برچسب: افغانستان

  • جمعیت افغانستان 33 میلیون تخمین زده شد

    جمعیت افغانستان 33 میلیون تخمین زده شد

    بیش از ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور، زیر ۱۵ سال قرار دارند.
    اداره‌ ملی آمار و معلومات سالنامه‌ ۱۳۹۹ را که شامل مواردی چون نفوس، زراعت، معارف، صحت و غیره می‌شود منتشر کرد.
    این اداره گفته است که نفوس افغانستان، ۳۲٫۹ میلیون نفر است که حدود ۵۰ درصد آن از سن کار خارج‌ هستند؛ به این معنا که در کسب درامد سهمی ندارند و وابسته به ۵۰ درصد دیگر هستند.
    طبق آمار این اداره، ۱۵.۵ میلیون تن از نفوس کشور زیر ۱۵ سال و ۹۰۰ هزار نفر دیگر بالای ۶۴ سال سن دارند.
    در مجموع ۱۶.۱ میلیون نفوس کشور را زنان و ۱۶.۸ میلیون دیگر را مردان تشکیل می‌دهند.
    سالنامه‌ احصایوی کشور همچنان نشان می‌دهد که جمعیت شهری کشور هشت میلیون، جمعیت روستایی ۲۳.۴ میلیون و جمعیت کوچی‌ها ۱.۵ میلیون نفر می‌باشد.

  • غنی: طالبان یک میلیارد دالر به زیربناهای افغانستان آسیب وارد کرده است

    غنی: طالبان یک میلیارد دالر به زیربناهای افغانستان آسیب وارد کرده است

    رئیس جمهور غنی می‌گوید، «تحرکات طالبان» به ارزش یک میلیارد دالر امریکایی به زیربناهای کشور آسیب رسانیده است. او از طالبان خواست به جای «ماین» گندم و گل بکارند.

    رییس‌ جمهوری، امروز سه‌شنبه، ۳۱ حمل در برنامه هفته حکومت‌داری و منابع بشری گفت طالبان با تخریب تاسیسات دولتی و پلچک‌ها یک میلیارد دالر به اقتصاد کشور ضربه زده‌اند. «به آن‌ها می‌گویم وقتی نمی‌توانید در آبادی کشور سهم بگیرید، چرا ویران می‌کنید؟»

    آقای غنی تخریب تاسیسات دولتی و پل و پلچک در ارغنداب قندهار را نمونه بارزی از ضربه اقتصادی طالبان عنوان کرد و از این گروه خواست که به جای انفجار بمب در نقاط مختلف کشور، گندم بکارد.

    رییس ‌جمهوری همچنین گفت که با خروج نیروهای خارجی از کشور، یک فصل از مناسبات بین‌المللی پایان یافته و فصل جدید همکاری‌های بین‌المللی با تمرکز بر مناسبات اقتصادی، تقویت نیروهای امنیتی، کمک‌های بشردوستانه و توسعه افغانستان آغاز می‌شود.

    پیش‌تر جو بایدن؛‌ رییس‌ جمهوری امریکا زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را ۱۱ سپتامبر اعلام کرده‌است.

    رییس‌ جمهوری امریکا گفته‌است که وقت آن رسیده که جنگ طولانی امریکا در افغانستان پایان یابد و نیروهای امریکایی به خانه‌ برگردند.

    به گفته او، حضور نیروهای امریکایی در افغانستان باعث حفظ و ایجاد یک حکومت پایدار نخواهد شد.

  • جنرالان امریکایی با تصمیم بایدن برای خروج از افغانستان مخالفت کرده اند

    جنرالان امریکایی با تصمیم بایدن برای خروج از افغانستان مخالفت کرده اند

    روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داده تصمیم جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان در تضاد با توصیه‌های فرماندهان آمریکایی بوده‌است.

    ژنرال فرانک مک کنزی فرمانده ارتش آمریکا در خاور میانه، اسکات میلر فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان و مارک میلی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خواهان حفظ ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان همزمان با پیگیری دپلماسی برای تقویت روند صلح بوده‌اند.

    در همین حال، مجلس نمایندگان افغانستان از طالبان خواسته با حضور در نشست استانبول خواسته‌هایش را مطرح کند.

    نشست استانبول در مورد صلح افغانستان در حالی قرار است چند روز دیگر برگزار شود که هنوز مقدمات سفر هیات مذاکره کننده حکومت به ترکیه فراهم نشده و بسیاری از کارشناسان برگزرای این نشست مهم در این تاریخ را غیر ممکن می دانند.

  • وزرای خارجه امریکا و هند در مورد صلح افغانستان گفت و گو کردند

    وزرای خارجه امریکا و هند در مورد صلح افغانستان گفت و گو کردند

    بلینکن گفته است: «ما در مورد موضوعات امنیتی منطقه‌ای مورد توجه دوجانب در افغانستان، میانمار و چالش‌های جهانی مانند تغییر آب و هوا صحبت کردیم.»

    در همین حال، جی‌شنکر نیز در توییتی گفته است: «مکالمه، تحولات اخیر در همسایگی نزدیک و گسترده هند را در بر داشت. در مورد آجندای شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین موضوعات مربوط به همکاری‌های صحی تبادل نظر کردیم.»

    ند پرایس سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا نیز در مورد گفت‌وگوی وزرای خارجه دو کشور گفته است که دو رهبر روی هماهنگی نزدیک و دوامدار در حمایت از صلح پایدار و توسعه مردم افغانستان توافق کردند.

    گفتنی است که این رایزنی در آستانه برگزاری کنفرانس صلح استانبول و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان صورت گرفته است.

  • 5 عضو پاکستانی شبکه القاعده در هلمند کشته شدند

    5 عضو پاکستانی شبکه القاعده در هلمند کشته شدند

    این وزارت بانشر خبرنامه‌ای امروز (سه‌شنبه، ۳۱ حمل) گفت در اثر حمله قوای هوایی بر یک مخفی‌گاه گروه طالبان در ولایت هلمند، ۱۳ تن به شمول پنج عضو شبکه القاعده کشته شدند.

    بر اساس اعلام این خبرنامه، حمله هوایی مذکور بر یک مخفی‌گاه جنگ‌جویان گروه طالبان در مربوطات ولسوالی نهر سراج ولایت هلمند صورت گرفته است.

    به گفته وزارت دفاع ملی، این پنج عضو شبکه القاعده، شهروندان ایالت پنجاب پاکستان و از ماین سازان حرفه‌ای این شبکه بودند که برای آموزش ساخت ماین به این ولایت آمده بودند.

    این در حال است که در گذشته نیز شهروندان خارجی اعضای شبکه القاعده در ردیف جنگ‌جویان گروه طالبان کشته شده‌اند.

    چند ماه پیش نیروهای ویژه امنیت ملی در یک علیات هدفمند، ابومحسن المصری، فرد شماره دوم شبکه القاعده را در ولایت غزنی کشتند.

    طالبان همواره داشتن ارتباط با شبکه القاعده را رد کرده‌اند، اما در ماه‌های گذشته چندین عضو ارشد این شبکه در مناطق زیر تسلط طالبان کشته شدند.

    بر اساس توافق‌نامه صلح ایالات متحده آمریکا با گروه طالبان، این گروه باید هر گونه رابطه خود را با سایر گروه‌های تروریستی در منطقه، به ویژه شبکه القاعده قطع کنند.

    همچنان فواد امان، معاون سخنگوی وزارت دفاع ملی در یک پیام توییتری گفته است در نتیجه عملیات نیروهای کماندوی ارتش بالای یک زندان طالبان در ولسوالی موسی قلعه ولایت هلمند، ۲۸ تن غیرنظامی از بند این گروه آزاد شدند.

  • در رده بندی آزادی رسانه ها افغانستان در جایگاه 122 ایستاد

    در رده بندی آزادی رسانه ها افغانستان در جایگاه 122 ایستاد

    در گزارش تازه‌ی این سازمان که امروز (سه‌شنبه، ۳۱ حمل) منتشر شده، آمده است افغانستان به دلیل اُفت و یا تغییرات دیگر کشورها در جایگاه خود باقی مانده است، اما همچنان یکی از مرگ‌بارترین کشورهای جهان برای خبرنگاران است.

    براساس این گزارش، در سال ۲۰۲۰ میلادی نه تنها ویروس کووید ۱۹ جان ده‌ها خبرنگار را در افغانستان گرفته است، بلکه ویروس «خشونت افراط‌گرایانه» نیز خبرنگاران به‌ویژه خبرنگاران زن را هدف قرار داده است.

    سازمان گزارش‌گران بدون مرز در این گزارش افزوده است در جریان سال ۲۰۲۰ میلادی دست‌کم شش خبرنگار و همکار رسانه‌ای به‌شکل هدفمند کشته شدند. این سازمان همچنان گفته است که از آغاز سال جاری میلادی تا کنون نیز چهار خبرنگار و همکار دیگر رسانه‌ای کشته شده‌اند.

    سازمان گزارش‌گران بدون مرز در بخشی از این گزارش برای توقف زنجیره‌ی کشتار روزنامه‌نگاران هشدار داده و از مقام‌های حکومت افغانستان خواسته است قتل خبرنگاران را به‌صورت جدی تحقیق و بررسی کنند.

    گزارش‌گران بدون مرز از جامعه جهانی، به‌ویژه از ایالات متحده‌ی امریکا، آلمان و فرانسه نیز خواسته است که از فراخوان این سازمان به دادستان دیوان کیفری بین‌المللی برای شامل کردن جنایت علیه روزنامه‌نگاران در پرونده‌ی متعلق به افغانستان، حمایت کنند.

