برچسب: صلح

  • رئیس جمهور در شورای ملی: یک مرام مقدس دارم

    رئیس جمهور در شورای ملی: یک مرام مقدس دارم

    رئیس جمهور غنی امروز با حضور در شورای ملی گفت یک مرام مقدس دا رد و می خواهد نسل کنونی و آینده افغانستان در یک کشور آباد، مرفه، آزاد و سربلند زندگی کند.

    وی افزود:«به صراحت برای تان می‌گویم که وظیفۀ من در این امانتی که مردم افغانستان برایم سپرده اند، عاطفی شدن و احساساتی شدن نیست. مردم از من می‌خواهند تا افغانستان را مدبرانه و قاطعانه با هم از این آزمون بقا بگذارنیم. در حالی که این بربادی و خونریزی که بر ملت ما تحمیل می‌شود و روزانه سلول سلول بدنم را می‌آزارد، من ثابت و محکم در جایم ایستاده هستم.»

    رئیس جمهور غنی تاکید کرد:«تعهد من برای ملت افغانستان این است که در مقابل هیچ نیروی ویرانگر زانو نمی‌زنم. یا در میز واقعی مذاکره زانو به زانو می‌نشینیم یا در میدان جنگ زانوهای شان را می‌شکنیم.»

    رئیس جمهور غنی گفت:«متاسفانه مشکل از جایی ایجاد شد که درس های افغانی و بین المللی صلح مراعات نشدند. جای یک روند ملی و واقعبینانه را یک روند شتابزده ی وارداتی گرفت. روندی که بر فرضیه های خام استوار بود و اساسش را فشار بر جمهوریت و تخریب دموکراسی می ساخت.

    این روند نه تنها منجر به صلح نشد، بلکه باعث مشروعیت بخشی به یک گروه متجاوز و شریر و تلاش برای مشروعیت زدایی از صف واحد جمهوریت شد. این روند شک ایجاد کرد. ابهام خلق کرد و محصولش همین وضعیتی است که شما می بینید.

    رئیس جمهور غنی تاکید نمود: «واضح می گویم که امروز مردم ما در معرض یک تجاوز آشکار قرار دارند که مبنای آن فتنه و ابزار آن مکر و خدعه است. این تجاوز بر ما تحمیل شده است. این جنگ بر ما تحمیل شده است. این فتنه بر ما تحمیل شده است. حکم خداوند است که اگر کسی متجاوز است و دست از تجاوز بر نمی دارد، جنگیدن در مقابل شر و فتنه آن گروه وجیبه یک جامعه مسلمان است.»

  • افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند

    افغان ها در چهل سال گذشته صلح را به بازی گرفته اند

    از گفت‌وگو و ضرورت آن برای صلح سخن گفتیم، نتیجه‌ی آن به جنگ ختم شد. از ضرورت آشتی ملی و سیاسی سخن گفتیم باز نتیجه‌ی آن به جنگ ختم شد. روی خروج نیروهای خارجی و پایان اشغال تأکید کردیم که اگر آن‌ها اشغال را پایان دهند، جنگ و جهاد ختم می‌شود، باز نتیجه به جنگ و افزایش خشونت ختم شد. دست همیاری و صلح به‌سوی پاکستان دراز کردیم (جرگه امن میان دو کشور برگزار کردیم) که این همسایه در این راستا به ما کمک کند، باز نتیجه به صلح ختم نشد. دست دوستی و همیاری به‌سوی کشورهای منطقه و جهان دراز کردیم باز هم صلح نیامد. انگار قرار نیست در این کشور صلح بیاید و به‌نظر می‌رسد خشونت و جنگ بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی افغان‌هاست.

    صلح در افغانستان این روزها واژه‌ی غریبی است. طرف‌های درگیر منازعه درباره‌ی اهمیت و ضرورت آن تنها مقابل تلویزیون‌ها و خبرنگاران حرف می‌زنند. گویی اشتباهی از دهان‌شان واژه‌ی صلح و اهمیت و ضرورت آن خارج می‌شود. سپس این جمله‌ی کلیشه‌ای را به‌کار می‌برند که صلح آرزوی مردم افغانستان است و زندگی صلح‌آمیز حق مردم است. جمله‌هایی حال‌به‌هم‌زن و نخ‌نما که به‌حدی تکراری شده که دیگر به‌سختی می‌توان معنایی از آن تصور کرد.  

    از صلح بیش از هر کلمه‌ای در جغرافیای افغانستان معنازدایی شده است. طوری که وقتی گروهی سیاسی یا نمایندگان بنیادگرای طالبان از صلح صحبت‌ می‌کنند، بسیاری دچار وحشت می‌شوند. برای این‌که فهم آنان از صلح با معنایی که در ذهن ماست تفاوت اساسی دارد. اکنون مردم می‌دانند این گروه عقل‌ستیز چه برداشتی از صلح و آشتی و پایان منازعه دارند. افغان‌ها بیش از هر کلمه‌ای صلح را به بازی گرفته‌اند. آن را خوار و خفیف کرده‌اند و به یک معنا این کلمه را بی‌معنا و تهی کرده‌اند. خدمت افغان‌ها به صلح، تهی‌ساختن روح و هستی این کلمه از معنای واقعی‌اش در طول بیش از چهل سال گذشته بوده است.

    طرح صلح «بنین سیوان»

    طرح صلح بنین سوان، شامل لیستی بلندبالا از اقوام و گروه‌‌های مختلف، احزاب، جریان‌‌های سیاسی و طرفداران شاه سابق می‌‌شد که این گروه‌‌‌ها پس از مذاکره و گفت‌‌وگو گروهی را از میان خود به‌عنوان نمایندگان‌شان انتخاب می‌‌کردند و وظیفه‌ی آن‌ها مشورت با گروهای مختلف اجتماعی برای دایرکردن لوی جرگه بود. وظیفه اصلی لوی جرگه، تعیین ساختاری برای حکومت انتقالی بود. طرح صلح بنین سیوان برای خلای قدرت به‌وجودآمده و پایان منازعه در مجموع یک دولت ائتلافی با نظرداشت دیدگاه‌‌های جناح‌‌‌های درگیر منازعه و مردم افغانستان بود. با توجه به این‌که جنگ افغانستان ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا کرده بود، طرح صلح بنین سوان نتوانست دیدگاه‌‌های مختلف را به‌خصوص در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی با خود همسو کند. همچنین حمایت‌‌های جهانی و حتا حمایت سازمان ملل را جلب کند. عوامل بیرونی نقش اساسی در ناکامی طرح بنین سوان داشت. استراتژیست‌‌های مسکو به این دلیل مخالف طرح سازمان ملل بودند که می‌‌پنداشتند طرح بنین سوان امریکایی و غربی است و زمینه‌ی نفوذ آن‌ها به حداقل می‌‌رسد. همچنین پاکستانی‌‌‌ها نیز بر این باور بودند که بیش از هر زمانی دیگری می‌‌توانند با استفاده از ابزار نظامی و ادامه سلطه بر مجاهدین آن‌ها را به قدرت برسانند و اهداف خود را دنبال کنند.

    بسیاری از صاحب‌نظران مسائل افغانستان بر این باورند که سازمان ملل نتوانست آن‌چنان که انتظار می‌‌رفت در قضایای جنگ و صلح این افغانستان نقش مؤثری داشته باشد. بیشتر تلاش‌‌های این سازمان و شورای امنیت به صدور قطعنامه و محکوم‌کردن جنگ در افغانستان محدود بوده است. توافقنامه جینوا (ژنو) میان کشورهای افغانستان، پاکستان و اتحاد جماهیر شوروی منجر به خروج ارتش سرخ از افغانستان شد. تأکید اصلی این توافقنامه بر عدم همکاری و حمایت شوروی، امریکا و کشورهای غربی از طرف‌‌های درگیر منازعه در افغانستان بود. مهم‌ترین انتقادی که بر تلاش‌‌های بنین سوان برای ختم منازعه عنوان می‌‌شود، نداشتن استراتژی بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان و مدیریت خلای قدرت است.

    طرح آشتی ملی داکتر نجیب‌الله

    تاریخ معاصر افغانستان پر است از عهد و پیمان برای صلح و نقض گسترده‌ی این عهد و پیمان‌ها. هنوز بسیاری از افغان‌ها خاطره سال‌های حکومت داکتر نجیب‌الله و تلاش‌های او را برای برقراری صلح به یاد دارند. هدف اصلی داکتر نجیب‌الله برای پایان‌دادن به جنگ و ختم منازعه، الگوی «طرح آشتی ملی» او بود. طرحی که در آن دولتی فراگیر با حضور همه مخالفان در ساختار قدرت و نظام سیاسی آینده پیش‌بینی شده بود. برای تحقق این مسأله حکومت او کمیسیون‌های مختلفی را برای مصالحه و آشتی در کابل و سایر ولایات ایجاد کرد. همچنین نمایندگانی را برای جلب رضایت سران جهادی تعیین کرد که با آن‌ها در این رابطه گفت‌وگو کنند. با این همه او نتوانست حمایت ملی و منطقه‌ای برای برنامه‌های صلح‌جویانه‌اش ایجاد کند. رهبران گروه‌های جهادی با اینکه می‌دانستند طرح او به نفع ثبات، آینده و امنیت افغانستان است به دلایلی از جمله احساس بدنامی سازش با دولت کمونیستی، دخالت‌های پاکستان و فروپاشی و اقتدار کمونیسم در جهان با او سر ناسازگاری را گرفتند و طرح او را رد کردند. جهاد مفهوم کلیدی مبارزان و مهم‌ترین محور مبارزه با دولت او بود. بنابراین هر نوع سازش با دولت داکتر نجیب‌الله از سوی رهبران سیاسی به معنای خودکشی سیاسی تلقی می‌شد.

    موافقت‌نامه پیشاور

    پس از ماه و روزها جنگ بر سر قدرت، سرانجام مجاهدین تصمیم گرفتند شورای قیادی ۵۱ نفره‌ای را با هدف تشکیل حکومت آینده ایجاد کنند. برنامه این طور بود که پس از کنار رفتن داکتر نجیب‌الله، قدرت میان سران جهادی تقسیم شود. «تصمیم بر این شد که شورای ایجادشده زیر نظر صبغت‌الله مجددی به داخل افغانستان بروند و قدرت را از رژیم کابل، بدون قید و شرط در طی دو ماه تحویل بگیرند. رییس این شورا در مدت دو ماه ریاست دولت را نیز بر عهده خواهد داشت. بعد از آن، این شورا به عنوان شورای موقت اسلامی تحت ریاست حضرت صبغت‌الله مجددی در کنار دولت انتقالی باقی خواهد ماند که این دوره از فعالیت شورا چهار ماه خواهد بود. همچنین تصمیم گرفته شد تا بعد از گذشت دو ماه از انتقال قدرت، آقای ربانی به‌عنوان رییس‌جمهور دولت انتقالی اسلامی افغانستان و رییس شورای قیادی برای چهار ماه کارش را رسما شروع کنند. و در پایان تأکید شده بود که دوره‌های متذکره حتا برای یک روز هم تمدید نخواهد شد.».

