برچسب: سقوط کابل

  • جمهوری‌خواهان خواستار پاسخگویی دولت بایدن در مورد «فاجعه خروج از افغانستان» شدند

    جمهوری‌خواهان خواستار پاسخگویی دولت بایدن در مورد «فاجعه خروج از افغانستان» شدند

    جمهوری خواهان در کمیته نظارت مجلس نمایندگان امریکا در نامه ای جدید از دولت بایدن خواسته اند که در خصوص «فاجعه خروج از افغانستان» پاسخ بگویند.

    رسانه های امریکایی روز گذشته (جمعه 28 دلو) گزارش کردند که این نامه‌ به شماری از مقام‌های این کشور از جمله آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه، لوید آستین وزیر دفاع، جنرال مایک میلی رئیس ستاد ارتش مشترک، الخاندرو مایورکاس وزیر امنیت داخلی، جک سالیوان مشاور امنیت ملی و سامانتا پاور مدیر آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده فرستاده شده است.

    «جیمز کومر» رئیس کمیته نظارت مجلس نمایندگان امریکا در این نامه گفته است که دولت بایدن برای خروج از افغانستان آمادگی نداشته و تصامیم آن به یک فاجعه انسانی و امنیتی منجر شده است.

    او بدون یادآوری از مردم افغانستان گفته است که مردم امریکا مستحق پاسخ اند و مانع تراشی‌های دولت بایدن برای انجام یافتن تحقیقات در این مورد پذیرفتنی نیست.

    آقای کومر در نامه اش، بلینکن را به عنوان وزیر خارجه که در مرکز برنامه ریزی برای خروج از افغانستان قرار داشت و به بایدن در مورد تصامیمی که به باور آنها منجر به «شکست‌های تاکتیکی و استراتژیک» شده مشوره می‌داد، در ساختن «روایتی از موفقیت و نظم هنگام سقوط» کابل مقصر دانسته است.

    در این نامه جمهوری خواهان درخواست کرده‌اند که سوابق، اسناد و مکتوب‌های مربوط به برنامه احتمالی خروج از افغانستان از 20 جنوری 2021 و همچنین اسناد و سوابق ارتباط با حکومت پیشین در مورد برنامه ریزی و تخلیه امریکایی‌ها، دیپلمات‌ها و پیمانکاران را با سایر جزییات با آنان شریک کند.

    در نامه دیگر به لوید آستین و مایک میلی، جمهوری‌خواهان این کمیته شبیه خواست قبلی را مطرح کرده‌اند و گفته اند که همه سوابق، اسناد و ارتباطات برای ارایه برنامه‌های اضطراری مربوط به عقب نشینی و تخلیه نیروهای امریکایی از افغانستان با درنظرداشت دلایل منطقی در مورد توقف حمایت هوایی قبل از تخلیه شهروندان امریکایی شریک شود.

    همچنین در این نامه گفته شده است که سوابق، اسناد و ارتباطات در مورد درخواست افزایش یا خروج نیرو برای حمایت از ماموریت در افغانستان از 20 جنوری تا 30 سپتمبر 2021 نیز با این کمیته شریک شود.

    بر اساس معلومات جمهوری‌خواهان، اعضای این حزب در کمیته نظارت از مجلس نمایندگان امریکا بیش از 10 بار خواستار پاسخ در مورد عقب‌نشینی نیروهای امریکایی از افغانستان شده، اما دولت بایدن هیچ اطلاعاتی در آن مورد ارایه نکرده است.

    همچنین از اگست 2021 تا جنوری 2022، آنان از اعضای دموکرات شان در این کمیته نیز خواسته‌اند که نشست‌های استماعیه در این مورد برگزار کنند، اما هیچ نشستی دایر نشده‌است.

    پس از آغاز جنگ اوکراین و تنش‌‌ها میان امریکا و چین، این از معدود مواردی است که قضیه افغانستان دوباره موضوع مورد بحث در مجلس نمایندگان امریکا قرار می‌گیرد.