    در رده‌بندی جهانی ۲۰۲۱ آزادی رسانه‌ها، ناروی، فنلند و سویدن به ترتیب در جایگاه اول تا سوم قرار گرفته‌اند. اریتره، کوریای شمالی و ترکمنستان اما از جمله کشورهای شناخته شده‌اند که رسانه‌ها در آن از آزادی کمتر برخوردارند.

  • برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است

    برگزاری نشست استانبول در 24 اپریل غیر ممکن است

    برگزاری کنفرانس ترکیه در مورد افغانستان در تاریخ ۲۴ اپریل، از این جهت غیرممکن به نظر می رسد که طالبان عدم اشتراک خود را در آن اعلام کرده اند، امریکایی ها منتظر تصمیم طالبان هستند و آمادگی های لازم برای نشست نیز دیده نمی شود.

    در ابتدا گزارش هایی به نشر رسید که نشستی تحت مدیریت سازمان ملل در مورد صلح افغانستان، در تاریخ ۱۶ اپریل با حضور احزاب و سیاستمداران افغان و نمایندگان برخی کشورهای منطقه و جهان در ترکیه برگزار می شود؛ اما یک هفته قبل برگزار کنندگان کنفرانس، یک اعلامیه مشترک نشر کرده و گفتند ترکیه، قطر و سازمان ملل متحد، یک کنفرانس جامع در سطح بالا بین نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان را، از تاریخ ۲۴ اپریل تا چهارم ماه می، برگزار می کنند.

    فریدون خوځون سخنگوی شورای عالی مصالحه ملی افغانستان نیز دو روز پیش (۲۹حمل) گفت برای آغاز این کنفرانس، ۲۴ اپریل انتحاب شده و این شورا برای اشتراک در آن، آمادگی کامل دارد.

    وی در این مورد که طالبان در کنفرانس یادشده اشتراک می کنند یا خیر؟ گفت: «خواست ما از دیگر این است که از هر فرصت برای صلح استفاده کنند.»

    طالبان، هفتۀ گذشته گفتند تا زمانیکه همه نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند، آنها در هیچ کنفرانسی که در مورد افغانستان تصمیم گرفته می شود، شرکت نمی کنند.

    اما پس از آن، ایالات متحدۀ امریکا و سازمان ناتو اعلام کردند خروج نیروهای خود را از افغانستان، از اول ماه می آغاز و به تاریخ ۱۱سپتمبر به پایان خواهند رساند.

    این در حالی است که به اساس توافقنامۀ صلح بین طالبان و امریکا، قرار بود نیروهای خارجی تا ماه می سال جاری، از افغانستان خارج شوند.

    طالبان، تمدید خروج نیروهای خارجی از ماه می تا ماه سپتمبر را نقض توافقنامه دوحه دانستند، و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نیز گفته است که تأخیر در خروج نیروهای خارجی، سرپیچی از توافقنامه دوحه است، این امر وضعیت را پیچیده کرده و موانع در برابر نشست استانبول نیز ایجاد نموده است.

    پژواک، به تاریخ ۲۹ حمل، از محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر پرسید که آیا این کنفرانس، به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر و طالبان در آن اشتراک می کنند یا خیر؟ وی با اختصار گفت: “تاکنون چیزی جدید در این مورد موجود نمی باشد.”

    یک منبع سفارت امریکا در کابل، که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، در این مورد که کنفرانس ترکیه به تاریخ ۲۴اپریل آغاز خواهد شد یا خیر؟ گفت: “ما منتظر تصمیم نهایی در مورد اشتراک طالبان در کنفرانس استانبول هستیم، ما و سایر طرف های ذیدخل، از شرکت کنندگان افغان می خواهیم تا هر چه زودتر به دور یک میز بیایند. ”

    منبع افزود که به نظر ایالات متحدۀ امریکا، کنفرانس استانبول فرصتی را برای دولت افغانستان و مذاکره کنندگان طالبان فراهم می کند، تا تلاش های خود را برای یک توافق سیاسی صلح آمیز سرعت بخشند، در بخش صلح پیشرفت شود و نشست ترکیه به پروسۀ دوحه پیشرفت دهد.

    همچنان، حفیظ منصور عضو هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان در دوحه، در سخنان خود به بی بی سی ابراز نگرانی کرده که به اساس تاریخ اعلام شده، چند روز محدود به این کنفرانس باقیمانده؛ اما تاهنوز هم به هیئت مذاکراتی افغانستان در دوحه، سهولت هایی مانند ویزه، تست کرونا و دیگر امکانات سفر آماده نشده است.

    قرار بود کنفرانس ترکیه در تاریخ ۲۴ اپریل آغاز شود؛ اما طالبان گفتند تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان، آنها در کنفرانسی که در مورد این کشور فیصله صورت می گیرد، شرکت نمی کنند، امریکا نیز گفته است منتظر تصمیم طالبان در مورد کنفرانس است و درحالی چهار روز تا برگزاری کنفرانس باقی مانده تا کنون امکانات سفر برای هیئت مذاکره کننده، آماده نشده است.

  • دیدبان شفافیت افغانستان نامزد جایزۀ بین‌المللی مبارزه با فساد گوتنبرگ شد

    دیدبان شفافیت افغانستان نامزد جایزۀ بین‌المللی مبارزه با فساد گوتنبرگ شد

    این سازمان بین‌المللی امروز (دوشنبه، ۳۰ حمل) با نشر خبرنامه‌یی پنج فرد و نهاد را از سرتاسر جهان به عنوان نامزدان نهایی جایزۀ سالانۀ این نهاد معرفی کرده است. دیدبان شفافیت افغانستان در جایگاه دوم نامزدان نهایی دریافت این جایزۀ بین‌المللی قرار گرفته است.

    کارکردهای پنج فرد و نهاد برتری که برای دریافت این جایزه نامزد شده‌اند قرار است تا یک ماه دیگری بررسی شوند و یکی از این نامزدان جایزۀ سال ۲۰۲۱ میلادی را از سوی سازمان مبارزه با فساد گوتنبرگ دریافت خواهد کرد.

    نهاد دیدبان شفافیت افغانستان که در سال ۲۰۰۵ میلادی بنیاد گذاشته شد، یکی از فعال‌ترین نهادهای مدنی در عرصۀ شفافیت و مبارزه با فساد در کشور به شمار می‌رود.

  • چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    چرا طالبان از صلح می ترسند؟

    بیش از دو دهه است که طالبان با مردم و دولت افغانستان به خاطر برپایی نظام اسلامی در جنگ به سر می‌برند. به رغم آن‌که مشروعیت دینی و شرعی جنگ این گروه و خشونت‌های جاری، از سوی تمام کشورهای جهان، به ‌ویژه کشورهای اسلامی و علمای جهان اسلام ناروا و ناجایز خوانده شده ‌است‌؛ اما شعله‌های آن همه‌روزه در بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان انسان‌های بی‌گناه را به کام خود فرو می‌برد. هیچ روزی نیست که یک فقه و مفتی در یکی از کشورهای اسلامی، جنگ طالبان با مردم و دولت افغانستان را حرام و ناروا نداند و رسانه‌های کشورهای اسلامی در تکریم و نکوهش جنگ طالبان و کشتار انسان‌های مسلمان، فتوای روحانیون‌شان را پخش و نشر ‌نکنند. از زمانی‌ که طالبان در برابر دولت افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی دست به بغاوت زدند و جنگ در برابر نظام اسلامی را که در آن زمان نیز هیچ‌گونه توجیه شرعی و اسلامی نداشت، آغاز کردند، تلاش‌ها پیوسته برای آغاز گفت‌وگو و جلوگیری از تشدید جنگ و پایان خون‌ریزی صورت می‌گرفت؛ اما به دلیل لجاجت گروه طالبان و مواضع نامنعطف این گروه در برابر ریاست دولت جمهوری اسلامی آن‌ زمان که به ‌وسیله یک روحانی دینی رهبری می‌شد، به‌ ثمر ننشست و با شکست مواجه شد. گروه طالبان از همان آغاز به گفت‌وگو و مذاکره تن نمی‌داد و به خاطر استقرار نظام سیاسی مورد نظرش، لشکرکشی و پیروزی از راه جنگ و قوت نظامی را تنها راه ‌حل می‌دانست. هیچ‌کس به‌ یاد ندارد که رهبران این گروه در برابر خواست‌های مردم افغانستان و جامعه‌ جهانی تساهل و مدارا و به خواست مردم تمکین کرده باشند. این گروه با سقوط هر ولایت کشور خون ریخت و انسان‌های زیادی را سلاخی کرد. حتا در هیچ دوره‌ای از تاریخ اسلام، روایت نشده ‌است که اسیر توسط مسلمانان شکنجه، تیرباران یا کشته شود و دارایی عامه و کشت‌زارهای مسلمان و غیرمسلمان تخریب و تاراج گردد؛ اما جنگ‌جویان این گروه تا توانسته‌، انسان‌ها را سلاخی کرده‌اند و حتا در مواردی به حیوانات و پرنده‌گان رحم نکردند. اسیران نیروهای دفاعی و امنیتی کشور را اکثراً در میدان جنگ تیرباران کرده‌اند و کم‌تر پیش‌‌ آمده است که اسیر را زنده نگه ‌دارند. شقاوت و بی‌رحمی طالبان و عطش‌شان در ریختاندن خون انسان‌ها در بیش از دو دهه جنگ و کشتار، فرو ننشسته و با گذشت هر روز باعث افزایش خشم جمعی شده است. کارنامه‌ سیاه طالبان از زمان ظهور این گروه تاکنون چیزی نیست، جز جنگ، کشتار، ویرانی و ترویج افراطیت دینی و مذهبی با قرائت قشری از دین و آموزه‌های اسلامی.

