برچسب: ترس

  • سارنوالان در پنجشیر: در ترس و حبس خانگی هستیم

    سارنوالان در پنجشیر: در ترس و حبس خانگی هستیم

    شماری از سارنوالان پیشین در ولایت پنجشیر ادعا می‌کنند پس از تسلط طالبان بر کشور، در ترس و حبس خانگی به سر می‌برند. در همین حال مسوولان حکومت سرپرست طالبان با اشاره به اعلام عفو عمومی از سوی آنان، می‌گویند که امنیت همه را تامین می‌کنند.

    به نقل از۸صبح؛ احمد (نام مستعار) چندین سال می‌شود که در دادستانی استیناف ولایت پنجشیر به‌عنوان دادستان کار کرده است. وی هنوز هم به‌صورت رسمی از وظیفه‌اش برکنار نشده است. احمد گفت که به دلیل تهدیدات امنیتی از سوی زندانیان آزاده شده و دیدگاه منفی نظامیان حکومت سرپرست طالبان نسبت به سارنوالان و قاضیان، بیش از چهار ماه می‌شود که در بی‌سرنوشتی و حبس خان­گی به سر می‌برد. وی افزود که تصور زندانیان آزاده شده این است که دادستان‌ها براساس عقده‌های شخصی آنان را به حبس محکوم کرده بوده‌اند. احمد تصریح کرد: «بیش از چهار ماه می‌شود که به دلیل تحولات اخیر بی‌سرنوشت استیم. یک تعداد از زندانیان حکومت پیشین که آزاد شده‌اند، در جست‌وجوی انتقام گرفتن استند. ما در حبس خانهگی به سر می‌بریم و پس از چند مدتی مجبور می‌شویم که خانه‌های خود را تغییر بدهیم.»

    در همین حال زرمینه (نام مستعار) که از چند سال به این‌سو به‌عنوان دادستان در پنجشیر کار می‌کند، نیز گفت: «در کنار تهدیدات امنیتی، حقوق چهار‌ماهه ما پرداخت نشده است. طالبان مثل ادارات دیگر، زنان را در دادستانی‌‌ها اجازه کار نمی‌دهند. از حکومت سرپرست طالبان می‌خواهیم که ما را از بی‌سرنوشتی بیرون کند و همچنان اگر جامعه جهانی در قسمت امنیت ما توجه نکند، جهان شاهد از دست دادن بیش‌تر دادستان‌ها خواهد بود.»

    این سارنوالان ادعا می‌کنند که تا هنوز چندین‌بار به خاطر تامین امنیت و برگشتن به وظایف‌شان نزد مقام‌های طالبان مراجعه کرده‌، اما طالبان گفته‌اند که دادستان‌ها و قاضیان حکومت پیشین در حکومت‌ آن‌ها جایی ندارند.

    در همین حال سعید خوستی، سخنگوی وزارت داخله حکومت سرپرست طالبان، در مورد امنیت این سارنوالان می‌گوید که طالبان عفو عمومی اعلام کرده‌اند و امنیت همه به شمول سارنوالان را تامین می‌کنند. وی افزود: «برای کارمندان حکومت پیشین اطمینان می‌دهیم که امارت اسلامی عفو عمومی کرده و امنیت‌شان را تامین می‌کنیم و فرصت می‌دهیم که در کشور خود زنده‌گی کنند و اگر از کدام طرف برای آنان مشکل ایجاد می‌شود، ما پاسخگو استیم.»

    از جانب دیگر مشتری دانش، رییس عمومی بخش منع آزار و اذیت زنان در لوی‌سارنوالی کشور، نیز با ابراز نگرانی از مواجه بودن کارمندان این نهاد با تهدیدات بلند امنیتی از سوی زندانیان آزاد شده، می‌گوید که پس از حاکمیت طالبان بر کشور، بیش از بیست دادستان در سراسر کشور از سوی افراد تفنگ‌دار ناشناس کشته شده‌اند. به گفته خانم دانش، تا کنون حکومت سرپرست طالبان به پرونده‌های کشته شدن دادستان‌ها رسیدگی نکرده است.

