برچسب: طالبان

  • ولسوالی المار فاریاب به دست طالبان سقوط کرد

    ولسوالی المار فاریاب به دست طالبان سقوط کرد

    نابع محلی در ولایت فاریاب، تایید می‌کنند ولسوالی المار این ولایت، به دست جنگ‌جویان طالب سقوط کرده است.

    عبدالمنان قاطع، عضو شورای ولایتی فاریاب، به رسانه ها گفت پیش از چاشت روز پنج‌شنبه (۲۱ حوت)، ولسوالی المار به دست طالبان سقوط کرد.

    وی افزود: «دو سال می‌شد که ولسوالی المار در محاصره‌ی طالبان قرار داشت. نیروهای امنیتی از سه ماه به این طرف در ولسوالی المار محاصره بودند و از ۲۰ روز به این طرف حملات طالبان بر آن‌ها شدت یافته بود. نیروهای امنیتی تجهیزات نظامی و غذای کافی نداشتند.»

    به گفته‌ی آقای قاطع، نیروهای امنیتی از ۱۰ روز به این طرف عملیاتی را برای نجات سربازان گیرمانده در ولسوالی المار راه‌اندازی کرده بودند که با شکست مواجه شد.

    وی تاکید کرد نیروهایی که در ولسوالی المار مانده بودند، یا کشته و زخمی و یا اسیر شده‌اند.

    او تصریح کرد: «از آمار دقیق تلفات جزییاتی در دست نیست.»

    گفتنی است که پیش از این، مسئولان امنیتی در ولایت فاریاب، گفته بودند روز گذشته (چهارشنبه، ۲۰ حوت)، محمدامین پتنگ، سرپرست فرماندهی پولیس ولسوالی المار این ولایت، به گروه طالبان تسلیم شده است.

    کریم یورش، سخنگوی پولیس فاریاب، گفته بود آقای پتنگ، رتبه‌ی دوم سارن داشت و تنها خودش با یک میل سلاح کلاشینکوف به طالبان پیوست.

    گروه طالبان تا اکنون در این باره چیزی نگفته است.

    ولایت فاریاب در شمال افغانستان، از ولایت‌های به شدت ناامن است و چندین ولسوالی این ولایت همین اکنون در کنترل طالبان است و یا در تهدید بسیار بالا قرار دارد.

  • اجماع بین المللی می تواند طالبان را وادار به تمکین خواسته های مردم افغانستان کند

    اجماع بین المللی می تواند طالبان را وادار به تمکین خواسته های مردم افغانستان کند

    با نزدیک شدن به مهلت ماه می برای خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، مذاکرات صلح میا‌ن‌افغانی در دوحه توقف یافته، خشونت‌ها با ترور فعالان مدنی و خبرنگاران به طور قابل توجهی افزایش یافته و دولت بایدن در حال بازنگری توافق میراثی امریکا-طالبان است. نشست رهبران ناتو در ماه فبروری تصمیم در مورد خروج را به تأخیر انداخت و منتظر تصمیم ایالات متحده است. تحلیل‌ها و مطالعات، تأخیر مهلت ماه می را توصیه می‌کند تا اطمینان حال شود شرایط موجود به اندازه کافی برای حل و فصل ثمربخش است. با این حال، پاسخ طالبان به این معضل، تهدید برای بسته‌ نمودن «مسیر دیپلماسی» و آغاز دوباره جنگ علیه نیروهای امریکایی بوده است. با توجه به یک دولت ضعیف در کابل و تمایل کم جامعه بین‌الملل به افغانستان، بهار خونین دیگر در انتظار مردم افغانستان است.
    در این لحظه پیچیده و خطرناک، دولت بایدن هر گونه سیاستی در پیش گیرد، میراث مداخله ایالات متحده را در افغانستان و موضعش را در منطقه و فراتر از آن متأثر خواهد کرد. این امر انتخاب بین خروج غیرمسئولانه که ممکن به فروپاشی دولت و جنگ داخلی تحت نظارت دولت بایدن منجر شود یا حفظ وضعیت موجود و ماندن در افغانستان است که به معنی ادامه جنگ و تلفات افراد ملکی خواهد بود. در هر صورت، دولت بایدن در رابطه به افغانستان در شرایط سختی قرار دارد و در نهایت این مردم افغانستان است که بهای آن را باید بپردازد.
    یک پیشنهاد جدید از سوی زلمی خلیلزاد نماینده ویژه امریکا در امور مصالحه افغانستان با حکومت و طالبان شریک شده است. هدف آن برگزاری کنفرانسی شبیه «بن» و تشکیل «حکومت مشارکتی» برای تسریع «روند صلح» است. هرچند این پیشنهاد به گونه غیررسمی از سوی هر دو طرف رد شده، اما هنوز پاسخ رسمی به این پیشنهاد داده نشده است. استدلال بر این است که این ابتکار «استراتژی خروج» جدید برای واشنگتن است و انگیزه کمی برای متعهد کردن طالبان به آتش‌بس یا توافق معنادار برای تقسیم قدرت باشد، به ویژه وقتی به نظر می‌رسد زمان و میدان به نفع طالبان است. با این حال، روشنی انداختن به این تاریکی می‌تواند تلاشی به رهبری ایالات متحده جهت احیای مجدد تلاش‌های دیپلماتیک در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای برای رسیدن به یک اجماع قوی و واضح باشد که مخالف تصرف این کشور از سوی طالبان است و اجازه می‌دهد فراتر از مسئله خروج بر افغانستان حکومت کنند.
    عدم محبوبیت طالبان در میان مردم افغانستان و همچنین ناکامی‌های دولت افغانستان و شرکای بین‌المللی در دستیابی به ثبات در افغانستان طی دو دهه گذشته به خوبی اثبات شده است. ۲۰ سال پس از اشغال افغانستان، ایالات متحده و جامعه بین‌المللی بیان می‌کنند که تصمیم‌گیری در مورد آینده افغانستان مربوط به مردم این کشور است. این که سرنوشت افغانستان به مردم آن تعلق دارد، یک اقدام قابل استقبال است. با این وجود، گذشته از حرکات سیاسی و لفاظی‌ها، کمک معنادار به مردم افغانستان برای تصمیم‌گیری در مورد آینده شان، بسیار مهم است. این امر نیازمند شرایطی است که صدای آن‌ها شنیده شود و بدون ترس از تصرف نظامی طالبان، قادر باشند بر وضعیت نهایی مطلوب خود تأثیر گذارند.
    گزارش گروه مطالعاتی افغانستان دورنمای یک وضعیت نهایی را پیشنهاد می‌کند: «یک دولت مستقل، دموکراتیک و با اقتدار … که از اقلیت‌ها، حقوق زنان، جنبه‌های دموکراتیک دولت و مطبوعات آزاد حمایت و محافظت می‌کند.» چنین برایندی می‌تواند منافع ایالات متحده و متحدانش را حفظ و از دستاوردهای پسا-۲۰۰۱ مردم افغانستان حفاظت کند.
    با این حال، چنین نتیجه‌ای که مطلوب جامعه جهانی و مردم افغانستان باشد، ممکن از سوی طالبان پذیرفته نشود، به خصوص وقتی متقاعد کردن جنگجویان این گروه دشوار باشد. چرا طالبان با داشتن حضور قدرتمند در حومه شهر و پشت میز مذاکره، از ساختاری استقبال کند که شبیه به نظام فعلی باشد؟ برخلاف «جمهوریت» که خط سرخ رییس جمهور اشرف غنی است، طالبان در تعیین «خط سرخ» خود تاکتیکی و مبهم عمل کرده‌اند، اما در عین حال همواره خواستار نظام «اسلامی» بوده‌اند. آن‌ها نظام کنونی را به این خاطر که به اندازه کافی اسلامی نیست و تحت تأثیر اشغال خارجی بنا شده، رد می‌کنند.

    برای این انعطاف پذیری تاکتیکی ممکن دو دلیل وجود داشته باشد. نخست، یک احساس قوی در جامعه بین‌المللی علیه بازگشت «امارت اسلامی» در افغانستان وجود دارد. طالبان بیش از هر زمانی به دنبال مشروعیت بین‌المللی هستند. آن‌ها با پافشاری نکردن بر کلمه «امارت» برای تعریف وضعیت نهایی تاکتیکی عمل کرده، اما همچنان هدف نهایی مطلوب خود را تحت عنوان «نظام اسلامی» بیان می‌کنند. دوم، امارت طالبان که هرگز بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ رسمیت و مشروعیت بین‌المللی را به دست نیاورد، به عنوان تاریک‌ترین و وحشیانه‌ترین عصر افغانستان برای زنان، اقلیت‌ها و به طور کلی حقوق بشر دیده می‌شود. طالبان از این امر آگاه هستند که اگر بر بازگشت امارت خود تأکید کنند با مخالفت شدید و گستردۀ عناصر جامعه افغانستان مواجه خواهند شد.
    ایالات متحده و جامعه جهانی می‌توانند از «مشروعیت سیاسی» برای رد بازگشت طالبان از طریق زور به عنوان اهرم فشار استفاده کنند. برای بدست آوردن این امر، به طالبان گفته شود که باید نسبت به خواسته‌های مردم افغانستان متعهد باشند؛ یعنی توافق سیاسی برای یک ساختار حکومت‌داری فراگیر به دست آید و استفاده از زور برای رسیدن به اهداف سیاسی ممنوع شود. بنا بر این، ایالات متحده و جامعه جهانی می‌توانند حمایت خود را به یک وضعیت نهایی مطلوب معطوف کرده و به طالبان بفهمانند که تصرف از طریق نظامی غیرقابل قبول است و تحت هیچ شرایطی از سوی جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته نخواهد شد.
    تعهد به اصل عدم بازگشت طالبان از طریق زور، پیام مهم و روشنی به طالبان و بازیگران دخیل در امور افغانستان می‌دهد، این که مفهوم «هیچ راه‌حل نظامی وجود ندارد» همه جانبه است. این امر شامل طالبان نیز می‌شود. هیچ سطحی از تحمل‌ناپذیری یا تاکتیک‌های طالبان نباید راه را برای تصرف نظامی و بازگشت نظام معدوم، باز کند. خلاصه این که، در صورت عدم وجود یک عامل بازدارنده معتبر بین‌المللی، یورش طالبان به پایگاه‌های روستایی می‌تواند به بدترین نوع جنگ داخلی و کشتار جمعی منجر شود. میزان خشونت و بی‌ثباتی می‌تواند به دلایل بشردوستانه مداخله نظامی دیگر را از سوی کشورهای قدرتمند منطقه رقم بزند. یک اجماع بین‌المللی روی «عدم بازگشت طالبان از طریق زور» می‌تواند هدف درازمدت را تحقق بخشد: با کاهش تهدید‌های القاعده، منافع ایالات متحده در افغانستان تأمین خواهد شد و با غلبه بر خشونت، مردم این کشور نیز می‌توانند زمین‌ها را حاصل‌خیز کنند.
    صد سال پس از اعلان استقلال در سال ۱۹۱۹ از سوی امیر امان‌الله خان، افغانستان نظام‌های متعدد حکومت‌داری را تجربه کرده است. نظام سلطنتی، جمهوری، دیکتاتوری، حکومت دینی و دموکراسی تحت حداقل هفت قانون اساسی مختلف. به عنوان یک کشور متشکل از اقوام مختلف با جامعه سنتی، دولت ضعیف و جامعه قوی، تغییر رهبری در افغانستان طی یک قرن گذشته از طریق، ترور، کودتا، تبعید اجباری، جنگ‌های داخلی و مداخلات بین‌المللی انجام شده است. در طول این تغییرات سریع قدرت در افغانستان، مشروعیت حاکم و پاسخگویی نظام همچنان مشکل‌ساز شده و چرخه درگیری را احیا کرده است. هر توافقی – اگر به این مرحله برسد – باید تاریخ سیاسی و واقعیت‌های قرن ۲۱ افغانستان را مرور کند. درسی از یک قرن مبارزه این است که ثبات و صلح پایدار در افغانستان مستلزم یک ساختار حکومتیِ داخلی سیاسی-اجتماعی و عملی است که مستعد هیچ نوع استبداد و دیکتاتوری نیست.
    ایالات متحده و جامعه بین‌المللی دست‌کم می‌توانند به مردم افغانستان در تلاش برای دستیابی به یک وضعیت نهایی که با عزت باشد کمک کنند و دولتی را که از طریق خشونت بالای مردم حاکم شود، به رسمیت نشناسند.

