری های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز به صورت درست مطرح و را حل هایی برای رفع آنها سنجیده شود.
    در این میان اما عرصه سینما و تأتر افغانستان نیز علی رغم بی توجهی های مسئولین و سران حکومت سخت کوشیده است سهم خود در سوق دادن افغانستان به سمت پیشرفت و رفاه و البته انکشاف ذهنی را ادا کند. در این تلاش مهاجرین افغانستانی مقیم کشورهای خارج از جمله ایران را نیز سهم به سزایی داشته اند.
    آقای محمد رضا محمدی، کارگردان و فیلم نامه نویس جوان و جویای نام مهاجر افغانستانی مقیم شهر مقدس مشهد در ولایت خراسان رضوی ایران برای بیان دردها و رنج ها و البته نوید های خوش آینده به فیلم سازی روی آورده است.
    آقای محمدی به تازگی فیلم کوتاه «نازپری» را ساخته است.
    آقای محمدی به خبرنگار رها در مشهد گفت:«فیلم نازپری» مبارزه یک دختر نوجوان افغانستانی با کودک همسری را روایت می کند.
    نازپری درست همانند هزاران دختر نوجوان دیگر در افغانستان به اصرار و البته تهدید خانواده باید با یک مردی که سال ها از او بزرگ تر است ازدواج کند. نازپری اما در این فیلم کوتاه تابو شکنی می کند و تن به این ازدواج اجباری نمی دهد.
    پایان فیلم دو پهلو است و به صورت روشن نشان نمی دهد نازپری سرانجام مبارزه را به کجا می کشاند، اما آنچه مهم است شهامت، جسارت و خلاقیت یک دختر نوجوان در مبارزه با رسم و رسومات سنتی است.

    محمد رضا محمدی و همکاران حین ساخت فیلم کوتاه نازپری

    فیلم کوتاه نازپری در جشنواره فیلم های کوتاه «چلکینوفست» و در بخش فیلم های رقابتی توانست به جمع 35 فیلم منتخب راه یابد. جشنواره چلکینوفست با موضوع انسان و ارزش های انسانی در روزهای 12 و 13 حمل سال جاری هجری شمسی در روسیه برگزار شد و فیلم های منتخب خود را به نمایش عمومی گذاشت.
    محمد رضا محمدی، کارگردان و فیلم نامه نویس فیلم نازپری می گوید زمان فیلم نازپری پانزده دقیقه می باشد. «رضا دیدار» ، فیلم بردار و مدرس دانشگاه کابل و افغان فیلم، مدیریت فیلم برداری فیلم نازپری را بر عهده داشته است. بازیگرانی چون «نازنین عسکری» که در این فیلم کوتاه ایفای نقش کرده اند طی یک پروسه انتخابی در آموزشگاه بازیگری «جاودانه های پارس» در منطقه طلاب مشهد برگزیده شده اند. چهار بازیگر از بین پانصد شرکت کننده برای بازی در فیلم نازپری برگزیده شدند.
    آقای محمدی می گوید زمانیکه در اروپا بوده است سوژه ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی با تمرکز بر کودک همسری را در ذهن داشته است.
    وی می افزاید:«در اروپا مردان زیادی را می دیدم که علی رغم سن بالا با دختران نوجوانی از افغانستان و ایران ازدواج می کردند و به اروپا باز می گشتند. والدین این دختران همینکه می شنیدند این مردان اقامت اروپا را دارند بدون کوچترین ممانعتی با ازدواج دختران نوجوان خود با این مردان موافقت می کردند و به سن و سال بالای مردان از خارج آمده و سازگاری یا ناسازگاری شخصیتی آنها با دختران نوجوان شان اهمیتی نمی دادند.»
    کارگردان و فیلم نامه نویس فیلم کوتاه نازپری می گوید تولید فیلم از ابتدا تا انتها حدود دو ماه زمان برد: یک ماه پیش تولید فیلم طول کشید و ده روز روی فیلم برداری صرف شد.
    آقای محمدی می افزاید فیلم سازی و فیلم نامه نویسی را به صورت تجربی و طی سال های گذشته فرا گرفته است. وی در «انجمن سینمای جوان» در ولایت خراسان رضوی نیز دوره فیلم سازی را فرا گرفته است.
    آقای محمدی ابراز امیدواری می کند فیلم کوتاه وی بتواند در بخش رقابت جشنواره فیلم روسیه که بین سی و پنج فیلم راه یافته به بخش رقابت برگزار می شود عنوان شایسته ای کسب نماید.
    ساخت فیلم کوتاه نازپری در شرایطی که سینما و تولید فیلم در افغانستان هنوز با چالش های جدی مواجه است و کمتر کسی حاضر است روی فیلم سازان جوان سرمایه گذاری کنند، حائز اهمیت است.
    قابل ذکر است محمد رضا محمدی قبل از ساخت فیلم نازپری، برخی تولیدات کوتاه برای تلویزیون راه فردا و تلویزیون نگاه نیز داشته است و در برخی فیلم های کوتاه دیگر نیز ایفای نقش نموده است.

