برچسب: ترامپ

  • رویکرد تهاجمی چین در برابر امریکا

    رویکرد تهاجمی چین در برابر امریکا

    چین به عنوان دومین اقتصاد جهان پس از آمریکا، که در بلوک دولت‌های غیرغربی قرار دارد، خطری جدی برای هژمونی ایالات متحده محسوب می‌شود. اعلام استراتژی «چرخه دوگانه» به عنوان برنامه اقتصادی پنج‌ساله از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ نیز ضمن توسعه توان اقتصادی چین، می‌تواند رویکرد تهاجمی‌تری به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا ببخشد.

    جمهوری خلق چین پس از اجرای ایده اقتصادی «درهای باز» در دهه ۱۹۸۰، با عبور از سیاست‌های چپ‌گرایانه، راه را برای جذب سرمایه خارجی هموار کرد. راهبرد «چرخه بزرگ بین‌المللی» که پکن در دستور کار قرار داد، بر این مبنا سامان یافت که با ارتقای ظرفیت‌های صنعتی، توان تولیدی با نیروی کار ارزان چندان افزایش یابد که چین در مدت زمانی کوتاه بتواند سهم بسیاری از بازارهای جهانی را کسب کند و به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان کالا به دیگر کشورهای جهان بدل شود. در نتیجه اجرای این راهبرد، تولید ناخالص ملی چین با میانگین رشد سالانه ۹.۴ درصد، از ۱۵۰ میلیارد دالر در ۱۹۷۸ به ۱.۶ تریلیون دالر در سال ۲۰۰۳ و ۱۴.۷۳ تریلیون دالر در ۲۰۱۹ رسید.

    علی‌رغم ثمرات چرخه بزرگ برای تصاحب بازارهای جهانی توسط چین، برخی معادلات داخلی و خارجی سبب گردید تا مسئولان حزب کمونیست درصدد جایگزینی طرحی دیگر برآیند. در عرصه داخلی مهم‌ترین مسأله افزایش دستمزدها بوده که به‌تبع به گسترش طبقه متوسط انجامیده است. به بیان دیگر نه‌تنها دیگر آن نیروی کار ارزان سابق در بخش‌های صنعتی چین برای سرمایه‌گذاران خارجی جلب‌توجه نمی‌کند، بلکه طبقه کارگر به بازاری برای مصرف کالا و خدمات تولیدی داخلی تبدیل شده است.

    در حوزه خارجی نیز از عوامل تأثیرگذار بر تغییر استراتژی چین را باید رویکرد خصمانه ترامپ نسبت به چین در آغاز جنگ تجاری در دولت او دانست. تنش‌های طرفین و محدودیت‌های اِعمال‌شده بر سرمایه‌گذاری‌های چین در آمریکا و بالعکس، این تلقی را تقویت کرد که نمی‌توان مانند گذشته در عین رقابت سیاسی به همکاری‌های اقتصادی پرداخت. تداوم رویکرد خصمانه در دولت بایدن نیز طبعاً بر این امر صحه گذاشته است. در عین حال که تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا و اروپا و سپس تأثیر کرونا بر کاهش تقاضای بازارهای جهانی نیز عامل مهمی در تثبیت این سیاست بوده است.

    راهبرد «چرخه دوگانه» اولین بار در جلسات سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین در اواخر ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱ مطرح شد. رییس‌جمهور چین این استراتژی را چنین معنا کرد که چین باید به چرخه قویِ تقاضا و ابتکار داخلی به‌عنوان موتور اول محرک اقتصادی روی آورد در حالی که بازارها و سرمایه‌گذاران خارجی را به مثابه موتور دوم رشد حفظ کند. این راهبرد به عنوان روح اصلی برنامه اقتصادی پنج‌ساله جمهوری خلق چین از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، بر توجه به صنایع و خدمات نوآورانه در کنار تکیه بر بازار مصرف داخلی از جمله در کاهش شکاف درآمدی شهری و روستایی، استوار شده است. در عین حال که در تلاش است با افزایش واردات انرژی، از شوک‌های آتی بازار نفت نیز مصونیت یابد.

    از منظر اقتصاد سیاسی، در بلندمدت پکن دو نیازمندی اصلی‌اش را از خارج کمتر می‌کند. اول اینکه این راهبرد بدان معناست که قلمرو گردش مالی خارجی چین به تدریج تحت‌الشعاع گردش مالی داخلی قرار می‌گیرد و تقاضا و مصرف داخلی، سرمایه و ایده‌ها را پرورش می‌دهد. به بیان دیگر در شرایطی مانند همه‌گیری ویروس کرونا که بازارهای خارجی دست‌خوش دگرگونی شدند، هنوز تقاضای مصرف تولیداتش را بالا نگاه می‌دارد. دوم اینکه بر بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی و وسایل نقلیه الکتریکی تأکید و قصد دارد با استفاده از یارانه‌های دولتی، کنترل صادرات و کسب داده‌ها و اطلاعات، شرکت‌های چینی را در این بخش جایگزین شرکت‌های آمریکایی و اروپایی حاضر در چین نماید.

    کاهش این دو نیازمندی جدی، دست برتری به چین در جنگ تجاری با آمریکا خواهد داد. اولاً ادعای سرقت مالکیت معنوی برندهای آمریکایی را در بلندمدت فاقد موضوعیت خواهد ساخت و ثانیاً تحریم‌های آمریکا علیه چین را به میزان قابل توجهی کم‌اثرتر خواهد کرد. نتیجه آن‌که چین به اتکای بازار داخلی گسترده و پایدار و هم‌چنین کاهش تبعات شوک‌های خارجی به آن، در پرونده‌های اختلافی با ایالات متحده جسورتر می‌شود. برای مثال در پرونده هنک‌کنگ قانون جدید امنیت ملی را با قدرت بیشتری اِعمال خواهد کرد و نیروهای مخالف با پکن بیش از پیش در تنگنا قرار خواهند گرفت.

    در پرونده تایوان، چین علاوه بر اقدام به تحریم‌هایی علیه آمریکا که خطوط قرمز چین در خصوص ارتباط‌گیری با مقام‌های سیاسی تایوان را رد کرده، تلاش‌هایی برای گسترش نفوذ در آن‌جا به اجرا در خواهد آورد. تلاش‌هایی سیاسی و امنیتی و بدون رویکرد نظامی مشهود که امکان بهانه‌گیری از غرب نیز سلب گردد. در این راستا احتمال تقویت نیروهای هم‌سو و حتی در شدیدترین حالت، مقدمه‌چینی نوعی کودتا در بلندمدت را نمی‌توان از نظر دور داشت.

    دولت بایدن با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی و هم‌چنین تداوم بحران‌های نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا، بعید است در کوتاه‌مدت جز از مرحله اتخاد مواضع رادیکال و لفاظی‌های سیاسی و اقدام‌های عمدتاً نمادین مانند ارسال ناو به تنگه تایوان، قدم‌های فراتری بردارد. اقدام‌هایی که از سوی چین نیز بی‌پاسخ نخواهد ماند. پس می‌توان نتیجه گرفت که متأثر از این راهبرد، رویکرد رقابت‌آمیز پکن در مقابل آمریکا، تهاجمی‌تر از قبل خواهد شد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    نقش کرونا و تبعیض نژادی در شکست ترامپ در عرصه سیاسی

    شیوع ویروس کرونا که دولت دونالد ترامپ در ابتدا سعی در کم‌اهمیت جلوه‌دادن آن داشت به یک تراژدی در این کشور بدل شد که در نهایت به منبع نارضایتی و شکست ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری منتهی شد. ابتلای نزدیک به ۳۰ میلیون نفر به بیماری کووید-۱۹ و مرگ بیش از نیم میلیون آمریکایی بر اثر آن، ابعاد سوءمدیریت در کنترل بحران را نشان می‌دهد. دونالد ترامپ تصور می‌کرد با کم‌اهمیت جلوه‌دادن کرونا می‌تواند اذهان آمریکایی‌ها را از تبعات اقتصادی بحران منحرف کرده و از انتخابات به سلامت عبور کند. با هر چه نزدیک‌شدن به انتخابات، بحران کرونا بیش از پیش مورد غفلت دولت ترامپ قرار گرفت و به معضلی بدل شد که چشم‌اندازی برای حل آن در دولت ترامپ وجود نداشت. البته محافظه‌کاری خاص بخش‌هایی از جامعه آمریکا بر این رویکرد ترامپ بی‌تأثیر نبود و وی تأمین خواسته مدنظر آمریکایی‌های طرفدار خود را در اولویت قرار داد. این موضوع به بهای ابتلای میلیونها نفر به کرونا در این کشور تمام شد. ترامپ که معیارهای انتخاباتی را سرلوحه کار خود قرار داده بود با شکست در انتخابات، مدیریت کرونا را به کلی کنار گذاشت که این موضوع موجب شد سیر صعودی موارد ابتلا همچنان تداوم داشته باشد و رکوردهای جدیدی ثبت شود.

    اعتراضات ضد نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان در سال ۲۰۲۰ نیز یکی از بی‌سابقه‌ترین و گسترده‌ترین اعتراضات در نوع خود در تاریخ این کشور بود. انتشار تصاویر قتل بی‌رحمانه جورج فلوید توسط پلیس شهر مینیاپولیس بار دیگر بحث قدیمی تبعیض نژادی در آمریکا را در فضای مجازی و واقعی برجسته کرد و موجی از اعتراضات را در پی داشت. آمریکا با وجود اینکه یک کشور مهاجرپذیر محسوب می‌شود اما همچنان تمایلات بیگانه‌هراسانه و نژادپرستانه در میان بخش‌هایی از جامعه، ملموس و مشهود است. دونالد ترامپ که با استفاده از همین شکاف‌ها و با جلب آرای سفیدپوستانِ آسیب‌خورده از آثار جهانی‌شدن به کاخ سفید رسیده بود برای حفظ حمایت این بخش از جامعه آمریکا در آستانه انتخابات، از همراهی با جنبش ضد نژادپرستی سر باز زد و سعی کرد خشونت بروز کرده در تظاهرات را به بحث اصلی بدل سازد.

    بنابراین،آمریکا در سال ۱۳۹۹ با مسائل و چالش‌های متعددی هم از جنبه داخلی و هم از جنبه خارجی مواجه بود. شیوع گسترده کرونا و عدم مدیریت صحیح این بحران توسط دولت فدرال موجب شد تا علاوه بر میزان بالای مرگ‌ومیر و مبتلایان، کسب‌وکارهای کوچک نیز متحمل پیامدهای منفی قابل توجه شوند. بحران کرونا را می‌توان یکی از متغیرهای موثر بر انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا دانست که به شکست دولت حاکم منجر شد. جو بایدن با استفاده از محدودیت‌های تحمیل شده کرونایی که شکل بی‌سابقه‌ای به رقابت‌های انتخاباتی بخشیده بود توانست خود را به کاخ سفید برساند. همچنین اعتراضات کم‌سابقه ضد تبعیض نژادی، شکاف‌های عمیق اجتماعی در آمریکا را بار دیگر در کانون توجه قرار داد که در فرجام به شکست ترامپ در عرصه سیاسی منجر شد.

    با حضور جو بایدن در کاخ سفید و اجباری‌شدن استفاده از ماسک در ادارات فدرال و ترویج فرهنگ استفاده از ماسک و توصیه به حفظ فاصله اجتماعی توسط دولت، موارد ابتلا سیر نزولی به خود گرفته است. واکسیناسیون روزانه حدود ۵/۲ میلیون نفر در روز را می‌توان مهمترین دلیل این روند دانست.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    نگاهی به سیاست مداخله گرایی ترکیه در خاورمیانه

    با پیروزی‌های ارتش سوریه با حمایت ایران و روسیه و بازیابی کنترل تقریباٌ دو سوم قلمرو این کشور، ترکیه در هدف خود مبنی بر سرنگونی بشار اسد از قدرت تجدید نظر کرده و در عوض گفتمان عملی و محتاطانه‌تری را متناسب با شرایط و تحولات جدید اتخاذ کرد و بنابراین تحولات میدانی سوریه در سال ۹۹ وضعیت آرام‌تری یافت. در سال ۹۹ اولویت ترکیه جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی در جهت ایجاد یک دولت مستقل بود. با این حال، فضای مانور برای ترکیه به تدریج محدود شده است. از این‌رو احتمال یک عملیات نظامی در ادلب، احتمال اختلافات بیشتر بین ترکیه روسیه و ایران را به عنوان حافظان مناطق عدم ‌تنش در بر دارد. به طور کلی نارضایتی برخی گروه‌ها ازجمله حراس‌الدین از ترکیه و تلاش انقره در بازتعریف گروه تروریستی تحریرالشام در قالبی جدید که البته به نظر می‌رسد همراهی غربی‌ها را نیز در این مسیر داشته باشد، بخشی از روندهای میدانی تحولات سوریه به شمار می رود.

    در خصوص عراق، ترکیه در سال ۹۹ بارها برای مبارزه با عناصر حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک)، تمامیت ارضی این کشور را نقص و به خاک عراق حمله کرد. ازجمله این حملات عملیات پنجه عقاب ۲ در ماه دلو بود که بنا به اظهارات وزیر دفاع ترکیه ۵۰ مقر پ.ک.ک هدف حمله قرار گرفت و البته سه تن از نیروهای ترکیه نیز کشته شدند.همچنین شایعات و تحلیل‌هایی در مورد احتمال حمله گسترده ترکیه در شمال عراق وجود داشته است. این حملات ترکیه نگرانی‌ها از حضور بلندمدت نظامیان ترکیه در خاک عراق و احتمال تکرار تجربه ترکیه در شمال سوریه را در پی داشته است.

