برچسب: غنی

  • این کرزی بود که طالبان را به کابل دعوت کرد!

    این کرزی بود که طالبان را به کابل دعوت کرد!

    پس از گذشت چندین ماه از ورود طالبان به کابل و سقوط دولت غنی هر روز لایه های تازه ای از فرار رئیس جمهور پیشین و تصرف ساده و آسان افغانستان به دست طالبان افشا می شود.

    در تازه ترین مورد حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، در مصاحبه با اسوشیتدپرس، برخی ناگفته های تازه، راز آلود و ناگهانی در مورد فرار اشرف غنی، سقوط دولت پیشین و ورود طالبان به کابل را بر زبان آورده است.

    براساس این اظهارات کرزی، طالبان کابل را تصرف نکردند بلکه به کابل دعوت شدند.

    کرزی در این مصاحبه می گوید برای حفاظت از مردم، جلوگیری از هرج و مرج در کابل، غارت شهر به دست عوامل ناخواسته و چور و چپاول دکان  ها از طالبان دعوت کرده وارد کابل شوند.

     با فرار غنی، مقامات امنیتی وی نیز کشور را ترک کردند. کرزی به بسم الله محمدی، وزیر دفاع دولت غنی، زنگ می زند تا متوجه شود چه تعداد از مقامات دولتی هنوز در کابل باقی مانده اند. بسم الله محمدی از کرزی می پرسد آیا قصد ترک کابل را دارد؟ مشخص می شود هیچ مقام ارشد حکومتی در کابل باقی نمانده است. حتی فرمانده پلیس کابل هم گریخته بود.

    کرزی که پس از نابودی رژیم طالبان توسط نیروهای امریکایی و همکاری ائتلاف شمال در سال 2001، سیزده سال رئیس جمهور افغانستان بود، در کابل می ماند. کرزی هم اکنون همراه خانم و فرزندان جوانش در خانه ای پر از درخت در مرکز شهر کابل زندگی می کند.

    وی می گوید اشرف غنی با فرار خود تلاش های دقایق آخر او، عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، و رهبری طالبان در دوحه که می توانست مذاکرات صلح را به ثمر برساند و زمینه ورود طالبان به کابل درنتیجه مذاکرات را فراهم کند، از بین برده است.

    شمارش معکوس برای رسیدن به یک توافق احتمالی روز چهارده آگوست یعنی یک روز قبل از ورود طالبان به کابل شروع شد. کرزی و عبدالله با غنی ملاقات کردند و قرار شد آنها روز بعد به همراه پانزده نفر دیگر برای گفت و گو در مورد تقسیم قدرت به دوحه سفر کنند. طالبان به اطراف کابل رسیده بودند اما رهبری طالبان در دوحه وعده سپرده بود تا مشخص نشدن توافق نامه نیروهای طالبان وارد کابل نمی شوند.

    کرزی در بخش دیگری از مصاحبه خود می افزاید:« صبح زود روز پانزده آگوست منتظر تهیه لیست بودم. پایتخت ملتهب بود. شایعات از تسلط طالبان می گفت. به دوحه زنگ زدم. به من گفته شد طالبان وارد شهر نمی شوند. ظهر بود که طالبان زنگ زدند و گفتند حکومت باید سرجایش بماند و جابه جا نشود چون آنها قصد ورود به کابل را ندارند.»

    من و دیگران تا مقامات مختلف صحبت کردیم و به ما اطمینان داده شد که نیروهای دولتی و نیروهای امریکایی محکم سرجایشان هستند و کابل سقوط نخواهد کرد. اما نزدیک ساعت 2 و 45 دقیقه بعد از ظهر بود که مشخص شد غنی از کشور فرار کرده است.

    کرزی به وزیر دفاع و وزیر امور داخله زنگ می زند و دنبال رئیس پلیس کابل می گردد. همه رفته اند! هیچ مقام حکومتی در کابل باقی نمانده است: نه رئیس پلیس، نه فرمانده ارتش و نه هیچ واحد دیگری! همه گریخته اند. معاون رئیس گارد شخصی حفاظت از غنی به کرزی زنگ می زند که به ارگ بیاید و ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد. کرزی رد می کند و می گوید از نظر قانونی او حق این کار را ندارد. کرزی در عوض یک نطق تلویزیونی را ترتیب می دهد و در حالیکه فرزندانش را در کنار خود دارد به مردم پیام می دهد که همه اینجا هستند.

    کرزی مطمئن است اگر غنی فرار نمی کرد، یک توافق جهت انتقال صلح آمیز صورت می گرفت.

    وی می گوید:«مطمئنا! مطمئنا!آن چیزی بود که داشتیم برایش آماده می شدیم و به آن امیدوار بودیم. من و داکتر عبدالله عبدالله قرار بود آن بعد از ظهر یا نهایتا فردای آن روز به دوحه برویم تا توافق را نهایی سازیم.»

    کرزی می افزاید:«رهبران طالبان در دوحه نیز منتظر ما بودند برای هدف مشابه.»

    باید گفت کرزی این روزها با رهبری طالبان دیدار می کند و از جهان می خواهد با طالبان تعامل کند. از همه مهمتر کرزی می گوید افغان ها باید با یکدیگر متحد شوند.

    رئیس جمهور پیشین در ادامه می گوید:«جنگ چهل سال است که در افغانستان جریان دارد و در بیست سال گذشته افغان ها در تمامی جناح ها آسیب دیده است. افغان ها در تمامی جناح کشته شده اند. ارتش افغانستان متحمل تلفات شده است، پلیس افغانستان کشته شده است و جنگجویان طالبان هم کشته شده اند. ختم تمام اینها زمانی ممکن می شود که افغان ها با یکدیگر متحد شوند و راه حل خود را داشته باشند.»  

    نقشه کرزی: احیای قانون اساسی شاهنشاهی

    حامد کرزی در بخش دیگری از مصاحبه خود یک راه حل ارائه می کند و  می گوید در صحبت هایش با رهبران طالبان پیشنهاد احیاء قانون اساسی دوره پادشاهی افغانستان را ارائه کرده است. این ایده حتی در روزهای نخست مذاکرات دوحه نیز مطرح شده بود. به طور همزمان لویه جرگه، شورای بزرگان افغان، به شمول زنان برگزار شود. در این لویه جرگه باید در مورد آینده افغانستان شامل نوع حکومت، قانون اساسی و بیرق ملی تصمیم گرفته شود.

    به گفته کرزی نشانه ای از پذیرش این برنامه از سوی طالبان وجود ندارد اما این گروه در جریان گفت و گوها این برنامه را رد هم نکرده اند. برگزاری جرگه یک سنت قدیمی افغانی برای اتخاذ تصامیم بزرگ است که در میان قوم پشتون که اسکلت طالبان را می سازد، بسیار محبوب است.

    کرزی در عین حال خاطر نشان می سازد افغانستان در آینده باید از حقوق آموزشی جهانی برای دختران و پسران و زنان برخوردار باشد و زنان افغان در سیاست های کشورشان، در حکومت، در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و در فعالیت های سیاسی و دیگر عرصه های زندگی باید جایگاه خود را پیدا کنند.

    به گفته کرزی سازش روی این موضوع آسان نیست اما تا زمانیکه این اتفاق نیفتاده است، جهان باید با طالبان تعامل کند. افغانستان نیاز به حرکت و پویایی دارد، کارمندان دولت باید معاش دریافت کنند و خدمات و امکانات صحی باید فعال باشند. در حال حاضر جهان به هر شکلی که می تواند باید با طالبان تعامل کند.

    کرزی در عین حال از برخی تبلیغات نادرست علیه طالبان در سطح جهان گله می کند و می گوید گفته شده زنان و دختران حق خروج از منزل بدون محرم را ندارند، این درست نیست. هم اکنون زنان و دخترانی را می بینید که در سرک ها بدون محرم می توانند ظاهر شوند. اوضاع روی زمین در کابل عکس تبلیغات منفی مطرح شده را نشان می دهد.

    حامد کرزی در پاسخ به سئوال توصیف وی از طالبان گفت:«طالبان هم افغان هستند اما افغان هایی که در مسیر زندگی وارد یک دوره بسیار سخت شده اند همان طور که دیگر افغان ها طی چهل سال گذشته دوران سختی را تجربه کرده اند. در سخت ترین دوران تاریخ خود بوده ایم که در آن تمام طرف های افغن اشتباه کرده است. دورانی که جامعه جهانی و تمام کسانی که با ما تعامل داشتند اشتباهات مرگباری مرتکب شدند.»

    وی تاکید نمود اکنون زمان درک برای تمام افغان ها فرا رسیده است که از اشتباهات گذشته درس بگیرند و بهتر عمل نمایند.  

    مترجم: حفیظ الله رجبی

  • طالبان: قوای هوایی مستقل می سازیم

    طالبان: قوای هوایی مستقل می سازیم

    امارت اسلامی می گوید قوای هوایی می سازد که به کشورهای دیگر وابسته نباشد.

    وزیر دفاع امارت اسلامی در یک نشست خبری در کابل گفت قوای هوایی حکومت قبلی وابسته بود.

    ملامحمد یعقوب، وزیر دفاع حکومت طالبان، افزود حکومت آنان می‌خواهد قوایی هوایی بسازند که به هیچ کشوری وابسته نباشد.

    ملا یعقوب افزوده: «ارتش هوایی می‌سازیم که به کمک امریکا، هند، پاکستان، ایران، ازبکستان و تاجیکستان وابسته نباشد».

    پیش از این، سخنگوی فرماندهی نیروهای مسلح طالبان در بیانیه‌ای از قصد این گروه برای بسیج ۱۵۰ هزار نفر در ارتش جدید در حال تشکیل صحبت کرده بود.

  • طالبان: اقتصاد ما در شش ماه شکوفا می شود

    طالبان: اقتصاد ما در شش ماه شکوفا می شود

    مقامات امارت اسلامی طالبان می گویند اقتصاد افغانستان در شش ماه شکوفا خواهد شد.

    ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی، در جمع مردم شیعه در غرب کابل افزود زمانیکه رئیس جمهور غنی فرار کرد، مردم از طالبان می خواستند برای جلوگیری از هرج ومرج و چپاول وارد کابل شود و طالبان بدون برنامه ریزی قبلی و به اجبار وارد کابل شدند.

