آقای اکبر امروز (پنجشنبه، ۲۰ جوزا) در نشست سهجانبۀ عالمان دین عربستان، افغانستان و پاکستان در ریاض، پایتخت عربستان سعودی میگوید که رهبران پاکستان از روند صلح افغانستان حمایت میکنند.
آقای اکبر میافزاید که صلح در افغانستان به نفع کشورهای منطقه است و به برنامۀ اتصال منطقهیی که انکشاف کشورهای منطقه به آن وابسته است، کمک خواهد کرد.
بلال اکبر علاوه میکند که اسلامآباد در فکر مداخله در افغانستان نیست و میخواهد روند جاری صلح در این کشور به پایان جنگ منجر شود. به بیان او، اسلامآباد برای تسریع روند صلح در افغانستان نقش سازندهیی بازی خواهد کرد.
این در حالی است که اخیراً سران دولت افغانستان، دولت پاکستان را به حمایت همهجانبه از طالبان و تلاش برای توسعۀ ارضی خود در خاک افغانستان متهم کردهاند. پاکستان اما ادعا دارد که خواهان تأمین صلح در افغانستان است.
سفیر پاکستان در عربستان در حالی به تحولات دهۀ هفتاد میلادی در افغانستان اشاره دارد که در این دهه جنگهای تنظیمی در افغانستان آغاز شد. در نتیجۀ جنگهای داخلی هزاران شهروند کشته، زخمی و به کشورهای دیگری پناهنده شدند. اکنون با خروج نیروهای خارجی از افغانستان بازهم نگرانیهایی وجود دارد که افغانستان بار دیگری به این حالت بر خواهد گشت.
برچسب: عربستان سعودی
-

سفیر پاکستان در عربستان: حوادث دهه هفتاد میلادی نباید در افغانستان تکرار شود
-

آیا عامل خارجی نقش داشته است؟
اعلام خبر کودتا در اردن، بازتاب بسیاری در رسانهها داشته است. در تحلیل این رویداد، نظرات مختلفی مطرح شده که قابل اعتناست.
۱️. اردن و رهبران آن در سالهای اخیر زیر فشارهای برخی سران عربی ازجمله قطع کمکهای مالی مرسوم به این کشور بودند و این کودتا میتواند اقدامی در این راستا باشد. گفتنی است اردن به دلیل عدم همسویی مورد انتظار جریان سازش با پروژه عادیسازی در منطقه، مورد خشم آنها قرار گرفته و این طرفها (احتمالاً سران سعودی و امارات) ممکن است برای کنار زدن ملک عبدالله از قدرت به صورت مستقیم و غیر مستقیم اقداماتی انجام دهند. قابل ذکر است اجرایی شدن کامل معامله قرن در عمل، حاکمیت اردن و حتی خود این کشور را با خطر جدی نابودی مواجه خواهد کرد.
۲️. این کودتا صرفاً نمایشی با هدف سرکوب مخالفان داخلی و تحکیم قدرت ملک عبدالله در داخل است. باورمندان به نظریه کودتای نمایشی اینگونه استدلال میکنند که اردن به دلیل ضعف در حکمرانی از یکسو و عدم کمک کشورهای منطقه و آمریکا، شرایط اقتصادی و اجتماعی و در نتیجه سیاسی ناگواری را تجربه میکند. تا جاییکه پس از دههها تابوی انتقاد و ابراز مخالفت با حکومت و شخص پادشاه در میان نخبگان، سران عشایر و… شکسته شده و این مسئله میتواند خطری جدی برای استمرار حکومت ملک عبدالله باشد و بر این اساس وی بر منوال رویه مرسوم در کشورهای عربی با حکومت اقتدارگرا، دست به طراحی و اجرای این پروژه با هدف ارعاب مخالفان نموده تا بدین ترتیب بار دیگر جایگاه خود را در این کشور تثبیت نماید.
به عنوان جمعبندی میتوان گفت یک نکته مشترک بین این دو تحلیل متصور است. ممکن است حکومتهایی که با حکومت اردن دارای مشکلاتی هستند، از اوضاع نابسامان داخلی برای دخالت و سرنگونی ملک عبدالله یا لااقل زیر فشار قراردادن او برای تندادن به خواستههایشان بهره برده باشند.
داکتر عبدالطیف نظری
-

طالبان دنبال صلح نیستند
طالبان گروه تروریستیای هستند که با همبستری سیاسی امریکا و همپیمانهای سیاسیاش چون انگلیس، اسراییل و عربستان سعودی با پاکستان، بهعنوان فرزندان چند پدر و یک مادر در بطن کشور پاکستان پرورده و زاده میشوند. بینظیربوتو نخستوزیر پیشین پاکستان در چهارم اکتوبر ۱۹۹۶ میلادی در مصاحبهی با بیبیسی میگوید پدیدهای طالبان در سالهای جهاد افغانستان از سوی امریکا، عربستان سعودی و انگلیس طرحریزی شد و پاکستان امور مدیریتی آن را به دوش گرفته بود (محمد عالم، ۱۳۹۸، ص ۱۱۴).
این گروه تبهکار از نام، جامه، کلاه، دستار و شعارهای اسلامی برای مشروعیت خود در افغانستان استفاده ابزاری میکنند و دست به اعمال ضد انسانی و اسلامی و منافع کشور افغانستان میزنند.
گروه طالبان به هدف به ثمر رساندن خواستهای امریکا و متحدان منطقهای و فرا منطقهای خود بهویژه پاکستان به جود میآید. امریکا برای راهاندازی و تکمیل پروژهی نفتی یونیکال و هژمونی منطقهای به گونهی درازمدت در منطقه با حضور نظامی در افغانستان در بهترین منطقهی راهبردی و پاکستان برای جلوگیری از ایجاد یک حکومت مقتدر و همهشمول در افغانستان و معضل خط دیورند این پدیده بنیادگرا و تروریستی را با هماهنگی یکدیگر ایجاد میکنند.
بهطورکلی طالبها را میتوان به این گروهها تقسیم کرد:
*طالبان تکنوکرات (نیکتاییدار)؛
*طالبان پاکستانی وابسته به سازمان استخباراتی آی اس آی؛
* طالبانی که به گونه فعال مصروف انجام حملات تروریستی و دهشت افگنی هستند.
طالبان تکنوکرات یا نیکتاییدار
همان طالبانیاند که برای نخستین بار این گروه تروریستی را با هماهنگی امریکا و متحدان منطقهایاش بهویژه پاکستان پیمیافگند و همچنان مأموریت جلب، جذب و حمایت مالی طالبها به دوش آنها است، از جملهی این طالبان میتوان از حامد کرزی، زلمی خلیلزاد، علی احمد جلالی و غیره لابی گران نام برد. محمد عالم ۱۳۹۸ به نقل از خلیلزاد میگوید: «وقتی کرزی و من در واشنگتن دیدار کردیم او از رازی پرده برداشت که طالبان در نظر دارند او را به نمایندگی خود در سازمان ملل تعین کنند و از من مشورت خواست من بهطور غیرصریح گفتم؛ اگر این مقام را بگیرد ناچار از طالبان در جهان نمایندگی کنید، آیا آمادهی چنین کاری هستید؟» حامد کرزی و خلیلزاد از جمله بنیانگذارانی میباشند که در ایجاد این گروه حضور فزیکی دارند و حامد کرزی فرد درجه دوم رهبری طالبان بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ تقریباً ۱۳ سال بالای مردم افغانستان حکومت میکند.
به گفته احمد رشید روزنامهنگار پاکستانی «رابرت اوکلی سفیر پیشین امریکا در پاکستان، یونیکال را در استخدام کارشناسان کمک میکرد و به مشورت اوکلی، یونیکال بعضی از امریکاییهای افغانتبار را که خلیلزاد نیز در جمع آنها بود استخدام کرد» خلیلزاد یکی از اعضای نیکتاییدار و همچنان کارمند یونیکال، بهعنوان وایسرای امریکا همیشه از طالبان بهعنوان کمند سیاسی برای دستیابی امریکا به اهدافش در منطقه، مأموریتش را به گونهی خستگیناپذیر انجام میدهد.
طالبان پاکستانی
طالبانیاند که برای جلب و جذب و انگیزه دادن این گروه در آنسوی مرز دیورند مصروف انجام مأموریتشان هستند. رهبران پاکستانی طالبان از جمله ملا نصیرالله بابر، مولوی سمیع الحق و دهها تن دیگر که چهرههایشان تا هنوز افشا نشده است با ایجاد و تمویل مدارس دینی، از آن مکانها جهت پرورش و گسترش این گروه مصروف انجام مأموریت و پل ارتباطی مخفی میان امریکا، شیخنشینهای عربی و طالبان هستند.
طالبان افغانی یا حربی و سیاسی: این بخش از طالبان به گونهی حضوری در خط مقدم نبرد مصروف انجام اعمال ضد بشری هستند. این بخشی از طالبان نیز به چهار گروه تقسیم میشوند:
۱: گروه رهبران: این بخش از طالبان در سطح رهبری قرار دارند، برخی از این گروه در صفحات نبرد جنگ را به گونهی عملی و حضوری رهبری میکنند و برخی از ایشان اکنون در دوحه قطر مصروف چانهزنی از راه سیاسی با نمایندگان مردم افغانستان قرار دارند و هدفشان همیشه کرسی، قدرت و فروش افغانستان به بیگانگان است که بیستوپنج سال میشود برای رسیدن به قدرت و کرسی از مردم افغانستان قربانی نابهنگام میگیرند؛
۲: گروه خوشباوران دینی: این گروه از طرف علمای بنیادگرا و خوارج چنان شکار وسوسه شدند که گویا افغانستان توسط کفار اشغالشده و به مکانی تبدیل شده که در آنجا جنگیدن به پیمانه جهاد اکبر است، اینها بیخبر از اینکه همین کافران غربی تمویلکننده منابع مالیشان است و ایشان با عقیده پاک شعار جهاد را سر میدهند و مردم افغانستان را میکشند. این بخشی از طالبان به شمول بخش رهبری همانند خوارج همیشه از آدرس دین اسلام بهخاطر رسیدن به قدرت و منافع شخصی استفادهی ابزاری مینمایند.
۳: گروه ناگزیران: این بخش از طالبان مردمانیاند که از خاطر فقر و بیکاری برای تهیه نفقه فامیل ناگزیرند از دولت فاصله بگیرند به گروه طالبان بپیوندند و در بدل معاش و تمویل خرج عیال بجنگند.
۴: گروه قانونگریزان: این گروه همان افرادیاند در ساحات تحت حاکمیت دولت دست به جنایات از جمله قتل، سرقت، رهزنی و غیره جنایات و اعمال ضد بشری میزنند و برای گریز از اینکه توسط دولت دستگیر و مجازات نشوند به ساحات تحت نفوذ طالبان به گروه طالبان پناه میبرند در جمع ایشان همچنان کسانیاند که با داشتن عقدههای شخصی و دشمنی در بین جامعه برای انتقام به گروه طالبان میپیوندند و با استفاده از ابزار طالبان از دشمنشان انتقام میگیرند.
در کل گروه طالبان هیچگونه طرح و برنامهای برای حیات آیندهی افغانستان ندارند برای اینکه ایشان توسط بیگانگان پیدا شدند، توسط بیگانگان تمویل میشوند و برای برآورده کردن اهداف بیگانگان چون امریکا و دیگر همپیمانان استراتژیک و منطقهای آن در مقابل بهای اندک و مزد چندروزه به کشتن مردم افغانستان میپردازند.
این بود چهرهی اصلی طالبانی که بیستوپنج سال میشود بر پیکر کشور و مردم افغانستان آتش میافروزند و مردم بیگناه و بیچاره را به خاک و خون میکشند.
بیست سال میشود که دولت دستنشاندهی امریکا در افغانستان تلاش دارد که با طالبان صلح کند و این پروسه تا اکنون به نتیجهای نرسیده است. علت اصلی اینکه چرا پروسه صلح ناکام مانده است این است، طرفهایی که دولت افغانستان میخواهد با ایشان صلح بکند، آلت دست قدرتی بهنام امریکا و پاکستان است. اگر دولت افغانستان میخواهد با طالبان صلح کند باید اول بداند که طالبان گروهیاند با ابتکار امریکا، متحدان غربی و منطقهایاش و پاکستان به وجود آمده است. پروسه صلح دولت افغانستان با طالبان به آن نتایج که افغانها انتظار دارند و به منافع افغانستان باشد، هیچگاهی به نتیجه نه خواهد رسید و اگر صلحی صورت گیرد، به منافع و خیر مردم افغانستان نخواهد بود، یگانه طرفهایی که از این صلح سود میبرد، امریکا و متحدان راهبردی و منطقهای و فرا منطقهایاش خواهد بود. یگانه راهی که بتواند صلح به نفع افغانها صورت گیرد، در گرو از بین بردن نقش امریکا و دیگر شرکای راهبردیاش بهویژه پاکستان در قضیه افغانستان است.صبغت الله مسلمیار
-