    وی گفت: «امارت اسلامی در اولین اقدام خود زندانیان را بدون قید‌و‌شرط آزاد کرد. آزادی آنان یک تهدید بزرگ فراراه دادستانان است. متاسفانه از آن زمان تا کنون تقریباً ۲۰ تن از همکاران خود را در اثر حملات هدف‌مند مخالفان اداره لوی‌سارنوالی، از دست دادیم و اصلاً امارت اسلامی به قضیه‌های آنان رسیدگی نکرده و همچنان عاملان آن را بازداشت نکرده است.»

    این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که در پی فروپاشی حکومت پیشین، طالبان با رسیدن به شهرها، درهای زندان‌ها را به روی زندانیان باز کرد؛ اقدامی که نگرانی پی‌هم سارنوالان و قاضیان را با خود داشته است.

  • خوش آمد گویی به طالبان ترس یا حقیقت جامعه؟

    خوش آمد گویی به طالبان ترس یا حقیقت جامعه؟

    در دو روز گذشته، حال‌وروز خوشی نداشتم و در کنار آمدن طالبان به پایتخت، با سردرد و زکام شدید دست‌وگریبان بودم. امروز، همین که از خواب بیدار شدم، حس کردم حالم کمی بهتر شده؛ آبی به سرورویم زدم و پابه‌پا شدم که بیایم سمت دفتر روزنامه. دوستم که از چند شب به این سو با من هم‌خانه است، با حالت تعجب و تردید از من پرسید که آیا دفتر می‌روم.

    از شهر تا پل‌سرخ را با دوچرخه آمدم؛ از آن جایی که هنوز به گونه‌ی کامل سلامتی ام را باز نیافته ام، انرژی آن را نداشتم که تند برانم و از سویی هم می‌خواستم چشم دقیق‌تری به سروصورت شهر بیندازم. هنگامی که از نزدیکی مقام ولایت کابل رد شدم، چشمم به افراد طالبان افتاد که با پیراهن‌تنبان کشاد و دستاری در سر و چندتایی هم بدون دستار و کلاشینکوفی روی شانه‌ی شان ایستاده اند. از شروع ولایت تا ده‌افغانان، هیچ بازاری را باز ندیدم، جز دکه‌های کوچک کنار خیابان که سیگار و نوشیندی می‌فروشد. همین گونه از جوی‌شیر که رد می‌شدم، هرچه چشم‌ چراندم، هیچ کتاب‌فروشی‌ای را باز ندیدم. با این حال، آن چه بیش‌تر از همه توجه مرا به خودش جلب کرد، تغییری یک‌باره در نوع پوشش و شناسه‌ی اجتماعی مردم بود. همه‌ی مردم، با پیراهن‌تنبان به خیابان برآمده بودند؛ حالا فرقی نمی‌کند که کارگران ساده باشند یا مردانی که پیش از آمدن طالبان، دقیقه‌های زیادی را صرف مرتب‌کردن مو و اتوزدن پتلون و یخن‌قاق شان می‌کردند. در همه‌ی مسیری که آمدم تنها به یک مرد برخوردم که پتلون کاوبای با یخن‌قاق چهارخانه در تن داشت و اندکی برایم خوش‌حالی هدیه کرد. در سوی دیگر، هرچند تلاش کردم، زنی را در میان جماعت پیدا کنم، نتوانستم که نتوانستم؛ هر چه بیش‌تر دقیق می‌شدم، مردان بیش‌تری می‌دیدم.

    خواستم در این مورد مطلبی بنویسم، تیترش را نیز انتخاب کردم: «خوش‌آمدگویی مردم به طالبان؛ ترس یا حقیقت جامعه؟» پس از نیم‌ساعتی کلنجاررفتن با خودم، از نوشتن این مطلب دست کشیدم و تنها همین تیتر را در برگه‌ی فیسبوکم گذاشتم. شماری از دوستانم پای آن نظر دادند و بیش‌تر شان ترس را دلیل این خوش‌آمدگویی دانستند و شماری هم حقیقت جامعه را.