    وی تاکید کرد تطبیق عفو عمومی کار آسانی نبود چون جنگجویان طالبان جوان بودند و احتمال داشت دنبال انتقام باشند اما امارت اسلامی توانست وضعیت را به خوبی کنترل کند.

    ذبیح الله مجاهد افزود طالبان پس از توافق صلح با امریکا تلاش کرد مذاکرات مستقیم را با دولت غنی آغاز کند اما دولت پیشین مذاکرات صلح را سبوتاژ نمود.

    این مقام امارت اسلامی گفت:«اولین چیزی که ما می خواهیم برای مردم هزاره انجام دهیم ساخت سرپناه برای کسانی ست که در بامیان در غارها زندگی می کنند.»

    ذبیح الله مجاهد در این گردهمایی افزود اشغال به پایان رسیده است و طالبان جهاد برای توسعه کشور را آغاز خواهند کرد و پروژه های کلانی چون تاپی، مس عینک و دیگر پروژه ها تکمیل می شود.

    وی تاکید کرد اقتصاد ما در شش ماه شکوفا می شود.

    این در حالی ست که با گذشت صد روز از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان هیچ کشوری آنها را به رسمیت نشناخته است. در این مدت پول افغانی در برابر دالر به شدت افت کرده و مردم به سختی قادرند نیازهای اساسی و روزمره خود را خریداری کنند.

  • نیویورک تایمز: خلیلزاد در سقوط دولت کابل نقش داشت

    نیویورک تایمز: خلیلزاد در سقوط دولت کابل نقش داشت

    زلمی خلیلزاد که اکنون در تلاش دفاع از عملکرد خود می باشد مقصر ناکامی دولت اشرف غنی می باشد.

    روزنامه نیویورک تایمز طی مطلبی در این مورد می نویسد زلمی خلیلزاد، برخی از جنرالان و دیپلمات های امریکایی در سقوط دولت پیشین افغانستان نقش داشته اند.

    به نوشته این روزنامه زلمی خلیلزاد، تلاش‌ها برای دفاع از عملکرد خود را از سر گرفته است.

    این روزنامه یادآور شد «زلمی خلیلزاد» از شروع مذاکرات دوحه خواهان امتیازات گسترده به طالبان بود.

    نیویارک تایمز به نقل از امرالله صالح، معاون اول رئیس جمهور اشرف غنی، گفته بود خلیلزاد معمار یک طرح کلاهبرداری بزرگ بود.

    این روزنامه همچنین خلیلزاد را مسئول سقوط کابل در ۹ آگوست دانست و گفت او در زمان مذاکرات امتیازات زیادی به طالبان داد.

    پیش از این، صالح زلمی، خلیلزاد را متهم کرده بود که بخش‌هایی از توافق دوحه را مخفی نگه داشته است. وی در حساب توئیتری خود نوشته بود خلیل زاد همچنان با خوشحالی برای طالبان و شبکه حقانی لابی می‌کند.

    صالح افزود: «در حالی که افغان‌ها با تراژدی و شکنجه بزرگ روبرو هستند، خلیلزاد را می‌بینیم که با خوشحالی با طالبان و شبکه حقانی لابی می‌کند.»

    خلیلزاد اخیراً در مصاحبه‌ای به رسانه ها گفته بود که لجاجت اشرف غنی رئیس جمهور پیشین و خودخواهی رهبران سیاسی منجر به فروپاشی نظام جمهوری شده است.

  • نامه طالبان به کنگره امریکا: بلوکه نمودن دارایی های افغانستان خلاف توافق دوحه است

    نامه طالبان به کنگره امریکا: بلوکه نمودن دارایی های افغانستان خلاف توافق دوحه است

    مولوی امیرخان متقی؛ سرپرست وزارت خارجه طالبان به مناسبت صدمین سالگرد روابط امریکا و افغانستان، در نامه‌ای عنوانی اعضای کنگره ایالات متحده نوشته‌است تعزیرات «بر ثروت و پول افغانستان» دور از منطق و خلاف توافق دوحه است.

     او گفته مسدون‌کردن پول‌های افغانستان نه مشکل را حل می‌کند و نه خواست مردم امریکا است.

    در این نامه متقی که امروز (چهارشنبه، ۲۶ عقرب) منتشر شد، آمده‌است امسال صدمین سالگرد روابط امریکا و افغانستان است و در این مدت روابط دوطرف، مانند هر کشور دیگر، با فراز و نشیب‌هایی مواجه شده‌است.

    متقی گفته‌است جنگ ۲۰ ساله‌ای که پس از هفتم اکتوبر سال ۲۰۰۱ بر روابط دو کشور سایه افکنده‌بود با توافق دوحه حل شد. به گفته او این توافق، روابط مثبت دو کشور را در آینده پیش‌بینی می‌کند.

    وزیر خارجه طالبان نوشته‌است: «ما معتقدیم که اجرای کامل و تعهد به توافق دوحه می‌تواند فصل جدیدی از روابط مثبت بین دو دولت و ملت را بگشاید که این امر به نفع هر دو کشور است.»

    او در ادامه افزوده‌است طالبان پس از فرار «غیرمسئولانه» اشرف‌غنی به درخواست مردم و به ویژه شهروندان کابل و برای جلوگیری از خلأ قدرت و هرج‌و‌مرج وارد پایتخت شدند و به عنوان یک دولت مستقل، امور افغانستان را در دست گرفتند.

    متقی گفته‌است «امارت اسلامی افغانستان» به عنوان یک دولت مستقل و مسئول مشتاق است تا روابط مثبت با همه کشورهای جهان به شمول دولت ایالات متحده امریکا برقرار کند.

    او مدعی شده‌ پس از بیش از ۴۰ سال جنگ، افغانستان دارای یک حکومت واحد، مسئول و عاری از فساد است.

    به گفته متقی، طالبان گام‌های عملی را برای حکومت‌داری خوب، امنیت و شفافیت برداشته‌اند و «جزایر قدرت ویران شده و فساد، اختلاس، غصب و سایر محرومیت‌ها از بین رفته‌است».

    سرپرست وزارت خارجه طالبان ادعا کرده‌ «امنیت سرتاسری در کشور تامین شده‌است و در حال حاضر از خاک افغانستان هیچ‌گونه تهدیدی برای منطقه و جهان وجود ندارد و زمینه همکاری مثبت فراهم شده‌است».

     او نوشته‌است «اکنون همه فرصت‌ها برای بازسازی و توسعه افغانستان فراهم است و در آینده، ایالات متحده می‌تواند در صنعت، زراعت و معادن افغانستان نیز سرمایه‌گذاری کند».

    او در ادامه مسدودشدن ذخایر ارزی افغانستان پس از تسلط طالبان را تعجب‌آور خوانده و و گفته‌است «این برخلاف انتظارات ما و توافق دوحه است».

    متقی گفته‌است مردم افغانستان پس از چندین دهه جنگ در کشور از امنیت جانی برخوردار اند؛ اما اکنون مسأله اساسی مردم امنیت مالی است که «عامل آن تعزیرات دولت امریکا بر ذخایر است».

    متقی خطاب به اعضای کنگره امریکا نوشته‌است: «ما باورمندیم که مسدود کردن پول‌های افغانستان نه مشکل را حل می‌کند و نه خواست مردم امریکا است، بنابراین دولت شما باید پول‌های ما را آزاد کند. ما نگران هستیم که اگر وضعیت کنونی به همین منوال ادامه یابد، دولت و مردم افغانستان با مشکلاتی روبه‌رو خواهند شد و این امر به مهاجرت گسترده در منطقه و جهان منجر خواهد شد که این باعث بحران انسانی و اقتصادی برای جهان خواهد شد.»

    به باور او، مسدود‌کردن پول و تحریم‌های اقتصادی به صحت، معارف و سایر سیستم‌های خدمات ملکی افغانستان آسیب رسانده که به ضرر مردم افغانستان است.

    متقی در پایان از دولت ایالات متحده خواسته‌است که در حل بحران انسانی و اقتصادی در افغانستان گام‌های مسئولانه بردارد تا «درهای روابط ما در آینده باز شود و همچنان از دولت امریکا تقاضا داریم تا ذخایر بانک مرکزی افغانستان باز شود و محدودیت‌ها از حساب‌های ما برداشته شوند».

    پس از روی کارآمدن طالبان، امریکا حدود ۱۰ میلیارد دالر ذخایر بانک مرکزی افغانستان در خارج از کشور را منجمد کرد که گفته می‌شود این امر بحران نقدینگی در کشور را در پی داشته‌ و سبب تشدید فقر و خطر وقوع فاجعه انسانی در آینده نزدیک شده‌است.

  • فساد در حکومت پیشین؛ امنیت میدان هوایی کابل به دستور غنی به یک شرکت اماراتی واگذار شده بود

    فساد در حکومت پیشین؛ امنیت میدان هوایی کابل به دستور غنی به یک شرکت اماراتی واگذار شده بود

    با گذشت زمان لایه های تازه ای از فساد عمیق در حکومت پیشین آشکار می شود: در یک مورد تازه گفته می شود قرارداد تامین امنیت میدان هوایی کابل به دستور غنی و بنابر روابط شخصی با یک شیخ سرشناس اماراتی به شرکت اماراتی سپرده شده بود.

    واگذاری این قرار داد به شرکت اماراتی خلاف تمام اصول تدارکاتی انجام شد است.

    معلوماتی که در اختیار روزنامه ۸صبح قرار گرفته، نشان می‌دهد پس از لغو قرارداد شرکت «اُلیف گروپ» که مسوول تأمین امنیت میدان‌های هوایی کشور بود، به دستور محمداشرف غنی «خلاف اصول تدارکات» قرارداد تازه‌ای با یک شرکت اماراتی امضا شد که تجربه‌ای در بخش امنیت هوانوردی نداشت و در زمینه «فناوری معلوماتی/آی‌تی» کار کرده بود.

