برچسب: حکومت غنی

  • واکنش احمد ولی مسعود به اظهارات خلیلزاد و مقامات پیشین دولت؛ کسی در جمهوریت فاسد بی گناه نیست

    واکنش احمد ولی مسعود به اظهارات خلیلزاد و مقامات پیشین دولت؛ کسی در جمهوریت فاسد بی گناه نیست

    احمد ولی مسعود رئیس بنیاد احمد شاه مسعود در واکنش به اظهارات اخیر زلمی خلیلزاد نماینده ویژه پیشین امریکا در امور صلح افغانستان و مقامات اسبق حکومت پیشین می گوید هیچ کسی از جمهوریت فاسد بی گناه نیست.

    احمدولی مسعود که یکی از فرماندهان فعلی مقاومت برضد طالبان به شمار می رود می افزاید مقامات پیشین جمهوری فاسد باید از مردم معذرت خواهی کنند.  

    وی در صفحه فیسبوکش نوشته است: «هیچ‌‌کسی از جمهوریت فاسد بی‌گناه نیست، همه باید از ملت معذرت بخواهند.»

    باید گفت چندی پیش زلمی خلیلزاد در مصاحبه با یک رسانه خارجی گفته بود لج بازی های غنی برای ماندن در قدرت سبب فروپاشی حکومت وی شد.

    از سوی دیگر امرالله صالح معاون اول پیشین رئیس جمهور فراری افغانستان در پاسخ به اظهارات خلیلزاد گفته بود فایل های صوتی گفت و گوی غنی با خلیلزاد و دیگر دیپلمات های خارجی در مورد صلح افغانستان باید منتشر شود.

  • پول های به دست آمده از مقامات دولت پیشین به وزارت مالیه منتقل شد

    پول های به دست آمده از مقامات دولت پیشین به وزارت مالیه منتقل شد

     بانک مرکزی طالبان اعلام کرد پول های نقد به دست آمده از برخی افراد اداره «فاسد قبلی» به حساب ویژه وزارت مالیه واریز شده‌ است.

    طبق اعلامیه بانک مرکزی، این پول‌ها توسط طالبان از ولایات پنجشیر ، خوست، کابل و لوگر به دست آمده و در خزانه بانک نگهداری‌ می شود.

    مقدار این پول‌ها شامل، بیش از ۸۶ میلیون افغانی، نزدیک به ۱۶ میلیون دالر، ۷ هزار ۴۵۰ یورو، بیش از ۳۰ هزار کلدار هندی و ۳۰۰ درهم امارات عربی است.

    بانک مرکزی تذکر داده‌ است مقدار طلایی که به همراه پول به دست آمده بود در خزانه این بانک به طور امانت نگهداری می‌شود.

    در اعلامیه بانک مرکزی طالبان آمده است این بانک منحیث بانکدار دولت متعهد است از سپرده‌ها به خوبی محافظت کند و آنها را مطابق قانون و در مواقع لزوم به نهادهای مربوطه بسپارد.

    اکثر مدیران بانک مرکزی در دولت اشرف‌غنی متهم به فساد هستند و طبق گزارش‌ها، ذخایر این بانک قبل از سقوط کابل خالی شده بود.

    خود اشرف‌غنی هم متهم به دزدی میلیون‌ها دالر دارایی مردم افغانستان است؛ اما او این اتهام را تکذیب می‌کند.

    در حال حاضر افغانستان با بحران نقدینگی درگیر است.

  • سقوط دولت و تسلط طالبان/340 هزار فراری به خارج و 3 و نیم میلیون بی جا شده داخلی!

    سقوط دولت و تسلط طالبان/340 هزار فراری به خارج و 3 و نیم میلیون بی جا شده داخلی!

    ده ها هزار افغان که پس از تسلط طالبان بر کشورشان در ماه گذشته به کشورهای همسایه گریخته اند به طور فوری به محافظت بین المللی مهاجرت نیاز دارند.

    آژانس مهاجرت سازمان ملل می گوید در بازه زمانی یکم جنوری تا بیست و دوم جولای سال 2021 میلادی و درست قبل از سرنگونی حکومت افغانستان به دست طالبان در حدود چهار هزار شهروند افغانی در کشورهای ایران، پاکستان و تاجیکستان آواره شده اند.

