برچسب: افغانستان

  • شورای امنیت سازمان ملل: رابطه طالبان با القاعده هنوز ادامه دارد

    شورای امنیت سازمان ملل: رابطه طالبان با القاعده هنوز ادامه دارد

    به نقل از وزارت خارجه افغانستان، بر اساس گزارش «گروه تحلیل و نظارت از تعزیرات شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه گروه القاعده، داعش و گروه‌ها و نهادهای وابسته به آن‌ها» که به تاریخ 3 فبروری منتشر شد، رابطهٔ طالبان با القاعده، داعش و برخی از گروه‌های تروریستی دیگر هنوز پابرجا و محکم بوده و کشته‌شدن چندین فرمانده القاعده به‌شمول حسام عبدالرؤوف، معروف به ابو محسن المصری، در مناطق تحت کنترول طالبان، گواه این مدعاست.

    گزارش یادشده همچنان از  تهدیدات و هماهنگی میان تحریک طالبان پاکستان، گروه‌های تروریستی منطقه‌یی و گروه جهاد اسلامی که با صد جنگجوی فعالِ تحت حمایت و کنترول طالبان در ولایات فاریاب و کندز فعالیت دارند،‌ نیز یادآوری می‌کند.

    با توجه به این یافته‌ها، گروه تحلیل و نظارت وضعیت در افغانستان را چالش برانگیز و معروض به تهدیدهای گروه‌های تروریستی می‌داند.

    وزارت امور خارجه می‌گوید دولت افغانستان ضمن استقبال از یافته‌هیا گزارش نامبرده، بر موضع برحق خود مبنی بر عدم پابندی طالبان به تعهدات شان تاکید می‌کند.

    این وزارتخانه می‌گوید: از شرکای بین‌المللی به‌شمول سازمان ملل می‌خواهیم تا طالبان و حامیان‌شان را وادار به پذیرش آتش‌بس، ختم قتل‌های هدفمند و قطع رابطه با گروه‌های تروریستی نمایند تا زمینه برای گفتگوهای معنادار صلح و دستیابی به راه حل سیاسی به‌منظور برقراری صلح پایدار در افغانستان مساعد شود.

  • پاکستان، مشکل چند ساله بایدن و واشنگتن

    پاکستان، مشکل چند ساله بایدن و واشنگتن

    یکی از چالش‌های فراوانی که پیش روی دولت بایدن قرار دارد، پرداختن به روابط ناکارآمد ایالات متحده و پاکستان خواهد بود. هر کسی که با چگونگی تعامل اسلام آباد و واشنگتن در طول ۷۴ سال گذشته آشنا باشد به استعاره‌های کهنه و تکراری متوسل می‌شود: سواری بر موج سینوسی، روابط پرتنش بین مادر شوهر و عروسش! چنین کلیشه‌هایی بیانگر این واقعیت هستند که رابطه ایالات متحده و پاکستان به ندرت پایدار بوده‌است و معمولاً یا به شدت کاهش یافته و یا به طور ناپایداری افزایش می‌یابد. چالش دولت جدید یافتن راهی برای ایجاد روابط کارآمدمدآمد با پاکستان خواهد بود، روابطی که عاری از نوسان بین قله‌های اشتیاق و عمق بدگمانی باشد.

    چارچوب این رابطه بسیار تعیین‌کننده خواهد بود. دلیل اصلی بی‌ثباتی در روابط ایالات متحده و پاکستان این است که همیشه تحت سلطه آنچه دیپلمات‌ها «ملاحظات سیاست خارجی» می‌نامند، بوده‌است: این ملاحظات در طول جنگ سرد، مقابله با کمونیسم بود؛ و از ۱۱ سپتمبر، در مورد مقابله با تروریسم و ​​حمایت از جنگ در افغانستان بود و برای پاکستان بیشتر در مورد رقابت سالیانه و تقابل گاه و بیگاهش با هند بوده‌است. اگر یک مشارکت اقتصادی و فرهنگی بنیادین و قوی وجود داشت، این چشم‌اندازهای استراتژیک قطع شده می‌توانست قابل کنترل باشد، اما چنین مشارکتی وجود نداشته‌است. و هر دو طرف با تمرکز بر همپوشانی ناچیزِ منافع ژئوپلیتیک، تمایل به کسب منفعت، حداقل در کوتاه مدت، داشته‌اند.

    در حال حاضر، رابطه ایالات متحده و پاکستان، هنوز هم تا حد زیادی بر اساس افغانستان تنظیم شده‌است، خصوصاً با علم به اینکه واشنگتن وارد مرحله نهاییِ شمول نظامی خود شده‌است. در میان مدت، احتمالاً چین روابط دوجانبه را تعریف می‌کند. سوال مهم این است که آیا پاکستان در استراتژی هند-آرامِ ایالات متحده قرار می‌گیرد و اگر پاسخ این سوال مثبت است، چگونه این اتفاق رخ خواهد داد؟ و آیا پاکستان به عنوان یک عضو زودآسیبسیبآ و یک رقیب بالقوه در بازی جدید با چین دیده خواهد شد؟

    بازی نهایی افغانستان

    در حالی که دولت بایدن سیاست خود را در مورد افغانستان به طور کامل تدوین نکرده‌است، اما نشان داده‌است که احتمالا با تأکید بیشتر بر حفظ دستاوردهای دو دهه گذشته از روند صلح جاری حمایت خواهد کرد. با این حال، بعید به نظر می‌رسد که تیم جدید تعهد خود را برای عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی که در هسته اصلی توافق نامه طالبان و ایالات متحده‌است، کاملاً رد کند. هرچند ممکن است بازی نهایی افغانستان طولانی شود، اما جریان دارد، به این معنا که در نهایت این رابطه دوباره از نو شکل خواهد گرفت.

    پاکستان هنوز هم نقش مهمی، هم در دستیابی به توافق سیاسی و هم در اجرای آن خواهد داشت. اگر دولت بایدن به دنبال به تأخیر انداختن مهلتِ می ۲۰۲۱ برای خروج نهایی و کامل نیروهای آمریکایی باشد، چنانچه گروه مطالعات دوجانبه افغانستان توصیه می‌کند، برای القاء این مفهوم به طالبان، به کمک پاکستان نیاز دارد. اگر ایالات متحده بر کاهش خشونت و امتیازات سیاسی توسط طالبان در مذاکرات دوحه، چیزی که گروه مطالعات افغانستان نیز خواستار آن است، اصرار بورزد، حضور پاکستان نیز ضرورت خواهد داشت.

    در صورت شکست مذاکرات، ایالات متحده با انتخاب انصراف تک جانبه از افغانستان یا حفظ حضور نظامی خود در برابر مخالفت‌های تازه طالبان روبرو خواهد شد. در هر صورت حضور پاکستان حیاتی خواهد بود. ایالات متحده در صورت عقب‌نشینی، اطمینان حاصل خواهد کرد که ملزومات ضد تروریستی‌اش هنوز هم برآورده می‌شوند یا خیر، چیزی که دست کم به استفاده از حریم هوایی پاکستان نیاز دارد. در صورت ادامه جنگ هم ایالات متحده برای تأمین نیروهای خود و دریافت پشتیبانی هوایی که برای بقای رژیم حیاتی است، به همان فضای هوایی نیاز خواهد داشت. به هر روی، پاکستان مانند سال ۲۰۰۱ از قدرت نفوذ بر ایالات متحده برخوردار خواهد بود.

    واشنگتن با هر سرعتی که بخواهد از روابط پرتنش خود با پاکستان دور شود، با دشواری روبرو خواهد بود تا زمانی که یک حل و فصل سیاسی جامع برای مناقشات افغانستان حاصل و حداقل تا حدی اجرایی شود. اما ایالات متحده برای همکاری با پاکستان (که هم اهداف پاکستان و هم اهداف ایالات متحده را برآورده کند) بهای گزافی پرداخت نخواهد کرد، و بعید است که مصارف کورکورانه میلیارد دالریِ پس از ۱۱ سپتمبر برگردد. واشنگتن معتقد است که نتیجه کمی از این سرمایه‌گذاری‌ها به دست آورده‌است و در دوره همه‌گیری کنونی، اولویت‌های بالاتری برای بودجه وجود دارد.