    گروه طالبان پس از ‌آن‌که با ایالات متحده امریکا توافق‌نامه صلح امضا کرد، به هیچ پایگاه نیروهای خارجی حمله نکرد و هیچ سرباز امریکایی در این مدت توسط این گروه، کشته نشده ‌است. جنگ این گروه که جهاد علیه اشغال و نجات مردم افغانستان از سیطره اشغال‌گران عنوان می‌شد، پس از تفاهم‌نامه صلح این گروه با امریکا، علیه مردم افغانستان ادامه دارد. جنگ‌جویان این گروه هنوز هم با سازماندهی حملات انفجاری و ماین‌گذاری‌ها، افغان‌ها را سلاخی می‌کنند و ریختاندن خون آن‌ها را روا می‌دانند. گروه طالبان از زمانی‌ که با امریکا تفاهم‌نامه‌ صلح امضا کرد، افغان‌های بی‌گناه را زیر عنوان بقایایی اشغال هر روز می‌کشد. هرچند دولت افغانستان از طالبان خواست که در ماه رمضان آتش‌بس کنند؛ اما طالبان با رد آتش‌بس در ماه رمضان، کشتار انسان مسلمان افغان را در ماه رمضان، ثواب گفتند. سوال اصلی این است که چرا طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند و چرا دست از کشتار مردم مسلمان افغانستان برنمی‌دارند؟ چرا طالبان به گفت‌وگو و مذاکره مستقیم با دولت افغانستان حاضر نمی‌شوند و به بهانه‌های مختلف میز مذاکره را ترک می‌کنند؟ چنان‌چه طالبان در دوحه حاضر به ادامه‌ گفت‌وگو با هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلام افغانستان نشدند و میز مذاکره را ترک کردند. بن‌بست مذاکرات دوحه باعث شد که ایالات متحده امریکا کنفرانس استانبول را با مدیریت سازمان ملل متحد پیشنهاد کند. زمانی‌ که تاریخ آغاز نشست استانبول تعیین شد، طالبان از شرکت در این نشست نیز خودداری کردند. نگارنده در این مقاله تلاش کرده ‌است تا به این دو پرسش‌ پاسخ ارایه کند. بنابراین، گروه طالبان با درنظرداشت دلایل ذیل از صلح با دولت و مردم افغانستان و گفت‌وگو هراس دارد:

    ۱- طالبان در صلح محو می‌شوند

    یکی از دلایلی که طالبان از صلح با دولت افغانستان هراس دارند، این است که اگر تحت هر شرایطی این گروه با مردم و دولت افغانستان صلح کند و جنگ و خشونت‌ها را متوقف سازد، وجود و هستی‌‌اش را از دست می‌دهد و محو می‌شود. هستی طالبان با خشونت رابطه ناگسستنی دارد و این هستی در صلح قابل رویت نیست. طالبان به درستی‌ می‌دانند که جامعه امروز افغانستان، جامعه ۱۹۹۶ و سال‌‌های قبل از آن نیست و تغییرات ژرفی در افکار و باورهای مردم و طرز زنده‌گی ‌آن‌ها به استثنای جنگ‌جویان این گروه، به‌ وجود آمده است. رسانه‌های آزاد و همه‌گانی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری با فرایند جهانی شدن و تبادله اطلاعات، روی زنده‌گی مردم این کشور، به ‌ویژه زنان، تاثیر عمیق برجا گذاشته است. در شرایطی که مردم افغانستان قرار دارند، طالبان نمی‌توانند بدون خشونت، وجود و هستی‌شان را اثبات کنند. این گروه حضورش را در ادامه خشونت می‌بیند و فکر می‌کند که باید خشونت کند تا دیده شود و قابل رویت باشد و به جز خشونت و کشتار که با قرائت سطحی و تندروانه از دین صورت می‌گیرد، متاع دیگری برای عرضه به مردم افغانستان ندارد. طالبان با خشونت و جنگ، امتیاز سیاسی – مادی به ‌دست آورده‌اند و هرگز نمی‌خواهند در صلح این امتیاز را از دست بدهند. رهبران گروه طالبان اگر همین امروز جنگ را متوقف کنند و به جنگ‌جویان‌شان اجازه دهند که به مراکز شهرها بیایند و با مردم مراوده داشته باشند، دیگر هیچ جنگ‌جوی این گروه به میدان جنگ برنخواهد گشت. زیرا که جنگ طالبان، جنگ ایدیولوژی نیست و جامعه امروز، جامعه دیروز نیست؛ بلکه جامعه‌ای ‌است که همگام با جهان تغییر کرده‌ است. کثرت اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی به عنوان بخشی از واقعیت جامعه و نیاز کشوری در حال توسعه، پذیرفته شده ‌است. در جامعه‌ امروز افغانستان، رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری فعالیت دارند، نهادهای اجتماعی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف، به ‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان فعال هستند و بالاخره درک مردم از محیط اجتماعی و پیرامون‌شان، دچار دگرگونی ژرف شده ‌است که در چنین شرایطی طالبان اگر خشونت را متوقف کنند و دست از جنگ بردارند، محو می‌شوند.

    ۲- از دست دادن عواید نامشروع

    از اواسط سال ۲۰۰۳ میلادی، کشت کوکنار و تولید تریاک در افغانستان سیر صعودی در پیش گرفت. از سال ۲۰۰۹ میلادی کشت کوکنار و تولید تریاک در مناطق تحت حاکمیت و نفوذ طالبان افزایش یافت و در سال ۲۰۱۷ میلادی به بیش از ۱۴۴ هزار هکتار زمین در مناطق تحت نفوذ طالبان کوکنار کشت شد و هشت تا ده هزار متریک تُن تریاک از آن به دست آمد. این در‌آمد ثابت مالی سبب تشدید جنگ از سوی طالبان و تعهد آنان به دوام جنگ در برابر دولت افغانستان شده است. تقریباً در اکثر بخش‌هایی از جغرافیای افغانستان که این گروه تسلط دارد، مواد مخدر زرع، تولید و قاچاق می‌شود. افغانستان در حال حاضر بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است. تقریباً تمام مواد مخدر تولید شده در این کشور، در مناطق تحت تسلط طالبان زرع می‌شود. سالانه طالبان از این طریق میلیون‌ها دالر عاید نامشروع دارند. حتا پس از تفاهم‌نامه صلح طالبان با ایالات متحد که بیش از پنج هزار زندانی این گروه از زندان‌های دولت افغانستان آزاد شدند، در فهرست ارایه شده طالبان به جانب امریکا، بزرگ‌ترین قاچاقبران مواد مخدر شامل بودند که به اتهام قاچاق مواد مخدر بازداشت و محکوم به مجازات شده بودند. چنان‌که امرالله صالح، معاون نخست ریاست جمهوری در صحبت‌هایش در حمایت از جمهوریت که در پروان برگزار شده‌ بود، این مسأله را نیز یادآوری کرد. بنابراین، طالبان به این دلیل از صلح هراس دارند که در نتیجه‌ آن میلیون‌ها دالر عواید نامشروع و ناشی از جنگ را از دست می‌دهند. جنگ طالبان، جنگ برای تصاحب کل قدرت و سرمایه و رونق تجارت‌شان است، نه جنگ ایدیولوژی و تحقق نظام اسلامی و احیای خلافت اسلامی. اصلاً این گروه برنامه‌‌ای برای نظام اسلامی که ادعا می‌کند، ندارد.

    ۳- ترس از‌ ادغام با جامعه

    طالبان از ادغام با جامعه‌ افغانستان که در شهرها و روستاهای آن خون ریختانده‌ و انسان‌های زیادی را کشته‌اند، هراس دارند. گذشته سیاه طالبان و هراس آنان از‌ آینده عاری از جنگ، یکی از عمده‌ترین دلایلی ‌است که باعث شده ‌است، این گروه از توقف خشونت‌ها و جنگ در هراس باشد. طالبان هرچند بیان نمی‌کنند؛ ولی در خفا از آنچه در حق مردم افغانستان، آن‌هم به دستور استخبارات بیرونی روا داشته‌ و جنایاتی که در این کشور مرتکب شده‌اند، شرمسار هستند. حتا اگر دولت افغانستان در نتیجه‌ هر نوع فشار خارجی این گروه را عفو کند؛ ولی زنان این کشور و فرزندان قربانیان نیروهای دفاعی و امنیتی به ساده‌گی رهبران و جنگ‌جویان آن‌ها را نخواهند بخشید. در فضای عاری از جنگ و خشونت، این گروه به چشم‌های بیوه‌زنان و کودکان یتیم و مادران سوگوار و پدران درد دیده، نگاه نمی‌تواند. از این جهت، هراس این گروه از مواجه شدن با مردم افغانستان در فضای عاری از جنگ و خشونت پس از تفاهم‌ صلح با ایالات متحده ‌امریکا، مضاعف شده‌ است.