بایدن هیچ برخوردی با بن سلمان نکرد
انتشار گزارش محرمانه سرویسهای اطلاعاتی آمریکا در باره قتل جمال خاشقجی که در آن به صراحت بر نقش محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان به عنوان تایید کننده عملیات قتل یا دستگیری این روزنامهنگار مخالف دولت ریاض تاکید شده تبعات مورد انتظار را برای شاهزاده قدرتمند دربار سعودی به همراه نداشت.
واشنگتن که بارها اعلام کرده مسائل حقوق بشری مبنای روابط تازه کاخ سفید با دیگر کشورها خواهد بود پس از انتشار این گزارش از وعده مجازات و تحریم سرمنشا و یکی از عوامل اصلی قتل جمال خاشقجی سر باز زده است.
جو بایدن طی کارزار انتخاباتی وعده داده بود بر سر ماجرای قتل روزنامهنگار ناراضی عربستانی کوتاه نخواهد آمد و با عاملان اصلی این جنایت برخورد خواهد کرد.
این وعده درست زمانی که با انتشار گزارش محرمانه سرویسهای اطلاعاتی آمریکا موعد تحقق آن فرا رسید زیر سایه مهم جلوه دادن منافع استراتژیک ایالات متحده قرار گرفت و عملی نشد.
کاخ سفید غیر از محمد بن سلمان دهها مسئول و شخصیت سیاسی دخیل در ماجرای قتل جمال خاشقجی را در فهرست تحریمها و مجازاتهای خود قرار داد و از تصمیم برای مجازات نکردن شاهزاده سعودی دفاع کرد.
ند پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز دوشنبه در جریان یک کنفرانس خبری در واشنگتن تصمیم یاد شده را اینگونه توجیه کرد: «ما در صدد هستیم تا روابط با عربستان سعودی را ترمیم کنیم و در جایگاه صحیح و مناسبی قرار دهیم.»
این اظهار نظر به تعبیر تحلیلگران بدان معنی است که کاخ سفید به جای مجازات عامل اصلی جنایت انجام شده در کنسولگری عربستان در استانبول در صدد اعمال فشار به ریاض برای تغییر رویکرد نسبت به مسائل حقوق بشری و آزادیهای سیاسی در داخل این کشور است.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا سوال خبرنگاران در باره خلف وعده بایدن در منزوی کردن شهروندان سعودی که در قتل خاشقجی نقش داشتهاند اینگونه توضیح داد: «عربستان کشوری بسیار پرنفوذ و تاثیر گذار در جهان عرب به شمار میرود و این مسئله غیرقابل انکار است.»
وی در خصوص روابط تازه ایالات متحده با عربستان تصریح کرد: ما در این خصوص با مقامات سعودی صحبت کرده و قصد داریم ضمن بازنگری در روابط چارجوب مشخصی را در این زمینه تعیین کنیم؛ اما این به معنای گسست روابط نیست.»
کاخ سفید رسما روز جمعه اعلام کرده بود که جدا از فهرست تحریمهای اعمال شده بر ضد عاملان جنایت استانبول از تحریم یا مجازاتهای اساسی دیگر از جمله بر ضد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی چشم پوشی میکند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس با انتشار گزارشی در این خصوص به قلم الن نایکمِیِر، خبرنگار حوزه سیاست و امنیت ملی خود مینویسد: این مسئله نشان داد که تصمیمگیریهای دیپلماتیک در زمانهای واقعی و مناسب چگونه با صحت و درستی مواضع اخلاقی مغایرت پیدا میکند.
در این گزارش تاکید شده است که این معما در هیچ کجا واضحتر از روابط پیچیده ایالات متحده با عربستان، غول نفتی جهان نیست که در آن ریاض به عنوان مشتری تسلیحاتی واشنگتن و نیز ایران به مثابه رقیب اصلی دو کشور در منطقه نقش متغیرهای اصلی را ایفا میکنند.
در گزارش آسوشیتدپرس آمده است: مقامات دولت جدید آمریکا در نهایت به این نتیجه رسیدند که منافع ایالات متحده بسیار مهمتر از قمار بر روی شاهزاده جوانی است که ممکن است برای دههها سکان هدایت عربستان را در دست داشته باشد.
نویسنده گزارش در ادامه تاکید میکند که این مسئله با وعده انتخاباتی بایدن مبنی بر برخورد با رفتارهای مغایر با حقوق بشر حکومت عربستان و اینکه ریاض باید بهای این نوع رفتارهای را بپردازد، مغایرت دارد.
در این گزارش تاکید شده: آنچه کاخ سفید از آن به عنوان «کالیبره کردن» روابط دولت پیشین و تحت ریاست ترامپ با عربستان نام میبرد دقیقا همان مواضع عادی ایالات متحده پیش از دولت ترامپ است؛ یعنی سرزنش کردن عربستان به رعایت نکردن مسائل حقوق بشری و پرهیز از این که این مسئله نگرانیهایی را در روابط دو کشور ایجاد کند.
دولت بایدن طی روزهای اخیر پس از مواجه شدن با انتقادهای شدید در خصوص مجازات نکردن بن سلمان از اقداماتی خبر داد که عموما دیگر افراد سطوح پایینتر و دخیل در پرنده قتل جمال خاشقجی را شامل میشود.
این اقدامات جدا از تحریم و وضع محدودیتهای صدور ویزا برای عاملان اصلی دخیل در قتل روزنامهنگار سعودی گروهی از نزدیکان بن سلمان موسوم به «یگان ببر» را در برمی گیرد که به ادعای واشنگتن ناراضیان حکومت در خارج از کشور را شناسایی و مجازات میکردند.
نویسنده این گزارش تاکید دارد با وضع این تحریمها و اقدامات تنبیهی، زبان دولتمردان آمریکایی دیگر نرمتر از گذشته شده و مدام از منافع استراتژیک ایالات متحده سخن میگویند.
مارک وارنر، سناتور دموکرات در ایالت ویرجینیا و رئیس کمیته اطلاعات در مجلس سنای آمریکا به آسوشیتدپرس گفت که به شخصه موافق اعمال تحریمهای بیشتر است اما به اعتقاد وی باید روابط با عربستان را حفظ کرد.
به گفته این سناتور دموکرات عربستان یک قدرت منطقهای است و سعودیها برای حفظ فشار بر ایران به این کشور نیاز دارند.
-