    براساس داده های منتشر شده توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل این عدد در بیست و دوم ماه سپتامبر به 35 هزار رسید که این خود افزایش تقریبا نه برابر را نشان می دهد.

    به گفته این آژانس سازمان ملل بسیاری از این آوارگان تازه افغان که به نمایندگی های کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ایران و پاکستان مراجعه می کنند فاقد مدرک هستند و تعداد زیادی از آوارگان فراری مصاحبه شده اذعان داشته اند که به دلیل ناامنی افغانستان را ترک کرده اند.

    در سال جاری دست کم نوزده هزار و سی صد مهاجر تازه افغانستانی وارد ایران شده اند، ده هزار و هشت صد نفر به پاکستان رفته اند و پنج هزار و سی صد نفر دیگر به تاجیکستان وارد شده اند. آمار اضافه می کند عدد واقعی ممکن است بالاتر باشد.

    کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در عین حال به کشورهای منطقه هشدار می دهد در صورتی که افغانستان به ثبات و امنیت نرسد با یورش مهاجرین بیشتر امکان بحران های انسانی وجود دارد.

    کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اما تاکید می کند عبورهای مرزی افغان ها برای ورود به کشورهای همسایه محدود شده است.

    فیلیپو گراندی، رئیس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، هفته گذشته از افغانستان و پاکستان بازدید نمود تا در مورد وضعیت در افغانستان و حمایت پاکستان از کمک ها و عملیات های جاری با مقامات پاکستانی گفت و گو کند.

    گراندی از قدرت های جهانی خواست با طالبان در مورد ارائه تسهیل خدمات عمومی اساسی گفت و گو نمایند در غیر اینصورت با مشکلات جدی در دولت داری مواجه خواهند شد.

    وی تاکید کرد جامعه بین الملل می بایست مسیر ها و راه های لازم برای اقدام در مورد افغانستان را پیدا کنند.

    به گفته وی به دلیل وخامت ناگهانی اوضاع در افغانستان و سقوط دولت کابل ارائه خدمات عمومی مانند خدمات صحی و آموزشی متوقف شده است و اگر اقدامات لازم صورت نگیرد بحرانی اتفاق می افتد که از بسیار کلان تر از بحران انسانی ست.

    تازه ترین گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل نشان می دهد مهاجرین افغان اصولا از راه های پر خطر زمینی برای ورود به ایران استفاده می کنند اما ورود به پاکستان از طریق مرز بالاتر از سطوح نرمان ارزیابی نشده است.

    جنگ و سقوط دولت و تسلط طالبان همچنین سبب بی جا شدن نزدیک به سه و نیم میلیون شهروند افغانستانی شده و مردم خانه و کاشانه خود را رها کرده به نقاط دیگر در افغانستان فرار کرده اند.

    البته در دو ماه گذشته و همزمان با تشدید حملات طالبان علیه دولت قبلی افغانستان و به دنبال آن کنترل تمام افغانستان نزدیک به سی صد و چهل هزار افغانستانی از کشور فرار کرده اند.

    سید ناصر عطایی -کابل

  • چرا امریکا با نشست مسکو در مورد افغانستان مخالفت نکرد

    چرا امریکا با نشست مسکو در مورد افغانستان مخالفت نکرد

    نشست صلح افغانستان به ابتکار کشورهای ترویکا (روسیه، چین، امریکا + پاکستان)، امروز، ۱۸ مارچ در مسکو برگزار می‌شود.

    علاوه بر اشتراک نماینده‌گان کشورهای نامبرده، روسیه از بزرگان سیاسی افغانستان و نمایند‌گان تحریک طالبان برای شرکت در این نشست دعوت کرده است. با وجود این‌که کابل یک هیأت رسمی را به نشست مسکو معرفی کرده است؛ اما ارگ ریاست‌ جمهوری از برگزاری نشست مسکو، به‌ ویژه از ترکیب شرکت‌‌کننده‌گان این نشست راضی به نظر نمی‌رسد.

    روسیه با نظرداشت ترکیب اجتماعی، جایگاه احزاب و جریان‌های سیاسی در محاسبات داخلی، به ‌گونه جداگانه رهبران برجسته سیاسی افغانستان را به نشست مسکو دعوت کرده است. در فهرست شرکت‌کننده‌گان نشست، بیش‌تر چهره‌هایی دیده می‌شوند که با ارگ ریاست جمهوری میانه خوبی ندارند. نکته قابل توجه این‎‎که برخی چهره‌های سیاسی به دلیل نزدیک‌شدن با ریاست جمهوری در روزهای اخیر از شرکت در نشست مسکو باز ماندند. این در حالی است که آنان در نشست‌های پیش‌تر در مسکو نقش اثرگذار و فعال داشتند.

