عمران خان با بیان این که سیاست عمق استراتژیک پاکستان نسبت به افغانستان تغییر کرده، گفت پاکستان باید با هر حکومتی که از سوی مردم در این کشور انتخاب میشود، کنار بیاید و همکاری کند.
وی افزود کشورش به دنبال حلوفصل مسئله افغانستان پیش از خروج نیروهای خارجی است تا از بروز جنگ داخلی در همسایگی شرقی خود جلوگیری کند.
به گفته عمران خان، تمام مردم پاکستان در حال حاضر با ترس زندگی میکنند و من حالا از طرف خودم اطمینان میدهم که ما میتوانیم مشکلات سیاسی را قبل از رفتن نیروهای امریکایی حل کنیم.
نخستوزیر پاکستان در ادامه بیان داشته که همه چیز تا اندازه زیادی به زلمی خلیلزاد، پاکستان و افغانستان بستگی دارد تا توافق سیاسی به دست آید و خونریزی متوقف شود.
برچسب: افغانستان
-

عمران خان: سیاست عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان تغییر کرده است
-

در دور تازه ای از سفرهایش در مورد صلح افغانستان خلیلزاد به افغانستان می آید
وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد زلمی خلیلزاد، نماینده این کشور در امور صلح افغانستان، دور تازهای از سفرهای خود را به منطقه آغاز کرده است. خلیلزاد قرار است به افغانستان، قطر و برخی از کشورهای دیگر منطقه سفر کند.
به گفته وزارت خارجه امریکا، خلیلزاد را در این سفر هیأتی از شورای امنیت ملی، وزارت دفاع و اداره توسعه بینالمللی امریکا، «USAID» همراهی میکند. سفر این هیأت در چهارم جون آغاز شده است.
این هیأت در جریان سفرش به کابل با رهبران دولت، سیاسیون، نمایندهگان جامعه مدنی و نمایندهگان زنان دیدار خواهد کرد تا دیدگاههای آن را در مورد روند صلح بشنود.
وزارت خارجه امریکا میگوید که این هیأت حمایت پایدار امریکا را از توسعه افغانستان و یک توافقسیاسی برای پایان جنگ اعلام خواهد کرد.
خلیلزاد در این سفرش دولت و طالبان را ترغیب خواهد کرد در راستای پیشرفت روند صلح که دستآوردهای پسین افغانستان را محافظت کند، گامهای جدی بردارند.
نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در جریان این سفر با رهبران منطقه نیز دیدار خواهد کرد.
به گفته وزارت خارجه امریکا، محور مورد بحث این دیدارها روند صلح افغانستان و افزایش تجارت منطقهای و توسعه است که صلح دستیابی به آن را ممکن میکند.
دور تازه سفر زلمی خلیلزاد در حالی آغاز شده است که بخشی از اعضای مذاکرهکننده دولت به دوحه برگشتهاند تا مذاکرات با طالبان از سر گیرند. تاکنون دور سوم مذاکرات بین دو طرف آغاز نشده است.
-

رئیس جمهور: کسانی که با داکتران برخورد نادرست می کنند، تحت پیگرد عدلی و قضایی قرار می گیرند
رئیس جمهور غنی طی صحبتی، گفت هفت صد هزار دوز واکسین کرونا از چین در آیندۀ نزدیک می رسد و اقدامات لازم به خاطر فراهم کردن آکسیجن مورد نیاز از داخل و خارج، صورت گرفته است.
رئیس جمهور غنی با اشاره به بحران موج سوم کرونا، گفت در کنار وزارت صحت عامه، باید همه در مسئولیت پذیری شریک شویم و رهبری دولت برای بیشتر شدن هماهنگی و همکاری، هر وقت آمادۀ کمک است.
رئیس جمهور کشور، گفت دولت متعهد به حفاظت از حیثیت، عزت و وقار داکتران است و کسانی که با آنان برخورد نادرست کرده اند، مورد پیگرد عدلی و قضایی قرار می گیرند.
سرپرست وزارت صحت عامه از تطبیق هدفمند واکسین کرونا اطمینان داده گفت پلان منظم به خاطر تکمیل نمودن کمبود آکسیجن در شفاخانه ها ترتیب شده است و شماری از شفاخانه ها با سیستم مرکزی آکسیجن وصل شده و متباقی نیز وصل خواهند شد.
رئیس جمهور همین طور شماری از پیشنهادات وزارت صحت عامه و کمیته مربوطه کاری در رابطه به محدودیت های اجتماعی را تایید کرد و به والی کابل و شرکت انکشاف ملی برای آغاز کار پروژه ها به خاطر ایجاد فرصت های روزانه کاری، هدایات لازم را داد.
-

وزرای خارجه افغانستان و ترکمنستان در هرات دیدار می کنند
وزیر امور خارجۀ افغانستان در رأس یک هیأت بلند پایۀ دولتی، امروز با هدف اشتراک در نشست مشترک وزرای امور خارجۀ افغانستان و ترکمنستان، وارد ولایت هرات شد.
وزارت امور خارجهٔ کشور امروز (شنبه،۱۵ جوزا) با نشر خبرنامهای از برگزاری این نشست دو جانبه میان وزرای خارجهٔ افغانستان و ترکمنستان خبر دادهاست.
خبرنامه میافزاید در این نشست، محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجهٔ کشور، هارون چخانسوری وزیر معادن و پترولیم، اجمل احمدی رئیس د افغانستان بانک، احمد داوود نورزی رئیس شرکت برشنا، محمد اسماعیل غضنفر نمایندۀ سکتور خصوصی، معینان و نمایندگان با صلاحیت وزارتهای مالیه، صنعت و تجارت، ترانسپورت، واحد حقوقی ریاست جمهوری، واحد تسهیل سرمایهگذاری اداره امور و ادارۀ خط آهن کشور، اشتراک میکنند.
گفته میشود که این نشست برای دو روز از تاریخ ۱۵ الی ۱۶ (جوزا) میان مسؤلین ادارات سکتوری افغانستان و ترکمنستان به ریاست مشترک وزرای امور خارجۀ دو کشور برگزار میشود.
از سوییهم، قرار است طرفین روی پروژههای زیربنایی، ترانسپورتی، اتصال منطقهیی و انتقال انرژی به شمول پروژه تاپی، تپ، و همچنان گسترش هرچه بیشتر روابط میان دو کشور، بحث و تبادل نظر کنند.
-

عمران خان: نگران افغانستان پس از خروج امریکا هستیم
نخست وزیر پاکستان از وضعیت افغانستان و کشورش پس از خروج نیروهای امریکایی ابراز نگرانی کرد.
عمران خان ، نخست وزیر پاکستان، در بیاناتی اظهار داشت کشورش هر آنچه در توان دارد در جهت حل و فصل سیاسی اوضاع افغانستان قبل از خروج نیروهای بین المللی در اواخر سال جاری ازاین کشور انجام خواهد داد تا خطر جنگ داخلی در کشورهمسایه غربی خود را کاهش دهد.
نخست وزیرپاکستان روز جمعه (4می) در مصاحبه ای با رویترز گفت: «اکنون ترس زیادی در پاکستان وجود دارد و من به شما اطمینان می دهم که ما به بهترین وجه تلاش می کنیم تا قبل از عقب نشینی آمریکایی ها از افغانستان نوعی توافق سیاسی در آن کشور به میان آید.»
عمران خان تاکید کرد اگر وضعیت مانند سالهای 90 میلادی تکرار شود، همراه با افغانستان، پاکستان نیز باخطر روبرو خواهد شد.
جو بایدن، رئیس جمهور آمریكا ، در ماه آپریل اعلام كرد تا 11سپتامبر سال جاری تمام نیروهای آمریكایی را از افغانستان خارج می كند. این اعلامیه با نگرانی در مورد آینده سیاسی افغانستان همراه شد.
عمران خان در ادامه گفت پس از خروج آمریکایی ها، در صورت وقوع جنگ داخلی که بحران پناهندگان را در پی خواهد داشت، بیشترین آسیب متوجه پاکستان خواهد بود.
او افزود: «مشکلی را که با آن روبهرو استیم، از هنگامی است که آمریکاییها تاریخ خروج از افغانستان را اعلام کردند، زمانی بود که طالبان احساس کردند در جنگ برنده شده اند. حالا اگر این فکر را دارند، آنها بهمیز مذاکره آورده شوند برایشان امتیاز داده شود تا در مصالحه سیاسی پیشرفت صورت گیرد، البته آسان هم نخواهد بود. چیزی که اکنون پاکستان را در هراس انداخته که کیها خیلی با وضعیت دشوار روبرو خواهند شد، اگر وضعیت مانند جنگ داخلی پس از سال 1989 در افغانستان به وجود آید، پس از افغانستان نوبت پاکستان خواهد بود.»
نخست وزیر پاکستان افزود در صورت انکشاف چنین سناریو، پاکستان تحت فشار قرار خواهد گرفت، بنابراین ما مجبور هستیم وارد صحنه شویم.»
وی گفت دولت وی سیاست دیرینه پاکستان در زمینه ارتقا “عمق استراتژیک” در افغانستان را تغییر داده است تا حضور یک دولت دوست را در آنجا “افغانستان” تضمین کند.
این اظهارات نخست وزیر پاکستان در حالی مطرح میشود که ماه گذشته، اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، در دیدار با بزرگان کندهار گفت که پاکستان باید سیاست پیروزی ویا باخت را انتخاب کند.
آقای غنی افزود پاکستان پس از خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان ارزش خود را ازدست خواهد داد.
حمد الله محب، رئیس شورای امنیت ملی کشور نیز پاکستان را به حمایت از طالبان متهم کرد.
آقای محب در روز اول عید سعید فطر، با اشاره به پاکستان گفت تاریخ آن کشور “جعلی” است و چیزی برای افتخار ندارد.
شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان در واکنش به انتقادهای اخیر مقامات افغانستان اظهارداشت اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان باید مشخص کند که از پاکستان چه میخواهد.
انتقادهای دو طرف درحالی صورت گرفته است که پس از سفر اخیر رئیس ستاد ارتش پاکستان به کابل و دیدارش با اشرف غنی تاکید شد که به توافقهایی دست یافتهاند و روابط دو کشور وارد مرحه جدیدی شده است.
-