نیروهای ائتلاف یک پهباد انصار الله یمن را منهدم کردند
ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد یک فروند پهپاد انتحاری حوثیها را سرنگون کرده است.
خبرگزاری رسمی عربستان واس به نقل از ترکی المالکی سخنگوی ائتلاف عربی امروز یکشنبه اعلام کرد، نیروهای ائتلاف یک فروند پهپاد انتحاری جنبش انصارالله (حوثیها) را منهدم کرده اند.
الماکی میگوید نیروهای ائتلاف یک پهپاد (بمب گذاری شده) که حوثی ها به سمت مناطق غیر نظامی در جنوب عربستان سعودی پرتاب کرده بودند را رهگیری و منفجر کرده است.
از ماه اگست سال 2014 در یمن رویارویی میان نیروهای حکومتی و حوثیها جریان دارد. از ماه مارچ سال 2015 ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حمایت از عبدربه منصور هادی، رئیسجمهور یمن علیه جنگجویان حوثی میجنگند. جنگجویان حوثی نیز در جواب به حملات هوایی ائتلاف عربی بر مناطق تحت کنترول حوثیها در شمال یمن، بر مناطق سرحدی عربستان سعودی با یمن منجمله میدانهای هوایی و تاسیسات نفتی حملات راکتی انجام میدهند.
-

اتمر با رئیس بانک انکشاف اسلامی دیدار کرد
آقای اتمر دیروز در یک سفر سه روزه به عربستان سعودی رفت.
گران هیواد سخنگوی وزارت خارجه افغانستان دیروز در مورد این سفر گفت: «هدف از این سفر گسترش روابط دو جانبه تجارتی، اقتصادی و قدردانی از عربستان سعودی برای حمایت از روند صلح افغانستان است.»
عربستان سعودی پیش از این چندین بار گفته از روند صلح به رهبری افغانها حمایت میکند.
-

اعدام ها در عربستان 85 درصد کاهش داشته است
کمیسیون حقوق بشر عربستان، اعلام کرد در سال ۲۰۲۰، اعدامها در این کشور نسبت به سال گذشته، ۸۵ درصد کاهش یافته است.
به نقل از رادیو فردا، در بیانیهای که روز دوشنبه (۲۹ جدی/ ۱۸ جنوری) از سوی کمیسیون حقوق بشر این کشور به نشر رسیده، آمده است در سال ۲۰۲۰ تعداد اعدامها ۲۷ مورد عملی شده که کاهش ۸۵ درصدی را نشان میدهد.
عواد العواد، رییس کمیسیون حقوق بشر این کشور، از کاهش ۸۵ درصدی اعدام استقبال کرده و آن را به «فال نیک» گرفته است.
آقای العواد گفته است: «شواهدی وجود دارد که نشان میدهد در سال جدید میلادی شمار اعدامها در این کشور افزایش یابد. حکومت بیشترین تعداد اعدام را در سه ماه آخر سال اجرا کرده که بیشترین آن در ماه دسامبر بوده است.»
بر اساس آمار عفو بین الملل، در سال ۲۰۱۹، نزدیک به ۱۸۴ نفر در عربستان اعدام شدند که بیشترین اعدام در این کشور را نشان میدهد و کاهش ۸۵ درصدی در ۲۰۲۰ به این دلیل است که اجرای اعدام مجرمان مواد مخدر و کودکان زیر ۱۸ سال متوقف شده است.
در ماه اپریل سال گذشتهی میلادی، ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی حکم مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع کرد؛ اما کمیسیون حقوق بشر این کشور در بارهی سرنوشت ۵ نوجوانی که حکم اعدام آنها صادر شده است، سه ماه پیش ابراز نگرانی کرده بود.
در همین حال، کارشناسان باور دارند که تغییرات در سیستم قضایی عربستان سعودی، بخشی از اصلاحات محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان است که میخواهد جامعه محافظهکار این کشور را به سوی مدرنیزه کردن ببرد.
-

اتمر به عربستان می رود
وزارت خارجۀ اعلام کرد محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجۀ کشور در روزهای نزدیک به عربستان سفر خواهد کرد.
این وزارت امروز (چهارشنبه ۲۴ جدی) با نشر خبرنامهیی گفت آقای اتمر پیش از چاشت امروز با جاسم الخالدی، سفیر عربستان سعودی در کابل دیدار و دربارۀ سفر زودهنگامش به عربستان سعودی صحبت کرد.
در خبرنامۀ وزارت خارجۀ کشور آمد روند صلح و تقویت همکاریهای دو جانبه میان کابل و ریاض از موضوعهای دیگری مورد بحث در این دیدار بوده است. بر اساس این خبرنامه، آقای اتمر در جریان سفر زودهنگام تلاش خواهد کرد در چوکات کارزار دیپلماتیک دولت افغانستان برای موفقیت روند صلح حمایت بیشتر ریاض را از این روند به دست بیاورد.
گفتنی است دولت افغانستان به ابتکار وزارت خارجه به تازگی کارزاری را برای موفقیت روند صلح آغاز کرده است. گفتوگو با نمایندگان ارشد دیپلماتیک کشورهای منطقه و جهان که در روند صلح دخیل هستند، محور اساسی این کارزار را شکل میدهد.
این کارزار در حالی به راه انداخته شده است که به تازگی گمانهزنیها از برقراری حکومت موفقت در کشور بر اساس توافق صلح دوحه میان هیأتهای مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان شدت گرفته است. با این حال، سرپرست سفارت امریکا در کابل میگوید کشورش طرفدار برقراری حکومت موقت در افغانسان نیست.
-

عمران خان تماس با اسرائیل را رد کرد
عمران خان، نخستوزیر پاکستان، هر نوع فشار از طرف حاکمان عرب مبنی بر تماس با اسراییل را رد کرد.
آقای خان، در گفتوگویی با شبکهی پاکستانی سما نیوز، جمعه شب (۲۸ قوس/ ۱۸ دسامبر)، هر نوع فشار را از طرف حاکمان عرب به ویژه عربستان سعودی، به خاطر تماس با اسراییل را رد کرد.
پیش از این، گزارشهایی به نشر رسیده بود که حاکمان عرب به عمران خان فشار وارد کرده اند که با اسراییل رابطهاش را عادی بسازد. در این گزارشها، آمده بود عمران خان به منظور عادیسازی روابط با اسراییل، هیئتی را به تلآویو فرستاده است.
عمران خان، این گزارشها را شایعه و جعلی خواند و آن را کار رسانههای دشمن دانست.
عمران خان، در گفتوگو با شبکهی سما نیوز، گفت پاکستان مطابق اندیشهی «محمدعلی جناح» بنیانگذار این کشور، از فلسطین حمایت میکند.
نخستوزیر پاکستان گفت: «تا زمانی که مسالهی فلسطین حل نشود و مردم این کشور به حقوق خود نرسند، هیچ بحثی مبنی بر روابط میان پاکستان و اسراییل وجود نخواهد داشت.»
هفتهی گذشته، عمران خان، نخستوزیر پاکستان، به عربستان سعودی سفر کرد. او در این سفر با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی دیدار کرد و از تنشهای به وجود آمده در خاورمیانه ابرازنگرانی کرد.
-