    استراتژی هند- اقیانوس آرام

    با این وجود، بازی آخر افغانستان توسعه می‌یابد، و چارچوب گسترده‌تر برای روابط ایالات متحده با جنوب آسیا توسط استراتژی هند-آرام قالب‌ریزی می‌شود. چنانچه انتصاب کرت کمپبل به عنوان هماهنگ کننده هند و اقیانوس آرام در شورای امنیت ملی نشان می‌دهد، استراتژی هند- اقیانوسیه که توسط دولت ترامپ بارور شد، ادامه خواهد یافت.

    پاکستان یک کشور بسیار مهم در رقابت ژئوپلیتیکی در حال ظهور با چین در آسیای جنوبی است. این کشور یکی از معدود متحدان چین است؛ خانه‌ی اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) است، نمونه برجسته طرح یک کمربند و یک جاده (BRI) است؛ هدف سرمایه گذاری عظیم چین (حداقل ۴۰ میلیارد دالر تحت CPEC) است؛ و البته از مزایای حمایت چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد برخوردار است. در طول دهه‌های گذشته پاکستان از همسویی قدیمی خود با واشنگتن به یک همسویی بین‌المللی با پکن رسیده‌است، و این بازتاب یک واقعیت اساسی ژئوپلیتیک است: هم پاکستان و هم چین هند را تهدید می‌دانند، در حالی که ایالات متحده هند را یک شریک می‌داند.

    برای دولت بایدن، سوال این خواهد بود که آیا باید به سادگی این واقعیت ناخوشایند را که پاکستان قبلاً به خیمه چین نقل مکان کرده‌است را بپذیرد یا بکوشد با چین در پاکستان رقابت کند؟ گرچه ممکن است گرایش شدید اسلام آباد به سمت پکن از سوی واشنگتن به عنوان راهی آسان برای خروج از یک رابطه ناکارآمد مورد استفاده قرار گیرد، اما هزینه‌هایی وجود دارد: پاکستان یک کشور دارای تسلیحات هسته‌ای است که ششمین ارتش بزرگ جهان را دارد. این قدرت جنگی، بیش از آن است که به سادگی گرفتار شدن در دستان رقیب را توجیه کند. به علاوه، ایالات متحده در طول تاریخ نقش مهمی (هرچند بی‌صدا) در تنش‌زدایی درگیری‌های هند و پاکستان داشته است. اگر ایالات متحده به طور کامل از نفوذ خود در اسلام آباد به نفع ایجاد نفوذ در دهلی صرف نظر کند، توانایی‌اش در ایفای آن نقش کاهش می‌یابد. از آنجایی که چین علاقه چندانی به پذیرش این مسئولیت نشان نمی‌دهد، و با توجه به اینکه چین درگیری‌های مرزی خود را با هند دارد و از سوی دهلی به عنوان یک میانجی صادق درک نخواهد شد، احتمال این که چرخه تنش ها فزاینده خارج از کنترل شود محتمل‌تر است.

    به طور خلاصه، واشنگتن به کسب منافع امنیتی خود در پاکستان ادامه خواهد داد، هم به لحاظ منافع محدود خودش (به عنوان مثال، بازی نهایی افغانستان) و هم به لحاظ منافع عمومی گسترده‌تر برای جلوگیری از جنگ هسته‌ای. و این دلیل قانع‌کننده‌ای برای حفظ حداقل رابطه امنیتی است – حداقل آموزش نظامی حرفه‌ای و شاید کمک امنیتی برای اهداف مشترک واقعی. آموزه‌هایی از دهه از دست رفته روابط ایالات متحده و پاکستان (۱۹۹۰ تا ۲۰۰۱) وجود دارد که در آن ایالات متحده به دلیل نگرانی‌های مشروع در مورد گسترش سلاح‌های هسته‌ای کمک‌های امنیتی را قطع کرد، اما در نهایت از کناره‌گیری کامل و مسیری که پاکستان در واکنش به آن پیش گرفت پشیمان شد؛ مسیری که تا حدی منجر به حملات ۱۱ سپتمبر شد.

    امنیت اقتصادی

    دولت نخست وزیر عمران خان توسعه اقتصادی را به عنوان موضوع محوریِ دولت خود قرار داده‌است و الگوی کلی را از کشوری تحت سلطه نگرانی‌های امنیت ملی به کشوری متمرکز بر موضوع امنیت اقتصادی، تغییر داده‌است. این تغییر روند، تا حدی نشان‌دهنده تمایل روزافزون در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی برای افزایش ارتباط اقتصادی است، و پاکستان در این میان برای اتصال شمال به جنوب (به عنوان مثال، چین و آسیای میانه با پاکستان متصل هستند) به جای اتصال شرق به غرب (که مسئله بحث برانگیز تجارت از مرز هند و پاکستان را به میان می‌کشد) تلاش می‌کند.

    هرچند برخی از این استدلال‌ها به وضوح توجیهی عطف به ماسبق برای CPEC است، اما یک شناخت دیرهنگام نیز وجود دارد که پس از نزدیک به دو دهه مقابله با تروریسم، پاکستان باید بر ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای رشد طبقه متوسط ​​ و جمعیت جوانان در حال رشد خود تمرکز کند.  CPEC علی رغم موفقیت‌هایی که در تولید انرژی و زیرساخت‌ها به دست آورده، بعید به نظر می‌رسد که فرصت‌های شغلی را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد- چنانچه قسمت‌های دیگر در BRI ، CPEC بیش از تولید شرکت‌های اقتصادی پایدار در مورد صادرات مازاد ظرفیت اضافی (از جمله نیروی کار) هستند. در حقیقت، مفهوم مناطق آزاد اقتصادی CPEC اصلی در حال دفن شدن در سکوت هستند.

    شک و تردید روزافزون در مورد CPEC فرصتی را برای ایالات متحده ایجاد می‌کند، اگرچه کمک‌های گسترده برای توسعه، هم بعید و هم احتمالاً پوچ است. سرمایه‌گذاری خصوصی آمریکایی که توسط برنامه‌های موجود دولتی مانند برنامه‌های توسعه مالی جدید (DFC) و شبکه بلو دات پشتیبانی می‌شود، می‌تواند به پاکستان کمک کند تا اقتصادی را متمرکز بر رشد صادرات هدایت کند. از برخی جهات، اصول این بازار مثبت است: جمعیت جوان رو به رشد؛ نخبگان انگلیسی زبان با گرایش و تحصیلات غربی؛ و یک بخش خصوصی با استعداد و کارآفرین. اما در عین حال، چالش‌های بزرگی وجود دارد که باید بر آنها غلبه شود، از جمله فساد، میراث مداخله‌گرایانه ناپویا، و دیوان‌سالاری که با درگیری‌های سیاسی بی‌پایان متحجر شده‌است. اساسا، اقتصاد پاکستان به اصلاحات عمیق نیاز دارد و اگر پاکستان تصمیم بگیرد که در این مسیر قدم بگذارد، ایالات متحده می‌تواند یک شریک مفید برایش باشد.

    منطقه دیگری که ایالات متحده در آن منابع قدرت دارد، قدرت نرم است. علی‌رغم روابط سیاسی مسئله‌دار سه دهه گذشته، نخبگان مشتاق پاکستانی هنوز به آمریکا گرایش دارند. تمایل به آموزش عالی آمریکا همچنان وجود دارد و حتی دسترسی رسانه‌های اجتماعی دولت آمریکا نیز تحت تأثیر رکودهای سیاسی نیست. واشنگتن به طور چشمگیری در برنامه‌های دیپلماسی عمومی خود در پاکستان سرمایه‌گذاری کرده‌است و این مبادلات آموزشی و فرهنگی زمینه‌ را برای ارتباطی فراهم می‌کند که کمتر بر موضوعات امنیتی متمرکز باشد.

    خلاص شدن از شر روایت‌های تکراری و کهنه

    اگر پاکستان و ایالات متحده بخواهند یک رابطه جدید ایجاد کنند، خلاص شدن از شر برخی از روایت‌های عمومی که روابط را محدود می‌کنند، ضرورت دارد.