    اما در تحولات لیبی سال گذشته شدیدترین درگیری‌های نظامی در غرب لیبی از زمان سقوط قذافی رقم خورد و نیروهای دولت وفاق ملی که سال‌ها برابر ارتش ملی به رهبری خلیفه حفتر در موضع دفاعی بوده و تا آستانه از دست دادن پایتخت این کشور نیز پیش رفتند، سرانجام با ورود نظامی سنگین ارتش ترکیه موفق به تغییر وضعیت میدانی و موازنه قوا در این کشور شدند. در نبردهای بهار و تابستان ۹۹ قوای دولت وفاق به مدد ورود تجهیزات نظامی ارتش ترکیه نظیر پهپادهای بیرقدار و ادوات توپخانه‌ای این کشور و همچنین مزدوران سوری تحت حمایت ترکیه که به این کشور اعزام شده بودند در مدت کوتاهی موفق به تصرف مناطق راهبردی زیادی شدند. اقدامات ترکیه در لیبی به گونه‌ای بود که نگرانی شدید مصر را در پیش داشت و دو کشور تا آستانه رویارویی مستقیم در لیبی پیش رفتند.

    قوای مشترک وفاق و ترکیه به سمت غرب و شهر راهبردی سرت پیشروی کردند اما ورود پرتعداد جنگنده‌های روسی و تهدید ارتش مصر به دخالت مستقیم در صورت ورود رقیب به منطقه موسوم به هلال نفتی لیبی این پیشروی‌ها متوقف شد.

    یکی از مهم‌ترین اقدامات ترکیه در سال ۹۹ حمایت از آذربایجان در جنگ قره باغ بود؛ جنگی که در آن آذربایجان توانست بخش زیادی از سرزمین‌های اشغال شده قره‌باغ توسط ارمنستان را پس بگیرد و نهایتاً بعد از ۴۵ روز با وساطت روسیه پایان یافت. جنگ قره‌باغ برای ترکیه، نمایشی از نقش فزاینده انقره در منطقه قفقاز جنوبی بود؛ این کشور با حمایت از باکو تا حدودی به آن‌چه که می‌خواست رسید. در پایان این جنگ ارمنستان مجبور به پذیرش شروط زیادی از سوی آذربایجان شد که یکی از آن‌ها ایجاد گذرگاه زمینی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از دورن خاک ارمنستان بود. با ایجاد این گذرگاه ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری آذربایجان و همچنین آسیای مرکزی برقرار می‌شود. ترکیه امیدوار است این تغییر ژئوپلتیک بتواند مقدمه‌ای برای پروژه‌های بزرگ جهت ارتباط شرق و غرب باشد و جایگاه این کشور را به عنوان گذرگاه انرژی تقویت کند.

    ترکیه که با توافقات عادی‌سازی روابط امارات، بحرین و سودان با اسراییل انتقادات تندی علیه این کشورها مطرح کرده بود با عادی‌سازی روابط مراکش که دولتی اخوانی دارد با اسراییل ادبیات خود را در خصوص روند عادی‌سازی تغییر داد که در کنار گزارش‌ها در مورد وساطت رئیس‌جمهور آذربایجان و موضوع تعیین سفیر جدید ترکیه برای حضور در تل آویو و همچنین اظهارات علنی اردوغان نشانه‌ای از تمایل این کشور به بهبود روابط خود با اسراییل ارزیابی شده است. این چرخش در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسراییل را می‌توان به عوامل متعددی مانند دولت جدید در آمریکا، تحریم‌های ایالات متحده و اروپا علیه این کشور و روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسراییل و چشم‌انداز بازیگری ترکیه در مسئله فلسطین نسبت داد.

    خلاصه این که این کشور طی سال های اخیر، مداخلات خارجی خود را در سوریه، لیبی و عراق ادامه داده است؛ در سوریه اولویت این کشور جلوگیری از موج احتمالی پناهندگان از ادلب و خنثی کردن اقدامات گروه‌های کردی بوده و در عراق نیز رویکرد جسورانه‌تری در مبارزه با کردها اتخاذ کرده است. در لیبی تا کنون به حمایت از دولت وفاق پرداخته و سال گذشته در جنگ قره‌باغ تغییر ژئوپلیتک مهمی را به نفع خود رقم زد. روابط ترکیه با کشورهای اروپایی به دلیل اقدامات در شرق دریای مدیترانه پرتنش می باشد و روابط با آمریکا نیز در اواخر دوران ترامپ بر سر خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسی دچار تنش شد. با استقرار بایدن و با توجه به نگاه وی به سیاست داخلی ترکیه و همچنین اختلافات در قبال برخی مسائل منطقه‌ای، انتظار می‌رود ترکیه در روابط خود با آمریکا شرایط سختی پیش رو داشته باشد. از این‌رو می‌توان انتظار داشت که این کشور به بازتعریف رفتار منطقه‌ای و سیاست خارجی خود در خاورمیانه متناسب با تغییرات در سیاست خارجی آمریکا بپردازد.

    داکتر عبدالطیف نظری

  • بازگشت طالبان و تروریزم جهانی

    بازگشت طالبان و تروریزم جهانی

    یکی از اولین و مهم‌ترین آزمون‌ها برای ریاست‌جمهوری جو بایدن مسأله‌ی افغانستان است. طالبان پس از امضای توافق‌نامه صلح با حکومت دونالد ترمپ تشجیع شده‌اند و کارزار ترور و حملات تروریستی خود را در افغانستان شدت بخشیده‌اند. توافق‌نامه صلح طالبان و ایالات متحده خواستار تقسیم قدرت در کابل و خروج کامل ارتش ایالات متحده تا اول ماه میِ سال جاری از افغانستان است. اکنون تصمیم بایدن نه‎‌تنها سرنوشت افغانستان را تعیین خواهد کرد، بلکه بر امنیت منطقه‌ای، جنگ جهانی علیه تروریسم و جایگاه بین‌المللی امریکا، آن‌هم در زمانی که زوال نسبی آن غیرقابل انکار شده است، نیز تأثیر خواهد گذاشت.

    ایالات متحده در ماه فبروری سال ۲۰۲۰ هنگامی به خانه اول برگشت که ترمپ، که مشتاقانه در پی ترک افغانستان بود، توافق‌نامه «صلح» را با همان شبه‌نظامیان تروریستی‌ای امضا کرد که ایالات متحده پس از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با حمله به افغانستان آن‌ها را از قدرت سرنگون کرده بود. این معامله فاوستی ترمپ که در غیاب حکومت منتخب افغانستان صورت گرفت، به طالبان مشروعیت بخشید. افزایش خشونت‌های تروریستی در افغانستان پس از امضای توافق‌نامه دوحه نشان می‌دهد که از توافق ایالات متحده و طالبان چه چیزی نصیب خود افغانستان شده است.

    این‌که امریکا بخواهد از یک جنگ طولانی بی‌ثمر که بیش از ۸۰۰ میلیارد دالر هزینه مالی روی دست امریکایی‌ها گذاشته و جان ۲۲۱۸ سرباز امریکایی را گرفته است، خارج شود، منطقی است. (زیرا نقش رزمی امریکا و ناتو در افغانستان در واقع قبل از روی‌کارآمدن ترمپ هنگامی که نیروهای افغانستان مسئولیت کامل امنیتی این کشور را از اول جنوری ۲۰۱۵ به عهده گرفتند، پایان یافته بود.) اما آنچه منطقی نیست این است که «مک‌ماستر»، مشاور امنیت ملی خود ترمپ تلاش حکومت پیشین ایالات متحده برای صلح با طالبان را «مماشات مونیخ مانند امریکا پیش گروهی از وحشت‌ناک‌ترین مردم روی زمین» خواند.

    در واقع ترمپ با امضای توافق‌نامه صلح فبروری ۲۰۲۰ تصمیم گرفت افغانستان را به دست تروریست‌ها و حامیان مالی آن‌ها در پاکستان واگذار کند. ارتش قدرت‌مند پاکستان گروه طالبان را ایجاد کرد، تا هنوز به رهبری این گروه پناه داده است و در مناطق مرزی خود برای جنگ‌جویان این گروه لانه‌های امن فراهم می‌کند. ارتش پاکستان برنده اصلی توافقی است که یکی از پیامدهای خطرناک آن تبدیل‌شدن افغانستان به یک همسایه ضعیف و مطیعی خواهد بود که پاکستان بتواند بنابر میل خود بر آن اعمال نفوذ کند.

    با این وجود بایدن پس از آن‌که وارد کاخ سفید شد، به سرعت از توافق ترمپ استقبال کرد و زلمی خلیل‌زاد را به‌عنوان نماینده ویژه ایالات متحده برای مصالحه افغانستان در سمتش حفظ کرد. خلیل‌زادِ متولد افغانستان روابط نزدیکی با طالبان ایجاد کرده است اما برای ایجاد زمینه مشترک با حکومت افغانستان به مشکل خورده است. طرح صلح پیشنهادی دولت بایدن که اخیرا به رسانه‌ها درز کرد، تلاش شدید واشنگتن برای مجبورکردن طرف‌های جنگ افغانستان به توافق با یک‌دیگر به منظور عملی‌شدن مهلت یکم ماه می را برجسته می‌کند.

    این طرح پیشنهادی به دنبال جایگزینی رییس‌جمهور اشرف غنی با یک دولت انتقالی جدید است که در آن طالبان نیمی از قدرت را در اختیار داشته باشند. آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه ایالات متحده در نامه‌ای به غنی وی را با لحنی غیرمتعارف تحت فشار قرار داده تا «نقشه راه را برای ایجاد یک حکومت جدید فراگیر» و تدوین قانون اساسی جدید آماده کند. در این نامه وزیر امور خارجه ایالات متحده می‌افزاید که از حکومت اسلام‌گرای اردوغان در ترکیه می‌خواهد که نشستی را بین حکومت افغانستان و نمایندگان طالبان به منظور «نهایی‌کردن توافق‌نامه صلح» میزبانی کند. لحن آمرانه‌ی این نامه امرالله‌ صالح، یکی از دو معاون رییس‌جمهور افغانستان را برآن داشت تا در واکنش بگوید که افغانستان «هرگز صلح آمرانه و تحمیلی را نمی‌پذیرد».

    پرسش اصلی که حکومت بایدن باید به آن پاسخ دهد این است: چگونه یک گروه تروریستی می‌تواند بخشی از حکومت شود وقتی همچنان به دنبال پیروزی از راه نظامی و تحمیل مجدد حکومت تئوکراتیک ظالمانه خود است؟ طالبان می‌خواهند با خروج امریکایی‌ها قدرت مطلق را در افغانستان به دست آورند. نشانه‌ی قوی این نگرش، تأخیرهای عمدی و بی‌میلی این گروه در گفت‌وگوهای تقسیم قدرت با حکومت فعلی افغانستان است.

    اکنون درحالی‌که استراتژی ایالات متحده در معرض خطر شکست قرار دارد، بایدن می‌گوید که خروج نیروها تا «مهلت یکم ماه مِی دشوار است» اما او «نمی‌تواند» حضور سربازان امریکایی را در سال آینده در افغانستان «تصور کند». اگر بایدن قبل از سال ۲۰۲۲ همه سربازان امریکایی را از افغانستان خارج کند، احتمال تسلط تروریست‌ها بر افغانستان پیش چشم او بسیار محتمل است. در واقع طالبان اظهارات بایدن را مبنی براین‌که حضور نیروهای امریکایی را در سال آینده در افغانستان نمی‌تواند تصور کند، به‌عنوان تأییدیه‌ای می‌بینند مبنی براین‌که این گروه فقط لازم است چند ماه دیگر تا محاصره‌کردن کابل صبر کند.

    در این بحث در ایالات متحده در مورد این‌که آیا القاعده می‌تواند پس از خروج امریکا از افغانستان پایگاه‌های خود را در این کشور بازسازی کند، یا این‌که آیا ولایت خراسان دولت اسلامی (داعش در افغانستان) می‌تواند حضور خود را در این کشور گسترش دهد یاخیر، این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که تروریسم اسلام‌گرا یک جنبش ایدئولوژیک خودسازمان‌دهنده است که گروه‌های مختلف جهادی را بدون نیاز به هماهنگی اقدامات گردهم متحد می‌کند. شبه‌نظامیان طالبان شاید هدف جهانی نداشته باشند، اما طالبان یک حلقه‌ی مهم در زنجیره جنبش جهادی بین‌المللی است که خصومت با مسلمانان غیرسنی را با خشم شدید علیه مدرنیته تلفیق می‌کند.

    طالبان با مجبورکردن امریکایی‌ها به ترک افغانستان و سپس اقدام به تصرف کابل، به منبع الهام سایر گروه‌های تروریستی برای تشدید کارزارهای وحشت‌شان در جاهای دیگر تبدیل خواهد شد. این برداشت که جهادگرایان طالبان قدرت‌مندترین ارتش جهان را به زانو درآوردند، این باور را تقویت خواهد کرد که قدرت امریکا درحال افولِ برگشت‌ناپذیر است. به عبارت ساده، رسیدن طالبان به قدرت مطلق در افغانستان، بیش از هر گروه دیگری از جمله القاعده یا بازماندگان داعش، تهدید جهادگرایان برای جهان آزاد را تقویت می‌کند.

    برای جلوگیری از چنین سرنوشتی، ایالات متحده باید نیروهای باقی‌مانده خود را در افغانستان برای اطمینان خاطر و ارائه پشتیبانی هوایی به نیروهای افغان و همچنین کمک‌های تدارکاتی به حدود ۷ هزار سرباز ناتو و متحدان امریکا در افغانستان، حفظ کند. ایالات متحده درحال حاضر فقط ۲۵۰۰ سرباز در این کشور دارد، درحالی‌که در اوج جنگ این رقم به حدود ۱۰۰ هزار نفر می‌رسید. هزینه‌های مالی و جانی امریکا از زمان پایان نقش رزمی این نیروها در افغانستان به طرز چشم‌گیری کاهش یافته است و نیروهای امریکایی در ۱۴ ماه گذشته هیچ تلفات جنگی‌ای متحمل نشده‌اند.