    با آن‌که سمت نخست‌وزیری در موافقت‌نامه برای حزب اسلامی آقای حکمتیار پیش‌بینی شده بود. اما آقای حکمتیار از امضای موافقت‌نامه سر باز زد و آن را امضا نکرد. در عوض به کابل رفت و با حمایت لوجستیکی پاکستانی‌ها خود را برای جنگ آماده کرد. چرا که مسأله تنها نخست‌وزیری نبود. حزب اسلامی و حزب جمعیت که بیشترین منابع و قدرت را در اختیار داشتند بر سر تقسیم قدرت و منابع باهم به توافق نرسیدند. با توجه به این‌که داکتر نجیب‌الله از قدرت کناره‌گیری کرده بود، عملا فضایی بی‌دولت در کشور حاکم شده بود. فضایی که در اختیار گروه‌های مختلف مجاهدین قرار داشت.

    به باور بسیاری از تحلیل‌گران، محصول نشست پیشاور، حاد‌شدن مسایل قومی و همچنان انحصار و تمامیت‌خواهی قدرت بود. این انتقاد نسبت به آقای ربانی و مسعود وجود داشت که برنامه‌ای برای شامل ساختن سایر اقوام در قدرت نداشتند. همین مسأله باعث اختلاف شدید میان آقای ربانی و مسعود و آقای حکمتیار شد. البته کارنامه آقای حکمتیار در پشت‌پا‌ زدن به توافقنامه‌های صلح و آشتی پر است. او نیمی از عمرش را در طغیان و سرکشی از توافق‌نامه‌های صلح سپری کرده است.

    موافقت‌نامه اسلام‌آباد

    در تاریخ معاصر افغانستان، توافق‌نامه اسلام‌آباد یکی از مهم‌ترین پیمان‌هایی است که گروه‌های جهادی آن را امضا کردند. براساس این موافقت‌نامه گروه‌های مجاهدین توافق کردند که حکومتی به مدت ۱۸ ماه با ریاست آقای ربانی و صدراعظمی آقای حکمتیار و یا نماینده‌شان ایجاد شود. تنظیم‌های جهادی برای پایان‌بخشیدن به خشونت و منازعه تعهد به ختم جنگ کردند.

    پس از آن‌که موافقت‌نامه پیشاور نتایج ملموسی در رابطه با صلح نداشت و احزاب جهادی همچنان مشغول بزکشی جنگی در کابل بودند به ابتکار عربستان سعودی و دولت پاکستان موافقت‌نامه مذکور شکل گرفت. از مهم‌ترین موضوعاتی که موافقت‌نامه اسلام را از موافقت‌نامه پیشاور مجزا می‌‌کند، حضور احزاب شیعی بود که در موافقت‌نامه پیشاور نادیده گرفته شده بودند. به باور بسیاری از تحلیل‌گران انحصار قدرت، فروپاشی اردوی افغانستان، پراکندگی و اختلافات مجاهدین و رقابت‌های قومی باعث شد که سرنوشت این موافقت‌ نیز با شکست مواجه شود.

    پس از امضای این موافقت‌نامه بسیاری از سران جهادی به دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر کردند. آن‌ها در پیشگاه خانه خدا تعهد کردند که به آتش جنگ‌های داخلی خاتمه دهند. رهبران افغان در ماه رمضان در مکه و مدینه برای آوردن صلح و آشتی سوگند یاد کردند. اما به افغانستان که بازگشتند، دوباره تفنگ‌های‌شان را مقابل یکدیگر نشانه گرفتند و راکت‌های‌شان را بر سر خانه‌های مردم انداختند. آن‌ها نماد پیمان‌های صلح و شکستن پی‌هم آن هستند. هنوز رنگ امضاهای‌شان در مکه برای صلح و آشتی خشک نشده بود که دوباره به جان هم افتادند.

    موافقت‌نامه تشکیل حکومت وحدت ملی

    اشرف‌غنی محصول دو انتخابات پرحاشیه، پر از تقلب و در مجموع محصول بحران مشروعیت نتایج انتخابات است. انتخاباتی که در نتیجه‌ی برگزاری آن بسیاری از مردم افغانستان اعتمادشان را به این نهاد از دست دادند. چرا که شفافیت و مکانیزم برگزاری آن پراز ابهام و چالش بود. در هر صورت، بن‌بست سیاسی که نتیجه‌ی انتخابات غیرشفاف بود با توافق سیاسی و تشکیل حکومت وحدت ملی پایان یافت. موافقت‌نامه وحدت ملی چندین ماده اساسی داشت که طرفین را ملزم به اجرایی‌ساختن آن می‌کردند. تعدیل قانون اساسی و برگزاری لوی‌جرگه‌ی قانون اساسی، اصلاح نظام انتخاباتی، ایجاد پست ریاست اجرایی، تفکیک کابینه و شورای وزیران از جمله مهم‌ترین موارد این توافق‌نامه بودند. پس از دو سال از شروع کار دولت وحدت ملی، اشرف‌غنی به بسیاری از موارد توافق‌نامه‌ی مذکور عمل نکرد. مهم‌ترین اقدامی که قرار بود طی دو سال ابتدایی حکومت وحدت ملی به آن عمل شود، برگزاری لوی‌جرگه تعدیل قانون اساسی و حل مسائل حقوقی ساختار سیاسی جدید بود که در زمان آن عملی نشد. با این همه، حکومت وحدت ملی با وجود حواشی مشروعیت حقوقی‌اش تا پایان به کار خود ادامه داد. روزهای پایانی حکومت وحدت ملی، مردم آن را به موتری تشبیه می‌کردند که دارای دو راننده است. دو راننده‌ای که هر کدام به مسیری می‌رود. حکومت وحدت ملی با چنان تصویری و نقض بسیاری از موارد توافق‌نامه، کشمکش‌ها و نزاع‌ها به پایان رسید. حکومتی که بستر را برای یک انتخابات پرچالش دیگر مهیا کرد.

    کلام آخر

    به لیست بالا می‌توان موافقت‌نامه‌های بسیاری از جمله گفت‌وگوهای صلح دوحه را افزود که در نهایت همه‌ی آنها به یک سرنوشت ختم می‌شود، بازی‌گرفتن صلح در طول بیش از چهل سال گذشته. افغان‌ها برای این‌که طعم صلح را بچشند، الگوهای متفاوتی از حکومت‌داری را نیز در این چهل سال تجربه کردند. جمهوری، جمهوری دموکراتیک، حکومت‌ اسلامی، امارت، دولت موقت، پادشاهی و دموکراسی. اما سرانجام هیچ‌کدام این حکومت‌ها نتوانستند این آرزوی دیرین مردم افغانستان را برآورده‌ کنند. نسلی در جنگ، آوارگی، وحشت، تنهایی و بی‌پناهی بزرگ شدند. اکنون نیز به‌نظر می‌رسد این قصه در حال تکرارشدن است.

    این تاریخ چهل ساله پر است از عهد و پیمان‌های افغان‌‌ها برای صلح، عهدشکنی و خیانت و اراده‌نداشتن برای صلح. افغان‌ها تاوان این عهدشکنی‌ها و بازی با صلح را نیز با بهای سنگینی پرداخت کرده‌اند. اما نکته اینجاست که هنوز بسیاری چشم‌های‌شان را روی واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی، قومی و آینده افغانستان می‌بندند و به تنها چیزی که فکر می‌کنند، تمامیت‌خواهی قدرت و منافع شخصی و قومی خودشان است. به قول الیاس علوی اکنون باید از افغان‌ها پرسید؛

    «کاکا از چاه که آب می‌کشی

    چای که دم می‌کنی

    مزه‌ی خون نمی‌دهد؟»

    نویسنده: داکتر حسین علی کریمی

  • نبیل: مردم افغانستان هزینه سنگین صلح نیابتی خلیلزاد را می پردازند

    نبیل: مردم افغانستان هزینه سنگین صلح نیابتی خلیلزاد را می پردازند

    رحمت‌الله نبیل رییس پیشین امنیت ملی و یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری گذشته با اشاره به وضعیت فعلی کشور، در توییترش نوشته پیامد معامله دوحه زلمی خلیلزاد را مردم افغانستان می دهند.
    او نوشته است «متاسفانه افغان‌ها هزینه سنگینی برای صلح نیابتی داكتر خليلزاد می‌پردازند».
    این اظهارات او در حالی مطرح می شود که اخیراً جنگ در بسیاری از نقاط کشور به شدت افزایش یافته است.
    در ماه های اخیر جنگجویان طالبان، موفق شدند که بیش از صد ولسوالی را به کنترول شان درآورند. این گروه همچنین در یک ماه اخیر حملاتی را بر مراکز ولایت ها نیز راه اندازی کرده است.
    در حال حاضر، قندهار، غزنی، هرات، هلمند، تخار و برخی از ولایت های دیگر شاهد افزایش حملات طالبان بر مراکز شهرها هستند.

  • از نیروهای امنیتی به طور قاطع حمایت می شود

    از نیروهای امنیتی به طور قاطع حمایت می شود

     جلسه مشورتی رهبران سیاسی و جهادی با رئیس جمهور غنی روز شنبه، نهم اسد، در ارگ ریاست جمهوری برگزار شد.

    ارگ ریاست جمهوری اعلامیه‌ سه ماده‌ای این نشست را به نشر رساند. طبق این اعلامیه، رهبران سیاسی و جهادی حمایت قاطع خود را نیروهای امنیتی در نبرد با طالبان اعلام کرده‌اند.

    در اعلامیه آمده است: «شهامت و ایستادگی نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان در مقابل تجاوز و حملات تروریستی و ایستادگی و بسیج مردم افغانستان در این راستا قابل ستایش است. رهبران سیاسی و جهادی افغانستان از دفاع مشروع نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان و بسیج مردمی افغانستان در حمایت از آن‌ها، نه تنها قدردانی می‌کند بلکه با تمام توان برای بسیج بیش‌تر مردم برای دفاع از افغانستان تلاش خواهند کرد.»

    اعلامیه نوشت دفاع از مردم و تمامیت ارضی افغانستان و ناموس و نهادهای ملی، ارزش‌های مشترک حقوق زنان و سایر حقوق و آزادی‌هایی که در قانون اساسی تسجیل یافته است، مکلفیت دولت جمهوری اسلامی افغانستان بوده و دولت افغانستان از این ارزش‌ها در برابر هر نوع تعرض دفاع می‌کند.

    در جلسه مشورتی رهبران سیاسی و جهادی با رییس جمهور غنی تأکید شد قطع جنگ و رسیدن به صلح عادلانه و پایدار اولویت جمهوری اسلامی افغانستان و برای رسیدن به این «مرام ولا قربانی‌های زیادی» را متحمل شده است.

    در این جلسه هم‌چنان تأکید شد تلاش‌های شورای عالی مصالحه ملی و هیأت مذاکره‌کننده دولت در راستای تأمین صلح قابل قدر است و این هدف کماکان دنبال خواهد شد.

    در این نشست برخی از رهبران سیاسی از جمله حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، صلاح‌الدین ربانی، رییس حزب جمعیت و گلبدین حکمتیار رییس حزب اسلامی حضور نداشتند.