    هشت صبح

  • چالش ها و فرصت های خروج امریکا از افغانستان تا 11 سپتامبر 1400

    چالش ها و فرصت های خروج امریکا از افغانستان تا 11 سپتامبر 1400

    جو بایدن، ریس‌جمهور ایالات متحده‌ی امریکا، تصمیم خود مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا ۱۱ سپتامیر سال روان را اعلام کرد.
    زمان گزینش خروج نیروهای امریکا، برابر است به بیستمین سال‌گرد حملات ۱۱ سپتامبر که منجر به فروپاشی ساختمان‌های دوقلوی تجارتی ایالت متحده آمریکا شده و این کشور را در گیر جنگ ۲۰ساله در افغانستان کرد.
    با توجه به مشخص کردن تاریخ خروج نیروهای ایالات متحده‌ی امریکا از افغانستان، لیدنسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه مریکا، بر این باور است که چنین خروجی، می‌تواند جو بایدن را مرتک اشتباه بزرگی کند و طرح‌ریزی حمله‌ی دوباره‌ از سوی گروه‌های تروریستی به امریکا را شکل خواهد داد.
    اعلام خروج نیروهای امریکایی در ۱۱ سپتامبر واکنش‌هایی را به بار آورده که این واکنش، می‌تواند آغاز دوباره جنگ را در افغانستان تسریع کند؛ زیرا تاریخ خروج، باعث نقص توافق‌نامه میان امریکا و طالبان شده است؛ نقضی که می‌تواند طالبان را به شدیددادن جنگ نسبت به گذشته، متمایل کند. گروه طالبان در واکنش به تعین زمان خروج امریکایی‌ها، گفته است که به اساس شورای رهبری، تصمیم بر این است که در نشست استانبول شرکت نکنند، تصمیمی که رابطه میان امریکا و طالبان را تیره‌تر و وضعیت موجود را مبهم‌تر می‌کند.
    به نوشته صبح کابل، این تصمیم طالبان، امریکایی‌ها را وادار خواهد کرد که در نشست استانبول، برای اقناع‌کردن کشورهای دخیل به خصوص پاکستان تلاش کنند؛ تا طالبان در نشست حاضر شوند و بتوانند تاریخ خروج را مشروعیت بدهند و پس از آن، وارد مرحله‌ی حل مشکل میان دوطرف؛ یعنی حکومت افغانستان و طالبان شوند.
    امریکایی‌ها زمان خروج شان را اعلام کردند تا روند صلح سرعت بگیرد و طرحی را برای پیش‌شرط خروج بر طالبان اعمال کنند و از سویی هم، تصمیم خروج در ۱۱ سپتمبر برای آن گرفته شده تا در داخل افغانستان انسجام برای صلح ایجاد شود. در این مدت، امریکایی‌ها از طریق ابزار‌های دیپلماتیک، فشارهای سیاسی و اقتصادی وارد مرحله‌ی منسجم‌سازی حکومت و اپوزیسیسون در روند صلح افغانستان شدند؛ تا هر دو طرف به نتیجه برسند و امریکایی‌ها در سطح منطقه و فرامنطقه‌ به خروج شان مشروعیت بدهند. با توجه به چنین رویکردها، تصمیم خروج نیروهای ایالت متحده‌ی امریکا در ۱۱ سپتمبر، می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌هایی را در پی داشته باشد.
    اولین چالش مربوط به تحریک طالبان است؛ اگر طالبان این تاریخ را نپذیرند و دید متضاد داشته باشند، پیامد آن جنگ شدیدی برای دولت افغانستان و در خطر افتیدن منافع امریکا خواهد بود. این می‌تواند نوعی مانور از طرف طالبان باشد تا امتیاز‌گیری‌های بهتری را برای آینده‌ی شان رقم بزنند، به خواست مهم شان که رهایی زندانیان و پیوستن دوباره‌ی شان به جنگ است، برسند؛ دومین چالش می‌تواند، به شدت‌گرفتن جنگ گروه‌های مخالف طالبان بینجامد؛ زیرا گروه‌های مخالف، برای شدیدکردن جنگ خود بر علیه طالبان و حکومت افغانستان که حامیانش، مخالف حضور امریکایی استند شکل دهند؛ سومین چالش می‌تواند رقابت منطقه‌ای در افغانستان باشد. این رقابت، می‌تواند کشورها را به بازنگری متوجه کرده و از ادغام در روند صلح افغانستان منصرف کند؛ زیرا کشورهای منطقه به دنبال اهداف استراتژیک خود استند و تعیین زمان خروج نیروهای امریکایی می‌تواند، وضعیت را چالش‌برانگیزتر کند؛ چهارمین چالش بر مبنای اعلام تاریخ خروج، می‌تواند نبود پیش‌شرط برای خروج باشد. این رویکرد می‌تواند گروه‌های بیشتر تروریستی را در بطن خود پرورش داده و جنگ را بیشتر استخباراتی کرده و کشورهای دخیل را بیشتر دچار چالش و ابهام کند.
    با این حال، خروج نیروهای ایالت متحده در ۱۱ سپتمبر، می‌تواند فرصت‌هایی را در بر داشته باشد؛ نخستین فرصت، می‌تواند برا ی حکومت افغانستان باشد؛ حکومت افغانستان درفرصت موجود در تلاش بازسازی روابط خود با پاکستان باشد؛ زیرا این کشور نقش کلیدی‌ای در اوضاع جاری افغانستان دارد. بنا بر این، بازسازی روابط دیپلماتیک، می‌تواند هر دو کشور را برای این که صلح در افغانستان به معنای ثبات در پاکستان است، قانع کنند ؛دومین فرصت می‌تواند فرصتی برای طالبان باشد. طالبان می‌توانند از این فرصت برای اعتباربخشی خود نزد کشورهای منطقه در موضوع افغانستان بکوشد و در سوی دیگر، برای امریکا و جامعه‌ی جهانی این را تفهیم کند که این گروه، آماده‌ی رسیدن به صلح از راه دیپلماتیک آن است؛ آخرین فرصت می‌تواند برای کشورهای دخیل در امور افغانستان باشد. کشورهای دخیل در امور افغانستان، می‌توانند با استراتژی پایدار و منافع‌محور برای شان، از طریق افغانستان روابط تجارتی اقتصادی خوبی با کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شکل بدهند.
    در نهایت، پیش از خروج ایالت متحده‌ی امریکا، باید ضمانت‌های بین‌المللی برای تامین صلح افغانستان روی دست گرفته شود. نوع حکومت باید بر مبنای مدل ملی‌محور بازسازی شود؛ تا افغانستان بار دیگر در صف کشورهای تهدید‌زا برای جهانیان به ویژه امریکا قرار نگیرد.

  • مشاور امنیت ملی امریکا: نمی توانیم آینده افغانستان را تضمین کنیم

    مشاور امنیت ملی امریکا: نمی توانیم آینده افغانستان را تضمین کنیم

    جک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا، گفته است پس از خروج سربازان امریکایی از افغانستان، هیچ کسی نمی‌تواند آینده‌ی این کشور را تضمین کند.

    آقای سالیوان، روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، گفته است او و هیچ کس دیگری نمی‌تواند تضمین کند که در داخل افغانستان چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

    او در پاسخ به این پرسش که اگر افغانستان به سرنوشت عراق دچار شود، ایالات متحده دوباره به این کشور سرباز می‌فرستد یا خیر؟ گفت: «جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، هیچ قصدی برای فرستادن دوباره‌ی سربازان امریکایی به افغانستان ندارد. ما نمی‌توانیم آینده‌ی این کشور را تضمین کنیم؛ اما امریکا بر تهدیدات تروریستی‌ای که از افغانستان منشا می‌گیرد، متمرکز باقی می‌ماند.»

    به گفته‌ی آقای سالیون، آن چه که در توان ایالات متحده بود، انجام داد، به ویژه جمع‌آوری کمک‌ها به دولت و مردم و آموزش و تجهیز سربازان افغانستان.

    او خاطرنشان کرد زمان آن فرا رسیده تا سربازان امریکایی به خانه‌های شان برگردند و مردم افغانستان از کشورشان دفاع کنند.

    چند روز پیش، جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که روند خروج سربازان امریکایی در ماه می آغاز و تا یازدهم سپتمبر تکمیل خواهد شد. به دنبال آن، ناتو اعلام کرد که سربازانش را هم‌زمان با سربازان امریکایی از افغانستان خارج می‌کند.

    رییس‌جمهور غنی نیز، در واکنش به این موضوع، گفت که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان، توانایی دفاع از کشورشان را دارند و در دو سال اخیر، بیش از ۹۰ درصد عملیات نظامی را به تنهایی داده‌اند.

    گروه طالبان، ایالات متحده را به نقض توافق‌نامه‌ی قطر متهم کرد و گفت که عواقب آن به دوش امریکا خواهد بود.

    با این حال، منابع استخباراتی امریکا، هشدار داده‌ اند که طرح خروج سربازان امریکایی از افغانستان، ممکن است زمینه را برای احیای دوباره‌ی گروه‌های تروریستی به ویژه القاعده و داعش فراهم کند

  • آلمان به افغان هایی که به سربازان این کشور کمک کرده اند پناهندگی می دهد

    آلمان به افغان هایی که به سربازان این کشور کمک کرده اند پناهندگی می دهد

    آنگریت کرامپ کارنباوئر، وزیر دفاع آلمان، از حکومت این کشور خواسته است به افغان‌هایی که به سربازان آلمانی در افغانستان کمک کرده‌اند، پناهندگی دهد.

