برچسب: طالبان

  • اعتراضات در شمال وارد هشتمین روز خود شد/پاپوش برای دوستم یا تلاش برای سقوط شمال

    اعتراضات در شمال وارد هشتمین روز خود شد/پاپوش برای دوستم یا تلاش برای سقوط شمال

    معترضان در فاریاب، در هشتمین‌روز اعتراضات‌شان، با پوشیدن پارچه‌های سفیدی که روی آن «یا رهبر یا کفن» نوشته است به خیابان‌ها ریختند و برای داوود لغمانی –والی تازه‌معرفی‌شده از سوی ارگ- خط و نشان کشیدند که سه روز فرصت دارد، فاریاب را ترک کند. آن‌ها، هشدار دادند که در صورت عدم تمکین دولت به خواست‌شان، در این ولایت دولت فدرالی اعلام خواهند کرد.
    اعتراض، حق مدنی شهروندان در نظام‌های دموکراتیک است و هر گاه مردم احساس کنند دولت یا گروهی، حق آن‌ها را نادیده می‌گیرد، می‌توانند دست به اعتراض بزنند؛ اعتراضی مدنی و بدون راه‌اندازی خشونت. اعتراضات در فارایاب اما، مسلحانه است و مردم با سلاح‌های مختلف به خیابان‌ها می‌آیند و به دولت هشدار می‌دهند که در صورت عدم تمکین به خواست‌های آنان، آماده اند مقابل دولت و جابه‌جایی والی‌ای که وظیفه‌اش را در پایگاه ارتش در این ولایت آغاز کرده، ایستادگی کنند. دلیل برداشتن سلاح از سوی معترضان، عدم توجه دولت به خواست‌های ‌شان است.
    مارشال دوستم که نقطه‌ی مرکزی اعتراضات است و مردم با شعاردادن نام او به خیابان‌ها می‌آیند، از هوادارانش خواسته که مانع ورود والی معرفی‌شده از سوی ارگ به مقر ولایت شوند و فرمان داده که می‌توانند دست به هر نوع خشونتی بزنند تا خواست‌شان را بر دولت بقبولانند. معترضان در این ولایت، دروازه‌های دانشگاه و ریاست معارف را بسته اند.
    با توجه به شرایط پیش‌آمده که نیروهای ناتو در حال ترک افغانستان هستند، طالبان حمله‌های‌شان را افزایش داده اند و احتمال جنگ داخلی نیز زنگ خطری است که شهروندان و دولت صدای آن را می‌شنوند، اعتراضات مسلحانه در ولایت‌ فاریاب و برخی ولایت‌های دیگر و پافشاری دولت بر خواسته‌ی خودش که خلاف خواسته‌ی مردم است، شک ‌و تردیدهایی را به میان آورده است که شماره‌وار در این نوشته به آن اشاره خواهم کرد.
    ۱: برخی از کاربران در شبکه‌های اجتماعی، با استناد به دیدار خلیل‌زاد و مارشال دوستم در اوزبیکستان، می‌گویند که اعتراضات در شمال و به خصوص فاریاب، ربط مستقیمی با این دیدار دارد. به باور آن‌ها، خلیل‌زاد که به دنبال قبولاندن خواست‌های امریکا بر غنی است، از دوستم خواسته تا کنترل دولت را در شمال به چالش بکشد و با زیر فشار قراردادن دولت، آن را وادار به قبول‌کردن خواست‌های امریکا کند. اگر این احتمال درست باشد، آن‌چه در شمال در حال اتفاق است، نه تنها که به نفع مردم و دولت نیست؛ بلکه سماجت هر دو طرف و تأکید بر آن‌چه که می‌خواهند، باعث خواهد شد طالبان به خواست‌های شان در میز مذاکره و میدان نظامی دست یابند.
    ۲: احتمال دوم، تردیدهایی است که در مورد سقوط شمال به دست طالبان مطرح می‌شود. بر اساس این احتمال، دولت می‌خواهد با اصرار بر معرفی داوود لغمانی در فاریاب، اعتراضات مردمی را شدت بخشیده و منجر به صف‌بندی گروه‌های قومی و حزبی در شمال شود. حمایت حزب جمعیت و برخی از فرماندهان اوزبیک از تصمیم حکومت مبنی بر معرفی داوود لغمانی و اصرار هوادارن جنبش بر خروج آن از فاریاب، به صورت سیستماتیک زمینه‌ی جنگ قومی و حزبی در شمال را ریخته است و کافی است یک طرف گلوله‌ای شلیک کند تا این سناریو به واقعیت تبدیل شود. با توجه به امتیازهایی که تا هنوز دولت به طالبان داده و در روزهای اخیر، زیر نام «عقب‌نشینی تکتیکی»، یکی‌یکی ولسوالی‌هایی را در ولایت‌های مختلف به طالبان واگذار می‌کند، دور از احتمال نیست؛ چون، یکی از تحلیل‌ها این است که اگر غنی روزی مجبور شود قدرت را با افراد یا گروه‌هایی تقسیم کند، ترجیح می‌دهد که با طالبان تقسیم کند تا رهبران گروه‌های قومی و سیاسی دیگر. این برداشت نیز، با توجه به سیاست‌های قومی دولت، احتمالی است قابل انتظار.
    ۳: احتمال سوم، پاپوش‌ساختن برای مارشال دوستم است. بنا بر این احتمال، دولت تلاش می‌کند با پافشاری بر معرفی داوود لغمانی، جنگ را توسط معترضان احساساتی دوستم کلید بزند و بهانه‌ای پیدا کند که هم مردم را سرکوب کند و هم برای مارشال دوستم دوسیه‌سازی کند تا شاید بتواند او را بازداشت و یا از قدرت کنار بزند. این احتمال، با توجه به اقدام چند سال پیش دولت علیه دوستم که منجر به فرار دوستم برای مدت طولانی به ترکیه شد، بعدی از وضعیت است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. بر حسب این سناریو، کافی است نیروهای امنیتی برای انتقال داوود لغمانی از قرارگاه ارتش به مقر ولایت اقدام کنند تا جنگ تمام‌عیاری را بین نیروهای امنیتی و مردم کلید بزنند. در صورت درگیری بین مردم و نیروهای امنیتی، ملامتی به گردن مردم می‌افتد و مارشال دوستم که در رأس این اعتراضات جاخوش کرده است، با دوسیه‌سازی و از قدرت به دور رانده خواهد شد.
    ۴: احتمال چهارم اما؛ تأکید و لجاجت رییس‌جمهور غنی بر معرفی داوود لغمانی است که می‌تواند به لجاجت بیش‌تر شهروندان انجامیده و زمینه‌ی سقوط شمال را به دست دوستم فراهم کند. این احتمال، دولت را از هر گونه تصیم پشت پرده برائت می‌دهد؛ جز لجاجت و عدم تمکین به خواست‌های مردم که ممکن است خسارت‌هایی را متوجه دولت کند. در آخرین روزهای حکومت نجیب، چنین سناریویی در شمال اجرا شد که اعتراض دوستم و دیگر گروه‌های قومی-سیاسی را به دنبال داشت و به جدایی دوستم از دولت نجیب انجامید. جدایی‌ای که تجهیزات نظامی سبک‌وسنگینی را در اختیار دوستم قرار داد و او، با توافق با شورای نظار، توانست شمال و سپس کابل را سقوط بدهد.
    اگر احتمال چهارم درست باشد، پافشاری دولت بر معرفی داوود لغمانی، سنگی است که خود دولت به هوا انداخته و دور خودش می‌چرخد که چه وقت به فرقش پایین می‌آید. هر چند، تفاوت زیادی میان قدرت امروز و دیروز دوستم وجود دارد؛ اما اگر تنش‌ها و اعتراضات افزایش پیدا کند و به خشونت‌های خیابانی کشیده شود، ممکن است این تنها کارت برنده‌ی دولت نیز باطل شود؛ چون، دولت خودش دست به تولید این آشوب برده است. موقعیت به‌وجودآمده، بیش‌تر از هر چیزی، نیاز به ازخودگذری دارد؛ اما چنان چه که مشخص است، سیاست خصوصا در افغانستان، پدر و مادر ندارد و هیچ کسی، حاضر نیست اندکی از خواستش پایین بیاید. در شرایطی که باید هم انرژی دولت و گروه‌های سیاسی و قومی دیگر، مقابل طالب به مصرف برسد و فشار بر این گروه را افزایش دهد، خلق این تنش‌ها از سوی دولت که می‌تواند با معرفی والی دیگری مطابق خواست مردم، آن را خاموش کند، به قوت‌گرفتن بیش‌تر طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی انجامیده و امتیازهای این گروه در میز مذاکره و میدان نبرد را افزایش می‌دهد.