    از طرف پاکستان، کنار گذاشتن این ایده که واشنگتن در رویکرد خود نسبت به اسلام آباد کاملا “معامله‌ای” است تا “استراتژیک” مفید خواهد بود. واقعیت این است که همه روابط بین‌الملل درجاتی از معاملات را شامل می‌شوند و همسویی کاملا استراتژیک بسیار نادر است؛ و با توجه به دیدگاه‌های کاملاً متفاوت ایالات متحده و پاکستان درباره هند و چین، یک همسویی کاملا استراتژیک قطعاً بین آنها امکان‌پذیر نیست. اما ممکن است منافع ملی آنها آنقدری هم‌پوشانی داشته باشد که به هر یک از طرفین امکان ایجاد یک رابطه کارآمد را بدهد که نه کاملاً معامله‌ای باشد و نه استراتژیکِ صرف.

    برای واشنگتن تشخیص این نکته مفید است که آنچه اغلب به عنوان دورویی پاکستان برچسب خورده‌است، نتیجه تلاش برای همکاری در غیاب همسویی استراتژیک، به ویژه در مورد افغانستان بوده‌است، جایی که دو کشور غالبِ دو دهه گذشته را از اهداف متناقض برخوردار بوده‌اند. و از نقطه‌نظر پاکستان، به نظر می‌رسد که برخی اقدامات آمریکا، مانند تحسین دموکراسی پاکستان هنگام انجام عملیات‌های یک جانبه ضد تروریسم در خاک پاکستان نیز، بوی ریاکاری دارد.

    روزهای روابط فشرده ایالات متحده و پاکستان، که در آن جنبه‌های نظامی و اطلاعاتیِ همکاری حاکم بود، احتمالاً برای همیشه به پایان رسیده‌است. تصور اسلام آبادی که به طور فزاینده‌ با پکن همسو و در عین حال به واشنگتن نزدیک باشد، دشوار است. اما یک رابطه کارآمد در صورتی که “اصولی ” باشد و بر منافع مشترک، به ویژه منافع اقتصادی و فرهنگی، تمرکز داشته باشد، شدنی و ممکن به نظر می‌رسد.

    خبرنامه

  • اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان جنگ افغانستان را خلاف ادیان آسمانی خواند

    اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان جنگ افغانستان را خلاف ادیان آسمانی خواند

    اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان، حمله بر غیرنظامیان در افغانستان را محکوم کرده و آن را خلاف آموزه‌های ادیان آسمانی و قوانین جهانی خوانده است.

    در اعلامیه‌ای که روز شنبه (۱۸ دلو) از سوی وزارت خارجه منتشر شده، به نقل از اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان آمده است: «کشتار هدف‌مند علما، مدافعین حقوق و متفکران و حمله به غیرنظامیان و ریختن خون انسان‌های بی‌گناه، خلاف آموزه‌های ادیان آسمانی و قوانین جهانی است.»

    اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان که در قطر موقعیت دارد، از تمام علمای دینی و دانشمندان در سراسر جهان خواسته که در روشنایی احکام قرآن و احادیث نبوی، جنگ و خون‌ریزی را نکوهش و برای برقراری آتش‌بس و پایان خشونت‌ها در افغانستان، تلاش کنند.

    وزارت خارجه‌ی افغانستان نیز، از موضع‌گیری اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان، استقبال کرده و از کشورهای جهان و جامعه‌ی بین‌المللی خواسته تا به تلاش‌های شان در راستای قطع‌ خون‌ریزی و تامین صلح در افغانستان، ادامه دهند.

    از چند ماه به این طرف، همزمان با آغاز رسمی گفت‌وگوهای صلح افغانستان، سطح خشونت‌ها نیز افزایش یافته است. در کنار نبردهای همه‌روزه میان نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان که در جریان آن به غیرنظامیان نیز تلفاتی وارد می‌شود، در جریان چند ماه گذشته، سطح ترورهای هدف‌مند و انفجار ماین‌های مقناطیسی نیز در کابل و سایر ولایت‌ها افزایش یافته است.

    از سویی هم، نزدیک به یک ماه از آغاز دور دوم گفت‌وگوهای صلح در قطر می‌گذرد؛ اما در این مدت، دو طرف تنها یکی دو بار با هم نشست رسمی برگزار کرده‌اند که آن‌هم بیشتر تشریفاتی بوده است.

  • آیا ناتو می تواند دو راه را در افغانستان انتخاب کند؟

    آیا ناتو می تواند دو راه را در افغانستان انتخاب کند؟

    بر بنیاد آمارهای ارائه شده از سوی بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان، حملات دشمن[طالبان] در سه ماهه گذشته در مقایسه با دوره مشابه سال ۲۰۱۹ افزایش یافته است. این افزایش قابل توجه خشونت مغایر اعتقاد ناتو است که می‌گوید حضور مبتنی بر شرایط نیروها در افغانستان، طالبان را مجبور می‌کند خشونت را کنار گذاشته، علیه پناه‌گاه‌های امن شبه‌نظامیان اقدام و به ایتلاف غربی در مورد خروج کامل از موضع قدرت اطمینان خواهد داد.

    در عوض، طالبان هشدار می‌دهند که هر گونه ادامه حضور ۱۰ هزار نیروی ناتو فراتر از مهلت خروج ماه می ۲۰۲۱، به معنی ادامه اشغال افغانستان است، در حالی که منابع ارشد ناتو ادعا می‌کنند میزان کافی نیروهای نظامی در افغانستان باقی می‌ماند.
    ناتو با طرح اهرم نظامی همزمان با پیشرفت‌های صلح، موج جدیدی از حملات تهاجمی طالبان را در افغانستان پس از مهلت اعلام شده، تحریک می‌کند که کار بایدن را برای پر کردن کسری اعتماد طالبان پیچیده می‌سازد.
    به دلایل دیپلماتیک، ناتو و حکومت افغانستان تمایل خود را برای حفظ نیروهای ایتلاف در این کشور دو برابر کرده‌اند.
    رییس جمهور اشرف غنی در نشست آسپین گفت: «ترکیبی از حضور و دیپلماسی، و متمرکز کردن ابزار قدرت ایالات متحده … برای موفقیت ما بسیار حیاتی است.» وی از ناتو خواست از رویکرد مبتنی بر شرایط نسبت به طالبان استقبال کند.
    اما از دید کابل، چنین بلندپروازی حفظ نیرو بدون «توانمندی‌های ایالات متحده» محقق نخواهد شد، با توجه به اینکه اساس تعامل ناتو با کابل آموزش و کمک به نیروهای امنیتی افغانستان است تا اقدامات نظامی و استراتژیک. اتکای بیش از حد ناتو به واشنگتن برای نشان دادن هرگونه تغییر در عملیات‌های افغانستان، دیکته خودمختار برنامه‌های خروج را به سرابی برای طالبان تبدیل می‌کند.
    بحث در دفاع از حفظ نیرو در این کشور فراتر از ماه می، هدف «راه حل سیاسی» طولانی‌ترین جنگ نظامی واشنگتن را با شکست مواجه می‌کند. با این همه، اگر تندروی ناتو ملایم نشود، توافق‌نامه صلح امریکا-طالبان آشکارا نقض خواهد شد.
    جالب است بدانید که بدون فشار ناتو بر دولت بایدن (و حکومت افغانستان) برای کسب همراهی گروه طالبان در عدم خروج نیروهای خارجی پس از ماه می، این ایتلاف نمی‌تواند در روند صلح افغانستان یک نیروی تأثیرگذار باشد. در این صورت، ناتو اهرم فشار تاکتیکی خود را بر جناح‌های متردد طالبان به خطر می‌اندازد.
    به طور مثال، تصویر احیا شده ناتو به عنوان سازنده صلح و غول کمک‌ کننده نیرو به هماهنگی خروج نیروها با پیشرفت مذاکرات صلح دوحه به رهبری افغانستان گره خورده است. این پیشرفت احتمالاً با معیارهای واضح دولت بایدن در مورد ساختار نیروهای ایتلاف و استراتژی جدید خروج، خطرات عجولانۀ عقب‌نشینی ترامپ را به چالش کشید، در حالی که پوتانسیل حملۀ طالبان را به حداقل می‌رساند.
    تحت هیچ سناریوی قانع کننده‌ای، از جمله نشست دفاعی ناتو که انتظار می‌رود در ماه جاری برگزار گردد، آینده نیروهای ایتلاف جز ایالات متحده، به شریک دیگری وابسته نیست. در حقیقت، نیروهای ایالات متحده در افغانستان اصرار دارند که «توانایی آن‌ها در انجام عملیات … تا کنون با کاهش سطح نیروها به (۲ هزار و ۵۰۰ تن)» تحت تأثیر قرار نگرفته است. به نظر می‌رسد ناتو خلاف این امر را تأکید دارد. این ایتلاف حفظ نیروها را به عنوان اهرم فشار قدرتمند بالای طالبان می‌پندارد. اما ارزیابی پنتاگون از چنین خیال‌هایی حمایت نمی‌کند و نسبت به مقاومت شورشیان تردید دارد.
    از دیدگاه طالبان، وضع موجود سیاسی در کابل به تار مویی بند است. طالبان با سفر به تهران در هفته جاری، به نظام اسلامیٍ می‌اندیشند تا جایگزین حکومت اشرف غنی شود. با توجه به توقف مذاکرات تقسیم قدرت که تا هنوز در دوحه شکست نخورده است، این امر بیان برجستۀ سرکشی است.
    در نتیحه، اعلام حمایت ناتو از حکومت افغانستان برای بقای خودش مهم است. وقتی استراتژیست‌های اصلی، عناصر موجود در دولت را به عنوان «مخرب صلح» قلمداد كردند، كابل را به عنوان مأموریت خود قرار نداد.
    در حالی که درک بین‌المللی از جنگ سیاسی کابل، رهبری غنی را در بن‌بست دوحه مورد آزمایش قرار می‌دهد، ناتو تلاش می‌کند رویکرد حفظ نیروی خود را به عنوان امر ضروری، حتی تحت پوشش «مبتنی بر شرایط» معرفی کند.
    دقیقاً به دلیل همین انگیزه‌های نظامی کوچک و ترتیبات تقسیم قدرت، بایدن از تعیین سطح نیروها تا ماه می خودداری کرده است، چه رسد به اینکه طالبان را با اهرم‌های نمایشی تهدید کند.