  • سقوط کابل از نگاه اشرف غنی؛ «اشتباهم اعتماد به امریکا و شرکای بین المللی بود»

    سقوط کابل از نگاه اشرف غنی؛ «اشتباهم اعتماد به امریکا و شرکای بین المللی بود»

    در این مصاحبه که رادیو 4 بی بی سی آن را نشر کرده است، اشرف غنی می گوید که اگر در کابل می ماند، هیچ تغییری در شرایط بوجود نمی آمد.

    وی گفت که در روز بیست و چهارم اسد هیچ پیش بینی از ترک و سقوط کابل نداشته است، اما حمد الله محب و رئیس قطعه محافظت از رئیس جمهور (پی پی اس) نزد او آمدند و گفتند که فورا باید ارگ را ترک کنند.

    اشرف غنی افزود: «حمد الله محب واقعا ترسیده بود و فقط دو دقیقه وقت برایم داد. آنها گفتند که قطعه محافظت از هم پاشیده است و مقاومت همه را به کشتن می دهد.»

    وی علاوه کرد: «من می خواستم به خوست بروم اما محب گفت که خوست و جلال آباد نیز سقوط کرده اند. نمی دانستیم به کجا می رویم و تنها هنگام پرواز فهمیدم که در حال ترک افغانستان هستیم. تمامی این ها یک تصادف بود.»

    اشرف غنی گفت: «دو جناح مختلف از طالبان از دو جهت مختلف در روز سقوط وارد کابل می شدند. احتمال یک درگیری شدید میان آنها بالا بود. کابل قبلا در جنگ های میان گروهی مجاهدین بر سر قدرت ویران شده بود و من خواستم از ویرانی کابل جلوگیری کنم.»

    وی در این گفتگو همچنین به اتهام های انتقال پول پاسخ داد و گفت که هیچ پولی را از کشور انتقال نداده و آماده است تا هر گونه تحقیقات مستقل و بین المللی در این خصوص از وی صورت بگیرد.

    اشرف غنی همچنین در خصوص مذاکرات صلح امریکا با طالبان و مذاکرات بین الافغانی گفت که اشتباه او اعتماد به شرکای بین المللی از جمله امریکا بود.

    او گفت که مذاکرات صلح بجای این که برای صلح باشد، در واقع تفاهمی برای خروج امریکا بود و آنها افغانستان را کاملا حذف کرده بودند.

    برای شنیدن مصاحبه اشرف غنی که توسط رادیو 4 بی بی سی نشر و ترجمه شده است، کلیک کنید:

  • صالح در روز سقوط کابل: به سرم دو بار با مرمی فیر کن

    صالح در روز سقوط کابل: به سرم دو بار با مرمی فیر کن

    امرالله صالح معاون اول دولت اشرف غنی که خود را هم اکنون در نبود رئیس جمهوری، سرپرست ریاست جمهوری افغانستان می خواند به روزنامه دیلی میل انگلیس از وقایعی که در شب قبل و روز سقوط کابل اتفاق افتاد نوشته است.

    آقای صالح معتقد است که سیاستمداران که در این لحظه بحرانی افغانستان را ترک کرده اند در واقع به افغانستان خیانت کرده اند.

    او در این باره که چطور رهبران افغانستان بجای مبارزه با طالبان به مخفی گاه ها رفتند می نویسد “شب قبل از سقوط کابل، رئیس پلیس با من تماس گرفت و گفت که در زندان پلچرخی شورش شده است و زندانیان طالبان در تلاش برای فرار هستند. من اما شبکه ای از زندانیان مخالف طالبان در زندان شکل داده بودم. با آنها تماس گرفتم و آنها هم به دستور من شروع به مقابله با شورش زندانیان طالبان کرد.”

    او افزود: “واحد مقابله با شورش به همراه نیروهای ویژه افغانستان به منطقه اعزام شده و کنترل زندان را بدست گرفتند.”

    صالح می گوید که صبح روز بعد (روز سقوط کابل) تلاش کرده تا با وزیران دفاع و داخله و یا  معاونانشان تماس بگیرد که اما موفق نشده آنها را پیدا کند.