    معلومات موجود نشان می‌دهد این شرکت اماراتی وابسته به یکی از مقام‌های ارشد امنیتی حکومت امارات متحده عربی است که روابط نزدیکی با محمداشرف غنی، رییس جمهور پیشین کشور، دارد و در انتقال او از شهر ترمذ ازبیکستان به شهر ابوظبی امارات متحده عربی نقش داشته است.
    در همین حال، صدها کارمند این شرکت خصوصی پس از سقوط حکومت پیشین تاکنون معاش دریافت نکرده‌اند و در بی‌سرنوشتی کامل به سر می‌برند. کارمندان این شرکت که تأمین امنیت و بازرسی مسافران در میدان‌های هوایی کابل، قندهار، بلخ و هرات را بر‌عهده دارند، هشدار می‌دهند که اگر معاش‌شان پرداخت نشود، اعتصاب می‌کنند.
    با این وجود، اعتراض‌های پی‌هم آنان برای دریافت معاش نتیجه‌ای در پی نداشته و حکومت سرپرست طالبان برای رفع مشکل آن‌ها اقدامی نکرده است. منابع آگاه ادعا دارند که مشکلات سیاسی موجود در افغانستان سبب بی‌سرنوشتی این کارمندان شده است.
    برخی منابع مدعی‌اند که امضای قرارداد با شرکت اماراتی به دستور مستقیم شخص رییس جمهور پیشین انجام شده است.
    با لغو قرارداد شرکت «اُلیف گروپ»، امنیت میدان‌های هوایی مهم کشور به یک شرکت اماراتی که در زمینه «فناوری معلوماتی/آی‌تی» فعالیت دارد واگذار شد، اما این شرکت هیچ‌گونه تجربه و سابقه فعالیت در بخش امنیت هوانوردی نداشت و با امضای قرارداد دیگری، امنیت میدان‌های هوایی مهم کشور را به شرکت «HART» واگذار کرد. این شرکت به‌عنوان شرکت قراردادی با شرکت اماراتی، مسوولت امنیت میدان‌های هوایی را برعهده گرفت.
    گزارش‌هایی وجود دارد که این شرکت اماراتی وابسته به شیخ طحنون، از مقام‌های ارشد امنیتی حکومت امارات متحده عربی است و شخص رییس جمهور پیشین «خلاف اصول تدارکاتی» قرارداد تأمین امنیت میدان‌های هوایی کشور را به این شرکت واگذار کرده است.
    به‌تازگی زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین وزارت خارجه ایالات متحده امریکا برای صلح افغانستان، در جریان یک مصاحبه تلویزیونی به شیخ طحنون اشاره کرد. منابع آگاه روایت می‌کنند شیخ طحنون روابط بسیار نزدیک با محمداشرف غنی رییس جمهور و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی پیشین افغانستان، داشت و با همکاری او، محمداشرف غنی در مسیر فرار از افغانستان
    از شهر ترمذ ازبیکستان به شهر ابوظبی امارات متحده عربی انتقال یافته است.
    یک منبع معتبر که نمی‌خواهد نامش ذکر شود، در صحبت با روزنامه ۸صبح مدعی است شرکت «HART» به‌ عنوان شرکت قراردادی با شرکت اماراتی، با ارسال درخواستی به حکومت سرپرست طالبان، خواهان آزادسازی پول ضمانت خود از نزد حکومت افغانستان شده است؛ اما کارمندان این شرکت از حکومت سرپرست خواسته‌اند که معاش‌ آن‌ها باید از پول ضمانت شرکت کسر شود.
    شرکت امنیت هوانوردی بیش‌تر از یک ‌هزار کارمند امنیتی و اداری در چهار ولایت افغانستان داشته، اما شماری از کارمندان آن در جریان ماه‌های اخیر کشور را ترک کرده‌اند. این شرکت حدود ۶۰۰ کارمند در کابل، حدود ۲۰۰ کارمند در قندهار، حدود ۱۴۰ کارمند در بلخ و حدود ۹۰ کارمند در ولایت هرات داشته است.
    با وجود بی‌سرنوشتی صدها کارمند این شرکت در افغانستان، فساد و زدوبند حکومت پیشین و دادن قرارداد به شرکت اماراتی خلاف اصول تدارکاتی، سبب شده که مشکل پرداخت معاش کارمندان پابرجا بماند و افرادی که چند ماه بدون معاش کار کرده‌اند، از اعتصاب کاری و ترک وظیفه هشدار بدهند.

  • داعش در افغانستان؛ همکاری غنی با داعش و فریبکاری آمریکا طالبان را قوی تر ساخت

    داعش در افغانستان؛ همکاری غنی با داعش و فریبکاری آمریکا طالبان را قوی تر ساخت

    چالش حال حاضر طالبان ریشه کن کردن داعش شاخه خراسان بدون کاشت تخم یک جنگ طولانی دیگر می باشد.

    کشته شدن حمدالله مخلص، فرمانده ارشد سراج الدین حقانی سرپرست وزیر امارت اسلامی در وزارت داخله در حمله هفته گذشته به شفاخانه چهارصد بستری سردار محمد داوود خان در کابل نشان داد امارت اسلامی برای نابودی داعش شاخه خراسان با چالش روبرو شده است.

    داعش شاخه خراسان از سال 2010 میلادی همواره تلاش کرده مناطق تحت تسلط و البته جنگجویان طالبان را از چنگ این گروه خارج سازد و البته در این راه موفقیت های در حد انتظار خود را نداشته است. این تلاش داعش برای طالبان اما توام با ریسک و فرصت بوده است.

    داعش در نفوذ به شبکه حقانی، زیرشاخه طالبان که بعدا نقش کلیدی در مبارزه با داعش ایفا نمود، موفقیت های کوچکی داشته و تنها دو فرمانده ارشد این شبکه به نام های «عزیزالله حقانی و عبدالرئوف ذاکر» را توانستند برای برنامه ریزی حملات انتحاری جذب کنند. برعکس تحریک طالبان پاکستان، فرماندهان طالبان افغانستان در رده های مختلف به ندرت به داعش پیوسته اند.

    در کنار جنگجویانی که از پاکستان به داعش در افغانستان پیوستند، این گروه با تبلیغات منفی علیه طالبان توانستند در افغانستان نیز نیروهایی چون «عبدالرحیم مسلمیار»، گزارشگر و زندانی سابق امریکا را جذب کند؛ عبدالرحیم مسلمیار دوران کوتاهی رهبر سیاسی داعش شاخه خراسان بود اما به دلیل خشونت داعش این گروه را رها کرد.

    ناراضی های طالبان و رشد داعش

    عبدالرئوف خادم، فرمانده پیشین طالبان در کابل در دوره اول امارت اسلامی و زندانی سابق ایالات متحده امریکا، را باید سرشناس ترین چهره ای دانست که از طالبان جدا و به داعش پیوست. عبدالرئوف از سیاست های طالبان ناراضی بود و در هلمند، سنگر اصلی طالبان، یک جبهه تشکیل داد و با همرزمان سابقش جنگید و سرانجام در حمله هواپیمای بدون سرنشین امریکا در ماه فبروری سال 2015 میلادی کشته شد. چهره دیگر طالبان که روی برخی سیاست ها به ویژه مساله جانشینی طالبان در سال 2015 و 2016 میلادی با همرزمان سابقش به اختلاف خورد قاری سیف الله بود. وی با استفاده از افراد قبیله کاکر در جنوب افغانستان دوران کوتاهی با طالبان جنگید.  

    «قاری حکمت الله و نعمت الله قویم» که هر دو توسط طالبان اخراج شده بودند در جوزجان علیه طالبان جبهه تشکیل دادند. قویم قبل از پیوستن به داعش به عبدالرشید دوستم که در ادامه معاون اول رئیس جمهور غنی شد، ملحق گردید. قاری عبدالسلام حنفی، معاون کنونی نخست وزیر طالبان تلاش کرد این فرماندهان ناراضی طالبان را به بازگشت تشویق کند. در ادامه، این جبهه مخالف در تابستان سال 2018 میلادی توسط سید عبدالرحمان، فرمانده منطقه ای طالبان، سرنگون شد. بیشتر اعضای این جبهه به ساحات تحت سیطره مارشال دوستم گریختند و گفته می شود رهبران این جبهه یعنی قویم و حبیب الرحمان رهبر از سوی حکومت غنی وعده حمایت دریافت کرده بودند تا علیه طالبان بجنگند.

    جنگجویان داعش که علیه طالبان می جنگیدند در صورت شکست به دولت افغانستان پناه می بردند و این اتفاق حتی در آخرین جنگ طالبان در شرق بین سال های 2019 و 2020 نیز مشاهده شد. حکومت افغانستان همچنین فرماندهان و والیان فراری داعش را زندانی کرد: اسلم عبدالله، کهنه سرباز پاکستانی و ابو عمر ضیاء الحق از جمله این افراد بودند. ابوعمر ضیاء الحق توسط جنگجویان طالبان که در ادامه و در سال 2021 کابل را تصرف کردند، در زندان کشته شد.

    طالبان در اواخر سال 2010 میلادی ادعا کردند بین ایالات متحده امریکا، استخبارات حکومت افغانستان و داعش ارتباط وجود دارد. براساس دلایل عقلی می توان گفت ارتباط امریکا با داعش پذیرفتنی نیست چراکه امریکا در حملات هوایی خود سه فرمانده-والی داعش به نام های «سعید خان، عبدالحسیب حسیب الله و عبدالرحمان غالب» را کشت و تاز زمان امضای توافق صلح با طالبان در فبروری سال 2020 به حملات هوایی خود علیه داعش ادامه داد.

    این مثلث دشمنی متقابل می تواند در ترور عبدالسلام بریالی، فرمانده سرشناس طالبان برای ولایت قندوز، در اوایل سال 2017 میلادی خلاصه شود: وی یک هفته قبل از اینکه در حملات هوایی امریکا کشته شود در یک حمله انتحاری داعش زخمی شده بود. عبدالسلام حنفی، جانشین وی نیز به روشی مشابه در سال 2019 و در حمله ای در شرق افغانستان کشته شد.

    ارتباط حکومت افغانستان با داعش اما قابل ملاحظه تر است: تعجبی ندارد اگر بگوییم حکومت افغانستان و داعش هر دو طالبان را ماموران پاکستان می دانستند و دولت کابل با شبه نظامیان پاکستانی که در ادامه به داعش پیوستند حداقل در سطح سکتورهای استخباراتی همکاری داشت.

    از سویی هم مواردی از همکاری برخی والیان دولت غنی مانند عبدالستار میرزاکوال، والی ولایت کنر، در سال 2019 با طالبان مشاهده شد. دشمنی مشترک سبب شد طالبان خصومت با رقبای پیشین خود را کنار بگذارند و اختلافات داخلی را حل نمایند.