    این نشست در شرایطی تدویر می‌گردد که روابط روسیه و امریکا با تنش‌هایی همراه است. دو کشور پس از سال ۲۰۱۴  در مورد اکثر مسایل جهانی تفاوت دیدگاه دارند و با روی کارآمدن دولت جدید در واشنگتن، اختلافات وارد مرحله تازه شده است.

    اما نکته حایز اهمیت، هماهنگی روسیه و امریکا درباره صلح افغانستان است. در جریان برنامه‌ریزی نشست مسکو، دیدگاه غالب این بود که امریکا به نشست صلح افغانستان در مسکو روی خوش نشان نخواهد داد؛ اما برخلاف پیش‌بینی‌ها، امریکا نه تنها مخالف نشست نبود، بلکه در زمینه تدویر آن نیز همکاری کرد. پذیرفتن دعوت‌نامه روسیه از سوی داکتر عبدالله برای سیاسیون افغان به‌ معنای «چراغ سبز» امریکا درباره نشست مسکو بود. پس از آن‌که عبدالله عبدالله، رییس شورای مصالحه ملی، از شرکت در نشست مسکو خبر داد، چهره‌های دعوت شده یکی پی دیگر حضور خود را در نشست ۱۸ مارچ تأیید کردند. از این رو، داکتر عبدالله در برگزاری نشست نقش مثبت داشته است و نقش او در مشروعیت نتایج نشست نیز مهم خوانده می‌شود.

    چرا امریکا با برگزاری نشست صلح افغانستان در مسکو مخالفت نکرد؟

    علی‌رغم اختلاف نظر و آرای روسیه و امریکا در مسائل افغانستان، دو کشور درباره‌ روند صلح و تغییر رهبری در کابل و برپایی حکومت موقت با مشارکت طالبان دیدگاه مشترک دارند. زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ امریکا برای صلح افغانستان عملاً طرح حکومت انتقالی را با سیاسیون افغان مطرح کرده است و روی بارورسازی و به کرسی نشاندن آن کار می‌کند. اجرایی‌سازی طرح خلیل‌زاد به ‌معنای پایان بخشیدن به حکومت‌داری شش ساله محمد اشرف‌ غنی است. پس از همه‌گانی‌ شدن طرح خلیل‌زاد، وزارت خارجه روسیه نیز اعلام کرد که از حکومت موقت در افغانستان حمایت می‌کند. روسیه پیش‌تر میزبان طالبان در مسکو بود. رهبران طالبان برای نخستین‌بار در مسکو اعلام کردند که پیش‌رفت در روند صلح و امضای موافقت‌نامه مشروط به کناره‌گیری اشرف غنی از قدرت است.

    به نظر می‌رسد که تشکیل اداره ائتلافی – انتقالی در کابل و برداشتن موانع اصلی سد راه آن، حداقل در مرحله کنونی خواست مشترک واشنگتن – مسکو باشد.

    روابط بین افغانستان و روسیه بعد از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی در سال ۲۰۱۴ میلادی به پایین‌ترین سطح در دو دهه اخیر رسیده است. دیپلمات‌های روسی به این باور اند که با کنار رفتن اداره‌ فعلی در کابل، روابط میان افغانستان و روسیه احیا خواهد شد.

    از سوی دیگر، امریکا برای برداشتن گام‌های بعدی در روند صلح افغانستان، به ‌حمایت روسیه به ‌عنوان قدرت با نفوذ منطقه و عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل نیاز دارد. روسیه می‌تواند موافقت‌نامه صلح میان کابل و طالبان را ضمانت کند. روسیه در کسب حمایت کشورهای عضو سازمان همکاری‌ شانگهای از روند صلح افغانستان نقش اثرگذار خواهد داشت. در سطح داخلی، روسیه از نفوذ چشم‌گیر در میان جریان‌های سیاسی افغان برخوردار است.