    اگر هدف نهایی بلندپروازی‌های ناتو پس از ماه اپریل، احترام به صلح افغانستان و مهار طالبان باشد، در واقع، شورشیان را به سنجش تقابل مجبور خواهد کرد که گفته‌اند: «ما هیچ انتخابی جز ادامۀ جهاد و مبارزات خود نداریم».

    منبع: CGTN

    مترجم: سید طاهر مجاب

  • نزدیک به 30 هزار پناهنده افغان از ترکیه به کشور بازگشته اند

    نزدیک به 30 هزار پناهنده افغان از ترکیه به کشور بازگشته اند

     وزارت مهاجرین و عودت کنندگان می‌گوید بر بنیاد آمارهای سفارت و کنسولگری افغانستان در ترکیه، ۲۹ هزار و ۶۰۱ تن در طول سال ۲۰۲۰ میلادی از ترکیه به افغانستان عودت کردند.
    این وزارت همچنین گفته که در سال ۲۰۱۹ میلادی ۳۹ هزار و ۳۶۸ تن از این کشور دوباره به کشور برگشته بودند.
    افزایش جنگ، فقر و نبود کار باعث شده تا هزاران نفر از شهروندان کشور، افغانستان را ترک کنند و به کشورهای دیگر از جمله ترکیه پناهنده شوند.
    همچنین در ماه‌های اخیر به دلیل افزایش ترورهای هدفمند و انفجار ماین‌های مقناطیسی تعدادی از فعالان مدنی و رسانه‌ای نیز کشور را ترک و به ترکیه رفتند.
    با این همه مقامات ترکی می‌گویند که در این اواخر موج تازه از مهاجرت پناهجویان افغانستان از راه‌های غیر قانونی به این کشور افزایش یافته است.

  • اتحادیه اروپا: حفاظت از غیر نظامیان مستلزم برقراری آتش بس می باشد

    اتحادیه اروپا: حفاظت از غیر نظامیان مستلزم برقراری آتش بس می باشد

    جینز لنارشیچ، مسئول مدیریت بحران و کمک‌های بشردوستانه‌ی اتحادیه‌ی اروپا، گفته است حفاظت از غیرنظامیان در جنگ، نمی‌تواند منتظر آتش‌بس بماند.

    اتحادیه‌ی اروپا، روز پنج‌شنبه (۱۶ دلو)، در اعلامیه‌ای به نقل از آقایی لنارشیچ، از طرف‌های درگیر خواسته است که هرچه زودتر با برقراری آتش‌بس موافقت کنند.

    او گفته است: «هزینه‌ی انسانی جنگ در افغانستان، بسیار زیاد است و بیشترین آسیب را به غیرنظامیان وارد می‌کند. حمایت از غیرنظامیان، بنیاد حقوق بشردوستانه‌ی بین‌المللی است و باید همه به آن احترام بگذارند.»

    او همچنان گفته است که ۵۰ درصد شهروندان افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند؛ اما افزایش خشونت‌ها مانع این کمک‌ها شده است.

    آقای لنارشیچ، اما افزوده است که اتحادیه‌ی اروپا در جریان دو سال اخیر، ۱۰۰ میلیون یورو به کمک‌های بشردوستانه در افغانستان اختصاص داده و در سال روان نیز ۳۲ میلیون یورو به این کشور کمک خواهد کرد.

    از چند ماه به این طرف، همزمان با آغاز رسمی گفت‌وگوهای صلح افغانستان، سطح خشونت‌ها نیز افزایش یافته است. در کنار نبردهای همه‌روزه میان نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان که در جریان آن به غیرنظامیان نیز تلفاتی وارد می‌شود، در جریان چند ماه گذشته، سطح ترورهای هدف‌مند و انفجار ماین‌های مقناطیسی نیز در کابل و سایر ولایت‌ها افزایش یافته است.

    از سویی هم، نزدیک به یک ماه از آغاز دور دوم گفت‌وگوهای صلح در قطر می‌گذرد؛ اما در این مدت، دو طرف تنها یکی دو بار با هم نشست رسمی برگزار کرده‌اند که آن‌هم بیشتر تشریفاتی بوده است.

  • خشونت علیه خبرنگاران در افغانستان 26 درصد افزایش یافته است

    خشونت علیه خبرنگاران در افغانستان 26 درصد افزایش یافته است

    کمیته‌ی مصئونیت خبرنگاران افغان، از افزایش ۲۶ درصدی خشونت علیه خبرنگاران در افغانستان خبر داده است.

    در گزارش سالانه‌ی کمیته‌ی مصئونیت خبرنگاران که روز پنج‌شنبه (۱۶ دلو)، منتشر شده، آمده است در سال ۲۰۲۰ میلادی، ۱۳۲ مورد خشونت علیه خبرنگاران در افغانستان ثبت شده است.

    این رقم در مقایسه با سال ۲۰۱۹ میلادی که ۱۰۵ مورد بود، افزایش ۲۶ درصدی خشونت علیه خبرنگاران را نشان می‌دهد.

    در سال ۲۰۲۰ میلادی، ۷ مورد قتل، ۱۸ مورد زخمی، ۱۰ مورد لت‌وکوب، ۴۷ مورد تهدید، ۲۸ مورد بدرفتاری، توهین و تحقیر، ۱۳ مورد برخورد غیرقانونی توسط مالکان رسانه‌ها، ۷ مورد اختطاف و ۲ مورد سرقت ثبت شده است.

    بر اساس گزارش، طالبان و داعش مسئول بیشترین خشونت‌ها و تهدیدات علیه خبرنگاران اند و مسئولان حکومتی هم در جایگاه دوم قرار دارند.

    در گزارش آمده است که ماهیت تهدیدها و خشونت‌های اعمال‌شده توسط مسئولان حکومتی، خفیف بوده؛ در حالی که تهدیدها و خشونت‌های طالبان و داعش خشن و خونین بوده است.