امریکا 226 میلیون دالر به افغانستان کمک می کند
وزارت خارجهٔ آمریکا (جمعه، ۱۴ جوزا) اعلام کرد ایالات متحده در حدود ۲۲۶ میلیون دالر به افغانستان کمک می کند.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا روز گذشته گفت این کمک دولت آمریکا میتواند ۱۸ میلیون شهروند نیازمند افغانستان و از جمله ۴.۸ میلیون بیجا شدگان داخلی را حمایت کند.
آقای بلینکن در رشته توییتی نوشتهاست: « ایالات متحدهٔ آمریکا برای سالهای متمادی، بازگشت کنندگان، پناهندگان و بیجا شدگان افغان را در اولویت خود قرار داده است. ۲۶۶میلیون دالر کمک بشردوستانه جدید ایالات متحده آخرین نمونه بارز تعهد عمیق ما به آیندهای صلح آمیز و پایدار برای افغانستان و مردم آن است.»
وزیر خارجهٔ آمریکا افزود این کمکها، نیازمندیهای شرکای ما را فراهم خواهد کرد به ویژه هدف ما از این کمکها، حمایت از زنان و دخترانی است که در چندین دهه جنگ و درگیری با خطرات جدی از جمله خشونت مبتنی بر جنسیت مواجه شدهاند.
وزارت خارجهٔ آمریکا در بیانیهای گفتهاست: « ما در کنار کمکهای بشردوستانه به افغانستان از دیگران نیز میخواهیم تا مردم افغانستان را حمایت مالی کنند.»
وزیر خارجهٔ آمریکا از طرفهای درگیر در افغانستان خواستهاست هرچه زودتر باید به توافق سیاسی و آتشبس دایمی برسند و جنگ چهلساله را در افغانستان خاتمه دهند.
-

ایران در سیاست خارجی افغانستان جایگاه مهمی دارد
محمدحنیف اتمر روز جمعه در دیدار با «بهادر امینیان» سفیر جمهوری اسلامی ایران در مقر وزارت خارجه افغانستان در باره اهمیت روابط دو کشور تبادل نظر کردند.
دو طرف در این دیدار در مورد تقویت روابط دوجانبه و چندجانبه در بخش های تقویت تجارت، سرمایه گذاری، زیربنا در چارچوب میکانیزم موجود، برگزاری کمیسیون مشترک اقتصادی و نهایی سازی سندجامع همکاریها گفت وگو کردند.
امینیان نیز در این دیدار با اشاره به روابط دیرینه تاریخی و فرهنگی بین افغانستان و ایران و از تداوم حمایت و همکاری های ایران با افغانستان در عرصه های مختلف، بویژه مذاکرات صلح که منجر به صلح و ثبات دایمی در افغانستان گردد، به وزیر خارجه افغانستان اطمینان داد.
جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک همسایه مسئول، همواره از دولت و ملت افغانستان حمایت کرده و شرایط سخت و دشوار در کنار مردم این کشور بوده است.
-