شاهزاده عربستان: اسرائیل اشغالگر است
ترکی الفیصل، رییس پیشین اطلاعات عربستان و سفیر این کشور در امریکا و بریتانیا، روز یکشنبه (۱۶ قوس) در نشست امنیتی منامه، پایتخت بحرین، از رفتار اسراییل در قبال فلسطین و عادیسازی روابط اسراییل با کشورهای عربی انتقاد کرد. شهزادهی عربستان، گفت اسراییل اراضی فلسطین را دزدیده و زندگی فلسطینیان را به حبس مداوم در اردوگاههای کار اجباری مبدل کرده است.
ترکی الفیصل، همچنان از سیاست اسراییل انتقاد کرد و آن را بر پایهی نفاق و توطیه استوار میداند.
به گفتهی شهزادهی سعودی، اسراییل یک کشور «آدمکش» است که هرکس را خواست میکشد و از ویران کردن خانههای فلسطینیان باکی ندارد.
ترکی الفیصل همچنان، از توافق بحرین و اسراییل که به نام «توافق ابراهیم» یاد میشود، انتقاد کرد و گفت تا زمانی که عربستان در این توافق حضور نداشته باشد، توافق ابراهیم بیمفهوم است.
گابی اشکنازی، وزیر خارجهی اسراییل به سخنان ترکی الفیصل واکنش نشان داد و گفت: «سخنان او، تغییرات و تحولاتی را که در خاورمیانه به وقوع پیوسته است، منعکس نمیکند. توافق ابراهیم، صرفا یک روی کاغذ نیست؛ بلکه بیانگر حقیقتهای بنیادین است.»
وزیر خارجهی اسراییل، گفت به جای اتهامزنی، بهتر است از فرصت به دستآمده، برای برقرای صلح استفاده شود.
ترکی الفیصل در حالی اسراییل را اشغالگر میخواند که طی هفتههای گذشته، رسانهها از سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل به عربستان و دیدار او با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، گزارش میدهند.
پیش از این، ترکی الفیصل، در گفتوگویی با شبکهی سیانان عربی، نخستوزیر اسراییل را دروغگو خوانده بود و گفته بود بنیامین نتانیاهو، با مطرحکردن سفر به عربستان، رسانهها را سرگرم کرده است؛ در حالیکه ملک سلمان بارها تاکید کرده، مسئلهی فلسطین، اولویت اصلی او است.
-

کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان پایان مناقشه با قطر شدند
وزیر امور خارجه کویت از علاقه مندی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای پایان دادن به مناقشه با قطر خبر داد.
احمد ناصر المحمد الصباح، وزیر امور خارجه کویت روز جمعه اظهار داشت قطر و همسایگان آن، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، در حال انجام مذاکرات مثمر ثمر برای حل درگیریها با این کشور که بیش از 3.5 سال ادامه دارد، هستند؛ وی بیان داشت که تمامی کشورها علاقه مند به پایان این درگیریها هستند.
وزیر امور خارجه کویت در تلویزیون ملی این کشور تصریح کرد: به عنوان بخشی از تلاشهای مداوم برای آشتی کشورهای خلیج فارس، اخیراً مذاکرات مثمر ثمری برای دستیابی به منافع کشورهای حوزه خلیج فارس انجام شده است، همه مذاکره کنندگان برای تثبیت وضعیت خلیج فارس ابراز تمایل کردند.
وی همچنین از جارد کوشنر، فرستاده ویژه دونالد ترامپ به خاورمیانه و مشاور ارشد رئیس جمهور ایالات متحده که هم اکنون در حال مذاکره با رهبران منطقه برای حل مناقشه قطر است، برای تلاش در این راستا تشکر کرد.
این در حالی است که پیش از این شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر در حساب توئیتری خود “تلاشهای آمریکا برای حل بحران قطر” را مورد تمجید قرار داده بود.
عربستان سعودی، امارات، مصر و بحرین در پنجم ژوئن 2017 اندکی بعد از اولین سفر رسمی دونالد ترامپ به منطقه و دیدارش با سران این کشورها، قطر را به حمایت از تروریسم متهم و روابط دیپلماتیک با این کشور را قطع و با بستن مرزهای زمینی و هوایی، عملا قطر را محاصره کردند. این چهار کشور عربی برای عادی شدن روابط با دوحه، خواستار قطع رابطه با ایران و اخراج نظامیان ترکیه از قطر و تعطیلی شبکه الجزیره شدهاند.
-

جامعه جهانی کمک 12 میلیارد دالری مشروط خود به افغانستان را اعلام کرد
جامعه جهانی و کشورهای کمککننده روز گذشته در پایان نشست دو روزه جنوا ۳ میلیارد دالر را برای توسعه افغانستان در سال ۲۰۲۱ و در مجموع ۱۲ میلیارد دالر برای این این کشور تعهد شد.
اتحادیه اروپا این بار ۱.۴ میلیارد دالر، بانک توسعه آسیایی میزان کمکهایش را به ۹۰۰ میلیون دالر، امریکا میزان کمکهای سالانهاش را ۳۰۰ میلیون دالر خواند، آلمان ۵۱۰ میلیون دالر، بریتانیا، ۷۰۰ میلیون پوند برای سه سال آینده، کانادا ۲۷۰ میلیون دالر، دنمارک ۶۴ میلیون دالر، هالند ۲۲۰ میلیون، استرالیا ۱۵۰ میلیون دالر و در مجموع بیش از ۱۲ میلیارد دالر کمک برای چهار سال آینده برای افغانستان با تأکید بر حفظ ارزشهای حقوق بشری و برقراری آتشبس تعهد شد.
کنفرانس بینالمللی افغانستان-۲۰۲۰ با صدور اعلامیه و با اشتراک ۶۶ کشور و ۳۲ سازمان بینالمللی در «قصر ملل» مقر سازمان مللمتحد پایان یافت.
نشست افغانستان-۲۰۲۰ در جنوا با توسل به قطعنامۀ شماره ۲۵۱۳ شورای امنیت سازمان ملل از آغاز مذاکرات صلح افغانستان در ۱۲ سپتمبر ۲۰۲۰ به هدف رسیدن به یک راه حل سیاسی دایمی و جامع استقبال کرده و خواستار روند صلح جامع و معنادار با مشارکت زنان، جوانان و گروههای نژادی، مذهبی و سایر اقلیتها شد.
این نشست همچنان بر اقدامات برای از بین بردن فساد اداری در افغانستان تأکید کرد.تاکید بر تامین آتشبس و تداوم حمایت در افغانستان
دومین روز نشست جینوا با سخنرانی رییس جمهور غنی و نمایندگان شماری از کشورها و نهاد های بین المللی نیز همراه بود. رییس جمهور در این نشست از حکومت فنلند و ملل متحد به خاطر فراهم آوری شرایط برای برگزاری نشست و از شرکای افغانستان و سازمان های بین المللی و از حمایت های دوامدار سازمان ناتو از نیروهای امنیتی و دفاعی در راستای مبارزه با تروریزم، سپاسگزاری کرد.
غنی افزود: «از تعهد ثابت قدم جامعه بین المللی با افغانستان بخاطر مبارزه با ویروس کرونا نیز ابراز امتنان کرده، کنفرانس امروزی نتیجه تلاشهای مشترک افغانستان و همکاران بینالمللیاش و نتیجه پروسههای مملو از همکاری و تعامل میباشد».
او با بیان اینکه رویکرد افغانستان بر سه اصل صلحسازی، دولتسازی و مارکیت سازی استوار است خواستار دوام همکاری ها شد.
رییس جمهور با اشاره بر اینکه اولویت مهم مردم افغانستان، تامین صلح پایدار است، گفت رسیدن به هدف مطلوب که همانا یک افغانستان مستقل، متحد و دموکراتیک در صلح با خود، منطقه و جهان که توانایی حراست و توسعه دستاوردهای دو دهه گذشته را دارد، دیدگاه مشترک مردم و حکومت افغانستان و جامعه جهانی را تشکیل میدهد.
غنی خاطرنشان کرد تیم مذاکراتی حکومت در دوحه روی صلح کار می کند و مسؤولیت پیشبرد این روند در حال حاضر بر دوش تیمهای مذاکره کننده جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان است.
او تاکید کرد افغانستان از خود تعهد، شجاعت و اراده نشان داده و با وجود افزایش خشونتها، از ماه فبروری بدینسو نیروهای خویش را در میدان های جنگ در وضعیت دفاعی نگه داشته و نیز روی آزادی پنج هزار زندانی طالب که محکوم به جرایم سنگین علیه بشریت بودند، موافقت کرده است.
رییس جمهور ایجاد شرایط رفاه، کاهش فقر، بهبود وضعیت معیشتی مردم و اشتغالزایی را اقداماتی برای برقراری صلح پایدار دانست و گفت که مارکیت سازی و دولت سازی رابطه جداییناپذیر با اعمار صلح دارند.
غنی تصریح کرد تقریبا نیمی از جمعیت افغانستان در یک دموکراسی نوپا متولد شده و رشد کرده اند و آنان بر اختلافات نسلهای گذشته غالب شده و یک صدای منسجم و هدف مشخص در دموکراسی پیدا کرده اند.
او از همکاران بین المللی افغانستان خواست که با دولت افغانستان کمک کنند تا با امکانات کمتر، کار بیشتر را انجام دهد.
از سوی هم آنتونیو گوتیرش، سرمنشی ملل متحد در سخنرانی آنلایناش از تداوم میزان بلند خشونتهای در افغانستان نگرانی کرد و حملات بر غیرنظامیان به ویژه شاگردان مکاتب را شنیع خواند.
او گفت: «من برای نجات جان مردم و جلوگیری از گسترش بیشتر کووید۱۹ بر دو برابرشدن تلاشها برای آتشبس فوری و بدون قید و شرط تاکید میکنم. این یک زمینه مناسب را برای مذاکرات صلح افغانستان در دوحه خلق میکند و یک فرصت مهم برای تحقق آرزوهای دیرینه مردم افغانستان است».
گوتیرش تاکید کرد مردم افغانستان با چالشهای جدی، از جمله جنگ، فقر و تطبیق نابرابر حاکمیت قانون روبرو هستند و از کشورهای همسایه و شرکای افغانستان خواست که با استفاده از این فرصتهای همکاری، سهم خود را در ساختن آیندۀ صلحآمیز و مرفه انجام دهند.
-