    وی تاکید می کند: “اما افراد بسیار متعهدی در این دو وزارت یافتم که به من گزارش می دادند که چه طور قادر نیستند پرسونل رزرو و یا کماندوها را به خط مقدم نبرد اعزام کنند.”

    او می گوید که در آن ساعات پرفشار هیچ گونه سربازی که قابلیت اعزام به خط مقدم نبرد داشته باشد را پیدا نکرد.

    صالح علاوه می کند: “پس از آن با رئیس پولیس کابل صحبت کردم. مردی شجاع که هر جا که هست آرزوی بهترین ها برایش دارم. او به من گفت که خط در شرق سقوط کرده است، دو ولسوالی در جنوب سقوط کرده و ولایت وردک که در همسایگی کابل است نیز سقوط کرده است.”

    آقای صالح نوشته “او از من خواست تا به او در اعزام کماندوها کمک کنم. از او خواستم تا با تمام امکاناتی که در اختیار دارد خط را برای یک ساعت نگه دارد.”

    امرالله صالح می گوید که در آن لحظه هر چه تلاش کرده نتوانسته هیچ گونه نیرویی را برای کمک به رئیس پولیس اعزام کند؛ بنابراین تلاش کرده تا با ارگ ریاست جمهوری و حمدالله محب مشاور امنیت ملی ارتباط بگیرد که اما آن هم بی فاید بود.

    صالح می نویسد: “با ارگ تماس گرفتم. به حمد الله محب پیامی تلفنی فرستادم که باید کاری انجام دهیم. اما هیچ پاسخی از هیچ کس نگرفتم. ساعت 9 صبح روز سقوط بود و کابل را وحشت فرا گرفته بود.”

    وی افزوده “شب قبل ملاقاتی با رئیس امنیت ملی داشتم. از او پرسیدم که اگر طالبان به کابل هجوم آوردند چه برنامه ای دارد و او گفت که برنامه ام این است که هر جا شما بروید به شما ملحق می شوم. حتی گفت که اگر طالبان راه مان را مسدود کند آخرین نبردمان را در کنار یکدیگر خواهیم کرد.”

    آقای امرالله صالح احتمالا با اشاره به محمد اشرف غنی و دیگر مقاماتی که از کشور گریخته اند آنها را خائن خواند و گفت: “آنها در هوتل ها و ویلاهایشان در خارج از کشور نشسته اند؛ و از مردمان بیچاره افغانستان می خواهند که شورش کنند. بزدلانه است. اگر حتی بخواهیم شورش کنیم، این شورش نیاز به رهبری دارد.”

    صالح افزود: “ممکن است که آنها بگویند که اگر در داخل افغانستان می ماندند، شهید می شدند. چرا که نه؟ ما رهبرانی می خواهیم که آرزوی شهادت داشته باشند. یا ممکن است که آنها بگویند اگر می ماندیم زندانی می شدیم؛ باز چه ایرادی دارد؟ ما رهبرانی می خواهیم که زندانی شده باشند.”

    امرالله صالح علاوه کرد که پس از آن به احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود مسج فرستاده و از او پرسیده که کجا است و احمد مسعود نیز در جواب گفته که در کابل است و قدم بعدی اش را برنامه ریزی می کند.

    صالح به مسعود گفته که او نیز در کابل است و به او پیشنهاد پیوستن به پنجشیر را داده است.  

    آقای صالح گفت: “پس از آن به خانه ام رفتم و عکس های همسر و دخترم را نابود ساختم. کامپیوتر و دیگر وسایلم را جمع کردم. از سر تیم حفاظتی ام (رحیم) خواستم تا دستش را روی قرآن بگذارد.”

    وی می افزاید: “به او گفتم که به سوی پنجشیر می رویم و مسیر نیز در تصرف طالبان است. باید در مسیر راه جنگ کنیم. در کنار هم جنگ می کنیم. اما اگر زخمی شدم، از تو یک درخواست دارم. دو بار به سرم با مرمی فیر کن. نمی خواهم هرگز در اسارت طالبان باشم، هرگز.”

    صالح می گوید که با یک قطار از وسایط زرهی و دو موتر «پیکاپ» مسلح راهی جاده شدند. قطار آنها در مسیر به سمت پنجشیر دو بار مورد حمله قرار گرفت.