راه سوم و نگرشی بر پیشینهی بیداری اسلامی
واژه های کلیدی:
کمونیزم، کاپیتالیزم، نظام سلطه، بیداری اسلامی، انقلاب اسلامی، تمدن اسلامی.
تاریخچه و طرح مسأله:
جهان در نیمهی دوم قرن بیستم میدان تاخت وتاز دو ایدیولوژی کمونیزم و کاپیتالیزم و نظام های سلطهی اشتراکیت و سرمایه داری بود که به صورت ساده تر بلوک شرق و بلوک غرب نامیده میشدند.
پرچم دار محور نخست اتحاد شوروی سوسیالیستی بود که ظاهرا تمام شرق را فراگرفته به طرف جنوب آسیا، خاورمیانه، قاره سیاه و جنوب آمریکا پیشروی میکرد و شاخه های آن چون گیاه هرزه در تمام دنیا همچنان جوانه میزد و رشد میکرد و به عنوان ایدلوژی برتر، انقلاب رو به جلو، حامی کارگر و دهقان و نظام مساواتگستر و آزادیبخش جلوه میکرد و داد از برابری اجتماعی و اقتصادی و بهشت نقد دنیوی برای نسل بشر میزد.
روی دیگر را پرچم دار ایالات متحدهی امریکا بود که او نیز چون اژدهای خوش خال و خط، به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم به تمام امریکای شمالی، اروپای شمالی و غربی، استرالیا و شرق آسیا سلطه داشت و در خاور میانه وشمال آفریقا و حتی جنوب آسیا نیز میدان میداد و به دنبال سرزمین های بیشتر و منابع ثروت بیشتر برای بلعیدن و به یغما بردن بود و گوش جهان را با فریاد لبرالیزم، حقوق بشر، دموکراسی و سکولاریزم پرنموده بود.(۱)
دین در یک بلوک به عنوان افیون توده ها به شدت سرکوب و در بلوک دیگر به عنوان عامل عقب ماندگی و خشونت به گوشهی انزوا و در برج و باروی کلیساها محبوس شده بود.
مردم جهان میان دوسنگ کمونیزم و سرمایه داری لِه شده و راه سومی وجود نداشت و بارقهی امیدی نه که مردم به آن متوسل شده و راه نجات را جستجو کنند.
اسلام در طول سالیان دراز حاکمیت طاغوت و استعمار قدیم و جدید و دور شدن از اصل نجات بخش خویش که همانا وحی و رسالت و قرآن و عترت بود، در قرن بیستم نیز زیر ضربات کوبندهی شرق و غرب قد راست نتوانست و همچنان لگد مال میشد و با تبلیغات شوم و مسموم رسانه ای چهرهی درخشان آن در پردهی ابهام قرارگرفته بود. بویژه دو بعد مهم سیاسی و اقتصادی اسلام که واهمهی نظام سلطهی جهانی از آن نواحی بیشتر متصور بود سخت کوبیده شده و در تاریکی نگهداشته شده بودند و حتی بحث و پژوهش در آن زمینه مسخره آمیز و نشان عقب ماندگی و ارتجاع تلقی میشد.
نظام اقتصادی و سیاسی اسلام در اندیشهی جوانان مسلمان تبار که در سراسر سرزمین های اسلامی از اسلام فقط تبار را به ارث برده بودند تحت هجوم سیل آسا و طوفانمثال تهاجم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی شرق و غرب نامفهوم و گنگ جلوه میکرد و شاید هم کسی اذعان نداشت که در اسلام مفهومی بنام نظام اقتصادی و اندیشهی سیاسی وجود داشته باشد.
در خاورمیانه کسی باور نداشت که اسلام بتواند حکومتی را برپا یا اداره نماید و شاید سوالی پیش میآمد که اسلام را با حکومت و سیاست چه کار؟ و اصولا اسلام سیاسی چیزی جز خواب و خیال نبود!
آسیای میانه و بخارا که زمانی مهد اندیشهی اسلامی پنداشته میشد در عمل تحت اشغال بلوک شرق کمونیستی قرار داشت و حتی در مساجد نیز از اسلام خبری نبود.
ترکیهی عثمانی فروپاشیده بود و مصطفی کمال اتاترک سکولاریزم را در ترکیهی جوان و لائیک نهادینه کرده و سخن از حکومت اسلامی جرم پنداشته میشد.
اسلام در جهان عرب نیز که تازه سر از استعمار نظامی بلند کرده بود، تحت قیمومیت سلاطین عیاش و مفتخوار و اکثر مجهولالهویت به خرافات و تاریخ سپرده شده بود. چند کشور عربی که به ظاهر هوای دموکراتیک شدن را به سر میپرورانیدند در دام کمونیزم افتاده و احزاب بعثی با شعارهای داغ سوسیالیستی بازارهای قاهره، دمشق و بغداد را گرم کرده بودند. مخصوصا که اژدهای اسرائیل تازه دهن باز کرده و سرزمین های عربی را میبلعید و سرطان صهیونیزم در رگ و خون منطقه میتاستاز میداد.
ایران هم وضع بهتر از اعراب نداشت. قاجاری های زنباره عظمت تاریخی این تمدن بزرگ را به صفر تقرب داده و تمامیت ارضی آن گاهی از شمال و گاهی از جنوب زیر سوال رفته و هر از چند گاهی پارچه های بزرگ و کو چک از پیکر پهناور آن جدا میشد.
در افغانستان هم شعارهای تند و داغ احزاب سوسیالیست بازار پر زرق و برق داشت و جوانان مسلمان تبار را هر روز بیشتر از دیروز به دام میافکند. جوانان به دام افتاده در محافل خصوصی اعتراف میکردند که ما گرچه مسلمان و مسلمان زاده ایم اما چه سود، که اسلام نظام سیاسی و اقتصادی ندارد و دنیای امروز دنیای اقتصاد است و عالم دینی مسمی به ملا و آخوند را با سیاست و حکومت چه کار؟
دختر جوان افغانی که سموم فکری کمونیزم او را دیوانه کرده بود بی پرده میگفت: من در مقابل تصویر لینن ادای احترام میکنم در حالیکه قرآن زیر پاهایم قرار دارد! (۲ )
درآمد موضوع:
در ربع اخیر قرن بیستم وضع متفاوتی به پیش آمده و گویا معجزه ای رخ داد. بارقه های امید درخشیدن گرفت، خورشید بیداری اسلامی از پسِ هاله های سیاه جهل و استبداد سر زد و افق های تازه ای را نه تنها به مسلمانان خسته از سلطهی استعمار و امپریالیزم بلکه به تمام مردم جهان که کاسهی صبرشان از نفاق لیبرال دموکراسی غرب و دیکتاتوری کمونیزم به سر آمده بود نوید داد. در سال ۱۹۷۸ میلادی انقلاب کبیر اسلامی به رهبری امام ملکوتی نفس، سید روح الله موسوی خمینی در ایران به پیروزی رسید و به تصریح بنیانگذار آن که از انقلاب اسلامی ایران به عنوان انفجار نور تعبیر می کرد، انوار گرم و درخشان این انقلاب جهان اسلام و بلکه همه گیتی را فرا گرفت و نقطهی عطفی شد برای بیدار اسلامی و تجدید حیات، عظمت و شکوه تمدن اسلامی، همان تمدنی که نقطه اتصال تمدن های قدیم و جدید تلقی میشود و اگر مشرق زمین را از قول ویل دورانت مورخ و دانشمند مشهور، گهوارهی تمدن ها بدانیم، نقطه اوج این تمدن ها و مرکز ثقل شان تمدن درخشان و طلایی اسلام بوده است.(۳)
بدون شک بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام که ما از آن به عنوان راه سوم بین زنجیر دیکتاتوری و استبداد کمونیزم شرق و انحطاط انسانی نظامِ سلطه و نفاقِ لبرال دیموکراسی غرب تعبیر میکنیم و کسانی هم از آن به عنوان راه سوم بین جمود و افراط گرایی(۴) یاد کرده اند، پیش زمینهی طولانی تر دارد و پس منظر آن به فعالیت های آزادی خواهانه ی بیدارکنندهی شرق سید جمال الدین افغانی و پیروانش محمد عبده، اقبال لاهوری و پسانتر به مبارزان راه بازگشت به اسلام و تجدید حیات اسلامی چون ابوالاعلی مودودی، حسن البناء، سید قطب، امام موسی صدر، آیات عظام کاشانی و مدرس، استاد عبدالرحیم نیازی، اسماعیل بلخی افغانی و ده ها و بلکه صدها رهبران آگاه و فداکار جهان اسلام برمیگردد، اما آنچه که امام خمینی کرد از قماش متفاوتتر بود. او انرژی های باالقوه را به فعل تبدیل و پوتانسیل های موجود در بطن تمدن اسلامی را که بروی آن خاکستر غفلت و پراکندگی امت خوابیده بود به آتش فشانی مبدل ساخت که نه در واحد نژاد، میهن و زبان و مذهب بل به مقیاس وسیع اسلامی انسانی همه خس و خاشاک و موانع بر سرراه رسیدن انسان به خوشبختی رفاه دنیوی و سعادت و نجات اخروی را سوزانید و کوتاه سخن آنکه همه زنجیر های جادویی و همه حجاب های کاذب را که مانع رسیدن انسان به اصل اهورایی اش بود درید تا در یک قطب میخایل گورباچف رهبر اتحاد شوروی را با نامهی تاریخی اش به پوچی کمونیزم و سوسیالیزم متیقن سازد و هشدار دهد که ازین پس کمونیزم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد(۵) و در قطب دیگر ساموئل هانتینگتون استراتیژیست و نظریه پرداز برتر ایالات متحده را ناچار به پذیرفتن اسلام به عنوان یک تمدن ریشه دار و پیشرو نماید. به قول او “هویت تمدنی یا Civilization Identity بطور روز افزون در آینده اهمیت خواهد یافت و جهان تا اندازهی زیادی بر اثر کنش و واکنش بین هفت یا هشت تمدن بزرگ شکل خواهد گرفت. این تمدن ها عبارتند از: تمدن غربی(با شاخه های اروپایی و امریکایی)، تمدن کنفوسیوس، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندو، تمدن اسلاوی – ارتدوکس، تمدن امریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی. (۶) ” او سپس در مقاله ای تحت عنوان انحطاط امریکا میگوید: ” … ایالات متحده آنگونه که ما آن را شناخته ایم باقی نخواهد ماند و به دنبال سایر ابر قدرتهای که صرفاً از طریق ایدئولوژی تعریف شده بودند، در مقبرهی تاریخ دفن خواهد شد.(۷)
امروز نظریه پردازان مشهور و اغلب صهیونیست و دشمن اسلام بر پوچی تمدننمای صنعتی غرب و لذتجویی افراطی و مصرفگرایی وحشتناک و انسانستیزی لجام گسیختهی آن اذعان میکنند و از جاگزین شدن تمدن اسلامی بر ویرانه های قابل پیش بینی آن هشدار میدهند .
فرانسیس فوکویاما عضو سابق دفتر برنامه ریزی های سیاسی وزارت امور خارجه امریکا و تحلیلگر ارشد مرکز مطالعاتی “راند” و صاحب نظریهی معروف “پایان تاریخ” میگوید: “سقوط جامعه پذیری در آمریکا تنها محدود به خانواده نیست. به علاوه انحطاط خانوادهی آمریکایی به سبب تقویت دیگر اشکال زندگی اجتماعی هم نیست، همه پشت سر هم سقوط میکنند.(۸)
و یکی از متفکرین ذی نفوذ آمریکا زبگینو برژنسکی استاد دانشگاه هاپکینز، مشاور مرکز مطالعات استراتیژیک واشنگتن و مشاور امنیت ملی جیمی کارتر انحطاط سکولاریزم غربی را جدی تر تصور میکند:
” تصور نمی کنم که سکولاریزم غربی در شکل فعلی اش بهترین ملاک برای حقوق بشر باشد. سکولاریزم غربی اساساً یک موج فرهنگی است که در آن لذتگرایی، خوشگذرانی و مصرف گرایی مفاهیم اصلی را تشکیل میدهد. در چنین خلاء اخلاقی و معنوی دفاع از انسان چندان معنی نمیدهد. سکولاریزم عنان گسیخته که بخش اعظمی از غرب را فرا گرفته است در درون خویش نطفهی خود ویرانی فرهنگی را پرورش می دهد.(۹)
نتیجه گیری:
نوشتهی حاضر ضمن بحث کلی در مورد بیداری اسلامی و احیای تمدن اسلامی به حیث راه سوم تأثیرات مثبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران را بر این موج بیداری در سه محور خلاصه میکند:
۱- انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در آسیای میانه و جنوبی:
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی موج بیداری اسلامی با پیام صدور انقلاب، کشور های آسیای میانه و جنوبی را فرا گرفت. محور این بیداری افغانستان بود. پیروزی انقلاب مصادف بود با اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد شوروی سوسیالیستی و آغاز مقاومت در افغانستان علیه رژیم کمونیستی وقت و اردوی اشغالگر سرخ که حداقل ده سال به طول انجامید.
انقلاب اسلامی در افغانستان به طور مستقیم از جمهوری اسلامی ایران الهام میگرفت، گرچه کانون های مهاجرت و مقاومت در پاکستان نیز شکل گرفته بود. افغانستان بازار فروش و توزیع رساله های انقلابی بود که از ایران سرازیر میشدند. امام خمینی به شدت از انقلاب اسلامی در افغانستان پشتیبانی و جهاد در برابر اشغال را واجب می دانست. کتب “توضیح المسایل” و “ولایت فقیه” امام در بین مجاهدین دست به دست میشدند و بیانیه های عالمانهی ایشان گوش های شنوای زیادی داشت. بزودی صدای رسای صدور انقلاب و بیداری اسلامی به آسیای میانه که هفتاد سال سلطهی کمونیزم را تحمل میکرد و همچنان به کشورهای پاکستان، بنگله دیش، هندوستان، فیلیپین و حتی مالیزیا و اندونیزیا رسید و سر از قفقاز نیز بر آورد.
انقلاب اسلامی افغانستان نتیجهی مثمری داد و در پایان پر افتخار خویش، صرف نظر از ویرانی های داخلی و جنگ های درون گروهی مجاهدین، آسیای میانه و اروپای شرقی را از زنجیر کمونیزم آزاد ساخت، اتحاد شوروی پاشید، دیوار برلین شکست و ناامیدان قرن بیستم را در پایان آن امیدوار به آزادی نمود.
کشور های جدید اسلامی در آسیای میانه و قفقاز به وجود آمد و مردم بار دیگر به آغوش مساجد و عقاید اسلامی بازگشتند و فرهنگ عزیز و از دست رفته ی شانرا دوباره احیاء کردند.
۲- انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در خاورمیانه و شمال افریقا:
ایران که قبل از انقلاب ژاندارم امریکا در منطقه بود، با پیروزی انقلاب طلیعهای شد برای بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال افریقا و نعمتی برای آزادیخواهان مسلمان و تشنهی بازگشت به اسلام در عراق، سوریه، عربستان، مصر، تونس و
محور بیداری اسلامی در این منطقهی مهم فلسطین اشغالی و لبنان بود. امام خمینی مبارزه مردم فلسطین برای آزادی سرزمین مقدس شانرا ازشکل عربی به جامعیت اسلامی در آورد و مسألهی فلسطین را از اهم مسایل جمهوری اسلامی قلمداد کرد. روز جهانی قدس را پایه گذاری نمود، اسرائیل را غدهی سرطانی خواند و الهام بخش انتفاضه های پیاپی در منطقه شد. آزادی جنوب لبنان و نوار غزه از اشغال اسرائیل و موج بیداری اسلامی در منطقه و بهار عربی(که با توطئه های محور امریکا، صهیونیزم، وهابیت به خزان عرب تبدبل شد) از پیامد های همان الهامات مقدس و صدور انقلاب بود که به دنبالهی پیروزی جمهوری اسلامی ایران باید دسته بندی شود.
امام خمینی باری فرمودند: “باید برای آزادی قدس از مسلسل های متکی بر ایمان و قدرت اسلام استفاده کرد و بازی های سیاسی را که از آن بوی سازشکاری و راضی نگهداشتن ابر قدرت ها به مشام می رسد کنار گذاشت.” (۱۰)
۳- انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات وسیع جهانی آن:
آشکار است که پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران تأثیرات بسزایی در بیداری تمام مردم جهان برای مبارزه با نظام سلطهی جهانی از بوسنی گرفته تا هند و چین و از کشورهای افریقایی گرفته تا قارهی امریکا داشته است. یک نمونهی آن مقاومت غیورانه ی مردم امریکای لاتین در برابر نظام سلطه است و نمونه ی دیگر آن جنبش ۹۹ درصدی ضد سرمایه داری و شعار تسخیر والاستریت در امریکا بوده که از حوصلهی این مقال خارج است.
(سیدعلی موسوی چکاوک)
منابع و مآخذ:
۱- ورسجی، محمد ابراهیم، جهاد افغانستان و جنگ سرد قدرتهای بزرگ، جلد اول، پیشاور، ۱۳۸۱
۲- محسنی، آیت الله محمد آصف، تصویر حکومت اسلامی در افغانستان، پیشاور، ۱۴۱۱
۳- دورانت، ویلیام جیمز، مشرق زمین گاهوارهی تمدن، ترجمه ی احمد آرام، جلد اول، چاپ سیزدهم، تهران، ۱۳۸۷
۴- قرضاوی، یوسف، بیداری اسلامی بین جمود و افراط گرایی، کابل، ۱۳۸۴
۵- نامهی تاریخی امام خمینی به میخایل گوربا چوف رهبر اتحاد جماهیر شوروی
۶ و ۷ – هانتینگتون، ساموئل، نظریه برخورد تمدن ها، تهران، ۱۳۸۲
۸ و ۹ – مصاحبهی سردبیر نشریه نیوپرسپکتیوز کوارترلی با فوکویاما و برژنسکی شماره زمستان ۱۹۹۵ و بهار ۱۹۹۳
۱۰ – برای معلومات بیشتر رجوع به کتاب “نوشتهی کوچک، دغدغهی بزرگ” از نگارنده، مقالهی ” بیت المقدس اولین قبله، دومین مسجد” کابل، ۱۳۸۸
-