یک استاد دانشگاه روایات صحیح بخاری را خلاف قرآن دانست
به نظر میرسد فضای مجازی در عربستان سعودی این روزها به طور خاص و جهان عرب به صورت عموم به موضوعاتی میپردازند که در گذشته نه چندان دور ممنوع تلقی میشد. این بار اظهارات ترکی حمد، نویسنده شناخته شده عربستان سعودی که اخیرا در توییتی خواستار نقد میراث مذهبی، از جمله “صحیح بخاری” شده که به تعبیر او مواد لازم را برای نشر کاریکتورهای جنجال برانگیز پیامبر اسلام در مجلهای فرانسوی فراهم کرده است.
ترکی حمد نوشته صحیح بخاری را با قرآن مقایسه کرده و آن را که کاملاً با قرآن در “تضاد” دیده است. صحیح بخاری مجموعه احادیث پیامبر اسلام است که امام محمد بخاری در قرن سوم هجری (نهم میلادی) گردآوری کرده و اهل سنت آن را از “صحاح سته” میدانند، یعنی شش کتابی که احادیث گردآوری شده در آن، معتبر است.
امام بخاری به نوشته خود، پس از شانزده سفر در سرزمینهای اسلامی، ششصد هزار حدیث گردآورد که تنها ۷۲۷۵ حدیث را معتبر تشخیص و در کتابش جای داده.
ترکی حمد که استاد بازنشسته علوم سیاسی است، به سبب اظهارنظرش درباره صحیح بخاری با انتقاد شدید روبرو شده تا جایی که برخی او را به اهانت به دین متهم کرده، خواستار پاسخگوییاش شده اند. او هنوز نه پوزش خواسته و نه از اظهاراتش دفاع کرده است.
توییت ترکی احمد باعث دودستگی میان کاربران شبکههای اجتماعی در جهان عرب نیز شده است. هشتگ ترکی الحمد-بخاری ظرف ۲۴ ساعت بیش از نود هزار نفر ثبت و از داغترین هشتگها در عربستان سعودی و کویت شد. هواداران او نیز هشتگ دیگری برای دفاع از او به راه انداخته اند.
-