    زاهد مصطفی

  • طالبان از پایگاه های امریکا محافظت کردند اما افغان ها را کشتند

    طالبان از پایگاه های امریکا محافظت کردند اما افغان ها را کشتند

    سربازی از ارتش ملی افغانستان، پشت تانکی نظامی‌ در ایست‌بازرسی‌ای در حومه‌ی شهر کابل نشسته است. سه تن از مقامات خارجی آگاه از توافق انجام‌شده، به رویترز گفته ‌اند که جنگ‌جویان طالبان طی یک سال گذشته از پایگاه‌های نظامیان خارجی در افغانستان در برابر حمله‌های رقیبانش یا گروه‌های افراطی اسلام‌گرا، حفاظت کرده‌ اند، آن‌هم بر مبنای یک توافق مخفیانه برای خروج کامل نیروهای امریکایی تا اول ماه می از افغانستان.
    وزارت خارجه‌ی امریکا در باره‌ی وجود سندی که ادعای چنین رابطه‌ای را تأیید کند، پاسخ فوری‌ای به رویترز نداده است. هم‌چنان توضیحی فوری در مورد ادعای این سه مقام مسؤول در مورد پروژه‌ی «حلقه‌ی حفاظتی طالبان» از خارجی‌ها ارایه نکرده است. از زمان توافق و معامله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا با طالبان در فبروری ۲۰۲۰، برای امریکا مسیر پایان‌دادن به طولانی‌ترین جنگش، فراهم شده و از آن‌ زمان، امریکا تلفات جنگی‌ای در افغانستان نداشته و تنها حملات پراکنده‌‌ای بر پایگاه‌های امریکایی انجام شده؛ اما برعکس، طالبان حملاتش را علیه نیروهای دولتی افغانستان شدت داده و همین باعث افزایش تلفات غیرنظامیان شده است.
    گفت‌وگوهای صلح میان جنگ‌جویان طالب و دولت افغانستان که در ماه سپتمبر آغاز شد، هیچ پیش‌رفت چشم‌گیری نداشته است. بنا بر این، گزارش سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که تلفات غیرنظامیان در سه ماه اخیر سال ۲۰۲۰ نسبت به سال گذشته، ۴۵ درصد افزایش یافته است. برای آزمایش تحمل و شکیبایی طالبان، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، هشدار داده که ممکن است خروج نیروهای امریکایی در اول ماه می که با دولت قبلی توافق شده بود، صورت نگیرد؛ در حالی‌که اطمینان داده است این روند تا ۱۱ سپتمبر -در بیستمین سال‌گرد حملات القاعده به ایالات متحده-، کامل و اجرایی خواهد شد.
    به گفته‌ی یک مقام امنیتی خارجی در کابل، در حالی که این مهلت شنبه به پایان می‌رسد، حدود دو هزار نیروی امریکایی هم‌چنان در افغانستان باقی خواهند ماند. موضوعی که ژنرال اسکات میلر، فرمانده‌ی کل نیروهای خارجی در افغانستان، در هفته‌ی اخیر اعلام کرد و گفت که خروج نیروها، انتقال پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی به نیروهای امنیتی افغانستان، طبق برنامه‌ی طرح‌شده آغاز شده است. محافظت از این پایگاها توسط نیروهای افغانستانی، نیازمند نیروی انسانی و تجهیرات نظامی زیادی است تا بتوانند در برابر حملات جنگ‌جویان طالب که نقاط استراتژیکی را در اختیار دارند، مقاومت کنند.
    تنها طی همین دو هفته‌ی گذشته، جنگ‌جویان طالب، بیش‌تر از صد نیروی امنیتی افغانستان را کشتند، آن‌هم به دلیل تشدید اوضاع ناشی از اعلامیه‌ی جو بایدن مبنی بر این که ممکن است خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا چند ماه دیگر به طول بکشد. دو تن از مقامات خارجی، گفتند که واشنگتن پیشنهاد طالبان مبنی بر حفاظت از پایگاه‌های نظامیان خارجی را در برابر حملاتی مانند دولت اسلامی یا داعش پذیرفته است. این مقامات گفته اند؛ تقاضای مهمی که امریکا در توافق ماه فبروری آن را مطرح کرده بود، این است که طالبان پذیرفتند با عمل به تعهد و حسن نیت‌اش مبنی بر این که از خاک افغانستان برای حمله علیه منافع امریکا استفاده نشود. یک دیپلمات خارجی دخیل در این ماجرا، گفت: «آن‌ها یک لایه‌ی مخفی ایجاد کردند؛ مانند یک کمربند امنیتی و به جنگ‌جویان‌شان دستور داده‌ اند که در این بازه‌ی زمانی، حق زخمی‌ردن یا کشتن هیچ سرباز خارجی را ندارند.»
    مقامات خارجی گفته ‌اند که برای طالبان هم مهم است توانایی خودشان را در کنترل حرکات و اقدامات خودسرانه‌ی جناح‌های مخالف‌شان نشان بدهند؛ مانند شبکه‌ی حقانی، که اغلب آجندای خودش را پیش می‌برد، هر چند که رهبر آن سراج‌الدین حقانی، دومین فرمانده ارشد طالبان محسوب می‌شود. یک مقام امنیتی خارجی مستقر در کابل، گفت که جنگ‌جویان به تعهدات توافق‌ ‌خود عمل کرده ‌اند. او گفت: «طالبان به سرعت حتا به حملات جزئی كه توسط شبكه‌ی حقانی و جنگ‌جویان دولت اسلامی –داعش- به اطراف پایگاه‌ها انجام شده بود، پاسخ دادند.»

    شنبه‌ی موعود و ضرب‌الاجل
    ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، از اظهارنظر در مورد توافق‌نامه‌ی موسوم به «حلقه‌ی حفاظتی» خودداری کرد. او، با صراحت گفت که هیچ تضمین امنیتی‌ای فراتر از موعد مقرر تا شنبه‌ی موعود به ایالات متحده داده نشده است؛ اما گفت‌وگوها بین رهبران گروه طالبان و با طرف امریکایی ادامه دارد. مجاهد گفت: «تا اکنون تعهد ما به حمله‌نکردن به نیروهای خارجی فقط تا اول ماه می بوده است. این که بعد از این تاریخ حمله‌ای صورت بگیرد یا نه، مسئله‌ای‌ست که زیر بحث و بررسی است.» سهیل‌ شاهین، یکی دیگر از سخن‌گویان طالبان، در پست تویترش نوشت که ملا برادر، معاون سیاسی طالبان، با زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، روز پنجشنبه در باره‌ی روند مذاکرات صلح گفت‌وگو كرده است. از آن‌جا که بدیهی است حضور گستره‌ی جنگ‌جویان طالب در اطراف پایگاه‌های خارجی در صورتی که توافقی صورت نگیرد، می‌تواند خطرناک باشد، اشلی ‌جکسون، مدیر مشترک مرکز مطالعات گروه‌های مسلح در انستیتیوت توسعه‌ی خارجی در واحد «اتاق تفکرات» واقع در لندن، می‌گوید: «آن‌ها دقیقاً به اندازه‌ی کافی به پایگاه‌های نظامیان افغانستانی و خارجی نزدیک‌تر شده ‌اند. با محاصره‌ی پایگاه‌های امریکایی، ناتو و نیروهای افغانستانی، به نظر می‌رسد که طالبان قدرت استراتژی‌شان را به نمایش گذاشته و بعد از خروج نیروهای خارجی، آماده‌ی تهاجم و حمله استند.»
    فواد امان، سخن‌گوی وزارت دفاع ملی افغانستان، گفت که طالبان خشونت علیه مردم افغانستان و دولت این کشور را افزایش داده ‌اند؛ در حالی که جنگ با نیروهای خارجی را متوقف کرده ‌اند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۰ بیش‌تر از ۳۰۰۰ غیرنظامی افغانستانی کشته و تقریباً ۵۸۰۰ غیرنظامی دیگر زخمی شده است. امان افزود: «طالبان با عدم حمله به نیروهای خارجی، بلکه هدف قراردادن مداوم نیروهای امنیتی افغانستان و غیرنظامیان، ثابت کرده ‌اند که آن‌ها علیه مردم افغانستان می‌جنگند.»
    مایکل ‌کوگلمن، معاون برنامه‌ی آسیایی در مرکز وودرو ویلسون در واشنگتن، با این موضوع هم‌دردی کرده، گفت: «مردم افغانستان حق دارند که از توافق‌‌نامه‌ی طالبان و ایالات متحده‌ی امریکا به دلیل عدم موفقیت و آسایش برای مردم افغانستان وضاحت خواسته و آن را به باد انتقاد بگیرند.»

    منبع: رویترز

    مترجم: اسدالله جعفری پژمان

  • پاکستان هم از جنگ در افغانستان سودی نبرده است!

    پاکستان هم از جنگ در افغانستان سودی نبرده است!

    افغانستان به گورستان امپراطوری های بزرگ معروف است و این دلیل خوبی ست که بگوییم بدون شک ایالات متحده امریکا اولین قدرت بزرگ جهانی ست که در افغانستان در هرج و مرج و خشونت گیر کرد. مباحث جدی سیاسی در مورد اینکه چه کسی جنگ در افغانستان را باخت مدت ها نقل محافل خواهد بود.  البته بررسی تاریخ سیاسی و درس های فراگرفته شده نیازمند تلاش های جدی تر می باشد. تمام طرف های جنگ و کشورهای دخیل می بایست به از نگاهی کلی جنگ را تجزیه و تحلیل کنند و از دید کشور مربوطه به جنگ نگاه نمایند تا نتایج به دست آمده برای استفاده های آکادمیک مناسب باشد. بودجه جنگ و هزینه های استراتژیک باید با حضور چند دهه ای قبل از خروج از افغانستان سنجیده شود تا مشخص گردد ارزش داشته است یا خیر. 

    پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر سال 2001 میلادی، ایالات متحده امریکا برای تحمیل دموکراسی یا رفاه اقتصادی در افغانستان و عراق عملیات آزادی پایدار را انجام نداد. هدف امریکا از حمله به افغانستان در مقایسه با تلاش های اساسی که علیه عراق صورت گرفت، یک حمله فرعی و کمکی بود. امریکا برای نابودی القاعده و لانه پرورش تروریزم به افغانستان حمله کرد. هدف اصلی امریکا از حمله به عراق رفع تمام تهدیدات علیه اسرائیل بود که به نوعی ایالت پنجاه و سوم امریکا محسوب می شود. حمله به عراق به معنای تضعیف قدرت نظامی و اقتصادی دنیای عرب به شمار می رفت و این مطلوب اسرائیل بود.

    تصور غالب نشان می دهد ایالات متحده امریکا از آنجایی که نتوانست در نهایت صلح و ثبات را در افغانستان برقرار کند، در رسیدن به اهداف سیاسی خود پس از  یکی از طولانی ترین جنگ های تاریخ نظامی گری ناکام بوده است. اما سوالی که پاسخ نداده باقی می ماند این است که آیا امریکا واقعا از این جنگ به دنبال ثبات و آرامش در افغانستان بود؟ این سوال همچنان در کتاب های تاریخ نظامی گری همچنان بی پاسخ خواهد ماند. در مقایسه با دیگر کشورهای متخاصم در هر دو طرف جنگ، امریکا در جنگ افغانستان اما کمترین تلفات را متحمل شد: در جنگ افغانستان از سال 2001 میلادی به بعد 2400 سرباز امریکایی کشته و  بیش از 20 هزار دیگر زخمی شدند. در جنگ امریکا علیه تروریزم پاکستان به تنهایی متحمل هشت هزار کشته نظامی و بیست و پنچ هزار تلفات ملکی شده است: بیشتر افراد ملکی در حملات تروریستی داخل این کشور کشته شدند. می توان گفت همین تعداد شهروند پاکستانی به عنوان جنگجویان گروه های مختلف طالبان کشته شده اند. افغانستان اما در این میان کشوری ست که بیشترین قربانی را داده است. متضررترین کشور و ملت در جنگ امریکا علیه تروریزم افغانستان است. رهبران امریکا که مدعی بازسازی، مدرن سازی و متمدن سازی جامعه افغانستانی پس از یک جنگ طولانی بودند سخت احمقانه فکر می کردند.

    سوال اساسی اینجاست که آیا این جنگ طولانی ارزش هزینه های سنگین را داشت؟ نگاهی به برچست هزینه های جنگ و فقدان یک منطق استراتژیک مناسب و سازگار نشان می دهد امریکا طرح استراتژیک مهمی برای توجیه دو دهه جنگ و هدر دادن دارایی ها و منابع مالی در افغانستان را ندارد. 