    دشمن مشترک و کنار گذاشتن اختلافات

    بیشتر نیروهای طالبان در شرق به شمول حقانی ها بازماندگان جبهه مجاهدین دهه 1980 میلادی که توسط یونس خالص تاسیس شد، می باشند. انورالحق مجاهد، پسر یونس خالص، جبهه طالبان را تاسیس کرد و محمد عبدالکبیر، دستیار انورالحق، در دوران اول امارت اسلامی طالبان یکی از رهبران ارشد طالبان شد. جلال الدین حقانی، دوست انورالحق، در دوران اول امارت اسلامی نیز یکی از رهبران ارشد طالبان بود. دین محمد ارسلا، نفر دوم یونس خالص، و خانواده اش علیه طالبان مقاومت کرد و عبدالظاهر، پسر برادر دین محمد، در عملیات دستگیری اسامه بن لادن مشارکت نمود.  

    دین محمد اما در سال 2010 میلادی مذاکره با طالبان را رهبری می کرد و به کمک عبدالظاهر علیه داعش جنگید. دشمن مشترک به طالبان این امکان را داد با یک سری عوامل مستقل در محیط افغانستان متحد شوند. طالبان در شرق نیز علیه داعش متحد شدند: حقانی ها که جنگجویان چیره دستی بودند با رهبری عبدالله بلال در مبارزه با داعش نقش محکمی ایفا کردند.

    حداقل سه فرمانده میدانی به نام های «اسامه ترابی در کنر، احمد علی جان در لوگر و نیدا نادم در ننگرهار» پس از تسلط دوباره طالبان به عنوان والی گماشته شده اند. چندین چهره دیگر به شمول «نیک محمد رهبر، عبدالهادی مالک و عبدالصمد تور» در اوایل سال 2021 میلادی در اولین حملات داعش ترور شدند. ترور مخلص در حمله به شفاخانه سردار محمد داودخان کابل نیز توسط داعش انجام شد.

    نگاه به آینده

    برخلاف حدس و گمان های رایج، به نظر می رسد طالبان بیش از حکومت پیشین بر مبارزه با داعش تمرکز دارند: ارشدترین فرماندهان طالبان یعنی «سراج الدین حقانی، وزیر داخله کنونی امارت اسلامی، عبدالقیوم ذاکر، وزیر دفاع کنونی امارت اسلامی و عبدالله شیرین، چهره ارشد استخباراتی طالبان، در سال 2010 میلادی علیه داعش جنگیده اند. داوود موزمل آخرین فرمانده طالبان هست که برای نابودی داعش شاخه خراسان جنگیده است.  

    بنابراین می توان گفت چالش کلان طالبان نابودی داعش است، داعشی که تقریبا از قلمرو خراسان خود دور شده است. طالبان اما بدون ایجاد دشمنی و تضاد بیشتر که ممکن است یک جنگ طولانی دیگر را سبب شود، می خواهند این کار را انجام دهند.

    منبع: TRT World

    مترجم: حفیظ الله رجبی

    .

  • افشاگری تازه وزیر مالیه غنی؛ بیشتر سربازان ارتش  افغانستان خیالی بود و مقامات فاسد از طالبان نیز پول می گرفتند

    افشاگری تازه وزیر مالیه غنی؛ بیشتر سربازان ارتش  افغانستان خیالی بود و مقامات فاسد از طالبان نیز پول می گرفتند

    در ادامه افشاگری های وزیر مالیه پیشین حکومت اسبق این بار به موضوع خیالی بودن بسیاری از سربازان ارتش افغانستان در زمان غنی اشاره شده است.

    خالد پاینده در مصاحبه با بی بی سیه گفته است عامل سقوط دولت پیشین مقامات فاسدی بودند که در چارچوب دولت “سربازان خیالی” ساخته بودند و در عین حال از طالبان نیز پول می‌گرفتند.

    به گفته آقای پاینده تعداد زیادی از ۳۰۰ هزار سرباز و پلیس ثبت‌شده در دولت در واقع وجود نداشتند و خیالی بودند که معاش شان پرداخته می‌شد اما این پول به جیب مقامات و جنرالانی می‌رفت که این سربازان خیالی را مهندسی کرده بودند.

    طالبان در ماه آگوست و بعد از آن که نیروهای آمریکایی پس از ۲۰ سال از کشور خارج شدند، به سرعت کنترل افغانستان را به دست گرفتند.آقای پاینده که در جریان پیشروی این گروه استعفا داد و افغانستان را ترک کرد، می‌گوید سوابق ثبت‌شده که نشان می‌داد تعداد نیروهای امنیتی بسیار بیشتر از طالبان بوده، نادرست است.

    وی گفت: «شیوه‌ای که محاسبه انجام شد طوری بود که از مقام امنیتی یک ولایت پرسیده می‌شد که چند نفر دارید و بر اساس آن حقوق و هزینه‌های جیره‌بندی محاسبه می‌شد و این شمار همیشه اغراق‌آمیز (بیش از شمار واقعی) بیان می شد.»

    وزیر سابق مالیه غنی گفت این اعداد ممکن است بیش از ۶ برابر بیشتر وانمود شده بود و “فراری‌های ارتش” و “شهدا” را هم در بر می گرفت چون خروج یا مرگشان هرگز ثبت نمی شد.

    او مدعی شد برخی فرماندهان کارت‌های بانکی آن‌ها را نزد خود نگه می داشتند و هر ماه حقوق آن‌ها را به جیب می‌زدند.

    این در حالی ست که از مدت‌ها قبل در مورد تعداد نیروهای امنیتی افغانستان سوالاتی مطرح بوده است.

    در گزارش سال ۲۰۱۶ بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان (سیگار) آمده که نه آمریکا و نه متحدان افغان آن نمی‌دانند که واقعاً چند سرباز و پلیس افغان در صفوف نیروهای امنیتی وجود دارند، چه تعداد در واقع برای انجام وظیفه در دسترس هستند، یا به طور گسترده، ماهیت واقعی قابلیت‌های عملیاتی آنها در چه حد است.

    در گزارش دیگری از سیگار که بعدتر منتشر شد، نیز نسبت به اثرات مخرب فساد و شک درباره صحت داده‌های مربوط به شمار نیروهای امنیتی و توانایی واقعی آن ابراز نگرانی شده بود.

    آقای پاینده می‌گوید سربازانی که واقعا وجود داشتند اغلب به موقع دستمزد دریافت نمی‌کردند، در حالی که جنرال‌هایی وجود داشتند که درآمد دوبرابرداشتند و هم از دولت حقوق خود را می‌گرفتند و هم مبالغی را از طالبان می‌پذیرفتند تا بدون جنگ تسلیم شوند.

    او اضافه کرد: «احساس جمعی این بود که نمی‌توان این وضع را تغییر دهیم. پارلمان هم اینگونه کار می‌کند، والی‌ها هم همین طور کار می‌کنند. همه می‌گفتند آب از بالاتر گل‌آلود است، یعنی بالادستی‌ها در این کار شریک هستند.

    او اما گفت به نظر او اشرف غنی، رئیس جمهور پیشین آلوده به “فساد مالی” نبوده است. آقای پاینده در پاسخ به اتهامات فساد در وزارت مالیه گفت: «من تا حدی با آن موافقم، اما در این مسائل، مطلقا نه.

    وی افزود کشورهای غربی “بخشی” از برخی از ناکامی‌ها در افغانستان بوده است و حضور آمریکا و ناتو در افغانستان فرصت بزرگی بود که از دست رفت.

  • چرا غنی نخواست قهرمان شود؟

    چرا غنی نخواست قهرمان شود؟

    روایت سفیر وحید عمر از ۷۲ ساعت آخر عمر نظم مبتنی بر قانون اساسی سال ۲۰۰۴ و سازش‌نامه‌ی بن، نشان می‌دهد که اشرف‌غنی از بامداد ۱۵ اگوست ربط خود را با وضعیت از دست داده بود و دیگر حکومتی وجود نداشت تا آن را رهبری کند.

    بر مبنای این روایت، فروپاشی نهادهای دفاعی، انتظامی و نظامی پایتخت حتا نیروی ویژه‌ی محافظت از ریاست‌جمهوری، قبل از ظهر ۱۵ اگست به مرحله‌ی نهایی رسیده بود و اشرف‌غنی دیگر قدرتی در اختیار نداشت تا آن را تحویل کسی بدهد.

    در آن روز پایتخت‌نشینان هم از ساعت ۹ صبح متوجه روندسریع و برگشت‌ناپذیر فروپاشی شدند. این فیلم را پایتخت‌نشینان در خزان سال ۱۳۷۵ هم دیده بودند. در آن روز هم، خطوط دفاعی کابل شکست و حاکمان کنونی وارد آن شدند و در همان ساعات اول ورود شان دکتر نجیب را اعدام کردند. در ۱۷ اپریل ۱۹۹۲ او هم وضعیتی شبیه اشرف‌غنی داشت ولی نتوانست فرار کند. دکتر نجیب پنج سال بعد، بدون محاکمه به دار آویخته شد. چوبه‌ی دار به عمر فزیکی دکتر نجیب‌ پایان داد ولی از دید سیاسی زنده‌اش کرد. این مرگ او را قهرمان ناسیونالیست‌های قومی ساخت و مشروعیت حاکمان تازه به قدرت رسیده‌ی آن زمان را خدشه‌دار کرد.

    این فرصت به محمد اشرف‌غنی هم دست داده بود. ا‌و می‌توانست در آخر عمر ” مرگ سرخ مقدس” را تجربه کند، به هوادارانش افتخار ببخشد و به اسطوره‌‌ی کسانی بدل شود که خودشان را ناسیونالیست‌های پشتون می‌دانند. سوال اصلی این است که چرا او نخواست اسطوره شود و به نام زمام‌داری که پای حرفش تا مرگ ایستاد ثبت تاریخ گردد؟ دکتر نجیب شاید نگران دختران خردسالش بود، شاه محمود، شاه شجاع، دوست محمد خان و شیر علی خان، در دوره‌های اول سلطنت شان سن و سال زیادی نداشتند و به امید برگشت دوباره، فرار کردند. اشرف‌غنی فرزندان خردسال نداشت، عمرش را خورده بود و به ریاست دولت که بزرگ‌ترین آرزویش بود نیز رسید. چرا او نخواست مثل داوودخان در ارگ کشته شود، نامش را ماندگار کند و به مشروعیت کسانی که حکومتش را به زور تفنگ سرنگون کردند صدمه‌ی بیشتر بزند؟ آیا عمر او، برایش فرصت برگشت دوباره خواهد داد؟

    فردوس کاویش

  • داوودزی 1 میلیون و 300 هزار دالر از قطر هدیه گرفته بود

    داوودزی 1 میلیون و 300 هزار دالر از قطر هدیه گرفته بود

    با وجود اینکه حکومت پیشین با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان سقوط کرد و در عمل مذاکرات صلح بی نتیجه ماند اما افشای برخی حقایق مربوط به مذاکرات صلح فساد گسترده در میان مقامات دولت پیشین را به خوبی نشان می دهد.