  • دیده بان حقوق بشر: طالبان قتل هایی انتقام جویانه را افزایش داده اند

    دیده بان حقوق بشر: طالبان قتل هایی انتقام جویانه را افزایش داده اند

    دیده‌بان حقوق بشر گفته است گروه طالبان خلاف آن‌چه که تعهد کرده‌اند، قتل‌های انتقام‌جویانه خود در افغانستان را افزایش داده‌اند.

    در اعلامیه دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل متحد که روز جمعه، هشتم اسد، نشر شد آمده است گروه طالبان با وجود ادعای رهبری این گروه که می‌گویند خویشتن‌داری را در پیش گرفته است، منتقدان شناخته شده طالبان را می‌کشند.

    دیده‌بان حقوق بشر تصریح کرده است گروه طالبان در قندهار، افرادی را که به کار با دولت متهم هستند، نیروهای امنیتی و بسته‌گان آنان را بازداشت و تیرباران کرده‌اند.

    این نهاد با اشاره به قتل خاشه جوان، طنزپرداز قندهاری گفته است که قتل او و سایر رویدادهای اخیر نشان می‌دهد که فرماندهان گروه طالبان تمایل به شکستن انتقادها و اعتراضات شدید مردم افغانستان دارند.

    پاتریشیا گاسمن ، مدیر بخش آسیا در دیده‌بان حقوق بشر گفته است: «ظاهرا نیروهای طالبان خاشه جوان را اعدام کرده‌اند؛ زیرا او رهبران این گروه را مسخره می‌کرده است.»

    گاسمن افزوده است: «رهبری طالبان معمولاً حمله بر منتقدان شان را رد می‌کند؛ اما این جنگ‌جویان طالبان هستند که مسوولیت متوقف کردن کشتارها را بر عهده دارند.»

    در همین حال، دیده‌بان حقوق بشر به نقل از منابع محلی در قندهار تصریح کرده است که در روستاهای اطراف مرکز این ولایت، فرماندهان طالبان تعداد زیادی از افراد مرتبط با دولت را بازداشت کرده‌اند.

    طبق معلومات این نهاد، در تازه‌ترین مورد گروه طالبان دو تن را که برادرانشان کارمند دولت هستند، از خانه شان در ساحه «قسام پل» ولسوالی دند ربودند که تا هنوز خبری درباره آن‌ها در دست نیست.

    با این حال دیده‌بان حقوق بشر حملات تلافی‌جویانه از سوی گروه طالبان را مجازات جمعی عنوان کرده است و آن را ممنوع خوانده است.

  • کاهش فوروی خشونت ها و حل بحران افغانستان از راه مذاکره مورد بحث قرار گرفت

    کاهش فوروی خشونت ها و حل بحران افغانستان از راه مذاکره مورد بحث قرار گرفت

    موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان در سفرش به واشنگتن به تازگی با جیک سالیوان مشاور امنیت ملی امریکا در باره افغانستان، امنیت منطقه و موضوعات مورد علاقه رایزنی کرده است.
    جیک سالیوان روز گذشته در توییتی در مورد دیدارش با موید یوسف نوشته است: من امروز با مشاور امنیت ملی پاکستان ملاقات کردم تا در باره اتصال و امنیت منطقه و سایر عرصه‌های همکاری مشترک رایزنی کنم.
    وی افزود دو طرف در مورد کاهش فوری خشونت‌ها در افغانستان و حل و فصل سیاسی درگیری از طریق مذاکرات گفت‌وگو کرده است.
    موید یوسف مشاور امنیت ملی پاکستان نیز در مورد این دیدار گفته است که پیرامون مسایل مشترک دوجانبه، منطقه‌ای و جهانی با همتای امریکایی‌اش گفت‌وگو کرده است.
    دو طرف همچنین توافق کرده‌اند که شتاب در همکاری‌های دوجانبه پاکستان و امریکا را حفظ کنند.

  • عمران خان: پاکستان سخنگوی طالبان نیست

    عمران خان: پاکستان سخنگوی طالبان نیست

    عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان می‌گوید پاکستان در قبال اقدامات طالبان پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان مسئول نیست.

    عمران خان امروز (پنجشنبه، ۷ اسد) در نشستی با خبرنگاران افغان گفت کارهایی که طالبان انجام می‌دهند یا نمی‌دهند، به پاکستان هیچ ربطی ندارد. به نقل از روزنامه «دان»، او گفته است: «ما مسوولیتی نداریم و سخنگوی طالبان نیستیم.»

    نخست‌وزیر پاکستان به خبرنگاران افغان گفت مردم افغانستان یک راه برای انتخاب دارند. او تشریح کرده است شهروندان افغانستان یا راه حل نظامی مورد حمایت امریکا را دنبال کنند و یا این‌که در این کشور یک دولت فراگیر و توافق سیاسی را دنبال کنند. به گفته او راه دوم تنها راه حل قضایای افغانستان است.

    او بار دیگر تأکید کرد شروع جنگ داخلی در افغانستان به نفع پاکستان نیست و این کشور علاقه‌ای به حمایت از شخصی برای تصرف افغانستان ندارد.

    عمران خان گفته است که هیچ یکی از طرف‌های درگیر جنگ افغانستان، به تنهایی قادر به تصرف این کشور نیست. به گفته او، دولت پاکستان به این باور رسیده است که افغانستان هرگز از خارج قابل کنترل نیست.

    او افزود پاکستان با هر دولتی مردم افغانستان انتخاب کنند، روابط خوبی برقرار خواهد کرد.

    نخست‌وزیر پاکستان هم‌چنان از امریکا انتقاد کرد و گفت این کشور زمانی‌ که ۱۵۰ هزار نیروی ناتو در افغانستان حضور داشتند، باید از راه قدرت با طالبان صحبت می‌کرد. به گفته او اکنون که چند هزار سرباز باقی مانده، چگونه انتظار دارد که طالبان مصالحه کنند؟ پیش‌تر نیز عمران خان گفته بود با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، طالبان خود را فاتح میدان می‌دانند و بعید است که تن به مصالحه دهند.

    این گفته‌ها در حالی ابراز شده که طالبان با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، حملات‌شان را تشدید کرده‌اند. طبق معلومات وزارت دفاع امریکا، طالبان در جریان دو ماه اخیر بیش از ۲۱۰ ولسوالی را تصرف کرده‌اند.

    از سویی خبرگزاری نشانه به نقل از روزنامه «دان» پاکستان که شام روز چهارشنبه (۶ اسد) می‌نویسد: در گزارشی آمده است که فؤاد حسین چودهری وزیر اطلاعات پاکستان در نشستی در اسلام‌آباد می‌گوید که برای اتصال این کشور به آسیای مرکزی و اروپا تأمین ثبات در افغانستان حیاتی است.

    وی می‌افزاید که اسلام‌آباد در پی ایجاد یک خط آهن میان بندر گوادر و شهر تاشکند است تا پاکستان را از طریق افغانستان به اوزبیکستان و آسیای مرکزی وصل سازد که برای تطبیق این برنامۀ مهم، تأمین ثبات در افغانستان حیاتی است. به بیان او، پاکستان در چوکات این برنامۀ بزرگ منطقه‌ای تلاش دارد اقتصاد خود را توسعه دهد.

    نقشۀ راه احداث خط آهن میان پاکستان و اوزبیکستان از راه افغانستان سال گذشته بین سه کشور توافق شده است، اما به باور رییس‌جمهور غنی با افزایش خشونت‌ها در کشور این برنامۀ بیش از پیش با چالش روبه‌رو شده است.

  • وزیر خارجه امریکا: مداخله چین در افغانستان می تواند مثبت باشد

    وزیر خارجه امریکا: مداخله چین در افغانستان می تواند مثبت باشد

    آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا گفته است در صورتی که چین به دنبال “حل مسالمت‌آمیز منازعات” و یک دولت “واقعا انتخابی و فراگیر” در افغانستان باشد، مداخله و حضور احتمالی آن کشور در امور افغانستان می‌تواند “یک اقدام مثبت” تلقی شود.

    این اظهارات آقای بلینکن یک روز پس از سفر نمایندگان گروه طالبان به چین و دیدار آن‌ها با مقام‌های آن کشور بیان شده است.

    وزیر خارجه آمریکا که در سفری رسمی به هند رفته است در پاسخ به سوالی درباره مذاکرات صلح افغانستان گفته است:”هیچ کس علاقه‌ای به تصرف نظامی کشور توسط طالبان و احیای امارت اسلامی ندارد.”

    او از طالبان خواسته که به شکل “صلح آمیز” سر میز مذاکره حاضر شوند.

    روز گذشته (۶ اسد) ملا عبدالغنی برادر، معاون گروه طالبان و هیأت همراهش با ونگ یی، وزیر خارجه چین دیدار کردند.

    در این دیدار وزیر خارجه چین به هیأت طالبان گفته است انتظار می‌رود این گروه” نقش مهمی در روند صلح‌آمیز آشتی و بازسازی افغانستان داشته باشند”.

    وزارت خارجه افغانستان نیز در اعلامیه‌ای گفت چین قبلا دولت افغانستان را از این سفر مطلع ساخته است. در این اعلامیه همچنین آمده است که افغانستان انتظار دارد تا “دولت چین در راستای تقویت اجماع منطقه‌ و اعمال فشارهای بین‌المللی بر طالبان در جهت قطع خشونت‌ها، برقراری آتش‌بس، تأمین صلح و ختم حضور تروریستان خارجی در افغانستان، نقش ارزندۀ خود را ایفا نماید.”

    یک سخنگوی طالبان در توییتی نوشته است طرف چین در این دیدار “به تعهد خود برای ادامه کمک به افغان‌ها تاکید کرده است و گفته است آنها در مسائل افغانستان دخالت نخواهند کرد اما به حل مشکلات و برقراری صلح در این کشور کمک خواهند کرد.”

    وزارت امور خارجه چین در اعلامیه‌ای گفته است این کشور سیاست “عدم دخالت” در امور داخلی افغانستان را در پیش خواهد گرفت.

    در این اعلامیه آمده است:”خروج عجولانه نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان در واقع نشان‌دهنده ناکامی سیاست آمریکا در قبال افغانستان است و مردم افغانستان اکنون فرصت مهمی برای ثبات و توسعه کشور خود دارند.”

    گروه در ماه‌های گذشته با تصرف بخش‌هایی از ولایت بدخشان که مرزی باریک با چین دارد، خود را با این کشور نزدیک کرده است. روندی که می‌تواند برای پکن نگران کننده باشد.

    در ماه‌های گذشته رهبری طالبان به کشورهای مهم منطقه از جمله ایران و ترکمنستان هم سفر کرده‌اند و سفر اخیر نمایندگان طالبان به چین نشان می‌دهد این گروه در حال شناخته شدن به عنوان یک نیروی مهم سیاسی در صحنه بین المللی است.

  • غنی: اگر طالبان به قضاوت شمشیر باور دارند جوابشان را با شمشیر می دهیم

    غنی: اگر طالبان به قضاوت شمشیر باور دارند جوابشان را با شمشیر می دهیم

    به دنبال تشدید جنگ در افغانستان و عدم تمایل طالبان به گفتگوهای جدی، رئیس جمهور غنی گفت هرگز تسلیم برنامه‌هایی که کشور را ویران می‌کنند، نخواهد شد.