    دید

  • دستور طالبانی وزارت معارف، دختران بالای 12 سال حق اجرای ترانه را ندارند

    دستور طالبانی وزارت معارف، دختران بالای 12 سال حق اجرای ترانه را ندارند

    ریاست معارف شهر کابل به تازگی اجرای ترانه برای دختران بالای ۱۲ سال در مکاتب و محافل عمومی را ممنوع اعلام کرده است.

    این ریاست با پخش اعلامیه ( چهار شنبه ۲۰ حوت ) می گوید دانش آموزان دختر اجازه خواندن ترانه در مجالس عمومی را ندارند.

    ریاست معارف شهر کابل گفته است به گروه‌ های ترانه و سرود دانش‌ آموزان دختر به هیچ صورت به جز از مربیان و آموزگاران زن از طرف مربیان مرد تمرین و آموزش هم داده نشود.

    این ریاست اعلام کرد تلاش شود تا مکاتب گروه‌ های ترانه و سرود دانش‌ آموزان دختر را به ‌گونه‌ ای تنظیم شود که سنین اعضای  این گروه بالاتر از ۱۲ سال نباشد.

    وزارت معارف هنوز دلیل ممنوع شدن اجرا ترانه برای دختران بالای ۱۲ سال را بیان نکرده است.

  • طالبان در نشست صلح ترکیه شرکت می کنند

    طالبان در نشست صلح ترکیه شرکت می کنند

    نشست جهانی با محوریت افغانستان به رهبری سازمان ملل، که از سوی ایالات متحده پیشنهاد شده‌ قرار است در ترکیه برگزار شود.

    منابع نزدیک به طالبان می‌گویند این گروه در نشست صلح ترکیه در مورد افغانستان که قرار است در 27 ماه مارچ، به رهبری سازمان ملل، برگزار شود شرکت خواهند کرد.

    گروه طالبان تایید می‌کند در طرح دولت آمریکا مسایلی چون دولت انتقالی، برگزاری نشست آنکارا و آتش‌بس مطرح شده است.

    منابع نزدیک به طالبان همچنان با ابراز این مطلب می‌گویند تحرک‌های پسین آمریکا در روند صلح برای طالبان پذیرفتنی خواهند بود.

    گفتنی است آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا نامه‌ای به محمد اشرف، غنی رییس‌جمهوری افغانستان فرستاد که در آن، نسبت به خروج کامل نیروهای ایالات متحده هشدار داده است.

    در این نامه آمده واشنگتن قرار است از سازمان ملل بخواهد نشستی بین‌المللی با حضور وزیران خارجه کشورهای منطقه از جمله روسیه، چین، پاکستان، ایران، هند و آمریکا برای بحث روی یک رویکرد مشترک در حمایت از صلح افغانستان ترتیب دهد.

    پس از درخواست آمریکا برای برگزاری یک نشست بین‌المللی برای نهایی کردن توافق صلح افغانستان در ترکیه، دولت آنکارا آمادگی خویش را برای میزبانی از نشست اعلام کرد.

    «عمر سلیک» سخنگوی حزب «عدالت و توسعه» ترکیه در یک نشست خبری درباره تحولات روند صلح افغانستان تاکید کرد که آنکارا برای هرگونه میانجی‌گری در روند صلح افغانستان آمادگی دارد.

    این در حالی است که قراراست تا هشت روز دیگر مسکو میزبان یک نشست دربارۀ روند صلح افغانستان باشد.

    مقام‌ها تأیید می‌کنند که رهبران سیاسی کشور به‌شمول رییس‌جمهور غنی و عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحۀ ملی، نماینده‌های کشورهای چین، امریکا و پاکستان و نماینده‌گان طالبان نیز به این نشست، دعوت شده‌اند.

    هدف از برگزاری این نشست، سرعت بخشیدن به روند صلح افغانستان در دوحه، گفته شده‌است.

  • نشستی شبیه نشست بن چند روز دیگر در ترکیه برگزاری می شود

    نشستی شبیه نشست بن چند روز دیگر در ترکیه برگزاری می شود

    برخی منابع می‌گویند نشست صلح افغانستان به رهبری سازمان ملل قرار است در تاریخ بیست و هفتم مارچ سال روان میلادی، در ترکیه برگزار شود.

    هم‌زمان با ادامه بحث‌ها روی طرح آمریکا و نامه وزیر خارجه آن کشور، قرار است نشستی شبیه نشست اول بن در بیست‌وهفتم مارچ در شهر استانبول برگزار شود. این نشست با رهبری سازمان ملل متحد برگزار می‌شود و همه کشورهای دخیل در روند افغانستان، از جمله کشورهای منطقه در آن اشتراک می‌کنند.

    حکومت افغانستان در این باره تاکنون چیزی نگفته‌است. این نشست جهانی به رهبری سازمان ملل در ترکیه، از سوی ایالات متحده پیشنهاد شده‌است.

    زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه وزارت امور خارجه آمریکا برای صلح افغانستان، در حال حاضر مصروف رای‌زنی با کشورهای منطقه است تا زمینه برگزاری این نشست را در زمان تعیین شده فراهم کند.

    گفتنی است ایالات متحده  به طرف‌های درگیر در افغانستان تنها چند روز فرصت داده است که در مورد طرح پیشنهادی این کشور تصمیم بگیرند.

    یادآوری می‌کنیم پیشتر برخی رسانه ها از ارسال نامه‌ای از سوی انتونی بلینکن  ، وزیر امور خارجه ایالات متحده به رهبران افغانستان خبر دادند.

    آقای بلینکن دراین نامه  به رئیس ‌جمهور غنی طرح آمریکا را برای سیاست‌گران افغان تأیید می‌کند و می‌گوید که واشنگتن از سازمان ملل می‌خواهد یک نشست جهانی با حضور وزیران خارجه و فرستاده‌های ویژه آمریکا، روسیه، چین، پاکستان، ایران و هند را برای بحث روی یک رویکرد واحد دربارۀ روند صلح افغانستان، برگذار کند.

    آقای بلینکن همچنین در این نامه، از برگذاری یک نشست به میزبانی ترکیه با حضور نماینده‌گان جمهوریت و طالبان از بهر نهایی سازی یک توافق‌نامه صلح، خبر داده بود.

    او در این نامه گفته‌است: “ما قصد داریم از سازمان ملل بخواهیم که نشست وزیران خارجه و فرستاده‌های ویژه، روسیه، چین، پاکستان، ایران، هند وایالات متحده برای یک رویکرد واحد دربارۀ روند صلح افغانستان، برگذار کند.”

    او می‌افزاید: “ما همچنان از ترکیه خواهیم خواست تا یک نشست سطح بلند را از هر دو طرف (جمهوریت – و طالبان) برای نهایی سازی یک توافق‌نامۀ صلح در هفته‌های آینده، میزبانی کند.”

     در همین حال قراراست تا هشست روز دیگر یک نشست به میزبانی مسکو درباره روند صلح افغانستان در روسیه برگزار شود.

    مقام‌ها تأیید می‌کنند که رهبران سیاسی کشور به‌شمول رئیس ‌جمهور غنی و عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، نماینده‌های کشورهای چین، آمریکا و پاکستان و نماینده‌گان طالبان نیز به این نشست، دعوت شده‌اند.

    هدف از برگزاری این نشست، سرعت بخشیدن به روند صلح افغانستان در دوحه، گفته شده‌است.

  • طالبان از انتخابات هراس دارند و دولت انتقالی را نخواهند پذیرفت

    طالبان از انتخابات هراس دارند و دولت انتقالی را نخواهند پذیرفت

    هفته گذشته زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ ویژه ایالات متحده‌ امریکا در امور صلح افغانستان، در سفری به کابل، حامل طرحی تحت نام (دولت انتقالی صلح برای افغانستان) بود. این طرح یک نقشه راه برای حل سیاسی منازعه‌ افغانستان است که برای عبور به وضعیت صلح، تشکیل یک دولت انتقالی را پیشنهاد می‌کند. این طرح با واکنش رهبران حکومت و سیاسیون افغانستان مواجه شد. رییس جمهور غنی آن را تنها یک طرح روی کاغذ دانست و معاون رییس جمهوری هم آن را سند ننگین توصیف کرد. اما نعیم وردک، سخنگوی طالبان روز دوشنبه، هجدهم حوت در توییتی از رسیدن طرح به دست طالبان خبر داد و گفت که طالبان این طرح را بررسی می‌کنند. با توجه به موضع‌گیری‌های رهبران حکومت، به نظر می‌رسد که دولت افغانستان این طرح را قبول نخواهد کرد. حداقل تاکنون چنین موضع گرفته است. اما سوال اساسی این است که آیا طالبان این طرح را قبول می‌کنند؟ آیا قبول این طرح به سود طالبان است؟ مدعای نویسنده این است که گروه طالبان به دلایل مختلفی، این طرح را قبول نخواهد کرد. گرچند پیش‌بینی امور سیاسی به صورت قطعی ممکن نیست، اما با توجه به قراین مختلف می‌توان در این مورد به قضاوت نشست. در ادامه به تبیین دلایل این مدعا پرداخته می‌شود.

    طالبان زمانی به طرح دولت انتقالی متمایل می‌شوند که سود حاصل از دولت انتقالی، بیش‌تر از گزینه‌های دیگر باشد. این گروه همانند هر گروه و جناح دیگری، براساس میزان سود و زیان خود دست به انتخاب می‌زند و تصمیم می‌گیرد.

    اما طرح دولت انتقالی به سود طالبان نیست. مهم‌ترین چالشی که طالبان در این طرح با آن مواجه‌اند، مسأله‌ دولت انتخاباتی است. بنابر آنچه در این طرح آمده است، پس از دولت انتقالی، دولت دایمی‌ای که سر کار می‌آید، حتماً باید براساس انتخابات شکل بگیرد. این مورد نمی‌تواند به سود طالبان باشد. این گروه به دو دلیل گزینه‌ دولت انتخاباتی را قبول نخواهد کرد.

    دلیل اول این‌که، طالبان به دلیل ایدیولوژی بنیادگرایانه‌ای که دارند، نمی‌توانند روی خوش به انتخابات نشان دهند. ایدیولوژی طالبان تنها امارت اسلامی را قبول می‌کند و برای تعیین امیر، تنها شورای اهل حل و عقد است که تصمیم می‌گیرد، نه مردم عوام. در ایدیولوژی طالبان که البته باید گفت ایدیولوژی چندان واضح و مشخصی نیست، جایگاهی برای انتخابات تعریف نشده است. شاید بتوان گفت که مهم‌ترین مشخصه ایدیولوژی طالبان، مسأله‌ امارت اسلامی و تقابل با انتخابات است، به همین جهت این گروه با انتخابات سازگاری نشان نخواهد داد.

    دلیل دوم این است که طالبان توانایی برنده شدن در یک انتخابات شفاف را ندارند. گرچند ادعای این‌که طالبان پشتوانه مردمی نداشته باشند، دقیق نیست، اما با توجه به تضعیف شدن تفکر طالبانی از یک‌سو و خاطرات بد مردم افغانستان (به ویژه طبقه شهرنشین) نسبت به این گروه از جانب دیگر، احتمال برنده شدن طالبان در یک انتخابات کم است. شاید به همین جهت باشد که امرالله صالح، معاون نخست رییس جمهوری، در سخنانی که در مراسم سالیاد مارشال فهیم مطرح کرد، تأکید زیادی بر انتخابات داشت و مدعی بود که طالبان وارد انتخابات شوند. آقای صالح به خوبی می‌دانست که گزینه انتخابات به سود طالبان نیست و به همین جهت بر روی آن دست گذاشته بود.

    چالش دیگری که در پیوند به طرح دولت انتقالی، پیش روی طالبان است، ائتلاف با دولت کنونی است. براساس این طرح، نخبه‌گان سطح بالای سیاسی افغانستان و رهبران طالبان، برای تشکیل دولت موقت ائتلاف می‌کنند و تمام مسوولان نهادهای حکومتی، براساس توافق میان دو جناح انتخاب می‌شوند. اما احتمال ائتلاف طالبان با رهبران دولت کنونی بعید است و دلیل آن هم ایدیولوژی‌زده‌گی این گروه است. گروه طالبان جنبش ایدیولوژیک است و ایدیولوژی‌شان بر تمام تصمیمات آن‌ها سایه می‌اندازد.