    وزیر دفاع آلمان، در گفت‌وگو با خبرگزاری دی‌پی‌ای آلمان، گفته است: «در حالی که آلمان آماده است نیروهای خود را از افغانستان بیرون بکشد، برلین یک وظیفه‌ی عمیق برای محافظت از کسانی که اکنون در خطر هستند، دارد.»

    خانم کارنباوئر، افزوده است: «ما در این‌جا در مورد افرادی صحبت می‌کنیم که سال‌‌ها در کنار ما کار کرده‌اند؛ حتا با قبول خطر، در کنار ما جنگیده‌‌اند و سهم شخصی خود را داشته‌‌اند.»

    وزیر دفاع آلمان، گفته است که کمک به کارمندان محلی، تعهد تمام نیروهای بین‌المللی در افغانستان برای اطمینان از ایمنی آن‌ها است.

    در حال حاضر ۳۰۰ کارمند افغان در کنار نظامیان آلمانی در افغانستان کار می‌کنند.

    وزیر دفاع آلمان، در حالی این اظهارات را مطرح کرده که اخیرا امریکا و ناتو اعلام کرده‌اند که نیروهای خود را تا ۱۱ سپتمبر از افغانستان بیرون خارج می‌کنند.

  • ترک افغانستان و درس‌های طولانی‌ترین جنگ امریکا

    ترک افغانستان و درس‌های طولانی‌ترین جنگ امریکا

    اوایل سال ۲۰۱۰ میخائیل گورباچف، هشتمین و آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی به رییس‌جمهور باراک اوباما در مورد جنگ افغانستان مشوره داد. پس از آن‌که شوروی‌ها در سال ۱۹۷۹ به افغانستان حمله کردند و پس از مدتی خودشان را گرفتار جنگی غیرقابل‌پیروزی در برابر شورش مجاهدین اسلام‌گرای موردحمایت ایالات متحده و دیگران یافتند، گورباچف بر اعضای جنگ‌طلب پولیتبوروی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی مسلط شد و دستور عقب‌نشینی نظامی از افغانستان را صادر کرد. خروج شوروی‌ها در سال ۱۹۸۹ به پایان رسید. گورباچف به اوباما هشدار داد که امریکا خودش را در افغانستان در معرض خطر «ناکامی استراتژیک کلان» مشابه شوروی قرار داده است؛ او «راه‌حل سیاسی و خروج نیروها» را توصیه کرد. گورباچف توصیه کرد که این رویکرد «دو جانبه» ــ خروج مدیریت‌شده نیروها و گفت‌وگو با طالبان و سایر جناح‌های افغانِ درگیر جنگ ــ باید به دنبال «مصالحه ملی» در این کشور باشد.

    بعدا در همان سال اوباما اجازه‌ی گفت‌وگوهای پنهانی صلح با طالبان را صادر کرد و از آن‌زمان به بعد ایالات متحده اساسا توصیه گورباچف را دنبال کرده است؛ البته به آرامی و از طریق سیاست‌های گاه متناقض و با هزینه‌ی بسیار هنگفت مالی و جانی (بیش از ۲۲۰۰ سرباز امریکایی در این جنگ کشته شده‌اند). حضور امریکایی‌ها در افغانستان در ماه آگست سال ۲۰۱۰ با حدود صدهزار سرباز به اوج خود رسید و تا پایان دوره ریاست‌جمهوری اوباما به کم‌تر از ۱۰ هزار سرباز کاهش یافت. مذاکرات حکومت اوباما با طالبان ناکام ماند اما وقتی دونالد ترمپ رییس‌جمهور ایالات متحده شد مذاکرات را احیا کرد. اوایل سال ۲۰۲۰، زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ترمپ، توافق‌نامه‌ای را با طالبان امضا کرد که شامل تعهد برای خروج همه نیروهای امریکایی تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ بود. ترمپ همچنین دستور داد که تا پایان ریاست‌جمهوری وی تعداد نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان به ۲۵۰۰ تن کاهش یابد (حدود ۷ هزار سرباز ناتو نیز باقی ماندند).

    آنچه رییس‌جمهور بایدن از پیشینیان خود در کاخ سفید به ارث برد، این است: یک دهه مذاکره ناموفق؛ یک توافق‌ناقض ناقض از جانب ترمپ که بیشتر از پیش به نفع طالبان واقع شد؛ استقرار نیروهای امریکایی در افغانستان که تعدادشان برای تغییر در بن‌بست جنگ بسیار اندک است؛ و یک مهلت نزدیک‌شونده برای خروج کامل از کشور، یا در غیر آن‌صورت، مواجهه با حملات تازه طالبان. بایدن گزینه‌های خوبی نداشت و فقط فهرستی از گزینه‌های پرخطر پیش رو داشت. او روز چهارشنبه در کاخ سفید پس از پایان بازنگری سیاست‌ امریکا در قبال افغانستان، رایزنی با متحدان ناتوی واشنگتن و آخرین تلاش برای تسریع گفت‌وگوهایِ به‌بن‌بست‌خورده صلح بین حکومتِ موردحمایتِ ناتو در کابل به رهبری اشرف‌ غنی و گروه طالبان، تصمیم خود را اعلام کرد: این‌که ایالات متحده به طولانی‌ترین جنگ تاریخ امریکا پایان می‌دهد و همه‌ی نیروهای امریکایی و ناتو تا تاریخ ۱۱ سپتامبر سال جاری از افغانستان خارج می‌شوند.

    بایدن گفت: «ما به خاطر حملات وحشتناکی که بیست سال پیش اتفاق افتاد به افغانستان رفتیم. این نمی‌تواند دلیل ماندن ما در سال ۲۰۲۱ در آن کشور باشد.» بایدن با اشاره به این‌که او چهارمین رییس‌جمهوری ایالات متحده است که بر مشارکت امریکا در این جنگ نظارت می‌کند، افزود: «من این مسئولیت را به عهده نفر پنجم نخواهم گذاشت.»

    اکنون نباید جای تعجب داشته باشد که ایالات متحده شکست خود را در طولانی‌ترین جنگ خود آشکارا پذیرفته است. دست‌کم از یک دهه بدین‌سو واضح بوده که این جنگ از راه نظامی غیرقابل پیروزی است. بن‌بست جنگی بین سربازان بیرونی و شورشیان محلی ــ مانند وضعیتی که امریکا از حدود سال ۲۰۰۶ تاکنون به خاطر طالبان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند و وضعیتی که شوروی‌ها را سی سال پیش مجبور به عقب‌نشینی کرد ــ زمانی که شورشیان لانه امن خارجی داشته باشند و در آن بتوانند سربازگیری کنند، آموزش ببینند، مجروحان خود را معالجه کنند و دوباره به میدان جنگ برگردند، مانند لانه‌های امن طالبان در پاکستان، اغلب نشان‌گر باخت هستند. ارتش پاکستان و «آی‌اس‌آی» توانسته‌اند عین استراتژی‌ای را که در دهه ۱۹۸۰ آی‌اس‌آی و سازمان «سیا» علیه نیروهای شوروی در افغانستان اجرا کردند، پس از سال ۲۰۰۱ علیه نیروهای ناتو در افغانستان موفقانه اجرا کنند و عین نتیجه را بگیرند.

    شگفت‌آورتر از آن، موفقیت گروه طالبان و دست بالاتر این گروه در مذاکرات با ایالات متحده با توجه به چشم‌انداز تاریک‌اندیشانه طالبان و تجربه نوپای این گروه از دیپلماسی بین‌المللی، بوده است. طالبان از نخستین گفت‌وگوهای خود با فرستادگان اوباما تا مذاکرات شدید این گروه با خلیل‌زاد، پیوسته دو خواسته را دنبال کرده‌اند: خروج نیروهای خارجی از افغانستان و آزادی زندانیان طالبان. این گروه اکنون به این اهداف دست یافته است (حکومت افغانستان پنج هزار زندانی طالبان را از زندان‌های خود در سال گذشته آزاد کرد) درحالی‌که امتیازات اندکی به جانب مقابل خود واگذار کرده است.

    ترمپ بدون درنظرگرفتن این‌که آیا طالبان در خصوص کاهش حملات‌شان علیه نیروهای افغان یا حمایت از مذاکرات، امتیازاتی داده‌اند یا خیر، با تهدید مداوم به خارج‌کردن تمام نیروهای امریکایی از افغانستان، به طالبان کمک کرد. و از آن‌جا که تهدیدهای ایالات متحده مبنی بر تنبیه شورشیان در میدان نبرد روز به روز توخالی از آب درآمد، بزرگ‌ترین مشوق طالبان برای سازش، کسب اعتبار به عنوان یک طرفِ مسئول بر روی صحنه جهانی بود؛ اما از نظر رهبران طالبان، این گروه یا آن امتیاز را تا آن‌زمان به دست آورده بود یا دیگر نیازی به آن نداشت.

    پنتاگون و بسیاری از جمهوری‌خواهان کنگره استدلال می‌کنند که بایدن باید خروج کامل سربازان امریکایی را تا زمان به دست آمدن توافق سیاسی بین طالبان و حکومت افغانستان، یا موافقت طالبان با آتش بس یا دست‌کم کاهش عمده در خشونت‌های این گروه علیه نیروهای افغان و غیرنظامیان، به آینده موکول کند. اما استدلال در برابر این نتیجه‌گیری بایدن که به قول خودش «ادامه چرخه گسترش حضور نظامی ما در افغانستان به امید ایجاد شرایط ایده‌آل برای خروج و توقع نتیجه متفاوت» دیوانگی است، دشوار است. پس از دو دهه خوش‌بینی رسمی و عدم صداقت آشکار در مورد تحولات و پیشرفت جنگ، پذیرفتن شکست نظامی توسط رییس‌جمهور به عنوان شکست، خود ارزشمند است.