    با این پیش‌درآمد دراز، می‌خواهم این را بگویم؛ غنی که مردم را فروخت –که از پیش روشن بود و در نوشته‌های زیادی از خودم به آن اشاره کرده ام-، اکنون ما مانده ایم و طالبان. این ماییم که باید روشن کنیم، چه گونه می‌خواهیم با طالبان تعامل کنیم؛ آیا از همه دست‌آوردهای بیست سال گذشته بگذریم، روی برابری جنسیتی و ارزش‌های حقوق‌بشری خط بطلان بکشیم؛ یا طالبان را برای پذیرش آن متقاعد کنیم. هرچند با خوش‌آمدگویی این گونه از طالبان که در دو-سه روز گذشته در کابل روبه‌رو استیم، بعید به نظر می‌رسد که مردم عرضه‌ی خواستن حق خود و مبارزه برای آن را داشته باشند؛ اما این را نیز باید گذاشت پای ترسی که مردم از طالبان دارند؛ ترسی که برمی‌گردد به دوره‌ی حاکمیت پنج‌ساله‌ی این گروه در نیمه‌ی دوم دهه‌ی نود میلادی و خشونت‌هایی که در بیست سال گذشته به این گروه نسبت داده شده.

    با این همه اما؛ ایستادن پای ارزش‌های انسانی به ویژه حق آزادی بیان و رسانه‌های آزاد و حق تحصیل و کار زنان، مهم‌ترین کاری است که جامعه باید در پیش بگیرد. در این مسیر، نیاز است که با طالبان نیز به تعامل رسید؛ زیرا حاکمیت هرچند مال مردم؛ اما اکنون دست آن‌ها است. از سویی هم، این که جامعه، بدون هیچ گونه تحرکی، در برابر هر قانون و یا رژیمی که روی شان حاکم گردانده می‌شود، خاموشی در پیش بگیرد، جز بی‌ارزشی از هیچ ارزشی نمایندگی نمی‌کند. مردم افغانستان، برای این که بتوانند از تکرار تلخ تاریخ پیش‌گیری کنند، نیاز دارند بر هر رژیمی که روی شان حاکم می‌شود، اثر بگذارند و تا اندازه‌ی ممکن جایگاه خود شان را در قدرت عمومی بیابند؛ اکنون این رژیم شاید امارت باشد. هدف از هر نظامی، خدمت‌گزاری به مردم است و نظامی که در این راستا حرکت نکند، باید با تلاش خستگی‌ناپذیر، نظام را به همان مسیر تغییر جهت داد. از آن جایی که از دست‌به‌دست‌شدن قدرت در افغانستان، زنان پیوسته بیش‌ترین آسیب‌پذیری را داشته اند؛ امروز نیز شماری از زنان شجاع کابل برای محروم‌نشدن از حقوق شان، از مردان پیش‌قدم شده و در یک راه‌پیمایی، از طالبان خواستند که حق کار، تحصیل و حقوق سیاسی شان را از آن‌ها سلب نکنند؛ هرچند شمار این زنان اندک بود؛ اما نفس این حرکت امیدوارکننده است؛ امید به این که جامعه بار دیگر به بیست سال قبل برنگردد و ناچار نباشیم در همه‌ی تاریخ، از صفر شروع کنیم. البته نباید از یاد برد که این حرکت‌ها به هم‌یاری مردان نیز نیاز دارد.

    در سوی دیگر ماجرا، آن چه به طالبان برمی‌گردد، رهبری این گروه، با توجه به ارزش‌های نوین بین‌المللی که در جامعه‌ی جهانی شکل گرفته و ارزش‌هایی که در بیست سال گذشته در افغانستان، نیاز است که به افراد خود در کابل و دیگر شهرها و روستاهای افغانستان، این را تفهیم کند که به حقوق بشری شهروندان دست‌درازی نکرده و مدافع حریم خصوصی و ارزش‌های انسانی به ویژه حق تحصیل و کار زنان باشند. با توجه به این که افراد طالبان بیش‌تر از روستاهای دوردست به شهر وارد شده و با فرهنگ شهری آشنایی ندارند، ترس دست‌درازی این گروه به جان، مال و ناموس مردم، هنوز هم خوره‌ی جان بسیاری از باشندگان کابل است؛ چیزی که در کنار حقیقت خشونت‌پذیر جامعه، باعث ترس مردم شده و آن‌ها را ناچار کرده که کم‌ازکم در ظاهر چون طالبان بنمایند.