    حتا اگر فرض کنیم که رهبران طالبان منافع اقتصادی و سیاسی را بر ایدیولوژی‌شان مقدم بدانند، باز هم با توجه بر ضرورت جلب رضایت جنگ‌جویان‌شان، نمی‌توانند هرگونه تصمیمی بگیرند. طالبان باید برای رضایت جنگ‌جویان خود، تصمیمات خود را در چارچوب ایدیولوژی‌شان بگیرند. چه این‌که توافق طالبان با ایالات متحده‌ امریکا، باعث نارضایتی عده‌ای از جنگ‌جویان‌شان شد و در نتیجه عده‌ای تحت نام (حزب ولایت) به عنوان ناراضیان این توافق، از طالبان جدا شدند. اما باز هم طالبان جنگ خود را به بهانه مبارزه با آنچه آنان دولت دست‌نشانده و فاسد می‌دانند، توجیه کردند. اما اگر فرض کنیم که طالبان با همین دولت و رهبران آن ائتلاف کنند، نارضایتی جنگ‌جویان‌شان را در پی خواهد داشت و آنان این ریسک را قبول نخواهند کرد. همان‌طوری که در سال‌های ۱۹۹۵ ـ ۱۹۹۶ و زمانی که طالبان قصد تصرف کابل را داشتند، از همکاری با عبدالرشید دوستم خودداری کردند. گرچند به روایت احمد رشید، خبرنگار پاکستانی، افسران آی‌اس‌آی تلاش زیادی کرده بودند تا میان دوستم و طالبان یک ائتلاف بسازند، اما طالبان به این دلیل که دوستم را کمونیست می‌دانستند، با آن‌که به کمک او نیاز داشتند، باز هم از همکاری با وی خودداری کردند. مهم‌ترین دلیل این خودداری هم حفظ رضایت جنگ‌جویان‌شان بود.

    ایدیولوژی‌زده نبودن شورشیان، یکی از پیش‌شرط‌های تشکیل دولت موقت ائتلافی است. داکتر عمر صدر در پژوهش خود تحت نام (حل سیاسی منازعه افغانستان) به این شرط به عنوان یکی از پیش‌زمینه‌های تشکیل دولت موقت ائتلافی، اشاره می‌کند. اما این پیش‌شرط، در مورد طالبان صدق نمی‌کند.

    چالش دیگر این طرح، گزینه آتش‌بس است. براساس طرح دولت انتقالی، پس از امضای توافق دولت انتقالی، هر دو طرف ملزم به آتش‌بس‌اند. اما این گزینه برای طالبان تا زمانی که به تمام اهداف خود نرسند، قابل قبول نیست. این گروه در طول دور اول و دوم مذاکرات میان افغانی، با وجود فشار کشورهای اروپایی و امریکا و تقاضای دولت افغانستان و شهروندان کشور، از قبول آتش‌بس خودداری کرد. طالبان ریسک آتش‌بس را قبول نمی‌کنند. آتش‌بس ماشین جنگی این گروه را متوقف می‌سازد، کنترل آنان را بر مناطق تحت تسلط شان تضعیف می‌کند، نیروی جنگی‌‌شان را بیکار می‌سازد، منابع اقتصادی طالبان را که از راه قاچاق به دست می‌آید، کاهش می‌دهد و هویت جنگی نیروهای‌شان را از بین می‌برد. به همین جهت، طالبان به آتش‌بس تن نمی‌دهند. آنان تنها زمانی به آتش‌بس تن خواهند داد که به تمام خواست‌های‌شان رسیده باشند. برای طالبان جنگ همواره یک استراتژی بوده است. آنان این احتمال را می‌دهند که دولت انتقالی، دولت شکننده باشد و طالبان را برای رسیدن به خواست‌های‌شان کمک نکند. به همین جهت، این گروه نیروی جنگی خود را تا پس از ایجاد یک دولت دایمی و مطابق خواست‌شان، متوقف نمی‌کنند.

    چالش دیگر این طرح برای طالبان، جمع شدن دفاتر خارجی آنان است. این گروه باید پس از امضای طرح دولت انتقالی، دفاترشان را به داخل افغانستان انتقال دهند. اما طالبان این گزینه را قبول نخواهند کرد. جمع شدن دفاتر آنان از پاکستان و قطر، به معنای کاهش پشتوانه خارجی‌شان است. گرچند طالبان خود را نیروی خودجوش و مردمی معرفی می‌کنند، اما گزارش‌های متعدد و تاریخ بیست‌وهفت ساله‌ این گروه نشان می‌دهد که آنان همواره وابسته به کمک‌های پاکستان، امارات متحده‌ عربی، عربستان، ایران و دیگر کشورهای منطقه بوده‌اند. اگر طالبان دفاتر خود را جمع کنند، مطمئناً‌ در ارتباط با کشورهای حامی خود با مشکل مواجه می‌شوند و این مسأله برای آنان قابل قبول نیست.

    باید در مورد معیارهای تصمیم‌گیری طالبان، به این مسأله هم توجه داشت که این تنها رهبران آنان نیستند که در مورد آینده تصمیم می‌گیرند، بلکه کشورهای حامی طالبان هم نقش مهم در تصمیم‌گیری دارند. البته نمی‌توان گفت که گروه طالبان تمام تصمیمات‌شان را بنابر خواست پاکستان می‌گیرد، این ادعا تقلیل‌گرایانه است و با تاریخ این گروه هم سازگار نیست. طالبان در سال‌های حاکمیت خود هم در مواردی از خواست‌های پاکستان سرپیچی می‌کردند؛ اما نمی‌توان منکر شد که پاکستان مهم‌ترین تأثیر را در تصمیم‌گیری این گروه دارد. اگر پاکستان تمایل به دولت انتقالی و آتش‌بس نداشته باشد، طالبان به این گزینه تن نخواهند داد. حال آن‌که به باور نویسنده، پاکستان هنوز هم از برقراری صلح در افغانستان استقبال نمی‌کند و سیاست خارجی آن کشور در قبال افغانستان تغییری نکرده است. پاکستان هنوز هم همان سیاست دوگانه‌ای را پیش می‌برد که در بیست سال گذشته پیش برده است؛ از یک طرف از صلح حمایت می‌کند و از طرف دیگر شورشیان را تمویل می‌نماید. لذا با توجه به نقش و خواست پاکستان، احتمال پیوستن طالبان به این طرح کم است.

    با توجه به قراین فوق، می‌توان چنین پیش‌بینی کرد که طالبان طرح دولت انتقالی را قبول نخواهند کرد. این گروه هم به دلیل مشکل ایدیولوژیک‌شان با انتخابات و محدود بودن احتمال برنده‌شدن آن‌ها در یک پروسه انتخاباتی و هم به دلیل ریسک آتش‌بس و جمع شدن دفاترشان از خارج کشور، به این طرح نخواهد پیوست. طالبان هنوز به این باورند که می‌توانند کابل را با گزینه نظامی فتح کنند. حالا که وزیر خارجه‌ امریکا بر تاریخ خروجی که ترمپ تعیین کرده بود، مهر تأیید گذاشته است، این باور طالبان قوت بیش‌تری می‌یابد و آنان گمان می‌کنند که پس از خروج نیروهای امریکایی، با اجرا گذاشتن پلان دوم که همان پلان نظامی است، می‌توانند کابل را فتح ‌کنند.

    8am

  • صلح افغانستان و انزواگرایی امریکا

    صلح افغانستان و انزواگرایی امریکا

    انزواگرایی یک منطق برجسته در سیاست ایالات متحده است که پاتریک کاهان در کتاب خود به نام منطق سیاست خارجی امریکا، آن را به بحث گرفته است. کاهان در واقع در این کتاب نظریه‌های نقش جهانی ایالات متحده را مطرح می‌کند که یکی از این نظریه‌ها منطق انزواگرایی امریکا است که در صورت نیاز در دستگاه سیاست خارجی خود از آن استفاده می‌کند. سوالی که مطرح می‌شود، این است که انزواگرایی ایالات متحده چه تأثیری بر روند صلح افغانستان دارد؟ ادعای نویسنده این است که خارج شدن نیروهای امریکایی از افغانستان، تقابل هند با چین و لحاظ شدن منافع هند در افغانستان، باعث ایجاد صلح در این کشور می‌شود.

    ایالات متحده قبل از نیمه اول قرن بیست، سیاست انزواگرایی را دنبال می‌کرد. در سال ۱۹۱۷ این کشور وارد جنگ جهانی اول شد که با شکست آلمان این جنگ خاتمه یافت. بعد از سال ۱۹۲۱، ایالات متحده سیاست انزواگرایی را در پیش گرفت و از سیاست جهانی خود را دور ساخت.

    با وقوع جنگ جهانی دوم، بار دیگر امریکا در سال ۱۹۴۱ وارد این جنگ شد و به گروه متفقین پیوست. در ۱۹۴۵ متفقیق پیروز میدان جنگ شد. هرچند اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ هم‌پیمان ایالات متحده بود، اما بعد از ۱۹۴۵ نه تنها که دوست نبود، بلکه به عنوان یک رقیب بالقوه مطرح بود. فرانسه و انگلستان در جنگ کاملاً فرسوده شده بودند و توان آن را نداشتند که مانع نفوذ شوروی در اروپایی غربی شوند. ایالات متحده از سیاست انزواگرایی بیرون شد و این وظیفه جهانی را بر عهده گرفت و سدی را برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم در اروپایی غربی به وجود آورد.

    در واقع یکی از اهداف منطق انزواگرایی این است که ایالات متحده از منافع کوچکش، به خاطر منافع بزرگش می‌گذرد و سعی بر این دارد تا منافع شریک‌های جهانی‌اش در نظام بین‌الملل لحاظ شود. هراس و ترس ایالات متحده در نظام بین‌الملل از چین است. چین بعد از ۱۹۸۰ اقتصاد رو به رشد داشته است. اکنون این کشور می‌رود که به یک هژمونی جهانی تبدیل شود و قدرت ایالات متحده را در آینده نزدیک در سطح جهانی به چالش بکشد.

    ایالات متحده برای این‌که بودجه نظامی‌اش را کاهش دهد تا مبادا دچار بحران اقتصادی شود، استراتژی احاله مسوولیت را در پیش گرفته است و نیروهای نظامی خود را در منطقه و افغانستان کاهش می‌دهد و این وظیفه را به هند واگذار می‌کند.

    در همین حال، هند یکی از شریک‌های استراتژیک امریکا در نظام بین‌الملل و به خصوص در جنوب شرق آسیا و آسیای میانه به شمار می‌رود. هند بعد از چین، بزرگ‌ترین جمعیت جهان را در خود جا داده و از ظرفیت اقتصادی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. هم‌چنان، هند تنها کشوری است که می‌تواند جلو گسترش چین را در آسیای میانه و جنوب شرق آسیا بگیرد.

    با این حال، هند هم‌زمان مشکل مرزی با چین و پاکستان دارد. اما مشکلات مرزی هند با پاکستان سابقه دیرینه‌ای دارد که تاکنون حل‌ نشده باقی مانده است. منطقه کشمیر که بین سه کشور چین، هند و پاکستان واقع شده است، محل زورآزمایی سیاسی و اختلافات بین دهلی نو و اسلام‌آباد بوده است. این دو کشور، هرازگاهی اقداماتی را علیه یک‌دیگر در این منطقه انجام می‌دهند. هراس دیگر هند از پاکستان، مربوط به ایالت جامو است. این ایالت ۲۰ میلیون جمعیت دارد که اکثر آن مسلمان‌اند و نفوذ بنیادگرایان به وسیله پاکستان خطر بزرگی برای دهلی نو در این منطقه به شمار می‌رود.

    بنابراین، دکترین سیاست خارجی هند، کشورها را به سه دایره متحدالمرکز تقسیم می‌کند که افغانستان در درون دایره نخست قرار می‌گیرد. به بیان روشن‌تر، افغانستان دارای اهمیت ویژه‌ای در سیاست خارجی هند است. هند که در زمان تسلط طالبان بر افغانستان، نفوذ خود را در این کشور از دست داده بود، پس از ۱۱سپتامبر روی‌کرد مثبت و همکاری‌جویانه نسبت به افغانستان داشته است. دهلی نو در صدد است تا با نقش‌آفرینی بیش‌تر در تحولات داخلی افغانستان و کمک به بازسازی این کشور، نفوذ دشمن دیرینه خود، پاکستان را کاهش دهد و به محاصره سیاسی این کشور بپردازد. واقع بودن افغانستان در قلب آسیا باعث شده است، این کشور به مثابه نقطه وصل بین چین، هند و آسیای میانه تلقی گردد. هم‌چنین، لازم به ذکر است که نقش هند در افغانستان پس از سردی روابط میان واشنگتن-  اسلام‌آباد جدی‌تر شده و با سفرهای مکرر مقامات عالی‌رتبه امریکا به هند در یک دهه گذشته همراه بوده است. با توجه به این موارد، امریکا خواهان نقش گسترده و عمیق هند در افغانستان است.