اتحادیه اروپا: کشتار هدفمند هزاره ها در افغانستان باید متوقف شود
دفتر نمایندهگی اتحادیۀ اروپا در افغانستان خواستار توقف کشتار هزارهها در کشور شد. این دفتر به بررسی رویدادهایی تأکید دارد این گروه قومی را هدف قرار داده است.
دفتر اتحادیۀ اروپا امروز (پنجشنبه، سیزدهم جوزا) در خبرنامهیی نوشت حملههای هدفمند بر گروه قومی هزاره در افغانستان نگرانکننده است. در خبرنامۀ این اتحادیۀ آمده کشتار هدفمند این گروه قومی باید هرچه زودتر متوقف شود.
بر اساس خبرنامۀ اتحادیه اروپا، رویدادهایی که گروه قومی هزاره را در افغانستان هدف قرار داده است باید بررسی شود و عاملان آن مجازات شوند.
این اتحادیه در حالی بر پایان کشتار هزارهها در افغانستان تأکید دارد در جریان سالهای پسین یک سلسله حملههای مسلحانه و انفجارهای هدفمند این گروه قومی را هدف قرار داده و از این قوم هزاران قربانی گرفته است.
در تازهترین مورد، یک موتر مملو از مواد انفجاری دانشآموزان مکتبی را در غرب شهر کابل هدف قرار داد. در این رویداد دستکم ۸۵ دانشآموز دختر کشته شد و بیش از ۱۵۰ تن دیگری زخمی شدند.
در پی این حملۀ مرگباری که نمونهیی از دهها حملۀ مرگبار بر هزارهها به شمار میرود، شماری از مجامع داخلی از جمله کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان مدعی شدند که هزارهها در سالهای پسین در افغانستان در معرض نسلکشی قرار گرفتهاند.
-

نشست وزرای خارجه افغانستان و ترکمنستان در هرات برگزار می شود
درخبرنامه منتشر شده وزارت خارجه افغانستان آمده است که محمد حنیف اتمر، وزیر امور خارجۀ جمهوری اسلامی افغانستان صبح امروز، با هارون چخانسوری وزیر معادن و پترولیم، اجمل احمدی رئیس د افغانستان بانک، احمد داوود نورزی رئیس شرکت برشنا، محمد اسماعیل غضنفر نمایندۀ سکتور خصوصی، معینان و نمایندگان با صلاحیت وزارتهای مالیه، صنعت و تجارت، ترانسپورت، واحد تسهیل سرمایهگذاری اداره امور و ادارۀ خط آهن در مورد آمادگیهای لازم و نهایی سازی آجندای نشست وزرای خارجۀ افغانستان و ترکمنستان که قرار است به تاریخ ۱۵ و ۱۶ ماه جاری (جوزا) در هرات تدویر یابد، دیدار و گفتگو کرد.
منبع افزوده که وزیر امور خارجه، روی اهمیت روابط میان افغانستان و ترکمنستان برای رفاه اقتصادی منطقه صحبت نموده، و با اشاره بر نیازمندیهای اساسی دو کشور در خصوص تجارت، ترانزیت، انرژی و اتصال منطقهیی، تلاش مشترک افغانستان و ترکمنستان را برای بلند بردن سطح همکاریها در ساحات یاد شده، فرصت خوب در راستای رفاه منطقه، خواند.
اتمر، ضمن قدردانی از تلاشهای نهاد های سکتوری و اتخاذ آمادگیها برای نشست وزرای خارجه، از نهادهای سکتوری کشور خواست تا در قسمت نهاییسازی آجندا، تهیه و تدوین موافقتنامهها و یادداشتهای تفاهم در هماهنگی کامل میان نهاد های ذیربط افغانستان و ترکمنستان، کار نمایند.
به اساس معلومات, در این نشست، روی پروژههای انتقال انرژی، ترانسپورت و اتصال منطقهیی به شمول پروژههای تاپی و تپ و همچنان، همکاری مشترک در امر مبارزه علیه تروریزم، تأمین صلح و ثبات در افغانستان به عنوان مسایل مطروحه در آجندایی نشست وزرای خارجه افغانستان و ترکمنستان، بحث و تبادل نظر، صورت گرفت.
خان ولی خان بشرمل سفیر افغانستان در ترکمنستان به آژانس خبری پژواک گفت که این نشست برای افغانستان خیلی مهم و ارزنده است.
موصوف افزود که ترکمنستان با افغانستان روابط بسیار خوب دارد و چنین نشست ها میتواند این روابط را وسیعتر سازد. -

بیا اما تنها نیا!
واشنگتن به تقاضای پیهم رییس جمهور اشرف غنی برای سفر تنهایی به امریکا پاسخ منفی داده است.
یک منبع دولتی در ۲۶ ثور در گفتوگو با رسانه ها فاش کرده بود قرار است اشرف غنی در روزهای آینده به امریکا برود.
حنیف اتمر، وزیر خارجه، دو روز بعد از آن در (۲۸ ثور) یادآوری کرد تا هنوز روی برنامه مشخصی برای انجام این سفر کار نشده است.
با این وصف، او گفت سفر رییس جمهور به امریکا در شرایطی که نیروهای خارجی در حال ترک افغانستان هستند، بسیار مهم است.
حالا با گذشت حدود دو هفته از افشای این خبر، منابع میگویند تقاضای پیهم اشرف غنی برای سفر انفرادی به واشنگتن پذیرفته نشده است.
طبق معلومات این منابع، درخواست رییس جمهور برای سفر به امریکا توسط سفارت افغانستان در این کشور به کنگره و کاخ سفید سپرده شده است.
اشرف غنی در این درخواست رسمی از کنگره و کاخ سفید تقاضا کرده بود قصد دارد به تنهایی به امریکایی بیایید و با مقامات این کشور دیدار کند.
احتمالا هدف او از این سفر، گفتوگو درباره وضعیت افغانستان، موضوعاتی نظیر صلح و خروج نیروهای بینالمللی از این کشور بوده است.
این درخواست با همین شکل برای چندین بار انجام شده است.
با این حال، کاخ سفید در گام نخست گفته است که نمیتواند پذیرای او به تنهایی و پیش از ماه سپتامبر باشد.
اشرف غنی از اتاقهای فکر امریکا نیز درخواست مشابه داشته است.
ظاهرا پاسخ آنها هم مثبت نبوده است.
اتاقهای فکر گفتهاند ترجیح میدهند، اشرف غنی در سفرش به امریکا با جوبایدن ببیند.
به دنبال پافشاری رییس جمهور غنی، سرانجام کاخ سفید موافقت میکند که تنها در صورتی با این سفر موافق است که او در راس یک هیات بزرگ و همهشمول به امریکا بیاید.
طبق این شرط کاخ سفید، در ترکیب این هیات باید نمایندهگان تمام اقوام، زنان و جامعه مدنی افغانستان شامل باشند.
همچنان شرط دیگر کاخ سفید این بوده است که موضوع سفر باید مشخص و تنها با مسایل پس از خروج مرتبط باشد.
کاخ سفید تاکید کرده است که در غیر این صورت از میزبانی او (اشرف غنی) معذرت میخواهد.
پاسخ اشرف غنی در برابر این شروط کاخ سفید تا هنوز روشن نیست و مشخص هم نشده که برنامه بعدی او در این باره چه خواهد بود.
اما منابع به روزنامه ۸صبح میگویند اشرف غنی قصد داشت که تکوتنها به واشنگتن سفر کند.
به گفته این منابع، اشرف غنی حتا حاضر نبوده است که امرالله صالح، معاون نخست خود را برای همراهی به این سفر ببرد.
او با همراهی عبدالله عبدالله در سفرش به واشنگتن نیز روی خوش نشان نداده است.
این در حالی است که اشرف غنی، پیش از این، بیشتر سفرهای ولایتی خود را بدون همراهی امرالله صالح انجام نداده نبود.
جو بایدن در ماه حمل امسال پیش از آنکه برنامه خروج نیروهای خود از افعانستان را اعلام کند با رییس جمهور غنی تلفنی صحبت کرده بود.
غنی در آن زمان گفته بود که با بایدن درباره خروج نیروهای امریکایی تا یازدهم سپتامبر گفتوگو و از برنامه این کشور حمایت کرده است.
بایدن یک روز بعد برنامه خروج سربازان امریکایی را از افغانستان که از اول می آغاز شد و تا یازدهم سپتامبر پایان مییابد، اعلام کرد. در حال حاضر حدود نصف این نیروها خارج شدهاند.
-