    بایدن باید بین خروج کامل امریکا از افغانستان (که می‌تواند کلید هرج‌ومرج را در این کشور بزند و دولت افغانستان را تضعیف کند) و حفظ نیروهای باقی‌مانده‌اش در این کشور (برای جلوگیری از جنگ داخلی و تبدیل‌شدن افغانستان به مرکز تروریستی) یکی را انتخاب کند. گزینه اول نه‌تنها راه را برای خروج آبرومندانه امریکا از جنگ ۲۰ ساله‌اش در افغانستان هموار نخواهد کرد، بلکه می‌تواند واشنگتن را در جایگاه هم‌دست طالبان قرار دهد؛ گروهی که تسلطش بر افغانستان آسیب‌های دائمی بر منافع ایالات متحده و دوستانش وارد خواهد کرد.

    منبع: پروجکت سندیکت

    مترجم: جلیل پژواک

    روسله یاسینزی عثمانی

  • نیروهای امریکایی را تا اول می از افغانستان خارج کنید

    نیروهای امریکایی را تا اول می از افغانستان خارج کنید

    چند سازمان مربوط به خانواده های سربازان و نظامیان بازنشسته آمریکایی، با ارسال نامه ای به جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، از وی خواستند سربازان این کشور را در موعد تعیین شده تا اول ماه می، از افغانستان خارج کنند.

    چندین سازمان ائتلافی مربوط به خانواده‌های سربازان و نظامیان بازنشسته آمریکایی با ارسال نامه‌ی به رئیس جمهور این کشور، از وی خواسته اند به تعهدات قبلی مبنی بر خارج کردن سربازان آمریکایی از افغانستان تا تاریخ اول ماه می عمل کند.

    این ائتلاف، علاوه بر خانواده‌های سربازان، شامل چندین گروه فعال در عرصهٔ حقوق نظامیان و گروه‌های حامی پایان جنگ است.

    در این نامه آمده است: “متاسفانه ما به حدی در افغانستان مانده ایم که حالا فرزندان نخستین دور سربازان آمریکایی که در آنجا فعالیت کردند، به سنی رسیده اند که می‌توانند به عنوان سرباز در عین منازعه اشتراک کنند.”

    این خانواده ها خطاب به بایدن می‌گویند که “اعضای این ائتلاف به خدمت شان افتخار می‌کنند، اما حالا زمانش رسیده که از افغانستان به خانه باز گردند. ما از شما مصرانه می‌خواهیم که با استفاده از فرصت، هر چه زودتر به این کار اقدام کنید.”

    براساس تفاهمنامه‌ای که در دوحه میان گروه طالبان و ایالات متحده آمریکا امضا شد، باید تا تاریخ اول ماه می سربازان آمریکایی افغانستان را ترک کنند.

    اما پس از روی کار آمدن جو بایدن، تردیدهایی در مورد این زمان‌بندی ابراز شده است. بایدن گفته که به دلایل فنی، شاید ممکن نباشد که سربازان در تاریخ تعیین شده از افغانستان بیرون شوند.

    گروه طالبان هشدار داده که اگر آمریکا سربازان خود را براساس توافق دوحه از افغانستان خارج نکند، حملات خود را شدت خواهند داد.

  • آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟

    آیا شکاف در روابط امریکا و روسیه در پرونده سوریه بیشتر می شود؟

    صحنه میدانی سوریه، در سال گذشته نسبت به سال ۹۸ وضعیت آرام‌تری را تجربه کرد. تشدید منازعه میان تهران و واشنگتن و انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و تمایل بازیگران عرصه سوریه به حفظ وضع موجود، باعث شد تا به‌رغم درگیری‌های پراکنده که از ویژگی‌های یک منازعه طولانی‌شده محسوب می‌شود، نبرد مهم و همه‌جانبه‌ای به وقوع نپیوندد. به این ترتیب، چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه میدانی، کانون‌های اصلی منازعه همچنان پابرجا ماند.

    در این چارچوب به نظر می‌رسد سال ۹۹ تداوم توافق روسیه و ترکیه در ماه حوت ۹۸ بود که براساس آن، دو طرف بر سر نظارت روی کریدور امنیتی در طول بزرگراه M4 توافق کردند. البته در سطح خُرد، جابه‌جایی برخی پایگاه‌های نظامی ترکیه در مناطقی از ادلب، حملات گاه و بی‌گاه گروه‌های تروریستی به محل استقرار نیروهای روسیه در حمیمیم و لاذقیه و پاسخ روس‌ها و البته برخی تنش‌ها میان ارتش سوریه با ترویست‌ها در اطراف بزرگراه M4 قابل اشاره است که تأثیر چندانی بر روند کلی تحولات نداشت.

    به این ترتیب می توان گفت:تحولات سوریه اگرچه در سال ۹۹ در وضعیت انسداد قرار داشت، اما به نظر می‌رسد با ریاست‌جمهوری بایدن و تجربه تشدید فعالیت گروه‌های تروریستی در دوره مسئولیت دموکرات‌ها از یک‌سو و پایان نسبی پیش‌بینی‌ناپذیری رفتار آمریکای ترامپ، می‌توان در سال ۱۴۰۰ دورنمای برخی تحرکات میدانی و سیاسی در سوریه را داشت. در این چارچوب، شرایط هم در شرق فرات و هم در ادلب، شکننده به نظر می‌رسد. در شرق فرات به دلیل روابط مساعد بایدن با کردها، ترکیه با چالش‌های بیشتری روبه‌رو خواهد بود.

    در ادلب نیز احتمال آغاز درگیری‌ها دور از ذهن نیست؛ هرچند که این منطقه از خاک سوریه راه حل نظامی ندارد. روابط کلان مسکو و واشنگتن نیز می‌تواند تأثیرات مهمی بر تحولات سوریه برجا گذارد.به نظر می‌رسد همچنان این گزاره قابل تأمل، معتبر باشد که پرونده سوریه بدون توافق کلان دو بازیگر مهم آن، یعنی آمریکا و روسیه تا آینده غیر قابل پیش‌بینی، تغییرات اساسی و بنیادینی نخواهد داشت.در این چارچوب و با توجه به نارضایتی احتمالی پوتین از پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، به نظر می‌رسد شکاف در روابط روسیه و آمریکا در پرونده سوریه تشدید خواهد شد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • نشریه امریکایی: بایدن جنگ افغانستان را از همتایان پیشین خود به ارث برده است

    نشریه امریکایی: بایدن جنگ افغانستان را از همتایان پیشین خود به ارث برده است

    روزنامه آمریکایی “پست اند کوریر” روز سه شنبه در تحلیلی مربوط به ادامه حضور مسئله دار نیروهای آمریکایی در افغانستان نوشت: میراث رهبران پیشین آمریکا جو بایدن را به سمت طولانی کردن جنگ در افغانستان سوق می دهد.

    در این نشریه آمده است: “ماموریت آمریکا در افغانستان که از سال ۲۰۰۱ آغاز شده است با وجود سپری شدن دوران ریاست جمهوری دو رئیس جمهوری قبلی آمریکا، باراک اوباما و دونالد ترامپ که هر دو درباره پایان آن در زمان ریاست جمهوری خود وعده داده بودند پایان نیافته است.

    دولت دونالد ترامپ مذاکرات با طالبان را شروع کرد که در آن متعهد به خروج نیروهای نظامی آمریکا تا اول ماه مه برابر با ۱۱ اردیبهشت شده است. ترامپ به خوبی می دانست  عمل به این تعهد بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ خواهد بود و آن را به مشکلی برای جو بایدن تبدیل خواهد کرد.

    بایدن در کنفرانس مطبوعاتی اخیرش اعلام کرد:”بسیار دشوار است تا به ضرب العجل اول ماه مه برای خروج سربازان از افغانستان عمل کرد.”

    هنگامی که از او سوال شد، آیا نیروهای آمریکایی در افغانستان باقی خواهند ماند پاسخ داد: “چنین  چیزی را نمی توانم تصور کنم.”

    البته باید در نظر گرفت در سال ۲۰۱۲ و در دولت اوباما هم جو بایدن به عنوان معاون رئیس جمهوری قول داده بود تا ۱۶ ماه بعد از افغانستان خارج شوند. این رویه در مورد دونالد ترامپ هم صادق بود اما واقعیت این است که هر دو رئیس جمهوری به یک اندازه در عمل به وعده شان برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ناکام ماندند. 

    اگر بایدن تصور نمی کند که نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ در افغانستان باقی بمانند، اما دلایل محکمی وجود دارد که نشان می دهد نیروهای آمریکایی نه تنها تا سال ۲۰۲۲ بلکه تا بیش از این و شاید تا ۲۰۲۴ هم از افغانستان خارج نشوند. 

    نخستین دلیل این است که خطرهای سیاسی ترک کردن افغانستان از ماندن در آن بسیار بیشتر است. خروج آمریکا از افغانستان می تواند منجر به جنگی گسترده میان طالبان و دولت افغانستان شود و شکست ارتش افغان در برابر طالبان، منجر به بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان خواهد شد.

    چون هیچ رئیس جمهوری نمی خواهد پاسخگوی عواقب شوم این خروج باشد. بایدن افتضاحی را که در سال ۱۹۷۵ با خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام اتفاق افتاد را به یاد می آورد. در حال حاضر آسان ترین راه برای اجتناب از نتیجه ای شرم آور ماندن در خاک افغانستان است. 

    دلیل دیگری که نشان می دهد بایدن با ماندن در افغانستان کنار می آید کابینه اش است چون این کابینه از افرادی تشکیل شده که همیشه از حضور آمریکا در عراق و افغانستان حمایت کردند و همواره حتی از مداخلات منجر به شکست به دلیل نقش آمریکا در جهان پشتیبانی می کنند. مثلا آنتونی بلینکن، جیک سالیوان و لوید آستین در تمام این سال ها با  حضور آمریکا در عراق، لیبی، افغانستان موافق بودند. 

    تا زمانی که وضع موجود در افغانستان برقرار باشد بایدن به این روند ادامه می دهد، با این فرض که دولت افغانستان و ارتش بتوانند مانع شکست آمریکا در این کشور شوند، پس تاخیر در خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان از نظر سیاسی منطقی است .

    اما این موضوع شانس موفقیت آمریکا را افزایش نمی دهد، وقتی در یک امتحان پاسخ را نمی دانید زمان مطرح نیست بلکه فقط لحظه رویارویی با حقیقت به تعویق می افتد. جرج بوش (پسر) آن لحظه را به باراک اوباما سپرد و اوباما آن را به ترامپ واگذار کرد و او نیز آن را برای جانشینش به جای گذاشت. بایدن به این نتیجه خواهد رسید که هر کس افغانستان را ترک کند به خاطر عواقب آن مورد سرزنش واقع خواهد شد و او نمی خواهد آن شخص باشد.”

  • عراق  و تولد گروه های مقاومت ضد امریکایی در سال 1399 خورشیدی

    عراق و تولد گروه های مقاومت ضد امریکایی در سال 1399 خورشیدی

    سال ۱۳۹۹ را می‌توان سال پساتغییرات در عراق دانست. اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹ و عملیات ترور فرماندهان مقاومت در سال ۱۳۹۸ باعث شد تا سیاست داخلی و خارجی عراق در سال ۱۳۹۹ ملتهب و پرتنش باشد.

     این سال با حملات مکرر به نیروهای آمریکایی، تداوم نسبی اعتراضات، تحولات پیرامون انتخابات زودهنگام و درنهایت دورنمای تغییر در معادلات قدرت در عراق با پیروزی بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ادامه و با سفر پاپ به عراق پایان یافت. اگرچه تنوع کنشگران در عراق، سیاست داخلی پرچالش و پرخبری را برای این کشور رقم زده، اما در سیاست خارجی، عراق همچنان متأثر از نقش‌آفرینی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. درواقع،سیاست رادیکال آمریکا در عراق، ازجمله ترور میدان هوایی بغداد در کشوری با شرایط اجتماعی و سیاسی ملتهب و ناآرام عراق بود که منجر به تولد گروه‌های مقاومت ضد آمریکایی شد.

    «ثار المهندس»، «عصبه الثائرین»، «اصحاب الکهف»، «سرایا اولیاء الدم» و موارد دیگر گروه‌هایی بودند که در سال ۱۳۹۹ اعلام موجودیت کردند. فارغ از ارتباطات آنان با گروه‌های مشهوری مانند «کتائب حزب‌الله»، «کتایب سیدالشهدا» و غیره، تقریبا کمتر هفته‌ای از سال گذشته را می‌توان یافت که حملاتی ازسوی گروه‌های مقاومت به نیروها و مواضع آمریکایی صورت نگرفته باشد.

    حمله به مناطق پیرامونی میدان هوایی اربیل که با پاسخ دولت بایدن در منطقه البوکمال همراه شد و حملاتی به منطقه سبز عراق، پایگاه التاجی و موارد دیگر ازجمله رویدادهایی بود که سال گذشته به وقوع پیوست.

    به این ترتیب، عراق در سال ۹۹، روزهای ناآرام و ملتهبی را گذراند؛ هسته‌های خاموش داعش دوباره فعال شدند، تقابل آمریکا و گروه‌های مقاومت به اوج خود رسید، ترکیه تا مرز حمله همه‌جانبه به سنجار پیش رفت، ایران برای دریافت مطالبات خود به کاهش صادرات گاز به عراق روی آورد، ناتو نیروهای خود در خاک عراق را افزایش داد و اعتراضات داخلی در شهرهای گوناگون، به‌ویژه ناصریه به عرصه تقابل خونین معترضان و صدری‌ها کشیده شد.