    این ترس تا جایی در جان شهروندان ریشه دوانده است که شماری از زنان کابل به دلیل نداشتن چادری در صورت نیاز نیز، نخواسته اند از خانه بیرون شوند. امروز هنگام مرور برگه‌ی فیسبوکم، به پوست یکی از دوستانم به نام فرشته برخوردم. او، با نشر عکسی از دختر ۳-۴ساله اش، نوشته است: «وقتی دریا تب می‌داشت، خودم عاجل می‌بردمش داکتر؛ ولی حال باید منتظر بمانم تا شوهرم بیاید. کاش چادری می‌داشتم…»

    ترسی که از آمدن طالبان به جان فرشته افتاده است، ترسی است که حضور طالبان با خود آورده است؛ هرچند طالبانی که در کابل حضور دارند، تا هنوز به گونه‌ی مستقیم مانع رفت‌وآمد زنان در بازار نشده و یا آن‌ها را به پوشیدن چادری محکوم نکرده اند؛ اما ترسی که با آمدن آن‌ها به شهر ریخته با سابقه‌ای که دارند، چنین باوری را به فرشته و صدها هزار زن دیگر در کابل داده است. در چنین شرایطی مکلفیت رهبران طالب این است که این ترس را از ذهن مردم بردارند؛ برداشتنی که با اعتراف به پذیرش حق تحصیل، حق کار و رفت‌وآمد زنان در شهر و مهیاکردن محیط امن برای دست‌رسی شان به این حقوق، امکان‌پذیر است.

    صبح کابل

  • دولت از محاکمه متهمان به فساد اداری می ترسد

    دولت از محاکمه متهمان به فساد اداری می ترسد

     

    سیداکرام افضلی رییس دیدبان شفافیت افغانستان، امروز در نشستی خبری با ارایه گزارشی درباره ساختارهای نهادهای مبارزه با فساد گفت که رهبران حکومت وحدت ملی از به دادگاه کشانیدن افراد متهم به فساد ترس دارند و می‌خواهند که وضعیت موجود را تا پایان دوره کاری این حکومت ادامه بدهند.

    آقای افضلی افزود: «اکثریت رهبران سیاسی در درون و بیرون از حکومت، خودشان شبکه‌های فساد را خودشان حمایت کرده‌اند و این‌ها از وجود فساد در داخل حکومت به اشکال مختلف نفع برده‌اند.

    به گفته او، رهبران حکومت وحدت ملی در اخذ قراردادها، استخراج غیرقانونی معادن و در قاچاق دست دارند و متاسفانه که سیاسیون افغانستان اکثریت شان نفع خود را در ادامه‌ی فساد می‌بینند.

    افضلی می گوید که این امر موجب شده که کار مبارزه با فساد در اولویت حکومت قرار نگیرد چون چالش‌های سیاسی را می‌تواند برای حکومت زیاد کند.

    رییس دیدبان شفافیت افغانستان همچنین تاکید کرد: «حکومت که ثبات را در ادامه‌ی فساد می‌بیند به معنای این است که نمی‌خواهد مجازات به شکل درست به پیش برود و بسیار سیاسی عمل می‌کند.

    افرادی که زورمند، زمینه‌ساز فساد و حامیان فساد هستند با آنان جدی برخورد نمی‌کند، به این معناست که آنها (رهبران حکومت وحدت ملی) می‌خواهند قدرت خود را حفظ بکنند و در نهایت در تبانی با این افراد نظام را ادامه داده و پنج سال شان را پوره بکنند.»

    سیداکرام افضلی می‌گوید که در حال حاضر در چوکات حکومت افغانستان هفده اداره در راستای مبارزه با فساد اداری فعالیت دارند، اما هیچ یک از این اداره‌ها نتوانسته‌اند موثریتی داشته باشند.

    آقای افضلی به مرکز عدلی و قضایی مبارزه با فساد اداری و جرایم سنگین اشاره کرده گفت هرچند انتظار می‌رفت که آغاز به فعالیت این مرکز بتواند کار روی پرونده‌های بزرگ فساد اداری را در افغانستان از سرگیرد، اما در نخستین اقدام خود کار بالای پرونده‌های کوچک را آغاز کرده است.