گزارش سازمان ملل: روابط طالبان و القاعده عمیق تر شده است
به تازگی، بخش نظارتی سازمان ملل متحد، گزارش داده است تهدید طالبان نسبت به گذشته افزایش یافته و این گروه در حال گرفتن بخشهای بیشتری از خاک افغانستان است.
به نقل از سیانان، تیم نظارتی سازمان ملل، روز چهارشنبه -۱۲ جوزا-، گزارشی را منتشر کرده که نشان میدهد روابط طالبان با القاعده عمیقتر شده و طالبان متعهد اند که در صورت نیاز، میتوانند با زور و فشار، قدرت در افغانستان را به دست گیرند.
در این گزارش آمده است که با توجه به خروج آخرین سربازان باقیماندهی امریکا از افغانستان، تصویر تاریکی از وضعیت امنیتی در این کشور وجود دارد؛ زیرا همزمان با خروج نیروهای خارجی، خشونتها به بالاترین سطح در دو دههی گذشته در افغانستان، افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش سازمان ملل، در حالی که در سال ۲۰۲۰ میلادی، آمار بالایی از خشونت در افغانستان ثبت شده بود؛ اما رویدادهای امنیتی در سه ماه اول سال ۲۰۲۱ میلادی در مقایسه با زمان مشابه، بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است.
بخش نظارتی سازمان ملل، در این گزارش گفته که گروه طالبان مسؤول بیشتر قتلهای هدفمند در افغانستان استند و افزایش خشونتها نیز به هدف تضعیف دولت و ایجاد ترس در میان شهروندان عادی انجام میشود.
در این گزارش، آمده است که بخشی از رهبری گروه طالبان، هیچ علاقهای به روند کنونی صلح و راه حل سیاسی در افغانستان ندارند.
بر بنیاد این گزارش، طالبان نسبت به گذشته جسورتر شده و ادامهی این وضعیت به آنها این قابلیت را داده که مناطق بیشتری را در اختیار بگیرند و حملات شان را گستردهتر کنند.
بخش نظارتی سازمان ملل، گفته است بسیاریها در افغانستان، به این باور اند که طالبان در تلاش شکلدهی عملیات نظامی اند و دیگر نیروهای خارجیای وجود ندارد که حملات متقابل انجام دهد.
در این گزارش، از افزایش سربازگیری طالبان نیز خبر داده شده و آمده است با وجود بیست سال جنگ، روند استخدام سربازان در این گروه ثابت مانده و از ۵۸ هزار نیرو تا ۱۰۰هزار سرباز افزایش یافته است.
این گزارش میرساند که طالبان با ناامن کردن مناطق، درآمد بیشتری به دست آورده اند. چنانچه گفته شده است که در سال ۲۰۲۰ میلادی، طالبان معادل بیشتر از ۴۰۰ میلیون دالر از طریق اخاذی از بخش معدن و کشت و قاچاق تریاک درآمد داشته اند.
بخش نظارتی سازمان ملل، گفته است طالبان با استفاده از این پول، سلاح و تجهیزات پیشرفته از قبیل هواپیماهای بدون سرنشین و مواد انفجاری برای افزایش حملات تروریستی خود خریداری میکنند.
بخش دیگر این گزارش، به روابط پیچیده و عمیق میان طالبان و شبکهی القاعده اختصاص داده شده است. در گزارش آمده است که هنوز هم بخش قابل توجهی از رهبری القاعده در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان حضور دارند؛ حتا گفته شده که گزارشهایی از زندهماندن ایمنالظواهری، رهبر درجه یک القاعده نیز وجود دارد.
هرچند گروه طالبان بارها در صحبت با رسانهها، از حضور جنگجویان خارجی در افغانستان انکار کرده اند؛ اما بر اساس گفتههای بخش نظارتی سازمان ملل، بین ۸ تا ۱۰ هزار نیروی جنگی خارجی در این کشور حضور دارند که از سوی طالبان محافظت میشوند.
در گزارش آمده است که با توجه به پیوندهای شخصی «ازدواج» میان طالبان و القاعده، بسیار بعید است که طالبان برای سرکوب القاعده کاری انجام دهند و برعکس مشارکت این دو گروه از طریق نسل دوم، تقویت و حتا عمیقتر شده است.
این گزارش در حالی بر ادامهی روابط طالبان و القاعده مهر تأیید میگذارد که بر اساس توافقنامهی دوحه میان طالبان و امریکا، این گروه باید روابط خود را با سایر گروههای تروریستی از جمله شبکهی القاعده را قطع میکرد. پیش از این ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، به روزنامهی صبح کابل گفته بود که در هیچ جایی از توافقنامه، قطع رابطه با شبکهی القاعده ذکر نشده است.
محمد هاشم سلطانی- کابل
-

قصیدهی امام/ به مناسبت رحلت امام خمینی(ره)
قصیده زیر به مناسبت رحلت امام خمینی(ره) توسط شاعر گرانقدر داکتر سید علی موسوی چکاوک سروده شده که از نظر می گذرد:
ز محفل نمی آید آواز یــــار
زبستان پریدست مرغ هـزار
درآن شام بینام، نام آوران
چو طوفان هوا را نمودند تار
یکی می خروشید چون صاعقه
یکی گریه چون ابر های بهار
یکی می سرودی به مهر رخش
کزو ماه و پروین شده شرمسار
چو گوهر روان بود اشک صدف
دل ریش نسرین و مژگان خار
شقایق همه سر به زانوی غم
دران سو یکی لالهی داغـدار
سحرشبنم از چشم گل می چکید
به رخسار برگ زمرد نگـــار
لحاف درختان طلای زریر
چو تاج عروسان هندو تبــار
هلالش چو قوس قزح دلفریب
وبدرش درخشان تر از ده و چار
به یاس کبودش درین انجمن
شکسته سر خامه ها بی شمار
چسان مرکب راهــــوار خیال
رسد بر بلندای آن کوهــسار
دریغا سر جنگ دارد سپهر
کمان کرده ابروی توسن سوار
شـــهیدم به محراب پیوسته اش
چـــو کشتی بیانداز اندر کـنار
خـوشا روزگاران ساقی و می
که با یار گه مست و گاهی خمار
لب نوش بودی و نیش حیات
شب وصل بودی و آغوش یار
عقابش نیاید به پستی فـــرود
که او لانه دارد به اوج منار
به پرواز آمـد چـــو روح خدا
سبک بال تا قرب پروردگار
خمینی خمینی کجا رفته ای ؟
درین بزم بودی تک و نامـدار
چی گوییم در سوگ خورشید دهر
خــراباتی و شــــیر شب زنده دار
به یکدست خود پرچم عشق داشت
به دست دگر قبضهی ذوالفــقار
کتــاب خدا بر زبانش روان
ز انـــوار ایمان دلش کامـــگار
لـوای علی را نمــــوده بلند
شده مایهی عـــزت و افتـــــخار
نظـــام الـهی بنا کرده اســـت
یکی پیــر برنا دل هوشـیار
شـــــکوه نخســتین اسلام را
نمود ســت احیا امـــــام کبار
تو بیداری آمــــــــوختی بر ملل
منـــــــادی آزادی و اعتــــــبار
تو ای اســـــوهی وحدت و اتحاد
نماد غیــــــوری و عز و وقــــــار
تو بشکســته ای پوز طــاغوت را
بر آورده ای از شیــــــادان دمـــار
زبون گشــــته مستکبران جــــهان
به دست جمــــارانیی خاکســـار
ســراغِ پیـمــــبر گـــــرفتم از او
حکیـم وشــجاع و بزرگ و عیار
بجــا مانده اوصـــاف نیــکو زخود
هـــــــزاران ورق دفتری زرنگار
فراق تو هر چند ســـــــوزنده است
برفتی و مــــاندی نکو یادگـــــــار
به ســـــــــیمای رهبر نشان تو بود
فقیـــه و ولی امـــر با اقـــــتدار
خــــــدایا تو پاینده دارش همیـــش
نظــــامش به تایید خود اســـــتوار
صــــــبا پیک ما می رســـاند به او
ازین کــــوی تا آن خجسته مزار
“چـکاوک” بجز شعر چیزی نداشت
که می ریخــت در پای تو باربار
-