    محمدرضا محمدی کارگردان و فیلم نامه نویس و بازیگر خانم فیلم کوتاه نازپری
  • از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

    فیلم حوا مریم عایشه فیلمی که از سه پارت ظاهرا مجزا تشکیل شده است که در آخر در یک راهروی مطب یک دکتر زنان به هم وصل میشود. همانطور که از اسم فیلم پیداست داستان درباره سه شخصیت به نام های حوا مریم و عایشه میباشد که هر کدام درگیر حوادثی میشوند.

    شاید یک عده با دیدن فیلم این فیلم را یک فیلم مرد ستیزانه بدانند و از اینکه در تمام فیلم مرد ها مدام شخصیت های اسیر کننده هوسباز و بی توجه نشان داده شده اند آزرده شوند اما باید توجه داشت به اینکه دنیای هنر دنیای آزاد بودن است و نمیتوان هیچکس را مجبور کرد که فلان اثر هنری را تولید کند یا تولید نکند ما در هنر و مخصوصا در فیلم فقط میتوانیم ازین بعد به اثر نگاه کنیم که آیا فیلم در انتقال محتوای مدنظر موفق بوده است یا نبوده است.

    این محتوا گاها میتواند بسیار متنوع باشد از اعتراض های مدنی و اجتماعی گرفته تا بیان و انتقال و احساسات یا نمایش فرم های مختلف هنری یا نشان دادن خلاقیت و نوآوری های تازه. در فیلم حوا مریم عایشه موضوع اعتراض به نگاههای موجود در جامعه به زنان میباشد و صحرا کریمی در بعضی قسمت ها توانسته حرف خودش را بیان کند و در بعضی از قسمت ها از چوکات هنری بودن و سینما بودن بیرون زده و فیلم تبدیل به یک بیانیه شده است. با توجه به شعار معروف سینما که می گوید (حرف نزن نشان بده) خانم صحرا کریمی هر جایی از فیلم که با تصویر حرف زده موفق تر عمل کرده است و هر جایی از فیلم ‌که اطلاعات به صورت رگباری و با دیالوگ به مخاطب منتقل شده نا موفق بوده است.

    شاید میتوان گفت سینمایی ترین قسمت فیلم قسمت اول فیلم که مربوط به شخصیت حوا است میباشد. کارگردان در این بخش توانسته اکثرا تمام حرفهای خود را با تصاویر بیان کند و از نمادها برای انتقال احساسات و انتقال محتوای خود استفاده کند. مانند نماد پرنده در قفس که نماد خود شخصیت حوا است. اما در بخش دوم عملا نود درصد روایت داستان با حرف زدن یک شخصیت با تلفن به مخاطب منتقل میشود که فیلم را کمی حوصله سر بر میکند.

    شخصیت محدود لوکیشن محدود دیالوگ های طولانی فضای بسته از عوامل دیگری هستند که بیشتر باعث خسته کننده شدن این قسمت میشود. اما در اپیزود سوم دوباره کار کمی جان میگیرد و باعث میشود که رخوت بخش دوم کمی از بین برود. شاید بتوان گفت بزرگترین نقطه ضعف فیلم فیلمنامه است . حتی در بخش اول فیلم که بهترین بخش فیلم است اتفاق محرک داستان خیلی دیر می افتد و همین باعث کم شدن تعلیق در داستان میشود.

    شاید اگر زمین خوردن حوا قبل از رسیدن مهمان ها اتفاق می افتاد ما حس همذات پنداری بیشتری با حوا میکردیم. در قسمت های دوم و سوم عملا هیچ اتفاق محرک داستانی وجود ندارد. اتفاق محرک داستانی اتفاقی است که شرایط موجود را بر هم میزند و بعد از آن شرایط هیچ گاه به مسیر اولیه خود برنمی‌گردد. البته شاید تصمیم مریم برای سقط جنین و یا آمدن خواستگار برای عایشه را بتوان اتفاق محرک داستانی در نظر َگرفت اما حوادث بعد اینها در فیلم در پی این حوادث نمی‌باشد و نمیتوان اسم انها را اتفاق محرک داستانی گذاشت. در مورد بازی بازیگران این را میتوان گفت که در کل سطح بازیگری در افغانستان پایین است و بازیگران نمیتوانند تمام پتانسیل کاراکتر را دریابند و علاوه بر آن نمیتوانند با خلاقیت خود به نقش چیزی اضافه کنند به همین دلیل بازی بازیگران را باید نسبت به کل افغانستان و بازیگری در افغانستان در نظر گرفت. خانم آریا پور در نقش حوا بازی قابل و قبول و باور پذیری ارائه کردند و به ترتیب بعد از ایشان خانم ابراهیمی و در اخر خانم افشار که در نقش مریم ایفای نقش میکردند و در کل اگر بخواهیم بازی بازیگران فرعی را در نظر بگیریم فضای ساخته شده توسط بازیگران فضای قابل باوری برای مخاطب میباشد.