    منافع هند در یک افغانستان باثبات نهفته است. افغانستان باثبات باعث می‌شود که دست پاکستان، این دشمن دیرینه هند از منطقه و افغانستان کوتاه شود. با این کار، هند می‌تواند تحرکات پاکستان را در کشمیر نیز خنثا کند. به همین منظور، هند تلاش فراوانی را برای صلح و ثبات افغانستان کرده‌ و در زمینه جاده‌سازی و صنعت ریلی کشور به صورت گسترده سرمایه‌گذاری نموده است. هند از ۲۰۰۱ تاکنون بیش از دو میلیارد دالر برای بازسازی به افغانستان کمک کرده است. بنابراین، به نظر می‌رسد حتا اگر امریکا نسبت به افغانستان سیاست انزواگرایی را دنبال کند، با توجه به روابط استراتژیکش با هند و منافع اقتصادی و استراتژیک هند در افغانستان، نمی‌گذارد، صلح‌سازی در این کشور با مشکل مواجه شود.

    8am

  • طالبان به توافق نامه صلح دوحه پایبند نبوده اند/ خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باید بازنگری شود

    طالبان به توافق نامه صلح دوحه پایبند نبوده اند/ خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باید بازنگری شود

    باب منیندیز، رییس کمیته‌ی روابط خارجی مجلس سنای امریکا، گفته است طالبان به توافق‌نامه‌ی قطر پابند نبوده‌اند و باید خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می سال روان میلادی، بازنگری شود.

    آقای منیندیز، روز سه‌شنبه (۱۹ حوت/۹ مارچ)، در گفت‌وگو با خبرنگاران، با اشاره به عدم پابندی طالبان به توافق‌نامه‌ی قطر، گفت: «در باره‌ی روند صلح افغانستان نگران iستم.»

    به گفته‌ی او، اگر گزارش‌های استخباراتی نشان بدهد که طالبان از عمل کردن به تعهدات‌شان کوتاه آمده‌اند، باید خروج سربازان امریکایی از افغانستان در ماه می مورد بازنگری قرار بگیرد.

    بر اساس توافق‌نامه‌ی قطر، گروه طالبان باید رابطه‌اش را با سایر گروه‌های تروریستی به شمول القاعده قطع کند، خشونت‌ها را کاهش دهد و گفت‌وگوهای صلح را به گونه‌ی معنادار با حکومت افغانستان آغاز کند که به گفته‌ی مقام‌ها، این گروه به هیچ کدام از این موارد پابند نبوده است.

    هرچند چندی پیش جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، گفت که می‌تواند خروج سربازان امریکایی در ماه می از افغانستان را کنار بگذارد؛ اما اخیر آنتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی ایالات متحده، در نامه‌ای به رییس‌جمهور غنی، گفته است، بهترین راه برای پیشبرد منافع مشترک کابل – واشنگتن، این است که تمام تلاش‌ها بر تسریع روند صلح متمرکز شود و تمام طرف‌ها به تعهدات‌شان عمل کنند.

    آقای بلینکن گفته است که از زلمی خلیل‌زاد، خواسته تا طرحی را برای تسریع روند گفت‌وگوها و برقراری آتش‌بس با دولت افغانستان و طالبان شریک کند.

    در این نامه، در باره‌ی وخامت اوضاع در افغانستان پس از خروج کامل نیروهای امریکایی و خارجی هشدار داده شده است. وزیر خارجه‌ی امریکا، لحن متن این نامه را فوری توصیف کرده است.

    پیش از این، امرالله صالح، معاون اول ریاست‌جمهوری، گفته بود که حکومت افغانستان تحت هیچ شرایطی صلح آمرانه را قبول نخواهد کرد.

  • آیا طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان شفا بخش است؟

    آیا طرح تازه امریکا برای صلح افغانستان شفا بخش است؟

    به تازگی وزیر خارجه امریکا با فرستادن نامه ای به رییس جمهور غنی طرحی را برای به موفقیت رساندن روند صلح افغانستان پیشنهاد کرده است. بر بنیاد این طرح به زودی جلسه ای مانند جلسه بن در کشور ترکیه برگزار و در آن از تمامی جناح ها دعوت می شود تا در قدرت در آینده شریک شوند.

    این طرح با مخالفت چهره های سیاسی در کشور روبرو شده است و آن را «صلح آمرانه» یاد کرده اند.

    این طرح درحالی مطرح می شود که گفته می شود مذاکرات میان افغانان در دوحه بی نتیجه بوده و دو طرف به گونه کامل از رسیدن به موفقیت در این گفتگوها ناامید شده اند. حال باید دیده شود نسخه جدید امریکا برای صلح افغانستان چه پایانی را در پی خواهد  داشت.

    از محتوای طرح جدید امریکا و نامه عتاب‌آمیز این کشور به رهبران افغانستان به خوبی پیداست که در هر صورت اداره بایدن تصمیم گرفته است وضعیت افغانستان را یکسره کند. حکومت افغانستان دو راه بیشتر ندارد؛ یا با طرح جدید امریکا همراه می‌شود که در این صورت برپایی حکومت انتقالی صلح، اعلام و اجرای آتش‌بس، تدوین و تصویب قانون اساسی جدید و سرانجام برگزاری انتخابات برای انتخاب یک رییس دولت منتخب تحقق پیدا می‌کند و وضعیت سیاسی و آینده افغانستان کاملا در مسیر جدید قرار می‌گیرد. یا هم با طرح مخالفت می‌کند. پیامد مخالفت با طرح تازه امریکا از محتوای نامه به خوبی پیداست: این‌که بسیار محتمل است امریکا حکومت فعلی افغانستان را به حال خودش بگذارد. در نامه به رییس‌جمهور غنی هشدار داده می‌شود که در صورت امتناع از همکاری نزدیک، با خروج نیروهای امریکایی، طالبان قلمرو بیشتری را تصرف خواهند کرد.

    وضعیت از آنچه پیش‌بینی می‌شد، آشفته‌تر است. از روزی که طرح جدید امریکا و نامه وزارت خارجه این کشور به رهبران حکومت افغانستان رسانه‌ای شده، اختلاف میان نیروهای سیاسی درون و بیرون‌حکومتی بیشتر دهن باز کرده و مواضع‌شان متشتت و پراکنده است. شاخه ارگ و برخی از سیاست‌مداران همسو با رییس‌جمهور غنی با موضع تازه امریکا به‌طور روشن به مخالفت برخاسته‌اند، اما شورای عالی مصالحه از این طرح استقبال و بسیاری از چهره‌های مطرح سیاسی هم سکوت کرده‌اند. مخالفت ارگ، استقبال شورای عالی مصالحه‌ی ملی و سکوت جناح‌های دیگر نشانه‌های پررنگ اختلاف در صف جمهوریت است. ممکن است در روزهای آینده اختلاف‌ها بیشتر شود.

    فراموش نکنیم که اختلاف در صف حوزه جمهوریت از آغاز بر سر روند صلح وجود داشته است. از روز اول نیروهای سیاسی افغانستان، ارگ و سپیدار اجماع و وحدت نظر در مورد صلح با طالبان نداشته‌اند. طالبان از نبود انسجام سیاسی در جمهوری اسلامی افغانستان تا کنون نفعی زیادی برده است. با استفاده از همین ضعف طالبان دو سال پیش و قبل از شروع مذاکرات دوبار با نیروهای سیاسی افغانستان وارد مذاکره شد، فرایندی که افغانستان به‌عنوان یک دولت به کلی کنار زده شد. طالبان به‌دنبال این است که در افغانستان با نیروهای سیاسی پراکنده و متشتت روبه‌رو شوند. چنددستگی در حوزه جمهوریت، سقوط جمهوری اسلامی به کام امارت اسلامی یا دست‌کم نافذشدن طالبان بر جمهوریت در مذاکرات و توافق صلح را به دنبال دارد.

    اگر امریکا در هر حال تصمیم گرفته که از افغانستان خارج شود، با یا بدون صلح، فقط یک چیز می‌تواند از سقوط جمهوری اسلامی در کام امارت طالبان جلوگیری کند؛ عبور از خودخواهی و قدرت‌طلبی. صلح یک مسأله‌ی ملی و مربوط به سرنوشت‌جمعی مردم افغانستان است. برخورد ناسنجیده و احساساتی فقط آشفتگی، پراکندگی و بی‌اعتمادی را بیشتر می‌کند. اگر منافع جمعی و سرنوشت مردم افغانستان برای نیروهای سیاسی مهم است، عقل حکم می‌کند که به‌دور از هیاهوی سیاسی بنشینند و طرح تازه امریکا را موشکافی و هر آنچه به نفع مردم افغانستان و آینده کشور است، روی آن توافق یا موارد اصلاحی‌شان را آرائه کنند. نه نیروهای موافق طرح امریکا و نه هم اردوگاه مخالف به تنهایی قادر است که از پس این وضعیت پیچیده و دشوار بیرون شود. اگر جمهوری اسلامی افغانستان موضع یکدست بگیرند، امریکا نمی‌تواند واقعا آن را نادیده بگیرند.

    سه دهه پیش رفتار ناسنجیده و قدرت‌طلبی برخی جناح‌های سیاسی باعث شد افغانستان سال‌ها شناور در خون باشند. امروز بار ملامتی آن رفتار ناسنجیده را بر دوش می‌کشند. وضعیت امروز بسیار شبیه به همان دوران است. در نامه وزارت خارجه از افتادن یک بار دیگر افغانستان در دامن هرج‌ومرج سیاسی به روشنی هشدار داده شده است. موضع سیاه و سفید ارگ، شورای عالی مصالحه‌ ملی و نیروهای سیاسی دیگر تنها به جنگ، التهاب سیاسی و سراشیبی سقوط شتاب بیشتر می‌دهد.

    فرمول دوحه متأسفانه فراگیر نبود. امریکا تنها کشوری بود که محوریت این فرمول را به دست داشت. بعدتر کشور میزبان، قطر، تنها نقش میانجی را بین طرف‌های مذاکره‌کننده به دست آورد. این فرمول در غیاب حضور و نظارت سایر کشورها و سازمان ملل متحد سرانجام با بن‌بست روبه‌رو شد و شکست خورد.

    طبق فرمول تازه، سازمان ملل متحد اواخر ماه مارچ نشستی را با میزبانی ترکیه برای تسریع و موفقیت روند صلح افغانستان برگزار می‌کند. در این نشست از تمام جناح‌ها و طرف‌های افغانی دعوت شده است که درباره وضعیت موجود و آینده افغانستان با هم گفت‌وگو کنند. از قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای که با هم تضاد منافع دارند، نیز دعوت شده است تا در این نشست شرکت کنند. این نشست، شبیه نشست بن اول است که در آن اساس دولت پساطالبان گذاشته شد.

    زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه وزارت امور خارجه امریکا برای صلح افغانستان، در سفرش به کابل، طرحی را به حکومت و سیاسیون سپرد که در آن نقشه راه ایجاد یک حکومت انتقالی پیش‌بینی شده است. در این طرح ده صفحه‌ای چندین سناریوی احتمالی برای ایجاد دولتی زیر نام «دولت انتقالی صلح» در آن پیش‌بینی شده است. در این طرح، ساختار جدید سیاسی دارای سه قوه مستقل و مساوی اجراییه، شورای ملی و مقننه و دادگاه عالی و محلی در نظر گرفته شده است. افزون بر این، یک شورای عالی فقه اسلامی و یک کمیسیون تعدیل قانون اساسی نیز در طرح شامل است. تاکنون گروه طالبان دیدگاه‌شان در مورد این طرح را همگانی نکرده‌اند. گفتنی است که پیش از برگزاری نشست استانبول، یک نشستی در پیوند به روند صلح افغانستان در هژدهم مارچ در مسکو نیز برگزار می‌شود و روسیه از رهبران حکومت، برخی از چهره‌های سیاسی و گروه طالبان برای حضور دراین نشست دعوت کرده است.

    بخدی

  • در عملیات نیروهای امنیتی در زابل 35 طالب کشته شد

    در عملیات نیروهای امنیتی در زابل 35 طالب کشته شد

    وزارت دفاع ملی امروز ( چهار شنبه ۲۰ حوت ) اعلام کرد ۳۵ طالب در ولایت زابل کشته شده است.