    در همین راستا به تازگی افشا شده محمدعمر داوودزی، نماینده خاص رئیس جمهور فراری کشور، سه ماه قبل از سقوط کابل به دست طالبان مبلغ یک میلیون و سیصد هزار دالر از سفیر قطر دریافت کرده بود. این پول را یک جنرال نظامى به عمر داوودزى فرستاده بود.

    به نقل از پیک آفتاب، در سندی که به رسانه ها درز کرده آقای داوودزی نوشته به عنوان نماینده خاص رئیس جمهور، هدیه یک میلیون و سه‌صد هزار دالری یک جنرال قطری را از سفیر این کشور در کابل دریافت کرده است. آقای داوودزی اما روشن نکرده این مبلغ را بر اساس کدام توافق و معامله به دست آورده است.

    قطر حدود دو سال میزبان مذاکرات صلح بین طالبان، امریکا و حکومت افغانستان بود و تلاش داشت این مذاکرات به هر قیمتی به نتیجه برسد.

    در روزهای پس از سقوط حکومت افشاگری‌ها و موقف‌گیری‌های تازه از سوی مقامات حکومت پیشین علیه همدیگر وجود داشته است. شماری از این مقامات، تلاش دارند تا به هدف تبرئه‌ای خود، مقامات دیگر را در سقوط کابل و تسلط طالبان مقصر جلوه دهند.

    از سویی هم، مقامات حکومت پیشین و مقامات امریکایی اظهارات تندی علیه همدیگر داشته و هرکدام طرف مقابل را در این سقوط مقصر دانسته‌اند. در تازه‌ترین مورد، اظهارات اخیر آقای خلیل‌زاد، نماینده پیشین امریکا در پروسه صلح افغانستان بود که واکنش‌های تندی را در میان مقامات سابق و برخی سیاست‌مداران به همراه داشت.

  • اعتراف خلیلزاد؛ امریکا خواهان ایجاد یک اداره موقت در افغانستان بود؛ لجاجت غنی سبب سقوط افغانستان شد

    اعتراف خلیلزاد؛ امریکا خواهان ایجاد یک اداره موقت در افغانستان بود؛ لجاجت غنی سبب سقوط افغانستان شد

    زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه پیشین امریکا در امور صلح افغانستان اعتراف کرده‌است ایالات متحده افغان‌ها را از اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری دل‌سرد کرد؛‌ انتخاباتی که اشرف‌غنی را برای دومین بار به کرسی ریاست جمهوری رساند. او «لجاجت» غنی، «خودخواهی» سیاستمداران و عدم تمایل سربازان افغان به جنگ را عامل سقوط دولت افغانستان خوانده است.

    خلیلزاد این اظهارات را روز چهارشنبه (۵ عقرب) در یک کنفرانس مجازی که از سوی یک مرکز پژوهشی برای صلح بین‌المللی در واشنگتن برگزار شده بود، بیان کرد.

    آقای خلیلزاد گفت:‌ «با وجود این واقعیت که او [اشرف غنی] در یک انتخابات تقلبی که شماری اندکی افغان‌ها در آن شرکت کرده بودند،‌ دوباره انتخاب شد، همه‌ای ما از لجبازی رییس جمهور غنی مبنی بر اینکه تا آخر دوره‌ای کاری‌اش در قدرت باقی بماند،‌ شگفت زده شده بودیم.»

    او همچنین برای نخستین بار به طور علنی تایید کرد که ایالات متحده افغان‌ها را از اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری دلسرد کرد،‌ انتخاباتی که آقای غنی را برای دومین بار به کرسی ریاست جمهوری رساند.

    خلیلزاد گفته ایالات متحده می خواست تا از طریق مذاکرات میان سیاستمداران و جامعه مدنی که با طالبان ادامه داشت،‌ یک اداره‌ای موقت ایجاد شود که مورد قبول همه جناح ها باشد.

    اشتباه محاسباتی بزرگ غنی

    این دیپلمات امریکایی‌ افغان تبار همچنین گفت «اشتباه محاسباتی بزرگ» غنی این بود که او فکر می کرد ایالات متحده افغانستان را ترک نخواهند کرد.

    به گفته‌ای خلیلزاد،‌ آقای غنی به این باور بود که امریکا و استخبارات این کشور از منطقه ای که از لحاظ فزیکی نزدیک به کشورهای مهم ستراتژیک مانند چین، روسیه، ایران و پاکستان،‌ حضور دارد،‌ عقب نشینی نخواهد کرد.

    آقای خلیلزاد افزود: «تلاش کردم وی [اشرف غنی] را متقاعد کنم که رییس جمهور ترامپ بسیار جدی است. او گفت نه،‌ استخبارات و ارتش چیزی دیگری برایم گفتند.»

    زمانیکه ایالات متحده آغاز خروج کامل نیروهای خود را از افغانستان اعلام کرد،‌ آقای غنی به خلیلزاد گفته است «حال آزاد هستم به گونه‌ای افغانی جنگ کنم. طالبان را در ظرف شش ماه شکست خواهم داد، زیرا شما ضعیف می جنگیدید.»

    خلیلزاد گفت در واقع قوای بیش از ۳۰۰ هزار نفری که توسط ایالات متحده آموزش دیده بود و تجهیز شده بود،‌ در برابر ۶۰ هزار نیرو طالبان «ذوب» شد و دلیل آن نبود روحیه، فساد اداری و توجه اندک به سربازان در خطوط جبهه بود.

    به گفته‌ای خلیلزاد،‌ مردم به سیاست بازی‌ها در افغانستان اعتقاد نداشتند،‌ سربازان به آرمان‌های شان باورمند نبودند،‌ اما طالبان به آرمان‌شان اعتقاد داشتند.

    خلیلزاد همچنین رفتار نخبگان سیاسی افغانستان را «خودخواهانه، خود محور، فاسد» خوانده و گفته رفتار نخبگان سیاسی نیز سبب شکست مذاکرات صلح با طالبان شد.

    خلیلزاد گفته از عملکرد افغان‌های که وی با آنان کار کرده بود، مایوس شده است، زیرا از «فرصت طلایی که ایالات متحده فراهم کرد» استفاده نشد.

    حمایت خلیلزاد از تعامل با طالبان

    در حالی که دولت طالبان را هیچ کشوری تاکنون به رسمیت نشناخته است، خلیلزاد از تعامل دیپلماتیک قوی امریکا با طالبان حمایت کرده است.

    خلیلزاد گفته است پالیسی واشنگتن در مورد افغانستان گروگان یک «بحث ناآگاهانه» شده است که می تواند منافع ایالات متحده را متضرر کند.

    به گفته‌ خلیلزاد، بسیاری در امریکا می خواهند که طالبان رنج ببرند و حکومت آنان سقوط کند،‌ زیرا «ما در شکست آنان موفق نشدیم و این امر، طعم بدی را در دهان مردم به جا مانده است.»

    آقای خلیلزاد هشدار داده شکست حکومت [طالبان] در افغانستان موجب جنگ داخلی و فاجعه‌ای انسانی خواهد شد و شرایط را برای گروه‌های دهشت افگنی مساعد خواهد کرد.

    به گفته‌ خلیلزاد، طالبان در جریان ۱۸ ماه پس از امضای توافق نشان دادند که آنان به حرف خود عمل می‌کنند و حتا یک امریکایی را نکشتند، باوجودیکه حملات هوایی ایالات متحده در حمایت از قوای افغان موجب کشته شدن صد‌ها و شاید هم هزاران طالب شده است.

    او همچنین گفت که طالبان نیز می توانند از کمک خارجی استفاده کنند تا به گونه موثر در برابر تندروان گروه دولت اسلامی یا داعش، بجنگند.

  • دبیر کل حزب ملت افغانستان: تشکیل جبهه مقاومت ملی مردود است

    دبیر کل حزب ملت افغانستان: تشکیل جبهه مقاومت ملی مردود است

    حزب ملت افغانستان تشکیل جبهه مقاومت ملی توسط برخی از چهره های جهادی پیشین و سرشناس افغانستان را مردود و محکوم افکار عمومی افغانستانی ها دانست.

    داکتر جعفر مهدوی دبیر کل حزب ملت افغانستان طی پیامی تاکید کرد هر صدا یا توجیهی که بخواهد افغانستان و مردم رنجیده آن را وارد چرخه تازه ای از جنگ و ویرانی کند از دید مردم محکوم و مردود است.  

    داکتر مهدوی در این پیام آورده است حدود سه ماه قبل با فرار غني، علاوه بر جمهوريت دروغين و بريده از مردم وي؛ تمام زيرساخت هاي نظام اداري افغانستان و مهمتر از همه “اُميد” مردم افغانستان فرو پاشيد. صحنه هاي تكان دهنده و دلخراشي در ميدان هوايي كابل و مرزهاي افغانستان به جهان مخابره شد كه نظير آن نه تنها در افغانستان بلكه در تاريخ جهان هم مشاهده نشده است.

    در خيانت آقاي غني هيچ شك و ترديدي وجود ندارد. اما گناه آنعده سياسيوني كه در تباني ، معامله و باجگيري از غني مويد و همراه او بودند در پيشگاه خداوند و مردم كمتر از غني نيست. سياسيوني كه سالها از طريق باجگيري و در بدل امتیازات سیاسی همچون تقرر فرزندان و بستگان دور و نزديك شان در وزارت ، ولايت، سفارت و سنا و دهها موتر زرهي و صدها محافظ و امتيازات مادي و تجارت هاي غير قانوني و مافيايي و غصب هزاران جريب زمين هاي دولتي و مردمي و … همواره در كنار و مويد دستگاه فاسد و استبدادي غني براي سركوب جنبش هاي مدني و خاموش ساختن صداي اعتراض مردم بودند و در آخرين روزهاي سقوط با پروازهاي ويژه خود و خانواده شان را نجات داده و به ويلاهاي لوكس شان در دبي و استانبول و … پناه بردند و مردم بي پناه و مظلوم را در صحنه خطر رها كردند.