     اگرچه سفر پاپ به عراق چندروزی آتش‌بس تنش‌های فزاینده در عراق بود، روندپژوهی تحولات اما نشان می‌دهد سال ۱۴۰۰ نیز روزهای چندان آرامی برای این کشور نخواهد بود. اگرچه که یک توافق مقدماتی میان تهران و واشنگتن، می‌تواند از تقابل این دو بازیگر در صحنه عراق بکاهد اما مسائل دیگری نظیر تروریسم، فساد، حضور نیروهای خارجی و ناتوانی دولت در حل مشکلات اقتصادی، افق روشنی را پیش روی تحولات سال ۱۴۰۰ ترسیم نمی‌کند.

    به نظر می‌رسد سیاست داخلی متکثر و چندپاره و سیاست خارجی پر تنش و تأثیرپذیر همچنان ویژگی کلیدی رویدادها و روندهای تحولات عراق در سال جاری خواهد بود.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • چالش های نشست استانبول

    چالش های نشست استانبول

    اعلام شده است نشست استانبول برای صلح افغانستان در ۲۷ حمل برابر با ۱۶ ماه اپریل در کشور ترکیه برگزار می‌شود؛ اما براساس معلوماتی که به برخی رسانه ها رسیده است، احتمال می‌رود نشست استانبول در این تاریخ برگزار نشود.

    براساس معلومات، طالبان هنوز به گونه قطع سخن از اشتراک در این نشست در این تاریخ نزده‌اند. گفته می‌شود طالبان از چندی به این‌سو رای‌زنی‌های ‌شان را درباره چگونه‌گی برخورد با مرحله دوم گفت‌وگوهای صلح آغاز کرده‌اند.

    در تازه‌ترین مورد، طالبان از میزبانان این نشست خواسته‌اند که برای آن‌ها فرصت داده شود تا درباره شرکت در نشست استانبول با رهبری‌شان گفت‌وگو و رای‌زنی کنند.

    با توجه به این‌که تا اول ماه می کم‌تر از یک ماه زمان باقی مانده است، طالبان باید درباره مهم‌ترین بند توافق‌نامه دوحه با امریکا که براساس آن نیروهای خارجی تا اول ماه می باید افغانستان را ترک کنند، تصمیم بگیرند.

    به نوشته هشت صبح، امریکایی‌ها تلاش دارند تا پیش از رسیدن زمان خروج نیروهای خارجی، نشست استانبول آغاز شود و نقشه راه صلح را ترسیم کند. به این ترتیب، امریکایی‌ها می‌توانند فشار عدم رعایت توافق‌نامه دوحه را کم کنند و در روشنی فیصله‌های نشست استانبول زیر نظارت سازمان ملل متحد درباره خروج یا ماندن یا تغییر ماهیت ماموریت نیروهای امریکایی و ناتو تصمیم بگیرند.

    اداره بایدن این خروج را در جدول زمانی تعیین شده دشوار عنوان کرده است. از سوی دیگر، بندهای توافق‌نامه دوحه به هم وابسته است. امریکایی‌ها و ناتو بار بار گفته‌اند که بدون کاهش خشونت‌ها و به سرانجام رسیدن مذاکرات صلح آن‌ها افغانستان را به گونه عجولانه ترک نخواهند کرد.

    واقعیت امر این است که مسأله خروج نیروهای خارجی، به معضل بزرگی برای طالبان و امریکایی‌ها مبدل شده است.

    منابعی به ۸صبح گفته‌اند که امریکایی‌ها تلاش دارند تا زمان خروج را تمدید کنند و در این باره نظریات‌شان را با طالبان نیز در میان گذاشته‌اند. طالبان اما شرط تمدید حضور نیروهای خارجی را رهایی ۷ هزار زندانی باقی‌مانده این گروه عنوان کرده‌اند.

    کاملاً روشن است که حکومت افغانستان زندانیان طالبان را به ساده‌گی رها نخواهد کرد و برای حکومت بایدن نیز چنین مطالبه‌ای از دولت افغانستان بسیار دشوار خواهد بود.

    به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها برای شروع نشست استانبول عجله دارند؛ اما هم حوزه جمهوریت و هم طالبان هنوز آماده‌گی کافی برای شرکت در این نشست ندارند.

    در حوزه جمهوریت دیدگاه‌های متفاوتی درباره مسأله صلح و نوعیت نظام آینده و ماهیت حکومت انتقالی صلح مطرح شده است. شورای مصالحه ملی می‌گوید که تاکنون ۳۰ طرح از آدرس احزاب سیاسی و شخصیت‌های مستقل سیاسی به این نهاد رسیده است. گفته می‌شود که شورای مصالحه ملی تلاش دارد تا از مجموع این طرح‌ها، طرح واحدی بسازد تا در نشست استانبول از آدرس حوزه جمهوریت مطرح شود.

    در میان این ۳۰ طرح، اشتراکات بیش‌تر از افتراقات است. این طرح‌ها درباره حکومت انتقالی صلح و نوعیت نظام پسا صلح وجوه مشترک دارد. طرح حکومت اما با تأکید بر انتخابات زودهنگام چالشی است که رسیدن به یک طرح واحد از آدرس جمهوریت را دشوار ساخته است. هرچند منابع در شورای مصالحه ملی می‌گویند که این شورا با حکومت درباره توحید طرح‌های گوناگون به شمول طرح حکومت در حال گفت‌وگو است؛ اما این منابع هنوز برای رسیدن به اشتراک نظر در این باره خوشبین نیستند.

    قدر مسلم این است که اگر حکومت نتواند طرحش را شامل طرح شورای عالی مصالحه ملی سازد و از آدرس طرح جمهوری اسلامی افغانستان ارایه کند، حکومت و طرحش در نشست استانبول به احتمال زیاد از جانب سایر اشتراک کننده‌گان رد خواهد شد.

    حکومت گفته است که به روز سه‌شنبه طرحش را علنی خواهد کرد. هرچند رئوس مطالب طرح سه مرحله‌ای حکومت روشن شده است؛ اما با روشن شدن جزئیات بیش‌تر آن، نقاط افتراق و اشتراک آن با سایر طرح‌ها روشن‌تر خواهد شد.

  • بایدن تحریم‌های ترامپ علیه سارنوال دیوان کیفری بین‌المللی را لغو کرد

    بایدن تحریم‌های ترامپ علیه سارنوال دیوان کیفری بین‌المللی را لغو کرد

    دولت جدید امریکا به رهبری جو بایدن، تحریم‌هایی را که دونالد ترمپ، رییس جمهور سابق امریکا علیه فاتو بنسوده، سارنوال ارشد دیوان کیفری بین‌المللی وضع کرده بود، لغو کرد. فاتو بنسوده پس از آن از سوی دولت ترمپ تحریم شد که تحقیقات درباره احتمال ارتکاب جنایت جنگی از سوی نیروهای امریکایی در افغانستان را روی دست گرفت.

     آنتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا روز جمعه، سیزدهم حمل با نشر اعلامیه‌ای گفت محدودیت صدور ویزا برای برخی از کارکنان دیوان کیفری بین‌المللی نیز لغو شده است.

    وزیر امور خارجه امریکا از جانب دیگر تأکید کرده است با اقدامات دیوان کیفری بین‌المللی در مورد افغانستان و فلسطین مخالف است و همین طور نسبت به تلاش‌های این نهاد برای اعمال صلاحیت درباره کشورهای غیر عضو مانند امریکا و اسرائیل اعتراض دارد.

    آنتونی بلینکن تحریم‌های دولت ترمپ علیه دیوان کیفری بین‌المللی را «اشتباه» و غیرموثر خوانده است.

    در اعلامیه وزیر خارجه امریکا آمده است که نگرانی‌های کشورش درباره اقدامات دیوان کیفری بین‌المللی بهتر است از طریق تعامل و گفت‌وگو با همه ذی‌نفعان در این پرونده حل شود تا از طریق اعمال تحریم.

    قضات دیوان کیفری بین‌المللی در پانزدهم حوت سال ۱۳۹۸ خورشیدی، موافقت کردند که تحقیقات در مورد ابعاد جرمی جنگ افغانستان آغاز شود.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد که تاکنون صدها شکایت‌نامه به نماینده‌گی از یک میلیون و ۷۰۰ هزار قربانی جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت از طرف بازمانده‌گان جنایات رخ‌داده در طی نزدیک به دو دهه جنگ در افغانستان به دیوان بین‌المللی کیفری لاهه ارسال شده است. دیوان کیفری اولین دادگاه بین‌المللی است که به مسوولیت کیفری افراد در زمان بروز جنایاتی نظیر نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی رسیده‌گی می‌کند.

  • سیاست ‌خارجی آمریکا در قبال ایران، روسیه و چین

    سیاست ‌خارجی آمریکا در قبال ایران، روسیه و چین

    مهمترین اقدام آمریکا در سیاست خارجی خود در قبال منطقه غرب آسیا را می‌توان نقش این کشور در انعقاد توافقات موسوم به ابراهیم دانست که موجب عادی‌سازی روابط اسراییل با کشورهای بحرین و امارات شد و سودان و مراکش نیز در ادامه به این جرگه پیوستند. اقدامات دولت ترامپ را می‌توان در راستای تلاش برای ایجاد جبهه‌ای واحد از اسراییل و کشورهای عربی در مقابل ایران دانست. البته با وجود تلاش‌های بسیار، عربستان از عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل در مقطع فعلی سرباز زده است و به احتمال زیاد در انتظار گرفتن امتیازهای بیشتر از سوی اسراییل است. به نظر می‌رسد دولت بایدن با وجود اعلام حمایت از این فرایند، عادی‌سازی روابط را در اولویت برنامه‌های خود لحاظ نکرده و اساساً ضرورتی در ایجاد اتحادی در برابر ایران در منطقه احساس نمی کند.

    رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران در سال ۱۳۹۹ را می‌توان تداوم روند سال‌های گذشته در پیگیری سیاست فشار حداکثری دانست. دولت ترامپ در این سال سعی کرد حتی از مکانیسم تعبیه شده در توافقی که خود از آن خارج شده بود برای بازگشت تحریم‌های سازمان ملل استفاده کند که با عدم همراهی اروپا روبرو شد. در نهایت، بایدن نیز ادعای دولت آمریکا در فعال‌سازی مکانیسم ماشه را پس‌گرفت. با این وجود در حالی که اعضای تیم سیاست خارجی بایدن پیش از پیروزی در انتخابات وعده بازگشت سریع آمریکا به برجام را داده بودند، تحولات پس از روی کار آمدن دولت بایدن نشان می‌دهد این دولت مایل به بازگشت به برجام بدون گرفتن امتیاز از ایران نیست. دولت بایدن اعلام کرده است که به دنبال اصلاح برجام و گفتگو در رابطه با موضوعات موشکی و منطقه‌ای است و به نظر می‌رسد مایل است اهداف خود را بدون تعجیل و به مرور زمان پیش برد. توافق ایران با آژانس در آستانه توقف اجرای پروتکل الحاقی نیز به این روند کمک کرده است.

    در عرصه خارجی، دولت ترامپ با وجود تشدید فشار بر ایران در ابعاد اقتصادی و امنیتی، به اهداف اعلام‌شده خود یعنی رسیدن به توافق هسته‌ای جدید و ایجاد محدودیت‌های منطقه‌ای و موشکی دست نیافت

    همانگونه که در سند مقدماتی امنیت ملی آمریکا که اخیراً منتشر شد اشاره شده است، این کشور به دنبال مقابله با روسیه و چین در زمینه‌های اقتصادی، نظامی، امنیتی و تهدیدات سایبری است. آمریکا در این راستا نیازمند همراهی متحدان خود در اتحادیه اروپاست اما رویکرد دولت سابق آمریکا مسیر دشواری را پیش‌روی دولت بایدن قرار داده است. توافق جامع اقتصادی اتحادیه اروپا و چین علی‌رغم درخواست تیم بایدن برای به تعویق‌انداختن آن به امضا رسید. آلمان نیز با وجود مخالفت آمریکا همچنان به دنبال پیگیری پروژه خط لوله انتقال گاز از روسیه است. مواردی از این دست، پیچیدگی روابط آمریکا و اروپا در مقابل چین و روسیه را نشان می‌دهد.

    داکتر عبداللطیف نظری

  • ترامپ از تصمیمات بایدن در زمینه مهاجرت انتقاد کرد

    ترامپ از تصمیمات بایدن در زمینه مهاجرت انتقاد کرد

    رئیس جمهور پیشین امریکا تاکید کرد افراد زیادی می‌خواهند به مرز مکزیکو با امریکا بروند.

    دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین ایالات متحده امریکا در گفتگویی با “فاکس نیوز”، اعلام کرد تصمیم دارد طی هفته ها آینده از مرز مکزیکو و امریکا بازدید کند.

    به گفته وی، افراد زیادی می‌خواهند به این مرز بروند.

    رئیس جمهور پیشین امریکا، همچنان از تصمیمات اخیر جو بایدن، رئیس جمهور فعلی ایالات متحده از زمینه مهاجرت انتقاد کرد.

    قابل ذکر است کاخ سفید پنج‌شنبه (11 فبروی) اعلام کرد ریس جمهور ایالات متحده آمریکا جو بایدن یکی از بزرگترین پروژه های ترامپ را متوقف می کند.

    در این گزارش آمده است: «بایدن بودجه ساخت دیوار در مرز با مکزیکو را متوقف کرد و رژیم اضطراری را که از سال 2019 در آنجا برقرار شده است را لغو خواهد نمود.»