    غنی روز پنجشنبه در مراسمی ‌به مناسبت روز پرچم ملی گفت: “ما گزارش‌هایی در مورد ویرانی افغانستان دیده‌ایم، گزارش‌هایی که از خارج و توسط شبکه‌هایی که می‌خواهند افغانستان را به میدان جنگ تبدیل کنند، تهیه شده است.”

    به گفته وی، اگر طالبان به قضاوت با شمشیر باور داشته باشند، نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان آماده پاسخگویی با شمشیر هستند؛ اما استفاده از زور موثر نیست و راه حل اساسی ادامه گفتگو و رسیدن به یک توافق سیاسی است.

    رئیس جمهور گفت: “با رسیدن به صلح، تمام درد مردم افغانستان التیام خواهد یافت.”

    غنی اظهار داشت مردم افغانستان خواهان یک دولت قدرتمند هستند؛ دولتی که بتواند نماینده آنها در یک چارچوب قانونی باشد، نه دولتی که با زور به دست آمده است.

    رئیس جمهور در بخشی دیگر از سخنان خود تأکید کرد پرچم افغانستان سمبل غرور چندین هزار ساله مردم این کشور و نمونه بارز عزم و اراده ملی است. حکومت افغانستان روز پنجشنبه (۲۹ جولای ۲۰۲۱) را به عنوان روز پرچم ملی اعلام کرده است و در سال‌های اخیر، طی این روز پرچم افغانستان در سراسر کشور به اهتزاز درآمده است.

    این در حالی است که هیئت طالبان با وزیر خارجه چین ملاقات کرده‌اند. ملا غنی برادر، معاون رهبر طالبان، در راس یک هیات به چین سفر کرده، با وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرد. به گزارش رویترز، وزیر امور خارجه چین به هیئت طالبان گفت که انتظار می‌رود این گروه “نقش مهمی ‌در روند آشتی و بازسازی صلح آمیز افغانستان داشته باشد”. وزیر خارجه چین همچنین اظهار امیدواری کرد که طالبان بتوانند “جنبش اسلامی‌ ترکستان شرقی” را که از سوی چین تهدیدی برای امنیت ملی محسوب می‌شود، سرکوب کنند.

    از سوی دیگر، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده در سفر به هند از ادامه حملات طالبان ابراز نگرانی کرده، از طالبان خواست که جلوی خشونت‌ها را بگیرند و به میز مذاکره برگردند. وی گفت: ایالات متحده با یک سفارت قوی و برنامه‌هایی برای حمایت از زنان و دختران به توسعه اقتصادی، بشردوستانه و پشتیبانی از نیروهای امنیتی افغانستان ادامه خواهد داد. بلینکن از طالبان خواسته است خشونت را متوقف کرده و به میز مذاکره برگردند. به گفته وی، تنها راه حل مشکلات افغانستان سر میز مذاکره حاصل می‌شود، نه در میدان جنگ.

    در خبرهای دیگر آمده است که حدود یک هفته از برقراری قانون منع رفت و آمد شانه در ۳۱ ولایت می‌گذرد. وزارت داخله با اعلام تصمیم دولت، گفت که مقررات منع رفت و آمد در تمام ولایات به استثنای کابل، پنجشیر و ننگرهار از ساعت ۱۰:۰۰ تا ۴:۰۰ صبح برقرار است. گفته می‌شود هدف این طرح جلوگیری از نفوذ طالبان به شهرها و حملات احتمالی این گروه است.

    همزمان با آغاز رسمی این ‌روند، پلیس بامیان نیز مردم را از گشت و گذار در شهر در طول شام منع کرده است. شماری از باشندگان ولایت بامیان با تصمیم دولت مخالفت کرده و خواستار لغو آن شده‌اند. والی بامیان می‌گوید که وضعیت امنیتی در این ولایت عادی است و هیچ نگرانی وجود ندارد.

  • راه های آوردن ثبات در افغانستان بررسی شد

    راه های آوردن ثبات در افغانستان بررسی شد

    دفتر مشاوریت امنیت ملی هند در بیانیه‌ای در مورد دیدار یک ساعته وزیر خارجه امریکا و اجیت دوول گفته است: نشست با گرمی و همگرایی همراه بود و وزیر خارجه بلینکن دیدگاه خود را در مورد افغانستان و تخاصم چین در دریای جنوب چین و هند – پاسفیک شریک کرد. مشاور امنیت ملی، از طرف خود، دیدگاه امنیتی هند را در منطقه افغانستان-پاکستان، حملات تهاجمی طالبان در افغانستان و وضعیت در لداخ شرقی شریک ساخت.
    دو طرف همچنین در رابطه به سناریوی امنیتی در منطقه و راه‌های آوردن ثبات به افغانستان تبادل نظر کردند.
    اهمیت موضوعات استراتژیک در عرصه امنیتی، دفاعی، اقتصادی و تکنالوجی از جمله مسایل دیگر دیدار دو طرف بوده است.
    مشاور امنیت ملی هند و وزیر خارجه امریکا همچنین در مورد اجلاس آینده گروه موسوم به کواد در ایالات متحده گفت‌وگو کردند.
    از سویی هم، اس. جی‌شنکر وزیر خارجه هند در توییتی گفت که امروز دیدار «پربار» با همتای امریکایی‌اش پیرامون موضوعات مختلف داشته است.
    وی در مورد این دیدار گفت: همگرایی قوی دیدگاه‌ها در مورد بسیاری از نگرانی‌های منطقه‌ای وجود داشت. توافق کردیم در زمینه مسایل چندجانبه و جهانی از نزدیک کار کنیم.
    گفتنی است که آنتونی بلینکن قرار است تا ساعات دیگر با نارندرا مودی نخست‌ هند نیز ملاقات کند.

  • اتحادیه اروپا: حکومت افغانستان رسانه ها را شریک  استراتژیک برای صلح قلمداد کند

    اتحادیه اروپا: حکومت افغانستان رسانه ها را شریک استراتژیک برای صلح قلمداد کند

    وان برانت، سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان روز چهارشنبه، ششم اسد، در نشست ویژه بورد مشترک نظارت و انسجام هم‌چنان گفت حکومت باید حفاظت از حقوق زنان و دختران را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهد. برانت در این نشست خاطرنشان کرد که مطابق قوانین افغانستان، سازمان‌های دولتی باید بتوانند آزادانه فعالیت کنند.

    نماینده اتحادیه اروپا در افغانستان هم‌چنان از دولت افغانستان خواست که با حمایت جامعه مدنی به گونه موثر با فساد مقابله کند. از سویی دیگر اتحادیه اروپا با ابراز نگرانی از افزایش تلفات غیرنظامیان، به ویژه کودکان و زنان در افغانستان، خواستار بررسی قتل‌های هدفمند علیه کارمندان رسانه‌ها و نماینده‌گان سازمان‌های مدنی شد.

    در همین حال، این اتحادیه ضمن تاکید بر حفظ حقوق بشر، مبارزه با فساد اداری و فضای مدنی باز در کشور، از ادامه همکاری‌های خود به افغانستان اطمینان داد.

  • عمران خان: با خروج نیروهای خارجی از افغانستان سخت است طالبان تن به سازش دهند

    عمران خان: با خروج نیروهای خارجی از افغانستان سخت است طالبان تن به سازش دهند

    خان در گفتگو با شبکه «پی‌بی‌اس» امریکا که سه شنبه شب پخش شد، گفت: «من فکر می‌کنم ایالات متحده واقعاً وضعیت را در افغانستان بهم ریخته است.»

    نخست وزیر پاکستان گفته است امریکا بسیار دیر متوجه شد بحران افغانستان راه حل نظامی ندارد.

    او افزود: « افرادی مانند من که مدام می‌گفتیم که هیچ راه حل نظامی وجود ندارد ضد آمریکایی خوانده شدیم. من طالب خان خوانده شدم».

    عمرخان گفت ایالات متحده زمانی متوجه شده که هیچ راه حل نظامی در افغانستان وجود ندارد که به گفته او «قدرت چانه‌زنی امریکایی‌ها یا ناتو از بین رفته است».

    نخست وزیر پاکستان علاوه کرد ایالات متحده باید خیلی زودتر، زمانی که حدود ۱۵۰،۰۰۰ سرباز ناتو در افغانستان حضور داشت، تصمیم به توافق سیاسی می گرفت.

    وی گفت هنگامی که امریکا تاریخ خروج نیروهای خود از افغانستان را اعلام کرد، طالبان فکر کردند که آنها پیروز شده‌اند. به باور خان، اکنون سخت است طالبان تن به سازش دهند.

    مقام‌های حکومت افغانستان نیز می‌گویند، طالبان نیت و اراده برای صلح ندارند، بلکه به دنبال قدرت مطلق هستند.

    عمران خان در ادامه در پاسخ به پرسشی که آیا فکر می‌کند تجدید حیات طالبان برای افغانستان پیشرفت مثبتی باشد، گفته است «تنها نتیجه خوب می‌تواند یک توافق سیاسی باشد که شامل همه چیز باشد».

    وی افزود: «بدیهی است که طالبان بخشی از دولت آینده افغانستان خواهند بود.»

    عمران خان در مورد بروز جنگ داخلی در افغانستان ابراز نگرانی کرده و گفته است: «از نظر پاکستان، این بدترین «سناریو است زیرا پس از آن … با دو سناریو روبرو هستیم ، یکی از آن مشکل پناهندگان است.»

    او تصریح کرده که «در حال حاضر، پاکستان میزبان بیش از سه میلیون مهاجر افغان است که یک جنگ داخلی طولانی مدت تعداد بیشتری پناهنده به بار می‌آورد، و وضعیت اقتصادی ما به گونه‌ای نیست که بتوانیم هجوم دیگری داشته باشیم. »

    نخست وزیر پاکستان همچنین اتهام علیه این کشور مبنی بر حمایت از طالبان را ناعادلانه خوانده است.

  • داعش در حال ورود به افغانستان از کشورهای مختلف می باشد

    داعش در حال ورود به افغانستان از کشورهای مختلف می باشد

    سرگئی شویگو گفت: تروریست‌های عضو داعش از لیبی، سوریه و دیگر کشورهای جهان درحال ورود به خاک افغانستان هستند. این درحالی است که نیروهای نظامی آمریکا تا چند هفته دیگر خاک افغانستان را به طور کامل تخلیه خواهند کرد و این کشور اکنون صحنه درگیری نیروهای دولتی با طالبان است.

    شویگو تاکید کرد روسیه با همسایه افغانستان- تاجیکستان- برای اطمینان یافتن از وضعیت امنیتی در مرز دو کشور همکاری خواهد کرد.

    پیشتر اشرف‌غنی؛ رییس جمهوری گفته بود که افغانستان با هجوم تروریزم بین‌المللی مواجه است.

    همچنین چندی پیش، شورای امنیت سازمان ملل گفته بود داعش در حال تقویت در ولایات اطراف کابل هستند.

    در همین حال به تازگی نمایندگی سازمان ملل در افغانستان موسوم به یوناما در گزارشی گفته است که حملات عمدی فرقه‌گرایانه علیه شیعیان هزاره که عامل آن داعش است، از سرگرفته شده است.