    روز گذشته نیروهای دفاعی و امنیتی با حمایت قوای هوایی طی عملیاتی مشترک در ولسوالی های میزان و شهر صفا ولایت زابل طالبان را هدف قرار دادند.

    در نتیجه ۳۵ طالب کشته  ۱۹ تن آنان زخمی و ۲ تن دیگر بازداشت شدند

    ۲ میل سلاح ۷ موترسایکل ۱ موتر به دست نیروهای امنیتی افتاد. ۱ مخفیگاه با مقداری سلاح و مهمات نیز تخریب گردید و تعدای از قریه های ولسوالی میزان از وجود طالبان پاکسازی شده است.

    هم چنان ۸ حلقه ماین طالبان که جهت هدف قرار دادن مردم ملکی و نظامی در‌ ولسوالی میزان این ولایت جابجا شده بود توسط تیم انجنیری کشف و خنثی شد.

  • دو راکت طالبان به شهر غزنی برخورد کرد

    دو راکت طالبان به شهر غزنی برخورد کرد

    منابع می گویند ( چهارشنبه، ۲۰ حوت ) دو فیر مرمی راکت در مربوطات حوزه ای دوم امنیتی شهر غزنی اصابت کرده است.

    سردار ولی تبسم، سخنگوی فرماندهی پولیس غزنی گفت این مرمی های راکت حوالی ساعت ۶:۳۰ دقیقه ای صبح امروز از سوی طالبان به منظور کشتار غیر نظامیان شلیک شده است.

    به گفته آقای تبسم، در این رویداد به کسی آسیب نرسیده است.

    اما گروه طالبان تا اکنون در این باره چیزی نگفته و مسوولیت این رویداد را نیز به عهده نگرفته اند.

  • وزارت خارجه امریکا: طرف های جنگ در افغانستان را به صلح ترغیب می کنیم

    وزارت خارجه امریکا: طرف های جنگ در افغانستان را به صلح ترغیب می کنیم

    خبرگزاری رویترز امروز (سه‌شنبه، نوزدهم حوت) در گزارشی به نقل از نت پرایس، سخنگوی وزارت خارجۀ امریکا می‌نویسد که زمینۀ بروز پیشرفت‌های خوبی در روند صلح افغانستان فراهم شده است. به نقل از گزارش رویترز، خانم پرایس می‌افزاید که ایالات متحدۀ امریکا تلاش دارد گفت‌وگوهای صلح افغانستان در جهت مثبت حرکت کند و به موفقیت برسد.

    سخنگوی وزارت خارجۀ امریکا همچنان خاطرنشان می‌سازد که نمایندۀ ویژۀ این کشور در امور صلح افغانستان به منطقه سفر کرده است تا کشورهای منطقه و شریک‌های صلح افغانستان را برای تسریع این روند ترغیب کند.

    این در حالی است که زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان اخیراً به کابل سپس به دوحه و اسلام‌آباد سفر کرده است. آقای خلیل‌زاد طرح ایجاد حکومت مشارکتی را با طرف‌های درگیر جنگ و صلح در افغانستان مطرح کرده است.

    ارایۀ این طرح با رسیدن نامه‌یی از آدرس وزیر خارجۀ امریکا به رهبران دولت افغانستان همزمان بوده و واکنش‌ منفی حکومت را به دنبال داشته است. رییس‌جمهور غنی در واکنش به این طرح پیشنهادی می‌گوید که قدرت سیاسی را تنها از طریق برگزاری انتخابات به دولت بعدی واگذار خواهد کرد. به باور آقای غنی، ایجاد حکومت مشارکتی و یا موقت به نفع کشور نیست.

    همزمان با این، روسیه نیز اعلام کرده است تا ده روز دیگر نشستی را در پیوند به صلح افغانستان با اشتراک نماینده‌گان طالبان، سیاسیون افغانستان، نماینده‌گان کشورهای منطقه و امریکا میزبانی می‌کند. دولت افغانستان و گروه طالبان تاکنون روشن نساخته‌اند که در این نشست شرکت خواهند کرد و یا خیر.

  • وزیر خارجه امریکا: طرح فرستاده شده به حکومت غنی اجباری نیست

    وزیر خارجه امریکا: طرح فرستاده شده به حکومت غنی اجباری نیست

    رویترز در گزارشی روند صلح افغانستان را به بررسی گرفت و نوشت ایالات متحده تلاش می کند به منظور پایان جنگ در افغانستان یک حکومت موقت را در این کشور بوجود آورد.

     در این گزارش آمده است حکومت موقت قانون اساسی را تغییر داده و زمینه را برای انتخابات فراهم خواهد کرد و در مقابل آن طالبان به شمول گروه های تروریستی کشورهای همسایه با تمام گروه های تروریستی قطع رابطه خواهند کرد.

    این آژانس در ادامه نوشته است طرح پیشنهادی آمریکا جبری نیست و افغانان اختیار قبول و یا رد آن را دارند.

    رویترز از قول سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نوشته است طرح فرستاده شده به رییس جمهور غنی همانند سایر طرح های امریکا بوده و تمام مسوولیت پایان جنگ و صلح در افغانستان به دوش افغان ها است.

    پیشتر خبر داده شد که آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا به تازگی نامه‌ای در مورد طرح آمریکا برای روند صلح افغانستان به رییس جمهور غنی فرستاده است. در این نامه گفته شده که ایالات متحده از سازمان ملل متحد می‌خواهد که یک نشست جهانی با حضور وزیران خارجه و فرستاده‌های ویژه آمریکا، روسیه، چین، ایران، پاکستان و هند برای بحث روی یک رویکرد واحد در روند صلح افغانستان برگزار کند.

    در این نامه آقای بلینکن که ظاهراً هم‌زمان شده با سفر زلمی خلیلزاد، فرستادۀ ویژۀ آمریکا برای صلح افغانستان به کابل، طرح صلح امریکا برای حل بحران افغانستان تایید شده ‌است.

    با این حال، ریاست جمهوری کشور تاکنون در مورد نامه وزیر امور خارجه آمریکا به آدرس ارگ چیزی به رسانه‌ها نگفته است.

  • صلح آمرانه را نمی پذیریم!

    صلح آمرانه را نمی پذیریم!

    پس از انتشار نامه وزیر خارجه آمریکا به رییس جمهورغنی از سوی رسانه ها امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری گفت این نامه از مجرا های فشار بر حکومت افغانستان بیرون داده شده است. آقای صالح تاکید کرد از این نامه  نگران نیست.

    امرالله صالح روز دوشنبه (۱۸حوت) در مراسم گرامی داشت از سالیاد مارشال قسیم فهیم در تالار لویه جرگه تاکید کرد غرب و امریکا حق دارد درباره نیروهای شان در افغانستان تصمیم بگیرند نامه بنویسند و باطالبان مذاکره کنند اما این حق مشروع حکومت افغانستان نیز هست که سرنوشت ۳۵ میلیون انسان افغانستان را مطابق به تقویم دیگران، به سازش و معامله نگیرد.

    معاون اول ریاست جمهوری تاکید کرد: «جوهر زعامت در همین لحظه معلوم می‌شود که از نامه، از بم، از دسیسه، از غوغا نترسد، نلرزد و سر اصل ایستاد شود. ما از این نامه نگران نیستیم. نه در موقف ما تغییر آمده و نه می‌آید.»

    او خاطرنشان کرد ۲۰ تن با گرد آمدن در یک اتاق نمی‌توانند دربارۀ سرنوشت مردم تصمیم بگیرند. او هشدار داد اگر چنین شد خودش مثل امام حسین در برابر طالبان و حامیان آنان، ایستادگی خواهد کرد.

    صالح انتخابات را راه اصلی برای سپردن قدرت در افغانستان خواند و گفت حکومت این کشور نمی‌خواهد «تحت هیچ شرایطی، به هیچ بهانه‌ای و زیر هیچ دسیسه‌ای» حق رای را از شهروندانش بگیرد.

    به گفته او در مورد شکستن بن بست صلح یک خط غیر قابل سازش به آمریکا پیشنهاد شده و آن این است که حق رای از مردم افغانستان سلب نمی شود و بر قانون اساسی پا گذاشته نمی شود.

    او اضافه کرد سر اصل انتخابات اگر طالبان به توافق می رسد  حکومت می تواند روی تاریخ برگزاری انتخابات گفتگو کند و نیز بر اینکه این انتخابات نظارت شده ترین «تاریخ انتخابات» بشر باشد نیز بحث کند.

    صالح تصریح کرد طالبان یک واقعیت است و حکومت نیز حاضر به صلح با آن گروه می باشد اما «صلح آمرانه» را نه در بعد داخلی قبول دارد و نه خارجی.

    نامه وزیر خارجه آمریکا

    این اظهارات امرالله صالح در حالی مطرح می شود که همزمان با سفر زلمی خلیلزاد به کابل انتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا با ارسال نامه‌ای به رییس جمهور غنی هشدار داده است که اگر پیشنهادات تسریع روند صلح را فوراً بررسی نکند، ممکن است به تنهایی با تاخت و تاز طالبان روبرو شود.

    در نامه آمده است: “آقای رییس جمهور باید برای شما روشن کنم که با ادامه بررسی سیاست ما در واشنگتن، ایالات متحده هیچ گزینه‌ای را منتفی نکرده است. ما ضمن بررسی گزینه های دیگر، خروج کامل نیروهای مان‌را تا اول ماه می نیز بررسی می‌کنیم.”

    وزیر خارجه آمریکا همچنان در نامه اش نگاشته است که قصد دارد از سازمان ملل بخواهد که نشست وزیران خارجه و فرستاده‌های ویژه، روسیه، چین، پاکستان، ایران، هند وایالات متحده برای یک رویکرد واحد دربارۀ روند صلح افغانستان، برگزار کند.

    در این نامه گفته شده که از ترکیه نیز قرار است خواسته شود تا یک نشست سطح بلند را از هر دوطرف جمهوریت و گروه طالبان برای نهایی سازی یک توافق‌نامۀ صلح در هفته‌های آینده، میزبانی کند.

    او هشدار داده ‌است که بی‌اتفاقی میان رهبران افغان، سبب پیامد فاجعه‌بار در دهه نود شد و نباید چنین کاری بار دیگر تکرار شود.

  • روند صلح افغانستان بررسی شد

    روند صلح افغانستان بررسی شد

    زلمی خلیلزاد در راولپندی با جنرال قمر جاوید باجوا رییس ستاد ارتش پاکستان دیدار کرد. جنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی نیروهای ناتو در افغانستان نیز در این دیدار حضور داشت.
    در اعلامیه‌ ارتش پاکستان آمده است دو طرف در این دیدار درباره‌ مسایل دوجانبه و امنیت منطقه‌ای از جمله روند صلح افغانستان گفت‌وگو کرده‌اند.
    رییس ستاد ارتش پاکستان در این دیدار گفت «حمایت پاکستان از روند صلح افغانستان نشانه‌ حسن نیت این کشور در این قضیه است».
    خلیلزاد دهم حوت به کابل آمد. او در جریان سه روز اقامت خود در کابل، با رهبران دولت افغانستان و شماری از چهره‌های سیاسی دیدار کرد. او در این سفر طرح دولت انتقالی صلح را نیز پیشکش کرد که واکنش‌های متفاوتی را در پی داشته است.

  • طالبان همچنان از گروه های تروریستی در آسیا مرکزی حمایت می کند

    طالبان همچنان از گروه های تروریستی در آسیا مرکزی حمایت می کند

    در سوم فبروری ۲۰۲۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، بیست‌وهفتمین گزارش خود را در راستای تهدید‌هایی از سوی تروریزم جهانی که دربرگیرنده‌ی القاعده، داعش و سایر گروه‌ها است منتشر کرد.

    در این گزارش رابطه‌ی گروه‌های سلفی‌ جهادی در کشورهای آسیای میانه‌ با گروه طالبان و القاعده به تصویر کشیده شده که یک رابطه‌ی تنگاتنگ گفته شده است.

    گروه‌ نظارتی سازمان ملل متحد، گفته است که وضعیت افغانستان روی اوضاع کشورهای آسیای میانه تأثیر بسیاری دارد. موفقیت روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان که در حال حاضر در قطر جریان دارد، تأثیر مثبتی روی اوضاع پنج کشور آسیایی که متحد اتحاد جماهیر شوروی سابق بودند، خواهد گذاشت.