    او گفت: “ما از گذرگاه شمالی به سختی فراوان عبور کردیم، زیرا منطقه بی قانون شده بود و پر از دزدان و راهزنان و طالبان بود. دو بار سر ما حمله شد اما جان سالم بدر بدریم. با قاطعیت تمام در مسیر راه مبارزه کردیم.”

    صالح افزوده: “زمانی که به پنجشیر رسیدیم، پیام دریافت کردیم که شماری از متنفذین پنجشیر در مسجدی جمع شده اند. برای یک ساعت با آنها صحبت کردم و سپس همگی به نشانه حمایت قیام کردند.”

    اما آقای صالح می گوید که ولایت پنجشیر طی 20 سال گذشته منطقه ای تفریحی و توریستی بوده است و هیچ سلاح و مهماتی هم اکنون در اختیار ندارند.

    او علاوه کرد: “آن شب یک استراتژی برای مستحکم تر ساختن خطوط دفاعی ولایت پیاده کردم. سپس تماس دریافت کردم که احمد مسعود نیز با یک هلی کوپتر به سوی ولایت پنجشیر در راه است. فورانی از امید وجودم را گرفت. با مسعود اولین جلسه خود را برای پیاده سازی استراتژی برگزار کردیم.”

    امرالله صالح در پایان نوشته: “آیا مقاومت آسان بوده؟ قطعا خیر. بدون شک در وضعیت دشواری قرار دارم. من از فولاد ساخته نشدم بلکه من نیز یک انسان هستم. احساسات دارم و می دانم که طالبان سرم را می خواهند. اما این تاریخ است و ما در بطن تاریخ قرار داریم.”  

  • انگلیس: کابل امسال سقوط نمی کرد

    انگلیس: کابل امسال سقوط نمی کرد

    «دامینیک راب» وزیر خارجه انگلیس به اعضای کمیته روابط خارجی نمایندگان پارلمان این کشور گفت که براروردهای اطلاعاتی شان نشان می داد که سقوط کابل در سال جاری (میلای) بعید به نظر می رسید.

    وی گفت: “ارزیابی ما که مشترکا توسط کمیته اطلاعاتی مشترک و نظامیان بدست آمده بود این را نشان می داد که با توجه به خروج نظامیان در پایان ماه اگست، احتمال به یکباره سقوط کابل منفی است، بلکه وضعیت امنیتی روندی نزولی خواهد داشت و کابل تا پایان سال جاری میلادی سقوط نمی کند.”  

    آقای راب علاوه کرد که این موضوع را با متحدان شان در ناتو نیز در میان گذاشته بودند.

    وزیر خارجه انگلیس در پاسخ به پرسشی از سوی اعضای پارلمان این کشور که آیا دولت انگلیس از این «خطای اطلاعاتی» غافلگیر شده است یا خیر، گفت: “ما برای رسیدگی به این نوع موضوعات شیوه ای حرفه ای داریم. اما موقعی که آنها اشتباه باشند، باید بفهمیم که چطور می توان آنها را اصلاح کرد.”

    دامینیک راب اضافه کرد: “درس های زیادی می توانیم از سقوط سریع کابل بگیریم.”

  • نیویورک تایمز: تسخیر بدون مقاومت افغانستان توسط طالبان غم انگیز بود

    نیویورک تایمز: تسخیر بدون مقاومت افغانستان توسط طالبان غم انگیز بود

    یک مقام نیروی دریایی امریکا گفت افغان ها پلیس خود را “منفورترین نهاد” در افغانستان می دانند.

    به دنبال تسخیر کابل توسط نیورهای طالبان و سقوط دولت افغانستان هیئت تحریریه نیویورک‌ تایمز در مقاله‌ای با عنوان « تراژدی افغانستان » نوشت: پس از ۲دهه تقلای پرهزینه و خون‌بار برای ایجاد یک دولت سکولار همراه با نیروهای امنیتی فعال و قوی در افغانستان، آنچه در پایان با خروج ارتش ایالات متحده رقم خورد _دومینوی سقوط ولایات، تصرف بی‌دردسر نهادهای دولتی و تسخیر بدون مقاومت و برق‌آسای کابل توسط طالبان_ بیش از هرچیزی غم‌انگیز است.