    به گفته یوناما، این حملات شامل یک رشته حملات توسط مواد تعبیه‌شده انفجاری و حملات راکتی است. از جمله، حداقل تنها استفاده از هشت مورد مواد تعبیه‌شده انفجاری در ماه می و جون است که بس‌ها یا وسایل نقلیه مشابه حامل اعضای جامعه هزاره را هدف قرار داده‌است.

    این نهاد، در مجموع، بین ۱ جنوری و ۳۰ جون ۲۰۲۱، یوناما ۲۰ حادثه را که مردم شیعه را هدف قرار داده است و منجر به تلفات ۵۰۰ فرد ملکی (۱۴۳ کشته و ۳۵۷ زخمی) شده را ثبت کرده‌است.

    به گفته این نهاد، تقریباً مسئولیت همه حملات علیه هزاره‌ها را شاخه خراسان داعش به عهده گرفته‌است.

  • با خروج امریکا و ناتو از افغانستان جنگ طالبان به یک جنگ داخلی تبدیل شده است

    با خروج امریکا و ناتو از افغانستان جنگ طالبان به یک جنگ داخلی تبدیل شده است

    در یک تصویر کلی، وضعیت امنیتی افغانستان، هم‌چنان شکننده‌ و تاریک است. با گذشت هر روز به رقم تلفات شهروندان کشور افزوده می‌شود. پس از شروع گفت‌وگوهای صلح، انتطار می‌رفت که شهروندان افغانستان روزهای خوشی در پیش ‌رو داشته و بیش‌تر از این شاهد جنگ و خون‌ریزی نباشند؛ اما هر روز که به پایان خروج کامل سربازان خارجی نزدیک می‌شویم، شعله‌های جنگ در جغرافیای کشور گسترده‌تر‌ شده و زندگی افراد بیش‌تری را می‌سوزاند.

    از زمانی که ریاست‌جمهوری ایالات متحده، اعلام کرد که نیروهای خارجی تا ۱۱ سپتمبر سال روان، افغانستان را ترک می‌کنند، اوضاع امنیتی کشور شکننده‌تر شده است. طالبان در ماه‌های اخیر، حمله‌های شان را افزایش داده و نتیجه‌ی این تحرک، سقوط بیش‌تر از ۱۵۰ ولسوالی بوده است. حمله‌های این گروه هنوز هم به شدت ادامه دارد.

    به دنبال گسترش جغرافیای جنگی، نیروهای امنیتی و دفاعی در کشور، از حالت دفاعی به تهاجمی درآمده و در نتیجه‌ی راه‌اندازی حمله‌های هوایی و عملیات پاک‌سازی، توانسته اند که بیش‌تر از ۳۰ ولسوالی را از کنترل هراس‌افگنان طالب، آزاد کنند.

    اجمل‌عمر شینواری، سخن‌گوی مشترک نهادهای دفاعی و امنیتی، روز دوشنبه -۴ اسد-، در یک نشست خبری، گفت که در جریان یک هفته‌ی گذشته، در نتیجه‌ی ۱۵۴ عملیات نظامی در مناطق مختلف افغانستان، هزار و ۵۲۸ جنگ‌جوی طالب کشته، ۸۰۱ جنگ‌جو زخمی و ۱۶ نفر دیگر شان بازداشت شده اند.

    همین‌ گونه، وزارت دفاع، می‌گوید که در جریان یک شبانه‌روز گذشته، در نتیجه‌ی ضدحمله‌ی نیروهای ارتش، ۱۸۷ هراس‌افگن طالب در کشور کشته، ۱۱۲ تن دیگر زخمی و ۲ نفر شان نیز بازداشت شده اند. هرچند نیروهای امنیتی-دفاعی افغانستان نیز تلفاتی داشته اند؛ اما، نهادهای امنیتی از شریک‌سازی تلفات نیروهای امنیتی به رسانه‌ها خودداری می‌کنند.

    بر اساس معلومات سخن‌گوی مشترک نهادهای امنیتی و دفاعی، طالبان در یک هفته‌ی گذشته، ۱۴ غیرنظامی را کشته و ۲۹ غیرنظامی را زخمی کرده اند.

    از آن‌ جایی که حمله‌های طالبان و سقوط ولسوالی‌ها به دست طالبان، نگرانی‎‌ و انتقاد شدید شهروندان کشور را به هم‌راه داشت، ریاست‌جمهوری، اعلام کرد برنامه‌ی منظمی برای تغییر وضعیت امنیتی در سه تا شش ماه آینده وجود دارد. رییس‌جمهور غنی در روز نخست عید قربان، از این برنامه خبر داد و گفت:‌ «هفته‌ی گذشته را روی این سپری کردم تا یک برنامه‌ی فوری عملی ترتیب شود و وضعیت جنگ را تغییر دهد. این برنامه، تهیه شده و از نظر امنیتی دو بخش دارد؛ بخشی از این برنامه، تعیین اولویت‌ها برای نیروهای امنیتی و دفاعی کشور است.»

    در همین حال، محمد امیری، معاون سخن‌گوی ریاست‌جمهوری، به روزنامه‌ی صبح کابل، می‌گوید این برنامه‌ در سه بخش اساسی -مدیریت بهتر، هماهنگی بهتر و سوق اداره‌ی قوت‌ها و منابع- ترتیب شده و با عملی‌شدن آن، وضعیت تا اندازه‌ی زیادی مدیریت خواهد شد.

    آقای امیری، گفت:‌ «فعلا یک حالت استقرار به وجود آمده و تلاش رهبری حکومت، این است که با هماهنگی بیش‌تر و مدیریت بهتر، منابع را در جاهایی که ضروری است، سوق و اداره بدهد و توقع این است که در اثر آن، حمایت مردم از یک طرف و از طرف دیگر، رهبری حکومت سفری به ولایت دارد تا هم خطوط جنگ را از نزدیک می‌ببیند، حاصل آن یک استقرار نسبی است.»

    او ضمن این که اطمینان می‌دهد، با عملی‌شدن این برنامه در سه الی شش ماه آینده، وضعیت امنیتی و جبهات جنگ تغییر می‌کند، هم‌چنان می‌گوید که بر اساس این برنامه، از خیزش‌های مردمی در چهارچوب ارتش ملی و تحت رهبری نیروهای امنیتی، پشتیبانی مدیریت می‌شود.

    این در حالی که به تازگی ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو نیز، گفته است که وضعیت امنیتی در افغانستان، چالش‌برانگیز است و نیاز به گفت‌وگو و توافق دارد تا ادامه‌ی جنگ و درگیری.

    دبیر کل ناتو، روز سه‌شنبه -۵ اسد-، پس از تماس تلفنی با رییس‌جمهور غنی، در برگه‌ی تویترش، نوشته است که ناتو به حمایت از افغانستان، از جمله تأمین بودجه‌ی نظامی، حضور غیرنظامی و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان در خارج از این کشور، ادامه خواهد داد.

    جنگ افغانستان تبدیل به جنگ داخلی شده است

    هم‌زمان با این که میدان‌های نبرد در افغانستان داغ‌تر شده، هیئت‌های گفت‌وگوکننده‌ی دولت و طالبان نیز در قطر سرگرم رأی‌زنی در مورد آینده‌ی افغانستان هستند؛ آینده‌ای که تا اکنون روزنه‌ی روشنی از آن نیست.

    حدود ۱۲ روز پیش، یک هیئت مشترک از دولت و چهره‌های سیاسی افغانستان به رهبری عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی ملی، به قطر رفت تا با طالبان در مورد سرعت‌‌دادن گفت‌وگوها، بحث و تبادل نظر کنند. حاصل این سفر دوروزه، تنها اعلامیه‌ای بود که سرور دانش، معاون دوم ریاست‌جمهوری، آن را بی‌معنا خواند. دو طرف پس از دو روز گفت‌وگو پشت درهای بسته، تنها بر ادامه‌ی گفت‌وگوها توافق کردند.

    با این حال، شماری از اعضای هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، می‌گویند که نشست‌ها میان دو طرف ادامه دارد و یک سلسله ابتکارعمل‌ها از سوی هیئت جمهوری وجود دارد.

    داکتر امین احمدی، عضو هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت ابراز امیدواری می‌کند گفت‌وگوهای جدی میان دو طرف هرچه زودتر آغاز شود تا در مورد مسأیل بنیادی بحث و تبادل نظر صورت بگیرد.

    آقای احمدی با اشاره به این که حضور نظامی نیروهای خارجی در افغانستان رو به پایان است، تأکید می‌کند جنگ کنونی طالبان در افغانستان، توجیه اخلاقی، ملی و سیاسی ندارد و با توجه به رویکرد طالبان، «جنگ تقریبا به جنگ داخلی تبدیل شده است.»

    این عضو هیئت گفت‌وگوکننده‌ی دولت، می‌گوید: ‌«طالبان که ادعا می‌کردند، جنگ شان در مقابل خارجی است و به آن، یک وجهه‌ی دینی می‌دادند، او [دلیل] از بین رفته است. یک جنگ بسیار ویران‌گر که سبب شده، ۱۳ میلیون نفر دچار فقر غذایی شود. در واقع عواقب فاجعه‌آمیز جنگ، این جنگ را از هر گونه توجه اخلاقی عاری ساخته.»

    پیش‌تر راس ویلسن، سرپرست سفارت امریکا در کابل نیز، گفته است که عدم تمایل طالبان به گفت‌وگوهای معنادار صلح، نشان‌دهنده‌ی بی‌تفاوتی این گروه نسبت به زندگی غیرنظامیان است.

    آقای ویلسن، روز دوشنبه -۴ اسد-، در تویتی گفته است که شهروندان افغانستان همه‌روزه، دچار مرگ و ویرانی بیش‌تر می‌شوند و ممکن است، ادامه‌ی این وضعیت، با تلاش‌های خیرخواهانه در میز گفت‌وگوها، متوقف شود.

    با این همه‌ اعضای هیئت‌ گفت‌وگوکننده‌ی دولت افغانستان، می‌گویند که آن‌ها برای رسیدن به یک توافق صلح، به قطر آمده اند و پافشاری‌ای بر ادامه‌ی جنگ ندارند. احمدی، گفت: «این جنگ را طالبان ادامه می‌دهند، جمهوریت جنگ نمی‌کند.»

  • جنرال پترئوس:  خروج امریکا از افغانستان ممکن است سبب بروز جنگ داخلی شود

    جنرال پترئوس: خروج امریکا از افغانستان ممکن است سبب بروز جنگ داخلی شود

    به گفته آقای پتریوس، ادامه جنگ به شیوه امروز و خروج نیروهای خارجی از افغانستان می‌تواند باعث ایجاد جنگ داخلی در این کشور شود.

    وی در ادامه از حکومت‌داری نامناسب، فساد گسترده و نبود اتحاد سیاسی در افغانستان انتقاد و تاکید ورزید اصرار آمریکا برای خروج به وضعیت برحال در این کشور ختم شده است.

    به باور این مقام پیشین آمریکایی، عوامل متعددی در بدتر شدن وضعیت افغانستان نقش دارند.

    آقای پتریوس اذعان کرد گام‌های اشتباهی در میدان نبرد افغانستان برداشته شده که بخش بزرگی از آن در نبود حکومت داری مناسب است که از سطح محلی تا سطح ملی گسترش دارد.