    نجیب شریفی، رئیس کمیته‌ی مصئونیت خبرنگاران افغان، گفته است: «افزایش چشمگیر حملات مستقیم و ترورهای زنجیره ای و هدفمند خبرنگاران در ختم سال ۲۰۲۰، وحشت و هراس گسترده‌ای را میان خبرنگاران و رسانه‌ها در افغانستان ایجاد کرده است. این حملات، قابلیت تولیدی رسانه‌ها را کاهش داده و خودسانسوری را میان رسانه‌ها و خبرنگاران افزایش بخشیده است.»

    در گزارش همچنان آمده است که تاثیرات ناگوار اقتصادی ویروس کرونا، سبب افزایش چالش‌های مالی رسانه‌ها شده که به نوبه‌ی خود ظرفیت رسانه‌ها را در زمینه‌ی تولید محتوا کاهش داده است. چالش‌های مالی ناشی از کرونا، سبب شده تا ده‌ها خبرنگار و کارمند رسانه‌ای، وظیفه‌ی خود را از دست بدهند.

  • هیچ تغییری در موضع طالبان رخ نداده است

    هیچ تغییری در موضع طالبان رخ نداده است

    محمدحنیف اتمر، وزیر خارجه، با محمدابراهیم طاهریان، نماینده‌ی ویژه‌ی وزارت خارجه‌ی ایران، دیدار و گفت‌وگو کرد.

    در اعلامیه‌ای که روز پنج‌شنبه (۱۶ دلو)، از سوی وزارت خارجه منتشر شده، آمده است در این دیدار، در باره‌ی روند صلح افغانستان و سفر اخیر طالبان به تهران گفت‌وگو شده است.

    آقای طاهریان، در این دیدار گفت موقف گروه طالبان هیچ تغییری نکرده و استراتژی این گروه، مانند گذشته است.

    همچنان، آقای اتمر گفت گروه طالبان همیشه از تعهدات خود در زمینه‌ی کاهش خشونت، قطع روابط با گروه‌های تروریستی و بازگشت زندانیان این گروه به میدان نبرد، مرتکب تخطی شده است.

    هیئت طالبان به رهبری ملا عبدالغنی برادر، در هفتم دلو، با دعوت رسمی دولت ایران، به تهران رفت.

    علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی ایران، گفت که در دیدار با هیئت سیاسی طالبان، آن‌ها را در مبارزه با امریکا مصمم دیده است.

    هیئت طالبان، در حالی به تهران رفت که دولت ایران متهم به حمایت مالی و تسلیحاتی از این گروه است.

  • کانگرس امریکا: خروج نیروهای امریکایی سبب جنگ داخلی در افغانستان می شود

    کانگرس امریکا: خروج نیروهای امریکایی سبب جنگ داخلی در افغانستان می شود

    کانگرس امریکا، از جو بایدن خواسته است سرعت خروج سربازان امریکایی از افغانستان را کاهش دهد تا وضعیت امنیتی این کشور، بهتر شود.

    در گزارش کانگرس امریکا با نام (گروه مطالعه‌ی افغانستان) به ریاست جنرال جوزف دانفورد، آمده است با توجه به شرایط، خروج سربازان امریکایی از افغانستان، می‌تواند سبب بی‌ثباتی در منطقه، قوی شدن شبکه‌ی القاعده و تشدید جنگ‌های داخلی در این کشور شود.

    در گزارش آمده است ایالات متحده نباید پیروزی را به طالبان بدهد. بر اساس گزارش، خروج کامل سربازان امریکایی در ماه می بدون در نظر گرفتن پیشرفت در گفت‌وگوهای صلح، می‌تواند سبب فروپاشی دولت افغانستان شود.

    در گزارش آمده است: «ایالات متحده باید سیاست خروج سربازانش از افغانستان را مورد بازنگری قرار دهد تا مطمین شود که گفت‌وگوهای صلح در قطر، منجر به یک توافق سیاسی برای پایان جنگ در این کشور خواهد شد.»

    در گزارش، همچنان هشدار داده شده که ممکن است گروه طالبان با تمدید ماموریت سربازان امریکایی در افغانستان موافقت نکند و از گفت‌وگوهای صلح بیرون شود.

    با این حال، وزارت خارجه‌ی امریکا، در واکنش به این گزارش گفته است که تا اکنون هیچ تصمیمی در باره‌ی شمار سربازان امریکایی در افغانستان گرفته نشده و دولت امریکا، در حال بازنگری توافق‌نامه قطر است.

    گروه مطالعه‌ی افغانستان، در دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی، از سوی کانگرس ایالات متحده ایجاد شد تا پیشنهادهایی را در باره‌ی سیاست امریکا در برابر صلح افغانستان تهیه کند.

    این گروه، در ماه اپریل ۲۰۲۰ آغاز به کار کرد و روز چهارشنبه (۱۵ دلو)، گزارش خود را منتشر کرد.

  • آلمان: خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید با گفت و گوهای صلح گره بخورد

    آلمان: خروج نیروهای خارجی از افغانستان باید با گفت و گوهای صلح گره بخورد

    هایکو ماس، وزیر خارجه‌ی آلمان، گفته است خروج نیروهای خارجی از افغانستان، باید با گفت‌وگوهای صلح در قطر گره بخورد؛ نه این که بر اساس مهلت تعیین‌شده انجام شود.

    به نقل از آسوشتیدپرس، آقای ماس که روز سه‌شنبه (۱۴ دلو/ ۲ فبروری) در یک نشست خبری صحبت می‌کرد، گفت که خروج نیروهای خارجی از افغانستان، باید به پیشرفت در گفت‌وگوهای صلح کمک کند و با آن پیوند داشته باشد.

    آقای ماس همچنان گفته است: «ترس ما این است که طالبان از خروج نیروهای خارجی، به عنوان دلیل برای خارج شدن از گفت‌وگوهای صلح و جست‌وجوی راه حل نظامی استفاده کنند.»

    به گفته‌ی وزیر خارجه‌ی آلمان، خروج نیروهای خارجی از افغانستان، زمانی صورت می‌گیرد که گفت‌وگوهای صلح به پایان رسیده باشد.

    آلمان پس از امریکا، دومین کشوری است که بیشترین نیرو را در چارچوب ماموریت حمایت قاطع در افغانستان دارد.

    هایکو ماس در حالی این حرف‌ها را گفته که پیش از این، خبرگزاری رویترز به نقل از چهار مقام ارشد ناتو، در گزارشی نوشت که ناتو بر خلاف توافق‌نامه‌ی طالبان با امریکا، در افغانستان می‌ماند.

  • سیگار: کرونا سبب افزایش شدید فقر در افغانستان شده است

    سیگار: کرونا سبب افزایش شدید فقر در افغانستان شده است

    ادارۀ بازرس ویژۀ ایالات متحدۀ امریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) در گزارش‌ تازه‌اش از افزایش قابل توجه میزان فقر در افغانستان خبر می‌دهد.

    در گزارش این نهاد که امروز (چهارشنبه، پانزدهم دلو) منتشر شد آمده است میزان فقر در افغانستان به ۶۱ تا ۷۲ درصد افزایش یافته است. این اداره، همه‌گیری ویروس کرونا را عامل اصلی افزایش میزان فقر در افغانستان عنوان کرده و بخش‌ عمدۀ جمعیت کشور را نیازمند کمک‌های ضروری توصیف کرده است.

    پیش از این ادارۀ کمک‌های بشردوستانۀ سازمان ملل ۱۸ میلیون تن را در افغانستان نیازمند کمک‌های فوری دانسته بود. این در حالی است که پیش از آغاز شیوع ویروس کرونا در افغانستان میزان فقر در کشور بین ۴۵ تا ۵۰ درصد تخمین می‌شد.

  • پنتاگون: در مورد حضور نیروهای امریکایی در افغانستان هنوز تصمیمی گرفته نشده است

    پنتاگون: در مورد حضور نیروهای امریکایی در افغانستان هنوز تصمیمی گرفته نشده است

    مسئولان وزارت دفاع امریکا، می‌گویند تا هنوز در باره‌ی حضور سربازان این کشور در افغانستان و عراق، تصمیمی گرفته نشده است.