    این نشست در حالی تدویر می‌شود که کشورهای منطقه از اقدامات تک‌روانه امریکا در روند صلح افغانستان، به ‌ویژه در اداره‌ دونالد ترمپ، رییس‌ جمهور پیشین امریکا ناراض بودند. منطقه فکر می‌کرد که به قدر لازم در جریان مذاکرات قرار ندارد. برخی کشورهای منطقه روند صلح را یک توطیه علیه خود تلقی می‌کردند. اما ظاهراً یکی از نکات کلیدی در بازنگری توافق‌نامه صلح امریکا با طالبان، برجسته‌سازی نقش کشورهای منطقه در این روند بوده است. از همین رو، امریکا مدیریت و رهبری نشست صلح در استانبول را به سازمان ملل متحد سپرد تا در زمینه اعتمادسازی و کسب حمایت کشورهای منطقه، به ویژه روسیه، ایران، هند، چین و آسیای مرکزی کمک کند. عدم مخالفت امریکا با نشست صلح مسکو نیز در همین راستا بوده است. اما بعید است که روابط میان روسیه و امریکا پس از توافق صلح بین کابل و طالبان، پابرجا بماند.

    8am

  • سرگذشت عبرت آور «مشی مصالحه ملی» داکتر نجیب

    سرگذشت عبرت آور «مشی مصالحه ملی» داکتر نجیب

    نیازی به اثبات این نکته نیست که بگوییم بیشتر مواقع بیگانه‌گان تصمیم‌گیرندۀ اصلی در افغانستان بوده‌اند. آن‌ها وقتی خواسته‌اند، در این کشور جنگ به پا کرده‌اند؛ اما هنگامی که نتوانسته‌اند بازی پیچیدۀ جنگ را به‌درستی مدیریت کنند و زمین‌گیر شده‌اند، به نسخه‌پیچی صلح رو آورده‌اند؛ این همان زمانی‌ست که بیرونی‌ها آهنگ رفتن از افغانستان دارند و سعی می‌کنند پس از ترک این کشور دست‌کم آن‌چه از خود به‌جا مانده‌اند را مدتی سر پا نگه دارند. همۀ تلاش‌ها روی پیش‌برد سیاست آشتی‌جویانه‌یی متمرکز می‌شود که قصد دارد حامیان و مخالفان نظام را دور یک محور متحد کند و هر کدام در بدل گرفتن مقام و مرتبه‌یی دست از زیاده‌خواهی بردارند و به کم بسنده کنند.

    سیاستگران داخلی – چه دولتی و چه اپوزیسیون – در حالی که همیشه در نهان از آن‌چه اربابان‌شان گفته‌اند پیروی کرده‌اند، در ظاهر ادا و اطوار دیگری از خود بروز داده‌اند؛ اکت بی‌رمق وطن‌دوستی، ملی‌گرایی و استقلال‌خواهی با چاشنی «غیرت افغانی». حتا مزدورترین سیاستگران این مرزوبوم هم وقتی رگ لاف‌‌وبلوف‌شان می‌پندیده، به‌یکباره‌گی فراموش می‌کرده‌اند که چه‌قدر گماشته و مزدوراند، کارزاری از دروغ با تکیه بر تبلیغات رسانه‌یی راه‌اندازی می‌کردند تا خود را قهرمان ملی و مردمی جا بزنند که هرگز بیگانه‌گان را نمی‌خواهند. یکی از این سیاستگران نجیب است که سرنوشت تراژیک او باید برای سیاستگران دیگر عبرت‌آور باشد.

    «مشی مصالحۀ ملی» به ‌عنوان آخرین تلاش حزب دموکراتیک خلق – که نجیب آخرین زمام‌دار آن بود – برای اعادۀ حیثیت و برگرداندن بازی باخته به سود خود، تنها از این جهت مهم نیست که به پایان بدی برای چپ وابسته به شوروی منجر شد، بلکه پیامد مهم‌تر شکست مشی آشتی ملی و در کل کارنامۀ حزب دموکراتیک خلق، پایان تاریخ چپ پیر هم است؛ چپی که با فروپاشی شوروی در سطح جهانی و با سقوط رژیم وابسته به آن در افغانستان از دور خارج شد و حرف تازه‌ و آموزنده‌یی برای گفتن ندارد.۱

    شکست «مشی مصالحۀ ملی» از این جهت نیز مهم و عبرت‌آور است که افغانستان امروزی در وضعیت مشابه وضع‌وحال دوران رژیم نجیب است. با امضای «موافقت‌نامۀ آوردن صلح در افغانستان» میان آمریکا و طالبان که حکومت غنی نقشی در آن نداشت، بار دیگر آشکار شد که اهرم‌های اصلی جنگ و صلح افغانستان در دست بیگانه‌گان است و تنها با اتکا بر تعیین‌کننده‌گی عامل درونی در هر بحرانی نمی‌توان به شناخت راستین از آن دست یافت.