    برای درک اینکه طالبان یک نیروی مقاوم و دمدمی مزاج هستند و قادرند مخالفان خود را تعقیب نموده وادار به تغییر مسیر نمایند و سپس از میدان جنگ ناپدید شوند، لازم نیست حتما به این گفته کلیشه ای که افغانستان گورستان امپراطوری های بزرگ است، استناد شود. مساله اینجاست که چرا باید تصور شود امریکا در جائیکه کمونیست ها شکست خورده بودند، پیروز شود؟ مساله دیگر چگونگی شکل گیری منافع استراتژیک آینده امریکا در منطقه افغانستان-پاکستان می باشد. هدف از جنگ ایجاد تغییر در محیطی بود که به تندروها فرصت ظهور و رشد و قدرت داد و تروریزم را خلق کرد، تروریزمی که احتمال دارد از این محیط به کل دنیا سرایت کند.

    نباید فراموش کرد افغانستان امروز دیگر آن کشور دهه 1990 میلادی نیست. طالبان ممکن است کابل را تصرف کنند اما اینکه این گروه انتظار داشته باشد از طریق مذاکرات صلح کنترل کامل بر افغانستان داشته باشد تقریبا غیر ممکن است. در توجیه این گفته هم باید به دامنه انشعابات، سطح تاثیر و مواضعی که نیروهای ضد طالبان و عناصر وابسته به آنها به تدریج به دوباره به دست می آورند، اشاره کرد. این همه در حالی ست که جناح های مختلف دیگر نظیر داعش شاخه خراسان که پس از نابودی در خاورمیانه در افغانستان جابه جا و رشد کرده است را نباید فراموش کرد. داعش شاخه خراسان یک گروه مزدور است که برای دیگران در افغانستان می جنگد.

    آیا پاکستان جنگ در افغانستان را برده است؟

    نگاهی به چالش هایی مانند «تجزیه جمعیتی و فرقه ای، مشکلات مالی و فساد» در پاکستان در دو دهه اخیر نشان می دهد که اسلام آباد هم از جنگ افغانستان سودی نبرده است. از سویی هم اسلام آباد همانند واشنگتن در پروسه صلح افغانستان دخیل بوده است. دور تازه مذاکرات بین الافغانی یک بار دیگر پاکستان را در «کتاب خوب» امریکا قرار داده است و این به معنای منافع اقتصادی از طریق صندوق بین المللی پول و کمک های ویژه مالی امریکا به پاکستان است. پاکستان پس از حمله تروریستی یازده سپتامبر در امریکا به دلیل برخی انگیزه های سیاسی و استراتژیک به جمع ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا برای مبارزه با تروریزم پیوست. درک همراهی پاکستان با جامعه بین الملل و امریکا و چرایی این اقدام پاکستان نیازمند بررسی های ویژه روابط بین الملل می باشد.

    موقعیت استراتژیک پاکستان در منطقه به گونه ای ست که شکننده می باشد و نباید تمام تخم مرغ هایش را در سبد طالبان بگذارد. در غیر اینصورت در طولانی مدت پاکستان می تواند بر جنگ داخلی در افغانستان تاثیر منفی بگذارد.

    با این وجود یک درس واضح و روشنی که از خروج  مورد انتظار امریکا از افغانستان می توان گرفت تنوع فکری ست، چیزی که اخیرا به عنوان یک دستور اخلاقی و شیوه عدالت نژادی ارائه شده است. تنوع فکری به عنوان یک ضرورت عملی می تواند از مشکلات مخرب بین المللی در آینده جلوگیری کند.

    اسکندر مقدونی بزرگ می گوید:«ما با مردها و ارواح در جنگ ها می جنگیم. وقتی به میادین جنگی شیطانی و مرموز می رسیم، افغانستان در صدر قرار می گیرد.»

    منبع: دیلی تایمز

    مترجم: آروین نوری  

  • ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    ظهور طالبان جدید در پاکستان تحت مدیریت آی اس آی

    گروه مسلح تحریک طالبان پاکستان (TTP) که از درون در هم دریده شده بود، و در اثر مرگ پی در پی رهبرانش ناتوان و از دژ مستحکم خود رانده شده بود، به عنوان یک نیروی خسته و از پا درآمده دیده می‌شد.

    اما تی تی پی، که به عنوان طالبان پاکستان نیز شناخته شده‌است، طی یک سال گذشته دوباره پدیدار شده‌است، جناح‌های درگیر را پیوند داده و یک سری حملات مرگبار را در کمربند قبیله‌ای این کشور به راه انداخته است.

    تحریک طالبان پاکستان، ماه گذشته برای تأکید بر بازخیزش خود، بمب‌گذاری مرگباری را در یک موتر، خارج از یک هتل لوکس که محافظت سنگینی هم داشت، در شهر کویته در جنوب غربی پاکستان، فراتر از سنگر خود در شمال غربی انجام داد.

    اما تی تی پی دیگر همان ملیشه‌ای نیست که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ که یک حمله بزرگ ارتشی این گروه را از مرز پرنفوذ به افغانستان سوق داد، ویرانی عظیمی در پاکستان ایجاد کرد.

    تحریک طالبان پاکستان تحت رهبری نور ولی محسود که یک شخصیت مذهبی است تا یک مبارز، و از سال ۲۰۱۸ مسئولیت آن را بر عهده دارد، روابط نزدیک خود را با القاعده، شبکه تروریست معرفی شده توسط ایالات متحده حفظ کرده‌است.گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر ور تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    گروه تحریک طالبان پاکستان مدعی یک بمب گذاری مرگبار در موتر در تاریخ ۲۱ اپریل، بیرون یک هتل لوکس با محافظت سنگین در شهر کویته پاکستان شد.

    ناظران می‌گویند، این گروه به لحاظ سازمانی نیز غیرمتمرکز شده و حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده‌است.

    عبدالباسط، یک کارشناس ضد تروریسم و ​​امنیت اهل پاکستانی، در اشاره به هدف قرار دادن غیرنظامیان می‌گوید: “گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) بیشتر نهادهای امنیتی پاکستان و مقامات آنها را هدف قرار می‌دهد و به ندرت به اهداف نرم حمله می‌کند. بدیهی است که تحریک طالبان پاکستان از یک روایت جهانی جهادی به یک روایت محلی بدل شده‌است.”

    نشانه‌هایی نیز وجود دارد که تی تی پی جبهه جدیدی را علیه منافع چین در پاکستان گشوده‌است، جایی که پکن از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و میلیاردها دالر برای پروژه‌های زیربنایی هزینه می‌کند.

    جبهه جدید، علیه چین

    ناظران می‌گویند، حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرنا در کویته، مرکز ولایت ناآرام بلوچستان، نشانی از قدرت عملیاتی رو به رشد این گروه ملیشه  دارد.

    طی چند سال گذشته، این اولین حمله در پاکستان بوده‌است که در آن از یک موتر پر از مواد منفجره یا آنچه کارشناسان نظامی آن را “یک موتر انفجاری دست ساز قابل حمل و نقل” (SVBIED) می نامند، استفاده شده‌است.

    این همچنین، اولین حمله گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) در یک مرکز بزرگ شهری از زمان اتحاد مجدد آن بود.

    باسط می‌گوید: “این اقدام نشان می‌دهد که تی تی پی توانایی سر هم کردن حمله موتر بمب و حمله به اهداف برجسته‌ای را که به شدت محافظت شده‌اند دوباره به دست آورده‌است.”

    اما موتر بمب‌گذاری‌ شده که منجر به کشته شدن پنج تن و زخمی‌شدن ده تن دیگر شد نیز قابل توجه بود چرا که در بلوچستان رخ داد.

    بلوچستان، نه تنها از سنگر قدیمی تی تی پی یا تحریک طالبان پاکستان خارج است، بلکه منطقه‌ای وسیع و غنی از منابع است که در سال‌های اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده‌است.

    این ولایت، جایگاه یک بندر جدیدِ‌ آب‌های عمیق در شهر گوادر است که یک سرمایه‌گذاری اصلی چین در دالان ۶۵ میلیارد دالری اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) محسوب می‌شود. این پروژه – که شامل بندر، فرودگاه، شاهراه و شفاخانه است – قرار است ولایت سین کیانگ چین را با دریای عرب پیوند بدهد.

    تجزیه‌طلبان قومی بلوچ به طور مکرر ساخت و سازهای چین را در بلوچستان مورد هدف قرار داده‌اند، صحنه یک شورش تجزیه طلبانه و سرکوب وحشیانه دولت که از سال ۲۰۰۴ موجب مرگ هزاران تن شده‌است. خشمِ گسترده‌ای میان مردم بلوچ وجود دارد، که شکایت دارند ولایت‌شان توسط دولت مورد سو استفاده قرار گرفته‌است.

    ناظران می‌گویند حمله تحریک طالبان پاکستان به هتل سرینا، جایی که سفیر چین در پاکستان در آن اقامت داشت اما در آن زمان حضور نداشت، نشان می‌دهد که این گروه ملیشه به جنگ محلی علیه منافع چین پیوسته است.

    پس از این حمله، تی تی پی طی بیانیه‌ای گفت که “محلی‌ها و خارجی‌ها” هدف این حمله بودند. و بعد در حرکتی عجیب و غیرمعمول، آن بیانیه را تکذیب و بیانیه دیگری صادر کرد که در آن کلمه “خارجی‌ها” حذف شده‌ بود.

    کارشناسان می‌گویند این می‌تواند بخشی از سیاست جدید تی تی پی باشد که آشکارا قدرت‌های بزرگ را به چالش نکشد، بر خلاف روندی که در گذشته داشته است.

    یک محقق محلی در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی که اجازه بازدید از اردوگاه‌های آموزشی تحریک طالبان پاکستان را داشت، به شرط ناشناس ماندن نامش به رادیو آزادی گفت، این گروه ملیشه به گروه‌های جدایی طلب بلوچ پیوسته است.

    این منبع که از ترس مجازات تمایلی به فاش کردن نام خود نداشت، می‌گوید تحریک طالبان پاکستان آموزش‌های نظامی را به مبارزان بلوچ ارائه می‌دهد. و جدایی طلبان بلوچ در مقابل، تدارکات تی تی پی را در بلوچستان تامین می‌کنند.

    این اتحاد با افزایش شدید حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان در بلوچستان طی ماه‌های اخیر همزمان بوده‌است.

    کارشناسان می‌گویند تجزیه طلبان بلوچ، که بسیاری از آنها سکولار هستند، در گذشته وارد اشکال تاکتیکی و مبادله‌ای همکاری با گروه‌های اسلامگرای افراطی شده‌اند.