    جان کربی، سخنگوی پنتاگون، روز سه‌شنبه (۱۴ دلو) در یک نشست خبری گفت در مورد حضور سربازان امریکایی در افغانستان، هیچ تصمیمی گرفته نشده و امریکا همچنان به توافق‌نامه‌ی سیاسی متعهد است.

    آقای کربی، همچنان گفت شمار سربازان امریکایی در عراق ۲۵۰۰ نفر بوده و هنوز تغییراتی در آن نیامده است.

    سخنگوی پنتاگون، پیش از این گفته بود وزارت دفاع امریکا شمار سربازان خود در افغانستان و عراق را بررسی می‌کند تا استراتژی خود در مورد این دو کشور را مرور کند.

    وزارت دفاع امریکا، در حالی خبر از عدم گرفتن تصمیم در باره‌ی سربازان خود در افغانستان می‌دهد که روز یک‌شنبه (۳۱ جنوری) خبرگزاری رویترز، به نقل از چهار مقام ارشد ناتو گزارش داد که بر خلاف توافق‌نامه‌ی طالبان و امریکا در مورد خروج سربازان امریکایی تا ماه می، نظامیان خارجی همچنان در افغانستان می‌مانند.

    بر اساس توافق‌نامه‌ی امریکا و طالبان که در ماه فبروری سال گذشته در دوحه به امضا رسیده بود، امریکا باید سربازان خود را تا ماه می از افغانستان خارج کند و در مقابل، طالبان ارتباط خود را با گروه‌های تروریستی به شمول القاعده قطع کند و سطح خشونت‌ها را کاهش دهد؛ تعهداتی که پس از گذشت نزدیک به یک سال، هنوز عملی نشده است.

  • سیگار: حملات طالبان در کابل افزایش یافته است

    سیگار: حملات طالبان در کابل افزایش یافته است

    به نقل از آسوشیتدپرس، سیگار در گزارشی که امروز دوشنبه(۱۳ دلو) منتشر کرده می‌گوید که حملات طالبان در پایتخت افغانستان نسبت به سال گذشته رو به افزایش است.
    گزارش این سازمان به نقل از نیروهای امریکایی در افغانستان گفته است که حملات طالبان در ربع آخر سال ۲۰۲۰ در سراسر این کشور نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.
    در گزارش آمده است: حملات دشمن در کابل نسبت به ربع سال گذشته بلندتر بود. این حملات نسبت به سال گذشته بسیار افزایش داشته است.
    افزایش حملات طالبان در حالی صورت می‌گیرد که دولت بایدن قصد دارد توافق‌نامه امریکا-طالبان را دقیق بازنگری کند.
    جان اف. ساپکو بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان گفته است: با ادامه کاهش حضور نهادهای امریکایی، مهم‌تر خواهد بود که ایالات متحده و سایر کمک‌کنندگان نظارت بیشتر و موثرتر از برنامه‌ها و دالرهای خود داشته باشد.

  • در مسیر ابلیس نباید پا گذاشت

    در مسیر ابلیس نباید پا گذاشت

    امرالله صالح، معاون نخست ریاست‌جمهوری، طرح «راه صلح و حکومت مشارکتی» را مسیر ابلیس خوانده و گفته است این طرح، زون جنوب و شرق افغانستان را حیاط خلوت پاکستان می‌سازد، زون شمال را به منازعه‌ی قومی سوق می‌دهد و نقش کابل را تضعیف می‌کند.

    آقای صالح، روز دوشنبه (۱۳ دلو)، در برگه‌ی فیسبوکش نوشت: «در این روزها، نوشته‌ای در میان جامعه دست‌به‌دست می‌شود که از نشانی مبهم و بی‌نشانی پخش شده و نام آن را گذاشته‌اند؛ راه صلح و حکومت شراکتی صلح. از این نوشته، بوی لابی تروریست‌ها به مشام می‌رسد. این طرح، چیزی به جز از یک پروژه‌ی تفرقه و تضعیف افغانستان نیست.»

    به گفته‌ی او، بر اساس این طرح، پشتون‌ها باید وادار ساخته شوند تا از دید ساختاری، طالب را به عنوان تنها ساختار و آدرس سیاسی خود قبول کنند که این به معنای رفتن به دهه‌ی نود میلادی است.

    او نوشته است: «این طرح، ساحات جنوب و شرق افغانستان را به حیاط خلوت راولپندی مبدل می‌کند. هم‌چنان، ۵۰ درصد قدرت به شمال می‌رسد که در طرح به آن «طرف دیگر» خطاب شده است؛ اما تعریف واضح از طرف دیگر وجود ندارد. مکانیزم تقسیم ۵۰ درصد قدرت برای شمال، چنان مبهم و پیچیده است که شمال را به زون منازعه و کش‌مکش قومی مبدل می‌سازد.»

    آقای صالح افزوده است بر اساس این طرح، در شمال باید همه در برابر هم بجنگند تا یک گروه پیروز شود و یا اگر پیروز نمی‌شود، دست نیاز به دامن طالبان دراز کند و در نهایت شمال به حاکمیت نیابتی طالبان تبدیل شود.

    او گفته است بر اساس این طرح، باید سرحد استراتژیک – سرحد حفاظت از منافع پاکستان- به گونه‌ی غیرمستقیم تا دریای آمو گسترش یابد و هم‌چنان رییس‌جمهور به فردی مصلح و خیرخواه تبدیل شود که برای اجرای کارهای دولتی، بین طرف‌ها داوری کند و اگر نیاز بود از یک رای داورگونه‌ی خود، به عنوان ایجاد پانگ استفاده می‌کند.

    آقای صالح نوشته است: «طرح می‌گوید ضریب طالب چهار و ضریب طرف دیگر چهار و ضریب رییس‌جمهور یک. رییس‌جمهور به اساس مصلحت، این یک را در اختیار هر طرف که قرار داد، آن طرف در مورد مشخص صاحب رای و صلاحیت می‌شود. این فرمول در تمام مسایل بزرگ به عنوان راه حل مطرح شده است.»

    معاون نخست ریاست‌جمهوری، گفته است، اگر این طرح صلحی را به میان آورد، نام آن صلح سنگگ‌شده خواهد بود؛ یعنی پویایی و تحرک از جامعه رخت خواهد بست، مگر آن که یکی از قدرت‌های خارجی دست به تغییر تعادل قدرت در داخل بزند و جنگ را از نو آغاز کند.

    او افزوده است، بر اساس این طرح، مردم به گونه‌ی نهادینه و ساختارمند مجبور می‌شوند افرادی را انتخاب کنند که از قبل توسط طالب و طرف دیگر واجد شرایط خوانده شوند و هم‌چنان سازمان‌های استخباراتی به صورت نیابتی، انتصاب‌کننده‌ی اشخاصی خواهند بود که مردم آن‌ها را باید نماینده‌ی خود انتخاب کنند.

    آقای صالح، تاکید کرده است این طرح، چیزی جز نسخه‌ی تهدید بر علیه امنیت داخلی و خارجی نیست و دولت افغانستان اجازه نخواهد داد، چنین بلایی بر سر این کشور بیاید.

  • طالبان باید از خشونت دست بکشد

    طالبان باید از خشونت دست بکشد

     رئیس جمهور غنی بعد از ظهر روز (یک‌شنبه، ۱۲ دلو) با رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه از طریق تلفن صحبت کرد.

    در این گفت‌وگوی تلفنی، رئیس‌جمهور غنی از توافق دو جانبه میان افغانستان و ترکیه که در نتیجه آن میزان تجارت میان دو کشور سالانه به ۵۰۰ میلیون دالر خواهد رسید، استقبال کرده است.

    همچنان گفته شده آقای غنی در مورد انکشافات جدید در روند جاری صلح صحبت کرده و نقش ترکیه را منحیث یک کشور قوی اسلامی در منطقه، در روند صلح، به ویژه در راستای ایجاد اجماع منطقه‌ای مهم خوانده است.

    از سویی هم رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه از ادامه خشونت‌ها و ترورهای هدفمند از سوی طالبان، ابراز نگرانی کرده است.

    آقای اردوغان ضمن تاکید بر برقراری آتش‌بس، گفت طالبان باید از خشونت‌ها دست کشیده و راه‌حل سیاسی را اختیار کنند.