    یکی از این گروه‌ها نهضت اسلامی ازبیکستان است که پس از دهه‌ی ۹۰ در افغانستان حضور یافت و اکنون نیز با پشتیبانی طالبان فعالیت می‌کند. در این مدت گروه‌های اسلام‌گرای کشورهای آسیای میانه با طالبان و القاعده بیعت کرده‌اند و به گروه‌های جهادی جهانی پیوسته‌اند.

    این گروه از سال‌های ۱۹۹۹ – ۲۰۰۰ تلاش‌هایش را از دره‌ی فرغانه، ساحه‌ی مرزی میان کشورهای قرغیزستان، ازبیکستان و تاجیکستان بسط داده‌اند.

    با این‌که توافق‌نامه‌ی دوحه امضا شده اما گروه‌های نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد گفته‌اند که طالبان هنوز با گروه‌های سلفی جهادی در کشورهای آسیای میانه رابطه دارند.

    این در حالی است که گروه طالبان در توافق‌نامه دوحه تعهد کرده‌اند که رابطه‌ی خود را با شبکه‌ی القاعده و سایر گروه‌های تروریستی خارجی قطع کرده و اطمینان داده بودند که نمی‌گذارند از خاک افغانستان در برابر منافع امریکا و متحدانش تهدیدی واقع شود. از طرفی هم رهبری طالبان ادعا کرده که این گروه با هیچ گروه تروریستی بیرونی رابطه‌ ندارد.

    گروه نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد مدارکی در مورد رابطه و تبادل‌نظر میان طالبان و شبکه‌ی القاعده دریافته است و این شواهد نشان می‌دهد که هردوی این گروه‌ها با گروه‌های سلفی جهادی در کشورهای آسیای میانه رابطه دارند.

    در جزییات بیشتر این گروه آمده است که القاعده با استفاده از نفوذ خود تلاشی برای قدرت بیشتر در افغانستان دارد و حملات موفقی را در قلمرو طالبان در این کشور انجام می‌دهند.

    نویسنده‌ی گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد گفته است که موفقیت روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان تأثیر مثبتی روی اوضاع کشورهای آسیای میانه دارد.

    تحلیل‌گران در شورای امنیت سازمان ملل متحد از فعالیت‌های نهضت اسلامی ازبیکستان (IMU) ابراز نگرانی کرده که در میان سال‌های ۱۹۹۰ توسط یکی از بنیادگرایان اسلامی به نام طاهر یولداش در شهر «نمانگان» ازبیکستان ایجاد شده است.

    به اساس تخمین گروه نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد، نهضت اسلامی ازبیکستان نزدیک به ۷۰۰ جنگ‌جو در افغانستان دارد که نزدیک به ۷۰ خانواده از کشورهای آسیای میانه با دولت اسلامی داعش شاخه‌ی خراسان و نهضت اسلامی ازبیکستان ملحق شده است.

    گروه نظارتی سازمان ملل متحد، هم‌چنان گفته است که یک رابطه‌ی قوی میان گروه‌های سلفی جهادی ازبیک – خطابه‌ امام البخاری (KIB) گروه جهاد و اسلام (IJG) – با طالبان وجود دارد که متحدان ایدیولوژیکی این گروه در آسیای میانه تلقی می‌شوند.

    در گزارش هم‌چنان آمده است؛ خطابه‌ امام البخاری ۱۵۰ جنگ‌جو دارد که در ولایت بادغیس فعالیت دارد. هم‌چنان گروه جهاد و اسلام ۱۰۰ جنگ‌جو در ولایت‌های شمالی مانند کندز و فاریاب دارد که زیر قلمرو طالبان فعالیت می‌کند.

    در گزارش سازمان ملل متحد هم‌چنان آمده است که پس از توافق طالبان و امریکا رابطه‌ی طالبان و گروهای سلفی جهادی کشورهای آسیای میانه پنهانی جریان داشته است. طالبان رابطه‌ی خود را با گروه‌های تروریستی خارجی ادامه داده‌ و گروه تروریستی‌ای مانند ازبیک و تاجیک تحت حمایت طالبان حملات مستقیمی را در برابر نیروهای امنیتی – دفاعی راه‌اندازی می‌کنند.

    گروه جهادی سلفی ازبیک خطابه‌ امام البخاری، یکی از حامیان قوی طالبان در آسیای میانه است.

    به اساس تحلیل گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد، گروه خطابه امام البخاری پس از کشته شدن رهبر ازبیک تبار، عبدالعزیز یولداش، در ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب که در یک حمله مستقل نیروهای ویژه امنیت ملی کشته شد، بیشتر از پیش مصمم شده است.

    این عملیات در ۲۰۲۰ در برابر طالبان راه‌اندازی شد. پس از بررسی نیروهای امنیتی، یک منبع از اداره‌ی استخباراتی کشور گفت که در عملیات نیروهای امنیتی ملی عبدالعزیز یولداش در ولایت شمالی کشته شده است. عبدالعزیز فرزند بنیان‌گذار گروه تروریستی نهضت اسلامی ازبیکستان، طاهر یولداش بود که در کنار طالبان می‌جنگید و رابطه‌ی نزدیکی با رهبر سابق القاعده، اسامه بن‌لادن داشت.

    طاهر یولداش در حمله هواپیمای بدون سرنشین امریکا‌ در ۲۷ آگست ۲۰۰۹ در وزیرستان شمالی کشته شد و دو فرزندش عبدالعزیز و محمد مسئولیت پدرشان را به بدوش گرفتند.

    رابطه‌ میان طالبان و جریان سلفی جهادی ازبیک همواره عادی نیست، گروه خطابه‌ امام البخاری در سال ۲۰۱۵، پس از آن‌که عثمان غازی، جانشین طاهر یولداش با رهبر داعش ابوبکر البغدادی بیعت کرد و به دلیل رابطه‌ با القاعده از طرف طالبان مورد مجازات قرار گرفت؛ طالبان در این سال عثمان غازی را با بیش از ۱۰۰ تن از جنگ‌جویان خطابه امام البخاری در ولایت زابل کشتند.

    در یازدهمین گزارش که در ۲۷ می ۲۰۲۰ از طرف گروه نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد، منتشر شده، آمده است؛ پس از شکنجه‌ی فزیکی، بیشتر جنگ‌جویان مرتبط با گروه‌های جهادی آسیای میانه در ولایت‌های بدخشان، فاریاب، جوزجان، هلمند و زابل به طالبان پیوستند.

    پس‌ازآن، نهضت اسلامی ازبیکستان، از هر حمله‌ی بدون هماهنگی طالبان دوری کرد و دوباره تحت قلمرو طالبان به فعالیت آغاز کرد.

    بر اساس تأثیرگذاری شخصیت عبدالعزیز یولداش، جنگ‌جویان مرتبط به نهضت اسلامی ازبیکستان دوباره در اطراف او جمع شدند و وفاداری خود را از طالبان و القاعده اعلام کردند؛ اما با ظهور سایر گروه‌های تروریستی در آسیای میانه، نهضت اسلامی ازبیکستان نتوانست تمام افراد خود را به‌عنوان یک جریان تندرو تاریخی حفظ کند؛ بنابراین گروه خطابه‌ امام البخاری پناهگاه امن خود را در افغانستان قلمرو طالبان انتخاب کرده است. گروه طالبان، اخیراً بر گروه تروریستی آسیای مرکزی در راستای حمله مستقیم بالای نیروهای دولتی افغانستان شرایط وضع کرده‌اند.

    پس از توافق صلح طالبان با واشنگتن در دوحه، این گروه متحدان تروریستی آسیای مرکزی خود را نمی‌گذارند تا عکس، نوار و اطلاعات پیام با طالبان و القاعده را در رسانه‌های اجتماعی بارگذاری کنند.

    به گونه‌ی مثال، در اپریل ۲۰۲۰ پس از توافق دوحه رهبری گروه امام البخاری، ابو یوسف مهاجر، مجبور شد تا شعری که در وصف پیروزی طالبان در برابر امریکا در افغانستان سروده بود، از کانال تلگرامش بردارد. هم‌چنان ابو یوسف، پست دوم خود را در مورد عملیات مشترک گروه‌های جهادی ازبیک و طالبان علیه نیروهای دولتی افغانستان از کانال تلگرامش برداشت.

    گروه شورشی امام البخاری با گروه طالبان بیعت کرده است و یکی از متحدان شورشی طالبان در آسیای میانه است. در حقیقت نام این گروه امارت اسلامی افغانستان – خطابه امام البخاری – است که از نام طالبان اقتباس شده است.

    در گزارش گروه نظارتی شورای امنیت سازمان ملل آمده است؛ خطابه امام البخاری، گروه انشعابی از نهضت اسلامی ازبیکستان است که فعالیت خود را زیر قلمرو طالبان در برابر نیروهای حکومت افغانستان راه‌اندازی می‌کند و تصاویرشان مانند جنگ‌جویان طالبان منتشر می‌شود.

    در این گزارش آمده است که گروهای سلفی جهادی مرتبط به کشورهای آسیای میانه از جمله خطابه امام البخاری، گروه اسلامی و جهاد و نهضت اسلامی ازبیکستان حق حملات مستقیم در برابر دولت افغانستان در ساحات قلمروشان را ندارند. این به دلیل کاهش درآمدهایی است که طالبان توسط این گروه‌ها از کشورهای آسیای میانه به دست می‌آورده‌اند.

    به اساس گزارش شورای امنیت سازمان ملل، کاهش درآمد گروه‌های سلفی ازبیک به دلیل اختصاص یافتن منابع‌شان به گروه‌های هیئت تحریر شام (HTS) و حارث‌الدین (DIN) در ادلب سوریه است که در برابر تروریستان «بروی» می‌جنگند.

     در این گزارش هم‌چنان مواردی از رهبر «KTJ» ابو صلاح الازبیکی که با القاعده پیوسته است و اتهاماتی به او وارد شده، آمده که اولین بنیان‌گذار گروه جهادی در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق است و پروپاگاندا را علیه هیئت تحریر شام منتشر کرده و پول‌هایی را نیز از جریان حارث‌الدین دزدیده است. طرفداران او نوارهایی از توصیه‌های او را در دره‌ی فرغانه منتشر کرده‌اند که مردم را به جهاد مقدس دعوت می‌کند.

    گزارش سازمان ملل متحد یک‌بار دیگر ثابت ساخت که طالبان با القاعده و گروه‌های سلفی جهادی آسیای میانه رابطه دارند و با وارد کردن فشارهای دیپلوماتیک بر امریکا، می‌خواهند این کشور را وادار به ترک افغانستان کنند.

    هم‌چنان گروه‌های سلفی جهادی آسیای میانه گفته‌اند؛ در صورتی که امریکا به تعهدات خود با طالبان عمل نکند در برابر آنان در افغانستان می‌جنگیم.

    اکنون اداره‌ی بایدن در دوراهی قرار گرفته و نمی‌داند چگونه رابطه‌ی طالبان و القاعده را به اساس توافق دوحه موردبررسی قرار دهد.

    این قابل‌درک است؛ بیعت نزد گروه‌های تروریستی یک ارزش دینی دارد و کسانی که بیعت می‌شکنند، در حقیقت از اوامر خداوند سرپیچی کرده‌اند؛ بنابراین برای گروه‌های تروریستی‌ای که با القاعده و طالبان بیعت کرده‌اند دشوار است که به آن پشت کنند.

    با امضای توافق دوحه، طالبان دو هدف را دنبال می‌کردند؛ خروج نیروهای امریکایی و نیز ایجاد امارت اسلامی در افغانستان. ملا هبت‌الله رهبر طالبان گفته است که طالبان با این کار هم خرما به دست ‌می‌آوردند و هم ثواب؛ یعنی با القاعده و گروه‌های جهادی آسیای میانه رابطه‌ی خود را حفظ می‌کنند که این کار قدرت آنان را افزایش خواهد داد.