    این گروه‌ها شامل متحد اصلی تی تی پی، القاعده نیز می‌شود اما در عین حال گروه افراطی دولت اسلامی (داعش) و لشکر جهنگوی (یک گروه ملیشه مسلمان سنی متعصب در بلوچستان که به مسلمانان شیعه از جامعه هزاره کویته حمله کرده‌اند) را نیز شامل است.

    بلوچستان، که همسایه افغانستان، ایران و کمربند قبیله‌ای پرآشوب پاکستان است، خانه مجموعه‌ای از گروه‌های متعصب،‌ جدایی طلب و ملیشه‌های خارجی، از جمله طالبان افغانستان است.

    عایشه صدیقه  نویسنده و کارشناس امنیتی پاکستانی می‌گوید: “داعش و القاعده‌ استراتژی دستیابی به جنبش‌های محلی و موضوعات محلی را داشته اند.”

    وی می‌افزاید: “گروه‌های بلوچ با گروه‌هایی همکاری کرده‌اند که از نظر ایدئولوژیکی با آنها مخالف هستند.”

    “برادرانِ” اویغور

    گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) و متحدان آن نیز اخیراً صحبت‌های ضد چین خود را افزایش داده‌اند.

    مفتی ابوذر البرمی، یک ایدئولوگ با نفوذ که با گروه‌های ملیشه سنی از جمله تی تی پی متحد است، در یک بیانیه صوتی منتشر شده در ماه مارچ، چین را به دلیل سرکوب اقلیت مسلمان آن کشور محکوم کرد.

    مطابق با برآوردهای سازمان ملل، دست کم ۱ میلیون اویغور و سایر اقلیت‌های بومی مسلمان به اردوگاه‌های اجباری در منطقه شمال غربی سین کیانگ فرستاده شده‌اند.

    پکن اصرار دارد که این تسهیلات “مراکز آموزش حرفه‌ای” است که هدف آن کمک به دور کردن تروریسم از مردم است و اجازه می‌دهد تا آنها دوباره در جامعه ادغام شوند.

    برمی، تبعه پاکستان از نژاد روهینگیا، چین را به “اشغال” این منطقه متهم و ادعا کرد که نیروهای امنیتی چین در حال تجاوز به زنان مسلمان در منطقه بوده‌اند.

    برمی در این بیانیه گفت: “کشورهای مسلمان خاموش می‌مانند. من از مجاهدین و طالبان می‌خواهم که برای آن مسلمانان و آن خواهران کاری انجام دهند.” منظور از مجاهدین مسلمانانی است که مشغول جهاد یا جنگ مقدس هستند.

    در سال ۲۰۱۲، تحریک طالبان پاکستان مسئولیت قتل یک جهانگرد چینی در شهر پیشاور در شمال غربی پاکستان را بر عهده گرفت و گفت این اقدام، انتقام “از دولت چین است که برادران مسلمان ما را در ولایت سین کیانگ خود می‌کشد.”

    به گفته کارشناسان، تحریک طالبان پاکستان روابط نزدیکی را با جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، یک گروه ملیشه متشکل از اویغورها، حفظ کرده‌است.

    تی تی پی قبل از اینکه توسط حمله بزرگ نظامی پاکستان در سال ۲۰۱۴ خلع ید شود، میزبان ملیشه‌های ای تی آی ام در منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی بود، جایی که این گروه چینی اردوگاه‌های آموزشی خود را در آن برگزار می‌کرد.

    ملیشه‌های جنش اسلامی ترکستان شرقی بعد از آنکه در سال ۲۰۱۴ با حمله نظامی از مناطق قبیله‌ای پاکستان رانده شدند، به شمال شرقی افغانستان پناه بردند. بسیاری از جنگجویان ای تی آی ام به سوریه رفتند و در آنجا در کنار گروه‌های وابسته به القاعده جنگیدند. اما منابع محلی می‌گویند که بیشتر آنها به افغانستان برگشته‌اند.

    ای تی آی ام با طالبان افغانستان ارتباط دارد. در سال ۲۰۱۸، نیروهای آمریکایی در افغانستان گفتند که حملات هوایی، اردوگاه‌های آموزشی طالبان را در ولایت بدخشان که از ای تی آی ام پشتیبانی می‌کردند، نابود کرده‌است.

    در آن زمان، جیمز بی. هکر، فرمانده فرماندهی نیروی هوایی ناتو در افغانستان، گفت که “ای تی آی ام از حمایت طالبان در کوه‌های بدخشان برخوردار است.”

    ایالات متحده تخمین می‌زند که حدود ۱۰۰ جنگجوی ای تی آی ام در افغانستان وجود دارد. سازمان ملل در جولای سال ۲۰۲۰ گزارش داد که “حدود ۵۰۰” ملیشه مرتبط با این گروه در بدخشان فعالیت می‌کنند.

    “بهبود تصویر تحریک طالبان پاکستان (TTP)”

    چندین منبع محلی می‌گویند که تی تی پی از ولسوالی برمل در ولایت شرقی پکتیکا در شرق افغانستان، که در مجاورت منطقه قبیله‌ای وزیرستان جنوبی پاکستان، سنگر سابق تی تی پی، است در حال فعالیت است. سابق بر این، مقر این گروه در ولایت‌های شرقی کنر و نورستان افغانستان بود.

    هرچند غالب این مرزهای ۲۶۴۰ کیلومتری در سال‌های اخیر توسط پاکستان حصارکشی شده‌اند، اما ملیشه‌های تی تی پی با تخریب بخش‌هایی از این مانع، موفق به عبور از مرز کوهستانی شده‌اند.یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    یک سرباز در امتداد حصار مرزی، بیرون از پاسگاه کیتون در مرز با افغانستان در وزیرستان شمالی نگهبانی می دهد.

    کارشناسانی که تی تی پی را مطالعه می‌کنند می‌گویند که این گروه منابع مالی خود را از طریق زورگیری، قاچاق و مالیات بستن برای افراد محلی و تجارت در مناطقی که فعالیت دارد، افزایش داده‌است.

    گروه تحریک طالبان پاکستان،‌ تحت رهبری جدید، به طور فزاینده‌ای غیرمتمرکز شده و اختیارات زیادی به فرماندهان محلی سپرده شده‌است. هر فرماندهی واحدی را که حدود ۲۵ تا ۳۰ جنگجو دارد، اداره می‌کند. این روند،‌ در تضاد با رهبران قبلی است که فرماندهان را برای مناطق خاصی تعیین می‌کردند.

    یک گزارش توسط تیم نظارت سازمان ملل که در جولای سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ارزیابی کرد که در افغانستان بالغ بر ۶۵۰۰ ملیشه پاکستانی وجود دارد که بیشتر آنها اعضای تی تی پی هستند.

    مطابق با گزارش‌ها، این گروه ملیشه حملات بی رویه خود را علیه غیرنظامیان کاهش داده است.

    یک محقق متمرکز بر تحریک طالبان پاکستان به شرط ناشناس ماندن از ترس مجازات، می‌گوید: “سیاست جدید مشابه استراتژی طالبان افغان است. این به معنای سوء استفاده از ضعف دولت و نارضایتی مردم به منظور بهبود تصویر تی تی پی است.”

    در پاکستان این نگرانی و هراس وجود دارد که در صورت عدم رسیدن به توافقنامه صلح، افغانستان بعد از خروج نظامی بین المللی در ماه سپتامبر، وارد جنگ داخلی شود.

    چنین وضعیتی می‌تواند تی تی پی را تقویت کند و به آن جسارت ببخشد، و سبب شود پناهگاه‌های خود را افزایش دهد و حملات خود را در خاک پاکستان بیشتر کند.

    رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP) و القاعده با ملا هبت الله آخوندزاده رهبر طالبان افغانستان بیعت کرده‌اند. هر دو گروه دارای روابط ایدئولوژیک و ارتباطات نزدیک با متحد افغان خود هستند.

    برخی از کارشناسان می‌گویند که تی تی پی تهدیدی برای افغانستان هم است، جایی که هنوز در آن سابقه حمله ندارد.

    صدیقه می‌گوید: ” مقامات پاکستانی پیش بینی می‌کنند که بعد از خروج، تحریک طالبان پاکستان به حمایت از طالبان افغانستان ادامه دهد و شمول بیشتری در افغانستان داشته باشد. در آنجا چیزهای بیشتری برای تخریب و جنگیدن در مقایسه با پاکستان وجود دارد.”

  • کاردار سفارت امریکا در کابل از تخریب پایه های برق انتقاد نمود

    کاردار سفارت امریکا در کابل از تخریب پایه های برق انتقاد نمود

    کاردار سفارت امریکا در کابل با انتقاد از افزایش رویدادهایی که منجر به تخریب زیربنای برق در افغانستان می‌شود، می‌گوید تخریب این زیربناها، شکستی برای همۀ شهروندان این کشور است.

    راس ویلسون، کاردار سفارت امریکا در کابل امروز (چهارشنبه، ۲۹ ثور) در برگۀ تویترش نوشت تخریب پایه‌های برق در افغانستان باید هرچه زودتر متوقف شود.

    آقای ویلسون می‌نویسد که دولت افغانستان و ادارۀ انکشاف ایالات متحدۀ امریکا با هزینه‌های هنگفتی زیربناهای برق را در این کشور توسعه داده‌اند. اما به گفتۀ او، تخریب از زیربناها قابل قبول نیست.

    کاردار سفارت امریکا در کابل از کسانی که در پی تخریب پایه‌های برق قرار دارند، می‌خواهد که از تخریب زیربنای انرژی در این کشور خودداری کنند.

    این در حالی است که در هفته‌های گذشته پایه‌های برق وارداتی در شمال شهر کابل چندین بار تخریب شده است. مشخص نیست چه گروهی پشت عملیات تخریب پایه‌های برق قرار دارد. نهادهای امنیتی طالبان را عامل تخریب پایه‌های برق در کشور می‌خوانند. طالبان اما دست داشتن در این اقدام را رد کرده‌اند.

  • پنتاگون: حملات طالبان در سه ماه نخست سال جاری میلادی سه برابر  شده است

    پنتاگون: حملات طالبان در سه ماه نخست سال جاری میلادی سه برابر شده است

    پنتاگون، اعلام کرد در سه ماه نخست سال روان میلادی طالبان حملات خود را علیه نیروهای امنیتی و مردم افغانستان افزایش داده و هنوز هم روابط شان را با شبکه‌ی القاعده حفظ کرده اند.

    گزارش بازرس کل وزارت دفاع امریکا که روز سه شنبه (۲۸ ثور/۱۸ می)، به نشر رسیده، نشان می‌دهد که حملات طالبان در سه ماه نخست، ۳۷ درصد بیش‌تر از مدت مشابه در سال گذشته بوده است.