طالبان جاده صاف کن شرکت های نفتی امریکایی و غرب
آمارها نشان میدهد، قرن بیستم میلادی رکورد دار بیشترین تلفات انسانی در تاریخ بشر است. این واقعیت تلخ برای ما قرن بیستمی ها تأسف بار است، اما جالب تر آنکه حداقل در دو قرن اخیر دیده شده است که بیشترین بحران های بشری و تحولات سیاسی نظامی، اعم از جنگ های جهانی و تغیر وتبدیل رژیم ها ریشهی اقتصادی داشته است.
در کشور های فقیر و در حال توسعه که جهان سوم لقب گرفته اند جنگ ها، کودتا ها، مرزبندی ها، و روی کار آمدن و سقوط رژیم ها به وسیلهی غول های اقتصادی دنیا صورت میگیرد. ایالات متحدهی امریکا با داشتن وال استریت ، مرکز تجارت جهانی و بانک های جهانی بیشترین حصه را در تغیر و تبدیل نظام ها و حکومت ها به عهده داشته است. البته قدرت نظامی برتر، ابر نشریه ها و غول های رسانه ای، مافیا و جاسوسی سحر آمیز شبکه های استخباراتی آن، موجودیت سازمان های حقوقی و از جمله مقر ملل متحد و شورای امنیت در کنار اقتصاد و موازی با آن بوده است، اما نقش محوری را همیشه اقتصاد امریکا بازی نموده است.
کشور های مقتدر و ثروتمند دیگر که ابرقدرت یا نیمه ابرقدرت هستند هرکدام به اندازهی سهم شان درین جنگ اقتصادی برای بلعیدن سرمایه های دنیا حصه گرفته اند.
مسایلی از قبیل گسترش دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، صلح و کمک به همنوع که به وسیلهی سازمان هایی که باز همه مرکز فرماندهی شان درین همین کشور های صنعتی و اقتصادی یا به اصطلاح جهان اولی تمرکز دارند ابزاری برای سوء استفاده وسرپوشی برای سه مفهوم ماکیاولی استحمار، استعمار و استثماراست. حتی اگر بسیار آرمان گرایانه بحث نکنیم با چشم باز و واقعیت های عینی دیده میشود که سازمان های اقتصادی میتوانند یک شبه ملتی را نابود و رژیمی را روی کار آرند. آنچه هر سال یا هر چند سال بعد در منطقه شاهد آن می باشیم. آنها میتوانند یک شبه سرنوشت ملت های فقیر چون افغانستان را تغیر بدهند.
برای شرکت های اقتصادی و غول های انرژی خوار دنیا کشته شدن میلیون ها انسان که در نتیجهی جنگ ها ، کودتا ها و تغیر و تبدیل رژیم ها اتفاق می افتد ، چیز پیش پا افتاده است. آنها به کرامت انسانی نمی اندیشند و تنها چیزی که اندیشهی شان را اشغال کرده است پول دار شدن بیشتر ، عیش و مصرف بیشتر، تولید بیشتر ، کشتن و ویرانی بیشتر و بلعیدن بیشتر ثروت وسرمایهی ملت های جهان است. تاریخ شاهد به قدرت رسانیدن پینوشه و صدام حسین در شیلی و عراق بوسیله امریکا است، و پس ازآنکه عالی جنابان میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستادند بوسیله خودامریکا نابود شدند. گویا همانند صافی یکبارمصرف تاریخ انقضای شان به اتمام رسیده بود. از اینگونه مثال ها بسیار سراغ داریم، نه اول کار است ونه آخر آن. در سال های اخیر شاهد یکشبه روی کار آمدن ویکشبه نابود شدن دیکتاتور های زیادی بوسیله غول های اقتصادی و نظام سلطهی جهانی خواهیم بود.
اینکه در این بازی شطرنج میلییون ها لیتر خون به زمین می ریزد، سرزمین های فراوانی ویران می شود و به آتش می سوزد و مردمان بسیاری از فقر و فلاکت وبیماری میمیرند، کسی خم به ابرو نمیآورد، و این است داستان مستند قرن ما!
خاورمیانه برای آن بحرانیست و جنگهای همیشگی در آن شعله ور، و کودتا های پیاپی در آن اتفاق و رژیم های گوناگون می روند و می آیند که در آن نفت و انرژی بیشتر موجود است و در واقع این بوی نفت است که ابرقدرت ها را مست کرده وبسوی خلیج فارس می کشاند. اما بالاخره نفت خلیج فارس به اتمام خواهد رسید، نفت خواران به فکر چاره میبایست بر میآمدند. بعد از اینکه جستجو گران انرژیِ و شرکت های نفتخوار غربی دریافتند که ذخیرهی بزرگ انرژی (نفت و گاز) در آسیای میانه موجود است، از حرص و طمع دیوانه شدند و بخاطر به دست آوردن آن به تکاپو افتادند. درهمین امریکا که ذکر خیر آن پیشتر رفت، سنا و پارلمان در دست رؤسای شرکت های نفتی و میلیونر ها می چرخد و اکثر سازمان های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را آنها اداره میکنند. تلویزیون ها ، روزنامه ها ، سینما و هنر و منابع اطلاعات جمعی و سازمان های حقوقی دیگر نیز در دست آنهاست. جورج بوش اول که جنگ اول خاور میانه موسوم به طوفان صحرا را به راه انداخت رییس جمهور و یکی از ثروتمداران میلیونر امریکا ودر ضمن مالک شرکت نفتی بود . دبلیو بوشِ پسر که سکان دار جنگ های اخیر عراق و افغانستان است نیز چند شرکت نفتی دارد و کابینه اش با اشخاص محوری چون ( دیک چینی، کوندولیزا رایس، رامسفیلد، جنرال پاول، زلمی خلیل زاد و… ) در دید نخست یک کابینهی نفتی و به طبع آن کابینهی جنگی بود.
موجودیت ذخایر بزرگ نفت و گاز در آسیای میانه و چگونگی انتقال آن برای افغانستان نیز حوادث آفرین و دردسرساز بود. از جملهی شرکت های بیشمار نفتخوار جهانی دو شرکت نفتی بریداس آرژانتین و یونیکال امریکا که برای نفت و گاز افغانستان رقابت می کردند . مسؤولین ومدیران ارشد این دو شرکت نفتی همواره میان کابل ، اسلام آباد و آسیای میانه در رفت و آمد بودند.
احمد رشید روزنامه نگار و پژوهشگر سیاسی نامدار پاکستانی در کتاب طالبان ، اسلام، نفت و بازی بزرگ، آسیای میانه را به بوتل پر از نفت و انرژی تشبیه میکند و افغانستان میتوانست خواه ناخواه دهنه این بوتل باشد. در واقع سه محور یا سه راه حمل و نقل برای عبور لوله های نفت وگاز آسیای میانه وجود داشت. اول راه انتقال نفت وگاز ازطریق ترکیه که بسیار طولانی بود و برای شرکت ها بی صرفه به نظر میآمد. دومین راه ایران بود که به لحاظ دشمنی با امریکا و غرب عبور نفت و گاز از طریق آن ناممکن بود . و سومین و آخرین راه موجود که کوتاه ترین وباصرفه ترین راه نیز بود افغانستان ناآرام وبی ثبات بود که درآن هیچگونه تضمین امنیتی برای عبور پاپلاین های گاز و نفت وجود نداشت.
آنها طالبان را آگاه یا ناآگاه از آیندهی خطرناک آنها به عنوان جاده صاف کن شرکت های نفت یا حتی برای تسلط دایمی در افغانستان انتخاب کردند و پاکستان نیز که از یکطرف گاز ترکمنستان را میخواست و از طرف دیگربه دنبال سپر دفاعی از گروه های رادیکالِ وهابی سلفی در مقابل هند بود و هم نگران از خط دیورند مسلماً از پروسهی تولید گروهی به نام طالبان حمایت میکرد و گویا آنرا برای خود چانس بزرگ می پنداشت و در عمق استراتیژیکش جای داده بود و فقط طالبان میتوانست از عهدهی این همه برنامه های بزرگ و شوم برآید.
اسامه بن لادن ثروتمند میلیاردر سعودی و رهبر شبکهی القاعده که زمانی امریکا اورا علیه اتحاد شوروی تسلیح و تقویه می کرد و روابط ویژه با او داشت تشویق شد تا به طالبان کمک اقتصادی و نظامی کند . اسامه شبکهی وسیع تروریستی و افراد آموزش دیده اش را که از آسیای میانه، چچن، ترکستان، کشمیر وشبه قاره، خلیج فارس وجزایر عربی، شمال افریقا و حتی اروپا و امریکا گردآورده بود در افغانستان به کمک طالبان سوق داد. آی اس آی و ارتش پاکستان نیز از او و طالبان حمایت میکردند و گویا طالبان عروسک های کوکی در دست آنان بود.
گفته میشود وقتی رابین رافایل معاون وزارت خارجه امریکا به دیدار احمد شاه مسعود فرمانده کل و وزیردفاع دولت مجاهدین آمد، با کنایه گفت: گروه جدیدی(طالبان) در شرف ظهور است، گروهی که سراسر افغانستان را تسخیر خواهد گرد. مسعود در جواب گفته بود به کوه ها پناهنده میشویم و آنجا سنگر میگیریم و رافایل در ادامه ایضاح میکند که این گروه جدید بر فراز قله ها و شاخ های کوه هم مسلط خواهد شد! این شواهد همه نشانگر طرح بزرگ کشورهای معین در تولید کالایی به نام طالبان است.
معلوم نیست که عربستان سعودی چه منافع اقتصادی دربه وجود آوردن طالبان داشت که امیر ترکی فیصل وزیر استخبارات سعودی در بحبوبهی شکل گیری طالبان سفر های سری به پاکستان و افغانستان داشت وبعد ها واضح شد که او برای تنظیم وکمک گزاف اقتصادی برای طالبان در رفت و آمد بوده است.
شاید برای سعودی ها مسایل ایدیولوژیک و همراهی مداوم با طرح های امریکایی مهم تر از مسایل اقتصادی مطرح بوده باشد. مهم ترین دغدغهی آل سعود جمهوری اسلامی ایران و به زعم آنها تفکرات شیعی و گسترش آن به جهان اسلام و مخصوصا کشور های عربی بوده است. این نگرانی ها وقتی افزایش می یافت که ایران با شعار صدور انقلاب اسلامی گاهی اعراب را آزار می داد.
میدانیم که در سوریه علوی های طرفدار ایران و دشمن رژیم صیهونیستی حاکم بود و کشور های عراق، لبنان، یمن و بحرین در اطراف عربستان اکثریت شیعی هواه خواه ایران دارند وبه همین مناسبت است که اعراب خلیجی در تبلیغ ایران هراسی و ظهور هلال شیعی میکوشند.
عربستان سعودی با ایجاد سپر طالبانی با مفکوره های متحجرِ وهابی سلفی که مذهب رسمی آل سعود نیز است و رمز بقای این خانواده ، میخواست از ایدیولوژی رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران و مفکوره های امام خمینی جلوگیری کند.
جلوگیری از خطر رو به تزاید ایران، روسیه، هند و چین که قدرت های بزرگ نظامی و اقتصادی در منطقه به شمار می آیند و می روند تا قطب مخالفی را علیه غرب بسازند، پیشروی ناتو بسوی قطب ورشو و ساحهی تحت نفوذ شوروی سابق، حرکت بسوی جهانی شدن و دهکدهی کوچک، طرح خاور میانه بزرگ و دموکراتیزه کردن رژیم های خودکامهی آن و بالاخره نمایاندن چهرهی زشت از اسلام نیز میتواند از دلایل موجه اما گاهی به ظاهرمتناقض ایجاد طالبان و به تبع شبکه جهانی تروریستی( القاعده ) باشد.
در سیاست جهانی ماکیاولی امروز نیت های شوم پشت چهره های زیبا و سخنان شیرین بازی گران سیاسی پنهان می ماند، اما دانایان از روی طرز رفتار و نتیجهی کار آنها قضاوت می کنند.
قطعا طالبان با آن قیافه های ژولیده و وحشتناک ، با آن چماق ها و شلاق های شرعی ، با آن مفکوره های سلفی متحجر و قرون وسطایی و با آن شعار های خشک وافراطی برای امریکا و غرب و حامیان منطقوی شان ناخوش آیند و نامطلوب بودند ، اما آنها از طالبان به عنوان یک پروژه سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی وتمدنی استفاده میکردند و هم چنین کردند.
صلح و امنیت سرپوش رنگینی بود که به روی طالبان کشیده شده بود
قبلا مفهوم صلح وابعاد امنیت ملی را به کنکاش گرفتیم. بررسی مفهوم امنیت ملی در رژیم امارتی طالبان چندش آور و مسخره آمیز است. ابعاد اساسی امنیت ملی اعم از نظامی، سیاسی، اقتصادی و… برای طالبان نامفهوم بود. طالبان از امنیت زیست محیطی و فرهنگی بیگانه بودند و اصولا برای از بین بردن آنها آمده بودند.
تنها امنیت که طالبان برای مردم و کشورما به زور تفنگ و شلاق و زندان های امر بمعروفی و تفتیش عقاید و بریدن دست و پا و سنگسار کردن به وجود آورده بود زنده ماندن در زندان بزرگی تحت اداره طالبان بود. در زندان های امروز هم گاهی شکنجهی جسمانی وجود ندارد، اما زندان بزرگ طالبان پر از شکنجه و تعذیب بود. آنها مردم افغانستان را به اسارت گرفته بودند.
استاد ربانی رییس جمهور دولت مجاهدین، حکومت طالبان را به گورستان خاموش و اندوهبار تشبیه نموده بود و از واقعیت نگذریم که این تشبیه بسیار رسا و ریالیستیک بوده است.
بعضی ها امنیت در نظام طالبان را با وضعیت اسفبار جنگ های داخلی در حکومت مجاهدین مقایسه میکنند و با قیاس مع الفارق شان امنیت طالبانی را ترجیع می دهند.
آنها حق دارند این گونه فکر کنند. شاید شکنجه برای برخی انسان ها بهتر از مرگ باشد اما باید متوجه بود برای عده ای هم یکبار مردن بهتر از هر لحظه مردن است. با این همه شکنجه در حکومت طالبان اکثر به مرگ و معیوبیت میانجامید.
اگر آمار دقیقی اخذ شود، شاهدان عینی به هزاران نفر خواهد رسید که ادعای ما را صحه بگذارد.
آیا اعدام های صحرایی، کشتار دسته جمعی، سوزانیدن مزارع، کوچ دادن های جبری اقوام، بریدن دست وپا و سنگسار کردن ها، محبوس کردن زنان و تحریم آموزش آنان، شلاق زدن تا سرحد مرگ، اجبار بستن عمامه و گذاشتن ریش و تراشیدن مو، تحریم فاتحه بر اموات و زیارت قبور، تکفیر مسلمانان غیروهابی و … چه همخوانی با صلح و آموزه های اسلامی دارد ودر کجای امنیت ملی قرار می گیرد؟ طالبان وحشت قرون وسطایی، خفقانِ تفتیش عقاید مسیحیت و شنکنجه و اعدام که انسان در اوراق تاریخ مطالعه میکند یکبار دیگر در آخرین سالهای قرن بیستم تکرار کردند، اما در آخر ناگفته نباید گذاشت تقصیر اصلی به دوش مجریان طرح ایجاد طالبان و تولید کننده های این سموم کشنده است، کارخانه هایی که تاهنوز هم در تولید این سموم جهانی ادامه می دهند.
کارنامه سیاه طالبان
بدون شک طالبان کارنامه های بزرگ و بلندی!؟ دارند که در مقالهی کوچک ما نمی گنجد . صرف به اهم آنها اشاره می کنیم:
1ـ قتل عام مردم افغانستان درگور های دسته جمعی در مزارشریف، بامیان، فاریاب و شمال کابل که در نتیجه هزاران انسان بیگناه به کام مرگ فرورفتتند.
2ـ سوزانیدن باغ بزرگ افغانستان یا سرزمین سرسبزشمالی (کوهدامن زمین) و اعمال سیاست زمین سوخته وکوچ اجباری اقوام در مناطق گوناگون افغانستان.
3ـ شهادت قهرمان ملی کشور احمدشاه مسعود ورهبران دیگر افغانستان.
4ـ سوء استفاده از اسلام و شریعت و ارائهی چهرهی زشت و خشن از دین مقدس اسلام که به این آیین مهرآفرین وسعادت بخش لطمهی سختی وارد نمود.
5ـ زمینه سازی برای اشغال افغانستان توسط نیروهای خارجی و انداختن کشور به دام اشغال امریکا.
6ـ معرفی افغانستان به عنوان تولید کننده و صادرکنندهی زهر یا مواد مخدر به مردم جهان طوریکه اط نام افغان بوی ترک وترور به مشام برسد.
7ـ تبدیل افغانستان این مسکن بزرگان علم و اندیشه به لانهی تروریست ها ، جنایتکاران و مافیای جهانی.
8ـ سیاست ضد انسانی و اسلامی در مقابل زنان مسلمان کشور وبازداشتن آنان از ابتدایی ترین حقوقشان.
9ـ اعمال سیاست ضد بشری در مقابل مذاهب اسلامی و پیروان ادیان دیگر و بروز تفرقهی دینی، اپارتایت مذهبی و تصفیهی نژادی.
10ـ تشدید عقب ماندگی کشور در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و…
سید علی موسوی چکاوک
-