طالبان هنوز خوی دد منشانه خود را دارند
قندهار – کمال الدین طی سفر اخیر خود به یک آرایشگاه مراجعه کرد تا از لذت نامشروع گونههای تراشیده و سبیل مد روز حظ کند. اما این مغازهدار ۲۵ ساله، از ترس خشم طالبان، قصد داشت قبل از عزیمت به خانه اجازه رشد مجدد آن را بدهد.
پدر و برادرش ماه گذشته به خاطر استفاده از تلفنهای هوشمند در ولسوالی ارغستان، محل زندگیشان دستگیر شدند. شورشیان دستگاههایی را که میتوانستند برای رفتارهای غیراسلامی مانند پخش موسیقی و فیلم استفاده شوند، مصادره کردند و مردان را مجبور به بلعیدن سیم کارتهایشان کردند.
کمال الدین هنگام انتظار برای بازگشت از قندهار، مرکز ولایت تحت کنترل حکومت، این داستان را بازگو کرد. وی گفت: ” اگر مرا اینطور ببینند به زندانم میاندازند. اگر طالبان برگردند، تاریکی خواهند آورد.”
طالبان، که ۲۰ سال پیش توسط حملهای به رهبری ایالات متحده از قدرت برکنار شد، آماده گسترش نفوذ خود است زیرا نیروهای آمریکایی، پس از توافقنامهای که در فبروری سال ۲۰۲۰ امضا شد، قصد دارند اواخر سال جاری کشور را ترک کنند. این گروه در ماههای اخیر تلاش کردهاست تا خود را به عنوان یک بازیگر دولتی مسئول در برابر قدرتهای منطقهای و غرب به نمایش بگذارد. در حقیقت، برخی از مجازاتهای شدید آنها، مانند قطع دست برای سارقان، کمتر از دهه ۱۹۹۰ مورد استفاده قرار میگیرد زیرا آنها در تلاشند که از گریزان شدن افغانها جلوگیری کنند.
با این حال گزارشهای کمال الدین و سایر کسانی که تحت حکومت طالبان زندگی میکنند، و همچنین خود شورشیان، حاکی از آن است که حکومت این گروه مانند گذشته بیرحمانه است و با چند دهه تجربه، حالا ماهرانهتر هم است.
طالبان هنوز موسیقی را ممنوع میدانند، مردان را مجبور به بلند گذاشتن ریش میکنند، تحصیلات دختران را محدود میکنند و زنان را از ترک خانه بدون اقوام مرد یا پوشیدن برقع منع میکنند. ساکنان مناطقی که آنها کنترل میکنند، میگویند که ضرب و شتم و اعدام افراد متهم به جنایت – با نمایش جسد مجرمین به عنوان هشداری برای بقیه – هنوز هم عادی است. در یک مورد، مردانی که به آدم ربایی متهم شده بودند، در ملا عام به دار آویخته شدند، مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و برای اینکه همه ببینند، با لباسهایی غرق در خون همان جا رها شدند.
برای برخی، عدالت سریع و بی رحمانه احساس امنیت را فراهم میکند، امری که به ظهور اولیه طالبان دامن زد، از جمله برقراری نظم در کشوری که درگیر جنگ، جرم و فساد است. اما این روند باعث ترس نیز میشود.
اشلی جکسون، که تحقیقات گستردهای را در مورد افغانستان، طالبان و افرادی که تحت حکومت آنها زندگی میکنند، برای موسسه توسعه خارج از کشور، یک اتاق فکر در امور جهانی، انجام داده، گفت: “داشتن یک حکومت سایهوار به مدت چند سال تجربهای را به طالبان دادهاست که این گروه به رهبری روحانیون روستایی قندهار و سایر ولایات جنوبی، هنگام تصرف کابل در سال ۱۹۹۶ فاقد آن بودند.”
وی گفت: “آنها این سطح از سازماندهی را و مطمئناً این سطح از تحصیلات و مهارت را نداشتند. این بدان معنا نیست که آنها آسانگیر شدهاند. آنها درواقع حالا زیرکتر هستند. ”
رهبران طالبان که در مورد توافق نامه خروج سال گذشته با دیپلماتهای آمریکایی در دوحه، قطر، مذاکره کردند، میگویند که آنها میخواهند یک حکومت فراگیر ایجاد کنند که تهدیدی برای هیچ کس نباشد، و این امر از فعالیت گروههای تروریستی در خاک افغانستان نیز جلوگیری میکند. ملا هیبت الله آخوندزاده، رهبر طالبان در پیام تعطیلات عید در ماه مِی گفت: “امارت اسلامی به دنبال روابط صمیمانه و مثبت بر اساس احترام متقابل و رفتار خوب با همه کشورهای همسایه، منطقه و جهان است. ”
میزان نفوذ طالبان بر آینده سیاسی افغانستان تا حد زیادی به نتیجه گفتگوهای صلح فعلی با حکومت افغانستان بستگی دارد که قرار است این هفته از سر گرفته شود. در صورت فروپاشی این گفتگوها، این کشور میتواند شاهد خشونت یا جنگ داخلی بیشتری باشد.
با خروج نیروهای آمریکایی، طالبان احتمالاً از خلأ امنیتی، خواه از طریق نیروی نظامی و خواه از طریق توافق نامه صلح، نفوذ سیاسی بیشتری در کشور خواهند داشت. نوع حکومتی که آنها میخواهند به نزدیک ۴۰ میلیون نفر از مردم افغانستان تحمیل کنند، در مقابل جهان گستردهتر اسلام قرار میگیرد، جایی که نیروهای بنیادگرایی مسلمان در سالهای اخیر عموماً رو به زوال بودهاند.
شادی حمید، کارشناس اسلام سیاسی در موسسه بروکینگ، گفت: “این یک داستان هشداردهنده است.” وی با اشاره به گروههایی مانند اخوان المسلمین مصر، که پس از یک سال که در قدرت بودند، در سال ۲۰۱۳ به یک کودتای نظامی تسلیم شدند، گفت: “جنبشهای جریان اصلی اسلام گرایی که تصمیم به مشارکت در فرایندهای دموکراتیک گرفتند، نتیجه چندانی نگرفتهاند. برخی از جنبشهای اسلامگرا که از خشونت استفاده میکنند، به نتایج قابل توجهی دست یافتهاند.”
حمید، یک جنگجوی ۲۸ ساله طالبان گفت که وی پس از کشته شدن کاکایش در حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی، در سن ۱۵ سالگی به این جنبش پیوست. او اوایل ماه جاری با سه ساعت فاصله از روستای خود به کابل رفته و برای اولین بار پس از ۹ سال وارد پایتخت افغانستان شد.
این جنگجوی طالبان با پوشیدن صندل و لباس سنتی افغانستان، با موهای فرفری و ریش نامرتب، از دیدن زنان در محلههای طبقه متوسط شهر که به جای پوشیدن لباسهای کاملاً پوشیده، فقط چادر به سر داشتند، ناراحت شده بود.
حمید در حالی که آهنگ موسیقی پاپ افغانی به گوش میرسید، گفت: “این آدمها، اینها خدا را نمیشناسند” ، وی با اشاره به اینکه موسیقی در اسلام ممنوع اعلام شدهاست، گفت: “این حرام است”.
وی گفت، در کابل، طالبان قصد دارند نوع حکومت اسلامی را که در دهه ۱۹۹۰ ایجاد کرده بودند، بازگردانند. “چه مشکلی در آن زمان وجود داشت؟ مردم همیشه میگویند ما با زنان بدرفتاری کردیم، اما آن موقع این یک ضرورت بود، “او مثل باقی طالبان گفت، محیط مکتب برای دختران امن نبود.
چند روز قبلتر حمیده گفته بود، او بیرون از مسجدی در ولسوالی سیدآباد ولایت وردک دیده بود که طالبان یک مرد مسن را که از مردان دیگر رابطه جنسی خواسته بود متهم کرده بودند. او گفت: این مرد را بردند و پاهایش را آنقدر با شاخههای ضخیم درخت گیلاس زده بودند که به سختی میتوانست بایستد.
وی گفت: “قدرت واقعی ما هوش ماست. هر کاری که انجام دهید، به سرعت متوجه خواهیم شد.”
توانایی طالبان در ایجاد نظم، هر چند بی رحمانه، در بیشتر مناطق افغانستان در دهه ۱۹۹۰ همچنان منبع قدرت آنها در مناطق روستایی است که در آن بخشهایی از جمعیت تفکری مانند آنها دارند.
سنگین در ولایت هلمند، مرکز اداری طالبان واقع در غرب قندهار، به گفته ساکنان آنجا، طی سال گذشته شاهد افزایش تعداد پناهندگان از مناطق ناپایدارتر در این ولایت بودهاست. یکی از ساکنان گفت: از زمان توافقنامه فبروری ۲۰۲۰ با ایالات متحده، قیمت اجاره ماهانه برای یک خانه مناسب از حدود ۱۰ دالر به حدود ۱۰۰ دالر افزایش یافته است.
مردم محلی توضیح دادند که طالبان چگونه اختلافات بر سر زمین را طی چندین ماه حل و فصل کردند، فساد را ریشه یابی کردند و کسب و کار را به بازارهایی که سالها خالی بودند، برگرداندند.
عبدل، یک پزشک در ولسوالی چرخ تحت سلطه طالبان در ولایت لوگر، جنوب کابل، گفت: “ما میتوانیم محل کار خود را از صبح تا عصر باز نگه داریم بدون اینکه ترسی از سارقان داشته باشیم.”
یک بعد از ظهر در سال گذشته، او به دنبال صدها نفر دیگر از نمازگزاران، از نماز جمعه به بازار رفت، جایی که شورشیان از ساکنان خواسته بودند که جمع شوند. هنگامی که حدود ۲۰۰۰ تماشاگر جمع شدند، جنگجویان طالب مردی را در مقابل جمعیت کشاندند و او را به سرقت موتورسیکلت متهم کردند. عبدل گفت، یک روحانی سپس با شلاق که روی آن آیات قرآنی نوشته شده بود، به پشتش ضربه زد. با هر ضربه، طالب دیگری جمعیت را تحریک می کرد که فریاد بزنند “الله اکبر”. این ماجرا دو ساعت طول کشید.
رهبران طالبان جزئیات کمی درباره نحوه اداره کشور ارائه دادهاند. آنها گفتهاند که می خواهند حاکمیت اسلامی را برپا کنند، اما نگفتهاند چه چیزهایی را به دنبال دارد – یا افرادی را که میترسند آنها سابقه خود را در مورد نقض گسترده حقوق بشر تکرار کنند، آرام نکردهاند.
فاطمه گیلانی، یکی از چهار زن در هیأت حاضر از مذاکرات از سوی حکومت، همچنین عضوی از شورای ۲۰۰۲ بود که پس از سرنگونی طالبان، یک دولت انتقالی و کمیته متعاقب که قانون اساسی را تهیه کرد، برگزید. او در آن نقشها، با روحانیون محافظه کار و بزرگان سرتاسر کشور برای ایجاد حمایت واحد از قانون اساسی جدید مشورت کرد و امیدوار بود که بتوان طالبان را دوباره متقاعد کرد که اقدامات خود را برای ایجاد حمایت بیشتر در میان افغانها تعدیل کند.
خانم گیلانی گفت که ممکن است طالبان اعتقادات اصلی خود را تغییر نداده باشند، اما ” به خوبی می دانند که حفظ سبک و سیاق ابتداییشان غیرممکن است. آنها می دانند که افغانستان کشور متفاوتی است.”
مقامات دولتی در کابل میگویند که غرب نباید دچار این توهم شود که طالبان تمایلات یا جهان بینی خود را تغییر دادهاست. عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی و چهره برجسته مقاومت ضد طالبان در دهه ۱۹۹۰، گفت: “من فکر نمیکنم که بتوان انتظار داشت که طالبان تغییر عقیده بدهند.” آقای عبدالله در مورد افغانهایی که نگران هستند آزادیهای فعلیشان به خطر بیفتد، افزود: “این ترس کاملا موجه است.”
در ماه می، طالبان در موسی قلعه هلمند، دو آدم ربا را که دو زن و یک مرد را ربوده بودند، گرفتند. در یک ویدیو، افراد ربوده شده، در زنجیر و با تهدید اسلحه، از خانوادههایشان میخواهند که برای آزادی آنها پول جمع کنند. به گفته یکی از ساکنان که فیلم و عکس های این حادثه را ارائه داد، چند روز بعد، پس از آزاد کردن گروگانها، طالبان مجرمان ادعا شده را از برجی در مرکز شهر به دار آویختند، سپس به آنها شلیک کردند و گذاشتند همان بالا بمانند – با چشمان بسته و خون جاری از لباسّهایشان – تا ساکنین آنها را ببینند.
در ماه دسامبر، ملیشههای طالبان گروهی از مردان را که به آنها گفته شده بود در بسهایی که از کابل در بزرگراهی در ولایت وردک تحت کنترل شورشیان به قندهار میرفتند، دست به سرقت میزدند، گرفتند. به گفته حمید، جنگجوی طالبان و غیرنظامیان منطقه، طالبان پس از کشتن یک مظنون با شلیک تیر، بدن او را از یک تیر چراغ کنار بزرگراه آویزان کردند تا هشداری برای سایرین باشد.
در یک مجازات معمول که توسط جنگجویان و ساکنان بازگو شده، طالبان یک دزد را روی خری رو به عقب حیوان قرار دادند، صورتش را با زغال یا روغن سیاه کردند، و در حالی که او را در جاده ها سواری میدادند، مجبور کردند که در یک بلندگو داد بزند که پشیمان است.
به گفته غیرنظامیان، تحلیلگران امنیت غربی در کابل و کارشناسانی که طالبان را دنبال میکنند، اگرچه طالبان از فعل مجازات سرقت با قطع عضو حمایت میکنند، اما امروزه به ندرت چنین اتفاقاتی در قلمرو طالبان اتفاق می افتد. ذبیح الله مجاهد، سخنگوی این گروه، گفت که بعد از ایجاد یک سیستم کاملاً پایدار، قطع عضو باید همراه با مراقبتهای بهداشتی بعد از بریدن اندام، انجام شود.
طالبان همچنین بسته به آداب و رسوم محلی، در اعمال قانون تا حدودی انعطاف نشان دادهاند. به گفته باشندگان، آنها در مناطقی از هیرمند و قندهار آنتنهای تلویزیونی و دستگاههای پخش موسیقی یا فیلم را از بین می برند. با این حال، در ولایت شرقی لوگر، این اقلام اکثراً مجاز هستند. سمندر، یک جنگجوی ۲۸ ساله طالبان از ولسوالی چرخ، گفت که دو تلفن هوشمند دارد.
وی با اشاره به سریال تلویزیونی تاریخی “Kurulus: Osman” در مورد امپراتوری عثمانی گفت: “ما سریالهای ترکی را تماشا میکنیم، به ویژه” عثمان ” را! بدون آن، نمیتوانیم بخوابیم.” وی گفت که او از اینترنت برای جستجوی گوگل و خواندن اخبار استفاده میکند. “اگر نتوانم از اینترنت استفاده کنم، احساس میکنم بخشی از بدنم را از دست دادهام.”
در قندهار تحت کنترل حکومت، دومین شهر افغانستان و زادگاه معنوی طالبان، روحانیون برجسته صریحاً نحوه اداره طالبان در مناطق تحت سلطهشان را ستایش میکنند. محمود سعید، رهبر ۲۸ ساله مسجد جامع حنفی، یک مسجد با نفوذ، گفت: “بیشتر مردم خواهان بازگشت طالبان هستند. در آن زمان اوضاع بهتر بود. اکنون هیچ قانون اسلامی وجود ندارد. ”
غیرنظامیان مخالف حکومت طالبان از مالیات بیش از حد، خشونت مستبدانه و خدمات ضعیف، به ویژه در مکاتب و بهداشت شکایت دارند. کمال الدین، از ارغستان، گفت که دیگر به مسجد نمیرود زیرا طالبان با استفاده از وقت نماز ساکنان را تحت فشار قرار میدادند تا برای جنگجویان آنها تراکتور و غذا تهیه کنند و بدون مزد برای آنها کار کنند.
نثار احمد، یک مغازهدار از شهر اسپیروان در قندهار که تحت کنترل طالبان است، شکایت کرد که دختران اجازه تحصیل بیش از سن بلوغ را ندارند. وی گفت: “من قصد دارم مغازهام را بفروشم و به شهر بروم تا دخترم بتواند تحصیل کند.”
معلمی به نام عبدالله، که در مکاتب تحت کنترل حکومت و شورشیان کار کردهاست، گفت که مکاتب در مناطق طالبان در ولایت لوگر زادگاهش، تنها حدود یک پنجم کتابهای مورد نیاز را دارند.
شکوفه بهار، مادر سه فرزند از ولسوالی پنجوائی در قندهار، تحت سلطه طالبان، گفت که در طول ۱۴ سال زندگی در یک ازدواج بسیار بد، تنها زمان فراغتش رفت و آمدهای او برای خرید روزانه به بازار بودهاست. وی گفت که پس از آمدن طالبان به شهر، آنها زنان را از خروج از خانه بدون همراه داشتن یکی از اقوام مرد منع کردند و او را در خانه حبس کردهاند.
وی گفت: “مردم نیازی به طالبان ندارند تا قوانین خود را بر آنها تحمیل کنند. همه میدانند که چطور باید درست رفتار کنند.”
منبع: وال استریت ژورنال
ترجمه: خبرنامه
-