  • اشرف غنی: برای جلوگیری از خونریزی کشور را ترک کردم

    اشرف غنی: برای جلوگیری از خونریزی کشور را ترک کردم

    به دنبال پیشروی سریع نیروهای طالبان و محاصره شهر کابل، بعداز ظهر امروز گزارش هایی مطرح شد مبنی بر اینکه محمد اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان، کشور را به مقصد نامعلومی ترک کرده است.

    آقای غنی لحظاتی پیش در پیامی خروج خود از افغانستان را تائید کرده و گفته است که برای جلوگیری خونریزی بیشتر مجبور به ترک کشور شده است.  

    وی در پیامش گفته است که امروز با تصمیم سختی روبرو بوده که یا در کشور بماند و مقاومت کند که امکان خونریزی بیشتر بوده و یا اینکه کشور را ترک کند.  

    غنی افزوده که نیروهای طالبان برنده «داوری شمشیر و تفنگ» شده اند و هم اکنون بر آنهاست تا از عزت نفس، ثروت و شرافت مردم افغانستان محافظت کنند.

    خروج اشرف غنی با واکنش های فراوانی از سوی مقامات کشور و شهروندان افغانستان روبرو شده و بسیاری ها به شمول آقای حامد کرزی رئیس جمهوری پیشین نسبت به آن اظهار تاسف کرده و بسیاری دیگر آقای غنی را خائن خوانده اند.

  • چین در صورت سقوط کابل طالبان را به رسمیت می شناسد

    چین در صورت سقوط کابل طالبان را به رسمیت می شناسد

    چین پیش از این بارها از گروه طالبان خواسته بود تا از طریق مذاکره با دولت افغانستان وارد پروسه صلح گردیده و از این رو به خواسته های سیاسی خود برسد، روندی که در ظاهر خواسته بسیاری از کشورها بوده است.

    اما یو اس نیوز به نقل از منابع آمریکایی در گزارشی آورده که برآوردهای میدانی نهادهای نظامی و اطلاعاتی چین، مقامات در پکن را بر آن داشته تا در صورتی که جنگجویان طالبان موفق به سقوط دولت کابل شود، این گروه را به رسمیت بشناسد.

    این در حالیست که گروه طالبان روز گذشته مدعی شد که شهر قندهار و هرات را به تصرف خود در آورده است.

    گرچه تصاویر منتشر شده در شبکه های اجتماعی نشان از حضور جنگجویان طالبان در برخی نقاط شهرهای هرات و قندهار می داد اما نیروهای دولتی در بسیاری از بخش های این شهرهای بزرگ همچنان مستقر هستند.

    برخی کارشناسان بر این باورند که دولت چین از بیم از دست رفتن سرمایه گذاری هایی که در پاکستان و شمال افغانستان انجام داده، گزینه به رسمیت شناختن گروه طالبان را در سر پرورانده است.

    همچنین سران گروه طالبان چندی پیش به دعوت دولت چین به آن کشور سفر کرده بود.

    گفته می شود که سازمان ملل متحد در حال تهیه بیانیه ای است که در آن تاکید کند هر حکومت بر آمده از راه زور را به رسمیت نمی شناسد.

  • حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    حکمتیار، مرد دروغ های شاخدار!