  • فشار امریکا برای صلح افغانستان فوریت خاص دارد

    فشار امریکا برای صلح افغانستان فوریت خاص دارد

    دوحه، قطر – ایالات متحده شدیدترین فشار خود را برای پایان دادن به دو دهه درگیری در افغانستان آغاز کرده‌است، اما برخی از مقامات افغان هشدار می‌دهند که این کمپین با به بن‌بست کشاندن گفتگوها، تضعیف حکومت منتخب و سقوط عمیق‌تر کشور به خشونت می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

    این رویکرد – که برخی مقامات آمریکایی با اشاره به بلند پروازی‌های زیادی که دارد آن را “پرتاب فضاناو به ماه” می‌نامند- تلاشی برای دستیابی به توافق صلح طی چند هفته با اعمال فشار بی‌سابقه بر تیم‌های مذاکره کننده در دو طرف درگیری، یعنی طالبان و حکومت افغانستان است.

    از زمان دیدار دو طرف در پایتخت قطر، دوحه، برای آغاز مذاکرات تاریخی صلح در سال گذشته، پیشرفت کمی بر سر میز مذاکره حاصل شده‌است. جلسات ماه‌ها متوقف شد در حالی که خشونت در افغانستان فزونی گرفت، و طالبان نفوذ و کنترل منطقه‌ای خود را گسترش دادند.

    تمرکز دولت ترامپ بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بود. تیم بایدن فشار بیشتری بر جبهه دیپلماتیک وارد می‌کند. سیاست ایالات متحده و افغانستان در دست بررسی است و زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه ایالات متحده، ماه گذشته برای هدایت رویکرد جدید، یک تور منطقه‌ای را آغاز کرد.

    اما مقامات افغان از فشرده بودن زمان و تهدید به عقب نشینی همه نیروهای آمریکایی بدون توافق سیاسی هراس دارند؛ آنها بر این باورند که بدون توافق سیاسی اشتباهات دهه ۱۹۹۰ که افغانستان بلافاصله بعد از عقب نشینی شوروی درگیر جنگ داخلی شد، تکرار می‌شود. نبردهای گسترده برای به دست آوردن کنترل، به طالبان که پس از حملات ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱، توسط حمله ایالات متحده قدرت خود را از دست داده‌بود، کمک کرد که ‌مجددا جان بگیرند.

    مقامات افغان، مانند دیگر مصاحبه شوندگان در این ماجرا، به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، زیرا آنها اجازه نداشتند با روزنامه نگاران در مورد این موضوع گفتگو کنند. مقامات افغان تصدیق کردند که این سطح از خشونت و بن بست سیاسی موجود در دوحه قابل قبول نیست، اما با تلاشی که دولت بایدن برای بازچینش اوضاع دارد، مخالف هستند.

    یک مقام افغان که از این مذاکرات آگاه است، با اشاره به افزایش فشارهای ایالات متحده گفت: ” سقوط دولت، ویرانی ناگهانی و یک جنگ داخلی بسیار طولانی و شدید می‌تواند عقوبت آن باشد.”

    وی گفت: ” واقعیتی که در گذشته یک بار اتفاق افتاده ممکن است دوباره تکرار شود.”

    مقام دیگری گفت: “فشار برای صلح اکنون با این ابتکار جدید” خطر تضعیف سریع ارتش این کشور را دارد. وی با اشاره به جناح‌های ستیزه‌جو و مبارزان چریکی که با نیروهای شوروی جنگیدند و سپس همان‌ها در هنگام جنگ داخلی مقابل یکدیگر قرار گرفتند، گفت که می‌ترسد “مجاهدین قدیمی به قیمت نیروهای امنیتی افغانستان بازگردند”.

    افزایش فشار در میان نشانه‌های فزاینده‌ای رخ داده که حاکی از بررسی به تعویق انداختن خروج ایالات متحده هستند – اقدامی با هدف فشار بر طالبان برای کاهش خشونت و پیروی از مفاد توافقنامه‌ای که سال گذشته با ایالات متحده امضا کرده‌است. اما مقامات دولت بایدن در عین حال گفته‌اند که هنوز تصمیم نهایی درباره آینده نیروهای آمریکایی در افغانستان اتخاذ نشده‌است.

    خلیلزاد طی یک تور منطقه‌ای که شامل جلساتی در کابل، دوحه و اسلام آباد پاکستان بود، پیش نویس طرح صلح را به حکومت افغانستان و رهبری طالبان تحویل داد. همراه با پیش‌نویس، اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان نامه‌ای از وزیر خارجه آمریکا، آنتونی بلینکن دریافت کرد که وی را برای تسریع در گفتگوهای صلح و دستیابی به توافق با شورشیان تحت فشار قرار داده بود.

    در این نامه هشدار داده شده‌است: “ایالات متحده هیچ گزینه‌ای را رد نکرده‌است. واضح می‌گویم، تا جدیت لحن من را درک کنید.”

    روز شنبه، شورای امنیت سازمان ملل افزایش “نگران کننده” خشونت در افغانستان را محکوم کرد. این بیانیه پس از انفجار یک موتر بمب‌گذاری شده در غرب ولایت هرات و کشته شدن دست کم هشت نفر در اواخر روز جمعه، منتشر شد.

    سخنگوی دفتر غنی این گفته را که رئیس جمهور اکنون تحت فشار بیشتری از سوی واشنگتن برای دستیابی به توافق صلح قرار دارد، رد کرد. فاطمه مورچل، معاون سخنگوی غنی، گفت: “اگر فشاری وجود دارد، از سوی مردم افغانستان است که تحت هراس و وحشت قرار گرفته‌اند”.

    نمایندگان طالبان در دوحه به علاوه، این مفهوم را که تغییر رویکرد بر مذاکراتی که مدتهاست بیان شده تأثیر دارد، رد کردند.

    محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان گفت: “فشارهای ایالات متحده هرگز تاثیری ندارد. ما این را می‌دانیم به این دلیل که آنها ۲۰ سال است انواع فشارها را امتحان کرده‌اند.”

    نعیم گفت این گروه انتظار ندارد ایالات متحده از توافق سال ۲۰۲۰  کنار بکشد، اما اگر چنین شود، “مشکلاتی رخ خواهد داد و مسئولیتش با خود آنها خواهند بود. “

    مقامات آمریکایی می‌گویند خطرات احتمالیِ دست به هیچ اقدامی نزدن بیشتر از فرصتی برای تسریع در روند کار است.

    یک مقام آمریکایی گفت که رویکرد جدیدِ “حرکت سریع‌تر به سمت توافق سیاسی” بهترین گزینه برای حرکت رو به جلو است.

    وی گفت: «با توجه به جایی که در حال حاضر هستیم، هر گزینه‌ای به جای این مورد خطرناک‌تر است.»

    اما برای بسیاری از مقامات در کابل، نامه و پیش نویس پیشنهاد صلح – که برای اولین بار توسط شبکه طلوع نیوز افغانستان عمومی شد – شوکه‌کننده بود.

    این مقام افغان که از مذاکرات مطلع است، گفت: «این چیزی نیست که به ما وعده داده شده‌است”، وی لحن نامه فاش شده را “ناراحت‌کننده” خواند و اذعان داشت که مندرجات آن برخلاف رویکرد مشورتی بود که کابل از دولت بایدن انتظار داشت.»

    حکومت افغانستان از دولت بایدن خواسته بود تا “بازبینی کامل” روند صلح را انجام دهد و قبل از اقدام به عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی فشار بیشتری بر طالبان وارد کند.

    فاطمه گیلانی با اشاره به اعضای دولت غنی گفت: “آنها به معجزه امیدوار بودند.” گیلانی، یکی از مذاکره کنندگان اصلی، گفت که رهبران افغانستان با توجه به اظهارات گذشته رئیس جمهور بایدن در مورد تمایل وی برای پایان دادن به جنگ در افغانستان، از کمپین فشار آمریکا متعجب نمی‌شدند.

    وی گفت، اکنون این سند فاش شده “واقعیت را پیش چشم همه آشکار کرد” و می‌تواند به عنوان زنگ بیداری برای متحد کردن احزاب سیاسی افغانستان عمل کند.

    رستم شاه مهمند، سفیر پیشین پاکستان در افغانستان، نیز از رویکرد جدید ایالات متحده پشتیبانی می‌کند، اما هشدار داده که برخی از موارد ذکر شده در پیش نویس توافقنامه صلح ایالات متحده (مانند جزئیات ساختار دولت موقت) یک عامل احتمالی پریشانی است که می‌تواند امور را پیچیده‌تر کند.

    به نظر می‌رسد واکنش‌ها در کابل بیش از آنکه نشانگر حرکت به سمت یک اجماع باشد، خطوط گسل سیاسی را آشکار می‌کند که هر روز عمیق‌تر می‌شوند. رقیب اصلی غنی، عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی، از پیشنهاد جدید ایالات متحده ‌استقبال کرد.

    مجیب رحمان رحیمی سخنگوی عبدالله گفت: «این یک نقطه شروع مثبت برای تقویت روند صلح و گفتگوهای صلح است.” عبدالله و سایر رقبای سیاسی دولت غنی بیشترین سود را از استقرار دولت موقت، یکی از عناصر کلیدی پیش نویس، کسب می‌کنند.»

    رحیمی گفت: «ما این پیشنهاد را عقب گرد یا گامی برای بی‌ثبات کردن کشور نمی‌دانیم. بلکه در واقع این پیشنهاد یک گام رو به جلو است.»

    افغانستان درگیر یکی از مرگ‌بارترین درگیری‌های جهان است. براساس گزارش سالانه سازمان ملل، خشونت سال گذشته منجر به کشته شدن بیش از ۳۰۰۰ غیرنظامی و زخمی شدن حدود ۵۸۰۰ تن شده‌است. این اعداد در مقایسه با سال قبل کاهش کلی تلفات غیرنظامیان را نشان می‌داد، اما داده‌های سازمان ملل نشان داد که با نزدیک شدن به پایان سال، مرگ و میرها کم کم به سطح رکورد رسیدند.

    احسان الله صدیق، یک فعال صلح در ولایت غزنی، یکی از ناپایدارترین ولایات کشور، گفت: »از هر کسی دوست دارید سوال کنید، و او حتما برای شما داستانی در مورد از دست دادن پسرش، شوهرش یا پدرس تعریف می‌کند.” صدیق، یکی از اعضای یک حزب سیاسی محافظه کار-مذهبی افغانستان نیز گفت: “از یک نقطه نظر بشردوستانه، ادامه این جنگ پذیرفتنی نیست.«

    وی گفت: «تنها راه برای پایان دادن به این جنگ ایجاد فضای سیاسی جدید است، هرچه که نامش را بگذارید. و این باید با فشار بین‌المللی همراه باشد. زیرا بدون آن رهبران کابل حتی یک هفته همدیگر را تحمل نخواهند کرد.»

    واشنگتن پست

    خبرنامه

  • تعداد نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان 1000 نفر بیشتر از تعداد اعلام شده می باشد

    تعداد نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان 1000 نفر بیشتر از تعداد اعلام شده می باشد

    شمار نظامیان امریکایی جا به جا شده در افغانستان، هزار نفر بیشتر از ۲۵۰۰ نفری است، که از سوی مقام های امریکایی اعلام شده است.

    در آستانه تصمیم‌گیری امریکا برای بیرون شدن کامل از خاک افغانستان، مشخص شده است شمار نیروهای امریکایی در کشور هزار نفر بیش از چیزی است که اعلام شده است.

    به نوشته روزنامه «نیویورک تایمز» به نقل از مقامات اروپایی، آمریکایی و افغانستانی، تعداد نیروهای آمریکایی اعلام شده خاک افغانستان ۲۵۰۰ نفر است اما شمار واقعی آن‌ها حدود ۳۵۰۰ نفر بوده و این مسئله بر پیچیدگی‌ توافق دولت قبلی آمریکا با طالبان درخصوص خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان می‌افزاید.

    اعضای کنگره آمریکا مکرراً از دولت درخواست کرده‌اند اگر قرار است نیروهای آمریکایی تا بعد از موعد مقرر نیز همچنان در افغانستان بمانند، شمار آن‌ها افزایش یابد.

    به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، علت مبهم بودن تعداد نیروهای حاضر در افغانستان این است که برخی نیروهای عملیات ویژه در این کشور، به طور رسمی ثبت نشده‌اند و علاوه بر این، یگان‌های موقتی و انتقالی نیز در افغانستان حضور دارند.

    یک مقام دیگر آمریکایی گفت، این نیروها شامل «یگان‌های فرماندهی عملیات‌های ویژه مشترک» هستند که برخی از آن‌ها تکاورهای برجسته ارتش هستند که تحت نظارت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی‌آی‌اِی) و پنتاگون فعالیت می‌کنند.

    آمریکا از یمن تا سوریه و مالی، نیروهایی را مستقر کرده است که فقط نهاد‌هایی مانند سی‌آی‌اِی از جزئیات آن مطلع است و اطلاعات مربوط به آن‌ها «محرمانه» تلقی می‌شود.

    سال گذشته زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا فشار برای خروج سریع نیروها از افغانستان را تشدید کرد، وزارت دفاع و دیگر آژانس‌های امنیت ملی آمریکا شمار این نیروها را طوری تغییر دادند که اینطور به نظر برسد تعداد سربازان حاضر در افعانستان با سرعت بیشتری در حال کاهش است.

    به نوشته نیویورک تایمز، این امر با اتفاقات سال ۲۰۱۹، هنگامی که ترامپ خروج نیروهای آمریکایی از سوریه را خواستار شد، قابل مقایسه است. «باراک اوباما» رئیس جمهور اسبق آمریکا نیز از روش مشابهی در مناطق جنگی استفاده کرده بود.