    وی از همکاری بیشتر کشورش به افغانستان، به ویژه در زمینه حمایت از نیروهای امنیتی و دفاعی، معارف و پروژه‌های زیربنایی، اطمینان داد.

    در این تماس تلفنی، روسای جمهوری دو کشور توافق کردند به منظور همکاری بیشتر در روند صلح، در آینده نزدیک به ابتکار ترکیه، نشست سه‌جانبه وزرای خارجه افغانستان، پاکستان و ترکیه و نیز کنفرانس مشترک علمای افغانستان و ترکیه برگزار شود.

    گفتنی است ترکیه یکی از شرکا و متحدان نزدیک افغانستان پس از سقوط حکومت طالبان به شمار می‌رود و این کشور در طول ۱۹ سال گذشته میلیون‌ها دالر برای بازسازی افغانستان کمک کرده است.

    علاوه بر آن این کشور چندین مکتب در سراسر افغانستان دارد که سالانه هزاران دانش‌آموز در آن مصروف آموزش هستند. افزون بر آن دولت ترکیه به دانشجویان افغانستان سالانه صدها بورسیه رایگان تحصیلی نیز اعطا می‌کند.

  • سودی که کشورهای منطقه از مذاکرات صلح افغانستان می برند

    سودی که کشورهای منطقه از مذاکرات صلح افغانستان می برند

    گفت‌وگوهای صلح افغانستان، با آن‌که زیر نام «صلح به رهبری افغان‌ها» جریان دارد؛ اما در حقیقت کشورهای دیگری، از جمله ایالات‌متحده‌ی امریکا و امارات متحده‌ عربی، نقش پررنگ‌تری در این روند بازی می‌کنند.
    گزافه‌گویی نیست اگر بگوییم که نقش کشورهای همسایه در روند گفت‌وگوها میان طالبان و دولت افغانستان بسیار اثرگذار است.
    در این روند، هیئت طالبان و دولت افغانستان باهم گفت‌وگو می‌کنند. اگر این روند کامیاب نشود و افغانستان درگیر فاجعه‌ی جنگ‌ها درون‌کشوری شود، همسایه‌های افغانستان، براساس منافع خودشان از این پیش‌آمد شکار خواهند کرد؛ کاری که می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر افغانستان و گذرگاه‌های مرزی کشورهای همسایه منجر شود.
    از این‌رو، روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نیازمند همکاری کشورهای منطقه‌ای است. در سال‌های پسین، پاکستان، ایران، روسیه و چین، به‌صورت غیررسمی میزبان گروه طالبان، نماینده‌های حکومت افغانستان و سیاست‌مداران این کشور بوده‌اند تا روی آغاز گفت‌وگوها و آینده افغانستان، بحث کنند. در برخی از این دیدارها کارگزارانی از واشنگتن نیز فراخوانده شده بود.
    روسیه به‌عنوان رقیب امریکا، میزبان چندین دور از گفت‌وگوها میان نماینده‌هایی از دولت افغانستان و طالبان بود. امریکا اما نگران بود که این کنش‌ها در تقابل با تلاش‌هایش در روند صلح قرار بگیرد.
    در سوی دیگر، پاکستان از پشتیبانان بی‌قیدوشرط طالبان که نقش برجسته‌ای در تمویل طالبان دارد و یکی بازیگران اصلی روند مذاکرات صلح افغانستان است، نمی‌تواند از نفوذ خود در میان طالبان انکار کند. اسلام‌آباد زیر فشار قرار دارد تا طالبان را وادار به کاهش خشونت‌ها کند و نقش‌ بارزی برای بهبود گفت‌وگوهای صلح داشته باشد.
    تنها همسایه افغانستان که نقش چندان بارزی در روند مذاکرات صلح افغانستان ندارد، هند است. کشوری که پیوند نزدیکی با حکومت کابل دارد.
    رویکرد دهلی، در رابطه به گفت‌وگوهای صلح افغانستان ابعاد گوناگونی دارد؛ از یک‌طرف پاکستان به‌عنوان رقیب هند، در روند مذاکرات دست بالایی دارد و در کنار آن، هند ترس آن را دارد که در صورت پیروزی روند صلح، زمینه‌ ایجاد شده برای دهلی معقول نباشد.
    در یک نظام پساجنگ که اگر طالبان-به‌عنوان مخالفان هند-به قدرت برسند، باب دندان پاکستان خواهد بود. با این‌حال اما به‌نظر می‌رسد که این روزها هند وارد بازی جدیدی شده است. در ماه‌های اخیر مشاور شورای امنیت هند از کابل دیدار کرد و وزیر خارجه هند ابراز کرده که نیروهای هند به آموزش و پشتیبانی نیروهای امنیتی – دفاعی افغانستان می‌پردازند. هدف هند توان‌بخشی قدرت حکومت افغانستان است؛ نظامی که در گفت‌وگو با طالبان از موضع بسیار ضعیفی وارد عمل شده‌ است.
    طالبان در روند مذاکرات، به برون‌رفت نیروهای امریکایی دست یافته‌اند و این خروج می‌تواند به ازسرگیری قدرت طالبان در میدان‌های نبرد منجر شود.
    این در حالی است که جانب‌داری قدرت‌های منطقه‌ای از روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان، نمی‌تواند یک اشتباه باشد. همسایه‌های افغانستان می‌توانند طالبان را به مذاکرات با دولت افغانستان ترغیب کنند؛ اما آنان این توانایی و ظرفیت را ندارند تا طالبان وادار کنند که در روند مذاکرات به یک نتیجه برسد. طالبان، در این روند دست بالای دارند. فشار وارد کردن بالای طالبان که بی‌گمان باید یک موضوع را بپذیرند، به معنای حمایت نیست؛ زیرا طالبان، گزینه دومی را نیز زیر نظر دارند. آن‌ها در صورت شکست گفت‌وگوها، به میدان‌های نبرد برخواهند گشت.
    طالبان باورمند به برنده شدن از راه جنگ هستند. این احتمال وجود دارد که پس از خروج نیروهای امریکایی، میدان‌های نبرد گرم‌تر خواهد شد؛ اما کشورهای همسایه-مانند پاکستان- می‌تواند روی طالبان فشار وارد کند تا به روند مذاکرات پایبندی نشان دهند.
    نگاه‌ها به برآیند مذاکرات صلح متفاوت است و این می‌تواند گمانه‌زنی‌های زیادی را برای کشورهای همسایه ایجاد کند. اگر روند گفت‌وگوها، منجر به نقطه‌ پایان گذاشتن به جنگ شود، به سود کشورهای منطقه تمام خواهد شد.
    یک افغانستان باثبات به نفع کشورهای منطقه است. برگشت مهاجران و کاهش تجارت مواد مخدر، کاهش عبور و مرور دهشت‌افکنان از گذرگاه‌های مرزی و زمینه‌های بیشتر برای سرمایه‌گذاری، به‌ویژه پروژه‌های زیربنایی فراهم خواهد شد.
    اسلام‌آباد، همکار نزدیک گروه طالبان از شکست صلح نگران است؛ زیرا قدرت گرفتن طالبان را در کابل به معنای تقویت گروه‌های تروریستی‌ای که در حال حاضر در این کشورند، می‌داند. صلح می‌تواند منافع امنیتی و اقتصادی کشورهای منطقه را نیز برآورده کند. گرچه طالبان تعهد کرده‌اند که از پرو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ژ‌ه‌های بازسازی هند در افغانستان حمایت خواهند کرد؛ اما دهلی نگران است که اگر طالبان به قدرت سیاسی دست یابند، زمینه برای قدرت گرفتن پاکستان بیشتر فراهم می‌شود و در آن صورت، دست هند از افغانستان کوتاه‌تر خواهد شد.
    اگر روند مذاکرات ناکام شود و افغانستان یک‌بار دیگر در برزخ جنگ‌های داخلی فرو برود، بازیگران منطقه‌ای، هرکدام بر مبنای منافع خود در آن شرایط عمل خواهند کرد. برخی از بازیگران بنا بر ‌ضرورت امنیتی، کنش‌های حمایتی مداخله‌جویانه‌ای برای ایجاد دیوار امنیتی در گذرگاه‌های مرزی خود روی دست خواهند گرفت.
    هم‌چنان، پاکستان بنا بر اقتضای منافع و بی‌هیچ چون‌وچرایی از طالبان و متحدان‌شان جانب‌داری خواهد کرد. هند از طرف‌های ضد طالبانی حمایت می‌کند و ایران پشتیبان گروه‌های مذهبی شیعه خواهد بود. چین و روسیه به‌نسبت نداشتن گروهی مشخص در افغانستان، از دوستان و حامیان خود حمایت خواهند کرد.
    در چنین شرایطی، افغانستان میان بازیگران بیرونی تقسیم خواهد شد و سرانجام این حمایت‌ها، نتیجه‌ای جز بی‌ثباتی بیشتر افغانستان در پی نخواهد داشت. با چنین حالتی، نقش بازیگران منطقه‌ای در افغانستان غیرقابل‌انکار است.
    از این‌رو، موفقیت یک صلح شکننده به دست خود افغانستانی‌ها و به‌صورت ویژه طالبان است. با این‌همه، بی‌گمان این روند بیشتر به حکومت افغانستان و همسایه‌های این کشور وابسته است.