    گلبدین حکمتیار در طول حیات خود همواره با دروغ های خود تنش آفریده است و این بار در برابر گفته‌های سرور دانش، باز به شیوه دروغ متوسل شده است. لازم است یکی از دروغ های شاخدار حکمتیار را ذکر کنیم: باری، یکسال پیش او در باره ایران ظاهراً در برنامه کاکتوس گفته بود: سخت‌ترین تجربه زندگی من این است که در سال ۱۳۷۷ همراه استاد ربانی به تاجیکستان رفتم و دولت تاجیکستان به من دستور داد که هرچه زودتر تاجیکستان را ترک کنم و ایرانی‌ها مرا اغوا کردند تا به آن کشور بروم و من به ایران رفتم، اما حکم یک زندانی را داشتم. این بزرگترین اشتباه و تلخ‌ترین مقطع از مقاطع زندگی من بود.
    با این که رابطه نگارنده با حکومت ایران مطلوب نیست، اما در این مطلب حکمتیار دروغ بزرگ و آشکاری گفته است که لا اقل برای کسانی که بالای ۳۰ سال عمر دارند، بسیار واضح و آشکار است. حقیقت این است که در ۵ میزان/مهر سال ۱۳۷۵ در روز سقوط کابل به دست طالبان که حکمتیار همراه با شهید استاد ربانی به جبل السراج آمد و نگارنده نیز همراه آنان بودم، حکمتیار، از ترس شهید احمدشاه مسعود رنگ از رخش پریده و به شدت ترسیده بود. راستی اگر حکمتیار، مسعود را در چنین شرایطی به دست می‌آورد از صد جان مسعود یکی هم نجات پیدا نمی‌کرد اما مسعود بزرگی به خرج داد که نه تنها مزاحم حکمتیار نگردید، بل او را احترام نموده همراه سایر رهبران به تخار فرستاد و حکمتیار از تخار به کندز رفت و نخست در کندز و سپس در کارخانه قند بغلان مرکز گرفت. در زمستان همان سال- در ماه دلو- که مصادف به ماه رمضان بود که دولت جمهوری اسلامی ایران استاد ربانی را با عدّه‌ای دعوت نمود که حکمتیار، بنده و سید منصور نادری نیز عضو هیئت بودیم، چون جلسات با مسئولین ایرانی ختم گردید، حکمتیار خود تقاضای سکونت در ایران را نمود و دولت ایران هم او را پناه داد و بهترین قصر را در شمال تهران در اختیار او قرار داد و محافظ و بادیگارد در اختیار او گذاشت. حکمتیار با فرا خواندن عائله خود، به مدت دو سال در شمال تهران زندگی شاهانه داشت.
    استاد ربانی پایتخت حکومت خود را در تابستان ۱۳۷۶ به طور موقت در شهر مزار شریف ایجاد کرد. تا این که حکمتیار از طرف آقای محقق در زمستان ۱۳۷۶ به افغانستان دعوت شد و حکمتیار آمدن خود را مشروط به پرداخت ۴۰۰۰ قبضه اسلحه سبک و سنگین از طرف ایران نمود. حکمتیار می‌گفت: چنانچه این سلاح در اختیار من قرار گیرد، کمتر از یک ماه ولایات بغلان و کندز را از دست طالبان خارج خواهم ساخت و ایرانیان شرط او را قبول کردند و حکمتیار در اواخر زمستان ۱۳۷۶ با طمطراق وارد مزار شد و چند روز بعد در ولسوالی بلخ مقر گرفت. ایرانی‌ها طی پروازهای پی هم، چهار هزار قبضه سلاح را به مزار منتقل نموده و در اختیار حکمتیار قرار دادند که موجب ناراحتی جنرال دوستم و عطا محمد نور و احزاب شیعه گردید در آن زمان، نگارنده نیز در شهر مزار بودم. اما حکمتیار نه تنها به قول خود عمل نکرد و ولایات بغلان و کندز را آزاد نکرد، بل سلاح‌های مذکور را به اعضای حزب اسلامی در داخل شهر مزار، ولسولی بلخ، چهاربولک، چمتال و دولت‌آباد که همگی همکار طالبان بودند، توزیع نمود. زمانی که در تابستان سال ۱۳۷۷ طالبان حرکت خود را از ولایت بادغیس شروع کردند و به سرعت خود را به ولایت بلخ رسانیدند، تمام اعضای حزب اسلامی که سلاح‌های ایرانی را گرفته بودند، با طالبان همراه شده بالای شهر مزارشریف حمله کردند و اعضای حزب اسلامی در داخل شهر نیز قیام نموده شهر مزار را متصرف شدند.
    حکمتیار دو سه روز پیش از سقوط شهر مزار، نزد استاد ربانی به مزار آمد و باز احمد شاه مسعود بزرگی به خرج داده هلیکوپتر فرستاد و استاد ربانی و حکمتیار را به بدخشان منتقل نمود و پس از چند روزی استاد ربانی و حکمتیار به تاجیکستان رفتند و حکمتیار از آنجا به خانه و عائله خود که در ایران زندگی شاهانه داشتند، رهسپار گردید و تا سنبله ۱۳۸۰ در همان قصر خود در شمال تهران زندگی می‌کرد و بعد از حمله القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویارک و حمله امریکا بر افغانستان، حکمتیار از ایران ناپدید شد و به احتمال نود در صد که به پاکستان نقل مکان نمود. همانگونه که ذکر کردیم، حکمتیار در زمستان ۱۳۷۵ مهمان عزیز ایرانی‌ها شد و در سال ۱۳۷۷ به تاجیکستان و سپس به منزل خود در ایران رفت. با این همه محبت و مهمان‌نوازی ایرانی‌ها از حکمتیار، باز هم او بدترین مقطع زندگی خود را در ایران بازگو می‌کند و می‌گوید در آنجا اسیر بودم. کسی که چنین آشکارا دروغ بگوید، می‌تواند سخنان دانش را تکذیب کند؟