ترامپ 70 روز دیگر می رود اما ماندنی هستیم
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران شامگاه یکشنبه در یک پیام توییتری خطاب به همسایگان جمهوری اسلامی نوشت: «ترامپ۷۰ روز دیگر رفته است و ما برای همیشه اینجا میمانیم.»
وزیر امور خارجه ایران یک روز پیش از آن هم در توییتی به زبان عربی پیامی مشابه برای همسایگان این کشور فرستاده بود.
در دوران چهارساله حاکمیت دونالد ترامپ، دولت ایالات متحده با حمایت گسترده از رقبای ایران، بهویژه عربستان سعودی و اسرائیل تلاش کرد تا مانع از پیشبرد سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی شود.
آقای ظریف در پیامهای دو روز گذشته خود از همسایگان ایران خواسته است تا بدون تکیه بر قدرتهای فرامنطقهای، به تنشها پایان دهند و با گفتوگو منافع خود را تامین کنند.
بسیاری از مقامها و سیاستمداران ایرانی در دو روز گذشته از شکست دونالد ترامپ در انتخابات ابراز خرسندی کرده و تغییر دولت در ایالات متحده را باعث کاهش فشارها بر جمهوری اسلامی ارزیابی کرده اند.
-

عربستان نتوانست عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل شود
عربستان سعودی، نتوانست رای قابل اعتماد برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل را به دست بیاورد.
روز سهشنبه (۲۲ میزان)، ۱۹۳ عضو سازمان ملل متحد، برای تعیین سرنوشت ۱۵ کرسی خالی از ۴۷ کرسی شورای حقوق بشر این سازمان، رایگیری کردند.
در این رایگیری، چین، روسیه و کوبا توانستند ۱۵ کرسی خالی به دست بیاورند و عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل شوند.
کشورها برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل، باید ۹۶ رای یا بیشتر از آن، به دست بیاورند؛ اما عربستان سعودی، در این انتخابات، ۹۰ رای به دست آورد و نتوانست عضو این نهاد جهانی شود.
نامزدهای عضویت در این شورا، با رای مخفی انتخاب میشوند و اعضای جدید نمیتواند بیش از دو دورهی سه ساله، در این شورا حضور داشته باشند.
پیش از این، بیش از ۲۹ کشور در بیانیهای که در تاریخ ۱۵ سپتامبر منتشر شد، از بازداشت فعالان جامعهی مدنی، مدافعان حقوق بشر، خبرنگاران و منتقدان سیاسی انتقاد کرده بودند.
کشورهایی که عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل هستند، وظیفه دارند از حقوق بشر دفاع کنند و بر رعایت آن نظارت داشته باشند.
در انتخابات پیشین این شورا، افغانستان برای نخستین بار، عضویت این شورا را بهدست آورده بود و برای مدت سه سال عضو این شورا ماند.
-

رئیس پیشین سیا: ترامپ و کشنر اجازه دادند بن سلمان خاشقچی را بکشد
جان برنان رئیس پیشین آژانس اطلاعات مرکزی امریکا (سیآیاِی) گفت، کاخ سفید اجازه داد جمال خاشقچی روزنامه نگار سعودی به دست حکومت این کشور به قتل برسد.
برنان در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سیاِناِن» گفت: «ما باید سعودیها و دیگران را بهخاطر هرگونه خشونت علیه حقوق بشر یا آزادیهای فردی مسئول بدانیم. اما دونالد ترامپ و جرد کوشنر و کاخ سفید به محمد بن سلمان اجازه قتل وحشتناک و تکه تکه کردن جمال خاشقچی را دادند».
رئیس سیآیاِی در سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ افزود: «اگر در حال حاضر این مقام را داشتم با همتایان سعودی خود ارتباط برقرار کرده و تلاش میکردم او را برای این کار مسئول دانسته و مطمئن شوم چنین چیزی دیگر تکرار نمیشود».
برنان در ادامه گفت: «متأسفانه بن سلمان که اخیراً اصلاحاتی در کشورش ایجاد کرده است، یک رهبر مستبد است و سعودیهای زیادی از جمله فعالان مدنی و فعالان زن را به قتل رسانده و سرکوب کرده است».
وی افزود: «دونالد ترامپ چشمانش را به روی این جنایات بسته است و به دنبال پول است. او زندگی و جهان را از داخل علامت دلار میبیند و به همین دلیل به حفظ روابط مستحکم با عربستان سعودی ادامه خواهد داد».
هنگامی که مجری برنامه پرسید آیا ترامپ به آنچه که در آن زمان سیآیاِی درخصوص قتل خاشقچی اعلام کرد اعتقاد دارد یا خیر، برِنان پاسخ داد: «فکر میکنم اعتقاد دارد. فکر میکنم شبههای در این مورد وجود نداشته باشد. من ۵ سال در عربستان سعودی زندگی و در آنجا کار کردهام و میدانم این قتل انجام نشده مگر آنکه دستور آن توسط بالاترین مقامات صادر شده باشد. باور ندارم که ملک سلمان چنین کاری کند ولی ولیعهد محمد بن سلمان کسی است که بازوی اطلاعاتی و امنیتی را اداره میکند و ترامپ میداند که چنین رهبران مستبدی چه میکنند و نه تنها آن را تحمل میکند بلکه آنها را تشویق میکند که به این راه ادامه دهند».
یادآوری می کنیم، که دو سال پیش خاشقچی که ستوننویس روزنامه «واشنگتن پست» و از منتقدان حکومت عربستان سعودی بود، پس از ورود به سفارت این کشور در ترکیه، دیگر هرگز دیده نشد. «آژانس اطلاعات مرکزی» امریکا (سیآیاِی) از جمله نهادهایی بود که از احتمال دست داشتن محمد بن سلمان در قتل خاشقچی پرده برداشت.
-