    چالش‌های «مشی مصالحۀ ملی»

    پس از آن که شوروی به خروج از افغانستان تصمیم گرفت، با طرح «مشی مصالحۀ ملی» سعی داشت زمینه را برای بقای رژیم دست‌نشانده‌اش در کابل فراهم کند؛ رژیمی که تنها در صورت ادامۀ حمایت مالی و نظامی شوروی می‌توانست برای مدتی زنده بماند. اما «مشی مصالحۀ ملی» بنابر عوامل زیر نتوانست به هدفی که روس‌ها و رژیم نجیب می‌خواستند برسد:

    الف: صلح‌خواهی از موضع ضعیف

    مشی مصالحۀ ملی خیلی دیر روی دست گرفته شد؛ زمانی که روس‌ها پی بردند نمی‌توانند در جنگ افغانستان برنده شوند و مجبور به خروج نیروهای‌شان شدند. در حالی که شوروی آهنگ رفتن از افغانستان داشت و احتمال فروپاشی رژیم نجیب هم به‌ویژه با قطع کمک‌های مالی شوروی بیشتر بود، مجاهدین چه‌گونه می‌توانستند به «مشی مصالحۀ ملی» اهمیتی قایل شوند؟ طرح سازش رژیم نجیب با مجاهدین در آستانۀ فروپاشی رژیم و از موضع ضعیف اتخاذ شد؛ وضعیت خیلی شبیه به دولت کنونی افغانستان که از یک‌سو آمریکایی‌ها در حال خروج‌اند و از سوی دیگر، طالبان قوی‌تر از هر زمان دیگر در میدان جنگ و سیاست پیشتازاند و حکومت غنی پشتی‌بانی توده‌یی لازمی را که باید داشته باشد ندارد.

    ب: فسادزده‌گی و قوم‌گرایی

    «پس از پولینوم هفدهم مبارزه با احتکار، گروه‌بندی‌های قبیله‌یی و خویشاوندی، بروکراتیسم و واسطه‌بازی آغاز شد. مصوبه‌ی دفتر سیاسی کمیتۀ مرکزی پیرامون مراعات اخلاق حزبی کادرهای رهبری و تنبیه برخی از کارمندان مسئول دادستانی به‌خاطر بزه‌کاری‌های رنگارنگ و خدمت فرزندان کارمندان رهبری در نیروهای مسلح کشور در میان حزب و مردم بازتاب شایانی کرد. مگر این عمل جنبۀ نمایشی داشت و به رده‌های بالای حزب ربطی نمی‌گرفت.»۲

    مبارزۀ گزینشی رژیم نجیب با فساد و تشدید قوم‌گرایی در صفوف نیروهای امنیتی که از سوی رهبران حزب دموکراتیک خلق دامن زده می‌شد، از عوامل دیگری است که مردم را نسبت به «مشی مصالحۀ ملی» بدبین‌تر از پیش کرده بود. در واقع گسترش دامنۀ فساد و تبارگرایی در سطوح رهبری حزب دموکراتیک خلق آخرین میخ را بر تابوت رژیم نجیب کوبید. یکی از مثال‌های بارز در این زمینه، برکناری جنرال مومن، فرمانده فرقۀ مستقر در شهر حیرتان از سوی نجیب است که در نتیجه، «خرمن خشم در شمال آتش گرفت و جنرال دوستم با مومن و دیگران به قیام دست زدند.»۳

    پ: بی‌توجهی به کانون اصلی جنگ

    روستاها به‌عنوان کانون اصلی جنگ همواره از سوی دولت‌ها نادیده گرفته شده است. سیاست دولت‌ها در مورد مناطق دورافتاده جنگ‌محور است و تنها زمانی دست‌به‌کار می‌شوند که جنگ‌جویان ضددولتی مستقر در این مناطق تهدید بزرگی برای شهرها باشند. این دست‌به‌کارشدن هم تنها بُعد نظامی دارد و پس از پایان هر عملیات، روستاییان دو باره به فراموشی سپرده می‌شوند، تا این که جنگ‌جویان برمی‌گردند. دولت‌ها اما تاوان این بی‌توجهی و نادیده‌گرفتن‌ها را با فروپاشی خودشان پرداخته‌اند.