    بر اساس این گزارش، طالبان در سه ماه نخست و سه ماه دوم سال مالی ۲۰۲۱ میلادی، نزدیک به ۱۱٫۵۵۱ حمله داشته اند، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال ۲۰۲۰، ۱۰٫۴۳۱ حملات بوده است.

    این گزارش می‌رساند که طالبان پس از امضای توافق‌نامه با ایالات متحده، حملات خود را علیه نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان تشدید کرده اند.

    در گزارش، آمده است که در دو ماه نخست سال روان، طالبان مراکز ولایت‌های بغلان، هلمند، کندهار، کندز و ارزگان را برای آماده‌سازی حملات بزرگ‌تر محاصره کردند و به ترور کارمندان دولت، مقام‌های امنیتی و روزنامه‌نگاران ادامه داده اند.

    در گزارش به استناد معلومات آژانس اطلاعات دفاعی، آمده است که گروه القاعده برای محافظت هم‌چنان به گروه طالبان اعتماد می‌کند و روابط بین این دو گروه تقویت شده است.

  • قریشی در ترکیه: انتظار می رود کنفرانس استانبول به زودی برگزاری شود

    قریشی در ترکیه: انتظار می رود کنفرانس استانبول به زودی برگزاری شود

    شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان که به تازگی به ترکیه سفر و با رجب طیب اردوغان رییس جمهور آن کشور دیدار کرده است، می‌گوید انتظار دارد کنفرانس استانبول به زودی در مورد افغانستان برگزار شود.
    قریشی پس از دیدار با مولود چاووش اغلو وزیر خارجه و رییس جمهور اردوغان در توییتی نگاشته است: پاکستان از ترکیه به خاطر ایستادن در کنار مان در «اف ای تی اف» (FATF یا گروه ویژه اقدام مالی) تشکر و از احیای مجدد روند صلح افغانستان توسط ترکیه قدردانی می‌‌کند.
    وزیر خارجه پاکستان در ادامه افزود: ما منتظر برگزاری زودهنگام کنفرانس استانبول در مورد افغانستان هستیم.
    گفتنی است که شاه محمود قریشی در سفرش به ترکیه در رابطه به روند صلح افغانستان، حملات اسرائیل علیه مردم فلسطین، روابط دوجانبه و موضوعات مورد علاقه بحث و گفت‌وگو کرده است.

  • مارشال دوستم: تیم نام نهاد جمهوریت تاسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند کرد

    مارشال دوستم: تیم نام نهاد جمهوریت تاسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند کرد

    اعتراضات و جنجال ها بر سر معرفی داود لغمانی به عنوان والی تازه ولایت فاریاب کماکان ادامه دارد.

    در تازه ترین رویدادها باشندگان فاریاب در اعتراضی بزرگ و در حالی که افراد مسلح وابسته به حزب جنبش ملی نیز در میان آنان دیده می شود به سرک ها آمده اند.

    در این میان رزاق مامون در فیس بوک خود می نویسد: مارشال دوستم در دوازده ساعت اخیر در شمال احضارات جنگی داده است.»

    از صفحات شمال خبر می رسد که مارشال دوستم فرمان احضارات جنگی علیه حکومت کابل صادر کرده است.

    هم اکنون نیروهای مسلح و جماعت ترک تبار در سراسر شمال و شمال شرق به جنگ آماده گی دارند. فیصله رهبری جنبش این است که از ورود و معرفی والی نا شناخته در فاریاب به هر بهای ممکن، جلوگیری کنند.

    نکتۀ مهم تراین است که همه جنرالان، افسران میانه پایه و سربازان وابسته به دودمان جنبش ملی اسلامی که در اردوی ملی، پلیس و امنیت ملی خدمت می کنند، از فیصلۀ علما و رهبران جنبش با خبر ساخته شده اند.

    مارشال دوستم گفته است:« ما در دوجبهه ( علیه طالب و تیم اشرف غنی) خواهیم جنگید. وی اشاره داده است تیم نام نهاد جمهوریت درحال انقراض است و درآخرین مراحل تأسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند داد.»

  • بازی باخت باخت ایالات متحده امریکا در افغانستان

    بازی باخت باخت ایالات متحده امریکا در افغانستان

    سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان، دولت بایدن اعلام داشت که از تاریخ اول ماه مه در توافق با طالبان، خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان آغاز شده و ۱۱ سپتامبر به پایان خواهد رسید. حضور طولانی‌مدت آمریکا در افغانستان پس از حدود دو دهه، انتقادات فراوانی در جامعه آمریکا و نخبگان سیاسی این کشور پدید آورده است. شعار «پایان جنگ‌های بی‌پایان» معطوف به افغانستان و عراق، در کمپین‌های تبلیغاتی اوباما و ترامپ، برآمده از همین خواست عمومی بود. اکنون که گویا دولت آمریکا اراده نموده تا به حضور نظامی در افغانستان پایان بخشد، این پرسش مطرح است که پس از دو دهه حضور نظامی، چه اهدافی از این تصمیم دارد و این اقدام چه تبعاتی در سطح منطقه برای افغانستان و همسایگانش در پی خواهد داشت؟

    هرچند پاسخ به همه این پرسش ها در این نوشتار نمی گنجد اما این خروج را می توان«محوری تاریخی در سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد» دانست که به کاهش میلیتاریسم در سیاست‌های مرتبط با امنیت ملی آمریکا می‌انجامد. به نظر می رسداین خروج باید آغاز و نه پایان یک حرکت باشد که حضور طولانی‌مدت نیروهای نظامی گسترده را با «عملیات‌های پنهان، پیمان‌کاران خصوصی و هواپیماهای بدون سرنشین» جایگزین می کند. هرچند دلیل این جابجایی از اول مه به یازده سپتامبر، «مسائل لجستیکی» یا عدم امکان فنی و تهیه تجهیزات لازم برای خروج ذکر شده است، اما در عین حال به نظر می‌رسد انتخاب این تاریخ، یک اقدام نمادین به معنای پایان نبردی است که به بهانه حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، موجی از کشتار و ویرانی و جنگ طولانی را برای افغانستان به ارمغان آورد.

    دولت ایالات متحده در یک بازی باخت‌باخت در افغانستان گرفتار آمده است. اگر بماند، مجبور است هزینه‌های نبرد با گروه‌های شبه‌نظامی بویژه طالبان را تحمل کند و اگر برود، عملاً به شکست دو دهه نظامی گری اقرار کرده است. به همین سبب منتقدان این تصمیم که آن را به «جناح چپ حزب دموکرات، انزواگرایان و راست‌گرایان» نسبت می‌دهند، معنقدند این اقدام، پایمال‌شدن خون بیش از ۳۵۰۰ نظامی کشته‌شده در افغانستان خواهد بود. ولی این منتقدان، گزارش‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا را مد نظر قرار نمی‌دهند که طبق آن، تهدید آمریکا از سوی القاعده و داعش از مبدأ افغانستان، به دلیل تسلط طالبان بر این محدوده، بسیار کم‌احتمال ارزیابی شده است. علاوه بر اینکه عملیات‌های کم‌تعداد ضد تروریسم و فعالیت‌های اطلاعاتی آمریکا در افغانستان تداوم خواهد داشت. بایدن معتقد است حضور نظامی آمریکا در افغانستان پس از ۲۰۱۱ به دلیل دفع خطر احتمالی القاعده، غیرضروری بوده است. حال آن‌که تداوم حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان، جز هزینه‌های انسانی و مادی، دستاوردی برای دولت ایالات متحده ندارد. در عین حال که زمان طولانی و فرسایشی آن، دیگر پشتوانه‌ای برای حمایت از آن در افکار عمومی آمریکا باقی نگذاشته است. علاوه بر اینکه ایالات متحده نیازمند آن است که با خروج نظامی از افغانستان و غرب آسیا، منابع مادی و انرژی سیاسی و اجتماعی دولت را برای مهار رشد روزافزون چین به کار بگیرد.

  • خلیلزاد: طالبان صلح نکنند با تعزیرات بین المللی روبرو می شوند

    خلیلزاد: طالبان صلح نکنند با تعزیرات بین المللی روبرو می شوند

    زلمی خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان هشدار می‌دهد، اگر طالبان صلح نکنند، با تعزیرات بین‌المللی روبه‌رو خواهند شد.

    آقای خلیل‌زاد این موضوع را دیروز (سه‌شنبه، ۲۸ ثور) در نشست استماعیۀ کمیتۀ روابط خارجی کانگرس امریکا مطرح کرد. آقای خلیل‌زاد از طالبان می‌خواهد راه نظامی را در پیش نگیرند؛ بلکه از راه سیاسی به جنگ جاری در افغانستان پایان دهند.

    نمایندۀ ویژۀ امریکا می‌افزاید، اگر طالبان تلاش کنند از راه نظامی قدرت را در افغانستان تصاحب کنند، با جامعۀ جهانی مواجه خواهند شد. به سخن او، اما طالبان قصد ندارند از راه نظامی قدرت سیاسی در افغانستان را به دست بگیرند.

    زلمی خلیل‎زاد توضیح می‌دهد که این گروه می‌خواهد نام رهبرانش از فهرست‌ سیاه سازمان ملل متحد بیرون شود.

    نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور صلح افغانستان خاطرنشان می‌سازد که طالبان باید به صلح تن دهند و به عنوان یک حزب سیاسی در آیندۀ سیاسی این کشور سهم بگیرند.

  • شورای امنیت ملی: طالبان با تشدید جنگ در پی بر هم زدن نظم عمومی می باشند

    شورای امنیت ملی: طالبان با تشدید جنگ در پی بر هم زدن نظم عمومی می باشند

    رحمت‌الله اندر سخنگوی شورای امنیت ملی در توییتی تازه نگاشته است گروه طالبان اهداف ملکی را زیر فشار قرار می‌دهند تا خود را مطرح کنند و دولت را به خاطر روزهای بد گذشته ملامت کنند.
    آقای اندر افزوده است که گروه طالبان بر جنگ تمرکز کرده و تمام تلاش خود را می‌کنند تا برخی از مناطق را زیر نام «تصرف» نابود کنند.

    سخنگوی شورای امنیت ملی علاوه کرده است که این گروه می‌خواهد با برهم زدن نظم عامه مردم را مجبور به فرار و زمینه چوروچپاول را فراهم کند.
    پیش از این نیز حمدالله محب مشاور امنیت ملی گفته بود که طالبان به صلح باور ندارند و می‌خواهند از راه نظامی به مقصد برسند. آقای محب اما هشدار داده بود که هرگز طالبان در برابر قوای مسلح ملی افغانستان پیروز نخواهند شد.
    با این حال، گروه طالبان آتش‌بس سه روزه عید را تمدید نکرده و تمام درخواست‌های داخلی و خارجی را برای تمدید آتش‌بس رد کرده‌اند.