    شایان ذکر است رییس پیشین سازمان سیا تصریح کرده است که پناهگاه‌های پیکارجویان طالب در پاکستان چالش دیگری است که افغانستان با آن درگیر است.

  • هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    هیات 9 نفره طالبان به ریاست ملا برادر به چین رفت

    محمدنعیم، سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر می‌گوید هیأت نُه نفره این گروه به رهبری ملا برادر به چین رفته است.

    محمدنعیم با نشر سلسله توییتی گفته است این هیأت روز سه‌شنبه، پنجم اسد، به دعوت رسمی چین، به این کشور سفر کرده است.

    او تصریح کرد این هیأت با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، معاون وزیر خارجه و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان دیدار کرده است.

    به گفته محمدنعیم در این دیدارها پیرامون صلح، مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی گفت‌وگو شده است.

    سخنگوی دفتر سیاسی گروه طالبان گفته است این گروه به چین اطمینان داده است از خاک افغانستان علیه امنیت هیچ کشوری استفاده نخواهد شد.

    او تأکید کرده است چین نیز به همکاری خود با مردم افغانستان ادامه می‌دهد. همین‌طور محمد نعیم افزوده است کشور چین اطمینان داده است به امور داخلی افغانستان مداخله نمی‌کند.

    این هیأت در حالی به چین سفر کرده است که طالبان حملات‌شان را بر نقاط مختلف افغانستان از جمله ولایت بدخشان هم مرز با چین افزایش داده‌اند. جنگ‌جویان گروه طالبان در جریان ماه‌های اخیر بیش از ۱۰۰ ولسوالی را تصرف کرده‌اند.

  • اجماع بین المللی پس از خروج ناتو از افغانستان برای پیش برد صلح ضروری ست

    اجماع بین المللی پس از خروج ناتو از افغانستان برای پیش برد صلح ضروری ست

     وزارت امور خارجه به تازگی از دیدار جداگانه محمد حنیف اتمر وزیر امور خارجه با جهاد آرگین سفیر ترکیه، محمد ابراهیم طاهریان نماینده ویژه وزارت خارجه ایران در امور افغانستان و یسپر ویک نماینده ویژه جدید آلمان برای افغانستان و پاکستان خبر داد.
    وزير امور خارجهٔ کشور در دیدار با سفیر ترکیه از حمایت‌های ترکیه در دو دهه گذشته به خصوص نقش آن‌کشور در روند صلح افغانستان قدردانی کرد.
    اتمر، روی اهمیت نقش علمای جهان اسلام در تقبیح خشونت‌ها، استقرار آتش‌بس و تأمین صلح پایدار در افغانستان صحبت نموده، بر نقش علمای جهان به‌ویژه علمای ترکیه در موفقیت روند صلح تأکید کرده است.
    وزیر امور خارجه همچنان با اشاره به نشست سه‌جانبهٔ افغانستان، ترکیه و ایران در حاشیهٔ اجلاس دیپلماسی آنتالیا، بر اهمیت ارتقای سطح همکاری‌های اقتصادی میان دو کشور تاکید کرد.
    سفیر ترکیه از تداوم همکاری‌های کشورش با افغانستان در عرصه‌های مختلف به خصوص تأمین صلح و ثبات در کشور و همچنان علاقمندی انقره برای گسترش مراودات تجارتی و همکاری‌های اقتصادی با افغانستان به وزیر امور خارجه اطمینان داد.
    در دیداری جداگانه با محمد ابراهیم طاهریان، وزیر امورخارجه با قدردانی از موضع‌گیری‌های معقول ایران در حمایت از روند صلح کشور، راجع به قطع خشونت‌ها، خاتمه بخشیدن به قتل و کشتار خودسرانه مردم، شکنجه غیر نظامیان و نقض حقوق بشر در مناطق تحت تصرف طالبان صحبت کرده، اظهار داشت که حضور طالبان و افزایش خشونت‌ها از جانب آنان سبب گسترش افراطیت و حضور گروه‌های تروریستی بین‌المللی به شمول داعش در افغانستان و منطقه می‌گردد.
    اتمر همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تجارتی میان کابل و تهران را ضرورت مبرم برای دولت‌ها و مردمان دو کشور دانسته، خواهان تقویت هرچه بیشتر همکاری‌ها در بخش‌های مختلف به‌ویژه روند صلح کشور شد.
    در ادامه، ابراهم طاهریان از حمایت کشورش از روند صلح افغانستان با حفظ دستاوردهای دو دهه پسین به وزیر امور خارجه اطمینان داد و خواهان تقویت هرچه بیشتر همکاری‌ها میان کابل و تهران در بخش‌های مختلف به شمول همکاری‌های سرحدی و ايجاد همآهنگی‌های بیشتر میان ادارات ذيربط دو كشور شد.
    در دیدار با نماینده ویژه جدید آلمان برای افغانستان و پاکستان، اتمر با استقبال از «یسپر ویک» و ابراز قدردانی از همکاری‌های آلمان برای افغانستان در جریان دو دهه پسین و حمایت آن کشور از نیروهای دفاعی و امنیتی کشور، پیرامون انکشافات اخیر در افغانستان، اهمیت اجماع منطقه‌‌ای وجهانی در حمایت از روند صلح و همکاری‌های کابل و برلین پس از خروج نیروهای حمایت قاطع، صحبت کرده است.
    اتمر با تأکید بر اهمیت تداوم حمایت آلمان از افغانستان و روند صلح اظهار داشت افزایش خشونت‌ها، نقض حقوق‌بشر و عدم پابندی این گروه بر تعهدات شان برای قطع روابط با گروه‌های تروریستی، سبب گسترش افراطیت و حضور گروه‌های تروریستی بین‌المللی به شمول داعش در افغانستان و منطقه گردیده است.
    در ادامه، نماینده آلمان نیز با ابراز نگرانی از افزایش خشونت‌ها از سوی طالبان، از تداوم همکاری و حمایت برلین از روند صلح و حفظ دستاوردهای دو دهۀ پسین افغانستان به وزیر امور خارجه اطمینان داده است.

  • طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    طالبان، جنگ فرسایشی و حمله بر شهروندان

    افزایش حمله‌های طالبان در کشور، باعث شده است بیش‌تر بندرهای افغانستان به دست این گروه بیفتد و راه‌های مواصلاتی مرکز از سوی این گروه بسته شود. به همین دلیل، بهای مواد اولیه در شهرهای افغانستان به ویژه در کابل سیر صعودی به خود گرفته است و این مهم، بسیاری از شهروندان کشور را نگران کرده است.

    پس از افزایش حمله‌های طالبان و بالارفتن نرخ مواد اولیه در شهر کابل، قیمت تیل نیز به ۶۳ افغانی رسیده. بالارفتن قیمت نفت در کابل و ولایت‌ها، نشان می‌دهد که ساختار نظامی گروه طالبان سنتی و فرسایشی است و از این طریق، دولت افغانستان را وادار به تمکین می‌کند.

    بیش‌تر و یا کم‌تر از دو ماه می‌شود که طالبان حملات سنگین خویش را به روستاها و ولسوالی‌های افغانستان آغاز کرده، پیش از آن ‌که حمله‌های شان جدی شود، هر روزه پایه‌های برق را توسط گروه‎‌های تحت فرمان شان منهدم می‌کردند که بدون شک با درنظرداشت ماشین جنگی طالبان و روش سنتی جنگ این گروه، بیش‌تر از هرچیز دیگر حمله بر روان شهروندان، مقدم است؛ بالارفتن نرخ مواد اولیه و قمیت تیل، ظرفیت آن را دارد که دولت افغانستان را زیر فشار بیاورد و بتواند خواسته‌های طالبان را در گفت‌وگوهای صلح اعمال و طالبان در در منزلت برتر ببرد.

    به نوشته صبح کابل نوعیت ساختار ذهنی طالبان و ایدیولوژی افراطی این گروه، باعث شده است که در درگیرهای شان با نیروهای امنیتی افغانستان، متوسل به جنگ روبه‌رو شوند و هیولا‌وار هجوم بیاورند؛ حقوق ‌بشردوستانه را که مربوط به غیرنظامیان در هنگام جنگ می‌شود در نظر نگیرند و به کوچ اجباری، قتل عام آن‌ها بپردازند و حتا از غیرنظامیان در مقابل نیروهای امنیتی سپر انسانی بسازند. طالبان با نوعیت جنگ متقارن، بیش‌تر از نیرو‌های نظامی شهروندان کشور را نشانه می‌روند تا به پیروزی در میدان نبرد دست یابند و این همان روشی است که در جنگ‌های کلاسیک، در نظر گرفته می‌شد.

    نبردهای کلاسیک در گذشته بر اساس عوامل مادی و معنوی، به پیش می‌رفت، در جنگ‌های کلاسیک معمولا طرفی به پیروزی دست می‌یافت که شناخت نسبی از دشمن می‌داشت و انگیزه‌ی بیش‌تر برای نبرد داشت. در جنگ‌های کلاسیک، زمانی که طرف حمله‌کننده نمی‌توانست قلعه‌ای را فتح کند، به محاصره‌ی آن می‌پرداخت و جنگ فرسایشی را شروع می‌کردند و با این روش، قلعه را به تسلیم وا می‌داشت. این روش جنگ بیش‌تر بر روان انسان‌های داخل قلعه تأثیر می‌گذاشت و قدرت داخل قلعه را مجبور می‌کرد که تن به تسلیمی دهد.

    منهدم‌کردن پایه‌های برق، حمله بر بنادر افغانستان، بستن راه‌های موصلاتی مرکز، صدمه‌زدن به زیربناهای اقتصادی، تجاوز بر زنان، روشی است که با پیروی از روش نبرد کلاسیک توسط دشمنان افغانستان به پیش برده می‌شود. دشمنان افغانستان در نخست می‌خواهند صدمه بر روان شهروندان افغانستان وارد کنند تا مردم را علیه دولت مردم‌سالار بشورانند و سپس به خواسته‌های خود دست یابند.

    نیاز است تا دولت افغانستان پالیسی جنگی طالبان را بررسی و از حالت دفاعی بیرون شود؛ در نخست تمام نقاطی را بررسی کند که طالبان از طریق آن بر روان شهروندان حمله‌ور شده اند. دولت افغانستان مقدم‌تر از هر عملی دیگر، باید روی بنادر تمرکز کند تا طالبان نتوانند از طریق بنادر کشور، کنترل بر مواد اولیه داشته باشند. اگر طالبان بتوانند از شهروندان افغانستان نان را بگیرند، به راحتی می‌توانند پایه‌های حکومت افغانستان را سست کنند و توسط خود همین مردم، حکومت را به هم بریزند. اگر فرض بر آن بگیریم که افغانستان یک قلعه باشد و طالبان دورادور این قلعه را محاصره کرده باشند، بسیار به صورت طبیعی، دولت به هم می‌ریزد. هوشیاری نیروهای امنیتی و تغییر در پالیسی نظامی دولت در این زمینه، می‌تواند افغانستان را از محاصره‌ی کلاسیک طالبان بیرون کند. در غیر این صورت، منتظر فاجعه‌ا‌ی بسیار بزرگ در داخل کشور باشیم که با ۶۳افغانی‌شدن تیل در داخل کابل آغاز شده است.

  • اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    اسدالله سعادتی: به باور طالبان حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست

    به راستی «صلح» چگونه به دست می‌آید؟ بر سر چه موضوعاتی باید توافق صورت بگیرد تا نتیجه آن قطع جنگ و صلح پایدار باشد؟ توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؟ توافق در جهت کنار رفتن رئیس‌جمهور غنی و ایجاد دولت توافقی جدید؛ آنگونه که طالبان گفته‌اند؟ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؟ یا توافق بر سر موضوعات و اصول اساسی‌تر دیگری که این‌همه، فرعی بر آن‌ اصول اساسی تلقی می گردد؟

    ماه‌ها است که نمایندگان دو طرف منازعه با هم بحث می‌کنند؛ اما تا هنوز، حتی فهم مشترک از مسئله اصلی به دست نیاورده‌اند. یا عامدانه بر مسئله اصلی چشم بسته‌اند. این چشم بستن بر مسئله اصلی را در اظهارات سهیل شاهین، از سخنگویان پیشین و عضو کنونی هیأت طالبان بیشتر می‌توان درک کرد. شاهین در گفتگویی با آسوشیتیدپرس، کنار رفتن رئیس جمهور غنی و ایجاد یک دولت توافقی جدید را چونان اصل مسئله صلح مطرح کرده است. درحالی‌که، کنار رفتن آقای غنی و ایجاد دولت توافقی جدید، حد اکثر می‌تواند برایند توافق بر سر مسائل بنیادین باشد؛ نه اصل مسئله.

    اصل مسئله چیست؟ تا آنجا که نگارنده درک می‌کند، اصل مسئله به سرچشمه‌های فکری و گفتمانی دو طرف، در سه مبحث بنیادین برمی‌گردد: ۱- در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ ۲- در مورد منبع و ماهیت قانون و ۳- در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند. بنابراین، دستیابی به صلح، مستلزم توافق بر سر اختلافات بنیادین، در سه حوزه یادشده است. نمی‌توان به صلح رسید؛ مگر اینکه مقدم بر همه چیز، اختلافات بنیادین در این سه حوزه سیاسی مهم، به صورت دقیق و روشن حل گردد.

    اسدالله سعادتی در مطلبی ارسالی به بی بی سی تاکید کرده در مبحث حاکمیت، پرسش اصلی این است که حق حاکمیت از آن کیست؟ تردیدی وجود ندارد که «حق حاکمیت»، از «حکومت» و «حاکمیت» متمایز و مجزا است و همواره چونان عنصر مجرد بر فراز شکل‌های تحقق حکومت و حاکمیت قرار دارد. «حاکمیت» به مفهوم ادعای داشتن اقتدار سیاسی نهایی، در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. اقتداری که در رابطه با اتخاذ و اجرای تصمیمات سیاسی، در عرصه داخلی و بین المللی، حرف آخر را می زند و تابع هیچ قدرت برتر نیست. حالا این حق از آن کیست؟ در دولت-ملت‌های جدید، این حق از آن ملت است. یعنی ملت‌ها حق دارند که در اداره زندگی سیاسی خود، مستقلانه و آزادانه تصمیم بگیرند و این تصمامیم را مستقلانه و بدون اینکه با ممانعت قدرت فرادست دیگر برخورد کند، به منصه اجرا بگذارند. این حق تصمیم‌گیری یا حق حاکمیت در دو بخش، یا در دو قالب مجزا نمود عینی پیدا می‌کند. اول در قالب حکومت یا نظام سیاسی؛ و دوم در قالب سرکرده یا شخص حاکم.

    در دنیای جدید، نظام سیاسی یا حکومت، اصولاً می‌تواند به انواع و اشکال مختلفی پدیدار گردد؛ اما تصمیم‌گیری در مورد انتخاب نوع و شکل آن -که فی‌المثل ریاستی باشد، یا پارلمانی؟ متمرکز باشد یا غیر متمرکز؟ بسیط باشد یا فدرال؟- در صلاحیت مرجعی است که حق حاکمیت از آن اوست. به همین ترتیب، شخصی که متولی اعمال حاکمیت، در رأس دولت یا حکومت قرار می‌گیرد نیز، در یک فرایند شفاف و آزاد و رقابتی توسط مرجعی انتخاب می‌شود که حق حاکمیت را به او متعلق می‌دانیم. براساس اعتقاد ما این مرجع فرادستی که حق انحصاری حاکمیت به آن تعلق دارد، ملت افغانستان است. این ملت افغانستان است که در مورد شکل و نوع حکومت و در مورد اینکه چه کسی و با چه شرایطی می‌تواند به نمایندگی از آن‌ها به اعمال حاکمیت بپردازد، تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند.

    دشواری کار این است که به باور طالبان، حق حاکمیت سیاسی از آن ملت نیست. ملت نمی‌تواند در مورد نوع و شکل و محتوای نظام سیاسی تصمیم نهایی را اتخاذ کند. به همین ترتیب، در مورد اینکه چه کس، یا کسانی در رأس حکومت قرار گیرد نیز، تا هنوز طالبان به ملت حق انتخاب قائل نشده است. آن‌ها در هردو مورد نسخه از پیش تعیین شده دارند. افزون برآن، شخص حاکم از نظر طالبان، تام الاختیار، جامع القوا، غیر مسئول و نقدناپذیر است و به جز حالات استثنایی، مادام‌العمر در قدرت باقی می‌ماند.

    در مبحث قانون، مسئله این است که قانون بیان اراده کیست؟ به باور ما، قانون نیز بیان اراده همان مرجعی فرادستی است که حق حاکمیت سیاسی را در اختیار و انحصار خود دارد؛ و آن مرجع، مردم است. مردمی که حق و توانایی اداره زندگی سیاسی خویش را دارند و از طریق نمایندگان مشروع و منتخب خویش به وضع و تصویب قانون اقدام می‌کنند؛ و بدینسان زندگی سیاسی و اجتماعی خویش را سامان می‌بخشند.

    در مبحث قانون نیز اختلاف اساسی دقیقا از نقطه‌ای آغاز می‌شود که طالبان، قانون را نه بیان اراده مردم؛ بلکه بیان اراده شخص حاکم می‌دانند. حاکمی که نه در فرایند احراز قدرت وامدار مردم است و در فرایند اعمال قدرت خود را در برابر مردم مسئول و پاسخگو می‌داند.

    تعلق داشتن حق حاکمیت به مردم، در حوزه قانون‌گذاری به این معنا است که اگر در امر قانون‌گذاری بین نظر شخص حاکم -باوجودی که منتخب مردم است- و مرجع قانون‌گذار، اختلاف نظری به میان آمد، نظر قانون‌گذاران رجحان دارد. چرا؟ برای اینکه از جانب مردم به مثابه مرجعی که حق حاکمیت به آن تعلق دارد، بین شخص حاکم و مرجع قانون‌گذار، تقسیم کار صورت گرفته و حرف آخر را در مورد قانون‌، قانون‌گذاران می‌زنند. این در حالی است که در نظام مورد نظر طالبان حرف آخر را در همه عرصه‌های اجرایی، تقنینی و قضایی شخص حاکم می‌زند.

    در مبحث شهروندی مسئله این است که شهروند کیست؟ گستره کارکرد و فعالیتش کجا است؟ و از چه حقوقی برخوردار است؟ به نظر می‌رسد در منظومه فکری طالبان شهروند با تمام عرض و طول و حقوق وکارکرد و فعالیت خود غایب است. در نظام مورد نظر طالبان، نه انتخاب حاکم و انتخاب نوع و شکل نظام سیاسی از صلاحیت‌های شهروند است؛ نه نقد و نظارت بر حاکم حق شهروند است؛ و نه تأثیرگذاری شهروند بر سیاست‌ها و کارکردهای دولت عملاً فراهم می‌گردد.

    البته مفهوم شهروند، در مسیر رسیدن تا این‌جا، تحولات عظیمی را از سر گذرانده است. قرن‌های متمادی، حتی در غرب «شهروند فرد» نداشتیم. منظور از «شهروند فرد» این است که همه افراد یک جامعه اعم از زن و مرد و عالم و عامی و اشراف و کارگر و فرادست و فرودست، بتوانند به صورت برابر و بدون تبعیض، در امور سیاسی کشور خود سهیم باشند و آن حق حاکمیت را مطابق قوانین و قواعدی که بیان اراده خود شان است؛ بدون موانع اعمال کنند.

    «شهروند فرد» را در مبحث کیستی شهروند، به ترتیب تاریخ، در مقابل «شهروند تبار و نسب؛» در مقابل «شهروند دین و مذهب و کلیسا؛» در مقابل «شهروند مالک؛» و بالاخره در مقابل «شهروند مرد،» استفاده می‌کنیم. وقتی تاریخ تحول کیستی شهروند را در غرب مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که در گذشته‌ها، همه افراد بالغ بشر، شهروند نبودند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که شهروند کیست؟ مدت‌های زیادی گفته می‌شد که فقط اسقف‌ها، کشیشان، اشراف و نجیب زادگان، شهروند اند. یعنی تنها این طبقه از مردم حق دخالت در امور سیاسی را داشتند. انقلاب فرانسه، در سال ۱۷۸۹ تحولی در مفهوم شهروند به وجود آورد و همه مردانی را که مالک زمین بودند، فارغ از نسب و جایگاه دینی-مذهبی شان به درجه شهروندی -شهروند فعال- ارتقا داد؛ و بدینسان «شهروند مالک» پدید آمد.

    تحول دوم در مبحث کیستی شهروند، با انقلاب دوم فرانسه در سال ۱۸۴۸ نمایان گردید. به این معنی که بعد از انقلاب، به همه مردان، قطع نظر از جایگاه اجتماعی و دینی شان؛ و قطع نظر از دارایی و مالکیت شان، حق رأی داه شد؛ و «شهروند مالک» جایش را به «شهروند مرد» خالی کرد. زنان، تا آن زمان شهروند به حساب نمی‌رفتند. سرانجام، با آغاز قرن بیست، زنان نیز به حیث شهروند، از حقوق برابر با مردان برخوردار گردیدند؛ و بدینسان، «شهروند فرد»، جانشین «شهروند مرد» شد. اکنون و در زمانه ما، همه انسان‌های بالغ، اعم از زن و مرد، عالم و عامی و مالک و بی‌زمین، قطع نظر از جنسیت و عقیده و جایگاه دینی-اجتماعی شان شهروند به حساب می‌روند و فعالانه در امور سیاسی کشور شان دخالت دارند.