    به گفته «لورل ای. میلر»، از مقامات سابق وزارت امور خارجه آمریکا در دوره اوباما و ترامپ در این‌باره گفت: «سرهم‌بندی اعداد، تا حدی نشان‌گر خودسرانه بودن تغییر تعداد اعلام شده با اهداف سیاسی است».

    از ماه مارچ سال گذشته، تعداد نیروهای آمریکایی حاضر در افغانستان از ۱۲۰۰۰ به تعداد فعلی که به گفته پنتاگون ۲۵۰۰ نفر هستند، کاهش یافته است. این در حالی است که مقامات ارشد پنتاگون اصرار داشتند تعداد نیروهای حاضر در افغانستان باید دستکم ۸۶۰۰ نفر باشد تا بتوانند از نیروهای افغان پشتیبانی کرده و مأموریت‌های ضد تروریستی در این کشور انجام دهند.

    افزون بر ۳۵۰۰ نیروی آمریکایی حاضر در افغانستان، حدود هفت هزار نیروی ناتو نیز در این کشور حضور دارند که از نظر لجستیک و محافظت از نیروهایشان به آمریکایی‌ها متکی هستند. به گفته کارشناسان، اگر واقعاً آمریکا قصد داشته باشد تا یکم ماه می (حدود یک ماه و نیم آینده) از افغانستان خارج شود، به‌لحاظ لجستیکی خروج هردوی نیروهای آمریکا و متحدانش در زمان مقرر غیرممکن خواهد بود.

    شخص بایدن نیز در دوره‌ای که معاون اوباما بود، بر لزوم کاهش شمار نیروها تأکید داشت. اما او اکنون در مقام رئیس جمهور باید این خطر را در نظر داشته باشد که با انجام چنین کاری ممکن است طالبان دولت افغانستان را شکست داده و به شهرهای مهم تسلط یابد. بسیاری از فرماندهان نظامی آمریکایی همچنین مدعی هستند که خروج کامل از افغانستان خطر بازگشت گروه‌هایی مانند القاعده در این کشور را نیز به همراه خواهد داشت.

  • اولین سخنرانی ترامپ پس از ترک کاخ سفید/برای بار سوم شکستتان می دهم

    اولین سخنرانی ترامپ پس از ترک کاخ سفید/برای بار سوم شکستتان می دهم

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق آمریکا یکشنبه شب در اولین سخنرانی خود پس از ترک کاخ سفید خواستار «اتحاد جمهوریخواهان» شد.

    چهل و پنجمین رئیس جمهوری ایالات متحده که در «کنفرانس کنش سیاسی محافظه کار» (CPAC) در فلوریدا حضور یافته بود به طور تلویحی از احتمال نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴ سخن گفت. او ضمن انتقاد از جو بایدن، جانشین خود در کاخ سفید تلاش کرد تا منتقدانش در داخل حزب جمهوریخواه را به حاشیه براند.

    دونالد ترامپ ضمن نام بردن از ۱۰ عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان و هفت سناتور این حزب که به دومین طرح استیضاح وی رای مثبت دادند خواستار حذف آنها از صحنه سیاسی شد. لیز چنی، سومین مقام ارشد حزب جمهوریخواه در مجلس نمایندگان یکی از سیاستمدارانی بود که به دومین استیضاح دونالد ترامپ رای مثبت داد. او همچنین چند روز پیش خواستار عدم نقش آفرینی دونالد ترامپ در آینده سیاسی آمریکا و حزب جمهوریخواه شده بود.

    رئيس جمهوری سابق آمریکا همچنین با تکرار ادعای «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری سوم نوامبر (۱۳ آبان) گفت که جو بایدن «فاجعه بارترین» ماه نخست زمامداری را در میان روسای جمهوری ایالات متحده تجربه کرده است.

    دونالد ترامپ ضمن کم اهمیت جلوه دادن اختلاف های درونی حزب جمهوریخواه تاکید کرد که یک سوی اختلاف های کنونی «چند نفر از سیاستمداران در واشنگتن» و در طرف دیگر «بقیه در سراسر کشور» قرار دارند. چهل و پنجمین رئیس جمهوری ایالات متحده پیش از این از احتمال تاسیس یک حزب جدید سخن گفته بود. وی با این حال چنین احتمالی را در جریان سخنرانی خود منتفی دانست. او گفت: «من به نبرد در کنار شما ادامه می دهم. احزاب جدید تاسیس نخواهیم کرد.»

    دونالد ترامپ، ۷۴ ساله در بخشی از سخنرانی خود گفت که جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای ۲۰۲۲ کنترل مجلس نمایندگان و مجلس سنا را از دموکرات ها بازپس خواهند گرفت. وی در ادامه ضمن تاکید بر پیروزی نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴ گفت: «حالا او چه کسی خواهد بود؟ چه کسی؟ […] شاید تصمیم گرفتم برای سومین بار هم [دموکرات ها] را شکست بدهم.»

    سخنرانی یکشنبه شب دونالد ترامپ تهدیدی علیه منتقدان خود در داخل حزب جمهوریخواه محسوب می شود. او وعده داده است که با حمایت از رقبای منتقدانش در رقابت های درون حزبی آنها را از صحنه سیاسی حذف خواهد کرد. رئیس جمهوری پیشین آمریکا که امکان ارتباط گیری با دهها میلیون هوادار خود از طریق شبکه های اجتماعی را از دست داده است برای کسب نامزدی جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۴ علاوه بر پیروزی حزبش در انتخابات میان دوره ای ۲۰۲۲ به حذف منتقدانش در داخل حزب در جریان رقابت های مقدماتی نیز نیاز خواهد داشت.

  • شرایط اقلیمی و چین مورد بحث قرار گرفت

    شرایط اقلیمی و چین مورد بحث قرار گرفت

    جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا و جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا به طور مجازی دیدار و در مورد تغییرات اقلیمی و چین صحبت کردند.

    به نقل از بی‌بی‌سی، بایدن در نخستین دیدار خارجی خود، روز سه‌شنبه(۵ حوت/ ۲۳ فبروری) با نخست‌وزیر کانادا به گونه‌ی مجازی دیدار کرد و در این دیدار در مورد تغییرات اقلیم و چین و از جمله بازداشت دو شهروند کانادایی در چین، صحبت کردند.

    نخست وزیر کانادا که یک لیبرال است، با دونالد ترامپ جمهوری‌خواه رابطه‌اش به تیرگی گراید و حالا امیدوار است با بایدن که یک دموکرات است، رابطه‌ی خود را تقویت کند.

    بایدن با اشاره به بازداشت دو شهروند کانادایی در سال ۲۰۱۸ از سوی چین، گفت انسان‌ها وسیله‌ای برای داد وستد نیستند و ما با همکاری هم‌دیگر آن‌ها را سلامت به کشورشان بر می‌گردانیم.

    ترودو و بایدن در حالی باهم دیدار کردند که پارلمان کانادا، یک روز  پیش از آن، قطع‌نامه‌ای را به تصویب رساند که بر اساس آن، رفتار دولت چین با مسلمانان اویغوری در ایالت کیانگ سین، «نسل‌کشی» خوانده شده است.

    از سوی دیگر، هفته‌ی پیش، وزیران خارجه‌ی نزدیک به  ۶۰  کشور طرح غیرالزام‌آور کانادا

     را امضا کردند که به بازداشت خودسرانه‌ی شهروندان خارجی، پایان می‌دهند.

    پس از امضای این طرح، یک مقام کانادایی به خبرگزاری رویترز گفته بود که این طرح به دلیل بازداشت خودسرانه‌ی شهروندان خارجی از سوی ایران، چین، روسیه و کوریالی شمالی، برای مبادله، آماده شده است.

    ترودو و بایدن، سپس در مورد مسئله‌ی تغییرات اقلیمی  صحبت کردند.

    نخست‌وزیر کانادا، از اقدامات دونالد ترامپ، ریس‌جمهور پیشین امریکا در زمینه‌ی تغییرات اقلیمی انتقاد کرد و از آقای بایدن، به خاطر اقدامات اخیرش و پا پیش گذاشتن در این عرصه، تشکری کرد.

    ترودود گفت: «در حالی که ما برای انتشار یک بیانیه‌ی مشترک آماده می‌شویم، خوب است که امریکایی‌ها همه در اشارات به تغییر اقلیم را حذف نمی‌کنند.»

    جو بایدن در این زمینه گفت: «برای نشان دادن جدی بودن تعهد خود به این موضوع، در داخل و خارج از کشور، گام به گام حرکت می‌کنم.

    دونالد ترامپ، در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری‌اش از پیمان تغییرات اقلیمی پاریس بیرون شد؛ اما جو بایدن پس از ورود به کاخ سفید، این تصمیم دونالد ترامپ را لغو کرد و به این  پیمان بازگشت و جان کری را به حیث نماینده‌ی ویژه‌ی تغییرات اقلیمی گماشت.

  • به صلح باید فرصتی دوباره داد

    به صلح باید فرصتی دوباره داد

    در میان معدود دستاوردهای رئیس جمهور ترامپ در سیاست خارجی این بود که واسطه‌ای برای آغاز مذاکرات رو در روی صلح بین طالبان و دولت افغانستان شد،‍ هدفی که از چشمِ دولت اوباما دور مانده بود. با این حال، بهای این موفقیت توافق ایالات متحده با یک جدول زمانی سریع برای خروج کامل نظامی بود که با نتیجه این گفتگوها پیوندی نداشت. در این توافقنامه که در تاریخ ۲۹ فبروری سال گذشته منعقد شد، ایالات متحده وعده داد که طی ۱۴ ماه،‍ یعنی در ماه مِی آینده، تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج کند و البته در آن زمان، امید به عقد توافقنامه صلح میان دو طرف افغان وجود داشت.

    تاکنون، چنانچه قابل پیش بینی بود، این مذاکرات بسیار کند پیش رفته‌اند. مبادله مقدماتی زندانیان که قرار بود یک هفته طول بکشد،‍ چندین ماه به طول انجامید. در نتیجه، دو طرف تا ماه سپتمبر پشت میز مذاکره ننشستند. باقی سال ۲۰۲۰ صرف مذاکره درباره اصول و روش‌های مذاکرات شد. در ماه جنووری، دو طرف آجندای پیشنهادی را مبادله کردند. محتویات مشابه بودند،‍ اما ترتیب ارجحیت مشابه نبود. حکومت افغانستان می‌خواهد آتش بس عمومی اولین مورد توافق شده باشد. و طالبان می‌خواهند آتش بس آخرین اقدام باشد.

    با توجه به شکافی که دو طرف را از هم جدا می‌کند،‍ این سرعت پایین غیر معمول نیست. صلح در افغانستان به سادگی اختصاص ولایات و وزارتخانه‌ها در میان حزب‌های مختلف حکومتی و طالبان نیست. این امر مستلزم تطابق بین مدرنیته و بنیادگرایی، بین حکمرانی مبتنی بر حاکمیت مردمی و الهام الهی است و بیش از همه به ابزارهای توافق‌شده برای تبدیل دو ارتش رو به روی هم، به یک بنیاد امنیت ملیِ متحد نیاز دارد. توافق روی این موارد اساسی نیاز به پذیرش فاحش هر دو طرف دارد.

    جدول زمانی قید شده در توافقنامه طالبان – ایالات متحده به طور غیر واقعی بلندپروازانه بود. دو طرف افغان هنوز حتی در مورد یک آجندای مشترک به توافق نرسیده‌اند،‍ با این حال انتظار می‌رود ایالات متحده ظرف چهار ماه نیروهای خود را به طور کامل خارج کند. حضور نظامی آمریکا منبع اصلی نفوذ آمریکا در این مذاکرات و تنها امید به ایجاد یک حکومت پایدار با توانایی منع حضور القاعده و داعش است. این اهرم فشار تنها امید مردم افغانستان به صلحی است که دستاوردهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ۲۰ سال گذشته آنها را حفظ کند.

    مقامات آمریکایی از عملکرد طالبان مبنی بر تعهداتشان در قطع ارتباط با القاعده و کاهش سطح کلی خشونت راضی نیستند. هیچ یک از مهلت‌های دیگر مندرج در توافق نامه طالبان و ایالات متحده آمریکا رعایت نشده‌است. چنانچه گروه مطالعاتی افغانستان که مأمور کنگره است توصیه کرده‌، باید تاریخ عقب‌نشینی نهایی ارتش ایالات متحده نیز لغو شود.

    همانطور که گفته شد،‍ دو طرف افغان در هیچ زمینه‌ای نزدیک به توافق نیستند. با توجه به مهلت ماه می که در حال نزدیک شدن است، این وسوسه وجود دارد که پرداختن به بسیاری از مواردی که دو طرف را از هم جدا می‌کند به تعویق انداخته شده و در عوض به تقسیم قدرت برای ایجاد یک دولت ائتلاف موقت که طرف‌های طالب را نیز شامل است، پرداخته شود. این امر مستلزم کنار گذاشتن قانون اساسی موجود بدون توافق بر سر یک قانون اساسی دیگر، لغو انتخابات بدون برگزاری انتخابات دیگر و سهیم شدن طالبان بر کنترل نیروهای مسلح ملی افغانستان و در عین حال حذف نیروهای طالبان به طور کامل،‍ است. چنین حکومت موقتی، تحت فشار این سطح از اختلافات لاینحل، به شدت مستعد سقوط است.

    وقتی چنین اتفاقی رخ بدهد،‍ طالبان به احتمال زیاد صحیح و سالم سر بیرون می‌آورند،‍ اما جناح‌های دیگر برای تأسیس مجدد حکومت ملی که پیشتر پیاده کرده بودند،‍ دوران سختی را خواهند داشت. اجزای اصلی ارتش ملی افغانستان، پلیس و سرویس‌های اطلاعاتی می‌توانند انتقال وفاداری خود را به فرماندهان جنگ منطقه‌ای و جناح‌های قومیتی آغاز کنند. و درگیری می‌تواند با تسلط در حال ظهور طالبان چند جانبه شود.