  • دیپلماسی بازی برد-برد برای افغانستان است

    دیپلماسی بازی برد-برد برای افغانستان است

    از ابتدا تا اکنون، تأکید کشورهای بیرونی بر صلح افغانستان، صلح افغانستان را به معضل و مسئله‌ی سرنوشت‌ساز برای منطقه و جهان تبدیل کرده است. ممکن است صلح افغانستان، روابط را در جهان از نو به تعریف بگیرد؛ چرا که اکثر کشورهای دخیل در معضل افغانستان، به دنبال این اند که منافع کشوری ‌شان با به قدرت گرفتن القاعده و طالبان در منطقه نابود نشود. با به میان آمدن فضای جدید، افغانستان مستلزم دستگاه دیپلوماسی قوی است که بتواند بازی را به نفع خود به پایان برساند.
    حقیقت امر نیز این است؛ صلح با طالبان بیشتر از آن که مسئله‌ی میان‌کشوری در افغانستان باشد، معضل منطقه‌ای و جهانی است و این واقعیت، برمی‌گردد به نحوه‌ی هسته‌گذاری و چگونه‌ی شکل‌گیری گروه طالبان. گروه تروریستی طالبان، نه تنها یک گروه خودجوش و شکل‌گرفته از سوی مردم افغانستان نیست؛ بلکه با پول‌های گزاف استخباراتی و سرمایه‌گذاری‌های هنگفت بعضی از کشورها در منطقه و با حمایت القاعده ایجاد شد. به همین دلیل، صلح با طالبان در میز گفت‌وگو با دولت افغانستان حاصل شدنی نیست؛ چرا که طالبان ریشه در خاک افغانستان ندارند و برای متقاعد کردن طالبان نیاز است به کشورهایی فشار آورده شود که طالبان از آن‌ها حساب می‌برند؛ در غیر این صورت، صلح با موارد و مواد پیش‌نهادی طالبان در گفت‌وگوهای صلح، چیره کردن و قدرت بخشیدن القاعده و استخبارات بعضی از کشورهای مخرب در افغانستان است.
    در زمان گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نکته‌ی قابل تأمل، اجماع منطقه‌ای است. این اجماع، میان کشورهای قدرت‌مند در سطح جهان که همسایه‌های افغانستان نیز استند، شکل گرفته است. ترس کشورهای همسایه از حضور تروریزم در منطقه با افغانستان پساطالبانی، کاملا قابل درک است و این هراس، می‌تواند دولت افغانستان را در گفت‌وگوهای صلح قدرت‌مند کند. چین، یکی از کشورهایی است که پیوسته نگران وضعیت افغانستان بوده و برای آرامش خود نیاز می‌بیند تا طالبان را به نحوی رام‌شده و خارج از ساحت استخبارات منطقه‌ای بیبیند. هند، روسیه و ایران نیز از جمله کشورهایی استند که برای منافع خود شان دخیل در صلح افغانستان اند و بیشتر از آن‌که هوادار طالبان باشند، علیه طالبان استند؛ اما در ظاهر، مجبور اند که طالبان را تحویل بگیرند. این اجماع منطقه‌ای، انرژی آن را دارد که طالبان را به تمکین وادار کرده و افغانستان را از طالبانی شدن نجات بدهد.
    توافق‌نامه‌ی دوحه، با آن‌که صلح افغانستان را کلید زد؛ اما صلح را علیه ارزش‌هایی که با صلح شکل می‌گیرد، قلمداد و یک گروه تروریستی را بر یک دولت ساختارمند، چیره کرد. بر اساس توافق‌نامه‌ی دوحه، قرار بود امتیازهای بی‌شماری به طالبان پرداخته شود.
    آقای اتمر که روز (سه‌شنبه، ۲۸ ثور) در یک نشست مشترک خبری با فضل‌احمد معنوی، وزیر عدلیه و نماینده‌ی دادستانی کل در کابل صحبت می‌کرد، گفت: «این مسأله (رفع تحریم‌های سازمان ملل بر رهبران طالبان) هنوز برای ما مطرح نشده است.
    رهبران گروه طالبان، از سال‌ها به این طرف زیر تحریم‌ها و تعزیرات سازمان ملل متحد و شماری از اعضای این نهاد قرار دارند. کمیته‌ی تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل متحد، از سال ۱۹۸۸ میلادی به این طرف، تعزیرات این شورا بر طالبان را نظارت می‌کند و ریاست این کمیته را هند بر عهده دارد. رابطه‌ی طالبان با هند، شبیه رابطه‌ی هند با پاکستان است. از آن‌جا که طالبان از حمایت پاکستان برخوردار اند، هند به سادگی نمی‌گذارد که تحریم‌های سازمان ملل علیه طالبان رفع شود. چندلایه‌گی و پیچیدگی گفت‌وگوهای صلح افغانستان و شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای، دولت افغانستان را هوشیارتر از قبل در بازی صلح افغانستان کرده و می‌داند که چگونه از انرژی منطقه‌ای به نفع خود استفاده کند.
    حالا دولت افغانستان نیاز دارد که با طرحی جامع به سراغ این اجماع برود و به کشورها و دادگاهای جهانی رجوع کند. با این روش، کشورهای حامی طالبان، مجبور به تکمیل در برابر بازی جدید افغانستان خواهد بود. دولت، با این روش می‌تواند هم در برابر طالبانی شدن افغانستان مقاومت کند و هم با به میان آمدن صلح، هم‌پیمان‌های جدیدی را دریابد که از نظام افغانستان در سطح بین‌المللی محافظت کنند؛ چرا که افغانستان پیوسته از نداشتن دستگاه دیپلماسی قوی ضربه خورده و تنها راه حل معضل افغانستان نیز در همین نکته نهفته است.

    روسله یاسینزی عثمانی

  • شورای عالی دولت تشکیل می شود و عالمان دین با طالبان  دیدار می کنند

    شورای عالی دولت تشکیل می شود و عالمان دین با طالبان دیدار می کنند

    منابع معتبر تایید می‌کنند ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان با ایجاد شورای عالی دولت، موافقت کرده و قرار است این شورا تا چند روز دیگر ایجاد شود. از سویی هم تلاش‌ها از راه‌های دیگر بر طالبان شدت یافته و حکومت افغانستان از تصمیم عالمان دین مبنی بر دیدارشان با طالبان استقبال کرده است.
    فریدون خوزون، سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی افغانستان، ایجاد شورای عالی دولت را در وضعیت فعلی، یک نیاز مبرم می‌داند و تأکید دارد که ایجاد این شورا، یکی از مواد توافق‌نامه‌ی سیاسی میان آقای غنی و عبدالله بود.
    به گفته‌ی او، وظایف اساسی این شورا، مشوره‌دهی برای رییس‌جمهور در موارد مختلف است. سخن‌گوی شورای عالی مصالحه‌ی ملی، ایجاد این‌شورا را در مخالفت با شورای مصالحه نمی‌داند و تأکید دارد که نقش بیش‌تر شورای دولت، مشوره‌دهی است. پیش از این انتقادها بر این بود که ایجاد چنین شورایی بدون میکانیزم فعالیت، کارا نخواهد بود و در واقع موقف شورای عالی مصالحه را زیرپرسش قرار خواهد داد.
    با این حال مقام‌های حکومت افغانستان، اعلام کرده‌اند رییس‌جمهور غنی از پیشنهاد شماری از عالمان دین مبنی بر دیدارشان با طالبان و رای‌زنی در مورد روند صلح، استقبال کرده و قرار است این عالمان دین با طالبان جرگه برگزار کنند.
    محمداکرم خپلواک، مشاور ریاست‌جمهوری در امور سیاسی، می‌گوید این عالمان و بزرگان قومی در جرگه‌ای با طالبان از این گروه خواهند خواست که اراده‌ی شان را برای یک صلح دایمی در کشور نشان دهند.
    آقای خپلواک، می‌گوید: « این یک اقدام مثبت است که تأکید عالمان دینی و بزرگان قومی در این جرگه بیش‌تر روی این مسأله خواهد بود که چگونه روند صلح را به یک روند کاملا افغانی و مردمی تبدیل کنیم و چگونه به یک صلح دایمی برسیم.»
    گروه طالبان تااکنون در این مورد چیزی نگفته است.
    وزارت دولت در امور صلح افغانستان نیز، تأکید دارد که این نهاد از هر اقدامی که به پیشرفت روند صلح کمک کند، استقبال می‌کند.
    ناجیه انوری، سخن‌گوی این وزارت، می‌گوید: «حکومت افغانستان و شورای عالی مصالحه‌ی ملی تلاش می‌کند از تمام راهکارها استفاده کنند تا بر اساس آن به یک صلح دایمی برسیم.»


    افزایش فشارها بر طالبان
    مقام‌های حکومت افغانستان، می‌گویند که از همه‌ی هرم‌های فشار برای کشاندن طالبان به صلح استفاده می‌کنند.
    محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجه‌ی افغانستان دیروز (سه‌شنبه،۲۸ ثور)، در یک نشست خبری در کابل، گفت که پاکستان نقش و تاثیر عمده‌ی بر طالبان دارد و فشاری که اخیرا بر پاکستان وارد شده، بی‌سابقه بوده است.