    گستره حقوق و کارکرد و فعالیت شهروند امروز نیز، با شهروند دیروز قابل مقایسه نیست. حق آزادی بیان، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، حق تشکیل حزب سیاسی، حق نقد و اعتراض، حق تظاهرات و تجمعات و مارش‌های خیابانی، حق آزادی مذهب و عقیده، حق مسکن و محرمیت مکاتبات، حق دادرسی منصفانه، حق آموزش به زبان مادری و حقوق بسیار دیگری که در این‌جا مجال ذکر شان نیست، در زمره حقوق شهروندی قرار گرفته است که با گذشته‌ها تفاوت اساسی دارد. به لحاظ گستره کارکرد و فعالیت نیز، اگر شهروند دیروز، به اشکال مستقیم یا غیر مستقم در تعیین حاکم سهم می‌گرفت و یا حداکثر به کار صندوق رأی می‌آمد، شهروند امروز، با استفاده از حقوقی که در بالا اشاره شد، از طریق نقدها و دادخواهی‌ها و اعتراض‌ها و مارش‌های خیابانی، سیاست حکومت‌ها را کاملا به نفع عدالت، آزادی، تأمین امنیت، رفع تبعیض و ارائه خدمات رفاهی سمت-و-سو می‌دهد. مشکل طالبان اما این است که در منظومه فکری آن‌ها، نه کیستی شهروند روشن است؛ نه از گستره کارکرد و فعالیت و تأثیرگذاری‌های شهروند، حرفی در میان است؛ و نه از حقوق شهروندی -آنگونه که در دولت-ملت‌های مدرن بحث می‌شود- چیزی وجود دارد. آنچه تا اکنون می‌دانیم، در نظام مورد نظر طالبان، صندوق رأیی درکار نیست؛ مجال نقدی وجود ندارد؛ و به اعتراض و مارش‌های خیابانی نیز، مجالی داده نخواهد شد.

    از اتفاقاتی که توسط جنگ‌جویان طالبان در مناطق تحت کنترل شان رخ می‌دهد می‌گذریم. و الا اتفاقاتی که در اسپین بولدک رخ داد؛ اتفاقاتی که در مالستان رخداد و اتفاقاتی که در حواشی شهر غزنی و مناطق دیگر رخداد نشان می‌دهد که در نزد طالبان تا هنوز اساسی ترین حق انسانی و شهروندی که همان حق حیات و حق مصونیت مسکن است، رعایت نمی‌شود. در اسپین بولدک و مالستان غیر نظامیان را تیر باران کردند و حریم خانه‌ها را شکستند. در حواشی شهر غزنی نیز با شکستن حق مصونیت مسکن، در خانه‌های مردم سنگر گرفتند و عملاً از منازل فوقانی خانه‌ها به مثابه سنگر و محل بود-و-باش جنگ‌جویان شان استفاده کردند/می‌کنند.

    در خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر بپذیریم که در نظام فکری طالبان، نوعی از مفهوم شهروند وجود دارد؛ آن شهروند، شهروند دستگاه مدرسه و مذهب است؛ آنهم با قرائت سخت‌گیرانه خودشان. هدف از شهروند مدرسه و مذهب این است که به باور طالبان تنها عده معدودی از مردانی که در مدارس دینی درس خوانده اند، از طریق بیعت می‌توانند در تعیین حاکم نقش بازی کنند. با این توضیح که این نقش، نه از آن جهت است که حق حاکمیت از “آنِ” بیعت کنندگان دانسته شود و آنان از طریق بیعت این حق را به نماینده شان منتقل کنند؛ بلکه از آن جهت است که بیعت کنندگان، از طریق بیعت، تکلیف خویش را در قبال حاکم به انجام می‌رسانند.

    با توجه به آنچه گفته شد، صلح پایدار قبل از همه در گرو توافق بر سر این موضوعات بنیادین است. بعد از اینکه دو طرف در مورد منشاء، ماهیت و حق حاکمیت؛ در مورد منبع و ماهیت قانون؛ و در مورد چیستی و گستره حق و فعالیت شهروند و چگونگی انعکاس آن در قانون اساسی به توافق رسیدند، فرصت طرح مسائل فرعی‌تر و مجال توافق بر سر آن‌ها فراهم می‌گردد. توافق بر سر آتش‌بس و آزادی زندانیان طالب؛ توافق در جهت ایجاد دولت توافقی جدید؛ توافق بر سر چگونگی مشارکت گروه‌های مختلف در دولت جدید؛ توافق بر سر تعدیلات قانون اساسی، در روشنایی توافقات به وجود آمده در سه حوزه یاد شده؛ توافق بر سر زمینه‌سازی تخنیکی و حقوقی یک انتخابات شفاف، عادلانه و سراسری؛ و توافق بر سر چگونگی خلع سلاح نیروهای مسلح طالبان و ده‌ها مورد دیگر، فرعی بر آن سه اصل اساسی است و بعضاً به مثابه نتیجه و برایند صلح مطرح است.

  • در شرایط کنونی، راه حل نظامی می تواند مفید باشد

    در شرایط کنونی، راه حل نظامی می تواند مفید باشد

    وضعیت امروز افغانستان و شکست نظامی دولت در برابر گروه طالبان، بر هیچ کسی پوشیده نیست؛ شکستی که از سوی دولت عقب‌نشینی تکتیکی عنوان شده و در نهایت به راز اطلاعاتی بدل شده است؛ در حالی که کنترول نزدیک به ۲۰۰ ولسوالی از دست دولت بیرون شده و بیش‌تر این ولسوالی‌ها، بدون درگیری به جنگ‌جویان طالبان تسلیم داده شده و یا هم شماری از نیروهای امنیتی ولسوالی، با همه‌ی ابزارهای جنگ دست‌داشته‌ی شان به گروه طالبان تسلیم شده و در مواردی هم به کشورهای همسایه عقب‌نشینی کرده اند. این شکست نظامی با هیچ بهانه‌ای پذیرفتنی نیست؛ زیرا دولت با توجه به امکانات نظامی و در دست‌داشتن نیروهای هوایی و ارتش آموزش‌دیده‌، بدون شک می‌توانست حضور طالبان را به چند ولسوالی دوردست کشور محصور کند.

    این همه، ناکارگی نظامی دولت و نادیده‌گرفتن حقوق شهروندان، باعث شد که شک‌وتردیدهایی نسبت به دولت در میان شهروندان شکل بگیرد؛ این که دولت به عمد ولسوالی‌ها را به طالبان تسلیم داده است؛ چیزی که وزیر خارجه‌ی کشور –حنیف اتمر-، در نشستی با کشورهای منطقه در کابل -۱۵ سرطان- به آن اعتراف کرد. این تسلیمی دولت به طالبان، در کنار این که طالبان را در مؤقف برتر در گفت‌وگوهای صلح قرار داد، امیدهایی را به ناامیدی بدل کرده و در شرایطی که امریکا و ناتو به تبعیت از آن، خواستند افغانستان را ترک کنند، حال و آینده‌ی شهروندان را درگیر ابهام کرده و به لبه‌ی پرتگاه کشانده و شمار زیادی را به درون پرتگاه هل داده و ناچار شان کرد که دوباره ستم‌های ناانسانی و ضدحقوق‌بشری طالبان را تجربه کنند.

    به اساس گزارش‌های رسمی و غیررسمی، طالبان در ولسوالی‌هایی که تصرف کرده اند، غیرنظامیان را به رگ‌بار بسته، کشت‌زارهای شان را آتش زده و قصد به بردگی جنسی گرفتن زنان را داشته اند. همین‌ گونه، در همه ولسوالی‌هایی که اکنون در تصرف طالبان است، زنان بخش زیادی از حقوق طبیعی و حقوق اجتماعی شان را از دست داده و طالبان آن‌ها را مجبور کرده است که بدون محرم شرعی از خانه بیرون نشوند و حق کار در بیرون از خانه را نیز از آن‌ها گرفته است. در این ولسوالی‌ها، رسانه‌های آزادی از فعالیت مانده اند، خدمت‌رسانی عمومی به شهروندان تعطیل است.

    به اساس گزارش یوناما، در شش ماه نخست سال روان، خشونت‌ها در مقایسه با سال گذشته، ۴۷ درصد افزایش یافته که در نتیجه‌ی این خشونت‌ها، ۵ هزار ۱۵۳ شهروند ملکی کشته و زخمی شده. از سویی هم، در نتیجه‌ی خشونت طالبان در ولسوالی‌ها، صدها هزار خانواده نیز به مهاجرت درون‌مرزی مجبور شده اند.

    در چنین شرایطی، معضل کنونی افغانستان، در قدم نخست راه حل نظامی می‌طلبد؛ این که دولت باید بکوشد با برنامه‌ریزی دقیق برای بازپس‌گیری ولسوالی‌ها تلاش کند و از سویی هم با پوشش‌دادن جنایت‌های جنگی این گروه و رسانه‌ای‌کردن، حمایت جامعه‌ی جهانی و امریکا را در بخش نظامی و غیرنظامی برای مبارزه با طالبان، با خود داشته باشد.

    در وضعیتی که طالبان بیش‌تر از ۲۰۰ ولسوالی افغانستان را در تصرف دارند، القاعده در ۱۵ ولایت افغانستان فعالیت دارد و داعش نیز خود را به ولایت‌های اطراف کابل نزدیک کرده، دولت افغانستان باید بکوشد که حمایت بیش‌تر نظامی امریکا را با خود داشته باشد؛ زیرا امریکا به هدفی که حالا نابودی القاعده در افغانستان بوده نیز نرسیده است. با توجه به وضعیتی که امریکا در آن قرار گرفته و وضعیت جنگی کشور، ادامه‌ی حمایت نظامی امریکا از نیروهای ارتش به ویژه در بخش حمله‌های هوایی بر پاس‌گاه و پایگاه‌های طالبان، داعش و القاعده، باید ادامه پیدا کند؛ در حالی که وخیم‌بودن وضعیت در کشور، باعث شده، فرماندهی کل نیروهای ناتو در افغانستان نیز بر ادامه‌ی هم‌کاری نظامی از دولت افغانستان در برابر طالبان، آمادگی نشان بدهد، رسیدن به این هدف با دیپلماسی فعال ممکن است.

    جنرال فرانک کنت مکنزی، فرمانده‌ی نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان، روز یک‌شنبه -۳ سرطان- به خبرنگاران گفته است که حمله‌های هوایی امریکا برای پشتیبانی از نیروهای امنیتی-دفاعی افغانستان در چند روز گذشته افزایش یافته و در صورت ادامه‌ی حمله‌های طالبان، سطح این پشتیبانی نیز افزایش می‌یابد و در ضمن، او، پیروزی طالبان را نیز ناممکن خوانده است. «نیروهای هوایی امریکا، این توانایی را نگه خواهند داشت تا حمله‌های هوایی را در افغانستان علیه داعش و القاعده انجام دهند.»

    اکنون بر دولت افغانستان است که از این اعلام آمادگی امریکا برای هم‌کاری نظامی، بیش‌ترین بهره را گرفته و در گام دوم، با مستندسازی جنایت‌های جنگی طالبان در ولسوالی‌هایی که تازه تصرف کرده اند، صلح ناپذیری این گروه را برای جهانیان ثابت کرده و افکار عمومی جهان را علیه این گروه بسیج کند و در سوی دیگر، دولت باید از سلیقه‌گرایی و نگاه قوم‌محور به قدرت دست کشیده و از همه نیروهای سازنده مربوط به هر قوم، برای مبارزه با وضعیت موجود و آوردن تغییر، استفاده کند؛ تا ‌این گونه بی‌اعتمادی و نارضایتی‌ای که در نتیجه‌ی عمل‌کرد ضعیف و قوم‌محور دولت در میان شهروندان شکل گرفته را نیز رفع کند. در غیر این صورت، کشور به پرتگاهی سقوط خواهد کرد که جوانه‌زدن دوباره‌ی ارزش‌های انسانی در آن، برای همیشه حتا از رویاهای مان محو خواهد شد.