    اما چرخه‌ای را که کاخ سفیدِ بایدن برای گرفتن بهترین نتیجه از یک تصمیم خوارکننده به چرخش درآورده است، دل‌سردکننده است. رییس‌جمهور به دلایل وضاح پایان جنگ را با سالگرد ۲۰ سالگی یازدهم سپتامبر تنظیم کرده است، اما به نظر همچون بازاریابی سیاسی در لحظه‌ای به نظر می‌رسد که باید لحظه تأمل درباره هزینه فاجعه‌بار غرور مفرط باشد (این ۲۰ سال جنگ نه‌تنها جان بیش از ۲۲۰۰ سرباز امریکایی را گرفته است، بلکه هزاران افغان نیز در آن کشته شده‌اند). کسانی که بالاترین هزینه را به خاطر بلندپروازی‌های ناکام ایالات متحده در کشورشان پرداخته‌اند، مسلما افغان‌ها هستند و اکنون با خطر بازگشت دوره تاریک طالبان، یا یک جنگ داخلی خون‌بار دیگر در کشورشان روبرو هستند؛ جنگ داخلی آن‌هم بعد از بیش از چهل سال درگیری مستمر که با تهاجمات و اقدامات پنهانی ملت‌های بیرونی آغاز و طولانی شد.

    حکومت بایدن اصرار دارد که به رهبری تلاش‌های بین‌المللی برای ارائه کمک دیپلماتیک، بشردوستانه و سیاسی به حکومتِ مبتنی بر قانون اساسی در کابل و به نسلی از افغان‌های شهری و به ویژه زنان که تحت چتر حمایتی و امنیتی ناتو رشد کردند، ادامه خواهد داد. با این‌حال این عادت مکرر دولت‌های امریکا بوده است که در میانه شکست‌های چندبرابر سیاست‌هاشان، تقصیر را به گردان متحدان افغان خود بیندازند، گویی فساد مزمن افغانستان ربطی به تزریق میلیون‌ها دالر امریکایی به اقتصاد درهم شکسته این کشور ندارد، یا انگار هروئین افغانستان از اعتیاد مصرف‌کنندگان غربی جداست. نامه وزیر امورخارجه آنتونی بلینکن به رییس‌جمهور غنی که اخیرا به رسانه‌ها درز کرده بود و به دلیل بی‌میلی غنی به پذیرفتن اولویت‌های امریکا در مذاکرات صلح افغانستان، مملو از سرخوردگی و تهدیدهای پوشیده بود، آخرین نمونه در این بایگانی نومیدکننده است. روز پنجشنبه، بلینکن برای نشان‌دادن «تعهد مداوم ایالات متحده به جمهوری اسلامی و مردم افغانستان» به کابل پرواز کرد.

    هنگامی که گورباچف رهبری خروج شوروی را از افغانستان برعهده داشت، سازمان سیا و بسیاری دیگر از تحلیل‌گران با اطمینان پیش‌بینی کردند که مجاهدین شورشی که توسط ایالات متحده، پاکستان و عربستان سعودی علیه شوروی مسلح شده و تمویل می‌شدند و صفوف‌شان شامل رهبران آینده طالبان نیز بود، به سرعت قدرت را در افغانستان بدست می‌گیرند. اما در واقع حکومتِ سکولارگرای وقت کابل که هنوزهم از نظر مالی موردحمایت مسکو بود و از مشوره مشاوران نظامی باقی‌مانده‌ی شوروی در افغانستان برخوردار بود، برای چند سال درحالی‌که گورباچف، همان‌طور که در سال ۲۰۱۰ گفت،  به دنبال «همکاری صادقانه و مسئولانه همه‌ی طرف‌ها» برای رسیدن به یک توافق سیاسی بود که بتواند از فاجعه انسانی جلوگیری کند و منطقه را به ثبات برساند، دوام آورد. گورباچف همکاری‌ای را که می‌خواست نیافت. پاکستان و ایالات متحده به دنبال پیروزی کامل بودند و بلافاصله پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، رژیم کابل نیز فروپاشید.

    با این‌حال اگر قرار باشد از تجربه شوروی در افغانستان درس بگیریم، آن درس باید این باشد که پیش‌بینی‌های بیرونی درباره افغانستان معمولا اشتباه از آب در می‌آید. گورباچف یازده سال پیش نوشت: «فرصت وجود دارد، اما برای استفاده از آن چیزهای زیادی لازم است: واقع‌گرایی، ایستادگی و آخر از همه صداقت در یادگیری از اشتباهات گذشته و توانایی عمل براساس آن دانش.» از صداقت دیریست خبری نیست، اما فرصت همچنان باقی‌ست.

    استیو کول

    اطلاعات روز

  • اعتراض ترک‌های افغانستان: در مسایل مهم سیاسی سهیم نیستیم

    اعتراض ترک‌های افغانستان: در مسایل مهم سیاسی سهیم نیستیم

    به گفتۀ آنان، ترک‌های افغانستان به  خدمات صحی، حق آموزش و سایر حقوق اساسی‌شان دسترسی ندارند و حکومت نیز در این زمینه اقدام نکرده است.

    عظیم خنجانی، رئیس شورای شورای همبستگی ترک‌های افغانستان روز یکشنبه 29 حمل در یک نشست خبری گفت که در مسایل مهم سیاسی به آنان سهم داده نشده و آنان در روند صلح نیز حضور ندارند در حالی‌که نمایندۀ هر قوم افغانستان باید در این روند مهم شرکت داشته باشد.

    آقای خنجانی هم‌چنان می‌گوید، حضور این قوم در حکومت نیز نادیده گرفته شده است.

    محبوبه بیگم، مسئوول بخش زنان شورای همبستگی ترک‌های افغانستان در این برنامه می‌گوید، برای توانمندسازی زنان ترک افغانستان سرمایه‌گذاری نشده و آنان هنوزهم به حاشیه قراردارند.

    خانم بیگم افزود، ترک‌تباران افغانستان همواره از نظام جمهوریت حمایت کرده‌اند در حالی‌که این قوم همیشه مورد بی‌مهری حکومت قرارگرفته و برای آنان کار اساسی صورت نگرفته است.

    در همین‌حال، یعقوب احمدزی، معین وزارت سرحدات وقبایل در این برنامه می‌گوید که ترک‌ها از اقوام بزرگ افغانستان است و همیشه تلاش شده تا این قوم وسایر در مسایل مهم کشور شرکت داشته باشند.

    مارشال دوستم، رهبر حزب جنبش ملی نیز در پیامی به مناسبت تجلیل از روز همبستگی ترک‌های افغانستانگفت: راه حل بحران کنونی کشور نظام غیر متمرکز اما انتخاباتی است.

    آقای دستم با اشاره به تاریخ کشور گفت که احمدشاه ابدالی با درک واقعیت‌های اجتماعی و تکثر قومی افغانستان نظام غیر متمرکز را ایجاد کرد و به حاکمان محلی اختیار اداره امور را سپرده بود. آقای دوستم این رویکرد احمدشاه ابدالی را رمز گسترش و بقای حکومت او در تاریخ کشور دانست.

    رهبر حزب جنبش ملی افغانستان، نشست ترکیه را سر نوشت ساز برای کشور دانسته و تاکید کرد که رهبران سیاسی و سران حکومت باید با روحیه  همدیگر پذیری و طرح واحد در این نشست شرکت نمایند.

  • امریکا 1.8 میلیارد افغانی به دهاقین افغانستان قرضه می دهد

    امریکا 1.8 میلیارد افغانی به دهاقین افغانستان قرضه می دهد

    وزارت زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان اعلام نمود ادارهٔ انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا ۱.۸ میلیارد افغانی قرضه را در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی برای دهاقین افغانستان در نظر گرفته است.

    به گفتهٔ وزارت زراعت و مالداری، کمک ۱.۸ میلیارد افغانی ایالات متحده امریکا پیش از هفت هزار دهقان را در سراسر افغانستان تحت پوشش قرار خواهد داد.

    پول کمک شده از سوی اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا به همکاری صندوق انکشاف زراعتی (ADF) که توسط ایالات متحده امریکا رهبری میگردد، به دهاقین کشور اهدا خواهد شد.

    اکبر رستمی سخنگوی وزرات زراعت، آبیاری و مالداری کشور میگوید که صندوق انکشاف زراعتی ۱.۸ میلیارد افغانی ( ۲۳ میلیون دالر امریکایی) قرضه برای دهاقین افغان منظور نموده است.

    آقای رستمی علاوه نمود که این مقدار پول برای هفت هزار دهقان منظور گردیده که پروسه توزیع آن از آغاز سال روان مالی آغاز شده است.

  • پاکستان امیدوار است نشست استانبول به صلح در افغانستان منجر شود

    پاکستان امیدوار است نشست استانبول به صلح در افغانستان منجر شود

    شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه‌ی پاکستان، گفت کشورش متعهد به برقراری صلح و ثبات در افغانستان است.

    به نقل از رسانه‌های پاکستانی، آقای قریشی، روز یک‌شنبه (۲۹ حمل)، در تماس تلفنی با محمدحنیف اتمر، وزیر خارجه‌ی افغانستان، گفت: «افغانستان صلح‌‌آمیز و با ثبات، به نفع پاکستان است.»

    وزیر خارجه‌ی پاکستان، ابراز امیدواری کرد نشست استانبول بتواند در راستای توافق برای تامین صلح پایدار در افغانستان کمک کند.