    او تأکید کرد تمام کشورهای جهان بر پاکستان فشار آورده؛ چون در این مسأله تنها منافع افغانستان دخیل نیست. او تأکید کرد: «در بیست سال گذشته هیچ وقت تمرکز دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی به اندازه‌ی امروزی روی پاکستان و کشورهای منطقه نبوده است.»
    وزیر خارجه‌ی افغانستان هم‌چنان، تأکید کرد که بیش‌تر جنگ‌جویانی که در حال حاضر در افغانستان می‌جنگند، جنگ‌جویان خارجی استند: « یک چهارم گروه‌هایی که علیه دولت و مردم افغانستان می‌جنگند، گروه‌های خارجی استند. طوری‌که در مورد خروج نظامیان خارجی تصمیم شجاعانه گرفته شد؛ همان‌طور در مورد اخراج جنگ‌جویان خارجی نیز تصمیم مسئولانه باید گرفته شود و این مسئولیت طالبان است.»
    پیش از این حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان نیز، تأکید کرده بود که باید از همه‌ی هرم‌های فشار برای مجبورسازی طالبان به صلح به صورت جدی استفاده شود. او وضع تحریم‌های سازمان ملل علیه طالبان را یکی از این اهرم‌ها یاد کرده بود.
    مقام‌های حکومت افغانستان در حالی از افزایش فشارها بر پاکستان سخن می‌زنند که در مقابل برخی از مقام‌های پیشین حکومت افغانستان، تأکید کرده اند که یک «معامله‌ی پنهانی» میان حکومت افغانستان و پاکستان جریان دارد.
    اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان یک هفته پیش با قمر جاوید باجوه، رییس ستاد ارتش پاکستان و سرنیک کارتر، فرمانده‌ی عمومی نیروهای بریتانیایی در کابل نشست سه‌جانبه داشته است.
    هرچند جزئیات این دیدار به گونه‎‌ی رسمی منتشر نشد؛ اما رحمت الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، اعلام کرده که در این دیدار سه‌جانبه که حدود دو و نیم ساعت در پشت درهای بسته انجام شده، روی یک «توافق نظامی میان کابل و اسلام آباد» بحث شده است.
    آقای نبیل که از منتقدین حکومت است، در صفحه‌ی فیس‌بوکش نوشته است: «همین اکنون با میانجی‌گری انگلیس‌ها، بعضی معاملات “شرم آور” دیگری جریان دارد و در حال تکمیل‌شدن است که در آن سود شخصی افراد در نظر گرفته شده و زیان آن متوجه افغانستان است.»
    به گفته‌ی آقای نبیل، در این نشست سه‌جانبه، روی مسأیل جدیدی، از جمله «کاهش کمیت نظامیان افغانستان، آموزش نظامیان افغان توسط آموزگاران نظامی پاکستان، انجام عملیات‌های مشترک نظامی و استخباراتی در خاک افغانستان و فراهم‌سازی کمک‌های تسلیحاتی و تخنیکی برای استخبارات افغانستان از جانب پاکستان، ترمیم اسلحه و طیاره‌های نظامی نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان توسط پاکستان و سرکوب جنبش تحفظ پشتون‌ها»، بحث و گفت‌وگو شده است.
    این مقام پیشین استخبارات افغانستان یادآور شده است که اشرف غنی در این نشست سه‌جانبه به رهایی ۷۰۰۰ زندانی طالبان تعهد کرده و گفته است که در این مورد لویه‌جرگه برگزار خواهد کرد؛ اما وحید عمر، مشاور ارشد رییس‌جمهور افغانستان در واکنش به این ادعاهای ریيس پیشین امنیت ملی در صفحه‌ی توییترش نگاشته است: «برخی از کاربران توییتر در مورد محتوای صحبت‌های سری جنرالان باجوه و کارتر معلوماتی را به نشر سپرده اند. منبع این معلومات به گمان اغلب موش‌های دیوار باشند. قصه کوتاه، این موش‌ها خیلی دروغ‌گو هستند.»
    هم‌زمان با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، شماری از کشورها با اعلام حمایت از حکومت افغانستان و شهروندان این کشور، اعلام کرده اند که آن‌ها برای شکل‌گیری یک زندگی مسالمت‌آمیز برای شهروندان این کشور تلاش می‌کنند.
    وانگ یی، وزیر امور خارجه‌ی چین، روز دوشنبه‌ی این هفته (۲۷ ثور) در صحبت تلفنی با حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، حمایت کامل کشورش را از روند صلح افغانستان اعلام و گفته که چین خواهان افغانستان مستقل، با اقتدار و یک‌پارچه است.
    این مقام چینی، توافق سیاسی را تنها راه‌حل مناسب برای پایان جنگ افغانستان دانسته است.
    وانگ یی، هم‌چنان پیشنهاد داده که چین می‌تواند تلاش‌هایش را در منطقه برای حمایت از صلح در افغانستان افزایش دهد.
    از سویی هم ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه، می‌گوید که توسعه‌ی افغانستان بسیار مهم است و کمک فدراسیون روسیه برای تسهیل زندگی صلح‌آمیز در افغانستان ادامه خواهد داشت.
    او در مراسم پذیرش اعتماد نامه‌های سفرای کشور خارجی در کاخ کرملین، گفت: «توسعه‌ی صلح‌آمیز افغانستان کلید امنیت و ثبات در آسیای مرکزی و جنوبی است. روسیه به کمک در شکل‌گیری یک کشور مستقل از نظر اقتصادی، عاری از تروریسم و ​​جرایم مرتبط با مواد مخدر ادامه خواهد داد.»

  • غنی: هیچ جغرافیایی در افغانستان در تسلط طالبان نیست

    غنی: هیچ جغرافیایی در افغانستان در تسلط طالبان نیست

    رییس‌جمهور غنی، حضور جنگ‌جویان طالب در مناطق مختلف افغانستان را می‌پذیرد؛ اما می‌گوید که این گروه، جغرافیایی را در تسلط خود ندارد.

    آقای غنی، به تازگی در گفت‌وگو با شبکه‌ی (PBSO) گفته است: «طالبان حمله‌ی تهاجمی نمی‌کنند؛ بلکه حملات شان بیشتر پراکنده است. طالبان یک گروه شکننده است که هیچ جغرافیایی را در تسلط خود ندارد. ارغنداب تنها یک ولسوالی بود که آن‌ها برای گرفتن آن تلاش داشتند؛ اما موفق نشدند. در حال حاضر مردم نسبت به طالبان حس نفرت دارند.»

    رییس‌جمهور، هم‌چنان در پاسخ به این پرسش که احتمال افزایش خشونت‌ها پس از خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان وجود دارد و یا خیر، گفته است: «این قابل درک می‌باشد که شرایط جنگی نگران‌کننده است، ما آماده ایم و این آمادگی، از ماه‌ها پیش جریان داشت.»

    او هم‌چنان گفته است که با خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان، دیگر هیچ بهانه‌ای برای ادامه‌ی جنگ از سوی گروه طالبان باقی نمانده است.

    آقای غنی، با اشاره به این که کشورهای منطقه از تصمیم خروج ایالات متحده و ناتو از افغانستان، استقبال کرده اند، گفته است که در حال حاضر، نیاز است تا کشورهای منطقه و افغانستان، روی یک راهبرد امنیتی جمعی با یک‌دیگر کار کنند.

    او هم‌چنان بار دیگر به انتخاب رهبری حکومت توسط برگزاری انتخابات تأکید کرده و گفته است: «بحث سیاسی کلیدی این است که طالبان، نظام سیاسی آینده‌ی افغانستان را به اساس انتخابات بپذیرند. سایر موارد مورد بحث است؛ اما اگر ضمانت برای انتخابات که یک گزینه‌ی بنیادی است وجود نداشته باشد، تمام دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته به ویژه حقوق زنان، اقلیت‌ها و جوانان با خطر مواجه خواهد شد.»

    روند خروج سربازان امریکایی و ناتو از افغانستان، در اول می آغاز شد و قرار است تا یازدهم سپتمبر تکمیل شود.

    پیش از این، کارشناسان سیاسی و نظامی افغانستان و خارجی، نسبت به عواقب خروج ‌‏عجولانه‌ی سربازان امریکایی و ناتو، هشدار داده بودند؛ اما رییس‌جمهور غنی، بارها گفته است که نیروهای ‌‏دفاعی و امنیتی افغانستان، توانایی دفاع از خاک و شهروندان این کشور را دارند‎.

  • محب: وضع تحریم های سازمان ملل بر طالبان می تواند این گروه را به صلح وادار کند

    محب: وضع تحریم های سازمان ملل بر طالبان می تواند این گروه را به صلح وادار کند

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، می‌گوید برای مجبورکردن گروه طالبان به صلح، باید از تمامی اهرم‌های فشار از جمله وضع تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه این گروه استفاده شود.

    دفتر شورای امنیت ملی با نشر خبرنامه‌ای گفته است آقای محب این موضوع را روز گذشته (دوشنبه، ۲۷ ثور) در یک صحبت تلفنی با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین مطرح کرده است.

    به نقل از خبرنامه، او تأکید کرده است استفاده از «تلاش‌ها که توانایی‌های منحصر به فرد کشور چین» است نیز برای مجبورکردن گروه طالبان به صلح، مفید است.

    وزیر خارجه‌ی چین در این صحبت تلفنی ضمن ابراز حمایت کامل این کشور از صلح در افغانستان گفته است که چین می‌تواند تلاش‌هایش را در منطقه برای حمایت از صلح در افغانستان افزایش دهد.

    او افزوده است توافق سیاسی تنها راه‌حل مناسب پایان جنگ در افغانستان است.

    وانگ یی در بخشی از صحبت‌هایش همچنان گفته است که چین خواهان افغانستان مستقل، با اقتدار و یک پارچه است.

    دفتر شورای امنیت ملی افزود حمدالله محب و وزیر خارجه‌ی چین همچنان در این صحبت تلفنی تروریسم را تهدید مشترک خوانده و تأکید کرده‌اند هر دو طرف باید با آن مبارزه کنند.

    قبلا نیز دولت افغانستان گفته بود که در رابطه به وضع تحریم بر گروه طالبان و سایر گروه‌های تروریستی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد با شماری از کشورها از جمله هند که ریاست کمیته‌ی تعزیرات این شورا را به عهده دارد، مصروف رأی‌زنی است.

    رهبران گروه طالبان از سال‌ها به این طرف زیر تحریم‌ها و تعزیرات سازمان ملل متحد و شماری از اعضای این نهاد قرار دارند. کمیته‌ی تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل متحد از سال ۱۹۸۸ میلادی به این طرف تعزیرات این شورا بر طالبان را نظارت می‌کند.

    ناروی، ایرلند، کنیا و مکزیک عضو این کمیته اند.

    گروه طالبان بارها خواستار رفع تحریم‌ها براساس توافق‌نامه‌ی صلح دوحه میان این گروه و امریکا شده‌اند.

  • حمله طالبان به ولسوالی تیشکان بدخشان دفع شد

    حمله طالبان به ولسوالی تیشکان بدخشان دفع شد

    طبق اطلاعات این منابع، طالبان دوشنبه‌شب، بیست‌وهفتم ثور حمله تهاجمی وسیع را بر مرکز ولسوالی تیشکان در جنوب‌غرب ولایت بدخشان اجرا کردند که بعد از درگیری شدید میان نیروهای امنیتی و طالبان، این هجوم به شکست انجامیده است.

    نیک‌محمد نظری، سخنگوی والی بدخشان می‌گوید که گروه طالبان شب گذشته از چندین استقامت بر مرکز ولسوالی تیشکان حمله کردند که بر اثر‌ مقاومت نیروهای امنیتی به شکست طالبان منجر شد.