میز مذاکره صلح جای بحث در مورد مذاهب نیست
میخواستم به خاطر جلوگیری از تنشهای بیشتر و سوء استفاده دشمنان مشترک دو مذهب جعفری و حنفی در این مورد سکوت کنم، اما ترسیدم که مبادا سکوتم مانند سکوت زهاد مسلمان در ماجرای قیام امام حسین باشد که در حین قتل عام خاندان پیامبر نماز استحبابی میخواندند. حالا که چنین است به چند مورد به صورت خلاصه اشاره میکنم:
۱- پیش کشاندن موضوع رسمیت فقه حنفی یا جعفری در مذاکرات صلح دوحه نقشهٔ امریکا، اسرائیل، سعودی و … است تا جنگهای مذهبی را در افغانستان شعلهور سازند وگرنه در مذاکراتی که هدف اصلی آن آتشبس، خروج نیروهای اشغالگر، ختم جنگ و راه حل سیاسی برای تقسیم قدرت حاکمه است؛ مسئله فقه حنفی و جعفری هیچ موضوعیت ندارد.
۲- فقه حنفی و جعفری از آغاز یعنی بیش از هزار سال است که کنار هم رشد کرده و به شکوفایی رسیدهاند و هردو از ریشههای مشترک قرآن و سنت برخاسته و پیروان هردو مذهب نیز در طول تاریخ در افغانستان برادرانه و دوستانه زندگی کردهاند.
۳- در میان تمام مذاهب اسلامی، بیشترین وجه مشترک را مذهب جعفری و مذهب حنفی داشتهاند و دانایان و اهل علم و به خصوص مجتهدان هردو مذهب میدانند که اختلاف[میان دو مذهب] انگشت شمار و آنهم در فروعات است.
۴- مذهب جعفری منتسب به امام جعفر صادق نواده پیامبر اسلام، مادر مذاهب اسلامی است و ابوعبدالله جعفر الصادق استاد مذاهب بوده است. یکی از افتخارات ابوحنیفه نعمان بن ثابت(امام اعظم) این بوده که در محضر امام جعفر الصادق تلمذ نموده است؛ و هم جامعهٓ الازهر که معتبرترین مرجع فتوای اهل سنت است بسی سالهای پیش بر جواز مذاهب معتبر اسلامی و از جمله امامیهٔ اثناعشریه که در افغانستان مذهب جعفری یاد میشود، فتوا داده است.
۵- مذهب جعفری در خراسان بزرگ که افغانستان قسمتی از آن است و در شهرهایی که امروز مربوط افغانستان است، ۲۰ سال یا ۱۰۰ سال نه که هزار و چهار صد سال یعنی در اولین سالهای فتح خراسان توسط اعراب رواج داشته است. اگر کسی از این موضوع خبر ندارد، تواریخ اسلامی را در دوره امویان، عباسیان، ابومسلم خراسانی، صفاریان، غزنویان، سلجوقیان، صفویان، بابریان، نادر افشار، احمدخان ابدالی و … مطالعه نماید.
۶- تطبیق احوال شخصیهٔ شیعیان طبق احکام مذهب جعفری در قانون اساسی افغانستان مشخص شده است و هیچ قدرت و توانی چه خارجی و چه داخلی نمیتواند این حق را برای ثلث نفوس کشور نادیده انگارد و نادیده گرفتن این حق و حقوق دیگر یعنی ادامه جنگ و خونریزی و شیعیان از خط قرمز شان که رسمیت مذهب شان است هرگز کوتاه نمیآیند و اکثریت قاطع پیروان مذهب برادر نیز با شیعیان همنوا هستند.
۷- هردو مذهب جعفری و حنفی باید در افغانستان رسمی باشد و به پیروان مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر مانند سِکها نیز در احوال شخصیه و موضوعات فرقهای و دینی شان حق قائل شویم تا همه دوستانه و برادرانه در افغانستان آرام، آباد، آزاد، مرفه و شگوفا زندگی کنیم.
۸- بحث راجع به رسمیت مذاهب، جایش در دوحه و در میز سیاسی تقسیم کنندگان قدرت نیست؛ علمای اعلام، حقوق دانان، مجتهدین و اهل خبره از سراسر افغانستان به آرامی و حوصلهمندی روی آن بحث کنند و به نتیجهٔ مشترک که حقوق هیچ گروه مذهبی و دینی در آن ضایع نشود، برسند.دید
-

اولین حزب مخالف آل سعود در عربستان تاسیس شد
گروهی از شخصیتهای سعودی مقیم خارج و مخالف حکومت آل سعود در نودمین سالگرد تاسیس عربستان سعودی، حزبی تحت عنوان «التجمع الوطنی» تشکیل دادند.
اعضای حزب اپوزیسیون «التجمع الوطنی» هدف خود از تاسیس این حزب را دموکراسی کردن نظام سیاسی عربستان و فعالیت برای نجات کشور و مردم آن اعلام کردند.
حزب مزبور که ریاست آن را «یحیی عسیری» فعال حقوقی مقیم لندن بر عهده دارد، اعلام کرد که التجمع الوطنی در شرایطی تاسیس شده که مسیرهای سیاسی در همه زمینهها بسته است و نظام آل سعودی با افزایش بازداشتهای سیاسی و توطئه علیه کشورهای منطقه، اقدام به سرکوب مخالفان خود میکند.
در ادامه بیانیه آمده است: هدف ما جلوگیری از کشیده شدن کشور به سمت آشوب و درگیری است، لذا برای تقویت همکاریهای منطقهای و بینالمللی عربستان در راستای خدمت به منافع مردم تلاش میکنیم.
«یحیی عسیری» فعال حقوقی مقیم لندن ریاست این حزب را بر عهده دارد و «مضاوی الرشید»، «سعید بن ناصر الغامدی» مخالفان آل سعود مقیم لندن، «عبدالله العوده» معارض سعودی مقیم امریکا و «عمر بن عبدالعزیز» مقیم کانادا دیگر اعضای این حزب را تشکیل میدهند.
از زمان به قدرت رسیدن محمد بن سلمان ولیعهد سعودی، موج بازداشتها برای گسترش سلطه و نفوذ وی در عربستان گسترش یافته است و طی این مدت شمار زیادی از مخالفان آل سعود از جمله شاهزادگان و بازرگانان به بهانههای مختلف بازداشت شدهاند.
این بازداشتها همچنان شامل حال شماری از علما و نویسندگان عربستان سعودی از جمله «سلمان العوده» میشود، اما شاخصترین اقدام سرکوبگرانه بن سلمان، قتل «جمال خاشقچی» روزنامه نگار معروف منتقد آل سعود در دوم اکتوبر سال 2018 در داخل سفارتخانه عربستان در استانبول و تکه تکه کردن جسد وی است.
خاشقجی روزنامه نگار واشنگتن پست 2 اکتوبر 2018 میلادی طی یک عملیات که توسط 15 مامور اطلاعاتی و امنیتی سعودی انجام شد، در ساختمان قنسولگری عربستان در استانبول به قتل رسید و جسد وی تاکنون پیدا نشده است.
-

طالبان برنده در افغانستان و امریکا ضعیف در منطقه
دونالد ترامپ در مراسم امضای توافقنامهعادی سازی روابط امارات و بحرین با اسراییل، تلاش کرد تا پیامی را به جهانیان مخابره کند که ایالات متحده به عنوان نیروی صلح و ثبات در خاورمیانه است؛ اما متاسفانه این یک تصویر خوشبینانه برای گمراه کردن افکار عمومی بود.
ایالات متحده در خاورمیانه نفوذ کرده و نیروهای خود را به بهانه مقابله با تروریزم در سوریه، عراق و افغانستان گماشته و حضور نظامیان امریکا در منطقه در حال کاهش است و خاورمیانه در آینده شاهد کاهش قدرت نظامی امریکا خواهد بود.
پیش از این ترامپ ادعا کرده بود که نیروهای نظامی خود را از خاورمیانه بیرون خواهد کشید؛ اما با نزدیک شدن به پایان ریاست جمهوری وی، میبینیم که هنوز نتوانسته وعدههای خود را عملی کند و در روز انتخابات ریاست جمهوری، ایالات متحده ۴۵۰۰ نظامی در افغانستان ، ۳۰۰۰ در عراق و ۱۰۰۰ نظامی در سوریه خواهد داشت. ترامپ مدعی شده که میخواهد تعداد نظامیان در خاورمیانه به صفر برسد، اما اگر همه نیروها را بیرون بکشد، اوضاع برای امریکا بدتر خواهد شد.
با نگاهی به بازندگان و برندگان در خاورمیانه درمییابیم که اسراییل بیشترین بهره از خاورمیانه را خواهد برد؛ چرا که این رژیم با امضای توافقنامه با امارات و بحرین توانسته از انزوای خود خارج شود.
برنده بعدی نیز ترکیه است که از عقبنشینی نیروهای نظامی امریکا سود میبرد. برخی از رهبران عرب ترکیه را دشمن بزرگی برای ثبات منطقه میدانند؛ چراکه نیروهای تُرک در سوریه، لیبیا و عراق پیشروی کردهاند. سران عرب از نفوذ ترکیه در حلب، موصل، طرابلس و موگادیشو ابراز نگرانی میکنند. کاخ سفید طی بیانیهای اعلام کرد که رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه از منتقدین سرسخت عادی سازی روابط با اسراییل بوده است.
اما بزرگترین بازنده در خاورمیانه عربستان سعودی است. تاثیرعربستان امروز در خاورمیانه مانند گذشته نیست و در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان علاوه بر این که سعودیها محبوبیت خود را در واشنگتن از دست دادند؛ در یمن، لبنان، سوریه، پاکستان و دیگر کشورهایی که ایدئولوژی و سرمایه عربستان به عنوان مرکب قدرت بود، نیز دچارعقبگرد و پسرفت شدند.
محورهای جنگ در خاورمیانه هنوز شکننده است؛ چراکه درگیریها میان ترامپ که میخواهد نیروهای خود را از منطقه بیرون بکشد و پنتاگون که اصرار به ماندن نیروهای نظامی برای ثبات منطقه دارد، همچنان ادامه دارد.
در افغانستان نیز برندگان، اشرار هستند. نیروهای طالبان که سرمست پیروزی خود هستند، به وعدههای خود در خصوص کاهش خشونت و سرکوب گروه تروریستی القاعده عمل نکردند.
پیش از این، ترامپ وعده داده بود که در صورت فراهم شدن شرایط، نیروهای امریکایی را تا ماه می از منطقه بیرون بکشد.واشنگتن پست