    در این تماس تلفنی، هم‌چنان وزیر خارجه‌ی پاکستان از وزیر خارجه‌ی افغانستان دعوت کرد پس از نشست استانبول به اسلام‌آباد سفر کند.

    وزارت خارجه‌ی افغانستان تا اکنون در این باره چیزی نگفته است.

    این در حالی است که قرار است در ۲۴ اپریل، شهر استانبول ترکیه میزبان گفت‌وگوهای صلح افغانستان باشد. این نشست، ده روزه خواهد بود و در جریان آن، در باره‌ی حکومت آینده‌ی افغانستان بحث خواهد شد.

    هرچند دولت افغانستان اعلام کرده که برای اشتراک در این نشست آمادگی کامل دارد؛ اما گروه طالبان، گفته است که تا زمان خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان، در هیچ نشست صلحی اشتراک نمی‌کند. پیش‌تر از آن نیز گروه طالبان گفته بود که برای اشتراک در نشست استانبول آمادگی ندارد.

  • اتمر با وزیر خارجه هند دیدار نمود/روند صلح بررسی شد

    اتمر با وزیر خارجه هند دیدار نمود/روند صلح بررسی شد

    در این گفت‌وگو، اتمر با اشاره به همکاری‌های همیشگی هند به‌ویژه در بخش مبارزه با کوید-۱۹، روی آخرین تحولات از جمله پایان حضور نظامی امریکا و فصل جدید همکاری‌های افغانستان و امریکا در بخش‌های امنیتی، سیاسی و توسعه‌ای در مرحلهٔ پساخروج روشنی انداخت و گسترش‌ همکاری‌های منطقه‌ای را در موفقیت پروسهٔ صلح مهم و بااهمیت خواند.
    وزیر خارجه هند نیز بر حمایت همیشگی کشورش از افغانستان صلح‌آمیز و باثبات تأکید کرده و از نقش فعال هند در راستای تقویت همکاری‌های منطقه‌ای برای رسیدن به راه‌حل سیاسی جامع و تأمین صلح پایدار در افغانستان اطمینان داد.
    گفتنی است که دولت بایدن با اعلام تاریخ خروج نیروهای امریکایی، از کشورهای منطقه خواسته بود در صلح و ثبات افغانستان تلاش بیشتر کنند.

  • ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان

    ترکیه، امریکا و “صلح” در افغانستان

    مساله “خروج” را که قدرتمندان امریکا در تعامل با طالبان مطرح کرده اند خیلی ها سنجیده شده است. اول اینکه نباید فکر کنیم که ساختار قدرت امریکا از افغانستان خارج می شود. این گپ خروج نیست بلکه بهتر است این پروسه را تجدید روش و جابجایی نیرو ها برای یک جنگ دیگر در منطقه نامید. آقای بایدن آنچه را که اوباما در عراق انجام داد در افغانستان انجام می دهد. اوباما با تبلیغات لیبرالی گویا به جنگ عراق پایان داد. فقط، هنوز هم بین 3000 هزار تا 5000 هزار عسکر امریکایی، یک نیروی بزرگ استخباراتی و هزار ها قرادای جنگی و استخباراتی امریکا در عراق وجود دارد.* “لیبرال دموکرات”ها مهارت، امکانات، و قدرت عظیمی در خلق گفتمان های تبلیغی و شکل دهی افکار عامه دارند. هرچند بزرگ ترین دروغ ها و خطرناکترین جنگ طلب ها همین ها هستند. اوباما با شعار ختم جنگ در عراق توانست، جنگ را به سه کشور دیگر ( یمن، لیبیا، سوریه) گسترش دهد. اینبار نوبت بایدن است که زیر نام ختم جنگ در افغانستان تهدیدی را برای چین، روسیه، و ایران ایجاد کند.

    دوستان زیادی از من خواسته اند که نظراتم را در مورد آنچه که “مذاکرات صلح” خوانده می شود، بنویسم. هر چند من به تکرار در رابطه به “صلح” گفته و نوشته ام، فقط جا دارد که در مورد نقش مقطعی ترکیه و صف بندی های قدرت امریکا در منطقۀ یک کمی به تفصیل بحث شود.

    اول، باید تکرار کنم که نه جنگ از مردم افغانستان بوده و است و نه آنچه که بنام صلح جریان دارد، صلح مردم افغانستان است و خواهد بود. وابسته گی استعماری متاسفانه پیامد های دراز مدت و خونین دارد که مردم بیچاره کشور های استعمار شده می پردازند. جنگ افغانستان از آغاز یک پروژه استخباراتی برای شکل دهی سیاسی و جغرافیای منطقه بود و افغانستان هم بمثابه پایگاه و به گفته یک پروفیسور ترک از دانشگاه دفاع ملی ترکیه، “لابراتوار” برای قدرت های بزرگ و منطقوی بوده و است. نقش سازمان های استخباراتی از ابتدا در افغانستان برجسته بود و این پالیسی جدید نیست که با آمدن بایدن آغاز شده است. افغانستان یگانه کشوریست که سازمان های استخباراتی در آن ملیشه های نظامی دارند. ملیشه های سی آی ای در خوست و سرتاسر مناطق مرزی افغانستان فعالیت دارند.

    نقش ترکیه را هم در افغانستان باید در این بازی استخباراتی منطقه یی و فرا منطقه یی مطالعه کرد. پیشینه امروزی همکاری ترکیه با امریکا به نخستین روزهای حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 بر می گردد. قدرت مندان ترک با استفاده از نفوذ شان در پاکستان و همکاری شان با نیرو های شمال آن زمان رابطه خوبی با طالبان و جبهه شمال آن زمان داشتند. ترکیه قبل از اینکه نیرو های امریکایی داخل افغانستان شود، استخبارات زیادی را در مورد افغانستان به امریکا فروخت. نگرش قدرت مندان ترکیه به افغانستان هم استخباراتی است. و اکثر سفیر های ترکیه در افغانستان به شمول سفیر فعلی، سابقه ی استخباراتی و امنیتی داشتند و دارند. ( طبعآ، مردم ترکیه احترام, علاقه و دوستی خاصی به افغان ها داشتند و داردند. من بمثابه کسی که سالها در ترکیه زنده گی کرده ام علاقه و احترام ترک ها را به مردم افغانستان از نزدیک شاهد بوده ام). دولت مندان ترکیه در کل سه هدف مهم را در افغانستان دنبال می کنند:

    – استفاده از افغانستان در معامله با امریکا و اروپا برای اهداف کلان و نزدیک شان در منطقه

    – حفظ نفوذ و رابطه با تمام جریان ها و قوای نیابتی محلی در افغانستان

    – سهم بردن از ذخایر و منابع طبیعی افغانستان

    ترکیه در استفاده از افغانستان برای امتباز گیری و معامله با امریکا خیلی ها موفق بوده است. در چندین موارد توانسته با توسل به نفوذش در افغانستان و یا هم کنترول نیرو های نیابتی اش در افغانستان با امریکا معامله کند و امتیاز بگیرد. به طور مثال زمانی که امریکا در سال 2017 می خواست دوستم را به تعبید بفرستد و از شمال دور کند و دوستم نمی خواست از افغانستان خارج شود، با ترکیه معامله کرد. از تاریخ 15 تا 18 می سال 2017 رجب طیب اردوغان در امریکا بود و از اداره امریکا می خواست که امریکا به مسلح سازی کرد ها در سوریه خاتمه بدهد. در مقابل ترکیه در افغانستان، اوکرایین و عراق به امریکا کمک می کند. به تاریخ 18 می اردوغان به ترکیه برگشت و به تاریخ 19 می دوستم را با طیاره ترکی به ترکیه خواست و زیادتر از یک سال به خواهش امریکا در ترکیه نگاه کرد. برای قدرتمندان ترکیه مساله سوریه، اوکراین، آذربایجان، عراق و ایران مهمتر از افغانستان است و متاسفانه فکر می کنند که افغانستان “یک لابراتوار” برای قدرت های بزرگ است که ترکیه هم مانند ایران و پاکستان هر چندگاهی باید از این لابراتوار نفع ببرد. هر چند کنفرانس “صلح” در استانبول برای افغانستان خوانده می شود، ولی در حقیقت این پروسه دوباره چیدن نیروها برای شکل دهی اتحاد های نو در منطقه روی مسایل کلان مانند، روسیه، ایران و چین است. افغانستان تنها دستاویز و میدانی برای این بازی کثیف و خونین است. طبعآ، روسیه، ایران پاکستان هم تقریبآ پالیسی مشابه در مورد افغانستان دارند.

    متاسفانه، مردم افغانستان قربانی اول این به ظاهر “خروج” اند. آنچه را که در آیندۀ نه چندان دور شاهدش خواهیم بود:

    – طالبان بر طبل جنگ خواهند کوبید. ولی آنچه را که از حنجره طالبان بیرون می شود به نوعی گپ قدرتمندان جنگ طلب امریکایی است. جنگ طلبی طالبان با امتیاز گیری زیادتر که با فشار امریکا گرفته خواهد شد، همراه خواهد بود. توجه کنید که این قدرتمندان امریکا بودند که زیادتر از پنچ هزار زندانی و قاچاقبر را رها کردند و برای این کار حتا به دولت غنی مشروعیت دادند. ( برای یک لحظه فکر کنید، اگر خلیلزاد، میلر و دیگران در مراسم سوگند عبدالله اشتراک می کردند، دولت غنی به این شکلش وجود می داشت؟) به همین شکل، هزاران زندانی دیگر به کوشش امریکا در آینده بسیار نزدیک رها می شوند.