تصمیم نهایی در مورد صلح را باید خود افغان ها بگیرند
میررحمان رحمانی رییس مجلس نمایندگان کشور که در سفری به پاکستان رفته، با شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان دیدار کرد.
در این دیدار وزیر خارجه پاکستان از آمادگیها و حسن نیت کشورش در ارتباط با روند صلح افغانستان اطمینان داده، افزود پاکستان تنها نقش میانجی و تسهیلکننده در روند صلح افغانستان خواهد داشت، تصمیم نهایی به دست افغانها است.
آقای رحمانی که اخیراً به پاکستان رفته با مقامات مختلف پاکستان دیدارهایی داشته است.
روز گذشته نیز او در نشست پیکو اشتراک کرد و هدف سفرش را گسترش مناسبات میان دو کشور خواند.
با این حال، پاکستان یکی از کشورهای تاثیرگذار در روند صلح بوده و از جانب حکومت افغانستان و افکار عامه متهم به حمایت همه جانبه از گروه طالبان است. -

افغانستان عضویت دائمی سازمان اقتصادی پیکو را به دست آورد
این نهاد روز چهارشنبه، دوازدهم جوزا، با نشر اعلامیهای گفت میررحمان رحمانی، رییس مجلس نمایندهگان در سفرش به پاکستان، منشور مجمع همکاریهای اقتصادی پارلمانی پیکو را امضا کرده است.
طبق معلومات مجلس نمایندگان، در حال حاضر کشورهای ایران، پاکستان، آذربایجان، ترکیه، ازبیکستان، قرغیزستان، تاجیکستان و افغانستان از اعضای « پیکو» اند.
گفتنی است افغانستان و سه کشور دیگر به تازگی عضویت این سازمان را به دست آورده است.
مجلس نمایندهگان میگوید عضویت در مجمع همکاریهای اقتصادی پارلمانی پیکو، روی رشد اقتصادی و ترانزیتی کشورهای عضو موثر است.
مجلس نمایندهگان در این اعلامیه گفته است که بر اساس پیشنهاد رییسان دارالانشاهای کشورهای عضو و تصویب کمیته اجرایی پیکو، قرار است که سال آینده سومین اجلاس این مجمع در کابل برگزار شود.
همچنان مجلس نمایندهگان گفته است که براساس تصمیم کمیته اجرایی این سازمان، میررحمان رحمانی، به عنوان رییس و عبدالقادر زازی وطندوست به عنوان سکرتر جنرال این مجمع انتخاب شدهاند و برای یک سال مجمع همکاریهای اقتصادی پیکو را ریاست میکنند.
-