    سخن پایانی اینست که این فیلم میتواند سراغاز خوبی برای خانم کریمی باشد و امید است که ایشان کم کم تلاش کنند تا به فرم خاص کارگردانی خود در فیلم های بعدی خود دست یابند.محمد باقر حسینی

  • نخستین فیلم “بروسلی افغانی” ساخته شد

    نخستین فیلم “بروسلی افغانی” ساخته شد

    به نقل از تلویزیون یک، عباس علیزاده گفته است که “براتلی” یک فلم کمیدی است و او در نقش بروسلی در آن ظاهر شده است.

    قرار است تا چند ماه آینده دومین فلم آقای علیزاده در سینماهای هند به نام “بروسلی کا بروولی” نمایش داده شود.

    عباس علیزاده دو سال پیش پس از آنکه عکس‌های پخش شده‌ی او در فیسبوک، توجه‌ی رسانه‌های داخلی و خارجی را جلب کرد و سپس رسانه‌های در مورد او نوشت، شهره‌ شد.

    او اکنون مشغول تمرین‌های ورزشی، فعالیت‌های سینمایی و ظاهر شدن در اعلان‌های تجارتی است.

  • به ایفای نقش مولانا توسط دی کاپریو اعتراض شده است

    به ایفای نقش مولانا توسط دی کاپریو اعتراض شده است

    دیوید فرانزونی که نگارش فیلم‌نامه گلادیاتور را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگویی با روزنامه گاردین گفته بود که امیدوار است با چنین انتخابی «چهره‌نگاری کلیشه‌ای شخصیت‌های مسلمان در سینمای غرب» را به چالش بکشد.

    فرانزونی و استیون جول براون، تهیه‌کننده سینما، تصمیم دارند که از دی‌کاپریو برای بازی در نقش مولانا و رابرت دانی جونیور برای بازی در نقش شمس تبریزی استفاده کنند و احتمالا ساخت فیلم را سال آینده میلادی آغاز خواهند کرد.

    با وجود آن‌ که ساخت چنین فیلمی بر اساس زندگی شاعری که اشعارش به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده و در فهرست بهترین آثار ادبی خوانندگان غربی قرار دارد، مورد استقبال بسیار واقع شده، اما استفاده از بازیگری سفید، با چشم و موی روشن به جای شخصیتی زاده شده در (بلخ) افغانستان کنونی یا انتقادات بسیاری برانگیخته است.

    این انتقادات مسبوق به سابقه است و پیشتر در موارد مشابه دیگری نیز به سینمای هالیوود وارد شده بود.

    فقدان گوناگونی نژادی در فیلم‌های هالیوودی بیش از پیش در سال جاری میلادی در مراسم اسکار خود را نشان داد که تمامی نامزدهای دریافت بهترین نقش اول مرد یا زن سفیدپوست بودند و میان‌شان هیچ رنگین‌پوستی وجود نداشت، رویدادی که منتقدان آن را سفیدسازی نامیدند.

    پیش از انتقاد از بازی لئو دی‌کاپریو در نقش شاعری فارسی‌زبان و زاده‎ی افغانستان، موارد مشابه دیگر نیز پیش آمده بود.

    حدود دو ماه پیش، کمپانی‌های پارامونت و دریم‌وورکز اعلام کردند که از اسکارلت جوهانسون در نقش موتوکو کوساناگی، از شخصیت‌‌های مهم یک داستان مصور ژاپنی در فیلم «روح در پوسته» استفاده خواهند کرد.

    این خبر نیز مورد انتقاد بسیاری واقع شد که می‌گفتند چرا باید زنی سفیدپوست نقش قهرمانی ژاپنی را بازی کند و آیا سینمای شرق آسیا و نژاد آسیایی، ابرستاره‌ای ندارد که بتواند این نقش را بازی کند؟

    مورد دیگر استفاده از تیلدا سوئینتون، بازیگر انگلیسی/ اسکاتلندی، در نقش عارفی تبتی بود. به این لیست بازی زوئی سالدانا در نقش نینا سیمون، خواننده آمریکایی محبوب را هم می‌توان اضافه کرد.

    اما پیش از لئو دی‌کاپریو، جیک گیلنهال نیز با بازی در فیلم «شاهزاده ایرانی» با انتقاداتی مشابه روبه‌رو شده بود، بازیگری سفید و بور که با موهای رنگ شده خود نقش شاهزاده‌ای از خاورمیانه را ایفا می‌کرد.

    در شبکه اجتماعی توییتر نیز این خبر موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است و یکی از کاربران این شبکه نوشته است که هالیوود گریزی از سفید‌سازی مولانا ندارد، چرا که اگر مولانا این روزها بود پشت درهای امنیتی فرودگاه‌های آمریکا می‌ماند.

     

    Radiofarda#