    اگر دولت بایدن با توصیه گروه مطالعاتی افغانستان برای به تعویق انداختن عقب نشینی در ایالات متحده موافقت کند،‍ دو طرف افغان فرصت بیشتری برای حل مسائل اساسی که باید حل و فصل شوند، خواهند داشت. این مسائل شامل اصلاحات در قانون اساسی فعلی، اقداماتی برای نظارت و اجرای آتش بس دائمی، روش‌های ادغام دو ارتش مخالف و مقرراتی برای بازگرداندن جنگجویان سابق به زندگی غیرنظامی است. و این امر به سرعت محقق نخواهد شد،‍ اما تجربه بسیاری از روندهای صلح دیگر نشان می‌دهد که تنها راه برای اطمینان از یک نتیجه پایا و ماندنی همین است.

    منبع: راند

    مترجم: خبرنامه

  • مسیر تاریک صلح افغانستان و بایدها و نبایدهای دولت بایدن

    مسیر تاریک صلح افغانستان و بایدها و نبایدهای دولت بایدن

    از مهم‌ترین مسائل مرتبط با سیاست خارجی کاخ سفید که رسیدگی به آن اولویت دولت جدید ایالات متحده به رهبری بایدن خواهد بود، یکی هم جنگ افغانستان و تصامیم دشوار مرتبط با آن است. به‌رغم اشتباهات ایالات متحده‌ تحت رهبری ترامپ در خصوص افغانستان، اکنون این کشور واقعاً ممکن است فرصتی برای دست‌یابی به نوعی توافق سیاسی و کاهش قابل‌ ملاحظه خشونت داشته باشد.
    تیم جو بایدن در مسیرش به‌ سمت برقراری صلح پایدار در افغانستان باید خیلی محتاطانه گام بردارد. دولت جدید ایالات متحده از یک طرف باید روشن کند که صلح در افغانستان به معنای تحویل‌دادن این کشور به دست طالبان نیست، بلکه مستلزم جلوگیری از پیروزی نظامی طالبان است.
    دولت بایدن باید همه‌ این کارها را انجام دهد و در عین‌ حال بپذیرد که مذاکرات موفقیت‌آمیز، یعنی مذاکراتی که موجب حفظ قانون اساسی و حقوق بشر به‌ ویژه حقوق زنان شود، زمان‌بر است.

    تلاش برای دست‌یابی سریع به صلح در افغانستان به اشتباهات بی‌شماری انجامیده است. دولت ترامپ بارها حکومت افغانستان را وادار کرد تا در مذاکرات باج دهد و حتا در مواردی برای عبور از بن‌بست‌ها در روند مذاکرات دست به تضعیف مواضع خود واشنگتن زد. در نتیجه‌ این اشتباهات، طالبان به خواسته‌های‌شان افزوده‌اند، هیچ امتیازی نداده‌اند و به مذاکره‌کنندگان جانب حکومت افغانستان نیز گفته‌اند که یگانه‌ نقش‌ مذاکره‌کنندگان حکومت مذاکره در مورد تسلیمی حکومت‌شان به طالبان است.
    تیم بایدن باید مصمم و با حوصله هر دو طرف مخالف را به سمت توافق پایدار که بتواند به جنگ طولانی افغانستان پایان بخشد، سوق دهد. اگر این کار به خوبی انجام شود، منافع امنیتی ایالات متحده در افغانستان و منطقه تقویت خواهد شد. اگر بد انجام شود، همان‌طور که تاحال شاهدش بوده‌ایم، باعث خواهد شد تروریست‌ها در افغانستان جان و جا بگیرند و زنان و مردان این کشور به‌ دست سرنوشت شوم سپرده شوند.
    طالبان در حقیقت همین‌حالا در تلاشند تا از وضعیت امنیتی روبه وخامت افغانستان که در آن روشن‌فکران، روزنامه‌نگاران و رهبران جامعه مدنی به طرز سیستماتیک به قتل می‌رسند، و نیز بی‌اطمینانی عمیق مردم و نخبگان این کشور در خصوص سیاست امریکا، به نفع خود استفاده کنند.
    دولت بایدن که در فردای تحلیف ریاست‌ جمهوری اولویتش به احتمال زیاد مسائل فوری‌تر مانند تهدید روسیه و بحران کووید-۱۹ و اقتصاد فلج ایالات متحده خواهد بود، باید رویکردی کوتاه‌مدت را برای رسیدگی به این مسائل اتخاذ کند تا فرصت پرداختن به موارد طولانی‌مدت را داشته باشد. اگر دولت جدید امریکا اعلام کند که تا زمان مشخص‌شدن این‌ امر که آیا طالبان به تعهدات‌شان عمل کرده‌اند یا خیر، خروج نیروهای امریکایی را از افغانستان متوقف می‌کند، فرصت خواهد یافت تا از باخت، آن‌هم قبل از تصمیم‌گیری در مورد طرح نهایی‌اش در خصوص افغانستان، جلوگیری کند.
    – میراثی که از دولت ترامپ به بایدن می‌رسد
    تیم بایدن نباید اعتبار فراهم‌شدن شرایط را برای برقراری صلح در افغانستان از دولت ترامپ دریغ کند. ترامپ در اولین سال ریاست ‌جمهوری‌اش گرچه نسبت به نقش امریکا در افغانستان عمیقاً دچار تردید بود، اما در نهایت به توصیه‌های وزیردفاع وقت «جیمز متیس»، مشاور امنیت ملی وقت «مک‌ماستر» و رییس‌ستاد مشترک «جوزف دانفورد» گوش داد. نتیجه این توصیه‌ها توسعه استراتژی «مبتنی بر شرایط» برای منطقه جنوب آسیا بود که ترامپ آن‌را در ماه آگست سال ۲۰۱۷ اعلام کرد و بسیارهم موردتوجه قرار گرفت. در این استراتژی مشخص شده بود که نفع استراتژیک ایالات متحده همچنان در جلوگیری از تبدیل‌شدن دوباره افغانستان به سکویی برای حمله‌ تروریست‌ها به خاک امریکا نهفته است. برای اطمینان از تبدیل‌نشدن دوباره افغانستان به لانه تروریست‌ها، رویکرد دولت ترامپ شامل فشار نظامی بر شورشیان طالب از طریق توان‌مندسازی و پشتیبانی از نیروهای امنیتی افغانستان با ارائه مشاوره به این نیروها و تقویت تعاملات دیپلماتیک در منطقه به ویژه با حامی اصلی طالبان، پاکستان بود.

    این رویکرد چندسره سرانجام و همان‌طور که باید، شرایط را برای مذاکرات مستقیم ایالات متحده و طالبان در ماه سپتمبر ۲۰۱۸ فراهم کرد. گفت‌وگوهای صلح به رهبری زلمی خلیلزاد از جانب ایالات متحده، و ملا برادر از جانب طالبان به امضای توافق‌نامه‌ای بین دو طرف در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ انجامید. این توافق‌نامه تاریخی و نه‌چندان بی‌عیب، شامل چهار عنصر اصلی بود: تعهد طالبان به جلوگیری از فعالیت گروه‌های تروریستی مانند القاعده و دولت اسلامی خود خوانده در خاک افغانستان، جدول زمانی برای خروج نیروهای امریکایی تا اوایل سال ۲۰۲۰، آغاز گفت‌وگوهای صلح بین مقامات حکومت افغانستان و طالبان و تعهد به کاهش خشونت در این کشور. در کنار این توافق‌نامه، هم ایالات متحده و هم حکومت افغانستان به‌ طور جداگانه بر لزوم آتش‌بس نیز تأکید کردند.
    این تلاش‌های دیپلماتیک چشم‌گیر از جمله آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی در دوحه، فرصتی بی‌پیشینه را برای پایان‌دادن به منازعه افغانستان و همچنین حفظ منافع امنیتی اصلی ایالات متحده فراهم کرد.
    متأسفانه ترامپ برخلاف توصیه مشاوران امنیت ملی خود سعی کرد با اعلام تصمیمش به تکمیل روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا پایان سال ۲۰۲۰ اهداف انتخاباتی تیمش را پیش ببرد. در نتیجه اعتبار «خروجِ مبتنی بر شرایط» از افغانستان آسیب دید. توییت‌های بی‌ملاحظه رییس‌جمهور ترامپ و مداخلات بدوقت وی مذاکرات شکننده صلح افغانستان را تضعیف کرد. علاوه براین، تیم ترامپ حکومت افغانستان را مجبور به دادن امتیازات یک‌جانبه به طالبان کرد که آزادکردن زندانیان این گروه که ممکن است تا حالا به میدان جنگ بازگشته باشند، نیز شامل آن بود.
    مداخلات ترامپ باعث تشجیع طالبان شد و به این گروه جرئت داد عملیات‌های نظامی‌اش از جمله ترورهای هدف‌مند مقامات، روزنامه‌نگاران و رهبران جامعه مدنی را تشدید کند. علاوه براین گزارش‌های سازمان ملل متحد و اظهارات مقامات امریکایی در کنار سایر تحلیل‌ها حاکی از این است که گروه طالبان به تعهدات خود در توافق‌نامه‌اش با ایالات متحده در خصوص القاعده، عمل نکرده است.
    – فرصت‌هایی که بایدن دارد
    خوش‌بختانه بایدن، وزیرخارجه‌ دولتش «تونی بلینکن»، وزیردفاع دولتش «لوید آستین» و مشاور امنیت ملی‌اش «جیک سالیوان» همه از تجربه کافی در خصوص افغانستان برخوردارند. آن‌ها ارزش ختم جنگ در این کشور از طریق توافقی که بتواند زمینه را برای برقراری صلح پایدار و امکان عملی را برای جلوگیری از تهدیدات ترویستی بین‌المللی از خاک افغانستان فراهم کند، درک می‌کنند.
    دولت جدید بایدن باید تصریح کند که از مذاکرات صلح جاری در دوحه حمایت می‌کند. دولت بایدن باید روند خروج نیروهای امریکایی را از افغانستان تا زمانی که یک بازنگری سیاسی سریع بینانهادی در این خصوص انجام نشده، متوقف کند. در روند بازنگری باید با ناتو، اتحادیه اروپا و سایر متحدان واشنگتن که با وفاداری کنار ایالات متحده در افغانستان مشارکت داشته‌اند، مشوره شود. روند بازنگری باید بررسی مجدد خروج نظامی‌ها نه‌تنها به عنوان بخشی از یک استراتژی سیاسی بلکه همچنین برای اطمینان از امنیت نیروها، دیپلمات‌ها و سایر پرسونل امریکایی باقی‌مانده در افغانستان شامل شود.