    منبع: مادرن دیپلماسی

    صبح کابل

  • دخالت هند و پاکستان در افغانستان و بررسی عوامل موجود

    دخالت هند و پاکستان در افغانستان و بررسی عوامل موجود

    اکثر بحث‌ها در رابطه به نوع تعامل هند و پاکستان با افغانستان روی رقابت دو کشور در افغانستان متمرکز است. کارشناسان توصیه می‌کنند یا هند یا پاکستان افغانستان را به دیگری واگذار ‌کند یا اینکه به بهترین وجه اقدامات یکدیگر را مهار کنند. چنین پیشنهاد‌های نیم‌پخته، نه واقعیت‌های تاریخی و موجود را در نظر می‌گیرد و نه جایی برای همکاری سازنده باقی می‌گذارد. شاید تاریخ بتواند چشم ما را باز کند.
    روابط هند – افغانستان
    از زمان استقلال هند، روابط هند و افغانستان به طور کلی صمیمانه بوده است. یکی از دلایل صمیمیت این است که از زمان تأسیس پاکستان، هند و افغانستان مرز مشترک (و بحث برانگیز) ندارند. اگر شبه قاره هند تقسیم نمی‌شد، افغانستان و هند به احتمال زیاد در مسیر برخورد و تصادم قرار می‌گرفتند (به خاطر همان دلایلی که روابط پاکستان – افغانستان را متشنج خواهد کرد، بر علاوه تنفر شدید افراط‌گرایان هندو از افغان‌ها – نسل مهاجمان سابق هند).
    در سال ۱۹۴۴، وقتی هنوز هیچ برنامه‌ای برای تقسیم این شبه قاره نبود، افغانستان مسئله پشتون‌های مرزنشین و مرز دیورند را با بریتانیا مطرح کرد. تصور عام مبنی بر این که افغانستان این مسائل را پس از تأسیس پاکستان برای آسیب‌رساندن به آن مطرح کرد، از نظر تاریخی نادرست است. بنابر این، پس از تقسیم، پاکستان (به خاطر موقعیتش) به جای هند، تمام مسائل استعماری مربوط به جمعیت پشتون و مرز با افغانستان را به ارث برد.
    هند به دلیل نداشتن مرز مشترک با افغانستان برای پناه‌دادن به شورشیان (مجاهدین و طالبان)، طی ۴۳ سال درگیری در افغانستان، از حکومت به رسمیت‌شناخته شده افغانستان جانب‌داری کرد که در نهایت به محبوبیت هند در این کشور کمک کرد.
    هند علاوه بر روابط صمیمانه در سطح دولت، در میان اقشار عادی جامعه افغانستان نیز محبوب است. هند، به ویژه پس از ۲۰۰۱، در ساخت پروژه‌های زیربنایی (مانند بند سلما و شاهراه زرنج-دلارام)، اعطای هزاران بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغانستان و آموزش افسران ارتش این کشور در اکادمی نظامی هند در دهرادون به افغانستان کمک کرده است.
    همچنین اعتقاد بر این است که هند به دنبال اهداف خود در افغانستان است. ادعا می‌شود که هند می‌خواهد حواس پاکستان را از تمرکز در مرز شرقی‌اش (از جمله کشمیر) منحرف کند. به این ترتیب، باور بر این است که هند مانند بسیاری ذینفعان در افغانستان، روی دارایی‌های اطلاعاتی سرمایه‌گذاری کرده است. در حالی که اتهام فعالیت‌های ضدپاکستانی در افغانستان ممکن نگران‌کننده باشد، اما هم دخالت هند و هم تهدیدهای مربوط به آن، در پاکستان بزرگ‌نمایی می‌شود.
    روابط پاکستان – افغانستان
    از زمان تأسیس پاکستان، به رغم برخی نکات مهم در روابط افغانستان و پاکستان که اغلب نادیده گرفته می‌شود، روابط دو کشور به دلیل اختلافات در مورد قانونی بودن مرکز مشترک و دخالت در امور پشتون‌های پاکستان (در ابتدا بین دهۀ ۱۹۴۰-۱۹۷۰)، به طور کلی متشنج بوده است. با این وجود، از دهۀ ۱۹۷۰ بدینسو، پاکستان با داشتن دست بالا و به خاطر گرایش به رژیم طرفدار پاکستان در کابل، همواره به مداخله در امور افغانستان متهم شده است.
    همان‌طور که گفته شد، در جریان جنگ‌های هند و پاکستان در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱، افغانستان رسماً بی‌طرف ماند، اما با اطمینان دادن از امنیت در مرز غربی پاکستان در اصل به این کشور کمک کرد. در نتیحه، پاکستان توانست با اعزام نیرو در مرز شمال غربی و بلوچستان، از پیشروی هند به داخل خاک پاکستان جلوگیری کند. اتهامات مبنی بر اینکه افغانستان در جنگ‌های هند و پاکستان از هند حمایت کرد، نادرست است. رهبران آن زمان پاکستان (ایوب خان و ذوالفقار علی بوتو) از حمایت افغانستان قدردانی کردند.
    ورود پناهندگان افغان به پاکستان پس از کودتای کمونیستی ۱۹۷۸ در کابل و به دنبال آن حمله شوروی در دسمبر ۱۹۷۹، کمک گسترده‌ای به پاکستان از جانب افغانستان داشت. برای اولین بار در طول تاریخ، پاکستان این فرصت را داشت که هزاران افغان را در خاک خود آموزش دهد. این یک فرصت بی‌سابقه برای پاکستان بود که افغان‌های متمایل را پیدا کند تا بعداً پیشنهادات پاکستان را در افغانستان انجام دهند.
    قبل از ورود افغان‌ها، پاکستان توانایی محدودی در جمع‌آوری اطلاعات در افغانستان داشت. امروز، دارایی‌ها و توانایی پاکستان برای جمع‌آوری اطلاعات در افغانستان بسیار گسترده‌تر از هر قدرت منطقه‌ای است. علاوه بر این، این پناهجویان دوستی و روابط حرفه‌ای و شخصی طولانی‌مدتی در سراسر پاکستان ایجاد کرده‌اند. همان‌طور که اهل خرد در پاکستان نشان می‌دهند، پناهندگان افغانستان سرمایه‌گذاری درازمدت پاکستان را در افغانستان تشکیل می‌دهند.
    جایی که پاکستان از آن بهره‌ای نبرده است، تلاش‌های بیهوده‌اش برای داشتن یک رژیم وابسته در کابل است. توانایی پاکستان برای تأثیرگذاری بر وقایع تحت اداره مجاهدین و طالبان (آن‌هایی که از پاکستان به عنوان عمق استراتژیک استفاده کردند، نه برعکس) محدود بود. سیاست‌گذاران پاکستانی تازه فهمیدند که دوستی واقعی با افغان‌ها، وسیله موثرتر و کم‌هزینه‌تر است تا تلاش برای تأثیرگذاری از طریق نیابتی‌ها؛ امری که تا کنون نتیجه عکس داشته است.
    گیرودار هند و پاکستان با افغانستان
    نخست، از ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۱ (یا همان‌طور که برخی ادعا می‌کنند تا کنون)، سیاست پاکستان برعکس آنچه بوده که هند انجام می‌داد (یعنی پشتیبانی از دولت‌های به رسمیت‌شناخته شده افغانستان). در نتیجه، از محبوبیت پاکستان در افغانستان کاسته و به هند افزوده شد. حتی برخی مجاهدینِ که پاکستان در دهۀ ۱۹۸۰ از آن‌ها حمایت کرد، پس از به دست گرفتن قدرت در کابل در سال ۱۹۹۲ به تدریج طرفدار هند شدند.
    با آنکه پاکستان از مجاهدین افغانستان علیه اتحاد شوروی حمایت کرد و حسن‌نیت افغان‌ها را به دست آورد، اما وقتی به جای پشتیبانی کامل از دولت مجاهدین، بازی جانب‌داری از جناح‌های مختلف مجاهدین را آغاز کرد که در سال ۱۹۹۲ به قدرت رسیدند، از محبوبیت‌اش کاسته شد. افغان‌ها به این فکر افتادند که آیا پاکستان واقعاً به آن‌ها در آزادسازی کشورشان کمک کرده یا به عنوان یک ارباب جدید خارجی، فقط سعی کرده جایگزین اتحاد جماهیر شوروی شود.
    اما هند به پشتیبانی خود از دولت افغانستان در سراسر دهۀ ۱۹۹۰ ادامه داد. مجاهدین شورشی به دریافت حمایت از پاکستان راضی بودند. اما مجاهدین حاکم از مداخله پاکستان بیزار شدند. با شدت‌گرفتن جنگ در میان جناح‌های مختلف مجاهدین، محبوبیت پاکستان بیشتر سقوط کرد. بعداً، حمایت پاکستان از طالبان محبوبیت آن را به پایین‌ترین حدش رساند، تا جایی که هنوز هم باید بهبود یابد. این یکی از دلایل بیشتر شدن محبوبیت هند در افغانستان است.
    علاوه بر این، امروز پاکستان نباید از حضور هند در افغانستان هراس داشته باشد. نخست، پاکستان حضور گسترده‌تر و دارایی‌های بیشتر نسبت به هند در افغانستان دارد. دوم، مجاورت با افغانستان به پاکستان دست بالاتر می‌دهد تا نیروها را به اطراف (به داخل یا از مرز افغانستان) منتقل کند و اقدامات قوی‌ علیه عناصر ضدپاکستانی انجام دهد. سوم، روابط بین افغان‌های عادی و پاکستانی‌ها قوی‌تر است و همواره در مقابل روابط پرتنش در سطح دولت مقاومت کرده است.
    هیچ افغان نمی‌خواهد موضعی اتخاذ کند که به پاکستان آسیب برسد؛ تاریخ دوبار این امر را در سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ ثابت کرد، وقتی پاکستان برای بقای خود در برابر یک دشمن بسیار بزرگ‌تر می‌جنگید. در سال ۲۰۱۱، رییس جمهور حامد کرزی با تأکید گفت که حتی اگر ایالات متحده به پاکستان حمله کند، افغانستان از پاکستان پشتیبانی می‌کند. افغان‌ها به بقا و سعادت پاکستان علاقمند هستند.
    از این گذشته، در ارتباط به جدایی طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان که از خاک افغانستان استفاده می‌کنند، باید یادآوری کرد که پس از سقوط طالبان، دولت افغانستان تمایلی به پناه‌دادن به جدایی طلبان بلوچ نداشت. تنها پس از ظهور دوباره طالبان از پاکستان، افغان‌ها استفاده خاک افغانستان از سوی جدایی طلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان را نادیده گرفتند. بهبود روابط پاکستان و افغانستان منجر به کاهش اقدامات خشونت‌آمیز در هر دو کشور خواهد شد.
    در کنار آن، نهادها و سیاست‌گذاران پاکستانی نباید افغانستان را به مسئله کشمیر پیوند دهند. گره‌دادن این دو کمکی نمی‌کند و موضوعات را برای پاکستان پیچیده خواهد کرد. این امر افغان‌ها را بیشتر نسبت به پاکستان شکاک می‌کند و احتمالاً هند را به کوشش برای استفاده از افغانستان به عنوان پایگاه بی‌ثبات‌سازی پاکستان تحریک خواهد کرد. افغان‌ها بسیار خوش خواهند شد اگر هند و پاکستان مسائل دوجانبه شان را خود حل کنند و پای افغانستان را به میان نکشند.
    علاوه بر این، به نفع افغانستان است که از هند، قدرت اقتصادی رو به رشد در همسایگی‌اش، کمک اقتصادی دریافت کند. پیش‌بینی می‌شود که هند تا سال ۲۰۳۰ به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود. اشفق کیانی رییس پیشین ستاد ارتش پاکستان بر این باور بود که هند می‌تواند یک نقش اقتصادی در افغانستان داشته باشد. پاکستان خود ۶۰-۷۰ درصد از مواد فعال موجود در داروهایی را که در پاکستان فروخته می‌شود از هند وارد می‌کند.
    هندی و هندو نمی‌تواند مترادف باشد (پاکستانی‌ها هم تا ۱۹۴۷ هندی بودند). تقریباً همان قدر مسلمان که در پاکستان است، در هند نیز وجود دارد. وقتی تنش‌ها بین هند و پاکستان بالا می‌گیرد، زندگی برای مسلمانان هند سخت می‌شود. قرار دادن رقابت بین هند و پاکستان در چوکات مبارزه بین اسلام و هندوییزم به ضرر مسلمانان هند است؛ کسانی که مانند پاکستانی‌ها با افغان‌ها روابط مذهبی، تاریخی و اجدادی دارند. اینکه انتظار داشته باشیم افغان‌ها از مسلمانان هند فاصله بگیرند، عملی‌شدنی نیست.
    به همین ترتیب، این تصور که وقتی طالبان در افغانستان به قدرت برسند، پاکستان در این کشور دست بالا خواهد داشت، غیرواقعی است. وقتی طالبان به قدرت برسند (از طریق توافق تقسیم قدرت)، آن‌ها می‌خواهند روابط دوستانه با هند و پاکستان داشته باشند. طالبان بر این باور هستند که کشمیر یک موضوع داخلی هند است و از پاکستان و هند خواسته‌اند پای افغانستان را به این قضیه نکشانند. این احساس در اکثریت مردم افغانستان وجود دارد.
    به همین منوال، هند نیز باید درک کند که هر گونه تلاش برای استفاده از خاک افغانستان جهت تضعیف پاکستان، پیامد معکوس برای هند خواهد داشت. به عنوان یک مسلمان، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست که به پاکستان، کشوری با اکثریت مسلمان، آسیبی برسد. علاوه بر این، بقا و رفاه پاکستان برای بقا و رفاه افغانستان مرتبط و حیاتی است. هند هرگز نباید انتظار داشته باشد كه روابط صمیمانه این كشور با افغانستان بتواند به عنوان وسیله‌ای در برابر پاکستان استفاده شود.
    برای پایان بخشیدن به این مطلب، مثالی از کریکت باید کافی باشد. حضور اخیر بازیکنان افغان در سوپرلیگ پاکستان، اتفاق قابل استقبال است. بازیکنان افغان نباید بین بازی در لیگ برتر هند و سوپرلیگ پاکستان یکی را انتخاب کنند؛ آن‌ها باید در هر دو لیگ بازی کنند. همان‌طور که لیگ برتر هند، لیگ بزرگ‌تر با پول بیشتر است، سوپر لیگ پاکستان نیز در یک کشور همسایه نزدیک بازی می‌شود که به افغان‌ها در بازی و عشق به کریکت الهام داده است.