    دبیر کل حزب ملت افغانستان تاکید کرده است:«این رهبران امروز با كدام روي و وجدان با ايجاد شوراي كذايي ” نجات جمهوري اسلامي افغانستان” صحبت از ” نجات” مردم و ” اصلاحات” و … مي كنند؟»

    چهره و كارنامه اكثر اين افراد براي مردم افغانستان، تاريخ و حتي جهان آشناست و آنها هرگز در اين جهان از قضاوت مردم، تاريخ و وجدان شان و در آن جهان از قضاوت خداوند متعال آسوده نخواهند بود.

    بنابر اين از ديد مردم افغانستان هر صدايي با هر توجيهي كه بخواهد افغانستان و مردم رنجديده آنرا وارد چرخه اي تازه از جنگ و ويراني و كشتار نمايد مردود و محكوم است.

    اگرچه در شرايط موجود نمي توان منكر كمبودها و مشكلات بود، اما مردم رنجديده افغانستان اراده كرده اند با توكل بر خداوند متعال و با اتكا بر ظرفيت هاي ملي و حوصله مندي و بردباري به رهبران فرصت دهند تا با عبرت آموزي از سرنوشت حاكمان گذشته و در چارچوب ارزشهاي مقدس اسلامي پيرامون عدالت ورزي، مبارزه با فساد و تبعيض و ايجاد فرصت هاي برابر براي همه اتباع افغانستان؛ اساس و بنياني جديد را پي ريزي كنند كه ديگر نشانه اي از فساد ، تبعيض و بي عدالتي در آن نباشد؛ و بدون شك چنين نظامي مي تواند يك افغانستان آباد ، آزاد و مستقل را نويد دهد.

  • سیاست نیاز؛ خلیلزاد مأمور بود و معذور

    سیاست نیاز؛ خلیلزاد مأمور بود و معذور

    با استعفای زلمی خلیلزاد از سمت نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان واکنش های متعددی مطرح شد.

    از جمله این واکنش ها می توان به اظهارات رحمت الله نبیل رئیس پیشین اداره امنیت ملی افغانستان اشاره کرد که زلمی خلیلزاد را یک شیاد نامیده است.

    از جمله دیگر واکنش ها باید به گفته های آقای خداداد فقیهی، از چهره های پیشین جهادی و آتشه اقتصادی اسبق افغانستان در ایران و امارات، اشاره کرد.

    وی در مطلبی نوشته است: «ساده لوحانه است که باورداشته باشیم آمریکا طبیب دردهای کشور ماست و آمده بود تا الام ملت دردمند افغانستان را درمان کند. نیک می دانیم در یک کشوری به پهنا و قدرت آمریکا سیاست بده و بستان نیست، آنها می خواهند به هر ترفندی که می شود آنچه را کشورهای نیاز مند دارند ببلعند.»

    در سیاست کلان کشور های قدرمند، فرد محوری نیست، خود فریبی است اگر بگویم فرستاده ای به نام خلیل زاد بتواند منافع ملی آمریکا را مطابق میل خویش رقم بزند: او مامور است و معذور!

    آقای فقیهی می گوید «ممکن نیست این دلقک دو رو توانسته باشد واقعیت ها را واژگون انعکاس داده باشد زیرا دفتر تحقیقات فدرال و سازمان مخوف سیا اوضاع جهان و آمریکا را رصد می کنند و به خلیل زاد فرصت سبوتاژ سیاسی در عرصه سیاست خارجی آمریکا را نمی دهد. این بازی شطرنج به مهارت بازی گران آن تعلق داشت و این دولت مردان مزدور ما بودند که ناخواسته بازی را آغاز کردند و نه تنها خود باختند و مات شدند بلکه مردم را هم به باخت دادند و ماحصل کار شان فنا و عقب گرد کشور ما شد.»

    سر دسته این حرکت بازنده مرد سبک خرد و بی شعوری به نام غنی بود که در خیال خام بابا شدن و غازی گری می خواست شاه امان الله غازی باشد که خوشبختانه ایل او یارای این بالا نشینی را به او نداد اما غنی از دیگران تقاص این کار را گرفت و تا توانست به عداوت و دشمنی اقوام دامن زد.

    او مست جام غرور خود شد، به خیال متفکر دوم جهان دست به فجایع زیان باری زد که اگر صد سال سیاه هم بگذرد تاوان آن جبران ناشدنی هست.

    جریان های تکفیری و افراطی کار رهبران خود فروخته ی ماست خلیل زاد عدد این میدان نیست اورا نقد نکنید غنی را نقد کنید که تن به مشوره های پوج و بی فردای او داد.

    خلیل زاد مثل بادکنکی بود که دیگران بادش کردند. گرچه خدا را شکر که بادش رفت اما پیش از آن بادی غنی و دولت مردان افغانستان را کشید.

  • غنی، رئیس جمهوری که یک روده راست در شکمش نبود

    غنی، رئیس جمهوری که یک روده راست در شکمش نبود

    غنی را باید از جمله روسای جمهوری دانست که یک روده راست در شکمش نداشت: وی در هفت سال دوران ریاست جمهوری اش بی نهایت دروغ گفت. تعداد تعهداتی که غنی به ملت افغانستان و جامعه جهانی داد نیز در عدد از تعداد دروغ هایش کم نمی آورد.

    هنگام افتتاح بند کمال خان در نیمروز در ماه مارچ سال جاری میلادی غنی گفت افغانستان طی پنج سال آینده به کشورهای پاکستان و هند برق صادر خواهد کرد.

    این اظهارات غنی در حالی بیان شد که افغانستان به شدت در بخش انرژی به همسایگانش وابسته است و نزدیک به هفتاد درصد انرژی این کشور از کشورهای همسایه اش وارد می شود.   

    آریانا انگلیسی در مطلبی در مورد غنی می نویسد افغانستانی ها هم اکنون غنی را بابت دروغ هایش سرزنش می کنند و او را دروغگو نامیده اند. به باور افغانستانی ها حتی به یک کلمه از سخنان غنی نمی شد اعتماد کرد و وی یک رئیس جمهور فریبکار بود.

    غنی در دوران ریاست جمهوری اش طی اظهاراتی گفته بود افغانستان را ترک نمی کند و در خانه کشورش می ماند.

    غنی درست یک هفته قبل از فرارش از افغانستان گفته بود اگر همه افغانستان را ترک کنند او کشورش را ترک نمی کند.

    وی گفت:«این کشور خانه و قبرستان من است.»

    در زیر یک لیست کوتاه از تعهداتی که غنی در دوران ریاست جمهوری اش سپرد اما هیچگاه به آنها عمل نکرد را می خوانید:

    1. غنی وعده داده بود یک میلیون فرصت شغلی ایجاد کند اما در عوض پنج میلیون شهروند افغان مشاغل خود را از دست دادند.
    2. طی سفری به ولایت بادغیس غنی وعده داده بود یک کالج آکادمیک و یک مکتب فنی در هر منطقه بسازد که هرگز این طور نشد.
    3. غنی تعهد سپرده بود به تمام معلمان زمین بدهد. دوباره این اتفاق هرگز نیفتاد.
    4. وی وعده داده بود به تمام مناطق افغانستان برق برساند. این در حالی ست که تنها نه درصد باشندگان مناطق روستایی به برق دسترسی دارند در حالیکه هفتاد و پنج درصد جمعیت افغانستان در مناطق روستایی زندگی می کنند.
    5. وی گفته بود خونریزی را در افغانستان به پایان می رساند اما در دوران ریاست جمهوری اش نه تنها خونریزی ختم نشد و صلح برقرار نگردید که جنگ ها شدت یافت.
    6. غنی وعده داده بود شش هزار مکتب بسازد که هرگز محقق نشد.
    7. وی به دفعات وعده سپرد سر سفره هر افغان نان و غذای کافی موجود باشد. این وعده نه تنها اتفاق نیفتاد که بیشتر سربازان اردوی ملی معاش چندین ماه خود را دریافت نکردند.

    شهروندان افغانستان از دست غنی عصبانی هستند و او را به دزدیدن صد و شصت و هشت میلیون دالر پول نقد متهم کرده یک دروغگوی تمام عیار لقب داده اند.

    به باور شهروندان کابل تک تک کلمات غنی دروغ بود و وی مردم افغانستان را فریب داد.

    محمد مسیح یکی از باشندگان کابل می گوید هیچ یک از تعهدات غنی عملی نشد.

    غنی ده ها تعهد دیگر سپرد که هیچ وقت عملی نشد و بر زندگی افغانستانی های عادی تاثیر منفی گذاشت.

    به معلمان وعده زمین و خانه داده بود. غنی گفته بود اگر لازم باشد از جیب خودش معاش کارمندان دولت را می دهد اما این اتفاق هرگز نیفتاد.

    روحید باشنده کابل می گوید غنی مردم افغانستان را فریب داد و صد ها دروغ گفت اما در نهایت از کشور فرار کرد.

  • مقام ارشد نظامی امریکا: متلاشی شدن ارتش افغانستان یک شکست استراتژیک بود

    مقام ارشد نظامی امریکا: متلاشی شدن ارتش افغانستان یک شکست استراتژیک بود

     جنرال مارک میلی؛ رییس ستاد مشترک ارتش امریکا می‌گوید دولت سابق و ارتش افغانستان زودتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد سقوط کرد.

    او این امر را شکست استراتژیک در ارزیابی‌های امنیتی امریکا خوانده است.

    میلی روز چهارشنبه گفت ماموریت خروج نظامیان خارجی از افغانستان هرچند یک «موفقیت تاکتیکی» بود اما یک «شکست استراتژیک» نیز بود.

    به گفته او، دولت افغانستان به رهبری اشرف غنی و ارتش این کشور زودتر از آنچه امریکا پیش‌بینی کرده بود سقوط کرد و این شکستی در ارزیابی‌های امنیتی امریکا بود.