پاکستان و دو راهی امریکا و طالبان/ اسلام آباد نگران نقش موثر هند در افغانستان است
ایالات متحده خروج نظامیانش را از افغانستان تسریع کرده و قرار است این روند تا ۱۱ ستپمبر ۲۰۲۱ تکمیل شود. با توجه به خروج امریکا پس از دو دهه جنگ، این سئوال مطرح است که واشنگتن چه نوع ظرفیت نظامی را میخواهد یا قادر است در آینده حفظ کند؟
طی چند هفته گذشته، موقعیت جغرافیایی نظامیان امریکایی در خارج از مرزهای افغانستان محور بحثها بوده تا ترکیب حضور نظامی این کشور.
پاکستان، خانه تقریباً تمام شوراهای طالبان، اکنون باید روابط و بازی استراتژی خود را بین طالبان و ایالات متحده متعادل کند. در حالی که راولپندی همچنان عامل اصلی قدرت طالبان و مذاکرات امریکا-طالبان است، اما دادن فضای نظامی به امریکا پس از سال ۲۰۲۱ چالش آسانی برای پاکستان نخواهد بود.
شاه محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان در مصاحبه اخیرش اشاره کرد که اسلامآباد احتمالاً درخواست ایالات متحده برای پایگاههای نظامی را در ازای بستههای بزرگ اقتصادی و تعهد برای سرمایهگذاری بررسی خواهد کرد. با توجه به این که چالش دسترسی امریکا به افغانستان محاط به خشکه در حال شدت گرفتن است، کاملاً واضح است که پاکستان چشم امید به موقعیتاش دوخته تا – بار دیگر – وابستگی ایالات متحده را به خود افزایش دهد. از آنجا که ایران در یک طرف قرار دارد و کشورهای آسیای میانه مانند ازبیکستان و تاجیکستان زیر فشار شدید روسیه است، گزینههای داشتن پایگاههای نظامی برای امریکا محدود است و پاکستان ممکن بار دیگر از مزایای آن به خوبی استفاده کند.
با این حال، طالبان با ادامه خشونتها به عنوان اهرم فشار در موازی با دیپلماسیاش، موضع محکمی در برابر حضور ایالات متحده نه تنها در افغانستان، بلکه در هر نقطۀ از منطقه گرفته است. طالبان در بیانیهای به اقدام نظامی علیه چنین پایگاهها و کشورهای میزبان آن اشاره کرده است.
این امر سئوالاتی را در مورد ظرفیت طالبان برای انجام چنین حملات و روابطش با القاعده مطرح میکند؛ شبکهای که ظرفیت و تجربه چنین حملاتی را دارد.
جالب این است که لحن بیانیه طالبان نشان میدهد، حتی پاکستان و نظامیانش میتواند از دیدگاه این گروه مفعول حمله و انتقاد قرار گیرد؛ در صورتی که تصمیم به میزبانی از عملیاتهای نظامی امریکا را بگیرد.
اوضاع در حال حاضر چندان بر وفق مراد نیست. در حالی که روابط امریکا – پاکستان بر مبنای معادله نظامی – نظامی است، اما روابط دولت بایدن با عمران خان نخستوزیر پاکستان نسبتاً سرد بوده است.
با این حال، پاکستان با اجازه دادن به پایگاههای نظامی ایالات متحده، به رغم تهدیدات طالبان، نگرانیهایی را در جنوب آسیا مطرح میکند، به ویژه برای دهلینو که در ایجاد ساختار امنیتی «کواد» در آسیا نقش اساسی داشته است. (کواد، گروه چهارگانه امریکا، استرالیا، هند و جاپان برای مقابله با چالشهای امنیتی و نظامی منطقه هند-پاسفیک است). کارشناسان بر این باورند که به دست آوردن جایگاهی در گروه کواد به جای چوکی در میز مذاکره، نتیجه مطلوبی خواهد بود.
از سوی دیگر، عدم دسترسی ایالات متحده به پایگاههای پاکستان، به صورت مخفی یا غیرمستقیم، ممکن است فشار بیشتری بر هند برای کمک به ایالات متحده در زمینه افغانستان به وجود آورد.
تغییر رویکرد ایالات متحده برای اعزام تنها ناو هواپیمابرش از آسیا پاسیفیک به دریای عرب جهت کمک به خروج از افغانستان موردی است که ایالات متحده محدودیت ظرفیتی خود را برجسته میکند، چنانچه میخواهد منافع نظامی بین آسیای غربی و بقیه منطقه را متعادل و کشورهای مانند هند را به تلاش بیشتر وادارد.
افغانستان، به رغم خروج ایالات متحده بازنگری استراتژیک و تاکتیکی را فراتر از مرزهای واشنگتن دیسی خواهد برد. کشورهای مانند هند که چندین جبهه فعال و چالشبرانگیز سیاست خارجی را مدیریت میکند، باید در ماههای آینده ظرفیت و تفکر استراتژیک قابل توجهی را به سمت تئاتر افغانستان سوق دهد.منبع: هندوستان تایمز
ترجمه: سید طاهر مجاب
-

دبیر کل ناتو: حمایت ناتو از افغانستان پس از خروج ادامه می یابد
آقای استولتنبرگ دیروز (سهشنبه، یازدهم جوزا) در پایان نشست وزیران دفاع و خارجۀ ناتو در بروکسل این موضوع را مطرح کرد. آقای استولتنبرگ میگوید که مأموریت حمایت قاطع و حضور نظامی ناتو در افغانستان تا حدود چهار ماه دیگری به پایان خواهد رسید.
دبیر کل ناتو یادآور میشود که شرکای ناتو سرگرم بررسی چگونهگی آموزش و مشورهدهی به ارتش افغانستان و حفاظت از تأسیسات مهم این کشور به شمول میدان هوایی کابل هستند.
به بیان آقای استولتنبرگ، افزون بر حمایت مالی از نظامیان افغانستان، آموزش این نیروها در بیرون از کشور نیز در دستور کار ناتو قرار دارد. او خاطرنشان میسازد که برنامۀ آموزش و مشورهدهی به نظامیان دولت افغانستان به نیروهای ویژۀ ارتش و پولیس افغانستان متمرکز خواهد بود.
ینس استولتنبرگ این اظهارات را در حالی مطرح میکند که نشست وزیران دفاع و خارجۀ پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) روز گذشته در مقر این سازمان در بروکسل برگزار شده است. دوام حمایت ناتو از ارتش افغانستان در این نشست مورد بحث قرار گرفته است.
-

یوناما: هفته گذشته 23 غیرنظامی در 6 ولایت افغانستان کشته شدند
این سازمان روز گذشته (سهشنبه،۱۱ جوزا) با نشر خبرنامهای گفت تنها در هفت حادثهٔ ثبت شده از سوی این نهاد تلفات سنگینی به افراد ملکی وارد شدهاست.
خبرنامه میافزاید افراد ملکی در ولایتهای قندهار، هلمند، ارزگان، سرپل، پروان و کاپیسا در طی یک هفته در پی حملات گروه طالبان کشته و زخمی شدهاند.
به نقل از این خبرنامه، حملات هوایی اردوی ملی نیز باعث تلفات افراد ملکی شدهاست.
یوناما از دو جانب نیروهای دولتی و گروه طالبان خواستار پایان جنگ و خشونت و محافظت از افراد ملکی شدهاست.
-

روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان 44 درصد تکمیل شده است
فرماندهی مرکزی ایالات متحدهی امریکا (سنتکام)، اعلام کرد ۳۰ تا ۴۴ درصد خروج نیرهای امریکایی از افغانستان انجام شده است.
در تویتی که از سوی سنتکام در مورد خروج منظم و مسؤولانهی نیروهایی امریکایی از افغانستان به نشر رسیده، آمده است که تا اکنون ۳۰۰ بار هواپیمای سی-۱۷ مواد از افغانستان خارج شده و بیش از ۱۳ قطعه تجهیزات برای تخریب به آژانس دفاع لجستیک تحویل داده شده است.
سنتکام همچنان، گفته است که ایالات متحدهی امریکا، ۶ ساختمان را به گونهی رسمی به ارتش ملی افغانستان تحویل داده است و تحویل پایگاهها و دارایی نظامی بیشتری در پشتیبانی از نیروهای امنیتی افغانستان در آینده، قابل پیشبینی است.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده در ادامه، گفته است که به دلیلهای امنیتی و عملیاتی، یک «محدودهی تقریبی» از درصدی خروج ارائه میشود و با ادامهی خروج مسؤولانه و منظم، اندازهی دامنه برای حفظ امنیت عملیاتی افزایش مییابد.
بر اساس تصمیم جو بایدن، رییسجمهور امریکا در اوایل ماه اپریل، تمام نیروهای امریکایی تا ۱۱سپتمبر از افغانستان به گونهی کامل خارج میشود؛ اما بسیاری از مقامهای وزارت دفاع امریکا، گفته اند که این خروج، زودتر از وقت تعیینشده انجام خواهد شد.