    – این رها شده گان با بقایای “طالبان” به مانند یک نیروی نامریی درمناطق استراتیژیک افغانستان به یکباره گی زیر یک نام و با یک بیرق دیگر ظهور می کنند که مانند سوریه و عراق به چند پارچه گی افغانستان منجر می شود. فراموش نشود که اکثریت نیروهای که زیر نام داعش در سال 2014 شهر های عراق تصرف کردند (به شمول رهبران شان)، چندگاهی را در زندان های امریکا در عراق خوابیده بودند.

    – تعدادی زیادی از نیروهای استخباراتی امریکا، که قدرت رزمی دارند، قراردادی های شان و ملیشه های افغان شان برای سمت و سو دهی این پلان در افغانستان می مانند. نیرو های امریکایی هر لحظه که تطبیق این پلان شانرا در خطر ببینند، داخل افغانستان می شوند.

    متاسفانه وابسته گی یک پروسه ای است که همیشه انجام خونین دارد. طبعآ که نخبه گان وابسته افغان نقش مهمی در این پروسه خونین داشتند و دارند. من از سال 2004 به این طرف به تکرار نوشته ام: طالبان و لیبرال های وابسته و مدرن شده افغان دو روی یک سکه اند که در تقابل و تعامل با یک دیگر در یک بازی استعماری افغانستان را ویران می کنند.

    داکترحکیم نعیم استاد تاریخ تحلیلی در دانشگاه برکلی

    فیس بوک، حمد شافعی

  • بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    بایدن: افغان‌ها ! دیگه چه خدمت!

    اعلام تاریخ خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان توسط رئیس جمهور جو بایدن با واکنش های متعدد داخلی و خارجی مواجه شده است.

    برخی این اقدام را سر منشأ تحولات منفی از جمله جنگ های داخلی می دانند و  بعضی دیگر آن را به فال نیک گرفته اند.

    از جمله کسانیکه این خروج را مثبت دانسته شاه حسین مرتضوی مشاور ارشد رئیس جمهور غنی می باشد که گفته خروج نیروهای خارجی سبب توسعه بیشتر کشور می شود.

    اما در میان کاربران فیس بوکی، یک کاربر به نام گل محمد مختاری در این مورد می نویسد: بایدن گفت، مابه اهداف خود رسیده ایم، دیگه باید به خانه برگردیم!!!

    من فکر می‌کنم؛ ایشان کاملا دقیق ودرست گفته است، این مائیم که قدرت گیرایی وفهم لازم را ازدست داده ایم، چراکه هدف اصلی آمریکا، بازیافت واحیای مجدد طالبان بود که از مرحله فنای مطلق و اضمحلال ابدی درغارهای تورابورا، اینک به لطف توجهات آمریکائی ها باردیگر میدان دارعرصه های سیاست ونظام شده اند!!!

    تولید خشخاش و کوکنار، به عنوان منبع اقتصادی طالبان، به چند صد درصد شده است که سالانه میلیاردها دلار به خزانه مخالفین سرازیر نموده تمامی نیازمندیهای آنان را اعم از تهیه جنگ افزار مدرن، معاش اجیران آدم کش، و تربیت انتحاری، فراهم خواهد نمود!!!

    به بهانه اصلاحات اداری، بر تورم قابل انفجار ادارات افزوده واحدهای موازی زیادی را بر ساختار و سازه لرزان و فرسوده نظام تحمیل نموده است!!!

    افغانستان را ازیک کشور مستقل اما ضعیف، به یک مملکت ضعیف، وابسته و مستعمره تبدیل نموده است!!!

    اردوی نظامی کشور را از یک نیروی شجاع و میهن پرست، به یک سپاه معاش بگیر و بی اختیار و بی صلاحیت، تنزل داده است!!!

    نسل جوان و آینده سازان مملکت را در باتلاق اعتیاد، خشونت و تعصب منشی جهت داده، بهترین سرمایه های انسانی جامعه‌ای مارا به گرداب باد فنا، رهبران و سردم داران ما را معتاد به جنگ، خون ریزی، تعصب و عدم هم پذیری نموده‌اند!!!

    و نیز برای همسایه‌های افغانستان، سرگرمی، چالش زایی، زمینه دخالت و دردسر های بی پایان فراهم نموده اند!!!

    همچنین زمینه های اختلافات قومی، مذهبی، و چالشهای سیاسی را به گونه‌ای عیار نموده است که مردم افغانستان هرلحظه خودشان را بالای مین، یادرجوار خرمن باروت احساس خواهند نمود!!!

    این درحالی است که کمک های انجام شده وصدقات اعطایی خودشان را، چندین برابر از طرق دیگر و امکانات پیدا وپنهان کشورمان، بازپس گرفته اند!!!

    پس آقای جوبایدن، کاملا درست گفته است و به اهداف استراتژیک شان دست یافته اند، افسوس برماست که هیچ‌گاه نخواستیم بفهمیم، در کجای این عالم به سر می بریم؟! هدف ما ازجنگ، برادرکشی و خانه ویرانی چیست؟

  • محب: گروه ها مختلف طالبان باید در روند صلح شرکت کنند

    محب: گروه ها مختلف طالبان باید در روند صلح شرکت کنند

    حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور می‌گوید طالبان نمی‌توانند قدرت را در افغانستان از راه زور به‌دست بیاورند و خودشان را بر مردم تحمیل کنند.

    آقای محب که روز (جمعه، ۲۷ حمل) در کنفرانس رایزانا صحبت می‌کرد، گفت پس از توافق دوحه میان امریکا و طالبان، این گروه فرصت خوبی داشت تا خود را از راه سیاست مطرح و از آن طریق پیشرفت کند، اما به‌گفته‌ی محب، طالبان با مطرح کردن سناریوی نادرست «پیروزی» این فرصت را از داست دادند.

    محب افزود وقت آن است تا طالبان با دولت افغانستان صلح کنند و به بخشی از جریان اصلی جامعه‌ی افغانستان تبدیل شوند. او اما تأکید کرد که در روند صلح باید تمام گروه‌های مختلف طالبان شامل باشند و هیچ گروهی از آنها نباید از این روند بیرون باقی بماند.

    از سویی هم، مشاور امنیت ملی کشور در بخشی از صحبت‌هایش با اشاره به خروج نیروهای خارجی از افغانستان، گفت فرصت خوبی برای افغان‌ها به‌خاطر کنترل اوضاع امنیتی کشورشان به وجود آمده است: «من فکر می‌کنم این بهترین فُرصت است تا افغان‌ها مسئولیت امنیتی کشورشان‌را بر عهده گیرند.»

    آقای محب علاوه کرد افغانستان دیگر به حضور نیروهای خارجی ضرورت ندارد؛ زیرا آنها [خارجی‌ها] به ما اطمینان داده‌اند که به حمایت از نیروهای افغان ادامه خواهند داد.

    او در مورد طالبان نیز گفت با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، این گروه دیگر هیچ دلیلی برای ادامه‌ی جنگ ندارد.

    محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه‌ی ایران نیز که در این کنفرانس صحبت می‌کرد، گفت طالبان باید وارد مذاکرات با دولت افغانستان شوند.

    آقای ظریف طالبان را در جامعه‌ی افغانستان «یک واقعیت» دانست و از این گروه خواست خودشان را براساس نظام‌های دموکراتیک عیار کنند.

    ظریف تأکید کرد در صورتی که طالبان بخواهند به دهه‌ی ۹۰ برگردد، امکان ندارد. او استدلال کرد افغانستان امروزی با افغانستان دهه‌ی ۹۰ کاملا متفاوت است.

    وزیر خارجه‌ی ایران افزود که افغان‌ها باید در یک روند صلح به رهبری و مالکیت خودشان در مورد آنچه که می‌خواهند به توافق برسند و سپس روی جزئیات آن کار کنند.

    او در عین حال گفت که کشورهای منطقه باید افغانستان را در ایجاد یک دولت دموکراتیک، نمایندگی متعادل قومی و یک اقتصاد قوی کمک کنند.

    ظریف تأکید کرد که کشورهای منطقه باید اختلافات بین خودشان را کنار گذاشته و روی مشترکات‌شان، از جمله این که «امارت اسلامی» در افغانستان تهدیدی برای پاکستان، ایران و هند است، تمرکز کنند.

    جواد ظریف به نقش جامعه مدنی در افغانستان نیز اشاره کرد و گفت آنچه که در سال‌های گذشته به‌دست آمده است، حفظ و از تداوم آن باید اطمینان حاصل شود.

    اس جی شنکر، وزیر امور خارجه‌ی هند نیز گفت افغانستان امروزی نسبت به افغانستان سال‌های قبل تغییر کرده و چشم‌پوشی از دست‌آوردهای ۲۰ سال گذشته در این کشور امکان ندارد.

    شنکر گفت افغانستان نیازمند صلح دو وجهی است؛ صلح در داخل کشور و صلح در اطراف کشور. او تأکید کرد که همسایگان افغانستان باید در این امر مشارکت کنند.

    وزیر خارجه‌ی هند در ادامه گفت: «این که گفته می‌شود هند با انجام فعالیت‌هایش در افغانستان، پاکستان را به‌طور غیرمستقیم هدف قرار می‌دهد، خیالی باطل است و این سخنان ارزش تلاش‌های هند در افغانستان را کم‌رنگ می‌کند.»