    منبع: نشنال اینترست

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • محب: طرح ارائه شده مال دولت امریکا نیست

    محب: طرح ارائه شده مال دولت امریکا نیست

    پس از گذشت چند روز از پایان سفر خلیلزاد به کابل و ارایه طرح جدید برای صلح، مقامات حکومت افغانستان به تازگی تایید کرده اند این طرح در اختیار آنان قرار گرفته است اما حمدالله محب مشاور امنیت ملی می گوید این طرح مربوط به حکومت آمریکا نیست.

    حمدالله محب روز یک‌شنبه (۱۷حوت) در نشست مشترک خبری با وزیر داخله و معاون اول وزارت دفاع گفت زلمی خلیل‌زاد نماینده خاص آمریکا در امور صلح افغانستان طرح تازه ای را در اختیار دولت و شماری از چهره‌های سیاسی قرار داده است.

    محب افزود این طرح برای تسریع پروسه صلح است و تمرکز آن بیشتر روی تقسیم ساختاری قدرت برای حل نا امنی ها است.

    مشاور امنیت ملی با بیان اینکه این طرح به پیشبرد روند صلح کمک خواهد کرد تاکید کرد: « وقتی که شریک می‌شد، امریکایی‌ها به همگی، به هرکسی که این طرح را داده گفته است این طرح حکومت شان نیست، بلکه چیزی است که بتواند پروسه صلح را یک کمی سرعت ببخشد.»

    محب افزود حکومت در مورد این طرح غور کرده است.

    او خاطرنشان کرد حکومت افغانستان همیشه آماد‌گی برای مذاکرات صلح را دارد، اما همه مشکل روی «ساختارها» نیست بلکه اختلاف‌ها روی ارزش‌ها و نحوه حکومتداری است. به گفته او طالبان طرف‌دار نظام امارت است و دولت افغانستان جمهوریت می‌خواهد.

    پیش از این عبدالله عبدالله نیز تایید کرده بود در روزهای اخیر نظرات و طرح‌های مکتوبی به هدف «سرعت بخشیدن به مذاکرات صلح» این کشور مطرح شده و قرار است در روزهای آینده این موضوع در جلسه کمیته رهبری این شورا به بحث گرفته شود.

    عبدالله تاکید کرده بود نباید از طرح ها و نظریات جدید «خوف» داشت.

    اظهارات تازه

    در همین حال روز گذشته رییس حمهور غنی در مراسم گشایش مجلس نمایندگان به صورت تلویحی این طرح را رد کرده گفته بود هر نهادی می‌تواند خیال و خوابی را در کاغذ بنویسد و به عنوان راه حل به مردم افغانستان توصیه کند.

    غنی افزوده بود که از این نوع کاغذها در گذشته نوشته، حال هم نوشته می‌شود و در آینده نیز نوشته خواهد شد.

    او تاکید کرده بود که وثیقه افغانستان قانون اساسی این کشور است و افغانستان به وثیقه دیگر ضرورت ندارد و نیز انتقال قدرت از طریق انتخابات برای حکومت او یک اصل غیر قابل معامله است.

    با همه این ها اما رییس جمهور غنی نسبت به برگزاری انتخابات زود هنگام نیز اعلام آمادگی کرده بود.

  • سوء استفاده های سیاسی، اقتصادی و نمادی از زنان در افغانستان

    سوء استفاده های سیاسی، اقتصادی و نمادی از زنان در افغانستان

    به نام آفریدگار هستی که رب الناس است و نه رب الرجل:

    از همیشه که شاید تاریخش برگردد به گوشه ی نزدیک تاریخ افغانستان حدود شاهی ظاهر شاه تا امروز در بهترین و بد ترین وضع، گویی نا گذیر بوده ایم تا از هشتم مارچ روز (زن) تجلیل کنیم. فراموش کنیم تا سال دیگر و هشت مارچ دیگر.

    با اقرار بر این که زنان در افغانستان بیشتر از نصف مردان اند و مردان بیشتر معروض به خطر بوده و یا جنگجو های دایمی در خط مقدم در حد اقل ۲۰۰ سال پسین اند.

    مرجع فتوا خودشان، آغاز گر جنگ خودشان، حاکم خودشان و محکوم خودشان اند، زنان در حاشیه نشسته و تاوان خطای آنان را می پردازد، تا طفل یتیم بزرگ کند که جنس نر تفنگ بدوش بگیرد و برود بجنگد و جنس ماده در خانه منتظر خبر مرگش بماند تا سلسله تکرار یتیم پروری از تسلسل غالب نماند.

    هشت مارچ خود نتیجه ی جنگ است، جنگ اول و دوم جهانی بعد از گرفتن میلیون ها قربانی زنان را مجبور کرد تا نیرو کار کشور های غربی با حد اقل دستمزد به جرم زن بودن شوند.

    حرکت های زنان در امریکا به منظور حق برابر با مردان و حق رای آغاز شد تا اعتراض بر علیه شرکت های بزرگ مدلینگ و فیشن، این مخالفت برای این بود که زن اختیار خودش را ندارد و باید موجود سر به زیر و مطیع امر مردان و تعیین تکلیف توسط مردان تا مدل شدن برای مردان باشد.

    سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ سازمان ملل بلاخره مجبور به نامیدن این روز به نام روز (زن) و (صلح) شد، حضور زنان در بازار کار بیشتر شده و زمینه تحصیل و کوشش فراهم شد.

    در افغانستان بعد از ۱۹۱۹ کشف حجاب کردند و گفتند تو زن آزادی، باران فتوا شاه امان الله را مجبور کرد تا عقب نشینی کند و حتی به وایسرای هند بریتانوی بگوید که (تحصیل اناث را بیست سال دیگر به تعویق می اندازم) اما دیگر فتوا فرصت بیست سال نداد و ختم دولت مرکزی و جنگ میان تشنگان قدرت ادامه پیدا کرد.

    بعد از ۱۳۵۷ وظیفه زن شد سمبول شعار های مردانه از انقلاب کارگری شان که کشور مان بیشتر از ده تا بیست فابریکه نداشت و تعداد کارگر هم معلوم نیست که به سه هزار میرسید یا نی، اما وظیفه مقدس یتیم پروری از سر گرفته شد که دو سوی جنگ با دو میلیون تلفات وظیفه زنان را سنگین تر و نقش شان در اجتماع را کمرنگ تر کرد.

    و حضور زنان را در ساختار های چون تجلیل از روز مادر و هشت مارچ و تشکیل وزارت زن خلاصه کرد.

    از برهه طالب باید گذشت، نه چیزی باید گفت و نه گله یی باید کرد، تصادم تمدن روستایی و شهری به صورت طبیعی نابودی مطلق است، این تفاهم نیست، گفتمان نیست و رهیافت نیست، بلکه تصادم است و انفجار. مردان کجا حق زندگی داشتند که زنان گله ی داشته باشند.

    بیست سال دموکراسی و فرصت برای زنان، این عبارت تکرار می شود و در این بیست سال مداوم همه می شنود (فرصت)! اما فراموش می کنند که نخبگان سیاسی در راس قدرت مفهوم آزادی و حضور زنان را هضم نکرده بودند.

    برای آقای کرزی کفایت می کرد تا زنان باشند، این بودن بیشتر مشابه به قسمت های احساساتی تاریخ بود، گویی جناب کرزی در پی برگشت به ۱۰۰ قبل از زمان حاضر بود. خودش تصمیم و رای خاص نداشت و گویی منتظر بود تا مشاوران مردش در مورد نقش زنان چی می گویند، اگر فشار بیرونی نمی بود این نقش ها که داده اند و این حضور ها که داشته ایم هرگز نمی بود.

    اینرا از این بابت میگویم که همسر امان الله خان اولین زن بود که در محضر عام روپوش را از صورتش گرفت اما هرگز هیچ زن شاهد حضور همسر جناب کرزی نبود. نشانه ها و نماد ها کننده بیان کننده باور ها است.

    جناب ریس جمهور غنی، نمیدانم چی میکند، حضور آماری زنان را خیلی بلند برده است، قضاوت نیست باز به اساس شواهد است، در یک روند مدیریت شده بانوان که قدرت فهم و رهبری عالی دارند به حاشیه رانده شدند و عزیزان با تجربه کمتر و سر به زیر بیشتر در بلند ترین مقامات گماشته شده اند.

    یکی از شاخصه های دیگر این دوره، عدم صلاحیت مدیران ارشد زن در مقایسه به مدیران ارشد مرد است، هیچ معین زن از صلاحیت مساوی با معین مرد برخوردار نیست، وزرا میتوانند در زمینه های مربوط در مورد زنان آنگونه که میخواهند تعین تکلیف کنند و مردان از این تعیین تکلیف ها کمتر رنج میبرند.

    از جامعه سنتی افغانستان بیشتر نمیتوان انتظار داشت، تشکر می کنیم حد اقل توانستیم تا فرصت های برای تحصیل و پیوستن به لشکر بیکار ها داشته باشیم خودش جایی امتنان است.

    اما سوال که به بزرگی دنیای یک زن باقی میماند این است که چی وقت محوریت فتوا از جنس زن برداشته میشود و معطوف به مسایل دیگر میشود، نگاه جنسیتی ابزاری که در زمام داری فعلی در حال رشد است کم شده و به زن اجازه میدهد تا اجتماع خودش، ارتباط خودش و تصمیم خودش را بگیرد، تدبیر امر اگر دست مردان است مساله جهانی است، تدبیر امور زنان ساختار مند و یا غیر ساختار مند بدور از باور های سنتی باید شکل بگیرد.

    در فرجام با تمام انتقاد هایی که بود و کردم این فرصت را با یک سوال پایان می بخشم: چنین روزی را شاهد خواهیم بود تا زنان خود تدبیر امور خودشان را بدست گیرند و مردان را اجازه ندهند تا از این جمع بزرگ سو استفاده سیاسی، اقتصادی و نماد های بازار مکاره افغانستان کنند؟

    با یک چنین امید محال

    بخدی

  • سخنگوی طالبان: طرح دولت انتقالی صلح توسط خلیلزاد با این گروه شریک شده است

    سخنگوی طالبان: طرح دولت انتقالی صلح توسط خلیلزاد با این گروه شریک شده است

    سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان می گوید، که طرح حکومت انتقالی صلح از سوی فرستاده ای ویژه ای امریکا با این گروه شریک شده است. 

    محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در دوحه قطر می گوید، که طرح حکومت انتقالی صلح از سوی زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه امریکا با این گروه شریک شده است.

    محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر می گوید این طرح زیر بررسی رهبری طالبان قرار دارد و تاکنون در باره آن تصمیم نهایی گرفته نشده است.

    نعیم می‌پذیرد، که در طرح سپرده شده به طالبان، حکومت انتقالی، برگزاری نشست انقره و آتش بس جا دارد؛ اما به گفته او، هنوز طالبان در برابر این طرح موضع روشنی نگرفته اند.

    یادآوری می کنیم زلمی خلیلزاد پس از ابقا شدنش از سوی جو بایدن رئیس جمهور این کشور به عنوان فرستاده ای امریکا برای افغانستان سفرهای منطقه ای خود را دوباره از سر گرفته است.