    پیش از این نیز لوید آستین؛ وزیر دفاع امریکا در نشست استماعیه سنای این کشور درباره دلایل خروج از افغانستان گفته بود اگر نیروهای ما افغانستان را ترک نمی‌کردند به دلیل حملات طالبان متحمل تلفات بیشتر می‌شدند.

    وی با اشاره به تلفات نظامیان آمریکایی در افغانستان نیز گفت طی ۲۰ سال جنگ در این کشور، ۲ هزار و ۴۶۱ نظامی امریکایی کشته و بیش از ۲۰ هزار نظامی دیگر نیز زخمی شدند؛ بنابراین سرعت در خروج از افغانستان به نجات جان نظامیان ما کمک کرد.

  • داکتر عبدالله کجاست؟

    داکتر عبدالله کجاست؟

    کافی ست کمی به حافظه تاریخی معاصر خود فشار بیاورید تا جنجال های داکتر عبدالله عبدالله با حامد کرزی و غنی بر سر قدرت و چوکی را به یاد بیاورید!

    داکتر عبدالله عبدالله در دوره ای از انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندید پیشرو با حامد کرزی رئیس جمهور پیشین به رقابت نهایی خورد اما در دور دوم حاضر نشد و کنار رفت تا حامد کرزی رئیس جمهور شود.

    یک بار دیگر داکتر عبدالله عبدالله در دوره دیگری از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با داکتر محمد اشرف غنی به رقابت خورد اما این بار خود را برنده انتخابات اعلام کرد و خواستار پنجاه درصد قدرت شد و در نهایت با پا در میانی وزیر امور خارجه وقت امریکا جان کری حکومت وحدت ملی تشکیل شد. در دوره دیگری از انتخابات باز هم داستان عبدالله و غنی بر سر رسیدن به کل قدرت تکرار شد تا اینکه این بار غنی رئیس جمهور شد و عبدالله به رئیس شورای عالی مصالحه ملی رسید. دو نفر اما به طور جداگانه سوگند ریاست جمهوری یاد کرده بودند.

    رقابت و جنجال های غنی و عبدالله در طول هفت سال حکومت وحدت ملی و دوران ریاست جمهوری  غنی به صورت کج دار و مریز ادامه یافت و بیشتر وقت و سرمایه صرف رقابت های داخلی شد تا اینکه غنی در یک غافلگیری خاص که به گمان بسیاری از مدت ها قبل در اندیشه و تدارک آن بود افغانستان را به طالبان واگذار و خود گریخت.

    پس از تسلط دوباره طالبان عبدالله به کرزی پناه برد و در چندین جلسه به همراه وی با سران طالبان دیدار و مذاکره کرد.

    با معرفی کابینه یک طرفه طالبان اما عبدالله عبدالله نیز محو شد و اینک کسی به درستی خبر ندارد وی کجاست و در چه اندیشه ای می باشد.

    سید موسی حسینی از کاربران فیس بوکی در این مورد می نویسد داکتر عبدالله عبدالله در ۲۰ سال همیشه در انتخابات افغانستان فاجعه آفرید و از حق وحقوق مردم خود با این دوخبیث و دشمن مردم ما چه پاچه گری هایی نبود که انجام نداد.  

    انگشت ها برای آقای عبدالله عبدالله بریده شد، صندق های رای را با امرخیل گرفتند و جنرال ظاهر ظاهر فرزند صدیق این کشور خانه نشین شد.  

    دوستان و هم فکران خود را با کرزی و غنی معامله کرد و جمعیتی های قدرت مند را روز به روز ضعیف ساخت و در مقابل پول و چوکی از همه چیز گذشت.

    پس حالا داکتر صاحب کجاست و چرا از حق مردم خود دفاع نمی کند و حالا چرا ۵۰/۵۰ فیصد قدرت را مطالبه نمی کند؟

    این کاربر فیس بوک می گوید:«خیلی بیچاره ای سیاستمدار مظلوم ؟»

  • رحمت الله نبیل: غنی با آی اس آی پاکستان روابط دوامدار داشته است/معامله پنهان غنی با پاکستان سبب فروپاشی نظام شد

    رحمت الله نبیل: غنی با آی اس آی پاکستان روابط دوامدار داشته است/معامله پنهان غنی با پاکستان سبب فروپاشی نظام شد

     رحمت‌الله‌ نبیل؛ رییس پیشین امنیت ملی می‌گوید، دیدارها و معاملات پنهان اشرف‌غنی؛ رییس جمهور فراری و حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی او با سران استخبارات پاکستان باعث فروپاشی نظام افغانستان شد.

    نبیل، امروز (دوشنبه، ۱۲ میزان) در توییتی نوشت: «معاملات و سفرهاى مخفىانه غنى و محب به پاکستان و دیدارهاى پنهانی محب با سران آى‌اس‌آى (سازمان اطلاعات ارتش پاکستان) در کشورهای بحرین و سویس بالاخره باعث فروپاشى نظام شد».

    به گفته او، غنی و نزدیکانش روابط داومدار با آی‌اس‌آی داشته‌اند.

    نبیل همچنین گفت «اشرف‌غنى جزء یک پروژه بود». او در مورد این پروژه چیزی نگفته‌است.

    اخیرا برخی رسانه‌ها به جزئیات فرار اشرف‌غنی از کشور پرداخته و شماری از مقام‌های دولت او هم در این زمینه اظهار نظر و افشاگری کرده‌‌اند.

    به تازگی عادله راز؛ سفیر دولت پیشین افغانستان در واشنگتن گفته‌است فرار مخفیانه اشرف‌غنی از کابل از پیش تعیین‌شده بود.

    او در گفتگو با سایت خبری آکسیوس گفته‌است غنی در مورد فرار مخفیانه از کشور و واگذاری کابل به طالبان بدون جنگ باید توضیح دهد. او افزوده‌است غنی مرتکب «خیانت» به مردم شده و باید پاسخگو باشد.

    خانم راز گفته‌است عبدالمتین بیگ شوهرش که رییس دفتر غنی بود به او گفته‌بود متوجه شده غنی فقط با دو نفر از دستیاران اصلی خود ملاقات می‌کند. بیگ این ملاقات‌ها را به طور غیرعادی محرمانه می‌دانسته‌است.

    پیش‌تر، مسعود اندرابی؛ وزیر پیشین داخله هم گفته‌بود حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی ‌اشرف‌غنی با خلیل حقانی؛ عضو شبکه حقانی به طور مداوم در تماس بوده‌ و در سقوط کابل وساطت کرده‌است.

    اندرابی این مطلب را در یادداشتی در صفحه فیسبوک خود در واکنش به انتشار جزئیات فرار اشرف‌غنی منتشر کرده‌است.

    مسعود اندرابی نوشته‌است موضوعی که در یاداشت روزنامه ۸ صبح درباره فرار اشرف‌غنی شاید «عمدا بحث نشده و یا منبع ممکن به آن دسترسی نداشته‌است، تماس‌های مداوم حمدالله محب با خلیل حقانی است».

    او نوشته‌است: «مطمئن هستم که این بخش از آن فرار و چگونگی تسلیمی ننگین نظام به گروه حقانی با همدستی و وساطت محب و پاکستان، بعدها نیز افشا شود».

    آقای محب یکی مهره‌های مهم غنی بود که نهادهای امنیتی را مدیریت می‌کرد.

    مقام‌های دولت پیشین او را مسئول اصلی پیش‌روی سریع طالبان و فروپاشی ارتش می‌دانند.

    طبق اطلاعات منتشرشده، محب هنگام فرار غنی نیز او را همراهی کرده‌است.

    گفته شده غنی و همراهانش با چهار چرخبال پس از ترک افغانستان، وارد قلمرو تاجیکستان شده؛ اما آن کشور اجازه فرود به چرخبال‌ها را نداده‌است. سپس چرخبال‌های غنی به صورت غیرقانونی در میدان هوایی ترمذ ازبکستان نشست کرده و از آن‌جا پس از ۳۱ ساعت محاصره توسط نظامیان ازبک به امارات عربی منتقل شده‌است.

  • وزیر داخله پیشین: حمدالله محب با گروه حقانی تماس داشت و کشور را به طالبان تسلیم داد

    وزیر داخله پیشین: حمدالله محب با گروه حقانی تماس داشت و کشور را به طالبان تسلیم داد

    مسعود اندرابی؛ وزیر پیشین داخله می‌گوید، حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی ‌اشرف‌غنی با خلیل حقانی؛ عضو شبکه حقانی مداوم در تماس بوده‌ و در سقوط کابل وساطت کرده‌است.

    اندرابی این مطلب را روز (یک‌شنبه، ۱۱ میزان) در یادداشتی در صفحه فیسبوک خود در واکنش به انتشار جزئیات فرار اشرف‌غنی منتشر کرد.

    اخیرا روزنامه هشت صبح یادداشتی را در مورد فرار غنی نوشته‌است.

    مسعود اندرابی گفته‌است موضوعی که در این یاداشت شاید “عمدا بحث نشده و یا منبع ممکن به آن دسترسی نداشته‌است، تماس‌های مداوم حمدالله محب با خلیل حقانی است”.

    او نوشته‌است روزی که سلام رحیمی و متین بیک مصروف تماس‌ با قطر بودند و توافق شد که طالبان به کابل داخل نشوند و رحیمی به همین منظور از طالبان در خواست صدور اعلامیه کرد و طالبان بلافاصله از قطر اعلامیه دادند، محب با خلیل حقانی چندین تماس داشته است.

    اندرابی افزوده‌است محب حتی یک بار قرار شده تا با خلیل حقانی در نزدیک کابل ملاقات کند؛ ولی بعدتر آقای محب ترجیح داده است که از طریق تلفن به هماهنگی‌ها ادامه دهند.

    وزیر پیشین داخله در ادامه نوشته‌است: «مطمین هستم که این بخش از آن فرار و چگونگی تسلیمی ننگین نظام به گروه حقانی با همدستی و وساطت محب و پاکستان، بعدها نیز افشا شود.»

    آقای محب یکی از مهره‌های مهم غنی بود که نهادهای امنیتی را مدیریت می‌کرد.

    مقام‌های دولت پیشین او را مسئول اصلی پیشروی سریع طالبان و فروپاشی ارتش می‌دانند.