    نظری گفت که در این درگیری به نیروهای امنیتی هیچ آسیبی نرسیده است، اما طالبان متحمل تلفاتی شده‌اند.

    گروه طالبان در مورد اظهارات سخنگوی والی بدخشان چیزی نگفته است.

    اخیراً ناامنی‌ها در بدخشان شدت گرفته است و درگیری‌های شدید میان نیروهای امنیتی و طالبان صورت می‌گیرد.

  • جنرال میلر: طالبان در ماه های آینده خشونت را افزایش می دهند

    جنرال میلر: طالبان در ماه های آینده خشونت را افزایش می دهند

    اسکات میلر در گفت‌وگو با رسانه‌ها از احتمال افزایش خشونت‌ها در افغانستان ابراز نگرانی می‌کند. آقای میلر در گفت‌وگو با «بی.بی.سی» می‌گوید که احتمال می‌رود طالبان در ماه‌های پیش‌رو خشونت‌ها را در افغانستان افزایش دهند.

    فرمانده عمومی نیروهای خارجی اما می‌افزاید که نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ظرفیت کافی برای مهار حمله‌های طالبان دارند. او علاوه می‌کند که حمایت‌های مالی و تخنیکی امریکا و ناتو از ارتش افغانستان ادامه می‌یابد و نهادهای امنیتی افغانستان توانایی کنترل وضعیت افغانستان را دارند.

    آقای میلر این اظهارات را در حالی مطرح می‌کند که روند خروج نیروهای خارجی حدود سه هفته پیش کلید خورد و تا یازدهم سپتمبر امسال قرار است به پایان برسد.

    این در حالی است که با وجود آغاز مجدد گفت‌وگوهای صلح میان هیأت‌های مذاکراتی دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر پس از آتش‌بس روزهای عید، این پروسه هیچ پیشرفتی نداشته است.

  • عبدالمنان نیازی باید به دار آویخته می شد نه اینکه اینگونه باشکوه تشییع می شد

    عبدالمنان نیازی باید به دار آویخته می شد نه اینکه اینگونه باشکوه تشییع می شد

    جسد عبدالمنان نیازی روز گذشته به طرز باشکوهی توسط جمعی کثیری از هواداران تروریستش در هرات دفن شد.

    در مراسم تشییع رهبر شاخه جدا شده طالبان جانشین او نیز معرفی شد.

    خالد پسر عبدالمنان نیازی طی سخنانی رجز گونه از ادامه راه و مسیر پدرش آن هم با قوت بیشتر خبر داد.

    این رویداد با واکنش های مختلفی از سوی شهروندان به ویژه در فضای مجازی روبرو شده است.

    سید رضا سجادی، یکی از کاربران فیس بوک، می نویسد:«تروریستان نمی میرند بلکه بازتولید می شوند.»

    مولوی عبدالمنان نیازی مرد. مرگ او واکنشهای بسیاری را در پی داشت. اندکی او را شهید خواندند. بسیاری در مرگ وی اظهار شادمانی کردند. او به طرز ذلت باری کشته شد. ولی مرگش شادمانی ندارد او باید به دار مجازات آویخته می شد.

    او نه تنها جنایت می کرد بلکه اصرار بر جنایت و خلق فاجعه داشت. عبدالمنان نیازی باید مانند جنایت کاران جنگی محاکمه می شد. اگر جنایتکاری مانند ملا نیازی و… به پنجه قانون سپرده شود، پس از محاکمه و تعیین مجازات درخور و مناسب، آنگاه باید از اجرای قانون و مرگ یک جنایتکار شادمان بود. حکومت با محاکمه چنین جنایتکارانی از یکسو حساب خویش را از آنها جدا کرده و نشان می داد که در جرم آنها شریک نبوده و حامی آنان نیست و از سوی دیگرخانواده های داغدار شهداء و مردم افغانستان شاهد اجرای عدالت می بودند.

    هرچند عبدالمنان نیازی مثل یک جنایتکار کشته نشد ولی خوشبختانه در سنگر جنگ هم نمرد تا از او قدیس و قهرمانی دیگری بسازند و بتراشند. شاید روی اختلاف در تقسیم دالرهای آمریکایی، یا چوروچپاول اموال مسافران غریب، یا سرکدام بچه بازی، بد مغز دیگری مغز خشک و متعصب او را نشانه رفت و خاطر ملتِ مظلوم را برای ابد«دستکم» از شرِ این شومِ شریر راحت ساخت. چه مرگ فجیع و ذلت باری.

    اما؛ پرسش بنیادی این است که مرگ او، چه تأثیر بر حیات و زندگی انسان افغانی دارد؟ باتأسف باید گفت که هیج. در خاک تروریست پرور و تفکری که هر آن احتمال می رود مولوی دیگری مانند مجیب الرحمان فتوای قتل صادر کند، مرگ یک تروریست هیج تاثیری بر حیات دیگران ندارد. از این جهت می توان گفت که در این خاک، تروریست ها و جنایت کاران هیجگاه نمی میرند. در اندیشه طالب خیز و نیازی پرور هر روز تروریستها بازتولید می شوند.

    تا زمانیکه همه روزه صدای ناله کابلستان بلند است، تا روزی که هرگوشه از این خاک شاهد شهادت دخترکان معصوم، اسیران بی گناه و مسافران غربت به دست تحجر و وحشت است، تا هنگامی که دولت فاسد و فاشیست قبیلوی بر اریکه قدرت حکم براند و تا نابودی تفکر تکفیری، تروریست ها زنده اند و عبدالمنان نیازی های بسیاری نفس می کشند و آدم می کشند.

    در دامن همین خاک و از متن همین تفکر عبدالمنان نیازی ها، شاپور حسین زوی ها و مجیب الرحمن ها رشد و آزادانه و با کمال وقاحت اقوام دیگر را تهدید به نسل کشی می کنند؛ و با تاسف هیجگاه از سوی مراجع قضایی و حکومتی تحت تعقیب قانونی قرار نمی گیرند. در عوض جوان مظلومی به جرم مقاله نانوشته و سیاهه انتشار نیافته هفت سال تمام در گوشه زندان استخوان خورد می کند. تا این چنین است، تروریست ها بروز و باز تولید می شوند نمی میرند.

  • وزارت خارجه امریکا: حملات هدفمند علیه شیعه در افغانستان افزایش یافته است

    وزارت خارجه امریکا: حملات هدفمند علیه شیعه در افغانستان افزایش یافته است

    وزارت خارجۀ امریکا امروز (یک‌شنبه، ۲۶ ثور) همزمان با روز جهانی آزادی مذهبی، در گزارشی نوشت در سال‌های پسین خشونت‌های هدف‌مند بر این دو اقلیت مذهبی افزایش یافته است.

    بر اساس یافته‌های این وزارت، در جریان سال ۲۰۲۰ میلادی دست‌کم نوزده حملۀ هدف‌مند تروریستی بر پیروان مذهب شیعه در افغانستان صورت گرفته است؛ در حالی که شمار این حمله‌ها در جریان سال ۲۰۱۹ میلادی ۲۰ مورد بوده است.

    در این گزارش از حمله بر مرکزهای آموزشی موعود و کوثر دانش در غرب شهر کابل، زایشگاه برچی و چندین مسجد و تکیه‌خانه نام ‌برده شده است که شیعیان به گونۀ هدف‌مند مورد حمله قرار گرفته‌اند.

    در بخشی از این گزارش همچنان از حمله‌های هدف‌مند بر عبادتگاه‌های سیک‌ها و اهل هنود افغانستان یادآوری شده که جان ده‌ها پیرو این اقلیت مذهبی را گرفته است. بر اساس این گزارش، بیشتر حمله‌های هدف‌مند بر جمعیت‌های مذهبی از جمله شیعیان و سیک‌ها را در افغانستان شاخۀ خراسان دولت اسلامی (داعش) انجام داده است.

    در این گزارش همچنان آمده است که باوجود افزایش شمار حمله‌های هدف‌مند بر جمعیت‌های مذهبی در افغانستان، دولت هنوزهم تدابیر پیش‌گیرانه برای محافظت از اقلیت‌های مذهبی را تشدید نکرده است.

    وزارت خارجۀ امریکا این حمله‌ها را زمینه‌ساز مهاجرت گروهی اقلیت‌های مذهبی از جمله سیک‌ها به بیرون از افغانستان عنوان کرده است. در این گزارش از دولت افغانستان خواسته شده که برای محافظت از اقلیت‌های مذهبی در این کشور تدابیر امنیتی جدی‌تری روی دست بگیرد.

    این در حالی است که در ادامۀ حمله‌های هدف‌مند بر اقلیت‌های مذهبی در افغانستان، هفتۀ پیش یک حملۀ مرگ‌بار تروریستی دانش‌آموزان یک مکتب دخترانه را در غرب شهر کابل هدف قرار داد. در این حملۀ انفجاری دست‌کم ۸۵ نفر کشته شده و بیش از ۱۵۰ تن دیگری زخم برداشتند؛ بیشتر قربانیان این حمله را دانش‌آموزان شکل می‌دهند.

    پس از این حملۀ تروریستی، کمیسیون حقوق بشر افغانستان اعلام کرد که جمعیت شیعه – هزارۀ افغانستان در معرض نسل‌کُشی قرار گرفته است.

  • یک فرمانده کلیدی طالبان با 9 تن از همراهانش در هلمند کشته شد

    یک فرمانده کلیدی طالبان با 9 تن از همراهانش در هلمند کشته شد

    این قول اردو امروز (یک‌شنبه، ۲۶ ثور) با نشر خبرنامه‌یی نوشت این فرمانده کلیدی طالبان در جریان عملیات تصفیه‌یی ارتش در منطقۀ بولان از حومه‌های شهر لشگرگاه کشته شده است.

    در خبرنامۀ این قول اردو آمده است افزون بر این فرمانده کلیدی طالبان، نُه تن از افرادش نیز در جریان این عملیات کشته شده‌اند. بر اساس معلومات این قول اردو، عملیات تصفیه‌یی ارتش در حومه‌های شهر لشکرگاه همچنان ادامه دارد.

    طالبان تاکنون در مورد کشته شدن این فرمانده‌شان چیزی نگفته‌اند.

    گفتنی است که درگیری‌های مسلحانه میان نیروهای ارتش و جنگ‌جویان طالبان در ولایت هلمند پس از پایان آتش‌بس سه روزه از سر گرفته شده است. ارتش این بار از حمله‌های تعرضی بر مواضع طالبان خبر داده است. این درگیری‌ها در آستانۀ نشست صلح استانبول از سر گرفته شده‌اند؛ نشستی که در مورد صلح افغانستان تا چند روز دیگری قرار است برگزار شود.