    تیم بایدن در صحبت‌های خصوصی با نمایندگان طالبان در دوحه باید واضح سازد که ایالات متحده حتا پس از بازنگری سیاست‌هایش هیچ الزامی براساس توافق‌نامه ماه فبروری ۲۰۲۰ ایالات متحده با طالبان برای تکمیل خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا زمانی که شواهد ملموس درباره عملی‌شدن تعهدات طالبان در مورد القاعده و سایر سازمان‌های تروریستی و جدی‌بودن این گروه در مذاکرات برای صلح، در دست نباشد، ندارد.
    تیم بایدن باید روشن کند که سطح نیروهای امریکایی در افغانستان و سایر حمایت‌های دیپلماتیک و مالی ایالات متحده به این کشور به اقدامات ملموس و قابل اعتماد طالبان و حکومت افغانستان ـ اگر نه آتش‌بس ـ در راستای کاهش‌ چشم‌گیر و قابل‌اندازه‌گیری خشونت‌ها در افغانستان بستگی خواهد داشت.
    مطرح‌کردن این نکات احتمالاً به چانه‌زنی‌های دشواری با طالبان منجر خواهد شد.
    بایدن و مقامات ارشد دولتش باید عین نکات را با مقامات پاکستانی نیز در میان بگذارند. ایالات متحده باید واضح سازد که روابط مثبتِ دوجانبه بین واشنگتن و اسلام‌آباد، از جمله از سرگیری روابط نظامی دو کشور، تنها زمانی ممکن خواهد بود که مقامات نظامی، استخباراتی و غیرنظامی پاکستان به‌طور جدی از نفوذشان بر طالبان برای کاهش خشونت در افغانستان استفاده کنند و مطمئن شوند که طالبان با حسن نیت و برای رسیدن به توافق سیاسی مذاکره می‌کنند.
    دولت جدید ایالات متحده باید به رییس‌ جمهور غنی و طبقه سیاسی کابل واضح سازد که قرار نیست واشنگتن به کابل چک سفید دهد و نیز ادامه حمایت مالی و نظامی امریکا به تلاش حکومت و نخبگان سیاسی افغانستان برای یافتن راه‌حل سیاسی سازند‌ه‌‌ای که بتواند خصومت‌ها را پایان دهد، بستگی خواهد داشت. رهبران افغانستان، اعم از حکومتی‌ها و اعم از اپوزیسیون و جامعه مدنی در کابل باید اختلافات‌شان را که در واقع حکومت را از مذاکره مؤثر و در دست‌یابی به اصلاحات ضروری در زمینه امنیت و حکومت‌داری ناتوان کرده است، کنار بگذارند.
    دولت بایدن باید با متحدان، شرکا و سایر بازیگران اصلی منطقه (از جمله چین، روسیه و هند) برای بازسازی اعتماد و ایجاد تفاهم پس از دوره ترامپ وارد تعامل استراتژیک و جدی شود. عین تعامل با افغانستان نیز لازم است. بی‌اعتمادی بین ایالات متحده و مردم افغانستان بی‌داد می‌کند و لازم است هریک از طرف‌ها راهی برای درک طرف دیگر پیدا کند.
    ایالات متحده و شرکایش باید هرچه در توان دارند برای ازسرگیری مذاکرات صلح در همین ابتدای سال ۲۰۲۱ انجام دهند. دور تازه گفت‌وگوها باید برای پرداختن به مسائل اساسی که برای چارچوب حکومتی پسا جنگ الزامی است آغاز شود. همه‌ این کارها اما بدون صبر و حوصله ناممکن است. واکنش ایالات متحده در برابر هر بن‌بست در جریان گفت‌وگوها نباید پذیرفتن بی‌چون‌وچرای خواسته‌های طالبان باشد.
    ایالات متحده برای تسهیل مذاکرات باید به ‌طور جدی پیشنهاد کند که هر دو طرف مخالف با حضور یک میانجی مستقل و قابل‌قبول از کشور ثالث موافقت کنند. چنین ترتیبی در روند به طرف‌ها کمک خواهد کرد که بتوانند در مورد مسائل بسیار پیچیده و عمیقاً مورد اختلاف مذاکره کنند.
    با این‌که محرک اصلی منافع ایالات متحده در افغانستان و منطقه جنوب آسیا و آسیای میانه، امنیت امریکا و امریکایی‌ها است، دولت بایدن باید اهمیت ارزش‌های ایالات‌متحده را بازگرداند. ایالات متحده باید حمایت خود را از اصول اصلی قانون اساسی لیبرال افغانستان که دستاوردهای چشم‌گیر این کشور طی بیست‌سال گذشته در زمینه حاکمیت دموکراتیک، توان‌مندسازی زنان، محافظت از حقوق اقلیت‌های قومی و آزادی مطبوعات و اجتماعات را ممکن کرده است، دوباره اعلام کند. این کار با مواضع بایدن که احیای نقش امریکا به عنوان محافظ دموکراسی در سراسر جهان است، کاملاً هم‌خوانی دارد.
    مهم است بپذیریم که صلح پایدار هرگز در افغانستان تحقق نخواهد یافت، مگر این‌که چارچوبی برای حکومت‌داری در این کشور ایجاد شود که بتواند حقوق مردم را محافظت و شرایط را برای دست‌یابی به عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی پایدار مهیا کند.
    همان‌طور که دونرها در کنفرانس جنوا در نوامبر ۲۰۲۰ واضح ساختند، پیشرفت اقتصادی افغانستان به ادامه حمایت جامعه جهانی از این کشور پیوند دارد. ایالات متحده و شرکای بین‌المللی‌اش باید از اهرم حمایت اقتصادی (حیاتی‌ برای افغانستان) و کمک‌های توسعه‌ای‌شان به این کشور برای تأثیرگذاری بر رفتار و عملکرد طالبان و حکومت افغانستان به صورت کامل و مؤثر استفاده کنند.

    برای دولت بایدن باید روشن باشد که یک رویکرد قاطع و صبورانه می‌تواند نتیجه خوبی برای منافع ایالات متحده و افغانستان داشته باشد. اندازه و هزینه حضور امریکا در افغانستان به ‌طور قابل ‌ملاحظه کاهش یافته است و اکنون دو طرف درحال گفت‌وگو هستند. دیپلماسی ماهرانه و مؤثر، استفاده‌ خوب از کمک‌ها و ابزارهای نظامی و حمایت شرکای افغانستان می‌تواند به این کشور برای رسیدن به صلحی که اکثریت قریب به اتفاق شهروندانش آن‌را آرزو دارند و صلحی که منافع امنیتی ایالات متحده را تأمین و جایگاه بین‌المللی امریکا را تقویت کند، کمک کند.
    یادداشت: جیمز بی. کانینگهام قبلاً به عنوان سفیر ایالات متحده در افغانستان، اسراییل و سازمان ملل و همچنین معاون سفیر در کابل خدمت کرده است.
    هوگو لارنس قبلاً به عنوان سفیر ایالات متحده در هندوراس، دست‌یار سفارت در افغانستان و کاردار ویژه واشنگتن در کابل خدمت کرده است.
    رونالد ای. نیومن قبلاً به عنوان سفیر ایالات متحده در الجزایر، بحرین و افغانستان خدمت کرده و اکنون رییس «اکادمی دیپلماسی امریکایی» است.
    ریچارد اولسون قبلا به عنوان نماینده ویژه ایالات متحده در افغانستان و پاکستان، سفیر در اسلام‌آباد، رییس امور اقتصادی و کمکی واشنگتن در کابل و سفیر در امارات متحده عربی فعالیت داشته است.
    ارل آنتونی وین قبلاً به عنوان معاون سفیر و رییس امور اقتصادی و کمکی در کابل، سفیر در مکسیکو و آرجانتین و دست‌یار وزارت امورخارجه در امور اقتصادی و بازرگانی خدمت کرده است.

    منبع: تایمز

    مترجم: سید جمال اخگر

  • دبیرکل ناتو: خروج ناتو از افغانستان شرایط محور است

    دبیرکل ناتو: خروج ناتو از افغانستان شرایط محور است

    ینس استولتنبرگ دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) روز دوشنبه با درخواست از گروه طالبان برای کاهش خشونت در افغانستان، گفت هرگونه عقب‌نشینی احتمالی نیروهای این نهاد نظامی از افغانستان، به شرایط این کشور بستگی خواهد داشت.

    استولتنبرگ در نشست خبری خود افزود هدف مشترک و آشکار ما جلوگیری از استفاده دوباره از افغانستان به عنوان پایگاه تروریستی برای حمله به سرزمین مادری ماست. با اینکه هیچ یک از کشورهای متحد ناتو، مایل به باقی ماندن نیروهایش در افغانستان بیشتر از مدت ضروری نیست، اما پیش از فرارسیدن زمان مناسب، این کشور را ترک نخواهیم کرد.

    دولت آمریکا سال گذشته پس از ۱۸ ماه مذاکره، توافق‌نامه صلحی با گروه طالبان در دوحه قطر امضا کرد که بر اساس آن تمامی نیروهای آمریکایی ظرف ۱۴ ماه افغانستان را ترک خواهند کرد.

    اما با نزدیک شدن به آخرین مهلت خروج تمام نیروهای نظامی، دولت جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا گزینه های زیادی در افغانستان ندارد و تنها چند هفته تا تصمیم گیری در مورد پایان دادن به استقرار نظامی نزدیک به ۲۰ سال حضور نظامیان آمریکا در افغانستان که منجر به کشته شدن جان دو هزار و ۴۰۰ آمریکایی شده است، فاصله دارد.

    به گزارش سی ان ان، با توجه به اینکه آخرین مهلت خروج کامل نیروهای آمریکا در افغانستان طبق توافقنامه صلح با طالبان در ماه می نزدیک است، متحدان ناتو در انتظار آن هستند از تصمیم آتی ایالات متحده آگاه شوند، در همین مورد شورای امنیت ملی آمریکا روز جمعه نشستی برگزار کرد تا آخرین تصمیم در مورد حضور نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان گرفته شود.

  • سنای امریکا به آغاز محاکمه ترامپ رای داد

    سنای امریکا به آغاز محاکمه ترامپ رای داد

    سنای آمریکا روز سه‌شنبه به آغاز محاکمه استیضاح علیه دونالد ترامپ به اتهام «تحریک شورش» مرگبار به کنگره رای مثبت داد، اما محکومیت او در سنا با توجه به عدم حمایت کافی جمهوری‌خواهان بعید به نظر می‌رسد.

    به نقل از خبرگزاری رویترز، برای اولین بار سنای آمریکا با ۵۶ رای موافق و ۴۴ رای مخالف به ادامه محاکمه یک رئیس جمهوری سابق رای مثبت داد و استدلال وکلای او مبنی بر اینکه دونالد ترامپ پس از ترک کاخ سفید در ۲۰ ژانویه از دسترس سنا خارج بود، نپذیرفت.

    دموکرات‌ها امید دارند تا ترامپ را برای همیشه از تصدی سمت دولتی منع کنند اما تحولات روز سه‌شنبه نشان داد که آنها با شانس کمی برای پیروزی مواجه هستند. تنها شش سناتور جمهوری‌خواه به دموکرات‌ها پیوستند تا اجازه برگزاری دادگاه استیضاح را بدهند، این در صورتی است که آنها به رای ۱۷ سناتور جمهوری‌خواه برای تضمین محکومیت او در سنا نیاز دارند.

    محکومیت ترامپ به رای دو سوم سناتورها در سنایی که به صورت ۵۰ – ۵۰ میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان تقسیم شده است، نیاز دارد.

    چندین تن از سناتورهای جمهوری‌خواه از عملکرد تیم حقوقی ترامپ در اولین روز محاکمه استیضاح انتقاد کرده‌اند. همچنین شبکه خبری سی ان ان به نقل از دو منبع مطلع گزارش داد، ترامپ از بیانیه آغازین وکلای خود در نخستین روز از جلسه محاکمه در سنا ناراضی است. براساس این گزارش، ترامپ به حدی از بیانیه آغازین بروس کستر ناراضی شد که تقریبا در حال فریاد زدن بود.

    سنای آمریکا محاکمه استیضاح ترامپ را ۲۰ روز بعد از پایان دوره کاری او به عنوان رئیس جمهوری آغاز کرده است. این دومین بار است که ترامپ در سنا محاکمه می‌شود که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است.

    مجلس نمایندگان آمریکا ماه پیش ترامپ را به خاطر سخنرانی در جمع هوادارانش پیش از یورش روز ششم ژانویه به کنگره به «تشویق به شورش» متهم کرده بود. در آن روز کنگره سعی داشت نتایج انتخابات را که به پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات منجر شد، نهایی کند.

    با رای روز سه‌شنبه سناتورها، محاکمه ترامپ امروز (چهارشنبه) ادامه خواهد یافت.

    در آغاز جلسه روز سه‌شنبه جِیمی رَسکین، از مدیران استیضاح از حزب دموکرات که نقش دادستان را ایفا می‌کند، گفت که رئیس جمهور باید حتی بعد از ترک قدرت مسئول شناخته شود. او استدلال کرد که پرهیز از محاکمه استیضاح که درخواست وکلای رئیس جمهوری سابق است، یک بدعت «خطرناک» خواهد بود.

    رسکین گفت که عدم محاکمه ترامپ بدین معنی است که به روسای جمهوری بعدی چراغ سبز نشان دهیم هر کاری خواستند برای ماندن در قدرت انجام دهند از جمله با توسل به شیوه‌های خشن.

    او اضافه کرد: به عبارت دیگر، استثنا قائل شدن در مورد حوادث ژانویه، دعوتی به تحقق بدترین کابوس بنیانگذاران کشور خواهد بود. او سپس تصاویری از روز حمله به کنگره و همچنین سخنرانی ترامپ پیش از شورش پخش کرد.

    تیم حقوقی ترامپ با توجه به این که او قدرت را ترک کرده این محاکمه را مضحک و خلاف قانون اساسی توصیف کرده است. انتظار نمی‌رود ترامپ شخصا در این محاکمه شهادت دهد.

    بروس کَستُر، وکیل ترامپ در این جلسه یورش به کنگره را محکوم کرد و گفت که مسئولان باید محاکمه شوند، اما استدلال کرد که گناه این تراژدی نباید به گردن ترامپ انداخته شود. او در بخش مهمی از سخنانش سعی کرد به حس وطن‌پرستی سناتورها توسل جوید.

    او گفت: مسئولیت اصلی یک سناتور و صفت اصلی همه شما… این است که کسی در میان شما نیست که خود را وطن‌پرست نداند. او استیضاح ترامپ را خلاف قانون اساسی دانست و گفت: برای همین است که این حمله به قانون اساسی به نتیجه نخواهد رسید. انتظار ما از سناتورها این است که نه به اراده و احساسات مردم، بلکه به آنچه درست است واکنش نشان دهند.

    فقط چند دقیقه بعد از شروع محاکمه استیضاح ترامپ روشن شد که سخت‌ترین مدافعان رئیس جمهوری سابق محکم بر سر موضع خود ایستاده‌اند.

    در جریان بررسی یک قطعنامه فراجناحی برای تعیین مقررات محاکمه، ۱۱ جمهوری‌خواه با برگزاری محاکمه مخالفت کردند. این گروه شامل سناتورها جاش هالی از میزوری و تد کروز از تگزاس می‌شد که از مدافعان سرسخت ترامپ در به چالش کشیدن نتایج انتخابات بودند.

    از دیگر مخالفان این فرآیند رَند پل از کنتاکی بود که هفته پیش قطعنامه‌ای را معرفی کرد تا اتهام ترامپ را رد کند. این ۱۱ سناتور همچنین کسانی هستند که به طور مرتب به نامزدهای بایدن برای پر کردن کابینه “نه” می‌گویند. جاش هالی به همه هفت نامزدی که سنا تاکنون بررسی کرده، رای منفی داده است. کروز به پنج تن از آنها اعتراض داشته است.

    برخی از این سناتورها، مثل کروز و هالی، در فکر شرکت در انتخابات سال ۲۰۲۴ هستند. سایرین، مثل بیل هگرتی از تنسی و تامی توبرویل از آلاباما از ایالت‌های خیلی محافظه‌کار می‌آیند که به شدت طرفدار ترامپ هستند.

    از آنجا که ۱۱ سناتور جمهوری خواه مخالف برگزاری محاکمه حتی پیش از شروع آن بوده‌اند، این یعنی از ۳۹ سناتور جمهوری‌خواه باقی مانده، ۱۷ تن از آنها باید با دموکرات‌ها همراهی کنند تا ترامپ محکوم شود.