    در رژیم نجیب نیز «حاکمیت دولتی هیچ پایگاه جدی‌یی در روستاها و دهکده‌ها که بخش اصلی اهالی کشور در آن بودوباش داشتند نداشت و هم‌چنان در مناسبات متقابل با رهبران تشکیلات مسلح که با دولت سازش‌نامه‌های همکاری امضا کرده بودند از خود پیگیری نشان نمی‌داد. ازاین‌رو، پس از سپری‌شدن شش ماه آگاهان نظامی شوروی به تجزیه و تحلیل روندهای روان در افغانستان پرداختند که فشردۀ آن چنین است: «سیاست آشتی ملی دستاوردهای دلخواه به همراه نیاورده است. اعلام مشی آشتی ملی از سوی حکومت افغانستان، آتش‌‌بس یک‌جانبه و عملیات رزمی ارتش بر ضد شورشیان، به کاهش چشم‌گیر عملیات خرابکارانۀ ضدانقلاب نیانجامیده است.»۴

    «مشی مصالحۀ ملی» در شرایطی که دولت نجیب هیچ سلطه‌یی بر مناطق روستایی به‌عنوان کانون اصلی جنگ نداشت و این مناطق از قبل در اختیار مجاهدین بود، سعی می‌کرد به‌گونۀ میکانیکی حمایت مردمی را که حزب دموکراتیک خلق از آغاز حاکمیت‌اش توجه چندانی به آنان نکرده بود، جلب کند. روشن است که در چنین شرایطی دولت نمی‌توانست حتا بهترین و قابل‌قبول‌ترین برنامه‌‌اش را هم عملی کند.

    اکت استقلال رژیم وابسته

    «مشی مصالحۀ ملی» بیش از هر برنامۀ دیگر حزب دموکراتیک خلق عمق درمانده‌گی و وابسته‌گی رژیم نجیب به شوروی را آشکار می‌کند؛ رژیمی که هرقدر بر لبۀ پرتگاه نزدیک‌تر می‌شد اکت و نمایش استقلالِ بیشتری از خود بروز می‌داد.

    اسناد و مدارک جنگ شوروی در افغانستان نشان می‌دهد که حتا متن طرح «مصالحۀ ملی» را روس‌ها نوشته بودند و نجیب صرفاً «مجری عادی» آن بود: «نجیب بی‌تردید سیاستمدار هوشمند، نیرنگ‌باز، نیرومند و گاهی هم بس خشن بود. برخلاف شایع نه او و نه کس دیگری از رهبران افغان اندیشۀ مشی آشتی ملی را به میان نکشیدند. سناریوی مصالحۀ ملی به دستور گرداننده‌گان کاخ کرملین در مسکو نوشته شده بود و جانب افغانی تنها مجری عادی این طرح بود.»۵

    و یا این گفتۀ هانریش پولیاکف، تاریخ‌نگار، خاورشناس و کارمند دفتر روابط بین‌الملل کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی که به‌وضوح نشان می‌دهد تصمیم‌های اصلی را روس‌ها می‌گرفتند نه زمام‌داران کابل: «می‌توانم با مسئولیت اعلام کنم که در روند تدوین و اتخاذ تصامیم، دیدگاه‌های افغان‌ها را در بسی از موارد نه می‌پرسیدند و نه در نظر می‌گرفتند.»۶

    این گفته‌ها برعکس تصویری‌ست که نجیب و تمام رهبران حزب دموکراتیک خلق پیش از او سعی می‌کردند به مردم نشان دهند. اکت پرتهوع مستقل‌بودن نجیب به‌ویژه با خروج روس‌ها از افغانستان بیشتر از پیش شده بود و در سخنرانی‌هایش مدام مجاهدین را متهم به مزدوری به آمریکا، بریتانیا، پاکستان، عربستان و ایران می‌کرد و از آنان می‌خواست دست از غلامی کشیده و با او سازش کنند.