    منبع: آی اس پی آی

    مترجم: ابوبکر صدیق

  • منابع آگاه: نیروهای خارجی پس از ماه می نیز در افغانستان می مانند

    منابع آگاه: نیروهای خارجی پس از ماه می نیز در افغانستان می مانند

    چند منبع آگاه می‌گویند نیروهای خارجی پس از ضرب‌الاجل تعیین شده نیز در خاک افغانستان باقی می‌مانند.

    4 منبع آگاه در ناتو گفته‌اند نیروهای خارجی پس از ضرب‌الاجل ماه می آینده، همچنان در خاک افغانستان حضور خواهند داشت. این ضرب‌الاجل در مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان تعیین شده و تصمیم جدید برای باقی ماندن نیروهای خارجی در خاک افغانستان پس از ماه می احتمالاً بر شدت درگیری‌ها در این کشور خواهد افزود.

    به گفته‌ی مقام‌ها «طالبان شرایط را بر آورده نکرده است».

    یکی از این منابع آگاه گفته نیروهای خارجی در پایان ماه اپریل، به طور کامل از افغانستان خارج نخواهند شد، شرایط خروج کامل هنوز محقق نشده است، دولت جدید امریکا درحال ارزیابی سیاست‌ها است و تغییراتی در آنها حاصل شده است، حساسیت و تبعات خروج عجولانه از خاک افغانستان باید در استراتژی جدید مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد.

    براساس توافق دولت ترامپ با طالبان، امریکا تا اواسط جنوری تعداد نیروهای خود در افغانستان را به 2500 نفر کاهش داد که کمترین میزان از زمان حمله امریکا به این کشور در سال 2001 بود. طبق این توافق، امریکا باید تا ماه می نیز همه نیروهای خود را از خاک افغانستان خارج کند. این درحالی است که خشونت‌ها در افغانستان کاهش نیافته و طالبان همچنان به نیروهای نظامی و غیرنظامی افغان حمله می‌کند. ناتو در ماه فبروری جلسه سران دارد و انتظار می‌رود موضوع خروج یا باقی ماندن نیروهای خارجی در افغانستان بعد از ماه اپریل، در این نشست مورد بحث قرار گیرد.

    گفتگوهای صلح میان دولت افغانستان و طالبان از ماه سپتمبر در دوحه آغاز شد، اما خشونت‌ها همچنان افزایش یافته است.

    گفته شده است که حدود 10 هزار نیروی خارجی از جمله امریکایی‌ها در افغانستان حضور دارند. انتظار می‌رود که این تعداد تا بعد از ماه می همچنان باقی بماند، اما برنامه بعدی روشن نیست.

    کابل و برخی کشورها و آژانس‌های خارجی می‌گویند که طالبان به دلیل افزایش خشونت‌ و عدم قطع ارتباط با القاعده (گروه تروریستی ممنوع در روسیه)، که طالبان آن را انکار می‌کنند، شرایط را برآورده نتوانسته اند.

    سخنگوی ناتو هم گفته هیچ یک از اعضای پیمان آتلانتیک شمالی دوست ندارد بیش از زمان مقرر در خاک افغانستان باقی بماند، اما همه استراتژی‌های ما به شرایط موجود بستگی دارد.

  • برای شرکت در یک اجلاس سه جانبه، اتمر به تاشکند رفت

    برای شرکت در یک اجلاس سه جانبه، اتمر به تاشکند رفت

    محمد حنیف اتمر وزیر خارجه و شماری از مقامات بلندپایه به منظور اشتراک در اجلاس سه‌جانبه افغانستان-ازبکستان-پاکستان وارد تاشکند شدند.
    در جریان این سفر، محمد شاکر کارگر رییس عمومی دفتر مقام عالی ریاست جمهوری، نثار احمد فیضی غوریانی وزیر صنعت و تجارت، نجیب‌الله یمین وزیر فواید عامه، کبیرخان عیسی خیل مشاور ارشد رییس جمهور در امور حقوقی، احمد داود نورزی رییس اجرایی شرکتِ برشنا، معین وزارت مالیه و نمایندگان عالی‌رتبۀ ادارۀ خط آهن و ادارۀ حمایت از سرمایه‌گذاری افغانستان، جزء هیئت هستند.
    هدف این سفر، شرکت در اجلاس سه‌جانبه افغانستان – ازبکستان – پاکستان، تقویت اتصال منطقه‌ای، گسترش تجارت و ترانزیت و توسعۀ روابط وهمکاری‌ها خوانده شده است.

  • عمران خان: بزرگترین اشتباه ما دخالت در جنگ افغانستان بود

    عمران خان: بزرگترین اشتباه ما دخالت در جنگ افغانستان بود

    عمران خان نخست‌وزیر پاکستان گفت پاکستان در ازای دریافت پول به بخشی از جنگ‌های خارجی تبدیل شده است و باید از اشتباهات این رویکردهای نادرست درس بگیرد.
    عمران خان تصریح کرد: «ما قبلاً اشتباهاتی مرتکب شده بودیم و در جنگ‌های دیگران درگیر شده بودیم. این جنگ ما نبود، ما به دلیل فشار آنان در جنگ دخیل شدیم که به کشور (پاکستان) آسیب زیاد رسانیده است.»
    خان از حکومت و مقام‌های پیشین کشورش به دلیل دخالت در جنگ علیه تروریزم به رهبری امریکا در افغانستان انتقاد کرد و آن را اشتباه بزرگ خواند.
    دولت افغانستان بارها مدعی شده پاکستان برای گروه‌های هراس‌افگن از جمله طالبان، شبکه حقانی و القاعده در خاک این کشور پناهگاه داده است، اما این ادعاها پیوسته از دولت پاکستان رد شده است.

  • عربستان 98 زندانی افغان را آزاد کرد

    عربستان 98 زندانی افغان را آزاد کرد

    این وزارت امروز ( شنبه،۱۱ دلو) با نشر خبرنامه‌ای گفت دولت عربستان نود و هشت تن از زندانیان افغان را که بنابر نداشتن ویزای اقامتِ عربستان بازداشت و زندانی‌شده بودند، آزاد کرده‌است.

    به نقل از این خبرنامه‌، این زندانیان که در توقیف‌خانه‌های سعودی به‌سر می‌بردند، در نتیجۀ مساعی و تلاش‌های پیگیر جنرال قونسلگری جمهوری اسلامی افغانستان در جده، از حبس رها شدند.

    گفته می‌شود که این افراد آزاد شده، صبح روز گذشته، (جمعه،۱۰ دلو) طی پرواز ویژه‌یی، به گونۀ مجانی به کشور بازگردانده شدند.

    گفتنی است که جنرال قونسلگری جمهوری اسلامی افغانستان در شهر جده، از ماه اسد سال جاری تا کنون، به همکاری نهادهای ذیربط عربستان سعودی، اسباب آزادی و بازگشت‌ مجانی ۲۱۶۴ تن از اتباع کشور را به وطن فراهم ساخته است.