    طبق اطلاعات منتشر شده، محب هنگام فرار غنی نیز او را همراهی کرده‌است.

    گفته شده غنی و همراهانش با چهار چرخبال پس از ترک افغانستان، وارد قلمروی تاجیکستان شده؛ اما آن کشور اجازه فرود به چرخبال‌ها را نداده‌است. سپس چرخبال‌های غنی به صورت غیرقانونی در میدان هوایی ترمذ ازبکستان نشست کرده و از آنجا پس از چندین ساعت محاصره توسط نظامیان ازبک به امارات عربی منتقل شده‌است.

  • جبهه مقاومت: کار دولت پیشین پایان یافته است

    جبهه مقاومت: کار دولت پیشین پایان یافته است

    روز گذشته عده ای از مقامات دولت پیشین اعلام کردند کارهای دولت را از مکانی خارج از افغانستان به پیش می برند و به زودی مکان جمهوری اسلامی  افغانستان را  اعلام می کنند.

    در اعلامیه ای که از سفارت افغانستان در  ایتالیا نشر شده آمده بود در نبود غنی معاون اول نقش سرپرست ریاست جمهوری را بر عهده دارد و به این ترتیب امرالله صالح براساس قانون می بایست کارهای رئیس جمهور را انجام دهد.

    این اظهارات تازه مقامات پیشین دولت غنی واکنش هایی را در پی داشت.

    جبهه مقاومت نیز در واکنش به این اعلامیه تاکید کرد از آنجایی که دولت فروپاشیدهٔ پیشین با بی‌ تفاوتی و بی توجهی تمام، همهٔ اختیارات و امکانات را بدون هیچگونه مقاومت و ایستادگی به گونهٔ کاملا برنامه ریزی شده به طالبان تسلیم نمود، زمینه فروپاشی ارتش و تمامی زیرساخت‌های دولت را به دست اجرا گذاشت، جبههٔ مقاومت ملی افغانستان کار دولت پیشین را پایان یافته دانسته و هیچگونه مشروعیتی را که بتواند برای احیای آن کمک کند سبب ساز نمی‌داند.

    متن دقیق اعلامه جبهه مقاومت به صورت زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اخیراً اعلامیهٔ ۱۸ ماده‌ای زیر نام اعلامیهٔ دولت ج.ا.ا افغانستان به نشر رسیده، که بیان تلویحی آن اشاعه به مشروعیت دولت فروپاشیدهٔ پیشین دارد. در اعلامیهٔ متذکره که از آدرس رهبران دولت پیشین به نشر سپرده گفته شده، دولت پیشین بر مبنای قانون مشروعیت دارد و باید از آدرس مردم افغانستان با طالبان وارد مذاکره شود.

    در یکی از بندهای دیگر اشاراتی به آدرس جبههٔ مقاومت ملی افغانستان نیز رفته است. جبههٔ مقاومت ملی افغانستان لازم می داند مواضع خویش را در این زمینه با هموطنان و همهٔ مخاطبان به شرح زیر اعلام بدارد:

    یک) از آنجایی که دولت فروپاشیدهٔ پیشین با بی‌ تفاوتی و بی توجهی تمام، همهٔ اختیارات و امکانات را بدون هیچگونه مقاومت و ایستادگی به گونهٔ کاملا برنامه ریزی شده برای طالبان تسلیم نموده، زمینه فروپاشی ارتش و تمامی زیرساخت‌های دولت را به دست اجرا گذاشت، جبههٔ مقاومت ملی افغانستان کار دولت پیشین را پایان یافته می‌داند و هیچگونه مشروعیتی را که بتواند برای احیای آن کمک کند سبب ساز نمی‌داند.

    دو) جبههٔ مقاومت ملی افغانستان از اشغال کشور به دست طالبان که با قاطبهٔ ارزشها و اختیارات مردم و سازوکارهای جهان مدرن و اصل‌ جهان‌وطنی بیگانه‌اند، ابراز تاسف نموده، بکبار دیگر آنرا محکوم می‌نماید. تسلط بیشتر از یک ماه طالبان بر افغانستان و برخورد و رویه شان با مردم همچون دستور بر کوچ اجباری، انتقام جویی و سرکوب اعتراضات مدنی زنان نمونه‌های بارز بیگانگی و ناسازگاری آنان با مردم قلمداد شده می‌تواند. شکی وجود ندارد که طالبان نمی‌تواند مشروعیت و اعتبار لازم را جهت بدست آوردن اعتماد دنیا برای به رسمیت شناخته شدن از خود ارائه دهد. از سوی دیگر نیز مردم افغانستان از اوضاع پیش آمده نگران‌اند و از چگونگی سرنوشت‌شان که دستخوش تحولات و آینده نامعلوم است به پیمانه زیاد به تنگ آمده‌اند. جبههٔ مقاومت وعده می سپارد که در کنار مردم خویش، دست به دست برای احقاق حقوق شان و دفاع و حراست از آزادی و سربلندی‌شان دست از دفاع و مقاومت بر نمی‌دارد و به دفاع و مقاومت مقدس ادامه می‌دهد.

    سه) جبههٔ مقاومت ملی افغانستان دین و مسوولیت شرعی و اخلاقی خویش برای کشیده نشدن میدان افغانستان به یک جنگ دیگر را ادا نموده است. ما بارها به مذاکرات سیاسی اولویت دادیم. اگر طالبان صلاح و ثبات افغانستان را محترم و مقدم بر دیکته بیگانگان می‌دانند هنوز فرصت آنکه بر سر سرنوشت کشور به گونه همه پذیر و به دور از خشونت تصمیم گیری و فیصله صورت بگیرد، وجود دارد. جبهه، خطوط و اصل های خویش را برای مذاکره بارها مطرح نموده و بار دیگر نیز به آن تأکید می ورزد. اما اگر طالبان بدین باور باشد که با سلطه و یکه تازی می‌تواند به دوام و بقای خویش بیافزایند، چنین امری نه تنها ناممکن، بلکه اوضاع را به گونه وخیم‌ تر و غیر قابل پیش بینی به سمت بحران کشیده، وانگهی مقصر اصلی بحران باقی خواهند ماند.

    چهار) جبههٔ مقاومت ملی افغانستان، که سنگر اصیل و اصلی دفاع مردم کشور است، راه حل را در تعریف ساختار سیاسی برتابنده کثرت و تنوع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی‌ای می‌داند که مردم افغانستان بتوانند از طریق انتخابات آزاد، عادلانه و شفاف در مورد امور اساسی خویش تصمیم گیری نمایند. اصل در جهان امروزی همین است. مردم افغانستان باید بتوانند برای یک کشور باثبات و مستقل، حق تصمیم گیری داشته باشند. آنچه جبههٔ مقاومت ملی افغانستان به شدت از آن دفاع و حراست می‌نماید.

    پنج) جبههٔ مقاومت ملی افغانستان با هیچ جناحی به حیث زیر مجموعه نخواهد پیوست. مقاومت برای تحقق آرمان‌ ها و خواست‌های اسلامی و انسانی مردم افغانستان، به سنگرهای خویش پابرجا می‌ماند و به شیوه‌های مختلف روش‌های مبارزاتی خویش در تمامی سطوح و سنگرها تشدید می‌بخشد. رهبری جبهه تمامی تصامیم خویش را در راستای مستحکم سازی سنگرهای مبارزه برای عدالت با مردم افغانستان خواهد ماند و همچنان یگانه آدرس مشروع و ملی مردم برای حراست و صیانت از حقوق‌شان باقی می‌ماند.

    شش) یکبار دیگر اعلام می‌دارد که اعلامیهٔ منسوب دولت ج‌‌.ا.ا(دولت فروپاشید پیشین) هیچگونه تصمیم و فیصله جبههٔ مقاومت ملی افغانستان را برنمی‌تابد. آنچه در اعلامیهٔ متذکره در پیوند به جبهه گفته شده است، هیچگونه پیوندی با تصمیم جبهه ندارد. جبههٔ مقاومت نشانی‌های رسانه‌ای خود را دارد. هرگونه موضع‌‌گیری جبهه از نشانی‌ها رسمی و از نشانی سخنگویان بیان و به دست نشر سپرده می‌‌شود.

    ومن الله توفیق

    جبههٔ مقاومت ملی افغانستان

    ۷ /۷ / ۱۴۰۰

  • عمران: پاکستان مقصر سقوط دولت غنی و فروپاشی ارتش افغانستان نیست

    عمران: پاکستان مقصر سقوط دولت غنی و فروپاشی ارتش افغانستان نیست

    عمران خان؛ نخست‌وزیر پاکستان با بیان این که حکومت اشرف‌غنی «ناتوان و فاسد» بود، گفت پاکستان مقصر وضعیت پیش آمده در افغانستان نیست.

    خان‌ این اظهارات را در گفتگوی ویژه با روزنامه واشنگتن پست مطرح کرد.

    وی گفت پاکستان مقصر سقوط ارتش مجهز افغانستان و دولت اشرف غنی نیست، بلکه عامل اساسی وضعیت پیش‌آمده ساختار دولت اشرف غنی بود که از نظر مردم عادی مشروعیت نداشت.

    خان در این گفتگو ادعا کرد گروه‌هایی که برای پاکستان تهدید به حساب می‌آمدند، در افغانستان توسط سازمان‌های اطلاعاتی هند و افغانستان برای حمله به پاکستان حمایت و تأمین مالی شدند.

    او در بخشی اظهارات خود بیان کرد پس از شکست اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده افغانستان را رها و پاکستان را تحریم کرد.

    خان افزود: «طالبان از این خلای امنیتی بیرون آمدند و بسیاری از آن‌ها در اردوگاه‌های مهاجران افغان در پاکستان متولد شده و تحصیل کرده بودند.»

    خان به واشنگتن پست گفت: «امروز که افغانستان در یک دوراهی دیگر قرار دارد، باید به آینده نگاه کنیم تا از ادامه درگیری خشونت‌آمیز در آن کشور جلوگیری کنیم.»

    او در ادامه گفت همکاری با حکومت طالبان برای جامعه بین‌المللی به منظور تامین صلح و ثبات در افغانستان، مناسب است.

    عمران خان تصریح کرد افغانستان دیگر تهدیدی برای جهان نیست‌؛ جایی که افغان‌ها سرانجام می‌توانند پس از چهار دهه درگیری آرزوی صلح را داشته باشند.