    این گفته ها در حالی ایراد می شود که روز گذشته اولین متهم فساد اداری در دادگاه مبارزه با جرایم سنگین فساد اداری محاکمه و به بیش از 10 سال زندان محکوم شد.

    آقای افضلی می‌گوید که کار اکثریت نهادهای مبارزه با فساد اداری در افغانستان نمایشی است. به گفته او، برخی از این نهادها پیش از برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی به منظور جلب و جذب کمک‌های جامعه جهانی ساخته شده اما پس از ختم این کنفرانس‌ها اقدامات مشخصی در راستای کاهش فساد اداری در افغانستان نداشته است.

    دیدبان شفافیت افغانستان از نبود قانون و استراتژی مشخصی برای مبارزه با فساد اداری نیز در این کشور خبر داد و گفت تمام نهادهایی که در این راستا کار می‌کنند، براساس فرمان‌های ریاست جمهوری ایجاد شده‌اند.

    سیداکرام افضلی از فساد اداری به عنوان تهدید جدی علیه امنیت ملی افغانستان یاد کرده اما می‌گوید که حکومت وحدت ملی رفع این مشکل را تاکنون در اولویت‌های کاری خود قرار نداده است.

    وی گفت: حکومت افغانستان متاسفانه تاحال مبارزه با فساد را در اولویت کار خود قرار نداده و فساد را به حیث تهدید علیه امنیت ملی نپنداشته است. در حالی که موجودیت در نهادهای عدلی و قضایی مشروعیت دولت را زیر سوال برده و فساد در نهادهای امنیتی باعث ضعف این نیروها در مقابل مخالفان مسلح شده است. نیاز است که حکومت افغانستان فساد را به حیث یک تهدیدی علیه امنیت ملی بی‌پندارد و امر مبارزه با فساد را در اولویت کاری خود قرار دهد.

     

  • تروریستان از قلم خبرنگاران ترسیده اند

    تروریستان از قلم خبرنگاران ترسیده اند

    عنایت الله حفیظ، رئیس اجرایی حزب کار و توسعه امروز شنبه در یک نشست خبری گفت که تروریستان دیگر توانایی مقابله با رسانه ها را ندارند و احساس ترس خود را با حمله انتحاری نشان می دهند.

    آقای حفیظ اضافه کرد، خبرنگاران توانسته اند با قلم و کمره خود روی سیاه تروریستان را به جهانیان نشان دهند و جهانیان نیز چهره پلید آنان را شناخته اند.

    حزب کار و توسعه ضمن حمایت از آزادی بیان و رسانه ها و محکوم کردن این جنایت گفت که این عمل تروریستان نشان می دهد که خبرنگاران پیروز میدان شده اند.

    این حزب با صدور قطعنامه ای گفت که سران حکومت در برخورد با طالبان غفلت کرده اند و با دو رویی، جان مردم و نیروهای امنیتی را هر روز می گیرند.

    در قطعنامه ی حزب کار و توسعه امده است که برادران ناراضی و مخالفان سیاسی خواندن تروریستان و آزادی آنان نوعی لابی گری و همکاری با تروریستان و نوعی ایفای نقش ستون پنجم دشمن است.

    حزب کار و توسعه از نهادهای مدنی، حقوق بشری داخلی و خارجی خواست که نسبت به بد شدن وضعیت امنیتی و تشدید هراس افکنی؛ بر بی کفایتی و بی تفاوتی سران حکومت وحدت ملی حساس تر باشند.

    شکریه سیرت، معاون حزب کار و توسعه می گوید که بی کفایتی مقام های حکومتی باعث شده است که تروریستان چندین کمربند امنیتی را عبور و در مرکز شهر خود را منفجر کنند.

    غروب روز چهارشنبه یک فرد انتحاری، بر موتر حامل کارمندان شبکه طلوع حمله کرد و جان هفت تن را گرفت و بیش از 20 تن دیگر را زخمی کرد.

    گروه تروریستی طالبان مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت اما ریاست عمومی امنیت ملی هشت تن از اعضای گروه تروریستی حقانی را به گمان همکاری در شرق کابل دستگیر کرده است.