    اگر کسی از حکمتیار بپرسد: تو که خود را مجاهد راه اسلام و مدعی تأسیس حکومت اسلامی می‌دانی، آیا حکومت سدوزایی‌ها چون: تیمور شاه فرزند احمدشاه ابدالی، زمان شاه فرزند تیمور شاه و شاه شجاع درانی که نیم افغانستان را به «رنجیت سنگ» پادشاه پنجاب هند داد، قبول داری؟ آیا حاکمیت آنها را افتخار تاریخ این کشور می‌دانی یا ننگ تاریخ؟ و همچنین حکومت سیاه و آدمکش عبدالرحمن خان را افتخار می‌دانی یا ننگ؟ حکمتیار در شعار خود همه حکومت‌های ظالم گذشته را خائن می‌دانست پس حالا چه شده است که آنان را افتخار تاریخ کشور می‌داند؟ علاوه بر آن، باید از گلبدین پرسیده شود که اگر حکومت‌های سدوزایی و محمدزایی افتخار تاریخ افغانستان است، چرا با کم آزارترین پادشاه محمدزایی؛ یعنی محمد ظاهرشاه مخالف بودی و همچنین در برابر حاکمیت سردار داوود خان که وطن دوست‌ترین حاکم افغانستان از قوم محمدزایی بود به مبارزه برخاستی؟ مگر نه این است که جناب شما یک چیز را به رسمیت می‌شناسید و آن رسیدن شما به قدرت است که تاکنون نرسیده‌ای و هیچگاه نخواهی رسید.
    سرور دانش تابعیت ایران را ندارد. اول: این که احتمالاً خودش تقاضای تابعیت نکرده و ثانیاً: اخذ تابعیت ایران سخت‌تر از گذشتن از هفت خوان رستم و اسفندیار است مخصوصاً اخذ تابعیت برای افغانی‌ها هرچند ممکن ولی نزدیک به محال است.
    غلط دیگری که حکمتیار مرتکب شده در باره ۱۲ امام شیعه و موروثی دانستن حکومت توسط آن‌ها و انکار امام مهدی امام دوازدهم شیعیان است که بحث در این مورد ادله بسیار می‌طلبد که در این وجیزه مجال ذکر آن نیست و اگر حکمتیار حاضر باشد، اینجانب با ایشان در یکی از رسانه‌ها رو در رو بحث خواهم کرد. مسئله دیگری که جهل مطلق حکمتیار را نشان می‌دهد، همانا موروثی دانستن اجتهاد در بین فقهای اهل تشیع است. بطلان این مطلب چنان آشکار است که نیاز به بحث ندارد، حکمتیار لطف کند و نشان دهد از کدام مجتهد شیعه، اجتهاد به فرزندش منتقل شده و مقلدان پدرش از وی تقلید کرده‌اند. دروغ بسیار بد است.
    سید محمدعلی جاوید

    خبرگزاری دید