    نجیب مکرر یادآوری می‌کرد که او روس‌ها را از افغانستان بیرون کرده است و مجاهدین هم تروریستان بیگانه را از صفوف‌شان بیرون کرده و به اشارۀ آمریکایی‌ها، عرب‌ها و پاکستانی‌ها دست به «برادرکشی» نزنند. آن‌چه اما آشکار و غیرقابل‌انکار است این که نجیب و سران مجاهدین هیچ‌کدام تاج آزادگی و استقلال بر سر نداشتند و همه وابسته و دست‌بین بیگانه‌گان بودند؛ بیگانه‌گانی که چیزی به‌نام منفعت ملی افغانستان برای آن‌ها اهمیتی نداشت.

    «مشی مصالحۀ ملی» هیچ نتیجۀ مثبتی در پی نداشت و برعکس با گذشت زمان پوسیدگی رژیم نجیب را بیشتر برملا می‌کرد و خبر از سقوط آن در آینده‌یی نزدیک می‌داد: «افسون‌گری‌های رژیم مبنی بر اعادۀ صلح و تفاهم ملی به فراخوانی پوچ و یاوه‌سرایی بی‌پایه بیش نمی‌نماند. حکومت چنین می‌سنجید که اندیشۀ آشتی ملی ملت را متحد خواهد کرد؛ زیرا این اندیشه به‌گونۀ عینی با آرمان‌های مردم افغانستان هماهنگی دارد. مگر حرف در کار نبود. به‌خاطر صلح می‌بایست مبارزه و تلاش بیشتر صورت می‌گرفت. مردم با احتیاط به فراخوان صلح‌جویانۀ رژیمی که سالیان دراز تنها زورگویی را شعار خود ساخته بود، برخورد می‌کردند. افزون بر آن، اعلام مشی آشتی ملی را دشمنان دولت به مثابه زبونی حزب دموکراتیک خلق و حتا نخستین گام در راه شکست کامل آن ارزیابی می‌کردند.»۷

    شباهت‌ حکومت‌های نجیب و غنی

    سه عامل بالا (صلح‌خواهی از موضع ضعیف، فسادزدگی و بی‌توجهی به کانون اصلی جنگ) را می‌توان در حکومت کنونی افغانستان نیز به‌روشنی دید. حکومت غنی در حالی دست آشتی به سوی طالبان دراز کرده است که چه از نظر سیاسی و چه از نظر نظامی بازنده به‌حساب می‌آید. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا جنگ افغانستان را مسخره خوانده و سعی دارد هرچه‌زودتر پای کشورش را از باتلاق افغانستان بیرون کند. دولت ترامپ بدترین توافق‌نامۀ صلح را با طالبان امضا کرده است که به نظر می‌رسد ترامپ استراتژی خروج به هر بهایی را دنبال می‌کند. امضای توافق‌نامۀ صلح میان آمریکا و طالبان برگ برندۀ سیاسی کلانی‌ست که نصیب طالبان شده است. طالبان حالا یقین پیدا کرده‌اند که آیندۀ افغانستان با دستان آنان رقم خواهد خورد؛ این توهم نیست، واقعیت تلخی‌ست که مجبورید بپذیرید.

    از نظر نظامی نیز طالبان جغرافیای بیشتری را در مقایسه با سال‌های قبل در اختیار گرفته‌اند و در جنگ با دولت افغانستان موفق‌تر بوده‌اند. برای اثبات این نکته لازم نیست سری به ولایت‌ها و مناطق دوردست زده و با چشمان خودتان حضور پررنگ طالبان را همه جا ببینید. در حالی که حکومت غنی با درماندگی تمام به‌طور مکرر خواستار صلح و سازش با طالبان است، آنان هر بار با دست‌نشانده‌خواندن دولت افغانستان به فراخوان صلح غنی جواب رد داده‌اند.

    اگر به فسادزدگی و تشدید قوم‌گرایی در حکومت کنونی بخواهید بپردازید، باز هم شباهت زیادی میان رژیم نجیب و حکومت غنی پیدا می‌کنید. حتا حکومت کنونی از نظر میزان آلوده‌گی به فساد و تشدید شکاف‌های قومی در مقایسه با رژیم نجیب وضعیت بدتری دارد. پایگاه توده‌یی حکومت غنی به‌ویژه در مناطق روستایی نیز نزدیک به صفر است. در حال حاضر روستاها به جولانگاه اصلی طالبان مبدل شده و تنها مراکز ولسوالی‌ها در اختیار دولت است.

    سلام وطن دار